1
00:00:01,210 --> 00:00:02,840
‏‫یه اشتباه دیگه، این واحد منحل می‌شه.‬

2
00:00:03,000 --> 00:00:04,500
‏‫ولی مشکل بزرگ‌تری داریم.‬

3
00:00:04,630 --> 00:00:06,650
‏‫تنها کسایی که می‌دونن‬
‏‫تو اون انبار چی گذشت،‬

4
00:00:06,670 --> 00:00:07,840
‏‫اعضای گروه خودمن.‬

5
00:00:08,800 --> 00:00:12,760
‏‫جلوی فرمانده‌های ارشد پلیس لس‌آنجلس‬
‏‫نشستم و دروغ گفتم.‬

6
00:00:12,930 --> 00:00:14,100
‏‫درباره چی؟‬

7
00:00:14,270 --> 00:00:15,950
‏‫فیلم پهپاد.‬
‏‫گفتم نابود شده.‬

8
00:00:16,100 --> 00:00:19,440
‏‫فقط آسیب دیده بود.‬
‏‫احتمالاً می‌تونستم درستش کنم.‬

9
00:00:19,610 --> 00:00:21,450
‏‫این تیم الان‬
‏‫کمی صداقت لازم داره.‬

10
00:00:21,610 --> 00:00:22,780
‏‫به راهنمایی هم، نه؟‬

11
00:00:22,940 --> 00:00:24,460
‏‫فرمانده‌ای که دنبال‬
‏‫سایه نمی‌گرده چی؟‬

12
00:00:24,530 --> 00:00:26,110
‏‫اون خبرچین منو نشونه گرفته.‬

13
00:00:26,280 --> 00:00:28,280
‏‫شاید بهم اعتماد نداشته باشی،‬
‏‫ولی هنوز رئیس توام.‬

14
00:00:28,450 --> 00:00:29,580
‏‫پس باید بدونم‬

15
00:00:29,740 --> 00:00:31,380
‏‫این بدگمانی‌هات کار رو خراب می‌کنه؟‬

16
00:00:31,450 --> 00:00:33,200
‏‫باید درباره گزینه‌هات حرف بزنیم.‬

17
00:00:33,620 --> 00:00:34,750
‏‫کی گزارشش کرد؟‬

18
00:00:34,920 --> 00:00:35,980
‏‫ناشناس بود. مهمه؟‬

19
00:00:36,000 --> 00:00:37,380
‏‫برای من که خیلی مهمه.‬

20
00:00:37,540 --> 00:00:39,210
‏‫مالیک، من انداختمش زیر اتوبوس.‬

21
00:00:39,380 --> 00:00:40,770
‏‫فکر می‌کنی چه شکلی جلوه می‌کنم؟‬

22
00:00:40,800 --> 00:00:42,840
‏‫- راستشو گفتی.‬
‏‫- ولی اشتباه می‌کردم.‬

23
00:00:44,300 --> 00:00:45,970
‏‫ولی تو رو اذیت نمی‌کنه؟‬

24
00:00:46,100 --> 00:00:49,310
‏‫اگه هاندو می‌دونست فیلم تبرئه‌اش می‌کنه،‬
‏‫چرا قایمش کرد؟‬

25
00:00:49,720 --> 00:00:50,980
‏‫مالیک خبرچینه.‬

26
00:00:51,140 --> 00:00:53,060
‏‫- حتماً عصبانی‌ای.‬
‏‫- عصبانی نیستم.‬

27
00:00:53,230 --> 00:00:56,400
‏‫حالا همه‌چی برام روشنه‬
‏‫و یکی رو دارم که بهش تکیه کنم.‬

28
00:00:57,400 --> 00:00:59,610
‏‫فقط باید یه نقشه بکشیم.‬

29
00:01:01,000 --> 00:01:12,000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.App ]

30
00:01:17,000 --> 00:01:24,000
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

31
00:01:24,470 --> 00:01:25,630
‏‫این وقت صبح بهم زنگ نزن.‬

32
00:01:25,770 --> 00:01:27,100
‏‫خانواده‌ام خوابن.‬

33
00:01:27,230 --> 00:01:29,250
‏‫چرخه خواب عمیق زنت‬
‏‫چندان نگرانم نمی‌کنه.‬

34
00:01:29,270 --> 00:01:30,520
‏‫باید همین صبح حرف بزنیم.‬

35
00:01:30,690 --> 00:01:32,440
‏‫یه ساعت دیگه باید سر کار باشم.‬

36
00:01:32,610 --> 00:01:34,750
‏‫قبل از کار. ساعت هفت،‬
‏‫تقاطع فرست و اسپرینگ.‬

37
00:01:34,780 --> 00:01:35,780
‏‫نمی‌تونم.‬

38
00:01:35,950 --> 00:01:37,530
‏‫- ازت نپرسیدم.‬
‏‫- چی شده؟‬

39
00:01:37,700 --> 00:01:39,780
‏‫پشت تلفن نه. ساعت هفت اونجا باش.‬

40
00:01:41,280 --> 00:01:49,280
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

41
00:01:53,510 --> 00:01:54,510
‏‫هاندو؟‬

42
00:01:55,220 --> 00:01:56,220
‏‫صبح به‌خیر.‬

43
00:02:03,150 --> 00:02:04,310
‏‫اینجا چی کار می‌کنی؟‬

44
00:02:05,110 --> 00:02:06,430
‏‫دلم خواست یه دوری بزنم.‬

45
00:02:07,110 --> 00:02:09,900
‏‫نباید بریم سر کار؟‬
‏‫می‌تونم با ماشین خودم بیام.‬

46
00:02:11,200 --> 00:02:12,200
‏‫سوار شو.‬

47
00:02:25,260 --> 00:02:26,260
‏‫کجا می‌ریم؟‬

48
00:02:28,260 --> 00:02:29,490
‏‫چی، فکر کردی می‌خوام ببرمت‬

49
00:02:29,510 --> 00:02:30,680
‏‫وسط جنگل‌های پایِن بارنز؟‬

50
00:02:31,180 --> 00:02:32,180
‏‫سر کار، مالیک.‬

51
00:02:33,390 --> 00:02:34,390
‏‫داریم می‌ریم سر کار.‬

52
00:02:34,930 --> 00:02:36,140
‏‫خب، این که مسیرش نیست.‬

53
00:02:36,310 --> 00:02:37,850
‏‫آره، از راه دور می‌رم.‬

54
00:02:40,320 --> 00:02:41,940
‏‫نقش پیشرو رو ازت می‌گیرم.‬

55
00:02:43,070 --> 00:02:44,070
‏‫چرا؟‬

56
00:02:44,610 --> 00:02:45,890
‏‫به عملکردت ربطی نداره.‬

57
00:02:46,280 --> 00:02:49,120
‏‫تو گروه یه خائن هست. یکی از خودمون.‬

58
00:02:53,790 --> 00:02:55,120
‏‫یکی افتاده دنبال من.‬

59
00:02:55,710 --> 00:02:56,790
‏‫دنبال گروه ۴۴.‬

60
00:02:58,130 --> 00:03:00,190
‏‫درست وقتی داشتیم‬
‏‫به هم اعتماد می‌کردیم‬

61
00:03:00,210 --> 00:03:01,210
‏‫و یه گروه واقعی می‌شدیم،‬

62
00:03:02,550 --> 00:03:03,550
‏‫یه خانواده.‬

63
00:03:05,430 --> 00:03:07,890
‏‫یکی داره از درون‬
‏‫از هم می‌پاشوندمون.‬

64
00:03:09,350 --> 00:03:10,600
‏‫فقط یه مشکل هست؛‬

65
00:03:11,600 --> 00:03:12,810
‏‫نمی‌دونم کیه.‬

66
00:03:17,320 --> 00:03:18,740
‏‫پس می‌خوای چی کار کنی؟‬

67
00:03:18,900 --> 00:03:21,360
‏‫پیداش کنم. مطمئن باش می‌کنم.‬

68
00:03:22,280 --> 00:03:25,240
‏‫ببین پسر، می‌دونم تو نیستی.‬
‏‫تنها کسی هستی که روش حساب می‌کنم.‬

69
00:03:26,160 --> 00:03:29,080
‏‫ولی پیشرو کنارم می‌شینه‬

70
00:03:29,620 --> 00:03:31,020
‏‫و بیشتر از بقیه منو می‌بینه.‬

71
00:03:31,460 --> 00:03:33,290
‏‫هم‌تیمی‌هات رو‬
‏‫یکی‌یکی میارم پیش خودم‬

72
00:03:33,460 --> 00:03:34,630
‏‫و زیر نظرشون بگیرم.‬

73
00:03:35,210 --> 00:03:36,210
‏‫واکنش‌هاشون رو بسنجم.‬

74
00:03:37,010 --> 00:03:38,260
‏‫کسی تو ذهنته؟‬

75
00:03:39,760 --> 00:03:41,220
‏‫به کسیدی فکر می‌کردم.‬

76
00:03:43,770 --> 00:03:44,770
‏‫کسیدی؟‬

77
00:03:48,440 --> 00:03:49,770
‏‫م... یعنی مطمئنی؟‬

78
00:03:50,610 --> 00:03:52,940
‏‫موقع جلسه هیئت بازبینی شلیک‬
‏‫مضطرب بود.‬

79
00:03:53,820 --> 00:03:54,820
‏‫آشفته بود.‬

80
00:03:56,450 --> 00:03:57,450
‏‫تو چی فکر می‌کنی؟‬

81
00:04:00,950 --> 00:04:02,620
‏‫به نظرم پیشروش کن.‬

82
00:04:03,660 --> 00:04:05,250
‏‫خائن رو از سوراخش بیرون می‌کشیم.‬

83
00:04:08,090 --> 00:04:09,250
‏‫و حسابشو می‌رسم.‬

84
00:04:16,140 --> 00:04:18,890
‏‫- شما دو تا کجا بودین؟‬
‏‫- درباره پیشرویی حرف می‌زدیم.‬

85
00:04:19,060 --> 00:04:20,060
‏‫سر صبحونه؟‬

86
00:04:20,640 --> 00:04:22,020
‏‫چه خبر؟‬

87
00:04:22,190 --> 00:04:23,790
‏‫نبودین؛ ما هم تمرین رو شروع کردیم.‬

88
00:04:23,810 --> 00:04:25,580
‏‫پایک هم نیست.‬
‏‫از شهر رفته بیرون.‬

89
00:04:25,610 --> 00:04:26,610
‏‫کسیدی.‬

90
00:04:27,400 --> 00:04:28,780
‏‫مهمون‌های ویژه داریم.‬

91
00:04:28,940 --> 00:04:31,280
‏‫ظاهراً درخواست کردن‬
‏‫امشب تو مراسم مهمی‬

92
00:04:31,450 --> 00:04:33,070
‏‫کار حفاظت رو انجام بدیم.‬

93
00:04:33,240 --> 00:04:34,240
‏‫درخواست از طرف کیه؟‬

94
00:04:35,370 --> 00:04:37,950
‏‫- شهردار واس، چه غافلگیری‌ای!‬
‏‫- خودش اومد.‬

95
00:04:38,120 --> 00:04:40,540
‏‫هاندو هرلسون، خودِ افسانه!‬

96
00:04:41,250 --> 00:04:43,400
‏‫نمی‌دونستم امروز قراره‬
‏‫برای شهرداری کار کنیم.‬

97
00:04:43,420 --> 00:04:44,590
‏‫ایشون رئیس دفتر شهرداره.‬

98
00:04:44,760 --> 00:04:45,760
‏‫میراندا سایتسمایر.‬

99
00:04:46,260 --> 00:04:47,260
‏‫و شما؟‬

100
00:04:48,260 --> 00:04:49,840
‏‫افسر مالیک اندرسون.‬

101
00:04:50,010 --> 00:04:53,430
‏‫خوش‌شانسیم که همه‌تون کنارمونین.‬
‏‫بهترین‌های لس‌آنجلسین.‬

102
00:04:53,560 --> 00:04:55,520
‏‫امشب برای شهرمون تاریخیه.‬

103
00:04:55,680 --> 00:04:58,060
‏‫قراره با بولیوی‬
‏‫قرارداد تجاری بزرگی ببندیم.‬

104
00:04:58,230 --> 00:04:59,790
‏‫باید همه‌چیز بی‌نقص پیش بره.‬

105
00:04:59,860 --> 00:05:02,690
‏‫هیئت بولیوی درخواست کرده‬
‏‫سوات پلیس لس‌آنجلس‬

106
00:05:02,820 --> 00:05:04,030
‏‫به تیم حفاظت اضافه بشه.‬

107
00:05:04,190 --> 00:05:05,520
‏‫بولیویایی‌ها اسم سوات رو شنیدن؟‬

108
00:05:05,570 --> 00:05:07,110
‏‫انگار آوازه‌مون هنوز همه‌جا می‌پیچه.‬

109
00:05:07,280 --> 00:05:08,380
‏‫معلومه که شنیدن.‬

110
00:05:08,410 --> 00:05:09,790
‏‫شما کوبیِ این کارین!‬

111
00:05:09,950 --> 00:05:11,540
‏‫اوتانی‌های دنیای پلیسین!‬

112
00:05:11,660 --> 00:05:13,470
‏‫باید به شما جایزه بدن،‬

113
00:05:13,500 --> 00:05:15,000
‏‫البته به سیاستمدارها هم.‬

114
00:05:15,170 --> 00:05:16,690
‏‫ما دنبال جایزه نیستیم، قربان.‬

115
00:05:16,710 --> 00:05:18,650
‏‫دیدین؟ گفتم چرا از همه بهتره.‬

116
00:05:18,670 --> 00:05:20,170
‏‫واقعاً بهترینه.‬

117
00:05:20,340 --> 00:05:21,590
‏‫می‌دونیم دیر خبر دادیم،‬

118
00:05:21,720 --> 00:05:23,320
‏‫ولی کلی جزئیات مونده...‬

119
00:05:23,340 --> 00:05:24,650
‏‫باشه، بعداً هماهنگ می‌کنیم.‬

120
00:05:24,680 --> 00:05:26,120
‏‫فقط خواستم بیام سلامی بکنم‬

121
00:05:26,180 --> 00:05:28,520
‏‫و آبروی شهر رو حفظ کنیم.‬

122
00:05:31,270 --> 00:05:32,790
‏‫بعداً برای هماهنگی کارها برمی‌گردم،‬

123
00:05:32,850 --> 00:05:34,400
‏‫ولی فعلاً اینو بدونین:‬

124
00:05:34,560 --> 00:05:38,070
‏‫امشب اعتبار شهردار در خطره؛‬
‏‫پس هیچ غافلگیری‌ای نمی‌خوام.‬

125
00:06:08,600 --> 00:06:09,900
‏‫همه نقشه رو می‌دونن؟‬

126
00:06:11,900 --> 00:06:12,900
‏‫هی.‬

127
00:06:14,650 --> 00:06:15,650
‏‫بله، رئیس.‬

128
00:06:16,030 --> 00:06:17,910
‏‫کاری کنیم فردا شهر‬
‏‫با خبر خوبی بیدار شه.‬

129
00:06:19,780 --> 00:06:20,780
‏‫بریم.‬

130
00:06:56,950 --> 00:06:59,330
‏‫بولیوی یکی از بزرگ‌ترین‬
‏‫ذخایر لیتیوم‬

131
00:06:59,460 --> 00:07:00,670
‏‫جهان رو داره،‬

132
00:07:00,830 --> 00:07:02,630
‏‫و شهردار یه توافق تجاری گرفته.‬

133
00:07:02,790 --> 00:07:05,380
‏‫لیتیوم بولیوی‬
‏‫منحصراً همین‌جا در لس‌آنجلس‬

134
00:07:05,550 --> 00:07:06,840
‏‫تصفیه می‌شه.‬

135
00:07:07,010 --> 00:07:08,650
‏‫یه مرکز جدید انرژی پاک برای شهر.‬

136
00:07:08,680 --> 00:07:10,090
‏‫درباره‌اش خوندم.‬

137
00:07:10,260 --> 00:07:11,990
‏‫فرماندار تعلل کرد،‬
‏‫شهردار وارد شد.‬

138
00:07:12,010 --> 00:07:13,430
‏‫از نظر سیاسی حرکت پرخطریه.‬

139
00:07:13,600 --> 00:07:15,520
‏‫هیئت امشب قرارداد رو نهایی می‌کنه،‬

140
00:07:15,680 --> 00:07:18,150
‏‫ولی اعتراض‌های محیط‌زیستی‬
‏‫حسابی خشن شده‬

141
00:07:18,310 --> 00:07:19,810
‏‫توی بولیوی،‬

142
00:07:19,980 --> 00:07:22,080
‏‫و خبرهایی شنیدیم ممکنه‬
‏‫اینجا هم دردسر درست بشه.‬

143
00:07:22,110 --> 00:07:23,830
‏‫مگه بولیویایی‌ها تیم حفاظت ندارن؟‬

144
00:07:23,940 --> 00:07:25,400
‏‫فقط جلوی درها.‬

145
00:07:25,570 --> 00:07:27,130
‏‫شهردار نمی‌خواد‬
‏‫وسط مهمونی شام‬

146
00:07:27,160 --> 00:07:28,370
‏‫صحنه درگیری مسلحانه دیده بشه.‬

147
00:07:28,820 --> 00:07:30,870
‏‫بین مهمونا قاطی شین.‬
‏‫مأموریت مخفیه؛ هوشیار باشین.‬

148
00:07:31,040 --> 00:07:33,370
‏‫یعنی می‌تونم تیپِ «سزا»‬
‏‫تو مراسم گرمی رو بزنم؟‬

149
00:07:33,540 --> 00:07:35,000
‏‫هر چی باعث شه به چشم نیای.‬

150
00:07:35,670 --> 00:07:36,960
‏‫بسیار خب.‬

151
00:07:37,130 --> 00:07:40,380
‏‫پذیرایی، امضای قرارداد،‬
‏‫نشست خبری و شام.‬

152
00:07:40,550 --> 00:07:41,630
‏‫کارمون ساده‌ست:‬

153
00:07:41,800 --> 00:07:43,970
‏‫نه جنجال، نه مجروح، نه تیتر خبری.‬

154
00:07:45,220 --> 00:07:47,850
‏‫خولیو والنسیا،‬
‏‫کمیسر بازرگانی بولیوی.‬

155
00:07:48,010 --> 00:07:50,180
‏‫ماریا استانو، معاون کمیسر،‬

156
00:07:50,350 --> 00:07:53,230
‏‫و شاهدخت‬
‏‫سلنا دانیلا آئورورا پارادا.‬

157
00:07:53,600 --> 00:07:55,230
‏‫وایسا ببینم، شاهدخت؟‬

158
00:07:56,190 --> 00:07:57,440
‏‫یعنی واقعاً شاهزاده‌ست؟‬

159
00:07:57,610 --> 00:07:59,860
‏‫بیشتر یه عنوان نمادینه،‬
‏‫ولی خیلی محبوبه.‬

160
00:08:00,030 --> 00:08:01,910
‏‫- شاهدختِ مردم.‬
‏‫- دقیقاً.‬

161
00:08:02,450 --> 00:08:05,580
‏‫فقط مراقبش باشین و نذارین‬
‏‫لبخند از صورتش بره.‬

162
00:08:06,160 --> 00:08:07,640
‏‫بقیه‌اش با شما، گروهبان.‬

163
00:08:10,040 --> 00:08:11,690
‏‫بقیه آماده‌باش می‌مونین.‬

164
00:08:11,710 --> 00:08:13,670
‏‫من زودتر می‌رم‬
‏‫با عوامل مراسم آشنا بشم.‬

165
00:08:14,880 --> 00:08:17,880
‏‫راستی یادم رفت؛‬
‏‫امروز یه تغییری می‌دم.‬

166
00:08:18,050 --> 00:08:19,970
‏‫هنوز همه‌تون نوبت پیشرویی نداشتین.‬

167
00:08:21,510 --> 00:08:22,510
‏‫کسیدی.‬

168
00:08:23,350 --> 00:08:25,180
‏‫امروز با منی. آماده شو.‬

169
00:08:35,070 --> 00:08:38,070
‏‫بالاخره مالیک کنار رفت.‬

170
00:08:38,830 --> 00:08:40,110
‏‫چه حسی داشت به روش بیاری؟‬

171
00:08:40,200 --> 00:08:41,200
‏‫نیاوردم.‬

172
00:08:41,830 --> 00:08:43,290
‏‫کنارش گذاشتم تا به دام بیفته.‬

173
00:08:44,080 --> 00:08:47,250
‏‫- چرا مستقیم نرفتی سراغش؟‬
‏‫- ایتن، اون خودسر نیست.‬

174
00:08:47,420 --> 00:08:48,900
‏‫یکی تو سیستم هدایتش می‌کنه.‬

175
00:08:48,960 --> 00:08:50,710
‏‫یکی که می‌خواد سوات‬
‏‫زمین‌گیر بشه.‬

176
00:08:51,090 --> 00:08:52,680
‏‫فکر می‌کنی فرمانده پایکه؟‬

177
00:08:54,970 --> 00:08:56,430
‏‫داره با هر دو طرف بازی می‌کنه.‬

178
00:08:57,260 --> 00:08:58,430
‏‫یه روز کمکمون می‌کنه،‬

179
00:08:58,600 --> 00:09:00,200
‏‫یه روز چاقوشو تیز می‌کنه، حالا هم...‬

180
00:09:00,770 --> 00:09:02,100
‏‫اصلاً از شهر رفته.‬

181
00:09:07,030 --> 00:09:09,530
‏‫مالیک رو تعقیب می‌کنیم‬
‏‫تا برسیم به رابطش.‬

182
00:09:09,650 --> 00:09:12,490
‏‫وقتی بفهمیم کی پشت ماجراست،‬
‏‫مالیک رو اخراج می‌کنیم.‬

183
00:09:14,370 --> 00:09:15,370
‏‫ایتن،‬

184
00:09:16,040 --> 00:09:18,920
‏‫این کار برای گروه ۴۴ه، نه انتقام.‬

185
00:09:20,790 --> 00:09:22,670
‏‫- گروه ۴۴.‬
‏‫- خوبه.‬

186
00:09:23,710 --> 00:09:25,470
‏‫حالا برای مرحله بعد نقشه آماده‌ای؟‬

187
00:09:30,350 --> 00:09:32,140
‏‫یه لاته با شیر بادوم، لطفاً.‬

188
00:09:32,260 --> 00:09:34,560
‏‫- می‌شه هفت دلار و پنجاه.‬
‏‫- عالیه.‬

189
00:09:36,190 --> 00:09:38,270
‏‫عالیه، ممنون.‬

190
00:09:40,860 --> 00:09:42,190
‏‫این روزها حسابی معروف شدم.‬

191
00:09:42,360 --> 00:09:44,610
‏‫اولین پیشنهاد تبلیغ‬
‏‫نوشیدنی انرژی‌زا رو گرفتم.‬

192
00:09:44,740 --> 00:09:47,240
‏‫«فول کلیپ». به حال‌وهوام می‌خوره،‬
‏‫می‌دونی که...‬

193
00:09:47,570 --> 00:09:50,240
‏‫- انرژی و اسلحه!‬
‏‫- «فول کلیپ»؟‬

194
00:09:50,830 --> 00:09:52,010
‏‫اسم بهتری پیدا نکردن؟‬

195
00:09:52,040 --> 00:09:52,750
‏‫بس کن.‬

196
00:09:52,910 --> 00:09:54,420
‏‫خوبه دیگه، پول داره.‬

197
00:09:54,920 --> 00:09:57,040
‏‫خب، فکر می‌کنی سوات رو ول کنی‬

198
00:09:57,210 --> 00:09:58,460
‏‫و بری دنبال کار اینفلوئنسری؟‬

199
00:09:59,300 --> 00:10:03,180
‏‫راستش... هیچ‌وقت جدی‬
‏‫به رفتن فکر نکردم.‬

200
00:10:03,340 --> 00:10:05,100
‏‫انگار از روز اول برای سوات ساخته شدم.‬

201
00:10:07,890 --> 00:10:09,390
‏‫فقط...‬

202
00:10:10,390 --> 00:10:12,350
‏‫خیلی سخت‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.‬

203
00:10:13,150 --> 00:10:14,520
‏‫اصلاً مثل شبکه‌های اجتماعی نیست.‬

204
00:10:16,150 --> 00:10:17,900
‏‫دیو؟‬

205
00:10:18,490 --> 00:10:20,280
‏‫- نه، اون...‬
‏‫- جس.‬

206
00:10:20,700 --> 00:10:21,910
‏‫- سلام.‬
‏‫- سلام.‬

207
00:10:22,620 --> 00:10:25,050
‏‫امیدوارم مزاحم نشده باشم.‬
‏‫من و دیو اون شب آشنا شدیم.‬

208
00:10:25,080 --> 00:10:28,290
‏‫نه، اصلاً.‬
‏‫من و دیو فقط همکاریم.‬

209
00:10:28,460 --> 00:10:30,420
‏‫اوه، شما هم مربی مهدکودکین؟‬

210
00:10:30,540 --> 00:10:32,000
‏‫آره.‬

211
00:10:32,290 --> 00:10:34,590
‏‫دیو با بچه‌ها واقعاً خوبه.‬

212
00:10:43,350 --> 00:10:44,560
‏‫باید یه چیزی بهت بگم.‬

213
00:10:45,640 --> 00:10:48,230
‏‫من بودم که به هیئت بازبینی‬
‏‫علیهت گزارش دادم.‬

214
00:10:49,520 --> 00:10:51,070
‏‫فکر می‌کردم کار درستیه؛‬

215
00:10:51,570 --> 00:10:52,780
‏‫دارم وظیفه‌ام رو انجام می‌دم.‬

216
00:10:53,900 --> 00:10:55,570
‏‫ولی معلوم شد اشتباه می‌کردم.‬

217
00:10:56,660 --> 00:10:58,830
‏‫اگه فقط برای اینکه زیر نظرم بگیری‬
‏‫پیشروَم کردی...‬

218
00:11:00,330 --> 00:11:01,410
‏‫حقمه.‬

219
00:11:03,290 --> 00:11:04,920
‏‫کسیدی، تو چیزی رو گفتی که دیدی.‬

220
00:11:05,330 --> 00:11:06,750
‏‫همه‌مون گاهی اشتباه می‌کنیم،‬

221
00:11:07,340 --> 00:11:08,920
‏‫ولی قبول کردنش احترام داره.‬

222
00:11:12,430 --> 00:11:13,430
‏‫ببین،‬

223
00:11:14,470 --> 00:11:16,720
‏‫فقط واسه روشن شدن قضیه،‬

224
00:11:16,890 --> 00:11:18,810
‏‫برای مراقبت ازت پیشروت نکردم.‬

225
00:11:20,520 --> 00:11:21,520
‏‫خودت لیاقتش رو داشتی.‬

226
00:11:21,940 --> 00:11:22,940
‏‫ممنون، هاندو.‬

227
00:11:25,230 --> 00:11:27,130
‏‫فکر می‌کردم معترضا قرار نبود‬

228
00:11:27,150 --> 00:11:28,570
‏‫تا امشب پیداشون بشه.‬

229
00:11:28,740 --> 00:11:29,960
‏‫احتمالاً از وقتی هیئت رسیده‬

230
00:11:29,990 --> 00:11:30,990
‏‫دنبالشون می‌کردن.‬

231
00:11:31,110 --> 00:11:32,280
‏‫خب، ظاهراً آرومن.‬

232
00:11:32,450 --> 00:11:33,650
‏‫امیدوارم همین‌طور بمونن.‬

233
00:11:33,780 --> 00:11:35,100
‏‫من می‌رم سراغ هیئت.‬

234
00:11:35,160 --> 00:11:36,250
‏‫محوطه بیرونی با تو.‬

235
00:11:37,450 --> 00:11:39,330
‏‫اگه اوضاع بد شد، درخواست نیرو کن.‬

236
00:11:39,920 --> 00:11:41,080
‏‫وقت پیشروییه...‬

237
00:11:42,250 --> 00:11:43,250
‏‫پیشرو.‬

238
00:11:50,930 --> 00:11:52,600
‏‫گروهبان هرلسون، چه به‌موقع!‬

239
00:11:52,760 --> 00:11:53,850
‏‫با مهمون‌ها آشنا شین.‬

240
00:11:55,520 --> 00:11:58,730
‏‫کمیسر والنسیا،‬
‏‫معاونش ماریا استانو.‬

241
00:12:01,900 --> 00:12:03,280
‏‫هاندو هستم، خوش‌وقتم.‬

242
00:12:03,440 --> 00:12:05,110
‏‫نه، افتخار از آنِ ماست.‬

243
00:12:05,860 --> 00:12:09,200
‏‫و ایشون شاهدخت سلنا پاراداست.‬

244
00:12:10,830 --> 00:12:11,830
‏‫اعلی‌حضرت.‬

245
00:12:12,000 --> 00:12:13,870
‏‫خواهش می‌کنم، اون مادرم بود!‬

246
00:12:14,540 --> 00:12:16,040
‏‫شاهدخت زیادی فروتنه.‬

247
00:12:16,210 --> 00:12:18,340
‏‫حمایت ایشون این قرارداد رو ممکن کرد.‬

248
00:12:18,500 --> 00:12:20,840
‏‫کمک کرد صدای طرف دیگه هم شنیده شه.‬

249
00:12:21,010 --> 00:12:23,260
‏‫خب، همه حق دارن‬
‏‫آزادانه حرف بزنن.‬

250
00:12:23,840 --> 00:12:26,100
‏‫فقط امیدوارم بعد از امضای قرارداد‬
‏‫حرف ما رو هم بفهمن.‬

251
00:12:26,220 --> 00:12:28,270
‏‫واقعاً شاهدخت مردمه.‬

252
00:12:29,600 --> 00:12:31,230
‏‫- اجازه بدین.‬
‏‫- بفرمایین.‬

253
00:12:31,640 --> 00:12:32,640
‏‫ببخشید.‬

254
00:12:33,770 --> 00:12:35,150
‏‫معترضا دارن عصبی می‌شن.‬

255
00:12:54,590 --> 00:12:56,130
‏‫بجنب، بجنب!‬

256
00:13:01,430 --> 00:13:02,600
‏‫زود باش!‬

257
00:13:09,110 --> 00:13:10,190
‏‫داری چی کار می‌کنی؟‬

258
00:13:10,360 --> 00:13:11,780
‏‫دارم تمرین راه رفتن می‌کنم.‬

259
00:13:11,940 --> 00:13:14,030
‏‫کمکم می‌کنه همدلی و آگاهم‬
‏‫بیشتر بشه.‬

260
00:13:18,240 --> 00:13:20,990
‏‫کسیدی. بله؟‬

261
00:13:23,410 --> 00:13:24,410
‏‫گرفتم.‬

262
00:13:25,210 --> 00:13:26,580
‏‫کمک لازم دارن. بریم.‬

263
00:13:38,470 --> 00:13:41,060
‏‫- هاندو.‬
‏‫- بیرون چه خبره؟‬

264
00:13:41,230 --> 00:13:43,230
‏‫- گشتی‌های بیشتری تو راهن.‬
‏‫- بخوابین زمین!‬

265
00:13:47,070 --> 00:13:48,270
‏‫همین حالا ببریدش! بجنبین!‬

266
00:13:48,400 --> 00:13:49,400
‏‫دنبالم بیاین، بریم.‬

267
00:13:50,240 --> 00:13:51,320
‏‫بمب‌گذار دست منه.‬

268
00:13:56,500 --> 00:13:58,460
‏‫پلیس لس‌آنجلس! بخواب زمین!‬

269
00:14:06,510 --> 00:14:08,430
‏‫نزدیک بمونین، مستقیم برین سراغ ماشین‌ها.‬

270
00:14:11,560 --> 00:14:12,760
‏‫شما سه تا، برین.‬

271
00:14:17,440 --> 00:14:18,520
‏‫خب شاهدخت، نوبت شماست.‬

272
00:14:23,990 --> 00:14:24,990
‏‫پشت ماشین پناه بگیرین!‬

273
00:14:26,570 --> 00:14:28,830
‏‫پلیس! اسلحه رو بنداز!‬

274
00:14:29,370 --> 00:14:30,570
‏‫زود باشین، رفت.‬

275
00:14:34,830 --> 00:14:35,830
‏‫حرکت کن!‬

276
00:14:41,840 --> 00:14:43,430
‏‫پلیس! بجنبین! زود!‬

277
00:14:55,570 --> 00:14:56,690
‏‫بازداشتین.‬

278
00:15:02,570 --> 00:15:05,120
‏‫اثر انگشتت رو گرفتیم؛‬
‏‫اسمش کارل لارکسه.‬

279
00:15:05,290 --> 00:15:06,700
‏‫دو سال، هشت بار بازداشت.‬

280
00:15:06,870 --> 00:15:10,250
‏‫راهپیمایی جنسیتی، تجمع ضدواکسن،‬
‏‫اعتراض حامیان اسلحه.‬

281
00:15:10,370 --> 00:15:12,250
‏‫خب که چی؟ به چیزای زیادی اهمیت می‌دم.‬

282
00:15:12,420 --> 00:15:14,840
‏‫این مزخرفات رو تموم کن.‬
‏‫فقط پولِ سفارش‌دهنده مهمه.‬

283
00:15:15,340 --> 00:15:16,590
‏‫تو آشوبگر اجاره‌ای هستی.‬

284
00:15:16,760 --> 00:15:18,050
‏‫پس برسیم به اتفاق امروز،‬

285
00:15:18,220 --> 00:15:19,990
‏‫چون این دفعه کارت‬
‏‫به زندان ختم می‌شه؛‬

286
00:15:20,010 --> 00:15:21,140
‏‫اون هم برای سال‌های طولانی.‬

287
00:15:22,310 --> 00:15:24,430
‏‫ما فقط سروصدا کردیم.‬
‏‫کسی صدمه ندید.‬

288
00:15:24,600 --> 00:15:26,850
‏‫یکی به شاهدخت بولیوی شلیک کرده.‬

289
00:15:27,020 --> 00:15:28,980
‏‫آشوب شما حواس‌ها رو پرت کرد.‬

290
00:15:30,270 --> 00:15:32,150
‏‫- من به کسی شلیک نکردم.‬
‏‫- فرقی نمی‌کنه.‬

291
00:15:32,240 --> 00:15:34,150
‏‫شما پوشش لازم رو برای ترور فراهم کردین.‬

292
00:15:34,320 --> 00:15:36,990
‏‫این یعنی مشارکت در توطئه قتل‬
‏‫و معاونت در جرم.‬

293
00:15:37,160 --> 00:15:40,580
‏‫تازه هدف یه مقام خارجی بوده؛‬
‏‫اتهام تروریسم هم اضافه می‌شه.‬

294
00:15:40,910 --> 00:15:42,540
‏‫چند دهه پشت میله‌ها می‌مونی.‬

295
00:15:45,170 --> 00:15:46,170
‏‫باشه.‬

296
00:15:47,210 --> 00:15:50,970
‏‫گروه‌های مختلف پولم می‌دن‬
‏‫که جمعیت بیارم و شلوغ کنم.‬

297
00:15:51,920 --> 00:15:55,390
‏‫بمب دودزا، شعار، رنگ...‬
‏‫فقط آشوب. همین.‬

298
00:15:55,850 --> 00:15:57,060
‏‫امروز کی استخدامت کرد؟‬

299
00:15:58,770 --> 00:15:59,810
‏‫نمی‌دونم.‬

300
00:16:00,520 --> 00:16:01,890
‏‫همیشه ناشناس می‌مونن.‬

301
00:16:02,350 --> 00:16:03,730
‏‫توی سیگنال پیام می‌دن‬

302
00:16:03,900 --> 00:16:06,480
‏‫و پول رو با حواله ناشناس می‌فرستن.‬
‏‫ولی...‬

303
00:16:08,320 --> 00:16:10,780
‏‫می‌تونم چت‌ها رو باز کنم.‬
‏‫بهتون نشون بدم.‬

304
00:16:14,540 --> 00:16:15,540
‏‫همین الان.‬

305
00:16:18,920 --> 00:16:20,420
‏‫ببخشید، نمی‌تونین برین داخل.‬

306
00:16:20,580 --> 00:16:22,960
‏‫- باید مراسم شام رو لغو کنیم.‬
‏‫- اشکالی نداره، اِیمی.‬

307
00:16:23,590 --> 00:16:26,050
‏‫- ممنون.‬
‏‫- همین حالا بمب‌گذار رو بازجویی کردم.‬

308
00:16:26,510 --> 00:16:29,470
‏‫فکر می‌کنم ازش استفاده کردن‬
‏‫تا سوءقصد به شاهدخت رو بپوشونن.‬

309
00:16:29,640 --> 00:16:30,930
‏‫می‌دونین کی استخدامش کرده؟‬

310
00:16:31,050 --> 00:16:32,490
‏‫دنبال سفارش‌دهنده‬
‏‫و گروهش می‌گردیم.‬

311
00:16:32,510 --> 00:16:34,310
‏‫ولی بهترین راه ایمن کردن مراسم...‬

312
00:16:34,480 --> 00:16:36,350
‏‫مثل مادر شاغلی رفتار کنم‬
‏‫که قرار شام داره؟‬

313
00:16:37,150 --> 00:16:38,440
‏‫- لغوش کنین.‬
‏‫- فوراً.‬

314
00:16:38,560 --> 00:16:40,900
‏‫نه، من که مادر نیستم‬
‏‫و عاشق استیکم؛‬

315
00:16:41,070 --> 00:16:42,360
‏‫پس لغوش نمی‌کنیم.‬

316
00:16:43,530 --> 00:16:44,530
‏‫ببینین...‬

317
00:16:45,700 --> 00:16:51,040
‏‫ترور و خشونت‬
‏‫راه مشروع سیاست نیست.‬

318
00:16:51,200 --> 00:16:53,500
‏‫این شهر در برابر ترس سر خم نمی‌کنه.‬

319
00:16:53,660 --> 00:16:56,420
‏‫این قرارداد برامون شغل میاره.‬

320
00:16:56,880 --> 00:16:59,550
‏‫باتری‌های انرژی پاک.‬

321
00:17:00,130 --> 00:17:01,630
‏‫مردم لس‌آنجلس‬

322
00:17:01,800 --> 00:17:04,390
‏‫نمی‌ذارن با زور‬
‏‫این فرصت عالی رو ازشون بگیرن.‬

323
00:17:05,720 --> 00:17:07,310
‏‫یعنی چی؟ فقط ظاهر ماجرا مهمه؟‬

324
00:17:07,770 --> 00:17:09,730
‏‫می‌خواین شهردار‬
‏‫ضعیف به نظر نرسه؟‬

325
00:17:10,230 --> 00:17:11,520
‏‫موضوع شجاعته.‬

326
00:17:11,690 --> 00:17:15,230
‏‫توی سیاست هر اقدامی‬
‏‫یه موج انفجار راه می‌اندازه.‬

327
00:17:15,400 --> 00:17:18,150
‏‫استخراج لیتیوم هزینه داره.‬
‏‫هر پیشرفتی داره.‬

328
00:17:18,320 --> 00:17:20,820
‏‫سؤال اینه که در عوضش‬
‏‫چی رو نجات می‌دیم؟‬

329
00:17:20,990 --> 00:17:22,620
‏‫جون شاهدخت ارزش نجات دادن نداره؟‬

330
00:17:22,780 --> 00:17:24,790
‏‫نمی‌خوام به کسی آسیبی برسه.‬

331
00:17:25,160 --> 00:17:26,580
‏‫ولی ما این قرارداد رو می‌خوایم.‬

332
00:17:26,700 --> 00:17:29,330
‏‫بولیویایی‌ها هم می‌خوانش.‬
‏‫کار من هم سیاسته.‬

333
00:17:29,500 --> 00:17:31,960
‏‫گروهبان، کار شما نجات آدم‌هاست.‬

334
00:17:32,540 --> 00:17:34,130
‏‫مراسم هر طور شده برگزار می‌شه.‬

335
00:17:34,300 --> 00:17:37,010
‏‫فقط امیدوارم سیاست‌هاتون‬
‏‫باعث مرگ کسی نشه.‬

336
00:17:39,430 --> 00:17:41,350
‏‫خب، همین الان هاندو خبر داد.‬

337
00:17:41,510 --> 00:17:42,890
‏‫مراسم همچنان برقراره.‬

338
00:17:43,020 --> 00:17:45,020
‏‫چون معلومه یکی‬
‏‫شاهدخت سلنا رو هدف گرفته،‬

339
00:17:45,060 --> 00:17:46,520
‏‫حفاظت رو شدیدتر می‌کنیم.‬

340
00:17:46,690 --> 00:17:48,400
‏‫اگه فقط مقام تشریفاتیه، چرا هدفشه؟‬

341
00:17:48,560 --> 00:17:50,610
‏‫- قدرتی نداره.‬
‏‫- شهرت خودش قدرته.‬

342
00:17:50,730 --> 00:17:52,370
‏‫دنبال توجه باشی، باید تیتر خبر بشی.‬

343
00:17:52,400 --> 00:17:54,400
‏‫دقیقاً. کسی اسم کمیسر تجاری رو یادش نیست.‬

344
00:17:54,530 --> 00:17:55,970
‏‫اما همه دایانا رو می‌شناختن.‬

345
00:17:56,070 --> 00:17:59,280
‏‫اوه بله! اون لباس انتقام! یه اسطوره‌ست.‬

346
00:17:59,450 --> 00:18:00,910
‏‫اما خشونت رو توجیه نمی‌کنه.‬

347
00:18:01,620 --> 00:18:03,500
‏‫تا سروصدا نکنی،‬
‏‫کسی گوش نمی‌ده.‬

348
00:18:03,670 --> 00:18:06,630
‏‫بعضی وقت‌ها آدما حس می‌کنن‬
‏‫باید کار اشتباه رو بکنن‬

349
00:18:06,960 --> 00:18:08,050
‏‫تا به هدف درست برسن.‬

350
00:18:08,210 --> 00:18:09,410
‏‫باشه. هر نظری که دارین،‬

351
00:18:09,460 --> 00:18:10,700
‏‫باید کاملاً هوشیار باشین.‬

352
00:18:10,800 --> 00:18:12,160
‏‫سوات اولین خط دفاعه.‬

353
00:18:12,680 --> 00:18:15,220
‏‫جود، مراقب شاهدخت سلنا باش.‬

354
00:18:15,600 --> 00:18:17,270
‏‫دریافت شد.‬

355
00:18:17,430 --> 00:18:18,950
‏‫مالیک، با هاندو‬
‏‫ورودی و راهروها رو‬

356
00:18:18,980 --> 00:18:20,480
‏‫- پوشش می‌دین.‬
‏‫- فهمیدم.‬

357
00:18:20,640 --> 00:18:21,980
‏‫سامی، چشم از جمعیت برندار.‬

358
00:18:22,150 --> 00:18:24,230
‏‫دنبال آدم مشکوکی بگرد‬
‏‫که ممکنه تیرانداز باشه.‬

359
00:18:24,650 --> 00:18:26,940
‏‫ایتن داره رد حواله کارل رو می‌گیره.‬

360
00:18:27,110 --> 00:18:29,450
‏‫من و اون هم جلوی ورودی اصلی‬
‏‫مستقر می‌شیم‬

361
00:18:29,610 --> 00:18:32,620
‏‫و چهره همه رو با عکس افراد کارل‬
‏‫تطبیق می‌دیم.‬

362
00:18:32,780 --> 00:18:33,780
‏‫یه ساعت وقت داریم.‬

363
00:18:34,830 --> 00:18:36,330
‏‫راستی لباس رسمیِ مهمونیه.‬

364
00:18:36,450 --> 00:18:39,000
‏‫بیشتر «کوکتل مولوتف» می‌خوره!‬

365
00:18:39,170 --> 00:18:40,170
‏‫خدای من!‬

366
00:18:40,250 --> 00:18:41,420
‏‫- زود بود؟‬
‏‫- زیادی مسخره بود.‬

367
00:18:42,290 --> 00:18:43,300
‏‫بعداً می‌بینمتون.‬

368
00:18:47,380 --> 00:18:48,380
‏‫توضیحات خوبی بود.‬

369
00:18:49,390 --> 00:18:50,390
‏‫می‌دونم.‬

370
00:18:51,850 --> 00:18:53,330
‏‫هی، فقط... مراقب هاندو باش.‬

371
00:18:53,350 --> 00:18:56,480
‏‫فکر می‌کنم نیات پنهانی داره، می‌فهمی؟‬

372
00:18:58,560 --> 00:18:59,560
‏‫وای.‬

373
00:19:00,400 --> 00:19:02,150
‏‫حسادت اصلاً بهت نمیاد، مالیک.‬

374
00:19:03,070 --> 00:19:05,610
‏‫- نه، این‌طور نیست.‬
‏‫- تو پیشروی خوبی بودی.‬

375
00:19:06,450 --> 00:19:07,450
‏‫منم خوبم.‬

376
00:19:07,990 --> 00:19:10,660
‏‫شاید حتی بهتر.‬
‏‫تو کار خودت رو بکن، منم کارمو.‬

377
00:19:12,160 --> 00:19:20,160
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

378
00:19:34,900 --> 00:19:35,900
‏‫وای!‬

379
00:19:36,400 --> 00:19:37,900
‏‫قرار نبود تو چشم نیایم؟‬

380
00:19:38,320 --> 00:19:40,030
‏‫تو می‌گی، آقای جیمز باند!‬

381
00:19:45,410 --> 00:19:46,620
‏‫بده من. کمکت می‌کنم.‬

382
00:19:52,800 --> 00:19:55,970
‏‫من کاملاً تو نقشم فرو رفتم.‬

383
00:19:56,130 --> 00:19:57,760
‏‫خواهرزاده کمیسر تجاریم‬

384
00:19:57,880 --> 00:19:59,140
‏‫که رؤیای بازیگری داره.‬

385
00:19:59,300 --> 00:20:01,180
‏‫همراهش اومدم دانشگاه یو‌سی‌ال‌ای رو ببینم.‬

386
00:20:02,140 --> 00:20:04,180
‏‫این‌جوری نزدیک خودش‬
‏‫و معاونش می‌مونم.‬

387
00:20:04,480 --> 00:20:05,480
‏‫بد هم نیست.‬

388
00:20:09,310 --> 00:20:10,320
‏‫لعنتی!‬

389
00:20:11,610 --> 00:20:14,400
‏‫- این جواب نمی‌ده.‬
‏‫- اسلحه کوچیک‌تر بردار.‬

390
00:20:15,070 --> 00:20:17,130
‏‫تنها چیزی که یه خلافکار مسلح‬
‏‫رو متوقف می‌کنه‬

391
00:20:17,160 --> 00:20:18,990
‏‫یه آدم خوب با اسلحه بزرگ‌تره.‬

392
00:20:19,660 --> 00:20:21,330
‏‫باشه، طرفدار متمم دوم!‬

393
00:20:21,500 --> 00:20:22,500
‏‫خب، برنامه چیه؟‬

394
00:20:24,750 --> 00:20:26,130
‏‫گرفتم.‬

395
00:20:29,000 --> 00:20:36,000
سینمافریک

396
00:20:38,680 --> 00:20:40,100
‏‫مراقب آدم‌های دستپاچه،‬

397
00:20:40,270 --> 00:20:41,900
‏‫بیش‌ازحد متمرکز یا غیرعادی باشین.‬

398
00:20:43,560 --> 00:20:45,940
‏‫بدون تأیید ما کسی رفت‌وآمد نمی‌کنه.‬

399
00:20:48,820 --> 00:20:49,820
‏‫خوش اومدین.‬

400
00:20:51,450 --> 00:20:52,490
‏‫بفرمایین داخل.‬

401
00:20:54,620 --> 00:20:56,750
‏‫تمام مدت شاهدخت رو زیر نظر داشته باشین.‬

402
00:20:57,960 --> 00:20:59,370
‏‫چه خبر داداش؟ خوبی؟‬

403
00:20:59,540 --> 00:21:01,380
‏‫ممکنه برگردین؟‬
‏‫آره، دست‌هاتون رو باز کنین.‬

404
00:21:01,710 --> 00:21:02,710
‏‫ممنون.‬

405
00:21:04,590 --> 00:21:06,070
‏‫خیلی خب، مشکلی نیست. خوش بگذرونین.‬

406
00:21:16,730 --> 00:21:17,730
‏‫شاهدخت.‬

407
00:21:20,400 --> 00:21:21,650
‏‫ممنون که اینجا هستین.‬

408
00:21:22,320 --> 00:21:25,360
‏‫راستش اتفاق امروز‬
‏‫حسابی منو ترسونده.‬

409
00:21:25,740 --> 00:21:26,740
‏‫چه می‌دونم!‬

410
00:21:27,570 --> 00:21:30,290
‏‫من فقط یه شکلات‌سازم که می‌خوام‬
‏‫کاکائوی بولیوی رو بخرم‬

411
00:21:30,450 --> 00:21:31,450
‏‫از منطقه ایتِنِز.‬

412
00:21:33,620 --> 00:21:35,580
‏‫ویلی وانکا با نقش محافظ!‬

413
00:21:47,560 --> 00:21:48,770
‏‫قرارمون رو به هم زدی.‬

414
00:21:49,600 --> 00:21:52,020
‏‫می‌خواستم حرف‌هامون رو‬
‏‫با هم هماهنگ کنیم.‬

415
00:21:52,600 --> 00:21:54,310
‏‫دیگه هیچ‌وقت منو نپیچون.‬

416
00:21:54,480 --> 00:21:56,320
‏‫هاندو صبح تقریباً منو ربود.‬

417
00:21:56,480 --> 00:21:57,570
‏‫با ماشین چرخوندَم.‬

418
00:21:58,650 --> 00:22:00,170
‏‫فهمیده یکی داره‬
‏‫اطلاعات لو می‌ده.‬

419
00:22:00,320 --> 00:22:02,570
‏‫- چی می‌دونه؟‬
‏‫- فکر نمی‌کنه من باشم.‬

420
00:22:03,120 --> 00:22:06,410
‏‫خیلی خوبه. پس سرت رو پایین بنداز‬
‏‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته.‬

421
00:22:06,540 --> 00:22:07,790
‏‫و تو با این مشکلی نداری؟‬

422
00:22:08,790 --> 00:22:10,420
‏‫سال‌هاست تو این بازی‌ام.‬

423
00:22:11,040 --> 00:22:12,230
‏‫گاهی حس می‌کنی داری می‌بازی‬

424
00:22:12,250 --> 00:22:13,500
‏‫و فقط باید صبر کنی.‬

425
00:22:14,050 --> 00:22:16,260
‏‫بعد یه اتفاقی می‌افته؛‬
‏‫یه فرصت پیش میاد‬

426
00:22:16,380 --> 00:22:17,430
‏‫که اوضاع رو عوض می‌کنه.‬

427
00:22:17,590 --> 00:22:18,590
‏‫مطمئن می‌شم اتفاق بیفته.‬

428
00:22:19,010 --> 00:22:20,930
‏‫حتی مطمئن نیستم‬
‏‫چیزی علیه هاندو پیدا بشه.‬

429
00:22:23,100 --> 00:22:25,690
‏‫- شاید اشتباه می‌کنی.‬
‏‫- یا شاید اون خیلی ماهره.‬

430
00:22:26,560 --> 00:22:29,150
‏‫می‌دونم چون تحسینش می‌کنی‬
‏‫این کار برات سخته،‬

431
00:22:30,020 --> 00:22:31,530
‏‫ولی باید بهتر از این باشیم.‬

432
00:22:33,400 --> 00:22:35,160
‏‫خبرچین؛ به کی شک کرده؟‬

433
00:22:38,450 --> 00:22:40,120
‏‫- کسیدی.‬
‏‫- عالیه.‬

434
00:22:40,240 --> 00:22:42,120
‏‫یه نفر رو داره که بهش شک کنه.‬
‏‫سرش گرم می‌مونه.‬

435
00:22:42,290 --> 00:22:43,790
‏‫بهتره یه‌جوری...‬

436
00:22:44,460 --> 00:22:46,380
‏‫بیشتر به این فکر بندازیش.‬

437
00:22:46,540 --> 00:22:48,230
‏‫چی؟ می‌خوای کسیدی رو قربانی کنم؟‬

438
00:22:48,250 --> 00:22:49,880
‏‫می‌خوام تو زنده بمونی.‬

439
00:22:51,930 --> 00:22:53,850
‏‫اگه هاندو این قضیه رو بفهمه،‬
‏‫کارت تمومه.‬

440
00:22:54,220 --> 00:22:56,010
‏‫پس یه سرنخ بهش بده‬

441
00:22:56,180 --> 00:22:58,330
‏‫تا سرش گرم بمونه‬
‏‫و ما کارمون رو تموم کنیم.‬

442
00:22:58,350 --> 00:23:02,520
‏‫بعدش می‌تونی کار رو‬
‏‫به روش درست خودت انجام بدی.‬

443
00:23:03,110 --> 00:23:04,190
‏‫همون‌طور که قول دادم.‬

444
00:23:26,260 --> 00:23:27,470
‏‫هاندو.‬

445
00:23:27,590 --> 00:23:29,150
‏‫از گوشی مالیک چیزی پیدا کردی؟‬

446
00:23:30,260 --> 00:23:32,180
‏‫فقط یه شماره اعتباری‬
‏‫که مرتب باهاش تماس داشته.‬

447
00:23:32,350 --> 00:23:33,770
‏‫ولی قابل ردیابی نیست.‬

448
00:23:33,890 --> 00:23:35,310
‏‫می‌خوام همین الان بهش زنگ بزنی.‬

449
00:23:39,110 --> 00:23:40,780
‏‫نمی‌خوای جواب بدی؟‬

450
00:23:41,400 --> 00:23:42,490
‏‫حتماً تبلیغاتیه.‬

451
00:23:42,650 --> 00:23:44,130
‏‫این شماره رو فقط تو داری.‬

452
00:23:45,360 --> 00:23:47,660
‏‫خب، حواست جمع باشه.‬

453
00:23:58,460 --> 00:23:59,460
‏‫اون چی بود؟‬

454
00:24:00,130 --> 00:24:03,760
‏‫راستش همه‌چیز رو نمی‌دونم‬
‏‫و حتی نمی‌تونم بهت بگم.‬

455
00:24:04,220 --> 00:24:05,390
‏‫چی داری می‌گی؟‬

456
00:24:08,180 --> 00:24:09,810
‏‫به حساب سیگنال کارل جواب دادن.‬

457
00:24:09,980 --> 00:24:10,980
‏‫می‌تونی ردیابیش کنی؟‬

458
00:24:11,480 --> 00:24:12,480
‏‫الان معلوم می‌شه.‬

459
00:24:17,820 --> 00:24:19,070
‏‫می‌دونم خودتی!‬

460
00:24:19,240 --> 00:24:20,800
‏‫با دفتر شهردار‬
‏‫همکاری می‌کردی.‬

461
00:24:20,820 --> 00:24:22,580
‏‫همه‌چیز رو همین حالا می‌گی!‬

462
00:24:23,450 --> 00:24:25,160
‏‫- دیگه دروغ نمی‌خوام!‬
‏‫- حق با توئه.‬

463
00:24:27,210 --> 00:24:28,250
‏‫کار من بوده.‬

464
00:24:28,420 --> 00:24:29,980
‏‫فقط همینو داری بگی؟‬

465
00:24:30,330 --> 00:24:31,630
‏‫هاندو،‬

466
00:24:31,790 --> 00:24:32,810
‏‫ایتن کارفرماش رو پیدا کرد.‬

467
00:24:32,840 --> 00:24:33,840
‏‫آدرسش رو پیدا کرده.‬

468
00:24:35,760 --> 00:24:36,760
‏‫کجا؟‬

469
00:24:37,050 --> 00:24:38,640
‏‫اتاق ۱۱۰۸.‬

470
00:24:39,510 --> 00:24:40,890
‏‫همین هتل.‬

471
00:24:43,220 --> 00:24:44,850
‏‫سوئیت ماریا استانوئه.‬

472
00:24:45,020 --> 00:24:46,600
‏‫اون معاون کمیسر تجارته.‬

473
00:24:47,100 --> 00:24:48,420
‏‫خیلی خب، ایتن با من بیا.‬

474
00:24:48,520 --> 00:24:49,900
‏‫کسیدی، گروه رو نگه دار.‬

475
00:24:51,610 --> 00:24:52,860
‏‫این ماجرا هنوز تموم نشده.‬

476
00:25:05,790 --> 00:25:06,840
‏‫محیط رو پاک‌سازی کنین.‬

477
00:25:12,340 --> 00:25:14,220
‏‫مرده. از پشت بهش شلیک کردن.‬

478
00:25:14,470 --> 00:25:15,470
‏‫محیط امنه.‬

479
00:25:16,180 --> 00:25:18,100
‏‫جسد هنوز گرمه.‬
‏‫همین الان اتفاق افتاده.‬

480
00:25:19,680 --> 00:25:20,680
‏‫قاتل همین‌جاست.‬

481
00:25:29,820 --> 00:25:31,490
‏‫گروه بررسی صحنه جرم تو راهه.‬

482
00:25:31,620 --> 00:25:32,620
‏‫منطقی نیست.‬

483
00:25:33,030 --> 00:25:34,510
‏‫اگه استانو کارل رو استخدام کرده،‬

484
00:25:34,660 --> 00:25:35,780
‏‫چرا یکی باید بکشتش؟‬

485
00:25:36,200 --> 00:25:38,500
‏‫شاید کسی فهمیده پول آشوب‌ها رو‬
‏‫اون داده‬

486
00:25:38,670 --> 00:25:40,420
‏‫و ازش انتقام گرفته؟‬

487
00:25:43,420 --> 00:25:45,170
‏‫یا دنبال اطلاعات بودن.‬

488
00:25:58,440 --> 00:26:01,030
‏‫ورود ساده‌ست. رمزگذاری ضعیفه. وارد شدم.‬

489
00:26:03,650 --> 00:26:05,110
‏‫فهرست خبرنگارها.‬

490
00:26:05,280 --> 00:26:07,700
‏‫این سند قبلاً قفل بود،‬
‏‫ولی حالا به‌روزرسانی شده.‬

491
00:26:07,870 --> 00:26:09,290
‏‫استانو رو برای همین کشتن.‬

492
00:26:09,450 --> 00:26:10,850
‏‫تا اسمشون رو تو فهرست بذارن.‬

493
00:26:10,870 --> 00:26:12,470
‏‫این‌جوری وارد مراسم می‌شن.‬

494
00:26:12,500 --> 00:26:13,960
‏‫ببین کی رو اضافه کردن.‬

495
00:26:14,130 --> 00:26:15,980
‏‫سند اشتراکیه و نسخه‌های قبلی‬
‏‫هم پاک شده.‬

496
00:26:16,000 --> 00:26:17,750
‏‫نمی‌شه فهمید کی اضافه شده.‬

497
00:26:18,630 --> 00:26:19,940
‏‫باید هیئت رو تخلیه کنیم.‬

498
00:26:19,970 --> 00:26:21,170
‏‫نه، خیلی دیر شده.‬

499
00:26:21,340 --> 00:26:22,720
‏‫همه الان پایینن.‬

500
00:26:22,880 --> 00:26:24,240
‏‫آشوب هم ممکنه به قاتل‬

501
00:26:24,260 --> 00:26:25,470
‏‫فرصت لازم رو بده.‬

502
00:26:26,220 --> 00:26:27,260
‏‫خبرنگارا منتظرن.‬

503
00:26:27,390 --> 00:26:29,060
‏‫باید بی‌سروصدا سلنا رو خارج کنیم.‬

504
00:26:30,140 --> 00:26:32,400
‏‫تیم واکنش اضطراری رو‬
‏‫آماده‌باش بذارین.‬

505
00:26:33,730 --> 00:26:35,650
‏‫- بریم پایین.‬
‏‫- دریافت شد.‬

506
00:26:42,490 --> 00:26:44,120
‏‫جود، همین الان شاهدخت رو خارج کن!‬

507
00:26:44,290 --> 00:26:45,540
‏‫دریافت شد.‬

508
00:26:46,040 --> 00:26:47,800
‏‫سامی، برو سراغ والنسیا،‬
‏‫کمیسر تجارت.‬

509
00:26:47,910 --> 00:26:49,810
‏‫بفهم معاونش چرا کارل رو اجیر کرد؛‬
‏‫خودش خبر داشته؟‬

510
00:26:49,830 --> 00:26:51,210
‏‫انجام می‌دم.‬

511
00:26:51,340 --> 00:26:52,690
‏‫کسیدی، خبرنگارا رو ببر؛‬
‏‫به شهردار بگو.‬

512
00:26:52,710 --> 00:26:54,010
‏‫اصلاً خوشش نمیاد.‬

513
00:26:54,170 --> 00:26:55,670
‏‫به تخمم نیست. انجامش بده.‬

514
00:26:56,470 --> 00:26:57,470
‏‫من چی؟‬

515
00:26:58,010 --> 00:26:59,330
‏‫همون ورودی خدمات بمون.‬

516
00:26:59,390 --> 00:27:00,760
‏‫از تو فقط همینو می‌خوایم.‬

517
00:27:05,900 --> 00:27:06,900
‏‫ببخشید، قربان.‬

518
00:27:07,650 --> 00:27:09,020
‏‫ممنون.‬

519
00:27:11,190 --> 00:27:12,190
‏‫باید حرف بزنیم.‬

520
00:27:17,990 --> 00:27:19,670
‏‫قربان، داریم اوضاع رو‬
‏‫کنترل می‌کنیم،‬

521
00:27:19,740 --> 00:27:21,150
‏‫ولی باید نشست خبری رو کوتاه کنیم.‬

522
00:27:22,040 --> 00:27:23,600
‏‫قرار بود امشب‬
‏‫شب بزرگ من باشه.‬

523
00:27:23,620 --> 00:27:26,040
‏‫اوج افتخارم؛ نه این گندکاری لعنتی.‬

524
00:27:26,210 --> 00:27:27,940
‏‫جری، فکر کنم وقتشه گوش بدیم.‬

525
00:27:27,960 --> 00:27:29,170
‏‫دارم گوش می‌دم.‬

526
00:27:29,340 --> 00:27:30,700
‏‫فکر کردی جسد بیشتر می‌خوام؟‬

527
00:27:31,880 --> 00:27:33,550
‏‫قربان، بیرون این اتاق امن نیست.‬

528
00:27:33,720 --> 00:27:36,600
‏‫فقط یه دقیقه وقت می‌خوام،‬
‏‫تا هنوز مراسم مال منه.‬

529
00:27:41,810 --> 00:27:43,230
‏‫- وایسین.‬
‏‫- شاهدخت! هی!‬

530
00:27:43,400 --> 00:27:46,280
‏‫- باید الان بریم.‬
‏‫- چی شده؟‬

531
00:27:46,440 --> 00:27:48,860
‏‫به معاون کمیسر شلیک شده.‬
‏‫مرده.‬

532
00:27:49,200 --> 00:27:51,240
‏‫وای خدای من! ماریا!‬

533
00:27:51,780 --> 00:27:53,370
‏‫کسی که این کارو کرده گرفتن؟‬

534
00:27:53,490 --> 00:27:55,430
‏‫نه. برای همین‬
‏‫باید فوراً از اینجا ببرمتون.‬

535
00:27:55,450 --> 00:27:57,330
‏‫- بیاین.‬
‏‫- نه، فقط من؟‬

536
00:27:57,500 --> 00:27:58,500
‏‫قرارداد چی می‌شه؟‬

537
00:27:58,670 --> 00:27:59,880
‏‫همه جزئیات رو نمی‌دونم.‬

538
00:28:00,040 --> 00:28:01,310
‏‫فقط می‌دونم شما در خطرین.‬

539
00:28:01,340 --> 00:28:02,550
‏‫- بیاین.‬
‏‫- وای خدا!‬

540
00:28:02,960 --> 00:28:06,800
‏‫اون مرد رو اونجا می‌بینین؟‬
‏‫دائم منو زیر نظر داره.‬

541
00:28:06,970 --> 00:28:08,430
‏‫یه جای کار می‌لنگه.‬

542
00:28:09,890 --> 00:28:11,560
‏‫کسی مرد با کراوات زرشکی رو می‌بینه؟‬

543
00:28:13,600 --> 00:28:14,600
‏‫اون طرف سالن.‬

544
00:28:15,940 --> 00:28:17,350
‏‫- اون اسلحه‌ست؟‬
‏‫- اینجا بمونین.‬

545
00:28:22,320 --> 00:28:23,860
‏‫هی! پلیس لس‌آنجلس.‬

546
00:28:24,030 --> 00:28:26,380
‏‫- دست‌هات رو نشون بده.‬
‏‫- چی؟ چه خبره؟‬

547
00:28:26,410 --> 00:28:27,410
‏‫دست‌ها رو ببر بالا.‬

548
00:28:30,540 --> 00:28:32,750
‏‫- اسپری تنفس؟‬
‏‫- دارم سیگار رو ترک می‌کنم.‬

549
00:28:33,330 --> 00:28:35,290
‏‫از وقتی بچه‌مون به دنیا اومده‬
‏‫زنم گیر داده.‬

550
00:28:35,670 --> 00:28:36,920
‏‫هفته سختی بوده.‬

551
00:28:38,300 --> 00:28:39,300
‏‫تو فهرست مهمون‌هاست.‬

552
00:28:42,680 --> 00:28:44,600
‏‫با زنت موفق باشی. مشکلی نداره.‬

553
00:28:46,970 --> 00:28:48,330
‏‫کمیسر تجارت چی گفت؟‬

554
00:28:48,810 --> 00:28:51,060
‏‫اعتراف کرد خودش و استانو‬
‏‫با هم کارل رو استخدام کردن.‬

555
00:28:51,230 --> 00:28:53,330
‏‫والنسیا می‌ترسیده اگه‬
‏‫اعتراض‌ها زیاد شلوغ شه،‬

556
00:28:53,360 --> 00:28:54,920
‏‫رئیسش درباره قرارداد تجدیدنظر کنه.‬

557
00:28:55,820 --> 00:28:58,030
‏‫وقتی خشونت وسط بیاد،‬
‏‫دیگه کسی گوش نمی‌ده.‬

558
00:28:58,200 --> 00:29:00,410
‏‫پس سوءقصد به شاهدخت برای چی بوده؟‬

559
00:29:04,830 --> 00:29:05,950
‏‫دیگه سلنا رو نمی‌بینم.‬

560
00:29:06,080 --> 00:29:07,500
‏‫یه تهدید دیدم.‬

561
00:29:07,660 --> 00:29:08,420
‏‫رفتم؛ گم شد.‬

562
00:29:08,540 --> 00:29:10,000
‏‫شهردار کجاست؟‬

563
00:29:10,170 --> 00:29:11,730
‏‫رفت. خواستم نگهش دارم،‬
‏‫عصبانی بود.‬

564
00:29:11,750 --> 00:29:13,550
‏‫یعنی جای هیچ‌کدومشون رو نمی‌دونیم.‬

565
00:29:16,590 --> 00:29:20,010
‏‫هی، قرارداد هنوز سر جاشه.‬
‏‫خودم با خبرنگارا حرف می‌زنم.‬

566
00:29:20,180 --> 00:29:22,470
‏‫دیگه کسی حق اظهارنظر نداره.‬

567
00:29:42,870 --> 00:29:44,250
‏‫متأسفم. همه‌اش تقصیر منه.‬

568
00:29:44,380 --> 00:29:46,040
‏‫نه، سلنا مسئولیت من بود.‬

569
00:29:46,380 --> 00:29:47,920
‏‫اون مرد واقعاً مشکوک به نظر می‌رسید.‬

570
00:29:48,340 --> 00:29:49,590
‏‫همه‌مون متوجه نشدیم.‬

571
00:29:49,760 --> 00:29:51,190
‏‫حسرت نه، تمرکز‬
‏‫مشکل رو حل می‌کنه.‬

572
00:29:51,220 --> 00:29:52,930
‏‫تصاویر دوربین‌های مدار بسته رو دارم.‬

573
00:29:53,470 --> 00:29:54,470
‏‫جود.‬

574
00:30:01,270 --> 00:30:02,270
‏‫تنهایی رفته؟‬

575
00:30:09,110 --> 00:30:10,700
‏‫دقیقاً می‌دونسته چی کار می‌کنه.‬

576
00:30:10,870 --> 00:30:12,240
‏‫رفته سراغ شهردار واس.‬

577
00:30:12,990 --> 00:30:15,620
‏‫کسیدی، تو و ایتن‬
‏‫سالن مهمونی رو قرق کنین.‬

578
00:30:15,790 --> 00:30:18,920
‏‫سامی، تو با من و جود بیا.‬
‏‫حرکت!‬

579
00:30:24,050 --> 00:30:25,050
‏‫وایسین.‬

580
00:30:25,800 --> 00:30:26,800
‏‫سامی، در.‬

581
00:30:30,260 --> 00:30:31,930
‏‫- قفله.‬
‏‫- جود، برو.‬

582
00:30:34,390 --> 00:30:36,060
‏‫پلیس لس‌آنجلس! دست‌هاتون رو...‬

583
00:30:36,230 --> 00:30:37,330
‏‫ما فقط داریم حرف می‌زنیم.‬

584
00:30:37,350 --> 00:30:38,480
‏‫داریم با هم صحبت می‌کنیم.‬

585
00:30:38,770 --> 00:30:39,940
‏‫لطفاً بذارین توضیح بدم.‬

586
00:30:41,320 --> 00:30:42,320
‏‫امنه.‬

587
00:30:44,490 --> 00:30:47,280
‏‫متأسفم، ولی این قرارداد نباید بسته بشه.‬

588
00:30:48,160 --> 00:30:49,880
‏‫می‌خواستم لحظه‌ای‬
‏‫با شهردار تنها باشم،‬

589
00:30:50,000 --> 00:30:52,120
‏‫دور از دوربین‌ها‬
‏‫و مشاورهاش،‬

590
00:30:52,710 --> 00:30:54,710
‏‫تا بگم واقعاً چی در خطره.‬

591
00:30:55,290 --> 00:30:57,920
‏‫آلودگی. آواره شدن مردم.‬

592
00:30:58,960 --> 00:31:00,380
‏‫مردمم همه‌چیز رو می‌بازن.‬

593
00:31:00,930 --> 00:31:02,490
‏‫و تمام این مدت‬
‏‫همچین فکری تو سرت بود؟‬

594
00:31:02,510 --> 00:31:04,720
‏‫می‌فهمی نصف آدمای این ساختمون رو‬
‏‫به خطر انداختی؟‬

595
00:31:04,850 --> 00:31:06,560
‏‫نمی‌خواستم کار به اینجا بکشه.‬

596
00:31:06,680 --> 00:31:08,480
‏‫م... نمی‌تونستم علنی حرف بزنم.‬

597
00:31:08,640 --> 00:31:11,230
‏‫نقش خانواده ما‬
‏‫همیشه تشریفاتی بوده.‬

598
00:31:11,690 --> 00:31:13,150
‏‫فقط لبخند و دست تکون دادن!‬

599
00:31:13,310 --> 00:31:15,500
‏‫- موضعی نمی‌گیریم.‬
‏‫- ولی تو شاهدختی، مگه نه؟‬

600
00:31:15,530 --> 00:31:18,240
‏‫- مردم بهت گوش نمی‌دن؟‬
‏‫- فقط اگه نقشم رو بازی کنم.‬

601
00:31:18,700 --> 00:31:20,370
‏‫تمام عمرم روی لبه تیغ راه رفتم.‬

602
00:31:20,820 --> 00:31:23,030
‏‫این تنها فرصتم بود‬
‏‫تا واقعاً تغییری ایجاد کنم.‬

603
00:31:23,200 --> 00:31:24,910
‏‫وقتی تو دنبال حلش بودی،‬

604
00:31:25,080 --> 00:31:27,370
‏‫والنسیا به آشوبگرا پول داد‬
‏‫تا اعتراض رو خشن کنن.‬

605
00:31:27,540 --> 00:31:29,170
‏‫تا معترضا مقصر جلوه کنن.‬

606
00:31:29,330 --> 00:31:32,420
‏‫می‌بینی؟ براشون مهم نیست کی آسیب می‌بینه.‬

607
00:31:33,090 --> 00:31:35,170
‏‫سودش برای خودشونه، نه مردم.‬

608
00:31:37,760 --> 00:31:39,360
‏‫نمی‌تونیم با این آدم‌ها‬
‏‫قرارداد ببندیم.‬

609
00:31:39,390 --> 00:31:43,230
‏‫هم سیاست‌گذاری بدیه،‬
‏‫هم از نظر سیاسی فاجعه‌ست.‬

610
00:31:43,730 --> 00:31:45,900
‏‫باشه. قرارداد رو لغو می‌کنم.‬

611
00:31:46,980 --> 00:31:48,860
‏‫شهر لس‌آنجلس اهمیت می‌ده.‬

612
00:31:49,270 --> 00:31:51,610
‏‫ممنون. نمی‌دونین‬
‏‫این کار چقدر برام ارزش داره.‬

613
00:31:51,780 --> 00:31:53,240
‏‫خب، تشکر بمونه برای بعد.‬

614
00:31:53,400 --> 00:31:55,700
‏‫الان باید هر دوتون رو‬
‏‫به سالن امن ببریم.‬

615
00:31:55,870 --> 00:31:57,450
‏‫- حرکت کنین.‬
‏‫- ممنون.‬

616
00:32:04,920 --> 00:32:07,150
‏‫- کدوم گوری بودی؟‬
‏‫- قرارداد لغو شد، میراندا.‬

617
00:32:07,170 --> 00:32:08,840
‏‫از اول هم قرارداد بدی بود.‬

618
00:32:09,010 --> 00:32:10,550
‏‫به کانی از شبکه کی‌ام‌بی‌سی زنگ بزن.‬

619
00:32:10,720 --> 00:32:12,280
‏‫اون همیشه سؤالای آسون می‌پرسه،‬

620
00:32:12,340 --> 00:32:13,850
‏‫ولی از همین حالا قرارداد منتفیه.‬

621
00:32:14,010 --> 00:32:16,390
‏‫فردا لغوش کن.‬
‏‫رسانه‌های بزرگ‌تر، وجهه بهتر.‬

622
00:32:16,560 --> 00:32:18,320
‏‫بگو امنیت شاهدخت براتون اولویت داره...‬

623
00:32:18,390 --> 00:32:20,850
‏‫بسه دیگه حرف تبلیغاتی.‬
‏‫پایین ماشین آماده‌ست.‬

624
00:32:20,980 --> 00:32:22,560
‏‫تخلیه کنترل‌شده همین حالا شروع می‌شه.‬

625
00:32:22,730 --> 00:32:25,570
‏‫هاندو، اثرانگشت‌های سوئیت استانو‬
‏‫همین الان رسید.‬

626
00:32:25,730 --> 00:32:26,990
‏‫هویت طرف مشخص شد.‬

627
00:32:29,410 --> 00:32:30,780
‏‫یکی از افراد کارله.‬

628
00:32:30,910 --> 00:32:33,490
‏‫مایکل آلوو، اهل سیلمار.‬
‏‫می‌شناسیش؟‬

629
00:32:33,990 --> 00:32:35,120
‏‫لوئیس! خدای من!‬

630
00:32:35,290 --> 00:32:36,910
‏‫آره، آره، با هم بزرگ شدیم.‬

631
00:32:37,080 --> 00:32:39,830
‏‫- می‌خواد منو بکشه؟‬
‏‫- می‌دونی چرا؟‬

632
00:32:40,250 --> 00:32:41,420
‏‫ما عاشق هم بودیم.‬

633
00:32:41,590 --> 00:32:43,260
‏‫رؤیامون بازسازی کشورمون بود.‬

634
00:32:43,420 --> 00:32:46,010
‏‫ولی وقتی من از‬
‏‫دولت فعلی حمایت کردم، اون...‬

635
00:32:47,010 --> 00:32:48,430
‏‫بهم گفت خائن.‬

636
00:32:48,600 --> 00:32:50,720
‏‫می‌دونستم هیچ‌وقت درکم نمی‌کنه.‬
‏‫ولی نه تا این حد...‬

637
00:32:52,890 --> 00:32:54,390
‏‫خب، برق رو قطع کرده.‬

638
00:32:54,520 --> 00:32:56,440
‏‫حقه خبرنگارا جواب نداد.‬
‏‫از تاریکی وارد می‌شه.‬

639
00:32:58,570 --> 00:33:00,440
‏‫بریم، همه حرکت کنن!‬

640
00:33:02,070 --> 00:33:04,160
‏‫گروه ۴۴، آتش پوششی!‬
‏‫پشت دیوار پناه بگیرین!‬

641
00:33:14,330 --> 00:33:15,630
‏‫درگیری...!‬

642
00:33:22,510 --> 00:33:24,430
‏‫ایتن، با من! شما سه تا، بریم!‬

643
00:33:27,930 --> 00:33:29,170
‏‫بجنبین، همه حرکت کنین.‬

644
00:33:29,600 --> 00:33:31,100
‏‫تو سالن به نیروی کمکی نیاز داریم!‬

645
00:33:31,230 --> 00:33:33,650
‏‫سامی، جود، شاهدخت رو‬
‏‫از پشت ببرین بیرون! زود!‬

646
00:33:33,820 --> 00:33:35,320
‏‫ما از مهمونا محافظت می‌کنیم.‬

647
00:33:40,780 --> 00:33:42,700
‏‫ورودی خدمات رو امتحان کنین. حرکت!‬

648
00:33:55,470 --> 00:33:56,840
‏‫هاندو، برو! ما از پسش برمیایم!‬

649
00:33:56,970 --> 00:33:58,850
‏‫- مالیک، بجنب!‬
‏‫- دارم میام!‬

650
00:34:02,810 --> 00:34:04,270
‏‫ورودی خدمات سمت راسته.‬

651
00:34:17,120 --> 00:34:18,120
‏‫اینجا. بیاین تو.‬

652
00:34:23,420 --> 00:34:26,380
‏‫سلنا! ترسو نباش.‬
‏‫بیا بیرون و باهام روبه‌رو شو.‬

653
00:34:26,710 --> 00:34:27,880
‏‫اسلحه‌ها رو بندازین!‬

654
00:34:34,760 --> 00:34:36,260
‏‫خواهش می‌کنم! بس کن!‬

655
00:34:36,430 --> 00:34:38,600
‏‫- به حرفم گوش بده.‬
‏‫- دیگه گوش نمی‌کنم.‬

656
00:34:38,770 --> 00:34:40,440
‏‫تو شاهدخت دروغ‌هایی.‬

657
00:34:47,740 --> 00:34:48,910
‏‫می‌تونستی بایستی،‬

658
00:34:49,030 --> 00:34:51,660
‏‫برای کسی بجنگی،‬
‏‫ولی بهمون خیانت کردی.‬

659
00:34:51,820 --> 00:34:52,830
‏‫نه، نکردم.‬

660
00:34:53,740 --> 00:34:57,120
‏‫سعی می‌کردم از داخل سیستم‬
‏‫تغییر واقعی ایجاد کنم.‬

661
00:35:04,260 --> 00:35:06,470
‏‫لوئیس، اسلحه رو بنداز. تموم شد.‬

662
00:35:06,630 --> 00:35:10,310
‏‫نه. حقیقت درباره اون‬
‏‫و همه این ماجرا روشن می‌شه.‬

663
00:35:10,470 --> 00:35:13,140
‏‫- لوئیس، خواهش می‌کنم.‬
‏‫- ببین، درکت می‌کنم رفیق.‬

664
00:35:13,600 --> 00:35:15,730
‏‫مردمت برات مهمن.‬
‏‫می‌خوای صدات شنیده شه.‬

665
00:35:15,900 --> 00:35:18,400
‏‫ولی این کار کمکی بهشون نمی‌کنه.‬
‏‫فقط به مردم آسیب می‌زنه.‬

666
00:35:18,570 --> 00:35:20,150
‏‫الان حق انتخاب داری.‬

667
00:35:20,320 --> 00:35:22,640
‏‫می‌تونی زنده از اینجا بری‬
‏‫و داستانت رو تعریف کنی.‬

668
00:35:30,290 --> 00:35:31,870
‏‫بیا. دیگه لازم نیست کسی آسیب ببینه.‬

669
00:35:32,040 --> 00:35:33,080
‏‫این کارو نکن.‬

670
00:35:34,710 --> 00:35:35,960
‏‫- مالیک، حرکت کن!‬
‏‫- چشم.‬

671
00:35:43,090 --> 00:35:44,100
‏‫وای هاندو!‬

672
00:35:45,600 --> 00:35:53,600
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

673
00:36:18,850 --> 00:36:21,680
‏‫دست‌هات رو بده. کارت تمومه.‬

674
00:36:31,740 --> 00:36:33,240
‏‫خوشحالم امروز اسلحه مناسب آوردم.‬

675
00:36:33,780 --> 00:36:35,950
‏‫شعار جدیدته؟ یا بزرگ باش یا برو خونه؟‬

676
00:36:36,070 --> 00:36:37,580
‏‫خب، بالاخره یکی باید ازت مراقبت کنه‬

677
00:36:37,740 --> 00:36:39,620
‏‫وقتی وظایف سلطنتی‌ات رو شروع کردی.‬

678
00:36:40,200 --> 00:36:41,600
‏‫شاهزاده بولیوی خبر خوب می‌خواد.‬

679
00:36:43,170 --> 00:36:44,850
‏‫آره، بیشتر شبیه‬
‏‫دوکِ تصمیم‌های افتضاح!‬

680
00:36:45,040 --> 00:36:46,380
‏‫هی، وقتی تبلیغاتت‬
‏‫ازت ملکه ساخت،‬

681
00:36:46,550 --> 00:36:48,670
‏‫من ازت مقام بالاتری دارم،‬

682
00:36:48,840 --> 00:36:50,970
‏‫ملکه «فول کلیپ»!‬

683
00:36:52,890 --> 00:36:55,810
‏‫راستش من...‬
‏‫پیشنهادشون رو رد کردم.‬

684
00:36:56,600 --> 00:37:01,020
‏‫چی؟ تو؟ خانم بازدید میلیونی‬
‏‫و کد تخفیف اسپانسری؟‬

685
00:37:01,190 --> 00:37:04,480
‏‫آره، این روزا حال‌وهوای‬
‏‫سوات رو بیشتر دوست دارم.‬

686
00:37:05,530 --> 00:37:08,400
‏‫خیلی سنگین‌تر از چیزیه‬
‏‫که فکر می‌کردم، ولی...‬

687
00:37:09,110 --> 00:37:11,280
‏‫حالا با این حرف به خودت نگیر،‬

688
00:37:12,580 --> 00:37:15,000
‏‫ولی اینکه می‌تونم باهات حرف بزنم،‬
‏‫بارش رو سبک‌تر می‌کنه.‬

689
00:37:18,460 --> 00:37:19,460
‏‫می‌فهمم.‬

690
00:37:21,420 --> 00:37:23,670
‏‫راستی درباره ماجرای «دیو»...‬

691
00:37:23,840 --> 00:37:25,880
‏‫لازم نیست توضیح بدی.‬

692
00:37:27,130 --> 00:37:28,140
‏‫می‌خوام توضیح بدم.‬

693
00:37:32,520 --> 00:37:35,850
‏‫وقتی جوون بودم و‬
‏‫مأمور مخفی شدم، من...‬

694
00:37:36,520 --> 00:37:39,190
‏‫فکر کنم خوب یاد گرفتم‬
‏‫نقش آدم‌های دیگه رو بازی کنم.‬

695
00:37:40,440 --> 00:37:44,740
‏‫اون‌قدر خوب که دیگه نفهمیدم‬
‏‫خودِ واقعیم کیه.‬

696
00:37:48,080 --> 00:37:51,410
‏‫می‌دونی، دروغ گفتن راحت‌تره‬
‏‫تا خودت رو پیدا کنی.‬

697
00:37:55,170 --> 00:37:58,300
‏‫تو هیچ‌وقت به من دروغ نمی‌گی.‬

698
00:37:59,260 --> 00:38:00,430
‏‫و این خودش خیلی ارزش داره.‬

699
00:38:01,760 --> 00:38:02,890
‏‫همه‌چیز همینه.‬

700
00:38:14,940 --> 00:38:20,570
‏‫امروز پر از داده بود؛‬
‏‫نه اطلاعات پرونده، اطلاعات آدم‌ها.‬

701
00:38:21,490 --> 00:38:24,200
‏‫دارم می‌فهمم مدیریت رازهای خودم‬
‏‫آسون‌تره،‬

702
00:38:24,330 --> 00:38:27,170
‏‫ولی رازهای بقیه انگار تکثیر می‌شن.‬

703
00:38:27,330 --> 00:38:30,090
‏‫مثل یه سلول سرطانی پخش می‌شن.‬

704
00:38:30,590 --> 00:38:34,340
‏‫کوچیک، پنهان، نادیده‌گرفته‌شده،‬

705
00:38:34,880 --> 00:38:37,720
‏‫تا یهو تبدیل می‌شن به سرطان.‬

706
00:38:43,100 --> 00:38:44,460
‏‫ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم شم.‬

707
00:38:45,190 --> 00:38:47,110
‏‫دنبال هاندو می‌گردم‬
‏‫که گزارشمو بهش بدم.‬

708
00:38:47,900 --> 00:38:49,520
‏‫- ندیدمش.‬
‏‫- باشه.‬

709
00:38:50,990 --> 00:38:53,490
‏‫امروز تو نقش پیشرو عالی بودی،‬

710
00:38:53,820 --> 00:38:55,240
‏‫برخلاف انتظارم.‬

711
00:38:55,360 --> 00:38:56,800
‏‫همیشه انقدر درگیر خودت بودی‬

712
00:38:56,830 --> 00:38:58,660
‏‫فکر نمی‌کردم‬
‏‫به تیممون اعتماد کنی.‬

713
00:39:00,250 --> 00:39:01,290
‏‫ولی اشتباه می‌کردم.‬

714
00:39:02,170 --> 00:39:04,080
‏‫مرسی، فکر کنم.‬

715
00:39:11,470 --> 00:39:14,140
‏‫مطمئنم به‌زودی نوبت تو هم می‌شه‬
‏‫که پیشرو بشی.‬

716
00:39:15,100 --> 00:39:16,100
‏‫باحال می‌شه.‬

717
00:39:16,930 --> 00:39:19,640
‏‫ولی ارزش من به موفقیت‌های شغلیم‬
‏‫وابسته نیست.‬

718
00:39:22,110 --> 00:39:23,110
‏‫شب به‌خیر.‬

719
00:39:24,320 --> 00:39:25,320
‏‫شب به‌خیر.‬

720
00:39:33,830 --> 00:39:35,330
‏‫قرار بود اون هدف من باشم؟‬

721
00:39:50,310 --> 00:39:51,810
‏‫همیشه وفادار، درسته؟‬

722
00:39:53,560 --> 00:39:55,060
‏‫می‌دونی، بابام...‬

723
00:39:56,940 --> 00:39:58,110
‏‫کشیش بود.‬

724
00:39:59,980 --> 00:40:04,820
‏‫از صفر یه کلیسا ساخت.‬
‏‫جذبه خاصی داشت.‬

725
00:40:05,490 --> 00:40:07,720
‏‫جوری از خدا حرف می‌زد‬
‏‫که محو تک‌تک کلمه‌هاش می‌شدی.‬

726
00:40:07,740 --> 00:40:11,250
‏‫وقتی مردم این‌قدر دوستت داشته باشن،‬
‏‫پول...‬

727
00:40:12,920 --> 00:40:13,920
‏‫مثل سیل سرازیر می‌شه.‬

728
00:40:15,090 --> 00:40:16,170
‏‫از همون‌جا شروع شد.‬

729
00:40:18,340 --> 00:40:19,470
‏‫سر خوردن تو سراشیبی.‬

730
00:40:21,090 --> 00:40:22,140
‏‫ماشینش بهتر شد،‬

731
00:40:22,760 --> 00:40:24,760
‏‫خونه‌اش بزرگ‌تر شد،‬
‏‫بعد هم زن‌های دیگه اومدن.‬

732
00:40:27,060 --> 00:40:28,180
‏‫بهش می‌گفت...‬

733
00:40:29,890 --> 00:40:31,150
‏‫پاداش خدا.‬

734
00:40:34,530 --> 00:40:35,690
‏‫مادرم رو از پا درآورد.‬

735
00:40:38,200 --> 00:40:39,450
‏‫همه‌چیز رو نابود کرد.‬

736
00:40:46,870 --> 00:40:48,830
‏‫این بهونه‌اته که بهمون خیانت کردی؟‬

737
00:40:50,290 --> 00:40:53,420
‏‫- مشکل با بابات؟‬
‏‫- نه، بهونه‌ای ندارم.‬

738
00:40:54,550 --> 00:40:56,430
‏‫سایتسمایر قانعم کرد تو فاسدی.‬

739
00:40:56,720 --> 00:40:58,300
‏‫- مدرک نشونم داد.‬
‏‫- چرنده.‬

740
00:40:59,010 --> 00:41:00,570
‏‫حتماً جعلی بوده، چون من فاسد نیستم.‬

741
00:41:00,640 --> 00:41:03,430
‏‫- یه گزارش رو دست‌کاری کردی.‬
‏‫- برای نجات گروهمون.‬

742
00:41:03,600 --> 00:41:06,270
‏‫آره، ولی از اصولت گذشتی.‬
‏‫همین مصالحه...‬

743
00:41:07,310 --> 00:41:08,400
‏‫شروع یه سراشیبی لغزنده‌ست.‬

744
00:41:09,360 --> 00:41:11,150
‏‫برای من دقیقاً‬
‏‫شبیه فساد بود.‬

745
00:41:11,320 --> 00:41:12,450
‏‫پس شروع کردم به کندوکاو.‬

746
00:41:12,610 --> 00:41:13,950
‏‫و یه مدرک لعنتی هم نیافتی؟‬

747
00:41:14,070 --> 00:41:17,120
‏‫نه، از روشی که پیش گرفتم‬
‏‫خوشم نمی‌اومد.‬

748
00:41:19,290 --> 00:41:21,540
‏‫ولی هی به خودم می‌گفتم‬
‏‫دارم کار درست رو می‌کنم.‬

749
00:41:22,290 --> 00:41:25,250
‏‫مثل قصه‌ای که بابام به خودش می‌گفت.‬
‏‫یعنی، من...‬

750
00:41:30,050 --> 00:41:32,390
‏‫انقدر می‌ترسیدم تو هم مثل اون باشی.‬

751
00:41:33,680 --> 00:41:34,680
‏‫می‌فهمی؟‬

752
00:41:37,060 --> 00:41:39,100
‏‫که نفهمیدم خودم مثل اون شدم.‬

753
00:41:40,940 --> 00:41:43,360
‏‫پدرت حقت رو خورد؛ این واقعیته.‬

754
00:41:44,150 --> 00:41:45,150
‏‫می‌فهمم.‬

755
00:41:46,360 --> 00:41:48,280
‏‫ولی تو منو نگاه کردی و اونو دیدی؟‬

756
00:41:48,610 --> 00:41:51,530
‏‫نه به‌خاطر اینکه واقعیت داره.‬

757
00:41:52,740 --> 00:41:53,900
‏‫چون این برات آسون‌تره‬

758
00:41:53,990 --> 00:41:55,410
‏‫تا با کارایی که کردی روبه‌رو بشی.‬

759
00:41:56,500 --> 00:41:59,330
‏‫زندگی به این سادگی نیست، مالیک.‬
‏‫سیاه، سفید، درست یا غلط؛‬

760
00:41:59,500 --> 00:42:01,210
‏‫بیشترمون تو منطقه خاکستری زندگی می‌کنیم.‬

761
00:42:04,260 --> 00:42:05,880
‏‫فکر کنم دیگه اهمیتی نداره.‬

762
00:42:08,300 --> 00:42:10,010
‏‫به گروه ۴۴ خیانت کردم.‬

763
00:42:10,680 --> 00:42:12,020
‏‫ببین، می‌رم پیش پایک.‬

764
00:42:13,980 --> 00:42:14,980
‏‫استعفا می‌دم.‬

765
00:42:16,520 --> 00:42:18,280
‏‫نمی‌ذارم با خودم‬
‏‫کل گروه رو به سقوط بکشونم.‬

766
00:42:18,400 --> 00:42:19,730
‏‫این راهِ فرار ترسوهاست.‬

767
00:42:20,150 --> 00:42:21,860
‏‫اعتماد رو می‌شکنی و بعد فرار می‌کنی؟‬

768
00:42:22,030 --> 00:42:23,510
‏‫باز همون «حرف درست، کار غلط» رو‬

769
00:42:23,530 --> 00:42:25,780
‏‫از اول تکرار می‌کنی.‬

770
00:42:25,950 --> 00:42:27,280
‏‫پس می‌خوای چی کار کنم؟‬

771
00:42:29,580 --> 00:42:32,000
‏‫اگه ذره‌ای به حرفایی که زدی باور داری،‬

772
00:42:33,420 --> 00:42:34,840
‏‫باید برگردی تو دل ماجرا.‬

773
00:42:35,670 --> 00:42:37,050
‏‫به سایتسمایر نزدیک شو.‬

774
00:42:38,050 --> 00:42:40,030
‏‫بفهم کی داره پشت پرده‬
‏‫نخ‌ها رو می‌کشه و چرا؛‬

775
00:42:40,050 --> 00:42:42,050
‏‫نه به خاطر من، نه به خاطر خودت.‬

776
00:42:42,970 --> 00:42:44,810
‏‫برای گروه لعنتی ۴۴ این کار رو بکن.‬

777
00:42:48,230 --> 00:42:51,230
‏‫- و بهم اعتماد داری که انجامش بدم؟‬
‏‫- نه.‬

778
00:42:54,690 --> 00:42:56,210
‏‫ولی اگه می‌خوای جایگاهت رو پس بگیری،‬

779
00:42:56,320 --> 00:42:57,610
‏‫این تنها راهته.‬

780
00:43:04,580 --> 00:43:07,080
‏‫- اورا!‬
‏‫- اورا!‬

781
00:43:08,200 --> 00:43:13,200
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.App ::.
