1
00:00:00,978 --> 00:00:04,973
‫« آنچه گذشت... »

2
00:00:05,300 --> 00:00:06,640
‫اهل کدوم منطقه‌ای؟

3
00:00:06,640 --> 00:00:08,300
‫من اینجا توی پایگاه زندگی می‌‌کنم

4
00:00:08,300 --> 00:00:10,240
‫کاپیتان کارتیک سه سال پیش پیدام کرد و

5
00:00:10,240 --> 00:00:11,670
‫مخفیانه بهم آموزش میده

6
00:00:11,670 --> 00:00:13,940
‫هیچی قبل از اون رو به یاد نمیارم

7
00:00:14,340 --> 00:00:16,680
‫ حتی یادم نمیاد اهل کجام

8
00:00:16,680 --> 00:00:18,580
‫اگه آواتار واقعاً برگشته باشه

9
00:00:19,010 --> 00:00:20,180
‫و دختره...
‫یا شاید هم پسره...

10
00:00:21,320 --> 00:00:23,450
‫وحشتناک نبود چی؟

11
00:00:24,020 --> 00:00:25,340
‫تو بودی چی‌کار می‌کردی؟

12
00:00:29,730 --> 00:00:31,230
‫پاوی، مراقب باش!

13
00:00:32,360 --> 00:00:35,100
‫خاک‌افزاری و بادافزاری؟

14
00:00:37,200 --> 00:00:39,670
‫با چشمای خودم دیدم

15
00:00:39,670 --> 00:00:40,740
‫چی دیدی؟

16
00:00:41,370 --> 00:00:42,970
‫آواتار رو

17
00:00:44,000 --> 00:00:55,000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.Net ]

18
00:00:56,750 --> 00:00:59,620
‫داتو!

19
00:00:59,620 --> 00:01:01,720
‫شرمنده دیر کردم... دوباره

20
00:01:01,720 --> 00:01:03,430
‫هر لحظه که وقتی گیر میارم

21
00:01:03,430 --> 00:01:05,390
‫ناپدید شدن یوکی رو بررسی می‌کنم

22
00:01:05,390 --> 00:01:07,000
‫هنوز به جوابی نرسیدم اما

23
00:01:07,000 --> 00:01:10,570
‫تو که من رو می‌شناسی،
‫به‌طرز رو اعصابی خوش‌بینم!

24
00:01:12,640 --> 00:01:13,940
‫همه‌چی مرتبه؟

25
00:01:14,700 --> 00:01:16,540
‫بوی بد میدم؟

26
00:01:16,540 --> 00:01:19,410
‫خیلی فرصت نکردم حموم کنم
‫از وقتی که الورا داره...

27
00:01:19,410 --> 00:01:21,740
‫خب... نابود میشه

28
00:01:21,740 --> 00:01:23,250
‫بوت خیلی هم خوبه، خب؟

29
00:01:23,250 --> 00:01:25,050
‫ما فقط داشتیم...

30
00:01:25,050 --> 00:01:27,280
‫شیفت‌هامون رو هماهنگ می‌کردیم

31
00:01:28,120 --> 00:01:30,750
‫هی، اگه اتفاق عجیبی توی گردان افتاده باشه

32
00:01:30,750 --> 00:01:32,690
‫بهم میگی دیگه؟

33
00:01:32,690 --> 00:01:36,360
‫معلومه! ولی خب راسیاتش
‫اوضاع گردان کاملاً عادی بوده

34
00:01:36,360 --> 00:01:37,970
‫حتی حوصله‌سربر هم بوده، خسته‌ شدیم

35
00:01:37,970 --> 00:01:39,520
‫سمت ابرهای توفانی مشت می‌زنیم،

36
00:01:39,520 --> 00:01:42,060
‫به بی‌چهره‌ها اردنگی می‌زنیم،
‫البته نه که واقعاً اردنگی بزنم...

37
00:01:42,060 --> 00:01:43,700
‫چون من بادافزارم دیگه...

38
00:01:43,700 --> 00:01:46,040
‫اصلاً چی باعث شده که فکر کنی
‫اتفاق عجیبی افتاده؟

39
00:01:46,800 --> 00:01:49,000
‫خب، نگهبان‌ها یه حرفایی می‌زنن

40
00:01:50,140 --> 00:01:53,240
‫یکی دیده که یه دانشجوی عنصرافزار
‫با چندتا عنصر کار می‌کرده

41
00:01:53,240 --> 00:01:54,610
‫که این یعنی...

42
00:01:54,610 --> 00:01:57,180
‫آواتار برگشته

43
00:02:01,050 --> 00:02:03,050
‫خب، نباید هر چی می‌شنوی رو که باور کنی!

44
00:02:03,050 --> 00:02:05,550
‫آخه، یه بار فرمانده بونتان بهم گفتش که

45
00:02:05,550 --> 00:02:08,990
‫توی وحش‌آباد یه مرد میمونی رقصان رو دیده

46
00:02:08,990 --> 00:02:10,960
‫هه. مسخره‌ست!

47
00:02:10,960 --> 00:02:12,730
‫این قضیه شوخی‌بردار نیست، جی

48
00:02:12,730 --> 00:02:15,500
‫اگه حتی احتمالش باشه که
آواتار برگشته باشه

49
00:02:15,500 --> 00:02:17,800
‫فقط به خطراتی که تهدیدمون می‌کنه فکر کن

50
00:02:17,800 --> 00:02:20,370
‫گوش کن، داتو...

51
00:02:20,970 --> 00:02:22,270
‫هی، این چیه؟

52
00:02:22,270 --> 00:02:24,410
‫من فقط داشتم چیز می‌نوشتم...

53
00:02:24,410 --> 00:02:25,410
‫توی دفتر خاطراتم

54
00:02:25,870 --> 00:02:27,110
‫جدی؟

55
00:02:27,110 --> 00:02:28,680
‫درمورد من می‌نوشتی؟

56
00:02:30,580 --> 00:02:32,010
‫اونجا چه خبره؟

57
00:02:36,650 --> 00:02:40,550
‫«آواتار بین ما پنهون شده»

58
00:02:45,330 --> 00:02:46,530
‫آتش

59
00:02:47,130 --> 00:02:48,330
‫باد
‫آب

60
00:02:50,170 --> 00:02:51,230
‫خاک

61
00:02:52,540 --> 00:02:54,640
‫سال‌ها پیش، آواتار

62
00:02:54,640 --> 00:02:56,670
‫استاد چهار عنصر

63
00:02:56,670 --> 00:02:59,140
‫فاجعه‌ای عظیم به بار آورد

64
00:02:59,140 --> 00:03:00,810
‫در پی اون مصیبت،

65
00:03:00,810 --> 00:03:03,550
‫مردمِ دنیا هفت پناهگاه ساختن

66
00:03:03,550 --> 00:03:05,710
‫حالا آواتار دوباره برگشته،

67
00:03:05,710 --> 00:03:08,650
‫اما برای اولین بار، دو آواتار داریم

68
00:03:09,163 --> 00:03:11,533
‫بیشتر مردم می‌ترسن که
‫دوباره دنیا رو نابود کنن،

69
00:03:11,557 --> 00:03:14,726
« آواتار: هفت پناهگاه »
‫اما من معتقدم که نجاتش میدن

70
00:03:16,752 --> 00:03:21,481
« کتاب اول: بقا »
« قسمت پنجم: جا مانده »

71
00:03:21,505 --> 00:03:27,505
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

72
00:03:28,070 --> 00:03:31,510
‫وای، دماغت حتی از گیت هم
!بیشتر مو داره

73
00:03:32,880 --> 00:03:35,850
‫فرمانده، دوباره موقع فرار کردن
گیرشون انداختیم

74
00:03:35,850 --> 00:03:38,050
‫این سری توی فاضلاب

75
00:03:38,050 --> 00:03:39,620
‫یه حموم کف باید برن

76
00:03:39,620 --> 00:03:42,550
‫داشتیم می‌رفتیم بوفه‌ی آگام تا
‫یکم پیراشکی بگیریم!

77
00:03:42,550 --> 00:03:46,380
‫پیراشکی؟ فکر می‌کردم داریم فرار می‌کنیم تا
‫دنبال مامان‌بابامون...

78
00:03:46,380 --> 00:03:49,040
‫باز دروغ گفتن یادم رفت، مگه نه؟

79
00:03:50,160 --> 00:03:52,560
‫چند دفعه باید سر این موضوع بحث کنیم؟

80
00:03:52,560 --> 00:03:55,060
‫شما باید مخفی بمونید

81
00:03:55,060 --> 00:03:57,070
‫شاید سری بعد،
قبل از این که توجه همه رو با

82
00:03:57,070 --> 00:03:59,270
‫عنصرافزاری‌مون جلب کنیم،
‫بیشتر فکر کردیم

83
00:03:59,740 --> 00:04:01,000
‫ببخشید، فرمانده

84
00:04:01,000 --> 00:04:04,670
‫آخه خیلی وقته که توی پایگاه حبس شدیم

85
00:04:05,890 --> 00:04:08,280
‫وحشت پناهگاه بالأخره فروکش می‌کنه

86
00:04:08,280 --> 00:04:11,810
‫تا اون موقع، جفت‌تون باید تمرکزتون رو
‫بذارید روی استاد شدن توی عناصر

87
00:04:11,810 --> 00:04:15,050
‫تموم این انرژیِ در حال فوران‌تون رو
‫روی تمرینات بذارید

88
00:04:15,050 --> 00:04:17,590
‫- بله، قربان!
‫- باز هم تمرین؟!

89
00:04:18,050 --> 00:04:19,950
‫قربان، صدراعظم تشریف آوردن!

90
00:04:20,070 --> 00:04:21,790
‫هی!

91
00:04:24,660 --> 00:04:28,430
‫با مرتب کردن وسایل تمیزکاری
‫تمرینات‌تون رو شروع کنید. بی‌صدا

92
00:04:29,800 --> 00:04:33,100
‫یکی داره این چرندیات رو توی
‫کل الورا پخش می‌کنه

93
00:04:33,100 --> 00:04:34,940
‫ادعا می‌کنن که آواتار برگشته و

94
00:04:34,940 --> 00:04:38,310
‫گردانِ عنصرافزاری هم
‫به دستور شورا مخفی‌شون کرده!

95
00:04:38,310 --> 00:04:40,030
‫کایوکو، تا حالا چندتا شایعه

96
00:04:40,030 --> 00:04:42,080
‫ درمورد آواتار شنیدیم که
‫اومدن و فراموش شدن؟

97
00:04:42,080 --> 00:04:43,910
‫این دفعه موندگار شده

98
00:04:43,910 --> 00:04:46,980
‫امروز صبح برای اهالی پناهگاه
‫سخنرانی می‌کنم. باهام بیا

99
00:04:46,980 --> 00:04:49,690
‫مردم خوشحال میشن که این رو
‫از زبون جفت‌مون بشنون

100
00:04:49,690 --> 00:04:52,460
‫- حتماً
‫- الورا روت حساب می‌کنه

101
00:04:52,790 --> 00:04:54,260
‫من هم همین‌طور

102
00:04:56,590 --> 00:04:57,660
‫- بالأخره!
‫- نفسم بند اومد!

103
00:05:00,530 --> 00:05:03,280
‫ممنون که اجازه دادید سوابق یوکی رو
‫مطالعه کنم، فرمانده

104
00:05:03,280 --> 00:05:06,170
‫هنوز چیز به‌دردبخوری پیدا نکردم اما
‫بالأخره پیداش می‌کنیم!

105
00:05:06,170 --> 00:05:07,300
‫می‌دونم که پیداش می‌کنی

106
00:05:07,300 --> 00:05:09,810
‫بگیر که اومد!

107
00:05:16,380 --> 00:05:18,510
‫خوب بود، نیشا!
‫نفس تو انرژیِ توئه!

108
00:05:18,510 --> 00:05:20,480
‫حالا اون نیرو رو خارج کن!

109
00:05:27,090 --> 00:05:29,490
‫وای، پاوی، اگه نمی‌تونی جواب بدی

110
00:05:29,490 --> 00:05:31,060
‫حدأقل سر جات بمون!

111
00:05:34,300 --> 00:05:36,650
‫زیر زمین می‌مونم!

112
00:05:43,170 --> 00:05:45,910
‫خیلی خوب بود، نیشا!
‫داری پیشرفت می‌کنی!

113
00:05:45,910 --> 00:05:48,180
‫پاوی، تو...

114
00:05:51,680 --> 00:05:52,730
‫...اونجایی

115
00:05:58,190 --> 00:06:00,190
‫عنصرافزاری کافیه.
‫وقتی برگشتم...

116
00:06:00,190 --> 00:06:01,830
‫با شمشیر آتیش مبارزه می‌کنید!

117
00:06:03,290 --> 00:06:04,360
‫بالأخره!

118
00:06:05,960 --> 00:06:08,900
‫نیشا، مگه نشنیدی جِی چی گفت؟

119
00:06:08,900 --> 00:06:11,170
‫سوابقِ همه‌ی عنصرافزارها دست کارتیکه

120
00:06:11,170 --> 00:06:13,850
‫شاید سابقه‌ی تو بتونه یه سرنخ از
‫گذشته‌ت بهمون بده!

121
00:06:13,850 --> 00:06:15,600
‫کارتیک قبلاً همه‌چی رو بهم گفته

122
00:06:15,600 --> 00:06:18,040
‫من رو توی خیابون‌های الورا پیدا کرده

123
00:06:18,040 --> 00:06:19,710
‫اما چطوری به اونجا رسیدی؟

124
00:06:19,710 --> 00:06:22,040
‫قضیه باید مفصل‌تر از این حرفا باشه

125
00:06:22,040 --> 00:06:23,480
‫نه، وگرنه کارتیک بهم می‌گفت

126
00:06:23,480 --> 00:06:25,510
‫من به فرمانده‌م اعتماد دارم

127
00:06:25,510 --> 00:06:27,350
‫حالا مگه چه ضرری داره یه چک بکنیم؟

128
00:06:27,350 --> 00:06:30,020
‫بعدش هم، عملاً که از گردان
بیرون نمیریم

129
00:06:30,020 --> 00:06:32,410
‫برای همین توی دردسر نمیفتیم

130
00:06:33,450 --> 00:06:36,500
‫باشه، اما فقط واسه ثابت کردن این که
‫درمورد کارتیک درست میگم

131
00:06:36,930 --> 00:06:39,230
‫حالا چطوری از این یارو رد شیم...

132
00:06:39,230 --> 00:06:42,100
‫کی واسه دور دوم آماده‌‌ست؟

133
00:06:46,600 --> 00:06:48,240
‫نه، نه، نه

134
00:06:53,440 --> 00:06:55,210
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

135
00:06:55,210 --> 00:06:57,210
‫آره، واقعاً چی‌کار داری می‌کنی؟

136
00:06:57,210 --> 00:06:58,850
‫نمی‌دونم. ابتکار عمل به خرج میدم؟

137
00:06:59,980 --> 00:07:02,260
‫جانمی! هزارتوی سنگی!

138
00:07:06,520 --> 00:07:07,620
‫هان؟!

139
00:07:13,060 --> 00:07:14,560
‫ببخشید، هامکا!

140
00:07:15,700 --> 00:07:17,030
‫از بچه‌ها متنفرم!
‫- مراقب باش، مراقب باش
‫- نزدیک‌شون نشید!

141
00:07:18,470 --> 00:07:20,440
‫- تو چشماشون نگاه نکنید
‫- به گردان اعتماد نکنید

142
00:07:20,440 --> 00:07:22,440
‫- آره، اصلاً بهشون اعتماد نکنید
‫- دیگه مخفی‌کاری کافیه!

143
00:07:22,440 --> 00:07:25,240
‫هیچی بهشون نگید

144
00:07:25,240 --> 00:07:27,480
‫صبح به‌خیر، سالمندِ الوری!
‫کمکی لازم ندارید؟

145
00:07:31,210 --> 00:07:34,120
‫«آواتار توی گردان پنهون شده و

146
00:07:34,120 --> 00:07:36,380
‫خودش رو به‌عنوان یه خاک‌افزارِ بچه جا زده»

147
00:07:37,120 --> 00:07:38,790
‫خیلی نزدیکن‌ها!

148
00:07:40,290 --> 00:07:48,290
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

149
00:07:49,900 --> 00:07:52,300
‫شیرین با طعم دودی

150
00:07:52,300 --> 00:07:54,540
‫شاید نشونه‌ی... آناناس باشه؟

151
00:07:54,540 --> 00:07:57,310
‫وایسا ببینم، جوهر آبی؟

152
00:07:58,110 --> 00:07:59,510
‫بهتره جدا شیم

153
00:07:59,510 --> 00:08:02,140
‫من میرم یه جای دیگه... دنبال سرنخ بگردم

154
00:08:02,140 --> 00:08:03,610
‫فکر خوبیه، رفیق کارآگاهم!

155
00:08:03,610 --> 00:08:05,280
‫من هم میرم اون پیرزنه رو سین‌جیم کنم

156
00:08:05,280 --> 00:08:08,500
‫این سالمندها بیشترین چیزها رو
‫واسه مخفی کردن دارن

157
00:08:11,590 --> 00:08:12,760
‫داتو...

158
00:08:18,530 --> 00:08:20,100
‫بازم خورش کاری آبکی؟!

159
00:08:20,100 --> 00:08:23,470
‫ما که این همه زحمت می‌کشیم
‫حق‌مون غذاهای بهتریه!

160
00:08:23,470 --> 00:08:25,170
‫چقدر شونه‌هام درد می‌کنن!

161
00:08:25,170 --> 00:08:28,040
‫بد برداشت نکنی،
من عاشق اینم که توی گردان باشم اما

162
00:08:28,040 --> 00:08:30,170
‫این حقیقت که نصف مردم الورا فکر می‌کنن

163
00:08:30,170 --> 00:08:32,010
‫بزرگ‌ترین دشمن دنیا رو مخفی کردیم

164
00:08:32,010 --> 00:08:33,940
‫روحیه‌ی همه رو بدجوری خراب کرده

165
00:08:33,940 --> 00:08:35,510
‫اول که ماجرای توفان‌ها بود

166
00:08:35,510 --> 00:08:38,850
‫حالا هم باید نگران این باشیم که یه‌وقت
‫بی‌چهره‌ها ندزدن‌مون

167
00:08:38,850 --> 00:08:40,380
‫یوکی بیچاره

168
00:08:40,380 --> 00:08:42,750
‫هنوز هیچی نشده، دلم واسه
‫صدای مزخرفش تنگ شده

169
00:08:43,830 --> 00:08:46,690
‫می‌دونستی که احتمالاً به‌خاطر این ماجراها
‫تو بد دردسری میفتیم

170
00:08:46,690 --> 00:08:48,660
‫تو به اندازه‌ی من کنجکاو نیستی؟

171
00:08:48,660 --> 00:08:50,800
‫شاید توی دفتر کارتیک بتونیم بفهمیم که

172
00:08:50,800 --> 00:08:52,930
‫چه اتفاقی واسه مامان و بابا افتاده!

173
00:08:53,630 --> 00:08:56,330
‫خوب میشه که بفهمیم از کجا اومدیم

174
00:08:56,330 --> 00:08:59,030
‫شاید چندین ساله که دارن
!دنبال‌مون می‌گردن

175
00:08:59,030 --> 00:09:02,070
‫وقتی پیداشون کنیم، خیلی خوشحال میشن

176
00:09:05,970 --> 00:09:08,080
‫گندش بزنن، حالا چی‌کار کنیم؟

177
00:09:18,290 --> 00:09:20,000
‫جنگ غذایی!

178
00:09:24,260 --> 00:09:25,930
‫بس کنید! بس کنید!

179
00:09:25,930 --> 00:09:27,800
‫به جیره‌بندی‌ها فکر کنید!

180
00:09:29,670 --> 00:09:32,570
‫۳۵۷ تا نخود، ۶۰ تا بامیه، ۲۵ تا نان...

181
00:09:33,830 --> 00:09:35,000
‫ده امتیاز!

182
00:09:35,000 --> 00:09:36,930
‫۲۶ تا نان!

183
00:09:37,270 --> 00:09:38,810
‫زود باش!

184
00:09:40,640 --> 00:09:41,980
‫اینجا خبری نیست

185
00:09:54,360 --> 00:09:55,720
‫داتو، جی‌ام

186
00:10:02,500 --> 00:10:04,030
‫شلخته‌ی عزیزم

187
00:10:07,600 --> 00:10:09,970
‫پس واقعاً دفتر خاطرات داری!

188
00:10:09,970 --> 00:10:11,540
‫واقعاً نباید بخونم

189
00:10:20,920 --> 00:10:23,090
‫«شورا و گردانِ عنصرافزاری

190
00:10:23,090 --> 00:10:26,620
‫به مردمِ الورا دروغ گفتن و
خیانت کردن و

191
00:10:26,620 --> 00:10:29,590
‫و باید به هر طریقی که شدن، لو برن...»

192
00:10:31,130 --> 00:10:32,230
‫وای، داتو

193
00:10:34,300 --> 00:10:35,700
‫سخنرانی کایوکو

194
00:10:37,300 --> 00:10:39,330
‫مردمِ الورای من...

195
00:10:39,330 --> 00:10:41,100
‫می‌دونیم که ترسیدید

196
00:10:41,100 --> 00:10:42,670
‫لطفاً حرفم رو باور کنید

197
00:10:42,670 --> 00:10:45,880
‫شایعات درمورد بازگشت آواتار
‫فقط در همین حدن

198
00:10:45,880 --> 00:10:46,910
‫شایعه

199
00:10:46,910 --> 00:10:50,150
‫شورا همیشه از مردم الورا محافظت می‌کنه

200
00:10:50,810 --> 00:10:52,820
‫ما این اتهامات رو بررسی کردیم و

201
00:10:52,820 --> 00:10:55,120
‫کوچیک‌‌ترین مدرکی پیدا نکردیم

202
00:10:55,120 --> 00:10:57,450
‫به گردان سر بزنید!
‫اونا شیطان رو قایم کردن!

203
00:10:57,450 --> 00:10:59,760
‫چی رو ازمون مخفی کردید؟!

204
00:11:00,190 --> 00:11:01,590
‫- داتو!
‫- جی؟

205
00:11:01,590 --> 00:11:03,390
‫چی‌کار داری...

206
00:11:06,590 --> 00:11:07,960
‫- نه!
‫- نه، نه، نه!

207
00:11:07,960 --> 00:11:09,630
‫مولین! نقشه‌ این نبود!

208
00:11:11,370 --> 00:11:12,970
‫خون‌سرد باش، گنده‌بک

209
00:11:12,970 --> 00:11:14,500
‫همه‌تون دروغگویید!

210
00:11:14,500 --> 00:11:17,770
‫من با دو تا چشمای خودم آواتار رو دیدم!

211
00:11:17,770 --> 00:11:20,050
‫خودم خبرش رو پخش کردم،
‫به امید این که رهبران‌مون

212
00:11:20,050 --> 00:11:21,180
‫بالأخره حقیقت رو بگن

213
00:11:21,180 --> 00:11:24,210
‫اما انگار باید به زور از زیر زبون‌تون
‫بکشم بیرون!

214
00:11:24,210 --> 00:11:27,550
‫آواتار کجاست؟!

215
00:11:28,880 --> 00:11:30,220
‫یه مشت خرت و پرت!
‫اسمت اینجا نیست!

216
00:11:31,490 --> 00:11:33,690
‫چون چیزی برای نوشتن وجود نداره!

217
00:11:33,690 --> 00:11:35,620
‫کارتیک کل ماجرا رو برام تعریف کرد و...

218
00:11:35,620 --> 00:11:38,000
‫اون هیچ‌وقت چیزی رو از من
مخفی نگه نمی‌داره

219
00:11:39,930 --> 00:11:41,860
‫شاید هم نگه می‌داره

220
00:11:44,000 --> 00:11:51,000
سینمافریک

221
00:11:53,280 --> 00:11:55,040
‫درِ مخفی؟!

222
00:11:56,070 --> 00:11:58,380
‫نباید این کار رو بکنی

223
00:11:58,380 --> 00:12:00,220
‫فقط ولم کن تا بتونیم صحبت کنیم...

224
00:12:00,220 --> 00:12:01,620
!حرف نزن، صدراعظم

225
00:12:02,520 --> 00:12:05,120
‫ما اصلاً دنبال همچین چیزی نبودیم،
‫قسم می‌خورم

226
00:12:05,120 --> 00:12:06,750
‫فقط می‌خواستیم حقیقت رو بدونیم

227
00:12:13,430 --> 00:12:14,730
‫مولین بودی دیگه؟

228
00:12:15,160 --> 00:12:18,230
‫پسرعموت توی گردان بادافزاره، آره؟

229
00:12:21,700 --> 00:12:24,210
‫می‌دونم اوضاع توی الورا ترسناک بوده

230
00:12:24,210 --> 00:12:26,610
‫اما آسیب زدن به صدراعظم چه مشکلی رو
‫حل می‌‌کنه؟

231
00:12:26,610 --> 00:12:29,080
‫قسم می‌خورم، من آواتار رو دیدم

232
00:12:29,080 --> 00:12:30,410
‫یه دختربچه بود!
‫حدوداً ده ساله

233
00:12:31,680 --> 00:12:33,620
‫با موهای تیره و اون...

234
00:12:41,160 --> 00:12:42,760
‫حالت خوبه؟

235
00:12:44,590 --> 00:12:45,930
‫چقدر هم طولش دادی

236
00:12:45,930 --> 00:12:48,300
‫زمان‌بندی هیچ‌وقت به نفع ما نبوده

237
00:12:52,430 --> 00:12:54,640
‫هم‌میهنان عزیزم...

238
00:12:54,640 --> 00:12:57,940
‫خودم شخصاً این اتهامات رو بررسی می‌کنم

239
00:12:57,940 --> 00:13:01,480
‫و اگه حقیقت داشته باشه،
‫هر کسی که آواتار رو مخفی کرده باشه

240
00:13:01,480 --> 00:13:02,980
‫مجازاتش می‌کنم

241
00:13:02,980 --> 00:13:06,550
‫دوران تاریک نابودگر خیلی وقته که تموم شده

242
00:13:06,550 --> 00:13:09,720
‫حالا عصرِ باد و خاکه

243
00:13:09,720 --> 00:13:13,560
‫با همدیگه، قوی می‌مونیم

244
00:13:13,560 --> 00:13:18,390
‫برای بقای الورا!

245
00:13:21,130 --> 00:13:22,630
‫داتو، من...

246
00:13:23,730 --> 00:13:24,930
‫این رو پیدا کردم

247
00:13:25,500 --> 00:13:26,840
‫خوندیش؟!

248
00:13:26,840 --> 00:13:28,570
‫فقط داشتم خودم رو تخلیه می‌کردم!

249
00:13:28,570 --> 00:13:30,440
‫اصلاً هیچ‌کدومش جدی نیست و...

250
00:13:32,200 --> 00:13:34,510
‫توی الورا یه خبراییه، جی

251
00:13:34,510 --> 00:13:37,950
‫نمی‌دونم چی هست اما... من می‌ترسم

252
00:13:38,950 --> 00:13:41,550
‫درست میشه. قول میدم

253
00:13:47,260 --> 00:13:49,020
‫این فانوس عجیب‌غریب رو نگاه کن، نیشا!

254
00:13:49,020 --> 00:13:52,160
‫وای. این نقشه‌ی جهان باستانه؟

255
00:13:52,160 --> 00:13:54,530
‫هی، چه پشت‌خارون قشنگی!

256
00:13:56,400 --> 00:13:57,630
‫آخیش!

257
00:13:57,630 --> 00:14:00,780
‫کارتیک هیچ‌وقت حرفی از اینجا
‫بهم نزده بود

258
00:14:06,410 --> 00:14:07,880
‫اکاشا به الورا!
‫فوراً گزارش بده!

259
00:14:09,240 --> 00:14:11,550
‫داری از زیر کار در میری!

260
00:14:20,320 --> 00:14:22,090
‫خانواده‌ی من...

261
00:14:27,860 --> 00:14:29,830
‫منتظرت بودیم

262
00:14:33,000 --> 00:14:35,200
‫کارتیک من رو توی الورا پیدا نکرد

263
00:14:35,700 --> 00:14:37,440
‫من توی وحش‌آباد بودم

264
00:14:37,440 --> 00:14:39,980
‫این دست‌بند رو دستم کرده بودم

265
00:14:42,710 --> 00:14:44,380
‫نیشا، نگاه کن!

266
00:14:44,380 --> 00:14:45,880
‫مثل همن، مثل همن!

267
00:14:46,510 --> 00:14:49,380
‫این یعنی کارتیک بهم دروغ گفته؟

268
00:14:49,750 --> 00:14:52,650
‫خوشحال شدم که سوابق عنصرافزارها رو
‫بهت دادم

269
00:14:52,650 --> 00:14:56,170
‫هر کاری لازمه می‌کنم تا ثابت شه که
‫آواتار، بین نیروهای ما مخفی نشده

270
00:14:58,890 --> 00:15:00,560
‫شاید کسی متوجه نشه

271
00:15:06,270 --> 00:15:08,240
‫این‌ها همه‌ی عنصرافزارهایی هستن که

272
00:15:08,240 --> 00:15:10,480
‫- تو ۵۰‌ سال اخیر، جزو نیروهای ما بودن
‫- ممنونم

273
00:15:10,480 --> 00:15:12,680
‫امیدوارم که این خیال مردم رو راحت کنه

274
00:15:14,540 --> 00:15:17,910
‫به از دست دادن تعادلم
عادت ندارم

275
00:15:17,910 --> 00:15:20,250
‫به‌خاطر شوکیه که بهت وارد شده.
‫بشین

276
00:15:20,250 --> 00:15:22,250
‫بذار واست یه نوشیدنی گرم بیارم

277
00:15:23,200 --> 00:15:25,150
‫لوسم نکن

278
00:15:25,520 --> 00:15:28,220
‫مجبور نیستی پیش من صدراعظم باشی

279
00:15:31,760 --> 00:15:33,030
‫«آواتار پیش ماست

280
00:15:33,030 --> 00:15:34,630
‫اون یه دختربچه‌ توی الوراست

281
00:15:34,630 --> 00:15:38,970
‫اگه می‌خوای بیشتر بدونی،
‫این کلاغ‌زنگی رو با یه پیام، پس بفرست

282
00:15:38,970 --> 00:15:41,670
‫آواتار؟ فقط یکی؟

283
00:15:41,670 --> 00:15:43,270
‫پس بفرستتش؟

284
00:15:43,270 --> 00:15:45,140
‫خب چرا نباید پیش خودش نگهش داره؟

285
00:15:45,140 --> 00:15:47,140
‫اونا حیوون‌خونگی‌های معرکه‌این!

286
00:15:47,580 --> 00:15:49,310
‫ببخشید، می‌گفتی

287
00:15:53,620 --> 00:15:55,120
‫اوضاع تو چطوره؟

288
00:15:55,120 --> 00:15:56,750
‫منظورم گردانه

289
00:15:56,750 --> 00:15:59,450
‫راستش رو بگم؟ رسیدیم به نقطه‌ی بحرانی

290
00:15:59,450 --> 00:16:02,420
‫عنصرافزارهای بیشتری می‌خوایم.
‫اگه تماس بگیریم...

291
00:16:02,420 --> 00:16:04,290
‫خودت که قانون رو می‌دونی

292
00:16:04,290 --> 00:16:06,560
‫ارتباط با بقیه‌ی پناهگاه‌ها ممنوعه

293
00:16:06,560 --> 00:16:08,800
‫مگه این که شورا حکمش رو صادر کنه

294
00:16:09,860 --> 00:16:11,570
‫کارتیک، این چیه؟

295
00:16:12,270 --> 00:16:13,840
‫رادیو!

296
00:16:14,270 --> 00:16:16,770
‫قبلاً با بقیه‌ی پناهگاه‌ها ارتباط گرفتی؟

297
00:16:18,600 --> 00:16:19,900
‫اون رو میگی؟

298
00:16:19,900 --> 00:16:22,750
‫این فقط یه یادگاری زوار در رفته از
‫جهان باستانه

299
00:16:25,110 --> 00:16:27,350
‫تو که می‌دونی من عتیقه جمع می‌کنم

300
00:16:27,350 --> 00:16:28,880
‫الان معلوم میشه

301
00:16:30,320 --> 00:16:31,350
‫اوه!
‫دیدی؟

302
00:16:32,410 --> 00:16:33,640
‫فقط یه آهن‌پاره‌ست

303
00:16:34,750 --> 00:16:35,920
‫معذرت می‌خوام

304
00:16:35,920 --> 00:16:37,630
‫حالا منم که خیالاتی شدم

305
00:16:37,630 --> 00:16:39,930
‫امروز صبح جلوی یه افراطی رو گرفتیم

306
00:16:39,930 --> 00:16:42,330
‫همگی حق داریم بقیه‌ی روز رو
استراحت کنیم

307
00:16:42,330 --> 00:16:43,870
‫شاید حق با تو باشه

308
00:16:43,870 --> 00:16:45,780
‫بازم ممنونم، کارتیک

309
00:16:45,780 --> 00:16:47,780
‫بابت همه‌چیز

310
00:16:58,750 --> 00:17:00,350
‫کارتیک! پیدامون کردی!

311
00:17:00,350 --> 00:17:02,480
‫حالا نوبت توئه که قایم شی!

312
00:17:02,480 --> 00:17:05,320
‫هیچ می‌دونید که چقدر نزدیک بود لو برید؟!

313
00:17:05,320 --> 00:17:07,520
‫- چند بار باید بهتون بگم...
‫- تو بهم دروغ گفتی!

314
00:17:07,520 --> 00:17:09,360
‫منظورت چیه؟

315
00:17:09,360 --> 00:17:12,490
‫هیچ‌وقت بهم نگفته بودی که توی
‫وحش‌آباد پیدام کردی!

316
00:17:12,490 --> 00:17:14,560
‫با این دست‌بند!

317
00:17:15,960 --> 00:17:18,870
‫آره، یکی هم بهت خبرش رو داده!

318
00:17:18,870 --> 00:17:21,340
‫کار کی بوده؟! یه جایزه‌بگیرِ دوزاری؟

319
00:17:21,340 --> 00:17:23,370
‫چه بلایی سر پدرمادرمون آوردن؟

320
00:17:23,370 --> 00:17:25,240
‫همین حالا بهمون بگو وگرنه...

321
00:17:25,910 --> 00:17:27,880
‫این لباس‌خواب رو آتیش می‌زنم!

322
00:17:29,990 --> 00:17:32,450
‫دو تا بلاتکلیفی تو یه روز

323
00:17:32,450 --> 00:17:34,220
‫بادها به دادم برسن

324
00:17:35,150 --> 00:17:36,930
‫کار جایزه‌بگیری نبوده

325
00:17:36,930 --> 00:17:39,520
‫پدرمادرتون باهام تماس گرفتن

326
00:17:39,520 --> 00:17:42,590
‫سه سال پیش، اون پیغام به دستم رسید

327
00:17:43,360 --> 00:17:46,530
‫وقتی جواب دادم، رفتم به سمتِ
‫یه محل توی حومه‌ی شرقی

328
00:17:48,100 --> 00:17:51,000
‫گفته بودن آواتار اون دست‌بند رو می‌بنده

329
00:17:51,530 --> 00:17:53,070
‫اما توی راه

330
00:17:53,070 --> 00:17:55,600
‫گیر یه توفان شن ناگهانی افتادم

331
00:17:56,240 --> 00:17:58,710
‫وقتی بالأخره به محل تحویل رسیدم

332
00:17:58,710 --> 00:18:00,540
‫چیزی جز شن ندیدم

333
00:18:01,280 --> 00:18:05,510
‫تا این که به یه چیز عجیب توی
وحش‌آباد برخوردم

334
00:18:06,280 --> 00:18:07,750
همون موقع بود که پیدات کردم

335
00:18:12,890 --> 00:18:15,220
‫منتظرت بودیم

336
00:18:19,930 --> 00:18:22,130
‫پس جفت اینا مال مامان و بابان

337
00:18:22,800 --> 00:18:25,470
‫نیشا، فکر کنم داره راستش رو میگه

338
00:18:25,470 --> 00:18:28,840
‫پاوی چطور؟ چرا پدرمادرمون
‫حرفی از اون نزده بودن؟

339
00:18:29,270 --> 00:18:31,110
‫واقعاً نمی‌دونم

340
00:18:31,110 --> 00:18:34,010
‫من هم وقتی فهمیدم اون وجود داره
‫درست مثل خودت غافلگیر شدم

341
00:18:35,610 --> 00:18:37,680
‫باید بهم می‌گفتی!

342
00:18:39,450 --> 00:18:40,820
‫وای، نیشا

343
00:18:40,820 --> 00:18:42,550
‫از وقتی باهات آشنا شدم

344
00:18:42,550 --> 00:18:44,750
‫همیشه دلت می‌خواست
‫متعلق به جایی باشی

345
00:18:44,750 --> 00:18:48,120
‫من فقط دلم نمی‌خواست که
‫یه‌وقت فکر کنی پدرمادرت...

346
00:18:48,120 --> 00:18:50,430
‫فکر نمی‌کردن که تو مال اونا باشی

347
00:18:51,160 --> 00:18:53,800
‫خیلی معذرت می‌خوام

348
00:18:55,500 --> 00:18:57,870
‫می‌دونی چه بلایی سر پدرمادرمون اومده؟

349
00:18:58,470 --> 00:18:59,900
تا حالا ندیدم‌شون

350
00:18:59,900 --> 00:19:02,300
‫شاید توی توفان مُردن

351
00:19:06,840 --> 00:19:09,340
‫شاید هم هنوز اون بیرونن

352
00:19:13,180 --> 00:19:14,520
‫شما!

353
00:19:15,980 --> 00:19:17,520
‫معذرت می‌خوام، فرمانده کارتیک

354
00:19:17,520 --> 00:19:19,130
‫سعی کردیم مراقب‌شون باشیم

355
00:19:19,130 --> 00:19:21,920
‫اما اونا آشوب... به پا کردن

356
00:19:21,920 --> 00:19:24,830
‫۷۵ جیره‌ی خورش کاری رو توی
‫نبرد از دست دادیم

357
00:19:24,830 --> 00:19:27,250
‫مجبورشون کنم تمیزکاری‌ها رو بکنن؟

358
00:19:28,360 --> 00:19:30,570
‫به‌نظرم برای یه روز
‫به انداز‌ه‌ی کافی سختی کشیدن

359
00:19:46,480 --> 00:19:47,820
‫ببخشید، فرمانده

360
00:19:47,820 --> 00:19:50,250
‫داشتم یکم استراحت می‌کردم تا...

361
00:19:50,790 --> 00:19:51,990
‫فکر کنم

362
00:19:51,990 --> 00:19:54,190
‫اشکالی نداره، جی

363
00:19:54,190 --> 00:19:56,760
‫قشنگ از اون روزهاست که بستنی‌لازمیم

364
00:19:59,030 --> 00:20:00,530
‫فرمانده کارتیک...

365
00:20:00,530 --> 00:20:02,900
‫قضیه‌ی امروز مولین...

366
00:20:02,900 --> 00:20:04,780
‫چرا به جای این که با زور ساکتش کنیم

367
00:20:04,780 --> 00:20:06,400
‫ترس‌هاش رو برطرف نکردیم؟

368
00:20:06,400 --> 00:20:09,370
‫مولین داشت هویت دخترها رو لو می‌داد

369
00:20:09,370 --> 00:20:11,670
‫نباید یادت بره که مأموریت اصلیت

370
00:20:11,670 --> 00:20:13,540
‫به‌عنوان عضوی از نیلوفر سفید چیه

371
00:20:13,540 --> 00:20:16,010
‫با کمال احترام، قربان،
‫قبل این که با پاوی آشنا شم

372
00:20:16,010 --> 00:20:19,210
‫من هم درست مثل بقیه‌ی مردم پناهگاه
‫از آواتار می‌ترسیدم

373
00:20:19,210 --> 00:20:20,580
‫ولی عوض شدم

374
00:20:20,580 --> 00:20:23,420
‫نباید همچین فرصتی رو به
همه‌ی مردم الورا بدیم؟

375
00:20:23,420 --> 00:20:26,950
‫خودت که دیدی وقتی یه نفر فقط بخشی از
‫حقیقت رو می‌دونست، چه اتفاقی افتاد

376
00:20:26,950 --> 00:20:30,020
‫حالا فکر کن هزاران نفر دیگه این‌طوری بشن

377
00:20:30,020 --> 00:20:31,730
‫همون اول بهت هشدار دادم

378
00:20:32,160 --> 00:20:35,230
‫عضو نیلوفر سفید شدن کار راحتی نیست

379
00:20:35,230 --> 00:20:37,100
‫یه روز برای محافظت از این دخترها

380
00:20:37,100 --> 00:20:39,430
‫مجبور میشی تصمیمات سختی بگیری

381
00:20:39,430 --> 00:20:40,840
‫درست مثل من

382
00:20:43,070 --> 00:20:45,140
‫مطمئن میشم که تصمیمات درستی بگیرم

383
00:20:45,870 --> 00:20:47,240
‫امیدوارم

384
00:20:51,910 --> 00:20:55,550
‫نکنه مامان‌بابامون فکر می‌کردن که
من به‌خاطر پام

385
00:20:55,550 --> 00:20:57,120
‫نمی‌تونم آواتار باشم؟

386
00:20:57,120 --> 00:21:00,360
‫اگه همچین فکری می‌کردن،
‫پس از شرشون خلاص شدیم

387
00:21:00,360 --> 00:21:03,020
‫کی دلش همچین پدرمادر احمقی می‌خواد؟

388
00:21:06,060 --> 00:21:07,190
‫من...

389
00:21:07,190 --> 00:21:09,000
‫خوشحالم که ولم کردن

390
00:21:17,070 --> 00:21:19,540
‫مامان و بابا می‌خواستن که این پیش تو باشه

391
00:21:23,280 --> 00:21:24,780
‫شاید حق با کارتیک بود

392
00:21:25,380 --> 00:21:27,780
‫شاید به نفعم بود که حقیقت رو ندونم

393
00:21:28,580 --> 00:21:30,490
‫فرقی نمی‌کنه چی رو بفهمیم

394
00:21:30,490 --> 00:21:32,050
‫با همدیگه باهاش روبه‌رو میشیم

395
00:21:32,050 --> 00:21:33,860
‫حالا حالاها بیخ ریشتم، آبجی

396
00:21:33,860 --> 00:21:36,120
‫من مثل سوسک‌هیره می‌مونم

397
00:21:36,120 --> 00:21:38,290
‫و هیچ‌جا نمیرم!

398
00:21:43,480 --> 00:21:45,200
‫قول دوقلویی

399
00:21:46,500 --> 00:21:47,870
‫خیلی چندشی

400
00:21:56,310 --> 00:21:59,150
‫اکاشا به الورا. هستی؟

401
00:22:00,650 --> 00:22:02,720
‫اکاشا، از الورا صحبت می‌کنم

402
00:22:02,720 --> 00:22:03,920
‫به بقیه بگو

403
00:22:03,920 --> 00:22:07,150
‫خبر برگشت آواتار داره پخش میشه

404
00:22:09,060 --> 00:22:13,060
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
