1
00:00:09,880 --> 00:00:10,651
‫به دلیل تصاویر و موضوعات مطرح‌شده
‫این برنامه برای مخاطبان بزرگسال توصیه می‌شود

2
00:00:11,650 --> 00:00:13,433
‫آنچه گذشت...

3
00:00:14,933 --> 00:00:22,933
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

4
00:02:24,014 --> 00:02:28,015
‫« هنر خوشی »

5
00:02:34,000 --> 00:02:44,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

6
00:02:44,024 --> 00:02:54,024
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

7
00:02:54,100 --> 00:02:58,100
‫ترجمه از «امیررضا»

8
00:02:58,166 --> 00:02:59,407
‫بیدار بشید، خانم

9
00:03:02,446 --> 00:03:06,846
‫شاهدخت گفتن این رو بپوشید.
‫لباس عروسی خودشون بوده

10
00:03:06,926 --> 00:03:08,806
‫فوق‌العاده نیست؟

11
00:03:10,046 --> 00:03:12,046
‫بجنبید، باید عجله کنیم

12
00:03:18,326 --> 00:03:19,566
‫دست‌هاتون رو ببرید بالا

13
00:03:21,006 --> 00:03:24,726
‫- ساعت چنده؟
‫- مدتی از ۳ صبح گذشته

14
00:03:53,652 --> 00:03:55,012
‫خیلی خوشگل شدید

15
00:03:55,852 --> 00:03:59,172
‫این‌که اون موجود می‌تونه با شما
‫ازدواج بکنه، یه هدیه‌ی بهشتیه

16
00:03:59,252 --> 00:04:03,172
‫اون شاهزاده ایپولیتوئه.
‫اسم داره، یه موجود نیست

17
00:04:03,252 --> 00:04:07,092
‫درست می‌گید. حماقت من رو ببخشید.
‫بعضی‌وقت‌ها بدون فکر کردن حرف می‌زنم

18
00:04:17,172 --> 00:04:20,052
‫من برم تور رو بیارم.
‫تازه مرتبش کردیم

19
00:04:30,972 --> 00:04:32,652
‫می‌بینم که ناراحتی، منا

20
00:04:33,532 --> 00:04:34,652
‫به‌خاطر روکو ناراحتی؟

21
00:04:35,212 --> 00:04:36,532
‫آره، متاسفم

22
00:04:38,172 --> 00:04:39,652
‫بهش علاقه داشتم

23
00:04:44,092 --> 00:04:48,932
‫یه بار مخفیانه بهم گفت
‫که اون هم به تو علاقه داشته

24
00:04:49,572 --> 00:04:51,772
‫و اگه شوهرت از جنگ برنگشته بود،

25
00:04:51,852 --> 00:04:53,932
‫بهت پیشنهاد می‌داد

26
00:04:55,292 --> 00:04:56,932
‫خودش این رو گفت؟

27
00:04:59,092 --> 00:05:00,572
‫- واقعاً؟
‫- آره

28
00:05:01,452 --> 00:05:03,612
‫زندگی عجیبه، خانم مودستا

29
00:05:06,252 --> 00:05:08,372
‫خیلی عشق به سرانجام نرسیده
‫وجود داره...

30
00:05:12,732 --> 00:05:13,852
‫آماده‌اید؟

31
00:05:19,212 --> 00:05:20,492
‫بی‌سروصدا

32
00:05:28,212 --> 00:05:30,012
‫تبریک میگم، شاهدخت

33
00:05:37,932 --> 00:05:40,212
‫مودستا اِسپاتارو،

34
00:05:40,292 --> 00:05:44,052
‫آیا قبول می‌کنید که مطابق
‫با آیین کلیسای مادر مقدس

35
00:05:44,132 --> 00:05:49,132
‫شاهزاده ایپولیتو کوستانتینو برندیفورتی،

36
00:05:49,172 --> 00:05:52,932
‫بارونِ باسلو، مارکیِ بیانکاویلا را

37
00:05:53,012 --> 00:05:56,972
‫به عنوان همسر خود برگزینید؟

38
00:05:57,052 --> 00:05:58,132
‫بله

39
00:05:58,172 --> 00:06:02,052
‫و شما، شاهزاده ایپولیتو
‫کوستانتینو برندیفورتی،

40
00:06:02,132 --> 00:06:05,692
‫بارونِ باسلو، مارکیِ بیانکاویلا،

41
00:06:05,772 --> 00:06:11,652
‫آیا قبول می‌کنید که مطابق
‫با آیین کلیسای مادر مقدس

42
00:06:11,732 --> 00:06:15,212
‫- بله. بله
‫- مودستا اِسپاتارو را به همسری برگزینید؟

43
00:06:15,292 --> 00:06:19,172
‫- بله
‫- پس شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم

44
00:06:38,052 --> 00:06:39,212
‫بفرمایید

45
00:06:41,212 --> 00:06:44,092
‫گفتم دو تا تخت مجزا
‫براتون بذارن، شاهدخت

46
00:06:48,652 --> 00:06:49,772
‫یه زنگ اونجا هست

47
00:06:51,052 --> 00:06:53,732
‫هر وقت خواستید، صدام کنید.
‫هر موقع از شبانه‌روز

48
00:06:54,692 --> 00:06:55,772
‫ممنون

49
00:06:56,692 --> 00:06:58,172
‫خوب بخوابید، شاهدخت

50
00:07:10,092 --> 00:07:11,212
‫برو کنار

51
00:07:17,492 --> 00:07:18,492
‫مودی...

52
00:08:35,812 --> 00:08:36,932
‫صبح بخیر، شاهدخت

53
00:09:10,372 --> 00:09:11,852
‫خیلی خوشگلی...

54
00:09:12,812 --> 00:09:13,772
‫مثل یه بچه گربه...

55
00:09:14,812 --> 00:09:15,812
‫خطرناکی

56
00:09:18,252 --> 00:09:19,532
‫می‌خوای امتحان کنی؟

57
00:09:22,332 --> 00:09:25,572
‫نه، خودم.
‫دستت رو ببر کنار

58
00:09:34,812 --> 00:09:36,132
‫داری دیوونه‌م می‌کنی

59
00:09:43,572 --> 00:09:45,052
‫صبح بخیر

60
00:09:45,132 --> 00:09:47,012
‫اینا والدین روکو هستن

61
00:09:47,092 --> 00:09:50,132
‫از سن ویتو اومدن وسایلش رو ببرن

62
00:09:50,172 --> 00:09:52,172
‫ممنون که این همه راه رو اومدید

63
00:09:52,772 --> 00:09:53,732
‫تسلیت میگم

64
00:10:08,732 --> 00:10:10,932
‫وقتی اون اتفاق افتاد
‫شما هم پیشش بودید، درسته؟

65
00:10:12,212 --> 00:10:13,732
‫آره

66
00:10:13,812 --> 00:10:16,732
‫این از طرف شاهدخت گایا
‫و بقیه‌ی اعضای ویلاست

67
00:10:17,732 --> 00:10:20,172
‫امیداوریم یه‌کم دردتون رو تسکین بده

68
00:10:21,692 --> 00:10:24,132
‫این کار نیازی نبود. ممنون

69
00:10:24,612 --> 00:10:28,172
‫برامون یه نامه فرستاده بود،
‫نوشته بود عاشق یه دختر شده

70
00:10:28,252 --> 00:10:30,252
‫می‌خواست باهاش ازدواج کنه

71
00:10:31,612 --> 00:10:34,692
‫- اما موانعی سر راهش بوده
‫- واقعاً؟

72
00:10:36,372 --> 00:10:38,212
‫کدوم دختر؟

73
00:10:38,292 --> 00:10:41,292
‫فکر کنم عاشق دختر
‫یکی از کشاورزهامون شده

74
00:10:45,212 --> 00:10:46,572
‫این رو آوردم...

75
00:10:48,092 --> 00:10:49,732
‫تا یه چیزی برای به یاد داشتن
‫روکو داشته باشه

76
00:10:49,812 --> 00:10:52,532
‫می‌تونید بدیدش به من.
‫خودم شخصاً می‌دمش به دختره

77
00:10:58,612 --> 00:11:02,172
‫همونطور که برنامه ریخته بودم،
‫داشتم به یه آدم سلطنتی خوب تبدیل می‌شدم

78
00:11:02,732 --> 00:11:04,532
‫با همه مهربون بودم

79
00:11:04,612 --> 00:11:07,252
‫برای آروم کردن منا
‫بهش دروغ می‌گفتم

80
00:11:07,892 --> 00:11:09,572
‫هدایای سخاوتمندانه می‌دادم

81
00:11:09,692 --> 00:11:13,052
‫متکبرانه و لبخند به لب قدم می‌زدم

82
00:11:13,132 --> 00:11:15,532
‫و همه عقب می‌رفتن

83
00:11:16,332 --> 00:11:20,092
‫و به احترام بانوی بزرگوار
‫سرشون رو خم می‌کردن

84
00:11:20,172 --> 00:11:21,692
‫چون منم آدم سلطنتی‌ای بودم

85
00:11:23,292 --> 00:11:25,012
‫اما هنوم دست‌نیافتنی بودم

86
00:11:32,812 --> 00:11:35,412
‫- صبح بخیر، علیاحضرت
‫- صبح بخیر، تریسا

87
00:11:36,572 --> 00:11:38,452
‫- صبح بخیر، علیاحضرت
‫- صبح بخیر، سالوو

88
00:11:39,252 --> 00:11:40,972
‫- علیاحضرت
‫- بئاتریچ رو ندیدی؟

89
00:11:41,052 --> 00:11:44,572
‫یک ساعت پیش داشتن از پله‌ها پایین می‌رفتن،
‫اما بعد از اون دیگه ندیدمشون

90
00:11:45,292 --> 00:11:46,772
‫شاهدخت بئاتریچ رو ندیدی؟

91
00:11:50,172 --> 00:11:52,092
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

92
00:11:52,172 --> 00:11:53,932
‫هنوز روی تختی؟

93
00:11:54,692 --> 00:11:58,092
‫- داشتم یه‌کم استراحت می‌کردم
‫- اما وقت ناهاره

94
00:11:58,692 --> 00:12:00,772
‫دیروز اومدم توی اتاقت،
‫اما اونجا نبودی

95
00:12:00,852 --> 00:12:02,772
‫نمی‌تونم ایپولیتو رو تنها بذارم

96
00:12:05,292 --> 00:12:07,532
‫الان که ازدواج کردیم
‫باید کنارش بخوابم

97
00:12:07,612 --> 00:12:10,412
‫خودمون چی پس؟
‫دیگه اصلاً همدیگه رو نمی‌بینیم

98
00:12:10,492 --> 00:12:13,692
‫- اونطور نگو، دیوونه
‫- بهم نگو دیوونه

99
00:12:15,052 --> 00:12:17,012
‫- چی می‌خونی؟
‫- هیچی

100
00:12:17,092 --> 00:12:18,972
‫- بده ببینمش
‫- چیزی نیست

101
00:12:19,052 --> 00:12:20,132
‫بذار ببینمش

102
00:12:33,892 --> 00:12:35,932
‫این عکس‌ها مال کی‌ان؟

103
00:12:37,692 --> 00:12:40,732
‫دایی جاکوبو.
‫از توی اتاقش این رو دزدیدم

104
00:12:45,292 --> 00:12:47,292
‫با ایپولیتو اون کار رو می‌کنی؟

105
00:12:49,132 --> 00:12:51,532
‫مجبور نیستم هیچکدوم
‫از این کارها رو بکنم

106
00:12:52,292 --> 00:12:54,572
‫فقط ازش مراقبت می‌کنم،
‫مثل یه برادر

107
00:12:55,212 --> 00:12:56,452
‫قسم بخور

108
00:12:58,052 --> 00:12:59,332
‫معلومه که قسم می‌خورم

109
00:13:00,532 --> 00:13:02,332
‫حتی بهم دست هم نمی‌زنه

110
00:13:03,932 --> 00:13:05,932
‫و نمی‌دونی خوابیدن
‫با یه مرد چطوره؟

111
00:13:10,732 --> 00:13:11,892
‫نه، نمی‌دونم

112
00:13:15,132 --> 00:13:17,252
‫منم نمی‌دونم، و هیچوقت هم نمی‌فهمم

113
00:13:18,132 --> 00:13:22,052
‫و به‌خاطر پاهام هیچوقت نمی‌تونم
‫ازدواج بکنم، قبلاً بهت گفتم

114
00:13:22,132 --> 00:13:24,132
‫مامان هم هیچ نوه‌ای نمی‌خواد

115
00:13:24,892 --> 00:13:28,972
‫نمی‌خواد توی خانواده بیش‌تر از این
‫فلج و هیولا وجود داشته باشه

116
00:13:34,572 --> 00:13:38,172
‫- تا ابد عاشق هم می‌مونیم، درسته؟
‫- اما تو اصلاً پیش من نیستی

117
00:13:42,932 --> 00:13:45,132
‫به قصری که توی کاتانیا داریم فکر می‌کنم...

118
00:13:45,692 --> 00:13:47,212
‫هر روز آدم‌های زیادی رو می‌دیدیم

119
00:13:47,292 --> 00:13:49,132
‫و عصرها بیرون می‌رفتیم

120
00:13:57,612 --> 00:13:59,532
‫از توی کاخ میشه دریا رو دید؟

121
00:14:00,972 --> 00:14:02,332
‫معلومه که میشه

122
00:14:03,532 --> 00:14:05,012
‫از توی همه‌ی اتاق‌ها معلومه

123
00:14:05,772 --> 00:14:07,212
‫نور قشنگی داره

124
00:14:08,932 --> 00:14:10,332
‫جنگ تموم شد!

125
00:14:10,412 --> 00:14:11,972
‫چه خبره؟

126
00:14:12,532 --> 00:14:13,932
‫جنگ تموم شد!

127
00:14:14,012 --> 00:14:16,532
‫- خدایا، امکان نداره
‫- جنگ تموم شد!

128
00:14:20,212 --> 00:14:21,372
‫جنگ تموم شد!

129
00:14:22,252 --> 00:14:23,452
‫واقعاً؟

130
00:14:25,452 --> 00:14:26,892
‫بالاخره برمی‌گردیم به کاتانیا!

131
00:14:30,772 --> 00:14:32,092
‫جنگ تموم شد!

132
00:14:33,092 --> 00:14:34,332
‫چه خبره؟

133
00:14:35,172 --> 00:14:37,492
‫- جنگ تموم شد!
‫- برای ما تموم نشده!

134
00:14:38,772 --> 00:14:39,932
‫می‌فهمید؟

135
00:14:41,172 --> 00:14:42,332
‫برای ما تموم نشده

136
00:14:43,692 --> 00:14:46,892
‫مگه خود شما جنگ رو نمی‌خواستید؟

137
00:14:46,972 --> 00:14:49,732
‫مگه چی هستید؟
‫چند تا توله سگ خنگ؟

138
00:14:50,292 --> 00:14:52,452
‫بذارید واضح براتون توضیح بدم

139
00:14:53,212 --> 00:14:55,572
‫جنگ هرگز برای ما تموم نمیشه

140
00:14:57,452 --> 00:14:59,252
‫چیزی برای جشن گرفتن وجود نداره

141
00:14:59,332 --> 00:15:02,332
‫برگزاری هر گونه جشنی اکیداً ممنوعه

142
00:15:02,412 --> 00:15:05,612
‫- برگردید سر کارتون. ممنون
‫- منصفانه نیست!

143
00:15:08,172 --> 00:15:10,612
‫شما دو نفر اونجا چیکار می‌کنید؟
‫بیاید بالا

144
00:15:16,292 --> 00:15:17,332
‫مامان...

145
00:15:23,452 --> 00:15:26,932
‫اصلاً چطور می‌تونید با اونطور
‫آدم‌هایی قاطی بشید؟

146
00:15:27,012 --> 00:15:29,172
‫اما مامان جنگ بالاخره تموم شد!

147
00:15:30,532 --> 00:15:31,772
‫ببینیدش

148
00:15:34,492 --> 00:15:37,372
‫عشقی که بین ما بود
‫حتی قابل توصیف هم نیست

149
00:15:38,532 --> 00:15:42,212
‫هر روز در این کمد رو باز می‌کنم
‫تا بوی لباس‌هاش رو حس کنم

150
00:15:43,212 --> 00:15:45,972
‫اون تنها بچه‌ایه
‫که دوستش داشتم

151
00:15:46,052 --> 00:15:47,412
‫و اون توی جنگ مُرد

152
00:15:48,172 --> 00:15:50,597
‫چه جنگ تموم بشه، چه نشه،

153
00:15:50,598 --> 00:15:53,452
‫جنگ برای ما برندیفورتی‌ها تموم نمیشه

154
00:15:58,572 --> 00:16:00,892
‫به کاتانیا برنمی‌گردیم. هرگز

155
00:16:02,132 --> 00:16:04,892
‫کاتانیا بخشی از یه زندگی دیگه‌ست

156
00:16:04,972 --> 00:16:11,212
‫زندگی‌ای که توش پسر من زنده،
‫سالم، قوی و خوش‌تیپ بود

157
00:16:14,781 --> 00:16:16,332
‫الان دیگه خوراک کرم‌ها شده

158
00:16:18,132 --> 00:16:21,292
‫وقتی من بمیرم،
‫تو توی همین ویلا می‌مونی

159
00:16:21,372 --> 00:16:23,612
‫باید مراقب اتاقم باشی،

160
00:16:23,732 --> 00:16:26,292
‫همونطوری که من از اتاق‌های
‫آشناهای مُرده مراقبت کردم

161
00:16:26,372 --> 00:16:28,012
‫این سرنوشت توئه

162
00:16:28,092 --> 00:16:31,172
‫منصفانه نیست، مامان. من دوست دارم
‫برم به کاتانیا، می‌خوام زندگی کنم

163
00:16:32,092 --> 00:16:33,292
‫می‌خوای زندگی کنی؟

164
00:16:35,452 --> 00:16:38,492
‫تو فقط یه فلج بیچاره‌ای،
‫فایده‌ی زندگی چیه؟

165
00:16:41,172 --> 00:16:44,812
‫به هر حال، بحث کردن فایده‌ای نداره.
‫من تصمیمم رو گرفتم

166
00:16:52,412 --> 00:16:54,852
‫به چی فکر می‌کنی؟
‫اینکه من دیوونه‌ام؟

167
00:16:55,452 --> 00:16:56,452
‫نه

168
00:16:57,412 --> 00:17:02,412
‫فکر می‌کنی من خودخواهم؟

169
00:17:02,492 --> 00:17:03,972
‫معلومه که اونطور فکری می‌کنم

170
00:17:04,772 --> 00:17:07,212
‫آخه من هیچوقت نگفتم
‫که آدم خیرخواهی‌ام

171
00:17:09,052 --> 00:17:11,572
‫آدم خیرخواه بودن کاملاً...

172
00:17:12,892 --> 00:17:14,132
‫حقه‌بازیه

173
00:17:14,732 --> 00:17:16,012
‫ساختگیه

174
00:17:17,172 --> 00:17:18,732
‫ریاکاریه

175
00:17:19,972 --> 00:17:21,892
‫«جلب حسن توجه مخاطب»

176
00:17:21,972 --> 00:17:25,212
‫اصلاً خیرخواهی بقیه‌ی مردم
‫برام مهم نیست

177
00:17:26,172 --> 00:17:27,692
‫اگه من رو ببخشید...

178
00:17:27,772 --> 00:17:29,492
‫کافیه

179
00:17:31,012 --> 00:17:33,332
‫دیگه خسته شده بودم
‫از اینکه وانمود می‌کردم

180
00:17:33,412 --> 00:17:35,572
‫از کسی اطاعت می‌کنم که
‫برای زندگی ما تصمیم می‌گیره،

181
00:17:35,692 --> 00:17:37,612
‫از اعمال قدرتش خسته شده بودم

182
00:17:39,812 --> 00:17:43,228
‫شاهدخت برای شام نمیاد پایین،
‫می‌خواد توی اتاقش گوشتابه بخوره

183
00:17:43,229 --> 00:17:44,572
‫الان آماده می‌کنم

184
00:17:45,252 --> 00:17:47,292
‫صلح بالاخره آزادمون کرده بود

185
00:17:47,372 --> 00:17:49,452
‫خیلی وقت بود منتظر این لحظه بودیم

186
00:17:50,292 --> 00:17:52,812
‫تمام مردم ایتالیا ریخته بودن بیرون.
‫در حالی که ما...

187
00:17:52,892 --> 00:17:55,212
‫من هیچوقت تجربه‌ش نکرده بودم،
‫حتی قبل از جنگ هم تجربه‌ش نکردم

188
00:17:56,172 --> 00:17:57,532
‫نمی‌دونم صلح چیه

189
00:17:58,572 --> 00:18:00,292
‫من بهتون اجازه‌ی جشن گرفتن میدم

190
00:18:01,932 --> 00:18:03,132
‫من مجوز میدم

191
00:18:04,292 --> 00:18:08,252
‫اما باید خارج از اینجا جشن بگیرید.
‫توی ملک باشه، اما دور از ویلا

192
00:18:08,772 --> 00:18:12,132
‫اما بعد از اینکه شاهدخت گایا خوابید

193
00:18:13,052 --> 00:18:14,372
‫ممنون

194
00:18:15,212 --> 00:18:18,092
‫نگران نباشید، هر چی شما بگید

195
00:18:19,292 --> 00:18:20,372
‫اما می‌دونم خوشی چیه

196
00:18:21,532 --> 00:18:24,532
‫می‌تونم توی وجود دیگران حسش کنم

197
00:18:24,612 --> 00:18:28,612
‫یهویی توی خون‌شون،
‫توی چشم‌های درخشان‌شون منفجر میشه

198
00:18:29,572 --> 00:18:31,172
‫و من می‌خواستم همه‌ش مال خودم باشه

199
00:18:31,252 --> 00:18:32,492
‫از این طرف

200
00:18:33,992 --> 00:18:41,992
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

201
00:19:08,452 --> 00:19:10,132
‫چرا دیگه نمی‌رقصید؟

202
00:19:11,612 --> 00:19:13,452
‫ادامه بدید، ما هم اومدیم جشن بگیریم!

203
00:19:14,852 --> 00:19:16,972
‫یالا، آهنگ رو ادامه بدید!

204
00:19:37,932 --> 00:19:39,092
‫شاهدخت!

205
00:19:39,172 --> 00:19:41,092
‫- شاهدخت
‫- چی شده؟

206
00:19:42,932 --> 00:19:46,572
‫- چه خبره؟
‫- یه خبر خوب دارم

207
00:19:46,692 --> 00:19:49,372
‫- چی؟
‫- شوهرم داره برمی‌گرده

208
00:19:51,012 --> 00:19:53,732
‫زنده مونده، شاهدخت

209
00:19:53,812 --> 00:19:57,012
‫خیلی برات خوشحالم.
‫باید کنارش باشی

210
00:19:57,092 --> 00:19:59,932
‫نمی‌تونم. به شاهدخت گایا چی بگم؟

211
00:20:00,012 --> 00:20:02,252
‫نگران شاهدخت نباش،
‫خودم باهاش حرف می‌زنم

212
00:20:02,332 --> 00:20:04,172
‫- واقعاً؟
‫- برو

213
00:20:04,692 --> 00:20:06,412
‫ممنون، شاهدخت!

214
00:21:42,732 --> 00:21:45,212
‫کنار همدیگه خیلی خوشگل بودید

215
00:21:45,932 --> 00:21:48,572
‫حتی به چشم‌های دخترت
‫نگاه هم نکردی

216
00:21:48,692 --> 00:21:50,532
‫اون شاهدخت برندیفورتیه

217
00:21:51,332 --> 00:21:55,772
‫من کارمینِ کشاورزم.
‫چرا اون کار رو کردی؟

218
00:21:56,812 --> 00:21:58,372
‫فقط یه رقص ساده بود

219
00:22:13,852 --> 00:22:15,172
‫خیلی خوشگلی

220
00:22:38,812 --> 00:22:40,812
‫♪ اگه به ارابه‌چی بدمت ♪

221
00:22:40,892 --> 00:22:43,532
‫♪ مدام در حال رفت و آمده ♪

222
00:22:49,892 --> 00:22:51,212
‫بیا اینجا

223
00:22:56,212 --> 00:22:57,172
‫چه بلایی سرت آوردن؟

224
00:22:57,252 --> 00:22:59,372
‫- چی؟
‫- چی شده؟

225
00:23:01,532 --> 00:23:02,612
‫هیچی...

226
00:23:03,292 --> 00:23:04,332
‫هیچی...

227
00:23:14,932 --> 00:23:15,852
‫بیا بریم

228
00:23:16,732 --> 00:23:19,172
‫چرا؟ می‌خوام برقصم

229
00:23:19,212 --> 00:23:21,612
‫- من می‌خوام برم
‫- چرا؟

230
00:23:21,732 --> 00:23:23,372
‫تو اگه می‌خوای بمونی، بمون

231
00:23:41,012 --> 00:23:42,052
‫بس کن

232
00:24:30,452 --> 00:24:33,332
‫علیاحضرت، ببخشید که مزاحم شدم

233
00:24:33,412 --> 00:24:36,132
‫یه نامه از کاتانیا اومده

234
00:24:36,972 --> 00:24:38,052
‫یعنی از طرف کیه؟

235
00:24:43,492 --> 00:24:45,852
‫بدن دردت چطوره، آنتونیو؟

236
00:24:45,932 --> 00:24:48,812
‫از طرف دوکِ تارگاجیه.
‫می‌خواد دوباره به دیدنمون بیاد

237
00:24:48,892 --> 00:24:50,932
‫دیگه اصلاً آرامش نداریم

238
00:24:51,012 --> 00:24:54,692
‫مردم دوباره اون دورهمی‌های شب‌هنگام
‫برای رقصیدن رو شروع می‌کنن

239
00:24:57,372 --> 00:25:01,172
‫«در راه بازگشت از کاتانیا،
‫فردا از کنار کاخ شما عبور خواهم کرد

240
00:25:01,212 --> 00:25:02,972
‫باید با شما صحبت کنم»

241
00:25:03,052 --> 00:25:06,692
‫حتماً کار مهمی داره، مامان.
‫شاید می‌خواد یه عروسی رو اطلاع بده

242
00:25:06,772 --> 00:25:08,252
‫اوه، چقدر حوصله سر بر

243
00:25:09,292 --> 00:25:12,852
‫- بی‌حوصلگی خیلی شیطانیه
‫- شاید می‌خواد از من خواستگاری کنه

244
00:25:14,332 --> 00:25:16,162
‫باید ببینی چقدر خوش‌تیپه، مودستا

245
00:25:16,532 --> 00:25:18,972
‫حرف‌های مسخره نزن، بئاتریچ

246
00:25:19,052 --> 00:25:22,852
‫بگو ببینم، کِی ظاهراً عاشقت شده؟

247
00:25:25,572 --> 00:25:27,452
‫آنتونیو، فردا خونه باید بدرخشه

248
00:25:27,532 --> 00:25:31,012
‫آره، و تمام تلاشت رو بکن
‫که حالت بهتر بشه، آنتونیو

249
00:25:31,092 --> 00:25:33,012
‫بهتر شدن هم
‫به اراده‌ی آدم بستگی داره

250
00:25:59,772 --> 00:26:01,492
‫نه، ببخشید، بازش کن

251
00:26:09,412 --> 00:26:11,292
‫لباسم خیلی تنگه

252
00:26:13,532 --> 00:26:16,052
‫آخرین بار ۳ سال پیش پوشیدمش،
‫شاید چاق شدم

253
00:26:17,172 --> 00:26:20,532
‫- برم عوضش کنم؟
‫- خیلی هم بهت میاد

254
00:26:21,612 --> 00:26:22,772
‫خوشگل شدی

255
00:26:24,532 --> 00:26:25,372
‫رسیدن

256
00:26:28,492 --> 00:26:30,412
‫درست راه برو، بئاتریچ

257
00:26:39,772 --> 00:26:40,692
‫بشین

258
00:26:41,212 --> 00:26:42,092
‫زود باش

259
00:26:51,012 --> 00:26:53,932
‫شاهدخت، باید بیاید پایین.
‫دوک می‌خواد باهاتون صحبت کنه

260
00:26:54,012 --> 00:26:56,492
‫خب، باید می‌گفتی بیاد داخل

261
00:27:04,172 --> 00:27:05,212
‫لوئیجی

262
00:27:06,852 --> 00:27:08,332
‫نزدیک‌تر نیاید، شاهدخت

263
00:27:09,732 --> 00:27:12,452
‫قضیه‌ی اون شال چیه؟
‫شبیه یه راهزن شدی

264
00:27:12,532 --> 00:27:14,172
‫ممکنه مسری باشه

265
00:27:15,572 --> 00:27:17,252
‫مسری باشه؟ منظورت چیه؟

266
00:27:17,772 --> 00:27:20,452
‫- مادرم تب داره و ۲ روزه حالت تهوع داره
‫- ویتوریا؟

267
00:27:21,052 --> 00:27:23,172
‫حتی خواهر کوچیک‌ترم هم
‫صبح ناخوش احوال بود

268
00:27:24,052 --> 00:27:25,572
‫خودم فعلاً خوبم

269
00:27:25,692 --> 00:27:27,812
‫دارم از کاتانیا برمی‌گردم

270
00:27:27,892 --> 00:27:30,892
‫اونجا یه‌کم دارو گرفتم
‫و این دو تا پرستار رو پیدا کردم

271
00:27:31,772 --> 00:27:35,732
‫- متوجه نمیشم، چه خبره؟
‫- می‌خواستم شخصاً بهتون هشدار بدم

272
00:27:36,772 --> 00:27:39,292
‫می‌دونم خیلی وقته
‫به کاتانیا نرفتید، اما...

273
00:27:39,372 --> 00:27:42,932
‫یه بیماری بد توی شهر وجود داره،
‫یه طاعون وحشتناک

274
00:27:43,812 --> 00:27:46,612
‫اگه کسی از شما تب داشت،
‫باید فوراً طبیب خبر کنید

275
00:27:47,732 --> 00:27:49,172
‫نونزیا تب داره

276
00:27:51,372 --> 00:27:54,452
‫- نزدیکش نشید. از بقیه جداش کنید
‫- باشه...

277
00:27:55,132 --> 00:27:58,292
‫- دیگه باید برم
‫- نه، ما...

278
00:27:58,372 --> 00:28:00,812
‫ناهار آماده کردیم

279
00:28:00,892 --> 00:28:02,332
‫ببخشید

280
00:28:06,892 --> 00:28:08,812
‫لوئیجی. لوئیجی

281
00:28:09,692 --> 00:28:10,572
‫لوئیجی

282
00:28:11,332 --> 00:28:12,972
‫سلام من رو به ویتوریا برسون

283
00:28:14,372 --> 00:28:16,012
‫سلامم رو به ویتوریا برسون

284
00:28:30,052 --> 00:28:31,812
‫خب؟ حال نونزیا چطوره؟

285
00:28:32,452 --> 00:28:34,332
‫متاسفانه حالش خوب نیست، شاهدخت

286
00:28:35,092 --> 00:28:36,172
‫براش دعا کنید

287
00:28:36,852 --> 00:28:38,692
‫به همه بگید ازش دوری کنن

288
00:28:38,772 --> 00:28:41,772
‫غذا و دارو رو بذارید جلوی در اتاقش

289
00:28:41,852 --> 00:28:43,292
‫دقیقاً چه بیماری‌ای داره؟

290
00:28:44,052 --> 00:28:48,372
‫- یه آنفلوانزا. بهش میگن آنفلوانزای اسپانیایی
‫- اوه، آنفلوانزا، چقدر بزرگش کردن...

291
00:28:48,452 --> 00:28:50,972
‫خیلی واگیردار و احتمالاً کشنده‌ست

292
00:28:51,052 --> 00:28:53,052
‫کل قاره درگیر این بیماری شده

293
00:28:53,572 --> 00:28:56,332
‫ظاهراً سربازهای جبهه
‫این بیماری رو با خودشون آوردن

294
00:28:56,932 --> 00:29:01,052
‫باید فاصله‌تون رو حفظ کنید
‫و برای یه قرنطینه آماده بشد

295
00:29:01,132 --> 00:29:03,852
‫باید ارتباطات به کم‌ترین حد برسن

296
00:29:03,932 --> 00:29:07,372
‫حتی توی ویلا هم باید
‫از هم فاصله داشته باشید

297
00:29:08,132 --> 00:29:12,332
‫حتی خیلی خوب میشه
‫اگه همه تا جایی که ممکنه

298
00:29:12,412 --> 00:29:13,732
‫توی اتاق خودشون بمونن

299
00:29:13,812 --> 00:29:16,452
‫- چقدر حوصله سر بر...
‫- می‌دونم، شاهدخت

300
00:29:17,732 --> 00:29:19,692
‫تعداد دهقان‌های بیمار
‫از دهقان‌های سالم بیش‌تر شده

301
00:29:19,772 --> 00:29:22,372
‫- شرایط به شدت وخیمه
‫- باید چیکار کنیم؟

302
00:29:24,132 --> 00:29:28,052
‫باید دستکش بپوشید
‫و از ماسک استفاده کنید

303
00:29:28,132 --> 00:29:31,772
‫می‌تونید ملحفه‌ها رو قیچی کنید
‫و خودتون باهاش ماسک درست کنید

304
00:29:31,852 --> 00:29:35,092
‫ضدعفونی‌کننده بگیرید،
‫همه چیز باید ضدعفونی بشه

305
00:29:35,572 --> 00:29:37,222
‫ملحفه‌ها، رومیزی‌ها و ظرف‌ها رو بشورید

306
00:29:39,972 --> 00:29:43,052
‫دست به دهنتون نزنید
‫و مدام دست‌هاتون رو بشورید

307
00:29:43,132 --> 00:29:46,012
‫به جاهایی که بقیه دست زدن
‫به هیچ وجه دست نزنید

308
00:29:46,572 --> 00:29:49,412
‫اما مهم‌تر از همه،

309
00:29:49,492 --> 00:29:53,772
‫وضعیت سلامت کسایی که نزدیک‌تون
‫زندگی می‌کنن رو زیر نظر داشته باشید

310
00:30:58,972 --> 00:31:03,412
‫انباری رو پر کردم از نعمت‌های خدا:
‫پنیر، گوشت، حبوبات

311
00:31:03,492 --> 00:31:06,212
‫شاهدخت گفت شراب مالوازیا
‫و زیبیبو هم بگیرم

312
00:31:06,732 --> 00:31:09,732
‫به اندازه‌ی یه سال غذا دارید و مجبور نیستید
‫گرسنگی و تشنگی رو تحمل کنید

313
00:31:09,812 --> 00:31:11,172
‫می‌تونی بری، ممنون

314
00:31:19,052 --> 00:31:20,692
‫«نیستید»؟ منظورت چیه؟

315
00:31:20,772 --> 00:31:22,972
‫تا یه مدت دیگه به ویلا برنمی‌گردم

316
00:31:24,012 --> 00:31:26,212
‫تا وقتی این طاعون تموم بشه
‫می‌خوام توی خونه‌م بمونم

317
00:31:26,812 --> 00:31:27,812
‫کدوم خونه؟

318
00:31:28,332 --> 00:31:29,492
‫مودستا...

319
00:31:30,212 --> 00:31:32,932
‫واقعاً فکر کردی اون آلونک
‫خونه‌ی واقعی منه؟

320
00:31:33,852 --> 00:31:35,172
‫همه‌مون یه خونه داریم

321
00:31:36,532 --> 00:31:37,732
‫یه خونه واقعی

322
00:31:41,412 --> 00:31:43,932
‫بیرون از ویلا همه دارن
‫بیمار میشن، کارمین

323
00:31:48,772 --> 00:31:50,892
‫اگه بری، ممکنه هیچوقت برنگردی

324
00:32:07,292 --> 00:32:08,572
‫خطرناکه

325
00:32:29,732 --> 00:32:31,172
‫خانم گایا، اینجا چیکار می‌کنید؟

326
00:32:32,372 --> 00:32:33,852
‫توی خونه چرخیدن خطرناکه

327
00:32:33,932 --> 00:32:36,372
‫باید همیشه ماسک بزنید،
‫خودتون می‌دونید

328
00:32:37,052 --> 00:32:40,412
‫- داره فرا می‌رسه، مودی
‫- دماغ و دهنتون رو بپوشونید

329
00:32:52,052 --> 00:32:53,412
‫حواسم بهت بوده

330
00:32:55,612 --> 00:32:57,452
‫سکان کشتی رو به دست گرفتی

331
00:32:58,932 --> 00:33:01,252
‫کارها رو مدیریت می‌کنی،
‫دستور میدی...

332
00:33:02,212 --> 00:33:03,492
‫داری تمام تلاشت رو می‌کنی

333
00:33:05,732 --> 00:33:08,612
‫اما این همه سخت‌کوشی فایده‌ای نداره

334
00:33:12,012 --> 00:33:14,172
‫پایان داره فرا می‌رسه، مودی

335
00:33:15,212 --> 00:33:19,252
‫داره توی خونه پرسه می‌زنه،
‫از کنار همه رد میشه

336
00:33:19,332 --> 00:33:22,052
‫نباید از جنگ می‌ترسیدیم...

337
00:33:23,172 --> 00:33:24,772
‫باید از این صلح می‌ترسیدیم

338
00:33:37,612 --> 00:33:40,252
‫- لطفاً بذار موسیقی پخش بشه
‫- چی؟

339
00:33:40,332 --> 00:33:41,812
‫بذار موسیقی پخش بشه

340
00:33:43,312 --> 00:33:51,312
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

341
00:35:37,120 --> 00:35:38,240
‫آنتونیو، چیکار می‌کنی؟

342
00:35:40,040 --> 00:35:43,240
‫یکی باید همیشه اینجا باشه...

343
00:35:44,120 --> 00:35:46,040
‫تا از مهمون‌ها استقبال کنه

344
00:35:46,838 --> 00:35:49,438
‫اما قرار نیست مهمون داشته باشیم،
‫کسی نمیاد اینجا

345
00:35:51,638 --> 00:35:55,678
‫پس میشه برم چند ساعت
‫استراحت کنم، علیاحضرت؟

346
00:35:55,758 --> 00:35:56,918
‫البته

347
00:35:58,318 --> 00:35:59,958
‫فکر کنم تب دارم

348
00:36:00,678 --> 00:36:01,758
‫برو یه‌کم استراحت کن

349
00:36:03,198 --> 00:36:05,998
‫میگم شامت رو بذارن دم در اتاقت

350
00:36:32,758 --> 00:36:35,358
‫بز!

351
00:36:37,234 --> 00:36:37,841
‫بز...

352
00:36:57,678 --> 00:36:58,838
‫کارمین...

353
00:37:06,776 --> 00:37:07,961
‫«منا»ست...

354
00:37:08,758 --> 00:37:11,140
‫- من میرم، شاهدخت
‫- نه

355
00:37:12,601 --> 00:37:13,881
‫خودم میرم

356
00:37:17,038 --> 00:37:19,478
‫- شاهدخت، حالتون چطوره؟
‫- منا، بمون همون‌جا

357
00:37:19,558 --> 00:37:21,558
‫نمی‌تونم بذارم بیایی داخل، شرمنده.
‫باید بری

358
00:37:21,638 --> 00:37:25,318
‫ممکنه آنفلوانزای اسپانیایی داشته باشی،
‫حتی اگه علامتی نداشته باشی

359
00:37:25,398 --> 00:37:27,478
‫ندارم، شاهدخت، قسم می‌خورم

360
00:37:27,998 --> 00:37:30,598
‫اگه حالم خوب نبود،
‫به نظرتون می‌تونستم تا اینجا بیام؟

361
00:37:30,678 --> 00:37:33,638
‫این بیماری خیلی موذیه.
‫آنتونیو از دیروز تبش شروع شده

362
00:37:33,718 --> 00:37:36,158
‫- من با کسی در ارتباط نبودم
‫- منم ممکنه بیمار باشم

363
00:37:36,758 --> 00:37:38,318
‫دیشب بالا آوردم

364
00:37:41,998 --> 00:37:44,398
‫شوهرم توی جنگ معلول شده

365
00:37:44,958 --> 00:37:47,678
‫- دیگه کسی بهش شغلی نمیده
‫- نشنیدی الان چی گفتم؟

366
00:37:47,758 --> 00:37:49,358
‫- خواهش می‌کنم
‫- باید بری

367
00:37:49,438 --> 00:37:51,798
‫نمی‌تونم به‌خاطر تو
‫جون خانواده‌م رو در خطر بندازم

368
00:37:55,518 --> 00:37:56,678
‫خانواده‌ت؟

369
00:37:57,798 --> 00:37:58,918
‫برو پی کارت!

370
00:38:08,798 --> 00:38:10,598
‫از کِی تا حالا اینقدر...

371
00:38:14,638 --> 00:38:15,758
‫خبیث شدی؟

372
00:38:19,518 --> 00:38:21,078
‫قبلاً آدم دیگه‌ای بودی

373
00:38:22,358 --> 00:38:23,398
‫الان شبیه شاهدخت گایا شدی

374
00:38:37,638 --> 00:38:38,998
‫صبح بخیر

375
00:38:39,078 --> 00:38:41,478
‫پستچی از اینجا رد میشد
‫و چند تا روزنامه برامون گذاشت

376
00:38:41,558 --> 00:38:45,318
‫نمی‌فهمم چی میگی.
‫ماسکت رو دربیار، خیلی فاصله داریم

377
00:38:46,838 --> 00:38:49,438
‫پستچی امروز صبح
‫چند تا روزنامه هم برامون گذاشته

378
00:38:49,518 --> 00:38:53,598
‫ده روزی یک بار میاد،
‫امیدوارم روزنامه‌ها برای امروز باشن

379
00:38:55,758 --> 00:38:58,398
‫نه، مال دو روز پیشن

380
00:38:58,478 --> 00:39:00,998
‫حداقل تیترها رو بخون.
‫خودت هم کنجکاو نیستی؟

381
00:39:02,678 --> 00:39:05,798
‫«آنفلوانزا در حال بدتر شدن است...»

382
00:39:05,878 --> 00:39:08,118
‫هنوزم درمورد اون خبر می‌نویسن...

383
00:39:08,758 --> 00:39:11,038
‫یالا، یه چیز دیگه بخون

384
00:39:12,518 --> 00:39:15,598
‫«یک متمم جدید در قانون
‫اساسی آمریکا به تایید رسید

385
00:39:15,678 --> 00:39:18,438
‫- از این پس اکیداً ممنوع است که...»
‫- نه، حوصله سر بره. یکی دیگه

386
00:39:19,478 --> 00:39:21,078
‫«جنگ داخلی در روسیه ادامه دارد

387
00:39:21,678 --> 00:39:24,318
‫ارتش سفید جلوی پیشروی
‫ارتش سرخ را نمی‌گیرد»

388
00:39:24,398 --> 00:39:26,478
‫اینم از لطافت و زیبایی...

389
00:39:27,718 --> 00:39:31,038
‫همه چیز روزبه‌روز ناراحت‌کننده‌تر
‫و فلاکت‌بارتر میشه

390
00:39:31,118 --> 00:39:34,758
‫روستاها و کاخ‌ها رو
‫مصادره می‌کنن... چرا؟

391
00:39:35,718 --> 00:39:39,758
‫بعدش یه عالمه خونه‌ی کوچیک
‫و زشت می‌سازن که شبیه به همن،

392
00:39:39,798 --> 00:39:41,398
‫همه‌شون خیلی ضایعن

393
00:39:46,598 --> 00:39:47,878
‫به نظرت...

394
00:39:50,198 --> 00:39:53,958
‫از وقتی این همه‌گیری شروع شده
‫زیادی غذا درست نمی‌کنن؟

395
00:39:55,158 --> 00:39:56,678
‫دیگه حال به هم زن شده

396
00:39:56,758 --> 00:40:00,358
‫هیچوقت اینقدر غذا درست نکردیم،
‫حتی وقتی هر روز مهمون داشتیم

397
00:40:01,078 --> 00:40:02,078
‫و...

398
00:40:04,398 --> 00:40:05,558
‫تو هم همینطور، مودی...

399
00:40:07,118 --> 00:40:11,758
‫باید کم‌تر غذا بخوری، چاق شدی

400
00:40:12,678 --> 00:40:14,598
‫خوش‌اندامیت رو از دست میدی...

401
00:40:15,798 --> 00:40:18,878
‫اینطوری مشخص میشه
‫که یه دهقانی...

402
00:40:20,838 --> 00:40:24,878
‫مخصوصاً با اون لپ‌های تپلت، ببخشید...

403
00:40:27,278 --> 00:40:28,518
‫خیلی خجالت‌آوره

404
00:40:32,558 --> 00:40:33,918
‫به هر حال...

405
00:40:36,958 --> 00:40:38,438
‫من دارم محو میشم...

406
00:40:39,878 --> 00:40:41,518
‫و تو داری شکوفا میشی

407
00:40:45,478 --> 00:40:47,478
‫به نظرت مزخرف نیست؟

408
00:41:11,518 --> 00:41:13,878
‫فکر کن یه بچه این داخل می‌بود...

409
00:41:16,958 --> 00:41:19,598
‫آره، یه بچه...

410
00:41:21,878 --> 00:41:23,478
‫همه‌ش ورجه ورجه می‌کرد

411
00:41:26,078 --> 00:41:28,318
‫از یه اتاق به اتاق دیگه می‌رفت...

412
00:41:32,598 --> 00:41:34,718
‫یه زندگی جدید توی خونه می‌بود

413
00:41:37,518 --> 00:41:38,838
‫خوشت میاد؟

414
00:41:39,438 --> 00:41:42,558
‫آره، خیلی زیاد.
‫اسمش رو چی بذاریم؟

415
00:41:49,118 --> 00:41:50,358
‫نمی‌دونم

416
00:42:07,438 --> 00:42:09,198
‫صدا از اتاق عمه آدلاید اومد

417
00:42:48,318 --> 00:42:49,198
‫خب؟

418
00:42:50,878 --> 00:42:56,158
‫شاهدخت خیلی بد زمین خوردن.
‫چند تا از دنده‌هاشون شکستن

419
00:42:56,278 --> 00:42:58,158
‫چی شده؟ چرا زمین خورده؟

420
00:42:59,118 --> 00:43:02,678
‫نمی‌دونم. حتماً از هوش رفتن

421
00:43:02,758 --> 00:43:05,318
‫متاسفانه قلبشون خیلی ضعیفه

422
00:43:06,398 --> 00:43:09,558
‫اگه خیلی درد داشتن...

423
00:43:10,718 --> 00:43:11,838
‫این رو بدید بهشون بخورن

424
00:43:12,398 --> 00:43:13,518
‫مخلوط افیونه

425
00:43:13,598 --> 00:43:17,798
‫به‌خاطر آنفلوانزای اسپانیایی فقط
‫یک نفر باید ازشون مراقبت کنه

426
00:43:17,878 --> 00:43:20,518
‫- هر چقدر ارتباطات کم‌تر باشه، بهتره
‫- البته

427
00:43:20,598 --> 00:43:21,678
‫خداحافظ

428
00:43:24,758 --> 00:43:28,318
‫- کیه؟
‫- منم مودستا، ناهارتون رو آوردم

429
00:43:28,398 --> 00:43:29,438
‫بیا داخل

430
00:43:38,718 --> 00:43:41,078
‫- حالتون چطوره؟
‫- خیلی خرابم

431
00:43:43,438 --> 00:43:45,758
‫مرگ خیلی راحت‌تره

432
00:43:53,878 --> 00:43:57,398
‫- نه، گرسنه‌م نیست
‫- باید غذا بخورید که قوی بشید

433
00:44:08,758 --> 00:44:10,998
‫مثل یه بچه بهم غذا میدی

434
00:44:25,638 --> 00:44:27,758
‫بسه. غیر قابل تحمله

435
00:44:29,958 --> 00:44:33,038
‫- دردتون رو می‌گید؟
‫- نه، شرایطی که دارم رو میگم

436
00:44:36,398 --> 00:44:39,518
‫نمی‌خوام به جز تو
‫کسی من رو اینطور ببینه

437
00:44:45,198 --> 00:44:48,798
‫- «نباید به هیچ وجه وسوسه شوم...»
‫- «که از آن سوسک جدا شوم

438
00:44:49,678 --> 00:44:52,648
‫با لحنی نگران‌کننده و
‫غم‌انگیز پرسیدم: «به چه صورت؟»

439
00:44:52,798 --> 00:44:54,838
‫«با فرض بر اینکه طلای ناب است»

440
00:44:54,918 --> 00:44:57,474
‫با جدیت عمیقی این حرف را زد،
‫و من به طرز وصف‌ناپذیری شوکه شدم

441
00:44:57,652 --> 00:45:00,358
‫با لبخند پیرزمندانه‌ای ادامه داد:

442
00:45:00,438 --> 00:45:02,838
‫«این حشره قرار است
‫بخت مرا دگرگون کند

443
00:45:02,918 --> 00:45:06,398
‫و دوباره دارایی‌های خانواده‌م را
‫به من برگرداند

444
00:45:07,078 --> 00:45:09,798
‫پس اینکه برایم ارزشمند است
‫جای شگفتی دارد؟

445
00:45:10,438 --> 00:45:14,478
‫چون بخت صلاح دیده
‫که آن را به من اعطا کند،

446
00:45:14,558 --> 00:45:16,518
‫من فقط می‌توانم
‫درست از آن استفاده کنم

447
00:45:16,598 --> 00:45:18,998
‫تا به طلایی که این حشره
‫نشانه‌ی آن است، دست یابم»

448
00:45:20,518 --> 00:45:22,758
‫ژوپیتر، آن سوسک را برایم بیاور!»

449
00:46:22,318 --> 00:46:24,278
‫وقتی این همه‌گیری تموم بشه...

450
00:46:25,038 --> 00:46:28,038
‫خودم شخصاً به خانواده‌ی آنتونیو
‫رسیدگی می‌کنم

451
00:46:30,278 --> 00:46:32,118
‫تمام عمرش رو اینجا کار کرد

452
00:46:32,758 --> 00:46:36,118
‫خب، وقتی زنده بود،
‫همیشه بهش می‌گفتید «آنتونیوی بیچاره»

453
00:46:36,198 --> 00:46:38,838
‫و حالا که مُرده، فقط می‌گید آنتونیو

454
00:46:40,558 --> 00:46:42,318
‫آره، چون...

455
00:46:43,198 --> 00:46:44,798
‫ما زنده‌ها بیچاره‌ایم

456
00:46:49,327 --> 00:46:51,367
‫چطور اینقدر چاق شدی؟

457
00:46:52,967 --> 00:46:56,167
‫- داری یه شوخی کثیف با من می‌کنی؟
‫- نه

458
00:46:57,087 --> 00:47:00,087
‫می‌بینم که سریع متوجه شدی
‫منظور من چی بوده

459
00:47:01,207 --> 00:47:02,367
‫لباس‌هات رو دربیار

460
00:47:04,087 --> 00:47:06,287
‫- چی؟
‫- لخت شو

461
00:47:08,607 --> 00:47:09,407
‫نه

462
00:47:12,567 --> 00:47:13,407
‫لباس‌هات رو دربیار

463
00:47:14,487 --> 00:47:15,487
‫خجالت می‌کشم

464
00:47:16,007 --> 00:47:18,487
‫- من جای مادرت رو دارم. بجنب
‫- نمی‌تونم

465
00:47:18,567 --> 00:47:19,727
‫نمی‌تونی؟

466
00:47:21,607 --> 00:47:22,967
‫دامنت رو دربیار

467
00:47:31,527 --> 00:47:32,487
‫اون یکی رو هم دربیار

468
00:47:43,087 --> 00:47:44,247
‫لباس زیرت رو هم دربیار

469
00:47:47,367 --> 00:47:49,167
‫پایین. پایین‌تر

470
00:47:50,847 --> 00:47:52,287
‫لباست رو بگیر بالا

471
00:47:58,207 --> 00:47:59,847
‫باورم نمیشه...

472
00:48:01,327 --> 00:48:04,487
‫چقدر احمقی که گذاشتی
‫اون موجود حامله‌ت کنه

473
00:48:07,207 --> 00:48:11,247
‫قبل از اینکه عروسی کنید
‫بهت هشدار دادم که بچه‌دار نشو

474
00:48:20,287 --> 00:48:23,327
‫دوران مادری یه‌جور
‫غیبت احمقانه ایجاد می‌کنه،

475
00:48:23,407 --> 00:48:25,287
‫از زندگی دورت می‌کنه

476
00:48:26,487 --> 00:48:30,927
‫وقتی مثل هر زن دیگه‌ای باردار بشی

477
00:48:31,687 --> 00:48:34,807
‫ممکنه هوش و قدرتت رو
‫از دست بدی، چقدر حیف

478
00:48:34,887 --> 00:48:35,727
‫ببخشید

479
00:48:35,807 --> 00:48:38,487
‫اسم خانواده‌ی برندیفورتی
‫باید با من دفن بشه

480
00:48:39,167 --> 00:48:40,327
‫خیلی‌خب؟

481
00:48:40,407 --> 00:48:42,567
‫و اجازه نمیدم هیچکس...

482
00:48:43,687 --> 00:48:47,407
‫و تکرار می‌کنم، هیچکس،

483
00:48:47,527 --> 00:48:49,567
‫برخلاف اراده‌ی من عمل کنه

484
00:48:51,927 --> 00:48:57,567
‫بعد از تولد اون موجود،
‫دوبار دیگه حامله شدم

485
00:48:57,647 --> 00:49:01,527
‫و خودم بهش رسیدگی کردم،
‫با اینکه احساس خوبی نداشتم

486
00:49:01,607 --> 00:49:02,967
‫اما کاری که نیاز بود رو انجام دادم!

487
00:49:03,047 --> 00:49:05,927
‫- شما بچه‌های دیگه‌ای داشتید
‫- گوش کن، فقط یه بار میگم

488
00:49:05,967 --> 00:49:08,047
‫اگه بچه می‌خوای،
‫باید از اینجا بری!

489
00:49:08,887 --> 00:49:10,047
‫اما...

490
00:49:10,847 --> 00:49:12,327
‫از ارث محروم میشی

491
00:49:12,407 --> 00:49:14,407
‫هر کس ویلا رو ترک کنه، خب...

492
00:49:15,487 --> 00:49:18,287
‫تمام دارایی من به کسی می‌رسه
‫که توی ویلا باشه

493
00:49:19,787 --> 00:49:27,787
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

494
00:49:32,786 --> 00:49:34,666
‫به هر حال، هنوزم میشه
‫اوضاع رو مرتب کرد

495
00:49:36,026 --> 00:49:37,186
‫اونطور بهم نگاه نکن

496
00:49:37,266 --> 00:49:40,106
‫نمیگم باید کاری رو انجام بدی
‫که مادرت انجام داده

497
00:49:40,186 --> 00:49:44,626
‫اینکه از گیاهان دارویی، پمادهای سمی
‫یا میل‌های بافتنی استفاده کنی، مثل خودم

498
00:49:45,266 --> 00:49:48,866
‫میگم با خبر کردن یه طبیب
‫می‌تونی اوضاع رو مرتب کنی

499
00:49:48,906 --> 00:49:50,346
‫اما باید عجله کنی،

500
00:49:50,466 --> 00:49:53,346
‫چون اگه بیش‌تر صبر کنیم،
‫ممکنه خطرناک باشه

501
00:49:53,466 --> 00:49:55,786
‫و نمی‌خوام خودت رو هم از دست بدم

502
00:49:56,266 --> 00:49:57,746
‫حرف خنده‌داری نزدم

503
00:49:57,826 --> 00:50:01,226
‫باید ساکت باشی و خجالت بکشی

504
00:50:03,706 --> 00:50:05,106
‫خودت رو...

505
00:50:05,473 --> 00:50:06,706
‫خوش‌شانس بدون

506
00:50:07,926 --> 00:50:09,886
‫دیگه بذار استراحت کنم.
‫برو بیرون

507
00:50:10,284 --> 00:50:11,206
‫برو

508
00:50:41,900 --> 00:50:51,900
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

509
00:50:52,000 --> 00:51:02,000
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

510
00:51:02,556 --> 00:51:05,166
‫[ آنچه در قسمت آینده خواهید دید ]
