1
00:00:06,734 --> 00:00:10,856
‫به دلیل تصاویر و موضوعات مطرح‌شده
‫این برنامه برای مخاطبان بزرگسال توصیه می‌شود

2
00:00:16,565 --> 00:00:18,316
‫آنچه گذشت...

3
00:00:19,816 --> 00:00:27,816
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

4
00:02:17,388 --> 00:02:21,269
‫« هنر خوشی »

5
00:02:27,000 --> 00:02:37,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

6
00:02:37,100 --> 00:02:41,100
‫ترجمه از «امیررضا»

7
00:02:47,500 --> 00:02:48,414
‫برو ببینم

8
00:02:49,132 --> 00:02:50,363
‫برو!

9
00:02:51,770 --> 00:02:52,951
‫نباید وارد این خونه بشی

10
00:03:12,848 --> 00:03:13,688
‫نه

11
00:03:14,768 --> 00:03:16,728
‫توی اتاق من نه...

12
00:03:45,609 --> 00:03:48,369
‫مرگ لئونورا رو حس می‌کردم
‫که توی سراسر خونه پرسه می‌زنه

13
00:03:48,569 --> 00:03:50,009
‫فکر می‌کردم همراه خودم آوردمش

14
00:03:50,649 --> 00:03:52,929
‫و همراه با لئونورا،
‫مُرده‌های دیگه هم اومده بودن

15
00:03:53,849 --> 00:03:55,329
‫مُرده‌هایی که دیگه بهشون فکر نمی‌کردم

16
00:03:55,929 --> 00:03:58,529
‫اونا رو احساس می‌کردم،
‫همه‌جا دنبالم می‌اومدن

17
00:03:59,729 --> 00:04:00,729
‫مثل سایه‌ی خودم بودن

18
00:04:02,649 --> 00:04:04,409
‫صبح بخیر، خانم.
‫خوب خوابیدید؟

19
00:04:04,529 --> 00:04:05,729
‫- اجازه هست بیام داخل؟
‫- بله

20
00:04:06,249 --> 00:04:09,889
‫اینم از صبحانه‌تون.
‫یا به قول فرانسوی‌ها «اُپلا»

21
00:04:10,809 --> 00:04:13,289
‫تخت‌تون رو مرتب کردید؟
‫نیازی نیست، من اون کارها رو انجام میدم

22
00:04:13,449 --> 00:04:15,849
‫بهش عادت کردم.
‫توی صومعه خودمون مرتب می‌کنیم

23
00:04:16,049 --> 00:04:18,409
‫- سردتونه؟ آتیش رو روشن کنم؟
‫- نه

24
00:04:18,609 --> 00:04:21,769
‫کمک‌تون چمدون رو خالی کنم؟
‫لیوان‌تون رو هم آوردید؟

25
00:04:22,889 --> 00:04:24,809
‫نمی‌دونستم دارن می‌فرستنم کجا، پس...

26
00:04:25,049 --> 00:04:27,289
‫- من نقره هستم
‫- مودستا

27
00:04:27,449 --> 00:04:30,049
‫- اینجا بهتون صبحانه میدم
‫- اسم قشنگی داری

28
00:04:30,169 --> 00:04:32,929
‫اسم واقعیم لوئیجاست،
‫اما شاهدخت بهم میگه نقره

29
00:04:33,089 --> 00:04:34,889
‫چون خیلی حرف می‌زنم
‫و هیچوقت آروم نمی‌گیرم

30
00:04:35,089 --> 00:04:37,729
‫- شاهدخت؟
‫- آره، شاهدخت برندیفورتی

31
00:04:38,289 --> 00:04:41,249
‫نمی‌شناسیدش؟ این خونه مال اونه

32
00:04:41,769 --> 00:04:43,049
‫این خونه‌ی ویلاییشه

33
00:04:43,129 --> 00:04:44,649
‫کاخ بزرگش توی کاتانیاست

34
00:04:44,729 --> 00:04:47,529
‫متاسفانه، به‌خاطر شروع جنگ
‫مجبور شدیم بیایم اینجا

35
00:04:48,529 --> 00:04:50,369
‫این برای شماست،
‫برای اینکه یاد بگیرید چطور رفتار کنید

36
00:04:50,449 --> 00:04:53,249
‫اما شاهدخت گفت بهتون بگم
‫می‌تونید هر کاری دوست دارید بکنید

37
00:04:53,289 --> 00:04:54,809
‫می‌تونید توی بوستان قدم بزنید

38
00:04:54,929 --> 00:04:58,649
‫یا با آب داغ حموم کنید.
‫عالیه، حموم رو آماده می‌کنم!

39
00:04:58,809 --> 00:05:00,009
‫و اگه بلدید پیانو بزنید،

40
00:05:00,129 --> 00:05:02,369
‫یه پیانوی بزرگ توی
‫سالن موسیقی هست

41
00:05:05,529 --> 00:05:07,689
‫و اجازه ندارید برید طبقه‌ی بالا

42
00:05:07,769 --> 00:05:11,209
‫- رفتن به اونجا کاملاً ممنوعه
‫- در واقع دیشب شنیدم...

43
00:05:11,369 --> 00:05:13,329
‫نزدیک بود مهم‌ترین مطلب رو یادم بره!

44
00:05:13,529 --> 00:05:16,649
‫شاهدخت می‌خواد شما رو ببینه.
‫بعدازظهر به صرف چای شما رو می‌بینه

45
00:05:16,809 --> 00:05:20,249
‫حتماً محترمانه باهاش صحبت کنید،
‫اما خیلی رسمی نباشه

46
00:05:20,409 --> 00:05:24,129
‫شاهدخت اهل پیدمونت‌ه.
‫در شمال ایتالیا. مادرش فرانسوی بود

47
00:05:24,529 --> 00:05:26,409
‫از تشریفات خوشش نمیاد.
‫اگه اجازه بدید من برم

48
00:05:27,729 --> 00:05:30,609
‫میرم که صبحونه‌تون رو بخورید.
‫اگه خوشتون اومد بهم بگید

49
00:05:30,769 --> 00:05:32,289
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- روز خوش

50
00:06:02,689 --> 00:06:03,529
‫و چطوره؟

51
00:06:04,009 --> 00:06:05,169
‫نمی‌دونم

52
00:06:05,409 --> 00:06:06,329
‫حتماً خوشگله

53
00:06:06,769 --> 00:06:07,649
‫حتماً یه چیزی دیدی

54
00:06:09,329 --> 00:06:11,049
‫بهم بگو

55
00:06:12,449 --> 00:06:15,009
‫بهت گفتم، مامان.
‫منم از دور دیدمش

56
00:06:44,507 --> 00:06:45,467
‫بیا

57
00:07:07,779 --> 00:07:11,219
‫خداروشکر شبیه بقیه‌ی هیولاهایی نیست
‫که توی صومعه‌مون هستن

58
00:07:14,019 --> 00:07:18,379
‫اگه لباس‌هات رو نادیده بگیریم،
‫در کل ظاهر زیبایی داری

59
00:07:19,259 --> 00:07:22,499
‫کاوالینا، باید بهم می‌گفتی
‫که خیلی عادیه

60
00:07:22,579 --> 00:07:25,859
‫شاید خوشگل نباشه، اما عادی هست.
‫باید بهم می‌گفتی

61
00:07:27,539 --> 00:07:30,019
‫اون بئاتریچ‌ه،
‫به اسم کاوالینا هم شناخته میشه

62
00:07:32,539 --> 00:07:37,379
‫بئاتریچ خواهر کوچیک‌تر لئونوراست،
‫مادر والای صومعه

63
00:07:41,379 --> 00:07:44,539
‫- مادر لئونورا اینجا زندگی می‌کرده؟
‫- آره، اینجا به دنیا اومد

64
00:07:46,019 --> 00:07:48,339
‫دوست داشتم مدتی
‫پیش ما زندگی کنی

65
00:07:48,379 --> 00:07:52,659
‫دوست داشتم دختری رو ببینم
‫که دخترم خیلی بهش وابسته شده بود

66
00:07:52,779 --> 00:07:54,379
‫میشه لطفاً بگی اسمت چی بود؟

67
00:07:54,459 --> 00:07:57,299
‫- مودستا
‫- وای، خدا، چه اسم وحشتناکی!

68
00:07:58,339 --> 00:07:59,939
‫عجب صفت غم‌انگیزی
‫(مودستا: متواضع، فروتن)

69
00:08:01,379 --> 00:08:03,899
‫ناراحت نشی، اما باید
‫اسمت رو عوض کنیم

70
00:08:04,979 --> 00:08:07,819
‫- آره، باید عوضش کنیم
‫- اصلاً ناراحت نشدم

71
00:08:07,939 --> 00:08:10,379
‫- بشین
‫- چای بریزم، شاهدخت؟

72
00:08:10,499 --> 00:08:12,819
‫خب، آره، زمان چای خوردنه

73
00:08:18,899 --> 00:08:22,179
‫خواهر کوستانزا چطوره؟

74
00:08:26,339 --> 00:08:29,819
‫یا بهتره بگم مادر کوستانزا،
‫چون لئونورا مُرده

75
00:08:29,939 --> 00:08:32,339
‫- هنوزم زشته؟
‫- حالش خوبه. ممنون

76
00:08:32,459 --> 00:08:34,819
‫منم اگه زشت بودم
‫حتماً راهبه می‌شدم

77
00:08:45,299 --> 00:08:47,259
‫لئونورا رو زیاد می‌شناختی؟

78
00:08:50,259 --> 00:08:53,579
‫بله، از ۹ سالگی که وارد صومعه شدم
‫اون رو دیدم

79
00:08:53,739 --> 00:08:55,659
‫زمان زیادی کنار اون بودی؟

80
00:08:56,739 --> 00:08:57,659
‫آره

81
00:08:58,859 --> 00:09:00,299
‫اون شب پیشش بودی؟

82
00:09:01,739 --> 00:09:04,899
‫نه، فقط موقع شام
‫توی سالن غذاخوری دیدمش

83
00:09:05,539 --> 00:09:08,779
‫مادر لئونورا برای
‫همه‌مون آدم مهمی بود

84
00:09:08,899 --> 00:09:09,899
‫اون همیشه...

85
00:09:10,779 --> 00:09:13,539
‫به فکر بقیه بود، مثل یه قدیسه بود

86
00:09:13,739 --> 00:09:17,859
‫ولی چطور اون اتفاق افتاده؟
‫تونستید یه توضیحی براش پیدا کنید؟

87
00:09:20,539 --> 00:09:21,379
‫خب...

88
00:09:21,819 --> 00:09:24,979
‫لبه‌ی برج که خراب شد
‫خیلی داغون شده بود، شاهدخت

89
00:09:27,259 --> 00:09:29,019
‫لئونورا نمی‌دونست؟

90
00:09:29,179 --> 00:09:32,019
‫باغبون‌مون همیشه بهش می‌گفت
‫که اونجا باید تعمیر بشه

91
00:09:33,259 --> 00:09:36,179
‫خیلی بهش گفت، خدایا...

92
00:09:38,379 --> 00:09:40,699
‫اما اون لبه‌ی قدیمی خیلی زیبا بود،

93
00:09:41,099 --> 00:09:42,979
‫و مادر لئونورا عاشق زیبایی بود

94
00:09:43,099 --> 00:09:46,019
‫آره. توی خانواده‌ی ما
‫همه عاشق زیبایی هستن

95
00:09:51,659 --> 00:09:54,059
‫قبل از اینکه بری،
‫باید مدارک رو امضا کنی

96
00:09:54,219 --> 00:09:55,339
‫کدوم مدارک؟

97
00:09:56,259 --> 00:09:57,659
‫کدوم مدارک؟

98
00:09:58,379 --> 00:10:02,339
‫سر دفتر وقتی اومد بهت میگه،
‫الان دیگه برو، خسته‌ام

99
00:10:02,939 --> 00:10:04,819
‫وقتی جوون‌ها رو
‫تماشا می‌کنم خسته میشم

100
00:10:04,939 --> 00:10:06,339
‫چون زشت نیستی،

101
00:10:06,379 --> 00:10:09,539
‫اجازه داری روزهای بعد هم
‫باهامون چای بخوری

102
00:10:09,699 --> 00:10:11,139
‫اشارات واضح بودن

103
00:10:11,219 --> 00:10:14,339
‫- الان خوشحال شدی، کاوالینا؟
‫- البته، مامان، خیلی خوشحال شدم

104
00:10:14,379 --> 00:10:17,059
‫مشکوک بودن که من
‫مسئول مرگ لئونورا هستم

105
00:10:19,979 --> 00:10:22,539
‫نمی‌دونم چه فکری راجع به ما می‌کنی.
‫چون خیلی آدم مومنی هستی...

106
00:10:22,699 --> 00:10:24,539
‫حس می‌کردم چشم همه
‫به من دوخته شده

107
00:10:24,699 --> 00:10:26,739
‫...وقتی کلیسای رها شده‌مون رو ببینی

108
00:10:27,739 --> 00:10:29,379
‫باید بیش‌تر احتیاط می‌کردم

109
00:10:30,619 --> 00:10:32,619
‫تا همین‌جاش هم مرتکب
‫اشتباه‌های زیادی شده بودم

110
00:10:34,939 --> 00:10:35,979
‫راه فراری نداشتم

111
00:10:37,059 --> 00:10:38,179
‫اصلاً فرار کنم برم کجا؟

112
00:10:40,219 --> 00:10:42,179
‫اصلاً دوست نداشتم برگردم به صومعه

113
00:10:42,299 --> 00:10:43,579
‫واقعاً می‌خوای راهبه بشی؟

114
00:10:43,659 --> 00:10:45,219
‫احتیاط

115
00:10:46,419 --> 00:10:49,659
‫فقط به یه صورت می‌تونستم
‫کاری کنم بهم مشکوک نباشن

116
00:10:49,739 --> 00:10:53,259
‫اینکه ثابت می‌کردم
‫آدم مومن و معتقدی بودم

117
00:10:54,699 --> 00:10:55,819
‫یه آدم با تقوا

118
00:10:55,979 --> 00:10:57,379
‫داشتن یه رسالت الهی چطوره؟

119
00:10:58,019 --> 00:11:01,099
‫چه حسی داره؟

120
00:11:03,059 --> 00:11:04,219
‫مثل...

121
00:11:04,939 --> 00:11:06,219
‫نغمه‌ی پرنده‌هاست

122
00:11:07,979 --> 00:11:08,819
‫چقدر قشنگ

123
00:11:10,699 --> 00:11:14,379
‫مامان میگه دختری مثل تو
‫بهتره اینطور شغلی داشته باشه

124
00:11:14,539 --> 00:11:17,659
‫چون زندگی توی صومعه نسبت
‫به دنیای خارج از صومعه برات امن‌تره

125
00:11:22,099 --> 00:11:23,779
‫احتیاط

126
00:11:32,699 --> 00:11:33,819
‫این اتاق لئونوراست

127
00:11:35,139 --> 00:11:37,179
‫نمی‌تونیم بریم داخل،
‫دارن آماده‌ش می‌کنن

128
00:11:40,139 --> 00:11:41,579
‫برای چه کاری آماده‌ش می‌کنن؟

129
00:11:42,939 --> 00:11:46,299
‫مامان دوست داره اتاق‌های آدم‌های مُرده
‫تمیز و مرتب باشن

130
00:11:46,379 --> 00:11:47,539
‫آماده باشن برای وقتی که برمی‌گردن

131
00:11:49,099 --> 00:11:50,379
‫کدوم آدم‌های مُرده؟

132
00:11:50,819 --> 00:11:52,219
‫اینجا همه مُردن

133
00:11:53,739 --> 00:11:55,499
‫فقط من و مامان زنده‌ایم

134
00:11:55,619 --> 00:11:57,499
‫باید پرده رو بکشیم،
‫مهمون داره نگاه می‌کنه

135
00:11:57,579 --> 00:11:59,259
‫البته خدمتکارها هم زنده‌ان

136
00:12:00,819 --> 00:12:03,019
‫با اینکه ممنوعه،
‫اما اتاق‌ها رو نشونت میدم

137
00:12:03,179 --> 00:12:04,139
‫لطفاً من رو ببخشید

138
00:12:04,819 --> 00:12:06,139
‫این راز کوچولوی بین خودمونه

139
00:12:07,219 --> 00:12:10,579
‫نباید به کسی بگی،
‫حتی به نقره هم نگو، اون یه جاسوسه

140
00:12:13,699 --> 00:12:15,019
‫می‌تونم بیام داخل یا...

141
00:12:16,299 --> 00:12:18,459
‫یا دوست داری تنها باشی
‫و تفکر کنی؟

142
00:12:24,299 --> 00:12:25,619
‫تو یتیمی، درسته؟

143
00:12:27,299 --> 00:12:28,219
‫آره

144
00:12:29,259 --> 00:12:30,899
‫پس لئونورا برات مثل یه مادر بوده

145
00:12:33,259 --> 00:12:35,099
‫یه جورایی، آره

146
00:12:39,259 --> 00:12:41,379
‫حقیقت داره که مادرت
‫زنده‌زنده توی آتیش سوخته؟

147
00:12:42,699 --> 00:12:44,819
‫ظاهراً اطلاعاتت راجع به من کامله

148
00:12:48,419 --> 00:12:49,379
‫آره، حقیقت داره

149
00:12:56,219 --> 00:12:58,099
‫نمی‌تونم قول بدم
‫که موقع شام می‌بینمت،

150
00:12:58,179 --> 00:13:00,259
‫چون هر کی یه موقع غذا می‌خوره

151
00:13:01,499 --> 00:13:05,459
‫و مامان وقتی عزاداره
‫هیچوقت شب‌ها از اتاقش بیرون نمیاد

152
00:13:08,499 --> 00:13:09,619
‫فردا می‌بینمت پس

153
00:13:11,739 --> 00:13:12,739
‫خداحافظ

154
00:14:38,143 --> 00:14:39,899
‫هی، خیلی آدم آشغالی هستی

155
00:14:40,659 --> 00:14:41,979
‫- چیه؟
‫- بس کن

156
00:14:47,739 --> 00:14:49,099
‫آفرین!

157
00:14:50,379 --> 00:14:51,379
‫یا مادر مقدرس...

158
00:14:52,059 --> 00:14:53,659
‫- بدو!
‫- سریع برو معذرت‌خواهی کن

159
00:14:53,779 --> 00:14:55,499
‫بگو داشتیم مسخره‌بازی می‌کردیم

160
00:15:01,459 --> 00:15:02,459
‫خانم...

161
00:15:06,579 --> 00:15:07,579
‫خانم!

162
00:15:09,179 --> 00:15:10,219
‫بمونید

163
00:15:12,579 --> 00:15:15,619
‫دنبال چیزی می‌گشتید؟
‫کمک می‌خواید؟

164
00:15:15,739 --> 00:15:18,899
‫نه، فقط از طبقه‌ی بالا
‫صداهای عجیب‌وغریب می‌شنیدم

165
00:15:21,179 --> 00:15:22,779
‫لازم نیست نگران باشید

166
00:15:24,019 --> 00:15:26,539
‫می‌ذارم برید استراحت کنید،
‫حتماً خیلی خسته‌اید

167
00:15:33,219 --> 00:15:35,299
‫اگه باعث میشه خیالتون راحت‌تر باشه...

168
00:15:36,659 --> 00:15:37,819
‫در اتاقتون رو قفل کنید

169
00:15:43,499 --> 00:15:46,739
‫خودت می‌بینی، همه توی مراسم
‫بانوی بخشنده‌ی نیکوکار حاضر میشن

170
00:15:46,740 --> 00:15:48,939
‫خانواده‌های بیسکاری، گراوینا و سراواله

171
00:15:49,099 --> 00:15:50,704
‫حتی دوک‌های تارگاجی

172
00:15:50,705 --> 00:15:54,220
‫چقدر خسته‌کننده.
‫آدم‌های غیرقابل تحملی‌ان

173
00:15:55,819 --> 00:15:58,499
‫از اینکه تصمیم گرفتم
‫بریم اونجا پشیمون شدم

174
00:15:58,619 --> 00:16:02,619
‫خوش می‌گذره. تازه،
‫کیک‌های خوش‌مزه‌ای هم دارن

175
00:16:02,739 --> 00:16:07,299
‫- اسمشون چی بود، مامان؟
‫- کیک انگشتیِ... نمی‌دونم چی

176
00:16:08,299 --> 00:16:09,819
‫توی صومعه چیکار می‌کنید؟

177
00:16:10,819 --> 00:16:12,939
‫خب، مطالعه می‌کنیم...

178
00:16:14,179 --> 00:16:15,459
‫سبزیجات پرورش می‌دیم...

179
00:16:16,459 --> 00:16:20,019
‫گل‌دوزی می‌کنیم، موسیقی مطالعه می‌کنیم،
‫اما بیش‌تر دعا می‌خونیم

180
00:16:20,099 --> 00:16:21,779
‫خیلی شبیه لئونورا هستی

181
00:16:24,099 --> 00:16:26,539
‫طرز صحبت کردنت، رفتارت...

182
00:16:30,059 --> 00:16:31,899
‫اصلاً انگار داری رفتار
‫اون رو تقلید می‌کنی

183
00:16:32,059 --> 00:16:34,899
‫من هیچوقت ندیدمش. وقتی من
‫به دنیا اومدم اون توی صومعه بود

184
00:16:36,539 --> 00:16:37,379
‫چی شده؟

185
00:16:39,259 --> 00:16:40,699
‫معذرت می‌خوام، شاهدخت

186
00:16:45,139 --> 00:16:46,419
‫می‌خوای عرقت رو خشک کنی؟

187
00:16:47,779 --> 00:16:48,739
‫ممنون

188
00:16:49,779 --> 00:16:52,339
‫تموم نشد؟ داریم ذوب می‌شیم

189
00:16:52,459 --> 00:16:53,419
‫دیگه آخراشه

190
00:16:58,259 --> 00:17:01,979
‫کاوالینا، بس کن!
‫شبیه یه کلاغ بی‌قرار شدی!

191
00:17:10,219 --> 00:17:11,219
‫صاف بمون

192
00:17:19,939 --> 00:17:21,019
‫سه تا کلاغ

193
00:17:22,379 --> 00:17:23,579
‫شبیه سه تا کلاغیم

194
00:17:25,019 --> 00:17:28,419
‫با لباس‌های سیاه...
‫سه تا پرنده‌ی بد شگون

195
00:17:32,739 --> 00:17:34,059
‫سه تا کلاغ...

196
00:17:34,979 --> 00:17:38,099
‫شاهدخت، می‌تونیم سوار بشیم
‫و سفرمون رو ادامه بدیم

197
00:17:40,819 --> 00:17:42,419
‫نه. برمی‌گردیم خونه

198
00:17:43,939 --> 00:17:46,219
‫دیگه دوست ندارم برم به بیانکاویلا

199
00:17:46,339 --> 00:17:48,459
‫منصفانه نیست، گفتی باید بریم

200
00:17:48,619 --> 00:17:51,139
‫- خب، نظرم عوض شده
‫- اما مامان...

201
00:17:51,259 --> 00:17:53,499
‫حق ندارم حرف خودم رو عوض کنم؟

202
00:17:53,619 --> 00:17:55,099
‫حق ندارم برم؟

203
00:17:55,179 --> 00:17:57,539
‫از وقتی جنگ شروع شده
‫تا حالا هیچکس رو ندیدیم

204
00:17:57,659 --> 00:18:00,659
‫مثل زندانی‌ها هستیم،
‫مثل راهبه‌های منزوی

205
00:18:00,779 --> 00:18:02,459
‫- خب؟
‫- خب، دیگه داریم می‌رسیم

206
00:18:02,539 --> 00:18:05,779
‫- بیا مودستا رو ببریم دعا بخونه
‫- می‌تونه توی ویلا دعا بخونه

207
00:18:05,939 --> 00:18:09,379
‫عبادتگاه قشنگی داریم.
‫هیچکس ازش استفاده نمی‌کنه، ولی مقدسه

208
00:18:09,459 --> 00:18:14,179
‫حداقل یکی می‌تونه ازش استفاده کنه.
‫یالا، بجنبید، سریع سوار بشید

209
00:18:14,739 --> 00:18:16,299
‫یالا! روکو!

210
00:18:19,019 --> 00:18:21,499
‫- گفتم بجنبید!
‫- کلیسا... آخ!

211
00:18:22,299 --> 00:18:23,939
‫می‌خواستم ببرمش کلیسا

212
00:18:27,579 --> 00:18:30,259
‫- خودتون سوار نمی‌شید، شاهدخت؟
‫- دارم سعی می‌کنم آروم بشم!

213
00:18:30,379 --> 00:18:33,059
‫تو برو اون ماشین لامصب رو روشن کن!

214
00:18:42,139 --> 00:18:43,219
‫خانم مودستا؟

215
00:18:44,939 --> 00:18:49,099
‫با توجه به چیزی که دیشب دیدید،
‫نمی‌خوام که...

216
00:18:49,219 --> 00:18:51,779
‫به کسی چیزی نمیگم.
‫اگه نگران این هستید

217
00:18:52,659 --> 00:18:53,579
‫ممنون

218
00:18:54,779 --> 00:18:56,579
‫نباید شغلم رو از دست بدم

219
00:18:58,699 --> 00:19:02,419
‫تازه، موضوع جدی‌ای نیست.
‫فقط همدیگه رو شاد می‌کنیم...

220
00:19:02,579 --> 00:19:04,379
‫نیاز نیست کارتون رو توضیح بدید

221
00:19:05,539 --> 00:19:06,819
‫اسم دختره «مِینا»ست

222
00:19:07,659 --> 00:19:10,539
‫قبل از شروع جنگ با شوهرش
‫توی سیرک کار می‌کرد

223
00:19:11,299 --> 00:19:14,379
‫خیلی برای مردم جذاب بود،
‫«زن خالکوبی‌دار»

224
00:19:16,379 --> 00:19:18,539
‫ولی شوهرش برای جنگ
‫به خدمت گرفته شد

225
00:19:20,219 --> 00:19:21,979
‫و خودش هم تونست
‫اینجا مشغول به کار بشه

226
00:19:25,499 --> 00:19:27,139
‫همه‌ی مردها به ارتش ملحق شدن

227
00:19:28,459 --> 00:19:29,899
‫مردهای زیادی نموندن

228
00:19:34,179 --> 00:19:36,819
‫اسمت... روکوئه، درسته؟

229
00:19:37,499 --> 00:19:38,419
‫آره

230
00:19:39,219 --> 00:19:40,379
‫تو چرا نرفتی جنگ؟

231
00:19:43,379 --> 00:19:44,739
‫ریه‌هام خرابن

232
00:19:46,099 --> 00:19:50,779
‫وقتی بچه بودم سل داشتم،
‫و متاسفانه طرد داشتم

233
00:19:50,899 --> 00:19:51,819
‫متاسفم

234
00:19:55,379 --> 00:19:56,619
‫از تاریکی می‌ترسی؟

235
00:19:58,139 --> 00:19:59,099
‫اینم از این!

236
00:20:01,339 --> 00:20:03,939
‫وقتی عمه آدلاید زنده بود
‫تعدادشون خیلی بیش‌تر بود

237
00:20:05,019 --> 00:20:06,619
‫شبیه کلیسای جامع‌ان

238
00:20:09,739 --> 00:20:12,219
‫اینجا کنار این همه
‫پرنده‌ی آوازخون می‌خوابید؟

239
00:20:14,939 --> 00:20:16,619
‫وقتی لئونورا به صومعه رفت،

240
00:20:16,699 --> 00:20:19,179
‫عمه آدلاید هم دیگه
‫دوست نداشت کسی رو ببینه

241
00:20:20,099 --> 00:20:23,059
‫حتی من رو هم نمی‌دید.
‫من رو که می‌دید یاد لئونورا می‌افتاد

242
00:20:25,019 --> 00:20:25,979
‫از مامان متنفر بود

243
00:20:27,259 --> 00:20:29,779
‫می‌گفت تقصیر اون بوده
‫که لئونورا رفته

244
00:20:30,939 --> 00:20:33,099
‫فقط از این موجودات مراقبت می‌کرد

245
00:20:40,939 --> 00:20:41,819
‫بهم گفتن...

246
00:20:44,099 --> 00:20:46,459
‫وقتی یکی از پرنده‌های مادر می‌مُرده...

247
00:20:47,499 --> 00:20:48,819
‫و تخم‌هاش تنها می‌موندن...

248
00:20:52,499 --> 00:20:53,659
‫عمه براشون مادری می‌کرده

249
00:20:55,159 --> 00:21:03,159
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

250
00:21:21,019 --> 00:21:22,339
‫این سالن مخصوص رقصه

251
00:21:24,019 --> 00:21:25,019
‫خوبه، نه؟

252
00:21:26,499 --> 00:21:28,659
‫وقتی خشک بشه بهت نشونش میدم

253
00:21:31,739 --> 00:21:33,619
‫- ببخشید...
‫- چیزی نیست

254
00:21:34,579 --> 00:21:37,379
‫خوبم. اصلاً زمین نخوردم

255
00:21:38,419 --> 00:21:39,379
‫چی شده؟

256
00:21:40,299 --> 00:21:41,779
‫قضیه‌ی اون لبخند اندوهگین چیه؟

257
00:21:42,499 --> 00:21:43,659
‫متوجه شدی، نه؟

258
00:21:47,059 --> 00:21:49,419
‫به همین دلیل مامان
‫بهم میگه کاوالینا، یعنی اسب کوچولو

259
00:21:50,379 --> 00:21:51,499
‫دلت به حالم می‌سوزه؟

260
00:21:52,179 --> 00:21:53,099
‫معلومه که نه

261
00:21:54,179 --> 00:21:55,499
‫خیلی خوشگلی

262
00:21:56,019 --> 00:21:56,939
‫ممنون

263
00:21:57,579 --> 00:22:00,139
‫اگه جلوی مامان لنگ لنگان راه برم،
‫سرم داد می‌زنه

264
00:22:00,699 --> 00:22:03,019
‫حق هم داره، هیچکس دوست نداره
‫به دختری که لنگ می‌زنه نگاه کنه

265
00:22:03,419 --> 00:22:06,179
‫منم با احتیاط نقشم رو بازی کردم

266
00:22:06,339 --> 00:22:09,339
‫اما نمی‌دونستم موثر هست یا نه

267
00:22:09,659 --> 00:22:11,459
‫بیا بریم، می‌خوام
‫اتاق پذیرایی نیاکان رو نشونت بدم

268
00:22:11,779 --> 00:22:12,779
‫همه چیز...

269
00:22:14,179 --> 00:22:16,179
‫از جمله قدم‌های لرزانش...

270
00:22:17,539 --> 00:22:21,499
‫بهم اطمینان می‌دادن که می‌تونم
‫اعتماد به نفس داشته باشم و لبخند بزنم

271
00:22:21,619 --> 00:22:23,299
‫زیباییش من رو مسحور کرد

272
00:22:23,379 --> 00:22:24,819
‫اما وقتی تنها بودم...

273
00:22:26,819 --> 00:22:28,579
‫شک تمام وجودم رو می‌گرفت

274
00:22:38,939 --> 00:22:42,059
‫اینکه بگیم خدا خلق‌شون کرده
‫یه جواب سرسریه

275
00:22:42,219 --> 00:22:44,419
‫واسه‌ی اینکه زیبایی
‫پروانه‌ها رو توجیح کنیم

276
00:22:45,299 --> 00:22:47,019
‫دایی جاکوبو همیشه اینطور می‌گفت

277
00:22:47,979 --> 00:22:51,819
‫بجه‌ی موردعلاقه‌ی مامان بود.
‫خوشگل‌ترین عضو خانواده‌ی برندیفورتی بود

278
00:22:52,779 --> 00:22:53,979
‫یه فیلسوف بود

279
00:22:55,219 --> 00:22:56,179
‫مرتد بود

280
00:22:57,379 --> 00:23:00,819
‫دایی جاکوبو دانشمند هم بود.
‫هواپیما طراحی می‌کرد

281
00:23:02,259 --> 00:23:03,659
‫خلبان هم بود

282
00:23:04,539 --> 00:23:07,979
‫ولی توی یه جنگ زخمی شد
‫و به صورت نیمه فلج برگشت

283
00:23:08,379 --> 00:23:10,059
‫قبلاً هر روز بعدازظهر می‌اومدم اینجا

284
00:23:12,379 --> 00:23:13,899
‫داستان‌های جنگ رو برام تعریف می‌کرد

285
00:23:13,979 --> 00:23:17,979
‫گفت به لطف هواپیماها
‫جنگ به زودی تموم میشه

286
00:23:20,139 --> 00:23:21,579
‫ولی جنگ یه چیز بی‌پایانه

287
00:23:40,459 --> 00:23:41,459
‫خوابیدی؟

288
00:24:04,779 --> 00:24:07,739
‫یا مریم مقدس، بازم تویی.
‫چیکار می‌کنی؟

289
00:24:07,939 --> 00:24:09,979
‫بجنب، سالوو، هنوز توی خوابی؟

290
00:24:10,139 --> 00:24:11,779
‫من؟ خودت چی پس؟

291
00:24:13,379 --> 00:24:15,219
‫- صبح بخیر، خانم
‫- صبح بخیر

292
00:24:15,379 --> 00:24:18,139
‫- از امروز دیگه عزاداری تموم شد
‫- به همین زودی؟

293
00:24:18,299 --> 00:24:19,379
‫دستور شاهدخته

294
00:24:20,459 --> 00:24:22,819
‫- یالا، بذار کمکت کنم
‫- ممنون

295
00:24:23,819 --> 00:24:24,863
‫- این رو بگیر
‫- صبح بخیر

296
00:24:24,864 --> 00:24:25,864
‫از اینجاش؟

297
00:24:44,179 --> 00:24:45,019
‫خانم

298
00:25:11,979 --> 00:25:12,779
‫اما...

299
00:25:15,499 --> 00:25:18,659
‫- چطور ممکنه؟
‫- تا حالا گرامافون ندیدی؟

300
00:25:26,499 --> 00:25:28,819
‫- این دستگاه دیگه چیه؟
‫- می‌خورتت

301
00:25:30,499 --> 00:25:32,499
‫تا حالا گرامافون ندیده

302
00:25:32,659 --> 00:25:36,299
‫چرا چرت میگی، کاوالینا، به نظرت
‫توی صومعه گرامافون دارن؟

303
00:25:36,459 --> 00:25:39,539
‫به هر حال، وقتی می‌بینم
‫با اون لباس‌ها وارد اتاق میشی

304
00:25:39,699 --> 00:25:43,259
‫مثل یه غروب زمستونی دلگیر میشم

305
00:25:44,819 --> 00:25:47,739
‫تا وقتی که مهمون مایی،
‫باید تسلیم زیبایی بشی

306
00:25:47,939 --> 00:25:51,459
‫این عادت مذهبی رو کنار بذار.
‫رنگ روشن بپوش

307
00:25:51,579 --> 00:25:55,019
‫رنگ روشن می‌خوام!
‫نشاط می‌خوام. مودی!

308
00:25:56,739 --> 00:25:59,499
‫اوه، بهت نگفته؟
‫از این به بعد می‌خوام «مودی» صدات کنم

309
00:25:59,619 --> 00:26:03,259
‫ورلن، بودلر، رَمبو. می‌شناسیشون؟

310
00:26:03,699 --> 00:26:05,539
‫- شاعران نفرین‌شده
‫- متاسفم، شاهدخت

311
00:26:05,619 --> 00:26:07,819
‫- مودی یعنی «نفرین‌شده»
‫- نفرین‌شده

312
00:26:07,979 --> 00:26:11,459
‫ازش به بهترین معنای کلمه استفاده می‌کنم،
‫تازه مسئله‌ی آوا هم هست

313
00:26:11,579 --> 00:26:14,139
‫مودی، مودستا...

314
00:26:18,619 --> 00:26:20,219
‫باید این شاعرها رو بشناسم؟

315
00:26:20,299 --> 00:26:23,139
‫البته. بیا بریم توی کتاب‌خونه،
‫چند تا کتاب بهت قرض میدم

316
00:26:24,499 --> 00:26:27,019
‫اون خوندن بلد نیست،
‫اما من بلدم پیانو بزنم

317
00:26:54,899 --> 00:26:55,699
‫اینم از این

318
00:26:55,779 --> 00:26:57,419
‫- خوبه
‫- قشنگه

319
00:26:57,579 --> 00:26:58,979
‫دکمه‌هاش زیادن

320
00:27:02,699 --> 00:27:03,619
‫برو روی صندلی

321
00:27:06,659 --> 00:27:07,819
‫خیلی قشنگه

322
00:27:08,819 --> 00:27:10,019
‫حالا این...

323
00:27:12,179 --> 00:27:15,179
‫خیلی تنگه، باید درست بشه

324
00:27:16,779 --> 00:27:19,379
‫- داری گریه می‌کنی؟
‫- نه، فقط چند روز باید این رو بپوشید

325
00:27:19,419 --> 00:27:23,899
‫فقط برای راضی کردن بانو گایا.
‫لباس می‌مونه همون‌جا. فرار نمی‌کنه

326
00:27:24,579 --> 00:27:27,099
‫تو آینه خودت رو ببین،
‫خیلی دل‌ربا شدی

327
00:27:33,219 --> 00:27:36,059
‫این لباس خیلی برات احمقانه‌ست؟

328
00:27:36,139 --> 00:27:38,339
‫قشنگه. ازش خوشتون میاد؟

329
00:27:39,619 --> 00:27:40,699
‫می‌بینی؟

330
00:27:42,579 --> 00:27:45,819
‫- مراقب باشی نیُفتی
‫- چیکار می‌کنید؟

331
00:27:48,099 --> 00:27:49,819
‫ببین، حتماً می‌افته

332
00:27:57,259 --> 00:27:59,899
‫«یک مو از تنش، یک رشته از چهره‌اش

333
00:28:00,019 --> 00:28:01,299
‫در بیت آخر،

334
00:28:01,379 --> 00:28:05,019
‫ورلن میگه وجدزدگی
‫مسیحیان گذشته رو تجربه می‌کنه»

335
00:28:05,179 --> 00:28:07,979
‫داره با عشق زندگیش رَمبو
‫توی اروپا سفر می‌کنه

336
00:28:08,099 --> 00:28:11,379
‫- یه جور ماه عسل...
‫- شاهدخت، روزنامه رو آوردن

337
00:28:11,499 --> 00:28:14,059
‫- و همچنین می‌تونیم...
‫- همچنین امروز...

338
00:28:14,179 --> 00:28:17,379
‫شمع و روغن چراغ هم برامون میارن،

339
00:28:17,499 --> 00:28:19,419
‫اما پول زیادی برامون باقی نمونده

340
00:28:19,539 --> 00:28:22,899
‫خیلی‌خب، آنتونیو، الان نه.
‫دارم با مودی حرف می‌زنم

341
00:28:23,939 --> 00:28:26,379
‫- یالا، برو
‫- البته، شاهدخت

342
00:28:26,459 --> 00:28:30,299
‫در واقع، نه، آنتونیو، بیا.
‫نقش «پوپی» رو بازی کن

343
00:28:30,379 --> 00:28:32,139
‫- اما...
‫- یالا

344
00:28:32,779 --> 00:28:35,779
‫پالادین اورلاندو! من اینجام!

345
00:28:35,939 --> 00:28:41,219
‫ازت می‌خوام شمشیر وحشتناک من
‫و قدرتش رو امتحان کنی!

346
00:28:41,339 --> 00:28:43,059
‫به افتخار خودمون! به سمت سلاح‌ها!

347
00:28:54,539 --> 00:28:56,539
‫- ممنون، شاهدخت
‫- دیگه برو

348
00:28:58,179 --> 00:28:59,019
‫برو!

349
00:29:02,499 --> 00:29:03,579
‫آنتونیوی بیچاره

350
00:29:05,099 --> 00:29:06,939
‫خیلی وقته داره پول‌های من رو می‌دزده

351
00:29:07,579 --> 00:29:09,979
‫امیدوارم حداقل ازشون
‫خوب استفاده کنه

352
00:29:10,499 --> 00:29:13,259
‫به هر حال اینجا همه
‫پول‌های من رو می‌دزدن

353
00:29:13,379 --> 00:29:14,339
‫اما اشکالی نداره،

354
00:29:14,379 --> 00:29:17,499
‫اگه برای خوش گذروندن
‫باید اون بها رو بپردازم، مشکلی نیست

355
00:29:18,939 --> 00:29:23,059
‫«با صدای غم‌انگیز آوازِ ویولن‌های پاییز

356
00:29:23,219 --> 00:29:24,939
‫قلب من...»

357
00:29:25,059 --> 00:29:26,779
‫من می‌تونم مدیریتشون کنم

358
00:29:27,459 --> 00:29:29,619
‫توی صومعه حسابداری یاد گرفتم

359
00:29:31,699 --> 00:29:35,819
‫اگه بهم اجازه بدید، می‌تونم هزینه‌هایی
‫که آنتونیو ذکر کرد رو بررسی کنم

360
00:29:36,819 --> 00:29:38,459
‫چقدر مفید

361
00:29:38,579 --> 00:29:44,379
‫بچرخ، با لطافت. بچرخ. بچرخ

362
00:29:44,459 --> 00:29:47,299
‫متکبرانه‌تر. بالاتر

363
00:29:47,619 --> 00:29:49,219
‫صاف بمون. خم نشو

364
00:29:49,619 --> 00:29:51,299
‫به آرومی بچرخ

365
00:29:51,459 --> 00:29:55,619
‫همینطوری. با لطافت. بچرخ. بچرخ

366
00:29:55,779 --> 00:29:57,979
‫خیلی خوبه. یه بار دیگه

367
00:31:03,259 --> 00:31:04,299
‫محض رضای خدا!

368
00:31:08,219 --> 00:31:09,459
‫معذرت می‌خوام، مودستا...

369
00:31:10,030 --> 00:31:11,259
‫نمی...

370
00:31:13,299 --> 00:31:14,379
‫ببخشید

371
00:31:39,139 --> 00:31:44,659
‫- ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم بشم
‫- نه، مشکلی نیست. مشغول دعا خوندن نبودم

372
00:31:45,179 --> 00:31:48,499
‫به هر حال، وقتی برگردم به صومعه،
‫از صبح تا شب دعا می‌خونم

373
00:31:52,259 --> 00:31:53,619
‫- ببخشید
‫- نه

374
00:31:57,125 --> 00:31:58,965
‫دیگه کسی رو ندارم

375
00:31:59,049 --> 00:32:01,889
‫صومعه تنها خونه‌ایه که دارم

376
00:32:03,409 --> 00:32:06,009
‫ما مثل اونا نمی‌تونیم
‫سرنوشتمون رو انتخاب کنیم

377
00:32:06,729 --> 00:32:08,409
‫دیگران سرنوشت من رو رقم می‌زنن

378
00:32:09,849 --> 00:32:11,209
‫من رو فرستادن وسط جنگ

379
00:32:13,569 --> 00:32:15,304
‫وقتی توی سنگر بودیم
‫و بارون می‌اومد

380
00:32:15,305 --> 00:32:16,305
‫چندین هفته توی آب زندگی می‌کردیم

381
00:32:17,649 --> 00:32:20,249
‫وقتی کفش‌هامون رو درمی‌آوردیم،
‫پوست پامون هم درمی‌اومد

382
00:32:23,489 --> 00:32:25,409
‫اگه فرار نمی‌کردم، تا الان مُرده بودم

383
00:32:27,689 --> 00:32:28,809
‫سرباز فراری هستی؟

384
00:32:29,249 --> 00:32:31,689
‫بقیه‌ی سربازها هم مثل من فقیر بودن

385
00:32:31,809 --> 00:32:35,289
‫اهل فریولی و ساردینیا و اینجور جاها بودن...
‫اصلاً حرف‌هاشون رو نمی‌فهمیدم

386
00:32:37,329 --> 00:32:38,969
‫و من باید برای ایتالیا می‌مُردم؟

387
00:32:41,409 --> 00:32:43,529
‫به مدت چندین ماه توی
‫سولفاتارا قایم شده بودم

388
00:32:45,049 --> 00:32:46,409
‫اگه پیدات می‌کردن چی میشد؟

389
00:32:46,929 --> 00:32:48,329
‫می‌کُشتنم

390
00:32:48,409 --> 00:32:51,449
‫وقتی سرباز فراری پیدا میشه
‫هم‌رزم‌های خودش بهش شلیک می‌کنن

391
00:32:51,569 --> 00:32:54,649
‫حرومزاده‌ها. ببخشید که بی‌ادبی می‌کنم

392
00:32:55,289 --> 00:32:57,689
‫فقط فکر کردن بهش
‫باعث میشه عصبانی بشم

393
00:33:00,209 --> 00:33:02,569
‫پس اینکه ریه‌هات خرابن حقیقت نداره

394
00:33:05,289 --> 00:33:06,089
‫نه

395
00:33:07,249 --> 00:33:09,289
‫اینجا هیچکس نمی‌دونه
‫که من سرباز فراری‌ام

396
00:33:11,809 --> 00:33:15,009
‫حتی نمی‌دونم چرا دارم به تو میگم...

397
00:33:16,649 --> 00:33:19,889
‫حس می‌کنم می‌تونم بهت اعتماد کنم.
‫معذرت می‌خوام که اینقدر راحت باهات حرف می‌زنم

398
00:33:21,969 --> 00:33:23,369
‫معلومه که می‌تونی بهم اعتماد کنی

399
00:33:33,929 --> 00:33:35,969
‫نه، نه. کافیه

400
00:33:39,649 --> 00:33:41,249
‫منم می‌خوام یه رازی رو بهت بگم

401
00:33:43,049 --> 00:33:45,049
‫هیچوقت رسالت الهی‌ای نداشتم

402
00:33:46,489 --> 00:33:48,289
‫وقتی دعا می‌کنم،
‫کسی رو خطاب نمی‌کنم

403
00:33:53,009 --> 00:33:54,329
‫می‌تونی مودستا صدام کنی

404
00:33:55,329 --> 00:33:56,209
‫خیلی‌خب؟

405
00:33:57,289 --> 00:33:59,289
‫خانم مودستا، همه‌جا رو دنبالتون گشتم

406
00:33:59,449 --> 00:34:01,849
‫شاهدخت باهاتون کار داره،
‫توی اتاق مطالعه منتظره

407
00:34:01,929 --> 00:34:02,849
‫خانم گایا...

408
00:34:03,769 --> 00:34:05,609
‫وقتش رسیده دوباره سوار اسب بشی

409
00:34:06,249 --> 00:34:08,529
‫- اما دیگه ضعیف و بی‌حال شدم
‫- الکی میگی

410
00:34:08,649 --> 00:34:11,969
‫فقط تو می‌تونی من رو شکست بدی.
‫باز هم باید اسب‌سواری کنی

411
00:34:16,849 --> 00:34:18,449
‫کارمین، اون...

412
00:34:19,449 --> 00:34:22,969
‫همون دختریه که گفتم،
‫اسمش مودستاست، اما...

413
00:34:23,209 --> 00:34:25,649
‫من ترجیح میدم مودی صداش کنم

414
00:34:27,249 --> 00:34:28,169
‫صبح بخیر

415
00:34:29,489 --> 00:34:33,009
‫- صبح بخیر
‫- کارمین از بچگی بخشی از خانواده‌ی ما بوده

416
00:34:33,289 --> 00:34:35,889
‫اون اینجا رو مدیریت می‌کنه

417
00:34:36,609 --> 00:34:39,529
‫کشاورزی، کارگرها، حیوانات...

418
00:34:39,809 --> 00:34:42,729
‫خیلی از زمین‌هامون رو هم اجاره میده

419
00:34:42,849 --> 00:34:45,649
‫مدیریت کردن همه‌شون برام سخت بود

420
00:34:46,849 --> 00:34:49,289
‫- اما هنوزم مال خودتن
‫- آره، باشه

421
00:34:49,409 --> 00:34:50,529
‫مال خودتن

422
00:34:51,449 --> 00:34:53,729
‫به هر حال، سردفتر موسومچی
‫الان می‌رسه،

423
00:34:53,809 --> 00:34:56,529
‫و می‌تونی اون مدارکی
‫که گفتم رو امضا کنی

424
00:34:57,409 --> 00:34:59,849
‫- قبل از اینکه بری
‫- واقعاً؟

425
00:34:59,969 --> 00:35:02,929
‫- دو روز دیگه
‫- کسی بهم نگفته بود...

426
00:35:03,089 --> 00:35:04,569
‫خب، الان دارم بهت میگم

427
00:35:04,649 --> 00:35:06,929
‫یا باید یه پیغام برات می‌فرستادم؟

428
00:35:07,049 --> 00:35:09,670
‫کارمین، برو ببین گائتانو نرسیده

429
00:35:09,671 --> 00:35:11,815
‫ممکنه پایین منتظر مونده باشه

430
00:35:12,889 --> 00:35:13,809
‫بشین

431
00:35:22,769 --> 00:35:25,529
‫نمی‌دونم به مرگ لئونورا فکر نکنم

432
00:35:27,409 --> 00:35:28,449
‫حقیقت رو بهم بگو

433
00:35:31,369 --> 00:35:32,609
‫داشت عذاب می‌کشید؟

434
00:35:33,249 --> 00:35:36,889
‫تو باهاش صمیمی بودی.
‫نظرت چیه؟

435
00:35:39,729 --> 00:35:40,929
‫از زندگی راضی نبود؟

436
00:35:42,649 --> 00:35:44,609
‫کارش از روی ناامیدی بود؟

437
00:35:45,369 --> 00:35:46,969
‫شاهدخت، فکر می‌کنید...

438
00:35:47,849 --> 00:35:48,689
‫اون...

439
00:35:49,649 --> 00:35:50,609
‫نه

440
00:35:51,449 --> 00:35:53,689
‫نه، نباید...
‫نباید اونطور فکری بکنید. به خدا

441
00:35:54,809 --> 00:35:58,609
‫لئونورا توی صومعه به آرامش رسیده بود.
‫زندگیش سرشار از خوشی بود

442
00:36:00,569 --> 00:36:02,609
‫فقط یه حادثه‌ی وحشتناک بود

443
00:36:04,249 --> 00:36:06,871
‫لبه‌ی برج خراب شده بود.
‫باید عوضش می‌کردن

444
00:36:06,872 --> 00:36:08,366
‫چندین بار بهش گفته بودیم

445
00:36:12,369 --> 00:36:13,929
‫حرف‌هات بهم آرامش میدن

446
00:36:15,729 --> 00:36:17,249
‫وزن سنگینی از روی
‫قلبم برداشته شد

447
00:36:19,209 --> 00:36:20,049
‫اومدن

448
00:36:20,649 --> 00:36:24,569
‫خب، بیاید مدارک رو امضا کنیم، یالا

449
00:36:24,689 --> 00:36:27,609
‫- صبح بخیر، شاهدخت
‫- صبح بخیر، همیشه دیر میایی

450
00:36:27,689 --> 00:36:30,609
‫- یک ساعت پیش رسیدم
‫- بشین. بفرما

451
00:36:31,249 --> 00:36:33,449
‫- ممنون
‫- یالا، کارمین

452
00:36:35,049 --> 00:36:35,969
‫خب...

453
00:36:37,329 --> 00:36:38,409
‫مودستا...

454
00:36:38,529 --> 00:36:39,849
‫- اِسپاتارو
‫- اِسپاتارو

455
00:36:40,729 --> 00:36:43,769
‫متولد ۱ ژانویه‌ی سال ۱۹۰۰

456
00:36:45,569 --> 00:36:48,209
‫روز اول قرن جدید به دنیا اومدی.
‫دختره‌ی خوش‌شانس

457
00:36:48,369 --> 00:36:49,489
‫یالا. امضا کن

458
00:36:49,609 --> 00:36:51,689
‫منطقه ذکر شده، کیانا دل بووه

459
00:36:51,769 --> 00:36:54,689
‫اما شهر و آدرس دائمی نوشته نشده

460
00:36:54,769 --> 00:36:58,209
‫آدرس صومعه رو بنویس.
‫قراره اونجا زندگی کنه

461
00:36:58,329 --> 00:37:00,849
‫«در حضور شاهدخت گایا برندیفورتی

462
00:37:00,969 --> 00:37:02,689
‫مودستای مذکور...»

463
00:37:02,769 --> 00:37:05,329
‫تا من می‌خونم تو هم
‫لطفاً اینجا رو امضا کن

464
00:37:06,249 --> 00:37:08,169
‫«برای تضمین داشتن آینده‌ای امن‌تر،

465
00:37:08,289 --> 00:37:10,529
‫مادر لئونورا برندیفورتیِ فوت‌شده‌ی عزیز

466
00:37:10,689 --> 00:37:17,569
‫برات یه مستمری
‫سالانه‌ی ۱۸۰۰ لیری تعیین کرده»

467
00:37:18,329 --> 00:37:19,329
‫خب...

468
00:37:19,889 --> 00:37:21,449
‫- تا آخر عمر؟
‫- آره

469
00:37:21,529 --> 00:37:24,729
‫اما اگه زندگی مذهبیت رو کنار بذاری
‫و بری سراغ لذت‌های دنیوی،

470
00:37:24,849 --> 00:37:26,169
‫مستمریت قطع میشه

471
00:37:26,289 --> 00:37:30,969
‫- اما اون اتفاق نمی‌افته. برو
‫- لطفاً اینجا رو هم امضا کن

472
00:37:33,409 --> 00:37:37,529
‫- خب، هنوزم حضور من نیازه؟
‫- آره، شاهدخت، اما بعداً میام پیشتون

473
00:37:37,649 --> 00:37:39,849
‫پس من برم،
‫چون حوصله‌م داره سر میره

474
00:37:41,329 --> 00:37:42,329
‫شاهدخت

475
00:37:45,929 --> 00:37:49,209
‫اون وسیله چی بود؟
‫همون کشتی هوایی آلمانی؟

476
00:37:50,369 --> 00:37:54,809
‫توی روزنامه‌ها نوشته بودن.
‫اون همه بمبارون وحشتناک

477
00:37:54,929 --> 00:37:57,729
‫آشوب به پا شده بود.
‫همه ترسیده بودن

478
00:37:57,889 --> 00:37:59,089
‫یه آشوب الکی

479
00:38:00,609 --> 00:38:03,169
‫حتی به اهداف هم اصابت نکردن

480
00:38:04,009 --> 00:38:06,329
‫پس منم رفتم به کاتانیا

481
00:38:06,449 --> 00:38:12,009
‫و شروع کردم به تدریس رقص باله
‫به دخترهای بارونِ ویلاجویوزا

482
00:38:13,449 --> 00:38:16,489
‫- محض رضای خدا
‫- بیچاره‌ها، شاهدخت...

483
00:38:17,249 --> 00:38:21,049
‫چقدر ناامیدکننده.
‫اونا چاق و کوتاهن...

484
00:38:21,209 --> 00:38:24,529
‫- پاهای کوتاهی دارن...
‫- شاهدخت، شبیه ۲ تا اردکن

485
00:38:24,609 --> 00:38:28,649
‫حتی مادرشون هم شبیه یه گاوه.
‫همیشه همینطور بوده

486
00:38:31,809 --> 00:38:36,529
‫در عوض بئاتریچ خیلی
‫با لطافت قدم برمی‌داره

487
00:38:36,649 --> 00:38:39,649
‫- یه ویژگی خاص داره... چی می‌گفتن؟
‫- نگرش

488
00:38:39,729 --> 00:38:42,089
‫نگرش! دقیقاً!

489
00:38:47,369 --> 00:38:49,569
‫ماتیلدار، چرا یه‌کم سرگرم‌مون نمی‌کنی؟

490
00:38:50,289 --> 00:38:53,649
‫استاد، باید آواز خوندنش رو
‫بشنوید. برعکس منه

491
00:38:53,809 --> 00:38:56,609
‫واقعاً؟ بخون، بخون، دختر کوچولو

492
00:38:56,729 --> 00:38:58,529
‫- مامان، اجازه هست؟
‫- البته، عزیزم

493
00:38:58,649 --> 00:38:59,609
‫خیلی‌خب

494
00:39:00,649 --> 00:39:03,089
‫اگه شروع کنه به آواز خوندن،
‫دیگه دست برنمی‌داره

495
00:39:04,589 --> 00:39:12,589
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

496
00:39:17,009 --> 00:39:18,369
‫صداش شبیه صدای یه بلبله

497
00:39:18,649 --> 00:39:19,929
‫کاوالینا، صبر کن!

498
00:39:21,769 --> 00:39:22,689
‫مشکلت چیه؟

499
00:39:23,449 --> 00:39:24,449
‫پس داری میری؟

500
00:39:26,009 --> 00:39:26,929
‫علیاحضرت...

501
00:39:30,209 --> 00:39:31,089
‫با احترام

502
00:39:33,409 --> 00:39:34,814
‫- اون کیه؟
‫- «پیترو»ئه

503
00:39:35,009 --> 00:39:37,689
‫تنها کسیه که اجازه داره
‫بره طبقه‌ی بالا

504
00:39:38,729 --> 00:39:40,529
‫میشه بدونم طبقه‌ی بالا چه خبره؟

505
00:39:43,649 --> 00:39:44,889
‫یه چیزی اون بالا زندگی می‌کنه

506
00:39:47,249 --> 00:39:51,134
‫پیترو باهاش سروکله می‌زنه.
‫فقط اون می‌تونه، چون بزرگ و قویه

507
00:39:51,529 --> 00:39:53,969
‫- اسم اون «چیز» چیه؟
‫- نمی‌دونم

508
00:39:55,009 --> 00:39:55,849
‫تا حالا ندیدمش

509
00:39:57,569 --> 00:39:58,969
‫می‌خوام برم توی اتاقم

510
00:40:00,569 --> 00:40:01,489
‫شب بخیر

511
00:40:57,009 --> 00:40:57,929
‫مودستا!

512
00:41:00,409 --> 00:41:01,409
‫صبح بخیر

513
00:41:03,729 --> 00:41:04,649
‫صبح بخیر

514
00:41:06,249 --> 00:41:08,089
‫- روز زیباییه، نه؟
‫- آره

515
00:41:09,649 --> 00:41:12,289
‫محل اقامت من اینجاست.
‫اینجا زندگی می‌کنم

516
00:41:17,849 --> 00:41:22,209
‫داشتم به اون ماجرا فکر می‌کردم...
‫اون روز...

517
00:41:23,809 --> 00:41:26,809
‫به حرف‌هامون فکر می‌کردم

518
00:41:27,649 --> 00:41:28,889
‫هر دوتامون توی زندگی زجر کشیدیم

519
00:41:30,289 --> 00:41:31,569
‫زندگی خیلی بهمون سخت گذشته

520
00:41:32,689 --> 00:41:36,449
‫اما مهربونیت
‫و طرز اعتماد کردنت بهم...

521
00:41:37,209 --> 00:41:38,369
‫باعث خوشحالیم شد

522
00:41:40,009 --> 00:41:43,809
‫احتمالاً درست فکر می‌کنم
‫که تو هم از من بدت نمیاد...

523
00:41:44,449 --> 00:41:47,769
‫باید اعتراف کنم که از همون روز اولی
‫که دیدمت، خیلی بهت علاقه‌مند شدم

524
00:41:47,929 --> 00:41:49,849
‫- روکو، من نمی...
‫- صبر کن

525
00:41:51,369 --> 00:41:54,289
‫گفتی نمی‌خوای برگردی
‫به صومعه، درسته؟

526
00:41:54,409 --> 00:41:57,409
‫گفتی رسالت الهی نداری. پس بمون

527
00:41:58,849 --> 00:42:00,329
‫حاضرم باهات ازدواج کنم

528
00:42:03,809 --> 00:42:06,769
‫اگه قبول کنی، به شاهدخت میگم
‫که عاشق همدیگه شدیم...

529
00:42:06,929 --> 00:42:12,351
‫چون خوندن و نوشتن بلدی
‫می‌تونی توی دفتر حسابداری کار کنی

530
00:42:12,409 --> 00:42:14,729
‫- آدم‌های زیادی بلد نیستن...
‫- آره، ولی آروم باش

531
00:42:16,329 --> 00:42:17,929
‫روکو، نمی‌دونم چی بگم

532
00:42:20,329 --> 00:42:22,769
‫تا همین چند هفته پیش
‫داشتم توی صومعه زندگی می‌کردم

533
00:42:23,569 --> 00:42:24,889
‫و باید برگردم

534
00:42:28,649 --> 00:42:30,329
‫حاضرم باهات ازدواج کنم

535
00:42:33,529 --> 00:42:34,849
‫اما درک می‌کنم

536
00:42:35,009 --> 00:42:37,569
‫و لازم نیست الان جوابم رو بدی

537
00:42:41,729 --> 00:42:45,569
‫به هر حال، نترس، عاشق شدن
‫یعنی به هم علاقه داشتن

538
00:42:50,849 --> 00:42:51,809
‫باهاش ازدواج کنم؟

539
00:42:52,329 --> 00:42:54,769
‫این راه موندن توی ویلا بود؟

540
00:42:56,889 --> 00:43:00,335
‫اما اگه به صومعه برنگردم،
‫ارثیه رو از دست میدم

541
00:43:01,769 --> 00:43:03,769
‫مستمری سالانه‌ی لئونورا یه هدیه نبود

542
00:43:05,009 --> 00:43:06,289
‫یه تله بود

543
00:43:06,929 --> 00:43:09,569
‫- صبح بخیر، شاهدخت
‫- صبح بخیر، مودی

544
00:43:10,969 --> 00:43:13,209
‫ممنون. این رو هم خوندم

545
00:43:16,689 --> 00:43:18,969
‫- کتاب‌خون مشتاقی هستی، مودی
‫- آره

546
00:43:20,889 --> 00:43:23,889
‫اگه اشکالی نداره، دوست دارم
‫کتاب اون یکی شاعر رو هم بخونم

547
00:43:24,729 --> 00:43:26,489
‫با... باد... «بادلار»؟

548
00:43:27,329 --> 00:43:28,849
‫بودلر

549
00:43:29,049 --> 00:43:29,889
‫بودلر...

550
00:43:29,969 --> 00:43:31,889
‫البته. بهت قرض می‌دمش. بیا

551
00:43:32,929 --> 00:43:33,969
‫بجنب

552
00:43:36,409 --> 00:43:40,809
‫اینجاست، توی مخفی‌گاهم.
‫بیا داخل

553
00:43:44,489 --> 00:43:45,929
‫بهت می‌دمش، اما...

554
00:43:47,209 --> 00:43:50,649
‫نمی‌خوام اون راهبه‌های خداترس
‫که توی صومعه‌ان، پیداش کنن

555
00:43:51,249 --> 00:43:52,049
‫ممنون

556
00:43:53,889 --> 00:43:55,449
‫ناراحتم که قراره بری

557
00:43:58,609 --> 00:44:00,169
‫اینجا همه خیلی حوصله سر برن

558
00:44:01,729 --> 00:44:04,809
‫دختر ساکتی هستی، اما جالبی

559
00:44:06,689 --> 00:44:08,649
‫خوب گوش دادن رو بلدی

560
00:44:14,649 --> 00:44:16,889
‫وقتی سنت میره بالا
‫تنهایی خیلی وحشتناک میشه

561
00:44:17,329 --> 00:44:20,889
‫تقریباً همه‌ی عزیزانم رو از دست دادم

562
00:44:22,969 --> 00:44:27,849
‫اما مراقب باش، هر داغی که می‌بینی
‫به یه روش مختلف زجر می‌کشی

563
00:44:29,969 --> 00:44:34,689
‫جاکوبو که رفت،
‫خیلی تنها شدم. برای همیشه

564
00:44:36,489 --> 00:44:37,489
‫من و جاکوبو...

565
00:44:38,569 --> 00:44:39,769
‫همدیگه رو درک می‌کردیم

566
00:44:40,929 --> 00:44:42,569
‫اون بچه‌ی موردعلاقه‌م بود

567
00:44:43,209 --> 00:44:47,609
‫من آدم ریاکاری نیستم،
‫پس نمی‌تونم انکارش کنم. همه می‌دونستن

568
00:44:50,569 --> 00:44:51,529
‫نه...

569
00:44:52,729 --> 00:44:55,489
‫دخترم... دخترم فرق داره

570
00:44:56,529 --> 00:44:57,449
‫اون...

571
00:44:58,369 --> 00:45:01,689
‫یه احمق بود. با دست‌های خودش
‫زندگیش رو نابود کرد

572
00:45:01,849 --> 00:45:04,049
‫با زیبایی و مقامی که داشت

573
00:45:04,249 --> 00:45:06,649
‫می‌تونست توی زندگی
‫به همه چیز برسه

574
00:45:06,769 --> 00:45:07,689
‫در عوض...

575
00:45:08,809 --> 00:45:12,529
‫از مردی حامله شد
‫که نمی‌تونست باهاش ازدواج کنه

576
00:45:17,289 --> 00:45:20,889
‫من و شوهرم مجبور شدیم
‫بارداریش رو پنهان کنیم...

577
00:45:22,249 --> 00:45:24,089
‫تا اینکه بئاتریچ رو به دنیا آورد

578
00:45:25,809 --> 00:45:27,329
‫متوجه نمیشم...

579
00:45:30,489 --> 00:45:33,689
‫راجع به لئونورا حرف می‌زنم.
‫تنها دخترم

580
00:45:33,809 --> 00:45:36,969
‫وقتی بچه‌ش به دنیا اومد،
‫اینجا پیش خودمون نگهش داشتیم، اما...

581
00:45:37,649 --> 00:45:40,489
‫صومعه تنها گزینه‌ش بود

582
00:45:41,289 --> 00:45:43,289
‫البته هیچوقت ما رو نبخشید،

583
00:45:43,369 --> 00:45:45,289
‫دیگه نمی‌خواست ما رو ببینه

584
00:45:45,449 --> 00:45:47,089
‫تمام نامه‌هام رو پاره می‌کرد

585
00:45:47,529 --> 00:45:50,849
‫اگه دست من بود،
‫همین‌جا نگهش می‌داشتم

586
00:45:51,009 --> 00:45:54,649
‫اما توی این کشور،
‫پدرها و شوهرها تصمیم‌گیرنده هستن

587
00:45:56,489 --> 00:45:59,249
‫شاید هم به اندازه‌ی کافی براش نجنگیدم

588
00:47:23,249 --> 00:47:25,409
‫اینقدر قیافه‌ت رو زشت نکن

589
00:47:34,929 --> 00:47:36,769
‫چطور ممکنه مامان، مادر من باشه؟

590
00:47:37,849 --> 00:47:39,409
‫نمی‌بینی چقدر پیره؟

591
00:47:41,609 --> 00:47:44,409
‫همه می‌دونن یه نمایش برای
‫خدشه‌دار نشدن نجابته

592
00:47:44,410 --> 00:47:45,529
‫هیچکس باور نمی‌کنه

593
00:47:48,009 --> 00:47:49,089
‫فقط تو باور کردی

594
00:48:19,596 --> 00:48:20,589
‫این چی؟

595
00:49:23,369 --> 00:49:26,529
‫و برای اولین بار توی زندگیم...

596
00:49:27,569 --> 00:49:29,889
‫هنگام هم‌خوابه شدن با کسی
‫بهم عشق ورزیده شد

597
00:49:59,649 --> 00:50:04,089
‫این چشم خوشگله،
‫این هم داداششه

598
00:50:04,929 --> 00:50:06,649
‫این کلیسا کوچولوئه...

599
00:50:07,369 --> 00:50:09,209
‫اینا هم برادرهای دینی‌ان

600
00:50:09,729 --> 00:50:13,489
‫و دماغت هم ناقوس کلیساست
‫که پشت سر هم میگه دینگ‌دانگ، دینگ‌دانگ

601
00:50:14,329 --> 00:50:16,089
‫مامان همیشه این کار رو باهام می‌کرد

602
00:50:19,369 --> 00:50:20,849
‫تو از کجا یادش گرفتی؟

603
00:50:26,329 --> 00:50:27,929
‫دل همه‌مون برات تنگ میشه

604
00:50:31,169 --> 00:50:33,649
‫فردا صبح ساعت ۶
‫ماشین رو آماده می‌کنم

605
00:50:33,769 --> 00:50:34,809
‫ممنون، روکو

606
00:50:35,329 --> 00:50:37,689
‫آره، دل همه‌مون برات تنگ میشه

607
00:50:37,849 --> 00:50:40,569
‫اینقدر ناله نکن، روکو!
‫اصلاً نیازی نیست

608
00:50:40,689 --> 00:50:45,009
‫قراره از اینجا بره، نمی‌میره که.
‫محض رضای خدا بهش لبخند بزن!

609
00:50:46,409 --> 00:50:48,889
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

610
00:51:06,929 --> 00:51:07,849
‫برو

611
00:51:08,689 --> 00:51:09,649
‫از خداحافظی متنفرم

612
00:51:22,049 --> 00:51:25,409
‫چرا می‌خوای این رو ببری؟
‫دیگه نمی‌تونی بپوشیش

613
00:51:25,569 --> 00:51:27,489
‫چرا داری می‌بریش؟

614
00:51:33,009 --> 00:51:36,329
‫بانداژهایی که دوست‌شون داری
‫رو آتیش می‌زنم!

615
00:51:42,809 --> 00:51:44,089
‫سنجاق سینه‌ی لئونورا

616
00:51:45,009 --> 00:51:49,049
‫- و کتاب اشعار. تو یه دزدی!
‫- یه یادگاریه

617
00:51:49,169 --> 00:51:51,649
‫مودستا، تو یه دزدی،
‫میرم به مامان میگم...

618
00:51:51,769 --> 00:51:54,649
‫چرا یهویی اینقدر ظالم شدی؟
‫فقط یه کتاب و یه سنجاق سینه برداشتم!

619
00:51:54,809 --> 00:51:58,369
‫چون ناراحتم.
‫خیلی ناراحتم که داری میری

620
00:51:59,249 --> 00:52:02,569
‫منم باهات میام به صومعه،
‫منم سوگندهای دینی رو یاد می‌کنم

621
00:52:03,969 --> 00:52:04,849
‫تو مال منی

622
00:52:05,649 --> 00:52:06,889
‫تو هم مال منی

623
00:52:11,369 --> 00:52:12,489
‫نمی‌تونم طاقت بیارم

624
00:52:13,929 --> 00:52:16,089
‫- پیشم بمون. بمون همین‌جا
‫- صبر کن...

625
00:52:16,209 --> 00:52:17,289
‫اینجا پیشم بمون!

626
00:53:11,729 --> 00:53:12,929
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

627
00:53:15,849 --> 00:53:18,689
‫روکو! روکو!

628
00:53:19,649 --> 00:53:23,009
‫روکو، عجله کن!
‫نمی‌تونم کنترلش کنم، بیا

629
00:53:23,089 --> 00:53:25,289
‫عجله کن، روکو!
‫خیلی عصبانیه!

630
00:53:28,889 --> 00:53:31,729
‫- چه بلایی سرت آورده؟
‫- انواع و اقسام بلاها

631
00:53:31,889 --> 00:53:32,809
‫چیکار کرده؟

632
00:53:32,969 --> 00:53:35,849
‫گازم گرفت، بهم چنگ انداخت،
‫با ناخن‌هاش و دندون‌هاش!

633
00:53:42,649 --> 00:53:45,489
‫مجبور شدم ببندمش،
‫دیگه نمی‌تونستم کنترلش کنم

634
00:53:47,729 --> 00:53:51,569
‫گوش کن. می‌شنوی؟
‫خیلی عصبانیه

635
00:53:53,649 --> 00:53:55,489
‫خانم، نیاید داخل. خطرناکه

636
00:53:56,649 --> 00:53:58,849
‫برید بیرون، خانم!

637
00:54:00,769 --> 00:54:03,009
‫آروم باش، آروم باش. بس کن!

638
00:54:30,809 --> 00:54:31,969
‫بهش دست نزنید!

639
00:54:38,449 --> 00:54:40,329
‫ولش کنید. ولش کنید

640
00:54:41,829 --> 00:54:49,400
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

641
00:54:50,900 --> 00:55:00,900
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

642
00:55:01,000 --> 00:55:11,000
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

643
00:55:11,649 --> 00:55:12,729
‫این یه معجزه‌ست...

644
00:55:14,889 --> 00:55:15,809
‫یه معجزه‌ست

645
00:55:17,249 --> 00:55:19,289
‫هیچوقت چنین اتفاقی نیُفتاده

646
00:55:20,689 --> 00:55:21,969
‫آروم شد

647
00:55:25,649 --> 00:55:27,529
‫خانم، شما یه قدیسه هستید

648
00:55:30,409 --> 00:55:31,489
‫شما یه قدیسه هستید

649
00:55:37,889 --> 00:55:38,969
‫یه معجزه‌ست

650
00:55:40,209 --> 00:55:43,649
‫معجزه‌ست. بدون هیچ دارو
‫و تزریقی آروم شد

651
00:55:43,769 --> 00:55:44,849
‫یه قدیسه!

652
00:55:47,075 --> 00:55:49,828
‫[ آنچه در قسمت آینده خواهید دید ]
