1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

2
00:00:05,706 --> 00:00:08,642
فصل گذشته در آتش‌خیز... بیا. اینا کمک می‌کنن.

3
00:00:08,709 --> 00:00:10,644
هر از گاهی یکی بنداز بالا واسه درد.

4
00:00:10,711 --> 00:00:12,880
شارون: آتش‌سوزی زابل ریج همین الان از اتوبان رد شد.

5
00:00:13,013 --> 00:00:14,115
این بار من باهات میام.

6
00:00:14,182 --> 00:00:16,149
تو نه. با اون زانو نه.

7
00:00:16,216 --> 00:00:17,818
من خوبم. بودی، تو زخمی شدی.

8
00:00:17,918 --> 00:00:20,054
تیم تری راک رو داریم خارج می‌کنیم. تموم شده.

9
00:00:20,188 --> 00:00:21,489
گابریلا: نه، من ترسیده بودم، فین.

10
00:00:21,589 --> 00:00:23,557
(جیغ می‌کشد) (فریاد می‌زند)

11
00:00:24,225 --> 00:00:25,759
اوه، عوضی!

12
00:00:27,528 --> 00:00:29,630
(استخوان می‌شکند) (فریاد می‌زند)

13
00:00:29,730 --> 00:00:30,931
زانوم همین الان خالی کرد.

14
00:00:32,732 --> 00:00:34,168
وینس: تقریباً خلاص شدیم، بابا.

15
00:00:34,268 --> 00:00:35,203
کجا رفت لعنتی؟

16
00:00:35,303 --> 00:00:36,837
از من سؤال نکن، بودی. برو.

17
00:00:36,904 --> 00:00:37,971
ببرش. الان.

18
00:00:38,038 --> 00:00:39,340
و اون زانو رو کمپرس یخ کن.

19
00:00:39,440 --> 00:00:40,641
بیاین. جِیک: گوش کنید.

20
00:00:40,708 --> 00:00:42,042
چهار نفر از خودمون داخلن.

21
00:00:42,143 --> 00:00:44,212
بریم.

22
00:00:44,312 --> 00:00:45,479
باید بریم.

23
00:00:45,579 --> 00:00:47,047
بدو. (نفس‌نفس می‌زند)

24
00:00:47,148 --> 00:00:49,117
بدو! بدو! بدو! (جیغ می‌کشد)

25
00:00:50,651 --> 00:00:52,820
(ناله می‌کند) نه، ولم کن!

26
00:00:52,920 --> 00:00:55,756
(انفجار) Get

27
00:01:03,097 --> 00:01:04,698
جِیک (صدا پیچیده): ریت، فرماندهی.

28
00:01:04,798 --> 00:01:06,234
دو تا آتش‌نشان داریم.

29
00:01:06,334 --> 00:01:08,736
و یک غیرنظامی مفقود شده داخل ساختمون.

30
00:01:08,836 --> 00:01:11,605
شما الان تیم نجات ۱ و ۲ هستید.

31
00:01:11,739 --> 00:01:13,241
الان باید برید داخل.

32
00:01:13,341 --> 00:01:14,942
جیک، باید بذاری برم اون تو. بودی، نه.

33
00:01:15,075 --> 00:01:16,377
کل ساختمون نابود میشه.

34
00:01:16,444 --> 00:01:17,945
دقیقاً به همین خاطر اینج نگهت داشتم.

35
00:01:18,045 --> 00:01:20,314
(آژیر به صدا درمی‌آید) (فریاد از دور)

36
00:01:24,585 --> 00:01:26,354
به من نیاز داری. به من نیاز داری. من می‌تونم، می‌تونم کمک کنم.

37
00:01:26,454 --> 00:01:28,256
بودی، این تصمیم تو نیست.

38
00:01:28,356 --> 00:01:29,557
مامان! بابا!

39
00:01:29,657 --> 00:01:30,724
عقب وایسا.

40
00:01:30,791 --> 00:01:32,660
بودی، عقب وایسا. دارم میام!

41
00:01:32,759 --> 00:01:34,895
(ناله می‌کند) ولم کن! هی، هی.

42
00:01:34,962 --> 00:01:37,531
جِیک: همین الان به نیروی کمکی نیاز دارم!

43
00:01:37,631 --> 00:01:38,899
ولش کن! ببرش عقب.

44
00:01:38,966 --> 00:01:40,301
ببرینش به آمبولانس.

45
00:01:40,401 --> 00:01:42,102
نه! ولش کن! الان ببرینش به آمبولانس!

46
00:01:42,235 --> 00:01:43,271
الان!

47
00:01:43,404 --> 00:01:44,972
خیله خب، آتیش‌های کوچیک رو خاموش کنید.

48
00:01:45,104 --> 00:01:46,674
مطمئن شید به چوب‌ها نمی‌رسه.

49
00:01:46,774 --> 00:01:48,942
دیگه امروز نمی‌خوام به آتیش ببازم.

50
00:01:49,042 --> 00:01:50,644
اون کمپه. سعی کردم نجاتش بدم. اشکالی نداره.

51
00:01:50,744 --> 00:01:52,545
اشکالی نداره. اشکالی نداره. من متاسفم.

52
00:01:52,646 --> 00:01:54,682
ما سعی کردیم. ببین، وقت این حرفا نیست، خب؟

53
00:01:54,782 --> 00:01:56,717
می‌خوام تیم تری راک رو بذاری روی شیلنگ‌ها. نه، ما داریم جلوی گسترش آتیش رو می‌گیریم.

54
00:01:56,817 --> 00:01:59,119
اِو، الان بذارشون روی شیلنگ‌ها. لیونه‌ها اون تو هستن.

55
00:01:59,253 --> 00:02:00,954
جیک یک تیم ریت فرستاد ولی اونا به آب نیاز دارن.

56
00:02:01,054 --> 00:02:02,390
بدو، بدو.

57
00:02:02,490 --> 00:02:03,791
جونز؟ جونز: بله، سروان؟

58
00:02:03,924 --> 00:02:05,493
اونا رو از خط بکش بیرون و بذارشون روی شیلنگ‌ها.

59
00:02:05,593 --> 00:02:07,094
الان. حرکت کن. مفهومه.

60
00:02:07,195 --> 00:02:09,630
هی. من به کلیدات نیاز دارم.

61
00:02:09,763 --> 00:02:10,964
من فرمانده عملیات هستم. کلیدها رو بده، الان.

62
00:02:11,098 --> 00:02:12,200
جیک، داری چه غلطی می‌کنی؟

63
00:02:12,300 --> 00:02:13,801
جِیک: وقت توضیح دادن نیست.

64
00:02:13,901 --> 00:02:15,769
می‌خوام شیلنگ‌ها رو ببری سمت چارلی.

65
00:02:15,869 --> 00:02:17,238
ولم کن!

66
00:02:17,305 --> 00:02:18,872
(ناله می‌کند)

67
00:02:19,907 --> 00:02:21,975
ولم کن! الان ببرش اون تو.

68
00:02:22,776 --> 00:02:24,144
ببرش اون تو. یالا.

69
00:02:29,183 --> 00:02:30,484
جِیک: اونجا بمون.

70
00:02:30,618 --> 00:02:32,553
گوش کن، این به نفع خودته، بودی.

71
00:02:32,653 --> 00:02:34,222
من هیچ‌وقت اینو نمی‌بخشم.

72
00:02:35,623 --> 00:02:37,291
خانواده من اون توئه!

73
00:02:37,391 --> 00:02:39,627
نجات ۱، فرماندهی.

74
00:02:39,692 --> 00:02:41,094
از وضعیت جستجو خبر بده.

75
00:02:41,195 --> 00:02:43,163
(صدای بلند ضربه)

76
00:02:47,268 --> 00:02:49,570
(شیشه می‌شکند) (جرقه برق)

77
00:02:52,940 --> 00:02:54,542
شارون: وینس؟

78
00:02:54,675 --> 00:02:56,176
(سرفه می‌کند)

79
00:02:58,546 --> 00:03:00,614
والتر، وینس کجاست؟

80
00:03:00,681 --> 00:03:02,182
من نمی‌تونستم ببینمش!

81
00:03:02,283 --> 00:03:04,485
باید از اینجا بریم بیرون! باید از اینجا بریم بیرون!

82
00:03:04,552 --> 00:03:05,753
(شارون فریاد می‌زند)

83
00:03:06,400 --> 00:03:13,400
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

84
00:03:18,065 --> 00:03:21,001
شارون: والتر، شاید تو مشکلی با رها کردن وینس توی آتیش نداشته باشی.

85
00:03:21,068 --> 00:03:23,337
من نه! شارون، باید از اینجا بریم بیرون!

86
00:03:23,437 --> 00:03:25,306
شارون: نه! والتر، نه! ما بهش می‌رسیم.

87
00:03:25,373 --> 00:03:28,409
پسرم منو می‌کشه اگه بذارم تو اینجا بمیری.

88
00:03:28,509 --> 00:03:31,178
ولم کن! ولم کن!

89
00:03:31,245 --> 00:03:32,579
نه!

90
00:03:33,781 --> 00:03:35,249
آتش‌نشان ریت (از طریق بی‌سیم): سمت چارلی.

91
00:03:35,383 --> 00:03:36,850
هیچ اثری از آتش‌نشان‌های گیر افتاده نیست.

92
00:03:36,950 --> 00:03:38,051
جستجو رو ادامه می‌دیم.

93
00:03:38,185 --> 00:03:40,053
جِیک: مفهومه. جستجو رو ادامه می‌دیم.

94
00:03:40,153 --> 00:03:42,523
آتش‌نشان ریت: در حال پیشروی به سمت راه‌پله. هی.

95
00:03:42,590 --> 00:03:44,024
یه چیزی پیدا کردیم. داریم خارج می‌شیم.

96
00:03:44,124 --> 00:03:45,926
از کنار با دو تا آتش‌نشان.

97
00:03:46,059 --> 00:03:48,596
جِیک: می‌بینمتون. رئیس بخش لیونه رو ببرین.

98
00:03:48,696 --> 00:03:49,930
داخل اولین آمبولانس به سمت بیمارستان.

99
00:03:50,063 --> 00:03:51,999
پاپا لیونه رو تو دومی.

100
00:03:52,065 --> 00:03:54,201
برو. نجات ۲، فرماندهی.

101
00:03:54,302 --> 00:03:57,204
هیچ اثری از فرمانده گردان لیونه نیست؟

102
00:03:57,271 --> 00:03:58,739
یالا، بابا.

103
00:03:58,839 --> 00:04:01,375
تیم امداد آتش‌نشان ۲: منفیه. جست‌وجو ادامه داره.

104
00:04:01,475 --> 00:04:04,011
فرمانده، تیم امداد. رئیس لئونه رو پیدا کردیم.

105
00:04:04,077 --> 00:04:06,280
(نفس‌نفس می‌زند)

106
00:04:10,083 --> 00:04:11,919
(آه می‌کشد)

107
00:04:13,419 --> 00:04:21,419
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

108
00:04:45,453 --> 00:04:47,488
منی، باید برم بیمارستان.

109
00:04:47,588 --> 00:04:48,989
بوده. با آمبولانس بابام میرم.

110
00:04:49,122 --> 00:04:50,591
اگه هنوز اینجاست. بوده...

111
00:04:51,459 --> 00:04:55,429
مامانت و پدربزرگت تو راه بیمارستانن.

112
00:04:55,496 --> 00:04:57,631
حالشون ثابته.

113
00:04:59,266 --> 00:05:00,568
بابام...

114
00:05:03,003 --> 00:05:06,039
بابام... همین الان شنیدم، تو رادیو شنیدم که آوردنش بیرون.

115
00:05:06,807 --> 00:05:09,377
آره، باباتو پیدا کردن.

116
00:05:10,578 --> 00:05:12,580
ولی خیلی دیر بود.

117
00:05:12,680 --> 00:05:14,214
اون رفت، بوده.

118
00:05:26,059 --> 00:05:28,161
اون رفت.

119
00:05:30,464 --> 00:05:32,832
خیلی متاسفم، عزیز دلم.

120
00:05:46,380 --> 00:05:48,782
(صدای نی‌انبان می‌آید)

121
00:06:39,299 --> 00:06:40,834
(نفسش را با شدت بیرون می‌دهد)

122
00:06:42,269 --> 00:06:46,106
اولین بار که می‌خواستم ریش بزنم، تیغ بابامو دزدیدم.

123
00:06:46,206 --> 00:06:51,445
اون موقع شاید سه تا مو داشتم.

124
00:06:51,545 --> 00:06:53,881
اصلاً نباید بهشون دست می‌زدم.

125
00:06:55,182 --> 00:06:57,050
ولی خب، خودت می‌دونی، دست زدم.

126
00:06:57,851 --> 00:07:00,954
و صورتمو حسابی باهاش پاره کردم.

127
00:07:01,722 --> 00:07:04,492
سعی کردم با یه باند پنهانش کنم.

128
00:07:04,592 --> 00:07:06,794
و، اَه، بابا دید.

129
00:07:06,927 --> 00:07:09,697
و دقیقاً می‌دونست چی کار کردم.

130
00:07:10,964 --> 00:07:13,701
"یه بلا حسابی سر صورتت آوردی، بچه."

131
00:07:16,269 --> 00:07:17,805
بعدش گفت:

132
00:07:19,773 --> 00:07:21,809
"ولی دفعه بعد این کارو نمی‌کنی.

133
00:07:21,909 --> 00:07:23,376
بذار بهت نشون بدم."

134
00:07:29,149 --> 00:07:31,151
و بهم نشون داد.

135
00:07:34,421 --> 00:07:37,190
و دفعه بعد درست انجامش دادم.

136
00:07:42,663 --> 00:07:44,898
و این میراث پدرمه.

137
00:07:47,334 --> 00:07:49,570
همه‌ش درباره پیدا کردن راه حله.

138
00:07:49,670 --> 00:07:51,839
خانواده لئونه، ایستگاه ۴۲،

139
00:07:51,972 --> 00:07:54,141
اینجان که برای اِج‌واتر راه‌حل پیدا کنن.

140
00:07:54,207 --> 00:07:56,877
بعد از اینکه آتش‌سوزی "زیبِل ریج" خیلی چیزا رو گرفت.

141
00:07:57,010 --> 00:08:00,347
بابام، و خیلی چیزایی که دوست داشت ازشون محافظت کنه.

142
00:08:01,849 --> 00:08:04,918
و من بقیه عمر شغلیم رو همین کارو می‌کنم.

143
00:08:06,520 --> 00:08:08,221
از شهر پدرم محافظت می‌کنم.

144
00:08:09,022 --> 00:08:10,558
ایستگاه پدرم.

145
00:08:11,358 --> 00:08:13,226
ماموریت پدرم.

146
00:08:15,696 --> 00:08:17,931
تا وقتی که سر پا هستم.

147
00:09:32,272 --> 00:09:36,443
گابریلا: سخنرانی زیبایی بود، بوده.

148
00:09:39,446 --> 00:09:40,547
(نفسش را بیرون می‌دهد)

149
00:09:40,614 --> 00:09:42,282
همش فکر می‌کنم الان میاد

150
00:09:42,415 --> 00:09:44,818
از در ورودی تو و سر یه چیز کوچیک کلی شلوغ می‌کنه.

151
00:09:44,952 --> 00:09:47,855
مثلاً اینکه موتورها به اندازه کافی تمیز نیستن.

152
00:09:52,225 --> 00:09:53,827
شارون: آه. ممنون.

153
00:09:56,897 --> 00:09:58,699
وینس گیتارش رو برای من گذاشته بود.

154
00:09:58,799 --> 00:10:00,433
شارون گفت تو وصیت‌نامه‌ش نوشته بوده.

155
00:10:00,533 --> 00:10:02,302
منی: اصلاً نمی‌تونم تصورش کنم که وصیت‌نامه بنویسه.

156
00:10:02,402 --> 00:10:04,071
خب، شارون مجبورش کرده.

157
00:10:04,137 --> 00:10:06,674
خب، اون رو می‌تونم تصور کنم. (خنده آرام)

158
00:10:08,942 --> 00:10:10,477
ببین، امم، می‌دونم همه‌مون توافق کردیم

159
00:10:10,610 --> 00:10:12,512
امروز در مورد کار صحبت نکنیم، ولی...

160
00:10:12,646 --> 00:10:16,116
منی، وینس توصیه‌نامه فرستاد

161
00:10:16,216 --> 00:10:19,386
که کارت برای برگشتن به ایستگاه ۴۲ سریع‌تر انجام بشه.

162
00:10:20,253 --> 00:10:22,055
(در گوشی): ایول. چی؟

163
00:10:23,156 --> 00:10:27,094
این لئونه‌ها زیادی خوبن باهام، رفیق. اوهوم.

164
00:10:28,829 --> 00:10:32,399
اوه، الان حدود هشت تا فرمانده گردان اینجا هستن.

165
00:10:32,499 --> 00:10:35,035
منی: آره، و همه‌شون چشمشون به کمد وینس افتاده.

166
00:10:35,168 --> 00:10:36,503
(سرفه‌ای می‌کند) خب، ببین، می‌تونیم در مورد این

167
00:10:36,603 --> 00:10:38,005
فردا بیشتر صحبت کنیم، ولی...

168
00:10:38,138 --> 00:10:41,108
اگه بهت بگم ممکنه من فرمانده گردان جدیدت باشم چی؟

169
00:10:41,174 --> 00:10:43,877
شغلت تو باته رو زیر سوال می‌بری؟

170
00:10:44,011 --> 00:10:45,879
من باید همه چیزو زیر سوال ببرم.

171
00:10:49,616 --> 00:10:51,551
مراسم تشییع رو از دست دادم.

172
00:10:51,651 --> 00:10:53,887
(نفسش را بیرون می‌دهد) باورم نمیشه مراسم تشییع رو از دست دادم.

173
00:10:53,987 --> 00:10:56,924
بوده: بیخیال. نگران نباش.

174
00:10:58,558 --> 00:11:01,594
(نفسش را بیرون می‌دهد) خدایا، بوده، خیلی متاسفم.

175
00:11:02,395 --> 00:11:04,197
وکیلت چی گفت؟

176
00:11:04,297 --> 00:11:07,968
امم، دادستان هنوز داره گزارش حادثه معاون رو بررسی می‌کنه.

177
00:11:08,068 --> 00:11:09,737
تا تصمیم بگیره که ازم شکایت کنه یا نه.

178
00:11:09,837 --> 00:11:12,239
که ازت شکایت کنه؟ با چی ازت شکایت کنه؟

179
00:11:12,339 --> 00:11:14,908
اگه دفاع شخصی رو قبول نکنن، پس...

180
00:11:15,042 --> 00:11:18,145
در بهترین حالت، حمله با سلاح مرگبار.

181
00:11:18,879 --> 00:11:21,749
در بدترین حالت، اقدام به قتل که یعنی برمی‌گردم زندان.

182
00:11:21,882 --> 00:11:24,084
محاله، محاله. این اتفاق نمی‌افته.

183
00:11:24,217 --> 00:11:26,887
خب، این رو وقتی باور می‌کنم که دادستان بگه.

184
00:11:27,721 --> 00:11:28,889
(آه می‌کشد)

185
00:11:29,022 --> 00:11:31,224
ولی می‌دونی چی واقعاً اذیتم می‌کنه؟

186
00:11:31,324 --> 00:11:34,795
اینه که بعد از این همه کار، من، اَه، من یه نفر رو با گلوله زدم.

187
00:11:37,898 --> 00:11:40,467
آتش‌نشان‌ها به مردم تیر نمی‌زنن.

188
00:11:43,170 --> 00:11:44,604
هی.

189
00:11:45,372 --> 00:11:47,007
(بو می‌کشد) بذار برسونمت خونه.

190
00:11:47,107 --> 00:11:49,843
نه، نه، نه. من خوبم. من...

191
00:11:49,943 --> 00:11:51,411
می‌خوای برسونمت خونه؟

192
00:11:51,511 --> 00:11:53,213
من می‌تونم.

193
00:11:53,280 --> 00:11:56,116
گوش کن، کاری که می‌کنیم اینه، باشه؟ ما قرارِ...

194
00:11:56,884 --> 00:11:59,152
من، من یه لشکر آدم دارم

195
00:11:59,252 --> 00:12:01,388
اینجا که هوامو دارن.

196
00:12:02,155 --> 00:12:03,590
باشه؟ پس، تو یه پرواز رزرو می‌کنی

197
00:12:03,690 --> 00:12:04,958
و میری پیش لینت، مامانت.

198
00:12:05,092 --> 00:12:07,427
اون ازت مراقبت می‌کنه، باشه؟

199
00:12:08,328 --> 00:12:10,630
و ما هر روز با تلفن حرف می‌زنیم.

200
00:12:10,764 --> 00:12:12,565
ولی فقط اگه بهم قول بدی، بوده.

201
00:12:12,665 --> 00:12:15,635
اون لشکر آدمای پشت سرت که هواتو دارن؟

202
00:12:16,403 --> 00:12:18,538
باید قول بدی که اجازه می‌دی بهشون...

203
00:12:18,638 --> 00:12:20,273
نگران من نباش.

204
00:12:20,407 --> 00:12:22,075
Oh, I am. (indistinct chatter)

205
00:12:23,476 --> 00:12:26,146
I'm worried about those pills that you're holding

206
00:12:27,314 --> 00:12:29,549
People like you and me we can't go through all this

207
00:12:29,649 --> 00:12:30,951
without being tempted

208
00:12:31,785 --> 00:12:33,520
می‌دونم

209
00:12:33,620 --> 00:12:35,722
می‌دونم. به خاطر همین انداختمشون تو چاه.

210
00:12:39,827 --> 00:12:41,528
بیا اینجا

211
00:12:44,497 --> 00:12:46,733
با هم از پس این برمیایم.

212
00:12:49,102 --> 00:12:52,605
امروز یه جوری انگار نگاه‌های ترحم‌آمیز بیشتری بهم شده

213
00:12:52,705 --> 00:12:55,843
حتی بیشتر از وقتی که رایلی مُرد.

214
00:12:56,643 --> 00:13:00,113
واقعاً نمی‌خوام اینجا خودم رو ببازم.

215
00:13:00,180 --> 00:13:02,015
چطور می‌تونم کمکت کنم؟

216
00:13:02,850 --> 00:13:05,652
میشه منو از اینجا بکشی بیرون قبل از اینکه یه نفر دیگه بغلم کنه؟

217
00:13:05,752 --> 00:13:07,754
منو برسون خونه.

218
00:13:07,855 --> 00:13:10,357
وقتی اون در پشتم بسته شه، منی...

219
00:13:11,124 --> 00:13:12,826
می‌دونم چه شیون وحشتناکی سر خواهم داد.

220
00:13:12,960 --> 00:13:14,527
که تمام روز تو خودم ریختم

221
00:13:14,661 --> 00:13:16,063
قراره بیرون بریزه، ولی تو، مثلاً

222
00:13:16,163 --> 00:13:18,365
تو... تو حتی نمی‌تونی تو چشمام نگاه کنی

223
00:13:18,498 --> 00:13:19,833
مفهوم شد، رئیس

224
00:13:20,934 --> 00:13:22,535
یه چیز دیگه هم بود، البته.

225
00:13:22,669 --> 00:13:27,507
دارم می‌بینم بچه‌ی تو داره مراقب بچه‌ی منه، و...

226
00:13:28,408 --> 00:13:29,877
اونم داره بهش اجازه می‌ده.

227
00:13:29,977 --> 00:13:31,711
باید کاری کنی گابریلا همین‌کارو ادامه بده.

228
00:13:31,811 --> 00:13:34,447
چون تمام چیزی که من می‌خوام اینه که برم براش مادری کنم.

229
00:13:34,547 --> 00:13:36,283
و اونم بهم اجازه نمیده.

230
00:13:36,383 --> 00:13:38,018
باشه، رئیس. (نفسش را بیرون می‌دهد.)

231
00:13:38,118 --> 00:13:39,686
باشه. (آه می‌کشد)

232
00:13:40,520 --> 00:13:42,155
(بو می‌کشد)

233
00:13:43,056 --> 00:13:44,925
اون برت ریچاردزه؟

234
00:13:46,526 --> 00:13:48,661
منی: من... من نمی‌شناسمش. شارون: خودشه.

235
00:13:48,728 --> 00:13:49,863
وینس از اون مرد متنفر بود.

236
00:13:49,963 --> 00:13:51,298
تو چرا باید بیای مراسم تدفین؟

237
00:13:51,398 --> 00:13:52,765
مراسم کسی که ازت متنفره؟

238
00:13:52,866 --> 00:13:54,101
و من باید با این چیکار کنم؟

239
00:13:54,201 --> 00:13:56,036
من باید مثلاً یه...

240
00:13:56,803 --> 00:13:59,739
بیوه‌ی مودب باشم و فقط تسلیت‌ها رو قبول کنم؟

241
00:13:59,839 --> 00:14:02,409
تو مجبور نیستی کاری کنی، باشه؟

242
00:14:02,542 --> 00:14:03,843
بذار ببرمت خونه.

243
00:14:03,911 --> 00:14:05,145
ولی خب، اون‌وقت باید برت ریچاردز رو...

244
00:14:05,212 --> 00:14:06,313
توی ایستگاه وینس

245
00:14:06,413 --> 00:14:07,780
نه، این کار رو نمی‌کنم.

246
00:14:09,049 --> 00:14:11,284
(پچ‌پچ نامفهوم)

247
00:14:14,287 --> 00:14:16,957
شارون. خیلی متاسفم.

248
00:14:17,057 --> 00:14:18,258
کاری که قراره بکنی اینه:

249
00:14:18,358 --> 00:14:19,659
اون کوکتل میگویی رو برمی‌داری،

250
00:14:19,759 --> 00:14:21,361
همونی که داشتی ازش لذت می‌بردی و من پولش رو دادم،

251
00:14:21,461 --> 00:14:22,896
و برمی‌گردی و از من دور می‌شی.

252
00:14:22,996 --> 00:14:24,597
و بعدش میری.

253
00:14:24,731 --> 00:14:26,900
اومدم تسلیت بگم.

254
00:14:27,034 --> 00:14:28,068
من تسلیت نمی‌خوام.

255
00:14:28,201 --> 00:14:31,404
ایستگاه ۴۲ به یه رئیس گردان نیاز داره.

256
00:14:31,538 --> 00:14:34,507
باورم نمی‌شه که حقیقت داره. نه، منم ازش متنفرم.

257
00:14:35,608 --> 00:14:37,044
ولی به نظر می‌رسه که باید یه نفر باشه

258
00:14:37,110 --> 00:14:38,878
از داخل ایستگاه.

259
00:14:40,914 --> 00:14:42,315
بُد: وای. داری از مراسم خاکسپاریش استفاده می‌کنی

260
00:14:42,415 --> 00:14:45,018
به عنوان، به عنوان یه فرصت شغلی؟

261
00:14:45,953 --> 00:14:47,287
شوخی می‌کنی با من، جیک؟

262
00:14:47,420 --> 00:14:49,856
تو چی، تو داری، داری کاسبی می‌کنی؟

263
00:14:49,957 --> 00:14:51,091
وای.

264
00:14:51,224 --> 00:14:52,659
باشه

265
00:14:52,759 --> 00:14:54,794
می‌دونی چیه؟ اولاً من اینجا واسه معامله نیومدم

266
00:14:54,894 --> 00:14:57,530
و از این اتهام لعنتی به شدت متنفرم.

267
00:14:57,597 --> 00:14:59,399
وینس مثل پدرم بود.

268
00:14:59,466 --> 00:15:01,734
اون پدر واقعی من بود.

269
00:15:01,801 --> 00:15:04,237
و حالا نیست چون تو منو تو اون آتیش توی قفس گیر انداختی.

270
00:15:04,304 --> 00:15:06,039
تو اون آتیش. نه. اِو: هوی، هوی، هوی!

271
00:15:06,139 --> 00:15:07,740
امروز قرار نیست اینجوری پیش بره. نه، نه، نه، یه لحظه صبر کن.

272
00:15:07,807 --> 00:15:09,876
می‌دونی چرا؟ می‌دونی چی وینس رو نجات می‌داد؟

273
00:15:09,943 --> 00:15:11,411
اگه از دستوراتش پیروی می‌کردی.

274
00:15:11,511 --> 00:15:13,413
اونم دقیقاً همین کارو می‌کرد.

275
00:15:13,513 --> 00:15:14,647
عمراً همچین کاری می‌کرد!

276
00:15:14,781 --> 00:15:15,949
تو که همه چی بلدی، رفیق.

277
00:15:16,083 --> 00:15:17,784
بله حتماً. فقط همینجوری پاچه خواری کن.

278
00:15:17,884 --> 00:15:19,987
همینجوری پاچه خواری کن تا وقتی رئیس گردان بشی.

279
00:15:20,120 --> 00:15:21,621
باشه؟ ولی می‌دونی چیه؟

280
00:15:21,721 --> 00:15:23,523
وقتی رو صندلی بابام نشستی، فقط یادت باشه

281
00:15:23,623 --> 00:15:24,891
که داری اجاره‌ش می‌کنی.

282
00:15:24,958 --> 00:15:27,394
این حق منه و میام که بگیرمش.

283
00:15:27,494 --> 00:15:28,395
حق تو؟

284
00:15:28,495 --> 00:15:30,297
این مشکل توئه.

285
00:15:30,397 --> 00:15:32,199
این ربطی به "مال من" و "مال تو" نداره.

286
00:15:32,299 --> 00:15:34,534
لازم نیست گوش بدم. آره. می‌دونم زمان سختیه.

287
00:15:34,634 --> 00:15:36,169
لطفاً فرض نکن که من اینجا به خاطر دلیل دیگه‌ای هستم

288
00:15:36,303 --> 00:15:39,072
جز حمایت از یه ایستگاهی که حال و روز خوبی نداره.

289
00:15:39,139 --> 00:15:40,840
چی؟ ما رو این‌طوری صدا نکن. باشه؟

290
00:15:40,974 --> 00:15:42,409
می‌بینی اونجا چه خبره؟ می‌بینم.

291
00:15:42,509 --> 00:15:43,977
بُد: من که برای همیشه همین‌طوری نمی‌مونم.

292
00:15:44,077 --> 00:15:45,912
شاید بهتره کنترل اوضاع رو به دست بگیری. ممنون.

293
00:15:46,013 --> 00:15:48,348
ایستگاه ۴۲ فردا دوباره برمی‌گرده به بازی.

294
00:15:48,481 --> 00:15:50,250
و ما به یک رئیس گردان نیاز داریم.

295
00:15:50,317 --> 00:15:51,985
بُد: باشه. آره. همین‌جاست. این واقعیته.

296
00:15:52,085 --> 00:15:54,654
همین‌جا. منو قبول کن. شارون: واقعیت جدید.

297
00:15:55,522 --> 00:15:58,591
ایستگاه ۴۲ فردا رئیس گردان نخواهد داشت.

298
00:15:58,691 --> 00:16:01,094
به خودت نگاه کن. دور و برت رو ببین.

299
00:16:01,161 --> 00:16:03,630
همه دارن نگاه می‌کنن.

300
00:16:03,730 --> 00:16:05,598
اونا می‌تونن ببینن که

301
00:16:05,698 --> 00:16:07,734
اینجا داغونه.

302
00:16:09,069 --> 00:16:12,105
ایستگاه ۴۲ از خدمت تعلیق شد.

303
00:16:12,205 --> 00:16:14,041
همین الان.

304
00:16:14,141 --> 00:16:15,642
تا کی؟

305
00:16:16,543 --> 00:16:17,944
کی این کارو کرد؟ من.

306
00:16:18,011 --> 00:16:19,746
رئیس بخش‌تون.

307
00:16:31,524 --> 00:16:33,893
(آهنگ "Sway/Endless Highway, Pt. 2" از Watchhouse در حال پخش است)

308
00:16:41,201 --> 00:16:43,403
(خش‌خش برگ‌ها)

309
00:16:50,210 --> 00:16:51,644
لعنت به این خطر آتش‌سوزی.

310
00:16:51,744 --> 00:16:54,681
*پرواز در شب*

311
00:16:54,814 --> 00:16:59,319
*فراموش کردن زندگی مثل طعمه...*

312
00:17:00,787 --> 00:17:02,055
صبح بخیر.

313
00:17:02,155 --> 00:17:04,991
قصد نداشتم اینجا خوابم ببره.

314
00:17:05,092 --> 00:17:06,459
حق داری.

315
00:17:06,559 --> 00:17:07,960
من مبل رو قبضه کرده بودم.

316
00:17:08,027 --> 00:17:10,663
واقعاً همینطوره. هوم.

317
00:17:11,498 --> 00:17:14,867
دو ماه گذشته رو بدون تو نمی‌تونستم دوام بیارم.

318
00:17:16,536 --> 00:17:18,671
دوام می‌آوردی.

319
00:17:19,472 --> 00:17:21,741
فقط بی‌خواب می‌موندی.

320
00:17:21,840 --> 00:17:24,144
گرسنه و تنها.

321
00:17:24,977 --> 00:17:25,978
جدی می‌گم.

322
00:17:26,079 --> 00:17:27,914
این حس روزهای قدیم رو داشت.

323
00:17:28,047 --> 00:17:30,083
منم همین حس رو دارم.

324
00:17:30,183 --> 00:17:31,651
تو چطوری همه اینا رو بلدی؟

325
00:17:31,718 --> 00:17:33,019
بلد نیستم.

326
00:17:33,120 --> 00:17:35,054
من فقط تو رو می‌شناسم.

327
00:17:35,155 --> 00:17:37,424
(صدای زنگ تلفن)

328
00:17:37,557 --> 00:17:38,725
گابریلا، جواب بده.

329
00:17:38,825 --> 00:17:40,727
شاید از دادستان خبری بهش رسیده.

330
00:17:43,563 --> 00:17:44,931
هی، آودز.

331
00:17:46,199 --> 00:17:47,567
(لب می‌زند)

332
00:17:47,700 --> 00:17:48,701
گابریلا.

333
00:17:48,768 --> 00:17:50,069
بوده: باشه، خب...

334
00:17:50,203 --> 00:17:51,638
چقدر... چقدر گفتن؟

335
00:17:52,539 --> 00:17:53,840
اومم.

336
00:17:56,309 --> 00:17:58,245
اول تو بگو. غذا می‌خوره؟

337
00:17:58,345 --> 00:18:01,281
فقط وقتی که غذا رو می‌ذارم جلو دهنش.

338
00:18:01,381 --> 00:18:02,815
۴۲ (ایستگاهشون) داره برمی‌گرده تو بازی؟

339
00:18:02,915 --> 00:18:06,119
(پوزخند می‌زند) وقتی ازش پرسیدم، یه موز سمتم پرت کرد.

340
00:18:06,253 --> 00:18:07,920
(هر دو می‌خندند)

341
00:18:08,020 --> 00:18:09,889
حالا تو.

342
00:18:09,956 --> 00:18:10,923
اون خوابیده؟

343
00:18:11,023 --> 00:18:13,760
تو آپارتمانش نه، ولی آره.

344
00:18:13,860 --> 00:18:16,296
رفته تو سالن نشیمن و داره غذا می‌خوره.

345
00:18:16,396 --> 00:18:18,398
و داره روی لیست کارآموزی‌ش کار می‌کنه.

346
00:18:19,132 --> 00:18:21,601
ولی حتماً الان داره دیوونه می‌شه، نه؟

347
00:18:21,701 --> 00:18:23,870
همه همینطورن.

348
00:18:23,936 --> 00:18:26,639
ما اینجا توی ۴۲ (ایستگاه) داریم دور و بر ایستگاه کار می‌کنیم.

349
00:18:26,739 --> 00:18:28,741
و حتی نمی‌تونیم بریم مأموریت.

350
00:18:28,808 --> 00:18:30,243
(نفسش را محکم بیرون می‌دهد)

351
00:18:30,343 --> 00:18:32,044
ماشین‌ها هیچ‌وقت اینقدر برق نمی‌زدن... هوم.

352
00:18:32,111 --> 00:18:33,646
چکمه‌ها هیچ‌وقت اینقدر براق نشده بودن.

353
00:18:33,746 --> 00:18:35,915
و این حوله‌ها هم دیگه اَبَر تمیزن!

354
00:18:36,015 --> 00:18:39,051
و شارون هم تقریباً اَبَر بی‌حس و حاله.

355
00:18:39,118 --> 00:18:40,553
انگار خشکش زده، رفیق.

356
00:18:40,653 --> 00:18:42,922
حتی نمی‌دونم چطور از این حال درش بیارم.

357
00:18:42,989 --> 00:18:44,724
بوده داره حرکت می‌کنه.

358
00:18:44,791 --> 00:18:46,926
این چیزی بود که وینس برای شارون می‌خواست.

359
00:18:46,993 --> 00:18:48,795
آره.

360
00:18:49,629 --> 00:18:51,198
تو چی؟

361
00:18:51,964 --> 00:18:53,466
داری جلو میری؟

362
00:18:53,600 --> 00:18:56,469
در مورد پیشنهاد استخدام کالی فایر؟

363
00:18:56,569 --> 00:18:59,472
هوم؟ یالا، عزیزم. (آرام می‌خندد)

364
00:19:00,640 --> 00:19:03,376
دختر کوچولوی من که داره دور کشور می‌چرخه.

365
00:19:03,476 --> 00:19:05,912
و به آتش‌نشان‌های جدید الهام میده؟

366
00:19:05,978 --> 00:19:07,714
یه جورایی عاشقشم.

367
00:19:09,416 --> 00:19:11,384
حتی اگه به معنی رفتن از اینجا باشه؟

368
00:19:12,185 --> 00:19:14,221
حتی اگه به معنی رفتن از پیش من باشه؟

369
00:19:16,989 --> 00:19:18,991
(می‌خندد) چی؟

370
00:19:19,091 --> 00:19:21,261
دوست دارم دوباره تو رو با لباس فرم ببینم.

371
00:19:21,328 --> 00:19:23,863
آره، حس خیلی خوبی داره.

372
00:19:23,996 --> 00:19:26,466
ولی خیلی خیلی بهتر میشه.

373
00:19:26,566 --> 00:19:27,634
وقتی ایستگاه ۴۲ راه بیفته.

374
00:19:27,734 --> 00:19:29,502
اینو بهت قول میدم.

375
00:19:31,238 --> 00:19:33,206
هی. فکر می‌کنم باید انجامش بدی.

376
00:19:33,340 --> 00:19:35,242
فکر می‌کنم باید انجامش بدی.

377
00:19:35,342 --> 00:19:37,944
حوا: باشه، بعدی. برد هواتانکر اس-۲تی چقدره؟

378
00:19:38,044 --> 00:19:39,912
۵۰۰ مایل با بار کامل.

379
00:19:40,012 --> 00:19:42,014
باشه، و خالی چقدر؟

380
00:19:45,252 --> 00:19:47,787
اِم... باشه. سه، دو، یک.

381
00:19:47,887 --> 00:19:49,121
(صدای بوق دستگاه رو تقلید می‌کند) نگاه کن... نگاه کن...

382
00:19:49,188 --> 00:19:52,225
چرا من اصلاً باید اینو بدونم؟

383
00:19:52,325 --> 00:19:53,993
باشه، هشت هفته است که من دارم بهت کمک می‌کنم.

384
00:19:54,060 --> 00:19:57,196
برای این امتحان رئیس گردان، حالا می‌خوای با من کل‌کل کنی؟

385
00:19:57,297 --> 00:19:59,065
هوم. باشه.

386
00:20:00,032 --> 00:20:02,001
وینس در موردش چی میگه؟

387
00:20:02,101 --> 00:20:04,871
(آه می‌کشد) باشه. بذار ببینم.

388
00:20:04,971 --> 00:20:06,406
اِم...

389
00:20:07,240 --> 00:20:08,675
آه...

390
00:20:09,442 --> 00:20:12,379
آه. ۸۰۰ مایل خالی.

391
00:20:12,512 --> 00:20:14,681
اما "اگه خالی باشه کارت تمومه."

392
00:20:16,249 --> 00:20:17,484
(آرام می‌خندد)

393
00:20:17,550 --> 00:20:21,053
می‌دونی، وقتی دفترچه‌های قدیمی وینس رو می‌خونم.

394
00:20:21,153 --> 00:20:22,822
انگار هنوز اینجاست.

395
00:20:22,922 --> 00:20:24,557
داره بهم یاد میده.

396
00:20:24,691 --> 00:20:25,958
آره.

397
00:20:26,058 --> 00:20:27,960
حس می‌کنم داره نگاهمون می‌کنه.

398
00:20:28,761 --> 00:20:30,630
باشه، هی. یو، می‌خوای...

399
00:20:30,730 --> 00:20:33,266
بازش کنی؟ نمی‌دونم، فقط، باز کردنش.

400
00:20:33,366 --> 00:20:34,801
نه، نه، ببین، اون اینو برای تو گذاشته بود.

401
00:20:34,901 --> 00:20:36,068
یعنی می‌خواست ازش استفاده کنی.

402
00:20:36,202 --> 00:20:37,470
خب، فقط... (آه می‌کشد)

403
00:20:37,570 --> 00:20:39,238
نمی‌دونم، باز کردنش فقط...

404
00:20:39,372 --> 00:20:41,974
باعث می‌شه حس کنی واقعاً رفته.

405
00:20:42,942 --> 00:20:45,044
درست مثل تری راک.

406
00:20:45,144 --> 00:20:48,381
تا وقتی بهداشت شهر بگه برگشتن به اونجا امنه.

407
00:20:48,448 --> 00:20:51,484
منم حداقل می‌تونم وانمود کنم که اونم نرفته.

408
00:20:54,354 --> 00:20:55,655
(آه می‌کشد)

409
00:20:55,755 --> 00:20:57,624
تو و فرانسین چی؟

410
00:20:58,558 --> 00:20:59,926
اِم... با این همه اتفاقی که داره می‌افته...

411
00:21:00,026 --> 00:21:02,094
بحث بچه داشتن رو فعلاً گذاشتیم کنار.

412
00:21:02,194 --> 00:21:03,796
نمی‌دونم، فقط دارم خودمو دور می‌کنم...

413
00:21:03,930 --> 00:21:07,667
از تمام چیزای سخت و ترسناک تو زندگیم تو این لحظه.

414
00:21:09,769 --> 00:21:11,338
جِیک: بزدل نباش. بازش کن.

415
00:21:11,438 --> 00:21:12,939
داداش، این چه حاضر جوابیه‌ایه؟

416
00:21:13,039 --> 00:21:15,041
اوه، نه، این حرفای من نیست. مال وینسه.

417
00:21:15,107 --> 00:21:16,309
می‌بینی؟ دقیقاً همونجا.

418
00:21:16,443 --> 00:21:19,111
تاکتیک‌های تهویه. (می‌خندد)

419
00:21:20,447 --> 00:21:23,516
باشه. خب، حس می‌کنم باید یکم وقت استراحت داشته باشم.

420
00:21:23,616 --> 00:21:24,817
و تو باید به وایولت زنگ بزنی.

421
00:21:24,917 --> 00:21:26,118
اوهوم. بذار بدونه که هنوز هستی.

422
00:21:26,252 --> 00:21:28,955
باشه. و من می‌بینم... وای!

423
00:21:29,055 --> 00:21:30,890
داداش، باید یه دوش بگیری.

424
00:21:30,957 --> 00:21:33,860
آخه اون... اون خیلی افتضاحه.

425
00:21:34,727 --> 00:21:36,028
(بو می‌کشد)

426
00:21:40,600 --> 00:21:42,168
(مرد زور می‌زند)

427
00:21:42,301 --> 00:21:44,671
خواهش می‌کنم. لطفاً دختر کوچولومو نجات بدید.

428
00:21:44,771 --> 00:21:45,972
آقا، فقط یه نفس... یه نفس بکشید. باشه؟

429
00:21:46,072 --> 00:21:46,873
هر دوتون رو از اینجا بیرون میاریم.

430
00:21:46,973 --> 00:21:48,608
نمی‌تونم! (ناله می‌کند)

431
00:21:48,675 --> 00:21:49,842
(صدای اره)

432
00:21:49,976 --> 00:21:51,544
(جیغ می‌زند)

433
00:21:51,644 --> 00:21:53,613
بابا. (شیون می‌کند)

434
00:21:53,680 --> 00:21:57,083
جیغ زدن واقعاً لازمه؟

435
00:21:57,183 --> 00:21:59,519
البته که لازمه.

436
00:21:59,619 --> 00:22:02,489
من دارم یه بیمار واقعی رو تو شرایط اضطراری شبیه‌سازی می‌کنم.

437
00:22:02,589 --> 00:22:04,991
باشه؟ اِم... یه کارآموز می‌خواد که ما حسابی بهش سخت بگیریم.

438
00:22:05,091 --> 00:22:06,359
پس ما هم همینو کار رو می‌کنیم.

439
00:22:06,459 --> 00:22:07,660
حسابی سخت می‌گیریم.

440
00:22:07,794 --> 00:22:09,862
می‌تونیم این کارو بکنیم؟ باشه. می‌تونم... بله، بابا.

441
00:22:09,962 --> 00:22:10,997
الان می‌تونم ادامه بدم؟

442
00:22:11,130 --> 00:22:12,365
من فقط دارم... (صدای اره)

443
00:22:12,499 --> 00:22:14,467
(جیغ می‌زند)

444
00:22:14,567 --> 00:22:16,268
خوبه؟ زیاده‌روی نیست؟

445
00:22:16,335 --> 00:22:18,405
گابریلا: عالیه. باشه، تکنیکتو یادت باشه.

446
00:22:18,505 --> 00:22:19,906
لولای در رو از بالا باز کن.

447
00:22:20,006 --> 00:22:22,041
گابریلا: اگه یه قطره بریزم...

448
00:22:22,174 --> 00:22:24,577
یعنی تکیه‌گاهت محکم نیست.

449
00:22:25,378 --> 00:22:26,479
(منی ناله می‌کند)

450
00:22:26,546 --> 00:22:28,080
نمی‌تونم نفس بکشم!

451
00:22:30,683 --> 00:22:32,151
گابریلا: عالی پیش می‌ری.

452
00:22:32,218 --> 00:22:33,786
منی: آخ!

453
00:22:42,128 --> 00:22:43,763
آفرین!

454
00:22:44,597 --> 00:22:45,898
هی، لئونه.

455
00:22:45,998 --> 00:22:48,801
ایستگاه ۴۲ شلنگ اضافی نداره؟

456
00:22:50,403 --> 00:22:53,039
شلنگ‌های دسته پینو نتونستن اینجا تو اِج‌واتر دوام بیارن؟

457
00:22:53,139 --> 00:22:54,874
(می‌خندد) و من فکر می‌کردم...

458
00:22:54,974 --> 00:22:56,709
ماهها چادر زدن ما تو شهر شما...

459
00:22:56,809 --> 00:22:58,177
دور بودن از خانواده...

460
00:22:58,244 --> 00:23:00,379
که شاید یکم قدردان باشید.

461
00:23:00,480 --> 00:23:02,181
(پوزخند می‌زند) آره، ما قدردانیم، بابا.

462
00:23:02,248 --> 00:23:04,551
ما قدردانیم که مندوسینو اوضاع رو کنترل کرده...

463
00:23:04,651 --> 00:23:06,018
در حالی که ما استراحت می‌کنیم. آره.

464
00:23:06,118 --> 00:23:07,754
می‌دونید کی بهتون اجازه می‌دن...

465
00:23:07,854 --> 00:23:10,990
به بازی برگردید؟ نه. هنوز نه.

466
00:23:11,090 --> 00:23:13,059
ولی اون شلنگ‌ها رو برات میارم. ما ازت ممنونیم، نیکولز.

467
00:23:13,192 --> 00:23:14,561
خواهش می‌کنم. هی.

468
00:23:14,694 --> 00:23:16,729
آره. دخترم هنوز گیر افتاده.

469
00:23:16,863 --> 00:23:18,965
آه. کمک!

470
00:23:19,065 --> 00:23:20,767
گردنم.

471
00:23:21,568 --> 00:23:23,235
دارم خونریزی می‌کنم.

472
00:23:24,070 --> 00:23:25,472
کمک!

473
00:23:25,572 --> 00:23:27,974
می‌تونی یکم سریع‌تر بری؟ چون باید برم دستشویی.

474
00:23:28,107 --> 00:23:30,443
وایستا، این دستکش رو اول باید بپوشم؟ اوه خدای من.

475
00:23:30,577 --> 00:23:32,479
(می‌خندد) بی‌خیال.

476
00:23:32,579 --> 00:23:34,481
(هر دو می‌خندند)

477
00:23:34,581 --> 00:23:36,849
بیرون نمیای.

478
00:23:40,653 --> 00:23:41,821
اومم.

479
00:23:42,989 --> 00:23:45,625
چرا همه همیشه می‌خوان به من غذا بدن؟

480
00:23:45,758 --> 00:23:47,927
شاید چون به اندازه کافی غذا نمی‌خوری.

481
00:23:52,298 --> 00:23:55,868
هشت هفته از کاسرول بیوه غمگین؟

482
00:23:56,669 --> 00:23:59,138
نه، ممنون. (می‌خندد)

483
00:23:59,271 --> 00:24:00,973
خوشحالی؟ بی‌خیال، شارون.

484
00:24:01,073 --> 00:24:02,875
نمی‌تونی مثل خرگوش غذا بخوری. والتر: پنیر پکورینو رومانو رو پیدا کردم.

485
00:24:02,975 --> 00:24:04,310
دارم اینا رو درست می‌کنم... زیر صندلی بود.

486
00:24:04,410 --> 00:24:06,646
نمی‌دونم چجوری اونجا رسیده بود.

487
00:24:10,983 --> 00:24:12,785
شارون.

488
00:24:13,553 --> 00:24:14,821
خوشحالم می‌بینمت.

489
00:24:14,921 --> 00:24:17,657
چرا اینجوری بهم گیر می‌دی؟

490
00:24:17,757 --> 00:24:19,859
دو ماهه که وینس از دنیا رفته.

491
00:24:19,992 --> 00:24:22,061
بابا فقط می‌خواد صحبت کنه. همین.

492
00:24:24,631 --> 00:24:27,099
تا پنج می‌شمارم و بعد جیغ می‌کشم.

493
00:24:27,199 --> 00:24:29,869
یک. شارون.

494
00:24:29,969 --> 00:24:32,438
چیزی که سر آتیش‌سوزی گفتی که من خوبم...

495
00:24:32,505 --> 00:24:34,574
در مورد تنها گذاشتن وینس... اون حقیقت نداره.

496
00:24:34,674 --> 00:24:36,042
دو. لوک: شارون، امروز حالش خوبه و هوشیاره.

497
00:24:36,142 --> 00:24:37,844
می‌دونی این زمان چقدر باارزشه.

498
00:24:37,977 --> 00:24:39,478
بی‌خیال. شارون: سه.

499
00:24:39,579 --> 00:24:41,080
می‌فهمم چرا ناراحتی.

500
00:24:41,180 --> 00:24:42,782
اما باید تو رو از اونجا بیرون می‌آوردم.

501
00:24:42,882 --> 00:24:44,617
چهار. وینس بود...

502
00:24:44,684 --> 00:24:46,318
اون خیلی دور بود.

503
00:24:46,418 --> 00:24:47,587
هیچ راهی نبود که بتونیم...

504
00:24:47,687 --> 00:24:48,888
تازه به همین دلیل بیشتر

505
00:24:48,988 --> 00:24:50,890
باید همونجا ولم می‌کردی!

506
00:24:51,023 --> 00:24:53,826
من بالاترین افسر تو اون آتیش‌سوزی بودم

507
00:24:53,893 --> 00:24:57,697
اون فقط شوهرم نبود، مسئولیت من بود

508
00:24:57,830 --> 00:25:01,133
و تنها دلیلی که من اینجا وایستادم

509
00:25:01,200 --> 00:25:04,070
و اون نیست، تویی!

510
00:25:04,203 --> 00:25:07,106
(گریه) لوک: متاسفم. بابا، بریم

511
00:25:15,047 --> 00:25:17,717
شارون: از خونه‌ام برو بیرون. لوک: بابا. بیا، بابا

512
00:25:17,850 --> 00:25:19,351
بریم

513
00:25:22,722 --> 00:25:24,423
شارون، من متاسف-- متاسفم. من قصد نداشتم

514
00:25:24,557 --> 00:25:27,326
شارون: تنهام بذار. فقط تنهام بذار

515
00:25:27,393 --> 00:25:28,728
من نخواس... تنهام بذار

516
00:25:28,861 --> 00:25:31,831
برو بیرون. برو بیرون. برو بیرون!

517
00:25:31,898 --> 00:25:35,067
(در باز و بسته می‌شود)

518
00:25:37,269 --> 00:25:39,639
متاسفم. متاسفم.

519
00:25:44,443 --> 00:25:45,945
ممنون، خانم سی

520
00:25:47,113 --> 00:25:48,247
خواهش می‌کنم

521
00:25:48,347 --> 00:25:50,249
خیلی خب. خانه سالمندان "والنات"

522
00:25:50,382 --> 00:25:51,984
قراره فردا بیاد اینا رو ببره

523
00:25:52,084 --> 00:25:53,753
حتماً. اونا باید برن تو پارکینگ

524
00:25:53,853 --> 00:25:56,088
ایو: بودی داره حسابی به این کمک‌ها می‌رسه، پسر

525
00:25:56,222 --> 00:25:58,725
جیک: آره، یکی هم خیلی دوست داره نقش رئیس رو بازی کنه

526
00:25:58,791 --> 00:26:00,559
ایو: چی؟ چی؟

527
00:26:00,660 --> 00:26:02,795
بودی اینجا بوده، رفیق

528
00:26:02,929 --> 00:26:04,363
شب و روز

529
00:26:04,463 --> 00:26:07,166
مردم اونو به عنوان رهبر می‌بینن و تو مشغول بودی

530
00:26:07,266 --> 00:26:10,402
آره، مشغول درس خوندن برای اینکه بشم رئیس واقعی این‌جا

531
00:26:10,502 --> 00:26:12,605
برای هر دوی شما به اندازه کافی جا هست

532
00:26:12,705 --> 00:26:14,607
و هشت هفته گذشته

533
00:26:14,707 --> 00:26:15,942
دیگه بسه. ایو

534
00:26:16,042 --> 00:26:17,710
این وضعیت جدید عادیه

535
00:26:17,810 --> 00:26:19,646
بهش عادت کن. (تلفن زنگ می‌زند)

536
00:26:21,981 --> 00:26:23,449
کاپیتان کرافورد

537
00:26:23,549 --> 00:26:25,251
دیسپچ: می‌دونیم ایستگاه ۴۲ در حال حاضر از کار افتاده

538
00:26:25,317 --> 00:26:27,654
مثلاً، امم، ما دی.سی. لئونه رو امتحان کردیم، اما اون فقط...

539
00:26:27,787 --> 00:26:29,155
چی می‌خواید؟

540
00:26:29,956 --> 00:26:31,523
اوه - برو عقب، بودی

541
00:26:31,624 --> 00:26:33,893
کاپیتان نیکولز از مندوسینو تماس گرفت، آتیش‌سوزی مرزی داریم

542
00:26:33,993 --> 00:26:35,027
تو کارخونه چوب‌بری فرالی

543
00:26:35,127 --> 00:26:36,428
اونا به پشتیبانی نیاز دارن

544
00:26:36,495 --> 00:26:38,164
نزدیک‌ترین تیم فعال یه ساعت راهه

545
00:26:38,264 --> 00:26:40,066
ما می‌ریم. بودی!

546
00:26:40,132 --> 00:26:42,468
آماده‌باش. (ایو من‌من می‌کند)

547
00:26:43,836 --> 00:26:45,772
ما فعال نیستیم

548
00:26:45,838 --> 00:26:48,140
اگه اون کارخونه رو از دست بدیم، مصالح ساختمونی رو هم از دست می‌دیم

549
00:26:48,240 --> 00:26:50,042
شرق اج‌واتر آشفته‌ست، منظورم اینه که

550
00:26:50,142 --> 00:26:51,678
ما به تمام چوبی که می‌تونیم گیر بیاریم برای بازسازیش نیاز داریم

551
00:26:51,778 --> 00:26:54,213
ج-جیک... من کاپیتان این ایستگاهم

552
00:26:54,313 --> 00:26:56,415
افسر مافوق تو. تمام کاری که نیکولز و تیمش

553
00:26:56,515 --> 00:26:59,185
تو این دو ماه کردن، کمک به ما بوده

554
00:26:59,318 --> 00:27:00,853
و حالا اونا به پشتیبانی نیاز دارن

555
00:27:00,953 --> 00:27:02,621
ما هستیم. خود ماییم. فقط خفه-خفه شو، باشه؟

556
00:27:02,689 --> 00:27:04,323
خفه شو و بذار فکر کنم. ایو: بچه‌ها!

557
00:27:04,423 --> 00:27:05,524
وقت فکر کردن نداریم

558
00:27:05,624 --> 00:27:06,859
گرین‌کرست جواب می‌خواد

559
00:27:06,993 --> 00:27:08,027
بودی: آره. ادامه بده

560
00:27:08,127 --> 00:27:10,062
بهشون جواب بده، کاپیتان

561
00:27:11,563 --> 00:27:13,099
(صدای آژیر)

562
00:27:13,165 --> 00:27:14,701
اولین تماس برگشتی، ۴۲

563
00:27:14,801 --> 00:27:19,238
شاید یکم زنگ‌زده باشیم ولی بزنید بریم، مراقب باشید

564
00:27:20,339 --> 00:27:21,607
همش دارم به وینس فکر می‌کنم

565
00:27:21,708 --> 00:27:23,509
که برای آخرین بار سوار کامیونش شد و رفت

566
00:27:23,609 --> 00:27:24,944
و نمی‌دونست

567
00:27:25,044 --> 00:27:27,680
آره، منم همینطور، دخترم

568
00:27:27,780 --> 00:27:30,049
از قبول کردن اون کار استخدامی وحشت دارم

569
00:27:30,149 --> 00:27:32,018
اما بیشتر از این وحشت دارم که رو خودم شرط نبندم

570
00:27:32,118 --> 00:27:34,353
چون کی می‌دونه فردا اینجاییم یا نه

571
00:27:35,121 --> 00:27:37,189
داری میگی این آخرین کارت با ۴۲ئه؟

572
00:27:37,289 --> 00:27:39,058
فعلاً. (موتور روشن می‌شود)

573
00:27:39,859 --> 00:27:41,861
پس بذار یه کار خوب از آب دربیاریم

574
00:27:48,000 --> 00:27:49,869
جیک: خیلی خب، ۴۲، بریم!

575
00:27:54,373 --> 00:27:56,142
(آژیر می‌کشد)

576
00:27:56,242 --> 00:27:57,910
(بوق می‌زند)

577
00:28:06,919 --> 00:28:08,220
از دیدنتون خوشحالم، ۴۲

578
00:28:08,320 --> 00:28:10,056
کاپیتان نیکولز. بهم بگو چی شده

579
00:28:10,156 --> 00:28:11,323
خب، تونستیم آتش رو مهار کنیم

580
00:28:11,423 --> 00:28:12,424
تو این قسمت از کارخونه

581
00:28:12,558 --> 00:28:14,326
ولی داره به الوارها سرایت می‌کنه

582
00:28:14,393 --> 00:28:16,896
اون توده خاک اره و این یارو

583
00:28:16,996 --> 00:28:18,664
ایو: اوم، نه

584
00:28:18,731 --> 00:28:20,232
دوست ندارم تو این شرایط کار کنیم

585
00:28:20,366 --> 00:28:21,868
پرسنل داشتن الوارها رو روی کفی بار می‌زدن

586
00:28:21,934 --> 00:28:23,502
که آتیش‌سوزی شروع شد

587
00:28:23,602 --> 00:28:25,604
همه دستپاچه شدن و فرار کردن. گابریلا: حق دارن

588
00:28:25,738 --> 00:28:27,206
همه چی اینجا قابل اشتعاله

589
00:28:27,273 --> 00:28:29,942
مانی، گبس، یک شلنگ ۱.۵ اینچی به سمت اون توده بکشید

590
00:28:30,042 --> 00:28:31,343
چشم، کاپیتان. ایو، بودی

591
00:28:31,410 --> 00:28:33,312
با تیم مندوسینو روی الوارها همکاری کنید

592
00:28:33,412 --> 00:28:35,514
هی. هی!

593
00:28:35,614 --> 00:28:38,751
هی! اون توده خاک و برگ داره شعله‌ور میشه!

594
00:28:40,486 --> 00:28:41,921
نیکولز: ایستگاه ۲۰، برگردید عقب!

595
00:28:42,054 --> 00:28:43,990
اون قراره بشکنه! ایستگاه ۲۰، برو بیرون. هریسون!

596
00:28:44,090 --> 00:28:45,591
بودی: رفیقتو از اونجا بیار بیرون. جیک: بیارش بیرون!

597
00:28:45,724 --> 00:28:47,026
بیارش بیرون. بیارش بیرون!

598
00:28:47,126 --> 00:28:48,761
هی! هی! برو بیرون!

599
00:28:50,261 --> 00:28:58,261
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

600
00:29:00,072 --> 00:29:01,073
جیک: همه خوبن؟ مانی: آره

601
00:29:01,173 --> 00:29:02,608
فکر کنم

602
00:29:02,708 --> 00:29:05,077
خیلی خب، به هر شلنگی که داریم رو این آتیش نیاز دارم

603
00:29:05,177 --> 00:29:06,612
فشار کم روی توده

604
00:29:06,712 --> 00:29:08,380
نمی‌خوایم خطر فروپاشی بیشتر رو به جون بخریم

605
00:29:08,480 --> 00:29:10,316
گابریلا: نیکولز، حواست با ماست؟

606
00:29:10,449 --> 00:29:13,152
به زور. اینجا یه کم کمک می‌خوام.

607
00:29:13,285 --> 00:29:14,787
مَنی: هی، کَپ، تأیید شد.

608
00:29:14,887 --> 00:29:16,755
اون گیر کرده به اون کانتینر باربری.

609
00:29:16,823 --> 00:29:18,858
هی، ایو، خواهش می‌کنم بگو می‌تونیم از پشت برش بدیم

610
00:29:18,958 --> 00:29:20,426
تا به نیکولز برسیم.

611
00:29:20,526 --> 00:29:22,929
ایو: آره، داریم روش کار می‌کنیم.

612
00:29:28,767 --> 00:29:30,236
باشه، خب، خبر بد.

613
00:29:30,302 --> 00:29:31,804
این کانتینر پر از الواره.

614
00:29:31,938 --> 00:29:34,040
پس مگر اینکه بخوای همه‌ی اینا رو از اینجا بکشی بیرون...

615
00:29:34,140 --> 00:29:36,775
اَه، خیلی طول می‌کشه. گابریلا: نیکولز،

616
00:29:36,876 --> 00:29:38,344
می‌تونی نبضت رو بگیری؟

617
00:29:38,444 --> 00:29:41,848
ضعیفه ولی هنوز هست و...

618
00:29:42,614 --> 00:29:44,283
سرم مثل دیوونه‌ها سوت می‌کشه.

619
00:29:44,350 --> 00:29:46,252
یه تیر چوبی پامو گرفته.

620
00:29:46,352 --> 00:29:48,754
فکر کنم به یه-یه رگ خورده، یا...

621
00:29:48,821 --> 00:29:50,823
یا دو تا حسابی.

622
00:29:50,957 --> 00:29:53,092
ایو: هی، رفقا. نمی‌تونیم نیکولز رو

623
00:29:53,192 --> 00:29:55,327
از این کانتینر دربیاریم، ولی یه خبر خوب داریم.

624
00:29:55,427 --> 00:29:57,229
کانتینر داره پشتِ ریزش رو نگه داشته.

625
00:29:57,329 --> 00:29:58,965
پس، بهمون وقت می‌ده که کار کنیم.

626
00:29:59,031 --> 00:30:00,099
نیکولز داره خون از دست می‌ده.

627
00:30:00,166 --> 00:30:02,101
شاید اونقدر وقت نداشته باشیم.

628
00:30:02,201 --> 00:30:03,669
بسیار خب، وقتی آتیش رو خاموش کردیم،

629
00:30:03,769 --> 00:30:06,172
ریزش رو تثبیت می‌کنیم و یه راه به سمت نیکولز باز می‌کنیم.

630
00:30:06,305 --> 00:30:08,207
گُوِه و پشته‌بندی می‌خوایم. بُدی؟

631
00:30:08,307 --> 00:30:10,542
ایو، یه اره بردار. هی، مَنی، اون آتیش رو زیر نظر داشته باش.

632
00:30:10,676 --> 00:30:12,544
گَبس، حواست به نیکولز باشه. یالا، حرکت!

633
00:30:12,644 --> 00:30:14,180
بریم. همین الان آب بزنین بهش!

634
00:30:14,313 --> 00:30:16,548
گابریلا: ما می‌آریم بیرون، نیکولز.

635
00:30:18,851 --> 00:30:19,852
هی.

636
00:30:19,952 --> 00:30:21,453
ببین، من فقط...

637
00:30:21,553 --> 00:30:23,355
می‌خواستم بابت اینکه اون روز با بابام غافلگیرت کردم، عذرخواهی کنم.

638
00:30:23,489 --> 00:30:25,324
...

639
00:30:25,391 --> 00:30:27,693
نمی‌فهمیدم... که من از مرگ شوهرم آسیب روحی می‌بینم؟

640
00:30:27,793 --> 00:30:29,328
...

641
00:30:29,428 --> 00:30:33,099
دیگه چی رو برات روشن کنم تا راحتم بذاری؟

642
00:30:34,233 --> 00:30:37,303
والتر به مراسم خاکسپاری بچه‌اش رفت.

643
00:30:37,369 --> 00:30:40,406
باشه، من نمی‌تونم درک کنم، ولی تو می‌تونی.

644
00:30:41,240 --> 00:30:42,641
فقط فکر کردم شاید ایده خوبی باشه

645
00:30:42,741 --> 00:30:44,944
که شما دو تا با هم حرف بزنید، همین.

646
00:30:47,846 --> 00:30:49,448
ببین... (آه می‌کشد)

647
00:30:51,517 --> 00:30:54,020
شما دو تا با هم یه چیز وحشتناک رو پشت سر گذاشتین،

648
00:30:54,120 --> 00:30:55,454
و من اونجا نبودم.

649
00:30:55,554 --> 00:30:57,323
می‌دونی؟ نه، تو تو ژاپن بودی

650
00:30:57,389 --> 00:31:00,559
هر کاری که تو ژاپن می‌کنی، انجام می‌دادی.

651
00:31:00,659 --> 00:31:01,994
(آرام می‌خندد)

652
00:31:03,762 --> 00:31:05,831
شارون، من برای تو اینجا هستم.

653
00:31:05,932 --> 00:31:08,500
قسم می‌خورم، ولی اگه داری سعی می‌کنی منظورت این باشه که تقصیر منه

654
00:31:08,567 --> 00:31:10,702
که برادرم مرد چون من خارج از کشور بودم

655
00:31:10,769 --> 00:31:13,439
و آتش‌نشان‌ها رو آموزش می‌دادم... من هرگز چنین منظوری نداشتم.

656
00:31:13,539 --> 00:31:16,142
تقصیر منه که اون مُرد. (آه می‌کشد)

657
00:31:16,976 --> 00:31:18,810
میشه خواهشاً

658
00:31:18,911 --> 00:31:20,512
اینو نگی؟ نگو

659
00:31:20,579 --> 00:31:23,015
بله. ...که من بالاترین درجه رو داشتم

660
00:31:23,082 --> 00:31:25,151
تو اون آتیش‌سوزی؟ نه.

661
00:31:25,251 --> 00:31:27,119
تنها دلیلی که درو باز کردم اینه که منتظرم

662
00:31:27,219 --> 00:31:30,422
کَل فایر بیاد و یه سری اقدامات انضباطی انجام بده.

663
00:31:30,556 --> 00:31:32,424
خیلی توهین‌آمیزه که هنوز نیومدن.

664
00:31:32,524 --> 00:31:34,260
دیسپچ: ۴۲ در صحنه است.

665
00:31:34,393 --> 00:31:36,595
(کم‌رنگ می‌شود): ...برای پشتیبانی در آتش‌سوزی کارخانه چوب فرالی.

666
00:31:38,097 --> 00:31:43,235
۴۲، ایستگاهی که من کنار گذاشتم، داره چیکار می‌کنه؟

667
00:31:44,436 --> 00:31:46,338
(ناله می‌کند)

668
00:31:49,108 --> 00:31:50,242
مَنی: هی، کَپ.

669
00:31:50,342 --> 00:31:51,610
آتیش خاموش شد.

670
00:31:51,710 --> 00:31:53,712
بسیار خب، ۴۲ شروع کنین اون گُوه‌ها رو بذارین.

671
00:31:53,812 --> 00:31:55,347
(همهمه)

672
00:31:55,447 --> 00:31:58,284
بریم. حرکت کنین، حرکت کنین، حرکت کنین!

673
00:31:58,384 --> 00:31:59,851
مَنی: باشه. مرسی مرد.

674
00:31:59,952 --> 00:32:01,420
آتش‌نشان (دور): بشکونیدش!

675
00:32:01,520 --> 00:32:04,090
یادتون باشه، از بیرون به داخل، از بیرون به داخل کار کنین.

676
00:32:04,156 --> 00:32:06,058
یالا، بریم بریم، بریم.

677
00:32:06,125 --> 00:32:08,027
ممنون.

678
00:32:10,129 --> 00:32:11,730
جِیک: اون تیر رو همینجا تثبیت کن.

679
00:32:11,830 --> 00:32:12,831
خوبه؟ بُدی: آره.

680
00:32:12,965 --> 00:32:14,666
تثبیت اولیه کامل شد.

681
00:32:14,800 --> 00:32:16,868
وقتشه درش بیاریم. هی، بُدی، یه اره دیگه بردار.

682
00:32:16,969 --> 00:32:18,837
راه خودمونو به سمت نیکولز باز می‌کنیم.

683
00:32:19,738 --> 00:32:22,108
هی، کَپ.

684
00:32:22,174 --> 00:32:23,709
حالش داره بدتر میشه. داره خیلی خون از دست می‌ده.

685
00:32:23,809 --> 00:32:25,611
به مایعات نیاز داره. منو بفرست داخل.

686
00:32:25,711 --> 00:32:27,846
اونجا یه دهانه هست.

687
00:32:27,980 --> 00:32:29,481
منو بفرست داخل، من اونو زنده نگه می‌دارم

688
00:32:29,581 --> 00:32:31,483
تا وقتی بتونیم از اونجا درش بیاریم. میجا.

689
00:32:32,251 --> 00:32:33,585
باشه، پِرِز. تو میری.

690
00:32:33,652 --> 00:32:35,121
برو. من کیفم رو برمی‌دارم.

691
00:32:41,360 --> 00:32:42,828
میجا، این دیوونگیه.

692
00:32:42,961 --> 00:32:46,332
همونطور که جِیک گفت، اون یکی از ماست اون تو.

693
00:32:46,432 --> 00:32:48,467
ما هر کاری از دستمون برمیاد می‌کنیم تا نجاتش بدیم، درسته؟

694
00:32:48,534 --> 00:32:49,601
این وظیفه‌مونه.

695
00:32:49,701 --> 00:32:51,070
ولی جونتو به خطر بندازی

696
00:32:51,170 --> 00:32:52,838
تو آخرین شیفتت با ۴۲؟

697
00:32:52,938 --> 00:32:54,606
یالا، میجا.

698
00:32:54,706 --> 00:32:55,841
بابا.

699
00:32:55,974 --> 00:32:57,709
بُدی: آخرین شیفتت؟

700
00:32:59,511 --> 00:33:00,779
چرا هیچی نگفتی؟

701
00:33:00,879 --> 00:33:01,813
جِیک: پِرِز، نیکولز حالش بدتر میشه.

702
00:33:01,880 --> 00:33:03,715
سریعاً بهت نیاز دارم.

703
00:33:03,849 --> 00:33:05,551
بُدی، من باید برم.

704
00:33:13,525 --> 00:33:16,428
باشه. بریم.

705
00:33:18,164 --> 00:33:19,665
سلام

706
00:33:25,704 --> 00:33:27,573
(صدای جیرجیر)

707
00:33:35,914 --> 00:33:37,449
اِو: گَبز، ثابت باش.

708
00:33:38,584 --> 00:33:39,651
ثابت باش، گَبز! مَنی: گابریِلا!

709
00:33:39,718 --> 00:33:40,752
گابریِلا: خوبم.

710
00:33:40,886 --> 00:33:42,588
خوبم، خوبم.

711
00:33:42,688 --> 00:33:44,623
میرم عمیق‌تر.

712
00:33:51,497 --> 00:33:53,165
نیکولز.

713
00:33:53,999 --> 00:33:55,334
با من بمون.

714
00:33:56,902 --> 00:33:58,537
با من بمون. هی.

715
00:33:58,637 --> 00:34:00,106
بیمار رو پیدا کردم.

716
00:34:00,239 --> 00:34:02,374
بهترین راه خروج از سمت دلتاست.

717
00:34:02,474 --> 00:34:04,810
شنیدین؟ سمت دلتا. الان برین.

718
00:34:06,044 --> 00:34:08,714
باشه، پِرِز، وضعیتش چطوره؟

719
00:34:08,780 --> 00:34:11,650
پاش عمیقاً پاره شده.

720
00:34:15,786 --> 00:34:18,090
بیهوشه. داریم از دستش می‌دیم.

721
00:34:23,161 --> 00:34:25,030
(صدای فریاد نامفهوم) (صدای اره)

722
00:34:25,164 --> 00:34:27,233
یالا، نیکولز. با من بمون.

723
00:34:27,333 --> 00:34:29,601
(ناله می‌کند) بله.

724
00:34:29,668 --> 00:34:31,270
باشه، جِیک، به هوش اومده.

725
00:34:31,370 --> 00:34:34,373
ولی این فقط یه مسکنه، بیمارستان لازم داره.

726
00:34:34,505 --> 00:34:35,873
داریم روش کار می‌کنیم.

727
00:34:37,576 --> 00:34:40,646
آفرین به همه. بریم ادامه بدیم.

728
00:34:41,947 --> 00:34:44,183
وای، وای. برگردین عقب، برگردین عقب، برگردین عقب.

729
00:34:45,016 --> 00:34:47,319
اِو: کُنده‌ها دارن همه چیز رو جابجا می‌کنن، بچه‌ها.

730
00:34:47,386 --> 00:34:48,954
کَپ، این اره‌ها دارن این توده رو می‌لرزونن.

731
00:34:49,054 --> 00:34:50,121
آره، خب، پس باید وایسیم.

732
00:34:50,222 --> 00:34:51,322
دو تا جون اون توئه.

733
00:34:51,389 --> 00:34:52,358
نمی‌تونیم وایسیم.

734
00:34:52,458 --> 00:34:53,525
گَبز، نمی‌تونیم ریسک کنیم که این

735
00:34:53,625 --> 00:34:54,893
روی تو آوار بشه.

736
00:34:54,993 --> 00:34:56,462
گابریِلا: نیکولز داره از پا درمیاد.

737
00:34:56,527 --> 00:34:58,230
اگه حرکت نکنیم، از دستش می‌دیم.

738
00:34:59,265 --> 00:35:02,234
"فضای خالی با سازه و پوشش پیدا کنید."

739
00:35:03,034 --> 00:35:04,170
مکانیک فروریزی.

740
00:35:04,270 --> 00:35:05,537
هفته پیش اینو از لیست کارآموزیم خط زدم.

741
00:35:05,671 --> 00:35:07,273
باشه، کارآموز. توضیح بده.

742
00:35:07,373 --> 00:35:08,874
گوه رو محکم به هر مفصلی فرو کنید.

743
00:35:08,974 --> 00:35:11,410
زیر نقاط احتمالی فروریزی چوب‌بست بسازید.

744
00:35:12,478 --> 00:35:15,046
داری چه غلطی می‌کنی؟ من می‌خوام یه فضای قابل دفاع بسازم.

745
00:35:15,181 --> 00:35:16,782
اینجا یه عالمه چوب دارم که می‌تونم

746
00:35:16,882 --> 00:35:18,550
به عنوان گوه موقت استفاده کنم.

747
00:35:18,650 --> 00:35:20,419
جِیک: نمی‌بینمت. دیدی بهت ندارم.

748
00:35:20,519 --> 00:35:21,853
پس نمی‌تونم اینو تأیید کنم.

749
00:35:21,953 --> 00:35:23,889
جِیک، تو منو فرستادی اینجا چون بهم اعتماد داری.

750
00:35:23,989 --> 00:35:25,324
بهم اعتماد کن.

751
00:35:25,424 --> 00:35:27,426
اون دختر کوچولوی منه اون تو، جِیک.

752
00:35:27,559 --> 00:35:29,495
می‌دونم. اون دختر کوچولوی منه، جِیک.

753
00:35:34,566 --> 00:35:35,967
(ناله می‌کند)

754
00:35:41,106 --> 00:35:43,008
گابریِلا: تقریباً رسیدم.

755
00:35:49,014 --> 00:35:50,115
(صدای تقلا)

756
00:35:50,249 --> 00:35:52,418
گابریِلا: آماده‌ایم. باشه.

757
00:35:52,518 --> 00:35:54,653
(موتور روشن می‌شود)

758
00:35:55,454 --> 00:35:57,656
(صدای اره)

759
00:36:03,929 --> 00:36:05,597
برگردین عقب! (همه فریاد می‌زنند)

760
00:36:08,600 --> 00:36:10,469
(فریاد می‌زند) (صدای جیرجیر چوب)

761
00:36:12,204 --> 00:36:13,539
مَنی: نه.

762
00:36:13,639 --> 00:36:15,341
گابریِلا! گابریِلا!

763
00:36:15,441 --> 00:36:17,142
گَبز؟ گابریِلا!

764
00:36:17,243 --> 00:36:18,377
گابریِلا: چوب‌بست.

765
00:36:18,477 --> 00:36:19,478
خوبیم.

766
00:36:19,611 --> 00:36:20,712
خوبیم. کار کرد.

767
00:36:20,779 --> 00:36:22,414
(نفس‌نفس می‌زند)

768
00:36:23,148 --> 00:36:25,150
ما رو از اینجا ببرین بیرون. اینجا کمک لازم داریم.

769
00:36:25,251 --> 00:36:26,352
همین الان!

770
00:36:26,452 --> 00:36:29,355
چوب رو تا می‌تونین سریع بردارین.

771
00:36:30,188 --> 00:36:31,557
برگرد.

772
00:36:31,657 --> 00:36:33,492
آماده‌ای؟ یک، دو، سه.

773
00:36:33,625 --> 00:36:34,726
(هر دو تقلا می‌کنند)

774
00:36:34,793 --> 00:36:36,127
جِیک: اون چوبو از اونجا در بیار.

775
00:36:36,228 --> 00:36:37,596
یالا، یالا.

776
00:36:39,565 --> 00:36:40,599
(تقلا می‌کند)

777
00:36:40,666 --> 00:36:43,302
(نامفهوم صحبت می‌کند) آره.

778
00:36:45,371 --> 00:36:46,972
یک، دو، سه.

779
00:36:48,440 --> 00:36:49,941
جِیک: گرفتیمت.

780
00:36:50,041 --> 00:36:51,910
بودی: باشه، حالت خوب میشه. یک، دو، سه.

781
00:36:52,010 --> 00:36:53,479
بودی: بفرمایید.

782
00:36:53,579 --> 00:36:55,947
(تقلا می‌کند، فریاد می‌زند)

783
00:36:56,014 --> 00:36:57,148
مَنی: هی.

784
00:36:57,949 --> 00:36:59,651
یالا، عزیزم. جِیک: گَبز رو می‌بینم. هی، مواظب باش.

785
00:36:59,785 --> 00:37:00,919
مواظب باشین. خوبیم.

786
00:37:00,986 --> 00:37:02,388
اِو: مواظب باش.

787
00:37:03,589 --> 00:37:04,690
همه چی خوبه؟ خوبیم.

788
00:37:04,790 --> 00:37:05,991
اوه، عزیزم. (خنده آرامی می‌کند)

789
00:37:06,091 --> 00:37:07,959
(آرام می‌خندد)

790
00:37:08,026 --> 00:37:09,361
منظورم این نبود

791
00:37:09,495 --> 00:37:11,697
با گفتن "بیا کاری کنیم آخرین روزت تو ایستگاه ۴۲ خوب باشه."

792
00:37:11,830 --> 00:37:13,164
جِیک: باشه.

793
00:37:13,265 --> 00:37:15,834
چه راه خفنی برای خلاص شدن از نیمکت‌نشینی، ایستگاه ۴۲.

794
00:37:15,934 --> 00:37:17,903
بریم. گمشو از اینجا بیرون. یالا.

795
00:37:24,843 --> 00:37:26,011
اِو: چطوری، رئیس؟

796
00:37:26,144 --> 00:37:27,546
هی.

797
00:37:27,646 --> 00:37:30,282
یه چیز کوچیک برات آوردم. (می‌خندد)

798
00:37:30,349 --> 00:37:32,351
لازم نبود. ازم بپرس از کجا آوردمشون.

799
00:37:32,484 --> 00:37:34,320
از کجا آوردی؟ از تری راک.

800
00:37:35,120 --> 00:37:36,021
واقعاً؟ آره.

801
00:37:36,121 --> 00:37:37,022
گفتن به اندازه کافی امن شده

802
00:37:37,122 --> 00:37:38,957
که دوباره بشه اونجا پا گذاشت؟

803
00:37:39,057 --> 00:37:40,592
آره، بده، مَنی.

804
00:37:40,692 --> 00:37:42,761
جوری بده که قابل ترمیم نیست.

805
00:37:43,695 --> 00:37:45,531
با این حال، هنوز لبخند می‌زنی.

806
00:37:45,631 --> 00:37:48,133
این حسِ حمایت از آتش‌نشانی داره همه‌جا بیشتر می‌شه.

807
00:37:48,233 --> 00:37:50,536
داره جون تازه‌ای به اینجا می‌ده، و...

808
00:37:50,636 --> 00:37:53,605
با خودم می‌گم: "اگه اونا می‌تونن، منم می‌تونم."

809
00:37:53,705 --> 00:37:56,007
پس می‌رم ساکرامنتو رو قانع می‌کنم...

810
00:37:56,074 --> 00:37:58,810
که داستان کوچیک اما پرتلاش گروه "تری راک" ما اینجا تموم نمی‌شه.

811
00:37:58,877 --> 00:38:00,446
خوشم اومد.

812
00:38:00,546 --> 00:38:01,813
آره؟ و من باهاتم.

813
00:38:01,913 --> 00:38:03,882
ممنونتم. ...همیشه.

814
00:38:03,982 --> 00:38:06,251
(خنده) (همهمه نامفهوم)

815
00:38:15,327 --> 00:38:17,262
ممنون که اومدی دیدنم.

816
00:38:17,396 --> 00:38:19,197
باید یه چیزی می‌گفتم. اِم...

817
00:38:19,297 --> 00:38:23,034
آخه... تو اینقدر سختی می‌کشیدی و من...

818
00:38:23,134 --> 00:38:25,437
متأسفم. واقعاً متأسفم.

819
00:38:25,571 --> 00:38:27,506
فکر کردم امروز قراره از دستت بدم.

820
00:38:27,573 --> 00:38:29,107
گابریلا: نه.

821
00:38:29,207 --> 00:38:30,542
می‌دونم.

822
00:38:31,276 --> 00:38:33,512
داری میری. می‌دونم.

823
00:38:36,081 --> 00:38:38,484
برام تعریف می‌کنی؟ باشه.

824
00:38:39,317 --> 00:38:40,986
(نفس‌های بریده بریده)

825
00:38:44,189 --> 00:38:46,224
(نفس عمیق) (آه می‌کشد)

826
00:38:46,324 --> 00:38:49,661
می‌دونی اینترنت چطور به اون ماجرای... چسبید؟

827
00:38:49,761 --> 00:38:54,633
"ورزشکار المپیکی که حالا امدادگر شده و جون مزاحمش رو نجات می‌ده؟"

828
00:38:55,601 --> 00:38:57,736
سخت بود آدم متوجه نشه!

829
00:38:57,803 --> 00:38:59,871
آره، خب...

830
00:38:59,971 --> 00:39:04,810
"کَل فایر" یه ایده‌ای داشت که من برم تو رویدادهای جذب نیرو صحبت کنم.

831
00:39:04,943 --> 00:39:09,047
و اون ایده بزرگتر شد و...

832
00:39:09,781 --> 00:39:13,018
حالا می‌خوان من برم کاری کنم که جوونای بیشتری آتش‌نشان بشن.

833
00:39:15,053 --> 00:39:17,423
جذب نیرو، مدال طلای جدید توئه.

834
00:39:17,489 --> 00:39:20,826
اما این تنها چیزی نیست که باید بهت بگم.

835
00:39:22,127 --> 00:39:24,630
بود، می‌دونم که تو با آدری هستی.

836
00:39:25,764 --> 00:39:29,501
و می‌دونم که هیچوقت فرصتش پیش نیومده بود، اما...

837
00:39:30,902 --> 00:39:32,638
من هنوز دوستت دارم.

838
00:39:32,738 --> 00:39:34,372
(آهنگ "سرزمین هیچکس" از میراندا لمبرت پخش می‌شود)

839
00:39:34,473 --> 00:39:36,508
و من فقط باید اینو بلند می‌گفتم چون کی می‌دونه...

840
00:39:36,608 --> 00:39:38,577
پدرت شاید چی می‌خواست بگه...

841
00:39:38,677 --> 00:39:40,779
قبل از اینکه بره و... و...

842
00:39:41,580 --> 00:39:44,450
همین بود. من...

843
00:39:45,283 --> 00:39:47,052
دوستت دارم.

844
00:39:51,256 --> 00:39:53,792
گبس، مشکل ما هیچوقت عشق نبوده.

845
00:39:57,262 --> 00:40:01,299
*شاید نود مایل با پکو فاصله داشته باشه...*

846
00:40:01,399 --> 00:40:04,235
این مال پدرت بود.

847
00:40:05,471 --> 00:40:09,207
و جِیک وقتی من تازه کار بودم، بهم دادش.

848
00:40:09,975 --> 00:40:11,877
*آزادی تو موهاشه...*

849
00:40:12,010 --> 00:40:14,012
بود: قدیس حامی آتش‌نشان‌ها.

850
00:40:14,145 --> 00:40:15,814
گابریلا: فکر کنم وینس می‌خواست که...

851
00:40:15,914 --> 00:40:17,015
پیش تو بمونه.

852
00:40:17,115 --> 00:40:18,917
که ازت مراقبت کنه.

853
00:40:19,751 --> 00:40:21,753
*و حتی وقتی...*

854
00:40:21,853 --> 00:40:23,722
چطور بهت بگم خداحافظ؟

855
00:40:23,855 --> 00:40:26,625
*اون هنوز سرزمین هیچکس نیست...*

856
00:40:26,692 --> 00:40:29,227
بگو "فعلاً خداحافظ."

857
00:40:30,195 --> 00:40:31,530
خداحافظ.

858
00:40:32,397 --> 00:40:33,298
فعلاً.

859
00:40:33,364 --> 00:40:34,666
*مثل یه موجود وحشی*

860
00:40:34,733 --> 00:40:37,402
*بهتره بذاری آزادانه بدوه*

861
00:40:37,536 --> 00:40:39,370
*اگه می‌خواد دوستت داشته باشه*

862
00:40:39,505 --> 00:40:41,339
*بذار دوستت داشته باشه*

863
00:40:41,406 --> 00:40:43,909
*تو هرچی داری بهش بده*

864
00:40:44,876 --> 00:40:45,944
*اون آتشی که تو سینه‌اته*

865
00:40:46,044 --> 00:40:47,946
*آخرین نفس*

866
00:40:48,046 --> 00:40:49,414
*از پسری که داره از هم می‌پاشه*

867
00:40:49,515 --> 00:40:51,249
*مردی که وسواس داره*

868
00:40:51,382 --> 00:40:53,218
*به اون زن، اون دختر*

869
00:40:53,351 --> 00:40:56,254
*دنیای وسیع و بی‌کران تو دستاته*

870
00:40:56,354 --> 00:41:00,626
*اون سرزمین هیچکس نیست*

871
00:41:02,327 --> 00:41:03,729
(صدای خفه) *پس مثل یه موستانگ دوستش داشته باش*

872
00:41:03,862 --> 00:41:06,431
(نفس نفس زدن) (صدای زنگ گوش بلند)

873
00:41:06,532 --> 00:41:09,601
*بهتره بذاری آزادانه بدوه*

874
00:41:09,701 --> 00:41:11,670
*اگه می‌خواد دوستت داشته باشه*

875
00:41:11,770 --> 00:41:13,104
*بذار دوستت داشته باشه*

876
00:41:13,238 --> 00:41:15,974
*تو هرچی داری بهش بده*

877
00:41:16,074 --> 00:41:19,745
*شاید نود مایل با پکو فاصله داشته باشه*

878
00:41:19,845 --> 00:41:23,649
*سال‌ها نوری دور از هر جایی.*

879
00:41:25,016 --> 00:41:26,952
لوک: مطمئنم منو اینجا صدا کردی که دعوام کنی.

880
00:41:27,085 --> 00:41:29,054
اما باید بگم، رئیس، دیدن شما دوباره با یونیفرم...

881
00:41:29,120 --> 00:41:30,556
چشم‌مون رو روشن کرد.

882
00:41:30,656 --> 00:41:31,990
زیاد لوسش نکن. باشه، فهمیدم.

883
00:41:32,090 --> 00:41:33,224
من تو رو اینجا صدا نکردم که دعوات کنم.

884
00:41:33,324 --> 00:41:34,726
من تو رو اینجا صدا کردم که ازت تشکر کنم.

885
00:41:34,826 --> 00:41:36,427
اوه، دارم گوش می‌کنم.

886
00:41:36,528 --> 00:41:37,996
به خاطر اینکه هیچ حد و مرزی قائل نبودی...

887
00:41:38,096 --> 00:41:41,667
من تونستم ببینم که گروه ۴۲ چطور دوباره به صحنه برگشت.

888
00:41:41,767 --> 00:41:43,434
خب، از نظر فنی، "گرین‌کرست".

889
00:41:43,535 --> 00:41:46,071
اوه، واقعاً؟ درست وسط تشکر کردن من؟

890
00:41:46,137 --> 00:41:48,173
ببخشید. ادامه بده. آره.

891
00:41:48,273 --> 00:41:52,143
شنیدن اینکه تیممون بدون فرمانده گردان تو دردسر افتاده...

892
00:41:52,277 --> 00:41:54,780
منو بیدار کرد. خدایا، کاملاً موافقم.

893
00:41:54,880 --> 00:41:56,848
اونا به یه رهبر احتیاج دارن. و بعد از اینکه با هم حرف زدیم...

894
00:41:56,948 --> 00:41:58,584
شاید من با "کَل فایر" تماس گرفتم.

895
00:41:58,650 --> 00:42:00,619
چی؟ گفتی منتظر بودی اونا زنگ بزنن.

896
00:42:00,752 --> 00:42:02,153
یکم کارها رو راه انداختم.

897
00:42:03,589 --> 00:42:04,623
وایسا. اداره بهت نگفت؟

898
00:42:04,756 --> 00:42:06,324
شارون: (از دور) چیکار کردی؟

899
00:42:06,424 --> 00:42:08,293
چی؟ لوک: هی. تو می‌خواستی...

900
00:42:08,393 --> 00:42:09,928
که ساکرامنتو درگیر بشه.

901
00:42:09,995 --> 00:42:12,230
تو پیامدها رو می‌خواستی و حالا می‌گی می‌خوای...

902
00:42:12,297 --> 00:42:14,099
(صدای ضربان قلب)

903
00:42:14,165 --> 00:42:16,167
شارون: همیشه. همیشه اینطوریه که تو هیچوقت نمی‌تونی...

904
00:42:16,267 --> 00:42:17,736
لوک: خب، چون اونا بهم گفتن...

905
00:42:17,836 --> 00:42:19,504
اونا هیچی به من نگفتن.

906
00:42:19,605 --> 00:42:22,307
اصلاً نمی‌دونستم... این چیه دیگه؟

907
00:42:22,407 --> 00:42:23,474
(موتور خاموش می‌شود)

908
00:42:23,575 --> 00:42:25,110
خب...

909
00:42:26,411 --> 00:42:27,913
برت ریچاردز؟

910
00:42:28,013 --> 00:42:30,215
اوه، چه عالی. شما دو تا همدیگه رو می‌شناسید؟

911
00:42:30,315 --> 00:42:31,983
قبل از اینکه چیزی بگی، شارون...

912
00:42:32,083 --> 00:42:34,185
من اینجا هستم تا خدمت کنم. نه...

913
00:42:34,285 --> 00:42:35,921
شارون. ۴۲ باید بازسازی بشه.

914
00:42:36,021 --> 00:42:38,423
این اون آدم نیست. می‌دونم.

915
00:42:38,489 --> 00:42:40,458
من اینجا نیستم که ۴۲ رو بازسازی کنم.

916
00:42:40,525 --> 00:42:43,294
چون فکر کنم همه موافقیم که اون دیگه جواب نمی‌داد.

917
00:42:43,394 --> 00:42:45,664
من اینجا هستم که متحولش کنم.

918
00:42:45,764 --> 00:42:47,398
با چه اختیاری؟

919
00:42:48,667 --> 00:42:51,136
من رئیس جدید گردان ۴۲ هستم.

920
00:42:52,000 --> 00:42:59,000
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.

921
00:42:59,424 --> 00:43:13,424
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.
