1
00:00:01,000 --> 00:00:21,000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

2
00:00:21,510 --> 00:00:24,280
‫با رازهاتون چی‌کار می‌کنید؟

3
00:00:25,446 --> 00:00:26,946
‫رازهامون؟

4
00:00:27,460 --> 00:00:28,820
‫تو و شارون...

5
00:00:28,886 --> 00:00:31,427
‫همه چیز رو به هم می‌گید یا...

6
00:00:31,520 --> 00:00:33,460
‫رازداری می‌کنید؟
‫یعنی حتی از همدیگه.

7
00:00:33,607 --> 00:00:37,422
‫خب، بیشتر از اونی که دوست داشته باشیم
‫این اتفاق افتاده،

8
00:00:37,446 --> 00:00:40,202
‫ولی با همدیگه حلش می‌کنیم.

9
00:00:40,226 --> 00:00:42,584
‫نه، نه، نه، منظورم رازهای کوچیک نیست.

10
00:00:42,604 --> 00:00:47,248
‫منظورم رازهای بزرگه.

11
00:00:47,448 --> 00:00:51,038
‫از اون زشت‌هاش
‫که حتی برات سخته که پیش خودت اقرار کنی.

12
00:00:51,138 --> 00:00:54,548
‫با اون‌جور رازها چی‌کار می‌کنی؟

13
00:00:57,048 --> 00:01:00,218
‫الان قضیه چیه، جیک؟

14
00:01:02,558 --> 00:01:03,758
‫هیچی. هیچی.

15
00:01:04,485 --> 00:01:05,872
‫همه چی ردیفه، رئیس.

16
00:01:06,892 --> 00:01:09,398
‫می‌دونی که همیشه می‌تونی باهام صحبت کنی،
‫مگه نه؟

17
00:01:10,545 --> 00:01:12,598
‫می‌دونم. ممنون.

18
00:01:12,698 --> 00:01:16,398
‫یالا مانی. تا وینس برنگشته
‫از خواب خوشت بیدار شو.

19
00:01:16,498 --> 00:01:18,598
‫شارون، چی شده؟

20
00:01:19,313 --> 00:01:20,068
‫یالا.

21
00:01:20,092 --> 00:01:21,738
‫بی‌خیال، من تا ساعت ۲ شب بیدار بودم.

22
00:01:21,762 --> 00:01:23,454
‫دیشب درگیر آتیش‌سوزیِ محل دفن زباله بودیم.

23
00:01:23,478 --> 00:01:25,408
‫آره، ولی اریکا داره برمی‌گرده.

24
00:01:26,008 --> 00:01:27,408
‫- اریکا؟
‫- آره.

25
00:01:27,432 --> 00:01:29,878
‫زود باش. دستیار رئیس، اریکا اسنو،
‫برای پیدا کردنِ...

26
00:01:29,902 --> 00:01:31,154
‫آتش‌افروز سریالی داره می‌گرده.

27
00:01:31,178 --> 00:01:32,694
‫اون مدرک علیهِ جیک رو می‌بینه

28
00:01:32,718 --> 00:01:34,036
‫و بعد مظنون در نظر می‌گیرتش،

29
00:01:34,060 --> 00:01:35,929
‫در حالی‌که آتش‌افروز واقعی هنوز اون بیرونه.

30
00:01:35,953 --> 00:01:38,388
‫باید آماده باشیم. باید ازش محافظت کنیم.

31
00:01:40,388 --> 00:01:42,298
‫می‌دونستم.

32
00:01:42,759 --> 00:01:44,392
‫می‌دونستم دارید یه چیزی رو قایم می‌کنید.

33
00:01:45,242 --> 00:01:47,928
‫تصور نمی‌کردم انقدر بد باشه.

34
00:01:48,401 --> 00:01:50,426
‫ولی احتمالاً توجیه خوبی برای صبحونۀ مرموز...

35
00:01:50,451 --> 00:01:52,821
‫و خیلی عجیبی که الان با جیک خوردم باشه.

36
00:01:53,008 --> 00:01:54,368
‫رئیس، محض اطلاعت...

37
00:01:54,468 --> 00:01:56,578
‫التماسش کردم که بهت بگه.

38
00:01:56,702 --> 00:01:59,748
‫- مرموز بود؟
‫- مدرکی علیه‌اش هست؟

39
00:01:59,772 --> 00:02:02,818
‫- فقط مدارک بی‌اساس.
‫- نخیر.

40
00:02:02,842 --> 00:02:05,054
‫آخه توی کل ایستگاه ۴۲
‫فقط اونه که عذر موجه نداره.

41
00:02:05,655 --> 00:02:07,249
‫و مدرک داریم که وقتی آتیش شروع شده

42
00:02:07,329 --> 00:02:08,635
‫توی شهرستان دریک بوده.

43
00:02:08,661 --> 00:02:09,894
‫و من نباید...

44
00:02:09,988 --> 00:02:12,144
‫توی این قضیه دخیل باشم.

45
00:02:12,168 --> 00:02:14,758
‫آخه دارم زندگی‌ام رو راست و ریست می‌کنم.

46
00:02:14,782 --> 00:02:16,034
‫نمی‌تونم مشارکت داشته باشم.

47
00:02:16,058 --> 00:02:17,328
‫ما هم نباید دخالت کنیم.

48
00:02:17,428 --> 00:02:20,428
‫مجبورم نکن نکتۀ بدیهی رو به زبون بیارم.

49
00:02:20,528 --> 00:02:23,468
‫چی؟ بی‌خیال. بچه بود.
‫اون قضیه مال خیلی وقت پیشه.

50
00:02:23,492 --> 00:02:27,268
‫بچه‌ای که آتیشی راه انداخت که من و تو...

51
00:02:27,568 --> 00:02:28,884
‫برای لاپوشونی کردیم.

52
00:02:28,908 --> 00:02:29,804
‫نه، نکردیم.

53
00:02:29,828 --> 00:02:32,378
‫ارزیابی کردیم و به این نتیجه رسیدیم
‫که خطرناک نیست.

54
00:02:32,478 --> 00:02:34,251
‫خب، شاید اشتباه کردیم.
‫شاید صرفاً...

55
00:02:34,275 --> 00:02:37,378
‫یه اشتباه رو لاپوشونی نکردیم.
‫اولین عملیات یه آتش‌افروز رو لاپوشونی کردیم.

56
00:02:37,478 --> 00:02:40,348
‫نه، نه، بی‌خیال.
‫داری در مورد جیک صحبت می‌کنی.

57
00:02:40,448 --> 00:02:43,958
‫اون...
‫جیک خودمونه.

58
00:02:44,058 --> 00:02:47,288
‫اون... اون یه قهرمانه.

59
00:02:49,528 --> 00:02:52,128
‫مگه همچین آدمایی دقیقاً این مدلی نیستن؟

60
00:02:55,998 --> 00:02:58,168
‫گوشی رو برنمی‌داره. می‌دونی؟

61
00:02:58,192 --> 00:02:59,984
‫از وقتی‌که قضیۀ اهدای کلیه ناجور شد،

62
00:03:00,008 --> 00:03:01,808
‫هر روز زنگ می‌زدم جیک
‫ولی برنمی‌داشت.

63
00:03:01,908 --> 00:03:04,078
‫انگار داره ازم طفره میره.

64
00:03:04,178 --> 00:03:06,108
‫شما دوتا هنوز با هم خوبید دیگه؟

65
00:03:06,208 --> 00:03:08,778
‫آره، فکر کنم.

66
00:03:08,833 --> 00:03:10,813
‫واسه همین داوطلب شدم
‫که امروز بیام اینجا کار کنم.

67
00:03:10,838 --> 00:03:12,127
‫تا بلکه باهاش صحبت کنم.

68
00:03:12,288 --> 00:03:15,048
‫منو بگو که فکر می‌کردم می‌خواستی با من بگردی.

69
00:03:15,072 --> 00:03:17,758
‫اون که صد درصد.
‫ببین، ببین، اون که صد درصد.

70
00:03:20,028 --> 00:03:22,098
‫از اون بعیده دیر کنه، مگه نه؟

71
00:03:22,123 --> 00:03:23,983
‫خب، سرِ کار که نه
‫ولی این مدت زیاد می‌پیچونه.

72
00:03:24,007 --> 00:03:26,328
‫آخه کی قراره بولینگ و آبجوخوری
‫با دوستش رو رد می‌کنه؟

73
00:03:26,352 --> 00:03:28,814
‫- همچین کاری کرد؟
‫- هیچ‌کس. جوابش میشه هیچ‌کس.

74
00:03:28,838 --> 00:03:31,368
‫- هیچ‌کس.
‫- درسته.

75
00:03:36,038 --> 00:03:38,138
‫خودم می‌تونم. خودم می‌تونم.

76
00:03:38,805 --> 00:03:40,708
‫می‌دونم می‌تونی.

77
00:03:41,536 --> 00:03:43,918
‫باید بتونم بدونِ کمک،
‫نردبون رو کار بذارم.

78
00:03:44,018 --> 00:03:45,594
‫یکی از مهارت‌هاییه که باید روش مسلط بشم

79
00:03:45,618 --> 00:03:48,388
‫تا از تازه‌کار بودن، ترفیع بگیرم.

80
00:03:48,488 --> 00:03:50,058
‫ببین.

81
00:03:51,318 --> 00:03:52,828
‫همۀ این گزینه‌های خالی رو ببین.

82
00:03:52,928 --> 00:03:55,358
‫اونایی که کامل شدن رو ببین!

83
00:03:56,358 --> 00:03:58,398
‫بابات میگه باید صبور باشم

84
00:03:58,422 --> 00:04:01,068
‫و معمولاً دو سال طول می‌کشه تا یه تازه‌کار

85
00:04:01,168 --> 00:04:03,568
‫همۀ این گزینه‌ها رو تیک بزنه.

86
00:04:03,668 --> 00:04:07,208
‫بهش گفتم چیزی که منو به المپیک رسوند
‫صبر و حوصله نبود.

87
00:04:07,308 --> 00:04:10,078
‫اون‌قدر تمرین می‌کردم تا ریه‌هام کبود بشن.

88
00:04:10,539 --> 00:04:12,312
‫- شرط می‌بندم خوشش اومده.
‫- آره.

89
00:04:12,358 --> 00:04:16,118
‫گفت فرصت‌های بیشتری
‫توی عملیات‌های میدانی بهم میده.

90
00:04:16,218 --> 00:04:18,318
‫جیک. سلام، سلام، رفیق، چطوری؟

91
00:04:19,508 --> 00:04:20,808
‫همون همیشگی.

92
00:04:26,758 --> 00:04:28,688
‫صبح خوبی داشتی؟

93
00:04:30,558 --> 00:04:32,328
‫بدک نبوده.

94
00:04:34,814 --> 00:04:36,244
‫هنوز دارم با قضیۀ...

95
00:04:36,268 --> 00:04:40,208
‫پیوند ناموفق کلیه کنار میام.

96
00:04:40,308 --> 00:04:43,938
‫می‌دونستید که از هر ۲۰ هزار نفر
‫فقط یک نفر...

97
00:04:44,038 --> 00:04:47,748
‫این سطح از حساسیت به داروی بیهوشی رو داره؟

98
00:04:47,848 --> 00:04:50,618
‫می‌دونستی از هر یک میلیارد نفر،
‫فقط یه دونه‌شون...

99
00:04:50,642 --> 00:04:53,518
‫به‌جای این‌که به شجاعتش افتخار کنه
‫از این قضیه شرمسار میشه؟

100
00:04:53,618 --> 00:04:56,218
‫- راست میگه.
‫- چطوری باهاش کنار میای؟

101
00:04:57,218 --> 00:04:58,234
‫دارم خوب کنار میام.

102
00:04:58,658 --> 00:05:01,628
‫بعد از بیمارستان،
‫برای این‌که حالت خوب بشه کجا رفتی؟

103
00:05:01,728 --> 00:05:03,228
‫خونه.

104
00:05:05,358 --> 00:05:07,028
‫می‌دونم رفته بودی شهرستان دریک.

105
00:05:07,328 --> 00:05:10,498
‫- آره، با بچه‌های گروه، زندان رو تخلیه می‌کردم.
‫- نه.

106
00:05:10,522 --> 00:05:11,938
‫می‌دونم یه هفته قبلش هم اونجا بودی.

107
00:05:11,962 --> 00:05:13,584
‫و قبل از این‌که جواب بدی،
‫باید بدونی...

108
00:05:13,608 --> 00:05:15,678
‫که ما دوستت داریم،
‫و تحت هر شرایطی هوات رو داریم

109
00:05:15,702 --> 00:05:18,838
‫ولی الان باید راستش رو بهم بگی.

110
00:05:19,278 --> 00:05:20,908
‫دستیار رئیس اسنو اومده.

111
00:05:20,932 --> 00:05:23,078
‫گفت می‌خواد یه خبر مهم رو اعلام کنه.

112
00:05:30,888 --> 00:05:33,888
‫خیلی‌خب تری راک. به صف شید.

113
00:05:36,858 --> 00:05:38,928
‫صبح بخیر.

114
00:05:39,028 --> 00:05:42,328
‫ادارۀ آتش‌نشانی داره به دنبالِ
‫یه آتش‌افروز سریالی می‌گرده،

115
00:05:42,752 --> 00:05:45,698
‫و ما این جست‌وجو رو
‫به این ایستگاه محدود کردیم.

116
00:05:47,108 --> 00:05:48,978
‫فکر می‌کنید یکی از ماها آتش‌افروزه؟

117
00:05:49,002 --> 00:05:50,554
‫آره، ولی به خودتون نگیرید.

118
00:05:50,578 --> 00:05:52,848
‫نه، به خودتون بگیرید.

119
00:05:53,548 --> 00:05:55,708
‫آتیش‌سوزی پروژۀ ساختمانیِ والاس،
‫آتیش‌سوزی هیل،

120
00:05:55,808 --> 00:05:58,778
‫و آتیش‌سوزی شهرستان دریک،
‫همه‌شون عمداً به راه افتادن.

121
00:05:59,584 --> 00:06:03,307
‫یه نفر بقیه‌تون رو به سخره گرفته.

122
00:06:03,788 --> 00:06:07,358
‫پس عصبانی شید، هوشیار باشید،
‫کمک کنید پیداش کنیم.

123
00:06:07,458 --> 00:06:09,298
‫باید دنبال چی بگردیم؟

124
00:06:09,398 --> 00:06:11,528
‫هر تغییر در رفتاری، یه زنگ خطره.

125
00:06:11,628 --> 00:06:15,093
‫هر کدوم‌تون که این کار رو کرده باشه،
‫مسئله این نیست که می‌گیریم‌تون یا نه،

126
00:06:15,273 --> 00:06:17,288
‫مسئله اینه که کِی می‌گیریم‌تون.

127
00:06:22,754 --> 00:06:27,469
‫«سرزمین آتش»

128
00:06:37,052 --> 00:06:41,028
‫ببینم، برای همین در مورد شهرستان دریک
‫ازم سؤال پرسیدی؟

129
00:06:42,758 --> 00:06:44,128
‫بهم شک دارین؟

130
00:06:44,228 --> 00:06:46,668
‫نه، شک ندارم
‫ولی سوابق رفت‌وآمدت نشون میده

131
00:06:46,692 --> 00:06:48,828
‫که روز شروع آتیش‌سوزی
‫شهرستان دریک بودی.

132
00:06:48,852 --> 00:06:50,368
‫آره، ولی کار من نبوده.

133
00:06:54,108 --> 00:06:55,508
‫خداییش؟

134
00:06:55,532 --> 00:06:58,238
‫کسی نمی‌خواد پا پیش بذاره
‫و با حرفاش ازم حمایت کنه؟

135
00:07:00,508 --> 00:07:01,684
‫رئیس، تو منو می‌شناسی.

136
00:07:01,708 --> 00:07:02,918
‫می‌شناسیم. کاملاً می‌شناسیم.

137
00:07:02,942 --> 00:07:04,445
‫بگو چرا رفته بودی شهرستان دریک

138
00:07:04,492 --> 00:07:05,892
‫تا کل این قضیه تموم بشه.

139
00:07:05,997 --> 00:07:08,118
‫باورم نمیشه مجبورم کارهام رو توجیه کنم.

140
00:07:08,218 --> 00:07:10,388
‫تا بلکه حرفم رو باور کنید.

141
00:07:11,888 --> 00:07:18,971
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

142
00:07:20,471 --> 00:07:22,021
‫لازمه حتماً بگم؟

143
00:07:22,568 --> 00:07:24,098
‫من آتش‌افروز نیستم.

144
00:07:24,123 --> 00:07:26,293
‫شبیه حرفایی می‌مونه که آتش‌افروزها می‌زنن.

145
00:07:29,738 --> 00:07:31,314
‫خیلی‌خب، لی، حرفی داری...

146
00:07:31,338 --> 00:07:33,078
‫که می‌خوای بهم بزنی؟
‫بگو راحت شی.

147
00:07:33,178 --> 00:07:34,348
‫یعنی تو مسئولِ...

148
00:07:34,448 --> 00:07:37,218
‫آهای، آهای، آهای، آهای.

149
00:07:42,391 --> 00:07:44,888
‫چرا؟ چرا بُدی؟

150
00:07:44,988 --> 00:07:47,728
‫چطوره که من گناهکارم
‫مگر این‌که خلافش ثابت بشه؟

151
00:07:47,828 --> 00:07:48,958
‫تو منو می‌شناسی پسر.

152
00:07:49,058 --> 00:07:50,658
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.

153
00:07:50,758 --> 00:07:52,428
‫می‌دونم.

154
00:07:52,828 --> 00:07:54,568
‫حرفمو باور می‌کنی؟

155
00:07:54,592 --> 00:07:56,138
‫حرفتو باور می‌کنم.

156
00:07:56,938 --> 00:07:58,798
‫دوتا مأموریت همزمان داریم.

157
00:07:58,822 --> 00:08:01,408
‫جیک، تو کامیون ۱۵۹۱ رو
‫برای عملیات پزشکی ببر.

158
00:08:01,432 --> 00:08:02,508
‫من آتیش‌سوزی رو پوشش میدم.

159
00:08:02,532 --> 00:08:04,638
‫ببینم، داری منو می‌فرستی
‫ مأموریت اولویت پایین‌تر؟

160
00:08:05,038 --> 00:08:07,408
‫همۀ مأموریت‌ها اولویت‌شون بالاست.

161
00:08:07,778 --> 00:08:10,148
‫رئیس، داری منو واسه چیزی نیمکت‌نشین می‌کنی
‫که انجامش ندادم.

162
00:08:10,172 --> 00:08:11,748
‫کسی رو نیمکت‌نشین نکردم.

163
00:08:11,772 --> 00:08:13,518
‫دارم اعزامت می‌کنم تا کارِت رو بکنی.

164
00:08:22,358 --> 00:08:23,998
‫جیک دوست‌پسر بی‌عیب و نقصی بود؟

165
00:08:24,098 --> 00:08:26,328
‫نه، ولی هیچ‌وقت بهم دروغ نمی‌گفت.

166
00:08:26,352 --> 00:08:27,968
‫یعنی تا جایی که اطلاع دارم.

167
00:08:27,992 --> 00:08:30,068
‫سال‌ها در مورد رایلی بهم دروغ گفته بود.

168
00:08:31,638 --> 00:08:34,008
‫- یعنی من نامزدِ یه آتش‌افروز سریالی بودم؟
‫- نه، بس کن.

169
00:08:34,108 --> 00:08:36,808
‫ما آتش‌نشانیم. کارآگاه نیستیم که.
‫بیا بریم.

170
00:08:36,908 --> 00:08:38,884
‫گرین‌کرست، یه مسافرخونۀ دو طبقه داریم

171
00:08:38,908 --> 00:08:40,908
‫که طبقۀ اولش بدجوری آتیش گرفته.

172
00:08:41,008 --> 00:08:42,718
‫احتمال داره به طبقۀ دوم هم برسه.

173
00:08:42,742 --> 00:08:44,254
‫برای حملۀ درونی آماده‌ست.

174
00:08:44,278 --> 00:08:46,494
‫من فرماندهی حادثه رو برعهده می‌گیرم.
‫مالک اینجا تویی؟

175
00:08:46,518 --> 00:08:47,599
‫آره.

176
00:08:47,624 --> 00:08:49,565
‫- کسی داخل نمونده؟ مثلاً مهمان‌ها؟
‫- نه.

177
00:08:49,589 --> 00:08:51,618
‫خوشبختانه مسافرخونه الان خالیه.

178
00:08:51,718 --> 00:08:53,981
‫چطور این آتیش بدونِ روشن‌شدنِ زنگ خطر
‫انقدر بزرگ شده؟

179
00:08:54,005 --> 00:08:55,264
‫خیلی متأسفم. شوهر مرحوم...

180
00:08:55,288 --> 00:08:57,428
‫زنگ خطر و این‌جور چیزا رو تنظیم می‌کرد.

181
00:08:57,548 --> 00:08:59,135
‫یعنی فقط خودت داخل بودی؟

182
00:08:59,159 --> 00:09:00,828
‫- نه، دوتا بچه‌هام پشت سرمن.
‫- مامان...

183
00:09:00,852 --> 00:09:02,898
‫دنی هنوز اون بالاست.
‫نمیاد بیرون.

184
00:09:02,922 --> 00:09:04,474
‫سعیم رو کردم ولی راه‌پله آتیش گرفته بود.

185
00:09:04,498 --> 00:09:05,968
‫- عزیزم، اشکالی نداره.
‫- شرمنده که تنهاش گذاشتم.

186
00:09:05,992 --> 00:09:07,584
‫- آتش‌نشان‌ها درش میارن. خب؟
‫- پرز...

187
00:09:07,608 --> 00:09:09,126
‫نردبون رو جلوی اون پنجره کار بذار.

188
00:09:09,151 --> 00:09:11,067
‫- بچه رو بیار بیرون.
‫- همین الان، رئیس.

189
00:09:11,408 --> 00:09:13,278
‫ایو، تو تیم حملۀ واحد یک هستی.

190
00:09:13,378 --> 00:09:15,178
‫آتیش جلوی ساختمونه.
‫سالن پذیرایی.

191
00:09:15,278 --> 00:09:17,118
‫- حله. تازه‌کار؟
‫- سلام.

192
00:09:17,418 --> 00:09:19,764
‫- مگه مرخصی نبودی؟
‫- همین نزدیکی‌ها بودم.

193
00:09:20,088 --> 00:09:21,448
‫گفتم کمکم به کارِتون میاد.

194
00:09:22,588 --> 00:09:24,088
‫آره، خیلی‌خب، لباس‌هات رو بپوش.

195
00:09:24,188 --> 00:09:25,658
‫ایو، وارث رو ببر.

196
00:09:25,758 --> 00:09:27,088
‫بیا بریم.

197
00:09:31,598 --> 00:09:33,098
‫به کرافورد مشکوکی.

198
00:09:34,568 --> 00:09:36,968
‫شارون، جلوی بقیه با هم صحبت کردین.

199
00:09:37,068 --> 00:09:38,898
‫دهن مردم چفت و بست نداره.

200
00:09:38,998 --> 00:09:42,038
‫آره، ولی الان برای مشکوکیت اومدی اینجا
‫یا برای اطلاعات دقیق؟

201
00:09:43,594 --> 00:09:45,912
‫دو بار این کار رو نمی‌کنم.

202
00:09:46,778 --> 00:09:49,348
‫دوباره قوانین رو زیرسیبیلی رد نمی‌کنم.

203
00:09:49,448 --> 00:09:52,768
‫این تحقیقات قانونی انجام میشه،
‫بلا استثناء.

204
00:09:52,848 --> 00:09:53,541
‫خوبه.

205
00:09:53,566 --> 00:09:56,496
‫به هر حقیقتی که اینجا پیدا کنی احترام می‌ذارم،

206
00:09:56,618 --> 00:09:58,288
‫حتی اگه قلبم رو به درد بیاره.

207
00:09:58,388 --> 00:10:01,328
‫پس یعنی به قراری که گذاشتیم هم احترام می‌ذاری؟

208
00:10:02,698 --> 00:10:05,198
‫بفرما. لیست پرسنلی که...

209
00:10:05,298 --> 00:10:07,498
‫توی محدودۀ زمانی‌ای که بهم دادی
‫سرِ شیفت نبودن.

210
00:10:07,528 --> 00:10:09,512
‫تازه برات ایمیلش هم می‌کنم.

211
00:10:11,538 --> 00:10:14,138
‫اینجا مکان حضور جیک کرافورد رو نمی‌بینم.

212
00:10:14,238 --> 00:10:17,238
‫چون سرِ شیفت نبوده،
‫پس فقط همینو می‌دونم.

213
00:10:17,338 --> 00:10:18,908
‫چون همون‌طور که گفتی،

214
00:10:19,008 --> 00:10:21,608
‫شب‌ها بالای سرِ افرادم واینمیستم
‫تا خواب‌شون ببره.

215
00:10:30,188 --> 00:10:31,488
‫حالت چطوره؟

216
00:10:32,141 --> 00:10:35,858
‫خب، دیدی که امروز چی شد.

217
00:10:37,230 --> 00:10:40,800
‫راستی، همۀ اینا به کنار،
‫الان از مأموریتی برگشتم...

218
00:10:40,824 --> 00:10:43,907
‫که مالک یه مارِ بوآ باهام بحث می‌کرد

219
00:10:43,967 --> 00:10:46,980
‫چون حاضر نبودم روی مارِ مُرده‌اش
‫احیای قلبی انجام بدم.

220
00:10:47,214 --> 00:10:49,502
‫پس فکر می‌کنی حالم چطور باشه؟

221
00:10:53,108 --> 00:10:54,754
‫پدر و مادرم بهت شک دارن.

222
00:10:55,585 --> 00:10:58,351
‫همۀ اینا واسه اینه که وقتی آتیش راه افتاده

223
00:10:58,376 --> 00:10:59,684
‫تیو شهرستان دریک بودی؟

224
00:10:59,748 --> 00:11:01,618
‫آره، ولی این‌که دروغ گفتم هم بی‌تأثیر نیست.

225
00:11:02,971 --> 00:11:05,058
‫چرا باید در مورد همچین چیزی دروغ بگی؟

226
00:11:07,958 --> 00:11:09,258
‫نمی‌تونم بهت بگم، بُدی.

227
00:11:09,358 --> 00:11:11,328
‫کاش می‌تونستم ولی نمی‌تونم.

228
00:11:11,428 --> 00:11:14,928
‫خیلی‌خب، حله.
‫لازم نیست بهم بگی.

229
00:11:15,028 --> 00:11:16,838
‫ولی همین؟

230
00:11:16,938 --> 00:11:18,098
‫فقط همینو می‌دونن؟

231
00:11:18,198 --> 00:11:19,438
‫مدرک دیگه‌ای ندارن؟

232
00:11:19,462 --> 00:11:21,308
‫آره.

233
00:11:22,108 --> 00:11:24,196
‫پس... خیلی مسخره‌ست، پسر.

234
00:11:24,221 --> 00:11:26,091
‫بُدی لئونی؟

235
00:11:27,648 --> 00:11:29,148
‫میشه با هم صحبت کنیم؟

236
00:11:30,348 --> 00:11:32,178
‫آره.

237
00:11:53,768 --> 00:11:55,138
‫وایستا.

238
00:11:55,162 --> 00:11:56,714
‫بذار کمکت کنم.

239
00:11:56,738 --> 00:11:58,538
‫خودم می‌تونم.

240
00:12:05,618 --> 00:12:07,748
‫جیک رو نمی‌شناسی.

241
00:12:07,848 --> 00:12:10,288
‫اون بچۀ خوبیه. خب؟
‫من از اون بچه‌های بد هستم.

242
00:12:11,196 --> 00:12:14,258
‫اعتقادت اینه که آدما یا خوبن یا بد؟
‫حد بینابینی ندارن؟

243
00:12:15,558 --> 00:12:19,628
‫اعتقادم اینه که جیک امکان نداره
‫عمداً آتیش به راه انداخته باشه.

244
00:12:19,652 --> 00:12:21,398
‫محاله.

245
00:12:23,098 --> 00:12:25,663
‫آتیشی که وقتی بچه بودین
‫تقریباً خونه‌اش رو کامل سوزوند...

246
00:12:25,687 --> 00:12:26,897
‫یادته؟

247
00:12:27,908 --> 00:12:29,238
‫اوهوم.

248
00:12:29,262 --> 00:12:31,508
‫آره، کلاس ششم بودم.

249
00:12:31,608 --> 00:12:35,408
‫کرافوردها تازه اومده بودن توی شهر
‫و خانواده‌هامون اونجا با هم آشنا شدن.

250
00:12:36,208 --> 00:12:38,678
‫جیک اعتراف کرده
‫که اون آتیش رو خودش به راه انداخته.

251
00:12:44,458 --> 00:12:45,488
‫اینجا امنه.

252
00:12:45,588 --> 00:12:48,028
‫میرم تو.

253
00:12:48,059 --> 00:12:50,405
‫بیا این شعله‌ها رو خاموش کنیم، کالین.

254
00:12:51,398 --> 00:12:53,128
‫بعدی.

255
00:12:56,398 --> 00:12:58,249
‫فکرش رو بکن جیک الان داره چی می‌کِشه.

256
00:12:58,273 --> 00:12:59,368
‫الان وقتش نیست، تازه‌کار.

257
00:12:59,392 --> 00:13:01,238
‫بیا روی کارمون تمرکز کنیم، پسر.

258
00:13:04,008 --> 00:13:06,548
‫فکر می‌کردم جیک رو می‌شناسم.

259
00:13:06,648 --> 00:13:09,178
‫مطمئن بودم که امکان نداره
‫کارِ اون بوده باشه.

260
00:13:10,748 --> 00:13:13,318
‫ولی رازهایی که ازم مخفی کرده...

261
00:13:13,918 --> 00:13:16,088
‫ببین...

262
00:13:16,112 --> 00:13:18,418
‫اون چیزی که می‌دونی رو می‌دونم.

263
00:13:19,658 --> 00:13:22,258
‫قضیۀ این‌که جیک وقتی بچه بوده
‫یه آتیش‌سوزی راه انداخته.

264
00:13:23,658 --> 00:13:25,728
‫مامانت بهم گفت.

265
00:13:25,828 --> 00:13:27,798
‫و ای‌کاش نگفته بود.

266
00:13:27,898 --> 00:13:31,168
‫ای‌کاش توی این بلبشو منو درگیر نمی‌کرد
‫ولی کرد.

267
00:13:31,268 --> 00:13:32,738
‫پس حالا وضع‌مون اینه.

268
00:13:33,613 --> 00:13:35,213
‫اگه همچین چیز بزرگی رو ازم مخفی کرده

269
00:13:35,238 --> 00:13:36,988
‫دیگه چیو ممکنه مخفی کرده باشه؟

270
00:13:37,715 --> 00:13:40,308
‫نمیشه به قطع یقین گفت.

271
00:13:40,408 --> 00:13:43,878
‫ولی آدم یا به یه نفر اعتماد می‌کنه یا نمی‌کنه.

272
00:13:44,378 --> 00:13:46,618
‫می‌دونی؟

273
00:13:49,248 --> 00:13:51,118
‫ادارۀ آتش‌نشانی!

274
00:13:56,398 --> 00:13:58,358
‫دنی؟

275
00:13:59,298 --> 00:14:02,128
‫دنی! اسم من گابریلاست.

276
00:14:02,592 --> 00:14:04,762
‫من آتش‌نشانم.

277
00:14:05,768 --> 00:14:07,508
‫اینجا امن نیست.

278
00:14:07,608 --> 00:14:10,163
‫ازت می‌خوام از این پنجره بیای پایین...

279
00:14:10,250 --> 00:14:13,171
‫و همین‌طور که من هوات رو دارم
‫از نردبون بیای پایین، باشه؟

280
00:14:13,198 --> 00:14:16,668
‫آهای، دنی.
‫می‌تونی بیرون بازی کنی.

281
00:14:16,692 --> 00:14:18,478
‫باشه؟
‫ولی الان باید بریم.

282
00:14:21,118 --> 00:14:22,888
‫پاشو. پاشو.

283
00:14:28,228 --> 00:14:30,528
‫برو! یالا! بخواب روی زمین.

284
00:14:30,628 --> 00:14:32,598
‫یالا، یالا! بخواب، بخواب، بخواب!

285
00:14:34,482 --> 00:14:36,155
‫رئیس، شعله‌ها به یه سری مهمات رسیدن.

286
00:14:36,180 --> 00:14:38,427
‫باید یه جعبه گلوله
‫یا همچین چیزی باشه.

287
00:14:38,568 --> 00:14:40,368
‫دریافت شد، ایو.
‫از اونجا بیاید بیرون.

288
00:14:41,138 --> 00:14:43,578
‫مهمات سالم داخل خونه‌ست.
‫همه فوراً بیان بیرون.

289
00:14:43,678 --> 00:14:45,378
‫منظورم تو هم هستی، پرز.

290
00:14:45,402 --> 00:14:47,178
‫رئیس، تقریباً بیمار رو آوردم.

291
00:14:50,818 --> 00:14:54,818
‫دنی، دنی، می‌دونم که صدای شلیک گلوله‌ها
‫یه مقدار ترسناکه، خب؟

292
00:14:54,842 --> 00:14:57,588
‫پس اشکالی نداره بترسی
‫ولی باید بریم. یالا.

293
00:14:57,688 --> 00:15:00,228
‫دنی، خونه‌تون آتیش گرفته.

294
00:15:01,505 --> 00:15:04,528
‫رئیس، بیمار واکنش نشون نمیده
‫و همکاری هم نمی‌کنه.

295
00:15:04,552 --> 00:15:06,404
‫پس با نردبون نمیشه بیاریمش بیرون.

296
00:15:06,528 --> 00:15:08,474
‫از راه‌پله‌های داخل هم نمیشه.

297
00:15:08,598 --> 00:15:09,944
‫وضعیت اتاق رو توصیف کن.

298
00:15:10,143 --> 00:15:12,043
‫- بسته و حفاظت‌شده‌ست.
‫- خیلی‌خب.

299
00:15:12,068 --> 00:15:15,744
‫یه دستگاه تنفس تو راهه.
‫بذارش دهن بچه‌هه و همین الان بیاید پایین.

300
00:15:16,208 --> 00:15:18,278
‫ایو، وضعیتت چیه؟

301
00:15:18,378 --> 00:15:20,508
‫داریم میایم بیرون، رئیس.

302
00:15:23,178 --> 00:15:24,848
‫پرز!

303
00:15:27,774 --> 00:15:28,808
‫ممنون.

304
00:15:28,833 --> 00:15:30,426
‫خیلی‌خب، دنی.

305
00:15:30,450 --> 00:15:32,581
‫اینو برات وصل می‌کنم، باشه؟

306
00:15:32,605 --> 00:15:36,328
‫ولی اگه کمکم نکنی
‫نمی‌تونم از اون نردبون ببرمت پایین.

307
00:15:39,328 --> 00:15:41,668
‫نفس بکش. نفس بکش.

308
00:15:44,498 --> 00:15:46,138
‫راه بیفت، راه بیفت، راه بیفت.

309
00:15:51,708 --> 00:15:53,648
‫آهای، اون پنجره‌ها ممکنه بترکن.

310
00:15:53,672 --> 00:15:56,496
‫برید کنار! برید کنار! همین الان برید کنار.

311
00:16:09,128 --> 00:16:10,588
‫اون شیلنگ رو از پنجره بکنید داخل

312
00:16:10,613 --> 00:16:12,054
‫و از اونجا شروع کنید به اطفاء حریق.

313
00:16:12,078 --> 00:16:13,728
‫چشم، رئیس.

314
00:16:13,928 --> 00:16:15,428
‫خانم.

315
00:16:16,428 --> 00:16:18,274
‫مهمات دیگه‌ای هم داخل هست؟

316
00:16:18,298 --> 00:16:21,068
‫هوم... بله.
‫این مسافرخونه برای شکارچی‌هاست.

317
00:16:21,168 --> 00:16:23,378
‫- خب چقدر؟
‫- خیلی!

318
00:16:23,402 --> 00:16:25,621
‫آخر این هفته قرار بود یه مهمونی مجردی
‫برگزار کنیم.

319
00:16:25,645 --> 00:16:28,948
‫به اندازۀ ۲۰ نفر برای سه روز.

320
00:16:29,048 --> 00:16:30,278
‫کجا قرار گرفتن؟

321
00:16:30,378 --> 00:16:31,818
‫نمی‌دونم چرا وقتی بابا مُرد

322
00:16:31,842 --> 00:16:32,888
‫از شرّ همه چی خلاص نشدیم.

323
00:16:32,912 --> 00:16:35,088
‫بی‌خیال، یه حادثه بوده دیگه. باشه عزیزم؟

324
00:16:35,718 --> 00:16:39,358
‫همه جای خونه هست.
‫لطفاً پسرم رو بیارید بیرون. لطفاً.

325
00:16:39,464 --> 00:16:40,277
‫باشه.

326
00:16:40,302 --> 00:16:42,570
‫- رئیس!
‫- آره می‌دونم.

327
00:16:42,628 --> 00:16:44,598
‫دلت می‌خواد اون بچه‌هه رو بیاری بیرون.

328
00:16:44,622 --> 00:16:46,074
‫ولی کسی برنمی‌گرده داخل

329
00:16:46,098 --> 00:16:48,300
‫تا موقعیت تمام مهمات‌ها رو پیدا کنیم.
‫تا وقتی که من بگم.

330
00:16:48,331 --> 00:16:49,388
‫- باشه؟
‫- شما دیدینش؟

331
00:16:49,412 --> 00:16:51,668
‫- حالش خوبه؟
‫- دنی فعلاً در امانه.

332
00:16:51,768 --> 00:16:53,008
‫توی اتاقش آتیش‌سوزی نشده و...

333
00:16:53,108 --> 00:16:54,584
‫یه دستگاه تنفس براش گذاشتیم.

334
00:16:54,608 --> 00:16:55,844
‫بازم دیر یا زود...

335
00:16:55,868 --> 00:16:58,108
‫باید بیاریمش بیرون.

336
00:16:58,208 --> 00:17:00,884
‫پسرتون سابقۀ اختلال استرسی پس از آسیب روانی

337
00:17:00,908 --> 00:17:03,678
‫یا مشابه اون داره؟

338
00:17:03,778 --> 00:17:05,378
‫نه. چطور؟

339
00:17:05,478 --> 00:17:08,788
‫آخه واکنش خیلی شدیدی به
‫صدای گلوله‌ها نشون داد

340
00:17:08,888 --> 00:17:12,258
‫و وقتی آتیش راه افتاده
‫حاضر نشده بره یه جای امن.

341
00:17:12,958 --> 00:17:14,828
‫دنی شاهد یه حادثۀ شکار بوده...

342
00:17:14,852 --> 00:17:16,728
‫که باباش اونجا کُشته شده.

343
00:17:16,828 --> 00:17:19,898
‫لابد با صدای گلوله‌ها
‫اون خاطرات براش زنده شدن.

344
00:17:21,728 --> 00:17:23,914
‫فکر نکنم از اون نردبون بیاد پایین.

345
00:17:23,938 --> 00:17:25,198
‫حتماً وحشت کرده.

346
00:17:25,222 --> 00:17:26,514
‫ولی شما میاریدش بیرون، نه؟

347
00:17:26,538 --> 00:17:28,038
‫به محض این‌که بتونیم آتیش رو...

348
00:17:28,062 --> 00:17:29,678
‫کنترل کنیم،
‫از داخل میاریمش بیرون.

349
00:17:29,702 --> 00:17:31,638
‫باشه.

350
00:17:31,738 --> 00:17:33,608
‫شیشه بهتون خورده؟

351
00:17:34,908 --> 00:17:36,308
‫مامان.

352
00:17:36,408 --> 00:17:39,918
‫- خونریزی داری.
‫- چی؟ نه، نه.

353
00:17:40,018 --> 00:17:42,418
‫نه، درد نداره.
‫نه، درد نداره.

354
00:17:42,618 --> 00:17:45,858
‫خیلی‌خب، باید قبل از این‌که عفونی بشه
‫باندپیچی‌اش کنیم.

355
00:17:46,058 --> 00:17:48,028
‫از این‌طرف. بیا اینجا.

356
00:17:48,128 --> 00:17:49,588
‫آهای، رئیس.

357
00:17:49,898 --> 00:17:51,961
‫پشت ساختمون حریق‌های لکه‌ای هست.

358
00:17:51,986 --> 00:17:54,801
‫حدود نیم هکتار یا یک هکتار
‫با رسیدن به درخت‌ها فاصله داره.

359
00:17:54,961 --> 00:17:57,238
‫گرین‌کرست، حالا بعلاوۀ آتیش‌سوزیِ ساختمون،

360
00:17:57,338 --> 00:17:58,968
‫آتیش‌سوزی پوشش‌های گیاهی هم داریم.

361
00:17:59,068 --> 00:18:02,708
‫به کامیون ۱۵۹۱ و تری راک نیاز دارم.

362
00:18:03,108 --> 00:18:05,278
‫به گروه ۱۵۹۱ بگید جلیقۀ ضد گلوله بیارن.

363
00:18:08,753 --> 00:18:10,386
‫ببخشید که طول کشید.

364
00:18:10,410 --> 00:18:12,248
‫دستگاه قهوه‌سازِ اینجا خیلی مزخرفه،

365
00:18:12,348 --> 00:18:13,918
‫ولی یه فرنچ‌پرس توی دفترم دارم.

366
00:18:13,942 --> 00:18:17,188
‫تمام این اتلاف وقت‌ها مسخره و بی‌فایده‌ست.
‫واحد جرم‌شناسی تماس گرفت.

367
00:18:17,788 --> 00:18:19,364
‫مدرک درست و حسابی گیر آوردن؟

368
00:18:19,388 --> 00:18:22,028
‫مدرک تقریبا بی‌چون و چرا.

369
00:18:22,328 --> 00:18:23,504
‫بخشی از دستگاه شعله‌افکنی که

370
00:18:23,528 --> 00:18:25,798
‫فکر می‌کنیم آتش‌افروز
‫باهاش آتیش رو راه انداخته.

371
00:18:25,898 --> 00:18:27,798
‫تونستن از روش اثر انگشت بردارن.

372
00:18:27,898 --> 00:18:30,747
‫وایستا ببینم. فکر می‌کنی آتش‌افروز،
‫آتش‌نشانیه که...

373
00:18:30,771 --> 00:18:33,044
‫بدون دستکش، یه شعله‌افکن رو گرفته دستش؟

374
00:18:33,068 --> 00:18:35,208
‫خب، این آتش‌افروز، سوخت رو...

375
00:18:35,233 --> 00:18:37,398
‫با کاتالیزورِ به شدت اشتعال‌پذیر خودش
‫جایگزین کرده

376
00:18:37,438 --> 00:18:39,114
‫و دستگاه شعله‌افکن رو تغییر داده.

377
00:18:39,138 --> 00:18:41,608
‫اون تغییرات رو بدون دستکش
‫خیلی راحت‌تر میشه داد.

378
00:18:41,708 --> 00:18:47,018
‫اون‌وقت چرا انقدر مطمئنی
‫که این دستگاه شعله‌افکن از ایستگاه ۴۲ اومده؟

379
00:18:47,988 --> 00:18:49,718
‫شماره سریالش اینه.

380
00:18:49,818 --> 00:18:51,288
‫یکی از هشت دستگاهیه که...

381
00:18:51,388 --> 00:18:53,879
‫۱۸ ماه پیش،
‫به این ایستگاه اختصاص داده شده.

382
00:18:54,758 --> 00:18:56,358
‫حالا اگه من جای تو بودم...

383
00:18:56,382 --> 00:18:58,604
‫دلم می‌خواست بدونم
‫وقتی اون دستگاه شعله‌افکن...

384
00:18:58,628 --> 00:19:02,098
‫گُم و گور شده بدون این‌که کسی بفهمه،
‫کی مسئول مراقبت از کامیون‌ها بوده.

385
00:19:03,538 --> 00:19:05,138
‫باشه.

386
00:19:13,508 --> 00:19:15,048
‫جلیقه‌ات رو پوشیدی. خیلی خوبه.

387
00:19:15,148 --> 00:19:16,618
‫شاید داخل خونه لازمت داشتیم.

388
00:19:16,642 --> 00:19:19,118
‫ولی در حال حاضر، روی پمپ کار می‌کنی.

389
00:19:19,218 --> 00:19:21,518
‫تا وقتی بهت نگفتم، کاری نکن.

390
00:19:21,618 --> 00:19:24,518
‫هیچ‌وقت تا موقعی که بهم نگفتی، کاری نمی‌کنم.

391
00:19:25,558 --> 00:19:26,658
‫آهای، جیک.

392
00:19:26,758 --> 00:19:28,058
‫آهای.

393
00:19:28,358 --> 00:19:29,774
‫وقتی ازم مخفی‌کاری می‌کنی

394
00:19:29,798 --> 00:19:31,258
‫چطور باید هوات رو داشته باشم؟

395
00:19:31,858 --> 00:19:33,544
‫چی میگی برای خودت؟

396
00:19:34,238 --> 00:19:36,738
‫در مورد آتیشی که بچه بودی راه انداختی.

397
00:19:38,038 --> 00:19:40,038
‫رئیس اسنو بهم گفت.

398
00:19:42,438 --> 00:19:44,408
‫من و بابام هم می‌دونن، مگه نه؟

399
00:19:44,608 --> 00:19:46,854
‫- آره، آره، ولی...
‫- اون‌وقت فکر نمی‌کردی

400
00:19:46,878 --> 00:19:49,042
‫ارزش مطرح کردن داشته باشه؟
‫اونم وقتی که از فاصلۀ نزدیک

401
00:19:49,075 --> 00:19:50,748
‫ازت پرسیدم آتوی دیگه‌ای ازت دارن یا نه!

402
00:19:51,448 --> 00:19:53,448
‫تو هم بهم شک داری، آره؟

403
00:19:54,561 --> 00:19:57,324
‫به‌خاطر اشتباهی که کردم؟

404
00:19:57,458 --> 00:19:58,758
‫اونم وقتی بچه بودم!

405
00:19:59,158 --> 00:20:02,028
‫- دلم نمی‌خواد...
‫- پس نکن، بُدی.

406
00:20:03,691 --> 00:20:07,539
‫پسر، اینجا همۀ بچه‌ها جوری بهم نگاه می‌کنن
‫که انگار کار من بوده.

407
00:20:08,798 --> 00:20:11,568
‫من اون آتیش‌ها رو راه ننداختم.

408
00:20:12,938 --> 00:20:14,608
‫خیلی‌خب.

409
00:20:15,308 --> 00:20:17,684
‫ولی اگه تو نکردی، پس...

410
00:20:17,708 --> 00:20:19,608
‫- چه خبره؟
‫- نمی‌دونم پسر.

411
00:20:19,908 --> 00:20:22,778
‫اصلاً رئیس اسنو چطور از گذشته‌ام خبردار شده؟

412
00:20:24,118 --> 00:20:25,718
‫دیگه کی می‌دونسته؟

413
00:20:27,088 --> 00:20:29,988
‫بُدی، این از اون چیزایی نیست
‫که برم جار بزنم.

414
00:20:30,088 --> 00:20:31,658
‫یعنی بعضی از...

415
00:20:31,682 --> 00:20:33,088
‫یه سری تجهیزات رو ببریم اون عقب.

416
00:20:33,188 --> 00:20:35,188
‫- بعدش برگرد اینجا. باشه؟
‫- باشه.

417
00:20:37,028 --> 00:20:38,458
‫اورایلی.

418
00:20:38,482 --> 00:20:40,174
‫- بله، چی شده؟
‫- تو به کارآگاه آتش‌نشانی...

419
00:20:40,198 --> 00:20:42,298
‫رفتی گفتی بچه که بودم
‫آتیش‌سوزی راه انداختم؟

420
00:20:42,498 --> 00:20:45,368
‫- تو گفتی؟
‫- آره. چطور؟

421
00:20:46,468 --> 00:20:47,608
‫نباید این کار رو می‌کردی.

422
00:20:47,632 --> 00:20:48,938
‫- شرمنده.
‫- نه، نه.

423
00:20:49,031 --> 00:20:51,136
‫به‌خاطر باباهامون داشتیم با هم صمیمی می‌شدیم.

424
00:20:51,160 --> 00:20:53,324
‫بهت اعتماد کردم که اینو گفتم.

425
00:20:53,348 --> 00:20:55,248
‫واقعاً صمیمی شدیم، رفیق.
‫شرمنده. خب؟

426
00:20:55,348 --> 00:20:57,027
‫فکر می‌کردم خودت بهش گفتی.

427
00:20:57,052 --> 00:20:59,654
‫- آره!
‫- توی این وضعیت باید شفاف‌سازی کنیم. خب؟

428
00:20:59,678 --> 00:21:02,564
‫باید خودمون رو تبرئه کنیم
‫تا بتونیم اون یارو رو پیدا کنیم.

429
00:21:02,588 --> 00:21:06,488
‫من گوشی‌ام رو دادم اسنو.
‫بهش گفتم هر چی می‌خواد بگرده.

430
00:21:07,228 --> 00:21:09,834
‫بابام همیشه توی پرونده‌های تحقیقاتی
‫روراست بوده،

431
00:21:09,858 --> 00:21:13,168
‫و یه طورایی فکر می‌کردم تو هم همین‌طور باشی.

432
00:21:14,398 --> 00:21:17,198
‫جیک! می‌خواستم کمک کنم.

433
00:21:17,222 --> 00:21:18,898
‫جیک!

434
00:21:18,998 --> 00:21:20,768
‫اورایلی.

435
00:21:21,068 --> 00:21:22,984
‫می‌دونم منو نمی‌شناسی، پسر.
‫ولی قسم می‌خورم

436
00:21:23,008 --> 00:21:24,608
‫فقط قصد کمک داشتم.

437
00:21:24,632 --> 00:21:29,108
‫نه، می‌خواستم بگم درکت می‌کنم.

438
00:21:29,718 --> 00:21:31,518
‫می‌دونی، من...

439
00:21:31,542 --> 00:21:34,248
‫آخرین آتش‌افروزی که ۱۵ سال پیش
‫توی «هزبی» گرفتن رو یادمه.

440
00:21:35,534 --> 00:21:36,716
‫مطمئنم بابات...

441
00:21:36,741 --> 00:21:39,177
‫- به اندازۀ مامان و بابای من عصبانی بوده.
‫- اوهوم.

442
00:21:39,302 --> 00:21:41,502
‫تا چند هفته فقط در مورد همین موضوع
‫ صحبت می‌کردیم.

443
00:21:43,898 --> 00:21:46,128
‫کار درستی کردی.

444
00:21:46,928 --> 00:21:47,998
‫ممنون.

445
00:21:48,364 --> 00:21:49,623
‫خواهش.

446
00:21:51,368 --> 00:21:53,368
‫جدی میگم.

447
00:21:55,538 --> 00:21:59,038
‫الان وقت مرور خاطرات نیست، بُدی.

448
00:21:59,338 --> 00:22:01,178
‫قصدم این نبود، فرمانده.

449
00:22:04,601 --> 00:22:05,754
‫فقط چند دقیقه مونده

450
00:22:05,778 --> 00:22:07,618
‫تا مسیر راه‌پله باز بشه.

451
00:22:07,718 --> 00:22:09,688
‫ظاهراً به زودی به دنی می‌رسیم.

452
00:22:12,618 --> 00:22:14,804
‫چی بگم والا.
‫شاید بهتر بود می‌فرستادمش پیش روانشناس.

453
00:22:14,828 --> 00:22:17,198
‫فقط... فکر می‌کردم اوضاع رو بدتر کنه.

454
00:22:17,298 --> 00:22:18,898
‫تقصیر تو نبود.

455
00:22:18,922 --> 00:22:20,268
‫تقصیر هیچ‌کس نبود.

456
00:22:20,292 --> 00:22:21,904
‫برای همینه که نباید در موردش صحبت کنیم.

457
00:22:22,128 --> 00:22:23,348
‫قصد فضولی ندارم

458
00:22:23,373 --> 00:22:25,876
‫ولی شاید لازم باشه در موردش صحبت کنید،

459
00:22:26,038 --> 00:22:27,408
‫حتی اگه دردناک باشه.

460
00:22:27,508 --> 00:22:30,408
‫اولش سعی کردم این کار رو بکنم
‫ولی انگار فقط درد برادرم بیشتر می‌شد.

461
00:22:30,668 --> 00:22:32,708
‫بعدش هم می‌رفت توی اتاقش
‫و بیرون نمی‌اومد.

462
00:22:33,748 --> 00:22:35,608
‫بعضی وقتا باید سماجت داشته باشی.

463
00:22:35,908 --> 00:22:38,478
‫کِی باید دست‌بردار بشی؟

464
00:22:38,578 --> 00:22:41,648
‫بعد از یه ماه؟ شش ماه؟

465
00:22:41,748 --> 00:22:43,029
‫یکسال؟

466
00:22:43,145 --> 00:22:45,105
‫ببینم، دنی چند وقته اونجاست؟

467
00:22:47,628 --> 00:22:50,504
‫خیلی‌خب، پسرا.
‫کاری کنید که اون آتیش...

468
00:22:50,528 --> 00:22:52,028
‫به درخت‌ها نرسه. رواله؟

469
00:22:52,128 --> 00:22:53,005
‫اطاعت.

470
00:22:53,030 --> 00:22:54,166
‫- آهای فرمانده.
‫- چیه؟

471
00:22:54,191 --> 00:22:56,421
‫- اینجا گوشی‌ات آنتن میده؟
‫- چرا؟

472
00:22:57,505 --> 00:22:59,114
‫توی اینترنت جست‌وجو کن کالین اورایلی.

473
00:22:59,138 --> 00:23:00,168
‫بی‌خیال، بُدی.

474
00:23:00,192 --> 00:23:01,285
‫داریم کار می‌کنیم، پسر.

475
00:23:01,309 --> 00:23:02,978
‫فرمانده، پای آبروی جیک در میونه.

476
00:23:03,002 --> 00:23:04,414
‫شایدم آیندۀ شغلی‌اش. می‌دونم...

477
00:23:04,438 --> 00:23:06,208
‫می‌دونم نمی‌خوای درگیر این قضیه بشی
‫ولی شدی.

478
00:23:06,408 --> 00:23:08,384
‫ببین پسر، ممکنه هزارتا کالین اورایلی...

479
00:23:08,408 --> 00:23:09,648
‫توی دنیا وجود داشته باشه.

480
00:23:10,248 --> 00:23:11,985
‫آره، ولی فقط یه کِرک اورایلی هست

481
00:23:12,005 --> 00:23:13,818
‫که اسطورۀ آتش‌نشانی کالیفرنیاست.

482
00:23:13,918 --> 00:23:16,648
‫پیدا کردن بچه‌اش توی اینترنت
‫نباید کار خیلی سخت باشه.

483
00:23:19,418 --> 00:23:20,558
‫باشه.

484
00:23:23,128 --> 00:23:24,758
‫آهای، بُدی.

485
00:23:24,782 --> 00:23:26,698
‫اینو خاموش کن.

486
00:23:30,568 --> 00:23:32,514
‫به محض این‌که امن شد،
‫شما دوتا رو می‌فرستم داخل،

487
00:23:32,538 --> 00:23:34,768
‫ولی به این ناحیۀ اینجا نزدیک نشید.

488
00:23:34,792 --> 00:23:36,344
‫اکثر مهمات اونجا قرار دارن.

489
00:23:36,368 --> 00:23:37,678
‫رئیس،

490
00:23:37,702 --> 00:23:40,094
‫اختلال استرسی پس از آسیب روانیِ دنی
‫بدتر از اونیه که فکر می‌کردیم.

491
00:23:40,119 --> 00:23:42,146
‫سه ساله که از اون اتاق بیرون نیومده.

492
00:23:42,308 --> 00:23:43,648
‫چی؟

493
00:23:43,748 --> 00:23:45,148
‫اصلاً چطور ممکنه؟

494
00:23:45,172 --> 00:23:47,288
‫تازه چرا خانواده‌اش اینو بهمون نگفتن؟

495
00:23:47,488 --> 00:23:48,864
‫اهل حرف زدن نیستن.

496
00:23:48,888 --> 00:23:50,818
‫حتماً باید آتیش‌سوزی می‌شد
‫تا حرف دلشون رو بزنن؟

497
00:23:50,842 --> 00:23:53,528
‫ظاهراً آره. اون بچه توی رویارویی با
‫ضایعۀ روانی‌اش هیچ کمکی نداشته.

498
00:23:54,598 --> 00:23:57,534
‫این‌که خودشو توی اون اتاق حبس کرده
‫در واقع داشته التماس می‌کرده کمکش کنن.

499
00:23:57,558 --> 00:23:59,574
‫خیلی‌خب، لی، نوریس...

500
00:23:59,598 --> 00:24:02,074
‫آماده باشید تا هر طور که تونستید
‫این بچه رو بیارید بیرون.

501
00:24:02,098 --> 00:24:03,298
‫چه با پاهای خودش، چه به زور.

502
00:24:03,322 --> 00:24:04,898
‫- چشم قربان.
‫- رئیس؟

503
00:24:05,398 --> 00:24:07,968
‫می‌دونی که بیماری که همکاری نمی‌کنه
‫سربارمون میشه.

504
00:24:08,068 --> 00:24:10,708
‫خیلی‌خب. ایده‌ای داری؟

505
00:24:12,338 --> 00:24:14,508
‫درک می‌کنم دنی داره چی می‌کشه.

506
00:24:14,532 --> 00:24:16,908
‫حس می‌کنم بدونم چطور میشه بیرون آوردش.

507
00:24:17,118 --> 00:24:18,248
‫منو بفرست.

508
00:24:18,348 --> 00:24:19,788
‫من یه بار رفتم داخل خونه.

509
00:24:19,812 --> 00:24:21,388
‫مسیر رو بلدم.
‫می‌تونم راهنمایی‌اش کنم.

510
00:24:21,488 --> 00:24:23,418
‫خیلی‌خب. برید تو کارش.

511
00:24:26,318 --> 00:24:28,488
‫ببین، طبق اطلاعات توی اینترنت...

512
00:24:28,588 --> 00:24:30,298
‫کرک اورایلی بچه‌ای نداشته.

513
00:24:31,498 --> 00:24:32,798
‫می‌دونستم.

514
00:24:33,098 --> 00:24:35,674
‫آتش‌افروزِ هزبی‌ای در کار نبود.
‫از خودم در آوردم.

515
00:24:35,698 --> 00:24:38,398
‫- چرا این کار رو کردی؟
‫- کالین دروغگوئه.

516
00:24:38,498 --> 00:24:41,068
‫چرا باید دروغ بگه
‫که پسر کرک اورایلی‌ه؟

517
00:24:43,108 --> 00:24:45,138
‫فرمانده، وانته آتیش گرفت.

518
00:24:45,238 --> 00:24:46,308
‫وایستا، وایستا.

519
00:24:46,332 --> 00:24:47,878
‫از تری راک به مرکز.

520
00:24:47,902 --> 00:24:50,218
‫یه خودرو پشت ساختمون آتیش گرفته.

521
00:24:50,318 --> 00:24:51,978
‫کسی داخلشه؟

522
00:24:53,478 --> 00:25:01,478
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

523
00:25:18,608 --> 00:25:20,908
‫خودتو نشون بده. کی هستی؟

524
00:25:25,418 --> 00:25:27,518
‫بچرخ.

525
00:25:28,018 --> 00:25:30,488
‫بذار صورتت رو ببینم.

526
00:25:30,588 --> 00:25:33,558
‫جیک نباش. جیک نباش.

527
00:25:52,752 --> 00:25:55,718
‫خیلی‌خب، تری راک،
‫اون حریق‌های لکه‌ای رو خاموش کنید.

528
00:25:55,750 --> 00:25:58,390
‫یالا! یالا!

529
00:25:58,918 --> 00:26:00,888
‫ماشین‌ها الکی این‌جوری نمی‌سوزن.

530
00:26:01,688 --> 00:26:03,458
‫اخیراً یه ماشین این‌جوری سوخت.

531
00:26:03,558 --> 00:26:06,288
‫اون شاسی بلندِ مسئول توسعه
‫توی پروژۀ ساخت و ساز والاس.

532
00:26:06,388 --> 00:26:10,428
‫آتش‌افروز زیرش کاتالیزور حریق ریخته بود.

533
00:26:11,558 --> 00:26:13,728
‫کی توی ماشین شخصی‌اش
‫دستگاه شعله‌افکن داره؟

534
00:26:13,828 --> 00:26:15,598
‫نمی‌دونم پسر.

535
00:26:15,622 --> 00:26:17,638
‫فرمانده...

536
00:26:17,738 --> 00:26:20,208
‫فکر کنم این وانت آتش‌افروز باشه.

537
00:26:20,908 --> 00:26:22,868
‫خیلی‌خب، زود باشید، پسرا.

538
00:26:22,968 --> 00:26:25,308
‫نذارید این شعله‌ها رشد کنن.

539
00:26:25,595 --> 00:26:27,408
‫به روی چشم، فرمانده.

540
00:26:29,148 --> 00:26:30,918
‫آهای، دنی!

541
00:26:30,942 --> 00:26:32,418
‫دنی!
‫صبر کن، صبر کن.

542
00:26:32,442 --> 00:26:34,118
‫دنی، صدامو می‌شنوی؟

543
00:26:34,318 --> 00:26:36,488
‫از این‌طرف. از این‌طرف. بیا.

544
00:26:37,188 --> 00:26:39,118
‫آهای، دنی. داریم میایم پیشت.

545
00:26:39,142 --> 00:26:40,628
‫هر وقت رفتی منم میام.

546
00:26:43,498 --> 00:26:44,558
‫اینو بگیر.

547
00:26:44,658 --> 00:26:47,428
‫خیلی‌خب، حاضر باش.
‫بازش کن! برو، برو.

548
00:26:47,528 --> 00:26:50,338
‫راه بیفت. راه بیفت. خاموشش کن.

549
00:26:52,968 --> 00:26:54,568
‫دنی، دنی، دنی.
‫هِی، هِی، گوش کن.

550
00:26:54,592 --> 00:26:57,573
‫اسم من جیک‌ه. اونی که اونجاست
‫رفیقم کالین‌ه، خب؟

551
00:26:57,622 --> 00:26:58,962
‫اومدیم اینجا که کمکت کنیم.

552
00:26:58,986 --> 00:27:01,454
‫جیک، باید بریم.
‫خیلی وقت نداریم.

553
00:27:01,478 --> 00:27:04,818
‫دنی. دنی، صدام رو می‌شنوی؟

554
00:27:04,842 --> 00:27:07,288
‫صدای شلیک گلوله‌ها رو می‌شنوم.

555
00:27:07,388 --> 00:27:09,888
‫نه، نه، نه، نه.
‫رفیق، دیگه صداشون نمیاد.

556
00:27:09,912 --> 00:27:11,358
‫گوش کن. گوش کن، رفیق. هِی.

557
00:27:11,382 --> 00:27:13,628
‫می‌تونی بهم بگی الان کجایی؟

558
00:27:14,241 --> 00:27:15,028
‫چی؟

559
00:27:15,053 --> 00:27:16,983
‫خب، پیش بابات نیستی.

560
00:27:17,007 --> 00:27:19,258
‫و تفنگ دستت نیست. باشه؟

561
00:27:19,358 --> 00:27:21,128
‫اوهوم؟ یه پیشنهادی دارم.

562
00:27:21,228 --> 00:27:24,168
‫بهم بگو الان توی این اتاق
‫چی می‌بینی...

563
00:27:24,268 --> 00:27:25,498
‫و چی می‌شنوی.

564
00:27:26,968 --> 00:27:28,238
‫یه پنجره می‌بینم.

565
00:27:28,338 --> 00:27:30,108
‫- خیلی‌خب.
‫- کتاب.

566
00:27:30,208 --> 00:27:32,308
‫- اوهوم.
‫- و یه لامپ.

567
00:27:32,408 --> 00:27:35,008
‫- خوبه.
‫- خیلی‌خب، آتیش چی؟ آتیش رو نمی‌بینی؟

568
00:27:35,032 --> 00:27:36,708
‫آهای، تمرکز کن.

569
00:27:39,718 --> 00:27:41,548
‫دنی، کارِت خوب بود.
‫حواست پیش من باشه.

570
00:27:41,572 --> 00:27:44,488
‫کارِت خوب بود.
‫بگو چه حسی داری؟

571
00:27:44,512 --> 00:27:45,888
‫- هان؟ چیو حس می‌کنی؟
‫- آره.

572
00:27:45,988 --> 00:27:48,928
‫زمین رو حس می‌کنم. گرماش رو.

573
00:27:48,952 --> 00:27:50,128
‫جیک، جداً باید بریم.

574
00:27:50,152 --> 00:27:51,998
‫باید راه بیفتیم.

575
00:27:52,022 --> 00:27:54,768
‫آخرین چیزی که ازت می‌خوام:
‫میشه بگی چی می‌شنوی؟

576
00:27:54,868 --> 00:27:56,698
‫می‌شنوم...

577
00:27:57,998 --> 00:27:59,638
‫- صدای شلیک گلوله‌ها دیگه نمیاد.
‫- دقیقاً.

578
00:27:59,662 --> 00:28:01,627
‫صداشون نمیاد،
‫پس یعنی امنه که ما بریم. خب؟

579
00:28:01,641 --> 00:28:02,860
‫و رفیقم کالین راست میگه.

580
00:28:02,884 --> 00:28:04,414
‫باید زودتر از اینجا بریم بیرون.

581
00:28:04,438 --> 00:28:06,478
‫پس، اینجاست که باید کمکم کنی.

582
00:28:06,578 --> 00:28:08,978
‫دستم رو بگیر و بیا راه بیفتیم.
‫یالا رفیق.

583
00:28:09,002 --> 00:28:11,318
‫- سمت چپمه!
‫- دارمت.

584
00:28:19,145 --> 00:28:21,158
‫خیلی‌خب، دقیقاً پشت سرش میری.

585
00:28:21,258 --> 00:28:22,488
‫اون می‌برتت بیرون. برو!

586
00:28:22,512 --> 00:28:24,558
‫خیلی‌خب، بریم! بریم! بریم.

587
00:28:24,658 --> 00:28:26,858
‫- سرت رو نیار بالا.
‫- برید، برید، برید.

588
00:28:26,958 --> 00:28:29,728
‫آره پسرا، از پسش بر میاین.

589
00:28:37,038 --> 00:28:40,108
‫دارید عالی پیش می‌رید، پسرا.
‫دارید عالی پیش می‌رید.

590
00:28:40,908 --> 00:28:44,378
‫ببین، کالین امروز مرخصی بوده
‫ولی اومده توی مأموریت.

591
00:28:44,478 --> 00:28:47,178
‫- خب؟
‫- پس حتماً خودش تا اینجا اومده.

592
00:28:47,288 --> 00:28:49,488
‫فرمانده، فکر کنم این وانت اون باشه.

593
00:28:49,512 --> 00:28:51,094
‫صرفاً چون در مورد باباش دروغ گفته

594
00:28:51,118 --> 00:28:52,394
‫فکر می‌کنی آتش‌افروزه؟

595
00:28:52,418 --> 00:28:53,864
‫نه، نه، یه دروغ تصادفی نیست.

596
00:28:53,888 --> 00:28:55,928
‫کالین از آریزونا منتقل شده اینجا.

597
00:28:56,028 --> 00:28:58,128
‫چند نفر رو توی اجواتر می‌شناسی

598
00:28:58,228 --> 00:28:59,958
‫که پلاک آریزونا داشته باشن؟

599
00:29:00,458 --> 00:29:01,598
‫نمی‌دونم والا.

600
00:29:01,622 --> 00:29:04,274
‫می‌خواد به عنوان چیزی دیده بشه
‫که در واقع نیست.

601
00:29:04,298 --> 00:29:05,814
‫یه قهرمان که خونِ قهرمان‌ها توی رگشه.

602
00:29:06,338 --> 00:29:08,084
‫این ذهنیت آدمیه که...

603
00:29:08,108 --> 00:29:11,038
‫آتش راه میندازه تا بتونه خاموشش کنه
‫و برای خاموش کردنش تحسین بشه.

604
00:29:11,338 --> 00:29:12,684
‫ضمناً چُغُلیِ جیک رو هم کرده.

605
00:29:12,708 --> 00:29:14,784
‫- چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه؟
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب.

606
00:29:14,808 --> 00:29:16,278
‫یه دوست توی کلانتری دارم. باشه؟

607
00:29:16,302 --> 00:29:17,894
‫بهش میگم استعلام این پلاکه رو بگیره.

608
00:29:17,918 --> 00:29:21,218
‫تا اون‌موقع برگرد سر کارِت و به رفقات کمک کن.

609
00:29:22,818 --> 00:29:24,588
‫لعنتی.

610
00:29:25,258 --> 00:29:27,228
‫خیلی‌خب، از پله‌ها بریم پایین
‫دیگه آزاد می‌شیم.

611
00:29:27,252 --> 00:29:29,758
‫شنیدی دنی؟ دیگه چیزی نمونده.

612
00:29:30,528 --> 00:29:32,498
‫برید کنار.

613
00:29:35,868 --> 00:29:37,468
‫جیک!

614
00:29:37,492 --> 00:29:40,098
‫بله، حالم خوبه. ولی گیر افتادم.

615
00:29:40,122 --> 00:29:42,368
‫دنی رو ببرید بیرون.

616
00:29:47,038 --> 00:29:49,308
‫- دنی!
‫- وای، خدا رو شکر.

617
00:29:49,408 --> 00:29:51,218
‫- حالت خوبه؟
‫- پرز.

618
00:29:51,318 --> 00:29:52,648
‫ارزیابی پزشکی.

619
00:29:52,672 --> 00:29:54,918
‫الان میرم سراغش، رئیس.

620
00:29:55,592 --> 00:29:57,272
‫کمک، رئیس!

621
00:29:58,218 --> 00:30:01,158
‫گیر افتادم و اصلاً دید ندارم.

622
00:30:01,558 --> 00:30:04,334
‫دریافت شد. همین الان نیروی کمکی می‌فرستم.

623
00:30:04,358 --> 00:30:05,674
‫- من برمی‌گردم داخل.
‫- آهای، آهای!

624
00:30:05,698 --> 00:30:07,258
‫- صبر کن!
‫- چیه؟

625
00:30:07,368 --> 00:30:09,598
‫- منظورتون چیه صبر کنم؟
‫- تنهایی نمی‌ری داخل.

626
00:30:09,622 --> 00:30:11,686
‫دوتا میرن داخل، دوتا میان بیرون، تازه‌کار.

627
00:30:11,710 --> 00:30:13,768
‫ماسک بزن. تو هم باهاش میری.

628
00:30:13,868 --> 00:30:15,308
‫برو!

629
00:30:16,338 --> 00:30:18,738
‫جیک هنوز داخله؟
‫اگه اشتباه نکنم درخواست کمک شنیدم.

630
00:30:18,838 --> 00:30:21,348
‫خیلی طول نمی‌کشه.
‫رفتیم بیاریمش.

631
00:30:22,048 --> 00:30:24,578
‫- چیه؟
‫- حالا دیگه مدرک واقعی داریم.

632
00:30:25,278 --> 00:30:26,894
‫نمی‌دونم چقدر طول می‌کشه

633
00:30:26,918 --> 00:30:30,318
‫تا اثرانگشتش رو توی صحنۀ جرم پیدا کنن
‫ولی به زودی اتفاق می‌افته.

634
00:30:30,418 --> 00:30:32,394
‫باید قانعش کنیم اعتراف کنه
‫و همه چی رو بهمون بگه

635
00:30:32,418 --> 00:30:34,488
‫تا بتونیم کمکش کنیم.
‫تا بتونیم یه وکیل براش بگیریم.

636
00:30:34,788 --> 00:30:37,539
‫سلام، برای جیک پاپوش دوختن.

637
00:30:37,766 --> 00:30:40,128
‫نه بُدی. الان دیگه مدارک زیادی وجود داره.

638
00:30:40,152 --> 00:30:42,728
‫نه، مامان.
‫من و فرمانده پیگیری کردیم.

639
00:30:42,828 --> 00:30:46,838
‫چرا هیچ‌کس توی این خانواده نمی‌تونه دخالت نکنه؟

640
00:30:47,008 --> 00:30:48,471
‫کارِ جیک نیست.

641
00:30:49,168 --> 00:30:50,608
‫توی صحنۀ جرم بوده

642
00:30:50,632 --> 00:30:52,678
‫و بهم دروغ گفته،
‫بعدش هم وقتی یه شعله‌افکن...

643
00:30:52,785 --> 00:30:56,361
‫از ایستگاه گُم شده
‫و سر از صحنۀ جرم در آورده، چشم‌پوشی کرده.

644
00:30:56,385 --> 00:30:58,118
‫شعله‌افکن؟

645
00:30:58,578 --> 00:31:00,588
‫مطمئناً می‌تونه یکی از شعله‌افکن‌های ما باشه.

646
00:31:00,612 --> 00:31:03,518
‫میگم که.
‫کالین خودشو به دروغ معرفی کرده.

647
00:31:03,618 --> 00:31:05,194
‫انگشت اتهام رو سمت جیک بُرده،

648
00:31:05,218 --> 00:31:07,788
‫اون‌وقت ماشینش پر از کاتالیزور
‫و شعله‌افکنه.

649
00:31:07,888 --> 00:31:09,658
‫ماشین شخصی‌اش!

650
00:31:09,958 --> 00:31:11,798
‫اصلاً امروز چرا اومده اینجا؟

651
00:31:12,337 --> 00:31:14,607
‫مطمئناً ماشین اونه؟

652
00:31:17,231 --> 00:31:19,271
‫خب، نتیجۀ استعلام پلاکش اومد.

653
00:31:19,295 --> 00:31:21,514
‫اون وانت به نام الکس شاکراس ثبت شده.

654
00:31:21,538 --> 00:31:23,638
‫الان من باید اون اسم رو بشناسم؟

655
00:31:23,738 --> 00:31:25,378
‫نه.

656
00:31:26,038 --> 00:31:27,948
‫ولی عکسش رو آره.

657
00:31:41,428 --> 00:31:42,928
‫جیک، داریم میایم.

658
00:31:42,952 --> 00:31:45,298
‫می‌تونی بگی دقیقاً کجایی؟

659
00:31:45,398 --> 00:31:46,860
‫یه جا گیر افتادم.

660
00:31:47,828 --> 00:31:50,068
‫طبقۀ دوم، بخش راست ساختمون.

661
00:31:50,093 --> 00:31:52,163
‫دارم سعی می‌کنم از دیوار عبور کنم.

662
00:32:15,388 --> 00:32:17,428
‫جیک؟

663
00:32:18,758 --> 00:32:20,528
‫جیک، کجایی؟

664
00:32:20,628 --> 00:32:21,668
‫جیک؟

665
00:32:22,426 --> 00:32:23,868
‫من همینجام.

666
00:32:23,968 --> 00:32:25,598
‫جیک، حالت خوبه؟

667
00:32:25,698 --> 00:32:29,338
‫آره، نزدیک بود سرتیتر روزنامه‌ها بشم
‫ولی حالم خوبه.

668
00:32:29,438 --> 00:32:31,108
‫- بیا دارمت. دارمت.
‫- نه، نه، نه، نه.

669
00:32:31,208 --> 00:32:33,378
‫- برو، برو، نمی‌خواد.
‫- یالا، بیاید از اینجا بریم بیرون.

670
00:32:33,478 --> 00:32:36,078
‫یالا، یالا، بیاید بریم.
‫راه بیفتید.

671
00:32:36,178 --> 00:32:37,648
‫دستیار رئیس اسنو.

672
00:32:38,060 --> 00:32:40,013
‫سیستم تشخیص اثر انگشت
‫یه مورد مطابق پیدا کرده.

673
00:32:40,037 --> 00:32:41,664
‫خوشحال میشی بدونی کرافورد نیست.

674
00:32:41,688 --> 00:32:44,718
‫بذار حدس بزنم. اثر انگشت کالین اورایلی‌ه؟

675
00:32:44,818 --> 00:32:46,918
‫یا ملقب به الکس شاکراس؟

676
00:32:48,028 --> 00:32:49,728
‫همیشه یه قدم ازم جلوتری.

677
00:32:49,828 --> 00:32:52,552
‫خب، تو تحقیقات خودتو داشتی،
‫ما هم تحقیقات خودمون رو.

678
00:32:52,576 --> 00:32:55,061
‫اینجا یه سری مدارک هست
‫که حتماً می‌خوای ببینی‌شون.

679
00:32:55,168 --> 00:32:56,368
‫الان میام.

680
00:32:56,392 --> 00:32:58,498
‫گشت پلیس کالیفرنیا
‫باید زودتر از من بیاد.

681
00:33:06,938 --> 00:33:09,154
‫به موقع به جیک رسیدیم.

682
00:33:09,178 --> 00:33:12,448
‫چی؟ نه، ما کاری نکردیم.
‫خودش خودشو آزاد کرد.

683
00:33:12,971 --> 00:33:14,908
‫بهش اکسیژن برسونید.

684
00:33:14,932 --> 00:33:16,648
‫یالا!

685
00:33:16,872 --> 00:33:19,558
‫هِی، هِی، برو عقب، برو عقب، برو عقب.

686
00:33:20,758 --> 00:33:21,928
‫اورایلی،

687
00:33:22,028 --> 00:33:23,628
‫فرمانده پرز معاینه‌ات می‌کنه

688
00:33:23,652 --> 00:33:25,328
‫تا یه موقع دود استنشاق نکرده باشی.

689
00:33:25,858 --> 00:33:27,258
‫برو.

690
00:33:30,476 --> 00:33:32,838
‫باید معاینه‌ات کنم، کالین.
‫بچرخ.

691
00:33:32,862 --> 00:33:34,850
‫- یا نکنه ترجیح میدی الکس صدات کنیم؟
‫- چی؟

692
00:33:35,690 --> 00:33:37,878
‫عه، عه! چه خبره؟

693
00:33:37,902 --> 00:33:40,308
‫- الکس کیه؟
‫- آتش‌افروز.

694
00:33:40,408 --> 00:33:41,178
‫چی؟

695
00:33:41,278 --> 00:33:42,478
‫بی‌خیال بابا!

696
00:33:42,502 --> 00:33:43,618
‫چه خبره؟

697
00:33:46,218 --> 00:33:47,748
‫باور کن اشتباه شده.

698
00:33:47,772 --> 00:33:49,248
‫نه، اشتباه نشده.

699
00:33:49,348 --> 00:33:51,118
‫تنها اشتباه‌مون این بود که استخدامت کردیم

700
00:33:51,211 --> 00:33:53,511
‫و به صورت ظاهری باور کردیم
‫که وارث هستی.

701
00:33:53,543 --> 00:33:54,412
‫ببینم...

702
00:33:54,437 --> 00:33:56,546
‫یعنی اون پسر کِرک اورایلی نیست؟

703
00:33:57,399 --> 00:33:58,698
‫اصلاً و ابداً.

704
00:33:58,798 --> 00:34:02,498
‫آدمیه که از تلاش برای
‫قهرمان‌بودن لذت می‌بره، آره؟

705
00:34:02,968 --> 00:34:04,598
‫ببخشید، برید کنار!

706
00:34:12,878 --> 00:34:15,248
‫مدارک رو دستکاری کردی
‫تا انگشت اتهام رو ببری سمت جیک.

707
00:34:15,770 --> 00:34:18,248
‫این‌که یه ضایعۀ روانی خلق کردی

708
00:34:18,348 --> 00:34:21,088
‫تا حرفای دلمون رو به هم بزنیم،
‫آخرتِ مریض بودنه، پسر.

709
00:34:21,948 --> 00:34:23,618
‫تو مریضی.

710
00:34:30,282 --> 00:34:32,758
‫تو رو راه دادم توی خونه‌ام.

711
00:34:33,658 --> 00:34:35,598
‫خانوادۀ منو به هم ریختی.

712
00:34:35,698 --> 00:34:38,938
‫کاری کردی که یکی از خودمون رو
‫زیر سؤال ببریم.

713
00:34:39,038 --> 00:34:41,308
‫نه.

714
00:34:41,608 --> 00:34:44,238
‫این یکی تقصیر منه.

715
00:34:45,138 --> 00:34:47,038
‫جیک...

716
00:34:47,364 --> 00:34:49,534
‫شرمنده‌ام.

717
00:34:53,388 --> 00:34:56,548
‫می‌دونی، تو صرفاً یه بزدلی.

718
00:34:57,720 --> 00:34:58,931
‫باید می‌دونستی که بالأخره...

719
00:34:58,956 --> 00:35:00,553
‫یه نفر آگهی فوتِ کرک اورایلی رو می‌بینه

720
00:35:00,578 --> 00:35:02,254
‫و می‌فهمه که بچه‌ای نداشته.

721
00:35:02,278 --> 00:35:04,749
‫چی بگم والا.

722
00:35:05,058 --> 00:35:07,558
‫هر چی دروغ بزرگتری باشه،
‫هیجانش بیشتر میشه.

723
00:35:09,528 --> 00:35:11,444
‫از جلوی چشمام دورش کن، مانی.

724
00:35:11,468 --> 00:35:14,708
‫با کمال میل، رئیس.
‫بیا بریم.

725
00:35:19,608 --> 00:35:24,218
‫پس آتش‌افروز واقعی
‫کل این مدت جلوی چشماتون بوده

726
00:35:25,584 --> 00:35:27,788
‫ولی شما دوتا به من اتهام زدین.

727
00:35:30,688 --> 00:35:33,058
‫چرا؟

728
00:35:34,658 --> 00:35:38,998
‫یه دروغ و اشتباهی که توی بچگی‌هام کردم
‫منو آتش‌افروز می‌کنه؟

729
00:35:39,098 --> 00:35:40,528
‫تمام اعتمادی که بهم داشتید رو...

730
00:35:40,552 --> 00:35:41,644
‫از بین می‌بره؟

731
00:35:41,668 --> 00:35:43,598
‫نه، نه! از تک تک لحظات این قضیه متنفر بودم

732
00:35:43,698 --> 00:35:45,568
‫ولی اون سرنخ‌ها تمومی نداشتن.

733
00:35:45,592 --> 00:35:48,568
‫چرا... چرا رفته بودی شهرستان دریک؟ چرا؟

734
00:35:53,478 --> 00:35:56,148
‫هنوز سؤال درست رو ازم نمی‌پرسید.

735
00:36:07,298 --> 00:36:10,198
‫- امروز نردبون پنج متری رو تیک زدی.
‫- ولی خب چه فایده؟

736
00:36:10,624 --> 00:36:12,485
‫تونستم کارش بذارم
‫ولی جلوی چشم همه...

737
00:36:12,598 --> 00:36:14,398
‫ضایع شدم و نتونستم دنی رو نجات بدم.

738
00:36:14,858 --> 00:36:17,805
‫خب، اصلاً دوست ندارم به روت بیارم، تازه‌کار،

739
00:36:17,898 --> 00:36:19,898
‫ولی هیچ‌کس متوجه نشد.

740
00:36:20,198 --> 00:36:21,638
‫منظورت چیه؟

741
00:36:21,662 --> 00:36:23,678
‫رفتم بالا و بدونِ اون برگشتم.

742
00:36:23,702 --> 00:36:26,938
‫این داستانِ توئه، داستانِ اصلی نیست.

743
00:36:26,962 --> 00:36:29,508
‫داستان دنی اینه که امروز نمُرد.

744
00:36:29,608 --> 00:36:33,478
‫داستان مامانش اینه که نزدیک بود پسرش رو بکُشه

745
00:36:33,578 --> 00:36:36,648
‫چون حاضر نبوده در مورد این فاجعه صحبت کنه.

746
00:36:37,048 --> 00:36:38,788
‫برای من...

747
00:36:38,888 --> 00:36:41,758
‫یه روز کاریِ دیگه بود.

748
00:36:41,782 --> 00:36:43,858
‫و داستان جیک...

749
00:36:46,198 --> 00:36:48,798
‫هیچ‌کس بهت نگاه نمی‌کنه، گبز.

750
00:36:48,998 --> 00:36:51,498
‫همه سرگرم داستان خودشونن.

751
00:36:59,358 --> 00:37:01,808
‫بوریتوهای معروفِ فرمانده؟
‫مناسب...

752
00:37:01,832 --> 00:37:03,108
‫مناسبتش چیه؟

753
00:37:03,132 --> 00:37:04,878
‫وای نه. می‌خوای از خونه‌مون بری، آره؟

754
00:37:04,902 --> 00:37:07,848
‫بله خانم، ولی...

755
00:37:07,872 --> 00:37:09,688
‫نه تا وقتی که یه جا پیدا کنم.

756
00:37:10,758 --> 00:37:12,858
‫نه، این پروندۀ تحقیقات آتش‌افروز...

757
00:37:12,958 --> 00:37:18,098
‫باعث شد بفهمم که چقدر درگیرِ...

758
00:37:18,122 --> 00:37:20,034
‫تمام مسائل خانوادۀ لئونی هستم،
‫می‌دونی؟

759
00:37:20,058 --> 00:37:21,968
‫- یعنی خوشت نمیاد؟ آخه...
‫- خب، آره...

760
00:37:21,993 --> 00:37:24,823
‫حرفم اینه که امروز سعی کردم
‫روی کار تمرکز کنم،

761
00:37:24,847 --> 00:37:28,038
‫ولی همه‌ش جذب می‌شدم
‫توی مسائل شخصی و...

762
00:37:28,138 --> 00:37:31,408
‫فکر کنم وقتش باشه
‫که یه حد و حدودی مشخص کنم.

763
00:37:32,374 --> 00:37:34,384
‫خب، مرزبندی چیزِ خوبیه.

764
00:37:34,408 --> 00:37:36,148
‫- اوهوم.
‫- دقیقاً.

765
00:37:36,172 --> 00:37:39,418
‫واسه همین خوابیدن توی اتاق پذیراییِ رئیسم

766
00:37:39,442 --> 00:37:41,918
‫کاملاً برعکس مرزبندی‌ه
‫پس باید برم.

767
00:37:46,771 --> 00:37:48,181
‫ببینید...

768
00:37:48,206 --> 00:37:51,097
‫شماها می‌دونید که جیک می‌بخشتتون دیگه؟

769
00:37:51,695 --> 00:37:53,565
‫می‌بخشه. فقط...

770
00:37:54,098 --> 00:37:56,828
‫باید بهش فرصت بدید.
‫همین.

771
00:37:56,928 --> 00:37:58,868
‫خیلی‌خب.

772
00:38:01,813 --> 00:38:03,913
‫زود باشید.
‫بیاید تا از دهن نیفتاده بخوریمش.

773
00:38:03,938 --> 00:38:05,678
‫خیلی بوی خوبی میده.

774
00:38:10,048 --> 00:38:12,394
‫می‌دونی، بچه که بودیم...

775
00:38:12,418 --> 00:38:13,888
‫خیلی صمیمی بودیم.

776
00:38:14,388 --> 00:38:17,388
‫همیشه همه می‌گفتن مثل دوتا داداشیم.

777
00:38:17,488 --> 00:38:19,888
‫مسائل مربوط به خانواده آسون نیست.

778
00:38:19,988 --> 00:38:23,428
‫آره خب، ولی من هِی می‌گفتم آتش‌افروز نیستم.

779
00:38:24,698 --> 00:38:26,498
‫و نبودم.

780
00:38:28,198 --> 00:38:29,598
‫خیلی آسونه.

781
00:38:30,727 --> 00:38:33,057
‫منم بهت اعتماد داشتم.

782
00:38:33,171 --> 00:38:35,711
‫توش اما و اگر نیاوردم.
‫که البته حقت هم بود.

783
00:38:35,938 --> 00:38:39,508
‫ولی بعدش با یه رازی غافل‌گیر شدم

784
00:38:39,532 --> 00:38:41,084
‫که بچه بودی آتیش راه انداختی.

785
00:38:41,108 --> 00:38:43,808
‫آره دقیقاً. «بچه» که بودم، بُدی.

786
00:38:44,618 --> 00:38:47,618
‫ولی بعد از اون چی‌کار کردم
‫که مستحق این رفتار باشم؟

787
00:38:48,218 --> 00:38:52,388
‫بگذریم. جیک...
‫چیز دیگه‌ای هست که ندونم؟

788
00:38:55,438 --> 00:38:57,478
‫خیلی چیزا، بُدی.

789
00:38:57,898 --> 00:39:00,328
‫خیلی چیزا.

790
00:39:01,328 --> 00:39:03,428
‫قضیه این نیست که قدردانِ...

791
00:39:04,367 --> 00:39:07,160
‫مامان و بابات نباشم
‫که آتیشی که راه انداختم رو لاپوشونی کردن.

792
00:39:09,138 --> 00:39:10,644
‫فقط ای‌کاش...

793
00:39:10,668 --> 00:39:13,578
‫یکی می‌اومد ازم می‌پرسید
‫چرا اون کار رو کردم.

794
00:39:15,748 --> 00:39:18,278
‫چرا آتیش‌سوزی راه انداختی؟

795
00:39:27,118 --> 00:39:28,558
‫تازه خبردار شده بودم که بابام...

796
00:39:28,658 --> 00:39:31,798
‫یه زن دیگه گرفته و بچه‌دار شدن.

797
00:39:32,398 --> 00:39:35,342
‫پسر، خیلی وحشت کرده بودم

798
00:39:35,366 --> 00:39:37,698
‫که یه موقع ول‌مون نکنه و بره.

799
00:39:43,138 --> 00:39:45,608
‫پس اون آتیش، تقاضای کمک بوده؟

800
00:39:47,208 --> 00:39:50,378
‫تا حالا اینو به کسی نگفتم، پسر.

801
00:39:50,478 --> 00:39:52,478
‫چون وقتی یازده سالته

802
00:39:53,178 --> 00:39:55,848
‫و از رازِ بابات خبردار میشی...

803
00:39:57,318 --> 00:39:59,758
‫ولی بعدش می‌میره،

804
00:40:01,358 --> 00:40:03,758
‫اون راز رو نگه می‌داری، بُدی.

805
00:40:05,128 --> 00:40:06,398
‫و از اون‌موقع تا حالا...

806
00:40:06,422 --> 00:40:08,768
‫دیگه واقعاً نمی‌دونستم
‫که چیا رو باید نگه دارم

807
00:40:08,868 --> 00:40:12,298
‫و چیا رو با دیگران سهیم بشم.

808
00:40:13,798 --> 00:40:21,441
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

809
00:40:22,941 --> 00:40:24,911
‫خیلی متأسفم.

810
00:40:25,378 --> 00:40:27,778
‫ازم بپرس چرا رفتم شهرستان دریک.

811
00:40:30,218 --> 00:40:33,388
‫برام مهم نیست، پسر.
‫حرفتو قبول دارم.

812
00:40:33,412 --> 00:40:34,428
‫نه، بیا.

813
00:40:34,452 --> 00:40:37,858
‫بگیر بشین. خواهش می‌کنم.
‫بُدی، خواهش می‌کنم.

814
00:40:48,408 --> 00:40:51,338
‫گوش کن، پسر. وقتی...

815
00:40:51,438 --> 00:40:54,908
‫نتونستم مامانت رو نجات بدم،

816
00:40:56,948 --> 00:40:59,078
‫خیلی داغون شدم، بُدی.

817
00:40:59,178 --> 00:41:01,018
‫آره، می‌دونم.

818
00:41:01,618 --> 00:41:06,558
‫مامانت گفت
‫هیچ‌وقت قبول نمی‌کنه کلیۀ تو رو بگیره،

819
00:41:07,058 --> 00:41:10,604
‫پس نمی‌دونم چرا ولی فکر کردم که...

820
00:41:10,628 --> 00:41:13,358
‫خب، از اونجایی که کلیه‌ام بهش می‌خورد،
‫شاید این بچه‌ای...

821
00:41:13,382 --> 00:41:17,068
‫که از اون یکی همسرِ بابام بود،
‫اونم کلیه‌اش بخوره.

822
00:41:18,207 --> 00:41:20,337
‫دیگه فکرهای عجیب و غریب کردی.

823
00:41:21,338 --> 00:41:24,078
‫- خیلی بعیده.
‫- می‌دونم.

824
00:41:24,478 --> 00:41:27,708
‫ولی به هر حال پیداش کردم.

825
00:41:28,608 --> 00:41:31,678
‫پس توی شهرستان دریک زندگی می‌کنه.

826
00:41:35,918 --> 00:41:38,658
‫بُدی، من اون پسره رو دیدم.

827
00:41:40,558 --> 00:41:42,988
‫از توی عکس‌های اینترنت پیداش کردم.

828
00:41:44,198 --> 00:41:48,928
‫و بخشی از وجودم
‫همیشه دلش می‌خواست پیداش کنه.

829
00:41:50,728 --> 00:41:54,138
‫و شاید واسه همین انتظار داشتم که حس کنم...

830
00:41:55,538 --> 00:41:57,908
‫اون برادرمه.

831
00:42:02,678 --> 00:42:04,589
‫ولی غریبه بود.

832
00:42:08,318 --> 00:42:10,718
‫پس حس خیلی بدی داشت...

833
00:42:13,358 --> 00:42:16,388
‫که با وجود این کارم،
‫و همۀ کارهایی که کردم

834
00:42:16,688 --> 00:42:18,958
‫تا از این خونه و همۀ ساکنینش...

835
00:42:20,968 --> 00:42:23,068
‫محافظت کنم...

836
00:42:25,998 --> 00:42:30,368
‫امروز اومدم دیدم حتی یه دونه‌شون هم
‫هوام رو نداشت.

837
00:42:31,208 --> 00:42:34,778
‫تا حالا توی زندگی‌ام انقدر احساس تنهایی نکردم.

838
00:42:39,148 --> 00:42:40,878
‫خیلی‌خب. بیا.

839
00:42:43,088 --> 00:42:45,318
‫من مثل برادرت می‌مونم.

840
00:42:46,772 --> 00:42:48,525
‫تا ابد.

841
00:42:48,549 --> 00:42:53,549
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
