1
00:00:06,025 --> 00:00:07,676
‫آنچه در «سرزمین آتش» گذشت...

2
00:00:07,700 --> 00:00:09,200
‫یالا، دست منو بگیر.

3
00:00:09,242 --> 00:00:10,844
‫- بُدی! یالا!
‫- بابا!

4
00:00:12,478 --> 00:00:14,647
‫نه، نه، نه، بُدی!

5
00:00:15,857 --> 00:00:17,559
‫گابریلا، چی‌کار می‌کنی؟

6
00:00:17,585 --> 00:00:19,554
‫نه!

7
00:00:22,491 --> 00:00:23,742
‫زنده‌ام؟

8
00:00:23,767 --> 00:00:26,134
‫وقتی اون‌جوری پریدم دنبالت،
‫بایدم زنده باشی.

9
00:00:26,159 --> 00:00:28,228
‫پریدی تا نجاتم بدی؟

10
00:00:28,253 --> 00:00:30,601
‫بُدی! بیاید کمکش کنیم.

11
00:00:31,564 --> 00:00:33,733
‫- ببین، باید یه صحبتی با هم بکنیم.
‫- در مورد چی؟

12
00:00:33,758 --> 00:00:34,992
‫تو و بُدی.

13
00:00:35,317 --> 00:00:38,046
‫بهش قول داده بودم
‫برای تولد ده سالگیش میام بیرون.

14
00:00:38,071 --> 00:00:39,540
‫چارلی، قرار نیست برگردی زندان.

15
00:00:39,564 --> 00:00:42,154
‫لیست انتظار عمل پیوند،
‫ممکنه تا ده سال طول بکشه،

16
00:00:42,179 --> 00:00:44,762
‫پس باید همین الان اقدام کنیم.

17
00:00:44,777 --> 00:00:46,936
‫من حتی واجد شرایط عمل پیوند هم نیستم.

18
00:00:46,960 --> 00:00:49,624
‫با متخصصت صحبت می‌کنم
‫و اگه بگه برای دورۀ درمانی بیام،

19
00:00:49,648 --> 00:00:51,271
‫با پرواز میرم انجامش میدم.

20
00:00:51,296 --> 00:00:53,233
‫قانوناً فامیلیش رو عوض کرده

21
00:00:53,257 --> 00:00:55,295
‫تا ما پیداش نکنیم. اینو می‌دونستی؟

22
00:01:02,995 --> 00:01:04,697
‫خیلی‌خب، آقایون. آماده باشید...

23
00:01:04,722 --> 00:01:07,196
‫تا تمرینات‌مون رو با ایستگاه ۴۲ انجام بدیم.

24
00:01:09,204 --> 00:01:11,704
‫[آتش‌نشانی کالیفرنیا]

25
00:01:11,728 --> 00:01:20,428
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

26
00:01:20,521 --> 00:01:23,234
‫[وینسنت لئونی]

27
00:01:26,886 --> 00:01:28,439
‫وقتی بچه‌ات زندانیه، یه چیزی هست

28
00:01:28,464 --> 00:01:31,190
‫که هیچ‌کس براش آماده‌ات نمی‌کنه
‫و اون انتظاره.

29
00:01:31,857 --> 00:01:33,868
‫نمی‌تونیم هر وقت خواستیم بغلش کنیم،

30
00:01:33,893 --> 00:01:36,175
‫حتی نمی‌تونیم هر وقت خواستیم
‫سرش داد بزنیم.

31
00:01:36,200 --> 00:01:37,930
‫انگار خودم نمی‌دونم.

32
00:01:40,232 --> 00:01:42,300
‫بعد از اینکه بُدی رو توی جنگل پیدا کردیم،

33
00:01:43,436 --> 00:01:44,751
‫اون‌قدر سریع گذاشت رفت

34
00:01:44,776 --> 00:01:47,507
‫که فرصت نکردم بهش بگم...

35
00:01:48,200 --> 00:01:50,326
‫توی عملیات واقعاً مایۀ افتخارم شد.

36
00:01:50,350 --> 00:01:51,486
‫امروز بهش بگو، وینس.

37
00:01:51,510 --> 00:01:53,080
‫یه کم امیدوارتر باش...

38
00:01:53,104 --> 00:01:56,549
‫وای خدا، جواب آزمایشم
‫توی اون اپلیکیشن رباتِ دکتری...

39
00:01:56,616 --> 00:01:58,718
‫که لی‌لی مجبورم کرد دانلودش کنم اومده.

40
00:01:58,785 --> 00:02:00,382
‫- خب؟
‫- اوضاع خوبه.

41
00:02:01,006 --> 00:02:02,728
‫کراتینِ بدنم اومده پایین.

42
00:02:03,288 --> 00:02:03,981
‫عه.

43
00:02:04,005 --> 00:02:05,250
‫داره زنگ می‌زنه. خیلی‌خب.

44
00:02:05,275 --> 00:02:08,446
‫اگه الکی امیدوار شده باشم چی؟

45
00:02:08,671 --> 00:02:10,829
‫اگه خودت جوابشو ندی، من جواب میدم.

46
00:02:12,632 --> 00:02:16,803
‫لی‌لی، این اعداد همون معنی‌ای رو میدن
‫که من فکر می‌کنم؟

47
00:02:18,200 --> 00:02:20,057
‫ممنون.

48
00:02:21,507 --> 00:02:23,876
‫همین الان واجد شرایطِ عمل پیوند شدم.

49
00:02:31,420 --> 00:02:33,322
‫اوه...

50
00:02:37,924 --> 00:02:40,326
‫بررسی سلامت جسمانی‌ات چطور پیش رفت؟

51
00:02:40,351 --> 00:02:43,596
‫حال بیمار خوبه (خودشو میگه)
‫ولی با سیم خاردار...

52
00:02:43,663 --> 00:02:45,398
‫دعوام شد و کتک خوردم.

53
00:02:45,465 --> 00:02:46,766
‫آخ!

54
00:02:47,538 --> 00:02:51,104
‫امروز صبح خیلی با عجله از خونه زدی بیرون.

55
00:02:51,470 --> 00:02:53,841
‫تا اینجا دویدم و
‫ خونِ بدنم رو به جریان انداختم.

56
00:02:53,865 --> 00:02:56,250
‫آخه بعد از ترخیص از بیمارستان
‫اولین روزیه که برگشتم اینجا.

57
00:02:56,475 --> 00:02:59,645
‫مطمئنی دلیل اینکه اومدی توی ایستگاه تمرین کنی
‫این نیست که...

58
00:02:59,670 --> 00:03:01,321
‫می‌خوای از صحبت در مورد بُدی طفره بری؟

59
00:03:01,346 --> 00:03:04,517
‫چیزی نمونده که بخوایم صحبتش رو بکنیم.

60
00:03:04,584 --> 00:03:06,200
‫باشه؟

61
00:03:06,385 --> 00:03:09,856
‫بُدی زنگ زد بیمارستان تا مطمئن بشه
‫در راه نجاتش نمُردم.

62
00:03:09,922 --> 00:03:12,024
‫تو و اون کم کم دارید به یاد میارید

63
00:03:12,049 --> 00:03:13,681
‫که مثل دوتا داداش بودین

64
00:03:13,706 --> 00:03:17,105
‫و اینکه ما با هم یه خانوادۀ بزرگِ
‫آتش‌نشانیِ کالیفرنیا هستیم.

65
00:03:17,130 --> 00:03:18,200
‫مگه نه؟

66
00:03:18,650 --> 00:03:20,520
‫یه... یه چیزی رو می‌دونی؟

67
00:03:20,559 --> 00:03:24,311
‫با اینکه سال اولی هستی،
‫رفاقت رو به حد اعلی رسوندی.

68
00:03:27,773 --> 00:03:30,076
‫وقتی دیدم پریدی پایین،

69
00:03:30,700 --> 00:03:32,492
‫چه‌می‌دونم، یهویی...

70
00:03:32,517 --> 00:03:36,588
‫ببین، تنها چیزی که دیدم
‫این بود که برای بُدی پریدی پایین.

71
00:03:37,016 --> 00:03:38,985
‫عزیزم، میشه لطفاً الان

72
00:03:39,017 --> 00:03:40,530
‫این مسئله‌ی پیچیده رو مطرح نکنیم؟

73
00:03:40,555 --> 00:03:43,143
‫گوش کن، گوش کن، حرفم این بود که...

74
00:03:44,707 --> 00:03:47,260
‫چیزی که باید می‌دیدم، تو بودی.

75
00:03:47,326 --> 00:03:51,597
‫گبز، باید شجاعت و تعهد و استعدادت رو می‌دیدم.

76
00:03:51,664 --> 00:03:53,099
‫قبلاً خیلی چیزا گفتم،

77
00:03:53,166 --> 00:03:56,107
‫ولی می‌خواستم حتماً
‫اینایی که الان گفتم رو هم بشنوی.

78
00:04:00,035 --> 00:04:03,351
‫امشب وقتی با همدیگه رفتیم خونه،

79
00:04:03,376 --> 00:04:06,200
‫بقیۀ وسایلم رو هم باز می‌کنیم.

80
00:04:09,048 --> 00:04:10,838
‫شما چون صاحبین مشاغل کوچک هستید،

81
00:04:10,898 --> 00:04:13,795
‫یادگیریِ نحوۀ استفاده از کپسول آتش‌نشانی
‫در لحظۀ نیاز...

82
00:04:13,820 --> 00:04:16,189
‫مسلماً فکر خوبی نیست.

83
00:04:16,213 --> 00:04:18,175
‫پس، امروز یه آتیش مهار شده راه میندازیم

84
00:04:18,200 --> 00:04:19,492
‫تا یادتون بدیم چطور خاموشش کنید.

85
00:04:19,553 --> 00:04:22,189
‫گبز، می‌خوای افتخارش نصیب تو بشه؟

86
00:04:22,214 --> 00:04:23,852
‫اوهوم.

87
00:04:25,352 --> 00:04:33,352
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

88
00:04:35,255 --> 00:04:37,443
‫آهای داناوان، باهامون میای؟

89
00:04:37,710 --> 00:04:40,012
‫ببین، ببین، بسپارش به من.

90
00:04:42,548 --> 00:04:44,016
‫سلام.

91
00:04:47,286 --> 00:04:48,634
‫یه لطفی در حقم بکن.

92
00:04:49,059 --> 00:04:51,164
‫دیگه از بالای پل‌ها نپر پایین،

93
00:04:51,189 --> 00:04:53,391
‫حداقل یه امروز رو! باشه؟

94
00:04:54,670 --> 00:04:56,530
‫حتماً برات عجیبه که دوباره برگشتی ایستگاه.

95
00:04:57,295 --> 00:04:59,632
‫عجیب‌تر از این نیست که
‫تو امروز مربی‌ام هستی.

96
00:05:00,603 --> 00:05:02,051
‫پوستت رو می‌کَنم.

97
00:05:02,075 --> 00:05:04,178
‫فکر می‌کردم فقط
‫جلسۀ امنیت تجهیزات آتش‌نشانی‌ه.

98
00:05:04,203 --> 00:05:08,674
‫اووووه، امروز خودت متوجه میشی.

99
00:05:10,341 --> 00:05:12,100
‫بذار برم آماده بشم.

100
00:05:15,299 --> 00:05:18,062
‫چهار پیام صوتیِ جدید دارید.

101
00:05:18,100 --> 00:05:21,181
‫مانی پرز، بیمۀ اتومبیل‌تون دو ماه عقب افتاده.

102
00:05:21,206 --> 00:05:22,786
‫لطفاً به محض اینکه

103
00:05:22,811 --> 00:05:24,823
‫این پیام رو دریافت کردید،
‫باهامون تماس بگیرید.

104
00:05:26,454 --> 00:05:28,528
‫از بانک «هومبولت میچوال» تماس گرفتم.

105
00:05:28,552 --> 00:05:31,707
‫می‌خواستم ببینم چطور می‌تونیم
‫به پرداخت معوقۀ کارت اعتباری‌تون کمک کنیم.

106
00:05:31,732 --> 00:05:33,919
‫لطفاً با این شماره‌مون تماس بگیرید.

107
00:05:34,066 --> 00:05:35,668
‫۱۸۰۰...

108
00:05:48,100 --> 00:05:49,916
‫خیلی‌خب، همگی گوش کنید.

109
00:05:50,482 --> 00:05:52,985
‫می‌خواستم یه چیزی رو اعلام کنم.

110
00:05:53,588 --> 00:05:55,121
‫چارلیِ عزیزمون...

111
00:05:55,221 --> 00:05:57,490
‫امروز ظهر آزادی مشروطِ پیش از موعد می‌گیره!

112
00:05:57,514 --> 00:05:59,358
‫ایول!

113
00:06:01,774 --> 00:06:04,415
‫دو ساعت دیگه باید پیش شما دلقک‌ها بمونم
‫ولی کیه که براش مهم باشه؟

114
00:06:04,440 --> 00:06:06,470
‫برای همه‌مون، پسر.
‫برای ما مهمه.

115
00:06:06,995 --> 00:06:08,668
‫می‌دونید، اگه چارلی توی زندان می‌موند،

116
00:06:09,334 --> 00:06:11,542
‫هنوز شش ماه دیگه از محکومیتش می‌موند.

117
00:06:11,567 --> 00:06:13,462
‫ولی چون توی این طرح شرکت کرد،

118
00:06:13,487 --> 00:06:16,258
‫امروز می‌تونه زودتر بره پیش خانواده‌اش.

119
00:06:16,283 --> 00:06:18,975
‫چارلی! الگوی بقیه شدی!

120
00:06:19,011 --> 00:06:20,908
‫برو دیگه، مَرد! چی می‌خوای اینجا؟

121
00:06:21,933 --> 00:06:24,580
‫خیلی‌خب، دوست ندارم توی روز آخر
‫حوصله‌ات رو سر ببرم،

122
00:06:24,605 --> 00:06:28,343
‫ولی امروز یه پروتکل امنیتیِ روتین رو
‫در زمان آتش‌سوزی تمرین می‌کنیم.

123
00:06:28,368 --> 00:06:29,836
‫باید به‌درد بخور باشه،

124
00:06:29,861 --> 00:06:32,431
‫چون رسماً برای عضویت توی آتش‌نشانی کالیفرنیا
‫تقاضا کردم.

125
00:06:33,056 --> 00:06:34,877
‫هِی، هِی، هِی، اینکه یکی‌مون...

126
00:06:34,902 --> 00:06:37,181
‫کاری رو بکنه
‫که ما الان داریم می‌کنیم، خنده‌دار نیست.

127
00:06:37,328 --> 00:06:39,281
‫ولی خوبیش به اینه که بیشتر حقوق می‌گیری.

128
00:06:39,406 --> 00:06:41,085
‫فرصت‌های بیشتری برای کمک به مردم داری.

129
00:06:41,110 --> 00:06:43,671
‫سخته که بخوای سابقۀ کیفری‌ات رو پاک کنی
‫تا واجد شرایط بشی ولی...

130
00:06:43,744 --> 00:06:46,017
‫آتش‌نشانی کالیفرنیا باید از خداش باشه
‫که تو عضوش باشی.

131
00:06:46,042 --> 00:06:47,033
‫آره.

132
00:06:47,470 --> 00:06:48,800
‫این حرفت برام ارزشمنده،

133
00:06:48,825 --> 00:06:51,739
‫چون فرزند بزرگان آتش‌نشانی
‫یعنی خانوادۀ لئونی بهم گفت.

134
00:06:52,711 --> 00:06:54,279
‫نمی‌دونستم سالمندان رو هم جذب می‌کنن.

135
00:06:54,304 --> 00:06:55,656
‫بیا جلو تا سالمند رو نشونت بدم.

136
00:06:55,723 --> 00:06:57,025
‫- خیلی‌خب.
‫- عه، عه، عه.

137
00:06:57,049 --> 00:07:00,075
‫بس کنید. بیاید به ایو نشون بدیم
‫که چطور روزمون رو شروع می‌کنیم.

138
00:07:00,100 --> 00:07:01,287
‫حاضرید؟

139
00:07:01,354 --> 00:07:02,555
‫یک، دو...

140
00:07:02,622 --> 00:07:04,624
‫- تری ‌راک! (تری = سه)
‫- برو بریم.

141
00:07:07,292 --> 00:07:08,895
‫این انرژی رو دوست دارم.

142
00:07:26,078 --> 00:07:27,913
‫بازه.

143
00:07:29,248 --> 00:07:30,358
‫خانم لئونی؟

144
00:07:30,883 --> 00:07:32,518
‫کارا.

145
00:07:32,585 --> 00:07:34,372
‫یهویی هوس کردی که...

146
00:07:34,386 --> 00:07:36,500
‫یه سر به خونۀ مامانِ دوست‌پسر سابقت بزنی؟

147
00:07:37,022 --> 00:07:38,291
‫براتون سوپ آوردم.

148
00:07:39,665 --> 00:07:42,278
‫من بیماری کلیوی دارم، نه آنفلوانزا.

149
00:07:42,285 --> 00:07:44,218
‫الان دیگه واجد شرایط عمل پیوند هستم.

150
00:07:44,243 --> 00:07:46,348
‫راستش، خونۀ بغلی بودم

151
00:07:46,373 --> 00:07:48,261
‫و داشتم خونۀ مامانم رو
‫برای فروش آماده می‌کردم

152
00:07:48,286 --> 00:07:51,315
‫و باید بجز گریه‌کردن با عکس‌های قدیمی

153
00:07:51,340 --> 00:07:53,504
‫دست‌هام رو مشغولِ یه کاری می‌کردم.

154
00:07:55,174 --> 00:07:56,642
‫شما هم که همیشه عاشق سوپش بودین.

155
00:07:57,509 --> 00:07:59,606
‫آره. ممنون.

156
00:07:59,631 --> 00:08:02,330
‫می‌تونی بذاریش اونجا.
‫من و مامانت خیلی این شوخی رو می‌کردیم

157
00:08:02,357 --> 00:08:05,063
‫که انگار داریم رومئو و ژولیت بزرگ می‌کنیم
‫(معادل لیلی و مجنون)

158
00:08:05,088 --> 00:08:06,978
‫چون تو و بُدی خیلی از شب‌های مدرسه

159
00:08:07,053 --> 00:08:08,521
‫یواشکی می‌رفتید بیرون.

160
00:08:08,965 --> 00:08:10,723
‫شما هم خبر داشتید؟

161
00:08:10,990 --> 00:08:12,559
‫مامان‌ها همه چیو می‌بینن، کارا.

162
00:08:12,584 --> 00:08:14,386
‫بعداً می‌بینم‌تون، خانم لئونی.

163
00:08:17,003 --> 00:08:19,273
‫پس مراقبت و نگهداری از ارّه برقی‌تون

164
00:08:19,298 --> 00:08:21,476
‫باعث میشه توی مأموریت
‫کلی وقت‌تون هدر نره.

165
00:08:21,500 --> 00:08:24,221
‫زنجیرش همون‌طور که باید و شاید،
‫سفت و محکم‌ه، چارلی.

166
00:08:24,245 --> 00:08:26,866
‫خیلی عالی ازش نگهداری کردی.

167
00:08:26,891 --> 00:08:30,251
‫بهتر از اکثر سال‌اولی‌هام.
‫این کار توی خون‌ته.

168
00:08:30,276 --> 00:08:31,654
‫چارلی، وقتی آزاد شدی

169
00:08:31,679 --> 00:08:33,134
‫اولین کاری که می‌کنی چیه؟

170
00:08:33,158 --> 00:08:34,455
‫رستوران؟

171
00:08:34,480 --> 00:08:36,048
‫سینما؟ چی؟

172
00:08:36,498 --> 00:08:37,533
‫نوه‌ام رو بغل می‌کنم.

173
00:08:37,758 --> 00:08:39,460
‫رفیق خودمی!

174
00:08:39,485 --> 00:08:42,986
‫خیلی‌خب بابابزرگ، بیشتر از همه
‫دلت برای چیِ اردوگاه آتش‌نشانی تنگ میشه؟

175
00:08:43,011 --> 00:08:44,679
‫برای من؟ بگو برای من.

176
00:08:45,791 --> 00:08:47,436
‫سریال آبکیِ «خانوادۀ بُدی».

177
00:08:47,460 --> 00:08:48,769
‫اوووه!

178
00:08:48,794 --> 00:08:51,155
‫دیو و بُدی! (به‌جای دیو و دلبر)

179
00:08:51,780 --> 00:08:52,781
‫خداییش؟

180
00:08:53,711 --> 00:08:54,904
‫نه.

181
00:08:57,841 --> 00:09:00,100
‫لعنتی! از صداش معلوم بود تصادف بدی بود.

182
00:09:00,527 --> 00:09:02,529
‫حتماً کابل برق رو هم قطع کرده.

183
00:09:11,288 --> 00:09:13,499
‫برق رفت.

184
00:09:14,996 --> 00:09:17,063
‫ژنراتور تا یه دقیقه دیگه فعال میشه، بچه‌ها.

185
00:09:17,088 --> 00:09:18,733
‫- نگران نباشید.
‫- ایستگاه ۴۲

186
00:09:18,758 --> 00:09:20,777
‫یه کابل برق اصلی توی منطقه‌تون قطع شد.

187
00:09:20,801 --> 00:09:21,815
‫اینم از این!

188
00:09:21,840 --> 00:09:25,064
‫یه شهروند گزارش داده یه ونِ باربری
‫نزدیک ایستگاه‌تون تصادف کرده.

189
00:09:25,594 --> 00:09:27,762
‫فرمانده، من میرم وضعیت رو ارزیابی کنم.

190
00:09:32,265 --> 00:09:34,200
‫این همون ونِ باربری‌ه.

191
00:09:42,091 --> 00:09:44,730
‫همه بشینید روی زمین! بشینید!

192
00:10:02,318 --> 00:10:06,318
‫«سرزمین آتش»

193
00:10:13,412 --> 00:10:14,589
‫اگه کمک لازم دارید

194
00:10:14,613 --> 00:10:16,716
‫دست‌تون رو بیارید بالا تا بیام پیش‌تون.

195
00:10:16,769 --> 00:10:21,162
‫خیلی‌خب، دوستان، اگه می‌تونید راه برید
‫با این آتش‌نشان فوراً برید بیرون.

196
00:10:22,655 --> 00:10:25,066
‫- این یارو نزدیک بود به کُشتن‌مون بده.
‫- مسته؟

197
00:10:25,090 --> 00:10:27,026
‫- کسی آسیب دیده؟ شماها خوبید؟
‫- من خوبم.

198
00:10:27,093 --> 00:10:29,780
‫رئیس، یه ونِ باربری داریم
‫که الان توی جایگاه اول تصادف کرد.

199
00:10:29,805 --> 00:10:31,892
‫اولین مصدومی که می‌بینم راننده‌ست.
‫آقا!

200
00:10:31,917 --> 00:10:34,319
‫بچه‌ها، این ماشین رو ثابت کنید
‫تا مصدوم رو در بیارم.

201
00:10:35,780 --> 00:10:37,036
‫خیلی‌خب.

202
00:10:38,670 --> 00:10:40,202
‫پوستم داره کَنده میشه؟

203
00:10:40,227 --> 00:10:41,571
‫چیزی نیست. من مراقبت هستم.

204
00:10:42,621 --> 00:10:44,296
‫دارمت!

205
00:10:44,321 --> 00:10:47,243
‫گرین‌کرست، اینجا ایستگاه ۴۲ ه
‫و اینجا چندین مجروح داریم.

206
00:10:47,268 --> 00:10:49,849
‫یه خودرو به جایگاه اول برخورد کرده.
‫آتیش‌سوزی شده.

207
00:10:49,915 --> 00:10:51,517
‫دریافت شد، رئیس...

208
00:10:53,779 --> 00:10:55,396
‫آروم، آروم، داریمت. داریمت.

209
00:10:55,421 --> 00:10:57,766
‫خیلی‌خب. مجرای تنفسی آزاده.

210
00:10:57,872 --> 00:11:00,445
‫نبض تند می‌زنه ولی ضعیفه.
‫احتمال مشکل قلبی عروقی هست.

211
00:11:00,470 --> 00:11:02,437
‫میشه لطفاً ماشین رو خاموش کنی، آقا؟

212
00:11:02,461 --> 00:11:03,619
‫باید به مقصد برسم.

213
00:11:03,644 --> 00:11:05,366
‫امروز نه، رفیق.
‫ترقوه‌اش شکسته.

214
00:11:05,391 --> 00:11:06,649
‫توی جایگاه سه آتیش‌سوزی شده.

215
00:11:06,699 --> 00:11:08,200
‫می‌تونید تصادف رو مدیریت کنید؟

216
00:11:08,267 --> 00:11:10,169
‫بله، از پسش برمیایم.

217
00:11:13,672 --> 00:11:15,016
‫یه گردبند طبی می‌خوام.

218
00:11:15,040 --> 00:11:17,521
‫نه، نه، نه. ببین، ببین،
‫الان فکرت درست کار نمی‌کنه.

219
00:11:17,581 --> 00:11:19,024
‫دنده رو خلاص کن.
‫دنده رو خلاص کن.

220
00:11:19,049 --> 00:11:19,884
‫شاید بیاد عقب.

221
00:11:19,908 --> 00:11:21,355
‫عه، عه، فِرِدی برو کنار. برو عقب.

222
00:11:21,380 --> 00:11:23,727
‫قضیه چیه؟ این یارو از آتش‌نشان‌ها متنفره؟

223
00:11:23,852 --> 00:11:26,002
‫ببین، اسمت...
‫ببین، ببین، ببین، اسمت چیه؟

224
00:11:26,027 --> 00:11:27,728
‫اسمت چیه؟ اسمت چیه؟

225
00:11:27,753 --> 00:11:29,755
‫دنیل هستم.

226
00:11:29,780 --> 00:11:31,471
‫دنیل. دنیل، من مانی‌ام.

227
00:11:33,225 --> 00:11:34,827
‫آخرین باری که خوابیدی کِی بوده؟

228
00:11:34,852 --> 00:11:38,241
‫وقت خوابیدن ندارم.
‫اضافه‌حقوق رو لازم دارم.

229
00:11:39,098 --> 00:11:41,069
‫آره، اینو می‌فهمم، داداش،

230
00:11:41,094 --> 00:11:43,611
‫ولی باید این چرخه رو متوقف کنی
‫وگرنه یکی آسیب می‌بینه.

231
00:11:43,996 --> 00:11:45,918
‫یکی بجز خودت.

232
00:11:46,036 --> 00:11:49,072
‫بی‌خیال، پسر.
‫نذار کار از کار بگذره.

233
00:11:55,447 --> 00:11:56,832
‫خوبه پسر. خوبه.

234
00:11:58,117 --> 00:11:59,318
‫آب‌پاش‌ها فعال نشدن.

235
00:11:59,343 --> 00:12:00,761
‫لابد ماشین خورده به عمود.

236
00:12:00,786 --> 00:12:02,030
‫اگه مانی روی تصادف نظارت داره...

237
00:12:02,054 --> 00:12:03,757
‫- شیلنگ‌ها رو راه میندازم.
‫- ذهنم رو خوندی.

238
00:12:03,781 --> 00:12:05,468
‫- مشکلی نداری؟
‫- نه. نه.

239
00:12:05,493 --> 00:12:08,051
‫فِرِدی، بُدی، لانگان، همۀ بچه‌ها،

240
00:12:08,075 --> 00:12:09,770
‫کمک کنید ایو شیلنگ‌ها رو راه بندازه. برید.

241
00:12:09,795 --> 00:12:11,874
‫اون گردنبند طبیِ کوفتی چی شد؟

242
00:12:11,899 --> 00:12:13,416
‫دارم میارم، فرمانده.

243
00:12:13,609 --> 00:12:16,185
‫می‌دونید تقریباً کِی برق میاد؟

244
00:12:16,210 --> 00:12:20,074
‫دستگاه دیالیز و کولرم باید دوباره راه بیفته.

245
00:12:20,240 --> 00:12:21,835
‫هنوز اطلاعی نداریم، خانم.

246
00:12:22,608 --> 00:12:24,734
‫- خانم لئونی؟
‫- کارا؟

247
00:12:24,759 --> 00:12:26,200
‫چیزی نیست، حالم خوبه.

248
00:12:26,225 --> 00:12:27,947
‫ولی فکر نکنم من خوب باشم.

249
00:12:28,641 --> 00:12:29,582
‫وای خدا.

250
00:12:29,850 --> 00:12:31,250
‫بشین.

251
00:12:33,051 --> 00:12:35,789
‫برق رفت، بعدش وقتی برگشت...

252
00:12:35,813 --> 00:12:38,699
‫بوی این می‌اومد که انگار
‫وسایل برقی دارن می‌سوزن،

253
00:12:38,724 --> 00:12:41,460
‫و از پریز داشت دود بلند می‌شد.
‫من رفتم...

254
00:12:41,527 --> 00:12:44,263
‫کامپیوترم رو از برق بکشم
‫ولی برگشت سمتِ خودم و...

255
00:12:44,730 --> 00:12:47,155
‫چیزی نیست. سوختگیِ ناشی از برق داری.

256
00:12:47,180 --> 00:12:50,580
‫احتمالاً به‌خاطر نوسان برق بوده
‫که وارد یه کابل معیوب شده.

257
00:12:50,605 --> 00:12:53,541
‫هزار بار به مامانم گفتم
‫سیم‌کشی‌های قدیمی خونه رو نوسازی کن.

258
00:12:53,765 --> 00:12:55,741
‫آره، وینس هم خیلی گفت.

259
00:13:01,079 --> 00:13:02,381
‫اه، بی‌خیال.

260
00:13:02,448 --> 00:13:03,896
‫جیک، کمک کن اینو جابه‌جا کنم.

261
00:13:03,921 --> 00:13:05,861
‫باید شیلنگ رو رد کنیم.

262
00:13:07,018 --> 00:13:08,552
‫مجبوریم این توری رو بِبُریم.

263
00:13:08,576 --> 00:13:10,678
‫- قیچی آهن‌بُر رو بیار.
‫- باشه.

264
00:13:23,335 --> 00:13:25,198
‫نه، نه، چِفتش رو بچرخون.

265
00:13:25,247 --> 00:13:26,991
‫- خودِ شیلنگ رو نچرخون.
‫- حله.

266
00:13:27,029 --> 00:13:28,965
‫خوب شد.

267
00:13:29,666 --> 00:13:32,313
‫بچه‌ها، کمک کنید این قفسه رو
‫از اینجا بزنم کنار.

268
00:13:32,337 --> 00:13:33,747
‫باید نازلِ شیلنگ رو رد کنم.

269
00:13:34,212 --> 00:13:36,558
‫هنوز آتیش هست و کپسول‌ها دارن تموم میشن.

270
00:13:36,882 --> 00:13:38,129
‫یالا.

271
00:13:38,553 --> 00:13:39,927
‫کمک.

272
00:13:40,152 --> 00:13:42,100
‫عه. عه.

273
00:13:43,622 --> 00:13:46,088
‫پسرا، صدامو می‌شنوید؟

274
00:13:47,292 --> 00:13:49,258
‫یکی بیاد اینجا کمک! چارلی.

275
00:13:49,283 --> 00:13:50,904
‫- چی شده؟
‫- آهای، بُدی.

276
00:13:50,929 --> 00:13:52,464
‫چه خبره؟

277
00:13:52,731 --> 00:13:55,131
‫رفیق‌مون چارلی زیر کامیون گیر کرده.

278
00:13:55,251 --> 00:13:56,217
‫چی؟

279
00:13:56,402 --> 00:13:57,503
‫آهای، ایو!

280
00:13:57,528 --> 00:13:58,796
‫ایو! ایو!

281
00:14:00,100 --> 00:14:01,874
‫کامیونِ لعنتی پرت شد.

282
00:14:02,240 --> 00:14:03,575
‫کمک لازم دارم!

283
00:14:04,310 --> 00:14:06,887
‫از روم بلندش کنید! از روم بلندش کنید.

284
00:14:06,911 --> 00:14:08,881
‫درست میشه.
‫میاریمت بیرون.

285
00:14:09,706 --> 00:14:11,241
‫درسته؟

286
00:14:11,851 --> 00:14:13,452
‫برش دارید.

287
00:14:18,629 --> 00:14:20,431
‫آروم آروم، باشه؟

288
00:14:21,170 --> 00:14:22,905
‫حواسم بهت هست.

289
00:14:23,945 --> 00:14:24,879
‫برو بریم.

290
00:14:24,963 --> 00:14:27,099
‫بابت این جریانات شرمنده‌ام.

291
00:14:28,175 --> 00:14:31,610
‫سه شیفت کار می‌کنم ولی بازم کافی نیست.

292
00:14:32,838 --> 00:14:34,440
‫شرم‌آوره.

293
00:14:36,475 --> 00:14:39,478
‫خب، اینو از من بشنو،
‫راه‌های بدتری هم برای امرار معاش هست.

294
00:14:39,845 --> 00:14:41,981
‫شاید لازم باشه برم بیمارستان.

295
00:14:43,780 --> 00:14:45,515
‫دارم ترتیبش رو میدم، رفیق.

296
00:14:46,585 --> 00:14:49,096
‫شهروندهای عادی توی درمانگاه جاشون امنه.
‫منتظر وسیلۀ حمل و نقلن.

297
00:14:49,121 --> 00:14:50,489
‫آتیش در چه حاله؟

298
00:14:50,513 --> 00:14:53,184
‫هنوز ادامه داره و دوتا کپسول‌مون تموم شده.

299
00:14:53,208 --> 00:14:54,668
‫قصد داریم شیلنگ رو از اینجا رد کنیم.

300
00:14:54,693 --> 00:14:57,063
‫ببین اون آمبولانس خیابون ۵۸ چی شد.

301
00:14:57,087 --> 00:14:58,091
‫الان.

302
00:14:58,616 --> 00:15:01,410
‫می‌بینی؟
‫دقیقاً واسه همین مدام به هیئت مدیره میگم

303
00:15:01,434 --> 00:15:03,656
‫باید خودمون آمبولانس داشته باشیم.
‫اینجا کلی مجروح داریم.

304
00:15:03,681 --> 00:15:04,968
‫بچه‌ها، دوباره الوار رو چک کنید.

305
00:15:04,993 --> 00:15:06,499
‫باید ثابت باشن تا چارلی رو آزاد کنیم.

306
00:15:06,605 --> 00:15:08,870
‫هر یه سانت بیاد بالا، یه سانت آزاد میشه.
‫سلام چارلی.

307
00:15:09,356 --> 00:15:10,876
‫عین یه مراسم پیشواز می‌مونه.

308
00:15:11,343 --> 00:15:13,829
‫پیشواز از چی؟ بازنشستگی؟

309
00:15:14,754 --> 00:15:15,956
‫اگه خودت بخوای، آره.

310
00:15:16,281 --> 00:15:18,183
‫ولی فکر می‌کردم می‌خوای آتش‌نشان بشی.

311
00:15:22,805 --> 00:15:26,228
‫آهای بُدی، برو به فِرِدی کمک کن
‫تا الوار رو بذاره زیر ماشین.

312
00:15:26,692 --> 00:15:29,128
‫- سلام.
‫- در عرض کمتر از دو ساعت دیگه آزاد می‌شد.

313
00:15:29,194 --> 00:15:31,764
‫خیلی نزدیک بود.
‫اون‌وقت کامیون لعنتی افتاد روش.

314
00:15:31,789 --> 00:15:33,611
‫- از روش بلندش می‌کنیم.
‫- برای چی؟

315
00:15:33,636 --> 00:15:35,105
‫تا ناقص‌تر از اون وقتی‌که

316
00:15:35,130 --> 00:15:37,010
‫- زندانی شد، از اینجا بره بیرون؟
‫- نه، فِرِدی.

317
00:15:37,235 --> 00:15:38,303
‫اینجاش رو اشتباه می‌کنی.

318
00:15:38,370 --> 00:15:40,172
‫چارلی با هر وضعی از اینجا بره بیرون،

319
00:15:40,239 --> 00:15:41,807
‫یه قهرمانه.

320
00:15:43,408 --> 00:15:44,443
‫شنیدی؟

321
00:15:46,435 --> 00:15:49,270
‫می‌تونیم به‌خاطر چارلی، سریع‌تر انجامش بدیم.

322
00:15:53,920 --> 00:15:55,462
‫آره، با برق سوخته.

323
00:15:55,487 --> 00:15:57,689
‫خیلی‌خب، ما امروز خیلی سرمون شلوغه، خانم.

324
00:15:57,714 --> 00:15:58,982
‫وضعیت بیمار چطوره؟

325
00:15:59,007 --> 00:16:01,368
‫بیمار به‌هوشه و وضعیتش مساعده.
‫زود باشید!

326
00:16:01,911 --> 00:16:04,968
‫نمی‌دونستم مرکز تماس‌های فوریتی
‫می‌تونه هفت دقیقه روی حالت انتظار بذارتت.

327
00:16:04,993 --> 00:16:09,668
‫اداره‌شون بدجوری تحت تأثیر این قطعی برق
‫قرار گرفته.

328
00:16:09,735 --> 00:16:12,100
‫کارا، شرمنده، یه کم سوزناکه.

329
00:16:14,330 --> 00:16:15,941
‫اوه!

330
00:16:16,008 --> 00:16:17,597
‫دارید بافت مُرده رو برمی‌دارید؟

331
00:16:17,657 --> 00:16:18,886
‫- آره.
‫- سطحی؟

332
00:16:18,911 --> 00:16:22,614
‫میشه گفت سطحی، آره.
‫با یه کم ضخامت.

333
00:16:22,681 --> 00:16:25,459
‫می‌بینم که به کمک‌های اولیه علاقه داری.

334
00:16:26,174 --> 00:16:27,653
‫رشتۀ پرستاریِ اورژانس می‌خونم.

335
00:16:27,719 --> 00:16:30,100
‫عه، پا گذاشتی جای پای مامانت.

336
00:16:31,056 --> 00:16:32,491
‫معرکه‌ست، کارا.

337
00:16:32,516 --> 00:16:34,541
‫- موفق باشی.
‫- ممنون.

338
00:16:34,566 --> 00:16:36,075
‫شنیدم بُدی رفته تری راک.

339
00:16:36,500 --> 00:16:37,904
‫آره.

340
00:16:37,929 --> 00:16:41,233
‫درسته که به لیگ بیسبال نمی‌رسه
‫ولی طرح بزرگیه.

341
00:16:42,147 --> 00:16:44,812
‫آره درسته.
‫شهر اجواتر خیلی خوش‌شانسه که همچین طرحی داره.

342
00:16:45,137 --> 00:16:47,406
‫کِی توی رشتۀ پرستاریِ اورژانس مشغول میشی؟

343
00:16:47,631 --> 00:16:50,340
‫هفتۀ دیگه آزمون بورد دارم.
‫(آزمون ارزیابیِ تخصص)

344
00:16:50,576 --> 00:16:53,278
‫وقتی فکر کردم آینده‌ام با بُدی‌ه

345
00:16:53,303 --> 00:16:55,695
‫پرستاری رو به حالت وقفه گذاشتم.

346
00:16:56,315 --> 00:16:58,789
‫فکر می‌کردم بیسبال باعث میشه
‫دائماً توی سفر باشیم.

347
00:16:59,114 --> 00:17:01,787
‫و وقتی از هم جدا شدیم، تنها بودم.

348
00:17:01,812 --> 00:17:03,764
‫و تصمیم گرفتم به ندای قلبم گوش کنم.

349
00:17:03,789 --> 00:17:05,524
‫فهمیدم خودم چی می‌خوام.

350
00:17:05,787 --> 00:17:07,446
‫هیجان‌زده‌ام.

351
00:17:08,426 --> 00:17:09,862
‫- حالتون خوبه؟
‫- آره.

352
00:17:10,728 --> 00:17:13,540
‫فقط چون کولر خاموشه، گرمم شده.

353
00:17:13,765 --> 00:17:14,909
‫خب، بهتره استراحت کنید.

354
00:17:14,933 --> 00:17:17,023
‫حتی دیالیزتون رو هم تموم نکردین.

355
00:17:17,048 --> 00:17:19,573
‫می‌خوای خودت بافت‌های مُردۀ
‫سوختگی‌های برقت رو برداری؟

356
00:17:20,772 --> 00:17:22,875
‫اوه، حتی منم نمی‌تونم.

357
00:17:24,985 --> 00:17:26,987
‫یه کم استراحت کن، پسر.

358
00:17:27,012 --> 00:17:28,639
‫مرخصی استعلاجی. (با حقوق)

359
00:17:28,714 --> 00:17:31,187
‫حتماً یه حکمتی توش بوده.

360
00:17:32,082 --> 00:17:33,417
‫ممنون.

361
00:17:33,842 --> 00:17:35,262
‫خیلی‌خب، آماده‌ای بلندش کنیم؟

362
00:17:35,822 --> 00:17:37,847
‫بریم.

363
00:17:37,956 --> 00:17:39,224
‫آره.

364
00:17:45,204 --> 00:17:47,024
‫خیلی‌خب، بریم. رد شدیم.

365
00:17:47,049 --> 00:17:48,044
‫اینم از شیلنگ.

366
00:17:48,100 --> 00:17:51,169
‫نذارید شیلنگ پیچ بخوره تا عوضش کنیم.

367
00:17:51,536 --> 00:17:53,772
‫بُدی، فِرِدی، بیاید.

368
00:17:54,100 --> 00:17:55,996
‫کیسۀ هوا رو بذارید زیر میلۀ چرخ.

369
00:17:56,020 --> 00:17:57,142
‫- باشه.
‫- الان می‌کنیم.

370
00:17:57,267 --> 00:17:59,030
‫وقتی بلندش کنیم و زیرش الوار بذاریم،

371
00:17:59,054 --> 00:18:00,545
‫سریع چارلی رو بیرون میاریم، بچه‌ها.

372
00:18:00,579 --> 00:18:02,069
‫خیلی‌خب، دوتا از اینا.

373
00:18:02,656 --> 00:18:04,124
‫بیا بچرخونیمش.

374
00:18:14,986 --> 00:18:17,332
‫- شرمنده که این‌جوری شد، فرمانده.
‫- این‌جوری نکن، چارلی.

375
00:18:17,439 --> 00:18:19,125
‫کاری نکردی که عذرخواهی کنی.

376
00:18:19,992 --> 00:18:21,867
‫از اینجا میاریمت بیرون.

377
00:18:24,805 --> 00:18:27,510
‫ببینم فرمانده، حالت خوبه؟

378
00:18:28,504 --> 00:18:30,083
‫چطور یه زندانی تحت نظارت من مجروح شده

379
00:18:30,108 --> 00:18:31,835
‫و من زودتر از بقیه متوجه نشدم؟

380
00:18:31,859 --> 00:18:32,911
‫خب، هرج و مرج شده.

381
00:18:32,936 --> 00:18:34,984
‫هر مشکلی که پیش اومده رو کنترل کردیم.

382
00:18:35,009 --> 00:18:36,787
‫- اشکالی نداره.
‫- امروز کل روز...

383
00:18:36,812 --> 00:18:38,125
‫هوای بچه‌هام رو داشتی.

384
00:18:38,150 --> 00:18:40,135
‫تنهایی نمی‌تونستم از پس همۀ این کارها بر بیام.

385
00:18:40,160 --> 00:18:41,562
‫ممنون.

386
00:18:41,587 --> 00:18:43,687
‫- کار تیمی‌ه، فرمانده.
‫- ببین...

387
00:18:43,822 --> 00:18:45,824
‫فقط می‌خواستی بدونی که حواست بهت هست.

388
00:18:45,891 --> 00:18:47,664
‫داری بیشتر از توانت زحمت می‌کشی.

389
00:18:47,689 --> 00:18:49,622
‫این کار رو برای افراد من می‌کنی
‫و ممنونت میشم.

390
00:18:49,647 --> 00:18:51,416
‫ازت ممنونم.

391
00:18:52,559 --> 00:18:54,529
‫یالا بچه‌ها، باید چارلی رو ببریم خونه.

392
00:18:55,985 --> 00:18:58,222
‫دلم برای این خونه تنگ شده بود.

393
00:18:58,585 --> 00:18:59,838
‫برای شام‌های خانوادگی.

394
00:19:00,100 --> 00:19:02,507
‫آره، یکشنبه‌ها از مشتری‌های ثابت‌مون بودی.

395
00:19:04,072 --> 00:19:07,168
‫سُس یکشنبه‌های وینس.

396
00:19:07,193 --> 00:19:08,570
‫اوهوم.

397
00:19:11,453 --> 00:19:13,372
‫من و شما قدیما صمیمی بودیم.

398
00:19:14,352 --> 00:19:16,888
‫جوک‌های ناجور می‌گفتیم.

399
00:19:18,223 --> 00:19:21,093
‫وقتی مامانم داشت کار می‌کرد
‫منو بُردین دکتر.

400
00:19:21,159 --> 00:19:23,395
‫آره.

401
00:19:24,553 --> 00:19:26,884
‫الان هم باهام خوبید.

402
00:19:27,572 --> 00:19:30,075
‫انگار یکی مثل همۀ آدمای این شهرم.

403
00:19:30,606 --> 00:19:32,810
‫تحمل رفتار خوب‌تون رو ندارم.

404
00:19:34,555 --> 00:19:36,249
‫خانواده‌مون خیلی سختی کشیده.

405
00:19:36,822 --> 00:19:38,878
‫یعنی می‌گید به‌خاطر رایلی از هم فاصله گرفتیم؟

406
00:19:39,670 --> 00:19:41,680
‫نه. قبلش اون‌جوری شد.

407
00:19:43,012 --> 00:19:45,951
‫تا بُدی مصدوم شد، سریع ازش جدا شدی.

408
00:19:46,018 --> 00:19:47,320
‫بعدش بیسبال هم نتونست بازی کنه.

409
00:19:47,344 --> 00:19:49,396
‫همۀ اینا منجر به اون قرص‌ها شد.

410
00:19:49,721 --> 00:19:52,157
‫هضم این چیزا برای یه مامان سخته.

411
00:19:54,400 --> 00:19:56,294
‫بُدی این‌جوری بهتون گفته؟

412
00:19:58,096 --> 00:20:00,300
‫خیلی‌خب. یالا، باید بپاشیم به وسط این آتیش.

413
00:20:03,769 --> 00:20:06,600
‫همینه. یالا، یالا.

414
00:20:08,206 --> 00:20:10,375
‫خیلی‌خب. کفایت می‌کنه.

415
00:20:13,712 --> 00:20:15,414
‫- خسته نباشی.
‫- خیلی‌خب...

416
00:20:15,480 --> 00:20:17,616
‫خسته نباشید.

417
00:20:17,641 --> 00:20:19,685
‫کلی طول می‌کشه
‫تا چک کنیم جایی آتیش نمونده باشه.

418
00:20:19,710 --> 00:20:22,613
‫آره خب، خوبه که گروه تری راک اینجاست.

419
00:20:24,100 --> 00:20:26,725
‫آره. ما هم بهشون ملحق می‌شیم.

420
00:20:27,592 --> 00:20:29,194
‫برای چک‌کردن؟

421
00:20:31,195 --> 00:20:34,066
‫آره. مشکلی با این قضیه داری؟

422
00:20:35,163 --> 00:20:35,979
‫نه.

423
00:20:36,358 --> 00:20:38,162
‫نه، من و بُدی با هم خوبیم.

424
00:20:38,203 --> 00:20:40,072
‫خوبه.

425
00:20:40,567 --> 00:20:44,176
‫وقتی تموم شد،
‫برای همه یه غذای درست و حسابی می‌پزیم.

426
00:20:44,921 --> 00:20:46,957
‫اطاعت.

427
00:20:48,367 --> 00:20:52,137
‫- اوضاع چطوره، چارلی؟
‫- خیالت راحت جایی نمی‌رم.

428
00:20:56,922 --> 00:21:00,100
‫شاید چارلی نباید تنها کسی باشه
‫که تقاضای عضویت به آتش‌نشانی کالیفرنیا میده.

429
00:21:00,667 --> 00:21:02,936
‫به عضویت فکر کردی، بُدی؟

430
00:21:03,003 --> 00:21:04,805
‫اونی که امروز آزاد میشه، چارلی‌ه.

431
00:21:04,916 --> 00:21:06,426
‫به زودی نوبت تو هم می‌رسه.

432
00:21:06,450 --> 00:21:08,252
‫فقط باید برنامه‌ریزی کنی و آماده بشی.

433
00:21:09,945 --> 00:21:12,118
‫آهای بُز، باید برای خارج‌کردنش جا باز کنیم.

434
00:21:12,137 --> 00:21:14,472
‫- بیا این چیزه رو این زیر در بیاریم.
‫- اطاعت، فرمانده.

435
00:21:17,375 --> 00:21:18,385
‫چی شده؟

436
00:21:19,284 --> 00:21:20,182
‫گیر کرده.

437
00:21:20,207 --> 00:21:22,581
‫خب پس، بیاید یه کم دیگه کیسۀ هوا رو باد کنیم.
‫شروع کنید.

438
00:21:22,647 --> 00:21:24,558
‫یالا. زود باش، رفیق.
‫دیگه چیزی نمونده.

439
00:21:25,051 --> 00:21:28,082
‫اون کیسه رو زیادی باد نکنی، بُز.
‫فقط دو سانت می‌خوایم.

440
00:21:28,107 --> 00:21:30,230
‫خوشحالم این آخرین روزیه که مجبورم

441
00:21:30,345 --> 00:21:32,393
‫اون چهرۀ از خود راضی‌ات رو تحمل کنم.

442
00:21:32,475 --> 00:21:33,667
‫مگه عاشق لبخندم نبودی؟

443
00:21:33,692 --> 00:21:35,560
‫صرفاً داشتم رعایت حالتو می‌کردم.

444
00:21:36,595 --> 00:21:38,730
‫- آخ!
‫- دست نگه دار.

445
00:21:40,432 --> 00:21:41,633
‫وزن داره جابه‌جا میشه.

446
00:21:42,467 --> 00:21:45,103
‫- بُدی، اونو بکِش عقب.
‫- یعنی چی؟

447
00:21:45,170 --> 00:21:47,706
‫کامیون ثبات نداره.
‫ممکنه چارلی رو لِه کنه.

448
00:21:47,863 --> 00:21:50,041
‫بیشتر! یالا! یالا!

449
00:21:53,910 --> 00:21:55,946
‫یالا فِرِدی، از اون زور بازوت استفاده کن!

450
00:21:55,971 --> 00:21:58,191
‫دیگه چیزی نمونده. خوبه.

451
00:21:58,825 --> 00:22:00,727
‫بُدی، اون الوار رو فشار بده جلو.

452
00:22:00,752 --> 00:22:02,211
‫حله.

453
00:22:02,235 --> 00:22:05,205
‫جَوون، این ماشینه منو لِه می‌کنه؟

454
00:22:06,009 --> 00:22:07,301
‫ما نمی‌ذاریم.

455
00:22:07,325 --> 00:22:08,859
‫ایستگاه‌های نزدیک سرشون خیلی شلوغه.

456
00:22:08,884 --> 00:22:10,204
‫داریم با تمام سرعت کار می‌کنیم

457
00:22:10,228 --> 00:22:12,472
‫تا یه موقع نذاریم آتیش گسترش پیدا کنه.
‫چارلی چطوره؟

458
00:22:12,497 --> 00:22:14,733
‫کیسه‌های هوا
‫دارن توازن کامیون رو به هم می‌زنن.

459
00:22:14,758 --> 00:22:16,259
‫داریم تلاش می‌کنیم درستش کنیم.

460
00:22:16,283 --> 00:22:18,022
‫جَک لازم دارم ولی بهش دسترسی نداریم.

461
00:22:18,046 --> 00:22:20,472
‫همین‌جوری ادامه بده، ایو.
‫ما الان میایم اونجا.

462
00:22:21,776 --> 00:22:22,629
‫بی‌خیال.

463
00:22:22,689 --> 00:22:24,451
‫- داری میگی بُدی پیشنهاد جدایی داده؟
‫- آره.

464
00:22:24,476 --> 00:22:26,978
‫دلم شکسته بود.

465
00:22:27,303 --> 00:22:30,518
‫بیسبال همۀ هویت و شخصیتش شده بود

466
00:22:30,543 --> 00:22:33,118
‫و از دست دادنش

467
00:22:33,185 --> 00:22:34,786
‫اعتماد به نفسش رو نابود کرد.

468
00:22:35,053 --> 00:22:36,597
‫چون خیلی عاشقش بود.

469
00:22:36,621 --> 00:22:40,989
‫به نظرم به‌خاطر این بود
‫که وینس عاشق بیسبال بود.

470
00:22:41,412 --> 00:22:44,171
‫بُدی فقط می‌خواست باباش بهش افتخار کنه.

471
00:22:44,451 --> 00:22:45,752
‫آخ...

472
00:22:45,969 --> 00:22:49,190
‫بیسبال سریع‌ترین راه
‫برای به دست آوردنِ دل وینس بود.

473
00:22:49,215 --> 00:22:51,703
‫به نظرم عضویت توی آتش‌نشانی کالیفرنیا

474
00:22:52,111 --> 00:22:54,075
‫براش زیادی سنگین بوده و...

475
00:22:55,192 --> 00:22:57,148
‫بیسبال به نظرش طبیعی می‌اومده.

476
00:22:57,209 --> 00:23:01,655
‫و وینس هم از این ورزش خوشش می‌اومده.

477
00:23:01,680 --> 00:23:04,015
‫باورم نمیشه متوجه نشده بودم.

478
00:23:07,151 --> 00:23:09,653
‫آخ! آخ!

479
00:23:12,125 --> 00:23:13,573
‫- اوه.
‫- کارا؟

480
00:23:13,598 --> 00:23:14,835
‫چقدر عجیب.

481
00:23:15,160 --> 00:23:17,696
‫دستم داره تیر می‌کشه.

482
00:23:18,100 --> 00:23:19,497
‫دوشاخه به اونجام که نخورده، خورده؟

483
00:23:19,521 --> 00:23:20,842
‫- خودم کمرم رو نمی‌بینم.
‫- نه.

484
00:23:20,866 --> 00:23:23,137
‫نه، نه، نمی‌بینم...

485
00:23:23,162 --> 00:23:25,565
‫گندش بزنن، کارا، یه زخم خروج داری.
‫(زخمی که برق ازش خارج شده)

486
00:23:25,618 --> 00:23:26,698
‫وای خدا. خیلی‌خب...

487
00:23:27,084 --> 00:23:29,688
‫- کارا...
‫- پس یعنی برق از وسط بدنم رد شده. (قلب)

488
00:23:29,800 --> 00:23:31,443
‫آره، آره، آره.

489
00:23:32,695 --> 00:23:35,063
‫هنوز ۲۹ سالَمه. نباید سکته کنم.

490
00:23:35,280 --> 00:23:37,782
‫اَه! پس کو این آمبولانس؟

491
00:23:37,849 --> 00:23:40,285
‫باشه، اصلاً ولش کن.

492
00:23:40,352 --> 00:23:43,430
‫یه زن ۲۹ ساله دارم
‫با سوختگی ناشی از برق

493
00:23:43,455 --> 00:23:45,261
‫و احتمال مشکل قلبی

494
00:23:45,304 --> 00:23:48,735
‫و یه آمبولانس باید خیلی وقت پیش
‫می‌اومد اینجا. یه دونه بفرستید.

495
00:23:48,759 --> 00:23:49,764
‫باشه رئیس.

496
00:23:49,788 --> 00:23:51,631
‫شما توی صف قرار می‌گیرید
‫ولی سرمون خیلی شلوغه.

497
00:23:51,655 --> 00:23:53,490
‫- بیهوش نشو.
‫- خانم لئونی؟

498
00:23:53,900 --> 00:23:55,834
‫نه، نه، نه، نه، نه.

499
00:23:58,603 --> 00:24:00,300
‫خیلی‌خب. شروع می‌کنیم.

500
00:24:02,287 --> 00:24:03,821
‫یالا کارا.

501
00:24:06,444 --> 00:24:08,880
‫خوبه، خوبه. کامیون تقریباً ثابت شد.

502
00:24:08,904 --> 00:24:10,491
‫یه برانکارد آماده می‌‌خوایم.

503
00:24:10,515 --> 00:24:12,859
‫به محض اینکه پاش آزاد شد،
‫می‌کشیمش بیرون.

504
00:24:12,984 --> 00:24:16,020
‫حس می‌کنم لباسم خیس و خنک شده.

505
00:24:17,155 --> 00:24:18,865
‫داره ازش سوخت نشتی می‌کنه؟

506
00:24:19,190 --> 00:24:21,459
‫باید یه چیز جاذب بندازیم روش

507
00:24:21,526 --> 00:24:23,094
‫و تهدید رو خنثی کنیم.

508
00:24:23,361 --> 00:24:24,771
‫اون سوخت نیست، بچه‌ها.

509
00:24:24,796 --> 00:24:26,698
‫- اون...؟
‫- خونریزی داره.

510
00:24:26,765 --> 00:24:28,199
‫احتمالاً یه مدتی میشه که خونریزی داره.

511
00:24:28,266 --> 00:24:31,211
‫بُدی، تو دیگه شروع نکن برام پچ پچ کردن.

512
00:24:31,536 --> 00:24:34,439
‫- راستش رو بگو.
‫- ببین چارلی، خونریزی داری.

513
00:24:34,506 --> 00:24:37,764
‫دقیق نمی‌دونم داره از کجات میاد.

514
00:24:39,911 --> 00:24:42,176
‫- اگه از رانِ پاش باشه...
‫- اون‌وقت دو برابر کار می‌کنیم.

515
00:24:42,200 --> 00:24:43,791
‫چون چارلی تحت نظارت من

516
00:24:43,815 --> 00:24:45,826
‫توی آخرین ساعت حبسش توی گروه من نمی‌میره.

517
00:24:45,850 --> 00:24:47,886
‫از این خبرا نیست، ایو.

518
00:24:53,830 --> 00:24:55,373
‫به پام نیاز دارم

519
00:24:56,193 --> 00:24:58,029
‫تا آتش‌نشان بشم.

520
00:24:59,770 --> 00:25:02,504
‫یه کسی برای خودم بشم

521
00:25:03,301 --> 00:25:05,971
‫که نوه‌هام بهم نگن بابابزرگِ زندانی.

522
00:25:07,872 --> 00:25:12,100
‫بدونِ پام، هیچ امیدی نیست.

523
00:25:12,125 --> 00:25:14,846
‫نه، نه، چارلی. امیدت رو از دست نده.

524
00:25:15,213 --> 00:25:17,716
‫احتمالاً چارۀ دیگه‌ای ندارم.

525
00:25:19,718 --> 00:25:22,710
‫ببین، مَرد...

526
00:25:22,734 --> 00:25:24,717
‫زندگی... زندگی سورپرایزت می‌کنه.

527
00:25:25,949 --> 00:25:30,075
‫می‌دونی، بچه که بودم...

528
00:25:30,100 --> 00:25:32,330
‫این ایستگاه برام منفورترین جا بود.

529
00:25:33,874 --> 00:25:37,211
‫فکر می‌کردم لیاقت پوشیدن یونیفرمِ
‫آتش‌نشانیِ کالیفرنیا رو ندارم.

530
00:25:38,637 --> 00:25:42,100
‫اصلاً فکر می‌کردم لیاقت لئونی بودن رو ندارم.

531
00:25:42,740 --> 00:25:44,518
‫فامیلیِ واقعی‌ام اینه.

532
00:25:45,042 --> 00:25:46,277
‫نام خانوادگیم.

533
00:25:46,644 --> 00:25:48,100
‫می‌دونی، ولی...

534
00:25:48,446 --> 00:25:51,816
‫بالأخره فهمیدم که...

535
00:25:51,883 --> 00:25:54,100
‫اینجا توی آتش‌نشانی کالیفرنیا
‫یه خانواده دارم،

536
00:25:54,919 --> 00:25:58,199
‫چه لیاقتش رو داشته باشم، چه نداشته باشم.
‫تو هم همین‌طور.

537
00:25:58,923 --> 00:26:01,368
‫خب؟ پس انقدر دری وری نگو

538
00:26:01,393 --> 00:26:02,827
‫و دَووم بیار.

539
00:26:04,327 --> 00:26:11,904
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

540
00:26:13,404 --> 00:26:16,041
‫ببین، می‌خوای چی‌کار کنم؟

541
00:26:16,065 --> 00:26:18,785
‫خیلی‌خب، کامیون خونریزی رو بند آورده

542
00:26:18,810 --> 00:26:20,678
‫پس اگه شریان ران پاش باشه

543
00:26:20,745 --> 00:26:23,515
‫- ممکنه تا چند دقیقه دیگه بمیره.
‫- آره.

544
00:26:23,540 --> 00:26:25,276
‫پس یه گارو می‌خوایم

545
00:26:25,300 --> 00:26:27,530
‫و باید به محض اینکه اومد بیرون
‫زخمش رو ببندیم. باشه؟

546
00:26:27,554 --> 00:26:29,163
‫آره. ببین، همه چی تحت کنترله.

547
00:26:29,187 --> 00:26:31,029
‫پشت این آتش‌نشان رو خالی نمی‌کنیم.

548
00:26:31,053 --> 00:26:33,158
‫خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫حاضر باشید تا کامیون رو بلند کنید.

549
00:26:33,424 --> 00:26:34,492
‫زود باشید.

550
00:26:34,559 --> 00:26:37,504
‫مردمک‌ها برابرن و واکنش نشون میدن.

551
00:26:37,529 --> 00:26:40,899
‫یالا، کارا، عزیزم. صدامو داری؟

552
00:26:40,965 --> 00:26:43,276
‫دختر خوب! ایول.

553
00:26:45,336 --> 00:26:47,372
‫آخ. آه.

554
00:26:47,553 --> 00:26:49,374
‫دستگاه شوک الکتریکی لازم داری.

555
00:26:49,441 --> 00:26:50,942
‫الکتروشوک؟

556
00:26:51,009 --> 00:26:52,911
‫خوبه. خیلی خوبه.

557
00:26:52,936 --> 00:26:56,022
‫البته اگه کمک برسه.
‫پس اورژانس کجاست؟

558
00:26:56,047 --> 00:26:57,148
‫خانم لئونی.

559
00:26:57,215 --> 00:27:00,085
‫خانم لئونی... دست‌هاتون عرق کردن.

560
00:27:00,451 --> 00:27:01,747
‫نبض‌تون چطوره؟

561
00:27:02,072 --> 00:27:04,756
‫نگران وضعیت‌تون هستم.

562
00:27:04,781 --> 00:27:07,534
‫برآوردِ خیلی خوبی کردی.

563
00:27:08,185 --> 00:27:10,620
‫پرستار عالی‌ای میشی.

564
00:27:12,858 --> 00:27:14,247
‫- وینس.
‫- سلام.

565
00:27:14,272 --> 00:27:16,206
‫من الان پیش کارا هستم، همسایۀ بغلی‌‌مون.

566
00:27:17,387 --> 00:27:19,112
‫کارا؟ کارای قلب‌شکن؟

567
00:27:19,179 --> 00:27:21,481
‫ای بابا، گوشی روی بلندگوئه.

568
00:27:21,506 --> 00:27:24,075
‫عه. سلام کارا.

569
00:27:24,792 --> 00:27:27,090
‫- سلام.
‫- کارا با برق سوخته.

570
00:27:27,298 --> 00:27:30,112
‫یه زخم خروج هم داره
‫که الان از ایست قلبی برش گردوندم.

571
00:27:30,136 --> 00:27:32,016
‫ببینم، احیای قلبی کردی؟

572
00:27:32,388 --> 00:27:34,440
‫شارون خیلی حرکت پر فشاریه.

573
00:27:34,478 --> 00:27:36,130
‫برای وضع کلیه‌ات خیلی بَده.

574
00:27:36,154 --> 00:27:38,457
‫کارا لازم داشت،
‫یه آمبولانس هم لازم داره ولی این یه مورد

575
00:27:38,481 --> 00:27:40,451
‫- خیلی داره طول می‌کشه.
‫- نفست بریده بریده‌ست.

576
00:27:40,476 --> 00:27:41,767
‫آقای لئونی، خانم انرژی ندارن.

577
00:27:41,792 --> 00:27:43,751
‫خیلی نگرانم که غش کنن.

578
00:27:44,629 --> 00:27:48,117
‫دوست دارم لطف احیای قلبی‌شون رو جبران کنم
‫ولی خودمم خیلی ضعیفم.

579
00:27:48,142 --> 00:27:50,062
‫وقتی برق رفت دیالیزت متوقف شد، آره؟

580
00:27:50,087 --> 00:27:51,597
‫کولر هم همین‌طور.

581
00:27:51,622 --> 00:27:53,958
‫اگه آمبولانس برسه، منم سوارش میشم.

582
00:27:54,000 --> 00:27:56,007
‫حداقل کاریه که می‌تونن بکنن.

583
00:27:57,071 --> 00:27:58,549
‫آقای لئونی، ظاهراً حالشون خوب نیست.

584
00:27:58,574 --> 00:28:00,088
‫بدجوری نیاز به آمبولانس دارن.

585
00:28:00,113 --> 00:28:02,521
‫شارون، الان میام پیشت.
‫طاقت بیار.

586
00:28:02,546 --> 00:28:05,913
‫کارا، یه کلاس فشردۀ پرستاریِ در لحظه
‫برات می‌ذارم.

587
00:28:06,000 --> 00:28:07,747
‫شاید از حال برم، عزیزم
‫ولی اشکالی نداره.

588
00:28:07,771 --> 00:28:09,009
‫قبلاً هم اتفاق افتاده.

589
00:28:09,033 --> 00:28:11,008
‫میشه پاهام رو بیاری بالا؟

590
00:28:11,292 --> 00:28:13,442
‫بعدش فقط مجرای تنفسی مهمه.

591
00:28:13,883 --> 00:28:15,419
‫باید یاد بمونه که باز نگهش داری.

592
00:28:15,443 --> 00:28:17,011
‫بعداً نمی‌تونم بهت یادآوری کنم.

593
00:28:17,508 --> 00:28:18,581
‫مجرای تنفسی.

594
00:28:19,561 --> 00:28:23,142
‫مجرای تنفسی. مجرای تنفسی.

595
00:28:28,840 --> 00:28:31,612
‫ببخشید، می‌دونم درد داره.

596
00:28:33,492 --> 00:28:35,975
‫تو همون شیرجه‌زنِ المپیک هستی، آره؟

597
00:28:36,300 --> 00:28:38,058
‫توی زندگی قبلیم بودم، آره.

598
00:28:38,083 --> 00:28:40,994
‫وای. خیلی شجاعی.

599
00:28:42,229 --> 00:28:45,002
‫آتش‌نشانی خیلی ترسناک‌تره. باور کن!

600
00:28:45,036 --> 00:28:48,006
‫آره، یه شغل تثبیت‌شده داشتی
‫ولی الان یه شغل جدید رو شروع کردی.

601
00:28:48,226 --> 00:28:50,795
‫از کجا می‌دونی چی می‌خوای و میری سراغش؟

602
00:28:51,251 --> 00:28:53,284
‫همیشه دلم می‌خواست قنادی خودمو بزنم.

603
00:28:53,323 --> 00:28:55,375
‫از همون موقع که اولین هم‌زن برقی‌ام رو گرفتم.

604
00:28:55,985 --> 00:28:59,993
‫ولی رستوران‌ها ریسک‌شون بالاست،
‫واسه همین...

605
00:29:00,125 --> 00:29:01,551
‫از ذهنم بیرونش کردم

606
00:29:01,575 --> 00:29:04,312
‫و به خودم گفتم می‌تونم حسابداری‌ام
‫که حقوق ثابت داره رو ادامه بدم.

607
00:29:04,336 --> 00:29:06,020
‫ولی الان چندین سال بعد

608
00:29:06,044 --> 00:29:08,846
‫بالأخره رفتم دنبال چیزی که از اول می‌خواستمش.

609
00:29:09,021 --> 00:29:12,000
‫با رفتن دنبال چیزی که واقعاً می‌خواستیش
‫وقتت رو هدر ندادی.

610
00:29:12,025 --> 00:29:14,060
‫حتماً خیلی از هم‌سن و سال‌هات عاقل‌تری.

611
00:29:15,242 --> 00:29:16,674
‫خسته نباشی، گبز.

612
00:29:19,176 --> 00:29:20,987
‫شاید در مورد شغلِ زندگیم حق با تو باشی

613
00:29:21,012 --> 00:29:23,947
‫ولی بعید می‌دونم در مورد مابقی زندگیم

614
00:29:24,000 --> 00:29:26,165
‫- همین نظر رو داشته باشی.
‫- هر چی که هست

615
00:29:26,190 --> 00:29:27,565
‫اشتباه‌های منو نکن.

616
00:29:28,278 --> 00:29:29,252
‫منتظر نمون.

617
00:29:29,264 --> 00:29:31,911
‫همین الان به ندای قلبت گوش کن.

618
00:29:33,274 --> 00:29:34,856
‫خیلی‌خب، کامیون برداشته شد. شروع کنیم.

619
00:29:34,883 --> 00:29:35,975
‫آماده باش زخم رو ببندی.

620
00:29:36,000 --> 00:29:37,128
‫بُدی، من و تو...

621
00:29:37,153 --> 00:29:38,221
‫- یک ضرب می‌کشیمش. خب؟
‫- باشه.

622
00:29:38,246 --> 00:29:41,116
‫یک، دو، سه، بکِش.

623
00:29:45,686 --> 00:29:47,984
‫خیلی‌خب، فِرِدی، ازت می‌خوام
‫این زخم رو ببندی

624
00:29:48,008 --> 00:29:50,277
‫- و روش فشار بذاری.
‫- باشه.

625
00:29:50,302 --> 00:29:51,737
‫همین‌جوری. قشنگ بذار روش.

626
00:29:51,762 --> 00:29:54,364
‫می‌بینی چارلی؟ پات صحیح و سالمه.

627
00:29:55,259 --> 00:29:56,770
‫اون آتل رو برام آماده کن.

628
00:29:57,094 --> 00:29:59,797
‫هر چقدر می‌تونی پات رو بیار بالا.

629
00:30:04,736 --> 00:30:05,970
‫رفیق‌مون در چه حاله؟

630
00:30:06,037 --> 00:30:08,173
‫- خدا رو شکر اومد بیرون.
‫- ببین...

631
00:30:08,198 --> 00:30:10,909
‫کامیون رو کار دارم.
‫دوتا بیمار دارم، قضیه اورژانسیه.

632
00:30:10,975 --> 00:30:12,720
‫کامیون رو با آژیر و چراغ می‌خوام.

633
00:30:12,744 --> 00:30:15,280
‫باشه، درستش می‌کنیم.
‫بچه‌ها، بیاید این ونِ باربری رو ببریم بیرون

634
00:30:15,305 --> 00:30:16,813
‫و کامیون رو بدیم به رئیس
‫تا چارلی بره خونه.

635
00:30:16,838 --> 00:30:18,124
‫فِرِدی، رامیرز، با من میاید.

636
00:30:18,149 --> 00:30:19,517
‫تا کامیون آزاد شد، می‌ریم.

637
00:30:19,584 --> 00:30:21,386
‫صبر کن. کمکی از دستم برمیاد؟

638
00:30:21,511 --> 00:30:23,313
‫باید اینجا بمونی.

639
00:30:23,638 --> 00:30:26,324
‫مایۀ افتخارم بشو.
‫شنیدم داشتی چی می‌گفتی.

640
00:30:27,364 --> 00:30:29,470
‫نظرت چیه اون برچسب رو عوض کنی؟ هان؟

641
00:30:29,482 --> 00:30:32,418
‫نمی‌دونم داناوان کیه،
‫ولی فامیلیِ تو نیست.

642
00:30:36,500 --> 00:30:38,102
‫بُدی.

643
00:30:38,169 --> 00:30:40,778
‫هواتو داریم. هواتو داریم. باشه مَرد؟

644
00:30:41,203 --> 00:30:42,398
‫داریمت.

645
00:30:42,423 --> 00:30:44,525
‫نبضش ضعیف و نامنظمه.

646
00:30:45,209 --> 00:30:46,545
‫- چارلی؟
‫- دَووم بیار، مَرد.

647
00:30:46,569 --> 00:30:47,866
‫داره از حال میره.

648
00:30:47,890 --> 00:30:49,402
‫ایو؟ ایو، چه خبره؟

649
00:30:49,427 --> 00:30:50,661
‫نبض نداره.

650
00:30:51,482 --> 00:30:53,585
‫- احیای قلبی رو شروع می‌کنم.
‫- چی؟

651
00:30:54,160 --> 00:30:55,704
‫نه. نه، نه، نه.

652
00:30:55,870 --> 00:30:57,491
‫یالا، یالا، بیاید اینجا بچه‌ها.

653
00:30:57,616 --> 00:30:59,117
‫نباید از دست بدیمش.

654
00:31:00,625 --> 00:31:01,902
‫سرم رو وصل کنید.

655
00:31:01,926 --> 00:31:03,528
‫تا ته بازش کنید. خب؟

656
00:31:04,095 --> 00:31:07,637
‫پاشو، چارلی!
‫تو این‌جوری از دنیا نمی‌ری.

657
00:31:19,043 --> 00:31:20,445
‫هنوز نبض نداره.

658
00:31:20,511 --> 00:31:22,714
‫- نباید توی روز آخر حبسش بمیره.
‫- نمی‌میره.

659
00:31:22,980 --> 00:31:25,204
‫ولی اگه بدون یکی از پاهاش بیدار بشه،
‫عصبی میشه.

660
00:31:25,349 --> 00:31:27,291
‫پس حتماً اونجا رو فشار بده.

661
00:31:27,316 --> 00:31:29,518
‫بیدار شو، چارلی. یالا!

662
00:31:30,955 --> 00:31:32,857
‫- نبض داره.
‫- زنده‌ست.

663
00:31:32,924 --> 00:31:34,892
‫خدا رو شکر.

664
00:31:34,959 --> 00:31:37,137
‫آهای. آهای چارلی. صدامو می‌شنوی؟

665
00:31:38,095 --> 00:31:39,596
‫دوباره تو؟

666
00:31:39,621 --> 00:31:41,019
‫الحق که رفیق خودمی.

667
00:31:41,044 --> 00:31:43,247
‫تموم شد، چارلی. خوبه.

668
00:31:44,265 --> 00:31:46,387
‫میشه اکسیژن هوای تازه بهش بدین؟

669
00:31:46,411 --> 00:31:48,806
‫۱۵ لیتر در دقیقه.
‫یه گاروی دیگه هم بزنید.

670
00:31:49,130 --> 00:31:50,632
‫به روی چشم.

671
00:31:51,541 --> 00:31:53,196
‫حقیقت ماجرا رو بگو. اون...؟

672
00:31:53,220 --> 00:31:55,054
‫وضعیتش وخیمه ولی خوبه.

673
00:31:55,079 --> 00:31:56,947
‫موفق شدیم. زنده‌ست.

674
00:31:56,971 --> 00:31:59,474
‫- روبه‌راهی فرمانده؟
‫- چی؟

675
00:31:59,498 --> 00:32:01,227
‫آره. آره،‌ فقط...

676
00:32:01,252 --> 00:32:03,421
‫فقط اخیراً خیلی نخوابیدم. همین.

677
00:32:03,488 --> 00:32:05,263
‫خب، به اون راننده گفتی بره پیش متخصص.

678
00:32:05,488 --> 00:32:07,301
‫شاید بهتر باشه به نصیحت خودت گوش کنی.

679
00:32:07,525 --> 00:32:08,826
‫درسته.

680
00:32:08,851 --> 00:32:10,873
‫آره، بعد از این قضیه،
‫دیگه دو شیفته کار نمی‌کنم.

681
00:32:11,198 --> 00:32:14,285
‫ببین، با کمال احترام، فرمانده...

682
00:32:15,166 --> 00:32:16,834
‫فقط به‌خاطر دو شیفت کار کردنه؟

683
00:32:18,000 --> 00:32:21,139
‫مجبور... مجبور نیستی به من بگی

684
00:32:21,622 --> 00:32:24,417
‫ولی رئیس لئونی کمکم کرد
‫خیلی مشکلات رو پشت سر بذارم.

685
00:32:24,642 --> 00:32:26,811
‫شاید بتونه به تو هم کمک کنه.

686
00:32:33,217 --> 00:32:34,486
‫وای خدا.

687
00:32:34,552 --> 00:32:36,000
‫شارون.

688
00:32:36,591 --> 00:32:37,949
‫فضا رو باز کنید، بچه‌ها.

689
00:32:37,973 --> 00:32:38,974
‫باشه رئیس.

690
00:32:38,999 --> 00:32:40,175
‫چه مدته که این‌جوریه؟

691
00:32:40,200 --> 00:32:41,301
‫حدود ده دقیقه.

692
00:32:41,326 --> 00:32:44,162
‫این مدت پارچه‌های خنک روش گذاشتم
‫و مجرای تنفسی‌اش رو باز نگه داشتم.

693
00:32:44,187 --> 00:32:47,332
‫ تپش قلب و تعریق بیش از حد داره.
‫داروی ادرار آور لازم داره.

694
00:32:47,757 --> 00:32:49,465
‫ممنون، کارا.

695
00:32:50,916 --> 00:32:52,246
‫دورتون خالیه، قربان.

696
00:32:52,270 --> 00:32:53,438
‫یالا عزیزم.

697
00:32:54,104 --> 00:32:55,106
‫وقتشه بیدار شی.

698
00:32:55,130 --> 00:32:56,774
‫یه سرم سالین بردار.

699
00:33:00,100 --> 00:33:01,129
‫چی شده؟

700
00:33:01,154 --> 00:33:03,890
‫بیمارِ امروزم چشمم رو به یه چیزی باز کرد.

701
00:33:11,907 --> 00:33:13,052
‫تو منو می‌بینی.

702
00:33:14,124 --> 00:33:15,927
‫حمایتم می‌کنی.

703
00:33:16,996 --> 00:33:19,530
‫و دوستت دارم.

704
00:33:20,698 --> 00:33:22,834
‫خیلی زیاد، جیک.

705
00:33:27,271 --> 00:33:29,807
‫واسه همین...

706
00:33:30,000 --> 00:33:32,577
‫این حرفی که می‌خوام بزنم خیلی سخته.

707
00:33:34,946 --> 00:33:36,300
‫چه حرفی خیلی سخته؟

708
00:33:42,954 --> 00:33:44,989
‫من به بُدی علاقه دارم.

709
00:34:03,941 --> 00:34:06,000
‫آره، می‌دونستم.

710
00:34:06,344 --> 00:34:07,745
‫دلم نمی‌خواد علاقه داشته باشم.

711
00:34:08,412 --> 00:34:10,591
‫حتی نمی‌خوام باهاش به چیزی برسم.

712
00:34:10,615 --> 00:34:11,992
‫- اصلاً جور در نمیاد...
‫- لطفاً!

713
00:34:12,016 --> 00:34:16,387
‫گبز، اصلاً دلم نمی‌خواد کمکت کنم که

714
00:34:16,454 --> 00:34:18,431
‫سبک و سنگین کنی که با بُدی قرار بذاری یا نه.

715
00:34:19,156 --> 00:34:20,825
‫نمی‌دونم. من...

716
00:34:21,792 --> 00:34:25,938
‫فقط به این دلیل بهش اشاره کردم
‫که درک کنی...

717
00:34:26,263 --> 00:34:29,734
‫که نمی‌خوام تو رو ول کنم
‫و برم عاشق یکی دیگه بشم.

718
00:34:30,535 --> 00:34:31,702
‫ولی...

719
00:34:32,069 --> 00:34:36,000
‫ولی اگه قلبم کامل پیش تو نباشه،
‫نمی‌تونم باهات باشم.

720
00:34:39,343 --> 00:34:42,000
‫بیش از حد بهت احترام می‌ذارم، جیک.

721
00:34:49,053 --> 00:34:51,389
‫از این وضع متنفرم.

722
00:34:55,159 --> 00:34:57,094
‫یالا.

723
00:35:00,000 --> 00:35:01,966
‫- بالأخره به‌هوش اومد.
‫- هوم؟

724
00:35:06,000 --> 00:35:07,872
‫وینس...

725
00:35:08,239 --> 00:35:10,007
‫تقریباً توی یه روز هم نزدیک بود خودتو بکُشی

726
00:35:10,074 --> 00:35:12,945
‫هم واجد شرایط عمل پیوند شدی.

727
00:35:13,177 --> 00:35:14,645
‫کارا کجاست؟

728
00:35:15,712 --> 00:35:17,081
‫حالش خوبه؟

729
00:35:17,106 --> 00:35:19,525
‫آره، آره، اون...

730
00:35:19,550 --> 00:35:20,985
‫اون خوبه. به لطف تو.

731
00:35:21,458 --> 00:35:23,249
‫گذاشتم با آمبولانس اول بره.

732
00:35:23,636 --> 00:35:25,804
‫خوبه. حال بقیه چطوره؟

733
00:35:25,829 --> 00:35:29,199
‫حال بُدی چطوره؟
‫وضعیتِ امیدوارتر بودن چطوره؟

734
00:35:31,400 --> 00:35:32,830
‫راستش امیدوارتر نشده بودم

735
00:35:33,603 --> 00:35:35,972
‫تا اینکه امروز دیدمش.

736
00:35:38,125 --> 00:35:42,815
‫خیلی‌خب، کارا بهم گفت
‫که بُدی پیشنهاد جدایی رو داده

737
00:35:42,840 --> 00:35:46,677
‫و بیسبال صرفاً راهی بوده
‫برای اینکه تو رو به خودش علاقه‌مند کنه.

738
00:35:47,912 --> 00:35:50,590
‫پس... دوباره از کارا خوش‌مون میاد؟

739
00:35:51,015 --> 00:35:53,584
‫آره بابا. بُدی دروغ گفته
‫که اون پیشنهاد جدایی داده.

740
00:35:53,995 --> 00:35:56,516
‫یه کم نگرانم که...

741
00:35:57,488 --> 00:36:00,067
‫بهش به اندازۀ کافی فضا برای اشتباه‌کردن ندم.

742
00:36:00,430 --> 00:36:02,932
‫چون خیلی نگرانشم که حالش خوب باشه.

743
00:36:02,957 --> 00:36:05,393
‫شاید باید یه کم بیشتر حرف‌شنوی داشته باشم.

744
00:36:07,417 --> 00:36:11,421
‫هوم. حرف‌شنوی از همه یا فقط...

745
00:36:11,665 --> 00:36:12,845
‫کدوم گوری بودین؟

746
00:36:12,870 --> 00:36:15,406
‫این زمانِ واکنش به حادثه‌تون
‫واقعاً شرم‌آوره.

747
00:36:15,430 --> 00:36:17,208
‫برید خجالت بکشید.

748
00:36:28,004 --> 00:36:29,467
‫[وینسنت لئونی]

749
00:36:29,691 --> 00:36:31,881
‫شارون حالش خوبه. وینس پیششه.

750
00:36:32,756 --> 00:36:34,356
‫چیه؟ داری میای اینجا؟

751
00:36:34,489 --> 00:36:35,920
‫نه. نه، فقط...

752
00:36:36,361 --> 00:36:38,088
‫دارم توی چک‌کردنِ ثانویه کمک می‌کنم.

753
00:36:38,112 --> 00:36:41,232
‫«نه، دارم توی چک‌کردنِ ثانویه کمک می‌کنم.»

754
00:36:43,385 --> 00:36:45,409
‫بُدی، منم، پسر!

755
00:36:45,822 --> 00:36:46,931
‫به اینی که میگم فکر کن.

756
00:36:47,153 --> 00:36:49,749
‫تو، من، جیک، وینس...

757
00:36:50,026 --> 00:36:52,095
‫اینجا توی ایستگاه.

758
00:36:52,176 --> 00:36:53,711
‫ممکنه خوش بگذره.

759
00:36:54,340 --> 00:36:57,050
‫باشه، ولی این بچه‌هایی که فامیلی‌شون
‫با من فرق داره چی؟

760
00:36:57,270 --> 00:37:00,378
‫مثلاً فِرِدی، چارلی.

761
00:37:00,451 --> 00:37:02,134
‫گوش کن، چیزی که امروز دیدم...

762
00:37:02,158 --> 00:37:05,790
‫چیزایی که از تو و تری راک دیدم...

763
00:37:06,000 --> 00:37:08,893
‫یه گروه متشکل از آتش‌نشان‌های خیلی قابله.

764
00:37:09,360 --> 00:37:12,538
‫این انتقال از اردوگاه آتش‌نشانی
‫به ایستگاه آتش‌نشانی...

765
00:37:12,563 --> 00:37:13,940
‫نباید انقدر روندش سخت باشه.

766
00:37:13,964 --> 00:37:15,366
‫اگه بشه که عالی میشه.

767
00:37:15,827 --> 00:37:17,637
‫کاغذبازی‌هاش خیلی زیاده.

768
00:37:17,650 --> 00:37:20,053
‫اگه تغییرش بدیم چی؟ من و تو.

769
00:37:20,078 --> 00:37:23,546
‫بچه‌ها، ساعت از ۱۲ ظهر گذشته.
‫چارلی آزاده.

770
00:37:24,318 --> 00:37:28,379
‫افسر فرمانده میگه بعد از بیمارستان
‫دیگه برنمی‌گرده اینجا.

771
00:37:28,446 --> 00:37:30,000
‫وقت خداحافظیه.

772
00:37:30,414 --> 00:37:32,616
‫یالا، میلز. کل روز رو وقت نداریم.

773
00:37:32,683 --> 00:37:34,284
‫تو هم همین‌طور، داناوان. بجنب.

774
00:37:35,159 --> 00:37:38,055
‫درستش لئونی‌ه.

775
00:37:48,200 --> 00:37:49,686
‫می‌دونید دیابت داره دیگه؟

776
00:37:49,710 --> 00:37:51,201
‫باشه. توی مسیر نظارت می‌کنیم.

777
00:37:51,225 --> 00:37:52,784
‫- فشار خون هم داره.
‫- حواس‌مون هست.

778
00:37:52,808 --> 00:37:54,681
‫اون پاش رو لازم داره.
‫حفظش می‌کنید دیگه؟

779
00:37:54,705 --> 00:37:55,949
‫امروز آزادی مشروط می‌گیره.

780
00:37:55,973 --> 00:37:57,642
‫محمولۀ ارزشمندیه.

781
00:38:00,401 --> 00:38:01,746
‫خیلی‌خب، گوش کنید.

782
00:38:01,812 --> 00:38:03,547
‫امروز، چارلی از تری راک میره.

783
00:38:03,614 --> 00:38:05,976
‫اماکن رو نجات داد، جون آدما رو نجات داد.

784
00:38:06,000 --> 00:38:07,394
‫خودشو اصلاح کرد.

785
00:38:07,418 --> 00:38:10,053
‫باعث میشه این طرح برای فرمانده‌هایی مثل من
‫ارزشش رو داشته باشه.

786
00:38:10,113 --> 00:38:11,956
‫امروز چارلی فارغ میشه.

787
00:38:13,123 --> 00:38:14,792
‫امروز چارلی یه قهرمانه.

788
00:38:16,526 --> 00:38:18,378
‫خدا به همراهت، دوستِ من.

789
00:38:21,631 --> 00:38:23,968
‫حاضرید؟ یک، دو...

790
00:38:24,035 --> 00:38:25,536
‫تری راک!

791
00:38:25,560 --> 00:38:30,560
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
