1
00:00:03,986 --> 00:00:06,090
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,160 --> 00:00:08,020
‫اینجا اردوگاه کار اجباریِ تری‌راک ه.

3
00:00:08,090 --> 00:00:10,360
‫آتیش‌های سرتاسر ایالت کالیفرنیا رو
‫ مهار می‌کنیم.

4
00:00:10,430 --> 00:00:11,896
‫تو و جیک با هم نامزد کردین؟

5
00:00:11,920 --> 00:00:13,160
‫قبلاً کرده بودیم. آره.

6
00:00:13,184 --> 00:00:14,360
‫ولی دیگه نامزد نیستیم.

7
00:00:14,384 --> 00:00:16,600
‫نمی‌خواستم تا وقتی قضیه جدی‌تر نشده،

8
00:00:16,624 --> 00:00:19,106
‫به تو یا کس دیگه‌ای بگم.

9
00:00:19,130 --> 00:00:22,000
‫ولی معلوم شد جیک اصلاً جدی نبوده.

10
00:00:22,270 --> 00:00:23,270
‫آهای!

11
00:00:23,340 --> 00:00:24,670
‫هِی، دیوونه‌ای؟

12
00:00:24,694 --> 00:00:26,010
‫به رایلی هم همینو گفتی، مگه نه؟

13
00:00:26,034 --> 00:00:27,980
‫بعد از اینکه شبِ مرگش
‫ازش جدا شدی.

14
00:00:28,004 --> 00:00:29,480
‫چی؟ با رایلی نامزد کرده بودی؟

15
00:00:29,504 --> 00:00:30,748
‫اون می‌دونه؟

16
00:00:30,772 --> 00:00:31,810
‫قضیۀ رایلی رو؟

17
00:00:31,834 --> 00:00:33,580
‫آره، در مورد گابریلا جدی‌ام.

18
00:00:33,650 --> 00:00:35,080
‫همه چی رو بهش می‌گم.

19
00:00:35,104 --> 00:00:37,450
‫امروز آتیش‌سوزی رو مهار کردم.

20
00:00:37,474 --> 00:00:38,520
‫خیلی خوشم اومد.

21
00:00:38,544 --> 00:00:40,190
‫آخرِ هفتۀ بعد آتش‌نشانیِ کالیفرنیا...

22
00:00:40,260 --> 00:00:40,920
‫جذب نیرو داره.

23
00:00:40,990 --> 00:00:42,260
‫فکر کنم بهتر باشه بررسی‌اش کنی.

24
00:00:42,284 --> 00:00:43,267
‫سلام، مامان.

25
00:00:43,292 --> 00:00:44,462
‫اون زندانیه.

26
00:00:44,486 --> 00:00:46,406
‫اون توانایی پیروی از
‫دستوراتِ معمولی رو نداره.

27
00:00:46,430 --> 00:00:48,600
‫از یه دستور خیلی خوب پیروی کردم،
‫مگه نه بابا؟

28
00:00:48,624 --> 00:00:49,770
‫بعد از مرگ رایلی،

29
00:00:49,794 --> 00:00:51,430
‫بهش گفتم بره و دیگه برنگرده.

30
00:00:51,500 --> 00:00:52,365
‫وای خدا.

31
00:00:52,389 --> 00:00:54,140
‫افرادم کارشون رو عالی انجام دادن.
‫مخصوصاً بُدی.

32
00:00:54,164 --> 00:00:55,205
‫اون سرباره، مانی.

33
00:00:55,229 --> 00:00:57,170
‫شارون حاضر نیست اینو قبول کنم.
‫ولی من می‌کنم.

34
00:00:57,194 --> 00:00:59,080
‫تصمیمت رو در مورد پسرم گرفتی؟

35
00:00:59,104 --> 00:01:00,780
‫- منتقلش می‌کنم.
‫- مانی، من مریضم.

36
00:01:00,840 --> 00:01:02,650
‫بیماری مزمنِ کلیوی دارم.

37
00:01:02,710 --> 00:01:04,180
‫منم توی این اردوگاه زندانی بودم.

38
00:01:04,204 --> 00:01:06,656
‫- بعد از اون، گذاشتن مشغول به این کار بشی؟
‫- مامانت گذاشت.

39
00:01:06,680 --> 00:01:07,680
‫همینجا می‌مونی، بُدی.

40
00:01:07,750 --> 00:01:09,320
‫پس به خودت بستگی داره تا تصمیم بگیری

41
00:01:09,344 --> 00:01:11,791
‫می‌خوای آدم از زیر کار در رویی که
‫بابات فکر می‌کنه باشی

42
00:01:11,811 --> 00:01:12,978
‫یا می‌خوای مَردی باشی

43
00:01:13,003 --> 00:01:14,873
‫که من و مامانت می‌دونیم می‌تونی باشی.

44
00:01:14,897 --> 00:01:27,197
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

45
00:01:27,225 --> 00:01:28,245
‫باید بهت هشدار می‌دادم.

46
00:01:28,270 --> 00:01:29,470
‫اون‌قدر با جیک وقت گذروندی

47
00:01:29,494 --> 00:01:30,516
‫که بدونی موندنی نیست.

48
00:01:30,540 --> 00:01:31,670
‫کلاً کارش همینه، رایلی.

49
00:01:31,694 --> 00:01:33,280
‫ازت جدا شده.
‫میشه انقدر بهش پیام ندی؟

50
00:01:33,340 --> 00:01:34,991
‫نه، باید برگردم و باهاش حرف بزنم.

51
00:01:35,015 --> 00:01:36,456
‫از این خبرا نیست. می‌برمت خونه.

52
00:01:36,480 --> 00:01:38,650
‫- پس میرم بیرون.
‫- چی‌کار می‌کنی؟ رایلی، بس کن. بس کن.

53
00:01:39,880 --> 00:01:41,320
‫رایلی، برگرد توی ماشین.

54
00:01:42,690 --> 00:01:44,390
‫- سفت بشین!
‫- ترمز بگیر!

55
00:01:44,414 --> 00:01:46,060
‫نمی‌تونم! نمی‌تونم ماشین رو نگه دارم.

56
00:01:46,084 --> 00:01:48,190
‫بُدی!

57
00:01:49,230 --> 00:01:51,860
‫رایلی. رایلی.

58
00:01:51,884 --> 00:01:53,430
‫رایلی!

59
00:01:55,060 --> 00:01:57,370
‫- دوباره کابوس دیدی؟
‫- ببخشید، بچه‌ها.

60
00:01:57,430 --> 00:01:59,600
‫- بیخیال، پسر.
‫- بُدی!

61
00:02:00,870 --> 00:02:02,170
‫پسر سوگلی نیاز به

62
00:02:02,240 --> 00:02:04,270
‫قصۀ قبل از خواب داره
‫که بتونه خوابای خوب ببینه؟

63
00:02:04,340 --> 00:02:07,010
‫خیلی وقته که خوابای خوب رو بیخیال شدم.

64
00:02:08,140 --> 00:02:09,550
‫ببخشید مزاحم خوابتون شدم.

65
00:02:17,150 --> 00:02:19,260
‫«رایلی».

66
00:02:19,320 --> 00:02:21,190
‫اسم خواهرت!

67
00:02:21,260 --> 00:02:23,660
‫توی خواب همه‌ش همینو داد می‌زنی.

68
00:02:30,170 --> 00:02:32,870
‫ممنونم که اینجا بهم
‫یه فرصت مجدد دادی، فرمانده.

69
00:02:34,140 --> 00:02:36,640
‫ولی برای اردوگاه آتش‌نشانی ثبت‌نام کردم
‫نه روان‌درمانی.

70
00:02:38,340 --> 00:02:40,580
‫جفت‌شون می‌تونن یکی باشن، بُدی.

71
00:02:44,210 --> 00:02:46,180
‫منم قدیما کابوس می‌دیدم.

72
00:02:46,250 --> 00:02:47,620
‫می‌اومدم اینجا به امید اینکه باد

73
00:02:47,644 --> 00:02:49,350
‫همه‌شون رو از سرم بپرونه.

74
00:02:50,450 --> 00:02:52,350
‫و الان...

75
00:02:52,420 --> 00:02:53,790
‫در آرامش می‌خوابم.

76
00:02:54,060 --> 00:02:56,310
‫اگه توی این طرح به یه جاهایی برسی،

77
00:02:56,334 --> 00:02:57,666
‫یاد می‌گیری آتیش‌ها رو خاموش کنی،

78
00:02:57,690 --> 00:02:59,800
‫نه فقط آتیش‌های توی کوهستان...

79
00:03:01,060 --> 00:03:02,200
‫اینجا هم همین‌طور.

80
00:03:06,500 --> 00:03:08,240
‫تو دزدِ ماشین بودی.

81
00:03:10,670 --> 00:03:13,080
‫ولی من با ماشینی که خواهرم توش بود
‫تصادف کردم.

82
00:03:16,480 --> 00:03:18,510
‫حدست درست بود.

83
00:03:20,080 --> 00:03:21,720
‫صدای بابام توی سرمه و بهم میگه

84
00:03:21,780 --> 00:03:25,250
‫اون شب به جای خواهرم، من باید می‌مُردم.

85
00:03:28,620 --> 00:03:30,590
‫یه تفنگ به سمت صورت یه مرد بیگناه
‫نشونه گرفتم

86
00:03:30,660 --> 00:03:33,000
‫تا یه حالت نشئگی بهم دست بده
‫و از دست اون صدا فرار کنم.

87
00:03:35,460 --> 00:03:37,300
‫طبیعتاً جلوی هیچ چیزی گرفته نشد.

88
00:03:39,570 --> 00:03:42,200
‫دزدیِ تو از اون فروشگاه...

89
00:03:42,470 --> 00:03:44,410
‫عاملی بود که باعث شد بالاخره بیفتی زندان.

90
00:03:46,410 --> 00:03:47,610
‫ولی خیلی قبل‌تر از...

91
00:03:47,680 --> 00:03:49,550
‫اونی که بری زندان، زندانی بودی، بُدی.

92
00:03:51,310 --> 00:03:52,620
‫هنوزم هستی.

93
00:03:53,580 --> 00:03:55,120
‫منو ببین، بُدی.

94
00:03:59,460 --> 00:04:02,020
‫تو با بدترین کاری که توی زندگیت کردی
‫تعریف نمیشی.

95
00:04:06,900 --> 00:04:08,706
‫چهار عنصر تشکیل‌دهندۀ آتش؟

96
00:04:08,830 --> 00:04:12,676
‫اکسیژن، سوخت، واکنش شیمیایی و حرارت.

97
00:04:12,700 --> 00:04:17,110
‫حداکثر طول شعله‌ای که می‌تونی
‫با ابزار دستی باهاش مقابله کنی چقدره؟

98
00:04:17,170 --> 00:04:18,710
‫هوم... ۱.۵ متر.

99
00:04:19,070 --> 00:04:22,180
‫و بعد از اون مقدار،
‫تقاضای تجهیزات سنگین‌تر می‌کنیم.

100
00:04:24,010 --> 00:04:25,180
‫همون چیزای باحال.

101
00:04:25,450 --> 00:04:29,490
‫آره، می‌دونی، همون تفنگ‌های بزرگ.

102
00:04:32,150 --> 00:04:33,590
‫هوم.

103
00:04:34,360 --> 00:04:35,520
‫دوستت دارم.

104
00:04:36,490 --> 00:04:38,460
‫منم دوستت دارم.

105
00:04:39,330 --> 00:04:40,506
‫بهت افتخار می‌کنم عزیزم.

106
00:04:40,730 --> 00:04:44,670
‫برای اینکه رفتی به ایو
‫قضیۀ نامزدیت با رایلی رو گفتی.

107
00:04:45,530 --> 00:04:46,800
‫هوم.

108
00:04:48,400 --> 00:04:50,140
‫آره.

109
00:04:50,510 --> 00:04:52,210
‫هوم...

110
00:04:52,470 --> 00:04:57,334
‫اگه بخوام همین کار رو
‫برای وینس و شارون بکنم،

111
00:04:57,460 --> 00:04:59,210
‫کار خیلی سخت‌تری در پیش دارم.

112
00:05:02,354 --> 00:05:03,381
‫ببین.

113
00:05:03,490 --> 00:05:05,650
‫ببین، ببین.

114
00:05:07,490 --> 00:05:09,060
‫برای اونا حکم اعضای خانواده رو داری.

115
00:05:09,820 --> 00:05:11,690
‫اونا تحت هر شرایطی دوستت دارن.

116
00:05:13,190 --> 00:05:21,190
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

117
00:05:38,250 --> 00:05:39,720
‫کلم پیچ،

118
00:05:40,090 --> 00:05:41,350
‫زغال‌اخته،

119
00:05:41,374 --> 00:05:44,130
‫پروتئین نخود، گردۀ زنبور عسل.

120
00:05:45,790 --> 00:05:49,570
‫به این میگن یه معجونِ حرفه‌ای
‫برای بیماری مزمن کلیه.

121
00:05:50,800 --> 00:05:53,170
‫یه یارویی توی وبلاگش اینو نوشته بود.

122
00:05:55,113 --> 00:05:58,853
‫اَه! بوی چمن جلوی خونه رو میده.
‫ممنون.

123
00:06:00,480 --> 00:06:03,450
‫خب، ایو امروز به نیروهای جذب‌شده
‫آموزش میده.

124
00:06:03,475 --> 00:06:06,115
‫پس یعنی من باید با جیک سوار کامیون بشم.

125
00:06:07,320 --> 00:06:09,410
‫با من نمیای بُدی رو ببینی؟

126
00:06:09,523 --> 00:06:11,420
‫هشدار آماده‌باش رو که دیدی.

127
00:06:11,553 --> 00:06:12,933
‫دیدمش؟ خودم اعلامش کردم.

128
00:06:13,040 --> 00:06:15,513
‫صحیح.
‫باد شدید، رطوبت کم.

129
00:06:15,640 --> 00:06:17,706
‫آتیش که مرخصی نمی‌گیره.
‫منم همین‌طور.

130
00:06:17,839 --> 00:06:19,900
‫وینس، بهش گفتی از اینجا بره!

131
00:06:19,960 --> 00:06:21,962
‫می‌خوام بری بهش بگی
‫خوشحالی که اینجاست

132
00:06:22,002 --> 00:06:24,213
‫و جفت‌مون می‌دونیم
‫می‌تونه توی این طرح موفق بشه.

133
00:06:24,570 --> 00:06:26,802
‫وای خدا، بوی چمن جلوی خونه رو میده،

134
00:06:26,826 --> 00:06:29,304
‫بعدش هم دهنت بوی کود می‌گیره.

135
00:06:29,528 --> 00:06:31,025
‫تعریفت از موفقیت چیه؟

136
00:06:31,049 --> 00:06:32,546
‫آخه اون پشت میله‌های زندانه.

137
00:06:33,170 --> 00:06:35,640
‫- توی اردوگاه آتش‌نشانی میله نداریم.
‫- خیلی خب، پس...

138
00:06:35,710 --> 00:06:37,380
‫دقیقاً مثل وقتی که نوجوون بود،

139
00:06:37,450 --> 00:06:39,720
‫می‌اومدم بهت می‌گفتم
‫که باید ادب بشه...

140
00:06:39,780 --> 00:06:41,956
‫و عواقب کارهاش رو ببینه
‫ولی تو یهویی دخالت می‌کردی

141
00:06:41,980 --> 00:06:43,390
‫و شروع به بغل‌کردنش می‌کردی.

142
00:06:43,750 --> 00:06:45,896
‫بعدش شروع می‌کردی با عصبانیت
‫به همه دستور می‌دادی

143
00:06:45,920 --> 00:06:47,920
‫جوری که انگار تو فرمانده‌مون هستی.

144
00:06:48,290 --> 00:06:50,560
‫این که جوخۀ آتش‌نشانی نیست.

145
00:06:50,930 --> 00:06:52,230
‫ما یه خانواده‌ایم.

146
00:06:54,100 --> 00:06:55,830
‫یه خانواده بودیم!

147
00:07:01,770 --> 00:07:03,410
‫نمی‌دونم وقتی همچین حرفایی می‌زنی

148
00:07:03,470 --> 00:07:06,610
‫- چطور می‌تونم یه روزی ببخشمت.
‫- دارم صادقانه حرف می‌زنم.

149
00:07:06,680 --> 00:07:08,280
‫اون قدیما آدمِ درستی نبود،

150
00:07:08,340 --> 00:07:11,256
‫و الان زندانیه و مادرش...

151
00:07:11,280 --> 00:07:13,226
‫با مانی همه کاری براش می‌کنن.

152
00:07:13,250 --> 00:07:14,480
‫ازم نخواست این کار رو بکنم.

153
00:07:14,550 --> 00:07:15,620
‫می‌دونم.

154
00:07:15,680 --> 00:07:18,338
‫باعث میشه خودت این کارها رو بکنی.

155
00:07:18,431 --> 00:07:22,360
‫داری کمکش می‌کنی که ناراحتت کنه.

156
00:07:22,920 --> 00:07:25,230
‫ممکنه برای کارِت هم بد بشه، آخه...

157
00:07:25,290 --> 00:07:27,536
‫رفتی به مانی گفتی مریضی؟

158
00:07:28,460 --> 00:07:29,870
‫مریضم دیگه!

159
00:07:30,330 --> 00:07:32,470
‫نمی‌خوام مریض‌تر از این بشی.

160
00:07:33,740 --> 00:07:38,746
‫خانواده‌ام، خانواده‌مون،
‫بهترین دوا و درمونیه که دارم.

161
00:07:38,770 --> 00:07:40,440
‫اگه می‌خوای حالم خوب بشه،

162
00:07:40,610 --> 00:07:42,638
‫برو بهش بگو عصبانی‌ای یا دلت شکسته.

163
00:07:42,662 --> 00:07:46,380
‫هر مشکلی داری برو با پسرت در میون بذار
‫تا روابطمون خوب بشه.

164
00:07:48,480 --> 00:07:50,390
‫واحد ۱۵۰۸.

165
00:07:50,450 --> 00:07:51,666
‫آتش‌سوزی پوشش‌های گیاهی.

166
00:07:51,690 --> 00:07:53,690
‫جادۀ «اولد ساو ولی» و کوه «مینور».

167
00:07:55,663 --> 00:07:56,990
‫عالیه.

168
00:07:57,070 --> 00:07:59,737
‫ملقب به «کوهِ آشوب». کارِ هیپی‌هاست.
‫(هیپی: نام یک جنبش فرهنگی)

169
00:07:59,790 --> 00:08:01,399
‫هیپی‌ها کمترین نگرانی‌ات هستن.

170
00:08:01,423 --> 00:08:03,238
‫زاهدها و کشاورزها هم هستن.

171
00:08:03,358 --> 00:08:05,025
‫اون بالا اوضاع خیلی سریع قاراشمیش میشه.

172
00:08:05,049 --> 00:08:06,740
‫- خیلی مراقب باش.
‫- آهای.

173
00:08:11,270 --> 00:08:13,680
‫هوم... کود!

174
00:08:15,546 --> 00:08:17,576
‫پسرت رو که می‌بینی خوش بگذره.

175
00:08:20,880 --> 00:08:22,350
‫پسرمون!

176
00:08:22,820 --> 00:08:24,790
‫کامیون ۱۵۹۱، آتیش‌سوزیِ پوشش‌های گیاهی

177
00:08:24,850 --> 00:08:26,696
‫در حدودِ یک و نیم هکتار.

178
00:08:26,720 --> 00:08:27,766
‫اعلام وضعیت کنید.

179
00:08:27,790 --> 00:08:30,120
‫کامیون ۱۵۹۱ صحبت می‌کنه.
‫داریم میایم.

180
00:08:38,000 --> 00:08:40,170
‫میگم، رئیس، حالتون خوبه؟

181
00:08:40,600 --> 00:08:41,640
‫آره.

182
00:08:41,900 --> 00:08:43,610
‫خوبم. فقط...

183
00:08:43,670 --> 00:08:44,910
‫می‌دونی...

184
00:08:44,934 --> 00:08:47,840
‫با برگشتنِ بُدی
‫یه سری خاطرات زنده شد.

185
00:08:50,310 --> 00:08:51,450
‫آره.

186
00:08:53,280 --> 00:08:54,520
‫می‌دونید، هوم...

187
00:08:54,980 --> 00:08:57,690
‫یه مدتی هست که قصد دارم
‫در این مورد باهاتون صحبت کنم.

188
00:08:58,820 --> 00:09:00,220
‫هوم...

189
00:09:00,490 --> 00:09:02,384
‫حق با شما بود.

190
00:09:02,408 --> 00:09:03,660
‫اون قضیۀ کبودی چشمم رو میگم.

191
00:09:05,197 --> 00:09:07,937
‫- بُدی بهم مشت زده بود.
‫- می‌دونم.

192
00:09:09,660 --> 00:09:11,270
‫درک نمی‌کنم...

193
00:09:12,401 --> 00:09:14,400
‫که چرا بهت مشت زده.
‫آخه...

194
00:09:15,370 --> 00:09:17,740
‫- شما دوتا برای هم مثل برادر بودید.
‫- بودیم!

195
00:09:19,170 --> 00:09:20,640
‫قضیه‌اش پیچیده‌ست.

196
00:09:22,080 --> 00:09:23,910
‫از طرفِ هر دوتامون.

197
00:09:24,850 --> 00:09:26,658
‫راستش، من...

198
00:09:26,682 --> 00:09:28,610
‫من می‌دونم چرا بهت زده.

199
00:09:32,390 --> 00:09:33,766
‫ببین، رئیس، هیچ‌وقت قصد...

200
00:09:33,790 --> 00:09:35,320
‫حسودیش میشه.

201
00:09:37,160 --> 00:09:38,566
‫تو همونی هستی که اون می‌خواد باشه.

202
00:09:39,090 --> 00:09:40,330
‫رفت...

203
00:09:40,800 --> 00:09:43,260
‫و تو خیلی بیشتر از اون،
‫برام حکم پسرم رو پیدا کردی.

204
00:09:49,970 --> 00:09:51,470
‫عه، عه، عه!

205
00:09:54,610 --> 00:09:57,210
‫کوهِ آشوب،
‫#زندگی_توی_وَن

206
00:09:57,234 --> 00:09:58,526
‫یه سر رفتم کافۀ اسموکی

207
00:09:58,550 --> 00:10:00,296
‫و به ایدن گفتم این قهوه رو برای تو می‌خوام

208
00:10:00,320 --> 00:10:02,780
‫و اون سفارش همیشگی‌ات رو یادش مونده بود.

209
00:10:03,150 --> 00:10:04,350
‫داره رسم ادب رو رعایت می‌کنه.

210
00:10:05,220 --> 00:10:06,296
‫وقت آموزشه.

211
00:10:06,620 --> 00:10:08,520
‫به صف شید!
‫عضو جدید!

212
00:10:12,260 --> 00:10:14,544
‫به ایستگاه ۴۲ آتش‌نشانی کالیفرنیا
‫خوش اومدید.

213
00:10:14,560 --> 00:10:17,011
‫بهمون میگن «کارخونۀ آتیش»،
‫چون اینجا آتیش یه ثابت‌ه...

214
00:10:17,097 --> 00:10:18,284
‫و متغیر نیست.

215
00:10:18,308 --> 00:10:20,940
‫شاید واسه این اومدید اینجا
‫چون به نظرتون هیجان‌انگیز می‌اومد.

216
00:10:21,200 --> 00:10:22,870
‫شاید دلتون می‌خواد قهرمان باشید.

217
00:10:22,940 --> 00:10:25,040
‫اژدهاها رو بکُشید، همه رو نجات بدید!

218
00:10:26,270 --> 00:10:27,986
‫یا شایدم از شغل قبلی‌تون خسته شدین

219
00:10:28,010 --> 00:10:29,610
‫و می‌خواید یه کار جدید رو امتحان کنید.

220
00:10:30,580 --> 00:10:32,286
‫اگه برای هر کدوم از این دلایل اومدید اینجا

221
00:10:32,310 --> 00:10:34,020
‫بدجوری زمین می‌خورید.

222
00:10:34,920 --> 00:10:37,090
‫فقط کسایی از جهنم تمرینات
‫سربلند میان بیرون

223
00:10:37,115 --> 00:10:39,515
‫و در عرض دو هفته
‫وارد کارهای عملیاتی میشن،

224
00:10:40,120 --> 00:10:43,530
‫که این کار رو یه ندای وظیفه
‫مد نظر می‌گیرن.

225
00:10:43,590 --> 00:10:46,666
‫اونایی که برای حفاظت از جامعه
‫و حفاظت از همدیگه اومدن.

226
00:10:47,190 --> 00:10:50,470
‫باعث افتخارمه که به آیندۀ
‫آتش‌نشانی کالیفرنیا آموزش میدم.

227
00:10:50,730 --> 00:10:54,970
‫حالا بیاید ببینیم
‫ارزش این عنوان رو دارید یا نه.

228
00:11:01,580 --> 00:11:02,780
‫سلام.

229
00:11:02,940 --> 00:11:04,486
‫همۀ اهالی اونجا رو خارج کردید؟

230
00:11:04,710 --> 00:11:06,133
‫تا جایی که معلومه آره.

231
00:11:06,257 --> 00:11:07,626
‫انتهای اون درخت‌ها...

232
00:11:07,850 --> 00:11:09,950
‫کلی باد شدید و شعله‌های بلند داریم.

233
00:11:11,840 --> 00:11:12,750
‫تأیید میشه.

234
00:11:17,860 --> 00:11:19,390
‫به نظرتون از چی شروع شده؟

235
00:11:20,130 --> 00:11:22,000
‫بیشتر نگرانِ کی و چی‌اش هستم.

236
00:11:22,138 --> 00:11:24,244
‫یه عده لای اون درخت‌های
‫اون بالا زندگی می‌کنن.

237
00:11:24,338 --> 00:11:25,930
‫وقتی باد تغییر جهت بده،

238
00:11:26,200 --> 00:11:28,870
‫کل کوه آتیش می‌گیره.

239
00:11:29,140 --> 00:11:30,610
‫کمک!

240
00:11:30,870 --> 00:11:33,680
‫رئیس، اون...

241
00:11:36,140 --> 00:11:38,110
‫یه مردِ آتیش‌گرفته؟

242
00:11:44,120 --> 00:11:45,420
‫تکون نخور، تکون نخور.

243
00:11:45,982 --> 00:11:48,597
‫هِی، هِی، گوش کن. خاموش شد. باشه؟

244
00:11:48,621 --> 00:11:50,496
‫ولی ازت می‌خوام تکون نخوری. باشه؟

245
00:11:50,760 --> 00:11:52,430
‫حالا همین‌جوری نفس عمیق بکِش.

246
00:11:52,454 --> 00:11:53,350
‫دوباره. یه دونه دیگه.

247
00:11:53,400 --> 00:11:56,021
‫گرین‌کرست. واحد ۱۵۰۸.
‫اولویت دستوری.

248
00:11:56,094 --> 00:11:56,870
‫کوه مینور.

249
00:11:56,930 --> 00:11:59,706
‫یه بیمار با سوختگی درجۀ یک و دو داریم.

250
00:11:59,730 --> 00:12:01,801
‫یه آمبولانس بفرستید اینجا.

251
00:12:01,995 --> 00:12:04,565
‫ببینم بچه، تو این آتیش رو روشن کردی؟

252
00:12:04,590 --> 00:12:05,984
‫ما یه سیگار روشن کردیم.

253
00:12:06,008 --> 00:12:07,290
‫باد شدید شد.

254
00:12:09,140 --> 00:12:10,892
‫این همه ماریجوانا و فقط یه سیگار؟

255
00:12:11,010 --> 00:12:12,679
‫گفتی «ما». کیو میگی؟

256
00:12:12,703 --> 00:12:14,282
‫من و رفیقم کیلب.

257
00:12:14,306 --> 00:12:15,955
‫من دویدم یه طرف. اون رفت یه طرف دیگه.

258
00:12:16,050 --> 00:12:19,650
‫از آتیش رد شدم ولی اونو گُم کردم.

259
00:12:20,120 --> 00:12:21,660
‫پس یه بچۀ دیگه اونجاست.

260
00:12:21,685 --> 00:12:25,395
‫و وسط حریق جنگل،
‫معلوم نیست دقیقاً کجاست.

261
00:12:48,093 --> 00:12:49,160
‫وای.

262
00:12:52,820 --> 00:12:55,090
‫وای، بُدی جونم!

263
00:12:57,113 --> 00:12:58,226
‫سلام، مامان.

264
00:12:58,250 --> 00:12:59,630
‫آخیش.

265
00:13:00,700 --> 00:13:04,370
‫آخرین باری که موهات انقدر بلند بود
‫اون‌موقع بود که طرفدار «هنسون» بودی.

266
00:13:10,200 --> 00:13:11,670
‫غذای اینجا چطوره؟

267
00:13:11,694 --> 00:13:14,180
‫باید بهتر از ندامتگاه باشه.

268
00:13:15,240 --> 00:13:16,810
‫بازم به دست‌پخت شما نمی‌رسه.

269
00:13:17,610 --> 00:13:19,550
‫پسر خودمی! باشه. خیلی خب!

270
00:13:19,574 --> 00:13:21,450
‫به زودی از اینجا میای بیرون

271
00:13:21,520 --> 00:13:22,720
‫و می‌تونی برگردی خونه

272
00:13:22,780 --> 00:13:24,520
‫و هر چی بخوای برات درست می‌کنم.

273
00:13:24,590 --> 00:13:26,479
‫از وقتی رفتی بابات هم توی آشپزخونه

274
00:13:26,504 --> 00:13:28,174
‫یه چیزایی بلد شده درست کنه.

275
00:13:29,060 --> 00:13:31,660
‫می‌دونی، فکر نکنم سر میز بابا
‫جایی داشته باشم.

276
00:13:33,390 --> 00:13:36,033
‫آره، الان دیگه می‌دونم که اون...

277
00:13:36,057 --> 00:13:37,630
‫بهت گفته از اینجا بری.

278
00:13:37,900 --> 00:13:40,170
‫اشتباه خیلی بزرگی کرده.

279
00:13:40,330 --> 00:13:42,516
‫ازت می‌خوام سعی کنی

280
00:13:42,540 --> 00:13:44,510
‫یه جایی توی قلبت
‫برای بخشیدنِ اون باز کنی.

281
00:13:44,570 --> 00:13:46,640
‫بهم گفت سربار!

282
00:13:49,840 --> 00:13:51,780
‫می‌ترسه.

283
00:13:51,850 --> 00:13:53,880
‫می‌ترسه که دوباره قلبش رو بشکنی

284
00:13:53,904 --> 00:13:55,880
‫یا مثلاً قلب منو بشکنی.

285
00:13:56,350 --> 00:13:57,920
‫تو نمی‌ترسی؟

286
00:13:59,920 --> 00:14:01,520
‫نه، نمی‌ترسم.

287
00:14:03,560 --> 00:14:06,396
‫فقط دارم سعی می‌کنم از مرگ رایلی
‫در یه راه مفید استفاده کنم.

288
00:14:06,649 --> 00:14:07,948
‫خیلی خب.

289
00:14:11,370 --> 00:14:12,630
‫مامان.

290
00:14:17,500 --> 00:14:19,570
‫اومدم اینجا تا هر چند نفر که
‫تونستم رو نجات بدم،

291
00:14:19,640 --> 00:14:21,010
‫هر جور که شده!

292
00:14:23,780 --> 00:14:26,550
‫وقتی صدای آژیر شنیدید،
‫یعنی به کمک‌مون نیاز دارن.

293
00:14:27,010 --> 00:14:29,456
‫اگه برای حریق جنگل اعزام بشیم
‫لباس نومکس می‌پوشیم.

294
00:14:29,480 --> 00:14:30,920
‫اگه آتیش‌سوزیِ ساختمونی باشه،

295
00:14:30,990 --> 00:14:32,950
‫سریع می‌ریم سراغِ این لباس‌ها.

296
00:14:33,020 --> 00:14:34,836
‫با افزایش دقت، سرعت‌مون رو افزایش می‌دیم.

297
00:14:34,860 --> 00:14:37,160
‫خیلی نرم و دقیق و در نتیجه سریع!

298
00:14:37,223 --> 00:14:38,303
‫پنج ثانیه!

299
00:14:38,327 --> 00:14:41,440
‫ملت میگن یا میشه کارها رو خوب انجام داد
‫یا میشه سریع انجام‌شون داد.

300
00:14:41,793 --> 00:14:43,208
‫اون آدما آتش‌نشان نیستن.

301
00:14:43,232 --> 00:14:44,798
‫تمام!

302
00:14:44,970 --> 00:14:46,376
‫آره. خیلی آروم بود.

303
00:14:46,400 --> 00:14:48,100
‫- همه‌تون دوباره انجام بدید.
‫- صبر کن.

304
00:14:48,170 --> 00:14:50,477
‫همین الان تموم شد.
‫روز اول‌مونه تازه.

305
00:14:50,501 --> 00:14:53,302
‫روز اول از دو هفته‌ای که قراره بعدش
‫با آتیش رو در رو بشی.

306
00:14:53,327 --> 00:14:54,699
‫تمرین مثل دوستت می‌مونه.

307
00:14:54,840 --> 00:14:55,610
‫استراحت لازم دارم.

308
00:14:56,380 --> 00:14:57,986
‫آتیش‌ها استراحت نمی‌کنن،
‫منم همین‌طور!

309
00:14:58,010 --> 00:15:00,550
‫باید بنیه و سرعت و استقامتت رو بیشتر کنی.

310
00:15:00,620 --> 00:15:01,520
‫عه.

311
00:15:01,580 --> 00:15:04,450
‫اینم از این! یه نفر کم شد.

312
00:15:04,720 --> 00:15:07,377
‫ببینید، ما نیروهای تازه‌کار نیاز داریم
‫ولی محتاجِ هیچ‌کس...

313
00:15:07,390 --> 00:15:08,460
‫نیستیم!

314
00:15:08,520 --> 00:15:10,860
‫محتاجِ آتش‌نشان‌هاییم.

315
00:15:11,730 --> 00:15:13,006
‫من می‌خوام یاد بگیرم.

316
00:15:13,130 --> 00:15:15,930
‫ترفندی وجود نداره که این یونیفرم رو
‫سریع‌تر بشه پوشید؟

317
00:15:16,100 --> 00:15:17,376
‫این یه یونیفرم نیست.

318
00:15:17,500 --> 00:15:18,546
‫یه زره‌ه.

319
00:15:18,770 --> 00:15:20,600
‫باید ازش استفاده کنی تا درکش کنی.

320
00:15:20,770 --> 00:15:22,528
‫وقتی با مهارت کامل از تمرینات بیای بیرون،

321
00:15:22,552 --> 00:15:24,422
‫ازم تشکر می‌کنی.

322
00:15:35,450 --> 00:15:37,590
‫اصلاً هیچی پیدا نیست.

323
00:15:37,850 --> 00:15:40,660
‫توی همۀ آتیش‌سوزی‌ها
‫پای یه نفر وسطه که فکر می‌کرده شکست‌ناپذیره.

324
00:15:44,060 --> 00:15:45,430
‫کمک!

325
00:15:45,490 --> 00:15:47,960
‫می‌شنوی؟

326
00:15:48,030 --> 00:15:49,530
‫کمک!

327
00:15:55,770 --> 00:15:56,846
‫خیلی خب، بریم، آقایون.

328
00:15:56,870 --> 00:15:58,386
‫دوست ندارم ملاقات‌هاتون رو کوتاه کنم.

329
00:15:58,410 --> 00:16:00,110
‫ولی کلی کار داریم. برید بالا. یالا.

330
00:16:00,770 --> 00:16:02,840
‫گرین‌کرست. آتش‌سوزی پوشش‌های گیاهی.

331
00:16:02,864 --> 00:16:04,680
‫۲۰ هکتار پخش شده و یه نوجوون گُمشده...

332
00:16:04,705 --> 00:16:07,105
‫بهتره برم از پایگاه روی این وضعیت نظارت کنم.

333
00:16:07,729 --> 00:16:09,326
‫توی کوه آشوب یه بچه گُم شده؟

334
00:16:09,519 --> 00:16:10,590
‫بُدی، بیا بریم.

335
00:16:10,614 --> 00:16:12,481
‫اوضاع اونجا خیلی سریع قاراشمیش میشه.

336
00:16:12,505 --> 00:16:14,208
‫آره، می‌دونم اینو می‌دونی.

337
00:16:14,320 --> 00:16:16,937
‫بُدی، هر گوشه و کنارِ این شغل
‫خطر وجود داره.

338
00:16:16,957 --> 00:16:18,866
‫پس اگه واقعاً می‌خوای به پدرت ثابت کنی
‫اشتباه می‌کنه،

339
00:16:18,890 --> 00:16:20,106
‫نرو دنبال خطر.

340
00:16:20,330 --> 00:16:23,906
‫در ضمن، تحملش رو ندارم
‫که یه عضو دیگۀ خانواده رو از دست بدم.

341
00:16:23,930 --> 00:16:25,346
‫هیچ‌کس از گروه من

342
00:16:25,370 --> 00:16:26,770
‫نمی‌ره دنبال خطر یا دردسر.

343
00:16:26,830 --> 00:16:28,800
‫- اشتباه میگم، بُدی؟
‫- نه قربان.

344
00:16:30,200 --> 00:16:32,110
‫رئیس، حواسم بهش هست.

345
00:16:32,870 --> 00:16:34,110
‫می‌دونم که هست.

346
00:16:45,220 --> 00:16:47,860
‫کسی صدامو می‌شنوه؟

347
00:16:49,420 --> 00:16:52,790
‫کمک! آهای!

348
00:16:53,360 --> 00:16:54,700
‫از این‌طرف.

349
00:17:04,670 --> 00:17:06,710
‫رئیس، هوم...

350
00:17:07,340 --> 00:17:09,980
‫اینجا کدوم قبرستونیه؟

351
00:17:10,040 --> 00:17:12,710
‫اون همه ماریجوانایی که دستِ اون بچه‌هه بود،

352
00:17:13,380 --> 00:17:15,080
‫به گمونم از اینجا می‌اومده.

353
00:17:15,150 --> 00:17:16,250
‫این بچه کجاست؟ آهای!

354
00:17:16,320 --> 00:17:19,050
‫- کجایی؟
‫- این پایینم!

355
00:17:21,920 --> 00:17:23,590
‫کدوم پایین؟

356
00:17:32,200 --> 00:17:34,600
‫خدا رو شکر. پیدام کردین.

357
00:17:38,270 --> 00:17:39,970
‫دریافت شد.

358
00:17:40,040 --> 00:17:41,210
‫خیلی خب، آقایون.

359
00:17:41,480 --> 00:17:43,116
‫الان خیلی اتفاق‌ها داره می‌افته.

360
00:17:43,440 --> 00:17:45,856
‫واحد ۱۵۰۸ داره یه عملیاتِ
‫ جستجو و نجات انجام میده.

361
00:17:45,880 --> 00:17:47,956
‫گروه‌های کامیونی دارن این آتیش رو
‫خاموش می‌کنن.

362
00:17:47,980 --> 00:17:50,363
‫یه پاکسازیِ ۲ متری خار و خاشاک
‫به عمق ۱.۵ متری انجام می‌دیم.

363
00:17:50,387 --> 00:17:52,620
‫و با این بادها،
‫آتیش ممکنه بیشتر به سمت شرق بره.

364
00:17:52,690 --> 00:17:54,390
‫بیاید مطمئن بشیم
‫که همچین اتفاقی نمی‌افته.

365
00:17:54,460 --> 00:17:56,090
‫- متوجه شدین؟
‫- آهای، فرمانده.

366
00:17:56,160 --> 00:17:59,190
‫گفتی گروه بابام
‫اون بالا برای عملیات جستجو و نجات رفته؟

367
00:17:59,360 --> 00:18:00,960
‫آره. مگه گوش نمیدی چی میگم؟

368
00:18:02,460 --> 00:18:03,760
‫میشه یه صحبتی بکنیم؟

369
00:18:05,500 --> 00:18:06,700
‫سریع تمومش کن.

370
00:18:08,300 --> 00:18:10,300
‫این منطقه رو یه یارو
‫به اسم «موهاوی» می‌گردونه.

371
00:18:10,670 --> 00:18:12,583
‫از اون قدیما می‌شناسمش.

372
00:18:12,943 --> 00:18:14,980
‫اگه فکر کنه کسب و کارش از طرفِ...

373
00:18:15,040 --> 00:18:18,050
‫دزدها یا پلیس‌ها یا حتی آتش‌نشان‌ها در خطره
‫ اوضاع بد میشه، فرمانده.

374
00:18:18,310 --> 00:18:19,786
‫چه‌جور کسب و کاری منظورته؟

375
00:18:19,810 --> 00:18:21,234
‫فروش ماریجوانا.

376
00:18:21,591 --> 00:18:23,183
‫موهاوی کِشت غیرقانونی انجام میده.

377
00:18:24,720 --> 00:18:27,220
‫داشت می‌دویدم. افتادم پایین.

378
00:18:27,490 --> 00:18:28,996
‫افتادم توی این گودال.

379
00:18:29,020 --> 00:18:30,236
‫اصلاً اینجا چه‌جور جاییه؟

380
00:18:30,260 --> 00:18:31,526
‫فقط آروم باش، خب؟

381
00:18:31,550 --> 00:18:32,636
‫از اونجا میاریمت بیرون.

382
00:18:32,660 --> 00:18:34,760
‫- داره از هوش میره.
‫- آهای!

383
00:18:34,830 --> 00:18:35,874
‫خوابت نبره.

384
00:18:35,898 --> 00:18:36,860
‫بیدار بمون، باشه؟

385
00:18:39,370 --> 00:18:41,716
‫رئیس، این گودال مزخرفِ قرون وسطایی
‫واسه چیه؟

386
00:18:42,640 --> 00:18:46,010
‫گرین‌کرست. واحد ۱۵۰۸.

387
00:18:55,250 --> 00:18:57,796
‫گُم شدین؟ آتیش از اون‌طرفه.

388
00:18:57,820 --> 00:18:59,320
‫آره، ولی ایشون افتادن این پایین.

389
00:18:59,590 --> 00:19:00,766
‫- اومدیم کمکش کنیم.
‫- نه!

390
00:19:00,790 --> 00:19:02,620
‫باشه، تکون نخورید.
‫تکون نخورید، تکون نخورید.

391
00:19:03,053 --> 00:19:03,980
‫دست به بیسیم نزن.

392
00:19:04,033 --> 00:19:05,464
‫- دست به بیسیم نزن.
‫- وضعیت اضطراری!

393
00:19:05,496 --> 00:19:07,326
‫دست به بیسیم نزن، پسر.

394
00:19:16,070 --> 00:19:18,440
‫واحد ۱۵۰۸، اعلام وضعیت کن.

395
00:19:21,736 --> 00:19:23,110
‫واحد ۱۵۰۸؟

396
00:19:23,335 --> 00:19:25,905
‫اعلام وضعیت اضطراری کردین
‫و تیراندازی شد؟

397
00:19:29,550 --> 00:19:30,550
‫گرین‌کرست.

398
00:19:31,020 --> 00:19:33,738
‫یه گزارش وضعیت از کامیون ۱۵۹۱ می‌خوام.

399
00:19:33,778 --> 00:19:34,792
‫با واحد هوایی تماس بگیرید.

400
00:19:34,816 --> 00:19:36,354
‫می‌خوام از بالا، کوه مینور رو ببینم.

401
00:19:36,378 --> 00:19:39,432
‫وصلتون می‌کنم به دوربین واحدِ هوایی.

402
00:19:45,428 --> 00:19:47,155
‫کارآگاه، رئیس حوزه «لئونی» هستم.

403
00:19:47,208 --> 00:19:48,206
‫یه مشکلی پیش اومده.

404
00:19:48,230 --> 00:19:51,341
‫یه آتش‌نشان در زمان عملیات جستجو و نجات
‫تقاضای کمک کرد.

405
00:19:52,466 --> 00:19:54,966
‫و وینس توی کوه آشوب، مفقود شده.

406
00:20:03,948 --> 00:20:05,481
‫مأمورهای عملیاتی کمک می‌خوان.

407
00:20:05,520 --> 00:20:07,290
‫مأمورهای عملیاتی‌مون کمک می‌خوان.

408
00:20:07,350 --> 00:20:10,460
‫«وضعیت اضطراری»؟
‫سیگنال تقاضای کمک فرستادی؟

409
00:20:11,490 --> 00:20:12,860
‫نباید این کار رو می‌کردی.

410
00:20:12,884 --> 00:20:15,066
‫تو دیگه حرف از باید و نباید نزن!

411
00:20:15,090 --> 00:20:16,476
‫یه بچه افتاده توی گودال.

412
00:20:16,500 --> 00:20:19,200
‫اون گودال، سیستم امنیتی من
‫برای دزدها و پلیس‌هاست.

413
00:20:19,224 --> 00:20:20,930
‫اون بچه داشت ازم محصول می‌دزدید.

414
00:20:20,955 --> 00:20:22,546
‫فقط واسه همین میان این بالا.

415
00:20:22,570 --> 00:20:24,446
‫داشت راه امرار معاش خانواده‌ام رو برمی‌داشت.

416
00:20:24,470 --> 00:20:25,940
‫- کار درستی نیست.
‫- خانواده‌ات کجاست؟

417
00:20:25,964 --> 00:20:27,446
‫قبلش فرستادمشون پایینِ کوه.

418
00:20:27,470 --> 00:20:28,816
‫خب چرا خودتم نمی‌ری پیش‌شون؟

419
00:20:28,840 --> 00:20:30,386
‫چون بیخیالِ محصولات...

420
00:20:30,410 --> 00:20:32,080
‫و آزادیم نمیشم.

421
00:20:37,280 --> 00:20:38,688
‫اوضاعش چقدر وخیمه؟

422
00:20:38,812 --> 00:20:39,896
‫هوم؟ پاش رو میگم.

423
00:20:39,920 --> 00:20:41,820
‫خب، تا وقتی ارزیابی‌اش نکنم نمی‌دونم.

424
00:20:41,890 --> 00:20:44,196
‫- ولی قبلش باید بازم کنی.
‫- نه، هیچ بایدی برام وجود نداره.

425
00:20:44,220 --> 00:20:46,260
‫می‌دونم که نمی‌خوای خونِ یه بچۀ مُرده
‫بیفته گردنت.

426
00:20:46,284 --> 00:20:48,160
‫آره، معلومه که نمی‌خوام، پسر.

427
00:20:48,230 --> 00:20:50,630
‫ببین، درک می‌کنم که مثل شما نیستم.

428
00:20:50,700 --> 00:20:52,370
‫بچه‌ها منو مثل شما
‫قهرمان خودشون نمی‌دونن

429
00:20:52,430 --> 00:20:54,370
‫ولی من از این راه امرار معاش می‌کنم.

430
00:20:54,902 --> 00:20:56,370
‫بدون اجازه وارد شده بود.

431
00:20:56,440 --> 00:20:58,870
‫- شما هم همین‌طور.
‫- خیلی خب، یه پیشنهادی دارم.

432
00:20:58,894 --> 00:21:00,570
‫بذار اونو از اینجا در بیاریم،

433
00:21:00,594 --> 00:21:02,156
‫بعدش می‌ریم و کاری به کارِت نداریم.

434
00:21:02,180 --> 00:21:04,666
‫می‌ریم آتیشی رو خاموش می‌کنیم
‫که شاید محصولاتت رو هم بسوزونه،

435
00:21:04,690 --> 00:21:06,816
‫حالا اون یه کمی که
‫این بچه داشته می‌دزدیده رو بیخیال.

436
00:21:06,840 --> 00:21:08,110
‫آتیش به این بالا نمی‌رسه.

437
00:21:08,134 --> 00:21:09,503
‫باد می‌برتش پایین کوه.

438
00:21:09,525 --> 00:21:10,520
‫خودمون حصارکِشی کردیم.

439
00:21:10,580 --> 00:21:12,296
‫نیازی نداریم غریبه‌ها بیان این بالا

440
00:21:12,320 --> 00:21:13,666
‫و وانمود کنن نجات‌مون دادن.

441
00:21:13,690 --> 00:21:16,120
‫نمی‌خوایم شما رو نجات بدیم.

442
00:21:16,190 --> 00:21:17,390
‫فقط همین بچه رو.

443
00:21:20,730 --> 00:21:22,406
‫رفقای کلانترت هستن؟ آره؟

444
00:21:22,430 --> 00:21:24,530
‫واسه وضعیت اضطراری‌ای که اعلام کردی اومدن؟

445
00:21:25,500 --> 00:21:28,206
‫می‌بینی؟ ببین، به محض اینکه از اینجا برید،

446
00:21:28,230 --> 00:21:29,400
‫می‌ریزن اینجا

447
00:21:29,470 --> 00:21:30,640
‫و همۀ محصولاتم رو برمی‌دارن.

448
00:21:30,664 --> 00:21:32,070
‫میندازنم زندان!

449
00:21:32,094 --> 00:21:33,470
‫ببین، بذار مخلص کلام رو بهت بگم.

450
00:21:33,740 --> 00:21:36,986
‫یه بچۀ مفقود شده
‫با دوتا آتش‌نشانِ مفقود شده داری.

451
00:21:37,410 --> 00:21:39,526
‫چه خوشت بیاد چه نیاد،
‫اونا میان این بالا.

452
00:21:39,550 --> 00:21:41,886
‫اگه نذاری کمکش کنیم
‫برات خیلی بدتر میشه.

453
00:21:41,910 --> 00:21:43,220
‫منو تحت فشار نذار، آتش‌نشان!

454
00:21:46,050 --> 00:21:49,120
‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.

455
00:21:49,190 --> 00:21:51,120
‫الان میگم چی‌کار کنیم.

456
00:21:51,290 --> 00:21:53,060
‫بهم یاد بده چه‌جوری از این استفاده کنم.

457
00:21:56,130 --> 00:21:57,160
‫چی می‌خوای بگی؟

458
00:21:57,230 --> 00:22:00,500
‫بهشون میگم با سه نفر آدم مفقود
‫این بالا نیستم.

459
00:22:00,570 --> 00:22:02,500
‫با سه تا گروگان این بالا هستم.

460
00:22:05,370 --> 00:22:08,170
‫می‌فهمید؟ من زندان برو نیستم.

461
00:22:08,340 --> 00:22:09,680
‫می‌خوام باهاشون قرار بذارم.

462
00:22:14,456 --> 00:22:16,866
‫یالا آقایون. سرعت بدید.

463
00:22:16,890 --> 00:22:23,890
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

464
00:22:28,530 --> 00:22:31,100
‫ببینم، اون بالا چه خبره؟

465
00:22:31,460 --> 00:22:32,900
‫باد داره به ضررمون عمل می‌کنه.

466
00:22:33,080 --> 00:22:34,456
‫نه، نه، منظورم باد نیست.

467
00:22:34,480 --> 00:22:35,330
‫این پلیس‌ها رو میگم.

468
00:22:35,354 --> 00:22:36,646
‫ما وظیفۀ خودمون رو انجام می‌دیم.

469
00:22:36,670 --> 00:22:37,900
‫به کار پلیس کاری نداریم.

470
00:22:37,970 --> 00:22:38,910
‫برگرد سر کارِت.

471
00:22:38,970 --> 00:22:40,440
‫گوش کنید!

472
00:22:40,464 --> 00:22:42,810
‫آتش‌نشان‌ها و بچۀ گمشده‌تون
‫این بالا پیش من هستن.

473
00:22:42,883 --> 00:22:43,712
‫چی میگه؟

474
00:22:43,736 --> 00:22:44,940
‫اون موهاوی‌ه.

475
00:22:45,210 --> 00:22:46,210
‫سلام؟

476
00:22:46,380 --> 00:22:48,010
‫این بیسیمه کار می‌کنه؟

477
00:22:49,286 --> 00:22:51,059
‫به نفعتونه که جوابم رو بدید.

478
00:22:51,306 --> 00:22:52,446
‫می‌شنوی رئیس؟

479
00:22:52,533 --> 00:22:53,641
‫گروهت رو جمع کن.

480
00:22:53,707 --> 00:22:55,831
‫فوراً برشون گردون توی اردوگاه.

481
00:22:55,905 --> 00:22:59,090
‫مانی، نذار بُدی توی این قضیه دخالت کنه.

482
00:22:59,160 --> 00:23:00,460
‫دریافت شد.

483
00:23:01,760 --> 00:23:03,433
‫خیلی خب، جمع کنید بریم.

484
00:23:03,457 --> 00:23:04,900
‫برمی‌گردیم اردوگاه.

485
00:23:05,460 --> 00:23:06,946
‫اشتباه محض‌ه.

486
00:23:06,970 --> 00:23:08,576
‫می‌ذاریم کلانتر کارش رو بکنه.

487
00:23:08,600 --> 00:23:09,800
‫- بیا بریم.
‫- فرمانده...

488
00:23:09,824 --> 00:23:11,900
‫آتیش به کنار،
‫موهاوی همیشه مسلحه.

489
00:23:11,924 --> 00:23:14,116
‫- خب؟ بابام و جیک و حتی اون بچه...
‫- بُدی!

490
00:23:14,440 --> 00:23:17,486
‫رئیس‌مون بهم یه دستور داد
‫و منم بهت یه دستور میدم. برو!

491
00:23:17,821 --> 00:23:19,910
‫«تو با بدترین کاری که توی زندگیت کردی
‫تعریف نمیشی.»

492
00:23:19,980 --> 00:23:21,150
‫دیشب اینو گفتی.

493
00:23:21,410 --> 00:23:22,450
‫خب که چی؟

494
00:23:22,474 --> 00:23:24,026
‫بدترین کاری که الان می‌تونیم بکنیم

495
00:23:24,050 --> 00:23:26,220
‫اینه که بابام و جیک رو اون بالا
‫به حال خودشون ول کنیم.

496
00:23:27,750 --> 00:23:30,196
‫اونا اصلاً نمی‌دونن چطور باید
‫با کسی مثل موهاوی برخورد کنن.

497
00:23:30,220 --> 00:23:31,466
‫ما پلیس نیستیم، بُدی.

498
00:23:31,490 --> 00:23:32,590
‫آره، دقیقاً!

499
00:23:32,960 --> 00:23:34,936
‫وظیفه‌مون اینه که
‫حافظِ جون دیگران باشیم، مگه نه؟

500
00:23:35,560 --> 00:23:36,606
‫اگه این پلیس‌ها برن بالا،

501
00:23:36,630 --> 00:23:38,276
‫به‌غیر از آتیش‌سوزی، تیراندازی هم میشه.

502
00:23:38,300 --> 00:23:40,200
‫موهاوی فقط به حرف آدمایی مثل ما گوش میده.

503
00:23:40,470 --> 00:23:41,470
‫من و تو.

504
00:23:42,230 --> 00:23:43,816
‫هنوزم رو اعصابی! می‌دونستی؟

505
00:23:43,840 --> 00:23:45,070
‫بیا بریم.

506
00:23:46,310 --> 00:23:48,840
‫نه، نه، نه.

507
00:23:49,110 --> 00:23:51,625
‫گرین‌کرست، تأیید کنید
‫که دستور منو دریافت کردید.

508
00:23:51,650 --> 00:23:54,590
‫گروه چهارم تری‌راک رو آزاد کردم.

509
00:24:02,050 --> 00:24:03,960
‫یالا، مانی، بردار.

510
00:24:04,020 --> 00:24:05,830
‫بردار.

511
00:24:07,230 --> 00:24:08,539
‫۳۰ ثانیه.

512
00:24:08,563 --> 00:24:09,860
‫بعدش کُت.

513
00:24:14,723 --> 00:24:15,746
‫کاپشن.

514
00:24:15,770 --> 00:24:17,000
‫قبل از کلاه بسته بشه.

515
00:24:17,070 --> 00:24:18,240
‫یادمه.

516
00:24:22,140 --> 00:24:23,256
‫رئیس؟

517
00:24:23,880 --> 00:24:25,356
‫تمرین تمومه. تو همراهم میای.

518
00:24:25,680 --> 00:24:27,050
‫- چی؟
‫- رئیس، کجا می‌ریم؟

519
00:24:28,110 --> 00:24:29,226
‫کوه مینور.

520
00:24:29,250 --> 00:24:30,250
‫عملیات جستجو و نجات؟

521
00:24:30,320 --> 00:24:31,450
‫الان فراتر از این حرفا شده.

522
00:24:31,720 --> 00:24:33,807
‫وینس و جیک توی یه گروگان‌گیری هستن.

523
00:24:33,831 --> 00:24:35,150
‫خودشون گروگان شدن؟

524
00:24:36,250 --> 00:24:38,336
‫بابات و بُدی هم دارن میرن اون بالا.

525
00:24:38,360 --> 00:24:39,530
‫ایو، سریع باش.

526
00:24:39,790 --> 00:24:41,160
‫همۀ کامیون‌ها رفتن.

527
00:24:41,185 --> 00:24:43,225
‫آره، واسه همین با هلی‌کوپتر می‌ریم.

528
00:24:44,725 --> 00:24:52,725
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

529
00:25:03,920 --> 00:25:05,826
‫الکی نبود که اینجا رو انتخاب کردم.

530
00:25:06,150 --> 00:25:08,126
‫هلی‌کوپترها نمی‌تونن
‫زیر این درخت‌ها رو ببینن.

531
00:25:08,150 --> 00:25:09,976
‫آره، شاید بتونی از دست پلیس‌ها قایم بشی

532
00:25:10,036 --> 00:25:12,030
‫ولی نمی‌تونی از دست این آتیش قایم بشی.

533
00:25:12,236 --> 00:25:13,796
‫الان باد داره میارتش بالای کوه.

534
00:25:14,160 --> 00:25:16,260
‫گفتم که.
‫خودمون حصارکِشی کردیم.

535
00:25:16,630 --> 00:25:18,636
‫از اطراف خودمون و گیاه‌هام رد میشه.

536
00:25:18,660 --> 00:25:21,630
‫تو کشاورزی. من آتش‌نشانم.

537
00:25:21,800 --> 00:25:23,455
‫جدی میگم، حصارکشی‌تون دَووم نمیاره.

538
00:25:23,479 --> 00:25:25,346
‫احتمال داره از شدت خونریزی بمیره.

539
00:25:25,670 --> 00:25:27,116
‫شریان‌بند نیاز داره، دوستِ من.

540
00:25:27,140 --> 00:25:29,780
‫- من دوستت نیستم.
‫- به خانوادۀ خودت فکر کن.

541
00:25:30,980 --> 00:25:32,380
‫این بچه...

542
00:25:32,740 --> 00:25:34,480
‫پسرِ یه کسیه.

543
00:25:36,820 --> 00:25:37,862
‫صدای چی بود؟

544
00:25:37,986 --> 00:25:39,443
‫پلیس‌ها اومدن؟

545
00:25:39,467 --> 00:25:42,193
‫آهای، هر کی بیاد اینجا
‫تیربارون میشه.

546
00:25:42,316 --> 00:25:44,256
‫صبر کنید. پلیس نیستیم.

547
00:25:48,190 --> 00:25:50,436
‫ببین، ما دنبال دردسر نمی‌گردیم.

548
00:25:50,860 --> 00:25:52,636
‫لطفاً شلیک نکن.
‫اون پسرمه.

549
00:25:53,360 --> 00:25:54,430
‫پسرته؟

550
00:25:57,300 --> 00:25:58,416
‫فقط اسماً!

551
00:25:58,440 --> 00:26:01,340
‫داری یه وضعیت بد رو بدتر می‌کنی، بُدی.

552
00:26:01,510 --> 00:26:02,640
‫صبر کن ببینم.

553
00:26:03,810 --> 00:26:05,110
‫بُدی؟

554
00:26:09,710 --> 00:26:11,920
‫اومدم با یه دوست قدیمی
‫منطقی صحبت کنم.

555
00:26:14,790 --> 00:26:16,320
‫ببین پسر، این آتیش داره نزدیک‌تر میشه.

556
00:26:16,490 --> 00:26:18,096
‫می‌خوام کمکت کنم بدونِ حضور پلیس‌ها

557
00:26:18,120 --> 00:26:20,860
‫- به یه نتیجه‌ای برسی.
‫- جای تعجب نداره، همدیگه رو می‌شناسید!

558
00:26:21,130 --> 00:26:24,630
‫داداش، فکر می‌کردم مُردی.

559
00:26:25,100 --> 00:26:26,930
‫یه جورایی مُرده بودم.

560
00:26:26,954 --> 00:26:29,040
‫دارم یه هدفی پیدا می‌کنم
‫که براش زندگی کنم.

561
00:26:29,065 --> 00:26:31,035
‫به زندانی‌بودن که نمیشه گفت زندگی‌کردن.

562
00:26:31,340 --> 00:26:33,470
‫بُدی صرفاً یه زندانی نیست.

563
00:26:34,640 --> 00:26:35,686
‫آتش‌نشان هم هست.

564
00:26:35,710 --> 00:26:36,896
‫تو دیگه کی هستی؟

565
00:26:36,920 --> 00:26:38,210
‫روانشناسشی؟

566
00:26:38,234 --> 00:26:40,180
‫فرمانده‌مه.

567
00:26:40,480 --> 00:26:43,120
‫قبلاً یکی مثل ما بود.

568
00:26:43,620 --> 00:26:45,420
‫می‌ذاری حرفش رو بزنه؟

569
00:26:47,320 --> 00:26:49,790
‫ما دوتا رو بگیر، بذار اون سه تا برن.

570
00:26:49,814 --> 00:26:51,566
‫این‌جوری اون بچه معاینه میشه.

571
00:26:51,590 --> 00:26:53,081
‫به هیچ وجه.
‫بُدی زندانیه.

572
00:26:53,105 --> 00:26:54,647
‫براشون مهم نیست چه بلایی سرش میاد.

573
00:26:54,672 --> 00:26:55,987
‫پس حداقل بذار این دو نفر

574
00:26:56,011 --> 00:26:57,352
‫خونریزی این بچه رو بند بیارن.

575
00:26:57,376 --> 00:26:59,559
‫از وقتی اومدیم اینجا همین تقاضا رو کردیم.

576
00:26:59,600 --> 00:27:01,330
‫الان من تقاضا می‌کنم.

577
00:27:02,393 --> 00:27:04,207
‫قبول کن، داداش.

578
00:27:04,270 --> 00:27:05,370
‫ما...

579
00:27:05,440 --> 00:27:07,210
‫ما هم یه زمان مثل اون، جَوون و احمق بودیم.

580
00:27:07,870 --> 00:27:10,880
‫چه بسا کارهای احمقانه‌تر هم کرده باشیم.

581
00:27:15,150 --> 00:27:17,250
‫حرفم رو باور کن،

582
00:27:17,320 --> 00:27:19,690
‫خیلی بَده که حس کنی یه نفر
‫به‌خاطر تو مُرده.

583
00:27:23,290 --> 00:27:25,830
‫هیچ‌وقت خودتو نمی‌بخشی.

584
00:27:41,040 --> 00:27:42,480
‫بازشون کنید.

585
00:27:54,150 --> 00:27:55,190
‫رئیس رسید.

586
00:27:55,214 --> 00:27:56,142
‫بهشون خبر میدم.

587
00:27:56,166 --> 00:27:57,290
‫رئیس اومد.

588
00:28:03,800 --> 00:28:05,376
‫گرگوری، خبری نشد؟

589
00:28:05,500 --> 00:28:07,770
‫خبر خوب اینه که می‌دونیم با کی طرفیم.

590
00:28:07,794 --> 00:28:08,830
‫موهاوی ساتن.

591
00:28:08,854 --> 00:28:10,200
‫سابقۀ کِشت غیرقانونی داشته.

592
00:28:10,370 --> 00:28:11,900
‫با پلیس‌ها مخالفه.

593
00:28:11,970 --> 00:28:14,210
‫هر چند وقت یه بار جابه‌جا میشه
‫تا موقعیتش لو نره.

594
00:28:14,270 --> 00:28:15,210
‫خبر بد چیه؟

595
00:28:15,270 --> 00:28:16,680
‫همچین آدمی با گروهش

596
00:28:16,740 --> 00:28:18,110
‫تا دندون مسلحن.

597
00:28:18,180 --> 00:28:19,680
‫بعیده که تسلیم بشن.

598
00:28:19,950 --> 00:28:21,486
‫و هنوز نمی‌دونیم کجای جنگلن.

599
00:28:22,010 --> 00:28:23,220
‫کلی خبرای بد بود.

600
00:28:23,244 --> 00:28:25,150
‫فرمانده پرز و پسرم شاید بتونن کمک کنن.

601
00:28:25,174 --> 00:28:27,490
‫الان رفتن اون بالا
‫تا وضعیت رو خنثی‌سازی کنن.

602
00:28:27,650 --> 00:28:29,160
‫شارون.

603
00:28:29,220 --> 00:28:31,920
‫اصلاً دوست ندارم چیزای بدیهی رو بگم
‫ولی بُدی زندانیه.

604
00:28:31,990 --> 00:28:34,717
‫با یه مورد فرار از زندان که طرف نیستیم.
‫یه آتیش‌سوزی جنگلی‌ه.

605
00:28:34,741 --> 00:28:35,900
‫حوزه ۱۵۰۱؟

606
00:28:35,924 --> 00:28:37,230
‫عه، بُدی‌ه. خدا رو شکر.

607
00:28:37,300 --> 00:28:39,000
‫حوزه ۱۵۰۱ صحبت می‌کنه.

608
00:28:39,024 --> 00:28:40,770
‫واحد ۱۵۰۸ کجاست؟

609
00:28:40,930 --> 00:28:42,870
‫اینجا پیش من هستن.

610
00:28:44,540 --> 00:28:46,410
‫آتیش جزو حوزۀ اختیاراتِ توئه، شارون.

611
00:28:46,670 --> 00:28:48,110
‫گروگان‌گیری جزو حوزۀ اختیارات منه.

612
00:28:48,170 --> 00:28:50,710
‫آره، ولی این وضعیت رو
‫با بیسیم آتش‌نشانی کالیفرنیا گزارش دادن.

613
00:28:50,734 --> 00:28:51,781
‫پس خودم مدیریتش می‌کنم.

614
00:28:51,805 --> 00:28:53,026
‫شهروندمون در چه وضعه؟

615
00:28:53,550 --> 00:28:55,310
‫الان دارن علائم حیاتی‌اش رو چک می‌کنن.

616
00:28:55,580 --> 00:28:57,026
‫تو رو خدا بگید که زنده‌ست.

617
00:28:57,950 --> 00:28:58,996
‫نبض داره.

618
00:28:59,020 --> 00:29:01,390
‫وای خدا. خدا رو شکر.

619
00:29:03,120 --> 00:29:04,366
‫کار درستی کردی، داداش.

620
00:29:04,490 --> 00:29:05,866
‫اگه می‌خوای بازم کار درست رو بکنی،

621
00:29:05,890 --> 00:29:08,330
‫بذار فرماندهم بیسیم بزنه
‫و به پایینی‌ها وضعیت رو بگه.

622
00:29:08,390 --> 00:29:09,430
‫باشه.

623
00:29:14,800 --> 00:29:16,840
‫بیمار کلی خون از دست داده.

624
00:29:17,000 --> 00:29:18,900
‫مراقبت‌های پزشکیِ فراتر حد توان ما
‫لازم داره.

625
00:29:19,470 --> 00:29:21,910
‫آهای رئیس، نظرت چیه؟

626
00:29:21,970 --> 00:29:23,856
‫با منور به بیمارستان علامت بدیم؟

627
00:29:23,880 --> 00:29:26,410
‫که بگیم اون بچه
‫به جراحی و کیسۀ آب گرم نیاز داره؟

628
00:29:27,710 --> 00:29:29,920
‫کیسۀ آب گرم رو باهات موافقم، فرمانده.

629
00:29:32,750 --> 00:29:34,790
‫با منور به بیمارستان علامت بدن و
‫کیسۀ آب گرم بگیرن؟

630
00:29:34,850 --> 00:29:36,220
‫حرفشون با عقل جور در نمیاد.

631
00:29:36,290 --> 00:29:37,790
‫آره، فکر کنم دارن رمزی میگن.

632
00:29:37,860 --> 00:29:39,730
‫چون باید یه منور اونجا بفرستن هوا.

633
00:29:39,754 --> 00:29:41,330
‫فکر کنم می‌خوان بهمون بگن کجان.

634
00:29:41,590 --> 00:29:43,106
‫خیلی خب، برای تخلیۀ هوایی حاضریم.

635
00:29:43,130 --> 00:29:44,960
‫فقط باید بدونیم کجایید.

636
00:29:45,130 --> 00:29:46,576
‫در عوض چی به موهاوی می‌رسه؟

637
00:29:46,600 --> 00:29:48,046
‫هنوزم مصونیت قضایی می‌خواد.

638
00:29:49,139 --> 00:29:50,939
‫خیلی خب، کیلب.
‫دردش رو حس می‌کنی.

639
00:29:51,013 --> 00:29:52,300
‫لطفاً پام رو قطع نکن.

640
00:29:52,370 --> 00:29:53,986
‫تکون نخور تا قطع نکنم.

641
00:29:54,210 --> 00:29:55,816
‫وقتی نیزه رو بِبُریم،

642
00:29:55,840 --> 00:29:57,641
‫می‌تونیم بلندت کنیم و از اینجا خارجت کنیم.

643
00:30:05,150 --> 00:30:07,020
‫- آماده‌ست؟
‫- آماده‌ست؟

644
00:30:11,190 --> 00:30:12,960
‫- خیلی خب، داریش؟
‫- من پاش رو می‌گیرم.

645
00:30:13,030 --> 00:30:14,290
‫پاش رو گرفتی؟ بیا.

646
00:30:18,300 --> 00:30:19,730
‫الان میام، رئیس.

647
00:30:19,800 --> 00:30:21,870
‫آفرین، آفرین. باید به هوش باهشی، خب؟

648
00:30:27,040 --> 00:30:29,840
‫موهاوی، آتیش از حصارتون رد شد.

649
00:30:30,962 --> 00:30:33,086
‫بهشون بگو هیچ پلیسی نباید نزدیک جنس‌هام بشه.

650
00:30:33,110 --> 00:30:34,950
‫اتهامی هم وارد نکنن.

651
00:30:38,350 --> 00:30:41,420
‫پلیسی نیاد، اتهامی زده نشه،
‫این‌جوری همه زنده میان بیرون.

652
00:30:44,420 --> 00:30:46,230
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

653
00:30:49,300 --> 00:30:50,930
‫آتیش.

654
00:30:51,860 --> 00:30:52,946
‫ببینید، ببینید، ببینید!

655
00:30:52,970 --> 00:30:54,270
‫اونجا!
‫خیلی خب، یالا بریم.

656
00:30:54,330 --> 00:30:55,500
‫بریم بیمارمون رو بیاریم.

657
00:31:05,840 --> 00:31:07,869
‫کلانتری صحبت می‌کنه.

658
00:31:07,956 --> 00:31:09,631
‫دستاتون رو بگیرید بالا و بیاید بیرون.

659
00:31:09,951 --> 00:31:12,180
‫منو به فنا دادی، بُدی؟ هان؟

660
00:31:12,350 --> 00:31:13,866
‫بهشون گفتی کجاییم؟

661
00:31:13,890 --> 00:31:15,450
‫این چه وضعشه، پسر؟

662
00:31:15,720 --> 00:31:16,860
‫نه، ببین، نه!

663
00:31:16,884 --> 00:31:18,259
‫اگه می‌ذاشتم تو و همۀ کسایی که

664
00:31:18,283 --> 00:31:20,043
‫این بالا هستن بمیرن،
‫به فنا داده بودمت.

665
00:31:20,120 --> 00:31:21,230
‫یه بار دیگه،

666
00:31:21,254 --> 00:31:23,136
‫با این کثافت‌کاری‌های غیرقانونی‌ات
‫دخالت کردی.

667
00:31:23,160 --> 00:31:24,200
‫هنوز عوض نشدی.

668
00:31:24,260 --> 00:31:25,570
‫حداقل من قبول دارم بد کردم.

669
00:31:25,650 --> 00:31:26,470
‫خودت چی؟

670
00:31:26,530 --> 00:31:27,976
‫خیلی خب، همه جمع شید دور هم.

671
00:31:28,000 --> 00:31:29,300
‫- الان شما پوشش منید.
‫- نه، نه.

672
00:31:29,370 --> 00:31:30,840
‫باید همین‌جوری فشار بدیم. خب؟

673
00:31:30,864 --> 00:31:32,448
‫- از شدت خونریزی می‌میره.
‫- به دَرَک!

674
00:31:32,575 --> 00:31:33,542
‫موهاوی!

675
00:31:33,566 --> 00:31:34,786
‫نمی‌تونی تا ابد فرار کنی.

676
00:31:34,810 --> 00:31:36,786
‫تفنگ رو بذار زمین
‫و ما مسالمت‌آمیز می‌ریم،

677
00:31:36,810 --> 00:31:38,280
‫این‌جوری تو هم بعداً مثل ما،

678
00:31:38,340 --> 00:31:39,480
‫همچین فرصتی نصیبت میشه.

679
00:31:39,850 --> 00:31:41,686
‫رئیس، ضربانش داره میاد پایین.

680
00:31:41,710 --> 00:31:43,750
‫- داره ضعیف و ضعیف‌تر میشه.
‫- الان این بچه می‌میره.

681
00:31:47,250 --> 00:31:49,020
‫یالا دیگه، گیر افتادیم.

682
00:31:53,360 --> 00:31:54,890
‫خیلی خب، بیدار شو، رفیق.

683
00:31:54,960 --> 00:31:56,390
‫یالا، کیلب. یالا.

684
00:31:58,000 --> 00:31:59,396
‫رئیس، نظرتون چیه؟

685
00:31:59,420 --> 00:32:00,806
‫آتش‌پناه استفاده کنیم؟

686
00:32:01,836 --> 00:32:03,622
‫به اندازۀ کافی آتش‌پناه نداریم.

687
00:32:05,170 --> 00:32:06,370
‫دلم نمی‌خواد بمیرم، بُدی

688
00:32:06,440 --> 00:32:07,740
‫ولی زندان هم نمی‌خوام برم.

689
00:32:07,764 --> 00:32:09,270
‫خانواده دارم! پسر دارم!

690
00:32:09,294 --> 00:32:11,040
‫- باید پسرم رو ببینی.
‫- موهاوی!

691
00:32:11,064 --> 00:32:13,040
‫خواهرم به‌خاطر انتخاب‌های بدِ من مُرد.

692
00:32:13,110 --> 00:32:15,150
‫یکی بهم گفت
‫بدترین کارهام منو تعریف نمی‌کنه.

693
00:32:15,174 --> 00:32:16,480
‫در مورد تو هم صدق می‌کنه.

694
00:32:16,850 --> 00:32:17,724
‫موهاوی!

695
00:32:17,748 --> 00:32:18,727
‫می‌خوای بیفتی زندان؟

696
00:32:18,751 --> 00:32:20,750
‫یا می‌خوای خودت و ما رو
‫زنده زنده بسوزونی؟

697
00:32:20,775 --> 00:32:22,628
‫بجز اینا حق انتخاب دیگه‌ای نداری، داداش.

698
00:32:22,652 --> 00:32:23,527
‫باور کن...

699
00:32:23,551 --> 00:32:25,120
‫دلت می‌خواد دوباره بچه‌هات رو ببینی.

700
00:32:26,030 --> 00:32:27,390
‫خیلی خب، خیلی خب.

701
00:32:27,660 --> 00:32:28,806
‫چطور از اینجا بریم بیرون؟

702
00:32:28,830 --> 00:32:30,260
‫پیاده که نمیشه.

703
00:32:31,100 --> 00:32:32,730
‫اون ماشینه کار می‌کنه؟

704
00:32:35,740 --> 00:32:38,670
‫حوزۀ ۱۵۰۱. واحد ۱۵۰۸ صحبت می‌کنه.
‫می‌شنوید؟

705
00:32:38,694 --> 00:32:40,916
‫خوشحالم صدات رو می‌شنوم، رئیس واحد ۱۵۰۸.

706
00:32:40,940 --> 00:32:42,780
‫اگه از نزدیک ببینمت خوشحال‌ترم میشم. کجایی؟

707
00:32:42,804 --> 00:32:44,840
‫داریم خارج از جاده رانندگی می‌کنیم!

708
00:32:44,910 --> 00:32:46,980
‫رئیس.

709
00:32:49,206 --> 00:32:51,756
‫این از اون کامیون‌های بیابونی نیست، رئیس.

710
00:32:51,780 --> 00:32:52,950
‫#زندگی_توی_وَن

711
00:32:53,020 --> 00:32:55,020
‫دَووم بیار، کیلب. باشه؟

712
00:32:55,090 --> 00:32:56,690
‫دیگه داریم می‌رسیم.

713
00:32:59,709 --> 00:33:01,590
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

714
00:33:01,660 --> 00:33:03,660
‫- ممنونم.
‫- خیلی خب، رفقا!

715
00:33:03,730 --> 00:33:05,900
‫سفت یه جایی رو بچسبید.

716
00:33:15,170 --> 00:33:17,210
‫بیاید این بچه رو سوار هلی‌کوپتر کنیم.

717
00:33:19,410 --> 00:33:21,810
‫یه تختۀ ستون فقرات لازم داریم.
‫(مشابه برانکار)

718
00:33:23,150 --> 00:33:25,020
‫بریم، بریم.

719
00:33:28,420 --> 00:33:29,890
‫بیاریدش بالا.

720
00:33:35,796 --> 00:33:37,160
‫موهاوی...

721
00:33:37,260 --> 00:33:38,823
‫یه کم از حبست که بگذره،

722
00:33:39,070 --> 00:33:41,270
‫شاید تونستیم بیاریمت
‫توی اردوگاه کار اجباریِ تری‌راک.

723
00:33:41,330 --> 00:33:42,940
‫آره جون خودت.

724
00:33:43,300 --> 00:33:45,270
‫گفتم که.
‫مانی از خودمونه.

725
00:34:02,350 --> 00:34:05,266
‫یعنی یه آتیش‌سوزی تبدیل به...

726
00:34:05,290 --> 00:34:07,263
‫یه عملیات جستجو و نجات شد،

727
00:34:07,287 --> 00:34:09,060
‫اونم تبدیل به گروگان‌گیری شد،

728
00:34:10,009 --> 00:34:13,039
‫بعدش بازم آتیش‌سوزی شد؟

729
00:34:15,000 --> 00:34:16,300
‫باورنکردنیه!

730
00:34:18,340 --> 00:34:19,686
‫آروم ولی دقیق بود.

731
00:34:19,710 --> 00:34:21,010
‫و دقیق یعنی سریع!

732
00:34:22,117 --> 00:34:23,710
‫خوشحالم موندی و نرفتی.

733
00:34:23,735 --> 00:34:25,735
‫توی اداره‌مون زن کم داریم.

734
00:34:26,664 --> 00:34:28,810
‫آره، ولی هیچ‌جوره نمی‌تونم کاری که...

735
00:34:28,880 --> 00:34:30,080
‫امروز کردین رو بکنم.

736
00:34:30,150 --> 00:34:32,620
‫تا دو هفتۀ دیگه همه چی رو یاد نمی‌گیری.

737
00:34:32,990 --> 00:34:34,710
‫همیشه توی کار یاد می‌گیری.

738
00:34:34,783 --> 00:34:37,302
‫هیچ‌وقت برای گروگان‌گیری آموزش ندیدم.

739
00:34:37,660 --> 00:34:40,983
‫یا یه وَن شعله‌ور شده
‫که توش دوست پسرت و ...

740
00:34:41,007 --> 00:34:42,590
‫و رئیس من و...

741
00:34:44,000 --> 00:34:45,530
‫بُدی باشه.

742
00:34:45,800 --> 00:34:46,970
‫بُدی.

743
00:34:49,000 --> 00:34:51,240
‫دیدگاه جیک رو نسبت بهش می‌دونم.

744
00:34:51,600 --> 00:34:52,640
‫دیدگاه تو نسبت بهش چیه؟

745
00:34:52,910 --> 00:34:54,710
‫می‌دونم قبلاً چه دیدگاهی بهش داشتم.

746
00:34:54,970 --> 00:34:57,956
‫ولی هنوز دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫که الان چه دیدگاهی بهش دارم.

747
00:34:58,380 --> 00:35:00,550
‫فکر کنم همه‌مون داریم
‫همین کار رو می‌کنیم.

748
00:35:02,750 --> 00:35:04,150
‫دیگه شیفتت تمومه.

749
00:35:06,420 --> 00:35:07,620
‫برو پیش نامزدت.

750
00:35:20,270 --> 00:35:21,530
‫روز سختی بود؟

751
00:35:21,900 --> 00:35:24,240
‫در مقایسه با روزِ تو، اصلاً!

752
00:35:28,840 --> 00:35:30,140
‫بُدی.

753
00:35:31,210 --> 00:35:32,880
‫یه ملاقاتی داری.

754
00:35:34,702 --> 00:35:37,322
‫چرا فقط به این یارو امتیاز ویژه داده میشه؟

755
00:35:37,435 --> 00:35:39,068
‫هنوز یه ساعت تا خاموشی وقت هست، چارلی.

756
00:35:39,093 --> 00:35:41,623
‫امتیاز نیست. خودت محبوب نیستی.

757
00:35:48,060 --> 00:35:49,390
‫کی این موقع از شب اومده؟

758
00:35:50,230 --> 00:35:51,300
‫حالا می‌بینی.

759
00:35:59,300 --> 00:36:02,516
‫امروز روش‌های نامتعارفی
‫با منور نشون دادی، فرمانده.

760
00:36:02,977 --> 00:36:04,277
‫حرکت هوشمندانه‌ای بود.

761
00:36:04,301 --> 00:36:07,850
‫ولی عادت به سرپیچی از دستورات نکن.

762
00:36:08,610 --> 00:36:10,456
‫سرپیچی از دستورات کلاً تقصیر من بود، رئیس.

763
00:36:10,788 --> 00:36:12,950
‫بُدی فقط داشت اطاعت می‌کرد.

764
00:36:13,988 --> 00:36:15,472
‫ولی خب، قانعم کرد بریم.

765
00:36:15,496 --> 00:36:19,190
‫مانی، دوست دارم پسرم بیشتر شبیه تو بشه.

766
00:36:19,732 --> 00:36:22,760
‫نذار بُدی برات الهام‌بخش باشه
‫که بیشتر شبیه اون بشی.

767
00:36:23,876 --> 00:36:24,742
‫باید اعتراف کنم،

768
00:36:24,767 --> 00:36:26,837
‫یه مقدار الهام‌بخش هست.

769
00:36:28,150 --> 00:36:29,763
‫از دستِ بچه‌هامون، مگه نه؟

770
00:36:29,830 --> 00:36:31,563
‫نمی‌دونم بیشتر برای محبت بهش وقت می‌گذرونم

771
00:36:31,588 --> 00:36:33,858
‫یا برای دلواپس‌شدنش.

772
00:36:35,304 --> 00:36:37,114
‫امروز گابریلا رو دیدم،

773
00:36:37,206 --> 00:36:39,406
‫توی تمرینات آتش‌نشانی کالیفرنیا.

774
00:36:41,396 --> 00:36:43,366
‫پس اومد، آره؟

775
00:36:45,670 --> 00:36:47,363
‫فکر می‌کردم تا فرآیند عضوگیری رو ببینه،

776
00:36:47,388 --> 00:36:49,289
‫دیگه پاش رو توی اداره نمی‌ذاره.

777
00:36:49,715 --> 00:36:52,185
‫منظره رو ببین!

778
00:36:59,636 --> 00:37:01,906
‫انتظار نداشتم تو رو اینجا ببینم.

779
00:37:04,263 --> 00:37:06,640
‫منم فکر می‌کردم
‫ دیگه هیچ‌وقت اینجا نمی‌بینمت.

780
00:37:08,357 --> 00:37:10,218
‫من مایۀ سرافکندگی‌ام.

781
00:37:10,264 --> 00:37:11,237
‫درک می‌کنم.

782
00:37:11,262 --> 00:37:12,932
‫مثل همیشه، مشکل از منه.

783
00:37:14,723 --> 00:37:16,593
‫نباید بهت می‌گفتم بری.

784
00:37:25,252 --> 00:37:27,660
‫تا آخر عمرم از این حرفم پشیمونم ولی...

785
00:37:28,258 --> 00:37:29,459
‫باید برای تو اتفاق می‌افتاد.

786
00:37:29,483 --> 00:37:31,753
‫که اون شب به‌جای رایلی بمیرم؟

787
00:37:32,935 --> 00:37:34,211
‫می‌دونم. می‌دونم.

788
00:37:34,235 --> 00:37:36,183
‫- نه، باور کن خودم می‌دونم.
‫- نه، نه! نه، بُدی.

789
00:37:36,321 --> 00:37:39,661
‫تو میراث نسل چهارم آتش‌نشانی کالیفرنیایی.

790
00:37:41,692 --> 00:37:44,859
‫باید برای تو این اتفاق می‌افتاد
‫که توی ایستگاه ۴۲ پیشم باشی.

791
00:37:44,884 --> 00:37:46,924
‫تو باید دستِ راست من می‌شدی.

792
00:37:48,440 --> 00:37:50,310
‫امروز اون بیرون دیدم چی‌کار کردی.

793
00:37:51,763 --> 00:37:53,695
‫برای همچین چیزی به دنیا اومدی.

794
00:37:53,820 --> 00:37:57,590
‫ولی خودت هیچ‌وقت نمی‌خواستی
‫کاری به این کارها داشته باشی.

795
00:37:59,146 --> 00:38:01,356
‫ولی جیک می‌خواست.

796
00:38:05,470 --> 00:38:06,930
‫عذاب وجدان چیز جالبیه.

797
00:38:08,169 --> 00:38:09,979
‫یعنی چی؟

798
00:38:11,610 --> 00:38:13,810
‫- از جیک بپرس.
‫- نه از تو می‌پرسم.

799
00:38:15,196 --> 00:38:17,285
‫از پسرم می‌پرسم.

800
00:38:18,315 --> 00:38:20,555
‫شنیدی که چی گفتم؟

801
00:38:20,773 --> 00:38:22,173
‫تو پسر منی.

802
00:38:25,175 --> 00:38:27,103
‫روی کوه، به جیک گفتی

803
00:38:27,163 --> 00:38:28,759
‫که حداقل تو قبول داری که بد کردی.

804
00:38:28,783 --> 00:38:30,213
‫اون چی‌کار کرده؟

805
00:38:30,473 --> 00:38:32,620
‫قلب رایلی رو شکست.

806
00:38:33,327 --> 00:38:35,179
‫شب تصادف، آخرین چیزی که قبل از...

807
00:38:35,204 --> 00:38:36,844
‫مرگش حس کرد، درد بود.

808
00:38:39,504 --> 00:38:40,730
‫یعنی...

809
00:38:41,239 --> 00:38:44,296
‫یعنی میگی جیک و رایلی نامزد...؟

810
00:38:44,421 --> 00:38:46,068
‫همینم بهت نگفته بود.

811
00:38:47,166 --> 00:38:48,866
‫نه نگفته بود.

812
00:38:53,970 --> 00:38:56,354
‫من آدم بی‌نقصی نیستم، خب؟
‫خودم می‌دونم.

813
00:38:57,281 --> 00:39:00,090
‫و می‌دونم مامان دلش می‌خواد
‫خانواده‌اش رو برگردونه ولی...

814
00:39:01,283 --> 00:39:02,449
‫این‌طور که من می‌بینم،

815
00:39:02,476 --> 00:39:05,020
‫شماها یه خانواده برای خودتون تشکیل دادید
‫و منو آدم بَده کردید.

816
00:39:07,460 --> 00:39:08,848
‫از طرف من به مامان بگو ببخشید

817
00:39:08,873 --> 00:39:11,328
‫ولی نمی‌خوام دوباره برگردم توی اون خانواده.

818
00:39:11,352 --> 00:39:16,352
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
