1
00:00:04,340 --> 00:00:06,217
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,241 --> 00:00:07,940
‫آهای، داریم می‌ریم اجواتر؟

3
00:00:07,980 --> 00:00:09,630
‫وکیلم گفت می‌ریم یه اردوگاه دیگه.

4
00:00:09,680 --> 00:00:11,330
‫اینجا اردوگاه کار اجباریِ «تری راکس»ه.

5
00:00:11,380 --> 00:00:13,990
‫آتیش‌سوزی‌های سرتاسر ایالت کالیفرنیا رو
‫مهار می‌کنیم.

6
00:00:14,030 --> 00:00:15,990
‫اگه هر وقت کاری بهتون گفتم گوش کنید،

7
00:00:16,030 --> 00:00:17,600
‫محکومیت‌تون کم میشه
‫و زودتر می‌رید خونه

8
00:00:17,640 --> 00:00:19,080
‫پیش رفقا و خانواده‌هاتون.

9
00:00:19,120 --> 00:00:20,880
‫هیچ‌وقت اصل قضیه رو کاریش نمی‌کنیم.

10
00:00:20,904 --> 00:00:22,130
‫بیخیال، ایو.

11
00:00:22,170 --> 00:00:23,820
‫همه چیز که به مرگ رایلی ربط نداره.

12
00:00:23,870 --> 00:00:25,610
‫گبز، به‌خاطر من از اینجا نرو.
‫(مخفف گابریلا)

13
00:00:25,850 --> 00:00:27,780
‫الان گفتم دوستت دارم.

14
00:00:27,930 --> 00:00:29,610
‫- دوست‌پسرته؟
‫- آره.

15
00:00:29,650 --> 00:00:30,790
‫خب، حالا چی؟

16
00:00:30,830 --> 00:00:32,310
‫چهار سال مدت‌زمان زیادیه

17
00:00:32,334 --> 00:00:33,990
‫که منتظر بمونی زندگی واقعی‌ات شروع بشه.

18
00:00:34,014 --> 00:00:35,210
‫دست رو دلم نذار که خون‌ه.

19
00:00:35,360 --> 00:00:37,710
‫شارون، اون برگشته.

20
00:00:37,750 --> 00:00:39,190
‫مانی، تنهامون بذار.

21
00:00:39,330 --> 00:00:40,840
‫سلام، مامان.

22
00:00:43,690 --> 00:00:44,710
‫بُدی.

23
00:00:45,760 --> 00:00:47,370
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

24
00:00:51,142 --> 00:00:54,088
‫[آتش‌نشانِ زندانی]

25
00:00:59,950 --> 00:01:03,600
‫♪ تولدت مبارک... ♪

26
00:01:03,640 --> 00:01:06,600
‫♪ تولدت مبارک... ♪

27
00:01:06,650 --> 00:01:10,040
‫♪ تولدت مبارک، رایلی عزیز ♪

28
00:01:11,000 --> 00:01:15,130
‫♪ تولدت مبارک ♪

29
00:01:17,400 --> 00:01:19,140
‫تولدت مبارک، عزیزم.

30
00:01:21,716 --> 00:01:23,140
‫خب، به افتخار شما.

31
00:01:24,060 --> 00:01:26,800
‫خیلی خوش‌شانسم که پدر و مادرم هستید.

32
00:01:27,830 --> 00:01:28,890
‫و به افتخار ایو،

33
00:01:29,454 --> 00:01:31,670
‫روزی که اومدین توی این شهر رو یادمه.

34
00:01:31,720 --> 00:01:32,850
‫عه...

35
00:01:32,890 --> 00:01:34,630
‫حدوداً نُه سالمون بود.

36
00:01:34,670 --> 00:01:36,490
‫سریع از اون‌طرف خیابون اومدم دم خونه‌تون.

37
00:01:36,514 --> 00:01:37,680
‫اومدی گفتی:

38
00:01:37,704 --> 00:01:39,396
‫«من رایلی‌ام. می‌خوای دوست صمیمی بشیم؟»

39
00:01:39,420 --> 00:01:41,210
‫دقیقاً!

40
00:01:41,234 --> 00:01:43,290
‫- این مدت دوست صمیمی‌ام بودی.
‫- آره.

41
00:01:43,995 --> 00:01:44,990
‫جیک،

42
00:01:45,030 --> 00:01:46,300
‫می‌دونی...

43
00:01:46,340 --> 00:01:50,080
‫بچه که بودیم بُدی هیچ‌وقت نمی‌خواست
‫بذاره کس دیگه‌ای با تو دوست بشه، ولی...

44
00:01:50,130 --> 00:01:54,000
‫ولی در طول این سال‌ها
‫جزو دوست‌های خوبِ منم شدی.

45
00:01:54,040 --> 00:01:56,000
‫- آخِی!
‫- و واقعاً شکرگزار هستم.

46
00:01:56,920 --> 00:02:00,140
‫و به افتخار برادر بزرگم، بُدی، تو...

47
00:02:00,180 --> 00:02:02,490
‫سال خیلی سختی رو به زحمت پشت سر گذاشتی.

48
00:02:02,530 --> 00:02:04,400
‫با مصدومیت بیسبال

49
00:02:04,440 --> 00:02:06,750
‫و همۀ گندهایی که بعدش پیش اومد،

50
00:02:06,790 --> 00:02:08,930
‫قرص‌ها و دورۀ توانبخشی.

51
00:02:09,914 --> 00:02:11,970
‫با مشکلاتت جنگیدی و برنده شدی.

52
00:02:15,630 --> 00:02:17,240
‫دوستت دارم، داداش بزرگه.

53
00:02:18,810 --> 00:02:20,160
‫منم دوستت دارم.

54
00:02:20,500 --> 00:02:22,010
‫خیلی خب. وقت کیک‌خوردنه.

55
00:02:22,921 --> 00:02:23,921
‫آره.

56
00:02:24,160 --> 00:02:26,170
‫- ریلی، من...
‫- لطفاً فقط برو.

57
00:02:26,510 --> 00:02:27,970
‫چون باید برگردم اونجا

58
00:02:28,010 --> 00:02:29,030
‫و وانمود کنم شادم،

59
00:02:29,080 --> 00:02:30,640
‫چون جشن تولدمه.

60
00:02:30,664 --> 00:02:38,464
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

61
00:02:38,520 --> 00:02:40,480
‫رای، چی شده؟
‫(مخفف رایلی)

62
00:02:40,920 --> 00:02:42,660
‫تو و جیک نامزدین؟

63
00:02:47,390 --> 00:02:49,100
‫بودیم، آره.

64
00:02:50,580 --> 00:02:52,320
‫ولی دیگه نیستیم.

65
00:02:53,920 --> 00:02:55,020
‫نمی...

66
00:02:55,730 --> 00:02:58,060
‫نمی‌خواستم به تو یا کس دیگه‌ای بگم،

67
00:02:58,110 --> 00:03:00,940
‫تا اینکه قضیه جدی‌تر شد، ولی...

68
00:03:02,290 --> 00:03:06,290
‫معلوم شد جیک اصلاً جدی نبوده.

69
00:03:06,906 --> 00:03:11,210
‫الان من شدم احمقی که
‫توی جشن تولد خودش گریه می‌کنه.

70
00:03:13,740 --> 00:03:15,780
‫میشه لطفاً به مامان و بابا نگی؟

71
00:03:16,220 --> 00:03:18,000
‫خیلی خجالت می‌کشم.

72
00:03:18,053 --> 00:03:20,107
‫بزن بغل. بذار برم بیرون.

73
00:03:20,620 --> 00:03:21,650
‫بُدی.

74
00:03:21,700 --> 00:03:22,650
‫رایلی!

75
00:03:23,554 --> 00:03:25,400
‫- هِی، بس کنید!
‫- دیوونه‌ای؟

76
00:03:25,424 --> 00:03:26,700
‫به رایلی هم همینو گفتی، نه؟

77
00:03:26,740 --> 00:03:27,880
‫بعد از اینکه ازش جدا شدی.

78
00:03:27,920 --> 00:03:29,310
‫تقصیر منه که مُرد ولی...

79
00:03:29,360 --> 00:03:31,020
‫به‌خاطر تو با قلب شکسته مُرد.

80
00:03:32,680 --> 00:03:34,270
‫اشتباه کرده دیگه.

81
00:03:34,320 --> 00:03:37,930
‫این... این فراتر از یه اشتباهه.

82
00:03:37,954 --> 00:03:40,020
‫خب؟ افتاد زندان. الان توی زندانه.

83
00:03:40,060 --> 00:03:41,930
‫نه، الان توی اردوگاه کار اجباریه

84
00:03:41,980 --> 00:03:43,800
‫چون رفتار خوبی نشون داده.

85
00:03:43,850 --> 00:03:46,420
‫آره، همین روز اولی که
‫اومده اردوگاه آتش‌نشانی...

86
00:03:46,460 --> 00:03:48,160
‫خودسر عمل کرده.

87
00:03:48,200 --> 00:03:50,680
‫تا یه آتش‌نشان رو نجات بده.
‫تا جیک رو نجات بده.

88
00:03:50,704 --> 00:03:52,310
‫می‌خوای سر این قضیه برش گردونی زندان؟

89
00:03:52,334 --> 00:03:54,620
‫اون توانایی پیروی از
‫دستوراتِ معمولی رو نداره.

90
00:03:54,644 --> 00:03:56,380
‫باشه، حله.

91
00:03:57,530 --> 00:04:00,260
‫از یه دستور خیلی خوب پیروی کردم،
‫مگه نه بابا؟

92
00:04:04,461 --> 00:04:06,830
‫خب، فکر کنم کامل در جریان قرار گرفته باشم.

93
00:04:06,870 --> 00:04:08,220
‫خبر خوب اینه که
‫بعدش هر چی بشه،

94
00:04:08,260 --> 00:04:09,870
‫تصمیمش با شما نیست، با منه.

95
00:04:09,894 --> 00:04:11,634
‫درسته که پسر شماست

96
00:04:11,658 --> 00:04:12,830
‫ولی زندانیِ منه.

97
00:04:12,880 --> 00:04:14,310
‫نباید برش گردونی.

98
00:04:14,360 --> 00:04:15,830
‫شارون، شنیدی که چی گفت. خب؟

99
00:04:15,854 --> 00:04:17,780
‫- تصمیمش با تو نیست.
‫- با کمال احترام، رئیس،

100
00:04:17,804 --> 00:04:19,490
‫مسئولیت همۀ زندانی‌هام با منه،

101
00:04:19,540 --> 00:04:20,890
‫حتی بُدی.

102
00:04:21,250 --> 00:04:22,506
‫گزارش حوادث رو...

103
00:04:22,540 --> 00:04:25,020
‫از آتش‌نشانیِ باکای دریافت می‌کنم،
‫بعدش تصمیمم رو می‌گیرم.

104
00:04:25,060 --> 00:04:26,410
‫منو بفرستید «ولی‌ویو»...

105
00:04:26,460 --> 00:04:29,760
‫یا «های‌راک».
‫هر جایی بجز اینجا.

106
00:04:29,810 --> 00:04:31,770
‫درخواست قبول نمی‌کنم، بُدی.

107
00:04:32,290 --> 00:04:33,850
‫اینجا یه روندی داره.

108
00:04:35,240 --> 00:04:37,217
‫مانی، اون بچۀ منه.

109
00:04:37,241 --> 00:04:38,550
‫پسر منه.

110
00:04:40,210 --> 00:04:42,040
‫پس فرض کن گابریلاست.

111
00:04:43,900 --> 00:04:45,950
‫- رئیس...
‫- نه.

112
00:04:49,970 --> 00:04:51,740
‫اون وبال گردنه، مانی.

113
00:04:52,464 --> 00:04:54,371
‫اگه بذاریش توی گروه تازه‌کارها

114
00:04:54,396 --> 00:04:57,306
‫جون همه به خطر می‌افته.

115
00:04:57,440 --> 00:04:59,230
‫جون تو هم همین‌طور.

116
00:04:59,671 --> 00:05:01,171
‫[آتش‌نشانیِ کالیفرنیا]

117
00:05:01,320 --> 00:05:03,010
‫شنیدی که چی گفت.

118
00:05:03,060 --> 00:05:04,490
‫من وبال گردنم.

119
00:05:05,400 --> 00:05:07,020
‫منتقلم کن.

120
00:05:07,600 --> 00:05:09,190
‫ببین، رفیق.

121
00:05:09,240 --> 00:05:10,980
‫به‌خاطر گذشته‌ای که اینجا داشتم

122
00:05:11,020 --> 00:05:12,810
‫نمی‌تونم با طرح آتش‌نشانی به جایی برسم.

123
00:05:13,810 --> 00:05:15,280
‫ولی دلم می‌خواد توش موفق بشم.

124
00:05:20,320 --> 00:05:21,193
‫هِی...

125
00:05:21,217 --> 00:05:22,560
‫میری خونه؟

126
00:05:22,584 --> 00:05:24,979
‫بُدی داشت چیو می‌گفت؟
‫از چه دستوری پیروی کرده؟

127
00:05:25,090 --> 00:05:26,280
‫سلام، رئیس.

128
00:05:27,730 --> 00:05:28,690
‫اینجا جاش نیست.

129
00:05:28,714 --> 00:05:30,200
‫- خب؟
‫- چرا؟

130
00:05:30,224 --> 00:05:31,910
‫نگرانی مردم زُل بزنن؟
‫برام مهم نیست.

131
00:05:32,636 --> 00:05:33,650
‫چرا، برات مهمه.

132
00:05:33,900 --> 00:05:34,556
‫قبول.

133
00:05:34,580 --> 00:05:36,310
‫بیا بریم خونه. اونجا حرف می‌زنیم.

134
00:05:36,650 --> 00:05:38,620
‫ببین، روز سختی بود. آخه...

135
00:05:38,660 --> 00:05:40,400
‫نمی‌خوام برات سخت‌ترش کنم. خب؟

136
00:05:40,440 --> 00:05:44,490
‫زندگی مشترک‌مون با چیزایی خیلی بدتر از
‫روزهای سخت، خراب نشد.

137
00:05:46,840 --> 00:05:49,100
‫همیشه مشکلات‌مون رو حل می‌کنیم.

138
00:05:52,260 --> 00:05:54,200
‫واقعاً نمی‌خوای بهم بگی؟

139
00:05:55,510 --> 00:05:58,370
‫فقط... نگرانم که زیادی استرس بگیری.

140
00:06:00,680 --> 00:06:02,160
‫خب...

141
00:06:03,250 --> 00:06:06,430
‫پس هر وقت حاضر بودی حرف بزنی
‫یه زنگ بهم بزن.

142
00:06:13,463 --> 00:06:15,113
‫بیا.

143
00:06:20,400 --> 00:06:21,480
‫آهای، رئیس.

144
00:06:22,790 --> 00:06:25,490
‫- شما و خانمت دعواتون شده؟
‫- چی؟ آهان، نه.

145
00:06:25,730 --> 00:06:27,750
‫- هیچ‌وقت!
‫- بُدی از بعدِ مرگ رایلی نبود،

146
00:06:27,790 --> 00:06:29,320
‫اون‌وقت الان برگشته؟

147
00:06:29,760 --> 00:06:32,190
‫- این همه وقت کدوم گوری بوده؟
‫- زندان.

148
00:06:33,390 --> 00:06:35,240
‫- قبلش بهمون نگفته بود.
‫- هوم.

149
00:06:35,280 --> 00:06:37,020
‫جای تعجبی نداره.

150
00:06:37,260 --> 00:06:39,630
‫سلام، جیک. دردت چطوره؟

151
00:06:40,680 --> 00:06:42,030
‫پام خوبه.

152
00:06:42,070 --> 00:06:43,510
‫اینا چکمه‌های سفت و سختی‌ان، رئیس.

153
00:06:44,250 --> 00:06:46,770
‫خوشحالم اینو میگی.
‫ولی منظور من بادمجونِ زیر چشمت بود.

154
00:06:48,240 --> 00:06:49,370
‫ببینید...

155
00:06:49,394 --> 00:06:51,170
‫مانی یه گزارش حادثه...

156
00:06:51,210 --> 00:06:52,650
‫از جفت‌تون می‌خواد.

157
00:06:52,690 --> 00:06:54,520
‫رعایت حال کسی رو نکنید.

158
00:06:54,760 --> 00:06:57,300
‫اون باید بفهمه که زندانی‌اش خطرناکه یا نه.

159
00:07:01,620 --> 00:07:02,870
‫عزیزم.

160
00:07:03,120 --> 00:07:04,350
‫- ایو.
‫- سلام، گابی. (گابریلا)

161
00:07:04,400 --> 00:07:07,440
‫- حالتون خوبه؟
‫- هوم... سلام.

162
00:07:08,920 --> 00:07:10,256
‫ایو توی آتیش‌سوزیِ باکای،

163
00:07:10,281 --> 00:07:13,411
‫نجاتم داد. کاش بودی و می‌دیدی.

164
00:07:14,911 --> 00:07:22,911
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

165
00:07:28,596 --> 00:07:30,380
‫شنیدین بُدی برگشته؟

166
00:07:30,420 --> 00:07:31,860
‫از زندان!

167
00:07:31,900 --> 00:07:32,950
‫- عه.
‫- آره.

168
00:07:34,209 --> 00:07:35,442
‫سلام، بریجت.

169
00:07:35,602 --> 00:07:37,210
‫سلام. می‌دونم الان...

170
00:07:37,260 --> 00:07:39,130
‫می‌خواستی بگی برای من و وینس خوشحالی

171
00:07:39,170 --> 00:07:40,430
‫که پسرمون برگشته،

172
00:07:40,480 --> 00:07:42,650
‫و اینکه توی اردوگاه آتش‌نشانی
‫داره مرد میشه.

173
00:07:44,569 --> 00:07:46,730
‫این بوی اسکون‌ه که داره به مشامم می‌خوره؟
‫(نوعی نان)

174
00:07:46,770 --> 00:07:48,134
‫تازه از فِر در آوردمشون.

175
00:07:48,158 --> 00:07:49,470
‫من ایدن هستم. تازه اومدم.

176
00:07:49,510 --> 00:07:50,880
‫آره، از سان فرانسیسکو اومدی.

177
00:07:50,920 --> 00:07:52,360
‫توی رستوران «شه پانیس» کار می‌کردی.

178
00:07:52,400 --> 00:07:54,186
‫همه‌مون موندیم که اینجا چی‌کار می‌کنی.

179
00:07:54,210 --> 00:07:55,883
‫و شایعه شده که پیاز حلقه‌ای سوخاری رو...

180
00:07:55,983 --> 00:07:57,880
‫می‌خوای از مِنو حذف کنی.

181
00:07:57,930 --> 00:07:59,523
‫توی این شهر مثل نقل و نبات غیبت می‌کنن.

182
00:07:59,563 --> 00:08:00,866
‫باید کم کم باهاش کنار بیای.

183
00:08:00,890 --> 00:08:02,130
‫من شارون هستم.

184
00:08:02,180 --> 00:08:03,630
‫- سلام.
‫- خب...

185
00:08:03,670 --> 00:08:06,370
‫حالا دیگه باید بیام کافۀ «اسموکی»
‫تا اتفاقی زنم رو ببینم؟

186
00:08:06,810 --> 00:08:09,680
‫اون مردِ به شدت خوشتیپِ
‫اون طرفِ اتاق هم شوهرمه.

187
00:08:10,220 --> 00:08:11,280
‫سلام.

188
00:08:12,700 --> 00:08:14,600
‫دیشب رفتی هتل...

189
00:08:14,624 --> 00:08:15,990
‫یا خونۀ خواهرت خوابیدی؟

190
00:08:16,030 --> 00:08:17,600
‫خونۀ خواهرم خدمات اتاق نداره،

191
00:08:17,640 --> 00:08:18,820
‫هوس تنقلات هم کرده بودم.

192
00:08:18,860 --> 00:08:20,560
‫برام سؤال بود این راز مزخرف چیه

193
00:08:20,600 --> 00:08:22,170
‫که بهم نمی‌گی.

194
00:08:22,210 --> 00:08:25,780
‫توی سیستم، سوابق کیفریِ
‫ پسر زندانی‌مون رو در آوردم.

195
00:08:26,230 --> 00:08:28,050
‫اون به صورت قانونی فامیلیش رو عوض کرده

196
00:08:28,074 --> 00:08:29,050
‫تا از دست ما قایم بشه.

197
00:08:29,090 --> 00:08:30,610
‫می‌دونستی؟

198
00:08:32,880 --> 00:08:35,230
‫می‌دونی، منم تا صبح بیدار بودم.

199
00:08:36,200 --> 00:08:37,790
‫می‌خواید سر یه میز بشینید؟

200
00:08:37,840 --> 00:08:38,880
‫- بله.
‫- نه.

201
00:08:38,930 --> 00:08:39,840
‫ایستگاه ۴۲.

202
00:08:39,864 --> 00:08:41,320
‫آتش‌سوزی پوشش‌های گیاهی...

203
00:08:41,360 --> 00:08:42,840
‫به علت طوفانِ خشکِ آذرخشی.

204
00:08:42,890 --> 00:08:44,095
‫بزرگراه ۱۰۱ در جادۀ کنیون.

205
00:08:44,142 --> 00:08:44,868
‫وینس، یه...

206
00:08:44,893 --> 00:08:46,251
‫طوفان خشک آذرخشی توی «ویلو کریک».

207
00:08:46,275 --> 00:08:47,500
‫- آره، شنیدم.
‫- آره، دوتا هستن.

208
00:08:47,540 --> 00:08:49,020
‫یه دونه هم توی «بلو لیک»ه.

209
00:08:49,070 --> 00:08:50,680
‫- یعنی...
‫- آره، می‌دونم یعنی چی.

210
00:08:50,707 --> 00:08:52,287
‫من نمی‌دونم یعنی چی.

211
00:08:52,311 --> 00:08:54,209
‫یعنی تا آخر شب قراره همین‌جوری
‫از این خبرا بدن.

212
00:08:54,233 --> 00:08:55,380
‫بریم.

213
00:08:55,404 --> 00:08:57,550
‫توی طوفان‌های خشک، بارون نمی‌باره.
‫صاعقه می‌باره.

214
00:08:57,600 --> 00:09:00,030
‫پس همه جا پر از آتیش‌سوزی‌های کوچیک میشه.

215
00:09:00,080 --> 00:09:02,470
‫ممنونم.
‫صبر کن منم بیام.

216
00:09:07,010 --> 00:09:08,870
‫خیلی خب، گوش کنید.

217
00:09:08,910 --> 00:09:10,220
‫این مرکز تفریحی...

218
00:09:10,260 --> 00:09:11,700
‫نیاز شدیدی به فضای قابل دفاع داره.

219
00:09:11,740 --> 00:09:14,049
‫یه طوفان خشک آذرخشی داره میاد، رفقا.

220
00:09:14,073 --> 00:09:15,986
‫پس همۀ صاعقه‌هایی که شاید اینجا اصابت کنن،

221
00:09:16,010 --> 00:09:19,180
‫باید منبعی برای سوختن نداشته باشه.

222
00:09:19,230 --> 00:09:22,060
‫هر خار و خاشاکِ اشتعال‌پذیری بود،
‫پاکسازیش می‌کنیم.

223
00:09:22,100 --> 00:09:23,060
‫فهمیدین؟

224
00:09:23,100 --> 00:09:24,410
‫- بله، قربان.
‫- بله فرمانده.

225
00:09:24,450 --> 00:09:25,970
‫- بله، فرمانده.
‫- خوبه.

226
00:09:32,020 --> 00:09:35,540
‫حالا امنیت...
‫امنیت مهم‌ترین چیزه.

227
00:09:36,110 --> 00:09:37,420
‫اگه براش تمرین کنید،

228
00:09:37,460 --> 00:09:39,690
‫دوران محکومیت‌تون رو کوتاه می‌کنید.
‫الکی جوگیر نشید.

229
00:09:39,830 --> 00:09:43,203
‫ببین، تو رو میگه
‫که رفتی بالای اون کوهی که توی باکای بود.

230
00:09:43,756 --> 00:09:44,606
‫بذار بگه.

231
00:09:45,340 --> 00:09:47,178
‫اگه صاعقه نزدیک‌تون اصابت کرد،

232
00:09:47,202 --> 00:09:49,218
‫باید هر چقدر می‌تونید
‫کوچیک و جمع و جور بشید،

233
00:09:49,244 --> 00:09:50,560
‫بشینید روی زمین،

234
00:09:50,610 --> 00:09:52,764
‫از چمنزارها و مکان‌های مرتفع دوری کنید،

235
00:09:52,788 --> 00:09:54,711
‫در اون لحظه از ابزارهای برقی‌تون
‫استفاده نکنید،

236
00:09:54,738 --> 00:09:56,560
‫و ابزارهای دستی‌تون رو بندازید زمین. حله؟

237
00:09:56,610 --> 00:09:59,180
‫در ضمن، بُدی، تک‌روی نداریم.

238
00:09:59,420 --> 00:10:01,270
‫- قصد نداشتم همچین کاری کنم.
‫- خوبه.

239
00:10:01,410 --> 00:10:03,360
‫پس با هم اتفاق نظر داریم.

240
00:10:04,660 --> 00:10:06,800
‫می‌دونی که برش می‌گردونن.

241
00:10:06,840 --> 00:10:08,580
‫منتظر چی هستی؟

242
00:10:09,150 --> 00:10:11,589
‫گزارش حوادث هنوز نرسیده.
‫در ضمن نیروی انسانی لازم دارم.

243
00:10:12,414 --> 00:10:14,684
‫این طوفان آذرخش
‫قراره یه چیز منحصر به فرد باشه.

244
00:10:20,550 --> 00:10:21,810
‫خیلی خب، آقایون.

245
00:10:22,250 --> 00:10:23,730
‫یه پاکسازیِ خطیِ یک و نیم متری

246
00:10:23,770 --> 00:10:25,990
‫با یک متر فضای خالی از هر طرف می‌خوایم.

247
00:10:26,030 --> 00:10:27,770
‫بیاید این بوته‌ها رو بکَنیم.

248
00:10:27,810 --> 00:10:30,650
‫آتیش بدونِ سوخت به ساختمون نمی‌رسه.

249
00:10:30,690 --> 00:10:32,390
‫بیل‌های چنگالی‌تون رو بذارید برای بوته‌ها،

250
00:10:32,430 --> 00:10:35,170
‫چکش‌هاتون رو بذارید برای چیزای ضخیم‌تر.

251
00:10:35,520 --> 00:10:36,536
‫چشم، فرمانده.

252
00:10:36,560 --> 00:10:39,260
‫- اطاعت.
‫- ببین، باید بگی: «اطاعت، فرمانده.»

253
00:10:39,510 --> 00:10:42,010
‫باید درست رفتار کنی
‫تا بهت سخت نگیره.

254
00:10:42,050 --> 00:10:45,270
‫نه خب، دیگه دیر شده.

255
00:10:45,510 --> 00:10:47,336
‫براش مهم نیست چون می‌دونه رفتنی‌ام.

256
00:10:47,360 --> 00:10:48,710
‫خودت چرا برات مهم نیست؟

257
00:10:48,750 --> 00:10:50,230
‫برام مهمه.

258
00:10:51,950 --> 00:10:54,500
‫دلم می‌خواد توی اردوگاه آتش‌نشانی باشم،
‫فقط هر جا بجز اینجا.

259
00:10:54,540 --> 00:10:56,209
‫همه‌ش همینو میگی ولی...

260
00:10:56,233 --> 00:10:57,670
‫اینجا خونه‌تونه، رفیق.

261
00:10:57,720 --> 00:10:59,110
‫هیچ‌جا مثل اینجا نیست.

262
00:10:59,250 --> 00:11:01,126
‫به قول معروف، هیچ جا خونۀ آدم نمیشه.

263
00:11:01,150 --> 00:11:02,290
‫آره.

264
00:11:03,200 --> 00:11:04,810
‫برای من خوب نیست.

265
00:11:05,987 --> 00:11:08,043
‫چون اشراف‌زادۀ آتش‌نشانیِ کالیفرنیایی؟

266
00:11:08,910 --> 00:11:10,363
‫مامانش رئیس یگان‌ه.

267
00:11:10,436 --> 00:11:11,717
‫باباش مدیر ایستگاهه.

268
00:11:11,741 --> 00:11:14,730
‫بعد از اینکه توی اتاق بیمارستانت
‫اومدن عیادتت، خبرش پخش شد.

269
00:11:14,780 --> 00:11:16,740
‫تو گل سر سبدِ اجواتری؟

270
00:11:17,196 --> 00:11:18,430
‫باید ازش استفاده کنی.

271
00:11:19,076 --> 00:11:20,740
‫به مامانت بگو از نفوذش استفاده کنه

272
00:11:20,780 --> 00:11:22,480
‫تا بتونی بمونی.

273
00:11:23,350 --> 00:11:25,386
‫هیچ‌وقت ازش نمی‌خوام این کار رو بکنه،

274
00:11:25,410 --> 00:11:27,020
‫مخصوصاً برای چیزی که اصلاً نمی‌خوامش.

275
00:11:27,044 --> 00:11:28,270
‫مجبوری!

276
00:11:28,610 --> 00:11:30,060
‫شنیدم غذایی که توی «های‌راک» میدن

277
00:11:30,084 --> 00:11:32,100
‫یا سوپ‌های مشکوکه یا گوشت‌های مرموز!

278
00:11:32,140 --> 00:11:33,930
‫آهای، چارلی...

279
00:11:34,170 --> 00:11:36,076
‫قضیۀ تاس‌کباب رو بهش بگو.

280
00:11:36,100 --> 00:11:38,580
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫خیلی از نزدیک حرف می‌زنی؟

281
00:11:39,130 --> 00:11:40,930
‫بیخیال، مَرد.

282
00:11:40,980 --> 00:11:42,370
‫ازت خوشم میاد.

283
00:11:42,410 --> 00:11:44,240
‫واقعاً می‌خوای منو با اون یارو تنها بذاری؟

284
00:11:45,080 --> 00:11:46,500
‫شرمنده، فِرِدی.

285
00:11:54,800 --> 00:11:56,446
‫احتمال اصابت صاعقه در منطقه وجود داره.

286
00:11:56,470 --> 00:11:57,950
‫- برید داخل.
‫- درک نمی‌کنم.

287
00:11:57,990 --> 00:12:00,650
‫بُدی برگشته و نمی‌خوای در موردش حرف بزنی؟

288
00:12:02,690 --> 00:12:05,130
‫طوفان آذرخشِ قریب‌الوقوع به منطقه رسیده.

289
00:12:05,154 --> 00:12:06,240
‫پناه بگیرید.

290
00:12:06,264 --> 00:12:08,626
‫درک می‌کنم که چرا بعد از مرگ رایلی
‫جریان رو بهم نگفتی.

291
00:12:08,950 --> 00:12:10,416
‫ولی بعدش این همه سال گذشته.

292
00:12:10,840 --> 00:12:12,660
‫من همه چی رو بهت میگم.

293
00:12:14,810 --> 00:12:17,166
‫دو ماه قبل از اینکه بمیره
‫با هم نامزد کردیم.

294
00:12:17,190 --> 00:12:18,930
‫بُدی گفت قلبش رو شکستی.

295
00:12:19,270 --> 00:12:20,360
‫چطور؟

296
00:12:21,190 --> 00:12:22,740
‫پیچیده‌ست.

297
00:12:24,370 --> 00:12:26,000
‫فقط همینو می‌خوای بگی؟

298
00:12:29,410 --> 00:12:32,250
‫می‌خوای توی گزارش حادثه بُدی رو لو بدی؟

299
00:12:32,290 --> 00:12:34,860
‫که بهت مُشت زده؟

300
00:12:36,210 --> 00:12:37,730
‫هنوز نمی‌دونم.

301
00:12:39,120 --> 00:12:42,430
‫ببین، گفتم که.
‫قضیه‌اش پیچیده‌ست.

302
00:12:43,780 --> 00:12:46,390
‫داری لذت آذرخش خشک رو ازم می‌گیری.

303
00:12:51,870 --> 00:12:53,493
‫گرین‌کرست، ماشین ۱۵۹۱.

304
00:12:53,517 --> 00:12:55,490
‫یه حادثۀ جدید، شرق تنگه اتفاق افتاد.

305
00:12:55,530 --> 00:12:58,360
‫آتش‌سوزیِ پوشش‌های گیاهی
‫به وسیلۀ صاعقه.

306
00:12:58,384 --> 00:13:00,256
‫با واحدمون در صحنه، بهش رسیدگی می‌کنیم.

307
00:13:00,280 --> 00:13:01,710
‫دریافت شد ۱۵۹۱.

308
00:13:02,710 --> 00:13:04,890
‫طوفان رسیده. بیا بریم.

309
00:13:10,240 --> 00:13:12,370
‫وای، صاعقه!
‫همه از استخر برید بیرون.

310
00:13:12,420 --> 00:13:13,630
‫- چرا؟
‫- برید بیرون.

311
00:13:13,680 --> 00:13:15,636
‫تا وقتی من هستم
‫نمی‌ذارم برق‌کُش بشید. برید!

312
00:13:15,660 --> 00:13:16,810
‫برید سمتِ اون ساختمون

313
00:13:16,860 --> 00:13:18,403
‫تا بقیۀ بچه‌های اردو رو جمع کنم.

314
00:13:18,427 --> 00:13:19,796
‫یه جا برید که مسقف باشه.

315
00:13:19,820 --> 00:13:21,250
‫برید!

316
00:13:22,430 --> 00:13:24,380
‫خیلی خب، ابزار رو بذارید زمین.
‫آقایون، زود باشید.

317
00:13:24,430 --> 00:13:26,360
‫مگر اینکه بخواید برق‌گیرِ انسانی بشید.

318
00:13:26,384 --> 00:13:28,494
‫طوفان رسید، پس سرتون رو بچرخونید

319
00:13:28,518 --> 00:13:29,840
‫و دنبال برخورد صاعقه‌ها بگردید.

320
00:13:31,240 --> 00:13:33,917
‫مرکز کنترل گرین‌کرست،
‫گروه تری راک چهار صحبت می‌کنه.

321
00:13:33,941 --> 00:13:35,546
‫توی مرکز تفریحی،
‫شاهدِ برخورد صاعقه‌هاییم.

322
00:13:35,570 --> 00:13:37,620
‫مردمِ توی مرکز رو جمع کردیم
‫و بردیم یه جای امن.

323
00:13:37,660 --> 00:13:39,570
‫- دریافت شد، گروه تری راک چهار.
‫- بیاید بریم.

324
00:13:39,620 --> 00:13:42,710
‫راه بیفتید، آقایون.

325
00:13:44,770 --> 00:13:46,960
‫- برید بچه‌ها، بجنبید.
‫- یالا، بریم بچه‌ها.

326
00:13:46,984 --> 00:13:48,150
‫- راه بیفتید.
‫- بریم. بریم.

327
00:13:48,490 --> 00:13:49,490
‫بله؟

328
00:13:49,514 --> 00:13:51,826
‫- مانی، گزارش وضعیت بده.
‫-  شهروندان رو می‌بریم یه جای امن.

329
00:13:51,850 --> 00:13:53,630
‫بعدش با گروهم راه می‌افتیم.

330
00:13:56,810 --> 00:13:57,810
‫همه بخوابید روی زمین!

331
00:13:58,640 --> 00:14:00,460
‫بخوابید، بخوابید، روی زمین باشید!

332
00:14:00,510 --> 00:14:02,600
‫سرتون پایین باشه.

333
00:14:02,640 --> 00:14:03,770
‫اون چه کوفتی بود؟

334
00:14:03,794 --> 00:14:04,966
‫صاعقه یه درخت رو ترکوند.

335
00:14:04,990 --> 00:14:06,040
‫باید گزارش بدم.

336
00:14:09,310 --> 00:14:10,610
‫مرکز کنترل گرین‌کرست.

337
00:14:10,634 --> 00:14:13,000
‫یه حادثۀ جدید.
‫اینجا آتیش‌سوزی پوشش‌های گیاهی داریم.

338
00:14:13,040 --> 00:14:14,824
‫چندین آتیش‌سوزی ۱۰ در ۱۰ روی زمینه.

339
00:14:14,848 --> 00:14:15,946
‫دوتا ماشین آتش‌نشانی تیپ ۳ می‌خوایم.

340
00:14:15,970 --> 00:14:17,440
‫من مسئولیت فرماندهی حادثه رو
‫برعهده می‌گیرم.

341
00:14:17,480 --> 00:14:18,610
‫دریافت شد، تری راک.

342
00:14:18,660 --> 00:14:20,310
‫بازی شروع شد، دوستان!

343
00:14:21,050 --> 00:14:23,230
‫هیچ‌کس از جاش بلند نشه.

344
00:14:41,900 --> 00:14:43,640
‫فِرِدی. تجهیزاتت رو بپوش.

345
00:14:43,680 --> 00:14:46,160
‫هِی، باید اون صورت خوشگل رو
‫برای کوکی حفظ کنی، نه؟

346
00:14:46,210 --> 00:14:47,860
‫عه، گندش بزنن.

347
00:14:48,200 --> 00:14:49,730
‫مانی، برات یه کامیون تیپ ۱...

348
00:14:49,770 --> 00:14:51,200
‫و یه ماشین تانکر آب می‌فرستم،

349
00:14:51,224 --> 00:14:52,886
‫ولی این طوفان همۀ منابعم رو مصرف می‌کنه.

350
00:14:52,910 --> 00:14:55,000
‫همه جای شهرستان کلی صاعقه داریم

351
00:14:55,040 --> 00:14:56,430
‫که انگار حالا حالاها تمومی نداره.

352
00:14:56,480 --> 00:15:00,090
‫پس شهروندها رو ببر یه جای امن
‫و منو در جریان قرار بده.

353
00:15:00,130 --> 00:15:01,570
‫دریافت شد.

354
00:15:01,610 --> 00:15:03,350
‫خیلی خب، آقایون.

355
00:15:03,500 --> 00:15:05,310
‫کارمون تموم نشده.

356
00:15:05,360 --> 00:15:06,660
‫حالا که آتیش‌سوزی شده،

357
00:15:06,700 --> 00:15:08,620
‫تا وقتی شهروندها رو تخلیه نکردیم
‫اینجا می‌مونیم

358
00:15:08,660 --> 00:15:10,320
‫یا تا وقتی کامیون با آب برسه.

359
00:15:10,360 --> 00:15:11,470
‫ولی داره بارونِ آتیش میاد.

360
00:15:11,494 --> 00:15:13,490
‫- خودمون می‌دونیم، فِرِدی.
‫- شروع کنیم، فرمانده.

361
00:15:13,540 --> 00:15:15,020
‫می‌خوای کجا برم؟

362
00:15:16,020 --> 00:15:17,320
‫حوزۀ ۱۵۰۱.

363
00:15:17,370 --> 00:15:19,500
‫تقضای نزدیک‌ترین ماشین تیپ ۱
‫به مرکز تفریحی رو دارم.

364
00:15:19,840 --> 00:15:20,880
‫چشم رئیس.

365
00:15:20,904 --> 00:15:22,630
‫با گروه چهارم تری راک در تماس بودیم.

366
00:15:22,680 --> 00:15:24,406
‫داریم روی رسوندنِ ماشین بهشون کار می‌کنیم.

367
00:15:24,430 --> 00:15:26,160
‫آره، اونا چیزی بجز ابزار دستی ندارن.

368
00:15:26,200 --> 00:15:28,640
‫آب لازم دارن
‫وگرنه اون آتیش غیرقابل مهار میشه.

369
00:15:28,980 --> 00:15:31,120
‫مانی، دَووم بیار.

370
00:15:31,144 --> 00:15:32,200
‫دارم سعیم رو می‌کنم، رئیس.

371
00:15:32,224 --> 00:15:34,690
‫ولی طبیعت مدام کبریتِ روشن پرت می‌کنه.

372
00:15:42,240 --> 00:15:44,160
‫به اون پوشش‌های گیاهیِ اونجا هم بپاشید.

373
00:15:44,184 --> 00:15:45,280
‫همه رو خیس کنید.

374
00:15:45,304 --> 00:15:47,960
‫چشم، رئیس.

375
00:15:49,920 --> 00:15:52,180
‫ایو، جیک، سریع‌تر باشید.

376
00:15:52,930 --> 00:15:54,880
‫شیلنگ زیادی خم شده. مواظب باش.

377
00:15:54,930 --> 00:15:56,310
‫اگه همون‌طور که رئیس گفت

378
00:15:56,334 --> 00:15:58,670
‫سریع‌تر می‌اومدی، خم نمی‌شد.

379
00:15:58,710 --> 00:16:00,386
‫مشکلت خمیدگی نیست، خودتم می‌دونی.

380
00:16:00,410 --> 00:16:01,670
‫- آره جون خودت!
‫- ایو، جیک...

381
00:16:01,720 --> 00:16:02,980
‫پشت سرتون آتیش‌سوزی شد.

382
00:16:04,520 --> 00:16:06,110
‫آتیش پشت سرتونه.

383
00:16:06,980 --> 00:16:08,710
‫- حواسمون هست، رئیس.
‫- کامیون رو نگه دار.

384
00:16:08,734 --> 00:16:11,070
‫کامیون رو نگه دار.

385
00:16:12,590 --> 00:16:15,600
‫جیک، می‌خوای توضیح بدی
‫چطور توی مهار سیار سوتی دادی؟

386
00:16:15,640 --> 00:16:17,210
‫چون می‌دونم بهتر از اینا بهت یاد دادم.

387
00:16:17,650 --> 00:16:18,950
‫خودم فهمیدم، رئیس.

388
00:16:26,180 --> 00:16:28,576
‫اخگرها رو توی سیاهی‌ها بریزید
‫که سوختی برای آتیش‌گرفتن نیست،

389
00:16:28,600 --> 00:16:30,440
‫وگرنه ممکنه باعث آتیش‌سوزی بشن.

390
00:16:31,990 --> 00:16:33,790
‫خیلی خب، بچه‌ها، بیاید اینجا.

391
00:16:33,830 --> 00:16:35,010
‫بیاید جلو. یالا.

392
00:16:35,050 --> 00:16:37,060
‫توی همین ساختمون.

393
00:16:37,100 --> 00:16:38,930
‫داریم دنبال یه اتوبوس می‌گردیم
‫تا ببریمتون خونه.

394
00:16:38,970 --> 00:16:39,840
‫ولی فعلاً...

395
00:16:39,880 --> 00:16:41,100
‫امن‌ترین کار اینه که

396
00:16:41,150 --> 00:16:42,760
‫یه جای سرپوشیده براتون پیدا کنیم.

397
00:16:42,800 --> 00:16:45,110
‫باشه؟ همه چی درست میشه.

398
00:16:45,450 --> 00:16:46,866
‫دارید عالی پیش می‌رید.

399
00:16:46,990 --> 00:16:48,590
‫بفرمائید. برید اونجا.

400
00:16:48,630 --> 00:16:50,110
‫برید، برید، برید، برید.

401
00:16:51,320 --> 00:16:52,930
‫- برید، درست میشه.
‫- گابریلا؟

402
00:16:52,954 --> 00:16:55,290
‫- سلام بابا.
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

403
00:16:55,330 --> 00:16:57,170
‫شناگرها رو از استخر آوردم بیرون.

404
00:16:57,194 --> 00:16:58,890
‫نه، امروز اینجا چی‌کار می‌کردی؟

405
00:17:00,314 --> 00:17:02,138
‫به بچه‌های اردو، شیرجه یاد می‌دادم.

406
00:17:02,162 --> 00:17:04,100
‫اگه قراره اینجا زندگی کنم،
‫یه شغل لازم دارم.

407
00:17:05,130 --> 00:17:06,910
‫اگه قراره این بیرون باشی،
‫باید کلاه بذاری.

408
00:17:06,950 --> 00:17:08,789
‫خوب هوام رو داشتی، ممنونم.

409
00:17:09,230 --> 00:17:10,286
‫قرار نیست این بیرون باشه.

410
00:17:10,310 --> 00:17:11,470
‫میره داخل.

411
00:17:11,620 --> 00:17:13,960
‫میری یه جای امن و داخل می‌مونی.

412
00:17:14,010 --> 00:17:15,010
‫نمی‌تونی...

413
00:17:15,050 --> 00:17:16,820
‫نمی‌تونم از صاعقه تندتر عمل کنم.
‫می‌دونم.

414
00:17:25,220 --> 00:17:26,426
‫شنیدید که فرمانده چی گفت.

415
00:17:26,450 --> 00:17:28,150
‫همه برن داخل. یالا.

416
00:17:29,330 --> 00:17:31,356
‫می‌تونم حدس بزنم
‫که شما دوتا دارید سر چی می‌جنگید

417
00:17:31,380 --> 00:17:32,790
‫ولی وقت ندارم اهمیت بدم.

418
00:17:32,830 --> 00:17:35,020
‫یه بچۀ نُخاله دارم برام بسه.

419
00:17:36,720 --> 00:17:39,880
‫به شما دوتا نیاز دارم،
‫کسایی که می‌تونم بهشون اتکا کنم.

420
00:17:41,050 --> 00:17:43,570
‫کمبود نیرو داریم.

421
00:17:43,820 --> 00:17:46,260
‫کلی شیفت طولانی داریم.
‫کسی نمی‌ره خونه.

422
00:17:47,600 --> 00:17:50,130
‫پس هر مشکلی دارید، یه جوری حلش کنید.

423
00:17:50,170 --> 00:17:53,130
‫وگرنه آسیب‌های جدی‌تری
‫نسبت به خُرد کردنِ اعصابم می‌زنید.

424
00:17:55,790 --> 00:17:58,090
‫ایو، شرمنده‌ام.
‫بیا کارمون رو بکنیم.

425
00:18:05,630 --> 00:18:07,010
‫خوبه.

426
00:18:07,160 --> 00:18:08,296
‫خط رو ببرید عقب‌تر.

427
00:18:09,020 --> 00:18:11,476
‫هر چقدر که ممکنه
‫از آدما و ساختمون دورش کنید.

428
00:18:11,500 --> 00:18:14,280
‫بدونِ آب، همه چی به کارِ ما بستگی داره.

429
00:18:14,330 --> 00:18:15,280
‫آهای!

430
00:18:15,730 --> 00:18:17,410
‫ببینید، آتیش رفت اون بالا.

431
00:18:18,920 --> 00:18:20,556
‫اون سایبان کارش تمومه.

432
00:18:20,580 --> 00:18:23,070
‫وقتی اون آتیش، سایبان رو بسوزونه
‫و بره روی سقف،

433
00:18:23,320 --> 00:18:25,232
‫کل ساختمون به خطر می‌افته.

434
00:18:25,259 --> 00:18:26,476
‫اونجا بچه هست.

435
00:18:26,500 --> 00:18:28,226
‫آره، باید از اونجا ببریمشون یه جای امن.

436
00:18:28,250 --> 00:18:29,460
‫چی‌کار کنیم، فرمانده؟

437
00:18:29,484 --> 00:18:31,340
‫اون نقشۀ تخلیه‌سازی رو
‫دوباره مد نظر می‌گیریم.

438
00:18:32,090 --> 00:18:34,106
‫شهروندان رو با خودمون
‫سوار اتوبوس می‌کنیم

439
00:18:34,130 --> 00:18:35,830
‫و همگی از اینجا می‌زنیم به چاک.

440
00:18:35,870 --> 00:18:37,650
‫نه، نه، نه، مانی.

441
00:18:37,690 --> 00:18:39,830
‫بچه‌ها رو سوار اتوبوس می‌کنیم
‫ولی نه کنار زندانی‌ها.

442
00:18:40,138 --> 00:18:41,437
‫قانون‌شکنی خیلی بزرگیه، رفیق.

443
00:18:41,461 --> 00:18:42,660
‫شرمنده. خیلی خطرناکه.

444
00:18:42,684 --> 00:18:44,180
‫آره، ولی این آتیش هم خطرناکه، رفیق.

445
00:18:44,230 --> 00:18:45,580
‫و الان که وایستادیم و حرف می‌زنیم

446
00:18:45,620 --> 00:18:46,840
‫هر لحظه داره بزرگ‌تر میشه.

447
00:18:46,880 --> 00:18:48,970
‫مانی، نمی‌تونم بذارم کنار هم باشن.

448
00:18:49,010 --> 00:18:50,360
‫خب، فکر بهتری داری؟

449
00:18:50,410 --> 00:18:52,930
‫ببین، ببین، ما رو سوار نکنید.

450
00:18:53,070 --> 00:18:54,150
‫فقط بچه‌ها رو ببرید.

451
00:18:54,190 --> 00:18:55,390
‫گفتم تک‌روی نداریم، بُدی، خب؟

452
00:18:55,414 --> 00:18:57,036
‫نمی‌خوام قضیۀ باکای رو تکرار کنی.

453
00:18:57,060 --> 00:18:58,240
‫تک‌روی نکردم، رفیق.

454
00:18:58,580 --> 00:19:00,216
‫ولی با توجه به کاری که توی باکای کردم،

455
00:19:00,240 --> 00:19:01,746
‫احتمالاً آخرین روزم توی گروه باشه.

456
00:19:01,770 --> 00:19:02,746
‫حداقل کاری که می‌تونم

457
00:19:02,770 --> 00:19:05,096
‫توی این مدت بکنم،
‫اینه که کمک کنم چند تا بچه رو نجات بدیم.

458
00:19:05,120 --> 00:19:07,900
‫ببین، اجازه میدم صندلی‌ام رو
‫بدی به یکی دیگه.

459
00:19:08,820 --> 00:19:11,226
‫- خودم می‌خوام.
‫- به همین سادگی نیست، خب؟

460
00:19:11,650 --> 00:19:14,260
‫اگه کوری میگه نمی‌تونیم
‫زندانی‌ها و بچه‌ها رو کنار هم سوار کنیم،

461
00:19:14,300 --> 00:19:16,210
‫پس یه دونه صندلیِ تو، مشکلی رو حل نمی‌کنه.

462
00:19:16,460 --> 00:19:18,366
‫یا باید همه‌مون رضایت بدیم،
‫یا هیچ‌کدوم‌مون.

463
00:19:18,690 --> 00:19:20,780
‫هر کسی باید برای خودش تصمیم بگیره.

464
00:19:21,530 --> 00:19:23,130
‫اگه نوه‌های من اونجا بودن،

465
00:19:23,180 --> 00:19:25,350
‫دلم می‌خواست آتش‌نشان‌ها نجات‌شون بدن.

466
00:19:25,400 --> 00:19:26,830
‫منم صندلی‌ام رو میدم.

467
00:19:29,350 --> 00:19:30,730
‫به جهنم، منم میدم.

468
00:19:30,804 --> 00:19:32,004
‫- منم همین‌طور.
‫- منم میدم.

469
00:19:32,940 --> 00:19:34,350
‫پس باشه.

470
00:19:35,630 --> 00:19:37,190
‫میرم به اون بچه‌های اردو میگم.

471
00:19:37,240 --> 00:19:39,220
‫بگردید ببینید شیلنگ اضطراری
‫پیدا می‌کنید یا نه.

472
00:19:39,244 --> 00:19:40,330
‫بریم بچه‌ها رو نجات بدیم.

473
00:19:40,370 --> 00:19:42,200
‫- بریم.
‫- بریم!

474
00:19:45,240 --> 00:19:46,940
‫چقدر مونده برسید؟

475
00:19:46,980 --> 00:19:49,120
‫عه، علیک سلام!

476
00:19:49,160 --> 00:19:50,842
‫چقدر مونده برسید؟

477
00:19:50,866 --> 00:19:52,290
‫۱۵ دقیقه.

478
00:19:52,540 --> 00:19:55,116
‫نمی‌خوای بهم بگی چرا گروهم
‫داره دوباره اعزام میشه؟

479
00:19:55,140 --> 00:19:56,949
‫آتیش‌سوزی بوته‌زار رو
‫خیلی سریع خاموش کردید.

480
00:19:57,023 --> 00:19:57,976
‫کارِتون عالی بود.

481
00:19:58,000 --> 00:19:59,050
‫الان نزدیک‌ترین ماشین...

482
00:19:59,074 --> 00:20:01,430
‫به مرکز تفریحی هستید.

483
00:20:01,480 --> 00:20:03,170
‫آهان.

484
00:20:03,220 --> 00:20:04,960
‫پس مانی و گروهش کجان؟

485
00:20:05,000 --> 00:20:06,830
‫توی این شرایط، خیلی عجیبه!

486
00:20:06,854 --> 00:20:08,636
‫تو همون کسی نیستی که الان داشتی گِله می‌کردی

487
00:20:08,660 --> 00:20:10,286
‫که پسرت از دستورات پیروی نمی‌کنی؟

488
00:20:10,310 --> 00:20:12,580
‫به نظرت این قضیه ژنتیکیه؟

489
00:20:12,620 --> 00:20:14,140
‫لطفاً عجله کن.

490
00:20:15,390 --> 00:20:17,010
‫منم دوستت دارم.

491
00:20:18,040 --> 00:20:19,280
‫مانی، وینس نزدیکه.

492
00:20:21,020 --> 00:20:23,126
‫مگه نگفتی داریم می‌ریم سمت گروه مانی؟

493
00:20:23,150 --> 00:20:24,630
‫چرا.

494
00:20:24,670 --> 00:20:26,680
‫پس چرا دارن میان سمتِ ما؟

495
00:20:40,600 --> 00:20:42,490
‫راه بیفتید، راه بیفتید.

496
00:20:46,260 --> 00:20:48,790
‫آسفالت کَنده شد و از شیشۀ جلو رفت تو.

497
00:20:49,160 --> 00:20:51,000
‫حداقل یه مصدوم داریم.

498
00:20:52,550 --> 00:20:54,920
‫راننده!
‫بقیه چطورن؟

499
00:20:59,600 --> 00:21:00,670
‫رئیس!

500
00:21:01,010 --> 00:21:02,658
‫اتوبوس گروه مانی رو حمل نمی‌کرد.

501
00:21:02,683 --> 00:21:03,883
‫پر از بچه‌ست.

502
00:21:04,254 --> 00:21:06,254
‫یالا، باز کنید!

503
00:21:13,810 --> 00:21:15,320
‫سلام؟

504
00:21:17,200 --> 00:21:19,380
‫سلام رفیق، صدامو می‌شنوی؟

505
00:21:20,300 --> 00:21:22,686
‫گرین‌کرست. کامیون ۱۵۹۱ در محل حاضره.

506
00:21:22,710 --> 00:21:24,980
‫یه مجروح داریم که گیر افتاده
‫و آسیب لِه شدگی داره.

507
00:21:25,420 --> 00:21:28,260
‫یه آمبولانس کُد ۳
‫و نزدیک‌ترین گروهان آتش‌نشانی رو بفرستید.

508
00:21:28,300 --> 00:21:30,000
‫و...

509
00:21:30,039 --> 00:21:31,148
‫یه اتوبوس هم می‌خوایم

510
00:21:31,173 --> 00:21:32,593
‫تا حدود ۱۵ تا شهروند رو تخلیه کنیم.

511
00:21:32,630 --> 00:21:34,410
‫بیهوشه.

512
00:21:34,460 --> 00:21:36,070
‫نبضش ضعیفه.

513
00:21:36,610 --> 00:21:38,020
‫مردمک چشم‌هاش...

514
00:21:39,270 --> 00:21:41,176
‫یکسانن و واکنش نشون میدن.

515
00:21:41,200 --> 00:21:44,210
‫و احتمالاً خونریزی داخلی و
‫سوختگی درجه سه داره.

516
00:21:44,550 --> 00:21:46,010
‫خیلی خب، باید این یارو رو خنک کنیم.

517
00:21:46,034 --> 00:21:47,820
‫خیلی خب، بیا وضعیتش رو بهبود ببخشیم.

518
00:21:48,873 --> 00:21:50,499
‫یه «لایف‌پک» می‌خوام،
‫(مانیتور علائم حیاتی)

519
00:21:50,523 --> 00:21:53,036
‫با گردنبند طبی و یه سرم سالین.

520
00:21:53,060 --> 00:21:54,816
‫- این کیف احیا رو بگیر.
‫- ممنون.

521
00:21:56,680 --> 00:21:57,690
‫سلام، بچه‌ها.

522
00:21:57,830 --> 00:21:59,220
‫من رئیس لئونی هستم.

523
00:21:59,261 --> 00:22:01,680
‫و من و همۀ دوست‌های آتش‌نشانم،

524
00:22:01,720 --> 00:22:03,466
‫به کمک‌تون نیاز داریم که هر چی سریع‌تر

525
00:22:03,490 --> 00:22:04,900
‫از این اتوبوس بیاید پایین.

526
00:22:04,940 --> 00:22:07,210
‫فقط حسابی احتیاط کنید
‫چون یه موقع خطری توی ماشین هست

527
00:22:07,234 --> 00:22:08,280
‫که هنوز ندیدیم.

528
00:22:08,304 --> 00:22:09,680
‫خیلی خب، بیاید. یالا.

529
00:22:12,950 --> 00:22:14,430
‫یالا.

530
00:22:14,470 --> 00:22:15,870
‫خیلی خب، یالا.

531
00:22:19,960 --> 00:22:21,260
‫یالا.

532
00:22:26,040 --> 00:22:27,400
‫سلام رفیق.

533
00:22:27,440 --> 00:22:28,710
‫باهامون نمیای؟

534
00:22:29,740 --> 00:22:31,320
‫می‌ترسم.

535
00:22:35,320 --> 00:22:36,410
‫دارمت، رفیق.

536
00:22:36,434 --> 00:22:37,460
‫نگران نباش.

537
00:22:37,484 --> 00:22:39,130
‫چیزیت نمیشه.

538
00:22:39,154 --> 00:22:41,210
‫چیزیت نمیشه. قول میدم.

539
00:22:45,000 --> 00:22:46,520
‫خیلی خب. بدو برو اونجا.

540
00:22:46,544 --> 00:22:47,741
‫تا وقتی اتوبوس نیومده،

541
00:22:47,765 --> 00:22:50,055
‫حواست باشه نیان وسط جاده.

542
00:22:50,320 --> 00:22:52,270
‫جیک، فرماندهی حادثه رو میدم به تو.

543
00:22:52,310 --> 00:22:55,100
‫باید برم مرکز تفریحی.
‫هنوز آب نیاز دارن.

544
00:22:55,140 --> 00:22:56,680
‫متوجه شدم، رئیس.

545
00:23:02,220 --> 00:23:03,826
‫اجازه میدی یه ارّه برقی بردارم، فرمانده؟

546
00:23:03,850 --> 00:23:05,280
‫نه، بُدی، بسپارش به خودم.

547
00:23:05,330 --> 00:23:07,410
‫اگه با هم سایبان رو ببریم، سریع‌تر میشه.

548
00:23:07,460 --> 00:23:08,910
‫احتمال اینکه وسط این آشفته‌بازار...

549
00:23:08,934 --> 00:23:11,366
‫- صاعقه بهت بخوره کمتر میشه.
‫- آره، ولی احتمال تو بیشتر میشه.

550
00:23:11,390 --> 00:23:13,760
‫گفتم که.
‫امروز آخرین روزیه که اینجام.

551
00:23:13,784 --> 00:23:15,210
‫می‌خوام نهایت استفاده رو ازش بکنم.

552
00:23:15,250 --> 00:23:16,930
‫هر چی سریع‌تر راه بیفتیم،
‫کل تیم زودتر...

553
00:23:16,954 --> 00:23:18,990
‫از خطر دور میشه.

554
00:23:22,390 --> 00:23:24,170
‫می‌خوای کجا مشغول بشم، فرمانده؟

555
00:23:24,210 --> 00:23:25,960
‫خیلی خب، بُدی، اون بست رو از پشت ببر.

556
00:23:30,630 --> 00:23:31,967
‫حواست به چاک باشه.

557
00:23:31,991 --> 00:23:33,700
‫چارچوب رو نبُری.

558
00:23:38,530 --> 00:23:39,470
‫از جلو ببر.

559
00:23:45,500 --> 00:23:46,540
‫خوبه.

560
00:23:46,580 --> 00:23:47,630
‫ارّه برقی رو بنداز.

561
00:23:48,850 --> 00:23:50,020
‫بکِشید.

562
00:23:53,850 --> 00:23:54,980
‫شروع کنید.

563
00:23:56,070 --> 00:23:57,420
‫یالا.

564
00:24:01,160 --> 00:24:03,600
‫برای گروه تازه‌کارها بدک نیست، مگه نه؟

565
00:24:03,850 --> 00:24:05,217
‫آب پیدا کردم!

566
00:24:05,241 --> 00:24:07,342
‫بالاخره یه شیلنگ اضطراری پیدا کردم
‫که کار می‌کنه.

567
00:24:07,660 --> 00:24:08,736
‫گابریلا!

568
00:24:09,060 --> 00:24:10,839
‫فکر کردم با اتوبوسی که
‫اون بچه‌ها رو برد رفتی.

569
00:24:10,863 --> 00:24:12,870
‫- مسئولین اردو با بچه‌ها رفتن.
‫- می‌دونی چیه؟

570
00:24:12,920 --> 00:24:14,832
‫حالا حصارکِشی توی شهر یه چیز،

571
00:24:14,856 --> 00:24:16,050
‫ولی اینجا دیگه خطرناکه.

572
00:24:16,074 --> 00:24:17,506
‫واسه همین جون می‌کَنیم...

573
00:24:17,530 --> 00:24:19,530
‫تا همه رو در نهایت امنیت ببریم بیرون.

574
00:24:19,730 --> 00:24:21,086
‫منم یه نیروی کمکی‌ام.

575
00:24:21,110 --> 00:24:22,930
‫- صرفاً با رفتنت در امان بودی.
‫- بابا...

576
00:24:22,954 --> 00:24:24,710
‫نمی‌تونستیم تنهات بذارم.

577
00:24:25,880 --> 00:24:27,800
‫آب می‌خوای یا نه؟

578
00:24:30,053 --> 00:24:30,900
‫مراقب باش.

579
00:24:30,950 --> 00:24:32,430
‫باشه؟

580
00:24:36,610 --> 00:24:38,380
‫تو یه قهرمانی.

581
00:24:38,420 --> 00:24:39,970
‫فقط می‌خوام کمک کنم.

582
00:24:40,020 --> 00:24:41,480
‫آب!

583
00:24:43,040 --> 00:24:45,440
‫- مراقب باش الان...
‫- لگد می‌زنه؟

584
00:24:48,860 --> 00:24:50,400
‫آره.

585
00:24:58,520 --> 00:25:00,500
‫خیلی خب. بذارم ببینم اوضاع‌مون چطوره.

586
00:25:00,740 --> 00:25:02,280
‫خیلی خب، اون اُفت فشار خون داره.

587
00:25:02,330 --> 00:25:03,766
‫بیا آسفالت رو از روش برداریم.

588
00:25:03,790 --> 00:25:05,351
‫نه، می‌ذاریم بیمارستان
‫آسفالت رو برداره.

589
00:25:05,375 --> 00:25:07,215
‫گوش کن، این سنگ داره از درون می‌پزتش.

590
00:25:07,239 --> 00:25:09,580
‫اگه قبل از رسیدنِ آمبولانس
‫از شدت خونریزی بمیره همه چی تمومه.

591
00:25:09,604 --> 00:25:11,726
‫اگه منتظر بمونیم تا اعضای حیاتی‌اش
‫به خطر بیفتن،

592
00:25:11,750 --> 00:25:13,330
‫زودتر از این حرفا می‌میره.

593
00:25:13,580 --> 00:25:14,876
‫باید همین الان اینو...

594
00:25:14,900 --> 00:25:15,950
‫از روش برداریم.

595
00:25:19,300 --> 00:25:20,650
‫خیلی خب.

596
00:25:20,690 --> 00:25:23,700
‫ولی باید حواسمون باشه که پوستش رو
‫همراه با آسفالت نکَنیم.

597
00:25:23,724 --> 00:25:25,170
‫من آسیب رو به حداقل می‌رسونم.

598
00:25:25,220 --> 00:25:27,512
‫باید همزمان با هم اقدام کنیم. باشه؟

599
00:25:27,536 --> 00:25:29,040
‫و سریع!

600
00:25:32,790 --> 00:25:34,360
‫این آتیش‌ها یکسره ظاهر میشن.

601
00:25:34,700 --> 00:25:36,360
‫و ما یکسره بهشون آب می‌پاشیم.

602
00:25:36,700 --> 00:25:38,483
‫بچه که بودی «موش و چکش» زیاد بازی می‌کردی؟

603
00:25:38,550 --> 00:25:40,050
‫اون آب رو هدر نده.

604
00:25:40,074 --> 00:25:41,543
‫این شیلنگ به منبع آب محلی وصله.

605
00:25:41,583 --> 00:25:43,553
‫معلوم نیست کِی تموم بشه.

606
00:25:46,240 --> 00:25:48,240
‫خوبه، بُدی.

607
00:25:51,500 --> 00:25:52,940
‫همین‌که اصلاً آب داریم،

608
00:25:52,980 --> 00:25:54,810
‫دلیلش تویی.

609
00:25:54,860 --> 00:25:56,210
‫آره.

610
00:25:56,250 --> 00:25:58,250
‫می‌خوای اینو به بابام بگی؟

611
00:25:59,340 --> 00:26:00,770
‫براش مهمی.

612
00:26:00,794 --> 00:26:02,730
‫می‌خواد در امان باشی.
‫خیلی خوش‌شانسی.

613
00:26:05,880 --> 00:26:07,230
‫سقف آتیش گرفته!

614
00:26:07,254 --> 00:26:08,842
‫حتماً وقتی سایبان رو کشیدیم پایین
‫منتقل شده.

615
00:26:08,866 --> 00:26:10,086
‫باید نذاریم بیشتر پخش بشه

616
00:26:10,110 --> 00:26:11,670
‫وگرنه کنترل رو از دست می‌دیم.

617
00:26:11,694 --> 00:26:13,530
‫بیا، بریم آب بپاشیم روش.

618
00:26:21,150 --> 00:26:23,130
‫گرین‌کرست، گروه چهارم تری راک.

619
00:26:23,154 --> 00:26:26,176
‫داریم با یه شیلنگِ شبیه به شیلنگِ باغبونی
‫آتیش ساختمون رو مهار می‌کنیم.

620
00:26:26,200 --> 00:26:28,440
‫اون ماشین‌هایی که تقاضا کردم
‫تقریباً کِی می‌رسن؟

621
00:26:28,690 --> 00:26:30,660
‫خیلی خب، باید توی یه حرکت انجامش بدیم.

622
00:26:30,710 --> 00:26:31,970
‫- حاضری؟
‫- نه، صبر کن، صبر کن.

623
00:26:32,010 --> 00:26:33,040
‫دستام لیزن.

624
00:26:33,064 --> 00:26:34,876
‫- ببین، وقت نداریم.
‫- نه، من...

625
00:26:34,900 --> 00:26:36,930
‫نمی‌تونم درست بگیرمش.

626
00:26:36,970 --> 00:26:39,580
‫و اگه حتی یه سانتی‌متر اشتباه کنیم
‫از شدت خونریزی می‌میره.

627
00:26:40,760 --> 00:26:42,820
‫ببین، وقت نداره.
‫داره داغون میشه.

628
00:26:42,870 --> 00:26:44,520
‫گوش کن، این بهترین فرصت‌مونه.

629
00:26:44,544 --> 00:26:46,420
‫بهم اعتماد کن.

630
00:26:47,770 --> 00:26:48,850
‫ایو.

631
00:26:53,160 --> 00:26:54,356
‫حله، خوبه. همین‌جوری بلندش کن.
‫بردار.

632
00:26:54,380 --> 00:26:55,430
‫- بردار، بردار.
‫- وضعیت چطوره؟

633
00:26:55,470 --> 00:26:56,730
‫داغه.

634
00:26:56,770 --> 00:26:59,260
‫صبر کن، صبر کن. پوستش چسبیده.

635
00:26:59,300 --> 00:27:01,757
‫- بازم سالین بریز.
‫- نه، نمیشه. باید باهاش شست‌وشو بدم.

636
00:27:01,781 --> 00:27:03,661
‫واینستا. از پسش برمیای، جیک.

637
00:27:04,240 --> 00:27:05,330
‫برو.

638
00:27:05,870 --> 00:27:07,440
‫خیلی خب. خیلی خب.
‫آره.

639
00:27:07,480 --> 00:27:08,790
‫نوبت توئه. نوبت توئه.

640
00:27:11,790 --> 00:27:14,400
‫خیلی خب. بیا بذاریمش روی یه برانکارد.

641
00:27:14,740 --> 00:27:15,790
‫مورد چیه؟

642
00:27:15,940 --> 00:27:17,236
‫زخمِ بازِ قفسۀ سینه.

643
00:27:17,260 --> 00:27:18,976
‫اُفت فشار خون داره.
‫با سوختگی درجه سه.

644
00:27:19,000 --> 00:27:20,490
‫دو لیتر بولوس تزریق شده.

645
00:27:20,840 --> 00:27:21,930
‫خیلی خب.

646
00:27:24,280 --> 00:27:25,587
‫باورم نمیشه زنده‌ست.

647
00:27:25,612 --> 00:27:26,742
‫کارِتون خوب بود.

648
00:27:26,766 --> 00:27:28,529
‫خیلی خب، پخش شید.

649
00:27:37,410 --> 00:27:38,950
‫کامیون رسید.

650
00:27:39,490 --> 00:27:41,096
‫آقایون، موفق شدیم!

651
00:27:41,120 --> 00:27:44,690
‫با اومدنِ فرمانده حوادثِ جدید
‫یعنی رئیس لئونی، ما مرخصیم.

652
00:27:45,040 --> 00:27:47,640
‫حالا بازم همین اطراف بمونید
‫ولی بهشون یه کم فضا بدید.

653
00:27:47,680 --> 00:27:49,592
‫گروه تری راک، برید کنار.

654
00:27:49,616 --> 00:27:51,130
‫بذارید شیلنگ‌هامون رد بشن.

655
00:27:51,380 --> 00:27:54,010
‫یه نردبون بذارید جلوی ساختمون.

656
00:27:55,670 --> 00:27:57,324
‫یه شیلنگ با چهار سانتی‌متر ضخامت بذارید.

657
00:27:57,349 --> 00:27:58,274
‫یالا!

658
00:27:58,298 --> 00:28:00,160
‫خیلی خب، بیاید پاکسازی کنیم، دوستان.

659
00:28:00,184 --> 00:28:01,213
‫بریم!

660
00:28:01,270 --> 00:28:02,436
‫هر قطره‌اش کمک می‌کنه، نه؟

661
00:28:02,760 --> 00:28:04,708
‫آب... آب نریزید.

662
00:28:04,990 --> 00:28:06,060
‫آب نریزید.

663
00:28:07,463 --> 00:28:08,586
‫بُدی!

664
00:28:08,610 --> 00:28:10,850
‫تا وقتی نری کنار نمی‌تونیم آب‌پاشی کنیم.

665
00:28:11,090 --> 00:28:12,240
‫بُدی!

666
00:28:14,040 --> 00:28:15,630
‫این کارِت کمکی نمی‌کنه.

667
00:28:17,120 --> 00:28:18,220
‫از سر راه برو کنار.

668
00:28:18,271 --> 00:28:19,127
‫یالا! یالا!

669
00:28:19,160 --> 00:28:21,646
‫کرین‌کرست، رئیس لئونی هستم،
‫فرماندهی حادثه رو برعهده می‌گیرم.

670
00:28:21,670 --> 00:28:23,580
‫یه کامیون تیپ ۱ اضافی لازم داریم.

671
00:28:23,630 --> 00:28:26,260
‫دریافت شد، رئیس.
‫۱۰-۴ در حال تغییر مسیره.

672
00:28:27,760 --> 00:28:35,760
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

673
00:28:41,570 --> 00:28:43,260
‫اتوبوس برای بچه‌ها اومده.

674
00:28:43,284 --> 00:28:45,376
‫کامیون بعدی رو سوار میشم و میرم مرکز تفریحی.

675
00:28:45,400 --> 00:28:46,780
‫منم تا بیمارستان باهاشون میرم

676
00:28:46,804 --> 00:28:48,530
‫تا ببینم آخرش چی میشه.

677
00:28:50,160 --> 00:28:51,606
‫سرِ رایلی هَوو آوردم.

678
00:28:52,530 --> 00:28:54,370
‫یعنی بازیش دادی؟

679
00:28:54,410 --> 00:28:56,840
‫ممنون که بهم گفتی.

680
00:29:00,620 --> 00:29:03,306
‫ببین، رایلی قبل از اینکه بتونیم
‫مشکلات‌مون رو حل کنیم مُرد.

681
00:29:04,330 --> 00:29:07,090
‫نمی‌تونستم این اشتباه رو با تو هم تکرار کنم.

682
00:29:19,860 --> 00:29:22,140
‫شما دوتا قبلاً دوستای صمیمی بودین؟

683
00:29:22,280 --> 00:29:23,530
‫جیک بهم گفت.

684
00:29:23,570 --> 00:29:24,620
‫دوست‌پسرت؟

685
00:29:25,695 --> 00:29:27,930
‫خیلی وقت پیش، آره.

686
00:29:27,970 --> 00:29:28,930
‫جیک.

687
00:29:28,970 --> 00:29:31,450
‫به مهمونی خوش اومدی، پسر.

688
00:29:33,640 --> 00:29:34,710
‫گبز!

689
00:29:34,760 --> 00:29:35,720
‫عه.

690
00:29:35,760 --> 00:29:37,890
‫اینجا چی‌کارمی‌کنی؟

691
00:29:37,940 --> 00:29:40,560
‫می‌خوای بترسونی‌اش
‫تا دوباره روت اسلحه بکِشه؟

692
00:29:40,584 --> 00:29:42,980
‫جیک، چیزی نیست.

693
00:29:43,830 --> 00:29:46,710
‫عزیزم، باید بری برای استنشاق دود
‫معاینه‌ات کنن. خب؟

694
00:29:46,940 --> 00:29:49,560
‫آره، حس می‌کنم یه کم تنگی نفس دارم.

695
00:29:57,180 --> 00:29:59,200
‫می‌خوای دوباره بهم مُشت بزنی؟

696
00:30:04,430 --> 00:30:06,310
‫دودش سبزه.

697
00:30:06,360 --> 00:30:07,417
‫آهای، رئیس!

698
00:30:07,641 --> 00:30:09,683
‫رئیس، آتیش حتماً سقف رو سوزونده

699
00:30:09,707 --> 00:30:11,466
‫و به انباریِ همکف رسیده.

700
00:30:11,590 --> 00:30:12,990
‫دود سبز یعنی مادۀ شیمیایی در کاره.

701
00:30:13,014 --> 00:30:14,190
‫شاید تجهیزات استخر باشه.

702
00:30:14,214 --> 00:30:15,230
‫آمونیاک، کلر.

703
00:30:15,254 --> 00:30:17,430
‫- آره، اگه این دوتا ترکیب بشن...
‫- ساختمون منفجر میشه.

704
00:30:22,810 --> 00:30:23,820
‫اگه همین‌جوری آب بپاشیم،

705
00:30:23,844 --> 00:30:25,446
‫اون کلر، تبدیل به هیدروکلریک اسید میشه.

706
00:30:25,470 --> 00:30:26,550
‫و همه‌مون جزغاله می‌شیم.

707
00:30:26,690 --> 00:30:27,780
‫آره، درسته.

708
00:30:27,804 --> 00:30:28,801
‫خیلی خب، دیگه آب نپاشید.

709
00:30:28,825 --> 00:30:30,440
‫شیلنگ‌ها رو بذارید زمین.

710
00:30:30,680 --> 00:30:32,240
‫شیلنگ‌ها رو بذارید زمین.

711
00:30:33,190 --> 00:30:36,950
‫- جیک، کپسولِ...
‫- کپسول آتش‌نشانی رو بیارم. برداشتم.

712
00:31:04,270 --> 00:31:06,070
‫خیلی خب، دود برگشت به خاکستری.

713
00:31:06,624 --> 00:31:07,370
‫خسته نباشی.

714
00:31:07,420 --> 00:31:09,160
‫- آفرین.
‫- کارِت خوب بود، جیک.

715
00:31:09,200 --> 00:31:10,770
‫احسنت، رفیق.

716
00:31:11,510 --> 00:31:13,070
‫ممنون، رئیس.

717
00:31:20,706 --> 00:31:21,559
‫شارون؟

718
00:31:21,583 --> 00:31:22,990
‫بگو که به موقع رسیدی اونجا.

719
00:31:23,553 --> 00:31:25,092
‫مگه همیشه همین‌طور نیست؟

720
00:31:25,126 --> 00:31:25,930
‫وینس!

721
00:31:25,980 --> 00:31:27,467
‫همه در امانن.

722
00:31:27,491 --> 00:31:28,410
‫خاموشش کردیم.

723
00:31:28,434 --> 00:31:31,190
‫گزارش هواشناسی میگه
‫اصابت‌های صاعقه رفتن جلوتر.

724
00:31:31,215 --> 00:31:33,025
‫موردها دارن بالاخره کمتر میشن.

725
00:31:33,049 --> 00:31:34,301
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

726
00:31:34,325 --> 00:31:36,640
‫دوستت دارم. به زودی می‌بینمت.

727
00:31:40,380 --> 00:31:42,170
‫باید پاکسازی بقایا انجام بدیم، بچه‌ها.

728
00:31:42,410 --> 00:31:43,710
‫اگه اخگر دیدین...
‫(آتش نیمه‌سوز)

729
00:31:43,734 --> 00:31:45,900
‫با ابزارهای دستی‌تون پاکسازی‌اش کنید.

730
00:31:46,520 --> 00:31:47,880
‫اگه یه کم دیرتر می‌رسیدیم،

731
00:31:47,904 --> 00:31:50,000
‫این ساختمون رو از دست می‌دادیم.

732
00:31:50,440 --> 00:31:53,100
‫کارِتون عالی بود که
‫تا اون‌موقع نگهش داشتید.

733
00:31:53,840 --> 00:31:56,270
‫افرادم کارشون رو عالی انجام دادن.

734
00:31:56,520 --> 00:31:57,780
‫مخصوصاً بُدی.

735
00:31:57,804 --> 00:31:58,926
‫آهان!

736
00:31:58,950 --> 00:32:00,710
‫پس امروز بُدیِ خوب نصیبت شد.

737
00:32:01,950 --> 00:32:03,360
‫بُدیِ خوب تو رو جذب می‌کنه

738
00:32:03,384 --> 00:32:05,020
‫و بعد قلبت رو می‌شکنه.

739
00:32:05,860 --> 00:32:07,210
‫شارون حاضر نیست قبول کنه،

740
00:32:07,234 --> 00:32:08,770
‫ولی من نه.

741
00:32:10,440 --> 00:32:11,880
‫آره، خودم متوجه شدم.

742
00:32:17,140 --> 00:32:19,970
‫هنوز تصمیمی در موردش نگرفتی؟

743
00:32:21,200 --> 00:32:23,230
‫یه کم سرم شلوغ بوده، رئیس.

744
00:32:31,360 --> 00:32:33,320
‫خب، دوباره ترکوندیم.

745
00:32:33,344 --> 00:32:34,509
‫ماییم دیگه!

746
00:32:34,533 --> 00:32:35,500
‫نوش جان، همگی.

747
00:32:35,524 --> 00:32:37,290
‫یوهو!

748
00:32:40,340 --> 00:32:41,380
‫چی بهت بدم؟

749
00:32:41,404 --> 00:32:42,750
‫یه نوشیدنی لطفاً.

750
00:32:42,774 --> 00:32:44,690
‫تازه‌ترین نوشیدنی‌ای که داری.

751
00:32:45,550 --> 00:32:47,500
‫راستی، من ایو هستم.

752
00:32:47,650 --> 00:32:49,520
‫آها، همون دختری هستی که لایک داد!

753
00:32:49,910 --> 00:32:51,360
‫تو رو یادمه.

754
00:32:51,384 --> 00:32:52,460
‫آره.

755
00:32:53,684 --> 00:32:55,870
‫می‌خواستم بیام باهات صحبت کنم.

756
00:32:55,920 --> 00:32:58,301
‫ولی هول شدم و...

757
00:32:58,325 --> 00:33:00,220
‫به‌جاش بهت لایک دادم!

758
00:33:00,570 --> 00:33:03,050
‫ولی امروز سرِ کار،

759
00:33:03,090 --> 00:33:05,080
‫کمک کردم جون یه نفر رو نجات بدیم.

760
00:33:05,204 --> 00:33:08,320
‫و یه جورایی کار بزرگی کردم.

761
00:33:08,760 --> 00:33:12,930
‫حالا، می‌خوای یه موقعی با هم شام بخوریم
‫و این قضیه رو جشن بگیریم؟

762
00:33:14,020 --> 00:33:16,410
‫نه نمی‌خوام.

763
00:33:17,360 --> 00:33:20,006
‫بر مبنای قضیۀ عجیبِ نزدیک به مرگِ...

764
00:33:20,030 --> 00:33:21,956
‫نجات‌بخشت دعوتم کردی.

765
00:33:21,980 --> 00:33:23,060
‫بعداً...

766
00:33:23,084 --> 00:33:26,540
‫یه بار دیگه که یه نفر
‫نزدیک نبوده رو دستت بمیره، دعوتم کن.

767
00:33:27,090 --> 00:33:27,987
‫ببخشید.

768
00:33:28,011 --> 00:33:29,340
‫نه، نه، خواهش می‌کنم...

769
00:33:29,380 --> 00:33:32,820
‫برای روراست بودن عذرخواهی نکن.

770
00:33:35,620 --> 00:33:38,180
‫اینم از آبجوت.

771
00:33:47,530 --> 00:33:48,890
‫اوه!

772
00:33:48,914 --> 00:33:51,410
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.
‫خیلی خب، خیلی خب.

773
00:33:51,450 --> 00:33:53,560
‫تو؟ نازل شیلنگ رو گرفته بودی دستت؟

774
00:33:53,600 --> 00:33:56,540
‫عزیزم، نازل رو خودم پیدا کردم.

775
00:33:56,590 --> 00:33:58,540
‫بابام خیلی عصبانی شده بود.

776
00:33:58,890 --> 00:34:00,526
‫امروز کارِ منو انجام دادی.

777
00:34:00,550 --> 00:34:03,110
‫امروز آتیش رو مهار کردم.

778
00:34:03,134 --> 00:34:04,884
‫چه حسی داشتی؟

779
00:34:04,908 --> 00:34:06,120
‫عشق کردم.

780
00:34:07,100 --> 00:34:08,340
‫قشنگ معلومه.

781
00:34:12,380 --> 00:34:15,430
‫هفتۀ بعد آتش‌نشانیِ کالیفرنیا
‫جذب نیرو داره.

782
00:34:15,770 --> 00:34:17,740
‫به نظرم بد نیست بررسی‌اش کنی.

783
00:34:18,780 --> 00:34:19,940
‫واقعاً؟

784
00:34:19,964 --> 00:34:21,480
‫عه...

785
00:34:21,520 --> 00:34:23,436
‫با هر چی که باعث بشه این‌جوری خوشحال بشی

786
00:34:23,460 --> 00:34:24,680
‫کاملاً موافقم.

787
00:34:24,704 --> 00:34:26,410
‫- واقعاً؟
‫- عه...

788
00:34:26,434 --> 00:34:28,570
‫ببخشید. ببخشید. میرم برامون...

789
00:34:28,620 --> 00:34:30,490
‫میرم یه دور نوشیدنی دیگه بخرم.

790
00:34:31,190 --> 00:34:33,840
‫دوتا نوشیدنی لطفاً.

791
00:34:41,410 --> 00:34:44,100
‫قضیۀ رایلی رو می‌دونه؟

792
00:34:46,620 --> 00:34:48,380
‫آره.

793
00:34:48,820 --> 00:34:51,160
‫آره، می‌دونه.

794
00:34:51,500 --> 00:34:53,690
‫ببین، من با گابریلا تا تهش هستم.

795
00:34:54,430 --> 00:34:55,690
‫بهش همه چیز رو میگم.

796
00:34:55,930 --> 00:34:57,730
‫می‌دونی چی اذیتم می‌کنه؟

797
00:34:58,080 --> 00:35:00,670
‫من زشتی‌ها و اشتباهاتم رو بهت نشون میدم،

798
00:35:00,695 --> 00:35:02,825
‫ولی تو همه چی رو می‌ریزی توی خودت.

799
00:35:02,990 --> 00:35:05,080
‫این حس رو بهم میده که اصلاً نمی‌شناسمت.

800
00:35:05,420 --> 00:35:07,746
‫چیزایی که با شخصیت سوپرمنی‌ات نمی‌خونه رو...

801
00:35:07,770 --> 00:35:09,310
‫به هیچ‌کس نمیگی.

802
00:35:09,550 --> 00:35:11,010
‫دارم درستش می‌کنم.

803
00:35:11,050 --> 00:35:14,270
‫حالا... حالا بُدی رو
‫با اون لباس سرهمیِ نارنجی‌اش ببین.

804
00:35:14,620 --> 00:35:17,500
‫ملت قبل از اینکه خودشو ببینن،
‫اشتباهاتش رو می‌بینن.

805
00:35:17,524 --> 00:35:19,930
‫به فرمانده پرز حقیقت رو میگم.

806
00:35:21,300 --> 00:35:22,450
‫بُدی بهم مُشت زد.

807
00:35:23,200 --> 00:35:25,890
‫ولی فرمانده برش می‌گردونه زندان.

808
00:35:25,940 --> 00:35:27,940
‫- خودتم می‌دونی.
‫- دستِ من نیست.

809
00:35:28,480 --> 00:35:30,850
‫خیلی وقته که دارم دروغ میگم.

810
00:35:31,000 --> 00:35:32,380
‫دیگه خسته شدم.

811
00:35:32,620 --> 00:35:34,586
‫- وقتشه حقیقت رو بگم.
‫- اون دوست صمیمی‌مون بود

812
00:35:34,610 --> 00:35:36,226
‫و جونت رو نجات داد، جیک.

813
00:35:36,250 --> 00:35:37,360
‫پس منم باید نجاتش بدم؟

814
00:35:37,384 --> 00:35:38,880
‫اگه جای تو بودم، همین کار رو می‌کردم.

815
00:35:38,904 --> 00:35:41,470
‫البته اگه بخوای رفقا دوباره جمع بشن کنار هم.

816
00:35:57,840 --> 00:36:00,270
‫این میز برای گفت‌وگو رزرو شده.

817
00:36:01,440 --> 00:36:03,690
‫آماده‌ای گفت‌وگو کنی؟

818
00:36:04,800 --> 00:36:06,500
‫آره.

819
00:36:15,260 --> 00:36:18,120
‫وینس، بُدی توی بیمارستان
‫دربارۀ چی حرف می‌زد؟

820
00:36:18,360 --> 00:36:21,160
‫از چه دستوری خوب پیروی کرده؟

821
00:36:25,940 --> 00:36:29,130
‫بعد از مرگ رایلی، من...

822
00:36:29,670 --> 00:36:31,680
‫بهش گفتم دیگه نمی‌خوام ببینمش.

823
00:36:32,980 --> 00:36:34,960
‫بهش گفتم بره و دیگه هیچ‌وقت برنگرده.

824
00:36:37,050 --> 00:36:39,360
‫وای خدا.

825
00:36:43,800 --> 00:36:44,540
‫چطور...؟

826
00:36:44,580 --> 00:36:46,080
‫اگه اینجا مونده بود،

827
00:36:46,104 --> 00:36:48,150
‫زندگی مشترک‌مون از هم می‌پاشید، خب؟

828
00:36:48,190 --> 00:36:49,470
‫بعد از تصادف...

829
00:36:49,494 --> 00:36:51,470
‫- به زور خودمون رو جمع و جور کردیم.
‫- وای خدا!

830
00:36:51,494 --> 00:36:53,564
‫چندین ساله دارم برای اون بچه
‫عزاداری می‌کنم.

831
00:36:53,588 --> 00:36:55,940
‫توی یه شب، دوتا بچه رو از دست دادیم.

832
00:36:57,120 --> 00:36:59,030
‫آره، در جریانم.

833
00:36:59,054 --> 00:37:00,759
‫ولی الان برگشته

834
00:37:00,783 --> 00:37:02,470
‫و دلم می‌خواد از این فرصت لذت ببرم.

835
00:37:02,510 --> 00:37:06,139
‫اگه خرابش کنی...
‫شوخی ندارما!

836
00:37:06,163 --> 00:37:07,250
‫فکر می‌کردم اگه...

837
00:37:07,300 --> 00:37:09,040
‫اینجا بمونه، بیشتر ناراحت میشی.

838
00:37:09,080 --> 00:37:10,190
‫- پس...
‫- نه، نه.

839
00:37:10,214 --> 00:37:12,009
‫اشتباه می‌کردی. سخت در اشتباه بودی.

840
00:37:12,033 --> 00:37:13,000
‫ولی الان فرصتش رو داریم.

841
00:37:13,040 --> 00:37:14,740
‫فرصتش رو داریم که دوباره یه خانواده بشیم.

842
00:37:14,764 --> 00:37:16,740
‫ازش استفاده می‌کنم.
‫و امیدوارم که... برو بیرون!

843
00:37:16,790 --> 00:37:19,350
‫برو بیرون.
‫امیدوارم تو هم از این فرصت استفاده کنی.

844
00:37:23,570 --> 00:37:25,400
‫هوم...

845
00:37:25,750 --> 00:37:27,270
‫یه چیز دیگه هم هست.

846
00:37:29,010 --> 00:37:30,970
‫دیگه چی می‌تونه مونده باشه؟

847
00:37:32,450 --> 00:37:35,910
‫تقریباً مطمئنم مُشت زده توی صورت جیک

848
00:37:36,050 --> 00:37:38,420
‫توی آتیش‌سوزیِ باکای و...

849
00:37:38,444 --> 00:37:40,850
‫جیک رو خوب می‌شناسم،
‫به مانی دروغ نمیگه.

850
00:37:41,700 --> 00:37:43,680
‫پس، هیچ...

851
00:37:43,930 --> 00:37:46,860
‫هیچ شانسی برای موندنش وجود نداره.

852
00:37:47,200 --> 00:37:48,430
‫و متأسفم، شارون.

853
00:37:48,454 --> 00:37:51,430
‫واقعاً متأسفم.

854
00:37:58,210 --> 00:37:59,920
‫امشب میام خونه.

855
00:37:59,960 --> 00:38:02,870
‫و دوستت دارم و...

856
00:38:02,920 --> 00:38:07,570
‫یه راهی پیدا می‌کنم یه روز
‫سرِ این قضیه ببخشمت.

857
00:38:08,210 --> 00:38:10,970
‫ولی در حال حاضر، اصلاً نمی‌دونم چه راهی!

858
00:38:31,430 --> 00:38:33,016
‫امروز کارِت عالی بود، فرمانده.

859
00:38:34,440 --> 00:38:35,780
‫ممنونم، رئیس.

860
00:38:37,120 --> 00:38:38,436
‫در مورد پسرم...

861
00:38:38,460 --> 00:38:39,690
‫تصمیمی گرفتی؟

862
00:38:40,920 --> 00:38:43,310
‫رفتم گزارش‌های حادثه رو خوندم.

863
00:38:43,350 --> 00:38:45,530
‫زندگی جیک کرافورد رو نجات داده.

864
00:38:45,570 --> 00:38:48,400
‫درسته که روش‌هاش نامتعارف بودن ولی...

865
00:38:48,424 --> 00:38:51,140
‫جیک قدردانه و شکایتی از بُدی نداره.

866
00:38:53,140 --> 00:38:56,090
‫می‌دونستم بهش فرصت میدی.
‫ممنونم، مانی.

867
00:38:57,620 --> 00:38:58,970
‫منتقلش می‌کنم...

868
00:38:59,520 --> 00:39:03,280
‫منظورم به «های‌راک»ه، نه زندان.

869
00:39:03,330 --> 00:39:05,180
‫اونجا کلی آدم خوب هست.

870
00:39:05,204 --> 00:39:07,200
‫و از همه مهم‌تر، دور از اینجاست.

871
00:39:07,324 --> 00:39:09,480
‫نه مانی، تحملش رو ندارم
‫که پسرم رو از دست بدم.

872
00:39:09,620 --> 00:39:11,120
‫درک می‌کنم، رئیس.

873
00:39:12,240 --> 00:39:15,160
‫ولی بُدی خیلی صریح گفت.

874
00:39:15,210 --> 00:39:17,740
‫دلش نمی‌خواد توی اجواتر باشه.

875
00:39:19,520 --> 00:39:21,520
‫مانی، من مریضم.

876
00:39:22,860 --> 00:39:24,100
‫چی؟

877
00:39:24,124 --> 00:39:27,440
‫بیماری مزمنِ کلیوی دارم.

878
00:39:27,780 --> 00:39:31,350
‫به وینس گفتم ولی کس دیگه‌ای نمی‌دونه.

879
00:39:32,870 --> 00:39:36,100
‫مریض‌بودن تا دو روز پیش
‫خیلی برام مهم نبود.

880
00:39:36,540 --> 00:39:38,670
‫چون دیگه جفت پسرام رو از دست داده بودم.

881
00:39:38,910 --> 00:39:41,890
‫با خودم می‌گفتم بقیۀ عمرم رو زندگی می‌کنم

882
00:39:41,930 --> 00:39:45,500
‫در کنار شغل و شوهری که دوست‌شون دارم
‫تا اینکه لحظۀ مرگم برسه.

883
00:39:51,420 --> 00:39:53,380
‫پیش‌آگهی‌اش چیه؟

884
00:39:54,320 --> 00:39:55,830
‫به روش درمانی‌اش بستگی داره

885
00:39:55,854 --> 00:39:58,470
‫ولی... بَده.

886
00:39:58,510 --> 00:40:00,210
‫خبر نویدبخشی نیست و...

887
00:40:00,250 --> 00:40:02,820
‫نمی‌خوام در حقم لطفی بکنی، مانی،
‫و اهل دور زدنِ قانون نیستم

888
00:40:02,860 --> 00:40:04,560
‫ولی به پسرم احتیاج دارم.

889
00:40:05,010 --> 00:40:06,610
‫خب؟ من...

890
00:40:06,635 --> 00:40:09,895
‫به خانواده‌ام احتیاج دارم، پس...

891
00:40:10,260 --> 00:40:12,530
‫خواهش می‌کنم، مانی.

892
00:40:31,260 --> 00:40:33,160
‫دیگه تقریباً تمومه.

893
00:40:34,100 --> 00:40:36,380
‫قبل از اینکه...

894
00:40:36,420 --> 00:40:39,420
‫بچه‌ها از سالن غذاخوری برگردن
‫از اینجا میرم.

895
00:40:40,070 --> 00:40:42,090
‫خیلی رو مُخمی. می‌دونستی؟

896
00:40:43,540 --> 00:40:46,260
‫خب، به گمونم به زودی
‫موی دماغِ یکی دیگه میشم.

897
00:40:47,000 --> 00:40:49,786
‫توی گزارش‌های حادثه نوشته خودسر عمل کردی

898
00:40:49,810 --> 00:40:52,000
‫و جون یه آتش‌نشان رو نجات دادی.

899
00:40:52,140 --> 00:40:54,070
‫ظاهراً کفۀ خوبی‌هات سنگین‌تره.

900
00:40:58,340 --> 00:41:00,230
‫نمی‌تونم اینجا بمونم.

901
00:41:00,770 --> 00:41:02,920
‫آره، قبلاً هم گفتی.

902
00:41:03,670 --> 00:41:05,254
‫و فکر می‌کنم خواسته‌ات اینه که...

903
00:41:05,279 --> 00:41:09,059
‫تا جایی که میشه از پدرت دور بشی.

904
00:41:09,820 --> 00:41:12,630
‫امروز وقتی اومد، خودم اینو دیدم.

905
00:41:13,750 --> 00:41:16,330
‫خیلی درد بین شما دوتا هست.

906
00:41:17,080 --> 00:41:18,884
‫ولی چیزی که واقعاً می‌خوای...

907
00:41:18,908 --> 00:41:20,720
‫فرار از صداشه،

908
00:41:21,770 --> 00:41:23,810
‫که بهت میگه به اندازۀ کافی خوب نیستی،

909
00:41:24,460 --> 00:41:27,640
‫که میگه لیاقتِ اینجا بودن رو نداری.

910
00:41:27,990 --> 00:41:29,650
‫اون صدا در درونته، بُدی.

911
00:41:29,890 --> 00:41:34,480
‫هر جا که بری...
‫های‌راک، ولی‌ویو یا هر جا، فرقی نمی‌کنه،

912
00:41:34,520 --> 00:41:38,050
‫اون صدا بازم دنبالت میاد.

913
00:41:38,490 --> 00:41:41,220
‫نمی‌تونی ازش فرار کنی، پسر.

914
00:41:42,450 --> 00:41:45,100
‫می‌دونم توی چه وضعیتی هستی...

915
00:41:45,593 --> 00:41:47,843
‫چون منم تجربه‌اش رو داشتم.

916
00:41:51,630 --> 00:41:54,320
‫منم توی این اردوگاه زندانی بودم،

917
00:41:55,025 --> 00:41:56,410
‫قبل از اینکه فرمانده بشم.

918
00:41:58,313 --> 00:41:59,373
‫ماشین می‌دزدیدم.

919
00:42:00,318 --> 00:42:02,763
‫و خیلی توی این زمینه ماهر بودم،

920
00:42:02,810 --> 00:42:06,730
‫تا اینکه یه روز خمار بودم و
‫یکی از ماشین‌ها رو کوبوندم به یه درخت.

921
00:42:06,962 --> 00:42:10,142
‫بعد از اون، گذاشتن مشغول به این کار بشی؟

922
00:42:11,860 --> 00:42:13,780
‫مامانت گذاشت.

923
00:42:14,220 --> 00:42:16,780
‫چون اون به فرصت‌های دوباره اعتقاد داره.

924
00:42:17,120 --> 00:42:18,870
‫منم همین‌طور.

925
00:42:20,750 --> 00:42:23,530
‫پسر، بی‌باکیِ تو...

926
00:42:24,070 --> 00:42:25,759
‫غریزه‌ات،

927
00:42:25,783 --> 00:42:27,490
‫مدیریتت،

928
00:42:27,730 --> 00:42:30,270
‫این چیزا آموزش‌دادنی نیستن.

929
00:42:32,190 --> 00:42:34,190
‫این طرح جواب میده،

930
00:42:34,730 --> 00:42:36,710
‫ولی خودت باید به ثمره برسونیش.

931
00:42:40,120 --> 00:42:42,240
‫همینجا می‌مونی، بُدی.

932
00:42:44,740 --> 00:42:46,560
‫پس خودت باید تصمیم بگیری که می‌خوای...

933
00:42:47,280 --> 00:42:50,510
‫آدم از زیر کار در رویی باشی
‫که بابات فکر می‌کنه هستی،

934
00:42:51,050 --> 00:42:52,336
‫یا می‌خوای مَردی باشی

935
00:42:52,360 --> 00:42:54,720
‫که من و مامانت می‌دونیم می‌تونی باشی.

936
00:42:54,744 --> 00:42:59,744
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
