1
00:00:37,270 --> 00:00:40,479
‫"من بدنم رو به آزمون خون سپردم.

2
00:00:40,507 --> 00:00:43,818
‫چاقو در عمق چشم‌های تنهای من فرو می‌رفت،

3
00:00:44,044 --> 00:00:47,355
‫تا دیگه نتونم این دنیای تاریک رو ببینم."

4
00:00:47,380 --> 00:00:49,621
‫وای. این خیلی خفن بود.

5
00:00:49,649 --> 00:00:51,322
‫درد واقعی همینه.

6
00:00:51,351 --> 00:00:54,230
‫وقتی مامانم منو آزار
‫میده چنین حسی پیدا می‌کنم.

7
00:00:54,254 --> 00:00:57,326
‫من فقط می‌خوام فرار کنم
‫تا دیگه نتونه به من صدمه بزنه.

8
00:00:58,591 --> 00:01:00,434
‫هنریتا، قند عسلم!

9
00:01:00,460 --> 00:01:02,440
‫خفه‌شو، مامان، گمشو!

10
00:01:02,462 --> 00:01:04,373
‫اما یادت باشه که بابایی میخواد...

11
00:01:04,397 --> 00:01:06,308
‫توی هال باهات حرف بزنه،
‫پرنسس دارک کوچولوی من.

12
00:01:06,332 --> 00:01:07,709
‫به من نگو پرنسس.

13
00:01:07,734 --> 00:01:09,611
‫من یه ملکه‌ی فیلم دیزنی نیستم.

14
00:01:09,636 --> 00:01:11,775
‫ما توی هال منتظرتیم.

15
00:01:11,805 --> 00:01:14,752
‫وای خدا، اون هیچ وقت بس نمی‌کنه!

16
00:01:14,774 --> 00:01:17,653
‫وای، من خیلی اضطراب دارم.

17
00:01:17,677 --> 00:01:20,157
‫- چیه؟
‫- بشین، هنریتا.

18
00:01:20,180 --> 00:01:23,423
‫- اوه، یه صحبت خانوادگی داریم.
‫- خفه شو، مامان.

19
00:01:23,450 --> 00:01:25,623
‫هنریتا، همون‌طور که
‫می‌دونی، من و مادرت...

20
00:01:25,652 --> 00:01:28,462
‫مدتیه که نگران رفتارت هستیم.

21
00:01:28,488 --> 00:01:30,627
‫واقعا دوباره قراره این
‫بحث رو داشته باشیم؟

22
00:01:30,657 --> 00:01:32,102
‫ما در مورد وفق دادن خودمون...

23
00:01:32,125 --> 00:01:33,468
‫با چیزهای دارکی که بهش
‫علاقه داری مشکل داریم،

24
00:01:33,493 --> 00:01:35,200
‫اما بالاخره با بقیه مشورت کردیم.

25
00:01:35,228 --> 00:01:36,832
‫و ظاهرا ما تنها والدینی نیستیم...

26
00:01:36,863 --> 00:01:40,242
‫- که بچه‌ی "امو" داره.
‫- چی؟

27
00:01:40,266 --> 00:01:42,542
‫اما بابایی و من عاشق قند عسلمون هستیم،

28
00:01:42,569 --> 00:01:44,344
‫چه امو باشه یا نباشه.

29
00:01:44,370 --> 00:01:45,781
‫من یه اموی کوفتی نیستم.

30
00:01:45,805 --> 00:01:47,307
‫تفاوتشون رو نمی‌فهمین؟

31
00:01:47,340 --> 00:01:48,444
‫می‌دونستی...

32
00:01:48,475 --> 00:01:50,682
‫که بددهنی تو دل مامانت رو میشکنه؟

33
00:01:50,710 --> 00:01:52,781
‫مثل وقتی که به مامان گفتی "تخم جن".

34
00:01:52,812 --> 00:01:55,850
‫گوش کن، عزیزم. ما یه کمپ پیدا کردیم.

35
00:01:55,882 --> 00:01:57,190
‫نه.

36
00:01:57,217 --> 00:01:59,288
‫یه کمپی که برای بچه‌های
‫مشکل‌داری مثل توئه...

37
00:01:59,319 --> 00:02:02,425
‫و تو می‌تونی اون‌جا توی محیط بیرون
‫کار کنی و مسئولیت‌پذیری یاد بگیری.

38
00:02:02,455 --> 00:02:04,696
‫من به هیچ کمپ کوفتی‌ای نمیرم!

39
00:02:04,724 --> 00:02:06,499
‫فقط ۲ هفته‌ست، و وقتی که برگردی...

40
00:02:06,526 --> 00:02:08,870
‫می‌تونیم در مورد برگردوندن
‫چند تا از امتیازاتت صحبت کنیم.

41
00:02:08,895 --> 00:02:12,274
‫من برنمیگردم چون مثل سگ میمیرم.

42
00:02:12,298 --> 00:02:14,471
‫من از اون کمپ میام
‫بیرون و میرم توی خیابون...

43
00:02:14,501 --> 00:02:17,311
‫تا وقتی که خلافکارا منو
‫بگیرن و گروهی ترتیبمو بدن...

44
00:02:17,337 --> 00:02:19,783
‫تا وقتی که از چشمام خون بزنه بیرون.

45
00:02:21,141 --> 00:02:22,620
‫اونا چاله‌ی نعل اسب دارن و...

46
00:02:22,642 --> 00:02:26,749
‫تو می‌تونی با نعل اسب
‫بچه‌های دیگه رو به چالش بکشی!

47
00:02:26,779 --> 00:02:29,623
‫فقط همینو می‌دونی؟ اون دیگه چی گفت؟

48
00:02:29,649 --> 00:02:31,526
‫والدینش بهش گفتن امو...

49
00:02:31,551 --> 00:02:33,622
‫و اون باید تا ۲ هفته‌ی
‫دیگه توی این کمپ باشه.

50
00:02:33,653 --> 00:02:35,496
‫وای خدا، ۲ هفته؟

51
00:02:35,522 --> 00:02:37,559
‫- اون الان توی کمپه؟
‫- نمی‌دونم.

52
00:02:37,590 --> 00:02:39,297
‫اون از اتوبوسی که سوارش شد پیام داد.

53
00:02:39,325 --> 00:02:40,668
‫و بعد گفت که حتی اجازه نداره...

54
00:02:40,693 --> 00:02:42,468
‫اون‌جا گوشی داشته باشه.

55
00:02:42,495 --> 00:02:44,202
‫و بعد یهویی پیام‌هاش دارک شد.

56
00:02:44,230 --> 00:02:47,370
‫- وای.
‫- این خیلی ترسناکه.

57
00:02:47,400 --> 00:02:49,311
‫من باورم نمیشه.

58
00:02:49,335 --> 00:02:52,339
‫باورم نمیشه والدین چنین بلایی
‫رو سر بچه‌های خودشون بیارن.

59
00:02:55,175 --> 00:02:57,553
‫خیلی خب، گفتید که شاهد بودین دوستتون...

60
00:02:57,577 --> 00:02:59,579
‫توسط والدینش مورد آزار قرار گرفته.

61
00:02:59,612 --> 00:03:02,786
‫آره. اونا بهش گفتن امو.

62
00:03:02,815 --> 00:03:05,659
‫- این چه عیبی داره؟
‫- اموها ریدن.

63
00:03:05,685 --> 00:03:08,325
‫اونا یه مشت عوضی افسرده‌ی بدردنخورن.

64
00:03:08,354 --> 00:03:09,958
‫چرا فکر می‌کنید این‌جوری صداش زدن؟

65
00:03:10,190 --> 00:03:11,669
‫چون اون گاث هست،

66
00:03:11,691 --> 00:03:12,863
‫و یه عده آدم جاهل فرق اینا رو نمیدونن.

67
00:03:12,892 --> 00:03:14,269
‫فرقش چیه؟

68
00:03:14,294 --> 00:03:16,831
‫وای خدا، ما کاملا با هم فرق داریم.

69
00:03:16,863 --> 00:03:18,342
‫خیلی خب، چه فرقی دارین؟

70
00:03:18,364 --> 00:03:20,366
‫اون... خب می‌دونی. ما خوبیم...

71
00:03:20,400 --> 00:03:22,539
‫و اموها افتضاحن.

72
00:03:22,569 --> 00:03:24,810
‫اونا... می‌دونی... اونا فقط متظاهر هستن.

73
00:03:24,837 --> 00:03:26,714
‫اموها کیر منم نیستن.

74
00:03:26,739 --> 00:03:28,514
‫خیلی خب، این‌جوری
‫به این قضیه نگاه کن.

75
00:03:28,541 --> 00:03:31,681
‫یه گاث باور داره که این
‫دنیا در ذات خودش خیلی بگاییه.

76
00:03:31,711 --> 00:03:33,713
‫اما یه امو فکر می‌کنه...

77
00:03:33,746 --> 00:03:35,487
‫که ذات خودش بگاییه.

78
00:03:35,515 --> 00:03:37,256
‫این فرق بزرگی نیست.

79
00:03:37,283 --> 00:03:38,694
‫خیلی فرق بزرگیه!

80
00:03:38,718 --> 00:03:41,392
‫خیلی خب، ببین، اموها
‫دوست دارن خودکشی کنن...

81
00:03:41,421 --> 00:03:42,695
‫این زنیکه حالمو بهم میزنه.

82
00:03:42,722 --> 00:03:44,360
‫اما گاث‌ها افسرده هستن...

83
00:03:44,390 --> 00:03:46,427
‫چون آدمای زیادی خودکشی می‌کنن.

84
00:03:46,459 --> 00:03:49,872
‫تاریکی گاث‌ها پوچ‌گرایانه هست،
‫ولی برای اموها بدبینانه هست.

85
00:03:49,896 --> 00:03:51,933
‫صبر کن ببینم، فکر می‌کردم ما بدبینیم.

86
00:03:51,965 --> 00:03:54,775
‫- حالا هر چی، مهم نیست.
‫- نه، تو پوچ گرایی.

87
00:03:54,801 --> 00:03:56,838
‫آره، حق با توئه.

88
00:04:02,976 --> 00:04:05,980
‫آهای! یه نفر منو از این‌جا بیاره بیرون.

89
00:04:06,012 --> 00:04:08,652
‫نمیشه این‌جوری با آدما رفتار کنین.

90
00:04:10,383 --> 00:04:14,854
‫این خیلی مسخره‌ست! چه مرگتونه؟

91
00:04:14,887 --> 00:04:17,891
‫وقتی از این‌جا بیام بیرون میرم سراغ پلیسا.

92
00:04:19,391 --> 00:04:27,391
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

93
00:04:34,474 --> 00:04:38,047
‫اگه اون برگرده و سازش‌گر شده باشه چی؟
‫[خوش برگشتی جنده]

94
00:04:38,278 --> 00:04:39,780
‫اون فقط دو هفته اون‌جا بوده.

95
00:04:39,812 --> 00:04:41,985
‫اونا نمی‌تونن این‌قدر
‫اونو تغییر داده باشن.

96
00:04:42,015 --> 00:04:44,393
‫می‌تونن؟

97
00:04:52,925 --> 00:04:55,337
‫وای خدای من.

98
00:04:55,361 --> 00:04:57,602
‫سلام، بچه‌ها.

99
00:04:57,630 --> 00:04:59,803
‫اونا چه غلطی با تو کردن؟

100
00:04:59,832 --> 00:05:02,608
‫منظورت چیه؟ اونا نتونستن کاری بکنن.

101
00:05:02,635 --> 00:05:04,308
‫اونا نمی‌تونن منو درست کنن.

102
00:05:04,337 --> 00:05:07,341
‫اونا اصلا منو نمی‌فهمن.

103
00:05:08,408 --> 00:05:10,615
‫وای خدا، از چیزی که فکر می‌کردیم بدتره.

104
00:05:10,643 --> 00:05:13,988
‫اونا اونو امو کردن!

105
00:05:24,424 --> 00:05:26,700
‫اون با شماها صحبتی کرده؟

106
00:05:26,726 --> 00:05:29,434
‫اصلا. انگار یه آدم دیگه شده.

107
00:05:29,462 --> 00:05:31,032
‫اصلا به ما نگاه هم نمی‌کنه.

108
00:05:31,064 --> 00:05:34,739
‫الان فقط با اون بچه‌های اموی عوضی میگرده.

109
00:05:36,336 --> 00:05:39,044
‫وای خدا، کلاس ورزش
‫برای آدمای متظاهر پرادعاست.

110
00:05:39,072 --> 00:05:41,678
‫ترجیح میدم خودمو بکشم
‫ولی شورت ورزشی نپوشم.

111
00:05:41,708 --> 00:05:43,585
‫کاش یه زلزله بیاد...

112
00:05:43,609 --> 00:05:45,646
‫که همه‌مون بمیریم.

113
00:05:45,678 --> 00:05:47,521
‫چطور می‌تونه با اونا بگرده؟

114
00:05:47,547 --> 00:05:50,551
‫این‌جا یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.

115
00:05:54,987 --> 00:05:57,729
‫الان وقتش نیست، مامان!
‫الان تو فکر خودکشیم.

116
00:05:57,757 --> 00:05:59,566
‫مامانت نیست،‌ منم.

117
00:05:59,592 --> 00:06:02,505
‫اوه، سلام.

118
00:06:02,528 --> 00:06:05,134
‫توی اون کمپ چه بلایی سرت آوردن؟

119
00:06:05,365 --> 00:06:06,571
‫منظورت چیه؟

120
00:06:06,599 --> 00:06:09,443
‫چرت و پرتای گروه درمانی بود فقط.

121
00:06:09,469 --> 00:06:10,812
‫از حرفم منظور بدی برداشت نکن،

122
00:06:10,837 --> 00:06:14,580
‫اما فکر می‌کنم اون‌جا تو
‫رو به یه امو تبدیل کرده.

123
00:06:14,607 --> 00:06:17,087
‫این مسخره‌ست. من چیزی نیستم.

124
00:06:17,110 --> 00:06:20,148
‫من توی هیچ گروهی جا
‫نمیگیرم. من امو نیستم. فهمیدی؟

125
00:06:20,380 --> 00:06:23,827
‫پس چرا آهنگای بند "سانی
‫دی رئال استیت" رو گوش میدی؟

126
00:06:24,984 --> 00:06:28,761
‫داشتم به این فکر می‌کردم که شاید
‫اونا اون‌جا کاری کردن که سردرگم بشی.

127
00:06:28,788 --> 00:06:30,768
‫شاید اونا نمیدونستن که دارن چه کار می‌کنن.

128
00:06:30,790 --> 00:06:32,098
‫و بعد من به این فکر افتادم...

129
00:06:32,125 --> 00:06:36,164
‫شاید اون‌جا عمدا تو رو یه امو کردن.

130
00:06:36,396 --> 00:06:39,741
‫شاید می‌دونستن که دارن چه کار می‌کنن.

131
00:06:43,436 --> 00:06:47,509
‫بهتره که دیگه دنبال جواب نگردی.

132
00:06:47,540 --> 00:06:49,019
‫چی؟

133
00:06:49,041 --> 00:06:52,079
‫توی این قضیه هیچ
‫جوری نمی‌تونی برنده بشی.

134
00:06:52,111 --> 00:06:54,421
‫به زودی کل دنیا امو میشن.

135
00:06:54,447 --> 00:06:56,017
‫دوره‌ی ما فرا رسیده.

136
00:06:57,183 --> 00:06:59,720
‫باورم نمیشه.

137
00:06:59,752 --> 00:07:01,663
‫هیچ کسی ما رو درک نمی‌کنه،

138
00:07:01,687 --> 00:07:04,964
‫و اونا نمی‌فهمن تا وقتی
‫که دیگه خیلی دیر بشه.

139
00:07:04,991 --> 00:07:07,665
‫وای خدای من، باورم نمیشه!

140
00:07:07,693 --> 00:07:09,172
‫با این نجنگ، مایکل.

141
00:07:09,195 --> 00:07:13,200
‫واقعا امو بودن با گاث بودن فرق داره؟

142
00:07:13,433 --> 00:07:15,674
‫به ما ملحق شو.

143
00:07:16,836 --> 00:07:18,110
‫باورم نمیشه!

144
00:07:18,137 --> 00:07:21,516
‫باورم نمیشه اصلا!

145
00:07:22,809 --> 00:07:24,049
‫مرگ و ناامیدی!

146
00:07:24,076 --> 00:07:26,784
‫مرگ و ناامیدی! مرگ و ناامیدی!

147
00:07:26,813 --> 00:07:28,121
‫مرگ و ناامید...

148
00:07:28,147 --> 00:07:29,524
‫بله؟

149
00:07:29,549 --> 00:07:31,085
‫این از چیزی که فکر می‌کردیم بدتره.

150
00:07:31,117 --> 00:07:33,654
‫چی؟ همه چیز؟

151
00:07:33,686 --> 00:07:35,165
‫نه، منظورم هنریتا هست.

152
00:07:35,188 --> 00:07:37,794
‫من باهاش صحبت کردم و
‫اون گفت "من امو هستم...

153
00:07:37,824 --> 00:07:39,667
‫و اموها قراره به دنیا حکومت کنن."

154
00:07:39,692 --> 00:07:41,137
‫و من گفتم "باورم نمیشه!"

155
00:07:41,160 --> 00:07:43,003
‫و بعد اون گفت "آره، به زودی خیلی دیر میشه"

156
00:07:43,029 --> 00:07:45,669
‫- و من گفتم "باورم نمیشه!"
‫- باورم نمیشه.

157
00:07:45,698 --> 00:07:46,802
‫گوش کن، به فیرکل زنگ بزن...

158
00:07:46,833 --> 00:07:47,937
‫و توی رستوران ویلج این منو ملاقات کن.

159
00:07:47,967 --> 00:07:50,174
‫من باید برم خونه، اما
‫ده دقیقه‌ی دیگه اون‌جام.

160
00:07:53,206 --> 00:07:54,981
‫مایکل؟ مایکل!

161
00:07:55,007 --> 00:07:57,078
‫الان وقت ندارم، مامان. یه
‫مورد اضطراری پیش اومده

162
00:07:57,109 --> 00:08:00,249
‫همین الان بیا توی اتاق غذاخوری، زودباش.

163
00:08:00,480 --> 00:08:02,482
‫بشین، پسرم.

164
00:08:02,515 --> 00:08:03,892
‫من و مادرت تصمیم گرفتیم که...

165
00:08:03,916 --> 00:08:05,862
‫تو برای یه مدتی یه جایی میری.

166
00:08:05,885 --> 00:08:06,989
‫چی؟

167
00:08:07,019 --> 00:08:08,692
‫ما با یه کمپی که برای بچه‌های مشکل‌داری...

168
00:08:08,721 --> 00:08:10,098
‫مثل تو هست ارتباط برقرار کردیم و...

169
00:08:10,122 --> 00:08:11,624
‫چی دارین میگین؟

170
00:08:11,657 --> 00:08:14,263
‫اون‌جا تو رو درست می‌کنن،
‫میشی یه بچه‌ی معمولی!

171
00:08:14,494 --> 00:08:15,871
‫نه، باید به حرفم گوش کنید!

172
00:08:15,895 --> 00:08:17,568
‫شما نمی‌دونین دارین چه کار می‌کنین!

173
00:08:17,597 --> 00:08:20,578
‫ای سازش‌گرای لعنتی!

174
00:08:24,704 --> 00:08:28,083
‫اونا شرورن!

175
00:08:30,910 --> 00:08:33,186
‫هیچ وقت فکر نمی‌کردم
‫دنیا این‌جوری تموم بشه.

176
00:08:33,212 --> 00:08:34,623
‫هیچ وقت فکر نمی‌کردم که گاث‌ها...

177
00:08:34,647 --> 00:08:37,924
‫به آرومی جای خودشونو به اموها بدن.

178
00:08:37,950 --> 00:08:40,794
‫پیت، اگه اونا منو گرفتن...

179
00:08:40,820 --> 00:08:44,893
‫اگه منو فرستادن به اون
‫کمپ و من امو برگشتم...

180
00:08:44,924 --> 00:08:46,130
‫منو بکش.

181
00:08:46,158 --> 00:08:48,934
‫قول بده که تو منو می‌کشی.

182
00:08:48,961 --> 00:08:50,599
‫من قول میدم.

183
00:08:50,630 --> 00:08:53,110
‫شما بچه‌ها باید یه چیزی
‫سفارش بدین وگرنه باید برین.

184
00:08:53,132 --> 00:08:55,112
‫الان گیر نده، خانم. ما خیلی حالمون گرفته.

185
00:08:55,134 --> 00:08:57,910
‫- شما همیشه حالتون گرفته‌ست.
‫- این فرق می‌کنه.

186
00:08:57,937 --> 00:09:00,679
‫دو تا از دوستامون توسط
‫اموها تغییر داده شدن!

187
00:09:00,706 --> 00:09:03,050
‫فقط یه گروه دیگه هست
‫که مثل ما اموها رو می‌فهمن.

188
00:09:03,075 --> 00:09:05,316
‫ما باید با خون‌آشاما متحد شیم.

189
00:09:05,545 --> 00:09:07,855
‫- زده به سرت؟
‫- دیگه چه چاره‌ای داریم؟

190
00:09:07,880 --> 00:09:10,121
‫خون‌آشاما دشمنان قسم خورده‌ی ما هستن.

191
00:09:10,149 --> 00:09:13,062
‫ما رهبرشون رو زدیم.
‫لونه‌ی اونا رو سوزوندیم.

192
00:09:13,085 --> 00:09:16,032
‫- یادت نیست؟
‫- چرا، یادمه.

193
00:09:16,055 --> 00:09:18,126
‫و شاید برگشتی از این نباشه،

194
00:09:18,157 --> 00:09:20,865
‫اما ما باید مستقیم بریم وسط خون‌آشاما...

195
00:09:20,893 --> 00:09:23,100
‫و از اونا کمک بخوایم.

196
00:09:28,634 --> 00:09:30,841
‫خیلی خب، لطفا همه بشینن.

197
00:09:30,870 --> 00:09:33,646
‫الان جلسه‌ی ظهرگاهی
‫بچه‌های خون‌آشامیه.

198
00:09:33,673 --> 00:09:36,244
‫من مایک هستم، ارباب تاریک شما.

199
00:09:36,275 --> 00:09:37,777
‫درود بر مایک.

200
00:09:37,810 --> 00:09:39,847
‫خیلی خب، اصلی‌ترین
‫چیزی که باید بهش برسیم...

201
00:09:39,879 --> 00:09:41,586
‫برنامه‌ی هالویینه.

202
00:09:41,614 --> 00:09:43,184
‫ما هنوز دنبال داوطلب می‌گردیم که...

203
00:09:45,017 --> 00:09:48,089
‫اونا بچه‌های گاث هستن!

204
00:09:52,792 --> 00:09:56,763
‫تو روم تف کردی، لری.

205
00:09:58,297 --> 00:09:59,708
‫سلام به همگی.

206
00:09:59,732 --> 00:10:02,372
‫می‌دونم الان خیلی با هم جور نیستیم.

207
00:10:02,602 --> 00:10:04,275
‫می‌دونیم که شما رو
‫کونی‌مونی خطاب کردیم.

208
00:10:04,303 --> 00:10:06,806
‫و ما شرمنده‌ایم که هات تاپیک
‫توی فروشگاه رو سوزوندیم.

209
00:10:06,839 --> 00:10:07,943
‫شرمنده.

210
00:10:07,974 --> 00:10:10,011
‫اما ما این‌جا یه مشکل بزرگتر داریم،

211
00:10:10,042 --> 00:10:12,318
‫و این مشکل همه‌ی ماست.

212
00:10:12,345 --> 00:10:14,382
‫خیلی رو دارین که اومدین این‌جا.

213
00:10:14,614 --> 00:10:16,116
‫خفه شو، مایک. گوش کن، باشه؟

214
00:10:16,148 --> 00:10:19,129
‫یه کمپی هست که بچه‌هایی
‫مثل ما رو می‌فرستن اون‌جا...

215
00:10:19,151 --> 00:10:21,757
‫و این‌جا بچه‌هایی مثل ما رو...

216
00:10:21,787 --> 00:10:23,994
‫به امو تبدیل می‌کنه.

217
00:10:24,023 --> 00:10:25,798
‫آره.

218
00:10:25,825 --> 00:10:27,395
‫اولش شاید نتونین تشخیص بدین.

219
00:10:27,627 --> 00:10:28,799
‫ممکنه همین الانش
‫هم اتفاق افتاده باشه.

220
00:10:28,828 --> 00:10:30,307
‫یکی از شماها ممکنه همین
‫الانش هم تبدیل شده باشه.

221
00:10:32,164 --> 00:10:33,837
‫صبر کن ببینم!

222
00:10:33,866 --> 00:10:38,110
‫منظورت اینه که یکی از ما شاید
‫واقعا یه بچه‌ی خون‌آشامی نباشه؟

223
00:10:39,338 --> 00:10:41,716
‫اه، آره.

224
00:10:41,741 --> 00:10:43,015
‫خب، هر کسی که هست...

225
00:10:43,042 --> 00:10:44,851
‫بهتره اون مادرخراب
‫خودشو آماده‌ی فرار کنه،

226
00:10:44,877 --> 00:10:46,720
‫چون یه خائن لعنتیه.

227
00:10:46,746 --> 00:10:49,955
‫و من مطمئنم همین
‫بچه‌ایه که این‌جاست.

228
00:10:54,220 --> 00:10:57,133
‫شماها می‌خواین به کنسرت فال‌اوت بویز برین؟

229
00:10:57,156 --> 00:11:00,000
‫نمی‌تونم، من خیلی افسرده‌ام.
‫همش با تیغ خودمو می‌برم.

230
00:11:00,026 --> 00:11:01,699
‫آره،‌ منم دارم خودمو میبرم...

231
00:11:01,727 --> 00:11:03,331
‫که به این بدن بی‌ارزشی
‫که توش هستم صدمه بزنم.

232
00:11:05,164 --> 00:11:09,374
‫هنریتا، من برای دوستای
‫اموی جدیدت کلوچه درست کردم.

233
00:11:09,402 --> 00:11:12,110
‫الان وقتش نیست، مامان! مگه
‫نمی‌بینی من دارم به خودم صدمه میزنم؟

234
00:11:12,138 --> 00:11:14,243
‫ببخشید که این‌قدر برات
‫مایه‌ی سرافکندگی هستم!

235
00:11:14,273 --> 00:11:17,379
‫ببخشید که اون چرلیدر خوشگلی
‫که همیشه می‌خواستی نیستم!

236
00:11:19,311 --> 00:11:21,450
‫هنوز بهتر به نظر میاد؟

237
00:11:21,681 --> 00:11:22,921
‫اوه، خیلی بهتر شده.

238
00:11:22,948 --> 00:11:24,154
‫اون به من نگفت جنده،

239
00:11:24,183 --> 00:11:27,392
‫و از من عذرخواهی کرد.

240
00:11:27,420 --> 00:11:29,195
‫این‌جوری بهتره.

241
00:11:29,221 --> 00:11:30,427
‫می‌دونین وقتی که ما اموها...

242
00:11:30,456 --> 00:11:32,094
‫کل دنیا رو گرفتیم باید چه کار کنیم؟

243
00:11:32,124 --> 00:11:34,434
‫ما باید به کاخ سفید رنگ سیاه بزنیم،

244
00:11:34,460 --> 00:11:37,703
‫و ما توی مسابقه‌ی سوپربال
‫کنسرت فال‌اوت‌بوی برگزار می‌کنیم.

245
00:11:37,730 --> 00:11:38,902
‫ما امو هستیم.

246
00:11:38,931 --> 00:11:40,877
‫وقتی به زمین حکومت کنیم قرار
‫نیست راگبی وجود داشته باشه.

247
00:11:40,900 --> 00:11:42,208
‫آره.

248
00:11:44,103 --> 00:11:45,844
‫میگی همین‌جوری برگشته؟

249
00:11:45,871 --> 00:11:46,975
‫هنریتا رو می‌شناسی.

250
00:11:47,006 --> 00:11:48,815
‫اون چیزی که اون‌جاست هنریتا نیست.

251
00:11:48,841 --> 00:11:51,014
‫اون اموی بلوندی که
‫اون‌جاست سارا کالینزه.

252
00:11:51,043 --> 00:11:53,148
‫اون ۲ هفته‌ی پیش یه
‫بچه‌ی خون‌آشامی بود!

253
00:11:53,179 --> 00:11:55,250
‫می‌خواین من برم تو و
‫این مادرخرابا رو نفله کنم؟

254
00:11:55,281 --> 00:11:57,022
‫ناموسا کاری نداره برام.

255
00:11:57,049 --> 00:11:58,392
‫ما نمی‌تونیم بریم اون‌جا
‫و پدرشون رو در بیاریم.

256
00:11:58,417 --> 00:12:00,192
‫ما باید از ریشه جلوی اینو بگیریم.

257
00:12:00,219 --> 00:12:01,323
‫درسته.

258
00:12:01,353 --> 00:12:03,856
‫اگه یه جور جادوی سیاه باشه...

259
00:12:03,889 --> 00:12:06,062
‫که این هیولاها رو بسازه، پس ما باید...

260
00:12:06,092 --> 00:12:08,732
‫از قدرتمند‌ترین قابلیت خون‌آشامی
‫خودمون برای توقفش استفاده کنیم.

261
00:12:08,761 --> 00:12:11,105
‫- منظورت...
‫- بله، فرزند تاریکی من.

262
00:12:11,130 --> 00:12:12,803
‫ما باید قدرت مقدس‌ترین شخصیت...

263
00:12:12,832 --> 00:12:15,369
‫بچه‌های خون‌آشامی رو فراخوانی کنیم.

264
00:12:15,401 --> 00:12:18,974
‫فقط اون می‌تونه توی این
‫زمان تاریک به ما کمک کنه.

265
00:12:19,004 --> 00:12:21,746
‫به یه احضار نیازه.

266
00:12:27,813 --> 00:12:30,487
‫ما خالق هر چیزی که تاریکه فرا می‌خونیم،

267
00:12:30,516 --> 00:12:33,190
‫پدرخوانده‌ی مرگ و ناامیدی.

268
00:12:33,219 --> 00:12:34,823
‫ادگار آلن پو...

269
00:12:34,854 --> 00:12:36,959
‫پیروان تاریکی تو ازت کمک می‌خوان.

270
00:12:39,125 --> 00:12:40,900
‫ما ادگار آلن پوی بزرگ،‌
‫دانای تمام درد و رنج‌ها رو...

271
00:12:40,926 --> 00:12:44,339
‫به دنیای زندگان احضار می‌کنیم.

272
00:12:44,363 --> 00:12:48,505
‫فرزندان تو به کمک ویژه نیاز دارن.

273
00:12:48,534 --> 00:12:50,207
‫این نقشه‌ی توئه؟

274
00:12:50,236 --> 00:12:52,216
‫می‌خوای ادگار آلن پو رو زنده کنی؟

275
00:12:52,238 --> 00:12:54,377
‫ادگار آلن پو بچه‌ی خون‌آشامی اصلی بود.

276
00:12:54,406 --> 00:12:56,113
‫نه، اون گاث اصلی بود،

277
00:12:56,142 --> 00:12:58,281
‫اما اون ۱۵۰ ساله که مرده.

278
00:12:58,310 --> 00:13:01,189
‫ببین، همه‌‌ی ژانرهای
‫خرده‌فرهنگ‌های گوتیک...

279
00:13:01,213 --> 00:13:04,319
‫از آثار پو مشتق شده... مادرخراب.

280
00:13:04,350 --> 00:13:06,057
‫ببین، ما برای کمک
‫گرفتن سراغ شما اومدیم،

281
00:13:06,085 --> 00:13:07,996
‫و شما فقط وقت ما رو تلف کردین.

282
00:13:10,422 --> 00:13:11,958
‫پشمام، نگاه کنین!

283
00:13:13,559 --> 00:13:16,802
‫من کجام؟ این‌جا کجاست؟

284
00:13:16,829 --> 00:13:19,503
‫اون خودشه! اون ادگار آلن پو هست.

285
00:13:19,532 --> 00:13:23,275
‫چرا زنده‌ها منو احضار کردن؟

286
00:13:23,302 --> 00:13:25,009
‫خیلی خب، گوش کن...

287
00:13:25,037 --> 00:13:26,573
‫یه کمپی برای
‫بچه‌های مشکل‌دار هست...

288
00:13:26,806 --> 00:13:28,217
‫ولی اونا به بچه‌ها کمک نمی‌کنن،

289
00:13:28,240 --> 00:13:30,447
‫ دارن عمدا اونا رو به امو تبدیل می‌کنن.

290
00:13:30,476 --> 00:13:35,983
‫امو؟ وای خدا. اموها یه
‫مشت آدم متظاهر پر ادعا هستن.

291
00:13:36,015 --> 00:13:37,926
‫- آره.
‫- همینو میگیم!

292
00:13:37,950 --> 00:13:40,430
‫فرزندان تاریکی، من
‫نمی‌تونم به شما کمک کنم،

293
00:13:40,452 --> 00:13:42,125
‫چون نمی‌تونم با...

294
00:13:42,154 --> 00:13:43,827
‫یه مشت بچه‌ی خون‌آشامی احمق...

295
00:13:43,856 --> 00:13:46,336
‫که دندون نیش پلاستیکی
‫برای خودشون گذاشتن دیده بشم.

296
00:13:46,358 --> 00:13:48,235
‫- ممنون!
‫- هی!

297
00:13:48,260 --> 00:13:49,466
‫فقط دارم میگم خوبه که...

298
00:13:49,495 --> 00:13:51,202
‫ادگار آلن پو با ما موافقه.

299
00:13:51,230 --> 00:13:52,573
‫با کی موافقه؟

300
00:13:52,598 --> 00:13:54,271
‫اون رنگ قرمزه روی سرت،

301
00:13:54,300 --> 00:13:57,110
‫یا یه شیطان خونی روی سرت ریده؟

302
00:13:57,136 --> 00:13:58,877
‫حالتو گرفت، پسر.

303
00:13:58,904 --> 00:14:00,247
‫ما زمان زیادی برامون نمونده.

304
00:14:00,272 --> 00:14:02,149
‫تو باید کمکمون کنی که
‫جلوی اموها رو بگیریم.

305
00:14:02,174 --> 00:14:03,380
‫چرا باید این کارو بکنم؟

306
00:14:03,409 --> 00:14:04,513
‫فقط به این دلیل که منو احضار کردین...

307
00:14:04,543 --> 00:14:06,352
‫دلیل نمیشه که رئیسم باشین.

308
00:14:06,378 --> 00:14:07,948
‫چرا، دلیل میشه.

309
00:14:07,980 --> 00:14:09,482
‫باشه، مامان.

310
00:14:09,515 --> 00:14:12,359
‫بیاید بریم با اموها بجنگیم، مامان.

311
00:14:16,922 --> 00:14:18,924
‫چی... منو کجا...

312
00:14:18,958 --> 00:14:21,905
‫نه! نه!

313
00:14:21,927 --> 00:14:23,634
‫یعنی چی؟

314
00:14:23,863 --> 00:14:25,035
‫وای خدای من.

315
00:14:27,399 --> 00:14:28,935
‫منو از این‌جا ببرید بیرون!

316
00:14:28,968 --> 00:14:31,881
‫- بذارید برم!
‫- هیس.

317
00:14:31,904 --> 00:14:35,078
‫بهتره که اونا رو ناراحت نکنی.

318
00:14:35,107 --> 00:14:37,144
‫شما دارین چه بلایی سر مردم میارین؟

319
00:14:37,176 --> 00:14:39,622
‫من کاری نمی‌کنم. من
‫فقط برای اونا کار می‌کنم.

320
00:14:39,645 --> 00:14:42,649
‫اونا شرور نیستن. فقط درک نشدن.

321
00:14:42,882 --> 00:14:45,954
‫من فقط به اموها کمک می‌کنم که به
‫درون میزبان‌های انسانی‌شون وارد بشن.

322
00:14:45,985 --> 00:14:47,589
‫اونا به من قول دادن
‫که وقتی زمین رو بگیرن...

323
00:14:47,620 --> 00:14:50,191
‫من می‌تونم کنار دریاچه یه کلبه داشته
‫باشم و هر چه‌‌قدر دلم بخواد استیک بخورم.

324
00:14:50,222 --> 00:14:54,136
‫صبر کن ببینم. اموها گیاهن؟

325
00:14:54,159 --> 00:14:55,661
‫هیس، هیس. چیزی نیست.

326
00:14:55,895 --> 00:14:58,239
‫اونا گیاه معمولی نیستن. اونا خیلی خاصن.

327
00:14:58,264 --> 00:14:59,675
‫خیلی ویژه هستن!

328
00:14:59,899 --> 00:15:02,106
‫هیچ کسی اونا رو درک نمی‌کنه.

329
00:15:02,134 --> 00:15:05,911
‫اموکلاریس آمریکانوس.
‫یه گونه‌ی فوق‌العاده‌،

330
00:15:05,938 --> 00:15:07,611
‫فقط دوست دارن به خودشون صدمه بزنن...

331
00:15:07,640 --> 00:15:10,211
‫و نیاز دارن گونه‌های
‫دیگه درد اونا رو بفهمن.

332
00:15:10,242 --> 00:15:13,223
‫اوه، الان همه چی با عقل جور در میاد.

333
00:15:13,245 --> 00:15:15,521
‫ببخشید! ببخشید، امو شاه!

334
00:15:15,547 --> 00:15:17,254
‫نه، من با اون حرف نمیزدم.

335
00:15:17,283 --> 00:15:19,593
‫یعنی حرف میزدم، اما آره.

336
00:15:19,618 --> 00:15:21,359
‫بله، متوجه‌ام.

337
00:15:21,387 --> 00:15:23,697
‫همین حالا.

338
00:15:23,923 --> 00:15:27,268
‫نه! داری چه کار می‌کنی؟
‫من نمی‌خوام امو باشم!

339
00:15:27,293 --> 00:15:30,172
‫تو فقط اونا رو درک نمیکنی
‫که به زودی درست میشه.

340
00:15:30,195 --> 00:15:32,266
‫چی...

341
00:15:32,298 --> 00:15:34,403
‫اگه باهاش نجنگی سریع‌تر انجام میشه.

342
00:15:34,433 --> 00:15:38,176
‫نه! نه!

343
00:15:43,542 --> 00:15:44,714
‫خیلی خب، گوش کنید.

344
00:15:44,944 --> 00:15:46,048
‫وقتی که ما دوستمون رو پیدا کردیم...

345
00:15:46,078 --> 00:15:47,284
‫باید اون‌جا رو آتیش
‫بزنیم و بریم بیرون.

346
00:15:48,681 --> 00:15:51,423
‫ادگار، داداش،‌ میشه توی ماشین سیگار نکشی؟

347
00:15:51,450 --> 00:15:52,656
‫تو نمی‌تونی به من بگی که چه کار کنم.

348
00:15:52,685 --> 00:15:55,165
‫توی کدوم انتخابات شهردار من شدی؟

349
00:15:55,187 --> 00:15:57,189
‫خاموشش کن، ادگار. داره همه رو اذیت می‌کنه.

350
00:15:57,222 --> 00:15:58,963
‫وای خدا، شماها خیلی مسخره‌این.

351
00:15:58,991 --> 00:16:00,095
‫و اگه کمک منو می‌خواین،

352
00:16:00,125 --> 00:16:01,627
‫بهتره دیگه منو ادگار صدا نکنین.

353
00:16:01,660 --> 00:16:03,298
‫خب، اسمت اینه، مگه نه؟

354
00:16:03,329 --> 00:16:05,206
‫این اسمیه که والدین احمقم به من دادن.

355
00:16:05,230 --> 00:16:08,643
‫من دوست دارم با اسم گاثی
‫خودم شناخته بشم، نایت‌پین.

356
00:16:08,667 --> 00:16:10,146
‫وای خدا.

357
00:16:10,169 --> 00:16:12,308
‫چیه؟ شماها همه‌تون فقط متظاهر هستین.

358
00:16:12,338 --> 00:16:14,045
‫هی، محض اطلاع همه‌تون،

359
00:16:14,073 --> 00:16:16,075
‫اگه یکی از شماها کسی که میگه نباشه...

360
00:16:16,108 --> 00:16:17,985
‫و ما داخل اون پایگاه بشیم و...

361
00:16:18,010 --> 00:16:20,388
‫بفهمم یکی از اون اموهای مادرخراب هستین،

362
00:16:20,412 --> 00:16:22,756
‫کونتونو پاره می‌کنم.

363
00:16:22,982 --> 00:16:24,393
‫اگه یکی از ماها خائن باشه...

364
00:16:24,416 --> 00:16:26,362
‫احتمالا اون رهبر خون‌آشاماست.

365
00:16:26,385 --> 00:16:28,365
‫بیا کیرمو بخور، نایت‌پین.

366
00:16:28,387 --> 00:16:30,196
‫مجبورم کن، متظاهر.

367
00:16:48,340 --> 00:16:50,581
‫مایکل؟ این‌جایی؟

368
00:16:50,609 --> 00:16:52,748
‫حس می‌کنم ما تحت نظریم.

369
00:17:06,225 --> 00:17:07,568
‫مایکل، حالت خوبه؟

370
00:17:07,593 --> 00:17:09,698
‫بندازیدش. اون گیاه رو متوقف کنید!

371
00:17:11,330 --> 00:17:14,106
‫خدا رو شکر که این‌جایید.

372
00:17:14,133 --> 00:17:16,443
‫اموها گیاهن. اونا دارن به
‫بدن انسان‌ها تجاوز می‌کنن.

373
00:17:16,468 --> 00:17:18,175
‫خیلی خب، ما تو رو
‫از این‌جا میاریم بیرون،

374
00:17:18,203 --> 00:17:19,477
‫و بعد این‌جا رو به آتیش می‌کشیم.

375
00:17:21,540 --> 00:17:24,544
‫ببخشید، اما فکر نکنم این‌جوری پیش بریم.

376
00:17:24,576 --> 00:17:26,681
‫تو کارت خیلی خوب بود.

377
00:17:26,712 --> 00:17:30,387
‫گیاهان امویی از کارت راضی هستن.

378
00:17:30,416 --> 00:17:32,555
‫فیرکل، ما تمام این مدت
‫فکر می‌کردیم که گاث هستی..

379
00:17:32,584 --> 00:17:34,154
‫چند وقته که امو شدی؟

380
00:17:39,124 --> 00:17:41,297
‫متوجه نیستین که ما
‫نمی‌تونیم جلوشون رو بگیریم؟

381
00:17:41,326 --> 00:17:43,829
‫بهتره به اونا ملحق بشیم.

382
00:17:45,230 --> 00:17:47,267
‫بله، امو شاه. همین الان.

383
00:17:47,299 --> 00:17:50,246
‫امو شاه می‌خواد که کارمون رو ادامه بدیم.

384
00:17:50,269 --> 00:17:53,307
‫ولمون کنید سازش‌گرا!

385
00:17:53,338 --> 00:17:56,114
‫باهاش مبارزه نکنین. این‌جوری سریع‌تره.

386
00:17:56,141 --> 00:17:58,849
‫وای خدا. کم کم دارم
‫حس امو بودن پیدا می‌کنم.

387
00:17:59,078 --> 00:18:01,422
‫صبر کن ببینم، ادگار آلن پو کدوم گوریه؟

388
00:18:01,447 --> 00:18:02,858
‫اون گفت بیخیال این قضیه شده...

389
00:18:03,082 --> 00:18:05,153
‫و می‌خواد بره رستوران ویلج این.

390
00:18:05,184 --> 00:18:06,390
‫چی؟

391
00:18:10,255 --> 00:18:11,461
‫هی،‌ می‌خوای غذا سفارش بدی...

392
00:18:11,490 --> 00:18:13,663
‫یا کل روز می‌خوای این‌جا
‫بشینی و قهوه بخوری؟

393
00:18:13,692 --> 00:18:16,536
‫ولم کن. من فقط قهوه می‌خوام.

394
00:18:16,562 --> 00:18:19,634
‫- الدنگ.
‫- جنده.

395
00:18:19,665 --> 00:18:23,272
‫پو؟ ادگار آلن پو؟ کجایی؟

396
00:18:23,302 --> 00:18:24,508
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

397
00:18:24,536 --> 00:18:25,776
‫قرار بود به ما کمک کنی.

398
00:18:25,804 --> 00:18:27,681
‫الان نمی‌تونم.

399
00:18:27,706 --> 00:18:30,152
‫من خیلی درگیرم و کلی استرس دارم.

400
00:18:30,175 --> 00:18:32,382
‫ببین، ما تو رو احضار کردیم که
‫کمک‌مون کنی دنیا رو نجات بدیم.

401
00:18:32,411 --> 00:18:33,890
‫فایده‌اش چیه؟

402
00:18:34,113 --> 00:18:35,888
‫مردمو نجات بدیم که بتونن خز باشن؟

403
00:18:36,115 --> 00:18:39,187
‫و اون خزا بتونن برای
‫بقیه‌ی متظاهر‌ها خز تر باشن؟

404
00:18:39,218 --> 00:18:41,357
‫وای خدا،‌ عجب آدم عنیه.

405
00:18:41,386 --> 00:18:42,626
‫اه!

406
00:18:42,654 --> 00:18:44,463
‫بذارید هاگ‌ها وارد بدنتون بشه.

407
00:18:44,490 --> 00:18:45,901
‫باهاش نجنگین.

408
00:18:47,226 --> 00:18:48,705
‫صبر کن، ببین!

409
00:18:48,727 --> 00:18:51,401
‫خیلی خب،‌ من این‌جام، متظاهر‌ها.

410
00:18:51,430 --> 00:18:53,569
‫نایت‌پین! رهبر گیاه‌ها رو نابود کن!

411
00:18:53,599 --> 00:18:55,237
‫رهبرشون اون‌جاست!

412
00:18:56,468 --> 00:18:57,845
‫می‌خواید چه کار کنم؟

413
00:18:57,870 --> 00:18:59,816
‫بهش شلیک کن!

414
00:18:59,838 --> 00:19:01,840
‫واقعا؟ به یه گیاه شلیک کنم؟

415
00:19:01,874 --> 00:19:02,909
‫بهش شلیک کن!

416
00:19:07,613 --> 00:19:10,822
‫صبر کن ببینم. این چیه؟

417
00:19:10,849 --> 00:19:13,193
‫این‌جا نوشته این به
‫قیمت ۲۹ دلار و ۹۵ سنت...

418
00:19:13,218 --> 00:19:15,323
‫از باغچه‌ی لوز خریداری شده.

419
00:19:15,354 --> 00:19:18,460
‫باغچه‌ی لوز؟

420
00:19:18,490 --> 00:19:20,197
‫اینا واقعا گیاهن.

421
00:19:20,225 --> 00:19:21,898
‫نه، اونا با من حرف میزنن.

422
00:19:21,927 --> 00:19:25,306
‫نه، اینا فقط گیاه فیکوس
‫هستن که گلدون لرزشی دارن.

423
00:19:25,330 --> 00:19:26,434
‫اما...

424
00:19:26,465 --> 00:19:28,308
‫انگار همه چی تموم شده، هارولد فلنیگن!

425
00:19:28,333 --> 00:19:31,280
‫ما فقط یه سوال از تو داریم...

426
00:19:31,303 --> 00:19:33,510
‫تو ترسیدی؟

427
00:19:33,539 --> 00:19:36,179
‫- منظورت چیه؟
‫- ترسیدی؟

428
00:19:36,208 --> 00:19:38,620
‫- آره!
‫- خوبه!

429
00:19:38,644 --> 00:19:41,921
‫چون تو توی برنامه‌ی
‫"بله، من ترسیدم" هستی!

430
00:19:41,947 --> 00:19:43,893
‫چی؟

431
00:19:48,854 --> 00:19:50,765
‫الان به دوربین نگاه کن.

432
00:19:50,789 --> 00:19:52,860
‫وای خدا، جدی میگی؟

433
00:19:52,891 --> 00:19:54,802
‫همسرت سارا این برنامه رو چیده.

434
00:19:54,826 --> 00:19:57,238
‫سرکارت گذاشتم!

435
00:19:57,262 --> 00:19:58,935
‫اینا سرکاری بود؟

436
00:19:58,964 --> 00:20:01,535
‫وای پسر، بدجوری حالمون رو گرفتن.

437
00:20:01,567 --> 00:20:03,979
‫من برای هیچ و پوچ خائن شدم؟

438
00:20:04,203 --> 00:20:05,648
‫در مورد این می‌دونستی؟

439
00:20:05,671 --> 00:20:07,617
‫من اصلا نمیدونم چه خبره.

440
00:20:07,639 --> 00:20:09,778
‫هاوارد، شک کرده بودی که باغبونی...

441
00:20:09,808 --> 00:20:11,754
‫توی یه کمپ برای
‫نوجوون‌های مشکل‌دار سرکاریه؟

442
00:20:11,777 --> 00:20:13,984
‫نه، اونا خیلی قانع‌کننده بودن!

443
00:20:14,213 --> 00:20:15,783
‫و تو وقتی ما یه کاری
‫کردیم گیاه‌ها بهت بگن...

444
00:20:15,814 --> 00:20:18,420
‫که بچه‌های گاث و
‫خون‌آشامی رو به امو تبدیل کنی...

445
00:20:18,450 --> 00:20:21,294
‫در حالی که اونا هیچ فرقی
‫با هم ندارن شک نکردی؟

446
00:20:21,320 --> 00:20:22,958
‫فکر کنم باید می‌فهمیدم.

447
00:20:22,988 --> 00:20:24,865
‫من یه احمقم.

448
00:20:24,890 --> 00:20:26,335
‫هفته‌‌ی بعد با ما همراه باشین،

449
00:20:26,358 --> 00:20:28,269
‫ما تو اون برنامه کاری
‫می‌کنیم که یه زن از میلواکی...

450
00:20:28,293 --> 00:20:31,240
‫فکر کنه توی یه کلینیک سقط
‫جنین روح زده کار می‌کنه.

451
00:20:36,668 --> 00:20:41,014
‫خب، دوستای من، شما تبدیل شدین؟

452
00:20:41,240 --> 00:20:43,880
‫هنریتا، ما خبرای بدی داریم.

453
00:20:43,909 --> 00:20:46,788
‫گیاهانی که فکر می‌کنی وارد
‫بدنت شدن و تو رو امو کردن....

454
00:20:46,812 --> 00:20:51,318
‫اونا گیاه معمولی بودن... از باغچه‌ی لوز.

455
00:20:51,350 --> 00:20:54,695
‫همه‌ی اینا یه سرکاری مسخره از
‫طرف یه برنامه‌ی تلویزیونی بود.

456
00:20:54,720 --> 00:20:56,495
‫نه.

457
00:20:56,521 --> 00:20:58,467
‫توی سرم هاگ گیاه هست...

458
00:20:58,490 --> 00:21:01,403
‫که باعث شدن من
‫خیلی راحت تغییر پیدا کنم.

459
00:21:01,426 --> 00:21:05,397
‫نه، تو خودت تغییر کردی.

460
00:21:05,430 --> 00:21:07,603
‫وای خدای من.

461
00:21:07,633 --> 00:21:10,512
‫این خیلی خجالت‌آوره.

462
00:21:10,535 --> 00:21:12,640
‫صبر کن.

463
00:21:12,671 --> 00:21:14,480
‫چیزی که می‌خواستم بگم این بود که...

464
00:21:14,506 --> 00:21:16,383
‫ما به آشیانه‌ی امویی اونا نفوذ کردیم...

465
00:21:16,408 --> 00:21:19,855
‫و گیاه اصلی اونا رو سوزوندیم.

466
00:21:19,878 --> 00:21:21,380
‫اوه.

467
00:21:21,413 --> 00:21:23,893
‫اوه!

468
00:21:26,585 --> 00:21:28,496
‫دوباره خودم شدم!

469
00:21:28,520 --> 00:21:31,330
‫من دوباره خودمم!

470
00:21:31,356 --> 00:21:33,859
‫وای خدا، دوباره مثل قبل شدم.

471
00:21:33,892 --> 00:21:35,565
‫ممنون، بچه‌ها.

472
00:21:35,594 --> 00:21:38,006
‫هنریتا، شام حاضره.

473
00:21:38,030 --> 00:21:39,373
‫خفه شو، مامان!

474
00:21:39,398 --> 00:21:43,869
‫دست از سرم بردار، تخم جن سازش‌گر!

475
00:21:43,902 --> 00:21:45,848
‫چاقالو!

476
00:21:45,872 --> 00:21:49,872
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
