1
00:00:28,096 --> 00:00:31,096
‫این سریال حاوی الفاظ رکیک است

2
00:00:37,767 --> 00:00:39,767
‫(راکون و دوستان)

3
00:00:41,792 --> 00:00:43,084
‫دوستان قهرمان من،

4
00:00:43,293 --> 00:00:45,253
‫امشب از وقوع سه قتل،
‫جلوگیری کردم.

5
00:00:45,337 --> 00:00:47,964
‫نمی‌دونم چرا، ولی شاهد افزایش
‫جرم و جنایت هستیم.

6
00:00:48,048 --> 00:00:49,841
‫باید منبع این شرارت رو پیدا کنیم.

7
00:00:50,426 --> 00:00:51,843
‫اتفاق بزرگی قراره بیفته...

8
00:00:51,885 --> 00:00:53,928
‫و به راکون و دوستان بستگی داره
‫که جلوش رو بگیرن.

9
00:00:54,513 --> 00:00:55,471
‫ابزاردان، حرفت رو بزن.

10
00:00:56,348 --> 00:00:58,182
‫چرا اسم گروه‌مون باید باشه
‫«راکون و دوستان»؟

11
00:00:58,892 --> 00:00:59,600
‫چی؟

12
00:00:59,727 --> 00:01:00,643
‫همه با هم، با جرم و جنایت می‌جنگیم.

13
00:01:00,686 --> 00:01:02,186
‫چطور شد که ما «دوستان» تو شدیم؟

14
00:01:02,271 --> 00:01:02,854
‫آره.

15
00:01:02,896 --> 00:01:04,480
‫اسم گروه‌مون باید باشه
‫«لیگ انتقام‌جوی بی‌نهایت».

16
00:01:04,565 --> 00:01:06,524
‫- آره!
‫- لیگ انتقام‌جوی بی‌نهایت.

17
00:01:07,234 --> 00:01:08,025
‫بهت گفته بودم، ظرف دردار،

18
00:01:08,152 --> 00:01:09,736
‫لیگ انتقام‌جوی بی‌نهایت جواب نمیده.

19
00:01:09,862 --> 00:01:11,904
‫- چرا جواب نده؟
‫- گیج‌کننده است.

20
00:01:12,030 --> 00:01:13,823
‫راکون اسم برندیه که
‫مردم از قبل باهاش آشنان.

21
00:01:14,074 --> 00:01:16,159
‫چرا نمیشه گذاشت «پشه و دوستان»؟

22
00:01:16,201 --> 00:01:18,286
‫هیچکس اسم پشه تخمی رو تا حالا نشنیده!

23
00:01:18,579 --> 00:01:19,829
‫چرا شنیدن.

24
00:01:20,414 --> 00:01:22,039
‫ببینین، بچه‌ها،
‫باید بفهمیم چه چیزی...

25
00:01:22,166 --> 00:01:23,624
‫باعث موج جدید جرم و جنایت در شهر شده.

26
00:01:23,751 --> 00:01:26,419
‫میستریان، تو با بادبادک انسانی
‫برین پشت کامپیوتر...

27
00:01:26,545 --> 00:01:27,295
‫و ببینین چی پیدا می‌کنین.

28
00:01:27,421 --> 00:01:29,005
‫ظرف دردار و پشه، اخبار رو رصد می‌کنن.

29
00:01:29,131 --> 00:01:31,507
‫ابزاردان، تو با جامه‌ی زجر
‫یک بررسی محیطی انجام بدین.

30
00:01:31,633 --> 00:01:32,550
‫تیمی!

31
00:01:33,010 --> 00:01:34,677
‫بریم سراغ کارهامون دوستان!

32
00:01:35,304 --> 00:01:37,638
‫اه، کرانچ توت نعناع، میشه یه لحظه بیای...

33
00:01:37,681 --> 00:01:39,140
‫توی اتاق گزارش باهات حرف بزنم؟

34
00:01:40,601 --> 00:01:41,559
‫خیلی‌خب، امم...

35
00:01:41,852 --> 00:01:44,312
‫واقعا از اینکه عضو
‫راکون و دوستان هستی، خوشحالم...

36
00:01:44,438 --> 00:01:45,521
‫و مسلما قدردان...

37
00:01:45,647 --> 00:01:47,523
‫پرداخت به موقع شهریه و عوارضت هستم.

38
00:01:47,649 --> 00:01:51,944
‫فقط... من... قضیه تو رو نمی‌فهمم.

39
00:01:52,070 --> 00:01:54,822
‫یعنی دقیقا کرانچ توت نعناع...

40
00:01:54,948 --> 00:01:56,699
‫چه معنایی داره؟

41
00:01:56,825 --> 00:01:58,910
‫می‌فهمم که نیمه انسان
‫و نیمه توت هستی...

42
00:01:59,036 --> 00:02:01,579
‫و اینکه با یه خرده نعناع،
‫ترد و کرانچی هستی،

43
00:02:01,705 --> 00:02:03,414
‫ولی اینکه بخشی از راکون و دوستان باشی،

44
00:02:03,540 --> 00:02:05,500
‫باید به نحوی یک هویت واضح‌تر...

45
00:02:05,584 --> 00:02:07,001
‫از ابرقهرمان بودن خودت داشته باشی.

46
00:02:08,212 --> 00:02:10,463
‫کرانچ توت نعناع،
‫فقط واسم سوال شده...

47
00:02:10,589 --> 00:02:12,548
‫که شاید بهتر باشه یک چیز دیگه‌ای...

48
00:02:12,633 --> 00:02:14,759
‫به بخش کرانچ توت نعناع لباست اضافه کنی.

49
00:02:16,553 --> 00:02:18,054
‫مثل شیر؟

50
00:02:18,972 --> 00:02:20,473
‫نه، شیر رو نمیگم.

51
00:02:20,599 --> 00:02:21,390
‫ببین، به نظرم واقعا...

52
00:02:21,433 --> 00:02:22,600
‫با هم اختلاف نظر داریم،
‫کرانچ توت نعناع.

53
00:02:22,726 --> 00:02:24,101
‫انگار تو اصلا...

54
00:02:24,186 --> 00:02:26,562
‫هشدار راکون و دوستان!
‫هشدار راکون و دوستان!

55
00:02:27,231 --> 00:02:28,439
‫او-اوه

56
00:02:29,983 --> 00:02:30,983
‫هشدار واسه چیه، پشه؟

57
00:02:31,109 --> 00:02:33,402
‫انگار آتیش‌سوزی بزرگی تو شهر شده.

58
00:02:33,487 --> 00:02:35,071
‫چی؟ آتیش‌سوزی؟
‫راکون صدا رو بالا می‌بره.

59
00:02:35,197 --> 00:02:37,406
‫گفته میشه که حداقل ۲۰ نفر...

60
00:02:37,491 --> 00:02:39,242
‫در داخل ساختمون آپارتمان گیر افتادن...

61
00:02:39,326 --> 00:02:41,077
‫و آتش‌نشانان نتونستن
‫اون‌ها رو بیرون بیارن.

62
00:02:41,495 --> 00:02:43,538
‫خدای من!
‫منتظر همچین چیزی بودیم.

63
00:02:43,580 --> 00:02:44,664
‫راکون و دوستان،
‫بریم بیرون!

64
00:02:44,873 --> 00:02:46,874
‫- بریم سراغش، آره!
‫- بزن بریم!

65
00:02:47,209 --> 00:02:48,543
‫آره، اه، کرانچ توت نعناع،

66
00:02:48,585 --> 00:02:50,670
‫نظرت چیه همینجا بمونی
‫و از پایگاه مراقبت کنی، باشه؟

67
00:02:50,754 --> 00:02:51,712
‫خوبه.

68
00:02:53,799 --> 00:02:56,133
‫باید سریع خودمون رو به مرکز شهر برسونیم،
‫راکون و دوستان.

69
00:02:57,636 --> 00:02:59,178
‫مامان، باید ما رو ببری مرکز شهر.

70
00:02:59,221 --> 00:03:00,513
‫اوه، یه خرده دیروقته، عزیزم.

71
00:03:00,597 --> 00:03:02,431
‫چرا شما پسرها توی زیرزمین بازی نمی‌کنین؟

72
00:03:02,558 --> 00:03:04,225
‫مامان، تو خدمتکار باوفای راکونی.

73
00:03:04,268 --> 00:03:05,977
‫همین حالا می‌خوام برم مرکز شهر.

74
00:03:06,061 --> 00:03:06,894
‫باشه پس.

75
00:03:06,937 --> 00:03:08,646
‫گمونم منم باید خواربار بگیرم.

76
00:03:09,439 --> 00:03:10,982
‫همگی سوار راکون‌موبیل بشین.

77
00:03:11,108 --> 00:03:12,358
‫امیدوار باشیم که
‫به موقع اونجا برسیم.

78
00:03:12,568 --> 00:03:14,819
‫خیلی‌خب، شما فسقلی‌ها
‫کمربندهای ایمنی‌تون رو بستین؟

79
00:03:15,112 --> 00:03:16,445
‫مامان، اینجوری با ما حرف نزن.

80
00:03:16,572 --> 00:03:17,738
‫خیرسرمون ابرقهرمانیم!

81
00:03:18,115 --> 00:03:19,907
‫اریک، قبلا با هم حرف زده بودیم
‫که نباید اینجوری حرف بزنی.

82
00:03:19,992 --> 00:03:22,285
‫یک بار دیگه اینجوری حرف بزنی،
‫تو رو هیچ جا نمی‌برم.

83
00:03:22,411 --> 00:03:25,538
‫اوه، ببخشید، مامان.
‫حالا میشه لطفا بریم؟

84
00:03:27,666 --> 00:03:29,125
‫باورنکردنیه!

85
00:03:32,254 --> 00:03:33,713
‫سعی کردیم از در پشتی وارد بشیم.

86
00:03:33,755 --> 00:03:34,589
‫فایده‌ای نداشت.

87
00:03:34,756 --> 00:03:37,008
‫اگه کاری نکنیم، کسایی که اونجان می‌میرن.

88
00:03:37,259 --> 00:03:39,135
‫اوه، خداجون!
‫آتیش‌سوزی شده.

89
00:03:39,177 --> 00:03:40,052
‫یالا، دوستان راکون.

90
00:03:40,178 --> 00:03:41,971
‫نه، اریک، توی ماشین بمون، عزیزم.

91
00:03:42,222 --> 00:03:43,431
‫میشه با هلی‌کوپتر امتحان کنیم؟

92
00:03:43,557 --> 00:03:44,891
‫شدت باد خیلی زیاده.

93
00:03:45,017 --> 00:03:46,642
‫هلی‌کوپتر در عرض چند دقیقه می‌سوزه.

94
00:03:48,020 --> 00:03:49,604
‫خیلی‌خب، چه مشکلی پیش اومده؟

95
00:03:49,813 --> 00:03:51,606
‫برگردین عقب، بچه‌ها،
‫اینجا امن نیست.

96
00:03:51,690 --> 00:03:52,481
‫اریک عسلکم!

97
00:03:52,566 --> 00:03:55,192
‫هر اتفاقی که داره میفته،
‫به کمک راکون احتیاج دارین.

98
00:03:55,319 --> 00:03:56,444
‫و دوستان!

99
00:03:56,570 --> 00:03:58,404
‫این بچه‌ها رو عقب نگه دار، تامپسون.

100
00:03:58,530 --> 00:03:59,488
‫لطفا، آقا، باید اجازه بدین...

101
00:03:59,615 --> 00:04:01,449
‫عزیزم، بذار آتش‌نشانان مهربون
‫کار خودشون رو بکنن.

102
00:04:01,575 --> 00:04:02,617
‫خفه شو، مامان، ای خدا!

103
00:04:02,743 --> 00:04:05,244
‫صبر کنین!
‫آسمون رو نگاه کنین.

104
00:04:05,370 --> 00:04:07,955
‫خودشه!
‫خدایا، واقعا خودشه!

105
00:04:08,123 --> 00:04:09,165
‫اومده کمک‌مون کنه.

106
00:04:09,374 --> 00:04:10,708
‫کاپیتان بصیرت!

107
00:04:13,670 --> 00:04:14,795
‫کاپیتان بصیرت دیگه کیه؟

108
00:04:15,422 --> 00:04:18,174
‫کاپیتان بصیرت،
‫قهرمان عصر مدرن.

109
00:04:18,300 --> 00:04:19,884
‫کسی که زمانی به عنوان جک برولین،

110
00:04:20,010 --> 00:04:21,636
‫خبرنگار اخبار ملی شناخته میشد،

111
00:04:21,762 --> 00:04:23,387
‫قهرمان زمانی زاده شد
‫که یک حادثه عجیب...

112
00:04:23,513 --> 00:04:26,474
‫بهش قدرت شگفت‌انگیز پس‌نگری فوق‌العاده داد.

113
00:04:26,600 --> 00:04:28,768
‫از نشت مواد سمی گرفته
‫تا جنگ‌های ناعادلانه،

114
00:04:28,894 --> 00:04:32,939
‫هیچ وظیفه بیش از حد بزرگی...
‫برای کاپیتان بصیرت وجود نداره!

115
00:04:34,691 --> 00:04:36,567
‫کاپیتان بصیرت، خدا رو شکر که اومدی.

116
00:04:36,693 --> 00:04:37,818
‫ناگفته‌ها چیه؟

117
00:04:37,945 --> 00:04:39,737
‫مردم تو اون ساختمون در حال سوختن،
‫گیر افتادن،

118
00:04:39,780 --> 00:04:40,529
‫کاپیتان بصیرت،

119
00:04:40,656 --> 00:04:42,448
‫و آتیش اونقدر زیاده
‫که نمی‌تونیم بهشون برسیم.

120
00:04:42,658 --> 00:04:45,368
‫همم. اون پنجره‌های سمت راست رو می‌بینین؟

121
00:04:45,494 --> 00:04:47,745
‫باید واسه طبقات بالا اون پنجره‌ها،

122
00:04:47,871 --> 00:04:48,579
‫پله‌های اضطراری می‌ساختن،

123
00:04:48,705 --> 00:04:49,997
‫تا مردم بتونن بیان پایین.

124
00:04:50,123 --> 00:04:50,873
‫و بعد روی پشت‌بوم،

125
00:04:50,999 --> 00:04:53,417
‫باید با مواد تقویت شده بهتری می‌ساختن...

126
00:04:53,543 --> 00:04:55,503
‫تا یک هلی‌کوپتر می‌تونست
‫روش فرود بیاد.

127
00:04:55,629 --> 00:04:56,504
‫آره، دقیقا!

128
00:04:56,630 --> 00:04:58,297
‫و اون ساختمون سمت چپ رو می‌بینین؟

129
00:04:58,423 --> 00:04:58,965
‫بله.

130
00:04:59,091 --> 00:05:00,216
‫نباید اونجا می‌ساختنش،

131
00:05:00,342 --> 00:05:02,176
‫چون حالا موقعی که واقعا احتیاج داری،

132
00:05:02,302 --> 00:05:03,302
‫نمی‌تونی ماشین آتش‌نشانی رو پارک کنی.

133
00:05:03,428 --> 00:05:05,388
‫خب، به نظر می‌رسه که
‫کار من اینجا تموم شده.

134
00:05:05,514 --> 00:05:06,597
‫خداحافظ همگی!

135
00:05:07,599 --> 00:05:09,517
‫ممنون، کاپیتان بصیرت!

136
00:05:09,643 --> 00:05:10,309
‫ممنون!

137
00:05:10,686 --> 00:05:12,895
‫خیلی‌خب دوستان،
‫گمونم تموم شد.

138
00:05:13,021 --> 00:05:14,146
‫وقتشه جمع کنیم بریم.

139
00:05:15,646 --> 00:05:23,646
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

140
00:05:25,993 --> 00:05:28,995
‫اوه، پسر، درباره آتیش‌سوزی
‫مرکز شهر شنیدی، شارون؟

141
00:05:29,121 --> 00:05:32,415
‫اوه، خداجون، آره.
‫گفتن ۱۴ نفر مُردن.

142
00:05:32,541 --> 00:05:33,666
‫به نظرم مسخره است...

143
00:05:33,792 --> 00:05:36,711
‫که واسه طبقات بالایی،
‫پله‌های اضطراری نساختن.

144
00:05:36,837 --> 00:05:38,629
‫- مسخره است!
‫- اوه، می‌دونم.

145
00:05:38,755 --> 00:05:40,297
‫و اگه نظر من رو بخوای،
‫باید پشت بوم رو...

146
00:05:40,424 --> 00:05:42,633
‫با ساپورت قوی می‌ساختن
‫که هلی‌کوپتر بتونه فرود بیاد.

147
00:05:42,759 --> 00:05:43,634
‫باریکلا!

148
00:05:43,760 --> 00:05:44,885
‫شماها فقط همون...

149
00:05:44,928 --> 00:05:46,429
‫حرف‌های یارو بصیرت رو تکرار می‌کنین.

150
00:05:46,513 --> 00:05:47,513
‫خب، معلومه، استن.

151
00:05:47,597 --> 00:05:49,473
‫کاپیتان بصیرت
‫نگهبان و محافظ ماست.

152
00:05:49,641 --> 00:05:51,559
‫خدا رو شاکریم که
‫اونجا موقع آتیش‌سوزی بود.

153
00:05:51,685 --> 00:05:53,227
‫حالا می‌تونیم در آرامش غذا بخوریم.

154
00:05:54,062 --> 00:05:56,313
‫هشدار راکون و دوستان!

155
00:05:56,398 --> 00:05:57,648
‫هشدار راکون و دوستان!

156
00:05:57,899 --> 00:05:59,817
‫اون دیگه صدای چیه؟

157
00:06:01,570 --> 00:06:02,486
‫کی اون رو اونجا گذاشته؟

158
00:06:02,863 --> 00:06:05,573
‫هشدار. جدی میگم.
‫تموم دوستان راکون به پایگاه بیان.

159
00:06:05,699 --> 00:06:07,408
‫هشدار دادم بچه‌ها،
‫جدی میگم.

160
00:06:07,576 --> 00:06:08,909
‫مامان، بابا، شامم رو تموم کردم.

161
00:06:08,994 --> 00:06:10,828
‫- حالا میشه برم توی اتاقم؟
‫- خب، معلومه استن.

162
00:06:10,912 --> 00:06:12,621
‫اون چیز بالا از کجا اومده، رندی؟

163
00:06:12,789 --> 00:06:13,539
‫نمی‌دونم.

164
00:06:13,665 --> 00:06:15,374
‫خب، بیارش پایین.
‫سر و صدا می‌کنه.

165
00:06:15,459 --> 00:06:16,125
‫نمی‌تونم.

166
00:06:16,168 --> 00:06:17,877
‫نمی‌دونم چه بلایی سر ابزارم اومده.

167
00:06:24,301 --> 00:06:26,343
‫خیلی‌خب، ابزاردان اومد.
‫می‌تونیم شروع کنیم.

168
00:06:26,470 --> 00:06:28,012
‫رفیق، کی بهت گفت
‫که می‌تونی یک آژیر بزرگ...

169
00:06:28,138 --> 00:06:29,013
‫تو خونه مامان و بابام بذاری؟

170
00:06:29,389 --> 00:06:31,057
‫آره، نزدیک بود به‌خاطرش تو دردسر بیفتم.

171
00:06:31,183 --> 00:06:32,808
‫هر وقت که فاجعه عظیمی رخ میده،

172
00:06:32,934 --> 00:06:34,477
‫راکون باید بتونه به دوست‌هاش خبر بده.

173
00:06:34,603 --> 00:06:36,020
‫خب، فاجعه عظیم چیه؟

174
00:06:36,146 --> 00:06:37,104
‫میگه چیه...

175
00:06:37,230 --> 00:06:39,940
‫شماها مگه کاپیتان بصیرت رو ندیدین؟

176
00:06:40,067 --> 00:06:41,150
‫آره، خب؟

177
00:06:41,401 --> 00:06:43,110
‫خب یک ابرقهرمان بزرگ اون بیرونه...

178
00:06:43,153 --> 00:06:43,861
‫که خودش تنهایی کار می‌کنه...

179
00:06:43,987 --> 00:06:45,279
‫و عضو «راکون و دوستان» نیست.

180
00:06:45,405 --> 00:06:47,615
‫- اوه، خدا.
‫- یه نگاهی کردم،

181
00:06:47,741 --> 00:06:48,949
‫این کاپیتان بصیرت همه‌جا هست.

182
00:06:49,076 --> 00:06:50,618
‫مثل جای زخم سوراخ کون فریلنسر می‌مونه.

183
00:06:50,744 --> 00:06:53,120
‫- باید یه کار کنیم که بهمون ملحق بشه!
‫- هی، رفقا؟

184
00:06:53,246 --> 00:06:54,997
‫رفقا، میشه لطفا من رو بیارین بیرون؟

185
00:06:55,123 --> 00:06:57,041
‫تقریبا شش روز رد شده.

186
00:06:57,751 --> 00:06:59,502
‫قرار نیست جایی بری، آشوب.

187
00:06:59,669 --> 00:07:02,129
‫آره، ولی... ولی شما
‫فقط این سطل رو بهم دادین...

188
00:07:02,255 --> 00:07:03,506
‫که توش پی‌پی‌ کنم
‫و حالا پُر شده.

189
00:07:03,632 --> 00:07:05,007
‫و هیچی ندارم که بخورم.

190
00:07:05,133 --> 00:07:06,759
‫پی‌پی که داری، مگه نه؟

191
00:07:06,885 --> 00:07:07,968
‫حالا سوال اینجاست
‫که چطور میشه...

192
00:07:08,095 --> 00:07:10,054
‫کاری کرد که کاپیتان بصیرت
‫به راکون و دوستان ملحق بشه؟

193
00:07:10,180 --> 00:07:11,013
‫کی واسش مهمه...

194
00:07:11,139 --> 00:07:12,932
‫که یه قهرمان دلش نخواد
‫جزو راکون و دوستان بشه؟

195
00:07:13,058 --> 00:07:13,933
‫من اهمیت میدم!

196
00:07:14,059 --> 00:07:16,060
‫ببین، تنها کاری که باید بکنیم
‫اینه که منتظر فاجعه بعدی بمونیم،

197
00:07:16,186 --> 00:07:17,978
‫و سعی کنیم زودتر از بصیرت
‫به صحنه برسیم.

198
00:07:18,105 --> 00:07:20,064
‫هیچ فاجعه بدتری اتفاق نمیفته.

199
00:07:20,190 --> 00:07:22,274
‫چه اتفاقی می‌تونه بیفته که
‫از یک آتیش‌سوزی بدتر باشه...

200
00:07:22,400 --> 00:07:24,026
‫که ۱۴ نفر رو کشت؟

201
00:07:25,050 --> 00:07:28,050
‫(آب‌های حفاظت شده پناهگاه دریایی)

202
00:07:30,237 --> 00:07:32,237
‫(شرکت نفتی بی‌پی)

203
00:07:32,262 --> 00:07:34,262
‫(ما اهمیت می‌دهیم)

204
00:07:34,287 --> 00:07:37,665
‫خیلی‌خب، اینجا به نظر جای خوبی میاد.

205
00:07:37,916 --> 00:07:40,126
‫آره. بذار رهاش کنیم!

206
00:07:47,843 --> 00:07:49,969
‫همینه، رفقا.
‫نفت جمع کنین.

207
00:07:50,971 --> 00:07:52,346
‫او-اوه!

208
00:07:56,476 --> 00:07:58,477
‫ای وای من!

209
00:08:02,440 --> 00:08:05,234
‫اوه، نگو که دوباره تکرار کردیم!

210
00:08:09,781 --> 00:08:10,614
‫آآه!

211
00:08:10,657 --> 00:08:12,783
‫- هشدار راکون و دوستان!
‫- چی؟ خدایا!

212
00:08:14,035 --> 00:08:15,703
‫تموم دوستان به پایگاه بیان.

213
00:08:15,829 --> 00:08:17,621
‫خیلی جدی میگم.
‫مورد اضطراری.

214
00:08:17,747 --> 00:08:19,248
‫هشدار راکون و دوستان!

215
00:08:26,381 --> 00:08:28,591
‫خوبه، همه‌تون اومدین.
‫اینجا رو نگاه کنین.

216
00:08:28,758 --> 00:08:30,134
‫راکون صدا رو زیاد می‌کنه!

217
00:08:30,177 --> 00:08:33,012
‫صحنه‌ای از فاجعه و ناامیدی مطلق.

218
00:08:33,054 --> 00:08:35,931
‫نفت از اقیانوس بیرون ریخته،
‫از کنترل خارج شده،

219
00:08:36,016 --> 00:08:38,267
‫و تلاش‌های تیم نجات،
‫به نظر بیهوده بوده.

220
00:08:38,810 --> 00:08:39,435
‫وحشتناکه.

221
00:08:39,561 --> 00:08:41,478
‫نمی‌تونیم جلوی نفت رو بگیریم
‫که همه‌چی رو آلوده نکنه.

222
00:08:42,480 --> 00:08:45,691
‫خونه‌مون پر از لجن شده.
‫حالا کجا بریم؟

223
00:08:45,984 --> 00:08:48,194
‫فقط یه نگاهی به میگوهام بندازین.

224
00:08:48,320 --> 00:08:50,613
‫میگوی من بهترین میگوی لوئیزیاناست...

225
00:08:50,739 --> 00:08:52,323
‫و اون نفت کوفتی توی همه میگوهام رفته.

226
00:08:52,449 --> 00:08:55,075
‫و دیگه اصلا یه قرون هم ارزش ندارن.

227
00:08:55,202 --> 00:08:56,911
‫خودتون به میگوهای نفتیم نگاه کنین!

228
00:08:57,329 --> 00:08:58,954
‫خدای من! یک نشت نفت دیگه...

229
00:08:59,080 --> 00:09:00,956
‫ممکنه به نابودی کامل خلیج منجر بشه.

230
00:09:01,082 --> 00:09:02,416
‫باید به اون‌ها کمک کنیم.

231
00:09:02,542 --> 00:09:05,461
‫آره. این قضیه بدون شک
‫مخصوص راکون و دوستانه.

232
00:09:05,587 --> 00:09:07,463
‫بیاین خلیج رو پر از طعم بکنیم.

233
00:09:09,174 --> 00:09:12,176
‫صبر کنین، نگاه کنین!
‫کاپیتان بصیرت اومده!

234
00:09:14,304 --> 00:09:17,389
‫اوه، نه!

235
00:09:18,975 --> 00:09:20,309
‫مشکل چیه؟

236
00:09:20,435 --> 00:09:23,103
‫کار اون دکل نفتی بی‌پیه،
‫کاپیتان بصیرت.

237
00:09:23,230 --> 00:09:24,688
‫در پناهگاه دریایی حفاری کرده...

238
00:09:24,814 --> 00:09:26,982
‫و محیط زیست داره آلوده میشه.

239
00:09:27,025 --> 00:09:27,733
‫اگه جلوش رو نگیریم،

240
00:09:27,817 --> 00:09:29,610
‫نشت نفت ممکنه به نیواورلئان برسه.

241
00:09:29,819 --> 00:09:31,862
‫همم. خیلی‌خب.

242
00:09:31,988 --> 00:09:33,489
‫دقت کردین دکل کجا داره
‫حفاری می‌کنه؟

243
00:09:33,615 --> 00:09:35,532
‫- آره.
‫- خیلی در عمق آب فرو رفته.

244
00:09:35,617 --> 00:09:37,493
‫نباید در اون عمق از آب حفاری می‌کردن...

245
00:09:37,619 --> 00:09:39,745
‫چون حالا نمی‌تونن دستگاه‌ها رو
‫به عمق آب برسونن...

246
00:09:39,871 --> 00:09:40,788
‫تا جلوی نشت رو بگیره.

247
00:09:40,914 --> 00:09:42,748
‫- آها!
‫- آره، آره!

248
00:09:42,874 --> 00:09:45,084
‫حالا اگه سرپوش ترکیده باشه،

249
00:09:45,210 --> 00:09:46,293
‫پس کاری که باید می‌کردن...

250
00:09:46,419 --> 00:09:49,213
‫این بود که یک سرپوش پشتیبان
‫واسه اطمینان از خراب نشدن، میذاشتن.

251
00:09:49,297 --> 00:09:50,798
‫اگه اشتباه نکنم...

252
00:09:50,924 --> 00:09:52,633
‫یک سرپوش ایمنی پشتیبان گذاشتن،
‫کاپیتان بصیرت.

253
00:09:52,759 --> 00:09:54,385
‫همم. که اینطور.

254
00:09:54,678 --> 00:09:57,012
‫پس باید یک سرپوش اطمینان اضافی...

255
00:09:57,097 --> 00:09:58,597
‫واسه اون سرپوش ایمنی پشتیبان میذاشتن!

256
00:09:58,723 --> 00:09:59,974
‫خدایا، راست میگه!

257
00:10:00,100 --> 00:10:01,100
‫کارم اینجا تموم شد!

258
00:10:01,226 --> 00:10:02,935
‫من میرم دنبال بقیه افراد محتاج بگردم.

259
00:10:03,853 --> 00:10:05,312
‫خدا عمرت بده،
‫کاپیتان بصیرت.

260
00:10:05,689 --> 00:10:07,189
‫خدا حفظت کنه!

261
00:10:08,066 --> 00:10:08,941
‫خدا لعنتش کنه!

262
00:10:09,067 --> 00:10:11,777
‫باید این یارو رو عضو
‫راکون و دوستان کنیم.

263
00:10:18,076 --> 00:10:19,159
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

264
00:10:19,286 --> 00:10:21,453
‫درست فهمیدم که اینجا
‫کاپیتان بصیرت زندگی می‌کنه؟

265
00:10:21,579 --> 00:10:22,705
‫بله.

266
00:10:22,831 --> 00:10:24,707
‫باید باهاشون حرف بزنم، لطفا.

267
00:10:24,833 --> 00:10:25,666
‫کاپیتان...

268
00:10:25,792 --> 00:10:27,084
‫مشغول رسیدگی به بحران نفت خلیجه.

269
00:10:27,210 --> 00:10:28,627
‫فکر می‌کنم من یه چیزی دارم
‫که می‌تونه...

270
00:10:28,753 --> 00:10:30,629
‫برای مقابله با بحران نفت،
‫بهشون کمک کنه، قربان.

271
00:10:32,007 --> 00:10:33,215
‫آقای بصیرت، قربان،

272
00:10:33,258 --> 00:10:35,259
‫این مرد جوان می‌خواد
‫باهاتون حرف بزنه.

273
00:10:35,343 --> 00:10:37,428
‫خواهش می‌کنم بیا بشین.
‫چه کمکی از دستم ساخته است؟

274
00:10:37,595 --> 00:10:40,639
‫آقای بصیرت، من نماینده برخی
‫از افراد مجرب و معروف هستم.

275
00:10:40,765 --> 00:10:44,101
‫از من خواسته شده که
‫خبر هیجان‌انگیزی رو به شما بدم.

276
00:10:44,227 --> 00:10:45,853
‫شما از قبل تایید شدید...

277
00:10:45,979 --> 00:10:48,647
‫تا به جدیدترین عضو
‫راکون و دوستان تبدیل بشید.

278
00:10:48,773 --> 00:10:49,523
‫چی چی؟

279
00:10:49,649 --> 00:10:52,067
‫من شخصا راکون رو می‌شناسم
‫و می‌تونم بهتون بگم...

280
00:10:52,193 --> 00:10:54,320
‫که دوست شدن با راکون،
‫افتخار بسیار بزرگیه.

281
00:10:54,446 --> 00:10:55,112
‫همونطور که در مدارک می‌بینید،

282
00:10:55,238 --> 00:10:57,614
‫از عوارض ۳ ماه اول شما
‫چشم‌پوشی شده.

283
00:10:57,741 --> 00:10:59,658
‫این موضوع به طور حتم
‫برای شما خیلی هیجان‌انگیزه.

284
00:10:59,784 --> 00:11:01,368
‫کاپیتان بصیرت!

285
00:11:01,494 --> 00:11:02,578
‫کاپیتان بصیرت، لطفا جواب بده!

286
00:11:02,704 --> 00:11:04,663
‫- حرف بزن.
‫- نفت همه‌ش میاد بیرون.

287
00:11:04,789 --> 00:11:06,373
‫حالا چندتا دکل دیگه آتیش گرفتن.

288
00:11:06,458 --> 00:11:08,751
‫گوش کن، باید به محض شروع نشت،
‫با شیلنگ روی بقیه دکل‌ها...

289
00:11:08,793 --> 00:11:09,793
‫آب می‌پاشیدن.

290
00:11:09,836 --> 00:11:10,794
‫بعد این اتفاق نمیفتاد.

291
00:11:10,837 --> 00:11:13,005
‫- درسته. ممنون.
‫- کاپیتان بصیرت!

292
00:11:13,131 --> 00:11:15,090
‫دلفین‌های نفتی که داوطلبان
‫تمیزشون کرده بودن،

293
00:11:15,133 --> 00:11:16,091
‫همه‌شون دارن می‌میرن.

294
00:11:16,676 --> 00:11:18,010
‫برو پیش داوطلبان و بهشون بگو...

295
00:11:18,094 --> 00:11:19,720
‫باید از یه پاک‌کننده غیرسفیدکننده
‫استفاده می‌کردن.

296
00:11:19,888 --> 00:11:20,888
‫- رئیس پلیس!
‫- بله.

297
00:11:20,972 --> 00:11:22,556
‫به برت فاور بگو که نباید اصلا...

298
00:11:22,640 --> 00:11:24,516
‫عکس‌های واقعی دولش رو می‌فرستاد.

299
00:11:24,642 --> 00:11:28,020
‫اوه! این نعمت نیست،
‫نفرینه.

300
00:11:30,648 --> 00:11:33,317
‫خب بگذریم،
‫اگه می‌خواید فرم‌ها رو پر کنید،

301
00:11:33,443 --> 00:11:35,361
‫شما رو فورا در راکون و دوستان عضو می‌کنیم.

302
00:11:35,487 --> 00:11:37,488
‫ببین، شرمنده‌ام، بچه‌جان،
‫ولی من تنها کار می‌کنم.

303
00:11:37,614 --> 00:11:39,114
‫خب، ببینید مشکل اینجاست که...

304
00:11:39,240 --> 00:11:41,700
‫اتحادیه ابرقهرمانی وجود داره
‫به اسم راکون و دوستان.

305
00:11:41,826 --> 00:11:44,745
‫و اگه قبول نکنید که عضو اون اتحادیه بشد،
‫یه پوست زخم تخمی هستید.

306
00:11:44,788 --> 00:11:46,914
‫از اینجا برو بیرون.
‫باید فکر کنم.

307
00:11:47,582 --> 00:11:49,875
‫باشه! شما باید منتظر وکیلم...

308
00:11:50,001 --> 00:11:51,710
‫وکیل راکون باشید، جناب!

309
00:11:52,462 --> 00:11:54,254
‫نشت نفت شرکت بی‌پی
‫در خلیج...

310
00:11:54,381 --> 00:11:56,131
‫هر روز بدتر از قبل میشه.

311
00:11:56,257 --> 00:11:59,343
‫با افزایش خشم عمومی
‫نسبت به شرکت بی‌پی،

312
00:11:59,469 --> 00:12:01,095
‫رئیس این شرکت یک بیانیه منتشر کرد.

313
00:12:01,221 --> 00:12:03,514
‫سلام. من تونی هی‌وارد هستم،

314
00:12:03,681 --> 00:12:05,974
‫رئیس و مدیرعامل بی‌پی.

315
00:12:06,142 --> 00:12:08,685
‫نشت حفاری اتفاقی ما
‫که دوباره در خلیج اتفاق افتاد...

316
00:12:08,812 --> 00:12:11,063
‫فاجعه غم‌انگیزیه که
‫هرگز نباید اتفاق می‌افتاد.

317
00:12:11,189 --> 00:12:12,731
‫و به تمام کسانی که آسیب دیدند،

318
00:12:12,816 --> 00:12:16,902
‫می‌خوام بگم که عمیقا متاسفیم.

319
00:12:17,487 --> 00:12:25,119
‫متاسفیم.

320
00:12:27,872 --> 00:12:28,622
‫متاسفیم.

321
00:12:29,749 --> 00:12:31,959
‫بی‌پی مسئولیت کامل پاکسازی نشت نفت،

322
00:12:32,085 --> 00:12:33,877
‫در خلیج رو بر عهده می‌گیره.

323
00:12:34,003 --> 00:12:36,004
‫و با انجام این کار،
‫اسم شرکت خودمون رو...

324
00:12:36,131 --> 00:12:39,216
‫از «فراتر از نفت خام»
‫به «نفت خام قابل اعتماد» تغییر میدیم.

325
00:12:40,176 --> 00:12:42,719
‫دی‌پی. دیگه زمین رو نمی‌گاییم.

326
00:12:42,887 --> 00:12:44,388
‫دی‌پیش می‌کنیم.

327
00:12:46,100 --> 00:12:47,000
‫(سکوت، جلسه شروع شده)

328
00:12:47,016 --> 00:12:49,601
‫آقایون، تلاش‌های من برای
‫به عضویت در آوردن کاپیتان بصیرت...

329
00:12:49,727 --> 00:12:51,019
‫در راکون و دوستان، ناموفق بود،

330
00:12:51,146 --> 00:12:53,522
‫ولی گمان می‌کنم که چاره‌ای پیدا کردم.

331
00:12:53,648 --> 00:12:54,648
‫پروژکتور راکون روشن بشه.

332
00:12:54,774 --> 00:12:57,651
‫تنها کاری که باید بکنیم
‫اینه که عکس‌های لختی کاپیتان بصیرت...

333
00:12:57,777 --> 00:12:58,652
‫با کورتنی لاو رو بگیریم.

334
00:12:58,778 --> 00:12:59,987
‫بعد بهش میگیم
‫اگه به ما ملحق نشه،

335
00:13:00,113 --> 00:13:01,155
‫عکس‌ها رو توی اینترنت پخش می‌کنیم.

336
00:13:01,281 --> 00:13:03,031
‫عکس‌های لختی اون با کورتنی لاو رو
‫از کجا گیر بیاریم؟

337
00:13:03,158 --> 00:13:05,701
‫ساده است، ابزاردان.
‫اسلاید دوم راکون.

338
00:13:05,827 --> 00:13:07,870
‫پروفسور آشوب رو شبیه کورتنی لاو می‌کنیم،

339
00:13:07,996 --> 00:13:09,663
‫کنار یه آدم بی‌خانمان میذاریمش
‫و عکس‌های لختی می‌گیریم،

340
00:13:09,789 --> 00:13:11,915
‫بعد صورت بصیرت رو روشون فتوشاپ می‌کنیم.

341
00:13:12,041 --> 00:13:12,666
‫من؟

342
00:13:12,792 --> 00:13:14,793
‫اوه، بی‌خیال، رفقا،
‫من رو شبیه کورتنی لاو نکنین.

343
00:13:14,919 --> 00:13:16,462
‫باید سریع دست به کار بکشیم، بچه‌ها.

344
00:13:16,546 --> 00:13:18,088
‫راکون و دوستان، هوو!

345
00:13:19,257 --> 00:13:21,383
‫می‌خوای عکس‌های لختی از باترز بگیریم...

346
00:13:21,468 --> 00:13:22,384
‫تا باهاشون اخاذی کنیم؟

347
00:13:22,677 --> 00:13:24,511
‫این کارها زیاد ابرقهرمانانه به نظر نمیاد.

348
00:13:24,971 --> 00:13:26,638
‫به‌خاطر اینکه تو کوته‌فکری، پشه.

349
00:13:26,764 --> 00:13:27,890
‫یه مغز کوچولوی پشه‌ای داری.

350
00:13:28,016 --> 00:13:29,475
‫واسه همین نمی‌تونی نقشه بچینی.

351
00:13:29,517 --> 00:13:30,309
‫نه، نه، ببین...

352
00:13:30,393 --> 00:13:31,435
‫اتفاقی که توی خلیج افتاده،

353
00:13:31,519 --> 00:13:33,812
‫خیلی مهم‌تر از اخاذی کردن
‫از یک قهرمان دیگه است.

354
00:13:33,938 --> 00:13:34,855
‫موافقم.

355
00:13:34,898 --> 00:13:37,274
‫اوه، کی آخه به مزخرفات محیط زیستی
‫نشت نفت اهمیت میده؟

356
00:13:37,484 --> 00:13:39,234
‫پشه نقشه‌ی خوبی داره، کارتمن.
‫گوش کن ببین چی میگه.

357
00:13:39,360 --> 00:13:40,402
‫تو نمی‌دونی که من کارتمنم...

358
00:13:40,528 --> 00:13:41,820
‫چون هویت واقعیم مخفی مونده!

359
00:13:41,946 --> 00:13:43,739
‫همه‌مون در تصمیمات این سازمان
‫دخیل هستیم، راکون.

360
00:13:43,865 --> 00:13:46,408
‫- بذار پشه حرف بزنه.
‫- باشه، پشه،

361
00:13:46,493 --> 00:13:48,994
‫چطوری می‌خوای به کسایی که
‫در بحران خلیج رنج میکشن، کمک کنی؟

362
00:13:49,120 --> 00:13:51,038
‫به نظرم باید با کیک فروختن،
‫به جمع‌آوری پول...

363
00:13:51,122 --> 00:13:52,748
‫برای کمک‌های امدادی، یاری برسونیم.

364
00:13:52,957 --> 00:13:54,166
‫فروش کیک؟

365
00:13:54,250 --> 00:13:56,168
‫دستور پخت کیک لیمویی
‫مال مامانم رو دارم.

366
00:13:56,294 --> 00:13:58,212
‫می‌تونیم با لباس‌هامون
‫بریم بیرون خواربارفروشی...

367
00:13:58,338 --> 00:14:00,339
‫و کیک‌های لیمویی بفروشیم
‫که کار خیلی خوبیه...

368
00:14:00,381 --> 00:14:01,089
‫و به مردم کمک می‌کنه.

369
00:14:01,132 --> 00:14:03,467
‫ما خیرسرمون ابرقهرمانیم،
‫نه پیشاهنگ‌های تخمی دخترونه.

370
00:14:03,593 --> 00:14:04,843
‫کسایی که اونجان، به کمک احتیاج دارن.

371
00:14:04,969 --> 00:14:07,846
‫بعضی وقت‌ها قهرمان بودن
‫به معنی کمک از راه‌های کوچیک‌تره.

372
00:14:07,889 --> 00:14:09,890
‫- تیمی!
‫- فکر می‌کنین فروختن کیک لیمویی...

373
00:14:09,933 --> 00:14:10,933
‫به بشریت کمک می‌کنه؟

374
00:14:11,017 --> 00:14:13,101
‫بیشتر از عکس‌های لختی گرفتن
‫از باترز، کمک می‌کنه.

375
00:14:13,353 --> 00:14:15,812
‫خفه شو! کرانچ توت نعناع!
‫تو اصلا هیچی نیستی!

376
00:14:15,939 --> 00:14:16,939
‫اینم یه مورد دیگه است.

377
00:14:17,023 --> 00:14:18,607
‫دیگه نباید به کرانچ توت نعناع گیر بدی.

378
00:14:18,691 --> 00:14:20,025
‫اوه، حالا تو واسه ما رئیس شدی؟

379
00:14:20,109 --> 00:14:21,735
‫نه، ولی همه‌مون با هم برابریم.

380
00:14:21,819 --> 00:14:23,070
‫از حالا به بعد،
‫رای‌گیری می‌کنیم.

381
00:14:23,112 --> 00:14:25,155
‫کی می‌خواد نقشه من رو پیش ببریم؟

382
00:14:28,493 --> 00:14:29,993
‫به نظر عالی میاد.
‫بریم سراغش.

383
00:14:30,036 --> 00:14:31,370
‫پیش به سوی خواربارفروشی!

384
00:14:37,794 --> 00:14:40,295
‫همونطور که به سمت مغازه
‫خواربارفروشی می‌رفتیم،

385
00:14:40,421 --> 00:14:42,005
‫حس راکونیم شروع به مورمور شدن کرد.

386
00:14:42,131 --> 00:14:44,466
‫یه جای کار می‌لنگید.
‫خیلی هم می‌لنگید.

387
00:14:44,592 --> 00:14:45,842
‫یادم گرفتم که به حس راکونیم اعتماد کنم.

388
00:14:45,969 --> 00:14:49,429
‫همیشه راهنمای من بوده.
‫پس می‌دونستم که باید یه کاری بکنم.

389
00:14:49,556 --> 00:14:51,807
‫یک راکون باید بدونه که
‫چه زمانی از خودش دفاع کنه.

390
00:15:37,645 --> 00:15:40,147
‫خب، حالا به حالت عادی برگشتیم.

391
00:15:40,273 --> 00:15:43,066
‫درست مثل قبل شدیم
‫و همه‌چی رو فراموش کردیم، مگه نه؟

392
00:15:43,192 --> 00:15:44,735
‫درسته درسته.

393
00:15:44,861 --> 00:15:45,902
‫درسته.

394
00:15:46,029 --> 00:15:50,240
‫خوبه! حالا راکون و دوستان
‫قراره چی کار بکنن؟

395
00:15:53,870 --> 00:15:55,954
‫یک بحران دیگر در خلیج مکزیک رخ داده...

396
00:15:56,080 --> 00:15:59,333
‫چرا که شرکت نفتی دی‌پی
‫یک بار دیگر اشتباه مهلکی انجام داده.

397
00:15:59,375 --> 00:16:02,669
‫این بار شرکت نفتی
‫به صورت اتفاقی یک سوراخ...

398
00:16:02,795 --> 00:16:04,338
‫به بُعد دیگر واقعیت باز کرده.

399
00:16:07,133 --> 00:16:09,051
‫شرکت نفتی بیان کرده
‫که خبر داشته...

400
00:16:09,177 --> 00:16:10,594
‫پورتالی به بعد دیگر اونجا بوده،

401
00:16:10,720 --> 00:16:13,764
‫ولی فکر نمی‌کرده که حفاری
‫در اونجا مشکل‌ساز بشه.

402
00:16:14,349 --> 00:16:16,308
‫حالا هزاران موجود از یک بعد دیگر...

403
00:16:16,351 --> 00:16:19,227
‫به واقعیت ما سرازیر شدن
‫و هرج و مرج به راه انداختن.

404
00:16:20,688 --> 00:16:23,023
‫سلام. من تونی هی‌وارد هستم،

405
00:16:23,107 --> 00:16:24,483
‫مدیرعامل دی‌پی.

406
00:16:25,109 --> 00:16:26,610
‫باز کردن یک سوراخ به بعد دیگه واقعیت،

407
00:16:26,736 --> 00:16:28,862
‫فاجعه غم‌انگیزیه که
‫هرگز نباید اتفاق می‌افتاد.

408
00:16:28,988 --> 00:16:33,575
‫و به عنوان مدیرعامل می‌خوام بگم
‫که ما متاسفیم.

409
00:16:34,702 --> 00:16:39,456
‫متاسفیم.

410
00:16:40,667 --> 00:16:42,334
‫متاسفیم.

411
00:16:48,966 --> 00:16:51,176
‫کاپیتان بصیرت، قربان!

412
00:16:51,302 --> 00:16:53,220
‫درخواست‌های کمک
‫از همه‌جا سرازیر شدن.

413
00:16:53,346 --> 00:16:54,638
‫باید خودتون رو به خلیج برسونین.

414
00:16:54,764 --> 00:16:57,057
‫الان نمی‌تونم به کسی کمک کنم.

415
00:16:57,141 --> 00:16:58,600
‫یک مسئله‌ای پیش اومده.

416
00:16:58,643 --> 00:17:00,519
‫چه مسئله‌ای، قربان؟
‫می‌دونین که می‌تونین بهم بگین.

417
00:17:00,978 --> 00:17:02,646
‫هفته قبل رو یادت میاد...

418
00:17:02,730 --> 00:17:05,232
‫که خیلی خیلی مست کرده بودم؟

419
00:17:05,316 --> 00:17:06,274
‫بله، قربان.

420
00:17:06,651 --> 00:17:08,402
‫به عکس‌های روی میز نگاه کن.

421
00:17:12,365 --> 00:17:15,742
‫خدای من، عکس‌های شما با کورتنی لاوه؟

422
00:17:16,035 --> 00:17:17,786
‫معلومه که کورتنی لاوه!

423
00:17:17,787 --> 00:17:20,247
‫- ولی شما اصلا کِی...
‫- یادم نمیاد!

424
00:17:20,373 --> 00:17:21,206
‫مسئله همینجاست.

425
00:17:21,332 --> 00:17:23,625
‫وقتی مست میشم، هیچی یادم نمی‌مونه.

426
00:17:23,751 --> 00:17:25,335
‫نباید اونقدر مست می‌کردم.

427
00:17:25,461 --> 00:17:26,503
‫و نباید مخلوط الکل می‌خوردم.

428
00:17:26,629 --> 00:17:29,172
‫الکل نباید قانونی باشه.
‫اوه، دیوونه‌کننده است!

429
00:17:29,298 --> 00:17:31,216
‫الان مهم نیست، قربان.

430
00:17:31,342 --> 00:17:32,467
‫مردم در خلیج دارن صدمه می‌بینن...

431
00:17:32,593 --> 00:17:33,969
‫و باید بفهمن که چه کارها
‫می‌تونستن بکنن و نکردن.

432
00:17:34,178 --> 00:17:35,929
‫نباید اصلا اون بطری مکالان رو توی انباری...

433
00:17:35,972 --> 00:17:36,638
‫نگه می‌داشتم.

434
00:17:36,723 --> 00:17:38,098
‫نباید اصلا دور و بر کورتنی لاو...

435
00:17:38,182 --> 00:17:38,765
‫و دوربین می‌رفتم.

436
00:17:38,891 --> 00:17:40,434
‫- من باید...
‫- قربان، قربان!

437
00:17:40,518 --> 00:17:42,060
‫موجوداتی از بُعد دیگر واقعیت...

438
00:17:42,145 --> 00:17:43,520
‫به ویرانی در خلیج ادامه میدن.

439
00:17:43,604 --> 00:17:45,772
‫و سوالی که همه می‌پرسن،

440
00:17:46,107 --> 00:17:47,816
‫کاپیتان بصیرت کجاست؟

441
00:17:48,109 --> 00:17:50,485
‫کجایی، کاپیتان بصیرت؟

442
00:17:50,509 --> 00:17:53,509
‫کجویی کپتین بصرت
‫که میگوهام رو بردن؟

443
00:17:54,490 --> 00:17:56,366
‫با غیبت کاپیتان بصیرت،

444
00:17:56,492 --> 00:17:58,618
‫حالا چه ابرقهرمانانی می‌تونن
‫خلیج رو نجات بدن؟

445
00:17:59,704 --> 00:18:02,205
‫دوستان ابرقهرمان من، موفق شدم.

446
00:18:02,331 --> 00:18:03,957
‫به مشکل بصیرت رسیدگی شد.

447
00:18:04,083 --> 00:18:06,084
‫و حالا کشور بالاخره می‌تونه
‫از وجود راکون و دوستان،

448
00:18:06,210 --> 00:18:06,752
‫باخبر بشه.

449
00:18:06,878 --> 00:18:09,504
‫الان مسائل مهم‌تری
‫برای بحث کردن وجود دارن.

450
00:18:09,630 --> 00:18:10,756
‫درسته، ابزاردان.

451
00:18:10,798 --> 00:18:12,674
‫حالا چطور با این موجودات بُعد دیگه...

452
00:18:12,759 --> 00:18:13,592
‫مقابله کنیم؟

453
00:18:13,676 --> 00:18:15,969
‫منظورش اینه که باید در مورد
‫مسائلی با تو حرف بزنیم.

454
00:18:16,179 --> 00:18:17,262
‫باشه، چیه؟

455
00:18:17,889 --> 00:18:19,598
‫من نمی‌خوام بهش بگم.
‫ظرف دردار، تو بهش بگو.

456
00:18:19,682 --> 00:18:21,141
‫منم دلم نمی‌خواد بهش بگم.

457
00:18:21,267 --> 00:18:23,059
‫من بهش میگم.
‫راکون، متاسفم،

458
00:18:23,186 --> 00:18:25,270
‫ولی تو رو از راکون و دوستان بیرون می‌کنیم.

459
00:18:26,981 --> 00:18:28,857
‫من رو از راکون و دوستان بیرون می‌کنین؟

460
00:18:28,983 --> 00:18:30,776
‫همه‌مون رای دادیم
‫و به اتفاق آرا بود.

461
00:18:30,818 --> 00:18:33,445
‫نمی‌تونین من رو
‫از راکون و دوستان بیرون کنین.

462
00:18:33,488 --> 00:18:34,362
‫من خود راکونم!

463
00:18:34,489 --> 00:18:36,406
‫ببین، به نظر ما، تو اهداف
‫و روش‌های انجام کار...

464
00:18:36,532 --> 00:18:37,783
‫مخصوص به خودت رو داری
‫و با چیزهایی که...

465
00:18:37,909 --> 00:18:38,909
‫ما بخوایم بهشون برسیم،
‫تناقض دارن.

466
00:18:39,035 --> 00:18:40,327
‫مقر اصلی و تموم تجهیزات به ما می‌رسه.

467
00:18:40,453 --> 00:18:42,913
‫هیچی به شما نمی‌رسه!
‫اینجا زیرزمین خونه ماست!

468
00:18:43,039 --> 00:18:44,414
‫و منم شما رو به مامانم لو میدم!

469
00:18:44,540 --> 00:18:47,250
‫ما از قبل با مامانت صحبت کردیم.
‫خانم کارتمن؟

470
00:18:47,376 --> 00:18:48,168
‫بله، میستریان؟

471
00:18:48,294 --> 00:18:50,629
‫لطفا راکون رو از پایگاه مخفیمون بیرون کنین.

472
00:18:50,755 --> 00:18:51,463
‫اریک، بهت گفته بودم...

473
00:18:51,589 --> 00:18:53,173
‫که نباید دوست‌هات رو کتک بزنی، مگه نه؟

474
00:18:53,299 --> 00:18:55,884
‫مامان، یعنی چی؟
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

475
00:18:56,010 --> 00:18:57,844
‫اریک، تو نباید دوست‌هات رو بزنی،

476
00:18:57,970 --> 00:19:00,388
‫و بهت گفته بودم که
‫باید درست حرف بزنی.

477
00:19:00,515 --> 00:19:01,681
‫تنبیه‌ت اینه که دوست‌هات...

478
00:19:01,808 --> 00:19:03,475
‫بدون تو، ابرقهرمان‌بازی می‌کنن.

479
00:19:03,559 --> 00:19:04,392
‫برو توی اتاقت!

480
00:19:04,435 --> 00:19:06,019
‫حتما شوخیت گرفته!

481
00:19:06,813 --> 00:19:07,604
‫ای وای!

482
00:19:07,730 --> 00:19:10,065
‫بدون شک این دفعه دیگه
‫توی شلوارهامون ریدیم.

483
00:19:10,233 --> 00:19:12,567
‫آره، متاسفانه این دفعه دیگه
‫باید بیشتر از کمپین...

484
00:19:12,693 --> 00:19:15,237
‫«متاسفم» مایه بذاریم
‫تا همه رو راضی کنیم.

485
00:19:15,321 --> 00:19:17,322
‫اوه، این دفعه دیگه چه گرفتاری شدیم.

486
00:19:19,867 --> 00:19:20,826
‫متاسفانه...

487
00:19:20,952 --> 00:19:22,828
‫هیچ راهی وجود نداره
‫که پورتال چند بعدی رو برداریم.

488
00:19:22,954 --> 00:19:25,455
‫امواج و جریانات آب اقیانوس اونقدر زیادن...

489
00:19:25,498 --> 00:19:27,040
‫که نمیشه دستگاهی رو به اونجا برد.

490
00:19:27,083 --> 00:19:28,208
‫صبر کنین ببینم!

491
00:19:28,292 --> 00:19:29,751
‫امواج و جریانات آب، خودشه!

492
00:19:29,836 --> 00:19:31,378
‫فکر کنم بدونم چطور درستش کنیم.

493
00:19:31,629 --> 00:19:34,130
‫- بگو چطوری؟
‫- حفاری می‌کنیم.

494
00:19:34,257 --> 00:19:36,758
‫- معلومه، حفاری!
‫- فکر خوبیه.

495
00:19:36,884 --> 00:19:37,968
‫آره، معلومه!

496
00:19:38,094 --> 00:19:40,220
‫به نظرم اگه روی ماه حفاری کنیم،

497
00:19:40,346 --> 00:19:43,265
‫کشش گرانشیش بر امواج اقیانوس
‫رو تغییر میدیم،

498
00:19:43,391 --> 00:19:45,433
‫و می‌تونیم نشت چندبعدی رو ببندیم.

499
00:19:45,518 --> 00:19:47,310
‫درست نفهمیدم.

500
00:19:47,395 --> 00:19:50,230
‫با حفاری در اینجا و اینجا،
‫توی این مخمصه افتادیم.

501
00:19:50,314 --> 00:19:53,024
‫حالا باید اینجا حفاری کنیم.

502
00:19:55,820 --> 00:19:58,029
‫به نظر بسیار امیدوارکننده میاد.

503
00:19:58,155 --> 00:19:59,865
‫اگه به طور همزمان،

504
00:19:59,991 --> 00:20:02,659
‫اینجا و اینجا و اینجا حفاری انجام بشه،
‫محیط زیست ما...

505
00:20:02,785 --> 00:20:03,743
‫باید به ثبات برسه.

506
00:20:03,870 --> 00:20:05,954
‫نیروهای لرزه‌ای عظیمی شکل می‌گیرن.

507
00:20:06,038 --> 00:20:07,998
‫فکر می‌کنی ماه می‌تونه تحمل کنه؟

508
00:20:08,791 --> 00:20:10,792
‫اوه، تحمل می‌کنه.

509
00:20:23,806 --> 00:20:27,392
‫شرکت نفتی دی‌پی،
‫امروز حفاری در ماه رو شروع کرد...

510
00:20:27,518 --> 00:20:30,353
‫و به نظر می‌رسه که حتی
‫مشکلات بزرگ‌تری رو ایجاد کردن.

511
00:20:30,479 --> 00:20:32,022
‫او-اوه. یه حسی بهم میگه...

512
00:20:32,148 --> 00:20:33,982
‫باید دوباره لباس‌هامون رو بپوشیم، بچه‌ها.

513
00:20:34,066 --> 00:20:35,400
‫تام، شرکت نفتی دی‌پی...

514
00:20:35,526 --> 00:20:37,360
‫یک حادثه حفاری دیگه داشته.

515
00:20:37,486 --> 00:20:39,779
‫به نظر می‌رسه این بار کثولهو،

516
00:20:39,864 --> 00:20:41,615
‫اهریمن قدرتمند و ترسناک رو آزاد کردن.

517
00:20:43,659 --> 00:20:45,869
‫ظهور کثولهو از یک بُعد دیگه...

518
00:20:45,995 --> 00:20:48,330
‫اینجا رو تا سه هزار سال
‫در تاریکی فرو می‌بره، تام،

519
00:20:48,456 --> 00:20:49,581
‫همه‌مون به جنون می‌رسیم...

520
00:20:49,707 --> 00:20:52,250
‫و تبدیل به بردگان فرقه کثولهو میشیم.

521
00:20:52,376 --> 00:20:55,587
‫رئیس شرکت نفتی دی‌پی
‫این بیانیه رو منتشر کرده.

522
00:20:59,884 --> 00:21:02,177
‫به عنوان رئیس شرکت نفتی دی‌پی،

523
00:21:02,303 --> 00:21:05,555
‫می‌خواستم بگم که... ما متاسفیم.

524
00:21:06,223 --> 00:21:08,850
‫عمیقا متاسفم.

525
00:21:10,770 --> 00:21:12,187
‫متاسفیم.

526
00:21:13,439 --> 00:21:15,732
‫کثولهو رایلی واهناگل فتاگن.

527
00:21:15,858 --> 00:21:18,735
‫کثولهو تاریکی را ستایش کنید.
‫باشد که تا مدت‌ها سلطنت کند.

528
00:21:20,446 --> 00:21:22,781
‫دیگه روی دوش ماست، بچه‌ها.
‫وقتشه بریم سمت خلیج!

529
00:21:24,281 --> 00:21:31,625
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

530
00:21:33,125 --> 00:21:36,169
‫تاریکی شهر ما رو فرا گرفته.

531
00:21:36,796 --> 00:21:39,422
‫دوستان راکون تسلیم شرارت شدن.

532
00:21:40,758 --> 00:21:42,926
‫وظیفه راکونه که جلوشون رو بگیره.

533
00:21:43,886 --> 00:21:45,470
‫کونی‌ها!

534
00:21:45,494 --> 00:21:49,494
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
