1
00:00:28,096 --> 00:00:31,096
‫این سریال حاوی الفاظ رکیک است

2
00:00:36,453 --> 00:00:38,705
‫خیلی‌خب، بچه‌ها.
‫بشینین سر جاهاتون.

3
00:00:38,872 --> 00:00:41,207
‫در خط مشی مدرسه،
‫تغییری ایجاد شده،

4
00:00:41,375 --> 00:00:44,252
‫به‌ همین خاطر بهتون تکلیف میدم
‫که یک کتاب بخونین.

5
00:00:44,545 --> 00:00:45,545
‫آوو، کتاب؟

6
00:00:45,671 --> 00:00:47,046
‫خدایا، ازشون متنفرم.

7
00:00:47,131 --> 00:00:49,716
‫حالا ببینین بچه‌ها،
‫این کتاب خیلی بحث‌برانگیزه...

8
00:00:49,883 --> 00:00:53,010
‫و به تازگی از فهرست
‫کتاب‌های ممنوعه در اومده.

9
00:00:53,178 --> 00:00:53,803
‫اوه، واقعا؟
‫چه خوب.

10
00:00:54,179 --> 00:00:56,431
‫اسمش هست «ناطور دشت»...

11
00:00:56,598 --> 00:00:59,809
‫و بخش‌های خیلی زننده‌...

12
00:00:59,977 --> 00:01:00,518
‫ایولا!

13
00:01:00,686 --> 00:01:03,146
‫و گویش بسیار مبتذلی داره.

14
00:01:04,064 --> 00:01:04,856
‫در واقع مدرسه‌های زیادی...

15
00:01:05,023 --> 00:01:07,275
‫در سراسر کشور،
‫هنوز این کتاب رو ممنوع کردن...

16
00:01:07,443 --> 00:01:10,027
‫چون که به نظرشون خیلی نامناسبه.

17
00:01:10,195 --> 00:01:10,987
‫اوه، پسر، طاقت ندارم!

18
00:01:11,155 --> 00:01:14,073
‫می‌خوام امشب فصل‌های ۱ تا ۵ رو بخونین،

19
00:01:14,241 --> 00:01:15,241
‫و فردا درباره‌ش بحث می‌کنیم...

20
00:01:15,409 --> 00:01:16,659
‫نه، نه، بی‌خیال،
‫بیاین همین الان بخونیمش!

21
00:01:16,827 --> 00:01:18,953
‫آقای گریسون، مگه اون کسی
‫که به جان لنون شلیک کرد...

22
00:01:19,121 --> 00:01:20,246
‫نگفته بود به‌خاطر این کتاب بوده؟

23
00:01:20,414 --> 00:01:22,582
‫آره، ظاهرا قاتل جان لنون...

24
00:01:22,750 --> 00:01:25,626
‫گفته که از ناطور دشت الهام گرفته بوده.

25
00:01:25,794 --> 00:01:26,919
‫ولی طرف کلا اسکل بوده.

26
00:01:27,087 --> 00:01:27,920
‫وای، یعنی دارین میگین...

27
00:01:28,088 --> 00:01:29,672
‫این کتاب کثیف و نامناسبه،

28
00:01:29,840 --> 00:01:31,674
‫و کاری کرده یه نفر
‫به پادشاه هیپی‌ها شلیک کنه؟

29
00:01:31,842 --> 00:01:33,509
‫میشه خواهشا همین الان بخونیمش؟

30
00:01:33,677 --> 00:01:35,636
‫شما توی خونه می‌خونینش،

31
00:01:35,804 --> 00:01:36,846
‫و همه‌تون در مورد مضامین...

32
00:01:37,014 --> 00:01:39,766
‫و گویش بزرگسالانه‌ش،
‫بالغانه برخورد می‌کنین.

33
00:01:39,933 --> 00:01:41,225
‫آآآو!

34
00:01:47,733 --> 00:01:49,525
‫به جاهای کثیفش هنوز نرسیدی؟

35
00:01:49,693 --> 00:01:52,528
‫نه. هنوز درباره یک نوجوون
‫نق نقو و اعصاب خردکنه...

36
00:01:52,696 --> 00:01:55,031
‫که درباره تخمی بودن خودش حرف می‌زنه.

37
00:01:56,200 --> 00:01:57,033
‫نمی‌فهمم، رفیق.

38
00:01:57,201 --> 00:01:58,242
‫این کجاش جنجالیه؟

39
00:01:58,410 --> 00:02:00,536
‫فقط چند بار «شت» و «فاک» گفته.

40
00:02:00,704 --> 00:02:03,539
‫می‌دونم. من تقریبا آخرهاش رسیدم
‫و هیچی نداشته.

41
00:02:06,835 --> 00:02:09,128
‫مادرقحبه!

42
00:02:09,630 --> 00:02:10,546
‫کُلش...

43
00:02:10,714 --> 00:02:12,590
‫کل کتاب تخمی رو خوندم!

44
00:02:12,758 --> 00:02:13,549
‫همه‌ش می‌گفتم، «باشه...

45
00:02:13,717 --> 00:02:15,593
‫گمونم جاهای باحال و توهین‌آمیزش
‫الان‌هاست که بیاد.»

46
00:02:15,761 --> 00:02:17,470
‫بعدش نزدیک به ۱۰۰ صفحه خوندم،

47
00:02:17,638 --> 00:02:18,179
‫با خودم گفتم، «باشه...

48
00:02:18,347 --> 00:02:19,972
‫گمونم کثافت‌کاری‌هاش ته کتابن.»

49
00:02:20,140 --> 00:02:21,432
‫بعدش به صفحه آخر رسیدم،

50
00:02:21,600 --> 00:02:23,976
‫و اینجوری بودم که
‫«این چه کسشعری بود؟»

51
00:02:24,144 --> 00:02:26,020
‫الان یه کتاب واسه هیچ و پوچ خوندم!

52
00:02:26,188 --> 00:02:28,105
‫آخه چرا اصلا این کتاب ممنوع شده بوده؟

53
00:02:28,273 --> 00:02:29,982
‫بی‌شرف‌ها گول‌مون زدن، فهمیدی؟

54
00:02:30,150 --> 00:02:31,150
‫با وعده‌های ابتذال...

55
00:02:31,318 --> 00:02:35,112
‫ما رو اغوا کردن و گول زدن تا کتاب بخونیم.

56
00:02:39,243 --> 00:02:40,910
‫می‌دونیم. الان داشتیم
‫درباره همین حرف می‌زدیم.

57
00:02:41,078 --> 00:02:44,413
‫چرا آخه یه نفر باید فکر کنه
‫که این کتاب مستهجن یا خطرناکه؟

58
00:02:48,752 --> 00:02:51,295
‫جان لنون رو بکش.

59
00:02:51,463 --> 00:02:55,800
‫جان لنون رو بکش.

60
00:02:55,968 --> 00:02:57,552
‫جان لنون رو بکش!

61
00:02:59,847 --> 00:03:02,348
‫میگم بابا، جان لنون کجا زندگی می‌کنه؟

62
00:03:02,516 --> 00:03:05,017
‫جان لنون مُرده، باترز.

63
00:03:05,185 --> 00:03:07,812
‫ای بابا، تف.

64
00:03:07,980 --> 00:03:11,107
‫رفیق، بعضی‌ها واقعا
‫این کتاب رو مستهجن می‌دونن.

65
00:03:11,275 --> 00:03:12,316
‫اصلا مستهجن نیست.

66
00:03:12,484 --> 00:03:13,860
‫بهشون نشون میدم که مستهجن یعنی چی.

67
00:03:14,027 --> 00:03:16,028
‫هی آره، ما باید کتاب ممنوعه
‫خودمون رو بنویسیم.

68
00:03:16,196 --> 00:03:18,865
‫آره، می‌تونیم یک کتاب بنویسیم
‫که خیلی بیشتر از این ممنوع بشه.

69
00:03:19,032 --> 00:03:20,867
‫آره، عالی شد.

70
00:03:21,034 --> 00:03:23,035
‫داستانِ...

71
00:03:23,203 --> 00:03:25,830
‫داستان اسکروتی مک‌کیر‌درکون.

72
00:03:25,831 --> 00:03:27,558
‫نه، اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ.

73
00:03:27,583 --> 00:03:30,001
‫اوه، آره، خوبه.
‫اون چیز خوبیه.

74
00:03:30,168 --> 00:03:32,587
‫خیلی‌خب، «فصل اول»...

75
00:03:32,754 --> 00:03:36,048
‫«صبح یک روز گرم بهاری بود»...

76
00:03:37,548 --> 00:03:45,548
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

77
00:04:05,579 --> 00:04:09,373
‫«داستان اسکروتی مک‌‌تخم‌عن‌دماغ»؟

78
00:04:09,541 --> 00:04:12,168
‫«صبح یک روز گرم تابستانی بود...

79
00:04:12,336 --> 00:04:17,048
‫که اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ
‫از خواب بیدار شد و فهمید»...

80
00:04:17,215 --> 00:04:18,549
‫ای.

81
00:04:18,717 --> 00:04:20,176
‫«اون یک»...

82
00:04:20,344 --> 00:04:21,552
‫چی؟

83
00:04:21,720 --> 00:04:22,720
‫اووه!

84
00:04:22,888 --> 00:04:24,096
‫ااه!

85
00:04:24,264 --> 00:04:25,306
‫اوه، خدای من!

86
00:04:25,474 --> 00:04:27,141
‫«بعدش چیزهای سگش رو»...

87
00:04:27,309 --> 00:04:28,434
‫اوه!

88
00:04:30,395 --> 00:04:33,439
‫اوه! اوه خداجون!

89
00:04:33,607 --> 00:04:34,440
‫«از خونه که بیرون اومد،

90
00:04:34,608 --> 00:04:37,401
‫یک خون و چرک غرق در»...

91
00:04:40,280 --> 00:04:42,406
‫نه! نه!

92
00:04:44,159 --> 00:04:46,118
‫نه! نه!

93
00:04:47,955 --> 00:04:48,788
‫رندی؟

94
00:04:48,956 --> 00:04:49,455
‫رندی!

95
00:04:49,581 --> 00:04:51,540
‫رندی، باید این رو بخونی.

96
00:04:51,708 --> 00:04:53,459
‫- چی رو بخونم؟
‫- این کتاب!

97
00:04:53,627 --> 00:04:55,753
‫پسرمون و دوست‌هاش نوشتنش!

98
00:04:55,921 --> 00:04:57,463
‫- خب؟
‫- خب؟

99
00:04:57,631 --> 00:04:59,674
‫رندی، این... این...

100
00:04:59,841 --> 00:05:01,300
‫خیلی خوبه.

101
00:05:01,468 --> 00:05:03,010
‫- ها؟
‫- یعنی حال به‌هم زنه.

102
00:05:03,178 --> 00:05:06,430
‫این حال به‌هم زن‌ترین چیزیه
‫که تا حالا خوندم،

103
00:05:06,598 --> 00:05:08,933
‫ولی داستانش خارق‌العاده است،

104
00:05:09,101 --> 00:05:12,436
‫و شخصیت‌ها خیلی زنده‌ان.

105
00:05:12,604 --> 00:05:13,980
‫«صبح یک روز گرم تابستانی بود...

106
00:05:14,147 --> 00:05:16,983
‫که اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ
‫از خواب بیدار شد و فهمید»...

107
00:05:17,150 --> 00:05:18,818
‫ای! شارون، چقدر زشت!

108
00:05:18,986 --> 00:05:20,987
‫نه، نه، به خوندن ادامه بده!

109
00:05:21,154 --> 00:05:23,406
‫«اون یک دونه برداشت... و بعدش»...

110
00:05:23,573 --> 00:05:24,991
‫اوه، م... اوه!

111
00:05:25,158 --> 00:05:26,450
‫این...

112
00:05:28,495 --> 00:05:30,621
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫ولی رندی بهم اعتماد کن.

113
00:05:30,789 --> 00:05:32,498
‫باید تا آخرش بخونی.

114
00:05:32,666 --> 00:05:34,625
‫نه، نه.
‫اصلا درست نیست!

115
00:05:34,793 --> 00:05:38,754
‫رندی، خواهش می‌کنم!
‫باید به حرفم گوش کنی!

116
00:05:38,922 --> 00:05:39,714
‫«از خونه که بیرون اومد،

117
00:05:39,881 --> 00:05:41,882
‫یک خون و چرک»... چی؟

118
00:05:42,050 --> 00:05:45,136
‫«که بلافاصله اون آلوده‌ش رو فرو کرد»...

119
00:05:55,397 --> 00:05:56,355
‫«مدت‌ها پیش بود،

120
00:05:56,523 --> 00:06:01,027
‫«به طور خلاصه، بهار گمشده
‫در جایی که دیگه وجود نداشت.

121
00:06:01,194 --> 00:06:03,863
‫«در آن ساعت، غورباقه‌های واژنی شروع کردند،

122
00:06:04,031 --> 00:06:09,535
‫و بوی مقعد عفونی اسکروتی
‫از همه شدیدتر بود.»

123
00:06:09,703 --> 00:06:11,370
‫ااه!

124
00:06:11,538 --> 00:06:13,205
‫اوه، مرد.

125
00:06:13,373 --> 00:06:13,914
‫خب؟

126
00:06:14,082 --> 00:06:15,791
‫این... خارق‌العاده است.

127
00:06:15,959 --> 00:06:18,544
‫شارون، این... این بهترین کتابیه
‫که تا حالا خوندم.

128
00:06:18,712 --> 00:06:19,795
‫همین رو می‌گفتم!
‫فقط من نیستم!

129
00:06:19,963 --> 00:06:24,091
‫نه، یعنی کل اون بخشی
‫که توی آمستردام بود، وای.

130
00:06:24,259 --> 00:06:24,800
‫چی کار کنیم، رندی؟

131
00:06:24,968 --> 00:06:28,387
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم که
‫پسرمون اینجوری حرف بزنه، ولی آخه...

132
00:06:28,555 --> 00:06:29,513
‫نه، می‌دونم.

133
00:06:29,681 --> 00:06:31,390
‫مردم باید این کتاب رو بخونن، شارون.

134
00:06:31,558 --> 00:06:34,393
‫از اون کتاب‌هاست که
‫جایزه پولیتزر رو می‌گیره.

135
00:06:34,561 --> 00:06:38,022
‫اوه، هو!
‫مُردی، کنی!

136
00:06:38,190 --> 00:06:39,315
‫انتقام!

137
00:06:39,483 --> 00:06:40,357
‫بچه‌ها، بچه‌ها!

138
00:06:40,525 --> 00:06:41,567
‫به گای خالص رفتیم!

139
00:06:41,735 --> 00:06:43,402
‫کتاب تو کشوی لباس‌هام نیست!

140
00:06:43,570 --> 00:06:45,029
‫مامان و بابام حتما پیداش کردن!

141
00:06:45,113 --> 00:06:45,988
‫چی؟

142
00:06:46,073 --> 00:06:48,240
‫خب چرا همه‌مون به گا بریم؟
‫فکر می‌کنن که خودت همه‌ش رو نوشتی.

143
00:06:48,408 --> 00:06:51,035
‫هی، هی، من تنهایی جورش رو نمی‌کشم.

144
00:06:51,203 --> 00:06:51,660
‫همه‌مون نوشتیمش.

145
00:06:51,745 --> 00:06:53,454
‫اگه قرار باشه به گا برم،
‫یکی دیگه هم باید به گا بره.

146
00:06:53,622 --> 00:06:55,498
‫خب، اگه من به گا برم،
‫کارتمن هم باید به گا بره.

147
00:06:55,665 --> 00:06:57,625
‫و اگه من به گا برم،
‫جفت کایل و کنی...

148
00:06:57,793 --> 00:06:58,417
‫قطعا باید به گا برن.

149
00:06:58,585 --> 00:07:02,838
‫خب، رفیق،
‫یه نفر باید به گا بره!

150
00:07:04,132 --> 00:07:06,550
‫- باترز، چی کار داری می‌کنی؟
‫- اوه، سلام، بچه‌ها!

151
00:07:06,718 --> 00:07:08,010
‫دارم کارداشیان‌ها رو نگاه می‌کنم.

152
00:07:08,178 --> 00:07:11,597
‫امروز من و خواهرهام
‫مجبوریم یک چیزی بشوریم.

153
00:07:11,765 --> 00:07:13,015
‫قراره عالی باشه!

154
00:07:13,183 --> 00:07:15,142
‫کیم کارداشیان خیلی سکسیه.

155
00:07:15,310 --> 00:07:17,812
‫کونش مثل یک کوه بزرگ از پودینگه.

156
00:07:17,979 --> 00:07:20,523
‫باترز، گوش کن،
‫توی بد دردسری افتادی.

157
00:07:20,690 --> 00:07:21,023
‫جدی؟

158
00:07:21,108 --> 00:07:22,650
‫آره، اون کتابی که نوشتی رو یادت میاد؟

159
00:07:22,818 --> 00:07:23,776
‫مامان استن پیداش کرده.

160
00:07:23,944 --> 00:07:26,070
‫اوه، نه. کدوم کتاب بوده؟

161
00:07:26,238 --> 00:07:27,238
‫رفیق، همون کتابی که...

162
00:07:27,405 --> 00:07:29,031
‫دیشب موقع خواب‌گردی
‫پیش ما گذاشتی.

163
00:07:29,199 --> 00:07:30,282
‫اصلا یادم نمیاد.

164
00:07:30,450 --> 00:07:33,869
‫ولی الان همه‌چی با عقل جور در میاد.

165
00:07:34,037 --> 00:07:35,996
‫از موقعی که ناطور دشت رو خوندم،

166
00:07:36,164 --> 00:07:38,457
‫فراموشی‌های موقت داشتم...

167
00:07:38,625 --> 00:07:42,169
‫افکار دیوونه‌وار که می‌خوان
‫حقه‌بازها رو بکُشم.

168
00:07:42,337 --> 00:07:44,130
‫حتما تو خواب تموم عصبانیتم رو...

169
00:07:44,297 --> 00:07:46,966
‫به سمت نوشته‌های تاریک،
‫هدایت کردم.

170
00:07:47,300 --> 00:07:50,302
‫خیلی‌خب، پسرها،
‫باید ته و تو این قضیه رو در بیاریم.

171
00:07:50,470 --> 00:07:51,637
‫الان همه‌مون کتاب رو خوندیم،

172
00:07:51,805 --> 00:07:53,764
‫و بدون اغراق باید گفت
‫که خیلی تکان‌دهنده است.

173
00:07:53,932 --> 00:07:58,310
‫خیلی‌خب، باشه راستش
‫همه‌ش رو باترز نوشته بود.

174
00:07:58,478 --> 00:07:59,687
‫درسته.

175
00:07:59,855 --> 00:08:01,480
‫باترز؟ حقیقت داره؟

176
00:08:01,648 --> 00:08:04,984
‫آره، اصلا هیچی یادم نمیاد،
‫ولی می‌دونم که نوشتمش...

177
00:08:05,152 --> 00:08:07,069
‫خب، باترز،
‫ما فکر می‌کنیم که...

178
00:08:07,237 --> 00:08:10,948
‫این یکی از بهترین کتاب‌هاییه
‫که تا حالا خوندیم.

179
00:08:11,116 --> 00:08:12,032
‫- ها؟
‫- چی؟

180
00:08:12,200 --> 00:08:13,909
‫آره، خیلی فوق‌العاده است.

181
00:08:14,077 --> 00:08:14,660
‫اوه، ممنون.

182
00:08:14,828 --> 00:08:17,997
‫راستش اونقدر تحت تاثیر
‫کتابت قرار گرفتیم، باترز،

183
00:08:18,165 --> 00:08:19,456
‫که آقای نیدل‌باوم...

184
00:08:19,624 --> 00:08:21,333
‫از انتشارات پنگوئن رو
‫آوردیم اینجا که بخونش.

185
00:08:21,501 --> 00:08:24,670
‫آقای باترز، مایلیم به شما یک پیشنهادی...

186
00:08:24,838 --> 00:08:27,965
‫ برای حقوق چاپ اول رمان درخشانت بدیم.

187
00:08:28,133 --> 00:08:30,217
‫هی، صبر کنین ببینم،
‫اون کتاب ماست!

188
00:08:30,385 --> 00:08:31,218
‫آره، ما نوشتیمش!

189
00:08:31,386 --> 00:08:33,679
‫خیلی‌خب، پسرها،
‫شما قبلا حقیقت رو گفتین.

190
00:08:33,847 --> 00:08:36,348
‫نه، نه، ما در اصل نوشتیمش.

191
00:08:36,516 --> 00:08:38,684
‫بهشون بگو، باترز.

192
00:08:38,852 --> 00:08:39,643
‫من نوشتمش.

193
00:08:42,522 --> 00:08:43,189
‫چی؟ هی!

194
00:08:43,356 --> 00:08:46,192
‫کتابی که به عنوان
‫مشمئزکننده‌ترین، کثیف‌ترین،

195
00:08:46,359 --> 00:08:48,235
‫و تهوع‌آورترین کتابی
‫که تا به‌حال نوشته شده،

196
00:08:48,403 --> 00:08:51,071
‫و به آن شاهکار ادبی نیز گفته میشه.

197
00:08:51,239 --> 00:08:53,490
‫داستان اسکروتی مک‌‌تخم‌عن‌دماغ...

198
00:08:53,658 --> 00:08:54,783
‫این آخر هفته وارد قفسه‌ها میشه،

199
00:08:54,951 --> 00:08:56,827
‫و تا حالا هیچکس نتونسته...

200
00:08:56,995 --> 00:09:00,039
‫بدون استفراغ کردن
‫پاراگراف اول رو تموم کنه.

201
00:09:04,377 --> 00:09:07,463
‫به همین سرعت میلیون‌ها نسخه از کتاب
‫در سرتاسر دنیا فروش رفته...

202
00:09:07,631 --> 00:09:11,175
‫و به ۲۶ زبان مختلف ترجمه شده.

203
00:09:15,222 --> 00:09:16,847
‫اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ...

204
00:09:32,405 --> 00:09:34,698
‫سارا جسیکا پارکر...

205
00:09:40,121 --> 00:09:42,706
‫این کتاب داره دنیای ادبیات رو تغییر میده،

206
00:09:42,874 --> 00:09:47,253
‫و تموم این اتفاقات به لطف
‫لئوپولد «باترز» استاچ بوده.

207
00:09:52,968 --> 00:09:55,135
‫هی، اومدش.

208
00:09:55,303 --> 00:09:57,137
‫کتاب فوق‌العاده‌ایه، باترز.

209
00:09:57,305 --> 00:09:57,721
‫ممنونم.

210
00:09:57,806 --> 00:09:59,640
‫زندگی من رو تغییر دادی،
‫مرد جوان.

211
00:09:59,808 --> 00:10:02,184
‫چه خوب.

212
00:10:05,897 --> 00:10:08,482
‫باترز، فکر کردی چه گهی داری می‌خوری؟

213
00:10:08,650 --> 00:10:10,150
‫فقط از خودم لذت می‌برم.
‫چرا، اریک؟

214
00:10:10,318 --> 00:10:14,280
‫باترز، خودت خیلی خوب می‌دونی
‫که اون کتاب رو ننوشتی.

215
00:10:14,447 --> 00:10:15,614
‫ولی شما گفتین که من نوشتم.

216
00:10:15,782 --> 00:10:16,657
‫آره، ولی اون موقع فکر می‌کردیم...

217
00:10:16,825 --> 00:10:18,033
‫قراره تو دردسر بیفتیم، کونی!

218
00:10:18,201 --> 00:10:19,994
‫هی، هی، شماها باترز رو تنها بذارین.

219
00:10:20,161 --> 00:10:21,453
‫یک هنرمند خیلی حساسه.

220
00:10:21,621 --> 00:10:23,831
‫آدم متفکر و پر از خشمه.

221
00:10:23,999 --> 00:10:25,249
‫آره، متفکرم.

222
00:10:25,417 --> 00:10:26,959
‫واسه اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ اصلا...

223
00:10:27,127 --> 00:10:28,168
‫نباید از باترز تعریف کرد.

224
00:10:28,336 --> 00:10:29,169
‫باید از ما تعریف کرد.

225
00:10:29,337 --> 00:10:31,171
‫اوه، خدا، چقدر شماها بدبختین.

226
00:10:31,339 --> 00:10:31,839
‫آره، برین پی کارتون...

227
00:10:32,007 --> 00:10:34,717
‫و واسه یک بار هم که شده
‫آویزون موفقیت بقیه نشین.

228
00:10:34,884 --> 00:10:35,384
‫خدا لعنتت کنه!

229
00:10:35,468 --> 00:10:37,511
‫باترز، واقعا فکر می‌کنی
‫عادلانه است که اینجوری...

230
00:10:37,679 --> 00:10:38,304
‫بهمون دروغ بگی؟

231
00:10:38,471 --> 00:10:39,555
‫بذار بهت بگم، اگه تو الان...

232
00:10:39,723 --> 00:10:42,474
‫نه، بذارین من یه چیزی بهتون بگم، رفقا!

233
00:10:42,642 --> 00:10:44,226
‫شما همیشه از من سوء استفاده کردین،

234
00:10:44,394 --> 00:10:45,519
‫و بعد از خوندن ناطور دشت،

235
00:10:45,687 --> 00:10:47,688
‫فهمیدم که شما چیزی جز
‫یه مشت حقه‌باز نیستین.

236
00:10:47,856 --> 00:10:49,732
‫اجازه نمیدم که این دفعه گولم بزنین.

237
00:10:49,899 --> 00:10:54,194
‫پس شما چهار نفر می‌تونین
‫بیاین شومبولم رو بخورین!

238
00:10:55,530 --> 00:10:58,699
‫آشغال بی‌معرفت.

239
00:10:58,867 --> 00:11:01,702
‫امروز در برنامه امروز...

240
00:11:01,870 --> 00:11:04,872
‫با نویسنده کتابی آشنا میشیم
‫که سراسر کشور رو درگیر خودش کرده...

241
00:11:05,040 --> 00:11:08,208
‫و محبوب‌ترین مسابقه‌ی تلویزیونی
‫در حال حاضر بر اساس اون شکل گرفته!

242
00:11:08,232 --> 00:11:12,732
‫چقدر می‌تونین به کتاب صوتی
‫اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ گوش کنین...

243
00:11:12,756 --> 00:11:14,256
‫و استفراغ نکنین؟

244
00:11:19,179 --> 00:11:21,764
‫کتاب پُر از حرف‌ها و اعمال زننده،

245
00:11:21,931 --> 00:11:23,807
‫از جمله سارا جسیکا پارکره،

246
00:11:23,975 --> 00:11:26,727
‫که ۴۶۵ بار بهش اشاره شده.

247
00:11:26,895 --> 00:11:28,479
‫متیو برادریک، ناراحت شدی...

248
00:11:28,646 --> 00:11:30,939
‫که همسرت در کتاب
‫اینقدر مسخره شده؟

249
00:11:31,107 --> 00:11:33,400
‫خب، مسلما، به نظرم مسخره کردن...

250
00:11:33,568 --> 00:11:36,111
‫ظاهر فیزیکی هر کسی کار اشتباهیه.

251
00:11:36,279 --> 00:11:37,446
‫همسرم یک زن زیباست،

252
00:11:37,614 --> 00:11:39,406
‫و می‌دونم که اکثر مردم با من موافقن.

253
00:11:39,574 --> 00:11:42,659
‫آها. متیو، پس چطوره
‫یک عجوزه الاغ دگرجنس‌پوش....

254
00:11:42,827 --> 00:11:45,496
‫الان کنارت وایستاده
‫و چرا لباس تنشه؟

255
00:11:45,663 --> 00:11:49,792
‫هم اکنون نویسنده کتاب، لئوپولد استاچ،
‫به همراه پدر و مادرش...

256
00:11:49,959 --> 00:11:51,085
‫به ما ملحق شده.

257
00:11:51,252 --> 00:11:52,836
‫- سلام، مت.
‫- سلام به همگی.

258
00:11:53,004 --> 00:11:55,130
‫حتما خیلی به پسرتون افتخار می‌کنین.

259
00:11:55,298 --> 00:11:56,173
‫اوه، مسلما همینطوره.

260
00:11:56,341 --> 00:11:58,258
‫خیلی خوشحالیم که فهمیدیم
‫چقدر بااستعداده.

261
00:11:58,426 --> 00:12:00,928
‫این رو هم فهمیدیم که
‫پسرتون تنبیه شده از اتاق بیرون نره.

262
00:12:01,096 --> 00:12:01,553
‫درسته؟

263
00:12:01,638 --> 00:12:02,805
‫بله، مسلما به‌خاطر...

264
00:12:02,972 --> 00:12:04,264
‫گویش رمان باید تنبیه‌ش می‌کردیم.

265
00:12:04,432 --> 00:12:06,141
‫بعد از مدرسه باید یک راست بیام توی اتاقم.

266
00:12:06,309 --> 00:12:08,102
‫ولی با این وجود،
‫خیلی خیلی بهش افتخار می‌کنیم.

267
00:12:08,269 --> 00:12:10,938
‫مرد جوان، حالا که
‫یک نویسنده مورد احترام شدی،

268
00:12:11,106 --> 00:12:12,523
‫با افراد مشهوری آشنا شدی؟

269
00:12:12,690 --> 00:12:15,067
‫هنوز نه، ولی به محض اینکه
‫تنبیه خونگیم تموم بشه،

270
00:12:15,235 --> 00:12:16,944
‫امیدوارم که کیم کارداشیان رو ببینم.

271
00:12:17,112 --> 00:12:17,903
‫می‌خوام بپرم روی شکمش.

272
00:12:18,071 --> 00:12:21,865
‫خیلی‌خب، اه، باترز،
‫بخش موردعلاقه‌ من از رمانت...

273
00:12:22,033 --> 00:12:23,158
‫زمانی بود که اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ...

274
00:12:23,326 --> 00:12:25,119
‫سرش رو توی اون جای اسب فرو...

275
00:12:44,180 --> 00:12:44,638
‫شرمنده.

276
00:12:44,722 --> 00:12:47,182
‫آیا اون فصل از کتاب
‫همونطور که مردم اشاره کردن،

277
00:12:47,350 --> 00:12:48,976
‫انتقادی به اصلاحات خدمات درمانی بود؟

278
00:12:49,144 --> 00:12:50,978
‫اه، آره کم و بیش.

279
00:12:51,146 --> 00:12:52,062
‫فکر کنم همینطوره.

280
00:12:52,230 --> 00:12:54,022
‫به همین خاطر شخصیت دکتر...

281
00:12:54,190 --> 00:12:55,983
‫تموم رشته رو بیرون کشید...

282
00:13:09,164 --> 00:13:10,372
‫پسر جوان، نگران نیستی...

283
00:13:10,540 --> 00:13:13,333
‫یک نفر از کتابت اشتباه برداشت کنه
‫و بخواد یه نفر رو بکشه...

284
00:13:13,501 --> 00:13:15,502
‫درست مثل یارویی که
‫بعد از خوندن ناطور دشت،

285
00:13:15,670 --> 00:13:16,920
‫می‌خواست رونالد ریگان رو بکشه؟

286
00:13:17,088 --> 00:13:20,841
‫اوه، کتاب داشت می‌گفت
‫اون رو بکشم؟

287
00:13:21,009 --> 00:13:21,508
‫اوه.

288
00:13:21,676 --> 00:13:25,012
‫رونالد ریگان رو بکش.
‫رونالد ریگان رو بکش!

289
00:13:25,180 --> 00:13:28,515
‫رونالد ریگان مُرده، باترز.

290
00:13:28,683 --> 00:13:29,808
‫اوه، جدی؟

291
00:13:29,976 --> 00:13:31,310
‫اه، ای بابا.

292
00:13:31,478 --> 00:13:34,730
‫هر روز تعداد بیشتر و بیشتری از ما
‫مخالف این کتاب میشن.

293
00:13:34,898 --> 00:13:36,482
‫نویسنده یک آدم ظالم و فحاشه.

294
00:13:36,649 --> 00:13:40,319
‫و به همین دلایل خواستار توقیف این کتاب...

295
00:13:40,487 --> 00:13:42,446
‫ از کلیه مدارس، فروشگاه‌ها
‫و کتابخانه‌ها هستیم.

296
00:13:42,614 --> 00:13:44,865
‫این کتاب چیزی جز لجن و ابتذال...

297
00:13:45,033 --> 00:13:46,909
‫ صرفا برای تهوع و ابتذال نیست.

298
00:13:47,076 --> 00:13:48,702
‫به‌خاطر اینکه شما اونقدر بچه‌این...

299
00:13:48,870 --> 00:13:51,121
‫که مضامین زیربنایی رو درک نمی‌کنین.

300
00:13:51,289 --> 00:13:53,624
‫هیچ مضامین زیربنایی وجود نداره!

301
00:13:53,708 --> 00:13:54,541
‫ما قطعا می‌دونیم!

302
00:13:54,626 --> 00:13:57,377
‫شما فقط درک نمی‌کنین
‫که منظور نویسنده چی بوده.

303
00:13:57,545 --> 00:14:00,088
‫نویسنده می‌خواسته تا جای ممکن
‫کتاب حال به‌هم ‌زن باشه...

304
00:14:00,256 --> 00:14:01,298
‫چون بامزه است.

305
00:14:01,466 --> 00:14:01,965
‫نه، نه، نه.

306
00:14:02,091 --> 00:14:03,509
‫این یک دیدگاه سهل‌انگارانه است.

307
00:14:03,676 --> 00:14:06,220
‫خدا لعنت‌تون کنه، این کتاب
‫هیچ معنای عمیق‌تری نداره.

308
00:14:06,387 --> 00:14:07,137
‫دوباره بخونینش!

309
00:14:07,305 --> 00:14:08,388
‫اوه، پس دارین میگین...

310
00:14:08,556 --> 00:14:10,891
‫نویسنده خودسرانه سارا جسیکا پارکر رو...

311
00:14:11,059 --> 00:14:13,644
‫بدون هیچ دلیلی، مسخره کرده.

312
00:14:13,895 --> 00:14:14,561
‫بله!

313
00:14:14,729 --> 00:14:16,480
‫ولی منظورش چیه؟

314
00:14:16,648 --> 00:14:17,564
‫هیچ منظوری نبوده!

315
00:14:17,732 --> 00:14:19,900
‫فقط به‌خاطر اینکه سارا جسیکا پارکر...

316
00:14:20,068 --> 00:14:20,734
‫خیلی زشته!

317
00:14:20,902 --> 00:14:22,736
‫هیچ نویسنده‌ای وقت نمیذاره...

318
00:14:22,904 --> 00:14:24,530
‫تا سارا جسیکا پارکر رو مسخره کنه...

319
00:14:24,697 --> 00:14:26,615
‫فقط به‌خاطر اینکه فکر می‌کنه
‫اون زشته.

320
00:14:26,783 --> 00:14:28,283
‫چرا، همچین کاری می‌کنه!

321
00:14:28,451 --> 00:14:30,327
‫به‌خاطر این بوده که
‫خانم جسیکا پارکر...

322
00:14:30,495 --> 00:14:31,286
‫یک استعاره در کتاب...

323
00:14:31,454 --> 00:14:34,122
‫از ظلم و ستمیه که
‫به طبقه پایین جامعه وارد میشه.

324
00:14:34,290 --> 00:14:34,831
‫چی؟

325
00:14:34,999 --> 00:14:36,625
‫اصلا همچین چیزی توی کتاب نیست!

326
00:14:36,793 --> 00:14:38,460
‫پسرها، این کتاب نگاه مهمی
‫به این موضوع داره...

327
00:14:38,628 --> 00:14:40,754
‫که چطور لیبرال‌ها به این کشور
‫صدمه وارد می‌کنن و ما...

328
00:14:40,922 --> 00:14:42,256
‫چی؟
‫اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ...

329
00:14:42,423 --> 00:14:45,008
‫منفورترین اثر لیبرال‌ها
‫علیه محافظه‌کاران در ادبیاته!

330
00:14:45,176 --> 00:14:45,842
‫چه کتابی خوندی؟

331
00:14:46,052 --> 00:14:48,512
‫هیچ چیزی درباره لیبرال‌ها
‫یا محافظه‌کاران وجود نداره!

332
00:14:48,680 --> 00:14:49,304
‫اوه، آره، پس چرا...

333
00:14:49,472 --> 00:14:50,973
‫پرز کون سارا جسیکا پارکر...

334
00:14:51,140 --> 00:14:53,892
‫سر از شیر بستنی اسکروتی در آورد؟

335
00:14:54,644 --> 00:14:58,855
‫اخبار فوری از نویسنده تحسین شده
‫لئوپولد استاچ.

336
00:14:59,023 --> 00:14:59,773
‫هنرمند اعلام کرده...

337
00:14:59,941 --> 00:15:01,692
‫که در حال نوشتن رمان دومه،

338
00:15:01,859 --> 00:15:04,987
‫به عنوان دنباله‌ای برای
‫کتاب پرفروش و بسیار موفق او.

339
00:15:05,154 --> 00:15:06,655
‫ما بیانیه‌ای از نویسنده گرفتیم،

340
00:15:06,823 --> 00:15:07,990
‫که هنوز تنبیه شده
‫تو اتاقش بمونه.

341
00:15:08,491 --> 00:15:12,494
‫می‌تونی به مردم بگی
‫که کتاب جدید در مورد چیه؟

342
00:15:12,662 --> 00:15:15,747
‫خب یه جورایی درباره عشق و خیانته،

343
00:15:15,915 --> 00:15:17,833
‫طرزکار درونی ذهن انسان!

344
00:15:18,001 --> 00:15:21,044
‫آیا به اندازه کتاب اول
‫منزجرکننده و مریض خواهد بود؟

345
00:15:21,212 --> 00:15:22,212
‫اوه شک نکنین مبتذله!

346
00:15:22,380 --> 00:15:25,799
‫می‌دونم که خوانندگانم چی می‌خوان
‫و تحویل‌شون میدم!

347
00:15:25,967 --> 00:15:27,968
‫باترز، از پنجره دور شو!

348
00:15:28,136 --> 00:15:28,760
‫تو تنبیه شدی!

349
00:15:28,928 --> 00:15:32,264
‫ببخشید، بابا،
‫فقط می‌خوام صدای یک نسل باشم.

350
00:15:32,432 --> 00:15:35,642
‫باورم نمیشه که کتاب‌مون رو ممنوع نمی‌کنن.

351
00:15:35,810 --> 00:15:36,226
‫می‌دونم.

352
00:15:36,311 --> 00:15:39,313
‫خیلی بدتر از ناطور اسکل دشته!

353
00:15:41,232 --> 00:15:44,484
‫خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫می‌دونم که باید چی کار کنیم.

354
00:15:44,652 --> 00:15:46,987
‫باید سارا جسیکا پارکر رو بکشیم.

355
00:15:47,155 --> 00:15:48,739
‫- چی؟
‫- بهش فکر کنین، بچه‌ها.

356
00:15:48,906 --> 00:15:50,324
‫اگه یکی سارا جسیکا پارکر رو بکشه،

357
00:15:50,491 --> 00:15:51,992
‫بعدش فکر می‌کنن یه نفر به‌خاطر...

358
00:15:52,160 --> 00:15:53,493
‫چیزی که تو کتاب بوده،
‫اون رو کشته.

359
00:15:53,661 --> 00:15:54,328
‫بعدش کتاب ممنوع میشه.

360
00:15:54,495 --> 00:15:56,913
‫داداش، ما سارا جسیکا پارکر رو نمی‌کشیم!

361
00:15:57,081 --> 00:15:58,540
‫هیشش.

362
00:15:58,708 --> 00:15:59,916
‫الان برمی‌گردیم پیش‌تون.

363
00:16:00,084 --> 00:16:01,418
‫لازم نیست خودمون بکشیمش.

364
00:16:01,586 --> 00:16:03,795
‫فقط می‌تونیم کمک کنیم
‫که اون کشته بشه.

365
00:16:03,963 --> 00:16:04,796
‫خفه شو، کارتمن.

366
00:16:04,964 --> 00:16:07,424
‫فقط قبولش کن.
‫این یکی رو باختیم.

367
00:16:09,302 --> 00:16:11,887
‫کنی، فقط باید کمک کنیم
‫که کشته بشه،

368
00:16:12,055 --> 00:16:14,723
‫بعدش می‌تونیم بریم سراغ باترز.

369
00:16:15,183 --> 00:16:16,308
‫باشه.

370
00:16:16,476 --> 00:16:18,810
‫خانم جسیکا پارکر، بیاین اینجا.

371
00:16:23,816 --> 00:16:25,442
‫خب، روزی که منتظرش بودیم،
‫بالاخره رسید.

372
00:16:25,610 --> 00:16:27,527
‫دومین رمان مورد انتظار...

373
00:16:27,695 --> 00:16:29,696
‫از نویسنده اسکروتی مک‌تخم‌عن‌دماغ...

374
00:16:29,864 --> 00:16:30,947
‫امروز صبح وارد قفسه‌ها شد...

375
00:16:31,115 --> 00:16:33,659
‫و ظاهرا کتابفروشی‌ها خیلی شلوغن.

376
00:16:33,826 --> 00:16:34,826
‫آل، اوضاع اونجا چطوریه؟

377
00:16:34,994 --> 00:16:36,870
‫دوستان، نمی‌دونم می‌تونین
‫اینجا رو ببینین یا نه...

378
00:16:37,038 --> 00:16:39,790
‫ولی این صف دور خیابون ادامه داره...

379
00:16:39,957 --> 00:16:43,377
‫مردم منتظرن که نوبت‌شون بشه
‫وارد کتابفروشی بشن...

380
00:16:43,544 --> 00:16:44,044
‫و رمان رو بخونن.

381
00:16:44,212 --> 00:16:47,339
‫و با خودشون کیسه زباله
‫و سطل آوردن که بالا بیارن...

382
00:16:47,507 --> 00:16:49,758
‫اینجا فضای جشن و سروره،
‫مت و مردیث.

383
00:16:49,926 --> 00:16:52,177
‫خب، ما هم سطل‌های استفراغ
‫خودمون رو آماده کردیم،

384
00:16:52,345 --> 00:16:55,180
‫چون قراره یک آیتم ویژه
‫در استودیو داشته باشیم.

385
00:16:55,348 --> 00:16:57,724
‫درسته. قراره همینجا...

386
00:16:57,892 --> 00:16:59,726
‫به صورت زنده داخل استودیو...

387
00:16:59,811 --> 00:17:01,311
‫پنج فصل ابتدایی کتاب رو بخونیم.

388
00:17:01,437 --> 00:17:02,771
‫حالا، باید بهتون هشدار بدیم...

389
00:17:02,939 --> 00:17:04,106
‫این کتاب نوشته همون نویسنده‌ایه...

390
00:17:04,273 --> 00:17:07,109
‫که درخشان‌ترین و مستهجن‌ترین
‫رمان تمام تاریخ رو نوشته،

391
00:17:07,276 --> 00:17:10,404
‫پس خودتون رو برای گویش
‫بسیار زننده آماده بکنین.

392
00:17:10,571 --> 00:17:12,447
‫شروع کن، مورگان فریمن.

393
00:17:13,324 --> 00:17:16,326
‫کتاب «اون پی پی که شاشید».

394
00:17:16,577 --> 00:17:18,245
‫فصل اول.

395
00:17:18,329 --> 00:17:20,497
‫داگلاس مجبور بود پی ‌پی کنه.

396
00:17:20,665 --> 00:17:22,290
‫کونش بدبو بود...

397
00:17:22,458 --> 00:17:24,876
‫چون باید هر جور شده پی پی می‌کرد.

398
00:17:25,044 --> 00:17:27,963
‫یک زن زشت به اسم ربکا بود...

399
00:17:28,131 --> 00:17:29,965
‫که لخت داشت آفتاب می‌گرفت،

400
00:17:30,174 --> 00:17:31,425
‫و چاق بود.

401
00:17:31,592 --> 00:17:36,096
‫داگلاس رفت پیشش و گفت
‫«باید پی پی کنم».

402
00:17:36,264 --> 00:17:38,557
‫ربکا جواب داد «باشه».

403
00:17:38,641 --> 00:17:40,600
‫از پی پی خوشم میاد.

404
00:17:40,685 --> 00:17:42,561
‫داگلاس روی اون خانم...

405
00:17:42,937 --> 00:17:46,022
‫چاق و آفتاب‌گیر چمباتمه زد...

406
00:17:46,190 --> 00:17:47,357
‫و پی پی کرد.

407
00:17:47,525 --> 00:17:50,610
‫پی پی روی ممه‌های ربکا افتاد،

408
00:17:50,862 --> 00:17:53,572
‫مثل شومبول بود.

409
00:17:54,073 --> 00:17:55,907
‫فصل دوم...

410
00:17:56,931 --> 00:17:58,931
‫(هشدار: فصل شکار گوزن شمالی شروع شده)

411
00:18:06,169 --> 00:18:08,170
‫شکارچی‌ای نمی‌بینی؟

412
00:18:08,337 --> 00:18:11,339
‫کارت خوبه خانم جسیکا پارکر.

413
00:18:11,466 --> 00:18:13,300
‫فقط همونجا بمون.

414
00:18:13,676 --> 00:18:14,885
‫بچه‌ها! وایستین! وایستین!

415
00:18:16,095 --> 00:18:18,972
‫- لازم نیست این کار رو بکنیم!
‫- ها؟

416
00:18:19,140 --> 00:18:21,224
‫باترز کتاب دوم نوشته!

417
00:18:21,392 --> 00:18:21,808
‫خب که چی؟

418
00:18:21,893 --> 00:18:23,602
‫خب رفیق اگه باترز کتاب دوم نوشته،

419
00:18:23,770 --> 00:18:24,436
‫همه می‌فهمن...

420
00:18:24,604 --> 00:18:25,937
‫که کتاب اول کار اون نبوده.

421
00:18:26,022 --> 00:18:27,773
‫حالا مردم حرف‌مون رو باور می‌کنن!

422
00:18:27,899 --> 00:18:29,858
‫اوه پسر، عالی شد!

423
00:18:32,445 --> 00:18:36,448
‫داگلاس با گریه و زاری،
‫در حالی که پی پی به حالت...

424
00:18:36,616 --> 00:18:39,576
‫یک نوار بلند و باریک
‫از شومبول بیرون اومد،

425
00:18:39,744 --> 00:18:42,037
‫گفت «چرا الان اینجاییم؟».

426
00:18:42,497 --> 00:18:45,373
‫پی پی شومبول بود،

427
00:18:45,541 --> 00:18:48,585
‫که چندش‌ترین پی پی تاریخه.

428
00:18:48,753 --> 00:18:51,421
‫پی پی روی پای زن رفت،

429
00:18:51,589 --> 00:18:55,300
‫که باعث شد جیغ بکشه
‫و از ممه‌هاش پی پی بزنه بیرون.

430
00:18:55,468 --> 00:18:58,637
‫و موقعی که جیش
‫با پی پی ترکیب شد،

431
00:18:58,721 --> 00:19:00,680
‫بوی کون رو می‌داد.

432
00:19:00,848 --> 00:19:03,266
‫اوه، پسر، این حتی از اونی که
‫فکر می‌کردیم هم تخمی‌تره.

433
00:19:03,434 --> 00:19:05,185
‫حالا مردم دلشون می‌خواد کون باترز بذارن!

434
00:19:05,353 --> 00:19:07,354
‫داری این رو می‌خونی، مارشا؟
‫نظرت چیه؟

435
00:19:07,522 --> 00:19:09,815
‫تا اینجا به نظرم... فوق‌العاده است.

436
00:19:09,982 --> 00:19:11,942
‫شاید حتی از کتاب اول هم بهتر باشه.

437
00:19:12,109 --> 00:19:13,693
‫موافقم. زیاد پرخاشگر نیست،

438
00:19:13,861 --> 00:19:16,613
‫ولی انگار به ریشه‌های خودش برگشته.

439
00:19:16,697 --> 00:19:17,531
‫چی؟

440
00:19:17,615 --> 00:19:19,241
‫شما که جدی نمیگین.
‫از این خوشتون میاد؟

441
00:19:19,408 --> 00:19:21,159
‫بعضی از شبیه‌سازی‌هاش باورنکردنیه.

442
00:19:21,327 --> 00:19:23,787
‫زنی که از ممه‌هاش میرینه،
‫شبیه‌سازی خوبی نیست!

443
00:19:23,955 --> 00:19:24,704
‫نظر شماست.

444
00:19:24,789 --> 00:19:26,456
‫حتما از مخالف‌های سقط جنین هستین، ها؟

445
00:19:26,624 --> 00:19:28,458
‫خوشتون نیومده که کتاب چی می‌خواد بگه؟

446
00:19:28,626 --> 00:19:29,376
‫از چی داری حرف می‌زنی؟

447
00:19:29,544 --> 00:19:31,795
‫این کتاب کاملا طرف
‫مخالفین سقط جنین رو می‌گیره!

448
00:19:31,963 --> 00:19:33,463
‫اوه، بی‌خیال!

449
00:19:33,589 --> 00:19:34,339
‫خدا لعنتش کنه!

450
00:19:34,423 --> 00:19:38,009
‫میشه اینقدر چیزهایی که
‫وجود ندارن رو نخونین؟

451
00:19:38,177 --> 00:19:41,721
‫پی پی و جیش تا آخر عمر
‫به خوبی و خوشی با هم زندگی کردند.

452
00:19:41,889 --> 00:19:43,306
‫پایان.

453
00:19:43,975 --> 00:19:47,060
‫حقه‌بازان رو بکش.

454
00:19:47,937 --> 00:19:51,314
‫امروز من و خواهرهام می‌خوایم
‫بریم لباس زیر بخریم!

455
00:19:51,440 --> 00:19:52,774
‫هورا!

456
00:19:52,900 --> 00:19:54,860
‫میشه منم باهاتون بیام، دخترها؟

457
00:20:03,578 --> 00:20:05,078
‫ملت ما هنوز درگیر...

458
00:20:05,246 --> 00:20:07,998
‫مرگ غم‌انگیز کارداشیان‌هاست.

459
00:20:08,165 --> 00:20:11,042
‫تیرانداز ادعا می‌کند که
‫بلافاصله بعد از خوندن...

460
00:20:11,210 --> 00:20:14,462
‫کتاب «اون پی پی که شاشید»،
‫نوشته لئوپولد باترز استاچ...

461
00:20:14,672 --> 00:20:17,799
‫تحت تاثیر قرار گفته
‫تا این قتل عام را انجام دهد.

462
00:20:17,925 --> 00:20:19,467
‫تمام شد...

463
00:20:19,677 --> 00:20:23,013
‫کارداشیان‌ها منقرض شدند...

464
00:20:23,222 --> 00:20:25,056
‫در یک چشم به‌هم زدن...

465
00:20:25,308 --> 00:20:28,602
‫همه‌ش به‌خاطر یک پفیوز فسقلی...

466
00:20:28,686 --> 00:20:32,272
‫که رفت این کتاب رو نوشت.

467
00:20:32,398 --> 00:20:34,774
‫لئوپولد استاچ...

468
00:20:34,901 --> 00:20:37,485
‫امیدوارم که زنده به گورت کنن...

469
00:20:37,987 --> 00:20:40,780
‫آشغال شرور!

470
00:20:43,242 --> 00:20:45,994
‫رفیق، مردم از دستت عصبانی‌ان، باترز.

471
00:20:46,162 --> 00:20:46,745
‫می‌دونم.

472
00:20:46,913 --> 00:20:48,914
‫میگن که حالا می‌خوان جفت کتاب‌هات رو...

473
00:20:48,998 --> 00:20:49,789
‫کاملا ممنوع کنن!

474
00:20:49,874 --> 00:20:51,791
‫دیگه هیچ پولی در نمیاری.

475
00:20:51,959 --> 00:20:55,253
‫فکر می‌کنین واسم مهمه؟

476
00:20:55,421 --> 00:20:55,921
‫نوشته‌هام...

477
00:20:56,088 --> 00:20:59,424
‫خوشگل‌ترین زن دنیا رو به کشتن داد!

478
00:21:01,093 --> 00:21:01,551
‫عاشقش بودم!

479
00:21:01,636 --> 00:21:04,429
‫و حالا به‌خاطر من مُرده!

480
00:21:04,597 --> 00:21:08,266
‫اوه، باترز، درست میشه.

481
00:21:08,434 --> 00:21:09,434
‫گوش کن، ما یاد گرفتیم...

482
00:21:09,602 --> 00:21:11,478
‫که مردم تو کتاب‌ها
‫دنبال معنا می‌گردن.

483
00:21:11,646 --> 00:21:13,355
‫و بعضی وقت‌ها حتی
‫اگه معنای خاصی نباشه،

484
00:21:13,522 --> 00:21:15,482
‫سعی می‌کنن یه معنی از خودشون در بیارن.

485
00:21:15,608 --> 00:21:16,524
‫آره، رفیق.

486
00:21:16,609 --> 00:21:18,068
‫واسه همین باید از کتاب‌ها دوری کنیم...

487
00:21:18,152 --> 00:21:19,694
‫و به همون تلویزیون بچسبیم.

488
00:21:19,779 --> 00:21:21,404
‫مرسی، رفقا.

489
00:21:21,572 --> 00:21:23,949
‫شک نکنین که دیگه چیزی نمی‌نویسم.

490
00:21:24,158 --> 00:21:25,951
‫فکر کنم بتونم از پسش بر بیام.

491
00:21:26,118 --> 00:21:29,329
‫خوبه، باترز، چون باید یه چیزی بهت بگیم.

492
00:21:29,455 --> 00:21:30,121
‫چی؟

493
00:21:30,247 --> 00:21:31,498
‫دوباره خواب‌گردی می‌کردی...

494
00:21:31,666 --> 00:21:33,667
‫و سارا جسیکا پارکر رو
‫مثل گوزن‌های شمالی کردی.

495
00:21:33,834 --> 00:21:36,336
‫توی جنگل ولش کردی
‫و یک شکارچی بهش شلیک کرد.

496
00:21:36,462 --> 00:21:38,463
‫- چی؟ اوه، نه!
‫- آره، متاسفم.

497
00:21:38,631 --> 00:21:40,423
‫باید بیای پایین و اعتراف کنی که کار تو بود.

498
00:21:40,508 --> 00:21:42,842
‫وای، اون رو هم به کشتن دادم؟

499
00:21:43,052 --> 00:21:45,595
‫اوه، خب، حداقل این زشت بود.

500
00:21:45,619 --> 00:21:49,619
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
