1
00:00:00,700 --> 00:00:02,700
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

2
00:00:02,724 --> 00:00:09,724
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

3
00:00:11,224 --> 00:00:19,224
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

4
00:00:36,746 --> 00:00:39,331
‫مسئولیت پیک "روزنامه‌ی سوث پارک"

5
00:00:39,457 --> 00:00:41,167
‫افتخار بزرگیه.

6
00:00:41,292 --> 00:00:42,334
‫متاسفم، آقای جارویس.

7
00:00:42,460 --> 00:00:44,980
‫آخه من هر روز صبح ساعت ۴ باید
‫بیدار شم که روزنامه شما رو تحویل بدم،

8
00:00:45,004 --> 00:00:46,255
‫و بعد کل روز رو مدرسه باشم.

9
00:00:46,380 --> 00:00:47,840
‫همش غر میزنی!

10
00:00:47,965 --> 00:00:50,551
‫همه‌ی ما مشکلاتی داریم،‌
‫بی‌وجود. باید بهش عادت کنی.

11
00:00:50,676 --> 00:00:52,845
‫تو سر وقت روزنامه‌ها رو تحویل میدی!

12
00:00:52,970 --> 00:00:53,971
‫رکاب دوچرخه‌ام خراب شده،

13
00:00:54,096 --> 00:00:56,223
‫اما من درستش کردم
‫که دیگه مشکل‌ساز نشه.

14
00:00:56,348 --> 00:00:58,184
‫دوچرخه‌ات همونه که اون بیرونه؟

15
00:00:58,309 --> 00:00:59,602
‫آره، چطور؟

16
00:00:59,727 --> 00:01:00,811
‫چون دارن می‌برنش.

17
00:01:00,936 --> 00:01:02,563
‫چی؟!

18
00:01:04,023 --> 00:01:05,483
‫هی!‌ هی! چه کار می‌کنی؟

19
00:01:05,608 --> 00:01:07,151
‫- این دوچرخه‌ی توئه؟
‫- آره!

20
00:01:07,276 --> 00:01:08,587
‫الان توی لیست وسائل نقلیه‌ی توقیفیه.

21
00:01:08,611 --> 00:01:10,451
‫تو برای جریمه‌هایی که
‫شدی به بخشداری بدهی داری.

22
00:01:12,656 --> 00:01:14,658
‫نه!‌ من برای انجام کارم
‫به دوچرخه‌ام نیاز دارم!

23
00:01:14,784 --> 00:01:16,952
‫خب کار من بردن این دوچرخه هست.

24
00:01:17,078 --> 00:01:19,371
‫اگه می‌خوای اینو پس بگیری
‫باید با بخشداری صحبت کنی.

25
00:01:19,497 --> 00:01:22,583
‫نه، نه!‌ تو دوچرخه‌ی منو نمی‌بری!

26
00:01:23,084 --> 00:01:24,376
‫وایسا،‌ عوضی!

27
00:01:24,502 --> 00:01:26,212
‫اه!

28
00:01:36,347 --> 00:01:38,599
‫بله. بفرمایید داخل.

29
00:01:39,266 --> 00:01:40,935
‫سلام. اسم من استن مارش هست.

30
00:01:41,060 --> 00:01:42,420
‫به من گفته شده که بیام این‌جا و...

31
00:01:42,520 --> 00:01:43,687
‫بله. بیا داخل، آقای مارش.

32
00:01:43,813 --> 00:01:45,689
‫من در مورد قضیه‌ی تو کاملا توجیه شدم.

33
00:01:45,815 --> 00:01:49,026
‫یه دوچرخه‌ی توقیف شده...
‫۸۳ دلار بدهی به بخشداری.

34
00:01:49,151 --> 00:01:51,070
‫شاید بهتره یه شغل پیدا کنی.

35
00:01:51,195 --> 00:01:53,799
‫من شغل دارم، اما چون دوچرخه‌ام
‫رو ندارم که باهاش روزنامه تحویل بدم...

36
00:01:53,823 --> 00:01:55,241
‫نمی‌تونم پول در بیارم، گرفتی؟

37
00:01:59,245 --> 00:02:01,455
‫استن مارش،‌ یه مرد جوون زرنگه.

38
00:02:01,580 --> 00:02:04,542
‫اون خانواده‌ی خوبی داره، همچنین یه
‫شغل آینده‌دار در زمینه‌ی تحویل روزنامه.

39
00:02:04,667 --> 00:02:06,460
‫تنها مشکل اینه...

40
00:02:06,585 --> 00:02:08,295
‫که دوچرخه‌اش توقیف شده!

41
00:02:09,547 --> 00:02:12,466
‫اما حالا اون قراره بفهمه...

42
00:02:12,591 --> 00:02:15,719
‫که پس گرفتن دوچرخه‌اش خیلی آسون نیست.

43
00:02:19,223 --> 00:02:21,600
‫ببین، من واقعا به دوچرخه‌ام نیاز دارم.

44
00:02:21,725 --> 00:02:23,644
‫خب،‌ متاسفانه نمی‌تونم اونو به تو بدم...

45
00:02:23,769 --> 00:02:25,813
‫چون این‌جوری هیچی یاد نمیگیری.

46
00:02:25,938 --> 00:02:27,648
‫چیو باید یاد بگیرم؟ این منصفانه نیست!

47
00:02:27,773 --> 00:02:28,816
‫صبر کن ببینم، تند نرو.

48
00:02:28,941 --> 00:02:30,293
‫من به پرونده‌ات یه نگاهی انداختم...

49
00:02:30,317 --> 00:02:32,987
‫و فکر می‌کنم این‌جا
‫می‌تونیم یه معامله‌ای بکنیم.

50
00:02:33,112 --> 00:02:35,030
‫طبق بررسی پیشینه‌ای
‫که در مورد تو انجام شده،

51
00:02:35,156 --> 00:02:36,490
‫وقتی تو توی مهدکودک بودی...

52
00:02:36,615 --> 00:02:39,493
‫توی تیم هاکی بخش پارک بودی.

53
00:02:41,078 --> 00:02:41,871
‫خب؟

54
00:02:41,996 --> 00:02:43,289
‫خب،‌ بر حسب اتفاق...

55
00:02:43,414 --> 00:02:46,250
‫امسال تیم هاکی خردسالان یه مربی می‌خواد!

56
00:02:46,876 --> 00:02:48,836
‫من؟

57
00:02:48,961 --> 00:02:51,630
‫استن مارش یه کلاس چهارمیه ناموفقه.

58
00:02:51,755 --> 00:02:54,175
‫اون نه شغلی داره نه دوچرخه‌ای،

59
00:02:54,300 --> 00:02:56,594
‫و تنها راهش اینه که...

60
00:02:56,719 --> 00:02:59,263
‫مربی تیم هاکی خردسالان بشه!

61
00:02:59,388 --> 00:03:03,267
‫و حالا اون قراره بفهمه که برای مربی‌گری...

62
00:03:03,392 --> 00:03:05,269
‫باید بزرگ بشه.

63
00:03:11,442 --> 00:03:12,442
‫آی!

64
00:03:16,155 --> 00:03:17,323
‫وای، پسر.

65
00:03:17,448 --> 00:03:20,201
‫خیلی خب، بچه‌ها. بیاید این‌جا.

66
00:03:22,578 --> 00:03:23,746
‫اه!

67
00:03:23,871 --> 00:03:27,291
‫ما کلی کار داریم و وقت زیادی هم نداریم.

68
00:03:28,125 --> 00:03:29,835
‫تو کی هستی؟

69
00:03:29,960 --> 00:03:31,754
‫اسم من استنه و من مربی جدید شمام.

70
00:03:31,879 --> 00:03:34,215
‫ما باید یکمی خودمون رو
‫سازماندهی کنیم و تمرین کنیم روی...

71
00:03:34,340 --> 00:03:37,092
‫مربی،‌ من باید برم پی‌پی کنم.

72
00:03:37,218 --> 00:03:38,844
‫باشه. برو.

73
00:03:39,428 --> 00:03:41,430
‫تنهایی؟

74
00:03:41,555 --> 00:03:43,057
‫یکمی نگهش دار، باشه؟

75
00:03:43,182 --> 00:03:45,559
‫پاس یعنی چی؟

76
00:03:45,684 --> 00:03:47,454
‫وقتی گوی هاکی رو میدی
‫به یه بازیکن دیگه میشه پاس.

77
00:03:47,478 --> 00:03:51,065
‫مامانم میگه من اندازه‌ی آسمون بزرگم!

78
00:03:51,190 --> 00:03:53,359
‫مربی، مورگان روی پام تف کرد!

79
00:03:53,484 --> 00:03:55,027
‫این کارو نکردم!

80
00:03:55,152 --> 00:03:57,154
‫خیلی خب خفه شید
‫دیگه! ما تمرین می‌کنیم.

81
00:03:57,279 --> 00:04:00,115
‫شما ۲ تا دفاع هستین و تو دروازه وایسا.

82
00:04:00,241 --> 00:04:02,701
‫من نمی‌تونم دروازه‌‌بان باشم.

83
00:04:02,826 --> 00:04:03,702
‫چرا نمی‌تونی؟

84
00:04:03,827 --> 00:04:06,997
‫دکترم میگه نباید این کارو بکنم.

85
00:04:07,122 --> 00:04:11,335
‫- چیه؟‌ آسم یا همچین چیزی داری؟
‫- نه. اون سرطان داره.

86
00:04:12,002 --> 00:04:12,878
‫چی؟

87
00:04:13,003 --> 00:04:14,838
‫نلسون سرطان خون داره.

88
00:04:14,964 --> 00:04:17,299
‫بیماری به مغز استخونش رسیده.

89
00:04:17,424 --> 00:04:20,386
‫من نمی‌خوام سرطان داشته باشم!

90
00:04:23,264 --> 00:04:25,182
‫چیزی نیست. گریه نکن.

91
00:04:25,307 --> 00:04:27,643
‫اما چرا من،‌ مربی؟ چرا من؟

92
00:04:27,768 --> 00:04:31,480
‫مربی؟ چرا آدما سرطان میگیرن؟

93
00:04:31,605 --> 00:04:33,399
‫وای خدا. میشه فقط تمرین کنیم؟

94
00:04:33,524 --> 00:04:36,568
‫اگه با نلسون بازی کنیم ما
‫هم سرطان می‌گیریم، مربی؟

95
00:04:36,694 --> 00:04:37,694
‫نه!

96
00:04:37,778 --> 00:04:40,239
‫خب، خب، خب.

97
00:04:40,364 --> 00:04:42,658
‫بازنده‌های بخش پارک این‌جان!

98
00:04:45,119 --> 00:04:47,329
‫وای نه! تیم بخش آدامز!

99
00:04:47,454 --> 00:04:50,082
‫ما اومدیم برای بازی فردا
‫یخ زمین رو بررسی کنیم.

100
00:04:50,207 --> 00:04:52,334
‫گوین تراتل، مربی تیم بخش آدامز.

101
00:04:52,459 --> 00:04:53,127
‫سلام.

102
00:04:53,252 --> 00:04:55,212
‫ببین. چطوره که همین الان تسلیم شی؟

103
00:04:55,337 --> 00:04:56,356
‫شما نمی‌تونید ما رو شکست بدید.

104
00:04:56,380 --> 00:04:58,340
‫واقعا می‌خوای بازیکنات رو خجالت‌زده کنی؟

105
00:04:58,465 --> 00:05:00,968
‫مربی ما نمیذاره ببازیم!

106
00:05:01,093 --> 00:05:02,386
‫- آره!
‫- آره!

107
00:05:02,511 --> 00:05:04,263
‫باشه. اگه اینو می‌خوای مشکلی نیست.

108
00:05:04,388 --> 00:05:05,931
‫فردا می‌بینمت، مربی.

109
00:05:06,056 --> 00:05:06,890
‫تیم آدامز!

110
00:05:07,016 --> 00:05:08,350
‫پشت سرتیم!

111
00:05:10,936 --> 00:05:14,106
‫مربی، خواهش می‌کنم نذار
‫به تیم بخش آدامز ببازیم.

112
00:05:14,231 --> 00:05:16,608
‫بابام دوباره منو کتک میزنه.

113
00:05:21,405 --> 00:05:22,906
‫وای خدا.

114
00:05:23,032 --> 00:05:25,409
‫استنلی، کجا بودی‌؟ وقت خوابه دیگه.

115
00:05:25,534 --> 00:05:29,121
‫مادرت خیلی نگران بود،
‫منم تلویزیون تماشا می‌کردم!

116
00:05:29,246 --> 00:05:30,122
‫من یه شغل جدید پیدا کردم.

117
00:05:30,247 --> 00:05:32,750
‫من بالاخره می‌تونم
‫همه‌ی بدهکاری‌هام رو بدم.

118
00:05:32,875 --> 00:05:35,461
‫- این خوبه.
‫- چه جور شغلی؟

119
00:05:35,586 --> 00:05:37,629
‫من توی لیگ هاکی خردسالان کار می‌کنم.

120
00:05:37,755 --> 00:05:41,175
‫چی؟ صبر کن ببینم، استن.

121
00:05:41,300 --> 00:05:43,385
‫تو خیلی وقت پیش از هاکی دست کشیدی.

122
00:05:43,510 --> 00:05:44,970
‫من بازی نمی‌کنم. مربیم.

123
00:05:45,095 --> 00:05:48,390
‫یادت رفته اون سال‌های قبل چی شد؟

124
00:05:48,515 --> 00:05:50,976
‫یا فقط می‌خوای اونو جبران کنی؟

125
00:05:51,101 --> 00:05:52,561
‫چی داری میگی؟

126
00:05:52,686 --> 00:05:55,189
‫بازی هاکی خردسالانت! توی ورزشگاه پپسی!

127
00:05:55,314 --> 00:05:57,900
‫توی دوران اوج تیم کلورادو اولنج؟

128
00:05:58,025 --> 00:06:00,152
‫من یادمه بعدش رفتم پیتزا فروشی.

129
00:06:00,277 --> 00:06:02,380
‫استن،‌ تو نمی‌تونی دوباره چنین
‫بلایی سر خانواده‌ی خودت بیاری،

130
00:06:02,404 --> 00:06:03,798
‫صرف‌ نظر از هر دلیلی که داشته باشی.

131
00:06:03,822 --> 00:06:05,949
‫من خسته‌ام. میرم بخوابم.

132
00:06:08,327 --> 00:06:09,661
‫ما باید چه کار کنیم،‌ شارون؟

133
00:06:09,787 --> 00:06:11,372
‫- چی؟
‫- متوجه نیستی؟

134
00:06:11,497 --> 00:06:14,458
‫اون به هاکی برگشته که یه
‫چیزی رو به خودش ثابت کنه،

135
00:06:14,583 --> 00:06:17,586
‫تا بتونه فراموش کنه توی
‫اون بازی هاکی چی شد.

136
00:06:17,711 --> 00:06:20,047
‫شاید اون یادش نیاد. اون
‫موقع فقط ۴ سالش بود.

137
00:06:20,172 --> 00:06:21,465
‫اون یادشه.

138
00:06:21,590 --> 00:06:25,302
‫مطمئنم هر روز داره
‫برای این خودخوری می‌کنه.

139
00:06:29,473 --> 00:06:31,266
‫زمان داره تموم میشه...

140
00:06:31,392 --> 00:06:34,228
‫توی یه بازی هاکی
‫خردسالان بدون امتیاز دیگه.

141
00:06:34,353 --> 00:06:36,605
‫شماره‌ی ۷ استن مارش...

142
00:06:36,730 --> 00:06:38,399
‫داره به طریقی به سمت دروازه میره.

143
00:06:38,524 --> 00:06:40,150
‫اما پاک دست اون نیست.

144
00:06:41,235 --> 00:06:42,820
‫آی!

145
00:06:44,113 --> 00:06:45,948
‫من خودمو خراب کردم!

146
00:06:46,073 --> 00:06:48,033
‫مامانم من خودمو خراب کردم!

147
00:06:48,158 --> 00:06:52,162
‫و ظاهرا دروازه‌بان ریده توی شلوارش.

148
00:06:54,706 --> 00:06:56,375
‫این‌جا رو ببینید!

149
00:06:56,500 --> 00:06:59,253
‫استن مارش کوچک
‫می‌تونه دروازه رو باز کنه!

150
00:07:00,879 --> 00:07:04,049
‫است، بزنش!

151
00:07:04,174 --> 00:07:05,592
‫وقت داره تموم میشه!

152
00:07:05,717 --> 00:07:07,529
‫استن مارش فرصت داره
‫که تیمش رو برنده‌ی بازی کنه!

153
00:07:07,553 --> 00:07:09,430
‫تو می‌تونی، استن!

154
00:07:09,555 --> 00:07:11,432
‫بزنش!

155
00:07:11,557 --> 00:07:13,684
‫بزنش!

156
00:07:23,819 --> 00:07:26,655
‫نه!!!

157
00:07:27,239 --> 00:07:29,908
‫اوه، بازی به پایان رسید!

158
00:07:30,033 --> 00:07:32,286
‫چه‌قدر ناامید کننده.

159
00:07:35,956 --> 00:07:37,499
‫رندی، چی شده؟

160
00:07:37,624 --> 00:07:38,500
‫اوه!

161
00:07:38,625 --> 00:07:41,253
‫اوه. شارون. این وحشتناک بود.

162
00:07:41,378 --> 00:07:44,256
‫انگار دوباره اون‌جا بودم.

163
00:07:46,717 --> 00:07:48,218
‫خیلی خب،‌ بچه‌ها.

164
00:07:48,343 --> 00:07:50,679
‫امشب بازی بزرگ ما در
‫برابر تیم بخش آدامز هست.

165
00:07:50,804 --> 00:07:52,681
‫ما هنوز کل روز رو می‌تونیم تمرین کنیم.

166
00:07:52,806 --> 00:07:54,349
‫مربی! هی مربی!

167
00:07:54,475 --> 00:07:56,393
‫میشه لطفا باهات حرف بزنیم؟

168
00:07:58,312 --> 00:08:00,731
‫ما خانواده‌ی براون هستیم. والدین نلسون.

169
00:08:00,856 --> 00:08:01,607
‫اوه.

170
00:08:01,732 --> 00:08:03,400
‫نلسون کوچولوی ما...

171
00:08:03,525 --> 00:08:05,736
‫متاسفانه حالش بدتر شده.

172
00:08:05,861 --> 00:08:07,738
‫سرطان اون... خیلی بده.

173
00:08:08,864 --> 00:08:10,532
‫اوه.

174
00:08:10,657 --> 00:08:11,950
‫آره. اوه.

175
00:08:12,075 --> 00:08:13,535
‫دکترا میگن شاید دیگه کاری نشه کرد.

176
00:08:13,660 --> 00:08:15,162
‫من چطور باید این کارو بکنم،‌ مربی؟

177
00:08:15,287 --> 00:08:17,167
‫چطور قراره توی چشمای
‫یه بچه‌ی ۵ ساله نگاه کنم...

178
00:08:17,247 --> 00:08:18,665
‫و بهش بگم که قرار نیست زنده بمونه؟

179
00:08:18,790 --> 00:08:21,752
‫تو به من بگو،‌ مربی! بگو
‫چه طور این کارو بکنم!

180
00:08:21,877 --> 00:08:23,003
‫بس کن،‌ جک!

181
00:08:23,128 --> 00:08:24,838
‫اون نمی‌خواست خودشو سر تو خالی کنه،‌ مربی.

182
00:08:24,963 --> 00:08:26,816
‫نه، من نمی‌خواستم این حرفا
‫رو سر تو خالی کنم،‌ مربی.

183
00:08:26,840 --> 00:08:29,551
‫فقط... من نمی‌دونم چی بهش بگم،‌ مربی.

184
00:08:29,676 --> 00:08:31,136
‫هیچ کدوم از ما نمی‌دونیم چی بگیم.

185
00:08:31,261 --> 00:08:35,224
‫به کسی که داره می‌میره چی باید بگی؟

186
00:08:36,683 --> 00:08:38,143
‫من نمی‌دونم.

187
00:08:38,268 --> 00:08:39,937
‫باهاش حرف میزنی،‌ مربی؟

188
00:08:40,062 --> 00:08:41,563
‫اون از تو الگو می‌گیره.

189
00:08:42,314 --> 00:08:44,149
‫نه،‌ فکر می‌کنم تو باید بهش بگی.

190
00:08:44,274 --> 00:08:46,151
‫نه، من فقط باباشم.

191
00:08:46,276 --> 00:08:47,778
‫اما تو مربی اونی!

192
00:08:47,903 --> 00:08:49,696
‫تو براش مثل یه پدری!

193
00:08:49,821 --> 00:08:52,115
‫خواهش می‌کنم، مربی. اون...
‫اون روی تو حساب می‌کنه.

194
00:08:52,241 --> 00:08:54,243
‫خواهش می‌کنم، مربی.
‫اون روی تو حساب می‌کنه.

195
00:08:59,623 --> 00:09:00,791
‫سلام،‌ نلسون.

196
00:09:00,916 --> 00:09:03,043
‫اوه.

197
00:09:03,168 --> 00:09:04,294
‫سلام، مربی.

198
00:09:04,419 --> 00:09:06,338
‫داداش من می‌تونم بعدا بیام. الان وقت بدیه؟

199
00:09:06,463 --> 00:09:10,175
‫آره، برای من وقت بدیه، مربی.

200
00:09:10,300 --> 00:09:13,470
‫من فقط ۵ سالمه و دارم می‌میرم.

201
00:09:14,972 --> 00:09:18,600
‫مربی، وقتی می‌میری چی میشه؟

202
00:09:18,725 --> 00:09:20,644
‫خب، من مطمئن نیستم.

203
00:09:20,769 --> 00:09:22,980
‫فکر می‌کنم مثل قبل اینه که...

204
00:09:23,105 --> 00:09:24,105
‫به دنیا بیای؟

205
00:09:24,147 --> 00:09:27,192
‫چرا من الان باید بمیرم؟

206
00:09:27,317 --> 00:09:28,193
‫اه.

207
00:09:28,318 --> 00:09:31,113
‫چرا من نمی‌تونم بزرگ بشم؟

208
00:09:31,238 --> 00:09:33,365
‫عجب گرفتاری شدیم. بابا من نمی‌دونم.

209
00:09:33,490 --> 00:09:34,741
‫ببخشید.

210
00:09:34,866 --> 00:09:36,952
‫نه،‌ منظورم اینه که
‫هیچ کسی واقعا نمی‌دونه.

211
00:09:37,077 --> 00:09:38,078
‫اما همه می‌میرن.

212
00:09:38,203 --> 00:09:39,683
‫این‌طور نیست که
‫همه همیشه زنده باشن...

213
00:09:39,746 --> 00:09:40,746
‫و فقط تو قرار باشه بمیری.

214
00:09:40,831 --> 00:09:42,374
‫همه قراره بمیرن.

215
00:09:42,499 --> 00:09:43,917
‫الان حالت بهتر شد؟

216
00:09:44,042 --> 00:09:45,711
‫فکر کنم.

217
00:09:45,836 --> 00:09:47,629
‫خیلی خب. عالیه. من باید به ورزشگاه برم.

218
00:09:47,754 --> 00:09:50,591
‫اما طاقت بیار. باشه؟

219
00:09:50,716 --> 00:09:51,925
‫ممنون، مربی.

220
00:09:53,302 --> 00:09:56,305
‫میشه یه لطفی به من بکنی، مربی؟

221
00:09:57,180 --> 00:10:00,684
‫من بازی امشبو تماشا می‌کنم، برا همین...

222
00:10:00,809 --> 00:10:04,980
‫میشه کاری کنی که من سرطان نداشته باشم؟

223
00:10:05,689 --> 00:10:07,524
‫داداش بهت گفتم که نمی‌تونم چنین کاری بکنم.

224
00:10:07,649 --> 00:10:11,862
‫خب، میشه پس به‌خاطر من بازی رو ببرید؟

225
00:10:11,987 --> 00:10:13,697
‫باشه.

226
00:10:19,661 --> 00:10:22,956
‫استن مارش همیشه یه زندگی
‫بدون مسئولیت رو داشت.

227
00:10:23,081 --> 00:10:25,292
‫اما در یک چشم بهم زدن،

228
00:10:25,417 --> 00:10:30,213
‫چیزی که قبل‌تر به نظر مهم
‫می‌رسید رو میشد پشت سر گذاشت.

229
00:10:30,339 --> 00:10:34,426
‫استن مارش با سرطان درگیر شده بود.

230
00:10:41,058 --> 00:10:43,310
‫والدین محترم به این بازی هاکی خردسالان...

231
00:10:43,435 --> 00:10:47,147
‫بین تیم‌های بخش پارک و
‫بخش آدامز خوش اومدین.

232
00:10:47,272 --> 00:10:49,399
‫می‌بریم! می‌بریم! می‌بریم!

233
00:10:49,524 --> 00:10:51,360
‫می‌بریم! می‌بریم! می‌بریم!

234
00:10:51,485 --> 00:10:53,612
‫می‌بریم! می‌بریم! می‌بریم!

235
00:10:53,737 --> 00:10:55,214
‫مربی، میشه یه صحبتی باهات داشته باشم؟

236
00:10:55,238 --> 00:10:56,990
‫اومدی تسلیم بشی، مربی؟

237
00:10:57,991 --> 00:11:00,285
‫ببین، یه بچه توی تیم من هست که سرطان داره،

238
00:11:00,410 --> 00:11:02,330
‫و اون بدجوری دلش می‌خواد
‫که ما این بازی رو ببریم،

239
00:11:02,371 --> 00:11:04,831
‫میشه به ما یکمی آسون بگیرید؟

240
00:11:04,956 --> 00:11:07,209
‫هه! عمرا، مربی.

241
00:11:07,334 --> 00:11:10,021
‫ما شما رو با خاک یکسان می‌کنیم،
‫چه سرطان داشته باشید یا نداشته باشید.

242
00:11:10,045 --> 00:11:11,713
‫می‌بریم! می‌بریم! می‌بریم!

243
00:11:11,838 --> 00:11:14,591
‫می‌بریم! می‌بریم! می‌بریم!

244
00:11:15,592 --> 00:11:16,593
‫خیلی خب بچه‌ها، گوش کنید.

245
00:11:16,718 --> 00:11:20,263
‫من نلسون رو توی بیمارستان دیدم،
‫و اون از من یه چیزی رو خواست.

246
00:11:20,389 --> 00:11:23,517
‫اون گفت که می‌خواد ما این
‫بازی رو به‌خاطر اون ببریم.

247
00:11:25,227 --> 00:11:28,814
‫پس اگه ما ببازیم نلسون رو می‌کشیم؟

248
00:11:29,398 --> 00:11:31,692
‫وای خدا! نه!

249
00:11:31,817 --> 00:11:33,568
‫من نمی‌خوام یه قاتل باشم!

250
00:11:33,694 --> 00:11:36,363
‫آروم باشید! اگه ببازیم قاتل نمیشیم.

251
00:11:36,488 --> 00:11:39,032
‫اگه ببازیم سرطان می‌گیریم؟

252
00:11:39,157 --> 00:11:41,243
‫- وای نه!
‫- وای نه!

253
00:11:41,368 --> 00:11:44,121
‫من نمی‌خوام سرطان بگیرم!

254
00:11:53,213 --> 00:11:55,090
‫اونا خیلی قوی به نظر میان، مربی.

255
00:11:55,215 --> 00:11:57,968
‫فکر کنم حتما نلسون می‌میره.

256
00:12:01,471 --> 00:12:04,266
‫موفق باشی، مربی. بدجوری
‫به شانس احتیاج داری.

257
00:12:09,146 --> 00:12:10,480
‫آره! ایول تیم آدامز!

258
00:12:25,245 --> 00:12:26,830
‫بچه‌ها زودباشید!

259
00:12:40,010 --> 00:12:43,013
‫آره، برایان! بکشش!

260
00:12:47,267 --> 00:12:50,187
‫نزدیک گوی بشید!

261
00:13:12,000 --> 00:13:14,002
‫و این هم از آخر بازی.

262
00:13:14,127 --> 00:13:16,171
‫نتیجه مساویه.

263
00:13:16,296 --> 00:13:19,132
‫مساوی؟ این یعنی چی؟

264
00:13:20,509 --> 00:13:23,136
‫استن مارش قرار بود بازی رو ببره...

265
00:13:23,261 --> 00:13:25,448
‫برنده شدن توی این بازی بزرگ
‫آرزوی یه پسر در حال مرگ بود.

266
00:13:25,472 --> 00:13:27,182
‫تنها مشکل اینه که...

267
00:13:27,307 --> 00:13:29,476
‫اون مساوی کرد!

268
00:13:29,601 --> 00:13:32,145
‫و حالا اون قراره بفهمه...

269
00:13:32,270 --> 00:13:35,524
‫که نتیجه‌ی مساوی مثل برنده شدن نیست.

270
00:13:37,150 --> 00:13:40,403
‫بالاخره ما نلسون رو کشتیم یا نه؟

271
00:13:41,655 --> 00:13:42,697
‫هستی؟

272
00:13:42,823 --> 00:13:44,282
‫مربی!

273
00:13:44,407 --> 00:13:46,117
‫حالت چطوره؟

274
00:13:46,243 --> 00:13:49,579
‫من حالم خیلی خوبه، البته جدا از سرطان.

275
00:13:51,039 --> 00:13:54,751
‫مربی... خدا از من متنفره؟

276
00:13:54,876 --> 00:13:56,002
‫سلام، مربی.

277
00:13:56,127 --> 00:13:57,963
‫سلام، دکتر. حالش چطوره؟

278
00:13:58,088 --> 00:14:01,424
‫خب، بدتر نشده، اما بهتر هم نشده.

279
00:14:01,550 --> 00:14:04,928
‫انگار که... سرطانش در
‫حالت مساوی با قبل مونده.

280
00:14:05,053 --> 00:14:06,346
‫وای، پسر.

281
00:14:07,973 --> 00:14:10,809
‫اوه، سرطانم درد می‌کنه.

282
00:14:10,934 --> 00:14:13,934
‫به نظر میاد که اون همه‌ی امیدش رو به
‫برنده شدن شما توی اون بازی گره زده بود.

283
00:14:13,979 --> 00:14:17,524
‫و حالا با نتیجه‌ی مساوی، اون
‫توی یه برزخ سرطانی گیر کرده.

284
00:14:17,649 --> 00:14:18,733
‫من چه کار می‌تونم بکنم؟

285
00:14:18,859 --> 00:14:20,986
‫استن مارش! استن مارش!

286
00:14:21,111 --> 00:14:21,987
‫خبر خوبی دارم!

287
00:14:22,112 --> 00:14:24,197
‫تیم هاکی ما دعوت شده که...

288
00:14:24,322 --> 00:14:26,157
‫در برابر تیم بخش دنور در طی...

289
00:14:26,283 --> 00:14:28,493
‫مسابقات کلورادو اولنچ قرار بگیره!

290
00:14:28,618 --> 00:14:31,621
‫وای! توی ورزشگاه پپسی؟

291
00:14:31,746 --> 00:14:33,123
‫ببین. اون داره بهتر میشه.

292
00:14:33,248 --> 00:14:36,084
‫این بزرگترین بازی ماست!

293
00:14:36,209 --> 00:14:38,879
‫فکر می‌کنی بتونیم ببریم، مربی؟

294
00:14:39,004 --> 00:14:41,423
‫خب، یعنی...

295
00:14:43,592 --> 00:14:46,052
‫تصور کن که فقط یه بازی باشه...

296
00:14:46,177 --> 00:14:48,930
‫یه فرصت برای درست کردن همه چیز.

297
00:14:49,055 --> 00:14:51,933
‫به استن مارش اون فرصت داده شده.

298
00:14:52,058 --> 00:14:56,605
‫اما برای برنده شدن، اون
‫باید همه‌ی تلاشش رو بکنه توی...

299
00:14:56,730 --> 00:14:59,733
‫فیلم "کاپ استنلی" با درجه‌ی سنی بزرگسال.

300
00:15:03,570 --> 00:15:05,488
‫آره. آره، ما شکستشون میدیم.

301
00:15:05,614 --> 00:15:09,200
‫آخ جون! شاید یه امیدی برای من باشه!

302
00:15:10,619 --> 00:15:12,454
‫فقط اینو بدون، مربی.

303
00:15:12,579 --> 00:15:14,414
‫اگه تو توی اون بازی ببازی،

304
00:15:14,539 --> 00:15:16,666
‫اون پسر کوچولو خیلی سریع‌تر از...

305
00:15:16,791 --> 00:15:20,045
‫استیو اروین توی یه اکواریوم
‫پر از سفره ماهی می‌میره.
‫[فیلمساز حیات وحش]

306
00:15:21,171 --> 00:15:24,633
‫مربی، چی داری میگی؟!

307
00:15:24,758 --> 00:15:26,968
‫ما نمی‌تونیم تیم بخش دنور رو شکست بدیم!

308
00:15:27,093 --> 00:15:28,345
‫معلومه که می‌تونیم!

309
00:15:28,470 --> 00:15:32,807
‫دفعه‌ی قبلی که ما با دنور بازی
‫کردیم اونا ۷ تا گل به ما زدن.

310
00:15:32,933 --> 00:15:36,102
‫ببینید بچه‌ها، من به شما باور
‫دارم. نلسون به شما باور داره.

311
00:15:36,227 --> 00:15:37,520
‫این براتون معنایی نداره؟

312
00:15:37,646 --> 00:15:40,190
‫نه. چون اونا ما رو می‌کشن!

313
00:15:40,315 --> 00:15:41,566
‫اونا ما رو نمی‌کشن.

314
00:15:41,691 --> 00:15:46,196
‫استیو اروین هم در مورد
‫اون سفره‌‌ماهی‌‌ها همینو گفت.

315
00:15:48,281 --> 00:15:50,283
‫مگه شماها تا الان این فیلما رو ندیدین؟

316
00:15:50,408 --> 00:15:51,743
‫ما فقط باید جمع شیم دور هم،

317
00:15:51,868 --> 00:15:53,745
‫به خودمون باور داشته
‫باشیم تا آخرش برنده بشیم.

318
00:15:53,870 --> 00:15:56,748
‫نه، توی فیلم‌ها اونا همیشه میرن...

319
00:15:56,873 --> 00:16:00,627
‫و یه بچه‌ای که بازیش خیلی خوبه
‫رو برای پیوستن به تیم پیدا می‌کنن.

320
00:16:00,752 --> 00:16:02,295
‫هی، راست میگی.

321
00:16:02,420 --> 00:16:03,755
‫ما به یه حرفه‌ای نیاز داریم.

322
00:16:03,880 --> 00:16:07,384
‫ما به یه کانادایی نیاز داریم.

323
00:16:16,893 --> 00:16:18,603
‫وای! اون کارش خوبه!

324
00:16:18,728 --> 00:16:20,063
‫- آره!
‫- آره!

325
00:16:20,188 --> 00:16:21,064
‫استن، بهت گفته بودم.

326
00:16:21,189 --> 00:16:22,691
‫مامانم نمی‌خواد که آیک هاکی بازی کنه.

327
00:16:22,816 --> 00:16:23,918
‫اون فکر می‌کنه این بازی خطرناکه.

328
00:16:23,942 --> 00:16:25,193
‫این فقط یه بازیه.

329
00:16:25,318 --> 00:16:26,611
‫اون صدمه نمی‌بینه، قول میدم.

330
00:16:28,655 --> 00:16:30,198
‫آره!

331
00:16:30,323 --> 00:16:32,158
‫خیلی خب، اما به چیزی
‫بیشتر از یه بازیکن خوب...

332
00:16:32,283 --> 00:16:33,511
‫برای شکست دادن اون
‫تیم قهرمان لازمه، استن.

333
00:16:33,535 --> 00:16:35,954
‫بهتره یه استراتژی بازی
‫خیلی خوب داشته باشی.

334
00:16:44,754 --> 00:16:46,548
‫باورت میشه، استن؟

335
00:16:46,673 --> 00:16:47,966
‫ورزشگاه پپسی.

336
00:16:48,550 --> 00:16:50,844
‫تو به جایی برمی‌گردی که اون اتفاق افتاد.

337
00:16:51,803 --> 00:16:54,556
‫همون‌جایی که خیلی سال پیش
‫فرصتتو توش از دست دادی.

338
00:16:54,681 --> 00:16:56,367
‫بابا، الان دارم روی
‫استراتژی بازیم کار می‌کنم.

339
00:16:56,391 --> 00:16:58,393
‫باید درک کنی که چرا من نمی‌تونم برم.

340
00:16:58,518 --> 00:17:01,271
‫من نمی‌تونم توی همون جمعیت بشیم...

341
00:17:01,396 --> 00:17:04,107
‫و نگاه کنم که تو خودتو
‫دوباره نابود می‌کنی.

342
00:17:04,232 --> 00:17:05,650
‫اوه، استن.

343
00:17:06,276 --> 00:17:10,488
‫این‌ همه جا، چرا باید توی
‫ورزشگاه پپسی مسابقه برگزار بشه؟

344
00:17:10,613 --> 00:17:13,116
‫باشه، باشه. من میام.

345
00:17:13,867 --> 00:17:15,452
‫نه، نه. من می‌خوام که بیام.

346
00:17:15,577 --> 00:17:16,953
‫من می‌خوام اون‌جا ازت حمایت کنم...

347
00:17:17,078 --> 00:17:19,456
‫و بلندتر از هر کس دیگه‌ای تشویقت می‌کنم...

348
00:17:19,581 --> 00:17:22,375
‫و میگم "اون پسر منه!"

349
00:17:23,168 --> 00:17:27,422
‫و یادت باشه، استن. چه ببری و چه ببازی...

350
00:17:27,547 --> 00:17:32,719
‫فقط همین دو گزینه رو داری... برد یا باخت.

351
00:17:34,219 --> 00:17:41,271
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

352
00:17:42,771 --> 00:17:45,398
‫آره! حالشو بگیر!

353
00:17:48,234 --> 00:17:50,737
‫گوی به داخل گل نرفت!
‫چه قدر خوب توپ رو گرفت!

354
00:17:52,947 --> 00:17:54,759
‫و این هم از پایان ست دوم بازی...
‫[هاکی ۳ ست داره]

355
00:17:54,783 --> 00:17:56,409
‫با نتیجه ۲-۲ مساوی.

356
00:17:58,703 --> 00:18:00,371
‫و حالا منتظر باشید...

357
00:18:00,497 --> 00:18:02,290
‫تا یه بازی نمایشی سه دقیقه‌ای رو...

358
00:18:02,415 --> 00:18:05,168
‫که توسط بهترین هاکی بازان
‫خردسال ایالت انجام میشه شاهد باشیم.

359
00:18:05,293 --> 00:18:08,713
‫خیلی خب، بچه‌ها. الان وقتشه.

360
00:18:08,838 --> 00:18:10,398
‫ما با هم چیزای زیادی رو پشت سر گذاشتیم،

361
00:18:10,507 --> 00:18:12,300
‫و طبق هر فیلمی که تا حالا ساخته شده،

362
00:18:12,425 --> 00:18:13,927
‫ما توی این بازی برنده میشیم.

363
00:18:15,261 --> 00:18:18,056
‫فراموش نکنید که یه بچه‌ی
‫کوچیک توی بیمارستانه...

364
00:18:18,181 --> 00:18:21,226
‫که واقعا روی ما حساب
‫می‌کنه، پس بیاید ناامیدش نکنیم.

365
00:18:21,351 --> 00:18:22,352
‫مگه نه؟

366
00:18:22,477 --> 00:18:23,477
‫- درسته!
‫- آره!

367
00:18:23,520 --> 00:18:25,313
‫- بیاید بازی رو ببریم!
‫- برای نلسون می‌بریم!

368
00:18:25,438 --> 00:18:27,690
‫خیلی خب! بیاید برنده بشیم!

369
00:18:27,816 --> 00:18:29,651
‫ببخشید، بچه‌ها. شما امشب بازی نمی‌کنید.

370
00:18:29,776 --> 00:18:31,152
‫ها؟

371
00:18:31,277 --> 00:18:33,071
‫اون یکی تیم هاکی خردسالان نیومده.

372
00:18:33,196 --> 00:18:34,507
‫تیمی نیست که شما باهاش بازی کنید.

373
00:18:34,531 --> 00:18:35,824
‫ولی ممنون که اومدین.

374
00:18:36,407 --> 00:18:38,910
‫- ما نمی‌تونیم بازی کنیم؟
‫- ما نمی‌تونیم بازی کنیم؟

375
00:18:39,035 --> 00:18:40,537
‫پس برنده میشیم؟

376
00:18:40,662 --> 00:18:42,705
‫نه. هیچ کسی برنده نمیشه.

377
00:18:42,831 --> 00:18:44,031
‫هی. تو نمی‌تونی این کارو بکنی!

378
00:18:44,124 --> 00:18:46,751
‫ما کلی لحظات احساسی رو پشت سر گذاشتیم!

379
00:18:46,876 --> 00:18:49,379
‫خب، کسی نیست که باهاش بازی
‫کنید. کاری از دست ما بر نمیاد.

380
00:18:49,504 --> 00:18:50,964
‫اما نباید این‌جوری تموم میشد!

381
00:18:51,089 --> 00:18:52,340
‫هی، یه لحظه صبر کنید.

382
00:18:52,465 --> 00:18:54,801
‫اگه این بچه‌ها کلی مسائل
‫احساسی رو پشت سر گذاشتن...

383
00:18:54,926 --> 00:18:56,511
‫- پس باید بازی کنن.
‫- آره.

384
00:18:56,636 --> 00:18:58,304
‫خب، اونا با کی باید بازی کنن؟

385
00:18:58,429 --> 00:18:59,764
‫اونا می‌تونن جای ما بازی کنن.

386
00:18:59,889 --> 00:19:01,724
‫آره. بذار اونا با تیم رد وینگز بازی کنن.

387
00:19:01,850 --> 00:19:03,768
‫با رد وینگز بازی کنیم؟

388
00:19:03,893 --> 00:19:06,771
‫استن مارش مربی تیم هاکی خردسالان بود...

389
00:19:06,896 --> 00:19:09,691
‫اما حالا اونا قراره...

390
00:19:09,816 --> 00:19:12,402
‫توی لیگ حرفه‌ای بازی کنن!

391
00:19:12,527 --> 00:19:15,155
‫اونا جثه‌های کوچیکی دارن اما قلبشون بزرگه.

392
00:19:15,280 --> 00:19:18,116
‫استن مارش... میره تو لیگ حرفه‌ای!

393
00:19:19,242 --> 00:19:20,660
‫- ایول!
‫- حالشونو بگیرید، بچه‌ها!

394
00:19:20,785 --> 00:19:21,494
‫آره! آره!

395
00:19:21,619 --> 00:19:23,580
‫این‌جا توی کلورادو بازی مساوی هست...

396
00:19:23,705 --> 00:19:25,582
‫و الان ست نهایی شروع میشه.

397
00:19:25,707 --> 00:19:27,041
‫لطفا توجه کنید.

398
00:19:27,167 --> 00:19:28,918
‫برای این ست سوم و نهایی،

399
00:19:29,043 --> 00:19:30,628
‫تیم رد وینگز دیترویت...

400
00:19:30,753 --> 00:19:33,381
‫با تیم خردسالان بخش پارک بازی می‌کنن.

401
00:19:40,180 --> 00:19:41,180
‫اوه!

402
00:19:41,222 --> 00:19:42,724
‫آی!

403
00:19:43,683 --> 00:19:45,435
‫آی!

404
00:19:45,560 --> 00:19:46,728
‫یا پیغمبر!

405
00:19:49,397 --> 00:19:51,232
‫بس کنید! تمومش کنید۱

406
00:19:51,357 --> 00:19:52,775
‫بذارید بازی کنن!

407
00:19:52,901 --> 00:19:54,694
‫بذارید بازی کنن!

408
00:19:54,819 --> 00:19:56,362
‫بذارید بازی کنن!

409
00:20:02,702 --> 00:20:05,288
‫هی، اونا اجازه دارن چنین کاری بکنن؟

410
00:20:05,413 --> 00:20:07,081
‫آی! نه!

411
00:20:07,207 --> 00:20:08,291
‫اوه!

412
00:20:09,959 --> 00:20:11,419
‫اه!

413
00:20:17,175 --> 00:20:18,635
‫اه!

414
00:20:24,349 --> 00:20:27,560
‫- ♪ ما قهرمانیم. ♪
‫- ما موفق شدیم!

415
00:20:27,685 --> 00:20:29,604
‫♪ دوستان من ♪

416
00:20:31,356 --> 00:20:35,276
‫♪ ما به جنگیدن ادامه میدیم ♪

417
00:20:35,401 --> 00:20:38,154
‫♪ تا آخرش ♪

418
00:20:39,364 --> 00:20:43,076
‫♪ ما قهرمانیم ♪

419
00:20:43,201 --> 00:20:46,996
‫♪ ما قهرمانیم ♪

420
00:20:47,121 --> 00:20:49,374
‫♪ وقتی برای بازنده‌ها نداریم ♪

421
00:20:49,499 --> 00:20:50,541
‫نه!

422
00:20:50,667 --> 00:20:52,919
‫دوباره نه! نه!

423
00:20:53,044 --> 00:20:55,880
‫♪ قهرمان... ♪

424
00:20:56,005 --> 00:20:57,005
‫♪ دنیاییم ♪

425
00:20:57,090 --> 00:20:58,591
‫من ازت متنفرم، مربی.

426
00:20:58,716 --> 00:20:59,801
‫من ازت متنفرم.

427
00:20:59,926 --> 00:21:02,679
‫♪ دوستای من ♪

428
00:21:03,304 --> 00:21:07,183
‫♪ و ما به جنگیدن ادامه میدیم ♪

429
00:21:07,308 --> 00:21:09,060
‫♪ تا آخرش ♪

430
00:21:09,185 --> 00:21:10,979
‫ممنونم، بابا.

431
00:21:11,104 --> 00:21:14,607
‫- من بهت افتخار می‌کنم، پسرم.
‫- ♪ما قهرمانیم ♪

432
00:21:14,732 --> 00:21:18,569
‫♪ ما قهرمانیم ♪

433
00:21:18,695 --> 00:21:22,073
‫♪ وقتی برای بازنده‌ها نداریم ♪

434
00:21:22,198 --> 00:21:27,161
‫♪ چون ما قهرمان... ♪

435
00:21:27,287 --> 00:21:28,496
‫♪ دنیاییم ♪

436
00:21:32,208 --> 00:21:33,584
‫امیدی ندارم.

437
00:21:33,710 --> 00:21:35,837
‫امیدی ندارم.

438
00:21:38,840 --> 00:21:40,883
‫رد وینگز! رد وینگز!

439
00:21:41,009 --> 00:21:42,927
‫رد وینگز! رد وینگز!

440
00:21:43,052 --> 00:21:45,305
‫آره!

441
00:21:45,329 --> 00:21:49,329
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
