WEBVTT

1
00:00:06.048 --> 00:00:08.743
‫پوسایدن توی زیردریایی نیست.‬
‫ما بیرون آوردیمش‬

2
00:00:08.768 --> 00:00:11.469
‫آستین دنیسون توی امریتسار کشته شده‬

3
00:00:11.470 --> 00:00:13.929
‫روس‌ها دارن وجب‌به‌وجب بستر دریا رو‬
‫دنبال اون سلاح می‌گردن‬

4
00:00:13.930 --> 00:00:17.808
‫یک‌طرفه چیزی رو فاش کردی که‬
‫آدم‌های کوته‌فکر اسمش رو می‌ذارن:‬

5
00:00:17.809 --> 00:00:20.478
‫"بی‌اعتنایی آشکار ما به حق حاکمیت بریتانیا"‬

6
00:00:20.479 --> 00:00:23.397
‫دیگه دنیسون نیست که سر عقلش بیاره‬

7
00:00:23.398 --> 00:00:27.401
‫فیلمش رو داریم که‬
‫دست‌هاش رو دور گردن رویلین حلقه کرده‬

8
00:00:27.402 --> 00:00:30.905
‫داری بهم دستور می‌دی‬
‫از نخست‌وزیر بریتانیا باج بگیرم‬

9
00:00:30.906 --> 00:00:33.824
‫- زیاد از این برنامه‌ها دارید؟‬
‫- با معاون رئیس‌جمهور قرارِ ثابت ناهار داریم‬

10
00:00:33.825 --> 00:00:36.536
‫- فقط تو و هَل؟‬
‫- کارم که یواشکی نیست‬

11
00:00:38.246 --> 00:00:39.372
‫سلام‬

12
00:00:40.123 --> 00:00:43.459
‫- سلام، عزیزم‬
‫- می‌خوام یه مدت خارج از کشور کار کنم‬

13
00:00:43.460 --> 00:00:45.128
‫- کجا؟‬
‫- هرجا شد‬

14
00:00:46.046 --> 00:00:47.588
‫باید یه مدت از این‌جا دور بشم‬

15
00:00:47.589 --> 00:00:50.674
‫هاوارد! من و استوارت با هم توی رابطه‌ایم‬

16
00:00:50.675 --> 00:00:52.134
‫داریم آروم‌آروم پیش می‌ریم‬

17
00:00:52.135 --> 00:00:54.261
‫خانم پالمر، می‌شه یه لحظه بیاید پیش ما؟‬

18
00:00:54.262 --> 00:00:56.972
‫نخست‌وزیر روی راهنمایی‌های شما حساب می‌کنه‬

19
00:00:56.973 --> 00:00:59.850
‫می‌خوام مطمئن بشم از همه‌ی اطلاعات مرتبط باخبرید‬

20
00:00:59.851 --> 00:01:01.519
‫- بسیار خب‬
‫- مارگارت رویلین...‬

21
00:01:01.520 --> 00:01:04.313
‫حمله به ناو کوریجس رو ترتیب داده بود‬

22
00:01:04.314 --> 00:01:06.690
‫تروبریج دخالتی نداشت.‬
‫رویلین فکر می‌کرد بی‌کفایته‬

23
00:01:06.691 --> 00:01:09.318
‫- بس کن!‬
‫- خواست بکشدش. فیلمش رو داریم‬

24
00:01:09.319 --> 00:01:12.781
‫- چطور پیش رفت؟‬
‫- همون کاری رو کردم که گفتی باید انجام بدم‬

25
00:01:13.323 --> 00:01:16.158
‫یک ساعت پیش با اعلیحضرت پادشاه صحبت کردم‬

26
00:01:16.159 --> 00:01:19.496
‫ایشون استعفای من از مقام نخست‌وزیری رو پذیرفتن‬

27
00:01:20.000 --> 00:01:27.500
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.Net ]

28
00:01:27.969 --> 00:01:30.689
‫« دیپلمات »‬

29
00:01:35.387 --> 00:01:37.805
‫- دیشب چطور خوابیدی؟‬
‫- بد نبود‬

30
00:01:37.806 --> 00:01:39.765
‫- یعنی چی؟‬
‫- یعنی همونی که گفتم‬

31
00:01:39.766 --> 00:01:40.975
‫هشت ساعت؟‬

32
00:01:40.976 --> 00:01:43.102
‫خودت آخرین بار کِی هشت ساعت خوابیدی؟‬

33
00:01:43.103 --> 00:01:46.147
‫- هفت ساعت؟‬
‫- خوابیدم دیگه، نگران نباش‬

34
00:01:46.148 --> 00:01:48.483
‫- بیشتر از چهار ساعت یا کم‌تر؟‬
‫- چهار ساعت‬

35
00:01:49.276 --> 00:01:50.818
‫- کیتی!‬
‫- دارم سعی‌مو می‌کنم‬

36
00:01:50.819 --> 00:01:52.027
‫یه بنادریل بخور‬
‫دهنم رو خشک می‌کنه‬

37
00:01:53.238 --> 00:01:55.239
‫به خدا دیگه کلافه‌م کردی‬

38
00:01:55.240 --> 00:01:56.657
‫درست غذا می‌خوری؟‬

39
00:01:56.658 --> 00:01:58.618
‫- آره‬
‫- دروغ که نمی‌گی؟‬

40
00:02:00.370 --> 00:02:02.079
‫ببین، به فرانسیس زنگ می‌زنم‬

41
00:02:02.080 --> 00:02:03.873
‫- این کار رو نکن!‬
‫- این وضع درست نیست‬

42
00:02:03.874 --> 00:02:05.833
‫رفلاکس معده‌ست. اگه بهش بگی،‬

43
00:02:05.834 --> 00:02:09.629
‫می‌گه غذاهای سنگین‌تری برام بپزن،‬
‫که رفلاکسم رو بدتر می‌کنه‬

44
00:02:11.381 --> 00:02:13.799
‫تقصیر تو نیست که تروبریج استعفا داده‬

45
00:02:13.800 --> 00:02:14.801
‫باشه‬

46
00:02:15.719 --> 00:02:19.430
‫- و... همه‌چی درست می‌شه‬
‫- رأی‌گیری به دور چهارم کشیده‬

47
00:02:19.431 --> 00:02:21.682
‫اگه قرار بود درست بشه، تا حالا تموم شده بود‬

48
00:02:21.683 --> 00:02:23.976
‫نظام پارلمانی فرق داره‬

49
00:02:23.977 --> 00:02:27.313
‫فکر کنم به‌خاطر همین تحلیل‌های درخشانت‬
‫معاون رئیس‌جمهور شدی‬

50
00:02:27.314 --> 00:02:28.898
‫تیکستن انتخاب نمی‌شه‬

51
00:02:28.899 --> 00:02:30.983
‫بین اعضای حزب طرفدار چندانی نداره‬

52
00:02:30.984 --> 00:02:34.819
‫دو دور دیگه رأی‌گیری کنن، پیدا می‌کنه.‬
‫همیشه همین‌طوری می‌شه‬

53
00:02:35.280 --> 00:02:37.865
‫ما فکر می‌کردیم تروبریج بده، این یکی نوبرشه...‬

54
00:02:37.866 --> 00:02:40.285
‫- نخست‌وزیر نمی‌شه‬
‫- پس کی می‌شه؟‬

55
00:02:40.785 --> 00:02:43.204
‫- اون... اون زنه، اسمش چی بود؟‬
‫- وان‬

56
00:02:43.205 --> 00:02:44.663
‫سر انتخابش به توافق می‌رسن‬
‫امکان نداره‬

57
00:02:48.877 --> 00:02:50.044
‫رسید؟‬
‫آره‬

58
00:02:52.088 --> 00:02:54.340
‫- خوش بگذره‬
‫- گمشو!‬

59
00:02:54.341 --> 00:02:55.717
‫منم دوستت دارم‬

60
00:02:59.000 --> 00:03:04.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

61
00:03:09.606 --> 00:03:11.733
‫- آقای پن!‬
‫- آقای پن!‬

62
00:03:14.653 --> 00:03:16.112
‫خوش اومدی‬

63
00:03:16.696 --> 00:03:18.781
‫مرسی بابت... همه‌چی‬

64
00:03:18.782 --> 00:03:20.491
‫- از دیدنت خوشحالم‬
‫- نخست‌وزیر انتخاب شد؟‬

65
00:03:20.492 --> 00:03:22.243
‫- خیر‬
‫- هنوز انتخاب نشده؟‬

66
00:03:22.244 --> 00:03:24.328
‫- به‌زودی انتخاب می‌شه‬
‫- - حسابی دارن طولش می‌دن، نه؟‬

67
00:03:24.329 --> 00:03:26.248
‫- واقعاً همین‌طوره‬
‫- آقای پن!‬

68
00:03:27.374 --> 00:03:28.415
‫خانم سفیر!‬

69
00:03:28.416 --> 00:03:30.310
‫- بیا زودتر تمومش کنیم‬
‫- باشه‬

70
00:03:30.335 --> 00:03:31.461
‫سلام به همگی!‬

71
00:03:34.923 --> 00:03:35.924
‫سپاس‌گزارم‬

72
00:03:37.133 --> 00:03:39.177
‫- خانم سفیر!‬
‫- بسیار خب‬

73
00:03:39.928 --> 00:03:41.513
‫شما هم بیا توی عکس‬

74
00:03:43.013 --> 00:03:51.013
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

75
00:03:56.236 --> 00:03:58.070
‫زمان هیجان‌انگیزی اومدم، نه؟‬

76
00:03:58.071 --> 00:03:59.822
‫انتخاب دولت رو از نزدیک می‌بینم‬

77
00:03:59.823 --> 00:04:01.073
‫آره‬

78
00:04:01.074 --> 00:04:04.493
‫آدم کلی وقت می‌ذاره تا با مسئول‌ها ارتباط بگیره،‬

79
00:04:04.494 --> 00:04:08.039
‫بعد یهو همه‌شون عوض می‌شن و باید از صفر شروع کنه‬

80
00:04:08.540 --> 00:04:10.458
‫ولی بازم هیجان‌انگیزه‬

81
00:04:11.334 --> 00:04:13.168
‫چرا استعفا داد؟‬

82
00:04:13.169 --> 00:04:15.796
‫تروبریج؟ حدس‌وگمان زیاده‬

83
00:04:15.797 --> 00:04:18.008
‫- مشکل جسمی؟‬
‫- احتمالاً‬

84
00:04:18.508 --> 00:04:20.260
‫خواهر من لوپوس داره‬

85
00:04:22.304 --> 00:04:23.554
‫خیلی متأسفم‬

86
00:04:23.555 --> 00:04:26.932
‫صورتش پف کرده بود؟‬

87
00:04:26.933 --> 00:04:29.894
‫- نمی‌دونم. این از علائم...؟‬
‫- از علائم لوپوسه‬

88
00:04:31.164 --> 00:04:33.708
‫برنامه‌مون هنوز قطعی نشده‬

89
00:04:33.732 --> 00:04:35.525
‫- مثل همیشه‬
‫- بله‬

90
00:04:36.234 --> 00:04:39.820
‫اگه دولت جدید تشکیل بشه،‬
‫کلی جلسه‌ی معارفه داریم،‬

91
00:04:39.821 --> 00:04:43.490
‫اگه نه، کارهای دیگه می‌کنیم و‬
‫وانمود می‌کنیم نگران نیستیم‬

92
00:04:43.491 --> 00:04:44.743
‫- هستیم؟‬
‫- چی؟‬

93
00:04:45.577 --> 00:04:47.245
‫- نگرانیم؟‬
‫- نه‬

94
00:04:50.373 --> 00:04:52.876
‫- سلام‬
‫- فقط تیکستن و وان موندن‬

95
00:04:54.419 --> 00:04:56.295
‫- گندش بزنن‬
‫- آره‬

96
00:04:56.296 --> 00:04:58.173
‫- توی راهی؟‬
‫- آره‬

97
00:04:58.757 --> 00:05:00.342
‫- اون‌جا می‌بینمت‬
‫- باشه‬

98
00:05:01.259 --> 00:05:02.676
‫اون نازیه رأی آورد؟‬
‫نه، هنوز کسی انتخاب نشده‬

99
00:05:04.596 --> 00:05:06.890
‫حالا اعضای حزب باید رأی بدن‬

100
00:05:10.143 --> 00:05:12.770
‫ایان، می‌شه همین‌جا بزنیم کنار؟‬

101
00:05:12.771 --> 00:05:15.230
‫- یه خروجی هست...‬
‫- همین کنار جاده، همین الان‬

102
00:05:15.231 --> 00:05:16.315
‫توقف فوری!‬
‫- حالت خوبه؟‬
‫- بله‬

103
00:05:35.627 --> 00:05:37.796
‫ای وای، حالش خوب نیست‬

104
00:05:45.512 --> 00:05:47.597
‫- یا خدا‬
‫- ممنون‬

105
00:05:58.733 --> 00:06:00.567
‫- ببخشید‬
‫- حالت خوبه؟‬

106
00:06:00.568 --> 00:06:01.945
‫بله، فقط رفلاکسه‬

107
00:06:02.960 --> 00:06:04.629
‫قرص نعنا با طعم زنجبیل می‌خوای؟‬

108
00:06:04.781 --> 00:06:05.864
‫- نه‬
‫- خیلی‌خب‬
‫مرسی‬

109
00:06:35.895 --> 00:06:37.105
‫ممنون‬

110
00:06:39.399 --> 00:06:40.607
‫سلام‬
‫سلام به همگی‬

111
00:06:41.693 --> 00:06:44.695
‫ایشون فرانسیس مانینگ هستن،‬
‫مدیر اقامتگاه‌مون‬

112
00:06:44.696 --> 00:06:48.240
‫آقای پن، از طرف کارکنان وینفیلد باید بگم‬

113
00:06:48.241 --> 00:06:52.287
‫حضور شما در بریتانیا‬
‫در آستانه‌ی تشکیل دولت جدید،‬

114
00:06:52.954 --> 00:06:54.913
‫نشونه‌ی خیلی خوبی از حسن نیته،‬

115
00:06:54.914 --> 00:06:58.375
‫به‌خصوص بعد از اون اتفاق وحشتناک‬
‫توی قلعه‌ی وینزور‬

116
00:06:58.376 --> 00:06:59.501
‫باعث خوشحالی منه‬

117
00:06:59.502 --> 00:07:01.003
‫حال خانم رئیس‌جمهور چطوره؟‬

118
00:07:01.004 --> 00:07:02.588
‫کاملاً خوبن، کلاً فراموشش کردن‬

119
00:07:02.589 --> 00:07:05.257
‫مطمئنم فراموش نکردن،‬
‫ولی لطف دارید که این‌طور می‌گید‬

120
00:07:05.258 --> 00:07:06.800
‫درخور پادشاهه‬

121
00:07:06.801 --> 00:07:08.260
‫- بذارید معرفی کنم...‬
‫- حتماً‬

122
00:07:08.261 --> 00:07:09.845
‫- سلام‬
‫- دیدن‌تون باعث افتخاره، قربان‬

123
00:07:09.846 --> 00:07:11.014
‫خبری شده؟‬

124
00:07:11.806 --> 00:07:13.533
‫اعضای حزب دارن رأی می‌دن‬

125
00:07:13.558 --> 00:07:15.350
‫این موج حمایت از آقای تیکستن...‬

126
00:07:15.351 --> 00:07:17.895
‫- می‌دونم‬
‫- خیلی نگران‌کننده‌ست‬

127
00:07:17.896 --> 00:07:20.439
‫اون بیگانه‌ستیز و یهودستیزه‬

128
00:07:20.440 --> 00:07:22.149
‫اصلاً خوب نیست‬

129
00:07:22.150 --> 00:07:23.903
‫با حیوون‌ها هم بدرفتاری می‌کنه‬

130
00:07:24.903 --> 00:07:25.986
‫برنده نمی‌شه‬

131
00:07:25.987 --> 00:07:28.448
‫- خیلی ممنونم‬
‫- بفرمایید‬

132
00:07:30.552 --> 00:07:32.970
‫اصلاً مثل قصرنشین‌ها رفتار نمی‌کنی‬

133
00:07:32.994 --> 00:07:34.982
‫- شما هم همین‌طور‬
‫- من که توی قصر زندگی نمی‌کنم‬

134
00:07:35.007 --> 00:07:37.852
‫کاخ سفید یه موزه‌ست که چند تا مبل توش گذاشتن‬

135
00:07:37.877 --> 00:07:39.434
‫این‌جا واقعاً قصره‬

136
00:07:39.459 --> 00:07:40.460
‫وای‬

137
00:07:41.961 --> 00:07:42.962
‫فرانسیس‬

138
00:07:44.589 --> 00:07:46.298
‫این تدارکات برای همسر خانم رئیس‌جمهوره‬

139
00:07:46.299 --> 00:07:47.717
‫هَل بهت زنگ زده؟‬

140
00:07:48.218 --> 00:07:49.384
‫نه‬

141
00:07:49.385 --> 00:07:51.637
‫تا یه ساعت دیگه شام می‌خوریم‬

142
00:07:51.638 --> 00:07:53.889
‫یه چای اولونگ داریم که به ملکه‌ی فقید هدیه دادن،‬

143
00:07:53.890 --> 00:07:55.974
‫از طرف لی که‌چیانگ، نخست‌وزیر چین‬

144
00:07:55.975 --> 00:07:56.976
‫وان‬

145
00:07:57.977 --> 00:07:59.228
‫سلام‬

146
00:07:59.229 --> 00:08:01.271
‫وان انتخاب شد، تیکستن کنار کشید‬

147
00:08:01.272 --> 00:08:04.566
‫الان فاش شده که از روس‌ها پول می‌گرفته‬

148
00:08:04.567 --> 00:08:06.527
‫- حذف شد‬
‫- وای خدای من‬

149
00:08:06.528 --> 00:08:07.903
‫آخیش، خدا رو شکر!‬

150
00:08:07.904 --> 00:08:09.905
‫- نخست‌وزیر جدید کی شد؟‬
‫- بتان وان‬

151
00:08:09.906 --> 00:08:11.698
‫- آدم خوبیه؟‬
‫- عالیه، جهان‌گراست،‬

152
00:08:11.699 --> 00:08:12.783
‫باهوشه‬

153
00:08:12.784 --> 00:08:14.451
‫- عقلش سر جاشه‬
‫- عقلش هم سر جاشه‬

154
00:08:14.452 --> 00:08:16.578
‫- که کمیابه‬
‫- وای خدا، چه خیالم راحت شد‬

155
00:08:16.579 --> 00:08:19.290
‫- به افتخارش چای بخوریم؟‬
‫- بیار‬

156
00:08:21.125 --> 00:08:22.585
‫راستش از گرسنگی دارم می‌میرم‬

157
00:08:23.294 --> 00:08:25.087
‫- خوشحالم می‌بینمت‬
‫- قربان‬

158
00:08:25.088 --> 00:08:27.381
‫دوست داریم با کارکنان‬
‫جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ داشته باشید‬

159
00:08:27.382 --> 00:08:29.424
‫همه فرصتی برای دیدن این چهره‌ی مشهور پیدا کنن‬

160
00:08:29.425 --> 00:08:30.509
‫حتماً‬

161
00:08:30.510 --> 00:08:32.678
‫کاخ سفید متن سخنرانی‌تون رو فرستاده‬

162
00:08:32.679 --> 00:08:36.390
‫مطالب شبکه‌های اجتماعی رو بر اساسش می‌نویسیم،‬
‫مگر بخواید تغییرش بدید‬

163
00:08:36.391 --> 00:08:38.685
‫- نه، هر تغییری صلاح می‌دونید بدید‬
‫- چشم‬

164
00:08:39.394 --> 00:08:42.437
‫هدف اصلی سفر، دریافت جایزه از‬
‫انجمن سلطنتی علومه؟‬

165
00:08:42.438 --> 00:08:45.984
‫فکر کنم یه عنوان افتخاریه، یه عنوان رسمی‬

166
00:08:46.526 --> 00:08:47.776
‫تبریک می‌گم‬

167
00:08:47.777 --> 00:08:50.112
‫از قدیمی‌ترین انجمن علمی دنیا‬

168
00:08:50.113 --> 00:08:51.406
‫تأسیس ۱۶۶۰‬

169
00:08:51.906 --> 00:08:55.659
‫که تقریباً با خودِ علم هم‌سن‌وساله‬

170
00:08:55.660 --> 00:08:57.036
‫دانش‬

171
00:08:57.870 --> 00:08:59.706
‫- پیوند بین ملت‌ها؟‬
‫- بسیار خب‬

172
00:09:01.749 --> 00:09:03.167
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟‬

173
00:09:04.294 --> 00:09:05.377
‫چی؟‬

174
00:09:05.378 --> 00:09:07.087
‫یعنی هدف دیگه‌ای هم از سفر دارین؟‬

175
00:09:07.088 --> 00:09:08.423
‫نه، منظورم اینه...‬

176
00:09:10.341 --> 00:09:11.884
‫نه، بعداً...‬

177
00:09:12.927 --> 00:09:14.387
‫درباره‌ش حرف می‌زنیم‬

178
00:09:15.513 --> 00:09:19.057
‫بسیار خب، مراسم انجمن سلطنتی فردا شبه،‬

179
00:09:19.058 --> 00:09:20.851
‫صبح هم جلسه با کارکنانه،‬

180
00:09:20.852 --> 00:09:24.897
‫بعد خانم سفیر برای سفارش کت‌وشلوار‬
‫توی خیابون سَویل رو، همراهی‌تون می‌کنن‬

181
00:09:25.398 --> 00:09:26.982
‫یه سنت بریتانیاییه‬

182
00:09:26.983 --> 00:09:30.527
‫خیلی از سران کشورها هم توی سفر به لندن،‬
‫اون‌جا کت‌وشلوار سفارش دادن‬

183
00:09:30.528 --> 00:09:32.487
‫می‌دونن من رئیس کشور نیستم؟‬

184
00:09:32.488 --> 00:09:34.114
‫شما نگو، منم نمی‌گم‬

185
00:09:34.115 --> 00:09:36.116
‫با دفتر نخست‌وزیری تماس می‌گیرم‬

186
00:09:36.117 --> 00:09:39.370
‫اگه سرشون شلوغ نباشه، مطمئنم‬
‫نخست‌وزیر جدید مایلن شما رو ببینن‬

187
00:09:40.288 --> 00:09:41.580
‫جفت‌مون رو‬

188
00:09:41.581 --> 00:09:43.166
‫- ایشون جذابیت بیشتری داره‬
‫- نه بابا‬

189
00:09:43.750 --> 00:09:45.500
‫خب...‬

190
00:09:45.501 --> 00:09:46.918
‫چه موقع خوبی اومدم‬

191
00:09:46.919 --> 00:09:48.462
‫واقعاً همین‌طوره‬

192
00:09:48.463 --> 00:09:50.881
‫اوضاع می‌تونست خیلی بدتر از این باشه‬

193
00:09:50.882 --> 00:09:53.091
‫از تیر بلا جستیم‬

194
00:09:53.092 --> 00:09:54.427
‫آره، جستیم‬

195
00:09:58.908 --> 00:10:00.724
‫وای خدای من، خیلی معذرت می‌خوام‬

196
00:10:00.725 --> 00:10:01.850
‫لازم نیست‬

197
00:10:01.851 --> 00:10:05.979
‫زن من که نتونست از تیر بلا در بره‬

198
00:10:05.980 --> 00:10:07.648
‫- وای‬
‫- منظورم این نبود‬

199
00:10:07.649 --> 00:10:10.609
‫یه‌کم می‌رفت چپ‌تر، چیزی‌ش نمی‌شد‬

200
00:10:10.610 --> 00:10:11.819
‫اولین نشست گروه هفته؟‬

201
00:10:12.320 --> 00:10:14.405
‫آره، تو چند بار رفتی؟‬

202
00:10:15.031 --> 00:10:17.157
‫چند بار، پنج بار‬

203
00:10:17.158 --> 00:10:20.160
‫می‌خوام ممنوعیت تراشه‌های چینیِ نسل قدیم رو‬
‫اون‌جا اعلام کنم‬

204
00:10:20.161 --> 00:10:21.495
‫توی نشست گروه هفت؟‬

205
00:10:21.496 --> 00:10:23.039
‫این‌طوری دیگه حوصله‌ت سر نمی‌ره‬

206
00:10:23.623 --> 00:10:25.208
‫خب، آره، سر نمی‌ره‬

207
00:10:26.501 --> 00:10:27.794
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟‬

208
00:10:28.795 --> 00:10:29.921
‫به نظرت مطمئن نیستم؟‬

209
00:10:31.506 --> 00:10:34.883
‫این‌طور به نظر میاد که‬
‫شش کشور دیگه هم همراهی می‌کنن‬

210
00:10:34.884 --> 00:10:36.843
‫- دقیقاً‬
‫- ولی نمی‌کنن‬

211
00:10:36.844 --> 00:10:38.387
‫نه هنوز‬

212
00:10:38.388 --> 00:10:40.639
‫خیال می‌کنن تولید ناخالص داخلی‌شون نابود می‌شه‬

213
00:10:40.640 --> 00:10:42.974
‫اگه اعلامش کنیم، باید به دنیا توضیح بدن‬

214
00:10:42.975 --> 00:10:46.978
‫چرا توی هر وسیله‌ای که روشن و خاموش می‌شه،‬
‫اجازه‌ی استفاده از فناوری چینی رو می‌دن‬

215
00:10:46.979 --> 00:10:48.773
‫- یا...‬
‫- یا به ممنوعیت ملحق می‌شن‬

216
00:10:52.068 --> 00:10:54.403
‫مسئول‌های توجیه اطلاعاتی خواستن بهت خبر بدم‬

217
00:10:54.404 --> 00:10:57.406
‫کرملین با وان،‬
‫نخست‌وزیر جدید بریتانیا، تماس گرفته‬

218
00:10:57.407 --> 00:10:58.741
‫منم تماس گرفتم‬

219
00:10:59.617 --> 00:11:00.701
‫بعد از تماس ایشون؟‬

220
00:11:00.702 --> 00:11:04.287
‫- زمان دقیقش رو نمی‌دونیم‬
‫- احتمالاً برای تبریک بوده‬

221
00:11:04.288 --> 00:11:08.125
‫شاید، ولی انگلیسی‌ها ما رو در جریان نذاشتن‬

222
00:11:08.126 --> 00:11:09.918
‫بگو لنگلی با ام‌آی۶ تماس بگیره‬

223
00:11:09.919 --> 00:11:13.964
‫یادآوری کنن که می‌خوایم از تمام تماس‌هاشون‬
‫با دولت‌های دیگه باخبر باشیم‬

224
00:11:13.965 --> 00:11:14.966
‫تمام تماس‌ها؟‬

225
00:11:15.466 --> 00:11:17.050
‫با روس‌ها که قطعاً‬

226
00:11:17.051 --> 00:11:18.845
‫خوبه، نقشه‌ی خوبیه؟‬

227
00:11:19.637 --> 00:11:21.054
‫نیازی به نقشه ندارم...‬

228
00:11:21.055 --> 00:11:23.765
‫کیت فردا وان رو می‌بینه، خودش ازش می‌پرسه‬

229
00:11:23.766 --> 00:11:25.101
‫پس این چی بود؟‬

230
00:11:25.977 --> 00:11:26.978
‫اطلاع‌رسانی‬

231
00:11:28.604 --> 00:11:30.356
‫ترافیک بود، عذر می‌خوام‬

232
00:11:32.483 --> 00:11:34.025
‫پنج بار به نشست گروه هفت رفته‬

233
00:11:34.026 --> 00:11:35.569
‫مسابقه که نیست‬

234
00:11:35.570 --> 00:11:37.279
‫همیشه مسابقه‌ست‬

235
00:11:37.280 --> 00:11:39.907
‫ممنوعیت تراشه‌های نسل قدیم رو‬
‫توی لوکا اعلام می‌کنیم‬

236
00:11:42.744 --> 00:11:45.495
‫خانم، قبلاً برای ممنوعیت بین‌المللی تلاش کردیم‬

237
00:11:45.496 --> 00:11:47.748
‫متحدهامون زیر بار نرفتن‬

238
00:11:47.749 --> 00:11:50.059
‫معاون رئیس‌جمهور که از این ایده خیلی خوشش اومد،‬

239
00:11:50.084 --> 00:11:53.546
‫ولی بفرما، میگل، بگو چرا فکر می‌کنی جواب نمی‌ده‬

240
00:11:59.010 --> 00:12:00.011
‫ممنون‬

241
00:12:06.100 --> 00:12:07.185
‫ممنون‬

242
00:12:12.774 --> 00:12:13.775
‫می‌خوام...‬

243
00:12:14.484 --> 00:12:17.444
‫یه چیزی بگم که یه‌کم عجیبه، ولی...‬

244
00:12:17.445 --> 00:12:18.613
‫آره، بفرما‬

245
00:12:20.031 --> 00:12:21.657
‫یه کار لازم دارم‬

246
00:12:22.325 --> 00:12:23.743
‫هر کاری‬

247
00:12:24.827 --> 00:12:28.801
‫ترجیحاً کاری که جنبه‌ی بین‌المللی داشته باشه‬

248
00:12:28.826 --> 00:12:29.880
‫خیلی‌خب‬

249
00:12:29.905 --> 00:12:32.783
‫کاری که هر از گاهی منو دور کنه‬

250
00:12:34.103 --> 00:12:35.688
‫از همسرم‬

251
00:12:37.882 --> 00:12:39.801
‫- آهان‬
‫- آره‬

252
00:12:40.551 --> 00:12:43.720
‫با چند نفر هم حرف زدم‬

253
00:12:43.721 --> 00:12:45.680
‫بیلی، میگل،‬

254
00:12:45.681 --> 00:12:46.933
‫و...‬

255
00:12:47.433 --> 00:12:50.018
‫دان، از تیم حفاظتم،‬

256
00:12:50.019 --> 00:12:51.145
‫باورت بشه یا نه،‬

257
00:12:51.646 --> 00:12:54.148
‫یه پیشنهادی داد که...‬

258
00:12:55.691 --> 00:12:58.820
‫عجیب به نظر میاد، ولی یه منطقی...‬

259
00:12:59.320 --> 00:13:00.403
‫پشتش هست‬

260
00:13:00.404 --> 00:13:03.990
‫خب، تیم حفاظتت بهتر از هر کسی‬
‫تو رو می‌شناسن، پس...‬

261
00:13:03.991 --> 00:13:05.575
‫آره، سفر لندن‬

262
00:13:05.576 --> 00:13:07.786
‫پیشنهاد اون بود‬

263
00:13:07.787 --> 00:13:08.955
‫جدی؟‬

264
00:13:10.456 --> 00:13:11.582
‫عالیه‬

265
00:13:12.542 --> 00:13:15.044
‫- واقعاً؟‬
‫- قطعاً‬

266
00:13:16.170 --> 00:13:18.047
‫- پیچیده‌ست‬
‫ -نه‬

267
00:13:18.548 --> 00:13:20.340
‫دان هم از این ایده خوشش میاد،‬

268
00:13:20.341 --> 00:13:23.802
‫چون همین حالا کلی مأمور سرویس مخفی‬
‫برای حفاظت از تو این‌جا مستقرن،‬

269
00:13:23.803 --> 00:13:25.012
‫پس حفاظتت هم تأمینه‬

270
00:13:26.472 --> 00:13:28.056
‫کاملاً منطقیه‬

271
00:13:28.057 --> 00:13:31.394
‫توی این سناریویِ دان،‬

272
00:13:31.823 --> 00:13:33.144
‫منم قراره این‌جا باشم؟‬

273
00:13:33.145 --> 00:13:34.771
‫معلومه! ای خدا‬

274
00:13:34.772 --> 00:13:36.941
‫- فقط خواستم مطمئن بشم‬
‫- تو سفیری‬

275
00:13:38.025 --> 00:13:40.151
‫خب، تو هم می‌تونی باشی‬

276
00:13:40.152 --> 00:13:41.654
‫نه، نه، نه، نه‬

277
00:13:42.363 --> 00:13:44.030
‫- نه‬
‫- خب، پس...‬

278
00:13:44.031 --> 00:13:45.616
‫قراره...‬

279
00:13:46.117 --> 00:13:47.118
‫آره‬

280
00:13:48.703 --> 00:13:50.162
‫سؤال همینه‬

281
00:13:52.623 --> 00:13:54.833
‫دان پیشنهادی نداشت؟‬

282
00:13:54.834 --> 00:13:56.585
‫بخش مربوط به دان تموم شد‬

283
00:13:56.586 --> 00:13:57.670
‫ببخشید‬

284
00:14:01.173 --> 00:14:02.550
‫فرستاده‌ی ویژه‬

285
00:14:05.469 --> 00:14:07.888
‫همچین سمتی داریم، نه؟‬

286
00:14:07.889 --> 00:14:09.932
‫معلومه، آره...‬

287
00:14:11.851 --> 00:14:13.518
‫می‌تونه کارهای مختلفی باشه‬

288
00:14:13.519 --> 00:14:15.437
‫درواقع بستگی داره چطور تعریفش کنی‬

289
00:14:15.438 --> 00:14:17.647
‫واقعاً نمی‌خوام توی دست‌وپات باشم‬

290
00:14:17.648 --> 00:14:18.732
‫نه، اصلاً‬

291
00:14:18.733 --> 00:14:23.153
‫حس می‌کنم اومدم این‌جا و آویزونت شدم‬

292
00:14:23.154 --> 00:14:24.738
‫اصلاً این فکر رو نکن‬

293
00:14:24.739 --> 00:14:26.573
‫خوشحالم که این‌جایی‬

294
00:14:26.574 --> 00:14:27.575
‫خوبه‬

295
00:14:28.242 --> 00:14:30.911
‫چون وقتی توی کاخ سفیدم،‬

296
00:14:30.912 --> 00:14:35.583
‫زنم طوری رفتار می‌کنه انگار آویزونشم‬

297
00:14:36.250 --> 00:14:37.334
‫همیشه‬

298
00:14:37.335 --> 00:14:38.961
‫آسون نیست‬

299
00:14:39.587 --> 00:14:41.547
‫از ماجرای تیراندازی به بعد،‬

300
00:14:42.089 --> 00:14:43.590
‫دیگه غیرقابل‌تحمل شده‬

301
00:14:43.591 --> 00:14:45.760
‫- وای، لعنتی‬
‫- اشکالی نداره، من...‬

302
00:14:47.178 --> 00:14:48.511
‫سعی می‌کنم مراقبش باشم...‬
‫معلومه‬

303
00:14:49.972 --> 00:14:51.933
‫که همین دیوونه‌ش می‌کنه‬

304
00:14:53.601 --> 00:14:56.270
‫مجبور می‌شم توی ساختمون بچرخم،‬

305
00:14:56.771 --> 00:14:58.439
‫تا باهاش روبه‌رو نشم‬

306
00:14:59.899 --> 00:15:01.608
‫چه وضع بدی‬

307
00:15:01.609 --> 00:15:03.694
‫ترجیح می‌دم مزاحم تو باشم تا زنم‬

308
00:15:04.195 --> 00:15:07.072
‫خواهش می‌کنم، مزاحم بشو‬

309
00:15:07.073 --> 00:15:10.116
‫خب، خونه بزرگه، مجموعه‌ی سفارت هم بزرگه،‬

310
00:15:10.117 --> 00:15:11.743
‫برای جفت‌مون جا هست‬

311
00:15:11.744 --> 00:15:13.244
‫هنوز قطعی نشده، فقط...‬

312
00:15:13.245 --> 00:15:15.997
‫گفتم حالا که امروز رو با هم می‌گذرونیم،‬

313
00:15:15.998 --> 00:15:17.832
‫شاید چم‌وخم کار رو یادم بدی‬

314
00:15:17.833 --> 00:15:23.046
‫- با کمال میل‬
‫- حالا کار فرستاده‌ی ویژه هر چی که هست‬

315
00:15:23.047 --> 00:15:26.467
‫آره، راه می‌اندازیمت‬

316
00:15:28.886 --> 00:15:29.887
‫تاد؟‬

317
00:15:30.281 --> 00:15:32.532
‫می‌خواد بیاد توی این خونه زندگی کنه‬

318
00:15:32.557 --> 00:15:33.598
‫نه‬

319
00:15:33.599 --> 00:15:35.225
‫می‌خواد بره توی کونم‬

320
00:15:35.226 --> 00:15:36.601
‫و همون‌جا جا خوش کنه‬

321
00:15:36.602 --> 00:15:39.312
‫گریس هم فکر می‌کنه ایده‌ی خوبیه؟‬

322
00:15:39.313 --> 00:15:41.564
‫قبل از این‌که به اون بگه، داره واکنش منو می‌سنجه‬

323
00:15:41.565 --> 00:15:42.692
‫خب، نظرت چیه؟‬

324
00:15:43.526 --> 00:15:46.069
‫فکر کنم مجبورم ازش استقبال کنم، نه؟‬

325
00:15:46.070 --> 00:15:47.570
‫فکر کنم همین‌طوره‬

326
00:15:47.571 --> 00:15:49.489
‫- لعنتی‬
‫ -آره‬

327
00:15:49.490 --> 00:15:50.865
‫ولی بتان وان!‬

328
00:15:50.866 --> 00:15:53.411
‫وای خدا، چه خیالم راحت شد‬

329
00:15:53.911 --> 00:15:56.455
‫دیدی تأثیر خوبی گذاشتی؟‬

330
00:15:57.498 --> 00:16:00.417
‫نمی‌خوام حرفی از "تأثیرگذاری" بشنوم‬

331
00:16:00.418 --> 00:16:03.086
‫- من که چیزی نگفتم‬
‫- هیچ‌کس توی انتخابات دخالت نکرده‬

332
00:16:03.087 --> 00:16:06.172
‫بودنت اون‌جا مثل وزیدن یه نسیم تازه بود‬

333
00:16:06.173 --> 00:16:09.927
‫آره، ولی نه مثل طوفانی که‬
‫نیکول تروبریج رو از قدرت پایین کشید‬

334
00:16:10.511 --> 00:16:11.846
‫تق‌تق‬

335
00:16:12.513 --> 00:16:13.930
‫دارم با کیت حرف می‌زنم‬
‫حدس بزن کی این‌جاست‬

336
00:16:15.057 --> 00:16:16.141
‫سلام، خانم‬
‫بده ببینم‬

337
00:16:18.602 --> 00:16:20.104
‫کارت عالی بود، خانم جوان‬

338
00:16:21.439 --> 00:16:22.605
‫وان واقعاً کاربلده‬

339
00:16:22.606 --> 00:16:25.150
‫فکر کنم شما دو تا حسابی با هم جور بشید‬

340
00:16:25.151 --> 00:16:27.902
‫تو، تو باعث این اتفاق شدی‬

341
00:16:27.903 --> 00:16:31.156
‫واقعاً کار من نبود. من فقط...‬
‫اوضاع رو دنبال می‌کنم و گزارش می‌دم‬

342
00:16:31.157 --> 00:16:33.116
‫می‌خواستم بگم بابتش سفیرت می‌کنیم،‬

343
00:16:33.117 --> 00:16:35.952
‫ولی هم خلاف قانونه، هم خودت همین حالا سفیری‬

344
00:16:35.953 --> 00:16:37.037
‫حس خوبی داره‬

345
00:16:37.038 --> 00:16:39.247
‫وان می‌شه یه متحد واقعی‬

346
00:16:39.248 --> 00:16:42.126
‫حالا که حرفش شد، یه مهمون دارم‬

347
00:16:43.044 --> 00:16:44.335
‫رئیس‌جمهوره‬
‫با تو کار داره‬

348
00:16:49.091 --> 00:16:50.675
‫- سلام‬
‫- سلام‬

349
00:16:50.676 --> 00:16:53.011
‫خب! بتانی وان‬

350
00:16:53.012 --> 00:16:54.096
‫بتان‬

351
00:16:54.972 --> 00:16:57.015
‫- چی؟‬
‫- بتان‬

352
00:16:57.016 --> 00:17:00.143
‫- منم همین رو گفتم‬
‫- همون "بتانی"، فقط بدون "ی" آخرش‬

353
00:17:00.144 --> 00:17:01.394
‫- بتان‬
‫- آره‬

354
00:17:01.395 --> 00:17:04.272
‫هیجان‌انگیزه. انگار واقعاً آدم کاردرستیه‬

355
00:17:04.273 --> 00:17:06.566
‫عزیزم، باید برم، ببخشید‬

356
00:17:06.567 --> 00:17:09.569
‫داریم نشست گروه هفت رو برنامه‌ریزی می‌کنیم.‬
‫سر بیانیه‌ی افتتاحیه گیر کردیم‬

357
00:17:09.570 --> 00:17:11.489
‫- برو‬
‫- خوش بگذره‬

358
00:17:26.504 --> 00:17:28.088
‫- این‌جاست؟‬
‫- نه‬

359
00:17:28.089 --> 00:17:29.422
‫توی جلسه با کارکنانه‬
‫آهان‬

360
00:17:32.551 --> 00:17:34.761
‫تو چرا اون‌جا نیستی براش کف بزنی؟‬

361
00:17:34.762 --> 00:17:36.471
‫می‌خواست جلسه آزاد باشه،‬

362
00:17:36.472 --> 00:17:39.516
‫که همه بتونن حرف دلشون رو درباره‌ی سفارت بزنن‬

363
00:17:39.517 --> 00:17:42.060
‫فکر کرده می‌رن پیشش شکایت می‌کنن؟‬

364
00:17:42.061 --> 00:17:43.604
‫- اونم از تو؟‬
‫- خدا خیرش بده‬

365
00:17:45.314 --> 00:17:49.067
‫کرملین دیشب به نخست‌وزیر جدید زنگ زده.‬
‫لنگلی خبردار شده‬

366
00:17:49.068 --> 00:17:50.819
‫- خب‬
‫- ما رو در جریان نذاشتن‬

367
00:17:50.820 --> 00:17:53.656
‫پس احتمالاً نخست‌وزیر توی ملاقات‌تون مطرحش می‌کنه‬

368
00:17:54.657 --> 00:17:57.158
‫- تاد هم قراره توی جلسه باشه‬
‫- از اول تا آخرش؟‬

369
00:17:57.159 --> 00:17:58.368
‫به نظرت درباره‌ی زیردریاییه؟‬

370
00:17:58.369 --> 00:18:00.495
‫نه، فکر کنم برای تبریک زنگ زدن،‬

371
00:18:00.496 --> 00:18:04.708
‫مثل بقیه‌ی رهبران دنیا،‬
‫ولی بدون گزارش محتوای تماس، نمی‌دونم‬

372
00:18:05.751 --> 00:18:07.085
‫- آره‬
‫- بیلی پیگیره‬

373
00:18:07.086 --> 00:18:09.797
‫بررسی‌ش می‌کنم‬

374
00:18:10.422 --> 00:18:11.798
‫- سلام‬
‫- تموم شد؟‬

375
00:18:11.799 --> 00:18:14.509
‫هنوز داره با کارکنان عکس می‌گیره‬

376
00:18:14.510 --> 00:18:15.927
‫سخنرانی‌ش خوب بود‬

377
00:18:15.928 --> 00:18:19.013
‫عاشقشن. خوش‌برخورده‬

378
00:18:19.014 --> 00:18:21.057
‫هوم‬

379
00:18:21.058 --> 00:18:23.143
‫- بعداً می‌بینمتون‬
‫- راستش یه لحظه صبر کن‬

380
00:18:23.144 --> 00:18:24.937
‫در رو هم ببند‬

381
00:18:31.360 --> 00:18:32.819
‫بخش اداری می‌گه‬

382
00:18:32.820 --> 00:18:36.240
‫بهشون گفتید قراره با هم زندگی کنید،‬
‫که خیلی هم عالیه‬

383
00:18:36.824 --> 00:18:37.825
‫عالیه‬

384
00:18:38.156 --> 00:18:40.177
‫تو فکرمون بود برای خونه‌ی جدید مهمونی بگیریم،‬

385
00:18:40.202 --> 00:18:43.955
‫ولی گفتیم بهتره رابطه‌مون رو‬
‫رسماً به منابع انسانی اعلام کنیم‬

386
00:18:43.956 --> 00:18:46.332
‫اون بخشش ضدحاله، ولی براتون خوشحالم‬

387
00:18:46.333 --> 00:18:47.418
‫ممنون‬

388
00:18:48.544 --> 00:18:50.920
‫بچه‌های بخش اداری یه‌کم گیج شدن‬

389
00:18:50.921 --> 00:18:54.048
‫که قراره کی بره خونه‌ی اون‌یکی‬

390
00:18:54.049 --> 00:18:56.593
‫نباید مزاحم شما بشن.‬
‫من باهاشون حرف زدم‬

391
00:18:56.594 --> 00:18:57.928
‫منم همین‌طور‬

392
00:18:58.429 --> 00:19:00.514
‫ظاهراً جواب‌هاتون فرق داشته؟‬

393
00:19:04.018 --> 00:19:06.729
‫خب، این یکی دیگه با خودتونه‬

394
00:19:07.396 --> 00:19:08.606
‫کلی گزینه‌ی خوب دارید‬

395
00:19:09.106 --> 00:19:10.441
‫عشق معجزه‌ست‬

396
00:19:11.941 --> 00:19:19.941
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

397
00:19:21.952 --> 00:19:24.120
‫پس تو گفتی...‬

398
00:19:24.121 --> 00:19:25.456
‫گفتم خونه‌ی من‬

399
00:19:32.171 --> 00:19:35.048
‫همسر رئیس‌جمهور و سفیر ایالات متحده‬

400
00:19:35.049 --> 00:19:36.050
‫بفرمایید‬

401
00:19:36.592 --> 00:19:37.967
‫بفرمایید داخل، خواهش می‌کنم‬

402
00:19:37.968 --> 00:19:40.345
‫- عصر به‌خیر‬
‫- ممنون که وقت گذاشتید‬

403
00:19:40.346 --> 00:19:41.429
‫باعث افتخاره‬

404
00:19:41.430 --> 00:19:43.306
‫افتخار برای منه‬

405
00:19:43.307 --> 00:19:45.099
‫چه به‌موقع اومدم‬

406
00:19:45.100 --> 00:19:46.434
‫خانم سفیر‬

407
00:19:46.435 --> 00:19:48.061
‫خیلی خوشحالم می‌بینمتون‬

408
00:19:48.062 --> 00:19:50.480
‫- این‌جا رو از من بهتر می‌شناسید‬
‫- نه‬

409
00:19:50.481 --> 00:19:52.857
‫اگه کلید برق رو پیدا نکردم، به روی خودتون نیارید‬

410
00:19:52.858 --> 00:19:55.736
‫بفرمایید بشینید‬

411
00:19:57.321 --> 00:19:59.656
‫شنیدم امشب مراسم تجلیل‌تونه‬

412
00:19:59.657 --> 00:20:01.532
‫- خب...‬
‫- انجمن سلطنتی علوم‬

413
00:20:01.533 --> 00:20:04.203
‫- آهان، بله‬
‫- تبریک می‌گم، منم میام‬

414
00:20:05.079 --> 00:20:08.831
‫- واقعاً لازم نیست‬
‫- نه، برای شب اول کارم، کی بهتر از شما؟‬

415
00:20:08.832 --> 00:20:10.124
‫- واقعاً؟‬
‫- علم،‬

416
00:20:10.125 --> 00:20:11.751
‫تاریخ،‬

417
00:20:11.752 --> 00:20:14.254
‫یکی از بالاترین مقام‌های آمریکا‬

418
00:20:14.255 --> 00:20:18.091
‫هم بهم اعتبار می‌ده، هم نشون می‌ده اهل همکاری‌ام.‬
‫اگه اتریشی بودید، جواب نمی‌داد‬

419
00:20:18.092 --> 00:20:19.927
‫خوشحالم که کمکی می‌کنم‬

420
00:20:20.511 --> 00:20:22.178
‫من یه لحظه می‌رم بیرون‬

421
00:20:22.179 --> 00:20:24.180
‫به این زودی فراری‌شون دادم؟‬

422
00:20:24.181 --> 00:20:26.599
‫روز مهمیه، هر دوی شما هم امور مملکتی دارید‬

423
00:20:26.600 --> 00:20:29.102
‫منم... باید یه دست‌شویی پیدا کنم‬

424
00:20:29.103 --> 00:20:30.520
‫ای وای‬

425
00:20:30.521 --> 00:20:33.315
‫دست چپ، بعد دوباره چپ، پایین پله‌هاست‬

426
00:20:33.816 --> 00:20:36.568
‫- بعد نقاشی‌های دیواری گوتسه رو نشون‌تون می‌دیم‬
‫- ممنون‬

427
00:20:37.904 --> 00:20:39.946
‫- چه آدم دوست‌داشتنی‌ایه‬
‫- همین‌طوره‬

428
00:20:39.947 --> 00:20:41.864
‫- از آشنایی‌تون خیلی خوش‌وقتم‬
‫- منم همین‌طور‬

429
00:20:41.865 --> 00:20:43.950
‫دیدن شما توی این دفتر...‬

430
00:20:43.951 --> 00:20:45.035
‫خودش یه تغییره‬

431
00:20:46.203 --> 00:20:48.122
‫- الهام‌بخشه‬
‫- ممنون‬

432
00:20:50.708 --> 00:20:51.917
‫ای بابا‬

433
00:20:52.418 --> 00:20:53.711
‫این صدا رو شنیدید؟‬

434
00:20:54.545 --> 00:20:56.714
‫- کدوم صدا؟‬
‫- ببخشید‬

435
00:21:01.844 --> 00:21:03.678
‫- شما بودی؟‬
‫- بله‬

436
00:21:03.679 --> 00:21:04.762
‫به‌زور صدای در رو شنیدم‬

437
00:21:04.763 --> 00:21:06.889
‫حالا خانم سفیر فکر می‌کنن دارم دنبال شبح می‌گردم‬

438
00:21:06.890 --> 00:21:09.058
‫باید محکم در بزنی‬

439
00:21:09.059 --> 00:21:10.643
‫ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم بشم‬

440
00:21:10.644 --> 00:21:13.313
‫ممنونم، ولی انگار برای همین اومدی‬

441
00:21:13.314 --> 00:21:14.439
‫- وقتشه؟‬
‫- بله‬

442
00:21:14.440 --> 00:21:16.066
‫باید یه لحظه با خانم سفیر حرف بزنم‬

443
00:21:18.527 --> 00:21:20.361
‫با نوک یه انگشت آروم در می‌زنه‬

444
00:21:20.362 --> 00:21:22.822
‫انگار صدای یه موش از ته راهرو میاد‬

445
00:21:22.823 --> 00:21:24.824
‫یه مدت طول می‌کشه تا آدم جا بیفته‬

446
00:21:24.825 --> 00:21:26.576
‫متأسفانه زیاد طول می‌کشه‬

447
00:21:26.577 --> 00:21:28.536
‫خیلی مشتاق همکاری‌مونم‬

448
00:21:28.537 --> 00:21:32.241
‫می‌دونم بی‌ادبیه، ولی الان باید زودتر راهی‌تون کنم‬

449
00:21:32.750 --> 00:21:35.418
‫یه فهرست از موضوعات دارم که‬
‫می‌خواستن درباره‌شون حرف بزنیم‬

450
00:21:35.419 --> 00:21:37.545
‫نمی‌دونم دفتر من تهیه‌ش کرده یا دفتر شما‬

451
00:21:37.546 --> 00:21:38.629
‫مطمئنم کار دفتر منه‬

452
00:21:38.630 --> 00:21:41.132
‫خیال می‌کنن آدم می‌تونه کلی کار انجام بده،‬

453
00:21:41.133 --> 00:21:43.135
‫اونم فقط توی چهار دقیقه‬

454
00:21:43.635 --> 00:21:45.387
‫- روسیه‬
‫- بله‬

455
00:21:45.971 --> 00:21:47.389
‫- تماس گرفتن‬
‫- گرفتن‬

456
00:21:47.931 --> 00:21:50.142
‫ای بابا، باز همون کار رو کرد. ببخشید‬

457
00:21:54.772 --> 00:21:56.439
‫ببخشید، اسمت چی بود؟‬

458
00:21:56.440 --> 00:21:57.690
‫- ایلین‬
‫- ایلین‬

459
00:21:57.691 --> 00:22:00.777
‫محکم در بزن، وگرنه نمی‌شنوم‬

460
00:22:00.778 --> 00:22:03.154
‫- چشم، خانم‬
‫- جوونی‌هام سیاسی نبودم‬

461
00:22:03.155 --> 00:22:06.699
‫عاشق موسیقی اسیدهاوس بودم،‬
‫همونم گوش‌هام رو کر کرد‬

462
00:22:06.700 --> 00:22:09.160
‫- تماس تلفنی دارین، از دِوِن کلارک‬
‫- بلند‬

463
00:22:09.161 --> 00:22:11.722
‫دِوِن کلارک پشت خطن‬

464
00:22:11.746 --> 00:22:12.919
‫عالیه‬

465
00:22:13.010 --> 00:22:14.540
‫منو ببخشید‬

466
00:22:14.541 --> 00:22:15.918
‫خیلی خوشحال شدم‬

467
00:22:18.337 --> 00:22:20.838
‫- نخست‌وزیر هستم‬
‫- خانم سفیر‬

468
00:22:20.839 --> 00:22:22.633
‫- آقای رِن راه رو نشون‌تون می‌دن‬
‫- دِوِن‬

469
00:22:23.675 --> 00:22:25.885
‫سعی کردم بدون نیشخند بگم، ولی نشد‬

470
00:22:25.886 --> 00:22:27.137
‫خوبه که منو نمی‌بینی‬

471
00:22:27.805 --> 00:22:29.181
‫لطف داری‬

472
00:22:29.681 --> 00:22:31.599
‫تیکستن لطف بزرگی در حقم کرد‬

473
00:22:31.600 --> 00:22:34.018
‫داشت سر عقل می‌اومد، ولی آخرش جا زد‬

474
00:22:34.019 --> 00:22:35.853
‫- رفت‬
‫- کارت عالی بود‬

475
00:22:35.854 --> 00:22:37.022
‫کاری نکردم‬

476
00:22:42.361 --> 00:22:47.032
‫با اعلامیه‌های این هفته و هفته‌ی بعد‬
‫تداخلی نداشته باشه‬

477
00:22:53.831 --> 00:22:54.832
‫تموم شد؟‬

478
00:22:55.332 --> 00:22:57.375
‫- آره‬
‫- چه زود‬

479
00:22:57.376 --> 00:22:59.002
‫روز پرمشغله‌ای داره‬

480
00:22:59.545 --> 00:23:01.129
‫تونستی همه‌ی موضوعات رو مطرح کنی؟‬

481
00:23:01.130 --> 00:23:03.005
‫- نه، هیچ‌کدوم‬
‫- جدی؟‬

482
00:23:03.006 --> 00:23:04.258
‫واقعاً؟‬

483
00:23:05.008 --> 00:23:07.635
‫فکر کردم قراره یه نقاشی دیواری نشونم بده‬

484
00:23:07.636 --> 00:23:09.096
‫آره، منم همین‌طور‬

485
00:23:10.431 --> 00:23:12.306
‫- قرص رفلاکسه؟‬
‫- آره، یکی می‌خوای؟‬

486
00:23:12.307 --> 00:23:13.475
‫نه، مرسی‬

487
00:23:14.435 --> 00:23:16.019
‫می‌خوای بری دست‌شویی؟‬

488
00:23:16.520 --> 00:23:17.521
‫نه‬

489
00:23:18.021 --> 00:23:19.022
‫شاید‬

490
00:23:20.816 --> 00:23:21.859
‫هیچی‬

491
00:23:22.359 --> 00:23:24.736
‫- هیچی نگفت؟‬
‫- هیچی‬

492
00:23:25.529 --> 00:23:27.155
‫چه عجیب‬

493
00:23:27.156 --> 00:23:29.240
‫کلاً چیزی نگفت، یا فقط درباره‌ی روسیه حرف نزد؟‬

494
00:23:29.241 --> 00:23:32.243
‫قراره بیاد مراسم تجلیل از تاد.‬
‫از حرف‌زدن درباره‌ی مراسم خوشحال بود‬

495
00:23:32.244 --> 00:23:33.620
‫خودش کجاست؟‬

496
00:23:43.213 --> 00:23:45.506
‫می‌خواد فرستاده‌ی ویژه بشه‬

497
00:23:45.507 --> 00:23:46.716
‫کجا؟‬
‫این‌جا‬

498
00:23:47.801 --> 00:23:49.428
‫- چی؟‬
‫- نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنم‬

499
00:23:50.012 --> 00:23:51.929
‫تام لیبی درباره‌ی تماس روسیه چی می‌گفت؟‬

500
00:23:51.930 --> 00:23:54.056
‫جواب نمی‌ده، می‌تونم دوباره امتحان کنم‬

501
00:23:54.057 --> 00:23:55.766
‫مستقیم از خودش پرسیدی؟‬

502
00:23:55.767 --> 00:23:58.060
‫گفتم: "از روسیه باهاتون تماس گرفتن"‬

503
00:23:58.061 --> 00:24:00.188
‫هیچی نگفت‬

504
00:24:00.189 --> 00:24:01.898
‫شاید حرفی برای گفتن نداشته‬

505
00:24:01.899 --> 00:24:03.858
‫خب، می‌گفت: "حرفی برای گفتن ندارم"‬

506
00:24:03.859 --> 00:24:07.945
‫یا شاید چون کم‌تر از یه ساعته نخست‌وزیر شده و‬
‫ذهنش حسابی درگیره‬

507
00:24:07.946 --> 00:24:09.615
‫باید حواسش به روسیه هم باشه‬

508
00:24:10.324 --> 00:24:12.743
‫قبلاً روسیه رفته و باهاش هم دیدار کرده‬

509
00:24:13.243 --> 00:24:15.536
‫احتمالاً برای حرف‌زدن با گریس پن بیشتر هیجان داره‬

510
00:24:15.537 --> 00:24:16.537
‫این‌طور فکر می‌کنی؟‬
‫همبستگی زنونه‬

511
00:24:18.081 --> 00:24:19.165
‫روز مهمیه‬

512
00:24:19.166 --> 00:24:22.002
‫- روز مهمیه‬
‫- لیبی فعلاً سعی می‌کنه آفتابی نشه‬

513
00:24:22.503 --> 00:24:23.879
‫شروع کرده به اخراج‌کردن آدم‌ها‬

514
00:24:29.885 --> 00:24:32.261
‫بین اعضای گروه هفت اجماع روشنی هست‬

515
00:24:32.262 --> 00:24:33.638
‫اجماعی وجود نداره‬
‫باهاشون صحبت کردم‬

516
00:24:34.848 --> 00:24:37.016
‫- ما موافق نیستیم‬
‫- همه به‌جز ما هم‌نظرن‬

517
00:24:37.017 --> 00:24:39.644
‫می‌گن این ممنوعیت به‌اندازه‌ی چین،‬
‫به اقتصاد خودشون هم ضربه می‌زنه‬

518
00:24:39.645 --> 00:24:41.687
‫باید نگران زنجیره‌ی تأمین‌شون باشن‬

519
00:24:41.688 --> 00:24:43.523
‫این حرف‌ها رو حفظم‬

520
00:24:43.524 --> 00:24:45.274
‫به همه‌ی سران کشورهای متحد هم گفتم‬

521
00:24:45.275 --> 00:24:47.610
‫همه قبول داریم ممنوعیت تراشه‌ها فایده داره،‬

522
00:24:47.611 --> 00:24:49.862
‫ولی وزیر خارجه درست می‌گه،‬
‫نمی‌تونیم بهشون تحمیلش کنیم‬

523
00:24:49.863 --> 00:24:51.489
‫کسی چیزی رو تحمیل نمی‌کنه‬

524
00:24:51.490 --> 00:24:53.491
‫- نمی‌خوان، می‌تونن کنار بکشن‬
‫- خانم‬

525
00:24:53.492 --> 00:24:56.285
‫این‌طوری جلوی همه تحقیرشون می‌کنیم‬

526
00:24:56.286 --> 00:24:59.080
‫برای چی؟‬
‫که قهوه‌سازها دیگه تراشه‌ی چینی نداشته باشن؟‬

527
00:24:59.081 --> 00:25:00.206
‫ضربان‌ساز قلب چی؟‬
‫هواپیماهای غیرنظامی؟‬

528
00:25:01.375 --> 00:25:02.959
‫این‌ها می‌تونن آسیب جدی بزنن‬

529
00:25:02.960 --> 00:25:04.978
‫- با کمال احترام...‬
‫- احترامی که ندیدم‬

530
00:25:05.003 --> 00:25:07.213
‫این‌طوری اجماع چندساله رو به هم می‌زنیم‬

531
00:25:07.214 --> 00:25:09.632
‫می‌شه دیگه قبول کنیم حرف آخر رو ما می‌زنیم؟‬

532
00:25:09.633 --> 00:25:11.385
‫واقعاً خسته‌کننده‌ست‬

533
00:25:13.136 --> 00:25:15.137
‫- بله‬
‫- خانم، آقای پن پشت خطن‬

534
00:25:15.138 --> 00:25:17.933
‫ببخشید، یه دقیقه بهم وقت بدید‬

535
00:25:19.643 --> 00:25:20.726
‫سلام، عزیزم‬

536
00:25:20.727 --> 00:25:23.229
‫از جبهه چه خبر؟‬

537
00:25:23.230 --> 00:25:24.231
‫خب...‬

538
00:25:25.116 --> 00:25:27.748
‫وزیر خارجه و معاون رئیس‌جمهور دارن دور میز من‬

539
00:25:27.772 --> 00:25:29.402
‫با هم مسابقه می‌دن‬

540
00:25:29.403 --> 00:25:31.571
‫- کی جلوئه؟‬
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟‬

541
00:25:31.572 --> 00:25:34.490
‫به میگل بگو بعد از من،‬
‫هَل محبوب‌ترین مرد زندگیته‬

542
00:25:34.491 --> 00:25:36.367
‫میگل از همون اول هم شانسی نداشت‬

543
00:25:36.368 --> 00:25:38.412
‫آره، دقیقاً همین کار رو می‌کنم‬

544
00:25:40.080 --> 00:25:44.042
‫ممکنه همسر معاون رئیس‌جمهور باردار باشه؟‬

545
00:25:45.085 --> 00:25:47.003
‫- کیت؟‬
‫- نه؟‬

546
00:25:47.004 --> 00:25:48.087
‫چیزی گفته؟‬

547
00:25:48.088 --> 00:25:51.424
‫- نه، ولی خیلی بالا میاره‬
‫- نه بابا!‬

548
00:25:51.425 --> 00:25:53.593
‫شکمش اومده جلو؟‬

549
00:25:53.594 --> 00:25:55.303
‫نمی‌دونم، نگاه می‌کنم‬

550
00:25:55.304 --> 00:25:58.431
‫چقدر بامزه می‌شه، یه بچه توی کاخ سفید‬

551
00:25:58.432 --> 00:26:00.378
‫- خیلی‬
‫- دیگه هر کاری دلم بخواد می‌کنم‬

552
00:26:00.403 --> 00:26:03.728
‫بچه رو میارم جلوی خبرنگارها‬

553
00:26:03.729 --> 00:26:05.396
‫راستی، نخست‌وزیر رو دیدیم‬

554
00:26:05.397 --> 00:26:07.106
‫- ازش خوشت اومد؟‬
‫- من که خوشم اومد‬

555
00:26:07.107 --> 00:26:09.860
‫ولی کیت یه‌کم جا خورد‬

556
00:26:10.485 --> 00:26:11.486
‫چرا؟‬

557
00:26:12.821 --> 00:26:14.739
‫بت... اسمش چی بود؟‬

558
00:26:16.013 --> 00:26:18.451
‫بتان نمی‌خواست حرف کاری بزنه‬

559
00:26:18.452 --> 00:26:20.536
‫- اصلاً؟‬
‫- کیت یه فهرست از موضوعات داشت‬

560
00:26:20.537 --> 00:26:22.080
‫ولی به هیچ‌کدومشون نرسیدن‬

561
00:26:22.664 --> 00:26:23.998
‫حتی تماس روسیه؟‬
‫کدوم تماس روسیه؟‬

562
00:26:26.293 --> 00:26:27.377
‫کمپر وِیت‬

563
00:26:27.878 --> 00:26:29.003
‫اخراج شده؟‬

564
00:26:29.004 --> 00:26:30.921
‫آنو هم اخراج شده‬

565
00:26:30.922 --> 00:26:32.590
‫کی آخه آنو رو اخراج می‌کنه؟‬

566
00:26:32.591 --> 00:26:34.801
‫- قتل‌عامه‬
‫- وان داره خونه‌تکونی می‌کنه‬

567
00:26:35.385 --> 00:26:36.594
‫به کالم زنگ زدم‬

568
00:26:36.595 --> 00:26:41.474
‫ظاهراً بهش گفته فعلاً نیازی به مشاوره‌ش نداره‬

569
00:26:41.475 --> 00:26:42.725
‫آدم‌های خودش رو می‌خواد‬

570
00:26:42.726 --> 00:26:46.355
‫یا داره هر کسی رو که فکر می‌کنه به ما نزدیکه،‬
‫کنار می‌ذاره‬

571
00:26:47.189 --> 00:26:48.607
‫چرا همچین کاری بکنه؟‬

572
00:26:50.359 --> 00:26:52.151
‫ببین وزیر خارجه هنوز سر کاره‬

573
00:26:52.152 --> 00:26:54.487
‫- یا اونم اخراج شده‬
‫- پالمر؟‬

574
00:26:54.488 --> 00:26:56.657
‫نیکول ازش خوشش نمی‌اومد.‬
‫شاید همین به نفعش باشه‬

575
00:26:58.283 --> 00:27:00.660
‫رابین پالمر، تنها بازمانده‬

576
00:27:01.787 --> 00:27:04.497
‫آماده‌ای ببینی یه مرد گنده شکمش رو می‌ده تو،‬

577
00:27:04.498 --> 00:27:07.708
‫یه مرد گنده‌ی دیگه هم‬
‫با دهن پر از سنجاق جلوش زانو زده،‬

578
00:27:07.709 --> 00:27:09.835
‫و همه وانمود می‌کنن اصلاً معذب نیستن؟‬

579
00:27:09.836 --> 00:27:10.837
‫لحظه‌شماری می‌کنم‬

580
00:27:11.338 --> 00:27:12.755
‫برام یه جلسه با پالمر جور کن‬
‫چشم، خانم‬

581
00:27:15.000 --> 00:27:21.000
سینمافریک

582
00:27:22.265 --> 00:27:23.349
‫خطرش اینه که‬

583
00:27:23.350 --> 00:27:27.019
‫توی یه نشست چندجانبه،‬
‫اصل چندجانبه‌گرایی رو زیر پا می‌ذارید‬

584
00:27:27.020 --> 00:27:30.856
‫توی یه مجمع اقتصادی جهانی،‬
‫موضع اقتصادی جهانی‌مون رو اعلام می‌کنیم‬

585
00:27:30.857 --> 00:27:33.859
‫- کاملاً هم چندجانبه‌ست‬
‫- می‌شه سر شام مطرحش کنیم؟‬

586
00:27:33.860 --> 00:27:36.445
‫تک‌تک موضوعاتِ دستور جلسه‬
‫قبلاً بررسی و هماهنگ شده،‬

587
00:27:36.446 --> 00:27:38.614
‫توسط هفت هماهنگ‌کننده توی هفت کشور‬

588
00:27:38.615 --> 00:27:40.991
‫نمی‌شه وسط سوپ‌خوردن همین‌طوری مطرحش کنیم‬

589
00:27:40.992 --> 00:27:43.994
‫تاد می‌گه نخست‌وزیر، کیت رو دست‌به‌سر کرده‬

590
00:27:43.995 --> 00:27:46.080
‫فرصتی برای بازکردن باب گفت‌وگو...‬

591
00:27:46.081 --> 00:27:48.708
‫- جدی؟‬
‫- حرفی از روسیه نزده‬

592
00:27:48.709 --> 00:27:50.085
‫سلام‬

593
00:27:51.169 --> 00:27:52.461
‫ادامه بده‬

594
00:27:52.462 --> 00:27:54.088
‫این‌که موضع‌مون رو اعلام کنیم‬

595
00:27:54.089 --> 00:27:57.049
‫و انتظار داشته باشیم بقیه‌ی اعضای‬
‫گروه هفت هم همون موضع رو بگیرن...‬

596
00:27:57.050 --> 00:27:58.304
‫شروع خوبی نیست‬

597
00:27:58.329 --> 00:28:00.665
‫اتفاق خاصی افتاده که باید بدونم؟‬

598
00:28:01.096 --> 00:28:04.224
‫- در ارتباط با روسیه؟‬
‫- یا هر چیز دیگه‌ای؟‬

599
00:28:06.643 --> 00:28:08.937
‫بی‌خیال. ادامه بده‬

600
00:28:09.730 --> 00:28:13.191
‫- اگه بشه از دستور جلسه خارج نشیم...‬
‫- به کیت زنگ بزن، ببین خبری هست‬

601
00:28:17.362 --> 00:28:18.487
‫خانم‬
‫ادامه بده‬

602
00:28:21.343 --> 00:28:22.408
‫خیلی‌خب‬

603
00:28:22.409 --> 00:28:24.626
‫باید راه بهتری برای رسوندن حرف‌مون باشه‬

604
00:28:41.720 --> 00:28:42.721
‫سلام‬

605
00:28:43.305 --> 00:28:44.598
‫تو بارداری؟‬

606
00:28:45.307 --> 00:28:46.390
‫چی؟‬

607
00:28:46.391 --> 00:28:49.394
‫تاد به گریس گفته ممکنه تو حامله باشی‬

608
00:28:51.730 --> 00:28:53.689
‫این دیگه چه مزخرفاتیه؟‬

609
00:28:53.690 --> 00:28:54.691
‫نیستی؟‬

610
00:28:55.192 --> 00:28:56.525
‫نه!‬

611
00:28:56.526 --> 00:28:59.465
‫و چرا نخست‌وزیر داره دست‌به‌سرت می‌کنه؟‬

612
00:28:59.863 --> 00:29:03.170
‫- این حرف‌ها از کجا اومد دیگه؟‬
‫- تاد گفت نخست‌وزیر نخواسته از روسیه حرف بزنه‬

613
00:29:03.195 --> 00:29:04.403
‫خیلی‌خب‬

614
00:29:04.428 --> 00:29:06.804
‫تاد دیگه توی هیچ جلسه‌ای نمیاد‬

615
00:29:06.828 --> 00:29:08.245
‫اگه مشکلی داشته باشیم...‬
‫- نداریم‬
‫- با روسیه...‬

616
00:29:09.623 --> 00:29:10.748
‫دارم کارم رو می‌کنم‬

617
00:29:10.749 --> 00:29:13.542
‫اگه بفهمم مشکلی در رابطه با روسیه هست،‬
‫به کاخ سفید خبر می‌دم‬

618
00:29:13.543 --> 00:29:17.213
‫این‌که تاد فرستاده‌ی ویژه بشه، فکر خوبی نیست‬

619
00:29:17.214 --> 00:29:20.216
‫- تازه فهمیدی؟‬
‫- ممنون، خوشحالم که این‌جام‬

620
00:29:20.217 --> 00:29:21.593
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم‬

621
00:29:33.605 --> 00:29:34.606
‫این خوبه‬

622
00:29:36.608 --> 00:29:37.817
‫خیلی‌خب‬

623
00:29:37.818 --> 00:29:39.902
‫سرشونه‌ها رو چه مدلی می‌خواید، آقای پن؟‬

624
00:29:39.903 --> 00:29:43.281
‫تا جایی که می‌شه صاف و زاویه‌دار و...‬

625
00:29:44.032 --> 00:29:45.366
‫یه کم هم اپل بذارید‬

626
00:29:45.367 --> 00:29:47.160
‫باابهت‌تر می‌شه‬

627
00:29:48.286 --> 00:29:49.412
‫نه؟‬

628
00:29:51.206 --> 00:29:52.832
‫آره، هر طور خودت دوست داری‬

629
00:29:52.833 --> 00:29:55.876
‫مدل سرشونه‌ی نظامی رو همین‌ها ابداع کردن‬

630
00:29:55.877 --> 00:29:58.003
‫به نظرم باید همون مدل مخصوص‌شون رو سفارش بدم‬

631
00:29:58.004 --> 00:29:59.172
‫عالیه‬

632
00:30:01.550 --> 00:30:03.342
‫گریس هم همین کار رو می‌کنه‬

633
00:30:03.343 --> 00:30:06.595
‫وقتی می‌گی چیزی توی فکرت نیست،‬
‫ولی زل می‌زنی به فرش،‬

634
00:30:06.596 --> 00:30:08.098
‫یعنی یه چیزی توی فکرته‬

635
00:30:09.126 --> 00:30:10.551
‫سرشونه‌ی مدل پیراهنی‬

636
00:30:10.576 --> 00:30:12.411
‫سرشونه‌ی مدل پیراهنی؟‬

637
00:30:12.894 --> 00:30:14.688
‫- عالی می‌شه‬
‫- راست می‌گه؟‬

638
00:30:15.230 --> 00:30:16.231
‫بله‬

639
00:30:17.190 --> 00:30:18.190
‫چرا؟‬

640
00:30:18.191 --> 00:30:20.026
‫قالب خشک و سفت کم‌تری داره‬

641
00:30:20.527 --> 00:30:22.028
‫اپل کمتری داره‬

642
00:30:23.071 --> 00:30:25.115
‫آزادتر روی تن می‌شینه، ببخشید‬

643
00:30:27.409 --> 00:30:29.911
‫چربی‌های اضافه‌ی خودت رو هم پنهون می‌کنه‬

644
00:30:30.954 --> 00:30:32.204
‫آهان‬

645
00:30:32.205 --> 00:30:34.498
‫خودت گفتی، وگرنه من متوجه نمی‌شدم‬

646
00:30:34.499 --> 00:30:36.041
‫چرا خودش بهم نگفت‬

647
00:30:36.042 --> 00:30:39.378
‫که اون مدل هیکلم رو پهن‌تر نشون می‌ده؟‬

648
00:30:39.379 --> 00:30:41.046
‫گفت، ولی با قیافه‌ش‬

649
00:30:41.047 --> 00:30:43.693
‫- اوه، ندیدم‬
‫- آره‬

650
00:30:43.718 --> 00:30:47.808
‫خب، دوتایی روی هم یه مغز درست‌وحسابی داریم‬

651
00:30:51.057 --> 00:30:53.852
‫به نظرم می‌تونیم تیم خیلی خوبی بشیم‬

652
00:30:55.478 --> 00:30:56.897
‫- واقعاً؟‬
‫- آره‬

653
00:30:58.064 --> 00:31:01.985
‫ولی اگه قراره رسمی یا غیررسمی‬
‫توی کارها نقش داشته باشی،‬

654
00:31:02.569 --> 00:31:05.154
‫نمی‌تونی زنگ بزنی به رئیس‌جمهور و خبر بدی،‬

655
00:31:05.155 --> 00:31:07.282
‫وقتی خودمون هنوز نمی‌دونیم واقعاً چه خبره‬

656
00:31:09.784 --> 00:31:10.868
‫ببخشید‬

657
00:31:10.869 --> 00:31:13.663
‫نه، نیازی به عذرخواهی نیست‬

658
00:31:14.164 --> 00:31:17.541
‫آخه از کاخ سفید مدام بهم زنگ می‌زنن،‬
‫نگران کلی موضوعن‬

659
00:31:17.542 --> 00:31:19.210
‫مثلاً روسیه‬

660
00:31:20.670 --> 00:31:22.088
‫گریس بهم گفت‬

661
00:31:24.734 --> 00:31:26.987
‫جزئیات محرمانه رو بهت گفتن؟‬

662
00:31:29.304 --> 00:31:30.679
‫درباره‌ی چی؟‬

663
00:31:30.680 --> 00:31:32.932
‫راستش نباید این‌جا درباره‌ش حرف بزنیم‬

664
00:31:32.933 --> 00:31:36.060
‫اصلاً نمی‌دونم باید از چی خبر داشته باشم‬

665
00:31:36.061 --> 00:31:40.190
‫فقط می‌دونم همه درباره‌ی روسیه سؤال دارن،‬
‫که چیز تازه‌ای هم نیست‬

666
00:31:41.149 --> 00:31:42.359
‫باشه‬

667
00:31:42.859 --> 00:31:44.110
‫نباید بهم می‌گفت؟‬

668
00:31:44.694 --> 00:31:47.112
‫هر کاری بخواد می‌تونه بکنه‬

669
00:31:47.113 --> 00:31:50.328
‫شاید به اونم باید همین نصیحت‌ها رو بکنی‬

670
00:31:53.328 --> 00:31:55.162
‫- ببخشید‬
‫- نه، درک می‌کنم‬

671
00:31:55.163 --> 00:31:59.541
‫سخته. تو و هَل بیست سال وقت داشتید‬
‫که قلق همدیگه دست‌تون بیاد‬

672
00:31:59.542 --> 00:32:01.461
‫با این حال بازم گند می‌زنیم‬

673
00:32:02.796 --> 00:32:04.213
‫- چهار نفر...‬
‫- که گند می‌زنن‬
‫تعداد زیادیه‬

674
00:32:06.716 --> 00:32:09.176
‫- نمی‌خوام دلسردت کنم‬
‫- نمی‌کنی‬

675
00:32:09.177 --> 00:32:11.428
‫می‌خوام کمکت کنم توی کارت موفق بشی‬

676
00:32:11.429 --> 00:32:13.514
‫مرسی، برام درس شد‬

677
00:32:13.515 --> 00:32:14.766
‫باید دهنم رو ببندم‬

678
00:32:15.392 --> 00:32:17.811
‫با زنت که می‌تونی حرف بزنی‬

679
00:32:18.311 --> 00:32:20.729
‫فقط... نه با رئیس‌جمهور‬

680
00:32:20.730 --> 00:32:22.273
‫دقیقاً‬

681
00:32:25.902 --> 00:32:27.445
‫ضمناً من رفلاکس دارم‬

682
00:32:29.614 --> 00:32:30.949
‫باعث می‌شه بالا بیارم‬

683
00:32:32.409 --> 00:32:33.410
‫آره‬

684
00:32:34.828 --> 00:32:36.204
‫زن من داره...‬

685
00:32:40.208 --> 00:32:41.417
‫از شوهر من بچه‌داری می‌کنه؟‬

686
00:32:41.418 --> 00:32:43.586
‫- نه‬
‫- به نظرم که همین‌طوره‬

687
00:32:45.714 --> 00:32:48.049
‫که البته اشکالی نداره‬

688
00:32:48.550 --> 00:32:51.720
‫می‌دونی ممکنه همکاری‌شون بلندمدت بشه؟‬

689
00:32:52.429 --> 00:32:54.139
‫به نظرت ایده‌ی وحشتناکیه؟‬

690
00:32:56.266 --> 00:32:57.267
‫نه‬

691
00:32:57.767 --> 00:33:00.436
‫خودم این ایده رو توی سرِ‬
‫مسئول تیم حفاظتش انداختم‬

692
00:33:00.437 --> 00:33:02.730
‫گفتم اون می‌تونه‬
‫خیلی جدی این پیشنهاد رو مطرح کنه‬

693
00:33:02.731 --> 00:33:04.606
‫به نظرم موفق هم شده‬

694
00:33:04.607 --> 00:33:06.443
‫کیت قاطی کرده؟‬

695
00:33:07.777 --> 00:33:08.944
‫نه‬

696
00:33:08.945 --> 00:33:11.697
‫فقط گفتم خیلی خوب بلده با...‬

697
00:33:11.698 --> 00:33:13.022
‫با آدم‌های خودبزرگ‌بین کنار بیاد؟‬
‫از نوع مردش؟‬

698
00:33:16.161 --> 00:33:17.829
‫قطعاً، توی این کار استاده‬

699
00:33:18.329 --> 00:33:19.580
‫فقط... تحملش رو ندارم‬

700
00:33:19.581 --> 00:33:21.123
‫تحمل ندارم اون‌طوری بهم زل بزنه،‬

701
00:33:21.124 --> 00:33:23.793
‫با اون چشم‌های گرد، توی فکر این‌که چطور کمکم کنه‬

702
00:33:25.879 --> 00:33:29.673
‫- مشکل از تاده یا از خودت؟‬
‫- با کمک‌گرفتن مشکلی ندارم‬

703
00:33:29.674 --> 00:33:32.302
‫خودِ تو هفت ساعته این‌جا نشستی‬

704
00:33:50.528 --> 00:33:51.653
‫عذر می‌خوام‬

705
00:33:51.654 --> 00:33:54.657
‫نه، باورم نمی‌شه فرصت کردید.‬
‫واقعاً ممنونم‬

706
00:33:55.992 --> 00:33:57.076
‫با نخست‌وزیر ملاقات کردید؟‬

707
00:33:57.077 --> 00:33:58.577
‫بله، فوق‌العاده‌ن،‬

708
00:33:58.578 --> 00:33:59.579
‫مگه نه؟‬

709
00:34:00.330 --> 00:34:01.580
‫چه خیالم راحت شد‬

710
00:34:01.581 --> 00:34:03.582
‫امیدوارم فرصت تازه‌ای باشه‬

711
00:34:03.583 --> 00:34:05.084
‫همکاری شما دو نفر هم...‬

712
00:34:05.085 --> 00:34:06.418
‫با هم خوب کنار میایم‬

713
00:34:06.419 --> 00:34:08.337
‫فکر کنم مکمل همدیگه‌ایم‬

714
00:34:08.338 --> 00:34:10.090
‫خودتون هم حتماً روز شلوغی دارید‬

715
00:34:10.590 --> 00:34:12.132
‫- همسر رئیس‌جمهور؟‬
‫- بله‬

716
00:34:12.133 --> 00:34:13.300
‫حسابی خسته‌تون کرده؟‬

717
00:34:13.301 --> 00:34:15.720
‫بمب انرژیه‬

718
00:34:17.430 --> 00:34:18.515
‫من...‬

719
00:34:19.099 --> 00:34:24.229
‫چیزهایی درباره‌ی تروبریج و‬
‫مارگارت رویلین بهتون گفتم‬

720
00:34:25.355 --> 00:34:28.565
‫گفت‌وگوی طولانی و صریحی‬
‫با نخست‌وزیر تروبریج داشتم،‬

721
00:34:28.566 --> 00:34:29.859
‫قبل از استعفاشون‬

722
00:34:30.360 --> 00:34:34.364
‫جزئیات زیادی رو برام توضیح دادن که‬
‫همگی نگران‌کننده بودن‬

723
00:34:36.282 --> 00:34:38.534
‫وقتی دولت نخست‌وزیر وان جا بیفته،‬

724
00:34:38.535 --> 00:34:40.035
‫قدم‌های بعدی‌مون رو بررسی می‌کنیم‬

725
00:34:40.036 --> 00:34:41.037
‫حتماً‬

726
00:34:41.431 --> 00:34:44.058
‫- اگه بتونم به هر شکلی...‬
‫- ممنونم‬

727
00:34:46.376 --> 00:34:48.585
‫افراد خیلی کمی از جزئیات خبر داشتن‬

728
00:34:48.586 --> 00:34:51.046
‫نگران بودم حالا که وزیر خارجه دنیسون نیست...‬

729
00:34:51.047 --> 00:34:52.131
‫معلومه‬

730
00:34:52.132 --> 00:34:55.676
‫اگه هیچ‌کس توی دولت تروبریج‬
‫نمی‌دونست چه اتفاقی افتاده...‬

731
00:34:55.677 --> 00:34:56.928
‫غیرقابل‌قبول بود‬

732
00:34:57.470 --> 00:35:01.390
‫به نظرم شما فرد مناسبی بودید که‬
‫ماجرا رو باهاتون در میون بذارم‬

733
00:35:01.391 --> 00:35:02.684
‫امیدوارم انتخاب درستی بوده باشم‬

734
00:35:03.184 --> 00:35:04.185
‫بودید‬

735
00:35:05.603 --> 00:35:10.692
‫اصلاً قصد نداشتم‬
‫جایگاه نخست‌وزیر تروبریج رو متزلزل کنم‬

736
00:35:15.882 --> 00:35:20.970
‫ایشون فکر کردن آمریکا داره بهشون فشار میاره؟‬

737
00:35:20.994 --> 00:35:23.078
‫درباره‌ی نقش آمریکا حرف نزدیم‬

738
00:35:23.079 --> 00:35:27.041
‫نمی‌خواستیم توی تصمیمی که‬
‫برای آینده‌شون می‌گرفتن دخالت کنیم‬

739
00:35:32.088 --> 00:35:34.882
‫نخست‌وزیر وان دیروز از کرملین تماس داشتن،‬

740
00:35:34.883 --> 00:35:36.925
‫که مطمئنم برای تبریک بوده‬

741
00:35:36.926 --> 00:35:39.094
‫ولی وقتی درباره‌ش پرسیدم،‬

742
00:35:39.095 --> 00:35:41.764
‫انگار تمایلی به حرف‌زدن نداشتن‬

743
00:35:42.515 --> 00:35:44.016
‫- روز مهمی بود‬
‫- روز اول‌شون بود‬

744
00:35:44.017 --> 00:35:45.351
‫ولی عجیب بود‬

745
00:35:45.852 --> 00:35:48.562
‫- معمولاً ما رو در جریان می‌ذارن‬
‫- هوم‬

746
00:35:48.563 --> 00:35:50.940
‫مطمئنم چیزی نیست، ولی مطرحش می‌کنم‬

747
00:35:53.401 --> 00:35:54.610
‫می‌تونم صریح حرف بزنم؟‬
‫بفرمایید‬

748
00:35:57.197 --> 00:35:59.365
‫نگرانم که به من اعتماد نداشته باشن‬

749
00:35:59.908 --> 00:36:02.452
‫و برای همین چیزی نگفته باشن‬

750
00:36:03.661 --> 00:36:06.955
‫چون درباره‌ی نخست‌وزیر قبلی اطلاعاتی رو فاش کردید‬

751
00:36:06.956 --> 00:36:08.123
‫بله‬

752
00:36:08.124 --> 00:36:10.001
‫که باعث سقوطش شد‬

753
00:36:13.254 --> 00:36:16.090
‫ترجیح می‌دم این‌طوری توصیفش نکنم‬

754
00:36:16.591 --> 00:36:20.802
‫ولی ایشون از شما شنیدن،‬
‫پس شما این‌طوری توصیفش کردید؟‬

755
00:36:20.803 --> 00:36:24.140
‫دقیق یادم نیست چطور گفتم یا‬
‫ایشون چه برداشتی کردن‬

756
00:36:24.641 --> 00:36:26.267
‫حتماً یه حدسی دارید‬

757
00:36:28.228 --> 00:36:31.356
‫این دو اتفاق به هم ربط داشتن‬

758
00:36:31.856 --> 00:36:34.943
‫این‌که یکی باعث اون‌یکی شده یا نه،‬
‫جای بحث داره‬

759
00:36:35.443 --> 00:36:37.278
‫ولی ارتباط‌شون رو‬

760
00:36:38.154 --> 00:36:39.614
‫سخت می‌شه نادیده گرفت‬

761
00:36:43.785 --> 00:36:46.453
‫خانم سفیر، آقای پن دارن آماده می‌شن‬

762
00:36:46.454 --> 00:36:47.663
‫وقت زیادی نداریم،‬

763
00:36:47.664 --> 00:36:50.291
‫ولی قبل از تعویض لباس،‬
‫یه چیز سبک میل نمی‌کنید؟‬

764
00:36:52.877 --> 00:36:54.087
‫نه‬

765
00:37:00.426 --> 00:37:03.054
‫مشکل خودِ منم، از منبع اصلی شنیدم‬

766
00:37:04.222 --> 00:37:05.305
‫کدوم منبع؟‬

767
00:37:05.306 --> 00:37:07.557
‫خودِ وزیر خارجه‌ی لعنتی‬

768
00:37:07.558 --> 00:37:08.642
‫بی‌خیال‬

769
00:37:08.643 --> 00:37:10.644
‫فکر کنم با سرنگون‌کردن نخست‌وزیر مشکل داره‬

770
00:37:10.645 --> 00:37:14.147
‫نیکول برای سقوطش به تو نیاز نداشت.‬
‫خودش به‌تنهایی از پسش برمی‌اومد‬

771
00:37:14.148 --> 00:37:15.482
‫اونا این‌طوری به قضیه نگاه نمی‌کنن‬

772
00:37:15.483 --> 00:37:18.151
‫نمی‌تونن گردن تو بندازن.‬
‫من گفتم بهش فشار بیار‬

773
00:37:18.152 --> 00:37:20.570
‫منم بهت گفتم این کار جرمه،‬

774
00:37:20.571 --> 00:37:23.198
‫تو هم کوتاه اومدی،‬
‫باید همون‌جا شستم خبردار می‌شد‬

775
00:37:23.199 --> 00:37:26.535
‫کیتی، اون سعی کرد با دست‌های خودش‬
‫یه زن رو خفه کنه‬

776
00:37:26.536 --> 00:37:28.287
‫- عیبی نداره، بندازن گردن من‬
‫- می‌دونی چیه؟‬

777
00:37:28.288 --> 00:37:30.998
‫قرار شد مسئولیت کارهام رو بپذیرم،‬

778
00:37:30.999 --> 00:37:33.375
‫دارم همین کار رو می‌کنم،‬
‫پس یه دقیقه باهام بحث نکن‬

779
00:37:33.376 --> 00:37:35.252
‫من که حساب نمی‌کنم کی چقدر مقصره‬

780
00:37:35.253 --> 00:37:37.713
‫این‌جا دادگاه نیست.‬
‫این‌قدر خودت رو سرزنش نکن‬

781
00:37:37.714 --> 00:37:39.798
‫دیکتاتوری‌ها این‌طوری رفتار می‌کنن‬

782
00:37:39.799 --> 00:37:42.843
‫- قانون خودشون رو می‌نویسن‬
‫- تروبریج مجرم بود‬

783
00:37:42.844 --> 00:37:46.097
‫و اون زن باهوش الان به لطف تو نخست‌وزیره‬

784
00:37:46.681 --> 00:37:47.806
‫بهمون مدیونه‬

785
00:37:47.807 --> 00:37:50.518
‫اگه باهاش حرف نزنی و یادآوری نکنی، خودم می‌کنم‬

786
00:37:51.476 --> 00:37:54.563
‫- پس بازم می‌خوای با زور و فشار پیش بری‬
‫- بس کن‬

787
00:37:54.564 --> 00:37:57.441
‫می‌خوای بیشتر بهش فشار بیارم و‬
‫ازش بخوام بهمون وفادار باشه‬

788
00:37:57.442 --> 00:37:59.986
‫نه، فقط یادآوری کن ما طرف همدیگه‌ایم‬

789
00:38:01.486 --> 00:38:09.486
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

790
00:38:19.756 --> 00:38:22.633
‫نه خونه‌ت رو می‌خوام، نه شغلت رو‬

791
00:38:26.054 --> 00:38:29.307
‫فقط می‌خوام زنم با تحقیر نگاهم نکنه‬

792
00:38:39.650 --> 00:38:42.570
‫- عصر به‌خیر، آقای پن‬
‫- تبریک می‌گم، آقای پن‬

793
00:38:50.411 --> 00:38:53.663
‫فیونا مؤسسه‌ی کریک رو اداره می‌کنه،‬
‫همین‌جا توی مرکز لندن‬

794
00:38:53.664 --> 00:38:56.166
‫خوب می‌شناسمش.‬
‫اون‌جا سخنرانی کردم‬

795
00:38:56.167 --> 00:38:57.584
‫نُه سال پیش‬

796
00:38:57.585 --> 00:38:59.628
‫ردیف اول نشسته بودم.‬
‫دل‌مون براتون تنگ شده‬

797
00:38:59.629 --> 00:39:01.797
‫خودمم دلم برای خودم تنگ شده‬

798
00:39:01.798 --> 00:39:03.465
‫وای خدا!‬

799
00:39:03.466 --> 00:39:06.177
‫همسرتون پیام ویدیویی فرستادن؟‬

800
00:39:06.761 --> 00:39:10.180
‫- برای مراسم؟‬
‫- فقط خودمم، مهمون افتخاری مراسم‬

801
00:39:10.181 --> 00:39:11.640
‫سال‌های قبل،‬

802
00:39:11.641 --> 00:39:13.559
‫رئیس‌جمهور پیام ویدیویی می‌فرستادن‬

803
00:39:14.477 --> 00:39:16.228
‫خودم این‌جام. پیام‌شون خودمم‬

804
00:39:16.229 --> 00:39:18.397
‫پیام خیلی خوبی هم هستید‬

805
00:39:18.398 --> 00:39:20.774
‫خب، ازتون خواستن چی بگید؟‬

806
00:39:20.775 --> 00:39:21.858
‫ببخشید‬

807
00:39:21.859 --> 00:39:23.986
‫نمی‌خوام از حالا لو بدم‬

808
00:39:26.406 --> 00:39:30.033
‫ممنون از حمایت‌تون، خیلی برامون ارزشمنده‬

809
00:39:30.034 --> 00:39:31.369
‫خانم نخست‌وزیر‬

810
00:39:31.994 --> 00:39:33.161
‫خانم سفیر‬

811
00:39:33.162 --> 00:39:35.080
‫چه خوب، روزم هم با شما تموم می‌شه‬

812
00:39:35.081 --> 00:39:38.500
‫حضورتون برای همسر رئیس‌جمهور و‬
‫خود ایشون خیلی ارزشمنده‬

813
00:39:38.501 --> 00:39:39.584
‫باعث خوشحالیه‬

814
00:39:39.585 --> 00:39:43.380
‫می‌خواستم چند لحظه باهاتون صحبت کنم،‬

815
00:39:43.381 --> 00:39:45.800
‫می‌شه بریم یه جای دیگه؟‬

816
00:39:52.598 --> 00:39:54.224
‫باید ازتون عذرخواهی کنم‬

817
00:39:54.225 --> 00:39:55.977
‫ای وای، به این زودی؟‬

818
00:39:56.477 --> 00:39:57.853
‫مطمئنم نیازی نیست‬

819
00:39:57.854 --> 00:39:59.814
‫با وزیر خارجه صحبت کردم‬

820
00:40:00.314 --> 00:40:03.358
‫می‌دونم یه چیزهایی شنیدید درباره‌ی این‌که‬

821
00:40:03.359 --> 00:40:07.196
‫دولت پن با نخست‌وزیر تروبریج چه برخوردی داشته‬

822
00:40:07.697 --> 00:40:10.825
‫- به‌خصوص خود من‬
‫- رابین ازتون خواست عذرخواهی کنید؟‬

823
00:40:11.367 --> 00:40:13.661
‫- نه، ولی...‬
‫- گاهی زیادی خشک و مقرراتیه‬

824
00:40:14.162 --> 00:40:15.787
‫شاید همین‌طور باشه، شاید هم نباشه...‬

825
00:40:15.788 --> 00:40:18.540
‫چیزی به اسم "انتساب چرچیلی" شنیدید؟‬

826
00:40:18.541 --> 00:40:19.749
‫نه‬

827
00:40:19.750 --> 00:40:22.586
‫یعنی حرف‌هایی رو به وینستون عزیز نسبت می‌دن‬

828
00:40:22.587 --> 00:40:24.422
‫که خودش هیچ‌وقت نگفته‬

829
00:40:25.381 --> 00:40:29.426
‫"فاشیست‌های آینده خودشون رو ضدفاشیست معرفی می‌کنن"‬

830
00:40:29.427 --> 00:40:30.470
‫این اصلاً حرف چرچیل نیست‬

831
00:40:30.970 --> 00:40:32.846
‫ولی تازگی همین حرف رو علیه من به کار بردن،‬

832
00:40:32.847 --> 00:40:34.973
‫اونم به اسم چرچیل، توی مجلس عوام‬

833
00:40:34.974 --> 00:40:36.516
‫وحشتناکه‬

834
00:40:36.517 --> 00:40:40.104
‫من اون‌قدر منضبط نیستم که فاشیست باشم،‬
‫پس به دل نمی‌گیرم‬

835
00:40:40.855 --> 00:40:44.317
‫فکر کنم نیکول چند تا حرف تندوتیز هم‬
‫به شما نسبت داده‬

836
00:40:45.985 --> 00:40:48.028
‫مطمئنم همچین حرف‌هایی نزدید‬

837
00:40:48.029 --> 00:40:49.155
‫هوم‬

838
00:40:49.947 --> 00:40:51.323
‫لطف دارید، ولی...‬

839
00:40:51.324 --> 00:40:53.283
‫دیگه بهش فکر نکنید‬

840
00:40:53.284 --> 00:40:55.912
‫فکر کنم روی رفتارتون با من تأثیر گذاشته‬

841
00:40:57.288 --> 00:41:00.415
‫اون حرف‌ها رو برای محافظت از کشورتون زدم،‬

842
00:41:00.416 --> 00:41:04.711
‫در برابر کسی که حتی در بهترین حالت هم‬
‫نیتش کاملاً خیرخواهانه نبود‬

843
00:41:04.712 --> 00:41:09.382
‫و سابقه‌ی رفتارهای نسنجیده و واقعاً خطرناک داشت‬

844
00:41:09.383 --> 00:41:11.259
‫- متوجهم‬
‫- مطمئنید؟‬

845
00:41:11.260 --> 00:41:13.678
‫فکر کنم خیال همه‌مون از این بابت راحته‬

846
00:41:13.679 --> 00:41:16.014
‫که اگه رفتار من هم خطرناک باشه،‬

847
00:41:16.015 --> 00:41:18.851
‫شما برای محافظت از مردم بریتانیا وارد عمل می‌شید‬

848
00:41:23.314 --> 00:41:25.942
‫- از کرملین باهاتون تماس گرفتن‬
‫- بله‬

849
00:41:26.526 --> 00:41:29.820
‫انگار تمایلی به حرف‌زدن درباره‌ش نداشتید‬

850
00:41:30.655 --> 00:41:34.157
‫و نگرانید این تلافی حرف‌هایی باشه که‬
‫به نیکول زدید؟‬

851
00:41:34.158 --> 00:41:36.077
‫- هست؟‬
‫- خانم سفیر،‬

852
00:41:36.577 --> 00:41:39.413
‫من از نخست‌وزیر قبلی فقط تعریف می‌کنم‬

853
00:41:39.914 --> 00:41:41.540
‫ولی اگه همه‌چی خوب پیش بره،‬

854
00:41:41.541 --> 00:41:45.545
‫رفتار من در این مقام‬
‫اصلاً شبیه رفتار ایشون نیست‬

855
00:41:46.754 --> 00:41:48.004
‫مطمئنم همین‌طوره‬

856
00:41:48.005 --> 00:41:50.131
‫می‌گن توی حکومت استبدادی،‬
‫اولین چیزی که از دست می‌دیم،‬

857
00:41:50.132 --> 00:41:52.467
‫توانایی غافلگیرشدنه‬

858
00:41:52.468 --> 00:41:53.945
‫این حرف چرچیله؟‬

859
00:41:53.970 --> 00:41:57.389
‫نه، نیکول اون‌قدر از روی عصبانیت عمل می‌کرد‬

860
00:41:57.390 --> 00:42:00.559
‫که همه‌مون به تصمیم‌های عجولانه‌ش عادت کرده بودیم،‬

861
00:42:00.560 --> 00:42:03.103
‫تصمیم‌هایی بدون هیچ بررسی و مشورتی‬

862
00:42:03.104 --> 00:42:04.896
‫من عجله نمی‌کنم‬

863
00:42:04.897 --> 00:42:06.649
‫با ریش‌سفیدها مشورت می‌کنم‬

864
00:42:07.233 --> 00:42:10.069
‫کارکنانم می‌گن وقتی ساکتم، انگار از چیزی ناراضی‌ام‬

865
00:42:10.653 --> 00:42:12.404
‫ولی فقط دارم فکر می‌کنم‬

866
00:42:12.405 --> 00:42:13.905
‫ما هم موافق این روشیم‬

867
00:42:13.906 --> 00:42:14.907
‫می‌دونستم موافقید‬

868
00:42:15.533 --> 00:42:16.616
‫ولی حالا فکرهام رو کردم،‬

869
00:42:16.617 --> 00:42:20.329
‫و خوشحال می‌شم تمام جزئیات جالبِ‬
‫گفت‌وگوم با کرملین رو براتون بگم‬

870
00:42:21.289 --> 00:42:25.750
‫- نمی‌خوام برای افشای اطلاعات فشار بیارم...‬
‫- اصلاً، قصدم همین بود‬

871
00:42:25.751 --> 00:42:27.794
‫اول فکر کنم، بعد با شما حرف بزنم‬

872
00:42:27.795 --> 00:42:28.879
‫عالیه‬

873
00:42:29.422 --> 00:42:32.508
‫دوستان‌مون در مسکو‬
‫زیردریایی گمشده‌شون رو پیدا کردن‬

874
00:42:35.052 --> 00:42:38.388
‫تصادفی پیداش نکردن، ولی انگار دقیقاً می‌دونن کجاست‬

875
00:42:38.389 --> 00:42:41.392
‫می‌دونن هیچ‌کدوم از خدمه‌ش زنده نموندن‬

876
00:42:42.518 --> 00:42:43.643
‫نه‬

877
00:42:43.644 --> 00:42:45.271
‫درخواست کردن‬

878
00:42:45.813 --> 00:42:48.316
‫بیان و جنازه‌ی کشته‌هاشون رو ببرن‬

879
00:42:51.068 --> 00:42:52.278
‫این درخواست...‬

880
00:42:53.112 --> 00:42:56.032
‫پیامدهای خیلی مهمی داره‬

881
00:42:58.701 --> 00:43:00.870
‫- سلاح‌شون...‬
‫- اون‌جا نیست‬

882
00:43:02.955 --> 00:43:05.291
‫بهم گفتن معاون رئیس‌جمهور این حرف رو زده‬

883
00:43:06.876 --> 00:43:08.711
‫ولی شاید این حرف رو هم بهش نسبت دادن‬

884
00:43:13.174 --> 00:43:16.010
‫اگه روس‌ها بفهمن سلاح‌شون اون‌جا نیست،‬

885
00:43:16.510 --> 00:43:18.470
‫با یه بحران امنیتی بزرگ روبه‌رو می‌شیم‬

886
00:43:18.471 --> 00:43:20.263
‫منم همین رو به ریش‌سفیدها گفتم،‬

887
00:43:20.264 --> 00:43:23.184
‫که اسم یکی‌شون اَنه و تقریباً هیچ ریشی هم نداره‬

888
00:43:24.101 --> 00:43:26.978
‫اونا هم بهم اطمینان دادن که اگه موافقت کنیم،‬

889
00:43:26.979 --> 00:43:29.565
‫ما با بحران امنیتی بزرگی روبه‌رو نمی‌شیم‬

890
00:43:30.524 --> 00:43:31.525
‫بلکه شما می‌شید‬

891
00:43:33.235 --> 00:43:35.488
‫و با این‌که این موضوع رو جدی می‌گیرم،‬

892
00:43:36.155 --> 00:43:38.156
‫اصلاً نمی‌خوام‬

893
00:43:38.157 --> 00:43:41.159
‫به‌جای شما درباره‌ی مسائل امنیتی تصمیم بگیرم،‬

894
00:43:41.160 --> 00:43:43.245
‫همون‌طور که شما هم به‌جای من تصمیم نمی‌گیرید‬

895
00:43:45.498 --> 00:43:48.833
‫دارید کشورم رو به سمت‬
‫درگیری نظامی با روسیه می‌کشونید‬

896
00:43:48.834 --> 00:43:51.252
‫فکر نکنم من این کار رو کرده باشم‬

897
00:43:51.253 --> 00:43:52.672
‫فکر کنم کار رئیس‌جمهورتون بوده‬

898
00:43:54.131 --> 00:43:55.716
‫- خانم‬
‫- اومدم‬

899
00:43:56.676 --> 00:43:58.719
‫مادرهایی پسرهاشون رو از دست دادن‬

900
00:43:59.345 --> 00:44:01.596
‫کرملین می‌خواد جنازه‌هاشون رو ببره‬

901
00:44:01.597 --> 00:44:03.516
‫نمی‌تونستم مخالفت کنم‬

902
00:44:04.558 --> 00:44:05.851
‫پس نکردم‬

903
00:44:15.027 --> 00:44:16.277
‫فکرم این بود که...‬

904
00:44:16.278 --> 00:44:19.073
‫همون فکری که توی دفتر پتی بهش رسیدید؟‬

905
00:44:19.573 --> 00:44:21.074
‫نمی‌خواستی اول به من بگی،‬

906
00:44:21.075 --> 00:44:23.201
‫بعد همه‌چیز رو برای پتی توضیح بدی؟‬

907
00:44:23.202 --> 00:44:26.538
‫بالاخره می‌خوای بگم فکرم چی بوده یا نه؟‬

908
00:44:26.539 --> 00:44:27.622
‫بگو‬

909
00:44:27.623 --> 00:44:29.791
‫فکرم این بود که‬

910
00:44:29.792 --> 00:44:32.211
‫چرا ویچ‌وود رو بازسازی نکنیم؟‬

911
00:44:32.795 --> 00:44:34.421
‫ورودی پشتی‌ش رو مرتب کنیم‬

912
00:44:34.422 --> 00:44:37.424
‫تا آدم‌های مرموزت بتونن بیان،‬
‫بدون این‌که از خیابون دیده بشن‬

913
00:44:37.425 --> 00:44:40.301
‫می‌خوای توی ویچ‌وود اتاقک ضدشنود بذاری؟‬

914
00:44:40.302 --> 00:44:41.470
‫کمد اسلحه هم بذاری؟‬

915
00:44:42.054 --> 00:44:44.932
‫-چرا که نه؟‬
‫-چون خرج داره‬

916
00:44:45.808 --> 00:44:48.143
‫فکر کنم سازمان تو از پس هزینه‌ش بربیاد‬

917
00:44:48.144 --> 00:44:51.104
‫- سازمان من؟‬
‫- بودجه‌ی سازمان تو خیلی بیشتر از مال ماست‬

918
00:44:51.105 --> 00:44:54.233
‫همین تازگی کلی از اون بودجه رو‬
‫خرج تجهیز آپارتمانم کردم‬

919
00:44:55.401 --> 00:44:57.194
‫- وزارت خارجه پولش رو نمی‌ده‬
‫- چرا نده؟‬

920
00:44:58.112 --> 00:45:01.781
‫نمی‌تونم ازشون بخوام این‌همه خرج کنن‬
‫تا من با دوست‌دخترم هم‌خونه بشم‬

921
00:45:01.782 --> 00:45:03.701
‫بگو قراره ازدواج کنیم‬

922
00:45:05.244 --> 00:45:06.327
‫قراره ازدواج کنیم؟‬

923
00:45:06.328 --> 00:45:09.247
‫اگه برای داشتن اتاقک ضدشنود لازمه،‬
‫می‌تونیم ازدواج کنیم‬

924
00:45:09.248 --> 00:45:11.332
‫هر بار که نصفه‌شب از لنگلی زنگ می‌زنن،‬

925
00:45:11.333 --> 00:45:14.294
‫قرار نیست یه اتاقک ضدشنود سیار برپا کنم‬

926
00:45:14.295 --> 00:45:17.464
‫اگه به نظرت ناجوره،‬
‫از دایان می‌خوام هزینه‌ش رو بده‬

927
00:45:17.465 --> 00:45:18.715
‫ولی دوست ندارم‬

928
00:45:18.716 --> 00:45:21.217
‫توی یکی از معدود گفت‌وگوهام باهاش،‬

929
00:45:21.218 --> 00:45:25.514
‫برای زندگی جنسی‌م ازش کمک‌خرج بخوام‬

930
00:45:26.056 --> 00:45:27.141
‫وجهه‌ی خوبی نداره‬

931
00:45:27.767 --> 00:45:30.143
‫اونم وقتی یه زنِ مدیر‬

932
00:45:30.144 --> 00:45:32.979
‫از یه مدیر زن دیگه کمک بخواد، مثلاً بگه:‬

933
00:45:32.980 --> 00:45:35.690
‫"آخه حفظ تعادل بین کار و زندگی سخته"‬

934
00:45:35.691 --> 00:45:37.650
‫"کمکم می‌کنی هر دو رو با هم داشته باشم؟"‬

935
00:45:37.651 --> 00:45:38.652
‫ایش‬

936
00:45:40.196 --> 00:45:41.197
‫آره‬

937
00:45:42.198 --> 00:45:43.199
‫حال‌به‌هم‌زنه‬

938
00:45:44.992 --> 00:45:45.993
‫استوارت‬

939
00:45:49.580 --> 00:45:50.706
‫بی‌خیال‬

940
00:45:53.501 --> 00:45:54.585
‫الان جدی‌ای؟‬

941
00:46:00.341 --> 00:46:01.675
‫سلام‬

942
00:46:02.384 --> 00:46:03.468
‫چطور بود؟‬

943
00:46:03.469 --> 00:46:06.763
‫خب، تو که در رفتی،‬
‫پس خودت می‌دونی چه خبر بود‬

944
00:46:06.764 --> 00:46:09.349
‫- ببخشید. بهت گفتن چرا رفتم؟‬
‫- آره‬

945
00:46:09.350 --> 00:46:12.895
‫امور مملکتی، باید چند تا تماس فوری می‌گرفتی‬

946
00:46:13.395 --> 00:46:14.687
‫دلم می‌خواست اون‌جا باشم‬

947
00:46:14.688 --> 00:46:18.149
‫یادت رفته کل زندگیم همینه:‬
‫می‌رم یه جایی،‬

948
00:46:18.150 --> 00:46:20.569
‫دست می‌دم و بعد می‌بینم همراهم خیلی وقته رفته‬

949
00:46:21.779 --> 00:46:25.031
‫اگه غذا نخوردی، فرانسیس تهدیدم کرده که‬
‫بازم بهم غذا می‌ده‬

950
00:46:25.032 --> 00:46:26.783
‫اگه گرسنه باشی، ذوق می‌کنه‬

951
00:46:26.784 --> 00:46:28.410
‫نه، نه، من خوبم‬

952
00:46:29.662 --> 00:46:31.705
‫- خب...‬
‫- باشه‬

953
00:46:35.000 --> 00:46:36.001
‫خب، چی شد؟‬

954
00:46:39.213 --> 00:46:40.338
‫موضوع...‬
‫- محرمانه‌ست؟‬
‫- آره‬

955
00:46:42.383 --> 00:46:44.885
‫درسته، ولی خبر خوبیه یا بد؟‬

956
00:46:48.347 --> 00:46:49.890
‫نه... نمی‌خوام چیز محرمانه‌ای بدونم‬

957
00:46:50.558 --> 00:46:53.853
‫فقط می‌خوام بدونم روالش چطوره.‬
‫می‌خوام یاد بگیرم‬

958
00:46:54.436 --> 00:46:55.895
‫که خیلی هم خوبه‬

959
00:46:55.896 --> 00:47:00.149
‫الان باید فکرهام رو جمع‌وجور کنم تا بتونم...‬

960
00:47:00.150 --> 00:47:01.985
‫- با زنم حرف بزنی؟‬
‫- آره‬

961
00:47:01.986 --> 00:47:03.279
‫می‌تونم حضور داشته باشم؟‬

962
00:47:04.655 --> 00:47:06.364
‫باید بپرسم‬

963
00:47:06.365 --> 00:47:09.118
‫یا ده دقیقه دیگه زنگ می‌زنم خونه،‬
‫از زبون خودش می‌شنوم‬

964
00:47:11.537 --> 00:47:12.872
‫شاید این بهتر باشه‬

965
00:47:16.125 --> 00:47:19.419
‫ببخشید‬

966
00:47:19.420 --> 00:47:21.921
‫حرفم... خیلی بی‌شعورانه بود‬

967
00:47:21.922 --> 00:47:24.758
‫- اشکالی نداره‬
‫- من و اون از این کارها نمی‌کنیم‬

968
00:47:27.428 --> 00:47:29.013
‫خب، گاهی می‌کنیم‬

969
00:47:29.513 --> 00:47:32.849
‫ولی اگه این‌جا کار می‌کردم،‬
‫دیگه این کار رو نمی‌کردیم‬

970
00:47:32.850 --> 00:47:35.728
‫چرا، تا می‌رسیدی خونه،‬
‫حتماً با هم این کار رو می‌کردید‬

971
00:47:47.072 --> 00:47:49.700
‫خب، فکر بدی بود، نه؟‬

972
00:47:51.201 --> 00:47:52.243
‫همه‌ش‬

973
00:47:52.244 --> 00:47:53.937
‫فقط الان وقت خوبی نیست‬

974
00:47:53.962 --> 00:47:54.996
‫آره‬

975
00:47:54.997 --> 00:47:56.789
‫راستی، نه این‌که باردار باشم‬

976
00:47:56.790 --> 00:47:57.875
‫رفلاکس دارم‬

977
00:47:58.542 --> 00:48:01.002
‫- من که...‬
‫- چرا، گفتی‬

978
00:48:01.003 --> 00:48:04.464
‫ببین، منم رفلاکس دارم،‬
‫ولی این‌ور و اون‌ور بالا نمیارم‬

979
00:48:04.465 --> 00:48:05.798
‫شاید لوپوسه‬

980
00:48:05.799 --> 00:48:08.259
‫- این از علائمش نیست‬
‫- پف صورت هم نیست‬

981
00:48:08.260 --> 00:48:10.261
‫- دکتر رفتی؟‬
‫- وای خدا‬

982
00:48:10.262 --> 00:48:13.264
‫تو مرد مهربونی هستی و‬
‫با هم کارهای بزرگی می‌کنیم‬

983
00:48:13.265 --> 00:48:16.643
‫ولی قبل از حرف‌زدن با رئیس‌جمهور‬
‫باید فکرهام رو جمع‌وجور کنم‬

984
00:48:16.644 --> 00:48:19.520
‫و خواهش می‌کنم ایشون رو با زنت اشتباه نگیری‬

985
00:48:19.521 --> 00:48:21.731
‫خب، اگه مشکل جسمیه، تخصصش رو ندارم،‬

986
00:48:21.732 --> 00:48:23.942
‫ولی می‌تونم این‌جا جات رو نگه دارم‬

987
00:48:23.943 --> 00:48:25.485
‫تا بری خونه و دکترت رو ببینی‬

988
00:48:25.486 --> 00:48:28.112
‫لازم نیست جای من رو بگیری.‬
‫مشکل جسمی ندارم‬

989
00:48:28.113 --> 00:48:30.448
‫نخست‌وزیر رو تهدید کردم و اونم استعفا داد‬

990
00:48:30.449 --> 00:48:32.450
‫جاش رو یه زن فوق‌العاده گرفت‬

991
00:48:32.451 --> 00:48:35.828
‫که به باج‌گیرهای سیاسی اعتماد نداره،‬

992
00:48:35.829 --> 00:48:37.080
‫مثل زن تو،‬

993
00:48:37.081 --> 00:48:39.165
‫شوهر من و حالا هم خودم‬

994
00:48:39.166 --> 00:48:41.438
‫از نیکول تروبریج باج‌گیری کردم‬

995
00:48:41.463 --> 00:48:45.171
‫و سرنگون‌کردن دولت‌های خارجی‬
‫دل‌وروده‌م رو به هم می‌ریزه‬

996
00:48:45.172 --> 00:48:46.714
‫نه باردارم، نه لوپوس دارم‬

997
00:48:46.715 --> 00:48:50.134
‫آدم وقتی یه رهبر منتخب مردم رو سرنگون می‌کنه،‬

998
00:48:50.135 --> 00:48:53.347
‫طبیعیه که حالت تهوع پیدا کنه‬

999
00:48:54.000 --> 00:48:59.000
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
