1
00:00:05,896 --> 00:00:07,419
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,680 --> 00:00:09,682
‫سایکلورفین.
‫یه داروی شبه‌افیونی مصنوعیه

3
00:00:09,856 --> 00:00:11,728
‫که چندین برابر از فنتانیل مرگبارتره.

4
00:00:11,902 --> 00:00:13,662
‫وقتی کاغذش سوزونده می‌شه،
‫دودش به شدت

5
00:00:13,860 --> 00:00:15,514
‫مست‌کننده و مرگباره.

6
00:00:15,906 --> 00:00:17,623
‫اولین باری که امتحانش کردم،
‫تقریباً شبیه یه بازی بود.

7
00:00:17,647 --> 00:00:19,692
‫کار همون دوست‌پسرشه.
‫شرط می‌بندم اون این آشغال رو بهش داده.

8
00:00:19,866 --> 00:00:21,781
‫چند بار دیگه زدم
‫و فهمیدم بدبخت شدم.

9
00:00:22,043 --> 00:00:23,411
‫خب، از دوست‌پسرت برام بگو، دانا.

10
00:00:23,435 --> 00:00:24,741
‫اسمش مایکله.

11
00:00:24,915 --> 00:00:26,395
‫بالا توی ددواتر.

12
00:00:26,569 --> 00:00:28,179
‫یه مشت دختر رو اونجا نگه داشتن.

13
00:00:28,353 --> 00:00:29,702
‫استویانوف‌ها.

14
00:00:29,876 --> 00:00:31,052
‫همه چیز زیر سر اون‌هاست.

15
00:00:31,269 --> 00:00:32,009
‫اینجا جاییه که پانچ

16
00:00:32,183 --> 00:00:33,183
‫و مامان اَندی رو پیدا کردن.

17
00:00:33,358 --> 00:00:34,446
‫چند نفر داشتن دعوا می‌کردن.

18
00:00:34,620 --> 00:00:36,709
‫مامانم و یه نفر دیگه.

19
00:00:36,883 --> 00:00:38,798
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫اون مامانت رو کشته.

20
00:00:38,972 --> 00:00:40,931
‫آره، دلیل خوبی هم براش دارم.
‫این جای زخم رو می‌بینی؟

21
00:00:41,192 --> 00:00:42,237
‫اَندی این بلا رو سرم آورد.

22
00:00:42,498 --> 00:00:43,847
‫من هستم.
‫کمکت می‌کنم

23
00:00:44,021 --> 00:00:44,848
‫استویانوف‌ها رو بکشی پایین.

24
00:00:45,022 --> 00:00:45,849
‫نه به خاطر تو.

25
00:00:46,023 --> 00:00:47,416
‫بلکه به خاطر اِج‌واتر.

26
00:00:50,201 --> 00:00:51,768
‫به این میگن بانیتسا.

27
00:00:52,029 --> 00:00:53,465
‫دوست داری امتحانش کنی؟

28
00:01:00,081 --> 00:01:02,605
‫ردیفی، پیری؟
‫آب می‌خوای؟

29
00:01:06,087 --> 00:01:07,653
‫تعجب می‌کنم که پول همین لیوان رو هم داریم.

30
00:01:07,827 --> 00:01:09,264
‫یا پول آب رو.

31
00:01:09,481 --> 00:01:11,241
‫می‌دونی، آخرش ما رو ورشکست می‌کنی

32
00:01:11,266 --> 00:01:12,765
‫از بس به هر بچه‌ای که میاد اینجا
‫یه چیز مجانی میدی.

33
00:01:12,789 --> 00:01:14,530
‫خب پس چندتا نوه برام بیار
‫تا لوسشون کنم.

34
00:01:14,704 --> 00:01:16,009
‫من...

35
00:01:16,271 --> 00:01:18,186
‫- دارم روش کار می‌کنم.
‫- سریع‌تر کار کن.

36
00:01:18,360 --> 00:01:20,492
‫- پدرجون، کمکم نمی‌کنی؟
‫- سانی.

37
00:01:20,753 --> 00:01:22,557
‫بارِ آرد اومد.
‫من تحویلش میگیرم.

38
00:01:22,581 --> 00:01:24,298
‫نه نه نه. تمام روز سر پا بودی.

39
00:01:24,322 --> 00:01:26,107
‫بذار من برم.

40
00:01:30,502 --> 00:01:32,374
‫نمی‌شد صبر کنی تا بعداً؟

41
00:01:36,247 --> 00:01:38,119
‫- عقلت رو از دست دادی؟
‫- مایکله.

42
00:01:38,293 --> 00:01:39,613
‫همون پسره‌اس که با دانا می‌پرید،

43
00:01:39,642 --> 00:01:40,793
‫همون جنده‌ای که زنگ زد به کلانتر.

44
00:01:40,817 --> 00:01:41,924
‫و... تو برش داشتی آوردی اینجا؟

45
00:01:41,948 --> 00:01:43,167
‫مادرم داخله.

46
00:01:43,385 --> 00:01:44,579
‫- گفتی مدرک می‌خوای.
‫- مدرک،

47
00:01:44,603 --> 00:01:45,603
‫نه ردپا از مدرک.

48
00:01:45,735 --> 00:01:46,997
‫ببرش به ددواتر،

49
00:01:47,171 --> 00:01:49,173
‫به جویی بگو کارش رو بسازه.

50
00:01:50,043 --> 00:01:52,524
‫فکر می‌کنی از پسش برمیای، پتار؟

51
00:01:54,000 --> 00:02:05,000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.App ]

52
00:02:07,000 --> 00:02:14,000
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

53
00:02:16,896 --> 00:02:18,246
‫هدف داره نزدیک می‌شه.

54
00:02:18,420 --> 00:02:20,248
‫ورودش آزاده؟

55
00:02:23,686 --> 00:02:25,862
‫آزاده. راهش بده.

56
00:02:33,304 --> 00:02:35,195
‫می‌تونستی این قوطی‌حلبی رو
‫یکم نزدیکتر پارک کنی.

57
00:02:35,219 --> 00:02:36,742
‫یک ساعت طول کشید تا برسم اینجا.

58
00:02:37,003 --> 00:02:38,135
‫به خاطر امنیت خودته، بابا.

59
00:02:38,353 --> 00:02:39,745
‫حق با میکیه. تنها کسایی

60
00:02:39,919 --> 00:02:41,462
‫که می‌تونن بدونن
‫داری به عنوان مخبر کار می‌کنی

61
00:02:41,486 --> 00:02:42,748
‫توی همین قوطی‌حلبی هستن.

62
00:02:43,053 --> 00:02:44,509
‫بهتره به این رفت‌وآمد عادت کنی، وس.

63
00:02:44,533 --> 00:02:46,143
‫- چی؟
‫- این تریلر خونه‌ی جدیدته.

64
00:02:47,231 --> 00:02:48,537
‫نه. اصلاً و ابداً.

65
00:02:48,711 --> 00:02:50,123
‫ببین، آدم‌فروشی یه چیزه...

66
00:02:50,147 --> 00:02:51,279
‫- آروم باش، بابا.
‫- نه، اصلاً!

67
00:02:51,453 --> 00:02:52,773
‫اون نمی‌تونه من رو بچپونه
‫توی یه موش‌دونی

68
00:02:52,932 --> 00:02:54,543
‫- وسط ناکجاآباد.
‫- هی.

69
00:02:54,717 --> 00:02:56,153
‫چندتا دختر قاچاق‌شده هستن

70
00:02:56,371 --> 00:02:58,131
‫که برخلاف میلشون
‫توی ددواتر حبس شدن

71
00:02:58,242 --> 00:03:02,159
‫و یه افیون صنعتی هم داره
‫مثل آتیش زیر خاکستر کل شهرم رو میگیره.

72
00:03:02,333 --> 00:03:03,856
‫می‌شه دست از زرت‌وپرت برداری تا بهت بگیم

73
00:03:04,030 --> 00:03:05,554
‫قراره چه خاکی
‫توی سرمون بریزیم؟

74
00:03:05,815 --> 00:03:08,470
‫تو از قبل با پتار باهاروف رابطه داری،

75
00:03:08,644 --> 00:03:11,342
‫دست‌راست خانواده‌ی استویانوف.

76
00:03:11,516 --> 00:03:13,866
‫می‌خوایم از اون رابطه
‫به عنوان اهرم فشار استفاده کنی

77
00:03:14,040 --> 00:03:15,781
‫تا خود این خانواده رو کله‌پا کنیم.

78
00:03:16,042 --> 00:03:17,783
‫کنستانتین استویانوف.

79
00:03:18,044 --> 00:03:20,482
‫اون این کارتل رو تبدیل به یه غول مهارنشدنی کرد،

80
00:03:20,743 --> 00:03:24,268
‫که تخصص اصلیش باج‌گیری و شرخری
‫توی منطقه‌ی لس‌آنجلس بود.

81
00:03:24,442 --> 00:03:25,965
‫دو سال پیش سکته کرد،

82
00:03:26,139 --> 00:03:29,230
‫و پسرش کنستانتین جونیور،

83
00:03:29,404 --> 00:03:31,319
‫معروف به سانی، جاش رو گرفت.

84
00:03:31,580 --> 00:03:32,885
‫سانی کسیه که حوزه‌ی نفوذ کارتل رو

85
00:03:33,059 --> 00:03:35,366
‫فراتر از ماریجوانا گسترش داد

86
00:03:35,540 --> 00:03:37,412
‫و کشوندش سمت قاچاق جنسی
‫و مواد افیونی.

87
00:03:37,586 --> 00:03:39,675
‫بی‌رحمه، ولی هنوز جای پاش محکم نشده.

88
00:03:39,849 --> 00:03:41,198
‫هوم.

89
00:03:42,982 --> 00:03:45,768
‫و ایشون کی باشن؟

90
00:03:45,942 --> 00:03:47,683
‫مادر سانی، آنا.

91
00:03:47,857 --> 00:03:50,468
‫کنستانتین قنادی لیتل سوفیا رو براش خرید

92
00:03:50,642 --> 00:03:52,209
‫تا سرش به یه چیزی گرم باشه

93
00:03:52,383 --> 00:03:54,056
‫و کارتل هم جایی برای
‫راه‌انداختن معامله‌هاش داشته باشه.

94
00:03:54,080 --> 00:03:56,474
‫فکر نمی‌کنیم که نقش پُررنگی داشته باشه

95
00:03:56,648 --> 00:03:58,781
‫توی فعالیت‌های غیرقانونی خانواده.

96
00:03:58,955 --> 00:04:01,087
‫عملاً یه آدم عادیه.

97
00:04:01,262 --> 00:04:02,654
‫و جذابم هست.

98
00:04:03,525 --> 00:04:05,048
‫نیمچه جذاب.

99
00:04:05,222 --> 00:04:07,442
‫خب، کی می‌دونه چی پیش میاد؟

100
00:04:07,616 --> 00:04:09,008
‫فکر نمی‌کنم ایده‌ی خوبی باشه.

101
00:04:09,182 --> 00:04:11,533
‫فکر می‌کردم طرفدار تله‌ی جنسی باشی.

102
00:04:11,707 --> 00:04:14,144
‫آخه روی من که خیلی موفق پیاده‌اش کردی.

103
00:04:14,405 --> 00:04:17,103
‫امیدوار بودم شاید بتونم
‫چندتا فوت‌وفن ازت یاد بگیرم.

104
00:04:17,278 --> 00:04:19,454
‫خودت رو توی دل پتار جا کن.

105
00:04:19,628 --> 00:04:22,457
‫- دو هفته پیش یه زمین ازت خرید، درسته؟
‫- اره.

106
00:04:22,631 --> 00:04:24,589
‫- پیشنهاد بده پس بخریش.
‫- چرا باید این کار رو بکنم؟

107
00:04:24,763 --> 00:04:27,853
‫پیشنهاد میدی که پس بخریش
‫و بهش قول یه شیرینی میدی.

108
00:04:28,027 --> 00:04:31,161
‫چیزی که مجبور نباشه
‫سهم رئیسش رو از توش بده.

109
00:04:31,335 --> 00:04:32,655
‫اونوقت شما دوتا یه راز مشترک دارین.

110
00:04:32,684 --> 00:04:33,816
‫و ما یه اهرم فشار داریم.

111
00:04:33,990 --> 00:04:35,426
‫می‌تونیم پتار رو وادار به همکاری کنیم.

112
00:04:35,600 --> 00:04:37,950
‫اگه رد کنه،
‫تهدیدش می‌کنیم که به سانی لو میدیم

113
00:04:38,124 --> 00:04:39,517
‫قضیه‌ی اون شیرینی رو.

114
00:04:39,778 --> 00:04:42,781
‫پس اول اعتمادش رو جلب می‌کنم،
‫بعد زیر پاش رو خالی می‌کنم.

115
00:04:42,955 --> 00:04:45,567
‫- هرچی بیشتر انجامش بدی، راحت‌تر می‌شه.
‫- آره، شاید واسه یه سریا.

116
00:04:45,741 --> 00:04:47,960
‫می‌دونی، واسه من
‫راست‌راست دروغ گفتن اصلاً راحت نیست.

117
00:04:48,134 --> 00:04:49,397
‫جدی؟ ولی اینطور به نظر میاد

118
00:04:49,658 --> 00:04:51,026
‫که دروغ گفتن به میکی برات خیلی هم آسون بود.

119
00:04:51,050 --> 00:04:52,704
‫بس کنید! باشه؟

120
00:04:52,965 --> 00:04:56,621
‫بچه‌ها، من دو روز گذشته رو
‫روی منابع اطلاعاتیم کار کردم،

121
00:04:56,795 --> 00:04:59,208
‫تا بفهمم اون دخترا
‫کجا زندانی شدن،

122
00:04:59,232 --> 00:05:00,756
‫و هیچکس لام تا کام حرف نمی‌زنه.

123
00:05:00,930 --> 00:05:03,628
‫این بهترین راهه
‫برای اینکه برگردونیمشون خونه،

124
00:05:03,802 --> 00:05:06,805
‫و تنها چیزی که برام مهمه همینه،
‫نه اینکه گند و کثافت‌های

125
00:05:06,979 --> 00:05:08,024
‫گذشته‌مون رو نبش‌قبر کنیم.

126
00:05:08,198 --> 00:05:09,199
‫گذشته‌ها گذشته.

127
00:05:09,373 --> 00:05:10,896
‫ازش رد شدیم.

128
00:05:11,157 --> 00:05:12,898
‫- درسته؟
‫- درسته.

129
00:05:14,204 --> 00:05:16,119
‫درسته.

130
00:05:17,512 --> 00:05:19,514
‫خب، بذار خیالم راحت بشه
‫که درست فهمیدم.

131
00:05:19,688 --> 00:05:21,385
‫توی ماه گذشته،
‫بابات بهت خیانت کرد،

132
00:05:21,559 --> 00:05:23,839
‫بعدش معلوم شد دوست‌پسرت
‫یه تبهکار تمام‌عیاره،

133
00:05:23,996 --> 00:05:26,390
‫بعدش هم مامانت از گور برخاست؟

134
00:05:26,651 --> 00:05:28,218
‫بین بقیه‌ی ماجراها.

135
00:05:28,392 --> 00:05:29,567
‫چجوری زمین‌گیر نشدی؟

136
00:05:29,828 --> 00:05:31,221
‫زمین‌گیر شده بودم.

137
00:05:31,482 --> 00:05:33,286
‫وقتی پشت‌بند ودکا، جین بالا میندازی

138
00:05:33,310 --> 00:05:35,617
‫و روش هم ییگرمیستر می‌زنی،
‫همین می‌شه.

139
00:05:35,791 --> 00:05:37,619
‫ییگرمیستر.
‫اون دیگه رسماً زجه زدن برای کمکه.

140
00:05:37,793 --> 00:05:40,491
‫آره. می‌دونی،
‫من هیچوقت دوران دیوونه‌بازی دانشجویی نداشتم،

141
00:05:40,665 --> 00:05:42,537
‫واسه همین همه‌اش رو ریختم توی چهار ساعت.

142
00:05:42,711 --> 00:05:45,191
‫ببین، بعد از اینکه اثرش از سرم پرید،

143
00:05:45,366 --> 00:05:46,758
‫با کل قضیه کنار اومدم.

144
00:05:46,932 --> 00:05:48,281
‫بیخیال میکی.

145
00:05:48,456 --> 00:05:50,066
‫به عنوان یکی دیگه از اعضای
‫باشگاه مامان‌های روانی،

146
00:05:50,240 --> 00:05:53,504
‫من سر چیزهای خیلی کمتر،
‫خیلی بیشتر از این‌ها از دست روبی عصبانی بودم.

147
00:05:53,678 --> 00:05:55,288
‫آره، ولی روبی توی زندگیت بود.

148
00:05:55,463 --> 00:05:57,378
‫ایوا وقتی شش سالم بود ولم کرد رفت، باشه؟

149
00:05:57,552 --> 00:05:59,380
‫انگار که یه غریبه‌ی کامله.

150
00:05:59,641 --> 00:06:01,294
‫به هر حال، اون نمی‌تونه بهم آسیبی بزنه.

151
00:06:01,556 --> 00:06:03,471
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

152
00:06:03,645 --> 00:06:05,864
‫ببین، من تو رو برای صبحونه
‫نکشوندم توی دفترم

153
00:06:06,038 --> 00:06:07,083
‫که درباره‌ی ایوا حرف بزنیم.

154
00:06:07,257 --> 00:06:08,867
‫روی یه پرونده کمک می‌خوام.

155
00:06:09,041 --> 00:06:10,434
‫و قبل از اینکه نه بگی،

156
00:06:10,695 --> 00:06:13,306
‫می‌خوام یادت بیارم که من خواهر موردعلاقتم.

157
00:06:17,789 --> 00:06:19,704
‫نظرت چیه؟

158
00:06:19,878 --> 00:06:20,878
‫وای.

159
00:06:20,966 --> 00:06:23,055
‫باید بگم که کف کردم.

160
00:06:23,229 --> 00:06:25,971
‫- آره.
‫- بخیه‌هام بی‌نقصن.

161
00:06:27,146 --> 00:06:29,932
‫راستی، فکر نکن نمی‌دونم چرا اومدی پیش من

162
00:06:30,193 --> 00:06:31,455
‫به جای دکتر هنشاو.

163
00:06:31,629 --> 00:06:32,989
‫تو خیلی خوشگل‌تر از دکتر هنشاوی.

164
00:06:33,109 --> 00:06:35,067
‫این که درسته.

165
00:06:35,241 --> 00:06:40,812
‫ولی دکتر هنشاو بهت دستور داده بود
‫که پشت‌میزنشین بشی.

166
00:06:40,986 --> 00:06:42,161
‫آره،

167
00:06:42,423 --> 00:06:45,077
‫یکم خودم رو ناکار کردم، نه؟

168
00:06:45,251 --> 00:06:48,603
‫و امید داشتم بین خودمون بمونه.

169
00:06:48,777 --> 00:06:52,258
‫هی، اگه می‌خوای با بدنت
‫مثل آدمک تست تصادف رفتار کنی،

170
00:06:52,433 --> 00:06:54,957
‫و خطر خونریزی یا آسیب دائمی رو به جون بخری...

171
00:06:55,131 --> 00:06:57,525
‫- بدن خودته، اختیارش رو داری.
‫- جز اینکه ندارم،

172
00:06:57,786 --> 00:06:59,483
‫چون می‌دونی، وقتی پلیسی،

173
00:06:59,657 --> 00:07:01,529
‫واقعاً دست خودت نیست که روزت قراره

174
00:07:01,790 --> 00:07:04,227
‫چجوری بگذره، دنیای بیرون
‫برات تعیین می‌کنه و...

175
00:07:04,401 --> 00:07:06,664
‫اگه نرم سر کار،
‫ممکنه یکی بمیره.

176
00:07:06,838 --> 00:07:08,666
‫یا اینکه خودت بمیری،
‫و اونوقت ضدحالش برای من می‌مونه.

177
00:07:08,927 --> 00:07:10,712
‫مردم یادشون میره
‫که من یه دکتر واقعیم.

178
00:07:10,886 --> 00:07:13,126
‫می‌دونی، یه جورایی حس خوبی داره
‫که یه پسره رو روی میزم دارم

179
00:07:13,279 --> 00:07:14,585
‫که هنوز نبضش می‌زنه.

180
00:07:14,890 --> 00:07:16,631
‫خیلی خوش‌شانسم.
‫چه استانداردهای پایینی داری.

181
00:07:16,805 --> 00:07:19,165
‫این چیو درباره‌ی تو میگه
‫که داری جون می‌کَنی به همین‌ها هم برسی؟

182
00:07:19,242 --> 00:07:20,373
‫پشت‌میزنشینی، ها؟

183
00:07:20,678 --> 00:07:23,768
‫- هوم.
‫- دلایل زیادی واسه زنده موندن داری.

184
00:07:32,385 --> 00:07:34,300
‫دلیل محکمی آوردی.

185
00:07:35,040 --> 00:07:37,173
‫کنسرت وایز بلاد هم هست
‫که چند وقت دیگه برگزار می‌شه

186
00:07:37,434 --> 00:07:38,653
‫و می‌شه وسوسه‌ام کرد بیام.

187
00:07:38,870 --> 00:07:40,369
‫اینطوری یه چیزی دارم
‫که منتظرش بمونم،

188
00:07:40,393 --> 00:07:42,874
‫وقتی از شدت بی‌کاری
‫پشت میز اشکم درمیاد.

189
00:07:45,834 --> 00:07:48,880
‫برنامه‌ی خفنی واسه تولدت داری؟

190
00:07:52,710 --> 00:07:54,277
‫باشه، ببین هنک،

191
00:07:54,495 --> 00:07:56,037
‫یه دلیلی داره که بهت نگفتم
‫اون شب چه بلایی

192
00:07:56,061 --> 00:07:57,430
‫- سرِ میکی اومد.
‫- آره.

193
00:07:57,454 --> 00:07:58,586
‫بهم اعتماد نداری.

194
00:07:58,803 --> 00:08:00,370
‫- اینطور نیست.
‫- می‌شه فقط تمرکز کنیم

195
00:08:00,544 --> 00:08:02,241
‫روی پرونده‌ی الیوت، لطفاً؟

196
00:08:02,415 --> 00:08:04,592
‫خیلی‌خب. به سیلویا بکینز پیام دادم.

197
00:08:04,766 --> 00:08:06,637
‫می‌خوام دوباره ازش بازجویی کنم،
‫بفهمم چرا

198
00:08:06,811 --> 00:08:08,378
‫به ما گفت مری اِلیوت رو به زور می‌شناخته

199
00:08:08,552 --> 00:08:10,989
‫در صورتی که پانچ و اَندی بهمون گفتن
‫بهترین دوست‌های هم بودن.

200
00:08:11,163 --> 00:08:12,904
‫تازه بماند که،

201
00:08:13,078 --> 00:08:14,718
‫اون و مری قرار بوده
‫همدیگه رو ببینن

202
00:08:14,819 --> 00:08:16,212
‫همون شبی که مری به قتل رسید.

203
00:08:16,473 --> 00:08:19,215
‫نمی‌دونم کمبل.
‫من هنوز فکر می‌کنم کار، کار اَندیه.

204
00:08:19,389 --> 00:08:20,589
‫اَندی ۳۰ سال پیش تبرئه شد.

205
00:08:20,738 --> 00:08:22,000
‫تبرئه نشد.

206
00:08:22,261 --> 00:08:24,481
‫هیچوقت علیهش اعلام جرم نشد.
‫خیلی فرقشه.

207
00:08:24,655 --> 00:08:26,396
‫مرکزه.

208
00:08:26,570 --> 00:08:28,311
‫ایگلسیاس.

209
00:08:31,444 --> 00:08:33,011
‫رفتیم.

210
00:08:33,359 --> 00:08:35,424
‫مثل اینکه شانس این رو داریم
‫که از هردو مظنون موردعلاقه‌مون بازجویی کنیم.

211
00:08:35,448 --> 00:08:37,146
‫اَندی همین الان رفته خونه‌ی سیلویا.

212
00:08:41,193 --> 00:08:42,562
‫- اداره‌ی کلانتری!
‫- اَندی، آروم باش!

213
00:08:42,586 --> 00:08:43,906
‫- حقیقت رو بهم بگو!
‫- مراقب باش!

214
00:08:45,502 --> 00:08:47,306
‫- هی. هی. هی اَندی؟
‫- چرا اینقدر طولش دادین؟

215
00:08:47,330 --> 00:08:49,264
‫- چوب گلف رو بذار زمین.
‫- به من نگو چی کار کنم.

216
00:08:49,288 --> 00:08:50,918
‫- یه کاری بکنین، رسماً رد داده!
‫- معاون‌ها گفتن دروغ گفتی.

217
00:08:50,942 --> 00:08:53,554
‫گفتن بهشون گفتی
‫که دوست مامانم نبودی.

218
00:08:53,728 --> 00:08:55,643
‫- شما پُرش کردین؟
‫- اَندی، عزیزم،

219
00:08:55,817 --> 00:08:57,079
‫بهت قول میدم...

220
00:08:57,253 --> 00:08:58,820
‫- چرا دروغ گفتی؟!
‫- اَندی،

221
00:08:59,037 --> 00:09:02,040
‫لازمه آروم باشی
‫و چوب گلف رو بذاری زمین.

222
00:09:02,214 --> 00:09:04,105
‫اون شبی که مامانم کشته شد
‫توی اون خونه بودی؟

223
00:09:04,129 --> 00:09:05,609
‫خواهش می‌کنم!

224
00:09:05,870 --> 00:09:08,003
‫فقط می‌خوام بدونم
‫چه بلایی سر مامانم اومد! خواهش...

225
00:09:08,177 --> 00:09:10,024
‫- هنک، صبر کن! بهش آسیب نزن!
‫- از مامانم فاصله بگیر!

226
00:09:10,048 --> 00:09:11,243
‫- بسه، سه.
‫- بهش آسیب نزنید، لطفاً.

227
00:09:11,267 --> 00:09:12,573
‫خواهش می‌کنم، بس کنین!

228
00:09:14,270 --> 00:09:15,270
‫بس کنین!

229
00:09:19,667 --> 00:09:20,798
‫مامان.

230
00:09:21,146 --> 00:09:23,061
‫- مامان! مامان.
‫- کلانتر یک به اِدوارد ۹.

231
00:09:23,235 --> 00:09:25,542
‫وضعیت پزشکی کُد ۳. به موقعیت من
‫یه آمبولانس اعزام کنین.

232
00:09:25,716 --> 00:09:28,023
‫تکرار می‌کنم، ما به یه آمبولانس نیاز داریم.

233
00:09:28,197 --> 00:09:29,981
‫مامان.

234
00:09:35,005 --> 00:09:37,005
‫« منطقه کلانتر »

235
00:09:44,866 --> 00:09:46,539
‫بچه که بودم،
‫می‌خواستم نگهبان باغ‌وحش بشم.

236
00:09:46,563 --> 00:09:48,696
‫این اوضاع یه جورایی شبیه همونه.

237
00:09:49,522 --> 00:09:50,915
‫اوون تهدید کرده که شکایت می‌کنه

238
00:09:51,089 --> 00:09:52,769
‫چون مامانش توی بیمارستان مموریال اِج‌واتره،

239
00:09:52,917 --> 00:09:54,615
‫که خوشبختانه فقط حمله‌ی پانیک بوده،

240
00:09:54,789 --> 00:09:56,399
‫- نه یه سکته‌ی قلبی کامل.
‫- هوم.

241
00:09:56,660 --> 00:10:00,098
‫اَندی هم به خاطر ورود غیرقانونی
‫به خونه‌ی سیلویا توی بازداشتگاهه.

242
00:10:00,272 --> 00:10:02,187
‫که یعنی پانچ هم داره همون...

243
00:10:02,361 --> 00:10:03,580
‫پانچِ همیشگی رو پیاده می‌کنه.

244
00:10:03,754 --> 00:10:05,147
‫به یه رام‌کننده‌ی شیر احتیاج داری.

245
00:10:05,321 --> 00:10:06,496
‫باید بهت بگم رام‌کننده‌ی شیر؟

246
00:10:06,670 --> 00:10:07,865
‫بستگی داره چقدر به کمکم
‫نیاز داشته باشی.

247
00:10:07,889 --> 00:10:09,325
‫- خیلی زیاد.
‫- خیلی‌خب.

248
00:10:09,499 --> 00:10:11,588
‫تو و معاون سانتوس برین کارتون رو بکنین.

249
00:10:11,762 --> 00:10:13,938
‫- من خودم پانچ و اوون رو جمع می‌کنم.
‫- من آرومم!

250
00:10:14,112 --> 00:10:16,192
‫در کمال آرامش تقاضا دارم
‫همین الان این تحقیقات رو

251
00:10:16,245 --> 00:10:17,550
‫- متوقف کنید.
‫- من پانچ رو

252
00:10:17,725 --> 00:10:18,987
‫خیلی وقته می‌شناسم.

253
00:10:19,248 --> 00:10:20,791
‫که یعنی اَندی رو هم خیلی وقته می‌شناسم.

254
00:10:20,815 --> 00:10:23,469
‫من سال‌ها بود ندیده بودم
‫اینقدر وحشی‌گری کنه.

255
00:10:23,644 --> 00:10:25,036
‫می‌تونست مامانم رو بکشه.

256
00:10:25,297 --> 00:10:26,737
‫چون معاون‌های تو
‫اون رو تحریک کردن!

257
00:10:26,908 --> 00:10:28,997
‫می‌دونی آخرین باری که بهم زنگ زدن

258
00:10:29,171 --> 00:10:30,520
‫و گفتن برادرم
‫بازداشت شده کِی بود؟

259
00:10:30,694 --> 00:10:32,653
‫شب قتل مادرم بود.

260
00:10:32,827 --> 00:10:35,351
‫پانچ، کسیدی و هنک تازگی‌ها

261
00:10:35,525 --> 00:10:37,788
‫توی یه پرونده‌ی ۳۰ ساله
‫مدرک جدیدی پیدا کردن.

262
00:10:37,962 --> 00:10:41,531
‫پس در حالی که من درک می‌کنم
‫ممکنه باعث شده باشه

263
00:10:41,705 --> 00:10:43,098
‫احساسات زیادی جریحه‌دار بشه،

264
00:10:43,272 --> 00:10:46,579
‫نه، من این تحقیقات رو
‫متوقف نمی‌کنم.

265
00:10:46,754 --> 00:10:48,233
‫برداشتت اینه؟

266
00:10:52,629 --> 00:10:54,239
‫امیدوارم از ایستادن

267
00:10:54,413 --> 00:10:56,328
‫توی دفتر میکی لذت ببری،
‫ستوان بون،

268
00:10:56,502 --> 00:10:59,070
‫چون هیچوقت صاحبش نمی‌شی.

269
00:10:59,331 --> 00:11:01,464
‫باورم نمی‌شه زمانی فکر می‌کردم
‫چیزی که برای کلانتر شدن

270
00:11:01,638 --> 00:11:03,205
‫لازمه رو داری.

271
00:11:06,382 --> 00:11:08,079
‫اَندی تحت کنترلم بود.

272
00:11:08,340 --> 00:11:09,796
‫- جدی؟ چون اینطوری به نظر نمی‌رسید.
‫- چرا، بود.

273
00:11:09,820 --> 00:11:12,431
‫خیلی‌خب، هر دوتاتون ساکت شید، لطفاً.

274
00:11:12,693 --> 00:11:14,346
‫مسئولیت این تحقیقات رو
‫من به عهده میگیرم.

275
00:11:14,520 --> 00:11:15,565
‫صبر کن، چی؟

276
00:11:15,739 --> 00:11:16,740
‫این پرونده‌ی منه، بون.

277
00:11:16,914 --> 00:11:18,002
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

278
00:11:18,176 --> 00:11:19,482
‫باشه، می‌تونی این کار رو بکنی،

279
00:11:19,787 --> 00:11:20,613
‫اما مگه قرار نبود
‫پشت‌میزنشین باشی؟

280
00:11:20,788 --> 00:11:22,398
‫خب، نقشه‌مون همین بود،

281
00:11:22,703 --> 00:11:25,009
‫اما به لطف هر کوفتی
‫که بین شما دوتا داره می‌افته،

282
00:11:25,183 --> 00:11:26,228
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

283
00:11:26,402 --> 00:11:28,491
‫بین شما دوتا چه خبره؟

284
00:11:29,927 --> 00:11:31,818
‫- هنک عصبیه چون...
‫- کسیدی کلاً داره...

285
00:11:31,842 --> 00:11:34,715
‫حق ندارید هیچ حسی داشته باشید
‫مگر اینکه در مورد پرونده باشه.

286
00:11:34,889 --> 00:11:37,587
‫باشه، حس می‌کنم
‫باید برم بیمارستان

287
00:11:37,761 --> 00:11:39,521
‫و از سیلویا بکینز در مورد تناقض‌های

288
00:11:39,676 --> 00:11:41,504
‫- اظهاراتش سوال بپرسم.
‫- و منم حس می‌کنم...

289
00:11:41,678 --> 00:11:42,984
‫خفه شو.

290
00:11:43,332 --> 00:11:45,132
‫بزن به چاک، کمبل.
‫برو از سیلویا بازجویی کن.

291
00:11:50,426 --> 00:11:52,602
‫حالا در مورد احساسات من
‫حرف بزنیم؟

292
00:11:53,000 --> 00:11:57,000
سینمافریک

293
00:11:57,476 --> 00:11:58,564
‫گشنه‌ات نیست؟

294
00:11:58,826 --> 00:12:00,088
‫هی.

295
00:12:00,305 --> 00:12:02,220
‫نه، انگار اشتهام کور شده.

296
00:12:02,394 --> 00:12:04,222
‫من همیشه اشتهام همراهمه.

297
00:12:04,396 --> 00:12:06,572
‫تازه وقتی عصبانیم،
‫دلم می‌خواد یه چیزی بخورم.

298
00:12:06,747 --> 00:12:08,400
‫تو دیگه واسه چی
‫باید عصبانی باشی؟

299
00:12:08,574 --> 00:12:10,620
‫تو یه مرد آزادی، وس فاکس.

300
00:12:10,881 --> 00:12:12,578
‫خب،

301
00:12:12,753 --> 00:12:15,407
‫دارم با زن سابقم کار می‌کنم،
‫که فکر می‌کردم مُرده.

302
00:12:15,581 --> 00:12:18,062
‫دخترم هم...

303
00:12:18,236 --> 00:12:20,282
‫آرزو می‌کنه کاش مُرده بودم.

304
00:12:20,456 --> 00:12:21,718
‫اوم...

305
00:12:21,892 --> 00:12:23,217
‫دارم به این فکر می‌کنم که چیزهای بدتری هم

306
00:12:23,241 --> 00:12:24,241
‫از زندانی بودن هست.

307
00:12:24,416 --> 00:12:26,027
‫با اسکای حرف زدم.

308
00:12:26,201 --> 00:12:27,961
‫بهم گفت که اوضاع توی فریلی هورایزنز

309
00:12:28,116 --> 00:12:29,682
‫اصلاً خوب پیش نمیره.

310
00:12:29,857 --> 00:12:32,294
‫آره، بین تحقیقات دی‌ای‌اِی

311
00:12:32,468 --> 00:12:34,628
‫و خواهرم که توی زندانه...
‫جایی که حقشه باشه...

312
00:12:34,731 --> 00:12:37,908
‫و بحران نقدینگی‌مون، من...

313
00:12:40,389 --> 00:12:42,130
‫اگه به زودی یه منبع پول نقد پیدا نکنم،

314
00:12:42,391 --> 00:12:44,828
‫مجبور می‌شم شرکت رو بفروشم.

315
00:12:45,002 --> 00:12:46,830
‫شاید این کمک کنه.

316
00:12:49,137 --> 00:12:51,356
‫ببین وس، ممنونم ازت،

317
00:12:51,530 --> 00:12:53,228
‫واقعاً ممنونم، ولی من به...

318
00:12:53,402 --> 00:12:54,842
‫نمی‌دونم، صدتا از این کیف‌ها نیاز دارم

319
00:12:54,969 --> 00:12:57,406
‫تا مشکل نقدینگیم رو حل کنم...

320
00:12:59,321 --> 00:13:01,236
‫یا شاید فقط ۵۰تا.

321
00:13:01,410 --> 00:13:03,586
‫- این پول خیلی زیادیه.
‫- اوهوم.

322
00:13:03,760 --> 00:13:05,370
‫وس...

323
00:13:05,544 --> 00:13:07,633
‫من بهت کمک کردم
‫تمام دارایی‌هات رو نقد کنی،

324
00:13:07,808 --> 00:13:10,549
‫و همه چیز رو به یه صندوق امانی برای اسکای منتقل کردیم.

325
00:13:10,811 --> 00:13:12,595
‫این همه پول نقد رو از کجا جور کردی؟

326
00:13:12,769 --> 00:13:15,685
‫کدوم آدم کاربلدی رو سراغ داری
‫که یکم برای خودش قایم نکنه؟

327
00:13:17,730 --> 00:13:20,124
‫پدرت آدم زرنگیه،

328
00:13:20,298 --> 00:13:22,387
‫ولی فکر نمی‌کنم درست باشه
‫همه‌ی تخم‌مرغ‌هامون رو

329
00:13:22,561 --> 00:13:24,215
‫توی اون سبدِ بخصوص بذاریم.

330
00:13:24,476 --> 00:13:27,349
‫من حکمِ کار گذاشتنِ یه دستگاه شنود

331
00:13:27,610 --> 00:13:28,698
‫توی قنادی لیتل سوفیا رو گرفتم.

332
00:13:28,959 --> 00:13:30,091
‫یه مامور آماده‌به‌خدمت دارم،

333
00:13:30,265 --> 00:13:31,788
‫که حاضره خودش رو
‫بازرس بهداشت جا بزنه

334
00:13:31,962 --> 00:13:33,766
‫- تا دستگاه رو نصب کنه.
‫- این نقشه جواب نمیده.

335
00:13:33,790 --> 00:13:35,270
‫قبول دارم،
‫یکم نمایشیه،

336
00:13:35,444 --> 00:13:36,706
‫ولی به نظرم لازمه.

337
00:13:36,880 --> 00:13:38,621
‫استویانوف‌ها به پارانوئید بودن معروفن.

338
00:13:38,795 --> 00:13:42,799
‫مشکلی نیست، ولی نقشه‌ی
‫بازرس بهداشت افتضاحه.

339
00:13:42,973 --> 00:13:45,280
‫میکی، فکر کنم
‫باید سوتفاهم‌ها رو برطرف کنیم.

340
00:13:45,541 --> 00:13:47,649
‫می‌دونم نسبت به حضور من اینجا گارد داری،

341
00:13:47,673 --> 00:13:49,066
‫و این قابل درکه...

342
00:13:49,371 --> 00:13:51,305
‫من هیچ حس شخصی‌ای
‫نسبت بهت ندارم، ایوا.

343
00:13:51,329 --> 00:13:52,872
‫هر روز غریبه‌ها به این دفتر رفت‌وآمد می‌کنن،

344
00:13:52,896 --> 00:13:54,550
‫منم خیلی راحت باهاشون کار می‌کنم.

345
00:13:54,811 --> 00:13:56,851
‫این نقشه‌ی خوبی نیست
‫چون قنادی لیتل سوفیا

346
00:13:56,944 --> 00:13:58,815
‫پلاکش جفته.

347
00:13:58,989 --> 00:14:01,209
‫توی اِج‌واتر، کسب‌وکارهایی
‫که پلاک جفت دارن،

348
00:14:01,383 --> 00:14:03,298
‫بازرسی بهداشت‌شون توی پاییزه.

349
00:14:03,472 --> 00:14:05,909
‫بازرسی دوم باعث می‌شه شک کنن.

350
00:14:06,083 --> 00:14:07,258
‫متوجهم.

351
00:14:08,085 --> 00:14:10,435
‫ولی نگران نباش،
‫یه نقشه‌ی جایگزین خوب دارم.

352
00:14:12,960 --> 00:14:14,570
‫تق تق.

353
00:14:16,354 --> 00:14:18,313
‫خب، توی اِج‌واتر،
‫بازرسی‌های بهداشت

354
00:14:18,487 --> 00:14:20,010
‫طبق یه برنامه‌ی سالانه‌ست.

355
00:14:20,184 --> 00:14:22,056
‫ولی بازرسی‌های آتش‌نشانی
‫مثل جوش چرکین.

356
00:14:22,230 --> 00:14:24,101
‫هر لحظه ممکنه پیدامون بشه.

357
00:14:24,275 --> 00:14:26,712
‫معاون رئیس ایوا سانتوس،

358
00:14:26,974 --> 00:14:28,801
‫معاون رئیس، شارون لئونه.

359
00:14:28,976 --> 00:14:30,847
‫خواهرمه. در جریان جزئیات گذاشتمش.

360
00:14:31,021 --> 00:14:32,301
‫می‌تونی اون رو بفرستی توی قنادی

361
00:14:32,370 --> 00:14:34,764
‫همراه یه مامور فدرال با لباس آتش‌نشان.

362
00:14:34,938 --> 00:14:36,505
‫اون می‌تونه شنود رو کار بذاره.

363
00:14:39,290 --> 00:14:40,813
‫از دیدنت خوشحالم، شارون.

364
00:14:41,031 --> 00:14:42,879
‫قبلاً همدیگه رو دیدیم.
‫من هر سال با میکی میومدم

365
00:14:42,903 --> 00:14:45,470
‫سر خاکت توی سالگرد مرگت.

366
00:14:45,644 --> 00:14:47,603
‫می‌دونی، به عنوان یه زن مُرده،
‫عالی به نظر می‌رسی.

367
00:14:47,864 --> 00:14:49,692
‫رازت چیه؟

368
00:14:49,866 --> 00:14:51,128
‫یه قلبی که کار می‌کنه؟

369
00:14:51,389 --> 00:14:53,957
‫نه، هنوز سر اون یکی به توافق نرسیدیم.

370
00:14:57,265 --> 00:14:59,267
‫حال اَندی خوبه؟

371
00:14:59,441 --> 00:15:01,486
‫نمی‌خوام شکایت کنم.

372
00:15:02,313 --> 00:15:04,098
‫باشه.

373
00:15:04,272 --> 00:15:05,882
‫فرض کن آزادش کردیم. بعدش چی؟

374
00:15:06,056 --> 00:15:07,797
‫دوباره برمی‌گرده به زندگی توی خیابون.

375
00:15:08,015 --> 00:15:11,453
‫اَندی از شبی که مادرش به قتل رسید،
‫دیگه حالش خوب نشد.

376
00:15:12,062 --> 00:15:15,065
‫باور کن، هر چیزی که توی دلت نگه داشتی،

377
00:15:15,239 --> 00:15:17,328
‫خودش به خودیِ خود از بین نمیره.

378
00:15:17,502 --> 00:15:19,156
‫باید باهاش روبرو بشی.

379
00:15:20,592 --> 00:15:22,812
‫روزی که مری رو دیدم...

380
00:15:24,857 --> 00:15:27,034
‫هیچوقت فراموشش نمی‌کنم.

381
00:15:28,470 --> 00:15:30,907
‫شوهرم از مستی بیهوش شده بود.

382
00:15:31,081 --> 00:15:34,998
‫پسرم اوون توی داروخونه کار می‌کرد.

383
00:15:35,781 --> 00:15:37,783
‫می‌دونی، اون موقع...
‫هنوز داروساز نشده بود،

384
00:15:37,958 --> 00:15:41,352
‫فقط یه کارمند ساده بود و ما هم
‫به سختی روزگارمون رو می‌گذروندیم.

385
00:15:42,136 --> 00:15:46,531
‫تا اینکه یه روز،
‫مری سر و کله‌اش پیدا شد.

386
00:15:46,705 --> 00:15:48,490
‫خیلی مهربون بود.

387
00:15:49,534 --> 00:15:51,536
‫و وقتی لبخند می‌زد...

388
00:15:52,320 --> 00:15:56,367
‫انگار خورشید طلوع کرده بود.

389
00:15:56,541 --> 00:16:01,024
‫رابطه‌ات با مری چیزی فراتر از این‌ها بود، سیلویا؟

390
00:16:02,069 --> 00:16:03,722
‫ما عاشق هم بودیم.

391
00:16:04,462 --> 00:16:08,205
‫واسه همین بود که دیروز نمی‌خواستی
‫با من و هنک حرف بزنی.

392
00:16:08,379 --> 00:16:09,859
‫پسرت اونجا بود.

393
00:16:10,120 --> 00:16:12,905
‫هیچوقت به کسی نگفتم.

394
00:16:13,167 --> 00:16:15,517
‫این موضوع خانواده‌ی هر دوتامون رو نابود می‌کرد.

395
00:16:15,691 --> 00:16:17,301
‫سیلویا،

396
00:16:17,475 --> 00:16:20,826
‫شبی که مری مُرد، خونه‌اش بودی؟

397
00:16:21,001 --> 00:16:23,568
‫قرار بود بیایم خونه‌ی من.

398
00:16:24,439 --> 00:16:26,571
‫هر سه‌شنبه، اوون شیفت شب بود،

399
00:16:26,745 --> 00:16:28,704
‫توی داروخونه و شوهرم هم بازی پوکر داشت،

400
00:16:28,878 --> 00:16:31,837
‫و می‌تونستیم باهم تنها باشیم، اما اون...

401
00:16:33,230 --> 00:16:35,580
‫اون شب بخصوص،

402
00:16:35,841 --> 00:16:38,105
‫بازی شوهرم کنسل شد.

403
00:16:38,931 --> 00:16:41,847
‫خب، مری ازم خواست برم خونه‌ی اون.

404
00:16:42,022 --> 00:16:45,286
‫بعدش چی شد؟

405
00:16:46,330 --> 00:16:49,072
‫مری داشت سر یکی طبقه پایین داد می‌زد.

406
00:16:49,246 --> 00:16:51,640
‫و بعد صدای جیغ مری رو شنیدم.

407
00:16:51,814 --> 00:16:54,469
‫پایین پله‌ها افتاده بود.

408
00:16:54,643 --> 00:16:55,992
‫تموم کرده بود.

409
00:16:56,166 --> 00:16:57,689
‫کسی رو ندیدی؟

410
00:16:57,950 --> 00:17:01,345
‫نه، وحشت کرده بودم که نکنه
‫اونی که این کار رو کرده برگرده،

411
00:17:01,519 --> 00:17:04,131
‫واسه همین دویدم طبقه بالا
‫تا اَندی رو بیدار کنم.

412
00:17:04,392 --> 00:17:07,482
‫شوهر مری تازه دوز لیتیومش رو عوض کرده بود.

413
00:17:07,656 --> 00:17:09,919
‫مجبور شدم اسمش رو فریاد بزنم
‫تا فقط به هوش بیارمش و...

414
00:17:10,180 --> 00:17:11,399
‫تاریک بود.

415
00:17:11,660 --> 00:17:13,314
‫نفهمید منم.

416
00:17:13,488 --> 00:17:16,143
‫به اَندی گفتم به ۹۱۱ زنگ بزنه.

417
00:17:16,317 --> 00:17:19,624
‫و به محض اینکه اَندی تکون خورد، فرار کردم.

418
00:17:19,885 --> 00:17:25,065
‫پس بعد از اینکه مری جیغ کشید،
‫اَندی رو توی تختش در حال خواب دیدی؟

419
00:17:25,239 --> 00:17:27,719
‫اگه متهم می‌شد، خودم رو معرفی می‌کردم،

420
00:17:27,980 --> 00:17:29,939
‫فقط...

421
00:17:31,984 --> 00:17:34,639
‫نمی‌تونستم خانواده‌ام رو نابود کنم.

422
00:17:36,380 --> 00:17:38,165
‫اصلاً نمی‌تونستم.

423
00:17:38,948 --> 00:17:40,819
‫فکر کنم داره راستش رو میگه.

424
00:17:40,993 --> 00:17:42,082
‫عالیه.

425
00:17:42,256 --> 00:17:43,822
‫پس برگشتیم سر جای اولمون.

426
00:17:44,084 --> 00:17:45,520
‫نه مظنونی، نه سرنخی.

427
00:17:45,694 --> 00:17:47,130
‫من اونقدرها هم مطمئن نیستم.

428
00:17:47,435 --> 00:17:49,326
‫فکر کن اون شب کی توی خونه‌ی الیوت بود

429
00:17:49,350 --> 00:17:50,568
‫و کی نبود.

430
00:17:50,786 --> 00:17:52,396
‫پانچ دانشگاه بود، شوهر مری هم

431
00:17:52,570 --> 00:17:53,745
‫توی منطقه‌ی بِی بود.

432
00:17:54,006 --> 00:17:56,139
‫هر سه‌شنبه رو اونجا می‌گذروند.

433
00:17:56,313 --> 00:17:57,673
‫شرکتش یه جلسه‌ی همیشگی داشت.

434
00:17:57,836 --> 00:18:00,012
‫پس فقط اَندی اونجا بود،
‫که اونم توی کما بود.

435
00:18:00,187 --> 00:18:01,903
‫مری هم که قرار بود خونه‌ی سیلویا باشه،

436
00:18:01,927 --> 00:18:04,278
‫مثل بقیه‌ی سه‌شنبه‌ها.

437
00:18:04,452 --> 00:18:05,994
‫این یعنی، واسه کسی که حواسش جمع باشه،

438
00:18:06,018 --> 00:18:08,804
‫خونه‌ی الیوت باید یه لقمه‌ی چپ می‌بود.

439
00:18:08,978 --> 00:18:10,675
‫فکر می‌کنی هدف، خود خونه بوده.

440
00:18:10,936 --> 00:18:15,245
‫معاون‌های کلانتر احتمال سرقت رو
‫رد کردن، چون چیزی دزدیده نشده بود.

441
00:18:15,419 --> 00:18:16,899
‫اما شاید چیزی دزدیده نشده چون

442
00:18:17,073 --> 00:18:20,207
‫مری حین انجام کار مچ دزد رو گرفته.

443
00:18:20,381 --> 00:18:22,078
‫چی می‌خوای، پیرمرد؟

444
00:18:22,383 --> 00:18:24,543
‫هی، فقط حدود صد بار
‫سعی کردم باهات تماس بگیرم.

445
00:18:24,602 --> 00:18:27,388
‫منم جواب ندادم، پس جوابتو گرفتی، نه؟

446
00:18:27,562 --> 00:18:29,085
‫از کجا می‌دونستی کجام؟

447
00:18:29,259 --> 00:18:31,522
‫یه صدتایی دادم به اون پسره توی باشگاه اِم‌اِم‌اِی.

448
00:18:31,696 --> 00:18:35,831
‫هی، حالا قبل از اینکه از کوره در بری،

449
00:18:36,092 --> 00:18:37,180
‫یه کادو هم واسه تو دارم.

450
00:18:37,354 --> 00:18:38,703
‫چه جور کادویی؟

451
00:18:38,877 --> 00:18:40,270
‫بهترین جورش، پول نقد.

452
00:18:40,444 --> 00:18:42,316
‫فقط مسئله اینه که،
‫باید زمینم رو بهم پس بفروشی.

453
00:18:42,490 --> 00:18:43,771
‫لابد شنیدی که از هلفدونی اومدم بیرون،

454
00:18:43,795 --> 00:18:46,363
‫پس باید شروع کنم به پول درآوردن.

455
00:18:46,537 --> 00:18:47,973
‫علاقه‌ای ندارم.

456
00:18:48,148 --> 00:18:50,454
‫یه شیرینی هم روش گذاشتم.

457
00:18:50,628 --> 00:18:53,240
‫فقط بین خودمون باشه، و...

458
00:18:53,414 --> 00:18:54,980
‫۱۵ درصد چطوره؟

459
00:18:55,242 --> 00:18:57,853
‫فکر کردی می‌خوام با سگ دست‌آموز کلانتر هم‌پیاله بشم؟

460
00:18:58,027 --> 00:18:59,387
‫فکر کردی من به دخترم وفادارم؟

461
00:18:59,637 --> 00:19:02,162
‫- دخترم منو انداخت زندان.
‫- معامله بی‌معامله.

462
00:19:02,336 --> 00:19:04,425
‫تا زمینم رو پس نگیرم از اینجا نمیرم.

463
00:19:04,686 --> 00:19:06,470
‫یا می‌تونی با پای خودت از اینجا بری...

464
00:19:06,644 --> 00:19:07,863
‫عجب.

465
00:19:08,037 --> 00:19:09,473
‫یا توی تابوت بری.

466
00:19:09,691 --> 00:19:11,954
‫چیه، می‌خوای بابای کلانتر رو بکشی؟

467
00:19:12,128 --> 00:19:14,043
‫که بعدش چی بشه؟

468
00:19:16,828 --> 00:19:18,961
‫اسلحه رو بذار کنار.

469
00:19:21,224 --> 00:19:22,878
‫معامله بی‌معامله، وس فاکس.

470
00:19:23,052 --> 00:19:24,880
‫مجبورم نکن دوباره بگم.

471
00:19:25,054 --> 00:19:27,709
‫واسه صدمه زدن بهت، نیازی به اسلحه ندارم.

472
00:19:29,209 --> 00:19:37,209
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

473
00:19:44,943 --> 00:19:46,728
‫نه نامه‌ای، نه زنگی...

474
00:19:46,989 --> 00:19:48,251
‫میراندا.

475
00:19:49,600 --> 00:19:51,211
‫به کمکت نیاز دارم.

476
00:19:56,520 --> 00:19:58,324
‫- پس حالا می‌فهمی چه حسی داره.
‫- چی چه حسی داره؟

477
00:19:58,348 --> 00:20:00,481
‫اینکه توی شرایط سختی باشی و تنها کسی که

478
00:20:00,655 --> 00:20:02,526
‫می‌تونه کمکت کنه، غیبش زده باشه.

479
00:20:02,700 --> 00:20:04,702
‫خودت، خودت رو توی این وضعیت انداختی.

480
00:20:04,876 --> 00:20:06,400
‫واقعاً از دستم عصبانی هستی

481
00:20:06,574 --> 00:20:08,402
‫چون تا الان نیومدم بهت سر بزنم؟

482
00:20:08,576 --> 00:20:09,881
‫موضوع زندان نیست.

483
00:20:10,055 --> 00:20:11,709
‫موضوع سر شرکته.

484
00:20:12,754 --> 00:20:15,452
‫بعد از اینکه بابابزرگ مُرد،
‫من با ای‌پی‌اِی سروکله زدم،

485
00:20:15,626 --> 00:20:17,976
‫با اعتصاب‌های اتحادیه،
‫با فروپاشی کل این صنعت،

486
00:20:18,150 --> 00:20:19,587
‫اونوقت تو کجا بودی؟

487
00:20:19,848 --> 00:20:20,999
‫- کجا بودی؟ هیچ‌جا.
‫- تو کجا بودی

488
00:20:21,023 --> 00:20:22,590
‫وقتی پدر و مادرمون منو انداختن بیرون؟

489
00:20:22,851 --> 00:20:24,307
‫آره، کجا بودی وقتی مجبورم کردن

490
00:20:24,331 --> 00:20:26,028
‫بین میکی یا اونا یکی رو انتخاب کنم؟

491
00:20:26,376 --> 00:20:28,485
‫بیخیال! تو همیشه فکر می‌کردی
‫این شرکت در شانت نیست،

492
00:20:28,509 --> 00:20:29,858
‫خیلی قبل‌تر از میکی.

493
00:20:30,075 --> 00:20:31,599
‫و اداره کردنش اونقدرها هم راحت نیست، مگه نه؟

494
00:20:31,773 --> 00:20:33,296
‫نه، نیست، چون تو داغونش کردی.

495
00:20:33,470 --> 00:20:36,517
‫چون تو تنهایی میراث خونوادگی‌مون رو

496
00:20:36,691 --> 00:20:40,260
‫به...

497
00:20:40,434 --> 00:20:42,827
‫به خاک سیاه نشوندی!

498
00:20:43,088 --> 00:20:44,655
‫مامورهای دی‌ای‌اِی افتادن به جونم،

499
00:20:44,829 --> 00:20:47,397
‫کارمندهایی دارم که هفته‌هاست حقوق نگرفتن

500
00:20:47,571 --> 00:20:50,052
‫و حتی یه بانک هم توی این شهر بهم وام نمیده،

501
00:20:50,226 --> 00:20:51,314
‫به خاطر کارهایی که تو کردی.

502
00:20:51,488 --> 00:20:54,099
‫دارم سعی می‌کنم شرکت رو نجات بدم.

503
00:20:55,100 --> 00:20:57,886
‫پس اگه راهی سراغ داری که بتونم این کار رو بکنم،

504
00:20:58,060 --> 00:21:00,628
‫اگه جایی پولی قایم کردی...

505
00:21:02,456 --> 00:21:04,022
‫باشه تراویس.

506
00:21:04,893 --> 00:21:07,896
‫بهت میگم چجوری می‌تونی
‫شرکتمون رو سر پا نگه داری.

507
00:21:08,070 --> 00:21:10,159
‫برو پیش تاد هرو

508
00:21:10,420 --> 00:21:11,420
‫توی بانک ایالتی اِج‌واتر.

509
00:21:11,639 --> 00:21:12,639
‫اون بهت وام میده.

510
00:21:12,727 --> 00:21:14,294
‫قبل از اینکه تاد رو ببینی،

511
00:21:14,468 --> 00:21:16,731
‫یه سری به صندوق امانات خونوادگی‌مون

512
00:21:16,905 --> 00:21:18,341
‫توی بانک ردوودز بزن.

513
00:21:18,646 --> 00:21:22,867
‫داخلش یه پوشه‌ی آبی می‌بینی
‫که اسم هرو روشه.

514
00:21:23,520 --> 00:21:25,305
‫محتویات اون پوشه رو بهش نشون بده

515
00:21:25,522 --> 00:21:29,700
‫و بهش یادآوری کن که خونواده‌ی فریلی
‫کینه‌ایه و هیچی رو فراموش نمی‌کنه.

516
00:21:36,533 --> 00:21:38,274
‫با پتار چطور پیش رفت؟

517
00:21:38,535 --> 00:21:43,279
‫خب، حس می‌کنم زیاد
‫از سانی استویانوف خوشش نمیاد.

518
00:21:43,453 --> 00:21:46,021
‫- اما؟
‫- اما خب...

519
00:21:46,195 --> 00:21:47,781
‫اونقدرها هم از این ایده استقبال نکرد

520
00:21:47,805 --> 00:21:49,633
‫که با بابای کلانتر کار کنه، واسه همین...

521
00:21:49,807 --> 00:21:51,407
‫پس باید بر بدگمانیش غلبه کنی.

522
00:21:51,548 --> 00:21:54,072
‫- کاری کن پتار بهت نیاز پیدا کنه.
‫- همونجوری که تو با من کردی؟

523
00:21:54,246 --> 00:21:56,205
‫حداقل من برات شام خریدم.

524
00:21:56,379 --> 00:21:57,946
‫بهش یه آمار بده.

525
00:21:58,120 --> 00:21:59,948
‫بهش بگو که دفتر کلانتر

526
00:22:00,122 --> 00:22:02,298
‫قراره هفته‌ی دیگه به باشگاه
‫اِم‌اِم‌اِیش پاتک بزنه.

527
00:22:02,559 --> 00:22:05,693
‫در ضمن، سعی کن قرارهای بعدی رو
‫باهاش توی قنادی بذاری.

528
00:22:05,867 --> 00:22:07,738
‫که بتونی استراق‌سمع کنی؟

529
00:22:08,522 --> 00:22:10,480
‫مگه این خلاف مقررات بهداشتی نیست که همزمان

530
00:22:10,654 --> 00:22:12,526
‫یه آدم‌فروش و یه شنود توی قنادی باشه؟

531
00:22:12,700 --> 00:22:15,485
‫بابا، هرچی کمتر بدونی
‫واسه امنیت خودت بهتره.

532
00:22:15,659 --> 00:22:17,095
‫بحث امنیت من نیست.

533
00:22:17,400 --> 00:22:20,795
‫نمی‌تونم یه پام توی سنگر باشه
‫و یه پام بیرون، میکی.

534
00:22:20,969 --> 00:22:23,580
‫حالا، اگه قراره به من اعتماد کنی
‫که نفوذیت باشم،

535
00:22:23,841 --> 00:22:25,365
‫پس باید واقعاً بهم اعتماد کنی.

536
00:22:25,539 --> 00:22:27,192
‫من بهت اعتماد ندارم.

537
00:22:27,367 --> 00:22:28,672
‫من تو رو انتخاب نکردم.

538
00:22:28,846 --> 00:22:31,371
‫فکر کردی چون حق انتخاب داشتم اینجام؟

539
00:22:31,545 --> 00:22:33,503
‫من هیچکدوم از شماها رو انتخاب نکردم.

540
00:22:33,677 --> 00:22:36,158
‫و حدس می‌زنم شما هم من رو انتخاب نکردید.

541
00:22:36,332 --> 00:22:39,509
‫فقط آمار کوفتی رو بهش بده، بابا.

542
00:22:42,643 --> 00:22:44,122
‫چتونه شماها؟

543
00:22:44,296 --> 00:22:46,216
‫سرِ کار بهم زنگ می‌زنید،
‫من رو می‌کشونید اینجا

544
00:22:46,298 --> 00:22:47,778
‫که بهم بگید مامانم

545
00:22:48,039 --> 00:22:49,626
‫داشته با بهترین دوستش
‫به بابام خیانت می‌کرده؟

546
00:22:49,650 --> 00:22:51,367
‫چیز دیگه‌ای هم از حرفام شنیدی، پانچ؟

547
00:22:51,391 --> 00:22:52,871
‫اگه حرف سیلویا درست باشه و باورش کنیم،

548
00:22:53,131 --> 00:22:56,178
‫یعنی برادرت مامانت رو نکشته.

549
00:23:00,443 --> 00:23:02,837
‫- از من چی می‌خواید؟
‫- پانچ، ما یه فرضیه‌ی جدید داریم

550
00:23:03,011 --> 00:23:04,451
‫که امیدوار بودیم بتونی
‫نظرت رو درباره‌اش بگی.

551
00:23:04,621 --> 00:23:07,189
‫اون زمان، معاون‌ها دزدی رو

552
00:23:07,450 --> 00:23:08,862
‫به عنوان انگیزه رد کردن، چون هیچی

553
00:23:08,886 --> 00:23:10,322
‫از خونه‌ی پدر و مادرت کم نشده بود.

554
00:23:10,584 --> 00:23:12,779
‫فکر می‌کنیم شاید یکم زود ازش صرف‌نظر کردن.

555
00:23:12,803 --> 00:23:14,326
‫شِین اون بالا چی کار می‌کنه؟

556
00:23:14,501 --> 00:23:15,937
‫اون یارو رو می‌شناسی؟

557
00:23:16,111 --> 00:23:17,721
‫یادمه. پدر و مادرم

558
00:23:17,895 --> 00:23:20,811
‫وقتی دبیرستانی بودم استخدامش کردن
‫تا ایوونمون رو تعمیر کنه.

559
00:23:20,985 --> 00:23:22,615
‫خیلی زود، برای هر کار تعمیری توی خونه

560
00:23:22,639 --> 00:23:24,989
‫شد آچارفرانسه‌ی اونا.

561
00:23:25,163 --> 00:23:26,469
‫شین مکر.

562
00:23:26,643 --> 00:23:27,881
‫دو سال بعد از قتل، مرتکب

563
00:23:27,905 --> 00:23:29,124
‫یه سری سرقت می‌شه

564
00:23:29,298 --> 00:23:31,692
‫اونم فقط چند کیلومتر دورتر از خونه‌ی اِلیوت‌ها.

565
00:23:31,866 --> 00:23:33,302
‫پانچ، اگه شین تعمیرکارتون بوده،

566
00:23:33,476 --> 00:23:34,801
‫پس تمام سوراخ‌سمبه‌های

567
00:23:34,825 --> 00:23:36,025
‫خونه‌ی خونوادگی‌تون رو بلد بوده، درسته؟

568
00:23:36,174 --> 00:23:37,454
‫و احتمالاً آمار دقیق

569
00:23:37,698 --> 00:23:39,023
‫- برنامه‌ی زمانی همه رو هم داشته.
‫- و...

570
00:23:39,047 --> 00:23:41,615
‫احتمالاً جای وسایل قیمتی رو هم می‌دونسته.

571
00:23:42,311 --> 00:23:44,269
‫ممکنه قاتل باشه.

572
00:24:14,299 --> 00:24:17,128
‫سلام. معاون لئونی، رئیس آتش‌نشانی کالیفرنیا،

573
00:24:17,389 --> 00:24:19,566
‫اومدیم اینجا بازرسی انجام بدیم

574
00:24:19,740 --> 00:24:21,132
‫تا مطمئن بشیم استانداردها رو رعایت کردید.

575
00:24:21,306 --> 00:24:24,092
‫باید برم رئیسم رو صدا کنم.

576
00:24:24,266 --> 00:24:25,920
‫ولی قبلش، پول نقد هم قبول می‌کنید؟

577
00:24:26,094 --> 00:24:30,446
‫چون می‌خوام مطمئن بشم این دونات‌های سیب هم

578
00:24:30,707 --> 00:24:32,492
‫با استانداردها مطابقت دارن یا نه.

579
00:24:41,501 --> 00:24:42,719
‫جواب داد؟

580
00:24:43,024 --> 00:24:45,505
‫می‌تونی بشنوی دارن نقشه‌ی
‫سرِ کسی رو زیر آب کردن رو می‌کشن؟

581
00:24:50,771 --> 00:24:52,816
‫- انگار خونه‌ست.
‫- حواست به پشت سرت باشه،

582
00:24:53,077 --> 00:24:54,992
‫سابقه‌ی حمل سلاح داره.

583
00:24:57,734 --> 00:25:00,389
‫کلانتری شهرستان اِج‌واتر!

584
00:25:00,563 --> 00:25:02,652
‫شین مکر!

585
00:25:13,271 --> 00:25:14,621
‫برو، برو، برو!

586
00:25:14,795 --> 00:25:16,100
‫من دوباره برنمی‌گردم زندان!

587
00:25:16,361 --> 00:25:17,624
‫اگه بیاید تو،

588
00:25:17,885 --> 00:25:19,166
‫- می‌کشمتون!
‫- کلانتر یک، اِدوارد ۱۲.

589
00:25:19,190 --> 00:25:20,627
‫توی موقعیت ما تیراندازی شده.

590
00:25:20,801 --> 00:25:23,064
‫درخواست نیروی کمکی داریم.
‫تکرار می‌کنم، تیراندازی شده.

591
00:25:23,238 --> 00:25:24,805
‫بون، داری چی کار می‌کنی؟

592
00:25:25,806 --> 00:25:27,329
‫می‌خوام سعی کنم یه راه دیگه
‫برای ورود پیدا کنم.

593
00:25:27,503 --> 00:25:29,437
‫اینجا مثل یه جعبه‌ی سیاهه.
‫نمی‌دونی دیگه کی اون توئه.

594
00:25:29,461 --> 00:25:30,787
‫ممکنه صاف بری توی کمین.

595
00:25:30,811 --> 00:25:32,116
‫- سرش رو با حرف زدن گرم کنید.
‫- بون!

596
00:25:32,290 --> 00:25:34,466
‫- این دیوونگیه.
‫- دارم جدی میگم، شوخی ندارم!

597
00:25:34,641 --> 00:25:37,078
‫- شلیک می‌کنم!
‫- مکر؟

598
00:25:37,252 --> 00:25:39,012
‫نمی‌خوای اوضاع رو از اینی که هست بدتر کنی.

599
00:25:39,036 --> 00:25:40,236
‫بدون اسلحه از خونه بیا بیرون.

600
00:25:40,385 --> 00:25:41,952
‫کلانتری! بندازش زمین!

601
00:25:42,126 --> 00:25:43,345
‫باید بریم تو، هنک.

602
00:25:43,563 --> 00:25:44,651
‫باید بریم کمک بون.

603
00:25:44,912 --> 00:25:45,912
‫- برو به جهنم!
‫- با هم؟

604
00:25:53,398 --> 00:25:56,488
‫هی. یه راه دیگه پیدا کردم.

605
00:26:06,150 --> 00:26:07,543
‫سلام.

606
00:26:07,935 --> 00:26:09,980
‫سلام. وس، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

607
00:26:10,154 --> 00:26:12,200
‫یه برگر بیرون‌بر سفارش دادم. تو چی؟

608
00:26:12,374 --> 00:26:13,767
‫من یه جلسه دارم.

609
00:26:13,941 --> 00:26:16,857
‫کارهای کارگروه چطور پیش میره؟

610
00:26:17,031 --> 00:26:18,423
‫ام...

611
00:26:18,728 --> 00:26:20,643
‫شاید یه راهی پیدا کرده باشم
‫که اوضاع رو به نفع خودم تغییر بدم.

612
00:26:20,817 --> 00:26:21,949
‫خوبه.

613
00:26:25,605 --> 00:26:27,737
‫توی اون پوشه چیه؟

614
00:26:27,911 --> 00:26:30,653
‫امیدوارم که جواب دعاهام باشه.

615
00:26:30,914 --> 00:26:34,178
‫پس چرا طوری بهش زل زدی انگار یه تفنگ پُره؟

616
00:26:36,354 --> 00:26:39,967
‫می‌دونی، یه زمانی یه گلوله داشتم
‫که اسمت روش حک شده بود.

617
00:26:40,968 --> 00:26:42,970
‫- چی؟
‫- میکی بهم گفت بارداره

618
00:26:43,231 --> 00:26:44,972
‫و مقصرش تو بودی، واسه همین...

619
00:26:45,233 --> 00:26:47,278
‫خب، از لحاظ فنی، هر دوتامون مقصر بودیم.

620
00:26:47,539 --> 00:26:48,628
‫شوخی نمی‌کنم.

621
00:26:48,845 --> 00:26:50,245
‫نه، بیشتر از یک ساعت توی وانتم نشستم

622
00:26:50,281 --> 00:26:52,283
‫و با یه کلت پُر دنبالت می‌گشتم.

623
00:26:52,457 --> 00:26:55,373
‫میکی فهمید و جلوش رو گرفت.

624
00:26:55,547 --> 00:26:57,201
‫و خوشحالم که این کار رو کرد.

625
00:26:57,375 --> 00:26:59,029
‫خوشحالم که بهت شلیک نکردم.

626
00:26:59,203 --> 00:27:00,596
‫ممنون؟

627
00:27:00,901 --> 00:27:05,209
‫تو یه فریلی هستی و گفتنش برام سخته، اما...

628
00:27:07,559 --> 00:27:09,213
‫پدر خوبی هستی.

629
00:27:09,474 --> 00:27:11,520
‫آدم خوبی هستی، واسه همین...

630
00:27:12,347 --> 00:27:14,131
‫اگه نباشم چی؟

631
00:27:15,393 --> 00:27:17,221
‫می‌دونی کی هیچوقت

632
00:27:17,395 --> 00:27:21,182
‫به خاطر نگرانی از اینکه آدم بدیه،
‫خوابش خراب نمی‌شه؟

633
00:27:23,053 --> 00:27:24,707
‫آدمای بد.

634
00:27:26,361 --> 00:27:30,539
‫حالا، من نمی‌دونم توی اون چیه، اما...

635
00:27:30,713 --> 00:27:32,193
‫این رو می‌دونم.

636
00:27:32,933 --> 00:27:36,110
‫بعضی جعبه‌ها رو که باز کنی،
‫دیگه نمی‌تونی ببندیشون.

637
00:27:36,284 --> 00:27:42,116
‫تصمیم‌هایی هست که راه برگشت نداره.

638
00:27:42,290 --> 00:27:45,423
‫برگرم داره سرد می‌شه.

639
00:27:50,000 --> 00:27:57,000
سینمافریک

640
00:28:01,613 --> 00:28:03,137
‫بیا قال قضیه رو بکنیم.

641
00:28:07,271 --> 00:28:08,751
‫تاد.

642
00:28:13,147 --> 00:28:15,802
‫باید محتویات اون رو بسوزونی.

643
00:28:22,591 --> 00:28:23,940
‫ممنون.

644
00:28:24,158 --> 00:28:26,334
‫اما می‌دونی که نمی‌تونم اون وام رو بهت بدم.

645
00:28:26,508 --> 00:28:27,596
‫ازم تشکر نکن.

646
00:28:27,770 --> 00:28:29,772
‫می‌دونم نمی‌تونی.

647
00:28:35,560 --> 00:28:38,912
‫♪ این واقعاً مایه‌ی شرمساریه ♪

648
00:28:41,653 --> 00:28:43,786
‫♪ مایه‌ی شرمساریه. ♪

649
00:28:54,536 --> 00:28:56,930
‫خیلی وقته با هَمیم، سانی.

650
00:28:57,104 --> 00:28:58,932
‫من و میلنا به هم میایم، نه؟

651
00:28:59,106 --> 00:29:01,761
‫آره، شبیه حرفای مردیه که دیگه کوتاه اومده.

652
00:29:01,935 --> 00:29:03,850
‫یا کسی که ازدواج موفقی داشته.

653
00:29:04,024 --> 00:29:05,024
‫اوه!

654
00:29:05,199 --> 00:29:06,199
‫ویژته!

655
00:29:06,330 --> 00:29:07,679
‫ادنوروگ!

656
00:29:08,028 --> 00:29:09,681
‫ادنوروگ، ها؟

657
00:29:09,856 --> 00:29:13,468
‫نمی‌تونم این اپلیکیشن
‫ترجمه‌ی لعنتی رو راه بندازم.

658
00:29:13,642 --> 00:29:15,731
‫سانی به پتار گفت تک‌شاخ

659
00:29:15,905 --> 00:29:17,994
‫چون گفت که ازدواج موفقی داره.

660
00:29:18,255 --> 00:29:19,255
‫بلغاری بلدی؟

661
00:29:19,343 --> 00:29:21,606
‫آره، در واقع شش‌تا زبان.

662
00:29:21,781 --> 00:29:24,044
‫بیشتر شبیه پنج و نیم.

663
00:29:24,218 --> 00:29:25,738
‫هنوز دارم یاد میگیرم
‫چجوری انگلیسی حرف بزنم

664
00:29:25,872 --> 00:29:27,395
‫که گاف ندم.

665
00:29:27,569 --> 00:29:30,485
‫خب، وقتی یاد گرفتی،
‫می‌شه به بابام هم یاد بدی؟

666
00:29:35,533 --> 00:29:36,839
‫چیه؟

667
00:29:39,276 --> 00:29:42,540
‫هیچی، داشتم فکر می‌کردم چقدر
‫چیز هست که ازت نمی‌دونم.

668
00:29:42,714 --> 00:29:44,368
‫می‌تونی ازم بپرسی.

669
00:29:45,282 --> 00:29:47,284
‫هر چی می‌خوای بپرس.

670
00:30:02,647 --> 00:30:04,867
‫تو خونه‌ی شین مکر،

671
00:30:05,041 --> 00:30:07,261
‫کاری که بون کرد...

672
00:30:07,435 --> 00:30:08,653
‫دیوانگی بود.

673
00:30:08,958 --> 00:30:10,588
‫همین الان تماسم با بیمارستان پاین‌ویل تموم شد.

674
00:30:10,612 --> 00:30:12,570
‫شبی که مری اِلیوت کشته شد،

675
00:30:12,744 --> 00:30:15,269
‫پای شین مکر توی گچ بود، پس...

676
00:30:15,443 --> 00:30:17,053
‫مدرک بی‌گناهیش تایید شد.

677
00:30:17,401 --> 00:30:19,281
‫- پس چرا به ما شلیک کرد؟
‫- تکنسین‌های صحنه‌ی جرم

678
00:30:19,316 --> 00:30:20,990
‫گفتن که توی خونه‌اش
‫فنتانیل مخفی کرده بود، پس...

679
00:30:21,014 --> 00:30:22,426
‫احتمالاً فکر کرده می‌خوایم
‫به خاطر موادفروشی بگیریمش.

680
00:30:22,450 --> 00:30:23,906
‫به خاطر اون و به خاطر...

681
00:30:23,930 --> 00:30:25,757
‫شلیک به ما، قطعاً میره زندان.

682
00:30:25,932 --> 00:30:27,803
‫اما سر پرونده‌ی مری اِلیوت،
‫هیچی دستمون رو نگرفته.

683
00:30:27,977 --> 00:30:29,650
‫من به بهترین پای‌های اِج‌واتر نمیگم هیچی،

684
00:30:29,674 --> 00:30:30,719
‫ولی خب این نظر منه.

685
00:30:30,893 --> 00:30:32,460
‫اِمی، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

686
00:30:32,721 --> 00:30:36,377
‫از ماریو غذا گرفتم تا اولین روز
‫پشت‌میزنشینیت رو جشن بگیریم،

687
00:30:36,551 --> 00:30:38,161
‫اما اینجا اصلاً شبیه اون نیست.

688
00:30:38,466 --> 00:30:40,816
‫میز کنفرانس هم فقط یه میز تحریر بزرگ و درازه.

689
00:30:40,990 --> 00:30:42,600
‫تو خیلی خرکاری،

690
00:30:42,774 --> 00:30:44,080
‫لاعلاجه. وسواس داری.

691
00:30:44,341 --> 00:30:46,604
‫من وسواس ندارم. من...

692
00:30:46,778 --> 00:30:48,258
‫وظیفه‌شناس و دقیقم.

693
00:30:48,432 --> 00:30:49,607
‫- متمرکزم.
‫- باشه،

694
00:30:49,869 --> 00:30:51,392
‫همه‌ی اینا مترادف...

695
00:30:51,566 --> 00:30:53,002
‫وسواسه.

696
00:30:53,176 --> 00:30:55,222
‫- با عقل جور درنمیاد.
‫- باشه پسر،

697
00:30:55,396 --> 00:30:57,556
‫- تو هم بهش اضافه شدی؟
‫- دارم در مورد قاتل حرف می‌زنم.

698
00:30:57,702 --> 00:31:00,096
‫اون برنامه‌های خانواده رو
‫در حد وسواس‌گونه‌ای می‌دونسته.

699
00:31:00,357 --> 00:31:01,837
‫دقیق بوده، متمرکز بوده...

700
00:31:02,142 --> 00:31:04,468
‫اذیتت نمی‌کنه که اینقدر
‫با یه قاتل وجه اشتراک داری؟

701
00:31:04,492 --> 00:31:06,774
‫اما اَندی اونجا بود. چرا یکی که اینقدر محتاطه
‫باید ریسک کنه

702
00:31:06,798 --> 00:31:09,062
‫که اَندی وسط سرقت مچش رو بگیره؟

703
00:31:09,236 --> 00:31:10,396
‫اون بی‌هوش شده بود، یادت نیست؟

704
00:31:10,541 --> 00:31:11,978
‫لیتیومِ اَندی.

705
00:31:12,152 --> 00:31:13,999
‫سیلویا گفت که تازه
‫دوز مصرفیش رو عوض کرده بود.

706
00:31:14,023 --> 00:31:16,303
‫اما قاتل از کجا می‌دونست
‫که اون کاملاً منگ می‌شه؟

707
00:31:16,330 --> 00:31:18,114
‫اجازه هست؟

708
00:31:21,596 --> 00:31:23,903
‫باشه، من اصلاً نمی‌دونم توی پرونده‌تون چه خبره،

709
00:31:24,077 --> 00:31:26,775
‫اما می‌دونم چی دوز بالای لیتیوم حساب می‌شه،

710
00:31:26,949 --> 00:31:29,169
‫و ۳۰۰ میلی‌گرم اصلاً اونقدری نیست.

711
00:31:29,343 --> 00:31:31,143
‫اصلاً امکان نداره ۳۰۰ میلی‌گرم
‫اونقدری قوی باشه

712
00:31:31,171 --> 00:31:32,737
‫که کسی رو بفرسته توی کما.

713
00:31:33,695 --> 00:31:36,263
‫چقدر طول می‌کشه
‫داروی توی این بطری رو آزمایش کنی؟

714
00:31:37,090 --> 00:31:39,222
‫سانی داره درباره‌ی نقشه‌های
‫آخر هفته حرف می‌زنه.

715
00:31:39,396 --> 00:31:42,182
‫از پتار می‌خواد که برنامه‌اش رو خالی کنه

716
00:31:42,443 --> 00:31:44,880
‫تا بتونن محموله‌ی گران‌بهاشون رو فوراً جابجا کنن.

717
00:31:45,054 --> 00:31:47,230
‫حتماً منظورش دخترهای مفقودشده‌ست.

718
00:31:47,404 --> 00:31:51,191
‫سانی میگه باید ۱۲تا پیراشکی شکری رو

719
00:31:51,365 --> 00:31:53,584
‫به یه مشتری خاص تحویل بدن.

720
00:31:53,845 --> 00:31:55,238
‫عجب کثافتیه.

721
00:32:22,570 --> 00:32:24,485
‫ما رو دیدن.

722
00:32:24,746 --> 00:32:25,877
‫می‌دونن داریم گوش میدیم.

723
00:32:26,052 --> 00:32:27,357
‫چجوری؟

724
00:32:28,619 --> 00:32:29,664
‫♪ این جرم نیست... ♪

725
00:32:29,925 --> 00:32:32,058
‫پدر‌سگ.

726
00:32:32,232 --> 00:32:34,799
‫♪ این جرم نیست ♪
‫« سانی استویانوف واسه آمارت ممنونه. »

727
00:32:35,626 --> 00:32:38,412
‫♪ این جرم نیست ♪

728
00:32:39,239 --> 00:32:42,155
‫♪ این جرم نیست. ♪

729
00:32:47,508 --> 00:32:49,379
‫تو به پتار درباره‌ی شنود گفتی. انکارش نکن.

730
00:32:49,553 --> 00:32:51,140
‫- مگه دارم انکارش می‌کنم؟
‫- تو قنادی رو

731
00:32:51,164 --> 00:32:53,688
‫به عنوان منبع اطلاعاتی سوزوندی،

732
00:32:53,862 --> 00:32:55,907
‫جون تمام اون دخترای قاچاق‌شده رو
‫به خطر انداختی و...

733
00:32:56,082 --> 00:32:57,722
‫کل این پرونده رو به گند کشیدی.

734
00:32:57,866 --> 00:33:01,000
‫خودت بهم گفتی که باید
‫یه چیزی به پتار بدم، مگه نه؟

735
00:33:01,174 --> 00:33:02,653
‫خب، بیخیال.

736
00:33:02,827 --> 00:33:04,481
‫آمار یه پاتک فسقلی به یه باشگاه؟

737
00:33:04,742 --> 00:33:07,180
‫- این اصلاً کارساز نبود.
‫- خب، پس میومدی با ما حرف می‌زدی.

738
00:33:07,441 --> 00:33:10,009
‫من کلاً یه فرصت داشتم تا اعتماد پتار رو جلب کنم.

739
00:33:10,183 --> 00:33:11,619
‫فقط یکی.

740
00:33:12,054 --> 00:33:15,318
‫چیزی گنده‌تر از لو دادنِ
‫یه خط شنود فعال نیست.

741
00:33:15,492 --> 00:33:17,581
‫میکی، من باید کاری می‌کردم

742
00:33:17,755 --> 00:33:19,975
‫اون پست‌فطرت‌های بلغاری باور کنن
‫که واقعاً بهت خیانت می‌کنم.

743
00:33:20,236 --> 00:33:20,976
‫معلومه که باور می‌کنن،

744
00:33:21,150 --> 00:33:22,978
‫چون عین حقیقته!

745
00:33:24,110 --> 00:33:25,763
‫برای همینه که هوشمندانه‌ست.

746
00:33:25,937 --> 00:33:28,288
‫بهترین دروغ‌ها همیشه
‫یه رگه از حقیقت توشون دارن.

747
00:33:28,462 --> 00:33:31,900
‫بهترین پوشش‌ها. بخشی تخیل، بخشی عاشقانه،

748
00:33:32,074 --> 00:33:34,729
‫بقیه‌اش هم واقعیه.

749
00:33:34,903 --> 00:33:36,470
‫داری فرض رو بر این می‌ذاری که

750
00:33:36,644 --> 00:33:38,863
‫این حرکت احمقانه قراره جواب بده.

751
00:33:39,038 --> 00:33:40,952
‫ممکن بود قنادی رو الکی به باد داده باشه.

752
00:33:41,214 --> 00:33:42,389
‫پس چرا پتار داره پیام میده؟

753
00:33:42,563 --> 00:33:43,781
‫هوم؟

754
00:33:43,955 --> 00:33:45,522
‫میگه باید همدیگه رو ببینیم.

755
00:33:46,393 --> 00:33:48,569
‫- وارد بازی شدیم.
‫- آره، شدیم. ما تو بازی هستیم!

756
00:33:48,743 --> 00:33:51,702
‫اما قبل از اینکه بریم جلو،
‫من یه سری شرط و شروط دارم.

757
00:33:51,876 --> 00:33:53,400
‫دیگه رازی در کار نیست.

758
00:33:53,574 --> 00:33:55,315
‫دیگه نباید من رو توی بی‌خبری بذارید.

759
00:33:55,489 --> 00:33:56,968
‫حالا، اگه می‌خوایم این کار رو انجام بدیم،

760
00:33:57,143 --> 00:34:00,189
‫باید مثل شرکای برابر باشیم،
‫با اعتماد متقابل.

761
00:34:01,016 --> 00:34:02,583
‫شرکای برابر، اعتماد متقابل.

762
00:34:02,757 --> 00:34:04,367
‫اعتماد متقابل؟

763
00:34:04,672 --> 00:34:06,432
‫تنها چیزی که با اطمینان می‌دونم
‫اینه که نمی‌تونم به اون اعتماد کنم.

764
00:34:06,456 --> 00:34:09,720
‫- میکی...
‫- تو چرا یهو طرف اون رو گرفتی؟

765
00:34:09,894 --> 00:34:11,374
‫با مادرت اینطوری حرف نزن.

766
00:34:11,548 --> 00:34:13,289
‫مادرم؟

767
00:34:13,463 --> 00:34:14,682
‫چی...

768
00:34:14,856 --> 00:34:17,119
‫شما دوتا، فکر می‌کنید می‌تونید هر غلطی

769
00:34:17,293 --> 00:34:19,643
‫که دلتون می‌خواد بکنید، نه؟

770
00:34:19,817 --> 00:34:22,037
‫من دیگه نیستم.

771
00:34:22,211 --> 00:34:23,691
‫داری چی کار می‌کنی؟

772
00:34:23,952 --> 00:34:26,389
‫- کجا داری میری؟
‫- بیخیال، میکی.

773
00:34:26,563 --> 00:34:29,392
‫من اون دخترا رو
‫به روش خودم پیدا می‌کنم.

774
00:34:29,653 --> 00:34:32,482
‫می‌خوام به روش خودم
‫از این شهر محافظت کنم.

775
00:34:32,656 --> 00:34:35,485
‫- خب، تکلیف کارگروه چی می‌شه؟
‫- تمومه.

776
00:34:35,659 --> 00:34:38,053
‫برگرد به دی‌سی یا هر قبرستونی
‫که اونجا زندگی می‌کنی.

777
00:34:38,227 --> 00:34:40,640
‫- من کار دارم.
‫- همین؟ می‌خوای تنهایی این کار رو بکنی؟

778
00:34:40,664 --> 00:34:45,321
‫خب، به لطف شما دوتا،
‫حسابی تمرین داشتم.

779
00:34:45,495 --> 00:34:46,757
‫میکی.

780
00:34:47,018 --> 00:34:49,717
‫فقط باهام حرف بزن! میک...

781
00:34:51,217 --> 00:34:59,217
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

782
00:35:06,777 --> 00:35:09,650
‫- ماریا، هی، همه‌چی...
‫- خواهش می‌کنم.

783
00:35:09,824 --> 00:35:11,782
‫ادامه نده.

784
00:35:38,635 --> 00:35:40,613
‫- می‌خواستی من رو ببینی؟
‫- بله. ممنون که اومدی.

785
00:35:40,637 --> 00:35:43,379
‫این کار واقعاً نباید زیاد طول بکشه.

786
00:35:43,553 --> 00:35:45,207
‫اگه قضیه در مورد
‫اون اتفاقیه که برای اَندی افتاد،

787
00:35:45,381 --> 00:35:46,861
‫مامانم نمی‌خواد شکایتی بکنه.

788
00:35:47,035 --> 00:35:48,708
‫در واقع، امیدوار بودیم
‫از اطلاعاتت استفاده کنیم.

789
00:35:48,732 --> 00:35:49,732
‫تو داروسازی.

790
00:35:49,864 --> 00:35:51,213
‫به نظر تو،

791
00:35:51,387 --> 00:35:53,781
‫چجوری می‌شه که یه شیشه
‫با برچسب ۳۰۰ میلی‌گرم،

792
00:35:53,955 --> 00:35:55,261
‫حاوی لیتیوم مایع باشه

793
00:35:55,435 --> 00:35:58,829
‫اون هم با غلظت ۱۸۰۰ میلی‌گرم؟

794
00:35:59,787 --> 00:36:00,831
‫به صورت فرضی؟

795
00:36:01,092 --> 00:36:02,529
‫نه فرضی.

796
00:36:02,703 --> 00:36:05,532
‫۳۰ سال پیش، به اَندی
‫دوزی از لیتیوم داده شده که

797
00:36:05,793 --> 00:36:09,492
‫۶ برابر قوی‌تر از چیزی بوده
‫که روی شیشه‌اش نوشته شده.

798
00:36:10,711 --> 00:36:11,799
‫چطور...

799
00:36:12,016 --> 00:36:14,149
‫چطور یه همچین اتفاقی می‌افته؟

800
00:36:15,672 --> 00:36:17,108
‫من از کجا باید بدونم؟

801
00:36:17,283 --> 00:36:18,893
‫من بهت میگم چطوری.

802
00:36:19,067 --> 00:36:21,027
‫۳۰ سال پیش، کارمند داروخونه‌ای که

803
00:36:21,069 --> 00:36:24,072
‫نسخه‌ی اَندی رو پیچید،
‫توی دوزش دست بُرد. اون آدم تو بودی.

804
00:36:24,246 --> 00:36:25,856
‫من نمی‌فهمم دارید
‫در مورد چی حرف می‌زنید.

805
00:36:26,117 --> 00:36:28,076
‫نه ببین، لازم داشتی اَندی رو بیهوش کنی،

806
00:36:28,250 --> 00:36:30,050
‫تا بتونی بری توی خونه‌اش
‫و از خانواده‌اش دزدی کنی.

807
00:36:30,209 --> 00:36:31,862
‫چون از قبل زاغ‌سیاه خونه رو چوب زده بودی،

808
00:36:32,036 --> 00:36:33,864
‫یه شبِ... عالی رو انتخاب کردی.

809
00:36:34,082 --> 00:36:36,191
‫- سه‌شنبه‌شب.
‫- تنها چیزی که روش حساب نکرده بودی

810
00:36:36,215 --> 00:36:37,868
‫این بود که مادرت اونجا باشه.

811
00:36:38,652 --> 00:36:40,131
‫- مامانم؟
‫- اون با مری اِلیوت

812
00:36:40,306 --> 00:36:42,830
‫رابطه داشت.

813
00:36:43,613 --> 00:36:45,354
‫مری صدای ورودت رو شنید،

814
00:36:45,528 --> 00:36:47,704
‫بعد رفت طبقه پایین
‫تا ببینه چه خبره.

815
00:36:54,233 --> 00:36:56,844
‫من هول شدم.

816
00:36:58,585 --> 00:37:01,065
‫مری من رو شناخت و من هول شدم.

817
00:37:03,546 --> 00:37:05,592
‫قرار نبود اونجا باشه.

818
00:37:07,115 --> 00:37:11,511
‫من... قصدم این نبود
‫که بهش صدمه بزنم.

819
00:37:12,338 --> 00:37:13,426
‫فقط قضیه اینه که...

820
00:37:13,600 --> 00:37:15,428
‫اِلیوت‌ها...

821
00:37:15,602 --> 00:37:18,822
‫همه‌چی داشتن، من فقط یه تیکه‌ی کوچیک
‫ازش رو می‌خواستم، می‌فهمید؟

822
00:37:19,954 --> 00:37:21,912
‫فقط زندگی‌ای رو می‌خواستم که وابسته نباشه

823
00:37:22,173 --> 00:37:24,045
‫به صدقه‌ی مری اِلیوت.

824
00:37:24,785 --> 00:37:26,656
‫باید ازت اظهارات بگیریم، اوون.

825
00:37:26,830 --> 00:37:31,879
‫♪ دارم دووم میارم ♪

826
00:37:34,055 --> 00:37:37,014
‫♪ خودم رو از دردسر دور نگه می‌دارم
‫و خدا می‌دونه ♪

827
00:37:37,188 --> 00:37:39,756
‫♪ که زیاد طول نمی‌کشه ♪

828
00:37:42,281 --> 00:37:47,416
‫♪ دارم دووم میارم ♪

829
00:37:49,505 --> 00:37:52,378
‫♪ خودم رو از دردسر دور نگه می‌دارم و خدا ♪

830
00:37:52,552 --> 00:37:56,773
‫♪ می‌دونه که زیاد طول نمی‌کشه ♪

831
00:37:57,992 --> 00:38:01,865
‫♪ بعد از ساعت ۲ صبح هیچ خیری نیست ♪

832
00:38:02,039 --> 00:38:05,652
‫♪ تمومش کن چون پایانی نداره ♪

833
00:38:05,826 --> 00:38:09,743
‫♪ بدهی‌هام رو دادم تا اجاره رو بدم ♪

834
00:38:09,917 --> 00:38:14,008
‫♪ نمی‌تونم با دست خالی برگردم خونه ♪

835
00:38:14,269 --> 00:38:18,099
‫♪ وقتی چراغ‌ها روشن شدن برام آواز بخون... ♪

836
00:38:18,360 --> 00:38:19,796
‫حق با تو بود.

837
00:38:20,057 --> 00:38:22,233
‫هنوزم می‌تونه بهم صدمه بزنه.

838
00:38:24,323 --> 00:38:26,107
‫چی شد؟

839
00:38:28,675 --> 00:38:30,459
‫خندید.

840
00:38:34,202 --> 00:38:36,291
‫ایوا خندید...

841
00:38:36,465 --> 00:38:38,641
‫و من شنیدم...

842
00:38:39,555 --> 00:38:41,775
‫صدای مامانت رو.

843
00:38:41,949 --> 00:38:44,952
‫اون یه غریبه نیست، شارون.

844
00:38:45,822 --> 00:38:49,173
‫هرچقدر هم دلم بخواد
‫می‌تونم این رو به خودم بگم...

845
00:38:51,611 --> 00:38:53,395
‫ولی اون مامانمه.

846
00:38:54,222 --> 00:38:56,006
‫و اون گذاشت رفت.

847
00:39:00,402 --> 00:39:03,013
‫♪ این دست‌های خالی ♪

848
00:39:05,320 --> 00:39:08,018
‫♪ نه، نمی‌تونم ♪

849
00:39:10,673 --> 00:39:13,067
‫همینجوری عکس‌ها رو دادی بهش؟

850
00:39:13,241 --> 00:39:15,330
‫یه بُرد راحت رو دو دستی تقدیمت کردم.

851
00:39:15,504 --> 00:39:18,464
‫شاید برای تو راحت باشه، ولی برای من نه.

852
00:39:18,638 --> 00:39:20,224
‫وکیلت فردا میاد ببینتت.

853
00:39:20,248 --> 00:39:21,684
‫با خودش یه سند میاره.

854
00:39:21,858 --> 00:39:23,207
‫باید امضاش کنی.

855
00:39:23,382 --> 00:39:24,644
‫اون سند چی هست؟

856
00:39:24,818 --> 00:39:27,124
‫یه اصلاحیه‌ست برای تراست خانوادگی‌مون،

857
00:39:27,298 --> 00:39:28,996
‫که حق وکالت رو به من میده

858
00:39:29,170 --> 00:39:30,737
‫تا برای فریلی هورایزنز دنبال خریدار بگردم.

859
00:39:30,998 --> 00:39:33,870
‫فروش شرکت تنها راه نجاتشه.

860
00:39:34,131 --> 00:39:35,611
‫با مدیریت جدید،

861
00:39:35,916 --> 00:39:37,676
‫بدنامی اسم فریلی دیگه مشکل‌ساز نمی‌شه،

862
00:39:37,700 --> 00:39:39,156
‫و کارمندهامون حداقل یه شانس
‫برای حفظ شغلشون دارن،

863
00:39:39,180 --> 00:39:40,921
‫چیزی که نصیبشون نمی‌شه

864
00:39:41,095 --> 00:39:43,495
‫- اگه اعلام ورشکستگی کنم.
‫- نه، فراموشش کن. امضا نمی‌کنم.

865
00:39:43,532 --> 00:39:45,055
‫چرا، می‌کنی.

866
00:39:45,316 --> 00:39:46,753
‫و اگه نکنی،

867
00:39:46,927 --> 00:39:49,408
‫توی پرونده‌ی دی‌ای‌اِی علیهت شهادت میدم.

868
00:39:49,582 --> 00:39:51,714
‫همه چیز رو درباره‌ی سال‌ها اخاذی‌ای که

869
00:39:51,888 --> 00:39:54,543
‫از تاد هرو می‌کردی بهشون میگم.

870
00:39:56,893 --> 00:39:58,155
‫حیف شد.

871
00:39:58,982 --> 00:40:01,681
‫بالاخره خایه‌اش رو پیدا کردی
‫شرکت رو اداره کنی،

872
00:40:01,855 --> 00:40:04,074
‫اونم درست وقتی که قراره بفروشیمش.

873
00:40:08,557 --> 00:40:10,211
‫کاغذها رو برام بفرست.

874
00:40:11,081 --> 00:40:13,432
‫امضا می‌کنم.

875
00:40:21,527 --> 00:40:23,267
‫آره، هنوز از دستت شاکیم.

876
00:40:24,834 --> 00:40:27,271
‫ولی بازم، دیر رسیدن
‫بهتر از هرگز نرسیدنه، مگه نه؟

877
00:40:30,405 --> 00:40:32,451
‫تولدت مبارک، انریکه.

878
00:40:35,018 --> 00:40:36,280
‫ایول.

879
00:40:37,064 --> 00:40:39,893
‫در ضمن محض اطلاع،
‫من بهت اعتماد دارم.

880
00:40:40,067 --> 00:40:43,113
‫فقط لازم بود از میکی محافظت کنم.

881
00:40:43,287 --> 00:40:44,811
‫این ویژگیت رو تحسین می‌کنم.

882
00:40:48,902 --> 00:40:50,077
‫پس آشتی؟

883
00:40:50,251 --> 00:40:52,819
‫آشتی.

884
00:40:52,993 --> 00:40:55,561
‫اما از اون طرف، بون...

885
00:40:55,735 --> 00:40:57,954
‫- اون چه داستانی بود؟
‫- می‌دونم.

886
00:40:58,215 --> 00:41:01,480
‫حمله‌ور شدن به یه تیرانداز، بدون شناسایی،
‫بدون صبر کردن برای نیروی کمکی؟

887
00:41:01,654 --> 00:41:03,786
‫منظورم اینه که درک می‌کنم،
‫طرف خیلی مایه می‌ذاره، اما...

888
00:41:03,960 --> 00:41:06,702
‫- این اواخر با خودم فکر می‌کنم...
‫- آره، منم همینطور.

889
00:41:06,876 --> 00:41:10,140
‫فکر کنم یه جای کارِ بون بدجوری می‌لنگه.

890
00:41:12,578 --> 00:41:14,318
‫- با من کار داشتین؟
‫- در رو ببند.

891
00:41:14,493 --> 00:41:16,582
‫اوه.

892
00:41:16,756 --> 00:41:18,192
‫می‌خوام سرت رو خلوت کنی.

893
00:41:18,366 --> 00:41:19,628
‫داری من رو از بازی می‌کشی بیرون؟

894
00:41:19,846 --> 00:41:21,456
‫صبر کن، اگه پانچ زنگ زده که شکایت کنه...

895
00:41:21,717 --> 00:41:24,024
‫پانچ چیزی جز تعریف و تمجید
‫از نحوه‌ی مدیریت پرونده توسط تو نگفت.

896
00:41:24,198 --> 00:41:27,027
‫می‌خوام سرت رو خلوت کنی
‫چون بهت نیاز دارم.

897
00:41:27,201 --> 00:41:28,961
‫ما قراره اون دخترهایی رو
‫که دارن قاچاق می‌شن پیدا کنیم...

898
00:41:28,985 --> 00:41:30,746
‫توسط استویانوف‌ها،
‫و برشون می‌گردونیم خونه.

899
00:41:30,770 --> 00:41:33,207
‫- پس تکلیف کارگروه چی می‌شه؟
‫- کارگروه رو فراموش کن.

900
00:41:34,208 --> 00:41:35,557
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم.

901
00:41:35,775 --> 00:41:39,126
‫با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌ها،
‫توی خوشی و ناخوشی.

902
00:41:39,300 --> 00:41:40,736
‫الان داری ازم خواستگاری می‌کنی؟

903
00:41:40,910 --> 00:41:42,521
‫جدی میگم، بون.

904
00:41:43,347 --> 00:41:45,436
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم، مگه نه؟

905
00:41:45,611 --> 00:41:48,091
‫آره، توی خوشی و ناخوشی.

906
00:41:48,265 --> 00:41:50,703
‫به کسی نیاز دارم
‫که از سیر تا پیازش رو بشناسم.

907
00:41:50,964 --> 00:41:53,836
‫کسی که یهو با یه غافلگیری مزخرف شوکه‌ام نکنه.

908
00:41:54,881 --> 00:41:57,536
‫باید روی این پرونده با کسی کار کنم
‫که بتونم بهش اعتماد کنم.

909
00:41:57,710 --> 00:41:59,799
‫من رو در جریان جزئیات بذار.

910
00:42:17,556 --> 00:42:19,514
‫نه!

911
00:42:22,952 --> 00:42:23,953
‫صورتت رو بهم نشون بده!

912
00:42:24,127 --> 00:42:26,956
‫بذار برم!

913
00:42:27,130 --> 00:42:28,392
‫هی، گوشیش رو بده بهم.

914
00:42:29,000 --> 00:42:34,000
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.App ::.

915
00:42:34,024 --> 00:42:39,024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.
