1
00:00:05,794 --> 00:00:07,629
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,696 --> 00:00:09,331
‫معاون رئیس، ایوا سانتوس.

3
00:00:09,398 --> 00:00:10,565
‫پدرت اعتراف کرد

4
00:00:10,665 --> 00:00:11,825
‫که یه کارتل جنایی رو می‌گردونده،

5
00:00:11,866 --> 00:00:13,235
‫اونم درست وقتی که زیر سقف تو زندگی می‌کرده.

6
00:00:13,335 --> 00:00:14,736
‫قتل حل‌نشده.

7
00:00:14,869 --> 00:00:16,538
‫من پرونده‌ی زویی رو حل کردم،
‫پس دیگه بی‌حسابیم.

8
00:00:16,638 --> 00:00:18,383
‫شاید بتونم همین آرامش رو
‫به خانواده‌های دیگه هم بدم.

9
00:00:18,407 --> 00:00:20,342
‫سی و چند سال پیش، پانچ و اَندی...

10
00:00:20,442 --> 00:00:22,322
‫مامانشون بی‌رحمانه کشته شد.
‫اَندی هم اونجا بود،

11
00:00:22,377 --> 00:00:23,912
‫و هیچوقت هم متهم نشد.

12
00:00:24,012 --> 00:00:26,248
‫تا به امروز، پانچ نمی‌خواد
‫هیچ ربطی به برادرش داشته باشه.

13
00:00:26,348 --> 00:00:28,850
‫اگه دنبال کسی می‌گردی که با قلدری راهت رو

14
00:00:28,917 --> 00:00:31,186
‫توی بیزینس ماریجوآنا باز کنه، کسی بهتر از

15
00:00:31,253 --> 00:00:32,421
‫یه مامور فاسد دی‌ای‌اِی پیدا نمی‌کنی.

16
00:00:32,554 --> 00:00:34,022
‫دوستت دارم، میکی.

17
00:00:34,089 --> 00:00:35,733
‫نمی‌ذارم اونجا وایسی و بهم دروغ بگی.

18
00:00:35,757 --> 00:00:37,759
‫- فکر کنم عاشقت شدم.
‫- تو خانواده‌ی منی.

19
00:00:37,859 --> 00:00:39,594
‫هیچوقت چیزی بیشتر از این بین ما نمی‌شه.

20
00:00:40,429 --> 00:00:41,496
‫اسلحه!

21
00:00:41,563 --> 00:00:42,964
‫بون!

22
00:00:43,064 --> 00:00:44,733
‫تو این شهر رو بهتر از هر کسی می‌شناسی.

23
00:00:44,866 --> 00:00:47,236
‫حاضری یه تحقیقات مشترک راه بندازیم؟

24
00:00:47,336 --> 00:00:48,537
‫چی تو سرته؟

25
00:00:48,603 --> 00:00:49,814
‫رابط اطلاعاتی جدیدمون رو بیارید تو.

26
00:00:49,838 --> 00:00:51,039
‫ماریا؟

27
00:00:51,106 --> 00:00:53,074
‫- فکر می‌کردم مُردی.
‫- این کیه؟

28
00:00:53,175 --> 00:00:54,943
‫میکی، این مادرته.

29
00:00:55,500 --> 00:01:05,500
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.Net ]

30
00:01:06,155 --> 00:01:07,422
‫دکتر گالووی؟

31
00:01:08,190 --> 00:01:09,524
‫هنوز داره احمق‌بازی درمیاره؟

32
00:01:09,624 --> 00:01:11,136
‫سعی کردم بهش بگم، ولی گوش نمیده.

33
00:01:11,160 --> 00:01:14,429
‫ستوان بون، من اکیداً توصیه می‌کنم
‫این کار رو نکنی.

34
00:01:14,529 --> 00:01:16,498
‫دارم درست انجامش میدم؟
‫اصلاً من اینجا چی کار می‌کنم؟

35
00:01:17,266 --> 00:01:20,535
‫بون، تو کمتر از ۷۲ ساعت پیش تیر خوردی.

36
00:01:20,635 --> 00:01:21,803
‫یه لطفی در حقم می‌کنی؟

37
00:01:23,938 --> 00:01:27,542
‫به دکتر هنشا بگو ۵۰ دلار بهم بدهکاره.

38
00:01:35,784 --> 00:01:37,619
‫مطمئنی حالت خوبه؟

39
00:01:37,719 --> 00:01:40,289
‫برون.

40
00:01:44,000 --> 00:01:51,000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.

41
00:01:55,570 --> 00:01:58,373
‫ستوان بون. معاون کمبل.

42
00:01:58,473 --> 00:02:00,108
‫کلانتر جیم وید.

43
00:02:00,175 --> 00:02:01,843
‫به شهرستان دریک خوش اومدید.

44
00:02:01,976 --> 00:02:03,512
‫میاید این پشت؟

45
00:02:04,779 --> 00:02:07,416
‫یه ورودی بغل هست که قدیمیه،
‫به زور ازش استفاده می‌شه.

46
00:02:07,482 --> 00:02:08,783
‫از اونجا آوردمش تو.

47
00:02:09,518 --> 00:02:11,320
‫نمی‌خواستم کسی اون رو این شکلی ببینه.

48
00:02:11,420 --> 00:02:12,487
‫شانس آورده...

49
00:02:12,587 --> 00:02:15,924
‫بارتندرش یه معاون بازنشسته‌ست.

50
00:02:17,158 --> 00:02:19,027
‫وقتی رئیس‌تون از حال رفت،

51
00:02:19,160 --> 00:02:20,862
‫جیب‌هاش رو دنبال کارت شناسایی گشته

52
00:02:20,995 --> 00:02:22,915
‫و نشانش رو پیدا کرده.
‫اون بود که به من زنگ زد.

53
00:02:22,964 --> 00:02:24,633
‫هوم. بون.

54
00:02:24,733 --> 00:02:26,435
‫میکی، بیدار شو.

55
00:02:26,535 --> 00:02:27,902
‫هوم.

56
00:02:29,671 --> 00:02:30,805
‫کسیدی؟

57
00:02:30,872 --> 00:02:33,107
‫کسیدی!

58
00:02:33,174 --> 00:02:34,709
‫اوه.

59
00:02:35,810 --> 00:02:37,246
‫با کلانتر وید آشنا شدی؟

60
00:02:37,346 --> 00:02:39,948
‫ما رفقای قدیمی هستیم.

61
00:02:41,015 --> 00:02:43,285
‫هرچند، اون فکر می‌کنه...

62
00:02:43,352 --> 00:02:44,953
‫تیراندازیش از من بهتره.

63
00:02:45,053 --> 00:02:47,121
‫چون واقعاً تیراندازیم از تو بهتره.

64
00:02:47,188 --> 00:02:48,723
‫باشه.

65
00:02:48,857 --> 00:02:51,025
‫شاید فقط الان اینطوری باشه.

66
00:02:54,863 --> 00:02:56,197
‫بون.

67
00:02:56,298 --> 00:02:57,566
‫- کلانتر.
‫- یالا میکی.

68
00:02:57,666 --> 00:02:59,033
‫- بریم برسونیمت خونه.
‫- باشه.

69
00:02:59,868 --> 00:03:02,571
‫- خدافظ.
‫- هی.

70
00:03:05,507 --> 00:03:07,376
‫ممنون. بابت رازداریت.

71
00:03:07,476 --> 00:03:09,811
‫من خیلی وقته کلانتر فاکس رو می‌شناسم.

72
00:03:09,878 --> 00:03:11,546
‫- مگه نه، میکی؟
‫- هوم؟

73
00:03:11,646 --> 00:03:13,582
‫- تو هم یکی دو بار هوای من رو داشتی.
‫- آره.

74
00:03:15,149 --> 00:03:16,785
‫فکر کنم حالا باهم بی‌حساب شدیم.

75
00:03:17,586 --> 00:03:19,988
‫حتی نزدیکش هم نیستیم.

76
00:03:20,088 --> 00:03:21,556
‫ستوان بون.

77
00:03:21,656 --> 00:03:22,857
‫کلانتر وید.

78
00:03:22,957 --> 00:03:24,326
‫موفق باشی.

79
00:03:29,464 --> 00:03:30,932
‫♪ مسئولیت‌ناپذیر ♪

80
00:03:31,700 --> 00:03:33,067
‫♪ صدام کن ♪

81
00:03:33,167 --> 00:03:35,504
‫- مامان.
‫- ♪ غیرقابل‌اعتماد ♪

82
00:03:35,570 --> 00:03:39,274
‫♪ بدقولی رو هم بهش اضافه کن... ♪

83
00:03:39,374 --> 00:03:41,175
‫از نگرانی جون‌به‌لبمون کردی.

84
00:03:41,242 --> 00:03:42,611
‫اِسکای به کسیدی زنگ زد.

85
00:03:44,178 --> 00:03:45,614
‫از خونه‌م برو بیرون، وس.

86
00:03:45,747 --> 00:03:47,191
‫- بابابزرگ فقط داره سعی می‌کنه...
‫- برو...

87
00:03:47,215 --> 00:03:49,918
‫- از این خونه‌ی لعنتی من بیرون!
‫- نمی‌تونم!

88
00:03:50,719 --> 00:03:53,288
‫میکی، یالا. بیا بریم طبقه بالا.

89
00:03:54,423 --> 00:03:55,957
‫می‌خوام از خونه‌م بری بیرون.

90
00:03:56,791 --> 00:03:58,760
‫بیا بریم.

91
00:04:00,762 --> 00:04:02,030
‫از تهِ دل نگفت.

92
00:04:02,130 --> 00:04:04,132
‫فقط خوشحالم که جاش امنه.

93
00:04:06,568 --> 00:04:09,203
‫صبر کن ببینم، بهتون گفتم؟

94
00:04:09,304 --> 00:04:11,105
‫هشدار اسپویل.

95
00:04:11,205 --> 00:04:13,808
‫مامانم زنده‌ست.

96
00:04:13,908 --> 00:04:15,310
‫- شنیدیم.
‫- هی هی. خیلی‌خب.

97
00:04:15,410 --> 00:04:17,379
‫اِسکای درباره‌ی ایوا سانتوس بهمون گفت.

98
00:04:17,446 --> 00:04:20,649
‫آره خب، خیلی دراماتیک بود.

99
00:04:20,782 --> 00:04:22,684
‫آروم.

100
00:04:22,784 --> 00:04:24,218
‫باشه.

101
00:04:25,053 --> 00:04:26,321
‫باشه.

102
00:04:27,121 --> 00:04:28,957
‫اینم از این.

103
00:04:29,057 --> 00:04:31,025
‫- خوبی؟
‫- آره.

104
00:04:31,125 --> 00:04:32,827
‫- آره...
‫- باشه.

105
00:04:32,961 --> 00:04:34,463
‫گند زدم، بون.

106
00:04:34,563 --> 00:04:37,999
‫تو حست رو بهم گفتی.

107
00:04:38,099 --> 00:04:40,569
‫من انتخاب اشتباهی کردم، نیت.

108
00:04:44,406 --> 00:04:45,774
‫شاید...

109
00:04:45,874 --> 00:04:47,342
‫می‌دونی...

110
00:04:48,842 --> 00:04:56,842
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

111
00:04:59,320 --> 00:05:01,089
‫این اتفاق اصلاً نیفتاده.

112
00:05:02,624 --> 00:05:04,359
‫چی اصلاً نیفتاده؟

113
00:05:09,864 --> 00:05:12,767
‫صبح بخیر، خورشید خانم!

114
00:05:12,834 --> 00:05:14,703
‫نه...

115
00:05:14,803 --> 00:05:16,705
‫نه.

116
00:05:17,906 --> 00:05:19,774
‫یالا. بیدار شو دیگه.

117
00:05:19,874 --> 00:05:21,576
‫با دست پُر اومدم.

118
00:05:22,377 --> 00:05:26,415
‫داروی انحصاری بابام واسه رفع خماری.

119
00:05:26,515 --> 00:05:27,515
‫آره.

120
00:05:27,549 --> 00:05:29,150
‫اون هنوز اینجاست.

121
00:05:29,250 --> 00:05:31,085
‫من نگرانت بودم، میک.

122
00:05:31,185 --> 00:05:33,555
‫شنیدیم که با عصبانیت
‫از دفتر سانتوس زدی بیرون.

123
00:05:33,688 --> 00:05:35,023
‫متاسفم.

124
00:05:35,123 --> 00:05:37,526
‫متاسفم که... شماها رو توی اون وضعیت گذاشتم.

125
00:05:37,626 --> 00:05:39,227
‫اشکالی نداره. من

126
00:05:39,360 --> 00:05:40,762
‫یه ذره ناراحت شدم که من رو دعوت نکردی.

127
00:05:40,862 --> 00:05:43,097
‫یعنی میگم، من فهمیدم خواهرم
‫کله‌گنده‌ی مواد مخدره،

128
00:05:43,197 --> 00:05:44,957
‫تو هم فهمیدی مامانت
‫از دنیای مُرده‌ها برگشته...

129
00:05:44,999 --> 00:05:46,279
‫منم بدجوری احتیاج داشتم
‫خودم رو غرق مستی کنم.

130
00:05:47,536 --> 00:05:48,637
‫گوش کن،

131
00:05:48,703 --> 00:05:49,903
‫می‌دونم آخرین چیزی که می‌خوای

132
00:05:50,004 --> 00:05:51,015
‫درباره‌ش حرف بزنی، پرونده‌ی باباته.

133
00:05:51,039 --> 00:05:52,306
‫آره، حق با توئه.

134
00:05:52,407 --> 00:05:54,275
‫ولی سانتوس هنوز داره به وس
‫پیشنهاد توافق میده.

135
00:05:54,375 --> 00:05:56,478
‫یه راهی واسه آزادیش وجود داره،

136
00:05:56,578 --> 00:05:58,046
‫اگه باهاش راه بیای

137
00:05:58,146 --> 00:05:59,786
‫و کمکش کنی تا کارتل بلغاری رو کله‌پا کنه.

138
00:05:59,848 --> 00:06:02,383
‫پس می‌خوای با زنی همکاری کنم

139
00:06:02,484 --> 00:06:04,753
‫که وقتی شش سالم بود من رو ول کرد و رفت،

140
00:06:04,886 --> 00:06:06,688
‫تا به مردی کمک کنم که

141
00:06:06,755 --> 00:06:09,157
‫بارها و بارها بهم دروغ گفته؟

142
00:06:09,891 --> 00:06:13,127
‫- من نیستم.
‫- میکی، سانتوس چی گفت؟

143
00:06:13,227 --> 00:06:14,863
‫تو فکر می‌کردی این زن

144
00:06:14,929 --> 00:06:16,974
‫توی زندان شهرستان اج‌واتر مُرده،
‫و بعد ۴۰ سال بعد،

145
00:06:16,998 --> 00:06:19,868
‫پیداش می‌شه و معاون مدیر دی‌ای‌اِیه؟

146
00:06:19,968 --> 00:06:22,403
‫بیخیال، قطعاً یه جریانی پشتشه.

147
00:06:22,504 --> 00:06:23,772
‫یه جریانی هست.

148
00:06:23,872 --> 00:06:26,274
‫فقط من جزئی از اون جریان نیستم.

149
00:06:49,163 --> 00:06:50,965
‫داری میری سر کار؟

150
00:06:51,099 --> 00:06:52,300
‫جمعه‌ست.

151
00:06:53,101 --> 00:06:54,435
‫جمعه روز کاریه.

152
00:06:54,536 --> 00:06:56,037
‫قهوه می‌خوری؟

153
00:06:56,137 --> 00:06:57,271
‫خوردم.

154
00:06:57,371 --> 00:06:59,741
‫می‌دونی، فقط فکر کردم با توجه به اون بمبی

155
00:06:59,841 --> 00:07:01,109
‫که تو زندگیت منفجر شد،

156
00:07:01,209 --> 00:07:02,889
‫شاید بخوای یه روز رو
‫مرخصی بگیری و به اعصابت برسی.

157
00:07:03,377 --> 00:07:05,079
‫من واسه حرف زدن اینجام.

158
00:07:05,179 --> 00:07:06,047
‫درباره‌ی الک، یا...

159
00:07:06,114 --> 00:07:07,949
‫نمی‌خوام درباره‌ی الک حرف بزنم.

160
00:07:08,049 --> 00:07:10,218
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام
‫درباره‌ی الک حرف بزنم.

161
00:07:14,188 --> 00:07:16,357
‫اون چه‌جور آدمیه؟

162
00:07:19,160 --> 00:07:21,563
‫چرا از بابابزرگت نمی‌پرسی؟

163
00:07:21,630 --> 00:07:22,631
‫اونم می‌شناختش.

164
00:07:22,764 --> 00:07:24,499
‫دارم از تو می‌پرسم.

165
00:07:25,299 --> 00:07:26,568
‫آم...

166
00:07:26,668 --> 00:07:28,402
‫می‌شه لطفاً اون شیر و خامه رو بدی بهم؟

167
00:07:28,503 --> 00:07:29,671
‫باشه.

168
00:07:29,771 --> 00:07:32,173
‫خب، دیروز فکر می‌کردیم مامانت...

169
00:07:32,273 --> 00:07:34,709
‫مادربزرگم، که هیچوقت ندیدمش... مُرده،

170
00:07:34,809 --> 00:07:36,277
‫و امروز می‌فهمیم که نمُرده،

171
00:07:36,377 --> 00:07:37,979
‫و حتی قرار نیست درباره‌ش حرف بزنیم؟

172
00:07:39,814 --> 00:07:41,249
‫خودم میارم.

173
00:07:47,689 --> 00:07:48,929
‫آدام یک، کلانتر یک.

174
00:07:48,957 --> 00:07:51,125
‫واحدها یه ۱۰-۵۶-اِی گزارش کردن،

175
00:07:51,225 --> 00:07:53,161
‫سوژه‌ی زن سفیدپوست، در سد ون‌هولن.

176
00:07:58,432 --> 00:08:00,334
‫بذارید دخترم رو ببینم! می‌خوام ببینمش!

177
00:08:00,468 --> 00:08:02,136
‫بذارید دخترم رو ببینم!

178
00:08:02,236 --> 00:08:03,914
‫- دانا! بذارید ببینمش. می‌خوام دخترم رو ببینم.
‫- دیل؟

179
00:08:03,938 --> 00:08:05,616
‫- دیل!
‫- بذارید ببینمش! می‌خوام ببینمش!

180
00:08:05,640 --> 00:08:07,475
‫- هی!
‫- دانا!

181
00:08:07,542 --> 00:08:09,544
‫میکی، اون داناست. دانا اون بالا وایساده.

182
00:08:09,644 --> 00:08:11,412
‫باشه گوش کن. من میرم جلو،

183
00:08:11,512 --> 00:08:12,657
‫- ولی تو باید منتظر بمونی...
‫- فقط لطفاً، بذار من...

184
00:08:12,681 --> 00:08:13,782
‫دیل! به من گوش کن.

185
00:08:13,882 --> 00:08:15,584
‫باشه؟ باید همینجا منتظر بمونی.

186
00:08:16,718 --> 00:08:19,020
‫خیلی‌خب. برو.

187
00:08:20,989 --> 00:08:21,990
‫ببخشید، ببخشید.

188
00:08:36,905 --> 00:08:38,006
‫دانا؟

189
00:08:38,773 --> 00:08:40,909
‫- نزدیکتر نیا، میکی!
‫- چیزی نیست، دانا.

190
00:08:41,042 --> 00:08:42,276
‫قسم می‌خورم می‌پرم پایین!

191
00:08:42,376 --> 00:08:44,412
‫دانا، آروم باش. حالت خوبه.

192
00:08:44,512 --> 00:08:47,481
‫گوش کن. هر مشکلی که داری،

193
00:08:47,582 --> 00:08:50,585
‫- مجبور نیستی این کار رو بکنی.
‫- چرا، مجبورم.

194
00:08:50,685 --> 00:08:51,953
‫مجبورم این کار رو بکنم، میکی.

195
00:08:52,053 --> 00:08:53,454
‫اوضاع خیلی داغونه.

196
00:08:53,554 --> 00:08:56,390
‫- تو درک نمی‌کنی!
‫- یه فرصت بهم بده تا درک کنم.

197
00:08:57,158 --> 00:08:58,960
‫دانا، همه‌ی ما روزای بد داریم.

198
00:08:59,060 --> 00:09:01,062
‫من... همین الان یه عالمه پشت‌سرهم داشتم.

199
00:09:01,830 --> 00:09:03,898
‫بیا نذاریم این یکی همیشگی بشه.

200
00:09:09,203 --> 00:09:10,538
‫دانا، بابات...

201
00:09:10,639 --> 00:09:12,774
‫- دانا!
‫- اون براش مهمه. خیلی دوستت داره.

202
00:09:12,874 --> 00:09:15,076
‫و تامی، برادرت، اونم دوستت داره.

203
00:09:15,176 --> 00:09:18,112
‫برای تموم این شهر مهمی.
‫برای من مهمی، دانا.

204
00:09:18,246 --> 00:09:19,748
‫بیا پایین.

205
00:09:19,848 --> 00:09:22,784
‫بیا. یه فکری براش می‌کنیم.
‫با هم حرف می‌زنیم.

206
00:09:32,526 --> 00:09:33,962
‫دانا!

207
00:09:34,095 --> 00:09:35,697
‫دانا!

208
00:09:35,764 --> 00:09:36,931
‫از سر راهم برو کنار!

209
00:09:51,863 --> 00:09:53,863
‫« منطقه کلانتر »

210
00:09:59,888 --> 00:10:00,889
‫دانا، طاقت بیار!

211
00:10:00,989 --> 00:10:02,356
‫- ولم کن، میکی.
‫- نه!

212
00:10:02,456 --> 00:10:03,557
‫ولم کن.

213
00:10:03,692 --> 00:10:06,027
‫برو عقب!

214
00:10:06,127 --> 00:10:07,929
‫آه!

215
00:10:12,033 --> 00:10:13,267
‫دانا!

216
00:10:16,971 --> 00:10:18,673
‫خیلی‌خب، گرفتمت.

217
00:10:18,773 --> 00:10:20,108
‫گرفتمت، دانا.

218
00:10:20,208 --> 00:10:21,509
‫داری چی کار می‌کنی؟

219
00:10:21,575 --> 00:10:24,713
‫قول میدم کمکش کنم، دیل.

220
00:10:24,779 --> 00:10:27,115
‫بیا اینجا.

221
00:10:46,034 --> 00:10:47,268
‫سلام.

222
00:10:47,368 --> 00:10:48,779
‫دارم آمار میکی رو میگیرم. خبری ازش داری؟

223
00:10:48,803 --> 00:10:49,803
‫هنوز نیومده،

224
00:10:49,838 --> 00:10:51,605
‫ولی حواسم هست.

225
00:10:51,706 --> 00:10:53,507
‫- صبر کن. تو دفتری؟
‫- اون الان نیاز داره

226
00:10:53,607 --> 00:10:55,777
‫- آدم‌های نزدیکش دورش باشن.
‫- می‌دونم،

227
00:10:55,877 --> 00:10:58,012
‫ولی تو هم باید مراقب خودت باشی.

228
00:10:59,280 --> 00:11:01,182
‫هنک داره میاد. باید برم.

229
00:11:01,282 --> 00:11:02,717
‫بون بود؟

230
00:11:02,784 --> 00:11:04,185
‫داشتید درباره‌ی چی حرف می‌زدید؟

231
00:11:04,285 --> 00:11:05,987
‫فقط داشتم جدیدترین اخبار
‫پرونده‌ی الیوت رو بهش می‌دادم.

232
00:11:06,087 --> 00:11:08,122
‫یادم بندازه باهات پوکر بازی کنم، کمبل،

233
00:11:08,222 --> 00:11:09,557
‫چون اصلاً بلد نیستی دروغ بگی.

234
00:11:09,623 --> 00:11:12,493
‫دقیقاً می‌دو‌نم شما دوتا داشتید
‫درباره‌ی چی حرف می‌زدید.

235
00:11:14,628 --> 00:11:16,898
‫دارید واسه تولد فردای من
‫یه سوپرایز می‌چینید.

236
00:11:17,799 --> 00:11:18,967
‫فردا تولدته؟

237
00:11:19,100 --> 00:11:20,902
‫آره جون خودت. انگار نمی‌دونستی.

238
00:11:20,969 --> 00:11:23,071
‫ببین، من اولش مرخصی داشتم،

239
00:11:23,137 --> 00:11:25,239
‫ولی بعد جینا دوباره اسمم رو گذاشت توی برنامه،

240
00:11:25,339 --> 00:11:27,742
‫پس تابلوئه که شماها
‫یه برنامه‌ای تو دفتر دارید.

241
00:11:27,842 --> 00:11:29,410
‫من سرنخ‌ها رو می‌بینم.

242
00:11:29,510 --> 00:11:30,779
‫راستی، واسه کیک؟

243
00:11:30,879 --> 00:11:32,113
‫من عشق رِد ولوتم.

244
00:11:32,180 --> 00:11:33,181
‫اوم.

245
00:11:33,314 --> 00:11:34,715
‫خوبه که فهمیدم.

246
00:11:34,816 --> 00:11:37,051
‫همینجا بمون، اَندی. الان برمی‌گردیم.

247
00:11:38,887 --> 00:11:40,154
‫همینجا.

248
00:11:40,254 --> 00:11:41,832
‫اینجا همونجاییه که مامان پانچ و اَندی رو پیدا کردن،

249
00:11:41,856 --> 00:11:43,257
‫۲۸ سال پیش.

250
00:11:43,324 --> 00:11:44,859
‫مری الیوت. ۴۴ ساله،

251
00:11:44,993 --> 00:11:47,128
‫علت مرگ، اصابت جسم سخت به سر.

252
00:11:47,228 --> 00:11:49,463
‫طبق گزارش کالبدشکافی،
‫چندین بار بهش ضربه وارد شده،

253
00:11:49,530 --> 00:11:51,499
‫اونم با یه جسم سنگین
‫که باعث شده جمجمه‌ش خُرد بشه.

254
00:11:52,300 --> 00:11:53,734
‫آلت قتل هیچوقت پیدا نشد.

255
00:11:53,835 --> 00:11:55,436
‫اَندی بود که به ۹۱۱ زنگ زد.

256
00:11:55,503 --> 00:11:56,871
‫اون گفت یه نفر به مامانش حمله کرده،

257
00:11:56,971 --> 00:11:58,272
‫اما نتونست مشخصاتی بده.

258
00:11:58,372 --> 00:12:00,875
‫وقتی کلانترها رسیدن،
‫اونو دیدن که

259
00:12:00,975 --> 00:12:03,744
‫بالای سر جنازه زانو زده بود،
‫غرق خون بود،

260
00:12:03,845 --> 00:12:05,313
‫و داشت گریه می‌کرد.

261
00:12:06,214 --> 00:12:08,817
‫اگه من مسئول پرونده بودم،
‫اون مظنون اصلیم می‌شد.

262
00:12:08,917 --> 00:12:10,351
‫همینطور هم بود.

263
00:12:10,484 --> 00:12:11,920
‫هیچ نشونه‌ای از

264
00:12:12,020 --> 00:12:14,522
‫ورود اجباری نبود.
‫چیزی هم از خونه دزدیده نشده بود.

265
00:12:14,622 --> 00:12:17,525
‫کلانتر می‌خواست
‫علیه اَندی اعلام‌جرم کنه،

266
00:12:17,625 --> 00:12:18,793
‫اما چون آلت قتاله پیدا نشد،

267
00:12:18,860 --> 00:12:20,361
‫دادستان شانس زیادی برای

268
00:12:20,461 --> 00:12:23,031
‫- محکوم کردنش نمیدید.
‫- پانچ انگار مطمئنه که کار اونه.

269
00:12:23,131 --> 00:12:25,566
‫اَندی بعضی وقت‌ها
‫دچار توهم می‌شد.

270
00:12:25,699 --> 00:12:27,135
‫بعضی وقت‌ها هم پارانوئید می‌شد.

271
00:12:27,235 --> 00:12:30,404
‫ببین، می‌دونم نمی‌خوای
‫فکر کنی کار اَندی بوده.

272
00:12:33,007 --> 00:12:34,308
‫بیا واسه اَندی یه برگر بخریم

273
00:12:34,375 --> 00:12:36,135
‫و ببینیم از اون شب
‫چی می‌تونه بهمون بگه.

274
00:12:37,178 --> 00:12:38,579
‫- اوه!
‫- اوه.

275
00:12:38,679 --> 00:12:39,513
‫ممنون.

276
00:12:39,580 --> 00:12:41,415
‫خونه‌ی قشنگی دارید.

277
00:12:47,588 --> 00:12:49,223
‫دانا چطوره؟ حالش خوبه؟

278
00:12:49,323 --> 00:12:51,692
‫مجبور شدم طبق قانون ۵۱۵۰ بستریش کنم.

279
00:12:51,759 --> 00:12:54,095
‫بیمارستان ۷۲ ساعت نگهش می‌داره،

280
00:12:54,195 --> 00:12:55,496
‫برای ارزیابی سلامت روان.

281
00:12:55,596 --> 00:12:57,065
‫دیل بدجوری داغونه.

282
00:12:57,165 --> 00:12:58,165
‫بیچاره.

283
00:12:58,199 --> 00:12:59,333
‫خودت چطوری؟ روبراهی؟

284
00:12:59,400 --> 00:13:01,069
‫- داستان مامانت رو شنیدم.
‫- خوبم.

285
00:13:02,070 --> 00:13:03,814
‫پس وس چی؟ منظورم اینه که،
‫اون خیلی عاشقش بود.

286
00:13:03,838 --> 00:13:06,607
‫حتماً بدجوری شوکه شده.

287
00:13:06,740 --> 00:13:08,342
‫حالا که حرف از وس شد...

288
00:13:08,442 --> 00:13:09,743
‫اون روزی که بازداشتش کردم،

289
00:13:09,844 --> 00:13:11,946
‫دیدم که شما دوتا داشتین
‫بیرون اِی‌سی‌اِس‌او باهم حرف می‌زدین.

290
00:13:12,046 --> 00:13:13,447
‫خبر داشتی که دوباره داره مواد می‌فروشه؟

291
00:13:13,581 --> 00:13:16,851
‫میکی، مادرت زنده‌ست.

292
00:13:16,951 --> 00:13:19,420
‫این موضوع روی تموم کارهای بابات سایه نمی‌ندازه؟

293
00:13:19,553 --> 00:13:22,023
‫قرار نیست وس رو ببخشم، فقط چون
‫یه والد بدتر از اون، مثل آوار

294
00:13:22,123 --> 00:13:24,092
‫دوباره خراب شده وسط زندگیم.

295
00:13:24,192 --> 00:13:26,260
‫جواب سوالم رو ندادی.

296
00:13:26,360 --> 00:13:28,462
‫میرم برات آسپرین بیارم.

297
00:13:31,532 --> 00:13:33,501
‫سلام.

298
00:13:34,000 --> 00:13:40,000
سینمافریک

299
00:13:40,608 --> 00:13:41,775
‫شنیدم چه اتفاقی واسه دانا افتاده.

300
00:13:41,876 --> 00:13:44,946
‫آره. اون بچه‌ی خیلی خوبیه.

301
00:13:46,047 --> 00:13:47,224
‫با اینکه دختر دیل دِدوواتر،

302
00:13:47,248 --> 00:13:48,782
‫واقعاً زندگیش رو جمع‌وجور کرده بود.

303
00:13:48,883 --> 00:13:50,861
‫قرار بود اولین نفر تو خانواده باشه
‫که میره دانشگاه.

304
00:13:50,885 --> 00:13:52,553
‫همین دو هفته پیش دیدمش. من...

305
00:13:52,620 --> 00:13:54,923
‫اصلاً حس نکردم
‫که مشکلی وجود داشته باشه.

306
00:13:54,989 --> 00:13:56,290
‫اینقدر به خودت سخت نگیر.

307
00:13:56,390 --> 00:13:58,426
‫- سرت خیلی شلوغه.
‫- آره. تو هم همینطور.

308
00:13:58,492 --> 00:14:01,595
‫- تعجب کردم اینجا دیدمت.
‫- فکر نمی‌کردم چاره‌ی دیگه‌ای داشته باشم.

309
00:14:01,695 --> 00:14:02,997
‫بهت تیر خورده، بون.

310
00:14:03,131 --> 00:14:04,732
‫هرچقدر زمان نیاز داری مرخصی بگیر.

311
00:14:04,798 --> 00:14:06,600
‫دارم درباره‌ی تو حرف می‌زنم، میکی.

312
00:14:06,667 --> 00:14:08,436
‫دیشب از کفِ زمین جمعت کردیم.

313
00:14:08,536 --> 00:14:10,780
‫ببین، درکت می‌کنم، یهو شوک بزرگی بهت وارد شده،
‫اما نمی‌دونم

314
00:14:10,804 --> 00:14:13,007
‫- الان از پس کار برمیای یا نه.
‫- متاسفم.

315
00:14:13,107 --> 00:14:14,675
‫نمی‌دونستم دارم قضاوت می‌شم.

316
00:14:14,775 --> 00:14:16,244
‫محض اطلاعت اگه نمی‌دونی،

317
00:14:16,310 --> 00:14:17,345
‫الان واقعاً درگیر

318
00:14:17,478 --> 00:14:18,947
‫- یه عالمه مشکلم.
‫- دقیقاً.

319
00:14:19,013 --> 00:14:20,590
‫پس اگه نیاز داری استراحت کنی،
‫برو بکن.

320
00:14:20,614 --> 00:14:22,294
‫اما تو کلانتری. نمی‌تونی

321
00:14:22,350 --> 00:14:23,684
‫کمتر از صد درصد خودت باشی.

322
00:14:23,817 --> 00:14:26,687
‫حق نداری بهم بگی
‫چطوری کارم رو انجام بدم.

323
00:14:28,656 --> 00:14:30,992
‫من... متاسفم.

324
00:14:31,092 --> 00:14:32,426
‫بون...

325
00:14:32,493 --> 00:14:33,928
‫ممنونم.

326
00:14:33,995 --> 00:14:35,263
‫بابت دیشب.

327
00:14:35,363 --> 00:14:37,698
‫متاسفم که مجبور شدی
‫منو اونجوری ببینی.

328
00:14:39,167 --> 00:14:40,935
‫من...

329
00:14:41,002 --> 00:14:43,437
‫امیدوارم حرف خجالت‌آوری نزده باشم.

330
00:14:44,973 --> 00:14:46,407
‫راستش، زدی.

331
00:14:48,276 --> 00:14:50,211
‫گفتی...

332
00:14:51,845 --> 00:14:54,915
‫که فورتی‌ناینرز قراره قهرمان سوپربول بشن.

333
00:15:00,821 --> 00:15:03,391
‫دیل. میکی فاکس هستم...

334
00:15:03,491 --> 00:15:05,059
‫اگه خواستی درباره‌ی اینکه
‫بستری اجباری چطوریه حرف بزنی،

335
00:15:05,193 --> 00:15:07,028
‫بهم زنگ بزن.

336
00:15:07,128 --> 00:15:08,562
‫فعلاً خدافظ.

337
00:15:13,534 --> 00:15:15,903
‫دیروز نشد حرف‌مون رو تموم کنیم.

338
00:15:16,004 --> 00:15:17,547
‫فکر نکنم تونسته باشم
‫بهت حالی کنم که

339
00:15:17,571 --> 00:15:20,408
‫استویانوف‌ها واقعاً چقدر خطرناکن.

340
00:15:20,541 --> 00:15:22,576
‫دوست دارم برات توضیح بدم،

341
00:15:22,710 --> 00:15:26,080
‫مخصوصاً چون دفعه‌ی پیش
‫یه جورایی حواسمون پرت شد.

342
00:15:26,180 --> 00:15:27,540
‫آره، یه جورایی حواس‌پرت‌کن بود

343
00:15:27,581 --> 00:15:29,141
‫فهمیدن اینکه مادرت که فکر می‌کردی مُرده، زنده‌ست،

344
00:15:29,183 --> 00:15:30,943
‫فقط به داشتن یه دختر علاقه نداره.

345
00:15:33,187 --> 00:15:34,488
‫داستان منو شنیدی، میکی.

346
00:15:34,555 --> 00:15:36,424
‫می‌دونی که قضیه یکم
‫پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

347
00:15:36,524 --> 00:15:38,726
‫من حرفی با تو ندارم.

348
00:15:38,826 --> 00:15:40,761
‫قرار نیست عضو کارگروه کوچولوت بشم.

349
00:15:40,861 --> 00:15:42,563
‫خودت رو با تهدید کردن هم خسته نکن

350
00:15:42,663 --> 00:15:44,432
‫که رابطه‌ام با الک کین رو لو میدی.

351
00:15:44,532 --> 00:15:46,700
‫اصلاً قرار نبود
‫اونو علیه تو استفاده کنم.

352
00:15:47,868 --> 00:15:49,570
‫همین الانش هم خیلی بهت صدمه زدم.

353
00:15:49,670 --> 00:15:50,904
‫پدرم بهم صدمه زد،

354
00:15:51,039 --> 00:15:52,740
‫معاون رئیس سانتوس.

355
00:15:52,840 --> 00:15:55,109
‫تو اگه خودت رو هم بکشی،
‫نمی‌تونی به من صدمه بزنی.

356
00:15:55,943 --> 00:15:57,245
‫میکی، یه موضوع فوری

357
00:15:57,345 --> 00:15:59,313
‫- پیش اومده.
‫- آره.

358
00:16:02,383 --> 00:16:04,085
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

359
00:16:04,185 --> 00:16:05,625
‫فقط فکر کردم شاید به یه راه فرار
‫نیاز داشته باشی.

360
00:16:08,056 --> 00:16:09,723
‫از بیمارستان مرخص شدی.

361
00:16:10,491 --> 00:16:12,693
‫با وجود تمام تلاش‌های پسرت، الک.

362
00:16:12,760 --> 00:16:14,962
‫واسه همین اینجام.

363
00:16:15,063 --> 00:16:16,530
‫ببین، نیازی نیست من بهت بگم

364
00:16:16,630 --> 00:16:18,799
‫وقتی به عناصر فاسد اجازه داده بشه

365
00:16:18,899 --> 00:16:20,210
‫هر غلطی می‌خوان بکنن،
‫چقدر خطرناکه. و می‌دونم

366
00:16:20,234 --> 00:16:21,602
‫که با استویانوف‌ها

367
00:16:21,735 --> 00:16:22,803
‫از زمانی که اوکلند بودی، آشنایی داری.

368
00:16:22,936 --> 00:16:24,472
‫به کمکت نیاز دارم، معاون بون.

369
00:16:24,572 --> 00:16:25,973
‫ازت می‌خوام میکی رو راضی کنی

370
00:16:26,074 --> 00:16:27,951
‫- که با من همکاری کنه.
‫- نمی‌دونم کدومش خنده‌دارتره،

371
00:16:27,975 --> 00:16:29,535
‫اینکه من برخلاف خواسته‌ی اون عمل کنم،

372
00:16:29,577 --> 00:16:32,146
‫یا اینکه فکر می‌کنی من می‌تونم
‫میکی فاکس رو به انجام کاری راضی کنم.

373
00:16:32,280 --> 00:16:33,547
‫ببین، فقط یه نگاه بنداز.

374
00:16:33,614 --> 00:16:35,416
‫اگه بعد از دیدن کارهای دیگه‌ای
‫که استویانوف‌ها کردن،

375
00:16:35,483 --> 00:16:36,750
‫باهام هم‌عقیده نبودی

376
00:16:36,850 --> 00:16:37,961
‫که این کارگروه چقدر اهمیت داره،

377
00:16:37,985 --> 00:16:39,753
‫باشه.

378
00:16:39,853 --> 00:16:41,489
‫دیگه مزاحمت نمی‌شم.

379
00:16:50,631 --> 00:16:52,333
‫با مامان حرف زدم.

380
00:16:53,134 --> 00:16:54,968
‫یعنی سعی کردم حرف بزنم.

381
00:16:55,969 --> 00:16:58,339
‫بابابزرگ، بهم میگی ایوا چی گفت؟

382
00:16:58,472 --> 00:17:00,308
‫من کسی به اسم ایوا نمی‌شناسم.

383
00:17:01,842 --> 00:17:03,444
‫من یه ماریا می‌شناختم.

384
00:17:04,178 --> 00:17:06,714
‫ماریا قدیما مادرت رو روی زانوهاش تکون می‌داد.

385
00:17:07,481 --> 00:17:10,851
‫ماریا با من به پیاده‌روی‌های طولانی

386
00:17:10,951 --> 00:17:13,921
‫توی ساحل مون‌اِستون میومد.

387
00:17:14,788 --> 00:17:16,857
‫ماریا این کار رو بهم یاد داد.

388
00:17:19,627 --> 00:17:21,595
‫همه‌ی این لعنتی یه دروغ بود.

389
00:17:23,164 --> 00:17:25,333
‫می‌خوای درباره‌ی ماریا بدونی؟

390
00:17:25,466 --> 00:17:27,101
‫یه عالمه داستان دارم.

391
00:17:27,201 --> 00:17:29,036
‫اما... ایوا؟

392
00:17:29,170 --> 00:17:30,671
‫نمی‌شناسمش.

393
00:17:32,173 --> 00:17:34,508
‫عالیه. واقعاً کمک بزرگی بود.

394
00:17:34,608 --> 00:17:35,709
‫خب...

395
00:17:35,809 --> 00:17:37,010
‫خدای من، از دست این خانواده!

396
00:17:37,145 --> 00:17:39,447
‫هیچکس حرف نمی‌زنه،
‫هیچکس نمیگه چه حسی داره.

397
00:17:39,547 --> 00:17:42,216
‫یه نفر لطفاً بهم بگه
‫مادربزرگم چی گفت؟

398
00:17:42,316 --> 00:17:43,851
‫اون مادربزرگ تو نیست!

399
00:17:44,852 --> 00:17:47,721
‫از نظر خونی شاید باشه،
‫ولی نه به خاطر اینکه دوستت داره.

400
00:17:47,821 --> 00:17:49,823
‫نه از هیچ‌ نظر مهمی.

401
00:17:49,890 --> 00:17:53,093
‫ببین. ببین اسکای، می‌دونم کنجکاوی...

402
00:17:53,194 --> 00:17:54,662
‫اسکای!

403
00:17:55,529 --> 00:17:57,198
‫برامون تعریف کن چی شد، اَندی.

404
00:17:57,298 --> 00:17:59,700
‫توی پرونده اومده
‫که تو خواب بودی

405
00:17:59,800 --> 00:18:01,569
‫و بعدش یه صدایی شنیدی؟

406
00:18:03,036 --> 00:18:04,372
‫طبقه‌ی پایین.

407
00:18:04,505 --> 00:18:05,973
‫یه عده داشتن دعوا می‌کردن.

408
00:18:06,039 --> 00:18:07,141
‫یه عده؟

409
00:18:07,241 --> 00:18:08,376
‫آره. مامانم،

410
00:18:08,476 --> 00:18:10,144
‫با یه نفر دیگه.

411
00:18:10,244 --> 00:18:12,346
‫مرد؟ زن؟

412
00:18:12,413 --> 00:18:13,814
‫نمی‌دونم،

413
00:18:13,914 --> 00:18:15,794
‫چون دوز داروهای جدیدم رو خورده بودم،

414
00:18:15,883 --> 00:18:17,718
‫واسه همین حسابی مَنگ بودم.

415
00:18:17,851 --> 00:18:19,520
‫اصلاً انگار نمی‌تونستم تکون بخورم.

416
00:18:19,587 --> 00:18:20,888
‫خب.

417
00:18:20,988 --> 00:18:22,788
‫- بعدش چی شد؟
‫- صدای جیغ مامانم رو شنیدم.

418
00:18:22,856 --> 00:18:26,059
‫و بعدش، انگار همه‌جا خیلی خیلی ساکت شد.

419
00:18:26,160 --> 00:18:29,430
‫بعد صدای مامانم رو
‫درست پشت در اتاقم شنیدم.

420
00:18:29,563 --> 00:18:32,032
‫زنگ بزن ۹۱۱. زنگ بزن ۹۱۱.

421
00:18:33,734 --> 00:18:35,503
‫فکر کردی داری چی کار می‌کنی؟

422
00:18:35,569 --> 00:18:37,771
‫داریم با اَندی درباره‌ی
‫پرونده‌ی مامانت حرف می‌زنیم.

423
00:18:37,905 --> 00:18:39,573
‫سلام پانچی.

424
00:18:39,707 --> 00:18:42,009
‫میکی از این قضیه خبر داره؟

425
00:18:42,075 --> 00:18:43,311
‫لطفاً عصبانی نشو، پانچ.

426
00:18:43,411 --> 00:18:45,613
‫داری به من میگی عصبانی نشم؟

427
00:18:50,017 --> 00:18:51,485
‫من باید برم.

428
00:18:51,585 --> 00:18:53,954
‫اَندی، صبر کن. لطفاً.

429
00:18:54,087 --> 00:18:55,789
‫لازم نیست بری.

430
00:18:56,590 --> 00:18:58,426
‫داشتم حرف از زیر زبونش می‌کشیدم، پانچ.

431
00:18:58,559 --> 00:19:00,828
‫- می‌دونم فکر می‌کنی اون مامانت رو کشته...
‫- آره.

432
00:19:00,928 --> 00:19:02,630
‫دلیل خوبی هم دارم.

433
00:19:03,597 --> 00:19:05,299
‫این جای زخم رو می‌بینی؟

434
00:19:05,399 --> 00:19:06,800
‫اَندی این کار رو باهام کرد،

435
00:19:06,900 --> 00:19:09,069
‫درست دو هفته قبل از قتل.

436
00:19:09,136 --> 00:19:10,704
‫اومدم خونه و دیدم داره مامانم رو می‌زنه.

437
00:19:10,804 --> 00:19:13,140
‫وقتی سعی کردم از هم جداشون کنم،
‫مچم رو شکست.

438
00:19:13,974 --> 00:19:15,576
‫اگه حرفم رو باور نمی‌کنی، از سیلویا بپرس.

439
00:19:15,643 --> 00:19:16,544
‫سیلویا کیه؟

440
00:19:16,644 --> 00:19:18,312
‫بهترین دوست مامانم.

441
00:19:18,412 --> 00:19:19,713
‫اون منو رسوند بیمارستان،

442
00:19:19,813 --> 00:19:21,815
‫در حالی که پدر و مادرم سعی می‌کردن
‫اَندی رو آروم کنن.

443
00:19:21,949 --> 00:19:24,985
‫ببینید، من برادرم رو دوست داشتم.

444
00:19:26,119 --> 00:19:28,155
‫وقتی بچه بودیم،

445
00:19:28,289 --> 00:19:29,890
‫قبل از اینکه مریض بشه،

446
00:19:29,990 --> 00:19:31,425
‫اون الگوی من بود.

447
00:19:31,492 --> 00:19:34,795
‫حالا شاید فکر کنید داری لطف می‌کنید.

448
00:19:34,895 --> 00:19:36,464
‫اما باور کنید...

449
00:19:36,564 --> 00:19:39,032
‫تنها کاری که داری می‌کنید،
‫باز کردن زخم‌های قدیمیه.

450
00:19:43,804 --> 00:19:45,906
‫آزمایش سم‌شناسی اولیه‌ات...

451
00:19:47,575 --> 00:19:48,742
‫یه نوع داروی شبه‌اِفیونی صنعتی

452
00:19:48,809 --> 00:19:50,611
‫به اسم سایکلورفین رو توی خونت نشون داد.

453
00:19:50,678 --> 00:19:54,248
‫دانا، اون چیز فوق‌العاده خطرناکیه.

454
00:19:54,348 --> 00:19:56,116
‫مرگبارتر از فنتانیله.

455
00:19:56,216 --> 00:19:57,485
‫یا خدا.

456
00:19:57,585 --> 00:19:58,585
‫کار اون دوست‌پسره‌ست.

457
00:19:58,652 --> 00:20:00,354
‫شرط می‌بندم اون این آشغال رو بهش داده.

458
00:20:00,488 --> 00:20:02,523
‫خب، از دوست‌پسرت برام بگو، دانا.

459
00:20:03,824 --> 00:20:05,693
‫ما بهم زدیم، خب؟

460
00:20:07,828 --> 00:20:09,096
‫مایکل.

461
00:20:09,162 --> 00:20:10,698
‫اسمش مایکله.

462
00:20:10,798 --> 00:20:12,433
‫فامیلی مایکل چیه؟

463
00:20:12,533 --> 00:20:14,268
‫اسمیت.

464
00:20:14,368 --> 00:20:15,536
‫اون یه لجن به تمام معناست.

465
00:20:15,669 --> 00:20:17,605
‫می‌دونی چیه؟ باید برم پیداش کنم

466
00:20:17,705 --> 00:20:18,848
‫- اون عوضی کوچولو رو.
‫- نه. بابا، لطفاً.

467
00:20:18,872 --> 00:20:19,872
‫بهت گفتم که، بهم زدیم.

468
00:20:19,973 --> 00:20:22,242
‫پس کی مواد رو بهت داد؟

469
00:20:23,110 --> 00:20:23,977
‫یه دوست.

470
00:20:24,044 --> 00:20:25,044
‫کدوم دوست؟

471
00:20:25,145 --> 00:20:27,080
‫یادم نیست.

472
00:20:32,686 --> 00:20:34,087
‫سخته اینو بگم،

473
00:20:34,187 --> 00:20:36,067
‫اما خوشحالم که مامانش
‫زنده نیست تا این وضع رو ببینه.

474
00:20:36,557 --> 00:20:39,226
‫می‌دونم دوست داشتن یه معتاد چقدر سخته.

475
00:20:39,360 --> 00:20:41,295
‫من با اسکای، این رو تجربه کردم.

476
00:20:41,395 --> 00:20:42,963
‫اون بهم دروغ گفت، میکی.

477
00:20:43,063 --> 00:20:44,665
‫در واقع اون مریضی بود که دروغ می‌گفت.

478
00:20:49,437 --> 00:20:50,738
‫اون بهت نیاز داره، دیل.

479
00:20:50,871 --> 00:20:52,172
‫نه مامانی داره، نه دوستی.

480
00:20:52,272 --> 00:20:54,675
‫الان تو این دنیا، باباش تنها کسیه که داره.

481
00:20:54,775 --> 00:20:57,077
‫فقط... کنارش باش.

482
00:20:59,380 --> 00:21:01,349
‫آره.

483
00:21:02,916 --> 00:21:05,453
‫♪ داشتم روی صندلی عقب گریه می‌کردم... ♪

484
00:21:08,556 --> 00:21:10,758
‫خدای من.

485
00:21:17,297 --> 00:21:19,433
‫سلام، اسکای.

486
00:21:20,768 --> 00:21:22,803
‫اسم من ایواست.

487
00:21:25,138 --> 00:21:27,741
‫من مادربزرگت هستم.

488
00:21:33,481 --> 00:21:36,016
‫هر وقت درباره‌ی تو از مامانم می‌پرسیدم،

489
00:21:36,116 --> 00:21:38,686
‫این عکس رو بهم نشون می‌داد.

490
00:21:39,420 --> 00:21:42,155
‫بهم بگو چی شد، ایوا.

491
00:21:42,255 --> 00:21:44,191
‫اون روز چه اتفاقی افتاد؟

492
00:21:49,697 --> 00:21:51,699
‫به هم زدن ادامه بده، میکی.

493
00:21:51,799 --> 00:21:53,300
‫من می‌خوام وانیل رو بریزم!

494
00:21:53,401 --> 00:21:56,136
‫- من می‌خوام!
‫- عجله نکن میکی فاکس.

495
00:21:56,236 --> 00:21:57,538
‫می‌ذارم تو بریزیش.

496
00:21:57,638 --> 00:21:59,507
‫خوبه.

497
00:21:59,607 --> 00:22:01,509
‫- عالیه.
‫- سلام عزیزم.

498
00:22:01,609 --> 00:22:04,111
‫- بابایی!
‫- میکی!

499
00:22:04,211 --> 00:22:06,179
‫سلام.

500
00:22:06,279 --> 00:22:08,816
‫- دارین پنکیک درست می‌کنین؟
‫- اوهوم.

501
00:22:09,683 --> 00:22:10,884
‫زودباش.

502
00:22:12,620 --> 00:22:14,121
‫- محصول چطوره؟
‫- عالی.

503
00:22:14,187 --> 00:22:15,589
‫سم میگه

504
00:22:15,689 --> 00:22:18,091
‫شیرین‌ترین برگ کوهستان رو داریم.

505
00:22:19,591 --> 00:22:26,668
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

506
00:22:28,168 --> 00:22:31,204
‫مامانی، چرا خونه داره می‌لرزه؟

507
00:22:33,206 --> 00:22:34,808
‫مامورای فدرال!

508
00:22:34,875 --> 00:22:36,395
‫- مامورای فدرال!
‫- همین الان بخوابید روی زمین!

509
00:22:36,477 --> 00:22:39,179
‫دستاتون رو ببرین بالا
‫و همین الان بخوابین روی زمین!

510
00:22:39,279 --> 00:22:41,381
‫بابا!

511
00:22:42,883 --> 00:22:44,117
‫- وس!
‫- آخ!

512
00:22:44,217 --> 00:22:46,053
‫وس!

513
00:22:46,454 --> 00:22:47,988
‫- نکنید. نه، نکنید! نکنید!
‫- مامان!

514
00:22:48,055 --> 00:22:49,923
‫- مامان!
‫- ولش... نکنید! میکی! میکی!

515
00:22:50,057 --> 00:22:51,425
‫میک... آخ!

516
00:22:51,525 --> 00:22:53,226
‫- نکنید. میکی!
‫- میکی...

517
00:22:53,326 --> 00:22:54,895
‫- مامانی!
‫- نه، تو رو خدا!

518
00:22:54,995 --> 00:22:56,196
‫- میکی!
‫- کاری به کارش نداشته باشین!

519
00:22:56,263 --> 00:22:57,898
‫اون هیچ نقشی تو این قضیه نداشته!

520
00:22:57,998 --> 00:23:00,568
‫اون هیچ نقشی تو این قضیه نداشته!

521
00:23:05,573 --> 00:23:08,542
‫اما... تو قطعاً دستت تو کار بوده.

522
00:23:08,642 --> 00:23:10,277
‫مگه نه؟

523
00:23:12,546 --> 00:23:15,282
‫من اون روز به نیروها خبر ندادم...

524
00:23:18,318 --> 00:23:19,753
‫ولی آره،

525
00:23:19,853 --> 00:23:21,455
‫من دستم تو کار بود.

526
00:23:22,623 --> 00:23:23,657
‫شش سال.

527
00:23:23,791 --> 00:23:26,159
‫شش سال غیبت زده بود.

528
00:23:27,294 --> 00:23:28,862
‫فکر می‌کردیم مُردی.

529
00:23:29,663 --> 00:23:30,974
‫- مُردم.
‫- وقتی کار دادستان آمریکا باهات تموم بشه،

530
00:23:30,998 --> 00:23:32,733
‫آرزو می‌کنی که ای کاش مُرده بودی.

531
00:23:32,800 --> 00:23:35,135
‫فرستادمت اوکلند
‫تا غول سبز رو پیدا کنی.

532
00:23:35,235 --> 00:23:36,670
‫اونوقت تو چی کار کردی؟

533
00:23:37,471 --> 00:23:40,007
‫عاشق اون عوضی شدی
‫و ازش بچه‌دار شدی؟

534
00:23:40,107 --> 00:23:43,110
‫بهتره برای خودت وکیل بگیری، ماریا.

535
00:23:43,176 --> 00:23:45,513
‫چون رنگ بیرون زندان رو هم نمی‌بینی.

536
00:23:48,582 --> 00:23:50,918
‫اگه سخنرانی کوچولوت تموم شد،

537
00:23:50,984 --> 00:23:52,986
‫بهت بگم قراره قضیه چطوری پیش بره.

538
00:23:53,120 --> 00:23:55,756
‫تو قراره وسلی فاکس رو

539
00:23:55,856 --> 00:23:57,758
‫فقط به جرم کشت ساده متهم کنی.

540
00:23:57,825 --> 00:23:58,945
‫پرونده‌ام درباره‌ی قاچاقه...

541
00:23:58,992 --> 00:24:00,494
‫اون ۲۴ ماه حبسش رو

542
00:24:00,628 --> 00:24:03,263
‫توی نزدیکترین زندان
‫با حداقل سطوح امنیتی می‌گذرونه،

543
00:24:03,363 --> 00:24:05,766
‫جایی که اجازه داره هفته‌ای یک‌بار
‫با دخترمون ملاقات داشته باشه.

544
00:24:05,866 --> 00:24:07,434
‫در عوض،

545
00:24:07,501 --> 00:24:08,836
‫اول، اسم خریدار اصلی

546
00:24:08,936 --> 00:24:11,004
‫پرورش‌دهنده‌ها توی اوکلند رو بهت میدم.

547
00:24:11,104 --> 00:24:12,806
‫حتی یک نفر از کسایی که امروز دستگیر کردی

548
00:24:12,906 --> 00:24:14,107
‫این اطلاعات رو بهت نمیده.

549
00:24:14,207 --> 00:24:15,643
‫بالاخره یکی‌شون همسایه‌اش رو می‌فروشه.

550
00:24:15,709 --> 00:24:17,545
‫تا صد سال دیگه هم این کار رو نمی‌کنن.

551
00:24:17,645 --> 00:24:19,680
‫دوم، من با پرواز بعدی میرم بوگوتا.

552
00:24:19,813 --> 00:24:22,716
‫بیل منندز هنوز مامور ارشد اونجاست؟

553
00:24:22,816 --> 00:24:24,351
‫طرفدارمه.

554
00:24:24,484 --> 00:24:25,753
‫شرط می‌بندم کلاهش رو می‌اندازه هوا

555
00:24:25,853 --> 00:24:27,773
‫اگه پنج سال آینده توی تیم مبارزه با موادش باشم.

556
00:24:30,858 --> 00:24:31,925
‫ده سال،

557
00:24:32,025 --> 00:24:33,226
‫قبل اینکه برگردی آمریکا،

558
00:24:33,360 --> 00:24:35,062
‫- وگرنه معامله‌ای در کار نیست.
‫- این اصلاً خوب نیست.

559
00:24:35,195 --> 00:24:37,064
‫ده سال عمر یک آدمه...

560
00:24:37,164 --> 00:24:39,032
‫ده سال یه پیشنهاد یک‌باره‌ست
‫که فقط به این خاطر دارم مطرحش می‌کنم

561
00:24:39,166 --> 00:24:41,535
‫چون تو بهترین کسی هستی
‫که تا حالا آموزش دادم.

562
00:24:41,635 --> 00:24:44,204
‫و این پیشنهادیه که توی

563
00:24:44,337 --> 00:24:46,139
‫سه... دو... از روی میز برداشته می‌شه.

564
00:24:46,206 --> 00:24:47,941
‫ده سال.

565
00:24:49,677 --> 00:24:51,211
‫واشنگتن یه داستان سرهم‌بندی‌شده می‌خواد.

566
00:24:51,311 --> 00:24:54,114
‫یه راه برای بستن پرونده‌ی یه فصل بسیار شرم‌آور.

567
00:24:54,214 --> 00:24:56,550
‫و با شناختی که ازت دارم،
‫حدس می‌زنم تو هم همین حس رو داری.

568
00:24:56,684 --> 00:24:58,686
‫چی تو نظرت داری؟

569
00:24:58,786 --> 00:25:00,688
‫بهشون گفتیم که مُردی.

570
00:25:01,421 --> 00:25:03,056
‫پس شاید بهتره واقعاً مُرده باشی.

571
00:25:24,344 --> 00:25:26,379
‫زیر سوال بردن تصمیم من راحته.

572
00:25:26,446 --> 00:25:29,917
‫خود من تقریباً چهل ساله که هر روز
‫دارم این کار رو می‌کنم.

573
00:25:30,684 --> 00:25:32,485
‫اما یا این کار بود، یا اینکه

574
00:25:32,586 --> 00:25:34,688
‫مادرت دوتا والد می‌داشت که

575
00:25:34,788 --> 00:25:36,356
‫دارن محکومیت‌های طولانی‌شون رو می‌گذرونن.

576
00:25:36,423 --> 00:25:38,792
‫اینجوری، وس رو زودتر کشیدم بیرون.

577
00:25:38,926 --> 00:25:41,528
‫می‌دونستم اهالی منطقه هواش رو دارن.

578
00:25:41,629 --> 00:25:43,463
‫هوای هردوشون رو.

579
00:25:44,364 --> 00:25:46,266
‫چرا الان؟

580
00:25:46,366 --> 00:25:48,535
‫منظورم اینه، من هر نظری
‫درباره‌ی تصمیمات داشته باشم...

581
00:25:48,636 --> 00:25:50,570
‫و باور کن کلی حرف دارم...

582
00:25:51,772 --> 00:25:53,907
‫چرا الان برگشتی؟

583
00:25:57,711 --> 00:26:00,313
‫برگشتم چون...

584
00:26:02,582 --> 00:26:04,417
‫یه وظیفه‌ای دارم و

585
00:26:04,484 --> 00:26:07,955
‫به کمک مامانت و پدربزرگت نیاز دارم

586
00:26:08,055 --> 00:26:12,159
‫تا یه سازمان جنایی
‫بسیار خطرناک رو متلاشی کنیم.

587
00:26:15,963 --> 00:26:18,565
‫مامانم هر بار این عکس رو نشونم می‌داد،

588
00:26:18,632 --> 00:26:20,634
‫می‌گفت این مادربزرگته، اسکای.

589
00:26:20,734 --> 00:26:22,903
‫همون زنی که اسمت رو از روی اون گذاشتم.

590
00:26:22,970 --> 00:26:24,838
‫اسکای ماریا فریلی.

591
00:26:26,807 --> 00:26:28,709
‫حالا می‌دونم ماریا هیچوقت وجود نداشته.

592
00:26:28,809 --> 00:26:30,711
‫و تا جایی که به من مربوطه،

593
00:26:30,811 --> 00:26:32,179
‫تو هم وجود نداری.

594
00:26:42,489 --> 00:26:44,892
‫آره، اون روز رو یادمه.

595
00:26:44,992 --> 00:26:47,594
‫باید یه چیزی می‌بردم خونه‌ی مری

596
00:26:47,661 --> 00:26:50,430
‫و پانچ اومد بیرون، مچ دستش رو گرفته بود.

597
00:26:50,497 --> 00:26:51,932
‫گفت کار اَندی بوده.

598
00:26:52,032 --> 00:26:53,910
‫مری ازم خواست ببرمش بیمارستان...

599
00:26:53,934 --> 00:26:55,936
‫داشتن سعی می‌کردن اَندی رو آروم کنن.

600
00:26:56,036 --> 00:26:57,871
‫اَندی زیاد دست به خشونت می‌زد؟

601
00:26:59,006 --> 00:27:00,941
‫نه، ولی...

602
00:27:01,008 --> 00:27:03,176
‫روزهای بد خودش رو داشت. کاش

603
00:27:03,276 --> 00:27:05,779
‫می‌تونستم بیشتر کمک کنم، اما اون خانواده رو

604
00:27:05,879 --> 00:27:07,180
‫- خیلی خوب نمی‌شناختم.
‫- واقعاً؟

605
00:27:07,280 --> 00:27:08,825
‫پانچ گفت تو و مری
‫صمیمی‌ترین دوستای هم بودین.

606
00:27:08,849 --> 00:27:10,150
‫ما...

607
00:27:10,884 --> 00:27:13,954
‫نمیگم صمیمی‌ترین دوست بودیم، نه.

608
00:27:14,021 --> 00:27:15,989
‫تو کلیسا باهم آشنا شدیم.

609
00:27:16,056 --> 00:27:17,390
‫خانم بکینز، به نظرتون

610
00:27:17,524 --> 00:27:19,359
‫اَندی توانایی کشتن مادرش رو داشت؟

611
00:27:19,459 --> 00:27:22,362
‫نه. اَندی مریض بود، شکی توش نیست.

612
00:27:22,462 --> 00:27:23,731
‫اما آدم مهربونی بود،

613
00:27:23,831 --> 00:27:25,498
‫و عاشق مادرش بود. از ته دل.

614
00:27:25,598 --> 00:27:28,301
‫نه، اَندی هیچوقت به مری آسیب نمی‌زد.

615
00:27:28,401 --> 00:27:30,303
‫هی مامان. حاضری بریم؟

616
00:27:31,204 --> 00:27:34,474
‫اووِن، این معاون‌های کلانتر داشتن درباره‌ی
‫یه پرونده‌ی قدیمی سوال می‌پرسیدن.

617
00:27:34,541 --> 00:27:37,310
‫این پسرم اوونه. معاون‌ها داشتن می‌رفتن.

618
00:27:37,410 --> 00:27:38,578
‫راستش خانم بکینز،

619
00:27:38,678 --> 00:27:40,023
‫- ما چندتا سوال دیگه...
‫- متاسفم،

620
00:27:40,047 --> 00:27:41,949
‫باید برم مطب دکتر.

621
00:27:42,049 --> 00:27:43,751
‫مجبورم بحث رو همینجا تمام کنم.

622
00:27:43,851 --> 00:27:46,086
‫- آره...
‫- ممنون از اینکه باهامون صحبت کردی سیلویا.

623
00:27:46,186 --> 00:27:47,921
‫به کارت برس.

624
00:27:54,561 --> 00:27:57,397
‫یه جوری دوباره قسر در رفتی.

625
00:27:57,497 --> 00:28:00,067
‫دقیقاً نمی‌شه گفت موکلم قسر در رفته.

626
00:28:00,200 --> 00:28:01,735
‫- نه؟ تو چی میگی؟
‫- میگم

627
00:28:01,869 --> 00:28:03,546
‫دادستان آمریکا توی لغو اتهامات درست عمل کرده.

628
00:28:03,570 --> 00:28:07,007
‫میگم خیلی سخته بشه حکم محکومیت گرفت

629
00:28:07,107 --> 00:28:09,076
‫وقتی مامور پرونده، یعنی جناب الک کین،

630
00:28:09,209 --> 00:28:11,912
‫هم الف جنایتکاره، و هم ب مُرده.

631
00:28:12,012 --> 00:28:15,448
‫و میگم بهتره بیشتر حواست باشه
‫کی رو استخدام می‌کنی.

632
00:28:15,582 --> 00:28:17,284
‫شاید بد نباشه زیپ‌رکروتر رو امتحان کنی.

633
00:28:18,518 --> 00:28:19,853
‫تراویس فریلی.

634
00:28:19,953 --> 00:28:21,421
‫وکیل وس،

635
00:28:21,521 --> 00:28:23,223
‫پدر نوه‌ات.

636
00:28:23,323 --> 00:28:24,958
‫جرم و جنایت‌های الک کین

637
00:28:25,092 --> 00:28:27,194
‫شاید پرونده‌ی علیه وس
‫و تعاونی رو خراب کرده باشه،

638
00:28:27,294 --> 00:28:29,534
‫اما جلوی پرونده‌ی کسب‌وکار
‫خانوادگیت رو نگرفت.

639
00:28:29,629 --> 00:28:31,765
‫تا جایی که به سازمان دی‌ای‌اِی مربوط می‌شه،

640
00:28:31,865 --> 00:28:34,167
‫چشم‌انداز فریلی هنوزم
‫یه سازمان جنایی محسوب می‌شه.

641
00:28:34,267 --> 00:28:35,678
‫خب، فکر کنم پس توی دادگاه می‌بینمت.

642
00:28:35,702 --> 00:28:38,138
‫فقط شاید توی تجدید دیدار بعدی خانواده نبینیمت.

643
00:28:38,806 --> 00:28:40,373
‫- وس...
‫- جناب وکیل.

644
00:28:41,300 --> 00:28:47,300
سینمافریک

645
00:28:48,315 --> 00:28:49,883
‫فقط یه سوال دارم.

646
00:28:49,950 --> 00:28:51,618
‫فقط یکی؟

647
00:28:52,452 --> 00:28:53,753
‫ما رو فروختی؟

648
00:28:54,822 --> 00:28:56,824
‫اون جامعه‌ی منم بود، وس...

649
00:28:56,957 --> 00:28:59,126
‫ما رو فروختی؟!

650
00:28:59,259 --> 00:29:00,527
‫نه!

651
00:29:05,165 --> 00:29:07,134
‫من و تو...

652
00:29:10,337 --> 00:29:12,039
‫اون واقعی بود؟

653
00:29:16,810 --> 00:29:18,946
‫همیشه.

654
00:29:23,116 --> 00:29:26,286
‫هی، من دیگه یه مرد بالغم.

655
00:29:26,353 --> 00:29:29,522
‫یه آدم کاملاً بزرگسال. از پسش برمیام.

656
00:29:29,622 --> 00:29:32,092
‫بلاها و سختی‌های روزگاره دیگه، می‌دونی که؟

657
00:29:32,159 --> 00:29:33,827
‫ولی...

658
00:29:33,927 --> 00:29:35,595
‫میکی...

659
00:29:35,695 --> 00:29:37,564
‫اون یه بچه بود.

660
00:29:38,999 --> 00:29:41,068
‫و تو قلبش رو شکستی.

661
00:29:42,669 --> 00:29:44,071
‫آره، شکستم.

662
00:29:45,272 --> 00:29:46,506
‫یک‌بار.

663
00:29:47,307 --> 00:29:50,010
‫تو چند بار این کار رو کردی وس؟

664
00:30:00,553 --> 00:30:02,222
‫- سلام.
‫- سلام.

665
00:30:02,322 --> 00:30:03,523
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

666
00:30:03,623 --> 00:30:05,825
‫داشتم... جویای حال دانا می‌شدم. تو چی؟

667
00:30:05,926 --> 00:30:07,460
‫پزشکی قانونی ازم خواست بیام.

668
00:30:07,560 --> 00:30:08,428
‫اِمی؟

669
00:30:08,528 --> 00:30:09,897
‫پزشک قانونی؟

670
00:30:12,065 --> 00:30:13,533
‫بیخیال. گرفتی چی شد؟

671
00:30:13,666 --> 00:30:14,902
‫اِمی؟ پزشک قانونی؟

672
00:30:15,035 --> 00:30:16,469
‫بامزه‌ست... بیخیال.

673
00:30:16,569 --> 00:30:19,206
‫دیشب یه زندانی توی بازداشتگاه اِج‌واتر اوردوز کرد.

674
00:30:19,306 --> 00:30:20,673
‫یه جور ماده‌ی مخدر صنعتی جدید.

675
00:30:20,773 --> 00:30:22,642
‫بهش میگن سایکلورفین.

676
00:30:23,476 --> 00:30:25,378
‫منم باهات میام.

677
00:30:26,479 --> 00:30:28,648
‫بون. اینجا چی کار می‌کنی؟

678
00:30:28,748 --> 00:30:30,850
‫جینا پیامت رو بهم داد. بهش گفتی...

679
00:30:30,918 --> 00:30:32,886
‫- مگه بهش نگفتی...
‫- یه معاون بفرست.

680
00:30:32,986 --> 00:30:36,156
‫یعنی یکی که دیروز توی بخش
‫مراقبت‌های ویژه نبوده.

681
00:30:36,256 --> 00:30:38,258
‫واقعاً نباید روی پاهات وایسی.

682
00:30:38,358 --> 00:30:40,093
‫مجوز کارهای سبک رو دارم.

683
00:30:40,227 --> 00:30:41,594
‫همین الان با دکتر صحبت کردم.

684
00:30:41,728 --> 00:30:43,472
‫- می‌خوای خودت باهاش حرف بزنی؟
‫- شاید.

685
00:30:43,496 --> 00:30:45,832
‫خب، قطعاً خیلی متعهد به کارشه.

686
00:30:45,933 --> 00:30:47,367
‫و همینطور متعهد به کلانترش.

687
00:30:49,236 --> 00:30:51,638
‫این زندانی بر اثر اوردوز مُرده.

688
00:30:51,738 --> 00:30:54,374
‫اینم موادی که باعثش شد. سایکلورفین.

689
00:30:54,474 --> 00:30:55,708
‫یه مخدر صنعتیه،

690
00:30:55,775 --> 00:30:57,777
‫چند برابر کشنده‌تر از فنتانیل.

691
00:30:57,877 --> 00:30:59,455
‫کسایی که این ماده رو می‌سازن
‫اون رو تقطیر می‌کنن

692
00:30:59,479 --> 00:31:02,149
‫به شکل مایع، بعد می‌کِشن روی صفحات یه کتاب،

693
00:31:02,249 --> 00:31:04,251
‫یه مجله، یا یه نامه از طرف خانواده.

694
00:31:04,351 --> 00:31:06,286
‫وقتی کاغذ سوزونده می‌شه، دودش

695
00:31:06,419 --> 00:31:08,188
‫فوق‌العاده نئشه‌کننده و کشنده‌ست.

696
00:31:08,255 --> 00:31:10,523
‫سانتوس ازم خواست پرونده‌اش
‫درباره‌ی استویانوف‌ها رو بخونم.

697
00:31:10,590 --> 00:31:12,960
‫هفته‌هاست که دارن این جنس رو
‫توی جنوب کالیفرنیا ردوبدل می‌کنن،

698
00:31:13,093 --> 00:31:14,594
‫تحت اسم خیابونی سایکلون.

699
00:31:14,727 --> 00:31:17,130
‫توی آزمایش سم‌شناسی دانا،
‫سایکلورفین پیدا شده.

700
00:31:17,264 --> 00:31:18,731
‫بریم باهاش حرف بزنیم.

701
00:31:19,466 --> 00:31:21,701
‫- ممنون، اِمی.
‫- خواهش می‌کنم. هی...

702
00:31:21,801 --> 00:31:23,470
‫ببخشید که بهت گیر دادم.

703
00:31:23,570 --> 00:31:25,472
‫کافئین بدنم یکم پایینه.

704
00:31:26,306 --> 00:31:27,474
‫نه، اشکالی نداره.

705
00:31:27,574 --> 00:31:28,808
‫ممنون که حواست بهم هست.

706
00:31:28,908 --> 00:31:30,277
‫باعث افتخاره.

707
00:31:31,111 --> 00:31:32,279
‫کلانتر فاکس.

708
00:31:32,379 --> 00:31:33,813
‫اِمی.

709
00:31:37,050 --> 00:31:38,485
‫دانا هاکینز کجاست؟

710
00:31:38,585 --> 00:31:40,305
‫مجبور شدیم از بخش ایزوله منتقلش کنیم.

711
00:31:40,353 --> 00:31:42,855
‫از دل‌درد شکایت می‌کرد.

712
00:31:47,360 --> 00:31:48,495
‫خیلی عجیبه.

713
00:31:48,628 --> 00:31:49,762
‫اون همین

714
00:31:49,862 --> 00:31:51,164
‫- یه دقیقه پیش اینجا بود.
‫- وسایلش رو

715
00:31:51,264 --> 00:31:52,704
‫از بخش ایزوله آوردی پایین؟

716
00:31:52,732 --> 00:31:53,732
‫تمام وسایل شخصیش رو.

717
00:31:53,800 --> 00:31:55,268
‫فقط غیر از گوشیش. توی بستری‌های ۵۱۵۰،

718
00:31:55,368 --> 00:31:56,803
‫گوشی‌ها رو نگه می‌داریم.

719
00:31:56,903 --> 00:31:58,514
‫- لباساش اینجا نیست.
‫- منطقی نیست.

720
00:31:58,538 --> 00:31:59,872
‫چرا باید بره؟

721
00:32:02,175 --> 00:32:03,610
‫کسی اینا رو براش فرستاده؟

722
00:32:03,676 --> 00:32:05,178
‫یک ساعت پیش تحویل داده شدن.

723
00:32:05,312 --> 00:32:06,689
‫بعد از اینکه منتقل شد آوردم‌شون پایین.

724
00:32:06,713 --> 00:32:07,790
‫فکر کردم خوشحال می‌شه داشته باشتشون.

725
00:32:07,814 --> 00:32:09,016
‫بون.

726
00:32:09,749 --> 00:32:11,218
‫دیل.

727
00:32:11,985 --> 00:32:14,354
‫فکر کنم می‌دونیم چرا دانا رفته.

728
00:32:18,125 --> 00:32:19,602
‫اون رو دزدیدن. اون عکس رو براش فرستادن

729
00:32:19,626 --> 00:32:21,061
‫تا بکشنش بیرون.

730
00:32:21,194 --> 00:32:23,006
‫اون تمارض به دل‌درد کرد
‫تا از بخش ایزوله بیاد بیرون.

731
00:32:23,030 --> 00:32:25,165
‫می‌دونستن با کله میاد.

732
00:32:25,265 --> 00:32:26,633
‫کار استویانوف‌هاست.

733
00:32:26,733 --> 00:32:29,236
‫حتماً یه جوری پاش به جریانات اونا باز شده.

734
00:32:29,369 --> 00:32:30,713
‫دیل می‌گفت دوست‌پسرش مایه دردسره.

735
00:32:30,737 --> 00:32:32,097
‫شاید فقط نمی‌دونسته چقدر.

736
00:32:32,172 --> 00:32:33,906
‫حالا دانا و باباش دست اونان.

737
00:32:34,041 --> 00:32:36,343
‫ماشین پلاک نداشت.
‫می‌تونستن هرجایی برده باشنش.

738
00:32:36,409 --> 00:32:37,877
‫گوشیم!

739
00:32:37,944 --> 00:32:39,812
‫زنگ بزنید به پلیس!

740
00:32:39,912 --> 00:32:42,882
‫اون دختر بلوند کوچولوئه گوشیمو دزدید.

741
00:32:42,949 --> 00:32:45,252
‫یعنی دنیا داره به کجا میرسه؟

742
00:32:45,352 --> 00:32:46,662
‫وقتی می‌خوای به یکی لطف کنی،

743
00:32:46,686 --> 00:32:49,022
‫- اونوقت اونا از پشت بهت خنجر می‌زنن...
‫- آقا.

744
00:32:49,122 --> 00:32:50,290
‫می‌تونیم کمک‌تون کنیم؟

745
00:32:50,423 --> 00:32:51,758
‫چه سریع اومدید.

746
00:32:51,891 --> 00:32:55,062
‫دختر بلوند توی اون اتاق،
‫ازم خواست گوشیمو بهش قرض بدم.

747
00:32:55,162 --> 00:32:56,729
‫تا یک ثانیه رو برگردوندم،

748
00:32:56,829 --> 00:32:58,031
‫غیبش زد.

749
00:32:58,098 --> 00:33:00,567
‫باید پیداش کنید.

750
00:33:01,601 --> 00:33:03,836
‫- شنیدید چی گفتم؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم آقا.

751
00:33:03,936 --> 00:33:06,706
‫بون، هرکی به من پیام داده
‫داره موقعیت مکانی زنده ارسال می‌کنه.

752
00:33:06,806 --> 00:33:09,376
‫آقا، این شماره تلفن شماست؟

753
00:33:09,476 --> 00:33:10,710
‫آره، خودشه.

754
00:33:10,810 --> 00:33:13,080
‫گوشی دانا ضبط شده بود.

755
00:33:13,180 --> 00:33:15,948
‫اون گوشی این آقا رو دزدیده.
‫می‌تونیم ردش رو بزنیم.

756
00:33:36,803 --> 00:33:39,339
‫دیل هم اونجاست. نمی‌تونیم
‫منتظر نیروهای ویژه بمونیم.

757
00:33:42,975 --> 00:33:44,411
‫تو فقط مجوز کارهای سبک رو داری.

758
00:33:44,511 --> 00:33:46,179
‫من اهل اوکلندم.

759
00:33:46,979 --> 00:33:49,015
‫اینکه چیزی نیست.

760
00:35:02,088 --> 00:35:05,358
‫حتماً باید برات گل بفرستم
‫تا بهم توجه کنی؟

761
00:35:05,458 --> 00:35:06,726
‫بهتره چیزی که می‌خوام رو بهم بگی،

762
00:35:06,826 --> 00:35:09,128
‫وگرنه سر بابات روش‌های قدیمی رو پیاده می‌کنم.

763
00:35:10,230 --> 00:35:12,832
‫خب، به کلانتر درباره‌ی ما چی گفتی؟

764
00:35:12,899 --> 00:35:14,434
‫قسم می‌خورم،

765
00:35:14,567 --> 00:35:16,403
‫به میکی هیچی نگفتم.

766
00:35:16,536 --> 00:35:17,670
‫میکی، آره؟

767
00:35:17,737 --> 00:35:18,814
‫با هم اینقدر صمیمی هستین؟

768
00:35:18,838 --> 00:35:19,838
‫خواهش می‌کنم، بچه‌ها.

769
00:35:19,906 --> 00:35:20,907
‫فقط بذارین بریم.

770
00:35:21,007 --> 00:35:22,409
‫ما چیزی نمیگیم.

771
00:35:22,509 --> 00:35:23,643
‫هر چی بخواین... انجام میدم.

772
00:35:23,743 --> 00:35:25,545
‫انجامش میدم! از مایکل بپرسین!

773
00:35:25,612 --> 00:35:27,347
‫مایکل دیگه نمی‌تونه نجاتت بده، سلیطه.

774
00:35:27,414 --> 00:35:28,414
‫اون احمق حتی نمی‌تونه

775
00:35:28,481 --> 00:35:29,882
‫- خودش رو نجات بده.
‫- بسه دیگه.

776
00:35:30,683 --> 00:35:33,119
‫اینجا رو به آتیش بکشیم
‫و از اینجا بزنیم بیرون.

777
00:35:33,720 --> 00:35:35,355
‫- نه.
‫- من پیت بنزین رو میارم.

778
00:35:35,422 --> 00:35:36,856
‫نه! نه!

779
00:35:36,956 --> 00:35:39,192
‫نه. نه. نه!

780
00:35:39,259 --> 00:35:40,360
‫نه! نه!

781
00:35:40,460 --> 00:35:41,794
‫نه! نه، نه!

782
00:35:41,894 --> 00:35:43,296
‫نه نه نه!

783
00:35:50,002 --> 00:35:51,938
‫دفتر کلانتری! تکون نخورین!

784
00:35:53,773 --> 00:35:56,243
‫بون، وضعیت کد ۴! مظنون زمین‌گیر شد!

785
00:35:59,279 --> 00:36:00,580
‫۱۰-۱۵، یک نفر بازداشته!

786
00:36:00,680 --> 00:36:01,948
‫واحد یک کلانتری به واحد یک آدم.

787
00:36:02,081 --> 00:36:03,182
‫درخواست کد ۳ پزشکی دارم.

788
00:36:03,283 --> 00:36:05,151
‫همین الان یه آمبولانس لازم داریم!

789
00:36:09,021 --> 00:36:10,699
‫درباره‌ی دوست‌پسرت بگو، دانا.
‫اسمش چیه؟

790
00:36:10,723 --> 00:36:12,191
‫ایوانوف.

791
00:36:13,159 --> 00:36:14,394
‫اسمش مایکل ایوانوفه.

792
00:36:14,494 --> 00:36:15,728
‫توی لیتل سوفیا کار می‌کنه.

793
00:36:15,828 --> 00:36:17,597
‫- همون نونواییه؟
‫- اولش اون یه...

794
00:36:17,697 --> 00:36:19,198
‫پسر خوبی بود.

795
00:36:19,266 --> 00:36:20,867
‫اون... مهربون بود.

796
00:36:20,933 --> 00:36:23,236
‫اما با این آدم‌ها می‌گشت...
‫توی کار مواد بودن،

797
00:36:23,336 --> 00:36:25,171
‫اما خودشون مصرف نمی‌کردن.

798
00:36:25,238 --> 00:36:26,398
‫این‌ها حتی مشروب هم نمی‌خوردن.

799
00:36:26,473 --> 00:36:27,740
‫مواد رو به تو می‌دادن؟

800
00:36:28,908 --> 00:36:30,810
‫کاغذ بود، میکی.

801
00:36:30,910 --> 00:36:32,279
‫کاغذ.

802
00:36:33,313 --> 00:36:35,014
‫اولین باری که امتحانش کردم...

803
00:36:35,114 --> 00:36:36,416
‫تقریباً مثل یه بازی بود.

804
00:36:36,516 --> 00:36:38,751
‫چند بار دیگه که گذشت،
‫فهمیدم بدبخت شدم.

805
00:36:38,851 --> 00:36:40,387
‫بدهی بالا آوردم.

806
00:36:41,153 --> 00:36:42,689
‫وقتی به مایکل گفتم
‫نمی‌تونم بدم، گفت

807
00:36:42,789 --> 00:36:44,791
‫یه راه هست که بتونم بدهیم رو صاف کنم.

808
00:36:45,925 --> 00:36:47,894
‫یه مزرعه دارن،

809
00:36:47,960 --> 00:36:49,629
‫بالا توی دِدواتر.

810
00:36:50,630 --> 00:36:52,632
‫یه مشت دختر رو اونجا نگه داشتن.

811
00:36:53,466 --> 00:36:54,801
‫واسه سرویس دادن به کارگرها.

812
00:36:54,934 --> 00:36:56,736
‫من رو یه بار بردن اونجا.

813
00:36:56,836 --> 00:36:58,305
‫بعضی از اون دخترها رو دیدم.

814
00:36:59,205 --> 00:37:00,740
‫اجازه ندارن اونجا رو ترک کنن.

815
00:37:01,374 --> 00:37:03,676
‫رسماً اون‌ها رو
‫اونجا زندانی کردن.

816
00:37:05,945 --> 00:37:07,714
‫این خونه.

817
00:37:07,780 --> 00:37:09,282
‫می‌دونی... کجاست؟

818
00:37:09,382 --> 00:37:11,126
‫- می‌تونی ما رو ببری اونجا؟
‫- فکر نکنم.

819
00:37:11,150 --> 00:37:12,795
‫ساعت‌ها رانندگی کردیم،
‫خیلی بالا توی کوهستان بود.

820
00:37:12,819 --> 00:37:13,819
‫حتی جاده هم نداشت.

821
00:37:13,853 --> 00:37:15,054
‫به مایکل التماس کردم

822
00:37:15,121 --> 00:37:16,823
‫که مجبورم نکنه اونجا کار کنم.

823
00:37:17,557 --> 00:37:19,225
‫گفت یه راه دیگه

824
00:37:19,292 --> 00:37:21,127
‫واسه صاف کردن بدهیم هست.

825
00:37:21,994 --> 00:37:25,131
‫به جاش چندتا از دوست‌هام رو براش ببرم.

826
00:37:25,264 --> 00:37:26,966
‫نمی‌دونستم چی کار کنم.

827
00:37:27,066 --> 00:37:30,169
‫مایکل گفت اگه باهاتون حرف بزنم،
‫بابام رو می‌کشن.

828
00:37:31,037 --> 00:37:33,506
‫بیا. یکم آب بخور.

829
00:37:35,775 --> 00:37:38,911
‫همیشه اون بالا توی کوهستان،
‫کارگر جنسی بوده.

830
00:37:39,646 --> 00:37:43,015
‫اما این دخترهایی
‫که دانا ازشون حرف می‌زنه؟

831
00:37:43,149 --> 00:37:45,284
‫اون‌ها فاحشه نیستن.

832
00:37:45,352 --> 00:37:47,354
‫اون‌ها برده‌ان.

833
00:37:48,855 --> 00:37:51,324
‫و این نونوایی‌ای
‫که مایکل توش کار می‌کنه...

834
00:37:51,424 --> 00:37:53,860
‫فقط یه پوششه
‫واسه خانواده‌ی استویانوف.

835
00:37:54,694 --> 00:37:56,463
‫همه‌ی این‌ها زیر سر اون‌هاست.

836
00:37:56,563 --> 00:37:59,265
‫آدم‌ربایی. مخدرهای صنعتی.

837
00:37:59,366 --> 00:38:01,200
‫قاچاق جنسی.

838
00:38:02,669 --> 00:38:04,170
‫این...

839
00:38:05,204 --> 00:38:07,239
‫اِج‌واتر هیچوقت با همچین تهدیدی روبرو نشده بود.

840
00:38:10,109 --> 00:38:11,711
‫هی بچه‌ها. من و اَندی داشتیم

841
00:38:11,844 --> 00:38:14,046
‫درباره‌ی اِج‌واتر قدیم حرف می‌زدیم،

842
00:38:14,180 --> 00:38:15,948
‫منظورم دهه‌ی ۹۰ه.

843
00:38:16,015 --> 00:38:17,950
‫می‌دونستین گروه پِرل جَم

844
00:38:18,017 --> 00:38:19,452
‫توی میت آپ اجرای آکوستیک داشتن؟

845
00:38:19,519 --> 00:38:20,596
‫قبل از اینکه خیلی معروف بشن؟

846
00:38:20,620 --> 00:38:22,355
‫من طرفدار پر و پاقرص‌شون بودم.

847
00:38:22,455 --> 00:38:23,575
‫و تا آخر شب،

848
00:38:23,623 --> 00:38:25,057
‫اون‌ها هم طرفدار پر و پاقرص من شده بودن،

849
00:38:25,157 --> 00:38:27,126
‫- اگه منظورم رو بفهمی.
‫- کاش نمی‌فهمیدم.

850
00:38:27,193 --> 00:38:30,897
‫اَندی، می‌خواستیم ازت
‫درباره‌ی سیلویا بکینز بپرسیم.

851
00:38:30,997 --> 00:38:32,532
‫یادت میادش؟ پانچ می‌گفت

852
00:38:32,632 --> 00:38:34,272
‫اون و مامانت، انگار دوست صمیمی بودن.

853
00:38:34,333 --> 00:38:36,836
‫آره خب. منظورم اینه که اون و مامانم،
‫باهم مثل دوتا خواهر بودن.

854
00:38:36,903 --> 00:38:39,539
‫ما دور هم جمع می‌شدیم و اونا هم،

855
00:38:39,639 --> 00:38:42,341
‫هر سه‌شنبه‌شب
‫روی خبرنامه‌ی کلیسا کار می‌کردن.

856
00:38:42,442 --> 00:38:43,943
‫- سه‌شنبه‌شب؟
‫- قتل مری

857
00:38:44,043 --> 00:38:45,378
‫توی یه سه‌شنبه‌شب اتفاق افتاد.

858
00:38:45,478 --> 00:38:46,646
‫خب؟

859
00:38:46,746 --> 00:38:48,881
‫هنک، دیدی سیلویا چقدر داشت پنهان‌کاری می‌کرد.

860
00:38:48,981 --> 00:38:51,250
‫حالا فهمیدیم قرار بوده
‫همون شبی که مری مُرد،

861
00:38:51,384 --> 00:38:53,119
‫باهاش ملاقات کنه؟

862
00:38:53,986 --> 00:38:55,087
‫صبر کن...

863
00:38:55,855 --> 00:38:58,224
‫سیلویا؟ تو فکر می‌کنی اون...

864
00:38:58,324 --> 00:38:59,468
‫اون توی این کار دستی داشته؟

865
00:38:59,492 --> 00:39:01,060
‫لزوماً نه، اَندی. ما فقط...

866
00:39:01,160 --> 00:39:02,371
‫- داریم حرف می‌زنیم.
‫- خودت گفتی داشت پنهان‌کاری می‌کرد.

867
00:39:02,395 --> 00:39:03,596
‫فکر می‌کنی

868
00:39:03,696 --> 00:39:05,197
‫- سیلویا به مامانم صدمه زده؟
‫- اَندی، آروم باش.

869
00:39:05,264 --> 00:39:06,298
‫- بشین.
‫- نه.

870
00:39:06,399 --> 00:39:07,399
‫نه، اون زن خوبی بود.

871
00:39:07,467 --> 00:39:08,935
‫اون دوست مامانم بود.

872
00:39:11,203 --> 00:39:13,773
‫کاش هیچوقت در مورد کشته شدن مامانم
‫ازم نپرسیده بودین.

873
00:39:14,474 --> 00:39:16,809
‫کاش اصلاً هیچکدوم از این کارها رو نمی‌کردین.

874
00:39:20,212 --> 00:39:21,581
‫اَندی...

875
00:39:21,714 --> 00:39:23,750
‫من میرم، من میرم. اَندی...

876
00:39:24,451 --> 00:39:28,220
‫کَسیدی، تو همیشه دلت می‌خواد
‫جنبه‌ی خوب آدم‌ها رو ببینی.

877
00:39:28,320 --> 00:39:30,457
‫منظورم اینه که، این قدرت ماورایی توئه.

878
00:39:32,158 --> 00:39:34,627
‫ولی این پرونده‌های حل‌نشده
‫ممکنه حسابی کثیف بشن.

879
00:39:34,761 --> 00:39:36,429
‫حالا که حرف از کثیف شد...

880
00:39:38,097 --> 00:39:40,042
‫می‌دونی که برادرم
‫توی دریک کانتی معاون کلانتره.

881
00:39:40,066 --> 00:39:41,710
‫خب، اون دیشب شیفت سوم بود.

882
00:39:41,734 --> 00:39:44,170
‫می‌گفت کلانتر اونجا، میکی رو
‫دیر‌وقت آورده بازداشتگاه.

883
00:39:44,270 --> 00:39:48,340
‫اونم در حالی که مست مست بوده.

884
00:39:49,308 --> 00:39:50,477
‫وای.

885
00:39:52,445 --> 00:39:53,813
‫می‌دونستی.

886
00:39:54,981 --> 00:39:58,350
‫امروز صبح داشتی با بون
‫در مورد همین حرف می‌زدی.

887
00:39:59,586 --> 00:40:00,853
‫هیچ جشن سوپرایزی‌ای در کار نیست.

888
00:40:00,953 --> 00:40:04,123
‫متاسفم هنک.
‫هیچ جشن سوپرایزی‌ای در کار نیست.

889
00:40:05,658 --> 00:40:07,858
‫- و نباید به کسی چیزی بگی...
‫- کلمه‌ای از دهنم نمی‌پره.

890
00:40:08,528 --> 00:40:09,938
‫بحث هم سر اون جشن غافل‌گیری نیست،

891
00:40:09,962 --> 00:40:11,864
‫- موضوع این نیست.
‫- باشه.

892
00:40:11,964 --> 00:40:13,800
‫تو به من اعتماد نداری.

893
00:40:13,900 --> 00:40:15,678
‫بعد از این همه چیزی که پشت سر گذاشتیم،
‫بهم اعتماد نداری.

894
00:40:15,702 --> 00:40:17,436
‫- هنک، اینجوری نکن...
‫- نه نه نه.

895
00:40:17,537 --> 00:40:20,807
‫تو، میکی و بون، باند کوچولوی
‫خودتون رو دارین، مشکلی نیست.

896
00:40:20,907 --> 00:40:22,250
‫ولی محض اطلاع، من به محض اینکه شنیدم،

897
00:40:22,274 --> 00:40:24,243
‫بهت گفتم. چون بهت اعتماد دارم.

898
00:40:24,310 --> 00:40:26,445
‫چیزی که برای یه رابطه‌ی کاری واجبه.

899
00:40:29,882 --> 00:40:31,651
‫و می‌دونی چیه؟ آره.

900
00:40:31,784 --> 00:40:33,686
‫یه جورایی به اون جشن سوپرایزی هم ربط داره.

901
00:40:35,186 --> 00:40:43,186
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

902
00:40:45,197 --> 00:40:46,398
‫آخ...

903
00:40:47,266 --> 00:40:48,400
‫اوه...

904
00:40:55,508 --> 00:40:57,043
‫امشب هر دوی شما رو اینجا خواستم

905
00:40:57,176 --> 00:40:58,645
‫چون یه چیزی یادم اومد.

906
00:40:58,711 --> 00:41:00,012
‫بین تمام این ماجراها

907
00:41:00,112 --> 00:41:02,081
‫و تمام کثافت‌کاری‌هایی
‫که شما دوتا سرم آوردین،

908
00:41:02,181 --> 00:41:04,517
‫فقط یه چیز ثابت توی زندگیم داشتم.

909
00:41:04,617 --> 00:41:06,218
‫این شهر.

910
00:41:07,219 --> 00:41:08,487
‫شما دوتا میومدین و می‌رفتین،

911
00:41:08,588 --> 00:41:11,123
‫ولی مردم اِج‌واتر نه. اونا پام ایستادن.

912
00:41:11,190 --> 00:41:13,392
‫اونا ازم محافظت کردن. مراقبم بودن.

913
00:41:13,526 --> 00:41:15,728
‫از وقتی که توی این دفتر مشغول به کارم،

914
00:41:15,828 --> 00:41:17,530
‫سعی کردم لطفشون رو جبران کنم.

915
00:41:17,630 --> 00:41:19,298
‫و امشب، این وظیفه

916
00:41:19,365 --> 00:41:21,901
‫خیلی سخت‌تر شد.

917
00:41:23,002 --> 00:41:24,571
‫من هستم.

918
00:41:24,704 --> 00:41:26,806
‫کمکت می‌کنم استویانوف‌ها رو زمین بزنی.

919
00:41:26,906 --> 00:41:28,140
‫نه به خاطر تو...

920
00:41:28,207 --> 00:41:29,676
‫بلکه به خاطر اِج‌واتر.

921
00:41:29,776 --> 00:41:31,110
‫از شنیدنش خوشحالم.

922
00:41:31,210 --> 00:41:32,879
‫متاسفانه، با توجه به اینکه پرونده‌ی

923
00:41:33,012 --> 00:41:34,346
‫علیه پدرت داره از هم می‌پاشه،

924
00:41:34,446 --> 00:41:36,082
‫هیچ اهرم فشاری ندارم
‫که مجبورش کنم همکاری کنه.

925
00:41:36,215 --> 00:41:38,885
‫اهرم فشارت بخوره تو سرت.

926
00:41:39,719 --> 00:41:41,253
‫روی من حساب کن.

927
00:41:42,088 --> 00:41:43,923
‫- واقعاً؟
‫- آره.

928
00:41:44,056 --> 00:41:46,793
‫حاضری سابقه‌ات رو به عنوان یه مجرم حرفه‌ای

929
00:41:46,893 --> 00:41:48,961
‫به خطر بندازی تا با دولت همکاری کنی؟

930
00:41:49,061 --> 00:41:51,063
‫ببین، برخلاف تو...

931
00:41:51,163 --> 00:41:53,499
‫یه چیزهایی برام مهم‌تر از

932
00:41:53,566 --> 00:41:55,234
‫سابقه‌ام هستن.

933
00:41:55,367 --> 00:41:58,771
‫♪ دنبالش نیستم، دنبال... ♪

934
00:41:58,905 --> 00:42:00,573
‫♪ اجازه نیستم... ♪

935
00:42:00,707 --> 00:42:01,808
‫پس، انجامش میدیم؟

936
00:42:01,908 --> 00:42:03,910
‫انجامش میدیم.

937
00:42:04,744 --> 00:42:08,547
‫قراره عجب ماجرایی بشه، پسر.

938
00:42:08,648 --> 00:42:10,282
‫♪ دنبال... ♪

939
00:42:11,718 --> 00:42:13,252
‫♪ اجازه نیستم. ♪

940
00:42:17,523 --> 00:42:19,425
‫برگرد اینجا!

941
00:42:20,727 --> 00:42:22,428
‫از این طرف رفت!

942
00:42:22,962 --> 00:42:24,130
‫بگیریدش. بگیریدش!

943
00:42:26,298 --> 00:42:27,298
‫اوه!

944
00:42:27,399 --> 00:42:28,534
‫وایسا!

945
00:42:28,601 --> 00:42:29,902
‫نه، خواهش می‌کنم، نکنین!

946
00:42:29,969 --> 00:42:31,804
‫من رو برنگردونین به اون خونه، خواهش می‌کنم!

947
00:42:31,938 --> 00:42:33,139
‫آره، انجامش بده!

948
00:42:33,500 --> 00:42:38,500
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.

949
00:42:38,524 --> 00:42:42,524
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.
