1
00:00:03,107 --> 00:00:05,652
‫هالووین تو بیمارستان می‌تونه گیج‌کننده باشه.

2
00:00:05,735 --> 00:00:06,736
‫واقعی یا لباسِ هالووینی؟

3
00:00:06,819 --> 00:00:09,447
‫- خنجره تقلبیه، ولی تیر واقعی‌ه.
‫- وای!

4
00:00:09,531 --> 00:00:12,575
‫رافی، ما باید هر هالووین این بحث رو داشته باشیم؟

5
00:00:12,659 --> 00:00:14,619
‫نمی‌تونی اینو اینجا بپوشی.

6
00:00:14,702 --> 00:00:17,455
‫اون زن اجازه داره مثل یه پرستار سکسی بگرده.

7
00:00:17,539 --> 00:00:20,875
‫دانا فقط یه پرستار معمولی‌ه که
‫تو قرعه‌کشی ژنتیک برنده شده.

8
00:00:20,959 --> 00:00:22,210
‫برو عوضش کن. باشه.

9
00:00:23,002 --> 00:00:24,254
‫لعنتی.

10
00:00:24,337 --> 00:00:25,338
‫از هالووین متقفرم.

11
00:00:25,421 --> 00:00:28,967
‫اون پشت یه مرد گنده لباس دو ایکس لارج ماریو پوشیده،

12
00:00:29,050 --> 00:00:30,927
‫احتمالاً داره پیش خودش فکر می‌کنه چرا زنش

13
00:00:31,010 --> 00:00:32,679
‫موقع سکس دیگه تو چشم‌هاش نگاه نمی‌کنه. مثلِ...

14
00:00:32,762 --> 00:00:34,639
‫عزیزم. من عاشق هالووینم.

15
00:00:34,722 --> 00:00:37,976
‫اون یارو ماریو رو دیدی؟
‫سال دیگه می‌خوام مثل اون بپوشم.

16
00:00:38,059 --> 00:00:39,143
‫امیدوارم سایز دو ایکس لارج داشته باشن.

17
00:00:39,227 --> 00:00:40,353
‫خیلی متأسفم.

18
00:00:40,436 --> 00:00:43,189
‫مطمئنم سکس شما دوتا خیلی خوب و معمولی‌ه.

19
00:00:43,273 --> 00:00:45,191
‫منم قبلاً سکس خوب و معمولی داشتم.

20
00:00:45,275 --> 00:00:47,318
‫چی؟ ببخشید، من هنوز سر چارلی افسرده‌ام.

21
00:00:47,402 --> 00:00:49,612
‫لباس دونفره‌مون قرار بود وین و گارث باشه،

22
00:00:49,696 --> 00:00:51,948
‫و همه اون برنامه‌ها دود شد رفت تو هوا.

23
00:00:52,031 --> 00:00:53,950
‫رفیق، امروز بهترین روز برای مجرد بودنه.

24
00:00:54,033 --> 00:00:55,076
‫دور و برت رو نگاه کن.

25
00:00:55,159 --> 00:00:56,995
‫اینجا پر از کیس‌های توپ و باحاله‌.

26
00:00:57,078 --> 00:00:58,454
‫- ترک!
‫- ببخشید.

27
00:00:58,538 --> 00:00:59,706
‫راستش ترک درست میگه.

28
00:00:59,789 --> 00:01:01,708
‫تنها چیزی که نیاز داری یه کراش سرسری‌ه
‫تا چارلی رو فراموش کنی.

29
00:01:01,791 --> 00:01:04,460
‫چطور جرات می‌کنید درد منو نادیده بگیرید طوری
‫که انگار میشه با یه چیز بی‌ارزش و شهوت‌انگیز...

30
00:01:04,544 --> 00:01:07,922
‫فراموشش کرد...

31
00:01:08,006 --> 00:01:09,340
‫جوون!

32
00:01:10,174 --> 00:01:11,676
‫- برگشتیم به دوران اوج، عزیزم!
‫- آره؟

33
00:01:11,759 --> 00:01:12,927
‫- اون برگشته به دوران اوج، عزیزم!
‫- آره.

34
00:01:13,011 --> 00:01:14,721
‫- فقط من، من تنها کسی‌ام که برگشتم.
‫- عزیزم.

35
00:01:14,804 --> 00:01:15,805
‫یو، باید حواست به خودت باشه.

36
00:01:15,888 --> 00:01:17,265
‫نباید منو تو این ‌جور موقعیت‌ها قرار بدی.

37
00:01:17,348 --> 00:01:19,309
‫من هواتو دارم، ولی جلو خودتو بگیر.

38
00:01:19,392 --> 00:01:20,476
‫- دارم خودم رو نگه می‌دارم.
‫- جلوی خودت رو بگیر.

39
00:01:20,560 --> 00:01:23,521
‫همگی بیایید بیرون. یه سوپرایز براتون دارم.

40
00:01:23,605 --> 00:01:24,606
‫وای!

41
00:01:24,689 --> 00:01:25,940
‫بستنی!

42
00:01:26,024 --> 00:01:27,108
‫- آره!
‫- ممنون الیوت.

43
00:01:27,191 --> 00:01:28,985
‫بهش نیاز داشتم، این چند وقته خیلی ناراحت بودم.

44
00:01:29,068 --> 00:01:31,946
‫منم همین‌طور. امیدوارم از اون بستنی
‫سنجاب بامزه‌ها با دماغ آدامسی داشته باشن.

45
00:01:32,030 --> 00:01:35,533
‫بستنی، بستنی،
‫بستنی، بستنی.

46
00:01:35,617 --> 00:01:37,327
‫آره، همه هورا می‌کشیم، همه هورا می‌کشیم

47
00:01:37,410 --> 00:01:40,663
‫برای یه رویکرد عادلانه و برابر به مراقبت‌های بهداشتی زنان.

48
00:01:41,914 --> 00:01:44,667
‫بیایید بچه‌ها، این قرار کلینیک
‫سیارِ خدمات بهداشتیِ جدید من باشه.

49
00:01:44,751 --> 00:01:46,627
‫جری، می‌تونی آهنگ رو خاموش کنی؟

50
00:01:48,046 --> 00:01:49,339
‫بچه‌ها، اولین بودجه‌ام رو گرفتم!

51
00:01:49,422 --> 00:01:51,049
‫بستنی نیست؟ من رفتم.

52
00:01:51,132 --> 00:01:53,426
‫اشتباهی شد. بستنی‌ای در کار نیست.

53
00:01:53,509 --> 00:01:56,054
‫معلومه که هنوز باید کلی پول جمع کنم.

54
00:01:56,137 --> 00:01:57,847
‫می‌تونی کمکم کنید چندتا منبع خوب پیدا کنم؟

55
00:01:57,930 --> 00:01:59,891
‫آخه وقتی بهت قول بستنی دادن،

56
00:01:59,974 --> 00:02:02,393
‫سخته که بری سراغ یه چیز دیگه.

57
00:02:03,603 --> 00:02:04,729
‫به‌به، بستنی.

58
00:02:04,812 --> 00:02:07,899
‫ببین، بودجه‌ها عالین، ولی باید
‫پشتیبانی بیمارستان رو پشتت داشته باشی.

59
00:02:07,982 --> 00:02:10,777
‫کاری کن چندتا دکتر وقتشونو
‫داوطلبانه بذارن برای کلینیک، خب؟

60
00:02:10,860 --> 00:02:12,278
‫بعدش می‌تونیم ببریمش هیئت مدیره و مطرحش کنیم.

61
00:02:12,362 --> 00:02:13,905
‫صبر کن، بوی چیزی رو می‌فهمی؟

62
00:02:13,988 --> 00:02:15,281
‫کامیونت آتیش گرفته.

63
00:02:15,823 --> 00:02:18,117
‫وای خدا. جری! یه کاری کن!

64
00:02:18,201 --> 00:02:20,161
‫کلینیکم آتیش گرفت!

65
00:02:21,037 --> 00:02:23,498
‫ترک راست می‌گفت. دماغش آدامسیه.

66
00:02:24,666 --> 00:02:31,666
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.App ]

67
00:02:31,690 --> 00:02:36,690
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

68
00:02:37,762 --> 00:02:40,223
‫بهت گفتم، من منتظر نمی‌مونم.

69
00:02:40,973 --> 00:02:43,434
‫ریک فابین، صنایع هوافضای فابین.

70
00:02:43,518 --> 00:02:45,728
‫شاید تا حالا سوار یکی از
‫جت‌های اختصاصی ما شده باشی.

71
00:02:45,812 --> 00:02:47,772
‫آقا، من امروز با اسکیت اومدم سر کار.

72
00:02:47,855 --> 00:02:49,649
‫شاید با بمب‌هامون آشنایی بیشتری داشته باشی.

73
00:02:49,732 --> 00:02:52,026
‫عزیزم، تنها بمب‌هایی که من برام مهمه بمب‌های حمامن.

74
00:02:52,110 --> 00:02:54,237
‫باید مثل بقیه بیمارها منتظر بمونی.

75
00:02:54,320 --> 00:02:55,405
‫فازش چیه‌؟

76
00:02:55,488 --> 00:02:59,242
‫فقط یه خودشیفته‌ی پرمدعاست
‫که منتظر پزشک اختصاصیش وایساده.

77
00:02:59,325 --> 00:03:04,330
‫روزهای کار اختصاصی خودم یادم میاد
‫که اصول و تخصصم رو می‌فروختم

78
00:03:04,414 --> 00:03:05,415
‫فقط برای اینکه پول مفت دربیارم

79
00:03:05,498 --> 00:03:11,045
‫تا بتونم از پسِ هزینه‌ی اون کوروت
‫استینگ‌ریِ متالیکِ سبزِ ۱۹۶۷ بعد از طلاقم بربیام،

80
00:03:11,129 --> 00:03:13,423
‫که در واقع هیچ زنی رو جذب نمی‌کنه

81
00:03:13,506 --> 00:03:16,134
‫ولی چندتا یارو باحال می‌بینی
‫که می‌خوان باهاش عکس بگیرن.

82
00:03:16,217 --> 00:03:17,593
‫عزیزم، ما باید ماشین‌هامون رو عوض کنیم،

83
00:03:17,677 --> 00:03:21,013
‫چون کرایسلر پاسیفیکای من
‫تمام مامان‌های ورزشکار رو جذب می‌کنه.

84
00:03:21,097 --> 00:03:22,265
‫پشت هاچ‌بکش رو عشقه!

85
00:03:22,348 --> 00:03:23,641
‫- هی.
‫- هی.

86
00:03:23,725 --> 00:03:27,603
‫ببخشید دیر شد ریک. مجبور شدم
‫یکی رو از سوئیت وی‌آی‌پی بندازم بیرون.

87
00:03:27,687 --> 00:03:29,230
‫راستش یکی دیگه هم خالی بود

88
00:03:29,313 --> 00:03:33,317
‫ولی می‌دونم چقدر دوست داری بقیه رو آواره کنی، ای ناقلا.

89
00:03:33,401 --> 00:03:35,611
‫دوباره برگشتی به درمان بیمارها.

90
00:03:35,695 --> 00:03:38,990
‫می‌دونستم نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری
‫و بخشی از بهترین زوج پزشکی نباشی

91
00:03:39,073 --> 00:03:41,117
‫که تا حالا رو زمین راه رفتن که به اسمِ...

92
00:03:41,200 --> 00:03:44,245
‫مبادا اسمشو بیاری وگرنه
‫با پا می‌زنم تو جفتِ پزشکیت!

93
00:03:45,163 --> 00:03:46,581
‫کاکسِ بزرگ و دیِ کوچک.

94
00:03:46,664 --> 00:03:49,250
‫عاشقشی، مگه نه؟ عاشقشی.

95
00:03:49,333 --> 00:03:51,752
‫- کاکسِ بزرگ و دیِ کوچک!
‫- ای خدا.

96
00:03:51,836 --> 00:03:52,837
‫من برنگشتم.

97
00:03:52,920 --> 00:03:57,175
‫یه ذره حالم بهتر شد، واسه همین
‫فقط یه بیمار قبول کردم چون حوصلم سر رفته بود.

98
00:03:57,258 --> 00:03:59,760
‫معلوم شد بازنشستگی اون چیزی نبود
‫که فکرش رو می‌کردم.

99
00:03:59,844 --> 00:04:01,262
‫متعجبم که این کار رو قبول کردی.

100
00:04:01,345 --> 00:04:04,474
‫یعنی بیمارای اختصاصی به طرز بدنامی پرافاده و پرتوقعن.

101
00:04:04,557 --> 00:04:06,893
‫من یکیشون رو داشتم که مجبورم می‌کرد
‫کفش‌های پاشنه‌بلندش رو بپوشم تا جا باز کنن.

102
00:04:07,643 --> 00:04:11,147
‫نکته مثبتش اینه که می‌تونم دو طبقه رو
‫با پاشنه‌بلند بدون عرق ریختن برم بالا.

103
00:04:11,230 --> 00:04:12,732
‫بخاطر پولی که این یارو داره بهم میده،

104
00:04:12,815 --> 00:04:16,402
‫با کمال میل یه جفت پاشنه‌بلند می‌پوشم
‫و یه لبخندم می‌زنم.

105
00:04:16,486 --> 00:04:18,446
‫جسارت نباشه، ولی اصلاً بلدی لبخند بزنی؟

106
00:04:18,529 --> 00:04:22,158
‫یه کم طول می‌کشه تا موتورم گرم شه
‫ولی فکر کنم بتونم انجامش بدم.

107
00:04:22,241 --> 00:04:24,285
‫هی دکتر کاکس، شنیدم....

108
00:04:24,368 --> 00:04:26,412
‫چه بلایی داره سر صورتش میاد؟

109
00:04:26,496 --> 00:04:27,955
‫این لبخندشه، ترک.

110
00:04:28,039 --> 00:04:30,249
‫خوب تماشاش کن. مثل دنباله‌دار هالیه.

111
00:04:30,333 --> 00:04:32,210
‫دفعه بعد به عمر ما قد نمیده.

112
00:04:35,004 --> 00:04:36,464
‫لعنت بر شیطون، اون چی بود دیگه؟

113
00:04:36,547 --> 00:04:37,799
‫اون لبخندش بود.

114
00:04:39,842 --> 00:04:41,385
‫این تعطیلات.

115
00:04:41,469 --> 00:04:45,473
‫همین الان کلی پاستیل از پشتِ
‫یه پیکاچوی ۴۰ ساله کشیدم بیرون!

116
00:04:45,556 --> 00:04:47,141
‫خب، داشتیم در مورد دورهمی هالووین حرف می‌زدیم.

117
00:04:47,225 --> 00:04:49,852
‫- خیلی مسخره‌ست.
‫- جدی؟ من عاشق هالووینم.

118
00:04:49,936 --> 00:04:51,854
‫منم همین‌طور. بهترینه. مثلاً تعطیلات مورد علاقه‌مه.

119
00:04:51,938 --> 00:04:56,275
‫منظورم از مسخره یعنی باحال،
‫همون‌طوری که تو منطقه مِیدون می‌گن.

120
00:04:56,359 --> 00:04:58,110
‫- شماها که متوجهید.
‫- آره.

121
00:04:58,194 --> 00:05:00,071
‫یعنی برو تو فازش و حالشو ببر.

122
00:05:00,863 --> 00:05:02,031
‫برو تو فازش.

123
00:05:02,114 --> 00:05:04,742
‫برو تو فازش. رفته تو فازش.

124
00:05:04,826 --> 00:05:06,035
‫- برو تو فازش.
‫- برو تو فازش.

125
00:05:06,118 --> 00:05:07,453
‫- برو تو فازش.
‫- برو تو فازش.

126
00:05:07,537 --> 00:05:09,121
‫- برو تو فاز... دارم کمکت می‌کنم.
‫- دستت درد نکنه.

127
00:05:09,205 --> 00:05:11,374
‫برو تو فازش. برو تو فازش.

128
00:05:11,457 --> 00:05:12,458
‫برو تو فاز...

129
00:05:12,542 --> 00:05:14,001
‫داریم واسه کلینیک سیار جدید من شادی می‌کنیم؟

130
00:05:14,085 --> 00:05:16,379
‫برو تو فازش. برو تو فازش.

131
00:05:17,547 --> 00:05:20,424
‫ببینید، من فقط ساعت ۳ بهتون
‫تو اتاق کنفرانس نیاز دارم،

132
00:05:20,508 --> 00:05:23,594
‫چون می‌خوام صندلی‌ها پر باشه
‫و همه‌چیز پرشور به نظر برسه.

133
00:05:23,678 --> 00:05:26,639
‫یعنی تغییر جابه‌جایی ناشی از بازتوزیع نیست؟

134
00:05:26,722 --> 00:05:28,516
‫هی، اگه بتونید بیاید به کنفرانس من،

135
00:05:28,599 --> 00:05:29,809
‫واقعاً به حمایتتون نیاز دارم،

136
00:05:29,892 --> 00:05:32,562
‫همین‌طور زن‌های جامعه‌مون
‫که به خدمات بهداشتی دسترسی ندارن.

137
00:05:32,645 --> 00:05:35,648
‫ببخشید الیوت، ما دقیقاً وسط یه بحث علمی
‫و پزشکی داغ هستیم.

138
00:05:35,731 --> 00:05:38,276
‫خیلی متأسفم. من فقط چندتا
‫از این برگه‌ها رو بذارم اینجا.

139
00:05:38,359 --> 00:05:40,278
‫- دستت درد نکنه.
‫- بذار درست متوجه بشم.

140
00:05:40,361 --> 00:05:45,241
‫اگه من تو جکوزی نشسته باشم
‫و آب تا لبه بالا باشه و تحریک بشم،

141
00:05:45,324 --> 00:05:47,285
‫آب اصلاً جابه‌جا نمیشه و بیرون نمی‌ریزه؟

142
00:05:47,368 --> 00:05:50,621
‫- فرضیه من که اینه، بله.
‫- عمراً این‌طوری باشه.

143
00:05:50,705 --> 00:05:54,500
‫حتی اگه جرم کل ثابت بمونه
‫حجم تغییر می‌کنه.

144
00:05:54,584 --> 00:05:56,002
‫- آره بابا.
‫- نه دارم بهتون می‌گم،

145
00:05:56,085 --> 00:05:57,795
‫من تمام عمرم دارم رو این موضوع تحقیق می‌کنم.

146
00:05:58,880 --> 00:06:03,009
‫داشتم به پیشنهاد ترک فکر می‌کردم
‫که با یه کراش سرسری حواسم رو پرت کنم،

147
00:06:03,092 --> 00:06:05,469
‫ولی اوضاع اون‌طور که امیدوار بودم
‫خوب پیش نمی‌رفت.

148
00:06:09,432 --> 00:06:11,934
‫هیکل این یکی رو داشته باش!

149
00:06:15,021 --> 00:06:18,065
‫تیم، تیم. تو راهرو بازی نکن.
‫برو تو اتاق خودت.

150
00:06:18,149 --> 00:06:19,734
‫پسر. اون‌جا که اصلاً کیس باحالی نیست.

151
00:06:19,817 --> 00:06:21,903
‫اونش دیگه مشکل من نیست.
‫در ضمن روپوشت رو بچرخون.

152
00:06:21,986 --> 00:06:23,654
‫همه‌ دم و دستگاهت معلومه.

153
00:06:27,325 --> 00:06:29,869
‫هی، به نظر گم شدی.
‫می‌تونم کمکت کنم جایی رو پیدا کنی؟

154
00:06:29,952 --> 00:06:32,413
‫فقط داشتم دنبال سلف می‌گشتم. غذاش خوبه؟

155
00:06:32,496 --> 00:06:33,623
‫آره، در واقع بد نیست.

156
00:06:33,706 --> 00:06:35,416
‫تازه بعد از ساعت ۵، شیرینی‌ها مجانی میشن.

157
00:06:36,042 --> 00:06:37,043
‫دقیقاً مثل خودِ من.

158
00:06:37,126 --> 00:06:39,045
‫- جدی؟
‫- آره.

159
00:06:39,128 --> 00:06:40,421
‫قبلاً دور می‌ریختیمشون،

160
00:06:40,504 --> 00:06:43,215
‫ولی بعدش پای سطل زباله سر راکون‌ها
‫یه دردسر بزرگ درست شد.

161
00:06:43,299 --> 00:06:46,344
‫وای خدا. «جدی؟»
‫اون درباره مجرد بودن تو بود،

162
00:06:46,427 --> 00:06:48,137
‫نه شیرینی‌ها. برگرد سر اصل مطلب!

163
00:06:48,220 --> 00:06:49,764
‫خب، راکون‌ دیگه بسه.

164
00:06:49,847 --> 00:06:51,766
‫مُردن، یعنی... خودم کلک‌شونو کندم.

165
00:06:51,849 --> 00:06:56,937
‫ولی ما زنده‌ایم، من و تو
‫و... باید با هم یه نوشیدنی بخوریم.

166
00:06:58,606 --> 00:07:00,107
‫این حرکت واقعاً ضایع بود.

167
00:07:00,191 --> 00:07:02,693
‫احساس می‌کنم بهتره کلاً اتفاقی
‫که افتاد رو فراموش کنیم.

168
00:07:02,777 --> 00:07:04,987
‫موافقم. منم... درباره یه موضوعی با هم هم‌عقیده‌ایم.

169
00:07:06,447 --> 00:07:07,448
‫این درش بسته میشه؟

170
00:07:07,531 --> 00:07:09,617
‫آره، دکمه بستن در درست کنار دکمه باز شدنه.

171
00:07:09,700 --> 00:07:11,869
‫قضیه راکون‌ها خرابش کرد یا...

172
00:07:11,952 --> 00:07:13,663
‫- وای، فکر کنم همه‌چیزش خرابی به بار آورد.
‫- چون من واقعاً حیوانات رو دوست دارم.

173
00:07:13,746 --> 00:07:16,666
‫یه سگ دارم. مرده ولی هنوز باهاش زندگی می‌کنم.

174
00:07:19,460 --> 00:07:21,587
‫حتماً باید پُز راکون‌ها رو می‌دادی، نه؟

175
00:07:21,671 --> 00:07:24,048
‫تازه افتخارش به من نمیرسه
‫چون گرگ‌های صحرایی کشتنشون.

176
00:07:24,131 --> 00:07:26,592
‫- یادمه.
‫- پسر، بدجور گند زدم. دیدیش؟

177
00:07:26,676 --> 00:07:28,052
‫- دیدمش.
‫- خیلی افتضاح بود.

178
00:07:29,178 --> 00:07:32,223
‫می‌دونم ناامید شدی که امشب مرخص نمیشی،

179
00:07:32,306 --> 00:07:34,558
‫ولی دکتر واقعاً باید حواسش
‫به این صدای اضافه قلبت باشه.

180
00:07:34,642 --> 00:07:36,977
‫به هرحال، قاشق‌زنی هالووین خیلی بی‌خود و الکی بزرگ شده.

181
00:07:37,061 --> 00:07:39,438
‫هی عزیزم. ۸ ساعت مونده

182
00:07:39,522 --> 00:07:42,441
‫تا زمان قاشق‌زنی و جمع کردن شکلات برسه.

183
00:07:42,525 --> 00:07:44,568
‫یه نقشه کامل از محله برای خودم و نورا کشیدم.

184
00:07:44,652 --> 00:07:46,654
‫- تمام خونه‌های باحال که باید بهشون سر بزنیم علامت زده شدن.
‫- ترک.

185
00:07:46,737 --> 00:07:48,489
‫همه که نمی‌تونن امشب برن بیرون.

186
00:07:50,491 --> 00:07:51,492
‫سلام، کوچولو.

187
00:07:51,575 --> 00:07:54,203
‫مادربزرگ منم کچله ولی کلاه‌گیس می‌ذاره.

188
00:07:54,286 --> 00:07:55,287
‫ای بابا.

189
00:07:55,371 --> 00:07:59,166
‫کاسه شکلات بزرگ بدون صاحب.
‫رو این یکی‌ها نوشته «گی».

190
00:07:59,250 --> 00:08:01,711
‫همه می‌دونن گی‌ها بهترین شکلات‌ها رو می‌دن.

191
00:08:01,794 --> 00:08:03,087
‫خونه همه‌شونو علامت زدم.

192
00:08:03,170 --> 00:08:07,466
‫فکر می‌کنی ایده‌ی خوبیه نقشه‌ای داشته باشی
‫که خونه تک‌تک گی‌ها توش علامت خورده؟

193
00:08:09,427 --> 00:08:10,428
‫آره، الان که فکرشو می‌کنم متوجهش میشم.

194
00:08:11,971 --> 00:08:14,140
‫ولی ریکی، بذار بهت بگم
‫من میرم و چندتا آزمایش می‌نویسم،

195
00:08:14,223 --> 00:08:17,727
‫تا مطمئن بشم که پیوند کلیه‌ت داره با بدنت سازگار میشه.

196
00:08:17,810 --> 00:08:21,605
‫کاری که ازت می‌خوام اینه که
‫داروهات رو دقیقاً طبق برنامه مصرف کنی.

197
00:08:21,689 --> 00:08:23,107
‫- می‌تونی این کار رو برام بکنی؟
‫- حتماً.

198
00:08:23,190 --> 00:08:25,234
‫تو هم باید یه کاری برای من بکنی.

199
00:08:25,317 --> 00:08:29,363
‫زنم از بس سر بیماری من استرس داره
‫۵ کیلو اضافه وزن آورده.

200
00:08:29,447 --> 00:08:32,366
‫پشت تلفن مثل یه سگ پگ بعد از
‫پیاده‌روی طولانی نفس‌نفس می‌زنه.

201
00:08:32,450 --> 00:08:35,619
‫اصلاً تحمل حرف زدن باهاش رو ندارم
‫پس تو زنگ بزن بهش.

202
00:08:37,705 --> 00:08:38,706
‫همین الان پیگیرش میشم.

203
00:08:41,125 --> 00:08:43,961
‫من قبل اینکه بیماریش بکشتش
‫خودم این مرد رو می‌کشم.

204
00:08:44,044 --> 00:08:46,380
‫من... به کمکت نیاز دارم.

205
00:08:46,464 --> 00:08:48,966
‫چطوری اصلاً این کار رو می‌کردی؟

206
00:08:49,050 --> 00:08:53,054
‫- چی رو، پزشک اختصاصی بودن؟
‫- نه، جیره‌خوار و نوکر یکی بودن.

207
00:08:53,137 --> 00:08:54,263
‫با روحت چیکار می‌کنی؟

208
00:08:54,346 --> 00:08:56,140
‫می‌ذاریش تو کشوی کنار بقیه وسایلت؟

209
00:08:56,223 --> 00:09:00,478
‫واو، باشه، ترجیح میدم تعریفِ
‫پشتِ این توهین رو بشنوم.

210
00:09:00,561 --> 00:09:03,606
‫همین! چطوری این کار رو می‌کنی؟

211
00:09:03,689 --> 00:09:06,150
‫منظورت برخورد فوق‌العاده‌ام با بیمارهاست؟

212
00:09:06,233 --> 00:09:08,444
‫خب، می‌تونم بهت بگم یا...

213
00:09:13,199 --> 00:09:14,200
‫نگاه کن.

214
00:09:15,743 --> 00:09:20,748
‫♪ گرچه پاچه‌خواری و چاپلوسی،
‫یه آدم مهم رو خوشحال می‌کنه ♪

215
00:09:20,831 --> 00:09:27,004
‫♪ ولی غرور رو زیر پا گذاشتن
‫کار هر کسی نیست ♪

216
00:09:27,088 --> 00:09:31,509
‫♪ پس فقط تحملش کن تا بتونی
‫یه پزشک اختصاصی بشی ♪

217
00:09:31,592 --> 00:09:35,554
‫♪ این پیشنهاد منه: نوکر پولدارها باش! ♪

218
00:09:36,806 --> 00:09:37,973
‫ممنون خانم.

219
00:09:38,057 --> 00:09:39,683
‫♪ هاپ، هاپ، هاپ ♪

220
00:09:39,767 --> 00:09:40,976
‫♪ هاپ، هاپ، هاپ، هاپ ♪

221
00:09:41,060 --> 00:09:44,438
‫رودی، نه، این آهنگ منه.

222
00:09:44,522 --> 00:09:47,108
‫هوای زمستون وقتی پیراهن زنونه پوشیدی
‫جلوه‌ش بیشتره.

223
00:09:47,191 --> 00:09:48,984
‫ببین، تنها چیزی که این بیمارای وی‌آی‌پی می‌خوان

224
00:09:49,068 --> 00:09:51,695
‫اینه‌که حس کنن تحویلشون می‌گیرن
‫و باهاشون بهتر از بقیه رفتار میشه،

225
00:09:51,779 --> 00:09:53,447
‫پس بهشون بگو رییس بخش پزشکی خودش پیگیرِ کاره

226
00:09:53,531 --> 00:09:55,783
‫و منم چکاپش رو در سریع‌ترین زمان ممکن انجام میدم.

227
00:09:55,866 --> 00:09:56,834
‫ممنون.

228
00:09:56,834 --> 00:09:56,951
‫شاید نتونی تشخیص بدی،
‫ولی راستش خیلی استرس دارم.
‫ممنون.

229
00:09:56,951 --> 00:09:59,545
‫شاید نتونی تشخیص بدی،
‫ولی راستش خیلی استرس دارم.

230
00:09:59,629 --> 00:10:01,631
‫نه بابا، اتفاقاً کاملاً مشخصه!

231
00:10:01,714 --> 00:10:02,715
‫لعنت بهش، تاش.

232
00:10:04,425 --> 00:10:07,303
‫- چی؟ هیچ‌کس نیومد.
‫- من که اومدم.

233
00:10:07,386 --> 00:10:10,097
‫من همیشه از تو و کلینیک‌های سیارت حمایت می‌کنم دختر،

234
00:10:10,181 --> 00:10:11,682
‫هرچند از ون‌ها خوشم نمیاد.

235
00:10:11,766 --> 00:10:14,226
‫منو یاد تمام دفعه‌هایی میندازن که دزدیده شدم.

236
00:10:14,310 --> 00:10:16,020
‫همیشه هم یه ون در کاره، می‌دونی که؟

237
00:10:16,103 --> 00:10:18,481
‫باورم نمیشه.
‫کسی به سلامت زنان اهمیت نمیده.

238
00:10:18,564 --> 00:10:20,858
‫اصلاً هیچ‌کس به سلامت زنان اهمیت نمیده.

239
00:10:20,942 --> 00:10:22,902
‫متحد. ادامه بده ملکه!

240
00:10:22,985 --> 00:10:25,529
‫ببین، ما به همین نیاز داریم،
‫زن‌های بیشتری که از زن‌ها حمایت کنن.

241
00:10:26,280 --> 00:10:27,990
‫شاید زود قضاوت کردم.

242
00:10:28,074 --> 00:10:30,368
‫بحث در مورد نعوظ تو جکوزی همین‌جاست؟

243
00:10:30,451 --> 00:10:33,829
‫نه، اون بحث خیلی بالا گرفت
‫واسه همین منتقل شد به هتل رادیسونِ اون‌ طرف خیابون.

244
00:10:33,913 --> 00:10:35,289
‫بریم بچه‌ها.

245
00:10:35,373 --> 00:10:37,875
‫عجله کنید. الاناس که اجرا
‫و آزمایش عملی شروع بشه.

246
00:10:38,960 --> 00:10:40,836
‫هی. از این حرف خوشت نمیاد،

247
00:10:40,920 --> 00:10:45,549
‫ولی آزمایش خون بیمارِت نشون میده
‫که اصلاً داروهای ضد پیوندش رو مصرف نمیکنه.

248
00:10:45,633 --> 00:10:46,634
‫ممکنه اون کلیه رو از دست بده.

249
00:10:46,717 --> 00:10:48,844
‫عوضیِ حروم‌زاده، به من دروغ گفت.

250
00:10:48,928 --> 00:10:53,349
‫می‌دونم خیلی عصبانی هستی
‫ولی می‌تونی در عین اقتدار و مدیریت مهربون هم باشی،

251
00:10:53,432 --> 00:10:55,685
‫که این فلسفه پزشکیِ منه.

252
00:10:55,768 --> 00:10:57,979
‫و راستش سبک عشقبازیم هم همین‌طوریه.

253
00:10:58,062 --> 00:10:59,438
‫تورو خدا بس کن!

254
00:10:59,522 --> 00:11:00,815
‫فکر کردم اینو می‌دونی.

255
00:11:03,526 --> 00:11:04,986
‫این گامبی رو داشته باش!

256
00:11:05,069 --> 00:11:06,696
‫نورا کجاست؟ تا الان دیگه باید می‌رسید.

257
00:11:06,779 --> 00:11:09,490
‫قبل اینکه تو یا موهات زیاد وابسته بشید
‫باید یه چیزی بهت بگم.

258
00:11:09,573 --> 00:11:11,075
‫خب.

259
00:11:11,158 --> 00:11:13,327
‫نورا زنگ زد. نمی‌خواد بیاد قاشق‌زنی.

260
00:11:17,790 --> 00:11:19,250
‫- چرا؟
‫- شرمنده‌ام.

261
00:11:19,333 --> 00:11:21,669
‫فقط می‌خواد با دوستاش فیلم ترسناک ببینه.

262
00:11:21,752 --> 00:11:23,045
‫نمی‌خواست ناراحتت کنه.

263
00:11:24,505 --> 00:11:25,506
‫چرا باید ناراحت بشم؟

264
00:11:26,424 --> 00:11:30,261
‫هی، قبلاً متوجه نشدم
‫ولی تو دکتر دورین هستی، درسته؟

265
00:11:30,344 --> 00:11:32,638
‫بله، من دکتر دورین هستم، رییس بخش پزشکی.

266
00:11:32,722 --> 00:11:34,306
‫اینجا دست منه. چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

267
00:11:34,390 --> 00:11:35,933
‫واو، خب، من کَسی سیمونز هستم.

268
00:11:36,017 --> 00:11:37,560
‫مدیر جدید بیمارستانم،

269
00:11:37,643 --> 00:11:42,314
‫پس فکر کنم این یعنی من رئیسِ کسی‌ام که اینجا دستشه.

270
00:11:46,861 --> 00:11:47,987
‫خیلی بی‌خیال و خونسرد به نظر می‌رسی.

271
00:11:48,070 --> 00:11:50,948
‫وقتی بقیه می‌فهمن من رئیسشونم،
‫مخصوصاً بعد اینکه مخمو زدن،

272
00:11:51,032 --> 00:11:53,617
‫معمولاً یه قیافه وحشت‌زده عجیب به خودشون می‌گیرن.

273
00:11:53,701 --> 00:11:54,744
‫آره، دقیقاً مثل همین!

274
00:11:54,827 --> 00:11:57,204
‫این؟ نه، نه، نه. من... من وحشت نکردم.

275
00:11:57,288 --> 00:12:00,124
‫می‌شه یه لحظه منو ببخشید؟

276
00:12:01,000 --> 00:12:08,000
سینمافریک

277
00:12:09,175 --> 00:12:11,469
‫واقعاً متأسفم. متوجه نشدم کی هستید.

278
00:12:11,552 --> 00:12:14,221
‫اکثر مدیرهای بیمارستانی که دیدم
‫مردای مسنی بودن

279
00:12:14,305 --> 00:12:17,516
‫که فقط روی سودآوری و بازدهی تمرکز داشتن.

280
00:12:17,600 --> 00:12:20,978
‫هی، الان دیگه سال ۲۰۲۶ه.
‫زن‌ها هم از پسِ کارایی که اون پیرمردها می‌کردن برمیان.

281
00:12:21,062 --> 00:12:23,481
‫به‌جز اون لحنِ بچه‌گانه حرف زدن!

282
00:12:23,564 --> 00:12:24,857
‫اون دیگه خدایی عجیبه.

283
00:12:24,940 --> 00:12:26,025
‫وای خدا، این خیلی جذاب بود.

284
00:12:26,108 --> 00:12:27,485
‫من فقط می‌خوام همه کارت‌هام رو بزارم رو میز.

285
00:12:27,568 --> 00:12:29,612
‫- نشونم بده.
‫- هیئت مدیره منو بی‌دلیل استخدام نکرده،

286
00:12:29,695 --> 00:12:32,114
‫- می‌خوام هزینه‌های اضافی رو قیچی کنم.
‫- اوه اوه، صبر کن...

287
00:12:32,198 --> 00:12:35,076
‫می‌دونم تازه‌واردی، ولی ما تو سیکرد هارت
‫سر ظاهر و هیکل کسی رو مسخره نمی‌کنیم.

288
00:12:35,159 --> 00:12:37,244
‫شاید باورت نشه ولی هردومون یه چیز رو می‌خوایم،

289
00:12:37,328 --> 00:12:39,663
‫اینکه این بیمارستان به بیشترین
‫تعدادِ ممکن از مردم کمک کنه.

290
00:12:39,747 --> 00:12:40,956
‫تنها سوال اینه که،

291
00:12:41,040 --> 00:12:44,043
‫مشکلی نداری که بذاری من
‫رهبریِ کار رو دست بگیرم و بالاسرت باشم؟

292
00:12:44,126 --> 00:12:46,921
‫ببین، من همیشه بیمارام رو اولویت اول می‌ذارم،

293
00:12:47,004 --> 00:12:49,757
‫ولی کاملاً با این موضوع که تو بالاسرم باشی مشکلی ندارم.

294
00:12:49,840 --> 00:12:54,220
‫یعنی از نظر کاری بالاسرم باشی، می‌دونی
‫و اصلاً نترس از اینکه سوارم بشی.

295
00:12:54,303 --> 00:12:57,389
‫منظورم اینه که سوار کار بشی، نه اینکه...
‫منظورم اون‌ جوری نیست...

296
00:12:58,390 --> 00:12:59,558
‫سواری دادن.

297
00:12:59,642 --> 00:13:04,396
‫فقط می‌خوام روشن بشه که من
‫زندگی کاری و خصوصیم رو با هم قاطی نمی‌کنم.

298
00:13:04,480 --> 00:13:05,648
‫زن سابق منو دیدی؟

299
00:13:05,731 --> 00:13:08,400
‫سلام. کَسی سیمونز هستم، مدیر بیمارستان.

300
00:13:08,484 --> 00:13:11,362
‫الیوت اینجا یکی از بزرگ‌ترین مغزهای اینجاست.

301
00:13:11,445 --> 00:13:12,446
‫- چطوری...
‫- تو یه زنی.

302
00:13:12,530 --> 00:13:14,365
‫می‌بینی، هیچ‌چیزی از زیر دستش رد نمیشه.

303
00:13:15,041 --> 00:13:17,960
‫چهارتا دختر، همشون بزرگ شدن.

304
00:13:18,044 --> 00:13:21,213
‫سال پیش آخرین قاشق‌زنیِ من بود
‫و خودم هم حتی روحم خبر نداشت.

305
00:13:21,797 --> 00:13:22,965
‫اگه می‌دونستم یه کار خاص می‌کردم.

306
00:13:26,928 --> 00:13:30,097
‫تو تا ۲ صبح با نورا بیدار موندی
‫و شکلات‌ها رو شمردی و دسته‌بندی کردی.

307
00:13:30,181 --> 00:13:32,600
‫خونه اونایی که سیب می‌دادن رو
‫با دستمال توالت کثیف کردی.

308
00:13:32,683 --> 00:13:35,269
‫کافی بود بذاری حمومِ شکلات اسکیتلز بگیره
‫و لوله‌کشی‌مون رو به فنا بده.

309
00:13:35,353 --> 00:13:37,104
‫یه هفته بنفش شده بود، ترک!

310
00:13:37,188 --> 00:13:38,564
‫بالاخره یه روزی باید تموم می‌شد.

311
00:13:38,648 --> 00:13:41,275
‫آره خب، ولی ای کاش خودم الان می‌تونستم
‫یه حموم شکلات اسکیتلز بگیرم.

312
00:13:45,655 --> 00:13:47,239
‫و بقیش.

313
00:13:47,323 --> 00:13:49,158
‫بی‌خیال بابا رفیق.

314
00:13:55,122 --> 00:13:57,124
‫- داری حواسم رو پرت می‌کنی.
‫- نه، من کاری به...

315
00:13:58,292 --> 00:13:59,919
‫اون چی تو وجود این یارو می‌بینه؟

316
00:14:00,002 --> 00:14:03,506
‫من اصلاً نمی‌فهمم ولی همه تو بیمارستان میگن،

317
00:14:03,589 --> 00:14:09,387
‫«خوش‌تیپه، باهوشه، بااعتمادبه‌نفسه،
‫بامزه‌ست، جذابه...»

318
00:14:09,470 --> 00:14:11,472
‫مردم تو رو هم دوست دارن.

319
00:14:11,555 --> 00:14:13,516
‫تو از اون مدل آدم‌هایی هستی که همه می‌خوان باهاش یه آبجو بخورن.

320
00:14:13,599 --> 00:14:14,600
‫دمت گرم رفیق.

321
00:14:14,684 --> 00:14:17,061
‫و بعدش هیچ‌کس نمی‌خواد بعد از آبجو
‫باهات کاری داشته باشه!

322
00:14:17,144 --> 00:14:19,855
‫جهت اطلاعت بگم، من اوضاعم خیلی هم خوبه.

323
00:14:19,939 --> 00:14:21,399
‫کلی رابطه و سکس سرسری دارم.

324
00:14:21,482 --> 00:14:23,901
‫من همیشه فکر می‌کردم تو بیشتر
‫اهل سکس‌های رسمی و سنتی باشی،

325
00:14:23,984 --> 00:14:27,780
‫مثلاً طوری که بگی،
‫«از این سرعت راضی هستید؟ می‌تونم اونجا رو ببوسم؟»

326
00:14:27,863 --> 00:14:30,783
‫من بخاطر اینکه معشوقه کنجکاوی هستم
‫عذرخواهی نمی‌کنم!

327
00:14:33,077 --> 00:14:34,704
‫فکر می‌کردم این موضوع رو کاملاً روشن کردم.

328
00:14:34,787 --> 00:14:39,917
‫باید داروهات رو دقیقاً طبق دستور مصرف کنی
‫وگرنه کلیه از دست میره.

329
00:14:40,000 --> 00:14:42,795
‫بذار باهات صراحت داشته باشم،
‫من این کار رو نمی‌کنم.

330
00:14:42,878 --> 00:14:47,633
‫داروها حالم رو به هم می‌زنن.
‫حالت تهوع دارم، لرز دارم، از پا دراومدم.

331
00:14:47,717 --> 00:14:50,469
‫یه کم زمان می‌بره
‫ولی بدنت خودشو تطبیق میده.

332
00:14:50,553 --> 00:14:53,556
‫من تطبیق نمی‌دم، پری. تو تطبیق بده.

333
00:14:53,639 --> 00:14:57,852
‫لرزش‌های رفیقم توسط یه زنی درمان شد
‫که وادارش کرد یه قورباغه پروئی رو بلیسه‌.

334
00:14:57,935 --> 00:14:59,895
‫پس چطوریه که کاری رو که
‫به خاطرش بهت پول می‌دم انجام بدی

335
00:14:59,979 --> 00:15:02,189
‫و بفهمی که کدوم دوزیست رو باید لیس بزنم؟

336
00:15:02,273 --> 00:15:03,816
‫کاری که قراره بکنیم اینه، ریکی.

337
00:15:03,899 --> 00:15:06,819
‫نه. چه خوب که این یارو همین الانش تو بیمارستانه.

338
00:15:08,738 --> 00:15:11,449
‫من می‌خوام با رفیق‌های هموپاتم تماس بگیرم،

339
00:15:11,532 --> 00:15:14,577
‫و قراره یه راه دیگه پیدا کنیم.

340
00:15:17,747 --> 00:15:20,249
‫- این دیگه چه کوفتی بود؟
‫- دخالت نکن، پیرمرد.

341
00:15:21,083 --> 00:15:23,002
‫- تو اینجا کار می‌کنی؟
‫- من؟ نه، نه، نه. نه.

342
00:15:23,753 --> 00:15:27,757
‫و این‌جوریه که یه کامیون بستنی
‫می‌تونه یه جامعه رو متحول کنه.

343
00:15:27,840 --> 00:15:31,302
‫چه ایده فوق‌العاده‌ای که به کلی آدم کمک می‌کنه.

344
00:15:31,385 --> 00:15:32,386
‫ممنون.

345
00:15:32,470 --> 00:15:37,433
‫بذار رسماً از طرف بیمارستان بگم، «نه.»

346
00:15:37,516 --> 00:15:40,102
‫ببخشید، چی؟
‫نمی‌فهمم.

347
00:15:40,186 --> 00:15:41,395
‫شما هم همین پیش‌تر موافق بودید

348
00:15:41,479 --> 00:15:43,439
‫که هیچ‌کس به سلامت زنان اهمیت نمیده.

349
00:15:43,522 --> 00:15:44,523
‫خیلی شرمنده‌ام.

350
00:15:44,607 --> 00:15:46,150
‫منظورم این نبود «نه. هیچ‌کس اهمیت نمیده،»

351
00:15:46,233 --> 00:15:48,277
‫انگار تو تظاهراتیم و کلاه‌هایی به شکل دستگاه تناسلی سرکردیم.

352
00:15:48,360 --> 00:15:51,906
‫منظورم این بود، «نه. هیچ‌کس اهمیت نمیده،»
‫یعنی این برای بیمارستان پول درنمی‌آره.

353
00:15:51,989 --> 00:15:53,657
‫خب، این کاملاً دروغه.

354
00:15:54,658 --> 00:15:56,243
‫یه معافیت مالیاتی فوق‌العاده میشه.

355
00:15:56,327 --> 00:15:59,789
‫اگه به من بگی معافیت مالیاتی چیه
‫همین الان کلینیکت رو تامین مالی می‌کنم.

356
00:16:02,291 --> 00:16:04,627
‫خب، مالیات.

357
00:16:05,169 --> 00:16:09,799
‫- ما بهشون برای جاده‌ها و... مدرسه‌ها نیاز داریم.
‫- درسته.

358
00:16:09,882 --> 00:16:15,095
‫و بعد کسری بودجه فدرال رو داریم که یه مشکل بزرگه،

359
00:16:15,179 --> 00:16:20,643
‫که ما رو مستقیم می‌رسونه
‫به چای بوستون که از قایق «به بیرون ریخته شد»،

360
00:16:20,726 --> 00:16:24,939
‫که فکر می‌کنم اصطلاح معافیت
‫از اونجا سرچشمه می‌گیره.

361
00:16:25,022 --> 00:16:26,273
‫پس...

362
00:16:27,024 --> 00:16:30,069
‫باشه، با حرف زدنت
‫الان فکر می‌کنم شاید آموزش زنان

363
00:16:30,152 --> 00:16:32,363
‫بیشتر از مراقبت‌های بهداشتی زنان
‫مسئله و مشکل باشه.

364
00:16:32,863 --> 00:16:33,864
‫نمی‌فهمم.

365
00:16:33,948 --> 00:16:36,408
‫بدون اینکه حتی به من، یعنی دکترت
‫خبر بدی برگشتی سر کار،

366
00:16:36,492 --> 00:16:40,246
‫و حالا داری اجازه میدی یه بیمار پررو
‫برای درمان خودش تصمیم بگیره؟

367
00:16:40,329 --> 00:16:41,747
‫چی رو داری از من پنهان می‌کنی؟

368
00:16:41,831 --> 00:16:44,333
‫جی.دی، من برنگشتم چون حوصلم سر رفته بود.

369
00:16:45,876 --> 00:16:50,589
‫برگشتم چون حتی با داشتن بیمه
‫دارم تو هزینه‌های درمان غرق می‌شم.

370
00:16:50,673 --> 00:16:53,926
‫واقعیت اینه که برگشتم
‫چون به این شغل نیاز دارم.

371
00:16:54,009 --> 00:16:55,553
‫خب، اصلاً نمی‌دونستم اوضاع تا این حد خراب شده.

372
00:16:55,636 --> 00:16:58,556
‫فکر کردی دلم می‌خواست
‫دوران بازنشستگی‌ام رو به کار کردن بگذرونم؟

373
00:16:58,639 --> 00:17:05,062
‫برای دوران طلاییِ زندگیم کلی برنامه داشتم
‫ولی همه اون برنامه‌ها به باد رفت.

374
00:17:05,145 --> 00:17:08,482
‫و من هر کاری رو که قرار بود انجام بدم
‫انجام دادم و بعد بیمار شدم.

375
00:17:11,819 --> 00:17:13,863
‫و حالا اینجام.

376
00:17:13,946 --> 00:17:16,365
‫هیچ شرمی در انجام کاری که مجبوری
‫انجام بدی وجود نداره.

377
00:17:21,036 --> 00:17:23,122
‫باید منو ببخشی چون...

378
00:17:27,126 --> 00:17:28,335
‫باید برم پیش ریک.

379
00:17:33,757 --> 00:17:37,094
‫خب، تسا خیلی دوست داشت بلوئی رو ببینه،

380
00:17:37,178 --> 00:17:39,597
‫ولی حاضر شده کوتاه بیاد

381
00:17:39,680 --> 00:17:42,183
‫و با بابی براون قاشق‌زنی بره.

382
00:17:42,266 --> 00:17:44,977
‫به همه شکلات‌هایی رو دادم که از دستگاه‌های
‫خودکار فروشی برای توزیع آورده بودم.

383
00:17:45,060 --> 00:17:46,061
‫من یه هالووین دیگه می‌خوام.

384
00:17:46,145 --> 00:17:49,356
‫حتی یه نقشه درست کردم
‫و دور همه‌ی گی‌ها رو خط کشیدم.

385
00:17:49,440 --> 00:17:51,650
‫- جدی؟
‫- نه عزیزم، این دیوونه‌بازیه‌.

386
00:17:51,734 --> 00:17:53,611
‫نه، نیست. ما بهترین شکلات‌ها رو می‌دیم.

387
00:17:54,612 --> 00:17:56,322
‫- این یارو، این یارو...
‫- باشه.

388
00:17:56,405 --> 00:17:59,450
‫...و این یارو هنوز گرایششو لو نداده
‫ولی فعلاً لباس شر پوشیده.

389
00:17:59,533 --> 00:18:00,659
‫بابی براون کیه؟

390
00:18:00,743 --> 00:18:03,120
‫بابی براون کیه؟ بلوئی دیگه چه کوفتیه؟

391
00:18:03,204 --> 00:18:04,997
‫- یه سگه.
‫- بابی براونم همین‌طوره.

392
00:18:05,080 --> 00:18:07,316
‫- ترک.
‫- بی‌خیال اون دوران می‌شیم. یالا

393
00:18:07,316 --> 00:18:07,333
‫گاهی وقت‌ها تظاهر به اینکه
‫کس دیگه‌ای هستی لذت‌بخشه.
‫- ترک.
‫- بی‌خیال اون دوران می‌شیم. یالا

394
00:18:07,333 --> 00:18:10,027
‫گاهی وقت‌ها تظاهر به اینکه
‫کس دیگه‌ای هستی لذت‌بخشه.

395
00:18:11,679 --> 00:18:14,140
‫اما بدترین اتفاقی که می‌تونه برای یه دکتر بیفته

396
00:18:14,223 --> 00:18:16,350
‫اینه‌که از یاد ببره واقعاً کیه.

397
00:18:17,727 --> 00:18:19,103
‫از کنارش رد شو، از کنارش رد شو.

398
00:18:21,689 --> 00:18:22,898
‫خدای من.

399
00:18:22,982 --> 00:18:26,277
‫کد بلو. کد بلو به بخش پذیرش.

400
00:18:26,360 --> 00:18:29,739
‫کد بلو. کد بلو به بخش پذیرش.

401
00:18:29,822 --> 00:18:32,992
‫کد بلو. کد بلو به بخش پذیرش.

402
00:18:35,953 --> 00:18:37,288
‫بررسی ریتم قلب.

403
00:18:38,456 --> 00:18:41,500
‫مردمک‌ها ثابتن، واکنشی ندارن.

404
00:18:41,584 --> 00:18:44,795
‫- هیچ پاسخ ساقه مغزی دیده نمیشه.
‫- این ممکنه از نظر نورولوژیکی غیرقابل بازگشت باشه.

405
00:18:44,879 --> 00:18:46,797
‫بیمار اهداکننده است. ماساژ قلبی رو ادامه بدید.

406
00:18:46,881 --> 00:18:48,424
‫یه آمپول اپی‌نفرین نیاز دارم.

407
00:18:50,176 --> 00:18:52,970
‫- اپی‌نفرین تزریق شد.
‫- اپی تزریق شد. این یه ریتم قابل شوکه‌.

408
00:18:53,054 --> 00:18:54,055
‫باشه، شارژ کن روی ۲۰۰.

409
00:18:54,138 --> 00:18:56,223
‫خیلی خب، کنار برید.

410
00:18:56,307 --> 00:18:57,767
‫و شوک.

411
00:18:59,393 --> 00:19:02,855
‫پس ما باید راهی پیدا کنیم
‫تا به بهترین نسخه خودمون برگردیم،

412
00:19:02,938 --> 00:19:05,316
‫حتی اگر این سفر پر از هیولاها باشه.

413
00:19:05,941 --> 00:19:06,942
‫مُرد؟

414
00:19:07,026 --> 00:19:12,281
‫بله، و خیلی زود اعضاش می‌رسه
‫به یه مادر یا شاید یه معلم مدرسه،

415
00:19:12,364 --> 00:19:14,658
‫یا حتی شاید یه حروم‌زاده‌ی ناسپاس مثل تو.

416
00:19:14,742 --> 00:19:15,743
‫به من چی گفتی؟

417
00:19:15,826 --> 00:19:19,872
‫چندتا کلام که تمام طول روز
‫می‌خواستم بریزم بیرون.

418
00:19:19,955 --> 00:19:20,956
‫این...

419
00:19:21,999 --> 00:19:26,921
‫و این: وظیفه من به عنوان دکترت اینه
‫که کمکت کنم عوارض جانبیِ

420
00:19:27,004 --> 00:19:28,589
‫این داروها رو مدیریت کنی.

421
00:19:28,672 --> 00:19:33,385
‫وظیفه تو اینه که به کسی که
‫اون کلیه رو بهت داده احترام بذاری

422
00:19:33,469 --> 00:19:35,596
‫و همین‌طور به تمام کسانی که
‫تو نوبت گرفتنِ یکی از اونان.

423
00:19:35,679 --> 00:19:39,767
‫و اگه نمی‌تونی این کار رو بکنی
‫به خدا قسم، دستم رو می‌کنم تو شکمت،

424
00:19:39,850 --> 00:19:43,312
‫اون عضو رو می‌کشم بیرون
‫و می‌دمش به کسی که قدرشو بدونه.

425
00:19:43,395 --> 00:19:44,396
‫متوجه شدی؟

426
00:19:45,815 --> 00:19:47,274
‫- بله.
‫- خوبه.

427
00:19:52,446 --> 00:19:55,407
‫وقت نمایشه!

428
00:19:58,869 --> 00:19:59,995
‫چرا هیچ‌کس لباس مبدل نمی‌پوشه؟

429
00:20:00,830 --> 00:20:01,831
‫ما گربه‌ایم.

430
00:20:02,373 --> 00:20:03,874
‫- میو.
‫- ای خدا.

431
00:20:03,958 --> 00:20:06,961
‫گرنت، برای یه دورهمی کاری
‫این لباس خیلی زیاده‌روی‌ه.

432
00:20:07,044 --> 00:20:09,922
‫- آره، نه، من... آره، الان دارم حسش می‌کنم.
‫- خیلی خب.

433
00:20:10,923 --> 00:20:14,468
‫امکان نداره زن‌ها باهات رابطه جنسیِ
‫معمولی و کژوال داشته باشن.

434
00:20:14,552 --> 00:20:16,720
‫خیلی حرف بد و عجیب‌غریبه که زدی.

435
00:20:18,139 --> 00:20:19,640
‫در مورد خودم، داشتم می‌فهمیدم

436
00:20:19,723 --> 00:20:21,642
‫که عبور کردن از گذشته
‫اون‌قدرها هم ترسناک نیست.

437
00:20:21,725 --> 00:20:25,396
‫هی، اگه با هم بریم این دورهمی،
‫غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسه؟

438
00:20:25,479 --> 00:20:27,898
‫فکر می‌کنم بتونم همه‌ چیو خیلی حرفه‌ای نگه دارم.

439
00:20:27,982 --> 00:20:30,025
‫این یه کم ناامیدکننده‌ست ولی بازم می‌رم.

440
00:20:30,109 --> 00:20:33,112
‫حتی اگه متوجه نشده بودم
‫که شاید اون آخرش یه هیولا باشه.

441
00:20:42,454 --> 00:20:44,999
‫خیلی خب تسا، اینم بابی براون.

442
00:20:45,082 --> 00:20:46,458
‫روشنش کن، عزیزم.

443
00:20:46,542 --> 00:20:48,085
‫♪ قضیه اینه، قضیه اینه ♪

444
00:20:48,169 --> 00:20:50,504
‫♪ هر قدم کوچیکی که برمی‌دارم ♪

445
00:20:50,588 --> 00:20:53,132
‫♪ تو همون‌جا خواهی بود ♪

446
00:20:53,215 --> 00:20:55,384
‫♪ هر حرکت کوچیکی که می‌زنم ♪

447
00:20:55,467 --> 00:20:58,012
‫♪ ما با هم خواهیم بود ♪

448
00:20:58,095 --> 00:20:59,930
‫♪ هر قدم کوچیکی که برمی‌دارم ♪

449
00:21:00,014 --> 00:21:02,933
‫♪ تو همون‌جا خواهی بود... ♪

450
00:21:03,976 --> 00:21:05,144
‫هیچی؟

451
00:21:05,895 --> 00:21:07,479
‫لباس مبدلت کجاست؟

452
00:21:07,563 --> 00:21:11,942
‫خب تسا، بیشتر آدم‌بزرگ‌ها دوست ندارن
‫لباس‌های مسخره هالووین بپوشن.

453
00:21:12,026 --> 00:21:13,694
‫هالووین مبارک!

454
00:21:13,777 --> 00:21:18,115
‫شکلات می‌گیرید!
‫تو شکلات می‌گیری. به همه شکلات می‌رسه!

455
00:21:18,199 --> 00:21:19,575
‫من شکلات می‌خوام، اپرا.

456
00:21:21,076 --> 00:21:25,039
‫واو، گی‌ها واقعاً تو هالووین بهترینن.

457
00:21:26,040 --> 00:21:31,040
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.App ::.
