1
00:00:01,020 --> 00:00:03,440
‫معمولاً بیمارستان همه ‌جا دنبال آدمه،

2
00:00:03,440 --> 00:00:05,560
‫ولی من امروز مرخصی بودم، هوا عالی بود،

3
00:00:05,560 --> 00:00:07,860
‫من و چارلی هم
‫نمی‌خواستیم این موقعیت رو از دست بدیم.

4
00:00:08,360 --> 00:00:11,530
‫خیلی هیجان‌زده‌ام
‫که کل روز رو قراره با هم باشیم.

5
00:00:11,530 --> 00:00:14,570
‫منم همین طور.
‫فقط موج دریا، آفتاب و تو رو می‌خوام.

6
00:00:14,570 --> 00:00:16,570
‫جدی؟ آخه اصلاً این‌طور به نظر نمی‌رسه.

7
00:00:18,700 --> 00:00:22,580
‫چارلی، دورین‌ها از ازل
‫همین‌ طوری اومدن ساحل.

8
00:00:22,580 --> 00:00:25,370
‫بهت قول می‌دم اینا فقط وسایل ضروریه.

9
00:00:25,380 --> 00:00:27,420
‫حالا کمکم کن باربکیو رو
‫از صندوق عقب دربیارم.

10
00:00:28,540 --> 00:00:30,300
‫حرفه‌ای‌ترین دکترها

11
00:00:30,300 --> 00:00:33,220
‫خوب بلدند چطور کارشون رو
‫بی‌دردسر وارد رابطهشون کنن.

12
00:00:33,220 --> 00:00:35,180
‫خیلی شرمنده‌ام که مجبوری منتظرم بمونی.

13
00:00:35,180 --> 00:00:37,220
‫کی فکرشو می‌کرد یه بچه
‫هر ۵۰ تا سکه ایالت رو ببلعه؟

14
00:00:37,220 --> 00:00:39,510
‫آره، ببین، از همون اولین باری
‫که سوار قطار الیوت شدم،

15
00:00:39,510 --> 00:00:41,220
‫می‌دونم زندگی یه دکتر چطوریه.

16
00:00:41,220 --> 00:00:42,980
‫خیلی خب، بهت قول می‌دم
‫کارش خیلی طول نکشه.

17
00:00:42,980 --> 00:00:44,060
‫همین الانشم نصف بیشتر

18
00:00:44,060 --> 00:00:45,810
‫- معامله لوئیزیانا رو دفع کرده.
‫- این خوبه.

19
00:00:45,810 --> 00:00:47,440
‫این کلرادوه. داریم می‌ریم غرب.

20
00:00:47,440 --> 00:00:48,520
‫هی.

21
00:00:49,900 --> 00:00:53,530
‫ولی تازه‌کارها می‌ذارن زندگی شخصی
‫و کاریشون کاملاً قاطی بشه.

22
00:00:53,530 --> 00:00:56,360
‫امارا، می‌دونی که تو خونه
‫تو یخچال جا برای این همه چیز نداریم.

23
00:00:56,360 --> 00:00:58,160
‫داریم. ماستم رو انداختی دور.

24
00:00:58,160 --> 00:01:00,240
‫- تاریخ‌شون گذشته بود.
‫- ماست تاریخش نمی‌گذره.

25
00:01:00,240 --> 00:01:02,040
‫از قبلش خراب بودن.
‫ماهیت ماست همینه دیگه.

26
00:01:02,040 --> 00:01:03,950
‫محاله یه دکتر این حرف رو
‫به من زده باشه.

27
00:01:03,960 --> 00:01:06,670
‫خدای من، دارین سر چیزای الکی بحث می‌کنین.
‫باید تمومش کنید.

28
00:01:06,670 --> 00:01:09,080
‫امروز صبح،
‫کارلا بچه‌ها رو برداشت و رفت.

29
00:01:09,090 --> 00:01:12,250
‫وای، خیلی متأسفم.
‫البته یه جورایی حدسشو می‌زدم.

30
00:01:12,260 --> 00:01:14,130
‫رفته مسافرت، داشانا.

31
00:01:14,130 --> 00:01:17,430
‫کادوی تولد بود تا یه شب رو برای خودم باشم
‫و هر کار دلم خواست بکنم.

32
00:01:17,430 --> 00:01:20,180
‫راستی، من و جی.دی
‫قبلاً همش کمپوت میوه می‌دزدیدیم.

33
00:01:20,180 --> 00:01:22,310
‫اینم یه نصیحت دوستانه،

34
00:01:22,310 --> 00:01:25,140
‫تو صندوق عقب اثری ازشون باشه
‫راکون‌ها میان سراغشون.

35
00:01:27,020 --> 00:01:28,020
‫شک نکنین میان.

36
00:01:29,110 --> 00:01:30,900
‫امیدوارم بابام تو سن تو هم
‫هنوز دلش بخواد جشن بگیره.

37
00:01:30,900 --> 00:01:32,320
‫بدو.

38
00:01:32,940 --> 00:01:36,030
‫اما من آماده‌ی یه روز بی‌دغدغه بودم...

39
00:01:36,030 --> 00:01:38,280
‫اما بیمارستان همه جا دنبالت میاد.

40
00:01:38,280 --> 00:01:40,070
‫نه، توروخدا نگو که باید بری.

41
00:01:40,070 --> 00:01:43,040
‫نگران نباش.
‫هیچی قرار نیست روز ساحلی رو خراب کنه.

42
00:01:43,040 --> 00:01:44,240
‫فکر کردی حالم خوب شده.

43
00:01:44,250 --> 00:01:46,370
‫سوند باعث عفونت مجاری ادرارم شده.

44
00:01:46,370 --> 00:01:48,370
‫به من چه ربطی داره داداش.
‫من امروز مرخصی‌ام.

45
00:01:51,420 --> 00:01:52,880
‫بذار برم بیرون. بذار برم بیرون.

46
00:01:52,880 --> 00:01:54,920
‫گوش کن، پیرمرد خرفت،

47
00:01:54,920 --> 00:01:56,840
‫من به دوست دخترم قول یه روز ساحلی رو دادم.

48
00:01:56,840 --> 00:02:00,050
‫پس مجبوری با اون مجرای ادرار ورم‌کرده‌ات همین‌جا بمونی

49
00:02:00,050 --> 00:02:02,970
‫تا تفریحمون تموم بشه، فهمیدی؟

50
00:02:04,430 --> 00:02:05,480
‫بذار همین‌ طوری بمونه.

51
00:02:06,480 --> 00:02:08,560
‫ببخشید. باید برم داخل.

52
00:02:08,560 --> 00:02:11,150
‫راستش رو بخوای
‫آدما دارن خیلی زیاد عمر می‌کنن.

53
00:02:11,980 --> 00:02:15,150
‫هی، فکر می‌کنی اگه واقعاً مریض بشم،
‫تو هم کل روز رو با من می‌گذرونی؟

54
00:02:15,150 --> 00:02:17,690
‫چون اگه این‌طوره،
‫با دهن میرم سطل زباله عفونی رو باز می‌کنم.

55
00:02:17,700 --> 00:02:19,820
‫وای، چقدر این حس برام آشناست.

56
00:02:19,820 --> 00:02:20,910
‫آفرین، شان.

57
00:02:20,910 --> 00:02:23,910
‫داری می‌رسی به اون مرحله‌ای
‫از رابطه‌ت که داری می‌فهمی

58
00:02:23,910 --> 00:02:27,200
‫تو یه رابطه سه‌نفره‌ی ناخواسته با معشوقه سرد و سیریشی...

59
00:02:27,210 --> 00:02:28,290
‫بیمارستان.

60
00:02:28,290 --> 00:02:30,670
‫کلی لقمه رو دور سرت پیچوندی تا به این برسی، شان،

61
00:02:30,670 --> 00:02:31,960
‫ما توی هیچ مرحله‌ای نیستیم.

62
00:02:31,960 --> 00:02:34,340
‫سریع‌ به این قضیه رسیدگی می‌کنم،

63
00:02:34,340 --> 00:02:36,000
‫و برمی‌گردیم به روزمون.

64
00:02:36,010 --> 00:02:39,840
‫خب، بهتره همین‌طور باشه.
‫وگرنه نه منو می‌بینی نه اینو.

65
00:02:43,260 --> 00:02:45,220
‫- نباید بری به اون یارو کمک کنی؟
‫- الان می‌رم، چانگ.

66
00:02:46,930 --> 00:02:57,930
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.Net ]

67
00:02:59,450 --> 00:03:01,280
‫امشب برای همه شب مهمی بود.

68
00:03:01,280 --> 00:03:02,860
‫شام تولد ترک بود،

69
00:03:02,870 --> 00:03:06,240
‫و اشر جوان داشت اولین شیفت شب
‫تک‌نفره‌اش رو تجربه می‌کرد.

70
00:03:06,240 --> 00:03:08,830
‫اشر، می‌خواستم برات
‫یه سخنرانی الهام‌بخش بنویسم،

71
00:03:08,830 --> 00:03:10,000
‫اما وقتم تموم شد.

72
00:03:10,000 --> 00:03:13,210
‫پس ترجیح می‌دم به جاش بهت بگم

73
00:03:13,210 --> 00:03:14,460
‫استادم تو اولین شیفت شبم چی بهم گفت.

74
00:03:17,300 --> 00:03:19,460
‫گوش کن، ژانین،
‫این بار سنگینیه که روی

75
00:03:19,470 --> 00:03:21,680
‫شونه‌های زنونه‌ت می‌ذاری،

76
00:03:21,680 --> 00:03:24,760
‫پس فقط سعی کن کسی رو نکشی.

77
00:03:24,760 --> 00:03:26,510
‫اما وقتی بالاخره این کار رو کردی،

78
00:03:26,510 --> 00:03:29,560
‫چرا نمی‌ری اونجا کنارش دراز نکشی

79
00:03:29,560 --> 00:03:33,190
‫تا خلاصتون کنم، هان؟

80
00:03:33,190 --> 00:03:36,440
‫ببخشید، یادمه مفهومش این بود
‫که «از پسش برمیای»،

81
00:03:36,440 --> 00:03:37,520
‫ولی اشتباه می‌کردم.

82
00:03:37,530 --> 00:03:38,940
‫به هر حال، تو از پسش برمیای.

83
00:03:39,900 --> 00:03:40,990
‫مرسی.

84
00:03:40,990 --> 00:03:42,450
‫تو از پسش برمیای عزیزم.

85
00:03:42,450 --> 00:03:45,780
‫اگه یه بیمار دچار خونریزی شدید شد
‫فقط بگو، «تو شیفت من حق نداری.»

86
00:03:45,780 --> 00:03:47,240
‫نمی‌دونم. اگه یکی داره خونریزی می‌کنه،

87
00:03:47,240 --> 00:03:48,870
‫احتمالاً نباید واسه گفتن یه تکه‌کلام وقت تلف کنم.

88
00:03:48,870 --> 00:03:50,790
‫- بگو.
‫- تو شیفت من حق نداری.

89
00:03:50,790 --> 00:03:52,250
‫جذاب بود.

90
00:03:54,790 --> 00:03:57,880
‫بسیار عالی، جراحی آقای ویتزل خیلی خوب پیش رفت.

91
00:03:57,880 --> 00:03:59,840
‫امارا، مسئولیت بخش ریکاوری با توئه.

92
00:03:59,840 --> 00:04:02,260
‫چشم. می‌تونی تصور کنی
‫چه آشغالایی خورده

93
00:04:02,260 --> 00:04:03,800
‫که سرخرگ‌هاش این‌قدر گرفته؟

94
00:04:03,800 --> 00:04:06,010
‫هوم. حتماً کلی گوشت قرمز.

95
00:04:06,010 --> 00:04:08,430
‫حدس می‌زنم استیک ریب‌آی خشک‌شده

96
00:04:09,350 --> 00:04:14,690
‫با سس خردل تند،
‫سبزیجات با تکه‌های مخفی بیکن،

97
00:04:16,060 --> 00:04:20,730
‫لابستر آبدار غوطه‌ور تو کره آب‌شده
‫که داره از چونه می‌چکه پایین.

98
00:04:20,740 --> 00:04:23,860
‫باشه، تو همون نگاهی رو
‫تو چشات داری که پدربزرگم

99
00:04:23,860 --> 00:04:25,820
‫وقتی داره تشویق‌کننده‌های
‫دالاس کابویز رو تماشا می‌کنه داره.

100
00:04:25,820 --> 00:04:28,450
‫چون من یه مرد متاهلم، داشانا.

101
00:04:28,450 --> 00:04:31,700
‫این تنها چیزیه که
‫حق دارم هوسش کنم، غذا.

102
00:04:31,700 --> 00:04:35,120
‫ببینید بچه‌ها، امشب واسه من خیلی مهمه، فهمیدید؟

103
00:04:35,120 --> 00:04:36,630
‫ماه‌هاست دارم واسه‌ش برنامه‌ریزی می‌کنم،

104
00:04:36,630 --> 00:04:38,590
‫پس منو پیج نکنین
‫مگه اینکه کسی مرده باشه، فهمیدید؟

105
00:04:38,590 --> 00:04:40,920
‫باید مرده باشه. چی‌کار باید کرده باشن؟

106
00:04:40,920 --> 00:04:42,130
‫- بمیرن.
‫- بمیرن.

107
00:04:42,130 --> 00:04:44,090
‫گوشت تو تنم از سر تا پا.

108
00:04:44,090 --> 00:04:47,300
‫ترک، اگه داری اجازه می‌دی جی.دی
‫امشب چارلی رو بیاره منم باید بتونم شان رو بیارم.

109
00:04:47,300 --> 00:04:48,510
‫جی.دی چارلی رو نمیاره.

110
00:04:48,510 --> 00:04:50,180
‫مجبورم چارلی رو بیارم، ترک.

111
00:04:50,180 --> 00:04:51,930
‫ما کاملاً رسیدیم به اون مرحله‌ای که...

112
00:04:51,930 --> 00:04:54,850
‫که داره می‌فهمه قرار گذاشتن با یه
‫دکتر سخته. آره، شان هم همین فکر رو می‌کنه.

113
00:04:54,850 --> 00:04:57,770
‫جدی؟ ولی خب، قضیه همینه.

114
00:04:57,770 --> 00:04:59,940
‫ترک، امشب تنها شب آف من تو چند هفته‌ی اخیره.

115
00:04:59,940 --> 00:05:01,900
‫باید چارلی رو بیارم وگرنه منو می‌کشه.

116
00:05:01,900 --> 00:05:02,980
‫امشب تولدمه.

117
00:05:02,990 --> 00:05:05,780
‫می‌خوام با بهترین دوستام و کلی گوشت بگذرونمش.

118
00:05:05,780 --> 00:05:07,110
‫باشه، نمی‌خواستم کار به اینجا بکشه،

119
00:05:07,110 --> 00:05:09,240
‫ولی توروخدا، توروخدا،
‫بذار چارلی رو بیارم.

120
00:05:09,240 --> 00:05:10,450
‫نمی‌تونم دوباره مجرد بشم.

121
00:05:10,450 --> 00:05:14,620
‫باید عشقم رو یه جا پارک کنم، ترک.
‫بذار تو اون پارکش کنم، ترک.

122
00:05:14,620 --> 00:05:17,420
‫بذار عشقم رو تو وجودش پارک کنم.

123
00:05:17,420 --> 00:05:18,500
‫کار همیشگیته.

124
00:05:18,500 --> 00:05:20,750
‫همیشه هر چی می‌خواد بهش می‌دی.
‫اون سوگلی‌ته.

125
00:05:20,750 --> 00:05:22,590
‫معایب خودشو هم داره. با من سخت‌گیرتره.

126
00:05:22,590 --> 00:05:25,090
‫بچه‌ها، اگه همین‌طوری ادامه بدین،
‫بهمون توله سگ نمی‌رسه.

127
00:05:25,090 --> 00:05:28,220
‫ببینید، هر کاری می‌خواید بکنید بکنید.
‫فقط سر من داد نزنین.

128
00:05:30,430 --> 00:05:32,970
‫خوب، مطمئنی
‫امشب اوضاعت روبراه میشه؟

129
00:05:32,970 --> 00:05:34,810
‫می‌خواستم برات بسته مراقبتی آماده کنم،

130
00:05:34,810 --> 00:05:38,400
‫اما این یه شکلات انرژی‌زای کره‌ایه
‫که تو کمد پیدا کردم.

131
00:05:38,400 --> 00:05:40,110
‫طعم میگو و شکلاته.

132
00:05:40,110 --> 00:05:41,980
‫۳۰۰ میلی‌گرم کافئین داره.

133
00:05:41,980 --> 00:05:43,610
‫ممنون.

134
00:05:43,610 --> 00:05:47,200
‫می‌خورمش، و با هر ضربان نامنظم قلبم
‫به تو فکر می‌کنم.

135
00:05:47,200 --> 00:05:48,700
‫اشکالی نداره. از پسش برمیایم.

136
00:05:50,660 --> 00:05:52,030
‫همه همینو می‌گن.

137
00:05:52,870 --> 00:05:55,620
‫اما تا حالا داستان «بیلی ابر سیاه» رو شنیدی؟

138
00:05:56,540 --> 00:05:58,370
‫یکی پس از دیگری کُد احیا داشت.

139
00:05:58,960 --> 00:06:01,210
‫حتی یکی از مریضاش ترکید.

140
00:06:01,210 --> 00:06:04,920
‫اما چیزی که در نهایت مجبورش کرد
‫پا‌برهنه و دیوونه از اینجا بزنه بیرون،

141
00:06:04,920 --> 00:06:07,970
‫تلفن اتاق ته راهرو بود.

142
00:06:07,970 --> 00:06:12,260
‫همون اتاقی که بیش از ۴۳ ساله
‫هیچ مریضی توش نبوده،

143
00:06:12,260 --> 00:06:17,390
‫با این حال هر شب یکی از اون اتاق دکمه‌ی احضار رو می‌زنه.

144
00:06:17,390 --> 00:06:21,150
‫و امشب،
‫تو همونی هستی که باید جوابش رو بدی.

145
00:06:21,150 --> 00:06:23,320
‫هنوزم حس می‌کنی آماده‌ای؟

146
00:06:24,610 --> 00:06:27,030
‫آره، من اهل انگلیسم.
‫همه‌جا تسخیرشده‌ست.

147
00:06:27,030 --> 00:06:29,860
‫تو بچگی، دوست صمیمی من
‫روح پسری بود

148
00:06:29,860 --> 00:06:32,070
‫که ۲۰۰ سال قبل تو اتاق خوابم مرده بود.

149
00:06:32,070 --> 00:06:33,240
‫جن و روح منو نمی‌ترسونه.

150
00:06:33,240 --> 00:06:35,080
‫آره؟ خب، این یکی می‌ترسونه.

151
00:06:35,080 --> 00:06:37,080
‫اینم از پنج تا پیجر شیفت شبت.

152
00:06:39,000 --> 00:06:46,000
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

153
00:06:48,380 --> 00:06:49,380
‫هی، دختر.

154
00:06:50,220 --> 00:06:51,680
‫امشب شب خاصی بود،

155
00:06:51,680 --> 00:06:54,350
‫و باید به مهمونای ویژه نشون می‌دادم چقدر برام مهمند.

156
00:06:55,220 --> 00:06:56,850
‫آره! شرمنده‌ام.

157
00:06:58,060 --> 00:07:01,730
‫به سلامتی دوستان قدیمی، دوستان جدید، شان...

158
00:07:02,400 --> 00:07:06,530
‫هرچقدرم که شلوغ باشم همیشه

159
00:07:07,400 --> 00:07:08,740
‫برای چارلی وقت می‌ذارم.

160
00:07:09,860 --> 00:07:12,950
‫و به سلامتی ترک. ممنون که دعوت
‫ما رو پذیرفتی، و تولدت مبارک.

161
00:07:12,950 --> 00:07:15,030
‫- تولدت مبارک.
‫- داشتم می‌رسیدم به اونجا، شان.

162
00:07:15,030 --> 00:07:17,660
‫این چیزا یه روند طبیعی رفت‌وبرگشت داره، باشه؟

163
00:07:17,660 --> 00:07:20,790
‫داشتم یه کم فاز عقب‌نشینی می‌گرفتم
‫و تو همه‌جاش رو جلو کشیدی.

164
00:07:20,790 --> 00:07:22,790
‫سالاد سزار سر میز دارن.

165
00:07:22,790 --> 00:07:26,250
‫نه، الیوت، امشب نه.
‫مثل آدمای معمولی از منو سفارش نمی‌دیم.

166
00:07:26,250 --> 00:07:27,750
‫منتظر تخته گوشتیم.

167
00:07:27,760 --> 00:07:30,300
‫با مدیوم پختن به اون استیک بی‌احترامی نکنید.

168
00:07:30,300 --> 00:07:31,380
‫من استیکم رو خون‌آلود می‌خوام.

169
00:07:31,380 --> 00:07:32,590
‫مثل چشم اون یارو؟

170
00:07:33,220 --> 00:07:36,100
‫وای، عجب خونریزی زیرملتحمه‌ای داره.

171
00:07:36,100 --> 00:07:37,850
‫سر دور اول نوشیدنی شرط می‌بندم تبخال چشمیه.

172
00:07:37,850 --> 00:07:39,100
‫پایه‌ام، قبول.

173
00:07:39,100 --> 00:07:40,850
‫بچه‌ها، حرف پزشکی ممنوع، باشه؟

174
00:07:40,850 --> 00:07:44,020
‫دارم تلاش می‌کنم به چارلی نشون بدم
‫می‌تونم یه شب بدون بیمارستان رو بگذرونم.

175
00:07:44,020 --> 00:07:47,270
‫تو حق نداری دیکته کنی
‫راجع به چی حرف بزنیم، کیم جونگ دورین.

176
00:07:47,270 --> 00:07:50,360
‫بی‌خیال بچه‌ها. اگه قراره
‫مدام دعوا کنیم پس طلاق واسه چی بود؟

177
00:07:50,360 --> 00:07:51,490
‫- خفه شو، شان.
‫- خفه شو، شان.

178
00:07:51,490 --> 00:07:53,010
‫نه، خفه نشو، شان.
‫کاملاً حق با توئه.

179
00:07:53,500 --> 00:07:54,870
‫بچه‌ها، بذارین یه کم خوش بگذرونیم.

180
00:07:54,870 --> 00:07:57,420
‫اون زمان که اینترن بودیم
‫می‌نشستیم اون‌طرف خیابون تو بار

181
00:07:57,420 --> 00:07:59,290
‫و رؤیاپردازی می‌کردیم
‫یه روز تو جایی مثل اینجا غذا بخوریم.

182
00:07:59,300 --> 00:08:00,960
‫من وقتی اینترن بودم مدام می‌اومدم اینجا.

183
00:08:00,960 --> 00:08:02,380
‫- چی؟
‫- اگه دامن کوتاه بپوشی

184
00:08:02,380 --> 00:08:04,430
‫و آروم زیتون‌های مارتینی‌ات رو لیس بزنی

185
00:08:05,970 --> 00:08:08,680
‫و در عین حال به یه پیرمرد با انگشتر طلا
‫تو دستش چشم‌توچشم بشی،

186
00:08:08,680 --> 00:08:10,220
‫شک نکن برات شام می‌خره.

187
00:08:10,220 --> 00:08:12,520
‫ترفندش اینه بفهمی چقدر می‌تونی غذا بخوری

188
00:08:12,520 --> 00:08:15,480
‫قبل از اینکه داد بزنی «من فاحشه نیستم!»
‫و از رستوران بزنی بیرون.

189
00:08:15,480 --> 00:08:18,060
‫خدای من. منم تو دیو اند باستر همین کار رو کردم.

190
00:08:18,060 --> 00:08:20,020
‫ای کاش منم تو یه جای باحال
‫مثل اینجا این کار رو کرده بودم.

191
00:08:20,020 --> 00:08:23,110
‫اینا چه تانن‌های خوبی دارن.

192
00:08:23,110 --> 00:08:25,860
‫راستش، جی.دی، تانن‌ها
‫تو شامپاین تقریباً غیرقابل‌تشخیصن.

193
00:08:27,410 --> 00:08:31,030
‫پس، کی قراره بالاخره بلیک رو دعوت کنم به آپارتمانمون؟

194
00:08:31,040 --> 00:08:32,160
‫هر وقت که دلت خواست،

195
00:08:32,160 --> 00:08:34,540
‫به شرطی که در حال غذا خوردن،
‫خوابیدن، درس خواندن، ورزش کردن

196
00:08:34,540 --> 00:08:36,290
‫یا در طول حرکات کششی
‫قبل و بعد از ورزش نباشم.

197
00:08:36,290 --> 00:08:38,250
‫- پس یعنی هیچ‌وقت؟
‫- برای من که اوکیه.

198
00:08:39,000 --> 00:08:40,090
‫بسیار خب...

199
00:08:41,130 --> 00:08:43,340
‫باید برم.
‫یه مشکلی برای آقای ویتزل پیش اومده.

200
00:08:44,050 --> 00:08:46,880
‫چه مشکلی پیش اومده، آقای ویتزل؟
‫تنگی نفس دارید؟

201
00:08:46,880 --> 00:08:47,970
‫- نه.
‫- درد قفسه سینه؟

202
00:08:47,970 --> 00:08:50,260
‫نه، هم‌اتاقی تهوع‌آورمه.

203
00:08:50,850 --> 00:08:52,350
‫بهش بگو یواش‌تر غذا بخوره،

204
00:08:52,350 --> 00:08:55,600
‫یا دستگاه‌هایی که زنده‌ش نگه داشتن رو خاموش کن.

205
00:08:55,600 --> 00:08:59,770
‫آقای ویتزل، می‌فهمم. منم هم‌اتاقی‌ای دارم
‫که همیشه احساساتم رو در نظر نمی‌گیره.

206
00:08:59,770 --> 00:09:02,770
‫اما روش من اینه که مدام بهش فکر کنم،

207
00:09:02,780 --> 00:09:05,110
‫کلی استرس بکشم و هیچ کاری نکنم.

208
00:09:05,110 --> 00:09:08,240
‫اما شما مشکل قلبی دارید
‫پس براتون گوش‌گیر و مسکن میارم.

209
00:09:08,240 --> 00:09:09,410
‫ممنون.

210
00:09:09,410 --> 00:09:11,410
‫امیدوارم باهاش خفه بشی، دان.

211
00:09:14,410 --> 00:09:15,500
‫هی.

212
00:09:15,500 --> 00:09:18,160
‫سم، اگه برای رابطه جنسی برگشتی اینجا،
‫نمی‌تونم تو یه روز دو بار انجامش بدم.

213
00:09:18,170 --> 00:09:19,790
‫فکر کردم جزو نقش‌بازی کردن بود.

214
00:09:19,790 --> 00:09:22,130
‫«من یه پیرمردم. خسته‌ام.»

215
00:09:22,130 --> 00:09:23,340
‫نبود.

216
00:09:23,840 --> 00:09:26,460
‫به هر حال، گفتم بیام پیشت تنها نباشی.

217
00:09:26,470 --> 00:09:28,720
‫می‌دونم تحمل کردن اینجا به تنهایی سخته.

218
00:09:28,720 --> 00:09:31,090
‫به‌خصوص که حوالی ساعت ۱۰ شب،
‫دوبوا کاملاً سلیطه میشه،

219
00:09:31,100 --> 00:09:33,970
‫پس گفتم بیام ترکش‌هاش به من بخوره
‫تا تو راحت باشی.

220
00:09:33,970 --> 00:09:36,640
‫تاش، تو نگفتی کلی خاله طاس داری؟

221
00:09:36,640 --> 00:09:38,640
‫- آره. چطور مگه؟
‫- آخه قیافه‌ت طوریه که انگار داری طاس می‌شی.

222
00:09:41,020 --> 00:09:44,190
‫دیدی؟ ترکش رو گرفتم. ککم هم نگزید.

223
00:09:44,190 --> 00:09:46,570
‫موفق شده بودم جلوی حرف‌های پزشکی رو بگیرم،

224
00:09:46,570 --> 00:09:49,810
‫ولی بدبختانه فقط یه نفر موند
‫که می‌تونست از کارش حرف بزنه.

225
00:09:49,810 --> 00:09:49,880
‫اصلاً مهم نیست تو دانشگاه چی یادت می‌دن،
‫ولی بدبختانه فقط یه نفر موند
‫که می‌تونست از کارش حرف بزنه.

226
00:09:49,880 --> 00:09:51,850
‫اصلاً مهم نیست تو دانشگاه چی یادت می‌دن،

227
00:09:51,850 --> 00:09:54,310
‫آدم اردک ماهی‌خوار کاکلی رو وقتی واقعاً می‌شناسه

228
00:09:54,310 --> 00:09:57,100
‫که داره نفت خام رو از رو تن کوچیک
‫و باابهتش پاک می‌کنه.

229
00:09:57,100 --> 00:09:58,900
‫برای هیچ‌ کی مهم نیست، شان.

230
00:09:58,900 --> 00:10:01,530
‫وای، دقیقاً زدی به هدف، جی.دی.
‫برای هیچ‌کس مهم نیست.

231
00:10:01,530 --> 00:10:02,820
‫واسه همین داوطلب شدم.

232
00:10:02,820 --> 00:10:04,490
‫خیلی جذابه.

233
00:10:04,490 --> 00:10:06,740
‫آره؟ بیا اینجا.

234
00:10:06,740 --> 00:10:07,950
‫- وای.
‫- وای.

235
00:10:08,500 --> 00:10:14,500
سینمافریک

236
00:10:15,250 --> 00:10:17,790
‫کاش می‌ذاشتی اول قورتش بدم،
‫میگوم رو نجویده بودم هنوز.

237
00:10:17,790 --> 00:10:18,960
‫آره، خودمم همین‌طور.

238
00:10:20,290 --> 00:10:22,050
‫- داره بهت خوش می‌گذره؟ آره، به منم همین‌طور.
‫- آره.

239
00:10:23,300 --> 00:10:24,380
‫نه.

240
00:10:24,380 --> 00:10:26,090
‫این همون لحنیه که چارلی به کار برد

241
00:10:26,090 --> 00:10:29,010
‫وقتی ازش خواستم بیاد اجرای تکنوازی ویولنم.

242
00:10:29,010 --> 00:10:31,720
‫ترک، داره از دستم می‌ره.
‫باید بری رو حالت پارتی‌بازِ قدیمی.

243
00:10:31,720 --> 00:10:33,520
‫نه بابا، دارم از میگوم لذت می‌برم.

244
00:10:33,520 --> 00:10:35,270
‫چون تولدم بود بیشتر ریختن برام.

245
00:10:35,270 --> 00:10:37,440
‫توروخدا ترک، بهت نیاز دارم. پارتی‌بازِ قدیمی.

246
00:10:37,440 --> 00:10:38,440
‫خیلی خب بابا.

247
00:10:39,230 --> 00:10:42,150
‫میز ترک تو چه حاله؟
‫امشب اوضاع چطوره بچه‌ها؟

248
00:10:42,150 --> 00:10:43,730
‫این شل‌ترین هورایی بود

249
00:10:43,730 --> 00:10:45,610
‫که تو تموم عمرم شنیده بودم.

250
00:10:45,610 --> 00:10:47,700
‫و خوب می‌دونین وقتی شل هورا بکشین چی می‌شه.

251
00:10:47,700 --> 00:10:49,700
‫در بطری‌ها رو باز می‌کنم!

252
00:10:51,580 --> 00:10:52,990
‫پارتی‌بازِ قدیمی همیشگی.

253
00:10:52,990 --> 00:10:56,200
‫چشمم اون بطری شاتو مارگو مدل ۹۵ رو گرفته.

254
00:10:56,210 --> 00:10:57,920
‫نه، نه، یه بطری ازش نمی‌گیری.

255
00:10:58,830 --> 00:11:00,830
‫دو تا بطری می‌گیری!

256
00:11:00,840 --> 00:11:02,540
‫- ایول!
‫- دمت گرم.

257
00:11:02,550 --> 00:11:04,000
‫تخته گوشت رو بیارین!

258
00:11:04,010 --> 00:11:08,090
‫تخته گوشت. تخته گوشت.
‫تخته گوشت. تخته گوشت...

259
00:11:08,090 --> 00:11:10,090
‫متأسفانه درست وقتی که می‌خوای نفس راحت بکشی،

260
00:11:10,090 --> 00:11:12,680
‫بیمارستان یادت می‌آره که همه‌جا هست.

261
00:11:12,680 --> 00:11:16,180
‫بعد بهش گفتم، «داستی،
‫ما بطری‌بازی نمی‌کنیم.

262
00:11:16,180 --> 00:11:19,140
‫تو پسرخاله دومی منی،
‫اینم ختم مادربزرگه.»

263
00:11:19,150 --> 00:11:21,940
‫اول از همه، کریسمس حتماً می‌ریم پیش خانواده من.

264
00:11:21,940 --> 00:11:24,020
‫دوم اینکه، تو چرا هنوز اینجایی؟

265
00:11:24,030 --> 00:11:26,740
‫لطفاً برو خونه. من حواسم هست.

266
00:11:28,950 --> 00:11:30,360
‫فشارش داره می‌افته.

267
00:11:30,360 --> 00:11:33,580
‫نمی‌دونم چرا. دیابت داره،
‫اما قند خونش نرمال بود.

268
00:11:33,580 --> 00:11:35,870
‫- زخم روی پاش چطور؟
‫- پانسمانش کردم. فقط یه زخم کوچیک بود.

269
00:11:35,870 --> 00:11:37,000
‫آره، ولی الان نگاهش کن.

270
00:11:37,000 --> 00:11:39,870
‫ورم سفت و خطوط پوستی...
‫فکر کنم فاسیای نکروزان باشه.

271
00:11:39,870 --> 00:11:41,500
‫دکتر ترک رو پیج می‌کنم. باید بره اتاق عمل...

272
00:11:41,500 --> 00:11:43,170
‫نه، اصلاً وقت نداریم، اَشر.

273
00:11:43,170 --> 00:11:45,090
‫اگه فوری دبریدمان و فاشیوتومی نشه،

274
00:11:45,090 --> 00:11:46,760
‫- ممکنه پاش رو از دست بده.
‫- آمارا رو پیج می‌کنم.

275
00:11:49,340 --> 00:11:50,970
‫- شیفتت تمومه؟
‫- آره، تازه تموم شد.

276
00:11:50,970 --> 00:11:53,760
‫می‌تونی حواست به آقای ویتزل باشه؟
‫باید یکی از مریض‌های اَشر رو ببرم اتاق عمل.

277
00:11:53,760 --> 00:11:54,890
‫آره، حتماً.

278
00:11:57,060 --> 00:11:58,680
‫حالا شد یه چیزی.

279
00:11:58,680 --> 00:12:01,190
‫همه‌شونو می‌خوایم،
‫مخصوصاً اون گوشت فسقلی ژاپنی رو.

280
00:12:01,190 --> 00:12:03,770
‫ولی اون یکی رو هم می‌خوام.
‫اون چیه دیگه؟ اونم می‌خوام.

281
00:12:03,770 --> 00:12:05,440
‫ترک، فکر کنم اون فقط تزیینیه.

282
00:12:05,440 --> 00:12:06,730
‫برام مهم نیست تزیینیه.

283
00:12:06,730 --> 00:12:08,230
‫بندازینش رو گریل ببینیم چی می‌شه.

284
00:12:08,240 --> 00:12:10,320
‫استیک طلایی رو برام بیارین. استیک طلایی.

285
00:12:10,320 --> 00:12:12,820
‫استیک طلایی. استیک طلایی.

286
00:12:12,820 --> 00:12:14,490
‫- استیک طلایی.
‫- داریم صفا می‌کنیم بچه‌ها.

287
00:12:14,490 --> 00:12:15,830
‫صفا باشه.

288
00:12:15,830 --> 00:12:17,910
‫استیک طلایی. استیک طلایی. استیک طلایی.

289
00:12:17,910 --> 00:12:20,960
‫- یکی مرد.
‫- استیک طلایی!

290
00:12:22,380 --> 00:12:23,580
‫چی شد؟ من ندیدم.

291
00:12:23,580 --> 00:12:27,130
‫ترک باید برگرده بیمارستان،
‫ولی ما همین‌جا می‌مونیم و حال می‌کنیم.

292
00:12:27,130 --> 00:12:28,590
‫الان برمی‌گردم.

293
00:12:29,720 --> 00:12:31,550
‫جی.دی، چشم پیشخدمت رو از نزدیک دیدم.

294
00:12:31,550 --> 00:12:33,840
‫بین قرنیه و عنبیه‌ش لکه خون دیده می‌شه. هایفماست.

295
00:12:33,840 --> 00:12:36,510
‫اگه فوراً نرسونیمش اورژانس ممکنه کور بشه.

296
00:12:36,510 --> 00:12:39,140
‫- الیوت، مثل همیشه داری شلوغش می‌کنی.
‫- بازم شراب میل دارین، قربان؟

297
00:12:40,020 --> 00:12:41,850
‫یا خدا! خونسرد باش.

298
00:12:41,850 --> 00:12:43,270
‫یا خدا!

299
00:12:46,360 --> 00:12:50,400
‫هی، به بالا زنگ بزنین.
‫یه هایفمای درجه سه داریم. پرستار؟ ممنون.

300
00:12:50,400 --> 00:12:52,990
‫مطمئنین نمی‌خواستین تو رستوران بمونین؟

301
00:12:52,990 --> 00:12:56,070
‫نه بابا، بعد اینکه جیغ‌وداد این بنده خدا رو شنیدم
‫که داره کور می‌شه اشتهام کور شد.

302
00:12:56,080 --> 00:12:57,160
‫- اسمم لیامه.
‫- آروم باش، لیام.

303
00:12:57,160 --> 00:12:58,280
‫خودت به اندازه کافی دردسر داری.

304
00:12:58,290 --> 00:13:01,290
‫چارلی، اگه خودم ببرمش طبقه بالا
‫خیلی سریع‌تر ویزیتش می‌کنن.

305
00:13:01,290 --> 00:13:02,580
‫ولی دیگه خیلی بهت بدهکار شدم.

306
00:13:02,580 --> 00:13:04,170
‫- فقط لب تر کن تا بمونم.
‫- بمون.

307
00:13:04,170 --> 00:13:05,250
‫- چی؟
‫- لیام؟

308
00:13:05,250 --> 00:13:08,170
‫فقط برو. نمی‌تونم تاوان کور شدن
‫یه مرد دیگه رو هم پس بدم.

309
00:13:08,170 --> 00:13:09,460
‫- چی؟
‫- چی؟ هیچی. برو.

310
00:13:09,460 --> 00:13:12,340
‫خیلی خب، لیام. زود برمی‌گردم.

311
00:13:12,970 --> 00:13:15,640
‫- خب، دوباره برگشتیم سر خونه اول.
‫- آره.

312
00:13:15,640 --> 00:13:18,430
‫- پایه‌ای بریم بخش اطفال فیلم ببینیم؟
‫- چرا که نه؟ چی پخش می‌کنن؟

313
00:13:18,430 --> 00:13:20,720
‫یخ‌زده. همیشه یخ‌زده‌ست.

314
00:13:20,720 --> 00:13:23,350
‫شاتو مارگو بزنیم؟

315
00:13:23,350 --> 00:13:24,400
‫بریم.

316
00:13:25,400 --> 00:13:27,730
‫آقای ویتزل متأسفانه تموم کرد.

317
00:13:27,730 --> 00:13:31,690
‫زمان فوتش یه جایی بین پیش‌غذا و غذای اصلی بود.

318
00:13:32,400 --> 00:13:33,650
‫لطفاً اینجا رو امضا کنین.

319
00:13:33,650 --> 00:13:34,700
‫من هیچی رو امضا نمی‌کنم.

320
00:13:35,360 --> 00:13:38,410
‫من داشتم مریض اَشر رو نجات می‌دادم،
‫داشانا گذاشت مریض من بمیره.

321
00:13:38,410 --> 00:13:40,120
‫آره امارا، مو به مو همین اتفاق افتاد.

322
00:13:40,120 --> 00:13:42,750
‫آقای ویتزل گفت، «اگه اشکالی نداره من بمیرم.»

323
00:13:42,750 --> 00:13:44,290
‫منم گفتم، «نه راحتم، هر کاری عشقته بکن.»

324
00:13:44,290 --> 00:13:48,500
‫غیرمنتظره بود
‫ولی ریسک عمل این بنده خدا از اول خیلی بالا بود،

325
00:13:48,500 --> 00:13:51,840
‫و آمبولی مغزی ممکنه پیش بیاد.

326
00:13:51,840 --> 00:13:52,920
‫تقصیر هیچ ‌کی نیست.

327
00:13:52,920 --> 00:13:54,720
‫خب حالا می‌خوای صداتو بیاری پایین؟

328
00:13:54,720 --> 00:13:56,300
‫بچه‌ها توروخدا فقط اینجا رو امضا کنین.

329
00:13:56,300 --> 00:13:58,850
‫می‌دونی چیه داشانا؟
‫شاید برات مهم نباشه مریض مرده،

330
00:13:58,850 --> 00:14:00,560
‫ولی حداقل نمی‌تونی ناراحت باشی
‫که مریض من مرد؟

331
00:14:00,560 --> 00:14:02,430
‫زندگی کردن با تو دقیقاً همینه.

332
00:14:02,430 --> 00:14:05,440
‫ماست‌هامو می‌ریزی دور،
‫نمی‌ذاری با بلیک هم خلوت کنم.

333
00:14:05,440 --> 00:14:06,810
‫خیلی خب، نیازی نبود همه چیو بدونم.

334
00:14:06,810 --> 00:14:08,690
‫کل احساسات منو نادیده می‌گیری.

335
00:14:08,690 --> 00:14:12,030
‫می‌دونم شاید به عنوان یه زن درست نباشه بگم
‫ولی احساساتت دیوونه‌کننده‌س.

336
00:14:12,030 --> 00:14:14,150
‫به هر چیزی سریع دل می‌بندی.

337
00:14:14,150 --> 00:14:16,700
‫آخه کی هنوز با راننده‌های اوبرش ارتباط داره؟

338
00:14:16,700 --> 00:14:17,870
‫من دارم. می‌دونی چیه؟

339
00:14:18,740 --> 00:14:20,990
‫حق با کریم بود، ما زیادی با هم فرق داریم
‫که با هم دوست بمونیم.

340
00:14:20,990 --> 00:14:22,910
‫- موافقم.
‫- توروخدا بچه‌ها، تمومش کنین!

341
00:14:23,700 --> 00:14:26,160
‫زن من الان تو یه پارک آبی سرپوشیده‌ست

342
00:14:26,170 --> 00:14:29,540
‫با سه تا از دخترامون
‫و دو تا از دوستاشون که هیچ‌کس ازشون خوشش نمی‌آد،

343
00:14:29,540 --> 00:14:33,500
‫همه‌ش واسه اینکه بهم کادو بده
‫و از دعواهای خاله‌زنکی راحت باشم.

344
00:14:33,510 --> 00:14:35,920
‫می‌دونین رطوبت چه بلایی سر موهای زنم می‌اره؟

345
00:14:35,920 --> 00:14:37,760
‫نه، نمی‌دونین! اصلاً راه نداره بدونین.

346
00:14:37,760 --> 00:14:41,600
‫پس با هم دوست بمونین یا نمونین، به درک،
‫فقط اون برگه لعنتی رو امضا کنین،

347
00:14:41,600 --> 00:14:42,930
‫چون زنم الکی این همه زجر نکشیده

348
00:14:42,930 --> 00:14:45,100
‫که شبیه یه دلقک خیس و وزوزی برگرده خونه.

349
00:14:48,400 --> 00:14:50,900
‫تبش اومده پایین. حالش خوبه.

350
00:14:50,900 --> 00:14:52,860
‫یه «تو شیفت من حق نداری» نمی‌گی؟

351
00:14:52,860 --> 00:14:54,030
‫نه سم، نمی‌گم.

352
00:14:54,030 --> 00:14:55,400
‫راستی تو اصلاً چرا هنوز اینجایی؟

353
00:14:55,400 --> 00:14:57,570
‫نیازی بهت نداشتم، خودم می‌فهمیدم سپسیس نداره.

354
00:14:57,570 --> 00:15:01,660
‫می‌دونم، کارت خیلی درسته
‫انگار رادارت خودکار واسه سپسیس کار می‌کنه.

355
00:15:01,660 --> 00:15:02,830
‫مسخره‌بازی درنیار، سم.

356
00:15:02,830 --> 00:15:05,750
‫معلومه فقط چون فکر می‌کردی
‫از پسش برنمیام موندی.

357
00:15:06,370 --> 00:15:08,080
‫اشر، واسه اون برنگشتم.

358
00:15:08,080 --> 00:15:09,370
‫هی، استرس نگیر.

359
00:15:09,370 --> 00:15:11,540
‫عامل شماره یک کچلی همینه.

360
00:15:12,250 --> 00:15:14,380
‫همه اینا؟ همه‌ش دردسر مَرده.

361
00:15:15,210 --> 00:15:18,550
‫مارکوس، جرالد،
‫وقتی مارکوس مچ من و جرالد رو گرفت.

362
00:15:19,380 --> 00:15:20,890
‫واسه همینه که داری کچل می‌شی.

363
00:15:23,850 --> 00:15:27,930
‫توی اون پاراسنتزِ حفرهٔ داخلی واقعاً عالی کمک کردی.

364
00:15:27,940 --> 00:15:30,770
‫عجب هیجانی داشت.
‫خیلی خوب تشخیص دادی، الیوت.

365
00:15:30,770 --> 00:15:31,980
‫قسمت سختش کار تو بود؛

366
00:15:31,980 --> 00:15:36,030
‫از فرصت خوش‌گذرونی گذشتی
‫کار رو به نام یه زن زدی و به حرفش گوش دادی؟

367
00:15:36,030 --> 00:15:37,940
‫این یعنی تموم افتخارات یه مرد تو یه روز.

368
00:15:37,950 --> 00:15:38,990
‫به حرفشم گوش دادم.

369
00:15:40,160 --> 00:15:42,620
‫- دیدی؟ هنوزم تیم خیلی خوبی هستیم.
‫- آره، واقعاً هستیم.

370
00:15:51,920 --> 00:15:55,250
‫می‌دونم همه رابطه من و جی.دی رو مسخره می‌کنن.

371
00:15:55,250 --> 00:15:57,340
‫ما اینترن‌ها پول گذاشتیم وسط و یه رمال گرفتیم

372
00:15:57,340 --> 00:15:59,550
‫تا بفهمیم تو زندگی قبلی چه نسبتی با هم داشتین.

373
00:15:59,550 --> 00:16:01,760
‫امارا، من به این خرافات اعتقادی ندارم.

374
00:16:01,760 --> 00:16:03,510
‫گفت اون یه اسب بوده و تو یه شوالیه سیاه.

375
00:16:04,810 --> 00:16:06,180
‫حالا اون خوابم منطقی شد.

376
00:16:07,180 --> 00:16:08,810
‫ببین، هیچ‌ کی تو زندگی من نیست

377
00:16:08,810 --> 00:16:11,480
‫که باهاش خوشی‌های بهتر
‫و دعواهای بدتر از جی.دی. داشته باشم.

378
00:16:11,480 --> 00:16:14,060
‫این بیمارستان مثل یه امتحانه.

379
00:16:14,680 --> 00:16:16,270
‫یا می‌زنه رابطه‌ت رو نابود می‌کنه

380
00:16:17,180 --> 00:16:18,770
‫یا شما رو به هم نزدیک‌تر می‌کنه،

381
00:16:18,770 --> 00:16:22,650
‫اون‌قدری صمیمی که با هم عهد ببندین

382
00:16:23,610 --> 00:16:27,440
‫آخر عمر با هم آروم بمیرین،
‫دست تو دست هم روی تخت خانه سالمندان.

383
00:16:28,240 --> 00:16:30,870
‫- این مگه آخر فیلم «دفترچه خاطرات» نبود؟
‫- واقعاً بود؟

384
00:16:32,450 --> 00:16:33,660
‫جی.دی. بهم دروغ گفت.

385
00:16:34,410 --> 00:16:35,700
‫گفت جمله خودشه.

386
00:16:39,370 --> 00:16:44,130
‫چرا تو این اتاق جن‌زده‌ای؟
‫سرده، بوی گل پژمرده می‌ده.

387
00:16:44,130 --> 00:16:46,250
‫یاد ماه آوریل تو انگلیس می‌افتم.

388
00:16:46,260 --> 00:16:49,260
‫اشر، من نیومدم چون فکر می‌کردم
‫به کمکم نیاز داری.

389
00:16:50,340 --> 00:16:51,890
‫اومدم چون...

390
00:16:53,050 --> 00:16:55,470
‫خیلی خجالت‌آوره ولی...

391
00:16:55,470 --> 00:16:58,600
‫من هیچ زندگی‌ای بیرون این بیمارستان ندارم.

392
00:16:58,600 --> 00:17:00,690
‫حتی مامانم گفت دیگه بهش زنگ نزنم

393
00:17:00,690 --> 00:17:03,400
‫چون داشتم تعطیلات یوگاش رو
‫تو مکزیک زهر مارش می‌کردم.

394
00:17:04,650 --> 00:17:07,070
‫عجب زندگی پربار و حسابی‌ای داشته.

395
00:17:07,860 --> 00:17:10,150
‫قرارم نیست زندگی شخصی داشته باشیم،

396
00:17:10,150 --> 00:17:12,450
‫چون اگه داشتیم
‫تو این کار درجه‌یک نمی‌شدیم.

397
00:17:14,490 --> 00:17:16,290
‫تو واقعاً تو کارت بی‌نظیری.

398
00:17:17,790 --> 00:17:19,160
‫ببین چی می‌گم، مرخصی بعدی،

399
00:17:19,160 --> 00:17:22,120
‫بریم همون کلاس هم‌خوانی
‫و آواز مبتدی که همش حرفش رو می‌زدی.

400
00:17:28,050 --> 00:17:29,800
‫بگی‌نگی خیلی خفن نبود؟

401
00:17:29,800 --> 00:17:32,090
‫نمی‌دونم این اصطلاحات یعنی چی
‫ولی مطمئنم اصلاً خفن نبودیم.

402
00:17:34,890 --> 00:17:37,890
‫در ضمن، قبول داری چقدر داریم می‌ترکونیم؟

403
00:17:37,890 --> 00:17:40,810
‫- آره.
‫- منظورم با پسرمون، کارمون،

404
00:17:40,810 --> 00:17:42,390
‫زندگی عاشقانه‌مون.

405
00:17:42,390 --> 00:17:45,400
‫- اگه خودمون نبودیم، به خودمون حسودی می‌کردم.
‫- می‌دونم چی می‌گی.

406
00:17:45,400 --> 00:17:47,820
‫خدایا، چند سال گذشته بارها شد

407
00:17:47,820 --> 00:17:50,150
‫که با خودم گفتم دیگه هیچ‌وقت حالم خوب نمی‌شه،

408
00:17:50,150 --> 00:17:54,280
‫حتی یادم نمیاد آخرین بار کی
‫از روی سینه‌م چیپس پرینگلز برداشتم و خوردم.

409
00:17:54,280 --> 00:17:56,370
‫صبر کن، چیپس رو می‌ذاشتی رو پوست لختت یا...

410
00:17:56,370 --> 00:17:59,660
‫نه، قوطیش رو گیر می‌دادم اون وسط،
‫لم می‌دادم می‌ریختم تو دهنم.

411
00:17:59,660 --> 00:18:02,080
‫خب، افسردگی تو از مال من خیلی خوشمزه‌تر به نظر می‌رسه.

412
00:18:02,080 --> 00:18:04,670
‫یه بار پای تخت ترک و کارلا
‫مثل سگ خوابیدم.

413
00:18:04,670 --> 00:18:06,040
‫می‌دونم، کارلا عکسشو برام فرستاد.

414
00:18:06,040 --> 00:18:08,880
‫ولی خوب بود.
‫یه پلّه‌ی پشمالوی بامزه گذاشته بودن.

415
00:18:08,880 --> 00:18:10,800
‫هر وقت دستشویی داشتم،
‫چهاردست‌وپا می‌رفتم پایین

416
00:18:10,800 --> 00:18:13,380
‫و بعدش برمی‌گشتم.

417
00:18:13,970 --> 00:18:17,390
‫خلاصه، خیلی راه اومدیم
‫و واقعاً از ته دل برات خوشحالم.

418
00:18:17,390 --> 00:18:19,430
‫منم واقعاً از ته دل برات خوشحالم.

419
00:18:19,430 --> 00:18:21,680
‫کاملاً معلومه چارلی چقدر دوستت داره.

420
00:18:21,680 --> 00:18:25,350
‫خب، ممنون. می‌دونم همیشه
‫خیلی طرفدار شان نبودم،

421
00:18:25,350 --> 00:18:30,440
‫ولی اون عوضی خوش‌قیافه‌ایه
‫و معلومه واقعاً عاشقته.

422
00:18:30,440 --> 00:18:31,490
‫آره، هست.

423
00:18:32,530 --> 00:18:34,400
‫حالا که حرفشون شد،
‫بریم دنبالشون بگردیم؟

424
00:18:34,410 --> 00:18:36,700
‫آره، معلومه.
‫احتمالاً از بی‌حوصلگی دارن جون می‌دن.

425
00:18:39,620 --> 00:18:41,080
‫وقت استیکه.

426
00:18:44,500 --> 00:18:46,540
‫لعنتی!

427
00:18:47,250 --> 00:18:48,670
‫چه بخوایم چه نخوایم،

428
00:18:48,670 --> 00:18:51,670
‫بیمارستان همیشه تو رابطه‌هامون نقش داره.

429
00:18:52,630 --> 00:18:54,420
‫ممکنه از هم جداتون کنه...

430
00:18:54,430 --> 00:18:58,430
‫خب، یه مریض دیگه مونده.
‫شیفت شبم دیگه موفقیت‌آمیز می‌شه.

431
00:19:02,850 --> 00:19:06,850
‫من سال‌هاست پرستارم
‫ولی تا حالا کسی رو ندیدم روز تعطیلش برگرده اینجا.

432
00:19:06,850 --> 00:19:09,060
‫هنوزم مطمئن نیستی
‫که اون از پس این کار برمیاد، نه؟

433
00:19:09,060 --> 00:19:10,440
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

434
00:19:10,440 --> 00:19:11,860
‫شاید چند تا اشتباه کرده باشی،

435
00:19:11,860 --> 00:19:14,820
‫ولی داری به یکی از بهترین دکترهای جوون اینجا تبدیل می‌شی.

436
00:19:15,740 --> 00:19:17,740
‫نمی‌دونم درباره‌ی اونم می‌تونم همینو بگم یا نه.

437
00:19:23,120 --> 00:19:24,620
‫بالاخره بهش می‌رسه.

438
00:19:24,620 --> 00:19:25,960
‫مطمئن می‌شم که برسه.

439
00:19:28,750 --> 00:19:30,960
‫ممکنه بفهمی چی داری...

440
00:19:30,960 --> 00:19:34,550
‫مطمئنی دکتر ترک حساب می‌کنه؟
‫این یه جور درس عجیب‌غریب نیست که؟

441
00:19:34,550 --> 00:19:36,300
‫گفت «اون بیعانه‌ی لعنتی رو که پس نمی‌گیرم،

442
00:19:36,300 --> 00:19:37,930
‫پس یکی باید از اینجا کیف کنه.»

443
00:19:37,930 --> 00:19:39,340
‫البته ما جفتمون گیاه‌خواریم،

444
00:19:39,350 --> 00:19:42,140
‫پس باید یه راه دیگه پیدا کنیم
‫که پولمون هدر نره.

445
00:19:42,140 --> 00:19:44,140
‫یه عالمه استیک سفارش بدیم
‫و گوشتاشو تو خیابون بفروشیم؟

446
00:19:44,140 --> 00:19:46,600
‫نه امارا، مشروب.

447
00:19:47,310 --> 00:19:49,190
‫گرون‌ترین بطری شرابتون.

448
00:19:49,190 --> 00:19:50,650
‫- و دو تا قاشق.
‫- چی؟

449
00:19:55,820 --> 00:19:57,070
‫و اگه شانس بیاری،

450
00:19:57,070 --> 00:20:01,620
‫حتی وقتی همه‌ چی از هم می‌پاشه،
‫پیوندهایی که ساختی پابرجا می‌مونن.

451
00:20:01,620 --> 00:20:03,290
‫ممنون.

452
00:20:04,200 --> 00:20:07,290
‫داشتم واقعاً عاشق چارلی می‌شدم.
‫اون بی‌نقص بود.

453
00:20:07,290 --> 00:20:09,920
‫باورم نمی‌شه شان منو به خاطر اون بازنده ول کرد.

454
00:20:10,880 --> 00:20:12,250
‫ببخشید.

455
00:20:13,630 --> 00:20:16,670
‫فقط می‌خوام یه لحظه به هر دوتون بگم

456
00:20:16,670 --> 00:20:19,220
‫که اون صحنه دیوونه‌کننده بود، نه؟

457
00:20:19,220 --> 00:20:20,640
‫حسابی افتاده بودن به جون هم.

458
00:20:20,640 --> 00:20:22,760
‫طرف چسبونده بودش به دیوار، این‌جوری، بَم!

459
00:20:22,760 --> 00:20:25,430
‫اونم پیچیده بود دورش، این‌جوری...

460
00:20:25,430 --> 00:20:27,140
‫اونم تو بیمارستان!

461
00:20:27,140 --> 00:20:28,850
‫عجیب‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم.

462
00:20:28,850 --> 00:20:30,480
‫ترک، این...

463
00:20:31,520 --> 00:20:33,310
‫- خنده‌دار نیست.
‫- آره.

464
00:20:33,320 --> 00:20:35,190
‫تازه یه سفر به باهاما گرفتم.

465
00:20:35,190 --> 00:20:37,150
‫- وای...
‫- پس‌گرفتنی هم نیست.

466
00:20:38,030 --> 00:20:39,570
‫کلاس ساز درام فولادی هم گرفتم.

467
00:20:40,000 --> 00:20:45,000
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.

468
00:20:49,670 --> 00:20:52,380
‫ببین، همین‌جوری پیش اومد.
‫البته نه یهویی.

469
00:20:52,380 --> 00:20:54,840
‫وقتی معرفیمون کرد، بینمون جرقه زد.

470
00:20:54,850 --> 00:20:56,680
‫بعدش هم کلی با هم وقت گذروندیم.

471
00:20:56,680 --> 00:20:59,060
‫درسته، چون می‌دونید که سرتون شلوغ بود.

472
00:20:59,060 --> 00:21:00,980
‫- تو هم سرت شلوغ بود.
‫- داشتم جون آدما رو نجات می‌دادم.

473
00:21:00,980 --> 00:21:02,940
‫- منم واقعاً فکر می‌کنم اون محشره.
‫- وای!

474
00:21:02,940 --> 00:21:04,810
‫می‌شه لطفاً نوک پستونشو این‌قدر نمالی؟

475
00:21:04,810 --> 00:21:06,440
‫ببخشید.

476
00:21:07,480 --> 00:21:10,360
‫الیوت، نمی‌دونم چی بگم.
‫حالم از این ماجرا خیلی بده.

477
00:21:10,360 --> 00:21:12,570
‫می‌دونی چیه شان؟
‫تقصیر تو نیست.

478
00:21:12,570 --> 00:21:14,110
‫- تقصیر جی.دی ه.
‫- چی؟

479
00:21:14,110 --> 00:21:16,990
‫اون بود که به زور دوباره پات رو به زندگیم باز کرد،
‫منم حالا اینجام مثل یه احمق

480
00:21:16,990 --> 00:21:19,160
‫با شوهر سابقم، دوست‌دختر سابق اون
‫و دوست‌پسر سابق سابقم.

481
00:21:19,160 --> 00:21:21,870
‫خب، در واقع الان دیگه
‫دوست‌پسر سابق سابق سابقته.

482
00:21:21,870 --> 00:21:23,370
‫برای هیچ کی مهم نیست، جی.دی.

483
00:21:23,370 --> 00:21:25,900
‫صورتحساب لطفاً.
