WEBVTT

1
00:00:01.139 --> 00:00:02.623
‫‏<i>آنچه گذشت</i> ⁦RJ⁩ ⁦Decker⁩

2
00:00:02.761 --> 00:00:05.867
‫‏<i>من امی اوچوام لوکاس برادر ناتنی‌مه</i>

3
00:00:06.834 --> 00:00:08.905
‫‏و اون همون مردیه که نزدیک بود بکشتش

4
00:00:09.043 --> 00:00:10.734
‫‏صد متر هم نمی‌تونم برم

5
00:00:10.872 --> 00:00:12.771
‫‏بدون اینکه یکی بخواد درباره‌ی
‫‏پدر کشته‌شده‌م مصاحبه کنه

6
00:00:12.909 --> 00:00:14.876
‫‏<i>کارگروهی که دنبال قاتل پدرت می‌گرده،</i>

7
00:00:15.015 --> 00:00:16.361
‫‏چیزی ازشون شنیدی؟

8
00:00:16.499 --> 00:00:17.741
‫‏پدرم و دادستان خیلی نزدیک بودن

9
00:00:17.879 --> 00:00:20.537
‫‏هرکی کشته‌ش قسر درنمی‌ره

10
00:00:20.675 --> 00:00:22.401
‫‏می‌دونم گفتم یه کم زمان می‌خوام،

11
00:00:22.539 --> 00:00:25.887
‫‏- ولی فکر کنم چیزی که واقعاً لازم داشتم
‫‏- یه دوست بود

12
00:00:26.026 --> 00:00:28.545
‫‏<i>پلیس ایالتی یه پرونده
‫‏درباره‌ی دوستت امی اوچوا داره</i>

13
00:00:28.683 --> 00:00:29.857
‫‏خانم اوچوا؟

14
00:00:30.858 --> 00:00:32.480
‫‏باید دست‌هاتون رو بدین به من

15
00:00:33.585 --> 00:00:36.415
‫‏مدرک‌شون مو لای درزش
‫‏نمی‌ره اون پدرش رو کشته

16
00:00:40.000 --> 00:00:45.000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

17
00:00:46.500 --> 00:00:54.500
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

18
00:01:43.862 --> 00:01:46.968
‫‏اگه هرچی فهمیدی بهم خبر
‫‏بدی خیلی ممنون می‌شم

19
00:01:47.107 --> 00:01:48.763
‫‏هی، مل تو امی رو بازداشت کردی؟

20
00:01:48.901 --> 00:01:50.938
‫‏نه، نه من و نه بچه‌های من پلیس ایالتی

21
00:01:51.076 --> 00:01:52.353
‫‏- آره، ولی اون
‫‏- جزو کارگروهه

22
00:01:52.491 --> 00:01:54.044
‫‏اتهام چرنده امی پدرش رو نکشته

23
00:01:54.183 --> 00:01:55.977
‫‏- می‌دونم
‫‏- خب، ما اون شب باهاش بودیم

24
00:01:56.116 --> 00:01:57.634
‫‏گفتم می‌دونم

25
00:01:57.772 --> 00:02:00.396
‫‏همین الان داشتم سر سروانم
‫‏هم همین‌طور غر می‌زدم

26
00:02:00.534 --> 00:02:02.812
‫‏که تو سر من می‌زنی؛ ولی اوضاع بدتر از فکرته

27
00:02:02.950 --> 00:02:04.434
‫‏مدرک دارن

28
00:02:04.572 --> 00:02:06.229
‫‏چه مدرکی می‌تونن داشته
‫‏باشن وقتی کار اون نبوده؟

29
00:02:06.367 --> 00:02:10.406
‫‏کارگروه دو روز پیش بدون
‫‏اعلام قبلی خونه‌ش رو گشته

30
00:02:10.544 --> 00:02:12.408
‫‏تا همین الان نمی‌دونستم

31
00:02:12.546 --> 00:02:16.136
‫‏یه برتای ۹ میلی‌متری کامپکت
‫‏توی دریچه‌ی دیوار پیدا کردن

32
00:02:16.274 --> 00:02:19.725
‫‏بالستیک اسلحه با گلوله‌هایی که
‫‏از بدن قربانی درآوردن تطابق داره

33
00:02:19.863 --> 00:02:21.865
‫‏همون اسلحه‌ایه که ویکتور اوچوا رو کشته

34
00:02:30.874 --> 00:02:33.843
‫‏امی، ریچارد، هر دوتون معاون
‫‏دادستان کوتو رو می‌شناسین

35
00:02:33.981 --> 00:02:36.846
‫‏- می‌خواین درباره‌ی توافق اقرار حرف بزنین؟
‫‏- حدستون غلطه

36
00:02:36.984 --> 00:02:38.848
‫‏پس چرا خواستی حرف بزنی؟

37
00:02:40.436 --> 00:02:45.026
‫‏که من و تو حرف بزنیم، جنیس
‫‏کل این ماجرا مسخره‌ست

38
00:02:47.546 --> 00:02:48.961
‫‏چند ساله همدیگه رو می‌شناسیم؟

39
00:02:50.308 --> 00:02:52.413
‫‏- خیلی
‫‏- خیلی

40
00:02:52.551 --> 00:02:56.141
‫‏وقتی هنوز دانشگاه بودم، پدرم
‫‏از اولین کمپینت حمایت کرد

41
00:02:56.279 --> 00:02:58.626
‫‏تو بودی قانعم کردی برم حقوق بخونم و من

42
00:02:59.420 --> 00:03:01.215
‫‏محاله باور کنی کار من بوده

43
00:03:01.353 --> 00:03:05.564
‫‏نداشتم، ولی نادیده گرفتن واقعیت‌ها سخته

44
00:03:05.702 --> 00:03:07.532
‫‏کدوم واقعیت؟ اسلحه‌ای که پلیس پیدا کرده؟

45
00:03:07.670 --> 00:03:08.602
‫‏برای شروع

46
00:03:08.740 --> 00:03:10.742
‫‏یکی اونجا جاسازیش کرده

47
00:03:10.880 --> 00:03:12.916
‫‏دو ماهه خونه‌ی برادرم موندم

48
00:03:13.054 --> 00:03:14.987
‫‏خونه‌ی خودم خالی بوده

49
00:03:15.125 --> 00:03:17.921
‫‏چیزی که پلیس با توجه به زیرنظر
‫‏گرفتن خانم اوچوا قطعاً می‌دونسته

50
00:03:18.059 --> 00:03:21.339
‫‏- معلومه دارن براش پاپوش می‌دوزن
‫‏- برای ما معلوم نیست

51
00:03:21.477 --> 00:03:24.825
‫‏با مرگ پدرش، موکلت امپراتوری
‫‏املاکش رو به ارث می‌بره

52
00:03:24.963 --> 00:03:27.517
‫‏من امپراتوری املاکش رو نمی‌خواستم

53
00:03:27.655 --> 00:03:30.313
‫‏حتی اگه می‌خواستم، لازم
‫‏نبود برای گرفتنش بکشمش

54
00:03:30.451 --> 00:03:32.108
‫‏همیشه قرار بود من مدیریت رو به دست بگیرم

55
00:03:32.246 --> 00:03:33.730
‫‏محافظ‌های پدرت دیدن شما دوتا

56
00:03:33.868 --> 00:03:35.594
‫‏<i>روز قتلش بیرون خونه‌ش دعوا می‌کردین</i>

57
00:03:35.732 --> 00:03:37.734
‫‏از اظهاراتشون معلوم بود دعوا حسابی تند بوده

58
00:03:37.872 --> 00:03:40.806
‫‏می‌دونی اختلاف داشتیم انکارش نمی‌کنم

59
00:03:40.944 --> 00:03:42.429
‫‏ولی یادتون رفته موکل من آلیبی داره

60
00:03:42.567 --> 00:03:45.225
‫‏توی مهمونی بود با نیم‌دوجین شاهد،

61
00:03:45.363 --> 00:03:47.088
‫‏از جمله یکی از کارآگاه‌های قتل خودتون

62
00:03:47.227 --> 00:03:50.126
‫‏به حساب من، اون مهمونی
‫‏دو تا سابقه‌دار هم داشت،

63
00:03:50.264 --> 00:03:51.783
‫‏پس بهتره خیلی روی جمعی
‫‏که باهاش بوده تکیه نکنین

64
00:03:51.921 --> 00:03:55.856
‫‏تازه معلوم شده اون آلیبی
‫‏هم اون‌قدر محکم نیست

65
00:03:55.994 --> 00:03:57.375
‫‏منظورت چیه؟

66
00:03:57.513 --> 00:04:00.343
‫‏استخری که سناتور ایالتی توش پیدا شد گرم بود

67
00:04:00.481 --> 00:04:02.449
‫‏دمای بدنش رو ثابت نگه داشته بود،

68
00:04:02.587 --> 00:04:05.003
‫‏یعنی پزشکی قانونی نمی‌تونست
‫‏زمان مرگ رو دقیق محدود کنه

69
00:04:05.141 --> 00:04:07.626
‫‏یعنی موکلت می‌تونسته بکشتش

70
00:04:07.764 --> 00:04:08.903
‫‏مهمونی یا نه

71
00:04:09.041 --> 00:04:12.493
‫‏امی، می‌دونم پدرت تندخو بود

72
00:04:13.114 --> 00:04:15.393
‫‏شایعه‌های ارتباطش با
‫‏خلافکارها رو هم می‌دونم

73
00:04:15.531 --> 00:04:18.810
‫‏می‌تونم کلی سناریو تصور
‫‏کنم که همه‌چی رو عوض کنه

74
00:04:18.948 --> 00:04:21.571
‫‏اگه اون شب انتخابی نداشتی،
‫‏اگه احساس خطر کردی،

75
00:04:21.709 --> 00:04:26.576
‫‏می‌تونم اتهام رو سبک‌تر کنم،
‫‏ولی فقط اگه باهام حرف بزنی

76
00:04:32.202 --> 00:04:33.342
‫‏من نکردم

77
00:04:35.067 --> 00:04:37.311
‫‏هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کردم

78
00:04:39.900 --> 00:04:41.350
‫‏فقط همینو می‌تونم بگم

79
00:04:41.971 --> 00:04:44.111
‫‏پس هر دوتون رو جلسه‌ی تفهیم اتهام می‌بینم

80
00:04:47.321 --> 00:04:49.530
‫‏آره، می‌فهمم

81
00:04:49.668 --> 00:04:51.394
‫‏می‌دونم درخواست بزرگیه

82
00:04:53.051 --> 00:04:55.122
‫‏داره به دوستاش تو اداره زنگ می‌زنه،

83
00:04:55.260 --> 00:04:57.504
‫‏ببینه کسی پرونده‌ی امی رو
‫‏یواشکی بهمون می‌ده یا نه

84
00:04:57.642 --> 00:04:59.540
‫‏شاید کارگروه مظنون‌های
‫‏دیگه‌ای رو هم زیر نظر داشته

85
00:04:59.678 --> 00:05:01.680
‫‏شاید سرنخ‌هایی رو کنار گذاشته باشن،
‫‏یکی دیگه که بشه دنبالش رفت، ولی

86
00:05:01.818 --> 00:05:03.372
‫‏- ممنون که شنیدی
‫‏- تا الان هیچ شانسی؟

87
00:05:04.165 --> 00:05:06.444
‫‏فردا می‌بینمت

88
00:05:08.238 --> 00:05:11.587
‫‏منو راه نمی‌دن با یه مشت عروس دریایی
‫‏کار می‌کنم؛ هیچ‌کدوم ستون فقرات ندارن

89
00:05:11.725 --> 00:05:14.659
‫‏انصافاً تو خودت شاهد
‫‏پرونده‌ای همه‌مون هستیم

90
00:05:14.797 --> 00:05:16.833
‫‏نشست خبری چطور بود؟ چیز تازه‌ای فهمیدی؟

91
00:05:16.971 --> 00:05:19.526
‫‏وثیقه رو روی رقمی گذاشتن
‫‏که امی می‌تونه پرداخت کنه

92
00:05:19.664 --> 00:05:21.562
‫‏الان مراحل آزادی‌ش داره انجام می‌شه

93
00:05:21.700 --> 00:05:24.807
‫‏ولی غیر از اون، خبر خوبی نیست

94
00:05:24.945 --> 00:05:28.258
‫‏ظاهراً حکم ورود بی‌خبر که
‫‏پلیس ایالتی رو به اسلحه رسوند

95
00:05:28.397 --> 00:05:30.226
‫‏نتیجه‌ی یه تماس ناشناس بوده

96
00:05:30.364 --> 00:05:32.539
‫‏هرکی تماس گرفته، از بیخ دروغ گفته

97
00:05:32.677 --> 00:05:35.024
‫‏اون شب تو مهمونی، محال بود امی تازه

98
00:05:35.162 --> 00:05:36.543
‫‏از کشتن پدر خودش رسیده باشه،

99
00:05:36.681 --> 00:05:39.062
‫‏یا داشته از اونجا می‌رفته بکشتش

100
00:05:39.200 --> 00:05:40.685
‫‏فکر کنم انقدر پلیس بودم که بفهمم

101
00:05:40.823 --> 00:05:43.481
‫‏فکر می‌کنی راهی هست
‫‏تماس‌گیرنده رو شناسایی کنیم؟

102
00:05:43.619 --> 00:05:46.380
‫‏احتمالاً همون آدمیه که
‫‏اسلحه رو جاسازی کرده، نه؟

103
00:05:46.518 --> 00:05:48.382
‫‏کسی تو پلیس ایالتی می‌شناسی؟

104
00:05:48.520 --> 00:05:51.765
‫‏چندتا شماره می‌تونم پیدا
‫‏کنم، ولی امیدت رو بالا نبر

105
00:05:51.903 --> 00:05:55.355
‫‏همکارهای ناهارخور خودم حرف نمی‌زنن؛
‫‏پلیس ایالتی که گرم‌تر نیست

106
00:05:59.566 --> 00:06:01.050
‫‏هی، رفیق

107
00:06:01.188 --> 00:06:03.155
‫‏نمی‌دونم شنیدی یا نه،
‫‏ولی الان وقت خوبی نیست

108
00:06:03.293 --> 00:06:04.881
‫‏رفت روی پیغام‌گیر یه پیام می‌ذارم

109
00:06:05.019 --> 00:06:06.642
‫‏- نه ویش، اینجام
‫‏<i>- یو، آرچ</i>

110
00:06:06.780 --> 00:06:08.471
‫‏- صدامو داری؟ من صداتو دارم
‫‏<i>- خب، انگار نیستی</i>

111
00:06:08.609 --> 00:06:12.579
‫‏به‌هرحال، یه آقایی تو بار سراغت
‫‏رو می‌گیره از اون خوش‌مشرب‌هاست

112
00:06:12.717 --> 00:06:13.821
‫‏گفت بهت زنگ بزنم

113
00:06:14.960 --> 00:06:16.376
‫‏<i>خب، می‌خوای چی کار کنی؟</i>

114
00:06:16.514 --> 00:06:18.723
‫‏بهش می‌گم یه وقت دیگه امتحان کنه

115
00:06:18.861 --> 00:06:20.863
‫‏<i>باشه، بعداً حرف می‌زنیم رفیق</i>

116
00:06:22.416 --> 00:06:24.038
‫‏- چی؟
‫‏- نه، ویشه

117
00:06:24.176 --> 00:06:27.904
‫‏تقریباً مطمئنم فقط وانمود
‫‏می‌کرد صدامو نمی‌شنوه

118
00:06:28.042 --> 00:06:29.803
‫‏انگار داشت برای یکی نمایش بازی می‌کرد

119
00:06:29.941 --> 00:06:31.667
‫‏و از عبارت «آدم خوش‌مشرب» استفاده کرد

120
00:06:31.805 --> 00:06:35.153
‫‏تو آپالاچی، این رمز ما برای یه سری
‫‏آدم بود که باید ازشون دوری می‌کردیم

121
00:06:35.878 --> 00:06:38.984
‫‏بعضی وقتا یکی رو می‌دیدی و فقط
‫‏از نگاهش می‌فهمیدی آدم کشته

122
00:06:39.606 --> 00:06:42.125
‫‏مهم نبود چطور رفتار می‌کرد یا چی می‌گفت

123
00:06:42.988 --> 00:06:44.645
‫‏تو چشم‌هاش بود

124
00:06:44.783 --> 00:06:46.302
‫‏فکر می‌کنی می‌خواد بگه همچین آدمی تو باره؟

125
00:06:46.440 --> 00:06:48.649
‫‏- فقط تو بار نیست
‫‏- دنبال منه

126
00:06:48.787 --> 00:06:50.479
‫‏آره، ویش داشت هشدار می‌داد نزدیک نشم

127
00:06:51.272 --> 00:06:53.896
‫‏پس طبیعتاً اولین واکنشت
‫‏اینه مستقیم بری اونجا

128
00:06:54.034 --> 00:06:56.864
‫‏اگه مشکلیه که اسم من روشه،
‫‏نمی‌تونم بندازمش گردن ویش

129
00:06:58.245 --> 00:07:01.835
‫‏حداقل می‌تونی دروغ بگی که احتیاط می‌کنی؟

130
00:07:04.285 --> 00:07:05.425
‫‏هی

131
00:07:06.460 --> 00:07:08.738
‫‏- اوه اصلاً چرا زحمت می‌کشم؟
‫‏- چی؟

132
00:07:08.876 --> 00:07:11.672
‫‏مرض مرگ داری یا چی؟ یا فقط حرف گوش نمی‌دی؟

133
00:07:11.810 --> 00:07:14.503
‫‏شاید منم به همون اندازه‌ای
‫‏که تو نگران منی، نگران توام

134
00:07:14.641 --> 00:07:16.850
‫‏- هیچ‌وقت بهش فکر کردی؟
‫‏- خدا به داد هر دومون برسه

135
00:07:16.988 --> 00:07:20.163
‫‏خب، اون یارویی که گفتی، همون
‫‏«خوش‌مشربه»، هنوز اینجاست؟

136
00:07:21.510 --> 00:07:23.063
‫‏خب

137
00:07:23.201 --> 00:07:24.582
‫‏اگه حس کردی می‌خواد سوراخت کنه،

138
00:07:24.720 --> 00:07:27.447
‫‏لطفاً برو بیرون

139
00:07:27.585 --> 00:07:30.070
‫‏- باشه، آره
‫‏- تازه تی کشیدم

140
00:07:35.144 --> 00:07:36.801
‫‏من آرجی‌ام شنیدم دنبالم بودی

141
00:07:36.939 --> 00:07:40.252
‫‏آه، آقای دکر اسم من آگوستینه

142
00:07:41.288 --> 00:07:43.463
‫‏می‌بینم به هشدار دوستت توجه نکردی

143
00:07:44.774 --> 00:07:45.706
‫‏آره، خب

144
00:07:45.844 --> 00:07:47.984
‫‏می‌دونستی من تو اون تماس بودم،

145
00:07:48.813 --> 00:07:51.332
‫‏با این حال از اومدنم خیلی تعجب نکردی

146
00:07:51.471 --> 00:07:53.369
‫‏درباره‌ت تحقیق کردم، آقای دکر

147
00:07:53.507 --> 00:07:55.371
‫‏یه شناختی از شخصیتت دارم

148
00:07:55.509 --> 00:07:57.131
‫‏واسه همینه می‌خوام استخدامت کنم

149
00:07:58.719 --> 00:08:02.654
‫‏ببخشید، آقای آگوستین بود؟
‫‏از توجه‌تون ممنونم، واقعاً

150
00:08:02.792 --> 00:08:05.692
‫‏ولی فعلاً موکل جدید قبول نمی‌کنم

151
00:08:05.830 --> 00:08:07.348
‫‏تقویمم یه کم پره

152
00:08:07.487 --> 00:08:10.213
‫‏می‌دونم یا حداقل فکر می‌کنم می‌دونم

153
00:08:11.318 --> 00:08:15.736
‫‏دوستت، امیلیا اوچوا، به
‫‏اتهام قتل بازداشت شده

154
00:08:15.874 --> 00:08:17.566
‫‏نسبت به این زن احساس قوی داری

155
00:08:17.704 --> 00:08:19.706
‫‏باور داری براش پاپوش دوختن

156
00:08:19.844 --> 00:08:25.366
‫‏و اگه درست شناخته باشمت،
‫‏خیلی تلاش می‌کنی ثابتش کنی

157
00:08:25.505 --> 00:08:27.058
‫‏اینا رو از کجا می‌دونی؟

158
00:08:27.196 --> 00:08:29.578
‫‏گفتم، فرصت داشتم زیرنظرت بگیرم

159
00:08:29.716 --> 00:08:32.339
‫‏- آها
‫‏- و حدس می‌زنم پولی هم نمی‌گیری

160
00:08:32.477 --> 00:08:35.135
‫‏حتی اگه خانم اوچوا
‫‏پیشنهاد بده، قبول نمی‌کنی،

161
00:08:35.273 --> 00:08:37.275
‫‏ولی شاید پول منو قبول کنی؟

162
00:08:37.413 --> 00:08:40.934
‫‏ببخشید، یه لحظه برگردیم عقب

163
00:08:41.072 --> 00:08:43.902
‫‏می‌خوای پولم بدی برای کاری که
‫‏می‌دونی مجانی دارم انجامش می‌دم؟

164
00:08:44.040 --> 00:08:45.973
‫‏- آره
‫‏- چون؟

165
00:08:46.111 --> 00:08:51.496
‫‏چون تو باور داری براش
‫‏پاپوش دوختن، من مطمئنم،

166
00:08:51.634 --> 00:08:55.742
‫‏و کارفرماهام خیلی دوست دارن
‫‏بدونن قاتل واقعی پدرش کیه

167
00:08:57.088 --> 00:08:58.917
‫‏پنجاه هزار دلار کافیه؟

168
00:09:06.442 --> 00:09:10.826
‫‏هیچ سرنخی داد که کارفرماهاش کیا هستن؟

169
00:09:10.964 --> 00:09:14.139
‫‏نه، ولی می‌شه یه حدس زد باند یا کارتل

170
00:09:14.277 --> 00:09:17.798
‫‏آره، آدمای ناجوری که ویکتور
‫‏قبل مرگش باهاشون معامله داشت

171
00:09:17.936 --> 00:09:19.075
‫‏آره

172
00:09:19.213 --> 00:09:20.560
‫‏یادت هست میله‌ی بازکنِ ماشینم کجاست؟

173
00:09:20.698 --> 00:09:22.285
‫‏جعبه‌ابزار پشت جیپت؟

174
00:09:22.423 --> 00:09:24.115
‫‏آره، دقیقاً چندتا کلید روی میز دیدم

175
00:09:24.253 --> 00:09:26.289
‫‏یه فورد اسکیپ اجاره‌ایه
‫‏فرض می‌کنم تو پارکینگه

176
00:09:26.427 --> 00:09:28.775
‫‏باشه اگه ماشینش رو باز کنم، دنبال چی بگردم؟

177
00:09:28.913 --> 00:09:30.604
‫‏هرچی

178
00:09:30.742 --> 00:09:32.330
‫‏کجا می‌مونه، برای کی کار
‫‏می‌کنه، صبحونه چی خورده

179
00:09:33.158 --> 00:09:35.713
‫‏این یارو واضحاً بیشتر از ما از
‫‏کثافت‌کاری‌های ویکتور می‌دونه

180
00:09:35.851 --> 00:09:36.921
‫‏یعنی یه سرنخ تازه‌ست

181
00:09:37.059 --> 00:09:38.854
‫‏تا برگردم سرگرمش کن

182
00:09:38.992 --> 00:09:40.407
‫‏- نقشه همینه
‫‏- باشه

183
00:09:44.135 --> 00:09:45.481
‫‏بفرما

184
00:09:47.897 --> 00:09:49.174
‫‏دوستت فکر می‌کنه خطرناکم

185
00:09:49.312 --> 00:09:51.832
‫‏خب، اشتباه می‌کنه؟

186
00:09:52.592 --> 00:09:54.179
‫‏درباره‌ی دوستات زیاد نگفتی

187
00:09:54.317 --> 00:09:57.320
‫‏اشکال نداره بپرسم چرا اوچواها براشون مهمن؟

188
00:09:57.976 --> 00:10:00.185
‫‏من نماینده‌شونم بیشتر
‫‏از این لازم نیست بدونی

189
00:10:00.323 --> 00:10:01.359
‫‏باشه

190
00:10:01.497 --> 00:10:03.810
‫‏خب، سؤال دیگه

191
00:10:04.569 --> 00:10:07.434
‫‏می‌دونم چرا خودم مطمئنم
‫‏برای امی پاپوش دوختن،

192
00:10:07.572 --> 00:10:08.884
‫‏ولی تو چرا این‌قدر مطمئنی؟

193
00:10:09.539 --> 00:10:11.921
‫‏سه هفته پیش رسیدم فورت لادردیل

194
00:10:12.577 --> 00:10:15.684
‫‏پرونده‌ی ویکتور اوچوا کند پیش می‌رفت

195
00:10:16.443 --> 00:10:18.134
‫‏کارفرماهام بی‌قرار شده بودن

196
00:10:19.032 --> 00:10:22.863
‫‏خیلی قبل از پلیس خونه‌ی خانم اوچوا رو گشتم

197
00:10:23.623 --> 00:10:25.832
‫‏وقتی من گشتم، اسلحه تو اون
‫‏دریچه‌ای که پلیس پیدا کرد نبود

198
00:10:25.970 --> 00:10:27.454
‫‏پس تو خونه‌ی امی بودی؟

199
00:10:29.663 --> 00:10:31.769
‫‏- خونه‌ی منم رفتی؟
‫‏- چرا باید می‌رفتم؟

200
00:10:32.493 --> 00:10:34.530
‫‏تو هم مظنون قتل ویکتور اوچوایی؟

201
00:10:34.668 --> 00:10:36.256
‫‏نمی‌تونم بگم انگیزه نداشتم

202
00:10:37.498 --> 00:10:41.399
‫‏اگه خونه‌ی همه‌ی آدمایی که انگیزه‌ی
‫‏قتل ویکتور اوچوا داشتن می‌گشتم،

203
00:10:41.537 --> 00:10:43.608
‫‏- خیلی سرم شلوغ می‌شد
‫‏- درسته

204
00:10:44.644 --> 00:10:47.785
‫‏که یادم انداخت، امشب
‫‏جاهای دیگه‌ای هم باید برم

205
00:10:51.651 --> 00:10:55.171
‫‏در ازای اون پنجاه هزار دلار یه درخواست دارم:

206
00:10:56.069 --> 00:10:58.968
‫‏هرچی پیدا کردی اول با من در میون بذاری

207
00:10:59.106 --> 00:11:00.349
‫‏قبل از اینکه ببریش پیش پلیس

208
00:11:02.903 --> 00:11:05.492
‫‏- معامله‌مون شد؟
‫‏- نه یعنی

209
00:11:06.424 --> 00:11:07.977
‫‏ببخشید، نه هنوز نه

210
00:11:10.186 --> 00:11:12.775
‫‏- پول کمه؟
‫‏- نه، مسئله اون نیست

211
00:11:13.569 --> 00:11:16.399
‫‏هنوز دارم چیزایی رو که
‫‏بهم نمی‌گی هضم می‌کنم

212
00:11:16.537 --> 00:11:19.368
‫‏راز نیست ویکتور با خلافکارهای
‫‏سازمان‌یافته هم‌بستر بوده

213
00:11:19.506 --> 00:11:21.542
‫‏باعث می‌شه فکر کنم تو جمع‌کنِ
‫‏کارهای کثیف یه عده آدم بدی

214
00:11:21.681 --> 00:11:24.338
‫‏آدمای بدی که کلی پول روی
‫‏ویکتور سرمایه‌گذاری کرده بودن

215
00:11:25.201 --> 00:11:27.548
‫‏بالاخره خریدن یه سناتور ایالتی ارزون نیست

216
00:11:29.827 --> 00:11:31.725
‫‏هرکی کشته‌ش، یه دارایی رو ازشون گرفته

217
00:11:31.863 --> 00:11:33.244
‫‏قرار تو اون آدم رو پیدا کنی

218
00:11:33.382 --> 00:11:35.591
‫‏وقتی پیداش کردی، وظیفه‌ت
‫‏اینه عدالت رو اجرا کنی

219
00:11:35.729 --> 00:11:37.973
‫‏البته نسخه‌ی خودتون از عدالت

220
00:11:39.802 --> 00:11:41.148
‫‏تا اینجا چطور پیش رفتم؟

221
00:11:43.081 --> 00:11:48.086
‫‏گفتم که، من یه موکلم و پولم هم سالمه

222
00:11:48.224 --> 00:11:51.193
‫‏بقیه‌ی این چیزا بی‌ربطه

223
00:11:53.057 --> 00:11:57.717
‫‏خب، باید ببینم برای من هم بی‌ربطه یا نه

224
00:11:58.579 --> 00:11:59.822
‫‏می‌تونم فکر کنم؟

225
00:12:00.754 --> 00:12:03.412
‫‏معلومه فقط زیاد طولش نده

226
00:12:05.863 --> 00:12:07.416
‫‏- در تماس می‌مونم
‫‏- باشه

227
00:12:15.976 --> 00:12:17.702
‫‏هی چطور پیش رفت؟

228
00:12:20.118 --> 00:12:21.741
‫‏ابزارم شکست

229
00:12:21.879 --> 00:12:25.399
‫‏نه، ماشین شکستش، چون حاضر نشد باز شه

230
00:12:26.124 --> 00:12:28.299
‫‏غرورم رو هم زخمی کرد، راستش

231
00:12:28.437 --> 00:12:30.991
‫‏ولی وقتی از پنجره نگاه کردم یه چیزی دیدم:

232
00:12:31.129 --> 00:12:33.787
‫‏یه تگ از آینه آویزون بود و روش یه نشان،

233
00:12:33.925 --> 00:12:38.447
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
.::  CinemaFreak.Net ::.

234
00:12:40.932 --> 00:12:42.382
‫‏آره؟

235
00:12:43.107 --> 00:12:44.936
‫‏- این بود؟
‫‏- خودشه

236
00:12:45.074 --> 00:12:46.800
‫‏یه اقامتگاهه مهمانخانه‌ی لاکی برد

237
00:12:46.938 --> 00:12:48.940
‫‏چندتا همسر خیانتکار رو اونجا تعقیب کردم

238
00:12:49.078 --> 00:12:50.942
‫‏اون تگ به پارکبان می‌گه مهمون اونجایی

239
00:12:51.080 --> 00:12:54.256
‫‏آها خب، به قیمت یه
‫‏ابزار قفل‌بازکن می‌ارزید

240
00:14:20.066 --> 00:14:22.654
‫‏- هی
‫‏- هی

241
00:14:28.177 --> 00:14:29.420
‫‏چطور داری دوام میاری؟

242
00:14:29.558 --> 00:14:32.872
‫‏- راستش، خیلی بد
‫‏- آره

243
00:14:33.976 --> 00:14:36.703
‫‏حدس می‌زنم رسانه‌ها الان
‫‏خونه‌ی لوکاس رو هم محاصره کردن؟

244
00:14:37.497 --> 00:14:40.983
‫‏- مثل مگس روی خودت می‌دونی
‫‏- آره

245
00:14:42.053 --> 00:14:46.575
‫‏می‌فهمم چرا با اسم جعلی اتاق گرفتی،
‫‏ولی الیزابت بوردن؟ یعنی لیزی بوردن؟

246
00:14:46.713 --> 00:14:49.854
‫‏واقعاً اسم یه قاتل معروف
‫‏والدین بهترین اسم مستعاره؟

247
00:14:49.992 --> 00:14:52.063
‫‏یه‌جوری باید حس شوخ‌طبعی رو نگه دارم

248
00:14:53.547 --> 00:14:55.895
‫‏- تازه لیزی تبرئه شد
‫‏- درسته

249
00:15:00.416 --> 00:15:02.142
‫‏امروز خیلی بهت فکر کردم

250
00:15:02.280 --> 00:15:03.316
‫‏اوه

251
00:15:03.799 --> 00:15:06.215
‫‏- آره؟
‫‏- به اینکه تو جای من بودی

252
00:15:09.391 --> 00:15:13.498
‫‏یه آدم غریبه یه دروغ می‌گه

253
00:15:14.327 --> 00:15:16.087
‫‏که می‌تونه بندازت زندان

254
00:15:20.091 --> 00:15:22.749
‫‏جای خیلی وحشتناکیه

255
00:15:22.887 --> 00:15:24.026
‫‏هست

256
00:15:26.546 --> 00:15:27.927
‫‏می‌دونم می‌خوای کمکم کنی

257
00:15:29.135 --> 00:15:30.136
‫‏ممنونم

258
00:15:31.758 --> 00:15:33.553
‫‏فقط نمی‌دونم لیاقتش رو دارم یا نه

259
00:15:34.209 --> 00:15:35.796
‫‏چرا نمی‌ذاری من درباره‌ش قضاوت کنم؟

260
00:15:35.935 --> 00:15:37.143
‫‏هی، کمک می‌رسه،

261
00:15:37.281 --> 00:15:39.110
‫‏چه بخوای چه نه، از طرف همه‌مون

262
00:15:40.077 --> 00:15:41.941
‫‏ولی ما هم کمک تو رو لازم داریم

263
00:15:42.562 --> 00:15:44.012
‫‏از این شروع کنیم

264
00:15:47.947 --> 00:15:49.500
‫‏نظرت چیه؟ این یارو رو قبلاً دیدی؟

265
00:15:49.638 --> 00:15:52.123
‫‏شاید یه جایی با پدرت ملاقات کرده یا

266
00:15:52.261 --> 00:15:54.194
‫‏نه که یادم بیاد من

267
00:15:54.332 --> 00:15:56.024
‫‏گفتی می‌خواست استخدامت کنه؟

268
00:15:56.162 --> 00:15:59.303
‫‏آره، ولی محاله قبول کنم

269
00:16:00.131 --> 00:16:02.962
‫‏فقط گفتم فکر می‌کنم تا باهام بد نشه

270
00:16:04.239 --> 00:16:05.619
‫‏آرمادیلو واسه چیه؟

271
00:16:05.757 --> 00:16:08.588
‫‏نمی‌دونم با این یارو جور درنمی‌اومد

272
00:16:08.726 --> 00:16:10.900
‫‏اسم روی تگ «دنیای امید» بود

273
00:16:11.039 --> 00:16:13.765
‫‏یه خیریه‌ست که برای بچه‌های
‫‏پناهجو اسباب‌بازی می‌فرسته

274
00:16:14.559 --> 00:16:16.837
‫‏آدرسشون رو با رسیدهای آگوستین تطبیق دادم

275
00:16:16.976 --> 00:16:19.564
‫‏چند روز پیش نیم‌مایلی دفترشون بنزین زده

276
00:16:19.702 --> 00:16:21.394
‫‏فکر می‌کنی رفته دیدنشون

277
00:16:21.532 --> 00:16:22.878
‫‏نپرس چرا

278
00:16:23.741 --> 00:16:26.502
‫‏شاید فقط عاشق عروسک‌های پولیشیه نمی‌دونم

279
00:16:26.640 --> 00:16:27.952
‫‏این اسم رو قبلاً شنیدم

280
00:16:28.090 --> 00:16:29.678
‫‏«دنیای امید» من

281
00:16:30.472 --> 00:16:32.888
‫‏یادمه پدرم یه بار گفت

282
00:16:33.026 --> 00:16:34.994
‫‏آدمای پشتش از اهداکننده‌ها بودن

283
00:16:35.132 --> 00:16:37.410
‫‏به چی؟ جیبش یا کمپینش؟

284
00:16:38.204 --> 00:16:40.861
‫‏چرا یه خیریه باید به سناتور ایالتی رشوه بده؟

285
00:16:41.000 --> 00:16:43.485
‫‏نمی‌دونم، ولی این اولین ارتباطیه که تونستم

286
00:16:43.623 --> 00:16:45.004
‫‏بین این یارو و پدرت پیدا کنم

287
00:16:45.556 --> 00:16:47.420
‫‏صبح می‌رم یه سر بهشون می‌زنم

288
00:16:49.698 --> 00:16:52.459
‫‏اگه به پدرم رشوه می‌دادن،

289
00:16:52.597 --> 00:16:54.875
‫‏فکر می‌کنی همین‌طوری بهت می‌گن؟

290
00:16:55.014 --> 00:16:56.739
‫‏کی می‌تونه به من نه بگه؟

291
00:16:58.239 --> 00:17:06.239
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

292
00:17:13.722 --> 00:17:16.035
‫‏دوستات تو اداره می‌دونن داری کمکم می‌کنی؟

293
00:17:16.173 --> 00:17:17.415
‫‏به تو چه؟

294
00:17:17.898 --> 00:17:21.316
‫‏اسم اوچوا حتی قبل بازداشت
‫‏امی هم خیلی سنگین بود

295
00:17:21.454 --> 00:17:23.559
‫‏حدس می‌زنم از اینکه دخالت کنی خوششون نمیاد

296
00:17:23.697 --> 00:17:26.010
‫‏از کی اصلاً برام مهم
‫‏بوده بقیه چی فکر می‌کنن؟

297
00:17:26.148 --> 00:17:29.117
‫‏تازه وقتی همیشه حق با منه،
‫‏خودم رو خیلی هم دوست دارم

298
00:17:29.772 --> 00:17:30.877
‫‏سلام

299
00:17:38.574 --> 00:17:39.610
‫‏سلام؟

300
00:17:41.198 --> 00:17:43.131
‫‏خالیه

301
00:17:59.906 --> 00:18:02.391
‫‏این قرار بوده بره پورتوپرنس، هائیتی

302
00:18:06.361 --> 00:18:08.087
‫‏چیزای این صندوق زیاد بامزه نیست

303
00:18:08.225 --> 00:18:10.537
‫‏- اینا ⁦AR-15⁩ هستن
‫‏- آها

304
00:18:13.782 --> 00:18:15.818
‫‏و این یکی پر از راکت‌اندازه

305
00:18:15.956 --> 00:18:17.406
‫‏شنیدم گفتین پلیسین؟

306
00:18:19.408 --> 00:18:21.514
‫‏آره، چه بد

307
00:18:21.652 --> 00:18:24.310
‫‏هر دوتون، دست‌ها بالا جایی که ببینم، لطفاً

308
00:18:24.448 --> 00:18:26.657
‫‏- باشه، آره
‫‏- هی، با اون آروم‌تر

309
00:18:26.795 --> 00:18:30.557
‫‏من خوبم فقط هر دوتون کاری که
‫‏می‌گم بکنین تا کسی مجبور نشه

310
00:18:30.695 --> 00:18:32.352
‫‏<i>تماس از مامان</i>

311
00:18:32.939 --> 00:18:34.561
‫‏اوه، لعنت

312
00:18:34.699 --> 00:18:36.770
‫‏- از بین این همه وقت
‫‏<i>- تماس از مامان</i>

313
00:18:37.495 --> 00:18:39.359
‫‏نمی‌دونم شاید بعداً بهش زنگ بزنی؟

314
00:18:39.497 --> 00:18:41.430
‫‏من تماس مامانم رو نمی‌فرستم پیغام‌گیر

315
00:18:41.568 --> 00:18:42.949
‫‏- جدی؟
‫‏<i>- تماس از مامان</i>

316
00:18:43.087 --> 00:18:44.606
‫‏یه لحظه

317
00:18:46.539 --> 00:18:47.781
‫‏وای

318
00:18:53.062 --> 00:18:54.202
‫‏وانت توئه؟

319
00:18:54.788 --> 00:18:56.376
‫‏اون چیز فقط یه تیر داره، نه؟

320
00:18:56.514 --> 00:18:58.654
‫‏چون این یکی شانزده تا داره

321
00:19:02.210 --> 00:19:03.625
‫‏لعنت

322
00:19:04.867 --> 00:19:06.490
‫‏حسابی تو دردسری، دویل

323
00:19:06.628 --> 00:19:09.631
‫‏شلیک راکت‌انداز به پلیس رو خیلی جدی می‌گیرن

324
00:19:09.769 --> 00:19:12.358
‫‏تازه فدرالی‌ها کلی سؤال دارن درباره‌ی اینکه

325
00:19:12.496 --> 00:19:15.015
‫‏تو صندوق‌هایی با برچسب «اسباب‌بازی»
‫‏اسلحه از کشور قاچاق می‌کردی

326
00:19:15.154 --> 00:19:18.640
‫‏یه کم تو وقتتون صرفه‌جویی
‫‏می‌کنم یه کلمه دارم:

327
00:19:19.399 --> 00:19:20.987
‫‏حفاظت پلیسی

328
00:19:21.125 --> 00:19:22.264
‫‏آره، اون

329
00:19:22.851 --> 00:19:25.336
‫‏دو کلمه‌ست، ولی ادامه بده

330
00:19:25.474 --> 00:19:27.062
‫‏آدمایی که پول اون اسلحه‌ها رو دادن؟

331
00:19:27.200 --> 00:19:29.409
‫‏همین الان یه یارو فرستادن
‫‏انگشت‌هام رو خرد کنه

332
00:19:29.547 --> 00:19:32.723
‫‏فقط چون چندتا یادگاری برای خودم نگه داشتم

333
00:19:32.861 --> 00:19:35.104
‫‏یادگاری؟ یعنی از محموله‌ی اسلحه می‌دزدیدی؟

334
00:19:35.243 --> 00:19:36.899
‫‏حتی نمی‌خوام فکر کنم چه بلایی سرم میارن

335
00:19:37.037 --> 00:19:38.384
‫‏چون کل محموله گم شده

336
00:19:38.522 --> 00:19:39.695
‫‏یه چیزی بپرسم

337
00:19:40.731 --> 00:19:43.389
‫‏یارویی که این بلا رو سر
‫‏دستت آورد، اسمش چی بود؟

338
00:19:43.527 --> 00:19:46.185
‫‏فقط با اسم آقای آگوستین می‌شناسمش

339
00:19:46.323 --> 00:19:47.910
‫‏اسم کوچیکش رو هیچ‌وقت نفهمیدم

340
00:19:48.048 --> 00:19:49.464
‫‏همون یاروییه که گفتم، همونی
‫‏که می‌خواست استخدامم کنه

341
00:19:49.602 --> 00:19:51.638
‫‏و نگران اینی گروهی که براش کار می‌کنه

342
00:19:51.776 --> 00:19:54.227
‫‏- حتی تو زندان هم دستشون بهت برسه
‫‏- به همین راحتی

343
00:19:54.365 --> 00:19:56.540
‫‏فقط دادستانی می‌تونه بهت معامله پیشنهاد بده،

344
00:19:56.678 --> 00:19:58.921
‫‏ولی می‌تونم زمینه‌ش رو بچینم،
‫‏به شرطی که هرچی می‌خوایم بگی

345
00:19:59.059 --> 00:20:01.441
‫‏- هرچی
‫‏- اون اسلحه‌ها برای کیا می‌رن؟

346
00:20:01.579 --> 00:20:04.893
‫‏یه گروه تو هائیتی به اسم نان لا سِل

347
00:20:05.031 --> 00:20:07.275
‫‏آگوستین هم برای اونا کار می‌کنه

348
00:20:07.827 --> 00:20:09.380
‫‏خیلی سیاست دنبال نمی‌کنم،

349
00:20:09.518 --> 00:20:12.280
‫‏ولی انگار اون پایین یه جور جنگ داخلی راهه

350
00:20:12.418 --> 00:20:14.627
‫‏دولت هائیتی عملاً داره فرو می‌پاشه

351
00:20:14.765 --> 00:20:17.008
‫‏باندهای مسلح برای کنترل کشور می‌جنگن

352
00:20:17.146 --> 00:20:19.321
‫‏حدس می‌زنم نان لا سِل یکی از همون باندهاست

353
00:20:19.459 --> 00:20:20.702
‫‏خیریه

354
00:20:20.840 --> 00:20:22.635
‫‏عملاً پوشش قاچاق اسلحه‌ست، درسته؟

355
00:20:22.773 --> 00:20:26.604
‫‏چندتا صندوق اول پر از
‫‏اسباب‌بازیه تا بازرسی رو رد کنه

356
00:20:26.742 --> 00:20:29.262
‫‏چند صندوق بعدی که دیگه لازم نیست بازرسی بشن

357
00:20:29.400 --> 00:20:31.678
‫‏پر از تفنگ تهاجمی و ⁦RPG⁩ه

358
00:20:31.816 --> 00:20:33.577
‫‏این همه اسلحه از کجا اومده؟

359
00:20:33.715 --> 00:20:37.097
‫‏این بخشش رو دیگه چیزی علیه من
‫‏ندارین همه رو کاملاً قانونی خریدم

360
00:20:37.236 --> 00:20:39.893
‫‏که بعد بفروشی به آدمایی
‫‏که قانونی نمی‌تونن بخرن

361
00:20:40.031 --> 00:20:42.241
‫‏- تقریباً مطمئنم اون بخشش جرمه
‫‏- آره

362
00:20:42.379 --> 00:20:44.450
‫‏ویکتور اوچوا اسمش رو شنیدی؟

363
00:20:44.588 --> 00:20:45.968
‫‏سناتور ایالتی فلوریدا؟

364
00:20:46.106 --> 00:20:47.660
‫‏گفتم که سیاست دنبال نمی‌کنم

365
00:20:47.798 --> 00:20:48.833
‫‏خب، کشته شده

366
00:20:49.558 --> 00:20:51.146
‫‏داریم سعی می‌کنیم بفهمیم کار کی بوده

367
00:20:52.009 --> 00:20:55.012
‫‏فکر می‌کردی من می‌دونم کی کشته‌ش؟

368
00:20:55.150 --> 00:20:59.499
‫‏چون اگه کسی هست می‌خواین بگم
‫‏اون کشته، فقط اسمش رو بگین

369
00:20:59.637 --> 00:21:01.363
‫‏هرچی بخواین می‌گم

370
00:21:01.501 --> 00:21:03.607
‫‏ما این‌جوری کار نمی‌کنیم، دویل، ولی

371
00:21:04.780 --> 00:21:05.816
‫‏ممنون

372
00:21:20.000 --> 00:21:25.000
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

373
00:21:40.471 --> 00:21:42.922
‫‏آقای دکر، درست سر وقت

374
00:21:43.923 --> 00:21:47.340
‫‏- برای؟
‫‏- میگوی کرئول دستور خانوادگیه

375
00:21:47.927 --> 00:21:49.687
‫‏حدس می‌زنم کم‌تندتر دوست داری

376
00:21:50.447 --> 00:21:51.517
‫‏این

377
00:21:52.138 --> 00:21:53.208
‫‏خیلی ملاحظه‌کارانه‌ست

378
00:21:57.212 --> 00:21:59.663
‫‏اگه برای کشتنت اینجا
‫‏بودم، تا الان فهمیده بودی

379
00:21:59.801 --> 00:22:02.113
‫‏چاقو نشانه‌ی صلحه

380
00:22:02.251 --> 00:22:03.287
‫‏آها

381
00:22:04.944 --> 00:22:06.842
‫‏لطفاً بشین

382
00:22:09.293 --> 00:22:10.639
‫‏چطور می‌تونم رد کنم؟

383
00:22:16.783 --> 00:22:17.888
‫‏ممنون

384
00:22:20.546 --> 00:22:24.273
‫‏کار خیلی خوبی در تحقیق درباره‌ی من کردی

385
00:22:26.414 --> 00:22:29.037
‫‏حدس می‌زنم چون خبر بازداشت
‫‏دویل کوون رو شنیدی اینجایی؟

386
00:22:29.175 --> 00:22:32.558
‫‏که واضحاً نتیجه‌ی کنجکاوی
‫‏تو درباره‌ی من بود

387
00:22:35.354 --> 00:22:37.079
‫‏نگران نباش عصبانی نیستم

388
00:22:37.977 --> 00:22:40.048
‫‏کاری رو کردی که خودم می‌کردم

389
00:22:40.773 --> 00:22:42.533
‫‏- ویونیه؟
‫‏- نه، ممنون

390
00:22:48.056 --> 00:22:49.437
‫‏قانع نشدی

391
00:22:50.265 --> 00:22:52.647
‫‏دیدم با دویل چی کار کردی، اونم
‫‏فقط برای دزدیدن از محموله

392
00:22:52.785 --> 00:22:56.789
‫‏نگران اینی که برای از دست
‫‏رفتن کل یه محموله‌ی اسلحه

393
00:22:56.927 --> 00:22:58.377
‫‏کاری بدتر از شکستن انگشت‌ها بکنم

394
00:22:59.930 --> 00:23:03.105
‫‏دویل از ما دزدی کرد تو نکردی

395
00:23:04.521 --> 00:23:08.663
‫‏با این حال، قرار بود دنبال
‫‏قاتل آقای اوچوا باشی

396
00:23:08.801 --> 00:23:12.218
‫‏بودم و شاید حالا که چند
‫‏چیز رو فهمیدم نزدیک‌ترم

397
00:23:13.322 --> 00:23:17.085
‫‏کارفرمات، نان لا سِل،
‫‏ویکتور رو تو جیبش داشت، نه؟

398
00:23:18.051 --> 00:23:20.399
‫‏برای جنگشون اسلحه‌ی آمریکایی
‫‏قاچاق‌شده لازم داشتن،

399
00:23:20.537 --> 00:23:24.506
‫‏و یه سناتور ایالتی که حسابی جیبش رو چرب کرده
‫‏باشن می‌تونست جریان اسلحه رو باز نگه داره

400
00:23:24.644 --> 00:23:27.371
‫‏فرض کن یه لایحه برای سخت‌تر
‫‏کردن بنادر مطرح می‌شد،

401
00:23:27.509 --> 00:23:30.339
‫‏ویکتور می‌تونست مطمئن شه
‫‏اون لایحه شکست می‌خوره

402
00:23:32.100 --> 00:23:34.378
‫‏حالا می‌فهمی چرا کارفرماهام جواب می‌خوان

403
00:23:35.552 --> 00:23:37.933
‫‏فرض کن یه گروه رقیب پشت قتل بوده

404
00:23:38.071 --> 00:23:41.074
‫‏تا مسیر تأمین اسلحه‌مون رو قطع کنه؟

405
00:23:41.592 --> 00:23:44.802
‫‏اون‌وقت مجبور بودیم جواب بدیم

406
00:23:44.940 --> 00:23:46.563
‫‏و اگه این نبود چی؟

407
00:23:47.460 --> 00:23:49.635
‫‏اگه قتل ربطی به این نداشت؟

408
00:23:49.773 --> 00:23:53.121
‫‏بازم انگشت می‌شکنم؟

409
00:23:53.259 --> 00:23:55.123
‫‏یا بدتر؟

410
00:23:56.020 --> 00:23:57.574
‫‏اون دیگه به تشخیص خودم بستگی داره

411
00:24:02.441 --> 00:24:04.512
‫‏پیشنهاد منو قبول نمی‌کنی، نه؟

412
00:24:04.650 --> 00:24:07.480
‫‏نمی‌تونم یه نفر رو تحویلت
‫‏بدم، هرکاری هم کرده باشه

413
00:24:09.551 --> 00:24:12.312
‫‏راستش بیشتر از این ناراحتم که غذا نمی‌خوری

414
00:24:12.865 --> 00:24:13.866
‫‏اوه

415
00:24:22.668 --> 00:24:24.808
‫‏- راستش خیلی خوبه
‫‏- هوم

416
00:24:29.191 --> 00:24:30.399
‫‏می‌تونم یه لطف بخوام؟

417
00:24:30.538 --> 00:24:32.919
‫‏درخواست منو رد می‌کنی و
‫‏بعد خودت درخواست داری؟

418
00:24:33.057 --> 00:24:35.474
‫‏هنوز باید قاتل واقعی رو پیدا
‫‏کنم، و این به نفع هر دومونه

419
00:24:36.820 --> 00:24:37.855
‫‏بگو

420
00:24:38.477 --> 00:24:41.203
‫‏حس می‌کنم داخل تحقیقات یه آدم داری

421
00:24:41.721 --> 00:24:43.930
‫‏شاید یکی از اعضای کارگروه

422
00:24:45.000 --> 00:24:48.659
‫‏می‌دونستی اسلحه تو دریچه
‫‏پنهان بوده این علنی نشده بود

423
00:24:48.797 --> 00:24:52.421
‫‏من منبعت رو نمی‌خوام، ولی اگه درست می‌گم،

424
00:24:52.560 --> 00:24:55.701
‫‏دیدن اون پرونده خیلی کمکم می‌کنه

425
00:24:57.012 --> 00:24:58.566
‫‏می‌بینم چی از دستم برمیاد

426
00:24:58.704 --> 00:24:59.808
‫‏باشه

427
00:25:03.812 --> 00:25:05.676
‫‏باید یه تماس بگیرم

428
00:25:06.194 --> 00:25:09.887
‫‏تو خب، راحت باش

429
00:25:10.474 --> 00:25:11.889
‫‏اوه، قبل اینکه یادم بره، باید بپرسم

430
00:25:12.027 --> 00:25:13.442
‫‏داستان آرمادیلو چیه؟

431
00:25:13.581 --> 00:25:14.616
‫‏آها

432
00:25:15.410 --> 00:25:18.655
‫‏هدیه برای دخترمه پنج سالشه

433
00:25:18.793 --> 00:25:22.106
‫‏پس چندتا انگشت می‌شکنی، بعد
‫‏یه سر به فروشگاه هدیه می‌زنی

434
00:25:22.244 --> 00:25:23.729
‫‏یه سفر کاری معمولی دیگه

435
00:25:30.252 --> 00:25:31.288
‫‏هی، پیامت رو گرفتم

436
00:25:31.426 --> 00:25:32.945
‫‏تازه شنیدم امروز بهت تیراندازی شده

437
00:25:33.083 --> 00:25:34.429
‫‏از نظر فنی، آره

438
00:25:34.567 --> 00:25:36.017
‫‏با راکت‌انداز

439
00:25:36.155 --> 00:25:38.502
‫‏خب، نخورد

440
00:25:42.506 --> 00:25:43.921
‫‏داشتم فکر می‌کردم

441
00:25:45.129 --> 00:25:47.407
‫‏داشتم فکر می‌کردم دیگه
‫‏نمی‌تونم این کار رو بکنم

442
00:25:48.547 --> 00:25:49.755
‫‏دیگه چی رو نمی‌تونی؟

443
00:25:49.893 --> 00:25:51.860
‫‏هیچ‌کدومش رو

444
00:25:51.998 --> 00:25:54.207
‫‏واسه همین خواستم زنگ بزنی
‫‏که بگم تصمیمم رو گرفتم

445
00:25:54.345 --> 00:25:55.588
‫‏<i>باشه</i>

446
00:25:56.555 --> 00:25:58.453
‫‏فردا صبح به وکیلم زنگ می‌زنم

447
00:25:59.074 --> 00:26:01.421
‫‏می‌گم همون توافقی رو که
‫‏پیشنهاد دادن قبول کنه

448
00:26:09.637 --> 00:26:11.639
‫‏- گفتم نیا
‫‏- خب، چیزای دیوونه‌واری گفتی

449
00:26:11.777 --> 00:26:13.606
‫‏اومدم مطمئن شم کار دیوونه‌وار نمی‌کنی

450
00:26:13.744 --> 00:26:15.815
‫‏قبول کردن اون توافق دیوونه‌وار نیست

451
00:26:15.953 --> 00:26:18.162
‫‏اتفاقاً هست می‌دونی چرا؟ چون بی‌گناهی

452
00:26:18.300 --> 00:26:20.233
‫‏- هستم؟
‫‏- آره

453
00:26:22.063 --> 00:26:25.238
‫‏شاید پدرم رو نکشته باشم،
‫‏ولی به‌خاطر من مرده

454
00:26:26.930 --> 00:26:30.209
‫‏یعنی وقتی تهدید کرد تو رو
‫‏برگردونه زندان، دیگه تموم بود

455
00:26:30.347 --> 00:26:33.453
‫‏تصمیم گرفتم اون کسیه که باید بره زندان

456
00:26:34.523 --> 00:26:37.803
‫‏چیزی که نفهمیدم، چیزی که نتونستم بفهمم،

457
00:26:37.941 --> 00:26:39.425
‫‏این بود که اون نمی‌تونست بره زندان،

458
00:26:39.563 --> 00:26:42.739
‫‏چون اگه می‌رفت یه نفر دیگه آسیب‌پذیر می‌شد

459
00:26:43.532 --> 00:26:44.741
‫‏یه آدم خطرناک

460
00:26:44.879 --> 00:26:47.226
‫‏یه نفر با رازهایی که
‫‏می‌دونستن ویکتور لو می‌ده

461
00:26:48.365 --> 00:26:50.263
‫‏- اصلاً ندیدم داره میاد
‫‏- امی، تقصیر

462
00:26:50.401 --> 00:26:52.472
‫‏باید باید می‌فهمیدم
‫‏دارم چقدر تو خطر می‌ندازمش

463
00:26:52.611 --> 00:26:54.267
‫‏ویکتور خودش این بلا رو
‫‏سر خودش آورد می‌دونی

464
00:26:54.405 --> 00:26:56.166
‫‏- تو چی؟
‫‏- من

465
00:26:56.304 --> 00:26:57.857
‫‏چه اتفاقی قراره برای تو
‫‏بیفته که من ازش خبر ندارم؟

466
00:26:57.995 --> 00:26:59.410
‫‏هیچ اتفاقی برای ما نمی‌افته

467
00:26:59.548 --> 00:27:01.620
‫‏امروز نزدیک بود کشته بشی

468
00:27:06.141 --> 00:27:11.526
‫‏اگه اگه تو مرده بودی
‫‏یا مل، اونم گردن من بود

469
00:27:11.664 --> 00:27:14.633
‫‏باید تا آخر عمر باهاش زندگی می‌کردم

470
00:27:18.015 --> 00:27:20.949
‫‏پرونده‌ای که علیه من دارن،

471
00:27:22.882 --> 00:27:25.816
‫‏شاید پاپوش باشه، ولی پاپوش خوبیه

472
00:27:26.783 --> 00:27:29.475
‫‏بجنگم، ممکنه بقیه‌ی عمرم رو زندان باشم

473
00:27:29.613 --> 00:27:33.859
‫‏توافق رو قبول کنم، کار رو برای
‫‏همه راحت‌تر می‌کنم، حتی خودم

474
00:27:33.997 --> 00:27:36.965
‫‏خب، قاتل واقعی پدرت چی؟

475
00:27:37.103 --> 00:27:40.659
‫‏هنوز آزاده این کار رو
‫‏بکنی، آزاد می‌مونه می‌ره

476
00:27:42.453 --> 00:27:43.523
‫‏دارم پیشرفت می‌کنم

477
00:27:43.662 --> 00:27:45.733
‫‏واقعاً یه چیزی بالاخره رو می‌شه

478
00:27:45.871 --> 00:27:47.838
‫‏فقط یه روز دیگه بهم بده

479
00:27:48.425 --> 00:27:51.083
‫‏فردا به وکیلت زنگ نزن فقط یه روز

480
00:27:53.016 --> 00:27:54.776
‫‏ببخشید آره

481
00:27:54.914 --> 00:27:57.020
‫‏- <i>کجایی؟</i>
‫‏- پیش امی‌ام همه‌چی خوبه؟

482
00:27:57.158 --> 00:27:58.780
‫‏<i>اصلاً خوب نیست</i>

483
00:27:58.918 --> 00:28:01.058
‫‏<i>هر دوتون بیاین خونه همین الان</i>

484
00:28:04.027 --> 00:28:06.546
‫‏دو ساعت بعد اینکه دویل
‫‏کوون رو بردیم بازداشتگاه،

485
00:28:06.685 --> 00:28:09.308
‫‏خواست با مسئول اصلی پرونده‌ی
‫‏ویکتور اوچوا حرف بزنه

486
00:28:09.446 --> 00:28:12.000
‫‏کلی منت کشیدم تا یه کپی از این بگیرم

487
00:28:12.138 --> 00:28:14.934
‫‏<i>بله قربان، برتا ⁦Px4⁩ کامپکت کری</i>

488
00:28:15.072 --> 00:28:18.282
‫‏<i>کوچیک، لگد کم درست شبیه
‫‏همونی که بهش فروختم</i>

489
00:28:18.420 --> 00:28:20.457
‫‏<i>منظورت از «اون»، امیلیا اوچواست؟</i>

490
00:28:20.595 --> 00:28:22.045
‫‏<i>آره، اسمش همین بود</i>

491
00:28:22.183 --> 00:28:24.875
‫‏<i>گفت باباش یه سیاستمدار کله‌گنده‌ست</i>

492
00:28:25.013 --> 00:28:26.566
‫‏ویکتور اوچوا

493
00:28:26.705 --> 00:28:28.568
‫‏وقتی با این یارو حرف زدیم،
‫‏حتی اسم ویکتور رو نشنیده بود

494
00:28:28.707 --> 00:28:29.915
‫‏بدتر هم می‌شه

495
00:28:30.053 --> 00:28:31.744
‫‏<i>- اون زن چه شکلی بود؟
‫‏- خوشگل</i>

496
00:28:31.882 --> 00:28:35.127
‫‏<i>تقریباً قد شما موهای قهوه‌ای
‫‏بلند، چشم‌های قهوه‌ای درشت</i>

497
00:28:35.265 --> 00:28:36.680
‫‏<i>چندتا عکس نشونت می‌دیم</i>

498
00:28:36.818 --> 00:28:39.372
‫‏اگه زنی که اسلحه رو بهش فروختی دیدی، بگو

499
00:28:40.477 --> 00:28:41.892
‫‏<i>خودشه، همین</i>

500
00:28:42.030 --> 00:28:44.274
‫‏زنی مثل اون تو ذهن می‌مونه

501
00:28:44.412 --> 00:28:46.310
‫‏کی اسلحه رو بهش فروختی؟

502
00:28:46.448 --> 00:28:47.898
‫‏- من این یارو رو عمرم ندیدم
‫‏<i>- دو سال پیش</i>

503
00:28:48.036 --> 00:28:49.969
‫‏- قطعاً هیچ اسلحه‌ای هم ازش نخریدم
‫‏- می‌دونیم

504
00:28:50.107 --> 00:28:53.317
‫‏<i>گفت تو ساختمونش چندتا سرقت شده و ترسیده</i>

505
00:28:53.455 --> 00:28:55.423
‫‏<i>گفت می‌خواد بتونه از خودش دفاع کنه</i>

506
00:28:56.079 --> 00:28:57.943
‫‏پس یکی بعد از اینکه با ما حرف زد رفت سراغش

507
00:28:58.081 --> 00:29:00.014
‫‏آره، گفت برای معامله هر کاری می‌کنه

508
00:29:00.152 --> 00:29:03.707
‫‏معلومه یکی براش شرایط معامله
‫‏رو فراهم کرده و گفته چی بگه

509
00:29:03.845 --> 00:29:05.122
‫‏نه، «یکی» نه

510
00:29:07.159 --> 00:29:08.747
‫‏حالا می‌دونم کی برام پاپوش دوخته

511
00:29:14.235 --> 00:29:16.616
‫‏امی، اینجا چی کار می‌کنی؟ کی راهت داد؟

512
00:29:16.755 --> 00:29:19.343
‫‏اوه، دستیارَت پشت میزش نبود،

513
00:29:19.481 --> 00:29:21.276
‫‏ما هم گفتیم خودمون راحت باشیم

514
00:29:21.414 --> 00:29:22.864
‫‏سلام، من آرجی دکرم

515
00:29:23.002 --> 00:29:24.555
‫‏دفتر شما یه بار منو محاکمه کرده،

516
00:29:24.693 --> 00:29:25.971
‫‏ولی فکر نکنم افتخار آشنایی داشته باشیم

517
00:29:26.109 --> 00:29:28.594
‫‏امی، این دیگه چه کوفتیه؟

518
00:29:29.388 --> 00:29:30.941
‫‏دیروز یه داستان شنیدم

519
00:29:32.771 --> 00:29:38.086
‫‏یه مرد به اسم دویل کوون به
‫‏پلیس گفته من ازش اسلحه خریدم

520
00:29:39.881 --> 00:29:42.297
‫‏گفته چون دو سال پیش نگران چند سرقت

521
00:29:42.435 --> 00:29:43.954
‫‏توی ساختمونم بودم

522
00:29:45.473 --> 00:29:48.683
‫‏اینکه من اسلحه خریدم دروغ بود،

523
00:29:48.821 --> 00:29:53.343
‫‏ولی اینکه نگران سرقت‌ها بودم، درست بود

524
00:29:55.345 --> 00:29:57.278
‫‏و واقعاً رفتم با یکی درباره‌ش حرف زدم

525
00:29:58.693 --> 00:30:00.660
‫‏فقط اون آدم دویل کوون نبود

526
00:30:02.248 --> 00:30:03.249
‫‏تو بودی

527
00:30:04.526 --> 00:30:09.048
‫‏گفتی با یکی حرف می‌زنی و
‫‏گشت بیشتری تو منطقه می‌ذاری

528
00:30:10.739 --> 00:30:14.398
‫‏ولی چون می‌دونستم دارم درخواست ویژه می‌کنم،

529
00:30:14.536 --> 00:30:16.676
‫‏نگرانی‌م رو با هیچ‌کس دیگه در میون نذاشتم

530
00:30:17.505 --> 00:30:18.540
‫‏فقط تو

531
00:30:20.128 --> 00:30:22.613
‫‏سرقت‌ها متوقف شد؟ فکر
‫‏نکنم هیچ‌وقت پرسیده باشم

532
00:30:25.306 --> 00:30:27.308
‫‏تو به دویل کوون گفتی چی بگه

533
00:30:28.999 --> 00:30:30.898
‫‏چون تو پدرم رو کشتی

534
00:30:32.278 --> 00:30:35.005
‫‏امی، چرا باید همچین کاری کنم؟

535
00:30:35.143 --> 00:30:37.836
‫‏احتمالاً چون به اندازه‌ی خودش فاسدی

536
00:30:37.974 --> 00:30:39.976
‫‏بالاخره اون تو رو نشوند روی این صندلی

537
00:30:40.114 --> 00:30:42.806
‫‏محاله این کار رو می‌کرد اگه
‫‏فکر می‌کرد رشوه نمی‌گیری

538
00:30:42.944 --> 00:30:46.603
‫‏تازه فهمیدم یکی از جیب‌هایی که خودش توش بود

539
00:30:46.741 --> 00:30:49.261
‫‏مال یه گروه نظامی هائیتی بود

540
00:30:49.399 --> 00:30:51.263
‫‏نان لا سِل اسمش رو شنیدی

541
00:30:51.401 --> 00:30:53.748
‫‏حدس می‌زنم چون تو هم تو جیب اونایی

542
00:30:54.369 --> 00:30:57.441
‫‏و پدرم رو که می‌شناسم،
‫‏احتمالاً خودش آشناتون کرده

543
00:30:58.684 --> 00:31:01.376
‫‏گفته بد نیست یه دادستان هم
‫‏تو فهرست حقوق‌بگیرها باشه

544
00:31:01.514 --> 00:31:03.413
‫‏برای روزی که یکی‌شون بازداشت شه

545
00:31:03.551 --> 00:31:06.209
‫‏خلاصه فکر می‌کنیم انقدر از
‫‏کثافت‌کاری‌های هم خبر داشتین

546
00:31:06.347 --> 00:31:08.694
‫‏<i>که هرکدوم می‌تونستین اون یکی
‫‏رو با خودتون پایین بکشین</i>

547
00:31:10.316 --> 00:31:15.321
‫‏آخرین بار که ویکتور رو دیدم، گفت
‫‏تو یکی از قدیمی‌ترین دوستاشی

548
00:31:15.459 --> 00:31:17.876
‫‏<i>اون شب به خونه‌ش صدات کرد، نه؟</i>

549
00:31:18.359 --> 00:31:20.395
‫‏<i>فشارت داد پرونده علیه‌ش رو ببندی</i>

550
00:31:21.293 --> 00:31:23.398
‫‏<i>ولی این تو رو تو موقعیت بدی گذاشت، نه؟</i>

551
00:31:23.536 --> 00:31:26.022
‫‏<i>چون اگه کاری که می‌خواست نمی‌کردی،
‫‏تو رو هم با خودش پایین می‌کشید،</i>

552
00:31:26.160 --> 00:31:29.922
‫‏<i>ولی اگه ولش می‌کردی، خودکشی شغلی بود</i>

553
00:31:30.785 --> 00:31:33.788
‫‏<i>پرونده زیادی پرسروصدا بود،
‫‏پس به گزینه‌ی سوم فکر کردی</i>

554
00:31:34.754 --> 00:31:35.790
‫‏بهش شلیک کردی

555
00:31:37.999 --> 00:31:39.345
‫‏می‌تونی چیزی رو ثابت کنی؟

556
00:31:41.416 --> 00:31:46.318
‫‏چون اگه کل چیزی که داری برای
‫‏متهم کردن من به قتل ویکتور

557
00:31:46.456 --> 00:31:49.908
‫‏یه دلال اسلحه‌ست که داستانی رو می‌دونه من
‫‏هم می‌دونستم، یه توضیح خیلی ساده‌تر هست

558
00:31:50.046 --> 00:31:53.014
‫‏دلال اسلحه راست می‌گه تازه،

559
00:31:53.152 --> 00:31:55.844
‫‏اگه تمام این مدت سلاح قتل دست من بوده،

560
00:31:55.983 --> 00:31:59.296
‫‏چرا این‌همه صبر کردم تا برات پاپوش درست کنم؟

561
00:32:00.263 --> 00:32:02.713
‫‏باید بگم، اگه نقشه‌تون اینه

562
00:32:02.851 --> 00:32:05.785
‫‏این قصه رو به هیئت منصفه بفروشین،
‫‏من شانس خودم رو دوست دارم

563
00:32:05.924 --> 00:32:08.409
‫‏هر دوتون همین الان از اینجا می‌رین،

564
00:32:08.547 --> 00:32:11.239
‫‏قبل اینکه ورود غیرقانونی رو
‫‏هم به اتهاماتون اضافه کنم

565
00:32:16.003 --> 00:32:17.038
‫‏امی؟

566
00:32:17.763 --> 00:32:20.007
‫‏گفتم حاضرم اتهامت رو سبک‌تر کنم

567
00:32:20.939 --> 00:32:23.148
‫‏قبل اینکه نظرم عوض شه توافق رو قبول کن

568
00:32:24.648 --> 00:32:32.648
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

569
00:32:40.234 --> 00:32:42.822
‫‏هی، نمی‌دونم پیامی که دادم دیدی یا نه

570
00:32:42.961 --> 00:32:45.446
‫‏سوفیا شام خونه‌ی شارلوته، همین الان رسوندمش

571
00:32:45.584 --> 00:32:46.688
‫‏اوه

572
00:32:46.826 --> 00:32:49.174
‫‏- آرجی گفت چی شد؟
‫‏- آره

573
00:32:49.312 --> 00:32:51.866
‫‏دادستان فورت لادردیل قاتله،

574
00:32:52.004 --> 00:32:54.110
‫‏و امی هنوز با سرعت داره می‌ره سمت زندان

575
00:32:54.248 --> 00:32:55.594
‫‏روز تو چطور بود؟

576
00:32:56.457 --> 00:32:59.529
‫‏در مقایسه با امی، گردش تو پارک، ولی
‫‏حداقل دوباره ذهنش افتاده روی پرونده

577
00:32:59.667 --> 00:33:01.289
‫‏محاله الان دیگه توافق رو قبول کنه

578
00:33:01.427 --> 00:33:02.532
‫‏اوهوم

579
00:33:03.671 --> 00:33:05.190
‫‏چه بویی میاد؟

580
00:33:05.328 --> 00:33:08.331
‫‏اوه، پیتزای یخ‌زده حال آشپزی نداشتم

581
00:33:09.090 --> 00:33:10.195
‫‏چند وقته گذاشتیش گرم شه؟

582
00:33:14.130 --> 00:33:15.441
‫‏- اوه
‫‏- من یه بولونیز درست می‌کنم

583
00:33:15.579 --> 00:33:17.064
‫‏اوه خدا اوه خدا

584
00:33:19.031 --> 00:33:22.897
‫‏بالاخره یکی از بچه‌های بخش
‫‏دلش سوخت پرونده رو داد بهت؟

585
00:33:23.553 --> 00:33:29.421
‫‏نه دوست جدید آرجی، آگوستین، همونی
‫‏که برای باند هائیتی کار می‌کنه

586
00:33:29.559 --> 00:33:31.285
‫‏آرجی هم یه کپی داره

587
00:33:32.010 --> 00:33:33.735
‫‏اگه آگوستین بره سراغ لیک چی؟

588
00:33:33.873 --> 00:33:35.565
‫‏- کی؟
‫‏- آگوستین

589
00:33:36.221 --> 00:33:39.086
‫‏شاید حسابی بترسونتش و اعتراف کنه

590
00:33:39.224 --> 00:33:42.710
‫‏از چیزی که آرجی تعریف کرد، فکر
‫‏نکنم کار آگوستین «ترس از خدا» باشه

591
00:33:42.848 --> 00:33:44.608
‫‏بیشتر کارش «فرستادن پیش خدا»ست

592
00:33:44.746 --> 00:33:47.646
‫‏اگه بندازیمش به جون لیک، دیگه
‫‏کنترلی نداریم باهاش چی کار می‌کنه

593
00:33:47.784 --> 00:33:50.614
‫‏ممکنه فقط ناپدیدش کنه فردا سر کار نیاد

594
00:33:50.752 --> 00:33:53.065
‫‏اون‌وقت امی هنوز به قتل متهمه

595
00:33:53.203 --> 00:33:55.205
‫‏- اوهوم
‫‏- چیزی تو پرونده هست که به درد بخوره؟

596
00:33:55.343 --> 00:33:58.105
‫‏بیشترش چیزاییه که می‌دونستیم

597
00:33:58.243 --> 00:34:00.659
‫‏فقط این یکی فرق داره

598
00:34:01.384 --> 00:34:04.076
‫‏پزشکی قانونی یه رسوب
‫‏عجیب روی اسلحه پیدا کرده

599
00:34:04.214 --> 00:34:07.010
‫‏لیک خوب تمیزش کرده؛ نه اثر انگشت، نه ⁦DNA⁩،

600
00:34:07.148 --> 00:34:09.047
‫‏ولی انگار یه کم کثیفی تو شیارها جا مونده

601
00:34:09.185 --> 00:34:11.980
‫‏«اکریلیک، شن، رنگ‌دانه‌ی آبی»

602
00:34:12.119 --> 00:34:13.948
‫‏کارگروه هنوز شناساییش نکرده،

603
00:34:14.086 --> 00:34:17.469
‫‏ولی می‌دونن از خونه‌ی
‫‏ویکتور یا آپارتمان امی نیست

604
00:34:18.125 --> 00:34:22.508
‫‏شاید بتونه کمک کنه بفهمیم اسلحه کجا بوده

605
00:34:22.646 --> 00:34:24.648
‫‏یادت هست وقتی انجمن مالکان داشت درباره‌ی

606
00:34:24.786 --> 00:34:26.961
‫‏ساختن یه زمین پیکل‌بال
‫‏بالای خیابون حرف می‌زدن؟

607
00:34:27.755 --> 00:34:29.101
‫‏معلومه که یادمه، عزیزم

608
00:34:29.239 --> 00:34:30.758
‫‏حسابی تحقیق کردم، می‌خواستم مطمئن شم

609
00:34:30.896 --> 00:34:33.105
‫‏موادی که استفاده می‌کنن سمی نیست

610
00:34:34.106 --> 00:34:36.729
‫‏با احترام، این اصلاً چه ربطی داره؟

611
00:34:37.316 --> 00:34:42.252
‫‏سه تا راهنما: اکریلیک، شن، رنگ‌دانه‌ی آبی

612
00:34:45.876 --> 00:34:48.879
‫‏ترکیب شیمیایی اون رسوب
‫‏آبی که کارگروه پیدا کرد

613
00:34:49.017 --> 00:34:50.778
‫‏- با مواد توی اون سطل یکیه
‫‏- باشه

614
00:34:50.916 --> 00:34:53.298
‫‏پس این همون موادیه که سطح
‫‏زمین پیکل‌بال رو می‌سازه

615
00:34:53.988 --> 00:34:55.541
‫‏من و کث عضو انجمن مالکانیم

616
00:34:55.679 --> 00:34:57.474
‫‏اجازه ندادن تو محله‌مون یکی بسازن،

617
00:34:57.612 --> 00:35:00.339
‫‏نه به‌خاطر مواد شیمیایی، به‌خاطر سروصدا

618
00:35:00.477 --> 00:35:04.102
‫‏محله‌های دیگه سر پیکل‌بال داشتن
‫‏همدیگه رو تکه‌تکه می‌کردن

619
00:35:04.240 --> 00:35:06.138
‫‏مشکل راکته؛ زه نداره

620
00:35:06.276 --> 00:35:07.933
‫‏- توپ رو باهاش بزنی
‫‏- یه صدای تق می‌ده

621
00:35:08.071 --> 00:35:11.592
‫‏- یه تق بلند، هی پشت سر هم
‫‏- اوهوم

622
00:35:11.730 --> 00:35:14.181
‫‏آدمایی که کنار زمین‌ها
‫‏زندگی می‌کنن عصبانی می‌شن

623
00:35:14.319 --> 00:35:17.184
‫‏بعضی وقتا هم خشن

624
00:35:17.322 --> 00:35:19.082
‫‏خب، نظریه چیه؟

625
00:35:19.220 --> 00:35:21.533
‫‏همون اسلحه‌ای که ویکتور رو کشت تو
‫‏یه دعوای پیکل‌بال هم استفاده شده؟

626
00:35:21.671 --> 00:35:23.259
‫‏باشه اینو ببین

627
00:35:23.397 --> 00:35:25.985
‫‏سال گذشته چند مورد
‫‏خرابکاری روی زمین‌ها بوده

628
00:35:26.124 --> 00:35:28.298
‫‏اوهوم چیزی درباره‌ی اسلحه نمی‌بینم

629
00:35:28.436 --> 00:35:29.851
‫‏نه، ولی این یکی رو ببین

630
00:35:32.164 --> 00:35:35.823
‫‏اگه اسلحه هیچ‌وقت «روی»
‫‏زمین پیکل‌بال نبوده چی؟

631
00:35:36.617 --> 00:35:39.654
‫‏اگه «داخل» زمین پیکل‌بال بوده چی؟

632
00:35:43.486 --> 00:35:47.524
‫‏نه اینکه از اومدن دوباره‌ی
‫‏پلیس برای بررسی ناراحت باشم،

633
00:35:47.662 --> 00:35:49.802
‫‏مخصوصاً با همچین افسر خوش‌قیافه‌ای

634
00:35:49.940 --> 00:35:51.252
‫‏اون پلیس نیست

635
00:35:51.390 --> 00:35:53.220
‫‏- هنوز خوش‌قیافه‌ست
‫‏- لطف دارین

636
00:35:53.979 --> 00:35:57.051
‫‏همون‌طور که تلفنی گفتم،
‫‏تصمیم گرفتیم شکایت نکنیم

637
00:35:57.189 --> 00:36:01.055
‫‏هرکدوم از ساکن‌ها خرابکار
‫‏بوده، خودمون داخلی حلش می‌کنیم

638
00:36:01.193 --> 00:36:04.472
‫‏خب، مسئله اینه، پرل،

639
00:36:04.610 --> 00:36:07.234
‫‏من و کارآگاه ابرو فکر
‫‏نمی‌کنیم این خرابکاری باشه

640
00:36:07.372 --> 00:36:10.306
‫‏تو موارد دیگه یکی روی زمین‌ها رنگ پاشیده،

641
00:36:10.444 --> 00:36:11.997
‫‏یکی تورها رو پاره کرده

642
00:36:12.135 --> 00:36:14.517
‫‏ولی این انگار یکی با چکش
‫‏تخریب افتاده به جونش

643
00:36:14.655 --> 00:36:17.209
‫‏انگار می‌خواسته چیزی رو از زیرش دربیاره

644
00:36:18.590 --> 00:36:21.386
‫‏فرض کنیم درست می‌گیم و لیک
‫‏اسلحه رو اینجا دفن کرده

645
00:36:21.524 --> 00:36:24.527
‫‏اگه نتونیم به خودش وصلش
‫‏کنیم، یعنی <i>نادا</i>؛ هیچ

646
00:36:29.428 --> 00:36:31.361
‫‏فکر کنم همین الان وصلش کردم هی، پرل؟

647
00:36:32.017 --> 00:36:33.294
‫‏بله، خوشگله؟

648
00:36:33.432 --> 00:36:36.090
‫‏اون گاری، اون لوگوی محل سکونته؟

649
00:36:36.228 --> 00:36:38.437
‫‏- آره، «کوکونات هاربر»
‫‏- کوکونات هاربر

650
00:36:38.575 --> 00:36:40.370
‫‏- روی همه‌ی گاری‌ها همینه؟
‫‏- آره

651
00:36:49.276 --> 00:36:52.865
‫‏خب، این چیزی که معلومه
‫‏فهمیدی ولی بهم نمی‌گی،

652
00:36:53.003 --> 00:36:55.868
‫‏به نظرت برای قانع کردن هیئت
‫‏منصفه به بی‌گناهی امی کافیه؟

653
00:36:56.006 --> 00:36:57.042
‫‏قطعاً نه

654
00:36:57.629 --> 00:36:59.286
‫‏ولی قرار نیست هیئت منصفه رو قانع کنم

655
00:37:03.911 --> 00:37:08.709
‫‏چون باید مطمئن شیم دِرِک
‫‏شرایط رو فهمیده و

656
00:37:09.399 --> 00:37:10.745
‫‏بعداً می‌بینمت

657
00:37:11.712 --> 00:37:13.852
‫‏کارآگاه ابرو، آقای دکر

658
00:37:14.370 --> 00:37:16.268
‫‏امی نظرش عوض شده؟

659
00:37:16.406 --> 00:37:19.616
‫‏حالا که گفتی، امروز شادتر به نظر می‌رسید،

660
00:37:19.754 --> 00:37:21.273
‫‏ولی حدس می‌زنم منظورت این نبود

661
00:37:21.411 --> 00:37:23.068
‫‏آره، می‌خواستیم یه کم باهات حرف بزنیم،

662
00:37:23.206 --> 00:37:26.589
‫‏ولی فکر می‌کنیم این یکی
‫‏رو بهتره خصوصی بشنوی

663
00:37:28.315 --> 00:37:29.316
‫‏بفرمایید

664
00:37:39.809 --> 00:37:41.811
‫‏اون روز سؤال خوبی ازمون پرسیدی

665
00:37:42.432 --> 00:37:43.951
‫‏اگه سلاح قتل از اول دستت بود،

666
00:37:44.089 --> 00:37:46.954
‫‏چرا نزدیک سه ماه صبر کردی تا
‫‏باهاش برای امی پاپوش بدوزی؟

667
00:37:47.092 --> 00:37:49.991
‫‏دوستام اون موقع جواب نداشتن،
‫‏ولی فکر کنم حالا داریم

668
00:37:50.129 --> 00:37:52.649
‫‏چون از اول اصلاً نمی‌خواستی
‫‏برای کسی پاپوش بدوزی

669
00:37:52.787 --> 00:37:55.134
‫‏مشکلی نداشتی قتل حل‌نشده بمونه

670
00:37:55.721 --> 00:37:58.828
‫‏واسه همین اسلحه رو زیر زمین
‫‏پیکل‌بالی که درحال ساخت بود دفن کردی

671
00:37:58.966 --> 00:38:01.071
‫‏یه کم طول کشید بفهمیم
‫‏چرا اونجا رو انتخاب کردی

672
00:38:01.209 --> 00:38:04.316
‫‏بعد همکار خوش‌قیافه‌م
‫‏اینجا یه چیزی یادش اومد

673
00:38:04.454 --> 00:38:06.663
‫‏آره، اون روز که دفترت بودم،

674
00:38:06.801 --> 00:38:08.976
‫‏<i>یه عکس ازت با یه زوج مسن دیدم</i>

675
00:38:09.735 --> 00:38:11.358
‫‏پدر و مادرت، نه؟

676
00:38:11.910 --> 00:38:13.808
‫‏دومینیک و روزان لیک

677
00:38:13.946 --> 00:38:18.226
‫‏تو عکس یه گلف‌کارت بود با
‫‏لوگوی یه مجتمع سالمندان

678
00:38:18.365 --> 00:38:21.057
‫‏- کوکونات هاربر، درسته؟
‫‏- امروز صبح اونجا بودیم

679
00:38:21.195 --> 00:38:22.886
‫‏تأیید کردیم پدر و مادرت ساکن اونجان

680
00:38:23.024 --> 00:38:25.889
‫‏واسه همین می‌دونستی زمین
‫‏پیکل‌بال قراره ساخته شه

681
00:38:26.027 --> 00:38:28.375
‫‏باید هرجا حقش هست اعتبار بدم

682
00:38:28.513 --> 00:38:31.688
‫‏دفن کردن اسلحه زیر اون همه
‫‏چیز نقشه‌ی خوبی بود

683
00:38:32.551 --> 00:38:35.036
‫‏احتمال زیاد هیچ‌وقت کسی پیداش نمی‌کرد

684
00:38:35.830 --> 00:38:38.454
‫‏- اگه همون‌جا ولش می‌کردی
‫‏- ولی نکردی

685
00:38:38.592 --> 00:38:41.249
‫‏حدس‌مون اینه خبر بهت رسید

686
00:38:41.388 --> 00:38:44.632
‫‏نماینده‌ی گروهی که بهت
‫‏رشوه می‌داد اومده شهر

687
00:38:44.770 --> 00:38:46.393
‫‏آقای آگوستین

688
00:38:46.531 --> 00:38:48.326
‫‏یهو خطرناک شد که قتل ویکتور حل‌نشده بمونه

689
00:38:48.464 --> 00:38:49.396
‫‏یه قربانی می‌خواستی

690
00:38:49.534 --> 00:38:51.329
‫‏امی رو لازم داشتی

691
00:38:51.467 --> 00:38:54.849
‫‏پس اسلحه رو درآوردی، جاسازیش
‫‏کردی و خودت تماس ناشناس رو گرفتی

692
00:38:56.644 --> 00:38:59.958
‫‏می‌خواین اینا رو ببرین دادگاه؟ بفرمایین

693
00:39:00.096 --> 00:39:02.719
‫‏نه، آخرین جایی که می‌بریمش دادگاهه

694
00:39:03.858 --> 00:39:05.446
‫‏می‌بریمش پیش آقای آگوستین

695
00:39:05.584 --> 00:39:07.345
‫‏یا حداقل من می‌برم

696
00:39:07.483 --> 00:39:10.624
‫‏ببین، وقتی تو سیستم قضایی کار می‌کنی
‫‏یه خط‌هایی هست که ازش رد نمی‌شی

697
00:39:10.762 --> 00:39:15.560
‫‏احتمالاً برات خبر تازه‌ایه،
‫‏ولی دارم فرصت اعتراف بهت می‌دم

698
00:39:16.492 --> 00:39:19.391
‫‏چون تا آگوستین بفهمه تو ویکتور رو کشتی،

699
00:39:19.529 --> 00:39:21.531
‫‏تو از قبل تحت حفاظت پلیس خواهی بود

700
00:39:22.221 --> 00:39:23.499
‫‏توافق رو قبول کن

701
00:39:24.672 --> 00:39:26.640
‫‏قبل از اینکه نظرم عوض شه، توافق رو قبول کن

702
00:39:33.992 --> 00:39:38.306
‫‏<i>فورت لادردیل امشب از گزارش‌هایی
‫‏شوکه شده که دادستان جنیس لیک</i>

703
00:39:38.445 --> 00:39:41.344
‫‏<i>به قتل سناتور ایالتی
‫‏ویکتور اوچوا اعتراف کرده</i>

704
00:39:41.482 --> 00:39:44.140
‫‏<i>دختر سناتور، امیلیا اوچوا،</i>

705
00:39:44.278 --> 00:39:46.591
‫‏<i>اوایل همین هفته به اتهام
‫‏قتل بازداشت شده بود،</i>

706
00:39:46.729 --> 00:39:48.903
‫‏اما با تحول تکان‌دهنده‌ی امروز،

707
00:39:49.041 --> 00:39:50.905
‫‏<i>تمام اتهامات علیه خانم اوچوا لغو شده</i>

708
00:39:52.562 --> 00:39:54.288
‫‏<i>در خبر دیگر، سیب‌زمینی‌های
‫‏مهاجم به پوشش گیاهی</i>

709
00:39:54.426 --> 00:39:57.049
‫‏<i>- اورلاندو خسارت می‌زنند
‫‏- وایسا، وایسا، وایسا،</i> وایسا

710
00:39:57.947 --> 00:39:59.189
‫‏اسم تو رو نگفتن

711
00:39:59.327 --> 00:40:01.295
‫‏آخه چطور حتی یه بار هم اسمت رو نگفتن؟

712
00:40:01.433 --> 00:40:05.092
‫‏خب، با توجه به اینکه فقط با
‫‏تهدید به تحویل دادن دادستان

713
00:40:05.230 --> 00:40:08.440
‫‏به یه گروه نظامی هائیتی ازش
‫‏اعتراف گرفتم، شاید بهتره

714
00:40:09.027 --> 00:40:11.443
‫‏راستی، رفیقت آگوستین
‫‏امروز یه چیزی برات گذاشت

715
00:40:11.581 --> 00:40:13.341
‫‏هوم

716
00:40:13.480 --> 00:40:17.069
‫‏اگه این تهدیده چون دادستان
‫‏رو به پلیس دادی نه به اون،

717
00:40:17.207 --> 00:40:18.623
‫‏- بهم نگو
‫‏- باشه

718
00:40:18.761 --> 00:40:21.073
‫‏- مگر اینکه منم تهدید شده باشم
‫‏- درسته

719
00:40:21.626 --> 00:40:23.144
‫‏نه، نمی‌خوام بدونم

720
00:40:32.464 --> 00:40:34.328
‫‏واقعاً از این یارو خوشت میاد، نه؟

721
00:40:35.640 --> 00:40:38.470
‫‏حرف از دوستی‌های عجیب و وصف‌ناپذیر شد

722
00:40:39.160 --> 00:40:41.887
‫‏هی، همه‌ی اتهام‌ها لغو شد
‫‏تو خبر شنیدم باورنکردنیه

723
00:40:42.025 --> 00:40:44.649
‫‏طوری می‌گی انگار خودت هیچ نقشی نداشتی

724
00:40:46.271 --> 00:40:47.445
‫‏هی، بی‌خیال

725
00:40:48.963 --> 00:40:51.138
‫‏- ممنون
‫‏- هر وقت، هر وقت

726
00:40:52.104 --> 00:40:53.312
‫‏ام

727
00:40:54.072 --> 00:40:56.315
‫‏می‌تونم یه لحظه بیرون باهات حرف بزنم؟

728
00:40:58.904 --> 00:41:00.388
‫‏جدی به نظر میاد

729
00:41:00.527 --> 00:41:03.564
‫‏خب، یه جورایی هست فقط

730
00:41:03.702 --> 00:41:05.048
‫‏اون شب داشتی می‌گفتی

731
00:41:05.186 --> 00:41:07.361
‫‏خودت رو بابت اتفاقی که برای
‫‏پدرت افتاد مقصر می‌دونی

732
00:41:07.948 --> 00:41:09.467
‫‏و فقط امیدوار بودم،

733
00:41:09.605 --> 00:41:12.987
‫‏حالا که می‌دونیم واقعاً کار کی بوده

734
00:41:13.125 --> 00:41:15.058
‫‏اینکه یه کم به خودم سخت نگیرم؟

735
00:41:15.196 --> 00:41:16.681
‫‏آره، شاید همین‌قدر

736
00:41:16.819 --> 00:41:19.960
‫‏اعتراف می‌کنم دونستن
‫‏حقیقت کمک می‌کنه، ولی

737
00:41:20.581 --> 00:41:22.376
‫‏هنوز کلی کار روی خودم دارم

738
00:41:22.997 --> 00:41:26.656
‫‏اگه ۱۵ سال پیش می‌پرسیدی
‫‏با زندگیم چی می‌خوام بکنم،

739
00:41:26.794 --> 00:41:28.900
‫‏می‌گفتم می‌خوام به مردم کمک کنم

740
00:41:29.694 --> 00:41:33.111
‫‏دارم همه‌ی اتفاقای اخیر رو یه تلنگر می‌بینم

741
00:41:34.388 --> 00:41:36.252
‫‏فقط باید نمی‌دونم

742
00:41:37.805 --> 00:41:39.876
‫‏دوباره اون نسخه از خودم رو پیدا کنم

743
00:41:40.463 --> 00:41:41.947
‫‏مثل پرونده‌ی آدم گمشده

744
00:41:42.085 --> 00:41:46.434
‫‏- آره، مثل پرونده‌ی آدم گمشده
‫‏- یعنی

745
00:41:47.746 --> 00:41:49.437
‫‏کاش فقط یه کارآگاه خصوصی خوب می‌شناختم

746
00:41:49.576 --> 00:41:52.510
‫‏باید تقویمم رو چک کنم
‫‏این روزا خیلی پرتقاضام

747
00:41:52.648 --> 00:41:54.304
‫‏بیا تو، سر یه آبجو چکش کن

748
00:41:54.442 --> 00:41:56.721
‫‏باشه ولی راستش فکر نکنم پول منو داشته باشی

749
00:41:56.859 --> 00:41:58.446
‫‏نه، جدی می‌گم تعرفه‌هام دارن می‌رن بالا

750
00:41:58.585 --> 00:42:00.483
‫‏- جدی؟
‫‏- کاملاً

751
00:42:00.983 --> 00:42:05.983
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.
