1
00:00:01,022 --> 00:00:02,690
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,774 --> 00:00:03,858
‫راه رو نشون بده.

3
00:00:03,942 --> 00:00:07,278
‫راستش، می‌شه اول ببوسمت؟
‫فقط برای اینکه خیالم از بابتش راحت شه.

4
00:00:07,362 --> 00:00:09,656
‫خیالت راحت شه.
‫آره، چون خیلی رمانتیکه.

5
00:00:10,657 --> 00:00:13,534
‫گابریل همین الانش هم ده سال از حبس ابد
‫بدون عفو مشروطش رو گذرونده.

6
00:00:13,618 --> 00:00:16,788
‫داری درباره‌ی موکلی حرف می‌زنی
‫که به قتل یه افسر پلیس اعتراف کرده.

7
00:00:16,871 --> 00:00:20,250
‫اگه مطمئن نبودم گابریل
‫این کار رو نکرده، سراغت نمیومدم.

8
00:00:20,333 --> 00:00:22,293
‫وقتی به افسر ورنر شلیک شد، کجا بودی؟

9
00:00:22,377 --> 00:00:24,379
‫یه جایی توی یه کوچه، سرنگ تو دستم بود.

10
00:00:24,462 --> 00:00:26,339
‫مدام بهم می‌گفتن من این کار رو کردم.

11
00:00:26,422 --> 00:00:27,590
‫من نکردم.

12
00:00:27,674 --> 00:00:30,009
‫چیزی که می‌خوام اینه که استخدامت کنم
‫تا قاتل واقعی رو پیدا کنی.

13
00:00:30,093 --> 00:00:31,773
‫اگه بفهمم این یارو واقعاً
‫این کار رو کرده چی؟

14
00:00:31,803 --> 00:00:33,555
‫حسم بهم میگه اون بی‌گناهه.

15
00:00:33,638 --> 00:00:36,933
‫کمک کردن به گابریل رومرو اشتباهه،

16
00:00:37,016 --> 00:00:39,686
‫و من اینجام تا مطمئن شم می‌فهمی چرا.

17
00:00:41,000 --> 00:00:52,000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.App ]

18
00:00:57,370 --> 00:00:59,664
‫می‌دونی، حتی موقع استراحت هم،

19
00:00:59,747 --> 00:01:01,916
‫باید شبیه یه پلیس به نظر بیای.

20
00:01:02,000 --> 00:01:03,001
‫آخه...

21
00:01:03,084 --> 00:01:06,462
‫الان سه روزه که توی مرحله‌ی ۸۷ گیر کردم.

22
00:01:06,546 --> 00:01:07,714
‫آب یا نوشابه؟

23
00:01:08,214 --> 00:01:09,215
‫هر چی که خنک باشه.

24
00:01:13,000 --> 00:01:20,000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

25
00:01:25,523 --> 00:01:26,524
‫هوم.

26
00:01:27,150 --> 00:01:28,151
‫می‌دونم.

27
00:01:28,818 --> 00:01:29,819
‫دسر فلان.

28
00:01:29,902 --> 00:01:34,282
‫باربیکیو شنبه‌ست، جسیکا روی من
‫حساب کرده و از اینجور حرف‌ها.

29
00:01:35,199 --> 00:01:38,202
‫- می‌دونی، من اصلاً از دسر فلان خوشم نمیاد.
‫- مشکل من نیست.

30
00:01:38,286 --> 00:01:41,497
‫این مشکل خودته چون به جسیکا گفتی
‫که می‌تونی درستش کنی.

31
00:01:41,581 --> 00:01:43,124
‫می‌دونی که اون حامله‌ست.

32
00:01:43,207 --> 00:01:45,168
‫آره خب، بابت اون نمی‌تونی من رو مقصر بدونی.

33
00:01:45,251 --> 00:01:46,961
‫خب، زن‌های حامله ویار می‌کنن.

34
00:01:47,045 --> 00:01:50,089
‫این وظیفه‌ی شهروندیته
‫که اون فلان لعنتی رو درست کنی.

35
00:01:50,173 --> 00:01:51,174
‫حالا که حرف از وظیفه شد،

36
00:01:51,257 --> 00:01:55,511
‫همین سه ساعت گذشته رو داشتم نوار صحنه‌ی جرم رو
‫برای یه سرقت کارتن میوه نگه می‌داشتم،

37
00:01:55,595 --> 00:01:59,307
‫اونوقت اون نوابغ داشتن با شاهدهایی که من
‫قبلاً ازشون بازجویی کرده بودم، مصاحبه می‌کردن.

38
00:01:59,390 --> 00:02:01,059
‫یه روزی نوبت ما هم می‌رسه.

39
00:02:01,559 --> 00:02:03,603
‫که پلیس‌های گشت حسود مسخره‌مون کنن.

40
00:02:03,686 --> 00:02:07,523
‫فکر می‌کنی هیچوقت اون لباس‌های آبی و تمام اون حال‌وحول‌های
‫خارج از خدمتی که برام ردیف می‌کنن رو ول می‌کنم؟

41
00:02:07,607 --> 00:02:08,816
‫نه.

42
00:02:08,900 --> 00:02:12,028
‫- سلام، می‌شه یه کیسه بهم بدید لطفاً؟
‫- توی سوپرمارکتی؟

43
00:02:12,111 --> 00:02:14,822
‫چون الان بدجوری یه یخ‌در‌بهشت نارگیلی می‌چسبه.

44
00:02:19,577 --> 00:02:20,870
‫بابی.

45
00:02:20,953 --> 00:02:22,955
‫نه! نه، بابی!

46
00:02:24,290 --> 00:02:25,917
‫حالت خوبه؟

47
00:02:26,941 --> 00:02:28,941
‫« آرجی دکر »

48
00:02:30,441 --> 00:02:38,441
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

49
00:02:41,849 --> 00:02:43,643
‫هی، می‌تونی این رو باز کنی.

50
00:02:47,397 --> 00:02:49,774
‫طوری نیست. بعضی وقت‌ها این کار رو می‌کنن.

51
00:02:49,857 --> 00:02:51,401
‫گذاشتنم تحت مراقبت شدید.

52
00:02:53,695 --> 00:02:56,155
‫- گابریل رومرو.
‫- آر‌جی دکر.

53
00:02:56,239 --> 00:02:58,783
‫ندامتگاه آپالاچی، ورودی سال ۲۴.

54
00:02:58,866 --> 00:03:00,576
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه، شوخی ندارم.

55
00:03:01,994 --> 00:03:05,665
‫من مراقبت شدید رو فقط برای جابجایی
‫یا تنبیه موقت دیده بودم.

56
00:03:05,748 --> 00:03:07,375
‫به نگهبانش بستگی داره.

57
00:03:07,458 --> 00:03:11,295
‫هیچ دلیل و منطقی نداره، جز اینکه
‫فکر می‌کنن یه پلیس رو کشتم.

58
00:03:12,755 --> 00:03:14,006
‫و نکشتی، درسته؟

59
00:03:15,174 --> 00:03:16,592
‫یه پلیس رو بکشی؟

60
00:03:16,676 --> 00:03:17,677
‫نه.

61
00:03:18,886 --> 00:03:21,389
‫- فکر کردم این رو می‌دونی.
‫- تنها چیزی که می‌دونم اینه که

62
00:03:21,472 --> 00:03:24,642
‫ده سال پیش توی پرونده‌ای که علیهت بود،
‫حفره‌های خیلی بزرگی وجود داشت.

63
00:03:24,726 --> 00:03:27,520
‫حفره‌هایی که اگه اعتراف نکرده بودی،

64
00:03:27,603 --> 00:03:28,729
‫شانس خوبی برای تبرئه شدن بهت می‌داد.

65
00:03:28,813 --> 00:03:30,773
‫اومدم اینجا تا درباره‌ی چندتاشون
‫باهات گپ بزنم.

66
00:03:31,649 --> 00:03:34,110
‫می‌خوام از همون جایی شروع کنم
‫که اون موقع‌ها توش تلپ شده بودی.

67
00:03:34,193 --> 00:03:37,655
‫همون خونه‌ی متروکه
‫توی جاده‌ی پاور لاین. خب؟

68
00:03:38,865 --> 00:03:42,076
‫اون هودی. همونی که قاتل
‫موقع کشتن افسر ورنر تنش بود.

69
00:03:42,160 --> 00:03:45,872
‫پلیس‌ها دو روز بعد از دستگیری تو،
‫اون رو داخل خونه پیدا کردن.

70
00:03:45,955 --> 00:03:49,250
‫اگه همه‌ی اون مدارک رو خونده باشی،
‫می‌دونی که بهشون گفتم مال من نیست.

71
00:03:49,333 --> 00:03:52,503
‫وکیلت کِلی، میگه تو فکر می‌کنی
‫اون هودی رو اونجا جاسازی کردن.

72
00:03:52,587 --> 00:03:55,631
‫اون ۲۰ و چند ساعت اولی
‫که با پلیس‌ها توی اون اتاق بودم،

73
00:03:55,715 --> 00:03:58,092
‫بارها و بارها بهشون گفتم
‫که آدم اشتباهی رو گرفتن.

74
00:03:58,843 --> 00:04:01,554
‫اون‌ها به چیزی نیاز داشتن که باعث شه
‫دست از مقاومت بردارم،

75
00:04:01,637 --> 00:04:04,640
‫واسه همین یه هودی دقیقاً شبیه اون
‫پیدا کردن و گذاشتنش توی خونه.

76
00:04:04,724 --> 00:04:06,726
‫آره، این یه احتمالشه.

77
00:04:08,060 --> 00:04:11,272
‫یکی دیگه‌ش هم اینه که مال یکی از اون آدم‌هایی بوده
‫که اون موقع باهاشون زندگی می‌کردی.

78
00:04:11,355 --> 00:04:12,607
‫دوکی یا کرم خاکستری.

79
00:04:12,690 --> 00:04:14,525
‫هیچوقت اسم واقعی‌شون رو فهمیدی؟

80
00:04:15,359 --> 00:04:19,238
‫دیگه اسم مستعارشون به گوشت نخورده؟
‫مثلاً از یه زندانی در اینجا؟

81
00:04:19,322 --> 00:04:21,157
‫هر چیزی که الان بتونه
‫برای پیدا کردنشون بهم کمک کنه.

82
00:04:21,240 --> 00:04:22,241
‫نه.

83
00:04:22,325 --> 00:04:24,911
‫و اگه بخوام حدس بزنم،
‫اون بیرون نیستن که بتونی پیداشون کنی.

84
00:04:25,495 --> 00:04:28,206
‫اون‌ها هم مثل من معتاد بودن.

85
00:04:28,289 --> 00:04:30,583
‫آدم‌هایی که اونجوری زندگی می‌کردن،

86
00:04:31,167 --> 00:04:33,711
‫احتمالش بیشتره که هر دوتاشون
‫خیلی وقت پیش مُرده باشن.

87
00:04:34,295 --> 00:04:37,423
‫باشه. بیا درباره‌ی چیزی حرف بزنیم
‫که پلیس اون موقع پیدا نکرد.

88
00:04:37,507 --> 00:04:38,508
‫آلت قتل.

89
00:04:38,591 --> 00:04:41,093
‫فرضیه‌ی سال ۲۰۱۶ این بود
‫که تو یه جوری سربه نیستش کردی.

90
00:04:41,177 --> 00:04:43,346
‫انداختیش توی اقیانوس، توی فاضلاب یا هر چی.

91
00:04:44,263 --> 00:04:47,517
‫ولی کلی بهم میگه که چند ماه پیش
‫دوباره سر و کله‌ش پیدا شده.

92
00:04:47,600 --> 00:04:50,978
‫یکی شش‌تا گلوله به یه بیلبورد
‫کنار جاده‌ی ۴۴۱ شلیک کرده.

93
00:04:51,062 --> 00:04:52,980
‫بخش بالستیک یا هر چی که هست،

94
00:04:53,064 --> 00:04:56,150
‫پوکه‌ها رو با اسلحه‌ای که افسر ورنر رو
‫کشته بود تطبیق دادن.

95
00:04:56,234 --> 00:04:58,402
‫پلیس به اندازه‌ی ما
‫این موضوع براش جالب نیست.

96
00:04:58,486 --> 00:05:00,696
‫آره، فکر می‌کنن یکی فقط
‫اسلحه‌ی تو رو پیدا کرده،

97
00:05:00,780 --> 00:05:02,698
‫و شلیک به بیلبورد ربطی به ماجرا نداشته.

98
00:05:02,782 --> 00:05:04,075
‫من چی؟

99
00:05:04,158 --> 00:05:05,368
‫این باعث می‌شه از خودم بپرسم

100
00:05:05,451 --> 00:05:08,913
‫که نکنه کسی که واقعاً بابی ورنر رو کشته،
‫هیچوقت سر به نیستش نکرده.

101
00:05:08,996 --> 00:05:12,250
‫فقط تا همین چند ماه پیش ازش برای
‫ارتکاب جرم دیگه‌ای استفاده نکرده بودن.

102
00:05:12,333 --> 00:05:13,876
‫منم همین فکر رو می‌کردم.

103
00:05:14,627 --> 00:05:15,628
‫امیدوار بودم.

104
00:05:16,462 --> 00:05:18,631
‫ولی اگه واقعاً حبس کشیده باشی، پس می‌دونی.

105
00:05:19,298 --> 00:05:20,424
‫جایی مثل اینجا؟

106
00:05:23,135 --> 00:05:24,470
‫امید داشتن می‌تونه دردناک باشه.

107
00:05:31,644 --> 00:05:32,645
‫سلام.

108
00:05:33,437 --> 00:05:35,147
‫با گابریل چطور پیش رفت؟

109
00:05:35,231 --> 00:05:37,900
‫چیز زیادی فراتر از همون‌هایی
‫که توی پرونده‌ها بود دستگیرم نشد.

110
00:05:37,984 --> 00:05:39,861
‫خب، نظرت درباره‌ی خودش چیه؟

111
00:05:40,528 --> 00:05:43,739
‫راستش فکر می‌کنم نمی‌شه از این واقعیت
‫که اون اعتراف کرده به سادگی گذشت. واقعاً سخته.

112
00:05:43,823 --> 00:05:47,159
‫ولی همونطور که گفتی... یعنی خودت هم
‫توی پرونده‌ی پدرت نزدیک بود توافق رو بپذیری.

113
00:05:47,243 --> 00:05:50,872
‫آره، ولی من مثل گابریل
‫دچار بی‌خوابی یا خماری نبودم.

114
00:05:51,706 --> 00:05:54,709
‫حسم میگه ممکنه حق با تو باشه.
‫ممکنه بی‌گناه باشه.

115
00:05:54,792 --> 00:05:57,086
‫کاش فقط حس‌های درونی
‫توی دادگاه قابل استناد بودن.

116
00:05:57,169 --> 00:06:00,047
‫اگه بخوایم از اونجا بیاریمش بیرون،
‫به مدارک خیلی بیشتری نیاز داریم.

117
00:06:00,131 --> 00:06:03,634
‫با این حال، یه جورایی خیالم راحته
‫که فکر نمی‌کنی دیوونه‌ام

118
00:06:03,718 --> 00:06:05,011
‫که می‌خوام بهش کمک کنم.

119
00:06:05,094 --> 00:06:06,137
‫اصلاً هم دیوونه نیستی.

120
00:06:07,054 --> 00:06:09,515
‫یه چیز دیگه هم هست
‫که باید در مورد همه‌ی این‌ها بدونی.

121
00:06:09,599 --> 00:06:11,183
‫چیزی که نمی‌خواستم بهت بگم

122
00:06:11,267 --> 00:06:13,269
‫تا وقتی که خودت برداشتت رو
‫از گابریل داشته باشی.

123
00:06:13,853 --> 00:06:14,896
‫باشه.

124
00:06:15,730 --> 00:06:16,981
‫در مورد مله.

125
00:06:20,651 --> 00:06:22,528
‫مِل، یه لحظه وقت داری؟

126
00:06:22,612 --> 00:06:24,780
‫برای تو؟ مگه می‌شه نداشته باشم؟

127
00:06:30,995 --> 00:06:33,473
‫حدس می‌زنم اِمی درباره‌ی ملاقات کوتاهمون
‫توی اون شب بهت گفته باشه.

128
00:06:33,497 --> 00:06:35,851
‫ملاقات کلمه‌ی خنده‌داریه
‫برای توصیف شبیخون زدن توی پارکینگ.

129
00:06:35,875 --> 00:06:38,312
‫اون گفت بهش هشدار دادی
‫که از پرونده‌ی گابریل رومرو دوری کنه؟

130
00:06:38,336 --> 00:06:41,064
‫به کسی هشدار ندادم. فقط می‌خواستم
‫مطمئن بشم که همه‌ی واقعیت‌ها رو می‌دونه.

131
00:06:41,088 --> 00:06:42,858
‫اگه می‌خواستی بدونه
‫که بابی ورنر رفیقت بوده،

132
00:06:42,882 --> 00:06:44,318
‫تنها کاری که باید می‌کردی
‫این بود که گوشی رو برداری.

133
00:06:44,342 --> 00:06:46,987
‫- در عوض سعی کردی بترسونیش.
‫- ببخشید، مگه آداب‌ معاشرت خاصی لازمه

134
00:06:47,011 --> 00:06:49,811
‫واسه اینکه به یکی بگی به کسی که یه پلیس رو
‫با خونسردی کشته، کمک نکنه؟

135
00:06:49,889 --> 00:06:52,600
‫- می‌فهمم که این موضوع برات شخصیه.
‫- شخصی؟

136
00:06:52,683 --> 00:06:54,727
‫وقتی بابی مُرد،
‫من پشت تلفن باهاش بودم.

137
00:06:54,810 --> 00:06:58,064
‫صدای شلیک‌ها رو شنیدم و هیچ غلطی
‫نمی‌تونستم بکنم تا بهش کمک کنم.

138
00:06:58,147 --> 00:06:59,398
‫هیچکس نمی‌تونست.

139
00:06:59,482 --> 00:07:02,169
‫چون درست بعد از اینکه گابریل رومرو
‫از پشت سر به بابی شلیک کرد،

140
00:07:02,193 --> 00:07:03,986
‫دوتا تیر دیگه هم درست زد اینجا.

141
00:07:04,070 --> 00:07:07,073
‫چرا؟ همه‌اش چون بابی جرات کرده بود
‫چند بار بازداشتش کنه.

142
00:07:07,156 --> 00:07:09,876
‫این همون آدمیه که دوست‌دخترت
‫داره سعی می‌کنه از زندان بیارتش بیرون.

143
00:07:12,078 --> 00:07:13,287
‫تو که در هر صورت قراره بهش کمک کنی.

144
00:07:13,371 --> 00:07:15,790
‫منظورم اینه که اگه در مورد این یارو
‫حق با اِمی باشه...

145
00:07:15,873 --> 00:07:19,335
‫منم شرایط اون رو داشتم،
‫ولی اون با ۱۸ ماه حبس روبرو نیست.

146
00:07:19,418 --> 00:07:21,504
‫اون با حبس ابد روبروئه.

147
00:07:21,587 --> 00:07:23,297
‫هوم.

148
00:07:23,381 --> 00:07:26,926
‫خب، اگه آزاد بشه،
‫شاید اونم بتونه یه کارآگاه خصوصی بشه،

149
00:07:27,009 --> 00:07:28,427
‫اونوقت می‌تونی براش توضیح بدی

150
00:07:28,511 --> 00:07:31,764
‫که چقدر از این کار به این بستگی داره
‫که رفیقای پلیس داشته باشی.

151
00:07:31,847 --> 00:07:34,100
‫اینکه چند وقت یه بار لازمه
‫بهت اطلاعات بدن

152
00:07:34,183 --> 00:07:36,185
‫یا اجازه بدن بری سر صحنه‌ی جرم.

153
00:07:36,268 --> 00:07:40,481
‫و می‌تونی براش توضیح بدی که اونا عمراً
‫همچین کارهایی رو واسه کسی بکنن

154
00:07:40,564 --> 00:07:43,109
‫که سعی کرده به قاتل
‫یکی از خودشون کمک کنه.

155
00:07:45,736 --> 00:07:46,737
‫فهمیدم.

156
00:07:48,030 --> 00:07:51,742
‫و محض احتیاط اگه نفهمیدی،
‫دور و بر اینجا آفتابی نشو.

157
00:07:52,368 --> 00:07:53,828
‫دور و بر منم نپلک.

158
00:08:08,467 --> 00:08:10,177
‫قبلاً عصبانیت مل رو دیده بودم.

159
00:08:11,011 --> 00:08:12,179
‫ولی این یکی فرق داشت.

160
00:08:14,140 --> 00:08:16,308
‫- متاسفم.
‫- کاریش نمی‌شه کرد.

161
00:08:16,392 --> 00:08:20,271
‫اگه مدرکی پیدا کنم که گابریل،
‫بابی ورنر رو نکشته، اونم مجبوره قبول کنه.

162
00:08:20,771 --> 00:08:24,483
‫ولی می‌فهمی دیگه، اگه چیزی پیدا کنم
‫که بگه واقعاً اون کشتتش...

163
00:08:24,567 --> 00:08:26,986
‫نه، اونوقت باید ببریش پیش پلیس.

164
00:08:27,069 --> 00:08:30,406
‫باشه. طبق چیزی که من می‌بینم،
‫دوتا مسیر پیش رومون داریم.

165
00:08:30,489 --> 00:08:33,249
‫اول، اسم‌های مستعار
‫هم‌اتاقی‌های سابق گابریل رو داریم.

166
00:08:33,325 --> 00:08:34,744
‫دوکی و کرم خاکستری.

167
00:08:34,827 --> 00:08:37,389
‫پلیس هیچوقت به خودش زحمت نداد هویتشون رو بفهمه،
‫چون گابریل اعتراف کرده بود.

168
00:08:37,413 --> 00:08:38,706
‫دلیلی نداشت.

169
00:08:38,789 --> 00:08:41,500
‫اما اگه یکیشون تیرانداز
‫اون سال ۲۰۱۶ بوده باشه...

170
00:08:41,584 --> 00:08:43,627
‫- باید پیداشون کنیم.
‫- آره.

171
00:08:43,711 --> 00:08:46,338
‫ویش، اون توی یه گروه فیسبوکی
‫واسه سابقه‌دارهاست.

172
00:08:46,422 --> 00:08:49,133
‫داره اونجا سرک می‌کشه و می‌پرسه
‫کسی اینا رو می‌شناسه یا نه.

173
00:08:49,216 --> 00:08:51,343
‫منم شاید بتونم در مورد اسم‌ها کمک کنم.

174
00:08:51,427 --> 00:08:55,222
‫شرکت عمرانی اوچوآ مدت زیادیه
‫که داره زاغه‌نشین‌ها رو بیرون می‌کنه.

175
00:08:55,306 --> 00:08:58,392
‫ناراحت‌کننده‌ست،
‫ولی نگه داشتن‌شون خطرناکه.

176
00:08:58,476 --> 00:09:00,102
‫با مامورهای امنیتی صحبت می‌کنم،

177
00:09:00,186 --> 00:09:04,065
‫می‌پرسم کسی تا حالا با یه دوکی
‫یا کرم خاکستری به مشکل خورده یا نه.

178
00:09:04,648 --> 00:09:06,025
‫خدایا، چقدر این اسم‌ها ضایع‌ست.

179
00:09:06,108 --> 00:09:08,319
‫منم میرم سراغ مسیر دوم.
‫مسیر اسلحه.

180
00:09:08,402 --> 00:09:11,173
‫سعی می‌کنم اونی که چند ماه پیش
‫به اون بیلبورد شلیک کرده بود رو پیدا کنم.

181
00:09:11,197 --> 00:09:12,615
‫همون بیلبورد وکیل حوادث.

182
00:09:12,698 --> 00:09:15,242
‫نیک نولان. عصبانی نشو، پولت رو بگیر.

183
00:09:15,326 --> 00:09:18,954
‫اگه به همون اندازه‌ای که به نظر میاد کثیف باشه،
‫قطعاً دشمنای خودش رو داره.

184
00:09:19,038 --> 00:09:22,708
‫سوال اینجاست که ممکنه یکیشون همون کسی باشه
‫که ده سال پیش به یه پلیس شلیک کرده؟

185
00:09:34,678 --> 00:09:36,055
‫خوبه. آره.

186
00:09:37,640 --> 00:09:38,766
‫ببخشید.

187
00:09:38,849 --> 00:09:42,686
‫منظورتون این بود که وقتی لپش رو گرفتین،
‫پرونده‌اش رو شروع می‌کنین؟

188
00:09:44,897 --> 00:09:47,817
‫لیزا، با خانم ملندز تماس بگیر.

189
00:09:47,900 --> 00:09:50,986
‫بهش بگو منظورم چکش بود، نه لپش.

190
00:09:52,863 --> 00:09:54,740
‫لعنت به این مترجم هوش مصنوعی.

191
00:09:54,824 --> 00:09:57,409
‫- ممنون...
‫- آر‌جی دکر هستم.

192
00:09:57,493 --> 00:09:58,702
‫کارآگاه خصوصیم.

193
00:09:58,786 --> 00:10:01,497
‫خب، دفعه‌ی بعد که لازم بود
‫کسی رو تعقیب کنم، اول لیستی.

194
00:10:01,580 --> 00:10:03,791
‫- رزومه‌ات رو بده به لیزا.
‫- دنبال کار نمی‌گردم.

195
00:10:03,874 --> 00:10:05,167
‫دنبال یه اسلحه می‌گردم.

196
00:10:05,251 --> 00:10:06,710
‫دقیقاً همون اسلحه‌ای که باهاش

197
00:10:06,794 --> 00:10:08,730
‫چند ماه پیش به یکی از بیلبوردهاتون
‫شلیک شده.

198
00:10:08,754 --> 00:10:09,964
‫- اون؟
‫- آره.

199
00:10:10,047 --> 00:10:12,633
‫کسی به ذهن‌تون می‌رسه که دلش بخواد
‫از صورت شما

200
00:10:12,716 --> 00:10:13,843
‫به عنوان سیبل تمرینی استفاده کنه؟

201
00:10:13,926 --> 00:10:14,927
‫یه کشو رو انتخاب کن.

202
00:10:15,594 --> 00:10:17,030
‫بعد از سه دهه شکایت کردن از مردم،

203
00:10:17,054 --> 00:10:19,390
‫شکست دادنشون تو دادگاه و
‫کلاً رو مخ مردم راه رفتن،

204
00:10:19,473 --> 00:10:21,892
‫لیست مظنون‌های احتمالی خیلی طولانیه.

205
00:10:21,976 --> 00:10:23,936
‫فهمیدم.

206
00:10:29,733 --> 00:10:31,193
‫- آقای دکر؟
‫- بله؟

207
00:10:31,819 --> 00:10:35,865
‫شاید آقای نولان نگران کسی
‫که به بیلبوردش شلیک کرده نباشه،

208
00:10:36,532 --> 00:10:37,950
‫ولی بعضی از ما هستیم.

209
00:10:39,076 --> 00:10:41,537
‫من کارآگاه نیستم،
‫ولی یکم سرک کشیدم.

210
00:10:41,620 --> 00:10:44,665
‫یه لیست از آدم‌هایی که واقعاً
‫از نیک عصبانی بودن آماده کردم،

211
00:10:44,748 --> 00:10:46,167
‫تقریباً همون موقع‌هایی که اون...

212
00:10:47,334 --> 00:10:49,170
‫اتفاق افتاد.

213
00:10:49,253 --> 00:10:50,671
‫باشه. خب...

214
00:10:51,672 --> 00:10:53,799
‫خیلی ممنون. این فوق‌العاده‌ست.

215
00:10:53,883 --> 00:10:55,301
‫اه...

216
00:10:55,384 --> 00:10:58,679
‫مطمئنی نمی‌خوای رزومه‌ات رو
‫پیش من بذاری؟

217
00:11:01,974 --> 00:11:03,142
‫شاید یه وقت دیگه.

218
00:11:17,823 --> 00:11:18,824
‫مل.

219
00:11:19,658 --> 00:11:20,784
‫وای خدای من.

220
00:11:21,619 --> 00:11:23,245
‫غافلگیر شدم.

221
00:11:23,329 --> 00:11:24,997
‫- سلام جس.
‫- سلام.

222
00:11:28,334 --> 00:11:29,501
‫چی شده؟

223
00:11:31,378 --> 00:11:33,339
‫قراره دوباره همه‌چی از اول شروع بشه.

224
00:11:33,422 --> 00:11:35,507
‫وکیل‌ها، خبرنگارها،

225
00:11:35,591 --> 00:11:38,761
‫هر کسی که در مورد گابریل رومرو
‫نظری واسه خودش داشته...

226
00:11:38,844 --> 00:11:40,930
‫فقط میان و هر چی دلشون می‌خواد میگن.

227
00:11:42,014 --> 00:11:44,475
‫نمی‌دونم به پدر و مادر بابی چی بگم.

228
00:11:44,558 --> 00:11:46,894
‫ببین، اگه بخوای، منم باهاشون حرف می‌زنم.

229
00:11:49,980 --> 00:11:54,318
‫آخرین باری که گابریل سعی کرد درخواست فرجام بده،
‫دنیل خیلی کوچک بود.

230
00:11:54,985 --> 00:11:56,153
‫ولی الان دیگه اونقدر بزرگ شده

231
00:11:56,237 --> 00:12:00,491
‫که بشنوه بچه‌های مدرسه دارن میگن
‫چطور ممکنه قاتل پدرش آزاد بشه.

232
00:12:01,075 --> 00:12:02,910
‫- آخه اون خودش اعتراف کرد.
‫- می‌دونم.

233
00:12:02,993 --> 00:12:05,204
‫چرا نمی‌تونیم به آرامش برسیم؟ حق‌مون نیست؟

234
00:12:11,669 --> 00:12:12,836
‫وقتی بابی مُرد،

235
00:12:13,712 --> 00:12:15,881
‫تو واسه‌مون غذا آوردی،

236
00:12:15,965 --> 00:12:17,591
‫کمد بابی رو خالی کردی...

237
00:12:18,384 --> 00:12:20,177
‫تو کنارمون بودی.

238
00:12:20,970 --> 00:12:23,097
‫حتی بعد از اینکه بقیه رفتن دنبال زندگی خودشون.

239
00:12:23,973 --> 00:12:24,974
‫هنوزم هستم.

240
00:12:25,516 --> 00:12:28,686
‫و ببین، این قضیه‌ی گابریل ممکنه
‫به جایی نرسه.

241
00:12:28,769 --> 00:12:31,188
‫فقط نمی‌خواستم دوباره یهو غافلگیر بشی.

242
00:12:31,272 --> 00:12:33,190
‫می‌خواستم آمادگی داشته باشی.

243
00:12:34,650 --> 00:12:35,859
‫ممنون.

244
00:12:36,568 --> 00:12:37,736
‫واسه همه‌چی.

245
00:13:01,385 --> 00:13:02,845
‫لباس قشنگیه.

246
00:13:02,928 --> 00:13:04,305
‫هیگینز و تی‌سی رو هم آوردی؟

247
00:13:06,181 --> 00:13:08,309
‫گریف ساندرز امشب شیفته؟

248
00:13:08,392 --> 00:13:10,894
‫آره. شنل سبز پوشیده، داره شات می‌فروشه.

249
00:13:10,978 --> 00:13:12,229
‫حله. دمت گرم.

250
00:13:19,862 --> 00:13:20,863
‫شات پلاسما می‌خوای؟

251
00:13:20,946 --> 00:13:24,616
‫آره، منم دنبال شاتم، ولی با یه کالیبر دیگه.

252
00:13:25,492 --> 00:13:27,077
‫نیک نولان، وکیل حوادث.

253
00:13:27,161 --> 00:13:30,456
‫چند ماه پیش یه نفر شش‌تا تیر
‫به یکی از بیلبورداش زد.

254
00:13:31,415 --> 00:13:33,000
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی مرد؟

255
00:13:33,500 --> 00:13:35,044
‫نیک سه بار ازت شهادت گرفت

256
00:13:35,127 --> 00:13:37,355
‫به عنوان شاهد علیه رستورانی
‫که قبلاً توش کار می‌کردی.

257
00:13:37,379 --> 00:13:38,922
‫سه بار برای یه پرونده‌ی سُر خوردن و افتادن.

258
00:13:39,006 --> 00:13:42,342
‫برای ساعت‌های کاری نیک عالی بود، اما برای تو نه.
‫رستوران اخراجت کرد.

259
00:13:42,426 --> 00:13:45,596
‫چند روز بعد، یکی عکس صورت نیک رو
‫روی تابلوی تبلیغاتیش سوراخ‌سوراخ کرد.

260
00:13:46,096 --> 00:13:47,723
‫تصادف عجیبیه، فکر نمی‌کنی؟

261
00:13:47,806 --> 00:13:50,851
‫گریف، می‌تونی با من حرف بزنی،
‫یا اینکه با پلیس‌ها حرف بزنی.

262
00:13:50,934 --> 00:13:52,269
‫من گریف نیستم.

263
00:13:53,062 --> 00:13:55,564
‫من ماروَم. اون گریفه.

264
00:14:08,000 --> 00:14:15,000
سینمافریک

265
00:14:27,054 --> 00:14:28,347
‫ای بابا.

266
00:14:29,556 --> 00:14:32,267
‫آره. فکر می‌کردم کل اعضای اونجرز لازم باشن

267
00:14:32,351 --> 00:14:34,394
‫تا بتونن دکتر دوم رو شکست بدن، اما نه.

268
00:14:35,270 --> 00:14:37,731
‫فقط یه شنل لازم بود
‫که باید قدش رو کوتاه می‌کرد.

269
00:14:39,149 --> 00:14:40,150
‫باشه.

270
00:14:45,656 --> 00:14:47,616
‫- چند سالته؟
‫- نوزده.

271
00:14:47,699 --> 00:14:49,451
‫نوزده سالته؟ ثابت کن.

272
00:14:55,290 --> 00:14:57,209
‫چرا اینقدر ناامید به نظر می‌رسی؟

273
00:14:57,292 --> 00:15:00,003
‫چون گریف، مگه اینکه نسبت به سنت
‫خیلی جلوتر بوده باشی،

274
00:15:00,087 --> 00:15:03,048
‫وگرنه فکر نمی‌کنم وقتی نُه سالت بود
‫یه پلیس رو کشته باشی.

275
00:15:08,303 --> 00:15:11,765
‫باورم نمی‌شه. یه پلیس.
‫با اسلحه‌ی من یه پلیس رو کشتن.

276
00:15:11,849 --> 00:15:16,186
‫آره و ببین گریف، باید بدونم از کجا آوردیش، خب؟

277
00:15:16,270 --> 00:15:19,398
‫- از کسی... خریدیش؟
‫- نه نه، پیداش کردم.

278
00:15:19,481 --> 00:15:20,482
‫کجا؟

279
00:15:21,191 --> 00:15:24,111
‫توی سطل آشغال. باشه، بچه بودم.
‫مال حدوداً ده سال پیشه.

280
00:15:24,194 --> 00:15:27,156
‫داشتم دنبال بطری برای بازیافت می‌گشتم،
‫پول پس‌انداز می‌کردم برای ماینکرفت جدید.

281
00:15:27,239 --> 00:15:28,949
‫فکر کردم چیز باحالیه، برای همین برداشتمش.

282
00:15:29,032 --> 00:15:33,036
‫- احمقانه بود، می‌دونم، ولی...
‫- آره، نُه سالت بود. مشکلی نیست.

283
00:15:34,621 --> 00:15:37,416
‫من و مامانم اون موقع‌ها
‫توی یه محله‌ی داغون زندگی می‌کردیم.

284
00:15:37,499 --> 00:15:41,128
‫فکر می‌کردم می‌شه با اسلحه از خودمون محافظت کنیم،
‫می‌دونی، اگه یه آدم‌بد بیاد تو،

285
00:15:41,211 --> 00:15:43,005
‫که خوشبختانه هیچوقت این اتفاق نیفتاد،

286
00:15:43,088 --> 00:15:45,257
‫و آخرش هم به یه محله‌ی خیلی خوب
‫اسباب‌کشی کردیم.

287
00:15:45,340 --> 00:15:48,218
‫فقط نگهش داشتم چون راستش

288
00:15:48,302 --> 00:15:50,179
‫نمی‌دونستم چجوری از شرش خلاص شم.

289
00:15:50,262 --> 00:15:52,014
‫و جالبیش اینجاست که حتی یک‌بار هم
‫باهاش شلیک نکردم.

290
00:15:53,182 --> 00:15:55,809
‫باشه ببین، تا وقتی که اون نیک چرب‌زبون
‫باعث شد کارم رو از دست بدم.

291
00:15:55,893 --> 00:15:58,854
‫عصبانی شدم. مست کردم
‫و زدم تابلوی تبلیغاتیش رو سوراخ‌سوراخ کردم.

292
00:15:59,563 --> 00:16:02,274
‫- هنوز اسلحه رو داری، درسته؟
‫- آره، توی آپارتمانمه.

293
00:16:02,900 --> 00:16:05,527
‫فقط دنبالم بیا تا خونه
‫و اون ماسماسک کوفتی رو بهت میدم.

294
00:16:08,113 --> 00:16:10,866
‫توی کار من، با اسلحه‌های قتل زیادی
‫سر و کار داشتم،

295
00:16:10,949 --> 00:16:12,367
‫اما این...

296
00:16:12,993 --> 00:16:16,288
‫این اولین اسلحه‌ایه که می‌بینم
‫جون یه پلیس رو گرفته.

297
00:16:16,788 --> 00:16:18,123
‫آره.

298
00:16:18,207 --> 00:16:19,750
‫یه جورایی متفاوته.

299
00:16:20,417 --> 00:16:22,628
‫و می‌خواستی من ببینمش چون...

300
00:16:23,295 --> 00:16:25,214
‫به کمکت نیاز دارم.

301
00:16:25,297 --> 00:16:27,799
‫من تکنسین صحنه‌ی جرم نیستم،
‫اما سعی می‌کنم اطلاعاتم رو بروز نگه دارم.

302
00:16:27,883 --> 00:16:29,509
‫می‌دونم یه نوع اسکنر وجود داره

303
00:16:29,593 --> 00:16:31,553
‫که می‌تونه رد حک‌شده‌ی عمیق رو
‫توی فلز اسلحه پیدا کنه،

304
00:16:31,637 --> 00:16:34,056
‫حتی اگه اون فلز تراشیده شده باشه...

305
00:16:35,015 --> 00:16:37,142
‫مثلاً روح یه شماره سریال رو.

306
00:16:37,226 --> 00:16:39,686
‫آره، داری در مورد اسکنر
‫مگنتو-اُپتیکال حرف می‌زنی.

307
00:16:39,770 --> 00:16:41,688
‫- بله.
‫- پس می‌خوای من این رو بردارم ببرم

308
00:16:41,772 --> 00:16:45,734
‫آزمایشگاه تشخیص هویت و از اسکنرمون استفاده کنم
‫تا بفهمم از کجا اومده؟

309
00:16:45,817 --> 00:16:49,112
‫آره، منظورم اینه که اگه این واقعاً همون
‫اسلحه‌ای باشه که بابی ورنر رو کشته،

310
00:16:49,196 --> 00:16:52,324
‫شماره سریال می‌تونه ما رو
‫به کسی برسونه که واقعاً این کار رو کرده.

311
00:16:52,407 --> 00:16:55,911
‫چون اون آدم قطعاً نمی‌تونه
‫گابریل رومرو باشه؟

312
00:16:55,994 --> 00:16:57,246
‫نه، من همچین حرفی نزدم.

313
00:16:57,329 --> 00:17:00,049
‫اگه شماره سریال ما رو به گابریل رسوند،
‫باشه، اون موقع دیگه مطمئن می‌شیم.

314
00:17:00,082 --> 00:17:03,418
‫نه، خوب نیست، چون اونوقت من
‫یه مشت قانون رو الکی زیر پا گذاشتم.

315
00:17:03,502 --> 00:17:05,939
‫تنها کاری که دارم می‌کنم اینه که حقیقت رو
‫درباره‌ی اتفاق اون شب پیدا کنم.

316
00:17:05,963 --> 00:17:08,840
‫پس اگه کمکت نکنم، یعنی آدمی هستم
‫که براش حقیقت اهمیتی نداره؟

317
00:17:08,924 --> 00:17:10,050
‫نه نه.

318
00:17:10,676 --> 00:17:12,761
‫نه، معذرت می‌خوام.
‫نه، منظورم این نبود.

319
00:17:12,844 --> 00:17:14,888
‫من ممکنه پلیس نباشم،

320
00:17:15,597 --> 00:17:17,516
‫اما باهاشون کار می‌کنم.

321
00:17:17,599 --> 00:17:19,977
‫اون‌ها جوری با من رفتار می‌کنن
‫انگار یکی از خودشونم.

322
00:17:20,602 --> 00:17:23,897
‫کمک کردن به کسی مثل گابریل رومرو،
‫فقط باز کردن یه زخم قدیمی نیست،

323
00:17:23,981 --> 00:17:27,025
‫بلکه انگار دارم با هر دو دستم
‫اون زخم رو باز می‌کنم و پاره‌اش می‌کنم.

324
00:17:27,109 --> 00:17:28,819
‫باشه، می‌فهمم. واقعاً می‌فهمم.

325
00:17:29,486 --> 00:17:31,863
‫اما فقط برای یه لحظه فرض کن،
‫فرض کن گابریل این کار رو نکرده.

326
00:17:31,947 --> 00:17:33,991
‫فرض کن شماره سریال
‫من رو به یه جای دیگه برسونه.

327
00:17:34,074 --> 00:17:37,494
‫اون‌ها از اینکه قاتل واقعی یه پلیس
‫به سزای عملش برسه استقبال نمی‌کنن؟

328
00:17:38,412 --> 00:17:39,413
‫نمی‌تونم.

329
00:17:40,664 --> 00:17:41,873
‫نمی‌تونم بهت کمک کنم.

330
00:17:41,957 --> 00:17:43,292
‫متاسفم.

331
00:17:47,337 --> 00:17:48,338
‫اما...

332
00:17:50,007 --> 00:17:51,592
‫آزمایشگاه هاربر فورنزیک شاید بتونه.

333
00:17:51,675 --> 00:17:53,176
‫اون‌ها یه آزمایشگاه مستقل هستن.

334
00:17:53,260 --> 00:17:57,723
‫بعضی وقت‌ها که سرمون خیلی شلوغه،
‫بخشی از کارهامون رو به اون‌ها می‌سپریم.

335
00:17:57,806 --> 00:18:00,034
‫اگه پولش رو داشته باشی،
‫هر تستی که بخوای برات انجام میدن.

336
00:18:00,058 --> 00:18:02,686
‫اما این رو از من نشنیدی آرجی، باشه؟

337
00:18:03,520 --> 00:18:04,521
‫ممنون.

338
00:18:10,736 --> 00:18:12,070
‫ببینم چی داریم...

339
00:18:12,571 --> 00:18:13,572
‫ایناهاشی.

340
00:18:14,489 --> 00:18:16,199
‫عزیزم...

341
00:18:16,283 --> 00:18:18,910
‫این دومین صبح پیاپیه
‫که ساعت ۵ صبح بیدار می‌شم

342
00:18:18,994 --> 00:18:21,330
‫و می‌بینم جای تو توی تخت خالیه.

343
00:18:21,413 --> 00:18:23,693
‫عجیبه، با توجه به اینکه شیفتت
‫قراره ساعت ۹ شروع بشه.

344
00:18:23,749 --> 00:18:28,253
‫کلی کار دارم، برای همین فکر کردم
‫زودتر شروع کنم، ولی این بهم کمک می‌کنه.

345
00:18:28,337 --> 00:18:29,421
‫ممنون.

346
00:18:30,172 --> 00:18:33,091
‫این کارها، دلیل همون اتفاق اون شب هم هست
‫که یهو جوری از خواب پریدی

347
00:18:33,175 --> 00:18:34,551
‫انگار بهت برق وصل کردن؟

348
00:18:37,262 --> 00:18:38,263
‫یه خبری هست.

349
00:18:38,930 --> 00:18:40,432
‫نمی‌خوای در موردش بهم بگی؟

350
00:18:43,393 --> 00:18:47,439
‫تا الان خوب بود که تو و آرجی
‫اینقدر شریک‌های کاری خوبی بودید،

351
00:18:47,522 --> 00:18:51,193
‫اما تو پلیسی و برای مردم کار می‌کنی.

352
00:18:51,276 --> 00:18:54,780
‫اون یه کارآگاه خصوصیه که برای
‫آدم‌هایی کار می‌کنه که بهش پول میدن.

353
00:18:54,863 --> 00:18:57,884
‫یه چیزی مثل این، که شما دوتا خودتون رو
‫در دو طرف مقابل یه پرونده می‌بینید،

354
00:18:57,908 --> 00:18:59,701
‫- یه جورایی اجتناب‌ناپذیر بود، نه؟
‫- نه.

355
00:18:59,785 --> 00:19:03,747
‫من انتخاب نکردم که اون شب قتل،
‫پشت تلفن با بابی باشم.

356
00:19:03,830 --> 00:19:06,458
‫آرجی انتخاب کرد که سعی کنه
‫به کسی که این کار رو کرده کمک کنه،

357
00:19:06,541 --> 00:19:07,751
‫و می‌تونست بگه نه.

358
00:19:07,834 --> 00:19:11,421
‫می‌تونست به اِمی بگه بره سراغ یه کارآگاه خصوصی دیگه
‫و این فقط عصبانیم نمی‌کنه.

359
00:19:11,505 --> 00:19:12,506
‫این...

360
00:19:13,423 --> 00:19:14,424
‫درد داره.

361
00:19:15,842 --> 00:19:19,221
‫متاسفم. نمی‌خواستم این‌ها رو بهت بگم.
‫نمی‌خواستم تو رو بندازم وسط ماجرا.

362
00:19:19,721 --> 00:19:21,014
‫وسط؟

363
00:19:21,515 --> 00:19:22,683
‫وسطی وجود نداره.

364
00:19:23,600 --> 00:19:25,519
‫فقط ما هستیم، من و تو.

365
00:19:26,103 --> 00:19:28,146
‫بقیه‌ی چیزها همه‌اش سر و صدای الکیه.

366
00:19:28,814 --> 00:19:30,065
‫می‌دونم چی پیدا کردم.

367
00:19:34,903 --> 00:19:37,197
‫دوکی رو پیدا کردم.

368
00:19:39,074 --> 00:19:41,201
‫ببخشید، اینجا نه.

369
00:19:41,284 --> 00:19:42,619
‫اسم یه نفره.

370
00:19:42,703 --> 00:19:44,287
‫اینجا خیلی تمیزه.

371
00:19:47,999 --> 00:19:50,252
‫یه مامور نگهبان سابق اون رو یادش بود.

372
00:19:50,335 --> 00:19:52,796
‫توی سال‌های قبل و بعد از قتل،

373
00:19:52,879 --> 00:19:56,216
‫حداقل دوازده بار از ساختمون‌های اوچوآ
‫انداخته بودنش بیرون.

374
00:19:56,299 --> 00:19:58,677
‫اسم واقعیش مارکو دوکین بود.

375
00:19:58,760 --> 00:20:00,053
‫بود.

376
00:20:00,137 --> 00:20:01,680
‫چهار سال پیش مُرد. اوردوز کرد.

377
00:20:01,763 --> 00:20:04,599
‫باشه. اگه اون همون کسی بوده
‫که بابی رو کشته،

378
00:20:04,683 --> 00:20:06,601
‫ثابت کردنش الان دیگه
‫خیلی سخت‌تر شد.

379
00:20:06,685 --> 00:20:07,686
‫آره.

380
00:20:07,769 --> 00:20:09,896
‫- ترودی کیه؟
‫- چی؟

381
00:20:09,980 --> 00:20:13,608
‫از ویش پرسیدم جستجو برای اون یکی ولگرد
‫چطور پیش میره، کرم خاکستری.

382
00:20:13,692 --> 00:20:15,527
‫- ببخشید.
‫- گفت تعریفی نداره،

383
00:20:15,610 --> 00:20:18,572
‫اما به آزمایشگاهی اشاره کرد که ترودی
‫بهت گفته بود اسلحه رو ببری اونجا.

384
00:20:18,655 --> 00:20:20,824
‫اون توی بخش بررسی صحنه‌ی جرمه
‫یا یه همچین چیزی؟

385
00:20:20,907 --> 00:20:23,285
‫آره، یه جورایی.

386
00:20:24,536 --> 00:20:26,747
‫اوه.

387
00:20:26,830 --> 00:20:27,998
‫اوه!

388
00:20:29,624 --> 00:20:31,543
‫ترودی یه دوسته.

389
00:20:32,127 --> 00:20:33,795
‫- تقریباً آره.
‫- هوم.

390
00:20:34,379 --> 00:20:35,881
‫باشه، مشکلی نیست.

391
00:20:36,506 --> 00:20:40,552
‫جدی میگم، یعنی...
‫...ما اجازه داریم دوست داشته باشیم.

392
00:20:41,052 --> 00:20:42,763
‫- منم دوست دارم.
‫- داری؟

393
00:20:43,388 --> 00:20:47,726
‫دوست‌های معمولی دارم،
‫نه اینکه می‌دونی، دوست.

394
00:20:48,935 --> 00:20:50,103
‫حداقل الان نه.

395
00:20:50,604 --> 00:20:52,272
‫- داشتن دوست خوبه.
‫- آره.

396
00:20:52,939 --> 00:20:54,399
‫آره.

397
00:20:54,483 --> 00:20:56,777
‫آره، آزمایشگاه هاربر فورنزیک.

398
00:20:56,860 --> 00:20:59,529
‫این همون آزمایشگاهیه که اسلحه رو بردم.

399
00:20:59,613 --> 00:21:02,908
‫اون‌ها با موفقیت شماره سریال رو بازیابی کردن.

400
00:21:02,991 --> 00:21:05,869
‫آخرین مالک ثبت‌شده،
‫شخصی به اسم آرتور لنگفورد بود.

401
00:21:06,703 --> 00:21:07,704
‫هوم.

402
00:21:07,788 --> 00:21:10,457
‫- چیه؟
‫- اون سال ۱۹۹۷ مُرده.

403
00:21:10,540 --> 00:21:13,335
‫نمی‌تونسته بابی ورنر رو
‫توی سال ۲۰۱۶ کشته باشه.

404
00:21:14,503 --> 00:21:17,255
‫طبق این مدرک،
‫بیوه‌اش هنوز توی بوکا زندگی می‌کنه.

405
00:21:17,339 --> 00:21:21,551
‫شاید اون بتونه توضیح بده که اسلحه‌ی شوهرش
‫چجوری سر از دست قاتل یه پلیس درآورده.

406
00:21:22,594 --> 00:21:28,558
‫می‌خواستید از من درباره‌ی
‫اسلحه‌ای که آرتور داشت بپرسید؟

407
00:21:28,642 --> 00:21:29,810
‫بله، همینطوره.

408
00:21:29,893 --> 00:21:31,561
‫این همون اسلحه‌ست، یه برتا ۹۲.

409
00:21:32,270 --> 00:21:34,689
‫متاسفانه از این اسلحه
‫توی یه جرم استفاده شده.

410
00:21:34,773 --> 00:21:38,777
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم چجوری از آرتور
‫رسیده به دست کسی که باهاش بوده.

411
00:21:38,860 --> 00:21:43,031
‫خب، اگه این همون اسلحه‌ای باشه که فکر می‌کنم،
‫حدود ده سال پیش گم شد.

412
00:21:43,532 --> 00:21:46,618
‫داشتم خونه رو تغییر می‌دادم
‫تا جابجا شدن توش راحت‌تر بشه.

413
00:21:47,410 --> 00:21:51,581
‫مجبور شدم کلی چیز میز رو جابجا کنم،
‫از جمله کمد اسلحه‌ی آرتور رو.

414
00:21:52,207 --> 00:21:53,875
‫اون موقع بود که فهمیدم نیست.

415
00:21:54,459 --> 00:21:55,794
‫و گزارش گم شدنش رو دادید؟

416
00:21:55,877 --> 00:21:57,337
‫البته که دادم.

417
00:21:58,588 --> 00:22:01,633
‫همون موقع به نوه‌ی برادرم، فلین،
‫قضیه رو گفتم.

418
00:22:01,716 --> 00:22:03,301
‫اون موقع پلیس بود.

419
00:22:04,970 --> 00:22:05,971
‫ببخشید.

420
00:22:06,054 --> 00:22:09,140
‫الان گفتید که...
‫نوه‌ی برادرتون پلیس بود؟

421
00:22:09,891 --> 00:22:11,268
‫سلام.

422
00:22:11,351 --> 00:22:14,688
‫سلام، اسم فلین مگنسن
‫برات آشنا نیست؟

423
00:22:14,771 --> 00:22:17,983
‫البته.
‫اون سال ۲۰۱۶ همکار بابی ورنر بود.

424
00:22:18,650 --> 00:22:21,111
‫آره خب، ممکنه خیلی فراتر از این‌ها باشه.

425
00:22:21,194 --> 00:22:23,822
‫ممکنه همون کسی باشه
‫که نقشه‌ی قتل بابی رو کشیده.

426
00:22:25,322 --> 00:22:32,916
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

427
00:22:34,416 --> 00:22:36,310
‫سلام، می‌شه اسمتون رو بگید
‫و اینکه برای دیدن کی اومدید؟

428
00:22:36,334 --> 00:22:38,753
‫آره، اسمم آرجی دکره و اتفاقاً فلین،

429
00:22:39,588 --> 00:22:40,755
‫اومدم که تو رو ببینم.

430
00:22:42,549 --> 00:22:45,051
‫مطمئنی اسلحه‌ی عموم بود
‫که بابی رو کشت؟

431
00:22:46,011 --> 00:22:47,679
‫فکر کنم منظورت اسلحه‌ی خودت بود، نه؟

432
00:22:47,762 --> 00:22:50,974
‫حداقل بعد از اینکه از خونه‌ی عمه‌ات دزدیدیش،
‫شد اسلحه‌ی تو.

433
00:22:51,057 --> 00:22:54,436
‫می‌دونم دیگه پلیس نیستی،
‫اما هنوزم مالکیت نُه‌دهمِ قانونه.

434
00:22:54,519 --> 00:22:55,812
‫درست میگم؟

435
00:22:56,438 --> 00:22:57,856
‫آره، در موردت تحقیق کردم.

436
00:22:57,939 --> 00:22:59,190
‫شش ماه بعد از مرگ بابی،

437
00:22:59,274 --> 00:23:01,735
‫متهم شدی به استفاده‌ی بیش از حد از زور
‫علیه یه سارق فروشگاه.

438
00:23:01,818 --> 00:23:05,113
‫تو و اداره‌ی پلیس، راهتون از هم جدا شد.

439
00:23:05,196 --> 00:23:06,632
‫این چه ربطی به موضوع داره؟

440
00:23:06,656 --> 00:23:09,534
‫خب، باعث شد فکر کنم که نکنه
‫این فقط یه اتفاق یک‌باره نبوده.

441
00:23:09,618 --> 00:23:11,286
‫بخشی از یه الگو بوده.

442
00:23:11,369 --> 00:23:12,913
‫شاید الگویی که بابی دوست نداشته.

443
00:23:14,164 --> 00:23:16,458
‫شاید می‌خواسته گزارشت رو بده، تو فهمیدی،

444
00:23:17,167 --> 00:23:18,436
‫و براش تله گذاشتی تا کشته بشه.

445
00:23:18,460 --> 00:23:19,628
‫چی؟

446
00:23:19,711 --> 00:23:21,314
‫وگرنه چرا باید اسلحه‌ی عموت رو می‌دزدیدی؟

447
00:23:21,338 --> 00:23:23,256
‫چرا باید شماره سریال‌ها رو می‌تراشیدی؟

448
00:23:23,340 --> 00:23:24,591
‫قرار بود که...

449
00:23:26,259 --> 00:23:27,761
‫قرار بود یه اسلحه‌ی جاساز باشه.

450
00:23:28,428 --> 00:23:31,765
‫چیزی که اگه من یا بابی مجبور شدیم به کسی شلیک کنیم،
‫بذارم اونجا تا شلیک رو توجیه کنم.

451
00:23:31,848 --> 00:23:33,808
‫وقتی شروع کردم اسلحه رو با خودم
‫بیارم سر گشت‌زنی،

452
00:23:34,309 --> 00:23:36,069
‫فکر نمی‌کردم فقط دارم از خودم
‫محافظت می‌کنم.

453
00:23:36,102 --> 00:23:37,604
‫فکر می‌کردم دارم از بابی هم محافظت می‌کنم.

454
00:23:38,229 --> 00:23:40,023
‫اما وقتی بهش گفتم، قاطی کرد.

455
00:23:40,106 --> 00:23:41,858
‫گفت یا اسلحه باید بره یا اون.

456
00:23:45,779 --> 00:23:47,197
‫پسر، بعد از اینکه بابی مُرد، من فقط...

457
00:23:49,532 --> 00:23:50,825
‫کنترلم رو از دست دادم.

458
00:23:50,909 --> 00:23:52,953
‫آخرش تشخیص دادن که پی‌تی‌اِس‌دی دارم،

459
00:23:53,036 --> 00:23:55,372
‫اما اون مال بعد از وقتی بود
‫که به اون سارق صدمه زدم.

460
00:23:57,540 --> 00:24:00,502
‫اما می‌فهمی که هیچکدوم از این‌ها توضیح نمیده
‫چجوری اسلحه‌ی تو سر از

461
00:24:00,585 --> 00:24:02,295
‫دست یه قاتل درآورده، درسته؟

462
00:24:03,254 --> 00:24:05,715
‫بعد از اینکه با بابی حرف زدم،
‫اسلحه رو آوردم خونه.

463
00:24:05,799 --> 00:24:09,552
‫قبل از اینکه بفهمم باید باهاش چی کار کنم،
‫یه شب یکی اومد دزدی.

464
00:24:09,636 --> 00:24:13,431
‫لپ‌تاپم، چندتا ساعت، اسلحه، همه‌اش رفت.

465
00:24:13,515 --> 00:24:15,433
‫لپ‌تاپ و ساعت‌ها برام مهم نبودن،

466
00:24:15,517 --> 00:24:18,937
‫اما اسلحه، اینکه می‌دونستم دست یه مجرمه،

467
00:24:19,020 --> 00:24:21,773
‫کسی که ممکنه ازش استفاده کنه،
‫وحشت‌زده‌ام می‌کرد.

468
00:24:22,941 --> 00:24:24,919
‫انگار حقم بود بترسم،
‫چون الان داری بهم میگی

469
00:24:24,943 --> 00:24:26,319
‫که رسیده به دست گابریل رومرو.

470
00:24:27,028 --> 00:24:30,031
‫رسیده به دست یه نفر.
‫مطمئن نیستم اون آدم گابریل بوده باشه.

471
00:24:30,699 --> 00:24:31,741
‫یه چیز رو مطمئنم.

472
00:24:31,825 --> 00:24:33,719
‫رومرو اون کسی نبود
‫که اومد توی آپارتمانم دزدی.

473
00:24:33,743 --> 00:24:35,370
‫چی؟ منظورت چیه؟

474
00:24:35,453 --> 00:24:36,913
‫نمی‌تونستم گزارش بدم چه اتفاقی افتاده

475
00:24:36,997 --> 00:24:39,374
‫چون اگه کسی غیر از خودم
‫اون آدم رو پیدا می‌کرد...

476
00:24:39,457 --> 00:24:41,584
‫آره، می‌تونستن در مورد
‫اسلحه‌ی جاساز بهشون بگن.

477
00:24:41,668 --> 00:24:43,461
‫برای همین خودم تحقیق کردم.

478
00:24:43,545 --> 00:24:45,314
‫چندتا اثر انگشت پیدا کردم،
‫از آزمایشگاه خواستم بررسیشون کنن،

479
00:24:45,338 --> 00:24:47,674
‫گفتم مربوط به یه قضیه‌ی دیگه‌ست
‫که دارم روش کمک می‌کنم،

480
00:24:47,757 --> 00:24:50,802
‫یه فروشگاه توی بلوار سانرایز
‫که روش گرافیتی می‌کشیدن.

481
00:24:50,885 --> 00:24:53,013
‫- باشه. و چی شد؟
‫- هیچی پیدا نشد.

482
00:24:54,222 --> 00:24:56,725
‫گابریل اون موقع توی سیستم بود.

483
00:24:56,808 --> 00:24:59,352
‫اسمش باید بالا میومد، ولی نیومد.

484
00:25:00,520 --> 00:25:03,148
‫اون فروشگاهی که روش گرافیتی می‌کشیدن،
‫اسمش یادت هست؟

485
00:25:10,530 --> 00:25:13,575
‫حدس می‌زنم ازم خواستی اینجا ببینمت
‫تا مل تو رو نبینه؟

486
00:25:14,200 --> 00:25:17,245
‫یا چی، به جای اسلحه،
‫این بار یه جسد آوردی که ببینم؟

487
00:25:17,328 --> 00:25:19,330
‫نه نه، نه اسلحه، نه جسد.

488
00:25:20,081 --> 00:25:21,249
‫باشه.

489
00:25:22,125 --> 00:25:23,126
‫اما به کمکت نیاز دارم.

490
00:25:23,752 --> 00:25:24,753
‫اوهوم.

491
00:25:24,836 --> 00:25:27,380
‫سال ۲۰۱۶، یه هفته قبل از اینکه
‫بابی ورنر کشته بشه،

492
00:25:27,464 --> 00:25:29,632
‫همکارش از آزمایشگاه تشخیص هویت خواست
‫که چندتا اثر انگشت رو بررسی کنن.

493
00:25:30,300 --> 00:25:32,403
‫گفت اون‌ها مال کسی هستن که به یه فروشگاه
‫آسیب زده به اسم

494
00:25:32,427 --> 00:25:34,071
‫سند دالر بیچ‌ور، اما نبودن.

495
00:25:34,095 --> 00:25:35,855
‫اون‌ها توی صحنه‌ی یه جرم دیگه
‫به جا مونده بودن.

496
00:25:35,889 --> 00:25:38,641
‫سرقت همون اسلحه‌ای
‫که بابی ورنر باهاش کشته شد.

497
00:25:38,725 --> 00:25:39,976
‫- چی؟
‫- آره.

498
00:25:40,560 --> 00:25:42,580
‫ده سال پیش، هیچ موردی
‫مشابه اون اثر انگشت‌ها پیدا نشد،

499
00:25:42,604 --> 00:25:45,884
‫اما ممکنه کسی که واقعاً این کار رو کرده،
‫از اون موقع تا حالا جرم‌های دیگه‌ای مرتکب شده باشه.

500
00:25:45,940 --> 00:25:47,776
‫اگه حتی برای یکی از اون‌ها
‫بازداشت شده باشه...

501
00:25:47,859 --> 00:25:50,278
‫آره، الان دیگه توی سیستم هست.

502
00:25:50,361 --> 00:25:51,613
‫بله.

503
00:25:52,530 --> 00:25:54,240
‫- باشه.
‫- چی؟

504
00:25:54,324 --> 00:25:57,660
‫فقط... فکر کردم دیروز
‫منظورم رو واضح رسوندم

505
00:25:57,744 --> 00:26:00,288
‫که اصلاً با کمک کردن بهت توی این مورد راحت نیستم.

506
00:26:00,789 --> 00:26:01,790
‫همینطوره.

507
00:26:01,873 --> 00:26:04,000
‫آرجی، یادت میاد چجوری باهم آشنا شدیم؟

508
00:26:04,084 --> 00:26:06,669
‫اون موقع هم ازم خواستی انگشت‌نگاری کنم.

509
00:26:06,753 --> 00:26:08,922
‫مگه نه؟ داشتی سعی می‌کردی
‫به اِکست اِمی، کمک کنی.

510
00:26:09,506 --> 00:26:11,841
‫باعث می‌شه به تمایلت شک کنم،

511
00:26:11,925 --> 00:26:15,720
‫که برگردی و دوباره ازم کمک بخوای، اونم برعلیه مل،
‫حتی بعد از اینکه بهت گفتم این کار رو نکن.

512
00:26:16,429 --> 00:26:19,307
‫منظورم اینه که، چقدر از این قضایا واقعاً
‫بخاطر کمک به گابریل رومروئه

513
00:26:19,891 --> 00:26:21,851
‫و چقدرش بخاطر کمک کردن به اِمیه؟

514
00:26:24,437 --> 00:26:27,649
‫کاری که من دارم سعی می‌کنم اینجا انجام بدم،
‫آزاد کردن یه آدمیه که ممکنه بی‌گناه باشه،

515
00:26:27,732 --> 00:26:30,985
‫و گرفتن کسیه که ممکنه یه پلیس رو
‫کشته باشه این هیچ ربطی به ما نداره.

516
00:26:31,069 --> 00:26:32,946
‫هیچی. این مسئله بزرگتر از ماست.

517
00:26:33,029 --> 00:26:36,825
‫موافقم. سوال اینجاست که
‫آیا بزرگتر از تو و اِمی هم هست؟

518
00:26:42,247 --> 00:26:43,248
‫درسته.

519
00:26:44,332 --> 00:26:48,044
‫باشه، می‌گردم تا گزارش سند دالر بیچ‌ور
‫مال سال ۲۰۱۶ رو پیدا کنم.

520
00:26:48,128 --> 00:26:51,381
‫دوباره انگشت‌نگاری‌ها رو چک می‌کنم.
‫اگه چیزی ازش دربیاد، بهت زنگ می‌زنم.

521
00:26:53,341 --> 00:26:54,801
‫اگه درنیاد، زنگ نمی‌زنم.

522
00:27:03,017 --> 00:27:06,521
‫- سلام رفیق.
‫- مانولو رو توی آپالاچی یادت هست؟

523
00:27:06,604 --> 00:27:09,149
‫آره، یه تریلر اسب دزدیده بود،

524
00:27:09,232 --> 00:27:11,943
‫تهش هم به اتهام آدم‌ربایی ختم شد،
‫چون یه چابک‌سوار داخلش بود.

525
00:27:12,026 --> 00:27:13,820
‫خب، مانولو الان آزاد شده.

526
00:27:13,903 --> 00:27:18,199
‫یه آمار از اون یکی پسره بهم داد
‫که گابریل باهاش هم‌خونه بود، کرم خاکستری.

527
00:27:18,700 --> 00:27:20,580
‫بدبختانه، آدرس جدیدی ازش نداشت،

528
00:27:20,618 --> 00:27:25,081
‫اما مانولو می‌دونست که کرم خاکستری
‫امروز ساعت ۵ کجا می‌خواد باشه.

529
00:27:26,457 --> 00:27:28,376
‫از وقتی پاک شدم دیگه کسی بهم نگفته کرم خاکستری.

530
00:27:29,878 --> 00:27:31,129
‫شش ساله.

531
00:27:31,963 --> 00:27:35,008
‫مردم قبلاً فکر می‌کردن شبیه اون شخصیت
‫گیم آو ترونز هستم.

532
00:27:36,009 --> 00:27:39,053
‫لاغر، ساکت، خطرناک.

533
00:27:40,305 --> 00:27:41,848
‫مواد توی هر سه‌تاش نقش داشت.

534
00:27:42,473 --> 00:27:45,310
‫اون موقع‌ها زیاد با پلیس‌ها درگیری داشتی؟

535
00:27:45,393 --> 00:27:47,437
‫زیاد یعنی چقدر؟

536
00:27:52,483 --> 00:27:55,695
‫ببینید، اگه اومدید اینجا ازم بپرسید
‫که به گابریل کمک کردم اون پلیس رو بکشه، پس...

537
00:27:55,778 --> 00:27:58,323
‫راستش، ما فکر نمی‌کنیم
‫کسی به گابریل کمک کرده باشه.

538
00:27:58,406 --> 00:28:00,408
‫حتی فکر نمی‌کنیم اون اصلاً
‫ربطی به این موضوع داشته باشه.

539
00:28:00,491 --> 00:28:01,969
‫اسلحه‌ای که باهاش ورنر رو کشتن،

540
00:28:01,993 --> 00:28:04,078
‫در واقع از آپارتمان یه نفر دزدیده شده بود.

541
00:28:04,162 --> 00:28:05,663
‫هر کسی که این کار رو کرده،
‫اثر انگشتش رو به جا گذاشته.

542
00:28:05,747 --> 00:28:08,875
‫اون اثر انگشت‌ها همین الان دارن
‫توی سیستم چک می‌شن.

543
00:28:08,958 --> 00:28:12,045
‫مال من نیستن.
‫ببینید، من هیچوقت با اسلحه سر و کار نداشتم.

544
00:28:12,921 --> 00:28:15,882
‫پس اگه سوال بعدی‌تون اینه که
‫خب، شب تیراندازی به اون پلیس کجا بودی؟،

545
00:28:15,965 --> 00:28:19,260
‫جوابم اینه، مرکز پزشکی سایپرس بی.

546
00:28:21,137 --> 00:28:24,557
‫اوردوز کرده بودم. نزدیک بود بمیرم.

547
00:28:25,308 --> 00:28:28,144
‫مدارکش رو ندارم، اما اون‌ها دارن،
‫پس می‌تونید ازشون بپرسید.

548
00:28:28,853 --> 00:28:32,774
‫یا اینکه می‌تونید به حرفم اعتماد کنید وقتی میگم
‫گابریل همون کاری رو کرده که میگن.

549
00:28:34,859 --> 00:28:36,903
‫متاسفم، چجوری می‌تونی
‫اینقدر در این مورد مطمئن باشی؟

550
00:28:38,154 --> 00:28:41,574
‫می‌دونید من و اون اون‌موقع‌ها کجا زندگی می‌کردیم؟
‫توی اون خونه‌ی حوالی جاده‌ی پاورلاین.

551
00:28:41,658 --> 00:28:44,577
‫شب بعد از اینکه از بیمارستان
‫مرخص شدم، برگشتم اونجا.

552
00:28:44,661 --> 00:28:47,872
‫شنیده بودم گابریل بازداشت شده،
‫فکر کردم برگردم و وسایلم رو بردارم،

553
00:28:47,956 --> 00:28:50,100
‫قبل از اینکه پلیس‌ها اونجا رو پیدا کنن
‫و همه‌چیز رو زیر و رو کنن.

554
00:28:50,124 --> 00:28:54,128
‫اما یهو چشمم به یه نفر خورد،
‫یکی از اعضای لوس کوئرپوس دِ سانگره.

555
00:28:54,212 --> 00:28:56,506
‫- می‌شناسی‌شون؟
‫- آره می‌شناسم. دار و دسته‌ی خیابونین.

556
00:28:56,589 --> 00:28:59,175
‫تا به خودم بیام، چسبونده بودتم به دیوار
‫و یه اسلحه گذاشته بود روی سرم.

557
00:28:59,258 --> 00:29:01,219
‫بهم گفت گابریل رومرو اینجا می‌پلکه؟

558
00:29:01,302 --> 00:29:03,471
‫کدوم اتاق مال اونه؟
‫وسایلش رو کجا نگه می‌داره؟

559
00:29:03,554 --> 00:29:06,140
‫- مرده چرا به گابریل علاقه داشت؟
‫- زن بود.

560
00:29:06,724 --> 00:29:07,850
‫واضح نیست؟

561
00:29:08,476 --> 00:29:11,312
‫لوس کوئرپوس گابریل رو اجیر کرده بودن
‫تا به اون پلیس شلیک کنه.

562
00:29:11,938 --> 00:29:13,815
‫یه قتل قراردادی بود.

563
00:29:14,399 --> 00:29:15,900
‫تنها دلیلی که اون زن
‫می‌تونست اونجا باشه همینه.

564
00:29:15,984 --> 00:29:18,861
‫شنیده بودن که گابریل رو گرفتن،
‫یه نفر رو فرستادن به اون خونه تا مطمئن بشن

565
00:29:18,945 --> 00:29:21,906
‫که هیچی اونجا نیست
‫که اون‌ها رو به گابریل وصل کنه.

566
00:29:22,949 --> 00:29:25,868
‫آره، اما اگه اونجا نبوده باشه
‫تا چیزی رو پاک کنه چی؟

567
00:29:25,952 --> 00:29:27,805
‫اگه اونجا بوده تا چیزی رو جاسازی کنه چی؟

568
00:29:27,829 --> 00:29:30,957
‫اون هودی. همونی که طرح
‫دست‌های اسکلتی پشتش بود.

569
00:29:31,040 --> 00:29:32,542
‫لوس کوئرپوس ورنر رو می‌کشن.

570
00:29:32,625 --> 00:29:35,378
‫پلیس‌ها شروع می‌کنن به تمرکز روی گابریل،

571
00:29:35,461 --> 00:29:37,630
‫پس اون دار و دسته هم شروع می‌کنن
‫به جور کردن مدارکی که بهش بخوره.

572
00:29:38,381 --> 00:29:40,883
‫اون زنی که دیدی رو می‌تونی توصیف کنی؟

573
00:29:41,509 --> 00:29:42,677
‫بیست و چند ساله بود.

574
00:29:43,302 --> 00:29:44,762
‫ریزجثه. لاتین‌تبار.

575
00:29:44,846 --> 00:29:48,641
‫قبل از اینکه با یه موتور دوکاتی قرمز جیم بشه،
‫کلی به اسپانیایی بهم فحش داد.

576
00:29:51,144 --> 00:29:53,980
‫- در مورد موتور مطمئنی؟
‫- صد در صد.

577
00:29:59,986 --> 00:30:01,195
‫خودشه؟

578
00:30:02,488 --> 00:30:04,907
‫آره. آره مرد، قطعاً خودشه.

579
00:30:04,991 --> 00:30:06,576
‫حدس بزن کی قبلاً یه دوکاتی قرمز داشت.

580
00:30:13,000 --> 00:30:20,000
سینمافریک

581
00:30:27,346 --> 00:30:30,600
‫وارد شدن به خونه‌ی یه پلیس،
‫راه خوبیه واسه اینکه بهت شلیک بشه.

582
00:30:31,476 --> 00:30:33,102
‫من کلید اینجا رو دارم، یادت رفته؟

583
00:30:34,771 --> 00:30:40,526
‫من هیچ‌جا سرزده وارد نشدم،
‫برخلاف تو، ده سال پیش.

584
00:30:41,277 --> 00:30:44,030
‫اون خونه‌ی متروکه‌ای که گابریل رومرو
‫توش اقامت داشت.

585
00:30:44,697 --> 00:30:47,700
‫اون پسره رو پیدا کردم که اون شب
‫زهره‌ترکش کرده بودی.

586
00:30:48,618 --> 00:30:51,621
‫تو رو یادش بود. موتور قدیمیت هم یادش بود.

587
00:30:54,791 --> 00:30:58,294
‫گابریل درست یک روز بعد از اینکه
‫به بابی شلیک کرد، دستگیر شد.

588
00:30:58,920 --> 00:31:01,440
‫کارآگاه‌هایی که بازجویی‌ها رو
‫انجام می‌دادن، رفیق بودن.

589
00:31:01,464 --> 00:31:05,760
‫بهم گفتن می‌دونن کار خودشه،
‫اما یه مشکلی وجود داشت.

590
00:31:05,843 --> 00:31:07,112
‫آلت قتاله نداشتن،

591
00:31:07,136 --> 00:31:09,806
‫نه اثر انگشتی، نه دی‌اِن‌اِی،
‫نه هیچ مدرک فیزیکی‌ای، تمام.

592
00:31:11,099 --> 00:31:12,475
‫پس من رفتم دنبال مدرک بگردم.

593
00:31:13,559 --> 00:31:15,103
‫یه روز مرخصی گرفتم.

594
00:31:15,186 --> 00:31:19,899
‫رفتم توی خیابون، از این و اون پرس‌وجو کردم،
‫یه نفر رو پیدا کردم که یه نفر دیگه رو می‌شناخت،

595
00:31:19,982 --> 00:31:23,528
‫که یه شایعه شنیده بود که گابریل توی یه خونه‌ی متروکه
‫به صورت غیرقانونی ساکن شده.

596
00:31:23,611 --> 00:31:26,489
‫پس رفتم به اون خونه،
‫و هنوز ۶۰ ثانیه نگذشته بود

597
00:31:26,572 --> 00:31:28,074
‫که یه معتاد دیگه اومد تو.

598
00:31:28,157 --> 00:31:31,369
‫سریع فکرم رو به کار انداختم، بهش گفتم
‫عضو لوس کوئرپوس هستم،

599
00:31:31,452 --> 00:31:33,663
‫هر چیزی که باعث بشه
‫فکر نکنه من پلیسم،

600
00:31:33,746 --> 00:31:35,748
‫بعدش اون حرفم رو تایید کرد.

601
00:31:35,832 --> 00:31:37,416
‫جای درستی اومده بودم.

602
00:31:37,500 --> 00:31:39,460
‫گابریل همونجا زندگی می‌کرد.

603
00:31:40,169 --> 00:31:43,005
‫در همین حین، گابریل حدوداً ۳۰ ساعتی می‌شد
‫که داشت بازجویی می‌شد، نه؟

604
00:31:43,089 --> 00:31:46,134
‫حداقل. و هنوز داشت گریه می‌کرد،
‫هنوز نقش قربانی رو بازی می‌کرد.

605
00:31:46,217 --> 00:31:48,553
‫و درست همون موقع،
‫یه گزارش ناشناس رسید.

606
00:31:48,636 --> 00:31:52,014
‫در مورد اون خونه بود. پلیس‌ها رفتن اونجا،
‫و هودی قاتل رو پیدا کردن.

607
00:31:52,098 --> 00:31:53,200
‫نه، اون‌ها هودی گابریل رو پیدا کردن.

608
00:31:53,224 --> 00:31:54,904
‫و همون مدرک کارش رو ساخت.

609
00:31:55,977 --> 00:31:58,020
‫- اعتراف کرد.
‫- می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی.

610
00:31:58,104 --> 00:32:00,499
‫فکر می‌کنی من اون گزارش رو دادم،
‫اما می‌دونی بخش جالبش چیه؟

611
00:32:00,523 --> 00:32:04,110
‫اون همه تلاش کشک بود
‫گزارش رو یه نفر دیگه داده بود.

612
00:32:04,193 --> 00:32:07,947
‫واسه من فرقی نمی‌کرد، چون تنها چیزی
‫که برام اهمیت داشت، عدالت واسه بابی بود.

613
00:32:08,531 --> 00:32:10,992
‫جالبه اینکه تو درست شب قبل از اینکه پلیس‌ها

614
00:32:11,075 --> 00:32:13,395
‫هودی قاتل رو پیدا کنن، توی اون خونه بودی.

615
00:32:13,452 --> 00:32:14,704
‫ببخشید، چی گفتی؟

616
00:32:14,787 --> 00:32:17,387
‫شاید وقتی شنیدی که هیچ مدرکی
‫برعلیه گابریل وجود نداره،

617
00:32:17,456 --> 00:32:20,042
‫فقط نرفتی دنبال مدرک بگردی،
‫بلکه خودت مدرک ساختی.

618
00:32:20,126 --> 00:32:22,962
‫یه هودی دقیقاً شبیه هودی قاتل
‫پیدا کردی و اونجا جاسازیش کردی.

619
00:32:24,589 --> 00:32:27,008
‫- تو رسماً عقلت رو از دست دادی.
‫- من فقط از روی احترام اومدم اینجا.

620
00:32:27,925 --> 00:32:30,636
‫آلت قتاله‌ای که اون موقع کسی نتونست
‫پیدا کنه رو یادت میاد؟ من پیداش کردم.

621
00:32:30,720 --> 00:32:32,555
‫ردش رو تا کسی که ازش دزدیده شده بود، زدم.

622
00:32:32,638 --> 00:32:35,892
‫همین الان منتظر مدارکی هستم
‫که بهم بگه دقیقاً کی بابی رو کشته.

623
00:32:36,434 --> 00:32:38,936
‫اگه بگه، همه چیز لو میره.

624
00:32:39,770 --> 00:32:40,813
‫همه چیز.

625
00:32:42,315 --> 00:32:44,525
‫پس تو می‌تونی باور کنی
‫که من مدرک‌سازی کردم،

626
00:32:44,609 --> 00:32:45,651
‫اما نمی‌تونی باور کنی

627
00:32:45,735 --> 00:32:49,780
‫که گابریل رومرو گناهکار قتلیه
‫که خودش بهش اعتراف کرده؟

628
00:32:50,823 --> 00:32:52,241
‫تو من رو می‌شناسی.

629
00:32:53,659 --> 00:32:55,077
‫نه این اواخر.

630
00:33:07,340 --> 00:33:08,382
‫سلام.

631
00:33:09,717 --> 00:33:10,885
‫سلام.

632
00:33:10,968 --> 00:33:12,428
‫- سلام.
‫- بیا تو.

633
00:33:15,056 --> 00:33:17,350
‫- دیشب نگرانت بودم.
‫- واقعاً؟

634
00:33:17,433 --> 00:33:20,686
‫اون چیزهایی که در مورد
‫حرف‌هات با مل بهم گفتی...

635
00:33:20,770 --> 00:33:23,189
‫خب، باید انجام می‌شد.

636
00:33:25,691 --> 00:33:27,151
‫- بگیر.
‫- مرسی.

637
00:33:30,071 --> 00:33:35,368
‫هنوز خبری از اثر انگشت‌ها
‫توسط اون دوستت نشده؟

638
00:33:35,993 --> 00:33:39,121
‫بخوایم منصف باشیم، اونم...
‫مکالمه‌ی سختی بود.

639
00:33:40,623 --> 00:33:41,832
‫اگه گزارشی که همکار قدیمی بابی

640
00:33:41,916 --> 00:33:43,996
‫میگه اون موقع ثبت کرده رو پیدا نکنه،

641
00:33:44,043 --> 00:33:47,630
‫یا اگه پیدا کنه، اما اثر انگشت‌ها
‫هنوز توی سیستم نباشن،

642
00:33:49,257 --> 00:33:53,302
‫ممکنه اصلاً بهم زنگ نزنه، واسه همین...

643
00:33:57,265 --> 00:34:00,434
‫خب، می‌خواستم دوباره ازت تشکر کنم
‫بخاطر... انجام این کار.

644
00:34:01,185 --> 00:34:02,687
‫می‌دونم، کار راحتی نیست.

645
00:34:03,312 --> 00:34:08,234
‫آره، منظورم اینه که اگه کمک به آدم‌هایی
‫مثل گابریل راحت بود، همه انجامش می‌دادن.

646
00:34:08,317 --> 00:34:10,820
‫نه، فکر نمی‌کنم اینطور باشه.

647
00:34:13,239 --> 00:34:15,616
‫تو مرد خوبی هستی، آرجی دکر.

648
00:34:17,868 --> 00:34:18,869
‫خوشحالم که...

649
00:34:20,496 --> 00:34:21,747
‫خوشحالم که دوستمی.

650
00:34:29,630 --> 00:34:30,798
‫ببخشید.

651
00:34:33,634 --> 00:34:34,969
‫آه.

652
00:34:40,391 --> 00:34:43,227
‫- سلام.
‫- سلام. می‌تونیم هم رو ببینیم؟

653
00:34:52,028 --> 00:34:53,029
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست؟

654
00:34:53,529 --> 00:34:54,864
‫نه.

655
00:34:55,448 --> 00:34:57,867
‫اگه برات سوال شده،
‫من کلید اینجا رو هم دارم.

656
00:34:58,618 --> 00:34:59,952
‫چرا اینجاییم، مل؟

657
00:35:01,787 --> 00:35:04,582
‫قراره به یه عالمه آدم عذرخواهی بدهکار بشم.

658
00:35:05,207 --> 00:35:06,709
‫فکر کردم باید از تو شروع کنم.

659
00:35:08,169 --> 00:35:12,715
‫اول، می‌خوام بدونی هر چیزی
‫که دیشب بهت گفتم حقیقت داشت.

660
00:35:13,299 --> 00:35:17,053
‫من اون هودی رو جاسازی نکردم،
‫و برام مهمه که این رو بدونی.

661
00:35:20,014 --> 00:35:21,223
‫باورت می‌کنم.

662
00:35:23,559 --> 00:35:25,895
‫من الان همه چیز رو می‌دونم،
‫یا حداقل خیلی چیزها رو می‌دونم.

663
00:35:26,562 --> 00:35:30,149
‫اون اسلحه‌ای که پیدا کردی، همونی که باهاش
‫بابی رو کشتن، طرف گفته بود یکی دزدیدتش.

664
00:35:30,775 --> 00:35:32,210
‫کسی که دزدیده بودش،
‫اثر انگشتش رو به جا گذاشته بود،

665
00:35:32,234 --> 00:35:34,236
‫اثر انگشت‌هایی که تو فکر می‌کردی
‫متعلق به قاتله.

666
00:35:35,905 --> 00:35:37,740
‫پس با ترودی حرف زدی؟

667
00:35:40,493 --> 00:35:42,286
‫هی مل، چیه؟ چی شده؟

668
00:35:43,788 --> 00:35:46,999
‫اون یه چیزی پیدا کرد، چیزی که الان باید
‫از طریق سلسله‌مراتب قانونی طی بشه.

669
00:35:48,084 --> 00:35:52,213
‫و هنوز یه چیزهایی هست که می‌خوام
‫در موردشون ازت بپرسم چون می‌خوام درک کنم.

670
00:35:53,631 --> 00:35:56,676
‫اگه قرار باشه معنیش این باشه که من
‫اشتباه می‌کردم، پس یعنی حق با تو بوده.

671
00:35:57,885 --> 00:36:02,348
‫یعنی گابریل رومرو ده سال آخر زندگیش رو
‫واسه هیچی توی زندان گذرونده.

672
00:36:10,940 --> 00:36:12,024
‫من... فقط...

673
00:36:12,858 --> 00:36:15,277
‫اصلاً نمی‌فهمم.

674
00:36:15,903 --> 00:36:19,407
‫این همه سال بهم می‌گفتن کار گابریل بوده،
‫که فقط می‌تونسته کار گابریل باشه.

675
00:36:19,490 --> 00:36:21,200
‫می‌دونم خیلی سنگینه.

676
00:36:22,493 --> 00:36:25,830
‫اسلحه رو گفتی متعلق به فلین مگنسن بوده.

677
00:36:26,706 --> 00:36:29,291
‫فکر نمی‌کنی اون ربطی
‫به کشته شدن بابی داشته باشه؟

678
00:36:29,375 --> 00:36:31,015
‫نه، اون گفت دزدیده شده. باورش می‌کنم.

679
00:36:31,085 --> 00:36:33,462
‫با تمام احترام، من تو رو نمی‌شناسم،
‫پس نمی‌دونم چرا

680
00:36:33,546 --> 00:36:35,023
‫باید به هر چیزی که تو باورش داری گوش بدم.

681
00:36:35,047 --> 00:36:39,135
‫می‌دونم سخته، اما تمام مدارک نشون میده
‫که واسه گابریل پاپوش درست شده.

682
00:36:39,802 --> 00:36:44,974
‫کسی که این کار رو کرده،
‫خیلی دقیق و خبیث بوده.

683
00:36:46,392 --> 00:36:49,145
‫گیج شدم.
‫داری میگی می‌دونی کی کشتتش؟

684
00:36:50,271 --> 00:36:51,272
‫تو نمی‌دونی؟

685
00:36:52,815 --> 00:36:54,692
‫حدس می‌زنم بابی در مورد
‫اون اسلحه‌ی صحنه‌سازی بهت گفته بود.

686
00:36:55,317 --> 00:36:57,611
‫از دست فلین شاکی بود،
‫احتمالاً با تو در موردش حرف زده بود،

687
00:36:57,695 --> 00:36:58,904
‫و با شناختی که ازش دارم، مردد بود.

688
00:36:58,988 --> 00:37:00,590
‫نمی‌خواست هیچ ربطی به اون اسلحه داشته باشه،

689
00:37:00,614 --> 00:37:02,408
‫اما نمی‌خواست فلین رو هم توی دردسر بندازه.

690
00:37:02,491 --> 00:37:04,952
‫آره، بابی در مورد گابریل هم
‫بهت گفته بود، مگه نه؟

691
00:37:05,453 --> 00:37:07,496
‫اینکه گابریل چند باری تهدیدش کرده بود.

692
00:37:07,580 --> 00:37:10,750
‫تو هم رفتی و خودت یه ذره کارآگاه‌بازی درآوردی،
‫در مورد گابریل تحقیق کردی،

693
00:37:10,833 --> 00:37:14,879
‫فهمیدی شب‌هاش رو کجا می‌گذرونه،
‫یه خونه‌ی متروکه حوالی جاده‌ی پاورلاین.

694
00:37:15,588 --> 00:37:18,883
‫گابریل اون موقع خیلی ریزه‌میزه‌تر بود،
‫به زور بیست سالش می‌شد.

695
00:37:19,508 --> 00:37:21,010
‫جثه‌ی تو، جثه‌ی اون؟

696
00:37:21,093 --> 00:37:24,638
‫توی یه هودی گشاد و بزرگ،
‫تشخیص‌شون از هم سخت بود.

697
00:37:24,722 --> 00:37:27,516
‫فلین مگنسن، پلیس خوبی نبود،
‫خودش هم این رو بهت میگه،

698
00:37:27,600 --> 00:37:30,478
‫اما بعد از اینکه یکی اسلحه‌ی صحنه‌سازیش رو دزدید،
‫یه کار هوشمندانه انجام داد.

699
00:37:31,061 --> 00:37:32,229
‫دنبال اثر انگشت گشت.

700
00:37:32,313 --> 00:37:34,148
‫ده سال پیش، وقتی سعی کرد چک‌شون کنه،

701
00:37:34,231 --> 00:37:36,025
‫تو توی سیستم نبودی، اما الان هستی.

702
00:37:36,734 --> 00:37:38,486
‫اونم بخاطر اینکه داوطلب شدی

703
00:37:38,569 --> 00:37:40,696
‫تا توی اردوهای مدرسه‌ی دخترت
‫همراهی‌شون کنی.

704
00:37:40,780 --> 00:37:42,239
‫مل، این حرف‌ها دیوانه‌واریه.

705
00:37:42,323 --> 00:37:44,116
‫آخه چرا باید بابی رو بکشم؟

706
00:37:44,200 --> 00:37:46,511
‫معمولاً سر مسائل جنسی یا پوله.
‫توی این مورد، فکر می‌کنیم بخاطر پول بوده.

707
00:37:46,535 --> 00:37:49,413
‫مرگ بابی با یه مبلغ قابل‌توجه
‫بابت فوت در حین خدمت همراه بود،

708
00:37:49,497 --> 00:37:52,541
‫مزایای مادام‌العمر،
‫و معافیت شهریه واسه بچه‌ات.

709
00:37:52,625 --> 00:37:55,169
‫و این حقیقت هم هست
‫که بابی اولین شوهرت نبود که

710
00:37:55,252 --> 00:37:56,712
‫تحت شرایط تراژیک می‌مُرد.

711
00:37:57,296 --> 00:38:00,299
‫جسیکا در واقع اسم اولت نیست، اسم وسطته،

712
00:38:00,382 --> 00:38:04,011
‫و فقط از وقتی از میشیگان اومدی اینجا،
‫با این اسم خودت رو معرفی کردی.

713
00:38:04,094 --> 00:38:08,265
‫گلدوین، اگه بخوایم دقیق بگیم، همونجایی که
‫با عشق دوران دبیرستانت کایل، ازدواج کردی.

714
00:38:08,349 --> 00:38:10,559
‫اون وقتی هر دوتون ۱۹
‫سالتون بود، توی تصادف مُرد.

715
00:38:10,643 --> 00:38:14,563
‫فقط سه ماه بعد از اینکه متقاعدش کردی
‫یه بیمه‌ی عمر سنگین بگیره.

716
00:38:15,481 --> 00:38:18,210
‫خیلی‌ها توی گلدوین فکر می‌کنن
‫تو عمداً زدی به اون درخت.

717
00:38:18,234 --> 00:38:21,028
‫مل، ما باهم دوستیم.

718
00:38:22,822 --> 00:38:26,575
‫تنها، و تاکید می‌کنم تنها چیزی در مورد تو

719
00:38:26,659 --> 00:38:29,829
‫که فکر نمی‌کنم دروغ باشه، عشقت به دنیله،

720
00:38:29,912 --> 00:38:35,042
‫و اگه همین الان اعتراف کنی، می‌تونی اون رو
‫از یه سری دردها و سردرگمی‌ها نجات بدی.

721
00:38:40,256 --> 00:38:41,674
‫نه، فکر نمی‌کنم.

722
00:38:44,426 --> 00:38:45,594
‫یه تیم بیرون منتظره.

723
00:38:47,596 --> 00:38:50,474
‫حکم تفتیش خونه‌ات،
‫حساب‌های مالیت و کامپیوترت رو دارن.

724
00:38:50,975 --> 00:38:54,144
‫بیا ببینیم مرگ بابی دقیقاً
‫چندتا از مشکلاتت رو حل کرده.

725
00:38:59,108 --> 00:39:01,110
‫با درخواست جلسه‌ی استماع مدارک
‫موافقت شده.

726
00:39:04,321 --> 00:39:05,364
‫به این زودی؟

727
00:39:05,447 --> 00:39:06,699
‫یکم پارتی‌بازی کردم.

728
00:39:06,782 --> 00:39:09,285
‫از یه سری رابطه‌های قدیمی پدرم استفاده کردم

729
00:39:09,368 --> 00:39:12,454
‫تا یه ملاقات فوری حضوری
‫با قاضی پرونده واسه کلی بگیرم.

730
00:39:14,081 --> 00:39:15,165
‫یعنی دارم آزاد می‌شم؟

731
00:39:15,249 --> 00:39:19,211
‫هنوز کارهای زیادی مونده،
‫اما اگه دفتر دادستانی ایالتی

732
00:39:19,295 --> 00:39:23,465
‫با یه لایحه‌ی بدون اعتراض موافقت کنه،
‫ممکنه ظرف ۹۰ روز آزاد بشی.

733
00:39:27,720 --> 00:39:28,846
‫مامانت رو دیدیم.

734
00:39:29,638 --> 00:39:31,223
‫خبرهای خوب رو بهش دادیم.

735
00:39:32,016 --> 00:39:34,226
‫حالش خوبه و برای دیدنت بی‌تابی می‌کنه.

736
00:39:37,813 --> 00:39:38,814
‫ممنونم.

737
00:39:43,694 --> 00:39:47,281
‫ده سال، ده سال لعنتی دست اون زن رو گرفتم،

738
00:39:47,364 --> 00:39:49,074
‫و فکر می‌کردم اون دوستمه.

739
00:39:49,617 --> 00:39:51,577
‫می‌دونی، احمقانه‌ترین حالتی
‫که تا حالا داشتی رو تصور کن و

740
00:39:51,660 --> 00:39:55,289
‫هزار برابرش کن،
‫این دقیقاً همون حسیه که من دارم.

741
00:39:56,040 --> 00:39:58,334
‫نمی‌خوام این رو تبدیل به یه مسابقه کنم،

742
00:39:58,417 --> 00:40:02,296
‫اما منم چند باری حسابی احساس حماقت کردم.

743
00:40:04,840 --> 00:40:06,175
‫و اون هر کوفتی که هست،

744
00:40:06,258 --> 00:40:08,886
‫جامعه‌ستیز، روانی، یا یه نارسیسیست بدخیم،

745
00:40:08,969 --> 00:40:12,181
‫یا همه‌ی این‌ها با هم،
‫بازیگر خیلی خوبی بود.

746
00:40:14,433 --> 00:40:17,728
‫شماها بعد از اینکه من امروز رفتم،
‫مدرک محکمی پیدا نکردید، نه؟

747
00:40:17,811 --> 00:40:20,522
‫نه، امیدوارم فقط مسئله‌ی زمان باشه.

748
00:40:21,523 --> 00:40:22,733
‫به سلامتی بابی.

749
00:40:24,109 --> 00:40:25,277
‫آره والا.

750
00:40:30,783 --> 00:40:32,469
‫مثل اینکه حسابی با ترودی شکرآب شدی.

751
00:40:32,493 --> 00:40:33,494
‫عمراً.

752
00:40:33,577 --> 00:40:37,164
‫آره، اثر انگشت‌های جسیکا تنها چیزی نبود
‫که در موردش حرف زدیم.

753
00:40:37,748 --> 00:40:41,460
‫نگران نباش، بسپارش به رفیقت،
‫من حلش می‌کنم.

754
00:40:41,543 --> 00:40:42,544
‫خودم ردیفش می‌کنم.

755
00:40:42,628 --> 00:40:43,879
‫حله.

756
00:40:53,597 --> 00:40:55,099
‫نظرت در مورد اعتراف کردن عوض نشد؟

757
00:40:55,182 --> 00:40:56,392
‫نه.

758
00:40:57,226 --> 00:40:59,979
‫نگران چیزایی که امروز از خونه‌ام بردی نیستم.

759
00:41:00,604 --> 00:41:03,565
‫اونا قرار نیست بهت کمک کنن
‫این تئوری احمقانه‌ات رو ثابت کنی.

760
00:41:05,901 --> 00:41:08,028
‫ولی یه مسئله‌ای هست که نمی‌تونم ازش بگذرم.

761
00:41:10,864 --> 00:41:17,246
‫امروز حضانت موقت و اضطراری دنیل رو
‫دادن به پدر و مادر بابی.

762
00:41:19,164 --> 00:41:20,666
‫خیلی سریع اتفاق افتاد.

763
00:41:22,710 --> 00:41:28,424
‫انگار یکی می‌دونسته که من چقدر درگیر می‌شم.

764
00:41:29,591 --> 00:41:32,636
‫می‌دونی، اکثر دیوونه‌هایی که دیدم،
‫خودشون نمی‌دونن خلن،

765
00:41:33,220 --> 00:41:34,906
‫ولی حتی تو هم باید بفهمی
‫اون آدمی نیستی که...

766
00:41:34,930 --> 00:41:36,932
‫اون الان باید پیشش باشه، مگه نه؟

767
00:41:40,144 --> 00:41:42,396
‫بدون اون نمی‌دونم کی هستم، مل.

768
00:41:48,777 --> 00:41:53,574
‫برام سواله تو بدون خانواده‌ات قراره کی باشی.

769
00:41:54,825 --> 00:41:55,909
‫چی؟

770
00:41:58,829 --> 00:42:01,457
‫جسیکا، بهم بگو کجایی.

771
00:42:03,042 --> 00:42:04,084
‫جسیکا.

772
00:42:05,878 --> 00:42:06,962
‫جسیکا؟

773
00:42:09,423 --> 00:42:11,550
‫جسیکا؟ جسیکا، خواهش می‌کنم.

774
00:42:13,802 --> 00:42:14,803
‫جسیکا؟

775
00:42:16,722 --> 00:42:17,848
‫جسیکا؟

776
00:42:19,975 --> 00:42:23,395
‫جسیکا، لطفاً بهم بگو
‫الان دقیقاً کجایی، جسیکا.

777
00:42:24,855 --> 00:42:25,981
‫جسیکا!

778
00:42:26,500 --> 00:42:31,500
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.App ::.
