1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:18,500 --> 00:00:26,500
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:00:32,225 --> 00:00:33,226
‫مِرل؟

4
00:00:35,056 --> 00:00:36,057
‫خودتی؟

5
00:00:38,680 --> 00:00:39,888
‫کیه اونجا؟

6
00:00:41,200 --> 00:00:42,477
‫کی اونجاست؟

7
00:00:46,136 --> 00:00:48,966
‫هرکی هستی،
‫این چیزه مال منه!

8
00:00:49,104 --> 00:00:52,073
‫من از دریاچه کشیدمش بیرون!
‫حق مالکیتش با منه!

9
00:00:54,937 --> 00:00:56,042
‫جلو نیا!

10
00:00:58,424 --> 00:00:59,424
‫جلو نیا!

11
00:01:02,359 --> 00:01:03,463
‫زیست‌تابی.

12
00:01:03,601 --> 00:01:05,914
‫تولید نور توسط یه موجود زنده.

13
00:01:06,052 --> 00:01:09,366
‫بفرما. دارم بهت میگم، یه نفر قراره
‫امتحان زیستش رو بترکونه.

14
00:01:09,952 --> 00:01:13,128
‫- خب، اطلاعات مائوریسیو رو واسه مهمونی گرفتم.
‫- اره.

15
00:01:13,266 --> 00:01:15,337
‫همونیه که یه خونه رو آتیش زد؟

16
00:01:15,475 --> 00:01:18,789
‫نه بابا، مائوریسیو لوازم برقی تعمیر می‌کنه.
‫فیل بود که خونه رو آتیش زد.

17
00:01:18,927 --> 00:01:20,446
‫- اتفاقی بود.
‫- خدافظ فیل.

18
00:01:20,584 --> 00:01:22,976
‫و این مهمونی، می‌دونی تنها چیزی
‫که بعد از جمعه تغییر می‌کنه...

19
00:01:23,000 --> 00:01:25,658
‫اینه که دیگه مجبور نیستم
‫خودم رو به افسر آزادی مشروط معرفی کنم.

20
00:01:25,796 --> 00:01:27,476
‫واقعاً می‌خوای
‫این همه به خودت زحمت بدی؟

21
00:01:27,522 --> 00:01:29,569
‫جهت اطلاع، من با اون موافقم.
‫به نظرم مهمونی مسخره‌ست.

22
00:01:29,593 --> 00:01:31,871
‫خیلی‌خب، دوره‌ی آزادی مشروطت رو
‫به آخر رسوندی.

23
00:01:32,009 --> 00:01:33,528
‫خودش کلی حرفه.
‫چیز کمی نیست.

24
00:01:33,666 --> 00:01:35,920
‫چیزیه که ارزش یه جشن کوچیک
‫با چندتا دوست رو داره...

25
00:01:35,944 --> 00:01:37,749
‫و پنیرهای بخش لاکچری سوپرمارکت.

26
00:01:37,773 --> 00:01:38,947
‫از پنیر خوشم میاد.

27
00:01:39,085 --> 00:01:40,085
‫میتوز.

28
00:01:40,155 --> 00:01:42,399
‫من چند هفته پیش
‫اِمی رو دعوت کردم.

29
00:01:42,537 --> 00:01:45,678
‫واسه اینکه اگه خواستی ترودی رو بیاری،
‫معذب نشی.

30
00:01:45,816 --> 00:01:47,680
‫نه. یعنی، من قرار نیست...

31
00:01:47,818 --> 00:01:50,338
‫- ترودی کیه؟
‫- هیشکی. میتوز.

32
00:01:50,476 --> 00:01:55,550
‫ترودی یه تکنسین خوشگل سی‌اِس‌یوئه
‫که دایی آر‌جِی می‌خواد بهش نخ بده.

33
00:01:55,688 --> 00:01:58,346
‫هیچ نخی در کار نیست. اصلاً و ابداً. میتوز.

34
00:01:58,484 --> 00:02:02,729
‫دایی آرجی و ترودی
‫روی درخت نشستن.

35
00:02:02,867 --> 00:02:06,319
‫- همدیگه رو بوس می‌کنن
‫- بوس می‌کنن.

36
00:02:06,457 --> 00:02:08,563
‫مرسی. ممنون بابتش.
‫واقعاً لطف کردید.

37
00:02:08,701 --> 00:02:10,461
‫باشه، باید درباره‌ی پیش‌غذاها حرف بزنیم.

38
00:02:10,599 --> 00:02:13,568
‫من باید برم یه موکل جدید رو ببینم،
‫پس خودتون بهترین تصمیم رو بگیرید.

39
00:02:15,949 --> 00:02:18,918
‫قراره از چیزی محافظت کنی
‫که دست‌کمی از یه گنجینه‌ی ملی نداره.

40
00:02:19,574 --> 00:02:21,921
‫- انگار اینجا مسابقات درست‌وحسابی‌ای برقراره.
‫- تقابل انسان و ماهی.

41
00:02:22,059 --> 00:02:24,095
‫- چیز باشکوهیه.
‫- هوم.

42
00:02:24,234 --> 00:02:25,752
‫حداقل وقتی که شرافتمندانه انجام بشه.

43
00:02:25,890 --> 00:02:29,273
‫بله، تو پیامت گفتی که نگران تقلب هستی.

44
00:02:29,411 --> 00:02:31,896
‫آره، این فصل توی این ورزش
‫خیلی زیاد شده.

45
00:02:32,034 --> 00:02:34,623
‫واسه همین دو هفته پیش،
‫یه راهنمای ماهی‌گیری محلی رو استخدام کردم...

46
00:02:34,761 --> 00:02:36,832
‫فینچ پالمر، تا هر شب
‫توی دریاچه گشت بزنه.

47
00:02:36,970 --> 00:02:39,214
‫مردم قبل از اینکه مسابقه
‫شروع بشه هم تقلب می‌کنن؟

48
00:02:39,352 --> 00:02:41,251
‫آره. یکی از قدیمی‌ترین کلک‌ها اینه که...

49
00:02:41,389 --> 00:02:43,425
‫زودتر از موعد، ماهی‌های
‫بَسِ بزرگ و جایزه‌بگیر رو صید کنی...

50
00:02:43,563 --> 00:02:45,945
‫و بعد تو قفس‌هایی که دور دریاچه
‫قایم کردی نگهشون داری.

51
00:02:46,083 --> 00:02:48,775
‫و روز مسابقه، فرد متقلب
‫ماهی‌ها رو برمی‌داره...

52
00:02:48,913 --> 00:02:50,788
‫و بعد سعی می‌کنه اون‌ها رو به عنوان
‫صید قانونی خودش جا بزنه.

53
00:02:50,812 --> 00:02:52,227
‫آها.

54
00:02:52,365 --> 00:02:54,645
‫کار فینچ این بود که هر شب
‫با دوربینش بره بیرون...

55
00:02:54,678 --> 00:02:56,576
‫و از هر کسی که روی دریاچه هست
‫عکس بگیره.

56
00:02:56,714 --> 00:02:58,613
‫اما متاسفانه،
‫دیروز صبح...

57
00:02:58,751 --> 00:03:02,858
‫قایقش رو در حالی که خالی
‫روی آب شناور بود پیدا کردن.

58
00:03:03,445 --> 00:03:05,447
‫به جز یه بطری ویسکی،
‫که اونم خالی بود.

59
00:03:05,585 --> 00:03:09,348
‫پس شاید مست کرده، افتاده تو آب
‫و دیگه نتونسته بیاد بالا.

60
00:03:09,486 --> 00:03:12,385
‫بدتر از این فاجعه، ممکنه مجبور بشیم
‫مسابقات رو عقب بندازیم...

61
00:03:12,523 --> 00:03:14,563
‫تا پلیس کف دریاچه رو
‫برای پیدا کردن جنازه‌اش بگرده.

62
00:03:14,663 --> 00:03:16,113
‫قرار بود دو روز دیگه شروع کنیم.

63
00:03:16,251 --> 00:03:18,909
‫اگه دنبال یه نفر جدید می‌گردی
‫که شب‌ها مراقب دریاچه باشه...

64
00:03:19,047 --> 00:03:20,462
‫من... زیاد اهل قایق‌سواری نیستم.

65
00:03:20,600 --> 00:03:23,258
‫اصلاً حس خوبی ندارم که بخوام
‫یه نفر دیگه رو بفرستم روی آب.

66
00:03:23,914 --> 00:03:26,951
‫چیزی که نیاز دارم
‫یه جفت چشم اضافه روی خشکیه.

67
00:03:27,538 --> 00:03:29,816
‫- و اگه احیاناً چیز...
‫- بوداری دیدم؟

68
00:03:29,954 --> 00:03:32,094
‫- ناهنجاری دیدی.
‫- آها.

69
00:03:32,233 --> 00:03:33,924
‫وظیفه‌ات اینه که خبر بدی.

70
00:03:34,718 --> 00:03:37,272
‫نمی‌خوام نونی که قراره بهم برسه رو آجر کنم...

71
00:03:37,410 --> 00:03:40,482
‫اما فکر نمی‌کنی استخدام یه کارآگاه خصوصی
‫یکم زیاده‌روی باشه؟

72
00:03:40,620 --> 00:03:42,173
‫یعنی می‌خوام بگم،
‫مگه برنده چی گیرش میاد؟

73
00:03:42,312 --> 00:03:44,314
‫مثلاً یه قلاب جدید؟
‫یا یه جعبه‌ی ابزار که اسمش روش حک شده باشه؟

74
00:03:44,452 --> 00:03:46,252
‫جایزه‌ی اول،
‫دویست‌وپنجاه‌هزار دلاره.

75
00:03:47,248 --> 00:03:48,973
‫- اوه.
‫- و این هم...

76
00:03:50,285 --> 00:03:52,149
‫مبلغیه که حاضرم به تو پرداخت کنم.

77
00:03:57,982 --> 00:03:59,052
‫بزن بریم ماهی‌گیری.

78
00:04:01,054 --> 00:04:03,678
‫مسابقات از وقتی شروع بشه دو روز طول می‌کنه،

79
00:04:03,816 --> 00:04:06,612
‫و هر روز، ماهی‌گیرها
‫پنج‌تا از بزرگترین صیدهاشون رو وزن می‌کنن...

80
00:04:06,750 --> 00:04:08,924
‫و بیشترین مجموع وزن برنده می‌شه.

81
00:04:09,062 --> 00:04:11,755
‫آخرش چی می‌شه؟
‫یه ضیافت ماهی‌سرخ‌کرده‌ی مشتی؟

82
00:04:13,135 --> 00:04:15,206
‫قانون ای‌بی‌سی، بگیر و رها کنه.

83
00:04:15,345 --> 00:04:18,693
‫تک‌تک اون موجودات باشکوه
‫برمی‌گردن توی دریاچه.

84
00:04:22,593 --> 00:04:24,146
‫- پهپادهای نظارتی.
‫- وای، آره.

85
00:04:24,285 --> 00:04:26,010
‫این‌ها یه لایه‌ی امنیتی دیگه‌ان...

86
00:04:26,148 --> 00:04:28,806
‫که وقتی شرکت‌کننده‌ها روی آب هستن،
‫زیر نظر میگیرنشون.

87
00:04:28,944 --> 00:04:32,154
‫الان هم دارن به مامورهای قانون کمک می‌کنن
‫تا دنبال فینچ بیچاره بگردن.

88
00:04:32,293 --> 00:04:33,570
‫چیزی پیدا کردید، آقایون؟

89
00:04:33,708 --> 00:04:35,710
‫هنوز نه، اما یه سری
‫فیلتر پُلاریزه تنظیم کردم.

90
00:04:35,848 --> 00:04:37,815
‫درخشش رو میگیره
‫و دید زیر آب رو بهتر می‌کنه.

91
00:04:37,953 --> 00:04:39,472
‫پیداش می‌کنیم آقای واس.

92
00:04:42,820 --> 00:04:44,684
‫من اکثر حرف‌های این دوتا رو نمی‌فهمم...

93
00:04:44,822 --> 00:04:47,169
‫اما شرکت‌شون خیلی پیشرفته‌ست.

94
00:04:47,308 --> 00:04:49,586
‫و می‌خوام تو هم دقیقاً به اندازه‌ی اون‌ها
‫به چشم بیای.

95
00:04:49,724 --> 00:04:53,037
‫بهم نشان نمیدی، نه؟
‫مثلاً یکی که شبیه یه ماهی کوچولو باشه.

96
00:04:55,005 --> 00:04:57,248
‫آدم‌هایی که باید حواست بهشون باشه...

97
00:04:57,387 --> 00:05:00,251
‫خائن‌های ورزش ما،
‫آدم‌های خلاقی هستن.

98
00:05:00,390 --> 00:05:02,668
‫باشه. می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

99
00:05:02,806 --> 00:05:05,395
‫اید‌ه‌ای داری که چرا امسال
‫تقلب اینقدر زیاد شده؟

100
00:05:07,293 --> 00:05:09,088
‫دیکی دوپری.

101
00:05:09,226 --> 00:05:12,298
‫این فصل یهو از غیب ظاهر شد
‫و چهارتا از شیش‌تا مسابقه‌ی آخر رو برد.

102
00:05:12,436 --> 00:05:14,818
‫اینجور پشت‌سرهم بُردن‌ها،
‫چیزی لازم داره که...

103
00:05:14,956 --> 00:05:17,199
‫چطوری بگم،
‫خیلی فراتر از شانس باشه.

104
00:05:17,338 --> 00:05:19,926
‫حداقل این چیزیه
‫که خیلی از این آدم‌ها فکر می‌کنن.

105
00:05:20,064 --> 00:05:21,870
‫الان همه‌شون دارن دست‌وپا می‌زنن
‫که به گرد پاش برسن.

106
00:05:21,894 --> 00:05:23,344
‫سلام دیکی.

107
00:05:25,069 --> 00:05:26,070
‫اون یارو.

108
00:05:26,208 --> 00:05:27,727
‫اون چه ربطی به دیکی داره؟

109
00:05:27,865 --> 00:05:30,834
‫خب، اون یکی از اسپانسرهای دیکیه.
‫طعمه‌های جذب‌کننده‌ی ماهی می‌فروشه.

110
00:05:30,972 --> 00:05:33,181
‫اینجا غرفه داره، اما اسمش یادم نیست.

111
00:05:33,319 --> 00:05:34,976
‫رجی. اسمش رجیه.

112
00:05:35,114 --> 00:05:37,506
‫و اگه دیکی با اون همکاره،
‫پس شاید دیکی هم متقلب باشه.

113
00:05:37,530 --> 00:05:40,257
‫ببین، رجی کلاهبردار نیست،
‫ولی دست‌کمی هم ازشون نداره.

114
00:05:40,395 --> 00:05:42,555
‫همیشه تو فکر نقشه کشیدنه.
‫همیشه دنبال یه راه دررو می‌گرده.

115
00:05:42,673 --> 00:05:44,641
‫یه ذره هم بهش اعتماد ندارم.

116
00:05:45,366 --> 00:05:48,610
‫حدس می‌زنم این‌ها رو
‫از پرونده‌های قبلیت می‌دونی؟

117
00:05:48,748 --> 00:05:51,372
‫نه. این‌ها رو می‌دونم چون اون بابامه.

118
00:06:03,000 --> 00:06:10,000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.

119
00:06:10,000 --> 00:06:12,000
‫« آرجی دکر »

120
00:06:13,601 --> 00:06:15,257
‫ماسک‌مستر سِلکت، آقایون...

121
00:06:15,396 --> 00:06:18,295
‫نسل جدید طعمه‌های جذب‌کننده‌ی ماهیه.

122
00:06:18,433 --> 00:06:22,817
‫طعمه‌ی زنده تبدیل به روغنی می‌شه که نه تنها
‫ماهی‌های غول‌پیکر رو جذب می‌کنه...

123
00:06:22,955 --> 00:06:25,475
‫بلکه کاری می‌کنه عاشقش بشن.

124
00:06:25,613 --> 00:06:28,788
‫اگه حرف من رو باور نمی‌کنید،
‫از دیکی دوپری بپرسید.

125
00:06:28,926 --> 00:06:33,621
‫تمام بردهای امسالش، تک‌تک بردهاش،
‫داشته از ماسک‌مستر استفاده می‌کرده.

126
00:06:33,759 --> 00:06:36,796
‫جدی؟ چی بگم، به نظر من که
‫بوی همون روغن ماهی معمولی رو میده.

127
00:06:41,836 --> 00:06:43,320
‫- روغن ماهی؟
‫- آره.

128
00:06:43,458 --> 00:06:47,842
‫این حرفت مثل اینه که
‫به شامپاین بگی نوشابه‌ی انگور.

129
00:06:47,980 --> 00:06:50,845
‫چیزی که الان داری بو می‌کنی،
‫رایحه‌ی شیرین...

130
00:06:50,983 --> 00:06:53,779
‫نُه نوع، بشمر،
‫نُه نوع ماهی طعمه

131
00:06:53,917 --> 00:06:55,919
‫که همه‌شون توسط دانشمندای ما باهم ترکیب شدن.

132
00:06:56,057 --> 00:06:58,542
‫دانشمند؟
‫ببخشید، گفتی دانشمند؟

133
00:06:58,680 --> 00:07:00,244
‫- خب، بهترین‌های این کارن.
‫- جدی؟

134
00:07:00,268 --> 00:07:01,718
‫خب، می‌تونی اسم یکی‌شون رو بگی؟

135
00:07:01,856 --> 00:07:04,306
‫فقط برای اینکه یه سِرچی بکنم
‫و سوابق‌شون رو چک کنم.

136
00:07:04,445 --> 00:07:08,000
‫آره آره. آقایون...
‫ممنون، ولی ما نمی‌خوایم.

137
00:07:11,900 --> 00:07:13,592
‫واقعاً لازم بود این کارت؟

138
00:07:13,730 --> 00:07:15,811
‫جذب‌کننده‌ی ماهی؟ جدی؟ پس اون
‫قضیه‌ی سفیدکننده‌ی دندون چی شد؟

139
00:07:15,835 --> 00:07:18,148
‫درگیر مسائل دادگاهی شد.

140
00:07:18,286 --> 00:07:19,632
‫توزیع‌کننده‌اش یه کلاهبردار بود.

141
00:07:19,770 --> 00:07:22,152
‫آره می‌دونی، این منو یاد
‫اون مزرعه‌ی آلپاکا میندازه.

142
00:07:22,290 --> 00:07:25,290
‫یا شایدم اون مزرعه‌ی بادی؟ یادم نمیاد.
‫همه‌شون رو باهم قاطی می‌کنم.

143
00:07:25,396 --> 00:07:27,882
‫آره، خوشتیپ شدی، پسرم.

144
00:07:28,745 --> 00:07:31,102
‫هنوزم واسه روزنامه عکاسی می‌کنی؟
‫واسه همین اینجایی؟

145
00:07:31,126 --> 00:07:33,646
‫نه. الان دیگه کارآگاه خصوصیم.

146
00:07:33,784 --> 00:07:35,510
‫- کارآگاه؟
‫- آره.

147
00:07:35,648 --> 00:07:38,340
‫مدیر تورنمنت ازم خواسته که حواسم به متقلب‌ها باشه.

148
00:07:38,479 --> 00:07:41,896
‫تقلب بلای جونِ این ورزش زیباست.

149
00:07:42,034 --> 00:07:43,967
‫رفیقت دیکی هم همین حس رو داره؟

150
00:07:44,105 --> 00:07:47,084
‫تا اونجایی که من شنیدم، ماسک‌مستر تنها
‫دلیلی نیست که اون همه‌ی جایزه‌ها رو دِرو می‌کنه...

151
00:07:47,108 --> 00:07:51,146
‫هی اِدی. بیا اینجا.
‫می‌خوام با یکی آشنات کنم.

152
00:07:51,284 --> 00:07:53,908
‫اِدی... این پسرمه، آرجی.

153
00:07:54,046 --> 00:07:57,221
‫جل‌الخالق. من این فلان‌فلان‌شده‌ی پیر رو
‫سال‌هاست که می‌شناسم.

154
00:07:57,359 --> 00:07:59,189
‫هیچوقت بهم نگفته بود پسر داره.

155
00:07:59,327 --> 00:08:02,572
‫جدی؟ جالبه. منم معمولاً
‫به کسی نمیگم که بابایی دارم.

156
00:08:05,644 --> 00:08:06,955
‫هی...

157
00:08:15,343 --> 00:08:18,001
‫نمی‌دونم چرا داریم وقت‌مون رو با این تلف می‌کنیم.

158
00:08:18,795 --> 00:08:21,832
‫دو روز دیگه، جسد این یارو خودش میاد روی آب.

159
00:08:23,282 --> 00:08:26,319
‫می‌خوای تورنمنت دو روز عقب بیفته
‫یا سر وقت شروع شه؟

160
00:08:26,837 --> 00:08:28,736
‫اگه فینچ پالمر رو پیدا کنیم، قهرمان می‌شیم.

161
00:08:32,740 --> 00:08:33,740
‫اون صدا رو شنیدی؟

162
00:08:44,061 --> 00:08:46,685
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

163
00:08:51,690 --> 00:08:52,967
‫وای خدای من.

164
00:08:54,727 --> 00:08:56,039
‫این خود فینچ پالمره.

165
00:08:58,386 --> 00:09:01,320
‫دوتا به قفسه‌ی سینه‌اش.
‫واضحه که غرق نشده.

166
00:09:01,458 --> 00:09:03,736
‫مطمئن نیستم اصلاً پاش به آب رسیده باشه.

167
00:09:05,013 --> 00:09:07,015
‫باشه، اون شاخه‌ی شکسته دقیقاً اونجا...

168
00:09:07,153 --> 00:09:09,259
‫- اوهوم.
‫- باید جایی باشه که جنازه اونجا بوده، درسته؟

169
00:09:09,397 --> 00:09:10,916
‫- آره.
‫- خب، اگه اونجا بوده،

170
00:09:11,054 --> 00:09:13,090
‫چطوری از اونجا سر درآورده؟

171
00:09:13,228 --> 00:09:14,609
‫نمی‌دونم.

172
00:09:14,747 --> 00:09:17,232
‫شاید قاتل از یه قسمت دیگه
‫از دریاچه دنبالش کرده.

173
00:09:17,370 --> 00:09:18,786
‫فینچ برای قایم شدن رفته بالای درخت.

174
00:09:18,924 --> 00:09:21,167
‫قاتل می‌بینتش و از همین پایین
‫بهش شلیک می‌کنه.

175
00:09:21,305 --> 00:09:24,999
‫یا فینچ روی زمین تیر خورده
‫و قاتل جنازه‌اش رو برده اون بالا.

176
00:09:25,137 --> 00:09:28,658
‫تنهایی بالا رفتن از اونجا خودش کلی مکافاته،
‫چه برسه به اینکه یه جنازه رو هم با خودت بکشی.

177
00:09:28,796 --> 00:09:32,385
‫هر جوری که انجامش داده، فکر کنم تیر آخرش
‫این بوده که قایق رو توی دریاچه رها کرده.

178
00:09:32,523 --> 00:09:35,630
‫کاری کرد که وقتی جنازه بالا بود،
‫همه‌ی ما پایین رو بگردیم.

179
00:09:35,768 --> 00:09:38,391
‫هنوز باورم نمی‌شه وقتی
‫امروز صبح رسیدم اینجا بودی.

180
00:09:38,529 --> 00:09:41,498
‫می‌دونی، داشتم با خودم فکر می‌کردم
‫چقدر خوب می‌شه

181
00:09:41,636 --> 00:09:43,017
‫اگه روی یه پرونده‌ی قتل
‫بدون حضور تو کار کنم.

182
00:09:43,155 --> 00:09:45,606
‫ولی نه نه نه. حالا دیگه
‫شدی یه... پلیس ماهی‌ها.

183
00:09:45,744 --> 00:09:47,297
‫من پلیس ماهی‌ها نیستم.

184
00:09:47,435 --> 00:09:49,586
‫حتی مامور حراست هم نیستم. فقط استخدام شدم
‫که حواسم به متقلب‌ها باشه.

185
00:09:49,610 --> 00:09:51,570
‫مگه این همون کاری نبود
‫که اون قرار بود انجام بده؟

186
00:09:51,646 --> 00:09:54,476
‫آره، مدیر تورنمنت استخدامش کرده بود
‫که شب‌ها توی دریاچه گشت بزنه،

187
00:09:54,615 --> 00:09:56,202
‫و از چیزهایی که می‌بینه عکس بگیره.

188
00:09:56,340 --> 00:09:58,066
‫می‌دونم همراه جنازه دوربینی نبود،

189
00:09:58,204 --> 00:10:00,804
‫ولی احتمالش هست تیم غواصی موقعِ
‫گشتن کفِ دریاچه چیزی پیدا کرده باشن؟

190
00:10:00,828 --> 00:10:03,037
‫نه، ولی بعضی چیزایی که پیدا کردن جالب بود.

191
00:10:03,175 --> 00:10:07,835
‫یه چمدون قدیمی پُر از کوتوله‌های تزئینی،
‫یه تلویزیون مبله مال دهه‌ی ۶۰،

192
00:10:07,973 --> 00:10:10,078
‫و یه آدمک تست تصادف که تقریباً نو بود.

193
00:10:10,216 --> 00:10:12,296
‫آره، لابد قاتل فینچ رو موقع عکس گرفتن دیده

194
00:10:12,356 --> 00:10:14,358
‫و موقع رفتن دوربین رو با خودش برده.

195
00:10:14,496 --> 00:10:17,223
‫خب، این دیگه حوزه‌ی کاری توئه، پلیس ماهی‌ها.
‫مظنون خاصی مد نظرت هست؟

196
00:10:18,052 --> 00:10:22,194
‫در واقع، یه نفر بود که ازم خواسته بودن
‫توجه ویژه‌ای بهش داشته باشم.

197
00:10:22,781 --> 00:10:25,369
‫آره، می‌شناسمش. معلومه که می‌شناسمش.

198
00:10:25,507 --> 00:10:29,166
‫همون یاروییه که همه فکر می‌کردن توی
‫دریاچه غرق شده، ولی در عوض بالای درخت بود.

199
00:10:29,857 --> 00:10:31,928
‫خب که چی؟ من چرا اینجام؟

200
00:10:32,445 --> 00:10:36,001
‫خب دیکی، شایعاتی درباره‌ی
‫بُردهای پشت‌سرهمِ اخیرت وجود داره.

201
00:10:36,139 --> 00:10:37,139
‫معلومه که هست.

202
00:10:37,209 --> 00:10:39,418
‫حسودا همیشه حرف درمیارن.

203
00:10:39,556 --> 00:10:42,110
‫ولی باز می‌پرسم، من چرا اینجام؟

204
00:10:42,835 --> 00:10:45,331
‫شبی که فینچ پالمر کشته شد،
‫بهش پول دادن تا دنبال کسایی بگرده که

205
00:10:45,355 --> 00:10:47,771
‫سعی دارن ماهی‌های بَسی که از قبل گرفتن رو
‫توی قفس‌های دور دریاچه جاساز کنن.

206
00:10:47,909 --> 00:10:50,843
‫- فرض رو بر این می‌ذارم که از این پدیده خبر داری؟
‫- معلومه که دارم.

207
00:10:50,981 --> 00:10:52,673
‫تک‌تک آدمای توی تورنمنت خبر دارن.

208
00:10:53,328 --> 00:10:55,227
‫ولی چطوریه که فقط من اینجام؟

209
00:10:55,365 --> 00:10:58,565
‫چون تو تنها کسی هستی که توی سابقه‌اش
‫سه مورد اتهام ضرب‌وشتم داره.

210
00:10:59,714 --> 00:11:03,753
‫ببین، قضیه اینه که من سوابق
‫همه‌ی شرکت‌کننده‌ها رو چک کردم،

211
00:11:03,891 --> 00:11:06,652
‫و مال تو تنها موردی بود که توش
‫اینقدر کثافت‌کاری پیدا شد.

212
00:11:06,790 --> 00:11:08,999
‫و بعدشم بحث شبکه‌های اجتماعیته.

213
00:11:09,137 --> 00:11:10,736
‫بَس تنها حیوونی نیست که دوست داری شکار کنی.

214
00:11:10,760 --> 00:11:12,382
‫توی فصل‌های غیرماهیگیری میری شکار گوزن.

215
00:11:12,520 --> 00:11:15,281
‫واسه آدم کله‌خری مثل تو،
‫ردیابی و شلیک به فینچ کار راحتی بوده.

216
00:11:15,419 --> 00:11:19,354
‫من هیچوقت کسی رو نکشتم، و با اطمینان میگم
‫که همه‌ی ماهی‌هام رو کاملاً قانونی میگیرم.

217
00:11:19,492 --> 00:11:22,230
‫باشه، خب اگه اینطوره،
‫لابد مشکلی نداری که بهم بگی

218
00:11:22,254 --> 00:11:24,414
‫بین ساعت ۹ تا ۱۱ شب

219
00:11:24,497 --> 00:11:25,602
‫چهارشنبه کجا بودی.

220
00:11:25,740 --> 00:11:28,018
‫این همون زمانیه که فکر می‌کنیم
‫فینچ به ضرب گلوله کشته شده.

221
00:11:31,297 --> 00:11:32,747
‫من،

222
00:11:34,128 --> 00:11:36,820
‫خونه‌ی پسرعموم لَری بودم، خوابیده بودم.

223
00:11:36,958 --> 00:11:39,202
‫پسرعمو لَری می‌تونه این رو تایید کنه؟

224
00:11:39,340 --> 00:11:40,721
‫اون راننده‌ی تریلیه.

225
00:11:40,859 --> 00:11:43,033
‫لابد اون شب اون سر کشور بوده.

226
00:11:43,171 --> 00:11:45,760
‫فقط وقتی اینجام اجازه میده خونه‌اش بمونم.

227
00:11:45,898 --> 00:11:48,280
‫عذر موجه خوبی نیست، دیکی.

228
00:11:48,763 --> 00:11:50,454
‫سلام.

229
00:11:50,592 --> 00:11:54,113
‫ببخشید می‌پرم وسط، ولی یه یارویی
‫طبقه پایینه که میگه باباته.

230
00:11:54,735 --> 00:11:56,253
‫یه یارویی که میگه چیته؟

231
00:11:58,980 --> 00:12:00,050
‫سلام، چه خبره؟

232
00:12:00,188 --> 00:12:02,984
‫خیلی پستی، پسرم. خیلی پستی.

233
00:12:03,122 --> 00:12:04,710
‫ببخشید، منظورت چیه؟

234
00:12:04,848 --> 00:12:06,367
‫تو از من خوشت نمیاد.
‫از کسی پنهون نیست.

235
00:12:06,505 --> 00:12:08,369
‫ولی اینکه با دیکی اینجوری رفتار کنی،

236
00:12:08,507 --> 00:12:10,071
‫و جوری جلوه بدی که انگار اون نقشی داشته

237
00:12:10,095 --> 00:12:12,787
‫در مورد بلایی که سر اون
‫مرد بیچاره روی درخت اومده.

238
00:12:14,755 --> 00:12:17,595
‫واقعاً داری میگی من به خاطر تو
‫به پلیس در مورد دیکی گفتم؟

239
00:12:19,587 --> 00:12:21,947
‫تو باورنکردنی هستی.
‫من در مورد دیکی به پلیس گفتم چون،

240
00:12:22,003 --> 00:12:24,143
‫همونطور که خود لعنتیت هم می‌دونی،
‫همه فکر می‌کنن اون یه متقلبه.

241
00:12:24,281 --> 00:12:25,558
‫همه‌اش شایعه‌ست. تهمت‌های الکی.

242
00:12:25,696 --> 00:12:27,940
‫می‌دونستی تا حالا سه بار
‫به خاطر ضرب‌وشتم بازداشت شده؟

243
00:12:28,078 --> 00:12:29,078
‫این رو می‌دونستی؟

244
00:12:29,148 --> 00:12:31,047
‫تو بیشتر از هر کسی باید بدونی

245
00:12:31,185 --> 00:12:33,635
‫که داشتن پرونده‌ی ضرب‌وشتم،
‫از آدم قاتل نمی‌سازه.

246
00:12:33,774 --> 00:12:36,328
‫واقعاً می‌خوای بحث رو به اونجا بکشونی، بابا؟
‫واقعاً می‌خوای؟

247
00:12:36,466 --> 00:12:39,538
‫دو سال پیش، من کل راه رو
‫تا آپالاچی رانندگی کردم

248
00:12:39,676 --> 00:12:42,127
‫که ببینمت، که مطمئن بشم حالت خوبه.

249
00:12:42,265 --> 00:12:44,508
‫وقتی رسیدم اونجا بهم چی گفتن؟

250
00:12:45,095 --> 00:12:48,443
‫نه. متاسفیم قربان،
‫ایشون نمی‌خواد شما رو ببینه.

251
00:12:48,581 --> 00:12:49,859
‫اون کارت برای چِزوندن من بود.

252
00:12:49,997 --> 00:12:51,722
‫این کارت هم همینطور.

253
00:12:51,861 --> 00:12:53,932
‫می‌دونم پدر خیلی خوبی نبودم.

254
00:12:54,070 --> 00:12:57,107
‫تو اصلاً پدری نکردی.
‫گذاشتی رفتی! یادت هست؟

255
00:12:58,108 --> 00:13:00,179
‫خوبی پهلوون؟

256
00:13:00,317 --> 00:13:02,250
‫به محض اینکه شنیدم، خودمو رسوندم.

257
00:13:02,388 --> 00:13:04,183
‫آره، خوبم.
‫فقط می‌خوام از اینجا برم.

258
00:13:04,321 --> 00:13:05,667
‫آهان. بیا بریم.

259
00:13:11,018 --> 00:13:12,743
‫جدی‌جدی اون بابات بود؟

260
00:13:12,882 --> 00:13:15,056
‫آره. یکی از اسپانسرهای دیکیه.

261
00:13:16,126 --> 00:13:17,748
‫می‌خوای درباره‌اش حرف بزنیم؟

262
00:13:17,887 --> 00:13:20,447
‫نه، فقط... حدود صدتا پیام
‫از مدیر ای‌بی‌سی دارم.

263
00:13:20,475 --> 00:13:22,788
‫می‌خواد در جریان کار قرار بگیره.
‫باید برم باهاش حرف بزنم.

264
00:13:22,926 --> 00:13:25,584
‫- انگار دیکی اعتراف نکرد، نه؟
‫- نه.

265
00:13:25,722 --> 00:13:27,562
‫نه، ولی حق با تو بود
‫که گذاشتیمش زیر نظر.

266
00:13:27,689 --> 00:13:29,174
‫بابت یه چیزی نگرانه.

267
00:13:29,657 --> 00:13:30,796
‫برو پیش موکلت.

268
00:13:30,934 --> 00:13:32,567
‫منم میرم یه سری به زن فینچ پالمر بزنم،

269
00:13:32,591 --> 00:13:34,938
‫ببینم بیرون از ای‌بی‌سی هم
‫دشمنی داشته یا نه.

270
00:13:35,490 --> 00:13:36,491
‫باشه.

271
00:13:41,393 --> 00:13:46,122
‫من و فینچ هنوز توی یه خونه بودیم،
‫ولی زندگی‌هامون نه چندان.

272
00:13:46,260 --> 00:13:48,296
‫شیش ماه پیش از هم جدا شدیم.

273
00:13:49,090 --> 00:13:51,713
‫ولی اونقدر پادکست‌های جنایی واقعی
‫گوش دادم که بدونم

274
00:13:51,852 --> 00:13:56,028
‫وقتی یه آدم متاهل کشته می‌شه،
‫همسرش همیشه اولین مظنونه.

275
00:13:56,166 --> 00:13:57,858
‫برای همین چندتا مدرک جمع کردم

276
00:13:57,996 --> 00:14:00,515
‫که به سوال‌هایی که می‌دونستم
‫قراره پرسیده بشه جواب بدم.

277
00:14:01,068 --> 00:14:04,312
‫شبی که فینچ کشته شد،
‫من توی یه عروسی تو اُرلاندو بودم.

278
00:14:04,450 --> 00:14:07,074
‫این صورت‌حساب هتلمه،

279
00:14:07,212 --> 00:14:09,731
‫به اضافه‌ی رسیدهای کارت اعتباریم توی مسیر،

280
00:14:09,870 --> 00:14:13,425
‫و نام و شماره‌ی بقیه‌ی مهمون‌ها
‫که تایید می‌کنن اونجا بودم.

281
00:14:13,563 --> 00:14:15,703
‫- ممنون. این خیلی کمک می‌کنه.
‫- اوهوم.

282
00:14:15,841 --> 00:14:18,809
‫به نظرت کس دیگه‌ای هم هست
‫که بخواد به فینچ صدمه بزنه؟

283
00:14:18,948 --> 00:14:22,434
‫این چند سال اخیر،
‫جمع دوستاش یکم عجیب‌وغریب شده بود،

284
00:14:22,572 --> 00:14:24,056
‫یکم تو فاز تئوری‌های توطئه بودن.

285
00:14:24,746 --> 00:14:28,095
‫راستش، این یکی از دلایلی بود
‫که من و اون از هم دور شدیم.

286
00:14:28,233 --> 00:14:31,063
‫ولی اون‌هایی که من دیدم
‫همه‌شون بی‌آزار به نظر می‌رسیدن.

287
00:14:32,099 --> 00:14:34,342
‫اون دوربین مال شماست؟

288
00:14:34,480 --> 00:14:36,413
‫نه، اون مال فینچ بود.

289
00:14:43,386 --> 00:14:45,181
‫♪ و تو رو می‌بینم ♪
‫♪ که اونجا ایستادی ♪

290
00:14:46,000 --> 00:14:53,000
سینمافریک

291
00:14:54,569 --> 00:14:55,605
‫اومدی عیادت.

292
00:14:56,433 --> 00:14:57,952
‫- این اصلاً نشونه‌ی خوبی نیست.
‫- نیست.

293
00:14:58,573 --> 00:15:01,162
‫دوربین فینچ پالمر،
‫توی خونه‌اش بود.

294
00:15:01,300 --> 00:15:03,660
‫پس برخلاف تصور، شبی که کشته شد
‫اصلاً عکاسی نمی‌کرده.

295
00:15:04,269 --> 00:15:05,549
‫خب اگه عکاسی نمی‌کرده،

296
00:15:05,649 --> 00:15:06,969
‫وسط دریاچه چی کار می‌کرده؟

297
00:15:07,030 --> 00:15:09,150
‫این رو باید بذاریم جزو سوال‌هایی
‫که فعلاً می‌تونن صبر کنن،

298
00:15:09,274 --> 00:15:12,154
‫چون اگه هنوز فکر می‌کنی
‫کسی که داشته تقلب می‌کرده کشتش...

299
00:15:13,623 --> 00:15:16,626
‫نفر بعدی که باید باهاش حرف بزنیم بابای توئه.

300
00:15:26,601 --> 00:15:27,601
‫آقای دکر.

301
00:15:27,637 --> 00:15:29,121
‫صبح بخیر.

302
00:15:29,259 --> 00:15:31,606
‫من کارآگاه آبریو هستم.
‫ممنون که تشریف آوردید.

303
00:15:31,744 --> 00:15:33,539
‫همیشه خوشحال می‌شم به پلیس کمک کنم

304
00:15:33,677 --> 00:15:37,888
‫و در مورد شخصیت یه دوست قابل‌اعتماد
‫و شریک تجاری گواهی بدم.

305
00:15:38,027 --> 00:15:40,857
‫همونطور که دیروز به پسرم گفتم،
‫دیکی دوپری...

306
00:15:40,995 --> 00:15:44,965
‫دیکی دیگه مظنون ردیف اول ما
‫در قتل فینچ پالمر نیست.

307
00:15:45,103 --> 00:15:46,345
‫این آقا هست.

308
00:15:47,139 --> 00:15:49,176
‫می‌دونم شرکت شما
‫اسپانسر اصلی دیکیه،

309
00:15:49,314 --> 00:15:54,215
‫ولی وقتی شما براش ماهی از قبل صیدشده می‌فرستید زیر آب،
‫کی دیگه به ماسک‌مستر سلکت احتیاج داره؟

310
00:15:54,353 --> 00:15:56,666
‫این عکس‌ها رو فینچ پالمر
‫سه‌شنبه شب گرفته.

311
00:15:56,804 --> 00:15:58,264
‫چهارشنبه شب،
‫به ضرب گلوله کشته شد.

312
00:15:58,288 --> 00:16:00,394
‫سخته که آدم رابطه‌ی این دوتا رو نبینه.

313
00:16:00,532 --> 00:16:05,226
‫اگه تو فینچ رو کشتی، تنها سوال اینه که
‫چرا حدود ۲۴ ساعت صبر کردی.

314
00:16:05,364 --> 00:16:08,264
‫ولی با توجه به اینکه اون هرگز این عکس‌ها رو
‫برای مدیر ای‌بی‌سی نفرستاده،

315
00:16:08,402 --> 00:16:09,402
‫یه تئوری دارم.

316
00:16:09,506 --> 00:16:11,301
‫فینچ سعی کرده
‫با این‌ها ازت باج‌گیری کنه.

317
00:16:11,439 --> 00:16:14,546
‫تو هم به جای پول دادن بهش،
‫کشوندیش لب دریاچه و به رگبار بستیش.

318
00:16:14,684 --> 00:16:15,684
‫این فقط...

319
00:16:15,754 --> 00:16:18,412
‫نه... نه، آرجی، بهش بگو.

320
00:16:18,550 --> 00:16:19,792
‫چی بهش بگم؟

321
00:16:19,930 --> 00:16:21,346
‫که من قاتل نیستم.

322
00:16:22,692 --> 00:16:24,763
‫پسرم، تو من رو می‌شناسی.

323
00:16:25,350 --> 00:16:28,387
‫چیزی رو بهت میگم که به هر کسی
‫توی این موقعیت می‌گفتم.

324
00:16:28,525 --> 00:16:31,390
‫حقیقت رو بگو. می‌دونم توی این کار
‫مهارتی نداری. می‌دونم.

325
00:16:33,875 --> 00:16:35,739
‫این تنها راهیه که می‌تونی به خودت کمک کنی.

326
00:16:35,877 --> 00:16:36,913
‫راستش رو بگو.

327
00:16:37,051 --> 00:16:38,811
‫دیروز که با دیکی حرف زدیم،

328
00:16:38,949 --> 00:16:41,435
‫کاملاً ضایع بود که داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه.

329
00:16:41,573 --> 00:16:44,403
‫شاید چون شبی که فینچ کشته شد،
‫پیش تو بوده.

330
00:16:44,541 --> 00:16:46,716
‫شایدم اون ماشه رو کشیده.

331
00:16:49,443 --> 00:16:52,515
‫دیکی برای اون شب گواهی عدم حضور داره.
‫جفت‌مون داریم.

332
00:16:53,309 --> 00:16:56,312
‫ما توی انبار دیکی توی پمبروک پاینز بودیم،

333
00:16:56,450 --> 00:16:58,072
‫همونی که تو خیابون ویندزوره.

334
00:16:58,210 --> 00:17:02,628
‫یکی دیگه از اسپانسراش، شرکت کانشیرو
‫که چوب ماهی‌گیری می‌سازه،

335
00:17:02,766 --> 00:17:06,115
‫و مسئله اینجاست که دیکی...
‫از چوب‌هاشون زیاد خوشش نمیاد.

336
00:17:06,253 --> 00:17:08,910
‫برای همین داشتیم با سشوار صنعتی
‫لیبل‌های کانشیرو رو می‌چسبوندیم

337
00:17:09,049 --> 00:17:11,430
‫روی اون برندی که واقعاً دوست داره.

338
00:17:11,568 --> 00:17:16,021
‫دیکی بهتون نگفت چون قراردادش
‫با کانشیرو به خطر می‌افتاد.

339
00:17:16,159 --> 00:17:18,299
‫نگهبان شب انبار،

340
00:17:18,437 --> 00:17:20,336
‫اون رفت‌وآمد ما رو دیده.

341
00:17:21,164 --> 00:17:22,404
‫به اونجا زنگ بزنید. بهتون میگه.

342
00:17:24,788 --> 00:17:26,583
‫همینجا منتظر بمونید.

343
00:17:29,759 --> 00:17:31,312
‫- آرجی.
‫- بله؟

344
00:17:31,450 --> 00:17:34,557
‫تمام داروندار من
‫وابسته به ماسک‌مستر سلکته.

345
00:17:35,247 --> 00:17:39,079
‫اگه کاری از دستت برمیاد،
‫نذار این قضیه جایی درز پیدا کنه.

346
00:17:41,253 --> 00:17:44,532
‫شاید نری زندان، ولی دیگه
‫به ای‌بی‌سی برنمی‌گردی.

347
00:17:44,670 --> 00:17:46,327
‫تو و دیکی، کارتون تمومه.

348
00:17:56,130 --> 00:17:59,133
‫مسئول انبار حرف‌های بابات رو تایید کرد.

349
00:17:59,271 --> 00:18:01,963
‫اون و دیکی هردوشون
‫شبی که فینچ پالمر کشته شد، اونجا بودن،

350
00:18:02,102 --> 00:18:03,931
‫برای همین بابات رو آزاد کردم.

351
00:18:04,069 --> 00:18:05,105
‫باشه.

352
00:18:05,243 --> 00:18:06,278
‫خوبه.

353
00:18:07,314 --> 00:18:09,592
‫نمی‌فهمم الان خیالت راحت شده یا ناامید شدی.

354
00:18:10,248 --> 00:18:14,286
‫ناامیدم... چون لیست مظنون‌هامون
‫دوباره صفر شد،

355
00:18:14,424 --> 00:18:17,013
‫مگه اینکه فکر کنی
‫کار اون یارو بوده.

356
00:18:17,807 --> 00:18:19,878
‫فرض رو بر این می‌ذارم که این
‫همون مانکنیه که تیم غواصی پیدا کرد

357
00:18:20,016 --> 00:18:21,328
‫وقتی داشتن کف دریاچه رو می‌گشتن.

358
00:18:21,466 --> 00:18:23,026
‫آره، یکی محض شوخی
‫گذاشتش اینجا.

359
00:18:23,157 --> 00:18:25,504
‫تقریباً مطمئنم
‫راگزدیل ازش می‌ترسه.

360
00:18:25,642 --> 00:18:27,265
‫همین الان یه پیام از پزشکی قانونی برام اومد.

361
00:18:27,403 --> 00:18:30,199
‫کالبدشکافی فینچ پالمر تموم شده،
‫می‌خواد یه چندتا نکته رو بررسی کنه.

362
00:18:30,337 --> 00:18:33,409
‫خوشحال می‌شم بیای. حتی می‌تونی
‫دوست جدیدت رو هم بیاری.

363
00:18:37,827 --> 00:18:39,622
‫اِرنی، آرجی دکر رو که می‌شناسی.

364
00:18:39,760 --> 00:18:40,795
‫می‌شناسم.

365
00:18:40,933 --> 00:18:42,142
‫- سلام. چطوری؟
‫- سلام.

366
00:18:42,280 --> 00:18:43,522
‫- از دیدنت خوشحالم.
‫- اوه.

367
00:18:43,660 --> 00:18:46,111
‫- اون دست همین الان تو شکم یه مُرده بود.
‫- اوه.

368
00:18:46,249 --> 00:18:47,809
‫یعنی، خب دستکش دستش بود دیگه.

369
00:18:47,871 --> 00:18:50,771
‫اِرنی رو میگم، نه اون مُرده رو،
‫ولی بازم...

370
00:18:51,427 --> 00:18:53,153
‫این رنگ خیلی بهت میاد.

371
00:18:53,291 --> 00:18:55,465
‫اوه، مرسی.

372
00:18:55,603 --> 00:18:57,226
‫آره، می‌دونم نباید اینجا باشم.

373
00:18:57,364 --> 00:19:00,090
‫فقط یه چیزی هست که باید
‫درباره‌ی پرونده بهتون نشون بدم.

374
00:19:00,229 --> 00:19:01,920
‫ولی... می‌دونی چیه اِرنی،
‫تو اول بگو.

375
00:19:02,058 --> 00:19:03,311
‫اینجوری هیجانش بیشتره.

376
00:19:03,335 --> 00:19:04,957
‫باشه، علت مرگ

377
00:19:06,062 --> 00:19:07,926
‫جراحات ناشی از شلیک گلوله
‫به قفسه‌ی سینه بوده.

378
00:19:08,064 --> 00:19:09,859
‫آره، این که توی صحنه‌ی جرم هم
‫کاملاً مشخص بود.

379
00:19:09,997 --> 00:19:11,481
‫آره خب، ولی این یکی مشخص نبود.

380
00:19:11,619 --> 00:19:14,104
‫گلوله‌ها با یه مسیر مستقیم
‫مثل این شلیک شدن.

381
00:19:14,243 --> 00:19:16,624
‫ضارب در سطحی برابر
‫با قربانی قرار داشته.

382
00:19:16,762 --> 00:19:19,800
‫خب، پس هر کسی به فینچ شلیک کرده،
‫از پایین این کار رو نکرده.

383
00:19:19,938 --> 00:19:22,320
‫آره، پس به فینچ روی زمین شلیک شده
‫و بعد بردنش بالا.

384
00:19:22,458 --> 00:19:23,735
‫اشتباهه.

385
00:19:23,873 --> 00:19:26,531
‫ببخشید. واسه همین بود
‫که می‌خواستم اون اول بگه.

386
00:19:26,669 --> 00:19:28,843
‫بیاید، بیاید این رو ببینید.

387
00:19:28,981 --> 00:19:30,017
‫اوه.

388
00:19:32,744 --> 00:19:34,573
‫این همون درختیه که جنازه توش بود.

389
00:19:34,711 --> 00:19:36,851
‫یه بالابر بردم سر صحنه تا بررسیش کنم.

390
00:19:37,404 --> 00:19:40,269
‫باشه، تمام این شاخه‌های شکسته
‫که نیم متر با تنه فاصله دارن،

391
00:19:40,407 --> 00:19:43,272
‫مسیر سقوط جنازه رو نشون میدن.

392
00:19:43,410 --> 00:19:45,101
‫حالا، خود تنه.

393
00:19:45,722 --> 00:19:48,415
‫این‌ها از ارتفاع حدود ۴ و نیم متری
‫از زمین گرفته شدن،

394
00:19:48,553 --> 00:19:49,833
‫دقیقاً زیر جایی که جنازه گیر کرده بود،

395
00:19:49,968 --> 00:19:53,351
‫و به تمام این شاخه‌های جوون
‫در هر دو طرف نگاه کنید.

396
00:19:53,489 --> 00:19:56,768
‫یعنی هیچکدومشون نه شکستن
‫و نه حتی خم شدن.

397
00:19:56,906 --> 00:19:59,091
‫پس اگه کسی از درخت بالا رفته بود،
‫چه فینچ چه قاتل،

398
00:19:59,115 --> 00:20:00,979
‫حداقل چندتا از این شاخه‌ها
‫باید می‌شکستن.

399
00:20:01,117 --> 00:20:05,121
‫باشه، اگه کسی از درخت بالا نرفته،
‫اون جنازه‌ی لعنتی چطوری رفته اون بالا؟

400
00:20:07,296 --> 00:20:09,263
‫اومدی.

401
00:20:10,022 --> 00:20:11,610
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

402
00:20:11,748 --> 00:20:13,612
‫باید یه سری چیزهایی رو که پلیس ضبط کرده بود
‫پس می‌گرفتم،

403
00:20:13,750 --> 00:20:16,305
‫همون موقعی که فکر می‌کردن بابام رو کشتم.

404
00:20:16,443 --> 00:20:18,134
‫باشه. آره، اون قضیه.

405
00:20:18,272 --> 00:20:20,861
‫یه سری به اتاق کارآگاه‌ها زدم
‫که اگه بودی ببینمت.

406
00:20:20,999 --> 00:20:22,311
‫- می‌خواستم یه سلامی بکنم.
‫- اوه.

407
00:20:22,449 --> 00:20:24,623
‫- سلام، آره.
‫- خوبی؟

408
00:20:24,761 --> 00:20:26,591
‫من؟ آره، نه، خوبم. خوبم.

409
00:20:28,006 --> 00:20:29,145
‫این که دروغ بود.

410
00:20:31,837 --> 00:20:34,771
‫می‌خوای... بریم یه جایی،
‫درباره‌اش حرف بزنیم؟

411
00:20:34,909 --> 00:20:36,083
‫شاید بتونم کمک کنم.

412
00:20:37,326 --> 00:20:38,326
‫آره.

413
00:20:40,294 --> 00:20:42,814
‫باشه، فقط محض اطمینان،

414
00:20:43,435 --> 00:20:47,267
‫خوشحالی که بابات به کسی شلیک نکرده
‫و نچپوندتش بالای درخت، درسته؟

415
00:20:49,579 --> 00:20:50,579
‫بله.

416
00:20:50,649 --> 00:20:52,168
‫عجب مکثی کردی.

417
00:20:52,306 --> 00:20:54,170
‫خب، اونم عجب باباییه.

418
00:20:55,620 --> 00:20:58,795
‫جالبه می‌دونی، راستش
‫وقتی بچه بودم...

419
00:21:01,004 --> 00:21:04,042
‫یه جورایی می‌پرستیدمش.
‫اون والد باحاله بود.

420
00:21:04,180 --> 00:21:06,907
‫اون کسی بود که همیشه می‌گفت آره.

421
00:21:07,045 --> 00:21:09,081
‫وقتی ده سالم بود، یه مسابقه‌ای بود

422
00:21:09,219 --> 00:21:11,981
‫که شدیداً، بدجوری می‌خواستم ببینمش،
‫مسابقه‌ی اورنج بول،

423
00:21:12,119 --> 00:21:13,465
‫بین میامی و نبراسکا.

424
00:21:14,466 --> 00:21:16,503
‫مشکل این بود که، خب...
‫همه‌ی بلیط‌هاش فروش رفته بود.

425
00:21:17,469 --> 00:21:19,885
‫چند ساعت قبل از شروع بازی،
‫من رو برداشت برد اونجا،

426
00:21:20,023 --> 00:21:22,440
‫ولی به جای اینکه بلیط دربیاره،
‫یه تخته‌شاسی درآورد.

427
00:21:22,578 --> 00:21:26,478
‫بهم گفت پسرم، هیچکس جلوی مردی
‫که تخته‌شاسی دستشه رو نمیگیره.

428
00:21:27,928 --> 00:21:29,136
‫باشه.

429
00:21:29,274 --> 00:21:31,966
‫درست از جلوی نگهبان رد شد و ۴۵ دقیقه تمام

430
00:21:32,104 --> 00:21:33,554
‫فقط داشت نرده‌ها رو بررسی می‌کرد.

431
00:21:34,141 --> 00:21:37,386
‫هر کسی هم که می‌پرسید،
‫همونجا یه شغلی واسه خودش درمی‌آورد.

432
00:21:38,145 --> 00:21:39,905
‫اومدم قرص‌های بوگیر توالت رو بشمارم.

433
00:21:40,043 --> 00:21:43,461
‫اومدم مطمئن بشم دمای سرخ‌کن‌ها
‫از ۱۹۰ بالاتر نره.

434
00:21:45,048 --> 00:21:47,844
‫آخرش کل بازی رو
‫از توی راهرو تماشا کردم.

435
00:21:49,743 --> 00:21:51,020
‫میامی با یک امتیاز اختلاف برد.

436
00:21:53,954 --> 00:21:56,888
‫۱۶ سالم که بود، مامان و بابام طلاق گرفتن.
‫اون قسمتش رو درک می‌کردم.

437
00:21:57,026 --> 00:21:58,545
‫به درد هم نمی‌خوردن.

438
00:21:59,649 --> 00:22:04,482
‫ولی چیزی که نمی‌فهمیدم
‫این بود که چطور بعد از اون غیبش زد.

439
00:22:06,380 --> 00:22:08,703
‫من و برادرهام فکر می‌کردیم
‫حداقل آخر هفته‌ها می‌بینیمش،

440
00:22:08,727 --> 00:22:10,073
‫ولی نه.

441
00:22:10,211 --> 00:22:11,799
‫هوم.

442
00:22:11,937 --> 00:22:15,872
‫از ایالت رفت و مدام از این شاخه
‫به اون شاخه پرید.

443
00:22:16,010 --> 00:22:18,875
‫موتورهایی که با روغن سیب‌زمینی سرخ‌کرده کار می‌کنن،

444
00:22:19,013 --> 00:22:21,464
‫مزارع قارچ ترافل،
‫تبلیغات بالن‌های تفریحی.

445
00:22:21,602 --> 00:22:23,949
‫یعنی، می‌تونی حدس بزنی
‫چندتاشون به نتیجه رسید؟

446
00:22:25,779 --> 00:22:28,540
‫حدود یک سال بعد،
‫مامانم تصادف وحشتناکی کرد.

447
00:22:29,576 --> 00:22:30,853
‫نزدیک بود بمیره.

448
00:22:31,992 --> 00:22:33,269
‫می‌دونی بابام چی کار کرد؟

449
00:22:33,994 --> 00:22:35,375
‫گل فرستاد.

450
00:22:36,203 --> 00:22:37,377
‫نیومد خونه؟

451
00:22:42,727 --> 00:22:44,556
‫معذرت می‌خوام. من...

452
00:22:45,523 --> 00:22:47,732
‫می‌دونم بابای تو
‫بلاهای خیلی بدتری سرت آورده.

453
00:22:47,870 --> 00:22:50,528
‫نه. اشکالی نداره.
‫مسابقه که نیست.

454
00:22:52,081 --> 00:22:56,396
‫با این حال اگه مسابقه بود،
‫من برنده می‌شدم، مگه نه؟

455
00:22:58,467 --> 00:23:01,366
‫من هیچوقت نتونستم
‫از کار بابام سر دربیارم.

456
00:23:03,230 --> 00:23:05,405
‫ولی خوشحالم که درباره‌ی بابای تو شنیدم.

457
00:23:06,958 --> 00:23:09,823
‫حس می‌کنم الان یکم بهتر می‌شناسمت.

458
00:23:10,306 --> 00:23:13,896
‫نمی‌دونم این خوبه یا بد.

459
00:23:14,759 --> 00:23:16,795
‫همیشه چیز خوبیه.

460
00:23:22,870 --> 00:23:24,182
‫ببخشید.

461
00:23:25,425 --> 00:23:26,460
‫حلال‌زاده‌ست.

462
00:23:27,461 --> 00:23:29,341
‫می‌خواد توی یه باری به اسم بیلج‌واتر ببینمش.

463
00:23:29,394 --> 00:23:31,223
‫- میگه کارش مهمه.
‫- هوم.

464
00:23:32,052 --> 00:23:33,778
‫شاید می‌خواد عذرخواهی کنه.

465
00:23:33,916 --> 00:23:37,229
‫احتمالش بیشتره که بخواد ۴۰۰ لیتر
‫مایع جذب‌کننده‌ی ماهی بهم بندازه.

466
00:23:44,651 --> 00:23:45,652
‫سلام.

467
00:23:47,067 --> 00:23:48,171
‫ممنون که اومدی.

468
00:23:48,309 --> 00:23:49,345
‫آره.

469
00:23:52,106 --> 00:23:55,696
‫امروز تا یه قدمی این رفتم
‫که وسایلم رو جمع کنم و غیبم بزنه.

470
00:23:56,386 --> 00:23:59,148
‫اما بعد به اون نگاهی
‫که توی چشمات دیدم فکر کردم.

471
00:23:59,286 --> 00:24:02,185
‫واقعاً فکر کردی من می‌تونستم
‫اون مرد رو کشته باشم؟

472
00:24:02,323 --> 00:24:05,095
‫بابا، اگه من رو کشوندی اینجا
‫که عذرخواهی کنم، باید بگم که...

473
00:24:05,119 --> 00:24:07,777
‫نه نه نه، صدات کردم چون
‫این یه تلنگر جدی بود.

474
00:24:07,915 --> 00:24:09,538
‫یه تلنگر خیلی بزرگ.

475
00:24:09,676 --> 00:24:14,059
‫اینکه پسر خودم فکر کنه من قاتلم.

476
00:24:14,715 --> 00:24:19,237
‫باعث شد بفهمم چقدر لازمه
‫رابطه‌مون رو درست کنم.

477
00:24:19,824 --> 00:24:21,411
‫واسه همین تصمیم گرفتم،

478
00:24:21,550 --> 00:24:26,106
‫یه شروع خوب اینه
‫که این پرونده رو برات حل کنم.

479
00:24:26,589 --> 00:24:29,661
‫واسه همین امشب اومدم اینجا.

480
00:24:29,799 --> 00:24:32,181
‫- جدی؟ باشه.
‫- یه پرس‌وجویی کردم.

481
00:24:32,319 --> 00:24:36,496
‫فهمیدم که پاتوق همیشگی
‫فینچ پالمر اینجا بوده.

482
00:24:37,324 --> 00:24:39,188
‫- اوه.
‫- با خودم گفتم یه سری بزنم،

483
00:24:39,326 --> 00:24:41,190
‫از جذابیت خانواده‌ی دکر استفاده کنم،

484
00:24:41,328 --> 00:24:43,572
‫ببینم می‌تونم از رازی چیزی
‫سر دربیارم یا نه.

485
00:24:43,710 --> 00:24:46,954
‫خیلی لطف کردی، ولی فکر کنم بفهمی
‫که کارآگاه خصوصی بودن به این راحتی‌ها...

486
00:24:47,092 --> 00:24:49,474
‫نه نه نه.
‫متوجه نیستی پسرم.

487
00:24:49,612 --> 00:24:50,682
‫تموم شد رفت.

488
00:24:52,442 --> 00:24:55,376
‫می‌دونم کی فینچ پالمر رو کشته.

489
00:25:01,590 --> 00:25:04,178
‫بفرما، اینه. مِرل کروز.

490
00:25:04,903 --> 00:25:08,148
‫این عکس اون و فینچ
‫تو جشن سنت پاتیِ پارساله.

491
00:25:08,873 --> 00:25:10,599
‫ممنون.

492
00:25:10,737 --> 00:25:14,085
‫اونا، خب... گاهی باهم بحث می‌کردن،
‫بیشتر هم سر چیزای چرت‌وپرت.

493
00:25:14,223 --> 00:25:18,641
‫مثلاً اینکه سفر به ماه واقعی بوده
‫یا اینکه آدما از نسل مارمولک‌هان؟

494
00:25:18,779 --> 00:25:21,368
‫فکر کنم جفت‌شون زیادی
‫سریال ایکس‌فایلز میدیدن.

495
00:25:21,506 --> 00:25:24,440
‫آره، زنش هم یه چیزایی به دوستم گفته بود
‫که اون و رفقاش

496
00:25:24,578 --> 00:25:27,512
‫یکم... تو فاز تئوری توطئه هستن.

497
00:25:27,650 --> 00:25:29,370
‫می‌دونی که قبلاً
‫همه‌ی اینا رو بهش گفتم، نه؟

498
00:25:29,479 --> 00:25:32,793
‫آره می‌دونم. ما یکم... مشکل اعتماد داریم.

499
00:25:32,931 --> 00:25:34,588
‫اواخر چهارشنبه،
‫مِرل تنها اومد اینجا.

500
00:25:35,175 --> 00:25:36,556
‫مثل گچ سفید شده بود.

501
00:25:37,280 --> 00:25:40,249
‫یه پیک ویسکی سفارش داد.
‫مِرل اصلاً ویسکی‌خور نبود.

502
00:25:40,387 --> 00:25:43,010
‫اون فقط آبجو می‌خورد.
‫همیشه هم از برند دریفت درفت.

503
00:25:43,148 --> 00:25:46,117
‫چهارشنبه،
‫سه پیک ویسکی رو بالا کشید،

504
00:25:46,255 --> 00:25:48,913
‫بعدش هم مثل قرقی
‫از پارکینگ زد بیرون.

505
00:25:49,051 --> 00:25:50,949
‫- آدرسی از مِرل داری؟
‫- نه.

506
00:25:51,087 --> 00:25:53,296
‫حتی اگه داشتم هم، فکر نمی‌کنم
‫اونجا پیداش کنی.

507
00:25:53,434 --> 00:25:56,714
‫قبل از اینکه بزنه به چاک،
‫گوشیش رو گذاشت زمین و لهش کرد.

508
00:25:57,266 --> 00:25:59,786
‫- نگران بود ردش رو بزنن.
‫- ممنون.

509
00:25:59,924 --> 00:26:02,685
‫برش داشتم، محض احتیاط
‫که اگه یه وقت برگشت.

510
00:26:02,823 --> 00:26:04,411
‫بیا، ایناهاش.

511
00:26:04,549 --> 00:26:05,585
‫اوه.

512
00:26:07,414 --> 00:26:08,760
‫این کیه اینجا؟

513
00:26:09,554 --> 00:26:11,245
‫- این داتیه، مامان مِرل.
‫- جدی؟

514
00:26:11,383 --> 00:26:12,419
‫جین و تونیک، با دوتا لیموترش.

515
00:26:12,971 --> 00:26:14,904
‫اونم از مشتری‌های همیشگیه.

516
00:26:15,042 --> 00:26:18,425
‫احیاناً آدرس اون رو که نداری؟

517
00:26:20,151 --> 00:26:22,740
‫نزدیک ۸ه.
‫تمام شب رو اینجا بودیم.

518
00:26:22,878 --> 00:26:24,880
‫خبری از مِرل نیست.

519
00:26:26,157 --> 00:26:27,607
‫شاید حدست اشتباه بوده.

520
00:26:27,745 --> 00:26:30,126
‫شاید اصلاً نیومده باشه
‫پیش مامانش لنگر بندازه.

521
00:26:30,264 --> 00:26:32,335
‫خودت اصرار کردی باهام بیای.

522
00:26:32,473 --> 00:26:33,992
‫یادت که هست، نه؟

523
00:26:34,130 --> 00:26:38,100
‫ببخشید. فکر کنم فقط تصور می‌کردم
‫تموم کردن این پرونده...

524
00:26:38,238 --> 00:26:40,999
‫راحت‌تر باشه. همه چی
‫باید راحت و سریع باشه.

525
00:26:41,137 --> 00:26:42,622
‫تا جای ممکن بدون زحمت زیاد.

526
00:26:43,381 --> 00:26:44,762
‫بیخیال.

527
00:26:50,112 --> 00:26:52,355
‫متاسفم. فقط...
‫من... خسته‌ام.

528
00:26:52,493 --> 00:26:55,117
‫نیازی نیست بابت چیزی عذرخواهی کنی.

529
00:26:55,807 --> 00:26:57,395
‫من به کار سخت آلرژی دارم.

530
00:26:57,533 --> 00:26:59,121
‫همیشه همینطوری بودم.

531
00:27:00,329 --> 00:27:04,574
‫ولی قسم می‌خورم، هر بار که بهت می‌گفتم
‫ورق داره برمی‌گرده،

532
00:27:04,713 --> 00:27:07,923
‫هر بار که می‌گفتم
‫قراره یه پولی دستم بیاد

533
00:27:08,061 --> 00:27:10,615
‫که زندگی همه‌مون رو عوض می‌کنه،

534
00:27:10,753 --> 00:27:11,754
‫واقعاً از تهِ دل می‌گفتم.

535
00:27:12,444 --> 00:27:13,791
‫باورش داشتم.

536
00:27:14,792 --> 00:27:16,828
‫تا اینکه یه روز، دوزاریم افتاد.

537
00:27:17,587 --> 00:27:20,590
‫اونقدر توی گول زدن مردم
‫استاد شده بودم،

538
00:27:22,040 --> 00:27:23,801
‫که داشتم خودم رو هم گول می‌زدم.

539
00:27:24,871 --> 00:27:28,978
‫توی این چند سال اخیر،
‫بارها خواستم بهت زنگ بزنم.

540
00:27:29,945 --> 00:27:31,532
‫خواستی، ها؟

541
00:27:31,671 --> 00:27:36,089
‫آره. تا اینجا پیش می‌رفتم که تصور می‌کردم
‫ازم می‌پرسی دارم چی کار می‌کنم.

542
00:27:36,227 --> 00:27:38,574
‫و هیچ جوابی نداشتم

543
00:27:38,712 --> 00:27:41,197
‫که دلم بخواد با صدای بلند بشنومش.

544
00:27:42,129 --> 00:27:44,200
‫ولی نباید می‌ذاشتم
‫اون موضوع جلوم رو بگیره.

545
00:27:46,237 --> 00:27:47,894
‫برام مهمی، آر‌جی.

546
00:27:49,205 --> 00:27:51,725
‫حتی اگه توی نشون دادنش گند می‌زنم.

547
00:27:55,039 --> 00:27:56,212
‫هی، اونجا رو ببین.

548
00:27:56,350 --> 00:27:58,111
‫آره.

549
00:27:58,249 --> 00:28:01,183
‫برای یه پیرزن به اون کوچیکی،
‫خریدش خیلی زیاده.

550
00:28:01,321 --> 00:28:03,806
‫آی‌پی‌اِی دریفت درفت.
‫آبجوی موردعلاقه‌ی مِرل.

551
00:28:04,634 --> 00:28:06,706
‫- اون توئه. حق با تو بود.
‫- آره.

552
00:28:07,430 --> 00:28:08,742
‫باشه، حالا چی؟

553
00:28:08,880 --> 00:28:10,848
‫من حواس داتی رو پرت می‌کنم.

554
00:28:10,986 --> 00:28:13,920
‫تو هم از پشت میری تو
‫و مِرل رو بازداشت می‌کنی.

555
00:28:14,058 --> 00:28:15,369
‫چی؟
‫داری درمورد چی حرف می‌زنی؟

556
00:28:15,507 --> 00:28:17,889
‫- فقط اگه مقاومت کرد از زور استفاده می‌کنم.
‫- چی؟

557
00:28:18,027 --> 00:28:19,615
‫هی هی هی،
‫هی هی، نه، نکن.

558
00:28:19,753 --> 00:28:22,135
‫همینجا بمون.
‫دارم به مِل زنگ می‌زنم.

559
00:28:25,103 --> 00:28:27,243
‫سوابق تماس‌هات رو چک کردیم، آقای کروز.

560
00:28:27,381 --> 00:28:31,247
‫می‌دونیم که روزی که فینچ پالمر مُرد،
‫۲۹ بار باهم تماس داشتید.

561
00:28:31,385 --> 00:28:33,605
‫درست مثل اینکه می‌دونیم دقیقاً
‫حوالی زمانی که کشته شد،

562
00:28:33,629 --> 00:28:36,045
‫گوشیت داشت از دکلی سیگنال می‌گرفت
‫که فقط یک و نیم کیلومتر اونورتر بود.

563
00:28:36,183 --> 00:28:39,324
‫اون شب لب دریاچه بودی.
‫تنها چیزی که نمی‌دونیم اینه که چرا.

564
00:28:39,462 --> 00:28:41,948
‫برای کمک به اون که دنبال
‫ماهی‌گیرهای متقلب بگرده نبوده.

565
00:28:42,086 --> 00:28:44,467
‫می‌دونیم فینچ اون شب
‫دوربینش رو خونه جا گذاشته بود.

566
00:28:44,605 --> 00:28:48,748
‫بهترین حدس اینه که یکی از اون
‫اختلاف‌نظرهای کوچیک‌تون بالا گرفته.

567
00:28:48,886 --> 00:28:52,337
‫به فینچ گفتی لب دریاچه ببینتت
‫و بهش شلیک کردی.

568
00:28:52,924 --> 00:28:54,546
‫کارتون عالیه.

569
00:28:54,684 --> 00:28:56,445
‫یکی از بهترین جعل‌هاییه
‫که تا حالا دیدم.

570
00:28:56,583 --> 00:28:58,550
‫فکر می‌کنی این جعلیه؟

571
00:28:58,688 --> 00:29:01,036
‫نه عکس، جنازه.

572
00:29:01,174 --> 00:29:04,453
‫- منظورت چیه که جنازه جعلیه؟
‫- منظورم اینه که فینچ نمُرده.

573
00:29:04,591 --> 00:29:05,626
‫اون رو بردن.

574
00:29:06,489 --> 00:29:08,664
‫چیزی که توی سردخونه دارید یه بدله،

575
00:29:08,802 --> 00:29:11,322
‫فقط یه تیکه گوشت به شکل یه آدم.

576
00:29:11,460 --> 00:29:14,100
‫اون‌ها می‌تونستن
‫فقط با چندتا از سلول‌هاش کلونش کنن.

577
00:29:14,152 --> 00:29:16,499
‫باشه باشه باشه. اون‌ها کین؟

578
00:29:16,637 --> 00:29:18,605
‫فدرالی‌ها.

579
00:29:18,743 --> 00:29:21,573
‫هیچکدوم‌تون با اصطلاح
‫یو‌اِی‌پی آشنایی دارید؟

580
00:29:21,711 --> 00:29:26,578
‫آره، این همون چیزیه که کسایی که
‫به آدم‌فضایی‌ها باور دارن به یو‌اِف‌او میگن...

581
00:29:26,716 --> 00:29:29,098
‫پدیده‌ی هوایی ناشناخته.

582
00:29:29,236 --> 00:29:32,067
‫پدیده‌ی غیرعادی ناشناخته.

583
00:29:32,205 --> 00:29:35,484
‫ببینید، شبی که این اتفاق افتاد،
‫فینچ دید که یکی‌شون سقوط کرد توی دریاچه.

584
00:29:35,622 --> 00:29:37,935
‫برای همین بود که فرداش
‫اونقدر باهم تلفنی حرف زدیم.

585
00:29:38,073 --> 00:29:41,731
‫می‌خواست برگرده، یو‌اِی‌پی رو با ردیاب صوتی
‫پیدا کنه و بکِشتش بیرون.

586
00:29:42,318 --> 00:29:44,278
‫می‌خواست منم اونجا باشم
‫تا باهم بررسیش کنیم.

587
00:29:44,355 --> 00:29:45,390
‫من دیر رسیدم.

588
00:29:45,874 --> 00:29:47,679
‫تا آخر عمرم باید با این حس زندگی کنم،

589
00:29:47,703 --> 00:29:51,189
‫چون تا وقتی برسم،
‫یو‌اِی‌پی خودش رو تعمیر کرده بود.

590
00:29:51,327 --> 00:29:56,643
‫دوباره توی هوا بود و داشت
‫فینچ رو با یه پرتو نور می‌کشید بالا.

591
00:30:00,164 --> 00:30:01,717
‫من جا موندم.

592
00:30:01,855 --> 00:30:06,308
‫و بعدش رفتی به بیج‌واتر تا چی؟
‫غمت رو فراموش کنی؟

593
00:30:06,446 --> 00:30:08,103
‫می‌دونستم فقط مسئله‌ی زمانه

594
00:30:08,241 --> 00:30:10,519
‫تا مامورهای پایگاه رایت‌پترسون بیان سراغم،

595
00:30:10,657 --> 00:30:13,729
‫برای همین گوشیم رو لِه کردم
‫و رفتم پیش مامانم بمونم.

596
00:30:13,867 --> 00:30:16,111
‫ببینید، مجبور نیستید حرفم رو باور کنید.

597
00:30:16,249 --> 00:30:19,839
‫ولی اگه باهوش باشید،
‫عکس‌هایی که گرفتم رو باور می‌کنید.

598
00:30:20,494 --> 00:30:22,703
‫یه کامپیوتر بهم بدید.
‫بذارید وارد فضای ابریم بشم.

599
00:30:22,842 --> 00:30:24,257
‫بهتون نشون میدم.

600
00:30:25,534 --> 00:30:29,262
‫همونطور که گفتم، فینچ نمُرده،
‫فقط بردنش.

601
00:30:36,648 --> 00:30:38,892
‫- بدیهیه که مِرل کروز...
‫- دیوونه‌ست.

602
00:30:39,030 --> 00:30:43,552
‫اینم بدیهیه که من قرار نیست برای یه موجود فضایی
‫حکم جلب صادر کنم. و با این حال...

603
00:30:43,690 --> 00:30:47,004
‫و با این حال یه چیزی باید جنازه رو
‫اون بالا روی اون شاخه‌ی بلند گذاشته باشه.

604
00:30:47,142 --> 00:30:48,557
‫و اگه این عکس واقعی باشه...

605
00:30:48,695 --> 00:30:50,524
‫و تمام متادیتاش هم میگه که هست.

606
00:30:50,662 --> 00:30:53,079
‫اونوقت یه چیزی همینطوری
‫بردتش بالا، ولی...

607
00:30:53,217 --> 00:30:55,391
‫- ولی چی؟
‫- سنجاقک جهش‌یافته.

608
00:30:55,529 --> 00:30:57,566
‫اورانیوم خورده یا یه همچین چیزی.

609
00:30:57,704 --> 00:31:01,294
‫حالا ۶ متر طولشه،
‫مثل نسخه‌ی برعکس مرد عنکبوتی.

610
00:31:01,432 --> 00:31:02,951
‫- چی؟
‫- باشه، خیلی‌خب.

611
00:31:03,089 --> 00:31:05,850
‫تو یه چیزی پیدا کن که اونقدر
‫بزرگ باشه که یه آدم رو بلند کنه

612
00:31:05,988 --> 00:31:08,266
‫و همه‌جای دریاچه پرواز کنه.

613
00:31:10,544 --> 00:31:12,305
‫نمی‌دونم می‌تونه
‫یه آدم رو بلند کنه یا نه،

614
00:31:12,443 --> 00:31:15,377
‫ولی قطعاً یه چیزی رو می‌شناسم
‫که همه‌جای دریاچه پرواز می‌کنه.

615
00:31:18,000 --> 00:31:25,000
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.

616
00:31:27,078 --> 00:31:29,805
‫ریز بشیر، والت تیلور،
‫من کارآگاه مل آبریو هستم.

617
00:31:29,943 --> 00:31:32,739
‫باید با من بیاید
‫و به چندتا سوال جواب بدید.

618
00:31:34,879 --> 00:31:38,089
‫باید بگم، اگه دنبال
‫کمک فنی می‌گردید،

619
00:31:38,227 --> 00:31:39,780
‫شریکم هم باید اینجا باشه.

620
00:31:39,919 --> 00:31:42,611
‫والت در واقع
‫مغز متفکر تیمه.

621
00:31:42,749 --> 00:31:45,476
‫خب بهمون بگو، شما دوتا
‫چطوری باهم شریک شدید؟

622
00:31:45,614 --> 00:31:47,305
‫توی آرگوس آشنا شدیم.

623
00:31:47,443 --> 00:31:48,962
‫همون پیمانکار بزرگ دفاعی.

624
00:31:49,100 --> 00:31:51,620
‫ریز توی بخش تجاری بود.
‫من مهندس بودم.

625
00:31:51,758 --> 00:31:56,107
‫یه فرصت دیدیم و دو سال پیش
‫زدیم بیرون تا دِرون‌نووا رو راه بندازیم.

626
00:31:56,245 --> 00:31:59,214
‫و حالا دوربین‌هاتون رو
‫بالای مسابقات ماهی‌گیری پرواز میدید؟

627
00:31:59,352 --> 00:32:02,355
‫امنیت مراسم‌ها
‫بیزینس اصلی ماست.

628
00:32:02,493 --> 00:32:05,289
‫- نظارت بر جمعیت و اینجور چیزها.
‫- هوم.

629
00:32:05,427 --> 00:32:07,774
‫سایت‌تون به نظرم
‫کمی بلندپروازانه‌تر اومد.

630
00:32:08,326 --> 00:32:10,777
‫اینجا نوشته که دارید روی
‫یه پلتفرم خودران نسل جدید

631
00:32:10,915 --> 00:32:12,399
‫برای جابجایی بارهای سنگین کار می‌کنید.

632
00:32:12,537 --> 00:32:14,954
‫درسته. یه پهپاد که اونقدر بزرگ هست
‫که یه آدم رو جابجا کنه.

633
00:32:15,092 --> 00:32:16,714
‫کجا جابجاشون کنه؟

634
00:32:16,852 --> 00:32:20,028
‫بیرون از میدون جنگ، بیرون از یهمنطقه‌ی سیل‌زده،
‫دور از آتیش‌سوزی جنگل.

635
00:32:20,614 --> 00:32:22,030
‫خب نمونه‌ی اولیه دارید؟

636
00:32:22,168 --> 00:32:24,629
‫نمی‌تونم درمورد تکنولوژی‌های ثبت‌شده‌ای
‫که در حال توسعه داریم حرف بزنم.

637
00:32:24,653 --> 00:32:26,206
‫تا خرخره زیر
‫قراردادهای عدم افشا هستیم.

638
00:32:26,344 --> 00:32:29,071
‫فینچ پالمر به دوستش گفته بود که دیده
‫یه یو‌اِی‌پی توی دریاچه سقوط کرده،

639
00:32:29,209 --> 00:32:30,797
‫درست همونجایی که شما داشتید کار می‌کردید.

640
00:32:31,556 --> 00:32:33,834
‫فینچ پالمر به آدم‌فضایی‌ها باور داشت؟

641
00:32:33,973 --> 00:32:36,147
‫فکر می‌کنیم چیزی رو که دیده
‫اشتباه متوجه شده.

642
00:32:36,285 --> 00:32:39,150
‫اون وسیله‌ای که اون شب سقوط کرد،
‫از فضا نیومده بود.

643
00:32:39,288 --> 00:32:40,393
‫از آزمایشگاه شما اومده بود.

644
00:32:41,221 --> 00:32:44,328
‫وقتی پلیس دریاچه رو گشت،
‫این یارو رو پیدا کردن.

645
00:32:44,466 --> 00:32:46,986
‫با خودم فکر کردم، نکنه اون همون چیزی بوده
‫که وسیله‌ی جابجایی‌تون

646
00:32:47,124 --> 00:32:49,505
‫داشته شبی که سقوط کرد
‫جابجاش می‌کرده؟

647
00:32:50,058 --> 00:32:52,957
‫فینچ شب بعد برگشت به دریاچه
‫تا یو‌اِی‌پی رو پیدا کنه.

648
00:32:53,820 --> 00:32:56,581
‫به فکرمون رسید شاید پهپادهای نظارتی
‫در حال گشت‌زنی داشتید.

649
00:32:56,719 --> 00:32:58,359
‫- عقب بمون!
‫- دیدید که داره دنبالش می‌گرده.

650
00:33:02,311 --> 00:33:05,452
‫یه نفر به فینچ رسید،
‫دوتا تیر بهش زد.

651
00:33:06,108 --> 00:33:07,948
‫چرا باید سر یه پهپاد سقوط‌کرده
‫کسی رو بکشیم؟

652
00:33:08,007 --> 00:33:10,630
‫می‌دونید موقع تحقیق و توسعه
‫چندتا نمونه‌ی اولیه سقوط می‌کنن؟

653
00:33:10,768 --> 00:33:12,321
‫احتمالاً خیلی زیاد.

654
00:33:12,459 --> 00:33:14,254
‫ولی چندتاشون توسط اشخاص ثالث پیدا شدن؟

655
00:33:14,392 --> 00:33:17,947
‫و مهم‌تر از اون، چندتاشون
‫با تکنولوژی دزدی ساخته شدن؟

656
00:33:18,086 --> 00:33:22,124
‫پرونده‌های دادگاه نشون میده که خروج‌تون از آرگوس
‫به دعوای حقوقی ختم شده.

657
00:33:22,262 --> 00:33:24,023
‫اون‌ها بدجوری ازتون شکایت کردن.

658
00:33:24,920 --> 00:33:27,543
‫گفتن که پهپادهای شما
‫کپی‌برداری از تکنولوژی اون‌هاست.

659
00:33:28,096 --> 00:33:30,581
‫مجبور شدن اون شکایت رو پس بگیرن.
‫نتونستن هیچکدومش رو ثابت کنن.

660
00:33:30,719 --> 00:33:33,353
‫دلیلش این بود که دستشون
‫به هیچکدوم از پهپادهای شما نرسید.

661
00:33:33,377 --> 00:33:34,657
‫ولی دست فینچ پالمر رسید، مگه نه؟

662
00:33:35,206 --> 00:33:37,667
‫اون شب وقتی لب دریاچه
‫بهش رسیدید چی شد؟

663
00:33:37,691 --> 00:33:39,038
‫گفتید که اون رو پس می‌خواید.

664
00:33:39,176 --> 00:33:41,143
‫اونم گفته نه، می‌خوام
‫یو‌اِی‌پیم رو به دنیا نشون بدم.

665
00:33:41,281 --> 00:33:44,767
‫می‌دونستید که یه نفر بالاخره می‌فهمه
‫تکنولوژی‌تون مال خودتون نیست،

666
00:33:44,905 --> 00:33:46,010
‫برای همین کشتیدش.

667
00:33:46,148 --> 00:33:47,668
‫ولی بعدش باید فکری به حال
‫جنازه‌اش می‌کردید.

668
00:33:47,736 --> 00:33:51,119
‫ایده‌ی تو بود که از یه نمونه‌ی اولیه‌ی دیگه
‫برای غیب کردنش استفاده کنی؟

669
00:33:51,257 --> 00:33:55,744
‫این عکس رو دوست فینچ گرفته،
‫فقط این تصویر ملاقات با آدم‌فضایی‌ها نیست.

670
00:33:55,882 --> 00:33:58,954
‫شما بودید که داشتید فینچ رو
‫با هوا می‌بردید سمت اقیانوس اطلس.

671
00:34:05,305 --> 00:34:08,481
‫آره، حتی اون کار رو هم نتونستید درست انجام بدید.
‫درست انداختیدش روی اون درخت.

672
00:34:09,102 --> 00:34:11,794
‫منظورم اینه که شماها
‫هنوز خیلی جای کار دارید.

673
00:34:14,038 --> 00:34:16,454
‫در واقع فکر کنم این شما هستید
‫که جای کار دارید.

674
00:34:16,592 --> 00:34:19,388
‫تئوری خیلی جالبی دارید،
‫ولی همه‌اش همینه.

675
00:34:20,113 --> 00:34:21,563
‫یه تئوری.

676
00:34:21,701 --> 00:34:23,644
‫اگه فکر می‌کنید که درون‌نووا
‫مدارکی در اختیار داره

677
00:34:23,668 --> 00:34:25,014
‫که این ادعاها رو ثابت می‌کنه،

678
00:34:26,154 --> 00:34:27,914
‫می‌تونید برید
‫دنبال حکم تفتیش.

679
00:34:30,089 --> 00:34:32,470
‫نقشه‌ی تفرقه بنداز و حکومت کن جواب نداد.

680
00:34:32,608 --> 00:34:34,231
‫آره، باید بریم توی اون انبار.

681
00:34:34,369 --> 00:34:36,899
‫باید به اون پهپادی که برای جابجایی
‫جنازه‌ی فینچ استفاده کردن دست پیدا کنیم.

682
00:34:36,923 --> 00:34:38,556
‫- فکر نمی‌کنی تا حالا سر‌به‌نیستش کرده باشن؟
‫- نه نه نه.

683
00:34:38,580 --> 00:34:40,478
‫اگه آخرین نمونه‌ی اولیه‌ی سالمشون باشه، نه.

684
00:34:40,616 --> 00:34:42,308
‫برای به دست آوردن اون میلیون‌ها دلار
‫بهش نیاز دارن.

685
00:34:42,446 --> 00:34:44,344
‫داری به این فکر می‌کنی که ممکنه
‫آثار جرمی باقی مونده باشه.

686
00:34:44,482 --> 00:34:46,760
‫یه قطره از خون فینچ،
‫یه تار از موهاش.

687
00:34:46,898 --> 00:34:49,291
‫متاسفانه، حتی اگه حق با تو باشه،
‫هیچ قاضی‌ای بهمون حکم نمیده،

688
00:34:49,315 --> 00:34:50,315
‫نه با این چیزهایی که ما داریم.

689
00:34:50,419 --> 00:34:52,249
‫- آره.
‫- باید بریم خونه.

690
00:34:52,387 --> 00:34:54,779
‫اگه برای مهمونیت دیر برسیم، کاترین
‫جنازه‌های ما رو هم می‌ذاره بالای درخت.

691
00:34:54,803 --> 00:34:55,838
‫آره، راست میگی.

692
00:34:57,668 --> 00:34:58,807
‫♪ هیچی برای از دست دادن ندارم ♪

693
00:34:58,945 --> 00:35:00,740
‫می‌دونم خانم‌های زیادی ماهی‌گیری می‌کنن.

694
00:35:00,878 --> 00:35:03,467
‫هیچی مثل گرفتن یه ماهی گنده
‫با قلاب نیست.

695
00:35:03,605 --> 00:35:05,986
‫یه بار یه شمشیرماهی داشت من رو
‫از قایقم می‌کشید بیرون.

696
00:35:07,486 --> 00:35:15,486
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

697
00:35:18,240 --> 00:35:19,483
‫نظرت چیه؟

698
00:35:19,621 --> 00:35:21,657
‫فکر می‌کنم بین تمام مهمونی‌هایی
‫که تا حالا گرفته شده

699
00:35:21,795 --> 00:35:24,867
‫تا پایان دوره‌ی آزادی مشروط
‫کسی رو جشن بگیرن،

700
00:35:25,005 --> 00:35:26,938
‫این قطعاً یکی از اون‌هاست.

701
00:35:27,076 --> 00:35:30,079
‫باید بگم، اگه یه هفته پیش
‫ازم می‌خواستی اسم یه نفر رو بیارم

702
00:35:30,218 --> 00:35:33,393
‫که قطعاً امشب اینجا نخواهد بود،
‫اون بابات بود.

703
00:35:33,531 --> 00:35:35,154
‫منم همینطور.

704
00:35:35,292 --> 00:35:36,993
‫با این حال، فکر نمی‌کنم
‫دعوتش می‌کردی

705
00:35:37,017 --> 00:35:38,985
‫اگه اوضاع بین‌تون یکم بهتر نشده بود.

706
00:35:39,123 --> 00:35:42,437
‫آره. منظورم اینه که واقعاً به نظر می‌رسه
‫که می‌خواد گذشته رو جبران کنه.

707
00:35:43,058 --> 00:35:44,938
‫نمی‌دونم، وقتی بحث پدر خوب بودن می‌شه،

708
00:35:44,991 --> 00:35:48,684
‫اون همیشه مثل لوسیه که توپ رو
‫نگه می‌داره و منم چارلی براون، می‌دونی که.

709
00:35:48,822 --> 00:35:52,101
‫اگه به رجی دکر فرصت بدی که
‫ناامیدت کنه، حتماً این کار رو می‌کنه.

710
00:35:53,172 --> 00:35:55,864
‫می‌دونم دلت نمی‌خواست
‫این مهمونی رو بگیرم.

711
00:35:56,002 --> 00:35:57,935
‫ولی فکر کنم کوتاهی کرده باشم
‫اگه بهت یادآوری نکنم

712
00:35:58,073 --> 00:36:00,938
‫که هدف این مهمونی
‫جشن گرفتن فرصت‌های دوباره‌ست.

713
00:36:01,870 --> 00:36:03,423
‫تو همین الان یکیش رو به دست آوردی.

714
00:36:04,010 --> 00:36:05,563
‫شاید وقتش رسیده اونم یکی داشته باشه.

715
00:36:07,945 --> 00:36:10,154
‫درسته.

716
00:36:12,052 --> 00:36:14,503
‫مرد بزرگ جمع.

717
00:36:15,332 --> 00:36:19,750
‫- داره بهت خوش می‌گذره پسرم؟
‫- آره، البته.

718
00:36:19,888 --> 00:36:21,441
‫- هوم.
‫- هوم؟

719
00:36:21,579 --> 00:36:22,579
‫هوم واسه چیه؟

720
00:36:22,684 --> 00:36:24,203
‫اون لبخند.

721
00:36:24,341 --> 00:36:25,756
‫این لبخند ماله کشیدنته،

722
00:36:25,894 --> 00:36:29,138
‫از اون‌هایی که وقتی فقط
‫وانمود می‌کنی خوبی، می‌زنی.

723
00:36:29,277 --> 00:36:32,970
‫از سال ۸۶ که همسترت مُرد، یادمه.

724
00:36:33,108 --> 00:36:35,041
‫مکسول.

725
00:36:35,662 --> 00:36:37,077
‫نه، بحث...

726
00:36:37,216 --> 00:36:38,389
‫بحث این پرونده‌ست.

727
00:36:38,527 --> 00:36:40,460
‫مِرل کروز، اون فینچ پالمر رو نکشته،

728
00:36:40,598 --> 00:36:44,119
‫برای همین من و مل امروز یه دستی
‫به اون‌هایی که فکر می‌کنیم قاتلن رسوندیم.

729
00:36:44,257 --> 00:36:45,396
‫ولی تیرمون به سنگ خورد.

730
00:36:45,534 --> 00:36:47,709
‫خب، بیا درموردش حرف بزنیم.
‫شاید بتونم کمکت کنم.

731
00:36:53,818 --> 00:36:55,406
‫لعنتی اصلاً توی حالت پرواز
‫ثابت نمی‌مونه.

732
00:36:55,544 --> 00:36:57,477
‫این شد سه‌تا مدل،
‫و سه‌تا شکست کامل.

733
00:36:59,134 --> 00:37:01,447
‫شاید مشکل از تکنولوژی آرگوسه.
‫شاید باید بیخیالش بشیم.

734
00:37:01,585 --> 00:37:04,173
‫نه، تکنولوژی آرگوس تنها چیزیه
‫که این رو از زمین بلند می‌کنه.

735
00:37:18,257 --> 00:37:20,742
‫آقایون. اسمم رجیه.

736
00:37:20,880 --> 00:37:23,331
‫آره، اخیراً متوجه شدم که شما دوتا

737
00:37:23,469 --> 00:37:26,437
‫تمرکز اصلی یه پرونده‌ی قتل بزرگ هستید.

738
00:37:27,231 --> 00:37:28,646
‫خب، خبرهای خوبی دارم.

739
00:37:28,784 --> 00:37:30,096
‫در ازای یه مبلغی،

740
00:37:30,993 --> 00:37:32,857
‫می‌دونم چطور از این مخمصه
‫بکشمتون بیرون.

741
00:37:35,515 --> 00:37:37,448
‫باشه، اصل مطلب اینه.

742
00:37:37,586 --> 00:37:40,140
‫یکی از آشناهام بعضی وقت‌ها
‫برای پلیس‌ها کار می‌کنه.

743
00:37:40,693 --> 00:37:44,524
‫اون بهم گفت که اون‌ها می‌دونن
‫شما اون یارو رو لب دریاچه کشتید.

744
00:37:44,662 --> 00:37:46,871
‫ما کسی رو نکشتیم.

745
00:37:47,009 --> 00:37:49,771
‫شما دوتا، هیچوقت پوکر بازی نکنید.

746
00:37:50,427 --> 00:37:52,187
‫پلیس‌ها این رو هم می‌دونن

747
00:37:52,325 --> 00:37:55,673
‫که از یکی از پهپادهاتون برای
‫جابجایی جنازه استفاده کردید.

748
00:37:56,536 --> 00:37:58,480
‫بله ممنون. پلیس‌ها
‫قبلاً این‌ها رو بهمون گفتن.

749
00:37:58,504 --> 00:38:02,508
‫آره؟ این رو هم گفتن که فکر می‌کنن
‫اون پهپاد هنوز دست شماست؟

750
00:38:02,991 --> 00:38:05,062
‫ها؟

751
00:38:05,200 --> 00:38:09,687
‫هی، هر کسی که سریال‌های جنایی ببینه،

752
00:38:10,826 --> 00:38:15,590
‫میگه بچه‌ها، خیلی احمقانه‌ست
‫که فکر کنید دی‌اِن‌اِی روش مونده.

753
00:38:16,280 --> 00:38:18,317
‫ولی من، من یه کارآفرینم.

754
00:38:18,455 --> 00:38:22,735
‫حالا، می‌فهمم که نمی‌تونید همینطوری
‫رویای چند ساله‌تون رو بریزید دور،

755
00:38:22,873 --> 00:38:24,806
‫و برای همین این رو براتون آوردم.

756
00:38:27,809 --> 00:38:30,467
‫محلول معجزه‌آسا. طراحی خودمه.

757
00:38:30,605 --> 00:38:34,194
‫حالا، اگه پهپادتون رو
‫با یکم از این تمیز کنید...

758
00:38:34,333 --> 00:38:35,748
‫کارتون ردیفه.

759
00:38:37,715 --> 00:38:39,683
‫قراره بابت این بهت پول بدیم؟

760
00:38:39,821 --> 00:38:43,997
‫نه. نه، اون مبلغی که گفتم برای اون
‫ببوگلابی‌ای بود که براتون پیدا کردم.

761
00:38:46,414 --> 00:38:49,244
‫ببینید، پلیس یه مظنون کاملاً متفاوت داشت

762
00:38:49,382 --> 00:38:51,073
‫قبل از اینکه بیان سراغ شما دوتا.

763
00:38:51,211 --> 00:38:52,937
‫یه آدم واقعاً عجیب‌غریب.

764
00:38:53,075 --> 00:38:55,802
‫اون می‌خواست بهشون بگه که آدم‌فضایی‌ها
‫پشت این قضایا هستن.

765
00:38:55,940 --> 00:39:00,462
‫و یه جورایی، پلیس هنوز به شما
‫یکم بیشتر از اون مشکوکه.

766
00:39:00,600 --> 00:39:05,329
‫اما اگه تو ملکش چیزی پیدا می‌کردن
‫که اون رو به جرم وصل می‌کرد...

767
00:39:05,467 --> 00:39:07,745
‫مثلا آلت قتل رو،

768
00:39:07,883 --> 00:39:10,576
‫شاید دوباره به اون مشکوک‌تر می‌شدن.

769
00:39:11,266 --> 00:39:12,509
‫اون کیه؟

770
00:39:12,647 --> 00:39:14,418
‫اگه بهتون می‌گفتم،
‫دیگه این اهرم فشار رو نداشتم

771
00:39:14,442 --> 00:39:17,099
‫که الان درخواست پنج درصد
‫از شرکت‌تون رو بکنم، مگه نه؟

772
00:39:17,237 --> 00:39:19,101
‫- پنج درصد؟
‫- خفه شو. خفه شو.

773
00:39:20,171 --> 00:39:22,208
‫خب پسرا، من چیز خوب رو از دور تشخیص میدم،

774
00:39:22,346 --> 00:39:25,349
‫و این نقشه‌ی پهپاد غول‌پیکری که دارین،

775
00:39:25,487 --> 00:39:26,868
‫واقعاً چیز خوبیه.

776
00:39:27,006 --> 00:39:28,421
‫منم هستم.

777
00:39:30,561 --> 00:39:34,531
‫رفیقم دیکی دوپری،
‫قراره ۲۰ دقیقه‌ی دیگه بهش زنگ بزنم.

778
00:39:35,117 --> 00:39:37,534
‫اگه نزنم،
‫میره پیش پلیس.

779
00:39:44,679 --> 00:39:46,128
‫- دو درصد.
‫- سه درصد.

780
00:39:46,853 --> 00:39:48,545
‫پایین‌تر از این راه نداره.

781
00:40:00,453 --> 00:40:02,110
‫ای بابا.

782
00:40:02,248 --> 00:40:04,744
‫انتظار داشتم بهم بگی
‫یه جایی زیر دریچه‌ی فاضلابه.

783
00:40:04,768 --> 00:40:07,460
‫واقعاً نگهش داشتی؟

784
00:40:07,598 --> 00:40:09,324
‫خیلی شانس آوردی که من اینجام.

785
00:40:11,775 --> 00:40:15,088
‫به وکیلم میگم در مورد اون سه درصد
‫باهاتون تماس بگیره.

786
00:40:20,197 --> 00:40:21,301
‫خنده‌داره...

787
00:40:22,268 --> 00:40:23,628
‫وقتی پسرم این نقشه رو کشید،

788
00:40:23,752 --> 00:40:25,409
‫فکر نمی‌کردم بتونم از پسش بربیام،

789
00:40:25,547 --> 00:40:26,824
‫که عجیبه، چون معمولاً

790
00:40:26,962 --> 00:40:28,999
‫فکر می‌کنم از پس هر کاری برمیام.

791
00:40:29,517 --> 00:40:32,692
‫ولی قشنگه که بدونی اون باور داشت
‫من می‌تونم انجامش بدم.

792
00:40:32,830 --> 00:40:34,798
‫صبر کن. صبر کن، چی...

793
00:40:35,902 --> 00:40:38,422
‫داری چه غلطی می‌کنی مرد؟ کدوم نقشه؟

794
00:40:38,560 --> 00:40:40,873
‫خب، همونی که توش
‫میکروفون وصل می‌کنم، میام اینجا

795
00:40:41,011 --> 00:40:43,358
‫و می‌بینم می‌تونم مجبورتون کنم
‫بگید اسلحه کجاست یا نه.

796
00:40:44,048 --> 00:40:47,466
‫بگذریم، بهتره الان برای این پلیس‌های مهربون
‫بخوابید رو زمین.

797
00:41:09,177 --> 00:41:10,177
‫چیه؟

798
00:41:10,281 --> 00:41:11,524
‫نه، کارت عالی بود.

799
00:41:11,662 --> 00:41:13,353
‫حتی به تخته‌شاسی هم احتیاج نشد.

800
00:41:19,359 --> 00:41:20,637
‫این چیزا واقعاً کار می‌کنه؟

801
00:41:20,775 --> 00:41:22,224
‫باید یه جوری از شرش خلاص شد.

802
00:41:22,362 --> 00:41:23,812
‫- خوبه؟
‫- آره.

803
00:41:27,471 --> 00:41:30,301
‫اوه. چه پرتابی.

804
00:41:32,787 --> 00:41:35,410
‫خب، بعد این کارت چیه؟

805
00:41:36,273 --> 00:41:38,378
‫چند روز پیش یه دوست قدیمی بهم زنگ زد،

806
00:41:38,517 --> 00:41:43,383
‫یه ایده‌ی سرمایه‌گذاری جدید و هیجان‌انگیز
‫تو حوزه‌ی بهداشت دستشویی داشت.

807
00:41:43,522 --> 00:41:45,075
‫فرچه‌ی توالت خودشور.

808
00:41:46,386 --> 00:41:47,802
‫چیه؟ یه فرصت استثناییه.

809
00:41:47,940 --> 00:41:49,148
‫نه، شک ندارم که هست.

810
00:41:50,011 --> 00:41:52,013
‫اوه. یعنی برای یه نفر دیگه.

811
00:41:52,151 --> 00:41:54,567
‫من؟ می‌خوام یکم استراحت کنم.

812
00:41:55,810 --> 00:41:56,949
‫تجدید نظر کنم.

813
00:41:57,570 --> 00:42:01,540
‫مطمئن بشم که تو مسیر درستیم تا به چیزایی
‫که واقعاً تو زندگی می‌خوام برسم.

814
00:42:02,230 --> 00:42:03,231
‫مثلاً؟

815
00:42:03,369 --> 00:42:05,544
‫- چی، امروز؟
‫- آره.

816
00:42:05,682 --> 00:42:07,822
‫بزرگترین ماهی لعنتی‌ای
‫که تو این دریاچه مونده.

817
00:42:07,960 --> 00:42:10,341
‫- آره جون خودت، همچین اتفاقی نمی‌افته.
‫- چرا؟

818
00:42:10,479 --> 00:42:13,068
‫چون قراره بزرگترین ماهی لعنتی
‫این دریاچه رو من بگیرم.

819
00:42:13,206 --> 00:42:15,968
‫- آره؟ خب، هنرت رو نشون بده.
‫- ببینیم و تعریف کنیم.

820
00:42:17,659 --> 00:42:23,147
‫♪ من اون چشم توی آسمونم که نگاهت می‌کنه ♪

821
00:42:23,285 --> 00:42:25,564
‫♪ می‌تونم جوری کلاهت رو
‫بردارم که اصلاً نفهمی ♪

822
00:42:26,000 --> 00:42:31,000
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.Net ::.

823
00:42:31,024 --> 00:42:35,024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.
