WEBVTT

1
00:00:06.000 --> 00:00:17.000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.App ]

2
00:00:18.500 --> 00:00:26.500
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:00:30.500 --> 00:00:35.500
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

4
00:00:38.070 --> 00:00:39.128
‫سلام.

5
00:00:39.205 --> 00:00:40.664
‫سلام، چه خبر؟

6
00:00:40.665 --> 00:00:43.625
‫فعلاً هیچی.
‫نیم‌ساعته دارم نرمش می‌کنم.

7
00:00:43.626 --> 00:00:46.962
‫بهتره حداقل یه ورزش جدی بکنم.

8
00:00:46.963 --> 00:00:50.632
‫جفت‌مون می‌دونیم که اهل ورزش نیستی.
‫نظرت چیه بیخیال شی؟

9
00:00:50.633 --> 00:00:54.303
‫خیلی قشنگ شدی، ولی ارزش نداره.
‫بعدش هم عملاً داری طرف رو می‌پایی.

10
00:00:54.304 --> 00:00:56.794
‫این پاییدن نیست، عزیزم
‫چون توی خونه‌ی خودم وایستادم.

11
00:00:56.973 --> 00:00:59.933
‫الهی بمیرم، منظورم
‫خونه‌ی خودم و نوآست.

12
00:00:59.934 --> 00:01:03.270
‫اگه این‌قدر نوآ رو دوست داری،
‫پس چرا روی تراویس قفلی زدی؟

13
00:01:03.271 --> 00:01:05.564
‫- می‌خوای برگشت بزنی؟
‫- خدا نکنه.

14
00:01:05.565 --> 00:01:08.139
‫یادته بهم گفت واقعاً بامزه‌ام؟

15
00:01:08.253 --> 00:01:11.703
‫می‌خوام بهم اعتراف کنه که خودش
‫گند زده و اون‌لحظه باید خوشگل باشم.

16
00:01:11.905 --> 00:01:13.906
‫آخرین بار،
‫شبیه بینا لباس پوشیده بودم.

17
00:01:13.907 --> 00:01:16.450
‫- وای، اصلاً بهت نمی‌اومد.
‫- باید برم.

18
00:01:16.451 --> 00:01:18.744
‫باشه... موفق و مؤید باشی.

19
00:01:16.469 --> 00:01:18.737
‫{\an8}[ هیچ‌کس این را نمی‌خواهد ]

20
00:01:25.710 --> 00:01:27.169
‫رفتی بدویی؟

21
00:01:27.170 --> 00:01:29.005
‫نه بابا... من و دویدن؟

22
00:01:29.448 --> 00:01:32.867
‫آخرین مزوزا رو پیدا کردید،
‫جناب خاخام ارشد؟

23
00:01:32.926 --> 00:01:36.386
‫چه عنوان گوش‌نوازیه...
‫ولی نه، پیدا نکردم.

24
00:01:36.387 --> 00:01:39.431
‫اتاق‌مون هنوز لُختِ لُخته.
‫هیچی حفاظتی نداره.

25
00:01:39.432 --> 00:01:44.144
‫نظرت چیه آخرین مزوزا رو

26
00:01:44.145 --> 00:01:46.355
‫توی جشن خونه‌نویی‌مون نصب کنیم؟

27
00:01:46.356 --> 00:01:49.566
‫مهمونی‌مون رسماً حس‌وحال یهودی بگیره.

28
00:01:49.567 --> 00:01:51.151
‫توی کلاس بهم یاد دادن.

29
00:01:51.152 --> 00:01:57.617
‫اون‌وقت جشن‌مون تبدیل می‌شه
‫به یه «هانوییت بابایت» واقعی!

30
00:01:57.123 --> 00:01:57.628
‫{\an8}(«هانوییت بابایت»: اصطلاحی عبری به‌معنای «جشن خونه‌نویی»)

31
00:01:58.660 --> 00:02:01.036
‫- درست گفتم؟
‫- اصلاً، ولی برام مهم نیست.

32
00:02:01.037 --> 00:02:02.996
‫واقعاً می‌خوای
‫خونه‌نویی‌مون یهودی باشه؟

33
00:02:02.997 --> 00:02:05.624
‫اگه برات زیادی یهودیه...

34
00:02:05.625 --> 00:02:08.168
‫قطعاً برام زیادیه،
‫ولی به‌خاطر تو عیب نداره.

35
00:02:08.169 --> 00:02:11.797
‫خاخام ایدِن رو هم دعوت کردم،
‫ولی جواب پیامک‌هام رو نداده.

36
00:02:11.798 --> 00:02:14.341
‫حتی وقتی منصوب شدم، بهم تبریک نگفت.

37
00:02:14.342 --> 00:02:15.843
‫- چه عجیب.
‫- آره.

38
00:02:15.844 --> 00:02:19.388
‫احساس می‌کنم از اون‌هاست که
‫می‌خواسته نوآ همون آدم سابق بمونه.

39
00:02:19.389 --> 00:02:22.683
‫- آقای فیشر هم اسمی نیاورده بود.
‫- بَد به دلت راه نده.

40
00:02:22.684 --> 00:02:25.894
‫دیگه چی می‌خوایم؟
‫شراب نارنجی طبیعی هم خریدم.

41
00:02:25.895 --> 00:02:28.105
‫- آفرین!
‫- قربانت.

42
00:02:28.106 --> 00:02:31.191
‫فکر کنم باید به همسایه‌ها
‫بگیم که مهمونی داریم.

43
00:02:31.192 --> 00:02:34.445
‫آره، البته به تراویس نگفتی هم نگفتی.

44
00:02:35.999 --> 00:02:37.037
‫نگم؟

45
00:02:37.657 --> 00:02:40.993
‫راستی... بین شما دوتا چی شد؟

46
00:02:40.994 --> 00:02:42.870
‫دَه ماه من رو اسگلِ خودش کرد

47
00:02:42.871 --> 00:02:46.709
‫و کاری کرد دیوونه بشم.

48
00:02:46.734 --> 00:02:47.791
‫خب.

49
00:02:47.792 --> 00:02:52.171
‫فکر کنم بعداز
‫شیشمین جدایی‌مون، بهم گفت

50
00:02:52.172 --> 00:02:55.091
‫فقط ۲۰درصد از وجودش
‫می‌خواد با من باشه.

51
00:02:58.052 --> 00:03:00.179
‫خب به‌جاش ۱۰۰درصد
‫از من می‌خواد با تو باشه.

52
00:03:00.180 --> 00:03:02.681
‫بعدش هم من کسی رو اسگل نمی‌کنم.

53
00:03:02.682 --> 00:03:04.933
‫لیاقت شما یه عشق کامله.
‫نوش جان.

54
00:03:04.934 --> 00:03:06.768
‫زمان‌بندی‌ت حرف نداره، شیطون.

55
00:03:06.769 --> 00:03:07.811
‫دست خودم نیست.

56
00:03:07.812 --> 00:03:09.189
‫مادرزادی این‌طوری‌ام.

57
00:03:09.512 --> 00:03:10.523
‫به‌به.

58
00:03:12.567 --> 00:03:16.153
‫مقوله‌ی «غم»
‫از نگاه یهودیت پایانی نداره.

59
00:03:16.154 --> 00:03:18.030
‫بلکه تکامل پیدا می‌کنه.

60
00:03:18.031 --> 00:03:20.490
‫یعنی... تغییر ماهیت می‌ده.

61
00:03:20.515 --> 00:03:24.589
‫بعداز فوت ناگهانی پدرم،
‫این رو خیلی خوب فهمیدم.

62
00:03:24.704 --> 00:03:28.249
‫وای...
‫چه تأثیرگذار و غم‌انگیز بود.

63
00:03:29.292 --> 00:03:31.805
‫راستی دوستان،
‫توی گروه یه پیامی فرستادم

64
00:03:31.830 --> 00:03:34.087
‫و برای خونه‌نوییِ خودم
‫و نوآ دعوت‌تون کردم.

65
00:03:34.088 --> 00:03:37.299
‫فقط نفهمیدم اون لایک‌هایی
‫که فرستادین، معناش چی بود.

66
00:03:37.347 --> 00:03:40.431
‫آخه من و کریستینا
‫فردا قراره بریم دیزنی‌لند...

67
00:03:40.595 --> 00:03:44.014
‫شرمنده، جوئن‌جان.
‫آخه بلیت ماشین‌سواری هم خریدیم.

68
00:03:44.015 --> 00:03:46.266
‫- فدای سرت.
‫- من هم با وکیل آبجی‌م قرار دارم.

69
00:03:46.291 --> 00:03:47.368
‫به‌به.

70
00:03:47.435 --> 00:03:49.061
‫- فکر نکنم بیام.
‫- باشه.

71
00:03:49.062 --> 00:03:51.188
‫یهودی‌های مجرد هم هستن؟

72
00:03:51.189 --> 00:03:52.856
‫شاید یکی‌دوتا باشن.

73
00:03:52.857 --> 00:03:54.514
‫یکی هم کافیه.
‫من می‌آم.

74
00:03:54.609 --> 00:03:58.028
‫خانم خاخام؟
‫فکر کنم پیام نوآ به دست شما نرسیده.

75
00:03:58.095 --> 00:04:02.057
‫ای وای... نمی‌تونم بیام.
‫با دخترخاله‌م قرار شام دارم.

76
00:04:03.131 --> 00:04:06.245
‫- برگردیم به موضوع فوت پدرم...
‫- بله.

77
00:04:06.246 --> 00:04:09.957
‫ما خیلی با هم صمیمی بودیم.
‫آخرین حرفی که بهم زد...

78
00:04:09.958 --> 00:04:12.626
‫- مگه دخترخاله‌ش چند روز می‌مونه؟
‫- موندن چیه؟

79
00:04:12.627 --> 00:04:14.504
‫طرف توی لس‌آنجلس زندگی می‌کنه.

80
00:04:15.713 --> 00:04:17.965
‫دیدی گفتم یه چیزی شده.

81
00:04:18.655 --> 00:04:22.011
‫به نظرم باید مستقیم
‫ازش بپرسی فازش چیه.

82
00:04:22.595 --> 00:04:24.513
‫یعنی ازش بپرسم
‫چرا باهام حال نمی‌کنه؟

83
00:04:24.514 --> 00:04:26.723
‫- آره.
‫- نه، مثل عقده‌ای‌ها می‌شم.

84
00:04:26.724 --> 00:04:30.435
‫آخه الان تو رئیس اون حساب می‌شی.
‫مقام اون ازت پایین‌تره.

85
00:04:30.436 --> 00:04:33.523
‫وقتی احضارش می‌کنی،
‫باید بهت احترام بذاره.

86
00:04:34.023 --> 00:04:38.945
‫آره، راست می‌گی.
‫الان بهش پیام می‌دم.

87
00:04:43.897 --> 00:04:44.909
‫عع...

88
00:04:51.374 --> 00:04:53.750
‫- سلام.
‫- عع، سلام.

89
00:04:53.751 --> 00:04:57.328
‫راستی ما فرداشب جشن خونه‌نویی داریم.

90
00:04:57.385 --> 00:04:59.423
‫خونواده و دوست‌های عزیزمون دعوت شدن

91
00:04:59.424 --> 00:05:03.404
‫و شاید توی محله خیلی سروصدا بشه.

92
00:05:03.429 --> 00:05:04.678
‫- راحت باشین.
‫- باشه.

93
00:05:04.679 --> 00:05:07.806
‫راستی هنوز با اون دختره مورگان رفیقی؟
‫خیلی آس بود.

94
00:05:07.807 --> 00:05:09.017
‫اون هم می‌آد؟

95
00:05:09.517 --> 00:05:10.810
‫آره، خواهرمه.

96
00:05:11.456 --> 00:05:12.484
‫عجب.

97
00:05:13.896 --> 00:05:16.898
‫اگه دوست داشتی، تو هم دعوتی.

98
00:05:16.899 --> 00:05:21.195
‫حتماً حتماً...
‫اگه یادم بمونه، می‌آم.

99
00:05:22.591 --> 00:05:23.614
‫باشه.

100
00:05:27.410 --> 00:05:28.661
‫صبر کن ببینم.

101
00:05:29.162 --> 00:05:32.372
‫چی شد یه‌هو دعوتش کردی؟
‫گفتی باهاش حال نمی‌کنی.

102
00:05:32.373 --> 00:05:34.959
‫واسه همین می‌خوام
‫کاری کنم از حسادت بمیره.

103
00:05:35.460 --> 00:05:37.128
‫- حسادت...
‫- بله.

104
00:05:38.348 --> 00:05:40.113
‫چرا طرف این‌قدر برات مهمه؟

105
00:05:40.340 --> 00:05:45.052
‫همین‌الانش هم توی
‫یه رابطه‌ی سالم با یه آدم درستی.

106
00:05:45.053 --> 00:05:48.889
‫بله و می‌خوام همین رو
‫از نزدیک ببینه و حرص بخوره.

107
00:05:49.114 --> 00:05:51.892
‫کاملاً طبیعیه که بخوای
‫حرص دوست‌پسر سابق رو دربیاری.

108
00:05:51.893 --> 00:05:55.354
‫مطمئنی؟ به نظرت رفتار سالم‌تر
‫این نیست که نفرت رو فراموش کن

109
00:05:55.355 --> 00:05:57.313
‫مثل خاخام‌ها برام روضه نخون.

110
00:05:57.338 --> 00:05:59.816
‫عشق منی، ولی چون مَردی،
‫این چیزها رو نمی‌فهمی.

111
00:05:59.817 --> 00:06:02.195
‫- از هر زن عاقلی بپرسی، باهام موافقه.
‫- باشه.

112
00:06:02.695 --> 00:06:06.490
‫تراویس من رو توی بَدترین شرایط دیده
‫و حالا می‌خوام بهترین نسخه‌م رو ببینه.

113
00:06:06.491 --> 00:06:09.159
‫آها، همین نسخه‌ای که دنبال انتقامه.

114
00:06:09.160 --> 00:06:10.077
‫- دقیقاً.
‫- باشه.

115
00:06:10.078 --> 00:06:11.203
‫بالاخره درکم کردی.

116
00:06:11.204 --> 00:06:13.487
‫اگه بیاد، فکر نکنی
‫عوضی‌بازی درمی‌آرم...

117
00:06:13.639 --> 00:06:16.016
‫ولی فاصله‌م رو حفظ می‌کنم.

118
00:06:16.084 --> 00:06:18.290
‫براش حدومرز می‌ذاری.
‫خوشم اومد.

119
00:06:18.397 --> 00:06:21.942
‫بعدش هم احتمالاً
‫فقط ۲۰درصد از وجودش می‌آد.

120
00:06:22.357 --> 00:06:23.509
‫جوکت رو زود گفتی.

121
00:06:24.467 --> 00:06:25.510
‫ایدِن جواب داد.

122
00:06:26.761 --> 00:06:29.304
‫«سعی می‌کنم بیام»... عجب.

123
00:06:29.305 --> 00:06:31.098
‫تو این‌قدر طولانی براش نوشتی.

124
00:06:31.099 --> 00:06:34.559
‫دو پاراگراف نوشتم دیگه.
‫وضعیت پارکینگ هم توضیح دادم.

125
00:06:34.560 --> 00:06:36.770
‫حتی گفتم دخترخاله‌ت رو بیار.

126
00:06:36.961 --> 00:06:38.671
‫«سعی می کنم بیام».
‫واقعاً که.

127
00:06:39.273 --> 00:06:41.616
‫شاید از همون‌هایی بوده
‫که نمی‌خواسته این کار گیرت بیاد.

128
00:06:42.610 --> 00:06:45.237
‫- فکر کنم دلیلش رو فهمیدم.
‫- با هم خوابیدین؟

129
00:06:45.238 --> 00:06:48.156
‫چی؟ نه بابا.
‫چرا همیشه به این چیزها فکر می‌کنی؟

130
00:06:48.157 --> 00:06:49.238
‫نمی‌دونم.

131
00:06:49.283 --> 00:06:50.283
‫ببین.

132
00:06:50.512 --> 00:06:54.099
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم
‫که از گفتنش شرم دارم.

133
00:06:54.622 --> 00:06:56.082
‫- باشه.
‫- آره.

134
00:06:57.375 --> 00:06:58.793
‫چند سال پیش...

135
00:07:01.170 --> 00:07:02.295
‫ایدِن اومد پیشم...

136
00:07:02.296 --> 00:07:04.631
‫- و لخت بود!
‫- نه!

137
00:07:04.632 --> 00:07:06.341
‫- نه.
‫- ببخشین. ادامه بده.

138
00:07:06.342 --> 00:07:07.593
‫اومد پیشم...

139
00:07:10.612 --> 00:07:11.905
‫و دید که من...

140
00:07:13.057 --> 00:07:15.267
‫توی یوم کیپور دارم قهوه می‌خورم.

141
00:07:14.773 --> 00:07:15.278
‫{\an8}(«یوم کیپور» یا «روز کیپور» مقدس‌ترین روز توی تقویم یهودی‌هاست
‫که باید همه‌شون به‌مدت ۲۵ ساعت روزه‌ی کامل بگیرن.)

142
00:07:15.403 --> 00:07:16.768
‫خودم می‌دونم اشتباهه.

143
00:07:16.769 --> 00:07:18.311
‫- من... ببین جوئن...
‫- وای...

144
00:07:18.312 --> 00:07:21.523
‫- آخه بَدجور خمار کافئین بودم.
‫- یعنی دلیلش همینه؟

145
00:07:21.524 --> 00:07:24.067
‫من رو به‌عنوان
‫خاخام ارشد قبول نداره.

146
00:07:24.068 --> 00:07:25.861
‫من هم باشم، قبول ندارم.

147
00:07:25.862 --> 00:07:26.958
‫خیلی‌خوب.

148
00:07:27.989 --> 00:07:31.701
‫ببخشین، ولی حالا که این رو می‌دونم،
‫باید دوباره ارزیابی کنم...

149
00:07:32.096 --> 00:07:33.096
‫درک می‌کنم.

150
00:07:33.134 --> 00:07:34.760
‫واقعاً دیگه نمی‌شناسمت.

151
00:07:34.829 --> 00:07:36.238
‫به خدا آدم بَدی نیستم.

152
00:07:36.414 --> 00:07:39.584
‫واقعاً نمی‌تونم...
‫من همچین کاری نمی‌کردم.

153
00:07:43.254 --> 00:07:46.715
‫- آهای...
‫- آخه کی الان...

154
00:07:46.716 --> 00:07:47.674
‫- عع.
‫- سلام.

155
00:07:47.675 --> 00:07:49.551
‫۳۷ دقیقه زودتر اومدی.
‫خجالت بِکش.

156
00:07:49.552 --> 00:07:51.636
‫- فکر کردم با هم توافق کردیم.
‫- خب آره دیگه.

157
00:07:51.637 --> 00:07:53.930
‫مثلاً دیگه مثل قدیم‌ها
‫غیبت تو رو نمی‌کنم.

158
00:07:53.931 --> 00:07:55.807
‫- عجب.
‫- امشب با همین لباسی؟

159
00:07:55.808 --> 00:07:57.934
‫- بعله.
‫- عع... خیلی‌خوب.

160
00:07:57.935 --> 00:08:00.312
‫برات روغن زیتون آوردم.

161
00:08:00.313 --> 00:08:03.356
‫جالبه وقتی یهودی هستی،
‫آدم‌ها مواد غذایی‌ت رو تأمین می‌کنن.

162
00:08:03.357 --> 00:08:08.805
‫وقتی یه یهودی می‌میره رو چی می‌گی؟
‫غذاها همین‌طور می‌آد.

163
00:08:08.830 --> 00:08:09.914
‫وای.

164
00:08:11.324 --> 00:08:15.203
‫بگذریم... خیلی خوش‌حالم که شما دوتا
‫با همین، ولی امشب نمی‌تونم بمونم.

165
00:08:15.786 --> 00:08:17.746
‫ببخشین، می‌دونم آدم بَدی‌ام.

166
00:08:17.747 --> 00:08:21.666
‫ولی من و ساشا دیگه
‫نمی‌تونیم جلوی همه ادا دربیاریم.

167
00:08:21.667 --> 00:08:22.751
‫زیاده‌روی می‌شه.

168
00:08:22.752 --> 00:08:25.754
‫کِی قراره به همه اعلام کنین؟

169
00:08:25.755 --> 00:08:28.507
‫فکر کنم... به زودی.

170
00:08:28.508 --> 00:08:30.967
‫می‌خوام اول واسه خودم هضم بشه.

171
00:08:30.968 --> 00:08:32.069
‫تو خوبی دیگه؟

172
00:08:32.698 --> 00:08:35.056
‫- کلاً می‌پرسم.
‫- آره بابا.

173
00:08:36.140 --> 00:08:39.268
‫می‌دونم خیلی عجیبه...
‫ولی حالم خوبه.

174
00:08:39.769 --> 00:08:43.522
‫حداقل دیگه از روی زمین
‫حوله‌ی خیس بلند نمی‌کنم

175
00:08:43.523 --> 00:08:47.651
‫و توی کلاس‌های املاک
‫و مستغلات هم ترکوندم.

176
00:08:47.652 --> 00:08:48.818
‫به کسی نگی، ولی...

177
00:08:48.819 --> 00:08:51.821
‫حسابم توی نرم‌افزار
‫با سه‌تا مَرد جور شده

178
00:08:51.822 --> 00:08:54.783
‫که خوشبختانه
‫شبیه قاتل‌های سریالی نیستن.

179
00:08:54.784 --> 00:08:56.336
‫- عجب.
‫- آره.

180
00:08:56.369 --> 00:08:57.911
‫مثل خر ذوق کردم.

181
00:08:57.936 --> 00:08:59.246
‫خوش‌حالم اومدی.

182
00:08:59.247 --> 00:09:00.622
‫وظیفه‌ست.

183
00:09:08.657 --> 00:09:10.233
‫حنوکا هاباییت مبارک!

184
00:09:12.677 --> 00:09:14.177
‫ممنون...

185
00:09:14.178 --> 00:09:16.054
‫- خواهش می‌شه.
‫- از هر دوتون...

186
00:09:16.055 --> 00:09:19.808
‫که یه دونه هدیه گرفتین،
‫بااین‌که خیلی وقته از هم جدا شدین.

187
00:09:19.809 --> 00:09:22.269
‫وقتی گُلدون رو دیدیم، یاد تو افتادیم.

188
00:09:22.270 --> 00:09:24.479
‫این گیاه فسقلی و خاردار
‫شما رو یاد من انداخت؟

189
00:09:24.480 --> 00:09:27.065
‫- شبیه نیست؟
‫- گُل لاله مثلاً مناسب بود.

190
00:09:27.066 --> 00:09:30.068
‫چون هزار بار بهتون گفتم
‫که گُل موردعلاقه‌مه.

191
00:09:30.069 --> 00:09:32.195
‫عزیزم، اون‌قدر پُرحرف بودی
‫که اصلاً توجه نمی‌کردم.

192
00:09:32.196 --> 00:09:34.197
‫- من هم همین‌طور، پدرجان.
‫- عع؟

193
00:09:34.198 --> 00:09:35.115
‫- بیاین داخل.
‫- سلام.

194
00:09:36.826 --> 00:09:37.742
‫چطوری، داداش؟

195
00:09:37.743 --> 00:09:38.952
‫- نوآ.
‫- جان؟

196
00:09:38.953 --> 00:09:41.121
‫دروغ‌هایی که واسه
‫اِستر گفتم، ته کشیده.

197
00:09:41.122 --> 00:09:45.375
‫مگه یه آدم چند بار
‫با دوست‌هاش می‌ره سِدونا؟

198
00:09:45.376 --> 00:09:47.794
‫- مامان می‌فهمه دیگه.
‫- امشب نباید بفهمه.

199
00:09:47.795 --> 00:09:49.754
‫- جشن نابود می‌شه.
‫- آخه حواسش خیلی جمعه.

200
00:09:49.755 --> 00:09:52.757
‫حتی وقتی اون خال کوچیک
‫روی شونه‌م رو برداشتم، فهمید.

201
00:09:52.758 --> 00:09:57.555
‫- اون کجاش کوچیک بود؟
‫- حقوق خاخام‌ها چقدره؟

202
00:09:58.139 --> 00:10:01.308
‫- به‌به، سباستین. خوش اومدی.
‫- سلام. مبارکه.

203
00:10:01.309 --> 00:10:03.814
‫- ایشون برادرم ساشاست.
‫- سلام. ساشا هستم.

204
00:10:04.832 --> 00:10:05.854
‫سلام به خودت!

205
00:10:05.878 --> 00:10:07.754
‫- سلام.
‫- ایشون تانر، هم‌گروهی منه.

206
00:10:07.779 --> 00:10:08.793
‫سلام.

207
00:10:12.278 --> 00:10:14.070
‫- چطوری هنوز ندیدیش؟
‫- چی رو؟

208
00:10:14.071 --> 00:10:15.739
‫«مجیورش کن» معروف شده!

209
00:10:15.740 --> 00:10:18.199
‫فرِیزر از برنامه‌ی «زیر عرشه» هم
‫درباره‌ش توییت زد.

210
00:10:18.200 --> 00:10:21.202
‫طرف همیشه یه چیزی می‌گه.
‫اَندی کوهن هم توییتش رو بازنشر کرده.

211
00:10:21.203 --> 00:10:22.329
‫- دروغ می‌گی!
‫- به خدا.

212
00:10:22.330 --> 00:10:24.331
‫- یعنی اَندی کوهن اسمم رو می‌دونه؟
‫- آره.

213
00:10:24.332 --> 00:10:26.583
‫باباجون!
‫اَندی کوهن من رو می‌شناسه!

214
00:10:26.584 --> 00:10:29.461
‫به‌به، پس قراره با اَندی کوهن
‫رفت‌وآمد داشته باشیم.

215
00:10:29.462 --> 00:10:31.129
‫- خیلی هم عالی.
‫- وای آره.

216
00:10:31.130 --> 00:10:33.798
‫عزیزم، بهت افتخار می‌کنیم
‫که این‌قدر معروف شدی.

217
00:10:33.799 --> 00:10:35.342
‫می‌خوام به همه بگم.

218
00:10:35.343 --> 00:10:37.010
‫خیلی جالبه.

219
00:10:37.011 --> 00:10:39.471
‫ولی فقط توی شبکه‌ی براوو دیده شده.

220
00:10:39.472 --> 00:10:41.222
‫در اون حد معروف نیست.

221
00:10:41.223 --> 00:10:42.766
‫نه، اتفاقاً ترکونده.

222
00:10:42.767 --> 00:10:45.226
‫آمار مخاطب‌های
‫قسمت «مجبورش کن» رو گرفتم.

223
00:10:45.227 --> 00:10:47.812
‫موفق‌ترین قسمتی بوده
‫که تا حالا داشتیم.

224
00:10:47.813 --> 00:10:49.356
‫- شوخی نکن!
‫- باور کن.

225
00:10:49.357 --> 00:10:50.857
‫- وای!
‫- آره.

226
00:10:50.858 --> 00:10:52.776
‫- خیلی عجیبه.
‫- باریکلا.

227
00:10:52.777 --> 00:10:54.027
‫من هم گوش دادم.

228
00:10:54.028 --> 00:10:56.363
‫انگار اصلاً نمی‌فهمیدی
‫داری چی می‌گی...

229
00:10:56.364 --> 00:10:58.114
‫ولی خوش‌حالم مردم استقبال کردن.

230
00:10:58.115 --> 00:10:59.699
‫الان منظورت چیه؟

231
00:10:59.700 --> 00:11:02.920
‫منظورم اینه که تو
‫هیچ فلسفه‌ی مشخصی نداری.

232
00:11:02.996 --> 00:11:04.663
‫- خیلی هم دارم.
‫- آره.

233
00:11:04.664 --> 00:11:06.873
‫- معلومه که دارم.
‫- خب چیه؟

234
00:11:07.026 --> 00:11:08.084
‫«مجبورش کن».

235
00:11:08.325 --> 00:11:09.408
‫کی رو مجبور کنه؟

236
00:11:09.543 --> 00:11:11.052
‫- همون‌ها دیگه.

237
00:11:11.420 --> 00:11:12.787
‫مجبور به چی کنه؟

238
00:11:12.816 --> 00:11:14.172
‫کم‌کم به ذهنش می‌رسه...

239
00:11:14.173 --> 00:11:16.216
‫یه‌کم زمان می‌بره
‫تا فکرم سر جاش بیاد...

240
00:11:16.217 --> 00:11:17.967
‫آخه تعداد آدم‌های توی ذهنم زیاده.

241
00:11:17.968 --> 00:11:20.804
‫باشه، تو فعلاً فکر کن.
‫من هم برم جیش کنم.

242
00:11:20.805 --> 00:11:23.848
‫باشه، حتماً برگرد
‫تا برات تعریف کنم، جنده‌خانم.

243
00:11:23.849 --> 00:11:27.936
‫ولش کن. سعی کن تمرکز کنی.
‫الان یه اتفاق خوب برات افتاده.

244
00:11:27.937 --> 00:11:30.689
‫- چی می‌گی تو؟
‫- پتانسیل موفقیت داری.

245
00:11:30.918 --> 00:11:32.461
‫من می‌شم مدیر برنامه‌هات.

246
00:11:32.817 --> 00:11:34.901
‫مدیر برنامه هم بودی و ما نمی‌دوستیم؟

247
00:11:34.902 --> 00:11:37.987
‫خودم هم نمی‌دونستم،
‫ولی می‌شه راحت مدیر شد.

248
00:11:37.988 --> 00:11:39.072
‫- پسرم.
‫- مامان‌جون.

249
00:11:39.073 --> 00:11:41.700
‫سنجاق‌سینه‌ت خیلی قشنگه.
‫دوستش دارم.

250
00:11:41.701 --> 00:11:44.452
‫قربونت.
‫راستی... اِستر کجاست؟

251
00:11:44.453 --> 00:11:46.871
‫اِستر... خونه‌ست.
‫حالش خوب نبود، نیومد.

252
00:11:46.872 --> 00:11:49.290
‫زنت مریضه و تو تنهاش گذاشتی؟

253
00:11:49.291 --> 00:11:51.376
‫مریض نیست.
‫فقط سرش درد می کنه.

254
00:11:51.377 --> 00:11:53.378
‫درد خفیفه یا نه؟

255
00:11:53.379 --> 00:11:55.797
‫گیج‌گاه‌هاش درد می‌کنه
‫یا فقط یه طرفِ سرش؟

256
00:11:55.798 --> 00:11:57.799
‫اگه یه طرف باشه، شاید تومور مغزیه.

257
00:11:57.800 --> 00:12:00.051
‫ای وای، سریع به دکتر کتز زنگ بزن.

258
00:12:00.052 --> 00:12:02.679
‫تومور نیست.
‫گوشی‌م همراهم نیست...

259
00:12:02.680 --> 00:12:05.140
‫یعنی چی که همراهت نیست؟
‫خودم بهش زنگ می‌زنم.

260
00:12:05.141 --> 00:12:07.333
‫- این رو بگیر، ایلان.
‫- مثلاً بچه بزرگ کردیم.

261
00:12:11.230 --> 00:12:12.397
‫- الو؟
‫- سلام.

262
00:12:12.398 --> 00:12:14.315
‫- همسایه رو دید می‌زنی؟
‫- نه، ببخشین.

263
00:12:14.316 --> 00:12:16.151
‫- روی مهمونی تمرکز کن.
‫- باشه.

264
00:12:16.152 --> 00:12:18.528
‫- این جشن ماست.
‫- باشه. راست می‌گی.

265
00:12:18.529 --> 00:12:21.532
‫ایول!
‫اومد اومد...

266
00:12:24.744 --> 00:12:25.827
‫آهای.

267
00:12:25.828 --> 00:12:28.997
‫به‌به، سلام!
‫بالاخره اومدی.

268
00:12:28.998 --> 00:12:31.207
‫تبریک می‌گم.
‫خونه‌ی قشنگیه.

269
00:12:31.208 --> 00:12:32.292
‫ممنون. لطف داری.

270
00:12:32.293 --> 00:12:34.210
‫- این برای توئه.
‫- به‌به.

271
00:12:34.211 --> 00:12:35.462
‫- عع...
‫- چه زیبا.

272
00:12:35.463 --> 00:12:37.630
‫گفتم مضمون کتاب
‫با خونه‌نویی هم‌خوانی داره

273
00:12:37.631 --> 00:12:40.175
‫چون درباره‌ی تقدیس
‫فضای خونه و زندگیه.

274
00:12:40.176 --> 00:12:42.886
‫آره آره... عالیه.
‫خیلی دوستش دارم.

275
00:12:42.887 --> 00:12:47.223
‫خاخام کوهن هم دوستش داشت
‫و واسه همین بهم هدیه دادش.

276
00:12:47.224 --> 00:12:48.475
‫پس هدیه‌ی دوباره‌ست.

277
00:12:48.476 --> 00:12:51.228
‫- آره، به نوشته‌ی صفحه‌ی اول توجه نکن.
‫- باشه.

278
00:12:51.821 --> 00:12:53.146
‫دلم برای اون مَرد تنگ شده.

279
00:12:53.147 --> 00:12:55.106
‫- بله.
‫- اسطوره بود.

280
00:12:55.231 --> 00:12:56.239
‫- بله.
‫- ای بابا.

281
00:12:56.984 --> 00:12:58.651
‫برای معبدمون فقدان بزرگی بود.

282
00:12:58.652 --> 00:13:00.487
‫هنوز واسه مشکلاتم بهش زنگ می‌زنم.

283
00:13:00.488 --> 00:13:04.199
‫هر وقت مسئله‌ای پیش می‌آد،
‫فقط به اون خاخام زنگ می‌زنم.

284
00:13:04.200 --> 00:13:08.286
‫اتفاقاً کوهن... من رو یه‌جورهایی
‫شاگرد خودش می‌دونست.

285
00:13:08.287 --> 00:13:11.331
‫پس اگه یه‌وقت مسئله‌ای بود
‫یا مشاوره خواستی...

286
00:13:11.332 --> 00:13:13.008
‫من در خدمتم...

287
00:13:15.085 --> 00:13:17.921
‫بگذریم. خوش‌حالم که اومدی.
‫از خودت پذیرایی کن.

288
00:13:17.922 --> 00:13:20.548
‫- خونه‌ی خودته.
‫- نمی‌تونم زیاد بمونم.

289
00:13:20.549 --> 00:13:22.926
‫- باید به قرار شام برسم.
‫- عجب...

290
00:13:22.927 --> 00:13:25.970
‫آره، یا غذای تایلندی می‌خوریم
‫و یا می‌ریم رستوران جدیده...

291
00:13:25.971 --> 00:13:28.014
‫یه رستوران مدیترانه‌ای.

292
00:13:28.015 --> 00:13:30.975
‫- حتی رزرو نکردین.
‫- کلاً سخت نمی‌گیریم.

293
00:13:30.976 --> 00:13:33.770
‫- پس شُل می‌گیرین.
‫- ولی می‌خوام یه‌کم بمونم.

294
00:13:33.771 --> 00:13:36.064
‫بسیار خوب... شما آزادی هر کاری بکنی.

295
00:13:36.065 --> 00:13:37.440
‫- اینجا کی رو می‌شناسم؟
‫- عع...

296
00:13:37.441 --> 00:13:39.067
‫- بچه‌ها.
‫- آره.

297
00:13:39.068 --> 00:13:41.319
‫- شما هم هستین؟
‫- شُل بگیر.

298
00:13:41.320 --> 00:13:44.614
‫«مجبورش کن» خیلی ترکونده. خواهرزاده‌ی
‫۱۲ساله‌م هم یه کلیپ ازش برام فرستاد.

299
00:13:44.615 --> 00:13:46.658
‫- بچه‌ها هم من رو می‌شناسن؟
‫- بله.

300
00:13:46.659 --> 00:13:50.203
‫- هیچی بهتر از تأییدیه‌ی بچه‌ها نیست.
‫- چطوری به ذهنت رسید؟

301
00:13:50.204 --> 00:13:53.498
‫مورگان یه فلسفه‌ی
‫کامل روی این موضوع داره.

302
00:13:53.499 --> 00:13:56.376
‫آره آره... راست می‌گه.
‫واقعاً دارم.

303
00:13:56.377 --> 00:14:00.880
‫فلسفه‌ی «مجبورش کن»
‫در واقع پنج مرحله داره.

304
00:14:00.881 --> 00:14:04.175
‫اولین مرحله...
‫البته اگه می‌خوای توضیح بدم...

305
00:14:04.176 --> 00:14:07.720
‫- بله لطفاً.
‫- اول مجبورش می‌کنی متوجهت بشه.

306
00:14:07.721 --> 00:14:08.733
‫درسته.

307
00:14:08.998 --> 00:14:13.168
‫بعدش مجبورش می‌کنی تو رو ببینه.
‫می‌گیری چی می‌گم؟

308
00:14:12.677 --> 00:14:13.182
‫{\an8}(«مجبورشون می‌کنی درکت کنه»)

309
00:14:13.227 --> 00:14:17.522
‫توی مرحله‌ی سوم...
‫مجبورش می‌کنی حرف‌هات رو بشنوه.

310
00:14:17.523 --> 00:14:22.154
‫بعدش... می‌رسیم به چهارمی...
‫مجبورش می‌کنی برات ارزش قائل باشه.

311
00:14:22.179 --> 00:14:23.236
‫این رو هستم.

312
00:14:23.237 --> 00:14:24.237
‫- خوشت اومد؟
‫- چجورم.

313
00:14:24.238 --> 00:14:28.825
‫و مرحله‌ی آخر هم مجبورش می‌کنی
‫گوش‌به‌فرمان تو باشه.

314
00:14:28.826 --> 00:14:31.244
‫- آفرین.
‫- مثل پنج فصل یه کتاب می‌مونه.

315
00:14:31.245 --> 00:14:33.580
‫راستی می‌گی.
‫مثل کتابه.

316
00:14:33.581 --> 00:14:35.790
‫یه عمه دارم که ناشر کتابه.

317
00:14:35.791 --> 00:14:38.376
‫یه‌کم روانیه،
‫ولی اعتبار زیادی داره.

318
00:14:38.377 --> 00:14:39.502
‫- چه عالی.
‫- آره.

319
00:14:39.503 --> 00:14:41.504
‫مورگان، تو برو یه نوشیدنی بزن.

320
00:14:41.505 --> 00:14:42.547
‫- آها.
‫- الان نوبت منه.

321
00:14:42.548 --> 00:14:43.757
‫باشه.

322
00:14:44.341 --> 00:14:45.405
‫رفتم.

323
00:14:46.427 --> 00:14:49.638
‫یادم رفت بگم...
‫من مدیر برنامه‌هاشم.

324
00:14:50.222 --> 00:14:53.767
‫دوستان، زیربشقابی هم داریم‌ها.
‫استفاده کنین.

325
00:14:56.592 --> 00:14:58.593
‫وای، چه قدی داری.

326
00:14:58.689 --> 00:15:00.273
‫فکر کنم بسکتبالت خوبه.

327
00:15:00.274 --> 00:15:04.110
‫آره، ولی وقتی شب‌ها توی خیابون
‫پشت‌سر خانم‌ها می‌افتم، ازم می‌ترسن.

328
00:15:04.111 --> 00:15:05.445
‫قد بلند همیشه خوب نیست.

329
00:15:05.503 --> 00:15:08.214
‫من که خیلی شجاعم.
‫اصلاً نمی‌ترسم.

330
00:15:08.782 --> 00:15:11.367
‫- از هیچی نمی‌ترسی؟
‫- نوآجون.

331
00:15:11.368 --> 00:15:12.785
‫نوآ؟

332
00:15:12.786 --> 00:15:14.412
‫- نوآ، عزیزم؟
‫- جان؟

333
00:15:14.413 --> 00:15:15.466
‫یه سؤال.

334
00:15:16.290 --> 00:15:19.168
‫اون دختره چرا داره
‫ساشا رو با چشم‌هاش می‌خوره؟

335
00:15:21.670 --> 00:15:23.129
‫- راستی مامان...
‫- چیه؟

336
00:15:23.130 --> 00:15:26.257
‫مامان مامان... نون خالایی که
‫فریدرها آوردن رو امتحان کردی؟

337
00:15:26.258 --> 00:15:27.884
‫- چی؟
‫- کشمش هم داره.

338
00:15:27.885 --> 00:15:29.052
‫- خب داشته باشه.
‫- کشمش!

339
00:15:29.053 --> 00:15:30.595
‫چرا ساشا هم داره بهش لبخند می‌زنه؟

340
00:15:30.596 --> 00:15:33.431
‫من برم به جوئن کمک کنم
‫که به همه خوش‌آمد بگه.

341
00:15:33.432 --> 00:15:34.474
‫چی؟

342
00:15:34.475 --> 00:15:35.642
‫سلام‌علیکم.

343
00:15:35.643 --> 00:15:37.226
‫- سلام.
‫- می‌بینی تو رو خدا؟

344
00:15:37.227 --> 00:15:39.854
‫آره، اصلاً از زیربشقابی
‫استفاده نمی‌کنن.

345
00:15:39.855 --> 00:15:44.067
‫نه، ایدِن رو می‌گم. مهمونی ما رو
‫یه پیش‌برنامه در نظر گرفته.

346
00:15:44.068 --> 00:15:45.610
‫آره...

347
00:15:45.611 --> 00:15:47.229
‫انگار داره از ما سوءاستفاده می‌کنه.

348
00:15:47.780 --> 00:15:50.198
‫راستی تا نرفته،
‫بیا آخرین مزوزا رو نصب کنیم.

349
00:15:50.199 --> 00:15:51.574
‫باشه.

350
00:15:51.575 --> 00:15:54.327
‫دوستان، توجه کنین.

351
00:15:54.328 --> 00:15:58.082
‫می‌خوایم آخرین مزوزا رو نصب کنیم.
‫بدویین بیاین.

352
00:16:00.000 --> 00:16:07.000
سینمافریک

353
00:16:08.425 --> 00:16:09.884
‫- مبارکه.
‫- مبارکه.

354
00:16:09.885 --> 00:16:11.260
‫- نوآ.
‫- این هم از این.

355
00:16:11.261 --> 00:16:13.054
‫خونه رسماً تطهیر شد.

356
00:16:13.055 --> 00:16:14.263
‫- از همگی ممنونم.
‫- زنده باد.

357
00:16:14.264 --> 00:16:17.225
‫دوستانی که دست‌خالی اومدن،
‫امیدوارم هدیه رو بعداً برامون پست کنن.

358
00:16:17.226 --> 00:16:18.518
‫عع...

359
00:16:18.519 --> 00:16:23.448
‫جدا از شوخی، خیلی خوش‌حالیم
‫که این لحظه رو با شما شریک شدیم.

360
00:16:27.820 --> 00:16:30.808
‫آخه رابطه‌ی من و نوآ...

361
00:16:31.089 --> 00:16:35.217
‫مقدس و فرازمینیه...

362
00:16:35.498 --> 00:16:37.496
‫رابطه‌ای بسیار عمیق...

363
00:16:37.997 --> 00:16:41.625
‫مخصوصاً به‌لحاظ جنسی.

364
00:16:42.283 --> 00:16:43.295
‫خدا مرگم.

365
00:16:43.320 --> 00:16:44.530
‫- چی؟
‫- بله.

366
00:16:45.587 --> 00:16:46.672
‫رابطه‌ای عاشقانه...

367
00:16:47.506 --> 00:16:48.583
‫و مقدس.

368
00:16:48.841 --> 00:16:51.342
‫و حتی می‌شه گفت تقدس این خونه...

369
00:16:51.343 --> 00:16:53.302
‫درست مثل رابطه‌مون...

370
00:16:53.303 --> 00:16:56.597
‫بسیار عمیقه.

371
00:16:56.598 --> 00:16:57.932
‫- خیلی عمیقه.
‫- آره.

372
00:16:57.933 --> 00:16:59.684
‫- به عمق رابطه‌ی دونفر.
‫- بله.

373
00:16:59.685 --> 00:17:01.227
‫منظورش رابطه‌ی معنویه.

374
00:17:01.228 --> 00:17:04.188
‫منظورم رابطه‌ی جنسی هم هست.
‫به هرجای خونه که نگاه می‌کنم...

375
00:17:04.189 --> 00:17:05.440
‫لبخند روی لب‌هام می‌آد...

376
00:17:05.441 --> 00:17:08.401
‫چون می‌دونم اون نقطه رو
‫آب‌پاشی کردیم و غسل تعمید دادیم.

377
00:17:08.402 --> 00:17:12.155
‫- نه نه نه...
‫- توی پذیرایی، آشپزخونه...

378
00:17:12.156 --> 00:17:15.450
‫«غسل تعمید» اصطلاح درستی نیست.

379
00:17:15.451 --> 00:17:21.289
‫این خونه در نوع خودش
‫یه معبد یهودیه و آشپزخونه هم...

380
00:17:21.290 --> 00:17:22.373
‫فکر کنم چیزی مصرف می‌کنن.

381
00:17:22.374 --> 00:17:23.541
‫فضای مقدس و حلالیه...

382
00:17:23.542 --> 00:17:25.918
‫حتی مراسم شبات اونجا برگزار می‌شه.

383
00:17:25.919 --> 00:17:26.836
‫بعله.

384
00:17:26.837 --> 00:17:29.047
‫البته اگه یوم کیپور باشه...

385
00:17:29.048 --> 00:17:30.757
‫وارد آشپزخونه نمی‌شیم.

386
00:17:30.758 --> 00:17:31.966
‫وقت غذاست!

387
00:17:35.137 --> 00:17:37.701
‫- من با هم آشناشون کردم. باید بهم هدیه بدن.
‫- ایول، بِرند «فرِت»ه.

388
00:17:47.608 --> 00:17:49.943
‫پسرها، می‌دونستم
‫یه نیم‌کاسه‌ای زیر کاسه‌ست.

389
00:17:50.527 --> 00:17:53.112
‫به ایرینا زنگ زدم
‫چون از همه‌چی خبر داره...

390
00:17:53.113 --> 00:17:55.114
‫و ایرینا گفت از یِلنا شنیده

391
00:17:55.115 --> 00:17:57.034
‫که از ریوکا شنیده اِستر

392
00:17:57.826 --> 00:18:01.079
‫امروز اپیلاسیون برزیلی کرده.

393
00:18:01.080 --> 00:18:03.749
‫اینجا چه خبره، پسرم؟

394
00:18:03.863 --> 00:18:04.875
‫شرمنده.

395
00:18:05.626 --> 00:18:09.004
‫نمی‌خواستم این‌طوری
‫خبرش بهتون برسه...

396
00:18:10.798 --> 00:18:13.091
‫ولی من و اِستر جدا شدیم.

397
00:18:13.139 --> 00:18:14.214
‫ای وای.

398
00:18:14.710 --> 00:18:16.044
‫ای وای. ای وای!

399
00:18:21.934 --> 00:18:24.393
‫- بابا؟
‫- چیه؟ چی می‌خوای؟

400
00:18:24.394 --> 00:18:25.560
‫یه کمکی بکن.

401
00:18:25.585 --> 00:18:28.254
‫نه، می‌خوام آنلاین قمار کنم.

402
00:18:29.066 --> 00:18:30.067
‫آرومم می‌کنه.

403
00:18:34.809 --> 00:18:36.269
‫ساشا.

404
00:18:37.181 --> 00:18:39.307
‫آخرین سال‌های عمرم رو نابود کردی.

405
00:18:39.451 --> 00:18:41.286
‫چطور دلت اومد باهام این کار رو بکنی؟

406
00:18:42.246 --> 00:18:43.297
‫با توئم.

407
00:18:46.333 --> 00:18:49.335
‫اون ماجرای تراویس
‫یه‌کم زیاده‌روی شد.

408
00:18:49.336 --> 00:18:52.088
‫آره، تقصیر من بود.
‫یه‌هو خودم رو گم کردم.

409
00:18:52.089 --> 00:18:54.924
‫وقتی جلوی ملت از سکس
‫توی آشپزخونه حرف می‌زنی...

410
00:18:54.925 --> 00:18:57.593
‫چطوری باید احترام ایدن رو
‫به‌عنوان رئیسش جلب کنم؟

411
00:18:58.971 --> 00:19:01.682
‫عع، من دیگه می‌رم...

412
00:19:05.102 --> 00:19:06.727
‫خاخام ایدِن.
‫خاخام ایدِن.

413
00:19:06.765 --> 00:19:08.433
‫یه‌لحظه وایستا.

414
00:19:08.522 --> 00:19:09.814
‫مشکلی پیش اومده؟

415
00:19:09.815 --> 00:19:11.941
‫احساس می‌کنم اصلاً نمی‌خواستی بیای.

416
00:19:11.942 --> 00:19:13.401
‫شاید هم من اشتباه می‌کنم.

417
00:19:13.402 --> 00:19:16.028
‫شاید از رفتارت سوءبرداشت کردم.

418
00:19:16.029 --> 00:19:17.047
‫عع...

419
00:19:17.948 --> 00:19:21.534
‫نه... واقعاً یه مشکلی هست.

420
00:19:21.535 --> 00:19:25.496
‫ببین، من هم می‌دونم نباید
‫توی یوم کیپور قهوه می‌خوردم.

421
00:19:25.497 --> 00:19:29.458
‫ولی تا حالا شده از خماری
‫سردرد شدید بگیری؟

422
00:19:29.459 --> 00:19:30.821
‫باور کن بدون قهوه نمی‌شد.

423
00:19:30.846 --> 00:19:33.337
‫ولی به‌عنوان خاخام ارشد،
‫بهت قول می‌دم...

424
00:19:33.338 --> 00:19:36.007
‫چی می‌گی، نوآ؟

425
00:19:36.008 --> 00:19:40.721
‫توی یوم کیپور قهوه خوردی؟
‫من بَدتر از این هم انجام دادم.

426
00:19:41.722 --> 00:19:45.683
‫پس مشکل چیه؟
‫از وقتی منصوب شدم، هیچی نگفتی.

427
00:19:45.684 --> 00:19:48.394
‫حسودیم می‌شه.
‫راضی شدی؟

428
00:19:48.395 --> 00:19:51.732
‫واقعاً نمی‌فهمی حسودیم می‌شه؟

429
00:19:52.691 --> 00:19:54.483
‫نمی‌خواستم رفتار عجیبی داشته باشم.

430
00:19:54.484 --> 00:19:58.362
‫کمی زمان می‌بره تا باهاش کنار بیام.

431
00:19:58.511 --> 00:20:02.534
‫دوست داشتم من خاخام ارشد بشم،
‫ولی تو به‌جاش شدی.

432
00:20:02.743 --> 00:20:07.371
‫الان هم دارم از خجالت می‌میرم...

433
00:20:07.372 --> 00:20:09.749
‫واسه همین نمی‌خواستم بیام

434
00:20:09.750 --> 00:20:12.335
‫که مجبور نباشم جلوت تظاهر کنم.

435
00:20:12.336 --> 00:20:13.365
‫عجب.

436
00:20:14.504 --> 00:20:16.172
‫پس حسودیت شده بود؟

437
00:20:16.173 --> 00:20:19.467
‫من... حتی به فکرم نرسیده بود.

438
00:20:19.468 --> 00:20:21.802
‫شرمنده‌ام.
‫اصلاً متوجه نشدم.

439
00:20:21.803 --> 00:20:24.097
‫بعدش هم خجالت نداره...

440
00:20:24.598 --> 00:20:27.934
‫من هم وقتی کار رو اول دادن
‫به اون‌یکی نوآ، دیوونه شدم...

441
00:20:27.935 --> 00:20:29.852
‫- واقعاً؟
‫- اصلاً رد دادم.

442
00:20:29.853 --> 00:20:32.897
‫ما خاخام‌ها خودمون
‫درس زندگی به همه می‌دیم...

443
00:20:32.898 --> 00:20:36.114
‫ولی وقتی سر خودمون می‌آد...

444
00:20:36.370 --> 00:20:38.027
‫راحت فراموش می‌کنیم.

445
00:20:38.313 --> 00:20:42.949
‫ممنون که این حرف رو زدی
‫و عذر می‌خوام که بَد رفتار کردم.

446
00:20:42.950 --> 00:20:44.075
‫نه بابا این چه حرفیه.

447
00:20:44.076 --> 00:20:46.535
‫و تبریک می‌گم که خاخام ارشد شدی.

448
00:20:46.536 --> 00:20:48.496
‫- بیخیال.
‫- عع...

449
00:20:48.497 --> 00:20:49.706
‫تو...

450
00:20:51.228 --> 00:20:52.855
‫خاخام خیلی خوبی می‌شی.

451
00:20:54.600 --> 00:20:55.674
‫لطف داری.

452
00:20:56.380 --> 00:20:59.090
‫ولی ماجرای قهوه رو به همه می‌گم

453
00:20:59.091 --> 00:21:01.842
‫چون باید خودم رو یه‌جوری خالی کنم

454
00:21:01.843 --> 00:21:04.262
‫وگرنه شب‌ها خوابم نمی‌بره.

455
00:21:04.263 --> 00:21:05.468
‫پس هدیه‌ی من به تو.

456
00:21:06.723 --> 00:21:08.933
‫عمراً به رستوران مدیترانه‌ای برسی.

457
00:21:08.981 --> 00:21:10.461
‫اصلاً دخترخاله ندارم.

458
00:21:15.148 --> 00:21:16.065
‫چطوری؟

459
00:21:16.066 --> 00:21:16.942
‫خوبم.

460
00:21:17.985 --> 00:21:19.694
‫شرمنده عصبانی شدم.

461
00:21:19.695 --> 00:21:21.570
‫نه بابا... درک می‌کنم.

462
00:21:21.571 --> 00:21:24.240
‫حق با تو بود.
‫زیاده‌روی کردم.

463
00:21:24.241 --> 00:21:26.451
‫یه‌هو شروع کردم به چرت‌وپرت گفتن.

464
00:21:27.119 --> 00:21:30.622
‫الان هم فهمیدم که
‫خاخام ایدِن بهم حسودی می‌کنه.

465
00:21:37.254 --> 00:21:41.090
‫بهش گفتم جفت‌مون مادریم
‫و این چیزها پیش می‌آد دیگه.

466
00:21:41.091 --> 00:21:44.010
‫خوشش نیومد.
‫سعی کردم باهاش هم‌دردی کنم

467
00:21:44.011 --> 00:21:45.720
‫و گفتم هر دو یهودی هستیم.

468
00:21:45.721 --> 00:21:47.013
‫باز هم خوشش نیومد.

469
00:21:47.014 --> 00:21:49.849
‫مادرت چقدر خوب شده.
‫دکترش کیه؟

470
00:21:49.850 --> 00:21:52.226
‫می‌خوام یه چیزهایی‌م رو تغییر بدم.

471
00:21:52.227 --> 00:21:55.021
‫نمی‌دونم فهمیدی یا نه،
‫ولی اینجای سرم رو قبلاً کاشته بودم

472
00:21:55.022 --> 00:21:56.647
‫و دو بار عمل کردم تا درست شد.

473
00:21:56.648 --> 00:21:58.275
‫عفونت شدیدی گرفتم.

474
00:22:00.235 --> 00:22:02.611
‫از من هم عصبانیه که
‫چرا زودتر بهش نگفتم.

475
00:22:02.612 --> 00:22:05.239
‫حالا چرا اتاق من رو بهش دادی؟
‫اتاق مهمون هم داریم.

476
00:22:05.240 --> 00:22:07.492
‫خونه‌ت جدیده، داداش.
‫نمی‌دونم چی کجاست.

477
00:22:09.870 --> 00:22:11.787
‫داشتیم به نتیجه می‌رسیدیم‌ها...

478
00:22:11.788 --> 00:22:13.956
‫ولی فلسفه‌ی «مجبورش کن» هم
‫محدودیت‌هایی داره.

479
00:22:13.957 --> 00:22:16.375
‫حداقل این رو فهمیدم.

480
00:22:16.376 --> 00:22:17.794
‫من چه غلطی بکنم؟

481
00:22:18.754 --> 00:22:20.004
‫خودت خوب می‌دونی.

482
00:22:22.868 --> 00:22:25.134
‫این‌یکی رو باید یادم بمونه.

483
00:22:25.135 --> 00:22:26.816
‫ببخشین.
‫با اجازه.

484
00:22:27.429 --> 00:22:29.347
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫مگه قرار نداشتی؟

485
00:22:29.348 --> 00:22:32.767
‫داشتم، ولی مرتیکه
‫هیچ سؤالی از من نپرسید.

486
00:22:32.768 --> 00:22:37.605
‫البته تا دلت بخواد چیزمیز درباره‌ی
‫مسابقات حذفی فوتبال یاد گرفتم.

487
00:22:37.606 --> 00:22:40.107
‫مثل این‌که قوانینش
‫با دوره‌ی عادی فرق داره.

488
00:22:40.108 --> 00:22:43.819
‫من هم تازه فهمیدم.
‫بازی‌های مقدماتی تساوی نداره.

489
00:22:43.820 --> 00:22:46.030
‫برام مهم نیست، عزیزم...

490
00:22:46.031 --> 00:22:48.240
‫ولی مثل این‌که تو هم طرف‌دارشی.

491
00:22:48.241 --> 00:22:50.368
‫- آها، پس بیخیال.
‫- بینا داره گریه می‌کنه؟

492
00:22:50.369 --> 00:22:54.080
‫- بهتره من...
‫- آره آره برو.

493
00:22:54.081 --> 00:22:55.581
‫به کارِت برس...

494
00:22:55.582 --> 00:22:56.665
‫ساعت ۵:۳۰...

495
00:22:56.666 --> 00:22:58.000
‫- پرواز داری؟
‫- آره.

496
00:22:58.001 --> 00:22:59.836
‫- ممنون که اومدی.
‫- راستی، داداش...

497
00:23:00.537 --> 00:23:01.563
‫جان؟

498
00:23:01.588 --> 00:23:03.131
‫یه توصیه‌ی دوستانه: دختره روانیه.

499
00:23:04.208 --> 00:23:05.875
‫- چی؟
‫- جوئن رو می‌گم.

500
00:23:06.149 --> 00:23:08.636
‫ببین، واسه من که مهم نیست...

501
00:23:08.637 --> 00:23:10.805
‫ولی مطمئنی می‌خوای
‫تا ابد باهاش باشی؟

502
00:23:10.806 --> 00:23:11.807
‫ببین...

503
00:23:13.250 --> 00:23:14.323
‫داداش...

504
00:23:14.744 --> 00:23:19.956
‫اولاً دیگه نشنوم درباره‌ی
‫جوئن این‌طوری حرف می‌زنی.

505
00:23:19.981 --> 00:23:23.901
‫ثانیاً، خدا رو شکر ریدی به رابطه‌تون
‫تا بتونم با این فرشته زندگی کنم.

506
00:23:23.902 --> 00:23:25.195
‫دارم لذت می‌برم.

507
00:23:25.871 --> 00:23:26.888
‫خیلی‌خوب.

508
00:23:26.947 --> 00:23:27.967
‫آره.

509
00:23:28.762 --> 00:23:31.033
‫قوطی‌های آبجوت هم
‫از روی زمین خونه‌مون جمع کن.

510
00:23:31.034 --> 00:23:32.036
‫باشه.

511
00:23:33.495 --> 00:23:34.996
‫باریکلا!

512
00:23:36.206 --> 00:23:38.875
‫- حال کردی؟
‫- بعله.

513
00:23:39.397 --> 00:23:40.458
‫ما اینیم.

514
00:23:46.133 --> 00:23:48.467
‫چُرت افسردگی می‌زنه؟

515
00:23:48.468 --> 00:23:50.094
‫نه بابا، بیداره.

516
00:23:50.237 --> 00:23:53.526
‫فقط می‌گه نمی‌خواد چشمش به من بیُفته.

517
00:23:53.807 --> 00:23:55.976
‫می‌شه تو بهش توضیح بدی؟

518
00:23:59.364 --> 00:24:00.420
‫حتماً.

519
00:24:04.807 --> 00:24:06.153
‫بیناجون.

520
00:24:06.945 --> 00:24:08.654
‫چه لباسی پوشیدی، اِستر.

521
00:24:08.967 --> 00:24:10.865
‫ممنون.
‫می‌خواستم...

522
00:24:10.866 --> 00:24:11.869
‫چیه؟

523
00:24:12.200 --> 00:24:14.578
‫می‌خواستم عذرخواهی کنم

524
00:24:15.454 --> 00:24:18.248
‫و بگم تصمیم‌مون اصلاً آسون نبود.

525
00:24:18.915 --> 00:24:21.001
‫خیلی سعی کردم ادامه بدم،
‫ولی نتونستم.

526
00:24:22.878 --> 00:24:25.964
‫یعنی... توی زندگی‌م خوش‌حال نبودم.

527
00:24:28.633 --> 00:24:31.093
‫کسی نگفته ازدواج آسونه.

528
00:24:31.445 --> 00:24:33.572
‫- بله.
‫- یادت رفته بچه داری؟

529
00:24:34.514 --> 00:24:38.350
‫نباید سریع ناامید بشین.
‫باید کنار هم سختی بِکشین.

530
00:24:38.351 --> 00:24:39.549
‫خوشبختی می‌خوای؟

531
00:24:39.769 --> 00:24:43.959
‫خوشبختی نصیب هرکسی نمی‌شه،
‫درست مثل اپیلاسیون برزیلی‌ت.

532
00:24:44.483 --> 00:24:46.400
‫خوشبختی کیلو چنده، دخترجان؟

533
00:24:46.401 --> 00:24:48.402
‫- مامان، بس کن.
‫- چیه؟

534
00:24:48.403 --> 00:24:50.623
‫تقصیر منه، نه اِستر.

535
00:24:50.804 --> 00:24:53.389
‫اِستر از زندگی‌ش ناراضی بود.

536
00:24:53.533 --> 00:24:55.826
‫از رفتارش می‌فهمیدم،
‫ولی توجه نمی‌کردم.

537
00:24:55.827 --> 00:24:58.579
‫و وقتی اومدم جبران کنم،
‫دیگه دیر شده بود.

538
00:24:58.580 --> 00:24:59.664
‫مقصر منم.

539
00:25:03.210 --> 00:25:05.669
‫می‌آی با ما زندگی می‌کنی، پسرجان.

540
00:25:05.670 --> 00:25:07.171
‫- خدایا.
‫- بس کن، مامان.

541
00:25:07.172 --> 00:25:09.517
‫سنی ازم گذشته.
‫خجالتم نده.

542
00:25:12.469 --> 00:25:14.136
‫جشن خوبی شدها.

543
00:25:14.137 --> 00:25:15.971
‫آره، زیادی خوب شد.

544
00:25:15.972 --> 00:25:17.557
‫دیگه وقتشه برن خونه‌ها‌شون.

545
00:25:18.808 --> 00:25:21.186
‫راستی دیدمت با تراویس حرف زدی.

546
00:25:21.770 --> 00:25:23.270
‫چی گفت؟
‫حرف بَدی زد؟

547
00:25:23.271 --> 00:25:25.065
‫عع...

548
00:25:26.274 --> 00:25:28.693
‫می‌خواستم چیزی نگم...

549
00:25:30.612 --> 00:25:31.623
‫ولی...

550
00:25:32.447 --> 00:25:34.533
‫گفت هنوز به تو فکر می‌کنه.

551
00:25:35.033 --> 00:25:36.493
‫- البته حق داره!
‫- وای خدا.

552
00:25:36.879 --> 00:25:38.672
‫- باورم نمی‌شه.
‫- آره.

553
00:25:38.787 --> 00:25:40.163
‫وای...

554
00:25:41.665 --> 00:25:44.918
‫- یه‌هو احساس قدرت می‌کنم.
‫- خوبه. آفرین.

555
00:25:45.710 --> 00:25:49.031
‫- همین خوبه.
‫- این دوتا مرغ عشق رو ببین.

556
00:25:50.131 --> 00:25:52.758
‫- مرگت حتمی شد.
‫- وا.

557
00:25:52.759 --> 00:25:55.640
‫قراره با عمه‌م «اِلنور» ملاقات
‫داشته باشی. هنوز از شهر نرفته.

558
00:25:55.929 --> 00:25:59.139
‫فقط حواست باشه گند نزنی.
‫عمه‌م خیلی ترسناکه.

559
00:25:59.140 --> 00:26:02.434
‫یعنی حرف نداری!
‫جوئن اشتباه قضاوتت کرده بود.

560
00:26:02.435 --> 00:26:05.521
‫عیب نداره!
‫به‌خاطر خواهر گُلش می‌بخشم.

561
00:26:05.522 --> 00:26:06.642
‫مرسی.

562
00:26:08.233 --> 00:26:09.651
‫- خدافظ.
‫- باز هم ممنون.

563
00:26:11.027 --> 00:26:12.611
‫پسره حرف نداره.

564
00:26:12.612 --> 00:26:15.114
‫حالا واسه جلسه‌ی کتاب چی بپوشم؟

565
00:26:15.115 --> 00:26:16.574
‫باید قبلش کتاب زیاد بخونم؟

566
00:26:16.575 --> 00:26:18.701
‫- دوستان، الان چی شد؟
‫- باید تمرکز کنیم.

567
00:26:18.702 --> 00:26:21.652
‫فردا می‌ریم خرید.
‫می‌خوام شبیه جوآن دیدیون بشی.

568
00:26:21.746 --> 00:26:23.414
‫آره... حالا کی هست؟

569
00:26:22.890 --> 00:26:23.404
‫{\an8}(«جوآن دیدیون»: نویسنده‌ی آمریکایی)

570
00:26:23.415 --> 00:26:25.666
‫مهم نیست، ولی باید سیگاری بشی.

571
00:26:25.667 --> 00:26:28.460
‫- دنیا رو زیرورو می‌کنیم، دختر.
‫- رسماً استخدام شدی.

572
00:26:28.461 --> 00:26:31.714
‫دوستان، می‌شه من هم در جریان بذارین؟

573
00:26:31.715 --> 00:26:34.300
‫- باید با چندنفر تماس بگیرم.
‫- برو برو زنگ بزن.

574
00:26:34.301 --> 00:26:37.304
‫فکر کنم دارم با درخت حرف می‌زنم.

575
00:26:38.471 --> 00:26:39.430
‫چی شده؟

576
00:26:39.431 --> 00:26:43.434
‫سباستین یه قرار ملاقات گذاشته
‫واسه کتاب «مجبورش کن».

577
00:26:43.435 --> 00:26:45.687
‫قراره یه نویسنده‌ی کتاب بشم!

578
00:26:49.566 --> 00:26:50.859
‫باورم نمی‌شه!

579
00:26:57.006 --> 00:27:02.006
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.App ::.
