1
00:00:01,400 --> 00:00:06,400
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.App ]

2
00:00:06,424 --> 00:00:10,424
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

3
00:00:10,473 --> 00:00:12,770
‫♪ عزیزم، حسابی سر شوق اومدم ♪‬

4
00:00:13,346 --> 00:00:16,783
‫واقعاً فکر می‌کردم مجبورم برم عروسی برایان‬

5
00:00:16,808 --> 00:00:19,093
‫و هنوزم یه‌جورایی دلم می‌خواد ببینمش‬

6
00:00:19,118 --> 00:00:21,881
‫می‌دونی نوآ چند وقت اون دعوت‌نامه رو‬
‫روی میز گذاشته بود‬

7
00:00:21,938 --> 00:00:24,715
‫فقط به این امید که ببینیش و درباره‌ش بپرسی؟‬

8
00:00:24,740 --> 00:00:27,293
‫- عزیزم، باز ابروهام یه‌جوری شدن‬
‫- باشه، میام ببینم‬

9
00:00:27,318 --> 00:00:29,017
‫دو هفته. خودش بهم گفت‬

10
00:00:29,042 --> 00:00:31,878
‫اصلاً برایانی در کار نیست‬

11
00:00:32,282 --> 00:00:35,702
‫بارها وقتی داشتیم درباره‌ش حرف می‌زدیم،‬
‫نزدیک بود مچ‌مون رو بگیری‬

12
00:00:35,785 --> 00:00:38,621
‫- جدی؟‬
‫- خیلی تابلو بودم، خیلی‬

13
00:00:38,705 --> 00:00:41,791
‫بینا هم گفت وقتی داشت موهات رو درست می‌کرد،‬
‫نزدیک بود قضیه رو لو بده‬

14
00:00:41,875 --> 00:00:43,418
‫- نه بابا، جدی؟‬
‫- آره‬

15
00:00:43,443 --> 00:00:45,794
‫بعدش هم اون افتضاح توی سالن ناخن‌کاری‬

16
00:00:45,837 --> 00:00:48,916
‫فقط سه تا ناخنش رو لاک زده بودن که زد بیرون.‬
‫ نمی‌دونم دیگه‬

17
00:00:48,941 --> 00:00:50,818
‫- گذاشتی بره؟‬
‫- سعی کردم جلوش رو بگیرم...‬

18
00:00:50,842 --> 00:00:53,553
‫مطمئنی می‌خوای باهاش ازدواج کنی، نوآ؟‬
‫تحملش یه‌کم سخته‌ها‬

19
00:00:53,636 --> 00:00:56,056
‫منم با دادن صندلیم به یکی دیگه‬
‫نزدیک بود همه‌چی رو خراب کنم‬

20
00:00:56,080 --> 00:00:57,991
‫نزدیک بود نوآ رو ممنوع‌الپرواز کنن‬

21
00:00:58,016 --> 00:01:01,186
‫می‌خوام خواستگاری کنم.‬
‫این خانم همراهم نباشه که نمی‌شه‬

22
00:01:01,211 --> 00:01:03,430
‫- جناب، این به من مربوط نیست‬
‫- حالا تو هم دیگه شریک جرمی‬

23
00:01:03,455 --> 00:01:05,833
‫نه، اصلاً... من شریک جرم شما نیستم‬

24
00:01:05,857 --> 00:01:08,318
‫تبریک می‌گم و خیلی برات خوشحالم‬

25
00:01:08,401 --> 00:01:10,211
‫- هوم‬
‫- دوستت دارم و بهت افتخار می‌کنم‬

26
00:01:10,236 --> 00:01:11,480
‫اینم فقط به این خاطر نمی‌گم که‬

27
00:01:11,505 --> 00:01:14,967
‫الان از نظر کاری یه‌کم از تو موفق‌ترم‬

28
00:01:14,991 --> 00:01:17,118
‫- معلومه که نه‬
‫- البته واقعیت داره‬

29
00:01:17,143 --> 00:01:18,915
‫دلیلش اینه که سال‌ها‬

30
00:01:18,940 --> 00:01:21,965
‫نمی‌تونستم تصور کنم یه روزی نامزد کنی‬

31
00:01:21,990 --> 00:01:24,018
‫راستش رو بخوای، چند دهه‬

32
00:01:24,042 --> 00:01:25,376
‫دیگه چند دهه نه‬
‫شاید یه دهه‬

33
00:01:26,461 --> 00:01:27,645
‫نه، دو دهه‬

34
00:01:27,670 --> 00:01:29,422
‫راستی، بابت این‌که‬

35
00:01:29,446 --> 00:01:32,752
‫راز به این بزرگی رو این‌همه مدت لو ندادم،‬
‫قابلی نداشت‬

36
00:01:32,777 --> 00:01:35,613
‫کاش قیافه‌ت رو وقتی فهمیدی می‌دیدی.‬
‫محشر بود‬

37
00:01:35,637 --> 00:01:38,431
‫- بهترین روز زندگی‌م بود‬
‫- هوم‬

38
00:01:38,455 --> 00:01:43,460
‫اینم ماجرای نامزدشدنم با نامزدم بود‬
‫« هیچ‌کس این را نمی‌خواهد »‬

39
00:01:43,485 --> 00:01:46,481
‫آره، معمولاً آدم‌ها‬
‫با نامزدشون نامزد می‌شن، می‌دونی؟‬

40
00:01:46,564 --> 00:01:49,150
‫خب، شما دوتا، واسه هرکدوم‌تون یه تکلیف دارم‬

41
00:01:49,174 --> 00:01:51,676
‫نه، نه، برای ما از این کلمه استفاده نکن‬

42
00:01:51,701 --> 00:01:53,348
‫ما از کسی تکلیف نمی‌گیریم‬

43
00:01:53,372 --> 00:01:56,842
‫با این حرفت دیگه مطمئن باش انجامش نمی‌دیم‬

44
00:01:56,866 --> 00:01:59,536
‫- خب، مورگان، مورگان، سلام، ببخشید‬
‫- سلام، چیه؟‬

45
00:01:59,560 --> 00:02:03,324
‫متن طرح کتابت چی شد؟ لازمش دارم!‬

46
00:02:03,349 --> 00:02:07,061
‫خب، فقط یه روز حسابی افتاده بودم روی دور نوشتن‬

47
00:02:07,086 --> 00:02:09,800
‫بعدش... خب، دیگه از دور افتادم‬

48
00:02:09,826 --> 00:02:11,211
‫این که اسمش روی دور افتادن نیست‬

49
00:02:11,236 --> 00:02:14,300
‫چرا، بود. بعد دیگه نبود.‬
‫ولی باشه، تو همه‌چی رو می‌دونی‬

50
00:02:14,384 --> 00:02:17,345
‫لطفاً دوباره بیفت روی دور نوشتن.‬
‫بهت ایمان دارم‬

51
00:02:17,370 --> 00:02:20,348
‫جوئن، هفته‌ی دیگه یه متخصص روابط عاطفی‬
‫مهمون برنامه‌ست،‬

52
00:02:20,373 --> 00:02:23,893
‫پس خاطرات قرارهای ناموفقت رو آماده کن‬

53
00:02:23,977 --> 00:02:26,437
‫فقط خرابکاری‌های خنده‌دار، نه چیزهای خیلی غم‌انگیز‬

54
00:02:26,521 --> 00:02:28,606
‫این حالت دستور دادنت خیلی رو اعصابه‬

55
00:02:28,630 --> 00:02:30,708
‫- موافقم، خیلی تو ذوق می‌زنه‬
‫- می‌دونم عاشقشید‬

56
00:02:30,733 --> 00:02:33,608
‫- نه، خیلی بده‬
‫- می‌خوام حس کسی رو بدم که تو تخت رئیسه‬

57
00:02:33,633 --> 00:02:36,072
‫- روی منم جواب نمی‌ده‬
‫- بیناست‬

58
00:02:36,096 --> 00:02:37,590
‫چی؟ آخ!‬

59
00:02:37,615 --> 00:02:39,325
‫- جواب بده، باید جواب بدی‬
‫- باشه، ساکت باش‬

60
00:02:39,350 --> 00:02:40,701
‫سلام، بینا‬

61
00:02:40,726 --> 00:02:43,222
‫جوئن، می‌خواستم تو و نوآ رو‬

62
00:02:43,246 --> 00:02:45,707
‫فرداشب برای شام دعوت کنم‬

63
00:02:45,732 --> 00:02:48,084
‫توی هر رستورانی که خودت دوست داری‬

64
00:02:48,168 --> 00:02:53,298
‫می‌خواید چهارشنبه بریم رستوران و گپ بزنیم؟‬

65
00:02:53,381 --> 00:02:55,300
‫آره، بدجوری‬

66
00:02:55,356 --> 00:02:57,569
‫می‌خوام بدونم روزت چطور گذشته،‬
‫زندگی‌ت چطور می‌گذره‬

67
00:02:57,594 --> 00:03:02,473
‫راستش، این روزها سعی می‌کنیم‬
‫توی خونه بمونیم و آشپزی کنیم،‬

68
00:03:02,557 --> 00:03:05,643
‫چون کلی مواد غذایی توی یخچال دارم که‬
‫باید مصرف‌شون کنم‬

69
00:03:05,727 --> 00:03:09,397
‫من که همیشه عاشق غذای خونگی‌ام.‬
‫پس میایم خونه‌ی شما‬

70
00:03:13,818 --> 00:03:14,861
‫هوم‬

71
00:03:15,361 --> 00:03:20,074
‫پس بالاخره فهمیدم وقتی مامانت قبولم کنه،‬
‫چه حسی داره‬

72
00:03:21,576 --> 00:03:23,578
‫شاید دیگه همه با هم بریم چادر بزنیم‬

73
00:03:23,661 --> 00:03:26,164
‫- یهودی‌ها اهل چادرزدن نیستن‬
‫- خدا رو شکر‬

74
00:03:26,748 --> 00:03:28,357
‫عاشق دوران نامزدی‌ام‬

75
00:03:28,750 --> 00:03:31,059
‫به‌خصوص همین اولش،‬

76
00:03:31,084 --> 00:03:34,339
‫که هنوز به عروسی فکر نمی‌کنی‬
‫یا درباره‌ش حرف نمی‌زنی‬

77
00:03:34,422 --> 00:03:36,216
‫آره، منم همین‌طور‬

78
00:03:36,299 --> 00:03:40,220
‫ولی... اگه قرار بود درباره‌ی عروسی حرف بزنیم...‬

79
00:03:40,303 --> 00:03:42,055
‫نه، نه‬

80
00:03:42,138 --> 00:03:44,515
‫- چون از بیشتر عروسی‌ها بدم میاد‬
‫- خب... آره‬

81
00:03:44,540 --> 00:03:46,726
‫همه‌شون زیادی رسمی و خشک‌ان‬

82
00:03:46,750 --> 00:03:49,211
‫- آره، باشه، ولی...‬
‫- نباید از این دوران لذت ببریم؟‬

83
00:03:49,235 --> 00:03:51,670
‫بیا فقط فرضی درباره‌ی عروسی‌مون حرف بزنیم‬

84
00:03:52,232 --> 00:03:55,526
‫فقط یاد عروسی‌هایی می‌افتم که رفتم‬
‫و چیزهایی که ازشون بدم میاد‬

85
00:03:55,550 --> 00:03:57,427
‫- آره، می‌دونم، منم همین‌طور‬
‫- می‌فهمی؟‬

86
00:03:57,452 --> 00:04:01,574
‫مثلاً خودمم دلم نمی‌خواد‬
‫زیر آفتاب بشینم و عرق بریزم‬

87
00:04:01,598 --> 00:04:04,552
‫اونم با عینک‌آفتابی؟‬
‫از تندی آفتاب ساعت چهار عصر چشم‌هام رو ریز کنم؟‬

88
00:04:04,577 --> 00:04:06,704
‫- حتماً باید شب باشه. این مورد قطعیه‬
‫- نه... باشه‬

89
00:04:06,788 --> 00:04:08,456
‫صددرصد. دستت رو بده‬

90
00:04:08,480 --> 00:04:10,600
‫بیا چشم‌هامون رو ببندیم. تو هم ببند‬

91
00:04:10,625 --> 00:04:11,809
‫چشم‌هامون رو ببندیم‬

92
00:04:11,834 --> 00:04:13,820
‫و خودمون رو تصور کنیم...‬

93
00:04:13,845 --> 00:04:14,871
‫هوم‬

94
00:04:14,896 --> 00:04:16,395
‫توی جای مورد علاقه‌مون‬

95
00:04:16,420 --> 00:04:17,545
‫باشه‬

96
00:04:17,569 --> 00:04:20,324
‫کنار آدم‌های موردعلاقه‌مون،‬
‫در حال خوردن غذای موردعلاقه‌مون‬

97
00:04:21,928 --> 00:04:23,972
‫خودمون رو توی یه فضای باز و قشنگ می‌بینم‬

98
00:04:24,055 --> 00:04:26,432
‫خب... من خانواده‌ت رو می‌بینم‬

99
00:04:27,809 --> 00:04:28,935
‫من خانواده‌ی تو رو نمی‌بینم‬

100
00:04:29,018 --> 00:04:31,145
‫خب... اون‌ها هم هستن‬

101
00:04:31,170 --> 00:04:32,181
‫باشه‬

102
00:04:32,206 --> 00:04:35,501
‫شمع‌های سفید روی زمین می‌بینم‬

103
00:04:35,525 --> 00:04:37,527
‫- اوه‬
‫- یه مسیر خاکی‬

104
00:04:37,610 --> 00:04:39,153
‫پابرهنه‌ایم‬

105
00:04:39,237 --> 00:04:41,364
‫یه جای دورافتاده توی کوهستانه،‬

106
00:04:41,388 --> 00:04:44,767
‫مهمون‌ها هم فقط یه جمع کوچیک و خودمونی‌ان‬

107
00:04:44,791 --> 00:04:46,895
‫مثلاً حدود پنجاه نفر‬

108
00:04:47,537 --> 00:04:49,222
‫آهان، فهمیدم دارم چی رو تصور می‌کنم‬

109
00:04:49,246 --> 00:04:50,272
‫چی؟‬

110
00:04:50,297 --> 00:04:51,840
‫فکر کنم عروسی جولیا رابرتز بود‬

111
00:04:55,044 --> 00:04:57,463
‫عروسی‌م مثل عروسی جولیا رابرتز می‌شه‬

112
00:04:59,299 --> 00:05:01,928
‫خب، دقیقاً اون عروسی‌ای نیست که توی ذهنم داشتم،‬

113
00:05:01,953 --> 00:05:06,249
‫ولی بس که عروسی سنتی برگزار کردم،‬
‫فکر کنم به همون‌ها عادت کردم‬

114
00:05:06,973 --> 00:05:08,433
‫ولی عروس تویی. روز خودته‬

115
00:05:08,516 --> 00:05:11,744
‫آره، واقعاً روز خودمه. البته روز تو هم هست‬

116
00:05:11,769 --> 00:05:16,858
‫نه، تو که این‌قدر ذوق داری،‬
‫منم می‌تونم یه‌کم متفاوت فکر کنم‬

117
00:05:17,859 --> 00:05:19,944
‫پس عروسی‌م مثل عروسی جولیا رابرتز می‌شه‬

118
00:05:21,738 --> 00:05:23,489
‫فعلاً همین‌قدر برنامه‌ریزیِ عروسی کافیه‬

119
00:05:23,573 --> 00:05:25,533
‫سه ماه دیگه دوباره درباره‌ش حرف می‌زنیم‬

120
00:05:30,038 --> 00:05:33,750
‫آره، به نظرم فقط باید به نوشتن ادامه بدی‬

121
00:05:33,833 --> 00:05:35,251
‫یه‌کم بیشتر بهش شاخ‌وبرگ بدی‬
‫چی؟‬

122
00:05:36,301 --> 00:05:38,338
‫یه بار دیگه بنویسش. این دفعه هم خوب بنویس‬

123
00:05:38,363 --> 00:05:39,480
‫ممنون از راهنمایی‌ت‬

124
00:05:39,505 --> 00:05:42,508
‫دفعه‌ی بعد حتماً به این فکر می‌کنم که خوب بنویسمش‬

125
00:05:42,533 --> 00:05:45,028
‫نمی‌دونم از من چی می‌خوای.‬
‫من که نویسنده نیستم‬

126
00:05:45,053 --> 00:05:47,305
‫حتماً توی لس‌آنجلس صدها گروه نویسندگی هست‬

127
00:05:47,329 --> 00:05:49,665
‫توی یکی‌شون عضو شو. اون‌ها بهتر از من بلدن‬

128
00:05:49,690 --> 00:05:51,059
‫- می‌تونم امتحانش کنم‬
‫- آره‬

129
00:05:51,142 --> 00:05:53,686
‫ای خدا، یعنی همه‌ی مردم دنیا دارن کتاب می‌نویسن؟‬

130
00:05:53,770 --> 00:05:55,855
‫این روزها با هرکسی قرارداد چاپ کتاب می‌بندن‬

131
00:05:55,938 --> 00:05:58,816
‫ببخشید، ولی امشب با همین پیراهن می‌ری سر قرار؟‬

132
00:05:58,841 --> 00:06:00,395
‫آره، پیراهن خوش‌شانسی‌مه‬

133
00:06:00,419 --> 00:06:02,504
‫نه، ساشا، ببخشید،‬

134
00:06:02,528 --> 00:06:04,970
‫ولی اونی که مجبوره نگاهت کنه، اصلاً خوش‌شانس نیست‬

135
00:06:04,995 --> 00:06:07,343
‫آخه خیلی بد لباس می‌پوشی‬

136
00:06:07,367 --> 00:06:09,994
‫چی می‌گی؟‬
‫تیپ زدن تنها کاریه که توش خوبم‬

137
00:06:10,018 --> 00:06:12,555
‫از قرار امشبت بگو. قضیه‌ی پاپی چیه؟‬

138
00:06:12,580 --> 00:06:14,877
‫وای، نمی‌دونم.‬
‫اخیراً اوضاع خیلی عجیب بوده‬

139
00:06:14,902 --> 00:06:17,686
‫فکر کنم فقط برای خلاص‌شدن از قرار دوم افتضاح‌مون،‬

140
00:06:17,710 --> 00:06:20,004
‫قبول کرد بریم قرار سوم‬

141
00:06:20,088 --> 00:06:22,799
‫ولی وقتی ازش پرسیدم، گفت "باشه"‬

142
00:06:22,882 --> 00:06:25,134
‫- هوم‬
‫- پس می‌شه قرار سوم‬

143
00:06:25,218 --> 00:06:26,761
‫می‌دونی که اینم یعنی چی‬

144
00:06:26,785 --> 00:06:30,823
‫وای خدا! با این‌که ازت بدش میاد،‬
‫قراره با هم سکس کنید؟‬

145
00:06:30,848 --> 00:06:33,110
‫- فکر کنم؟‬
‫- تجربه‌ش رو دارم‬

146
00:06:33,135 --> 00:06:36,389
‫- ای خدا، کلاً کنسلش کنم؟‬
‫- چی؟ نه!‬

147
00:06:36,788 --> 00:06:39,708
‫باید با یکی غیر از استر سکس کنی. واقعاً لازمه‬

148
00:06:39,732 --> 00:06:43,728
‫عالیه، چون ازش خوشت نمیاد.‬
‫چسب زخم رو یه‌ضرب بکن و خلاص شو‬

149
00:06:43,753 --> 00:06:47,007
‫نه، گفتم اون مدارک رو هرچه سریع‌تر بهم برسونن‬

150
00:06:47,032 --> 00:06:48,067
‫عجب آدمیه‬

151
00:06:48,091 --> 00:06:50,010
‫جناب؟ آقا، خیلی بلند حرف می‌زنید‬

152
00:06:50,034 --> 00:06:53,329
‫ببینید، خیلی بانمکید،‬
‫ولی هیچ‌کس نمی‌خواد مکالمه‌تون رو بشنوه‬

153
00:06:53,413 --> 00:06:54,414
‫واقعاً نمی‌خوایم‬

154
00:06:54,438 --> 00:06:56,398
‫واقعاً خیلی بانمکید... وای خدا!‬

155
00:06:56,422 --> 00:06:58,142
‫می‌دونی "هرچه سریع‌تر" یعنی چی؟‬

156
00:06:58,167 --> 00:07:00,044
‫به این معنی نیست که هر وقت دلت خواست‬

157
00:07:00,628 --> 00:07:03,589
‫- اصلاً نمی‌شنوی چی می‌گم‬
‫- وای خدا!‬

158
00:07:08,136 --> 00:07:11,055
‫چرا میریام بهت گفته ساشا با یکی قرار می‌ذاره؟‬

159
00:07:11,079 --> 00:07:12,657
‫فکر کنم نصفش از سر دلسوزی بود،‬

160
00:07:12,682 --> 00:07:15,076
‫نصفش هم برای این‌که تا جایی که می‌شه دلم رو بشکنه‬

161
00:07:15,101 --> 00:07:17,186
‫می‌فهمم. منم هنوز با مامانم همین‌طور رفتار می‌کنم‬

162
00:07:17,210 --> 00:07:18,996
‫دیگه از سن تو گذشته‬

163
00:07:19,021 --> 00:07:23,059
‫وایسا ببینم، حتماً درباره‌ی این زنه‬
‫از نوآ یه چیزهایی شنیدی‬

164
00:07:23,084 --> 00:07:25,212
‫- نه، من...‬
‫- ممنون‬

165
00:07:25,237 --> 00:07:26,296
‫خانم؟‬

166
00:07:26,320 --> 00:07:29,198
‫باشه. امشب می‌رن سر قرار سوم‌شون‬

167
00:07:32,618 --> 00:07:35,767
‫- وایسا، پس قراره...‬
‫- سکس کنه، آره‬

168
00:07:35,792 --> 00:07:38,641
‫ولی خبر خوب اینه که احتمالاً افتضاح می‌شه‬

169
00:07:38,666 --> 00:07:40,668
‫- تازه، خودتم مگه...‬
‫- نه!‬

170
00:07:40,751 --> 00:07:43,337
‫هیچی، صفر. کم‌تر از صفر‬

171
00:07:43,421 --> 00:07:45,548
‫اوضاع خیلی... خیلی داغونه‬

172
00:07:45,631 --> 00:07:47,929
‫این‌همه ذوق داشتم که با آدم‌های جدید آشنا بشم،‬

173
00:07:47,954 --> 00:07:51,905
‫ولی هرچی مردهای بیشتری می‌بینم،‬
‫از مردهای کم‌تری خوشم میاد‬

174
00:07:51,929 --> 00:07:55,558
‫کم‌کم حس می‌کنم اصلاً آدم مناسبی وجود نداره‬

175
00:07:55,582 --> 00:07:58,296
‫راستش، واقعاً نیست، ولی همون یه نفر کافیه‬

176
00:07:58,978 --> 00:08:02,607
‫راستی، تبریک می‌گم که مجوز مشاور املاک گرفتی‬

177
00:08:02,632 --> 00:08:03,726
‫خیلی باحاله‬

178
00:08:03,751 --> 00:08:05,419
‫ممنون. آره، خیلی راحت بود‬

179
00:08:05,443 --> 00:08:07,343
‫فقط رفتم توی سایت و "ثبت" رو زدم‬

180
00:08:12,742 --> 00:08:13,869
‫هوم‬

181
00:08:14,632 --> 00:08:16,656
‫- اون رو از کجا گرفتی؟‬
‫- مک‌کالز‬

182
00:08:16,681 --> 00:08:18,241
‫- ای وای‬
‫- از مویش نگرفتی؟‬

183
00:08:18,266 --> 00:08:21,310
‫این خیلی... طعمش خاصه‬

184
00:08:21,334 --> 00:08:22,752
‫چی توش ریختی؟‬

185
00:08:23,252 --> 00:08:24,879
‫اسمش نمکه‬

186
00:08:24,904 --> 00:08:25,998
‫آها‬

187
00:08:26,023 --> 00:08:28,025
‫خب، درباره‌ی چی حرف بزنیم؟‬

188
00:08:28,049 --> 00:08:31,002
‫امروز یه اتفاق خیلی خنده‌دار برام افتاد.‬
‫داشتم...‬

189
00:08:31,027 --> 00:08:33,530
‫اون برام مهم نیست.‬
‫بیاین درباره‌ی عروسی‌تون حرف بزنیم‬

190
00:08:33,554 --> 00:08:35,323
‫خب، پس برامون تله گذاشته بودین‬

191
00:08:35,347 --> 00:08:37,964
‫- نه، تله‌ای در کار نیست‬
‫- چرا، تله‌ست‬

192
00:08:37,971 --> 00:08:40,435
‫من و جوئن هنوز آماده نیستیم‬
‫درباره‌ی برنامه‌ریزی عروسی حرف بزنیم‬

193
00:08:40,460 --> 00:08:42,398
‫من می‌خوام ماجرای اون اتفاق خنده‌دار رو بشنوم‬

194
00:08:42,423 --> 00:08:44,124
‫من نمی‌خوام. ایلان!‬

195
00:08:44,148 --> 00:08:46,250
‫- به حرف مادرت گوش کن‬
‫- شاید ماجرای بامزه‌ای باشه‬

196
00:08:46,275 --> 00:08:47,335
‫خب، باشه‬

197
00:08:47,360 --> 00:08:50,613
‫من و نوآ فکر می‌کنیم هنوز خیلی وقت داریم...‬

198
00:08:50,637 --> 00:08:53,049
‫وقت نداریم. کلی فامیل مریض‌احوال داریم‬

199
00:08:53,074 --> 00:08:55,409
‫موریس سال‌هاست یه پاش لب گوره.‬
‫هر لحظه ممکنه تموم کنه‬

200
00:08:55,493 --> 00:08:57,370
‫مهم نیست. عروسی‌مون قراره جمع‌وجور باشه‬

201
00:08:57,453 --> 00:09:00,081
‫همچین چیزی ممکن نیست‬

202
00:09:00,105 --> 00:09:03,705
‫آخه یه عروسی خوب...‬
‫عروسی خوب همیشه باشکوهه‬

203
00:09:03,730 --> 00:09:05,811
‫- خب...‬
‫- سلام، سلام!‬

204
00:09:05,836 --> 00:09:08,089
‫مامان؟ بابا؟ شما اینجا چی کار می‌کنید؟‬

205
00:09:08,114 --> 00:09:09,315
‫من دعوت‌شون کردم‬

206
00:09:09,340 --> 00:09:12,093
‫نمی‌شه که بدون پدر و مادرت‬
‫درباره‌ی عروسی‌تون حرف بزنیم‬

207
00:09:12,176 --> 00:09:13,678
‫خیلی بی‌احترامی می‌شد‬

208
00:09:13,761 --> 00:09:16,722
‫ببخشید دیر کردیم. همه‌ش تقصیر این آقاست.‬
‫من مثل همیشه بی‌تقصیرم‬

209
00:09:16,806 --> 00:09:18,170
‫بین خودمون بمونه،‬

210
00:09:18,195 --> 00:09:20,661
‫ولی جراحی بلفم یه‌کم عوارض داشته‬

211
00:09:20,685 --> 00:09:23,639
‫وای نه، "بلف" سرطانه؟‬

212
00:09:23,664 --> 00:09:25,666
‫ای خدا، نه، پلک‌هاش رو عمل کرده‬

213
00:09:25,690 --> 00:09:27,388
‫- آماده‌اید؟‬
‫- اوه‬

214
00:09:27,900 --> 00:09:29,019
‫محشر شده، نه؟‬
‫بنازم‬

215
00:09:30,194 --> 00:09:31,396
‫این که همونه‬
‫نه، فرق کرده‬

216
00:09:32,655 --> 00:09:34,532
‫شاید یه‌کم...‬

217
00:09:34,945 --> 00:09:36,096
‫آهان‬

218
00:09:36,951 --> 00:09:38,844
‫- آره، همونه‬
‫- همون نیست‬

219
00:09:38,869 --> 00:09:41,998
‫کلی جوون‌ترم کرده.‬
‫قبلاً سه تا چین داشت. حالا یکی داره‬

220
00:09:42,081 --> 00:09:43,116
‫خیلی درد دارم‬

221
00:09:43,141 --> 00:09:47,896
‫صاحب‌های قبلی این خونه،‬
‫رابرت شاپیروی وکیل، موکی بتس،‬

222
00:09:47,921 --> 00:09:49,711
‫و البته بث برز بودن که به نظرم‬

223
00:09:49,736 --> 00:09:54,010
‫بین دو بازیگر سریالِ "دو دختر بی‌پول" سی‌بی‌اس،‬
‫بیشتر دست‌کم گرفته شده‬

224
00:09:54,034 --> 00:09:55,095
‫کجا موندی؟‬

225
00:09:55,595 --> 00:09:57,405
‫- جولیان؟ سلام‬
‫- سلام، این‌جام‬

226
00:09:57,430 --> 00:09:59,265
‫- ببخشید، داشتم...‬
‫- خب‬

227
00:09:59,290 --> 00:10:01,659
‫تصور می‌کردم این‌جا خوشحال می‌شم یا نه‬

228
00:10:01,684 --> 00:10:04,812
‫مثلاً اگه روی مبل نشسته باشم و بازی تماشا کنم،‬

229
00:10:04,837 --> 00:10:09,060
‫یکی هم شام دعوتم کنه،‬
‫می‌گم: "دلم می‌خواد خونه بمونم"؟‬

230
00:10:09,085 --> 00:10:13,255
‫یا پیش خودم می‌گم:‬
‫"اینجا دلگیره. باید بزنم بیرون"؟‬

231
00:10:13,279 --> 00:10:16,073
‫یه گزینه‌ی سوم هم هست،‬

232
00:10:16,097 --> 00:10:19,361
‫این‌که بری شام، ولی تمام مدت پیش خودت بگی:‬

233
00:10:19,386 --> 00:10:22,997
‫"کاش زودتر برگردم خونه‌ی راحت و قشنگم"‬

234
00:10:23,080 --> 00:10:25,082
‫پس فکر کنم در هر صورت باید شام رو برم‬

235
00:10:25,166 --> 00:10:27,460
‫نگفتم؟ شام رو حتماً باید بری‬

236
00:10:27,484 --> 00:10:30,070
‫- اجباریه. من که قانونش رو نذاشتم‬
‫- اجباریه، باشه‬

237
00:10:33,341 --> 00:10:35,426
‫یه چیز این خونه رو خیلی دوست دارم‬

238
00:10:35,509 --> 00:10:37,428
‫این منظره رو ببین‬

239
00:10:37,511 --> 00:10:40,514
‫باید شب ببینیش. واقعاً دیدنیه‬

240
00:10:41,432 --> 00:10:43,726
‫حس می‌کنم باید یه وقت دیگه برگردیم‬

241
00:10:44,518 --> 00:10:49,565
‫آره، می‌شه. یا می‌تونیم بمونیم تا شب از راه برسه‬

242
00:10:49,590 --> 00:10:52,318
‫نه بابا، الان گفتی "شب از راه برسه"؟‬

243
00:10:52,342 --> 00:10:54,086
‫- آره‬
‫- چه ترسناک‬

244
00:10:54,111 --> 00:10:57,006
‫با دخترهام دارم "بازی تاج‌وتخت" می‌بینم‬

245
00:10:57,031 --> 00:10:59,992
‫بهشون نگی این رو گفتم.‬
‫دیگه تا آخر عمر دست از سرم برنمی‌دارن‬

246
00:11:00,076 --> 00:11:03,454
‫نه، اگه یه روز دخترهات رو ببینم،‬
‫اولین چیزی که می‌گم قطعاً همینه‬

247
00:11:03,537 --> 00:11:05,373
‫- باشه‬
‫- راه دیگه‌ای برام نذاشتی‬

248
00:11:05,456 --> 00:11:11,921
‫منظورم این بود که برنامه‌ای ندارم و‬
‫یکی هم می‌تونه برامون شام بیاره‬

249
00:11:12,505 --> 00:11:14,131
‫مثلاً پیک سفارش غذا؟‬

250
00:11:14,215 --> 00:11:16,801
‫نه، طرف... یه‌جورایی آشپزه‬

251
00:11:16,884 --> 00:11:18,928
‫آشپز شخصی داری؟‬

252
00:11:19,011 --> 00:11:21,222
‫شاید. ولی من همون "نیک" صداش می‌کنم‬

253
00:11:21,305 --> 00:11:22,556
‫باشه‬

254
00:11:22,581 --> 00:11:25,851
‫این‌که گفتم همین‌جا با هم شام بخوریم، ترسناک بود؟‬

255
00:11:25,875 --> 00:11:28,690
‫نه، نه، فقط وقتی ترسناکه که جذاب نباشی‬

256
00:11:32,250 --> 00:11:35,587
‫قسم می‌خورم، یارو خیلی بلند حرف می‌زد‬

257
00:11:35,611 --> 00:11:38,422
‫من و دوستم گفتیم:‬
‫"بیا هر مزخرفی به ذهن‌مون رسید بگیم"‬

258
00:11:38,447 --> 00:11:40,574
‫شروع کردیم، ولی طرف اصلاً حالیش نبود‬

259
00:11:40,599 --> 00:11:42,952
‫دوستم زل زد توی چشم‌هاش‬

260
00:11:42,976 --> 00:11:46,663
‫و گفت:‬
‫"آقا، با این کارتون دنیا رو جای بدتری می‌کنید"‬

261
00:11:46,688 --> 00:11:48,431
‫- همین رو بهش گفت‬
‫- وای خدا‬

262
00:11:48,456 --> 00:11:52,229
‫یه‌کم تنده که همچین چیزی به کسی بگی‬

263
00:11:52,253 --> 00:11:54,230
‫نه، اون بود که بد رفتار می‌کرد‬

264
00:11:54,255 --> 00:11:57,466
‫عادیه مردم بلند حرف بزنن.‬
‫بابای من پشت تلفن داد می‌زنه. گوشش سنگینه‬

265
00:11:57,490 --> 00:12:00,736
‫- نمی‌گم بابات آدم خوبی نیست‬
‫- آدم فوق‌العاده‌ایه‬

266
00:12:00,761 --> 00:12:04,407
‫می‌گم اگه بابات همچین کاری می‌کرد،‬
‫صدای بلندش مزاحمت ایجاد می‌کرد‬

267
00:12:04,432 --> 00:12:05,467
‫برای بقیه‌ی مردم‬
‫همه‌مون توی یه جامعه زندگی می‌کنیم‬

268
00:12:06,990 --> 00:12:09,121
‫خودتم عضو همین جامعه‌ای و‬
‫داری سر اون آدم داد می‌زنی‬

269
00:12:09,145 --> 00:12:12,147
‫منظورم قواعد زندگی اجتماعیه.‬
‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

270
00:12:12,172 --> 00:12:13,959
‫من که وضع‌شون نکردم. از خودم درنیاوردم‬

271
00:12:13,983 --> 00:12:16,252
‫- من که از خودم درنیاوردم‌شون‬
‫- قواعد زندگی اجتماعی؟‬

272
00:12:16,277 --> 00:12:19,572
‫قواعد زندگی اجتماعی.‬
‫فکر کنم داستان رو درست تعریف نکردم‬

273
00:12:19,655 --> 00:12:23,200
‫الان میام خدمت‌تون.‬
‫وای، چقدر به هم میاید‬

274
00:12:23,344 --> 00:12:25,095
‫- ممنون‬
‫- جدی؟‬

275
00:12:25,119 --> 00:12:26,245
‫- اوهوم‬
‫- وای‬

276
00:12:27,788 --> 00:12:31,917
‫اینم تصوریه که از عروسی‌مون داریم،‬
‫به سبک جولیا رابرتز‬

277
00:12:32,001 --> 00:12:33,043
‫آهان‬

278
00:12:33,878 --> 00:12:35,594
‫پس توی یه محوطه‌ی باز بین درخت‌هاست‬

279
00:12:35,619 --> 00:12:37,441
‫آره، این‌ها فقط ایده‌های کلی‌ان‬

280
00:12:37,465 --> 00:12:39,084
‫چطور وسط درخت‌ها غذا سرو می‌کنید؟‬

281
00:12:39,109 --> 00:12:42,279
‫می‌خوایم پذیرایی رو بسپریم به رستوران‬
‫موردعلاقه‌مون توی فراگ‌تاون‬

282
00:12:42,303 --> 00:12:44,680
‫جایی به اسم فراگ‌تاون هم داریم؟‬

283
00:12:44,704 --> 00:12:46,298
‫متأسفانه بله‬

284
00:12:47,705 --> 00:12:50,300
‫می‌خواید شب توی فضای باز ازدواج کنید‬

285
00:12:50,811 --> 00:12:52,646
‫کلی پشه می‌ریزه سرتون‬

286
00:12:52,730 --> 00:12:54,106
‫راست می‌گه‬

287
00:12:54,190 --> 00:12:57,109
‫مشکل پشه‌ها توی لس‌آنجلس‬
‫داره خیلی شدیدتر می‌شه‬

288
00:12:57,193 --> 00:13:01,748
‫ولی می‌تونیم به خودمون‬
‫اسپری ضدحشره‌ی غیرسمی خوب بزنیم‬

289
00:13:01,773 --> 00:13:04,366
‫بوی بدش هم به‌زور حس می‌شه‬

290
00:13:04,992 --> 00:13:07,036
‫تازه، عملی هم نیست‬

291
00:13:07,119 --> 00:13:09,121
‫اگه حتماً می‌خواید فضای باز باشه...‬

292
00:13:09,622 --> 00:13:12,541
‫می‌تونم کمک کنم ایده‌تون عملی بشه.‬
‫حیاط پشتی قشنگ من چطوره؟‬

293
00:13:13,292 --> 00:13:15,770
‫خیلی مناسب یه مراسم باشکوهه‬

294
00:13:15,795 --> 00:13:16,921
‫من...‬
‫می‌دونید چیه؟‬

295
00:13:18,255 --> 00:13:23,719
‫فکر کنم ما دنبال یه جای یه‌کم رؤیایی‌تر بودیم‬

296
00:13:23,803 --> 00:13:28,808
‫وقتی جشن سالانه‌ی روس‌ها رو می‌گیریم،‬
‫حسابی رؤیایی می‌شه‬

297
00:13:28,833 --> 00:13:30,684
‫واقعاً که رؤیایی به نظر میاد‬

298
00:13:30,768 --> 00:13:32,603
‫- از اون مراسم عکس دارید؟‬
‫- آره‬

299
00:13:32,627 --> 00:13:34,997
‫نوآ، باید یه چیزی رو توی آشپزخونه چک کنم‬

300
00:13:35,022 --> 00:13:36,941
‫- چه جالب، منم داشتم...‬
‫- تو هم میای؟‬

301
00:13:37,024 --> 00:13:39,527
‫چیزی رو چک نمی‌کنن.‬
‫عکس‌ها رو ببینیم‬

302
00:13:39,610 --> 00:13:40,945
‫آلبوم داریم، خروارخروار‬

303
00:13:41,028 --> 00:13:42,947
‫وای، چه حال‌وهوای روسی‌ای داره‬

304
00:13:43,781 --> 00:13:46,283
‫- این فاجعه‌ست‬
‫- پدر و مادرت نباید ازت حمایت کنن؟‬

305
00:13:46,307 --> 00:13:48,093
‫فقط دوست دارن از خودشون حمایت کنن‬

306
00:13:48,118 --> 00:13:51,388
‫باید محکم روی حرف‌مون وایسیم.‬
‫تو معمولاً توی این کار استادی‬

307
00:13:51,413 --> 00:13:55,172
‫هستم، ولی حالا که مامانت‬
‫بالاخره داره باهام خوب رفتار می‌کنه،‬

308
00:13:55,197 --> 00:13:58,033
‫دلم نمی‌خواد دوباره بین‌مون جنگ و دعوا راه بیفته‬

309
00:13:58,963 --> 00:14:01,882
‫جوئن و نوآ، یه سورپرایز براتون دارم‬

310
00:14:01,906 --> 00:14:03,324
‫یه سورپرایز داره‬

311
00:14:05,087 --> 00:14:08,674
‫وای خدا! عمراً! اصلاً امکان نداره‬

312
00:14:08,705 --> 00:14:10,791
‫وای خدا، این دیگه چه بساطیه؟‬

313
00:14:15,585 --> 00:14:17,749
‫- سلام، چه خبر؟‬
‫- سلام...‬

314
00:14:17,774 --> 00:14:20,061
‫رسیدم جلسه‌ی گروه نویسندگی. الان اون‌جام‬

315
00:14:20,085 --> 00:14:24,548
‫ولی... ببخشید، نمی‌تونم خودم رو‬
‫راضی کنم برم داخل. واقعاً نمی‌تونم‬

316
00:14:24,572 --> 00:14:25,823
‫همه‌شون خیلی...‬
‫آره، دلگیرکننده‌ان؟‬

317
00:14:27,032 --> 00:14:31,453
‫آخه چرا آدم نمی‌تونه هم نویسندگی کنه،‬
‫هم درست لباس بپوشه؟‬

318
00:14:31,537 --> 00:14:33,247
‫نمی‌دونم. نمی‌تونن دیگه‬

319
00:14:33,831 --> 00:14:35,666
‫ولی تو از پسش برمیای. خیلی قوی‌ای‬

320
00:14:35,749 --> 00:14:39,795
‫می‌دونم، ولی جلوی آدم‌های بدتیپ کم میارم‬

321
00:14:39,879 --> 00:14:43,215
‫یکی‌شون کیف دوشی انداخته، آخه چرا؟‬

322
00:14:43,299 --> 00:14:44,842
‫بگذریم. قرارت چطور پیش می‌ره؟‬

323
00:14:44,925 --> 00:14:46,427
‫نمی‌دونم‬

324
00:14:46,510 --> 00:14:48,929
‫اگه بهترین قسمت قرار این باشه‬

325
00:14:48,953 --> 00:14:51,490
‫که بلند شه بره دست‌شویی، نشونه‌ی خوبیه؟‬

326
00:14:51,515 --> 00:14:55,227
‫ساشا، باید تمرکز کنی، خب؟‬
‫یادت نره هدفت چیه‬

327
00:14:55,311 --> 00:14:58,147
‫فقط یادت باشه پاپی حکم چسب زخم رو داره‬

328
00:14:58,230 --> 00:15:00,399
‫اون چسب زخمه؟‬
‫فکر کردم من چسب زخمم‬

329
00:15:00,482 --> 00:15:02,401
‫- چی؟‬
‫- بی‌خیال، بی‌معنی بود‬

330
00:15:02,425 --> 00:15:04,225
‫داره برمی‌گرده. باید قطع کنم‬

331
00:15:08,477 --> 00:15:09,718
‫"تاروت"‬

332
00:15:09,742 --> 00:15:11,493
‫خب، چه بامزه‬

333
00:15:11,517 --> 00:15:14,144
‫پس تصمیم گرفتی بری خونه؟‬

334
00:15:15,998 --> 00:15:18,626
‫آره، دیگه بسه.‬
‫از هم خوش‌مون نمیاد. مسخره‌ست‬

335
00:15:18,650 --> 00:15:21,770
‫پس قرار سوم این‌طوریه که تو یه اوبر می‌گیری‬

336
00:15:21,795 --> 00:15:23,397
‫و دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم‬

337
00:15:23,422 --> 00:15:25,049
‫- دقیقاً‬
‫- باشه‬

338
00:15:25,132 --> 00:15:26,508
‫اوه، همه‌چی روبه‌راهه؟‬
‫- نه‬
‫- نه، افتضاحه‬

339
00:15:27,628 --> 00:15:28,669
‫اوه‬

340
00:15:28,694 --> 00:15:30,612
‫♪ با تو، من... ♪‬

341
00:15:31,180 --> 00:15:33,515
‫♪ با تو، من... ♪‬

342
00:15:36,745 --> 00:15:38,872
‫این تاج مال خاله‌م مینکی بود‬

343
00:15:38,896 --> 00:15:42,399
‫تا آخر عمرش دائم‌الخمر بود،‬
‫ولی تاجش هنوزم قشنگه‬

344
00:15:42,483 --> 00:15:46,229
‫حال‌وهوای باحال استیوی نیکس رو داره.‬
‫شبیه کولی‌ها شدی‬

345
00:15:46,254 --> 00:15:49,257
‫فکر نکنم دیگه بشه گفت "کولی"،‬
‫ولی واقعاً شبیه‌شون شدی‬

346
00:15:49,281 --> 00:15:51,867
‫همه چک کنید کیف‌پول‌هاتون سر جاش باشه‬

347
00:15:51,898 --> 00:15:53,636
‫- لین!‬
‫- از دست تو، مامان‬

348
00:15:53,661 --> 00:15:57,039
‫شوخی کردم...‬
‫فکر کنم فقط معذب شدم‬

349
00:15:57,063 --> 00:15:58,974
‫خیلی قشنگ نشده؟‬
‫یه چیزی بگید دیگه‬

350
00:15:58,999 --> 00:16:01,710
‫آره، معلومه. همیشه هم قشنگه‬

351
00:16:01,794 --> 00:16:04,338
‫ولی مهم‌تر از همه، جوئن، خودت دوستش داری؟‬

352
00:16:04,982 --> 00:16:07,359
‫خب... من... یه‌کم سرم رو می‌خارونه‬

353
00:16:07,383 --> 00:16:08,717
‫نه، نمی‌خارونه‬

354
00:16:08,741 --> 00:16:10,861
‫خب، سر منه و می‌گم می‌خارونه‬

355
00:16:10,886 --> 00:16:12,673
‫ایلان، برو گوشیت رو بیار.‬
‫یه عکس بگیر‬

356
00:16:12,698 --> 00:16:14,074
‫باشه‬

357
00:16:14,098 --> 00:16:17,559
‫یه تیکه دیگه از اون کیک عصرونه‌ی‬
‫شکلاتیِ مارپیچی می‌خوام‬

358
00:16:18,394 --> 00:16:23,190
‫خب، من پلیس‌خوبه‌ام.‬
‫شما دوتا باید نقش پلیس‌بده رو بازی کنید‬

359
00:16:23,214 --> 00:16:25,091
‫- می‌خوای من پلیس‌بده باشم؟‬
‫- آره‬

360
00:16:25,116 --> 00:16:27,486
‫می‌تونم تهدید کنم سر اون چیز کوچولو رو می‌کَنم‬

361
00:16:27,569 --> 00:16:29,446
‫احتمالاً این دیگه زیادیه، ولی بابا...‬

362
00:16:29,530 --> 00:16:31,991
‫من بهتره پلیس‌خوبه باشم. همه عاشقمن‬

363
00:16:32,016 --> 00:16:33,902
‫نمی‌تونم سر این قضیه اعتبارم رو خراب کنم‬

364
00:16:33,927 --> 00:16:36,745
‫معلومه که پشتم واینمیستی،‬
‫چون هیچ‌وقت نمی‌خوای واقعاً واسم پدری کنی‬

365
00:16:36,769 --> 00:16:38,514
‫همیشه فقط می‌خوای اون رفیق بامزه باشی‬

366
00:16:38,539 --> 00:16:41,266
‫می‌گم:‬
‫"نمی‌خوای مثل مینکی یه الکلی بدبخت بشی"‬

367
00:16:41,291 --> 00:16:42,876
‫اون به خرافات اعتقاد داره‬

368
00:16:43,627 --> 00:16:45,379
‫- من...‬
‫- نه‬

369
00:16:46,005 --> 00:16:48,882
‫لازم نیست همیشه اون آدم بامزه‌ی لعنتی باشم.‬
‫از پسش برمیام‬

370
00:16:52,654 --> 00:16:54,531
‫- چه خبره؟‬
‫- مراقب باش‬

371
00:16:54,555 --> 00:16:57,234
‫چی کار می‌کنی؟ داری...‬
‫داره عکسم رو خراب می‌کنه‬

372
00:16:57,258 --> 00:16:58,559
‫قرار نیست عکسی گرفته بشه‬

373
00:16:58,584 --> 00:17:01,538
‫ظاهرش جالبه، ولی به سلیقه‌ی دخترم نمی‌خوره‬

374
00:17:01,562 --> 00:17:03,313
‫- حالا یه‌دفعه سلیقه پیدا کرده؟‬
‫- چه غلطا؟‬

375
00:17:03,397 --> 00:17:05,941
‫داری به سلیقه‌ی زن من توهین می‌کنی؟‬

376
00:17:06,025 --> 00:17:08,527
‫- زن من خوش‌سلیقه‌ترین آدم این مملکته‬
‫- آروم باش‬

377
00:17:08,551 --> 00:17:10,053
‫خشونت هیچ‌وقت راه‌حل نیست!‬

378
00:17:10,077 --> 00:17:13,424
‫به چشم‌هام دست نزن. می‌تونی بهم مشت بزنی،‬
‫ولی به چشم‌هام دست نزن!‬

379
00:17:13,449 --> 00:17:15,130
‫وایسا، نمی‌خوام بهت مشت بزنم‬

380
00:17:15,154 --> 00:17:17,573
‫بسه دیگه، آقایون، ای خدا‬

381
00:17:17,953 --> 00:17:22,493
‫جوئن جان، شاید این به سلیقه‌ت نخوره،‬
‫پس بریم سر موضوع‌های دیگه‬

382
00:17:22,518 --> 00:17:26,240
‫یه گل‌فروش اهل سن‌پترزبورگ می‌شناسم...‬

383
00:17:26,265 --> 00:17:29,298
‫نه، امشب دیگه برای عروسی برنامه نمی‌ریزیم، خب؟‬

384
00:17:29,323 --> 00:17:32,284
‫از این به بعد هم فقط خود من و جوئن‬
‫برای عروسی برنامه می‌ریزیم‬

385
00:17:33,594 --> 00:17:34,887
‫ای وای‬

386
00:17:35,387 --> 00:17:37,681
‫- داره خفه می‌شه؟‬
‫- گریه نکن، عزیزم‬

387
00:17:37,765 --> 00:17:40,142
‫دیدی چی کار کردی؟‬

388
00:17:40,166 --> 00:17:42,212
‫داری ادای گریه‌کردن درمیاری؟‬

389
00:17:44,980 --> 00:17:46,815
‫آره، آره، یه قطره اشک هم نریخته‬

390
00:17:51,545 --> 00:17:55,616
‫این باحاله. چه قشنگه!‬
‫ربطی به نویسندگی داره؟‬

391
00:17:55,699 --> 00:17:57,409
‫چیزی درباره‌ی نویسندگی نمی‌بینم،‬

392
00:17:57,493 --> 00:18:00,037
‫ولی این کارت می‌گه‬
‫قراره یه خانواده‌ی بزرگ داشته باشی‬

393
00:18:00,113 --> 00:18:05,802
‫ببین، این نمی‌تونه درست باشه،‬
‫چون اصلاً از این فکر خوشم نمیاد‬

394
00:18:05,827 --> 00:18:09,486
‫اینم می‌گه یه سفر هیجان‌انگیز در پیش داری‬

395
00:18:09,511 --> 00:18:13,193
‫خب، من کارتی می‌خوام که بگه نویسنده‌ام یا نه‬

396
00:18:13,217 --> 00:18:14,843
‫واقعاً دنبال جواب این سوالم‬

397
00:18:14,927 --> 00:18:16,887
‫نمی‌دونم برای این موضوع کارتی دارم یا نه‬

398
00:18:16,970 --> 00:18:22,559
‫خب، پس بازم کارت بکش.‬
‫حداقل ۶۵ تا کارت توی اون دسته هست‬

399
00:18:23,143 --> 00:18:24,812
‫اوه، دو جام‬

400
00:18:24,895 --> 00:18:27,598
‫این خیلی مهمه.‬
‫لعنتی، کارت دو جام نصیبت شده!‬

401
00:18:27,623 --> 00:18:29,709
‫وای، خب، یعنی چی؟‬

402
00:18:29,733 --> 00:18:31,276
‫یعنی...‬

403
00:18:31,360 --> 00:18:32,903
‫وای خدا، بده؟‬

404
00:18:34,113 --> 00:18:36,657
‫حواست این‌جاست؟‬
‫آهای، یعنی چی؟‬

405
00:18:36,740 --> 00:18:38,700
‫- یه کارت دیگه می‌کشم. اشکالی نداره‬
‫- باشه‬

406
00:18:38,784 --> 00:18:41,411
‫این کارت می‌گه‬

407
00:18:41,488 --> 00:18:44,402
‫توی مسیر درستی هستی،‬

408
00:18:44,427 --> 00:18:46,513
‫توی یه موقعیت مهم یا یه همچین چیزی‬

409
00:18:47,501 --> 00:18:50,170
‫تو هم همون چیزی رو می‌شنوی که من می‌شنوم؟‬

410
00:18:50,194 --> 00:18:51,772
‫- چون...‬
‫- فکر نکنم‬

411
00:18:51,797 --> 00:18:56,443
‫خب، پس این کارت داره می‌گه که‬
‫من یه نویسنده‌ی واقعی‌ام، درسته؟‬

412
00:18:56,468 --> 00:18:58,946
‫من یه نویسنده‌ی واقعی‌ام و‬
‫می‌تونم واقعاً نویسنده بشم،‬

413
00:18:58,971 --> 00:19:00,597
‫اگه فقط تمام تلاشم رو بکنم، نه؟‬

414
00:19:00,622 --> 00:19:04,386
‫- آره، همین رو می‌گه‬
‫- وای... خدای من‬

415
00:19:04,411 --> 00:19:05,412
‫یعنی من...‬

416
00:19:06,436 --> 00:19:08,939
‫این مثل جادوئه.‬
‫ببخشید، ولی تو جادوگری‬

417
00:19:09,023 --> 00:19:10,939
‫می‌دونستی؟ این دیوونه‌کننده‌ست‬

418
00:19:10,964 --> 00:19:12,415
‫خیلی ممنونم‬
‫- عجیبه‬
‫- ممنون‬

419
00:19:14,695 --> 00:19:16,363
‫- وایسا، این رو شنیدی؟‬
‫- نه‬

420
00:19:16,387 --> 00:19:18,249
‫قسم می‌خورم یه روح حس کردم‬

421
00:19:18,907 --> 00:19:22,494
‫بعد از طلاقم خیلی سفر کردم‬

422
00:19:22,578 --> 00:19:23,996
‫با این‌که دخترهام بزرگ شدن،‬

423
00:19:24,079 --> 00:19:27,166
‫هنوزم دلم می‌خواد جایی داشته باشن که‬
‫حس خونه رو بهشون بده‬

424
00:19:27,249 --> 00:19:28,876
‫آره، معلومه‬

425
00:19:29,543 --> 00:19:31,420
‫- می‌تونیم یه لحظه روراست باشیم؟‬
‫- آره‬

426
00:19:31,720 --> 00:19:34,398
‫قبول داری این خونه از همه‌ی خونه‌هایی که دیدی،‬

427
00:19:34,422 --> 00:19:36,191
‫کم‌تر حس خونه رو می‌ده؟‬

428
00:19:36,216 --> 00:19:38,719
‫- دخترهام از اینجا متنفر می‌شن‬
‫- آره، این خونه‌ای نیست که می‌خوای‬

429
00:19:38,744 --> 00:19:40,547
‫خوبه. این رو هم روشن کردیم‬

430
00:19:40,572 --> 00:19:43,825
‫یه‌کم برگردیم عقب. پس عاشق سفری...‬

431
00:19:43,849 --> 00:19:45,017
‫هوم‬

432
00:19:45,100 --> 00:19:47,936
‫هر روز صبح هم از روی میل خودت‬
‫تختت رو مرتب می‌کنی‬

433
00:19:48,020 --> 00:19:50,606
‫- آره‬
‫- پس تو هیچ عیب‌ونقصی نداری؟‬

434
00:19:50,689 --> 00:19:52,232
‫بعضی‌ها دوست دارن بدونن‬

435
00:19:52,316 --> 00:19:54,776
‫باورم نمی‌شه این رو گفتم‬

436
00:19:56,320 --> 00:19:58,030
‫به نظرم آدم خیلی جذابی هستی‬

437
00:19:58,113 --> 00:20:00,490
‫- بس کن، بس کن!‬
‫- هستی‬

438
00:20:00,514 --> 00:20:01,961
‫دیگه چی؟‬

439
00:20:02,439 --> 00:20:03,858
‫ام...‬

440
00:20:04,661 --> 00:20:09,112
‫خیلی خوشم میاد که مثل عروسک کوکی پرجنب‌وجوشی‬

441
00:20:10,167 --> 00:20:12,419
‫خیلی... دل‌نشینه‬

442
00:20:12,920 --> 00:20:14,338
‫خودتم می‌دونی دل‌نشینه‬

443
00:20:15,714 --> 00:20:19,343
‫خب، چون وقتی ازم تعریف می‌کنن،‬
‫دست‌وپام رو گم می‌کنم،‬

444
00:20:20,385 --> 00:20:23,388
‫اوف، بذار یه لحظه نفس بکشم‬

445
00:20:28,894 --> 00:20:30,354
‫خیلی‌خب‬

446
00:20:33,273 --> 00:20:37,152
‫درباره‌ی منظره راست می‌گفتی.‬
‫عجب منظره‌ایه‬

447
00:20:38,195 --> 00:20:39,571
‫با این حال،‬

448
00:20:40,239 --> 00:20:44,409
‫داشتن منظره‌ی شهر واقعاً برام اون‌قدر مهم نیست‬

449
00:20:44,493 --> 00:20:45,911
‫جدی؟‬

450
00:20:45,994 --> 00:20:49,706
‫پس چرا تا شب اینجا موندیم که منظره رو ببینیم؟‬

451
00:20:54,503 --> 00:20:57,130
‫♪ اعتراف می‌کنم، اعتراف می‌کنم ♪‬

452
00:20:57,965 --> 00:21:02,970
‫♪ هر لحظه که این لباس تنمه ♪‬

453
00:21:03,321 --> 00:21:07,811
‫♪ ذهنم یه لحظه آروم نمی‌گیره ♪‬

454
00:21:07,836 --> 00:21:09,137
‫اوه‬
‫♪ انگار تو ساخته شدی... ♪‬

455
00:21:10,269 --> 00:21:11,853
‫خیلی ممنون از همه‌تون‬

456
00:21:13,313 --> 00:21:15,107
‫♪ که از تنم درش بیاری... ♪‬

457
00:21:15,132 --> 00:21:18,193
‫یه کوکتل بدون الکلِ خوشمزه‌ی دیگه براتون بیارم؟‬

458
00:21:18,217 --> 00:21:20,344
‫- می‌خوای مست بشم؟‬
‫- آره‬

459
00:21:20,988 --> 00:21:23,073
‫نه، ممنون، نمی‌خوام‬

460
00:21:23,573 --> 00:21:26,596
‫هرچی امشب سر این میز گذشت رو شنیدم‬

461
00:21:27,286 --> 00:21:30,872
‫چه خجالت‌آور. نصیحتی چیزی برام نداری؟‬

462
00:21:31,540 --> 00:21:33,350
‫نه، چیز خاصی به ذهنم نمی‌رسه‬

463
00:21:33,375 --> 00:21:35,252
‫ولی یه چیزی هست که می‌خوام بگم‬

464
00:21:35,276 --> 00:21:36,501
‫خیلی‌خب‬

465
00:21:37,296 --> 00:21:38,964
‫من می‌تونم چسب زخمت باشم‬

466
00:21:39,047 --> 00:21:41,174
‫♪ تو منو به فکر انداختی ♪‬

467
00:21:41,258 --> 00:21:44,094
‫اگه شوخی می‌کنی، شوخی خیلی بی‌رحمانه‌ایه‬

468
00:21:44,177 --> 00:21:48,348
‫از شوخی متنفرم. اصلاً شوخ‌طبع نیستم.‬
‫ولی به نظرم خیلی بانمکی‬

469
00:21:49,474 --> 00:21:53,020
‫خب، از این خراب‌شده بریم بیرون؟‬

470
00:21:53,103 --> 00:21:54,730
‫♪ عاشق اینم که ران پام رو می‌بوسی ♪‬

471
00:21:54,813 --> 00:21:57,691
‫♪ هیچ کاری نمی‌تونه نظرم رو عوض کنه ♪‬

472
00:21:57,774 --> 00:22:00,986
‫حس می‌کنم توی این مراسم مثل یه غریبه می‌شم‬

473
00:22:01,069 --> 00:22:02,154
‫کنار گذاشته می‌شم‬

474
00:22:02,863 --> 00:22:04,448
‫اصلاً اجازه دارم با خودم مهمون بیارم؟‬

475
00:22:04,531 --> 00:22:07,534
‫من و جوئن حرف زدیم.‬
‫به نظرمون بهتره بابا رو هم بیاری‬

476
00:22:07,617 --> 00:22:09,494
‫خیلی خندیدیم‬

477
00:22:10,078 --> 00:22:13,040
‫می‌خوایم شما هم توی کارها شریک باشید، خب؟‬

478
00:22:13,065 --> 00:22:15,142
‫ایده‌ی اصلی مال ماست، ولی نظرتون هم برامون مهمه‬

479
00:22:15,167 --> 00:22:18,170
‫توی هر بحثی هم بخواید، می‌تونید شرکت کنید‬

480
00:22:18,253 --> 00:22:19,338
‫ممنون‬

481
00:22:19,921 --> 00:22:21,965
‫مامان، یه تیکه کیک دیگه می‌خوای؟‬

482
00:22:22,049 --> 00:22:23,925
‫- آره‬
‫- خب، بیا‬

483
00:22:27,044 --> 00:22:28,216
‫خب،‬

484
00:22:29,309 --> 00:22:30,867
‫براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم‬

485
00:22:30,891 --> 00:22:32,184
‫ممنون‬

486
00:22:32,294 --> 00:22:36,253
‫ولی اگه به یه دلیل عجیب،‬
‫یکی از ایده‌های افتضاح‌تون جواب نداد،‬

487
00:22:36,278 --> 00:22:38,540
‫دوباره می‌ریم سراغ ایده‌های من‬

488
00:22:38,565 --> 00:22:40,400
‫ایلان، بیا‬

489
00:22:45,155 --> 00:22:46,531
‫خیلی آموزنده بود‬

490
00:22:46,555 --> 00:22:49,072
‫آره، دقیقاً نمی‌دونم چی شد، ولی...‬

491
00:22:50,410 --> 00:22:52,245
‫فکر کنم امشب ما بُردیم‬

492
00:22:53,791 --> 00:22:54,974
‫شاید‬

493
00:22:54,998 --> 00:22:57,751
‫ببین، واقعاً بهت افتخار می‌کنم‬

494
00:22:57,834 --> 00:22:59,644
‫- مرسی‬
‫- بالاخره چسب زخم رو کندی‬

495
00:22:59,669 --> 00:23:02,798
‫منم بهت افتخار می‌کنم که نرفتی اون جلسه.‬
‫حیف خوشگلی تو بود‬

496
00:23:02,881 --> 00:23:04,216
‫می‌دونم‬

497
00:23:04,299 --> 00:23:08,804
‫خیلی راحت‌تر و بی‌خیال‌تر شدی.‬
‫کلاً عوض شدی‬

498
00:23:08,887 --> 00:23:10,347
‫اون فال‌گیر تاروت چی گفت؟‬

499
00:23:11,098 --> 00:23:12,641
‫خب...‬

500
00:23:13,433 --> 00:23:17,479
‫گفت من یه نویسنده‌ی واقعی‌ام‬
‫و از پسش برمیام، پس...‬

501
00:23:17,503 --> 00:23:18,796
‫- آره‬
‫- آره؟‬
‫می‌دونستم‬

502
00:23:19,965 --> 00:23:21,625
‫آره، می‌دونستی‬

503
00:23:21,650 --> 00:23:22,999
‫بعد، توی راه خونه،‬

504
00:23:23,024 --> 00:23:25,880
‫پشت‌سرهم ایده‌های خیلی خوبی به ذهنم رسید‬

505
00:23:25,904 --> 00:23:28,698
‫فکر کنم فهمیدم چطور طرح کتابم رو درست کنم‬

506
00:23:29,324 --> 00:23:31,368
‫آره، حس می‌کنم اوضاعم خوبه‬

507
00:23:33,120 --> 00:23:34,996
‫ولی فکر کنم باید یه‌کم بخوابم‬

508
00:23:35,080 --> 00:23:36,748
‫- باشه‬
‫- راستی!‬

509
00:23:36,832 --> 00:23:38,500
‫یه چیزی برات آوردم‬

510
00:23:38,583 --> 00:23:40,252
‫- چه باحال‬
‫- اینه‬

511
00:23:40,877 --> 00:23:41,878
‫هوم‬

512
00:23:42,921 --> 00:23:48,009
‫- این یعنی چی؟ چرا برای من آوردی؟‬
‫- نمی‌دونم. فقط دزدیدمش، پس...‬

513
00:23:48,033 --> 00:23:50,108
‫سلام، مامان. دیر اومدی خونه‬

514
00:23:50,262 --> 00:23:51,409
‫اوه!‬

515
00:23:51,721 --> 00:23:53,974
‫مهمونی انگار تمومی نداشت‬

516
00:23:54,057 --> 00:23:56,017
‫- بینا یه‌کم...‬
‫- آدم سختیه؟‬

517
00:23:56,101 --> 00:23:59,271
‫آره، آره، تازه یه‌کم هم...‬

518
00:23:59,295 --> 00:24:00,389
‫عین کابوسه؟‬

519
00:24:00,414 --> 00:24:02,583
‫راستش، واسه همینه که دوستش دارم‬

520
00:24:02,607 --> 00:24:05,318
‫- خب، می‌رم بخوابم. دوستت دارم‬
‫- دوستت دارم، عزیزم‬

521
00:24:05,402 --> 00:24:07,279
‫- شب به‌خیر‬
‫- شب به‌خیر‬

522
00:24:07,779 --> 00:24:08,989
‫اون چیه؟‬

523
00:24:09,072 --> 00:24:12,075
‫یه کارته که مورگان از فال‌گیر تاروت گرفته‬

524
00:24:12,159 --> 00:24:13,743
‫کارت دو جامه‬

525
00:24:13,827 --> 00:24:17,289
‫قوی‌ترین کارت عشق توی کل دسته‌ست‬

526
00:24:17,372 --> 00:24:19,749
‫خب، چرا داده به من؟‬

527
00:24:19,833 --> 00:24:21,460
‫وای خدا، اون...‬

528
00:24:22,669 --> 00:24:25,475
‫ساشا، باید خودم برات دو دوتا چهارتا کنم؟‬

529
00:24:25,964 --> 00:24:30,010
‫می‌دونم از مورگان خوشت میاد. می‌دونم‬

530
00:24:33,722 --> 00:24:35,891
‫♪ هوم ♪‬

531
00:24:35,974 --> 00:24:37,809
‫الکی انکارش نکن‬

532
00:24:38,643 --> 00:24:39,853
‫♪ هوم ♪‬
‫باشه‬

533
00:24:41,800 --> 00:24:42,878
‫انکار نمی‌کنم‬

534
00:24:43,000 --> 00:24:48,000
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.App ::.

535
00:24:48,024 --> 00:24:53,024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

536
00:24:58,371 --> 00:25:01,166
‫♪ وقتی فقط ده درصد شارژ برام مونده ♪‬

537
00:25:01,249 --> 00:25:03,543
‫♪ تو دوباره بهم جون می‌دی ♪‬

538
00:25:03,627 --> 00:25:07,380
‫♪ حالا وقتی هواپیما می‌شینه،‬
‫دیگه کسی نیست بهش پیام بدم ♪‬

539
00:25:07,464 --> 00:25:10,258
‫♪ یا موقع پرواز بهش زنگ بزنم ♪‬

540
00:25:10,342 --> 00:25:14,596
‫♪ راست، چپ، قدم‌های کوچیک ♪‬

541
00:25:14,679 --> 00:25:17,599
‫♪ خودم تکیه‌گاه خودم می‌شم ♪‬

542
00:25:17,682 --> 00:25:20,602
‫♪ این آخر راه نیست. تازه دارم خودم رو می‌سازم ♪‬

543
00:25:20,685 --> 00:25:22,521
‫♪ راست، چپ ♪‬

544
00:25:23,188 --> 00:25:27,943
‫♪ فعلاً دارم قدم‌های کوچیک برمی‌دارم ♪‬

545
00:25:29,486 --> 00:25:38,119
‫♪ قدم‌های کوچیک ♪‬

546
00:25:39,162 --> 00:25:43,250
‫♪ قدم‌های کوچیک ♪‬

547
00:25:44,626 --> 00:25:48,004
‫♪ قدم‌های کوچیک ♪‬
