WEBVTT

1
00:00:05.000 --> 00:00:06.500
‫آنچه در «مارشال ها» گذشت...

2
00:00:06.500 --> 00:00:08.500
‫اتاق تاریک، تهدیدهای ناشناخته.

3
00:00:08.500 --> 00:00:12.500
‫نگران بودم هول بشی،
‫مثل کاری که توی اون زیرزمین کردی.

4
00:00:12.500 --> 00:00:13.500
‫حالم خوبه.

5
00:00:13.500 --> 00:00:15.500
‫فراری ما یه تهدید تروریستی داخلی فعاله.

6
00:00:15.500 --> 00:00:18.500
‫ولی بعد از اینکه بهش چاشنی های
‫انفجاری رو که خواسته بود دادیم، غیبش زد!

7
00:00:18.500 --> 00:00:20.500
‫- پس اون عمل طبق مقررات چی شد؟
‫- ما به جواب رسیدیم.

8
00:00:20.500 --> 00:00:22.500
‫- خب، چیزی هم گم شده؟
‫- هشت بشکه آنفو.

9
00:00:22.500 --> 00:00:25.000
‫این حجم از مهمات برای نابود کردن
‫یه بلوک شهری کافیه.

10
00:00:25.000 --> 00:00:27.500
‫اجازه نمیدم هیچ بمبی توی
‫زمان مسئولیت من منفجر بشه.

11
00:00:31.500 --> 00:00:32.500
‫حرکت کن!

12
00:00:34.000 --> 00:00:42.000
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

13
00:00:48.316 --> 00:00:49.617
‫آندره آ.

14
00:00:49.717 --> 00:00:51.619
‫کیسی.

15
00:00:53.154 --> 00:00:55.223
‫آندره آ.

16
00:00:55.323 --> 00:00:57.225
‫آندره آ!

17
00:00:57.325 --> 00:00:58.659
‫حالت خوبه؟
‫زخمی شدی؟

18
00:00:58.759 --> 00:01:00.027
‫- هان؟ حالم خوبه.
‫- بچه ها...

19
00:01:05.699 --> 00:01:08.302
‫خدا رو شکر.

20
00:01:13.907 --> 00:01:16.444
‫رودی کارپنتر یه آشغال تمام عیاره.

21
00:01:16.500 --> 00:01:19.000
‫- با ساخته خودش از پا در اومد.
‫- زن سابقش شوخی نمیکرد...

22
00:01:19.000 --> 00:01:20.500
‫بی سر و صدا تسلیم نمیشد.

23
00:01:20.881 --> 00:01:22.583
‫این واقعیت که همه‌مون زنده هستیم...

24
00:01:22.683 --> 00:01:25.119
‫فقط یعنی اون بمب رو
‫با اون آنفوی سرقتی نساخته بود.

25
00:01:25.253 --> 00:01:26.754
‫پس اون لعنتی کجاست؟

26
00:01:26.887 --> 00:01:28.522
‫بیاید پخش بشیم و بگردیم.

27
00:01:28.622 --> 00:01:30.258
‫یالا.

28
00:01:46.807 --> 00:01:49.510
‫ون پاکه، بمبی در کار نیست.

29
00:01:51.745 --> 00:01:53.714
‫در هشت تا بشکه آنفو.

30
00:01:53.781 --> 00:01:55.416
‫اوهوم، ولی خبری از آنفو نیست.

31
00:01:55.516 --> 00:01:57.618
‫اینجا یه چیزی پیدا کردیم.

32
00:02:04.458 --> 00:02:05.893
‫رد تایر تازه.

33
00:02:05.959 --> 00:02:08.162
‫وزن خیلی زیادی بهشون فشار آورده.

34
00:02:08.996 --> 00:02:10.564
‫هوم.

35
00:02:11.332 --> 00:02:14.000
‫پس بمب رو اینجا سرهم کردن
‫و بعد با ماشین بردنش.

36
00:02:14.000 --> 00:02:18.500
‫بعید میدونم کارپنتر یه سلاح کشتار جمعی
‫سیار رو یه جا پارک کنه و به کارگاهش برگرده.

37
00:02:18.500 --> 00:02:20.500
‫این پایان همه چیز نبود.

38
00:02:20.500 --> 00:02:22.000
‫حتماً یه همدست داره.

39
00:02:22.000 --> 00:02:26.500
‫یکی داره با ماشین همین الان
‫این بمب رو جابجا میکنه...

40
00:02:26.500 --> 00:02:28.500
‫و ما هیچ ایده ای نداریم که هدف چیه.

41
00:02:30.000 --> 00:02:41.000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
[ CinemaFreak.App ]

42
00:02:51.000 --> 00:02:58.000
.:: telegram: @cinemaafreak ::.
.:: instagram: @cinema.freak ::.

43
00:02:58.000 --> 00:03:02.000
<font color="#ff9632"><i><b>‫[ مارشال ها ]
‫[ فصل دوم : قسمت پنجم ]</b></i></font>

44
00:03:05.000 --> 00:03:07.000
‫آره، تلاش برای متوقف کردن این
‫خیلی راحت تر میشد...

45
00:03:07.000 --> 00:03:10.400
‫اگه تنها منبع اطلاعاتمون
‫همین الان خودش رو نکشته بود.

46
00:03:10.491 --> 00:03:12.760
‫خب اون خودش مرگش رو انتخاب کرد، نه ما.

47
00:03:12.860 --> 00:03:15.696
‫به همین خاطر باید بیرون منتظر میموندیم.

48
00:03:15.796 --> 00:03:18.466
‫از کِی تا حالا نمیخوای به دل آتیش بزنیم؟

49
00:03:20.000 --> 00:03:25.500
‫ببین، کارپنتر امروز نزدیک بود
‫دخل هر دوتاتون رو بیاره، پس...

50
00:03:25.706 --> 00:03:28.141
‫لازمه کنار بکشی، درکت میکنم.

51
00:03:28.208 --> 00:03:31.879
‫اگه کسی حق کنار کشیدن داشته باشه،
‫اون تو هستی.

52
00:03:34.648 --> 00:03:37.285
‫تو آهن ربای دردسر هستی، گاوچرون.

53
00:03:38.000 --> 00:03:40.000
‫بهت هشدار داده بودم فاصله‌ت رو حفظ کنی.

54
00:03:40.000 --> 00:03:43.500
‫اون انفجار خیلی راحت تر از بقیه چیزهایی بود
‫که ازشون جون سالم به در بردم.

55
00:03:43.500 --> 00:03:44.500
‫مثلاً چی؟

56
00:03:49.897 --> 00:03:52.366
‫اون کسی که باید نگرانش باشی کال هست...

57
00:03:52.500 --> 00:03:56.500
‫چون اگه این بمب تبدیل به
‫یه اوکلاهاما سیتی دیگه بشه...

58
00:03:56.737 --> 00:03:59.907
‫اون تا آخر عمرش خودش رو سرزنش میکنه.

59
00:04:29.770 --> 00:04:31.972
‫هی، شماها حالتون خوبه؟

60
00:04:34.875 --> 00:04:36.444
‫اون این کار رو کرد؟

61
00:04:36.577 --> 00:04:40.548
‫نه، اصلاً خبر ندارم براکستون
‫کجا ممکنه اون رو دیده باشه.

62
00:04:41.715 --> 00:04:45.185
‫اگه برگرده، یه واحد مسلح میفرستم.

63
00:04:46.500 --> 00:04:47.500
‫باشه.

64
00:05:01.000 --> 00:05:03.000
‫ببین هری، تکنیسین های ما دارن روی تمام...

65
00:05:03.000 --> 00:05:05.000
‫همدست های شناخته شده
‫کارپنتر تحقیق میکنن، خب؟

66
00:05:05.000 --> 00:05:07.500
‫خیلی خب، اون مَرده ممکنه مُرده باشه،
‫ولی میراثش زنده میمونه...

67
00:05:07.500 --> 00:05:10.000
‫با هر نیت شومی که برای اون بمب داشت.

68
00:05:10.000 --> 00:05:12.500
‫دو روزه یه ‌بند بیدار هستم
‫و دارم روی این کار میکنم، باشه؟

69
00:05:12.546 --> 00:05:14.448
‫- ما داریم روش کار میکنیم.
‫- آه.

70
00:05:14.515 --> 00:05:16.984
‫مطمئنی توان این کار رو داری؟

71
00:05:17.500 --> 00:05:21.500
‫تکنیسین ها سری دوم اثر انگشت ها رو
‫از همه جای درپوش های آنفو پیدا کردن.

72
00:05:21.500 --> 00:05:23.000
‫شخصی به اسم درک مک کوی.

73
00:05:23.000 --> 00:05:26.500
‫چند تا سابقه جزئی داره،
‫ولی با پاول دنیلز همکلاسی بوده.

74
00:05:26.500 --> 00:05:30.500
‫وایسا، همون کسی که وقتی به ایست کمپ
‫حمله شد داشتیم تحت نظر میگرفتیم؟

75
00:05:30.500 --> 00:05:31.500
‫باشه.

76
00:05:32.332 --> 00:05:34.968
‫آره، اون میتونست کارپنتر
‫و مک کوی رو به هم معرفی کنه.

77
00:05:35.000 --> 00:05:37.500
‫خونه مک کوی توی ریدرزبرگه،
‫بین بوزمن و هلنا.

78
00:05:37.500 --> 00:05:38.500
‫اونجا منطقه کشاورزیه.

79
00:05:38.500 --> 00:05:40.500
‫اگه شانس بیاریم،
‫اون کامیون بمب گذاری شده رو...

80
00:05:40.500 --> 00:05:42.000
‫به اونجا برده و نه یه جای پر جمعیت.

81
00:05:42.000 --> 00:05:47.000
‫آره، هی بل یه هدف جدید برای زدن داریم خب؟
‫زود باش، باید سریع راه بیفتیم.

82
00:05:50.017 --> 00:05:51.318
‫پیدات کردم.

83
00:05:51.500 --> 00:05:53.500
‫خب، درک مک کوی با خانواده‌ش زندگی میکنه.

84
00:05:53.500 --> 00:05:55.000
‫پنج نفر دیگه، از جمله یه بچه.

85
00:05:55.000 --> 00:05:56.500
‫باید تیراندازیمون خیلی دقیق باشه.

86
00:05:56.500 --> 00:05:59.500
‫پس با تمام قوا به اون خونه هجوم می‌بریم،
‫تا همشون رو غافلگیر کنیم.

87
00:05:59.500 --> 00:06:02.000
‫یادتون باشه که مک کوی
‫مواد منفجره رو از یه استاد یاد گرفته.

88
00:06:02.000 --> 00:06:04.000
‫معلوم نیست چه تله هایی
‫اونجا کار گذاشته باشه.

89
00:06:04.000 --> 00:06:06.000
‫امیدوارم با حضور خانواده‌ش در محل،
‫احتمال اینکه...

90
00:06:06.000 --> 00:06:07.800
‫اگه محاصره شد خودش رو منفجر کنه، کمتر باشه.

91
00:06:07.800 --> 00:06:09.300
‫بمبی مثل این میتونه تاریخ رو عوض کنه.

92
00:06:09.300 --> 00:06:11.000
‫یالا، وقتی برای تلف کردن نداریم.

93
00:06:18.712 --> 00:06:20.247
‫- مارشال های ایالات متحده.
‫- هی!

94
00:06:20.500 --> 00:06:23.000
‫اون کیه؟
‫چه خبره؟

95
00:06:23.000 --> 00:06:25.000
‫- دست ها بالا، همین حالا!
‫- از خونه‌م برید بیرون.

96
00:06:25.000 --> 00:06:26.500
‫- همین حالا!
‫- از خونه‌م برید بیرون.

97
00:06:26.554 --> 00:06:29.122
‫- مامان، فقط به حرفشون گوش بده.
‫- فکر تکون خوردن هم نکن.

98
00:06:41.669 --> 00:06:44.572
‫زیرزمین پاکه، دارم میام بالا.

99
00:06:45.338 --> 00:06:47.040
‫دست ها بالا، مارشال های ایالات متحده!

100
00:06:47.140 --> 00:06:49.777
‫درک مک کوی کجاست؟
‫بیا اینجا.

101
00:06:52.713 --> 00:06:54.682
‫دست ها بالا، دست ها بالا.

102
00:06:58.218 --> 00:07:00.320
‫درک، کجاست؟

103
00:07:01.755 --> 00:07:03.190
‫جانی؟
‫جانی؟

104
00:07:03.256 --> 00:07:05.025
‫فراری!

105
00:07:08.662 --> 00:07:10.363
‫دارم به زیرزمین میرم.

106
00:07:27.548 --> 00:07:28.916
‫هی.

107
00:07:35.000 --> 00:07:38.000
‫فراری داره از پنجره زیرزمین بیرون میاد،
‫سمت جنوبی خونه.

108
00:07:38.091 --> 00:07:39.392
‫میگیرمش.

109
00:07:56.510 --> 00:07:58.812
‫فراری رو اون طرف محوطه زیر نظر دارم.

110
00:07:58.946 --> 00:08:02.215
‫به سراغش میرم
‫و ساختمون های اطراف رو میگردم.

111
00:08:11.925 --> 00:08:13.460
‫باشه، باشه.

112
00:08:13.527 --> 00:08:17.164
‫دنبال برادرت درک میگردیم، دیدیش؟

113
00:08:34.047 --> 00:08:36.950
‫کیسی، وضعیت اون فراری چیه؟

114
00:08:42.222 --> 00:08:44.524
‫اون پایین توی زیرزمین چی شد؟

115
00:08:44.592 --> 00:08:46.426
‫اوه، یکم گیج شدم.

116
00:08:46.560 --> 00:08:49.897
‫انگار ضربه انفجار بدتر از
‫چیزی بوده که فکر میکردم.

117
00:08:50.030 --> 00:08:53.601
‫ببین، دورین و جانی پیش ما هستن...

118
00:08:53.701 --> 00:08:56.469
‫مایک و اِما مک کوی هم همینطور،
‫ولی انگار هیچکدوم...

119
00:08:56.500 --> 00:08:59.500
‫از درک مک کوی خبری ندارن
‫یا نمیدونن داشته چیکار میکرده.

120
00:08:59.607 --> 00:09:02.743
‫این همون دخالت های همیشگی دولته.

121
00:09:02.876 --> 00:09:08.000
‫مثل وقتی که بانک و مأمور مالیات
‫همه زمین هامون رو از چنگمون در آوردن.

122
00:09:08.181 --> 00:09:10.550
‫شوهرم رو به کشتن دادن.

123
00:09:10.618 --> 00:09:14.454
‫اگه دنبال آدم های بله قربان گو هستید،
‫جای اشتباهی اومدید.

124
00:09:16.624 --> 00:09:18.025
‫تو چی، جانی؟

125
00:09:18.125 --> 00:09:19.760
‫اون از طرف همتون حرف میزنه؟

126
00:09:21.094 --> 00:09:22.295
‫اِما؟

127
00:09:26.099 --> 00:09:29.202
‫خبر داری برادر شوهرت ممکنه کجا باشه؟

128
00:09:30.070 --> 00:09:32.039
‫- نه.
‫- رودی کارپنتر.

129
00:09:32.139 --> 00:09:34.041
‫کسی این اسم به گوشش خورده؟

130
00:09:34.141 --> 00:09:36.509
‫- اون یه قهرمان لعنتیه.
‫- اوه.

131
00:09:36.610 --> 00:09:38.879
‫آره، قاتل آدم های بی گناه.

132
00:09:38.979 --> 00:09:42.349
‫آره، ولی با این حال حاضر هستید
‫کفش هاش رو لیس بزنید، مگه نه؟

133
00:09:45.500 --> 00:09:49.500
‫نمیدونم، شاید اگه به اتاق بازجویی ببریمشون،
‫بشه از زیر زبونشون حرف کشید.

134
00:09:49.500 --> 00:09:51.000
‫اونا هیچ وقت جلوی همدیگه حرف نمیزنن.

135
00:09:51.291 --> 00:09:54.294
‫یه دلیلی داره که کیسی
‫آدمش رو به اینجا برنگردونده.

136
00:09:54.427 --> 00:09:55.729
‫اون میدونه چطور جواب بگیره.

137
00:09:55.796 --> 00:09:58.265
‫ما داریم با زبون خوش پیش میریم، نه با زور.

138
00:09:58.331 --> 00:10:01.468
‫میدونید، درک آخرین باری
‫که حرف زدیم یه چیزی گفت.

139
00:10:02.435 --> 00:10:06.139
‫بهم گفت اخبار ساعت ۶ امشب رو تماشا کنم.

140
00:10:30.297 --> 00:10:33.500
‫کسی صدام رو میشنوه؟

141
00:10:42.009 --> 00:10:45.012
‫هی، زنده هستی؟

142
00:10:45.846 --> 00:10:48.515
‫پام، داغونش کردی.

143
00:10:52.853 --> 00:10:54.054
‫نباید فرار میکردی.

144
00:10:54.500 --> 00:10:59.000
‫یه دارودسته مسلح توی خونه‌ت بریزن،
‫تو بودی چیکار میکردی؟

145
00:11:00.928 --> 00:11:03.997
‫احتمالاً میموندم و برای خانواده‌م میجنگیدم.

146
00:11:04.097 --> 00:11:05.866
‫کدوم مک کوی هستی؟

147
00:11:05.966 --> 00:11:08.135
‫ویل.

148
00:11:10.337 --> 00:11:13.206
‫درک با یه کامیون پر از آنفو
‫داره چیکار میکنه؟

149
00:11:15.876 --> 00:11:18.011
‫گوش کن.

150
00:11:18.078 --> 00:11:21.715
‫اگه بگی کجاست، پات رو مداوا میکنم.

151
00:11:21.815 --> 00:11:23.016
‫روحم هم خبر نداره.

152
00:11:23.083 --> 00:11:26.386
‫من کیسه بوکس درک هستم، نه رفیقش.

153
00:11:27.187 --> 00:11:29.689
‫انگار وصله ناجور خانواده هستی؟

154
00:11:29.790 --> 00:11:32.425
‫مامانم بهم میگه بچه ضعیف خانواده.

155
00:11:42.836 --> 00:11:44.805
‫ریزش آوار لوله گاز رو قطع کرده.

156
00:11:44.905 --> 00:11:47.574
‫باید ما رو از اینجا بیرون بیاری،
‫اینجا جهنمه.

157
00:11:49.509 --> 00:11:51.078
‫نه.

158
00:11:53.981 --> 00:11:57.217
‫جهنم وقتیه که اون گاز
‫به این سیم لخت برق بخوره.

159
00:11:57.951 --> 00:12:01.121
‫منظورم اینه که من و جانی
‫به ندرت با درک حرف میزنیم.

160
00:12:02.000 --> 00:12:06.500
‫یعنی سعی میکنیم فاصله‌مون رو حفظ کنیم،
‫به خاطر میسون، پسرمون.

161
00:12:06.500 --> 00:12:08.000
‫میسون چند سالشه؟

162
00:12:08.628 --> 00:12:10.730
‫ده سال.

163
00:12:10.831 --> 00:12:12.232
‫امروز خونه یکی از دوست هاشه.

164
00:12:12.332 --> 00:12:16.269
‫اوم، آدم های زیادی دارن
‫زیر یه سقف زندگی میکنن.

165
00:12:16.369 --> 00:12:18.438
‫وصلت با این خانواده سخت بود؟

166
00:12:18.571 --> 00:12:20.440
‫آره.

167
00:12:20.540 --> 00:12:22.242
‫از بچگی جانی رو میشناختم.

168
00:12:22.309 --> 00:12:24.778
‫از اون موقع تا حالا
‫با این آدم ها گیر افتادم.

169
00:12:24.878 --> 00:12:26.313
‫عجب.

170
00:12:27.214 --> 00:12:30.317
‫خب، لابد فکر میکنی راه فراری نیست.

171
00:12:31.952 --> 00:12:34.387
‫خودم میدونم چه حسی داره.

172
00:12:34.500 --> 00:12:38.500
‫آدم شروع به فکر کردن به تمام
‫انتخاب هایی میکنه که میتونسته داشته باشه.

173
00:12:39.659 --> 00:12:42.762
‫میدونی، برای اینکه انقدر احساس تنگنا نکنی.

174
00:12:44.664 --> 00:12:46.934
‫اون وقت یه نگاه به پسرم میندازم و میفهمم...

175
00:12:47.000 --> 00:12:50.804
‫دقیقاً چرا و چطور دارم
‫همه اینا رو تحمل میکنم.

176
00:12:55.000 --> 00:13:00.500
‫اگه درک موفق بشه،
‫میسون بقیه عمرش رو باید در حال فرار باشه...

177
00:13:00.647 --> 00:13:03.316
‫از اسم و رسم مک کوی.

178
00:13:05.685 --> 00:13:07.320
‫من هیچی نمیدونم.

179
00:13:07.420 --> 00:13:09.556
‫من نمیدونم.

180
00:13:10.523 --> 00:13:12.025
‫قسم میخورم.

181
00:13:24.504 --> 00:13:27.074
‫داستان غم انگیزی بود که تعریف کردی.

182
00:13:27.174 --> 00:13:29.576
‫خب میدونی، فقط...

183
00:13:31.011 --> 00:13:33.246
‫بداهه پردازی تاکتیکی.

184
00:13:34.214 --> 00:13:36.183
‫فقط دارم سعی میکنم ارتباط برقرار کنم.

185
00:13:37.550 --> 00:13:40.053
‫این اواخر از همه درد و رنج هام برات گفتم.

186
00:13:44.491 --> 00:13:47.194
‫لازم نیست چیزی رو از من مخفی کنی.

187
00:13:57.737 --> 00:13:59.706
‫باید برای بیرون رفتن از اینجا
‫با هم همکاری کنیم.

188
00:13:59.806 --> 00:14:02.910
‫اصلاً راه نداره که بتونم روی پام وایسم.

189
00:14:03.043 --> 00:14:06.713
‫آره، این اولین مشکلیه که قراره حلش کنیم.

190
00:14:10.783 --> 00:14:13.186
‫انگار قراره اینجا بابت
‫کاری که درک کرده بمیرم.

191
00:14:13.253 --> 00:14:15.222
‫اون عوضی هفته پیش باعث شد
‫کارم رو از دست بدم.

192
00:14:15.322 --> 00:14:17.357
‫چطوری این کار رو کرد؟

193
00:14:17.457 --> 00:14:19.392
‫توی یه تعمیرگاه مکانیکی میکنم.

194
00:14:19.492 --> 00:14:21.394
‫یه هفته با یه کامیون پیداش شد...

195
00:14:21.494 --> 00:14:24.364
‫تمام روز ازم کار کشید تا مجانی
‫روی سیستم تعلیقش کار کنم...

196
00:14:24.431 --> 00:14:27.968
‫برای همین به کارهای اصلیم نرسیدم.
‫همین باعث شد اخراج بشم.

197
00:14:30.203 --> 00:14:31.804
‫چجور کامیونی بود؟

198
00:14:33.573 --> 00:14:35.275
‫من، یادم نمیاد.

199
00:14:42.649 --> 00:14:46.786
‫خب در مورد تو، مادر همیشه بهتر میدونه.

200
00:14:47.554 --> 00:14:50.723
‫حتی اگه میخواستم هم، نمیتونم کمکی کنم.

201
00:14:50.790 --> 00:14:53.160
‫اگه پات رو جا بندازیم، شانس بیشتری داری.

202
00:14:53.260 --> 00:14:54.394
‫وایسا...

203
00:14:54.494 --> 00:14:56.829
‫آخ!

204
00:15:02.869 --> 00:15:04.704
‫حالت چطوره؟

205
00:15:06.273 --> 00:15:09.442
‫جانی دست به سرم کرد.

206
00:15:09.542 --> 00:15:11.911
‫آره، خب...

207
00:15:13.546 --> 00:15:15.648
‫منظورم وضعیت سرت بود.

208
00:15:16.749 --> 00:15:20.253
‫گفتی اون انفجار حسابی تکونت داده.

209
00:15:20.320 --> 00:15:22.755
‫آره، هنوز داشتم گیجیم رو می‌پروندم.

210
00:15:25.000 --> 00:15:30.000
‫اون بمب باعث شد توی زیرزمین
‫همون خونه ای که دیدیم اونطور بترسی؟

211
00:15:30.130 --> 00:15:33.133
‫حالم خوبه.

212
00:15:33.233 --> 00:15:36.436
‫ولی اگه جواب ها رو پیدا نکنیم،
‫تیم به مشکل میخوره.

213
00:15:36.536 --> 00:15:38.705
‫تمرکز کن، بل.

214
00:15:41.000 --> 00:15:44.500
‫میدونم چه حسی داره که
‫دولت به معیشتت گند بزنه...

215
00:15:44.500 --> 00:15:47.000
‫ولی این حمایت از قتل عام رو توجیه نمیکنه.

216
00:15:47.000 --> 00:15:49.500
‫میخوای خانواده‌ت از این ماجرا
‫جون سالم به در ببرن؟

217
00:15:49.500 --> 00:15:51.000
‫حرف بزن.

218
00:15:52.852 --> 00:15:56.656
‫مدام دارم بهت میگم، چیزی برای گفتن ندارم.

219
00:15:56.756 --> 00:15:58.558
‫قربان.

220
00:16:00.058 --> 00:16:07.500
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

221
00:16:09.000 --> 00:16:10.500
‫هی!

222
00:16:10.500 --> 00:16:14.000
‫هی، من بهت دستور مستقیم دادم که درگیر نشی.

223
00:16:14.000 --> 00:16:15.500
‫- اون به من حمله کرد.
‫- اوهوم.

224
00:16:15.500 --> 00:16:19.500
‫این دقیقاً همون سناریوی بمب ساعتیه
‫که بازجویی فنی رو ایجاب میکنه.

225
00:16:19.500 --> 00:16:22.000
‫اگه بخوای به این خانواده زور بگی، مایلز...

226
00:16:22.000 --> 00:16:25.000
‫اون وقت با مجازاتی خیلی بدتر
‫از پشت میز نشینی روبرو میشیم.

227
00:16:25.118 --> 00:16:27.754
‫فهمیدی؟
‫حالا از اینجا ببرش.

228
00:16:29.589 --> 00:16:31.491
‫بلندش کن.

229
00:16:37.664 --> 00:16:39.499
‫حالت خوبه؟

230
00:16:39.500 --> 00:16:41.500
‫آره، چی دستگیرت شد؟

231
00:16:41.500 --> 00:16:43.500
‫خب، شروع به تحقیق درباره خانواده کردم...

232
00:16:43.500 --> 00:16:50.000
‫و رابطه ای بین جانی و نقشه
‫بمب گذاری پیدا کردم : شغلش.

233
00:16:50.000 --> 00:16:52.500
‫اون دیسپچر ترابری اسپرینگ لنده؟

234
00:16:52.500 --> 00:16:57.000
‫تنها مجموعه ای که مجوز توزیع آنفو
‫بین تأمین کننده های منطقه رو داره...

235
00:16:57.000 --> 00:16:59.719
‫از جمله محوطه ای که کارپنتر
‫محموله‌ش رو از اونجا دزدید.

236
00:16:59.852 --> 00:17:04.500
‫وایسا، پس جانی میتونسته به برادرش
‫و کارپنتر آمار داده باشه تا بتونن بدزدنش؟

237
00:17:04.524 --> 00:17:08.095
‫اگه اون بمب منفجر بشه،
‫همین برای اعدام جانی کافیه.

238
00:17:08.228 --> 00:17:09.562
‫بیا همین رو توی صورتش بکوبیم.

239
00:17:09.662 --> 00:17:11.398
‫بیا سراغش بریم.

240
00:17:12.232 --> 00:17:14.867
‫وایسا، وایسا.

241
00:17:14.967 --> 00:17:17.237
‫وایسا، شنیدی؟

242
00:17:19.206 --> 00:17:21.074
‫یکی توی زیرزمینه.

243
00:17:48.000 --> 00:17:51.500
‫پس این بچه کل این مدت
‫اون پایین قایم شده بوده؟

244
00:17:51.500 --> 00:17:53.500
‫- دیگه چی از قلم افتاده؟
‫- پاکسازی طبق ضوابط بود.

245
00:17:53.500 --> 00:17:55.200
‫انگار این کار همیشه بهترین نتیجه رو نمیده.

246
00:17:55.500 --> 00:17:58.000
‫ببینید، میسون وقتی از خونه دوستش برگشت...

247
00:17:58.000 --> 00:18:03.000
‫ما رو بیرون دید، و از پنجره زیرزمین
‫به داخل خزید تا به مخفیگاهش بره.

248
00:18:03.000 --> 00:18:04.000
‫باشه، خیلی خب...

249
00:18:04.000 --> 00:18:09.000
‫با توجه به رابطه جانی با این سرقت آنفو،
‫اون محتمل ترین همدستیه که داریم.

250
00:18:09.000 --> 00:18:10.000
‫جانی مثل یه دیوار سفته.

251
00:18:10.000 --> 00:18:11.500
‫اون اصلاً اعتراف نمیکنه.

252
00:18:11.500 --> 00:18:14.500
‫خب، بچه ها بیشتر از اون چیزی
‫که فکر میکنیم می‌بینن و میشنون.

253
00:18:16.763 --> 00:18:18.998
‫بذارید من باهاش حرف بزنم.

254
00:18:25.872 --> 00:18:28.107
‫همین تیری که اینجاست.

255
00:18:28.175 --> 00:18:30.210
‫اگه هر دومون فشار بدیم،
‫میتونیم یه شکاف باز کنیم.

256
00:18:32.679 --> 00:18:33.980
‫نمیتونم.

257
00:18:34.847 --> 00:18:36.683
‫خب، تعجبی نداره که برادرهات بهت زور میگفتن.

258
00:18:36.783 --> 00:18:38.017
‫اصلاً جربزه جنگیدن نداری.

259
00:18:38.117 --> 00:18:39.652
‫آره، همیشه همینطور بوده.

260
00:18:39.752 --> 00:18:41.954
‫ببین رفیق، من قرار نیست اینجا با تو بمیرم.

261
00:18:42.021 --> 00:18:44.023
‫یا بلند میشی یا اون یکی پات رو هم میشکنم.

262
00:18:44.157 --> 00:18:46.293
‫نمیتونم.

263
00:18:49.629 --> 00:18:51.631
‫من رو یاد برادر وسطیم میندازی.

264
00:18:52.500 --> 00:18:56.500
‫هیچ وقت با بقیه جور نبود،
‫همیشه هم اونی بود که حسابی کتک میخورد.

265
00:18:57.637 --> 00:18:59.138
‫خواهرم زندگیش رو جهنم کرده بود.

266
00:18:59.239 --> 00:19:01.107
‫خواهرش اذیتش میکرد؟

267
00:19:01.208 --> 00:19:02.542
‫من اونقدرا هم ذلیل نیستم.

268
00:19:02.675 --> 00:19:04.711
‫اون تو رو لقمه چپش میکنه.

269
00:19:04.811 --> 00:19:07.314
‫از تمام برادرهات بدجنس تره، تضمین میکنم.

270
00:19:07.380 --> 00:19:09.416
‫آره خب، برادرت چطوری دووم آورد؟

271
00:19:11.184 --> 00:19:13.220
‫دعوا توی ذاتش نبود.

272
00:19:14.020 --> 00:19:17.957
‫پس باید باهوش تر و حیله گرتر می‌بود.

273
00:19:19.000 --> 00:19:23.500
‫و در نهایت، از خانواده جدا شد
‫و راه خودش رو در پیش گرفت.

274
00:19:23.500 --> 00:19:28.500
‫نکته اینجاست که هیچ وقت
‫برای دفاع از خودت دیر نیست.

275
00:19:32.405 --> 00:19:35.107
‫هی، کایو.
‫تست بی سیم، تمام.

276
00:19:38.678 --> 00:19:40.680
‫داری چه غلطی میکنی؟

277
00:19:45.084 --> 00:19:49.188
‫تو پسر خیلی شجاعی هستی، میسون.

278
00:19:50.000 --> 00:19:55.000
‫میدونم چقدر میتونه ترسناک باشه
‫که غریبه ها اطراف خونه‌ت پرسه بزنن.

279
00:19:55.862 --> 00:19:57.430
‫میدونی، پسر من...

280
00:19:57.500 --> 00:20:03.500
‫اون واقعاً توی اتاقش یه چادر داره که
‫وقتی نیاز به امنیت داره به اونجا میره.

281
00:20:05.204 --> 00:20:09.075
‫وقتی از اوضاع این بالا خوشم نمیاد،
‫توی زیرزمین میرم.

282
00:20:10.500 --> 00:20:15.500
‫ببین میسون، منم واقعاً دلم میخواست
‫میتونستم اونجا توی زیرزمین بیام.

283
00:20:17.000 --> 00:20:22.500
‫چون یه نفر داره سعی میکنه
‫همین الان کار خیلی بدی انجام بده.

284
00:20:27.000 --> 00:20:35.000
‫داشتم فکر میکردم این اواخر توی خانواده‌ت
‫متوجه چیز متفاوتی شدی؟

285
00:20:35.000 --> 00:20:38.500
‫مثلاً اینکه، کسی با کسی دعوا کنه؟

286
00:20:39.000 --> 00:20:44.000
‫شاید مخفی کردن یه سری راز،
‫یا شاید هم کشیدن یه نقشه؟

287
00:20:44.210 --> 00:20:45.778
‫مطمئنی؟

288
00:20:47.447 --> 00:20:49.482
‫چون میدونی، درست مثل اون موقع هست.

289
00:20:49.500 --> 00:20:56.000
‫یادت میاد وقتی اختاپوس سعی کرد
‫باب اسفنجی رو نابود کنه؟

290
00:20:58.500 --> 00:21:00.000
‫یادته؟

291
00:21:02.061 --> 00:21:04.163
‫میسون.

292
00:21:05.000 --> 00:21:10.000
‫حس میکنم یه چیزی هست
‫که میخوای بهم بگی.

293
00:21:10.000 --> 00:21:12.000
‫نباید بگم.

294
00:21:13.139 --> 00:21:14.807
‫کی گفته؟

295
00:21:14.907 --> 00:21:16.142
‫عمو درک.

296
00:21:16.242 --> 00:21:18.010
‫گفت ممکنه باعث درد و رنج زیادی بشه.

297
00:21:19.512 --> 00:21:21.147
‫باشه.

298
00:21:24.116 --> 00:21:25.885
‫هی رفیق.

299
00:21:27.387 --> 00:21:29.121
‫من و تو...

300
00:21:29.221 --> 00:21:33.225
‫باید همین الان واقعاً شجاع باشیم.

301
00:21:34.000 --> 00:21:40.000
‫ازت میخوام حقیقت رو بگی
‫تا بتونم کمک کنم که کسی آسیبی نبینه.

302
00:21:42.000 --> 00:21:47.500
‫عمو درک گفت که داره میره،
‫ولی یه چیزی بود که لازم بود بدونم.

303
00:21:49.542 --> 00:21:51.544
‫بهم گفت که بابامه.

304
00:21:54.000 --> 00:21:58.000
‫این راز پدر بچه اِما رو
‫به نقطه ضعف ما تبدیل میکنه.

305
00:21:58.217 --> 00:22:00.920
‫پس کی قراره برگ برنده‌مون رو
‫علیه اون رو کنه؟

306
00:22:02.689 --> 00:22:04.624
‫بل قبلاً باهاش ارتباط گرفته.

307
00:22:04.691 --> 00:22:05.958
‫حسش واقعی بود.

308
00:22:06.058 --> 00:22:08.695
‫آندره آ بهترین بازجوی ماست.

309
00:22:10.129 --> 00:22:11.731
‫اون باید این کار رو بکنه.

310
00:22:14.567 --> 00:22:16.536
‫چرا تردید میکنی، دره؟

311
00:22:16.636 --> 00:22:18.705
‫امروز اصلاً رو فرم نیستم.

312
00:22:19.500 --> 00:22:22.500
‫ببینید بچه ها، ممکنه اِما آخرین شانس ما
‫برای رسیدن به جواب باشه.

313
00:22:22.500 --> 00:22:24.500
‫باشه؟
‫پس باید بهترین عملکردمون رو داشته باشیم.

314
00:22:24.500 --> 00:22:28.500
‫همین چند ساعت پیش ضربه سختی خورد،
‫و هنوز هم سرپاست.

315
00:22:28.500 --> 00:22:30.000
‫خب؟

316
00:22:31.317 --> 00:22:33.553
‫تو از پسش بر میای.

317
00:22:34.721 --> 00:22:36.856
‫به سراغشون برو.

318
00:22:37.500 --> 00:22:44.500
سینمافریک

319
00:22:45.565 --> 00:22:47.233
‫اوه، ببخشید.

320
00:22:48.134 --> 00:22:49.769
‫از این چیزها متنفر هستم.

321
00:22:50.000 --> 00:22:52.000
‫میدونم چقدر میتونن آزار دهنده باشن.

322
00:22:52.000 --> 00:22:53.500
‫ممنون.

323
00:22:53.500 --> 00:22:58.500
‫اِما، وقت زیادی ندارم،
‫پس سر اصل مطلب میرم، باشه؟

324
00:22:59.078 --> 00:23:01.147
‫در مورد تو و درک میدونم.

325
00:23:02.048 --> 00:23:03.282
‫چی رو؟

326
00:23:03.382 --> 00:23:06.052
‫اینکه درک پدر میسونه.

327
00:23:08.988 --> 00:23:10.957
‫درک داره به بقیه میگه که اون یه دروغگوئه.

328
00:23:11.057 --> 00:23:13.426
‫منم اگه جای تو بودم، عصبانی میشدم...

329
00:23:13.526 --> 00:23:16.162
‫ولی فکر کن اگه جانی این حرف ها رو
‫بشنوه چقدر شاکی میشه.

330
00:23:16.262 --> 00:23:17.797
‫درک آدم پست فطرتیه.

331
00:23:17.800 --> 00:23:19.500
‫برای همینه که من و جانی ازش فاصله میگیریم.

332
00:23:19.566 --> 00:23:22.101
‫شاید تو بگیری، ولی جانی نه.

333
00:23:22.201 --> 00:23:24.737
‫اون توی قضیه بمب به برادرش کمک کرد.

334
00:23:25.805 --> 00:23:27.807
‫از شغلش استفاده کرد تا برای درک...

335
00:23:27.907 --> 00:23:31.010
‫بشکه های مواد منفجره ای رو که
‫الان باهاش میچرخه، فراهم کنه.

336
00:23:31.110 --> 00:23:33.780
‫جانی هیچ وقت همچین کاری نمیکنه.

337
00:23:33.880 --> 00:23:38.300
‫ازت میخوام جانی رو متقاعد کنی
‫که بهمون بگه درک کجاست.

338
00:23:38.300 --> 00:23:40.500
‫اگه بتونه این کار رو بکنه،
‫میتونیم باهاش توافق کنیم...

339
00:23:40.587 --> 00:23:43.189
‫شاید نذاریم خانواده‌ت از هم بپاشه.

340
00:23:43.289 --> 00:23:46.826
‫تو اشتباه میکنی، درباره همه چیز.

341
00:23:46.926 --> 00:23:49.228
‫چیز دیگه ای نیست که بهت بگم.

342
00:23:52.699 --> 00:23:54.467
‫یالا.

343
00:23:54.534 --> 00:23:55.702
‫باید این مسیر رو باز کنیم.

344
00:23:59.371 --> 00:24:00.840
‫باشه.

345
00:24:03.710 --> 00:24:05.845
‫ایول.

346
00:24:24.531 --> 00:24:26.866
‫خیلی خب، یالا.

347
00:24:39.478 --> 00:24:41.147
‫- ممنون.
‫- باشه.

348
00:24:41.213 --> 00:24:44.150
‫- هی.
‫- هی.

349
00:24:44.250 --> 00:24:46.819
‫اون، خب...

350
00:24:46.886 --> 00:24:49.800
‫اون کامیونی که برای درک تعمیر کردی،
‫مدل و سازنده‌ش چیه؟

351
00:24:49.822 --> 00:24:51.891
‫بهت گفتم که، یادم نیست.

352
00:24:52.000 --> 00:24:53.000
‫بیخیال مرد، من...

353
00:24:53.000 --> 00:24:56.000
‫دارم راه خودم رو میسازم، درست مثل برادرت.

354
00:24:56.262 --> 00:24:58.831
‫یه چیزی رو یادم رفت درباره برادرم بهت بگم.

355
00:24:59.866 --> 00:25:02.535
‫اون اجازه داد آدم های اشتباهی
‫سرنوشتش رو رقم بزنن.

356
00:25:03.870 --> 00:25:06.739
‫تو هنوز فرصت داری
‫سرنوشت خودت رو رقم بزنی.

357
00:25:11.000 --> 00:25:15.000
‫اگه این بمب منفجر بشه،
‫تو و شوهرت همدست یه قتل عام میشید...

358
00:25:15.000 --> 00:25:17.000
‫میسون پدرش رو از دست میده...

359
00:25:17.000 --> 00:25:19.100
‫و جانی با این فکر که پسری داره،
‫همه چیزش رو می‌بازه.

360
00:25:19.185 --> 00:25:20.419
‫اوه، تو بیمار هستی.

361
00:25:20.486 --> 00:25:23.790
‫هستم، از بس که مثل تو رازی رو مخفی کردم.

362
00:25:24.500 --> 00:25:27.500
‫مخفی کردنش از آدم هایی که برام عزیز هستن،
‫دروغ گفتن و کتمان کردن.

363
00:25:27.500 --> 00:25:30.500
‫اونقدر قوی نیستم که حقیقت خودم رو بگم،
‫ولی میتونم حقیقت تو رو به جانی بگم.

364
00:25:30.500 --> 00:25:33.000
‫نه، خواهش میکنم این کار رو نکن...

365
00:25:34.934 --> 00:25:37.169
‫هر کاری میکنم تا جلوی این اتفاق رو بگیرم.

366
00:25:38.004 --> 00:25:39.672
‫میدونم که میکنی.

367
00:25:40.873 --> 00:25:44.476
‫درک هم این رو میدونه، مگه نه؟

368
00:25:45.900 --> 00:25:48.000
‫اون از میسون به عنوان
‫اهرم فشاری علیه تو استفاده کرد.

369
00:25:48.000 --> 00:25:50.000
‫مگه غیر از اینه؟

370
00:25:53.500 --> 00:25:56.000
‫جانی اصلاً دوست نداره که
‫ببینه دنیاش زیر و رو شده.

371
00:25:56.000 --> 00:25:57.500
‫هی، وایسا.

372
00:25:59.191 --> 00:26:01.761
‫درک با اشتباهی که در حقش کردم،
‫من رو شکنجه داد.

373
00:26:03.663 --> 00:26:06.365
‫و با باج گیری مجبورت کرد چیکار کنی؟

374
00:26:12.371 --> 00:26:15.341
‫من بودم که اطلاعات آنفو رو به درک دادم.

375
00:26:17.009 --> 00:26:20.012
‫اون مجبورم کرد وارد حساب دیسپچ جانی بشم.

376
00:26:20.146 --> 00:26:22.348
‫درک دیگه چی درباره نقشه‌ش بهت گفت؟

377
00:26:22.481 --> 00:26:24.516
‫جانی پدر خوبیه.

378
00:26:25.500 --> 00:26:30.000
‫بهم بگو، اون و میسون
‫میتونن پیش هم بمونن؟

379
00:26:32.291 --> 00:26:33.926
‫البته.

380
00:26:36.228 --> 00:26:37.228
‫آروم باش، آروم.

381
00:26:37.229 --> 00:26:38.698
‫کدوم گوری بودی، کویو؟

382
00:26:38.798 --> 00:26:42.568
‫هی، چرا روی بی سیم جواب نمیدادی پسر؟

383
00:26:42.669 --> 00:26:44.170
‫یه توقف کوتاه، رادیو خرابه.

384
00:26:44.270 --> 00:26:47.206
‫درک پشت فرمون یه کامیونت سفید جی اِم سیه.

385
00:26:48.000 --> 00:26:50.500
‫نمیخوام بدونم چطوری
‫اون اطلاعات رو گیر آوردی، خب؟

386
00:26:50.500 --> 00:26:52.000
‫فقط اون رو پیش بقیه خانواده بفرست...

387
00:26:52.144 --> 00:26:53.880
‫من خبر رو پخش میکنم.
‫زود باش، باهام حرف بزن.

388
00:26:54.000 --> 00:26:57.500
‫اِما میگه درک میخواد اون عوضی هایی رو
‫که زمین خانواده‌شون رو گرفتن، بکشه.

389
00:26:57.884 --> 00:26:59.385
‫اونا کی هستن؟

390
00:26:59.485 --> 00:27:02.689
‫بانک و امانت موریس توی هلنا
‫ملکشون رو مصادره کرده.

391
00:27:04.056 --> 00:27:07.126
‫اونجا ۵۰ مایل فاصله داره،
‫و وقتمون داره تموم میشه.

392
00:27:08.027 --> 00:27:10.229
‫باشه، در جریان میذارمتون جناب فرماندار.

393
00:27:10.362 --> 00:27:11.998
‫ممنون.

394
00:27:12.000 --> 00:27:14.000
‫کلانتر صحنه رو توی خونه
‫مک کوی ها تحت کنترل گرفته.

395
00:27:14.000 --> 00:27:15.500
‫مارشال های شما توی مسیر هلنا هستن.

396
00:27:15.601 --> 00:27:17.937
‫خیلی خب، گزارش تعقیب
‫اون خودرو رو پخش کردی؟

397
00:27:18.000 --> 00:27:20.500
‫یه کامیونت جی اِم سی سفید
‫از رایج ترین ها توی جاده.

398
00:27:20.500 --> 00:27:22.000
‫آه، خب حداقل هدف رو میشناسیم.

399
00:27:22.000 --> 00:27:24.000
‫پلیس محلی و ایالتی دارن
‫منطقه رو وجب به وجب میگردن.

400
00:27:24.010 --> 00:27:26.713
‫به بانک اطلاع داده شده.
‫دارن ساختمون رو تخلیه میکنن.

401
00:27:26.779 --> 00:27:31.500
‫یه ساعت غیبت میزنه و با اطلاعات
‫و یه مظنون لت و پار برمیگردی.

402
00:27:31.617 --> 00:27:32.952
‫بهت گفتم چی شد.

403
00:27:33.052 --> 00:27:36.422
‫توی یه چاله لعنتی توی
‫یه انبار در حال ریزش افتادی؟

404
00:27:36.522 --> 00:27:40.893
‫یعنی، یه همچین اتفاقی
‫فقط ممکنه بزای تو بیفته، کایو.

405
00:27:56.500 --> 00:27:59.000
‫کایو و دره، میخوام که وارد اون
‫پارکینگ طبقاتی بشید و بگردیدش.

406
00:27:59.000 --> 00:28:00.500
‫ما هم اطراف رو چک میکنیم.

407
00:28:00.579 --> 00:28:02.481
‫سمت شمال.

408
00:28:03.582 --> 00:28:05.985
‫هی، مردم رو ببرید عقب.
‫برید کنار، لطفاً.

409
00:28:07.053 --> 00:28:10.122
‫کمربند امنیتی جاده برقرار شد.

410
00:28:17.529 --> 00:28:19.966
‫اینجا یه چیزی پیدا کردیم.

411
00:28:20.066 --> 00:28:21.834
‫دریافت شد.

412
00:28:25.104 --> 00:28:26.338
‫داری چیکار میکنی؟

413
00:28:26.438 --> 00:28:29.208
‫واقعاً نمیشه از یه بمب
‫دو هزار پوندی قایم شد.

414
00:28:33.345 --> 00:28:35.547
‫اثری از راننده نیست؟

415
00:28:35.647 --> 00:28:38.751
‫ممکنه ضامن یا تایمر داشته باشه.

416
00:28:38.851 --> 00:28:41.287
‫- احتمالاً خود بمب گذاره.
‫- بگیرش.

417
00:28:41.353 --> 00:28:44.090
‫- گوشی رو بنداز زمین.
‫- هی، وایسا!

418
00:28:58.971 --> 00:29:00.639
‫این کامیون ما نیست.

419
00:29:01.440 --> 00:29:02.809
‫اینجا چیزی دستگیرمون نشد.

420
00:29:03.542 --> 00:29:06.012
‫آره، ما هم این طرف شانسی نداشتیم.

421
00:29:08.000 --> 00:29:11.500
‫این ساختمون تخلیه شده، از اینجا برو بیرون.

422
00:29:18.000 --> 00:29:21.000
‫منطقه پر از مأمورهای گشتیه،
‫و هیچکس هم چیزی ندیده.

423
00:29:21.000 --> 00:29:24.500
‫آره، این همون بانکیه که مزرعه مک کوی رو
‫مصادره کرده، هدف حتماً همینجاست.

424
00:29:24.500 --> 00:29:28.000
‫وقتی کسی سراغ زمین آدم میاد،
‫مسئله شخصی میشه.

425
00:29:28.000 --> 00:29:30.000
‫هدف قرار دادن یه ساختمون
‫شخصی به نظر نمیرسه.

426
00:29:30.000 --> 00:29:32.500
‫باید بفهمیم بانکدارهایی که
‫حکم مصادره رو دادن به کجا منتقل شدن.

427
00:29:32.500 --> 00:29:34.500
‫یه لحظه بهم وقت بدید.

428
00:29:35.407 --> 00:29:37.376
‫انگار داریم فقط تیر توی تاریکی میزنیم.

429
00:29:37.476 --> 00:29:39.846
‫فکر میکنی مک کوی ها دارن
‫خود بانکدارها رو شکار میکنن؟

430
00:29:40.000 --> 00:29:43.500
‫وقتی کسی سراغ خونه و معیشت آدم میاد،
‫مردم میخوان با مسبب بی عدالتی روبرو بشن.

431
00:29:43.682 --> 00:29:46.218
‫بچه ها، بانکدارهایی که اموال
‫این مک کوی ها رو مصادره کردن...

432
00:29:46.352 --> 00:29:51.000
‫اونا همین الان توی یه ضیافت هستن،
‫برای وام دهنده های برتر منطقه در هتل وکسلر.

433
00:29:51.223 --> 00:29:52.892
‫یه هتل پر از وام دهنده های استثمارگر؟

434
00:29:53.025 --> 00:29:54.393
‫یه هدف عالی برای مک کوی.

435
00:29:54.400 --> 00:29:56.000
‫ولی اونجا یک مایل با اینجا فاصله داره.

436
00:29:56.000 --> 00:29:57.500
‫آره جای اشتباهی هستیم، بیاید بریم.

437
00:30:11.500 --> 00:30:14.000
‫مطمئنی کار عاقلانه ایه که
‫تیم رو اینطوری جدا کنیم؟

438
00:30:14.000 --> 00:30:17.500
‫رفتن از مسیرهای جداگانه شانس ما رو
‫بیشتر میکنه تا کامیون مک کوی رو پیدا کنیم.

439
00:30:17.649 --> 00:30:20.552
‫هی کیسی، موازی با ما حرکت کن.

440
00:30:22.354 --> 00:30:24.756
‫مفهومه، توی این ترافیک زیاد
‫نمیشه تکون خورد.

441
00:30:25.000 --> 00:30:29.000
‫آره، هتل داره تخلیه میشه،
‫ولی یکم زمان می‌بره.

442
00:30:29.000 --> 00:30:32.000
‫امکان نداره همه بتونن از شعاع انفجار
‫خارج بشن، اون هم با بمبی به این بزرگی.

443
00:30:36.268 --> 00:30:37.669
‫ساعت سه.

444
00:30:38.537 --> 00:30:40.772
‫کامیون اتاق دار سفید.

445
00:30:42.500 --> 00:30:47.000
‫خیلی خب، اینجا یه هدف احتمالی داریم،
‫ولی نمیتونم...

446
00:30:47.000 --> 00:30:49.000
‫نمیتونم زاویه دید خوبی
‫روی راننده داشته باشم.

447
00:30:49.015 --> 00:30:52.751
‫درسته، دقیقاً اون طرف
‫ساختمونیه که کنارش هستید.

448
00:30:52.851 --> 00:30:55.854
‫- اونجا، دیدمش.
‫- ما هم راننده رو نمی‌بینیم...

449
00:30:55.955 --> 00:30:58.290
‫ولی همه چی جوره، نقشه چیه؟

450
00:30:58.390 --> 00:31:00.927
‫باید بدون اینکه بفهمه کامیون رو متوقف کنیم.

451
00:31:01.060 --> 00:31:02.861
‫آره.

452
00:31:02.962 --> 00:31:05.164
‫اگه توی ترافیک گیر کنه چی؟

453
00:31:05.998 --> 00:31:08.167
‫اگه چراغ ها قرمز بمونن...

454
00:31:09.368 --> 00:31:11.470
‫میتونیم از اینجا یه تیم
‫عملیاتی رو پوشش بدیم.

455
00:31:11.500 --> 00:31:13.000
‫آره، با مقر تماس بگیر خب؟

456
00:31:13.000 --> 00:31:16.200
‫بهشون بگو که به کنترل ترافیک بگن چراغ ها
‫درست همینجا توی این تقاطع خاموش بشه.

457
00:31:16.275 --> 00:31:20.500
‫هی کایو تو پیاده برو، فکر میکنی بتونی
‫بدون اینکه دیده بشی بهش برسی؟

458
00:31:20.500 --> 00:31:21.948
‫چون ببین...

459
00:31:22.000 --> 00:31:26.000
‫اگه متوجه تو بشه، چاشنی رو میزنه،
‫و کل این بلوک شهر رو منفجر میکنه.

460
00:31:26.000 --> 00:31:29.000
‫اون فقط آینه های بغل رو داره،
‫نمیتونه مستقیماً پشت ماشینش رو ببینه.

461
00:31:29.000 --> 00:31:32.500
‫آره، اگه همونجا بمونه میتونیم
‫با قرار گرفتن توی نقطه کورش بهش برسیم.

462
00:31:32.500 --> 00:31:33.559
‫انجامش میدن.

463
00:31:33.659 --> 00:31:34.994
‫خیلی خب، حله.

464
00:31:35.127 --> 00:31:37.563
‫و هی، هر کسی که به مک کوی شلیک میکنه...

465
00:31:37.663 --> 00:31:40.832
‫این شلیکیه که نتیجه‌ش تا آخر عمر
‫با همه ما میمونه، خب؟

466
00:31:41.667 --> 00:31:43.335
‫بزن بریم.

467
00:31:46.405 --> 00:31:50.542
‫مک کوی رو محاصره کردیم.
‫به حرکت ادامه بدید.

468
00:31:52.811 --> 00:31:55.047
‫فرمون رو بگیر.

469
00:31:56.547 --> 00:32:04.547
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

470
00:32:08.827 --> 00:32:12.364
‫باشه، من حواسش رو پرت میکنم،
‫تو با قدرت وارد شو.

471
00:32:16.935 --> 00:32:18.370
‫مایلز.

472
00:32:18.504 --> 00:32:21.273
‫به محض اینکه حرکت کردم،
‫دور بزن و آندره آ رو پوشش بده.

473
00:32:21.373 --> 00:32:24.076
‫مفهومه، با علامت تو آماده هستم.

474
00:32:25.644 --> 00:32:27.446
‫حرکت.

475
00:32:32.500 --> 00:32:34.000
‫دست هات رو نشون بده، دست ها بالا!

476
00:32:34.886 --> 00:32:36.255
‫بیا بیرون، مک کوی.

477
00:32:36.355 --> 00:32:38.290
‫این کار رو نکن، هی.

478
00:32:42.128 --> 00:32:43.395
‫هدف مهار شد.

479
00:32:43.529 --> 00:32:45.864
‫سریعاً یه واحد خنثی سازی بمب خبر کنید.

480
00:33:00.879 --> 00:33:03.749
‫معلوم نیست امروز جون چند تا
‫از اهالی مونتانا رو نجات دادی.

481
00:33:03.849 --> 00:33:06.518
‫روز راحتی بود.

482
00:33:09.888 --> 00:33:11.557
‫میدونم...

483
00:33:12.558 --> 00:33:14.426
‫که خیلی بهت سخت گرفتم.

484
00:33:14.560 --> 00:33:16.995
‫ولی تو کارت رو خوب انجام دادی، کال.

485
00:33:18.564 --> 00:33:20.899
‫دقیقاً همونطور که از پس این سرطان بر میای.

486
00:33:22.500 --> 00:33:26.500
‫حالا، آندره آ رو انتخاب میکنی یا آدم من رو
‫تا در غیاب من تیم رو اداره کنه؟

487
00:33:29.675 --> 00:33:31.277
‫این تیم توئه.

488
00:33:32.244 --> 00:33:34.380
‫پس تصمیمش با خودته.

489
00:33:39.918 --> 00:33:41.487
‫- بگیرش، بگیرش!
‫- نمیتونم.

490
00:33:41.587 --> 00:33:43.089
‫هی بچه ها، یه خبر دارم.

491
00:33:43.222 --> 00:33:44.590
‫اوه!

492
00:33:46.000 --> 00:33:52.000
‫خب، وقتی برای این جراحی به مرخصی میرم،
‫گیفورد ازم خواسته یه سرتیم موقت تعیین کنم.

493
00:33:52.931 --> 00:33:54.566
‫و، اوم...

494
00:33:55.401 --> 00:33:57.269
‫دره، تو فرماندهی رو به دست میگیری.

495
00:33:58.000 --> 00:33:59.500
‫چی؟ من، اوم...

496
00:33:59.500 --> 00:34:01.000
‫باید از این به بعد بهت بگم «رئیس».

497
00:34:01.207 --> 00:34:03.709
‫و اون هم باید روی «بچه ها» گفتنش کار کنه.

498
00:34:03.809 --> 00:34:05.344
‫تا ته دنیا باهات هستم، دختر.

499
00:34:10.782 --> 00:34:13.285
‫فقط به شرطی که خبری از زیرزمین نباشه.

500
00:34:15.087 --> 00:34:17.089
‫مسئولیت سنگینی بهم رسیده.

501
00:34:23.162 --> 00:34:25.063
‫هی.

502
00:34:25.164 --> 00:34:27.133
‫از پس این کار بر میاد، مگه نه؟

503
00:34:27.966 --> 00:34:29.735
‫آره.

504
00:34:29.801 --> 00:34:33.500
‫آره، وقت داری که راه و چاه رو یادش بدی.

505
00:34:35.341 --> 00:34:37.143
‫هی.

506
00:34:37.276 --> 00:34:40.179
‫اون از پسش بر میاد.

507
00:34:58.264 --> 00:35:03.000
‫داری سعی میکنی بهم ثابت کنی که میتونی
‫به همون راحتی که من پیدات میکنم پیدام کنی؟

508
00:35:03.001 --> 00:35:05.036
‫تحت تأثیر قرار نگرفتم.

509
00:35:05.837 --> 00:35:07.573
‫بچه‌م رو ترسوندی.

510
00:35:10.709 --> 00:35:15.000
‫این یعنی بریت دیگه مصونیت نداره.

511
00:35:18.550 --> 00:35:19.551
‫آره.

512
00:35:19.651 --> 00:35:22.954
‫از قضیه دخترت خبر دارم.

513
00:35:23.789 --> 00:35:27.500
‫یه پرونده نقض آزادی مشروط براش رد میکنم...

514
00:35:28.500 --> 00:35:35.500
‫اون وقت برای یه مدت
‫خیلی طولانی به زندان میره.

515
00:35:36.902 --> 00:35:39.738
‫پول رو بهت میدم، هر وقت جورش کنم.

516
00:35:40.000 --> 00:35:44.000
‫تا اون موقع، خانواده...

517
00:35:45.744 --> 00:35:49.147
‫خط قرمزه.

518
00:35:59.500 --> 00:36:04.000
‫جوری که اون رو مزه مزه میکنی
‫باعث میشه فکر کنم امروز روز راحتی نبوده.

519
00:36:05.500 --> 00:36:11.000
‫خب، اینکه دخترم اصطلاحات تکاوری بلغور میکنه
‫مسلماً اوضاع رو یکم بهتر میکنه.

520
00:36:13.004 --> 00:36:15.407
‫اخبار گفت نقشه بمب گذاری
‫توی هلنا خنثی شده.

521
00:36:17.409 --> 00:36:18.744
‫به نظر یه موفقیت میاد.

522
00:36:18.877 --> 00:36:20.412
‫آره.

523
00:36:21.413 --> 00:36:23.815
‫بردها وقتی با «اما و اگر» همراه میشن که...

524
00:36:24.583 --> 00:36:26.618
‫از همون اولش هم تقصیر خودم بوده باشه.

525
00:36:30.222 --> 00:36:32.291
‫برای همینه که اون اونجاست؟

526
00:36:34.693 --> 00:36:37.729
‫روز طولانی ای بود، هی.

527
00:36:37.796 --> 00:36:39.598
‫از روزت برام بگو.

528
00:36:39.698 --> 00:36:42.301
‫- اوه.
‫- یالا دیگه.

529
00:36:42.434 --> 00:36:44.336
‫باید یه جوری تعریفش کنم که بیدار بمونی.

530
00:36:44.436 --> 00:36:47.706
‫یعنی بد هم نمیشه، لطفاً.

531
00:36:47.773 --> 00:36:53.000
‫خب، تأمین کننده‌مون قیمت
‫دستمال های کوکتل رو بالا برد.

532
00:36:53.379 --> 00:36:55.581
‫بس کن.

533
00:36:58.083 --> 00:36:59.451
‫- وایت بر.
‫- چطوری؟

534
00:36:59.551 --> 00:37:00.919
‫عالی هستم.

535
00:37:01.019 --> 00:37:02.554
‫ممنون.

536
00:37:03.322 --> 00:37:06.500
‫هنوز نمیدونم چطور رین واتر رو برای
‫کشت ماریجوانا با خودت همراه کردی.

537
00:37:06.500 --> 00:37:08.927
‫همراه که چه عرض کنم.

538
00:37:08.994 --> 00:37:11.897
‫فقط موافقت کرد، حمایت مالی ای در کار نیست.

539
00:37:12.000 --> 00:37:16.000
‫ولی خب، شغل های جدید،
‫منبع درآمد تازه، برای مردم‌مون خیلی خوبه.

540
00:37:16.500 --> 00:37:18.500
‫دوست دارم حمایت تو رو هم داشته باشم.

541
00:37:18.500 --> 00:37:20.000
‫حمایت؟

542
00:37:20.400 --> 00:37:23.000
‫به عنوان مارشال، بعید میدونم
‫بتونم برات پاستیل ماریجوانا بفروشم.

543
00:37:23.000 --> 00:37:27.500
‫تازه، موی دماغ رین واتر شدن
‫هیچ سودی برام نداره.

544
00:37:27.500 --> 00:37:29.500
‫وگرنه چی؟

545
00:37:29.500 --> 00:37:33.000
‫دیگه ازت به عنوان ابزاری برای
‫پیشرفت سیاسیش استفاده نمیکنه؟

546
00:37:33.819 --> 00:37:35.654
‫تو لایق شنیدن حقیقت هستی...

547
00:37:35.754 --> 00:37:40.400
‫نه حرف های توخالی رئیسی که
‫وفاداریت رو میگیره و در عوض هیچی نمیده.

548
00:37:43.500 --> 00:37:50.500
‫شاید رعایت کردن چهارچوب ها
‫یکم سرعت پیشرفت رو کم کنه، ولی...

549
00:37:51.770 --> 00:37:53.472
‫هنوز مطمئن نیستم چه کمکی میتونم بهت بکنم.

550
00:37:55.500 --> 00:38:00.500
‫میتونی کاندیدهایی رو با ایده های جسورانه ای
‫برای آینده منطقه به همه معرفی کنی.

551
00:38:02.013 --> 00:38:03.715
‫میخوای برای ریاست با رین واتر رقابت کنی؟

552
00:38:03.849 --> 00:38:07.353
‫وقت تغییره، مایلز.

553
00:38:07.500 --> 00:38:11.500
‫و حمایت مردی که دخترهای
‫گمشده‌مون رو به خونه برگردوند...

554
00:38:11.500 --> 00:38:17.500
‫کسی که کارتل رو توی زمین های ما
‫ناکام گذاشت، خیلی اعتبار داره.

555
00:39:02.040 --> 00:39:03.442
‫سلام.

556
00:39:04.676 --> 00:39:06.244
‫ببخشید که بی خبر اومدم.

557
00:39:06.344 --> 00:39:09.448
‫خب، این بدترین کمینی نیست
‫که باهاش روبرو شدم.

558
00:39:09.548 --> 00:39:11.583
‫بیا تو.

559
00:39:15.000 --> 00:39:18.500
‫داشتی سر جمع و جور کردن گندی
‫که من با فراری دادن ویل بالا آوردم...

560
00:39:18.500 --> 00:39:19.500
‫به مرز کشته شدن میرفتی.

561
00:39:19.758 --> 00:39:22.461
‫این بخشی از همون شغلیه
‫که خودم انتخابش کردم.

562
00:39:24.000 --> 00:39:28.500
‫من دارم با تو دنبال فراری ها میگردم،
‫چون این کار از بی خوابی کشیدن بهتره...

563
00:39:28.800 --> 00:39:31.470
‫چون خواب، وقتی هم که سراغم بیاد...

564
00:39:33.338 --> 00:39:35.040
‫خیلی بدتره.

565
00:39:36.842 --> 00:39:38.544
‫کابوس می‌بینی؟

566
00:39:39.745 --> 00:39:42.280
‫بعضی وقت ها توی بیداری هم همینطوره.

567
00:39:43.615 --> 00:39:46.685
‫برای همین بود که امروز
‫توی اون زیرزمین خشکم زد.

568
00:39:47.553 --> 00:39:49.187
‫خاطرات تلخ کار؟

569
00:39:50.000 --> 00:39:51.000
‫قضایای خانواده کلگ...

570
00:39:51.000 --> 00:39:53.500
‫عمیق تر از چیزی که فکر میکردم
‫چنگال هاش رو توی وجودم فرو کرده.

571
00:39:53.500 --> 00:39:57.500
‫اوضاع اونقدر بد شده که رو آوردم
‫به اینکه فقط درباره قتل پدرم تحقیق کنم...

572
00:39:57.500 --> 00:40:00.500
‫تا بلکه اینطوری ذهنم آروم بگیره.

573
00:40:00.666 --> 00:40:02.400
‫اوهوم.

574
00:40:02.500 --> 00:40:07.500
‫اونقدر نگران نبردی بودم که کال درگیرشه،
‫که متوجه نشدم تو هم داری با خودت میجنگی.

575
00:40:08.500 --> 00:40:15.500
‫خیلی تلاش کردم که مخفیش کنم،
‫حتی از خودم، ولی نمیتونم.

576
00:40:16.114 --> 00:40:19.384
‫و حالا که کال کنار کشیده،
‫تو داری جاش رو میگیری.

577
00:40:19.485 --> 00:40:21.052
‫نگران هستی؟

578
00:40:22.921 --> 00:40:24.322
‫امیدوارم کمکی کنه.

579
00:40:24.422 --> 00:40:26.257
‫سکوت دشمن آدمه.

580
00:40:28.326 --> 00:40:32.230
‫خب، برای هرج و مرج جای درستی اومدی.

581
00:40:33.500 --> 00:40:37.000
‫اگه قرار نیست امشب بخوابی،
‫میتونم برات چای یا چیزی درست کنم؟

582
00:40:37.000 --> 00:40:38.000
‫حتماً.

583
00:40:38.500 --> 00:40:39.500
‫ممنونم.

584
00:40:56.500 --> 00:40:59.000
‫بابونه میخوای یا سیب و دارچین؟

585
00:41:00.000 --> 00:41:05.000
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
.::  CinemaFreak.App ::.
