WEBVTT

1
00:00:00.200 --> 00:00:16.000
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.

2
00:00:17.500 --> 00:00:25.500
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:00:33.240 --> 00:00:38.840
‫عهد و پیمان ما

4
00:02:21.120 --> 00:02:25.120
‫من اصلاً چه داستانی رو باید تعریف کنم؟
‫یه خرده دودلم.

5
00:02:25.280 --> 00:02:30.280
‫زندگی‌نامه یعنی داستان زندگیِ آدم،
‫و ما قراره همون روایتی رو پیدا کنیم —

6
00:02:30.440 --> 00:02:34.360
‫— که بتونی خودت رو توش ببینی،
‫روایتی که پاش وایسی و تاییدش کنی.

7
00:02:34.520 --> 00:02:38.840
‫من فقط اینجام تا کمکت کنم
‫که اون ناگفته‌ها رو بکشی بیرون.

8
00:02:39.000 --> 00:02:42.560
‫اصلاً هول نشو،
‫با آرامش و سرِ صبر پیش می‌ریم.

9
00:02:42.720 --> 00:02:46.760
‫کم‌کم خودش رو نشون میده،
‫اینکه چی باید تو کتاب بیاد و چی نیاد.

10
00:02:46.920 --> 00:02:49.040
‫- سلام یانه.
‫- سلام.

11
00:02:49.200 --> 00:02:55.600
‫ببخشید، خفن‌ترین ویراستار انتشارات
‫یادش رفت تو قهوه‌ساز آب بریزه!

12
00:02:55.760 --> 00:03:00.440
‫خیلی وقت بود چشم‌انتظار بودم
‫که شروع کنید به نوشتن این کتاب.

13
00:03:00.600 --> 00:03:03.960
‫فکر می‌کنم
‫کار خیلی هیجان‌انگیز و تکونی از آب دربیاد.

14
00:03:04.120 --> 00:03:07.360
‫- آره، می‌تونه.
‫- منم همین‌طور، آره.

15
00:03:07.520 --> 00:03:11.920
‫من یه جلسه تو شهر دارم،
‫ولی آخر هفته می‌بینمتون.

16
00:03:12.080 --> 00:03:15.200
‫هوای رزا رو داشته باش. فعلاً!

17
00:03:19.760 --> 00:03:25.360
‫- خب، سالاد رو هم ببر سر میز.
‫- باشه، الان می‌برم.

18
00:03:25.520 --> 00:03:30.440
‫- آماده‌اید واسه غذا بچه‌ها؟
‫- سلام دخترا.

19
00:03:30.600 --> 00:03:33.240
‫بله، بله، بزن بریم!

20
00:03:33.400 --> 00:03:37.600
‫بفرما یان، بشین.
‫بیا دیگه رفیق.

21
00:03:37.760 --> 00:03:42.880
‫یان، بشین یخ کرد غذا!
‫از سر صبح پامنبری وایسادم و عرق ریختم.

22
00:03:43.040 --> 00:03:45.920
‫یان، زبون به دهن بگیر یه
‫لحظه! خوش اومدید همگی.

23
00:03:46.080 --> 00:03:49.400
‫- به سلامتیت مردِ بزرگ!
‫- به سلامتی! خیلی خوش اومدید، صفا آوردید.

24
00:03:49.560 --> 00:03:54.240
‫- چقدر ماه شدی! تبریک می‌گم بهت.
‫- آره والا، مرد فوق‌العاده‌ایه.

25
00:03:54.400 --> 00:03:58.120
‫عاشقتونم،
‫دیدنتون بعد از این‌همه وقت روحمو تازه کرد.

26
00:03:58.280 --> 00:04:03.880
‫ببینید، از ته دل می‌گم،
‫شماها مهم‌ترین آدم‌های زندگی منید.

27
00:04:04.040 --> 00:04:06.268
‫من هیچ‌وقت فک‌وفامیل
‫درست‌حسابی نداشتم، واسه

28
00:04:06.280 --> 00:04:08.520
‫همین... خونواده‌ی واقعی
‫من شمایید، عاشقتونم.

29
00:04:08.680 --> 00:04:12.320
‫به سلامتی همه‌تون
‫که این‌همه مدت اخلاق گندِ منو تحمل کردید.

30
00:04:12.480 --> 00:04:15.520
‫آره والا، دمش گرم، بزن به سلامتیش!

31
00:04:25.840 --> 00:04:28.120
‫عشق قشنگ من.

32
00:04:28.280 --> 00:04:31.000
‫تولدت مبارک.

33
00:04:31.160 --> 00:04:35.440
‫همه‌مون خوب می‌دونیم
‫که تو چقدر آدم متواضع و خاکی‌ای هستی —

34
00:04:35.600 --> 00:04:38.028
‫— و البته چقدر خودت رو
‫عذاب میدی و خودتخریبی داری،

35
00:04:38.040 --> 00:04:40.240
‫و چقدرم از تعریف و
‫تمجید فراری‌ای و بدت میاد.

36
00:04:40.400 --> 00:04:43.455
‫ولی امشب دیگه این خبرا
‫نیست و راه فرار نداری،

37
00:04:43.467 --> 00:04:46.400
‫چون یه عالمه حرف
‫روی دلم مونده که باید بگم.

38
00:04:49.400 --> 00:04:55.080
‫اون موقعی که ما دوتا جلوی
‫کشیش وایساده بودیم، بهمون گفت —

39
00:04:55.240 --> 00:04:58.240
‫— که عشق یعنی یه عهد و پیمان.

40
00:05:00.320 --> 00:05:04.600
‫عشق یعنی پای حرفت موندن.
‫و تو سر این پیمان موندی.

41
00:05:04.760 --> 00:05:11.720
‫اسم تو باید روی تک‌تکِ
‫اون مدال‌هایی که من تو شنا بردم حک می‌شد.

42
00:05:11.880 --> 00:05:18.040
‫و وقتی دوران شنای حرفه‌ای من به آخر رسید،
‫و من سقوط کردم توی یه...

43
00:05:19.200 --> 00:05:23.600
‫آره، توی یه چاهِ وحشتناک،
‫توی اوجِ تاریکی و افسردگی...

44
00:05:23.760 --> 00:05:28.160
‫آره، این تو بودی که کنارم وایسادی
‫و منو دوباره برگردوندی سمت روشنایی و زندگی.

45
00:05:33.040 --> 00:05:38.560
‫- یادت نره بگی چقدرم بابای خوبیه!
‫- آره، دمت گرم یان، داشتم می‌گفتم.

46
00:05:38.720 --> 00:05:44.520
‫تو واسه «مو» بهترین بابای کل دنیایی.
‫عشق زندگی من و نورِ چشمم.

47
00:05:46.560 --> 00:05:49.320
‫«مو»، کلمه‌ی رمزت همین بود: نور!

48
00:05:51.400 --> 00:05:54.440
‫کمکت کنم بیاریش؟

49
00:05:54.600 --> 00:05:57.840
‫- اینم از این...
‫- نورِ زندگی من.

50
00:06:15.880 --> 00:06:17.680
‫بیا دیگه!

51
00:06:40.720 --> 00:06:43.480
‫بیا اینجا. باید بیای توم.

52
00:07:24.440 --> 00:07:27.680
‫تو از اون آدمایی هستی که باید
‫زندگینامه‌شون رو بنویسن و کتاب بشه.

53
00:07:27.840 --> 00:07:33.000
‫- آره، من و اوباما!
‫- لعنتی، چقدر تو شیرین و خواستنی‌ای آخه.

54
00:07:38.240 --> 00:07:41.240
‫بجنب دیگه، تنبلی نکن.
‫نمی‌خوایم باز مثل همیشه دیر برسیم.

55
00:07:41.400 --> 00:07:44.440
‫- صبح بخیر.
‫- سلام، صبح بخیر کلاوس.

56
00:07:54.720 --> 00:07:59.240
‫- نشستی داری چی می‌خونی این‌طوری؟
‫- کامنت‌های اینستاگرامه.

57
00:07:59.400 --> 00:08:03.680
‫- همه‌جا رو قلب بارون کردن.
‫- چی نوشتن مگه برات؟

58
00:08:03.840 --> 00:08:09.480
‫«تو زندگی بعدیم می‌خوام ماریا باشم.» «ما
‫فقط وقتایی ورزش می‌بینیم که ماریا مجریشه.»

59
00:08:09.640 --> 00:08:13.240
‫- آخ، چقدرم دوستم دارن این مردم!
‫- هیتر و بدخواه هم داری البته.

60
00:08:13.400 --> 00:08:17.120
‫نمی‌خوام صدامو دربیاری،
‫مهم اینه که تو عاشقم باشی.

61
00:08:17.280 --> 00:08:21.280
‫- بعضی وقتا!
‫- نخیر، باید همیشه عاشقم بمونی.

62
00:08:24.840 --> 00:08:27.440
‫- سلام.
‫- صبح بخیر.

63
00:08:31.840 --> 00:08:34.640
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

64
00:08:36.960 --> 00:08:38.960
‫- سلام.
‫- صبح بخیر.

65
00:08:46.320 --> 00:08:49.148
‫چشم‌انتظار مسابقات
‫قهرمانی شنای اروپا هستیم توی

66
00:08:49.160 --> 00:08:52.000
‫ماه آینده، با یه کاروانِ
‫درست‌حسابی از دانمارک.

67
00:08:52.160 --> 00:08:56.640
‫امیلی بکمن، خیلی خوش اومدی.
‫کی قراره واسه‌مون مدال بیاره امسال؟

68
00:08:56.800 --> 00:09:02.520
‫آمالی ریسینگ احتمالاً بهترین شانس ماست
‫واسه طلای صد متر آزاد.

69
00:09:02.680 --> 00:09:05.135
‫استارت و شیرجه‌ی اولیه‌ش
‫رو حسابی تقویت کرده.

70
00:09:05.147 --> 00:09:07.560
‫خودِ توام استارت‌هات
‫همیشه وحشتناک عالی بود.

71
00:09:07.720 --> 00:09:11.400
‫اتفاقاً یه ویدیوی کوتاه هم
‫از مسابقه‌ی خودت آماده کردیم.

72
00:09:12.400 --> 00:09:17.680
‫فینال ۵۰ متر پروانه.
‫امیلی بکمن یکی از مدعیان اصلی کسب مداله.

73
00:09:17.840 --> 00:09:22.680
‫یه استارت بی‌نظیر، طبق معمول.
‫امید خیلی زیادی به مدال دانمارک داریم.

74
00:09:22.840 --> 00:09:25.880
‫مامانم شنا رو بهم یاد داد.

75
00:09:26.040 --> 00:09:31.840
‫به‌زور چهار سالم می‌شد، و اون حسِ
‫شناور موندن روی آب —

76
00:09:32.000 --> 00:09:35.440
‫— و بعد لغزیدن توی آغوش گرمِ مادرم...

77
00:09:35.600 --> 00:09:39.400
‫و اون صدای ذوق‌زدگی و جیغم که: مامان
‫ببین، دارم شنا می‌کنم، دارم شنا می‌کنم!

78
00:09:40.520 --> 00:09:44.480
‫- آره.
‫- و پنج سالت که بود مادرت فوت کرد، درسته؟

79
00:09:44.640 --> 00:09:47.640
‫- آره، متاسفانه رفت.
‫- درسته.

80
00:09:49.240 --> 00:09:55.320
‫بعد از اون دیگه موندیم من و بابا و استخر
‫شنا. همه‌ی دنیامون همین بود که با هم بودیم.

81
00:09:55.480 --> 00:10:00.520
‫نفس بگیر، روی آب سُر بخور. حرکت
‫باید بی‌نقص و اتوماتیک تو بدنم می‌نشست.

82
00:10:00.680 --> 00:10:06.760
‫آره، و بعدش یهو به خودم اومدم و دیدم
‫قهرمان مسابقات باشگاه کوچیکمون شدم.

83
00:10:06.920 --> 00:10:12.320
‫بعدشم پامون به مسابقات کشوری باز شد،
‫و اونجا هم همه‌رو درو کردم و بردم.

84
00:10:12.480 --> 00:10:17.960
‫آره، منِ فسقلیِ بی‌همه‌چیز از ناکسکو،
‫تازه ۱۴ سالم پر شده بود که رفتم تو تیم ملی.

85
00:10:18.120 --> 00:10:20.720
‫- توی ۱۴ سالگی؟!
‫- آره.

86
00:10:22.400 --> 00:10:27.640
‫پس بعد از پدرت و قبل از اینکه برسی
‫به میکائل، مربیت شان هاگرتی بود؟

87
00:10:27.800 --> 00:10:30.553
‫ولی با شان، وزن‌کشی
‫دسته‌جمعی بود و جلوی

88
00:10:30.565 --> 00:10:33.600
‫بقیه‌ی بچه‌ها خردت
‫می‌کرد و خجالت می‌کشیدی —

89
00:10:33.760 --> 00:10:38.280
‫— اگه سرِ سوزنی وزنت بالا رفته بود.
‫روزگار و دوره‌زمونه فرق داشت اون موقع.

90
00:10:38.440 --> 00:10:41.160
‫بابام همیشه توی گوشم می‌خوند —

91
00:10:41.320 --> 00:10:45.520
‫— که هر غلطی شان می‌کنه و هرچی میگه،
‫فقط واسه راندمان و مدال گرفتن خودته.

92
00:10:45.680 --> 00:10:51.200
‫واسه اینکه بهتر بشی، تا به بهترین و
‫بی‌نقص‌ترین نسخه‌ی خودت تبدیل بشی.

93
00:10:51.360 --> 00:10:54.440
‫حالا دهنش یه کم چفت‌وبست نداره
‫و دری‌وری میگه، به جهنم، مگه چیه؟

94
00:10:54.600 --> 00:10:57.920
‫حدود شش، هفت ماهی زیر دستش شنا کردم.

95
00:10:58.080 --> 00:11:00.680
‫- و بعدش میکائل اومد؟
‫- آره.

96
00:11:00.840 --> 00:11:04.560
‫- بعدش سر و کله‌ی میکائل پیدا شد.
‫- آره دقیقاً.

97
00:11:04.720 --> 00:11:09.640
‫ببخشید، گردن و شونه‌م یه
‫خرده تیر می‌کشه و درد داره.

98
00:11:09.800 --> 00:11:14.640
‫- ای بابا.
‫- آره، کلاً این جلوش ساییده شده و داغونه.

99
00:11:14.800 --> 00:11:19.360
‫آره، پاره‌پوره شده. توی هر جلسه‌ی
‫تمرین ۱۶ هزار بار دست زدن تو آب!

100
00:11:19.520 --> 00:11:23.280
‫رسماً دیوانه‌واریه!
‫هی همین حرکات مکرر تکرار میشن.

101
00:11:23.440 --> 00:11:29.600
‫واسه بیشتر ورزشکارا خوب میشه، ولی واسه
‫بدشانس‌ها تبدیل به یه درد مزمن همیشگی میشه.

102
00:11:29.760 --> 00:11:32.280
‫پیام یانه: بعداً یه سر میای این‌ور؟

103
00:11:34.960 --> 00:11:39.560
‫- یعنی دیگه هیچ‌وقت شنا نمی‌کنی؟
‫- نه، عمراً، هیچ‌وقت.

104
00:11:49.320 --> 00:11:51.480
‫- چطوری؟
‫- سلام.

105
00:11:51.640 --> 00:11:57.360
‫- حال رزا خوبه؟
‫- آره فکر کنم، امیدوارم که خوب باشه.

106
00:11:57.520 --> 00:12:00.840
‫- خدا رو شکر.
‫- چه خبر شده؟ پیام داده بودی.

107
00:12:01.000 --> 00:12:05.240
‫یکی دیگه از ویراستارها
‫یه رمان رو زیر چاپ برده —

108
00:12:05.400 --> 00:12:10.280
‫— که درباره‌ی رابطه‌ی نامشروع
‫یه دختر نوجوون با مربی شناشه.

109
00:12:10.440 --> 00:12:13.680
‫- که خیلی هم از خودش بزرگ‌تره.
‫- آره.

110
00:12:13.840 --> 00:12:17.840
‫یه رابطه‌ی جنسیِ فوق‌العاده
‫سمی و ویرانگر با هم داشتن.

111
00:12:18.000 --> 00:12:21.920
‫و همین ماجرا باعث شده دختره سر از...
‫بفرما، اینجاشه.

112
00:12:22.080 --> 00:12:25.640
‫اختلالات روانی خوردن، خودزنی،
‫تیغ کشیدن و این‌جور کثافت‌کاریا دربیاره.

113
00:12:25.800 --> 00:12:29.600
‫- رمان عمیق و تکون‌دهنده‌ایه.
‫- نویسنده‌ش کیه حالا؟

114
00:12:29.760 --> 00:12:36.000
‫- کاترین کراگ.
‫- اسمشم نشنیدم تا حالا، عجیبه والا.

115
00:12:36.160 --> 00:12:39.880
‫تا یه هفته‌ی دیگه وارد بازار میشه، ولی
‫نسخه‌های پیش‌نمایش رو فرستادن واسه منتقدها.

116
00:12:40.040 --> 00:12:44.600
‫خود منم تازه دیروز بوش به مشامم خورد،
‫و الان تازه تمومش کردم.

117
00:12:44.760 --> 00:12:50.120
‫- می‌خوای بخونیش؟
‫- نه، عمراً وقتمو تلف این چیزا نمی‌کنم.

118
00:12:50.280 --> 00:12:53.320
‫شرمنده‌ام، ولی مرسی ازت.
‫من باید برم دنبال «مو».

119
00:12:53.480 --> 00:12:57.520
‫- به هر حال در جریان باش که همچین چیزی هست.
‫- دستت درد نکنه. می‌تونم دو تا بردارم؟

120
00:12:57.680 --> 00:12:59.413
‫فقط دو تا حق داری برداریا!

121
00:12:59.425 --> 00:13:02.480
‫باشه همون دو تا رو
‫برمی‌دارم، می‌بینمت فعلاً!

122
00:13:41.440 --> 00:13:44.520
‫- سلام، سلام ساشا.
‫- سلام عزیزم.

123
00:13:44.680 --> 00:13:48.040
‫- امروز اوضاع چطور بود؟
‫- خیلی عالی پیش رفت.

124
00:13:48.200 --> 00:13:52.680
‫وقتی حواسش رو جمع کنه،
‫خیلی روون و عالی می‌خونه.

125
00:13:52.840 --> 00:13:55.640
‫- چه خوب، ماشالله بهش.
‫- سلام عشقم.

126
00:13:56.960 --> 00:14:00.240
‫- بازم می‌خوای بکشم برات؟
‫- نه، دستت درد نکنه.

127
00:14:00.400 --> 00:14:03.800
‫- خوشمزه‌ترین پاستای کل عمرم بود!
‫- نوش جونت فدات شم.

128
00:14:03.960 --> 00:14:09.040
‫وقتی دخترا اومدن خونمون واسه شب‌نشینی
‫باید حتماً از همین درست کنی‌ها.

129
00:14:09.200 --> 00:14:13.440
‫- داری برام هندونه زیر بغل می‌ذاری ناقلا؟
‫- نه به خدا!

130
00:14:13.600 --> 00:14:16.400
‫«مو»، داری پاچه‌خواری می‌کنی کلک؟

131
00:14:17.760 --> 00:14:20.520
‫مچتو گرفتم، نه؟

132
00:14:20.680 --> 00:14:27.280
‫من و گرترود می‌خوایم بریم سفورا،
‫می‌خوایم لوازم مراقبت پوستی و ریمل بخریم.

133
00:14:27.440 --> 00:14:30.753
‫پول توجیبی داری واسه
‫اینجور ولخرجی‌ها دیگه.

134
00:14:30.765 --> 00:14:33.800
‫واجبه که کرم پوست
‫و ریمل داشته باشه خب!

135
00:14:33.960 --> 00:14:37.080
‫- دارم با بابا حرف می‌زنما!
‫- بله، بفرما.

136
00:14:37.240 --> 00:14:42.640
‫چی می‌گی بابا؟ کرم پوست؟
‫معلومه که باید داشته باشی، کاملاً واجبه!

137
00:14:42.800 --> 00:14:47.600
‫- بشقابتو بذار تو ماشین ظرفشویی.
‫- من باید برم دستشویی!

138
00:14:47.840 --> 00:14:51.840
‫مایع ظرفشویی منتظرته‌ها،
‫باید بیای بشوری، باشه «مو»؟

139
00:14:53.840 --> 00:14:57.680
‫این‌طوری چپ‌چپ منو نگاه نکن،
‫جلوی این بچه دستام بسته‌ست، زبونم کوتاهه.

140
00:14:57.840 --> 00:15:00.760
‫دخترِ باباشه دیگه.

141
00:15:02.000 --> 00:15:06.200
‫- آره جون خودت، تو گفتی و منم باور کردم.
‫- سلام یان، چی شده؟

142
00:15:07.680 --> 00:15:09.280
‫مخلصم.

143
00:15:09.440 --> 00:15:15.480
‫نه بابا، اونجا نیستم، ولی
‫می‌تونم بیام بیرون. الان میام دم در.

144
00:15:18.040 --> 00:15:19.840
‫باشه.

145
00:15:21.340 --> 00:15:29.340
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

146
00:15:32.480 --> 00:15:36.920
‫از عطاری برات یه مشت قرص و مسکن گرفتم.

147
00:15:42.480 --> 00:15:48.000
‫- یان چی می‌گفت؟
‫- ورِ مفت می‌زد درباره‌ی یه کتابِ تخمی.

148
00:15:48.160 --> 00:15:53.560
‫یه احمقی نشسته یه کتاب نوشته
‫درباره‌ی یه مربی شنای کاریزماتیک.

149
00:15:55.560 --> 00:16:01.480
‫بعد یانِ ترسو ترسیده بود که نکنه
‫من فکر کنم منظورش منه و به خودم بگیرم.

150
00:16:01.640 --> 00:16:04.920
‫کاترین کراگ، اصلاً کدوم سگیه این؟

151
00:16:07.320 --> 00:16:10.960
‫حداقل من که دور و برم
‫همچین اسمی به گوشم نخورده.

152
00:16:14.680 --> 00:16:18.040
‫اتفاقاً یانه هم یه اشاره‌ای بهش کرد.

153
00:16:18.200 --> 00:16:22.320
‫یه خبرنگاره کتاب رو خونده
‫و زنگ زده به فدراسیون شنا.

154
00:16:22.480 --> 00:16:25.880
‫پیگیر شده ببینه موضع
‫فدراسیون در این زمینه چیه.

155
00:16:26.040 --> 00:16:29.920
‫- در چه زمینه‌ای؟
‫- آزار و اذیت جنسی و تعرض.

156
00:16:33.720 --> 00:16:40.400
‫یان و هالگرین ماتحتشون سوخته و نگرانن،
‫می‌خوان جلسه بذارن تا معلوم شه که...

157
00:16:40.560 --> 00:16:46.000
‫اگه فردا پس‌فردا جنجال راه افتاد
‫به رسانه‌ها چی باس بگیم.

158
00:16:46.160 --> 00:16:50.600
‫- دعوا و کولی‌بازی سرِ یه رمان؟
‫- آره دیگه، ظاهراً.

159
00:16:50.760 --> 00:16:55.960
‫به نظر منم زیادی دارن شلوغش می‌کنن و
‫پیازداغشو زیاد می‌کنن.

160
00:17:03.800 --> 00:17:07.000
‫فردا میری سر کار؟

161
00:17:07.160 --> 00:17:10.720
‫فقط یه سر میرم پیش اون دختره،
‫رزا که داره زندگینامه می‌نویسه.

162
00:17:10.880 --> 00:17:13.480
‫دخترِ خوب و بسازیه.

163
00:17:33.200 --> 00:17:38.160
‫آره، ولی...
‫ببین، نگرش میکائل به عنوان...

164
00:17:38.320 --> 00:17:40.840
‫...به عنوان مربی، این‌طوری بود که...

165
00:17:41.000 --> 00:17:45.720
‫...همه‌ش بر پایه‌ی مهر و محبت و حمایت بود.

166
00:17:45.880 --> 00:17:51.560
‫خب... از همون اول که اومد لب استخر
‫صاف توی چشام نگاه کرد و گفت:

167
00:17:51.720 --> 00:17:56.040
‫«ماریا، من هواتو دارم، می‌بینمت.»

168
00:17:56.200 --> 00:18:00.040
‫با میکائل همه‌چی بیشتر شبیه به...

169
00:18:00.200 --> 00:18:03.400
‫...آره، شبیه یه همکاریِ برابر شد.

170
00:18:03.560 --> 00:18:09.160
‫همیشه می‌گفت این یه سفرِ مشترکه
‫واسه رسیدن به یه هدف مشترک.

171
00:18:09.320 --> 00:18:12.134
‫راستش همه‌مونم یه پا
‫کِراش داشتیم روش! البته

172
00:18:12.146 --> 00:18:14.720
‫این تیکه‌شو لازم نیست
‫تو کتاب بنویسی‌ها.

173
00:18:14.880 --> 00:18:20.400
‫- و دست‌آخر این تو بودی که قاپش رو دزدیدی.
‫- من بدجور هلاک و عاشقش بودم.

174
00:18:20.560 --> 00:18:23.320
‫اون موقع چند سالت بود دقیقاً؟

175
00:18:24.960 --> 00:18:28.960
‫- حدوداً ۱۷، ۱۸ سالم بود.
‫- درسته.

176
00:18:37.120 --> 00:18:39.600
‫- سلام.
‫- سلام عزیزم.

177
00:18:39.760 --> 00:18:44.360
‫می‌دونی... فکر کنم بدم نمیاد
‫اون کتاب رو بخونم.

178
00:18:48.160 --> 00:18:50.640
‫- بفرما، اینجاست.
‫- مرسی.

179
00:18:53.920 --> 00:18:59.720
‫- اصلاً اسمشم به گوشم نخورده.
‫- معلومه که اسم مستعاره.

180
00:18:59.880 --> 00:19:02.960
‫سه سال پیش ریغ رحمت رو سر کشیده.

181
00:19:03.120 --> 00:19:08.320
‫توی ۴۰ سالگی. هنوزم معلوم نیست
‫خودکشی کرده یا چی.

182
00:19:08.480 --> 00:19:13.000
‫مادرش تازه حالا تصمیم گرفته
‫این دست‌نوشته‌ها رو چاپ کنه.

183
00:19:13.160 --> 00:19:16.400
‫فقط قضیه اینه که... موضوع اینه که...

184
00:19:16.560 --> 00:19:21.680
‫یه خبرنگار تخم‌سگ افتاده دنبال قضیه
‫و به فدراسیون شنا زنگ زده.

185
00:19:21.840 --> 00:19:24.640
‫واسه همین فکر می‌کنم...

186
00:19:25.640 --> 00:19:30.000
‫فقط فکر کردم بهتره خودت بخونیش
‫تا بدونی چی به چیه.

187
00:19:30.160 --> 00:19:32.382
‫من نمی‌دونم چقدرش
‫راسته و چقدرش دروغ.

188
00:19:32.394 --> 00:19:35.040
‫متاسفانه از این
‫داستان‌های خودزندگینامه‌ایه.

189
00:19:35.200 --> 00:19:38.720
‫شاید واقعاً اتفاق افتاده باشه،
‫شایدم همه‌ش زاییده‌ی توهماتش بوده.

190
00:19:38.880 --> 00:19:42.480
‫شایدم یه چشمه‌هایی ازش
‫راست باشه، خلاصه که...

191
00:19:43.880 --> 00:19:48.080
‫الان بخونش،
‫بعدش با هم مفصل راجع بهش حرف می‌زنیم.

192
00:20:12.640 --> 00:20:18.040
‫آبِ راکد

193
00:20:26.840 --> 00:20:29.880
‫حواسش بدجور به منه،
‫یه‌جور خاصی نگام می‌کنه.

194
00:20:30.040 --> 00:20:34.400
‫عین یه طلسم، آروم می‌خزه
‫توی تار و پود روحم.

195
00:20:34.560 --> 00:20:39.960
‫لمس‌های یواشکی،
‫حرف‌های دلنشین، توجه نشون دادن‌هاش.

196
00:20:40.120 --> 00:20:43.360
‫فقط و فقط واسه اون توی آب دست‌وپا می‌زنم.

197
00:20:43.520 --> 00:20:47.000
‫شنا می‌کنم تا نگاهم بیفته تو نگاهش.

198
00:20:48.080 --> 00:20:52.920
‫هر بار که نگاهم می‌کنه،
‫عین یه هدیه‌ی باارزش می‌چسبونمش به سینه‌م.

199
00:20:53.080 --> 00:20:57.080
‫دو تا نوک سینه‌ی برجسته و سیخ‌شده
‫که خوب می‌دونن اون چی می‌خواد.

200
00:20:57.240 --> 00:21:01.720
‫اون تنِ منو می‌خواد، و منم کم‌کم
‫باورم میشه که بالاخره کسی شدم واسه خودم.

201
00:21:01.880 --> 00:21:06.640
‫دعوتم می‌کنه خونه‌ش.
‫قلبم داره از دهنم می‌زنه بیرون.

202
00:21:06.800 --> 00:21:11.160
‫عقلم میگه پا پس بکش و برگرد، ولی
‫این هوس و عطشِ لعنتی میکِشوندم جلو.

203
00:21:11.320 --> 00:21:16.400
‫خیلی زود می‌رسم توی پذیراییش،
‫و بعدشم صاف توی اتاق خوابش.

204
00:21:30.600 --> 00:21:32.760
‫یان و جولی دارن میان.

205
00:21:32.920 --> 00:21:37.520
‫اگه بتونی میز رو بچینی،
‫منم پختنِ غذا رو تموم می‌کنم.

206
00:21:42.480 --> 00:21:47.080
‫- «مو»، شنا یه ورزش کاملاً پاک و سالمه.
‫- فوتبال خیلی کثیف و غیرقابل پیش‌بینیه.

207
00:21:47.240 --> 00:21:51.520
‫داغون‌ترین تیم بازی هم ممکنه با شانس ببره.
‫ولی شنا زلاله، عین آینه حقیقت رو نشون میده.

208
00:21:51.680 --> 00:21:56.040
‫شنا فقط رفت و برگشته،
‫هی میری و هی برمی‌گردی.

209
00:21:56.200 --> 00:22:00.280
‫نگاه کن، استعدادیاب تیم ملی
‫و رئیس فدراسیون شنای دانمارک اونجا نشستن!

210
00:22:00.440 --> 00:22:05.280
‫- از خودتونم نمی‌ترسید شما دو تا؟
‫- ما از دو تا فسیلِ پیر خرفت بترسیم آخه؟!

211
00:22:05.440 --> 00:22:06.818
‫چی چی گفتی؟!

212
00:22:06.830 --> 00:22:11.000
‫خیلی خب شما وروجک‌ها،
‫گورتونو گم کنید برید بخوابید!

213
00:22:11.160 --> 00:22:15.960
‫- دو تا پیرمرد که لبِ گورشونن؟
‫- آره، دقیقاً لنگه‌تونید!

214
00:22:17.160 --> 00:22:22.840
‫شنیدی چی شد... ببین عزیزم،
‫من با یان درباره‌ی اون کتابه حرف زدم.

215
00:22:23.000 --> 00:22:27.040
‫اونم میگه اصلاً بیخیالش بشیم
‫و خونسرد باشیم.

216
00:22:28.320 --> 00:22:31.547
‫یه کم نگران شده بودیم،
‫خب می‌دونی که این روزا

217
00:22:31.559 --> 00:22:35.080
‫مردم واسه معروف شدن
‫هر کثافتی رو به بقیه می‌بندن.

218
00:22:35.240 --> 00:22:40.440
‫ولی خب، در هر صورت...
‫یه رمانه دیگه، مگه نه؟

219
00:22:40.600 --> 00:22:45.600
‫فعلاً بی‌تفاوت باشیم ببینیم وقتی چاپ شد
‫اصلاً کسی تخمش هم حسابش می‌کنه یا نه.

220
00:22:45.760 --> 00:22:50.560
‫من هیچ‌وقت مربیِ کسی به اسم کاترین
‫کراگ نبودم. اصلاً نمی‌دونم کدوم خریه.

221
00:22:50.720 --> 00:22:53.134
‫نه، ولی این مسخره‌بازی‌های
‫«تجاوز و جنبش میتو»،

222
00:22:53.146 --> 00:22:55.320
‫دیگه کم‌کم داره دوره‌ش
‫تموم نمیشه به نظرت؟

223
00:22:55.480 --> 00:22:59.040
‫حالا دیگه خیلی راحت‌تر
‫می‌تونم جمع‌وجورش کنم.

224
00:23:39.360 --> 00:23:45.360
‫بهم میگه عزیزم، گربه‌ی ملوس من،
‫تو اصلاً واسه سکس به دنیا اومدی.

225
00:23:46.680 --> 00:23:50.600
‫منم حق دارم از لذت‌هایی که تنم بهم
‫پیشکش می‌کنه نهایت کیف رو ببرم.

226
00:23:50.760 --> 00:23:56.600
‫لب‌هاش، پوست تنش،
‫کیرِ شق و سفتش —

227
00:23:56.760 --> 00:23:59.360
‫— و اینکه من دیگه یه دختر باکره نیستم.

228
00:23:59.520 --> 00:24:04.080
‫احدی نباید بفهمه بین ما چه خبره.
‫هیچ‌کس حق نداره این لذت رو ازمون بگیره.

229
00:24:04.240 --> 00:24:06.240
‫ماریا؟

230
00:24:07.160 --> 00:24:09.840
‫جانم، بله؟

231
00:24:10.000 --> 00:24:13.560
‫سلام، داری چی‌کار می‌کنی اونجا؟

232
00:24:15.400 --> 00:24:20.360
‫- هیچی، یه خرده دارم مطالعه می‌کنم.
‫- چی هست حالا؟

233
00:24:24.360 --> 00:24:26.360
‫ماریا با توام.

234
00:24:27.880 --> 00:24:30.840
‫از یانه گرفتمش.

235
00:24:31.000 --> 00:24:34.560
‫خب، درباره‌ی چیه؟

236
00:24:34.720 --> 00:24:40.480
‫یه جورایی... شبیه توهمات و فانتزی‌های
‫اروتیک و جنسیِ دخترای نوجوونه.

237
00:24:46.920 --> 00:24:50.800
‫نمی‌دونم والله،
‫شاید بهتر باشه خودتم یه نگاهی بهش بندازی.

238
00:24:59.320 --> 00:25:01.840
‫مسابقات قهرمانی شنای اروپا

239
00:25:04.400 --> 00:25:08.240
‫متاسفانه اوضاع اون‌طوری که انتظار داشتیم
‫واسه آمالی ریسینگ پیش نرفت.

240
00:25:08.400 --> 00:25:11.520
‫بیاین یه بار دیگه نگاه کنیم ببینیم
‫چه اتفاقی افتاد اینجا.

241
00:25:11.680 --> 00:25:15.360
‫شروع مسابقه‌ی آمالی رو داشتیم
‫توی ۴۰۰ متر آزاد.

242
00:25:15.520 --> 00:25:19.400
‫انتظار خیلی بالایی داشتیم
‫که حتماً بره فینال.

243
00:25:19.560 --> 00:25:24.120
‫به‌خصوص باید ششدانگ حواسش رو می‌داد به
‫شناگر سوئدی توی خط پنج —

244
00:25:24.280 --> 00:25:28.680
‫— و همین‌طور حریف بریتانیاییش
‫که توی لاین بالایی شنا می‌کرد...

245
00:25:37.600 --> 00:25:39.600
‫بفرما، اینم از این.

246
00:25:42.080 --> 00:25:47.120
‫- بابا هم توی اون کتابه هست؟
‫- چرا همچین سوالی می‌پرسی؟

247
00:25:47.280 --> 00:25:51.560
‫یکی از بچه‌های استخر توی اینستا
‫یه پست گذاشته بود راجع به یه کتاب —

248
00:25:51.720 --> 00:25:55.080
‫— که درباره‌ی شناگرهای
‫قدیمی و اون دوره‌زمونه‌ست.

249
00:25:58.240 --> 00:25:59.661
‫بابا هم قاطی ماجراست؟

250
00:25:59.673 --> 00:26:02.600
‫من هیچ گهی از این
‫قضیه نمی‌دونم، خبر ندارم.

251
00:26:19.240 --> 00:26:24.200
‫زندگیِ بربادرفته‌ی یک دختر

252
00:26:48.800 --> 00:26:51.280
‫چه غلطی داره اتفاق می‌افته؟

253
00:26:52.800 --> 00:26:55.376
‫خبرنگارها ول‌کن نیستن
‫و مدام دارن زنگ می‌زنن،

254
00:26:55.388 --> 00:26:57.920
‫یانم رسماً دست‌وپاشو
‫گم کرده و ریده به خودش.

255
00:26:58.080 --> 00:27:01.920
‫رسوایی بدیه واسه فدراسیون شنا
‫که بگن یکی از شناگرهاش —

256
00:27:02.080 --> 00:27:06.720
‫— کشیده شده به اعتیاد به مواد،
‫اختلال روانی خوردن و خودزنی.

257
00:27:10.520 --> 00:27:14.040
‫من دقیقاً می‌دونم این زنیکه کیه.

258
00:27:14.920 --> 00:27:19.120
‫اسم واقعیش کاترین کراگ نیست،
‫کامیلا کاسه.

259
00:27:20.120 --> 00:27:22.920
‫- کامیلا کاس؟!
‫- آره.

260
00:27:29.000 --> 00:27:33.480
‫ولی...
‫تو باهاش خوابیدی، نه؟

261
00:27:34.760 --> 00:27:37.280
‫- چی؟!
‫- ماریا با توام.

262
00:27:38.520 --> 00:27:40.080
‫بهش دست زدی؟ باهاش همخواب شدی؟

263
00:27:40.092 --> 00:27:43.040
‫مال خیلی وقت پیشه، قبل از
‫اینکه اصلاً تو بیای تو زندگیم!

264
00:27:43.200 --> 00:27:47.280
‫تازه، اون‌طوری هم که اون هرزه
‫توی کتابش لجن‌پراکنی کرده نبوده!

265
00:27:47.440 --> 00:27:51.720
‫- پس چرا لالمونی گرفته بودی و بهم نگفتی؟
‫- خب منم تازه رمانشو خوندم!

266
00:27:51.880 --> 00:27:54.960
‫تو باهاش خوابیدی کثافت...

267
00:27:57.000 --> 00:28:00.680
‫من هیچ‌وقت کاری نکردم
‫که خودش التماسشو نکرده باشه!

268
00:28:00.840 --> 00:28:05.000
‫خودش با سرعت صد کیلومتر پرید رو سر و کولم!
‫۱۴ سالشم نبود دروغگوی سگ!

269
00:28:05.160 --> 00:28:10.040
‫۱۸ سالش تموم بود، اون موقعم من
‫اصلاً مربیش نبودم!

270
00:28:10.200 --> 00:28:15.440
‫تو راهرو، تو توالت، هر خراب‌شده‌ای
‫گیر می‌آورد التماس می‌کرد واسم ساک بزنه!

271
00:28:15.600 --> 00:28:18.000
‫اون زنیکه رسماً استاکر من بود ماریا!

272
00:28:18.160 --> 00:28:22.480
‫کل شهر دارن از این کتابِ کوفتی حرف می‌زنن،
‫بعد تو یعنی اصلاً...

273
00:28:22.640 --> 00:28:26.640
‫یه درصدم به مغزت خطور نکرد
‫که این همون باشه؟!

274
00:28:26.800 --> 00:28:32.280
‫- توقع داری چی بگم بهت؟ نه! بهش فکر نکردم!
‫- و نبایدم به من چیزی می‌گفتی لابد؟!

275
00:28:32.440 --> 00:28:38.760
‫من ۲۵ ساله حتی یه ثانیه‌ام اسم این لجن از
‫ذهنم رد نشده! اصلاً برام وجود خارجی نداشت!

276
00:28:38.920 --> 00:28:44.160
‫تازه، هیچی از این کثافت‌هایی که نوشته
‫با واقعیتِ اون چیزی که من دیدم یکی نیست!

277
00:28:44.320 --> 00:28:47.015
‫گورش رو گم کرده مرده رفته
‫زیر خاک، یه گهی هم نوشته

278
00:28:47.027 --> 00:28:49.680
‫واسه خودش! تموم شد رفت،
‫چه غلطی قراره بکنیم مگه؟!

279
00:29:14.320 --> 00:29:17.640
‫- من... من دیگه رفتم.
‫- آره، برو.

280
00:29:18.760 --> 00:29:23.200
‫الو یان، آره بگو.

281
00:29:24.480 --> 00:29:29.560
‫عزیزم، زود باید راه بیفتیم باشه؟
‫آماده شو.

282
00:29:34.120 --> 00:29:37.840
‫میشنوی چی دارم میگم بهت؟

283
00:29:38.000 --> 00:29:42.160
‫- این اینستای خودته.
‫- پیجِ خودمه؟

284
00:29:42.320 --> 00:29:45.520
‫واسه چی نشستی داری این کثافتا رو می‌خونی؟

285
00:29:48.000 --> 00:29:50.560
‫میشه ببینم چی نوشتن؟

286
00:29:54.400 --> 00:29:58.600
‫«مشکل روانی داری مگه؟
‫شوهرِ خودت همون مربی متجاوزه‌ی توی رمانه؟»

287
00:29:58.760 --> 00:30:02.200
‫«هیچ‌کس بدون تاوان دادن
‫و باج دادن طلا نمی‌بره.»

288
00:30:08.960 --> 00:30:15.360
‫نرو توی پیج من.
‫نباید این کثافت‌ها رو بخونی.

289
00:30:15.520 --> 00:30:21.520
‫نمی‌تونم امروز خونه بمونم؟
‫خیلی حال‌بهم‌زن و خجالت‌آوره.

290
00:30:21.680 --> 00:30:25.480
‫تو خودت می‌خوای بری سر کار؟
‫نمی‌تونی توام بمونی پیشم؟

291
00:30:25.640 --> 00:30:29.720
‫امروز نمی‌تونم کنسل کنم.
‫باید برم روی آنتن، می‌فهمی؟

292
00:30:31.880 --> 00:30:35.240
‫تو بمون خونه، بعدشم...

293
00:30:35.400 --> 00:30:40.560
‫ساشا حدودای ساعت سه و نیم
‫میاد واسه درس خوندن باهات، نه؟

294
00:30:40.720 --> 00:30:44.680
‫منم هر چقدر بتونم زودتر
‫خودمو می‌رسونم خونه پیشت.

295
00:30:46.180 --> 00:30:54.180
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

296
00:31:04.840 --> 00:31:09.800
‫- این چند وقته توی فضای مجازی رفتی؟
‫- منظورت چیه؟

297
00:31:09.960 --> 00:31:14.480
‫خب می‌دونی که... توی این‌جور
‫پرونده‌ها چه الم‌شنگه‌ای به پا میشه.

298
00:31:14.640 --> 00:31:20.720
‫تصمیم گرفتیم سریع دست به کار بشیم و واسه
‫دو سه هفته‌ی آینده از روی آنتن برت داریم.

299
00:31:23.240 --> 00:31:26.720
‫کلاً سه روز از مسابقات قهرمانی اروپا مونده!

300
00:31:26.880 --> 00:31:32.600
‫ولی بیننده‌ها نمی‌تونن این واقعیت رو
‫نادیده بگیرن که تو زنِ عقدیِ میکائلی.

301
00:31:32.760 --> 00:31:39.280
‫خیلی خب، ولی پای میکائل...
‫اصلاً شکایتی به دادگاه برده نشده علیه...

302
00:31:39.440 --> 00:31:42.320
‫...علیه میکائل، مگه نه؟

303
00:31:43.560 --> 00:31:48.600
‫احدی به طور رسمی متهمش نکرده!
‫همه‌ش یه کتابه، یه رمان درپیت!

304
00:31:48.760 --> 00:31:54.640
‫وقتی این گندکاری‌ها شروع میشه،
‫پشت‌بندش همه‌چی آوار میشه رو سر آدم.

305
00:31:54.800 --> 00:32:00.960
‫یه مدت جلو دوربین نمیری و استراحت می‌کنی،
‫ولی کارِ تحریریه‌ت رو ادامه میدی.

306
00:32:08.240 --> 00:32:14.440
‫الو، یانه؟ می‌دونی چی شد؟
‫همین الان از روی آنتن پرتم کردن بیرون!

307
00:32:14.600 --> 00:32:19.120
‫- چی چی شدی؟!
‫- آره، گفتن فعلاً دو هفته نیا جلو دوربین!

308
00:32:19.280 --> 00:32:22.640
‫- عجب... خب...
‫- خیلی دیوانه‌واریه به خدا!

309
00:32:22.800 --> 00:32:25.880
‫اصلاً فکرشو بکن،
‫چطور می‌تونن با چاپ کردن یه...

310
00:32:26.040 --> 00:32:29.880
‫...یه رمانِ تخیلی از رو تجربیات شخصی
‫همچین فتنه‌ای راه بندازن؟

311
00:32:30.040 --> 00:32:34.320
‫- آدم رسماً خل میشه!
‫- آره، کاملاً درکت می‌کنم.

312
00:32:34.480 --> 00:32:39.200
‫- کلاً که اخراجت نکردن؟
‫- نه، اخراج نشدم.

313
00:32:39.360 --> 00:32:43.520
‫- ببخشید، آخه اوضاع خیلی...
‫- می‌فهمم.

314
00:32:43.680 --> 00:32:47.120
‫«مو» هم امروز از خجالت روش نشد بره مدرسه.

315
00:32:48.320 --> 00:32:50.160
‫ای بابا، باشه.

316
00:33:20.360 --> 00:33:22.560
‫- سلام ماری.
‫- سلام.

317
00:33:25.080 --> 00:33:29.400
‫آخ، چقدر عالی و محشره.
‫خیلی هم عالی.

318
00:33:29.560 --> 00:33:32.600
‫خیلی خوبه.

319
00:33:32.760 --> 00:33:36.640
‫- سلام به شما دو تا، سلام.
‫- من برم یه چیزی بخورم.

320
00:33:36.800 --> 00:33:40.400
‫- باشه عزیزم، خسته نباشی.
‫- مرسی.

321
00:33:40.560 --> 00:33:43.240
‫امروز همه‌چی خوب پیش رفت؟

322
00:33:45.240 --> 00:33:48.880
‫حواسش یه کم پرت بود، نه؟

323
00:33:49.040 --> 00:33:52.360
‫آره، شاید یه ذره.
‫همه‌ش سرش تو این گوشیِ وامونده بود.

324
00:33:52.520 --> 00:33:56.400
‫ولی داری حسابی پیشرفت می‌کنی‌ها،
‫چه دامنِ خوشگلی هم پوشیدی!

325
00:33:56.560 --> 00:34:00.960
‫پنج‌شنبه می‌بینمت عزیزم.
‫خوش بگذره بهتون، خداحافظ.

326
00:34:04.840 --> 00:34:08.440
‫چه خبر مامی‌جون؟ امروز اوضاع چطور بود؟

327
00:34:08.600 --> 00:34:10.400
‫خب؟

328
00:34:14.560 --> 00:34:17.181
‫مگه قرار نبود ساشا
‫بیاد باهات درس کار کنه؟

329
00:34:17.193 --> 00:34:19.240
‫می‌خواستم دامن
‫جدیدمو نشونت بدم.

330
00:34:19.400 --> 00:34:24.080
‫دارم درباره‌ی اون گوشیِ کوفتیت حرف می‌زنم!
‫وقتی اون اینجاست باید بندازیش یه گوشه.

331
00:34:24.240 --> 00:34:29.560
‫تقصیر من چیه آخه؟
‫گوشیم داره منفجر میشه از بس پیام میاد!

332
00:34:30.880 --> 00:34:35.520
‫اون باباعه... یا بابای من نیست
‫اونی که تو اون کتابِ لعنتیه؟!

333
00:34:36.680 --> 00:34:42.080
‫عزیزم، قشنگ به حرفام گوش بده؛ بابا...
‫بابات قبلاً سرمربی تیم ملی بوده —

334
00:34:42.240 --> 00:34:46.280
‫— و یه شناگری هم بوده
‫که متاسفانه الان مرده.

335
00:34:46.440 --> 00:34:50.080
‫اون زن یه رمان نوشته،
‫و یه مشت آدم مریض فکر می‌کنن —

336
00:34:50.240 --> 00:34:54.440
‫— شخصیتِ توی کتاب
‫یه کم شبیه باباته.

337
00:34:54.600 --> 00:34:56.667
‫ولی خودِ توام همینو فکر می‌کنی؟

338
00:34:56.679 --> 00:34:59.640
‫نه! معلومه که نه، همه‌ش
‫یه رمان چرت و پرته.

339
00:35:01.200 --> 00:35:04.400
‫این مردم، فقط بلدن...

340
00:35:04.560 --> 00:35:08.160
‫همه‌شون دارن از حسودی و بخل
‫می‌ترکن نسبت به بابات —

341
00:35:08.320 --> 00:35:14.280
‫— چون توی هر کاری که دست گذاشته
‫وحشتناک موفق و درجه یک بوده.

342
00:35:14.440 --> 00:35:18.560
‫- حسودی؟!
‫- آره، چشم دیدن موفقیت بقیه رو ندارن.

343
00:35:18.720 --> 00:35:24.200
‫یعنی یکی فقط واسه حسودی به بابام رفته
‫یه کتاب نوشته و بعدشم خودکشی کرده؟!

344
00:35:24.360 --> 00:35:29.120
‫- مگه واقعاً خودکشی کرده؟
‫- تمومش کن این مسخره‌بازی رو دیگه!

345
00:35:29.280 --> 00:35:33.160
‫تقصیر بابات نیست
‫که بقیه تصمیم می‌گیرن خودشونو بکشن!

346
00:35:33.320 --> 00:35:37.760
‫اون زنیکه ۲۰ سال بعد از اینکه
‫با بابات کار می‌کرده خودشو سقط کرده!

347
00:35:37.920 --> 00:35:42.120
‫نه، بذارش کنار گوشی رو!
‫می‌فهمی چی دارم بهت میگم یا نه؟

348
00:35:42.280 --> 00:35:45.080
‫تقصیرِ بابات نیست!

349
00:36:05.480 --> 00:36:08.480
‫ماریا، غذای تایلندی خریدم.

350
00:36:08.640 --> 00:36:13.040
‫عجب بویی داره. اونجا یه چیزی داره
‫بوق می‌زنه و صدای عجیب‌غریب میده.

351
00:36:13.200 --> 00:36:16.240
‫آهان، فیلتر هود و تهویه‌ست، ردیفش می‌کنم.

352
00:36:16.400 --> 00:36:20.480
‫- منو از آنتن انداختن بیرون.
‫- چی؟!

353
00:36:20.640 --> 00:36:26.680
‫- آره، تا سه هفته‌ی آینده حق پخش ندارم.
‫- چه غلطا! چه مرگشون شده باز؟!

354
00:36:26.840 --> 00:36:31.280
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم والله!

355
00:36:31.440 --> 00:36:34.240
‫من زنِ توام، به خاطرِ توئه!

356
00:36:37.200 --> 00:36:40.800
‫جواب «مو» رو چی بدیم؟
‫نشسته داره هر کثافتی رو می‌خونه تو گوشی.

357
00:36:40.960 --> 00:36:44.960
‫من الان از جلسه‌ی اضطراری میام،
‫یان و هیئت‌مدیره نشسته بودن —

358
00:36:45.120 --> 00:36:48.160
‫— حرف از بازرسی حقوقی
‫و وکیل می‌زدن!

359
00:36:48.320 --> 00:36:53.640
‫می‌خوان بیانیه‌ی مطبوعاتی بدن بیرون.
‫اگه ما به یه اتهام دروغین جواب بدیم —

360
00:36:53.800 --> 00:36:58.120
‫— یه‌جورایی به شیوه‌ی تخمی و کجی
‫داریم بهش رسمیت می‌بخشیم و تاییدش می‌کنیم!

361
00:36:58.280 --> 00:37:00.880
‫غذا یخ کرد.

362
00:37:09.640 --> 00:37:14.680
‫- مامی‌جون، نمیای غذا بخوری؟
‫- گرسنه‌م نیست اصلاً.

363
00:37:14.840 --> 00:37:17.600
‫کوفتم نمی‌تونم بخورم.

364
00:37:27.360 --> 00:37:30.920
‫تنهایی بشینم کوفت کنم یعنی؟

365
00:37:31.080 --> 00:37:36.680
‫یان پیش‌نویس اون بیانیه‌ای که باید بفرستیم
‫واسه رسانه‌ها رو ایمیل کرده برام.

366
00:37:36.840 --> 00:37:41.960
‫- من نباید همچین چیزی بنویسم!
‫- چی نوشتن مگه؟

367
00:37:42.120 --> 00:37:47.880
‫«رمان ’آبِ راکد’ روایتی تکان‌دهنده
‫از فضای گذشته‌ی ورزش شناست.

368
00:37:48.040 --> 00:37:51.880
‫اما در رابطه با این شبهات
‫و سوءظن‌هایی...

369
00:37:52.040 --> 00:37:57.160
‫...که اخیراً مطرح شده، من مطلقاً
‫همچین روایتی رو قبول ندارم و تایید نمی‌کنم.

370
00:37:57.320 --> 00:38:01.880
‫من سرمربی تیم ملی بوده‌ام و خروارها
‫شناگر نوجوون زیر دستم تمرین کردن —

371
00:38:02.040 --> 00:38:04.600
‫— و حتی یه نفرم تا حالا از من شاکی نبوده.

372
00:38:04.760 --> 00:38:09.920
‫اتهاماتی مبنی بر آزار رسوندن...

373
00:38:11.640 --> 00:38:14.280
‫...و تعرض به حریم خصوصی
‫افراد برام غیرقابل‌باوره.

374
00:38:14.440 --> 00:38:20.000
‫مربی‌ای که توی این کتاب به تصویر کشیده شده،
‫هیچ ربطی به ارزش‌ها و شخصیت من نداره.

375
00:38:20.160 --> 00:38:25.920
‫با احترام، میکائل کروگسگارد،
‫مدیر استعدادیابی فدراسیون شنای دانمارک.»

376
00:38:28.640 --> 00:38:33.200
‫- متن قوی و خوبیه به نظرم.
‫- من فقط همون خریتی رو می‌کنم که یان میگه.

377
00:38:33.360 --> 00:38:38.760
‫باید بره زیر نظر مدیر رسانه‌ایشون،
‫و بعدشم قال قضیه کنده میشه.

378
00:38:40.360 --> 00:38:44.000
‫- بخوریم حالا؟
‫- آره.

379
00:38:53.240 --> 00:38:57.520
‫ظاهراً از این بیانیه‌ای که یان فرستاده
‫اصلاً راضی نبودن.

380
00:38:57.680 --> 00:39:03.080
‫حالا مجبورم فردا کله‌ی سحر پاشم برم
‫توی یه جلسه‌ی بحرانِ کوفتی —

381
00:39:03.240 --> 00:39:08.960
‫— پیش مشاور رسانه‌ای
‫و به اصطلاح متخصص حل بحرانشون.

382
00:39:12.200 --> 00:39:14.840
‫توام با من میای؟

383
00:39:23.520 --> 00:39:27.800
‫قلمش گیراست، آدم باهاش
‫همذات‌پنداری می‌کنه و دلش می‌سوزه.

384
00:39:27.960 --> 00:39:30.480
‫تازه این مرگِ زودهنگامش هم هست.

385
00:39:30.640 --> 00:39:34.080
‫همه‌ی ملت دارن شایعه می‌سازن
‫که چرا خودشو کشته.

386
00:39:34.240 --> 00:39:37.640
‫آیا نتیجه‌ی تجاوز و آزار جنسیِ
‫مربیش بوده؟

387
00:39:37.800 --> 00:39:43.720
‫می‌فهمم چرا این‌طوری بیانیه دادی،
‫ولی از زاویه‌ی کاملاً غلطی رفتی جلو.

388
00:39:43.880 --> 00:39:47.206
‫گفتی «این روایت رو
‫قبول ندارم و تایید نمی‌کنم»؟

389
00:39:47.218 --> 00:39:50.000
‫این یعنی داری بهش
‫تهمت دروغگویی می‌زنی!

390
00:39:50.160 --> 00:39:56.000
‫و نوشتی که مربی تیم ملی بودی
‫بدون اینکه حتی یه نفر ازت شاکی باشه.

391
00:39:56.160 --> 00:39:58.960
‫مردم صداقت و آبروی اون دختر رو
‫زیر سوال می‌برن.

392
00:39:59.120 --> 00:40:03.440
‫اون مربی‌ای که توی رمان اومده،
‫قرار نیست تو باشی!

393
00:40:03.600 --> 00:40:08.640
‫هیچ‌کس نیومده یقه تو رو بگیره،
‫تو الان بی‌گناهی.

394
00:40:08.800 --> 00:40:15.440
‫ولی اون زنیکه... این یه رمانه!
‫همه‌ش زاییده‌ی تخیلاتِ مسموم خودشه!

395
00:40:15.600 --> 00:40:20.200
‫- نمیشه یه رمان رو بکشی دادگاه!
‫- این مردم تخمشونم نیست که حقیقت چیه!

396
00:40:20.360 --> 00:40:22.768
‫بازی، بازیِ داستان‌سرایی
‫و سناریونویسیه! باید

397
00:40:22.780 --> 00:40:25.200
‫از این سیاه‌چاله‌ی رسانه‌ای
‫خودتو بکشی بیرون!

398
00:40:25.360 --> 00:40:29.920
‫یه عده پیش خودشون بریدن و دوختن
‫که احتمالاً این همون ذاتِ کثیف توئه!

399
00:40:30.080 --> 00:40:35.440
‫توی این قضایا تو گناهکاری،
‫مگر اینکه خلافش ثابت بشه!

400
00:40:37.440 --> 00:40:40.960
‫پس باید به همه نشون بدیم
‫که تو خیلی فراتر از این لجن‌پراکنی‌ها هستی.

401
00:40:41.120 --> 00:40:46.840
‫یه روایتِ دیگه، یه سناریوی جدید،
‫تا مردم بتونن راحت ببخشنت.

402
00:40:49.160 --> 00:40:50.960
‫خیلی خب.

403
00:40:53.320 --> 00:40:59.080
‫یه بیانیه‌ی جدید که توش
‫مستقیم سپر بندازی و تسلیم بشی.

404
00:40:59.240 --> 00:41:03.840
‫بی‌چون‌وچرا عذرخواهی کنی،
‫توی لفافه و بین خطوط، التماس بخشش کنی.

405
00:41:04.000 --> 00:41:11.240
‫بگی از خوندنِ سرنوشتِ تلخ و پر از دردِ
‫این زنِ جوون قلبت شکسته و زار زدی.

406
00:41:11.400 --> 00:41:14.920
‫بگی رمانِ «آبِ راکد»
‫چشماتو رو حقایق باز کرده.

407
00:41:15.080 --> 00:41:20.400
‫باعث شده توی تمومِ سال‌های مربی‌گریت
‫تجدیدنظر کنی و بری تو فکر —

408
00:41:20.560 --> 00:41:26.440
‫— و درباره‌ی توازن شکننده‌ی قدرت
‫توی رابطه‌ی بین مربی و شاگرد عمیق بشی.

409
00:41:27.880 --> 00:41:32.880
‫و بگی مطمئنی هر کی این رمان رو بخونه
‫درکت می‌کنه.

410
00:41:34.760 --> 00:41:39.040
‫که حالا می‌خوای به خودشناسی برسی،
‫نه فقط به خاطر خودت —

411
00:41:39.200 --> 00:41:43.160
‫— بلکه به خاطر کل جامعه‌ی شنا
‫و سال‌ها کار کردنت با جوونا و نوجوونا.

412
00:41:43.320 --> 00:41:46.200
‫من هیچ گهی نخوردم!

413
00:41:46.360 --> 00:41:50.120
‫حالا باید بیام به کاری که اصلاً نکردم
‫اعتراف کنم؟! به گناه نکرده؟!

414
00:41:50.280 --> 00:41:53.720
‫از نظر قانونی
‫هیچ جرمی مرتکب نشدی.

415
00:41:53.880 --> 00:41:59.560
‫بحث اینه که قدرتِ هدایتِ این داستان رو
‫دوباره خودت به دست بگیری.

416
00:41:59.720 --> 00:42:03.920
‫- با گفتن اینکه من اون غلطو کردم؟!
‫- آره دقیقاً!

417
00:42:22.440 --> 00:42:28.120
‫- چرا باید شب اونجا بخوابیم؟
‫- باید کمک کنیم جمع‌وجور کنن.

418
00:42:28.280 --> 00:42:31.320
‫- مگه قرار نیست جوابشو بدی؟
‫- نه.

419
00:42:31.480 --> 00:42:35.000
‫ببینیم حالا
‫می‌تونیم یه جا واسه خواب پیدا کنیم یا نه.

420
00:42:36.280 --> 00:42:37.880
‫الو؟

421
00:42:38.040 --> 00:42:42.160
‫سلام عزیزم، مامانت یا بابات
‫دم دستتن؟ اون نزدیکیان؟

422
00:42:42.320 --> 00:42:45.920
‫سلام، ببخشید با کی دارم صحبت می‌کنم؟

423
00:42:46.080 --> 00:42:48.960
‫یانوس بکمن هستم
‫از روزنامه‌ی «لیبرال».

424
00:42:49.120 --> 00:42:51.921
‫شنیدیم از روی
‫آنتن برتون داشتن...

425
00:42:51.933 --> 00:42:55.840
‫شما بی‌جا کردید زنگ زدید
‫به گوشی دختر بچه‌ی من!

426
00:42:56.000 --> 00:43:02.560
‫- باشه خانم، حالا که پای خطید...
‫- نخیر! همین الان قطعش کن عوضی!

427
00:43:02.720 --> 00:43:07.920
‫نظری ندارید درباره‌ی شایعاتِ
‫انحرافات جنسیِ شوهرتون؟

428
00:43:21.720 --> 00:43:26.800
‫اگه شماره‌ای افتاد که نشناختیش
‫به هیچ وجه حق نداری جواب بدی!

429
00:43:27.000 --> 00:43:31.960
‫- بابا چیکار کرده مگه؟
‫- هیچی، هیچ غلطی نکرده!

430
00:43:32.120 --> 00:43:36.800
‫دست از پا خطا نکرده،
‫اون بهترین بابای کل دنیاست، مگه نه؟

431
00:43:39.920 --> 00:43:44.920
‫اگه کسی ازت هر غلطی پرسید،
‫فقط برگرد بگو...

432
00:43:45.080 --> 00:43:49.880
‫— که تو بهترین بابای دنیا رو داری،
‫چون واقعاً داری، مگه نه؟

433
00:44:06.760 --> 00:44:10.840
‫باورم نمیشه
‫از روی آنتن کشیدنت پایین.

434
00:44:12.400 --> 00:44:17.680
‫آره، ولی موقتیه فقط،
‫چیز خاصی...

435
00:44:17.840 --> 00:44:23.360
‫یان بدجور زیر فشار قرار گرفته،
‫واسه همین فکر کنم...

436
00:44:24.480 --> 00:44:27.800
‫هرچی باشه امروز روز تولدمه‌ها!

437
00:44:29.720 --> 00:44:35.880
‫خیلی خوشحالم که اومدید،
‫ولی هنوز هیچ کادویی دشت نکردم!

438
00:44:36.040 --> 00:44:41.920
‫- خب، بفرما اینم یه کتاب.
‫- عاشقِ کتابم.

439
00:44:42.080 --> 00:44:46.360
‫این زنه، استر کاکس،
‫رسماً کاری می‌کنه خیس بشه شورتت!

440
00:44:46.520 --> 00:44:50.040
‫گوش بدید خانوما،
‫خیلی خب، ساکت شید.

441
00:44:50.200 --> 00:44:56.120
‫«ابیگیل خوشگل و مجرد بود،
‫و بدجور لنگِ پول.» وای خدا!

442
00:44:56.280 --> 00:45:01.480
‫«چیزی که در ابتدا خیلی معصومانه شروع شد،
‫خیلی زود تبدیل شد به یه سفر —

443
00:45:01.640 --> 00:45:08.640
‫— به دنیایی تاریک، شهوت‌انگیز و پر از هوس،
‫دنیای قدرت، سکس و تسلیمِ محض.

444
00:45:08.800 --> 00:45:12.760
‫با تحکم دستور داد: ’زل بزن به من!’

445
00:45:12.920 --> 00:45:15.720
‫حس کردم رطوبتِ تنم داره بالا می‌زنه.

446
00:45:15.880 --> 00:45:20.000
‫لب‌هام باز شد.
‫حالا دیگه کاملاً خیس شده بودم.»

447
00:45:39.240 --> 00:45:43.760
‫الو ماری؟
‫هر ننه قَمَری داره زنگ می‌زنه به خونه!

448
00:45:43.920 --> 00:45:47.400
‫- خبرنگار... همه‌ش خبرنگارا دارن...
‫- باشه، آروم باش.

449
00:45:47.560 --> 00:45:52.160
‫قطع کردم روشون.
‫راستش بدجور ترس برم داشته ماری...

450
00:45:52.320 --> 00:45:56.520
‫برو تو اتاق خواب،
‫توی کشوی من قرص ایمووان (خواب‌آور) هست.

451
00:45:56.680 --> 00:46:00.600
‫یکیشو بنداز بالا
‫و برو کپه‌ت رو بذار، باشه عزیزم؟

452
00:46:00.760 --> 00:46:03.880
‫خونسرد باش، خب قربونت برم؟

453
00:46:04.040 --> 00:46:07.520
‫- فردا برمی‌گردیم خونه.
‫- باشه.

454
00:46:09.020 --> 00:46:17.020
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

455
00:46:18.560 --> 00:46:21.800
‫منم، می‌تونم بیام تو؟

456
00:46:25.320 --> 00:46:30.320
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، طوری نیستم.

457
00:46:33.320 --> 00:46:38.160
‫همه‌چی ریخته به هم، انگار من و میکائل...
‫انگار به کل دنیا بدهکاریم —

458
00:46:38.320 --> 00:46:44.840
‫— که بیایم تاوانِ این رمانِ کذاییِ
‫کامیلا کاس رو پس بدیم!

459
00:46:47.680 --> 00:46:52.720
‫همه یادشون رفته این مرد چه مربیِ
‫فوق‌العاده و محبوبی بود!

460
00:46:52.880 --> 00:46:56.760
‫همه واسش غش و ضعف می‌رفتن!
‫همه عاشقش بودن!

461
00:46:56.920 --> 00:47:02.680
‫عمراً، به خوابم نمی‌دید که بخواد
‫از یه دختر نوجوون سوءاستفاده کنه!

462
00:47:02.840 --> 00:47:07.520
‫این یه جنون محضه! این میکائل نبوده
‫که به کسی دست‌درازی کرده!

463
00:47:07.680 --> 00:47:12.760
‫اگه به کسی توهین شده و حقش خورده شده،
‫اون میکائل و خونواده‌ی منه!

464
00:47:12.920 --> 00:47:18.240
‫ما عاشقش بودیم! دخترای نوجوون
‫عاشق مربی‌هاشون میشن، این یه چیز طبیعیه!

465
00:47:18.400 --> 00:47:21.520
‫خودِ توام عاشق معلمت شده بودی!

466
00:47:21.680 --> 00:47:27.400
‫آره، من افتادم دنبالش،
‫قاپش رو دزدیدم، چون خودم می‌خواستمش!

467
00:47:27.560 --> 00:47:32.240
‫دقیقاً هم می‌دونستم دارم چه غلطی می‌کنم،
‫احمق و هالو که نبودم!

468
00:47:33.480 --> 00:47:36.480
‫همه‌ی این ماجراها یه دیوونه‌خونه‌ی محضه.

469
00:47:37.720 --> 00:47:41.720
‫تو واقعاً چی گفتی به اون رزا
‫درباره‌ی این قضایا؟

470
00:47:41.880 --> 00:47:46.000
‫چیزی راجع به من و میکائل کفِ دستش گذاشتی؟
‫حس می‌کنم...

471
00:47:46.160 --> 00:47:50.880
‫- انگار از قبل همه‌چی رو بو برده بود!
‫- معلومه که نگفتم، مگه مغز خر خوردم؟!

472
00:47:51.040 --> 00:47:55.920
‫رازهای منو فروختی
‫تا انتشاراتتون به یه نون و نوایی برسه!

473
00:47:56.080 --> 00:48:01.360
‫ماریا بس کن دیگه!
‫نوشتن اون کتابِ زندگینامه رو متوقف می‌کنیم.

474
00:48:01.520 --> 00:48:06.320
‫- کلاً می‌ذاریمش کنار.
‫- آها، خودت تنهایی بریدی و دوختی؟

475
00:48:06.480 --> 00:48:09.240
‫نمی‌خوای از منم نظری بپرسی؟

476
00:48:09.400 --> 00:48:14.240
‫هیچ خری از من نمیپرسه
‫خودت چه حسی داری به این لجن‌زار!

477
00:48:14.400 --> 00:48:20.800
‫یا دخترم چه بلایی داره سرش میاد!
‫احدی به فکر اون طفلک نیست!

478
00:48:20.960 --> 00:48:25.480
‫برو اون ویس‌ها و صداهای ضبط‌شده رو پاک کن،
‫چون هیچ کتابی در کار نخواهد بود!

479
00:48:25.640 --> 00:48:27.911
‫من که پشتت رو
‫خالی نکردم ماریا!

480
00:48:27.923 --> 00:48:31.280
‫ولی واسه من دقیقاً بوی
‫همین خیانتِ لجن رو میده!

481
00:48:31.440 --> 00:48:36.520
‫من صمیمی‌ترین رفیقتم،
‫درست همین‌جا کنارت وایسادم.

482
00:48:36.680 --> 00:48:41.680
‫- دیگه هیچی نمی‌دونم...
‫- من تا تهش پات وامیستم.

483
00:48:47.200 --> 00:48:51.600
‫خوب می‌فهمم،
‫می‌دونم همه‌چی بدجور به هم ریخته.

484
00:48:51.760 --> 00:48:56.320
‫- ولی من دارم از دردِ شونه می‌میرم...
‫- آره، می‌دونم عزیزم.

485
00:48:56.480 --> 00:48:59.560
‫خیلی درد دارم، امونم رو بریده.

486
00:49:04.880 --> 00:49:08.920
‫مگه وقتی شراب خوردی
‫می‌تونی از این قرصا بالا بندازی؟

487
00:49:09.080 --> 00:49:11.920
‫- همیشه می‌خورم.
‫- عجب.

488
00:49:14.240 --> 00:49:19.640
‫- چرا روشون تایلندی نوشته؟
‫- فقط مسکنه، همین.

489
00:49:21.600 --> 00:49:26.480
‫میکائل برام گیر میاره،
‫دکتر دیگه بیشتر از این برام نسخه نمی‌پیچه.

490
00:49:28.240 --> 00:49:32.560
‫- فقط می‌خواد هوامو داشته باشه.
‫- آره.

491
00:49:45.920 --> 00:49:49.080
‫الو؟ الو؟

492
00:49:49.240 --> 00:49:53.040
‫سلام، یانم.
‫کجا داری میری؟

493
00:49:53.200 --> 00:49:58.200
‫- خونه‌ی یانه‌ام.
‫- خب، خبر داری میکائل کجاست؟

494
00:49:58.360 --> 00:50:01.600
‫- حواست بهش هست، کنترلی روش داری؟
‫- کنترلش کنم یعنی چی؟!

495
00:50:01.760 --> 00:50:07.440
‫آخه زنگ زد بهم، صداش شل و ول بود
‫و کلمات رو کش می‌داد و هذیان می‌گفت!

496
00:50:07.600 --> 00:50:13.160
‫می‌گفت داره میره ابزارفروشی طناب بخره،
‫بعدشم گوشی رو قطع کرد!

497
00:50:13.320 --> 00:50:17.200
‫- من الان دارم گازشو می‌گیرم برم پیشش.
‫- تو داری میری اونجا؟

498
00:50:17.360 --> 00:50:20.960
‫- آره، باشه، منم همین الان راه می‌افتم.
‫- دمت گرم، فعلاً.

499
00:50:21.120 --> 00:50:25.400
‫- چی شده مامان؟
‫- باید برم یه جایی کار پیش اومده.

500
00:50:25.560 --> 00:50:30.360
‫ولی فکر کنم یانه
‫الاناست که برات صبحانه بیاره.

501
00:50:30.520 --> 00:50:32.920
‫تو بگیر بخواب فدات شم.

502
00:50:59.240 --> 00:51:01.040
‫میکائل؟

503
00:51:05.240 --> 00:51:06.640
‫میکائل کجایی؟

504
00:51:09.400 --> 00:51:11.800
‫- سلام.
‫- سلام.

505
00:51:18.240 --> 00:51:21.120
‫باید اینو بخونی حتماً!

506
00:51:21.280 --> 00:51:25.760
‫عجب ایده‌ی نابی داد
‫اون مشاور رسانه‌ایه که می‌گفت —

507
00:51:25.920 --> 00:51:29.120
‫— باید سپر بندازی و اظهار پشیمونی کنی!

508
00:51:29.280 --> 00:51:34.320
‫خیلی شاهکار شد، چون
‫تا بیانیه رو دادن بیرون —

509
00:51:34.480 --> 00:51:38.360
‫— کلاً خون مردم به جوش اومد!
‫ببین چی شده!

510
00:51:38.520 --> 00:51:41.480
‫حالا میا ریتر هم اومده جلو اعتراف کرده!

511
00:51:41.640 --> 00:51:47.080
‫اوا نیگرن، فونس‌مارک،
‫سوزت بنگ... سوزت آخه؟!

512
00:51:47.240 --> 00:51:50.960
‫دو نفرم بی‌نام و نشون!
‫آره دیگه، همینو کم داشتیم فقط!

513
00:51:51.120 --> 00:51:53.760
‫ریتر؟!

514
00:51:53.920 --> 00:51:58.160
‫خواهرِ جولی!
‫کدوم گوری بودی که هیچی نگفتی به من؟!

515
00:51:58.320 --> 00:52:02.880
‫من اصلاً روحیه‌مم خبر نداشت
‫از ماجرای جولی یا خواهرش!

516
00:52:03.040 --> 00:52:08.600
‫- این قضیه واسه همه‌مون کمرشکنه.
‫- آره جون عمه‌ت، واسه «همه‌مون»!

517
00:52:08.760 --> 00:52:11.960
‫ولی الان بازار مفت‌بری و تخفیف داغه!

518
00:52:12.120 --> 00:52:16.640
‫هر کی از ننش قهر کرده میاد
‫کاسه‌کوزه‌ها رو سر میکائل می‌شکنه!

519
00:52:16.800 --> 00:52:21.000
‫به نظرم بهتره بری تو
‫یه کم کپه‌ت رو بذاری بخوابی میکائل.

520
00:52:21.160 --> 00:52:25.840
‫نگام کن، پاشو بریم تو خونه.
‫همین الان میریم تو، بدو بیا.

521
00:52:45.200 --> 00:52:49.600
‫چیکار کنیم حالا؟ مغزم قفل کرده،
‫نمی‌دونم چه خاکی تو سرم بریزم.

522
00:52:51.160 --> 00:52:54.520
‫خیلی راجع بهش با هم فک زدیم.

523
00:52:54.680 --> 00:52:59.320
‫و اینکه چطوری باید این
‫لجن‌زار رو جمعش کنیم.

524
00:52:59.480 --> 00:53:06.720
‫به نظرمون بهترین کار اینه که یه مدتی
‫کلاً آفتابی نشیم و چراغ‌خاموش بریم جلو.

525
00:53:07.960 --> 00:53:11.960
‫حداقلش اینه که فعلاً
‫میکائل رفته تو تایم‌اوت و تعلیق شده.

526
00:53:12.120 --> 00:53:16.440
‫- واسه همین...
‫- واسه خودِ ما هم خیلی سخته به خدا.

527
00:53:16.600 --> 00:53:20.760
‫منم موقعیت شغلیم در خطره،
‫خونواده دارم، باید به اونا فکر کنم.

528
00:53:42.320 --> 00:53:46.560
‫پیام ماریا: حال بابا خوبه. اصلاً
‫نگران نباش. زود می‌بینمت، بوس.

529
00:54:02.920 --> 00:54:05.800
‫نه، دست نزن! الان وقتش نیست!

530
00:54:06.760 --> 00:54:11.280
‫خب، حالا هیئت‌مدیره هم اومده وسط گود.

531
00:54:11.440 --> 00:54:17.160
‫من سر درنمیارم چه غلطی داره اتفاق می‌افته!
‫مگه من چیکار کردم آخه؟

532
00:54:17.320 --> 00:54:22.400
‫اینکه به اوا نیگارد گفتم تیکه‌ی
‫خوردنی‌ای شدی جرمه؟ مگه گفتم؟!

533
00:54:22.560 --> 00:54:25.600
‫خب واقعاً هم خوردنیه،
‫هیکلش ردیفه!

534
00:54:25.760 --> 00:54:31.640
‫یا اینکه لاین رو بغل کردم چون رکورد زده
‫بود؟ آره خب، بغلش کردم، دمش گرم رکورد زد!

535
00:54:31.800 --> 00:54:36.200
‫همه‌ش زاییده‌ی مغز مریض خودشونه،
‫می‌خوان اسم درکنن و دیده بشن!

536
00:54:36.360 --> 00:54:41.800
‫هیچ پخی نیستن، بعد پیش خودشون فکر کردن
‫می‌تونن بیان برینن به هیکل من!

537
00:54:41.960 --> 00:54:47.720
‫اون ریترِ عوضی بهش برخورده که من
‫سال ۲۰۰۹ براش شورتک جذب و تنگ خریدم!

538
00:54:47.880 --> 00:54:51.880
‫کل دخترا شورتک داشتن،
‫فقط اون نداشت گدابازی درمی‌آورد.

539
00:54:52.040 --> 00:54:57.040
‫منم از سرِ لطف و دلسوزی براش خریدم،
‫حالا خانم بهش برخورده و ادعای شرف داره!

540
00:54:57.200 --> 00:55:01.920
‫مگه من چه جنایتی کردم؟
‫چی ماریا، هان؟!

541
00:55:08.480 --> 00:55:11.160
‫داری ترکم می‌کنی؟

542
00:55:20.800 --> 00:55:24.000
‫داری با کی زر می‌زنی؟

543
00:55:25.120 --> 00:55:28.000
‫منم ماریا، زنِ تو.

544
00:55:28.160 --> 00:55:31.680
‫کلاً یادت رفته چی به هم قول دادیم؟
‫چه عهد و پیمانی بستیم؟

545
00:55:31.840 --> 00:55:34.440
‫باید بلند بگی تا بشنوم!

546
00:55:37.000 --> 00:55:39.800
‫من تنهات نمی‌ذارم.

547
00:55:42.840 --> 00:55:47.600
‫سیاره‌ی زمین ۴.۶ میلیارد سال پیش
‫از یه ابر گازی به وجود اومد...

548
00:55:47.760 --> 00:55:53.160
‫- سلام مامان.
‫- ...اون ابر گازی تبدیل به کره‌ی زمین شد.

549
00:55:54.160 --> 00:55:57.080
‫- در ابتدا...
‫- سلام قشنگم.

550
00:55:57.240 --> 00:56:01.360
‫ساشا پیام داده
‫که سه‌شنبه نمیاد.

551
00:56:01.520 --> 00:56:05.400
‫چرا همیشه لای انگشتای پای آدم
‫شن گیر می‌کنه؟

552
00:56:05.560 --> 00:56:10.520
‫فکر کنم دیگه وقت نداره
‫بیاد باهات درس بخونه.

553
00:56:11.760 --> 00:56:17.760
‫- یعنی دیگه ساشا رو نمی‌بینم؟
‫- یکی دیگه رو پیدا می‌کنیم برات، باشه؟

554
00:56:19.440 --> 00:56:22.560
‫- ربطی به کارای بابا داره؟
‫- نه اصلاً.

555
00:56:22.720 --> 00:56:27.600
‫درس و دانشگاهش سنگینه،
‫باید بشینه واسه امتحاناش بخونه.

556
00:56:27.760 --> 00:56:31.760
‫تو ساحل‌های شنی
‫کمتر باید پا برهنه راه رفت.

557
00:56:31.920 --> 00:56:34.880
‫تو اصلاً چرا با بابایی؟

558
00:56:35.040 --> 00:56:40.400
‫خیلی ازت پیرتره،
‫تازه الانم که این‌قدر حال‌بهم‌زن و لجن شده!

559
00:56:41.880 --> 00:56:44.960
‫خودت خوب می‌دونی که این‌طوری نیست!

560
00:56:47.000 --> 00:56:53.120
‫«مو»! من و تو و بابا هیچ غلطی نکردیم
‫که بخوایم ازش خجالت بکشیم، شیرفهم شد؟

561
00:57:15.680 --> 00:57:18.880
‫چه خبر؟ امروز چطور پیش رفت؟

562
00:57:19.880 --> 00:57:23.720
‫- عالی! پشتم لگد زدن و اخراجم کردن!
‫- اخراجت کردن؟!

563
00:57:23.880 --> 00:57:28.800
‫بعد از اینکه شش تا زنیکه اومدن زر زدن،
‫گفتن شخصیت و رفتار من —

564
00:57:28.960 --> 00:57:33.480
‫— با ارزش‌های والای فدراسیون شنای دانمارک
‫همخونی نداره!

565
00:57:37.360 --> 00:57:41.360
‫- ولی اتفاقاً خیلی هم خوب شد!
‫- کجاش خوبه آخه؟!

566
00:57:41.520 --> 00:57:45.760
‫تازه موتورم روشن شده! تازه افتادیم
‫رو دور تند، مگه نه؟!

567
00:57:45.920 --> 00:57:49.600
‫حالا دیگه وقتم آزاده،
‫هر گهی دلم بخواد می‌تونم بگم!

568
00:57:49.760 --> 00:57:53.960
‫- پوزه‌بند رو از رو دهنم برداشتم!
‫- خب حالا می‌خوای چه غلطی بکنی؟

569
00:57:54.120 --> 00:57:58.760
‫حالا قصد دارم از خودم دفاع کنم!
‫من آدمی نیستم که خودمو قایم کنم!

570
00:57:58.920 --> 00:58:03.280
‫خروارها خبرنگار له‌له می‌زنن
‫تا داستان منو از زبون خودم بشنون!

571
00:58:03.440 --> 00:58:07.960
‫با اون مجریه، باونده، توافق کردم،
‫همونی که تو رادیو P1 مصاحبه می‌کنه.

572
00:58:08.120 --> 00:58:11.520
‫به نظرم
‫بدترین و احمقانه‌ترین کارِ ممکنه!

573
00:58:11.680 --> 00:58:16.560
‫خیلی ایده‌ی کثیفیه! با این کارت
‫همه‌چیز رو صد برابر بدتر می‌کنی!

574
00:58:16.720 --> 00:58:21.520
‫من کارمو از دست دادم! زندگیم به باد رفته!
‫از چی بدتر بشه دیگه؟!

575
00:58:21.680 --> 00:58:24.160
‫مگه دادگاهم کشوندن؟
‫مگه شاکی خصوصی دارم؟!

576
00:58:24.320 --> 00:58:28.680
‫هر سگ و بی‌سروپایی اون بیرون نشسته
‫داره واسه من قضاوت می‌کنه و حکم میده ماریا!

577
00:58:28.840 --> 00:58:32.840
‫یا شایدم چشمشون دنبال پُست منه؟! انتظار
‫داری فقط بخوابم رو زمین و تسلیم بشم؟!

578
00:58:33.000 --> 00:58:36.059
‫فکر می‌کنم الان
‫خفه‌خون گرفتن بهترین کاره!

579
00:58:36.071 --> 00:58:38.800
‫یه زنیکه‌ای نشسته
‫یه رمان تخمی نوشته!

580
00:58:38.960 --> 00:58:42.040
‫توام داری دقیقاً به این لجن‌پراکنی‌ها
‫پر و بال میدی و زنده‌ش نگه می‌داری!

581
00:58:42.240 --> 00:58:46.320
‫بدبختی اینه که اون مرده،
‫مردم فکر می‌کنن من کشتمش!

582
00:58:46.480 --> 00:58:50.160
‫وجود خارجی نداره که برم
‫ازش شکایت کنم و جرش بدم!

583
00:58:50.320 --> 00:58:54.600
‫می‌ترسم بری اونجا و اوضاع رو
‫از اینی که هست گندتر کنی!

584
00:58:54.760 --> 00:59:00.560
‫بعدشم یه مشت زنیکه که فکر می‌کنن
‫اون موقع زبون نداشتن «نه» بگن اومدن وسط!

585
00:59:00.720 --> 00:59:04.200
‫اون موقع که ازشون تعریف می‌کردم نیششون تا
‫بناگوش باز می‌شد: «وای خیلی ممنون استاد!»

586
00:59:04.360 --> 00:59:06.448
‫حالا یهو همه‌شون دچار
‫تروما و افسردگی بعد حادثه

587
00:59:06.460 --> 00:59:08.560
‫شدن! همه‌ش یه مشت
‫مظلوم‌نماییِ رقت‌انگیز و لجن!

588
00:59:08.720 --> 00:59:12.280
‫من باید برم
‫حقیقتِ خودم رو جار بزنم —

589
00:59:12.440 --> 00:59:15.600
‫— و از هیچ گهی هم
‫خجالت نمی‌کشم!

590
00:59:15.760 --> 00:59:20.440
‫قراردادشو بستم،
‫پنج‌شنبه ساعت نه شب، زنده روی آنتن!

591
00:59:26.280 --> 00:59:28.831
‫شناگران بیشتری دارن
‫اون تجربیاتی رو که

592
00:59:28.843 --> 00:59:31.800
‫کاترین کراگ دست روش
‫گذاشته بود تایید می‌کنن.

593
00:59:31.960 --> 00:59:36.000
‫کمی بعد هم برگه‌ی استعفای شما
‫گذاشته شد روی میز.

594
00:59:36.160 --> 00:59:39.320
‫این قضیه قطعاً یه بازنگری
‫و خودشناسیِ جدی می‌طلبه.

595
00:59:39.480 --> 00:59:43.560
‫مربی سطح بالا بودن ایجاب می‌کنه
‫که به شناگرات فشار بیاری و هُلشون بدی جلو.

596
00:59:43.720 --> 00:59:47.760
‫اونا می‌خوان به اوج برسن و طلا بگیرن،
‫نمی‌خوان نفر هفتم بشن!

597
00:59:47.920 --> 00:59:52.280
‫اونا می‌خوان قهرمان بشن، همین و بس.
‫شغل منم اینه که توی این مسیر هلشون بدم.

598
00:59:52.440 --> 00:59:58.120
‫وقتی شش تا از شناگرای طراز اول میان
‫از یه جو و فرهنگِ جنسی‌زده حرف می‌زنن —

599
00:59:58.280 --> 01:00:01.080
‫— یعنی یه گهی خورده شده دیگه، نه؟

600
01:00:01.240 --> 01:00:06.200
‫من نمی‌دونم واقعاً این‌طوریه یا نه.
‫من خودم هیچ‌وقت احساساتمو قایم نکردم.

601
01:00:06.360 --> 01:00:10.560
‫شاید واسه یه عده هضم کردنِ همچین پکیجی
‫یه خرده سنگین و پیچیده باشه.

602
01:00:10.720 --> 01:00:14.920
‫یهو می‌بینی دوران ورزشیت به آخر رسیده،
‫و دستتم به مدال طلا نرسیده.

603
01:00:15.080 --> 01:00:20.600
‫دیگه اون توجه و نگاها روت نیست،
‫پس باید یکی این وسط مقصر جلوه داده بشه.

604
01:00:20.760 --> 01:00:25.920
‫اون‌وقت میان این سناریوی مسخره رو می‌چینن
‫که مربیمون یه عوضیِ زورگو بوده.

605
01:00:26.080 --> 01:00:30.720
‫ولی یعنی فقط با ادعا کردنِ اینکه
‫بهت برخورده، آدم باید حرفتو باور کنه؟

606
01:00:35.960 --> 01:00:38.640
‫کریس: می‌تونی یه لحظه بیای
‫تو دفتر من؟

607
01:00:56.920 --> 01:00:58.720
‫سلام.

608
01:01:00.320 --> 01:01:05.960
‫مدیریت بدجور به وحشت افتاده،
‫کامنتا داره مثل سیل سرازیر میشه.

609
01:01:06.120 --> 01:01:10.800
‫ملت همه می‌دونن میکائل زنِ کیه.
‫واسه همین مدیریت ترجیح میده —

610
01:01:10.960 --> 01:01:15.720
‫— که یه موضع‌گیری و بیانیه‌ی قاطع بدی،
‫طوری که هیچ حرف و حدیثی توش نباشه.

611
01:01:18.760 --> 01:01:22.960
‫- اینکه من بیانیه بدم؟!
‫- آره.

612
01:01:23.120 --> 01:01:25.880
‫ولی آخه...

613
01:01:26.840 --> 01:01:30.640
‫من که میکائل نیستم! چرا آخه من
‫باید بیام اعلام برائت کنم؟

614
01:01:30.800 --> 01:01:34.360
‫باید سفت و سخت از حرفای
‫اون اعلام انزجار کنی —

615
01:01:34.520 --> 01:01:39.040
‫— از حرفایی که میکائل زده،
‫بگی فرسنگ‌ها با خط‌مشی تو فاصله داره.

616
01:01:39.200 --> 01:01:44.440
‫بگی حرفاش و اون توصیفاتی که کرده
‫واست کاملاً غیرقابل‌هضمه...

617
01:01:44.600 --> 01:01:49.320
‫...اون خزعبلاتی که درباره‌ی ورزشکارای
‫طراز اول سر هم کرده. یه همچین چیزایی.

618
01:01:49.480 --> 01:01:54.200
‫این... از من ساخته نیست.

619
01:01:55.520 --> 01:02:00.160
‫باید بفهمی که چاره‌ای جز این نیست.
‫به نظرم...

620
01:02:00.320 --> 01:02:05.480
‫پیشنهاد می‌کنم همین الان
‫بری یه گواهی استعلاجی رد کنی بیاد.

621
01:02:05.640 --> 01:02:09.440
‫اون‌وقت وقت داریم
‫یه بیانیه‌ی مطبوعاتی تر و تمیز جور کنیم.

622
01:02:09.600 --> 01:02:14.520
‫می‌نویسیم دنبال افق‌ها و فرصت‌های جدیدی،
‫یه چیزی توی مایه‌های مثبت.

623
01:02:15.920 --> 01:02:19.560
‫این‌طوری دیگه ربطی هم
‫به گندکاری‌های میکائل پیدا نمی‌کنه.

624
01:02:21.060 --> 01:02:29.060
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

625
01:02:44.160 --> 01:02:47.120
‫سلام... دارم غذا...

626
01:02:48.840 --> 01:02:52.040
‫قراردادم رو تمدید نمی‌کنن.

627
01:02:53.320 --> 01:02:55.840
‫اخراجم کردن.

628
01:03:12.480 --> 01:03:14.480
‫میکائل؟

629
01:03:22.080 --> 01:03:24.880
‫خنده‌داره نه عزیزم؟ خنده‌داره!

630
01:03:25.040 --> 01:03:29.440
‫ریدم به همه‌چیز! دست «مو» رو بگیر
‫و از این خراب‌شده گورتو گم کن برو!

631
01:03:29.600 --> 01:03:34.280
‫- نه، من پیشت می‌مونم.
‫- من همه‌چیو به خاک سیاه نشوندم!

632
01:03:34.440 --> 01:03:39.440
‫گمشید بیرون! «مو» رو بردار
‫و همین الان بزنید به چاک!

633
01:03:42.360 --> 01:03:46.000
‫این روزا هم می‌گذره، مگه نه؟

634
01:03:46.160 --> 01:03:49.720
‫آب‌ها از آسیاب می‌افته،
‫میرن سراغ یه قربانیِ تازه.

635
01:03:49.880 --> 01:03:55.080
‫دوتایی با هم از پسش برمی‌آییم،
‫میکائل و ماریا.

636
01:03:55.240 --> 01:04:01.720
‫الانم می‌شینیم شام رو حاضر می‌کنیم،
‫بعدشم عین همیشه با هم می‌زنیم به بدن.

637
01:04:17.440 --> 01:04:19.840
‫سلام مامان.

638
01:04:21.280 --> 01:04:24.898
‫پامو تو اون مدرسه‌ی
‫خراب‌شده نمی‌ذارم دیگه!

639
01:04:24.910 --> 01:04:26.120
‫چی شده باز؟

640
01:04:27.560 --> 01:04:31.080
‫هر گه و لجن و چرت‌وپِرتی که بگی
‫دارن واسم می‌فرستن!

641
01:04:32.560 --> 01:04:37.680
‫ببینم؟
‫عزیزم، میشه ببینم چی نوشتن؟

642
01:04:37.840 --> 01:04:43.760
‫اون گوشیِ وامونده‌ت رو بده به من،
‫ببینم این حروم‌زاده‌ها چی می‌گن.

643
01:04:47.360 --> 01:04:49.440
‫وایسا ببینم!

644
01:04:49.600 --> 01:04:53.920
‫گوشی رو بده من، رد کن بیاد ببینم!

645
01:04:54.920 --> 01:04:58.400
‫«بابای لجن و کثافتت بچه‌بازه،
‫کیرِ بابات خوشمزه‌ست آیا؟»

646
01:04:58.560 --> 01:05:02.680
‫لعنت بهشون، کدوم کثافتیه این؟!
‫کی این مزخرفات رو برات می‌فرسته؟

647
01:05:02.840 --> 01:05:07.800
‫- چرا این دردها رو تنهایی تو خودت می‌ریزی؟
‫- گوشیمو پس بده! گمشید بیرون!

648
01:05:07.960 --> 01:05:11.880
‫- همه‌تون چندش و لجنید به خدا!
‫- حق نداری دیگه این مزخرفات رو بخونی!

649
01:05:12.040 --> 01:05:17.800
‫بابات عاشقت پر می‌کشه! عمراً
‫همچین غلطی ازش سر نمی‌زنه! بس کنید دیگه!

650
01:05:21.200 --> 01:05:23.560
‫دیگه تمومش می‌کنم.

651
01:05:29.680 --> 01:05:31.680
‫عزیز دلم...

652
01:06:00.640 --> 01:06:04.640
‫- سلام.
‫- باید باهات حرف بزنم.

653
01:06:04.800 --> 01:06:09.640
‫- چی شده؟
‫- با پسرعموم، پربن، حرف زدم.

654
01:06:09.800 --> 01:06:14.560
‫گفت می‌تونیم بریم ویلاشون
‫توی گرن کاناریا بمونیم.

655
01:06:14.720 --> 01:06:17.264
‫هر چقدر دلمون بخواد
‫می‌تونیم اونجا باشیم، فقط

656
01:06:17.276 --> 01:06:19.720
‫باید یه خرده دست به
‫آچار بشم و تعمیرات کنم.

657
01:06:19.880 --> 01:06:25.440
‫گفت یه استخر شنای فوق‌العاده خفن
‫اونجا ساختن.

658
01:06:25.600 --> 01:06:32.160
‫بعدشم یه سری خرده‌کاری تو آشپزخونه‌ست
‫که لنگ مونده و باید واسشون راه بندازم.

659
01:06:34.040 --> 01:06:37.640
‫- گرن کاناریا؟!
‫- آره، خودمم اولش جا خوردم.

660
01:06:37.800 --> 01:06:42.760
‫ولی می‌گفت ورزش شنا اونجا خیلی رو بورسه،
‫تازه برگشت گفت —

661
01:06:42.920 --> 01:06:46.960
‫— که می‌تونه واسه توام
‫کار مربی‌گری شنا جور کنه.

662
01:06:48.360 --> 01:06:53.840
‫- چند تا مدرسه‌ی بین‌المللی اونجاست.
‫- وسعمون نمی‌رسه به این خرجا.

663
01:06:54.960 --> 01:06:59.800
‫پولمون کجا بود آخه؟
‫اون ایمیل بانک رو دیدم.

664
01:06:59.960 --> 01:07:04.960
‫به درک، خونه رو می‌دیم اجاره، اصلاً کل
‫این خراب‌شده رو می‌فروشیم بره پی کارش!

665
01:07:05.120 --> 01:07:10.280
‫همه‌چیو به آتیش می‌کشم،
‫البته به‌جز تو و «مو».

666
01:07:10.440 --> 01:07:13.120
‫آرامش، آفتاب...

667
01:07:13.280 --> 01:07:16.280
‫دوتایی با هم، فقط خودمون سه تا.

668
01:07:17.480 --> 01:07:21.320
‫- آره، شایدم حق با تو باشه.
‫- دور از تمومِ این لجن‌مالی‌ها.

669
01:07:23.640 --> 01:07:26.440
‫دوباره با من ازدواج کن ماریا.

670
01:07:29.200 --> 01:07:32.680
‫با تو ازدواج کنم؟! ما که زن و شوهریم!

671
01:07:32.840 --> 01:07:38.360
‫عهد و پیمانمون رو تجدید می‌کنیم، همون‌جا
‫این کارو می‌کنیم، فقط خودمون سه نفر.

672
01:07:38.520 --> 01:07:44.640
‫می‌ریم توی همون کلیسایی
‫که پربن و آنیا توش عقد کردن.

673
01:07:47.560 --> 01:07:50.360
‫اون‌وقت همه‌چیو از اول شروع می‌کنیم.

674
01:08:44.080 --> 01:08:47.680
‫خداوند قادر متعال،
‫که زن و مرد را آفریدی —

675
01:08:47.840 --> 01:08:51.480
‫— تا در پیوند زناشویی در کنار یکدیگر
‫زندگی کنند و آنان را برکت بخشیدی.

676
01:08:51.640 --> 01:08:54.960
‫از درگاهت التماس می‌کنیم،
‫این عروس و داماد را متبرک گردان.

677
01:08:55.120 --> 01:09:01.080
‫باشد که همواره در پناه رحمتت
‫و در عشقی دوسویه روزگار بگذرانند.

678
01:09:01.240 --> 01:09:06.320
‫پروردگارا، خدای ما، پدر آسمانی،
‫به این داماد و عروس —

679
01:09:06.480 --> 01:09:12.240
‫— فیض، سعادت و برکت عطا بفرما.

680
01:09:22.520 --> 01:09:25.720
‫به آنان عشقی سرشار از
‫اعتماد و سرسپردگی ببخش.

681
01:09:25.880 --> 01:09:31.160
‫بگذار در همه‌جا بنده‌ی تو باشند،
‫تا چونان فرزندانت در خانه‌ای سکنی گزینند —

682
01:09:31.320 --> 01:09:35.840
‫— که با دستان بشری ساخته نشده،
‫بلکه در آسمان‌ها جاودان است.

683
01:09:36.000 --> 01:09:39.720
‫به نام پدر، پسر،
‫و روح‌القدس.

684
01:09:42.840 --> 01:09:46.840
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- فعلاً عزیزم، توی مدرسه بهت خوش بگذره.

685
01:09:47.000 --> 01:09:49.360
‫بفرما گلم.

686
01:09:57.760 --> 01:10:04.320
‫آماده‌ای؟ خیلی خب.
‫دو، سه، چهار، پنج، دو، سه.

687
01:10:22.720 --> 01:10:24.720
‫سلام.

688
01:10:27.560 --> 01:10:31.040
‫- خیلی کج و معوج شد.
‫- آره، بدجور کج دراومد.

689
01:10:33.360 --> 01:10:36.520
‫نمیای تو آب عزیزم؟

690
01:10:39.520 --> 01:10:42.240
‫بیا دیگه خوشگلم.

691
01:10:42.400 --> 01:10:44.880
‫بیا مامان.

692
01:10:45.040 --> 01:10:49.040
‫لازم نیست شنا کنی،
‫فقط یه تنی به آب بزن.

693
01:11:10.240 --> 01:11:12.240
‫آروم.

694
01:11:42.000 --> 01:11:45.120
‫- سلام.
‫- سلام عزیزم.

695
01:11:45.280 --> 01:11:49.920
‫- چه خبرا؟
‫- گفتم یه تماسی بگیرم ببینم اوضاعت چطوره.

696
01:11:50.080 --> 01:11:54.280
‫نشستم دارم
‫خرد و ریزامو جمع‌وجور می‌کنم —

697
01:11:54.440 --> 01:11:58.040
‫— ویس‌های ضبط‌شده‌ی رزا رو هم پاک کردیم.

698
01:11:58.200 --> 01:12:02.760
‫ولی الان چشمم خورد به
‫متن‌های پیاده‌شده‌شون.

699
01:12:02.920 --> 01:12:08.560
‫دلم نیومد همین‌طوری بندازمشون دور،
‫شاید خودت دلت بخواد داشته باشیشون؟

700
01:12:08.720 --> 01:12:13.080
‫نه! نمی‌خوام هیچ ربط و نشونی
‫از اون کتاب لعنتی تو زندگیم باشه!

701
01:12:13.240 --> 01:12:17.240
‫- باشه... حق با توئه.
‫- نه، اصلاً نمی‌خوام!

702
01:12:17.400 --> 01:12:21.640
‫فایل پی‌دی‌اف رو برات می‌فرستم،
‫خودت هر گلی زدی به سرت بزن.

703
01:12:21.800 --> 01:12:27.840
‫نه، هیچی نفرست واسه من!
‫همه‌رو پاک کن بره پی کارش، باشه؟!

704
01:12:28.000 --> 01:12:33.040
‫ولی یه چیز دیگه هم هست،
‫شایدم خودت از قبل در جریان باشی.

705
01:12:33.200 --> 01:12:38.640
‫مادرِ کامیلا کاس یه مصاحبه کرده
‫درباره‌ی رمان «آبِ راکد».

706
01:12:38.800 --> 01:12:44.800
‫- فقط گفتم در جریان باشی که یهو شوکه نشی.
‫- نه، گوش کن ببین چی میگم! نمی‌خوام بشنوم!

707
01:12:46.080 --> 01:12:49.720
‫من این کثافت‌ها رو نمی‌خوام!
‫می‌فهمی؟! این قضیه واسه من مرده و تموم شده!

708
01:12:49.880 --> 01:12:54.280
‫ما پاشدیم اومدیم اینجا و کلاً
‫اخبار دانمارک رو هم پیگیری نمی‌کنیم!

709
01:12:54.440 --> 01:12:59.040
‫- ما داریم زندگیمون رو می‌کنیم!
‫- آره، درسته.

710
01:12:59.200 --> 01:13:02.720
‫- ما رد شدیم از این ماجرا، شیرفهم شد؟!
‫- ببخشید، معذرت می‌خوام.

711
01:13:02.880 --> 01:13:08.360
‫آره، لطف کردی زنگ زدی، دمتم گرم،
‫ولی من الان دیگه قطع می‌کنم.

712
01:13:08.520 --> 01:13:11.320
‫- بعداً حرف می‌زنیم.
‫- روزت بخیر.

713
01:13:15.760 --> 01:13:17.560
‫سلام.

714
01:13:51.760 --> 01:13:54.200
‫سلام گلم.

715
01:13:54.360 --> 01:13:56.240
‫سلام.

716
01:13:57.240 --> 01:14:00.600
‫- کی بود؟
‫- معلمم بود.

717
01:14:00.760 --> 01:14:03.160
‫معلمت؟!

718
01:14:06.520 --> 01:14:08.840
‫چیزی شده؟

719
01:14:09.760 --> 01:14:14.040
‫- فقط یه کم دل‌پیچه دارم.
‫- باشه عزیزم.

720
01:14:54.120 --> 01:14:59.320
‫بند بندِ وجودم درد می‌کنه؛
‫پوستم، موهام، فرقِ سرم.

721
01:14:59.480 --> 01:15:02.040
‫من یه زمانی معشوقه‌ی اون بودم.

722
01:15:02.200 --> 01:15:06.920
‫حالا عین سگِ ولگردش روی پتو،
‫پشت درِ بسته‌ی اتاقش کِز می‌کنم.

723
01:15:07.080 --> 01:15:11.920
‫دیگه حتی اسمم رو هم به زبون نمیاره،
‫بهم میگه «عوضیِ استاکر و آویزون».

724
01:15:12.080 --> 01:15:16.240
‫شرم و حقارت، اون ته‌مونده‌های وجودم رو
‫زیر پا له کرده و شکسته.

725
01:15:16.400 --> 01:15:19.800
‫این بخشی از متنِ
‫تکون‌دهنده‌ی کتاب «آبِ راکد» بود.

726
01:15:19.960 --> 01:15:23.280
‫اینکه این کتاب به چاپ برسه،
‫در نهایت تصمیمِ خودِ شما بود.

727
01:15:23.440 --> 01:15:27.640
‫خودِ کامیلا دودل بود،
‫و منم بدجور توی شک و تردید بودم —

728
01:15:27.800 --> 01:15:33.800
‫— با وجود اینکه دلم می‌خواست همه‌ی دنیا
‫بفهمن که اون طفل معصوم چه زجری کشید.

729
01:15:33.960 --> 01:15:37.560
‫پس خودتون دست‌نوشته‌ها
‫رو فرستادید انتشارات؟

730
01:15:37.720 --> 01:15:41.520
‫داستانِ دختر من داستانِ یه انسانه —

731
01:15:41.680 --> 01:15:44.920
‫— که حتی جرئت نمی‌کرد
‫دردهاش رو با کسی در میون بذاره.

732
01:15:45.080 --> 01:15:50.720
‫من فقط وقتی رمان رو خوندم
‫فهمیدم چه بلایی سر بچه‌م اومده بوده.

733
01:15:50.880 --> 01:15:56.840
‫کاش زودتر می‌فهمیدم توی چه جهنمی
‫دست‌وپا می‌زده... بچه‌ی مظلومم.

734
01:16:09.440 --> 01:16:12.520
‫قرصات داشت ته‌می‌کشید،
‫نمی‌خوای...

735
01:16:12.680 --> 01:16:16.680
‫راستی اون پسره که قرار بود بیاد واسه
‫استخر بالاخره اومد، خیالمون راحت شد.

736
01:16:20.160 --> 01:16:23.480
‫«مو» چطور بود؟
‫امروز توی مدرسه اوضاعش خوب بود؟

737
01:16:23.640 --> 01:16:27.720
‫- آره، فکر کنم همه‌چی ردیف بود.
‫- خدا رو شکر، عالیه.

738
01:16:30.920 --> 01:16:36.320
‫یانه...
‫یانه یه مصاحبه برام فرستاد...

739
01:16:38.960 --> 01:16:42.640
‫...که مادرِ کامیلا انجام داده.

740
01:16:44.000 --> 01:16:47.920
‫خب، که این‌طور. پس این
‫کثافت‌کاری هنوز تموم نشده، نه؟

741
01:16:48.080 --> 01:16:53.560
‫- نه، قرار نیست کش پیدا کنه، فقط...
‫- فقط چی؟!

742
01:16:56.760 --> 01:17:01.520
‫فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫این پازل چطوری کنار هم جور درمیاد.

743
01:17:02.480 --> 01:17:09.000
‫مغزم داره سوت می‌کشه،
‫می‌خوام بدونم واقعیت چیه.

744
01:17:10.040 --> 01:17:14.680
‫چی واقعاً اتفاق افتاده و چی
‫دروغه و این مزخرفات. همین.

745
01:17:17.000 --> 01:17:22.440
‫فقط... چند سالش بود؟
‫وقتی شروع شد اون دختره چند سالش بود؟

746
01:17:22.600 --> 01:17:24.400
‫خیلی خب.

747
01:17:26.560 --> 01:17:31.720
‫من چند سال قبل از اینکه
‫تو بیای توی تیم دیدمش.

748
01:17:31.880 --> 01:17:34.880
‫دور و برِ تیم ملی پلک می‌زد.

749
01:17:35.040 --> 01:17:39.320
‫خیلی عجول و هول بود، زورش
‫به مسافت‌های کوتاه نمی‌رسید.

750
01:17:39.480 --> 01:17:46.480
‫قد و قواره‌شم واسه مسافت‌های طولانی
‫کوتاه بود، بعدشم... خودش چسبید به من!

751
01:17:47.560 --> 01:17:52.040
‫توقع داری چه گهی بخورم بهت بگم؟! اصلاً
‫چرا داریم این بحث لجن رو ادامه می‌دیم؟!

752
01:17:52.200 --> 01:17:55.960
‫فقط می‌خوام بدونم
‫اون موقع چند سالش بود!

753
01:17:56.120 --> 01:17:59.247
‫۱۴، ۱۵ سالش بود، عین
‫همونی که تو کتاب اومده؟!

754
01:17:59.259 --> 01:18:00.960
‫۱۸ سالش بود! حالیت شد؟!

755
01:18:01.120 --> 01:18:05.160
‫و این سین‌جین کردن‌ها و بازجویی‌های لعنتی
‫همین الان باید تموم بشه!

756
01:18:05.320 --> 01:18:08.320
‫- شیرفهم شدی یا نه؟!
‫- آره.

757
01:18:08.480 --> 01:18:12.720
‫قرار نیست به سازِ اراجیفِ
‫یه مشت زنیکه برقصیم!

758
01:18:12.880 --> 01:18:16.800
‫خوبه. حالا بریم شام بخوریم،
‫یه ماهیِ مشتی درست کردم.

759
01:18:16.960 --> 01:18:22.280
‫اومدیم اسپانیا، برو «مو» رو بیار،
‫می‌شینیم دور هم گل می‌گیم و گل می‌شنفیم:

760
01:18:22.440 --> 01:18:26.320
‫«وای گوجه‌های اسپانیا چقدر خوشمزه‌ست!
‫ژامبون اینجا کیلویی چند درمیاد؟

761
01:18:26.480 --> 01:18:31.760
‫خدا کنه اون پسره بیاد آبِ استخر
‫رو تمیز کنه، تا آب دوباره زلال بشه!»

762
01:18:34.160 --> 01:18:36.939
‫نمی‌تونیم فقط همین
‫کارو بکنیم و زندگی کنیم؟!

763
01:18:36.951 --> 01:18:37.960
‫چرا، می‌تونیم.

764
01:18:39.460 --> 01:18:47.460
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

765
01:18:51.640 --> 01:18:53.640
‫عزیزم؟

766
01:18:56.480 --> 01:18:58.920
‫«مو»، در رو باز کن مامان.

767
01:19:01.440 --> 01:19:04.040
‫چی شده فدات شم؟

768
01:19:04.200 --> 01:19:06.200
‫چی شده؟

769
01:19:13.360 --> 01:19:17.680
‫- من شدم.
‫- چی شدی؟

770
01:19:19.560 --> 01:19:21.760
‫دارم خون می‌بینم...

771
01:19:25.680 --> 01:19:28.000
‫قربونت برم من...

772
01:19:28.160 --> 01:19:30.160
‫پریود شدی عزیزم.

773
01:19:30.320 --> 01:19:34.880
‫چرا زودتر نیومدی
‫بهم بگی آخه؟

774
01:19:35.040 --> 01:19:40.120
‫طوری نیست، همه‌چی مرتبه، خودم یادت میدم
‫دقیقاً باید چیکار کنی، باشه؟

775
01:19:40.280 --> 01:19:46.840
‫میرم نوار بهداشتی بردارم بیارم،
‫همه‌چیو با هم ردیف می‌کنیم، باشه قشنگم؟

776
01:19:49.160 --> 01:19:52.960
‫با دستمال توالت
‫خیلی سخته خب...

777
01:19:55.200 --> 01:19:58.320
‫- اینم از این.
‫- نمیشه یه قرص مسکن بخورم؟

778
01:19:58.480 --> 01:20:02.560
‫- خیلی درد دارم.
‫- آره، می‌فهمم چی می‌گی.

779
01:20:02.720 --> 01:20:06.640
‫ولی بهتر نیست یه کم صبر کنیم ببینیم
‫دردت چقدر شدیده؟

780
01:20:06.800 --> 01:20:10.160
‫خودت که همه‌ش داری قرص بالا می‌ندازی!

781
01:20:13.280 --> 01:20:19.000
‫میرم برات نوار بهداشتی بیارم،
‫بعدشم بهت نشون میدم چطوری بذاریش.

782
01:20:21.360 --> 01:20:24.200
‫- بیا اینجا بغلم.
‫- مامان!

783
01:20:24.360 --> 01:20:27.080
‫چیزی نیست عزیزم، همه‌چی خوبه.

784
01:20:28.080 --> 01:20:33.240
‫زود نیست آدم توی ۱۳ سالگی
‫پریود بشه؟

785
01:20:35.800 --> 01:20:41.320
‫- نه اصلاً، کاملاً طبیعیه.
‫- خب، خودت چند سالت بود شدی؟

786
01:20:44.440 --> 01:20:49.560
‫- وضعیتِ من فرق داشت با بقیه.
‫- منظورت چیه؟

787
01:20:53.440 --> 01:20:56.176
‫من اصلاً پریود نمی‌شدم.
‫به خاطر تمرینات

788
01:20:56.188 --> 01:20:59.280
‫سنگین شنا هورمون‌های
‫استرسم به‌هم ریخته بود.

789
01:21:17.520 --> 01:21:22.520
‫- امروز با ما میای بیرون؟
‫- گوشیم کو؟ همین الان دستم بود.

790
01:21:23.640 --> 01:21:26.160
‫اینجاست.

791
01:21:28.160 --> 01:21:32.720
‫- چرا داری قرص پانادول رو سرچ می‌کنی؟
‫- درد دارم خب!

792
01:21:33.800 --> 01:21:37.640
‫سرچ کردی چقدر از این قرص لازمه
‫تا آدم خودکشی کنه؟!

793
01:21:37.800 --> 01:21:41.600
‫فقط می‌خواستم ببینم
‫معادل انگلیسیش چی میشه —

794
01:21:41.760 --> 01:21:45.680
‫— بعد یه مشت دختر اومدن بالا
‫که داشتن راجع به خودکشی زر می‌زدن!

795
01:21:45.840 --> 01:21:49.240
‫- رفتی سر وقت قرص‌های من؟!
‫- نه!

796
01:21:51.120 --> 01:21:56.280
‫- «مو»، به قرص‌های من دست زدی یا نه؟!
‫- نه! پاک عقلتو از دست دادی روانی!

797
01:21:57.280 --> 01:22:01.600
‫ساشا پیام داد گفت می‌تونم
‫از همون قرص‌هایی که تاثیرشون بیشتره بخورم!

798
01:22:01.760 --> 01:22:06.280
‫ساشا؟!
‫واسه چی با ساشا چت می‌کنی اصلاً؟!

799
01:22:06.440 --> 01:22:09.480
‫از کی تا حالا با معلم خصوصیِ درسی‌ت
‫راجع به این چیزا حرف می‌زنی؟!

800
01:22:09.640 --> 01:22:13.240
‫آره! چون خیلی خوب با آدم
‫حرف می‌زنه و درک می‌کنه!

801
01:22:13.400 --> 01:22:17.040
‫تو باید بیای پیش خودم!
‫من مادرتَم!

802
01:22:17.200 --> 01:22:22.000
‫هرچی که سخته و اذیتت می‌کنه
‫رو باید به من بگی، می‌فهمی؟!

803
01:22:24.640 --> 01:22:28.040
‫از اتاقم برو بیرون! گمشو!

804
01:22:34.160 --> 01:22:36.800
‫الو ساشا؟ ماریام.

805
01:22:36.960 --> 01:22:42.800
‫زنگ زدم چون متوجه شدم هنوزم داری
‫با «مو» در ارتباطی و بهش پیام میدی.

806
01:22:42.960 --> 01:22:49.480
‫و اگه بخوام رک و بی‌پرده بهت بگم،
‫بدجور دلواپسم.

807
01:22:49.640 --> 01:22:52.480
‫- خب؟
‫- اون...

808
01:22:52.640 --> 01:22:57.680
‫رفته پانادول رو سرچ کرده
‫و میگه تو بهش پیشنهاد دادی قرص بخوره.

809
01:22:57.840 --> 01:23:04.160
‫آره، «مو» چند باری زنگ زد بهم
‫و بدجور گریه می‌کرد و حالش خراب بود.

810
01:23:04.320 --> 01:23:08.840
‫همه‌ی این اتفاقاتی که افتاده
‫واسه یه بچه‌ی تو سن اون خیلی سنگینه.

811
01:23:09.000 --> 01:23:14.000
‫احتمالاً براش خیلی سخت بوده
‫که بخواد با خودِ شما در این‌باره حرف بزنه.

812
01:23:14.160 --> 01:23:19.680
‫خیلی بهتر می‌شد
‫اگه خودت زودتر منو در جریان می‌ذاشتی.

813
01:23:19.840 --> 01:23:25.480
‫پس می‌تونیم قرار بذاریم که اگه یه وقت «مو»
‫دوباره زنگ زد و حالش خراب بود —

814
01:23:25.640 --> 01:23:28.800
‫— فوراً بیای به من خبر بدی، باشه؟

815
01:23:28.960 --> 01:23:31.200
‫باشه.

816
01:23:31.360 --> 01:23:34.320
‫- حله پس؟
‫- آره، قبوله.

817
01:23:34.480 --> 01:23:39.800
‫فکر کنم بهتره یه سری چیزا رو برات بفرستم
‫که حتماً باید بخونیشون.

818
01:23:40.800 --> 01:23:45.760
‫فکر می‌کردم به من ربطی نداره، واسه
‫همین تا الان لال مونده بودم و چیزی نگفتم.

819
01:23:45.920 --> 01:23:51.360
‫من واقعاً به این کار نیاز داشتم،
‫میکائل هم دو برابر حقوق می‌داد به من.

820
01:23:51.520 --> 01:23:57.160
‫احتمالاً خودمم خجالت می‌کشیدم
‫که همچین تحقیر و کثافتی رو به جون خریدم.

821
01:23:58.920 --> 01:24:03.680
‫چی؟! اصلاً سر درنمیارم
‫داری راجع به چه گهی حرف می‌زنی!

822
01:24:05.400 --> 01:24:10.880
‫نه، اس‌ام‌اس‌های خودشو بخون
‫تا حداقل چشم و گوشت باز بشه، باشه؟

823
01:24:11.040 --> 01:24:16.000
‫- روزتون بخیر ماریا خانم.
‫- آره، خدانگهدار، ممنون، خداحافظ.

824
01:24:27.160 --> 01:24:31.320
‫«دیدم داشتی یه کم ریلکس می‌کردی.
‫عجب تاپِ نازی پوشیده بودی لعنتی.»

825
01:24:31.480 --> 01:24:35.480
‫«— آره هوا گرمه می‌چسبه.»
‫«— خودتم بدجور داغ و حشری شده بودی نه؟»

826
01:24:35.640 --> 01:24:38.040
‫«امروز چی تنته ببینم؟»

827
01:24:38.200 --> 01:24:41.160
‫«— معلومه، همون تاپم.»
‫«— به من فکر می‌کردی شیطون؟»

828
01:26:09.040 --> 01:26:12.960
‫ساشا چت‌ها و اس‌ام‌اس‌هات رو
‫فرستاده واسه من.

829
01:26:13.120 --> 01:26:17.680
‫ساشا کیه؟!
‫- آره، یادت رفته ساشا کدوم خریه؟!

830
01:26:29.080 --> 01:26:32.040
‫میکائل، این کارات رسماً...

831
01:26:32.200 --> 01:26:35.920
‫- فقط...
‫- من سر درنمیارم.

832
01:26:36.080 --> 01:26:41.720
‫بلند شدی به ساشا پیام‌های جنسی دادی!
‫کثیف، بی‌شرمانه و هوس‌بازانه!

833
01:26:41.880 --> 01:26:47.880
‫درست وقتی که کل دنیا دارن روت لجن می‌پاشن و
‫من مثل کوه پشتت وایسادم و ازت دفاع می‌کنم!

834
01:26:50.320 --> 01:26:54.080
‫مغزم نمی‌کشه، آخه چرا...

835
01:26:54.240 --> 01:26:57.240
‫آره، چرا دست به همچین کثافت‌کاری‌ای زدی؟!

836
01:26:59.080 --> 01:27:03.880
‫نگام کن! چه مرگته؟!
‫دنبال چی هستی از این هرزگی‌ها؟! چته تو؟!

837
01:27:04.040 --> 01:27:07.560
‫فقط می‌خوام بفهمم
‫واسه چی این کارو کردی؟!

838
01:27:07.720 --> 01:27:10.160
‫هیچی نبوده، خب؟!

839
01:27:10.320 --> 01:27:14.880
‫لعنت بهش ماریا!
‫هیچی نبوده، فقط یه لاس‌زدنِ ساده بوده!

840
01:27:15.040 --> 01:27:22.040
‫یه لحظه شیطنتم گل کرد؛ دختر خوشگل، چتِ ناز،
‫تموم شد رفت پی کارش!

841
01:27:23.480 --> 01:27:28.640
‫همه‌مون یه کرمی داریم دیگه، مگه نه؟!
‫تو قرص بالا می‌ندازی، منم لاس می‌زنم!

842
01:27:28.800 --> 01:27:34.440
‫من از زنا خوشم میاد، به نظرم
‫خواستنی و جذابن! جرم که نکردم!

843
01:27:43.040 --> 01:27:48.000
‫من چند سالم بود؟
‫اولین باری که لبامو بوسیدی؟

844
01:27:50.920 --> 01:27:55.240
‫میکائل! اولین باری که منو بوسیدی،
‫من چند سالم بود؟!

845
01:27:55.400 --> 01:27:59.640
‫- لعنت بهت ماریا، تمومش کن!
‫- دیگه وقت دروغ گفتن نیست!

846
01:27:59.800 --> 01:28:04.000
‫- اون تلفن کوفتی رو بده به من!
‫- میکائل داری منو از دست میدی!

847
01:28:04.160 --> 01:28:09.920
‫دیگه نمی‌تونیم با دروغ سر کنیم!
‫حق نداریم دیگه دروغ ببافیم، چون اون‌وقت...

848
01:28:10.920 --> 01:28:16.960
‫الان باید همه‌چیو همون‌طور که بوده
‫و همون‌طوری که واقعاً هست به زبون بیاریم!

849
01:28:20.760 --> 01:28:24.600
‫بگو ببینم، من چند سالم بود؟
‫اولین باری که باهام خوابیدی و سکس کردی؟!

850
01:28:26.840 --> 01:28:30.240
‫- به سنش رسیده بودی!
‫- باید بگی چند سال!

851
01:28:30.400 --> 01:28:35.400
‫باید جواب اینو بدی،
‫چون مو به مو یادته کثافت!

852
01:28:37.120 --> 01:28:42.240
‫- یادم نمیاد.
‫- یادت نمیاد؟!

853
01:28:42.400 --> 01:28:45.000
‫ولی من خیلی خوب یادمه.

854
01:28:47.640 --> 01:28:52.800
‫تازه ۱۵ سالم پر شده بود،
‫دقیقاً هم‌سنِ الانه «مو»!

855
01:28:52.960 --> 01:28:55.760
‫و خودت چند سالت بود عوضی؟!

856
01:28:59.280 --> 01:29:03.840
‫- خودت چند سالت بود؟! ۳۰ سالت بود مرتیکه!
‫- آره، خب که چی مثلاً؟!

857
01:29:04.000 --> 01:29:09.640
‫ولی ما عاشق هم بودیم!
‫فقط ما دوتا بودیم!

858
01:29:09.800 --> 01:29:15.200
‫- این کثافت‌کاریا چیه راه انداختی؟!
‫- من نمی‌دونم این لجن چیه!

859
01:29:15.360 --> 01:29:18.560
‫من نمی‌دونم...

860
01:29:18.720 --> 01:29:23.320
‫نمی‌دونم تمومِ زندگی من...
‫آره، همه‌ی این روزگارم...

861
01:29:23.480 --> 01:29:28.680
‫چطور شروع شد، و اصلاً چرا
‫شروع شد؟! هیچی نمی‌دونم!

862
01:29:28.840 --> 01:29:33.440
‫واسه همین دارم از خودت می‌پرسم!
‫من هیچی نمی‌دونم!

863
01:29:33.600 --> 01:29:37.400
‫من نمی‌فهمم چی به چیه... کجام...

864
01:29:37.560 --> 01:29:42.840
‫چرا این‌قدر روحم تیر می‌کشه و درد دارم!
‫فقط می‌دونم این زندگی از بیخ و بن غلطه!

865
01:29:52.120 --> 01:29:55.320
‫ماریا... ماریا، گوش کن...

866
01:29:58.440 --> 01:30:03.200
‫- قرص‌های من کجاست؟!
‫- هرچی داشتم رو دادم بهت!

867
01:30:06.440 --> 01:30:11.160
‫من عاشقتم ماریا،
‫از همون روز اول با تمام وجود دوستت داشتم.

868
01:30:13.080 --> 01:30:16.480
‫من یه بچه‌ی معصوم بودم میکائل!

869
01:30:16.640 --> 01:30:19.600
‫همون روز اولی که ما...

870
01:30:20.640 --> 01:30:24.120
‫من فقط یه بچه بودم اون موقع...

871
01:30:24.280 --> 01:30:29.280
‫من نمی‌فهمم الان داری چه سناریوی تخمی‌ای
‫واسه خودت می‌بافی ماریا!

872
01:30:29.440 --> 01:30:34.880
‫حالا توام شدی قربانیِ آزار جنسی؟!
‫همه‌ش یه قصه‌بافیه ماریا!

873
01:30:35.040 --> 01:30:37.768
‫اگه بخوای این کثافت رو
‫باور کنی، اون‌وقت من و

874
01:30:37.780 --> 01:30:40.640
‫تو دیگه نمی‌تونیم زیر یه
‫سقف بمونیم، حالیت شد؟!

875
01:30:42.520 --> 01:30:44.800
‫می‌فهمی چی می‌گم یا نه؟!

876
01:31:20.160 --> 01:31:21.920
‫چرا آخه؟!

877
01:31:36.800 --> 01:31:41.200
‫عزیزم؟ «مو» صدامو می‌شنوی؟

878
01:31:42.520 --> 01:31:46.560
‫دخترم، تو از قرص‌های
‫من برداشتی بالا انداختی؟!

879
01:31:46.720 --> 01:31:51.480
‫- قرص خوردی؟!
‫- فقط یکیشو خوردم...

880
01:31:53.720 --> 01:31:57.640
‫مطمئنی؟ مطمئنی فقط یکی بود مامان؟

881
01:31:58.640 --> 01:32:02.240
‫دیگه طاقت ندارم به صداتون گوش بدم...

882
01:32:02.400 --> 01:32:05.480
‫دیگه نمی‌خوام هیچ صدایی بشنوم.

883
01:32:42.160 --> 01:32:44.600
‫داری ترکم می‌کنی؟

884
01:32:53.120 --> 01:32:57.720
‫خب بگو! لعنتی زبون وا کن بگو
‫داری ولم می‌کنی!

885
01:32:57.880 --> 01:33:00.280
‫بگو دیگه!

886
01:33:00.440 --> 01:33:03.880
‫بگو داری منو ول می‌کنی
‫و دخترمو برمی‌داری —

887
01:33:04.040 --> 01:33:08.880
‫— و می‌بریش دور از من،
‫و داری این خونواده رو به آتیش می‌کشی!

888
01:33:09.040 --> 01:33:12.440
‫- خب بگو دیگه!
‫- کی داره خونواده رو نابود می‌کنه؟!

889
01:33:12.600 --> 01:33:16.640
‫- کی داره این خونواده رو به لجن می‌کشه؟!
‫- نمی‌تونی منو ببخشی یعنی؟!

890
01:33:16.800 --> 01:33:21.080
‫اصلاً سرِ سوزنی به خودت زحمت دادی
‫که اون کتاب رو بفهمی؟!

891
01:33:22.320 --> 01:33:25.760
‫سعی کردی یه ذره به خودت بگیریش؟
‫ذره‌ای روت اثر گذاشت؟!

892
01:33:25.920 --> 01:33:28.320
‫سعی کردی بشنوی؟!

893
01:33:28.480 --> 01:33:33.800
‫اصلاً تلاش کردی بفهمی اون دخترِ بدبخت
‫می‌خواسته چی تو گوشت فرو کنه؟!

894
01:33:33.960 --> 01:33:36.520
‫تو اصلاً گوش نمی‌دی!

895
01:33:36.680 --> 01:33:42.080
‫قضیه به جهنم که من نمی‌تونم ببخشمت یا نه!

896
01:33:42.240 --> 01:33:45.880
‫باید دست از سرم برداری!
‫ولم کن! دست کثیفتو بکش!

897
01:33:47.380 --> 01:33:55.380
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

898
01:35:53.520 --> 01:35:56.240
‫من و تو، دوتایی داریم برمی‌گردیم خونه.

899
01:36:02.400 --> 01:36:05.000
‫داری بابا رو ترک می‌کنی؟

900
01:36:12.160 --> 01:36:15.560
‫الان واقعاً هیچی نمی‌دونم،
‫عزیز دلم.

901
01:36:16.920 --> 01:36:21.120
‫تنها چیزی که مطمئنم،
‫اینکه جفتمون باید برگردیم خونه.

902
01:38:19.880 --> 01:38:22.280
‫حالا دیگه می‌تونیم بریم.

903
01:38:25.000 --> 01:38:35.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @cinemaafreak</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @cinema.freak</font> ::.

904
01:38:35.024 --> 01:38:45.024
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.
