1
00:00:15,208 --> 00:00:18,166
خیلی مهمه که یادمون بمونه سرآمد بودن

2
00:00:18,250 --> 00:00:20,416
مقصدی نیست که بهش برسیم،

3
00:00:20,500 --> 00:00:22,416
بلکه یه مسیرِ مدام در جریانه.

4
00:00:23,291 --> 00:00:27,791
مسیری که نیازمندِ شور و اشتیاق، کنجکاوی،

5
00:00:27,875 --> 00:00:30,541
و تعهد به ارتقای کیفیت زندگی آدم‌هاست.

6
00:00:31,250 --> 00:00:33,541
برنده‌ی جایزه‌ی امشب

7
00:00:33,625 --> 00:00:36,291
تمام این خصوصیات رو به
شفاف‌ترین شکل ممکن نشون داده.

8
00:00:36,791 --> 00:00:40,958
و از همین رو، باعث افتخار و خوشحالی منه

9
00:00:41,041 --> 00:00:47,000
که ارزشمندترین جایزه‌ی
موسسه‌مون رو به ایشون اهدا کنم.

10
00:00:48,041 --> 00:00:51,958
جایزه‌ی سرآمدی در روان‌شناسی تقدیم می‌شه به

11
00:00:52,041 --> 00:00:55,333
پروفسور «اولیسس ورون».

12
00:00:55,357 --> 00:01:05,357
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.

13
00:01:06,857 --> 00:01:14,857
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

14
00:01:17,625 --> 00:01:18,750
تبریک می‌گم.

15
00:01:18,833 --> 00:01:19,833
ممنون.

16
00:01:25,958 --> 00:01:31,000
«بیست و چهارمین دوره‌ی جایزه‌ی
سرآمدی روان‌شناسی بنیاد باومن»

17
00:01:34,666 --> 00:01:37,833
خیلی ممنون. عصر همگی بخیر.

18
00:01:37,916 --> 00:01:40,166
می‌خوام صحبتمو با تشکر

19
00:01:40,250 --> 00:01:44,208
از بنیاد «باومن» واسه
اهدای این جایزه شروع کنم،

20
00:01:44,291 --> 00:01:46,291
و همین‌طور تشکر از دخترم که الان اینجاست،

21
00:01:46,375 --> 00:01:48,666
کسی که سال‌ها منو به عنوان پدرش تحمل کرد،

22
00:01:48,750 --> 00:01:50,708
و حالا هم داره منو به
عنوان رئیسش تحمل می‌کنه.

23
00:01:50,791 --> 00:01:54,250
این یه مأموریت دوچندانه که اگر

24
00:01:54,333 --> 00:01:56,250
توی یه دنیای عادلانه‌تر زندگی
می‌کردیم خودش لایق یه جایزه بود.

25
00:01:57,625 --> 00:02:01,083
خب، حالا که از تعارفات رسمی رد شدیم،

26
00:02:02,166 --> 00:02:03,583
می‌خوام بهتون بگم که...

27
00:02:05,416 --> 00:02:06,833
ما با یه مشکل طرفیم.

28
00:02:08,791 --> 00:02:10,666
یه مشکلِ کاملاً جدی.

29
00:02:11,916 --> 00:02:16,500
«آرژانتین» بیشترین سرانه‌ی
روان‌کاو رو تو کل دنیا داره.

30
00:02:17,333 --> 00:02:19,750
با این وجود، توی این سی سال گذشته،

31
00:02:19,833 --> 00:02:22,625
درصد جمعیتی از مردم که از یه نوع اختلال،

32
00:02:22,708 --> 00:02:25,125
چه روانی و چه رفتاری رنج می‌برن،

33
00:02:25,208 --> 00:02:28,166
تقریباً دو برابر شده.

34
00:02:30,250 --> 00:02:34,916
تا همین اواخر، من بیماری داشتم
که احتمالاً خیلیاتون می‌شناسینش.

35
00:02:35,000 --> 00:02:38,333
یه متخصص روان‌شناسی با
رزومه و سابقه‌ای درخشان.

36
00:02:39,416 --> 00:02:41,333
تابستون پارسال، این همکارمون...

37
00:02:43,041 --> 00:02:45,583
مطبشو ول کرد، مریضاشو به امون خدا گذاشت،

38
00:02:45,666 --> 00:02:47,958
حتی خونواده‌شم ول کرد،

39
00:02:48,041 --> 00:02:51,125
تا بره تو استان «کوردوبا» ساکن بشه،

40
00:02:51,208 --> 00:02:56,125
جایی که عضو فرقه‌ای شد که اسم
خودشونو گذاشتن: «برادرانِ حقیقتِ والا».

41
00:02:56,875 --> 00:03:00,333
اینکه می‌گم بیمارم بود، دلیلش
این نیست که درمانش با من

42
00:03:00,416 --> 00:03:03,083
بعدِ رفتن به این فرقه
قطع شد، اتفاقاً برعکس.

43
00:03:03,750 --> 00:03:07,416
ما جلسات تلفنی‌مونو دو بار در هفته
ادامه می‌دادیم.

44
00:03:08,166 --> 00:03:12,583
اینکه می‌گم بیمارم بود واسه اینه
که سه ماه پیش جنازه‌شو پیدا کردن...

45
00:03:14,041 --> 00:03:17,500
توی گذرگاه کوهستانی «کوئستا دِ لا توتورا»
توی استان کوردوبا؛

46
00:03:19,208 --> 00:03:21,375
جایی که مرتب می‌رفت

47
00:03:22,000 --> 00:03:24,625
تا مناسک همیشگیش برای تبادل انرژی

48
00:03:24,708 --> 00:03:26,791
با ابعاد بالاتر رو انجام بده.

49
00:03:29,291 --> 00:03:33,125
نتیجه‌ی کالبدشکافی نشون داد دلیل مرگ،
سرمازدگی و افت شدید دمای بدنش بوده.

50
00:03:34,375 --> 00:03:35,666
یه حادثه بود.

51
00:03:38,500 --> 00:03:39,791
از خودم می‌پرسم...

52
00:03:41,875 --> 00:03:44,000
منی که درمانگرش بودم،
کاری از دستم برمی‌اومد

53
00:03:44,083 --> 00:03:47,208
که جلوی این فاجعه رو بگیرم؟

54
00:03:49,250 --> 00:03:51,000
نمی‌دونم...

55
00:03:51,083 --> 00:03:53,708
باید بیشتر پیگیرش می‌شدم؟

56
00:03:56,791 --> 00:04:00,625
و راجع به تمام اون
مریض‌هایی چی می‌تونیم بگیم

57
00:04:01,250 --> 00:04:06,000
که سلامت روانشونو دست این همکار ما
امانت گذاشته بودن؟

58
00:04:07,041 --> 00:04:12,625
می‌تونیم با اطمینان بگیم
که درمان درستی دریافت کردن؟

59
00:04:13,666 --> 00:04:16,000
راستش من اصلاً جرئت
نمی‌کنم چنین ادعایی بکنم.

60
00:04:18,291 --> 00:04:20,416
از گفتن همه‌ی اینا می‌خوام به چی برسم؟

61
00:04:21,875 --> 00:04:26,375
احساس نمی‌کنم لیاقت گرفتن
این جایزه رو داشته باشم.

62
00:04:30,375 --> 00:04:34,291
دنبال جواب واسه این همه
سؤالی هم که مطرح کردم نیستم،

63
00:04:34,375 --> 00:04:37,958
چون واقعیتش اینه که کلمات
دیگه برام هیچ دردی رو دوا نمی‌کنن.

64
00:04:38,041 --> 00:04:41,166
من عمل می‌خوام. همه‌مون به عمل نیاز داریم.

65
00:04:42,583 --> 00:04:43,916
واسه همین...

66
00:04:44,750 --> 00:04:46,666
این جایزه رو همین‌جا می‌ذارم

67
00:04:47,958 --> 00:04:49,208
و فقط یه سوال آخر می‌پرسم.

68
00:04:52,250 --> 00:04:54,250
قراره چه گِلی به سرمون بگیریم؟

69
00:04:56,458 --> 00:05:01,666
«درمان درست و حسابی»

70
00:05:08,000 --> 00:05:09,833
- عصر بخیر.
- عصر بخیر.

71
00:05:09,916 --> 00:05:12,083
یه گیلاس شراب «کابرنه فرانک» لطفاً.

72
00:05:12,166 --> 00:05:13,791
- حتماً، الآن میارم براتون.
- ممنون.

73
00:05:14,625 --> 00:05:16,583
- نه، خواهش می‌کنم...
- نه، جون تو. اصلاً حرفشم نزن.

74
00:05:16,666 --> 00:05:19,541
نه جدی می‌گم. خودت می‌تونی بری بپرسی.

75
00:05:20,458 --> 00:05:21,333
مرسی.

76
00:05:24,625 --> 00:05:26,916
- ببخشید یه لحظه، الان برمی‌گردم.
- برو راحت باش.

77
00:05:45,166 --> 00:05:46,000
داری چیکار می‌کنی؟

78
00:05:46,083 --> 00:05:48,333
اوخنیو تیرابوسکو. منو نمی‌شناسی.

79
00:05:48,416 --> 00:05:51,208
من «اولیسس ورون» هستم،
روان‌درمانگرِ مونیکا.

80
00:05:52,208 --> 00:05:53,291
- حالت چطوره؟
- گوش کن چی می‌گم.

81
00:05:53,375 --> 00:05:55,916
قبل از اینکه دوست‌دخترت
برگرده می‌رم سر اصل مطلب.

82
00:05:56,000 --> 00:05:57,583
- اون دوست‌دخترم نیست.
- چرا، دقیقاً همونه.

83
00:05:57,666 --> 00:06:00,250
اشکالی نداره، من قضاوتت نمی‌کنم.

84
00:06:00,333 --> 00:06:01,791
مونیکا هم بو برده.

85
00:06:01,875 --> 00:06:05,166
نمی‌دونم مشخصاً از وجود این دختره
خبر داره یا نه، ولی کلیتشو خوب می‌دونه.

86
00:06:05,250 --> 00:06:09,333
ببین، ازت می‌خوام همین فردا
خونه رو خالی کنی بری.

87
00:06:10,083 --> 00:06:10,916
چی گفتی؟!

88
00:06:11,000 --> 00:06:13,625
به مونیکا می‌گی می‌خوای جدا بشی،

89
00:06:13,708 --> 00:06:16,000
می‌گی حسابی بهش فکر کردی
و این تصمیمت نهاییه.

90
00:06:16,083 --> 00:06:19,791
اون خودش نمی‌تونه بذاره بره،
گرچه خیلی وقته داره بهش فکر می‌کنه،

91
00:06:19,875 --> 00:06:23,000
با اینکه اینم خوب می‌دونه
که تو یه نارسیسیست و خودشیفته‌ی بیماری.

92
00:06:23,083 --> 00:06:24,083
شرمنده که انقدر رُکم.

93
00:06:24,166 --> 00:06:26,166
تو دقیقاً چه عنی هستی؟
گورتو گم کن از اینجا!

94
00:06:26,250 --> 00:06:27,958
بهت گفتم کی هستم.

95
00:06:28,041 --> 00:06:31,041
من روان‌درمانگر مونیکام
و خیر و صلاحشو می‌خوام،

96
00:06:31,125 --> 00:06:33,916
که در نهایت خیر و صلاح خودتم هست.

97
00:06:34,000 --> 00:06:36,208
واسه همین بهت توصیه می‌کنم پاشی بری

98
00:06:36,291 --> 00:06:38,791
توی اون آپارتمانت
نبش «کایائو» و «کینتانا»،

99
00:06:38,875 --> 00:06:41,041
همونی که مونیکا ازش بی‌خبره،
ولی من خوب آمارشو دارم،

100
00:06:41,125 --> 00:06:43,708
و پنت‌هاوسِ دوبلکس توی «بلگرانو» رو
می‌ذاری واسه اون بمونه،

101
00:06:43,791 --> 00:06:47,208
صبحِ اول وقتِ دوشنبه هم با
وکیلت آقای «برمر» تماس می‌گیری

102
00:06:47,291 --> 00:06:49,041
تا کارای طلاقو کلید بزنه.

103
00:06:49,125 --> 00:06:51,666
- تو از کجا...
- بذار حرفم تموم بشه.

104
00:06:51,750 --> 00:06:54,000
اوخنیو، تو ۶۲ سالته.

105
00:06:54,083 --> 00:06:55,875
هنوزم وقت داری، سرپایی و جوون.

106
00:06:55,958 --> 00:06:58,625
تا کِی می‌خوای به خودت و بقیه دروغ بگی

107
00:06:58,708 --> 00:07:01,291
و با دخترایی بری رو هم که جای دخترتن؟

108
00:07:01,375 --> 00:07:02,583
تا کِی آخه؟

109
00:07:02,666 --> 00:07:05,875
و خَرکِیف بشی که زرنگ‌ترین آدم دنیایی
چون داری زندگی دوگانه می‌کنی،

110
00:07:05,958 --> 00:07:08,791
در صورتی که توی واقعیت
از پسِ یه دونه زندگی هم برنمیای.

111
00:07:09,333 --> 00:07:12,708
تو خودتو توی قفسی که با
دستای خودت ساختی حبس کردی،

112
00:07:13,416 --> 00:07:14,875
و حالا هم اسیرش شدی.

113
00:07:14,958 --> 00:07:19,625
می‌فهمی دردی که داری می‌کشی
و سعی می‌کنی با این کارا قایمش کنی...

114
00:07:20,250 --> 00:07:22,000
اضطراب و استیصال روحیه؟ هنوز حالیت نیست؟

115
00:07:23,375 --> 00:07:27,916
اوخنیو، کلیدِ اون قفس

116
00:07:28,541 --> 00:07:29,416
توی دستای خودته.

117
00:07:30,375 --> 00:07:31,625
فقط و فقط دست خودت.

118
00:07:31,708 --> 00:07:34,791
هم خودتو خلاص کن، هم مونیکا رو.

119
00:07:34,875 --> 00:07:36,833
زندگی بدون این همه عذاب
و اضطراب خیلی قشنگ‌تره.

120
00:07:37,708 --> 00:07:38,625
من دیگه برم.

121
00:07:39,958 --> 00:07:41,916
شرمنده خانم، جاتونو بهتون برمی‌گردونم.

122
00:07:42,000 --> 00:07:43,625
- سلام، چطوری؟
- چطوری؟

123
00:07:43,708 --> 00:07:47,541
کی می‌خوای یه سر بیای باشگاه؟
بچه‌ها همه‌ش سراغتو می‌گیرن.

124
00:07:47,625 --> 00:07:48,541
بعداً می‌بینمت.

125
00:07:48,625 --> 00:07:52,416
دسر «مرینگاتا»ی اینجا رو حتماً امتحان کنین،
فوق‌العاده‌ست. فعلاً.

126
00:07:55,041 --> 00:07:56,041
این کی بود؟

127
00:07:58,291 --> 00:07:59,708
یه رفیق.

128
00:08:01,916 --> 00:08:06,250
می‌دونستی اورانگوتان ماده
فقط هر هشت سال یه‌بار زایمان می‌کنه؟

129
00:08:06,333 --> 00:08:07,625
نه، نمی‌دونستم.

130
00:08:07,708 --> 00:08:10,000
تحقیقاتم نشون داده که جنس ماده

131
00:08:10,083 --> 00:08:14,250
تا آخر عمرش مدام به مادرش سر می‌زنه،
که بین حیوونا خیلی نادره، می‌دونستی؟

132
00:08:14,333 --> 00:08:19,000
این مقایسه‌ای که
از دنیای حیات‌وحش درآوردی

133
00:08:19,083 --> 00:08:21,500
واسه اینه که حس می‌کنی
مادرت درست برعکسشه...؟

134
00:08:21,583 --> 00:08:23,875
اون یه زنیکه‌ی لجنِ به تمام معناست!

135
00:08:23,958 --> 00:08:26,458
ببخشید، ولی عین واقعیت همینه.

136
00:08:26,541 --> 00:08:29,875
یه میمون تو ناکجاآباد رابطه‌ش با
ننش بهتر از رابطه‌ی من با ننه منه.

137
00:08:29,958 --> 00:08:31,708
مگه عقلانیه اصلاً؟

138
00:08:32,208 --> 00:08:34,583
فرصت کردی به پیشنهادم فکر کنی؟

139
00:08:34,666 --> 00:08:37,625
تو رو خدا ولش کن، اون پاشو اینجا نمی‌ذاره.

140
00:08:37,708 --> 00:08:40,000
اصلاً هیچ لزومی هم نداره، مگه نه؟

141
00:08:40,791 --> 00:08:43,458
همین الان بهش گفتی زنیکه‌ی لجن.
یکم زیادی تند نیست؟

142
00:08:43,541 --> 00:08:46,958
شاید حرفام جوری به نظر بیاد که انگار
قضیه وخیمه، ولی اینطوری نیست. به خدا قسم.

143
00:08:47,041 --> 00:08:49,541
همین‌که اینجا راجع بهش حرف می‌زنم
کلی سبک می‌شم.

144
00:08:50,708 --> 00:08:52,958
مطمئن نیستم آماده باشم
که همچین قدمی بردارم.

145
00:08:53,041 --> 00:08:57,250
من ازش نمی‌ترسم،
ولی اصلاً دلم نمی‌خواد کفرشو دربیارم.

146
00:08:57,333 --> 00:08:59,708
خیلی خب، هفته‌ی خیلی خوبی داشته باشی.

147
00:08:59,791 --> 00:09:00,958
- تو هم همینطور.
- ممنون.

148
00:09:01,041 --> 00:09:02,125
تا دمِ در باهات میام.

149
00:09:03,625 --> 00:09:04,875
برات سالاد سفارش دادم.

150
00:09:04,958 --> 00:09:07,833
- همین الان بخورش، بعداً وقت نمی‌کنی.
- دستت درد نکنه.

151
00:09:07,916 --> 00:09:10,083
ماشینی که قراره ببرتت استودیو
تو راهه.

152
00:09:10,166 --> 00:09:12,375
راستی، وقتی از ضبط برنامه برگردم،

153
00:09:12,458 --> 00:09:14,958
با مونیکا جلسه دارم
و بعدش دیگه کارای امروزم تمومه؟

154
00:09:15,041 --> 00:09:17,250
نه، با یه مریض جدید برات وقت گذاشتم،
جلسه‌ی اولشه.

155
00:09:17,333 --> 00:09:18,166
از من نپرسیده بودی.

156
00:09:18,250 --> 00:09:21,291
توی برنامه‌ت جای خالی بود پرش کردم.
دیگه چی باید می‌پرسیدم؟

157
00:09:21,375 --> 00:09:22,625
باشه.

158
00:09:23,125 --> 00:09:25,083
حتماً می‌شناسیش: «مارتین بوشار».

159
00:09:25,166 --> 00:09:26,833
بوشار؟ اسمش آشناس برام.

160
00:09:26,916 --> 00:09:28,000
همون نویسنده.

161
00:09:28,083 --> 00:09:28,916
درسته.

162
00:09:29,000 --> 00:09:31,458
- واسه کریسمس آخرین رمانشو بهت کادو دادم.
- آره.

163
00:09:31,541 --> 00:09:32,583
معلومه که خوندی‌ش.

164
00:09:32,666 --> 00:09:36,375
خوندمش، به جون خودت. دوبار خوندمش.
بار دوم بیشترم بهم چسبید.

165
00:09:36,458 --> 00:09:37,666
حالا می‌خوای چیکار کنی؟

166
00:09:37,750 --> 00:09:39,875
تو ماشین می‌خوابی یا می‌ری مسافرخونه؟

167
00:09:39,958 --> 00:09:45,250
نه. چند شب می‌رم خونه‌ی رفیقم
تا یه جا پیدا کنم.

168
00:09:45,333 --> 00:09:48,000
- نگران نباش.
- چیزی لازم داشتی می‌دونی که هستم.

169
00:09:48,083 --> 00:09:49,958
باشه. فعلاً.

170
00:09:50,041 --> 00:09:51,375
مراقب خودت باش لطفاً.

171
00:09:54,166 --> 00:09:55,375
ساکت بزرگه؟

172
00:09:56,333 --> 00:09:57,500
چی گفتی؟

173
00:09:58,000 --> 00:10:01,375
اونجور که شنیدم،
خانمت برات چمدون بسته که از خونه بری.

174
00:10:01,458 --> 00:10:05,416
چمدونه انقدر جا داره که
همه‌ی وسایلت توش جا بشه،

175
00:10:05,500 --> 00:10:08,416
- یا فقط یه دست لباس برات چپونده توش؟
- نمی‌دونم.

176
00:10:08,500 --> 00:10:10,000
خواهرزنم رفت تحویلش گرفت.

177
00:10:10,083 --> 00:10:13,958
پس حتماً آمارِ اندازه‌شو بگیر.
اگه ساکت کوچیکه، یعنی دلش می‌خواد برگردی.

178
00:10:15,041 --> 00:10:17,166
به نظرم که خیلی کفریه.

179
00:10:17,250 --> 00:10:19,958
کسی که واقعاً جوش آورده
باشه برات ساک دستی نمی‌بنده،

180
00:10:20,041 --> 00:10:21,875
یا بهت می‌گه همه‌ی بند
و بساطتو جمع کن هِری،

181
00:10:21,958 --> 00:10:25,500
یا خودش هرچی داری رو می‌چپونه تو کیسه
و شوت می‌کنه جلوت.

182
00:10:25,583 --> 00:10:27,416
این فقط یه زهر چشم و هشداره،

183
00:10:27,500 --> 00:10:30,375
و فکر کنم هنوزم جای آشتی هست.

184
00:10:30,458 --> 00:10:31,916
باید تلاشتو بکنی.

185
00:10:33,333 --> 00:10:36,083
و همچنان با شما هستیم در برنامه‌ی «هر عصر».

186
00:10:36,166 --> 00:10:37,666
طبق معمول در خدمت کسی هستیم

187
00:10:37,750 --> 00:10:41,500
که از نظر من
بهترین متخصص روان‌شناسی تو کل کشورمونه؛

188
00:10:41,583 --> 00:10:44,541
پروفسور «اولیسس ورون».
حالت چطوره اولیسس؟

189
00:10:44,625 --> 00:10:45,833
ردیفِ ردیفم، مرسی.

190
00:10:45,916 --> 00:10:47,875
ایشون قراره به تمام سوالاتتون پاسخ بدن،

191
00:10:47,958 --> 00:10:51,291
سوالاتی که تو شبکه‌های اجتماعی
و شماره‌ی واتساپِ زیرنویس شده فرستادین.

192
00:10:51,375 --> 00:10:52,291
- شروع کنیم؟
- بفرمایید.

193
00:10:52,375 --> 00:10:54,791
با سوال اول شروع می‌کنیم:
«ماری» از «ویا بالِستر»،

194
00:10:54,875 --> 00:10:56,500
و سوالش اینه:

195
00:10:57,083 --> 00:11:00,000
«چیکار باید کرد وقتی تنها خواهرت باهات
قطع رابطه کرده و اصلاً باهات حرف نمی‌زنه؟

196
00:11:00,083 --> 00:11:04,000
اگه خودم بهش زنگ نزنم،
ممکنه ماه‌ها بگذره و یه کلمه هم نگه.

197
00:11:04,083 --> 00:11:08,000
این شکنجه‌ست.»
این پیامِ ماری از ویا بالستره.

198
00:11:08,666 --> 00:11:13,416
خب، اول از همه، با کمال احترام
می‌خوام به ماری از ویا بالستر بگم

199
00:11:13,500 --> 00:11:16,083
که شکنجه یه مقوله‌ی کاملاً متفاوته.

200
00:11:16,166 --> 00:11:19,541
شکنجه یعنی آزار دادن عمدیِ یه نفر دیگه

201
00:11:19,625 --> 00:11:23,041
واسه رسیدن به یه هدف
یا گذاشتنِ یه اثر معین.

202
00:11:23,125 --> 00:11:24,458
که اصلاً شامل حال تو نمی‌شه.

203
00:11:25,166 --> 00:11:28,791
خواهرت هیچ صنمی باهات نمی‌خواد ماری،
واسه همینه که باهات حرف نمی‌زنه.

204
00:11:28,875 --> 00:11:33,250
متأسفانه، پشیزی هم بهت اهمیت نمی‌ده.

205
00:11:34,000 --> 00:11:37,791
تو هم کلاً باهاش حرف نزن.
حتی یه کلمه هم بهش نگو.

206
00:11:38,375 --> 00:11:40,500
ببینیم بعدش کی اول دهنشو باز می‌کنه.

207
00:11:41,291 --> 00:11:42,833
خیلی رُک و پوست‌کنده، بدون پرده‌پوشی!

208
00:11:42,916 --> 00:11:44,583
«پاسخ پروفسور ورون به پرسش‌های شما»

209
00:11:44,666 --> 00:11:46,500
خیلی خب، بریم سراغ سوال بعدی،

210
00:11:46,583 --> 00:11:50,333
از طرف «مارسلو» از «مونته گرانده».

211
00:11:50,416 --> 00:11:54,708
پرسیده چطور باید با پسری رفتار کرد
که حرکات عجیب و غریب ازش سر می‌زنه.

212
00:11:54,791 --> 00:11:58,208
مثلاً، مدرسه نمی‌ره،
به اسباب‌بازی‌هاش لگد می‌زنه،

213
00:11:58,291 --> 00:11:59,791
و وقتی دعواش می‌کنن کلی کولی‌بازی درمیاره.

214
00:11:59,875 --> 00:12:02,750
خب، مشخصه که مشکلی داره، درسته؟
باید چیکار کنه؟

215
00:12:02,833 --> 00:12:04,208
احتمالاً مارسلو

216
00:12:04,291 --> 00:12:07,208
سرخوردگی‌ها و عقده‌های
شخصیشو آوار کرده رو سر بچه‌ش،

217
00:12:07,291 --> 00:12:10,583
که اولین و خطرناک‌ترینش اینه
که اصلاً بلد نیست تربیتش کنه.

218
00:12:11,333 --> 00:12:12,666
مارسلوی عزیز،

219
00:12:12,750 --> 00:12:16,083
ساعت سه بعدازظهر نشستی کونتو گذاشتی رو مبل

220
00:12:16,166 --> 00:12:18,833
و پیام می‌دی به یه برنامه‌ی تلویزیونی

221
00:12:18,916 --> 00:12:21,208
به این امید که یکی دیگه
بیاد گندکاریاتو حل کنه؟

222
00:12:21,291 --> 00:12:26,458
راهش این نیست. آدم باید خودش دست‌به‌کار بشه
و بزنه به دل مشکل.

223
00:12:26,541 --> 00:12:29,875
نمی‌خوام جوش بیارم. معذرت می‌خوام.
ممنون از سوالت. ارادتمند شما.

224
00:12:29,958 --> 00:12:30,958
سوال بعدی لطفاً.

225
00:12:33,125 --> 00:12:36,583
عصر بخیر سرکار خانم.
من «مارتین بوشار» هستم.

226
00:12:36,666 --> 00:12:38,625
سلام. بفرمایید تو.

227
00:12:40,958 --> 00:12:42,083
من شما رو می‌شناسم.

228
00:12:43,250 --> 00:12:45,041
تمام رمان‌هاتونو دارم.

229
00:12:47,583 --> 00:12:49,416
خوندینشون هم؟

230
00:12:49,916 --> 00:12:53,166
بله، خوندم. بفرمایید بنشینید.

231
00:12:59,708 --> 00:13:00,916
ببخشید که اینو مطرح می‌کنم،

232
00:13:01,000 --> 00:13:03,250
ولی صورتتون منو بدجوری یاد

233
00:13:03,333 --> 00:13:06,916
پرتره‌ی «جووانا تورنابونی»
اثر «دومنیکو گرلاندایو» می‌ندازه.

234
00:13:08,291 --> 00:13:10,166
لابد همه همیشه اینو بهتون می‌گن.

235
00:13:10,833 --> 00:13:12,875
نه، راستش ابداً.

236
00:13:14,125 --> 00:13:15,708
چند لحظه دیگه پذیراتون می‌شن.

237
00:13:16,250 --> 00:13:19,958
خیلی یهویی این اتفاق افتاد،
اصلاً دست و پامو گم کرده بودم.

238
00:13:20,041 --> 00:13:24,041
برات توضیح داد دلیلش
واسه این تصمیم چی بوده؟

239
00:13:24,125 --> 00:13:26,458
فقط مدام تکرار می‌کرد:
«باید درِ قفسو باز کنم.»

240
00:13:27,208 --> 00:13:28,708
«باید درِ قفسو باز کنم.»

241
00:13:28,791 --> 00:13:31,583
بهش گفتم: «کدوم قفس اوخنیو؟»
گفت: «قفس.»

242
00:13:32,791 --> 00:13:34,666
وقتی گذاشت رفت، از درون فرو ریختم،

243
00:13:34,750 --> 00:13:38,541
یه تنگی‌نفس و اضطراب وحشتناک ریخت توم.
گریه‌م بند نمی‌اومد.

244
00:13:39,041 --> 00:13:43,833
اون شب،
بدون اینکه حتی یدونه قرص بخورم خوابم برد.

245
00:13:43,916 --> 00:13:45,750
داغون و خسته بودم.

246
00:13:46,583 --> 00:13:51,333
و وقتی بعدِ نُه ساعت خوابِ یک‌کله
بیدار شدم، حسابی سرحال و شاداب بودم،

247
00:13:51,416 --> 00:13:56,500
انگار یه بار سنگین رو از
روی سینه‌م برداشته باشن.

248
00:13:57,708 --> 00:14:02,166
یه شادابی و نشاطی
داشتم که توصیف‌ناپذیر بود.

249
00:14:02,250 --> 00:14:04,291
یه فوران انرژیِ خالص.

250
00:14:04,375 --> 00:14:06,083
شوق شدید واسه انجام دادن کلی کار.

251
00:14:06,166 --> 00:14:09,166
نشستم پشت ماشین، بدون ذره‌ای ترس گاز دادم.

252
00:14:09,250 --> 00:14:12,416
توی خیابون «لیبرتادور» چراغ‌سبزا رو
یکی بعد از دیگری بدون توقف رد کردم،

253
00:14:12,500 --> 00:14:14,333
تنهای تنها با افکارم، بدون موزیک.

254
00:14:14,416 --> 00:14:15,541
شروع کردم به تخته‌گاز رفتن.

255
00:14:15,625 --> 00:14:18,708
شصت، هفتاد، هشتاد، آب خوردن بود برام!

256
00:14:18,791 --> 00:14:20,083
بعدشم نود کیلومتر بر ساعت!

257
00:14:20,166 --> 00:14:22,875
یه لحظه دستم خطا رفت،

258
00:14:22,958 --> 00:14:26,375
پیچیدم که به یه موتور نزنم،
زدم آینه‌بغل یکی دیگه رو داغون کردم،

259
00:14:26,458 --> 00:14:28,791
مرتیکه‌ی احمق سرم داد کشید:
«زنیکه‌ی سلیطه‌ی پیر!»

260
00:14:28,875 --> 00:14:32,666
منم گفتم: «به من چه ربطی
داره دست و پات چلاقه؟!»

261
00:14:33,458 --> 00:14:36,041
یارو زد زیر خنده و بند نمی‌اومد.

262
00:14:36,833 --> 00:14:39,083
بعد وقتی از ماشین پیاده شدم

263
00:14:39,166 --> 00:14:41,083
تا مدارک بیمه رو بهش بدم،

264
00:14:41,166 --> 00:14:42,416
از نزدیک نگاش کردم...

265
00:14:43,333 --> 00:14:45,166
مرتیکه خیلی هم جذاب و تیکه‌ای بود.

266
00:14:46,333 --> 00:14:47,750
خلاصه‌ش کنم برات؟

267
00:14:48,625 --> 00:14:49,583
کشوندمش پیش خودم خونه.

268
00:14:52,708 --> 00:14:57,458
خب، انگار قراره شاهد تولدِ
یه «مونیکا»ی جدید باشیم.

269
00:14:57,541 --> 00:15:00,958
عین برده‌ها باهاش تا کردم.
خیلی کیف داد.

270
00:15:02,291 --> 00:15:05,583
«مارتین بوشار - نویسنده و منتقد ادبی»

271
00:15:13,375 --> 00:15:15,125
- مارتین؟
- بله.

272
00:15:19,583 --> 00:15:20,583
خوشبختم.

273
00:15:21,083 --> 00:15:21,958
بفرمایید تو.

274
00:15:25,208 --> 00:15:26,291
چند سالته؟

275
00:15:26,375 --> 00:15:27,791
۵۷ سال.

276
00:15:28,291 --> 00:15:29,166
خیلی خب.

277
00:15:30,208 --> 00:15:31,458
وضعیت تأهل؟

278
00:15:31,541 --> 00:15:32,708
مجرد و راضی.

279
00:15:32,791 --> 00:15:34,541
- بچه داری؟
- نه.

280
00:15:37,250 --> 00:15:38,083
شغلت چیه؟

281
00:15:40,958 --> 00:15:41,916
چیه؟ چی شده مگه؟

282
00:15:42,000 --> 00:15:45,416
از بین این‌همه روان‌کاو تو بوئنوس آیرس،
شانس من خورد به تنها کسی که منو نمی‌شناسه.

283
00:15:46,375 --> 00:15:48,666
- دوست داری خودتو معرفی کنی؟
- معلومه.

284
00:15:48,750 --> 00:15:51,500
من مارتین بوشارم، نویسنده.

285
00:15:51,583 --> 00:15:55,333
چندین رمان چاپ کردم
که همگی با تحسین منتقدا روبرو شدن.

286
00:15:56,000 --> 00:15:58,041
حدس می‌زنم اهل رمان خوندن نیستی.

287
00:16:00,833 --> 00:16:02,541
نویسنده‌ای، عالیه.

288
00:16:06,000 --> 00:16:08,875
- فکر می‌کنی دلیلت واسه اومدن به اینجا چیه؟
- مستقیم رفتی سر اصل مطلب.

289
00:16:08,958 --> 00:16:10,083
آره. ببین مارتین،

290
00:16:10,166 --> 00:16:16,083
توی این مدل درمان‌ها،
زمان گران‌بهاترین سرمایه‌ست،

291
00:16:16,958 --> 00:16:19,791
که راستی همیشه هم کمه و به سختی گیر میاد.

292
00:16:19,875 --> 00:16:21,833
واسه همین پیشنهادم اینه،

293
00:16:21,916 --> 00:16:27,708
دعوتت می‌کنم که از این تایمِ محدودمون
نهایت استفاده رو ببریم. موافقی؟

294
00:16:29,125 --> 00:16:30,250
عالیه.

295
00:16:32,583 --> 00:16:33,583
عالیه.

296
00:16:34,916 --> 00:16:35,916
داری چیکار می‌کنی؟

297
00:16:36,000 --> 00:16:41,916
حرفات و لحن بیانت
بدجوری توجهمو جلب کرد.

298
00:16:42,000 --> 00:16:45,125
و فکر می‌کنی درآوردنِ دفترچه
و یادداشت کردنِ هرچی که می‌گم،

299
00:16:45,208 --> 00:16:47,708
استفاده‌ی درست از وقتِ محدودمونه؟

300
00:16:49,250 --> 00:16:51,583
خیلی خب.

301
00:16:52,083 --> 00:16:53,083
معذرت می‌خوام.

302
00:16:54,375 --> 00:16:56,375
حالا مایل هستی بگی واسه چی اومدی اینجا؟

303
00:16:56,458 --> 00:16:58,000
چرا اینجام؟

304
00:16:58,875 --> 00:17:01,083
دلیلش اینه که با عرق‌خوری
و الکل مشکل پیدا کردم.

305
00:17:02,416 --> 00:17:04,166
همیشه موقع نوشتن می‌نوشیدم،

306
00:17:04,250 --> 00:17:05,958
از وقتی خوندم ارنست همینگوی گفته:

307
00:17:06,041 --> 00:17:09,541
«مست و پاتیل بنویس،

308
00:17:09,625 --> 00:17:12,041
توی هشیاری ادیتش کن.»

309
00:17:12,125 --> 00:17:13,916
من تفننی یا تو مهمونیا لب به الکل نمی‌زنم.

310
00:17:14,000 --> 00:17:16,541
نوشیدن من کاملاً کاری و حرفه‌ایه.

311
00:17:16,625 --> 00:17:18,875
فقط واسه یه منظور می‌نوشم، اونم واسه نوشتن.

312
00:17:19,583 --> 00:17:22,750
کارنامه‌مم که نگا کنی، تا
الان خوب جواب داده برام.

313
00:17:23,250 --> 00:17:25,000
و از کِی به بعد دیگه جواب نمی‌ده؟

314
00:17:25,083 --> 00:17:26,416
راستش نمی‌دونم.

315
00:17:26,500 --> 00:17:29,875
تنها چیزی که می‌دونم اینه که ماه‌هاست
حتی نصف صفحه‌ی درست‌درمونم ننوشتم.

316
00:17:29,958 --> 00:17:32,041
واسه همین شروع کردم دوز الکلو بردم بالا.

317
00:17:32,125 --> 00:17:35,083
می‌نویسم و می‌نویسم و
می‌نویسم تا بیهوش بشم.

318
00:17:35,166 --> 00:17:38,833
فرداش که پا می‌شم و چرندیاتی که
نوشتمو می‌خونم، می‌بینم افتضاحه.

319
00:17:38,916 --> 00:17:40,166
یه چرخه‌ی لایتناهی و باطله.

320
00:17:40,250 --> 00:17:42,458
هرچی بیشتر می‌خورم، گندتر می‌نویسم.

321
00:17:43,916 --> 00:17:47,416
ولی به نظرت مشکل واقعیت چیه؟

322
00:17:47,500 --> 00:17:51,833
کلنجار رفتنت با الکله، یا
کلنجار رفتنت با نوشتن؟

323
00:17:52,500 --> 00:17:55,791
تو واسه هوسِ عرق‌خوری
نمی‌نوشی، می‌نوشی تا بنویسی.

324
00:17:55,875 --> 00:17:57,791
و این همون چیزیه که دیگه واست کار نمی‌کنه.

325
00:17:58,750 --> 00:17:59,958
منظورم اینه که...

326
00:18:01,000 --> 00:18:02,541
چرا اصلاً نوشتن رو نمی‌ذاری کنار؟

327
00:18:03,333 --> 00:18:05,916
اگه نوشتن رو ول کنی،
نوشیدنم خود‌به‌خود قطع می‌شه.

328
00:18:07,500 --> 00:18:09,458
ولی من نمی‌تونم دست از نوشتن بکشم.

329
00:18:10,041 --> 00:18:11,666
من «مارتین بوشار»م.

330
00:18:11,750 --> 00:18:16,041
مردم منتظر کارامن و توقع
دارن متنام شاهکار دربیاد.

331
00:18:16,708 --> 00:18:21,416
جایگاه و اعتبار مثل یه کارتیه
که مدام باید تمدیدش کنی.

332
00:18:24,041 --> 00:18:26,208
طبق قراردادی که با ناشر بستم،

333
00:18:26,291 --> 00:18:28,291
باید پارسال این رمانو تحویل می‌دادم.

334
00:18:29,291 --> 00:18:31,041
دو قسط پیش‌پرداختم جلوجلو گرفتم و خوردم.

335
00:18:31,541 --> 00:18:34,583
این قضیه‌ایه که فوراً باید
واسش یه چاره پیدا کنم.

336
00:18:34,666 --> 00:18:36,875
کاملاً درکت می‌کنم.

337
00:18:40,500 --> 00:18:41,708
خیلی خب، مارتین...

338
00:18:43,000 --> 00:18:44,791
من دیگه سوالی ندارم.

339
00:18:45,708 --> 00:18:47,166
واسه الان تا همین‌جا کافیه،

340
00:18:47,250 --> 00:18:50,250
مگه اینکه خودت سوالی
داشته باشی که بخوای بپرسی،

341
00:18:50,333 --> 00:18:52,000
یا نکته‌ای باشه که بخوای اضافه کنی.

342
00:18:52,083 --> 00:18:55,041
آره، می‌خوام تایم جلسات بعدی رو مشخص کنیم.

343
00:18:55,791 --> 00:18:57,833
نه، لزومی نداره عجله به خرج بدیم.

344
00:18:57,916 --> 00:19:01,125
منشیم «پائولا» تو همین
هفته باهات تماس می‌گیره

345
00:19:01,208 --> 00:19:03,125
تا بهت خبر بده که جلسات
رو ادامه می‌دیم یا نه.

346
00:19:05,166 --> 00:19:06,375
عجب! زهی خیال باطل!

347
00:19:09,750 --> 00:19:12,833
من قبلاً هم سر این موضوع
پیش چندتا روان‌شناس دیگه رفتم،

348
00:19:12,916 --> 00:19:15,833
و انگار همه‌تون سر و ته یه کرباسین.

349
00:19:15,916 --> 00:19:17,666
هیچ دردی رو دوا نمی‌کنین.

350
00:19:17,750 --> 00:19:20,875
یه مدتی بود کاراتو دنبال
می‌کردم، تو تلویزیون دیدمت.

351
00:19:20,958 --> 00:19:24,416
حتی توی همون مراسمی که
جایزه‌تو پس زدی هم تو سالن بودم.

352
00:19:24,500 --> 00:19:26,333
سخنرانیت رسماً مو به تنم سیخ کرد.

353
00:19:26,416 --> 00:19:28,416
با خودم گفتم: «خودِ جنسه.

354
00:19:28,500 --> 00:19:31,666
آدمش همینه.
اولیسس ورون باید بشه درمانگرم.»

355
00:19:31,750 --> 00:19:33,750
ولی بین حرف مفت زدن تا عمل کلی فاصله‌ست،

356
00:19:33,833 --> 00:19:37,083
وقتِ روبرو شدن با یه مشکل واقعی،
همه‌تون فقط زِر می‌زنین و خبری از عمل نیست.

357
00:19:37,166 --> 00:19:39,875
قضاوتت نمی‌کنم، نگران نباش.

358
00:19:39,958 --> 00:19:42,583
واسه خودت یه پرسونا
ساختی و به نظرم خیلی‌ام خوبه.

359
00:19:42,666 --> 00:19:44,791
مشکل از منه که ازت بت
ساختم و زیادی توقع داشتم.

360
00:19:45,958 --> 00:19:47,291
ممنون بابت وقتت.

361
00:19:52,125 --> 00:19:54,625
- برنج خریدی؟
- آره، فک کنم.

362
00:19:54,708 --> 00:19:56,500
- واجبه‌ها.
- جدی؟

363
00:19:56,583 --> 00:19:58,666
اگه دیر برسی خونه و
حوصله نداشته باشی غذا بپزی،

364
00:19:58,750 --> 00:20:01,250
پلو با پنیر و بیکن درست
می‌کنی. یه وعده‌ی عالی.

365
00:20:01,333 --> 00:20:02,666
عمراً من این کارو بکنم.

366
00:20:02,750 --> 00:20:04,375
تو همیشه دیر می‌رسی خونه.

367
00:20:04,458 --> 00:20:07,416
پیش خودت فکر می‌کنی من
با تن لَش و خسته برسم خونه

368
00:20:07,500 --> 00:20:09,083
بعد پاشم ریزوتو بپزم؟

369
00:20:09,708 --> 00:20:12,041
- کته‌پنیر که ریزوتو نیست.
- باشه بابا.

370
00:20:12,125 --> 00:20:13,833
تو اصلاً عمراً بتونی ریزوتو درست کنی.

371
00:20:13,916 --> 00:20:16,333
خیلی خب، مرسی از
این‌همه اعتمادی که بهم داری.

372
00:20:16,416 --> 00:20:18,875
بابا جدی می‌گم، نمی‌تونی هر روز
از بیرون زهر‌ماری سفارش بدی.

373
00:20:18,958 --> 00:20:21,000
باید تو یخچالت غذای تازه و خونگی باشه.

374
00:20:21,083 --> 00:20:23,250
از وقتی از اون خونه زدم بیرون،
سگه بهتر از تو غذا می‌خوره.

375
00:20:23,333 --> 00:20:24,666
حواسم به خودم هست، خیالت تخت.

376
00:20:24,750 --> 00:20:25,875
- اینو ببین.
- چیو؟

377
00:20:25,958 --> 00:20:27,208
«مارتین بوشار».

378
00:20:27,291 --> 00:20:30,583
- قبولش کردی مریضت بشه؟
- نه. یارو یه احمقِ به تمام معناست.

379
00:20:30,666 --> 00:20:32,375
چی؟ مگه احمق‌ها مشکل ندارن؟

380
00:20:32,458 --> 00:20:35,875
چرا، مشکلش همینه که کصخله، ولی
نمی‌دونم از پسِ کمک کردن بهش بربیام یا نه.

381
00:20:35,958 --> 00:20:37,958
چی؟ گوشام درست می‌شنوه؟

382
00:20:38,041 --> 00:20:41,916
پروفسور ورون داره اعتراف می‌کنه
مشکلاتی هست که تو حل کردنشون عاجزه!

383
00:20:42,750 --> 00:20:44,250
امروز یه روز تاریخیه.

384
00:20:44,750 --> 00:20:45,583
ولی خب...

385
00:20:50,166 --> 00:20:51,708
«مارتین بوشار»

386
00:20:51,791 --> 00:20:55,708
«نقصِ بی‌نقص»، «آغازِ دروغ»،
«قهرمانان موقت»، «آخرین نفر در فهرست»

387
00:20:57,208 --> 00:21:05,208
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

388
00:21:23,166 --> 00:21:25,041
- اولیسس!
- بله؟

389
00:21:25,125 --> 00:21:26,958
شرمنده، آسانسور نداره.

390
00:21:29,041 --> 00:21:29,875
اشکال نداره.

391
00:21:39,041 --> 00:21:40,250
- چطوری؟
- ردیفم.

392
00:21:40,333 --> 00:21:41,750
خوبه، خوشحال شدم.

393
00:21:42,333 --> 00:21:43,708
- خودت چطوری؟
- خوبم.

394
00:21:43,791 --> 00:21:45,666
خب، یه طبقه‌ی دیگه مونده.

395
00:21:45,750 --> 00:21:46,666
باشه.

396
00:21:50,625 --> 00:21:51,916
راستش،

397
00:21:52,000 --> 00:21:54,708
فکر می‌کردم دست رد
بزنی به سینه‌م و قبولم نکنی.

398
00:21:54,791 --> 00:21:55,916
اشتباه فکر می‌کردی.

399
00:21:56,833 --> 00:21:58,625
- خیلی خوش اومدی.
- ممنون.

400
00:22:01,041 --> 00:22:02,750
- بفرما تو.
- خیلی خب.

401
00:22:02,833 --> 00:22:03,750
مشکلم همینه دیگه.

402
00:22:03,833 --> 00:22:06,666
متأسفانه مردم ازم حساب می‌برن و می‌ترسن.

403
00:22:06,750 --> 00:22:08,916
- خب یه اسم و رسمی واسه خودم دارم.
- آره.

404
00:22:09,000 --> 00:22:12,208
توی رابطه‌هام با زنا هیچ کم و کسری نداشتم.
کلاً اوضاعم خوب پیش رفته.

405
00:22:12,291 --> 00:22:17,083
این قضیه هم یه تصویر ترسناک و پرابهت
ازم می‌سازه، مخصوصاً واسه بقیه‌ی مردا.

406
00:22:17,583 --> 00:22:21,000
خب، خیالت تخت که این
داستانا رو من یکی اثر نداره.

407
00:22:21,083 --> 00:22:22,166
اینجوری خیلی بهتره.

408
00:22:22,666 --> 00:22:23,708
خونه‌ی قشنگیه.

409
00:22:24,208 --> 00:22:28,041
- چیزی میل داری برات بیارم؟
- نه دمت گرم، میل ندارم.

410
00:22:28,833 --> 00:22:34,333
قبل از اینکه شروع کنیم، می‌خوام
تکلیف حق‌الزحمه‌مو یکسره کنیم.

411
00:22:34,416 --> 00:22:35,500
آره، صد البته.

412
00:22:35,583 --> 00:22:37,541
هزینه‌ی هر جلسه صد دلاره.

413
00:22:37,625 --> 00:22:38,458
پشمام!

414
00:22:38,541 --> 00:22:39,791
ولی خب...

415
00:22:39,875 --> 00:22:43,500
تا اونجایی که دارم می‌بینم،
فکر نکنم برات مشکلی ایجاد کنه.

416
00:22:44,208 --> 00:22:45,791
ویوی خیلی قشنگی داره از اینجا.

417
00:22:45,875 --> 00:22:49,833
نه، با پرداختش مشکلی ندارم،
ولی یه خورده شورشو درنیاوردی؟

418
00:22:49,916 --> 00:22:52,250
قضیه کاملاً نسبیه، چون...

419
00:22:53,125 --> 00:22:58,541
به‌طور میانگین، یه روان‌کاو خوب
جلسه‌ای پنجاه دلار می‌گیره،

420
00:22:58,625 --> 00:23:01,833
با این حال ممکنه پنج سال
مدام فقط باهات فک بزنه.

421
00:23:01,916 --> 00:23:05,250
در حالی که درصد موفقیت من
توی حل مشکلات به مراتب بالاتره،

422
00:23:05,333 --> 00:23:10,750
بنابراین توی وقت و هزینه‌ت
کلی صرفه‌جویی می‌شه.

423
00:23:12,375 --> 00:23:14,000
چیه؟ حرفامو قبول نداری؟

424
00:23:15,083 --> 00:23:17,041
چرا، شرمنده.

425
00:23:17,125 --> 00:23:20,500
دست خودم نیست، فقط همه‌ش تو این فکرم
که چقدر با استایلت حال می‌کنم.

426
00:23:21,250 --> 00:23:24,666
کلماتی که انتخاب می‌کنی و لحن حرف زدنت.

427
00:23:24,750 --> 00:23:26,583
- دفعه‌ی قبلم همینو بهم گفتی.
- آره.

428
00:23:26,666 --> 00:23:29,500
با نرخ دستمزدی که گفتی
اوکیم. بریم سر اصل مطلب.

429
00:23:29,583 --> 00:23:32,666
عالیه. خواستم اولین جلسه
رو تو خونه‌ی تو برگزار کنیم،

430
00:23:32,750 --> 00:23:36,208
چون می‌خوام مو به مو و قدم به قدم
روال کارت رو بهم نشون بدی.

431
00:23:36,791 --> 00:23:37,625
از این طرف.

432
00:23:38,375 --> 00:23:39,208
خیلی خب.

433
00:23:40,083 --> 00:23:42,708
جادو دقیقاً اینجا اتفاق می‌افته.

434
00:23:42,791 --> 00:23:44,083
جادو؟

435
00:23:44,583 --> 00:23:45,625
آره.

436
00:23:46,416 --> 00:23:49,458
وقتی می‌نویسم،
صرفاً چندتا کلمه رو کنار هم قطار نمی‌کنم.

437
00:23:49,541 --> 00:23:53,791
من رسوخ می‌کنم تو روح مخاطب و وادارش می‌کنم
حس‌هایی رو تجربه کنه که خودم خلق کردم،

438
00:23:53,875 --> 00:23:56,875
هیچ کلمه‌ایم دقیق‌تر از
«جادو» به ذهنم نمی‌رسه.

439
00:23:56,958 --> 00:24:00,666
و دقیقاً چطوری این جادو رو پیاده می‌کنی؟

440
00:24:00,750 --> 00:24:05,375
من به عنوان یه جادوگر،
کلمات رو روی کاغذ نمیارم، احضارشون می‌کنم.

441
00:24:05,458 --> 00:24:09,958
کلماتی که تمام و کمال
رامِ اراده‌ی من نمی‌شن.

442
00:24:11,208 --> 00:24:14,166
جملاتی که عین گربه‌های وحشی
سرکشی می‌کنن و چنگ می‌ندازن.

443
00:24:15,000 --> 00:24:17,875
منظورم روالِ عملی و فیزیکی نوشتنت بود.

444
00:24:17,958 --> 00:24:19,375
آها... نه، ببخشید.

445
00:24:19,458 --> 00:24:21,166
من کاملاً سنتی کار می‌کنم.

446
00:24:21,250 --> 00:24:22,500
اینم چوب جادوی منه.

447
00:24:23,125 --> 00:24:24,333
این دفترچه‌ها رو سیاه می‌کنم،

448
00:24:24,416 --> 00:24:26,916
بعد می‌نشینم تایپشون می‌کنم تو سیستم
و حین تایپم ادیتشون می‌کنم.

449
00:24:27,000 --> 00:24:28,583
خیلی خب.

450
00:24:28,666 --> 00:24:30,375
این پروسه رو عوضش می‌کنیم، افتاد؟

451
00:24:30,458 --> 00:24:33,333
از الان به بعد، دیگه از چوب جادو خبری نیست.

452
00:24:34,000 --> 00:24:36,958
می‌خوام مستقیماً پشت سیستم بنویسی.

453
00:24:37,041 --> 00:24:38,250
ولی آخه چرا؟

454
00:24:38,333 --> 00:24:42,125
چون ناخودآگاه داری به فُرم و ابزار
کار بیشتر از خودِ محتوا بها می‌دی،

455
00:24:42,208 --> 00:24:45,583
در صورتی که هیچی مهم‌تر از
خروجی و نتیجه‌ی نهایی نیست.

456
00:24:45,666 --> 00:24:46,791
فهمیدم.

457
00:24:46,875 --> 00:24:48,583
تاحالا این شکلی بهش نگاه نکرده بودم.

458
00:24:48,666 --> 00:24:50,458
و از کِی شروع می‌کنی به بالا انداختن؟

459
00:24:51,291 --> 00:24:54,250
معمولاً بعد شام، البته
اگه شامی در کار باشه.

460
00:24:54,333 --> 00:24:57,541
اول یه گیلاس می‌زنم بر بدن،
بعد میام پشت میز تا کار کنم.

461
00:24:57,625 --> 00:24:58,625
مشکلی باهاش داری؟

462
00:24:58,708 --> 00:25:01,500
نه، عالیه. همین فرمونو برو جلو.

463
00:25:01,583 --> 00:25:03,375
اول مستی و عرق‌خوری، بعد نوشتن.

464
00:25:03,458 --> 00:25:04,416
- حله.
- عالیه.

465
00:25:04,500 --> 00:25:08,166
ولی واسه جلسه‌ی بعدی،
می‌خوام همین‌جا قرار بذاریم،

466
00:25:08,250 --> 00:25:11,375
دقیقاً تو همون تایمی که طبق عادتت می‌نویسی.

467
00:25:11,458 --> 00:25:12,833
ولی اون موقع که خروس‌خوانِ نصفه‌شبه.

468
00:25:12,916 --> 00:25:15,166
آره، ولی همون‌طور که بهت گفتم،

469
00:25:15,250 --> 00:25:21,125
می‌خوام تو دلِ پروسه‌ی نوشتن
و خلق اثرت باهات همراه باشم.

470
00:25:22,750 --> 00:25:24,291
خیلی جالبه.

471
00:25:24,375 --> 00:25:27,166
من فکر می‌کردم کل جلسات روان‌کاوی
قراره زر زدن راجع به ننه بابا باشه.

472
00:25:27,250 --> 00:25:29,333
پدر و مادرت موقع نوشتن کنارت حاضرن؟

473
00:25:29,416 --> 00:25:30,833
نه، به رحمت خدا رفتن.

474
00:25:30,916 --> 00:25:32,458
پس پشیزی هم برام اهمیتی ندارن.

475
00:25:37,375 --> 00:25:40,250
بهم بگو، اعتماد از نظر تو
یعنی چی؟ به زبون خودت بگو.

476
00:25:43,125 --> 00:25:45,666
یعنی وقتی یه نفر می‌دونه،

477
00:25:46,458 --> 00:25:48,958
یا حداقل تا حدودی مطمئنه

478
00:25:49,041 --> 00:25:55,666
که طرف مقابل کاری نمی‌کنه که این نخواد،
یا اینکه بهش آسیبی نمی‌زنه.

479
00:25:55,750 --> 00:25:58,041
الان این شامل حال منم می‌شه مثلاً؟

480
00:25:59,125 --> 00:26:01,166
آره، فکر کنم.

481
00:26:01,250 --> 00:26:03,375
- مطمئنی؟
- آره.

482
00:26:09,250 --> 00:26:10,458
پس اینو ببند به چشمات.

483
00:26:14,250 --> 00:26:15,750
داریم کجا می‌ریم؟

484
00:26:16,375 --> 00:26:19,041
رسیدیم دیگه، نگران نباش.

485
00:26:19,125 --> 00:26:20,375
از این‌ور.

486
00:26:20,458 --> 00:26:24,333
دستتو بیار جلو. بپا، پله جلو پاته. آفرین.

487
00:26:25,000 --> 00:26:26,041
کجاییم الان؟

488
00:26:27,916 --> 00:26:29,125
بهم اعتماد کن.

489
00:26:32,333 --> 00:26:33,250
رسیدیم.

490
00:26:43,291 --> 00:26:46,000
بهم اعتماد داشته باش. خیالت راحت.

491
00:26:46,583 --> 00:26:49,208
- فلورنسیا، این چه مسخره‌بازیه؟
- مامان؟

492
00:26:49,291 --> 00:26:51,416
چت شده؟ چرا چشم‌هاتو بستی؟

493
00:26:51,500 --> 00:26:52,375
آروم باشین.

494
00:26:52,458 --> 00:26:54,458
صبح بخیر سرکار خانم نورما.

495
00:26:54,541 --> 00:26:57,791
من «اولیسس ورون» هستم،
روان‌درمانگرِ فلورنسیا.

496
00:26:57,875 --> 00:27:00,458
روان‌درمانگر؟
از کِی تا حالا داری می‌ری پیش روان‌شناس؟

497
00:27:00,541 --> 00:27:05,166
جواب این سوال با منه.
اجازه می‌فرمایید چند دقیقه بیایم تو لطفاً؟

498
00:27:10,875 --> 00:27:12,416
- ممنونم.
- خواهش می‌کنم.

499
00:27:13,666 --> 00:27:16,416
سر درنمیارم. روان‌درمانی
دیگه چه صیغه‌ایه؟ واسه چی؟

500
00:27:16,500 --> 00:27:18,041
به چه دلیلی؟ این دختر که
هیچیش نیست، سر و مر و گنده‌ست.

501
00:27:18,125 --> 00:27:19,708
الان مشکلت چیه باز؟

502
00:27:19,791 --> 00:27:22,833
نورما، حرفی که الان می‌خوام بهت بزنم

503
00:27:22,916 --> 00:27:24,875
شاید به عنوان یه مادر شنیدنش
یکم برات سنگین تموم بشه،

504
00:27:24,958 --> 00:27:29,416
ولی بزرگ‌ترین معضلِ فلورنسیا
تو زندگی الان دقیقاً خودِ تویی.

505
00:27:29,500 --> 00:27:32,166
ببخشید؟! این مرتیکه چی
داره زر می‌زنه واسه خودش؟

506
00:27:32,250 --> 00:27:33,833
متأسفانه عین حقیقته.

507
00:27:34,416 --> 00:27:37,250
فلورنسیا می‌تونه سال‌ها بیاد
تو مطب بشینه و مخ منو بخوره،

508
00:27:37,333 --> 00:27:39,458
در صورتی که اون کسی که
واقعاً باید باهاش حرف بزنه تویی.

509
00:27:39,541 --> 00:27:43,083
واسه همینه که دارم از تکنیک
رویاروییِ مستقیم استفاده می‌کنم

510
00:27:43,166 --> 00:27:47,541
تا ببینم می‌تونه به این ترسِ
غیرمنطقیش غلبه کنه یا نه،

511
00:27:47,625 --> 00:27:49,916
ترسی که هر وقت می‌خواد باهات
رک حرف بزنه خِرِشو می‌گیره.

512
00:27:50,458 --> 00:27:51,916
الان بیشتر وحشت افتاد به جونم.

513
00:27:52,000 --> 00:27:55,041
واسه چی؟ چیزی واسه نگرانی وجود نداره.

514
00:27:55,125 --> 00:27:59,000
داریم در کمال آرامش گپ می‌زنیم.
هرچی ته دلته رو بریز بیرون.

515
00:27:59,750 --> 00:28:00,583
نه، اصلاً نمی‌تونم.

516
00:28:00,666 --> 00:28:01,708
باورم نمی‌شه!

517
00:28:01,791 --> 00:28:05,625
یعنی دختر من تا وقتی یکی تو کله‌ش چرت
و پرت فرو نکنه نمی‌تونه باهام حرف بزنه؟

518
00:28:07,625 --> 00:28:09,333
خیلی خب...

519
00:28:09,416 --> 00:28:13,250
از اونجایی که حدس
می‌زدم کار به اینجاها بکشه،

520
00:28:13,333 --> 00:28:14,625
خودم پیش‌دستی کردم و...

521
00:28:15,875 --> 00:28:17,916
یه متنی آماده کردم که بخونی.

522
00:28:18,000 --> 00:28:19,541
یه جورایی چکیده‌ی

523
00:28:20,291 --> 00:28:23,500
تمام حرفاییه که تو جلساتمون با من زدی.

524
00:28:23,583 --> 00:28:25,416
اینطوری بر و بر منو نگاه نکن، ریلکس باش.

525
00:28:25,500 --> 00:28:27,750
آروم بگیر، طوری نیست.

526
00:28:28,750 --> 00:28:30,500
عجله نکن.

527
00:28:46,166 --> 00:28:47,166
«مادر عزیزم،

528
00:28:48,833 --> 00:28:53,000
این کلمات رو سال‌ها پیش خودم قایم کردم،

529
00:28:53,083 --> 00:28:55,708
درست مثل گیلاس‌های کریستال قیمتی

530
00:28:55,791 --> 00:28:59,375
که فقط توی مناسبت‌های خاص درشون میاریم

531
00:28:59,458 --> 00:29:02,750
با اینکه می‌دونیم با یه بار دست
زدن بهشون ممکنه هزار تیکه بشن.»

532
00:29:02,833 --> 00:29:04,000
این چه کصشریه دیگه، تو رو خدا بس کنین.

533
00:29:04,083 --> 00:29:05,416
نورما، لطفاً.

534
00:29:05,500 --> 00:29:08,000
خیلی واجبه که بذاری راحت حرف دلشو بزنه.

535
00:29:09,250 --> 00:29:10,500
ادامه بده لطفاً.

536
00:29:10,583 --> 00:29:13,750
«نیش و کنایه‌های ریزت که
زیر نقاب شوخی قایمشون می‌کنی،

537
00:29:13,833 --> 00:29:19,041
عین سنجاق‌قفلی‌های مخفی
لای درز لباس می‌مونن.

538
00:29:19,125 --> 00:29:22,166
شاید به چشم نیان، ولی
بدجوری تن آدمو زخم می‌کنن.»

539
00:29:22,750 --> 00:29:26,583
«یادم دادی جوری ازت
بترسم که انگار از دریا می‌ترسم؛

540
00:29:26,666 --> 00:29:27,833
نه به خاطر عمقش،

541
00:29:27,916 --> 00:29:28,916
بلکه چون یقین دارم

542
00:29:29,000 --> 00:29:35,291
همیشه یه موجِ وحشی‌تر و گنده‌تر تو راهه
که منو بکشونه قعر آب.»

543
00:29:35,375 --> 00:29:36,666
من واقعاً همچین حرفایی زدم تو جلسات؟

544
00:29:36,750 --> 00:29:38,000
آره.

545
00:29:38,083 --> 00:29:42,083
یکم آرایه‌های ادبی و شاعرانگی
بهش اضافه شده تا مطلب بهتر جا بیفته،

546
00:29:42,166 --> 00:29:44,083
ولی آره، لُب کلامت دقیقاً همین بود.

547
00:29:45,458 --> 00:29:48,625
«با یه لبخند از بالا به پایین،
کِیف می‌کنی از اینکه پیش‌بینی کنی

548
00:29:48,708 --> 00:29:51,000
چقدر انتخابام قراره ریده باشن،

549
00:29:51,083 --> 00:29:53,625
انگار اثبات حقانیتت تنها
چیزیه که خوشحالت می‌کنه.

550
00:29:53,708 --> 00:29:57,666
واسه هر کاری که می‌کنم، تو همیشه
یه گزینه‌ی بهتر تو آستینت داری؛

551
00:29:57,750 --> 00:29:59,250
گزینه‌ای که واسه من محال و دست‌نیافتنیه،

552
00:29:59,333 --> 00:30:02,291
چون تو قبلاً قبلِ من، به‌خاطر من
و بدون حضور من انجامش دادی

553
00:30:02,375 --> 00:30:04,791
و حسی از بی‌عرضگی و حقارت
رو سرازیر می‌کنی تو وجودم.»

554
00:30:04,875 --> 00:30:06,666
- فلورنسیا، دیگه خفه‌شو بس کن!
- نورما!

555
00:30:10,250 --> 00:30:11,458
«تو بی‌عاطفه‌ای.»

556
00:30:11,541 --> 00:30:12,458
«بی‌عاطفه» دیگه چه کوفتیه؟

557
00:30:14,250 --> 00:30:15,583
سنگدل.

558
00:30:15,666 --> 00:30:17,083
آره، دقیقاً همینه.

559
00:30:17,166 --> 00:30:20,125
«تو بی‌عاطفه، دو رو و تحقیرکننده‌ای،

560
00:30:20,208 --> 00:30:22,833
یه خودشیفته‌ی حسود که
مدام در حال رقابتِ مریضی.

561
00:30:22,916 --> 00:30:26,125
پیوند عاطفی بین ما هم‌زمان هم
لکنتی و شکننده‌ست و هم خطرناک،

562
00:30:26,208 --> 00:30:27,791
ولی از همین امروز فاتحه‌ش خونده‌ست.

563
00:30:28,833 --> 00:30:30,750
از این به بعد، اگه فرمایشی داشتی،

564
00:30:30,833 --> 00:30:34,125
می‌تونی از طریق برادرام
یا پروفسور ورون بهم بگی.

565
00:30:34,208 --> 00:30:36,916
شماره تماس و ایمیلشو برات می‌ذارم.

566
00:30:37,000 --> 00:30:39,916
با کمال احترام، فلورنسیا.»

567
00:30:41,083 --> 00:30:42,333
یه نکته‌ی حاشیه‌ای هم هست،

568
00:30:42,416 --> 00:30:45,458
اینم بهت می‌گم چون هیچ بی‌همه‌چیز
دیگه‌ای جرئت نمی‌کنه بهت بگه:

569
00:30:45,541 --> 00:30:48,208
فکر کنم مشکل حاد بوی گندِ دهن داری.

570
00:30:48,291 --> 00:30:51,583
یه سر پیش دندون‌پزشک یا
دکتری چیزی برو، نمی‌دونم والا.

571
00:30:54,500 --> 00:30:56,750
خیلی خب نورما، حدس می‌زنم...

572
00:30:57,875 --> 00:31:02,333
نیاز به زمان داری تا رو تموم چیزایی که
شنیدی فکر کنی و هضمشون کنی، پس...

573
00:31:02,416 --> 00:31:06,541
مرسی بابت قهوه، گرچه کوفتمون شد.

574
00:31:06,625 --> 00:31:07,583
با اجازه‌تون.

575
00:31:09,541 --> 00:31:10,666
آره، از این‌ور.

576
00:31:11,500 --> 00:31:13,166
خداحافظ مامان. دوستت دارم.

577
00:31:23,541 --> 00:31:30,541
♪ «من سرکشم،
چون دنیا اینطوری بارم آورد،

578
00:31:31,291 --> 00:31:36,625
♪ چون هیچ‌وقت گرمای عشقو نچشیدم،

579
00:31:36,708 --> 00:31:42,125
♪ و صدام هیچ‌وقت شنیده نشد...

580
00:31:42,791 --> 00:31:49,791
♪ من سرکشم چون همیشه و بی‌دلیل

581
00:31:49,875 --> 00:31:55,208
♪ دست رد زدن به سینه‌م،

582
00:31:55,291 --> 00:32:00,083
♪ و جز درک نشدن هیچی ندیدم...

583
00:32:01,125 --> 00:32:06,208
♪ کاش مثل اون بچه بودم،

584
00:32:06,291 --> 00:32:07,250
♪ مثل اون مَرد...»

585
00:32:09,375 --> 00:32:11,125
- عصر بخیر.
- سلام، بفرما تو.

586
00:32:11,208 --> 00:32:12,875
- غذای چینی گرفتم.
- به‌به، عالیه.

587
00:32:12,958 --> 00:32:15,333
- غذای چینی دوست داری؟
- آره، دستت درد نکنه، خیلی زیاد.

588
00:32:15,416 --> 00:32:18,625
- راحت باش خونه خودته.
- حتماً، مرسی.

589
00:32:25,583 --> 00:32:28,625
این غذا جزو همون ویزیت صد دلاریه،
یا پولشو جدا می‌کشی روم؟

590
00:32:28,708 --> 00:32:30,083
شام روش حسابه، مهمون خودمی.

591
00:32:30,166 --> 00:32:31,041
همه‌چیز روشه.

592
00:32:38,708 --> 00:32:40,250
همیشه شراب می‌زنی؟

593
00:32:40,833 --> 00:32:42,833
اولش با شراب استارت می‌زنم

594
00:32:43,375 --> 00:32:45,708
تا تنم شل بشه و وا برم،

595
00:32:45,791 --> 00:32:47,541
بعد می‌رم سراغ تکیلا.

596
00:32:47,625 --> 00:32:48,500
تکیلا.

597
00:32:50,958 --> 00:32:52,041
چه ساعتی این کارو می‌کنی؟

598
00:32:53,750 --> 00:32:56,166
همین موقع‌ها.

599
00:32:56,250 --> 00:32:57,833
حتی اگه شام نخورده باشم.

600
00:32:57,916 --> 00:33:01,708
با چند پیک شراب شروع می‌کنم
و بعدش تکیلا رو سر می‌کشم.

601
00:33:02,458 --> 00:33:06,208
چرا صاف نریم سراغ تکیلا؟
یعنی شامم که خوردیم، مگه نه؟

602
00:33:08,500 --> 00:33:10,541
- مستقیم بریم رو فاز تکیلا.
- بریم.

603
00:33:20,250 --> 00:33:21,083
این چیه؟

604
00:33:21,166 --> 00:33:22,625
می‌خوام زمان بگیرم.

605
00:33:22,708 --> 00:33:26,000
می‌خوام دقیقاً دستم بیاد
پروسه‌ی خلاقیتت چقدر طول می‌کشه،

606
00:33:26,083 --> 00:33:27,708
ولی فرض کن من اصلاً اینجا نیستم.

607
00:33:27,791 --> 00:33:29,333
پس تکیلا نمی‌خوری؟

608
00:33:29,416 --> 00:33:33,000
چرا. با همدیگه می‌زنیمش. آره.

609
00:33:35,208 --> 00:33:39,375
واسه من،
تکیلا یه جورایی شنگولم می‌کنه.

610
00:33:39,458 --> 00:33:42,208
همون‌قدری که شارژ بشم و استارت کارو بزنم.

611
00:33:43,166 --> 00:33:46,458
البته اگه زیاده‌روی کنم کله‌پا می‌شم.

612
00:33:47,375 --> 00:33:50,250
ولی واسه من محرکِ ایده‌آلیه.

613
00:33:51,083 --> 00:33:52,208
به سلامتیت.

614
00:33:52,291 --> 00:33:55,375
یه خورده اینجا گرم نیست به نظرت؟
می‌تونیم پنجره‌ها رو باز کنیم.

615
00:33:55,458 --> 00:33:56,458
نه.

616
00:33:57,291 --> 00:33:58,333
من اوکیم.

617
00:34:02,666 --> 00:34:04,791
کِی نوشتن رو شروع می‌کنی؟

618
00:34:04,875 --> 00:34:06,833
کی گفته الان نمی‌نویسم؟

619
00:34:06,916 --> 00:34:08,125
دارم اینجا تو کله‌م می‌نویسم.

620
00:34:08,208 --> 00:34:10,916
لازم نیست حتماً انگشتامو
تکون بدم و کلیک کنم...

621
00:34:11,000 --> 00:34:12,416
حالا اصلاً چیزی نوشتی؟

622
00:34:12,500 --> 00:34:15,625
نه. استعاره‌ای گفتم.
ذهنم کاملاً خالیه.

623
00:34:15,708 --> 00:34:18,875
شاید نیاز به یه هُلِ کوچیک داری، ها؟

624
00:34:18,958 --> 00:34:20,833
شاید.

625
00:34:23,916 --> 00:34:25,791
به سلامتیِ این هُل کوچیکه!

626
00:34:30,291 --> 00:34:31,125
یه پیک دیگه.

627
00:34:34,458 --> 00:34:36,375
این دیگه هُل دادن نیست، زیرپا کشیدنه!

628
00:36:04,500 --> 00:36:05,708
یه بغلِ دلی.

629
00:36:05,791 --> 00:36:08,583
آره، ولی آروم باش.

630
00:36:08,666 --> 00:36:10,291
بغل کن دیگه. مگه چیه؟

631
00:36:10,375 --> 00:36:13,375
نه، طوری نیست.

632
00:36:13,458 --> 00:36:16,000
طوری نیست. باید کار کنیم، باشه؟

633
00:36:16,583 --> 00:36:18,291
- ولی...
- آره.

634
00:36:20,083 --> 00:36:21,375
دیروقته دیگه.

635
00:36:22,208 --> 00:36:24,041
- حق با توئه.
- شروع کنیم؟

636
00:36:26,916 --> 00:36:28,500
- بریم سر کار.
- بزن بریم.

637
00:36:30,791 --> 00:36:32,333
یواش. آروم‌آروم.

638
00:36:37,333 --> 00:36:38,291
خوبه.

639
00:36:39,250 --> 00:36:40,333
باریکلا.

640
00:36:41,041 --> 00:36:43,333
باریکلا. بیا اینجا. بشین.

641
00:36:44,375 --> 00:36:45,750
اینطوری.

642
00:36:45,833 --> 00:36:47,750
خوبه. دست‌به‌کار شو.

643
00:36:50,708 --> 00:36:53,083
- نمی‌دونم بهت گفتم یا نه.
- چیو؟

644
00:36:53,166 --> 00:36:55,833
- این کارایی که می‌کنی رو.
- چیو؟

645
00:36:56,750 --> 00:36:58,458
- دمت گرم بابت کارایی که می‌کنی.
- خیلی خب.

646
00:36:58,541 --> 00:37:00,541
شروع کن. یالا.

647
00:37:02,041 --> 00:37:10,041
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

648
00:37:31,208 --> 00:37:32,291
مارتین.

649
00:37:34,166 --> 00:37:35,333
منم.

650
00:37:35,416 --> 00:37:36,625
سکته‌م دادی.

651
00:37:36,708 --> 00:37:38,458
آره. آروم باش، نترس.

652
00:37:39,208 --> 00:37:41,583
- ساعت چنده؟
- خیلی دیره.

653
00:37:43,375 --> 00:37:45,500
اینطوری. بیا اینجا.

654
00:37:45,583 --> 00:37:46,750
همین‌جا.

655
00:38:09,875 --> 00:38:14,791
«کلیدسازی»

656
00:38:19,750 --> 00:38:21,792
فقط همین یدونه کلیدو
می‌خواین یا همه‌ی دسته‌کلید رو؟

657
00:38:21,804 --> 00:38:22,625
همه‌ی دسته‌کلید رو.

658
00:38:22,708 --> 00:38:23,541
باشه.

659
00:38:32,125 --> 00:38:33,875
- صبح بخیر.
- ساعت چنده؟

660
00:38:34,666 --> 00:38:36,208
اینو بخور، سر حالت میاره.

661
00:38:38,333 --> 00:38:39,333
مرسی.

662
00:38:40,625 --> 00:38:42,500
می‌خوای بمونی یه خرده استراحت کنی؟

663
00:38:42,583 --> 00:38:44,541
حواست باشه، تکیلا نامرده بدجوری می‌گیره.

664
00:38:44,625 --> 00:38:46,583
نه دمت گرم، کلی کار رو سرم ریخته.

665
00:38:48,083 --> 00:38:51,208
«مارتین بوشار - آغازِ دروغ»

666
00:39:00,541 --> 00:39:01,625
بابا.

667
00:39:01,708 --> 00:39:02,875
جانِ دلم.

668
00:39:03,625 --> 00:39:06,333
می‌تونم ازت بخوام یه
ساعت کسی خلوتمو بهم نزنه؟

669
00:39:06,416 --> 00:39:07,583
باید تمرکز کنم.

670
00:39:07,666 --> 00:39:09,791
- ولی «ایتوربیده» بیرونه.
- «ایتوربیده»؟

671
00:39:09,875 --> 00:39:13,166
ایتوربیده دیگه، آره. جلسه‌ی دومشه،
ده دقیقه‌ست نشسته منتظر.

672
00:39:15,166 --> 00:39:16,875
- الان پذیراتون می‌شن.
- ممنون.

673
00:39:20,458 --> 00:39:23,041
پائولا، بعد از این آقا نوبت کیه؟

674
00:39:24,500 --> 00:39:25,333
پیترسن.

675
00:39:25,416 --> 00:39:28,583
کنسلش کن لطفاً.
نگرانم نباش، خودتم می‌تونی بری.

676
00:39:29,166 --> 00:39:31,125
چی؟ مگه قرار نبود با هم بریم شام بخوریم؟

677
00:39:31,208 --> 00:39:33,875
چرا، شرمنده، ولی یه کاری پیش اومد.

678
00:39:33,958 --> 00:39:35,208
بیام تو؟

679
00:39:35,291 --> 00:39:36,458
یه لحظه...

680
00:39:37,666 --> 00:39:39,041
- اسمت «کلودیو»ئه دیگه؟
- آره.

681
00:39:39,125 --> 00:39:43,541
ببین کلودیو،
داشتم روی یه سیستم کاری جدید کار می‌کردم

682
00:39:43,625 --> 00:39:47,916
که مراجعامو به دو دسته‌ تقسیم می‌کنه:
«م‌ق‌ح» و «ب‌م».

683
00:39:48,000 --> 00:39:49,583
«م‌ق‌ح» یعنی چی؟

684
00:39:49,666 --> 00:39:51,166
«مشکلِ قابل حل».

685
00:39:51,250 --> 00:39:53,958
«ب‌م» هم یعنی: «بی‌مشکل».

686
00:39:54,041 --> 00:39:57,916
و تو، که خبر خیلی خوبیه برات،

687
00:39:58,000 --> 00:40:01,750
می‌افتی تو دسته‌ی «ب‌م»، یعنی «بی‌مشکل»!

688
00:40:01,833 --> 00:40:05,291
واسه همین بهت توصیه می‌کنم
کلاً قید روان‌درمانی رو بزنی.

689
00:40:06,833 --> 00:40:09,708
ولی ما کلاً یه جلسه بیشتر نداشتیم.

690
00:40:09,791 --> 00:40:12,125
اصلاً نذاشتی دردمو برات توضیح بدم.

691
00:40:13,166 --> 00:40:14,375
مشکلت چیه کلودیو؟

692
00:40:15,375 --> 00:40:17,333
چیه؟ همونی که هفته‌ی پیش بهم گفتی؟

693
00:40:18,250 --> 00:40:21,708
اینکه می‌خوای کارتو ول
کنی و بشی درامرِ گروه،

694
00:40:21,791 --> 00:40:24,583
چون «قطار فقط یه بار از ایستگاه رد می‌شه»؟

695
00:40:26,333 --> 00:40:29,791
اصلاً اینطور نیست. این فقط یه جمله‌ی کصشره
که مردم تکرار می‌کنن و ذره‌ای معنی نداره.

696
00:40:29,875 --> 00:40:31,166
خودت فکرشو بکن.

697
00:40:31,250 --> 00:40:34,958
چه شرکت قطارِ تخمی‌ای می‌شد
اگه قطارش کلاً یه‌بار بیشتر رد نمی‌شد!

698
00:40:35,041 --> 00:40:37,875
قطار هر روز، هر لحظه داره رد می‌شه.

699
00:40:37,958 --> 00:40:41,791
تو هم رد شدنشو جلو چشمت می‌بینی
ولی سوارش نمی‌شی. می‌دونی چرا؟

700
00:40:41,875 --> 00:40:45,083
چون آدم باهوشی هستی،
و فهمیدی یه دلیلی داشته

701
00:40:45,166 --> 00:40:48,875
که نصف عمرت رو به جای طبل
زدن، پشت میز اداره سر کردی؛

702
00:40:48,958 --> 00:40:50,708
حتی اگه این موضوع سرخورده و کلافت بکنه.

703
00:40:52,125 --> 00:40:54,875
هیچ راهی واسه رهایی دائمی
از سرخوردگی وجود نداره،

704
00:40:54,958 --> 00:40:57,000
اصلاً واسه همینه که اسمش سرخوردگیه،
وگرنه که دیگه سرخوردگی نبود.

705
00:40:57,083 --> 00:40:58,750
ولی خب...

706
00:40:58,833 --> 00:41:01,083
لازم نیست پول جلسه‌ی امروز رو بدی،

707
00:41:01,166 --> 00:41:03,083
هفته‌ی بعدم لازم نیست برگردی.

708
00:41:03,166 --> 00:41:04,791
ممنون، خیلی لطف کردی.

709
00:41:04,875 --> 00:41:07,666
زندگی خوبی داشته باشی. تو همین الانشم بردی.

710
00:41:11,416 --> 00:41:12,875
بهت تبریک می‌گم کلودیو.

711
00:41:12,958 --> 00:41:15,500
قوی بمون، باشه؟ محکم باش. جا نزن.

712
00:43:22,250 --> 00:43:24,083
سلام بابا.

713
00:43:24,166 --> 00:43:27,166
نمی‌خواستم چیزی بهت بگم،
چون وقتی بی‌هوا شاممونو کنسل کردی،

714
00:43:27,250 --> 00:43:29,666
حس کردم حرفایی که می‌خواستم
بهت بزنم پشیزی برات ارزش نداره.

715
00:43:29,750 --> 00:43:33,541
ولی یاد گرفتم ازت دلخور نشم،
چون اخلاقت همینه دیگه.

716
00:43:33,625 --> 00:43:36,583
چیزی که امروز می‌خواستم بهت بگم این بود
که دلم می‌خواد یه نفرو بهت معرفی کنم.

717
00:43:36,666 --> 00:43:37,833
اسمش «تیاگو»ئه،

718
00:43:37,916 --> 00:43:41,500
نمی‌خوام برچسبی روی رابطه‌مون بذارم،
ولی اونقدری برام مهمه

719
00:43:41,583 --> 00:43:45,750
که بیام برات
این ویسِ فوق‌العاده خجالت‌آور رو بفرستم.

720
00:43:45,833 --> 00:43:47,833
و... همین دیگه.

721
00:43:47,916 --> 00:43:49,208
می‌خوام ببینیش.

722
00:43:49,291 --> 00:43:50,958
خیلی خب، فعلاً.

723
00:44:00,375 --> 00:44:03,041
سلام قربونت برم. حالت چطوره؟

724
00:44:03,125 --> 00:44:06,416
من اینجام، بعدِ یه روزِ
سگی دارم می‌رم کپه‌مو بذارم.

725
00:44:06,500 --> 00:44:10,416
«آماندا» رو بردم گردوندمش
و الانم تو تخت ولو شدم.

726
00:44:10,500 --> 00:44:11,916
آره، صد البته.

727
00:44:12,000 --> 00:44:14,125
هیچ مشکلی ندارم
اگه دلت می‌خواد یکی رو بهم معرفی کنی.

728
00:44:14,208 --> 00:44:17,166
تو که برنامه‌ی منو
خیلی بهتر از خودِ من حفظی، پس...

729
00:44:17,750 --> 00:44:20,125
می‌تونیم یه وقت مناسب جور کنیم،

730
00:44:20,208 --> 00:44:22,333
اگه خواستی خونه شام بخوریم،

731
00:44:22,416 --> 00:44:24,125
یه کمم با هم گپ بزنیم.

732
00:44:24,208 --> 00:44:26,791
دوستت دارم. می‌بوسمت. خوب بخوابی.

733
00:45:50,625 --> 00:45:52,166
«فصل اول»

734
00:46:19,958 --> 00:46:21,375
بزنم.

735
00:46:22,375 --> 00:46:24,541
محکم بزن تو شکمم. دردم نمیاد. آماده‌ام.

736
00:46:24,625 --> 00:46:26,041
بزن!

737
00:46:26,125 --> 00:46:27,333
محکم‌تر!

738
00:46:27,416 --> 00:46:28,666
اصلاً دردم نمیاد!

739
00:46:28,750 --> 00:46:30,916
هرچقدر دوست داری بزن! حسش نمی‌کنم!

740
00:46:31,000 --> 00:46:33,041
خوبه. عالیه!

741
00:46:33,125 --> 00:46:36,541
دیگه بسه. این تمرینا فقط واسه
دفاع شخصیه، اصلاً واسه...

742
00:46:36,625 --> 00:46:38,208
- حمله نیست.
- آفرین.

743
00:46:39,958 --> 00:46:42,833
- ایول، معرکه بود.
- دستت درد نکنه واسه همه‌چی.

744
00:46:42,916 --> 00:46:45,333
- تا دفعه‌ی بعد. فعلاً قهرمان!
- خداحافظ.

745
00:46:47,958 --> 00:46:49,416
- مارتین.
- راستش...

746
00:46:51,125 --> 00:46:53,125
حسابی غافلگیر شدم.

747
00:46:54,333 --> 00:46:58,083
یادمه مثل همیشه هیچ پیشرفتی نداشتم.

748
00:46:58,166 --> 00:47:02,916
کلافه شدم و زدم تو خط افراط تو عرق‌خوری،
بعدشم دیگه چیز زیادی یادم نمیاد.

749
00:47:03,000 --> 00:47:06,208
تا اونجاش، یه شب کاملاً معمولی بود،
درست مثل همونی که خودت دیدی.

750
00:47:06,291 --> 00:47:07,833
ولی فرداش،

751
00:47:07,916 --> 00:47:11,916
وقتی نشستم پشت سیستم و
متنی که نوشته بودم رو خوندم،

752
00:47:12,500 --> 00:47:14,333
پشمام ریخت!

753
00:47:15,000 --> 00:47:16,291
یه چیز دندون‌گیر از آب دراومده بود.

754
00:47:16,375 --> 00:47:18,958
نه، دقیقاً برعکس. اصلاً خودمو نمی‌شناختم.

755
00:47:20,250 --> 00:47:21,625
می‌دونی چی نوشته بودم؟

756
00:47:21,708 --> 00:47:24,791
نوشته بودم راجع به مردی که یه
شبه کل زندگیشو می‌ذاره و می‌ره

757
00:47:24,875 --> 00:47:27,500
تا تک و تنها وسط جنگل زندگی کنه،

758
00:47:27,583 --> 00:47:30,166
تنها با افکارش.

759
00:47:30,250 --> 00:47:33,125
یه چیز کاملاً روشنفکری و پر از زر مفت،

760
00:47:33,208 --> 00:47:38,000
بدون ذره‌ای ریتم. کُند، کسل‌کننده،
تاریخ‌مصرف‌گذشته و مزخرف.

761
00:47:38,083 --> 00:47:40,333
- کی تخمشم می‌ده همچین چیزی بخونه آخه؟
- من.

762
00:47:42,333 --> 00:47:45,083
منظورم اینه که طبق همین چندتا نکته‌ی کوتاهی
که گفتی،

763
00:47:45,750 --> 00:47:47,708
به نظرم جذاب میاد.

764
00:47:47,791 --> 00:47:50,541
آره، ولی خب تابلوئه که
اهل کتاب خوندن نیستی.

765
00:47:51,125 --> 00:47:55,458
با چه استدلالی می‌خوای ایده‌ای
که یهویی به ذهنت رسیده رو بکوبی،

766
00:47:55,541 --> 00:47:58,375
شاید شروع یه اتفاق عالی باشه؟

767
00:47:58,458 --> 00:48:02,000
اصلاً چرا باید گوزِ یه مردی که تو
جنگل زندگی می‌کنه واسم مهم باشه؟

768
00:48:02,083 --> 00:48:05,583
نویسنده باید از چیزی
بنویسه که بهش اشراف داره.

769
00:48:05,666 --> 00:48:09,875
می‌دونم بی‌رحم‌ترین منتقدِ خودمم،
واسه همینه که به این جایگاه رسیدم.

770
00:48:10,416 --> 00:48:13,500
ولی باید رو چیزی تمرکز کنم که می‌شناسمش.

771
00:48:14,083 --> 00:48:14,958
مگه نه؟

772
00:48:15,041 --> 00:48:17,250
ایده‌های ناب اینطوری متولد می‌شن.

773
00:48:25,875 --> 00:48:28,791
«می‌دونم بی‌رحم‌ترین منتقد خودمم.»

774
00:48:32,708 --> 00:48:34,791
پیش خودت چه گهی فکر کردی بوشار؟

775
00:49:20,375 --> 00:49:22,916
می‌تونم باهات رک باشم؟

776
00:49:25,625 --> 00:49:28,375
واسه اولین بار بعد از یه مدت خیلی طولانی،

777
00:49:28,458 --> 00:49:33,125
یه چیزی نوشتم که واقعاً ارزش خوندن داره.

778
00:49:33,833 --> 00:49:36,666
البته فعلاً فقط پیش‌نویس اولشه.

779
00:49:36,750 --> 00:49:38,583
هنوز چکش‌کاری لازم داره،

780
00:49:38,666 --> 00:49:41,625
ولی روی یه ایده‌ی معرکه بنا شده.

781
00:49:41,708 --> 00:49:43,625
امضای سبکِ خودِ «بوشار» پاش خورده.

782
00:49:44,416 --> 00:49:45,791
می‌دونی داستان راجع به چیه؟

783
00:49:46,375 --> 00:49:47,375
نه. راجع به چیه؟

784
00:49:47,458 --> 00:49:51,000
داستانِ یه روان‌درمانگره،
ولی نه یه درمانگرِ معمولی.

785
00:49:51,083 --> 00:49:55,166
این یارو تصمیم می‌گیره مشکلات مریضاشو

786
00:49:55,250 --> 00:49:56,541
به صورت زیرجلکی و مخفیانه حل کنه.

787
00:49:56,625 --> 00:50:01,166
مثلاً، یه مریضی داره که
جرئت نمی‌کنه شوهرشو ول کنه،

788
00:50:01,250 --> 00:50:06,208
این روان‌درمانگره پا می‌شه
می‌ره شوهر زنه رو تعقیب می‌کنه،

789
00:50:06,291 --> 00:50:08,833
گیرش می‌ندازه و خرخره‌شو
می‌گیره تیغش می‌زنه

790
00:50:08,916 --> 00:50:12,000
تا کاری کنه خودِ شوهره زنه رو ول کنه،

791
00:50:12,083 --> 00:50:14,000
با این توهم که کارش به نفعِ جفتشونه!

792
00:50:14,916 --> 00:50:16,125
جالبه.

793
00:50:16,208 --> 00:50:18,500
نمونه‌ی بارز یه روانی و سایکوپاته.

794
00:50:19,833 --> 00:50:22,125
باید توی به کار بردن
این کلمه یکم احتیاط کنی.

795
00:50:22,208 --> 00:50:26,041
اختلال شخصیت سایکوپاتی
فوق‌العاده پیچیده‌ست، خیلی پیچیده.

796
00:50:26,125 --> 00:50:28,708
نمی‌شه به این راحتی روش برچسب زد.

797
00:50:29,416 --> 00:50:31,458
خودت که می‌فهمی منظورم چیه.

798
00:50:32,000 --> 00:50:34,875
این یارو تمام جون و انرژی‌شو وقف کارش کرده.

799
00:50:34,958 --> 00:50:36,500
نه رفیقی داره،

800
00:50:36,583 --> 00:50:38,333
نه پارتنری،

801
00:50:38,416 --> 00:50:39,583
نه هیچ دلخوشی و سرگرمی‌ای.

802
00:50:39,666 --> 00:50:43,458
یه دیوونه‌ی زنجیری و
روانیِ حل کردن مشکلاته!

803
00:50:43,541 --> 00:50:47,041
معلومه که جلسات درمانی با تو
بهم الهام بخشیده.

804
00:50:47,125 --> 00:50:48,333
خوشحالم که اینطوره.

805
00:50:48,416 --> 00:50:50,541
اگه نظرم برات مهمه،

806
00:50:50,625 --> 00:50:53,125
می‌تونم یه بخشایی از متنت رو بخونم.

807
00:50:53,708 --> 00:50:55,166
ممکنه به کارم بیاد.

808
00:50:55,916 --> 00:50:59,958
مخصوصاً درباره‌ی اینکه
جزئیات تخصصی شغلش چقدر به واقعیت می‌خوره.

809
00:51:00,916 --> 00:51:04,750
البته معنیش این نیست که فکر کنم
می‌دونی چطوری باید رمان بنویسی.

810
00:51:05,583 --> 00:51:06,625
معلومه.

811
00:51:09,166 --> 00:51:10,375
واسه الان تا همین‌جا کافیه.

812
00:51:11,833 --> 00:51:13,416
هنوز بیست دقیقه از وقتم مونده.

813
00:51:13,500 --> 00:51:15,958
آره، ولی هرچی باید می‌گفتی رو گفتی.

814
00:51:16,041 --> 00:51:18,791
در ضمن پیشرفت خیلی بزرگی هم داشتی.

815
00:51:18,875 --> 00:51:21,000
برو یه کم استراحت کن، باشه؟

816
00:51:27,666 --> 00:51:28,875
تا دفعه‌ی بعد؟

817
00:51:30,041 --> 00:51:31,791
آره. می‌بینمت دفعه‌ی بعد.

818
00:51:31,875 --> 00:51:32,791
باشه.

819
00:51:43,291 --> 00:51:44,916
♪ جا نمی‌زنم

820
00:51:46,375 --> 00:51:48,416
♪ هیچ شکی به دلم راه نمی‌دم

821
00:51:51,833 --> 00:51:53,125
♪ عقب نمی‌کشم

822
00:51:53,208 --> 00:51:55,125
بریم بیرون؟ راه بیفت.

823
00:51:55,208 --> 00:51:57,208
♪ بذار اوج بگیره

824
00:51:58,875 --> 00:52:01,916
♪ واسه همینه که نمی‌خوام وا بدم

825
00:52:03,708 --> 00:52:06,125
♪ دیگه ذره‌ای تردید ندارم

826
00:52:09,125 --> 00:52:10,500
♪ متوقف نمی‌شم

827
00:52:10,583 --> 00:52:12,541
ضربه باید کاری باشه. باریکلا!

828
00:52:12,625 --> 00:52:14,166
♪ بذار اوج بگیره

829
00:52:17,375 --> 00:52:20,958
♪ چون لذت

830
00:52:21,041 --> 00:52:23,500
♪ خیلی شبیه عشقه

831
00:52:23,583 --> 00:52:26,000
«در حالی که از رمق افتاده بود
و دستاش هنوز آغشته به خون بودن،

832
00:52:26,083 --> 00:52:27,958
خودشو پرت کرد رو همون مبلی

833
00:52:28,041 --> 00:52:30,208
که خیلیا روش عمیق‌ترین
رازاشونو فاش کرده بودن

834
00:52:30,291 --> 00:52:32,750
و جلو چشماش حقیر و ریز شده بودن.»

835
00:52:32,833 --> 00:52:36,333
«یه درد خنجری کوبید تو سینه‌ش، و بدون اینکه
کلمه‌ای از دهنش دربیاد، التماسِ کمک کرد.»

836
00:52:36,916 --> 00:52:38,208
«خشکش زده بود سر جاش،

837
00:52:38,291 --> 00:52:41,041
چشم‌انتظارِ تابیدنِ نور خورشید
از پنجره‌های مطبش،

838
00:52:41,125 --> 00:52:43,083
تا بهش یادآوری کنه یه روز جدید شروع شده،

839
00:52:43,166 --> 00:52:49,791
و هنوز کلی کار ناتموم جلو پاشه.»

840
00:52:51,625 --> 00:52:55,916
♪ مسیرشو عوض کرد و یه فرصت دیگه گیر آورد
که وقت تصمیم‌گیری بود

841
00:52:56,000 --> 00:52:57,833
«پایان»

842
00:53:00,791 --> 00:53:02,041
«بس کن!»

843
00:53:02,125 --> 00:53:03,041
بابا!

844
00:53:05,000 --> 00:53:07,166
- نشنیدم اومدی.
- سیگار می‌کشی؟

845
00:53:08,250 --> 00:53:10,083
هر از گاهی یه نخی می‌زنم. چیزی نیست.

846
00:53:10,583 --> 00:53:11,666
یادت رفته؟

847
00:53:12,208 --> 00:53:13,041
چیو؟

848
00:53:13,125 --> 00:53:15,916
همین امروز صبح بهت
یادآوری کردم. تیاگو اینجاست.

849
00:53:16,000 --> 00:53:17,041
آره.

850
00:53:17,125 --> 00:53:19,708
خیلی خب، می‌خوای کنسلش کنیم؟
این دومین باره‌ها.

851
00:53:19,791 --> 00:53:22,250
نه فدات شم. منتظرتون بودم.

852
00:53:22,333 --> 00:53:25,708
- ولی فکر کردم بهتره بریم بیرون غذا بخوریم.
- باشه.

853
00:53:25,791 --> 00:53:26,833
سلام استاد!

854
00:53:27,541 --> 00:53:28,500
حالتون چطوره؟

855
00:53:29,041 --> 00:53:29,875
تیاگو.

856
00:53:35,583 --> 00:53:37,166
خیلی وقته همدیگه‌رو می‌شناسین؟

857
00:53:37,916 --> 00:53:40,250
- شش ماهه، کمه هنوز.
- برعکس، خیلی هم زیاده.

858
00:53:41,791 --> 00:53:42,625
آره.

859
00:53:43,666 --> 00:53:44,750
مشغولی به چه کاری؟

860
00:53:45,250 --> 00:53:47,333
- الان راهمون می‌دن تو، حله؟
- حله.

861
00:53:47,416 --> 00:53:50,208
- داشتین راجع به چی حرف می‌زدین؟
- هیچی، شغلشو پرسیدم.

862
00:53:50,750 --> 00:53:51,666
دانشجواِ.

863
00:53:51,750 --> 00:53:54,083
- چی می‌خونی؟
- روان‌شناسی.

864
00:53:55,083 --> 00:53:56,250
عجب غافلگیریِ باحالی!

865
00:53:56,333 --> 00:53:57,750
پائولا، میز سه نفره.

866
00:53:57,833 --> 00:53:59,541
- آره، بریم؟
- بریم.

867
00:53:59,625 --> 00:54:00,458
«پیتزای اشتهاآور»

868
00:54:00,541 --> 00:54:02,583
پس قراره روان‌شناس بشی؟

869
00:54:02,666 --> 00:54:04,458
عالیه، آخه نسلمون خیلی کمه تو این شهر، نه؟

870
00:54:05,416 --> 00:54:09,791
آره. می‌دونم نظرتون اینه که تو بوئنوس آیرس
بیش از حد روان‌شناس ریخته.

871
00:54:10,958 --> 00:54:13,791
آره، چون کلیپِ مراسمِ

872
00:54:14,416 --> 00:54:15,625
بنیاد باومن رو دیدم،

873
00:54:15,708 --> 00:54:18,416
همون‌جا که جایزه رو پس زدین
و یکم راجع به این مسئله حرف زدین.

874
00:54:18,500 --> 00:54:20,083
خب، نظرت راجع به حرفام چی بود؟

875
00:54:20,166 --> 00:54:21,583
بابا، اینجا جلسه‌ی کنکور نیست.

876
00:54:21,666 --> 00:54:22,958
نه بابا، امتحان چیه.

877
00:54:23,041 --> 00:54:25,000
نه اصلاً راحت باش، بگو. عیبی نداره.

878
00:54:25,083 --> 00:54:28,750
واقعاً هم تعداد روان‌شناسا خیلی زیاده.
سر این با هم هم‌عقیده‌ایم.

879
00:54:29,583 --> 00:54:31,458
چیزی که نمی‌تونم تو کتم
بگنجونم دنیاییه که توش

880
00:54:31,541 --> 00:54:34,583
روان‌شناس بیاد افسار
زندگی مراجعاشو دستش بگیره،

881
00:54:34,666 --> 00:54:37,500
انگار نه انگار که انسان فی‌نفسه
یه موجود به‌شدت شکننده‌ست، نه؟

882
00:54:38,416 --> 00:54:41,333
به نظر من هر تصمیمی

883
00:54:41,416 --> 00:54:45,208
که ما جای مریض بگیریم یا ترغیبش کنیم بگیره،

884
00:54:45,291 --> 00:54:47,208
می‌تونه عواقب پیش‌بینی‌ناپذیری بار بیاره.

885
00:54:47,291 --> 00:54:51,000
«ما بگیریم»؟! هنوز به اون مرحله
نرسیدی که جمع ببندی، رسیدی؟

886
00:54:51,083 --> 00:54:52,500
بحثو عوض کنیم، بسه دیگه.

887
00:54:52,583 --> 00:54:54,500
چرا؟ مگه چیه؟

888
00:54:55,083 --> 00:54:56,083
گوش کن چی می‌گم.

889
00:54:56,583 --> 00:54:58,041
جراحی قلبِ باز هم

890
00:54:58,125 --> 00:55:01,500
می‌تونه عواقب پیش‌بینی‌ناپذیری
داشته باشه، پسرجون؛

891
00:55:01,583 --> 00:55:03,541
ولی دلیل نمی‌شه دست روی
دست بذاریم و انجامش ندیم.

892
00:55:03,625 --> 00:55:05,416
خب، درسته.

893
00:55:05,500 --> 00:55:06,708
نمی‌دونم، من فقط...

894
00:55:06,791 --> 00:55:11,208
تصورم اینه همه‌ی روان‌درمانگرا
تو یه مقطعی از مسیر حرفه‌ای‌شون،

895
00:55:11,291 --> 00:55:14,958
مخصوصاً تو سن و سال شما،
یعنی منظورم با تجربه‌ی شماست،

896
00:55:15,916 --> 00:55:19,041
به شک می‌افتن که آیا روان‌درمانی اصلاً
می‌تونه زندگی کسی رو درست کنه یا نه.

897
00:55:19,125 --> 00:55:20,125
که عیبی هم نداره البته.

898
00:55:20,708 --> 00:55:21,708
آره، شاید.

899
00:55:21,791 --> 00:55:24,279
ولی فرقش اینه که پیشنهاد
من اینه که با وجود همه‌ی

900
00:55:24,291 --> 00:55:26,541
این شکوک دست‌به‌کار
بشیم، و ازشون عبور کنیم.

901
00:55:27,916 --> 00:55:28,916
چطوری مثلاً؟

902
00:55:29,000 --> 00:55:30,916
با شیرجه زدن وسط معرکه و دلِ مشکلات.

903
00:55:31,875 --> 00:55:34,958
خیلی خب، پس بذار منم
همین فرمون رو پیاده کنم؛

904
00:55:35,750 --> 00:55:39,833
چون من و تیاگو حسابی راجع بهت حرف زدیم.

905
00:55:40,416 --> 00:55:41,416
جدی؟

906
00:55:42,333 --> 00:55:46,708
آره، چون تو فکر می‌کنی
رسالتی تو این دنیا به گردنته،

907
00:55:46,791 --> 00:55:49,458
و اینکه یه جورایی خودتو
از بقیه‌ی مردم سرتر می‌دونی.

908
00:55:49,541 --> 00:55:52,666
تو چی بهش گفتی؟ «عقده‌ی ناجی»؟

909
00:55:52,750 --> 00:55:55,458
- آره، عقده‌ی ناجی، ولی من که اینو نگفتم.
- دقیقاً. همینو گفتی!

910
00:55:55,541 --> 00:55:58,166
نگفتم خودش اینو داره.
فقط کمکت کردم اصطلاحش یادت بیاد.

911
00:55:58,250 --> 00:55:59,125
باشه.

912
00:55:59,208 --> 00:56:01,708
الان جوری شد انگار من گفتم: «بابات
عقده‌ی ناجی داره»، در صورتی که نگفتم.

913
00:56:01,791 --> 00:56:03,291
نه، آخه من عمراً...

914
00:56:03,833 --> 00:56:04,666
اصلاً قضیه این نبود.

915
00:56:05,166 --> 00:56:06,666
همون‌طور که روانکاو «لاکان» می‌گه:

916
00:56:06,750 --> 00:56:09,833
«آدم می‌دونه چی گفته،
اما هیچ‌وقت نمی‌فهمه طرف چی شنیده.»

917
00:56:09,916 --> 00:56:12,500
لاکان شانس آورده بود،
حداقل مردم به حرفش گوش می‌دادن.

918
00:56:13,208 --> 00:56:14,833
پیتزا «فوگازتا»ی مغزدار پنیری.

919
00:56:15,708 --> 00:56:16,708
مرسی.

920
00:56:18,208 --> 00:56:26,208
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

921
00:56:55,458 --> 00:56:57,083
«فصل بیست و هفتم»

922
00:58:02,041 --> 00:58:03,250
برو اون‌ور.

923
00:58:03,333 --> 00:58:04,166
برو.

924
00:58:33,791 --> 00:58:35,291
بذار بخوابم، باشه؟

925
00:58:37,708 --> 00:58:39,125
بذار بخوابم.

926
00:58:39,625 --> 00:58:40,916
غر نزن دیگه.

927
00:58:58,916 --> 00:59:00,291
«مارتین بوشار رمانِ
"عمل‌گرا" را معرفی می‌کند»

928
00:59:00,375 --> 00:59:01,875
مارتین، خودتم خوب می‌دونی،

929
00:59:01,958 --> 00:59:05,666
چقدر مایه‌ی افتخاره که اینجا با مایی
و می‌شنویم که داری برامون

930
00:59:05,750 --> 00:59:08,958
از روندِ نوشتنِ رمانِ
«عمل‌گرا» صحبت می‌کنی.

931
00:59:09,041 --> 00:59:10,875
این رمان چطور متولد شد؟

932
00:59:11,750 --> 00:59:15,916
راستش واقعاً دقیق نمی‌تونم بهت بگم.

933
00:59:17,000 --> 00:59:21,458
فکر می‌کنم نویسنده‌ها
توی وجودشون یه خروار قصه دارن،

934
00:59:21,541 --> 00:59:26,375
و این روندِ خلق اثر

935
00:59:26,458 --> 00:59:30,041
صرفاً راهیه برای بیرون
کشیدن و نشون دادنشون.

936
00:59:30,625 --> 00:59:32,333
همون‌طور که میکل‌آنژ می‌گفت،

937
00:59:32,416 --> 00:59:37,916
کارِ یه مجسمه‌ساز صرفاً اینه
که روبه‌روی یه قطعه‌سنگ مرمر وایسه

938
00:59:38,000 --> 00:59:40,875
و هر چیزی رو که به اون تندیس
ربطی نداره بتراشه بریزه دور.

939
00:59:40,958 --> 00:59:43,083
البته اصلاً قصد ندارم
خودمو با میکل‌آنژ مقایسه کنم،

940
00:59:43,166 --> 00:59:44,833
ولی حس می‌کنم این تشبیه کاملاً به‌جاست.

941
00:59:44,916 --> 00:59:46,416
استعاره‌ی قشنگی بود.

942
00:59:46,500 --> 00:59:48,458
حالا می‌ریم سراغ پرسش‌های حاضرین،

943
00:59:48,541 --> 00:59:52,541
تا نهایت استفاده رو ببریم
از حضور نویسنده‌ی بزرگمون، مارتین بوشار.

944
01:00:14,000 --> 01:00:15,291
استاد!

945
01:00:16,750 --> 01:00:18,375
خیلی خوشحالم که اومدین.

946
01:00:18,875 --> 01:00:20,875
بعد از این‌همه زحمت، عمراً از دستش می‌دادم.

947
01:00:20,958 --> 01:00:23,333
- می‌خوای برات امضاش کنم و تقدیمیه بنویسم؟
- لطف می‌کنی.

948
01:00:35,250 --> 01:00:36,125
بفرمایید.

949
01:00:36,208 --> 01:00:38,125
خب. خیلی ممنون.

950
01:00:38,208 --> 01:00:41,208
- پس سه‌شنبه تو مطب می‌بینمتون.
- نه. واسه چی؟

951
01:00:41,708 --> 01:00:44,666
- منظورتون چیه؟
- یعنی دیگه کارمون تموم شد.

952
01:00:44,750 --> 01:00:47,666
یه مشکل مشخصی داشتی، که اونم حل شد رفت.

953
01:00:47,750 --> 01:00:49,541
چرا درمان رو بی‌خودی کِش بدیم؟

954
01:00:49,625 --> 01:00:52,125
می‌تونی این‌همه وقت رو
بذاری پای کارای مفیدتر،

955
01:00:52,208 --> 01:00:54,500
مثل نوشتن، که کارت توش حرف نداره.

956
01:00:56,500 --> 01:00:57,416
بسیار خب.

957
01:00:58,666 --> 01:01:03,208
اعتراف می‌کنم که جا خوردم
چون یهویی جلساتمو تموم کردین، ولی...

958
01:01:03,958 --> 01:01:05,500
اگه نظرتون اینه...

959
01:01:05,583 --> 01:01:08,083
- آره، نظرم همینه.
- مارتین!

960
01:01:08,166 --> 01:01:10,541
برو پیش خواننده‌هات. نگران من نباش.

961
01:01:10,625 --> 01:01:12,958
- آقایون، پیش‌غذا میل دارین؟
- نه، ممنون.

962
01:01:13,041 --> 01:01:13,875
خواهش می‌کنم.

963
01:01:13,958 --> 01:01:15,750
ممنون بابت امضا.

964
01:01:21,583 --> 01:01:23,666
«تقدیم به استاد اولیسس
ورون؛ با سپاس فراوان!

965
01:01:23,750 --> 01:01:25,894
این کتاب حاصل رازهایی‌ست
که به‌خوبی حفظ شدند.

966
01:01:25,906 --> 01:01:26,625
م. بوشار»

967
01:01:26,708 --> 01:01:28,708
- ببخشید، استاد ورون؟
- بله؟

968
01:01:28,791 --> 01:01:30,291
چه شانسی آوردم اینجا دیدمتون!

969
01:01:30,375 --> 01:01:32,791
من برنامه‌ی «هر شب» رو
دنبال می‌کنم. عاشق سبک کارتونم.

970
01:01:32,875 --> 01:01:35,583
کلی پیام برای برنامه فرستادم،
اما اصلاً نمی‌خوننشون.

971
01:01:35,666 --> 01:01:37,435
یه موضوع کوچیکی هست که
می‌خواستم دربارش باهاتون حرف بزنم.

972
01:01:37,447 --> 01:01:38,041
بله.

973
01:01:38,125 --> 01:01:40,083
- فقط یه دقیقه وقتتون رو به من می‌دید؟
- بله.

974
01:01:45,458 --> 01:01:48,250
آروم باش. دیگه رسیدیم.

975
01:01:49,583 --> 01:01:52,875
آفرین، آروم بگیر. خوبه.

976
01:02:00,916 --> 01:02:04,333
«چاپ سوم»

977
01:02:04,416 --> 01:02:07,375
صبر کن. بدو بریم.

978
01:02:09,000 --> 01:02:11,666
نمی‌فهمم منظورت چیه

979
01:02:11,750 --> 01:02:14,166
وقتی می‌گی بایکوتت کردن
یا عمداً نادیده‌ت می‌گیرن.

980
01:02:14,250 --> 01:02:15,583
با من حرف نمی‌زنن.

981
01:02:16,166 --> 01:02:18,208
چند ماهه هیچ‌کدومشون حتی
کلمه‌ای باهام صحبت نکرده.

982
01:02:18,291 --> 01:02:20,583
یه گروه خانوادگی توی واتساپ داریم

983
01:02:20,666 --> 01:02:23,125
که هر روز کلی میم‌های خنده‌دار
برای همدیگه می‌فرستادیم،

984
01:02:23,208 --> 01:02:24,416
ولی الان، هیچی به هیچی.

985
01:02:24,500 --> 01:02:27,250
حدس می‌زنم رفتن یه گروه جداگونه زدن،

986
01:02:27,333 --> 01:02:31,250
چون تو گروه ما دیگه نه خبری از میمه،
نه گیف‌های متحرک،

987
01:02:31,333 --> 01:02:35,416
نه حتی اون استیکرهای اکلیلیِ گل‌منگلی
با پیام‌های دعای خیر و آرزوی برکت.

988
01:02:35,500 --> 01:02:37,041
مامانم عاشق اون استیکراست.

989
01:02:37,125 --> 01:02:41,208
اولش فقط اون بود که
باهام حرف نمی‌زد، درسته؟

990
01:02:41,291 --> 01:02:44,458
ولی انگار گذاشته کف دست کل خونواده،

991
01:02:44,541 --> 01:02:47,321
چون الان نه مامانم، نه
بابام، نه خواهر برادرام و

992
01:02:47,333 --> 01:02:50,125
نه خاله هام، هیچ‌کدوم
باهام کلمه‌ای حرف نمی‌زنن.

993
01:02:50,208 --> 01:02:51,291
دیگه خونواده‌ای برام نمونده.

994
01:02:52,166 --> 01:02:53,625
احساس رهایی و آزادی نمی‌کنی؟

995
01:02:54,208 --> 01:02:56,500
- نه، احساس تنهاییِ وحشتناکی دارم.
- متوجه‌ام.

996
01:02:56,583 --> 01:03:00,166
شاید الان توی وضعیتی نیستی که بتونی ببینی

997
01:03:00,750 --> 01:03:02,750
چی به صلاحته،

998
01:03:02,833 --> 01:03:04,583
حتی اگه درست جلوی چشمات باشه.

999
01:03:05,333 --> 01:03:06,875
یه پیشنهادی دارم.

1000
01:03:07,750 --> 01:03:10,750
جلسه‌ی بعدیمون، با همدیگه سعی می‌کنیم...

1001
01:03:11,791 --> 01:03:16,416
ببینیم با این مشاهداتت چطور
باید برخورد کنیم. نظرت چیه؟

1002
01:03:16,500 --> 01:03:17,958
نه...

1003
01:03:18,041 --> 01:03:22,083
این چند وقته خیلی بهش فکر کردم،

1004
01:03:22,166 --> 01:03:25,125
و به نظرم بهتره همین‌جا متوقفش کنیم.

1005
01:03:27,458 --> 01:03:29,353
یه دقیقه بهم وقت بده
لطفاً. الان برمی‌گردم.

1006
01:03:29,365 --> 01:03:30,000
بفرمایید.

1007
01:03:32,666 --> 01:03:34,583
- باید اولش زنگ می‌زدی!
- مارتین!

1008
01:03:34,666 --> 01:03:36,666
- رفیق شفیقِ من!
- داری چیکار می‌کنی؟

1009
01:03:36,750 --> 01:03:37,750
حالت خوبه؟

1010
01:03:38,541 --> 01:03:40,458
آره. از کجا بدونم؟

1011
01:03:40,541 --> 01:03:42,375
آره.

1012
01:03:42,458 --> 01:03:44,250
چرا اومدی اینجا؟ طوری شده؟

1013
01:03:44,333 --> 01:03:46,916
- نه. فقط اومدم...
- نه؟

1014
01:03:47,000 --> 01:03:48,666
ببینمت.

1015
01:03:48,750 --> 01:03:50,791
ولی... چی شده مگه؟ دیره؟

1016
01:03:50,875 --> 01:03:52,208
بحثِ وقتش نیست.

1017
01:03:52,291 --> 01:03:55,208
- من دیگه رفع زحمت کنم، باشه؟
- یه دقیقه صبر کن لطفاً.

1018
01:03:55,291 --> 01:03:59,083
نه راحتم، من دیگه هر چی لازم بود رو گفتم،
باشه؟ ممنون.

1019
01:04:00,750 --> 01:04:02,125
ببخشید بابا.

1020
01:04:02,208 --> 01:04:03,625
بهش گفتم درست نیست
همین‌طوری سرشو بندازه بیاد تو.

1021
01:04:03,708 --> 01:04:06,000
مگه نه مارتین؟
نگفتم باید اول زنگ بزنی؟

1022
01:04:06,083 --> 01:04:08,333
نه دیگه، انقدر بی‌رحم نباش.

1023
01:04:08,416 --> 01:04:10,375
فقط یه دقیقه وقت می‌خوام.

1024
01:04:10,458 --> 01:04:13,875
فقط می‌خوام به بابات بگم
کتاب بدجوری غوغا کرده و ترکونده.

1025
01:04:13,958 --> 01:04:14,791
آره.

1026
01:04:14,875 --> 01:04:18,916
حسابِ نوبت‌های چاپی که تا آخرین جلدش
فروش رفته از دستم در رفته.

1027
01:04:19,000 --> 01:04:21,541
موفقیت فوق‌العاده‌ایه. تبریک می‌گم.

1028
01:04:21,625 --> 01:04:23,375
- به من؟!
- آره.

1029
01:04:23,458 --> 01:04:24,958
به تو!

1030
01:04:25,041 --> 01:04:28,875
نظراتِ منتقدا چی؟ باورت می‌شه؟!
اونا هم عاشقش شدن.

1031
01:04:28,958 --> 01:04:32,625
«بهترین اثر در تمام
کارنامه‌ی مارتین بوشار.»

1032
01:04:32,708 --> 01:04:34,333
کثافت‌ها!

1033
01:04:34,416 --> 01:04:38,000
همیشه یه احمقی پیدا
می‌شه که از کتاب بدش بیاد،

1034
01:04:38,083 --> 01:04:40,958
ولی این بار، همه‌شون یه
صدا دارن ستایشش می‌کنن.

1035
01:04:42,250 --> 01:04:46,708
همین الان از جلسه‌ با ناشرها اومدم.

1036
01:04:46,791 --> 01:04:51,083
بهم گفتن این کتاب
بدجوری بین همکارات سر و صدا به پا کرده.

1037
01:04:51,166 --> 01:04:52,916
مست کردی، مگه نه؟

1038
01:04:53,000 --> 01:04:54,750
فقط یه گیلاس، اونم واسه جشن گرفتن.

1039
01:04:54,833 --> 01:04:56,208
- فقط یه گیلاس؟
- یه گیلاس.

1040
01:04:56,291 --> 01:04:59,666
مگه نگفتی دیگه لب به الکل نمی‌زنی؟
نگفتی فقط واسه نوشتن می‌خوردی؟

1041
01:04:59,750 --> 01:05:01,750
چه می‌دونم...

1042
01:05:02,291 --> 01:05:06,791
شاید یه کوچولو زیاده‌روی کرده باشم.

1043
01:05:06,875 --> 01:05:11,666
اومدم اینجا تا ازت تشکر کنم.

1044
01:05:13,833 --> 01:05:15,750
آخرین باری که دیدمت...

1045
01:05:17,041 --> 01:05:18,625
بدجوری عذاب وجدان ولم نکرد.

1046
01:05:20,583 --> 01:05:21,875
می‌خوای بشینی؟

1047
01:05:21,958 --> 01:05:24,166
می‌تونی بگی چه مرگته و چی داره بهت می‌گذره.

1048
01:05:25,625 --> 01:05:27,041
که چی بشه؟

1049
01:05:27,625 --> 01:05:29,041
مگه خودت نگفتی...

1050
01:05:30,583 --> 01:05:33,708
از تلف کردنِ چند سال با حرف زدن متنفری؟

1051
01:05:33,791 --> 01:05:36,125
آره، اینو گفتم، ولی این
مورد قضیه‌ش فرق داره.

1052
01:05:36,208 --> 01:05:40,875
نه، هیچ فرقی نداره.
ادامه دادن به این ماجرا هیچ فایده‌ای نداره.

1053
01:05:41,791 --> 01:05:44,583
اصلاً هر کاری که از دستت برمی‌اومد...

1054
01:05:46,583 --> 01:05:47,416
تا الان کردی.

1055
01:05:49,041 --> 01:05:51,625
حالا نوبت منه که بقیه‌شو جمع و جور کنم.

1056
01:05:52,916 --> 01:05:56,666
باید کاری رو بکنم که
یه مردِ واقعی باید بکنه.

1057
01:05:59,583 --> 01:06:01,208
می‌خواستم بهت بگم قراره چیکار کنم...

1058
01:06:03,791 --> 01:06:06,500
اما تو دیگه درمانگرِ من نیستی.

1059
01:06:07,791 --> 01:06:08,625
مگه نه؟

1060
01:06:15,958 --> 01:06:17,791
تازه، سعی می‌کنی جلومو بگیری.

1061
01:06:24,166 --> 01:06:25,291
مارتین...

1062
01:06:29,583 --> 01:06:30,666
دستت درد نکنه.

1063
01:06:34,333 --> 01:06:35,458
شب خوش.

1064
01:06:41,125 --> 01:06:42,291
چی شد؟

1065
01:06:43,750 --> 01:06:44,666
نمی‌دونم.

1066
01:07:40,583 --> 01:07:42,458
- مارتین؟
- اولیسس.

1067
01:07:42,541 --> 01:07:43,875
چطوری مارتین؟

1068
01:07:43,958 --> 01:07:45,333
دیگه نمی‌کشم.

1069
01:07:45,416 --> 01:07:47,583
- چیزی شده؟
- کارم تمومه. اینجا آخر خطه.

1070
01:07:47,666 --> 01:07:48,583
حالت خوبه؟

1071
01:07:52,000 --> 01:07:54,458
مارتین! توروخدا جواب بده.

1072
01:08:44,916 --> 01:08:45,958
مارتین؟

1073
01:08:53,750 --> 01:08:55,833
- نه...
- زود رسوندی خودتو.

1074
01:09:02,250 --> 01:09:04,875
بهم زنگ زدی، بعد یهو خط قطع شد.

1075
01:09:05,375 --> 01:09:07,500
نفهمیدم چی شده، نگرانت شدم.

1076
01:09:07,583 --> 01:09:09,166
واقعاً؟ اونوقت چطوری اومدی تو؟

1077
01:09:11,875 --> 01:09:13,166
کلیدو بده به من.

1078
01:09:15,500 --> 01:09:16,750
نمی‌فهمم داری از چی حرف می‌زنی.

1079
01:09:16,833 --> 01:09:18,291
خوبم می‌فهمی.

1080
01:09:19,208 --> 01:09:22,375
همون کلیدی که باهاش می‌اومدی تو
تا رمانو بنویسی رد کن بیاد.

1081
01:09:23,875 --> 01:09:27,416
فکر کردی انقدر احمقم که
متوجه نشم، مرتیکه‌ی ابله؟!

1082
01:09:28,750 --> 01:09:30,250
کلیدو بده به من!

1083
01:09:37,708 --> 01:09:39,958
- بذار برات توضیح بدم.
- چیو می‌خوای توضیح بدی؟!

1084
01:09:41,750 --> 01:09:45,041
شاید این کار تعرض به حریم
خصوصیت به نظر برسه،

1085
01:09:45,125 --> 01:09:47,041
اما تصمیمی بود که صرفاً
به دلایل درمانی گرفتم.

1086
01:09:47,125 --> 01:09:49,416
درمانی؟! روتو برم که
انقدر پررویی که اینو می‌گی!

1087
01:09:49,500 --> 01:09:52,625
دکتری که مجبوره جونتو
نجات بده ازت نمی‌پرسه‌ چطور،

1088
01:09:52,708 --> 01:09:55,958
دست به کار می‌شه و جونتو نجات می‌ده!
این دقیقاً همون کاریه که من کردم.

1089
01:09:56,041 --> 01:09:57,375
تو رسماً یه روانیِ زنجیری هستی!

1090
01:09:57,458 --> 01:10:00,125
اون بار سنگینی رو که داشت خفه‌ت می‌کرد
از رو دوشت برداشتم، مارتین!

1091
01:10:00,208 --> 01:10:02,875
باید اون کتاب تموم می‌شد، منم تمومش کردم!

1092
01:10:02,958 --> 01:10:04,250
این هیچی از نویسنده بودنت کم نمی‌کنه!

1093
01:10:04,333 --> 01:10:05,613
تو از من سوءاستفاده
کردی، درست مثل بقیه‌ی

1094
01:10:05,625 --> 01:10:07,041
مردم که با اون بازی‌های
لجن‌مالت می‌چزونیشون!

1095
01:10:07,125 --> 01:10:08,916
نه، آروم باش. بشین تا با هم...

1096
01:10:09,000 --> 01:10:11,583
دست نجسِتو به من نزن عوضی!

1097
01:10:11,666 --> 01:10:12,875
می‌کشمت!

1098
01:10:12,958 --> 01:10:14,916
تو بهترین رمانِ زندگی منو نوشتی!

1099
01:10:15,000 --> 01:10:18,750
می‌فهمی یعنی چی که بهترین
شاهکارم رو تو نوشتی؟!

1100
01:10:18,833 --> 01:10:21,541
زندگی منو به گند کشیدی کثافت!

1101
01:10:23,125 --> 01:10:26,666
- با این حال و روزت نمی‌تونیم حرف بزنیم.
- جدی؟ الان یادت افتاده می‌خوای زر بزنی؟!

1102
01:10:26,750 --> 01:10:29,250
- ولم کن!
- بیا اینجا! تو به زندگی من ریدی.

1103
01:10:29,333 --> 01:10:32,166
منم به زندگی تو می‌رینم! کاری
می‌کنم همه بفهمن چه لجنی هستی!

1104
01:10:32,250 --> 01:10:33,416
ولم کن!

1105
01:10:38,250 --> 01:10:39,291
مارتین؟

1106
01:10:41,541 --> 01:10:43,750
پاشو... چیزی نشده... فقط یه...

1107
01:10:47,666 --> 01:10:48,708
مارتین؟

1108
01:11:26,958 --> 01:11:28,416
«شماره‌ی اورژانس»

1109
01:11:29,916 --> 01:11:37,916
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1110
01:12:10,666 --> 01:12:12,041
تو!

1111
01:12:12,125 --> 01:12:14,583
گمشو بیرون! بدو.

1112
01:12:39,750 --> 01:12:41,333
«پیک موتوری»

1113
01:13:28,000 --> 01:13:29,375
لعنتی.

1114
01:14:30,333 --> 01:14:32,916
«مارتین بوشار - سرخط اخبار»

1115
01:14:33,000 --> 01:14:34,678
«سلامت روانتان را به
چه کسی می‌سپارید؟ به

1116
01:14:34,690 --> 01:14:36,500
قلم مارتین بوشار...
منتشرشده در دو هفته پیش»

1117
01:14:36,583 --> 01:14:40,500
دادستان هشدار داد که شعبه‌ی جدید تجدیدنظر
ممکنه حکم بازداشت دوباره‌شون رو صادر کنه.

1118
01:14:41,000 --> 01:14:44,166
این آتیش‌سوزی رو ببینید.
نگاه کنید حجم دود چقدر زیاده، وحشتناکه، نه؟

1119
01:14:44,250 --> 01:14:47,541
...در جلسه‌ی مجمع اعلام شد که تصمیم وی...

1120
01:14:53,000 --> 01:14:56,625
...و اینکه نایب‌رئیس مسئولیت
این کمیسیون رو به عهده بگیره،

1121
01:14:56,708 --> 01:14:59,208
و به مطالبات اکثریت پاسخ بده...

1122
01:15:12,916 --> 01:15:14,625
- بابا! سلام.
- چطوری؟

1123
01:15:15,666 --> 01:15:18,708
- صبح بخیر. خوبم. چیزی شده؟
- نه. واسه چی می‌پرسی؟

1124
01:15:18,791 --> 01:15:20,458
- خیلی داغون و خسته به نظر می‌رسی.
- نه بابا.

1125
01:15:20,541 --> 01:15:21,875
- دیشب بیرون بودی؟
- نه.

1126
01:15:21,958 --> 01:15:25,750
فقط نتونستم درست بخوابم.
نمی‌دونم، معده‌م حسابی به هم ریخته بود.

1127
01:15:25,833 --> 01:15:28,791
- می‌خوای وقت‌های امروز رو کنسل کنم؟
- نه. بذار جلسات سر جاشون باشن.

1128
01:15:28,875 --> 01:15:31,291
- باشه، برات یه چایی دم می‌کنم.
- باشه، دستت درد نکنه.

1129
01:15:31,375 --> 01:15:34,875
می‌دونم اولش خیلی ذوق‌زده بودم،
اما ته دلم همش دارم از خودم می‌پرسم:

1130
01:15:34,958 --> 01:15:36,541
«منو چه به همچین آدم نره‌خری؟

1131
01:15:36,625 --> 01:15:40,458
اگه آینه‌بغل ماشینشو نزده بودم،
اصلاً تا آخر عمرم باهاش هم‌کلام نمی‌شدم.»

1132
01:15:40,958 --> 01:15:42,500
- صدامو می‌شنوی؟
- چی؟

1133
01:15:42,583 --> 01:15:44,083
- شنیدی چی گفتم؟
- آره، معلومه.

1134
01:15:44,166 --> 01:15:46,958
- داشتی راجع به دوست‌پسرت حرف می‌زدی.
- کدوم دوست‌پسر؟!

1135
01:15:47,041 --> 01:15:49,166
اون اصلاً دوست‌پسر من نیست!
یارو رو به زور دو روزه می‌شناسم.

1136
01:15:49,250 --> 01:15:51,666
ما حتی یه نقطه‌ی مشترکم با هم نداریم،
هیچ وجه اشتراکی بینمون نیست.

1137
01:15:51,750 --> 01:15:54,208
یارو فکر و ذکرش فقط سکسه.

1138
01:15:54,291 --> 01:15:55,750
سکس، سکس، سکس.

1139
01:15:55,833 --> 01:15:59,791
منم اصلاً نمی‌دونم دلم می‌خواد صبح تا شب،
یا هر روز و هر هفته سکس داشته باشم یا نه.

1140
01:15:59,875 --> 01:16:02,916
حالا هم لنگر انداخته تو خونه‌ی من،
نمی‌دونم چطوری دکش کنم بره پی کارش.

1141
01:16:05,083 --> 01:16:06,166
حوصله‌تو سر بردم؟

1142
01:16:06,250 --> 01:16:08,750
نه. دارم گوش می‌دم. بگو لطفاً.

1143
01:16:08,833 --> 01:16:10,708
یه‌کم دلم واسه اوخنیو تنگ شده.

1144
01:16:11,666 --> 01:16:13,000
هرچند مرتیکه عوضیه.

1145
01:16:16,625 --> 01:16:19,375
داشتم به حرفات فکر
می‌کردم، حق کاملاً با تو بود.

1146
01:16:20,291 --> 01:16:22,791
بیا بقیه‌ی جلسات امروز رو کنسل کنیم، قبوله؟

1147
01:16:22,875 --> 01:16:26,375
- چرا؟ مریضی؟
- نه، خوبم.

1148
01:16:26,458 --> 01:16:30,000
دیشب درست نخوابیدم،
داغونم. اصلاً تمرکز ندارم.

1149
01:16:30,083 --> 01:16:32,458
ولی ماشین دمِ در منتظرته.
ضبط برنامه امروزه!

1150
01:16:32,541 --> 01:16:33,833
- امروز؟!
- آره.

1151
01:16:33,916 --> 01:16:38,458
از دیدنتون خیلی خوشحالم قربان.
خیلی وقت بود ندیده بودمتون که برسونمتون.

1152
01:16:40,250 --> 01:16:42,708
چه خبر؟
اوضاعِ خودت و خانمت روبه‌راه شد؟

1153
01:16:42,791 --> 01:16:43,750
نه.

1154
01:16:44,916 --> 01:16:49,708
رفت به جرم مزاحمت ازم شکایت کرد
و حکم عدم نزدیک شدن و منع تعقیب گرفت.

1155
01:16:50,375 --> 01:16:53,708
انگار برعکسِ فرمایش شما،
زنیکه واقعاً چشم دیدنمو نداشت.

1156
01:16:58,291 --> 01:17:00,708
از اینکه دوباره همراهمون
هستید بسیار سپاسگزاریم.

1157
01:17:00,791 --> 01:17:03,250
- استاد، بجنبید. داریم می‌ریم روی آنتن.
- بله.

1158
01:17:03,333 --> 01:17:06,333
...استاد اولیسس ورون به جمع ما می‌پیونده.

1159
01:17:09,625 --> 01:17:12,541
ایشون اینجاست تا به تک‌تک
سوالات شما پاسخ بده، درسته؟

1160
01:17:12,625 --> 01:17:14,250
با سوال اول شروع کنیم؟

1161
01:17:14,333 --> 01:17:15,666
- بفرمایید.
- عالیه.

1162
01:17:15,750 --> 01:17:19,708
لورِنا از محله‌ی پارکه پاتریسیوس می‌گه:
«حس می‌کنم بدترین دشمن خودمم.

1163
01:17:19,791 --> 01:17:23,500
افکار منفی انقدر روم سواره که حس می‌کنم
به هر چی دست می‌زنم گند بالا میارم.

1164
01:17:23,583 --> 01:17:25,166
اصلاً فکر نمی‌کنم توانایی
شاد بودن رو داشته باشم.

1165
01:17:25,250 --> 01:17:29,416
آیا راه‌حل سریعی برای این قضیه وجود داره؟

1166
01:17:29,500 --> 01:17:32,250
چون دیگه طاقتم طاق شده و نمی‌کشم.»

1167
01:17:32,333 --> 01:17:33,958
توصیه‌ای براش دارید استاد؟

1168
01:17:38,583 --> 01:17:41,166
- دوباره بخونمش؟
- نه. من عذر می‌خوام.

1169
01:17:41,250 --> 01:17:43,125
شرمنده‌ام. فقط...

1170
01:17:44,541 --> 01:17:45,416
یه لحظه.

1171
01:17:45,500 --> 01:17:47,166
حتماً، البته. مشکلی نیست.

1172
01:17:47,250 --> 01:17:49,291
«استاد ورون به سوالات شما پاسخ می‌دهد»

1173
01:17:49,375 --> 01:17:50,541
خب.

1174
01:17:50,625 --> 01:17:52,541
خب، پاتریسیو، چی می‌تونم...

1175
01:17:52,625 --> 01:17:54,750
اسمش لورِناست؛ از منطقه‌ی پارکه پاتریسیوس.

1176
01:17:54,833 --> 01:17:57,666
- آره، لورنا، ببخشید. لورنا.
- دقیقاً. ایرادی نداره.

1177
01:17:59,000 --> 01:18:01,416
موضوع فوق‌العاده پیچیده‌ایه...

1178
01:18:04,291 --> 01:18:10,416
و اصلاً نمی‌شه نظری داد مگر بعد از اینکه...

1179
01:18:10,500 --> 01:18:11,333
البته.

1180
01:18:11,416 --> 01:18:15,333
...ریشه‌ها و دلایلِ احتمالی
پشتش عمیقاً بررسی بشه...

1181
01:18:15,416 --> 01:18:16,375
دقیقاً. کاملاً موافقم.

1182
01:18:16,458 --> 01:18:19,791
اما فکر می‌کنم لورنایی
که الان بیننده‌ی ماست،

1183
01:18:19,875 --> 01:18:24,458
بیشتر به یه راه‌حل
کاربردی و سریع نیاز داره،

1184
01:18:24,541 --> 01:18:28,833
از همون راه‌حل‌های نابی که خودتون
با نگاه منحصربه‌فردتون ارائه می‌دید استاد.

1185
01:18:33,166 --> 01:18:34,666
- وای!
- ببخشید.

1186
01:18:34,750 --> 01:18:36,833
- خواهش می‌کنم. فدای سرتون استاد، هیچی نشد.
- شرمنده‌ام.

1187
01:18:36,916 --> 01:18:39,125
پخش زنده‌ست دیگه، از این اتفاقا پیش میاد.

1188
01:18:39,208 --> 01:18:40,916
در همین حین، خدمت شما عزیزان عرض کنم که:

1189
01:18:41,000 --> 01:18:45,500
اگه قصد فروش طلا، ساعت و جواهراتتون
به بالاترین نرخ بازارهای جهانی رو دارین،

1190
01:18:45,583 --> 01:18:50,333
گالری جواهرات «رینولدی» بهترین قیمت
رو در سریع‌ترین زمان بهتون پیشنهاد می‌ده.

1191
01:18:50,416 --> 01:18:51,750
شعبه‌ی ما در محله‌ی رکولتا.

1192
01:18:51,833 --> 01:18:58,083
جواهرات رینولدی؛ جایی که طلاسازان
ارزش تک‌تک خاطرات شما را می‌دانند.

1193
01:18:58,166 --> 01:18:59,750
بسیار خب، ما آماده‌ایم.

1194
01:18:59,833 --> 01:19:02,125
ادامه بدیم... نه. باید
برنامه رو یه لحظه قطع کنیم.

1195
01:19:02,208 --> 01:19:03,041
«خبر فوری!»

1196
01:19:03,125 --> 01:19:05,208
یه خبر فوری همین الان به دستمون رسید.

1197
01:19:05,291 --> 01:19:06,458
فوریه؟

1198
01:19:06,541 --> 01:19:09,375
- خبر فوریه؟ موثقه؟ درسته دیگه؟
- بله، خبر کاملاً تأیید شده‌ست.

1199
01:19:11,750 --> 01:19:12,791
بسیار خب...

1200
01:19:12,875 --> 01:19:14,166
«خبر فوری»

1201
01:19:14,250 --> 01:19:16,708
طبق گزارش منابع ما،

1202
01:19:16,791 --> 01:19:20,083
نویسنده‌ی سرشناس «مارتین بوشار»
سحرگاه امروز دچار سانحه شده.

1203
01:19:20,166 --> 01:19:23,291
خدمتکار منزلش ظهر امروز پیداش کرده،

1204
01:19:23,375 --> 01:19:25,250
بلافاصله با اورژانس تماس گرفته،

1205
01:19:25,333 --> 01:19:28,875
و صحنه‌ای فوق‌العاده وحشتناک
و دلخراش رو گزارش داده.

1206
01:19:28,958 --> 01:19:30,875
مقدار بسیار زیادی خون در کنار پیکرش ریخته،

1207
01:19:30,958 --> 01:19:34,666
تمام وسایل خونه تخریب و شکسته شده،
و بطری‌های مشروبات الکلی همه جا پخش بوده.

1208
01:19:34,750 --> 01:19:38,583
بر اساس شواهد اولیه،
در لحظه‌ی وقوع این حادثه،

1209
01:19:38,666 --> 01:19:42,500
بوشار در منزل خودش کاملاً تنها بوده.

1210
01:19:43,625 --> 01:19:47,041
استاد، شما حتماً از این خبر
حسابی شوکه و داغون شدین، مگه نه؟

1211
01:19:47,125 --> 01:19:48,583
تا جایی که می‌دونم، ایشون
یکی از بیماران شما بودن.

1212
01:19:48,666 --> 01:19:52,291
بله، یکی از بیمارام بود.
من فقط متأثر نشدم، من...

1213
01:19:54,291 --> 01:19:55,500
من رسماً شوکه‌ام. اصلاً باورم نمی‌شه.

1214
01:19:55,583 --> 01:19:58,000
واقعاً هم شوکه‌کننده‌ست. چون...

1215
01:19:58,083 --> 01:20:01,791
نویسنده‌ی خیلی مهم و
چهره‌ی درخشانی بود، مگه نه؟

1216
01:20:01,875 --> 01:20:03,083
بسیار خب...

1217
01:20:03,625 --> 01:20:05,958
امیدواریم از پسش بربیاد و حالش خوب بشه.

1218
01:20:07,166 --> 01:20:09,750
هرچند به من خبر دادن که حالش به شدت وخیمه.

1219
01:20:10,458 --> 01:20:14,541
سریعاً به بیمارستان منتقل شده و کادر درمان
دارن تمام تلاششون رو برای نجاتش می‌کنن.

1220
01:20:14,625 --> 01:20:15,916
امیدواریم زنده بمونه.

1221
01:20:16,000 --> 01:20:16,875
«مارتین بوشار در وضعیت وخیم»

1222
01:20:16,958 --> 01:20:19,083
بله، مسلماً همگی همین امید رو داریم.

1223
01:20:19,666 --> 01:20:22,791
خب، به محض دریافت اطلاعات بیشتر،
شما رو در جریان آخرین اخبار می‌ذاریم.

1224
01:20:22,875 --> 01:20:23,708
اونجا چه خبره؟

1225
01:20:23,791 --> 01:20:25,375
ولم کنین! بذارین با اون عوضی حرف بزنم!

1226
01:20:26,250 --> 01:20:28,500
من یکی از بیمارای این کلاهبردارِ شیاد بودم!

1227
01:20:28,583 --> 01:20:30,599
باید ازم معذرت‌خواهی
کنه! منو خوب می‌شناسه!

1228
01:20:30,611 --> 01:20:32,375
متاسفم، اینا از
دردسرهای پخش زنده‌ست.

1229
01:20:32,458 --> 01:20:35,000
ازم معذرت‌خواهی کن! تو
منو به امون خدا ول کردی!

1230
01:20:35,083 --> 01:20:37,125
اصلاً به مشکلاتم اهمیتی ندادی!

1231
01:20:37,208 --> 01:20:39,041
من دارم قرص ضد افسردگی می‌خورم، می‌فهمی؟!

1232
01:20:39,125 --> 01:20:41,500
سیتالوپرام، فلوکستین!

1233
01:20:41,583 --> 01:20:45,291
- می‌شناسمش، از همه عذر می‌خوام.
- اصلاً چیزی به اسم «ب‌م» وجود نداره!

1234
01:20:45,375 --> 01:20:47,328
معذرت‌خواهی کن که
گفتی من هیچ مشکلی ندارم!

1235
01:20:47,340 --> 01:20:48,083
ببخشید دوستان.

1236
01:20:48,166 --> 01:20:49,958
معذرت‌خواهی کن کثافتِ جنایتکار!

1237
01:20:50,041 --> 01:20:52,541
به کی می‌گی جنایتکار، حروم‌زاده؟!

1238
01:20:52,625 --> 01:20:54,916
جنایتکارِ واقعی اونیه که تو
رو با قرص و دوا خفه کرده،

1239
01:20:55,000 --> 01:20:56,791
چون هیچ قرصی وجود نداره
که حماقت رو درمون کنه،

1240
01:20:56,875 --> 01:20:59,375
تو هم احمقی، از اون احمق‌های درجه‌یک!

1241
01:20:59,458 --> 01:21:00,500
همین و بس!

1242
01:21:00,583 --> 01:21:02,708
- دهنتو ببند!
- جنایتکار!

1243
01:21:02,791 --> 01:21:06,833
این‌طوری نه! این شکلی نه، لعنت بهش!

1244
01:21:09,166 --> 01:21:12,250
بچه‌تون شپش گرفته؟ چاره‌ش دست ماست!

1245
01:21:58,458 --> 01:21:59,875
یه لحظه صبر کن عزیزم.

1246
01:22:04,375 --> 01:22:05,833
- سلام.
- سلام.

1247
01:22:06,416 --> 01:22:07,666
اتفاقی افتاده؟

1248
01:22:07,750 --> 01:22:10,125
آره. ببخشید قبل اینکه بیام زنگ نزدم.

1249
01:22:10,208 --> 01:22:12,583
نه، طوری نیست. بیا تو.

1250
01:22:12,666 --> 01:22:15,083
- می‌تونیم یه‌کم حرف بزنیم؟
- آره، معلومه.

1251
01:22:16,041 --> 01:22:18,125
- همه‌چی روبه‌راهه؟
- نمی‌دونم.

1252
01:22:18,208 --> 01:22:21,791
شنیدم توی برنامه با یه بیمار دعوات شده.

1253
01:22:21,875 --> 01:22:25,208
نه، بیمار نبود. اون اصلاً بیمار من نیست.

1254
01:22:25,791 --> 01:22:29,208
تازه فهمیده بودم چه بلایی سر بوشار اومده،

1255
01:22:29,291 --> 01:22:30,967
منم هر کاری از دستم برمی‌اومد
کردم تا اوضاع رو کنترل کنم.

1256
01:22:30,979 --> 01:22:31,541
آره، باشه.

1257
01:22:31,625 --> 01:22:33,166
واسه همین اومدم اینجا تا سر دربیارم.

1258
01:22:33,250 --> 01:22:34,375
از چی سر دربیاری؟

1259
01:22:38,541 --> 01:22:41,000
- قضیه چیه؟
- کار خودت بود، تو نوشتیش.

1260
01:22:42,541 --> 01:22:43,666
توروخدا بس کن.

1261
01:22:43,750 --> 01:22:47,750
به من نگو توروخدا، بابا!
وقتی می‌خونمش قشنگ دارم صدای تو رو می‌شنوم!

1262
01:22:47,833 --> 01:22:50,125
- نه.
- چرا، مو نمی‌زنه باهات.

1263
01:22:50,208 --> 01:22:52,625
شخصیت اصلی داستان کپی برابر اصل خودته.

1264
01:22:52,708 --> 01:22:55,375
یا حداقل کپیِ همون تصویریه که
تو ذهن خودت از خودت ساختی.

1265
01:22:55,458 --> 01:22:57,666
نمی‌فهمم، اصلاً نمی‌دونم
داری از چی حرف می‌زنی.

1266
01:22:58,750 --> 01:23:00,916
- بذار یه‌تکه‌شو برات بخونم.
- لازم نکرده.

1267
01:23:01,000 --> 01:23:04,125
طوری نمی‌شه، فقط یه
لحظه طول می‌کشه. گوش کن:

1268
01:23:05,250 --> 01:23:08,000
«گیج و منگ از ضربه‌ها، اما در نهایت...»

1269
01:23:08,500 --> 01:23:12,250
«...کاری که با بیماراش می‌کنه
شاید پیامدهای غیرقابل‌پیش‌بینی داشته باشه،

1270
01:23:12,333 --> 01:23:16,500
ولی عمل قلب باز هم
ممکنه عواقب غیرمنتظره داشته باشه،

1271
01:23:16,583 --> 01:23:18,666
اما این دلیل نمی‌شه که انجامش ندیم.»

1272
01:23:18,750 --> 01:23:20,916
این دقیقاً همون حرفیه که به من زدی،

1273
01:23:21,000 --> 01:23:23,375
کلمه به کلمه، وقتی پیش
تیاگو بودیم؛ یادت میاد؟

1274
01:23:24,375 --> 01:23:25,500
خب این کجاش ایراد داره؟

1275
01:23:26,041 --> 01:23:29,500
شاید من این فکرا رو با
مارتین در میون گذاشته بودم،

1276
01:23:29,583 --> 01:23:31,500
اونم صرفاً یادش مونده بوده...

1277
01:23:31,583 --> 01:23:33,458
نمی‌فهمم مشکلش چیه.

1278
01:23:33,541 --> 01:23:35,125
مشکل خودِ تویی، بابا!

1279
01:23:35,625 --> 01:23:37,166
خودتو نزن به اون راه که انگار نمی‌فهمی.

1280
01:23:38,375 --> 01:23:42,000
می‌دونم عاشق اینی که بری تو عمق مشکلات
و دستاتو تا آرنج لجن‌مال کنی،

1281
01:23:42,083 --> 01:23:43,916
ولی قضیه دیگه از کثیف شدن دستامون گذشته،

1282
01:23:44,000 --> 01:23:46,708
ما تا خرخره تو لجن فرو رفتیم!

1283
01:23:48,375 --> 01:23:52,458
بین تمام آدمایی که پاشون به اون مطب باز
می‌شه، تو بیشتر از همه به کمک نیاز داری!

1284
01:23:52,541 --> 01:23:54,250
و هنوزم اینو نفهمیدی.

1285
01:23:55,625 --> 01:23:57,000
آخر سر تک و تنها می‌مونی،

1286
01:23:58,541 --> 01:24:00,583
درست مثل اون رفیقت که
از سرما یخ زد و سقط شد.

1287
01:24:03,666 --> 01:24:04,916
با من روراست باش.

1288
01:24:05,583 --> 01:24:09,083
بهم بگو چه خبره. بیا حرف بزنیم
و با هم یه فکری به حالش بکنیم.

1289
01:24:10,958 --> 01:24:12,166
چه بلایی سر بوشار اومده؟

1290
01:24:17,083 --> 01:24:19,208
بهت قسم می‌خورم، روحمم
خبر نداره چه اتفاقی براش افتاده.

1291
01:24:22,833 --> 01:24:24,416
فقط جواب این یدونه سوالمو بده:

1292
01:24:25,208 --> 01:24:28,375
اگه بیمار تو نبود،
الان این‌طوری گوشه‌ی بیمارستان افتاده بود؟

1293
01:24:32,875 --> 01:24:35,541
اگه به هوش بیاد و سیر تا پیاز
ماجرا رو لو بده چی می‌شه؟

1294
01:24:37,500 --> 01:24:39,500
دیگه عمراً بتونی به کارِ طبابت ادامه بدی.

1295
01:25:08,500 --> 01:25:11,083
«داروخانه‌ی شبانه‌روزی ۲۴ ساعته»

1296
01:25:16,000 --> 01:25:17,208
شب بخیر.

1297
01:25:18,083 --> 01:25:19,291
این مورد رو می‌خواستم.

1298
01:25:58,166 --> 01:25:59,958
«۳۴۵»

1299
01:26:00,041 --> 01:26:00,958
«اورژانس»

1300
01:26:40,541 --> 01:26:42,250
«۳۴۵»

1301
01:26:43,750 --> 01:26:51,750
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

1302
01:26:57,666 --> 01:26:59,541
«مارتین بوشار»

1303
01:28:04,416 --> 01:28:07,666
هیس، سعی نکن حرف بزنی. فقط به حرفم گوش کن.

1304
01:28:07,750 --> 01:28:10,791
بهت آمپول محرک زدم که به هوش بیای،

1305
01:28:10,875 --> 01:28:14,125
چون واجبه حرفامو شسته‌رفته و دقیق بشنوی.

1306
01:28:15,333 --> 01:28:16,875
اگه صدامو می‌شنوی،

1307
01:28:17,708 --> 01:28:19,416
انگشت اشاره‌تو تکون بده.

1308
01:28:22,500 --> 01:28:24,916
نه! مگه اسم انگشتاتم بلد نیستی؟!

1309
01:28:26,000 --> 01:28:27,250
ساکت باش.

1310
01:28:28,958 --> 01:28:33,458
ببین، اگه صدامو می‌شنوی
دو بار پلک بزن. این‌طوری.

1311
01:28:34,833 --> 01:28:36,250
خوبه.

1312
01:28:36,833 --> 01:28:39,541
یادت میاد آخرین بار که دیدمت چی بهم گفتی؟

1313
01:28:39,625 --> 01:28:43,625
وقتی تهدیدم کردی که همه‌چیو
لو می‌دی و آبرومو می‌بری؟

1314
01:28:43,708 --> 01:28:46,041
یادت میاد یا نه؟ اگه یادته پلک بزن.

1315
01:28:46,875 --> 01:28:48,208
پس یادته.

1316
01:28:48,291 --> 01:28:51,666
من اگه جای تو بودم، کلاهمو
قاضی می‌کردم و تجدید نظر می‌کردم.

1317
01:28:53,416 --> 01:28:58,875
چون اگه دهن باز کنی و به
کسی بگی، ممکنه من ببازم...

1318
01:29:00,250 --> 01:29:04,333
شاید بیفتم زندان،
شاید پروانه‌ی طبابتم رو باطل کنن.

1319
01:29:04,416 --> 01:29:07,375
ولی تو هم همه‌چیتو می‌بازی. پاک می‌بازی!

1320
01:29:10,458 --> 01:29:11,916
«اعتبار و جایگاه...

1321
01:29:13,708 --> 01:29:16,083
مثل یه بلیط اعتباریه که
مدام باید تمدیدش کنی.»

1322
01:29:17,458 --> 01:29:19,041
یادته خودت اینو بهم گفتی؟

1323
01:29:20,250 --> 01:29:21,500
آره، معلومه که یادته.

1324
01:29:22,250 --> 01:29:26,208
همه‌ی اون اعتباری که سر این رمان به هم زدی،

1325
01:29:27,166 --> 01:29:28,916
بهت قول شرف می‌دم دود می‌شه می‌ره هوا.

1326
01:29:29,416 --> 01:29:30,250
به همین سادگی.

1327
01:29:36,625 --> 01:29:37,833
حالا تصمیمت چیه؟

1328
01:29:39,666 --> 01:29:40,791
می‌خوای تمدیدش کنی؟

1329
01:29:43,583 --> 01:29:45,041
یا می‌خوای بسوزونیش بره؟

1330
01:29:50,791 --> 01:29:51,875
انتخابت چیه؟

1331
01:30:06,625 --> 01:30:07,500
داری چیکار می‌کنی؟

1332
01:30:07,583 --> 01:30:09,208
سلام امیلیو، چطوری؟

1333
01:30:09,291 --> 01:30:12,833
اسم من برونو آلارکونه؛
روان‌درمانگرِ اریکا هستم.

1334
01:30:12,916 --> 01:30:14,458
خب. حال شما چطوره؟

1335
01:30:14,541 --> 01:30:16,041
خوبم، ممنون.

1336
01:30:16,125 --> 01:30:19,125
قبل از اینکه معشوقه‌ت برگرده
می‌رم سر اصل مطلب، باشه؟

1337
01:30:19,875 --> 01:30:22,583
- نه، اون معشوقه‌ی من نیست.
- چرا، دقیقاً هست.

1338
01:30:22,666 --> 01:30:23,666
من قضاوتت نمی‌کنم.

1339
01:30:23,750 --> 01:30:28,041
یه خواهشی ازت دارم، بی‌پرده بودنمم ببخش.

1340
01:30:28,125 --> 01:30:31,958
فردا اول وقت باید از این خونه بزنی بیرون.

1341
01:30:32,041 --> 01:30:33,250
بله؟!

1342
01:30:33,333 --> 01:30:35,875
به اریکا می‌گی که طلاق می‌خوای،

1343
01:30:35,958 --> 01:30:38,708
چون اون خودش حتی اگه طلاق
بخوادم جرئت نمی‌کنه به زبون بیاره،

1344
01:30:38,791 --> 01:30:43,083
با اینکه خوب می‌دونه چه
نارسیسیستِ کثافتی هستی.

1345
01:30:43,166 --> 01:30:45,000
فکر کردی اصلاً چه گهی هستی؟!

1346
01:30:56,833 --> 01:30:59,000
«بهت گفتم که، من روان‌درمانگرِ اریکام.»

1347
01:30:59,083 --> 01:31:00,250
چی؟

1348
01:31:00,333 --> 01:31:01,916
«روان‌درمانگرِ اریکا.»

1349
01:31:05,458 --> 01:31:06,291
خیلی عذر می‌خوام.

1350
01:31:07,125 --> 01:31:08,416
ببخشید، قفل کردم دیالوگ یادم رفت.

1351
01:31:09,541 --> 01:31:12,208
- قفل کردم، شرمنده. می‌شه کات بدیم؟
- آره، کات! قطع کنید.

1352
01:31:12,291 --> 01:31:13,708
بچه‌ها استراحتِ ناهاره، بفرمایید.

1353
01:31:13,791 --> 01:31:16,208
از همگی عذر می‌خوام. واقعاً شرمنده‌ام.

1354
01:31:16,291 --> 01:31:18,416
نمی‌دونم چه مرگم شده. اصلاً
حالم خوب نیست، ببخشید.

1355
01:31:20,291 --> 01:31:23,041
طوری نیست. قبل از ادامه‌ی
کار یه‌کم استراحت کن، باشه؟

1356
01:31:23,125 --> 01:31:24,125
شرمنده‌ام.

1357
01:31:31,041 --> 01:31:33,250
گیر کردم. نمی‌دونم چه مرگم شده.

1358
01:31:33,333 --> 01:31:36,000
خودت می‌دونی چقدر عاشق
این رمانم؛ دو بار خوندمش.

1359
01:31:36,666 --> 01:31:39,583
دوران سختی رو می‌گذرونم،
همون‌طور که قبلاً بهت گفتم.

1360
01:31:39,666 --> 01:31:41,333
آره، می‌دونم.

1361
01:31:41,416 --> 01:31:43,625
لازم نیست عذرخواهی کنی.

1362
01:31:43,708 --> 01:31:47,083
منم قبلاً یه دوره‌ای بدجوری قفل کرده بودم.
کاملاً درکت می‌کنم.

1363
01:31:47,166 --> 01:31:49,958
نگران نباش، آروم باش. عجله نکن.

1364
01:31:50,041 --> 01:31:51,541
بعدش اوضاع روبه‌راه می‌شه.

1365
01:31:51,625 --> 01:31:53,416
- نگران نباش.
- برم یه قهوه بزنم.

1366
01:31:56,416 --> 01:31:58,375
عجب احمقِ بی‌عرضه‌ای‌ام من، لعنتی!

1367
01:32:01,083 --> 01:32:03,208
این یارو می‌زنه کل فیلم رو به گند می‌کشه.

1368
01:32:14,875 --> 01:32:16,500
طعم لجن میده این قهوه.

1369
01:32:25,208 --> 01:32:26,416
واقعاً لازمه؟

1370
01:32:26,500 --> 01:32:28,333
بذار کمکت کنه.

1371
01:32:28,416 --> 01:32:30,666
اگه اون نبود، منم امروز اینجا نبودم.

1372
01:32:32,500 --> 01:32:34,333
ببین، مشکلت خیلی ساده‌ست.

1373
01:32:34,416 --> 01:32:36,750
تو توی اوجِ دوران کاریتی،

1374
01:32:36,833 --> 01:32:39,208
اما از نظر عزت نفس درست کفِ چاهی.

1375
01:32:39,291 --> 01:32:40,833
اون‌طوریام که می‌گی نیست.

1376
01:32:40,916 --> 01:32:44,291
دقیقاً همین‌طوره؛ به همین
خاطر اصلاً نمی‌تونی بازی کنی.

1377
01:32:44,375 --> 01:32:47,541
پیشنهادم برات یه تمرینِ ریشه‌ای و بنیادینه،

1378
01:32:47,625 --> 01:32:50,791
تا بتونی قبل از سقوط تهِ اون
پرتگاهی که لبه‌ش وایسادی، بکشی عقب.

1379
01:32:50,875 --> 01:32:53,875
کدوم پرتگاه؟ من لبه‌ی هیچ پرتگاهی نیستم.

1380
01:32:53,958 --> 01:32:55,291
انقدرم مطمئن نباش.

1381
01:32:58,833 --> 01:33:01,416
نه، یه لحظه وایسا. من
قبلاً اینو یه جایی خوندم!

1382
01:33:01,500 --> 01:33:03,583
نه! دید نزن.

1383
01:33:03,666 --> 01:33:07,333
می‌خواین دوتایی چیکار کنین؟
مجبورم کنین با مامانم حرف بزنم؟

1384
01:33:07,416 --> 01:33:09,500
مامانت موقع بازی کردنت پیشته؟

1385
01:33:09,583 --> 01:33:11,708
- نه، فوت شده.
- پس اصلاً برام مهم نیست.

1386
01:33:12,291 --> 01:33:14,125
به نظرم این کار یه‌خرده ریسک داره.

1387
01:33:14,208 --> 01:33:15,083
از چه نظر؟

1388
01:33:15,166 --> 01:33:17,166
آروم شدی یا نه؟

1389
01:33:17,250 --> 01:33:18,875
بعداً دربارش بحث می‌کنیم.

1390
01:33:18,899 --> 01:33:28,899
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @cinemaafreak</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @cinema.freak</font> ::.

1391
01:33:28,923 --> 01:33:38,923
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.
