1
00:00:30,000 --> 00:00:40,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال ]

2
00:00:40,510 --> 00:00:44,510
‫ترجمه و زیرنویس:
‫یوسف کارگر

3
00:00:44,975 --> 00:00:48,016
‫مردم ساحل، همه دیوونه شدن.

4
00:00:49,392 --> 00:00:52,476
‫قدیما زمین‌های کنار دریا
‫رو به دخترها ارث می‌دادیم...

5
00:00:52,893 --> 00:00:56,477
‫چون اون ملک‌ها به هیچ دردی نمی‌خوردن.

6
00:00:57,769 --> 00:00:59,853
‫همیشه به نوه‌هام می‌گم...

7
00:00:59,978 --> 00:01:02,394
‫بهتره برید و یه جای دیگه دنبال کار بگردید.

8
00:01:03,894 --> 00:01:11,894
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

9
00:02:51,706 --> 00:02:56,790
‫موهیکان

10
00:03:31,401 --> 00:03:32,901
‫جوزف، حالت چطوره؟

11
00:03:35,193 --> 00:03:36,652
‫هنوز هم شب‌زنده‌داری می‌کنی؟

12
00:03:41,361 --> 00:03:44,528
‫ یه شات بزنیم؟
‫ هنوز کارم تموم نشده.

13
00:03:44,654 --> 00:03:47,071
‫آه لعنتی، امیدوار بودم یه
‫شرابِ پاستیس گیرم بیاد.

14
00:03:50,989 --> 00:03:53,072
‫چرا این وقتِ شب اومدم دیدنت؟

15
00:03:54,446 --> 00:03:55,780
‫ما به زمینِت علاقه داریم.

16
00:03:58,447 --> 00:04:02,115
‫ اینجا زمینِ ساخت‌وساز نیست.
‫ مشکل تو نیست.

17
00:04:05,199 --> 00:04:07,158
‫ولی من روی این زمین کار می‌کنم.

18
00:04:10,117 --> 00:04:11,450
‫سی‌صد هزار تا!

19
00:04:14,909 --> 00:04:19,243
‫- خب، من برم سراغ کارم.
‫- جوزف، بهش فکر کن.

20
00:04:47,540 --> 00:04:50,581
‫روز بخیر. آقای فیلیدوری هستن؟

21
00:04:51,167 --> 00:04:52,999
‫- شما؟
‫- جوزف کاردلی.

22
00:04:53,124 --> 00:04:55,082
‫- ایشون شما رو می‌شناسه؟
‫- بله.

23
00:05:05,001 --> 00:05:07,502
‫سلام جوزف، چطوری؟
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

24
00:05:08,084 --> 00:05:10,420
‫- دو دقیقه وقت داری؟
‫- البته.

25
00:05:11,127 --> 00:05:13,295
‫باتِستی، به‌خاطر زمین، پیشت اومده؟

26
00:05:13,420 --> 00:05:16,337
‫ آره.
‫ و چی گفتی؟

27
00:05:16,504 --> 00:05:19,504
‫چی گفتم؟
‫خب، تو چی فکر می‌کنی؟

28
00:05:19,838 --> 00:05:21,713
‫گفتم باشه و تشکر کردم.

29
00:05:23,463 --> 00:05:26,798
‫ تو هیچ‌وقت نمی‌خواستی به من بفروشیش.
‫ جوزف، داری خیال‌پردازی می‌کنی.

30
00:05:26,923 --> 00:05:30,506
‫تو فقط می‌خواستی قیمت مرتع رو بهم بدی.

31
00:05:30,924 --> 00:05:33,840
‫بهم قیمت زمین ساخت‌وساز رو میده
‫که حتی اینجوری هم نیست.

32
00:05:34,631 --> 00:05:37,465
‫ضریبِ تبدیل رو می‌دونی؟ ۴۲.

33
00:05:37,632 --> 00:05:39,507
‫اون ۴۲ برابر بیشتر از تو بهم میده.

34
00:05:40,299 --> 00:05:42,675
‫تو ۱۰۰ پیشنهاد میدی، اون ۴۲۰۰.
‫تو ۱۰۰۰ پیشنهاد میدی، اون...

35
00:05:42,800 --> 00:05:45,217
‫-فهمیدم.
‫-آره، اینجوری به نظر میاد...

36
00:05:45,717 --> 00:05:49,009
‫- ازش پرسیدی چه قصدی داره؟
‫- برام پشیزی اهمیت نداره، جوزف.

37
00:05:49,759 --> 00:05:54,469
‫به این قیمت، خوشحال می‌شم حتی اگه یه کارخونۀ
‫شیمیایی اونجا عَلَم کنه. من بچه دارم.

38
00:05:54,802 --> 00:05:57,219
‫تو تنهایی. ولی من بچه دارم.

39
00:05:57,761 --> 00:06:01,845
‫خانوادۀ من چهار نسله که
‫نمی‌تونن از این زمین استفاده کنن.

40
00:06:01,970 --> 00:06:04,220
‫و من باید ازش بپرسم که
‫می‌خواد باهاش چیکار کنه؟

41
00:06:05,095 --> 00:06:08,221
‫یه چیزی بهت بگم جوزف:
‫این الان دقیقاً به درد من می‌خوره.

42
00:06:08,346 --> 00:06:11,556
‫پس سوالی نمی‌پرسم
‫حتی اگه به مذاقم خوش نیاد...

43
00:06:11,971 --> 00:06:15,265
‫جوزف... به این جور آدم‌ها نه نباید گفت.

44
00:07:04,106 --> 00:07:06,649
‫اوه... چه اتفاقی!

45
00:07:06,774 --> 00:07:08,692
‫- سلام
‫- سلام

46
00:07:10,442 --> 00:07:12,482
‫سلام. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

47
00:07:12,775 --> 00:07:14,275
‫می‌خوای بیرونش کنی؟

48
00:07:16,275 --> 00:07:17,443
‫بشین.

49
00:07:19,026 --> 00:07:20,819
‫- بچه‌ها کجان؟
‫- خوابن.

50
00:07:21,902 --> 00:07:23,777
‫- چیزی خوردی؟
‫- آره

51
00:07:23,902 --> 00:07:27,153
‫ نه، نخورده.
 موش‌های کوچولوی من، شماها باید الان خوابیده باشید.

52
00:07:27,278 --> 00:07:29,112
‫برو تو تخت، دیره.

53
00:07:29,237 --> 00:07:31,237
‫- می‌خواستیم جوجو رو ببینیم
‫- خیلی خب

54
00:07:31,362 --> 00:07:32,528
‫- سلام، موش‌ها
‫- سلام

55
00:07:32,653 --> 00:07:34,487
‫خیلی‌خب، اما الآن، بدوید برید تو تخت.

56
00:07:37,821 --> 00:07:38,904
‫چی شده؟

57
00:07:39,738 --> 00:07:41,405
‫- هیچی.
‫- بگو خب.

58
00:07:47,615 --> 00:07:51,031
‫ تا حالا دلت خواسته کار دیگه‌ای انجام بدی؟
‫ غیر از چوپانی؟

59
00:07:53,032 --> 00:07:56,074
‫نه... می‌خوای دیگه ادامه ندی؟

60
00:07:57,742 --> 00:08:00,909
‫- نه
‫- پس واسه چی می‌پرسی؟

61
00:08:06,368 --> 00:08:09,536
‫ هیچی، فراموشش کن.
‫ جوزف، خواهش می‌کنم.

62
00:08:10,452 --> 00:08:12,828
‫- چیه، مریضی؟
‫- نه، این...

63
00:08:12,953 --> 00:08:14,328
‫- پول می‌خوای؟
‫- نه

64
00:08:14,453 --> 00:08:15,870
‫اتفاقی برا گله افتاده؟

65
00:08:18,704 --> 00:08:19,829
‫خب پس چی؟

66
00:08:20,871 --> 00:08:22,038
‫یه زنه.

67
00:08:23,955 --> 00:08:26,455
‫کیه؟ به هرحال خودم می‌فهمم.

68
00:08:27,331 --> 00:08:29,789
‫نمی‌تونم یه بار بیام بهتون سر بزنم؟

69
00:08:31,789 --> 00:08:33,790
‫- کِی نرده رو شروع می‌کنی؟
‫- فردا.

70
00:08:33,998 --> 00:08:35,332
‫کمکت می‌کنم، باشه؟

71
00:08:36,123 --> 00:08:37,832
‫- نه
‫- چرا

72
00:10:26,352 --> 00:10:28,019
‫اینم از خواهرزاده‌ات.

73
00:10:29,019 --> 00:10:30,187
‫سلام

74
00:10:37,896 --> 00:10:39,979
‫-سلام
‫-اوه، تو اینجایی؟

75
00:10:40,104 --> 00:10:41,439
‫همین الان رسیدم.

76
00:10:42,939 --> 00:10:44,314
‫- همه‌چی خوبه؟
‫- آره

77
00:10:47,606 --> 00:10:49,023
‫- جوزف، داییِ‌ام.
‫- سلام

78
00:10:49,147 --> 00:10:52,066
‫پسرعموم پیر.
اینم لو که اولین بارشه میاد کُرس.

79
00:10:52,190 --> 00:10:53,482
‫- خوش اومدین
‫- ممنون

80
00:10:53,607 --> 00:10:55,482
‫ امروز هوا برای ساحل مناسب نیست؟
‫ نه.

81
00:10:56,066 --> 00:10:58,942
‫عجب جای باحالیه،
‫حتی بزهای شما هم ویوی دریا دارن؟

82
00:10:59,067 --> 00:11:01,150
‫- نه، فقط مال اون.
‫- مال شما نه؟

83
00:11:01,275 --> 00:11:03,900
‫نه، مال من تو کوهستانه، مثل بقیه.

84
00:11:04,151 --> 00:11:06,109
‫اون اینجا آخرین موهیکانه.

85
00:11:11,892 --> 00:11:13,934
‫- چطوری؟
‫- خوبم

86
00:11:15,393 --> 00:11:17,976
‫- تتوی جدید داری.
‫- آره، یه دونه دیگه هم اینجاست.

87
00:11:19,351 --> 00:11:22,101
‫- این چیه؟
‫- یه زنه با یه تفنگ.

88
00:11:23,311 --> 00:11:24,769
‫چیه، خوشت نمیاد؟

89
00:11:26,019 --> 00:11:27,687
‫- من بزغاله‌ها رو نشونش میدم.
‫- خوبه

90
00:11:30,520 --> 00:11:31,603
‫لبخند لطفاً!

91
00:11:32,646 --> 00:11:35,689
‫این چه کوفتیه؟ گمشو!

92
00:11:53,399 --> 00:11:59,068
‫بزغاله‌های کُرسی:
‫طبیعی و شرور.

93
00:12:01,776 --> 00:12:05,526
‫اینو نمی‌دونستی؟ فکر می‌کردم بهترین دوستته.

94
00:12:05,734 --> 00:12:08,027
‫ خب؟
‫ راستش وقتی کوچیک بود،

95
00:12:08,152 --> 00:12:11,320
‫همیشه پیش بزهای پدربزرگ بود.
‫واسه همین بوی اونا رو می‌داد.

96
00:12:11,612 --> 00:12:13,445
‫بامزه بود، اما متأسفانه بوی بدی هم می‌داد.

97
00:12:15,112 --> 00:12:18,738
‫ یه جورایی شنل‌خاکستری بود.
‫ شماها همیشه بهم می‌گفتین"دختر سفید".

98
00:12:19,071 --> 00:12:20,821
‫ چرا؟
‫ اینجا به دنیا نیومده بود.

99
00:12:20,946 --> 00:12:22,613
‫ما که وحشی نیستیم.

100
00:12:23,863 --> 00:12:26,947
‫نمی‌خوام تا آخر هفتۀ بعد صبر کنم!

101
00:12:27,072 --> 00:12:28,989
‫شرابمون رو می‌خوریم و میریم می‌خوابیم.

102
00:12:30,114 --> 00:12:32,406
‫- اونا باز اومدن؟
‫- شروع نکن.

103
00:12:33,449 --> 00:12:37,240
‫وقت تحویل شیفت که برسه،
‫دیگه آروم می‌گیریم.

104
00:12:37,365 --> 00:12:40,491
‫ نه، بوی کمین میده.
‫- آبروی منو می‌بری.

105
00:12:41,200 --> 00:12:43,867
‫- اون دربارۀ من چی فکر می‌کنه؟
‫- می‌خوای گوشی‌ام رو بهت قرض بدم؟

106
00:12:45,117 --> 00:12:47,076
‫ با منی؟
‫ این چیزها هنوز هستن؟

107
00:12:47,201 --> 00:12:50,409
‫ منظورت چیه؟
‫- فقط اراذل از این چیزا استفاده می‌کنن.

108
00:12:50,534 --> 00:12:52,994
‫- فکر می‌کنی خیلی باهوشی، ها؟
‫- شاید باشم.

109
00:12:53,161 --> 00:12:56,786
‫دیدیمتون، چیزهاتوت رو گرفتین.
‫پس می‌تونید الآن برید.

110
00:12:58,162 --> 00:13:01,370
‫- مشکلی داری؟
‫- باید طرفت رو انتخاب کنی.

111
00:13:01,495 --> 00:13:03,329
‫ داری تهدیدم می‌کنی؟
‫ شاید.

112
00:13:03,954 --> 00:13:05,413
‫ داری تهدیدم می‌کنی؟ مگه نه؟

113
00:13:06,330 --> 00:13:07,496
‫ بسه!
‫ چی، بسه؟

114
00:13:08,371 --> 00:13:10,788
‫- مارک، آندریا، برید دیگه.
‫- بریم.

115
00:13:12,414 --> 00:13:15,081
‫امروز بازم ویلاها میرن رو هوا.
‫اینو می‌خوای؟

116
00:13:16,040 --> 00:13:19,081
‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم،
‫فقط من و تو، قول میدم.

117
00:13:19,206 --> 00:13:21,666
‫آره.
‫ تو واقعاً مزخرفی، ژان‌مارک.

118
00:13:21,791 --> 00:13:24,291
‫- چی شده؟
‫- حوصله شون رو ندارم.

119
00:13:24,708 --> 00:13:28,042
‫اما این تو بودی که شروع کردی.
‫پسرها به تو کاری نداشتن.

120
00:13:28,167 --> 00:13:30,542
‫خب، آلکس، من میرم بار رو باز می‌کنم،
‫دوباره بیارشون.

121
00:13:30,750 --> 00:13:32,043
‫آره، آره، عالیه.

122
00:13:36,919 --> 00:13:40,044
‫ اینجا چه خبره؟
‫ ولش کن، خیلی پیچیده است.

123
00:13:40,376 --> 00:13:42,920
‫- ما برای این کار زیادی خنگیم؟
‫- ربطی نداره.

124
00:13:43,045 --> 00:13:46,878
‫اونها می‌خوان مبارزۀ مخفی رو
‫در سنت پدرانشون ادامه بدن.

125
00:13:47,003 --> 00:13:50,254
‫ اما ما باید به جلو نگاه کنیم.
‫ با بتن‌ریزی ساحل؟

126
00:13:50,379 --> 00:13:52,671
‫- اونجا که جای کافی هست.
‫- نه، اصلاً.

127
00:13:55,422 --> 00:13:58,297
‫این یارو هیچی از شراب حالیش نیست،
‫ولی داره واسمون سخنرانی می‌کنه.

128
00:13:58,423 --> 00:13:59,922
‫اون واقعاً خوبه.

129
00:14:00,047 --> 00:14:03,591
‫تا حالا یه دونه انگور هم نچیده،
‫ولی لیوان رو اینجوری می‌چرخونه.

130
00:14:03,716 --> 00:14:06,006
‫رفیق، یکم خودتو کنترل کن...

131
00:14:06,131 --> 00:14:08,966
‫این حالت انگشت‌های
‫نوک‌تیز دیگه چه صیغه‌ایه؟

132
00:14:09,091 --> 00:14:11,967
‫ شراب نباید گرم بشه.
‫ فکر می‌کنی کی هستی؟

133
00:14:12,092 --> 00:14:14,883
‫- این که کاملاً عادیه.
‫- چی می‌خوای به من بگی؟

134
00:14:15,007 --> 00:14:16,926
‫که شرابِ تو خوبه، همین و بس.

135
00:14:18,843 --> 00:14:20,176
‫- اینجا واقعاً قشنگه.
‫- اوه، آره.

136
00:14:20,301 --> 00:14:22,344
‫ آره، خیلی قشنگه.
‫ پاریس هیچی نیست.

137
00:14:22,469 --> 00:14:24,636
‫- من هیچ‌وقت اینو نگفتم.
‫- می‌دونم.

138
00:14:28,803 --> 00:14:30,511
‫- بریم یکم شنا کنیم؟
‫- البته.

139
00:14:31,720 --> 00:14:34,304
‫- آب گرمه؟
‫- آره، تقریباً.

140
00:14:35,846 --> 00:14:38,804
‫- اون کیه؟
‫- خاویر پیِتری.

141
00:14:39,222 --> 00:14:40,305
‫جدی؟

142
00:14:41,847 --> 00:14:43,973
‫آروم‌تر حرف بزن و این‌قدر زل نزن.

143
00:14:44,848 --> 00:14:46,014
‫چه مهمون‌های خوبی داری.

144
00:14:46,598 --> 00:14:49,015
‫می‌خوای بهم بگی چطوری مغازمو اداره کنم؟

145
00:14:50,181 --> 00:14:52,681
‫اون کلی پول اینجا خرج می‌کنه.
‫و هیچ کاری با من نداره.

146
00:14:55,225 --> 00:15:00,601
‫- می‌بینی چی داره کُرس رو نابود می‌کنه؟
‫- آروم باش وانینا. تو اینجا تو تعطیلاتی.

147
00:15:01,100 --> 00:15:03,434
‫این آدم‌ها دارن به ما هم خوبی می‌کنن.

148
00:15:04,309 --> 00:15:07,894
‫- شما پاریسی‌ها انگار همه‌چی رو می‌دونین.
‫- داری ما رو احمق نشون میدی.

149
00:15:08,268 --> 00:15:11,311
‫- اسم من لو هست.
‫- نه، لو. پسرها احمق نیستن.

150
00:15:11,436 --> 00:15:14,394
‫فقط همینه، اون پسر خوش‌تیپ، یه قاتله.

151
00:15:15,394 --> 00:15:18,770
‫دیگه داری زیاده روی می‌کنی.
‫لو دربارۀ ما چی فکر می‌کنه؟

152
00:15:18,895 --> 00:15:22,896
‫میخوای بگی کُرس خطرناکه؟
‫توریست‌ها چقدر...

153
00:15:23,021 --> 00:15:24,771
‫- اینجا تهدید شدی؟
‫- نه

154
00:15:24,939 --> 00:15:26,771
‫ جدی، تو در خطری؟
‫ بس کن!

155
00:15:26,897 --> 00:15:29,064
‫ما آدم‌های معمولی باهاش کاری نداریم.

156
00:15:29,190 --> 00:15:33,065
‫اونا زندگی‌شون رو انتخاب کردن
‫و حالا دارن همدیگه رو می‌کشن.

157
00:15:33,190 --> 00:15:34,815
‫این به تو ربطی داره؟

158
00:16:37,577 --> 00:16:39,202
‫میشل اون تو منتظرته.

159
00:16:48,621 --> 00:16:50,328
‫آه، جوزف!

160
00:16:51,078 --> 00:16:53,579
‫در باز بود، برای خودم یه قهوه درست کردم.

161
00:16:58,622 --> 00:16:59,664
حالت خوبه؟

162
00:17:01,373 --> 00:17:02,623
‫بیا پیشم بشین.

163
00:17:08,082 --> 00:17:12,541
‫متأسفانه تماس‌ها رو جواب نمی‌دی،
‫برای همین گفتم بیام یه سری بزنم.

164
00:17:13,208 --> 00:17:16,334
‫-خب، اوضاع چطوره؟
‫-هیچی تغییر نکرده.

165
00:17:16,458 --> 00:17:18,376
‫آخ جوزف، اینطوری که نمی‌شه.

166
00:17:19,709 --> 00:17:22,397
‫گوش کن جوزف. پای منافع بزرگی وسطه،

167
00:17:22,640 --> 00:17:25,668
‫منافعی که از درک تو خارجن،
‫و حتی من.

168
00:17:27,503 --> 00:17:29,794
‫اگه دست من بود، می‌تونستی بمونی.

169
00:17:29,919 --> 00:17:33,170
‫اما خودت می‌دونی بزها چه جورین.
‫هرجا زندگی می‌کنن، هرچیزی می‌خورن.

170
00:17:33,794 --> 00:17:35,545
‫کاش حداقل گوسفند پرورش می‌دادی.

171
00:17:35,713 --> 00:17:37,796
اگه دست تو نیست، پس اینجا چیکار می‌کنی؟

172
00:17:37,920 --> 00:17:39,421
‫نمی‌فهمی دیگه.

173
00:17:41,046 --> 00:17:44,422
نمی‌بینی که به یه ناهنجاری
تو چشم‌انداز تبدیل شدی؟

174
00:17:44,589 --> 00:17:45,922
من ناهنجارم؟

175
00:17:50,632 --> 00:17:53,007
‫- من اینجا می‌مونم.
‫- بس کن! تو حق انتخاب نداری.

176
00:17:53,131 --> 00:17:54,341
‫فهمیدی؟

177
00:17:57,299 --> 00:18:01,092
‫- قهوه‌ات رو تموم کن، من کار دارم.
‫- همین‌جا بشین! بازی درنیار.

178
00:18:01,633 --> 00:18:04,634
‫لازم نیست بهت بگم تهش چی میشه،
‫خودت خوب می‌دونی.

179
00:18:07,425 --> 00:18:09,426
‫در رو ببند وقتی میری، باشه؟

180
00:18:10,926 --> 00:18:18,926
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

181
00:18:27,139 --> 00:18:28,222
‫بده من.

182
00:19:18,981 --> 00:19:20,273
‫هی! میشل کو؟

183
00:19:20,939 --> 00:19:22,940
‫صبر کن! کجا میری؟

184
00:19:32,108 --> 00:19:33,108
‫هی!

185
00:20:15,742 --> 00:20:16,908
‫وایسا!

186
00:20:28,995 --> 00:20:30,369
‫هی، اون اسلحه داره!

187
00:20:36,328 --> 00:20:37,663
‫حواست رو جمع کن، احمق!

188
00:21:45,966 --> 00:21:49,384
<i>‫«تماسِ ناشناس»</i>

189
00:22:11,095 --> 00:22:12,764
خودکارت رو برمی‌دارم، باشه؟

190
00:22:25,891 --> 00:22:27,183
‫پیاده میشم.

191
00:23:54,136 --> 00:23:55,720
‫- الو؟
‫- جوزف‌ام. کجایی؟

192
00:23:55,844 --> 00:23:57,969
‫- تو راهِ ساحل.
‫- شنیدی؟

193
00:23:58,428 --> 00:23:59,887
‫آره. چطوری؟

194
00:24:00,970 --> 00:24:03,345
‫ خوبم.
‫ کجایی؟

195
00:24:03,805 --> 00:24:05,304
‫بِی‌کالا روسا.

196
00:24:13,722 --> 00:24:21,432
<i>‫چه‌کسی دنبال آخرین چوپان بزهای کورسیکا است؟</i>

197
00:24:34,269 --> 00:24:36,477
‫چه خبر شده؟
‫بهم زنگ بزن.

198
00:24:42,520 --> 00:24:44,603
‫پیر، وانینام. جوزف چی شده؟

199
00:24:45,395 --> 00:24:46,438
‫لطفاً تماس بگیر.

200
00:24:46,563 --> 00:24:50,188
<i>‫کارآفرین میشل باتستی،
‫برادرزادهۀ چارلز باتستی.</i>

201
00:24:50,313 --> 00:24:53,605
<i>‫جسد در طویلۀ بزهای جوزف کاردلی پیدا شد.</i>

202
00:24:53,730 --> 00:24:58,064
<i>‫ظاهراً بین این دو مرد دعوا شده بوده.</i>

203
00:24:58,190 --> 00:25:01,856
<i>‫کارِدِلی کمی‌بعد در
‫ساحل آم‌سانتامانزا دیده شد.</i>

204
00:25:01,981 --> 00:25:04,398
<i>‫یه مرد خطرناک اینجاست!</i>

205
00:25:16,733 --> 00:25:22,859
‫پیر، به خاطر خدا، چی شده؟

206
00:26:33,040 --> 00:26:34,749
‫پلیس‌ها کاملاً عصبی هستند.

207
00:26:36,666 --> 00:26:39,792
‫می خواستم بزهای تو رو
‫بیرون بیارم، بهشون آب تازه بدم

208
00:26:40,750 --> 00:26:43,583
‫اون‌ها تقریباً یه ساعت با من بحث کردن.

209
00:26:46,668 --> 00:26:48,584
‫بزها تقریباً دیوونه شده بودن.

210
00:26:51,439 --> 00:26:52,898
‫و باتستی‌ها؟

211
00:26:55,397 --> 00:26:58,941
‫- میشل، اون مرده؟
‫- آره.

212
00:27:06,442 --> 00:27:09,735
‫- ازت چی می‌خواست؟
‫- زمینم رو.

213
00:27:11,650 --> 00:27:14,818
‫ اغلب اونجا بود؟
‫ بله.

214
00:27:15,651 --> 00:27:17,194
‫باید بهم می‌گفتی.

215
00:27:21,570 --> 00:27:23,320
‫چه فرقی می‌کرد؟

216
00:27:25,195 --> 00:27:26,613
‫چی شد؟

217
00:27:34,197 --> 00:27:35,572
‫اسلحه داشت.

218
00:27:37,114 --> 00:27:38,740
‫کنترلم رو از دست دادم.

219
00:27:45,949 --> 00:27:47,699
‫به رافائلی زنگ زدم.

220
00:27:49,449 --> 00:27:50,617
‫ماهیگیره؟

221
00:27:51,492 --> 00:27:53,243
‫اون تو رو می‌بره ساردینیا.

222
00:27:54,367 --> 00:27:58,951
‫شب رو توی کشتی می‌مونی.
‫فردا توی سن‌تِرِسا پیاده‌ات می‌کنه.

223
00:28:03,077 --> 00:28:04,286
‫و اونجا؟

224
00:28:05,537 --> 00:28:08,870
‫یه دوست من منتظرته: جیان‌فرانکو.

225
00:28:09,203 --> 00:28:12,329
‫یادته؟
‫اون چندتا خونه تو روستا ساخته بود.

226
00:28:13,497 --> 00:28:17,122
‫اون تو رو می‌بره به ساساری،
‫اونجا گله‌های بز هست.

227
00:28:17,747 --> 00:28:19,289
‫اونجا احساس راحتی خواهی کرد.

228
00:28:20,080 --> 00:28:22,498
‫کارابینیری‌ها فقط سالی یه‌بار ظاهر میشن.

229
00:28:29,499 --> 00:28:32,000
‫جوزف، من راه حلی بهتر از این سراغ ندارم.

230
00:28:33,959 --> 00:28:35,625
‫اینجا یه مدتی طول می‌کشه.

231
00:28:37,042 --> 00:28:40,085
‫پلیس بیخیال نمی‌شه، چه برسه به مافیا.

232
00:28:41,292 --> 00:28:44,252
‫باید ناپدید بشی، تا آب‌ها از آسیاب بیفته.

233
00:28:50,212 --> 00:28:51,502
‫درست میشه.

234
00:29:18,466 --> 00:29:19,424
‫سلام

235
00:29:23,760 --> 00:29:24,885
‫وایسا!

236
00:29:45,294 --> 00:29:47,044
‫- می‌بینیش؟
‫- ساکت!

237
00:30:07,591 --> 00:30:08,799
‫کاردلی!

238
00:30:09,799 --> 00:30:12,757
‫صدامو می‌شنوی؟ حواستو جمع کن!

239
00:30:17,132 --> 00:30:19,675
‫فهمیدی؟
‫بیا، بریم.

240
00:30:33,053 --> 00:30:35,970
<i>‫پزشکی‌قانونی جسد پیر
‫بورسی را کالبدشکافی می‌کند.</i>

241
00:30:36,053 --> 00:30:37,720
<i>‫صبح در بندر بونیفاسیو</i>

242
00:30:37,846 --> 00:30:39,762
<i>‫تسویه‌حساب در بندر.</i>

243
00:30:39,887 --> 00:30:43,222
<i>‫جسد در نزدیکی دفتر بندر پیدا شد.</i>

244
00:30:43,347 --> 00:30:46,514
<i>‫همسایه‌های به‌وحشت‌افتاده و پلیس.</i>

245
00:30:46,638 --> 00:30:51,889
<i>‫با شلیک به سر کشته شد.
‫شاهدان مردی را دیده‌اند که به داخل آب پرید.</i>

246
00:30:52,014 --> 00:30:57,349
<i>‫یک روز پس از آنکه جسد میشل
‫باتِستی در اصطبل کاردلی پیدا شد.</i>

247
00:30:57,474 --> 00:30:59,099
‫عجب مزخرفی می‌نویسه...

248
00:30:59,218 --> 00:31:03,427
<i>‫پلیس امکان تسویه‌حساب بین
‫باندهای رقیب را رد نمی‌کند.</i>

249
00:31:03,767 --> 00:31:05,142
‫همین الان پستش کردم.

250
00:31:08,059 --> 00:31:14,019
<i>‫قربانیان مافیا.</i>

251
00:33:37,794 --> 00:33:39,128
‫اونجا با هم بودین؟

252
00:33:40,628 --> 00:33:48,628
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

253
00:33:55,506 --> 00:33:57,507
‫می‌خواستم برم ساردینیا.

254
00:34:02,581 --> 00:34:03,831
‫کی زدش؟

255
00:34:08,123 --> 00:34:09,748
‫دو تا مرد، نمی‌شناسمشون.

256
00:34:13,124 --> 00:34:16,541
‫فوراً شلیک کردن.
‫پیر منو هل داد تو آب.

257
00:34:26,668 --> 00:34:28,252
‫واسه چی اومدی اینجا؟

258
00:34:32,002 --> 00:34:33,670
‫تو رو ببینم، عذرخواهی کنم.

259
00:34:41,963 --> 00:34:43,880
‫که قبل از خاکسپاری ببینمش.

260
00:34:50,505 --> 00:34:52,881
‫جنازه پس‌فردا می‌رسه، بعد از کالبدشکافی.

261
00:34:58,882 --> 00:35:00,007
‫خوبه.

262
00:35:01,717 --> 00:35:03,093
‫پس من دوباره میام.

263
00:35:05,843 --> 00:35:07,676
‫می‌تونی بری پیشِ کوچیِ پیر.

264
00:35:11,593 --> 00:35:12,927
‫بیا تو!

265
00:35:16,220 --> 00:35:18,095
‫- آقای کوچی؟
‫- بله

266
00:35:18,262 --> 00:35:22,053
‫- من رو می‌شناسی؟
‫- نه. دیگه خوب نمی‌بینم.

267
00:35:22,178 --> 00:35:25,012
‫مخصوصاً وقتی تاریکه. حالا بیا تو!

268
00:35:28,639 --> 00:35:32,055
‫- شما کی هستی؟
‫- من پسر آنتونیو کاردلی هستم.

269
00:35:32,222 --> 00:35:35,431
‫- پسرعموی پیر.
‫- آه، آنتونیو...

270
00:35:35,890 --> 00:35:38,056
‫آنتونیو دوستِ منه.

271
00:35:38,265 --> 00:35:42,057
‫قدیم‌ها وقتی نون میفروختم،
‫بعضی‌وقت‌ها باهام میومد.

272
00:35:42,182 --> 00:35:44,059
‫آنتونیو چطوره؟

273
00:35:45,224 --> 00:35:48,391
‫- اون مُرده.
‫- چی؟ آنتونیو مرده؟ آخ...

274
00:35:48,517 --> 00:35:50,767
‫- هشت‌سال پیش.
‫- هشت‌سال پیش...

275
00:35:50,892 --> 00:35:54,018
‫و علتش چی بود؟ یه بیماری، احتمالا

276
00:35:54,143 --> 00:35:56,560
‫ بله.
‫ پس روحش شاد باشه.

277
00:35:56,852 --> 00:35:59,686
‫- تو اسمت چیه؟
‫- جوزف.

278
00:35:59,852 --> 00:36:02,437
‫جوزف، جوزف...

279
00:36:02,769 --> 00:36:05,395
‫تو همونی که همه دارن راجع‌بهش حرف میزنن؟

280
00:36:05,519 --> 00:36:07,895
‫تو روستا و هم توی تلویزیون؟

281
00:36:09,145 --> 00:36:10,063
‫بله.

282
00:36:10,521 --> 00:36:14,689
‫ آه، همون‌طور که حدس می‌زدم. چی می‌خوای؟
‫ یه مخفیگاه لازم دارم.

283
00:36:25,482 --> 00:36:28,524
<i>‫آنتونیوی نترس</i>

284
00:36:29,566 --> 00:36:33,985
<i>‫یک چیزی در ایالت کورسیکا بودار است.</i>

285
00:36:38,192 --> 00:36:42,486
<i>‫پروژۀ املاک فاسد در شبه‌جزیرهٔ سانتامانزا؟</i>

286
00:36:50,238 --> 00:36:53,528
<i>‫جوزف کاردلی اونجا بز پرورش می‌داد.</i>

287
00:36:53,653 --> 00:36:56,989
<i>‫او آخرین چوپان بز در ساحل بود.</i>

288
00:36:57,114 --> 00:36:58,779
<i>‫آخرین موهیکان.</i>

289
00:37:06,073 --> 00:37:09,781
<i>‫آخرین موهیکان.</i>

290
00:37:31,494 --> 00:37:33,661
‫درخواست از ادارۀ ثبت اسناد و املاک.

291
00:37:33,786 --> 00:37:36,162
‫خانم‌ها و آقایان گرامی،

292
00:37:36,286 --> 00:37:42,247
‫مالکین قطعه‌زمین‌های زیر در
‫شبه‌جزیۀ سانتامانزا چه کسانی هستند؟

293
00:37:42,371 --> 00:37:47,830
‫خریداری‌شده از ژان لچیا.

294
00:37:47,955 --> 00:37:50,998
‫مزرعۀ بزهای موهیکان.

295
00:37:54,206 --> 00:37:58,166
<i>‫آخرین موهیکان فرار می‌کند.
‫موهیکان از خریدار مرموز فرار می‌کند.</i>

296
00:37:58,291 --> 00:38:02,500
<i>‫تمامی زمین‌های (غیرقابل
‫ساخت‌وساز و دارای ارزش حفاظتی)</i>

297
00:38:02,625 --> 00:38:04,084
<i>‫آن‌هایی که مزرعه‌اش را محاصره کرده‌اند؟</i>

298
00:38:09,167 --> 00:38:16,127
<i>‫آیا موهیکان دارد از دست
‫آدم‌های مرموز کوپر فرار می‌کند؟</i>

299
00:38:33,453 --> 00:38:34,954
‫تو خریدی، چارلز؟

300
00:38:36,788 --> 00:38:39,454
‫نه. والری خرید.

301
00:38:40,080 --> 00:38:41,621
‫قیمتش رو نپرس.

302
00:38:49,998 --> 00:38:52,416
‫- تو بونیفاسیو چه خبر شده بود؟
‫- یعنی چی که چه خبر شده بود؟

303
00:38:52,541 --> 00:38:56,041
‫- این چوپانه، چی شده بود؟
‫- دو نفر بودن، یکی‌شون مرد.

304
00:38:56,334 --> 00:38:59,334
‫ و مُرده ربطی به ماجرا نداشت، درسته؟
‫ دخالتی نداشت.

305
00:38:59,459 --> 00:39:02,125
‫داری به‌خاطر یه چوپان مرده سرزنشم می‌کنی؟

306
00:39:02,292 --> 00:39:06,043
‫ می‌تونی بری مراسم خاکسپاری.
‫ اوه، این خواب رو از چشمم نمی‌دزده.

307
00:39:06,210 --> 00:39:07,668
‫دیگه اجازه نده آدم‌های بی‌کفایت دخالت کنن.

308
00:39:11,251 --> 00:39:14,712
‫زَویه، تو باید این مسئولیت رو بپذیری.
‫طاقت دوست‌هامون داره تموم میشه.

309
00:39:14,837 --> 00:39:17,337
‫ باید این گوه رو جمع کنم؟
‫ خودم انجامش بدم؟

310
00:39:17,838 --> 00:39:20,046
‫باید این قضیه رو حل کنیم، اون‌هم فوری.

311
00:39:21,129 --> 00:39:23,338
‫- یه حس خیلی بدی دارم.
‫- باشه

312
00:39:23,921 --> 00:39:25,754
‫ وگرنه بی‌عرضه‌ایم.
‫ اوضاع تحت‌کنترله.

313
00:39:25,879 --> 00:39:28,297
‫- اون‌وقت معامله تمومه.
‫- واقعاً حله.

314
00:39:29,714 --> 00:39:33,755
‫و اون دختره، با اون مزخرفات
‫شبکه‌های اجتماعی‌اش...

315
00:39:34,006 --> 00:39:37,756
‫همه نظر می‌دن و دهنشون رو باز می‌کنن.
‫خیلی خوب نیست...

316
00:39:38,341 --> 00:39:39,424
‫نگاهش کن.

317
00:39:44,925 --> 00:39:47,675
‫مهم نیست.
‫فقط احمق‌ها پشت کامپیوتر و گوشی‌ان.

318
00:39:47,800 --> 00:39:49,925
‫اون یکی رو می‌گیریم، دیگه ساکت میشن.

319
00:39:50,385 --> 00:39:53,594
‫ برات هیچی مهم نیست؟
‫ می‌خوای بندازمش تو صندوق ماشین؟

320
00:39:53,719 --> 00:39:56,552
‫مزخرف نگو!
‫نزدیک به نصف مردم کُرسیکا دنبالشن.

321
00:39:56,677 --> 00:39:59,552
‫- یه گندی به پا میشه...
‫- پس باهاش حرف بزنم؟

322
00:39:59,678 --> 00:40:03,470
‫نه. اون چوپانِ لعنتی رو برام بیار،
‫قبل از اینکه مردم ازش قهرمان بسازن

323
00:40:03,595 --> 00:40:05,762
‫و مهم تر از همه، کارمون رو پیش ببر!

324
00:40:05,786 --> 00:40:07,786
سینمافریک

325
00:41:16,597 --> 00:41:21,515
‫- تفنگت کجاست؟
‫- تفنگم؟ پیش پسرمه.

326
00:41:21,641 --> 00:41:24,599
‫خیلی‌وقته که دیگه شکار نکردم.

327
00:41:25,184 --> 00:41:26,516
‫می‌فهمی؟

328
00:41:27,435 --> 00:41:29,225
‫آره، باشه. ممنون.

329
00:42:19,568 --> 00:42:21,069
‫بفرمایید.

330
00:42:22,444 --> 00:42:25,527
‫- روز بخیر، من خواهرزادۀ جوزف هستم.
‫- اونجاست، توی اتاق خواب.

331
00:42:25,777 --> 00:42:26,819
‫ممنون.

332
00:42:35,362 --> 00:42:36,404
‫باشه.

333
00:42:37,780 --> 00:42:40,530
‫بیا، بشین.

334
00:43:00,076 --> 00:43:01,992
‫باید در مورد بزها کمکم کنی.

335
00:43:04,742 --> 00:43:06,410
‫به سه تا چوپان خبر بده:

336
00:43:07,493 --> 00:43:10,077
‫اسکوارچینی، ساولی و سانتونی

337
00:43:10,661 --> 00:43:12,036
‫یادت میاد؟

338
00:43:14,328 --> 00:43:16,953
‫این سه نفر کل گله رو تحویل می‌گیرن.

339
00:43:17,787 --> 00:43:21,329
‫بفروش، نه اینکه مفت بدی.
‫این خیلی مهمه، قبول داری؟

340
00:43:21,580 --> 00:43:25,205
‫به خاطر پول نیست، به خاطر خودِ بزهاست.
‫تا حالشون خوب باشه.

341
00:43:27,497 --> 00:43:31,039
‫قیمتشون منصفانه خواهد بود،
‫اونا... آدم‌های درستکاری هستن.

342
00:43:31,748 --> 00:43:34,707
‫باید تا اون‌موقع یکم ازشون مراقبت کنی.

343
00:43:34,873 --> 00:43:38,165
‫ببرشون بیرون، آخورشون رو پر کن.
‫اصطبل رو تمیز کن

344
00:43:38,291 --> 00:43:39,709
‫تموم شد؟

345
00:43:41,416 --> 00:43:42,667
‫تو چی؟

346
00:43:46,334 --> 00:43:49,793
‫گله رو می‌فروشی، پولشو می‌گیری
‫و میدی به استفانی.

347
00:43:49,918 --> 00:43:51,169
‫و میری پاریس.

348
00:43:54,169 --> 00:43:57,376
‫تا وقتی من زنده‌ام، دستشون
‫به سانتامانزا نمی‌رسه.

349
00:43:59,127 --> 00:44:00,337
‫وقتی مُردم...

350
00:44:00,877 --> 00:44:02,502
‫میان سراغ تو.

351
00:44:03,462 --> 00:44:05,838
‫فوراً امضا می‌کنی. فهمیدی؟

352
00:44:05,963 --> 00:44:08,214
‫چی شده؟ چیکار می‌کنی؟

353
00:44:08,421 --> 00:44:09,422
‫نگران نباش.

354
00:44:12,714 --> 00:44:13,672
‫خوبه.

355
00:44:14,922 --> 00:44:17,797
‫ بریم.
‫ یعنی باید تنهات بذارم؟

356
00:44:18,423 --> 00:44:21,090
‫من دیگه نمی‌خوابم،
‫نمی‌تونی اینطوری منو دور کنی.

357
00:44:23,048 --> 00:44:25,966
‫- وانی، تو نمی‌تونی کاری کنی.
‫- اشتباه می‌کنی.

358
00:44:26,091 --> 00:44:29,049
‫فقط از خودت دفاع کردی.
‫چرا خودتو تسلیم نمی‌کنی؟

359
00:44:29,175 --> 00:44:30,800
‫ جدی میگی؟
‫ البته.

360
00:44:31,050 --> 00:44:33,926
‫مادرم داره دنبال وکیل می‌گرده
‫و بعدش درستش می‌کنیم.

361
00:44:37,093 --> 00:44:39,635
‫بیا فردا بعد خاکسپاری دوباره حرف بزنیم.

362
00:44:41,136 --> 00:44:42,469
‫بیا الان حرف بزنیم.

363
00:44:46,137 --> 00:44:47,928
‫وانی، می‌خوام پیر رو خاک کنم.

364
00:44:51,138 --> 00:44:53,054
‫من که همینطوری گم‌وگور نمی‌شم.

365
00:44:56,347 --> 00:44:57,972
‫ولی الان می‌خوام تنها باشم.

366
00:45:29,812 --> 00:45:31,269
‫وانینا، درسته؟

367
00:45:31,937 --> 00:45:35,729
‫ما دنبال دایی‌ات می‌گردیم، ولی هیچ‌کس
‫نمی‌دونه کجاست. تو می‌دونی احیاناً؟

368
00:45:40,479 --> 00:45:42,521
‫ پس من می‌رم تو.
‫ حتماً.

369
00:47:39,210 --> 00:47:40,461
میام ‫اونجا.

370
00:47:41,835 --> 00:47:44,461
‫بعدِ خاکسپاری دیگه نمی‌خوام ببینمت.

371
00:48:03,631 --> 00:48:04,840
‫اوناهاش!

372
00:49:37,023 --> 00:49:38,190
‫لعنتی

373
00:49:39,690 --> 00:49:47,690
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

374
00:50:42,994 --> 00:50:45,827
‫بیا اینجا. بیا اینجا.

375
00:50:53,620 --> 00:50:57,371
‫خیال می‌کنی بدترین اتفاق رو پشت سر گذاشتی.
‫پس عقل نداری.

376
00:50:58,569 --> 00:51:01,362
‫- کجا می‌خواد بره؟
‫- نمی‌دونم.

377
00:51:05,668 --> 00:51:10,585
‫حرفتو باور می‌کنم. ولی اگه یه بار دیگه
‫بهم دروغ بگی یا یواشکی ببینیش...

378
00:51:12,739 --> 00:51:14,739
‫اون‌وقت می‌فهمی نفرِ بعدی کیه.

379
00:51:15,836 --> 00:51:17,752
‫ شمارۀ من رو یادداشت کن.
‫ دیگه نمی‌بینمش.

380
00:51:17,990 --> 00:51:20,031
‫می‌گم شمارۀ من رو یادداشت کن.

381
00:51:30,325 --> 00:51:32,909
‫گمش نکن.
‫من رو نگاه کن، من رو نگاه کن!

382
00:51:40,744 --> 00:51:42,827
‫ازشون بپرس ببین چی می‌دونن.

383
00:51:51,412 --> 00:51:53,412
‫-حدود ساعت پنج.
‫-امروز صبح؟

384
00:51:53,537 --> 00:51:56,454
‫- دقیقاً
‫- و اون با داس کشتش؟

385
00:51:56,579 --> 00:52:00,414
‫-نه، با یه کلنگ.
‫-اونا که همه جا ولو هستن.

386
00:52:00,539 --> 00:52:03,623
‫- وسط روستا اتفاق افتاد.
‫- واقعاً؟ چه ترسناک به نظر می‌رسه.

387
00:52:04,498 --> 00:52:07,290
‫ اوه. حالت خوبه، کوچولو؟
‫ خوبم.

388
00:52:08,457 --> 00:52:09,957
‫- چی شده؟
‫- جدی میگی؟

389
00:52:10,082 --> 00:52:13,000
‫ همین الآن بگو.
‫ ظاهراً عمویت اینجا بوده،

390
00:52:13,291 --> 00:52:16,584
‫ولی آدم‌های باتستی هم بودن،
‫اون‌هایی که بهش شلیک کردن.

391
00:52:17,792 --> 00:52:19,792
‫و یکی‌شون یه ضربۀ کلنگ خورد.

392
00:52:19,917 --> 00:52:22,585
‫- و اون؟
‫- احتمالا زده به دلِ طبیعت.

393
00:52:22,960 --> 00:52:26,461
‫ اون همیشه خاص بوده، ولی الان...
‫ جمله رو تموم کن. ولی چی؟

394
00:52:27,419 --> 00:52:31,795
‫چند نفر رو می‌شناسی،
‫که در برابر مافیا بایستن؟

395
00:52:32,004 --> 00:52:34,629
‫ یه نگاهی به اطرافت بنداز.
‫ سلام به همگی.

396
00:52:37,545 --> 00:52:39,755
‫- قهوه!
‫- منم می‌خوام.

397
00:52:41,505 --> 00:52:44,131
‫- من رفتم
‫- باشه. فعلاً.

398
00:52:45,505 --> 00:52:46,547
<i>‫آنتونیوی نترس</i>

399
00:52:47,173 --> 00:52:49,173
<i>‫شلیک در سوربولانو، امروز صبح.</i>

400
00:52:49,298 --> 00:52:53,007
<i>‫موهیکان با ابزار باغبانی
‫از خودش دفاع می‌کند.</i>

401
00:52:58,632 --> 00:53:01,134
<i>‫آخرین موهیکان</i>

402
00:53:01,259 --> 00:53:08,636
<i>‫موهیکان تحت تعقیب است چون گفت "نه"</i>

403
00:53:16,553 --> 00:53:18,638
<i>‫نه به دلال‌ها،</i>

404
00:53:18,763 --> 00:53:22,596
<i>‫نه به بتن‌ریزی، نه به مافیا.</i>

405
00:57:00,844 --> 00:57:06,970
<i>‫ششمین روز از شکار موهیکان و
‫جرثقیل‌ها از زمین‌های ساحلی سر برمی‌آورند.</i>

406
00:57:08,179 --> 00:57:15,889
‫ آنتونیوی نترس:
‫هم رو ببینیم؟

407
00:57:19,347 --> 00:57:21,306
‫به هیچ وجه!

408
00:57:27,307 --> 00:57:30,266
‫من از رفقای بد دوری می‌کنم.

409
00:57:30,392 --> 00:57:39,100
‫هه هه... نترس، ها؟

410
00:57:41,143 --> 00:57:43,351
‫ما اینجاییم، نگران نباش.

411
01:02:32,322 --> 01:02:35,155
‫«مطب دامپزشک، جراح»

412
01:02:50,751 --> 01:02:51,751
‫سلام

413
01:02:53,127 --> 01:02:55,794
‫صدام رو می‌شنوید؟

414
01:02:59,420 --> 01:03:01,878
‫صدای من رو میشنوید؟ سلام!

415
01:03:02,421 --> 01:03:03,963
‫خب، باید بلند شید.

416
01:03:05,088 --> 01:03:06,964
‫خوشبختانه، یه گلوله است.

417
01:03:13,255 --> 01:03:15,381
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- دارم نگاه می‌کنم...

418
01:03:15,506 --> 01:03:17,256
‫که دیگه چیزی توش نباشه.

419
01:03:18,381 --> 01:03:21,882
‫ و در صورت لزوم تمیزش می‌کنم.
‫ نه. بعداً.

420
01:03:27,925 --> 01:03:30,551
به پلیس زنگ بزنم؟

421
01:03:32,426 --> 01:03:34,551
‫بعد از اینکه پانسمانت کردم؟

422
01:03:38,177 --> 01:03:40,220
‫من داستان تو رو نمی‌دونم.

423
01:03:41,470 --> 01:03:44,595
‫اما نمی‌خوام موشی باشم
‫که موهیکان رو لو میده.

424
01:03:52,347 --> 01:03:53,723
‫موهیکان؟

425
01:03:54,180 --> 01:03:56,180
‫آره، همه‌جا اینطوری صدات می‌کنن دیگه.

426
01:04:01,348 --> 01:04:03,306
‫الان یه‌چیزی بهت تزریق می‌کنم که بی‌حس بشی.

427
01:04:14,225 --> 01:04:16,935
‫...هنوز در حال فراره،
‫اما احتمالاً زخمی شده.

428
01:04:17,060 --> 01:04:22,518
‫دو شب پیش اون به یه زوج توریست حمله کرد
‫و ماشینشون رو دزدید.

429
01:04:22,643 --> 01:04:27,644
‫امروز صبح در ساحل گولو،
‫نزدیک پونته‌لچیا، پیدا شد.

430
01:04:27,769 --> 01:04:30,104
‫با لکه‌های خون بزرگ روی صندلی‌ها.

431
01:04:30,229 --> 01:04:35,188
‫یه ناامیدی برای طرفداراش،
‫که تعدادشون داره به سرعت زیاد میشه.

432
01:04:35,313 --> 01:04:40,022
‫هزاران نفر فرار اون رو تو شبکه‌های اجتماعی
‫با هشتگ موهیکان دنبال می‌کنن.

433
01:04:40,147 --> 01:04:43,814
‫فکر می‌کنن اون بی‌گناهه و
‫فکر می‌کنن میشل باتستی..

434
01:04:45,314 --> 01:04:53,314
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

435
01:05:07,652 --> 01:05:09,819
‫«مطب دامپزشکی»

436
01:05:33,491 --> 01:05:36,157
‫روز بخیر. اینجا مطب دامپزشکی مارک...

437
01:06:17,363 --> 01:06:19,822
‫سلام، بالاخره. نگران شده بودیم.

438
01:06:47,160 --> 01:06:51,243
‫- خوشمزه‌ست.
‫- عه؟ مال خودمونه.

439
01:06:51,703 --> 01:06:55,703
‫با شیری که نگه می‌داریم پنیر درست می‌کنیم.
‫برای خانواده،

440
01:06:55,828 --> 01:06:58,704
‫و برای دوستان. یه مقدار تازه‌ست.

441
01:06:58,829 --> 01:07:00,038
‫اما همین الان هم قابل خوردنه.

442
01:07:01,495 --> 01:07:04,705
‫-چند تا بز داری؟
‫-۱۲۰ تا.

443
01:07:04,830 --> 01:07:07,414
‫ کُرسیایی؟
‫ بله.

444
01:07:08,914 --> 01:07:12,873
‫امروز چوپان‌های بز،
‫بیشتر بز کوهی نگه می‌دارن.

445
01:07:12,998 --> 01:07:15,332
‫- آره، درسته...
‫- چون اون‌ها شیر بیشتری میدن.

446
01:07:15,457 --> 01:07:18,207
‫- اونجا پول بیشتری هست..
‫- این‌روزها فقط...

447
01:07:18,332 --> 01:07:20,374
‫سود و پول مهمه.

448
01:07:21,292 --> 01:07:25,875
‫خب، با این قیمت‌های شیر، مشخصه...

449
01:07:26,000 --> 01:07:29,460
‫چرا چوپان‌ها این کار رو می‌کنن.
‫با این حال، جای تاسفه.

450
01:07:29,586 --> 01:07:31,669
‫ ما از یه دنیای دیگه اومدیم.
‫ اوه، آره.

451
01:07:31,794 --> 01:07:35,126
‫ الآن زندگی کاملاً فرق کرده.
‫ تابستون‌ها به مراتع میری؟

452
01:07:36,837 --> 01:07:39,502
‫نه. اون پایین آدم‌های زیادی هستن.

453
01:07:39,627 --> 01:07:42,545
‫خب الان کسی از بزهات مراقبت می‌کنه؟

454
01:07:42,670 --> 01:07:45,963
‫- برادرزاده‌ام.
‫- عجب، یه دختر!

455
01:07:46,089 --> 01:07:49,464
‫ اون کلی نیرو می‌خواد...
‫ آره، واقعاً کار راحتی نیست.

456
01:07:49,589 --> 01:07:54,215
‫ البته.
‫ بزها تو تابستان کنار ساحل، اوف...

457
01:07:54,547 --> 01:07:57,965
‫خوش‌شانسیم که بزهامون رو می‌فرستیم کوه.

458
01:07:58,048 --> 01:07:59,299
‫آره، اون بالا خنکه.

459
01:08:01,299 --> 01:08:02,423
‫خب، حالا چی؟

460
01:08:12,884 --> 01:08:14,426
‫زیاد نمی‌مونم.

461
01:08:15,676 --> 01:08:17,801
‫بمون، تا هر وقت که خواستی.

462
01:08:19,469 --> 01:08:23,220
‫اینجا یه تخت داری، یه آشپزخونه...
‫راحت باش.

463
01:08:24,595 --> 01:08:27,512
‫داریم بزها رو واکسن
‫می‌زنیم، خیلی خسته‌کننده است.

464
01:08:27,637 --> 01:08:30,471
‫خوشحال می‌شیم کمکمون
‫کنی، به هر کمکی نیاز داریم.

465
01:08:30,596 --> 01:08:34,054
‫- به هر حال، می‌تونی پیش ما بمونی.
‫- آره، معلومه که می‌تونی.

466
01:08:34,263 --> 01:08:35,889
‫- بذار اول یه نگاهی بهش بندازم.
‫- به اون زخم.

467
01:08:36,014 --> 01:08:38,723
‫ باید آروم بگیره.
‫ با این حال می‌تونه کمک کنه.

468
01:08:38,848 --> 01:08:42,723
‫خب، حداقل از بزها سر درمیاره،
‫اینطوری یکم سرش گرم میشه.

469
01:08:42,848 --> 01:08:46,015
‫قطعاً از اون یارویی که
‫قرار بود بز رو بگیره بهتره...

470
01:10:26,034 --> 01:10:28,493
‫عصر بخیر، یه آبجو.
‫چیزی واسه خوردن دارین؟

471
01:10:28,618 --> 01:10:32,243
‫- همه‌چی اونجا نوشته شده.
‫- پس سیب‌زمینی سرخ‌کرده بدین. ممنون.

472
01:11:00,956 --> 01:11:04,499
‫♫ امشب در ماکیا ♫
‫♫ ارواح در مسیرها پرسه می‌زنند. ♫

473
01:11:04,624 --> 01:11:07,875
‫♫ یه شایعه هست ♫

474
01:11:08,239 --> 01:11:11,907
‫♫ و رایحۀ تندش با رایحۀ مردی محترم مخلوط میشه ♫

475
01:11:12,031 --> 01:11:15,741
‫♫ داریم افسانه‌اش رو می‌خونیم ♫

476
01:11:15,866 --> 01:11:23,200
‫♫ این گام چوپان است ♫
‫♫ این گام چوپان است ♫

477
01:11:23,366 --> 01:11:32,161
‫♫ این گام چوپان است ♫
‫♫ این گام چوپان است ♫

478
01:11:32,286 --> 01:11:35,869
‫♫ -آخرین موهیکان! ♫
‫♫ -آخرین موهیکان!.. ♫

479
01:11:59,956 --> 01:12:03,792
‫♫ آخرین موهیکان ♫
‫♫ رفته زیر زمین ♫

480
01:12:03,917 --> 01:12:06,834
‫♫ اون گفت نه ♫

481
01:12:07,249 --> 01:12:08,917
‫♫ می‌خوام تنها و سرافراز زندگی کنم ♫

482
01:12:09,084 --> 01:12:14,836
‫♫ وای به حال اون اراذل و اوباشی که دنبالشن ♫

483
01:12:14,961 --> 01:12:22,212
‫♫ این گام چوپان است ♫
‫♫ این گام چوپان است ♫

484
01:12:22,336 --> 01:12:29,670
‫♫ این گام چوپان است ♫
‫♫ این گام چوپان است ♫

485
01:12:31,422 --> 01:12:35,089
‫♫ -آخرین موهیکان! ♫
‫♫ -آخرین موهیکان!.. ♫

486
01:12:51,634 --> 01:12:55,259
<i>‫دامپزشک دستگیر شد، به اتهام کمک به موهیکان.</i>

487
01:12:55,384 --> 01:12:59,093
<i>‫همه به‌سمت پونته‌لچیا، پاسگاه پلیس!
‫ما باهاتیم، جوزف!</i>

488
01:12:59,385 --> 01:13:02,594
‫- یانیک، شما روی آنتن هستید.
‫- می‌خوام یه چیزی دربارۀ موهیکان بگم.

489
01:13:02,719 --> 01:13:06,094
‫اتفاقی که توی اینترنت می‌افته ثابت می‌کنه
‫که صدای ما شنیده نمی‌شه.

490
01:13:06,219 --> 01:13:08,302
‫سیاستمدارها، دولت، مافیا...

491
01:13:08,428 --> 01:13:12,096
‫دارن ساحل رو با پول زیاد خصوصی می‌کنن،
‫پس چی برای ما می‌مونه؟

492
01:13:12,220 --> 01:13:15,097
‫تا ۲۰ سال دیگه، ساحل کرس
‫تبدیل میشه به شهرک ثروتمندها

493
01:13:15,222 --> 01:13:16,972
‫...فقط کوه‌ها برای ما می‌مونن.

494
01:13:55,394 --> 01:13:57,187
‫دامپزشک رو آزاد کنین!

495
01:14:04,689 --> 01:14:07,147
‫مرگ بر مافیا!

496
01:15:14,118 --> 01:15:15,160
‫خب؟

497
01:15:16,701 --> 01:15:20,244
‫حرف نمی‌زنه. اگه آزادش نکنیم،
‫جنگ داخلی میشه.

498
01:15:20,369 --> 01:15:21,327
‫خب؟

499
01:15:22,661 --> 01:15:25,036
‫مسیر حرکتش رو تو این
‫سه روز بررسی کردیم.

500
01:15:26,078 --> 01:15:28,496
‫چند دفعه نزدیک آسکو بود.

501
01:15:29,246 --> 01:15:31,287
‫اونجا هیچی جز یه مزرعۀ بز نیست.

502
01:15:33,288 --> 01:15:36,204
‫- امروز بعد از ظهر اقدام می‌کنیم.
‫- نه

503
01:15:36,497 --> 01:15:39,623
‫ یعنی چی نه؟
‫ شما بعداً میرین.

504
01:15:40,789 --> 01:15:45,040
‫ چطور ممکنه؟ من تنها نیستم.
‫ مشکل من نیست، فهمیدی؟

505
01:15:46,374 --> 01:15:47,957
‫و دیگه از این حرفا نزن.

506
01:16:07,044 --> 01:16:08,462
‫-سلام.
‫-سلام

507
01:16:08,586 --> 01:16:11,587
‫- می‌خوایم با کاردلی صحبت کنیم.
‫- کاردلی؟

508
01:16:12,669 --> 01:16:15,546
‫- نمی‌شناسمش.
‫- اسم جنوبیه...

509
01:16:15,671 --> 01:16:19,255
‫ببین رفیق، من وقت این بازی‌ها رو ندارم.

510
01:16:19,505 --> 01:16:21,921
‫- می‌دونی با کی طرفی؟
‫- نه

511
01:16:22,078 --> 01:16:23,454
‫برو داخل رو ببین.

512
01:16:26,954 --> 01:16:29,871
‫اوه، جدی؟ ما هم مسلح‌ایم.
‫اون کوفتی رو بذار کنار!

513
01:16:30,163 --> 01:16:32,330
‫اینجا ملک خصوصیه، باید همین الآن برید.

514
01:16:32,496 --> 01:16:37,039
‫اوه، نه. دو تا فشنگ توشه و ما سه نفریم.
‫پس تو به هر حال می‌میری.

515
01:16:40,706 --> 01:16:43,373
‫آه، اون که اونجاست.

516
01:16:50,792 --> 01:16:53,625
‫- تکون بخوری شلیک می‌کنم.
‫- کارِدِلی، بیا.

517
01:16:53,917 --> 01:16:56,336
‫دو تا امضاست. بعدش همه‌چی فراموش میشه.

518
01:17:00,044 --> 01:17:02,586
‫و تو، دیگه تهدید کردن رو تموم کن.

519
01:18:32,936 --> 01:18:34,144
‫لعنتی!

520
01:19:17,736 --> 01:19:21,777
‫خب... حالا بلند میشی و با من میای. باشه؟

521
01:19:22,070 --> 01:19:25,113
‫و اگه امضا کردی، اون‌وقت پدرت رو در میارم.

522
01:19:26,153 --> 01:19:28,613
‫حتی اگه زندان بیفتی هم،
‫کارت ساخته‌ست. بجنب!

523
01:21:37,969 --> 01:21:40,428
‫من اینجام، چون هنوز امید دارم.

524
01:21:40,720 --> 01:21:42,513
‫اما این یه نبرد نابرابره.

525
01:21:43,164 --> 01:21:44,289
‫من جای دیگه بزرگ شدم...

526
01:21:44,317 --> 01:21:46,596
‫ولی می‌دونستم یه روزی سر از
‫این مزرعه در میارم.

527
01:21:46,889 --> 01:21:48,389
‫مزرعۀ پدربزرگم.

528
01:21:49,930 --> 01:21:51,347
‫مزرعۀ موهیکان.

529
01:21:56,120 --> 01:21:58,200
‫مطمئنم که اون هنوز زنده‌ست.

530
01:21:58,224 --> 01:22:09,224
« ارائه شده توسط وبسایت سینمافریک »
[ سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال ]
