WEBVTT

1
00:01:10.660 --> 00:01:17.660
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:01:17.990 --> 00:01:19.370
‫راوی: گوش به زنگ باشین،

3
00:01:19.450 --> 00:01:23.880
‫چون گرگ‌ها خیلی تغییر قیافه میدن.

4
00:01:31.800 --> 00:01:35.300
‫روزی روزگاری،
‫پسری به اسم پیتر وجود داشت.

5
00:01:35.350 --> 00:01:38.350
‫اون با پدربزرگش
‫توی کلبه‌ای زندگی می‌کرد،

6
00:01:38.390 --> 00:01:42.560
‫و دیوار سنگی بلندی
‫باغ رو احاطه می‌کرد.

7
00:01:42.640 --> 00:01:45.360
‫بیرونِ دیوار یه چمنزار...

8
00:01:45.400 --> 00:01:48.520
‫با دریاچه و درخت بلندی وجود داشت.

9
00:01:48.570 --> 00:01:54.110
‫اون سوی چمنزار،
‫جنگل تاریک و عمیقی وجود داشت.

10
00:01:54.160 --> 00:01:58.620
‫این داستان پیتر و گرگه.

11
00:02:04.420 --> 00:02:08.040
‫پرنده‌ای سبک و ظریف...

12
00:02:08.090 --> 00:02:09.920
‫با پرهای ابریشمی وجود داشت.

13
00:02:11.420 --> 00:02:19.420
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

14
00:02:48.080 --> 00:02:54.010
‫یه اردک احمق با منقاری پهن
‫و پاهای پرده‌دار بزرگ.

15
00:03:05.770 --> 00:03:06.730
‫یه پیشی ملوس.

16
00:03:06.770 --> 00:03:10.940
‫اون دلنشین ولی طمع‌کار و مغروره.

17
00:03:19.910 --> 00:03:23.160
‫گرگ خاکستریِ بزرگی هست...

18
00:03:23.240 --> 00:03:27.120
‫که پنجه و دندون‌های تیزی داره،

19
00:03:27.170 --> 00:03:29.960
‫و همیشه گرسنه‌ست.

20
00:03:41.890 --> 00:03:45.520
‫شکارچیانی هستن که
‫توی جنگل می‌گردن...

21
00:03:45.600 --> 00:03:47.940
‫و با تفنگ‌های شکاری‌شون شلیک می‌کنن.

22
00:03:57.320 --> 00:03:59.860
‫یه پدربزرگ پیر دانا هست.

23
00:03:59.950 --> 00:04:03.790
‫اون همیشه نگران پیتره.

24
00:04:13.460 --> 00:04:16.010
‫و البته، پیتر هم هست.

25
00:04:34.770 --> 00:04:37.070
‫حالا داستان از اینجا شروع می‌شه.

26
00:04:43.910 --> 00:04:44.700
‫یه روز صبح زود،

27
00:04:44.780 --> 00:04:46.540
‫وقتی پیتر از خونه بیرون اومد،

28
00:04:46.620 --> 00:04:47.870
‫دروازه رو باز کرد...

29
00:04:47.950 --> 00:04:51.420
‫و به چمنزار بزرگِ سرسبز رفت.

30
00:05:44.140 --> 00:05:45.640
‫روی شاخه‌ی یه درخت بلند...

31
00:05:45.720 --> 00:05:47.180
‫یه پرنده‌ی کوچیکِ قشنگ نشسته بود.

32
00:05:48.390 --> 00:05:50.140
‫اون با ظرافت گفت: "امروز صبح همه‌چی..."

33
00:05:50.220 --> 00:05:52.100
‫"قشنگ و سر و ساکته."

34
00:05:52.180 --> 00:05:54.100
‫اون پرنده دوستِ پیتر بود.

35
00:06:22.470 --> 00:06:24.800
‫یه فکری به سر پیتر زد.

36
00:06:32.560 --> 00:06:35.730
‫اون توی اتاق قدیمی مامانش
‫چیزی دیده بود...

37
00:06:35.810 --> 00:06:38.270
‫که به نظر عالی می‌اومد.

38
00:07:02.170 --> 00:07:05.420
‫درست همون لحظه، اردک احمق
‫کج و کوله‌وار بیرون اومد.

39
00:08:03.150 --> 00:08:05.780
‫اون خوشحال بود که دروازه
‫باز مونده،

40
00:08:05.860 --> 00:08:07.860
‫چون دریاچه‌ی عمیقی
‫توی چمنزار وجود داشت...

41
00:08:07.900 --> 00:08:10.070
‫و اون دلش می‌خواست شنا کنه.

42
00:08:22.750 --> 00:08:24.130
‫پرنده با دیدن اردک،

43
00:08:24.210 --> 00:08:27.840
‫اومد پایین و کنارش نشست.

44
00:08:40.190 --> 00:08:42.770
‫پرنده که خیلی دلنشین بود، گفت:

45
00:08:42.810 --> 00:08:46.280
‫"چه‌جور پرنده‌ای هستی که
‫نمی‌تونی پرواز کنی؟"

46
00:08:46.320 --> 00:08:49.740
‫اردک بی‌درنگ گفت:
‫"چه‌جور پرنده‌ای هستی که،"

47
00:08:49.780 --> 00:08:51.030
‫"نمی‌تونی شنا کنی؟"

48
00:08:51.700 --> 00:08:52.700
‫و با گفتن این حرف،

49
00:08:52.780 --> 00:08:55.700
‫هول هولکی به داخل دریاچه شیرجه زد.

50
00:09:28.530 --> 00:09:30.740
‫همه‌ی اینا منجر به بحث شد.

51
00:09:30.820 --> 00:09:33.200
‫اونا بحث کردن و بحث کردن.

52
00:09:33.280 --> 00:09:36.490
‫همون‌طور که اردک توی آب
‫شلپ شلوپ می‌کرد،

53
00:09:36.580 --> 00:09:39.410
‫پرنده هم به این طرف
‫و اون طرف پرواز می‌کرد.

54
00:09:52.670 --> 00:09:57.010
‫درست همون لحظه،
‫یه چیزی توجه پیتر رو جلب کرد.

55
00:09:57.640 --> 00:09:58.810
‫پیشی.

56
00:10:11.110 --> 00:10:14.910
‫پیشی داشت توی علف‌های بلند
‫پرسه می‌زد.

57
00:10:14.990 --> 00:10:17.910
‫با خودش گفت...

58
00:10:21.450 --> 00:10:23.040
‫"هوم."

59
00:10:23.080 --> 00:10:25.670
‫"اون پرنده مشغول جر و بحثه."

60
00:10:25.710 --> 00:10:28.290
‫"احتمالا الان بتونم بگیرمش."

61
00:10:34.470 --> 00:10:36.970
‫و با پنجه‌های مخملیش،

62
00:10:37.050 --> 00:10:40.390
‫پاورچین پاورچین نزدیک‌تر شد.

63
00:10:49.570 --> 00:10:51.440
‫پیتر فریاد زد: "مراقب باش!"

64
00:11:06.830 --> 00:11:09.130
‫اردک با عصبانیت
‫کواک کواک کرد...

65
00:11:14.090 --> 00:11:16.010
‫اونم از وسط دریاچه.

66
00:11:29.810 --> 00:11:32.270
‫پیشی گشت می‌زد و گشت می‌زد...

67
00:11:32.360 --> 00:11:34.990
‫و به پرنده که بالا بود نگاه کرد
‫و با خودش می‌گفت...

68
00:11:35.690 --> 00:11:37.610
‫"هوم."

69
00:11:37.700 --> 00:11:41.620
‫"یعنی ارزش بالا رفتن رو داره؟"

70
00:11:43.120 --> 00:11:46.910
‫"تا من برسم اونجا،
‫اون دیگه پرواز کرده و رفته."

71
00:11:49.000 --> 00:11:51.290
‫پدربزرگ اومد.

72
00:12:33.000 --> 00:12:35.960
‫اون اصلا دوست نداشت که پیتر
‫به چمنزار بره.

73
00:12:36.960 --> 00:12:39.670
‫پسر جون، اونجا جای تو نیست.

74
00:12:39.760 --> 00:12:42.140
‫اون با جدیت اینو گفت.

75
00:12:42.180 --> 00:12:44.260
‫تو که نمی‌دونی چی اونجاست.

76
00:12:45.100 --> 00:12:49.430
‫گرگ داره و حتی چیزهای بدتر.
‫خطرناکه.

77
00:12:49.520 --> 00:12:52.560
‫پیتر، بیکار بمون.

78
00:12:57.900 --> 00:12:59.360
‫پیتر هیچی نگفت.

79
00:13:04.410 --> 00:13:07.080
‫البته اون از گرگ‌ها نمی‌ترسید،

80
00:13:07.160 --> 00:13:10.330
‫ولی اون موقع نتونست
‫با پدربزرگش بحث کنه.

81
00:13:33.100 --> 00:13:34.900
‫"برگرد خونه."

82
00:13:34.980 --> 00:13:36.730
‫پدربزرگ اینو بهش گفت.

83
00:13:42.740 --> 00:13:45.570
‫بعدش اون دروازه رو قفل کرد.

84
00:14:10.680 --> 00:14:12.930
‫به محض رفتن پیتر،

85
00:14:13.020 --> 00:14:15.270
‫یه گرگ خاکستری بزرگ...

86
00:14:15.310 --> 00:14:18.440
‫از جنگل تاریک بیرون اومد.

87
00:15:22.340 --> 00:15:24.710
‫پیشی برگشت و گرگ رو دید.

88
00:15:26.380 --> 00:15:30.180
‫توی یه چشم بهم زدن،
‫پیشی جیم زد و رفت بالای درخت.

89
00:15:49.030 --> 00:15:51.870
‫و اردک هراسان کواک کواک کرد،

90
00:15:51.910 --> 00:15:53.030
‫ولی چون هول کرده بود،

91
00:15:53.120 --> 00:15:55.700
‫از روی نادونی
‫از دریاچه پرید بیرون.

92
00:15:55.790 --> 00:15:57.660
‫گرگ، اردک رو دید.

93
00:15:57.710 --> 00:15:59.920
‫مثل تیری به دنبالش رفت.

94
00:16:00.000 --> 00:16:01.540
‫و اردک هر چقدر زور زد...

95
00:16:01.630 --> 00:16:05.260
‫و سعی کرد سریع فرار کنه،
‫باز نتونست.

96
00:16:05.340 --> 00:16:07.550
‫گرگ حسابی در تعقیبشه،

97
00:16:07.630 --> 00:16:09.130
‫نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شه،

98
00:16:09.220 --> 00:16:11.430
‫داره بهش می‌رسه، داره بهش می‌رسه!

99
00:16:11.510 --> 00:16:14.310
‫و اردک رو می‌گیره
‫و با ولع یه لقمه‌ی چپش می‌کنه...

100
00:16:14.390 --> 00:16:19.100
‫و قورتش میده.

101
00:16:40.500 --> 00:16:44.090
‫حالا اوضاع از این قراره.

102
00:16:44.170 --> 00:16:47.800
‫پیشی بالای درخت بود
‫و روی یه شاخه نشسته بود.

103
00:16:55.470 --> 00:17:00.270
‫پرنده روی همون درخت،
‫روی یه شاخه‌ی دیگه بود...

104
00:17:00.350 --> 00:17:01.850
‫ولی خیلی به پیشی نزدیک نبود.

105
00:17:03.810 --> 00:17:06.610
‫زیاد از همدیگه خوش‌شون نمی‌اومد.

106
00:17:24.710 --> 00:17:29.300
‫گرگ زیر درخت گشت زد
‫و گشت زد،

107
00:17:29.380 --> 00:17:34.010
‫با چشم‌هایی پر از طمع
‫به جفت‌شون خیره شد،

108
00:17:34.090 --> 00:17:36.600
‫و آب دهنش راه افتاده بود.

109
00:17:44.400 --> 00:17:45.690
‫پیتر همه‌چی رو دید.

110
00:17:49.570 --> 00:17:52.950
‫با خودش فکر کرد: "پس گرگ می‌خواد
‫اونا رو بگیره."

111
00:17:54.160 --> 00:17:56.200
‫"البته نه اگه من اول گرگ رو بگیرم."

112
00:18:05.120 --> 00:18:07.540
‫"من گرگ رو به دام می‌ندازم. آره!"

113
00:18:08.590 --> 00:18:11.920
‫"من از گرگ بدِ گنده‌بک نمی‌ترسم."

114
00:18:14.340 --> 00:18:16.760
‫پس پیتر یه طناب محکم پیدا کرد...

115
00:18:16.840 --> 00:18:20.810
‫و اون‌قدر به آرومی پیچیدش...

116
00:18:20.850 --> 00:18:22.560
‫تا یه کمند درست کرد.

117
00:18:28.520 --> 00:18:30.900
‫از بین انگشت‌هاش ردش کرد...

118
00:18:30.980 --> 00:18:34.030
‫و یکی دوبار
‫سریع پرتاب کرد.

119
00:18:41.370 --> 00:18:43.540
‫بی‌سر و صدا رفت بیرون،

120
00:18:43.620 --> 00:18:47.000
‫خودش رو از روی دیوار سنگی
‫بالا کشید...

121
00:18:47.040 --> 00:18:50.920
‫و یکی از شاخه‌های درخت
‫تا اونجا اومده بود.

122
00:18:52.590 --> 00:18:56.680
‫بی‌سر و صدا از درخت بالا رفت.

123
00:19:06.140 --> 00:19:07.730
‫یواشکی به پرنده گفت:

124
00:19:08.400 --> 00:19:10.230
‫"جوجوی خوبی باش."

125
00:19:10.270 --> 00:19:13.190
‫"بپر پایین
‫و یه‌کم سر به سر گرگه بذار."

126
00:19:13.230 --> 00:19:14.570
‫"خیلی نزدیک نشو."

127
00:19:14.610 --> 00:19:18.570
‫"فقط یه مدتی
‫سرش رو گرم کن."

128
00:19:25.620 --> 00:19:29.500
‫پرنده حرفش رو گوش کرد
‫و بالای سرش بال‌بال زد...

129
00:19:29.580 --> 00:19:31.920
‫و نزدیک بود به گرگه بخوره.

130
00:19:33.420 --> 00:19:41.420
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

131
00:19:50.060 --> 00:19:52.400
‫گرگه می‌پرید بالا...

132
00:19:52.440 --> 00:19:56.610
‫و با دندون‌های تیز گنده‌اش حمله می‌کرد.

133
00:20:49.910 --> 00:20:51.500
‫پیتر خیلی آروم...

134
00:20:51.540 --> 00:20:56.000
‫طناب رو به بالای دم گرگ فرستاد.

135
00:21:10.390 --> 00:21:13.100
‫بعد با تمام زورش طناب رو کشید.

136
00:21:14.020 --> 00:21:17.610
‫آره! گرگ گیر افتاد.

137
00:21:17.690 --> 00:21:21.200
‫از دم گیر افتاد،
‫گرگه قاتی کرد،

138
00:21:21.280 --> 00:21:24.740
‫وحشیانه می‌پرید
‫و سعی می‌کرد فرار کنه.

139
00:22:05.570 --> 00:22:08.240
‫بعد پیتر انتهای طناب رو...

140
00:22:08.330 --> 00:22:09.620
‫به درخت گره زد.

141
00:22:21.170 --> 00:22:26.140
‫گرگه هر چقدر بیشتر تقلا می‌کرد،
‫طناب سفت‌تر می‌شد!

142
00:23:23.530 --> 00:23:24.820
‫پیتر گفت:

143
00:23:25.610 --> 00:23:27.530
‫"چی‌کار کنیم؟"

144
00:23:31.620 --> 00:23:35.250
‫گرگ‌ها زیاد تغییر قیافه میدن.

145
00:23:43.000 --> 00:23:47.590
‫شکارچی‌ها به دنبالِ گرگ...

146
00:23:47.680 --> 00:23:50.510
‫وارد جنگل شدن.

147
00:23:50.550 --> 00:23:55.640
‫تفنگ‌های شکاری‌شون آماده‌ی آماده بود.

148
00:24:17.750 --> 00:24:19.460
‫پیتر فریاد زد:

149
00:24:19.540 --> 00:24:20.580
‫"شلیک نکنین!"

150
00:24:20.670 --> 00:24:22.710
‫ولی شکارچی‌ها
‫صداش رو نشنیدن.

151
00:24:34.350 --> 00:24:35.600
‫دوباره فریاد زد.

152
00:24:35.680 --> 00:24:37.890
‫نزنین! تفنگ‌هاتون رو بذارین کنار.

153
00:24:37.930 --> 00:24:40.270
‫من و جوجو
‫گرگه رو گرفتیم.

154
00:25:01.790 --> 00:25:04.250
‫شکارچی‌ها از خوشحالی پریدن.

155
00:25:13.590 --> 00:25:14.930
‫اونا پز می‌دادن،

156
00:25:14.970 --> 00:25:17.850
‫ولی اصلا فکرش رو نکردن
‫که از نزدیک یه نگاهی...

157
00:25:17.930 --> 00:25:20.100
‫به گرگ داخل گونی بندازن.

158
00:25:26.440 --> 00:25:27.650
‫و بعدش...

159
00:25:32.320 --> 00:25:33.990
‫رژه‌ی پیروزی.

160
00:25:46.250 --> 00:25:47.630
‫پیتر جلو بود...

161
00:25:47.670 --> 00:25:51.970
‫و شکارچی‌ها پشت سرش
‫گرگ رو هدایت می‌کردن.

162
00:25:55.930 --> 00:25:58.470
‫و در انتهای رژه،

163
00:25:58.510 --> 00:26:01.850
‫پیشی و پدربزرگ بودن.

164
00:26:04.980 --> 00:26:09.020
‫هیچ چیز اون‌طور که اونا می‌گن نیست.

165
00:26:09.860 --> 00:26:12.490
‫قبل از این‌که شکارچی‌ها از راه برسن،

166
00:26:12.570 --> 00:26:16.740
‫پیتر و پدربزرگ گول‌شون زدن.

167
00:27:16.130 --> 00:27:19.890
‫اونی که شکارچی‌ها
‫فکر می‌کردن گرگه،

168
00:27:19.970 --> 00:27:23.060
‫اصلا گرگ نبوده.

169
00:28:05.600 --> 00:28:08.020
‫جوجو اون بالا پرواز می‌کرد.

170
00:28:08.100 --> 00:28:10.480
‫اون حسابی سرخوش بود.

171
00:28:35.170 --> 00:28:38.630
‫حالا داستان اینجا تموم می‌شه.

172
00:28:40.430 --> 00:28:45.010
‫آیا عزیزانی که از دست دادیم
‫واقعا رفتن؟

173
00:28:46.810 --> 00:28:49.180
‫اگه خوب گوش کنین،

174
00:28:49.270 --> 00:28:52.980
‫ممکنه صداشون رو بشنوین.

175
00:28:53.004 --> 00:28:57.004
استخراج و آپلود : قاسم سمنگانی

176
00:28:57.028 --> 00:29:07.028
« ارائه شده توسط وبسایت سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]

177
00:31:49.320 --> 00:31:53.240
‫راوی: چیزی برای ترسیدن
‫وجود نداره.
