WEBVTT

1
00:00:10.000 --> 00:00:19.000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:19.030 --> 00:00:23.530
‫« مقر نیروی دریایی آمریکا، سان‌فرانسیسکو »

3
00:00:25.777 --> 00:00:29.363
‫- نقشه چیه؟
‫- اگر بگم فقط گیجت می‌کنه

4
00:00:29.405 --> 00:00:32.158
‫ببین، دیگه بیشتر از این که نمی‌تونم گیج بشم

5
00:00:32.199 --> 00:00:35.036
‫استیو، ترجیح میدم جای دفاع ازت
‫محاکمه‌ت کنم

6
00:00:35.078 --> 00:00:37.830
‫- چرا؟
‫- چون بنظرم بدجوری گناهکاری

7
00:00:37.872 --> 00:00:40.083
‫خب پس، شاید بهتر باشه
‫یه وکیل دیگه پیدا کنم

8
00:00:40.124 --> 00:00:43.252
‫خب، منم چندان مشتاق نیستم
‫نیروی دریایی رو تحت فشار قرار بدم

9
00:00:43.294 --> 00:00:46.130
‫- چرا؟ از مقامات می‌ترسی؟
‫- بدتر

10
00:00:46.172 --> 00:00:47.882
احترام سرم میشه

11
00:00:47.924 --> 00:00:49.884
‫می‌دونی، گاهی فکر می‌کنم
‫نیروی دریایی یه طرح فراگیره

12
00:00:49.926 --> 00:00:52.762
‫که توسط نابغه‌ها طراحی شده
‫تا توسط احمق‌ها اجرا بشه

13
00:00:52.804 --> 00:00:55.306
‫- اینو از کجا شنیدی؟
‫- نمی‌تونم از خودم گفته باشم؟

14
00:00:55.348 --> 00:00:57.433
‫می‌تونستی نطق گتیسبورگ رو هم از خودت
‫ درآورده باشی. از کجا شنیدیش؟

15
00:00:57.475 --> 00:00:59.727
‫- یکی از جملات "تام کیفر"ه
‫- آها

16
00:00:59.769 --> 00:01:01.562
‫- تامس کیفر. دوست رمان‌نویست
‫- آره

17
00:01:01.604 --> 00:01:03.898
‫- باهوش‌ترین فرد کشتیه
‫- آره باهوشه، استیو

18
00:01:03.940 --> 00:01:05.733
‫از تمام کارهای "کوییگ" باخبره

19
00:01:06.359 --> 00:01:08.111
‫مطمئنم هست

20
00:01:11.350 --> 00:01:15.350
‫« دادگاه نظامی شورش کین »

21
00:01:16.786 --> 00:01:20.039
‫وکیل محاکمه
اتهام و جزئیاتش رو بیان می‌کنه

22
00:01:20.832 --> 00:01:23.126
‫اتهام اول، شورش

23
00:01:23.167 --> 00:01:26.754
‫تخطی از ماده‌ی 94
‫آیین‌نامه‌ی انضباطی نیروهای مسلح

24
00:01:26.796 --> 00:01:29.549
‫جزئیات: ناوبان استیون ماریک

25
00:01:29.590 --> 00:01:33.469
‫درحال انجام وظیفه به عنوان افسر اجرایی
‫بر روی "یو‌اس‌اس کین"

26
00:01:33.511 --> 00:01:38.224
‫در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫اقدام به شورش کرد

27
00:01:38.266 --> 00:01:41.936
‫ناوبان ماریک عامداً
‫و بدون اختیارات لازم

28
00:01:41.978 --> 00:01:44.397
‫و بدون دلیل موجه

29
00:01:44.438 --> 00:01:47.316
‫ناوسروان فیلیپ فرانسیس کوییگ رو
‫از پست خود برکنار کرد

30
00:01:47.358 --> 00:01:50.153
‫که در اون زمان به عنوان
‫افسر فرمانده یو‌اس‌اس کین

31
00:01:50.194 --> 00:01:51.528
‫خدمت می‌کرده

32
00:01:51.570 --> 00:01:54.323
‫و به‌صورت قانونی
درحال انجام وظیفه بوده

33
00:01:55.199 --> 00:01:56.617
‫چه ادعایی دارید؟

34
00:01:57.201 --> 00:01:58.369
‫بی‌گناهم

35
00:01:58.411 --> 00:02:00.204
‫تصریح می‌کنیم که ناوبان ماریک

36
00:02:00.246 --> 00:02:02.623
‫در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫ به عنوان افسر اجرایی

37
00:02:02.665 --> 00:02:04.375
‫یو‌اس‌اس کین درحال خدمت بوده

38
00:02:04.417 --> 00:02:08.129
‫وکیل محاکمه، می‌تونین
‫اولین شاهدتون رو فرا بخونین

39
00:02:09.045 --> 00:02:11.549
‫ناوسروان کوییگ رو فرا می‌خونم

40
00:02:13.049 --> 00:02:20.142
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

41
00:02:21.642 --> 00:02:25.104
‫آیا رسماً سوگند یاد می‌کنید
‫که شهادتتون حقیقت

42
00:02:25.146 --> 00:02:27.523
‫تمام حقیقت، و چیزی جز حقیقت نباشد؟

43
00:02:27.565 --> 00:02:29.192
‫بله

44
00:02:29.233 --> 00:02:30.693
‫بفرمایید بشینید

45
00:02:36.574 --> 00:02:38.868
‫نام، درجه و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

46
00:02:38.910 --> 00:02:42.538
‫فیلیپ فرانسیس کوییگ
‫ناوسروان نیروی دریایی ایالات متحده

47
00:02:42.580 --> 00:02:46.375
‫درحال حاضر در مقر ناوگان پنجم خدمت می‌کنم
‫و منتظر انتقالی هستم

48
00:02:47.084 --> 00:02:49.670
‫متهم رو می‌شناسید؟

49
00:02:49.711 --> 00:02:51.631
‫بله

50
00:02:51.672 --> 00:02:54.175
‫ناوبان یکم ماریک، نیروی دریایی ایالات متحده

51
00:02:54.217 --> 00:02:58.596
‫ناوسروان کوییگ، در 18 دسامبر 2022

52
00:02:58.638 --> 00:03:00.514
‫فرمانده‌ یو‌اس‌اس کین بودین؟

53
00:03:00.556 --> 00:03:02.058
‫بله، بودم

54
00:03:02.558 --> 00:03:04.810
‫کین چطور کشتی‌ایه؟

55
00:03:04.852 --> 00:03:09.023
‫خب، عنوان رسمیش "ام‌سی‌ام"ه
‫کشتی مین‌یاب

56
00:03:09.065 --> 00:03:11.108
‫و وظیفه‌ی اصلیش چیه؟

57
00:03:11.150 --> 00:03:14.528
‫خب، کین طراحی شده
‫که مین‌های دریایی رو پیدا و نابود کنه

58
00:03:14.570 --> 00:03:16.113
‫عملیات‌های مین‌روبی رو

59
00:03:16.155 --> 00:03:18.241
‫در مناطق مختلف خلیج فارس انجام میدیم

60
00:03:18.282 --> 00:03:20.493
‫بخصوص در تنگه‌ی هرمز

61
00:03:20.534 --> 00:03:24.413
‫ناوسروان، در 18 دسامبر 2022

62
00:03:24.455 --> 00:03:26.916
‫آیا از فرماندهی "کین" برکنار شدین؟

63
00:03:26.958 --> 00:03:29.001
‫بله

64
00:03:29.043 --> 00:03:30.503
‫توسط کی؟

65
00:03:30.544 --> 00:03:32.546
‫متهم، ناوبان ماریک

66
00:03:32.588 --> 00:03:35.925
‫آیا تغییر کشیک عادی بود؟

67
00:03:35.967 --> 00:03:38.886
‫نه، کاملاً غیرعادی بود

68
00:03:38.928 --> 00:03:40.763
‫چطور توصیفش می‌کنین؟

69
00:03:40.805 --> 00:03:46.060
‫خب، سخاوتمندانه‌ترین توصیفش اینه که
‫یک حادثه بود

70
00:03:46.102 --> 00:03:48.437
‫حادثه‌ای تاسف‌برانگیز ناشی از فروپاشی

71
00:03:48.479 --> 00:03:51.023
‫موقتی و تمام و کمال انضباط نظامی

72
00:03:51.065 --> 00:03:55.194
‫ناوسروان، لطفاً تمامی نکات
‫این برکناری غیرقانونی رو بیان کنید

73
00:03:56.320 --> 00:03:58.364
‫خیلی‌خب

74
00:03:58.406 --> 00:04:01.784
‫کین در تاریخ 16 دسامبر
‫از بحرین راه افتاد

75
00:04:01.826 --> 00:04:05.496
‫ماموریتمون این بود که از خلیج فارس
‫تا تنگه‌ی هرمز به دنبال مین‌ها بگردیم

76
00:04:05.538 --> 00:04:09.333
‫با از راه رسیدن طوفان
‫عملیات لغو شد

77
00:04:09.375 --> 00:04:11.669
‫و کشتی برای اجتناب از طوفان
‫شروع به حرکت کرد

78
00:04:11.711 --> 00:04:13.921
‫طوفان درحال حرکت به سمت غرب بود

79
00:04:13.963 --> 00:04:16.757
‫تاریخ و ساعت اون تغییر مسیر کی بود؟

80
00:04:16.798 --> 00:04:20.094
‫خب، اوایل صبح هجدهم بود، خانم

81
00:04:20.136 --> 00:04:22.805
‫و همونطور که گفتم، در اون ساعات
‫طوفان بسیار شدید شده بود

82
00:04:22.847 --> 00:04:24.849
‫میدان دید تقریباً به صفر رسیده بود

83
00:04:24.890 --> 00:04:28.227
‫نمی‌تونستیم کشتی‌های دیگه‌ی گروه رو ببینیم

84
00:04:28.269 --> 00:04:31.188
‫داشتیم بدون دید
‫در بارون جلو می‌رفتیم

85
00:04:31.230 --> 00:04:33.024
‫و بخاطر باد و دریا و این‌ها

86
00:04:33.065 --> 00:04:35.151
‫مجبور شدیم از موتورها
‫و سکان‌ها استفاده کنیم

87
00:04:35.192 --> 00:04:37.153
‫که بر طبق مسیر اجتناب از طوفانی
‫که دستور داده بودن پیش بریم

88
00:04:37.194 --> 00:04:39.488
‫ولی داشتیم خوب پیش می‌رفتیم

89
00:04:39.530 --> 00:04:43.159
‫ولی افسر اجراییم، از همون اوایل

90
00:04:43.200 --> 00:04:46.162
‫علائم اضطراب غیرمعمولی رو
‫ از خودش بروز داد

91
00:04:46.202 --> 00:04:48.122
‫چه علائمی بودن؟

92
00:04:48.164 --> 00:04:50.291
‫خب، به عنوان مثال
‫از همون اوایل می‌گفت...

93
00:04:50.333 --> 00:04:54.003
‫بعید می‌دونم بیشتر از نیم ساعت بعد از
‫تغییر مسیر کشتی به سمت جنوب بوده باشه...

94
00:04:54.045 --> 00:04:57.506
‫که باید بصورت مستقل
‫به سمت شمال پیش بریم

95
00:04:57.548 --> 00:04:59.592
‫چرا می‌خواست همچین کاری بکنه؟

96
00:04:59.633 --> 00:05:01.719
‫خب، برای اینکه متوجه شرایط بشین
‫طوفان داشت از سمت شرق بهمون نزدیک می‌شد

97
00:05:01.761 --> 00:05:03.346
‫ما در لبه‌ی غربیش قرار داشتیم

98
00:05:03.387 --> 00:05:06.307
‫که یعنی در جایی که بودیم
‫باد داشت از سمت شمال می‌وزید

99
00:05:06.349 --> 00:05:09.118
‫دریادار داشت هم‌جهت باد
به سمت جنوب می‌رفت

100
00:05:09.142 --> 00:05:10.811
تا از مسیر طوفان خارج بشه

101
00:05:10.853 --> 00:05:14.148
‫که مطابق تمام قواعد مرتبط با طوفان بود

102
00:05:14.190 --> 00:05:16.083
‫ولی افسر اجرایی من اصرار داشت

103
00:05:16.107 --> 00:05:18.444
‫که کشتی‌مون در خطر غرق شدن قرار داره

104
00:05:18.486 --> 00:05:20.446
‫و بهتره خلاف جهت باد پیش بریم

105
00:05:20.488 --> 00:05:23.449
‫که سمت شمال بود
‫تا بتونیم زنده بمونیم

106
00:05:23.491 --> 00:05:27.161
‫البته... وضعیت‌مون اونقدرها هم بد نبود

107
00:05:27.203 --> 00:05:29.246
‫و منظورم از اضطراب همینه

108
00:05:29.288 --> 00:05:31.165
‫چرا با رفتن به سمت شمال مخالف بودین

109
00:05:31.207 --> 00:05:33.125
‫همونطور که افسر اجراییتون پیشنهاد کرده بود؟

110
00:05:33.167 --> 00:05:35.711
‫خب، این ایده از همه‌نظر اشتباه بود

111
00:05:35.753 --> 00:05:38.137
‫خب، اولاً دستور گرفته بودم

112
00:05:38.161 --> 00:05:39.924
‫که به سمت جنوب بریم

113
00:05:39.965 --> 00:05:42.468
‫کشتیم در خطر نبود...

114
00:05:42.510 --> 00:05:44.804
‫عملکردش عادی بود

115
00:05:44.845 --> 00:05:48.641
‫اینکه در اون شرایط بخوایم
‫از گروه خارج بشیم و مستقل عمل کنیم

116
00:05:48.682 --> 00:05:50.184
‫اصلاً قابل‌قبول نیست

117
00:05:50.226 --> 00:05:52.061
‫و رفتن به سمت شمال

118
00:05:52.103 --> 00:05:54.397
‫باعث می‌شد کشتی
‫مستقیماً به سمت مرکز طوفان بره

119
00:05:54.438 --> 00:05:59.360
‫توصیه‌ای غیرمنطقی
‫و در اون شرایط عملاً خودکشی بود

120
00:05:59.402 --> 00:06:02.113
‫از اون زمان
‫تمام تصمیماتم در 18 دسامبر رو

121
00:06:02.154 --> 00:06:04.115
‫با بهترین راهبرهای کشتی
‫که می‌شناسم درمیون گذاشتم

122
00:06:04.156 --> 00:06:06.158
‫تا درجه‌ی دریابان

123
00:06:06.200 --> 00:06:10.579
‫و اجماعاً موافق هستن
‫که تنها مسیر درست در اون شرایط جنوب بوده

124
00:06:11.705 --> 00:06:14.959
‫ناوسروان، جمله‌ی آخرتون شهادت بر مسموعاته

125
00:06:15.000 --> 00:06:16.502
‫اوه، عذر... عذر می‌خوام

126
00:06:16.544 --> 00:06:18.712
‫گمونم اونجور که باید

127
00:06:18.754 --> 00:06:20.297
‫از این تمایزات حقوقی اطلاع ندارم

128
00:06:20.339 --> 00:06:22.800
‫هیچ ایرادی نداره

129
00:06:22.842 --> 00:06:25.928
‫وکیل مدافع درخواست می‌کنه که بخش
‫شهادت بر مسموعات از سوابق خط بخوره؟

130
00:06:25.970 --> 00:06:27.138
‫خیلی‌خب، درخواست می‌کنم

131
00:06:27.179 --> 00:06:29.014
‫لطفاً ادامه بدین

132
00:06:29.056 --> 00:06:32.935
‫خب، اصرار ماریک بر تغییر مسیر

133
00:06:32.976 --> 00:06:36.814
‫با بدتر شدن هوا شدیدتر شد

134
00:06:36.856 --> 00:06:38.941
‫بالاخره وقتی نگران حالش شدم

135
00:06:38.983 --> 00:06:41.068
‫که به سمت من اومد

136
00:06:41.110 --> 00:06:44.572
‫و ناگهان گفت حالم خوش نیست
‫و داره من رو از جایگاهم برکنار می‌کنه

137
00:06:44.613 --> 00:06:47.700
‫حقیقتش رو بخواین
‫باورم نمی‌شد دارم چی می‌شنوم

138
00:06:47.741 --> 00:06:49.785
‫چند لحظه طول کشید تا متوجه بشم

139
00:06:49.827 --> 00:06:52.538
‫وقتی شروع کرد
‫به داد زدن دستوراتش بر سر افسران پل فرماندهی

140
00:06:52.580 --> 00:06:55.458
‫و دستورات من رو لغو کرد

141
00:06:55.499 --> 00:06:59.795
‫تازه فهمیدم قضیه چیه

142
00:06:59.837 --> 00:07:01.547
‫ناوسروان، دلیلی به ذهنتون میاد

143
00:07:01.589 --> 00:07:04.592
‫که افسر اجراییتون رو
‫ به همچین کاری واداشته باشه؟

144
00:07:04.633 --> 00:07:06.552
‫حقیقتش رو بخواین، نه

145
00:07:06.594 --> 00:07:09.472
‫فکر نمی‌کنم ارتباطی با
‫رفتار و برخورد من داشته باشه

146
00:07:09.513 --> 00:07:13.267
‫ببینین... توی اون کشتی
‫اوضاع خیلی وحشتناک بود

147
00:07:13.267 --> 00:07:16.228
‫باد با قدرت 10 تا 12 می‌وزید
‫با صدای گوش‌خراش

148
00:07:16.270 --> 00:07:18.439
‫و امواج به بلندی کوه بودن

149
00:07:18.481 --> 00:07:21.567
‫و فشارسنج به پایین‌تر حد خودش
‫در تاریخ نیروی دریایی آمریکا رسیده بود

150
00:07:21.609 --> 00:07:24.111
‫و بدجوری افتادیم روی "رول"
‫(تاب خوردن عرضی کشتی)

151
00:07:24.111 --> 00:07:25.863
‫و واقعاً هم بد بود
‫(تاب خوردن عرضی کشتی)

152
00:07:25.905 --> 00:07:28.073
‫تجربه‌ی رول‌های زیادی
‫توی شمال اقیانوس اطلس دارم

153
00:07:28.115 --> 00:07:30.075
‫بنظرم ماریک فقط وحشت کرد

154
00:07:30.117 --> 00:07:31.785
‫همم

155
00:07:31.827 --> 00:07:34.580
‫در اون زمان کین در خطر جدی قرار داشت؟

156
00:07:34.622 --> 00:07:37.917
‫خب، نه همچین عقیده‌ای ندارم
‫نه، خانم

157
00:07:37.958 --> 00:07:41.295
‫بنظرم تونستیم به‌خوبی
‫اون رول ناجور رو کنترل کنیم

158
00:07:41.337 --> 00:07:43.536
‫مدام سعی می‌کرد با دستوراتش من رو

159
00:07:43.560 --> 00:07:45.758
‫از پل فرماندهی بیرون کنه، ولی همونجا موندم

160
00:07:45.799 --> 00:07:49.303
‫و دستوراتی بهش دادم
‫که فکر می‌کردم برای امنیت کشتی ضروریه

161
00:07:49.345 --> 00:07:53.015
‫در اون شرایط
‫فکر می‌کردم خطر اصلی

162
00:07:53.057 --> 00:07:56.018
‫ایجاد آشوب بیشتر از طرف ایشون بود

163
00:07:56.060 --> 00:08:00.022
‫و از اونجایی که کین
‫از اون طوفان به سلامت بیرون اومد

164
00:08:00.064 --> 00:08:04.985
‫اونم با وجود رفتار دیوانه‌وار
‫و بی‌سابقه‌ی افسر اجراییم

165
00:08:05.027 --> 00:08:09.532
‫بنظرم نحوه‌ی برخوردم
‫در اون شرایط اضطراری، درست بوده

166
00:08:09.573 --> 00:08:12.701
‫ماریک در زمان برکناری شما
‫هیچ دلیلی برای اختیاراتش ذکر نکرد؟

167
00:08:12.743 --> 00:08:15.079
‫اوه، زیر لب یه چیزی
‫در مورد ماده‌ی 1108 گفت

168
00:08:15.120 --> 00:08:17.122
‫در اون زمان متوجه نشدم

169
00:08:17.164 --> 00:08:20.334
‫بعدها گفت که اختیاراتش در اون شرایط

170
00:08:20.375 --> 00:08:23.796
‫بر اساس ماده‌ی 1108
قوانین نیروی دریایی بوده

171
00:08:23.837 --> 00:08:26.924
‫- و با این مواد آشنایی داشتین؟
‫- معلومه

172
00:08:26.966 --> 00:08:30.010
‫بطور کلی، چه چیزی رو بیان می‌کنن؟

173
00:08:30.052 --> 00:08:33.179
‫خب، تا جایی که اطلاع دارم
‫این امکان رو میدن

174
00:08:33.222 --> 00:08:38.769
‫که در شرایط اضطراری افسر اجرایی،
‫فرمانده رو از جایگاهش برکنار کنه

175
00:08:38.811 --> 00:08:41.981
‫در یک شرایط اضطراری بشدت نامعمول
‫که در اون فرمانده...

176
00:08:43.983 --> 00:08:48.362
‫خب، بخوام صراحتاً بگم
‫وقتی فرمانده کاملاً عقلش رو از دست داده

177
00:08:48.404 --> 00:08:51.156
‫آیا این مواد در اون وضعیت
‫به درستی استفاده شدن؟

178
00:08:51.198 --> 00:08:54.368
‫خب، من یکی از طرفین اون اتفاق هستم

179
00:08:54.410 --> 00:08:56.620
‫ولی نیازی نیست
‫حرف من رو قبول کنین

180
00:08:56.662 --> 00:08:59.456
‫داشتم با موفقیت کشتیم رو
‫از اون طوفان بیرون میاوردم

181
00:08:59.498 --> 00:09:02.251
‫و خوشبختانه، 130 شاهد برای اثباتش دارم

182
00:09:02.293 --> 00:09:04.169
‫تمام افراد اون کشتی

183
00:09:04.211 --> 00:09:06.922
‫ناوسروان، عذر می‌خوام
‫دوباره این‌کارو کردین، قربان

184
00:09:06.964 --> 00:09:09.174
‫دارین در مورد نظر دیگران شهادت میدین

185
00:09:09.216 --> 00:09:11.677
‫خب، مشخصاً کارشناس حقوقی نیستم. عذر می‌خوام

186
00:09:11.719 --> 00:09:14.972
‫جمله‌ی آخر شاهد رو
‫از سوابق خط بزنین

187
00:09:15.014 --> 00:09:17.266
‫تابحال بیماری روانی داشتین، قربان؟

188
00:09:17.641 --> 00:09:19.268
‫نه

189
00:09:19.310 --> 00:09:21.854
‫وقتی آقای ماریک شما رو برکنار کرد
‫ از هر نظر بیمار بودین؟

190
00:09:21.895 --> 00:09:23.814
‫خیر نبودم

191
00:09:23.856 --> 00:09:25.608
‫به افسر اجراییتون
‫در مورد عواقب عملش هشدار دادین؟

192
00:09:25.649 --> 00:09:28.027
‫بهش گفتم داره مرتکب
‫عمل شورش‌آمیزی میشه

193
00:09:28.068 --> 00:09:29.987
‫و چه جوابی داد؟

194
00:09:30.029 --> 00:09:32.031
‫انتظار داشت محاکمه‌ی نظامی بشه

195
00:09:32.072 --> 00:09:34.533
‫با این‌حال می‌خواست
‫کنترل کشتی رو بدست بگیره

196
00:09:36.118 --> 00:09:38.996
‫واکنش افسر عرشه
‫ناوبان سوم گرید کیث چی بود؟

197
00:09:39.038 --> 00:09:42.333
‫کیث هم به اندازه‌ی ماریک وحشت کرده بود

198
00:09:42.374 --> 00:09:43.917
‫برخورد سکان‌دار چی بود؟

199
00:09:43.958 --> 00:09:46.420
‫استیل‌ول از لحاظ احساسی
‫ نامتعادل بود و به دلایلی

200
00:09:46.462 --> 00:09:49.006
‫بشدت سرسپرده‌ی آقای کیث بود

201
00:09:49.048 --> 00:09:50.966
‫جفتشون از ماریک حمایت کردن

202
00:09:51.008 --> 00:09:53.677
‫ناوسروان کوییگ، چیز دیگه‌ای هست
‫که بخواین در رابطه با

203
00:09:53.719 --> 00:09:56.805
‫اتفاقات 18 دسامبر در کشتی کین بیان کنین؟

204
00:09:56.847 --> 00:09:58.807
‫خب، فقط اینکه...

205
00:10:00.017 --> 00:10:02.478
‫بدیهیه که خیلی در مورد این اتفاقات فکر کردم

206
00:10:02.519 --> 00:10:05.230
‫ناگوار‌ترین اتفاق در تمام حرفه‌م بوده

207
00:10:05.272 --> 00:10:08.317
‫تا جایی که اطلاع دارم
‫تنها اتفاق بحث برانگیز حرفه‌م بوده

208
00:10:10.694 --> 00:10:13.072
‫بنظرم اگر افسر عرشه

209
00:10:13.113 --> 00:10:16.241
‫کسی بجز آقای کیث نابخرد

210
00:10:16.283 --> 00:10:18.452
‫و سکان‌دار کسی بجز استیل‌ول بود

211
00:10:18.494 --> 00:10:20.329
‫هیچکدوم از این اتفاقات نمیفتاد

212
00:10:20.371 --> 00:10:25.501
‫هر افسر شایسته‌ای
‫دستورات ماریک رو رد می‌کرد

213
00:10:25.542 --> 00:10:28.128
‫و هر ملوان عادی که پشت سکان بود

214
00:10:28.170 --> 00:10:31.924
‫دستورات هر دو افسر رو نادیده می‌گرفت
‫و از من اطاعت می‌کرد

215
00:10:32.883 --> 00:10:36.345
‫از شانس بد بود
‫که این سه مرد

216
00:10:36.387 --> 00:10:38.931
‫ماریک، کیث و استیل‌ول

217
00:10:38.972 --> 00:10:42.059
‫در همچین زمان بحرانی
‫بر علیه من جمع شدن

218
00:10:43.227 --> 00:10:44.812
‫از شانس بد من بود

219
00:10:44.853 --> 00:10:47.189
‫و متاسفانه از شانس بدتر خودشون بود

220
00:10:47.231 --> 00:10:49.858
‫دادگاه می‌خواد از شاهد سوالی بپرسه

221
00:10:51.235 --> 00:10:53.195
‫ناوسروان کوییگ

222
00:10:53.237 --> 00:10:56.865
‫تمام آزمون‌های فیزیکی و روانی لازم

223
00:10:56.907 --> 00:10:59.660
‫برای ورود به آکادمی، فارغ‌التحصیلی

224
00:10:59.702 --> 00:11:01.453
‫گرفتن درجه، ارتقاء درجه و غیره رو طی کردین؟

225
00:11:01.495 --> 00:11:04.206
‫بله، قربان، 21 سال تمام

226
00:11:04.248 --> 00:11:08.210
‫آیا در سابقه‌ی پزشکی‌تون هرگونه
‫بیماری وجود داره، چه روانی چه فیزیکی؟

227
00:11:08.252 --> 00:11:10.170
‫خیر، قربان، وجود نداره

228
00:11:10.212 --> 00:11:13.257
‫آیا تابحال گزارش صلاحیت غیرقابل قبولی
‫دریافت کردین، ناوسروان کوییگ؟

229
00:11:13.298 --> 00:11:15.118
‫خیر، قربان

230
00:11:15.159 --> 00:11:17.811
‫خب، ناوسروان
‫می‌تونین دلیلی برای نظر ناوبان ماریک

231
00:11:17.836 --> 00:11:19.888
‫مبنی بر عدم ثبات روانی‌تون ذکر کنین؟

232
00:11:19.930 --> 00:11:22.141
‫تنها چیزی که می‌تونم بگم، قربان

233
00:11:22.182 --> 00:11:24.694
‫اینه که فرماندهی کشتی بشدت...

234
00:11:24.718 --> 00:11:27.229
‫بی‌نظم و کثیفی به من داده شد

235
00:11:27.271 --> 00:11:32.151
‫و این بیانگر ایراد افسری
‫که جایگزینش شدم نیست

236
00:11:32.192 --> 00:11:34.570
‫کین ماموریتی یک‌ سال و نیمه
‫و دشوار رو پشت سر گذاشته بود

237
00:11:34.611 --> 00:11:36.822
‫و قابل درک بود

238
00:11:36.864 --> 00:11:40.673
‫با این‌وجود، برای امنیت اون کشتی و خدمه‌ش

239
00:11:40.697 --> 00:11:42.828
‫باید وضعیتش اصلاح می‌شد

240
00:11:42.870 --> 00:11:45.038
‫و اقدامات سختگیرانه‌ی زیادی انجام دادم

241
00:11:45.080 --> 00:11:48.751
‫و ناوبان ماریک اصلاً و ابداً
‫با من موافق نبود

242
00:11:48.792 --> 00:11:52.504
‫که "کین" باید دوباره
‫تبدیل به یک کشتی منظم بشه

243
00:11:54.506 --> 00:11:57.593
‫خب، شاید...

244
00:11:57.634 --> 00:12:00.846
‫شاید فکر می‌کرد دیوونه شدم
‫که مدام دارم تلاش می‌کنم

245
00:12:00.888 --> 00:12:05.392
‫خب، کل ماجرا همین بود، قربان

246
00:12:05.434 --> 00:12:08.187
‫- ممنونم
‫- شاهد در اختیار شماست

247
00:12:08.228 --> 00:12:10.939
‫ناوسروان کوییگ، می‌خوام ازتون بپرسم

248
00:12:10.981 --> 00:12:14.777
‫تابحال عبارت "زردک پیر" به گوشتون خورده؟

249
00:12:16.487 --> 00:12:18.906
‫مربوط به چیه؟

250
00:12:18.947 --> 00:12:20.616
‫مربوط به زردک پیره، قربان

251
00:12:22.951 --> 00:12:24.703
‫نه، نشنیدم

252
00:12:24.745 --> 00:12:27.623
‫اطلاع نداشتین که تمام افسرهای "کین"

253
00:12:27.664 --> 00:12:30.375
‫دائماً شما رو "زردک پیر" صدا می‌زدن؟

254
00:12:30.417 --> 00:12:33.462
‫به این سوال اعتراض دارم
‫سوال گستاخانه‌ای نسبت به شاهده

255
00:12:33.504 --> 00:12:36.465
‫وکیل مدافع گرین‌والد
‫چه توضیحی برای همچین سوالی دارن؟

256
00:12:36.507 --> 00:12:38.300
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫لقب زردک پیر

257
00:12:38.342 --> 00:12:39.968
‫که توسط افسرهای "کین" استفاده می‌شده

258
00:12:40.010 --> 00:12:43.138
‫به موضوع صلاحیت روانی ایشون مربوطه

259
00:12:43.180 --> 00:12:48.060
‫قبل از تصمیم‌گیری، دادگاه می‌خواد
‫به وکیل مدافع هشدار بده

260
00:12:49.019 --> 00:12:52.481
‫این پرونده‌ی بشدت غیرمعمول و حساسیه

261
00:12:52.523 --> 00:12:54.483
‫آبرو و حرفه‌ی یک افسر

262
00:12:54.525 --> 00:12:59.488
‫با 21 سال سابقه‌ی نظامی درخشان وسطه

263
00:12:59.530 --> 00:13:02.074
‫وکیل مدافع باید مسئولیت کامل

264
00:13:02.115 --> 00:13:03.784
‫روند این پرونده رو به عهده بگیره

265
00:13:06.620 --> 00:13:08.789
‫در رابطه با سوال اخیرشون

266
00:13:09.915 --> 00:13:12.501
‫اعتراض وکیل محاکمه وارد نیست

267
00:13:13.418 --> 00:13:16.088
‫تقریرنویس دادگاه
‫سوال رو تکرار می‌کنه

268
00:13:16.129 --> 00:13:18.674
‫"پس اطلاع نداشتین که تمام افسرهای کین"

269
00:13:18.715 --> 00:13:21.301
‫"دائماً شما رو "زردک پیر" صدا می‌زدن؟"

270
00:13:25.222 --> 00:13:27.349
‫خیر اطلاع نداشتم

271
00:13:27.391 --> 00:13:29.768
‫سوال دیگه‌ای ندارم

272
00:13:29.810 --> 00:13:31.353
‫فعلاً

273
00:13:31.395 --> 00:13:34.690
‫ناوسروان کوییگ بعداً
‫به عنوان شاهد متهم فراخونده میشه

274
00:13:35.357 --> 00:13:37.025
‫به عنوان شاهد متهم؟

275
00:13:37.067 --> 00:13:38.777
‫بله، قربان

276
00:13:40.404 --> 00:13:42.573
‫می‌تونین تشریف ببرید
‫بعداً دوباره فراخونده میشین

277
00:13:43.365 --> 00:13:44.700
‫ممنونم، قربان

278
00:13:44.741 --> 00:13:46.869
‫ناوبان یکم تامس کیفر فراخونده میشه

279
00:13:51.707 --> 00:13:53.833
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

280
00:13:53.876 --> 00:13:55.878
‫تامس کیفر، ناوبان یکم
نیروی دریایی ایالات متحده

281
00:13:55.919 --> 00:13:58.213
‫افسر ارتباطی یو‌اس‌اس کین

282
00:13:58.255 --> 00:14:00.757
‫اگر متهم رو می‌شناسین
‫اسمش رو بیان کنید

283
00:14:00.799 --> 00:14:04.052
‫ناوبان یکم استیو ماریک
‫افسر اجرایی کین

284
00:14:04.094 --> 00:14:06.430
‫در زندگی غیرنظامی، شغلتون چیه؟

285
00:14:06.471 --> 00:14:08.348
‫نویسنده‌م

286
00:14:08.390 --> 00:14:10.767
‫و تابحال آثارتون چاپ شدن؟

287
00:14:10.809 --> 00:14:14.479
‫چند تا از داستان‌های کوتاهم
‫ چاپ شدن، بله خانم

288
00:14:14.521 --> 00:14:18.775
‫در حین خدمت
‫در اوقات فراغتتون هم می‌نویسین؟

289
00:14:18.817 --> 00:14:21.653
‫بله، نصف یک رمان جنگی رو تمام کردم

290
00:14:21.695 --> 00:14:23.488
‫و اسم این رمان چیه؟

291
00:14:23.530 --> 00:14:25.782
‫انبوه و انبوه

292
00:14:25.824 --> 00:14:28.493
‫و آیا این رمان، با وجود نیمه‌تمام بودن

293
00:14:28.535 --> 00:14:30.996
‫اخیراً توسط ناشری پذیرفته شده؟

294
00:14:31.038 --> 00:14:32.414
‫بله

295
00:14:33.624 --> 00:14:35.333
‫خب، ناوبان کیفر

296
00:14:35.375 --> 00:14:37.920
‫آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022 در "کین"

297
00:14:37.961 --> 00:14:40.172
‫- در همین سمت خدمت می‌کردین؟
‫- بله

298
00:14:40.213 --> 00:14:42.424
‫ناوسروان کوییگ در اون تاریخ
‫از فرماندهیش برکنار شد؟

299
00:14:42.466 --> 00:14:44.009
‫- بله
‫- توسط کی؟

300
00:14:44.051 --> 00:14:45.594
‫افسر اجرایی

301
00:14:45.636 --> 00:14:47.763
‫توضیح بدین چطور فهمیدین
‫که ناوسروان برکنار شده

302
00:14:47.804 --> 00:14:52.392
‫خب، آقای ماریک به تمام افسرها
‫ اطلاع داد که به پل فرماندهی بیان

303
00:14:52.434 --> 00:14:54.845
‫وقتی به اونجا رسیدیم
‫بهمون گفت که ناوسروان ناخوش‌احواله

304
00:14:54.869 --> 00:14:56.355
‫و ایشون فرماندهی رو به‌دست گرفته

305
00:14:56.396 --> 00:15:00.359
‫ناوسروان کوییگ هیچگونه علائم ظاهری
‫مبنی بر ناخوش‌احوال بودن نشون می‌داد؟

306
00:15:00.400 --> 00:15:02.110
‫ببینین، در اوج طوفان...

307
00:15:02.152 --> 00:15:04.446
‫- هذیان می‌گفت یا از دهنش کف درمیومد یا...؟
‫- نه، نه

308
00:15:04.488 --> 00:15:07.282
‫- حالش از ناوبان کیث بدتر بنظر میومد؟
‫- نه

309
00:15:07.324 --> 00:15:08.742
‫- یا ماریک
‫- نه

310
00:15:08.784 --> 00:15:12.287
‫همه‌مون خسته، خیس‌آب و داغون بودیم

311
00:15:12.329 --> 00:15:15.165
‫آقای کیفر، آیا هیچ تلاشی کردین
‫که آقای ماریک رو قانع کنید

312
00:15:15.207 --> 00:15:16.833
‫که فرماندهی رو به آقای کوییگ برگردونه؟

313
00:15:16.875 --> 00:15:18.627
‫نه، نکردم

314
00:15:18.669 --> 00:15:20.504
‫جدیت اون لحظه رو درک نکردین؟

315
00:15:20.545 --> 00:15:21.797
‫کاملاً کردم

316
00:15:21.838 --> 00:15:23.840
‫پس چرا هیچ اقدامی برای اصلاحش انجام ندادین؟

317
00:15:23.882 --> 00:15:27.010
‫وقتی ناوسروان برکنار شد حضور نداشتم

318
00:15:27.052 --> 00:15:29.888
‫فرماندهی بطور کامل دست ماریک بود
‫تمام کشتی از دستوراتش پیروی می‌کرد

319
00:15:29.930 --> 00:15:32.432
‫فکر کردم که، برای امنیت کشتی

320
00:15:32.474 --> 00:15:34.851
‫بهترین راهم اینه که
‫از دستوراتش پیروی کنم

321
00:15:34.893 --> 00:15:36.853
‫آقای کیفر، آیا در دوره‌ای که ناوسروان کوییگ

322
00:15:36.895 --> 00:15:39.356
‫ فرماندهی رو بر عهده داشت
‫در کین حضور داشتین؟

323
00:15:39.398 --> 00:15:43.110
‫- بله، بودم
‫- آیا اثری از جنون در ایشون دیدین؟

324
00:15:43.151 --> 00:15:45.779
‫نمی‌تونم به این سوال جواب بدم
‫از اونجایی که روان‌پزشک نیستم

325
00:15:45.821 --> 00:15:47.906
‫تابحال شد فکر کنین
‫که شاید ایشون دیوانه باشه؟

326
00:15:47.948 --> 00:15:49.825
‫اعتراض دارم

327
00:15:49.866 --> 00:15:53.161
‫شاهد متخصص نیست
‫ و نظر شخصی مدرک محسوب نمیشه

328
00:15:53.203 --> 00:15:54.746
‫سوال رو پس می‌گیرم

329
00:15:54.788 --> 00:15:58.166
‫آقای کیفر، آیا قبل از 18 دسامبر

330
00:15:58.208 --> 00:16:01.586
‫مطلع شده بودین که ماریک
‫به سلامت روانی کوییگ شک کرده باشه؟

331
00:16:01.628 --> 00:16:04.339
‫- بله، شدم
‫- توصیف کنین چطور مطلع شدین

332
00:16:04.381 --> 00:16:05.799
‫خب، بذارین ببینم

333
00:16:05.841 --> 00:16:08.552
‫دو... دو هفته قبل از طوفان

334
00:16:08.593 --> 00:16:10.637
‫ماریک یک گزارش پزشکی بهم نشون داد

335
00:16:10.679 --> 00:16:13.265
‫که از رفتارهای ناوسروان کوییگ تهیه کرده بود

336
00:16:13.306 --> 00:16:16.768
‫ازم خواست همراهش برم
‫تا موقعیت رو...

337
00:16:16.810 --> 00:16:19.021
‫به دریابد ویلیامز
‫فرمانده‌ی ناوگان پنجم گزارش کنیم

338
00:16:19.062 --> 00:16:21.440
‫و قبول کردین همراهش برید؟

339
00:16:21.481 --> 00:16:23.066
‫- بله، قبول کردم
‫- چرا؟

340
00:16:23.108 --> 00:16:25.360
‫افسر مافوق و همچنین دوست صمیمیم بود

341
00:16:25.402 --> 00:16:29.197
‫آیا باور داشتین که گزارش ماریک
‫برکناری کوییگ از فرماندهی رو توجیه می‌کنه؟

342
00:16:29.239 --> 00:16:30.824
‫نه. نه

343
00:16:30.866 --> 00:16:32.826
‫به محض اینکه سوار کشتی دریابد ویلیامز شدیم

344
00:16:32.868 --> 00:16:35.912
‫با تمام قدرتی که می‌تونستم بهش گفتم
‫که از نظر من

345
00:16:35.954 --> 00:16:38.582
‫گزارش همچین عملی رو توجیه نمی‌کنه

346
00:16:38.623 --> 00:16:42.335
‫- پاسخش چی بود؟
‫- بعد از بحث طولانی، بهم گفت...

347
00:16:42.377 --> 00:16:44.597
‫بعد از بحث طولانی...

348
00:16:44.621 --> 00:16:46.840
‫توصیه‌ی من رو قبول کرد

349
00:16:46.882 --> 00:16:48.759
‫به "کین" برگشتیم

350
00:16:48.800 --> 00:16:52.888
‫دو هفته بعد که ناوسروان رو برکنار کرد
‫غافلگیر شدین؟

351
00:16:53.930 --> 00:16:55.223
‫بهت‌زده شدم

352
00:16:56.099 --> 00:16:58.602
‫با این تصمیم مشکلی نداشتین، آقای کیفر؟

353
00:16:59.352 --> 00:17:01.146
‫بشدت آشفته شدم

354
00:17:01.188 --> 00:17:03.982
‫فکر می‌کردم که در بهترین حالت
‫دچار سختی‌های زیادی میشه

355
00:17:04.024 --> 00:17:07.819
‫بنظرم شرایطی وحشتناک بود
‫و اشتباه کرده بود

356
00:17:08.612 --> 00:17:10.155
‫سوال دیگه‌ای ندارم

357
00:17:10.197 --> 00:17:11.614
‫سوالی ندارم

358
00:17:11.656 --> 00:17:14.200
‫وکیل مدافع قصد داره
‫این شاهد رو در آینده

359
00:17:14.242 --> 00:17:15.202
‫فرا بخونه؟

360
00:17:15.243 --> 00:17:16.828
‫خیر، قربان

361
00:17:16.870 --> 00:17:20.040
‫هیچ سوالی از این شاهد بشدت موثر ندارین؟

362
00:17:20.082 --> 00:17:21.166
‫نه، قربان

363
00:17:23.001 --> 00:17:25.087
‫دادگاه از شاهد سوال می‌پرسه

364
00:17:26.295 --> 00:17:27.546
‫آقای کیفر...

365
00:17:27.589 --> 00:17:30.967
‫خب، در رابطه با این گزارش پزشکی

366
00:17:31.009 --> 00:17:33.887
‫حقایقی که در اون وجود داشت
‫که ناوبان ماریک رو قانع کرد

367
00:17:33.929 --> 00:17:36.348
‫که باید شرایط ناوسروان رو
‫به دریابد ویلیامز گزارش بده

368
00:17:36.389 --> 00:17:37.682
‫شما رو قانع نکرد

369
00:17:37.724 --> 00:17:39.434
‫- درسته؟
‫- بله قانع نکردن، قربان

370
00:17:39.476 --> 00:17:41.228
‫چرا؟

371
00:17:41.269 --> 00:17:44.147
‫قربان، چیزی نیست که یک شخص غیرحرفه‌ای
‫بتونه با قطعیت در موردش نظر بده

372
00:17:44.189 --> 00:17:46.858
‫گفتین دوست صمیمی آقای ماریک هستین

373
00:17:46.900 --> 00:17:48.485
‫بله، قربان

374
00:17:48.527 --> 00:17:51.279
‫خب، یکی از چیزهایی
‫که این دادگاه می‌خواد مشخص کنه

375
00:17:51.321 --> 00:17:54.616
‫اینه که آیا شرایط موجهی
‫برای اعمالش وجود داشته یا خیر

376
00:17:54.658 --> 00:17:56.618
‫آیا این گزارش پزشکی بهتون نشون می‌داد

377
00:17:56.660 --> 00:17:59.788
‫که ناوسروان کوییگ
‫افسری کاملاً عادی و شایسته‌ایه؟

378
00:17:59.830 --> 00:18:02.040
‫قربان، با وجود عدم تخصصم عرض می‌کنم

379
00:18:02.082 --> 00:18:04.108
‫همیشه اینطور فکر می‌کردم

380
00:18:04.132 --> 00:18:06.837
‫که مشکل روانی... یک موضوع نسبیه

381
00:18:06.878 --> 00:18:09.422
‫ناوسروان کوییگ
‫شخص بشدت سختگیری بود

382
00:18:09.464 --> 00:18:12.592
‫و شدیداً پیگیر کوچک‌ترین مسائل بود

383
00:18:12.634 --> 00:18:16.555
‫متقاعد کردنشون چندان ساده نبود

384
00:18:16.596 --> 00:18:19.683
‫و چندین مورد بود که حس می‌کردم
‫زیادی واکنش سختی نشون داده

385
00:18:19.724 --> 00:18:22.435
‫و زمان زیادی رو
‫صرف مسائل ناچیز کرده

386
00:18:22.477 --> 00:18:24.855
‫خیلی ناخوشایند بودن

387
00:18:24.896 --> 00:18:27.473
‫ولی اینکه از این نتیجه گرفته بشه

388
00:18:27.497 --> 00:18:28.942
‫که ناوسروان روانیه

389
00:18:28.984 --> 00:18:31.528
‫نه، نه، حقیقتش لازم ‌دیدم

390
00:18:31.570 --> 00:18:33.780
‫که به ماریک هشدار بدم این‌کارو نکنه

391
00:18:34.990 --> 00:18:37.450
‫اسم، درجه و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

392
00:18:39.119 --> 00:18:42.581
‫جونیوس اوربن، دستیار افسر عرشه
‫مهناوی سوم نیروی دریایی ایالات متحده

393
00:18:42.622 --> 00:18:44.624
‫در یو‌اس‌اس کین

394
00:18:46.585 --> 00:18:48.670
‫متهم رو می‌شناسی؟

395
00:18:49.504 --> 00:18:50.755
‫بله خانم؟

396
00:18:50.797 --> 00:18:53.008
‫متهم رو می‌شناسی؟

397
00:18:54.551 --> 00:18:55.969
‫خانم؟

398
00:18:57.137 --> 00:19:00.640
‫افسری که پشت میز نشسته رو می‌شناسی؟

399
00:19:01.641 --> 00:19:04.269
‫کدوم یکی؟ دو نفرن

400
00:19:04.311 --> 00:19:06.605
‫اونی که می‌شناسی رو بگو

401
00:19:07.439 --> 00:19:09.149
‫افسر اجراییه

402
00:19:09.191 --> 00:19:11.151
‫اسمش چیه؟

403
00:19:11.193 --> 00:19:12.694
‫آقای ماریک

404
00:19:12.736 --> 00:19:14.988
‫افسر اجرایی چیه؟

405
00:19:15.780 --> 00:19:17.032
‫کشتی

406
00:19:17.073 --> 00:19:20.368
‫- اسم کشتی چیه؟
‫- کین

407
00:19:20.410 --> 00:19:22.996
‫- ممنونم
‫- شرمنده

408
00:19:23.038 --> 00:19:25.749
‫اوربن، در 18 دسامبر 2022

409
00:19:25.790 --> 00:19:28.001
‫در کین با همین سمت خدمت می‌کردی؟

410
00:19:28.043 --> 00:19:30.295
‫همون روز اتفاقه؟

411
00:19:30.337 --> 00:19:32.464
‫کدوم اتفاق؟

412
00:19:32.505 --> 00:19:34.216
‫نمی‌دونم

413
00:19:34.257 --> 00:19:37.010
‫بله، روز وقوع طوفانه

414
00:19:37.052 --> 00:19:39.221
‫بله. توی... توی کشتی بودم

415
00:19:40.388 --> 00:19:41.890
‫وقتی ماریک ناوسروان کوییگ رو

416
00:19:41.932 --> 00:19:44.559
‫از فرماندهی برکنار کرد، توی پل فرماندهی بودی؟

417
00:19:44.601 --> 00:19:46.102
‫بله

418
00:19:46.144 --> 00:19:48.146
‫دیگه کی توی پل فرماندهی حضور داشت؟

419
00:19:48.188 --> 00:19:53.777
‫خب، ناوسروان بود و... آقای ماریک

420
00:19:54.611 --> 00:19:55.904
‫خب؟

421
00:19:55.946 --> 00:19:57.822
‫سکان‌دار

422
00:19:57.864 --> 00:19:59.991
‫- اسمش چیه؟
‫- استیل‌ول

423
00:20:00.033 --> 00:20:01.076
‫دیگه کی؟

424
00:20:01.117 --> 00:20:02.702
‫- افسر عرشه
‫- اسم اون چی بود؟

425
00:20:02.744 --> 00:20:04.037
‫آقای کیث

426
00:20:04.079 --> 00:20:06.456
‫توی پل فرماندهی چیکار می‌کردی؟

427
00:20:06.498 --> 00:20:08.750
‫سر کشیک بودم

428
00:20:08.792 --> 00:20:11.002
‫اوربن، به بیان خودت توصیف کن

429
00:20:11.044 --> 00:20:13.755
‫که ناوبان چطوری
‫ناوسروان رو برکنار کرد

430
00:20:16.383 --> 00:20:17.926
‫گفت...

431
00:20:18.802 --> 00:20:21.596
‫"برکنارتون می‌کنم"، خانم

432
00:20:21.638 --> 00:20:23.932
‫در اون زمان چه اتفاقی در جریان بود؟

433
00:20:23.974 --> 00:20:27.143
‫خب، کشتی بدجور توی رول بود
‫طوفان دهن سرویس‌کنی بود

434
00:20:28.144 --> 00:20:30.563
‫اوربن، تمام اتفاقاتی که در 10 دقیقه

435
00:20:30.605 --> 00:20:32.830
‫قبل از برکناری ناوسروان کوییگ

436
00:20:32.854 --> 00:20:34.693
‫اتفاق افتاد رو توصیف کن

437
00:20:34.734 --> 00:20:37.612
‫خب، همونطور که گفتم

438
00:20:37.654 --> 00:20:40.115
‫کشتی بدجوری افتاده بود توی رول

439
00:20:41.241 --> 00:20:42.784
‫همین؟

440
00:20:42.826 --> 00:20:45.745
‫ناوسروان چیزی گفت؟
‫افسر اجرایی حرفی زد؟

441
00:20:45.787 --> 00:20:47.622
‫افسر عرشه حرفی زد؟

442
00:20:47.664 --> 00:20:50.292
‫یا کشتی 10 دقیقه
‫در سکوت کامل رول می‌خورد؟

443
00:20:50.333 --> 00:20:52.460
‫خب، خانم
‫طوفان بود

444
00:20:52.502 --> 00:20:57.090
‫مهناوی اوربن، قسم خوردین حقیقت رو بگین

445
00:20:57.132 --> 00:20:58.800
‫خب...

446
00:21:00.135 --> 00:21:03.722
‫فکر کنم ناوسروان می‌خواست بریم شمال

447
00:21:03.763 --> 00:21:05.974
‫و افسر اجرایی می‌خواست بریم جنوب

448
00:21:06.016 --> 00:21:08.226
‫یا برعکس، یا همچین چیزی

449
00:21:08.268 --> 00:21:10.437
‫چرا ناوسروان می‌خواست بره جنوب؟

450
00:21:10.478 --> 00:21:12.439
‫- نمی‌دونم
‫- چرا افسر اجرایی می‌خواست بره شمال؟

451
00:21:12.480 --> 00:21:15.233
‫خانم، من یه مهناوی سوم بیشتر نیستم

452
00:21:15.275 --> 00:21:18.069
‫- رفتار ناوسروان دیوانه‌وار بود؟
‫- نه

453
00:21:18.111 --> 00:21:19.738
‫- افسر اجرایی بنظر وحشت‌زده میومد؟
‫- نه

454
00:21:19.779 --> 00:21:21.323
‫- ناوسروان چطور؟
‫- نه

455
00:21:21.364 --> 00:21:22.907
‫کسی بنظر وحشت‌زده میومد؟

456
00:21:23.992 --> 00:21:26.995
‫من... من عین سگ وحشت کرده بودم

457
00:21:27.704 --> 00:21:29.622
‫عذر می‌خوام، قربان

458
00:21:29.664 --> 00:21:33.460
‫ولی ناوسروان اون صبح
‫به هیچ عنوان رفتارش دیوانه‌وار نبود، درسته؟

459
00:21:33.501 --> 00:21:36.296
‫- ناوسروان مثل همیشه بود
‫- رفتارش دیوانه‌وار بود یا عاقلانه، اوربن؟

460
00:21:36.338 --> 00:21:38.506
‫عاقل بود

461
00:21:38.548 --> 00:21:40.842
‫تا جایی که می‌دونم

462
00:21:40.884 --> 00:21:43.845
‫مهناوی اوربن، چند سالته؟

463
00:21:43.887 --> 00:21:46.431
‫- بیست سال
‫- سطح تحصیلاتت در چه حده؟

464
00:21:46.473 --> 00:21:49.559
‫دیپلم... دیپلم دبیرستان دارم

465
00:21:49.601 --> 00:21:52.020
‫تمام حقیقت رو اینجا گفتی

466
00:21:52.062 --> 00:21:53.772
‫یا نگفتی؟

467
00:21:55.398 --> 00:22:00.236
‫قربان، یک سرباز کشیک

468
00:22:00.278 --> 00:22:03.990
‫نباید به بحث‌های بین
‫ناوسروان و افسر اجرایی گوش کنه

469
00:22:04.699 --> 00:22:06.242
‫خودت از ناوسروان خوشت میاد؟

470
00:22:07.452 --> 00:22:09.079
‫آره، ازش خوشم میومد، قربان

471
00:22:09.120 --> 00:22:11.581
‫سوالاتتون رو ادامه بدین

472
00:22:11.623 --> 00:22:13.333
‫سوال دیگه‌ای ندارم

473
00:22:13.375 --> 00:22:16.252
‫مهناوی اوربن، آیا در کین حضور داشتی

474
00:22:16.294 --> 00:22:18.380
‫وقتی کشتی کابل یدک‌کش خودش رو پاره کرد؟

475
00:22:18.421 --> 00:22:20.173
‫بله... بله قربان

476
00:22:20.215 --> 00:22:23.009
‫- و در اون زمان داشتی چیکار می‌کردی؟
‫- داشتم...

477
00:22:23.051 --> 00:22:27.055
‫خب، ناوسروان داشت با داد و بیداد
‫منو از پل فرماندهی می‌انداخت بیرون، قربان

478
00:22:27.097 --> 00:22:29.391
‫- بابت چی؟
‫- لبه‌ی پیرهنم بیرون بود

479
00:22:29.432 --> 00:22:32.560
‫ناوسروان در مورد لبه‌ی پیرهن‌ها
‫خیلی سخت‌گیر بود؟

480
00:22:32.602 --> 00:22:35.313
‫بله، قربان. در مورد
‫لبه‌ی پیرهن‌ها خیلی سخت‌گیر بود

481
00:22:35.355 --> 00:22:37.232
‫و وقتی داشت لبه‌ی پیرهن تو رو توصیف می‌کرد

482
00:22:37.273 --> 00:22:39.234
‫کشتی یک دور کامل خورد

483
00:22:39.275 --> 00:22:41.027
‫و از روی کابل یدک‌کش خودش رد شد

484
00:22:41.069 --> 00:22:43.238
‫- این اتفاقیه که افتاد؟
‫- به این سوالات اعتراض دارم

485
00:22:43.279 --> 00:22:45.407
‫وکیل شاهد رو با سوالات جهت‌دار گول زده

486
00:22:45.448 --> 00:22:48.159
‫که اظهار کنه کین
‫کابل یدک‌کش خودش رو پاره کرده

487
00:22:48.201 --> 00:22:51.246
‫مسئله‌ای که در سوالات بنده
‫بهش پرداخته نشده

488
00:22:51.287 --> 00:22:53.248
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫ شاهد بیان کرده

489
00:22:53.289 --> 00:22:55.208
‫که تابحال ندیده ناوسروان
‫کار دیوانه‌واری انجام بده

490
00:22:55.250 --> 00:22:57.585
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫خلاف این نکته رو ثابت کنم

491
00:22:57.627 --> 00:23:01.506
‫وکیل مدافع این فرصت رو داره که بعداً
شهادتی مستقیم مبنی بر این موضوع بگیره

492
00:23:01.548 --> 00:23:03.466
‫اعتراض وارده

493
00:23:03.508 --> 00:23:06.928
‫سوالات تا این لحظه
‫از سوابق خط می‌خوره

494
00:23:08.263 --> 00:23:10.890
‫اوربن، شخصیت پارانوئید یعنی چی؟

495
00:23:10.932 --> 00:23:12.475
‫- ها؟
‫- شخصیت پارانوئید

496
00:23:12.517 --> 00:23:14.185
‫- چیه؟
‫- بله قربان؟

497
00:23:14.227 --> 00:23:16.563
‫اگر یک شخص روان‌پریش رو دیدی
‫ تشخیصش میدی؟

498
00:23:16.604 --> 00:23:17.939
‫- من؟
‫- نیازی نیست

499
00:23:17.981 --> 00:23:20.066
‫ سوال دیگه‌ای ندارم. ممنون

500
00:23:20.108 --> 00:23:22.277
‫مهناوی اوربن

501
00:23:22.318 --> 00:23:25.864
‫با هیچکس در مورد شهادتت
‫در این دادگاه صحبت نمی‌کنی، متوجه شدی؟

502
00:23:25.905 --> 00:23:28.283
‫کی، قربان؟ من، قربان؟

503
00:23:28.700 --> 00:23:29.701
‫نه، قربان

504
00:23:29.742 --> 00:23:31.494
‫شاهد می‌تونه بره

505
00:23:32.120 --> 00:23:33.621
‫ممنونم، قربان

506
00:23:37.417 --> 00:23:39.627
‫می‌بینم که وکیل محاکمه می‌خواد

507
00:23:39.669 --> 00:23:41.754
‫دوازده نفر از خدمه‌ی کین رو احضار کنه

508
00:23:41.796 --> 00:23:43.256
‫- بله؟
‫- بله، درسته

509
00:23:43.298 --> 00:23:45.258
‫و هدف اینه که
‫شهادت اوربن رو تایید کنین

510
00:23:45.300 --> 00:23:47.385
‫که هیچکس تابحال ندیده
‫ناوسروان کار دیوانه‌واری انجام بده

511
00:23:47.427 --> 00:23:49.971
‫- بله هدف همینه
‫- باشه، قبول می‌کنم

512
00:23:50.013 --> 00:23:52.307
‫قبول می‌کنم که همه‌شون
‫شهادت اوربن رو تایید می‌کنن

513
00:23:52.348 --> 00:23:57.479
‫اگر توام قبول کنی که هیچکدومشون بهتر از
‫ اوربن نمی‌فهمن آدم پارانوئید یعنی چی

514
00:23:57.520 --> 00:23:59.939
‫بله، با این شروط قبول می‌کنم، قربان

515
00:23:59.981 --> 00:24:02.358
‫- خیلی‌خب
‫- ناوبان، چیز سنگینی رو قبول کردی

516
00:24:02.400 --> 00:24:05.445
‫و با اجازه‌تون، قربان
‫قبولش می‌کنم

517
00:24:05.487 --> 00:24:07.322
‫خب...

518
00:24:07.363 --> 00:24:10.825
‫آقای گرین‌والد، درسته که
‫دادرس دادگاه نظامی شما رو به عنوان

519
00:24:10.867 --> 00:24:12.243
‫وکیل مدافع انتخاب کرده؟

520
00:24:12.285 --> 00:24:13.620
‫بله، قربان

521
00:24:13.661 --> 00:24:16.039
‫- کی انتخاب شدی؟
‫- چهار روز قبل، قربان

522
00:24:16.080 --> 00:24:18.446
‫حس می‌کنی وقت کافی داشتی
‫ دفاعیاتت رو آماده کنی؟

523
00:24:18.470 --> 00:24:19.250
‫بله قربان

524
00:24:19.292 --> 00:24:21.294
‫با میل خودت
‫این مسئولیت رو قبول کردی؟

525
00:24:21.336 --> 00:24:23.379
‫قربان، ناوبان گرین‌والد به درخواست

526
00:24:23.421 --> 00:24:25.632
‫دادرس این مسئولیت رو قبول کرد

527
00:24:26.925 --> 00:24:30.428
‫- می‌بینم که خلبان نیروی دریایی هستی
‫- بله، قربان

528
00:24:30.470 --> 00:24:33.431
‫- با چی پرواز می‌کنی؟
‫- عمدتاً اف/ای-18 سوپر هورنت، قربان

529
00:24:33.473 --> 00:24:36.351
‫- چرا الان پرواز نمی‌کنی؟
‫- مرخصی پزشکی دارم، قربان

530
00:24:36.392 --> 00:24:39.270
‫- چرا؟
‫- مجبور شدم از هواپیمای آسیب‌دیده اجکت کنم

531
00:24:39.312 --> 00:24:40.980
‫که اینطور

532
00:24:41.022 --> 00:24:44.234
‫- فرصت داشتی وکالت کنی؟
‫- یکم، قربان

533
00:24:46.736 --> 00:24:48.488
‫ناوبان ماریک

534
00:24:48.530 --> 00:24:50.532
‫بله، قربان

535
00:24:50.573 --> 00:24:52.951
‫می‌خوام بدونم از نحوه‌ی عملکرد
‫ وکیلت راضی هستی یا نه

536
00:24:52.992 --> 00:24:55.537
‫قربان، اگر این سوال رو جواب بده
‫بر اساس اعتماد کورکورانه‌ست

537
00:24:55.578 --> 00:24:57.997
‫میشه یک لحظه با موکلم
‫ خصوصی صحبت کنم؟

538
00:25:01.000 --> 00:25:02.126
‫دو دقیقه

539
00:25:02.168 --> 00:25:03.545
‫بیا بریم

540
00:25:04.003 --> 00:25:05.380
‫ممنونم

541
00:25:07.173 --> 00:25:09.467
‫خب، می‌خوای از شرم خلاص بشی؟

542
00:25:10.510 --> 00:25:12.011
‫نمی‌دونم

543
00:25:13.096 --> 00:25:15.390
‫بنظرم الان دیگه درهرحال دهنم سرویسه

544
00:25:15.431 --> 00:25:17.392
‫پونزده سال توی زندان نظامی؟

545
00:25:17.433 --> 00:25:19.227
‫اوهوم

546
00:25:20.770 --> 00:25:23.565
‫یک چیزو بهم بگو
‫چرا از تام سوالی نپرسیدی؟

547
00:25:23.606 --> 00:25:25.900
‫وقت ندارم همه‌چیو بهت بگم

548
00:25:25.942 --> 00:25:28.611
‫- تام کیفر همه‌ی کارهای ناوسروان رو می‌دونه
‫- مطمئنم همینطوره

549
00:25:28.653 --> 00:25:30.530
‫اگر حاضر نبود حرف بزنه
‫وظیفه‌ی توئه از زیر زبونش بکشی

550
00:25:30.572 --> 00:25:32.657
‫- مگه نیست؟
‫- متوجه نیستی

551
00:25:32.699 --> 00:25:34.450
‫نه، متوجه نیستم چیکار داری می‌کنی
‫در این شکی نیست

552
00:25:34.492 --> 00:25:35.952
‫- می‌خوام این پرونده رو جلو ببرم
‫- چرا؟

553
00:25:35.994 --> 00:25:37.662
‫- چون می‌خوام توش پیروز بشم
‫- چرا؟

554
00:25:37.704 --> 00:25:39.581
‫همین کافی نیست؟

555
00:25:39.622 --> 00:25:41.291
‫قبلش گفتی ترجیح میدی
‫محاکمه‌م کنی تا ازم دفاع کنی

556
00:25:41.332 --> 00:25:43.042
‫شاید این روش عجیبت
‫برای محاکمه‌ی منه

557
00:25:43.084 --> 00:25:46.212
‫استیو، بادقت گوش کن چی میگم

558
00:25:46.254 --> 00:25:49.007
‫- شریک‌جرم کردن کیفر به ضرر خودته
‫- چی؟

559
00:25:49.048 --> 00:25:52.385
‫دو حروم‌زاده‌ی ناراضی
‫به جای یک افسر اجرایی قهرمان

560
00:25:52.427 --> 00:25:55.680
‫با یک افسر اجرایی قهرمان، یه شانسی دارم

561
00:25:55.722 --> 00:25:59.017
‫اثبات کردن همین
‫تنها شانست برای پیروز شدنه

562
00:26:05.106 --> 00:26:07.567
‫برای ثبت در سوابق
‫دادگاه از متهم می‌پرسه

563
00:26:07.609 --> 00:26:10.028
‫آیا از وکیلت راضی هستی؟

564
00:26:11.696 --> 00:26:13.573
‫راضی هستم، قربان

565
00:26:13.615 --> 00:26:16.451
‫- دادگاه دوباره این مسئله رو باز نمی‌کنه
‫- متوجهم، قربان

566
00:26:16.492 --> 00:26:19.120
‫از ناوبان گرین‌والد راضی هستم

567
00:26:19.162 --> 00:26:21.748
‫ادامه بده، ناوسروان شلی

568
00:26:22.707 --> 00:26:24.292
‫ناوبان کیث رو فرا می‌خونم

569
00:26:33.509 --> 00:26:35.470
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

570
00:26:35.511 --> 00:26:38.598
‫ویلیس کیث، ناوبان سوم
‫ نیروی دریایی ایالات متحده

571
00:26:38.640 --> 00:26:40.725
‫دستیار افسر ارتباطات در یو‌اس‌اس کین

572
00:26:40.767 --> 00:26:43.227
‫آقای کیث، آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022

573
00:26:43.269 --> 00:26:45.438
‫افسر عرشه‌ی کین بودی؟

574
00:26:45.480 --> 00:26:46.856
‫بله

575
00:26:46.898 --> 00:26:49.567
‫آیا ناوسروان در اون تاریخ
‫از فرماندهیش برکنار شد؟

576
00:26:49.609 --> 00:26:50.652
‫بله، خانم

577
00:26:50.693 --> 00:26:52.236
‫می‌دونی چرا افسر اجرایی

578
00:26:52.278 --> 00:26:53.655
‫- ناوسروان رو برکنار کرد؟
‫- بله

579
00:26:53.696 --> 00:26:56.783
‫ناوسروان کوییگ کنترل خودش رو از دست داد

580
00:26:56.824 --> 00:26:59.577
‫و کشتی بشدت در خطر غرق شدن قرار داشت

581
00:27:00.662 --> 00:27:02.246
‫چند سال روی دریا خدمت کردی، ناوبان؟

582
00:27:02.288 --> 00:27:04.207
‫یک سال و سه ماه

583
00:27:04.248 --> 00:27:06.250
‫می‌دونی ناوسروان کوییگ
‫چند سال در دریا خدمت کرده؟

584
00:27:06.292 --> 00:27:08.211
‫گمونم حدوداً 17 سال

585
00:27:08.252 --> 00:27:10.171
‫کدوم یکی از شما
‫بهتر می‌تونه تشخیص بده

586
00:27:10.213 --> 00:27:12.757
‫که کشتی داره غرق میشه یا نه؟

587
00:27:12.799 --> 00:27:14.801
‫من، خانم

588
00:27:14.842 --> 00:27:17.387
‫اگر من حواسم سر جاشه
‫و ناوسروان کوییگ نیست

589
00:27:17.428 --> 00:27:19.263
‫خب، از کجا می‌دونی
‫ایشون حواسش سرجاش نبوده؟

590
00:27:19.305 --> 00:27:21.516
‫در صبح 18 دسامبر نبود

591
00:27:21.557 --> 00:27:24.686
‫- عه. آیا پزشکی یا روان‌پزشکی خوندی؟
‫- نه

592
00:27:24.727 --> 00:27:29.148
‫آیا ناوسروان هذیان می‌گفت یا از دهنش
‫کف میومد یا حرکات دیوانه‌وار انجام می‌داد؟

593
00:27:29.190 --> 00:27:32.944
‫نه، نه
‫ولی کاری که کرد همینقدر بد بود

594
00:27:32.985 --> 00:27:34.112
‫میشه توضیح بدی چه کاری بوده؟

595
00:27:34.153 --> 00:27:36.364
‫دستوراتش مبهم بود

596
00:27:36.406 --> 00:27:39.826
‫اصرار داشت به سمت جنوب بریم اونم وقتی
‫باد 145 کیلومتر در ساعت پشتمون می‌وزید

597
00:27:39.867 --> 00:27:42.578
‫با همچین باد قدرتمندی پشت کشتی
‫نمی‌شد کشتی رو کنترل کرد

598
00:27:42.620 --> 00:27:45.748
‫به عنوان یک
‫راهبر کشتی حرفه‌ای این رو میگین؟

599
00:27:45.790 --> 00:27:49.168
‫خب، استیو ماریک اینطور فکر می‌کرد
‫و ایشون راهبر کشتی خبره‌ایه

600
00:27:49.210 --> 00:27:53.840
‫تا قبل از 18 دسامبر
‫کاملاً به ناوسروانت وفادار بودی یا خیر؟

601
00:27:53.881 --> 00:27:58.678
‫در برخی موارد معدود
‫با ناوسروان کوییگ مخالفت می‌کردم

602
00:27:58.720 --> 00:28:00.722
‫در چه موارد معدودی مخالفت می‌کردی؟

603
00:28:00.763 --> 00:28:03.141
‫وقتی ناوسروان با افرادش بدرفتاری می‌کرد
‫جلوشون درمیومدم

604
00:28:03.182 --> 00:28:04.851
‫ناوسروان کی با افرادش بدرفتاری کرده؟

605
00:28:04.892 --> 00:28:07.979
‫خب، به عنوان مثال مرتباً
‫مسئول تسلیحات مهناوی دوم استیل‌ول رو

606
00:28:08.020 --> 00:28:09.897
‫مورد آزار و اذیت قرار می‌داد

607
00:28:09.939 --> 00:28:12.024
‫از چه نظر؟

608
00:28:12.066 --> 00:28:15.111
‫اول، بخاطر کتاب خوندن سر کشیک
خروجش از کشتی رو به مدت 6 ماه ممنوع کرد

609
00:28:15.153 --> 00:28:18.030
‫در دسامبر 2021 وقتی برگشتیم آمریکا
‫بهش اجازه‌ی مرخصی نداد

610
00:28:18.072 --> 00:28:22.910
‫بیچاره داشت پیام‌های ناشناسی
‫در مورد خیانت زنش دریافت می‌کرد

611
00:28:22.952 --> 00:28:26.080
‫ماریک به استیل‌ول
‫مرخصی اضطراری 72 ساعته داد

612
00:28:26.122 --> 00:28:27.915
‫چند ساعت بعد از پایان مرخصیش برگشت...

613
00:28:27.957 --> 00:28:31.836
‫صبر کن، صبر کن
‫گفتی ماریک به استیل‌ول مرخصی داد

614
00:28:33.546 --> 00:28:35.965
‫ماریک می‌دونست ناوسروان
‫درخواست مرخصی استیل‌ول رو رد کرده؟

615
00:28:36.007 --> 00:28:37.842
‫بله

616
00:28:37.884 --> 00:28:41.220
‫ماریک قبل از دادن این مرخصی
‫ با ناوسروان هماهنگ کرد؟

617
00:28:41.262 --> 00:28:43.181
‫نه...

618
00:28:43.222 --> 00:28:45.683
‫یعنی داری شهادت میدی، آقای کیث

619
00:28:45.725 --> 00:28:48.895
‫که ماریک عامداً از دستورات ناوسروانش
‫سرپیچی کرده بوده؟

620
00:28:50.980 --> 00:28:52.398
‫خب...

621
00:28:53.775 --> 00:28:57.737
‫آخه... راستش تقصیر خودم بود

622
00:28:57.779 --> 00:28:59.739
‫چون التماسش کردم. اونم...

623
00:28:59.781 --> 00:29:02.033
‫آقای کیث، حالا شهادتت رو داریم

624
00:29:02.074 --> 00:29:04.035
‫که شما و استیل‌ول و ماریک

625
00:29:04.076 --> 00:29:06.913
‫یک سال کامل قبل از
‫طوفان 18 دسامبر همدستی کردین

626
00:29:06.954 --> 00:29:10.374
‫که از دستورات مستقیم
‫ افسر ارشدتون سرپیچی کنین

627
00:29:10.416 --> 00:29:12.877
‫حالا، لطفاً به دادگاه بگو

628
00:29:12.919 --> 00:29:16.631
‫که چه موارد بدرفتاری دیگه‌ای رو شاهد بودی؟

629
00:29:18.257 --> 00:29:20.134
‫دسترسی اینترنت رو به مدت 6 ماه قطع کرد

630
00:29:20.176 --> 00:29:22.845
‫چون اشتباهی
برای نمایش فیلم دعوت نشده بود

631
00:29:22.887 --> 00:29:26.098
‫وسط موج گرما
‫استفاده از آب رو محدود کرد

632
00:29:26.140 --> 00:29:29.310
‫چون می‌گفت افراد زیادی آب مصرف می‌کنن
‫و باید درس بگیرن

633
00:29:29.352 --> 00:29:34.398
‫آیا ناوسروان قانون یا مجازاتی وضع کرد
‫که از نظر قانونی مجاز نباشه؟

634
00:29:35.608 --> 00:29:38.152
‫هیچوقت کاری نکرد
‫که از نظر قانونی غیرمجاز باشه

635
00:29:38.194 --> 00:29:40.571
‫از ناوسروان خوشت نمیاد، مگه نه ناوبان؟

636
00:29:40.613 --> 00:29:42.532
‫اوه، خوشم میومد
‫اولش خوشم میومد

637
00:29:42.573 --> 00:29:44.283
‫- خیلی زیاد
‫- اوهوم

638
00:29:44.325 --> 00:29:47.036
‫ولی کم‌کم متوجه شدم

639
00:29:47.078 --> 00:29:49.789
‫که آدمی مستبد، حقیر و بشدت فاقد صلاحیته

640
00:29:49.831 --> 00:29:52.250
‫فکر می‌کردی دیوانه هم هست؟

641
00:29:52.291 --> 00:29:54.293
‫تا روز طوفان اینطور فکر نمی‌کردم

642
00:29:54.335 --> 00:29:57.088
‫خیلی‌خب
‫به روز طوفان می‌رسیم

643
00:29:57.129 --> 00:29:58.965
‫آیا تصمیمت برای اطاعت از ماریک

644
00:29:59.006 --> 00:30:01.634
‫بر این اساس بود که
‫ناوسروان دیوانه شده؟

645
00:30:01.676 --> 00:30:04.846
‫یا بر اساس نفرتت
‫از ناوسروان کوییگ بود؟

646
00:30:06.472 --> 00:30:11.519
‫آخه... طرز فکرم در اون زمان رو
‫ به خاطر نمیارم

647
00:30:12.186 --> 00:30:13.771
‫سوال دیگه‌ای ندارم

648
00:30:13.813 --> 00:30:16.941
‫آقای کیث، گفتی که
‫از ناوسروان کوییگ خوشت نمیومده، درسته؟

649
00:30:16.983 --> 00:30:18.943
‫بله ازش خوشم نمیومد

650
00:30:18.985 --> 00:30:21.696
‫- و تمام دلایلت رو بیان کردی؟
‫- به هیچ عنوان

651
00:30:21.737 --> 00:30:24.282
‫خیلی‌خب، پس لطفاً
‫بقیه‌ی دلایلت رو بیان کن

652
00:30:24.323 --> 00:30:27.285
‫خب، به عنوان نمونه
‫هزار دلار از من اخاذی کرد

653
00:30:27.326 --> 00:30:29.370
‫اعتراض دارم

654
00:30:29.412 --> 00:30:31.998
‫موضوع این پرونده این نیست که
‫ناوسروان کوییگ افسر نمونه‌ای بوده یا نه

655
00:30:32.039 --> 00:30:33.875
‫موضوع اینه که در 18 دسامبر
‫دیوانه بوده یا نه

656
00:30:33.916 --> 00:30:36.002
‫وکیل مدافع هیچ سوالی
‫در این مورد نپرسیده

657
00:30:36.043 --> 00:30:38.546
‫خب، با اجازه‌ی دادگاه
‫این مستقیماً با صلاحیت

658
00:30:38.588 --> 00:30:40.715
‫ناوسروان کوییگ برای
‫فرماندهی یک ناو نظامی ارتباط داره

659
00:30:40.756 --> 00:30:43.092
‫و هدفش چیزی جز مشخص کردن دلایل کیث

660
00:30:43.134 --> 00:30:45.428
‫برای بیزاری از افسر ارشدش نیست

661
00:30:45.469 --> 00:30:49.390
‫موضوعی که توسط وکیل محاکمه
‫اون هم با تلاش بسیار

662
00:30:49.432 --> 00:30:51.976
‫در سوالاتش مطرح شد

663
00:30:53.436 --> 00:30:55.062
‫اعتراض وارد نیست

664
00:30:56.606 --> 00:31:00.776
‫آقای کیث، می‌تونی
‫ این اخاذی ادعایی رو توصیف کنی؟

665
00:31:00.818 --> 00:31:04.614
‫خب، دسامبر سال گذشته
‫در بندر دوحه‌ی قطر بود

666
00:31:04.655 --> 00:31:07.783
‫ناوسروان یک جعبه داشت

667
00:31:07.825 --> 00:31:09.690
‫یک جعبه‌ی بزرگ پر از
‫ویسکی قاچاق داشت

668
00:31:09.714 --> 00:31:11.078
‫که می‌خواست دزدکی وارد کشتی کنه

669
00:31:11.120 --> 00:31:12.914
‫من رو به عنوان افسر قایق انتخاب کرد

670
00:31:12.955 --> 00:31:15.708
‫و گروهی از افراد مشغول بار زدن جعبه شدن

671
00:31:15.750 --> 00:31:17.919
‫بشدت سنگین بود

672
00:31:17.960 --> 00:31:20.672
‫و ناوسروان کوییگ...

673
00:31:20.696 --> 00:31:22.548
‫هیجان‌زده شد

674
00:31:22.590 --> 00:31:25.843
‫و یک مشت دستورات متناقض رو فریاد زد

675
00:31:25.885 --> 00:31:28.179
‫ملوان‌ها عصبی شدن
‫جعبه رو انداختن توی آب

676
00:31:28.220 --> 00:31:31.599
‫مثل سنگ غرق شد
‫و من هزار دلار ضرر کردم

677
00:31:31.641 --> 00:31:33.684
‫نه، منظورت اینه که
‫ناوسروان هزار دلار ضرر کرد

678
00:31:33.726 --> 00:31:36.062
‫نه، نه، نه، قربان. من ضرر کردم

679
00:31:36.103 --> 00:31:38.230
‫ناوسروان بهم گفت که مسئولیتش با من بوده

680
00:31:38.272 --> 00:31:40.441
‫چون من افسر قایق و مسئول بار زدن بودم

681
00:31:40.483 --> 00:31:43.611
‫و ازم پرسید می‌خوام چطوری جبرانش کنم

682
00:31:43.653 --> 00:31:45.279
‫قرار بود فرداش برم مرخصی

683
00:31:45.321 --> 00:31:48.616
‫دوست‌دخترم با پرواز
‫از نیویورک اومده بود کنارم باشه

684
00:31:48.658 --> 00:31:50.409
‫برای همین رفتم پیش ناوسروان

685
00:31:50.451 --> 00:31:53.621
‫بابت حماقتم عذرخواهی کردم

686
00:31:53.663 --> 00:31:56.248
‫و پیشنهاد دادم پول جعبه رو بهش بدم

687
00:31:56.290 --> 00:31:59.752
‫پولم رو گرفت و برگه‌ی مرخصیم رو امضا کرد

688
00:32:01.003 --> 00:32:03.798
‫چه دلایل دیگه‌ای برای بیزاری
‫از ناوسروان کوییگ داری؟

689
00:32:03.839 --> 00:32:05.508
‫خب، دلیل اصلیم
‫برای بیزاری از ناوسروان کوییگ

690
00:32:05.549 --> 00:32:07.802
‫بزدلیش در مواقع خطرناک بود

691
00:32:07.843 --> 00:32:08.803
‫اعتراض دارم!

692
00:32:08.844 --> 00:32:10.054
‫وکیل مدافع دارن

693
00:32:10.096 --> 00:32:12.348
‫مسائلی رو بیان می‌کنن
‫که در سوالات مطرح نشده

694
00:32:12.390 --> 00:32:13.786
‫داره شاهد رو به سمتی هدایت می‌کنه

695
00:32:13.810 --> 00:32:16.060
‫که بطرز غیرمسئولانه‌ای به
‫افسر نیروی دریایی تهمت بزنه

696
00:32:16.102 --> 00:32:18.938
‫با اجازه‌ی دادگاه
‫بیزاری شاهد از ناوسروان کوییگ

697
00:32:18.980 --> 00:32:21.440
‫نه تنها در سوالات مطرح شده

698
00:32:21.482 --> 00:32:23.776
‫بلکه نکته‌ی اصلی مطرح شده بود

699
00:32:23.818 --> 00:32:27.822
‫شاهد اعتراف کرد
‫که هیچ اطلاعی از روان‌پزشکی نداره

700
00:32:28.614 --> 00:32:30.241
‫کارهایی که ناوسروان کوییگ انجام داده

701
00:32:30.282 --> 00:32:33.327
‫که باعث شده شاهد
‫با وجود عدم اطلاعش، از ایشون بیزار بشه

702
00:32:33.369 --> 00:32:36.122
‫ممکنه درواقع اعمال بی‌اختیار
‫یک مرد مریض بوده باشه

703
00:32:36.163 --> 00:32:39.250
‫با کمال احترام
‫اعتراض شدید خودم رو اعلام می‌کنم، قربان

704
00:32:39.291 --> 00:32:42.503
‫بذارین به همه یادآوری کنم

705
00:32:42.545 --> 00:32:45.673
‫که جدیت موضوعات این سوالات

706
00:32:45.715 --> 00:32:47.925
‫و معانی اون‌ها در چه حده

707
00:32:48.884 --> 00:32:51.345
‫از اولین روزهای خدمتمون

708
00:32:51.387 --> 00:32:54.849
‫بدترین اتهامی که میشه
‫به افسر نیروی دریایی زد

709
00:32:54.890 --> 00:32:57.685
‫بخصوص افسر فرمانده یک ناو

710
00:32:57.727 --> 00:33:00.485
‫اینه که در موارد وقوع خطر
‫نسبت به کشتی یا خدمه‌ش

711
00:33:00.509 --> 00:33:03.290
‫از خودش بزدلی یا سهل‌انگاری نشون میده

712
00:33:03.858 --> 00:33:05.818
‫همین‌جا به وکیل مدافع
‫و شاهد هشدار میدم

713
00:33:05.860 --> 00:33:09.864
‫که دارن مسائل خطرناک
‫و بی‌سابقه‌ای رو بازگو می‌کنن

714
00:33:11.073 --> 00:33:13.159
‫دادگاه به وکیل مدافع این فرصت رو میده

715
00:33:13.200 --> 00:33:15.494
‫که سوالش رو از سوابق پس بگیره

716
00:33:16.829 --> 00:33:19.248
‫سوالم رو پس نمی‌گیرم، قربان

717
00:33:19.290 --> 00:33:21.333
‫ناوبان کیث

718
00:33:21.375 --> 00:33:24.754
‫فرصت این رو داری
‫که جواب‌هات رو پس بگیری یا تغییر بدی

719
00:33:24.795 --> 00:33:27.173
‫سر حرف‌هایی که زدم می‌مونم، قربان

720
00:33:27.923 --> 00:33:29.842
‫خیلی‌خب

721
00:33:29.884 --> 00:33:33.012
‫از نظر دادگاه، سوال مرتبط با
سوالات وکیل محاکمه‌ست

722
00:33:33.054 --> 00:33:35.973
‫و پاسخ مقتضی بوده

723
00:33:36.015 --> 00:33:38.851
‫اعتراض وکیل محاکمه وارد نیست

724
00:33:38.893 --> 00:33:41.062
‫آقای کیث، میشه توصیف کنی
‫چه زمانی و در کجا

725
00:33:41.103 --> 00:33:44.231
‫ناوسروان این فرار از خطر رو نشون داده؟

726
00:33:44.273 --> 00:33:48.652
‫خب، گمونم بدترین موردش
‫در یک عملیات مین‌روبی

727
00:33:48.694 --> 00:33:50.237
‫در تنگه‌ی هرمز بود

728
00:33:50.279 --> 00:33:52.239
‫همینطوری لقب "زردک پیر" رو گرفت

729
00:33:52.281 --> 00:33:54.742
‫و این لقب، "زردک پیر"
‫معناش چیه؟

730
00:33:54.784 --> 00:33:56.911
‫خب، بزدلی، معلومه

731
00:33:56.952 --> 00:33:59.705
‫بخاطر نشانه‌ی جوهر زردی
‫که انداخت توی آب

732
00:33:59.747 --> 00:34:02.875
‫توصیف کن. این اتفاق مربوط به
‫لقب "زردک" رو برامون توصیف کن، لطفاً

733
00:34:02.917 --> 00:34:04.919
‫شخصاً در اون زمان توی پل فرماندهی نبودم

734
00:34:04.960 --> 00:34:07.046
‫- بعداً قضیه‌ش رو شنیدم...
‫- اوه! اعتراض دارم

735
00:34:07.088 --> 00:34:08.345
‫وکیل مدافع واقعاً انتظار داره

736
00:34:08.369 --> 00:34:10.590
‫این شهادت بر مسموعات توهین‌آمیز رو
‫ وارد سوابق کنه؟

737
00:34:10.633 --> 00:34:12.802
‫سوالم رو پس می‌گیرم، باشه؟

738
00:34:12.843 --> 00:34:16.847
‫به‌زودی شهادت مستقیم در مورد
‫ اتفاق مربوط به "زردک" رو ارائه می‌کنیم

739
00:34:16.889 --> 00:34:19.642
‫سوال و پاسخ رو از سوابق خط بزن

740
00:34:19.682 --> 00:34:21.852
‫موارد بزدلی که شخصاً

741
00:34:21.894 --> 00:34:24.271
‫شاهدش بودی رو توصیف کن، آقای کیث

742
00:34:25.189 --> 00:34:28.108
‫هربار موقعیت دشواری پیش میومد

743
00:34:28.150 --> 00:34:31.362
‫ناوسروان کوییگ همیشه گوشه‌ی پل فرماندهی
‫به‌دور از تمام اتفاقات پیدا می‌شد

744
00:34:31.403 --> 00:34:35.449
‫- وقتی افسر عرشه بودم ده‌ها بار دیدم
‫- ممنونم

745
00:34:35.490 --> 00:34:37.617
‫سوال دیگه‌ای ندارم

746
00:34:37.660 --> 00:34:40.913
‫آقای کیث، آیا ناوسروان کوییگ

747
00:34:40.954 --> 00:34:42.695
‫تابحال بخاطر هرکدوم از

748
00:34:42.719 --> 00:34:45.416
‫رفتارهای غیرحرفه‌ای ادعایی که توصیف کردی

749
00:34:45.459 --> 00:34:46.918
‫توسط مقامات بالاتر

750
00:34:46.942 --> 00:34:49.463
‫هدف اتهام یا تحقیقات بوده؟

751
00:34:49.505 --> 00:34:50.881
‫نه

752
00:34:50.923 --> 00:34:53.134
‫می‌تونی هرگونه سوابق رسمی رو نام ببری

753
00:34:53.175 --> 00:34:56.428
‫که هرکدوم از این
‫داستان‌های خیالی و توهین‌آمیزی

754
00:34:56.470 --> 00:34:58.639
‫که با راهنمایی‌های وکیل مدافع

755
00:34:58.681 --> 00:35:00.641
‫تعریف می‌کردی رو اثبات کنن؟

756
00:35:00.683 --> 00:35:02.351
‫سوابق رسمی؟ نه

757
00:35:02.393 --> 00:35:04.895
‫آقای کیث، آیا با قطعیت می‌دونی

758
00:35:04.937 --> 00:35:08.274
‫که جعبه‌ای که در دریا افتاد
‫محتوی مشروب قاچاق بوده؟

759
00:35:08.315 --> 00:35:10.276
‫همه می‌دونن

760
00:35:10.317 --> 00:35:12.069
‫همه می‌دونن

761
00:35:12.111 --> 00:35:14.613
‫- شخصاً مشروبی توی جعبه دیدی؟
‫- نه

762
00:35:14.655 --> 00:35:18.701
‫می‌تونی یک نفر رو نام ببری که شهادت بده
‫توی جعبه مشروب دیده؟

763
00:35:18.742 --> 00:35:21.745
‫- طبیعتاً توی این مورد محتاط بوده
‫- خیلی‌خب، پس یک نفر هم نبوده

764
00:35:21.787 --> 00:35:25.124
‫آخه... نمی‌دونم...
‫ نمی‌دونم کی می‌تونسته دیده باشتش

765
00:35:25.916 --> 00:35:27.209
‫آقای کیث، شهادت دادی

766
00:35:27.251 --> 00:35:29.336
‫که از ناوسروان کوییگ خوشت نمیاد

767
00:35:29.378 --> 00:35:32.339
‫تمام شایعات بر ضد ایشون رو
‫ به عنوان حقیقت بیان می‌کنی

768
00:35:32.381 --> 00:35:36.010
‫و داری تحت سوگند
‫اتهامات بشدت غیرمسئولانه‌ای به ایشون می‌زنی

769
00:35:36.051 --> 00:35:37.845
‫حقیقت بی‌پرده‌ی شهادتتون
‫ همین نیست، آقای کیث؟

770
00:35:37.887 --> 00:35:39.930
‫حتی یک‌بار هم دروغ نگفتم

771
00:35:39.972 --> 00:35:42.266
‫آقای کیث، صبح روزی
‫که ناوسروان از فرماندهی برکنار شد

772
00:35:42.308 --> 00:35:44.685
‫واقعاً فکر می‌کردی دیوونه شده؟

773
00:35:45.644 --> 00:35:47.354
‫قبلاً که گفتم

774
00:35:47.396 --> 00:35:50.691
‫نمی‌تونم با قطعیت بگم
‫طرز فکر خودم یا شرایط روانی ایشون چطور بوده

775
00:35:51.734 --> 00:35:53.694
‫سوال دیگه‌ای ندارم

776
00:35:57.364 --> 00:35:59.033
‫ناخدا سادرد رو فرا می‌خونم

777
00:36:04.330 --> 00:36:07.291
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

778
00:36:07.333 --> 00:36:08.876
‫رندالف سادرد

779
00:36:08.918 --> 00:36:12.171
‫ناخدا، نیروی دریایی ایالات متحده
‫افسر عملیاتی، ناوگان پنجم

780
00:36:12.213 --> 00:36:13.881
‫اطلاع دارید که به عنوان متخصص در راهبری

781
00:36:13.923 --> 00:36:15.466
‫کشتی کلاس "اونجر" احضار شدین؟

782
00:36:15.507 --> 00:36:16.842
‫بله

783
00:36:16.884 --> 00:36:18.260
‫سابقه‌تون رو بیان کنید

784
00:36:18.302 --> 00:36:20.763
‫حدوداً 20 سال در ناوهای جنگی کوچک‌تر

785
00:36:20.804 --> 00:36:22.473
‫ده سال در فرماندهی انواع مدل‌ها

786
00:36:22.514 --> 00:36:25.476
‫از جمله کشتی‌هایی در سطح
‫ناوشکن‌های موشک‌انداز

787
00:36:25.517 --> 00:36:29.146
‫برای اطلاع همه‌ی افراد دادگاه
‫میشه با نقشه‌ی "مدرک الف"

788
00:36:29.188 --> 00:36:32.858
‫نشون بدین موقعیت کین
‫در زمان مواجهه با طوفان کجا بوده؟

789
00:36:33.734 --> 00:36:37.613
‫کین تقریباً اینجا بوده

790
00:36:37.655 --> 00:36:41.742
‫طوفان از شمال شرقی
‫به سمت جنوب غربی می‌رفته

791
00:36:41.784 --> 00:36:43.786
‫ناوهای گروه عملیاتی به سمت جنوب رفتن

792
00:36:43.827 --> 00:36:45.663
‫تا سعی کنن از طوفان جلو بیفتن

793
00:36:45.704 --> 00:36:48.707
‫کین، در موقعیتش
‫در بخش راست گروه

794
00:36:48.749 --> 00:36:50.209
‫شرایطش از همه بدتر بود

795
00:36:50.251 --> 00:36:52.920
‫به جای حرکت
‫با بادی که از پشت می‌وزه

796
00:36:52.962 --> 00:36:56.757
‫به سمت شمال
‫و به سمت جهت باد چرخید و گیر افتاد

797
00:36:56.799 --> 00:37:00.678
‫در اون روز در تنگه
‫شرایط به این شکل بوده

798
00:37:00.719 --> 00:37:02.680
‫ممنونم، ناخدا
‫می‌تونید بشینید

799
00:37:02.721 --> 00:37:04.682
‫وکیل محاکمه، می‌تونین ادامه بدین

800
00:37:04.723 --> 00:37:06.183
‫ممنونم

801
00:37:07.351 --> 00:37:10.938
‫ناخدا، فرضاً بگیریم

802
00:37:10.980 --> 00:37:13.524
‫که شما ناخدای اون ناو هستین

803
00:37:13.565 --> 00:37:16.151
‫یک طوفان درحال حرکت به سمت غرب
‫بدون هیچ هشداری پدیدار میشه

804
00:37:16.193 --> 00:37:18.279
‫و شما دقیقاً سر راهش قرار دارین

805
00:37:18.320 --> 00:37:20.030
‫باد مدام شدیدتر میشه

806
00:37:20.072 --> 00:37:22.574
‫جهتش از سمت شمال می‌وزه

807
00:37:22.616 --> 00:37:26.829
‫کمی بعد شدت بادهاتون 10 تا 12
‫و موج‌هاتون به اندازه‌ی کوه میشن

808
00:37:26.870 --> 00:37:29.498
‫تحت این شرایط
‫چیکار می‌کنین؟

809
00:37:29.540 --> 00:37:31.875
‫خب، از روش مرسوم نیروی دریایی

810
00:37:31.917 --> 00:37:34.253
‫به اسم "زدن به چاک" استفاده می‌کنم

811
00:37:34.295 --> 00:37:36.130
‫و چطوری این‌کار رو می‌کنین، ناخدا؟

812
00:37:36.171 --> 00:37:38.299
‫خب، عملاً قاعده سرانگشتیه

813
00:37:38.340 --> 00:37:40.467
‫میگین بادی که از شمال
‫می‌وزه 90 گره سرعت داره

814
00:37:40.509 --> 00:37:43.637
‫مرکز طوفان داره از سمت غرب نزدیک میشه

815
00:37:43.679 --> 00:37:45.472
‫بهترین مسیر جنوبه

816
00:37:45.514 --> 00:37:48.392
‫شاید مجبور بشی یکی دو مایل
‫به سمت دیگه‌ای بری

817
00:37:48.434 --> 00:37:49.977
‫با توجه به امواج

818
00:37:50.019 --> 00:37:53.897
‫ولی فقط یک راه برای
‫بیرون اومدن از اون وضعیت هست... جنوب

819
00:37:53.939 --> 00:37:57.151
‫ولی باد شدیدی داره از پشت می‌وزه، مگه نه؟

820
00:37:57.192 --> 00:37:58.986
‫خب مشکلش چیه؟

821
00:37:59.028 --> 00:38:02.531
‫خب، یک کشتی کوچیک می‌تونه در همچین شرایطی
‫بصورت ایمن در جهت باد حرکت کنه؟

822
00:38:02.573 --> 00:38:06.327
‫چه در جهت باد چه خلاف جهت باد فرقی نمی‌کنه

823
00:38:06.368 --> 00:38:08.787
‫درواقع، از اونجایی که
‫دماغه‌ی کشتی ارتفاعش بیشتره

824
00:38:08.829 --> 00:38:10.706
‫کشتی‌های کوچیک معمولاً
‫خلاف جهت باد عقب رونده میشن

825
00:38:10.748 --> 00:38:15.794
‫با یکسان بودن بقیه‌ی شرایط
‫رفتن در جهت باد تاحدودی براش بهتره

826
00:38:15.836 --> 00:38:19.006
‫خب در همچین شرایطی چرخیدن به سمت شمال
‫و رفتن خلاف جهت باد چی؟

827
00:38:19.048 --> 00:38:24.511
‫خب، همچین کاری نامطمئن و خطرناکه
‫و همچنین احمقانه

828
00:38:24.553 --> 00:38:26.638
‫چرا، قربان؟

829
00:38:26.680 --> 00:38:29.641
‫خب، اینطوری مستقیماً میری
‫به سمت مرکز طوفان

830
00:38:29.683 --> 00:38:33.270
‫عاقلانه نیست
‫مگر اینکه بخوای غرق بشی

831
00:38:33.312 --> 00:38:35.022
‫سوال دیگه‌ای ندارم، قربان

832
00:38:35.064 --> 00:38:39.818
‫ناخدا، تابحال شده کشتی رو
‫به سمت مرکز طوفان هدایت کنی؟

833
00:38:39.860 --> 00:38:41.737
‫خیر

834
00:38:41.779 --> 00:38:45.157
‫بارها پیش اومده بهش نزدیک بشم
‫ولی همیشه تونستم از مرکزش اجتناب کنم

835
00:38:45.199 --> 00:38:49.078
‫- تابحال ناخدای کشتی مین‌یاب بودی؟
‫- خیر

836
00:38:49.119 --> 00:38:52.498
‫خیلی‌خب، این دادگاه، قربان
‫مربوط به یک کشتی مین‌یاب کلاس اونجره

837
00:38:52.539 --> 00:38:54.917
‫که در میان یک طوفان خیلی خطرناک قرار داشته

838
00:38:54.958 --> 00:38:56.877
‫بله اطلاع دارم

839
00:38:56.919 --> 00:39:00.381
‫کشتی‌های مین‌یاب زیادی تحت فرماندهی من بودن
‫و اطلاعاتشون رو کامل مطالعه کردم

840
00:39:00.422 --> 00:39:02.508
‫در مورد خصوصیات

841
00:39:02.549 --> 00:39:06.970
‫و راهبری در آب‌و‌هوای نامساعد
‫با ناوهای کوچک‌تر فرقی ندارن

842
00:39:07.012 --> 00:39:09.181
‫تنها دلیلم برای این سوالات، قربان

843
00:39:09.223 --> 00:39:11.683
‫اینه که شما تنها شاهد
‫کارشناس راهبری کشتی هستین

844
00:39:11.725 --> 00:39:15.229
‫و بنظرم دادگاه باید از میزان
‫اطلاعات کارشناسیتون اطلاع پیدا کنه

845
00:39:15.270 --> 00:39:17.314
‫خب، در 10 سال اخیر

846
00:39:17.356 --> 00:39:20.818
‫در تمام شرایط قابل‌تصور
‫این کشتی‌ها رو راهبری کردم

847
00:39:20.859 --> 00:39:23.987
‫تابحال هدایت یک کشتی مین‌یاب
‫وسط طوفان دستم نبوده

848
00:39:24.029 --> 00:39:27.157
‫ولی نمی‌دونم جز فرمانده کین
‫کی دیگه توی این شرایط بوده

849
00:39:27.199 --> 00:39:29.243
‫احتمال همچین چیزی یک در هزاره

850
00:39:29.284 --> 00:39:32.371
‫پس بطور قطع میگین

851
00:39:32.413 --> 00:39:36.417
‫که همین قواعد در مورد یک مین‌یاب
‫وسط یک طوفان هم صدق می‌کنه؟

852
00:39:36.458 --> 00:39:40.587
‫در مرکز یک طوفان
‫هیچ قواعد قطعی وجود نداره

853
00:39:40.629 --> 00:39:43.340
‫توی همچین شرایطی
‫همه‌چیز به خود فرمانده کشتی بستگی داره

854
00:39:43.382 --> 00:39:45.551
‫اتفاقات زیادی با سرعت زیاد میفتن

855
00:39:45.592 --> 00:39:47.553
‫همم

856
00:39:47.594 --> 00:39:50.764
‫اون سوال فرضی
‫که وکیل محاکمه در مورد طوفان

857
00:39:50.806 --> 00:39:52.558
‫ازتون پرسید خاطرتون هست؟

858
00:39:52.599 --> 00:39:53.892
‫بله

859
00:39:53.934 --> 00:39:56.019
‫می‌خوام تصور کنین در این شرایط

860
00:39:56.061 --> 00:39:58.730
‫که باد و امواج بزرگ‌تر میشن

861
00:39:58.772 --> 00:40:02.276
‫بزرگ‌تر از هر چیزی میشن...
‫هرچیزی که تابحال تجربه کردین

862
00:40:02.317 --> 00:40:03.986
‫کنترل کشتی‌تون رو از دست دادین، قربان

863
00:40:04.027 --> 00:40:06.280
‫واقعاً باور دارین که ممکنه غرق بشه

864
00:40:06.321 --> 00:40:08.949
‫در بدترین شرایط ممکن قرار دارین

865
00:40:08.991 --> 00:40:12.411
‫آیا به سمت شمال حرکت می‌کنین

866
00:40:12.453 --> 00:40:15.956
‫یا مسیر جنوب رو ادامه میدین
‫با بادی که از پشت می‌وزه؟

867
00:40:15.998 --> 00:40:17.791
‫دارین شرایط خیلی غیرعادی رو توصیف می‌کنین

868
00:40:17.833 --> 00:40:20.043
‫بله، قربان. همینطوره
‫ترجیح میدین به سوال پاسخ ندین؟

869
00:40:20.085 --> 00:40:22.087
‫- جواب میدم
‫- بفرمایید

870
00:40:22.129 --> 00:40:24.298
‫در بدترین شرایط ممکن

871
00:40:24.339 --> 00:40:27.634
‫کشتی رو به سمت شمال
‫و خلاف جهت باد می‌چرخونم، اگر تونستم

872
00:40:27.676 --> 00:40:31.096
‫- ولی فقط در بدترین شرایط ممکن
‫- چرا؟

873
00:40:31.138 --> 00:40:34.099
‫چون موتورهای سکان‌هات
‫اینطوری بهترین شانس رو دارن

874
00:40:34.141 --> 00:40:38.562
‫برای همین. این آخرین فرصتیه
‫که برای حفظ کنترل کشتیت داری

875
00:40:38.604 --> 00:40:42.316
‫- ولی اینطوری برنمی‌گردین به مرکز طوفان؟
‫- مسائل مهم‌تری وجود داره

876
00:40:42.357 --> 00:40:44.026
‫اگر به مرز غرق شدن رسیده باشی

877
00:40:44.067 --> 00:40:46.111
‫دیگه شرایطتت از این بدتر نمیشه

878
00:40:46.153 --> 00:40:47.696
‫البته خاطرتون باشه
‫که گفتین بدترین شرایط ممکن

879
00:40:47.738 --> 00:40:52.367
‫بله قربان، خیلی ممنونم
‫سوال دیگه‌ای ندارم

880
00:40:52.409 --> 00:40:54.703
‫ناخدا، از نظر شما
‫بهترین شخص برای تشخیص اینکه

881
00:40:54.745 --> 00:40:57.623
‫کشتی در بدترین شرایط ممکن
‫قرار داره یا نه، کیه؟

882
00:40:57.664 --> 00:41:01.335
‫فقط یک نفر می‌تونه تشخیص بده
‫افسر فرمانده‌ی کشتی

883
00:41:01.376 --> 00:41:03.212
‫چرا، قربان؟

884
00:41:03.253 --> 00:41:06.548
‫نیروی دریایی این فرد رو فرمانده کشتی کرده
‫چون اطلاعاتش در مورد دریا و کشتی

885
00:41:06.590 --> 00:41:09.426
‫بهتر از تمام افراد اون کشتیه

886
00:41:09.468 --> 00:41:14.181
‫خیلی پیش میاد که یکی از افسرهای زیردست
‫فکر کنه کشتی داره غرق میشه

887
00:41:14.223 --> 00:41:17.267
‫درحالی‌که فقط یکم آب‌و‌هوا نامساعد شده

888
00:41:17.309 --> 00:41:20.103
‫خب، اینطور فکر نمی‌کنین، قربان
‫که وقتی افسرهای زیردستش

889
00:41:20.145 --> 00:41:22.105
‫همه موافق باشن
‫که کشتی داره غرق میشه

890
00:41:22.147 --> 00:41:23.857
‫فرمانده کشتی باید به حرفشون گوش کنه؟

891
00:41:23.899 --> 00:41:25.859
‫خیر

892
00:41:25.901 --> 00:41:29.196
‫وحشت کردن یکی از خطرهای مرسوم در دریاست

893
00:41:29.238 --> 00:41:31.365
‫مهم‌ترین کار یک فرمانده اینه که قبول نکنه

894
00:41:31.406 --> 00:41:34.618
‫و فقط به صدای قضاوت حرفه‌ای خودش گوش بده

895
00:41:35.911 --> 00:41:38.205
‫دکتر جون لاندین رو فرا می‌خونم

896
00:41:43.085 --> 00:41:45.212
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

897
00:41:45.254 --> 00:41:47.381
‫ناوسروان جون لاندین

898
00:41:47.422 --> 00:41:50.008
‫بخش پزشکی نیروی دریایی ایالات متحده
‫رئیس بخش روان‌پزشکی

899
00:41:50.050 --> 00:41:52.219
‫در بیمارستان نیروی دریایی سان‌فرانسیسکو

900
00:41:52.261 --> 00:41:55.222
‫آیا رئیس کمیته‌ی پزشکی بودین
‫که ناوسروان کوییگ رو معاینه کرد؟

901
00:41:55.264 --> 00:41:56.598
‫بله

902
00:41:56.640 --> 00:42:00.018
‫و معاینه‌تون چقدر طول کشید، دکتر؟

903
00:42:00.060 --> 00:42:03.730
‫ناوسروان رو به مدت 3 هفته‌
‫تحت مراقبت و آزمایش دائم قرار دادیم

904
00:42:03.772 --> 00:42:05.816
‫و کمیته به چه نتیجه‌ای رسید؟

905
00:42:05.857 --> 00:42:08.860
‫ناوسروان کوییگ با سلامت کامل مرخص شد

906
00:42:08.902 --> 00:42:13.615
‫دکتر، آیا امکانش هست
‫که دو ماه پیش، در 18 دسامبر

907
00:42:13.657 --> 00:42:16.410
‫ایشون در چنان شرایط
‫فروپاشی روانی قرار داشته

908
00:42:16.451 --> 00:42:19.538
‫که برکناریش از فرماندهی ناو موجه بوده باشه؟

909
00:42:19.580 --> 00:42:20.831
‫خیر

910
00:42:20.872 --> 00:42:22.708
‫امکانش هست که یک فرد عاقل

911
00:42:22.749 --> 00:42:26.670
‫اعمال توهین‌آمیز
‫ناپسند و احمقانه از خودش نشون بده؟

912
00:42:26.712 --> 00:42:28.422
‫هر روز اتفاق میفته

913
00:42:28.463 --> 00:42:31.049
‫تشخیص ندادیم که ناوسروان
‫یک افسر بی‌نقصه

914
00:42:31.091 --> 00:42:34.761
‫با این‌حال، میگین که برکنار کردنش
‫از فرماندهی ناو

915
00:42:34.803 --> 00:42:37.931
‫به دلیل بیماری روانی موجه نیست؟

916
00:42:37.973 --> 00:42:41.101
‫کاملاً غیرموجهه

917
00:42:41.768 --> 00:42:43.312
‫ممنونم

918
00:42:43.812 --> 00:42:46.023
‫دکتر لاندین

919
00:42:46.064 --> 00:42:48.066
‫تخصص من در رشته‌ی حقوقه، نه پزشکی

920
00:42:48.108 --> 00:42:51.612
‫برای همین امیدوارم صبوری کنید تا بتونم
‫معنی یک سری اصطلاحات تخصصی رو روشن کنم

921
00:42:51.653 --> 00:42:53.363
‫بله حتماً

922
00:42:53.405 --> 00:42:57.409
‫- قراره سوال‌های خیلی ابتدایی بپرسم
‫- خیلی‌خب

923
00:42:57.451 --> 00:43:00.120
‫بنظر شما ناوسروان کوییگ کاملاً عادیه؟

924
00:43:01.997 --> 00:43:05.334
‫خب، می‌دونین، عادی بودن
‫ در بحث روان‌پزشکی یک افسانه بیشتر نیست

925
00:43:05.375 --> 00:43:08.712
‫هیچ بزرگسالی بی‌مشکل نیست
‫مگر اینکه یک ضعیف‌العقل شاد باشه

926
00:43:08.754 --> 00:43:10.881
‫مشکلات ناوسروان کوییگ چیه؟

927
00:43:10.922 --> 00:43:14.551
‫میشه گفت مشکل کلی ایشون
‫داشتن عقده‌ی حقارته

928
00:43:14.593 --> 00:43:16.678
‫که به دلیل
‫یک کودکی ناخوشایند بوجود اومده

929
00:43:16.720 --> 00:43:20.015
‫و توسط یک سری تجربیات
‫در بزرگسالی، شدت پیدا کرده

930
00:43:20.057 --> 00:43:22.351
‫کودکی ناخوشایند از چه نظر؟

931
00:43:22.392 --> 00:43:24.938
‫والدین طلاق گرفته

932
00:43:24.962 --> 00:43:26.605
‫مشکلات مالی

933
00:43:26.647 --> 00:43:28.148
‫مشکلاتی در مدرسه

934
00:43:28.190 --> 00:43:30.525
‫و مواردی که در بزرگسالی
‫بهش شدت دادن چیا هستن؟

935
00:43:31.818 --> 00:43:33.278
‫در بزرگسالی

936
00:43:33.320 --> 00:43:35.572
‫ناوسروان از نمرات پایینش

937
00:43:35.614 --> 00:43:37.949
‫در کلاس آکادمی
و مسائل این چنینی ناراضی بوده

938
00:43:37.991 --> 00:43:39.826
‫ولی کاملاً سازگاری پیدا کرده

939
00:43:39.868 --> 00:43:42.954
‫همم. میشه دلایل این سازگاری رو توصیف کنین؟

940
00:43:42.996 --> 00:43:46.500
‫عامل اصلیش، هویتش به‌عنوان
‫یک افسر نیروی دریاییه

941
00:43:46.541 --> 00:43:48.960
‫عاملی حیاتی
‫در حس امنیت فردی ایشونه

942
00:43:49.002 --> 00:43:52.506
‫بنابراین، اضطرابی دائمی
‫در رابطه با محافظت از جایگاهش داره

943
00:43:52.547 --> 00:43:54.508
‫دلیل سخت‌گیریش می‌تونه همین باشه

944
00:43:54.549 --> 00:43:56.635
‫آیا به سختی به اعترافاتش اشتباه می‌کنه؟

945
00:43:56.677 --> 00:43:59.346
‫بله، البته. این به هیچ عنوان
‫ نشون‌دهنده‌ی عدم تعادل نیست

946
00:43:59.388 --> 00:44:02.557
‫عه، واقعاً؟
‫خب، همچین کسی کمال‌گراست؟

947
00:44:02.599 --> 00:44:04.643
‫همچین شخصیتی کمال‌گرا میشه

948
00:44:04.685 --> 00:44:06.353
‫که تمایل داشته باشه
‫سر کوچک‌ترین جزئیات

949
00:44:06.395 --> 00:44:07.938
‫به زیردست‌هاش پرخاش کنه

950
00:44:07.979 --> 00:44:11.483
‫هر اشتباهی از زیردستان غیرقابل تحمله

951
00:44:11.525 --> 00:44:13.568
‫چون ممکنه به اون صدمه بزنه

952
00:44:13.610 --> 00:44:17.572
‫ولی به اشتباهاتی
‫که خودش انجام میده اعتراف نمی‌کنه

953
00:44:17.614 --> 00:44:21.785
‫میشه گفت که
‫واقعیت رو در ذهن خودش بازنویسی می‌کنه

954
00:44:21.827 --> 00:44:23.704
‫تا هیچ تقصیری به گردنش نیفته

955
00:44:23.745 --> 00:44:27.499
‫دکتر، آیا تحریف واقعیت
‫یکی از نشانه‌های بیماری روانی نیست؟

956
00:44:27.541 --> 00:44:30.293
‫به میزانش بستگی داره

957
00:44:30.335 --> 00:44:32.671
‫هرکدوم از ما واقعیت خودمون رو داریم

958
00:44:32.713 --> 00:44:37.050
‫بله، دکتر، ولی آیا تحریف واقعیت
‫ناوسروان کوییگ، مثلاً از شما بیشتر نیست؟

959
00:44:37.092 --> 00:44:39.344
‫بله، نقطه ضعفش همینه

960
00:44:39.386 --> 00:44:41.304
‫افراد دیگه نقطه‌ ضعف‌های دیگه‌ای دارن

961
00:44:41.346 --> 00:44:43.473
‫قطعاً مشکل ناتوان کننده‌ای نیست

962
00:44:43.515 --> 00:44:48.562
‫خب، اگر ازش انتقاد بشه
‫ممکنه فکر کنه به‌ناحق داره زیر سوال میره؟

963
00:44:49.396 --> 00:44:51.314
‫همه‌شون بر اساس یک الگو هستن

964
00:44:51.356 --> 00:44:55.152
‫و همه از این فرض اساسی ناشی میشن
‫که باید سعی کنه بی‌نقص باشه

965
00:44:55.193 --> 00:44:56.862
‫پس تمایل داره یک‌دندگی کنه

966
00:44:56.903 --> 00:45:00.365
‫خب، همچین اشخاصی
‫تاحدودی شخصیت‌شون

967
00:45:00.407 --> 00:45:02.409
‫ انعطاف ناپذیر خواهد بود

968
00:45:02.451 --> 00:45:04.745
‫احساس ناامنی درونیش
‫اجازه نمیده اعتراف کنه

969
00:45:04.786 --> 00:45:07.706
‫که افرادی که باهاش مخالف هستن
‫ممکنه حق داشته باشن

970
00:45:07.748 --> 00:45:13.003
‫دکتر، الان شهادت دادین که این علائم
‫در رفتار ناوسروان کوییگ وجود داره

971
00:45:13.044 --> 00:45:14.713
‫انعطاف ناپذیری شخصیت

972
00:45:14.755 --> 00:45:16.465
‫احساس ستم‌دیدگی

973
00:45:16.506 --> 00:45:18.550
‫شک نامعقول

974
00:45:18.592 --> 00:45:20.260
‫اجتناب از واقعیت

975
00:45:20.302 --> 00:45:22.304
‫اضطراب در زیر فشار

976
00:45:22.345 --> 00:45:24.848
‫داشتن فرض اساسی واهی

977
00:45:24.890 --> 00:45:27.726
‫و یک احساس وسواس‌گونه‌ی حق به جانب بودن

978
00:45:27.768 --> 00:45:31.104
‫همه‌شون خفیف هستن، جناب
‫همه‌شون به‌خوبی جبران شدن

979
00:45:31.146 --> 00:45:33.148
‫بله، دکتر، بله

980
00:45:33.190 --> 00:45:37.319
‫ولی آیا عنوان خاصی در روان‌پزشکی وجود داره
‫اسمی که مخصوص این سندروم باشه؟

981
00:45:37.360 --> 00:45:40.197
‫سندروم؟ کی حرف از سندروم زد؟

982
00:45:40.238 --> 00:45:42.639
‫دارین به‌ اشتباه
‫از این اصطلاح استفاده می‌کنین

983
00:45:42.663 --> 00:45:44.743
‫هیچ سندرومی نیست
‫چون بیماری‌ای وجود نداره

984
00:45:44.785 --> 00:45:46.703
‫جور دیگه‌ای بیانش می‌کنم

985
00:45:46.745 --> 00:45:48.914
‫آیا تمام این علائم

986
00:45:48.955 --> 00:45:53.043
‫از علائم یک اختلال روانی خاص هستن؟
‫یک بیماری متداول در روان‌پزشکی؟

987
00:45:53.084 --> 00:45:55.587
‫- می‌دونم منظورتون از این سوالات چیه
‫- خب؟

988
00:45:55.629 --> 00:45:59.883
‫از علائم شخصیت پارانوئید هستن
‫ولی این یک بیماری ناتوان‌‌کننده نیست

989
00:45:59.925 --> 00:46:02.135
‫دکتر... فرمودین چه شخصیتی؟

990
00:46:02.177 --> 00:46:04.054
‫پارانوئید

991
00:46:04.095 --> 00:46:07.224
‫- پارانوئید؟
‫- بله، پارانوئید

992
00:46:09.768 --> 00:46:12.771
‫خب، دکتر، در...

993
00:46:14.523 --> 00:46:17.984
‫در یک شخصیت پارانوئید
‫مثل ناوسروان کوییگ

994
00:46:18.026 --> 00:46:19.903
‫آیا... می‌خوام...

995
00:46:19.945 --> 00:46:22.113
‫می‌خوام یک سوال فرضی ازتون بپرسم

996
00:46:22.155 --> 00:46:24.616
‫آیا یک شخص می‌تونه
‫شخصیت پارانوئیدی داشته باشه

997
00:46:24.658 --> 00:46:27.202
‫که برای انجام وظیفه‌
‫به عنوان زیردست باعث ناتوانی نشه

998
00:46:27.244 --> 00:46:28.829
‫ولی باعث ناتوانی در فرماندهی بشه؟

999
00:46:28.870 --> 00:46:30.997
‫قابل تصوره

1000
00:46:31.039 --> 00:46:34.209
‫و آیا این عامل ناتوان کننده
‫در معاینه‌ی شخصی مشخص میشه؟

1001
00:46:34.251 --> 00:46:36.253
‫با یک روان‌پزشک ماهر، آره

1002
00:46:36.294 --> 00:46:39.005
‫چرا؟ منظورم اینه که
‫چه نیازی به روان‌پزشک هست؟

1003
00:46:39.047 --> 00:46:42.008
‫یک شخص باهوش و تحصیل‌کرده
‫نمی‌تونه یک شخص پارانوئید رو تشخیص بده؟

1004
00:46:42.050 --> 00:46:44.928
‫خب، مشخصه که چندان
‫با الگوی علائمش آشنایی ندارین

1005
00:46:44.970 --> 00:46:47.389
‫مشخصه‌ی این اختلال روانی

1006
00:46:47.430 --> 00:46:51.852
‫داشتن ظاهری بشدت معقول و عادی

1007
00:46:51.893 --> 00:46:54.354
‫بخصوص در حق به جانب بودنه

1008
00:46:54.396 --> 00:46:56.314
‫حق به جانب بودن

1009
00:46:56.356 --> 00:46:58.024
‫ممنونم، دکتر

1010
00:46:59.150 --> 00:47:00.527
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1011
00:47:00.569 --> 00:47:02.863
‫دادگاه می‌خواد یک نکته رو روشن کنه

1012
00:47:02.904 --> 00:47:04.777
‫دکتر، آیا...

1013
00:47:04.801 --> 00:47:07.617
‫آیا امکانش هست...

1014
00:47:07.659 --> 00:47:10.328
‫خب، بذارین اینطوری بیانش کنم

1015
00:47:10.370 --> 00:47:12.205
‫به فرض مثال، یک مرد با همچین حالت خفیفی

1016
00:47:12.247 --> 00:47:16.126
‫در زمان اضطراب‌های
‫معمول فرماندهیش ناتوان نمیشه

1017
00:47:16.167 --> 00:47:17.930
‫حالا فرض کنیم تمام این اضطراب‌ها

1018
00:47:17.954 --> 00:47:20.881
‫به دلیل یک موقعیت اضطراری شدید
‫چندین و چند برابر میشن

1019
00:47:20.922 --> 00:47:23.842
‫آیا اونوقت امکانش هست
‫که تصمیمات اشتباه بگیره؟

1020
00:47:23.884 --> 00:47:25.594
‫امکانش هست، قربان

1021
00:47:25.635 --> 00:47:28.763
‫البته، اضطراب شدید
‫این کار رو با هرکسی می‌کنه

1022
00:47:28.805 --> 00:47:30.765
‫ولی قرار نیست
‫با افسرهای فرماندهی همچین کاری کنه

1023
00:47:30.807 --> 00:47:35.020
‫خیر، ولی بخوایم عملاً بگیم، قربان
‫اون‌ها هم انسانن

1024
00:47:38.607 --> 00:47:41.192
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

1025
00:47:41.234 --> 00:47:43.945
‫الن برد، پزشک
‫نیروی ذخیره‌ی نیروی دریایی ایالات متحده

1026
00:47:43.987 --> 00:47:46.948
‫ازم خواسته شد
‫در تیم ارزیابی روانی حضور داشته باشم

1027
00:47:46.990 --> 00:47:49.451
‫در همون کمیته‌ای به ریاست دکتر لاندین

1028
00:47:49.492 --> 00:47:52.787
‫که اخیراً سلامت روانی
‫ناوسروان کوییگ رو بررسی کرد؟

1029
00:47:52.829 --> 00:47:54.998
‫- بله
‫- و کمیته به چه نتیجه‌ای رسید؟

1030
00:47:55.040 --> 00:47:58.168
‫به این نتیجه رسیدیم که ناوسروان درحال حاضر
‫ از سلامت کافی برای فرماندهی برخورداره

1031
00:47:58.209 --> 00:48:00.587
‫و تابحال فاقد صلاحیت نبوده

1032
00:48:00.629 --> 00:48:03.423
‫هیچ اثری مبنی بر اینکه ناوسروان کوییگ

1033
00:48:03.465 --> 00:48:06.760
‫چیزی به عنوان
‫شخصیت پارانوئیدی داره پیدا کردین؟

1034
00:48:06.801 --> 00:48:10.889
‫خب، من ترجیح میدم بهش بگم
‫شخصیت وسواسی با علائم پارانوئیدی

1035
00:48:10.931 --> 00:48:14.976
‫- صحیح، ولی بیانگر عدم صلاحیت روانی نیست
‫- خیر

1036
00:48:15.018 --> 00:48:18.229
‫پس قبول دارید، دکتر
‫که ناوسروان کوییگ اکنون دارای سلامت روانیه

1037
00:48:18.271 --> 00:48:21.024
‫و مطمئناً در تاریخ 18 دسامبر هم
‫سلامت روانی داشته

1038
00:48:21.066 --> 00:48:23.318
‫زمانی که به دلیل بیماری روانی
‫از فرماندهی برکنار شده؟

1039
00:48:23.360 --> 00:48:25.403
‫بصورت متفق القول
‫به همین نتیجه رسیدیم

1040
00:48:25.445 --> 00:48:27.447
‫ممنونم، دکتر

1041
00:48:27.489 --> 00:48:29.282
‫دکتر برد

1042
00:48:29.324 --> 00:48:32.535
‫آیا آموزش تخصصی
‫در زمینه‌ی روان‌کاوی دیدین؟

1043
00:48:32.577 --> 00:48:34.412
‫بله

1044
00:48:34.454 --> 00:48:37.207
‫خیلی‌خب، و در روان‌کاوی
‫چیزی به عنوان بیماری روانی وجود داره؟

1045
00:48:37.248 --> 00:48:39.960
‫افراد پریشان‌ داریم و افراد سازگار

1046
00:48:40.001 --> 00:48:41.962
‫ولی این اصطلاحات
‫"پریشان" و "سازگار"

1047
00:48:42.003 --> 00:48:44.464
‫در اصطلاح عامیانه و به قول خودمون

1048
00:48:44.506 --> 00:48:46.549
‫کمابیش به معنی
‫"بیمار" و "سالم" هستن

1049
00:48:46.591 --> 00:48:48.635
‫به‌زحمت، ولی بله

1050
00:48:48.677 --> 00:48:53.515
‫از نظر شما ناوسروان کوییگ
‫از عقده‌ی حقارت رنج می‌بره؟

1051
00:48:53.556 --> 00:48:57.268
‫بله، ولی... به‌خوبی جبران شده

1052
00:48:57.310 --> 00:48:59.980
‫تفاوتی بین "جبران شده"
‫و "سازگار" وجود داره؟

1053
00:49:00.021 --> 00:49:01.189
‫بله قطعاً

1054
00:49:01.231 --> 00:49:03.817
‫خیلی‌‌خب، میشه لطفاً برامون توضیح بدین؟

1055
00:49:03.858 --> 00:49:06.236
‫خب، فرضاً یک مرد از یک

1056
00:49:06.277 --> 00:49:09.906
‫اختلال روانی عمیق رنج می‌بره

1057
00:49:09.948 --> 00:49:13.994
‫می‌تونه با پیدا کردن روش‌هایی
‫برای بروز رانه‌های بخصوصش اون‌ رو جبران کنه

1058
00:49:14.035 --> 00:49:16.932
‫خیلی‌خب، پس، ناوسروان کوییگ

1059
00:49:16.956 --> 00:49:19.207
‫تابحال روان‌کاوی شده؟

1060
00:49:19.249 --> 00:49:21.876
‫- نه
‫- پس به بیان خودتون، یک شخص پریشانه؟

1061
00:49:21.918 --> 00:49:24.754
‫بله، هست. اما توسط این پریشانی ناتوان نشده

1062
00:49:24.796 --> 00:49:27.007
‫خیلی‌خب، چطوری جبرانش کرده؟

1063
00:49:28.258 --> 00:49:29.968
‫عمدتاً از دو راه

1064
00:49:30.010 --> 00:49:33.096
‫روش پارانوئیدی
‫که بی‌فایده‌ست و مطلوب نیست

1065
00:49:33.138 --> 00:49:36.808
‫و حرفه‌ش در نیروی دریایی
‫که بشدت سودمند و مطلوبه

1066
00:49:36.850 --> 00:49:39.686
‫بله، دکتر، متوجه اون حرکت کوچیکی
‫که با دست‌هاش انجام میده شدین؟

1067
00:49:39.728 --> 00:49:41.438
‫- منظورتون چرخوندن توپ‌های فلزیه؟
‫- بله

1068
00:49:41.479 --> 00:49:43.273
‫میشه لطفاً برامون توصیفش کنید؟

1069
00:49:43.314 --> 00:49:45.859
‫چرخوندن پیوسته‌ی دو مهره در دست‌هاشه

1070
00:49:45.900 --> 00:49:48.611
‫اوهوم. چرا این‌کارو می‌کنه؟

1071
00:49:48.653 --> 00:49:51.322
‫اوه، دست‌هاش می‌لرزه

1072
00:49:51.364 --> 00:49:54.242
‫این‌کارو می‌کنه که
‫ لرزشش رو مخفی و متوقف کنه

1073
00:49:54.284 --> 00:49:55.535
‫چرا دست‌هاش می‌لرزه؟

1074
00:49:55.577 --> 00:49:58.747
‫تنش درونی. یکی از علائم ظاهریشه

1075
00:49:58.788 --> 00:50:01.249
‫دکتر، شهادت دادی که ناوسروان کوییگ

1076
00:50:01.291 --> 00:50:03.960
‫فردی پریشان و ناسازگاره، درسته؟

1077
00:50:04.002 --> 00:50:06.379
‫- بله
‫- بله، پس به زبان عامیانه، بیماره

1078
00:50:06.421 --> 00:50:08.715
‫درسته؟

1079
00:50:08.757 --> 00:50:12.177
‫یادمه که شباهت کمابیش
‫عناوین "پریشان" و "بیمار" رو قبول کردم

1080
00:50:12.218 --> 00:50:14.637
‫ولی اگر بر این اساس باشه
‫آدمای خیلی زیادی بیمار هستن

1081
00:50:14.679 --> 00:50:17.682
‫بله، دکتر، ولی موضوع این دادگاه
‫فقط بیماری ناوسروان کوییگه

1082
00:50:17.724 --> 00:50:21.478
‫اگر بیماره، کمیته‌ی شما
‫چطوری اون رو کاملاً سالم تشخیص داده؟

1083
00:50:21.519 --> 00:50:24.981
‫دارین با کلمات بازی می‌کنین
‫ما هیچ ناتوانی پیدا نکردیم

1084
00:50:25.023 --> 00:50:27.400
‫دکتر، فقط یک لحظه فرض کنین

1085
00:50:27.442 --> 00:50:31.029
‫که شروط لازم برای فرماندهی
‫خیلی فراتر از چیزی هستن که شما باور دارین

1086
00:50:31.071 --> 00:50:34.240
‫حتی این بیماری خفیف هم باعث نمیشه
‫که ایشون رو ناتوان کنه؟

1087
00:50:34.282 --> 00:50:36.701
‫- این سوال بطرز مسخره‌ای فرضیه، چون...
‫- عه، واقعاً؟

1088
00:50:36.743 --> 00:50:38.870
‫- تابحال به دریا اعزام شدین، دکتر؟
‫- نه

1089
00:50:38.912 --> 00:50:41.915
‫نه؟ چند وقته در نیروی دریایی خدمت می‌کنین؟

1090
00:50:41.956 --> 00:50:43.249
‫- پنج ماه
‫- پنج ماه؟

1091
00:50:43.291 --> 00:50:45.919
‫- پنج... گمونم الان شده شش ماه
‫- شش ماه

1092
00:50:45.960 --> 00:50:47.962
‫شش ماه در نیروی دریایی خدمت کردین

1093
00:50:48.004 --> 00:50:51.424
‫تا قبل از این پرونده
‫با فرماندهان کشتی‌ها برخورد داشتین؟

1094
00:50:51.466 --> 00:50:52.592
‫- نه
‫- نه؟

1095
00:50:52.634 --> 00:50:54.052
‫پس شروط لازم برای فرماندهی کشتی رو

1096
00:50:54.094 --> 00:50:55.470
‫بر چه اساس تعیین کردین؟

1097
00:50:55.512 --> 00:50:57.430
‫اطلاعات عمومی خودم

1098
00:50:57.472 --> 00:51:00.433
‫بنظر شما نیازه یک شخص
‫توانایی‌های استثنایی داشته باشه

1099
00:51:00.475 --> 00:51:03.353
‫بشدت بااستعداد و بشدت خبره باشه
‫تا بتونه فرمانده‌ یک ناو نظامی بشه؟

1100
00:51:03.394 --> 00:51:04.771
‫- نه
‫- نه. واقعاً؟

1101
00:51:04.813 --> 00:51:07.190
‫- بشدت بااستعداد نه
‫- پس چی؟

1102
00:51:07.232 --> 00:51:09.734
‫- فردی با واکنش‌های معقول
‫- معقول؟

1103
00:51:09.776 --> 00:51:11.820
‫- هوش نسبتاً بالا
‫- نسبتاً بالا؟

1104
00:51:11.861 --> 00:51:14.239
‫آموزش و تجربه‌ی کافی، ولی...

1105
00:51:14.280 --> 00:51:17.242
‫همچین چیزهایی
‫برای یک روان‌پزشک حاذق کافیه؟

1106
00:51:17.283 --> 00:51:19.119
‫نه چندان

1107
00:51:19.160 --> 00:51:21.371
‫پس به بیان دیگه
‫یک روان‌پزشک بودن

1108
00:51:21.412 --> 00:51:24.040
‫از فرمانده‌ی یک ناو
‫نظامی آمریکایی بودن سخت‌تره

1109
00:51:24.082 --> 00:51:26.709
‫خب... نیازمند توانایی‌های متفاوتی هستن

1110
00:51:26.751 --> 00:51:28.962
‫شما داری مقایسه می‌کنی، نه من

1111
00:51:29.003 --> 00:51:31.756
‫نه، دکتر، شما بودی که گفتی
‫فکر نمی‌کنی بیماری ناوسروان کوییگ

1112
00:51:31.798 --> 00:51:34.092
‫ایشون رو برای فرماندهی ناتوان بکنه

1113
00:51:34.134 --> 00:51:37.595
‫من فقط میگم از اونجایی که
‫اطلاعات خیلی کمی در مورد شروط فرماندهی داری

1114
00:51:37.637 --> 00:51:39.472
‫شاید نتیجه‌گیریت اشتباه باشه

1115
00:51:39.514 --> 00:51:41.975
‫- خب، من حرف شما رو رد می‌کنم
‫- واقعاً؟ چرا؟

1116
00:51:42.016 --> 00:51:44.269
‫چون عامداً کلمه‌ی "بیمار" رو جایگزین کردین

1117
00:51:44.310 --> 00:51:46.896
‫- که کلمه‌ای نادرسته که دودستگی ایجاد می‌کنه
‫- واقعاً؟

1118
00:51:46.938 --> 00:51:48.648
‫- چیکار می‌کنه دکتر؟ چیکار می‌کنه؟
‫- دو دستگی ایجاد می‌کنه

1119
00:51:48.690 --> 00:51:50.483
‫- دو دستگی ایجاد می‌کنه
‫- من هرگز نگفتم بیمار

1120
00:51:50.525 --> 00:51:53.319
‫دانش من از شروط لازم برای فرماندهی کافیه

1121
00:51:53.361 --> 00:51:56.114
‫وگرنه عدم صلاحیت خودم
‫برای عضویت در کمیته رو اعلام می‌کردم

1122
00:51:56.156 --> 00:51:57.824
‫شاید نیاز بود اعلام می‌کردین

1123
00:51:57.866 --> 00:51:59.534
‫اعتراض دارم!
‫دارن شاهد رو سوال‌پیچ می‌کنن!

1124
00:51:59.576 --> 00:52:01.661
‫جمله‌ی آخرم رو پس می‌گیرم

1125
00:52:01.703 --> 00:52:03.580
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1126
00:52:03.621 --> 00:52:06.249
‫دکتر، وکیل مدافع کلماتی رو
‫ در دهان شما گذاشته

1127
00:52:06.291 --> 00:52:08.585
‫که مطمئنم منظور شما نبوده

1128
00:52:08.626 --> 00:52:11.462
‫بعید می‌دونم تونسته باشه
‫کلماتی توی دهن من بذاره

1129
00:52:11.504 --> 00:52:14.507
‫دکتر، این برداشت رو از حرف‌های شما کرد
‫که ناوسروان کوییگ بیماره

1130
00:52:14.549 --> 00:52:17.677
‫- مطمئناً شما...
‫- من در استفاده‌ از واژه‌ها دقت می‌کنم

1131
00:52:17.719 --> 00:52:20.889
‫من از واژه‌ی "بیمار" استفاده نکردم

1132
00:52:20.930 --> 00:52:25.727
‫ناوسروان کوییگ قطعاً برای فرماندهی
‫ناتوان نیست، که تنها موضوع دادگاه هم همینه

1133
00:52:28.813 --> 00:52:30.356
‫دادستانی شاهد دیگه‌ای نداره

1134
00:52:32.066 --> 00:52:33.693
‫مدافع، شاهد خود رو فرا بخونین

1135
00:52:34.903 --> 00:52:36.696
‫متهم رو فرا می‌خونم

1136
00:52:38.072 --> 00:52:41.784
‫- متهم اجازه‌ می‌خواد شهادت بده؟
‫- بله قربان

1137
00:52:41.826 --> 00:52:43.828
‫این حق رو داری که در جایگاه شهود حاضر نشی

1138
00:52:43.870 --> 00:52:46.706
‫اگر شهادت ندی
‫این نکته بر علیهت استفاده نمیشه

1139
00:52:46.748 --> 00:52:50.376
‫ولی اگر شهادت بدی، ممکنه
‫تحت سوالات شدیدی قرار بگیری

1140
00:52:50.418 --> 00:52:52.295
‫بله متوجهم، قربان

1141
00:52:52.337 --> 00:52:54.255
‫می‌تونی به جایگاه شهود بیای

1142
00:52:57.425 --> 00:52:59.928
‫اسم، درجه
‫و سمت فعلی‌تون رو بیان کنید

1143
00:52:59.969 --> 00:53:01.346
‫استیو ماریک
‫ناوبان یکم، نیروی دریایی ایالات متحده

1144
00:53:01.387 --> 00:53:03.223
‫افسر اجرایی یو‌اس‌اس کین

1145
00:53:03.264 --> 00:53:05.767
‫- آیا شما متهم این دادگاه نظامی هستی؟
‫- بله

1146
00:53:05.808 --> 00:53:08.186
‫شغلت در زندگی غیرنظامی چی بوده؟

1147
00:53:08.228 --> 00:53:10.980
‫به پدرم توی شغل ماهیگیریش کمک می‌کردم
‫دو تا قایق داریم

1148
00:53:11.022 --> 00:53:12.941
‫- کجا؟
‫- سان‌فرانسیسکو

1149
00:53:12.982 --> 00:53:15.360
‫پس قبل از عضویت در نیروی دریایی
‫با مشکلات راهبری

1150
00:53:15.401 --> 00:53:17.195
‫کشتی‌های اقیانوس‌پیما آشنایی داشتی؟

1151
00:53:17.237 --> 00:53:19.697
‫بله، از 14 سالگی سوار قایق می‌شدم

1152
00:53:19.739 --> 00:53:23.368
‫آیا در تاریخ 18 دسامبر 2022
‫فرمانده‌ی یو‌اس‌اس کین رو برکنار کردی؟

1153
00:53:23.409 --> 00:53:25.453
‫بله، کردم

1154
00:53:25.495 --> 00:53:28.039
‫- وقتی فرمانده‌ش رو برکنار کردی
‫کین به مشکل برخورده بود؟ - بله

1155
00:53:28.081 --> 00:53:31.584
‫- بر چه اساس همچین نتیجه‌ای می‌گیری؟
‫- خب، بر اساس چند چیز

1156
00:53:31.626 --> 00:53:33.211
‫نمی‌تونستیم جهت حرکت‌مون رو حفظ کنیم

1157
00:53:33.253 --> 00:53:35.588
‫- در عرض یک ساعت 3 بار "بروچ" شدیم
‫- "بروچ"؟

1158
00:53:35.630 --> 00:53:39.217
‫بله، هر ده دقیقه باد و امواج کنترل کشتی رو
‫به دست می‌گرفتن و مسیر ما رو منحرف می‌کردن

1159
00:53:39.259 --> 00:53:42.095
‫اونقدر بدجور رول می‌خوردیم
‫که زاویه‌سنج نمی‌تونست محاسبه کنه

1160
00:53:42.136 --> 00:53:45.431
‫از توی پل فرماندهی آب خالی می‌کردیم
‫ژنراتورها داشتن از کار میفتادن

1161
00:53:45.473 --> 00:53:48.059
‫کشتی به تنظیمات اضطراری
‫سکان و موتور جواب نمی‌داد

1162
00:53:48.101 --> 00:53:49.560
‫گم شده بودیم
‫و کنترل رو از دست داده بودیم

1163
00:53:49.602 --> 00:53:51.688
‫- و این رو به اطلاع فرمانده‌ت رسوندی؟
‫- بله

1164
00:53:51.729 --> 00:53:55.775
‫یک ساعت مرتباً بهش می‌گفتم. التماسش کردم
‫ که به سمت شمال و برخلاف جهت باد بچرخیم

1165
00:53:55.817 --> 00:53:57.277
‫پاسخش چی بود؟

1166
00:53:57.318 --> 00:54:00.780
‫خب، اکثراً فقط مبهوت نگاه می‌کرد
‫ و جوابی نمی‌داد

1167
00:54:01.698 --> 00:54:03.533
‫آقای ماریک

1168
00:54:03.574 --> 00:54:07.370
‫از کی شروع به تهیه‌ی گزارش پزشکی
‫از ناوسروان کوییگ کردی؟

1169
00:54:07.412 --> 00:54:09.747
‫کمی بعد از حادثه‌ی مین‌ها
‫ که در تنگه‌ی هرمز اتفاق افتاد

1170
00:54:09.789 --> 00:54:10.822
‫چرا شروع به تهیه کردی؟

1171
00:54:10.846 --> 00:54:13.543
‫داشتم فکر می‌کردم شاید ناوسروان
‫مشکل روانی داشته باشه

1172
00:54:13.584 --> 00:54:16.170
‫- چرا؟
‫- بخاطر قضیه‌ی نشانه‌ی جوهر زرد

1173
00:54:16.212 --> 00:54:19.882
‫منظورت حادثه‌ایه که باعث شد
‫ناوسروان لقب "زردک پیر" رو کسب کنه؟

1174
00:54:19.924 --> 00:54:21.134
‫بله

1175
00:54:21.175 --> 00:54:23.511
‫آیا این اتفاق رو به چشم دیدی؟

1176
00:54:23.553 --> 00:54:25.471
‫من ناوبر بودم. همون‌جا توی پل فرماندهی بودم

1177
00:54:25.513 --> 00:54:28.099
‫لطفاً این اتفاق "زردک" رو توضیح بده

1178
00:54:29.434 --> 00:54:32.395
‫سه روز از شروع ماموریت مین‌یابی
‫با دو کشتی مین‌یاب دیگه می‌گذشت

1179
00:54:32.437 --> 00:54:33.938
‫اوهوم

1180
00:54:33.980 --> 00:54:36.774
‫در کم‌عرض‌ترین منطقه‌ی تنگه

1181
00:54:36.816 --> 00:54:38.776
‫سه روز از شروع ماموریت مین‌یابی

1182
00:54:38.818 --> 00:54:40.820
‫با دو کشتی مین‌یاب دیگه می‌گذشت

1183
00:54:40.862 --> 00:54:42.822
‫در کم‌عرض‌ترین منطقه‌ی تنگه

1184
00:54:42.864 --> 00:54:44.824
‫میدانی از مین‌های صوتی رو کشف کردیم

1185
00:54:44.866 --> 00:54:46.993
‫و دستور گرفتیم با استفاده از مواد منفجره‌
‫ در همون محل نابودشون کنیم

1186
00:54:47.035 --> 00:54:50.330
‫کار ظریفیه. باید درست انجام بشه

1187
00:54:50.371 --> 00:54:52.999
‫کمی اونجا چرخیدیم

1188
00:54:53.041 --> 00:54:56.085
‫و بعد ناوسروان تصمیم گرفت
‫مواد منفجره رو نندازه

1189
00:54:56.127 --> 00:54:58.129
‫و یه بهونه در مورد
‫تجهیزات معیوب تحویل‌مون داد

1190
00:54:58.171 --> 00:55:00.840
‫تجهیزات رو بررسی کردم
‫کاملاً سالم بودن

1191
00:55:00.882 --> 00:55:02.759
‫ولی ناوسروان گوشش بدهکار نبود

1192
00:55:02.800 --> 00:55:05.303
‫گفت مسئولش بی‌کفایته
‫و خودش بهتر می‌دونه

1193
00:55:05.345 --> 00:55:08.097
‫برای همین یک نشانه‌ی
‫جوهر زرد انداختیم توی آب

1194
00:55:08.139 --> 00:55:10.266
‫و به بقیه‌ی مین‌یاب‌ها بی‌سیم زدیم
‫که مین‌ها رو نابود کنن

1195
00:55:10.308 --> 00:55:14.145
‫اونا هم گفتن سرعتمون رو کم کنیم...
‫ولی ما با تمام سرعت زدیم به چاک

1196
00:55:14.187 --> 00:55:15.521
‫"با تمام سرعت"
‫خب، آقای ماریک...

1197
00:55:15.563 --> 00:55:18.066
‫دادگاه می‌خواد سوالی از شاهد بپرسه

1198
00:55:18.107 --> 00:55:21.819
‫ناوبان، میگی تجهیزات کاملاً سالم بود
‫خودت شخصاً بررسیشون کردی؟

1199
00:55:21.861 --> 00:55:24.405
‫بله قربان، همراه کارشناس الکترونیک ارشد
‫و افراد بخش سونار

1200
00:55:24.447 --> 00:55:26.449
‫سالم بود. تجهیزات هیچ ایرادی نداشت

1201
00:55:26.491 --> 00:55:29.118
‫و بعد از اینکه رفتین
‫ آیا بابت امواج انفجارهای زیرآبی

1202
00:55:29.160 --> 00:55:30.745
‫خطری تهدیدتون کرد؟

1203
00:55:30.787 --> 00:55:32.472
‫نه. نه، خطری نبود

1204
00:55:32.514 --> 00:55:34.247
‫کشتی‌های مین‌یاب
‫جوری طراحی شدن که در مقابل

1205
00:55:34.271 --> 00:55:36.041
‫این چیزها مقاوم باشن
‫همیشه کارمون همینه

1206
00:55:36.083 --> 00:55:39.295
‫خب، گفتی کشتی‌ها بهتون علامت دادن
‫ که سرعتتون رو کم کنید

1207
00:55:39.337 --> 00:55:41.964
‫- بله، قربان
‫- این رو به اطلاع ناوسروان رسوندین؟

1208
00:55:42.006 --> 00:55:43.716
‫شخصاً خودم به اطلاعش رسوندم

1209
00:55:43.758 --> 00:55:45.510
‫اطلاع داشت که داره از محل مقرر شده‌ش

1210
00:55:45.551 --> 00:55:47.970
‫در گروه مین‌یابی خارج میشه؟

1211
00:55:48.012 --> 00:55:50.556
‫برای تمام افراد پل فرماندهی واضح بود
‫خودم به این موضوع اشاره کردم

1212
00:55:50.598 --> 00:55:52.725
‫گفتم داریم الگوی مین‌یابی رو خراب می‌کنیم

1213
00:55:52.767 --> 00:55:55.019
‫گفتم بقیه‌ی کشتی‌ها متوجه نمیشن
‫مین‌ها رو کجا پیدا کردیم

1214
00:55:55.061 --> 00:55:59.482
‫و بعد گفت "خب، یک نشانه‌ی
‫جوهر زرد می‌اندازیم توی آب"

1215
00:55:59.524 --> 00:56:01.401
‫می‌تونی ادامه بدی

1216
00:56:01.442 --> 00:56:04.779
‫آقای ماریک، چرا فوراً
‫نرفتی پیش مافوق‌هات

1217
00:56:04.821 --> 00:56:07.490
‫که تردیدت در مورد سلامت روانی
‫ ناوسروان کوییگ رو بیان کنی؟

1218
00:56:07.532 --> 00:56:10.368
‫حس می‌کردم اگر گزارش داشته باشم
‫بهتر می‌تونم اثباتش کنم

1219
00:56:10.410 --> 00:56:12.453
‫همون‌موقع تصمیم گرفتم
‫شروع به نوشتن گزارش پزشکی کنم

1220
00:56:12.495 --> 00:56:15.915
‫اگر اشتباه می‌کردم، می‌سوزوندمش
‫دور از دسترس همه نگهش داشتم

1221
00:56:15.957 --> 00:56:17.834
‫و از نظر شما

1222
00:56:17.875 --> 00:56:20.503
‫چه اتفاقاتی در این گزارش پزشکی ثبت می‌شدن؟

1223
00:56:20.545 --> 00:56:22.713
‫هر عملی که بنظر
‫غیرعادی یا عجیب میومد

1224
00:56:22.755 --> 00:56:24.757
‫- مثل چی؟
‫- مثل دستگاه قهوه‌ساز

1225
00:56:24.799 --> 00:56:26.342
‫- قضیه‌ی دستگاه قهوه‌ساز؟
‫- بله

1226
00:56:26.384 --> 00:56:28.177
‫خب، لطفاً قضیه‌ی
‫دستگاه قهوه‌ساز رو توضیح بده

1227
00:56:28.219 --> 00:56:30.096
‫یک دستگاه قهوه‌ساز
‫توی سالن غذاخوری افسرها گذاشته بودیم

1228
00:56:30.138 --> 00:56:31.961
‫و ناوسروان خیلی قهوه دوست داشت

1229
00:56:31.985 --> 00:56:33.808
‫ولی باید حواستو خیلی جمع می‌کردی

1230
00:56:33.850 --> 00:56:36.352
‫نباید زیادی توی برق می‌ذاشتیش
‫وگرنه می‌سوخت

1231
00:56:36.394 --> 00:56:38.563
‫دقیقاً همین اتفاق هم افتاد

1232
00:56:38.604 --> 00:56:40.857
‫یکی از افراد کشیک سالن غذاخوری
‫یادش رفت اونو از برق بکشه

1233
00:56:40.898 --> 00:56:43.109
‫و دستگاه... کاملاً سوخت

1234
00:56:43.151 --> 00:56:45.778
‫و هیچکدوم اعتراف نمی‌کرد کار کدومشونه

1235
00:56:45.820 --> 00:56:49.449
‫برای همین ناوسروان دستور داد
‫تمام افسرهای کشتی برای سوال‌و‌جواب جمع بشن

1236
00:56:49.490 --> 00:56:51.409
‫تا بفهمیم کی دستگاه قهوه‌ساز رو سوزونده

1237
00:56:51.451 --> 00:56:55.079
‫که... ببینین، خودش به تنهایی
‫مسئله‌ی مسخره‌ایه

1238
00:56:55.121 --> 00:56:57.957
‫ولی این جلسه 36 ساعت طول کشید

1239
00:56:59.333 --> 00:57:00.918
‫تمام کارهای کشتی تعلیق شدن

1240
00:57:00.960 --> 00:57:03.337
‫و همه‌مون همونجا
‫توی سالن غذاخوری افسرها نشسته بودیم

1241
00:57:03.379 --> 00:57:06.090
‫داریم از شدت خواب می‌میریم
‫نیاز داریم دوش بگیریم

1242
00:57:06.132 --> 00:57:08.676
‫و داریم سعی می‌کنیم بفهمیم کدوم یکی از این
‫ بدبخت‌های بیچاره دستگاه قهوه‌ساز رو سوزونده

1243
00:57:08.718 --> 00:57:12.013
‫و اونا اونقدر ترسیده بودن
‫که فکر می‌کردن کار هرکی باشه تیربارون میشه

1244
00:57:12.054 --> 00:57:13.890
‫ترجیح می‌دادن بمیرن ولی بهمون نگن

1245
00:57:13.931 --> 00:57:16.309
‫برای همین، بالاخره
‫رفتم سراغ ناوسروان

1246
00:57:16.350 --> 00:57:19.437
‫و گفتم تمام افسرها اعتراف می‌کنن
‫بازجوهای بی‌کفایتی هستن

1247
00:57:19.479 --> 00:57:21.898
‫و حاضرن در گزارش صلاحیت‌شون ثبت بشه

1248
00:57:21.939 --> 00:57:26.152
‫ولی نمی‌تونیم بفهمیم کی بیش از اندازه
‫دستگاه قهوه‌ساز رو توی برق ول کرده

1249
00:57:26.194 --> 00:57:29.322
‫اونم توی دفتر سیاهش علامت زد
‫و جلسه‌ی سوال‌و‌جواب رو لغو کرد

1250
00:57:29.363 --> 00:57:32.158
‫مسائل از این قبیل
‫یا قضیه‌ی آب

1251
00:57:32.200 --> 00:57:33.409
‫- قضیه‌ی آب
‫- بله

1252
00:57:33.451 --> 00:57:35.786
‫لطفاً قضیه‌ی آب رو توضیح بده

1253
00:57:35.828 --> 00:57:39.957
‫- ببینین، همه‌ش توی گزارش هست
‫- می‌دونم، ولی لطفاً قضیه‌ی آب رو توضیح بده

1254
00:57:39.999 --> 00:57:42.752
‫ناوسروان وسط طوفان گردوخاک
‫به مدت دو روز

1255
00:57:42.793 --> 00:57:44.754
‫مصرف آب رو برای تمام خدمه محدود کرد

1256
00:57:44.795 --> 00:57:48.424
‫چون دیده بود یکی از ملوان‌ها
‫در حین انجام وظیفه، داره دوش می‌گیره

1257
00:57:48.466 --> 00:57:51.385
‫یا چیزهای کاملاً احمقانه
‫مثل قضیه‌ی پنیر

1258
00:57:51.427 --> 00:57:52.970
‫- قضیه‌ی پنیر؟
‫- توت‌فرنگی... بله

1259
00:57:53.012 --> 00:57:56.098
‫قضیه‌ی پنیر؟
‫ من قضیه‌ای در مورد پنیر یادم نمیاد

1260
00:57:56.140 --> 00:57:59.268
‫قضیه مربوط به اولین کشتیه که ناوسروان
‫در زمان "ناواستوار" بودنش توش خدمت می‌کرد

1261
00:57:59.310 --> 00:58:02.480
‫مدام پنیر از فروشگاه کشتی ناپدید می‌شد

1262
00:58:02.522 --> 00:58:04.690
‫و ناوسروان تحقیق کرد
‫و مچ یک ملوان رو گرفت

1263
00:58:04.732 --> 00:58:08.361
‫که یک کلید
‫ از روی کلید قفل یخچال ساخته بود

1264
00:58:08.402 --> 00:58:10.530
‫بخاطر پیدا کردن این دزد

1265
00:58:10.571 --> 00:58:12.740
‫یک تقدیرنامه دریافت کرد

1266
00:58:12.782 --> 00:58:15.326
‫در طی زمان صلح بوده
‫برای همین طبیعتاً خیلی بهش افتخار می‌کنه

1267
00:58:15.368 --> 00:58:19.288
‫برای همین وقتی قضیه‌ی توت‌فرنگی پیش اومد
‫اصرار می‌کرد مثل همون قضیه‌ست

1268
00:58:19.330 --> 00:58:20.873
‫و فقط کافیه کسی رو پیدا کنیم

1269
00:58:20.915 --> 00:58:23.834
‫که از کلید یخچال اتاق غذاخوری افسرها
‫یک کلید ساخته

1270
00:58:23.876 --> 00:58:25.962
‫ولی خب همچین حرفی واقعاً مضحکه

1271
00:58:26.003 --> 00:58:29.507
‫بازم کار یکی از ملوان‌هایی بود
‫که مسئول کشیک سالن غذاخوری شده بود

1272
00:58:29.549 --> 00:58:32.260
‫همه‌مون می‌دونستیم
‫اونا بسته‌ی توت‌فرنگی رو خوردن

1273
00:58:32.301 --> 00:58:33.719
‫باقی‌مونده‌ی غذای سالن افسرها بود

1274
00:58:33.761 --> 00:58:35.805
‫حق داشتن بخورن
‫رسم همین بود

1275
00:58:35.846 --> 00:58:37.765
‫ولی وقتی ناوسروان
‫بابت توت‌فرنگی‌ها قاطی کرد

1276
00:58:37.807 --> 00:58:39.642
‫وحشت کردن، گفتن نمی‌دونن
‫کی اونا رو خورده

1277
00:58:39.684 --> 00:58:42.436
‫و ناوسروان اونقدر از تئوریش مطمئن بود
‫که حرفشون رو باور کرد

1278
00:58:42.478 --> 00:58:44.605
‫- برای همین دستور داد دنبال کلید بگردین
‫- بله، قربان

1279
00:58:44.647 --> 00:58:49.360
‫هیچوقت ناوسروان رو اونقدر خوشحال
‫ندیده بودیم، چه قبلش و چه بعدش

1280
00:58:49.402 --> 00:58:52.280
‫قضیه‌ی پنیر بازم داره براش تکرار میشه

1281
00:58:52.321 --> 00:58:54.907
‫شخصاً جستجو رو سازماندهی کرد

1282
00:58:54.949 --> 00:58:57.535
‫تمام کلیدهای کشتی رو جمع کردیم

1283
00:58:57.577 --> 00:59:01.330
‫یه مشت جعبه داشتیم...
‫بشکه‌های پر از کلید

1284
00:59:01.372 --> 00:59:03.416
‫سرجمع 2800 تا کلید بودن

1285
00:59:03.457 --> 00:59:05.668
‫که روی هرکدوم
‫برچسب اسم صاحبش خورده بود

1286
00:59:05.710 --> 00:59:09.046
‫و محض احتیاط، از دماغه تا عقب کشتی رو گشتیم

1287
00:59:09.088 --> 00:59:11.716
‫از دکل رادار تا خَن کشتی

1288
00:59:11.757 --> 00:59:13.134
‫خدمه رو لخت کردیم

1289
00:59:13.175 --> 00:59:15.011
‫- لخت کردین؟
‫- بله قربان، لخت کردیم

1290
00:59:15.052 --> 00:59:17.471
‫همه‌شون رو به خط کردیم
‫لخت مادرزاد

1291
00:59:17.513 --> 00:59:19.765
‫و لباس‌هاشون رو تکوندیم

1292
00:59:19.807 --> 00:59:22.727
‫کمدهاشون رو گشتیم
‫تمام سوراخ‌ سنبه‌های کشتی رو گشتیم

1293
00:59:22.768 --> 00:59:25.396
‫سینه‌خیز رفتیم توی خن‌ کشتی
‫و وزنه‌های سربی رو درآوردیم

1294
00:59:25.438 --> 00:59:27.148
‫هرکدوم 90 کیلو هستن

1295
00:59:27.189 --> 00:59:30.359
‫این قضیه 3 روز ادامه داشت

1296
00:59:30.401 --> 00:59:32.403
‫- سه روز؟
‫- بله، قربان

1297
00:59:32.445 --> 00:59:34.498
‫همه‌ش بخاطر کلیدی

1298
00:59:34.522 --> 00:59:36.574
‫که وجود خارجی نداشت

1299
00:59:36.616 --> 00:59:39.641
‫برای همین، وقتی دیدم ناوسروان

1300
00:59:39.665 --> 00:59:41.329
‫کنار یخچال نشسته

1301
00:59:41.370 --> 00:59:43.247
‫و کلیدها رو دونه دونه
‫از توی بشکه درمیاره

1302
00:59:43.289 --> 00:59:45.488
‫و ساعت‌ها با شوق و ذوق

1303
00:59:45.512 --> 00:59:47.710
‫روی قفل امتحان‌شون می‌کنه

1304
00:59:47.752 --> 00:59:49.837
‫تسلیم شدم

1305
00:59:49.879 --> 00:59:53.633
‫همون موقع گزارش پزشکی رو
‫به ناوبان کیفر نشون دادم

1306
00:59:54.800 --> 00:59:56.552
‫آقای ماریک

1307
00:59:56.594 --> 00:59:58.804
‫وقتی ناوبان کیفر
‫گزارش پزشکیت رو کامل خوند

1308
00:59:58.846 --> 01:00:01.140
‫اولین جمله‌ش چی بود؟

1309
01:00:01.891 --> 01:00:03.559
‫قربان، یادم نمیاد

1310
01:00:03.601 --> 01:00:06.354
‫ترغیبت کرد بری پیش دریابد ویلیامز؟

1311
01:00:06.395 --> 01:00:08.314
‫نه، قربان
‫خودم به انتخاب خودم این‌کارو کردم

1312
01:00:08.356 --> 01:00:10.441
‫ولی همراهت به ناو فرماندهی اومد

1313
01:00:10.483 --> 01:00:14.153
‫- بله، قربان
‫- پس اول کار جلوت رو نگرفت

1314
01:00:15.696 --> 01:00:18.491
‫وقتی وارد ناو فرماندهی شدیم
‫جلوم رو گرفت

1315
01:00:18.532 --> 01:00:20.993
‫و گفت نباید این‌کارو بکنیم
‫و این‌کارو نکردیم

1316
01:00:21.035 --> 01:00:23.496
‫از نظرت شهادتش در این موضوع
‫بطور کلی درست بوده؟

1317
01:00:23.537 --> 01:00:25.998
‫بله، قربان
‫تمامش کار خودم بوده، قربان

1318
01:00:26.040 --> 01:00:27.500
‫سوالاتت رو ادامه بده

1319
01:00:27.541 --> 01:00:29.919
‫آقای ماریک، وقتی طوفان تمام شد

1320
01:00:29.960 --> 01:00:32.838
‫ناوسروان کوییگ سعی کرد
‫فرماندهی رو پس بگیره؟

1321
01:00:32.880 --> 01:00:34.632
‫بله

1322
01:00:34.674 --> 01:00:37.009
‫صبح روز نوزدهم
‫وقتی طوفان گذشته بود

1323
01:00:37.051 --> 01:00:38.511
‫چه اتفاقی افتاد؟

1324
01:00:39.887 --> 01:00:42.139
‫خب، توی اتاق نقشه‌ها بودم
‫و داشتم گزارش رو می‌نوشتم

1325
01:00:42.181 --> 01:00:42.878
‫خب؟

1326
01:00:42.902 --> 01:00:45.017
‫داشتم اتفاقات رو به
‫دریابد ویلیامز گزارش می‌دادم

1327
01:00:45.059 --> 01:00:47.395
‫خب؟

1328
01:00:47.436 --> 01:00:50.398
‫ناوسروان کوییگ اومد
‫و ازم خواست به کابینش برم و باهاش صحبت کنم

1329
01:00:50.439 --> 01:00:52.358
‫قبل از اینکه گزارشم رو بفرستم

1330
01:00:52.400 --> 01:00:55.319
‫منم رفتم زیر عرشه و صحبت کردیم

1331
01:00:55.361 --> 01:00:57.279
‫و بعدش چی شد؟

1332
01:00:58.572 --> 01:01:02.368
‫اولش فرقی با قبل نمی‌کرد

1333
01:01:02.410 --> 01:01:04.245
‫گفت به اتهام شورش
‫محاکمه‌ی نظامی میشم

1334
01:01:04.286 --> 01:01:06.297
‫و بعد شروع کرد به یک سخنرانی طولانی

1335
01:01:06.321 --> 01:01:08.332
‫که چقدر نیروی دریایی رو دوست داره

1336
01:01:08.374 --> 01:01:10.251
‫که هیچ علایق دیگه‌ای نداره

1337
01:01:10.292 --> 01:01:13.546
‫و حتی اگر از این قضیه تبرئه بشه
‫سابقه‌ش خراب میشه

1338
01:01:13.587 --> 01:01:16.298
‫و منم بهش گفتم
‫براش احساس تاسف می‌کنم

1339
01:01:16.340 --> 01:01:18.217
‫و... و واقعاً هم همینطور بود

1340
01:01:19.927 --> 01:01:23.013
‫و همون موقع پیشنهادش رو گفت

1341
01:01:23.055 --> 01:01:24.473
‫چه پیشنهادی؟

1342
01:01:25.850 --> 01:01:28.227
‫گفت گزارش من رو نمیده

1343
01:01:28.269 --> 01:01:30.187
‫که دوباره فرماندهی کشتی رو به‌دست می‌گیره

1344
01:01:30.229 --> 01:01:33.357
‫و تمام این قضیه فراموش میشه

1345
01:01:33.399 --> 01:01:35.901
‫و پاسخت به پیشنهادش چی بود؟

1346
01:01:35.943 --> 01:01:37.820
‫مات و مبهوت مونده بودم

1347
01:01:37.862 --> 01:01:40.906
‫- گفتم، ناوسروان، تمام کشتی از قضیه خبر دارن
‫- بله

1348
01:01:40.948 --> 01:01:43.200
‫توی سفرنامه‌ی
‫دستیار افسر عرشه نوشته شده

1349
01:01:43.242 --> 01:01:45.411
‫توی سفرنامه‌ی
‫خود افسر عرشه نوشته شده

1350
01:01:45.453 --> 01:01:48.956
‫و... و یخورده مِن‌ و مِن کرد

1351
01:01:48.998 --> 01:01:51.208
‫خب؟

1352
01:01:51.250 --> 01:01:53.085
‫بعدش چی شد؟

1353
01:01:53.127 --> 01:01:55.254
‫بالاخره، گفت اولین باری نیست

1354
01:01:55.296 --> 01:01:58.215
‫که یه سفرنامه‌ی ناجور
‫بعد از اتفاق اصلاح میشه

1355
01:01:58.257 --> 01:02:00.885
‫بهش یادآوری کردی
‫که دستکاری سفرنامه‌ها شدیداً ممنوعه؟

1356
01:02:00.926 --> 01:02:03.471
‫بله، گفتم
‫و کمابیش خندید

1357
01:02:03.512 --> 01:02:05.973
‫و گفت انتخابمون یا اینه
‫یا دادگاه نظامی به جرم شورش برای خودم

1358
01:02:06.015 --> 01:02:08.809
‫و لکه‌ی سیاهی در سوابق خودش
‫که حس می‌کرد سزاوار همچین چیزی نیست

1359
01:02:08.851 --> 01:02:10.060
‫و بعدش چی شد؟

1360
01:02:10.102 --> 01:02:12.021
‫التماس و خواهش کرد

1361
01:02:12.062 --> 01:02:16.650
‫و یکم بعد گریه‌ش گرفت
‫و دست آخر خیلی عصبانی شد

1362
01:02:16.692 --> 01:02:18.402
‫و بهم دستور داد از کابینش برم بیرون

1363
01:02:18.444 --> 01:02:20.738
‫و همون موقع گزارشم رو فرستادم

1364
01:02:20.780 --> 01:02:25.242
‫پس کمتر از 24 ساعت بعد
‫این فرصت رو داشتی

1365
01:02:25.284 --> 01:02:28.954
‫که کل این اتفاق رو
‫از سوابق رسمی پاک کنی

1366
01:02:28.996 --> 01:02:31.957
‫اون هم با اطلاع و موافقت فرمانده‌ت

1367
01:02:31.999 --> 01:02:33.626
‫بله، قربان

1368
01:02:33.667 --> 01:02:36.796
‫آقای ماریک، در طی طوفان وحشت نکردی؟

1369
01:02:36.837 --> 01:02:38.589
‫نه، وحشت نکردم

1370
01:02:38.631 --> 01:02:42.635
‫ناوبان، اتهام برکناری عمدی
‫ ناوسروانت از فرماندهی

1371
01:02:42.676 --> 01:02:47.473
‫بدون اختیار و دلیل موجه بهت زده شده

1372
01:02:47.515 --> 01:02:49.475
‫آیا عامداً ناوسروان کوییگ رو برکنار کردی؟

1373
01:02:49.517 --> 01:02:52.478
‫بله. می‌دونستم دارم چیکار می‌کنم

1374
01:02:52.520 --> 01:02:54.772
‫بدون اختیار ایشون رو
‫ از فرماندهی برکنار کردی؟

1375
01:02:54.814 --> 01:02:57.650
‫خیر، فصل 11 قوانین
‫ نیروی دریایی این اختیار رو بهم میده

1376
01:02:57.691 --> 01:03:00.986
‫- بدون دلیل موجه این کارو کردی؟
‫- نه

1377
01:03:01.028 --> 01:03:03.531
‫دلیل موجه من
‫فروپاشی روانی فرمانده

1378
01:03:03.572 --> 01:03:05.574
‫در زمان به خطر افتادن کشتی بود

1379
01:03:05.616 --> 01:03:08.494
‫ممنونم
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1380
01:03:10.120 --> 01:03:13.874
‫آقای ماریک، این مکالمه‌ی شگفت‌انگیز

1381
01:03:13.916 --> 01:03:17.711
‫که ناوسروان بهت پیشنهاد داد
‫سوابق رسمی رو جعل کنین

1382
01:03:17.753 --> 01:03:19.797
‫کسی شاهدش بود؟

1383
01:03:20.673 --> 01:03:22.842
‫توی کابین ایشون تنها بودیم. نه

1384
01:03:22.883 --> 01:03:25.886
‫این اتفاق مربوط به مین‌ها
‫کس دیگه‌ای این سوابق رو دید؟

1385
01:03:25.928 --> 01:03:28.013
‫که به گفته‌ی شما
‫نشون میده که "کین"

1386
01:03:28.055 --> 01:03:29.974
‫از الگوی مین‌یابی
‫ که بهش محول شده بود خارج شده؟

1387
01:03:30.015 --> 01:03:32.852
‫چیزی در سوابق حرکت کشتی وجود داشت

1388
01:03:32.893 --> 01:03:35.437
‫که این خروج رو تایید کنه؟

1389
01:03:35.479 --> 01:03:37.356
‫خب، حدوداً یک ساعت بعد از این اتفاق

1390
01:03:37.398 --> 01:03:40.109
‫فرمانده سفرنامه رو گرفت
‫اونو به کابینش برد

1391
01:03:40.150 --> 01:03:42.820
‫و وقتی سفرنامه رو پس گرفتم
‫توش هیچ اشاره‌ای به این اتفاق نشده بود

1392
01:03:42.862 --> 01:03:46.282
‫صحیح. پس هیچ مدرکی
‫برای اثبات این داستان نداری

1393
01:03:46.323 --> 01:03:48.617
‫نه

1394
01:03:48.659 --> 01:03:52.705
‫آقای ماریک، کی اولین بار
‫لقب "زردک پیر" رو به کار برد؟

1395
01:03:52.746 --> 01:03:55.207
‫خود به خود پخش شد

1396
01:03:55.249 --> 01:03:58.002
‫توی کل کشتی یا فقط بین افسرها؟

1397
01:03:58.043 --> 01:03:59.378
‫فقط بین افسرها

1398
01:03:59.420 --> 01:04:01.755
‫مطمئنی از خودت درش نیاوردی؟

1399
01:04:01.797 --> 01:04:03.048
‫نه

1400
01:04:03.924 --> 01:04:06.518
‫از نظر وفاداری به فرمانده‌ت

1401
01:04:06.542 --> 01:04:08.846
‫چه نمره‌ای به خودت میدی؟

1402
01:04:08.888 --> 01:04:11.348
‫بنظرم افسر وفاداری بودم

1403
01:04:12.308 --> 01:04:15.519
‫آیا مرخصی 72 ساعته

1404
01:04:15.561 --> 01:04:18.606
‫در تاریخ دسامبر برای مهناوی استیل‌ول

1405
01:04:18.647 --> 01:04:21.692
‫برخلاف دستور مستقیم فرمانده‌ت صادر کردی؟

1406
01:04:21.734 --> 01:04:23.777
‫- بله
‫- اسم اینو می‌ذاری وفاداری؟

1407
01:04:23.819 --> 01:04:24.862
‫نه

1408
01:04:24.904 --> 01:04:27.615
‫پس اعتراف می‌کنی
‫که در اولین روزهای خدمتت

1409
01:04:27.656 --> 01:04:30.159
‫به عنوان افسر اجرایی
‫عملی خیانت‌آمیز انجام دادی

1410
01:04:30.200 --> 01:04:31.619
‫بله

1411
01:04:31.660 --> 01:04:35.581
‫آقای ماریک، کجا تحصیل کردی؟

1412
01:04:35.623 --> 01:04:37.333
‫- مدرسه‌ی دولتی. سان‌فرانسیسکو
‫- خیلی‌خب

1413
01:04:37.374 --> 01:04:39.001
‫و دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو

1414
01:04:39.043 --> 01:04:41.587
‫و نمراتت توی دبستان چطور بود؟

1415
01:04:41.629 --> 01:04:43.505
‫بدک نبودن

1416
01:04:43.547 --> 01:04:46.884
‫متوسط؟ بیشتر از حد متوسط؟
‫کمتر از حد متوسط؟

1417
01:04:46.926 --> 01:04:47.927
‫متوسط

1418
01:04:47.968 --> 01:04:50.262
‫نمرات دبیرستانت چطور؟

1419
01:04:50.304 --> 01:04:53.933
‫خب، اونجا نمراتم چندان خوب نبود
‫کمتر از حد متوسط

1420
01:04:54.892 --> 01:04:57.269
‫توی دانشگاه چه واحدهایی برداشتی؟

1421
01:04:57.311 --> 01:04:58.437
‫واحدهای تجارت

1422
01:04:58.479 --> 01:05:00.105
‫- واحدهای پیش‌پزشکی چطور؟
‫- نه

1423
01:05:00.147 --> 01:05:03.442
‫- واحدهای روان‌شناسی؟ روان‌پزشکی؟
‫- نه

1424
01:05:03.484 --> 01:05:05.402
‫- نمره‌هات توی دانشگاه چطور بودن؟
‫- خب...

1425
01:05:05.444 --> 01:05:08.572
‫- گذروندمش
‫- کمتر از حد متوسط بودن؟

1426
01:05:09.198 --> 01:05:11.325
‫بله

1427
01:05:11.367 --> 01:05:14.870
‫ این افکار در مورد پارانویا
‫از کجا به ذهنت رسید؟

1428
01:05:14.912 --> 01:05:18.374
‫احتمالاً... خب، کتاب
‫و... یه عالمه تحقیق توی اینترنت

1429
01:05:18.415 --> 01:05:20.793
‫کتاب؟ کدوم کتاب؟ اسم‌هاشون رو بگو
‫کدوم سایت‌ها؟

1430
01:05:20.834 --> 01:05:23.379
‫کتاب‌های پزشکی مربوط به
‫بیماری‌های روانی بودن

1431
01:05:23.420 --> 01:05:26.256
‫و اسم دقیق سایت‌ها یادم نمیاد

1432
01:05:26.298 --> 01:05:29.718
‫اوه. این سرگرمی شما بوده؟
‫خوندن در مورد روان‌پزشکی؟

1433
01:05:29.760 --> 01:05:32.012
‫- نه
‫- خب پس، این کتاب‌ها رو از کجا آوردی؟

1434
01:05:32.054 --> 01:05:35.099
‫از... از دکترهای کشتی‌ها قرض گرفتم
‫هرجا پیدا می‌کردم

1435
01:05:35.140 --> 01:05:37.193
‫و با سابقه‌تون

1436
01:05:37.217 --> 01:05:39.269
‫سوابق تحصیلی‌تون

1437
01:05:39.311 --> 01:05:43.232
‫فکر می‌کنین این کتاب‌های بشدت
‫تخصصی و علمی رو درک کردین؟

1438
01:05:43.273 --> 01:05:45.150
‫یه چیزایی ازشون یاد گرفتم

1439
01:05:45.192 --> 01:05:47.444
‫واکنش شرطی چیه؟

1440
01:05:47.486 --> 01:05:48.988
‫نمی‌دونم

1441
01:05:49.029 --> 01:05:50.948
‫اسکیزوفرنی چیه؟

1442
01:05:50.990 --> 01:05:53.117
‫فکر کنم... بیماری روانیه

1443
01:05:53.158 --> 01:05:54.451
‫- فکر می‌کنی؟
‫- بله

1444
01:05:54.493 --> 01:05:56.954
‫- علائمش چیه؟
‫- نمی‌دونم

1445
01:05:56.996 --> 01:06:00.582
‫درواقع، وقتی در مورد بیماری روانی
‫ صحبت می‌کنی، اصلاً نمی‌دونی چی داری میگی

1446
01:06:00.624 --> 01:06:03.919
‫- درسته؟
‫- خب، هیچوقت نگفتم چیز زیادی در موردش می‌دونم

1447
01:06:05.004 --> 01:06:06.547
‫تابحال این اصطلاح به گوشت خورده

1448
01:06:06.588 --> 01:06:08.590
‫که یادگیری اندک چیز خطرناکیه؟

1449
01:06:09.008 --> 01:06:10.634
‫بله

1450
01:06:10.676 --> 01:06:12.761
‫ذهنت پر از اصطلاحات پزشکی بود
‫که درکشون نمی‌کردی

1451
01:06:12.803 --> 01:06:15.305
‫و بر این اساس، حس کردی این حق رو داری

1452
01:06:15.347 --> 01:06:17.683
‫که به بهانه‌ی بیماری روانی

1453
01:06:17.725 --> 01:06:19.810
‫ یک افسر فرمانده رو برکنار کنی

1454
01:06:19.852 --> 01:06:20.518
‫درسته؟

1455
01:06:20.542 --> 01:06:22.563
‫بخاطر مطالب کتاب
‫فرمانده کوییگ رو برکنار نکردم

1456
01:06:22.604 --> 01:06:26.859
‫- برکنارش کردم چون کشتی در خطر غرق شدن بود
‫- نه، کشتی رو بذار کنار

1457
01:06:26.900 --> 01:06:29.611
‫داریم در مورد فهم تو
‫از روان‌پزشکی صحبت می‌کنیم

1458
01:06:29.653 --> 01:06:34.366
‫نظر روان‌‌پزشک‌های خبره‌ای
‫که فرمانده‌ت رو معاینه کرده بودن رو شنیدی؟

1459
01:06:34.408 --> 01:06:36.201
‫- بله
‫- و نظرشون چی بود؟

1460
01:06:36.243 --> 01:06:39.038
‫در 18 دسامبر دیوونه بوده یا نبوده؟

1461
01:06:39.079 --> 01:06:40.706
‫گفتن نبوده

1462
01:06:40.748 --> 01:06:43.292
‫ولی تو، با ناله‌ها و شکایت‌هات
‫ در مورد توت‌فرنگی

1463
01:06:43.333 --> 01:06:46.462
‫و دستگاه‌های قهوه‌ساز، بهتر می‌فهمی

1464
01:06:46.503 --> 01:06:50.215
‫آقای ماریک، افسر سوم کشتی‌تون کی بود؟

1465
01:06:50.257 --> 01:06:51.717
‫ناوبان کیفر

1466
01:06:51.759 --> 01:06:53.802
‫- افسر خوبی بود؟
‫- بله

1467
01:06:53.844 --> 01:06:56.555
‫بنظرت ذهنش به خوبی ذهن شماست؟

1468
01:06:56.597 --> 01:06:58.974
‫- بله. بهتره
‫- بهتره؟

1469
01:06:59.016 --> 01:07:02.144
‫- گزارش پزشکیت رو بهش نشون دادی؟
‫- بله

1470
01:07:02.186 --> 01:07:05.647
‫بخاطرش قانع شد
‫که فرمانده‌تون بیماری روانی داره؟

1471
01:07:06.231 --> 01:07:08.108
‫نه

1472
01:07:08.150 --> 01:07:10.986
‫قانعت کرد که فرمانده رو برکنار نکنی؟

1473
01:07:11.028 --> 01:07:12.071
‫بله

1474
01:07:12.112 --> 01:07:14.073
‫ولی دو هفته بعد

1475
01:07:14.114 --> 01:07:17.326
‫با وجود اهمیت نظم در نیروی دریایی

1476
01:07:17.367 --> 01:07:20.496
‫با وجود مخالفت
‫افسر زیردست شما

1477
01:07:20.537 --> 01:07:22.498
‫کسی که ذهن بهتری داره

1478
01:07:22.539 --> 01:07:24.416
‫با وجود تمام این‌ها

1479
01:07:24.458 --> 01:07:27.961
‫رفتی و کنترل کشتی‌تون رو به دست گرفتی؟

1480
01:07:29.379 --> 01:07:31.090
‫فرمانده کوییگ رو برکنار کردم

1481
01:07:31.131 --> 01:07:33.008
‫چون قطعاً در صبح روز طوفان

1482
01:07:33.050 --> 01:07:35.427
‫ بنظر بیمار میومد

1483
01:07:35.469 --> 01:07:38.722
‫هنوزم باور داری
‫که تشخیصت از شرایط ذهنی فرمانده کوییگ

1484
01:07:38.764 --> 01:07:40.808
‫بهتر از دکترهاست؟

1485
01:07:40.849 --> 01:07:44.103
‫فقط در مورد شرایط کوییگ
‫در صبح روز طوفان

1486
01:07:46.355 --> 01:07:48.107
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1487
01:07:50.442 --> 01:07:51.985
‫سوال متقابلی ندارم

1488
01:07:53.362 --> 01:07:54.947
‫می‌تونی بیای پایین، ناوبان

1489
01:08:02.830 --> 01:08:05.582
‫ناوسروان کوییگ رو فرا می‌خونم

1490
01:08:14.967 --> 01:08:18.512
‫ناوسروان، بهتون یادآوری می‌کنم
‫که سوگندی که یاد کردین هنوزم پابرجاست

1491
01:08:18.554 --> 01:08:20.931
‫- چشم، قربان
‫- بفرمایید بشینید

1492
01:08:23.392 --> 01:08:25.727
‫ناوسروان، در صبح روز 19 دسامبر

1493
01:08:25.768 --> 01:08:28.772
‫آیا در اتاقت با ناوبان ماریک صحبت کردی؟

1494
01:08:28.813 --> 01:08:30.149
‫خب، بذارین ببینم

1495
01:08:30.190 --> 01:08:33.067
‫نوزدهم، روز بعد از طوفان

1496
01:08:33.110 --> 01:08:34.361
‫بله. بله صحبت کردم

1497
01:08:34.402 --> 01:08:36.989
‫- خودتون خواستین صحبت کنین؟
‫- بله

1498
01:08:37.030 --> 01:08:38.991
‫موضوع این صحبت چی بود؟

1499
01:08:39.031 --> 01:08:41.410
‫خب، همونطور که گفتم
‫دلم به حالش می‌سوخت

1500
01:08:41.451 --> 01:08:43.829
‫دلم نمی‌خواست ببینم زندگیش رو نابود می‌کنه

1501
01:08:43.871 --> 01:08:46.330
‫اونم بخاطر یک اشتباه از سر وحشت

1502
01:08:46.373 --> 01:08:48.111
‫بخصوص که می‌دونستم قصد داره

1503
01:08:48.135 --> 01:08:50.585
‫تمام حرفه‌ش رو در نیروی دریایی بگذرونه

1504
01:08:50.627 --> 01:08:53.672
‫تمام تلاشم رو کردم که بهش نشون بدم
‫چه اشتباهی کرده

1505
01:08:53.714 --> 01:08:56.133
‫ازش خواستم فرماندهی رو بهم پس بده

1506
01:08:56.174 --> 01:08:58.634
‫و پیشنهاد دادم در زمان گزارش حادثه

1507
01:08:58.677 --> 01:09:00.469
‫تا جای ممکن بهش آسون بگیرم

1508
01:09:00.512 --> 01:09:03.348
‫- پیشنهاد ندادین که حادثه رو گزارش نکنین؟
‫- چطور می‌تونم نکنم؟

1509
01:09:03.389 --> 01:09:06.518
‫- توی سفرنامه‌ها ثبت شده بود
‫- بله

1510
01:09:06.560 --> 01:09:09.146
‫اون سفرنامه‌ها، دست‌نویس بودن
‫تایپ شده بودن یا چی؟

1511
01:09:09.188 --> 01:09:10.981
‫فرقی نمی‌کرد

1512
01:09:11.022 --> 01:09:13.901
‫- دست‌نویس بودن، ناوسروان؟
‫- خب، احتمالاً

1513
01:09:13.942 --> 01:09:16.111
‫سفرنامه‌ی دستیار افسر عرشه
‫سفرنامه‌ی خود افسر عرشه

1514
01:09:16.152 --> 01:09:18.237
‫سفرنامه‌های روزانه معمولا دست‌نویس هستن

1515
01:09:18.280 --> 01:09:21.616
‫بعید می‌دونم دفتردار ناو
‫وقت کرده باشه تایپ کرده باشه

1516
01:09:21.658 --> 01:09:23.451
‫با توجه به اون همه هیجانات اون روز

1517
01:09:23.493 --> 01:09:26.163
‫آیا پیشنهاد دادی سفرنامه‌ها رو
‫تغییر بدین و حادثه رو گزارش نکنین؟

1518
01:09:26.205 --> 01:09:28.456
‫نه، این‌کارو نکردم
‫تغییر سفرنامه‌ها ممنوعه

1519
01:09:28.498 --> 01:09:30.542
‫ناوبان ماریک تحت قسم شهادت داد، ناوسروان

1520
01:09:30.584 --> 01:09:32.628
‫که همچین پیشنهادی دادی

1521
01:09:32.669 --> 01:09:36.423
‫نه تنها این، بلکه التماس و خواهش کردی
‫که سفرنامه‌ها رو تغییر بدین

1522
01:09:36.464 --> 01:09:39.884
‫و در ازاش قول دادی
‫که قضیه مسکوت بمونه

1523
01:09:39.927 --> 01:09:41.553
‫و گزارشی در موردش ننویسی

1524
01:09:41.594 --> 01:09:43.263
‫خب، حقیقت این نیست

1525
01:09:43.304 --> 01:09:45.682
‫هیچگونه حقیقی توش نیست؟

1526
01:09:45.723 --> 01:09:48.768
‫حرف‌هام کاملاً تحریف شده
‫اونی که من گفتم حقیقت کامله

1527
01:09:48.810 --> 01:09:51.730
‫پس تکذیب می‌کنین که پیشنهاد
‫تغییر سفرنامه‌ها و مخفی کردن ماجرا رو دادین

1528
01:09:51.772 --> 01:09:53.690
‫بله. کاملاً تکذیب می‌کنم

1529
01:09:53.732 --> 01:09:56.526
‫همون بخشش رو از خودش درآورده
‫گریه و التماس کردنم رو

1530
01:09:56.568 --> 01:09:57.861
‫باورنکردنیه

1531
01:09:57.903 --> 01:09:59.696
‫دارین آقای ماریک رو
‫به شهادت دروغ متهم می‌کنین

1532
01:09:59.738 --> 01:10:01.490
‫ایشون رو متهم به هیچی...

1533
01:10:02.908 --> 01:10:04.993
‫همینجوریشم بقدر کافی اتهام خورده

1534
01:10:05.035 --> 01:10:07.829
‫فقط میگم ممکنه داستان‌های عجیب زیادی
‫در موردم از ماریک بشنوین

1535
01:10:07.871 --> 01:10:10.249
‫فقط همینو میگم

1536
01:10:10.290 --> 01:10:13.585
‫آیا مشخص نیست، ناوسروان، که یکی از شما
‫حقیقت رو در مورد این مکالمه نمیگه؟

1537
01:10:13.627 --> 01:10:16.672
‫- خب، اینطور بنظر میاد
‫- می‌تونی اثبات کنی اون شخص شما نیستی؟

1538
01:10:16.713 --> 01:10:20.259
‫فقط با اشاره به 21 سال حسن سابقه‌م
‫به عنوان یک افسر نیروی دریایی

1539
01:10:20.300 --> 01:10:24.096
‫اونم در برابر حرف‌های مردی
‫که داره به جرم شورش محاکمه میشه

1540
01:10:25.806 --> 01:10:30.602
‫ناوسروان، شما هزار دلار
‫از ناوبان سوم گرید کیث دریافت کردی؟

1541
01:10:30.644 --> 01:10:32.896
‫به یاد نمیارم

1542
01:10:32.938 --> 01:10:35.440
‫- شهادت داد دریافت کردین
‫- دریافت کردم؟ در چه زمانی؟

1543
01:10:35.482 --> 01:10:38.944
‫در زمانی که یک جعبه‌ی متعلق به شما
‫در بندر عمان به دریا افتاد

1544
01:10:38.986 --> 01:10:41.238
‫اوه، بله، خیلی‌خب
‫یادم اومد

1545
01:10:41.280 --> 01:10:43.949
‫مال یک سال پیشه
‫حدوداً طرفای دسامبر

1546
01:10:43.991 --> 01:10:46.618
‫مسئول افتادن جعبه به دریا بود

1547
01:10:46.660 --> 01:10:50.289
‫خب، اصرار کرد که پولش رو بده
‫و پولش رو هم داد

1548
01:10:50.330 --> 01:10:53.333
‫و توی این جعبه چی بوده
‫که هزار دلار قیمتش بوده؟

1549
01:10:53.375 --> 01:10:56.086
‫خب، لباس فرم، کتاب

1550
01:10:56.128 --> 01:10:59.131
‫ابزار ناوبری، چیزهای مرسوم

1551
01:10:59.172 --> 01:11:00.966
‫چرا کیث مسئول بود؟

1552
01:11:01.008 --> 01:11:03.260
‫خب، افسر قایق بود
‫مسئول بار زدن بود

1553
01:11:03.302 --> 01:11:06.638
‫دستورات احمقانه و متناقضی داد
‫که باعث شد افراد بهم بریزن

1554
01:11:06.680 --> 01:11:08.724
‫جعبه رو انداختن توی آب و غرق شد

1555
01:11:08.765 --> 01:11:11.935
‫یک جعبه‌ی چوبی
‫پر از لباس، غرق شد

1556
01:11:11.977 --> 01:11:14.313
‫چیزهای دیگه‌ای هم توش بود

1557
01:11:14.354 --> 01:11:16.606
‫به عنوان مثال
‫سنگ‌های مرجانی یادگاری

1558
01:11:16.648 --> 01:11:20.485
‫ناوسروان، مگه... مگه جعبه
‫سرتاسر پر از بطری‌های مشروب نبود؟

1559
01:11:20.527 --> 01:11:22.654
‫به هیچ عنوان

1560
01:11:22.696 --> 01:11:26.825
‫ناوبان کیث شهادت داد که هزار دلار
‫در ازای جعبه‌ای پر از مشروب بهتون داده

1561
01:11:26.867 --> 01:11:30.454
‫خب، داستان‌های دروغی زیادی از کیث می‌شنوین
‫و از ماریک

1562
01:11:30.495 --> 01:11:33.832
‫متهمین اونا هستن. بایدم یه عالمه
‫داستان‌های عجیب و غریب از خودشون دربیارن

1563
01:11:33.874 --> 01:11:35.625
‫این جعبه رو خودتون جمع کردین؟

1564
01:11:35.667 --> 01:11:38.170
‫- نه، یک نفر از موتورخونه جمعش کرد
‫- اسمش چیه؟

1565
01:11:38.211 --> 01:11:40.255
‫یادم نمیاد. توی سوابق پرسنل هست

1566
01:11:40.297 --> 01:11:43.091
‫- مدتی میشه که از کشتی رفته
‫- خیلی‌خب، الان کجاست؟

1567
01:11:43.967 --> 01:11:45.761
‫نمی‌دونم

1568
01:11:45.802 --> 01:11:49.181
‫- چون نمی‌دونی اسمش چیه؟
‫- نه

1569
01:11:49.222 --> 01:11:50.774
‫اسمش مهناوی دوم

1570
01:11:50.798 --> 01:11:54.227
‫موتورچی اوتیس اف. لنگهورن نبوده؟

1571
01:11:54.269 --> 01:11:56.563
‫لنگ... لنگهورن؟

1572
01:11:56.605 --> 01:11:57.939
‫بله

1573
01:11:58.565 --> 01:11:59.816
‫لنگهورن، بله

1574
01:11:59.858 --> 01:12:02.027
‫خب، بنظر درست میاد

1575
01:12:02.069 --> 01:12:06.948
‫شخصی به اسم مهناوی یکم
‫ اوتیس اف. لنگهورن منتظر انتقالیه

1576
01:12:06.990 --> 01:12:09.618
‫ترتیبی دادیم که اگر نیاز باشه احضارش کنیم

1577
01:12:09.659 --> 01:12:11.828
‫مطمئن هستین همونه؟

1578
01:12:11.870 --> 01:12:14.915
‫خب، نوشته 20 ماه روی کین خدمت کرده
‫امضای شما پاش خورده

1579
01:12:14.956 --> 01:12:16.792
‫اگر احضارش کنیم به کارتون میاد، قربان؟

1580
01:12:16.833 --> 01:12:19.920
‫به عدم ارتباط موضوع جعبه
‫به پرونده اعتراض دارم

1581
01:12:19.961 --> 01:12:22.047
‫و درخواست می‌کنم از سوابق خط بخوره

1582
01:12:22.089 --> 01:12:24.216
‫داریم اعتبار شاهد رو بررسی می‌کنیم

1583
01:12:24.257 --> 01:12:27.803
‫خدمت دادگاه عرض می‌کنم که ارتباط این
‫با موضوع پرونده از همه‌چیز بیشتره

1584
01:12:28.762 --> 01:12:30.222
‫وارد نیست

1585
01:12:30.263 --> 01:12:32.641
‫تقریرنویس دادگاه
‫سوال رو تکرار می‌کنه

1586
01:12:32.682 --> 01:12:35.560
‫"اگر احضارش کنیم به کارتون میاد، قربان؟"

1587
01:12:35.602 --> 01:12:39.231
‫خب، سوال اصلی اینجاست که
‫لنگهورن کدوم جعبه رو بسته

1588
01:12:39.272 --> 01:12:41.525
‫حالا یادم میاد که دو جعبه داشتم

1589
01:12:41.566 --> 01:12:45.487
‫اوه، خب، این اطلاعات جدیدیه
‫که کیث اشاره‌ای بهش نکرده بود

1590
01:12:45.529 --> 01:12:47.656
‫لنگهورن هر دو جعبه رو بسته بود، قربان؟

1591
01:12:47.697 --> 01:12:51.535
‫یادم... یادم نمیاد
‫در اون موقعیت دو جعبه داشتم

1592
01:12:51.576 --> 01:12:54.079
‫یا در دو موقعیت متفاوت دو جعبه داشتم

1593
01:12:54.121 --> 01:12:58.417
‫مدت زیادی گذشته و فرماندهی دشواری داشتم

1594
01:12:58.458 --> 01:13:00.919
‫فقط... نمی‌تونم... نمی‌تونم با قطعیت بگم

1595
01:13:00.961 --> 01:13:04.339
‫ناوسروان، موارد متعددی
‫در این پرونده وجود داره

1596
01:13:04.381 --> 01:13:06.299
‫که با مسئله‌ی اعتبار و باورپذیری

1597
01:13:06.341 --> 01:13:08.427
‫شما و افسرهای دیگه نتیجه‌ش مشخص میشه

1598
01:13:08.468 --> 01:13:11.179
‫اگر خواستین، می‌تونم درخواست
‫ یک استراحت کوتاه 5 دقیقه‌ای بکنم

1599
01:13:11.221 --> 01:13:14.474
‫تا بتونین تا جای ممکن
‫موضوع جعبه‌ رو به یاد بیارین

1600
01:13:14.516 --> 01:13:17.561
‫نه، نه، نیازی نیست
‫فقط بهم زمان بده فکر کنم

1601
01:13:17.602 --> 01:13:19.438
‫- بفرمایید
‫- خواهشاً

1602
01:13:22.190 --> 01:13:23.775
‫خب...

1603
01:13:24.818 --> 01:13:26.486
‫خب...

1604
01:13:27.237 --> 01:13:28.947
‫خب...

1605
01:13:29.990 --> 01:13:33.243
‫آها، خیلی‌خب
‫حالا یادم اومد

1606
01:13:33.285 --> 01:13:35.579
‫- اوهوم
‫- اشتباه گفتم

1607
01:13:35.620 --> 01:13:40.208
‫سن‌دیگو، سال 2014
‫جعبه‌ای رو به شکل مشابهی از دست دادم

1608
01:13:40.250 --> 01:13:42.252
‫اون جعبه‌ای بود که توش لباس بود

1609
01:13:42.294 --> 01:13:46.047
‫و جعبه‌ای که کیث از دست داد
‫حاوی مشروب بود

1610
01:13:46.089 --> 01:13:49.134
‫- کاملاً پر از مشروب بوده
‫- خب، گمون کنم

1611
01:13:49.176 --> 01:13:51.928
‫این رو به کشتی‌تون منتقل کردین

1612
01:13:51.970 --> 01:13:53.388
‫از قوانین نیروی دریایی مطلع هستین، قربان

1613
01:13:53.430 --> 01:13:55.474
‫معلومه که از قوانین اطلاع دارم

1614
01:13:55.515 --> 01:13:57.642
‫قبل از اینکه راه بیفتم
‫جعبه مهر و موم شده بود

1615
01:13:57.684 --> 01:13:59.811
‫همون جایی براش در نظر گرفته بودم

1616
01:13:59.853 --> 01:14:02.314
‫که برندی رو جا داده بودم
‫بخاطر سه سال ماموریت مداوم

1617
01:14:02.355 --> 01:14:07.152
‫به عنوان فرمانده‌ی کین این آزادی عمل رو
‫ به خودم دادم، که عملی مرسوم بود

1618
01:14:07.194 --> 01:14:11.698
‫باور دارم که افسری مزیت‌های خودش رو داره
‫به قول معروف، و خب...

1619
01:14:11.740 --> 01:14:14.618
‫قصد نداشتم از دادگاه مخفیش کنم

1620
01:14:14.659 --> 01:14:16.495
‫چیزی نیست که ازش خجالت بکشم

1621
01:14:16.536 --> 01:14:19.039
‫فقط دو جعبه رو با هم قاطی کردم

1622
01:14:19.080 --> 01:14:20.624
‫ناوبان ماریک همچنین شهادت داد، قربان

1623
01:14:20.665 --> 01:14:22.301
‫که تمام دستوراتی که به خدمه‌ی قایق داده

1624
01:14:22.342 --> 01:14:24.294
‫و منجر به از دست رفتن جعبه شد
‫از طرف شما بوده

1625
01:14:24.336 --> 01:14:26.463
‫خب، این دروغه

1626
01:14:26.505 --> 01:14:29.216
‫و اینکه حاضر نشدین تا ضررتون رو جبران نکرده
‫ برگه‌ی مرخصیش رو امضا کنین

1627
01:14:29.257 --> 01:14:31.343
‫اینم یه دروغ دیگه‌ست

1628
01:14:32.802 --> 01:14:35.931
‫ناوسروان، در طی زمانی
‫که کین در تنگه‌ی هرمز

1629
01:14:35.972 --> 01:14:37.682
‫به دنبال مین می‌گشت

1630
01:14:37.724 --> 01:14:39.935
‫آیا دور کامل زدین
‫و کابل یدک‌کش خودتون رو بریدین؟

1631
01:14:39.976 --> 01:14:41.436
‫اعتراض دارم!

1632
01:14:41.478 --> 01:14:43.772
‫این موضوع کابل یدک‌کش
‫دیگه کاسه‌ی صبرمون رو لبریز کرده

1633
01:14:43.813 --> 01:14:46.024
‫تاکتیک‌های وکیل مدافع اهانتی

1634
01:14:46.066 --> 01:14:47.859
‫به جایگاه این دادگاهه

1635
01:14:47.901 --> 01:14:49.694
‫بصورت هدفمند داره این محاکمه رو

1636
01:14:49.736 --> 01:14:51.780
‫تبدیل به دادگاه نظامی ناوسروان کوییگ می‌کنه

1637
01:14:51.821 --> 01:14:53.365
‫با اجازه‌ی دادگاه

1638
01:14:53.406 --> 01:14:55.367
‫وکیل محاکمه فکر می‌کنه
‫یک پرونده‌ی قطعی داره

1639
01:14:55.408 --> 01:14:57.994
‫اون هم بر اساس
‫گزارش دو روان‌پزشک

1640
01:14:58.036 --> 01:14:59.663
‫از نظر من تصمیمش با دادگاهه

1641
01:14:59.704 --> 01:15:02.207
‫و نه دو دکتری که هرچقدرم باهوش باشن
‫تابحال خشکی رو ترک نکردن

1642
01:15:02.249 --> 01:15:05.460
‫که بخوان تصمیم بگیرن آیا
‫فرمانده کین اونقدر سلامت روانی داشته

1643
01:15:05.502 --> 01:15:10.090
‫که در طی یک طوفان
‫کنترل و جایگاهش رو حفظ کنه

1644
01:15:10.131 --> 01:15:12.092
‫اعتراض وارد نیست

1645
01:15:12.133 --> 01:15:14.094
‫شاهد به سوال پاسخ میده

1646
01:15:14.135 --> 01:15:18.056
‫خیلی‌خب، داستان این افترا هم اینه

1647
01:15:19.057 --> 01:15:20.850
‫استیل‌ول پشت سکان بود

1648
01:15:20.892 --> 01:15:23.311
‫یک مرد رویاپرداز و غیرقابل اعتماد

1649
01:15:23.353 --> 01:15:26.856
‫که بهم هشدار نداد
‫داریم به دور 360 درجه نزدیک میشیم

1650
01:15:26.898 --> 01:15:30.151
‫کسی که فهمید چه اتفاقی داره میفته من بودم
‫و سریعاً مسیر رو تغییر دادم

1651
01:15:30.193 --> 01:15:34.114
‫از روی کابل یدک‌کش رد نشدیم
‫در یک پیچ شدید کنده شد

1652
01:15:34.155 --> 01:15:37.450
‫یعنی درحال توبیخ شدید یک مهناوی
‫ به اسم "اوربن" نبودین

1653
01:15:37.492 --> 01:15:42.539
‫اونم بخاطر بیرون بودن پیرهنش، درحالی‌که
‫کشتی‌تون داشت 360 درجه می‌چرخید، قربان؟

1654
01:15:42.581 --> 01:15:44.583
‫- کی اینو گفته؟ بازم کیث گفته؟
‫- لطفاً سوال رو جواب بدین

1655
01:15:44.624 --> 01:15:46.042
‫معلومه که یک دروغ مغرضانه بیشتر نیست

1656
01:15:46.084 --> 01:15:48.086
‫- اوربن توی پل فرماندهی بود؟
‫- بله

1657
01:15:48.128 --> 01:15:50.880
‫- و پیرهنش بیرون بود؟
‫- بله، و توبیخش کردم، کلاً 2 ثانیه طول کشید

1658
01:15:50.922 --> 01:15:52.882
‫این مسائل رو که کش نمیدم

1659
01:15:52.924 --> 01:15:55.010
‫ولی حالا که موضوع
‫پیرهن رو پیش کشیدی

1660
01:15:55.051 --> 01:15:58.930
‫می‌خوام به این نکته اشاره کنم
‫که ناواستوار کیث، که سرپرست بود

1661
01:15:58.972 --> 01:16:01.600
‫مسئول اعمال قوانین
‫مربوط به لباس فرم بود

1662
01:16:01.641 --> 01:16:03.893
‫و کاملاً توی کارش گند زد

1663
01:16:03.935 --> 01:16:06.896
‫وقتی کنترل کشتی رو بدست گرفتم
‫مثل نیروی دریایی کشورهای جهان سوم می‌موند

1664
01:16:06.938 --> 01:16:09.941
‫و به کیث فشار آوردم که حواسش
‫به چیزهایی مثل گوشه‌ی پیرهن‌ها باشه

1665
01:16:09.983 --> 01:16:13.320
‫و، خب، شاید یکی از دلایلی
‫که اینقدر ازم متنفره همین باشه

1666
01:16:13.361 --> 01:16:18.450
‫و برای همین اصرار داره این مزخرفات رو
‫پخش کنه که من کابل یدک‌کش رو بریدم

1667
01:16:18.491 --> 01:16:21.244
‫آیا توی تنگه‌ی هرمز
‫نشانه‌ی جوهر زرد انداختین؟

1668
01:16:21.286 --> 01:16:23.496
‫نه... شاید
‫خاطرم نیست

1669
01:16:23.538 --> 01:16:25.624
‫خاطرتون هست اولین ماموریتتون چی بوده؟

1670
01:16:25.665 --> 01:16:29.794
‫خب، پیدا و نابود کردن مین‌ها در تنگه‌ی هرمز

1671
01:16:29.836 --> 01:16:31.921
‫- و آیا این ماموریت رو انجام دادین؟
‫- بله

1672
01:16:31.963 --> 01:16:34.382
‫- پس چرا نشانه‌ رو انداختین؟
‫- نگفتم انداختم

1673
01:16:34.424 --> 01:16:37.785
‫ولی اگر انداخته باشم
‫برای مشخص کردن محل مینی که پیدا کردیم بوده

1674
01:16:37.827 --> 01:16:41.431
‫ناوسروان، نشانه‌ رو ننداختین
‫و با تمام سرعت برنگشتین

1675
01:16:41.473 --> 01:16:44.267
‫و کین رو از الگوی مین‌یابی
‫ که بهش محول شده بود خارج نکردین؟

1676
01:16:44.309 --> 01:16:46.536
‫و آیا این‌کار رو نکردین که از یک

1677
01:16:46.560 --> 01:16:48.647
‫مین زیرآبی خطرناک اجتناب کنین

1678
01:16:48.688 --> 01:16:50.398
‫و بذارین کشتی دیگه‌ای اون رو از بین ببره؟

1679
01:16:50.440 --> 01:16:52.484
‫سوال توهین‌آمیز
‫و بطرز واضحی جهت‌داره

1680
01:16:52.525 --> 01:16:56.404
‫به دلیل حافظه‌ی ضعیف شاهد
‫سوال آخرم رو پس می‌گیرم

1681
01:16:56.446 --> 01:16:58.573
‫میرم سراغ اتفاقات اخیر

1682
01:16:58.615 --> 01:17:01.117
‫دادگاه می‌خواد از شاهد سوال بپرسه

1683
01:17:01.159 --> 01:17:02.994
‫ناوسروان کوییگ

1684
01:17:03.036 --> 01:17:05.580
‫با توجه به عواقب شهادتتون

1685
01:17:05.622 --> 01:17:07.999
‫اصرار دارم بیشتر فکر کنید
‫که پاسخ‌های درستی بدین

1686
01:17:08.041 --> 01:17:10.377
‫خب، قطعاً دارم سعی می‌کنم، قربان

1687
01:17:10.418 --> 01:17:13.963
‫نکات ریزی هستن، و از زمان طوفان
‫ماموریت‌های دشواری داشتم

1688
01:17:14.005 --> 01:17:17.092
‫و بعد هم که این مسائل پیش اومد

1689
01:17:17.133 --> 01:17:18.760
‫بله متوجهم

1690
01:17:18.802 --> 01:17:21.596
‫ولی اگر بتونین اونقدر به خاطر بیارین
‫که نسبت به برخی مسائل

1691
01:17:21.638 --> 01:17:24.349
‫جواب قطعی بدین
‫ برای رسیدن به عدالت کمکمون می‌کنه

1692
01:17:24.391 --> 01:17:29.062
‫اول از همه، آیا به دلیل مشکل تجهیزات
‫از بخشی که بهتون محول شده بود خارج شدین؟

1693
01:17:31.106 --> 01:17:33.525
‫بله. بله
‫خیلی‌خب... خیلی‌خب. یادم اومد

1694
01:17:33.566 --> 01:17:35.819
‫بله، دلیلش همین بود

1695
01:17:35.860 --> 01:17:38.229
‫پس به‌جای تلاش برای تعمیر
‫ یا عیب‌یابی تجهیزات

1696
01:17:38.253 --> 01:17:39.864
‫از الگوی مین‌یابی خارج شدین؟

1697
01:17:39.906 --> 01:17:43.034
‫ولی آخه... یک مین فعال رو
‫شناسایی کرده بودین

1698
01:17:43.076 --> 01:17:45.424
‫برای همین نشانه‌ رو در آب انداختین؟

1699
01:17:45.448 --> 01:17:47.122
‫به دلیل حفظ ایمنی بود

1700
01:17:47.163 --> 01:17:49.000
‫از نظرم منطقی نبود که سعی کنیم

1701
01:17:49.024 --> 01:17:51.292
‫با تجهیزات معیوب مین‌ها رو منفجر کنیم

1702
01:17:51.334 --> 01:17:53.305
‫ولی می‌خواستم تمام کشتی‌های منطقه

1703
01:17:53.329 --> 01:17:54.879
‫بدونن اون مین دقیقاً کجاست

1704
01:17:54.921 --> 01:17:56.881
‫برای همین نشانه‌گذاریش کردم

1705
01:17:56.923 --> 01:17:59.384
‫اگر میگین اشتباه کردم که زیادی
‫جانب احتیاط رو رعایت کردم، عذر می‌خوام

1706
01:17:59.426 --> 01:18:03.179
‫ولی خب، قربان، بنظرم وقتی
‫پای ایمنی در میونه نمیشه اشتباه کرد

1707
01:18:03.221 --> 01:18:05.098
‫- سکان دست شما بود؟
‫- خب، نه

1708
01:18:05.140 --> 01:18:07.767
‫تا جایی که یادمه
‫سکان دست ماریک بود

1709
01:18:07.809 --> 01:18:11.229
‫و بعلاوه یادمه بهش هشدار دادم
‫که زیاد از آرایش دور نشه

1710
01:18:11.271 --> 01:18:13.590
‫ولی باید فضا رو آزاد می‌ذاشتیم

1711
01:18:13.614 --> 01:18:16.818
‫تا کشتی‌های دیگه بیان و مین رو منفجر کنن

1712
01:18:16.860 --> 01:18:19.112
‫- خب، چقدر فضا آزاد گذاشتین؟
‫- دقیقش رو خاطرم نیست

1713
01:18:19.154 --> 01:18:22.782
‫فقط می‌دونم که از بخشی که
‫بهمون محول شده بود خارج شدیم

1714
01:18:22.824 --> 01:18:26.077
‫و بعد، خب، اون رو به کناری کشیدم
‫و بهش تذکر دادم

1715
01:18:26.119 --> 01:18:29.247
‫بهش دستور ندادی
‫که سریعاً به سر موقعیت برگرده؟

1716
01:18:29.289 --> 01:18:30.874
‫قربان، همه‌چیز داشت به سرعت اتفاق میفتاد

1717
01:18:30.915 --> 01:18:33.418
‫باید محل رو نشانه‌گذاری می‌کردیم
‫و از اونجا خارج می‌شدیم

1718
01:18:33.460 --> 01:18:36.379
‫تا فضا باز بشه
‫که کشتی‌های دیگه بیان، همونطور که گفتم

1719
01:18:36.421 --> 01:18:39.132
‫این‌ها حقایقیه که به یاد میارین، ناوسروان؟

1720
01:18:39.174 --> 01:18:41.426
‫حقایق همین‌ها هستن، قربان

1721
01:18:43.094 --> 01:18:44.471
‫سوالاتتون رو ادامه بدین

1722
01:18:44.512 --> 01:18:46.139
‫ناوسروان، آیا عادت داشتین

1723
01:18:46.181 --> 01:18:48.850
‫که در عملیات‌های مین‌یابی
‫به اتاقتون برگردین؟

1724
01:18:48.892 --> 01:18:51.770
‫خب، این سوال توهین‌آمیزه
‫و جوابش منفیه!

1725
01:18:51.811 --> 01:18:54.147
‫باید تمام مدت در گوشه و کنار
‫اون پل فرماندهی حضور پیدا می‌کردم

1726
01:18:54.189 --> 01:18:59.068
‫ماریک ناوبرم بود و کیث
‫ افسر عرشه‌ و مسئول تسلیحات بود

1727
01:18:59.110 --> 01:19:01.780
‫بلااستثنا، یک گوشه از
‫ پل فرماندهی جمع می‌شدن

1728
01:19:01.821 --> 01:19:05.200
‫و من مجبور می‌شدم همزمان
‫فرمانده، ناوبر و افسر عرشه باشم

1729
01:19:05.241 --> 01:19:07.994
‫برای همین تمام مدت مجبور بودم
‫از این سمت پل فرماندهی به سمت دیگه‌ش برم

1730
01:19:08.036 --> 01:19:10.205
‫و حقیقت همینه

1731
01:19:10.246 --> 01:19:12.791
‫و برام مهم نیست توی این دادگاه
‫چند تا دروغ لعنتی در موردم گفته شده

1732
01:19:12.832 --> 01:19:15.001
‫دادگاه از شاهد سوال داره

1733
01:19:15.043 --> 01:19:18.880
‫قربان، شاهد بطور واضح و قابل درکی
‫بخاطر این شرایط برآشفته شدن

1734
01:19:18.922 --> 01:19:21.633
‫و درخواست وقت استراحت دارم
‫تا کمی آروم بشن

1735
01:19:21.674 --> 01:19:23.927
‫اصلاً برآشفته نشدم

1736
01:19:23.968 --> 01:19:26.137
‫خوشحال میشم به هر سوالی جواب بدم

1737
01:19:28.139 --> 01:19:31.142
‫درواقع، خودم می‌خوام
‫این فرصت رو داشته باشم

1738
01:19:31.184 --> 01:19:35.688
‫که بابت هر شهادت توهین‌آمیزی که قبل از این
‫ در موردم داده شده از خودم دفاع کنم

1739
01:19:35.730 --> 01:19:39.275
‫در 15 ماهی که در کین حضور داشتم
‫حتی یک اشتباه هم نکردم

1740
01:19:39.317 --> 01:19:41.236
‫و می‌تونم اثباتش کنم

1741
01:19:41.277 --> 01:19:43.571
‫تا این لحظه سابقه‌ی بی‌عیب‌ونقصی دارم

1742
01:19:43.613 --> 01:19:45.698
‫و نمی‌خوام توسط این دروغ‌ها

1743
01:19:45.740 --> 01:19:49.494
‫و تحریف‌ها که توسط این افسرهای خائن
‫ گفته میشه خدشه‌دار بشه

1744
01:19:49.536 --> 01:19:52.705
‫ناوسروان، می‌خواین بریم برای استراحت؟

1745
01:19:52.747 --> 01:19:53.790
‫به هیچ عنوان

1746
01:19:53.832 --> 01:19:56.709
‫درواقع، اگر به من باشه

1747
01:19:56.751 --> 01:19:59.003
‫میگم هیچ استراحتی نریم

1748
01:19:59.045 --> 01:20:02.173
‫خیلی‌خب

1749
01:20:03.091 --> 01:20:05.218
‫فقط می‌خوام این رو بپرسم

1750
01:20:05.260 --> 01:20:08.596
‫اگر عملکرد این افسرها
‫تا این حد بد بوده

1751
01:20:08.638 --> 01:20:10.431
‫چرا تحملش کردین؟

1752
01:20:10.473 --> 01:20:13.518
‫چرا از کشتی اخراجشون نکردین
‫یا به کشتی دیگه‌ای نفرستادین؟

1753
01:20:15.895 --> 01:20:20.024
‫خب، این حرفم براتون
‫عجیب خواهد بود، قربان، ولی...

1754
01:20:20.066 --> 01:20:24.821
‫خب، حقیقتش من آدم دل‌رحمی هستم

1755
01:20:24.863 --> 01:20:26.865
‫و عده‌ی کمی اینو می‌دونن

1756
01:20:26.906 --> 01:20:29.534
‫ولی می‌خواستم حواسم...
‫حواسم بهشون باشه

1757
01:20:29.576 --> 01:20:32.662
‫که سعی کنم اصلاح‌شون کنم
‫و ازشون افسرهای خوبی بسازم

1758
01:20:32.704 --> 01:20:34.694
‫اصلاً دلم نمی‌خواست

1759
01:20:34.718 --> 01:20:36.708
‫حرفه‌شون رو نابود کنم

1760
01:20:36.749 --> 01:20:41.296
‫نگرانی‌ای که اصلاً نسبت به من نداشتن
‫هیچکدومشون

1761
01:20:44.257 --> 01:20:46.551
‫ناوسروان، در صبح روز 18 دسامبر

1762
01:20:46.593 --> 01:20:48.428
‫در همون لحظه‌ای
‫که از فرماندهی برکنار شدین

1763
01:20:48.469 --> 01:20:50.054
‫آیا کین در مرز فاجعه قرار داشت؟

1764
01:20:50.096 --> 01:20:52.849
‫- به هیچ عنوان
‫- آیا در اون لحظه شدیداً در خطر بود؟

1765
01:20:52.891 --> 01:20:55.560
‫به هیچ عنوان
‫بطور کامل کنترل کشتی رو در اختیار داشتم

1766
01:20:55.602 --> 01:20:58.062
‫و آیا به بقیه‌ی افسرهاتون
‫ اطلاع دادین که قصد دارین

1767
01:20:58.104 --> 01:21:00.398
‫مسیر رو عوض کنید
‫و به سمت شمال برید، اون هم در ساعت 10

1768
01:21:00.440 --> 01:21:02.901
‫پونزده دقیقه بعد از اینکه ناوبان ماریک
‫ شما رو از فرماندهی برکنار کرد؟

1769
01:21:02.942 --> 01:21:05.612
‫بله، بله. این رو بیان کردم
‫و قصدم هم همین بود

1770
01:21:05.653 --> 01:21:09.490
‫پس تصمیم ناوبان ماریک برای رفتن به سمت شمال
‫اشتباهی غیرمنطقی و از روی وحشت نبوده

1771
01:21:09.532 --> 01:21:11.993
‫اشتباه از روی وحشتش برکنار کردن من بود

1772
01:21:12.035 --> 01:21:14.579
‫بعد از اون اجازه ندادم
‫هیچ اشتباه فاجعه‌باری انجام بده

1773
01:21:14.621 --> 01:21:16.748
‫سعی نداشتم خودم رو مبرا کنم

1774
01:21:16.789 --> 01:21:20.376
‫ناوسروان، گزارش پزشکی
‫ناوبان ماریک رو دیدین؟

1775
01:21:20.418 --> 01:21:22.420
‫بله

1776
01:21:22.462 --> 01:21:26.049
‫بله، این گزارش جالب رو خوندم
‫بله جناب، خوندم

1777
01:21:26.090 --> 01:21:29.093
‫بزرگ‌ترین جمع دروغ‌ها
‫و تحریف‌ها و نیمه‌حقایقی بود

1778
01:21:29.135 --> 01:21:30.678
‫که تابحال دیدم

1779
01:21:30.720 --> 01:21:32.388
‫ولی خیلی خوشحالم که پرسیدین

1780
01:21:32.430 --> 01:21:35.224
‫چون می‌خوام جریان از دیدگاه من هم ثبت بشه

1781
01:21:35.266 --> 01:21:36.684
‫بفرمایید

1782
01:21:36.726 --> 01:21:39.103
‫لطفاً دیدگاه خودتون
‫در رابطه با هر موردی

1783
01:21:39.145 --> 01:21:41.105
‫که در گزارش بیان شده رو بفرمایید

1784
01:21:41.147 --> 01:21:43.775
‫خیلی‌خب
‫با اون قضیه‌ی توت‌فرنگی شروع می‌کنم

1785
01:21:43.816 --> 01:21:45.944
‫حقیقت اینه که به من خیانت شده بود

1786
01:21:45.985 --> 01:21:48.071
‫و افسر اجرایی خودم و این فرد نازنین

1787
01:21:48.112 --> 01:21:50.657
‫آقای کیث منو دور زده بودن

1788
01:21:50.698 --> 01:21:52.617
‫و دو نفری اتاق غذاخوری افسرهام رو
‫ بر ضدم کرده بودن

1789
01:21:52.659 --> 01:21:54.661
‫برای همین خودم تنهایی
‫در مقابل تمام کشتی بودم

1790
01:21:54.702 --> 01:21:56.621
‫هیچکدوم از افسرهام
‫حمایتم نمی‌کردن، خب؟

1791
01:21:56.663 --> 01:21:59.082
‫به عنوان مثال
‫توی همین قضیه‌ی توت‌فرنگی

1792
01:21:59.123 --> 01:22:03.503
‫بطور واضحی تبانی کردن که از یک خاطی
‫در برابر عدالت محافظت کنن

1793
01:22:03.544 --> 01:22:05.755
‫ماریک این نکته رو بیان نمی‌کنه

1794
01:22:05.797 --> 01:22:09.258
‫که من بطور قاطع
‫بوسیله‌ی حذف احتمالات اثبات کردم

1795
01:22:09.300 --> 01:22:11.135
‫که یک نفر کلید یخچال رو داشته

1796
01:22:11.177 --> 01:22:14.639
‫میگه کارکنان سالن غذاخوری
‫توت‌فرنگی‌ها رو خوردن

1797
01:22:14.681 --> 01:22:16.641
‫ولی اگر می‌خواستم
‫به خودم زحمت بدم

1798
01:22:16.683 --> 01:22:19.519
‫می‌تونستم بطور قطع در این دادگاه اثبات کنم
‫ که امکان نداره کار اون‌ها بوده باشه

1799
01:22:19.560 --> 01:22:21.479
‫دقیقاً مثل قضیه‌ی آب بود

1800
01:22:21.521 --> 01:22:24.482
‫مثل وقتی که خدمه
‫روزی 7 بار دوش می‌گرفتن

1801
01:22:24.524 --> 01:22:28.277
‫و من سعی کردم ساده‌ترین اصول
‫صرفه‌جویی در آب رو اجرا کنم

1802
01:22:28.319 --> 01:22:30.822
‫ولی، اوه نه، آقای ماریک
‫قهرمان خدمه

1803
01:22:30.863 --> 01:22:33.408
‫می‌خواست بره لوسشون کنه

1804
01:22:33.449 --> 01:22:36.160
‫خب، یا اون قضیه‌ی قهوه

1805
01:22:36.202 --> 01:22:37.996
‫خب... نه

1806
01:22:38.037 --> 01:22:39.831
‫نه. عذر می‌خوام

1807
01:22:39.872 --> 01:22:42.291
‫ببخشید، قربان

1808
01:22:42.333 --> 01:22:45.003
‫اول موضوع توت‌فرنگی رو میگم
‫خیلی‌خب

1809
01:22:46.295 --> 01:22:48.506
‫همه‌چیز به جستجویی دقیق
‫ برای اون کلید وابسته بود

1810
01:22:48.548 --> 01:22:52.176
‫و همون موقع بود که ماریک، و مثل همیشه
‫با کمک آقای کیث، گند زدن

1811
01:22:52.218 --> 01:22:54.887
‫یه عالمه ادا و اصول‌های الکی درآوردن
‫و هیچی رو اثبات نکردن

1812
01:22:54.929 --> 01:22:57.557
‫مثل وقتی که فکر می‌کردن
‫سوزوندن قهوه‌سازها

1813
01:22:57.598 --> 01:22:59.475
‫که اموال دولتی بود

1814
01:22:59.517 --> 01:23:01.477
‫یجور شوخیه

1815
01:23:01.519 --> 01:23:04.022
‫و رفتار همه، از ماریک
‫ تا پایین‌ترین درجه همین بود

1816
01:23:04.063 --> 01:23:06.607
‫هیچ... هیچ مسئولیت‌پذیری نداشتن

1817
01:23:06.649 --> 01:23:09.277
‫و مدام این نکته رو تاکید می‌کردم

1818
01:23:09.318 --> 01:23:12.697
‫که مسئولین این اتفاقات باید پیدا بشن

1819
01:23:12.739 --> 01:23:14.866
‫یک کشمکش دائمی بود

1820
01:23:14.907 --> 01:23:16.617
‫همیشه... همیشه همون اتفاق تکرار می‌شد

1821
01:23:16.659 --> 01:23:19.412
‫ماریک و کیث جایگاه من رو زیر سوال می‌بردن
‫همیشه بحث می‌کردن

1822
01:23:19.454 --> 01:23:23.875
‫می‌خواستم... می‌خواستم
‫ به کیث آموزش بدم تا افسر خوبی بشه

1823
01:23:23.916 --> 01:23:26.544
‫ولی از پشت بهم خنجر زده شد توسط...

1824
01:23:29.922 --> 01:23:31.466
‫خب...

1825
01:23:34.093 --> 01:23:39.057
‫خب، بنظرم... بنظرم
‫مسئله‌ی توت‌فرنگی رو توضیح دادم

1826
01:23:39.098 --> 01:23:41.184
‫و... آها راستی
‫مسئله‌ی حساب‌و‌کتاب سالن غذاخوری

1827
01:23:41.225 --> 01:23:44.854
‫خب، باید مثل شاهین حواسم
‫بهشون می‌بود، و حسابی هم بود

1828
01:23:44.896 --> 01:23:47.398
‫نمی‌تونستن سر منو شیره بمالن

1829
01:23:47.440 --> 01:23:49.400
‫و حسابی هم تلاش کردن

1830
01:23:49.442 --> 01:23:52.028
‫به‌جای توجه به حساب‌و‌کتاب
‫و فهرست اقلام‌شون

1831
01:23:52.070 --> 01:23:53.905
‫که مجبور بودم
‫بارها و بارها بررسیش کنم...

1832
01:23:53.946 --> 01:23:56.741
‫و همیشه چند پنی کم بود
‫یا یکی دو دلار بیشتر بود

1833
01:23:56.783 --> 01:23:59.786
‫ولی مگه اهمیتی به حساب و کتاب دقیق می‌دادن؟

1834
01:23:59.810 --> 01:24:01.621
‫بذارین فرمانده نگرانش باشه

1835
01:24:01.662 --> 01:24:03.915
‫خب، خدا شاهده که بودم

1836
01:24:03.956 --> 01:24:05.270
‫و عمراً اگر کسی بتونه

1837
01:24:05.294 --> 01:24:07.428
‫در دوره‌ای که من فرمانده کین بودم

1838
01:24:07.469 --> 01:24:08.999
‫صورت‌حسابی از غذاخوری

1839
01:24:09.023 --> 01:24:11.214
‫یا فهرست کالاهایی رو پیدا کنه

1840
01:24:11.255 --> 01:24:13.674
‫که حتی یک قرونش اشتباه باشه

1841
01:24:13.716 --> 01:24:15.436
‫و منظورم اینه که عمراً اگر

1842
01:24:15.460 --> 01:24:18.179
‫یک حسابدار رسمی بتونه
‫ این‌کارو بکنه، خب؟

1843
01:24:18.221 --> 01:24:19.847
‫خب، دیگه چی بود؟

1844
01:24:19.889 --> 01:24:22.016
‫اونقدر مزخرفات در اون

1845
01:24:22.058 --> 01:24:25.061
‫سفرنامه‌ی آقای ماریک نوشته شده که نگو

1846
01:24:25.103 --> 01:24:28.564
‫آها آره! قضیه‌ی فیلم

1847
01:24:28.606 --> 01:24:31.025
‫خیلی‌خب، هیچ احترامی
‫برای فرماندهی قائل نیستن

1848
01:24:31.067 --> 01:24:33.486
‫کل مشکل اون کشتی همین بود

1849
01:24:33.528 --> 01:24:37.365
‫مسئول پخش فیلم
‫که درکل رفتار بی‌ادبانه‌ای داشت

1850
01:24:37.406 --> 01:24:40.145
‫بدون منتظر موندن برای افسر فرمانده

1851
01:24:40.169 --> 01:24:41.452
‫فیلم رو شروع کرد

1852
01:24:41.494 --> 01:24:43.955
‫بین تمام خدمه‌ی اون کشتی
‫افسرها و ملوان‌ها

1853
01:24:43.996 --> 01:24:46.260
‫حتی یک نفر هم بلند شد که بگه صبر کنید

1854
01:24:46.284 --> 01:24:48.793
‫یا اصلاً متوجه بشه که فرمانده اونجا نیست؟

1855
01:24:48.835 --> 01:24:51.963
‫من حتی بیشتر از اونا
‫دلم برای اون فیلم‌ها تنگ شده

1856
01:24:52.505 --> 01:24:55.800
‫ولی پخششون رو ممنوع کردم و به‌خدا
‫اگر به گذشته برگردم بازم همین‌کارو می‌کنم

1857
01:24:55.842 --> 01:24:57.603
‫چیکار باید می‌کردم؟

1858
01:24:57.627 --> 01:24:59.387
‫بابت این توهین بی‌جا

1859
01:24:59.428 --> 01:25:00.820
‫به افسر فرمانده‌شون

1860
01:25:00.844 --> 01:25:02.974
‫به همه‌شون تقدیرنامه می‌دادم؟

1861
01:25:04.183 --> 01:25:06.644
‫بهم که برنخورد

1862
01:25:06.686 --> 01:25:10.148
‫فقط بخاطر اصول بود
‫اصل احترام به فرمانده

1863
01:25:10.189 --> 01:25:13.985
‫و وقتی به اون کشتی اومدم این اصل
‫ از بین رفته بود و من دوباره احیاش کردم

1864
01:25:14.026 --> 01:25:16.028
‫و نق زدم و گلایه کردم
‫و داد و هوار راه انداختم

1865
01:25:16.070 --> 01:25:18.656
‫و خدا شاهده در دوره‌ی فرماندهیم
‫این رو توی ذهنشون فرو کردم

1866
01:25:20.199 --> 01:25:22.535
‫و همونطور... همونطور که گفتم

1867
01:25:22.577 --> 01:25:24.829
‫قضیه فقط دستگاه‌های قهوه‌ساز نبود

1868
01:25:24.871 --> 01:25:26.539
‫قضیه احترام بود

1869
01:25:26.581 --> 01:25:29.125
‫وقتی از ملوانی سوال می‌پرسم
‫یک جواب سرراست می‌خوام

1870
01:25:29.167 --> 01:25:31.377
‫هیچکس نمی‌تونه بابت این
‫طفره رفتن‌های حیله‌گرانه قسر در بره

1871
01:25:31.419 --> 01:25:34.463
‫حتی اگر مجبور بشم یک هفته‌ی تمام
‫جلسه‌ی سوال‌و‌جواب راه بندازم

1872
01:25:34.505 --> 01:25:37.258
‫چه اهمیتی به توت‌فرنگی میدم؟
‫مهم اصوله

1873
01:25:37.300 --> 01:25:39.218
‫دزدی دزدیه

1874
01:25:39.802 --> 01:25:41.679
‫و توی کشتی من...

1875
01:25:45.725 --> 01:25:49.687
‫خب، خوراکی‌های خوب چندانی که نداریم

1876
01:25:49.729 --> 01:25:53.858
‫وقتی بعد از مدت‌ها
‫ چیز خوشمزه‌ای گیرمون میومد

1877
01:25:53.900 --> 01:25:56.027
‫چیزی... چیزی مثل توت‌فرنگی، خب...

1878
01:25:56.068 --> 01:25:59.113
‫شرم‌آور بود که اگر دلم می‌خواست
‫ دوباره بخورم، چیزی نمونده بود

1879
01:25:59.155 --> 01:26:01.532
‫اجازه نمی‌دادم قسر در برن
‫و اجازه هم ندادم

1880
01:26:01.574 --> 01:26:05.536
‫و خدا شاهده، دیگه اجازه ندادم
‫همچین اتفاقی توی اون کشتی بیفته!

1881
01:26:07.036 --> 01:26:14.922
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1882
01:26:16.422 --> 01:26:18.257
‫و همونطور که گفتم...

1883
01:26:18.299 --> 01:26:19.508
‫خب...

1884
01:26:20.426 --> 01:26:23.721
‫چند تا از این موارد رو توضیح دادم؟

1885
01:26:23.763 --> 01:26:27.266
‫نمی‌تونم از روی حافظه
‫تمامش رو توضیح بدم

1886
01:26:27.308 --> 01:26:30.019
‫اگر سوالات خاصی ازم بپرسین...

1887
01:26:30.061 --> 01:26:33.272
‫تک به تک به همه‌شون جواب میدم

1888
01:26:34.482 --> 01:26:36.901
‫نیازی نیست، قربان

1889
01:26:38.027 --> 01:26:41.029
‫توضیحات کاملی ارائه دادین

1890
01:26:41.072 --> 01:26:43.273
‫ممنونم

1891
01:26:47.370 --> 01:26:51.249
‫توجه دادگاه رو
‫به مدرک 12 جلب می‌کنم

1892
01:26:54.126 --> 01:26:56.254
‫ناوسروان، این یک کپی برابر اصل

1893
01:26:56.295 --> 01:26:59.173
‫از گزارش صلاحیتیه
‫که برای ناوبان ماریک

1894
01:26:59.215 --> 01:27:01.509
‫در یکم جولای 2022 نوشتین

1895
01:27:01.550 --> 01:27:03.928
‫آیا بنظرتون درست میاد؟

1896
01:27:06.389 --> 01:27:08.057
‫بله

1897
01:27:08.099 --> 01:27:10.893
‫و تا زمان این گزارش
‫اتفاقاتی که بیان می‌کنم...

1898
01:27:10.935 --> 01:27:12.403
‫کمبود آب

1899
01:27:12.427 --> 01:27:14.855
‫تحقیقات مربوط به قهوه‌ساز

1900
01:27:14.897 --> 01:27:17.692
‫ممنوع کردن فیلم‌ها
‫ممنوع کردن اینترنت

1901
01:27:17.733 --> 01:27:20.577
‫و باقی اتفاقات، رخ داده بودن؟

1902
01:27:21.570 --> 01:27:23.698
‫بله، تا جایی که خاطرم هست

1903
01:27:23.739 --> 01:27:28.953
‫لطفاً اظهاراتتون رو در مورد
‫ناوبان ماریک در تاریخ یکم جولای بخونید

1904
01:27:29.787 --> 01:27:32.164
‫خب، از اونجایی که کینه‌جو نیستم

1905
01:27:32.206 --> 01:27:36.502
‫تک تک موارد رو نمی‌نویسم

1906
01:27:36.544 --> 01:27:39.088
‫گزارش صلاحیت
‫وارد سوابق افراد میشه

1907
01:27:39.130 --> 01:27:42.967
‫و خب، همیشه سعی کردم
‫بهشون سخت نگیرم

1908
01:27:43.009 --> 01:27:45.011
‫همیشه اینطور بودم
‫و همیشه خواهم بود

1909
01:27:45.052 --> 01:27:46.762
‫لطف می‌کنید، قربان

1910
01:27:46.804 --> 01:27:48.764
‫لطفاً اظهارات رو بخونید

1911
01:27:54.645 --> 01:27:56.814
‫"این افسر، بطور قطع"

1912
01:27:56.856 --> 01:27:59.984
‫"از زمان آخرین گزارش صلاحیت"

1913
01:28:00.026 --> 01:28:02.987
‫"انجام وظایف خود را بهبود بخشیده"

1914
01:28:03.946 --> 01:28:07.241
‫"دائماً وفادار، خستگی ناپذیر"

1915
01:28:07.283 --> 01:28:11.662
‫"دقیق، شجاع و کارآمد می‌باشد"

1916
01:28:12.913 --> 01:28:15.249
‫"درحال حاضر کاملاً"

1917
01:28:15.291 --> 01:28:19.670
‫"صلاحیت فرماندهی
‫یک ناو مین‌یاب 1200 تنی را دارد"

1918
01:28:21.130 --> 01:28:26.427
‫"عزم راسخ و درستکاری ایشان باعث شده"

1919
01:28:26.469 --> 01:28:30.431
‫"الگویی بارز برای افسرهای دیگر"

1920
01:28:30.473 --> 01:28:32.850
‫"چه از نیروهای ذخیره و چه منظم ‌باشد"

1921
01:28:37.229 --> 01:28:40.682
‫"هرچقدر از ایشان تعریف کنم کافی نیست"

1922
01:28:45.363 --> 01:28:46.906
‫ممنونم

1923
01:28:48.783 --> 01:28:50.493
‫سوال دیگه‌ای ندارم

1924
01:28:54.872 --> 01:28:56.832
‫سوال متقابلی ندارم

1925
01:29:01.170 --> 01:29:03.047
‫می‌تونین تشریف ببرید، ناوسروان

1926
01:29:09.178 --> 01:29:10.721
‫بله، قربان

1927
01:29:30.241 --> 01:29:32.159
‫مدافع شاهد دیگه‌ای نداره

1928
01:29:34.412 --> 01:29:37.039
‫وکیل محاکمه برای جمع‌بندی آماده‌ست؟

1929
01:29:38.374 --> 01:29:41.043
‫جمع‌بندی نداریم، قربان
‫دادستانی عرض دیگه‌ای نداره

1930
01:29:42.461 --> 01:29:44.255
‫هیچ صحبتی ندارین؟

1931
01:29:50.010 --> 01:29:52.221
‫با اجازه‌ی دادگاه

1932
01:29:57.476 --> 01:29:59.687
‫واقعاً... واقعاً نمی‌دونم

1933
01:29:59.728 --> 01:30:02.565
‫چه صحبتی در مورد
‫مواردی که وکیل مدافع بیان کرده بگم

1934
01:30:03.607 --> 01:30:05.526
‫هیچ چیزی نیست
‫که بخوام خلافش رو ثابت کنم

1935
01:30:05.568 --> 01:30:06.944
‫هیچ شواهدی بیان نکردن

1936
01:30:06.986 --> 01:30:08.571
‫موارد بیان شده هیچ ارتباطی

1937
01:30:08.612 --> 01:30:11.282
‫با اتهام یا جزئیاتش نداشتن

1938
01:30:13.075 --> 01:30:16.454
‫اولین سوال وکیل مدافع در این دادگاه

1939
01:30:17.663 --> 01:30:20.541
‫این بود که "ناوسروان، تابحال عبارت"

1940
01:30:20.583 --> 01:30:22.960
‫"زردک پیر به گوشتون خورده؟"

1941
01:30:23.002 --> 01:30:27.089
‫این نکته‌ی کلیدی تمام استراتژی ایشون بود

1942
01:30:27.131 --> 01:30:30.050
‫که کل محاکمه رو بچرخونه

1943
01:30:30.092 --> 01:30:34.305
‫که متهم ماریک نباشه
‫بلکه ناوسروان کوییگ باشه

1944
01:30:34.346 --> 01:30:38.058
‫تک تک انتقادهای بی‌رحمانه

1945
01:30:38.100 --> 01:30:41.979
‫و مغرضانه رو از تمامی شاهدین بیرون کشید

1946
01:30:42.021 --> 01:30:46.775
‫و ناوسروان کوییگ رو مجبور کرد
‫در دادگاه بر علیه اون‌ها از خودش دفاع کنه

1947
01:30:46.817 --> 01:30:48.652
‫اون هم بصورت غیرمنتظره

1948
01:30:48.694 --> 01:30:50.613
‫بدون مشاوره با وکیل

1949
01:30:50.654 --> 01:30:53.282
‫بدون هرگونه حقوق و تضمین‌هایی

1950
01:30:53.324 --> 01:30:56.368
‫که یک شخص متهم
‫در قانون نیروی دریایی از اون‌ها برخورداره

1951
01:30:56.410 --> 01:30:59.830
‫این دادگاه واقعاً می‌تونه
‫این رویه رو تایید کنه

1952
01:30:59.872 --> 01:31:04.627
‫که هر فرماندهی که بر اساس خواسته‌ی
‫زیردست‌هاش عمل نکنه توسط اون‌ها خلع بشه؟

1953
01:31:04.668 --> 01:31:06.962
‫و بعد تنها راهی که برای فرمانده بمونه

1954
01:31:07.004 --> 01:31:11.842
‫اینه که در دادگاه نظامی
‫در جایگاه شهود قرار بگیره

1955
01:31:11.884 --> 01:31:14.011
‫و بابت تمام شکایات ناچیز جواب پس بده

1956
01:31:14.053 --> 01:31:16.305
‫و تمام تصمیمات فرماندهیش رو توجیه کنه

1957
01:31:16.347 --> 01:31:20.768
‫اون هم در مقابل وکیل متخاصمی
‫که طرف زیردست خودسرش رو گرفته؟

1958
01:31:20.809 --> 01:31:24.688
‫همچین رویه‌ای چیزی جز
‫چک سفید امضا برای شورش نیست

1959
01:31:24.730 --> 01:31:28.275
‫باعث نابودی کامل سلسله مراتب فرماندهی میشه

1960
01:31:31.028 --> 01:31:34.198
‫با این‌حال، این مسائل منو نگران نمی‌کنه

1961
01:31:35.074 --> 01:31:37.034
‫اطمینان دارم

1962
01:31:37.076 --> 01:31:40.663
‫که این دادگاه تحت تاثیر
‫همچین تاکتیک‌های تهاجمی قرار نگرفته

1963
01:31:40.704 --> 01:31:43.123
‫مطمئنم که دادگاه دست ردی به سینه‌ی

1964
01:31:43.165 --> 01:31:45.376
‫این بازی کثیف برای بازی با احساساتش

1965
01:31:45.417 --> 01:31:50.214
‫و این... توهین به ذکاوتش می‌زنه

1966
01:31:50.256 --> 01:31:53.425
‫و نکاتی که توسط حقایق
‫اثبات شدن رو پیدا می‌کنه

1967
01:31:55.427 --> 01:31:57.429
‫فقط یک نکته مونده که بگم

1968
01:31:58.430 --> 01:32:00.724
‫حکم دادگاه در مورد متهم هرچی که باشه، من...

1969
01:32:01.809 --> 01:32:04.395
‫من بطور رسمی توصیه می‌کنم
‫که وکیل مدافع گرین‌والد

1970
01:32:04.436 --> 01:32:06.230
‫توسط این دادگاه، به دلیل

1971
01:32:06.272 --> 01:32:08.440
‫رفتار خارج از شأن
‫یک افسر نیروی دریایی توبیخ بشه

1972
01:32:08.482 --> 01:32:11.610
‫و اینکه این توبیخ
‫در سابقه‌شون ثبت بشه

1973
01:32:17.575 --> 01:32:20.619
‫وکیل مدافع. صحبت نهایی دارین؟

1974
01:32:25.916 --> 01:32:27.251
‫با اجازه‌ی دادگاه

1975
01:32:28.586 --> 01:32:32.840
‫با بی‌میلی شدید
‫دفاع از متهم رو قبول کردم

1976
01:32:32.881 --> 01:32:37.636
‫و تنها به دلیل اصرار دادرس ارتش بود
‫که فرمودن هیچ وکیل دیگه‌ای در دسترس نیست

1977
01:32:38.596 --> 01:32:40.431
‫نسبت به قبولش بی‌میل بودم

1978
01:32:40.472 --> 01:32:43.851
‫چون می‌دونستم تنها راه دفاع

1979
01:32:43.892 --> 01:32:47.855
‫اثبات عدم صلاحیت روانی
‫یک افسر نیروی دریاییه

1980
01:32:47.896 --> 01:32:50.616
‫ناخوشایندترین وظیفه‌ای بوده

1981
01:32:50.640 --> 01:32:53.360
‫که تابحال مجبور شدم انجام بدم

1982
01:32:54.361 --> 01:32:57.406
‫با این‌حال، حالا که انجامش دادم

1983
01:32:57.448 --> 01:32:59.575
‫تمام تلاشم رو کردم
‫که موکلم تبرئه بشه

1984
01:32:59.617 --> 01:33:03.412
‫فکر می‌کردم این وظیفه‌ی منه، هم به عنوان
‫وکیل مدافع تعیین شده توسط نیروی دریایی

1985
01:33:03.454 --> 01:33:06.248
‫و همچنین به عنوان یک وکیل

1986
01:33:07.499 --> 01:33:09.335
‫بذارین یک نکته رو واضح بیان کنم

1987
01:33:09.376 --> 01:33:12.087
‫عقیده‌ی ما این نیست

1988
01:33:12.129 --> 01:33:14.256
‫که ناوسروان کوییگ بزدله

1989
01:33:14.298 --> 01:33:20.012
‫و بنابراین، اگر در شرایط بغرنج
‫ اعمالی سوال‌برانگیز انجام میده

1990
01:33:20.054 --> 01:33:22.931
‫باید دلیلش چیز دیگه‌ای باشه

1991
01:33:22.973 --> 01:33:26.602
‫دادگاه رفتار ناوسروان کوییگ رو
‫در جایگاه شهود دید

1992
01:33:26.644 --> 01:33:30.105
‫و دادگاه می‌تونه تصور کنه
‫که رفتارش در اوج طوفان

1993
01:33:30.147 --> 01:33:32.316
‫چطور می‌تونسته باشه

1994
01:33:32.358 --> 01:33:34.234
‫و بر همین اساس

1995
01:33:35.277 --> 01:33:38.489
‫دادگاه می‌تونه سرنوشت متهم رو تعیین کنه

1996
01:33:47.665 --> 01:33:49.917
‫قبل از استراحت

1997
01:33:49.958 --> 01:33:52.503
‫دادگاه نظرش رو در مورد توصیه
‫برای توبیخ شما اعلام می‌کنه

1998
01:33:56.715 --> 01:33:58.175
‫بله، قربان

1999
01:34:00.678 --> 01:34:04.640
‫این محاکمه‌ای عجیب و غم‌انگیز بوده

2000
01:34:05.724 --> 01:34:08.310
‫در تاریخ 248 ساله‌ی نیروی دریایی

2001
01:34:08.352 --> 01:34:11.522
‫فقط یک دفعه‌ی دیگه
‫تلاشی برای شورش صورت گرفته

2002
01:34:13.399 --> 01:34:16.819
‫دفاعیاتت رو با ذکاوتی چشمگیر ارائه دادی

2003
01:34:18.612 --> 01:34:20.364
‫ولی رفتارت نگران‌کننده بوده

2004
01:34:20.406 --> 01:34:22.533
‫و باعث ایجاد سوالاتی میشه

2005
01:34:23.534 --> 01:34:25.786
‫آیا رفتارتون در این محاکمه مسئولانه بوده

2006
01:34:25.828 --> 01:34:27.538
‫ناوبان گرین‌والد؟

2007
01:34:30.499 --> 01:34:33.252
‫اگر قرار به توبیخ باشه

2008
01:34:33.293 --> 01:34:36.422
‫باید از طرف وجدان خودت باشه

2009
01:34:38.549 --> 01:34:42.386
‫به عقیده‌ی دادگاه
‫وکیل مدافع تخطی نکرده

2010
01:34:42.428 --> 01:34:45.347
‫توصیه برای توبیخ رد میشه

2011
01:34:45.389 --> 01:34:48.183
‫دادگاه تا اطلاع ثانوی
‫وارد استراحت میشه

2012
01:34:54.523 --> 01:34:57.735
‫- حالا چی میشه؟
‫- خب، کار دیگه‌ای ازمون برنمیاد

2013
01:34:58.861 --> 01:35:00.237
‫و کی نتیجه‌ش رو می‌فهمیم؟

2014
01:35:00.279 --> 01:35:02.072
‫اگر حکم تبرئه باشه، به‌زودی

2015
01:35:02.114 --> 01:35:05.576
‫اگر نباشه، خب
‫تا چندین هفته تصمیم‌شون رو اعلام نمی‌کنن

2016
01:35:05.617 --> 01:35:07.077
‫خیلی‌خب

2017
01:35:08.078 --> 01:35:09.830
‫حرف نداشتی

2018
01:35:09.872 --> 01:35:11.707
‫ممنون

2019
01:35:14.168 --> 01:35:16.420
‫دخل کوییگ رو آوردی

2020
01:35:17.004 --> 01:35:19.298
‫آره، دخلشو آوردم

2021
01:35:24.052 --> 01:35:27.723
‫ازت ممنونم
‫چه ببریم چه ببازیم

2022
01:35:32.519 --> 01:35:33.812
‫خیلی‌خب

2023
01:35:36.565 --> 01:35:38.567
‫- چی شده؟
‫- هیچی

2024
01:35:38.609 --> 01:35:41.195
‫خب، ببین
‫باید یه چیزی ازت بپرسم

2025
01:35:41.236 --> 01:35:43.322
‫باز چی شده؟ همم؟

2026
01:35:44.990 --> 01:35:47.785
‫تام کیفر قراره امشب
‫ توی هتل مهمونی بگیره

2027
01:35:47.826 --> 01:35:50.788
‫امروز صبح بابت رمانش
‫پیش‌پرداخت 10 هزار دلاری گرفته

2028
01:35:50.829 --> 01:35:53.123
‫خب، امیدوارم یک میلیون نسخه بفروشه

2029
01:35:53.165 --> 01:35:56.460
‫جایزه‌ی نوبل رو ببره
‫و جایزه پولیتزر، و مدال افتخار

2030
01:35:56.502 --> 01:35:59.129
‫و کل این قضیه رو
‫خوشگل و تمیز تموم کنه بره

2031
01:35:59.171 --> 01:36:00.881
‫جفتمون دعوت شدیم

2032
01:36:03.258 --> 01:36:04.802
‫چی؟

2033
01:36:05.886 --> 01:36:08.514
‫ببین، می‌دونم احتمالاً چه فکری می‌کنی

2034
01:36:08.555 --> 01:36:11.225
‫نتیجه هرچی باشه، دیگه تمام شده

2035
01:36:11.266 --> 01:36:14.311
‫نمی‌دونم اگر جای تام بودم چیکار می‌کردم

2036
01:36:14.353 --> 01:36:16.480
‫حاضری بری مهمونی کیفر؟

2037
01:36:17.648 --> 01:36:20.818
‫اگر تو بری منم میرم
‫اگر بنظرت بهتر باشه که بریم

2038
01:36:43.173 --> 01:36:45.801
‫اوه!

2039
01:36:53.350 --> 01:36:55.644
‫خیلی‌خب، ساکت، ساکت!

2040
01:36:56.812 --> 01:36:59.773
‫ساکت، مفت‌خورهای مست و پاتیل کین!

2041
01:36:59.815 --> 01:37:03.944
‫تشریف آورد، مهمان افتخاری‌مون
‫قهرمان شجاع‌مون

2042
01:37:03.986 --> 01:37:05.112
‫- هی!
‫- هورا!

2043
01:37:05.153 --> 01:37:07.155
‫سخنرانی! سخنرانی!
‫سخنرانی! سخنرانی!

2044
01:37:07.197 --> 01:37:10.492
‫- سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!
‫- نه، نه، نه

2045
01:37:10.534 --> 01:37:13.871
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه!
‫- اذیت نکن دیگه، بارنی!

2046
01:37:13.912 --> 01:37:16.915
‫نه، من از تمام شماها مست‌ترم

2047
01:37:16.957 --> 01:37:19.084
‫با وکیل محاکمه رفته بودم بیرون

2048
01:37:19.126 --> 01:37:23.187
‫و سعی کردم راضیش کنم یک سری از
‫القاب زشتی که بهم داده بود رو پس بگیره

2049
01:37:24.423 --> 01:37:27.885
‫بالاخره توی سومین لیوان بوربن و سودا
‫راضیش کردم کوتاه بیاد، شایدم چهارمی

2050
01:37:27.926 --> 01:37:30.971
‫- خوبه. خوبه
‫- مجبور شدم بلند و سریع صحبت کنم، استیو

2051
01:37:31.013 --> 01:37:34.349
‫- توی دادگاه به روش‌های کثیفی متوسل شدم
‫- خب...

2052
01:37:34.391 --> 01:37:36.143
‫- بیچاره کاترین شلی، ها؟
‫- آره

2053
01:37:36.184 --> 01:37:38.395
‫همم. خب این چیه؟

2054
01:37:38.437 --> 01:37:40.439
‫اوه، دو دلیل برای جشن گرفتن داریم

2055
01:37:40.480 --> 01:37:42.024
‫کیکی که به شکل کتابه

2056
01:37:42.065 --> 01:37:45.576
‫امروز 10 هزار دلار دستم رسید
‫پیش‌پرداخت رمانم

2057
01:37:46.320 --> 01:37:48.488
‫آفرین. آفرین

2058
01:37:48.530 --> 01:37:49.948
‫منم امروز یه نامه‌ای به دستم رسید

2059
01:37:49.990 --> 01:37:52.659
‫- چی بوده، بارنی؟
‫- تاییدیه‌ی پزشکی

2060
01:37:52.701 --> 01:37:55.245
‫دستور گرفتم برگردم به کشتیم
‫فردا راه میفتم

2061
01:37:56.455 --> 01:37:58.999
‫خوبه. هی، عالیه

2062
01:38:01.126 --> 01:38:02.419
‫ده هزار دلار، ها؟

2063
01:38:05.631 --> 01:38:07.049
‫می‌دونی، شاید بهتر باشه

2064
01:38:07.090 --> 01:38:09.635
‫لطف نویسنده‌ی نامدار رو جبران کنم

2065
01:38:09.676 --> 01:38:11.303
‫- آره!
‫- یه کوچولو صحبت می‌کنم

2066
01:38:11.345 --> 01:38:13.931
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫بذارین بگه، بذارین بگه

2067
01:38:13.972 --> 01:38:15.557
‫خیلی‌خب

2068
01:38:15.599 --> 01:38:18.060
‫- رمان جنگیه، درسته؟
‫- آره

2069
01:38:18.101 --> 01:38:20.979
‫گمونم حسابی نیروی دریایی رو کوبیدی، آره؟

2070
01:38:21.021 --> 01:38:23.023
‫آره؟

2071
01:38:23.065 --> 01:38:25.400
‫بعید می‌دونم روابط عمومی نیروی دریایی
‫به هیچ عنوان تاییدش کنه

2072
01:38:25.442 --> 01:38:28.612
‫خب، یکی باید حق این عوضی‌های پیر پاتال
‫ افاده‌ای رو بذاره کف دستشون، ها؟

2073
01:38:28.654 --> 01:38:31.198
‫- آره!
‫- قهرمان کیه، خودت؟

2074
01:38:31.239 --> 01:38:34.201
‫اگر شباهتی وجود داشته باشه
‫کاملاً اتفاقیه

2075
01:38:36.453 --> 01:38:39.414
‫خیلی‌خب، خسته و مستم

2076
01:38:40.832 --> 01:38:43.794
‫ولی یهویی به ذهنم رسید
‫که اگر زمانی روان جنگی بنویسم

2077
01:38:43.835 --> 01:38:46.630
‫سعی می‌کنم از زردک پیر یه قهرمان بسازم

2078
01:38:46.672 --> 01:38:48.548
‫- همم
‫- بیخیال بابا

2079
01:38:48.590 --> 01:38:50.008
‫- آره. جدی میگم
‫- نه. نه

2080
01:38:50.050 --> 01:38:52.469
‫نه، جدی میگم
‫و بهتون میگم چرا

2081
01:38:53.679 --> 01:38:56.348
‫آخه می‌دونی، آقای کیفر
‫وقتی داشتم حقوق می‌خوندم

2082
01:38:56.390 --> 01:38:58.058
‫و تو داشتی داستان‌های کوتاه می‌نوشتی

2083
01:38:58.100 --> 01:39:00.811
‫و "ویلی کیث" داشت توی
‫ دشت‌های پرینستون بازی می‌کرد

2084
01:39:00.852 --> 01:39:04.064
‫تمام اون مدت، این...

2085
01:39:04.106 --> 01:39:06.942
‫این پیر پاتال‌ها که بهشون میگیم
‫ نیروهای منظم، این عوضی‌های افاده‌ای احمق

2086
01:39:06.984 --> 01:39:08.735
‫از کشور فربه

2087
01:39:08.777 --> 01:39:12.990
‫احمق و شاد ما محافظت می‌کردن

2088
01:39:13.991 --> 01:39:16.493
‫البته برای پول این‌کارو می‌کردن

2089
01:39:16.535 --> 01:39:19.395
‫مثل هرکس دیگه‌ای
‫که هرکار دیگه‌ای انجام میده

2090
01:39:19.496 --> 01:39:23.125
‫ولی سوال اینجاست، که در نهایت...

2091
01:39:24.251 --> 01:39:26.712
‫خب، شماها برای پول چیکار می‌کنین؟
‫ من و شماها

2092
01:39:26.753 --> 01:39:30.507
‫داریم حرفه‌هامون رو پیش می‌بریم

2093
01:39:31.967 --> 01:39:33.897
‫پس وقتی یازده سپتامبر اتفاق افتاد

2094
01:39:33.921 --> 01:39:36.263
‫و خیلی‌هامون با کله رفتیم اسم‌نویسی کنیم

2095
01:39:36.304 --> 01:39:38.642
‫که با اون عوضی‌هایی که اون هواپیماها رو

2096
01:39:38.666 --> 01:39:40.642
‫کوبیدن به برج‌های دوقلو بجنگیم...

2097
01:39:42.394 --> 01:39:45.439
‫نمی‌شد با کتابچه‌ی حقوق باهاشون جنگید
‫برای همین... منم عضو فعال شدم

2098
01:39:45.480 --> 01:39:47.065
‫به نیروی دریایی ملحق شدم

2099
01:39:48.400 --> 01:39:50.152
‫شاید می‌تونستم
‫توی آسمون خاورمیانه پرواز کنم

2100
01:39:50.193 --> 01:39:52.195
‫و یه مشت تروریست‌ رو بمبارون کنم، درسته؟

2101
01:39:52.237 --> 01:39:54.406
‫- یوهو!
‫- آره!

2102
01:39:54.448 --> 01:39:58.994
‫ولی خیلیای دیگه بودن
‫که آمادگی همچین کاری رو داشتن

2103
01:40:00.328 --> 01:40:02.622
‫ولی من نداشتم. هنوز نداشتم

2104
01:40:02.664 --> 01:40:05.125
‫تام کیفر هم نبود، هنوز درحال تحصیل بود

2105
01:40:05.167 --> 01:40:07.836
‫یا ویلی کیث، چون دانشجوی سال دوم
‫دانشکده‌ی نیروی دریایی بود

2106
01:40:07.878 --> 01:40:11.757
‫بلکه زردک پیر و امثال اون بودن

2107
01:40:12.841 --> 01:40:15.427
‫همون زمان درحال خدمت و آماده‌ی اعزام بودن

2108
01:40:16.595 --> 01:40:18.388
‫و خیلی باهوش‌تر از همه‌ی ماها هستن

2109
01:40:18.430 --> 01:40:21.058
‫خب، بیخیال...
‫سر خودمون رو شیره نمالیم

2110
01:40:21.099 --> 01:40:23.034
‫کسی توی نیروی دریایی آمریکا
که عضویتش اختیاریه

2111
01:40:23.058 --> 01:40:25.479
‫که فقط با ترفیع می‌تونی
‫پیشرفت کنی به جایی نمی‌رسه

2112
01:40:25.520 --> 01:40:28.014
‫مگر اینکه حسابی کاربلد باشه

2113
01:40:28.857 --> 01:40:31.902
‫و این حرفه‌ای‌های محافظه‌کار شاید از
‫ جدیدترین بازی‌های کامپیوتری باخبر نباشن

2114
01:40:31.943 --> 01:40:34.404
‫ولی می‌دونن چطوری
‫یک کار سخت رو انجام بدن

2115
01:40:35.530 --> 01:40:39.201
‫و منتظر و آماده بودن که انجامش بدن

2116
01:40:39.242 --> 01:40:41.787
‫درحالی‌که بقیه‌مون داشتیم سعی می‌کردیم
‫بفهمیم دنیا دست کیه

2117
01:40:41.828 --> 01:40:44.748
‫بارنی. هی، بارنی
‫دیگه تمام شد

2118
01:40:44.790 --> 01:40:46.750
‫خب؟ بیخیال
‫بیا فقط از شام لذت ببریم

2119
01:40:46.792 --> 01:40:49.252
‫گور بابای شام، استیو
‫تو گناهکاری

2120
01:40:50.796 --> 01:40:53.423
‫البته، فقط نصفه‌و‌نیمه گناهکاری

2121
01:40:53.465 --> 01:40:56.927
‫یکی دیگه بود که خیلی قشنگ
‫بیرون میدون قایم شده بود

2122
01:40:57.844 --> 01:40:59.763
‫کسی که کل ایده‌ی پارانوئید

2123
01:40:59.805 --> 01:41:01.556
‫و خطرناک بودن کوییگ رو شروع کرده بود

2124
01:41:01.598 --> 01:41:04.101
‫کسی که شش ماه تمام
‫سعی کرد راضیت کنه

2125
01:41:04.142 --> 01:41:06.770
‫کسی که لقب زردک پیر رو راه انداخت

2126
01:41:06.812 --> 01:41:08.418
‫کسی که حرف کتاب‌های روان‌پزشکی

2127
01:41:08.442 --> 01:41:10.857
‫و ماده‌ی 1108 رو پیش کشید
‫و مدام تو گوشت خوند

2128
01:41:10.899 --> 01:41:12.400
‫خیلی‌خب، یه لحظه وایسا

2129
01:41:12.442 --> 01:41:15.570
‫اوه، آره، آره، جناب کیفر
‫درسته، آره

2130
01:41:16.404 --> 01:41:18.532
‫مجبور شدم به زور
‫از زیر زبون استیو بکشمش بیرون

2131
01:41:18.573 --> 01:41:21.743
‫مردک لهستانی کله‌پوک
‫سعی کرد بهم بگه همه‌ش فکر خودش بوده

2132
01:41:21.785 --> 01:41:25.705
‫نمی‌فهمه فرق پارانوئید با اسب چیه
‫ولی تو می‌دونستی، مگه نه؟

2133
01:41:25.747 --> 01:41:31.294
‫بهش گفتی گزارش پزشکیش
‫بطور واضح مربوط به یک آدم پارانوئیده

2134
01:41:31.336 --> 01:41:34.631
‫بهش توصیه کردی بره پیش دریابد ویلیامز
‫پیشنهاد دادی همراهش بری

2135
01:41:34.673 --> 01:41:39.136
‫تازه وقتی پاتو گذاشتی روی
‫عرشه‌ی پشتی ویلیامز توی بحرین، دودل شدی

2136
01:41:39.177 --> 01:41:42.063
‫آره، اونموقع خودتو زدی به اون راه
‫و تا همین الان به همین منوال پیش رفتی

2137
01:41:42.105 --> 01:41:43.640
‫نمی‌دونم منظورت از این حرفا چیه

2138
01:41:43.682 --> 01:41:45.767
‫بزرگترین لطفی بود
‫ که می‌تونستی به استیو بکنی

2139
01:41:45.809 --> 01:41:47.769
‫که بتونه تبرئه بشه

2140
01:41:47.811 --> 01:41:49.771
‫گرچه بعید می‌دونم متوجه شده باشی

2141
01:41:51.982 --> 01:41:54.901
‫ولی اگر کسی گناهکار باشه، تویی

2142
01:41:56.361 --> 01:41:58.923
‫اگر کله‌ی پوک استیو ماریک رو

2143
01:41:58.965 --> 01:42:01.491
‫از پارانویا و ماده‌ی 1108 پر نمی‌کردی

2144
01:42:01.533 --> 01:42:05.328
‫می‌تونست... می‌تونست
‫کوییگ رو راضی کنه برید شمال

2145
01:42:05.370 --> 01:42:08.999
‫یا بهش کمک می‌کرد
‫به سلامت به سمت جنوب بره

2146
01:42:10.333 --> 01:42:13.003
‫و کین از خدمت بیرون کشیده نمی‌شد

2147
01:42:13.044 --> 01:42:14.796
‫و این...

2148
01:42:14.838 --> 01:42:17.674
‫و این کاریه که تو

2149
01:42:17.716 --> 01:42:20.010
‫برای آمریکامون انجام دادی، دوست من

2150
01:42:20.051 --> 01:42:23.513
‫بیرون کشیدن ناو مین‌یاب از خلیج‌فارس
‫اونم در اوج نیاز کشور

2151
01:42:23.555 --> 01:42:26.308
‫این... این... گور بابای انبوه و انبوهت

2152
01:42:26.349 --> 01:42:27.517
‫مست کردی

2153
01:42:27.559 --> 01:42:29.269
‫می‌دونی چیه، عذر می‌خوام، باشه؟

2154
01:42:29.311 --> 01:42:30.770
‫دیگه حرفی ندارم

2155
01:42:31.688 --> 01:42:33.607
‫می‌دونی چیه، بفرما به افتخار تو

2156
01:42:33.648 --> 01:42:36.526
‫امتیاز کامل رو گرفتی
‫رفتی سراغ کوییگ و زدیش زمین

2157
01:42:36.568 --> 01:42:39.362
‫دستای خودت رو کثیف نکردی

2158
01:42:39.404 --> 01:42:41.823
‫و رمانت رو نوشتی
‫و ثابت کردی نیروی دریایی مزخرفه

2159
01:42:41.865 --> 01:42:45.368
‫و میگی که یک میلیون دلار درمیاری
‫با یه ستاره‌ی سینما ازدواج می‌کنی

2160
01:42:45.410 --> 01:42:47.787
‫پس نباید از یخورده
‫توبیخ کلامی من ناراحت بشی

2161
01:42:47.829 --> 01:42:49.748
‫اصلاً چه معنایی داره؟ همم؟

2162
01:42:50.582 --> 01:42:52.209
‫می‌دونی، از استیو ماریک دفاع کردم

2163
01:42:52.250 --> 01:42:56.713
‫چون متوجه شدم
‫آدم اشتباهی داره محاکمه میشه

2164
01:42:56.755 --> 01:42:59.716
‫و تنها راه برای دفاع ازش
‫این بود که برات دخل کوییگ رو بیارم

2165
01:42:59.758 --> 01:43:04.638
‫و بدجوری کفریم که توی همچین موقعیتی
‫قرار گرفتم. از کاری که کردم شرمسارم

2166
01:43:05.555 --> 01:43:07.724
‫و برای همین مست کردم

2167
01:43:08.934 --> 01:43:10.936
‫کوییگ لیاقتش بیشتر از اینا بود

2168
01:43:14.314 --> 01:43:17.025
‫اون 21 سال به این کشور خدمت کرد

2169
01:43:20.153 --> 01:43:22.864
‫پس حاضر نیستم شامت رو بخورم

2170
01:43:23.865 --> 01:43:25.742
‫یا شرابت رو بنوشم

2171
01:43:27.202 --> 01:43:29.621
‫لیوانم رو بالا می‌‌برم و بعدش میرم

2172
01:43:32.624 --> 01:43:34.000
‫پس به افتخار تو

2173
01:43:34.042 --> 01:43:36.253
‫جناب نویسنده‌ی محبوب کین

2174
01:43:37.629 --> 01:43:39.297
‫به افتخار کتابت

2175
01:43:39.321 --> 01:43:42.321
‫ترجمه و تنظیم : حسین اسماعیلی

2176
01:43:42.345 --> 01:43:47.345
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

2177
01:43:47.410 --> 01:43:50.410
‫« این فیلم تقدیم می‌شود به لنس ردیک »

2178
01:43:50.434 --> 01:43:53.434
‫« به یاد ویلیام فریدکین »
