1
00:01:23,330 --> 00:01:33,260
‫[جن زدگی در ونیز]

2
00:01:38,940 --> 00:01:42,970
‫[ونیز، ایتالیا،
‫۱۹۴۷]

3
00:01:43,500 --> 00:01:50,610
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

4
00:01:52,110 --> 00:02:00,110
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

5
00:02:31,310 --> 00:02:34,660
‫آقای پوآرو،
‫شیرینی‌هاتون رو آوردم.

6
00:02:37,280 --> 00:02:39,740
‫تخم‌مرغ‌ها رسیدن آقا.

7
00:02:44,080 --> 00:02:45,770
‫- پوآرو!
‫- پوآرو!

8
00:02:45,770 --> 00:02:47,400
‫آقای پوآرو،
‫باید کمکم کنین.

9
00:02:47,400 --> 00:02:49,600
‫سال گذشته پدر و مادرم
‫به‌طرز مرموزی فوت شدن.

10
00:02:49,600 --> 00:02:51,690
‫مدت کوتاهی بعدش هم
‫برادرم فوت شد.

11
00:02:51,690 --> 00:02:53,230
‫دکترمون دلیلش رو نمی‌دونه.

12
00:02:53,920 --> 00:02:56,400
‫خواهش می‌کنم قربان،
‫می‌ترسم جونم توی خطر باشه.

13
00:02:56,400 --> 00:02:58,020
‫مردم میگن نفرین شدیم.

14
00:03:03,700 --> 00:03:05,100
‫چی بهت گفتم؟

15
00:03:05,100 --> 00:03:07,380
‫فقط یه بار دیگه ایشون رو لمس کنی
‫ دستت رو قلم می‌کنم.

16
00:03:07,380 --> 00:03:08,980
‫ببخشید قربان.

17
00:03:12,080 --> 00:03:15,690
‫آقای پوآرو،
‫کار ضروری باهاتون دارم، خواهش می‌کنم.

18
00:03:34,060 --> 00:03:35,840
‫آقای پوآرو...

19
00:03:36,320 --> 00:03:37,340
‫یه خانمی اومدن.

20
00:03:37,340 --> 00:03:39,630
‫میگن به خاطر یه موضوع ضروری
‫به ونیز اومدن.

21
00:03:39,630 --> 00:03:41,340
‫میگن یکی از دوستان‌تون هستن.

22
00:03:41,340 --> 00:03:42,460
‫من دوستی ندارم.

23
00:03:42,460 --> 00:03:44,160
‫گفته بودن این رو میگین...

24
00:03:44,160 --> 00:03:46,140
‫برای همین گفتن که
‫این رو بهتون بدم.

25
00:03:47,000 --> 00:03:48,520
‫نویسنده.

26
00:03:50,900 --> 00:03:53,610
‫سلام آقای جوان.
‫مادرتون خونه‌ان؟

27
00:03:53,860 --> 00:03:56,560
‫محافظم رو ببخش.
‫از من دستور می‌گیره.

28
00:03:56,560 --> 00:03:58,880
‫هیشکی جز شیرینی‌پز حق وارد شدن نداره،
‫اون هم روزی دوبار.

29
00:03:58,880 --> 00:04:00,440
‫روزی دوبار؟

30
00:04:00,440 --> 00:04:03,360
‫- من رو که می‌شناسین. تا شام فقط سیب می‌خورم.
‫- بله.

31
00:04:03,360 --> 00:04:05,980
‫خدایا،
‫چقدر خوبه.

32
00:04:06,260 --> 00:04:08,320
‫شکلات کوشول مشولو.

33
00:04:08,320 --> 00:04:11,850
‫هرکول پوآرو واقعاً صداش در نمیاد.

34
00:04:12,200 --> 00:04:14,640
‫خودش رو بازنشست کرده.

35
00:04:14,640 --> 00:04:15,960
‫کیک به‌جای پرونده.

36
00:04:15,960 --> 00:04:17,380
‫خیلی راضی‌ام.

37
00:04:17,380 --> 00:04:18,680
‫نه.

38
00:04:18,680 --> 00:04:21,520
‫به این میگن خوشحالی،
‫نه راضی بودن.

39
00:04:21,520 --> 00:04:23,230
‫یه نویسنده باید فرق‌شون رو بدونه.

40
00:04:23,470 --> 00:04:25,960
‫حتی اگه ونیز رو واسه مخفی شدن
‫انتخاب کرده باشه.

41
00:04:25,960 --> 00:04:28,800
‫یک یادگاری زیبا،
‫به آرومی توی دریا غرق میشه...

42
00:04:28,800 --> 00:04:30,940
‫درست مثل ذهن شما
‫که هیچ انگیزه‌ای نداره.

43
00:04:30,940 --> 00:04:33,480
‫حالا به‌خاطر طرز بیان هوشمندانه‌ام
‫دست کمم نگیرین.

44
00:04:33,480 --> 00:04:35,960
‫من بهترین نویسندۀ داستان‌های معمایی‌ام.

45
00:04:35,960 --> 00:04:36,980
‫یا میشه گفت که بودم.

46
00:04:36,980 --> 00:04:39,920
‫۲۷ تا از ۳۰ تا کتابم پرتیراژترین بودن.

47
00:04:39,920 --> 00:04:43,110
‫لعنت به اون منتقدای سه کتاب آخرم.
‫به هیچ کدوم‌شون اهمیت ندادم.

48
00:04:43,110 --> 00:04:46,230
‫آریادنی اولیور،
‫از دیدن‌تون خیلی خوشحال شدم.

49
00:04:46,450 --> 00:04:48,230
‫بیاین دنبالم.

50
00:04:48,230 --> 00:04:50,600
‫وقتشه یکم روح به زندگی‌تون برگردونیم.

51
00:04:50,600 --> 00:04:51,780
‫خب پس.

52
00:04:52,320 --> 00:04:54,160
‫مگه نشنیدین؟
‫کار ضروریه.

53
00:04:54,160 --> 00:04:58,460
شما تنها کسی نیستین که اومدین من رو
‫با یه پروندۀ وسوسه‌انگیز اغوا کنین.

54
00:04:58,460 --> 00:05:01,420
‫پرونده نیست.
‫شیک‌تر از یه پرونده‌اس.

55
00:05:02,590 --> 00:05:06,380
‫اصلاً تو باغ نیستین.
‫مگه نمی‌دونین امروز چه روزیه؟

56
00:05:07,440 --> 00:05:09,880
‫شیک‌تر یعنی چی؟

57
00:05:14,480 --> 00:05:17,190
‫هالووین مبارک!
‫آره!

58
00:05:17,190 --> 00:05:20,440
‫ما آمریکایی‌ها آهنگ‌های جلف
‫و شکلات‌های مزخرف وارد کردیم...

59
00:05:20,440 --> 00:05:22,340
‫اما هالووین رو هم برگردوندیم.

60
00:05:22,340 --> 00:05:24,320
‫امشب یه مهمونی واسه بچه‌ها برگزار میشه.

61
00:05:24,320 --> 00:05:27,280
‫سلام بچه‌ها!
‫آمریکا میگه، «هالووین مبارک!»

62
00:05:27,880 --> 00:05:30,830
‫هی!
‫هالووین مبارک! ایول!

63
00:05:32,660 --> 00:05:35,360
‫پوآرو، یه چیزی پیدا کردم.
‫یه کسی رو.

64
00:05:35,360 --> 00:05:36,610
‫نمیشه توضیح داد.

65
00:05:36,780 --> 00:05:40,390
‫از هر جنبه‌ای بهش نگاه کردم
‫اما چیزی دستگیرم نشد.

66
00:05:40,820 --> 00:05:43,800
‫یه چیزایی تو سرتونه دوست من.

67
00:05:45,080 --> 00:05:47,640
‫«خانم رینولدز نامقدس.»

68
00:05:48,560 --> 00:05:51,010
‫به گفتۀ رسانه‌ها
‫ یا احضارکنندۀ ارواحه...

69
00:05:51,010 --> 00:05:53,540
‫«جویس رینولدز که به تازگی
‫ از زندان آزاد شده...

70
00:05:53,540 --> 00:05:56,230
‫آخرین زنی بود که
‫بر اساس قانون مصوب ۱۷۳۵ مجلس

71
00:05:56,230 --> 00:05:58,960
‫به دلیل جادوگری زندانی شده بود.»

72
00:05:59,520 --> 00:06:03,740
‫من تاحالا یه میلیون از این مثلاً پیشگوها رو دیدم
‫که همه‌شون کلاه‌بردار بودن.

73
00:06:03,740 --> 00:06:05,020
‫اما اون فرق داره.

74
00:06:05,380 --> 00:06:06,760
‫شگفت‌انگیزه.

75
00:06:06,760 --> 00:06:09,760
‫وقتی که با این خانم رینولدز
‫توی جلسه احضار روح نشسته بودم...

76
00:06:09,760 --> 00:06:11,120
‫یه اتفاقاتی افتاد.

77
00:06:11,120 --> 00:06:11,920
‫کلک زده.

78
00:06:11,920 --> 00:06:14,660
‫من باهوش‌ترین کسی‌ام که تاحالا دیدم
‫و از کارش سر در نیاوردم.

79
00:06:14,660 --> 00:06:16,120
‫برای همین اومدم سراغ نفر دوم.

80
00:06:16,120 --> 00:06:19,200
‫می‌خوام کاراگاه پوآرو
‫دلیلی برای این قضیه پیدا کنه...

81
00:06:19,200 --> 00:06:21,540
‫وگرنه بلا به دور،
‫باور می‌کنم.

82
00:06:21,540 --> 00:06:22,800
‫این کلکی که میگی رو پیدا کنین.

83
00:06:22,800 --> 00:06:24,860
‫با هم بریم به این جشن هالووین یتیم‌ها.

84
00:06:24,860 --> 00:06:28,660
‫بعدش به اون جلسه اخضار روح دعوت میشیم.

85
00:06:29,510 --> 00:06:33,400
‫- هی بچه‌ها، یه جشن واسه هالووین گرفتن.
‫- می‌خوای دختره رو ببری سر قرار؟

86
00:06:34,970 --> 00:06:38,360
‫از مهمونی لذت ببرین بچه‌ها.
‫حالا حالاها مونده تا بترسین.

87
00:07:29,640 --> 00:07:31,350
‫ایناهاش.

88
00:07:31,820 --> 00:07:33,990
‫کاخ لاکریم دی جیوانی.

89
00:07:34,840 --> 00:07:36,700
‫توی ونیز میگیم...

90
00:07:36,980 --> 00:07:39,800
‫«تموم خونه‌ها جن‌زده...

91
00:07:39,800 --> 00:07:41,920
‫یا نفرین شده‌ان.»

92
00:08:00,600 --> 00:08:02,960
‫حاضرین بچه‌ها؟

93
00:08:02,960 --> 00:08:05,150
‫آره!

94
00:08:10,380 --> 00:08:11,980
‫خیلی وقت پیش...

95
00:08:12,560 --> 00:08:15,320
‫این قصر یه یتیم‌خونه بود.

96
00:08:16,410 --> 00:08:21,800
‫دکترها و پرستاران خوبی
‫از بچه‌های خوب نگهداری می‌کردن.

97
00:08:21,800 --> 00:08:24,270
‫تا این که طاعون اومد.

98
00:08:24,840 --> 00:08:27,700
‫طاعون مردم رو می‌ترسوند...

99
00:08:27,700 --> 00:08:32,120
‫و ترس باعث میشد مردم
‫کارهای وحشتناکی بکنن.

100
00:08:34,760 --> 00:08:37,460
‫برای بچه‌ها بیش از حد ترسناک نیست؟

101
00:08:37,460 --> 00:08:40,100
‫داستان‌های ترسناک
‫ترس زندگی رو کمتر می‌کنن.

102
00:08:42,560 --> 00:08:46,260
‫طولی نکشید که
‫بچه‌ها فهمیدن تنهان.

103
00:08:46,260 --> 00:08:49,120
‫زندانی شده بودن تا بمیرن....

104
00:08:49,120 --> 00:08:54,310
‫گرسنگی می‌کشیدن،
‫صدا می‌زدن، چنگ می‌زدن.

105
00:08:54,680 --> 00:08:58,280
‫بعضی‌ها میگن که اون بچه‌ها
‫هنوز توی قصر مخفی شدن...

106
00:08:58,280 --> 00:09:00,700
‫و می‌خوان که بچه‌ها بیشتری
‫برن پیش‌شون.

107
00:09:00,700 --> 00:09:02,520
‫پس مواظب باشین...

108
00:09:02,520 --> 00:09:05,720
‫چون می‌خوان از دکترها و پرستارانی که...

109
00:09:05,720 --> 00:09:08,790
‫اونا رو تنها گذاشتن تا بمیرن،
‫انتقام بگیرن.

110
00:09:08,790 --> 00:09:13,760
‫مراقب علامت «انتقام کودکان» باشین.

111
00:09:15,260 --> 00:09:17,460
‫کسی که اینجا دکتر نیست،
‫هان؟

112
00:09:17,460 --> 00:09:18,560
‫نه.

113
00:09:18,560 --> 00:09:19,800
‫یا پرستار؟

114
00:09:19,800 --> 00:09:21,560
‫- نه.
‫- نه؟

115
00:09:21,560 --> 00:09:26,400
‫پس به گمونم دیگه می‌تونیم
‫مهمونی رو شروع کنیم!

116
00:09:36,450 --> 00:09:37,990
‫نه!
‫ندوین.

117
00:09:55,360 --> 00:09:59,390
‫لئوپولد.

118
00:10:00,220 --> 00:10:03,880
‫یه مهمونی واقعی گرفتن
‫و تو همش سرت تو کتابه.

119
00:10:03,880 --> 00:10:06,400
‫گفتم شاید واسه یه بار هم شده
‫بخوای با بقیۀ بچه‌ها بازی کنی.

120
00:10:06,400 --> 00:10:08,680
‫بازی‌ها مسخره‌ان.

121
00:10:08,680 --> 00:10:10,810
‫هالووین دنبال داستان‌های ترسناکه.

122
00:10:10,810 --> 00:10:13,480
‫شما اینطوری فکر نمی‌کنین،
‫خانم اولگا؟

123
00:10:13,480 --> 00:10:15,690
‫حداقل یکم کیک بخور.

124
00:10:16,320 --> 00:10:18,620
‫واسه یتیم‌هاس.

125
00:10:21,580 --> 00:10:23,000
‫من برم یه سری به پدر بزنم.

126
00:10:23,000 --> 00:10:24,580
‫اصلاً اهل مهمونی نیست.

127
00:10:33,360 --> 00:10:35,650
‫راهبه اومد.

128
00:10:36,120 --> 00:10:40,940
‫خانم اولیور، خیلی خوشحالم که اومدین.
‫شما نویسندۀ موردعلاقمین.

129
00:10:40,940 --> 00:10:45,440
‫داستان‌های رازآلود شما به من اطمینان میدن
‫که حق اشرار کف دست‌شون گذاشته میشه.

130
00:10:45,440 --> 00:10:49,390
‫متاسفانه زندگی واقعی
‫مثل داستان‌های تخیلی کارآگاهی نیست.

131
00:11:03,860 --> 00:11:05,260
‫حالت خوبه؟

132
00:11:05,260 --> 00:11:06,380
‫خیلی بالاس.

133
00:11:06,380 --> 00:11:08,980
‫می‌فهمم.
‫اینجا خیلی تاریکه، مگه نه؟

134
00:11:14,660 --> 00:11:16,100
‫ایشون میزبان‌مونن؟

135
00:11:16,100 --> 00:11:19,440
‫- اینجا خونۀ منه.
‫- صدای زیرِ رُونا دریک.

136
00:11:19,440 --> 00:11:22,660
‫این جنجرۀ طلایی
‫چه زندگی باشکوهی می‌تونست داشته باشه.

137
00:11:22,660 --> 00:11:24,080
‫با این حال اینجا زندگی می‌کنه.

138
00:11:24,080 --> 00:11:26,040
‫پس اون همه پول چیشد؟

139
00:11:26,040 --> 00:11:29,580
‫هرکسی که تاحالا اینجا زندگی کرده
‫قربانی یه مصیبت شده.

140
00:11:29,580 --> 00:11:31,380
‫به‌هرحال این فقط یه افسانه‌اس.

141
00:11:31,380 --> 00:11:33,520
‫«انتقام کودکان.»

142
00:11:33,520 --> 00:11:37,320
‫یکی سایۀ یه بچه رو روی دیوار می‌بینه
‫و بعدش اتفاق وحشتناکی می‌افته.

143
00:11:37,320 --> 00:11:39,640
‫مثل قضیۀ پارسال دخترش.

144
00:11:40,820 --> 00:11:42,760
‫امشب می‌خوایم از زبون اون بشنویم.

145
00:11:42,760 --> 00:11:44,980
‫دختر گم‌شده از اون دنیا.

146
00:11:45,720 --> 00:11:48,480
‫من همچین چیزهایی رو باور نمی‌کنم.

147
00:11:48,480 --> 00:11:50,080
‫معلوم میشه.

148
00:11:50,080 --> 00:11:53,520
‫اوه عزیزم،
‫چیزی نمیشه.

149
00:11:55,160 --> 00:11:57,730
‫خانم رُونا،
‫باز هم داره چکه می‌کنه.

150
00:11:58,540 --> 00:12:00,020
‫بابا؟

151
00:12:00,940 --> 00:12:03,100
‫حالت خوبه بابا؟

152
00:12:06,560 --> 00:12:08,480
‫قرص می‌خوای؟

153
00:12:09,260 --> 00:12:11,020
‫نه.

154
00:12:11,760 --> 00:12:13,320
‫یکم نوشیدنی پانچ چی؟

155
00:12:13,320 --> 00:12:16,700
‫اگه بخوای می‌تونیم بریم.

156
00:12:16,700 --> 00:12:18,420
‫چیزی نیست.

157
00:12:18,420 --> 00:12:20,480
‫به رُونا قول دادم که می‌مونم.

158
00:12:21,120 --> 00:12:22,260
‫خوبه.

159
00:12:22,260 --> 00:12:25,300
‫خیلی مشتاق دیدن قصر بودم.

160
00:12:27,300 --> 00:12:31,140
‫شما لطف بزرگی در حق این بچه‌ها می‌کنین،
‫خانم.

161
00:12:31,140 --> 00:12:32,900
‫در حق بزرگ‌ترها هم همینطور.

162
00:12:32,900 --> 00:12:35,540
‫دوست داری بازی «سیب‌خوری» رو
انجام بدین آقای پوآرو؟

163
00:12:35,540 --> 00:12:37,240
‫بهش می‌خوره سرگرم‌کننده باشه.

164
00:12:37,240 --> 00:12:39,130
‫سرگرمیش واسه من نیست.

165
00:12:46,440 --> 00:12:48,140
‫خوشحالم.

166
00:12:48,140 --> 00:12:50,960
‫خیلی وقت بود که تو این خونه
‫صدای خنده نپیچیده بود.

167
00:12:50,960 --> 00:12:53,640
‫خب،
‫قصر چشمگیریه.

168
00:12:53,640 --> 00:12:55,650
‫قابل شما رو نداره.

169
00:12:56,260 --> 00:13:00,520
‫پول کافی برای تعمیرش ندارم
‫و تحمل ندارم اینطوری ببینمش.

170
00:13:00,520 --> 00:13:04,270
‫هیشکی هم به قیمت نمی‌خردش.
‫اون هم بعد از این که...

171
00:13:05,820 --> 00:13:08,480
‫تو رو خدا،
‫وای نه!

172
00:13:16,160 --> 00:13:18,480
‫من رو ببخشین.

173
00:13:19,320 --> 00:13:24,730
‫امیدوار بودم دیدن این چهره‌ها
‫دردی که دارم رو کمتر کنه.

174
00:13:25,680 --> 00:13:26,930
‫خانم رُونا؟

175
00:13:26,940 --> 00:13:27,600
‫بله؟

176
00:13:27,600 --> 00:13:29,320
‫مهمون‌تون اومدن.

177
00:13:32,380 --> 00:13:34,700
‫خدایا،
‫خیلی نگرانم.

178
00:13:36,580 --> 00:13:38,940
‫شما به پیشگویی اعتقاد دارین؟

179
00:13:41,520 --> 00:13:43,360
‫این خونه مجبورم کرده که باور کنم.

180
00:13:44,040 --> 00:13:45,700
‫صداهایی داخلش هست.

181
00:13:45,700 --> 00:13:47,560
‫پچ‌پچ‌ها.

182
00:13:47,560 --> 00:13:49,180
‫هق‌هق‌ها.

183
00:13:49,880 --> 00:13:52,810
‫دخترم عادت داشت
‫شب‌ها بیدار بمونه و حرف بزنه.

184
00:13:53,800 --> 00:13:56,650
‫فکر می‌کردم با عروسک‌هاش حرف می‌زنه.

185
00:13:56,650 --> 00:13:58,660
‫دخترم...

186
00:13:58,660 --> 00:14:00,850
‫برای این که یه بار دیگه صداش رو بشنوم...

187
00:14:01,680 --> 00:14:03,740
‫حتی یه کلمه...

188
00:14:04,820 --> 00:14:08,100
‫حاضرم هرچی دارم رو
‫به خانم رینولدز بدم.

189
00:14:46,740 --> 00:14:49,350
‫این یکی قراره خیلی غم‌انگیز باشه.

190
00:14:50,140 --> 00:14:52,120
‫خانم رینولدز.

191
00:14:53,220 --> 00:14:56,020
‫همه‌چیز داخل سالن براتون مهیاس.

192
00:14:56,020 --> 00:14:58,810
‫همونطور که دستیارتون گفته بودن.

193
00:14:59,580 --> 00:15:01,780
‫خونه‌تون چقدر پر سر و صداس.

194
00:15:02,040 --> 00:15:04,820
‫قبل این که شروع کنیم
‫بچه‌‌ها میرن.

195
00:15:05,660 --> 00:15:07,650
‫چقدر زیاده...

196
00:15:07,650 --> 00:15:10,340
‫همه‌جا هست.

197
00:15:10,340 --> 00:15:13,080
‫خاطرات وحشتناک.

198
00:15:15,020 --> 00:15:17,990
‫اتاق دخترتون طبقۀ سومه.

199
00:15:18,790 --> 00:15:20,140
‫از کجا...؟

200
00:15:20,140 --> 00:15:22,560
‫میشه اونجا انجامش بدیم؟

201
00:15:22,560 --> 00:15:25,140
‫حتماً.

202
00:15:34,140 --> 00:15:36,040
‫آریادنه اولیور.

203
00:15:36,040 --> 00:15:37,520
‫دشمن خونیم.

204
00:15:37,520 --> 00:15:40,600
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.
‫خانم رینولدز نامقدس.

205
00:15:40,600 --> 00:15:42,520
‫اسمیه که مطبوعات از خودشون در آوردن.

206
00:15:42,520 --> 00:15:43,800
‫مطمئن نیستم ازش خوشم بیاد.

207
00:15:43,800 --> 00:15:48,690
‫شب‌بخیر خانم،
‫انتظار داشتم شما...

208
00:15:48,690 --> 00:15:50,070
‫دراماتیک‌تر باشم؟
‫مسخره‌تر باشم؟

209
00:15:50,140 --> 00:15:51,110
یه عجوزۀ پیر باشم؟

210
00:15:51,110 --> 00:15:53,920
‫بله،
‫مناسب‌ترین کلمه همینه.

211
00:15:53,920 --> 00:15:55,860
‫عجوزه.
‫عجوزۀ پیر.

212
00:15:55,860 --> 00:15:58,420
‫چیزی که الان هستم
‫خواستۀ خودم نبوده.

213
00:15:58,420 --> 00:16:01,320
‫از کلمه احضارکننده خوشم میاد،
‫به ارواح هم نزدیک‌تره.

214
00:16:01,320 --> 00:16:04,650
‫من نه کوچیکم و نه بزرگ.
‫اصلاً هم جالب نیستم.

215
00:16:04,650 --> 00:16:07,770
‫اما می‌تونم با مرده‌ها حرف بزنم.

216
00:16:07,770 --> 00:16:09,000
‫شما کی باشین؟

217
00:16:09,000 --> 00:16:11,020
‫من هرکول پوآرو هستم.

218
00:16:11,020 --> 00:16:12,550
‫هرکول پوآرو بودین.

219
00:16:12,550 --> 00:16:14,020
‫جناب کارآگاه.

220
00:16:14,020 --> 00:16:16,920
‫شما هرچیزی هستین جز احضارکننده.
‫نسبتاً مشهور هم هستین.

221
00:16:16,920 --> 00:16:19,500
‫پروندۀ نسبتا مشهور بعدی‌تون منم؟

222
00:16:19,500 --> 00:16:22,040
‫من از پرونده‌ها بازنشسته شدم.

223
00:16:22,040 --> 00:16:25,120
‫اما اومدین اینجا
‫تا من رو بدنام کنین.

224
00:16:25,120 --> 00:16:28,940
‫به همین دلیل نیست که نویسندۀ بزرگ
‫شما رو آورده اینجا؟

225
00:16:30,740 --> 00:16:33,070
‫اومدم اینجا تا یه خانم اولیور
‫لطفی بکنم...

226
00:16:33,070 --> 00:16:35,750
‫که علاقه زیادی به روش‌های الهی شما
‫دربارۀ پیشگویی داشتن.

227
00:16:35,750 --> 00:16:36,840
‫خانم،
‫باید بهتون بگم که...

228
00:16:36,840 --> 00:16:40,840
‫توی تمام زندگیم
‫تحت‌تاثیر امثال شما قرار نگرفتم.

229
00:16:41,150 --> 00:16:42,220
‫امثال من؟

230
00:16:42,220 --> 00:16:45,600
‫فرصت‌طلب‌هایی که از درمانده‌ها
‫سوءاستفاده می‌کنن، درست میگم؟

231
00:16:45,600 --> 00:16:48,760
‫شما به زنده موندن روح پس از مرگ
‫باور ندارین؟

232
00:16:48,760 --> 00:16:50,270
‫ایمانم رو از دست دادم.

233
00:16:50,270 --> 00:16:51,740
‫چه غم‌انگیز.

234
00:16:51,740 --> 00:16:54,740
‫بله، همینطور هم هست.
‫حقیقت غم‌انگیزه.

235
00:16:57,300 --> 00:16:58,480
‫لطفاً درک کنین خانم...

236
00:16:58,480 --> 00:17:00,580
‫من با آغوشی باز از هرگونه نشونه....

237
00:17:00,580 --> 00:17:04,480
‫از شیطان یا اهریمن یا شبح استقبال می‌کنم...

238
00:17:04,480 --> 00:17:06,900
‫چون اگه شبحی باشه،
‫یعنی روحی هست.

239
00:17:06,900 --> 00:17:09,500
‫اگه روحی باشه،
‫یعنی خدایی هست که خلقش کرده...

240
00:17:09,500 --> 00:17:11,720
‫و اگه خدا وجود داشته باشه،
‫یعنی همه‌چی داریم.

241
00:17:11,720 --> 00:17:13,900
‫معنا، نظم، عدالت.

242
00:17:13,900 --> 00:17:16,220
‫اما من دنیا دیده‌ام.

243
00:17:16,220 --> 00:17:18,440
‫هزاران جرم،
‫دوتا جنگ...

244
00:17:18,440 --> 00:17:22,900
‫زیان بی‌تفاوتی انسان‌ها رو دیدم،
‫پس جواب آخرم «نه» هست.

245
00:17:22,900 --> 00:17:24,460
‫نه خدایی هست
‫و نه شبحی.

246
00:17:24,460 --> 00:17:28,160
‫و با کمال احترام، نه احضارکننده‌ای
‫که بتونه باهاشون حرف بزنه.

247
00:17:29,660 --> 00:17:37,660
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

248
00:17:39,460 --> 00:17:42,000
‫می‌گفتین؟

249
00:18:02,480 --> 00:18:04,720
‫حالا نه این که خیلی خونه تمیز بود.

250
00:18:04,720 --> 00:18:07,000
‫نباید بعد از تاریکی اینجا باشم.

251
00:18:07,000 --> 00:18:09,280
‫گمون نکنم اذیت‌مون کنن.

252
00:18:09,280 --> 00:18:11,520
‫کیا؟

253
00:18:12,600 --> 00:18:14,380
‫مگه بعد از تاریکی چی میشه؟

254
00:18:14,380 --> 00:18:16,780
‫خب،
‫هنوز هم میگین کلاه‌برداره؟

255
00:18:16,780 --> 00:18:21,340
‫سقف به‌خاطر آب آسیب دیده،
‫هرآن ممکن بود با تک تک قد‌م‌ها بیفته.

256
00:18:21,340 --> 00:18:24,770
‫لااقل بابت این زمان‌بندی تحسین‌شون کنین.

257
00:18:28,900 --> 00:18:31,850
‫اتاق خانم آلیسیا این بالاس.

258
00:18:33,300 --> 00:18:36,440
‫وقتی دوباره چراغ‌ها روشن بشن

259
00:18:36,440 --> 00:18:39,100
‫سرتاسر دنیا

260
00:18:39,100 --> 00:18:41,000
‫و...

261
00:18:45,380 --> 00:18:47,680
‫میشه لطفاً بگین
‫اون دخترخانم چطور فوت شدن؟

262
00:18:47,680 --> 00:18:49,760
‫از بالکن پرت شدن توی کانال آب.
‫غرق شد.

263
00:18:49,760 --> 00:18:50,800
‫خودکشی کرده.

264
00:18:50,800 --> 00:18:53,520
‫تقصیر اون نبوده.
‫تحت‌فشار گذاشتنش.

265
00:18:53,520 --> 00:18:54,940
‫خانم سمینوف،
‫خواهش می‌کنم.

266
00:18:54,940 --> 00:18:56,100
‫پس چی آقای دکتر؟

267
00:18:56,100 --> 00:18:59,760
‫شما که مراقبش بودین.
‫خودتون دیدین.

268
00:19:08,980 --> 00:19:11,810
‫صبر کنین لطفاً.

269
00:19:13,040 --> 00:19:14,800
‫امشب کی داخل اینجا بوده؟

270
00:19:14,800 --> 00:19:16,680
‫خانم رینولدز؟
‫دستیارشون؟

271
00:19:16,680 --> 00:19:19,080
‫هیچکس.
‫تنها کلیدش دست منه.

272
00:19:19,080 --> 00:19:22,520
‫از زمان مرگ خانم آلیسیا،
‫کسی جز من پاش رو اینجا نذاشته.

273
00:19:23,620 --> 00:19:25,650
‫اون هم برای گردگیری
‫و دیدن هری.

274
00:19:26,920 --> 00:19:29,700
‫هری کیه؟

275
00:19:31,660 --> 00:19:33,560
‫دوستش.

276
00:19:33,560 --> 00:19:36,600
‫همه‌چی رو بهش گفته.

277
00:19:36,600 --> 00:19:39,590
‫قبل این که بمیره حرف می‌زد.

278
00:19:40,020 --> 00:19:42,640
‫حالا فقط گریه می‌کنه.

279
00:19:44,900 --> 00:19:47,640
‫هیچ‌چیز بعد رفتنش تکون نخورده.

280
00:19:50,840 --> 00:19:54,650
‫خانم رُونا نذاشتن چیزی رو تکون بدم.

281
00:20:19,780 --> 00:20:21,960
‫اون و آلیسیا جدانشدنی بودن.

282
00:20:21,960 --> 00:20:23,740
‫- نمی‌‌تونی من رو بگیری!
‫- چرا، می‌تونم!

283
00:20:23,740 --> 00:20:26,740
‫این قصر جای دنج‌شون بود.

284
00:20:26,740 --> 00:20:30,320
‫بین سفرهاش برای اجرای اُپراش
‫یه هفته میومد خونه.

285
00:20:30,320 --> 00:20:33,440
‫اما اشباح همیشه کنار آلیسیا بودن.

286
00:20:34,680 --> 00:20:37,140
‫بزرگ شدنش خیلی قشنگ بود.

287
00:20:37,140 --> 00:20:41,520
‫بعدش با سرآشپزش مکسیم آشنا شد.

288
00:20:41,520 --> 00:20:44,360
‫خیلی زود نامزد کردند.

289
00:20:44,360 --> 00:20:46,440
‫عاشق هم بودن.

290
00:20:46,440 --> 00:20:49,520
‫بعدش با نامزدش دعواشون شد.

291
00:20:49,520 --> 00:20:52,020
‫برگشت اینجا توی قصر.

292
00:20:52,020 --> 00:20:54,940
‫از این موقع بود که بچه‌ها رو دید.

293
00:20:54,940 --> 00:20:57,840
‫بچه‌ها اون رو برای خودشون می‌خواستن.

294
00:20:57,840 --> 00:21:00,640
‫هفته‌های آخر توی تختش زجر می‌کشید...

295
00:21:00,640 --> 00:21:02,310
‫یه چیزهایی می‌دید.

296
00:21:02,310 --> 00:21:03,600
‫یه سایه‌هایی.

297
00:21:03,600 --> 00:21:06,140
‫می‌گفت بچه‌ها صداش می‌زدن.

298
00:21:06,140 --> 00:21:08,860
‫«می‌خوان پیش‌شون باشی.»

299
00:21:08,860 --> 00:21:11,690
‫دیوونه‌اش کردن.

300
00:21:12,960 --> 00:21:15,740
‫خانم رُونا هیچوقت تنهاش نذاشت...

301
00:21:15,740 --> 00:21:19,270
‫به ارواح التماس می‌کرد که ولش کنن.

302
00:21:19,690 --> 00:21:22,580
‫اما نکردن.

303
00:21:25,600 --> 00:21:27,460
‫از خودشون اثر به جا گذاشتن...

304
00:21:27,460 --> 00:21:29,660
‫اثر انتقام کودگان.

305
00:21:29,660 --> 00:21:32,150
‫پلیس گفت اون بریدگی‌ها
‫بر اثر سقوط بوده.

306
00:21:33,520 --> 00:21:35,520
‫پلیس...

307
00:21:35,520 --> 00:21:37,520
‫گوش می‌کنم.

308
00:21:37,520 --> 00:21:41,210
‫حالا هم این زنه اومده،
‫می‌خواد مزاحم روح آلیسیا شه.

309
00:21:41,440 --> 00:21:43,260
‫گوش می‌کنم.

310
00:21:43,260 --> 00:21:46,780
‫و مطمئن باشین آقا،
‫این اصلاً‌ درست نیست.

311
00:21:46,780 --> 00:21:49,660
‫این بر خلاف طبیعت
‫و ضد پروردگاره.

312
00:21:50,260 --> 00:21:52,820
‫یکی تاوانش رو میده.

313
00:21:52,820 --> 00:21:55,900
‫گوش می‌کنم.

314
00:21:57,360 --> 00:22:00,040
‫اینجا پر از اندوهه.

315
00:22:11,620 --> 00:22:13,570
‫بابا.

316
00:22:13,570 --> 00:22:15,610
‫آره.

317
00:22:15,610 --> 00:22:18,540
‫بابا خرگوشه.

318
00:22:29,270 --> 00:22:30,760
‫مکسیم،
‫نه.

319
00:22:30,760 --> 00:22:35,320
‫«مکسیم، ساعت 10 شب توی قصر باش،
‫خبرهای مهمی درمورد آلیسیا دریک هست.»

320
00:22:35,320 --> 00:22:36,640
‫- من دعوت شدم.
‫- اما من نکردم.

321
00:22:36,640 --> 00:22:38,430
‫همیشه می‌خوای من رو پرت کنی بیرون،
‫رُونا.

322
00:22:38,560 --> 00:22:39,960
‫هیچوقت هم فایده نداشته.

323
00:22:39,960 --> 00:22:42,060
‫اگه موضوعی برای شنیدن هست،
‫گوش می‌کنم.

324
00:22:42,060 --> 00:22:43,900
‫خب این رو به نامزد جدیدت بگو.

325
00:22:43,900 --> 00:22:46,400
‫بعد این که آلیسیا مُرد
‫شیش ماه تموم منتظر موند.

326
00:22:46,570 --> 00:22:47,860
‫شنیدم ثروث زیادی داره.

327
00:22:47,860 --> 00:22:50,560
‫ثروتش بابت زمین‌های اهدا شده
‫توسط شاه جُرجه.

328
00:22:50,560 --> 00:22:52,860
‫تو خیابون مدیسون
‫واسم یه کافه رستوران خریده.

329
00:22:52,860 --> 00:22:55,180
‫قراره یه نیویورکی باشم،
‫تازه از اون وضع‌خوباش...

330
00:22:55,180 --> 00:22:57,980
‫که البته نیویورکی‌ها همه‌شون وضع‌خوبن.

331
00:22:57,980 --> 00:23:00,000
‫بیا یه سری بزن.
‫واست یه هات‌داگ می‌خرم.

332
00:23:00,000 --> 00:23:00,960
‫پرتش کنم بیرون؟

333
00:23:00,960 --> 00:23:03,060
‫امتحان کن.

334
00:23:03,520 --> 00:23:05,820
‫یه بهونه برام جور کن.

335
00:23:05,820 --> 00:23:09,190
‫هرکاری دلت می‌خواد بکن مکسیم.
‫مثل همیشه.

336
00:23:10,660 --> 00:23:14,040
‫من هم عزادارم،
‫رُونا.

337
00:23:17,700 --> 00:23:20,240
‫چند نفریم؟
‫نُه یا ده؟

338
00:23:20,240 --> 00:23:22,520
‫نمی‌دونم.
‫به گمونم بهتره 12 تا صندلی برداری.

339
00:23:22,650 --> 00:23:23,880
‫خونه پرِ پره.

340
00:23:23,880 --> 00:23:28,570
‫جلسه احضار روح؟
‫احضارکننده آوردین؟ واقعاً؟

341
00:23:33,640 --> 00:23:35,800
‫ماشین تحریر.

342
00:23:35,800 --> 00:23:39,060
‫خبری از تختۀ احضار
‫یا گوی شیشه‌ای نیست؟

343
00:23:39,060 --> 00:23:42,240
‫من خودم رو بیشتر یه منشی می‌دونم.

344
00:23:42,240 --> 00:23:44,520
‫صداها حرف می‌زنن...

345
00:23:46,130 --> 00:23:48,140
‫و من هم می‌نویسم.

346
00:23:53,020 --> 00:23:56,570
‫لئوپولد،
‫بهتره بری تو کتابخونه کتاب بخونی.

347
00:23:56,570 --> 00:23:58,430
‫می‌خوام آلیسیا رو ببینم.

348
00:23:58,600 --> 00:23:59,940
‫دوست من هم بود.

349
00:23:59,940 --> 00:24:01,960
‫از اشباح نمی‌ترسی؟

350
00:24:01,960 --> 00:24:03,760
‫من اینجا همیشه با اشباح حرف می‌زنم.

351
00:24:03,760 --> 00:24:06,480
‫واقعاً؟

352
00:24:06,480 --> 00:24:09,150
‫میگن کلاه‌برداری.

353
00:24:23,920 --> 00:24:29,120
‫تا وقتی که از حالت خلسه در نیومدم
‫کسی بهم دست نزنه.

354
00:24:29,120 --> 00:24:31,280
‫آلیسیا دریک...

355
00:24:31,280 --> 00:24:35,880
‫مطمئنم تو بودی
‫که من رو صدا کردی.

356
00:24:42,120 --> 00:24:44,020
‫ارواح زیادی هست.

357
00:24:44,020 --> 00:24:48,110
‫این خونه پر از مردگانه.

358
00:24:48,110 --> 00:24:50,650
‫بعضی‌هاشون آرامش ندارن.

359
00:24:50,980 --> 00:24:52,730
‫ادامه بدیم خانم رینولدز؟

360
00:24:52,730 --> 00:24:54,260
‫آره.

361
00:24:54,260 --> 00:24:59,020
‫اگه قراره صدای کسی شنیده بشه،
‫باید بشنویمش.

362
00:24:59,020 --> 00:25:01,280
‫گوش می‌کنیم.

363
00:25:01,280 --> 00:25:06,030
‫ای ارواح، شما جیغ و فریاد می‌کنین
‫اما کسی نمی‌شنوه.

364
00:25:06,030 --> 00:25:08,340
‫اما حالا می‌شنویم.

365
00:25:08,340 --> 00:25:10,090
‫آلیسیا دریک...

366
00:25:10,090 --> 00:25:12,780
‫صدات رو پیدا کن.

367
00:25:13,480 --> 00:25:16,220
‫یهو هوا سرد شد.
‫کس دیگه‌ای احساس خنکی می‌کنه؟

368
00:25:16,220 --> 00:25:18,510
‫کسی اونجاس؟

369
00:25:24,340 --> 00:25:25,690
‫«آ».

370
00:25:25,690 --> 00:25:26,660
‫آره.

371
00:25:26,900 --> 00:25:28,580
‫به خدا به کلیدها دست نزد.

372
00:25:28,580 --> 00:25:30,620
‫حتماً زده.
‫اینقدر احمق نباشین.

373
00:25:30,620 --> 00:25:32,700
‫اشتباهه.
‫خیلی هم اشتباهه.

374
00:25:32,700 --> 00:25:35,720
‫کی اونجاس؟
‫آلیسیا دریک.

375
00:25:35,720 --> 00:25:37,600
‫گوش می‌کنم.

376
00:25:37,600 --> 00:25:39,390
‫ما اینجاییم.

377
00:25:39,390 --> 00:25:41,300
‫گوش می‌کنم.

378
00:25:41,300 --> 00:25:43,120
‫عید مردگانه.

379
00:25:43,120 --> 00:25:44,330
‫نزدیکیم.

380
00:25:44,330 --> 00:25:46,120
‫روحت نزدیکه...

381
00:25:46,150 --> 00:25:48,770
‫صدات بلنده.

382
00:25:50,480 --> 00:25:51,510
‫آلیسیا.

383
00:25:52,000 --> 00:25:53,240
‫«آ».
‫آلیسیا.

384
00:25:53,240 --> 00:25:56,090
‫آلیسا،
‫رنجت رو حس می‌کنم.

385
00:25:56,090 --> 00:25:59,390
‫درد داره؟
‫لطفاً‌ بهم بگو.

386
00:25:59,390 --> 00:26:01,200
‫کسی بهت صدمه زده؟

387
00:26:01,890 --> 00:26:03,470
‫- آره.
‫- نه!

388
00:26:03,700 --> 00:26:05,420
‫پوآرو،
‫بذار کارش رو تموم کنه!

389
00:26:05,420 --> 00:26:09,820
‫نه! بیاین اول با همدست پنهونیش
‫توی دودکش

390
00:26:09,820 --> 00:26:11,880
‫آشنا شیم.

391
00:26:12,520 --> 00:26:14,110
‫نیکولاس،
‫چیزیت که نشد؟

392
00:26:14,320 --> 00:26:15,170
‫خوبم.

393
00:26:15,170 --> 00:26:19,160
‫نیکولاس.
‫دستیار دوم.

394
00:26:19,160 --> 00:26:20,520
‫از دیدنت خوشحال شدم.

395
00:26:20,520 --> 00:26:24,560
‫با توجه به شباهت
‫و چشمای تیزبین سبز رنگت...

396
00:26:24,560 --> 00:26:27,480
‫تو رو برادر ناتنتی دستیار اول
‫درنظر می‌گیرم.

397
00:26:28,080 --> 00:26:30,690
‫سوییچ مغناطیسی.

398
00:26:32,420 --> 00:26:34,920
‫این هم از ماشین تحریر سخن‌گو.

399
00:26:34,920 --> 00:26:35,700
‫یعنی الکیه؟

400
00:26:35,700 --> 00:26:38,560
‫خانم سمینف، تعهدتون به خانه‌داری
‫می‌تونه بهتر بشه.

401
00:26:38,560 --> 00:26:40,080
‫گفتین هیشکی جز شما
‫توی این اتاق نبوده...

402
00:26:40,080 --> 00:26:42,640
‫با این حال ردپای دوست جدیدمون
‫توی شومینه به جا مونده.

403
00:26:42,640 --> 00:26:46,440
‫خراش مشخص روی سوراخ کلید هم
‫نشون میده که قفل به تازگی باز شده.

404
00:26:46,440 --> 00:26:48,680
‫خانم اولیور،
‫باید یه موضوع جدید واسه کتاب‌تون پیدا کنین.

405
00:26:48,680 --> 00:26:50,600
‫خانم دریک،
‫بهتون تسلیت میگم...

406
00:26:50,600 --> 00:26:53,860
‫اما این وحی‌ها همش الکیه.

407
00:26:55,480 --> 00:26:58,060
‫نه!

408
00:27:17,160 --> 00:27:18,440
‫بابا کجاس؟

409
00:27:18,440 --> 00:27:19,100
‫آلیسیا.

410
00:27:19,100 --> 00:27:21,520
‫تو برش داشتی؟
‫تو بودی؟

411
00:27:21,520 --> 00:27:22,800
‫من به هیچی دست نزدم.

412
00:27:29,690 --> 00:27:31,940
‫آلیسیا.

413
00:27:31,940 --> 00:27:33,560
‫مامان.

414
00:27:36,140 --> 00:27:39,560
‫مامان؟

415
00:27:39,560 --> 00:27:41,960
‫تشنمه.

416
00:27:41,960 --> 00:27:44,920
‫خیلی تشنمه.

417
00:27:44,920 --> 00:27:47,520
‫آلیسیا؟

418
00:27:49,700 --> 00:27:51,760
‫درد دارم.

419
00:27:51,760 --> 00:27:53,770
‫چرا تنهام گذاشتی؟

420
00:27:53,770 --> 00:27:55,520
‫نه.

421
00:27:55,520 --> 00:27:57,800
‫نمی‌خوام...

422
00:27:57,800 --> 00:28:00,010
‫نمی‌خوام بمیرم.

423
00:28:00,010 --> 00:28:01,770
‫چه اتفاقی داره می‌‌افته؟

424
00:28:01,770 --> 00:28:03,440
‫آلیسیا...

425
00:28:03,440 --> 00:28:04,900
‫داره نشونم میده.

426
00:28:04,900 --> 00:28:06,280
‫می‌بینمش...

427
00:28:06,440 --> 00:28:07,850
‫روی بالکنه.

428
00:28:07,850 --> 00:28:09,230
‫تنها نیست.

429
00:28:09,230 --> 00:28:10,920
‫اون نپریده.

430
00:28:10,920 --> 00:28:13,480
‫قاتل!

431
00:28:13,480 --> 00:28:16,320
‫تو من رو کشتی.
‫تو من رو کشتی.

432
00:28:16,320 --> 00:28:18,480
‫کی؟

433
00:28:18,480 --> 00:28:19,400
‫نشونم بده.
‫کی؟

434
00:28:21,140 --> 00:28:23,780
‫تو من رو کشتی!
‫تو من رو کشتی!

435
00:28:23,780 --> 00:28:26,230
‫- تو من رو کشتی!
‫- کی بهت آسیب رسونده؟

436
00:28:26,420 --> 00:28:27,810
‫تو من رو کشتی!

437
00:28:27,810 --> 00:28:29,760
‫- تو من رو کشتی!
‫- نشونم بده!

438
00:28:29,800 --> 00:28:31,090
‫تو من رو کشتی!

439
00:28:31,100 --> 00:28:32,470
‫کی بهت آسیب رسونده؟

440
00:28:32,470 --> 00:28:34,780
‫چیشد؟

441
00:28:34,780 --> 00:28:37,140
‫قتل!

442
00:29:00,230 --> 00:29:01,980
‫زنیکه شیطان‌صفت.

443
00:29:01,980 --> 00:29:04,520
‫واقعاً نامقدسه.

444
00:29:04,520 --> 00:29:06,860
‫صدای آلیسیا بود.

445
00:29:07,100 --> 00:29:09,220
‫حتماً یکی اون رو کشته.

446
00:29:09,220 --> 00:29:10,940
‫نمیشه ثابت کرد
‫که این اتفاقات واقعی بوده.

447
00:29:10,940 --> 00:29:12,730
‫- پس جی بوده؟
‫- نقش بازی کردن.

448
00:29:12,730 --> 00:29:14,380
‫تئاتر.
‫که همه‌مون رو بترسونه.

449
00:29:14,610 --> 00:29:16,420
‫تو رادیو که برنامۀ «جنگ دنیاها» رو
‫ پخش نکرده بودن.

450
00:29:16,420 --> 00:29:18,820
‫درها یهو باز شدن.
‫من که توجیهی براش پیدا نمی‌کنم.

451
00:29:18,820 --> 00:29:20,500
‫اما من می‌کنم.

452
00:29:20,500 --> 00:29:21,960
‫اون دختر من بود.

453
00:29:24,320 --> 00:29:25,620
‫وای نه.

454
00:29:25,620 --> 00:29:27,850
‫جرات نداری بدون این که بگی
‫از اینجا بری.

455
00:29:27,850 --> 00:29:30,220
‫هرچی من دیدم رو دیدی
‫و چیزی که تو دیدی...

456
00:29:30,220 --> 00:29:30,940
‫الکی بود.

457
00:29:30,940 --> 00:29:33,940
‫واقعی بود.
‫اون زن مدرکه. یه مدرک زنده.

458
00:29:34,390 --> 00:29:35,760
‫عنوان کتابم هم انتخاب کردم.

459
00:29:35,760 --> 00:29:38,770
‫مطمئن باش که موضوع کتاب بعدیمه
‫و مطمئن باش که می‌ترکونه.

460
00:29:38,770 --> 00:29:40,580
‫کتاب محشری میشه.

461
00:29:40,580 --> 00:29:43,100
‫وای خدا،
‫باید از همین حالا شروعش کنم.

462
00:29:43,100 --> 00:29:45,100
‫زنی که هرکول پوآرو را هاج و واج کرد.

463
00:29:45,100 --> 00:29:49,420
‫قبول دارم که همین حالا نمی‌تونم از تموم روش‌هاش
‫ سر در بیارم اما مطمئن باش که میارم.

464
00:29:49,420 --> 00:29:49,950
‫نمیاری.

465
00:29:49,950 --> 00:29:52,000
‫بیخیال،
‫باید نفس راحت بکشی.

466
00:29:52,000 --> 00:29:56,120
‫باور کردن و دونستن این که
‫دنیا راز و سِر داره، شگفت‌انگیره.

467
00:29:56,120 --> 00:29:59,240
‫خدایی که اونقدر براش اهمیت داره
‫تا ارواح ابدی رو بعد از مرگ

468
00:29:59,240 --> 00:30:01,500
‫- بیافرینه...
‫- بعد مرگ هیچی نیست.

469
00:30:01,500 --> 00:30:03,840
‫یه چیزی هست.

470
00:30:04,280 --> 00:30:08,340
‫اگه خدایی در کار بود،
‫به‌خاطر اون قوانینش رو دور نمی‌زد.

471
00:30:15,880 --> 00:30:18,640
‫حالت خوبه.

472
00:30:18,640 --> 00:30:20,760
‫امیدوارم فردا برگردی.

473
00:30:20,760 --> 00:30:24,080
‫رُوِنا ازم قول گرفته
‫تا فردا باز احضار روح کنم.

474
00:30:28,980 --> 00:30:32,980
‫خانم اولیور هم میگن
‫که باید خودم رو برای شهرت آماده کنم.

475
00:30:32,980 --> 00:30:35,960
‫- دکتر، یه قایق پیدا می‌کنم.
‫- مرسی.

476
00:30:35,960 --> 00:30:39,700
‫این ارواح واقعاً‌ وحشی بودن.

477
00:30:39,700 --> 00:30:42,880
‫نشست‌های احضار
‫همیشه یه قیمتی دارن.

478
00:30:42,880 --> 00:30:45,590
‫که مطمئنم شما هم دارین.

479
00:30:45,590 --> 00:30:49,080
‫شما یه کلاه‌بردارین،
‫از اون با استعدادهاش.

480
00:30:49,080 --> 00:30:51,580
‫کاش کلاه‌بردار بودم.

481
00:30:51,580 --> 00:30:54,180
‫دردش کمتر بود.

482
00:30:54,180 --> 00:30:57,040
‫فکر کنم شما هم یه چیزایی ازش بدونین.

483
00:30:57,040 --> 00:30:59,730
‫یه نفر که می‌میره
‫ما به اطرفیانش تسلیت میگیم...

484
00:30:59,730 --> 00:31:02,580
‫اما از رازهاش خبر داریم.

485
00:31:02,580 --> 00:31:05,960
‫هردو آفریده شدیم
‫به نمایندگی مُردگان حرف بزنیم...

486
00:31:05,960 --> 00:31:10,140
‫که به گمونم مردگان رو هم
‫خیلی خوب می‌شناسیم.

487
00:31:10,140 --> 00:31:16,060
‫تصور کنین یه پرستار توی جنگ هست
‫که صداش اشباح رو می‌شنوه...

488
00:31:16,060 --> 00:31:19,600
‫و دورش پر از جیغ و فریاده.

489
00:31:19,600 --> 00:31:21,140
‫توی اتاقش...

490
00:31:21,140 --> 00:31:23,360
‫توی ذهنش.

491
00:31:23,360 --> 00:31:28,440
‫هرروز انبوهی از مردم می‌مردن.

492
00:31:28,440 --> 00:31:32,060
‫و تنها چیزی که این درد رو آروم می‌کنه...

493
00:31:32,060 --> 00:31:34,660
‫گفتن عزاداری‌هاییه که شنیده.

494
00:31:34,660 --> 00:31:39,060
‫تا اونجایی که می‌تونم
‫دردش رو آروم می‌کنم.

495
00:31:39,900 --> 00:31:41,400
‫شما ناراضی‌این؟

496
00:31:41,400 --> 00:31:45,800
‫کاری کردین که یه مادر باور کنه
‫ روح دخترش در عذابه.

497
00:31:45,800 --> 00:31:47,280
‫سخاوتمندانه نیست.

498
00:31:47,280 --> 00:31:48,740
‫خوشایند و متواضعانه نیست.

499
00:31:48,740 --> 00:31:49,640
‫دردش رو حس کردم.

500
00:31:50,020 --> 00:31:51,620
‫شاهد یه قتل بودم...

501
00:31:51,620 --> 00:31:53,780
‫دیدین که کی
‫آلیسیا دریک رو کشته؟

502
00:31:53,780 --> 00:31:56,040
‫مشخص نبود.
‫شاید فردا بشه.

503
00:31:56,040 --> 00:31:57,370
‫یه بهونه دیگه
‫واسه پول بیشتر.

504
00:31:57,370 --> 00:31:59,960
‫- واسه چی...؟
‫- بچه‌ها رو به وحشت انداختین،‌خانم رینولدز.

505
00:31:59,960 --> 00:32:02,700
‫شاید بهتر باشه ازشون یاد بگیرین.

506
00:32:02,700 --> 00:32:04,860
‫بچه‌ها هم زجر می‌کشن...

507
00:32:04,860 --> 00:32:06,860
‫به اندارۀ‌ همون یتیم‌ها...

508
00:32:06,860 --> 00:32:11,030
‫و با این حال می‌تونن بخندن و بازیگوشی کنن
‫و سیب‌بازی کنن.

509
00:32:11,030 --> 00:32:12,460
‫اون‌ها زنده‌ان.

510
00:32:12,940 --> 00:32:14,140
‫اما تو...

511
00:32:14,140 --> 00:32:17,040
‫هرجا رفتی آدم‌هاش
‫رو به نفرین مرگ دچار کردی!

512
00:32:17,040 --> 00:32:19,660
‫تمام طولِ عمرت.

513
00:32:19,660 --> 00:32:21,940
‫سربازها...

514
00:32:21,940 --> 00:32:25,060
‫دوست‌ها،

515
00:32:25,060 --> 00:32:28,440
‫کاترین،

516
00:32:30,420 --> 00:32:32,280
‫این آخرین دیدار ما بود.

517
00:32:34,160 --> 00:32:36,760
‫شما اصرار دارید که
‫حرف‌هاتون واقعیت داره.

518
00:32:36,760 --> 00:32:40,260
‫گیریم که واقعیت نداره؛
‫به کی آسیب رسوندم؟

519
00:32:40,260 --> 00:32:43,140
‫هیچ سحر و جادویی اگه آدم از ته قلب‌ش نخواد

520
00:32:43,140 --> 00:32:46,860
‫سر و کله‌ش پیدا نمی‌شه.

521
00:32:54,300 --> 00:32:57,060
‫سخت نگیر بابا.

522
00:32:57,060 --> 00:33:00,020
‫شاید خوشت اومد!

523
00:33:00,020 --> 00:33:03,440
‫می‌خواستم بگم فراموشم نکن،

524
00:33:03,440 --> 00:33:06,300
‫اما مطمئنم نمی‌کنی!

525
00:33:07,800 --> 00:33:15,800
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

526
00:34:25,080 --> 00:34:27,120
‫سخت نگیر!

527
00:35:12,160 --> 00:35:13,980
‫آقای پوآرو!

528
00:35:15,140 --> 00:35:16,980
‫آقای پوآرو!

529
00:35:19,120 --> 00:35:21,700
‫آقای پوآرو، صدام رو می‌شنوید؟

530
00:35:21,700 --> 00:35:23,840
‫کی این‌کار رو باهاتون کرده؟

531
00:35:23,840 --> 00:35:27,580
‫پیشِ خانم رینولدز بودم که...

532
00:35:28,220 --> 00:35:30,860
‫اومدم بازی سیب‌ها رو انجام بدم.

533
00:35:33,080 --> 00:35:37,360
‫ماسک‌ام رو دادم بالا.

534
00:35:37,360 --> 00:35:40,800
‫ماسک اون بود.

535
00:35:40,800 --> 00:35:44,100
‫خانم رینولدز کجاست؟

536
00:35:47,640 --> 00:35:48,720
‫چی شده؟

537
00:35:48,720 --> 00:35:49,810
‫- صدای چی بود؟
‫- چه‌خبر شده؟

538
00:35:49,810 --> 00:35:51,140
‫- صدای اون بود؟
‫- چی شده؟

539
00:35:53,850 --> 00:35:54,860
‫چی شده؟

540
00:36:22,440 --> 00:36:24,590
‫زنگ می‌زنم به پاسگاهی که قبلاً توش کار می‌کردم.

541
00:36:24,590 --> 00:36:26,540
‫مسئول اون‌جا رو می‌شناسم.

542
00:36:29,180 --> 00:36:30,770
‫مگه کابینت‌ها خالی نبودن؟

543
00:36:30,770 --> 00:36:33,620
‫نه، این چایی باقی مونده از مهمونی‌یه.

544
00:36:33,620 --> 00:36:36,540
‫عسل‌ هم توی کمد لباس‌ها بود.

545
00:36:36,540 --> 00:36:37,360
‫ممنون.

546
00:36:37,360 --> 00:36:39,650
‫من ویتاله پروفولیو هستم.

547
00:36:40,800 --> 00:36:42,680
‫الان چیکار کنیم؟

548
00:36:42,680 --> 00:36:45,160
‫اون واسطه‌مون بود.

549
00:36:45,520 --> 00:36:47,690
‫بدون اون می‌ریم.

550
00:36:47,690 --> 00:36:49,780
‫قول می‌دم.

551
00:36:49,780 --> 00:36:51,920
‫هیچ‌کدوم‌تون کسی رو
‫توی راه‌پله‌ها ندید؟

552
00:36:51,920 --> 00:36:53,580
‫یه‌چیزایی وجود دارن که
‫نمی‌شه دیدشون.

553
00:36:53,580 --> 00:36:55,460
‫شاید خودش پریده!

554
00:36:55,460 --> 00:36:56,640
‫همچین کارهایی ازش بعید نبود.

555
00:36:56,640 --> 00:36:59,420
‫نه، نه. خانم رینولدز
‫اصلاً اهل این کارها نبود.

556
00:36:59,420 --> 00:37:00,880
‫راجع به یه قتل صحبت می‌کرد.

557
00:37:00,880 --> 00:37:01,970
‫حتماً یه‌چیزی می‌دونسته.

558
00:37:01,970 --> 00:37:03,760
‫هنوز فکر می‌کنی
‫حرف‌هاش واقعیت داشتن؟

559
00:37:03,760 --> 00:37:06,640
‫بی‌خیال. اون داستان‌ها رو از خودش
‫در آورده بود تا توجه نویسنده‌ها رو جلب کنه

560
00:37:06,640 --> 00:37:08,600
‫و بتونه پول در بیاره!

561
00:37:08,600 --> 00:37:10,520
‫- پس چرا الان مُرده؟
‫- قانون جاذبه!

562
00:37:10,520 --> 00:37:12,690
‫با صدای آلیسیا حرف می‌زد.

563
00:37:12,690 --> 00:37:15,940
‫اینطوری نگاهم نکنید. اون لحظه
‫خانم نویسنده‌تون داشت بازجویی‌ام می‌کرد

564
00:37:15,940 --> 00:37:18,030
‫ازش بپرسید.
‫اصلاً چرا از آقای دکتر نمی‌پرسید کجا بوده؟

565
00:37:18,030 --> 00:37:20,150
‫اون مرتیکه مریض قبلاً
‫هم آدم کشته!

566
00:37:20,150 --> 00:37:22,690
‫هیچکس مقصر نیست!
‫همه می‌دونیم قضیه از چه قراره!

567
00:37:22,980 --> 00:37:25,280
‫موجودات خبیثی توی این
‫خونه زندگی می‌کنن.

568
00:37:25,280 --> 00:37:29,620
‫اون احضارشون کرد و اون‌ها
‫دست رد به سینه‌ش نزدن!

569
00:37:29,620 --> 00:37:32,400
‫توی جنگ، قبل از این‌که
‫توانایی‌هاش رو کشف کنه!

570
00:37:32,400 --> 00:37:33,940
‫خانم رینولدز تو ارتش بریتانیا بوده.

571
00:37:33,940 --> 00:37:36,600
‫تو یکی از اردوگاه‌های «مالت»
‫خدمت می‌کرده.

572
00:37:36,600 --> 00:37:38,720
‫- اون یه پرستار بود.
‫- پرستار؟

573
00:37:38,720 --> 00:37:40,880
‫انتقام کودکان!

574
00:37:42,700 --> 00:37:44,000
‫می‌گن تو این آب و هوا خطرناکه!

575
00:37:44,000 --> 00:37:46,110
‫تا وقتی طوفان آروم نشه نمی‌تونن
‫قایقی بفرستن.

576
00:37:46,110 --> 00:37:47,040
‫یعنی کِی؟

577
00:37:47,040 --> 00:37:48,440
‫پلیس که نمی‌دونه خانم.

578
00:37:48,440 --> 00:37:50,740
‫منکه نمی‌تونم اینجا
‫بشینم و دست رو دست بذارم.

579
00:37:50,740 --> 00:37:53,860
‫هیچ‌وقت شب این‌جا نموندم
‫و الان هم نمی‌مونم.

580
00:37:55,650 --> 00:37:57,020
‫چی شده؟

581
00:37:57,020 --> 00:37:59,900
‫- حق ندارید این‌کار رو بکنید!
‫- نمی‌تونین ما رو این‌جا زندانی کنین!

582
00:37:59,900 --> 00:38:00,660
‫چیکار می‌کنی؟

583
00:38:00,660 --> 00:38:03,040
‫نمی‌تونی این‌جا
‫زندانی‌مون کنی.

584
00:38:05,320 --> 00:38:08,560
‫یکی ادعا می‌کنه شاهد یه قتل بوده
‫و بعدش می‌میره!

585
00:38:08,560 --> 00:38:10,300
‫یکی از شما احساس خطر کردید!

586
00:38:10,300 --> 00:38:12,120
‫کَشتینش و سعی داشتین
‫من هم بکشین!

587
00:38:12,220 --> 00:38:14,360
‫تا وقتی مشخص نشه کار کی بوده
‫کسی از این‌جا خارج نمی‌شه!

588
00:38:14,360 --> 00:38:16,750
‫کمیسر، این‌جا بایست و اجازه نده
‫کسی درها رو باز کنه.

589
00:38:16,820 --> 00:38:18,960
‫آقای جرارد، شما هم همون‌جا بمونید
‫و حواس‌تون به کمیسر باشه.

590
00:38:18,960 --> 00:38:20,660
‫به منم شک داری؟
‫ من‌ خودم قبلاً پلیس بودم!

591
00:38:20,660 --> 00:38:22,380
‫واسه همین از همه مشکوک‌تری!

592
00:38:22,380 --> 00:38:23,630
‫ناسلامتی یکی رو این‌جا به قتل رسوندن.

593
00:38:23,630 --> 00:38:25,400
‫به همه‌تون فرصتِ صحبت داده می‌شه.

594
00:38:25,400 --> 00:38:27,200
‫دوباره به پلیس زنگ بزن.

595
00:38:27,200 --> 00:38:30,800
‫و بگو هرکول پوآرو خودش
‫این پرونده رو پیگیری می‌کنه.

596
00:38:47,160 --> 00:38:48,800
‫این‌جا همون جاییه که اون...

597
00:38:50,740 --> 00:38:53,610
‫زمانِ اقدام به قتل من حدوداً...

598
00:38:53,610 --> 00:38:56,300
‫دو دقیقه بعد از به صدا در اومدن
‫زنگِ نیمه‌شب بود.

599
00:38:56,300 --> 00:38:59,620
‫تو اولین نفری بودین که جسد رو...

600
00:38:59,620 --> 00:39:02,300
‫این‌طوری مثل مظنون‌های قتل
‫بهم نگاه نکن لطفاً.

601
00:39:02,300 --> 00:39:04,030
‫ما دوست‌های قدیمی هستیم.

602
00:39:04,030 --> 00:39:06,480
‫همه‌ی قاتل‌ها دوستِ قدیمی یکی‌ان.

603
00:39:06,550 --> 00:39:10,140
‫اما تو داستان‌های زیادی نوشتی و می‌دونی
‫در حضور من نباید کسی رو کشت.

604
00:39:10,140 --> 00:39:14,520
‫و سرآشپز تائید کرده که در زمان وقوع قتل
‫شما اون‌جا نبودید...

605
00:39:14,520 --> 00:39:17,620
‫پس برای همین ازت می‌خوام توی این پرونده
‫دستیار من باشی.

606
00:39:17,620 --> 00:39:18,390
‫کی شروع می‌کنیم؟

607
00:39:18,390 --> 00:39:21,400
‫هروقت بری خانم میزبان رو بیاری.

608
00:39:25,660 --> 00:39:27,190
‫می‌دونستم هنوزم همون آدمی.

609
00:39:27,190 --> 00:39:29,640
‫فقط یه جنازه نیاز بود و نگاه‌ش کن...

610
00:39:29,640 --> 00:39:33,040
‫دوباره همون هرکول پوآرو معروف!

611
00:39:37,300 --> 00:39:39,420
‫بابا خرگوشه؟

612
00:39:39,420 --> 00:39:41,040
‫پوآرو؟

613
00:39:41,040 --> 00:39:43,760
‫چطوری آخه؟

614
00:39:51,880 --> 00:39:53,860
‫بابا خرگوشه؟

615
00:39:53,860 --> 00:39:56,260
‫مطمئنین؟

616
00:39:56,260 --> 00:39:58,190
‫زیر اون نقاشی‌های قدیمی بود؟

617
00:39:58,360 --> 00:40:00,780
‫وقتی که خانم رینولدز به قتل رسید شما...

618
00:40:00,780 --> 00:40:02,400
‫ما توی اتاق موسیقی بودیم.

619
00:40:02,400 --> 00:40:03,860
‫دقیقاً کی؟

620
00:40:03,860 --> 00:40:07,080
‫حدود نیمه‌شب، قبل از وقوع قتل.

621
00:40:07,080 --> 00:40:09,620
‫بعدش اومدین سمت سالن؟

622
00:40:09,620 --> 00:40:12,820
‫می‌شه بدونم بالای این بالکن چه‌خبره؟

623
00:40:15,840 --> 00:40:18,860
‫این باغچه مخفی‌گاهمون بود.

624
00:40:19,740 --> 00:40:22,520
‫مکان مورد علاقه دخترم...

625
00:40:22,520 --> 00:40:25,540
‫دیگه این‌جا رو ول کردیم به حال خودش.

626
00:40:25,540 --> 00:40:28,190
‫زنبورهامون...

627
00:40:28,520 --> 00:40:30,560
‫عسل درست می‌کردیم.

628
00:40:30,560 --> 00:40:33,320
‫دخترم همیشه مسخره‌ام می‌کرد...

629
00:40:33,320 --> 00:40:36,380
‫می‌گفت این همه مرارت برای
یه قاشق چای‌خوری عسل گل وحشی

630
00:40:36,380 --> 00:40:40,020
‫که با شیش لیره می‌شه خریدش.

631
00:40:40,020 --> 00:40:42,730
‫فکر می‌کردم هنوز زنده باشن...

632
00:40:45,100 --> 00:40:47,020
‫بیچاره‌ها.

633
00:40:47,740 --> 00:40:50,920
‫چطوری شد که خانم رینولدز رو
‫به خونه‌تون دعوت کردید؟

634
00:40:50,920 --> 00:40:52,860
‫نظرتون چیه بریم داخل خونه حرف بزنیم؟

635
00:40:52,860 --> 00:40:55,980
‫بی‌خیال بابا، بذار از این باغ مخفی لذت ببریم.

636
00:40:55,980 --> 00:40:58,360
‫راستش توی مجله‌ها اسمش رو دیده بودم.

637
00:40:58,660 --> 00:41:00,800
‫توجه خاصی بهش نکرده بودم.

638
00:41:00,800 --> 00:41:03,540
‫بعدش، یه‌روز دیدم برام نامه فرستاده!

639
00:41:03,540 --> 00:41:04,980
‫نامه‌ای از طرف یه غریبه.

640
00:41:04,980 --> 00:41:07,480
‫اما احتمالاً شما رو از اُپرا می‌شناخته نه؟

641
00:41:07,480 --> 00:41:09,840
یه اسم برد که توجه‌ام رو جلب کرد

642
00:41:09,840 --> 00:41:13,680
‫می‌گفت «اَسپزیا» بهش گفته بیاد پیش من!

643
00:41:13,680 --> 00:41:17,400
‫دخترم همیشه من رو با اسم «اسپزیا»
‫صدا می‌کرد.

644
00:41:17,400 --> 00:41:21,030
‫اسپسیا، معشوقه معروفِ
‫پادشاه «پونتوس»

645
00:41:21,030 --> 00:41:22,040
‫در نمایشِ «مُدریتاته».

646
00:41:22,040 --> 00:41:23,440
‫اولین قطعه رسمی «موزات».
‫[ آهنگ‌ساز معروف ]

647
00:41:23,440 --> 00:41:25,780
‫و اولین نقشِ اصلی من در اُپرا.

648
00:41:25,780 --> 00:41:30,700
‫آلیسیا دو ماه قبل از نمایش به دنیا اومد،

649
00:41:30,700 --> 00:41:34,480
‫و من به واسطه اون صدام رو کشف کردم.

650
00:41:36,980 --> 00:41:39,450
‫و از اون موقع تا حالا...

651
00:41:39,940 --> 00:41:43,440
‫نتونستم بدون آلیسیایی که همیشه توی
‫اتاق گریم منتظرم بود، آواز بخونم.

652
00:41:45,940 --> 00:41:47,000
‫هنوزم نمی‌تونم.

653
00:41:47,030 --> 00:41:49,580
‫یعنی دیگه هیچوقت اجرا نمی‌کنید؟

654
00:41:49,580 --> 00:41:52,280
‫بدون اون، هیچ آوازی در کار نیست.

655
00:41:53,580 --> 00:41:58,650
‫من پیشنهاد ازدواج چه مردهایی رو
‫که بدون ذره‌ای درنگ رَد نکردم.

656
00:41:58,650 --> 00:42:02,180
‫اون به اولین مردی که از راه رسید
‫جواب مثبت داد.

657
00:42:02,180 --> 00:42:04,900
‫به سرآشپز دل‌فریب، ماکسیم جرارد.

658
00:42:04,900 --> 00:42:09,120
‫اون یه عوضیه که قرار بود با پول‌دار ترین
‫خانواده‌ای که در عمرش می‌بینه وصلت کنه.

659
00:42:10,800 --> 00:42:13,920
‫وقتی نامزد کردن...

660
00:42:13,920 --> 00:42:15,580
‫تک تک گل‌های باغ رو کَندم،

661
00:42:15,780 --> 00:42:18,320
‫و سوارِ یه قایق به سمت استانبول شدم.

662
00:42:18,320 --> 00:42:22,620
‫بعدش حتماً فهمیده بود که اونقدری هم
‫که فکر می‌کرده پولدار نبودیم.

663
00:42:22,620 --> 00:42:26,300
‫وقتی اون مرتیکه گفت از یکی دیگه خوشش اومده

664
00:42:26,300 --> 00:42:28,750
‫و نامزدی رو به‌هم زد،
‫بهترین روزِ عمرم بود.

665
00:42:30,980 --> 00:42:34,090
‫اما از همون روز، بدترین دوران
‫زندگی‌ام شروع شد.

666
00:42:34,090 --> 00:42:36,160
‫بیماری آلیسیا...

667
00:42:36,160 --> 00:42:38,610
‫انگار که دیوونه شده بود.

668
00:42:41,320 --> 00:42:44,620
‫مثل یه دختر بچه کوچیک...

669
00:42:48,080 --> 00:42:50,160
‫ممنونم خانم دریک.

670
00:42:50,160 --> 00:42:51,980
‫خانم اولیور؟

671
00:42:57,940 --> 00:43:00,300
‫من خدمتکارِ افتضاحی‌ام.

672
00:43:00,300 --> 00:43:02,600
‫اما تنها کسی بودم که حاضر بود بیاد اینجا.

673
00:43:02,600 --> 00:43:04,880
‫به این شهر خرافات‌پرست.

674
00:43:04,880 --> 00:43:06,800
‫اما شما هم انسانِ خرافاتی‌ای هستید.

675
00:43:06,800 --> 00:43:11,100
‫این عمارت از نظر شما تسخیر شده‌ست،
‫اینطور نیست؟

676
00:43:11,100 --> 00:43:14,220
‫ممکن خانم رووینا مالک اینجا باشه،
‫اما این‌جا در اصل متعلق به ارواح‌ه.

677
00:43:14,220 --> 00:43:16,840
‫خب وقتی که این ارواح خبیث می‌خواستن...

678
00:43:16,840 --> 00:43:20,980
‫خانم «جویس رینولدز» رو با خودشون ببرن
‫شما کجا بودین دوشیزه سمینف؟

679
00:43:20,980 --> 00:43:23,900
‫یه راست برو سر اصل مطلب دیگه!

680
00:43:23,900 --> 00:43:26,440
‫اصلاً چرا این سوال‌ها رو ازم می‌پرسین؟

681
00:43:26,440 --> 00:43:27,700
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم.

682
00:43:27,700 --> 00:43:30,780
‫روند کارش اینطوریه.
‫یعنی اینطوری بوده.

683
00:43:30,850 --> 00:43:34,080
‫منم دارم کمکش می‌کنم،
‫برای یه مدت کوتاه برگشته سرکارش.

684
00:43:34,860 --> 00:43:36,180
‫جای نگرانی نیست.

685
00:43:36,180 --> 00:43:38,340
‫کارتون دقیقاً چیه؟

686
00:43:38,340 --> 00:43:40,080
‫کارم چیه؟

687
00:43:41,480 --> 00:43:43,380
‫وقتی جنایتی صورت می‌گیره...

688
00:43:43,380 --> 00:43:47,020
‫من می‌تونم با استفاده از
‫طریقت و روش به‌خصوص خودم

689
00:43:47,020 --> 00:43:49,690
‫و همچنین توانایی آزمون‌وخطا هماندم مغزم‌ام...

690
00:43:49,690 --> 00:43:52,900
‫بدون هیچ شک و تردیدی مجرم رو شناسایی کنم.

691
00:43:52,900 --> 00:43:53,980
‫درست مثلِ داستان‌های شما

692
00:43:54,460 --> 00:43:56,590
‫اون کاراگاه مسخره‌ی فنلاندی...

693
00:43:56,590 --> 00:43:59,660
‫داره لیست درست می‌کنه.

694
00:43:59,660 --> 00:44:02,590
‫از نوشته‌های خانم نویسنده
‫الهام گرفتی؟

695
00:44:03,080 --> 00:44:06,840
‫می‌شه بی‌زحمت بگین زمان وقوع قتل
‫دقیقاً کجا بودین؟

696
00:44:06,840 --> 00:44:08,000
‫برای لیست لازم داریم.

697
00:44:08,000 --> 00:44:10,310
‫پیش خانم رووینا توی اتاق موسیقی.

698
00:44:10,310 --> 00:44:13,660
‫یعنی دقیقاً وقتی نیمه‌شب شد اومدن پیش شما؟

699
00:44:13,660 --> 00:44:15,700
‫مطمئنین؟

700
00:44:15,700 --> 00:44:19,070
‫حواسم به ساعت بود و خوشبختانه دقیقاً
‫سر ساعت 12 سر و کله‌شون پیدا شد.

701
00:44:19,070 --> 00:44:22,280
‫شما اصلاً به اون پیش‌گو
‫اعتماد نداشتین!

702
00:44:22,280 --> 00:44:26,950
‫یادم میاد بهش می‌گفتین «زنیکه شیطان‌صفت».

703
00:44:26,950 --> 00:44:30,640
‫آدم رو یاد بخشی از کتاب «شموت» می‌اندازه

704
00:44:30,640 --> 00:44:34,120
‫جز 22، آیه 18

705
00:44:36,640 --> 00:44:39,660
‫«به جادوگران اجازه زندگی ندهید»

706
00:44:39,660 --> 00:44:41,840
‫کتاب مقدس با دلیلی موجه
‫در این‌باره هشدار داده.

707
00:44:41,840 --> 00:44:45,050
‫یه جادوگر تو مراسمِ هم‌نشینی با شیطان

708
00:44:45,050 --> 00:44:47,710
‫یا باید غرق بشه، یا باید سوزونده بشه...

709
00:44:47,900 --> 00:44:49,220
‫شاید هم باید از بالکن پرت بشه پایین؟

710
00:44:49,220 --> 00:44:50,430
‫من اهل این کارها نیستم.

711
00:44:50,430 --> 00:44:51,920
‫اما دستورِ کتاب مقدس‌تون
‫رو به خوبی حفظ بودید.

712
00:44:51,920 --> 00:44:54,210
‫اونم به زبان کاملاً عامیانه لاتین!

713
00:44:54,480 --> 00:44:58,100
‫این‌جور چیزها رو توی مدرسه عادی
‫تدریس نمی‌کنن اما...

714
00:44:58,100 --> 00:45:02,120
‫شاید مال صومعه باشه...

715
00:45:05,880 --> 00:45:10,380
‫از دوران کودکی‌ام دلم می‌خواست
‫یه راهبه باشم.

716
00:45:10,380 --> 00:45:15,040
‫نه سال توی صومعه «پیتا» خدمت می‌کردم.

717
00:45:20,060 --> 00:45:21,980
‫همون‌جا با همسرم آقای «سمینف» آشنا شدم.

718
00:45:21,980 --> 00:45:24,230
‫اومده بود سقف رو تعمیر کنه.

719
00:45:26,960 --> 00:45:28,430
‫کار خداست دیگه!

720
00:45:28,430 --> 00:45:30,180
‫عاشق که می‌شی،
‫خدا رو فراموش می‌کنی.

721
00:45:30,180 --> 00:45:32,610
‫نه، به این سادگی‌ها نیست.

722
00:45:32,610 --> 00:45:34,040
‫سوال آخر.

723
00:45:34,040 --> 00:45:35,640
‫برای لیست‌مون یعنی.

724
00:45:51,060 --> 00:45:54,820
‫ببخشید، یه‌لحظه فکرکردم
‫یه صدایی شنیدم.

725
00:45:54,980 --> 00:45:57,780
‫شما که اینقدر از ارواح و شیاطین می‌ترسید...

726
00:45:57,780 --> 00:46:01,240
‫چرا باید تو یه جلسه احضار روح شرکت کنید؟

727
00:46:01,240 --> 00:46:06,100
‫از این‌جا بی‌زارین اما شبانه
‫تو همچین عملِ شنیعی شرکت کردید!

728
00:46:07,020 --> 00:46:10,150
‫من فقط به یک نفر جواب می‌دم!

729
00:46:11,680 --> 00:46:14,850
‫و اون شخص شما نیستید.

730
00:46:26,120 --> 00:46:28,160
‫پوآرو؟

731
00:46:36,460 --> 00:46:41,730
‫خانم «اولگا سمینف»، زمانی که راهبه بودین
‫اسم مقدس‌تون چی بود؟

732
00:46:41,730 --> 00:46:43,880
‫ماریا.

733
00:46:52,000 --> 00:46:55,860
‫با این پای شکسته‌ت نمی‌تونی
‫زیاد از این‌جا دور بشی.

734
00:47:01,280 --> 00:47:05,080
‫یه شیء تیز، البته نه خیلی.

735
00:47:05,080 --> 00:47:06,860
‫مثلاً ناخن.

736
00:47:06,860 --> 00:47:08,520
‫چیز دیگه‌ای روی بدنش نیست.

737
00:47:08,520 --> 00:47:11,100
‫به‌جز اون قسمتی که همه می‌بینین.

738
00:47:18,660 --> 00:47:22,040
‫مورد غیرطبیعی دیگه‌ای
‫به چشم‌تون نخورد؟

739
00:47:22,040 --> 00:47:25,120
‫همین که به سیخ کشیده شده
‫کافی نیست؟

740
00:47:25,120 --> 00:47:27,360
‫دست چپ‌شون چی؟

741
00:47:27,360 --> 00:47:29,580
‫اون زخم رو نادیده گرفتین...

742
00:47:29,580 --> 00:47:32,300
‫همینطور زمانِ دقیق مرگ‌شون رو.

743
00:47:41,860 --> 00:47:44,440
‫یادم رفت.

744
00:47:46,070 --> 00:47:47,900
‫چرا بهم زل زدین؟

745
00:47:49,800 --> 00:47:51,880
‫کافیه.

746
00:47:51,880 --> 00:47:53,820
‫فکر می‌کنین من دیوونه‌ام؟

747
00:47:53,820 --> 00:47:55,690
‫دیوونه نیستم!

748
00:47:55,690 --> 00:47:57,750
‫بابا!

749
00:47:59,520 --> 00:48:01,320
‫حالت خوبه؟

750
00:48:01,820 --> 00:48:04,000
‫آره.

751
00:48:04,000 --> 00:48:07,260
‫اگه کمک نیاز داشتی
‫من این بالام.

752
00:48:12,980 --> 00:48:15,970
‫ای کاش ازم نخواسته بودین
‫جسد رو بررسی کنم.

753
00:48:15,970 --> 00:48:19,360
‫زخم‌های جنگ همیشه روی بدن نمایان نیستن.

754
00:48:20,180 --> 00:48:21,600
‫تو ارتش بودی؟

755
00:48:24,840 --> 00:48:28,240
‫15 آپریل سال 1945.

756
00:48:28,240 --> 00:48:30,570
‫قرار بود جنگ تموم بشه.

757
00:48:31,460 --> 00:48:33,660
‫از رودخانه «رین» عبور کرده بودیم.

758
00:48:33,660 --> 00:48:37,200
‫داشتیم می‌رفتیم سمتِ بریل.

759
00:48:37,800 --> 00:48:40,360
‫تا رسیدیم به کمپ «برگن بلسن».

760
00:48:40,360 --> 00:48:41,800
‫خدای من...

761
00:48:41,800 --> 00:48:43,920
‫کمپ رو آزاد کردیم.

762
00:48:43,920 --> 00:48:48,920
‫از یه مشت اسکلت پرستاری کردیم
‫تا دوباره جون بگیرن!

763
00:48:48,920 --> 00:48:53,190
‫دو نفر رو توی دو روز اول با شیر به کشتن دادیم.
‫خبر نداشتیم.

764
00:48:54,060 --> 00:48:56,980
‫بعدش هم تیفوس شیوع پیدا کرد.

765
00:48:56,980 --> 00:49:00,390
‫جز آسپرین و تریاک هیچی نداشتیم.

766
00:49:02,000 --> 00:49:05,020
‫اون‌هایی که بیمار بودن
‫رو آتیش زدیم.

767
00:49:08,080 --> 00:49:10,780
‫برای لئو نامه نوشتم.

768
00:49:12,600 --> 00:49:15,620
‫و بعد به سینه‌ام شلیک کردم.

769
00:49:19,940 --> 00:49:22,460
‫وقتی برگشتم خونه بهم گفتن
‫باید پزشکی رو کنار بذارم.

770
00:49:22,460 --> 00:49:26,660
‫با این‌حال پارسال به وضعیت
‫یه بیمار رسیدگی کردی.

771
00:49:27,060 --> 00:49:29,780
‫آلیسیا دریک!

772
00:49:29,780 --> 00:49:32,220
‫رووینا ازم درخواست کرد.

773
00:49:33,900 --> 00:49:35,980
‫بقیه دکترها حتی نزدیک‌ش نمی‌شدن.

774
00:49:35,980 --> 00:49:37,690
‫تازه اونم این‌جا.

775
00:49:38,600 --> 00:49:41,310
‫برای مدت‌ها پزشک خانوادگی‌شون بودم،
‫اما نباید قبول می‌کردم.

776
00:49:41,310 --> 00:49:44,740
‫بر سر دوراهی گیر کرده بودی.

777
00:49:44,740 --> 00:49:47,600
‫چون تو عاشقِ رووینا دریکی!

778
00:49:47,600 --> 00:49:51,560
‫همین که تونستم تو زندگی‌ش باشم
‫باید کلاهم رو بندازم هوا.

779
00:49:51,560 --> 00:49:55,570
‫می‌دونم که...

780
00:49:59,140 --> 00:50:04,300
‫می‌دونم اوضاع به اندازه کافی سخت هست،
‫اما به‌نظرتون...

781
00:50:04,300 --> 00:50:07,210
‫ممکنه آلیسیا دریک به قتل رسیده باشه؟

782
00:50:07,210 --> 00:50:09,750
‫آلیسیا چیزهایی که دیده بود
‫رو برام تعریف کرد.

783
00:50:10,020 --> 00:50:13,050
‫گفت بچه‌ها دارن اذیت‌ش می‌کنن.

784
00:50:13,050 --> 00:50:14,280
‫من باور نکردم.

785
00:50:14,280 --> 00:50:17,360
‫دیوانگی‌ش رو گذاشتم پای
‫شکست عشقی‌ای که خورده.

786
00:50:18,980 --> 00:50:20,960
‫آلیسیا به کمک نیاز داشت.

787
00:50:22,240 --> 00:50:24,400
‫من بهش آرامبخش دادم بخوره!

788
00:50:25,340 --> 00:50:28,900
‫مثل کسی که گشنه‌ست
‫و بهش شیر می‌دن.

789
00:50:28,900 --> 00:50:32,120
‫چیزی به اسم عارضه‌های
روانی ‫وجود نداره.

790
00:50:32,380 --> 00:50:35,680
‫فقط درد روانی‌یه.

791
00:50:35,680 --> 00:50:39,120
‫یه روانی مثل من باید تشخیص می‌داد.

792
00:50:42,280 --> 00:50:44,320
‫تموم شد؟

793
00:50:52,020 --> 00:50:55,040
‫ممنون دکتر فریر.

794
00:50:56,540 --> 00:51:04,540
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

795
00:52:08,320 --> 00:52:10,610
‫بعید می‌دونم من توی لیست‌تون باشم.

796
00:52:11,780 --> 00:52:13,530
‫لیست کسایی که بازجویی‌شون می‌کنی.

797
00:52:14,720 --> 00:52:17,260
‫منتظر می‌مونم قربان.

798
00:52:17,260 --> 00:52:20,440
‫«ادگار الن پو وحشتناک»

799
00:52:20,440 --> 00:52:22,470
‫توی این سنت، بهتر نیست...

800
00:52:22,470 --> 00:52:25,470
‫کتاب‌های چارلز دکنز رو بخونی؟

801
00:52:25,470 --> 00:52:29,650
‫چالز دکنز خیلی مُضحک‌ه.
‫شما اینطور فکر نمی‌کنید؟

802
00:52:30,720 --> 00:52:33,200
‫بابای منم مثل شما عصبیه.

803
00:52:33,200 --> 00:52:37,120
‫بهش می‌گن روان‌نژندی بعد از مرگ،
‫یا همون «رزم رنجوری».

804
00:52:37,120 --> 00:52:39,160
‫واقعاً ناعادلانه‌ست.

805
00:52:39,160 --> 00:52:41,200
‫اون خسته‌ نیست...

806
00:52:41,200 --> 00:52:43,740
‫از درون خُرد شده!

807
00:52:43,740 --> 00:52:47,160
‫زمان وقوع قتل پیش من بود،
‫اگه براتون سواله!

808
00:52:47,160 --> 00:52:49,060
‫راستش برام سوال بود.

809
00:52:49,060 --> 00:52:51,370
‫پس زمان وقوع قتل پیش تو بود نه؟

810
00:52:51,370 --> 00:52:54,300
‫توی آشپزخونه، منتظر خانم رووینا بودیم.

811
00:52:54,300 --> 00:52:55,860
‫می‌خواست بهشون شب‌به‌خیر بگه!

812
00:52:55,860 --> 00:52:57,200
‫درسته.

813
00:52:57,200 --> 00:53:01,960
‫دستیارانش بعدِ از خودش اومدن،
‫فکرکنم بهتره باهاشون یه صحبتی بکنی.

814
00:53:01,960 --> 00:53:04,860
‫همه رو توی لیستم نوشتم!

815
00:53:04,860 --> 00:53:07,880
‫شیر رو نبستی.

816
00:53:13,700 --> 00:53:17,570
‫متاسفم، امشب نمی‌دونم چم شده!

817
00:53:17,570 --> 00:53:19,190
‫یه‌چیزایی اومدن سراغت!

818
00:53:20,400 --> 00:53:22,720
‫صداهایی می‌شنوی.

819
00:53:22,720 --> 00:53:25,660
‫به‌خاطر هالووین‌ه.

820
00:53:25,660 --> 00:53:28,490
‫تو این شب مرده‌ها از هر زمانی بیشتر
‫به ما نزدیک‌ می‌شن.

821
00:53:30,200 --> 00:53:33,040
‫شما هم مُرده بودید قربان...

822
00:53:33,040 --> 00:53:36,340
‫حتی اگه چند ثانیه بوده باشه.

823
00:53:36,340 --> 00:53:39,000
‫الان دیگه شما رو جزو خودشون
‫محسوب می‌کنن.

824
00:53:39,020 --> 00:53:42,320
‫اگه کسی چیزی می‌دونه،
‫بهتره بیاد شخصاً به خودتون بگه.

825
00:53:43,540 --> 00:53:45,630
‫مثل خانم رینولدز حرف می‌زنی!

826
00:53:45,630 --> 00:53:48,660
‫اون تظاهر می‌کرد که
‫همه‌چی رو می‌دونه.

827
00:53:48,660 --> 00:53:50,620
‫تعجبی نداشت که افتادن دنبالش!

828
00:53:50,620 --> 00:53:52,810
‫چه خوب مُرده‌ها رو می‌شناسی.

829
00:53:52,810 --> 00:53:54,640
‫با بعضی‌هاشون دوستم.

830
00:53:57,120 --> 00:53:59,280
‫ببخشید.

831
00:54:00,500 --> 00:54:02,200
‫ممنونم آقای لئوپولد.

832
00:54:02,200 --> 00:54:04,480
‫خواهش می‌کنم.

833
00:54:05,620 --> 00:54:08,410
‫هرکول!

834
00:54:10,230 --> 00:54:11,280
‫چه آشفته.

835
00:54:11,280 --> 00:54:14,200
‫نیکولاس و دزدمونا آماده‌ان.

836
00:54:16,360 --> 00:54:18,070
‫می‌تونیم منتظر پلیس بمونیم‌ها.

837
00:54:18,070 --> 00:54:19,580
‫مگه من هرکول پوآرو نیستم؟ نه؟

838
00:54:19,610 --> 00:54:20,880
‫- نه، یعنی چرا.
‫- خب پس!

839
00:54:21,690 --> 00:54:23,730
‫اگه پلیس پرونده‌ای رو حل کنه
‫که من نتونستم،

840
00:54:23,730 --> 00:54:25,170
‫خودم رو از همون بالکن پرت می‌کنم پایین!

841
00:54:25,170 --> 00:54:26,980
‫الان شدی همون هرکول پوآرو قدیمی!

842
00:54:26,980 --> 00:54:28,260
‫نظرت چیه تا این‌جا؟

843
00:54:28,280 --> 00:54:29,460
‫من می‌گم کار اون خدمتکاره‌ست.

844
00:54:29,460 --> 00:54:31,720
‫سلیقه‌ش توی کتاب حرف نداره؛
‫اما خیلی آدم متعصب‌یه!

845
00:54:31,720 --> 00:54:34,120
‫رووینا دریک هم که به حضور خانم رینولدز
‫احتیاج داشته.

846
00:54:34,120 --> 00:54:36,000
‫اون پسر بچه هم...

847
00:54:36,000 --> 00:54:38,030
‫یه‌خورده رو عصابه!

848
00:54:38,030 --> 00:54:38,960
‫شاید، شاید.

849
00:54:38,960 --> 00:54:42,570
‫تا وقتی که تمام شواهد رو کنار هم نچیدیم؛
‫نمی‌شه رفت سمت تئوری‌سازی.

850
00:54:42,570 --> 00:54:43,730
‫طریقت و روش به‌خصوصم!

851
00:54:43,730 --> 00:54:45,030
‫- و تهیه لیست.
‫- تهیه لیست!

852
00:54:45,030 --> 00:54:47,280
‫باید بریم سراغ کسایی که بیشتر از
‫همه می‌شناختنش، دستیارهاش.

853
00:54:47,280 --> 00:54:49,230
‫به‌نظرت می‌تونن انگیزه خاصی
‫داشته باشن؟

854
00:54:49,230 --> 00:54:50,300
‫دستیارها همیشه یه انگیزه‌ای دارن...

855
00:54:50,300 --> 00:54:53,740
‫اولیش هم اینه‌ که بدشون میاد
‫بهشون می‌گی دستیار!

856
00:54:57,380 --> 00:54:58,420
‫بازم این!

857
00:54:58,420 --> 00:55:00,500
‫این دوتا خلافکار اصلاً
‫مورد اعتماد نیستن!

858
00:55:00,500 --> 00:55:03,140
‫خلافکار؟ اون بچه‌ها رو می‌گی؟
‫چرا زودتر نگفتی؟

859
00:55:03,140 --> 00:55:05,160
‫الان دارم می‌گم دیگه!

860
00:55:12,300 --> 00:55:14,280
‫نمی‌شد هم‌زمان با خواهرم
‫ازم بازجویی کنید؟

861
00:55:14,280 --> 00:55:16,980
‫خواهرت جاش امنه
‫و منتظرته.

862
00:55:16,980 --> 00:55:18,020
‫برادرم کجاست؟

863
00:55:18,020 --> 00:55:19,860
‫ جاش امنه و منتظرته.

864
00:55:19,860 --> 00:55:22,310
‫دزدمونا و نیکولاس هالند.

865
00:55:22,310 --> 00:55:23,540
‫پاسپورت‌هامون جعلیه.

866
00:55:23,940 --> 00:55:25,230
‫آره و اصلاً هم
‫خوب جعل نشدن.

867
00:55:25,300 --> 00:55:27,560
‫قبل اسم‌هامون هروات و دورنیا نیپکین بوده.

868
00:55:28,360 --> 00:55:29,660
‫تو مجارستان به‌دنیا اومدیم.

869
00:55:29,660 --> 00:55:32,280
‫روستایی که توش زندگی می‌کردیم
‫سوخت و از بین رفت.

870
00:55:32,280 --> 00:55:34,480
‫همینطور کل خانواده‌مون.

871
00:55:34,480 --> 00:55:36,690
‫ما یه‌جوری زنده موندیم.

872
00:55:36,690 --> 00:55:37,910
‫هوای هم رو داشتیم.

873
00:55:37,910 --> 00:55:41,650
‫زمان وقوع قتل، یواشکی رفته بودیم
‫تو آشپزخونه مشروب بخوریم.

874
00:55:41,780 --> 00:55:43,130
‫پسر عجیب‌غریبه هم اون‌جا بود.

875
00:55:43,130 --> 00:55:45,170
‫گفت شما یه ساعت بعد
‫از نیمه‌شب اومدین!

876
00:55:45,170 --> 00:55:46,300
‫اشتباه کرده.

877
00:55:46,300 --> 00:55:48,510
‫چند وقت دستیار خانم رینولدز بودین؟

878
00:55:48,510 --> 00:55:50,200
‫- یه سال و خورده‌ای.
‫- مطمئنی؟

879
00:55:50,200 --> 00:55:51,390
‫بهترین سال زندگی‌مون!

880
00:55:51,390 --> 00:55:54,100
‫وقتی پیشش شروع به‌کار کردیم،
‫دیگه خبری از شب گرسنه خوابیدن نبود.

881
00:55:54,100 --> 00:55:55,720
‫واقعاً نمی‌دونم اگه اون نبود
‫چه بلایی سرمون می‌اومد.

882
00:55:55,720 --> 00:55:58,260
‫- قبل اون یه‌جوری سر می‌کردیم.
‫- آره خب دزدی می‌کردید.

883
00:55:58,260 --> 00:55:59,960
‫دزد بودیم، قاتل که نبودیم!

884
00:55:59,960 --> 00:56:01,650
‫برای این‌که از جنگ جون سالم
‫به‌در ببریم هرکاری می‌کردیم.

885
00:56:01,650 --> 00:56:02,680
‫یه‌چیزایی می‌دونست.

886
00:56:02,680 --> 00:56:05,030
‫اگه می‌گفته آلیسیا دریک به قتل رسیده...

887
00:56:05,280 --> 00:56:06,440
‫حقه‌باز ماهری بود.

888
00:56:06,460 --> 00:56:08,400
‫خیلی خاص بود!

889
00:56:08,400 --> 00:56:11,380
‫خب توی این جلسات احضار روح
‫که شرکت می‌کردین...

890
00:56:11,380 --> 00:56:12,440
‫همه‌ش الکی بود! الکی!

891
00:56:12,690 --> 00:56:14,440
‫- الکی؟ ملاقات با ارواح و این‌ها الکی بود؟
‫- همه‌ش!

892
00:56:14,440 --> 00:56:16,360
‫- تمام اون جلسه‌ها؟
‫- چیزی جز یه نمایش نبود.

893
00:56:16,360 --> 00:56:18,480
‫نمایش بوده و الکی.
‫عجیبه!

894
00:56:18,480 --> 00:56:20,240
‫اینم جادویی‌یه؟

895
00:56:20,240 --> 00:56:22,200
‫کنترلِ ماشین‌تحریر سخنگوتون؟

896
00:56:22,800 --> 00:56:24,680
‫یه‌سری حُقه‌های مخفی بلد بودیم.

897
00:56:24,680 --> 00:56:27,540
‫برای این‌که تواناهایی‌هاش
‫رو به همه اثبات کنیم.

898
00:56:27,540 --> 00:56:30,080
‫جوری بهم دستور می‌داد
‫که انگار بانوی عمارته!

899
00:56:30,080 --> 00:56:32,730
‫دائم هم با نیکولاس لاس می‌زد
‫تا کاملاً در اختیارش باشه.

900
00:56:32,860 --> 00:56:34,640
‫بدتر از این‌هاش رو پشت سر گذاشتیم.

901
00:56:34,640 --> 00:56:37,420
‫بدون اون می‌ریم.

902
00:56:37,420 --> 00:56:39,160
‫کجا می‌خواستین برین؟

903
00:56:39,160 --> 00:56:41,620
‫- قرار بود بریم میزوری!
‫- میزوری.

904
00:56:41,620 --> 00:56:42,920
‫میزوری؟

905
00:56:42,920 --> 00:56:45,940
‫مدت‌ها توی جنگل «ماردهارت» قایم
‫شده بودیم.

906
00:56:45,940 --> 00:56:48,840
‫وسط بوته‌ها زندگی می‌کردیم
‫و موش می‌خوردیم.

907
00:56:48,840 --> 00:56:50,740
‫یه مشت آمریکایی از «هیلبورن»
‫سر و کله‌شون پیدا شد

908
00:56:50,740 --> 00:56:52,740
‫با خودمون گفتیم کارمون ساخته‌ست.

909
00:56:52,740 --> 00:56:55,040
‫اما بهمون رقصِ «لیندی هاپ» یاد دادن.

910
00:56:55,040 --> 00:56:57,600
‫مثل‌شون ندیده بودیم...

911
00:56:57,600 --> 00:57:01,080
‫رنگ پوست‌های متفاوت،
‫با صداهای متفاوت.

912
00:57:01,980 --> 00:57:04,000
‫یه ملافه وصل کردن روی دیوار،

913
00:57:04,000 --> 00:57:07,040
‫پرژکتور فیلم داشتن،
‫اما فیلم‌شون نصفه بود.

914
00:57:07,040 --> 00:57:12,380
‫به مدت یک‌ماه، هرشب روی
‫یه ملافه ارتش...

915
00:57:12,380 --> 00:57:15,390
‫فیلم «مرا در سنت‌لوئیس ملاقات کن»
‫رو نصفه تماشا می‌کردیم.

916
00:57:15,390 --> 00:57:18,780
‫بارها و بارها تماشاش کردیم.

917
00:57:18,780 --> 00:57:20,570
‫هنوزم نمی‌دونم آخرش چی می‌شه.

918
00:57:20,570 --> 00:57:23,110
‫پایان خوشی داره.

919
00:57:24,380 --> 00:57:26,530
‫«سنت‌لوئیس، میزوری»

920
00:57:27,900 --> 00:57:30,900
‫خواهرم با رویاپردازی درباره زندگی
‫توی اون‌جا خوابش می‌برد.

921
00:57:30,900 --> 00:57:33,680
‫رنگ خاصش...

922
00:57:33,680 --> 00:57:35,660
‫آدم‌های به‌شدت مهربونش!

923
00:57:35,660 --> 00:57:37,840
‫می‌دونین، هیچکس مریض نبود

924
00:57:37,840 --> 00:57:42,280
‫هیچکس گرسنه نبود
‫یا نمی‌مُرد.

925
00:57:42,280 --> 00:57:44,690
‫خیابان کنسینگتون، پلاک 5135.

926
00:57:46,300 --> 00:57:48,940
‫می‌خواستیم بریم اون‌جا زندگی ‌کنیم.

927
00:57:48,940 --> 00:57:51,200
‫رویای خواهرمه،
‫رویای منم هست.

928
00:57:51,200 --> 00:57:55,740
‫باید خانم رینولدز رو تحمل می‌کردیم
‫تا بتونیم برای رفتن پول کافی دربیاریم.

929
00:57:55,740 --> 00:57:57,900
‫یه شروع دوباره داشته باشیم.

930
00:57:57,900 --> 00:58:00,180
‫رویاپردازی کردن کار احمقانه‌ایه.

931
00:58:00,180 --> 00:58:04,580
‫از این‌که به رویاتون نمی‌رسیدید خسته
‫شده بودین و تصمیم گرفتین ازش دزدی کنید.

932
00:58:04,580 --> 00:58:06,650
‫یه مدت جواب داد، اما لو رفتین!

933
00:58:06,650 --> 00:58:08,230
‫نه! ما ازش دزدی نکردیم!

934
00:58:08,400 --> 00:58:09,860
‫برادرتون اعتراف کرد که دزدی می‌کردید.

935
00:58:09,860 --> 00:58:10,680
‫احمق!

936
00:58:10,680 --> 00:58:12,540
‫خواهرتون اعتراف کرد که دزدی می‌کردید.

937
00:58:12,540 --> 00:58:14,450
‫جرئت نداشتیم از خانم رینولدز دزدی کنیم.

938
00:58:14,450 --> 00:58:17,520
‫شاید فهمیده دزدی می‌کردین
‫و تهدیدتون کرده.

939
00:58:17,520 --> 00:58:19,480
‫شاید می‌دونستین که پلیس رومانی...

940
00:58:19,480 --> 00:58:22,190
‫چه رفتار ظالمانه و وحشتناکی با
‫اتباع غیرقانونی داره

941
00:58:22,360 --> 00:58:25,360
‫و برای این‌که از کشور اخراج نشین یا
‫اتفاق بدتری نیفته، کُشتینش!

942
00:58:25,360 --> 00:58:26,660
‫توسط شما، دستیارهای مورد اعتمادش.

943
00:58:30,960 --> 00:58:32,090
‫نیکولاس!

944
00:58:32,090 --> 00:58:33,900
‫نیکولاس، کجایی؟

945
00:58:37,160 --> 00:58:40,480
‫اگه من نمی‌تونم از این‌جا برم،
‫تو هم نمی‌‌تونی!

946
00:58:46,940 --> 00:58:48,440
‫دلیل نمی‌شه من کشته باشمش!

947
00:58:48,440 --> 00:58:50,280
‫جوری فرار کرد که انگار اون کُشتتش!

948
00:58:50,280 --> 00:58:52,800
‫انگیزه مشخصی داشتن،
‫کسی هم زمان وقوع قتل ندیدتشون!

949
00:58:52,800 --> 00:58:53,860
‫حدس‌ام رو ایناست.

950
00:58:53,860 --> 00:58:57,760
‫ممکنه. آره. آره.

951
00:58:57,760 --> 00:59:00,570
‫باز هم داری وانمود می‌کنی که انگار
‫از همه بیشتر بارته!

952
00:59:00,570 --> 00:59:04,100
‫هنوز چیزی نمی‌دونم، حقیقت
‫بدون زحمت پدیدار نمی‌شه.

953
00:59:05,060 --> 00:59:08,280
‫بالا سر خرسی که از خواب بیدار کردن
‫غر نمی‌زنن!

954
00:59:08,280 --> 00:59:09,900
‫این اصطلاح تو هیچ زبانی
‫وجود خارجی نداره.

955
00:59:09,900 --> 00:59:11,720
‫ادامه می‌دیم.

956
00:59:22,020 --> 00:59:24,400
‫تو هم می‌شنوی؟

957
00:59:24,400 --> 00:59:26,420
‫این صدایی که داره میاد.

958
00:59:26,420 --> 00:59:29,300
‫من‌که چیزی نشنیدم.

959
00:59:29,300 --> 00:59:31,980
‫به‌نظر می‌رسه حال کاراگاهتون زیاد خوب نیست.

960
00:59:33,620 --> 00:59:37,980
‫پوآرو، بهتره به‌خاطر ضربه‌ای که به
‫سرت خورده امشب رو استراحت کنی.

961
00:59:37,980 --> 00:59:41,070
‫یه‌نفر دیگه این‌جا حضور داره.

962
00:59:42,580 --> 00:59:45,060
‫تو هم شنیدی؟

963
00:59:45,060 --> 00:59:47,080
‫آره.

964
00:59:47,080 --> 00:59:48,820
‫پس تنها نیستم!

965
00:59:50,360 --> 00:59:52,360
‫دارم گوش می‌دم.

966
00:59:54,940 --> 00:59:57,900
‫وایسا.

967
01:00:13,400 --> 01:00:16,040
‫هنوز خرابه.

968
01:01:00,400 --> 01:01:03,580
‫چیزی نیست. می‌تونی بیای بیرون.

969
01:01:10,960 --> 01:01:14,400
‫مشکلی برات پیش نمیاد.

970
01:01:14,400 --> 01:01:17,000
‫نیازی نیست بترسی.

971
01:01:17,000 --> 01:01:20,550
‫همراه بقیه بچه‌ها اومدی درسته؟

972
01:01:20,980 --> 01:01:24,760
‫تمام این مدت خودت رو مخفی کرده بودی.

973
01:01:30,680 --> 01:01:33,060
‫فهمیدی اون زن از بالای بالکن سقوط کرده؟

974
01:01:37,120 --> 01:01:39,030
‫اون صحنه رو دیدی؟

975
01:01:40,740 --> 01:01:42,240
‫کسی هلش داد؟

976
01:01:43,900 --> 01:01:45,440
‫با کی حرف می‌زنی؟

977
01:01:45,440 --> 01:01:46,520
‫یه بچه!

978
01:01:50,960 --> 01:01:52,220
‫واقعاً صداش رو نشنیدی؟

979
01:01:54,100 --> 01:01:56,860
‫این یکی رو شنیدم.

980
01:02:03,640 --> 01:02:04,480
‫ول‌مون کنید!

981
01:02:04,710 --> 01:02:06,920
‫آزادمون کن حروم‌زاده!

982
01:02:06,920 --> 01:02:08,740
‫نمی‌‌تونی ول‌مون کنی به امون خدا!

983
01:02:12,340 --> 01:02:15,000
‫- صدا رو شنیدین! همه شنیدین...
‫- احتمالاً از لوله‌هاست.

984
01:02:15,000 --> 01:02:16,310
‫لوله؟ مثل صدای ترکیدن بمب بود!

985
01:02:16,350 --> 01:02:18,390
‫این همه سال که اینجا بودم،
‫هرگز همچین صدایی نشنیدم.

986
01:02:18,390 --> 01:02:20,230
‫من شنیدم.
‫وقتی عصبانی‌ان این صدا میاد.

987
01:02:20,230 --> 01:02:21,350
‫عصبانی‌شون کردیم!

988
01:02:21,350 --> 01:02:23,770
‫چطوری عصاب‌شون رو آروم کنیم حالا؟

989
01:02:23,770 --> 01:02:24,860
‫گوش کنید.

990
01:02:30,000 --> 01:02:33,120
‫صدا از زیرزمین میاد.

991
01:02:34,560 --> 01:02:36,720
‫این‌جا زیرزمین نداره!

992
01:03:02,460 --> 01:03:06,040
‫دکتر! دکتر!
‫انتقام کودکان!

993
01:03:06,040 --> 01:03:07,380
‫می‌خوای بری پایین؟

994
01:03:30,560 --> 01:03:34,520
‫- بابا؟
‫- بچه‌ها برگشتن خونه‌شون!

995
01:03:48,380 --> 01:03:52,440
‫این بچه‌ها رو این‌جا زندانی کردن
‫تا زنده زنده جون بدن.

996
01:03:52,440 --> 01:03:54,690
‫ولش کن.
‫حمله عصبی بهش دست داده.

997
01:03:54,690 --> 01:03:56,640
‫لعنت بهش فریر!
‫الان وقتش نبود!

998
01:03:56,640 --> 01:03:58,080
‫به خودت بیا.

999
01:03:58,080 --> 01:03:59,360
‫به پسرت فکرکن!

1000
01:04:02,420 --> 01:04:04,340
‫- بس کن!
‫- بابا؟

1001
01:04:04,340 --> 01:04:05,500
‫ولش کن! ولش کن!

1002
01:04:13,140 --> 01:04:15,100
‫صدای طوفانه،
‫نه ارواح!

1003
01:04:15,640 --> 01:04:17,350
‫- توروخدا بس کن!
‫- ولش کن!

1004
01:04:18,640 --> 01:04:19,730
‫بابا!

1005
01:04:26,320 --> 01:04:27,570
‫ولش کن!

1006
01:04:32,450 --> 01:04:33,450
‫بابا بس کن!

1007
01:04:33,450 --> 01:04:34,780
‫خوبی؟ حالت خوبه؟

1008
01:04:36,030 --> 01:04:37,330
‫بابا. توروخدا بس کن

1009
01:04:37,330 --> 01:04:38,950
‫بابا خواهش می‌کنم.

1010
01:04:46,460 --> 01:04:48,920
‫بابا؟ بابا؟

1011
01:04:50,470 --> 01:04:52,980
‫بابا منم!

1012
01:04:52,980 --> 01:04:54,260
‫منم.

1013
01:04:55,800 --> 01:04:57,260
‫من همینجام.

1014
01:05:01,660 --> 01:05:03,900
‫تو پیشِ منی.

1015
01:05:04,820 --> 01:05:06,220
‫می‌بینی منو؟

1016
01:05:06,220 --> 01:05:07,760
‫من رو می‌بینی؟

1017
01:05:22,320 --> 01:05:23,960
‫چیزی نیست.

1018
01:05:23,960 --> 01:05:25,290
‫می‌دونم.

1019
01:05:32,720 --> 01:05:34,900
‫آروم باش بابا.

1020
01:05:37,310 --> 01:05:39,020
‫چیزی نیست بابا.

1021
01:05:39,680 --> 01:05:40,930
‫فقط باید استراحت کنی.

1022
01:05:42,270 --> 01:05:43,310
‫مگه نه بابا؟

1023
01:05:43,780 --> 01:05:45,730
‫من باید ازت مراقبت کنم، نه تو.

1024
01:05:46,020 --> 01:05:48,080
‫همینطورم هست.

1025
01:05:55,320 --> 01:05:56,940
‫استراحت کنید آقا.

1026
01:05:57,540 --> 01:05:59,220
‫باید به حرفت گوش می‌کردم.

1027
01:05:59,220 --> 01:06:00,690
‫با چشم‌های خودم دیدم.

1028
01:06:00,860 --> 01:06:02,780
‫اهریمن‌ها و شیطان رو دیدم...

1029
01:06:02,780 --> 01:06:05,440
‫این خونه پُر شده از این موجودات.

1030
01:06:05,440 --> 01:06:10,980
‫من و تو، مثل همدیگه‌ایم.

1031
01:06:10,980 --> 01:06:13,110
‫هرکجا که بریم...

1032
01:06:13,880 --> 01:06:15,400
‫مرگ سایه به سایه دنبالِ ماست.

1033
01:06:15,400 --> 01:06:18,570
‫حتماً یه دلیل منطقی
‫برای همۀ این اتفاقات وجود داره.

1034
01:06:18,570 --> 01:06:21,380
‫توی زیرزمین، زنبور بود.

1035
01:06:21,380 --> 01:06:24,080
‫طبقۀ بالا،
‫یه قاتل داره راست راست می‌چرخه.

1036
01:06:24,080 --> 01:06:25,360
‫نه.

1037
01:06:26,380 --> 01:06:27,610
‫گوش کن.

1038
01:06:29,680 --> 01:06:31,100
‫ایمان داشته باش.

1039
01:06:32,600 --> 01:06:40,600
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1040
01:06:43,280 --> 01:06:45,360
‫حالا می‌تونه
‫توی اتاق موسیقیم استراحت بکنه.

1041
01:06:45,360 --> 01:06:48,400
‫تقریباً دیوارش عایق صداست.

1042
01:06:50,440 --> 01:06:52,800
‫به خاطر امنیت خودش،
‫باید درش رو قفل کنیم.

1043
01:06:53,240 --> 01:06:56,610
‫اما لطفاً بخاطر ما،
‫این کلید پیش شما بمونه.

1044
01:06:58,640 --> 01:07:00,300
‫مرسی.

1045
01:07:05,240 --> 01:07:07,220
‫بریم لئوپولد.

1046
01:07:07,220 --> 01:07:08,480
‫وقتِ کیک خوردنه، مگه نه؟

1047
01:07:08,480 --> 01:07:09,660
‫خیلی خوردم.

1048
01:07:09,660 --> 01:07:11,340
‫خب من که نخوردم.

1049
01:07:18,700 --> 01:07:20,960
‫معلومه که همچین حرفی می‌زنه.

1050
01:07:20,960 --> 01:07:24,780
‫از نظرِ اون، آره من قاتلِ آلیسیام.

1051
01:07:24,780 --> 01:07:27,900
‫رووینا هرچیزی که دلش بخواد
‫رو باور می‌کنه.

1052
01:07:27,900 --> 01:07:31,420
‫یه احضارکننده پیدا شده که می‌گه آلیسیا به قتل رسیده،
‫حتماً هم باید من رو قاتل جلوه بده.

1053
01:07:31,420 --> 01:07:33,610
‫قبول ندارید که ماشین تحریرِ خانم رینولدز...

1054
01:07:33,610 --> 01:07:37,900
‫وقتی که از سمتِ روح مرحومۀ شما
‫حرف «م» رو تایپ کرد...

1055
01:07:38,780 --> 01:07:40,280
‫منظورش اول اسمتون «ماکسیم» بود؟

1056
01:07:40,280 --> 01:07:42,280
‫این خونه تسخیرشده؟

1057
01:07:42,280 --> 01:07:45,570
‫ملت انقدر بیکار شدن که از
‫بدبختی‌هاشون داستان‌سرایی می‌کنن...

1058
01:07:45,570 --> 01:07:47,680
‫و همینم رنج و اندوهشون رو مضاعف می‌کنه.

1059
01:07:48,190 --> 01:07:51,570
‫چرا از همه‌چیز داستان می‌سازید؟

1060
01:07:51,570 --> 01:07:55,650
‫اون نوری که توی عکس خونوادگیشون بود هم
‫پس حتماً روح پدربزرگه‌ست.

1061
01:07:55,650 --> 01:07:58,190
‫آلیسیا از لحاظ روانی بیمار بوده.

1062
01:07:58,480 --> 01:08:00,130
‫همین از پا درآوردش.

1063
01:08:00,130 --> 01:08:01,480
‫لزومی نداشت همچین اتفاقی بیفته.

1064
01:08:01,480 --> 01:08:04,690
‫اگه یه دکتر دست و حسابی درمانش می‌کرد،
‫نه یه مشنگِ بی‌خاصیت.

1065
01:08:05,150 --> 01:08:07,400
‫لعنتی!

1066
01:08:07,424 --> 01:08:09,424
سینمافریک

1067
01:08:12,570 --> 01:08:16,130
‫عسل واسه بُریدگی خوبه.
‫قبلاً به عنوان ضدعفونی کننده استفاده می‌شد.

1068
01:08:22,030 --> 01:08:24,030
‫ گل وحشی نیست.

1069
01:08:25,380 --> 01:08:26,660
‫نمی‌دونم.

1070
01:08:34,190 --> 01:08:36,400
‫آلیسیا دریک.

1071
01:08:36,400 --> 01:08:40,280
‫عجب چهرۀ شادابی.

1072
01:08:41,860 --> 01:08:43,650
‫پاره شده.

1073
01:08:43,650 --> 01:08:47,980
‫اون شبی که رابطه‌مون رو تموم کردم،
‫آلیسیا توی اتاقش پاره‌ش کرد.

1074
01:08:49,360 --> 01:08:51,780
‫آخرین باری بود
‫که با همدیگه صحبت کردیم.

1075
01:08:51,780 --> 01:08:55,180
‫پس واقعاً خودت نامزدیت رو به هم زدی.

1076
01:08:55,940 --> 01:08:58,670
‫شنیدی دیگه.
‫به اندازۀ کافی پولدار نبود.

1077
01:08:58,900 --> 01:09:02,610
‫عکسش رو توی جیبت نگه می‌داری.
‫امشب تا احضارت کردن، خودت رو رسوندی.

1078
01:09:02,610 --> 01:09:06,320
‫به نظرم که آلیسیا دریک رو
‫بیشتر از پول دوست داشتی.

1079
01:09:06,320 --> 01:09:07,960
‫و با این حال، ترکش کردی.

1080
01:09:07,960 --> 01:09:10,900
‫ازدواج با بعضی دخترها
‫مساویه با حضورِ همیشگیِ مادرشون.

1081
01:09:10,900 --> 01:09:12,780
‫پس مادرش تاییدت نمی‌کرد.

1082
01:09:12,780 --> 01:09:15,020
‫مادرش پاپ رو هم تایید نمی‌کنه.

1083
01:09:15,940 --> 01:09:19,070
‫رووینا نمی‌دونست
‫چطوری تنهایی زندگی کنه.

1084
01:09:19,070 --> 01:09:21,230
‫با این حال باغچه رو نابود کرد،
‫و رفت خارج از کشور.

1085
01:09:21,230 --> 01:09:24,480
‫آلیسیا انقدر درگیر عذاب وجدان بود که
‫می‌خواست کل دنیا رو دنبالش بره.

1086
01:09:24,480 --> 01:09:30,060
‫و بالاخره اونجا بود که فهمیدم
‫هرگز اولویتِ این دختر نخواهم بود.

1087
01:09:30,060 --> 01:09:32,150
‫بخاطر همینم نامزدیتون رو به هم زدی
‫و قلبش رو شکستی.

1088
01:09:32,150 --> 01:09:34,610
‫فقط بخاطر اینکه
‫یه زن تحقیرت کرد.

1089
01:09:35,320 --> 01:09:37,600
‫به ونیز برگشتم...

1090
01:09:37,600 --> 01:09:40,010
‫تا التماسش رو کنم
‫برگرده پیشم.

1091
01:09:42,300 --> 01:09:44,300
‫وقتی شنیدم که مریض شده...

1092
01:09:45,030 --> 01:09:47,220
‫رووینا اجازه نمی‌داد که ببینمش.

1093
01:09:47,920 --> 01:09:50,260
‫نامه‌هامم بهش نشون نداد.

1094
01:09:52,020 --> 01:09:55,060
‫دفعۀ بعدی که آلیسیا رو دیدم،
‫توی تابوت بی‌جون افتاده بود.

1095
01:10:01,540 --> 01:10:03,680
‫شاید تقصیر من بوده.

1096
01:10:07,660 --> 01:10:11,140
‫اگه مشکلی نداره،
‫دعوتنامه‌اتون رو بدید لطفاً.

1097
01:10:16,620 --> 01:10:17,820
‫خانم آلیور.

1098
01:10:21,940 --> 01:10:24,480
‫- یه یادداشتِ ساده‌ست.
‫- به زبان خاصی نیست.

1099
01:10:24,480 --> 01:10:28,930
‫تحریرش ساده‌ست.
‫واضحه که با ماشین تحریر نوشته شده.

1100
01:10:28,930 --> 01:10:29,580
‫[ساعت 10 شب بیا عمارت]
‫[خبر مهمی درمورد آلیسیا دریک داریم.]

1101
01:10:29,580 --> 01:10:31,610
‫به طرز حرفه‌ای خودش رو ناشناس حفظ کرده.

1102
01:10:39,400 --> 01:10:44,360
‫[سیب]

1103
01:10:46,860 --> 01:10:48,940
‫خب بسه. دیگه بسه. بیا بریم.

1104
01:11:02,640 --> 01:11:05,480
‫بازپرسیش تموم نشد.

1105
01:11:05,480 --> 01:11:08,140
‫تهش می‌خواستی دروغ‌هایی
‫که گفت رو برملا کنی...

1106
01:11:08,140 --> 01:11:10,340
‫احتمالاً هم متهمش کنی
‫به اینکه مخفیانه توی ویشی‌ه.

1107
01:11:10,340 --> 01:11:13,060
‫بعد اونم تهدید به کشتنت می‌کرد.
‫تلاش‌هامون بی‌ثمر می‌شد.

1108
01:11:13,060 --> 01:11:13,980
‫حالش خوبه؟

1109
01:11:13,980 --> 01:11:16,380
‫به یه دردی بخور نگهبان،
‫یه صندلی براش بیار.

1110
01:11:16,380 --> 01:11:18,460
‫آره، صندلی خوبه.

1111
01:11:19,000 --> 01:11:22,070
‫خوبه که یه دوستی پیشم هست.

1112
01:11:22,400 --> 01:11:24,540
‫چند وقته که همدیگه رو می‌شناسیم؟

1113
01:11:24,940 --> 01:11:28,150
‫از پروندۀ قتل گرمابه‌های شهرداریِ
‫جادۀ کنینگ.

1114
01:11:28,150 --> 01:11:31,420
‫با عنوان تحقیقاتم درمورد یک کتاب
‫تونستم راهم رو برای مشاهدۀ فعالیت‌هات باز کنم.

1115
01:11:31,420 --> 01:11:32,940
‫نوشتم دستِ پوآرو رو شد.

1116
01:11:32,940 --> 01:11:35,140
‫به چشم بقیه اومد،
‫و معروف شدی.

1117
01:11:35,140 --> 01:11:37,110
‫بدنام شدی.

1118
01:11:37,560 --> 01:11:40,540
‫ببخشید. ممنونم.

1119
01:11:42,180 --> 01:11:46,120
‫ممنونم. برای من نیست.
‫برای شماست.

1120
01:11:47,220 --> 01:11:49,050
‫می‌خواین بازجوییم کنین؟

1121
01:11:49,050 --> 01:11:49,960
‫ولش کن.

1122
01:11:49,960 --> 01:11:52,660
‫یهویی شروع کردی،
‫داری به خودت آسیب می‌رسونی.

1123
01:11:52,660 --> 01:11:56,360
‫بیخیال این یکی شو.
‫بذار صبح بشه.

1124
01:11:58,740 --> 01:12:00,650
‫نزدیک بود اینجا...

1125
01:12:00,960 --> 01:12:02,440
‫بمیرم.

1126
01:12:04,080 --> 01:12:05,820
‫این قصر...

1127
01:12:06,840 --> 01:12:08,560
‫حقه و کلک سوار می‌کنه.

1128
01:12:09,520 --> 01:12:13,200
‫هی پشت‌سرهم چیزهای زیادی
‫رو سَر راهم قرار می‌ده.

1129
01:12:14,410 --> 01:12:15,720
‫سیب.

1130
01:12:15,720 --> 01:12:16,880
‫حقۀ ذهنه.

1131
01:12:16,880 --> 01:12:20,520
‫و بعدش ذهنم می‌خواد
‫یه چیزی بهم بفهمونه.

1132
01:12:21,060 --> 01:12:23,780
‫چطور شد که پلیس شدی؟

1133
01:12:23,780 --> 01:12:26,360
‫ای کاش بیخیال این قضایا می‌شدی.

1134
01:12:26,360 --> 01:12:28,730
‫مشکلی نداره. جواب می‌دم.

1135
01:12:29,300 --> 01:12:30,570
‫پدرم پلیس بوده.

1136
01:12:31,120 --> 01:12:32,980
‫اساساً شغل خونوادگیمون بوده.

1137
01:12:33,380 --> 01:12:34,480
‫مهارتِ دیگه‌ای نداشتم.

1138
01:12:34,480 --> 01:12:37,780
‫با این حال، زود بازنشسته شدی.
‫همین پارسال.

1139
01:12:37,780 --> 01:12:39,150
‫درسته.

1140
01:12:39,540 --> 01:12:41,540
‫دیگه این شغل خونوادگی
‫به دردم نمی‌خورد.

1141
01:12:41,540 --> 01:12:43,640
‫شاید از همون اولم
‫مناسب من نبود.

1142
01:12:43,640 --> 01:12:46,140
‫توانش رو داشتم، ولی بی‌تجربه بودم.

1143
01:12:47,140 --> 01:12:51,460
‫وقتی بی‌خوابی به سرم می‌زد مشروب می‌خوردم
‫و دیگه اصلاً بعدش خوابم نمی‌بُرد.

1144
01:12:52,800 --> 01:12:55,020
‫خودت یه زمانی مامور پلیس بودی.

1145
01:12:55,020 --> 01:12:56,780
‫می‌تونی درک کنی.

1146
01:12:56,780 --> 01:12:58,800
‫یه روزی یه پرونده میاد زیر دستت...

1147
01:12:58,800 --> 01:13:02,610
‫و می‌فهمی که دیگه طاقتت طاق شده
‫و دیگه نمی‌تونی ادامه بدی.

1148
01:13:03,100 --> 01:13:04,830
‫واسه تو چه پرونده‌ای بود؟

1149
01:13:06,940 --> 01:13:11,650
‫چرا درمورد اینکه قبلاً اینجا بودی،
‫دروغ گفتی؟

1150
01:13:12,000 --> 01:13:16,220
‫دقیقاً می‌دونستی که کجا باید
‫تلفن مخفی شده رو پیدا کنی.

1151
01:13:18,340 --> 01:13:20,640
‫پروندۀ رقت‌باری بود.

1152
01:13:20,640 --> 01:13:23,180
‫این خونواده باید
‫حریم خصوصیشون حفظ می‌شد.

1153
01:13:23,180 --> 01:13:27,480
‫ولی تو در حال انجام وظیفه بودی که...

1154
01:13:27,480 --> 01:13:30,280
‫جسد آلیسیا دریک پیدا شد.

1155
01:13:30,960 --> 01:13:32,720
‫بله.

1156
01:13:32,720 --> 01:13:35,740
‫خودم از آب بیرون کشیدمش.

1157
01:13:37,660 --> 01:13:39,280
‫روز بعدش بازنشسته شدم.

1158
01:13:39,310 --> 01:13:43,280
‫بعدش شدی محافظِ خِبره و
‫اژدهای نگهدارِ من...

1159
01:13:43,660 --> 01:13:46,760
‫که هرگز به کسی اجازۀ ورود ندادی.

1160
01:13:46,760 --> 01:13:50,110
‫ولی امروز صبح، مزاحمم شدی...

1161
01:13:50,110 --> 01:13:53,600
‫تا بپرسی می‌دونم زنی که
‫سیب داره کیه یا نه.

1162
01:13:54,070 --> 01:13:56,520
‫چند ماهی می‌شد که
‫آرامش خاطر داشتم...

1163
01:13:56,520 --> 01:14:00,200
‫بخاطر اینکه نذاشتی کنجکاویم گل کنه
‫یا مردانِ دیگه...

1164
01:14:00,200 --> 01:14:03,110
‫مزاحمم بشن.

1165
01:14:03,620 --> 01:14:05,700
‫ولی آدریادنه اولیور...

1166
01:14:05,700 --> 01:14:07,520
‫تونست ازت عبور کنه.

1167
01:14:07,820 --> 01:14:09,480
‫چرا؟

1168
01:14:11,700 --> 01:14:13,920
‫چون باهم هم‌دست بودید.

1169
01:14:15,570 --> 01:14:17,800
‫نویسنده و نگهبانی...

1170
01:14:17,800 --> 01:14:20,960
‫که به طور مخفیانه،
‫با احضارکننده دستشون تو یه کاسه بود.

1171
01:14:21,580 --> 01:14:22,980
‫تظاهر به تحقیر کردن...

1172
01:14:22,980 --> 01:14:27,060
‫و با دسیسه و توطئه من رو
‫به جلسۀ احضار ارواح کشوندن تا گولم بزنن.

1173
01:14:27,920 --> 01:14:29,380
‫دیگه خیلی نگرانتم.

1174
01:14:29,380 --> 01:14:33,180
‫جزئیاتِ مرگ و زندگی آلیسیا دریک...

1175
01:14:33,180 --> 01:14:36,600
‫رو پلیسی که در صحنۀ مرگش
‫حضور داشت، ارائه داد.

1176
01:14:36,600 --> 01:14:40,580
‫فالگیرتون درمورد من
‫اطلاعاتی نداشت...

1177
01:14:40,580 --> 01:14:42,280
‫بلکه شما بهش کمک کردید.

1178
01:14:42,280 --> 01:14:44,430
‫و توی مراسم احضار،
‫وقتی که احضارکننده توی کانون توجه بود...

1179
01:14:44,430 --> 01:14:47,900
‫شما دستتون باز بود.
‫مخفیانی هم‌دستی کردید...

1180
01:14:47,900 --> 01:14:51,380
‫تا غیرممکن‌ها باورم بشه.

1181
01:14:53,530 --> 01:14:55,220
‫با احضارکننده و جادوگری.

1182
01:14:55,220 --> 01:14:57,320
‫ارواح و خدایان.

1183
01:14:57,320 --> 01:14:58,620
‫شهرتِ احضارکننده...

1184
01:14:58,620 --> 01:15:00,320
‫برات مزیت به حساب می‌اومد...

1185
01:15:00,320 --> 01:15:02,490
‫و جایگاه ادبیت به حالت سابق برمی‌گشت.

1186
01:15:02,490 --> 01:15:05,560
‫«زنی که هرکول پوآرو را هاج ‌و واج کرد.»

1187
01:15:05,560 --> 01:15:09,220
‫جویس رینولدز نبود
‫بلکه آریادنه اولیور بود.

1188
01:15:15,500 --> 01:15:16,630
‫من رو نمی‌بخشی؟

1189
01:15:16,630 --> 01:15:18,800
‫ظاهراً بخشندگی واسه خداست.

1190
01:15:19,720 --> 01:15:21,080
‫پس دردسرساز شده.

1191
01:15:21,080 --> 01:15:23,860
‫حالا بیاید کشف کنیم
‫که چطوری کارت رو پیش بردی.

1192
01:15:23,860 --> 01:15:25,340
‫- بابا؟
‫- احسنت.

1193
01:15:25,340 --> 01:15:27,640
‫دعوتنامۀ نامزدِ دختره چی؟

1194
01:15:27,640 --> 01:15:32,030
‫با این حرکت شلوغ‌کاری رو شاخش بود.
‫سه بار زمین خوردم، باید یه بُرد می‌کردم.

1195
01:15:32,720 --> 01:15:34,200
‫ما دوستِ همدیگه بودیم.

1196
01:15:34,200 --> 01:15:36,660
‫تو هیچ دوستی نداری،
‫همه طرفدارهاتن.

1197
01:15:36,660 --> 01:15:38,920
‫و فقط هم بخاطر حضور من
‫این همه طرفدار داری.

1198
01:15:38,920 --> 01:15:40,500
‫من از تو با عنوان یه نابغه داستان‌سرایی کردم...

1199
01:15:40,500 --> 01:15:42,980
‫چرا نباید واسه فروشِ کتاب‌هام
‫ازت استفاده کنم؟

1200
01:15:42,980 --> 01:15:46,520
‫تو احمق و خودخواهی نابغه.

1201
01:15:46,520 --> 01:15:49,800
‫ابر سیاهی که مرگ رو به سمتِ خودش می‌کشونه.

1202
01:15:49,800 --> 01:15:51,710
‫و خودت هم خبر داری.
‫بخاطر همینم هست که استعفا دادی.

1203
01:15:51,710 --> 01:15:53,880
‫بخاطر همینه که جویس رینولدز رو کشتی؟

1204
01:15:53,880 --> 01:15:56,010
‫نه. کار من نبود.

1205
01:15:56,010 --> 01:15:58,320
‫کتابت تبدیل به یک افسانه شده.

1206
01:15:58,320 --> 01:15:59,880
‫بی‌خیال، دیگه داری طفره می‌ری.

1207
01:15:59,880 --> 01:16:01,340
‫با هم هم‌دست شدید...

1208
01:16:01,340 --> 01:16:02,160
‫اینطور نیست.

1209
01:16:02,160 --> 01:16:04,150
‫...تا یه قتل رو لاپوشونی کنید!

1210
01:16:04,640 --> 01:16:06,120
‫کلید رو بیارید، یالا بیاید!

1211
01:16:06,120 --> 01:16:07,180
‫یه نفرِ دیگه اونجاست!

1212
01:16:07,180 --> 01:16:09,160
‫عجله کنید! بدویید بیاید!

1213
01:16:09,160 --> 01:16:10,260
‫پوآرو!

1214
01:16:10,260 --> 01:16:11,960
‫چیه؟ چی شده؟
‫چش شده؟

1215
01:16:11,960 --> 01:16:14,300
‫نمی‌دونم.

1216
01:16:14,324 --> 01:16:24,324
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

1217
01:17:01,040 --> 01:17:03,160
‫چرا باید تنها می‌بود؟

1218
01:17:05,420 --> 01:17:07,240
‫این اتاق فقط همین یه در رو داره.

1219
01:17:07,900 --> 01:17:09,500
‫کلید دستِ شما بود.

1220
01:17:09,500 --> 01:17:11,900
‫ممکن نیست.

1221
01:17:14,680 --> 01:17:16,020
‫نه.

1222
01:17:16,020 --> 01:17:19,030
‫نه، من که درست جلوت وایساده بودم!

1223
01:17:19,710 --> 01:17:22,020
‫داشت سرِ یکی داد و بی‌داد می‌کرد.

1224
01:17:24,240 --> 01:17:26,500
‫ازش متنفر بودم
‫ولی راضی به مرگشم نبودم.

1225
01:17:26,500 --> 01:17:28,940
‫بابا بچه داره‌ها.

1226
01:17:28,940 --> 01:17:31,100
‫به هر حال، من بیرون بودم...

1227
01:17:31,100 --> 01:17:33,360
‫با بقیه سعی داشتیم وارد بشیم.

1228
01:17:33,360 --> 01:17:34,760
‫راست می‌گه.

1229
01:17:34,760 --> 01:17:36,900
‫دکتر اینجا تنها بود.

1230
01:17:36,900 --> 01:17:38,780
‫تنها نبود.

1231
01:17:38,780 --> 01:17:40,780
‫توی این خونه از این خبرها نیست.

1232
01:17:40,780 --> 01:17:43,220
‫یه دکتر.

1233
01:17:43,220 --> 01:17:47,140
‫یه پرستار و یه دکتر،
‫انتقام کودکان.

1234
01:17:47,140 --> 01:17:48,740
‫دیگه هیچ راهی واسه
‫ورود به این اتاق وجود نداره.

1235
01:17:48,740 --> 01:17:50,340
‫من نمی‌فهمم.

1236
01:17:50,340 --> 01:17:54,140
‫اگه این اتاق امن نباشه،
‫یعنی هیچ اتاقِ دیگه‌ای هم امنیت نداره.

1237
01:17:54,140 --> 01:17:57,020
‫هیچ‌کدوم از ما در امان نیستیم.

1238
01:17:57,020 --> 01:18:00,080
‫چنین کاری از دستِ یه آدم برنمیاد.

1239
01:18:00,080 --> 01:18:03,060
‫«تنها ما هستیم که باید
‫به اثبات برسونیم چنین پدیده‌های غیرممکنی...

1240
01:18:03,060 --> 01:18:05,140
‫در واقعیت، اینگونه نیستند.»

1241
01:18:05,140 --> 01:18:06,440
‫ولش کنید، بیاید بریم.

1242
01:18:06,440 --> 01:18:08,880
‫بذارید کارآگاه کارش رو بکنه.
‫خودش از همه‌چیز خبر داره.

1243
01:18:08,880 --> 01:18:10,620
‫به زودی جواب همۀ این اتفاقات رو پیدا می‌کنه.

1244
01:18:10,620 --> 01:18:12,240
‫بیاید.

1245
01:18:12,860 --> 01:18:17,150
‫برای یک بار هم که شده توی زندگیت اقرار کن
‫که با چیزی فرای توانایی‌های خودت طرفی.

1246
01:18:18,180 --> 01:18:20,160
‫سوالی که پرسیدی...

1247
01:18:22,100 --> 01:18:25,690
‫ازم پرسیدی چرا وقتی که اون
‫ارواح رو احضار کردن، منم موندم.

1248
01:18:26,540 --> 01:18:30,410
‫سلامتیِ آلیسیا با دیوونه شدنش داشت بدتر می‌شد.

1249
01:18:31,460 --> 01:18:33,820
‫خانم رووینا شبانه روزی...

1250
01:18:33,820 --> 01:18:35,220
‫کنارش می‌موند.

1251
01:18:35,220 --> 01:18:38,320
‫یه روز، اصرار کردم
‫که یه استراحتی کنه.

1252
01:18:39,880 --> 01:18:41,820
‫قول دادم که بالاسرش بمونم.

1253
01:18:42,840 --> 01:18:45,050
‫بعد از تاریک شدن هوا، خوابش برد.

1254
01:18:45,050 --> 01:18:46,760
‫نصفه شب شده بود...

1255
01:18:46,760 --> 01:18:49,030
‫که یه صداهایی می‌شنیدم...

1256
01:18:49,840 --> 01:18:51,780
‫از جمله صدای راه رفتن.

1257
01:18:52,720 --> 01:18:55,390
‫آلیسیا خیلی آروم خوابیده بود.

1258
01:18:55,390 --> 01:18:58,240
‫حتماً بعد از رفتنم،
‫از خواب بیدار شده بود.

1259
01:18:59,880 --> 01:19:01,820
‫روی بالکن رفت.

1260
01:19:01,820 --> 01:19:04,600
‫و می‌خواستی از روحش طلب بخشش بکنی.

1261
01:19:06,040 --> 01:19:08,260
‫من اون دختر رو دوست داشتم.

1262
01:19:09,960 --> 01:19:11,780
‫بخاطر...

1263
01:19:12,680 --> 01:19:15,790
‫حماقت و ترسو بودنِ من،
‫جونش رو از دست داد.

1264
01:19:56,080 --> 01:19:58,660
‫چرا جواب این مسئله رو پیدا نکردی؟

1265
01:19:59,760 --> 01:20:02,120
‫تو همیشه جواب همه‌چیز رو می‌دونی.

1266
01:20:33,020 --> 01:20:35,340
‫- اصلاً نباید به اینجا می‌اومدم.
‫- صبر کن.

1267
01:20:35,340 --> 01:20:39,080
‫همه‌تون باید از اینجا برید
‫و پشت‌سرتونم نگاه نکنید.

1268
01:20:42,240 --> 01:20:45,420
‫دست رو دست نمی‌ذارم تا نفر بعدی باشم.

1269
01:20:48,120 --> 01:20:50,320
‫امشب...

1270
01:20:51,480 --> 01:20:53,840
‫همگیِ ما ترس برمون داشته.

1271
01:20:53,840 --> 01:20:57,440
‫دو قتل غیرممکن رخ داده.

1272
01:20:57,440 --> 01:21:01,770
‫ظاهراً هرکدوم از این قتل‌ها
‫فقط به دستِ یک موجود فراطبیعی ممکنه...

1273
01:21:01,770 --> 01:21:04,860
‫انگار که مُردگان این افراد رو کشتن.

1274
01:21:04,860 --> 01:21:07,020
‫ظاهراً؟ معلومه یه چیزی می‌دونی.

1275
01:21:07,020 --> 01:21:08,570
‫می‌دونید کی پدرم رو کشته؟

1276
01:21:08,570 --> 01:21:11,800
‫باید دستیارهای خانم رینولدز رو به حساب بیارم.

1277
01:21:11,800 --> 01:21:14,000
‫بازمانده‌ها درمونده و احساس خطر کردن.

1278
01:21:14,000 --> 01:21:16,500
‫هر دفعه که کمیسر سابق پلیس توی این خونه بوده...

1279
01:21:16,500 --> 01:21:18,950
‫هر بارش یه قتلی رخ داده.

1280
01:21:18,950 --> 01:21:23,750
‫نویسنده‌ای که مصمم و توانا،
‫و شدیداً زیرکه.

1281
01:21:23,750 --> 01:21:26,140
‫فرشتۀ انتقامجوی ما، اولگا سمینف...

1282
01:21:26,140 --> 01:21:28,860
‫بسیار علاقمنده که به روشِ خودش
‫به عدالت برسه.

1283
01:21:28,860 --> 01:21:32,020
‫معشوق سابقی که
‫از دستِ دکتر شاکی بوده...

1284
01:21:32,020 --> 01:21:35,320
‫و تنها نیمی از عکسی رو داره...

1285
01:21:36,140 --> 01:21:39,430
‫که یادآورِ خوشبختیشونه.

1286
01:21:43,140 --> 01:21:45,460
‫ولی...

1287
01:21:45,460 --> 01:21:50,070
‫قتل سومی وجود داره که
‫دو تای دیگه رو توجیه می‌کنه.

1288
01:21:50,070 --> 01:21:53,650
‫مرگِ آلیسیا دریک...

1289
01:21:53,650 --> 01:21:56,240
‫که به دستِ...

1290
01:21:59,920 --> 01:22:01,650
‫مادرش رخ داده.

1291
01:22:02,320 --> 01:22:04,500
‫قاتلِ دخترش.

1292
01:22:05,840 --> 01:22:10,020
‫مادری که فرزندِ خودش رو کشته و حالا جونِ
‫دو نفر دیگه رو برای مخفی کردنِ گناهِ وحشتناکش گرفته.

1293
01:22:10,020 --> 01:22:11,520
‫چطور جرات می‌کنی!

1294
01:22:11,520 --> 01:22:16,380
‫بعد از همۀ درد و رنج‌هایی که کشیدم،
‫من رو متهم به آسیب رسوندن به دختر کوچولوم می‌کنی؟!

1295
01:22:16,380 --> 01:22:18,240
‫دختر کوچولوی شما بزرگ شده بود.

1296
01:22:18,240 --> 01:22:20,240
‫چشم دیدنِ اینکه پیشِ
‫کسِ دیگه‌ای جز شما بره رو نداشتید.

1297
01:22:20,240 --> 01:22:20,260
‫با همین خشم و عصبانیت باغچۀ خودتون
‫که پُر از گل‌های رنگارنگ بود رو نابود کردید.
‫چشم دیدنِ اینکه پیشِ
‫کسِ دیگه‌ای جز شما بره رو نداشتید.

1298
01:22:20,260 --> 01:22:23,520
‫با همین خشم و عصبانیت باغچۀ خودتون
‫که پُر از گل‌های رنگارنگ بود رو نابود کردید.

1299
01:22:23,520 --> 01:22:25,280
‫گل؟ دیگه خیلی از موضوع اصلی دور شدی.

1300
01:22:25,280 --> 01:22:28,560
‫ولی دوباره توی باغچه‌تون گل کاشتید.
‫گل‌های رنگارنگ نه، بلکه فقط یک رنگ و یک دست.

1301
01:22:28,560 --> 01:22:33,030
‫تنها رنگی که می‌تونست چیزی که بدون اون
‫نمی‌تونستید زنگی کنید رو بهتون برگردونه.

1302
01:22:34,020 --> 01:22:37,900
‫تموم شب چیزهایی می‌بینم و می‌شنوم
‫که اصلاً واقعی نیستن.

1303
01:22:37,900 --> 01:22:42,360
‫کم کم حضور غیرممکنِ ارواح،
‫ داره باورم می‌شه.

1304
01:22:42,360 --> 01:22:46,610
‫درحالیکه در اصل با یک سم توهم‌زا...

1305
01:22:47,580 --> 01:22:49,290
‫چیزخور شدم.

1306
01:22:49,290 --> 01:22:51,140
‫مگه کابینت‌ها خالی نبودن؟

1307
01:22:51,140 --> 01:22:53,760
‫عسل‌ هم توی کمد لباس‌ها بود.

1308
01:22:56,120 --> 01:23:00,780
‫گل «خرزۀ هندی» سمی درش وجود داره.

1309
01:23:00,780 --> 01:23:03,040
‫بیشترین غلظتش در شهد گلش وجود داره...

1310
01:23:03,040 --> 01:23:07,560
‫و وقتی هم که زنبورها ازش عسل می‌سازن،
‫غلظتش بیشتر می‌شه.

1311
01:23:07,560 --> 01:23:10,940
‫این همه مرارت برای یه قاشق
چای‌خوری عسل گل وحشی

1312
01:23:10,940 --> 01:23:12,780
‫که با شش لیر می‌شه خریدش.

1313
01:23:12,780 --> 01:23:15,110
‫گل وحشی نیست.

1314
01:23:16,160 --> 01:23:17,400
‫نمی‌دونم.

1315
01:23:17,400 --> 01:23:19,910
‫توی ترکیه وقتی که رشد می‌کنه،
‫بهش «زهر عسل» می‌گن.

1316
01:23:19,910 --> 01:23:23,660
‫جایی‌که رووینا با خشم و اندوه،
‫به تنهایی سفر کرد.

1317
01:23:23,660 --> 01:23:27,250
‫عسلِ دیوانه‌کننده.
‫مصرف یک قاشق چای‌خوری از این عسل...

1318
01:23:27,250 --> 01:23:30,080
‫مسبب ضعف، تب و توهم می‌شه.

1319
01:23:30,080 --> 01:23:35,380
‫باغت رو پُر از این گل سمی کردی
‫که عسل سمی تولید می‌کنه.

1320
01:23:35,380 --> 01:23:38,970
‫چنین کاری از من برنمیاد.
‫اصلاً حاضر نیستم چنین کاری بکنم.

1321
01:23:39,340 --> 01:23:41,480
‫دختر شما تسخیر نشده بود.

1322
01:23:42,690 --> 01:23:43,760
‫بلکه مسموم شده بود...

1323
01:23:43,760 --> 01:23:46,820
‫توسط مادری که دل نداشت
‫دخترش به دنبال زندگی خودش بره.

1324
01:23:46,820 --> 01:23:50,040
‫مقدارِ دقیقی از این عسل سمی رو...

1325
01:23:50,040 --> 01:23:53,380
‫توی چایش ریختی.

1326
01:23:53,380 --> 01:23:55,900
‫به اندازۀ کافی بیمار نگه‌ش داشتی...

1327
01:23:55,900 --> 01:23:58,340
‫که مبادا دوباره به معشوق پشیمانش برگرده.

1328
01:23:58,340 --> 01:24:02,860
‫دوباره مثل یه بچه ضعیف و درمانده شده بود.

1329
01:24:02,860 --> 01:24:04,500
‫دوباره مال تو بود.

1330
01:24:04,500 --> 01:24:06,660
‫تا که یک اشتباه رخ داد.

1331
01:24:06,660 --> 01:24:10,420
‫خانم سمینف درحالیکه شما به خواب رفتی،
‫مراقب آلیسیا بود.

1332
01:24:10,420 --> 01:24:15,520
‫شب شد و وقتی که آلیسیا از خواب بیدار شد،
‫اولگا ترس برش داشت...

1333
01:24:15,520 --> 01:24:18,160
‫مطمئناً دوباره اذیت شده بود.

1334
01:24:18,160 --> 01:24:20,460
‫اما باید چیکار می‎‌کرد؟

1335
01:24:20,460 --> 01:24:23,680
‫و بدون اینکه بدونه داستان از چه قراره...

1336
01:24:23,680 --> 01:24:28,460
‫اولگا سمینف کاری رو کرد که
‫باور داشت شما انجام می‌دادی...

1337
01:24:28,460 --> 01:24:33,740
‫و به آلیسیا چای آرامبخشی
‫که با عسل شیرین شده بود، داد.

1338
01:24:34,820 --> 01:24:37,100
‫ولی زیادی شیرین شده بود.

1339
01:24:37,100 --> 01:24:41,660
‫من خبر نداشتم.

1340
01:24:41,980 --> 01:24:46,190
‫آلیسیا دریک برای ارتکاب به خودکشی
‫به سمت بالکن خونه نرفت.

1341
01:24:47,160 --> 01:24:50,280
‫بلکه با اون سم مسموم شده بود.

1342
01:24:50,280 --> 01:24:53,760
‫و توی خواب دچار ایست قلبی شد.

1343
01:24:53,760 --> 01:24:56,620
‫بعد که از خواب بیدار شدید...

1344
01:24:56,620 --> 01:24:59,440
‫مُرده روی تخت افتاده بود.

1345
01:25:00,520 --> 01:25:03,120
‫و بعدش...

1346
01:25:03,120 --> 01:25:05,300
‫تصمیم بی‌رحمانه‌ای گرفتید.

1347
01:25:05,300 --> 01:25:07,780
‫نشونۀ انتقام کودکان رو روش گذاشتی.

1348
01:25:08,850 --> 01:25:13,650
‫بدنش رو خراشیدی، توی آبراهه انداختیش،
‫خودکشیش رو صحنه‌سازی کردی.

1349
01:25:14,980 --> 01:25:18,580
‫قربانیِ افسانۀ ارواح شد.

1350
01:25:18,580 --> 01:25:21,840
‫دکتر دل‌باخته و ناتوان شما...

1351
01:25:21,840 --> 01:25:25,280
‫توی معایناتش هیچ چیزِ مشکوکی پیدا نکرد.

1352
01:25:25,280 --> 01:25:28,480
‫پلیس هم که مستعد پذیرش خرافات بود،
‫به راحتی اظهاراتتون رو قبول کرد.

1353
01:25:28,480 --> 01:25:31,760
‫ظرف عسل سمی‌ای که خدمتکار حواس‌پرتت
‫توی کمد لباس‌ها جا گذاشته بود.

1354
01:25:31,760 --> 01:25:34,880
‫از قتل فرزند خودت قسر در رفتی...

1355
01:25:34,880 --> 01:25:38,800
‫تا اینکه خانم اولیور توجه‌ام
‫رو به چیزی جلب کرد.

1356
01:25:38,800 --> 01:25:41,230
‫اون همه پول چی شد؟

1357
01:25:42,340 --> 01:25:43,550
‫پول کافی برای تعمیرش ندارم.

1358
01:25:43,550 --> 01:25:46,510
‫معمولاً همیشه یه جوابی هست.

1359
01:25:46,780 --> 01:25:47,860
‫اخاذی.

1360
01:25:47,860 --> 01:25:50,700
‫شک کردم که یکی از این داستان بو بُرده.

1361
01:25:50,750 --> 01:25:52,940
‫و تو هم بهش حق السکوت دادی.

1362
01:25:52,940 --> 01:25:55,120
‫بارها و بارها، بهش پول دادی.

1363
01:25:55,120 --> 01:25:58,360
‫اما حالا که کل ثروتت رو از دست دادی
‫و این خونه رو با هیچ قیمتی ازت نمی‌خرن...

1364
01:25:58,360 --> 01:26:01,070
‫چاره‌ای نداشتی جز اینکه از
‫شرِّ این باجگیر خلاص بشی.

1365
01:26:01,070 --> 01:26:03,280
‫ولی کارِ کی ممکنه باشه؟

1366
01:26:03,280 --> 01:26:05,360
‫مشخصاً به دکتر فریر شک کردی.

1367
01:26:05,360 --> 01:26:07,500
‫احتمالاً خیلی هم شاهدِ ساده‌لوحی نبوده.

1368
01:26:07,500 --> 01:26:11,520
‫احتمال داره که بالاخره
‫نشونه‌های مسمومیت رو شناسایی کرده باشه.

1369
01:26:11,520 --> 01:26:14,840
‫و بعدش نامه‌ای از
‫خانم رینولدز نامقدس به دستتون رسید...

1370
01:26:14,840 --> 01:26:17,300
‫که مدعی بوده پیامی از
‫سمتِ دختر از دست‌رفته‌ات داره.

1371
01:26:17,300 --> 01:26:19,540
‫جزئیاتِ بسیار زیادی وجود داشت...

1372
01:26:19,540 --> 01:26:23,800
‫که اشاره داشت از جنایت شما باخبره
‫و مبلغ هنگفتی رو طلب می‌کنه.

1373
01:26:23,800 --> 01:26:25,760
‫قطعاً باجگیرتون همین شخص بوده.

1374
01:26:25,760 --> 01:26:27,620
‫باید جلوش رو می‌گرفتید.

1375
01:26:27,620 --> 01:26:31,400
‫هم باید جلوی خانم رینولدز و هم دکتر فریر
‫رو می‌گرفتید. ولی چطوری؟

1376
01:26:31,400 --> 01:26:35,230
‫یه مراسم احضار توی
‫یه خونۀ تسخیر شده توی مراسم هالوین.

1377
01:26:35,480 --> 01:26:40,620
‫بهترین زمان برای مخفی کردنِ قتلِ
‫افرادی بود که به اخاذیشون شک کرده بودی.

1378
01:26:40,620 --> 01:26:43,360
‫پشتِ خرافات، افسانه‌ها و ترس مخفی شدید.

1379
01:26:43,360 --> 01:26:45,560
‫زنگ ساعت که به صدا درمورد

1380
01:26:47,300 --> 01:26:49,140
‫تو هم وارد عمل شدی.

1381
01:26:49,680 --> 01:26:54,060
‫اما توی این گیر و دار،
‫ماسکی که زدی رو به اشتباه انتخاب کردی.

1382
01:26:54,060 --> 01:26:56,750
‫با خلاص شدن از دستِ من،
‫هدفت رو پیدا کردی.

1383
01:27:06,180 --> 01:27:08,680
‫من نیمه‌شب پیش خانم سمینف بودم.

1384
01:27:08,680 --> 01:27:10,480
‫همینطوره.

1385
01:27:10,480 --> 01:27:12,220
‫من ساعت رو دیدم،
‫پیش همدیگه بودیم.

1386
01:27:12,220 --> 01:27:15,720
‫شما ساعتِ توی اتاق موسیقی رو دیدی...

1387
01:27:15,720 --> 01:27:18,320
‫جایی که ازت خواسته بود منتظر بمونی.

1388
01:27:18,320 --> 01:27:20,140
‫اتاقی که عملاً عایق صداست.

1389
01:27:20,140 --> 01:27:21,960
‫که البته عایق کردنش کار خودش بود.

1390
01:27:21,960 --> 01:27:25,400
‫و همینطور که خودش
‫ساعت رو دستکاری کرده بود...

1391
01:27:25,400 --> 01:27:29,440
‫اتاقی که حتی صدای واقعیِ
‫ساعت نیمه‌شب رو نمی‌شه شنید.

1392
01:27:29,440 --> 01:27:31,820
‫نیمه‌شب بود که واقعاً...

1393
01:27:31,820 --> 01:27:35,320
‫بعد از مرگِ جویس رینولدز.

1394
01:27:35,320 --> 01:27:39,070
‫شواهد غیرقابل‌انکار با یک حرکتِ
‫جادویی ناپدید شده بودن.

1395
01:27:39,070 --> 01:27:40,740
‫فریر چی؟

1396
01:27:40,740 --> 01:27:42,180
‫اصلاً نزدیکش نشده بود.

1397
01:27:42,180 --> 01:27:45,960
‫درواقع، الکی وانمود کرد که درِ اتاق رو قفل کرده،
‫و بعدش کلید رو به من داد.

1398
01:27:45,960 --> 01:27:51,100
‫ولی کار درستی نبود که
‫دکتر فریر رو با چاقو بکشی.

1399
01:27:51,100 --> 01:27:54,140
‫آلت قتاله‌ت سیم تلفن بود.

1400
01:27:54,140 --> 01:27:57,620
‫درسته که سیم تلفن بخاطر طوفان،
‫از بیرون قطع شده بود...

1401
01:27:57,620 --> 01:27:59,100
‫اما خط داخلی همچنان کار می‌کرد.

1402
01:27:59,100 --> 01:28:02,180
‫نمی‌شد از بیرون با خونه تماسی برقرار کرد.

1403
01:28:02,180 --> 01:28:03,940
‫ولی از داخل مشکلی نداشت.

1404
01:28:03,940 --> 01:28:06,140
‫ایشون توی اتاق غذاخوری بود.

1405
01:28:06,140 --> 01:28:08,420
‫دکتر هم توی اتاق موسیقی حبس شده بود.

1406
01:28:08,420 --> 01:28:10,440
‫می‌دونم که تو داشتی ازم اخاذی می‌کردی.

1407
01:28:10,440 --> 01:28:14,440
‫همه‌چیز رو پیشش اعتراف کردی.
‫گفتی که قاتل جویس رینولدزی.

1408
01:28:14,440 --> 01:28:17,000
‫گفتی که خودکشی دختر خودت رو صحنه‌سازی کردی.

1409
01:28:17,000 --> 01:28:18,100
‫امکان نداره.

1410
01:28:18,100 --> 01:28:19,940
‫و بعدش تهدیدش کردی.

1411
01:28:19,940 --> 01:28:21,840
‫دقیقاً همون کاری که می‌گم رو انجام بده.

1412
01:28:21,840 --> 01:28:23,900
‫تهدیدش کردی که پسرش رو می‌کشی...

1413
01:28:23,900 --> 01:28:27,460
‫نه! نه، ولش کن. کاریش نداشته باش.

1414
01:28:27,460 --> 01:28:30,780
‫...تنها دلیلِ زندگیش...

1415
01:28:30,780 --> 01:28:33,930
‫...اگه کاری که بهش گفتی رو انجام نمی‌داد...

1416
01:28:33,930 --> 01:28:37,020
‫و چیزی که بهش گفتی انجام بده...

1417
01:28:37,400 --> 01:28:39,810
‫این بود که چاقو رو برداره و...

1418
01:28:47,040 --> 01:28:48,780
‫پدرم رو کشته؟

1419
01:28:48,940 --> 01:28:50,320
‫همچنین خانم رینولدز.

1420
01:28:50,320 --> 01:28:53,160
‫- و آلیسیا.
‫- نه.

1421
01:28:53,220 --> 01:28:55,490
‫امکان نداشت که آسیبی بهش وارد کنم.

1422
01:28:55,820 --> 01:28:58,230
‫اتفاقی اینجوری شد.

1423
01:28:58,230 --> 01:28:59,880
‫تموم زندگیِ من بود.

1424
01:28:59,880 --> 01:29:02,290
‫- تو مسمومش کردی.
‫- برای محافظت از خودش بود.

1425
01:29:02,290 --> 01:29:05,880
‫- برای کنترل کردنش بود!
‫- برای اینکه از شرِّ تو حفظش کنم.

1426
01:29:07,380 --> 01:29:15,380
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1427
01:29:26,100 --> 01:29:28,400
‫نمی‌تونستم بذارم از پیشم بره.

1428
01:29:29,700 --> 01:29:32,070
‫دخترِ من بود.

1429
01:30:36,380 --> 01:30:38,610
‫بهترین اتفاقِ زندگیم بود.

1430
01:30:40,100 --> 01:30:44,800
‫و اگه روحی وجود داشته باشه،
‫شما آرامش رو براش به ارمغان آوردید.

1431
01:31:10,160 --> 01:31:10,860
‫ممنون.

1432
01:31:10,860 --> 01:31:12,980
‫دکتر.

1433
01:31:14,460 --> 01:31:17,760
‫مرگ خانم دریک رو خودکشی اعلام می‌کنن.

1434
01:31:17,760 --> 01:31:21,850
‫مگر اینکه شما بخواید
‫اظهارات متفاوتی داشته باشید.

1435
01:31:22,360 --> 01:31:25,160
‫می‌شه حداقل قبل از اینکه به عنوان...

1436
01:31:25,160 --> 01:31:28,320
‫شیّاد تحویلم بدی، تا خونه همراهیت کنم؟

1437
01:31:29,740 --> 01:31:31,960
‫توی روز روشن...

1438
01:31:31,960 --> 01:31:33,980
‫نیازی به هیچکدومشون نیست.

1439
01:31:34,540 --> 01:31:37,740
‫در نهایت این شما هستی که
‫داری از من محافظت می‌کنی دکتر.

1440
01:31:45,450 --> 01:31:46,580
‫بریم دیگه لئوپولد.

1441
01:31:46,830 --> 01:31:48,290
‫بذار دکمۀ بالاییت رو ببندم.

1442
01:31:48,290 --> 01:31:49,620
‫می‌بندم خانم اولگا.

1443
01:31:49,620 --> 01:31:50,790
‫خیلی باهوشی.

1444
01:31:51,250 --> 01:31:53,080
‫- من پالتو نمی‌خوام بپوشم.
‫- سردت می‌شه.

1445
01:31:53,080 --> 01:31:54,170
‫سردم نیست.

1446
01:31:54,170 --> 01:31:56,130
‫می‌دونم هوا آفتابیه،
‫ولی بازم سرده.

1447
01:31:56,130 --> 01:31:57,960
‫- حالا خیلی بهتر شد.
‫- من سردم نیست خانم اولگا.

1448
01:31:57,960 --> 01:31:59,280
‫- خیلی خوشتیپ شدی.
‫- ممنون.

1449
01:32:01,180 --> 01:32:02,900
‫خانم.

1450
01:32:02,900 --> 01:32:07,360
‫با من و آقای سمینف و هری زندگی می‌کنه.

1451
01:32:08,820 --> 01:32:11,280
‫مثل پسر خودمون بزرگش می‌کنیم.

1452
01:32:11,290 --> 01:32:14,920
‫خوشی و شادی رو به زندگیش برمی‌گردونیم.

1453
01:32:15,240 --> 01:32:17,740
‫درکت بیشتر از سنته پسرجون...

1454
01:32:17,740 --> 01:32:21,760
‫که بخاطر نیازت به توجه،
‫خودت رو سرزنش می‌کنی.

1455
01:32:21,760 --> 01:32:25,680
‫یه چیزهایی راجع بهش می‌دونم.

1456
01:32:25,680 --> 01:32:29,280
‫نباید بخاطر اتفاقاتی که توی این خونه رخ داده
‫خودت رو سرزنش بکنی.

1457
01:32:29,280 --> 01:32:29,620
‫چرا باید چنین کاری بکنه؟
‫نباید بخاطر اتفاقاتی که توی این خونه رخ داده
‫خودت رو سرزنش بکنی.

1458
01:32:29,620 --> 01:32:31,720
‫چرا باید چنین کاری بکنه؟

1459
01:32:31,720 --> 01:32:34,100
‫ولی همه‌ش تقصیر منه.

1460
01:32:34,820 --> 01:32:37,920
‫اون پول رو برای خودت نمی‌خواستی.

1461
01:32:37,920 --> 01:32:39,860
‫قصدت کمک به پدرت بوده.

1462
01:32:41,440 --> 01:32:43,740
‫بابام نمی‌تونست کار بکنه.

1463
01:32:43,940 --> 01:32:46,970
‫فقط برای پرداختِ قبض‌هامون
‫به اون پول نیاز داشتیم.

1464
01:32:47,500 --> 01:32:49,810
‫اصلاً نمی‌دونستم با
‫باقیش باید چیکار بکنم.

1465
01:32:49,810 --> 01:32:55,190
‫رووینا دریک فکر می‌کرد اون باجگیر
‫یا احضارکنندۀ قلابی بوده یا دکتر خونوادگی...

1466
01:32:55,360 --> 01:32:57,160
‫درحالیکه هیچکدوم نبودن.

1467
01:32:57,160 --> 01:32:59,760
‫فقط پسر دکتر بود
‫که سر از حقایق درآورد.

1468
01:32:59,760 --> 01:33:02,820
‫از یادداشت‌های بابا مشخص بود.

1469
01:33:02,820 --> 01:33:04,620
‫مسمومیتِ ناشی از عسل دیوانه‎کننده بود...

1470
01:33:04,620 --> 01:33:07,420
‫درست مثلِ میتریدیت اُپرا.

1471
01:33:07,420 --> 01:33:09,960
‫پادشاهِ زهرها.

1472
01:33:09,960 --> 01:33:13,100
‫توی یکی از کتاب‌های کتابخونه‌اش
‫راجع بهش خوندم.

1473
01:33:14,060 --> 01:33:17,800
‫و برای همینم،
‫این فرضیه رو آزمایش کردم.

1474
01:33:17,800 --> 01:33:21,650
‫و براش نامۀ باج‌گیری فرستادی.

1475
01:33:23,280 --> 01:33:25,260
‫و به این کار ادامه دادی.

1476
01:33:31,280 --> 01:33:34,780
‫احتمالاً یه راهی برای استفاده از
‫پولی که توی تشکِ‌ت گذاشتی باشه.

1477
01:33:36,440 --> 01:33:39,610
‫برای اینکه پشیمونی‌ات رو جبران کنی.

1478
01:33:41,080 --> 01:33:45,520
‫قبل از خانم رینولدز زندگی می‌کردیم.
‫حالا زندگیِ بهتری رو در پیش داریم.

1479
01:33:45,520 --> 01:33:47,780
‫قول می‌دم که حتماً
‫خودمون رو به آمریکا برسونیم.

1480
01:33:47,780 --> 01:33:50,400
‫شما دو تا، همراهمون بیاید.

1481
01:33:51,300 --> 01:33:53,560
‫ادارۀ پلیس؟

1482
01:33:53,560 --> 01:33:58,600
‫ما که می‌ریم خونه، شمام می‌رید آمریکا دیگه.
‫گمونم مقصدتون میزوری باشه.

1483
01:33:58,600 --> 01:34:01,550
‫فکر کنم بتونم در حدِ دو تا بلیط
‫کمکتون کنم.

1484
01:34:12,620 --> 01:34:15,420
‫ممنونم.

1485
01:34:18,220 --> 01:34:20,000
‫ممنون، خیلی ممنونم.

1486
01:34:20,000 --> 01:34:22,200
‫واسه لئوپولد هم جا نگه دارید لطفاً.

1487
01:34:27,400 --> 01:34:29,150
‫پرونده رو حل کردین.

1488
01:34:29,610 --> 01:34:31,480
‫ولی کمک گرفتی...

1489
01:34:31,480 --> 01:34:32,860
‫مگه نه؟

1490
01:34:33,940 --> 01:34:35,580
‫صداش رو شنیدی.

1491
01:34:36,680 --> 01:34:38,780
‫موفق باشی دوستِ من.

1492
01:34:38,780 --> 01:34:40,520
‫نگران نباش...

1493
01:34:40,520 --> 01:34:44,340
‫همۀ افرادی که توی این خونه زندگی می‌کنن
‫یه روزی سروکله‌شون پیدا می‌شه.

1494
01:34:44,340 --> 01:34:46,760
‫دوباره می‌بینمشون.

1495
01:34:54,580 --> 01:34:57,440
‫به زودی می‌بینمت بابایی.

1496
01:35:23,480 --> 01:35:25,700
‫عذرخواهی نمی‌کنم.
‫تو کتابم رو نابود کردی.

1497
01:35:25,700 --> 01:35:27,900
‫دیگه هیچ مدرکی واسه داستانم نمونده.
‫باید همه‌چیز رو از سر بنویسم.

1498
01:35:27,900 --> 01:35:29,720
‫تا وقتی‌که مربوط به من نباشه،
‫مشکلی نیست.

1499
01:35:29,720 --> 01:35:31,730
‫دیگه نمی‌خوام چیزی ازت بشنوم.

1500
01:35:31,730 --> 01:35:34,320
‫حالا دیگه یه خونۀ معمولیه.
‫همه‌چیز لو رفته.

1501
01:35:38,880 --> 01:35:41,400
‫اما چشم‌هات یه چیز دیگه می‌گن.

1502
01:35:41,400 --> 01:35:42,620
‫جدی می‌گم.
‫یه چیزهایی دیدی.

1503
01:35:42,620 --> 01:35:45,260
‫من تحت تاثیر دارو بودم.

1504
01:35:45,260 --> 01:35:49,690
‫ضمیر ناخودآگاهم جوری اتفاقات رو
‫درک می‌کرد که برای منطقم عجیب بود.

1505
01:35:51,300 --> 01:35:53,840
‫تو یه چیزی دیدی.

1506
01:35:53,840 --> 01:35:55,860
‫خبر داری.

1507
01:35:59,160 --> 01:36:04,340
‫در همین حد می‌دونم که
‫نمی‌تونیم از ارواحِ خودمون مخفی بشیم.

1508
01:36:04,340 --> 01:36:07,200
‫حالا چه واقعی باشن یا که نه...

1509
01:36:10,000 --> 01:36:11,880
‫باید باهاشون مسالمت‌آمیز پیش بریم.

1510
01:36:13,380 --> 01:36:15,700
‫و یه جوری زندگی...

1511
01:36:15,700 --> 01:36:17,120
‫رو پیش ببریم.

1512
01:36:18,320 --> 01:36:21,100
‫چطوری می‌خوای زندگی بکنی؟

1513
01:36:26,110 --> 01:36:31,110
‫ترجمه از «محمدعلی sm،آیدا و نهال»

1514
01:37:03,900 --> 01:37:06,820
‫آقای پوآرو؟

1515
01:37:07,260 --> 01:37:09,500
‫آقای پوآرو؟

1516
01:37:09,720 --> 01:37:13,460
‫پدر و مادر شما
‫یکی پس از دیگری فوت شدن.

1517
01:37:13,460 --> 01:37:15,300
‫بعدشم، برادرتون به رحمت خدا رفتن.

1518
01:37:15,300 --> 01:37:18,560
‫دکتر مورداعتمادتون
‫یکی از دوستانِ نزدیکِ خونواده‌تونه.

1519
01:37:18,560 --> 01:37:23,240
‫برادرتون هم مثل شما مجرد بوده.
‫دیگه هیچ فامیلی هم ندارید.

1520
01:37:23,240 --> 01:37:25,440
‫خونواده‌تون نفرین نشده.

1521
01:37:25,440 --> 01:37:28,840
‫شدیداً به این موضوع شک دارم
‫که برادرتون بعداً به وصیت‌نامه‌اش اضافه کرده...

1522
01:37:28,840 --> 01:37:30,280
‫که اگه همۀ اعضای خونوادۀ شما...

1523
01:37:30,280 --> 01:37:33,260
‫از دنیا برن،
‫پزشکتون وارث قانونی خواهد بود.

1524
01:37:33,260 --> 01:37:36,070
‫حالا معتقدم که
‫پزشکتون با ادعای مرگشون به دلایل طبیعی...

1525
01:37:36,070 --> 01:37:38,260
‫همه‌شون رو به قتل رسونده.

1526
01:37:38,260 --> 01:37:41,760
‫و حالا نفرِ بعدی شمایید و جونتون در خطره.
‫شاید بهتر باشه که بشینید.

1527
01:37:53,400 --> 01:37:55,240
‫بفرمایید.

1528
01:37:56,660 --> 01:38:01,170
‫حالا، اگه اشتباه می‌کنم بهم بگو آقا،
‫دکترتون از دوستان خوانوادگیتون بوده؟

1529
01:38:01,230 --> 01:38:04,630
‫این موضوع واضح و مبرهنه
‫که در کودکی هم‌بازیِ هم بودید.

1530
01:38:04,630 --> 01:38:08,430
‫- با این حال، مادرتون به شما نزدیک‌تر بود درسته؟
‫- بله.

1531
01:38:08,454 --> 01:38:18,454
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
