WEBVTT

1
00:00:36.286 --> 00:00:50.286
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:51.786 --> 00:00:59.786
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

3
00:01:09.330 --> 00:01:17.130
‫«سه هزار سال حسرت»

4
00:01:19.387 --> 00:01:22.090
‫من آلیتیا هستم.

5
00:01:22.124 --> 00:01:24.725
‫داستانم حقیقت داره.

6
00:01:24.759 --> 00:01:27.161
‫ولی اگه بگم افسانه است،
‫احتمالش بیشتره...

7
00:01:27.194 --> 00:01:29.530
‫که باورش کنین.

8
00:01:32.034 --> 00:01:34.669
‫خب، روزی روزگاری...

9
00:01:34.702 --> 00:01:38.606
‫که انسان‌ها با بال‌هایی فلزی
‫تو آسمون پرواز می‌کردن،

10
00:01:39.340 --> 00:01:40.541
‫کفش باله‌دار پاشون می‌کردن...

11
00:01:40.574 --> 00:01:43.244
‫و کف دریا راه می‌رفتن...

12
00:01:44.378 --> 00:01:46.514
‫و تکه‌هایی شیشه دستشون می‌گرفتن...

13
00:01:46.547 --> 00:01:49.051
‫که از هوا آهنگ عاشقانه دریافت می‌کردن،

14
00:01:50.451 --> 00:01:53.954
‫زنی به شدت خوشحال و تنها زندگی می‌کرد.

15
00:01:54.922 --> 00:01:56.590
‫تعمدا تنها بود.

16
00:01:56.624 --> 00:01:59.493
‫دلیل خوشحالیش استقلالش...

17
00:01:59.527 --> 00:02:02.763
‫و درآمدش از به کار بردن
‫ذهن پردانشش بود.

18
00:02:04.932 --> 00:02:06.500
‫کسب و کارش داستان بود.

19
00:02:07.835 --> 00:02:09.370
‫روایت‌شناسی بود...

20
00:02:09.403 --> 00:02:11.139
‫که دنبال کش حقایق...

21
00:02:11.173 --> 00:02:14.275
‫مشترک روایات بشر بود.

22
00:02:15.376 --> 00:02:18.212
‫از همین روی،
‫سالی یکی دو بار،

23
00:02:18.245 --> 00:02:20.982
‫به سرزمین‌های غریبی سفر می‌کرد.

24
00:02:21.016 --> 00:02:23.551
‫به چین، دریای جنوبی...

25
00:02:23.584 --> 00:02:25.920
‫و شهرهای ماندگار سرزمین شام سفر می‌کرد...

26
00:02:29.790 --> 00:02:34.495
‫و همنوعانش اونجاها جمع می‌شدن
‫تا داستان‌هاشون رو روایت کنن.

27
00:02:36.998 --> 00:02:38.166
‫از این طرف.

28
00:02:38.200 --> 00:02:39.910
‫- ببخشید.
‫- از این طرف خانم.

29
00:02:39.934 --> 00:02:41.969
‫چیکار می‌کنین؟
‫می‌شه لطفا ولم کنین؟

30
00:02:42.003 --> 00:02:44.206
‫رمز و رازهای استانبول.

31
00:02:46.440 --> 00:02:48.442
‫آلیتیا!

32
00:02:48.876 --> 00:02:50.011
‫آلیتیا!

33
00:02:55.016 --> 00:02:56.450
‫خوش اومدی!

34
00:02:56.484 --> 00:02:58.153
‫- بالاخره خوش اومدی! آخی.
‫- سلام گونهان.

35
00:02:58.186 --> 00:03:00.287
‫سلام دوست عزیزم.

36
00:03:00.321 --> 00:03:01.932
‫- وای، چه خارق‌العاده!
‫- ببخشید.

37
00:03:01.956 --> 00:03:03.457
‫- ایشون امینه است.
‫- سلام امینه.

38
00:03:03.491 --> 00:03:05.392
‫از شورای فرهنگی بریتانیا اومدم.

39
00:03:06.827 --> 00:03:09.597
‫شما هم کسی رو
‫که داشت بارم رو...

40
00:03:09.630 --> 00:03:10.831
‫جابه‌جا می‌کرد دیده بودین؟

41
00:03:10.865 --> 00:03:12.000
‫کی رو می‌گی؟

42
00:03:13.300 --> 00:03:15.770
‫شما که اومدین، زد به چاک.

43
00:03:16.604 --> 00:03:21.009
‫قدکوتاه بود، کاپشن چرم گوسفند
‫پوشیده بود، یقه‌اش صورتی بود.

44
00:03:23.644 --> 00:03:24.745
‫چه جالب.

45
00:03:25.780 --> 00:03:27.948
‫پوستش خیلی داغ بود.

46
00:03:29.117 --> 00:03:30.384
‫بوی مشک می‌داد.

47
00:03:30.951 --> 00:03:32.419
‫شاید جن بوده.

48
00:03:32.453 --> 00:03:35.090
‫به احتمال زیاد راننده تاکسی
‫غیرقانونی بوده.

49
00:03:35.123 --> 00:03:37.058
‫بیش از حد عطر می‌زنن.

50
00:03:37.092 --> 00:03:38.726
‫خب استاد،

51
00:03:38.759 --> 00:03:41.062
‫منظورت اینه که به اجنه اعتقاد داری؟

52
00:03:41.096 --> 00:03:44.166
‫من معتقدم عده‌ای بهشون اعتقاد دارن.

53
00:03:44.199 --> 00:03:45.332
‫از جمله خودم؟

54
00:03:45.366 --> 00:03:46.867
‫اجنه، اشباح،

55
00:03:47.568 --> 00:03:49.670
‫فضایی‌ها، هر چی که خوشتون بیاد.

56
00:03:55.910 --> 00:03:58.813
‫هتل براتون سورپرایز قشنگی فراهم کرده.

57
00:04:04.152 --> 00:04:05.987
‫اینجا اتاق آگاتا کریستیه.

58
00:04:06.021 --> 00:04:06.921
‫تو این اتاق...

59
00:04:06.954 --> 00:04:09.890
‫«قتل در قطار سریع‌السیر شرق» رو نوشته بود.

60
00:04:19.800 --> 00:04:22.536
‫خب، اگه نتونین
‫داده‌های هواشناسی رو...

61
00:04:22.570 --> 00:04:25.106
‫اندازه‌گیری و مدل‌سازی کنین،

62
00:04:25.140 --> 00:04:26.308
‫چطوری می‌خواین...

63
00:04:26.340 --> 00:04:28.943
‫طوفان‌های تندری رو توضیح بدین؟

64
00:04:30.578 --> 00:04:32.713
‫چطوری می‌خواین فصول رو توضیح بدین؟

65
00:04:32.746 --> 00:04:35.516
‫اگه ندونین زمین با انحراف محوری...

66
00:04:35.549 --> 00:04:37.685
‫دور خورشید می‌چرخه، چطوری می‌خواین
‫گذر از پاییز به زمستون...

67
00:04:37.718 --> 00:04:40.487
‫و بهار و تابستون رو توضیح بدین؟

68
00:04:41.555 --> 00:04:43.591
‫همه‌چی پر رمز و راز بود.

69
00:04:43.624 --> 00:04:48.662
‫از فصول گرفته تا سونامی‌ها
‫تا بیماری‌های میکروبی...

70
00:04:48.696 --> 00:04:52.766
‫چه کاری جز روی آوردن
‫به روایات از دستمون برمی‌اومد؟

71
00:04:52.800 --> 00:04:56.004
‫همون‌طور که دکتر بینی
‫با اشتیاق گفتن، باید درک کنیم...

72
00:04:56.037 --> 00:04:57.905
‫که زمانی راهی جز روایات...

73
00:04:57.938 --> 00:05:00.474
‫واسه سر در آوردن
‫از هستی گیج‌کننده‌مون نداشتیم.

74
00:05:00.507 --> 00:05:02.244
‫کاملا درسته.

75
00:05:02.277 --> 00:05:05.146
‫با روایت داستان‌های مختلف واسه همدیگه،

76
00:05:05.180 --> 00:05:08.183
‫برای کل شگفتی‌ها و فجایع...

77
00:05:08.216 --> 00:05:10.551
‫اسامی مختلفی...

78
00:05:13.821 --> 00:05:16.824
‫اسامی مختلفی گذاشتیم.

79
00:05:16.857 --> 00:05:18.626
‫بذارین نشونتون بدم.

80
00:05:18.659 --> 00:05:23.198
‫ما داستان‌های خدایانی قدرتمند
‫و قابل درک رو روایت می‌کردیم...

81
00:05:23.231 --> 00:05:26.767
‫که تو کل فرهنگ‌ها و اساطیر حضور داشتن،

82
00:05:26.800 --> 00:05:30.005
‫از یونان گرفته، تا روم، تا اسکاندیناوی...

83
00:05:30.038 --> 00:05:31.672
‫و بقیه جاها.

84
00:05:31.705 --> 00:05:35.210
‫آثار آشنای زئوس، پوزئیدون، آتنا،

85
00:05:35.243 --> 00:05:37.611
‫ثور و همه‌شون...

86
00:05:37.645 --> 00:05:40.248
‫حتی امروز هم به چشم می‌خورن.

87
00:05:41.782 --> 00:05:44.718
‫بقایاشون از این قراره.

88
00:05:46.388 --> 00:05:49.890
‫همچنان این سوال مطرحه
‫که هدفشون چیه؟

89
00:05:55.363 --> 00:05:57.431
‫الان ازشون چی می‌خوایم؟

90
00:05:59.500 --> 00:06:02.636
‫یه طرف بحث اساطیره،
‫یه طرف بحث علم.

91
00:06:04.605 --> 00:06:07.242
‫وای. ببخشید.

92
00:06:07.275 --> 00:06:11.545
‫اسطوره‌شناسی دانش اون زمانمون بود.

93
00:06:11.578 --> 00:06:14.682
‫علم دانشیه که تا الان به دست آوردیم.

94
00:06:19.354 --> 00:06:21.689
‫بالاخره...

95
00:06:21.722 --> 00:06:24.525
‫روایات علمی جای...

96
00:06:24.558 --> 00:06:26.593
‫روایات خلقتمون رو می‌گیرن.

97
00:06:27.461 --> 00:06:30.031
‫کلی هم واسه علم زحمت می‌کشن.

98
00:06:30.065 --> 00:06:31.966
‫کل خدایان و هیولاها...

99
00:06:32.866 --> 00:06:35.136
‫هدف اصلیشون رو از دست می‌دن...

100
00:06:36.237 --> 00:06:38.505
‫و صرفا به استعاره بدل می‌شن.

101
00:06:38.539 --> 00:06:40.808
‫چرت می‌گی!

102
00:06:43.544 --> 00:06:45.213
‫آلیتیا!

103
00:06:49.317 --> 00:06:50.584
‫آلیتیا.

104
00:06:51.485 --> 00:06:52.653
‫چی شد؟

105
00:06:52.686 --> 00:06:54.255
‫نمی‌دونم.
‫یهو افتاد.

106
00:06:54.289 --> 00:06:56.191
‫یهو افتاد.

107
00:06:56.224 --> 00:06:58.193
‫خدا جون.

108
00:07:05.133 --> 00:07:06.567
‫حالت خوبه؟

109
00:07:17.012 --> 00:07:18.446
‫بهتر نیست بری دکتر؟

110
00:07:18.480 --> 00:07:19.957
‫واسه چی؟
‫من که حالم خیلی خوبه.

111
00:07:19.981 --> 00:07:22.217
‫عذر می‌خوام آلیتیا.
‫مطمئنی؟

112
00:07:22.250 --> 00:07:24.651
‫به جز درد و گرفتگی‌های عادیم،

113
00:07:24.685 --> 00:07:26.354
‫اتفاق جدیدی نیفتاده.

114
00:07:26.388 --> 00:07:28.056
‫دلیلی نداره شلوغش کنم.

115
00:07:28.089 --> 00:07:30.091
‫خب، اونجا چی شده بود؟

116
00:07:34.029 --> 00:07:38.066
‫اخیرا قوه تخیلم بهم چیره می‌شه.

117
00:07:38.665 --> 00:07:40.634
‫برام کمین می‌کنه.

118
00:07:40.667 --> 00:07:42.003
‫گمون کنم هشداری باشه.

119
00:07:42.037 --> 00:07:43.238
‫که چیکار کنی؟

120
00:07:44.538 --> 00:07:46.540
‫که از خود راضی نباشم.

121
00:07:46.573 --> 00:07:48.876
‫که حواسم جمع کارم باشه.

122
00:07:48.909 --> 00:07:51.545
‫هر از گاهی به شدت تقویت می‌شه.

123
00:07:51.578 --> 00:07:54.082
‫سعی می‌کنم باهاش مقابله نکنم.

124
00:07:54.115 --> 00:07:58.119
‫یه لحظه کنترلم رو به دست می‌گیره
‫و بعدش بی‌خیال می‌شه.

125
00:07:58.153 --> 00:07:59.487
‫چی بی‌خیال می‌شه؟

126
00:07:59.521 --> 00:08:02.723
‫وای گونهان، اصلا منطقی نیست.
‫دقت نکن.

127
00:08:05.026 --> 00:08:07.429
‫رفتارت خیلی بچگانه شده‌ها. می‌دونستی؟

128
00:08:07.462 --> 00:08:09.106
‫راستش، من واقعا بچه‌ام.

129
00:08:13.201 --> 00:08:16.237
‫اگه سرنوشت وجود داشته باشه،
‫می‌شه از دستش فرار کرد؟

130
00:08:17.005 --> 00:08:18.273
‫از کجا معلوم؟

131
00:08:18.806 --> 00:08:20.941
‫ولی از من بشنوین،

132
00:08:20.975 --> 00:08:23.144
‫تو بازار بزرگ استانبول،

133
00:08:23.178 --> 00:08:28.049
‫شصت و دو خیابون
‫و چهار هزار مغازه هست.

134
00:08:28.083 --> 00:08:31.352
‫یکی از مغازه‌هاش هم سه اتاق داره.

135
00:08:32.487 --> 00:08:34.122
‫تو کوچک‌ترین اتاقش...

136
00:08:34.155 --> 00:08:36.957
‫یه مشت وسیله جدید و قدیمی...

137
00:08:36.991 --> 00:08:38.625
‫درهم ریخته بود.

138
00:08:39.494 --> 00:08:41.628
‫من از زیر کپه‌شون...

139
00:08:42.464 --> 00:08:44.199
‫یه یادگاری برداشتم.

140
00:08:50.138 --> 00:08:51.738
‫می‌دونین این چیه؟

141
00:08:51.772 --> 00:08:54.641
‫مطمئن نیستم، ولی ممکنه...

142
00:08:54.675 --> 00:08:56.111
‫«چشم بلبل» باشه.

143
00:08:56.144 --> 00:08:59.314
‫حوالی سال 1845، چند شیشه‌ساز
‫تو اینجیرکوی مشغول بودن.

144
00:08:59.347 --> 00:09:02.317
‫به خاطر همین الگوی مارپیچ
‫آبی و سفیدشون مشهور شده بودن.

145
00:09:02.350 --> 00:09:04.352
‫وای، خواهش می‌کنم.
‫قراره من برات هدیه بگیرم.

146
00:09:04.385 --> 00:09:06.187
‫چیزی به این داغونی انتخاب نکن.

147
00:09:09.491 --> 00:09:13.228
‫خب، اِم، اگه واقعا «چشم بلبل» باشه،

148
00:09:13.261 --> 00:09:15.762
‫می‌شه اعتبار تاریخیش رو سنجید؟

149
00:09:15.796 --> 00:09:17.499
‫خب، می‌گن اگه اصل باشه،

150
00:09:17.532 --> 00:09:19.534
‫گاهی می‌شه لکه‌های خون...

151
00:09:19.567 --> 00:09:20.968
‫ریه‌های شیشه‌گران رو توش دید.

152
00:09:21.002 --> 00:09:24.172
‫ولی به احتمال زیاد این رو همین اواخر
‫به تقلید از اون طرح ساختن.

153
00:09:24.205 --> 00:09:27.075
‫این با آتش خراب شده.
‫چیز دیگه‌ای بردار.

154
00:09:27.741 --> 00:09:29.377
‫نه، ممنون گونهان.

155
00:09:30.311 --> 00:09:31.645
‫ازش خوشم میاد.

156
00:09:31.678 --> 00:09:34.648
‫نمی‌دونم چیه، ولی مطمئنم
‫داستان جالبی پشتشه.

157
00:09:42.036 --> 00:09:57.036
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی و آیدا»

158
00:10:01.209 --> 00:10:02.043
‫الو؟

159
00:10:02.076 --> 00:10:03.120
‫صبحتون به خیر دکتر بینی.

160
00:10:03.144 --> 00:10:04.845
‫- صبحتون به خیر.
‫- از خدمات هتل تماس می‌گیرن.

161
00:10:04.878 --> 00:10:06.247
‫- آها.
‫- تخم‌مرغتون رو چطوری درست کنیم؟

162
00:10:06.281 --> 00:10:07.615
‫اِم، لطفا عسلی باشه.

163
00:10:07.649 --> 00:10:09.984
‫- نون تست هم بذاریم؟
‫- آره، ولی دورش رو ببرین.

164
00:10:10.018 --> 00:10:12.153
‫- دوتا تخم‌مرغ باشه؟
‫- یه‌دونه کافیه.

165
00:10:12.187 --> 00:10:14.088
‫- خیلی‌خب، ممنون.
‫- ممنون.

166
00:11:43.211 --> 00:11:47.881
‫الان چشمم رو می‌بندم،
‫تا سه می‌شمارم...

167
00:11:47.914 --> 00:11:49.417
‫و خیلی ممنون می‌شم...

168
00:11:49.450 --> 00:11:50.884
‫اگه بعدش رفته باشی.

169
00:11:54.188 --> 00:11:55.690
‫یک،

170
00:11:55.723 --> 00:11:57.091
‫دو،

171
00:11:57.791 --> 00:11:59.260
‫سه،

172
00:12:03.797 --> 00:12:05.566
‫چهار،

173
00:12:05.600 --> 00:12:06.900
‫پنج،

174
00:12:08.036 --> 00:12:09.437
‫شش،

175
00:12:09.470 --> 00:12:11.506
‫هفت، هشت،

176
00:12:11.539 --> 00:12:13.074
‫نه، ده.

177
00:12:34.128 --> 00:12:36.531
‫گمون نکنم انگلیسی بلد باشی.

178
00:12:38.199 --> 00:12:39.300
‫آلمانی چی؟

179
00:12:40.335 --> 00:12:41.602
‫اسپانیایی چی؟

180
00:12:42.537 --> 00:12:43.571
‫یونانی چی؟

181
00:12:47.445 --> 00:12:51.157
‫زبان یونانی هومری بلدی؟

182
00:12:51.949 --> 00:12:54.619
‫تو دانشگاه...

183
00:12:54.744 --> 00:12:56.370
‫چند کلاس برداشته بودم.

184
00:12:56.829 --> 00:13:00.207
‫لطفا ازم نترس،

185
00:13:00.333 --> 00:13:02.919
‫رفتارت هم باهام عادی نباشه.

186
00:13:03.544 --> 00:13:05.046
‫من به خاطر آزادیم...

187
00:13:05.171 --> 00:13:07.048
‫بهت مدیونم.

188
00:13:07.173 --> 00:13:08.215
‫از همین روی،

189
00:13:08.341 --> 00:13:10.009
‫سه آرزوت رو...

190
00:13:10.134 --> 00:13:13.220
‫برآورده می‌کنم.

191
00:13:13.346 --> 00:13:14.805
‫قوانینی وجود داره...

192
00:13:14.931 --> 00:13:17.141
‫که نباید زیر پاشون بذاری.

193
00:13:17.266 --> 00:13:19.393
‫سه آرزو یعنی سه آرزو.

194
00:13:19.518 --> 00:13:20.978
‫سه عدد قدرته.

195
00:13:21.938 --> 00:13:23.481
‫نمی‌تونی آرزو کنی...

196
00:13:23.606 --> 00:13:25.900
‫که بی‌نهایت آرزو کنی.

197
00:13:26.025 --> 00:13:29.278
‫آره. خودم با این مفاهیم آشنایی دارم.

198
00:13:29.570 --> 00:13:32.198
‫آرزوی زندگی ابدی
‫هم نمی‌تونی بکنی.

199
00:13:32.490 --> 00:13:34.492
‫ذات تو فانیه.

200
00:13:34.867 --> 00:13:36.786
‫ذات من نامیراست.

201
00:13:39.830 --> 00:13:42.500
‫ضمنا، نمی‌تونم گناه کسی رو ببخشم...

202
00:13:42.875 --> 00:13:44.752
‫یا به کل درد و رنج‌ها پایان بدم.

203
00:13:46.295 --> 00:13:48.047
‫من جنی بیش نیستم.

204
00:13:48.673 --> 00:13:50.174
‫منطقیه.

205
00:13:50.424 --> 00:13:54.011
‫محدودیت‌هایی دارم.

206
00:14:00.059 --> 00:14:03.145
‫این چیه انسان کوچولو؟

207
00:14:03.729 --> 00:14:06.065
‫ایشون...

208
00:14:08.359 --> 00:14:10.236
‫جادوگره.

209
00:14:10.569 --> 00:14:12.697
‫در مسیر زمان راهنماییمون می‌کنه.

210
00:14:13.895 --> 00:14:14.928
‫اینشتینه.

211
00:14:14.961 --> 00:14:16.297
‫اینشتین.

212
00:14:16.534 --> 00:14:18.160
‫تو جادوگری...

213
00:14:18.286 --> 00:14:19.996
‫که تو جعبه اسیرش کردی؟

214
00:14:20.121 --> 00:14:22.540
‫نه. نتیجه علمه.

215
00:14:24.972 --> 00:14:26.441
‫تلویزیون.

216
00:14:26.627 --> 00:14:31.173
‫ترکیب امواج نور و صداست.

217
00:14:33.147 --> 00:14:34.782
‫فرستنده.

218
00:14:35.052 --> 00:14:37.722
‫طرز کارش رو خوب بلد نیستم.

219
00:14:38.389 --> 00:14:40.808
‫من استاد ادبیاتم.

220
00:14:41.475 --> 00:14:44.395
‫ما اطلاعات زیادی نداریم.

221
00:14:44.358 --> 00:14:46.227
‫من جنم و قدرت زیادی ندارم،

222
00:14:46.260 --> 00:14:50.865
‫ولی کم‌کم دارم این پیام‌ها رو می‌فهمم.

223
00:14:50.898 --> 00:14:52.200
‫آها!

224
00:14:52.233 --> 00:14:54.735
‫زبانم رو یاد گرفتی.

225
00:14:54.769 --> 00:14:57.738
‫زبان انگلیسی پیچیده نیست.

226
00:14:57.772 --> 00:15:00.074
‫به نظرم می‌شه قوانینش رو
‫خیلی زود یاد گرفت.

227
00:15:05.146 --> 00:15:06.380
‫نه، نه، نه.

228
00:15:06.414 --> 00:15:07.925
‫می‌خوای این آلبرت کوچولو رو
‫واسه خودت نگه داری؟

229
00:15:07.949 --> 00:15:09.250
‫نه، نه، نه.

230
00:15:09.283 --> 00:15:10.828
‫حتما به ضررش می‌شه.
‫بذارش سر جاش.

231
00:15:10.852 --> 00:15:12.095
‫- می‌تونم بزرگش کنم.
‫- چطوری؟

232
00:15:12.119 --> 00:15:13.221
‫می‌تونیم باهاش صحبت کنیم.

233
00:15:13.254 --> 00:15:14.631
‫- چطور ممکنه؟
‫- نه، بذارش سر جاش.

234
00:15:14.655 --> 00:15:16.757
‫- چنین آرزویی می‌کنی؟
‫- غیرممکنه.

235
00:15:16.791 --> 00:15:18.626
‫نه‌خیر. وظیفه خودته.

236
00:15:23.865 --> 00:15:26.434
‫خب، چه آرزویی می‌کنی؟

237
00:15:27.869 --> 00:15:30.071
‫خواسته قلبیت چیه؟

238
00:15:35.142 --> 00:15:39.947
‫خب، اِم، بیا عجله نکنیم.

239
00:15:39.982 --> 00:15:42.950
‫باید آروم آروم پیش برم.

240
00:15:42.985 --> 00:15:46.287
‫من که هرچقدر بخوای وقت دارم.

241
00:15:46.320 --> 00:15:48.589
‫از خودت برام بگو.

242
00:15:48.623 --> 00:15:50.391
‫آلیتیا بینی هستم.

243
00:15:50.424 --> 00:15:52.894
‫اومدم ترکیه
‫تو همایشی شرکت کنم.

244
00:15:52.927 --> 00:15:55.530
‫یه روز دیگه هم برمی‌گردم میهن خودم.

245
00:15:55.563 --> 00:15:56.731
‫به علاوه؟

246
00:15:59.300 --> 00:16:03.170
‫به علاوه، باید اعترافی بکنم.

247
00:16:03.204 --> 00:16:05.239
‫این مسئله رو به هیچ‌کس نگفتم.

248
00:16:05.273 --> 00:16:06.674
‫احسنت.

249
00:16:07.909 --> 00:16:10.845
‫وقتی کم سن و سال بودم،
‫پسری تو زندگیم بود.

250
00:16:10.878 --> 00:16:12.179
‫اولین عشقت بود؟

251
00:16:12.213 --> 00:16:15.316
‫نه، نه، نه.
‫از گوشت و خون نبود.

252
00:16:15.349 --> 00:16:16.584
‫جن بود؟

253
00:16:16.617 --> 00:16:18.486
‫نه.

254
00:16:18.519 --> 00:16:22.557
‫اون موقع مدرسه‌ای دخترونه می‌رفتم.

255
00:16:22.590 --> 00:16:24.292
‫کلی دختر اونجا بود.

256
00:16:24.325 --> 00:16:29.130
‫خب، من هم ذاتا موجود منفردی‌ام.

257
00:16:29.163 --> 00:16:32.166
‫بعدش این پسره، انزو،

258
00:16:32.199 --> 00:16:35.269
‫از دل پوچی اومد پیشم.

259
00:16:36.370 --> 00:16:39.307
‫از روی نیاز تخیل به وجود اومد.

260
00:16:39.340 --> 00:16:41.242
‫به زبونی که فقط
‫خودمون دوتا بلد بودیم...

261
00:16:41.275 --> 00:16:43.644
‫برام داستان تعریف می‌کرد.

262
00:16:45.047 --> 00:16:47.181
‫وقتی هم که سردرد داشتم،
‫همیشه ناپدید می‌شد،

263
00:16:47.214 --> 00:16:48.449
‫ولی وقتی به خاطر آسم...

264
00:16:48.482 --> 00:16:50.718
‫نمی‌تونستم تکون بخورم،
‫همون نزدیکی‌ها بود.

265
00:16:50.751 --> 00:16:52.820
‫عین همین آلبرت کوچولو بود...

266
00:16:52.853 --> 00:16:54.455
‫که نذاشتی بهت بدمش؟

267
00:16:54.488 --> 00:16:56.157
‫تجلی بود؟

268
00:16:56.190 --> 00:16:59.093
‫صرفا تجلی غیاب بود.

269
00:17:01.929 --> 00:17:05.533
‫می‌ترسیدم از پیشم بره،
‫واسه همین نوشتمش.

270
00:17:07.435 --> 00:17:12.206
‫و دفتری رو با حقایق مربوطه پر کردم.

271
00:17:13.474 --> 00:17:17.812
‫ولی هرچی بیشتر
‫سعی کردم واقع‌گرایی رو دخیل کنم،

272
00:17:17.845 --> 00:17:20.615
‫بیشتر داشتم شک می‌کردم...

273
00:17:20.648 --> 00:17:23.851
‫و کم‌کم همه‌چی
‫خیلی احمقانه جلوه کرد.

274
00:17:25.087 --> 00:17:26.754
‫احساس حماقت می‌کردم.

275
00:17:28.656 --> 00:17:31.093
‫در نتیجه، بعد از مدتی...

276
00:17:31.125 --> 00:17:33.594
‫کلش رو تو کوره مدرسه سوزوندم.

277
00:17:35.663 --> 00:17:38.599
‫بعدش هم کلا ناپدید شد.

278
00:17:39.934 --> 00:17:42.470
‫با این حال، من اینجام.

279
00:17:44.772 --> 00:17:46.741
‫با این که منطقی نیست، همین‌طوره.

280
00:17:47.908 --> 00:17:51.980
‫واقعا اینجام،
‫کلی هم کار داریم.

281
00:17:54.281 --> 00:17:56.617
‫می‌شه لطفا بعدا بیاین؟

282
00:17:56.651 --> 00:17:58.786
‫از خدمات هتل اومدم دکتر بینی.

283
00:17:58.819 --> 00:18:00.821
‫صبحانه‌تون رو آوردم.

284
00:18:00.855 --> 00:18:02.390
‫یه دقیقه وایستین!

285
00:18:03.591 --> 00:18:05.192
‫باید در رو ببندی.

286
00:18:06.692 --> 00:18:14.692
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

287
00:18:19.273 --> 00:18:20.374
‫صبح به خیر.

288
00:18:20.408 --> 00:18:21.785
‫کجا بذارمش دکتر بینی؟

289
00:18:21.809 --> 00:18:22.743
‫ممنون. خودم می‌برم.

290
00:18:22.777 --> 00:18:24.980
‫- لطفا بذارین خودم بیارم.
‫- نه. نه، خودم می‌تونم ببرم.

291
00:18:25.013 --> 00:18:27.948
‫چقدر خوب دکتر بینی.
‫امیدوارم خوب استراحت کرده باشین.

292
00:18:27.983 --> 00:18:29.517
‫وای، ظاهرا خیلی خوشمزه است.
‫آره، خوب استراحت کردم.

293
00:18:29.550 --> 00:18:31.328
‫قصد دارین امروز
‫که این‌قدر قشنگه چیکار کنین؟

294
00:18:31.352 --> 00:18:33.854
‫اِم، نمی‌دونم.
‫دارم بداهه پیش می‌رم.

295
00:18:33.888 --> 00:18:36.757
‫خب، دوست دارم امروز بعد از ظهر،
‫هر وقت فرصت داشتین،

296
00:18:36.791 --> 00:18:37.692
‫خیلی لطف دارین. ممنون.

297
00:18:37.725 --> 00:18:39.003
‫نمایشگاه هنری زیبایی رو نشونتون بدم.

298
00:18:39.027 --> 00:18:40.303
‫- شاید بعدا تونستیم بریم.
‫- خیلی خوب می‌شه.

299
00:18:40.327 --> 00:18:41.371
‫ممنون. روز قشنگی داشته باشین.

300
00:18:41.395 --> 00:18:43.698
‫خیلی‌خب. چه عالی. نوش جان.

301
00:18:43.731 --> 00:18:44.899
‫ممنون!

302
00:18:59.036 --> 00:19:03.236
‫[لطفا مزاحم نشوید]

303
00:19:24.172 --> 00:19:26.907
‫می‌بینم اندازه مناسب‌تری پیدا کردی.

304
00:19:26.941 --> 00:19:28.809
‫هر کاری از دستم بربیاد
‫انجام می‌دم که همرنگ جماعت باشم.

305
00:19:29.177 --> 00:19:31.079
‫بفرمایین.

306
00:19:31.113 --> 00:19:33.280
‫لزومی نداشت صبحانه سفارش بدم.

307
00:19:33.314 --> 00:19:36.917
‫نون نخودچیه.
‫ترکیب نخود، میخک صدپر و پسته است.

308
00:19:36.951 --> 00:19:38.686
‫تو دهن آدم آب می‌شه.

309
00:19:43.891 --> 00:19:45.860
‫می‌شه سوالی ازت بپرسم؟

310
00:19:45.893 --> 00:19:46.961
‫هرچی می‌خوای بپرس.

311
00:19:48.295 --> 00:19:51.233
‫چی شد که تو بطری من ساکن شدی؟

312
00:19:52.366 --> 00:19:53.868
‫وای، داستانش مفصله.

313
00:19:54.668 --> 00:19:56.704
‫سومین دوران حبسم رو
‫اون تو گذروندم.

314
00:19:56.737 --> 00:19:58.806
‫سه بار تو بطری اسیر شدی؟

315
00:19:58.839 --> 00:20:00.976
‫درسته که جنم،
‫ولی احمق هم هستم...

316
00:20:01.009 --> 00:20:03.778
‫و به شدت از مکالمه با زنان لذت می‌برم.

317
00:20:03.811 --> 00:20:06.148
‫باید در آینده بیشتر دقت کنم.

318
00:20:06.181 --> 00:20:07.715
‫اولین بار چطور اسیر شدی؟

319
00:20:08.649 --> 00:20:10.118
‫به خاطر امیالم اسیر شدم.

320
00:20:10.152 --> 00:20:11.919
‫دیگه چه دلیلی می‌خواست داشته باشه؟

321
00:20:14.889 --> 00:20:16.490
‫طرف کی بود؟

322
00:20:16.524 --> 00:20:17.925
‫سبا بود.

323
00:20:17.958 --> 00:20:19.127
‫ملکه سبا رو می‌گی؟

324
00:20:19.161 --> 00:20:20.861
‫خویشاوندم بود.

325
00:20:20.895 --> 00:20:21.997
‫اون هم جن بود؟

326
00:20:22.030 --> 00:20:23.330
‫مادرش جن بود.

327
00:20:23.364 --> 00:20:24.431
‫ممکنه؟

328
00:20:24.465 --> 00:20:25.599
‫اجنه و انسان‌های فانی می‌تونن...

329
00:20:25.633 --> 00:20:27.135
‫طبق قوانینی با هم باشن،

330
00:20:27.169 --> 00:20:29.070
‫ولی نمی‌تونن فرزندی نامیرا بیارن،

331
00:20:29.104 --> 00:20:30.214
‫عین خر و اسب که فرزندشون...

332
00:20:30.238 --> 00:20:32.339
‫قاطری نازا می‌شه.

333
00:20:34.009 --> 00:20:36.911
‫خب، چه شکلی بود؟

334
00:20:36.944 --> 00:20:41.149
‫به جز موهای پرپشت روی پاش،

335
00:20:41.183 --> 00:20:42.559
‫عین باقی انسان‌ها بود،

336
00:20:42.583 --> 00:20:44.852
‫البته فرقش در سبا بودنش بود.

337
00:20:44.885 --> 00:20:47.488
‫طبق روایات، خیلی زیبا بود.

338
00:20:47.521 --> 00:20:50.591
‫زیبا نبود.
‫خودِ زیبایی بود.

339
00:20:54.162 --> 00:20:56.764
‫از هر نظر آزاد بودم.

340
00:20:56.797 --> 00:20:59.934
‫به اتاق‌خوابش رفت و آمد داشتم.

341
00:21:01.136 --> 00:21:03.604
‫سبا...

342
00:21:06.941 --> 00:21:09.844
‫من هم عین برده‌های خانمش بلد بودم...

343
00:21:09.877 --> 00:21:12.981
‫چطوری لمسش کنم
‫که با خوشی به خودش بلرزه.

344
00:21:14.182 --> 00:21:16.650
‫هیچ‌وقت دلم این‌قدر
‫پیش موجودی گیر نکرده بود.

345
00:21:17.351 --> 00:21:18.786
‫اون هم ازت خوشش می‌اومد؟

346
00:21:18.819 --> 00:21:22.190
‫من بازیچه‌اش بودم.
‫محرم اسرارش بودم.

347
00:21:22.224 --> 00:21:24.458
‫ممکن بود عزیزتر هم بشم،
‫ولی سلیمان نذاشت.

348
00:21:24.491 --> 00:21:25.860
‫پادشاه سلیمان رو می‌گی؟

349
00:21:25.893 --> 00:21:27.661
‫یاد و خاطره‌اش گرامی باد.

350
00:21:27.695 --> 00:21:30.131
‫از اون سر بیابون اومد
‫تا دلش رو به دست بیاره.

351
00:21:30.165 --> 00:21:31.266
‫خودش نرفته بود پیشش؟

352
00:21:31.299 --> 00:21:32.600
‫نه. اصلا.

353
00:21:32.633 --> 00:21:34.435
‫ولی تو کل کتاب‌های مقدس
‫این شکلی نوشتن.

354
00:21:34.468 --> 00:21:36.104
‫تو کل روایات و نقاشی‌ها این شکلیه.

355
00:21:36.137 --> 00:21:37.905
‫هندل هم آهنگش رو ساخته.

356
00:21:37.938 --> 00:21:39.307
‫خانم، خودم اونجا بودم دیگه.

357
00:21:39.341 --> 00:21:41.176
‫سلیمان اومده بود سراغش.

358
00:21:44.148 --> 00:21:46.984
‫تو ملکه‌ای،
‫چون پرنده‌ای قوی رهایی...

359
00:21:47.109 --> 00:21:49.779
‫و همه‌جا تحت نظرته.

360
00:21:50.404 --> 00:21:54.075
‫واسه چی باید خودت رو
‫به تخت‌خواب یه مرد محدود کنی؟

361
00:21:54.200 --> 00:21:55.701
‫ای جن خویشاوند عزیزم،

362
00:21:55.826 --> 00:21:59.288
‫هیچ مردی نمی‌تونه
‫من رو اون شکلی اغفال کنه.

363
00:22:08.435 --> 00:22:10.504
‫اولش آهنگ زد.

364
00:23:41.997 --> 00:23:45.400
‫من کل توانم رو به کار بردم
‫که منصرفش کنم.

365
00:23:45.433 --> 00:23:46.533
‫ولی وقتی...

366
00:23:46.567 --> 00:23:48.403
‫موی پاش رو با موم معطر...

367
00:23:48.436 --> 00:23:50.138
‫زنبور جاباسا اصلاح کرد،

368
00:23:50.171 --> 00:23:51.672
‫فهمیدم کاری از پیش نمی‌برم.

369
00:23:51.705 --> 00:23:54.009
‫ولی باز هم عین احمق‌ها بهش می‌گفتم...

370
00:23:54.042 --> 00:23:56.978
‫بدنش غنی و دوست داشتنیه،

371
00:23:57.012 --> 00:23:59.680
‫اما ذهنش غنی‌تر، دوست‌داشتنی‌تر...

372
00:23:59.713 --> 00:24:01.449
‫و پایاتره.

373
00:24:01.483 --> 00:24:03.550
‫اون هم با کل حرف‌هام موافقت کرد...

374
00:24:03.584 --> 00:24:05.286
‫و قطره اشکی داغ
‫از چشمش سرازیر شد.

375
00:24:06.587 --> 00:24:09.556
‫کم‌کم وظایفی بهش محول کرد
‫که غیرممکن جلوه می‌کردن،

376
00:24:09.590 --> 00:24:11.658
‫گفته بود نخ ابریشمی سرخی رو...

377
00:24:11.692 --> 00:24:13.660
‫تو کاخ هزار اتاق پیدا کنه،

378
00:24:13.694 --> 00:24:16.563
‫اسم سری مادرش که جن بوده رو حدس بزنه...

379
00:24:16.597 --> 00:24:19.833
‫و بزرگ‌ترین خواسته زنان رو بهش بگه.

380
00:24:19.867 --> 00:24:21.935
‫این یکی واقعا غیرممکن جلوه می‌کنه.

381
00:24:21.969 --> 00:24:22.903
‫واسه اون غیرممکن نبود.

382
00:24:22.936 --> 00:24:24.547
‫می‌تونست با حیوانات زمینی...

383
00:24:24.571 --> 00:24:26.940
‫و اجنه آتشین صحبت کنه.

384
00:24:26.975 --> 00:24:30.011
‫به مورچه‌ها گفت
‫نخ ابریشمی سرخ رو پیدا کنن...

385
00:24:30.045 --> 00:24:32.313
‫و از یه عفریت خواست
‫اسم مادرش رو دم گوشش زمزمه کنه.

386
00:24:37.252 --> 00:24:38.952
‫بعدش تو چشمش نگاه کرد...

387
00:24:38.987 --> 00:24:42.023
‫و بزرگ‌ترین خواسته زنان رو بهش گفت.

388
00:24:44.359 --> 00:24:45.893
‫متحیر شده بود...

389
00:24:47.328 --> 00:24:49.064
‫و بهش گفت درست گفته.

390
00:24:53.268 --> 00:24:56.970
‫به همین ترتیب بزرگ‌ترین خواسته خودش رو
‫که ازدواج باهاش...

391
00:24:57.005 --> 00:25:00.008
‫و همخوابه شدن باهاش باشه رو برآورده کرد.

392
00:25:19.994 --> 00:25:21.728
‫جادوگر خیلی ماهری بود...

393
00:25:21.762 --> 00:25:23.198
‫و من رو با بیان...

394
00:25:23.231 --> 00:25:26.633
‫کلمه‌ای قدرتمند
‫تو یه بطری برنجی حبس کرد.

395
00:25:52.626 --> 00:25:54.895
‫اصلا به خاطرم خواهش نکرد.

396
00:25:55.762 --> 00:25:58.299
‫براش هیچ ارزشی نداشتم.

397
00:25:58.333 --> 00:26:00.201
‫در حکم نفسی در بطری بودم.

398
00:26:14.815 --> 00:26:17.585
‫خلاصه افتادم تو دریای سرخ...

399
00:26:17.619 --> 00:26:21.322
‫و دو هزار و پونصد سال
‫اسارت کشیدم.

400
00:26:26.561 --> 00:26:28.129
‫آدم به جز خواب،

401
00:26:28.163 --> 00:26:31.266
‫دو هزار و پونصد سال
‫تو بطری چیکار می‌کنه؟

402
00:26:32.666 --> 00:26:34.302
‫اجنه نمی‌خوابن.

403
00:26:39.840 --> 00:26:41.708
‫خب، پس چجوری کنار اومدی؟

404
00:26:44.878 --> 00:26:49.584
‫خب، صد سال اولش
‫بابت سرنوشتم خشمگین بودم.

405
00:26:49.617 --> 00:26:51.486
‫به درگاه باشکولو دعا کردم
‫که آزاد بشم،

406
00:26:51.519 --> 00:26:52.753
‫ولی وقتی اثر نکرد،

407
00:26:52.786 --> 00:26:54.222
‫به درگاه کل خدایانی که می‌شناختم...

408
00:26:54.255 --> 00:26:56.391
‫و نمی‌شناختم دعا کردم.

409
00:26:56.424 --> 00:26:59.093
‫وقتی باز هم پاسخی دریافت نکردم،

410
00:26:59.994 --> 00:27:02.063
‫وقتم رو صرف خیال‌پردازی کردم...

411
00:27:02.096 --> 00:27:04.898
‫و کل لحظات زندگیم رو مرور کردم.

412
00:27:04.932 --> 00:27:07.801
‫وقتی هم بارها و بارها
‫تکرار کردم و خسته شدم،

413
00:27:07.834 --> 00:27:10.837
‫دوباره دعا کردم و خشمگین شدم.

414
00:27:10.871 --> 00:27:13.975
‫بعدش هم بالاخره...

415
00:27:15.376 --> 00:27:17.445
‫به خودم حقه‌ای زدم.

416
00:27:18.779 --> 00:27:20.215
‫دعا کردم تو بطری بمونم.

417
00:27:20.248 --> 00:27:24.219
‫از درگاه باشکولو خواستم
‫تا ابد تو بطری بمونم.

418
00:27:24.252 --> 00:27:25.620
‫خب، اثر داره؟

419
00:27:25.653 --> 00:27:27.088
‫که آدم خواسته‌ای نداشته باشه؟

420
00:27:27.121 --> 00:27:28.956
‫که وانمود کنه تنها خواسته‌اش...

421
00:27:28.990 --> 00:27:30.924
‫تداوم اسارتش تو بطریه؟

422
00:27:30.958 --> 00:27:32.160
‫نه.

423
00:27:32.193 --> 00:27:35.063
‫نزدیک‌ترین تجربه اجنه به مرگ همینه.

424
00:27:37.831 --> 00:27:39.567
‫خودت جواب سوالش رو بلدی؟

425
00:27:39.601 --> 00:27:40.968
‫بزرگ‌ترین خواسته زنان رو می‌گی؟

426
00:27:41.002 --> 00:27:42.070
‫آره.

427
00:27:42.103 --> 00:27:43.605
‫خودت بلد نیستی؟

428
00:27:43.638 --> 00:27:45.139
‫اگه خودت ندونی،
‫نمی‌تونم بهت بگم.

429
00:27:45.173 --> 00:27:47.308
‫خب، مسلما خواسته همه‌مون یکسان نیست.

430
00:27:47.342 --> 00:27:50.944
‫خانم، من اصلا از آرزوهات خبر ندارم.

431
00:27:50.979 --> 00:27:54.249
‫من تو زندگیم به جایی رسیدم
‫که کل نیازهام برآورده شده.

432
00:27:54.282 --> 00:27:57.018
‫می‌تونم بگم راضی و خرسندم.

433
00:27:57.051 --> 00:27:57.951
‫بگو ببینم.

434
00:27:57.986 --> 00:28:00.521
‫همسر کسی هستی؟
‫بیوه کسی هستی؟

435
00:28:00.555 --> 00:28:02.390
‫- اِم...
‫- شاید مادر کسی باشی؟

436
00:28:02.423 --> 00:28:05.260
‫نه بچه، نه خواهر و برادر
‫و نه والدینی دارم.

437
00:28:06.960 --> 00:28:08.396
‫قبلا شوهری داشتم.

438
00:28:08.429 --> 00:28:09.364
‫آها.

439
00:28:09.397 --> 00:28:11.798
‫خب، شوهرت چه رنگی بود؟

440
00:28:12.367 --> 00:28:13.601
‫چه رنگی بود؟

441
00:28:13.635 --> 00:28:16.803
‫اولش می‌درخشید.

442
00:28:16.837 --> 00:28:18.606
‫آخرش چی؟

443
00:28:18.640 --> 00:28:20.141
‫داستان جذابی نیست.

444
00:28:20.174 --> 00:28:23.244
‫ولی بالاخره داستانه.
‫داستان خودته...

445
00:28:23.278 --> 00:28:24.712
‫و همیشه عاقلانه است...

446
00:28:24.746 --> 00:28:26.648
‫آدم افرادی رو که بهشون مدیونه، بشناسه.

447
00:28:26.681 --> 00:28:27.749
‫خواهش می‌کنم.

448
00:28:29.984 --> 00:28:32.287
‫خب، خیلی‌خب، اِم...

449
00:28:34.656 --> 00:28:37.325
‫همدیگه رو از بچگی می‌شناختیم.

450
00:28:37.358 --> 00:28:38.993
‫اِم، زود ازدواج کردیم.

451
00:28:39.027 --> 00:28:40.927
‫اولش از ذهن و بدن همدیگه...

452
00:28:40.961 --> 00:28:42.796
‫لذت می‌بردیم.

453
00:28:42.829 --> 00:28:44.098
‫اِم...

454
00:28:44.132 --> 00:28:45.932
‫گذر سال‌ها رو به راحتی طی کردیم...

455
00:28:45.966 --> 00:28:48.503
‫و بعدش به مرور زمان...

456
00:28:49.304 --> 00:28:51.105
‫همه‌چی نیست و نابود شد...

457
00:28:51.139 --> 00:28:53.308
‫و از صمیمیتمون...

458
00:28:54.509 --> 00:28:55.543
‫کاسته شد.

459
00:28:55.576 --> 00:28:56.577
‫خب، الان کجاست؟

460
00:28:58.079 --> 00:29:01.215
‫با املین پورتر تو هکنی ساکنه.

461
00:29:01.249 --> 00:29:02.350
‫هوم.

462
00:29:03.286 --> 00:29:06.936
‫[جک]

463
00:29:08.589 --> 00:29:10.291
‫بهم گفته بود...

464
00:29:10.325 --> 00:29:12.794
‫نمی‌تونم احساسات ملت رو تشخیص بدم.

465
00:29:16.963 --> 00:29:19.300
‫نمی‌تونستم احساسات خودش رو تشخیص بدم.

466
00:29:19.334 --> 00:29:21.402
‫... آدم باید هدفمند باشه دیگه.

467
00:29:21.436 --> 00:29:22.337
‫چه هیجان‌انگیز!

468
00:29:22.370 --> 00:29:23.946
‫- واقعا هیجان‌انگیزه!
‫- نه‌خیر، نیست.

469
00:29:23.970 --> 00:29:25.573
‫بذار خودم حدس بزنم.
‫کسی توش نمی‌میره.

470
00:29:25.606 --> 00:29:27.108
‫نه!

471
00:29:27.141 --> 00:29:30.944
‫ساختار مغزم به شکلیه...

472
00:29:30.978 --> 00:29:33.947
‫که هم منبع قدرتمه،

473
00:29:33.981 --> 00:29:36.883
‫هم منبع انفرادم.

474
00:29:37.719 --> 00:29:40.021
‫گمون کنم واسه همین
‫از روایات خوشم میاد.

475
00:29:40.822 --> 00:29:43.624
‫احساسات رو از طریق
‫روایات درک می‌کنم.

476
00:29:47.061 --> 00:29:49.963
‫شاید بتونی آرزو کنی برگرده.

477
00:29:49.997 --> 00:29:52.266
‫وای، نه، نه، نه. نه، نه، نه.

478
00:29:52.500 --> 00:29:53.501
‫نه.

479
00:29:54.669 --> 00:29:57.271
‫با خودم گفتم، اِم...

480
00:29:58.239 --> 00:30:02.176
‫ممکنه بابت فقدان و خیانت
‫سوگواری کنم، ولی...

481
00:30:03.544 --> 00:30:05.179
‫نه، در واقع رها شده بودم.

482
00:30:06.647 --> 00:30:08.783
‫عین زندانی‌ای می‌موندم...

483
00:30:08.816 --> 00:30:12.387
‫که از سیاهچالی خارج
‫و زیر آفتاب اومده بودم.

484
00:30:12.420 --> 00:30:15.223
‫فضای زندگی خودم رو گسترش دادم.

485
00:30:15.256 --> 00:30:19.360
‫نه، آرزوی دیگه‌ای ندارم.

486
00:30:19.394 --> 00:30:22.597
‫تو زن عاقل و محتاطی هستی آلیتیا،

487
00:30:22.630 --> 00:30:25.066
‫ولی همه‌مون امیالی داریم،

488
00:30:25.099 --> 00:30:27.101
‫حالا ممکنه در اعماق وجودمون
‫پنهان شده باشن.

489
00:30:29.270 --> 00:30:30.872
‫ممکنه.

490
00:30:30.904 --> 00:30:35.810
‫ولی من روایت‌شناس هم هستم...

491
00:30:35.843 --> 00:30:38.279
‫و چنین موضوعی مشکل‌ساز می‌شه.

492
00:30:38.312 --> 00:30:40.715
‫خیلی مشکل‌ساز می‌شه.

493
00:30:40.748 --> 00:30:42.750
‫آخه من کل روایات اجنه...

494
00:30:42.784 --> 00:30:43.985
‫حقه‌باز رو خوندم...

495
00:30:44.018 --> 00:30:45.629
‫و می‌دونم چطوری آدم رو گول می‌زنن...

496
00:30:45.653 --> 00:30:46.687
‫که به نفع خودشون آرزو کنن.

497
00:30:46.721 --> 00:30:47.822
‫من از اون‌ها نیستن.

498
00:30:47.855 --> 00:30:49.557
‫من خداترس و شریفم...

499
00:30:49.590 --> 00:30:52.026
‫و اومدم صرفا خواسته قلبت رو برآورده کنم.

500
00:30:52.059 --> 00:30:54.128
‫خب، حتی اگه این‌طور باشه،

501
00:30:54.162 --> 00:30:57.432
‫از کجا می‌دونی می‌تونی
‫به آرزوکنندگان اعتماد کنی؟

502
00:30:59.400 --> 00:31:02.270
‫از کجا می‌دونی می‌تونی
‫به من اعتماد کنی؟

503
00:31:03.504 --> 00:31:05.306
‫خب، امیدوارم بتونم.

504
00:31:05.339 --> 00:31:08.342
‫واقعا امیدوارم بتونم
‫به تو اعتماد کنم.

505
00:31:08.376 --> 00:31:10.344
‫روایت...

506
00:31:10.378 --> 00:31:13.281
‫کوتاه بامزه‌ای داریم.
‫احتمالا خودت شنیده باشیش.

507
00:31:13.314 --> 00:31:15.216
‫سه دوست با قایقی کوچک
‫تو دریا گم می‌شن.

508
00:31:15.249 --> 00:31:16.984
‫ماهی سحرآمیزی می‌گیرن...

509
00:31:17.018 --> 00:31:18.719
‫که می‌گه یه آرزوی
‫هرکدومشون رو برآورده می‌کنه.

510
00:31:18.753 --> 00:31:19.787
‫اولی می‌گه:

511
00:31:19.821 --> 00:31:21.622
‫«آرزو می‌کنم خونه پیش همسرم بودم.»

512
00:31:21.656 --> 00:31:22.523
‫ناپدید می‌شه.

513
00:31:22.557 --> 00:31:24.225
‫دومی می‌گه:
‫«آرزو می‌کنم الان داشتم...»

514
00:31:24.258 --> 00:31:25.726
‫«با بچه‌هام تو باغ بازی می‌کردم.»

515
00:31:25.760 --> 00:31:26.861
‫اون هم می‌ره.

516
00:31:26.894 --> 00:31:29.464
‫ولی سومی می‌گه:
‫«دلم واسه دوستانم تنگ شده،»

517
00:31:29.497 --> 00:31:30.531
‫«آرزو می‌کنم الان اینجا بودن.»

518
00:31:30.565 --> 00:31:31.799
‫خودت بلدی.

519
00:31:31.833 --> 00:31:35.436
‫کل روایات مربوط به آرزو، درس عبرته.

520
00:31:35.470 --> 00:31:37.171
‫هیچ‌کدومشون پایان خوشی ندارن.

521
00:31:37.205 --> 00:31:39.082
‫حتی روایات طنزش هم پایان خوش ندارن.

522
00:31:39.106 --> 00:31:41.576
‫ولی نویسنده این یکی روایت خودمونیم...

523
00:31:41.609 --> 00:31:44.078
‫و می‌تونیم از کل تله‌ها اجتناب کنیم.

524
00:31:45.813 --> 00:31:48.182
‫خب، اگه اصلا آرزویی نکنم چی؟

525
00:31:49.984 --> 00:31:51.185
‫جانم؟

526
00:31:53.821 --> 00:31:55.723
‫اگه آرزویی نکنم چی؟

527
00:31:55.756 --> 00:31:56.924
‫در اون صورت...

528
00:31:59.460 --> 00:32:00.661
‫در اون صورت...

529
00:32:00.695 --> 00:32:02.930
‫فاجعه می‌شه!

530
00:32:16.979 --> 00:32:18.513
‫خیلی‌خب.

531
00:32:23.184 --> 00:32:26.387
‫باید داستان دومین دوران حبسم رو
‫برات تعریف کنم.

532
00:32:26.420 --> 00:32:27.421
‫سراپا گوشم.

533
00:32:38.399 --> 00:32:40.101
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم...

534
00:32:40.134 --> 00:32:44.006
‫چی شد که بطریم از ته دریای سرخ...

535
00:32:45.106 --> 00:32:47.575
‫سر از کاخی تو قسطنطنیه درآورد.

536
00:32:48.576 --> 00:32:50.478
‫ولی حس می‌کنم پای..

537
00:32:50.511 --> 00:32:52.113
‫کشتن جنگویی عثمانی،

538
00:32:58.119 --> 00:32:59.754
‫سرنگونی یه امپراتوری...

539
00:33:09.063 --> 00:33:10.264
‫و دختری عاشق وسط بود.

540
00:33:11.764 --> 00:33:19.764
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

541
00:33:31.987 --> 00:33:33.454
‫مرحبا.

542
00:33:44.160 --> 00:33:45.995
‫خب، تو کی هستی؟

543
00:33:48.036 --> 00:33:52.836
‫[فراموشی یک جن]

544
00:33:55.077 --> 00:33:57.545
‫گلتن برده‌ای بود...

545
00:33:57.578 --> 00:33:59.614
‫که تو اندرونی حرمِ...

546
00:33:59.647 --> 00:34:00.748
‫هم‌بالینان ساکن بود.

547
00:34:20.167 --> 00:34:21.511
‫وقتی جلوش ظاهر شدم،

548
00:34:24.138 --> 00:34:26.273
‫غش کرد.

549
00:34:26.307 --> 00:34:29.011
‫من کلی جون کندم
‫تا به هوش بیارمش.

550
00:34:35.182 --> 00:34:37.652
‫تأکید کردم
‫که اصلا نمی‌خوام بلایی سرش بیارم،

551
00:34:37.685 --> 00:34:39.487
‫آخه محکوم به حبس تو بطری‌ام.

552
00:34:39.520 --> 00:34:41.056
‫ولی بعد از برآورده شدن
‫سه آرزوت آزاد می‌شی.

553
00:34:41.089 --> 00:34:43.025
‫بعد از برآورده شدن سه آرزوی خودش.

554
00:34:43.058 --> 00:34:45.192
‫- بفرمایین.
‫- خیلی‌خب.

555
00:34:45.226 --> 00:34:46.661
‫خب، دخترک بیچاره بهم گفت...

556
00:34:46.694 --> 00:34:50.798
‫عشق مرد زیبایی عقل و هوش از سرش برده...

557
00:34:52.134 --> 00:34:53.768
‫و در جا آرزو کرد...

558
00:34:53.801 --> 00:34:56.004
‫دلش رو به دست بیاره.

559
00:34:56.107 --> 00:34:58.234
‫این‌ها رو براتون درست کردم.

560
00:35:09.017 --> 00:35:10.360
‫از قضا...

561
00:35:10.384 --> 00:35:12.953
‫عاشق مصطفی باشکوه شده بود.

562
00:35:12.988 --> 00:35:14.722
‫شاهزاده مصطفی رو می‌گم.

563
00:35:16.557 --> 00:35:19.226
‫بزرگ‌ترین پسر سلیمان محتشم...

564
00:35:19.260 --> 00:35:22.430
‫و احتمالا ولیعهد تاج و تختش بود.

565
00:35:23.397 --> 00:35:24.965
‫اگه می‌دونستم بعدش چی می‌شه،

566
00:35:25.000 --> 00:35:28.103
‫خطر مقابله با فرشته‌ها انتقام ابلیس رو...

567
00:35:28.136 --> 00:35:31.405
‫به جون می‌خریدم
‫که حواسش رو از آرزوش پرت کنم.

568
00:35:32.873 --> 00:35:34.308
‫ولی بدون فکر کردن،

569
00:35:34.341 --> 00:35:37.079
‫بطریم رو برداشتم
‫و روغن‌هایی جهت...

570
00:35:37.112 --> 00:35:38.679
‫آماده‌سازیش فراهم کردم.

571
00:35:40.314 --> 00:35:42.017
‫روغن دلربایی بود...

572
00:35:42.050 --> 00:35:45.219
‫که قبلا سبا استفاده می‌کرد.

573
00:35:49.690 --> 00:35:51.792
‫بهش هشدار دادم بطریه رو مخفی کنه...

574
00:35:51.826 --> 00:35:54.829
‫مبادا قدرتش دست کس دیگه‌ای بیفته.

575
00:36:00.135 --> 00:36:01.736
‫رفتن سراغ مصطفی.

576
00:36:01.769 --> 00:36:03.471
‫گلتن.

577
00:36:03.504 --> 00:36:04.939
‫اسمش رو زمزمه کردم.

578
00:36:09.677 --> 00:36:11.345
‫اون فرستاد سراغش.

579
00:36:13.814 --> 00:36:15.549
‫خیلی راحت بود.

580
00:36:24.192 --> 00:36:26.360
‫از اون‌جایی که جن هستم،
‫به شدت نسبت...

581
00:36:26.393 --> 00:36:28.329
‫به رفتار انسان‌ها کنجکاوم.

582
00:36:29.197 --> 00:36:30.598
‫از همین روی، در اوقات فراغتم...

583
00:36:30.631 --> 00:36:34.502
‫تو کاخ می‌گشتم تا شاهد دسیسه‌ای باشم.

584
00:36:35.269 --> 00:36:36.737
‫همون‌جا بود که برای اولین بار...

585
00:36:36.771 --> 00:36:38.506
‫بین خواجه‌ها، همسران و هم‌بالینان،

586
00:36:38.539 --> 00:36:40.775
‫خرم رو دیدم.

587
00:36:41.809 --> 00:36:43.145
‫همون زن خندان رو دیدم.

588
00:36:51.719 --> 00:36:53.687
‫اون هم برده‌ای بود...

589
00:36:53.721 --> 00:36:56.423
‫که بین اون همه آدم
‫پیشرفت کرده بود...

590
00:36:56.457 --> 00:36:58.859
‫و سوگلی سلطان شده بود.

591
00:37:07.368 --> 00:37:11.106
‫چشم سلیمان فرزانه
‫کسی جز اون رو نمی‌دید.

592
00:37:11.139 --> 00:37:13.641
‫اون هم می‌خواست
‫از تاج و تخت مقابل...

593
00:37:13.674 --> 00:37:17.912
‫مصطفی عزیزش محافظت کنه
‫تا به پسران خودش برسه.

594
00:37:20.681 --> 00:37:23.051
‫از همین روی،
‫به افراد زیادی گفته بود...

595
00:37:23.084 --> 00:37:24.785
‫شاهزاده رو تحت نظر داشته باشن.

596
00:37:34.962 --> 00:37:36.330
‫اولش که دیدم خرم...

597
00:37:36.363 --> 00:37:40.168
‫چه استادانه همه رو به بازی می‌گره،

598
00:37:40.202 --> 00:37:44.338
‫نگران شده بودم
‫گلتن عزیزم هم اسیر نقشه‌هاش بشه.

599
00:37:50.212 --> 00:37:52.346
‫سعی کردم بهش هشدار بدم
‫که مراقب باشه.

600
00:37:54.082 --> 00:37:57.818
‫ولی خودش دومین آرزوش رو
‫انتخاب کرده بود.

601
00:37:57.997 --> 00:37:59.832
‫آرزو می‌کنم باردار بشم.

602
00:37:59.957 --> 00:38:01.292
‫از مصطفی باردار بشی؟

603
00:38:01.417 --> 00:38:02.460
‫خواهش می‌کنم
‫چنین آرزویی نکن.

604
00:38:02.585 --> 00:38:04.670
‫خواسته قلبیمه.

605
00:38:04.795 --> 00:38:06.672
‫آرزوم رو برآورده کن.

606
00:38:06.797 --> 00:38:08.215
‫زود باش.

607
00:38:08.341 --> 00:38:09.592
‫خواهش می‌کنم صبر کن.

608
00:38:10.431 --> 00:38:12.633
‫اشتباه بزرگی بود.

609
00:38:13.534 --> 00:38:15.603
‫آخه همون موقع...

610
00:38:15.636 --> 00:38:18.039
‫داشتن سلیمان محتشم رو...

611
00:38:18.073 --> 00:38:19.773
‫تضعیف می‌کردن.

612
00:38:20.841 --> 00:38:23.510
‫جنگجویانش معتقد بودن دل‌نازک شده...

613
00:38:23.544 --> 00:38:26.248
‫و بیش از حکمرانی قاطعانه،

614
00:38:26.281 --> 00:38:28.883
‫به اشعارش علاقه‌مند شده.

615
00:38:44.232 --> 00:38:45.966
‫خرم شایعاتی پخش می‌کنه...

616
00:38:46.001 --> 00:38:48.169
‫که ارتش می‌خواد
‫تاج و تختش رو تصاحب کنه...

617
00:38:48.203 --> 00:38:50.604
‫و مصطفی رو جایگزینش کنه.

618
00:38:51.705 --> 00:38:53.341
‫شاهزاده حکم سرباز پیاده...

619
00:38:53.375 --> 00:38:56.344
‫بازی بی‌پایان قدرت رو پیدا کرده بود.

620
00:39:08.622 --> 00:39:10.658
‫سلیمان محتشم،

621
00:39:10.691 --> 00:39:12.394
‫سلیمان فاتح،

622
00:39:12.426 --> 00:39:15.263
‫حامی و محافظ امپراتوری‌ها،

623
00:39:15.297 --> 00:39:16.998
‫سلیمان پدر...

624
00:39:17.032 --> 00:39:18.333
‫چاره‌ای نداشت...

625
00:39:18.366 --> 00:39:21.535
‫و می‌دونست قلبش
‫با چنین کاری می‌شکنه.

626
00:39:28.442 --> 00:39:31.379
‫در همین حین، گلتن اصلا دلیلی نمی‌دید...

627
00:39:31.413 --> 00:39:34.015
‫که به خاطر باردار بودن پسر...

628
00:39:37.518 --> 00:39:41.655
‫سلطان بعدی، نباید جایی آفتابی بشه.

629
00:39:47.528 --> 00:39:49.596
‫با این که کلی بهش هشدار داده بودم،

630
00:39:49.630 --> 00:39:53.701
‫همه‌جا سینه و شکم برآمده‌اش رو
‫به نمایش می‌ذاشت.

631
00:39:53.734 --> 00:39:57.339
‫حرفش هم خیلی زود
‫تو حرم پیچید.

632
00:40:03.544 --> 00:40:06.982
‫نقشه‌های وحشتناکشون
‫به سرعت پیش رفتن.

633
00:40:32.940 --> 00:40:35.410
‫شاهزاده مصطفی با معصومیت...

634
00:40:35.443 --> 00:40:37.611
‫به پیشگاه پدرش رفت...

635
00:40:37.644 --> 00:40:40.415
‫تا بابت وفاداریش
‫بهش اطمینان خاطر بده.

636
00:40:40.785 --> 00:40:42.286
‫سلطان عزیزم.

637
00:40:47.041 --> 00:40:48.167
‫پدر...

638
00:40:51.059 --> 00:40:53.694
‫ولی مزدوران در خفا کمین کرده بودن.

639
00:40:57.631 --> 00:40:59.566
‫جان‌نثارانش رو که خیلی دوستش داشتن...

640
00:40:59.600 --> 00:41:00.901
‫با فریاد صدا کرد،

641
00:41:00.934 --> 00:41:03.904
‫ولی صداش با بند کمان پدرش خفه شد...

642
00:41:03.937 --> 00:41:06.774
‫و نفسش بند اومد.

643
00:41:26.960 --> 00:41:28.962
‫گلتن!

644
00:41:29.875 --> 00:41:31.502
‫دارن میان سراغت.

645
00:41:32.086 --> 00:41:33.004
‫آرزو کن!

646
00:41:33.588 --> 00:41:35.089
‫یه آرزوی دیگه بیشتر نمونده.

647
00:41:35.590 --> 00:41:36.465
‫واسه چی؟

648
00:41:37.049 --> 00:41:38.009
‫گلتن.

649
00:41:38.134 --> 00:41:40.303
‫دارن میان بکشنت!

650
00:41:42.263 --> 00:41:43.639
‫شاهزاده ازم محافظت می‌کنه.

651
00:41:43.764 --> 00:41:46.309
‫کاری از دستش برنمیاد.
‫آرزو کن!

652
00:41:46.767 --> 00:41:48.561
‫اون عاشقمه.

653
00:41:48.686 --> 00:41:49.604
‫گلتن.

654
00:41:49.729 --> 00:41:50.646
‫شاهزاده مرده!

655
00:41:51.897 --> 00:41:52.940
‫مرده!

656
00:41:53.649 --> 00:41:55.943
‫کل طرفدارانش مرده‌ان.

657
00:41:56.068 --> 00:41:57.820
‫خرم داره میاد سراغت...

658
00:42:01.962 --> 00:42:03.498
‫«آرزو کن!»

659
00:42:03.531 --> 00:42:05.833
‫«خودت رو نجات بده گلتن!»

660
00:42:10.071 --> 00:42:12.806
‫کافی بود چند کلمه ادا کنه
‫تا آزاد بشه...

661
00:42:12.840 --> 00:42:16.311
‫و بتونه بچه‌اش رو در امنیت به دنیا بیاره،

662
00:42:16.344 --> 00:42:20.048
‫من هم بالاخره می‌تونستم
‫به قلمرو اجنه برم.

663
00:42:20.081 --> 00:42:22.450
‫ولی بدو بدو رفت تو دل آدمکش‌ها.

664
00:42:24.185 --> 00:42:26.287
‫می‌خواستم بهشون حمله کنم،

665
00:42:26.321 --> 00:42:28.889
‫ولی یکی از پیروان ابلیس جلوم رو گرفت.

666
00:42:37.443 --> 00:42:39.946
‫کسی نمی‌خواد اینجا باشی.

667
00:42:44.116 --> 00:42:46.786
‫نمی‌تونی داستانش رو تغییر بدی.

668
00:42:49.705 --> 00:42:52.625
‫اگه آرزو نکنی...

669
00:42:53.876 --> 00:42:56.462
‫محکوم به فنایی.

670
00:43:11.399 --> 00:43:12.400
‫گلتن!

671
00:43:28.416 --> 00:43:31.718
‫اصلا آرزو نکرد خودش رو نجات بده.

672
00:43:32.920 --> 00:43:35.889
‫اصلا آرزو نکرد
‫که جفتمون رو نجات بده.

673
00:43:43.298 --> 00:43:45.099
‫خلاصه، همون‌جا نشسته بودم،

674
00:43:45.133 --> 00:43:47.235
‫یا می‌شه گفت ننشسته بودم،

675
00:43:47.268 --> 00:43:50.471
‫چیزی نمونده رها بشم،
‫ولی برآورده نکردن...

676
00:43:50.505 --> 00:43:52.839
‫سومین آرزوش تو این دنیا گرفتارم کرد.

677
00:43:52.873 --> 00:43:54.309
‫ولی خودت متوجهی که داستان...

678
00:43:54.342 --> 00:43:57.512
‫زنی رو برام تعریف کردی
‫که صرفا به خاطر آرزوهای خودش...

679
00:43:57.545 --> 00:43:59.581
‫محکوم به فنا شد، مگه نه؟

680
00:43:59.614 --> 00:44:02.450
‫آره، ولی تکمیل نکردم آرزوهاش موجب شد...

681
00:44:02.483 --> 00:44:04.552
‫من هم محکوم به فنا بشم.

682
00:44:04.586 --> 00:44:06.688
‫کس دیگه‌ای نمی‌تونست
‫آرزوهاش رو کامل کنه؟

683
00:44:06.720 --> 00:44:08.256
‫امیدوار بودم همین‌طور بشه.

684
00:44:08.289 --> 00:44:10.325
‫یعنی در اون صورت
‫بالاخره آزاد می‌شی؟

685
00:44:10.358 --> 00:44:12.793
‫تنها امیدم همینه.

686
00:44:12.826 --> 00:44:15.163
‫ولی خودت نامرئی شده بودی.

687
00:44:15.196 --> 00:44:16.231
‫عین اشباح شده بودم.

688
00:44:16.264 --> 00:44:18.099
‫نامرئی می‌گشتم.

689
00:44:18.132 --> 00:44:19.033
‫بطریت هم...

690
00:44:19.067 --> 00:44:21.302
‫زیر سنگ لقی که فقط گلتن محروم...

691
00:44:21.336 --> 00:44:22.670
‫از جاش خبر داشت پنهان بود.

692
00:44:22.704 --> 00:44:24.572
‫آره، واقعا مخمصه بدی بود.

693
00:44:26.040 --> 00:44:28.610
‫سعی کردم توجه کسی رو جلب کنم،

694
00:44:28.643 --> 00:44:30.378
‫فرقی نداشت، فقط می‌خواستم کمکم کنه.

695
00:44:31.646 --> 00:44:33.281
‫واقعا خیلی تلاش کردم.

696
00:44:33.314 --> 00:44:35.849
‫عطرشون رو دنبال کردم،
‫همیشه دنبالشون بودم.

697
00:44:35.882 --> 00:44:38.086
‫مصمم بودم، التماس می‌کردم،
‫فریاد می‌کشیدم.

698
00:44:38.119 --> 00:44:39.953
‫هر کاری می‌کردم که توجهشون رو
‫به خودم جلب کنم.

699
00:45:09.017 --> 00:45:12.754
‫صد سال به طرز رقت‌آوری
‫همین کار رو کردم...

700
00:45:12.786 --> 00:45:16.024
‫و هر بار که شکست می‌خوردم،
‫از انگیزه‌ام کاسته می‌شد.

701
00:45:22.664 --> 00:45:24.798
‫ولی بعدش سال 1620،

702
00:45:24.831 --> 00:45:28.536
‫امید به شکل پسری
‫شمشیر به دست وارد زندگیم شد.

703
00:45:32.486 --> 00:45:35.475
‫[دو برادر و زنی بزرگ‌جثه]

704
00:45:35.476 --> 00:45:37.545
‫مراد! مراد!

705
00:45:51.559 --> 00:45:53.127
‫مراد!

706
00:46:01.369 --> 00:46:04.205
‫پسره به طریقی
‫حضورم رو حس کرد...

707
00:46:04.238 --> 00:46:07.108
‫و تونستم بکشونمش دم سنگه.

708
00:46:56.424 --> 00:46:57.425
‫ابراهیم!

709
00:46:58.159 --> 00:46:59.327
‫بیا.

710
00:47:01.429 --> 00:47:02.430
‫مراد!

711
00:47:03.831 --> 00:47:05.166
‫ابراهیم!

712
00:47:05.199 --> 00:47:07.077
‫ولی همین که چیزی نمونده بود...

713
00:47:07.101 --> 00:47:08.536
‫من رو به دست بیارن،

714
00:47:08.569 --> 00:47:09.837
‫مادرشون پیداشون می‌کنه.

715
00:47:12.240 --> 00:47:13.875
‫مادرشون کوسم،

716
00:47:13.907 --> 00:47:16.110
‫از بیوه‌های سلطان احمد یکم بود.

717
00:47:16.144 --> 00:47:18.646
‫پسرهاش هم تو صف تاج و تخت هستن.

718
00:47:21.349 --> 00:47:23.551
‫وقتی موی پای مراد رو دیدم،

719
00:47:23.584 --> 00:47:26.687
‫فهمیدم یکی از اجدادش جن بوده...

720
00:47:26.721 --> 00:47:28.623
‫و قدرت اجنه تو وجودش هست.

721
00:47:29.624 --> 00:47:31.192
‫همه‌جا دنبالش رفتم...

722
00:47:31.225 --> 00:47:33.561
‫و مصمم بودم دوباره بکشونمش سمت سنگه.

723
00:47:33.594 --> 00:47:36.798
‫ولی در سن چهار سالگی
‫به تاج و تخت می‌رسه...

724
00:47:36.831 --> 00:47:38.932
‫و سلطان مراد چهارم می‌شه.

725
00:47:38.965 --> 00:47:41.903
‫و چون درگیر دسیسه‌های همیشگی می‌شه،

726
00:47:41.935 --> 00:47:45.206
‫بیش از پیش نادیده‌ام می‌گیره.

727
00:47:45.239 --> 00:47:48.176
‫در سن بیست سالگی
‫ارتشش رو به جنگ می‌بره.

728
00:47:48.209 --> 00:47:49.911
‫خودش کنار افرادش...

729
00:47:49.943 --> 00:47:52.413
‫در قفقاز و بین‌النهرین مبارزه می‌کنه.

730
00:47:53.448 --> 00:47:55.883
‫روایات بی‌پرواییش رو تعریف می‌کنن...

731
00:47:55.917 --> 00:47:58.085
‫و حتی به فکر جون خودش هم نبود.

732
00:48:04.091 --> 00:48:07.328
‫از دیدار مجددش ناامید شدم.

733
00:48:08.563 --> 00:48:13.234
‫آلیتیا، امید یه پا هیولاست،
‫من هم بازیچه‌اش هستم.

734
00:48:13.734 --> 00:48:14.902
‫یعنی مرد؟

735
00:48:14.936 --> 00:48:16.404
‫تو نبرد نمرد.

736
00:48:16.871 --> 00:48:18.139
‫کوسم باید...

737
00:48:18.172 --> 00:48:20.241
‫تو استانبول از تاج و تخت محافظت می‌کرد.

738
00:48:20.274 --> 00:48:22.076
‫باید از ابراهیم محافظت می‌کرد.

739
00:48:22.109 --> 00:48:23.987
‫- برادر کوچکش رو می‌گی؟
‫- آره.

740
00:48:27.515 --> 00:48:30.051
‫آخرین فرد از خاندان عثمانی بود.

741
00:48:30.885 --> 00:48:33.354
‫باید فرزندان پسر بیاره.

742
00:48:35.656 --> 00:48:40.495
‫در نتیجه، کوسم تو قفسی که در و دیوارش رو
‫با پوست سمور پوشونده بودن، حبسش کرد.

743
00:48:47.902 --> 00:48:49.504
‫چه زندانی.

744
00:48:49.537 --> 00:48:52.139
‫آدم هم اصلا دلش نمی‌خواد
‫از چنین زندانی خارج بشه.

745
00:48:53.639 --> 00:49:01.639
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

746
00:49:07.655 --> 00:49:09.657
‫اونجا به شدت فاسد شد.

747
00:49:09.690 --> 00:49:12.727
‫معتقد بود هر چی حجم گوشت بیشتر باشه،

748
00:49:12.760 --> 00:49:14.161
‫آدم بیشتر لذت می‌بره.

749
00:49:14.195 --> 00:49:18.165
‫در نتیجه، کوسم زنان زیبایی
‫شهوت‌انگیز و بزرگ‌جثه پیدا می‌کنه...

750
00:49:18.199 --> 00:49:21.435
‫و به اتاقش می‌بره.

751
00:49:21.469 --> 00:49:25.606
‫سرنوشتم دقیقا به خاطر
‫این فتیش تغییر می‌کنه.

752
00:49:25.640 --> 00:49:26.807
‫چطور مگه؟

753
00:49:27.775 --> 00:49:28.977
‫به زودی می‌فهمی.

754
00:49:59.640 --> 00:50:01.242
‫مراد برگشت.

755
00:50:01.275 --> 00:50:03.110
‫البته با این که فاتحانه برگشت،

756
00:50:03.144 --> 00:50:05.846
‫نمی‌تونست ردای خونینش رو دربیاره.

757
00:50:06.914 --> 00:50:09.617
‫جنگ واقعا روحش رو فاسد کرده بود.

758
00:50:29.337 --> 00:50:31.172
‫صبر کردم تا تنها بشه.

759
00:50:31.205 --> 00:50:34.342
‫مصمم بودم دوباره بکشونمش سمت سنگه.

760
00:50:34.375 --> 00:50:37.511
‫نمی‌خوام وسط حرفت بپرم،
‫ولی واقعا سوالی برام پیش اومده.

761
00:50:37.545 --> 00:50:39.747
‫برات فرقی نداشت
‫که چنین آدمی...

762
00:50:39.780 --> 00:50:41.282
‫ممکنه چه آرزویی بکنه؟

763
00:50:41.782 --> 00:50:43.651
‫آخه طرف سیری‌ناپذیر بود.

764
00:50:43.684 --> 00:50:45.286
‫نه.

765
00:50:45.319 --> 00:50:47.221
‫حتی اگه آرزوش به شدت
‫خبیثانه بود هم فرقی نداشت؟

766
00:50:47.254 --> 00:50:48.723
‫اگه به آزادیم ختم می‌شد، فرقی نداشت.

767
00:50:48.756 --> 00:50:52.760
‫حقیقت از این قراره
‫که ذهنش درگیر مسائل دیگه‌ای بود.

768
00:50:54.295 --> 00:50:56.564
‫معتقد بود شکست‌ناپذیره...

769
00:50:56.597 --> 00:51:01.168
‫و باید به منظور حکومت بی‌پایانش،
‫از شر کل رقبا خلاص بشه.

770
00:51:06.535 --> 00:51:09.497
‫واسه چی می‌خواین
‫شمشیرتون رو حروم کنی شیر بزرگ؟

771
00:51:14.049 --> 00:51:15.282
‫ابراهیم.

772
00:51:18.653 --> 00:51:19.787
‫ابراهیم.

773
00:51:45.199 --> 00:51:47.576
‫برادر بزرگم...

774
00:51:56.544 --> 00:51:58.170
‫عین نوزاد می‌مونه.

775
00:51:59.505 --> 00:52:01.299
‫چطور ممکنه بتونه حکمرانی کنه.

776
00:52:21.549 --> 00:52:24.019
‫کوسم باید جلوش رو می‌گرفت.

777
00:52:24.052 --> 00:52:26.121
‫باید به طرق دیگه‌ای
‫رضایتش رو جلب می‌کرد...

778
00:52:26.154 --> 00:52:28.889
‫تا حواسش از عطش خونش پرت بشه.

779
00:52:33.527 --> 00:52:37.298
‫اول شرایطی فراهم کرد
‫که دائما مست باشه.

780
00:52:39.233 --> 00:52:41.136
‫بعدش اقدام به شدت موذیانه‌ای کرد.

781
00:52:41.169 --> 00:52:42.603
‫شاید از این کارش لذت ببری.

782
00:52:48.977 --> 00:52:50.244
‫عده‌ای رو به سراسر...

783
00:52:50.277 --> 00:52:52.713
‫امپراتوریشون اعزام کرد...

784
00:52:53.447 --> 00:52:55.716
‫تا بهترین راویان رو پیدا کنن.

785
00:53:14.969 --> 00:53:16.871
‫اون‌هایی که نظرش رو جلب نمی‌کردن،

786
00:53:16.904 --> 00:53:20.407
‫یا از ترس فرار می‌کردن
‫یا قربانی بی‌حوصلگیش می‌شدن.

787
00:53:30.518 --> 00:53:32.254
‫فقط یکیشون...

788
00:53:32.286 --> 00:53:34.388
‫تونست محصورش کنه.

789
00:53:36.191 --> 00:53:38.526
‫تونست با روایات تسکینش بده...

790
00:53:38.559 --> 00:53:41.595
‫و مجبورش کنه همون‌جا بشینه
‫تا از ته داستان خبردار بشه.

791
00:54:03.151 --> 00:54:05.086
‫تنها دوستش همین آدم بود.

792
00:54:07.488 --> 00:54:10.658
‫بعدش همون دوستی
‫به عشق بدل شد.

793
00:54:12.526 --> 00:54:14.795
‫من هم از اون‌جایی
‫که کار دیگه‌ای نداشتم،

794
00:54:14.829 --> 00:54:15.830
‫سپاس‌گزارانه گوش می‌دادم.

795
00:54:15.863 --> 00:54:19.466
‫آخه من هم غرق شدن
‫تو داستان‌هاش رو خیلی دوست داشتم.

796
00:54:24.839 --> 00:54:26.574
‫وقتی اون پیرمرد از دنیا رفت،

797
00:54:26.607 --> 00:54:28.909
‫کل ساکنین کاخ به خیابون‌ها فرار کردن،

798
00:54:28.943 --> 00:54:33.148
‫آخه می‌ترسیدن سوگواری مراد
‫به قتل ملت ختم بشه.

799
00:54:37.319 --> 00:54:42.590
‫ولی همون‌جا می‌شینه و این‌قدر
‫ناله می‌کنه و مشروب می‌خوره تا خالی بشه.

800
00:55:08.749 --> 00:55:11.518
‫بعدش پاداش بردباریم رو گرفتم.

801
00:55:12.519 --> 00:55:13.654
‫آخه بالاخره می‌تونستم...

802
00:55:13.687 --> 00:55:16.057
‫در چنین شرایطی توجهش رو جلب کنم...

803
00:55:16.091 --> 00:55:19.027
‫و به اون حمام سری بکشونمش.

804
00:55:19.060 --> 00:55:20.704
‫وای، خودم فهمیدم بعدش چی می‌شه.

805
00:55:20.728 --> 00:55:23.430
‫این‌قدر ضعیف شده بود
‫که نتونست سنگه رو بلند کنه.

806
00:55:23.464 --> 00:55:26.201
‫حتی این‌قدر ضعیف شده بود
‫که نتونست چفت در رو باز کنه.

807
00:55:28.535 --> 00:55:32.073
‫در نتیجه، رفت و این‌قدر مشروب خورد
‫تا به خواب ابدی فرو رفت.

808
00:55:32.773 --> 00:55:34.042
‫عجب!

809
00:55:34.075 --> 00:55:35.643
‫من هم همون‌جا مونده بودم...

810
00:55:35.676 --> 00:55:38.179
‫و با فراموشی خودم مواجه شدم بودم،

811
00:55:38.213 --> 00:55:40.514
‫کسی هم صدام رو نمی‌شنید،

812
00:55:40.547 --> 00:55:44.052
‫کسی من رو نمی‌شناخت
‫و اصلا وجودم رو حس نمی‌کرد.

813
00:55:44.085 --> 00:55:46.420
‫حتی نمی‌تونی تصور کنی.

814
00:55:49.357 --> 00:55:51.425
‫خب راستش، چرا می‌تونم.

815
00:55:52.294 --> 00:55:54.828
‫می‌تونی تصورکنی «تنهایی» چطوریه؟

816
00:55:55.529 --> 00:55:57.698
‫اینکه چطور می‌تونه انسان
‫رو خرد و کوفته کنه؟

817
00:55:57.999 --> 00:55:59.767
‫می‌تونم.

818
00:55:59.800 --> 00:56:02.436
‫ما زمانی وجود داریم که
‫برای بقیه واقعی باشیم.

819
00:56:02.469 --> 00:56:03.771
‫قبول داری؟

820
00:56:03.804 --> 00:56:04.838
‫آره.

821
00:56:04.872 --> 00:56:07.508
‫خب پس این، سرنوشت ماست آلیتیا...

822
00:56:07.541 --> 00:56:10.644
‫اگه اصلاً آرزو نکنی...

823
00:56:10.678 --> 00:56:12.380
‫من بین دو دنیا زندانی می‌شم.

824
00:56:12.414 --> 00:56:15.616
‫تنها و نامرئی، تا ابد!

825
00:56:17.818 --> 00:56:19.520
‫یه آرزو کن، آلیتیا.

826
00:56:20.422 --> 00:56:22.456
‫خواسته قلبیت رو آرزو کن.

827
00:56:30.298 --> 00:56:34.069
‫اگه جای تو بودم بیشتر دقت می‌کردم!

828
00:56:34.102 --> 00:56:36.371
‫کاملاً مشخصه که تو راه نجاتت رو پیدا کردی.

829
00:56:36.404 --> 00:56:37.538
‫کم و بیش.

830
00:56:37.571 --> 00:56:39.183
‫کم کم دارم به این فکر میوفتم که بغلِ یه...

831
00:56:39.207 --> 00:56:40.208
‫آدم حقه‌باز نشستم.

832
00:56:42.177 --> 00:56:44.611
‫اونطوری که خیلی بهتر می‌شد!

833
00:56:44.645 --> 00:56:46.513
‫خیلی هم آسون‌تر.

834
00:56:46.547 --> 00:56:49.351
‫اما حقیقت اینه که من یه احمقم

835
00:56:49.384 --> 00:56:51.987
‫که تِر زدن توی شانسش.

836
00:56:52.020 --> 00:56:55.090
‫خب مجبورم حرف رو باور کنم.

837
00:57:04.865 --> 00:57:05.866
‫خب؟

838
00:57:08.669 --> 00:57:11.973
‫خب الان ابراهیم، پادشاه می‌شه؟

839
00:57:12.007 --> 00:57:16.577
‫ابراهیم باید به‌زور روی تخت پادشاهی بنشینه.

840
00:57:17.114 --> 00:57:18.407
‫مادر!

841
00:57:19.325 --> 00:57:20.368
‫مادر!

842
00:57:33.461 --> 00:57:35.696
‫<i>اون یک از معشوقه‌هاش رو به مقامِ</i>

843
00:57:35.729 --> 00:57:37.432
‫<i>فرماندار دمشق منصوب کرد.</i>

844
00:57:37.465 --> 00:57:39.933
‫<i>نام اون زن «شوگر لمپ» بود.</i>

845
00:57:39.967 --> 00:57:42.203
‫<i>که با تمامِ معیارهای پادشاه همخوانی داشت.</i>

846
00:57:44.272 --> 00:57:45.939
‫<i>اگر اجازه نداشت تا در قصر گشت و گزار کنه،</i>

847
00:57:45.974 --> 00:57:48.876
‫<i>هرگز «حمام مخفی» رو پیدا نمی‌کرد.</i>

848
00:57:48.909 --> 00:57:51.279
‫<i>اگر تصمیم نمی‌گرفت تا اونجا حمام کنه،</i>

849
00:57:51.312 --> 00:57:53.580
‫<i>آب وان اونقدری پر نمی‌شد
‫ که همه‌جا رو خیس کنه</i>

850
00:57:53.614 --> 00:57:54.715
‫<i>اگه وقتی داشت روی زمین راه می‌رفت</i>

851
00:57:54.748 --> 00:57:56.117
‫<i>توی عالم هپروت سیر نمی‌کرد؛</i>

852
00:57:56.151 --> 00:57:58.886
‫<i>محکم زمین نمی‌خورد تا سنگ از هم شکافته بشه</i>

853
00:57:59.787 --> 00:58:02.223
‫<i>- و بطری من رو پیدا کنه.
‫- آهان.</i>

854
00:58:19.673 --> 00:58:22.876
‫<i>راستش رو بخوای، باید خودم رو دست بالا می‌گرفتم.</i>

855
00:58:22.910 --> 00:58:25.646
‫<i>اما بی‌شرمانه شروع به التماس کردم!</i>

856
00:58:25.850 --> 00:58:28.352
‫<i>خواهش می‌کنم بانوی من،
‫من تو وضعیت خیلی بدی‌ام.</i>

857
00:58:28.477 --> 00:58:30.605
‫<i>بسیار وخیم، باید کمکم کنید.</i>

858
00:58:31.188 --> 00:58:32.106
‫<i>بو میدی!</i>

859
00:58:32.231 --> 00:58:33.232
‫<i>یه آرزو کن!</i>

860
00:58:33.733 --> 00:58:34.734
‫<i>هرچی خواستی!</i>

861
00:58:34.859 --> 00:58:36.402
‫<i>هر آرزویی دلت خواست.</i>

862
00:58:36.527 --> 00:58:39.113
‫<i>من هیچ سر و کاری با جن‌های فریبنده ندارم.</i>

863
00:58:39.238 --> 00:58:40.990
‫<i>یعنی هیچی نمی‌خوای؟</i>

864
00:58:41.282 --> 00:58:43.117
‫<i>باید یه خواسته‌ای باشه، آرزوش کن.</i>

865
00:58:43.242 --> 00:58:46.746
‫<i>بگو، آرزو کن. همین الان.</i>

866
00:58:52.340 --> 00:58:53.883
‫<i>آرزو می‌کنم برگردی...</i>

867
00:58:53.907 --> 00:58:57.145
‫<i>توی بطری‌ات و بری به اعماق آب‌های بسفر</i>

868
00:59:00.181 --> 00:59:01.416
‫الانم که اینجام،

869
00:59:01.449 --> 00:59:03.951
‫گیر شما افتادم.

870
00:59:06.421 --> 00:59:08.356
‫ظاهراً نمی‌تونیم از هم فرار کنیم.

871
00:59:08.389 --> 00:59:10.657
‫تمام و کمال در اختیار توئم.

872
00:59:16.897 --> 00:59:18.166
‫این آرزو...

873
00:59:19.867 --> 00:59:21.969
‫هنری بسیار سرنوشت‌سازه.

874
00:59:22.003 --> 00:59:25.006
‫آرزو کردن راه‌حل‌های زیادی رو
‫پیش روی انسان می‌ذاره.

875
00:59:25.039 --> 00:59:25.873
‫لزوماً نه!

876
00:59:25.906 --> 00:59:27.184
‫خب توی داستان‌هات که اینطوریه.

877
00:59:27.208 --> 00:59:28.042
‫می‌دونم، اما...

878
00:59:28.076 --> 00:59:29.477
‫گفتی که حقه‌باز نیستی،

879
00:59:29.511 --> 00:59:33.047
‫و ادعا داری که من و تو نویسنده‌های
‫این داستان هستیم.

880
00:59:33.081 --> 00:59:36.284
‫اما چطوریه که من نمی‌تونم
‫بخش خودم رو بنویسم؟

881
00:59:36.317 --> 00:59:37.252
‫درسته.

882
00:59:37.285 --> 00:59:41.089
‫چرا مثل بچه آدم برنمی‌گردی توی بطری‌ات

883
00:59:41.122 --> 00:59:42.856
‫تا من بدمش به یه آدم ساده‌لوح‌تر؟

884
00:59:42.890 --> 00:59:45.792
‫یه آدم نا اُمید و حریص‌تر از من.

885
00:59:45.826 --> 00:59:47.195
‫من برنمی‌گردم اون داخل.

886
00:59:47.228 --> 00:59:48.062
‫آخه چرا؟

887
00:59:48.096 --> 00:59:49.897
‫چون برنمی‌گردم.

888
00:59:49.930 --> 00:59:51.899
‫خب من قرار نیست خدمتت سه تا آرزو بکنم.

889
00:59:51.932 --> 00:59:54.269
‫با این کارت من رو به فراموشی می‌سپاری.

890
00:59:54.302 --> 00:59:55.570
‫غیرممکنه بابا.

891
00:59:55.603 --> 00:59:57.539
‫ای خدا سرم درد گرفت!

892
00:59:57.572 --> 00:59:59.240
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب...

893
00:59:59.274 --> 01:00:01.808
‫اینکارو می‌کنیم، من سه‌تا آرزو می‌کنم.

894
01:00:01.842 --> 01:00:02.943
‫- آرزو می‌کنم.
‫- قبل از اینکه بمیری دیگه؟

895
01:00:02.977 --> 01:00:04.745
‫همین الان، سه‌تاش هم پشت هم.

896
01:00:04.778 --> 01:00:05.879
‫خب بریم؟

897
01:00:05.913 --> 01:00:08.815
‫اولین آرزو، «آرزو می‌کنم سردردت خوب بشه»

898
01:00:11.718 --> 01:00:13.454
‫دومین آرزو:

899
01:00:13.488 --> 01:00:15.356
‫آرزو می‌کنم بتونم یه قُلپ از این چای بخورم.

900
01:00:17.724 --> 01:00:20.727
‫و آخرین آرزو، یدونه از اینا رو آرزو می‌کنم.

901
01:00:20.761 --> 01:00:22.063
‫داری مسخره‌ام می‌کنی؟

902
01:00:22.096 --> 01:00:23.764
‫سه‌تا آرزو کردم دیگه، خیلی آسون...

903
01:00:23.797 --> 01:00:24.898
‫و کاملاً بی‌خطر.

904
01:00:24.932 --> 01:00:26.967
‫سلطان سلیمان من رو به‌‌خاطر این که...

905
01:00:27.001 --> 01:00:29.470
‫خواسته قلبی‌ام رو بهش گفتم زندانی کرد.

906
01:00:29.504 --> 01:00:32.540
‫فقط با برآورده کردن آرزوهای جنابعالی
‫می‌تونم آزاد بشم.

907
01:00:32.574 --> 01:00:34.175
‫واقعاً بابت این تشابه بی دلیل ممنونم!

908
01:00:34.209 --> 01:00:35.376
‫اما مسئله اینه که

909
01:00:35.410 --> 01:00:38.513
‫من تا آخر عمرم هم نمی‌تونم یه آروزی
‫درست حسابی بکنم.

910
01:00:38.546 --> 01:00:39.813
‫اونوقت تو داری می‌گی سه تا آرزو بکن؟

911
01:00:39.846 --> 01:00:42.283
‫تو مگه آدم نیستی؟ اصلاً زنده‌ای؟

912
01:00:42.317 --> 01:00:43.917
‫می‌دونی؟ در بعضی فرهنگ‌ها....

913
01:00:43.951 --> 01:00:45.653
‫هیچ خواسته‌ای نداشتن
‫نشونه روشن‌فکری‌ه.

914
01:00:45.687 --> 01:00:47.854
‫معتقد و پرهیزگار هم که هستی!

915
01:00:47.888 --> 01:00:50.325
‫اگه از زندگی‌ام راضی ام،
‫چرا الکی توی کار سرنوشت دخالت کنم؟

916
01:00:50.358 --> 01:00:51.559
‫واقعاً آدم بزدلی هستی.

917
01:00:51.593 --> 01:00:52.926
‫سربه‌سرم نذار.

918
01:00:52.960 --> 01:00:54.895
‫هیچ انسان، فرشته یا جنی

919
01:00:54.928 --> 01:00:56.140
‫وجود نداره که فرصتِ برآورده شدنِ

920
01:00:56.164 --> 01:00:57.798
‫آروزهای قلبی‌اش رو رد کنه

921
01:00:57.831 --> 01:00:59.467
‫اون‌وقت من گیر آدمی افتادم که

922
01:00:59.500 --> 01:01:00.810
‫ادعا می‌کنه هیچ آرزویی نداره.

923
01:01:00.834 --> 01:01:02.303
‫آلیتیا بینی، تو یه دروغ‌گویی!

924
01:01:02.337 --> 01:01:06.307
‫می‌دونی؟ کم‌ کم دارم به خودم می‌گم
‫ای کاش هیچوقت آشنا نمی‌شدیم.

925
01:01:07.175 --> 01:01:08.309
‫همچین آرزویی نکن!

926
01:01:39.407 --> 01:01:40.408
‫خب...

927
01:01:41.842 --> 01:01:44.078
‫پس قبلاً هم یکی همچین آرزویی کرده بوده.

928
01:01:45.513 --> 01:01:47.348
‫و خیلی ناگوار بوده.

929
01:01:47.382 --> 01:01:49.250
‫خیلی خیلی ناگوار.

930
01:01:50.551 --> 01:01:52.553
‫بدتر از چیزی که فکر می‌کنی.

931
01:01:52.587 --> 01:01:54.888
‫بی‌رحمانه‌ترین آرزویی که تا به حال شنیده‌ام.

932
01:01:56.557 --> 01:01:59.627
‫باز هم به‌خاطر حماقتت تلنگر خوردی!

933
01:02:01.095 --> 01:02:03.498
‫من به‌خاطر یه نابغه الان اینجام.

934
01:02:04.299 --> 01:02:05.899
‫این بار دیگه کی بود؟

935
01:02:06.933 --> 01:02:08.503
‫ظفیر.

936
01:02:10.438 --> 01:02:14.442
‫به ندرت چنین نابغه‌ای بین انسان ها پیدا می‌شه.

937
01:02:15.410 --> 01:02:18.313
‫اما به‌خاطر نادانی همین شخص
‫اینجا گیر افتادی.

938
01:02:21.282 --> 01:02:25.219
‫به‌خاطر «ظفیر» به این حال و روز افتادم.

939
01:02:27.522 --> 01:02:28.690
‫این همونی داستانی‌ه که...

940
01:02:28.723 --> 01:02:31.958
‫تمام مدت از گفتنش به من اجتناب کردی.

941
01:02:31.993 --> 01:02:35.829
‫این داستانی‌ه که حتی از گفتنش
‫به خودم هم اجتناب می‌کنم.

942
01:02:40.486 --> 01:02:45.536
‫[مُکافات ظفیر]

943
01:02:47.675 --> 01:02:49.876
‫<i>ظفیر یه بچۀ سر راهی بود،</i>

944
01:02:49.910 --> 01:02:52.580
‫<i>در سن 12 سالگی با تاجری
‫ ثروت‌مند و غنی ازدواج کرد.</i>

945
01:02:54.082 --> 01:02:56.250
‫<i>اون مرد خیلی از ظفیر بزرگ‌تر بود و
‫البته مهربان...</i>

946
01:02:56.284 --> 01:03:01.556
‫<i>البته اگه زندانی کردن کسی مثل یه پرنده
‫توی قفس رو مهربانی محسوب کنی.</i>

947
01:03:01.589 --> 01:03:04.392
‫<i>تاجر دو همسر کهن‌سال دیگه هم داشت
‫که دل خوشی از ظفیر نداشتند.</i>

948
01:03:04.425 --> 01:03:06.427
‫<i>و هرگز باهاش حرف نمی‌زدن.</i>

949
01:03:24.178 --> 01:03:26.080
‫<i>همه، حتی خدمت‌کاران...</i>

950
01:03:26.114 --> 01:03:27.914
‫<i>‌ظفیر رو به سُخره می‌گرفتن.</i>

951
01:03:40.961 --> 01:03:43.998
‫<i>نه سواد داشت، نه از
‫آداب و رسوم باخبر بود.</i>

952
01:03:44.031 --> 01:03:45.932
‫<i>بدون حتی یک روز خوش در زندگی‌ش، بزرگ شد</i>

953
01:03:45.966 --> 01:03:49.036
‫<i>و از این عصبانی بود که چرا چنین سرنوشتی داره.</i>

954
01:04:03.284 --> 01:04:06.120
‫<i>دست گردانندگان سرنوشت چرخید و بطری من...</i>

955
01:04:06.154 --> 01:04:09.590
‫<i>به عنوان هدیه ای از طرف همسرش،
‫به ظفیر رسید.</i>

956
01:04:14.529 --> 01:04:17.732
‫<i>و بعد از اینکه روی تخت شوهرش رو ارضا کرد؛</i>

957
01:04:17.765 --> 01:04:19.033
‫<i>و نهایتاً وقتی که تنها بود؛</i>

958
01:04:19.066 --> 01:04:21.302
‫<i>در بطری رو باز کرد.</i>

959
01:04:30.286 --> 01:04:35.486
‫«بخش‌یک»
‫[امواج الکترومغناطیس]

960
01:04:35.536 --> 01:04:39.186
‫«بخش دو»
‫[خیال باطل]

961
01:04:39.236 --> 01:04:42.986
‫«بخش سه»
‫[ذرات آلی]

962
01:04:43.036 --> 01:04:46.736
‫«بخش چهار»
‫[شکل‌گیری اندام‌ها]

963
01:04:52.366 --> 01:04:55.002
‫انگار که منتظرِ کسی مثل من بود،

964
01:04:55.036 --> 01:04:58.139
‫از همون لحظه اول فهمیدم
‫که بسیار باهوش و آگاهه...

965
01:04:58.172 --> 01:05:02.009
‫و متوجه شد که من به دنبال...

966
01:05:02.043 --> 01:05:04.212
‫آزادی و شریک‌سخن هستم.

967
01:05:04.245 --> 01:05:06.747
‫داستانم رو همونطور که برای تو تعریف کردم،
‫برای اون هم کردم.

968
01:05:06.781 --> 01:05:11.419
‫و تک به تک چیزهایی که ساخته بود
‫رو به من نشون داد.

969
01:05:11.452 --> 01:05:13.321
‫بیا، بیا.

970
01:05:14.821 --> 01:05:22.821
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

971
01:05:48.656 --> 01:05:49.690
‫بیا.

972
01:06:00.535 --> 01:06:02.279
‫از اون می‌شد به عنوان نابغه‌ای

973
01:06:02.303 --> 01:06:04.205
‫مثال «داوینچی» یاد کرد.

974
01:06:04.238 --> 01:06:05.506
‫که نظریه‌های مربوط به پروازش...

975
01:06:05.540 --> 01:06:08.309
‫آویزه‌ لبانِ پادشاهان و سلطان‌ها بود.

976
01:06:09.877 --> 01:06:13.481
‫هنرمندی ماهر بود که هیچکس
‫استعدادش رو کشف نکرده بود.

977
01:06:19.520 --> 01:06:22.189
‫می‌گفت که حس می‌کنه قدرتی استثنایی...

978
01:06:22.223 --> 01:06:24.425
‫اون رو در بر گرفته.

979
01:06:24.458 --> 01:06:26.360
‫فکر می‌کرد جادوگری چیزیه.

980
01:06:27.361 --> 01:06:29.196
‫البته گفت اگه یه مَرد بود،

981
01:06:29.230 --> 01:06:33.067
‫به آسونی از هوش و زکاوت‌ش استقبال می‌شد.

982
01:06:33.100 --> 01:06:35.403
‫تشنه یادگیری و آموختن‌چیزهای جدید بود،

983
01:06:35.436 --> 01:06:38.839
‫و مطمئن بودم اولین آرزوش
‫چی می‌تونه باشه.

984
01:06:41.012 --> 01:06:42.263
‫«دانش» می‌خوام.

985
01:06:42.972 --> 01:06:44.390
‫هرچی دانشِ به‌دردبخور

986
01:06:44.515 --> 01:06:46.017
‫استثنایی...

987
01:06:46.142 --> 01:06:48.477
‫و خاص هست...

988
01:06:49.103 --> 01:06:53.232
‫هرچی که هست، رو می خوام.

989
01:06:56.257 --> 01:06:57.868
‫و من واقعاً از برآورده کردن این آرزو...

990
01:06:57.892 --> 01:06:59.694
‫خوشحال بودم.

991
01:07:28.623 --> 01:07:32.193
‫بدین ترتیب، به ظفیر تاریخ، فلسفه

992
01:07:32.226 --> 01:07:33.594
‫زبان و شعر آموختم.

993
01:07:33.628 --> 01:07:36.297
‫ریاضیات و اخترشناسی....

994
01:07:36.330 --> 01:07:38.466
‫که مانند سعادتی تکرارنشدنی
‫برای او بودند.

995
01:07:38.499 --> 01:07:40.801
‫کتاب‌ها و نوشته‌های زیادی براش آوردم

996
01:07:40.835 --> 01:07:44.538
‫که همه‌شون رو توی بطری‌هاش مخفی می‌کرد.

997
01:08:04.993 --> 01:08:06.961
‫«صباح»

998
01:08:06.995 --> 01:08:08.462
‫صباح....

999
01:08:26.213 --> 01:08:28.215
‫می‌تونست با ارسطو از یه...

1000
01:08:28.249 --> 01:08:30.384
‫بطری قرمز ارتباط برقرار کنه.

1001
01:08:30.418 --> 01:08:33.155
‫یا اقلیدس رو از یه بطری سبز،

1002
01:08:33.187 --> 01:08:35.556
‫فیثاغورث، اسپینوزا...

1003
01:08:35.589 --> 01:08:38.426
‫بدون اینکه من زحمت بکشم اونا
‫رو به‌وجود بیارم.

1004
01:08:48.669 --> 01:08:51.039
‫کُل دنیا رو توی اتاقش داشتیم،

1005
01:08:51.073 --> 01:08:54.241
‫و من کم کم بهش علاقه‌مند شدم.

1006
01:08:57.712 --> 01:09:01.949
‫از خوشنودی ظفیر، خوشنود می‌شدم.

1007
01:09:03.784 --> 01:09:04.986
‫اینکه می‌دیدم داره پیشرفت می‌کنه.

1008
01:09:06.654 --> 01:09:09.323
‫و توی هر زمینه‌ای...پیشرفت کرد.

1009
01:09:09.757 --> 01:09:11.225
‫تمام و کمال.

1010
01:09:22.204 --> 01:09:23.604
‫کم کم شروع به سرکشی کرد.

1011
01:09:23.637 --> 01:09:25.873
‫در برابر نیازهای همسرش که اغلب...

1012
01:09:25.906 --> 01:09:27.274
‫به‌زور و تعجیلی بودند.

1013
01:09:27.308 --> 01:09:30.478
‫زیرا که ظفیر با یک جن رابطه برقرار کرده بود،

1014
01:09:30.511 --> 01:09:32.114
‫دور از دسترس هر انسانی که...

1015
01:09:32.147 --> 01:09:34.482
‫با جن‌ها رابطه جنسی برقرار نکرده بود.

1016
01:09:52.100 --> 01:09:55.336
‫عطشش برای به دست آوردن اون به یه وسواس تبدیل شد

1017
01:09:55.706 --> 01:09:57.792
‫چیزی شده؟

1018
01:10:05.613 --> 01:10:07.290
‫وقتی که شوهر ظفیر به دیدنش می‌اومد،

1019
01:10:07.314 --> 01:10:11.619
‫من اتاقش رو ترک می‌کردم و به آسمان‌ها سفر می‌کردم.

1020
01:10:11.652 --> 01:10:15.523
‫از کوه‌ها دیدن می‌کردم، از اقیانوس‌ها...

1021
01:10:16.357 --> 01:10:18.325
‫موجودات جنگل

1022
01:10:18.359 --> 01:10:20.861
‫جایی که هیچ آدمی‌زادی وجود نداشت.

1023
01:10:20.895 --> 01:10:24.899
‫و زمانی که برمی‌گشتم، حسابی چشم‌انتظارم بود.

1024
01:10:24.932 --> 01:10:29.037
‫براش از روزم تعریف می‌کردم و در آخر با مسرت...

1025
01:10:29.070 --> 01:10:30.871
‫و نا اُمیدی به خواب می‌رفت.

1026
01:10:30.905 --> 01:10:34.441
‫چرا آرزو نکرد که آزاد باشه؟

1027
01:10:34.475 --> 01:10:38.046
‫چون چیزهای مهم‌تری در ذهن داشت.

1028
01:10:38.079 --> 01:10:40.347
‫اون دانشی جدید در ریاضی به‌وجود آورد،

1029
01:10:40.381 --> 01:10:43.517
‫روشی برای موشکافیِ نیروهایی که

1030
01:10:43.551 --> 01:10:46.620
‫زمان، فضا رو به وجود میارن.

1031
01:10:46.654 --> 01:10:48.322
‫ظفیر شجاع و بسیار زیرک بود،

1032
01:10:48.355 --> 01:10:50.758
‫اما نمی‌تونست اون مسئله رو حل کنه.

1033
01:10:50.791 --> 01:10:52.626
‫به یه کلید نیاز داشت،

1034
01:10:52.660 --> 01:10:55.796
‫کلیدی برای باز کردن درهای ادراک ظفیر
‫نسبت به این مسئله.

1035
01:11:06.473 --> 01:11:10.377
‫برای همین، زمانِ استفاده از
‫ آرزوی دوم فرا رسید.

1036
01:11:10.411 --> 01:11:14.082
‫بهش آموختم تا مانند جن‌ها در بیداری رویا ببینه.

1037
01:11:45.646 --> 01:11:49.550
‫و بدین طریق، راه‌حل‌ها به سراغش اومدن.

1038
01:11:49.583 --> 01:11:53.255
‫حالا می‌تونست نیروهای نامرئی رو تشریح کنه.

1039
01:11:53.288 --> 01:11:56.490
‫میدان‌های الکترومغناطیسی و انواع نیروها.

1040
01:11:56.523 --> 01:11:59.627
‫حتی نیرویی که جن‌ها ازش ساخته شده‌اند.

1041
01:11:59.660 --> 01:12:01.363
‫تو از الکترومغناطیس ساخته شدی؟

1042
01:12:01.395 --> 01:12:05.566
‫همان‌طور که تو از خاک خلق شدی،
‫من از آتش‌ خلق شدم.

1043
01:12:06.334 --> 01:12:08.702
‫وقتی که ظفیر بچه‌دار شد،

1044
01:12:08.736 --> 01:12:11.206
‫داشتم از خوشحالی بال درمی‌آوردم،

1045
01:12:11.239 --> 01:12:13.308
‫چون می‌دونستم رابطه‌مون رو
‫تحکیم می‌کنه.

1046
01:12:13.341 --> 01:12:14.976
‫از تو بچه‌دار شده بود؟

1047
01:12:15.676 --> 01:12:18.779
‫کودکی از جنس آتش و خاک.

1048
01:12:20.581 --> 01:12:22.583
‫خب، چه مشکلی پیش اومد؟

1049
01:12:22.616 --> 01:12:24.718
‫آلیتیا، من عاشقش بودم.

1050
01:12:25.586 --> 01:12:27.289
‫عاشق هوش و زکاوتش بودم.

1051
01:12:27.322 --> 01:12:28.455
‫عاشق خشم و عصبانیت‌ش.

1052
01:12:28.489 --> 01:12:29.556
‫عاشقم قدرتم بودم که

1053
01:12:29.590 --> 01:12:32.793
‫گِره از اخم‌هاش باز می‌کرد.

1054
01:12:34.396 --> 01:12:37.032
‫حتی بیشتر از شیبا عاشقش بودم.

1055
01:12:37.065 --> 01:12:38.599
‫یعنی بیشتر از آزادی خودت؟

1056
01:12:38.632 --> 01:12:39.867
‫اره.

1057
01:12:39.900 --> 01:12:43.405
‫بزرگ‌ترین خواسته من این بود که
‫از دستم نره،

1058
01:12:43.470 --> 01:12:45.539
‫تا همچنان زندانی‌ش بمونم.

1059
01:12:45.572 --> 01:12:50.278
‫فکرِ آزاد شدن و آزاد بودن
‫قلبم رو به لرزه در می‌آورد.

1060
01:12:55.116 --> 01:12:59.453
‫اجازه ندادم و نذاشتم که آرزوی سومش
‫رو به زبان بیاره.

1061
01:12:59.853 --> 01:13:01.189
‫خدای من.

1062
01:13:04.925 --> 01:13:06.694
‫واقعاً گند زدم.

1063
01:13:07.962 --> 01:13:10.965
‫بهم تهمت زد که من هم مثل شوهرش...

1064
01:13:10.999 --> 01:13:12.700
‫زندانی‌ش کردم.

1065
01:13:14.768 --> 01:13:17.938
‫تلاش کردم تا اوضاع رو درست کنم.

1066
01:13:17.973 --> 01:13:21.742
‫برای جبران اشتباهم، به داخل بطری رفتم

1067
01:13:22.543 --> 01:13:23.844
‫تا اونجا حبس بشم.

1068
01:13:23.877 --> 01:13:26.647
‫اینطوری، قدرت بیشتری بر من داشت.

1069
01:13:39.327 --> 01:13:42.063
‫تا دیگه اینطوری به هیچ دردی نخورم.

1070
01:13:42.097 --> 01:13:43.664
‫اینکار رو می‌تونستم براش بکنم.

1071
01:13:44.466 --> 01:13:48.236
‫و همیشه، با اینکار آروم می‌شد.

1072
01:13:48.269 --> 01:13:51.638
‫همیشه، جز دفعه آخر.

1073
01:13:51.672 --> 01:13:56.378
‫همون دفعه‌ای که مثل ابر بهار ناگهان...

1074
01:13:56.411 --> 01:13:59.414
‫شروع به باریدن کرد و با خودش گفت:

1075
01:13:59.447 --> 01:14:02.516
‫" ای کاش می‌شد فراموشت کنم
‫و هیچوقت باهات آشنا نمی‌شدم "

1076
01:14:08.189 --> 01:14:10.824
‫همینطوری هم شد.

1077
01:14:15.796 --> 01:14:18.699
‫اون آزاد بود و من داخل بطری
‫حبس شده بودم.

1078
01:14:18.732 --> 01:14:20.601
‫من رو فراموش کرد.

1079
01:14:22.170 --> 01:14:25.106
‫آلیتیا، چطور

1080
01:14:27.008 --> 01:14:30.577
‫دیوانه‌وار عاشقِ کسی بودن
‫می‌تونه اشتباه باشه؟

1081
01:14:56.004 --> 01:14:57.238
‫می‌خوام آرزو کنم.

1082
01:15:01.909 --> 01:15:05.246
‫البته می‌ترسم که
‫خواسته زیادی باشه.

1083
01:15:09.783 --> 01:15:11.986
‫قدرتِ من بهش کفاف می‌ده؟

1084
01:15:12.520 --> 01:15:15.622
‫امیدوارم، امیدوارم.

1085
01:15:18.259 --> 01:15:20.295
‫واقعاً خواسته قلبی‌ات هست؟

1086
01:15:20.828 --> 01:15:22.997
‫اره، مطمئنم.

1087
01:15:37.611 --> 01:15:39.013
‫ببین...

1088
01:15:39.646 --> 01:15:42.016
‫من عاشقتم...

1089
01:15:44.952 --> 01:15:46.154
‫و...

1090
01:15:47.555 --> 01:15:51.126
‫آرزو می‌کنم که تو هم عاشق من باشی.

1091
01:15:52.826 --> 01:15:55.796
‫می‌خوای رابطه جن‌ و ‌آدمی‌زاد تشکیل بدیم؟

1092
01:15:56.331 --> 01:15:58.399
‫اره، همون.

1093
01:15:58.433 --> 01:15:59.501
‫هرچی که هست.

1094
01:15:59.534 --> 01:16:03.538
‫حاضری خودت رو برای این بخت‌آمد رها کنی؟

1095
01:16:05.473 --> 01:16:07.142
‫آره.

1096
01:16:07.175 --> 01:16:08.276
‫آره.

1097
01:16:10.445 --> 01:16:14.215
‫می‌خوام تنهایی‌هامون رو با هم بگذرونیم.

1098
01:16:14.249 --> 01:16:18.952
‫اون عشقی که توی کتاب‌ها ازش می‌نویسن
‫رو می‌خوام.

1099
01:16:18.987 --> 01:16:23.291
‫اون حس عشقی که نسبت به ملکه شیبا داشتی...

1100
01:16:23.324 --> 01:16:27.428
‫اون عشقی که خانم نابغه‌، ظفیر داشتی رو می‌خوام.

1101
01:16:27.462 --> 01:16:29.197
‫می‌خوامش.

1102
01:16:42.110 --> 01:16:43.378
‫با من؟

1103
01:16:45.480 --> 01:16:46.880
‫با تو.

1104
01:16:53.588 --> 01:16:55.056
‫با تو؟

1105
01:16:57.025 --> 01:16:58.193
‫با من.

1106
01:17:05.633 --> 01:17:07.101
‫چیز زیادیه؟

1107
01:17:08.036 --> 01:17:10.305
‫همچین خواسته‌ای زیادیه؟

1108
01:17:29.723 --> 01:17:30.924
‫بیا.

1109
01:17:44.072 --> 01:17:47.575
‫<i>وقتی که عشق و علاقه شکل می‌گیره،
‫چیکار می‌شه کرد؟</i>

1110
01:17:47.609 --> 01:17:49.010
‫<i>چطوری براتون توضیح بدم که...</i>

1111
01:17:49.043 --> 01:17:51.379
‫<i>من زمانی عاشق یک جن بودم؟</i>

1112
01:17:53.615 --> 01:17:56.451
‫به‌هرحال که فقط عده کمی حرفم رو باور می‌کنن.

1113
01:17:58.119 --> 01:18:01.788
‫عشق چیزی نیست که با منطق بهش رسیده باشیم.

1114
01:18:04.025 --> 01:18:06.294
‫بیشتر شبیه به یه خیال باطله،

1115
01:18:06.327 --> 01:18:08.229
‫یا شاید یک رویا،

1116
01:18:08.263 --> 01:18:10.398
‫تا ما رو وسوسه کنه تا به دام افسونِ...

1117
01:18:10.431 --> 01:18:12.133
‫داستان‌های خودمون بیفتیم.

1118
01:18:13.601 --> 01:18:15.236
‫اگه اینطوره،

1119
01:18:15.270 --> 01:18:17.472
‫از کجا باید بفهمیم که عشق واقعی‌یه یا نه؟

1120
01:18:19.240 --> 01:18:22.943
‫عشق واقعیه یا فقط یک دیوانگی مطلق؟

1121
01:19:09.890 --> 01:19:12.427
‫امروز می‌رم لندن.

1122
01:19:12.460 --> 01:19:14.028
‫دوست داری باهام بیای؟

1123
01:19:16.230 --> 01:19:19.133
‫لندن امروزه جای خیلی
‫راحت و آرومی نیست،

1124
01:19:20.168 --> 01:19:22.470
‫ولی اگه تو بیای، اونجا موندن برام راحت‌تره.

1125
01:19:32.380 --> 01:19:34.582
‫از این سمت لطفاً.

1126
01:19:36.317 --> 01:19:37.352
‫دست‌هاتون رو ببرید بالا.

1127
01:19:45.727 --> 01:19:47.829
‫لطفاً بیاید بیرون.

1128
01:19:47.861 --> 01:19:49.430
‫چی توی جیب‌تونه؟

1129
01:19:52.066 --> 01:19:55.370
‫یه بطری خالی و دَرش.

1130
01:19:56.471 --> 01:19:57.839
‫لطفاً بذاریدش توی دستگاه اشعه ایکس.

1131
01:19:57.904 --> 01:19:58.905
‫خیلی شکننده‌ست،

1132
01:19:58.939 --> 01:20:00.217
‫اصلاً نمی‌خوام آسیب ببینه.

1133
01:20:00.241 --> 01:20:02.210
‫چیزی نمی‌شه، لطفاً بذاریدش
‫توی دستگاه.

1134
01:20:02.243 --> 01:20:03.587
‫ترجیح می‌دم تا با...

1135
01:20:03.611 --> 01:20:04.911
‫پاسپورت و کارت‌پرواز لطفاً.

1136
01:20:06.280 --> 01:20:07.281
‫ممنون.

1137
01:20:17.725 --> 01:20:18.793
‫خیلی شکننده‌ست فقط.

1138
01:20:18.826 --> 01:20:20.094
‫خانم...

1139
01:20:24.399 --> 01:20:26.134
‫یه نمک‌دونه بخدا.

1140
01:20:35.543 --> 01:20:37.678
‫نه، اشعه‌ایکس نه! لطفاً.

1141
01:20:37.712 --> 01:20:39.913
‫خانم، وایستید! صبرکنید.

1142
01:20:41.413 --> 01:20:49.413
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1143
01:20:56.464 --> 01:20:57.498
‫خانم.

1144
01:21:39.874 --> 01:21:41.409
‫هروقت خواستی بیا بیرون.

1145
01:22:37.965 --> 01:22:40.167
‫هوای اینجا خیلی سنگینه.

1146
01:22:41.135 --> 01:22:45.339
‫پُر از صداهای پی‌درپی و
‫چهره‌های بهت‌زده!

1147
01:22:47.642 --> 01:22:50.211
‫ «تاینی انیشتین»ه؟
‫(مرکز پرورش کودکان)

1148
01:22:50.244 --> 01:22:52.580
‫تلوزیون، دکل‌های مخابرات و اینجور چیزها رو می گی؟

1149
01:22:52.613 --> 01:22:54.115
‫اره.

1150
01:22:54.148 --> 01:22:57.885
‫اره، همه این دستگاه‌های مُدرن‌تون

1151
01:22:57.919 --> 01:22:59.854
‫که همزمان با هم سر و صدا ایجاد می‌کنن

1152
01:22:59.887 --> 01:23:01.756
‫سرت رو بیار جلو.

1153
01:23:08.496 --> 01:23:10.531
‫همه صداها رو می شنوی؟

1154
01:23:13.200 --> 01:23:16.170
‫هم می‌بینم و هم حسش می‌کنم.

1155
01:23:16.203 --> 01:23:19.173
‫من یه فرستنده‌ام.

1156
01:23:19.206 --> 01:23:21.108
‫آزاردهنده نیست؟

1157
01:23:22.143 --> 01:23:23.578
‫من یه جن‌ام.

1158
01:23:23.611 --> 01:23:24.712
‫خودم رو با شرایط وفق میدم.

1159
01:23:26.714 --> 01:23:28.282
‫زودِ زود عادت می‌کنم.

1160
01:23:28.316 --> 01:23:30.151
‫برگشته.

1161
01:23:30.184 --> 01:23:31.686
‫فکرکنم برگشته.

1162
01:23:31.719 --> 01:23:33.454
‫کسی پیشش هست؟

1163
01:23:33.487 --> 01:23:35.690
‫نه، فکرکنم دوباره داره با خودش حرف می‌زنه.

1164
01:23:35.723 --> 01:23:37.258
‫سلام کلمنتاین.

1165
01:23:37.291 --> 01:23:39.560
‫و فنی، حالتون خوبه؟

1166
01:23:39.594 --> 01:23:41.395
‫مشکلی پیش اومد؟

1167
01:23:41.429 --> 01:23:43.798
‫مشکل؟ چه مشکلی؟

1168
01:23:43.831 --> 01:23:45.433
‫با دوستان خارجی‌ات.

1169
01:23:45.466 --> 01:23:47.335
‫چون معمولاً برامون سواله که...

1170
01:23:47.368 --> 01:23:49.837
‫" چرا دکتر بینی عقل و وقت‌ش رو

1171
01:23:49.870 --> 01:23:52.740
‫به جای مطالعه روی فرهنگ کشور خودمون،
‫صرف فرهنگ بقیه کشورها می‌کنه؟ "

1172
01:23:52.773 --> 01:23:55.443
‫از فرهنگ خودمون خجالت می‌کشی، نه؟

1173
01:23:55.476 --> 01:23:56.577
‫نه، نه.

1174
01:23:56.611 --> 01:23:59.146
‫احتمال این که شخصی که از افراد متفاوت وحشت می‌کنه

1175
01:23:59.180 --> 01:24:01.682
‫ موجب خجالتم بشه بیشتره.

1176
01:24:01.716 --> 01:24:02.826
‫منظورت چیه؟

1177
01:24:02.850 --> 01:24:04.585
‫بهمون گفت نژادپرست!

1178
01:24:04.619 --> 01:24:05.453
‫خودتون گفتید، نه من.

1179
01:24:05.486 --> 01:24:06.563
‫اشتباه متوجه شدی.

1180
01:24:06.587 --> 01:24:08.122
‫- اع؟
‫- قیافه‌شون که مهم نیست.

1181
01:24:08.155 --> 01:24:09.600
‫مهم سبک زندگی و باورهاشون‌ه.

1182
01:24:09.624 --> 01:24:11.359
‫- غذایی که می‌خورن.
‫- چی می‌گین؟

1183
01:24:11.392 --> 01:24:13.194
‫هرجا فرهنگ و رسم و روسومات خودش رو داره.

1184
01:24:13.227 --> 01:24:16.197
‫اون‌ها روی فرهنگ‌ما تاثیر می‌ذارن و
‫ما هم دو دستی خودمون رو به فنا می‌دیم.

1185
01:24:16.230 --> 01:24:17.431
‫اصلاً طبیعی نیست.

1186
01:24:17.465 --> 01:24:19.667
‫کبوتر با کبوتر، باز با باز.

1187
01:24:19.700 --> 01:24:21.769
‫خداوند خواسته اینطوری باشه عزیزم.

1188
01:24:21.802 --> 01:24:24.006
‫خسته نشدید اینقدر پرت و پلا گفتید؟

1189
01:24:24.039 --> 01:24:25.573
‫علم اینطور می‌‌گه!
‫این یه حقیقت علمیه!

1190
01:24:25.606 --> 01:24:26.717
‫مقایسه کاملاً غلطیه.

1191
01:24:26.741 --> 01:24:29.077
‫حیوانات محیط طبیعی زندگی خودشون رو دارن.

1192
01:24:29.111 --> 01:24:31.278
‫دُرست، اما انسان‌ها قادر هستن تا...

1193
01:24:31.312 --> 01:24:33.414
‫هرکجا که بخوان زندگی کنن.

1194
01:24:33.447 --> 01:24:34.658
‫چرت و پرت نگو.

1195
01:24:34.682 --> 01:24:36.283
‫- چی گفتی؟
‫- نظر خودته

1196
01:24:36.317 --> 01:24:37.418
‫و کاملاً در اشتباهی.

1197
01:24:37.451 --> 01:24:38.997
‫دیگه از حرف‌هاتون خسته شدم.

1198
01:24:39.021 --> 01:24:41.222
‫بیا بریم کلم، بذار در جهالت بسوزه.

1199
01:24:41.255 --> 01:24:42.933
‫عمراً سر عقل بیاد.

1200
01:24:42.957 --> 01:24:45.559
‫می‌دونید؟ قبلاً این رو بهتون نگفته بودم.

1201
01:24:46.094 --> 01:24:48.496
‫ولی شما ها رقت‌انگیزید!

1202
01:24:48.529 --> 01:24:49.897
‫حرف دهنت رو بفهم!

1203
01:24:49.930 --> 01:24:52.433
‫دوتا پیرزن مغزنخودی و رقت‌انگیز.

1204
01:24:53.001 --> 01:24:55.202
‫برو بابا صورت‌تُخمی.

1205
01:24:55.236 --> 01:24:59.340
‫پیچک‌هات رو قطع کن، نمی‌خوایم
‫رو دیوار ما رشد کنه.

1206
01:25:00.307 --> 01:25:02.443
‫چرا اجازه بدم حالم رو خراب کنن آخه؟

1207
01:25:02.476 --> 01:25:04.545
‫دلم براشون می‌سوزه.

1208
01:25:04.578 --> 01:25:07.948
‫اما اینجا خونه منه!
‫حریم شخصی خودم.

1209
01:25:11.819 --> 01:25:14.221
‫می‌تونم آرزو کنم که...

1210
01:25:15.090 --> 01:25:17.291
‫اینکه اصلاً آرزو محسوب نمی‌شه.

1211
01:25:17.324 --> 01:25:18.693
‫می‌دونم.

1212
01:27:22.383 --> 01:27:23.751
‫جنِ عزیزم...

1213
01:27:24.652 --> 01:27:25.853
‫روزت چطور گذشت؟

1214
01:27:25.886 --> 01:27:28.256
‫با هرکسی حرف می‌زدم،
‫انگار تو جلوم بودی

1215
01:27:28.290 --> 01:27:31.059
‫هر صدا، هر لمس، هر بویی...

1216
01:27:31.092 --> 01:27:32.760
‫تمام فکر و ذهنم تو بودی.

1217
01:27:38.066 --> 01:27:39.700
‫زودی میام.

1218
01:27:58.619 --> 01:28:00.721
‫یعنی این موقع شب کیه؟

1219
01:28:00.754 --> 01:28:01.956
‫احتمالاً آلیتیاست.

1220
01:28:05.327 --> 01:28:08.395
‫کلم، فنی...

1221
01:28:10.298 --> 01:28:12.900
‫نخود، میخک و پسته!

1222
01:28:14.602 --> 01:28:16.437
‫توی دهنتون آب می‌شن.

1223
01:28:34.289 --> 01:28:35.923
‫ایشون دوستمه.

1224
01:28:37.125 --> 01:28:38.959
‫یه مدت پیشم می‌مونه.

1225
01:28:39.927 --> 01:28:40.928
‫سلام.

1226
01:28:44.065 --> 01:28:45.766
‫- سلام!
‫- سلام.

1227
01:28:50.071 --> 01:28:51.639
‫جنِ عزیزم بهم گفت...

1228
01:28:51.672 --> 01:28:54.608
‫وقتی همه جن‌ها دور هم جمع می‌شن،

1229
01:28:54.642 --> 01:28:56.543
‫کُلی داستان‌ برای هم تعریف می‌کنن.

1230
01:28:57.611 --> 01:28:59.880
‫داستان برای جن‌ها مثلِ
‫نفس در ریه‌ها می‌مونه.

1231
01:28:59.914 --> 01:29:00.948
‫به داستان‌ها معنا می‌بخشن.

1232
01:29:02.950 --> 01:29:04.152
‫من گفتم: اره!

1233
01:29:04.185 --> 01:29:05.953
‫" ما انسان‌ها هم دقیقاً اینطوری‌ایم"

1234
01:29:06.854 --> 01:29:08.589
‫هر داستانی که تعریف می‌کنیم مانند یک...

1235
01:29:08.622 --> 01:29:11.159
‫کاشی است که بی‌پایان تغییر شکل می‌دهد.

1236
01:29:12.593 --> 01:29:16.864
‫و این کاشی کوچک، مانند هر داستانی
‫روزی به سرانجام می‌رسد.

1237
01:29:18.699 --> 01:29:22.003
‫اگر آرزو در میان باشه، داستانی اخطارآمیزه.

1238
01:29:23.171 --> 01:29:26.107
‫خب، حالا چطور همه‌چی به مشکل می‌خوره؟

1239
01:29:26.141 --> 01:29:28.609
‫البته شاید همین الان هم به مشکل خورده باشه،

1240
01:29:31.812 --> 01:29:34.282
‫حتی با این حال که حقیقت درستِ
‫جلوی چشمانشون بود،

1241
01:29:34.316 --> 01:29:35.916
‫بهش پُشت کردند.

1242
01:29:35.950 --> 01:29:40.454
‫برای همین حقیقت به گوشه‌ای کوچ کرد
‫و در سایه‌ها به انتظار نشست.

1243
01:29:40.487 --> 01:29:41.922
‫روزها روز بعد،

1244
01:29:41.956 --> 01:29:45.592
‫جن، داستان‌شناس رو تا محل کارش دنبال می‌کرد

1245
01:29:45.626 --> 01:29:46.995
‫و وقتی که جن با داستان‌شناس نبود،

1246
01:29:47.028 --> 01:29:50.464
‫با عشق و علاقه خاصی، به مطالعه دنیا می‌پرداخت.

1247
01:29:53.234 --> 01:29:56.503
‫امروز، روز بی‌نظیری بود.

1248
01:29:57.671 --> 01:30:00.641
‫چیزهای زیادی دیدم.

1249
01:30:00.674 --> 01:30:04.778
‫انسانی رو دیدم که درون مغز انسان دیگه‌ای
‫رو موشکافی می‌کرد،

1250
01:30:04.812 --> 01:30:07.581
‫و خون‌ریزی‌اش رو متوقف کرد.

1251
01:30:12.120 --> 01:30:13.821
‫یه برخورددهنده دیدم.

1252
01:30:14.990 --> 01:30:19.593
‫یک دستگاه بزرگ، که ماهیت
‫ماده‌ها را سنجش می‌کند.

1253
01:30:22.596 --> 01:30:25.833
‫بعدش یک بشقابِ‌ماهواره دیدم،
‫بشقاب‌ماهواره‌ای که...

1254
01:30:25.866 --> 01:30:29.670
‫به نجوای ستاره‌های مُرده گوش فرا می‌داد.

1255
01:30:31.905 --> 01:30:33.674
‫بشریت...

1256
01:30:33.707 --> 01:30:35.743
‫متحیرکننده‌ست، آلیتیا.

1257
01:30:36.510 --> 01:30:38.912
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم.

1258
01:30:38.946 --> 01:30:42.017
‫تمام این اتفاقات از زمانی که توی بطری ظفیر
‫بودم تا الان افتاده.

1259
01:30:42.050 --> 01:30:46.988
‫تمام این شگفتی‌ها، فقط در 200 سال!

1260
01:30:47.022 --> 01:30:48.789
‫اره خب اما...

1261
01:30:48.822 --> 01:30:53.294
‫این‌ها همه به لطف مهندسی و تکنولوژیه!

1262
01:30:53.328 --> 01:30:55.729
‫علیرغم تمام موفقیت‌های چشم‌گیر بشریت،

1263
01:30:55.763 --> 01:30:57.999
‫ما هنوزم سردرگم و گیج هستیم.

1264
01:31:00.801 --> 01:31:02.903
‫زمانی که در مهار کردن هرج‌ومرج ناتوان باشیم،

1265
01:31:04.538 --> 01:31:07.308
‫رعب و وحشت تمام ما رو فرا می‌گیره

1266
01:31:07.342 --> 01:31:09.411
‫و بر علیه هم می‌شیم.

1267
01:31:09.444 --> 01:31:12.147
‫اره خب، شما ها انسان هستین دیگه.

1268
01:31:12.180 --> 01:31:14.215
‫توی ذات‌تون هست.

1269
01:31:16.451 --> 01:31:20.021
‫آره خب، اوضاع هیچوقت تغییر نمی‌کنه.

1270
01:31:21.022 --> 01:31:23.491
‫نفرت همیشه پیروزه!

1271
01:31:23.525 --> 01:31:28.229
‫ذره‌ذره رشد می‌کنه و عمری
‫طولانی‌تر از عشق داره.

1272
01:31:29.897 --> 01:31:32.566
‫همه‌ش می‌خوام از عشق حرف بزنم.

1273
01:31:32.599 --> 01:31:36.603
‫انسان‌ها آشفتگی‌ای
‫در هم تَنیده شده از تناقص هستند.

1274
01:31:36.637 --> 01:31:37.738
‫نظر لطفته!

1275
01:31:37.771 --> 01:31:41.209
‫بشریت، عجب معمایی.

1276
01:31:41.242 --> 01:31:43.777
‫ با بی‌خِردی در تاریکی پرسه می‌زنید،

1277
01:31:43.811 --> 01:31:47.115
‫و نهایت استفاده رو از هوش‌تون می‌برید.

1278
01:31:47.148 --> 01:31:48.550
‫داستان مفصلی داره.

1279
01:31:49.850 --> 01:31:52.686
‫خیلی دوست دارم بدونم
‫چطوری پیش میره...

1280
01:31:52.719 --> 01:31:54.788
‫یا اینکه چطور خَتم می‌شه.

1281
01:31:55.190 --> 01:31:56.690
‫این هم همینطور.

1282
01:31:56.723 --> 01:32:00.661
‫آدمی‌زاد هرگز نخواهد فهمید، اما شاید
‫جن‌ها بتونن.

1283
01:32:00.694 --> 01:32:03.264
‫جن‌ها همیشه در این دنیا سرگردان‌ان.

1284
01:32:05.433 --> 01:32:07.435
‫تو جزو جن‌های خوش‌شانسی نه؟

1285
01:32:07.469 --> 01:32:08.936
‫شاید!

1286
01:32:09.837 --> 01:32:13.241
‫ولی شما مخلوقات خاکی...

1287
01:32:13.274 --> 01:32:14.608
‫موفق شدید قدرت و هدف...

1288
01:32:14.641 --> 01:32:18.146
‫جن و فرشته‌ها رو کم‌اهمیت جلوه بدید.

1289
01:32:18.179 --> 01:32:20.348
‫به ما هیچ نیازی ندارید.

1290
01:32:20.381 --> 01:32:21.559
‫شاید تا زمانی که فرسوده و...

1291
01:32:21.583 --> 01:32:23.051
‫- ناپدید بشید؟
‫- اره.

1292
01:32:23.084 --> 01:32:25.520
‫اره. خب قبلاً این مبحث، موضوعِ...

1293
01:32:25.553 --> 01:32:27.621
‫ تمام مقالات و سخنرانی‌هام بود.

1294
01:32:27.654 --> 01:32:29.057
‫می‌دونم.

1295
01:32:31.559 --> 01:32:33.394
‫و با این حال تو اینجایی!

1296
01:32:35.196 --> 01:32:37.198
‫غیرممکن مَن!

1297
01:32:39.200 --> 01:32:40.201
‫اره.

1298
01:32:52.514 --> 01:32:53.814
‫کسی خونه نیست؟

1299
01:32:59.320 --> 01:33:00.888
‫اومدم!

1300
01:33:10.931 --> 01:33:12.133
‫آهای؟

1301
01:33:38.259 --> 01:33:39.760
‫جن عزیزم؟

1302
01:33:43.665 --> 01:33:44.831
‫عشقم؟

1303
01:33:49.070 --> 01:33:50.071
‫جنِ عزیزم؟

1304
01:33:54.342 --> 01:33:55.443
‫چی شده؟

1305
01:33:58.146 --> 01:33:59.913
‫صدام رو می‌شنوی؟

1306
01:33:59.947 --> 01:34:02.283
‫جن عزیزم، با من حرف بزن!

1307
01:34:02.317 --> 01:34:03.817
‫با من حرف بزن.

1308
01:34:05.653 --> 01:34:07.955
‫آرزو می‌کنم به حرف بیای.

1309
01:34:27.841 --> 01:34:29.843
‫خواب بودم.

1310
01:34:29.876 --> 01:34:32.213
‫خواب بودم.

1311
01:34:33.847 --> 01:34:35.949
‫جن‌ها نمی‌خوابن.

1312
01:34:35.984 --> 01:34:37.452
‫بیا بریم پیاده‌روی.

1313
01:34:37.485 --> 01:34:38.720
‫یه پیاده‌روی طولانی و انرژی‌بخش.

1314
01:34:38.752 --> 01:34:40.288
‫یه چیزی برای دوتامون تدارک دیدم.

1315
01:34:40.321 --> 01:34:41.922
‫برنامه‌ریزی کردم.

1316
01:34:41.955 --> 01:34:44.292
‫یه شب عالی برای دوتاییمون.

1317
01:34:44.325 --> 01:34:46.261
‫خیلی خوش می‌گذره!

1318
01:34:46.294 --> 01:34:49.063
‫- بهترین خاطره زندگی‌مون می‌شه
‫- صبرکن!

1319
01:34:49.097 --> 01:34:53.401
‫این میدان‌های الکترومغناطیسی،
‫اینا رو می‌فرستم رد کارشون.

1320
01:34:53.434 --> 01:34:54.968
‫می‌فرستم ردکارشون.

1321
01:34:55.902 --> 01:34:57.305
‫با هم می‌ریم گشت و گزار.

1322
01:35:02.043 --> 01:35:04.379
‫گیتار هم می‌زنیم.

1323
01:35:06.780 --> 01:35:10.251
‫آلیتیا، یه جایی هست.

1324
01:35:10.285 --> 01:35:11.219
‫این نیروهای الکتریکی،

1325
01:35:11.252 --> 01:35:13.021
‫اون‌ها هیچوقت از بین نمی‌رن،
‫تو این دنیا که اینطوریه.

1326
01:35:13.054 --> 01:35:15.223
‫بهشون غلبه می‌کنم، فقط به خاطر تو.

1327
01:35:15.256 --> 01:35:17.392
‫تو آلیتیای من، معشوق منی!

1328
01:35:17.425 --> 01:35:19.193
‫ممنون، ممنون
‫ممنون که سعی‌ت رو می‌کنی.

1329
01:35:19.227 --> 01:35:20.495
‫فکرمی‌کنی دوستت ندارم؟

1330
01:35:21.629 --> 01:35:23.631
‫عشق یه هدیه‌ست.

1331
01:35:23.665 --> 01:35:26.034
‫هدیه‌ای که بی‌قید و شرط
‫به همه داده می‌شه.

1332
01:35:26.067 --> 01:35:28.403
‫دست خودت نیست که بخوای یا نخوای!

1333
01:35:29.803 --> 01:35:31.005
‫من جفت‌مون رو گول زدم.

1334
01:35:31.039 --> 01:35:32.707
‫زمانی که آرزو کردم با هم باشیم،

1335
01:35:32.740 --> 01:35:35.809
‫برای برآورده کردنش از قدرت تو استفاده کردیم.

1336
01:35:35.842 --> 01:35:40.048
‫من باید این رو بهتر از هرکسی می‌دونستم!

1337
01:35:40.081 --> 01:35:42.216
‫دوباره گند نمی‌زنم به همه‌چی.

1338
01:35:42.250 --> 01:35:46.387
‫جن عزیزم، اگر این دنیای جایِ تو نیست...

1339
01:35:46.421 --> 01:35:49.424
‫آرزو می‌کنم برگردی به جایی که بهش تعلق داری.

1340
01:35:50.325 --> 01:35:52.327
‫هرجایی که اونجا هست.

1341
01:35:53.827 --> 01:36:01.827
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1342
01:37:30.236 --> 01:37:37.236
‫[سه‌ سال بعد]

1343
01:37:39.436 --> 01:37:47.036
‫{\an8}[جن‌ها دور هم جمع می‌شوند و برای هم داستان تعریف می‌کنند،
‫داستان‌ها برای جن‌ها مانند نفس در ریه‌ها هستند؛
‫به آن‌ها معنا می‌بخشند]

1344
01:38:19.707 --> 01:38:20.708
‫مامان!

1345
01:38:22.777 --> 01:38:24.779
‫بیا اینجا ببینم میمون کوچولو!

1346
01:38:24.812 --> 01:38:26.414
‫اون مامانت نیست.

1347
01:40:11.085 --> 01:40:13.654
‫<i>جن هر از گاهی به زن سر می‌زد،</i>

1348
01:40:13.688 --> 01:40:17.158
‫<i>و اون‌ها از تک تک لحظات‌شون لذت می‌بردند،</i>

1349
01:40:17.191 --> 01:40:20.094
‫<i>علیرغم دردِ آسمان‌های پرخروش،</i>

1350
01:40:20.127 --> 01:40:22.897
‫<i>همیشه کمی بیشتر از زمانی که می‌بایست،
‫پیش زن می‌موند،</i>

1351
01:40:22.930 --> 01:40:25.232
‫<i>بعدها زن به جن التماس می‌کرد تا بره...</i>

1352
01:40:26.233 --> 01:40:29.403
‫<i>جن به زن قول داد که تا وقتی که اون زنده‌ست،
‫به دیدنش میاد.</i>

1353
01:40:29.437 --> 01:40:32.573
‫<i>و برای زن، همین کافی بود.</i>

1354
01:40:33.455 --> 01:40:40.719
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
