1
00:00:06,942 --> 00:00:11,588
‫(تمامی صوت‌‌‌های گفتگوهای ضبط شده،
‫بازجویی‌ها و جلسات دادگاه واقعی‌ست)

2
00:00:11,940 --> 00:00:21,739
‫(این فیلم شامل صحنه‌های بازسازی شده از بازیگران و قربانیان است
‫و تمامی صحنه‌ها بر اساس واقعیت است.)

3
00:00:25,316 --> 00:00:30,282
‫مترجمین
مهدی ترابی و امین جعفری

4
00:00:30,306 --> 00:00:46,411
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

5
00:00:47,911 --> 00:00:55,911
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

6
00:01:05,523 --> 00:01:08,026
‫اسمش رو کابوس می‌ذارم.

7
00:01:10,987 --> 00:01:15,200
‫از همون اولش هم
‫انجامش کاملا کار اشتباهی بود.

8
00:01:30,423 --> 00:01:34,260
‫به نظرم براش یه جور آزمایش بود

9
00:01:35,512 --> 00:01:37,138
‫یه جور بازی کثیف.

10
00:01:44,187 --> 00:01:46,731
‫هر روز خدا با خودم می‌گم چرا.

11
00:01:47,432 --> 00:01:53,779
‫(قبل از‌ آنکه در شکم مادرت
‫تو را شکل دَهم، تو را شناختم)

12
00:02:09,716 --> 00:02:14,136
‫(پدر ما)

13
00:02:22,851 --> 00:02:25,395
‫سلام جیکوبا، دکتر وبر هستم.

14
00:02:25,478 --> 00:02:27,105
‫نتایج آزمایشت اومده.

15
00:02:27,188 --> 00:02:29,828
‫هر موقع فرصت داشتی زنگ بزن
‫تا بررسیشون کنیم.

16
00:02:29,899 --> 00:02:31,299
‫ممنون، خداحافظ.

17
00:02:34,988 --> 00:02:39,742
‫سلام، این پیغام برای جیکوبا بالرده.
‫جین هستم از مطب دکتر چن.

18
00:02:39,826 --> 00:02:42,386
‫بهمون زنگ بزنید.
‫می‌خوایم برای یه موقع دیگه بهتون نوبت بدیم.

19
00:02:42,412 --> 00:02:43,412
‫خیلی ممنون.

20
00:02:52,086 --> 00:03:00,410
‫(فرزند اول)

21
00:03:05,059 --> 00:03:08,229
‫بچه که بودم،
‫احساس می‌کردم با بقیه فرق دارم.

22
00:03:10,273 --> 00:03:13,559
‫توی یه خانواده که موهای
‫مشکی، پوست زیتونی و
‫(جیکوب بالرد، فرزند شمارهٔ یک)

23
00:03:13,583 --> 00:03:16,738
‫چشم‌های سیاه داشتن،
‫من موهای بلوند با چشم‌های آبی داشتم.

24
00:03:18,198 --> 00:03:20,408
‫مدام از مامانم می‌پرسیدم

25
00:03:21,868 --> 00:03:23,286
‫من رو به فرزندخوندگی گرفتن یا نه.

26
00:03:26,748 --> 00:03:29,125
‫منم همش بهشون اطمینان می‌دادم

27
00:03:29,209 --> 00:03:33,046
‫و می‌گفتم «اگه دختر واقعیتون نیستم
‫اشکالی نداره، خوب می‌شم.»

28
00:03:36,299 --> 00:03:39,677
‫و آخرش مامانم حقیقت رو بهم گفت.

29
00:03:42,096 --> 00:03:45,850
‫برای همین، از ده سالگی فهمیدم

30
00:03:45,934 --> 00:03:49,395
‫که با اسپرم اهدایی به دنیا اومدم.

31
00:03:54,525 --> 00:03:57,695
‫فکر کنم سال 1979 بود

32
00:03:58,571 --> 00:04:02,492
‫و بدجوری دلم بچه می‌خواست

33
00:04:03,409 --> 00:04:07,080
‫ولی شوهرم نمی‌تونست بچه‌دار بشه.
‫(دبی پیرس، مادر جیکوبا)

34
00:04:07,163 --> 00:04:09,540
‫برای همین رفتم دیدن دکتر کلاین

35
00:04:10,500 --> 00:04:12,335
‫برای لقاح مصنوعی.

36
00:04:16,589 --> 00:04:17,590
‫جوون بودم.

37
00:04:18,758 --> 00:04:20,593
‫فکر کنم حدوداَ بیست ‌بیست و یک سالم بود.

38
00:04:22,428 --> 00:04:23,721
‫کارش درست بود.

39
00:04:24,722 --> 00:04:26,724
‫زیاد با هم حرف نمی‌زدیم.

40
00:04:26,808 --> 00:04:32,230
‫فقط گفت با یه اهدا کننده که شبیه
‫شوهرم باشه ما رو هماهنگ می‌کنه.

41
00:04:33,356 --> 00:04:36,776
‫قرار بود از اسپرم...
‫دانشجوهای پزشکی استفاده کنه.

42
00:04:37,443 --> 00:04:39,612
‫وقتی هم تخمک‌گذاریم شروع شد

43
00:04:39,696 --> 00:04:42,573
‫رفتم اونجا، عمل رو انجام دادن...

44
00:04:44,213 --> 00:04:48,301
‫و منم رفتم خونه و باردار بودم.

45
00:04:54,626 --> 00:04:56,523
‫دخترم همه چیزمه.

46
00:05:00,591 --> 00:05:03,845
‫از زندگیم هم بیشتر این بچه رو دوست دارم.

47
00:05:20,862 --> 00:05:24,282
‫همیشه دلم می‌خواست
‫خواهر و برادر داشته باشم.

48
00:05:25,908 --> 00:05:28,286
‫یکی رو می‌خواستم که باهام هم‌خون باشه.

49
00:05:28,786 --> 00:05:31,205
‫یه برادری یا خواهری

50
00:05:31,289 --> 00:05:33,124
‫و دلم می‌خواست این ارتباط رو داشته باشم.

51
00:05:36,044 --> 00:05:38,629
‫حدوداً هجده سالم که بود

52
00:05:38,726 --> 00:05:40,811
‫نزدیکای سال 1999

53
00:05:40,882 --> 00:05:44,135
‫تبلیغات آزمایش دی‌ان‌ای که نبود.

54
00:05:44,969 --> 00:05:49,640
‫فقط می‌دونستم که مامانم رفته
‫پیش دکتر دونالد کلاین

55
00:05:50,183 --> 00:05:53,644
‫و بهترین دکتر بوده.

56
00:05:55,855 --> 00:05:57,440
‫به مامانم گفتن که

57
00:05:57,523 --> 00:06:00,735
‫از اسپرم یه رزیدنت استفاده کردن
‫(دکتر عمومی که در حال تحصیل برای تخصصی‌ست)

58
00:06:00,818 --> 00:06:04,739
‫و از اسپرم رزیدنت یا همین اهدا کننده

59
00:06:04,822 --> 00:06:06,449
‫بیشتر از سه بار استفاده نکردن.

60
00:06:07,033 --> 00:06:08,201
‫برای همینم من

61
00:06:08,284 --> 00:06:11,496
‫با خودم گفتم شاید
‫یکی یا دوتا خواهر و برادر ناتنی داشته باشم.

62
00:06:12,789 --> 00:06:16,334
‫برای همین دنبالش گشتم
‫و زنگ زدم به مطبش.

63
00:06:16,417 --> 00:06:18,628
‫اونم تلفن رو جواب داد.

64
00:06:19,752 --> 00:06:22,964
‫خواستم بدونم شمارهٔ اهدا کننده

65
00:06:23,007 --> 00:06:25,218
‫یا مدارک پزشکی مامانم رو داره یا نه

66
00:06:25,301 --> 00:06:28,805
‫که بتونم تا حدودی اطلاعات هویتیش پیدا کنم.

67
00:06:29,847 --> 00:06:31,307
‫خیلی

68
00:06:31,391 --> 00:06:34,018
‫خشک، سرد

69
00:06:34,102 --> 00:06:36,479
‫و بی‌احساس بود.

70
00:06:36,562 --> 00:06:38,815
‫ولی یادمه ازش پرسیدم

71
00:06:38,898 --> 00:06:41,317
‫بهش گفتم می‌خوام
‫خواهر و برادرهای ناتنیم رو پیدا کنم

72
00:06:41,401 --> 00:06:44,153
‫و گفت اصلا نمی‌تونم این اطلاعات رو بدونم.

73
00:06:44,237 --> 00:06:46,280
‫مدارک مادرم نابود شده.

74
00:06:47,990 --> 00:06:51,411
‫بهم گفت موفق باشی و تمام.

75
00:06:52,995 --> 00:06:55,748
‫به زندگیم ادامه دادم

76
00:06:55,832 --> 00:06:59,961
‫ازدواج کردم، بچه‌هام رو بزرگ کردم
‫و به این امید بودم که شاید یه روزی

77
00:07:00,044 --> 00:07:02,171
‫یکی دوتا خواهر و برادر پیدا کنم.

78
00:07:06,332 --> 00:07:10,857
‫(و اینک فرزندان میراث خداوند هستند
‫و ثمرهٔ رحم اُجرتی از اوست، مزامیر داوود 127:3)

79
00:07:10,882 --> 00:07:13,855
‫(زندگی سخت است... با دعا زندگی کن)

80
00:07:14,183 --> 00:07:16,853
‫دیدنِ بزرگ شدن بچه‌های دوستانی که
‫اطرافمون هستن

81
00:07:16,936 --> 00:07:20,148
‫بهمون حس انزوا و ناامیدی می‌ده.

82
00:07:21,232 --> 00:07:23,734
‫ولی اینم فهمیدیم که فقط ما این‌طور نیستیم.

83
00:07:24,861 --> 00:07:29,824
‫در آمریکا از هر پنج زوج
‫یک زوج مشکلات عدم باروری دارن.

84
00:07:29,907 --> 00:07:33,119
‫دکترها و کارکنان در مرکز باروری ایندیاناپلیس

85
00:07:33,202 --> 00:07:37,165
‫می‌تونن کمکتون کنن تا
‫مشکل کوچیک عدم باروریتون رو واضح‌تر بفهمید.

86
00:07:37,248 --> 00:07:39,709
‫هم دکتر کلاین
‫و هم دکتر رابرت کالور

87
00:07:39,792 --> 00:07:42,003
‫متخصص در حوزهٔ عدم باروری هستن

88
00:07:42,086 --> 00:07:43,713
‫و نتایجی عالی در

89
00:07:43,796 --> 00:07:46,883
‫معاینه و درمان هزاران زوجی که
‫بچه‌دار نمی‌شدند بدست آوردند.

90
00:07:48,384 --> 00:07:53,681
‫دکتر کلاین معروفترین دکتر نازایی
‫در ایندیاناپلیس بود.

91
00:07:54,265 --> 00:08:00,980
‫و من از سال 1981 تا 1994 براش کار کردم.
‫(جین شور، پرستار دیپلمه، پرستار سابق کلاین)

92
00:08:01,606 --> 00:08:02,899
‫سیزده سال کار کردم.

93
00:08:03,900 --> 00:08:08,154
‫از سال 1987 تا 1991 با دکتر کلاین کار کردم
‫و باید بگم

94
00:08:08,237 --> 00:08:14,035
‫اگه دکتر کلاین نبود،
‫کار من در طی این 35 سال به اینجا نمی‌رسید...
‫(دکتر رابرت کالور، همکار سابق کلاین)

95
00:08:14,094 --> 00:08:18,557
‫می‌دونی این مرد جایگاه خاصی در قلب من داره.

96
00:08:19,916 --> 00:08:23,002
‫قبل از سال 1985 برای لقاح مصنوعی

97
00:08:23,085 --> 00:08:24,795
‫یا لقاح از طریق اهدا کننده

98
00:08:24,879 --> 00:08:26,464
‫از اسپرم تازه استفاده می‌شد.

99
00:08:27,215 --> 00:08:30,593
‫و اون قدیما مثل الان نبود

100
00:08:30,676 --> 00:08:33,888
‫می‌رفتی توی سایت
‫سیصد‌تا آدم رو نشونت می‌داد.

101
00:08:33,971 --> 00:08:36,057
‫یه دفتر داشتیم

102
00:08:36,807 --> 00:08:39,852
‫تا طبق معیاری که می‌خواستین
‫اهداکننده رو انتخاب کنند.

103
00:08:42,063 --> 00:08:44,690
‫بیمارستان... سر نبش بود.

104
00:08:46,192 --> 00:08:49,779
‫منم رفتم به بیمارستان و با چندتا
‫از اهداکننده‌ها آشنا شدم

105
00:08:49,862 --> 00:08:52,073
‫چون کارآموز پزشکی بودن
‫و من می‌شناختمشون.

106
00:08:52,156 --> 00:08:54,492
‫و نمونه رو می‌گرفتم

107
00:08:55,117 --> 00:08:56,677
‫و می‌بردمش به مطب.

108
00:08:57,620 --> 00:09:00,331
‫باید به میزان دمای بدن گرم نگه داشته بشه.

109
00:09:01,332 --> 00:09:04,043
‫برای همین توی سوتینم
‫نمونه‌ها رو جابه‌جا می‌کردم

110
00:09:04,126 --> 00:09:08,214
‫تا اسپرم وقتی که به مطب می‌رسه
‫بشه ازش استفاده کرد.

111
00:09:10,915 --> 00:09:13,501
‫محدوده کاری بزرگی داشت.
‫کار جالبی بود.

112
00:09:13,553 --> 00:09:17,932
‫ما نمونه‌ها رو کنار هم می‌ذاشتیم
‫تا خانما بتونن باردار بشن.

113
00:09:18,683 --> 00:09:21,310
‫و کلاین هم خیلی توی کارش موفق بود.

114
00:09:22,311 --> 00:09:24,063
‫ما روی نمونه‌ها جراحی لیزری انجام می‌‌دادیم

115
00:09:24,146 --> 00:09:27,525
‫و این یه چیز جدید بود که
‫غیر از دان بقیه‌ی دکتر‌ها انجام نمی‌دادن.

116
00:09:28,769 --> 00:09:31,855
‫برای این زوج‌ها باید بذاری

117
00:09:31,946 --> 00:09:34,907
‫که خوب بهش فکر کنن،
‫حل و فصلش کنن، دعا کنن.

118
00:09:35,408 --> 00:09:38,411
‫واقعا باید حس کنی که خوب بهش فکر کردی چون

119
00:09:38,494 --> 00:09:40,413
‫چون همین که لقاح مصنوعی انجام بشه

120
00:09:40,496 --> 00:09:43,416
‫و باردار بشن
‫اون دیگه بچه‌شونه، برای همیشه.

121
00:09:49,547 --> 00:09:51,299
‫وقتی یکی از دوستای دخترم بهم زنگ می‌زد

122
00:09:51,382 --> 00:09:54,594
‫و می‌گفت بارداره خیلی ناراحت می‌شدم

123
00:09:54,677 --> 00:09:57,972
‫چون چند باری بود که گوشی رو قطع کردم
‫(دیانا کیزلر، یکی از بیماران کلاین)

124
00:09:58,055 --> 00:10:01,475
‫و گریه می‌کردم چون بدجوری دلم بچه می‌خواست.

125
00:10:04,812 --> 00:10:07,481
‫من و شوهرم پیش چندین
‫دکتر نازایی رفتیم

126
00:10:07,565 --> 00:10:10,818
‫و می‌خواستیم... مشکلم رو پیدا کنیم.

127
00:10:12,778 --> 00:10:15,364
‫برای من و شوهرم سخت بود.

128
00:10:16,282 --> 00:10:21,287
‫ولی با خودم گفتم «خیلی‌خب، بالأخره یه دکتری
‫پیدا کردم که شاید بتونه کمکمون کنه

129
00:10:21,787 --> 00:10:24,123
‫چون خیلی معروفه.»

130
00:10:26,417 --> 00:10:28,252
‫حدوداً 27 سالم بود.

131
00:10:28,753 --> 00:10:32,590
‫من و شوهرم راجع به اینکه بچه‌ی خودمون
‫رو داشته باشیم با هم صحبت کردیم.
‫(لیز وایت، یکی از بیماران کلاین)

132
00:10:34,091 --> 00:10:37,678
‫شوهرم آزمایش داد
‫و نابارور بود.

133
00:10:39,096 --> 00:10:44,185
‫بهم گفتن «تنها کسی که
‫لقاح مصنوعی با اسپرم زنده رو انجام می‌ده

134
00:10:44,268 --> 00:10:45,978
‫دکتر دونالد کلاینه.»

135
00:10:46,479 --> 00:10:48,773
‫«خیلی کارش درسته، برو پیشش.»

136
00:10:52,568 --> 00:10:58,991
‫اون موقع دو سال و نیم از پریود شدنم گذشته
‫بود در حالی که من می‌خواستم باردار بشم.

137
00:10:59,533 --> 00:11:03,829
‫هر ماه و هر روز دمای بدنم رو بررسی می‌کردم.

138
00:11:04,955 --> 00:11:09,335
‫برای اولین بار احساس امید کردم.

139
00:11:10,434 --> 00:11:12,716
‫(اتاق آزمایش 2)

140
00:11:12,755 --> 00:11:17,093
‫اسپرم شوهرم توی یه محفظه‌ی کوچیک
‫بود که بردم.

141
00:11:17,760 --> 00:11:21,847
‫زیاد وقت نداشتیم چون بایستی
‫در کمتر از یک ساعت به اونجا می‌بردی.

142
00:11:23,933 --> 00:11:26,102
‫و اونجا یه اتاقی بود

143
00:11:26,243 --> 00:11:31,732
‫که برای لقاح مصنوعی با اسپرم
‫به اونجا می‌رفتم.

144
00:11:32,263 --> 00:11:35,099
‫با یه چیز درازی مثل...

145
00:11:35,653 --> 00:11:40,491
‫شبیه سوزن بود،
‫همش همین رو یادمه.

146
00:11:43,035 --> 00:11:45,121
‫تا اتاق آزمایش باهام اومد

147
00:11:45,955 --> 00:11:48,916
‫دراز کشیده بودم
‫و پاهام رو بالا آورده بودم

148
00:11:49,792 --> 00:11:54,797
‫گفت «خیلی‌خب، می‌خوام این نمونه رو...
‫وارد بدنت کنم.»

149
00:11:57,842 --> 00:12:00,678
‫منم حدودا 20 دقیقه روی صندلی بودم.

150
00:12:01,470 --> 00:12:04,473
‫راستش داشتم به چیزای مثبت فکر می‌کردم

151
00:12:04,557 --> 00:12:05,599
‫داشتم فکر می‌کردم

152
00:12:06,767 --> 00:12:09,603
‫«وای! شاید بتونم بچه‌دار بشم.»

153
00:12:16,444 --> 00:12:19,113
‫وقتی دکتر مطب بهم زنگ زد

154
00:12:19,739 --> 00:12:22,116
‫و بهم گفت باردار شدم

155
00:12:22,199 --> 00:12:23,951
‫باورم نمی‌شد.

156
00:12:27,121 --> 00:12:29,457
‫وقتی دخترم رو باردار بودم
‫خیلی خوشحال شدیم.

157
00:12:30,916 --> 00:12:36,005
‫حتی جولی رو به مطبش بردم و بعدش
‫به دکتر کلاین نشون دادم.

158
00:12:40,009 --> 00:12:42,052
‫فکر می‌کردم ارتفاع زده شدم.

159
00:12:43,471 --> 00:12:46,098
‫یکمی اسکیت رو گذاشتم کنار

160
00:12:46,182 --> 00:12:48,684
‫و یکم چایی و تُردَک بیشتر خوردم

161
00:12:48,768 --> 00:12:51,937
‫و اصلا فکر نمی‌کردم باردار بشم.

162
00:12:54,064 --> 00:12:57,210
‫فکر می‌کردم دیگه کار از کارم گذشته.

163
00:13:00,029 --> 00:13:01,655
‫از خود بی‌خود شدم.

164
00:13:04,158 --> 00:13:07,119
‫اون موقع فکر می‌کردم این یه موهبته.

165
00:13:09,931 --> 00:13:14,464
‫(23 اند من: یک شرکت پزشکی آمریکایی)

166
00:13:15,169 --> 00:13:22,551
‫در سال 2014 مثل بقیه‌ی تبلیغات‌های‌ تلویزیونی
‫میشه تبلیغ تلویزیونی 23‌اند‌می رو ببینی.

167
00:13:24,220 --> 00:13:26,055
‫من 35 سالم بود

168
00:13:26,138 --> 00:13:29,600
‫و به شوهرم گفتم می‌خوام آزمایش دی‌ان‌ای بدم

169
00:13:30,226 --> 00:13:33,229
‫چون می‌دونستم حداقل یک یا دوتا
‫خواهر و برادر دارم.

170
00:13:34,986 --> 00:13:38,824
‫با خودم گفتم اگه اهداکننده رو پیدا کنم که چه بهتر

171
00:13:39,401 --> 00:13:41,362
‫ولی هدفم این نبود.

172
00:13:41,445 --> 00:13:43,280
‫هدفم پیدا کردن خواهر و برادر بود.

173
00:13:46,492 --> 00:13:49,328
‫پاییز سال 2014

174
00:13:50,663 --> 00:13:52,540
‫نتایجش به دستم رسید.

175
00:13:57,253 --> 00:13:59,505
‫اون روز رو به خوبی به خاطر نمیارم.

176
00:14:02,550 --> 00:14:07,847
‫توی نتایج گفته بود که
‫هفتا خواهر و برادر دیگه دارم.

177
00:14:09,807 --> 00:14:15,646
‫یهویی خوشحال شدم و هم اینکه... نگران.

178
00:14:16,856 --> 00:14:19,942
‫خیلی خوب بود که فهمیدم
‫خواهر و برادر دارم

179
00:14:20,025 --> 00:14:22,611
‫ولی الان ما هشت نفریم.

180
00:14:22,695 --> 00:14:24,488
‫قضیه چیه؟

181
00:14:25,072 --> 00:14:26,574
‫چون به مامانم گفتن

182
00:14:26,657 --> 00:14:30,119
‫که بیشتر از سه بار از اسپرم اهدا کننده
‫استفاده نکردن.

183
00:14:32,580 --> 00:14:34,999
‫نهایتش سه بار بود.

184
00:14:35,791 --> 00:14:41,005
‫نمی‌خواستیم یه جمعیت زیادی از
‫یک پدر باشن.

185
00:14:41,447 --> 00:14:43,908
‫نگرانی برای ازدواج قوم و خویشی وجود داره

186
00:14:44,091 --> 00:14:49,471
‫اینکه یه عالمه آدم
‫در یک منطقه‌ی جغرافیایی مشخص باشن که

187
00:14:49,555 --> 00:14:53,058
‫ممکنه برادر یا خواهرت باشن و تو ندونی.

188
00:14:53,642 --> 00:14:58,939
‫چون ممکنه با
‫خواهر یا برادر خودت ازدواج کنی.

189
00:15:02,234 --> 00:15:03,652
‫وایستا.

190
00:15:03,736 --> 00:15:05,279
‫با عقل جور در نمیاد.

191
00:15:06,739 --> 00:15:09,867
‫مشخصه شما اسپرم یک نفر رو بیشتر از
‫سه بار استفاده کردید.

192
00:15:12,995 --> 00:15:17,541
‫و همین موقع ما
‫تحقیقات خودمون رو شروع کردیم.

193
00:15:19,543 --> 00:15:22,129
‫هر هفته به همدیگه زنگ می‌زدیم

194
00:15:22,796 --> 00:15:27,051
‫یا اسم‌هامون رو توی انسستری می‌ذاشتیم
‫و روی یه شجره‌نامه کار می‌کردیم.
‫(انسستری: شرکت تبارشناسی)

195
00:15:27,968 --> 00:15:31,180
‫یه روز به شوخی،
‫همین‌طور که داشتیم می‌گشتیم

196
00:15:31,263 --> 00:15:34,558
‫گفتیم «عجیب نیست اگه
‫خود دکتر پدرمون باشه؟»

197
00:15:35,935 --> 00:15:37,455
‫ولی دیگه بهش اهمیتی ندادیم، و گفتیم

198
00:15:37,519 --> 00:15:40,481
‫«احتمالا نباشه،
‫ولی توی این سفر با همیم.»

199
00:15:40,564 --> 00:15:43,734
‫به هم کمک می‌کنیم تا
‫هر کسی که پدر واقعیمونه پیداش کنیم.

200
00:15:46,987 --> 00:15:50,908
‫ما روی ژن‌های مشابه
‫از سمت پدرمون متمرکز شدیم

201
00:15:51,492 --> 00:15:54,578
‫و همه‌مون یه ژن مشابه
‫از خانمی به اسم سیلویا داشتیم.

202
00:15:55,412 --> 00:15:57,414
‫که دختر عموی دوممون بود

203
00:15:58,082 --> 00:16:00,918
‫و توی سایت 23اند‌می بود.

204
00:16:01,794 --> 00:16:03,921
‫بهش پیام دادیم.

205
00:16:05,255 --> 00:16:09,677
‫ازش خواستم نام‌های خانوادگی
‫شجره‌نامه‌شون رو بده

206
00:16:10,302 --> 00:16:13,430
‫اونم یه لیست بلند بالا از نام خانوادگی داد.

207
00:16:14,723 --> 00:16:16,483
‫یکی از اسم‌هایی که پیدا شد
‫اسوینفورد بود.

208
00:16:17,559 --> 00:16:22,606
‫اسوینفورد
‫نام خانوادگی مادر دونلاد کلاینه.

209
00:16:23,816 --> 00:16:25,442
‫گفتم احیانا شما

210
00:16:25,526 --> 00:16:29,071
‫کسی به اسم کلاین توی خانواده‌تون ندارید؟

211
00:16:30,072 --> 00:16:34,368
‫اونم گفت اوه آره
‫پاک یادم رفته بود، پسر عموم دان.

212
00:16:35,119 --> 00:16:36,370
‫دکتره.

213
00:16:38,372 --> 00:16:41,041
‫همونجا حُری دلم ریخت.

214
00:16:41,125 --> 00:16:45,587
‫و حالم بد بود چون چیزی رو که

215
00:16:45,671 --> 00:16:51,238
‫فکر می‌کردیم می‌دونیم، ولی خدا خدا می‌‌کردیم
‫حقیقت نداشته باشه رو تأیید کرد.

216
00:16:51,844 --> 00:16:53,387
‫دکتر دونلاد کلاین

217
00:16:54,304 --> 00:16:56,390
‫ممکنه پدر واقعی ما باشه.

218
00:17:01,228 --> 00:17:02,354
‫شوکه شده بودم.

219
00:17:05,983 --> 00:17:07,568
‫خیلی منو غم گرفته بود.

220
00:17:08,277 --> 00:17:09,820
‫سوالات زیادی داشتم.

221
00:17:10,946 --> 00:17:14,283
‫دروغ گفت که از اهدا کننده استفاده کردن.

222
00:17:15,951 --> 00:17:17,244
‫چرا این کار رو کرده؟

223
00:17:18,245 --> 00:17:20,164
‫چند وقت داشته این کار رو می‌کرده؟

224
00:17:21,248 --> 00:17:24,293
‫چندتا خواهر و برادر دیگه هستیم؟

225
00:17:25,586 --> 00:17:27,713
‫واقعیتش نمی‌دونستم پیش کی برم.

226
00:17:27,796 --> 00:17:32,176
‫توی گوگل نوشتم «کجا میشه
‫از یه دکتر شکایت کرد؟»

227
00:17:33,594 --> 00:17:37,264
‫در نهایت رسیدم به تنظیم شکایت

228
00:17:37,347 --> 00:17:40,559
‫در دفتر دادستان کل در ایالت ایندیانا.

229
00:17:42,978 --> 00:17:46,190
‫بعدش یه فرم از دفتر دادستان کل برام فرستادن

230
00:17:46,273 --> 00:17:49,276
‫مثل یه پیام بی‌نام و نشونی بود که گفتن

231
00:17:49,359 --> 00:17:53,822
‫«سلام، شکایت شما دست ما رسید،
‫و تحقیقات بیشتری انجام میشه

232
00:17:53,906 --> 00:17:55,783
‫و یک نفر باهاتون تماس می‌گیره.»

233
00:17:57,743 --> 00:18:01,872
‫ما منتظر موندیم و منتظر موندیم.
‫کسی جواب تماس‌هام رو نمی‌داد.

234
00:18:01,955 --> 00:18:04,917
‫نه سوالی پرسیدن، هیچ اتفاقی
‫از سمت دفتر دادستان کل نیفتاد.

235
00:18:08,045 --> 00:18:09,213
‫من دنبال جواب بودم.

236
00:18:09,296 --> 00:18:12,716
‫با تمام خبرگزاری‌های کوچیک و بزرگ تماس گرفتم

237
00:18:12,800 --> 00:18:15,803
‫و هیچ‌کس این داستان رو قبول نمی‌کرد.

238
00:18:15,886 --> 00:18:17,262
‫من آنجلا گنوت هستم.

239
00:18:17,346 --> 00:18:19,556
‫بله، امروز قراره یه شروع عالی داشته باشیم.

240
00:18:19,640 --> 00:18:21,725
‫ولی سریع گرم و گرم‌تر میشه.

241
00:18:21,809 --> 00:18:23,602
‫یه روز داشتم تلویزیون نگاه می‌کردم.

242
00:18:23,685 --> 00:18:26,021
‫بعد گفتم... «هه! خودشه!»

243
00:18:26,105 --> 00:18:28,482
‫«یادم رفته برای این بفرستم.»

244
00:18:29,316 --> 00:18:32,319
‫فوریه‌ی سال 2015 من وارد فیسبوک شدم

245
00:18:32,402 --> 00:18:34,613
‫و یه پیام از جیکوبا داشتم.

246
00:18:35,739 --> 00:18:37,616
‫پیامش خیلی با جزئیات بود

247
00:18:37,699 --> 00:18:40,160
‫و گفت که یه دکتر در ایندیاناپلیس

248
00:18:40,244 --> 00:18:43,956
‫برای چندین زن با اسپرم خودش
‫لقاح مصنوعی انجام داده.

249
00:18:44,456 --> 00:18:48,794
‫شوکه کننده بود.
‫و همچنین براش مدرک داشت.
‫(آنجلا گنوت گزارشگر شبکه فاکس 59)

250
00:18:49,962 --> 00:18:51,588
‫قبل اینکه جیکوبا بیاد پیش من.

251
00:18:51,672 --> 00:18:54,591
‫با دادستان کل کشور خودمون تماس گرفته بود

252
00:18:55,092 --> 00:18:57,136
‫دادستان کل ایالت متحده.

253
00:18:57,219 --> 00:18:59,972
‫با سازمان‌های خبری ملی تماس گرفته بود

254
00:19:00,055 --> 00:19:01,890
‫و هیچ جوابی نگرفته بود

255
00:19:01,974 --> 00:19:05,269
‫و منم با خودم گفتم
‫«چرا کسی گوش نمی‌ده یا حداقل

256
00:19:05,894 --> 00:19:07,229
‫حقیقت رو پیدا نمی‌کنه؟»

257
00:19:07,312 --> 00:19:09,523
‫رفتم دفتر رئیس اخبارمون.

258
00:19:09,606 --> 00:19:11,900
‫و گفتم
‫«عمراً‌ اگه این داستان رو باورکنید.»

259
00:19:15,612 --> 00:19:18,532
‫اولش با دکتر کلاین تماس گرفتم.

260
00:19:19,241 --> 00:19:21,118
‫بهم گفت پدرشون نیست.

261
00:19:21,702 --> 00:19:25,873
‫بهم گفت که فقط از اسپرم یک
‫دکتر رزیدنت استفاده کرده

262
00:19:25,956 --> 00:19:27,791
‫و امکان نداره

263
00:19:27,875 --> 00:19:30,878
‫بیشتر از سه‌‌تا خواهر یا برادر باشن.

264
00:19:31,879 --> 00:19:33,922
‫ازش خواستم آزمایش دی.‌ان.‌ای رو ببینه.

265
00:19:34,006 --> 00:19:37,009
‫ازش خواستم اگه خواست خودش
‫آزمایش دی.‌ان.‌ای بده

266
00:19:37,092 --> 00:19:39,636
‫تا بتونه بهشون کمک کنه.

267
00:19:40,220 --> 00:19:43,682
‫اگه پدرشون نیستی آزمایش دی.ان.ای بده
‫و ثابت کن بهشون.

268
00:19:43,765 --> 00:19:45,142
‫اونم قبول نکرد.

269
00:19:47,477 --> 00:19:50,439
‫وقتی برای اولین بار
‫اولین داستان رو پخش کردیم

270
00:19:51,106 --> 00:19:54,651
‫نمی‌تونستم اسمش رو بگم
‫و همین برام سخت بود.

271
00:19:55,527 --> 00:19:59,448
‫خواهرانی که در ایندیانا به دنیا آمدن،
‫افشاگری یک راز خانوادگی.

272
00:19:59,531 --> 00:20:02,075
‫پدرشون پدر واقعیشون نیست.

273
00:20:02,159 --> 00:20:03,577
‫با اسپرم اهدایی به دنیا اومدن.

274
00:20:03,660 --> 00:20:07,164
‫محصول یک مرد ناشناسی که
‫اسپرم خودش رو اهدا کرده.

275
00:20:08,790 --> 00:20:11,835
‫ما چون دی.ان.ای دونلاد کلاین رو نداشتیم

276
00:20:12,336 --> 00:20:13,921
‫نمی‌تونستیم کاری از پیش ببریم

277
00:20:14,004 --> 00:20:17,758
‫مگر اینکه مجبورش می‌‌کردیم آزمایش دی.ان.ای بده

278
00:20:17,841 --> 00:20:21,845
‫تا ثابت بشه که پدر واقعیمونه.

279
00:20:22,471 --> 00:20:26,892
‫عمیقاً از این مسئله مطمئن بودیم
‫ولی توی دولت کسی رو نداشتیم

280
00:20:26,975 --> 00:20:28,685
‫که هوامون رو داشته باشه و

281
00:20:29,686 --> 00:20:33,232
‫دولتی‌ها هم عجله‌ای نداشتن
‫که ازش نمونه‌ی دی‌ان‌ای بگیرن.

282
00:20:35,943 --> 00:20:40,197
‫برای همین یکی از خواهر و برادرام

283
00:20:40,280 --> 00:20:43,116
‫به تمام بچه‌ها و نوه‌های کلاین که

284
00:20:43,200 --> 00:20:45,369
‫بیشتر از هجده سال داشتن پیام داد.

285
00:20:45,452 --> 00:20:46,745
‫رک و راست گفت

286
00:20:47,788 --> 00:20:50,374
‫مادرهای ما برای درمان نازایی می‌رفتن

287
00:20:52,459 --> 00:20:55,671
‫کسی از خانواده‌ی شما
‫اسپرم اهدا کرده؟

288
00:21:02,010 --> 00:21:05,472
‫یکی دو هفته گذشت

289
00:21:06,640 --> 00:21:09,559
‫پسر کلاین بهم پیام داد.

290
00:21:11,520 --> 00:21:14,022
‫داگ و دانا رو دیدم

291
00:21:14,648 --> 00:21:17,776
‫که دوتا از بچه‌های کلاین بودن و
‫و با زنش آدری اومدن.

292
00:21:20,195 --> 00:21:22,864
‫تصمیم گرفتم توی کلیسا انجامش بدم

293
00:21:22,948 --> 00:21:25,200
‫چون احساس آرامش بیشتری داشتم.

294
00:21:26,285 --> 00:21:28,245
‫من این آدما رو نمی‌شناختم

295
00:21:28,328 --> 00:21:31,915
‫و اتهامات بزرگی بر علیه‌ش بود.

296
00:21:33,250 --> 00:21:35,252
‫گفتن با پدرشون صحبت کردن

297
00:21:35,836 --> 00:21:41,842
‫و اعتراف کرده که
‫پدر واقعی ماست.

298
00:21:43,010 --> 00:21:49,057
‫ولی داگ گفت فقط زمانی از
‫اسپرم خودش استفاده کرده

299
00:21:49,141 --> 00:21:51,435
‫که به اهدا کننده دسترسی نداشته

300
00:21:52,519 --> 00:21:55,022
‫و تعداد خواهر و برادرها

301
00:21:55,897 --> 00:21:58,358
‫مسلما بیشتر از ده‌تا نیست.

302
00:22:01,085 --> 00:22:10,022
‫(فرزند چهاردهم)

303
00:22:13,874 --> 00:22:17,252
‫یک شب دیدم داشت اخبار پخش می‌شد...

304
00:22:18,545 --> 00:22:21,298
‫این‌ها با اسپرم اهدایی به دنیا اومدن
‫که به دنبال جواب هستن...

305
00:22:21,381 --> 00:22:24,634
‫و جیکوبا رو توی تلویزیون دیدم

306
00:22:24,718 --> 00:22:29,389
‫و شوهرم گفت که خیلی شبیه‌ش هستم.

307
00:22:30,182 --> 00:22:32,059
‫دقیقا شوهرم گفت

308
00:22:32,142 --> 00:22:36,188
‫«فکر نکنم آخر و عاقبت خوشی داشته باشه.
‫و ازت می‌خوام این رو بدونی.»
‫(جولی هارمون، فرزند چهاردهم)

309
00:22:38,315 --> 00:22:40,484
‫منم با مامانم صحبت کردم.

310
00:22:41,943 --> 00:22:43,862
‫دخترم بهم زنگ زد و گفت

311
00:22:43,945 --> 00:22:47,282
‫«باید آزمایش بدم؟ منم گفتم نه.»

312
00:22:47,366 --> 00:22:51,870
‫چون اون موقع
‫فکر می‌کردم از اسپرم شوهرم استفاده کرده.
‫(دیانا کیسلر، مادر جولی)

313
00:22:51,953 --> 00:22:53,997
‫مامانم گفت

314
00:22:54,081 --> 00:22:56,416
‫«عزیزم، بهت این حرفا نمی‌چسبه.»

315
00:22:56,500 --> 00:22:59,961
‫«اصلا بهت نمی‌خوره.
‫من خودم و بابات رو می‌شناسم.»

316
00:23:00,045 --> 00:23:03,507
‫ولی یه چیزی ته دلم بود که بی‌قرار بود.

317
00:23:05,258 --> 00:23:08,637
‫از طریق فیسبوک به جیکوبا پیام دادم

318
00:23:08,720 --> 00:23:12,599
‫مطمئن نبود که ربطی
‫به این داستان‌ها داشته باشم

319
00:23:12,682 --> 00:23:16,728
‫چون قرار بود از طریق اسپرم پدرم به دنیا
‫بیام نه از طریق اسپرم اهدایی.

320
00:23:16,812 --> 00:23:19,523
‫اونم گفت بهترین راه اینه که آزمایش بدی.

321
00:23:19,606 --> 00:23:20,649
‫و به محض اینکه اون آزمایش رو بدم

322
00:23:20,732 --> 00:23:23,110
‫اگر نسبتی داشته باشیم،
‫اسم جیکوبا نشون داده می‌شه.

323
00:23:24,610 --> 00:23:32,329
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

324
00:23:33,829 --> 00:23:35,956
‫سخت‌ترین چیزی بود که گذروندم.

325
00:23:41,336 --> 00:23:44,172
‫برمی‌گردی به تمام چیزایی که
‫از خودت می‌شناختی.

326
00:23:46,383 --> 00:23:50,095
‫کلا هویتت رو می‌شوره می‌بره.

327
00:23:52,681 --> 00:23:55,350
‫و دیگه نمی‌دونی کی هستی.

328
00:23:58,311 --> 00:23:59,855
‫جفتمون پشت گوشی گریه کردیم.

329
00:24:01,022 --> 00:24:03,817
‫بعدش باید...

330
00:24:05,986 --> 00:24:08,071
‫یه راهی برای گفتن به همسرم پیدا می‌کردم

331
00:24:08,155 --> 00:24:11,783
‫چون می‌دونستم داغون می‌شه.

332
00:24:11,867 --> 00:24:15,412
‫گفتم
‫«یادته موقعی که رفتیم پیش دکتر کلاین؟»

333
00:24:15,912 --> 00:24:19,583
‫بعد گفتم «متأسفانه

334
00:24:19,666 --> 00:24:23,503
‫دکتر کلاین از اسپرم تو استفاده نکرده
‫از اسپرم خودش استفاده کرده.»

335
00:24:24,212 --> 00:24:25,212
‫خب...

336
00:24:27,007 --> 00:24:30,135
‫الان متوجه شدیم که جولی
‫بچه‌ی تو نیست.»

337
00:24:31,261 --> 00:24:32,929
‫شوهرم زد زیر گریه.

338
00:24:33,763 --> 00:24:38,310
‫و گفت هیچ‌وقت این حرفا رو فراموش نمی‌کنم.

339
00:24:38,393 --> 00:24:41,855
‫گفت «همه چیزم رو ازم گرفته.»

340
00:24:43,607 --> 00:24:44,608
‫و واقعا هم گرفت.

341
00:24:45,942 --> 00:24:46,943
‫سخته.

342
00:24:47,027 --> 00:24:49,905
‫آخه با اسپرم بابام چی‌کار کرد؟

343
00:24:49,988 --> 00:24:52,115
‫همین‌جوری انداختش دور انگار که هیچی نیست؟

344
00:24:54,075 --> 00:24:56,328
‫آخه این کار... اشتباهه.

345
00:25:00,879 --> 00:25:06,589
‫(جولی، فرزند چهاردهم)

346
00:25:07,130 --> 00:25:09,049
‫بعد اینکه داگ رو دیدم

347
00:25:09,549 --> 00:25:12,844
‫بهم زنگ زد و گفت

348
00:25:13,345 --> 00:25:16,306
‫«هر کاری بتونم انجام می‌دم
‫تا به جواب‌هاتون برسید.»

349
00:25:17,182 --> 00:25:19,476
‫منم گفتم «‌می‌خوایم که ببینیمش.»

350
00:25:19,559 --> 00:25:21,520
‫«ازش سوال داریم.»

351
00:25:23,104 --> 00:25:25,357
‫«می‌خوام توی چشم‌های ما نگاه کنه.»

352
00:25:25,440 --> 00:25:28,026
‫«حداقل این رو بهمون مدیونی.»

353
00:25:31,279 --> 00:25:35,534
‫داگ هم یه موقعی رو برای من
‫و بقیه‌ی بچه‌ها مشخص کرد

354
00:25:35,617 --> 00:25:37,118
‫تا بتونیم کلاین رو ببینیم.

355
00:25:45,168 --> 00:25:48,046
‫تقریبا موقعی که پاهاش به زمین می‌خورد

356
00:25:48,129 --> 00:25:52,717
‫می‌تونستی صدای پاهاش و عصاش رو بشنوی.

357
00:25:54,219 --> 00:25:57,514
‫هیچ احساسی نشون نمی‌داد.

358
00:25:58,557 --> 00:26:02,644
‫و روی باسنش می‌تونستم
‫یکمی از بدنه‌ی اسلحه رو ببینم.

359
00:26:04,646 --> 00:26:08,525
‫فکر کنم می‌خواست یکمی
‫ما رو بترسونه.

360
00:26:11,111 --> 00:26:13,488
‫بعدش خودش رو معرفی کرد

361
00:26:13,572 --> 00:26:18,493
‫و نوبتی از همه اسم، سن

362
00:26:18,577 --> 00:26:21,204
‫و کارشون رو پرسید.

363
00:26:25,584 --> 00:26:28,837
‫انگارداشت ما رو سطح‌بندی می‌کرد.

364
00:26:28,920 --> 00:26:34,634
‫انگار «بذار ببینم
‫کدوم یکی از بچه‌هام موفق بوده.

365
00:26:35,635 --> 00:26:37,470
‫احساس کردم داره ما رو قضاوت می‌کنه.

366
00:26:40,056 --> 00:26:42,684
‫بعد ازش سوابق پزشکیمون رو خواستیم

367
00:26:42,767 --> 00:26:47,022
‫چون بعضیامون بیماری خود ایمنی
‫و این چیزا داشتیم.

368
00:26:48,231 --> 00:26:51,568
‫گفت نیاز نیست نگران چیزی باشیم.

369
00:26:53,737 --> 00:26:58,783
‫یه ورقه با خودش داشت که
‫روش متن انجیل نوشته بود.

370
00:26:58,867 --> 00:27:01,033
‫ارمیای نبی باب 1 آیه 5.

371
00:27:01,661 --> 00:27:05,123
‫یادمه بهم نگاه کرد و گفت «جیکوبا
‫این برای توئه.»

372
00:27:05,206 --> 00:27:07,667
‫چون می‌دونست
‫این قضیه برام سختمه

373
00:27:07,751 --> 00:27:10,086
‫منم گفتم «جمع کن این کسشرا رو.»

374
00:27:10,962 --> 00:27:14,591
‫گفتم... گفتم
‫«جمع کن این کسشرا رو.»

375
00:27:14,674 --> 00:27:18,136
‫«قرار نیست از اسم خدای من برای
‫توجیه اعمالت استفاده کنی.»

376
00:27:19,638 --> 00:27:23,975
‫یکی از بچه‌ها ازش پرسید چرا از
‫اسپرم خودش استفاده کرده.

377
00:27:24,059 --> 00:27:27,479
‫اونم گفت فقط بخاطر این بوده

378
00:27:27,562 --> 00:27:33,068
‫که مادرها اساسا تشنه‌ی فرزند بودن

379
00:27:33,151 --> 00:27:35,320
‫و این کار رو می‌کرد تا کمکشون کنه.

380
00:27:37,656 --> 00:27:40,784
‫در آخر گفت تعداد دقیق

381
00:27:40,867 --> 00:27:43,578
‫بیشتر از پونزده‌تا فرزند نمی‌شه.

382
00:27:46,781 --> 00:27:50,992
‫(فرزند هفدهم)

383
00:27:51,878 --> 00:27:53,463
‫خیلی کیریه.

384
00:27:55,484 --> 00:27:59,234
‫(مت وایت، فرزند هفدهم)

385
00:28:00,095 --> 00:28:02,263
‫دلم برای مادرم می‌سوزه.

386
00:28:04,307 --> 00:28:05,307
‫آخه...

387
00:28:07,268 --> 00:28:08,520
‫توی همچین شرایطی بوده

388
00:28:08,603 --> 00:28:11,648
‫یه زن جوون که فقط
‫می‌خواسته خانواده داشته باشه

389
00:28:11,731 --> 00:28:13,024
‫مثل هر کسِ دیگه.

390
00:28:19,574 --> 00:28:25,340
‫آدم باید مریض باشه که خودش رو
‫توی همچین شرایطی بذاره و این کار رو بکنه.

391
00:28:28,331 --> 00:28:32,001
‫یه طرف دلم می‌گه ای کاش هیچ‌وقت
‫برای نازایی کاری نکرده بودم.
‫(لیز وایت، مادر مت)

392
00:28:39,426 --> 00:28:41,928
‫خدا این بلا رو سر هیچ‌کس نیاره.

393
00:28:45,390 --> 00:28:48,643
‫روشی که کلاین با من انجام داد
‫این‌طور بود که

394
00:28:48,727 --> 00:28:50,895
‫رفتم توی مطبش.

395
00:28:52,981 --> 00:28:55,859
‫همیشه فقط اون توی مطب بود

396
00:28:55,942 --> 00:28:58,445
‫چه آخر هفته می‌رفتم یا وسط هفته

397
00:28:58,528 --> 00:29:01,072
‫وسط روز یا آخر شب.

398
00:29:01,656 --> 00:29:04,951
‫تنها کسی بود که توی مطبش بهم
‫خوش‌آمد می‌گفت که همین عجیب بود.

399
00:29:09,038 --> 00:29:11,458
‫و حالا حقیقت اینه که

400
00:29:11,541 --> 00:29:13,460
‫وقتی کلاین در رو می‌بست

401
00:29:13,543 --> 00:29:16,004
‫و من لباسم رو در می‌آوردم و
‫پاهام رو روی رکاب‌ها می‌ذاشتم

402
00:29:16,087 --> 00:29:19,466
‫و آماده می‌شدم تا اسپرم اهداکننده رو بیاره

403
00:29:19,966 --> 00:29:24,804
‫اون یه جای دیگه‌ی مطب داشت
‫استمنا می‌کرد

404
00:29:24,888 --> 00:29:28,558
‫نه تنها باید در حالت نعوظ باشه
‫بلکه باید با تمام نیرو

405
00:29:28,641 --> 00:29:31,394
‫به صورت جنسی انجامش بده
‫تا به انزال برسه.

406
00:29:32,270 --> 00:29:38,193
‫این همیشه برام بخشی غم‌انگیز و چندشی بوده.

407
00:29:39,569 --> 00:29:42,530
‫اینکه اسپرمش رو

408
00:29:42,614 --> 00:29:45,241
‫توی یه جور سرنگ می‌ریخت

409
00:29:46,117 --> 00:29:50,997
‫بعد هم سرنگ رو به آخر مجرای رحمم می‌رسوند.

410
00:29:53,249 --> 00:29:54,793
‫اینکه کلاین

411
00:29:55,877 --> 00:29:58,463
‫بخاطر استمنا

412
00:29:58,546 --> 00:30:00,548
‫ترشح غده‌ش زیاد بوده

413
00:30:01,716 --> 00:30:04,803
‫هیچ جایگاهی از نظر پزشکی نداره.

414
00:30:08,264 --> 00:30:11,684
‫وقتی نتایج آزمایش دی‌ان‌ای مت اومد...

415
00:30:17,023 --> 00:30:18,817
‫اولین حرفام این بود که...

416
00:30:19,609 --> 00:30:23,760
‫پونزده بار بهم تجاوز شده
‫و خودم نفهمیدم.

417
00:30:27,242 --> 00:30:29,661
‫باورم نمی‌شه.

418
00:30:30,370 --> 00:30:31,996
‫چه جوری هیچ‌ خری نفهمیده؟

419
00:30:32,497 --> 00:30:38,545
‫آخه سال‌ها این کار رو کرده

420
00:30:38,628 --> 00:30:41,339
‫و راحت قسر در رفته.

421
00:30:41,840 --> 00:30:45,844
‫ده‌ها سال می‌گذره و هیچ‌کس چیزی نفهمیده.

422
00:30:46,511 --> 00:30:48,137
‫هیچ‌کس توی مطب نفهمیده؟

423
00:30:48,763 --> 00:30:49,763
‫بیخیال.

424
00:30:50,723 --> 00:30:52,267
‫یه مسئله‌ای هست.

425
00:30:53,268 --> 00:30:55,103
‫طبقه‌‌ی اول خیلی شلوغ نبود

426
00:30:55,186 --> 00:30:57,438
‫و کاری جز اینکه مستقیم
‫بریم مطب خودمون نبود.

427
00:30:57,522 --> 00:31:00,942
‫دان می‌تونست راحت اسپرم رو برداره

428
00:31:01,442 --> 00:31:04,028
‫و بذاره سر جاش و هیچ کس هم نفهمه.

429
00:31:04,112 --> 00:31:06,823
‫پرستار می‌تونه برای لقاح مصنوعی
‫حضور داشته باشه.

430
00:31:06,906 --> 00:31:10,201
‫ولی نمی‌دونه که از اهدا کننده‌ی
‫بیمارستانه یا نه.

431
00:31:12,245 --> 00:31:15,790
‫من و دکتر کالور راجع بهش صحبت کردیم
‫و روحمون هم خبر نداشت.

432
00:31:16,374 --> 00:31:19,419
‫فکرش رو هم نمی‌کردیم

433
00:31:19,502 --> 00:31:25,300
‫چون با رفتار عادی‌ای که داشت
‫اصلا بهش نمی‌‌اومد.

434
00:31:32,557 --> 00:31:35,018
‫این یه آدم قدرتمند بوده.

435
00:31:35,602 --> 00:31:37,770
‫در جامعه‌مون به اسم نیکوکار می‌شناسنش.

436
00:31:37,854 --> 00:31:40,398
‫در جامعه‌مون به اسم کشیش کلیسا می‌شناسنش.

437
00:31:42,275 --> 00:31:43,902
‫همیشه یه دکتر بود.

438
00:31:44,652 --> 00:31:47,363
‫نمی‌نشست باهات صحبت کنه.

439
00:31:47,947 --> 00:31:53,786
‫رابطه‌م باهاش مثل یه دکتر بود

440
00:31:54,871 --> 00:31:57,749
‫یا مثل یه پدر سختگیر

441
00:31:57,832 --> 00:32:00,960
‫برای اینکه بهتر متوجه بشید.

442
00:32:02,218 --> 00:32:06,097
‫مارک رو برای خدمت فرستادن به
‫پایگاه هوایی رزرو گریسوم
‫(شرین و مارک فاربر، همکاران سابق کلاین)

443
00:32:06,174 --> 00:32:07,675
‫دان رو هم همین‌طور

444
00:32:07,759 --> 00:32:11,596
‫و با هم دوست بودیم.

445
00:32:11,679 --> 00:32:15,183
‫باید بگم بنا به دلایلی
‫صفت تکبر شایستشه.

446
00:32:15,266 --> 00:32:18,937
‫نمی‌دونم دقیقا چرا همچین حسی داشتم.

447
00:32:19,020 --> 00:32:23,107
‫تو که می‌دونی چون توی گروه‌های مطالعاتی
‫و این چیزا بودین.

448
00:32:23,983 --> 00:32:27,904
‫آدم... خوبی بود.
‫روشن‌فکر بود.

449
00:32:27,987 --> 00:32:29,989
‫فکر می‌کرد... خیلی بارشه.

450
00:32:30,073 --> 00:32:31,658
‫همیشه‌ با اعتماد به نفس بود.

451
00:32:32,241 --> 00:32:33,618
‫همیشه از خودش مطمئن بود.

452
00:32:33,701 --> 00:32:39,874
‫هیچ‌وقت... ندیدم در کارش
‫شک کنه.

453
00:32:42,251 --> 00:32:45,713
‫اگه تو یه چیزی می‌دونستی
‫و اونم می‌دونست، اون بیشتر می‌دونست.

454
00:32:46,714 --> 00:32:48,383
‫طرز برخوردش همین بود.

455
00:32:49,425 --> 00:32:54,764
‫همیشه اطلاعاتم رو راجع به پ...

456
00:32:54,847 --> 00:32:57,141
‫پرورش کودک هم حتی کم می‌دونست.

457
00:32:57,934 --> 00:33:00,395
‫آخه تخصص من همینه.

458
00:33:00,478 --> 00:33:05,274
‫من دکترای عصب‌شناسی دارم

459
00:33:05,358 --> 00:33:08,653
‫و کاردرمان هم هستم.

460
00:33:08,736 --> 00:33:11,030
‫و بچه‌ها رو درمان کردم.

461
00:33:12,073 --> 00:33:13,408
‫ولی اون انگار بیشتر می‌دونست.

462
00:33:16,119 --> 00:33:17,662
‫اگر باهاش مخالفت می‌کردی...

463
00:33:19,497 --> 00:33:20,497
‫تمام.

464
00:33:27,130 --> 00:33:31,217
‫اولین صحبتی که با دکتر کلاین داشتم

465
00:33:31,300 --> 00:33:33,761
‫بهم گفت سازمان ب.د.ح.م.ع ازش حفاظت می‌کنه.
‫(بیمه‌ی درمانی حامل و مسئولت عمل)

466
00:33:34,262 --> 00:33:38,224
‫بهم گفت از من یا شبکه‌ی فاکس 59 شکایت می‌کنه.

467
00:33:40,018 --> 00:33:43,062
‫رک بهم گفت که باید مراقب خودم باشم.

468
00:33:44,188 --> 00:33:46,524
‫همین موقع دکتر کلاین به من زنگ زد

469
00:33:47,525 --> 00:33:48,901
‫شوکه شده بودم.

470
00:33:48,985 --> 00:33:50,862
‫نمی‌دونم چی رفت تو جلدم.

471
00:33:51,654 --> 00:33:54,615
‫زنگ زد به خونه‌م و منم صحبت‌ها رو ضبط کردم.

472
00:33:55,408 --> 00:33:56,868
‫- جیکوبا؟
‫- بله.

473
00:33:57,869 --> 00:33:59,620
‫دکتر کلاین هستم

474
00:34:00,246 --> 00:34:03,332
‫وقت داری یکم صحبت کنیم؟

475
00:34:03,416 --> 00:34:05,293
‫- بله.
‫- خیلی‌خب.

476
00:34:05,793 --> 00:34:10,923
‫این ایستگاه تلویزونی، شبکه‌ی 59

477
00:34:11,674 --> 00:34:15,803
‫واقعا داره برام دردسرساز می‌شه.

478
00:34:15,887 --> 00:34:16,929
‫اوهوم.

479
00:34:17,013 --> 00:34:22,351
‫می‌خوان برم ببینمشون.

480
00:34:23,728 --> 00:34:25,438
‫نمی‌تونم همچین کاری بکنم.

481
00:34:25,521 --> 00:34:29,025
‫کار درستی در حق من نیست.
‫کار درستی هم در حق شما‌ها نیست.

482
00:34:30,193 --> 00:34:32,737
‫می‌خوان... می‌خوان...

483
00:34:34,322 --> 00:34:36,324
‫اوه...

484
00:34:36,407 --> 00:34:39,619
‫می‌خوان که...

485
00:34:41,704 --> 00:34:44,247
‫بیننده‌های خودشون رو بیشتر کنن

486
00:34:44,499 --> 00:34:50,880
‫و من و همسرم بعد از 57 سال
‫زندگی مشترک...

487
00:34:50,963 --> 00:34:54,175
‫اگه علنی بشه

488
00:34:55,218 --> 00:34:57,845
‫ازدواجمون به فنا میره.

489
00:35:00,431 --> 00:35:01,474
‫می‌تونی کمکم کنی؟

490
00:35:02,308 --> 00:35:05,645
‫بی‌احترامی نباشه

491
00:35:05,728 --> 00:35:09,899
‫ولی به نظرم داری می‌گی که زندگیم
‫رو مخفی نگه دارم

492
00:35:09,982 --> 00:35:15,029
‫و اجازه ندارم بفهمم چه کسی هستم...

493
00:35:16,155 --> 00:35:18,533
‫- خب...
‫- در حالی که من کار اشتباهی نکردم.

494
00:35:19,325 --> 00:35:22,161
‫بله، ولی من...

495
00:35:22,245 --> 00:35:25,540
‫اون موقع، منم احساس می‌کردم
‫کار اشتباهی انجام نمی‌دم.

496
00:35:25,623 --> 00:35:29,043
‫ولی احساس می‌کنم داری منو سرزنش می‌کنی
‫انگار که تقصیر منه.

497
00:35:29,127 --> 00:35:30,586
‫متوجه نمی‌شم.

498
00:35:31,254 --> 00:35:36,300
‫تقصیر توئه چون برام
‫مهم نیست به کی میگی.

499
00:35:36,384 --> 00:35:43,182
‫آخه داری... توی تلویزیون پخشش می‌کنی
‫که کل دنیا ببینند.

500
00:35:45,393 --> 00:35:48,938
‫گفتم که... نمی‌تونم کنترلش کنم.

501
00:35:49,021 --> 00:35:51,440
‫نمی‌تونم جلوش رو بگیرم، نمی‌تونم.

502
00:35:52,108 --> 00:35:58,781
‫ تو می‌تونی دیگه باهاش صحبت نکنی و بگی
‫دیگه نمی‌خوام چیزی بگم.

503
00:36:00,283 --> 00:36:02,243
‫فقط دارم بهت اتفاقی که قراره بیفته رو می‌گم

504
00:36:02,326 --> 00:36:04,871
‫و من بدجوری آسیب می‌بینم

505
00:36:04,954 --> 00:36:08,749
‫تا الان که همه آسیب دیدن

506
00:36:09,250 --> 00:36:13,171
‫و می‌دونی... بخاطر کارهاییه که...

507
00:36:13,254 --> 00:36:15,923
‫تو خودت هم دقیقا همین رو می‌خوای.

508
00:36:24,182 --> 00:36:27,476
‫اگه به من فشار بیاری
‫من صد برابر بیشتر فشار میارم.

509
00:36:27,560 --> 00:36:29,812
‫وقتی به من زنگ زد با خودم گفتم

510
00:36:30,521 --> 00:36:33,204
‫«رو کن ببینم چی بلدی.»

511
00:36:33,691 --> 00:36:36,611
‫«رو کن چون من آماده‌ی جنگیدن با توام»

512
00:36:37,111 --> 00:36:42,533
‫♪ وقتی من می‌رم بخاطر من گریه نکن ♪
‫♪ می‌رم توی آغوش پدرم ♪
‫(All my Tears - singer: Ane Brun)

513
00:36:42,617 --> 00:36:46,370
‫دوباره با دفتر دادستان کل تماس گرفتم

514
00:36:46,454 --> 00:36:49,540
‫تا وضعیت شکایتم رو ببینم

515
00:36:49,624 --> 00:36:52,293
‫و کسی دوباره بهم زنگ نزد.

516
00:36:52,376 --> 00:36:55,504
‫♪ خورشید و ماه جاشون عوض می‌شه ♪

517
00:36:55,588 --> 00:36:57,089
‫♪ با نور... ♪

518
00:36:57,173 --> 00:36:59,759
‫منم تصمیم گرفتم که خودم
‫تحقیق رو شروع کنم.

519
00:37:00,927 --> 00:37:03,346
‫♪ و من شرمسار نخواهم بود ♪

520
00:37:03,429 --> 00:37:05,598
‫♪ چون ناجی من اسمم رو می‌دونه ♪

521
00:37:05,681 --> 00:37:08,517
‫شروع کردم به تحقیق راجع به همه چیزش

522
00:37:09,435 --> 00:37:13,147
‫از ورقه‌‌های نوشته شده تا مقاله‌ها

523
00:37:13,231 --> 00:37:18,361
‫از کنفرانس‌هایی که رفته تا وبلاگ‌ها.

524
00:37:18,444 --> 00:37:22,949
‫♪ مهم نیست من کجا می‌خوابم ♪

525
00:37:23,032 --> 00:37:24,867
‫یه عالمه تحقیق کردم.

526
00:37:24,951 --> 00:37:27,119
‫♪ همه‌ی اشک‌های من شسته می‌شن ♪

527
00:37:28,079 --> 00:37:30,164
‫همه‌جا رو با کاغذ پر کردم

528
00:37:30,248 --> 00:37:33,542
‫تا ثابت کنم که یه دیوونه‌ی روانی نیستم.

529
00:37:33,626 --> 00:37:35,628
‫♪ همه‌ی اشک‌های من شسته‌ می‌شن ♪

530
00:37:35,711 --> 00:37:37,546
‫اون می‌خواست که من ساکت بشینم.

531
00:37:38,047 --> 00:37:39,548
‫می‌خواست که من ساکت بشینم

532
00:37:39,632 --> 00:37:42,301
‫چون می‌دونست فرزندهای بیشتری هستن.

533
00:37:46,542 --> 00:37:49,238
‫(فرزند بیست و دوم)

534
00:37:49,892 --> 00:37:52,853
‫شوهرم آزمایش دی‌‌ان‌ای رو بهم هدیه داد

535
00:37:54,438 --> 00:37:57,733
‫بعد یه پیامی دستم رسید و نوشته بود
‫(هیسر ووک، فرزند بیست و دوم)

536
00:37:58,442 --> 00:37:59,819
‫«فکر کنم با هم نسبت داریم.»

537
00:38:03,614 --> 00:38:06,659
‫وقتی یهویی همه چیز رو فهمیدم

538
00:38:07,368 --> 00:38:10,329
‫کل روز رو ناراحت بودم
‫و به یه جا خیره شده بودم

539
00:38:11,205 --> 00:38:14,583
‫و تا چند هفته
‫بحران هویت وحشتناکی داشتم

540
00:38:14,667 --> 00:38:16,294
‫و نمی‌تونستم توی آینه نگاه کنم.

541
00:38:16,377 --> 00:38:19,255
‫نمی‌خواستم فکر کنم موهام به کی رفته

542
00:38:19,338 --> 00:38:20,923
‫یا اینکه چشمام به کی رفته.

543
00:38:21,465 --> 00:38:23,801
‫چون همیشه فکر می‌کردم به بابام رفتم.

544
00:38:25,261 --> 00:38:29,056
‫اصلا دلیلی برای زیر سوال بردنش وجود نداشت.

545
00:38:29,765 --> 00:38:31,350
‫والدین من به دکترشون اعتماد کردن

546
00:38:31,434 --> 00:38:34,228
‫که بهشون گفتن بهتره من ندونم

547
00:38:34,770 --> 00:38:36,397
‫و اینکه من هیچ‌وقت نباید بفهمم.

548
00:38:39,984 --> 00:38:42,570
‫هر دفعه که یه فرزند جدید پیدا می‌شد

549
00:38:43,446 --> 00:38:46,449
‫می‌دونستم که قراره زنگ بزنم

550
00:38:46,532 --> 00:38:50,411
‫و می‌دونستم که قراره زندگیشون رو داغون کنم.

551
00:38:52,496 --> 00:38:56,375
‫سخته چون می‌دونیم
‫چه مصیبتی کشیدیم.

552
00:38:56,459 --> 00:39:00,046
‫و یه کاری می‌کنیم که یکی دیگه هم
‫همین مصیبت رو بگذرونه.

553
00:39:03,632 --> 00:39:07,595
‫اولین افرادی که بهم زنگ زدن
‫جولی و جیکوبا بودن.

554
00:39:09,305 --> 00:39:12,641
‫بهشون پیام دادم و گفتم
‫«یکم زمان برای هضمش نیاز دارم.»

555
00:39:12,725 --> 00:39:14,226
‫«بعداً بهتون زنگ می‌زنم.»

556
00:39:14,310 --> 00:39:16,729
‫و حدودا چند ماه بعدش بود

557
00:39:16,812 --> 00:39:19,815
‫که زنگ زدم

558
00:39:19,899 --> 00:39:22,526
‫تا با یکی صحبت کنم.

559
00:39:24,820 --> 00:39:26,405
‫دنیات داره عوض می‌شه.

560
00:39:30,743 --> 00:39:33,204
‫وقتی فرزند جدیدی پیدا می‌شه

561
00:39:34,205 --> 00:39:36,040
‫تا چند ساعت پشت گوشی صحبت می‌کنی

562
00:39:36,123 --> 00:39:39,335
‫چون بدترین روز زندگیشونه.

563
00:39:41,921 --> 00:39:44,340
‫بارها و بارها در اون لحظه زندگی می‌کنی.

564
00:39:49,799 --> 00:39:53,205
‫(فرزند سی و سوم)

565
00:39:54,016 --> 00:39:56,936
‫من برای کریسمس آزمایش دی‌‌ان‌ای خواستم

566
00:39:57,603 --> 00:39:59,563
‫و من خیلی گیج شدم

567
00:39:59,667 --> 00:40:05,645
‫چون اون همه اسم قاتی پاتی
‫نشونم داد و نوشت «فامیل نزدیک».
‫(لیسا شفرد استیدهام، فرزند سی و سوم)

568
00:40:06,278 --> 00:40:08,656
‫منم نمی‌دونسم «فامیل نزدیک» یعنی چی.

569
00:40:08,739 --> 00:40:11,325
‫حتی... فکر نکردم

570
00:40:11,409 --> 00:40:13,828
‫که خواهر یا برادر باشه
‫حتی فکر نمی‌‌کردم دختر عموم باشه.

571
00:40:13,953 --> 00:40:16,163
‫یه پیام اومد که فرزند جدیدی پیدا شده

572
00:40:16,247 --> 00:40:19,417
‫و وارد شدم و نوشته بود «لیسا».

573
00:40:19,500 --> 00:40:22,920
‫نام خانوادگیش رو که خوندم
‫گفتم «هه، این رو که می‌شناسم.»

574
00:40:23,421 --> 00:40:26,507
‫شوهرش به دخترم توی تیم سافت‌بال
‫بهش آموزش می‌داد.

575
00:40:26,590 --> 00:40:30,761
‫دخترم و دخترش با هم بسکتبال بازی می‌کردن.

576
00:40:30,845 --> 00:40:32,165
‫براش پیام فرستادم و گفتم

577
00:40:32,221 --> 00:40:34,849
‫«احیانا تو آزمایش انسستری رو ندادی؟»

578
00:40:34,932 --> 00:40:37,768
‫گفت «چیزی از داستان دکتر کلاین می‌دونی؟»

579
00:40:37,852 --> 00:40:39,520
‫بعدم گفت «پدرمونه.»

580
00:40:40,396 --> 00:40:43,899
‫راستش زدم زیر خنده.

581
00:40:43,983 --> 00:40:48,362
‫فکر کردم جولی دیوونه شده.
‫گفتم «چی داری زر می‌زنی؟»

582
00:40:48,446 --> 00:40:51,031
‫«امکان نداره پدرم باشه.»

583
00:40:52,241 --> 00:40:53,951
‫بعد من به مامانم زنگ زدم.

584
00:40:54,660 --> 00:40:59,999
‫گفتم سلام مامان، شما و بابا توی
‫باردار شدن من مشکلی داشتید؟

585
00:41:00,082 --> 00:41:02,710
‫گفت «من که نداشتم
‫ولی آره بابات داشت.»

586
00:41:03,627 --> 00:41:06,422
‫یه ذره دلم ریخت.

587
00:41:06,505 --> 00:41:09,216
‫و گفت
‫«بابات تعداد اسپرم‌هاش کم بود

588
00:41:09,300 --> 00:41:12,636
‫و دکترش ما رو به یه متخصص معرفی کرد.»

589
00:41:13,137 --> 00:41:15,931
‫گفتم «مامان این متخصص
‫توی ایندیاناپلیس بود؟»

590
00:41:16,015 --> 00:41:17,600
‫گفت «‌آره، چرا؟»

591
00:41:17,683 --> 00:41:19,977
‫گفتم «دکتر دونلاد کلاین بود؟»

592
00:41:20,060 --> 00:41:21,520
‫اونم گفت «آره»

593
00:41:24,231 --> 00:41:25,316
‫گفت

594
00:41:25,399 --> 00:41:27,985
‫«من رفتم و دو بار عمل کردم

595
00:41:28,068 --> 00:41:32,490
‫ولی هر دو دفعه بابات باهام بود و
‫نمونه‌ آماده می‌کرد.

596
00:41:34,700 --> 00:41:39,538
‫اون موقع فهمیدم که مامان
‫و بابام روحشون هم خبر نداره.

597
00:41:40,122 --> 00:41:43,876
‫همیشه فکر می‌کردن که من
‫بچه‌ی بابام‌ هستم.

598
00:41:49,798 --> 00:41:51,091
‫من نگران بچه‌هام هستم

599
00:41:52,092 --> 00:41:55,387
‫مخصوصا که خواهر و برادر‌هایی دارم
‫که مثل من توی یه شهر زندگی می‌کنن

600
00:41:55,471 --> 00:41:56,871
‫و بچه‌هامون با هم میرن مدرسه.

601
00:41:56,931 --> 00:42:00,518
‫و مجبور شدم به دخترم بگم

602
00:42:01,352 --> 00:42:04,271
‫«باید مراقب باشی با کی قرار می‌ذاری.»

603
00:42:04,772 --> 00:42:08,651
‫«باید بدونیم این یارو کیه.»

604
00:42:08,734 --> 00:42:11,153
‫ولی مسلما خیلی نگرانی داره.

605
00:42:13,531 --> 00:42:15,950
‫وقتی می‌فهمی خواهر یا برادر جدیدی داری

606
00:42:16,742 --> 00:42:20,204
‫دعا می‌کنی
‫«لطفا کسی نباشه که می‌شناسم.»

607
00:42:20,287 --> 00:42:22,581
‫یا «خواهشا کسی نباشه که باهاش
‫قرار گذاشتم.»

608
00:42:23,457 --> 00:42:25,584
‫و مطمئنم که همچین اتفاقی میفته.

609
00:42:31,924 --> 00:42:36,303
‫اکثر ماها در 13 کیلومتری همدیگه زندگی می‌کنیم.

610
00:42:36,929 --> 00:42:40,349
‫چند نفری هم هستن که
‫فاصله‌ی زیادی تا خونه‌ی کلاین ندارن.

611
00:42:41,849 --> 00:42:48,901
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

612
00:42:50,401 --> 00:42:52,152
‫بیرون که میرم

613
00:42:53,112 --> 00:42:55,447
‫ممکنه با هر کسی نسبت داشته باشم.

614
00:42:57,533 --> 00:43:02,037
‫برام عادیه که از کنار مردم توی خیابون رد بشم

615
00:43:02,121 --> 00:43:04,665
‫سر کار، یا هر جایی که باشه

616
00:43:04,748 --> 00:43:07,376
‫نگاهشون می‌کنم و با خودم می‌‌گم

617
00:43:07,459 --> 00:43:10,421
‫«طرز وایستادنت، طرز نگاه کردنت

618
00:43:11,630 --> 00:43:12,965
‫«ممکنه با من نسبت داشته باشی.»

619
00:43:18,304 --> 00:43:21,223
‫ما توی این جامعه‌ی کوچیک زندگی می‌کنیم.

620
00:43:23,517 --> 00:43:25,436
‫با هر کسی که رفت و آمد داری

621
00:43:25,519 --> 00:43:27,980
‫معلومه میشه که یه ارتباطی
‫با کلاین داره.

622
00:43:29,189 --> 00:43:31,984
‫دندون‌پزشک سر کوچه مون
‫یکی از بیمار‌هاش بوده.

623
00:43:32,610 --> 00:43:37,823
‫همسایه‌ی بغلیم پرستار یکی از
‫خواهر یا بردار ناتنیم بوده

624
00:43:37,906 --> 00:43:40,159
‫و این ارتباط داره

625
00:43:40,242 --> 00:43:41,702
‫یا اون ارتباط داره

626
00:43:41,785 --> 00:43:44,580
‫«مامانم اونا رو توی سالن ناخن‌کاری دیده.»

627
00:43:55,799 --> 00:43:59,637
‫مطمئنم آدمایی رو دیدم

628
00:43:59,720 --> 00:44:03,265
‫که خواهر یا برادر ناتنیم بودن و
‫خودم نمی‌دونستم.

629
00:44:03,349 --> 00:44:04,767
‫خودشون هم حتی نمی‌دونستن.

630
00:44:28,749 --> 00:44:30,959
‫کسی چه می‌دونه ما
‫چندتا خواهر و برادر داریم؟

631
00:44:37,675 --> 00:44:40,177
‫به دکتر کلاین ایمیل زدم و بهش گفتم

632
00:44:40,260 --> 00:44:42,888
‫«داریم داستان رو جلو می‌بریم.
‫از اسمش استفاده می‌کنیم.»

633
00:44:42,971 --> 00:44:47,935
‫«دیگه وقتشه که به مردم حقیقت رو بگی.»

634
00:44:48,936 --> 00:44:52,106
‫گفت «اگه صدا و تصویری ازم گرفته
‫نمیشه باهاتون میام.»

635
00:44:53,107 --> 00:44:55,317
‫ازش پرسیدم به ایستگاه فاکس 59 میاد یا نه.

636
00:44:55,401 --> 00:44:56,819
‫گفت نه
‫منم گفتم

637
00:44:56,902 --> 00:44:59,488
‫یه رستوان نزدیک ایستگاه تلویزیونی هست.

638
00:44:59,571 --> 00:45:01,251
‫و من می‌خواستم نزدیک ایستگاه تلویزیونی باشه

639
00:45:01,323 --> 00:45:03,117
‫چون می‌خواستم از ایمنی خودم مطمئن بشم.

640
00:45:03,200 --> 00:45:05,786
‫می‌خواستم یه جایی باشه که
‫احساس می‌کردم امنه.

641
00:45:06,704 --> 00:45:10,708
‫رئیسم می‌خواست نگهبان‌ حراست رو
‫باهام بفرسته

642
00:45:10,791 --> 00:45:13,210
‫چون برای امنیت من می‌ترسید.

643
00:45:13,293 --> 00:45:16,213
‫می‌دونیم که دکتر کلاین طبق گفته‌ی خودش
‫نمی‌خواست شناخته بشه

644
00:45:16,296 --> 00:45:20,092
‫و جیکوبا هم بهم گفت که اسلحه با خودش داره.

645
00:45:20,592 --> 00:45:22,261
‫فکر می‌کردیم مستأصله.

646
00:45:24,930 --> 00:45:29,226
‫ازم‌ خواسته برم دیدنشون...

647
00:45:31,478 --> 00:45:33,981
‫دارن مجبورم می‌کننم برم دیدنشون.

648
00:45:34,064 --> 00:45:36,316
‫- اوهوم.
‫- باید حقیقت رو بهشون بگم.

649
00:45:36,400 --> 00:45:39,194
‫- اوهوم خب...
‫- و من نمی‌خوام این کار رو بکنم.

650
00:45:40,028 --> 00:45:41,697
‫من خیلی مضطرب بودم

651
00:45:41,780 --> 00:45:44,867
‫و وقتی اومد به پنج دقیقه نکشید که

652
00:45:44,950 --> 00:45:47,286
‫پرسید توی رستوان اسلحه می‌شه برد یا نه

653
00:45:47,369 --> 00:45:49,830
‫منم با خودم گفتم.
‫«این دیگه چی بود پرسید!»

654
00:45:49,913 --> 00:45:53,417
‫بعد پایین رو نگاه کردم و به نظر
‫می‌رسید که یه اسلحه زیر پیراهنش داره.

655
00:45:53,500 --> 00:45:56,003
‫یه چیزی از بغلش زده بود بیرون
‫و منم با خودم گفتم

656
00:45:56,587 --> 00:45:59,381
‫«نمی‌خوام دیوونه بازی در بیارم
‫ولی امکانش هست

657
00:45:59,882 --> 00:46:01,592
‫اسلحه رو بیاره بیرون و شلیک کنه؟»

658
00:46:01,675 --> 00:46:03,218
‫واقعا داشتم فکر می‌کردم.

659
00:46:06,972 --> 00:46:09,558
‫یکی از اولین چیزایی که
‫توی صحبتمون گفت

660
00:46:09,641 --> 00:46:11,226
‫این بود که می‌دونه من کجا زندگی می‌کنم

661
00:46:11,310 --> 00:46:12,895
‫و می‌دونست بچه‌ی کجام.

662
00:46:12,978 --> 00:46:17,274
‫یادمه دقیقا بعد از این بود که گفت
‫مراقب باش.

663
00:46:18,609 --> 00:46:20,444
‫جلسه‌مون یه ساعتی طول کشید

664
00:46:20,527 --> 00:46:23,405
‫و احساس می‌کردم داره التماسم می‌کنه

665
00:46:24,198 --> 00:46:26,200
‫که داستانش رو پخش نکنم.

666
00:46:26,992 --> 00:46:28,660
‫گفت «این گند می‌زنه به ازدواجم.»

667
00:46:29,536 --> 00:46:32,372
‫«گند می‌زنه به کلیسام.
‫من کشیش کلیسام.»

668
00:46:33,373 --> 00:46:37,711
‫من بهش گفتم وظیفمونه که
‫حقیقت رو بگیم

669
00:46:37,795 --> 00:46:40,047
‫و حقیقت مهمه.

670
00:46:46,804 --> 00:46:50,849
‫همین موقع بود که
‫مصیبت‌هامون باهاش شروع شد

671
00:46:50,933 --> 00:46:54,186
‫و حوادث عجیبی شروع شد به اتفاق افتادن.

672
00:46:57,481 --> 00:46:59,066
‫یه روز بیدار شدم

673
00:46:59,566 --> 00:47:03,028
‫و تمام پیچ‌های
‫لاستیک‌های ماشینم گم شده بود.

674
00:47:04,279 --> 00:47:06,323
‫هر چهارتا لاستیک رو منظورمه.

675
00:47:14,081 --> 00:47:15,249
‫و ترسناک بود.

676
00:47:16,667 --> 00:47:18,460
‫خب... آره.

677
00:47:21,672 --> 00:47:24,591
‫و نمیشه بگی همین جور
‫کار یه خلی بوده...

678
00:47:25,425 --> 00:47:26,425
‫آره.

679
00:47:30,222 --> 00:47:31,223
‫من رو هک کردن.

680
00:47:31,723 --> 00:47:36,228
‫تمام چیزایی که توی گوگل درایو
‫ذخیره کرده بودم

681
00:47:36,311 --> 00:47:40,440
‫از مقاله‌های کلاین، پاک شده بود

682
00:47:40,983 --> 00:47:45,988
‫و تمام ایمیل‌هایی که به اون
‫مربوط می‌شد پاک شده بود.

683
00:47:49,157 --> 00:47:51,493
‫خیلی زود بعد از اینکه داستان رو علنی کردم

684
00:47:51,577 --> 00:47:53,954
‫مزاحم تلفنی داشتم

685
00:47:54,037 --> 00:47:56,081
‫مثلا از قبرستون

686
00:47:56,164 --> 00:47:58,250
‫می‌پرسیدن می‌خوام قبر بخرم یا نه

687
00:47:58,834 --> 00:48:00,210
‫تا من رو دفن کنن.

688
00:48:02,796 --> 00:48:05,299
‫فکر کنم می‌خواست روحیه‌ی من رو خراب کنه.

689
00:48:09,294 --> 00:48:11,794
‫روانم رو به هم بریزه تا من ساکت بشم

690
00:48:12,760 --> 00:48:18,270
اگه کاری از دستش بر میومد، فکر نمی‌کنم
.می‌خواست ما از این موضوع حرفی بزنیم

691
00:48:20,850 --> 00:48:25,940
توی دلم حس می‌کردم که ما
...رو داره اذیت می‌کنه و دنبال می‌کنه تا حرفی نزنیم

692
00:48:26,020 --> 00:48:29,190
مخصوصاً وقتی که کلاین زنگ زد
.و پشت تلفن تهدیدم کرد

693
00:48:31,070 --> 00:48:34,240
کاری که داری می‌کنی
...گفتنش به کل جهانه

694
00:48:35,490 --> 00:48:38,240
.و لازم نیست جهان بفهمه

695
00:48:40,910 --> 00:48:43,460
...من -
...من نمی‌خوام بهت صدمه‌ای بزنم -

696
00:48:44,370 --> 00:48:45,880
.خب، داری می‌رسونی

697
00:48:50,090 --> 00:48:51,970
.من ازت نمی‌ترسم

698
00:48:54,800 --> 00:48:56,220
،می‌تونی تهدیدم کنی

699
00:48:57,350 --> 00:48:59,430
.ولی من هرگز عقب نمی‌کشم

700
00:49:02,520 --> 00:49:04,390
.من تو رو لو میدم

701
00:49:09,400 --> 00:49:11,940
.و همه‌ی رازهات رو به همه میگم

702
00:49:19,450 --> 00:49:21,120
...متوجه شدم که

703
00:49:22,160 --> 00:49:24,000
...توی سال 1963

704
00:49:26,120 --> 00:49:27,540
...داشته رانندگی می‌کرده

705
00:49:35,470 --> 00:49:39,350
و یه دختر کوچولو بین
...دوتا ماشین می‌رفته

706
00:49:43,850 --> 00:49:45,560
.و اون با ماشینش زدتش...

707
00:49:54,190 --> 00:49:58,120
!نه

708
00:50:03,500 --> 00:50:04,910
.آخرش اون دختر مُرد

709
00:50:07,870 --> 00:50:11,460
همون موقع به همه گفته بود
.که این موضوع زندگیش رو عوض کرده

710
00:50:13,210 --> 00:50:15,410
همون موقع بود
.که خدا رو پیدا کرد

711
00:50:15,490 --> 00:50:19,120
«دختر چهارساله که وارد خیابان شد، کشته شد»

712
00:50:19,220 --> 00:50:21,220
.اون اتفاق روانش رو به هم ریخت

713
00:50:22,060 --> 00:50:25,230
بعد از اون
...مذهبی شد

714
00:50:25,310 --> 00:50:28,650
،و برخلاف قبلش
.به کلیسا رفت

715
00:50:30,270 --> 00:50:32,940
شاید فکر می‌کرد اینجوری
،داره جبران می‌کنه

716
00:50:33,030 --> 00:50:35,240
جبران جونی که گرفته
.و تقصیرش نبوده

717
00:50:35,320 --> 00:50:37,240
.حالا می‌خواد اون رو پس بده

718
00:50:37,320 --> 00:50:40,950
شاید رویه روانی‌ای که توی ذهنش
.می‌گذشت این بوده

719
00:50:41,030 --> 00:50:46,080
ولی مهم نیست، چون
...این روش نباید روشی می‌شد

720
00:50:46,160 --> 00:50:48,710
...که اون پیش می‌گیره
...که بخواد جبران...

721
00:50:48,790 --> 00:50:50,880
حادثه بدی باشه که
.اتفاق افتاده

722
00:50:53,630 --> 00:50:56,420
.اون خیلی مذهبی بود

723
00:50:57,130 --> 00:51:00,890
،ریشه‌های عمیقی داشت

724
00:51:00,970 --> 00:51:04,470
و اون و همسرش توی کلیساشون
.مشاوره‌ی ازدواج می‌دادن

725
00:51:04,560 --> 00:51:06,140
توی مدرسه‌های مذهبی
.درس می‌دادن

726
00:51:06,770 --> 00:51:10,230
و وقتی که توی دفترش بود و
...ما هم اونجا بودیم

727
00:51:10,310 --> 00:51:14,690
،می‌نشست، ما صبر می‌کردیم
.و دعا می‌خوند

728
00:51:16,570 --> 00:51:18,990
...اون یه بار ازم پرسید

729
00:51:19,820 --> 00:51:21,490
...که من یهودی هستم یا نه

730
00:51:22,070 --> 00:51:24,580
.و من گفتم، آره

731
00:51:24,660 --> 00:51:28,620
و گفتم، «راستش، از دفترتون
...زیاد خوشم نمیاد

732
00:51:28,710 --> 00:51:31,080
«.که این جملات مسیحی روش نوشته شده

733
00:51:31,170 --> 00:51:34,290
،چیزهایی مثل
،اگه می‌خوای به بهشت بری»

734
00:51:34,880 --> 00:51:36,340
«.باید مسیحی باشی

735
00:51:44,060 --> 00:51:46,060
«ناشناس»
«عضو کلیسا»

736
00:51:46,060 --> 00:51:47,930
...آره، من
.من دونالد کلاین رو می‌شناختم

737
00:51:51,270 --> 00:51:53,810
کلیسا جاییه که اون
.ارشدیت داره

738
00:51:53,900 --> 00:51:57,150
...یعنی هفت یا هشت نفر رو دارن

739
00:51:57,230 --> 00:52:01,070
که کلیات چیزی که
...توی کلیسا آموزش داده می‌شد رو کنترل می‌کردند

740
00:52:01,570 --> 00:52:04,570
.و اون یکی از اون افراد ارشد بود

741
00:52:06,830 --> 00:52:11,540
ما برای غسل تعمید
.به خونه‌اش می‌رفتیم

742
00:52:13,000 --> 00:52:17,840
در واقع 50 تا 100 نفر
...توی استخر خونشون

743
00:52:17,920 --> 00:52:20,130
...به مراسم
.غسل تعمید می‌اومدن

744
00:52:23,090 --> 00:52:25,350
همون‌جا بود که
.خوب شناختیمشون

745
00:52:26,100 --> 00:52:28,220
،از نظر یه مسیحی
...باید گفت

746
00:52:28,310 --> 00:52:30,430
هی، ما همه توی خونه خودمون»
«.مشکلاتی داریم

747
00:52:30,520 --> 00:52:33,650
همه ما کارهایی کردیم»
«.که ازشون پشیمونیم

748
00:52:36,230 --> 00:52:38,900
می‌دونم که با خدای خودش
.این موضوع رو مطرح کرده

749
00:52:41,530 --> 00:52:45,070
،که بخشیده شده
...و از این کار دوری کرده

750
00:52:45,160 --> 00:52:47,160
.و الان آدم کاملاً متفاوتیه

751
00:52:49,080 --> 00:52:52,330
اون خودش رو آدمی
.اهل خدا نشون میده

752
00:52:52,960 --> 00:52:54,620
و می‌دونم همه
...اشتباه می‌کنیم

753
00:52:54,710 --> 00:52:57,540
ولی فکر می‌کنم چیزهای
.بیشتری پشتش هست

754
00:52:57,630 --> 00:52:59,250
...چیزی که باعث شد

755
00:53:00,090 --> 00:53:03,720
اون هر روز بیدار بشه
...و بره سر کار

756
00:53:05,260 --> 00:53:06,390
،خود ارضایی کنه

757
00:53:07,350 --> 00:53:11,470
و بدون اینکه زن‌ها بدونن
.بدون اجازه اون‌ها درون بدنشون قرارش بده

758
00:53:14,750 --> 00:53:17,520
،می‌تونست در هر لحظه‌ای دست از این کار برداره

759
00:53:17,610 --> 00:53:21,400
ولی دوباره و دوباره و دوباره و دوباره
.انجامش داد

760
00:53:22,680 --> 00:53:31,360
«فرزند چهل و هشتم»

761
00:53:37,250 --> 00:53:41,170
بچه که بودم، می‌دونستم
.یه جورایی یه مشکلی هست

762
00:53:41,250 --> 00:53:42,710
.یه چیزی متفاوت بود

763
00:53:48,050 --> 00:53:50,970
می‌دونی، چرا من موهام بلوند و
چشم‌هام آبی شده؟

764
00:53:53,230 --> 00:53:55,980
همه توی خانواده‌ام موهاشون مشکیه
.و چشم‌هاشون تیره‌ست

765
00:53:58,900 --> 00:54:03,490
برای همین یه بسته تست دی‌ان‌ای انستسری گرفتم
.تا بفهمم از کجا اومدم

766
00:54:05,860 --> 00:54:08,780
،وقتی نتیجه تست اومد
...همکارم اومد

767
00:54:08,870 --> 00:54:13,200
خب، تقریباً توی تستش 11 تا 15 تا»
«.مشابه می‌بینی

768
00:54:14,410 --> 00:54:18,120
خب، وقتی مال خودم رو باز کردم
.من بیشتر از 3 هزارتا داشتم

769
00:54:22,050 --> 00:54:24,970
،و دقیقاً بعدش بود که

770
00:54:25,550 --> 00:54:26,550
.جیکوبا بهم زنگ زد

771
00:54:27,220 --> 00:54:28,390
«.من خواهرتم»

772
00:54:29,720 --> 00:54:31,300
.و حقیقت رو بهم گفت

773
00:54:32,970 --> 00:54:37,440
نمی‌دونم چطور احساساتی که
.توی ذهنم می‌گذشت رو بهتون بگم

774
00:54:39,270 --> 00:54:42,520
من رو به ذهنیتی
.خیلی تیره برد

775
00:54:44,480 --> 00:54:45,530
آخه چرا؟

776
00:54:46,190 --> 00:54:48,200
چرا فکر کردی لازمه
این کار رو بکنی؟

777
00:54:48,280 --> 00:54:50,700
فقط برای... بهبود شغلت بود؟

778
00:54:53,080 --> 00:54:55,450
برای این بود که
بهترین باشی؟

779
00:54:55,540 --> 00:54:57,460
برای ساختن زندگی بود؟

780
00:54:57,540 --> 00:55:00,500
حس جنسی داری؟

781
00:55:01,000 --> 00:55:02,630
.نمی‌دونم

782
00:55:03,300 --> 00:55:06,300
حس می‌کنم چیزی
.که از اینم بدتره رو داره مخفی می‌کنه

783
00:55:14,600 --> 00:55:17,680
جیسون، قبل از اینکه بیایم اینجا
.خیلی پشت تلفن صحبت کردیم

784
00:55:17,770 --> 00:55:19,020
هی، چطوری؟

785
00:55:21,690 --> 00:55:22,690
.باورم نمیشه

786
00:55:22,770 --> 00:55:23,820
!می‌دونم

787
00:55:24,480 --> 00:55:26,440
من و جیسون خیلی
.شبیه به هم هستیم

788
00:55:26,530 --> 00:55:29,390
مثلاً، جفتمون می‌تونیم
.متوجه مزخرف گفتن بقیه بشیم

789
00:55:30,700 --> 00:55:32,200
،وقتی یکی مذهبی نیست

790
00:55:32,280 --> 00:55:35,660
و می‌خوای از آیات مذهبی برای
،توجبه کارهات استفاده کنی

791
00:55:36,240 --> 00:55:37,620
...بیشتر از قبل

792
00:55:37,700 --> 00:55:39,300
.بد میشه
.من بودم می‌خندیدم

793
00:55:39,330 --> 00:55:42,330
و بیشتر برای مردم
...دلیل جور می‌کنه که بگن

794
00:55:42,420 --> 00:55:45,170
همینی که گفتی»
...دلیل اینه که من مذهبی نیستم

795
00:55:45,250 --> 00:55:47,090
«.به خاطر احمق‌هایی مثل تو

796
00:55:47,170 --> 00:55:48,920
...و خیلی بهم فشار اومد

797
00:55:50,300 --> 00:55:52,970
که اون روز پشت تلفن باهاش حرف بزنم
.و سرش هوار نکشم

798
00:55:53,050 --> 00:55:55,180
،و فکر می‌کردم
...تو فقط آروم باش»

799
00:55:55,260 --> 00:55:57,890
،چون داری ضبطش می‌کنی
«.و تا جایی که می‌تونی بهش بفهمون

800
00:55:58,890 --> 00:56:00,020
.بذار بشنوم

801
00:56:02,650 --> 00:56:05,860
می‌دونی، من می‌دونم که
...هیچ اتفاقی نمیفته مگه اینکه

802
00:56:06,440 --> 00:56:08,400
.خواست خدا باشه

803
00:56:08,900 --> 00:56:10,140
...آه

804
00:56:10,610 --> 00:56:12,570
می‌دونی، فکر کنم
.مشکلمون همین باشه

805
00:56:12,610 --> 00:56:15,170
فکر نمی‌کنم از همون اول
...قرار بود خدا چنین اجازه‌ای بده

806
00:56:15,200 --> 00:56:19,080
و واقعاً فکر می‌کنم از خودمون می‌پرسیم
«ما چرا اینجاییم؟»

807
00:56:20,040 --> 00:56:22,750
.فکر می‌کنم  منشأ خیلی از مشکلاتمون همینه

808
00:56:23,920 --> 00:56:24,750
.آره

809
00:56:24,830 --> 00:56:29,920
خب، می‌دونی، من قبلاً هم گفتم
...که یکی از آیه‌های

810
00:56:31,260 --> 00:56:35,930
.موردعلاقه من ارمییای نبی باب 1 آیه پنجمه

811
00:56:37,310 --> 00:56:38,850
...اگه یادت باشه، نوشته

812
00:56:38,930 --> 00:56:42,520
قبل از آنکه در شکم مادرت تو را شکل دهم»
«.تو را شناختم

813
00:56:42,600 --> 00:56:44,600
.اوهوم
.آره

814
00:56:44,690 --> 00:56:45,690
...آه

815
00:56:46,440 --> 00:56:50,610
،و... و از نظر من این یعنی
...و برای همه هم باید همینطور باشه

816
00:56:50,690 --> 00:56:54,910
که هیچکس اشتباهی
.به دنیا نیومده

817
00:56:55,450 --> 00:56:58,990
...قبل از آنکه تو را در...
...این... چی میگه؟ این

818
00:56:59,080 --> 00:57:02,330
قبل از آنکه تو را در شکم مادرت شکل دهم»
«.تو را شناختم

819
00:57:02,910 --> 00:57:04,620
.ارمییای نبی باب 1 آیه 5

820
00:57:04,710 --> 00:57:06,670
...که یه جورایی میگه که

821
00:57:08,710 --> 00:57:12,340
.می‌دونسته داره چیکار می‌کنه

822
00:57:13,590 --> 00:57:15,890
دقیقاً می‌دونست داره
.با ما چیکار می‌کنه

823
00:57:21,470 --> 00:57:23,980
...من به شدت درگیر این موضوع شدم

824
00:57:24,060 --> 00:57:26,900
.و سعی کردم تیکه‌های پازل رو کنار هم بذارم

825
00:57:27,400 --> 00:57:29,980
...وقتی یه ایمیل برام

826
00:57:30,070 --> 00:57:32,740
،از یه نفر از دادستانی کل اومد

827
00:57:32,820 --> 00:57:36,160
اون شخصی که برام ایمیل فرستاده بود
...و همه کسایی که

828
00:57:36,240 --> 00:57:39,120
یه نسخه از ایمیل براشون فرستاده شده بود رو
.بررسی می‌کردم

829
00:57:39,200 --> 00:57:41,290
.توی فیسبوک دنبالشون می‌گشتم

830
00:57:42,080 --> 00:57:44,370
...و یکی از افرادی که برای دولت کار می‌کرد

831
00:57:44,460 --> 00:57:47,420
.آدرس ایمیل «کوئیورفول» داشت

832
00:57:48,840 --> 00:57:49,840
...همون موقع بود که گفتم

833
00:57:50,340 --> 00:57:53,130
کوئیورفول چیه؟»
«این دیگه چیه؟

834
00:57:56,340 --> 00:57:58,090
،خدا میگه
«.بچه‌ها موهبتی براتون هستن»

835
00:57:58,180 --> 00:58:00,470
باید تا جایی که می‌تونیم»
«...ازشون داشته باشیم

836
00:58:01,060 --> 00:58:03,850
کوئیورفول
...درواقع یه فرقه‌ست

837
00:58:03,930 --> 00:58:06,980
که هدفش اینه که تا جایی که میشه
.بچه داشته باشی

838
00:58:07,520 --> 00:58:10,770
اگه مردی با همسرش
...بچه‌های زیادی داشته باشن

839
00:58:10,860 --> 00:58:12,900
اون‌ها رو به شکل
.تیری از کمان می‌فرسته

840
00:58:12,980 --> 00:58:16,030
،اون مرد مثل جنگجویی برای خدا میشه
...و بچه‌هاش رو مثل تیری

841
00:58:16,110 --> 00:58:19,660
،به سمت جهان می‌فرسته
.کسایی که سفیران خداوند هستن

842
00:58:23,160 --> 00:58:26,250
بچه‌ها جوری بزرگ شدن که
...به شکل فعال در دولت باشن

843
00:58:26,330 --> 00:58:28,210
،برای قدرت در سیاست اقدام کنن

844
00:58:28,290 --> 00:58:31,920
،تا دنبال قدرت و موقعیت سیاسی باشن

845
00:58:32,000 --> 00:58:36,010
و در نهایت، قانون مدنی
.خود کتاب مقدس میشه

846
00:58:36,670 --> 00:58:39,760
،ببینید
...ارمییای نبی باب 1 آیه 5

847
00:58:39,840 --> 00:58:41,970
آیه‌ای که زیاد
...ازش استفاده می‌کرد

848
00:58:42,060 --> 00:58:44,470
...یکی از آیه‌هایی از کتاب مقدسه

849
00:58:45,310 --> 00:58:47,190
.که کوئیورفول‌ها ازش استفاده می‌کنن

850
00:58:49,480 --> 00:58:53,110
،در واقع، برای اون‌ها
...زن‌ها فقط... برای بچه آوردن هستن

851
00:58:54,650 --> 00:58:57,780
کلاین هم توی این جنبش کوئیورفول بود؟

852
00:59:00,320 --> 00:59:06,250
همه ما بخشی از یه جامعه مخفی
مریض و مشکل‌دار بودیم؟

853
00:59:08,750 --> 00:59:11,580
نظریه‌های زیادی بود که توی ذهنم
.بهشون فکر کردم

854
00:59:14,800 --> 00:59:17,550
...فکر می‌کنم فلسفه

855
00:59:17,630 --> 00:59:21,590
یا باورهای جنبش کوئیورفول
...برای من خیلی اشتباه هستن

856
00:59:21,680 --> 00:59:24,600
و برام سخته که باور داشته باشم
.که واقعاً حقیقت دارن یا نه

857
00:59:24,680 --> 00:59:27,560
قبول دارم و اینکه ما
.ممکنه بخشی ازش باشیم

858
00:59:27,640 --> 00:59:28,480
.اوهوم

859
00:59:28,560 --> 00:59:29,560
.آره

860
00:59:30,600 --> 00:59:34,230
،طبق نظریه‌ی کوئیورفول
...وقتی که همه ما به وجود اومدیم

861
00:59:34,320 --> 00:59:37,990
اون نظریه برای این بود که
...بیشتر از نژاد سفید پوست‌ها بسازه

862
00:59:38,570 --> 00:59:42,740
چون می‌ترسیدن که نژاد‌های دیگه
...دارن جاشون رو می‌گیرن

863
00:59:42,820 --> 00:59:45,330
و در آخر، نسل سفیدپوست‌ها
.از بین میره

864
00:59:45,830 --> 00:59:46,830
...یعنی

865
00:59:47,660 --> 00:59:50,120
وقتی به اون دیوار از عکس‌های
...بچه‌ها نگاه می‌کنی

866
00:59:50,210 --> 00:59:53,210
.همشون بچه‌های سفیدپوست هستن

867
00:59:56,960 --> 01:00:00,880
باور نکردنیه، چون هر بار
...دی‌ان‌ای کسی رو می‌گیریم

868
01:00:01,470 --> 01:00:04,140
میگیم، «آره، انگار یکی از
«،پسرهای کلاینه

869
01:00:05,180 --> 01:00:06,760
«.یا میگن «شیبه دخترهای کلاینه

870
01:00:08,560 --> 01:00:10,520
...اکثرمون موی بلوند

871
01:00:11,020 --> 01:00:12,850
.و چشم آبی داریم

872
01:00:15,020 --> 01:00:18,610
...دوست ندارم این رو بگم، چون خیلی
...ولی انگار

873
01:00:19,440 --> 01:00:23,910
،ما مثل یه قبیله آریایی بی‌نقصیم

874
01:00:23,990 --> 01:00:27,830
.و... حالم رو بد می‌کنه

875
01:00:28,490 --> 01:00:31,460
ناراحت کننده‌ست که باید
...تئوری توطئه داشته باشیم

876
01:00:31,540 --> 01:00:33,460
.که چرا این کار رو کرده

877
01:00:33,540 --> 01:00:35,500
...اگه بهمون می‌گفت

878
01:00:35,590 --> 01:00:37,380
...مجبور نمی‌شدیم بگردیم

879
01:00:37,460 --> 01:00:39,590
...تا دلیلش رو پیدا کنیم

880
01:00:39,670 --> 01:00:41,470
.اگه می‌گفت آسون‌تر می‌شد

881
01:00:41,550 --> 01:00:43,130
باعث می‌شد بتونیم
.باهاش کنار بیایم

882
01:00:43,220 --> 01:00:45,430
ولی این رو از کسی که
...هیچ دلسوزی

883
01:00:45,510 --> 01:00:49,350
.یا همدردی نداره، نمی‌تونی انتظار داشته باشی

884
01:00:49,430 --> 01:00:52,850
حالم بد میشه که
...شب‌ها دراز بکشم

885
01:00:52,940 --> 01:00:56,480
و فکر کنی که کسی که
...تو رو درست کرده

886
01:00:57,400 --> 01:00:59,190
...یه نژادپرست خرافاتیه

887
01:01:00,780 --> 01:01:03,360
و از مادرم مثل یه مُهره
.استفاده کرد

888
01:01:04,530 --> 01:01:07,530
و دوباره و دوباره و دوباره
.این کار رو کرده

889
01:01:08,370 --> 01:01:10,370
.آه

890
01:01:12,830 --> 01:01:13,920
!آه

891
01:01:17,210 --> 01:01:18,540
.من نخواستم به دنیا بیام

892
01:01:18,630 --> 01:01:21,170
نخواستم توی این وضعیت
.به دنیا بیام

893
01:01:23,090 --> 01:01:24,470
.ولی زندگیم همینه

894
01:01:25,010 --> 01:01:26,760
.ولی تقصیر تو نیست

895
01:01:26,840 --> 01:01:31,100
نه، نیست، ولی بازم این مرد هست
.که نصف دی‌ان‌ای من رو داره

896
01:01:32,140 --> 01:01:33,350
.دی‌ان‌ای ما

897
01:01:36,440 --> 01:01:38,690
...نظریه‌های زیادی هست و من

898
01:01:39,480 --> 01:01:42,320
فکر نکنم هرگز بفهمیم
...چرا این کار رو می‌کرد

899
01:01:43,440 --> 01:01:44,440
...ولی

900
01:01:45,740 --> 01:01:49,280
.می‌خوام تقاصش رو پس بده
.می‌خوام تحت بررسی قرار بگیره

901
01:01:51,240 --> 01:01:52,450
.می‌خوام مجازات بشه

902
01:02:00,090 --> 01:02:03,210
دفتر دادستانی کل
.اهمیتی نداد

903
01:02:04,380 --> 01:02:07,180
بهمون گفتن که نمی‌تونن
...اطلاعاتی بهمون بدن

904
01:02:07,260 --> 01:02:08,890
.که خودمون در جریانشون نیستیم

905
01:02:10,010 --> 01:02:13,180
و یه جورایی
.کنارمون زدن

906
01:02:13,680 --> 01:02:16,810
تنها کسی که داشتیم
...آنجلا گنوت بود

907
01:02:16,890 --> 01:02:20,150
که بهش زنگ می‌زدیم و می‌پرسیم
«می‌خوای چیکار کنی؟»

908
01:02:23,190 --> 01:02:26,570
،من توی سال 2015 کارم رو شروع کردم

909
01:02:27,320 --> 01:02:30,450
از دادستان کل
...درخواست مصاحبه می‌کردم

910
01:02:31,270 --> 01:02:36,040
،هر چیزی که می‌تونستم بهم بگن رو ازشون می‌خواستم
.و هیچی بهم نمی‌گفتن

911
01:02:37,370 --> 01:02:40,330
و بازم با دادستان شهرستان ماریون
...تماس گرفتم

912
01:02:40,420 --> 01:02:42,340
«و گفتم، «کسی گوش می‌کنه؟

913
01:02:43,090 --> 01:02:46,880
بالاخره، سخنگوی دفتر
...دادستانی شهرستان ماریون گفت

914
01:02:46,970 --> 01:02:49,470
آنجلا، معذرت می‌خوام»
«.نمی‌دونم... متوجه‌اش نشدم

915
01:02:49,970 --> 01:02:54,720
یه پاراگراف کامل از کل داستان و
.اتفاق‌هایی که افتاد رو بهش دادم

916
01:02:54,810 --> 01:02:57,730
خبری که پخش کردیم
...رو هم فرستادم و گفتم

917
01:02:57,810 --> 01:02:59,480
خبرمون رو دیدید؟»

918
01:02:59,560 --> 01:03:02,230
بیشتر از یه ساله که دارم
،این سوال‌ها رو دارم می‌پرسم

919
01:03:02,320 --> 01:03:03,670
«.و به هیچ جایی نرسیدم

920
01:03:03,980 --> 01:03:07,650
و حس می‌کنم که وقتش شده که دادستان»
...یا دادستانی کل

921
01:03:07,740 --> 01:03:10,990
یا یکی دیگه بشینه و
«.به سوال‌هایی که دارم جواب بده

922
01:03:12,280 --> 01:03:14,740
،وقتی که استعلام رسانه به دستمون رسید

923
01:03:14,830 --> 01:03:19,920
.هنوز جایی تحقیقاتی انجام نشده بود

924
01:03:20,000 --> 01:03:21,500
...ولی آخرش

925
01:03:21,580 --> 01:03:24,420
هیچ جرمی نیست
...که کاری که انجام شده رو

926
01:03:24,500 --> 01:03:26,090
.توصیف کنه

927
01:03:27,090 --> 01:03:28,090
.مشکلمون همینه

928
01:03:31,930 --> 01:03:34,060
،خب، یادم بود که نشسته بودیم

929
01:03:34,810 --> 01:03:38,310
،و می‌دونی، ازش می‌پرسیدیم

930
01:03:38,390 --> 01:03:40,100
«چطور این تجاوز نیست؟»

931
01:03:40,190 --> 01:03:42,360
انکار نمی‌کنم که
...تجاوز جنسی بوده

932
01:03:42,440 --> 01:03:45,230
.ولی از نظر قانونی، تجاوز جنسی نیست

933
01:03:45,820 --> 01:03:48,820
حس می‌کنم مادرم»
«بهش تجاوز شده

934
01:03:48,900 --> 01:03:52,530
.احساس انسانی و درستی هست

935
01:03:53,570 --> 01:03:57,120
«...ولی «دکتر کلاین تجاوز کرده

936
01:03:57,200 --> 01:04:01,040
ادعای قانونیه که
...حقیقت نداره

937
01:04:01,120 --> 01:04:03,580
...و این رو روی کاغذی نمی‌نویسم

938
01:04:03,670 --> 01:04:04,960
.که روش امضای من نباشه

939
01:04:05,040 --> 01:04:07,170
،و من گفتم
«ضرب و شتم چطور؟»

940
01:04:07,260 --> 01:04:10,170
.و... اون باهام بداخلاق شد

941
01:04:10,260 --> 01:04:14,180
«.گفت، «نمی‌دونم چند بار باید بهتون بگم

942
01:04:15,100 --> 01:04:18,180
.نمی‌تونم بهش اتهام ضرب و شتم بزنم
«.ضرب و شتم نبوده

943
01:04:18,270 --> 01:04:20,390
.خیلی عصبانی بودم

944
01:04:20,480 --> 01:04:22,400
،به تیم دلینی نگاه کردم و گفتم

945
01:04:22,480 --> 01:04:25,060
،پس اگه من تو صورتت تف کنم»

946
01:04:25,150 --> 01:04:26,320
«ضرب و شتم نیست؟

947
01:04:26,940 --> 01:04:30,280
و گفت، «هست، چون داری
«.روی من تُف می‌کنی

948
01:04:32,740 --> 01:04:34,570
«و گفتم، «یعنی چی؟

949
01:04:34,660 --> 01:04:37,790
پس یه دکتر می‌تونه بره»
...جق بزنه

950
01:04:37,870 --> 01:04:41,370
و اسپرم‌هاش رو بذاره
...درون یه زن

951
01:04:41,460 --> 01:04:44,670
که بیمارشونه که
...رضایت نداده بود

952
01:04:44,750 --> 01:04:46,540
،که دکترشون چنین کاری بکنه

953
01:04:47,840 --> 01:04:50,460
ولی بازم تو میگی، اگه من توی
،صورتت تف کنم

954
01:04:50,550 --> 01:04:52,840
«دستگیر میشم و جرمم ضرب و شتمه؟

955
01:04:52,930 --> 01:04:56,970
جیکوبا و بقیه کسایی که تحت تأثیر این موضوع بودن
،خیلی احساسی بودن

956
01:04:57,050 --> 01:05:02,310
و حس می‌کردن کاری که من برای
...انجام دادن اونجا رفته بودم

957
01:05:02,890 --> 01:05:05,270
...اعمال قانون نبوده

958
01:05:05,860 --> 01:05:08,860
برای این بود که من بفهمم
.دکتر کلاین مرتکب جرم شده یا نه

959
01:05:09,440 --> 01:05:12,280
فکر کردن من رفتم که
.آب پاکی رو روی دستشون بریزم

960
01:05:12,780 --> 01:05:13,780
.و اینطور نبود

961
01:05:22,580 --> 01:05:24,420
.اعمال قانون نابرابری هست

962
01:05:24,500 --> 01:05:26,850
،هر روز اتفاق میفته
...توی کل آمریکا اتفاق میفته

963
01:05:26,880 --> 01:05:28,730
.و اینجا توی ایندیانا هم اتفاق میفته

964
01:05:29,300 --> 01:05:30,710
شیادی اتفاق افتاد؟

965
01:05:30,800 --> 01:05:32,510
چیز دیگه‌ای بوده؟

966
01:05:34,300 --> 01:05:37,220
فکر حس نمی‌کردم که
...به اندازه کافی تحقیق شد

967
01:05:37,300 --> 01:05:40,180
که ببینن اون رو به چه چیزی
.میشه متهم کرد

968
01:05:40,260 --> 01:05:43,350
.هیچوقت توضیح درستی توی ذهنم نبود

969
01:05:44,640 --> 01:05:46,980
من یه نسخه از
...قوانین تجاوز جنسی ایندیانا داشتم

970
01:05:47,560 --> 01:05:52,030
و گفتم، «مطمئنم یه جایی توی این قانون هست
«...که بشه گفت

971
01:05:52,110 --> 01:05:55,110
.اون گفت، «نه باید دو حالت رو داشته باشه
...باید زور

972
01:05:55,910 --> 01:05:57,410
«.و عدم اجازه رو داشته باشه

973
01:05:57,490 --> 01:05:59,080
،وقتی حرف از تجاوز باشه

974
01:05:59,160 --> 01:06:01,740
یه بندی توی قانون
،ایندایانا هست که میگه

975
01:06:01,830 --> 01:06:03,620
تجاوز می‌تونه شامل»
...عملی بشه که

976
01:06:03,700 --> 01:06:07,790
قربانی نمی‌دونسته جنسیه
«.اما فرد مرتکب می‌دونسته جنسیه

977
01:06:07,880 --> 01:06:09,840
،و فکر می‌کنم نزدیک‌ترین اتهام براش همین باشه

978
01:06:10,630 --> 01:06:13,340
چون برای اینکه اون
...نمونه اسپرم رو درست کنه

979
01:06:13,420 --> 01:06:15,800
باید توی محلی خیلی نزدیک
...خودارضایی می‌کرد

980
01:06:15,880 --> 01:06:18,050
نزدیک به جایی که
...بیمار منتظر بود

981
01:06:18,140 --> 01:06:19,720
،از کمر به پایین لخت می‌شد

982
01:06:19,800 --> 01:06:22,520
و یه پارچه رو گذاشته
...روی زانوهاش

983
01:06:22,600 --> 01:06:24,230
.و پاهاش رو باز کرده

984
01:06:25,730 --> 01:06:27,190
از کجا میشه فهمید
...که این خودارضایی

985
01:06:27,270 --> 01:06:29,980
حس جنسی نمیشه و
تبدیل میشه به یه عمل پزشکی؟

986
01:06:30,900 --> 01:06:34,280
فکر می‌کنم اگه اون حتی به شکل
...جنسی به بیمار فکر نکنه

987
01:06:34,360 --> 01:06:37,700
...همین که هنوز تحت تأثیر حس شهوت جنسیه

988
01:06:37,780 --> 01:06:39,660
.باعث میشه این کار جنسی باشه

989
01:06:40,160 --> 01:06:43,910
حتی اگه به فکر همسرش
...یا یه خرگوش صورتی باشه

990
01:06:44,000 --> 01:06:45,830
.بازم یه عمل جنسیه

991
01:06:47,540 --> 01:06:50,380
ولی بازم فکر می‌کنم
...باید تیم دیلنی رو

992
01:06:50,460 --> 01:06:52,550
.توی محتوای کلی این پرونده ببینیم

993
01:06:52,630 --> 01:06:55,010
و وقتی من با
...تیم دیلنی مصاحبه کردم

994
01:06:55,090 --> 01:06:57,340
...گفت که هیئت منصفه‌های ایندیانا

995
01:06:57,430 --> 01:07:00,720
نظریه‌ها تجاوز با فریب
.تو کتشون نمیره

996
01:07:01,300 --> 01:07:04,930
،هیئت منصفه میگه
«.این راضی به تزریق بوده»

997
01:07:05,020 --> 01:07:08,190
«.این زن بچه می‌خواست»
...و این سوال باقی می‌مونه

998
01:07:08,270 --> 01:07:12,310
اینکه این زن بچه می‌خواسته»
«فریب دونالد کلاین رو درست می‌کنه؟

999
01:07:12,400 --> 01:07:14,690
...و متأسفانه، این سوالیه

1000
01:07:14,780 --> 01:07:19,070
که تیم دیلنی باید توی ذهنش
.بهش می‌پرداخت که وارد ذهن هیئت منصفه میشه

1001
01:07:20,240 --> 01:07:23,660
اگه ازم پرسیده بود که
...اشکالی نداره اهدا کننده باشه یا نه

1002
01:07:23,740 --> 01:07:26,450
.من جوابم مثبت نبود

1003
01:07:26,540 --> 01:07:27,710
.می‌گفتم نه

1004
01:07:29,870 --> 01:07:33,790
.این کار تجاوز به منه

1005
01:07:35,590 --> 01:07:39,090
مشکل من اینه که
.هیچ رضایتی در کار نبوده

1006
01:07:41,050 --> 01:07:42,680
.حق انتخابی بهم نداد

1007
01:07:45,850 --> 01:07:48,180
...دفتر دادستانی کل بالاخره

1008
01:07:48,270 --> 01:07:50,730
...با دکتر کلاین تماس گرفت

1009
01:07:50,810 --> 01:07:53,400
...و ازش پرسید که... از اسپرم خودش استفاده کرده

1010
01:07:53,480 --> 01:07:56,650
و اینجور سوال‌ها رو پرسیدن چون
.دکتر کلاین این چیزها رو بهم گفت

1011
01:07:56,730 --> 01:07:59,320
،بهم گفت همه این چیزها رو پُر کرده

1012
01:07:59,400 --> 01:08:01,700
،و همه چیز رو رد کرد
.که اون پدرشون نیست

1013
01:08:01,780 --> 01:08:04,240
،نمی‌دونم توی اون نامه چی هست
،چون من ندیدمش

1014
01:08:04,330 --> 01:08:05,870
.ولی مکالمه خودمون رو می‌دونم

1015
01:08:05,950 --> 01:08:09,960
دکتر کلاین بهم گفت که
...با دفتر دادستان کل از طریق

1016
01:08:10,040 --> 01:08:11,500
،نامه‌هایی صحبت کرده

1017
01:08:12,080 --> 01:08:15,340
...و اینکه گفته
.اون پدرشون نیست

1018
01:08:17,250 --> 01:08:19,880
همین بود که باعث شد
...توی دردسر بیفته

1019
01:08:19,970 --> 01:08:22,680
،چون بهم دروغ گفت
،و می‌دونستم

1020
01:08:22,760 --> 01:08:25,640
و پیش دادستان کل توی مدارکی که
.داده بود دروغ گفت

1021
01:08:25,720 --> 01:08:28,270
،خب، من به دفتر دادستان کل زنگ زدم

1022
01:08:28,350 --> 01:08:30,230
«.و گفتم، «می‌دونی داری دروغ میگه

1023
01:08:30,310 --> 01:08:34,770
دروغ گفت و گفت که هیچوقت
...از اسپرم خودش

1024
01:08:34,860 --> 01:08:36,900
برای باردار کردن
.بیمارهاش استفاده نکرده

1025
01:08:38,230 --> 01:08:41,280
بعد از اینکه مطمئن شدیم که
...دفتر دادستان کل

1026
01:08:41,360 --> 01:08:42,820
...اون نامه‌ها رو فرستاده

1027
01:08:42,910 --> 01:08:45,990
تونستیم یه نظریه برای
.روش کارمون به دست بیاریم

1028
01:08:46,620 --> 01:08:48,660
،می‌خواستیم پاش رو با یه چیزی بند کنیم

1029
01:08:48,740 --> 01:08:50,910
و اینکه بالاخره
،یه چیزی گیر آوردیم

1030
01:08:51,000 --> 01:08:52,500
.برامون حس «هورا» رو داشت

1031
01:08:53,000 --> 01:08:54,500
،و فقط این نبود

1032
01:08:54,580 --> 01:08:57,210
این رو هم نوشته بود که
...می‌خواد از من برای

1033
01:08:57,290 --> 01:08:58,960
.افترا و تهمت شکایت کنه

1034
01:09:00,920 --> 01:09:02,930
،انکار یعنی منع از انجام عدالت

1035
01:09:03,010 --> 01:09:06,760
ولی انکار و تهدید و
...مثلاً اینکه بگیم

1036
01:09:06,850 --> 01:09:09,270
«می‌دونی من کی هستم؟»
.برامون کافی بود

1037
01:09:09,810 --> 01:09:12,660
...با خودم گفتم، «ایول» می‌دونی
.کم‌کم داشت لو می‌رفت

1038
01:09:12,690 --> 01:09:14,850
«.گفتم، «خدای من، یه چیزی گیر آوردیم

1039
01:09:16,350 --> 01:09:24,350
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1040
01:09:34,290 --> 01:09:37,250
،بعد از اینکه تحقیقات رو شروع کردیم

1041
01:09:37,880 --> 01:09:41,170
مشخصه که اولین قدممون
.گرفتن دی‌ان‌ای از دکتر کلاین بود

1042
01:09:47,470 --> 01:09:48,720
.اون مریض بود

1043
01:09:49,310 --> 01:09:50,890
.فکر کنم ذات‌الریه داشت

1044
01:09:50,970 --> 01:09:52,850
،برای همین گفت
«.نزدیک نشو»

1045
01:09:54,020 --> 01:09:56,650
و ما گفتیم، «ما حکم جستجو
«.برای دی‌ان‌ای شما رو داریم

1046
01:09:57,730 --> 01:10:00,270
«یه‌کم پرسید «موضوع چیه؟

1047
01:10:00,360 --> 01:10:01,940
.ولی می‌دونست موضوع چیه

1048
01:10:05,650 --> 01:10:08,160
کاراگاه گروهبان
...کارمن والکر

1049
01:10:08,240 --> 01:10:10,200
،از دفتر کلانتری شهرستان ماریون گفت

1050
01:10:10,280 --> 01:10:11,950
«.باید دهنت رو باز کنی»

1051
01:10:14,080 --> 01:10:15,580
.و اونم انجامش داد

1052
01:10:23,420 --> 01:10:25,420
.به نظر نمی‌اومد از این کار خوشش بیاد

1053
01:10:50,160 --> 01:10:55,660
...نتیجه‌اش اومد، 99.9997 درصد

1054
01:10:55,750 --> 01:10:58,420
.مطمئن بود که من دختر تنی اونم

1055
01:10:58,920 --> 01:11:01,340
و چند بار از نمونه
خودتون استفاده کردید؟

1056
01:11:01,880 --> 01:11:03,590
...گاهی اوقات بود، ولی

1057
01:11:05,050 --> 01:11:09,130
،حواستون باشه
،موضوع مال 30 تا 35 سال پیشه

1058
01:11:09,220 --> 01:11:12,260
.و... یادم نمیاد

1059
01:11:12,350 --> 01:11:15,060
.همه مدارک از بین رفتن

1060
01:11:18,190 --> 01:11:21,270
دکتر نازایی که در مرکز
...پرونده خبرساز قرار گرفته

1061
01:11:21,360 --> 01:11:23,650
برای پاسخگویی به اتهام‌هاش
.قراره به دادگاه بره

1062
01:11:23,730 --> 01:11:26,650
دکتر دونالد کلاین متهم
...به دو مورد جرم

1063
01:11:26,740 --> 01:11:30,700
جلوگیری از اجرای عدالت با
.صحبتی که انجام دادن هستند

1064
01:11:30,780 --> 01:11:32,830
دکتر نازایی از ایندیاناپولیس
...حالا برای

1065
01:11:32,910 --> 01:11:36,080
جلوگیری از انجام عدالت
.قراره گناهکار شناخته بشه

1066
01:11:36,160 --> 01:11:39,500
دادستان‌ها میگن تحقیقات در مورد
...پرونده رو به مسیر اشتباهی فرستاده

1067
01:11:39,580 --> 01:11:42,330
و این کار باعث شده زندگی
.چندین نفر خراب بشه

1068
01:11:42,420 --> 01:11:44,170
...و دقیقاً 20 ماه پیش بود

1069
01:11:44,250 --> 01:11:47,210
،یه نفر توی فیسبوک ازم پرسید
«آنجلا، می‌تونی کمکم کنی؟»

1070
01:11:47,300 --> 01:11:50,970
،و ممنونم که حرفشون رو باور کردی
.چون هیچکس به‌جز تو باور نکرد

1071
01:11:51,050 --> 01:11:52,140
.آره، ممنونم

1072
01:11:52,220 --> 01:11:53,600
...اون نمی‌خواست به دادگاه بره

1073
01:11:53,680 --> 01:11:55,510
،چون اطلاعات بیشتری منتشر می‌شد

1074
01:11:55,600 --> 01:11:58,810
و همچنین ممکن بود
.مجازات بیشتری بگیره

1075
01:11:58,890 --> 01:12:01,090
برای همین به گناهکار بودن
.اعتراف کرد

1076
01:12:08,610 --> 01:12:11,950
اون روز توی جلسه دادگاه
.حس خوبی داشتم

1077
01:12:13,280 --> 01:12:16,790
حتی با اینکه می‌دونستم
...تنها چیزی که قراره

1078
01:12:16,870 --> 01:12:19,500
،بهش متهم بشه، جلوگیری از اجرای عدالته

1079
01:12:19,580 --> 01:12:23,000
«.با خودم فکر کردم، «بالاخره، یه اتفاقی افتاد

1080
01:12:27,630 --> 01:12:30,800
...نمی‌خواستم باهاش چشم تو چشم بشم، من

1081
01:12:32,970 --> 01:12:34,430
.ازش می‌ترسیدم

1082
01:12:38,470 --> 01:12:42,270
راستش از کنارم رد شد
...و یه کم بهم خورد و

1083
01:12:43,560 --> 01:12:46,150
.نزدیک بود از پا در بیام

1084
01:12:47,940 --> 01:12:51,400
...اولین بار بود که اون مرد رو می‌دیدم

1085
01:12:52,530 --> 01:12:56,490
،و خیلی بهش نزدیک شده بودم
.و هیچ توجهی به ما نشد

1086
01:12:58,540 --> 01:13:01,120
،عالی‌جناب
...من برای خودم طلب

1087
01:13:01,210 --> 01:13:04,210
.رحم و شفقت را دارم

1088
01:13:07,420 --> 01:13:09,590
...من سعی کردم زندگیم رو

1089
01:13:09,670 --> 01:13:12,340
با نشون دادن صداقت و
...اهمیت به دیگران بگذرونم

1090
01:13:12,420 --> 01:13:14,640
.و به همین کار ادامه میدم

1091
01:13:15,140 --> 01:13:16,680
...به نظر خیلی پیر

1092
01:13:17,220 --> 01:13:20,310
ضعیف می‌اومد، و بخشی
...از وجودم فکر کرد

1093
01:13:20,390 --> 01:13:24,350
این نمایش رو داری اجرا می‌کنی که»
«قاضی کمتر بهت سخت بگیره؟

1094
01:13:29,190 --> 01:13:31,490
بهم اجازه دادن که
...شهادت قربانی رو بدم

1095
01:13:31,570 --> 01:13:35,410
چون من از اولین کسایی بودم که
.درخواست شکایت رو پیش دادستان بردم

1096
01:13:36,820 --> 01:13:40,910
امیدوار بودم که قاضی
...تحت تأثیر این کار قرار بگیره

1097
01:13:41,500 --> 01:13:45,250
و حداقل باعث بشه که
.کمی به زندون بره

1098
01:13:45,830 --> 01:13:47,880
.حرف‌های من به کلاین اینه

1099
01:13:47,960 --> 01:13:51,630
هر بار که من یا خواهر و برادرهای ناتنیم
...به اسممون نگاه می‌کنیم

1100
01:13:51,710 --> 01:13:53,670
همه همین مشکلی رو داریم
.که مرتبط به توئه

1101
01:13:53,760 --> 01:13:55,470
،برای همه ما باعث رنجش شده

1102
01:13:55,550 --> 01:13:58,050
و بعضی از ما خواستیم
.از این درد بمیریم

1103
01:13:59,640 --> 01:14:03,560
،به مدت سی سال، خواهر ناتنی من، جولی
...فکر می‌کرد پدرش، همون پدر تنیش باشه

1104
01:14:03,640 --> 01:14:05,230
.اعتراض دارم، عالی‌جناب

1105
01:14:06,150 --> 01:14:07,150
.ارتباطی نداره

1106
01:14:08,980 --> 01:14:12,070
ما در مورد کلماتی که
.باید بگه توافق کردیم

1107
01:14:12,280 --> 01:14:13,690
.دورشون خط کشیدیم

1108
01:14:14,280 --> 01:14:17,450
و دور چیزهایی که نباید بگه خط کشیده بودم
.یا مشخص کرده بودم

1109
01:14:17,530 --> 01:14:19,370
،به خاطر انکار شما

1110
01:14:19,450 --> 01:14:22,980
حس می‌کنم شما هیچ اهمیتی به
...مادرهایی که پیشتون اومدن

1111
01:14:23,110 --> 01:14:24,790
،ما که بچه‌های تنی شما هستیم

1112
01:14:24,870 --> 01:14:27,670
.و همسرتون که ازشون 4 بچه دارید

1113
01:14:27,750 --> 01:14:31,130
.موضوع همیشه شما بودید
.شما دروغ گفتید. هنوز هم دروغ می‌گید

1114
01:14:31,210 --> 01:14:34,300
،هنوزم خانواده شما حرفتون رو باور می‌کنن
.و این حالم رو بد می‌کنه

1115
01:14:34,380 --> 01:14:36,510
...مادرهای ما به شما اعتماد کردن -
!اعتراض دارم -

1116
01:14:36,590 --> 01:14:38,050
.اون کار خودش رو کرد

1117
01:14:38,140 --> 01:14:41,060
نمی‌دونم که من جرئتش رو دارم که
.جلوی یه قاضی چنین کاری بکنم یا نه

1118
01:14:41,100 --> 01:14:42,310
...ولی، می‌دونی

1119
01:14:42,390 --> 01:14:45,730
ازتون می‌خوام به عمق دلایلی که
...ایشون بهش متهم هستن

1120
01:14:45,810 --> 01:14:46,850
!اعتراض دارم

1121
01:14:46,940 --> 01:14:48,650
...چیزی که می‌دیدیم

1122
01:14:48,730 --> 01:14:51,190
ناتوانی قربانی‌ها از این بود که
.داستانشون رو بگن

1123
01:14:51,270 --> 01:14:53,280
...کسایی که شهادت می‌دن فقط

1124
01:14:53,360 --> 01:14:55,990
فقط... می‌تونن به جریان
.کیفری پرونده نظر بدن

1125
01:14:56,070 --> 01:14:58,820
ولی... چیزی که به
...پرونده کلاین مربوطه

1126
01:14:58,910 --> 01:15:01,330
...اتفاقی که توی دهه 70 یا 80 نبود

1127
01:15:01,410 --> 01:15:03,160
،تولدشون نبود
.جرمی که توی بخش بارداری افتاده بود نبود

1128
01:15:03,240 --> 01:15:04,580
.دروغی بود که به دولت گفتن

1129
01:15:05,160 --> 01:15:08,170
،توی دادگاه کلاین
.دولت قربانی بود. اون‌ها نبودن

1130
01:15:08,750 --> 01:15:12,130
،احتمالاً الان برای بار پنجم یا شیشم باشه
،می‌خوام تکرار کنم

1131
01:15:12,210 --> 01:15:15,210
...از نظر قانون، دادگاه فقط اتهام‌هایی رو در نظر می‌گیره

1132
01:15:16,090 --> 01:15:18,260
که کلاین به گناهکار بودن
...بهشون اعتراف کرده

1133
01:15:18,340 --> 01:15:20,590
...که یعنی همون اتهام‌های
.جلوگیری از اجرای عدالت

1134
01:15:20,680 --> 01:15:24,720
مشخصه که برای من کار درستی نیست که
.بخوام خارج از این موضوع‌ها بحث بشه

1135
01:15:25,430 --> 01:15:28,020
...کاری که از قاضی خواستیم بکنه

1136
01:15:28,100 --> 01:15:29,730
.دو چیز بود...

1137
01:15:29,810 --> 01:15:36,140
یک، اینکه این جرم‌ها
...روی سوابقش باقی بمونن

1138
01:15:36,260 --> 01:15:37,530
...و دو

1139
01:15:37,610 --> 01:15:40,160
،زمان اجرایی بهش بده
...حکم اجرایی بهش بده

1140
01:15:40,240 --> 01:15:42,450
.یعنی زمانی که به زندون بره

1141
01:15:43,200 --> 01:15:46,330
نامه‌هایی در حمایت
...از دکتر کلاین به دستمون رسیده

1142
01:15:46,410 --> 01:15:48,290
این نامه‌ها از
...مردم

1143
01:15:48,370 --> 01:15:52,290
بیمارهای سابق، و اعضای خانواده و کلیسای
.دکتر کلاین بودن

1144
01:15:52,380 --> 01:15:55,550
این افراد چندین سال دکتر کلاین
.رو می‌شناختن

1145
01:15:55,630 --> 01:15:58,630
و رابطه قوی‌ای
...با خانواده

1146
01:15:58,720 --> 01:16:00,970
و اطرافیانشون دارند، و
...کمک به ایشون

1147
01:16:01,050 --> 01:16:04,600
.نه تنها ممکنه، بلکه از همین الان شروع شده

1148
01:16:05,760 --> 01:16:08,270
...خیلی‌ها از طرف اون

1149
01:16:08,770 --> 01:16:10,810
...به قاضی نامه دادن

1150
01:16:10,890 --> 01:16:14,020
فکر می‌کنم یکیشون
...از یه دادستان بود

1151
01:16:14,110 --> 01:16:16,980
،از شهر بوون
،که اون اونجا زندگی می‌کنه

1152
01:16:17,070 --> 01:16:19,570
«،که نوشته بود، «این مرد آدم خوبیه

1153
01:16:19,650 --> 01:16:22,030
«.می‌دونید، «باید بهش تخفیف در جرم بدید

1154
01:16:25,830 --> 01:16:28,510
اگه دادستان با قاضی دوست باشه
...چیز عجیبیه که

1155
01:16:28,540 --> 01:16:29,540
براش نامه بفرسته؟

1156
01:16:32,370 --> 01:16:35,170
.بهتره من در مورد این سوال نظری ندم

1157
01:16:37,300 --> 01:16:40,130
،همون موقع بود که
...از ته دلم

1158
01:16:40,630 --> 01:16:42,470
حس کردم که این دولت
.فاسده

1159
01:16:42,550 --> 01:16:43,640
،آدم‌های فاسدی توش هست

1160
01:16:43,720 --> 01:16:45,720
.و اون‌ها باهاش رفیقن

1161
01:16:46,760 --> 01:16:49,310
لطفاً به خاطر داشته باشید
...که اتفاقی که در حکم دادن میفته

1162
01:16:49,390 --> 01:16:51,940
کسایی که شما رو دوست دارن
.با هم شما رو دوست خواهند داشت

1163
01:16:53,310 --> 01:16:56,570
قاضی به نظر میومد
...خیلی حامی اونه

1164
01:16:56,650 --> 01:16:58,570
.انگار می‌خواد گریه کنه

1165
01:16:58,650 --> 01:17:02,030
،با منابع محدودی که داریم
...و جمعیت زیادی که توی زندون‌ها هستن

1166
01:17:02,110 --> 01:17:04,360
،و نبود سابقه کیفری شما

1167
01:17:04,450 --> 01:17:07,530
.دادگاه دستور حکم اجرایی رو نمیده

1168
01:17:07,620 --> 01:17:10,200
من دلم می‌خواست
.زندون بره

1169
01:17:10,290 --> 01:17:11,160
.جدی میگم

1170
01:17:11,250 --> 01:17:14,580
فکر می‌کردم باعث بشه
.یه‌کم آرامش خاطر بگیرم

1171
01:17:15,460 --> 01:17:17,420
...ولی... نه

1172
01:17:18,090 --> 01:17:22,010
می‌دونم این اولین خطای شماست، ولی
...دکتر کلاین، باور دارم

1173
01:17:22,090 --> 01:17:26,850
که مدارک میگن باید شما رو
.به مجرم سطح 6 محکوم کنم

1174
01:17:28,060 --> 01:17:30,600
...آه، در مورد جریمه و هزینه‌ها

1175
01:17:31,100 --> 01:17:33,730
جناب، دادگاه شما رو
.پونصد دلار جریمه می‌کنه

1176
01:17:34,980 --> 01:17:38,110
،و اینجوری دو بار مجرم سطح 6 گرفت

1177
01:17:38,190 --> 01:17:40,780
...و همه حکم‌ها تعلیق شدن

1178
01:17:40,860 --> 01:17:42,780
،و 500 دلار جریمه شد

1179
01:17:43,700 --> 01:17:45,820
.که برای ما انگار زدن تو صورتمون

1180
01:17:58,290 --> 01:18:00,380
دکتر کلاین، حرفی برای گفتن دارید؟

1181
01:18:00,960 --> 01:18:05,120
دکتر کلاین، اگه می‌تونستید هر چیزی رو عوض کنید
الان چیکار می‌کردید؟

1182
01:18:07,090 --> 01:18:09,720
...این زمان دو سال طول کشید

1183
01:18:09,810 --> 01:18:12,100
،از شکایت کردن شروع شد

1184
01:18:12,180 --> 01:18:15,230
تا اینکه بالاخره
.یه کاری بکنن

1185
01:18:16,980 --> 01:18:18,110
...و

1186
01:18:19,560 --> 01:18:22,980
...این قاضی گذاشت

1187
01:18:23,070 --> 01:18:25,360
.این مرد آزاد بشه و بره

1188
01:18:29,830 --> 01:18:32,410
و من از اومدن
.هر مورد جدیدی که میاد می‌ترسم

1189
01:18:34,080 --> 01:18:35,750
،ولی همینجور پشت سر هم میان

1190
01:18:36,250 --> 01:18:38,710
...و آدم نمی‌دونه، یه روز بیدار میشه

1191
01:18:38,790 --> 01:18:40,630
.و یکی بیشتر هست

1192
01:18:43,740 --> 01:18:51,330
«فرزند پنجاه و سوم»

1193
01:18:53,720 --> 01:18:55,980
...من فقط... حس می‌کنم اون

1194
01:18:58,980 --> 01:19:00,810
...که این یه آزمایش

1195
01:19:02,150 --> 01:19:04,070
.بازی مریض برای اون بوده

1196
01:19:06,990 --> 01:19:08,070
...تا جایی که من می‌دونم

1197
01:19:08,160 --> 01:19:11,870
تمام لقاح‌های مصنوعی که من
...با نمونه خودم انجام دادم

1198
01:19:13,330 --> 01:19:15,620
...و بازم میگم، خیلی کم بودن

1199
01:19:16,120 --> 01:19:18,460
.بچه سالمی داشتن

1200
01:19:19,250 --> 01:19:21,500
...می‌دونید، برای والدینم مهم بود

1201
01:19:22,290 --> 01:19:24,250
...که یکی باشه که سالمه

1202
01:19:24,760 --> 01:19:27,510
و اینکه اون بره و
...و بهشون تجاوز کنه

1203
01:19:27,590 --> 01:19:31,050
و این کار رو بدون
...رضایتشون بکنه، و

1204
01:19:32,390 --> 01:19:37,060
خیلی از ما مشکلات
.پزشکی یکسانی داریم

1205
01:19:38,140 --> 01:19:40,020
.تقریباً همه‌مون داریم

1206
01:19:42,770 --> 01:19:46,230
،پیش دکترهای زیادی رفتم
.به کلینیک کلیولند رفتم

1207
01:19:46,740 --> 01:19:48,610
.نمی‌فهمن مشکلم چیه

1208
01:19:49,320 --> 01:19:50,320
.مریضم

1209
01:19:51,660 --> 01:19:55,540
...و بقیه خواهر و برادرهام

1210
01:19:56,200 --> 01:19:58,410
.مشکلات خودایمنی و این چیزها رو داشتن

1211
01:19:59,870 --> 01:20:02,130
.آره، من بیماری خودایمنی دارم

1212
01:20:02,210 --> 01:20:04,130
...بیماری لخته شدن خونه

1213
01:20:04,210 --> 01:20:07,920
که تا وقتی که بچه‌ام سقط شد
...نمی‌دونستم

1214
01:20:08,010 --> 01:20:11,220
و می‌خواستیم بفهمیم چی باعث
.این موضوع شده

1215
01:20:11,800 --> 01:20:13,050
...منظورمه، من

1216
01:20:16,560 --> 01:20:19,350
...کلونوسکوپی، اندونوسکوپی و

1217
01:20:21,100 --> 01:20:23,310
...من هفته‌ها توی بیمارستان موندم

1218
01:20:23,810 --> 01:20:25,980
.هر بار 6 کیلو وزن کم می‌کردم

1219
01:20:26,940 --> 01:20:31,740
...من مشکلات معده و روده زیادی دارم و

1220
01:20:32,780 --> 01:20:34,780
هیچکس از خانواده‌ی مادرم
.این مشکلات رو نداره

1221
01:20:37,990 --> 01:20:39,540
...توی اوایل دهه هفتاد

1222
01:20:39,620 --> 01:20:42,870
شنیده بودم توی
...انجام عمل‌هاش مشکل داشته

1223
01:20:42,960 --> 01:20:44,790
.چون آرتریت رماتیسمی داره

1224
01:20:44,880 --> 01:20:47,090
.و... دست‌هاش باد می‌کردن

1225
01:20:47,590 --> 01:20:50,720
اون موقع اصلاً
...دوست نداشتم ببینم

1226
01:20:50,800 --> 01:20:53,720
که کارش به عنوان یه
...جراح خوب رو از دست بده

1227
01:20:53,800 --> 01:20:56,600
.چون نتونسته آرترزش رو درمان کنه

1228
01:20:56,680 --> 01:20:58,720
برای همین به
...رئیس بخش پزشکیمون زنگ زدم

1229
01:20:58,810 --> 01:21:00,640
.و مشکل کلاین رو بهش گفتم

1230
01:21:00,730 --> 01:21:03,440
و اونم گفت، «آره، بذار به
«.دکتر بی. زنگ بزنم

1231
01:21:03,520 --> 01:21:06,980
و کلاین رفت پیشش و اونم بهش گفت
...چی باید مصرف کنه و این چیزها

1232
01:21:07,070 --> 01:21:11,700
برای همین وقتی داروهای درست رو خورد
.به نظر که حالش خوب شد

1233
01:21:11,780 --> 01:21:13,530
.علائمش از بین رفتن

1234
01:21:16,740 --> 01:21:19,290
می‌دونم که در مورد
...بانک‌های اسپرم

1235
01:21:20,370 --> 01:21:23,830
سی درصد افراد
...حتی نتونستن بعد از

1236
01:21:23,920 --> 01:21:26,000
...پرسشنامه برن...

1237
01:21:26,590 --> 01:21:28,340
.و همش به خاطر چیزی که توی خانواده‌شون بود

1238
01:21:28,420 --> 01:21:31,380
،سابقه سرطان
،سابقه هر چیزی

1239
01:21:31,880 --> 01:21:33,840
،حتی کور رنگی

1240
01:21:33,930 --> 01:21:36,390
حالا اگه به گذشته نگاه کنیم
...و فکر کنیم

1241
01:21:36,470 --> 01:21:39,510
...خب، اون مشکل خودایمنی داره»

1242
01:21:39,600 --> 01:21:44,190
...اسپرم اون حتی اجازه نداشت

1243
01:21:44,270 --> 01:21:46,590
«.به خاطر همین جزو موارد اهدایی باشه

1244
01:21:46,810 --> 01:21:49,480
.آخه این رو می‌دونستی

1245
01:21:49,570 --> 01:21:52,240
.می‌دونستی که مشکلات داری

1246
01:21:52,320 --> 01:21:54,570
چطور... چطور تونستی؟

1247
01:21:55,780 --> 01:21:57,280
.آره

1248
01:22:00,160 --> 01:22:02,080
...حالا یه دکتر کلاینی هست که می‌شناسیم

1249
01:22:03,040 --> 01:22:06,330
.که من می‌شناختم، که خوب هم می‌شناختمش

1250
01:22:08,500 --> 01:22:11,170
و یه دونالد کلاینی هست
.که هیچوقت تصورش رو هم نمی‌کردم

1251
01:22:14,050 --> 01:22:15,050
.آره

1252
01:22:15,880 --> 01:22:17,140
.آره، دلم رو شکست

1253
01:22:24,140 --> 01:22:25,140
.خیلی پسته

1254
01:22:25,980 --> 01:22:29,110
،و... اگه دونالد اینجا بود
.تو روی خودش می‌گفتم

1255
01:22:34,150 --> 01:22:35,530
...تا به امروز هم

1256
01:22:35,610 --> 01:22:39,620
کسایی از اطرافیانش هستن
.که حامیش هستن

1257
01:22:40,410 --> 01:22:44,450
،و مردم می‌شینن و میگن
«.ولی اون مرد خیلی خوبیه»

1258
01:22:44,960 --> 01:22:47,210
...و دوست دارم به اون آدم‌ها نگاه کنم

1259
01:22:47,290 --> 01:22:50,000
و بگم، «خب، پس شاید بهتر بود
...اسپرمش رو توی بدن زن شما

1260
01:22:50,090 --> 01:22:52,420
«.و بدون اجازه اون‌ها می‌گذاشت

1261
01:22:52,500 --> 01:22:55,170
«و اگه اینطور شده بود، بازم خوشحال بودید؟»

1262
01:22:58,160 --> 01:23:05,750
«فرزند شست و یکم»

1263
01:23:05,890 --> 01:23:09,850
...من تست دی‌ان‌ای «23اندمی» رو

1264
01:23:10,400 --> 01:23:12,360
.حدوداً 4-5 سال پیش دادم

1265
01:23:12,440 --> 01:23:16,240
.من و بچه‌هام یه مشکل ژنتیکی داشتیم

1266
01:23:17,400 --> 01:23:19,200
.نتایج به دستم رسید

1267
01:23:19,280 --> 01:23:24,120
،و وقتی به دی‌ان‌ای ژنتیکی خانواده رفتم

1268
01:23:24,790 --> 01:23:27,410
.خواهر و برادرهای ناتنی لیست شده بودن

1269
01:23:27,500 --> 01:23:30,580
،و راستش فکر کردم
«.آه، یه اشتباهی شده»

1270
01:23:31,460 --> 01:23:33,290
...چون اون موقع

1271
01:23:33,380 --> 01:23:40,010
نمی‌‌دونستم که والدینم
...درمان بارداری‌ای

1272
01:23:40,090 --> 01:23:42,850
.به‌جز قرص‌های بارداری خوردن، داشتن

1273
01:23:43,640 --> 01:23:48,940
،برای همین بی‌خیالش شدم
.و دیگه بهش فکر نکردم

1274
01:23:51,150 --> 01:23:54,070
و بعدش چندتا پیام
.از جیکوبا گرفتم

1275
01:23:55,730 --> 01:23:57,570
...و اون گفت

1276
01:23:57,650 --> 01:24:01,360
«.مطمئنم از نتایجت گیج شدی»

1277
01:24:01,450 --> 01:24:03,950
«.هر سوالی داشتی، باهام تماس بگیر»

1278
01:24:04,830 --> 01:24:09,410
به ذهنم نرسید که منظورش
...خواهر و برادرهاست

1279
01:24:09,500 --> 01:24:14,250
برای همین یه جورایی
.بی‌خیال پیامه شدم

1280
01:24:18,970 --> 01:24:23,090
...روز نُهم دسامبر 2019

1281
01:24:23,180 --> 01:24:24,920
.یه برنامه از دکتر فیل پخش شد

1282
01:24:25,220 --> 01:24:27,060
.خب، یه سوال ازتون دارم

1283
01:24:27,140 --> 01:24:31,270
چه حسی پیدا می‌کردید اگه
...می‌فهمیدید دکتر باروری مادرتون

1284
01:24:32,150 --> 01:24:34,520
درواقع پدر تنی شماست؟

1285
01:24:41,360 --> 01:24:43,320
...وقتی خواهر و برادرها اومدن

1286
01:24:45,410 --> 01:24:47,200
.جیکوبا رو معرفی کردن

1287
01:24:47,290 --> 01:24:52,540
تو هیچ حس پشیمونی به‌جز اینکه
.گیر افتاده، ازش حس نکردی

1288
01:24:52,620 --> 01:24:55,170
.اصلاً پشیمون نبود

1289
01:24:55,250 --> 01:24:58,250
اصلاً؟ -
.فقط نمی‌خواست مردم بفهمن -

1290
01:24:58,340 --> 01:25:01,010
،بهم گفت
«.لازم نیست جهان بفهمه»

1291
01:25:01,930 --> 01:25:02,970
.عجب

1292
01:25:06,550 --> 01:25:10,430
سریع گوشیم رو برداشتم
...و 23اندمی رو باز کردم

1293
01:25:11,100 --> 01:25:15,400
و همه خواهر و برادرهای توی اون برنامه
.خواهر و برادرهای ناتنی من بودن

1294
01:25:17,070 --> 01:25:20,490
،همون موقع فهمیدم
...همون موقع می‌دونستم

1295
01:25:21,240 --> 01:25:23,820
...که ما
.ما بخشی از این قضیه هستیم

1296
01:25:25,450 --> 01:25:29,200
من سالیان سال بیمار
.دکتر کلاین بودم

1297
01:25:30,410 --> 01:25:35,040
فکر می‌کنم اون هر موردی رو
.خیلی شخصی باهاش برخورد می‌کرد

1298
01:25:35,130 --> 01:25:36,580
.حداقل با من اینطور بود

1299
01:25:38,500 --> 01:25:40,170
،اون دخترها رو به دنیا آورد

1300
01:25:41,340 --> 01:25:44,470
...و با همسرش اومد خونمون

1301
01:25:44,550 --> 01:25:46,930
.تا بچه‌ها رو ببینه

1302
01:25:51,100 --> 01:25:53,810
...خب، این عکس خواهرهای دوقلوم و منه

1303
01:25:53,890 --> 01:25:57,060
،درست بعد از زایمان
...توی شیشه

1304
01:25:59,900 --> 01:26:01,030
...و

1305
01:26:06,110 --> 01:26:10,330
و اینم عکس کلاینه که توی خونه
.من رو بغل کرده

1306
01:26:12,950 --> 01:26:15,370
.اون موقع احتمالاً هشت ماهه بودم

1307
01:26:21,880 --> 01:26:25,550
اون موقع اونقدر
...احساسات متفاوتی داشتم

1308
01:26:26,630 --> 01:26:29,680
...که اون با نمونه خودش

1309
01:26:29,760 --> 01:26:33,560
...من رو حامله کرده

1310
01:26:34,310 --> 01:26:38,440
.باعث شد حالم به هم ریزه

1311
01:26:39,020 --> 01:26:40,770
...در حالی که، آه

1312
01:26:42,820 --> 01:26:44,150
...از طرف دیگه

1313
01:26:44,240 --> 01:26:47,950
فکر می‌کردم همش به خاطر
...مهارت‌هاش برای

1314
01:26:48,030 --> 01:26:49,660
...انجام عمل روی منه

1315
01:26:49,740 --> 01:26:54,290
و فکر می‌کردم برای این بود که چیزهایی که
...مشکل بارداری من بوده رو از بین برده

1316
01:26:54,370 --> 01:26:56,080
.قدردانش بودم

1317
01:26:56,710 --> 01:26:59,170
...برای همین احساساتی متفاوت داشتم

1318
01:26:59,250 --> 01:27:02,380
...و من دوتا دختر دوقلو دارم

1319
01:27:02,460 --> 01:27:06,130
.که بی‌نظیر هستن

1320
01:27:07,380 --> 01:27:08,640
...و من

1321
01:27:09,390 --> 01:27:11,050
...آدم نمی‌تونه عصبانی باشه

1322
01:27:11,140 --> 01:27:14,680
وقتی که چیزی که
.همیشه می‌خواستی رو داری

1323
01:27:17,190 --> 01:27:20,650
...خب، برای من پیچیده بود، چون

1324
01:27:23,570 --> 01:27:25,900
،اون موقع 47 ساله بودم

1325
01:27:25,990 --> 01:27:27,240
...و اینکه بفهمم

1326
01:27:31,780 --> 01:27:34,490
که مردی که تحسینش می‌کردم
...و ازش الگو می‌گرفتم

1327
01:27:34,580 --> 01:27:36,160
...از وقتی که بچه بودم

1328
01:27:38,120 --> 01:27:42,460
.پدر تنی من نیست، داغونم کرد

1329
01:27:44,880 --> 01:27:46,420
.بزرگ‌ترین بخشش همین بود

1330
01:27:46,510 --> 01:27:49,550
،حس کردم لازمه ازش محافظت کنم

1331
01:27:49,630 --> 01:27:51,720
.و نمی‌خواستم بقیه بفهمن

1332
01:27:55,770 --> 01:27:59,270
...ولی بخش دیگه داستانم اینه که

1333
01:27:59,350 --> 01:28:03,230
.دونالد کلاین دکتر نازایی منم بود

1334
01:28:09,240 --> 01:28:12,320
.اون پزشک زنان اصلی من بود

1335
01:28:12,410 --> 01:28:16,870
توی دو سالی که پیشش می‌رفتم
.هر چیزی لازم داشتم رو برام تهیه می‌کرد

1336
01:28:16,950 --> 01:28:18,910
.آزمایش سرطانم رو گرفت

1337
01:28:19,000 --> 01:28:20,870
.آزمایش سینه گرفت

1338
01:28:24,540 --> 01:28:28,920
فکر نمی‌کنم هیچ زن
...بالغی باشه باشه که بخواد

1339
01:28:30,800 --> 01:28:33,390
...کسی که از نزدیکانشونه

1340
01:28:33,470 --> 01:28:37,890
...و جنس مخالفشه، اونجوری بهش دست بزنه

1341
01:28:37,970 --> 01:28:41,980
اون لحظه بیمار توی
.موقعیتی آسیب‌پذیره

1342
01:28:42,560 --> 01:28:45,230
...و دست زدن و آزمایش کردن

1343
01:28:46,730 --> 01:28:49,320
...اعضای خصوصی بدن، خیلی

1344
01:28:53,320 --> 01:28:57,490
...خیلی، نمی‌تونم بدون اینکه ناراحت بشم بهش فکر کنم

1345
01:28:58,490 --> 01:29:01,210
.من این رو نمی‌دونستم
.اون می‌دونست

1346
01:29:01,290 --> 01:29:04,500
نمی‌تونستم این رو بفهمم
...یا فرصتش رو داشته باشم

1347
01:29:04,580 --> 01:29:06,920
...نه، ترجیح می‌دادم برم پیش یه دکتر دیگه

1348
01:29:07,000 --> 01:29:11,630
نمی‌خوام کسی که
...از نظر خونی با من ارتباط داره

1349
01:29:11,720 --> 01:29:13,180
.اونجوری بهم دست بزنه

1350
01:29:13,260 --> 01:29:15,010
.من این رو... نمی‌دونستم

1351
01:29:19,890 --> 01:29:23,100
...بیشتر انگار، می‌دونید

1352
01:29:23,190 --> 01:29:26,190
مثل... مثل یه خواب بده که
...مدام اتفاق میفته

1353
01:29:27,020 --> 01:29:28,360
.آدم می‌خواد بیدار بشه

1354
01:29:28,440 --> 01:29:30,860
،هر بار بیدار میشی
.بازم می‌بینی خواب نمی‌بینی

1355
01:29:33,740 --> 01:29:38,910
.باورم نمیشه چطور، این اتفاق برامون افتاد

1356
01:29:38,990 --> 01:29:43,500
باورم نمیشه. و اینکه جوری رفتار کنه
.انگار اتفاقی نیفتاده

1357
01:29:43,580 --> 01:29:45,750
.فکر می‌کنم بدترین قسمتش همین باشه

1358
01:29:48,960 --> 01:29:52,300
نمی‌خوام فکر کنی که
...این کار رو کردم

1359
01:29:52,380 --> 01:29:56,180
...من لقاح مصنوعی رو با نمونه خودم

1360
01:29:56,260 --> 01:29:57,680
.از روی اکراه انجام می‌دادم

1361
01:29:59,600 --> 01:30:03,020
من علاقه‌‌ی جنسی داشتم؟

1362
01:30:03,100 --> 01:30:04,190
.به‌هیچ‌وجه

1363
01:30:05,140 --> 01:30:08,230
...من این آدم‌ها رو نمی‌بینم

1364
01:30:08,310 --> 01:30:10,690
...که بعدش فکر کنم

1365
01:30:11,400 --> 01:30:12,530
.بچه‌هام هستن...

1366
01:30:16,070 --> 01:30:18,200
.نمی‌خوام هیچ ارتباطی باهاش داشته باشم

1367
01:30:24,000 --> 01:30:25,420
.اون بابام نیست

1368
01:30:30,630 --> 01:30:32,920
،شاید نصف دی‌ان‌ای اون رو داشته باشم

1369
01:30:34,130 --> 01:30:36,680
،ولی پدرم نیست
.و هرگز نمیشه

1370
01:30:43,020 --> 01:30:46,350
،دلم به حالش می‌سوزه که کل عمرش رو به زنش

1371
01:30:46,440 --> 01:30:49,610
،به بچه‌هاش
...به اطرافیانش، به کلیساش

1372
01:30:50,150 --> 01:30:53,400
به همکاراش توی بیمارستان
.و به دفترش دروغ گفته

1373
01:30:54,610 --> 01:30:55,780
.همش دروغه

1374
01:30:58,320 --> 01:31:01,240
...دوست دارم ببینم تقاص کاری که کرده رو پس بده

1375
01:31:03,950 --> 01:31:05,830
...ولی حس می‌کنم...

1376
01:31:07,670 --> 01:31:09,790
.عدالتی رخ نمیده

1377
01:31:11,420 --> 01:31:12,420
.من حالم خوبه

1378
01:31:14,590 --> 01:31:16,880
.این مشکل من نیست
.مشکل اونه

1379
01:31:22,850 --> 01:31:26,270
فکر می‌کنم اگه همش
...چهره و اسمش رو توی رسانه بذاریم

1380
01:31:27,440 --> 01:31:31,730
.و داستانمون رو بگیم، بهترین راه برای ادامه دادنه

1381
01:31:33,820 --> 01:31:35,900
.من ازش فرار نمی‌کنم

1382
01:31:36,610 --> 01:31:38,530
.از این داستان فرار نمی‌کنم

1383
01:31:40,200 --> 01:31:42,780
اگه توی زمان بارداری هم
...مشکلی نداشتید

1384
01:31:42,870 --> 01:31:46,120
اگه به دیدن دکتر کلاین می‌رفتید
...و بچه داشتید

1385
01:31:46,200 --> 01:31:49,620
فکر می‌کنم مهمه، خیلی مهمه
.که تست دی‌ان‌ای بدید

1386
01:31:49,710 --> 01:31:53,380
بگید بچه‌تون تست دی‌ان‌ای بده
...تا مطمئن بشید

1387
01:31:53,460 --> 01:31:55,840
.که پدر بچه شما کیه

1388
01:32:02,850 --> 01:32:04,640
...به جای داغون کردنم

1389
01:32:07,770 --> 01:32:09,890
.باعث شدی ارزش خودم رو درک کنم

1390
01:32:10,900 --> 01:32:12,730
.دقیقاً همین کار رو کردی

1391
01:32:12,810 --> 01:32:15,780
و باعث شدی بفهمم
.که هدفم چیه

1392
01:32:15,860 --> 01:32:16,940
.و من مبارزم

1393
01:32:18,190 --> 01:32:21,740
...و برای همه خواهر و برادرهایی

1394
01:32:21,820 --> 01:32:24,780
...که دارم و می‌شناسم و نمی‌شناسمشون

1395
01:32:24,870 --> 01:32:27,700
،و برای هر زنی که بهش تجاوز کردی
.می‌جنگم

1396
01:32:29,290 --> 01:32:32,210
و تا روزی که می‌میرم، این کار رو می‌کنم

1397
01:32:36,740 --> 01:32:49,250
سال 2018، مادران و فرزندان با موفقیت قانونی در ایندیانا
.وضع کردند که بارداری ناخواسته توسط دکتران را ممنوع می‌کند

1398
01:32:50,130 --> 01:32:55,680
.در حال حاضر هیچ قانون فدرالی وجود ندارد

1399
01:32:56,680 --> 01:33:08,770
به لطف تست دی‌ان‌ای خانگی، 44 دکتر دیگر کشف شدند
.که از اسپرم خود برای باردار کردن بیماران استفاده کرده بودند

1400
01:33:09,980 --> 01:33:16,200
در حال حاضر، کلاین بیشتر از همه آن‌ها
.فرزند دارد

1401
01:33:16,990 --> 01:33:32,250
در زمان تهیه شدن این مستند، 94 فرزند
.از کلاین پیدا شده و هنوز هم تمامی ندارد...

1402
01:33:34,280 --> 01:33:39,100
امیدارم از تماشای این مستند لذت برده باشید

1403
01:33:39,535 --> 01:33:43,645
مترجمین
مهدی ترابی و امین جعفری

1404
01:33:43,663 --> 01:33:47,083
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
