1
00:00:34,053 --> 00:00:37,928
‫♪ الف، ب، پ، مامان چایی درست می‌کنه ♪

2
00:00:38,761 --> 00:00:43,261
‫♪ نه شکر هست نه نون ♪
‫♪ ولی قطعاً قحطی نیست ♪

3
00:00:43,594 --> 00:00:47,969
‫♪ الف، ب، پ، مامان چایی درست می‌کنه ♪

4
00:00:48,719 --> 00:00:52,927
‫♪ دیگه همگی مُردیم ♪

5
00:00:53,593 --> 00:00:58,010
‫♪ قبلاً کیک می‌خوردیم ♪
‫♪ الان ریشه‌ها رو می‌خوریم ♪

6
00:00:58,384 --> 00:01:02,051
‫♪ دیگه همگی مُردیم ♪

7
00:01:02,717 --> 00:01:06,050
‫♪ معلم خیلی خوشحاله ♪

8
00:01:06,384 --> 00:01:09,717
‫♪ بهش ده گرم گوشت و یه دونه برنج بدیم ♪

9
00:01:09,925 --> 00:01:13,258
‫♪ معلم خیلی خوشحاله ♪

10
00:01:14,591 --> 00:01:17,633
‫«پینزگائو، اتریش، سال 1927»

11
00:01:22,049 --> 00:01:25,174
‫مامان، ببین چندتا سیب‌زمینی آوردم!

12
00:01:32,131 --> 00:01:33,965
‫چندتاست، فرانز؟

13
00:01:34,256 --> 00:01:36,089
‫چقدر زیادن، فرانز!

14
00:01:36,548 --> 00:01:39,089
‫31تا. شمردم

15
00:01:40,256 --> 00:01:41,214
‫بیا

16
00:01:43,800 --> 00:01:53,800
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

17
00:01:55,300 --> 00:02:03,295
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

18
00:02:04,795 --> 00:02:06,212
‫بریز اینجا

19
00:02:08,378 --> 00:02:09,753
‫نریزه زمین

20
00:02:27,960 --> 00:02:30,834
‫بابا، یه عالمه سیب‌زمینی آوردم

21
00:02:36,751 --> 00:02:39,084
‫جنگل چطور بود؟

22
00:02:46,000 --> 00:02:47,166
‫یه‌کم آب بیار

23
00:02:59,800 --> 00:03:04,800
‫ترجمه از: امیر ستارزاده

24
00:03:30,912 --> 00:03:34,412
‫پدر ما که در بهشت هستی، نامت مقدس باد

25
00:03:34,870 --> 00:03:39,745
‫فرمانروا تویی و اراده‌ات بر زمین
‫همانند آسمان‌ها حاکم است

26
00:03:40,495 --> 00:03:43,161
‫غذای امروز ما را فراهم کن و

27
00:03:43,286 --> 00:03:48,327
‫گناهان ما را ببخش، همانطور که ما
‫کسانی را که به ما ستم کردند می‌بخشیم

28
00:03:48,494 --> 00:03:53,285
‫و ما را از وسوسه دور نگه دار
‫و از شرّ نجات‌مان بده

29
00:03:53,410 --> 00:03:54,869
‫آمین

30
00:05:39,984 --> 00:05:48,900
‫♪ خورشید رفته زیر قله ♪

31
00:05:50,358 --> 00:05:56,524
‫♪ درّه‌ی پایینش داره تاریک میشه ♪

32
00:05:58,024 --> 00:06:05,898
‫♪ اینجا، هوا صاف و آرومه ♪

33
00:06:07,065 --> 00:06:12,814
‫♪ آخرین پرتو هم داره محو میشه ♪

34
00:06:39,937 --> 00:06:46,895
‫♪ چهره‌ی صخره‌ها و نوک قله داره تاریک میشه ♪

35
00:06:47,978 --> 00:06:53,602
‫♪ هوای دامنه‌ی کوه سرد شده ♪

36
00:06:54,977 --> 00:07:01,560
‫♪ حالا اون پایین، مِه شده ♪

37
00:07:02,560 --> 00:07:08,059
‫♪ و نصف سطح درّه رو فرا گرفته ♪

38
00:08:21,261 --> 00:08:22,428
‫فرانز؟

39
00:08:55,925 --> 00:08:58,174
‫خیلی متأسفم

40
00:08:59,466 --> 00:09:02,674
‫یهویی از هوش رفتم

41
00:09:20,506 --> 00:09:21,839
‫یکی دیگه هم بخور

42
00:09:51,795 --> 00:09:53,086
‫سلام

43
00:09:54,961 --> 00:09:57,794
‫پدر، تو از مرگ می‌ترسی؟

44
00:10:00,835 --> 00:10:01,877
‫نه

45
00:10:03,335 --> 00:10:04,710
‫من می‌ترسم

46
00:10:09,460 --> 00:10:11,376
‫لازم نیست بترسی

47
00:10:13,084 --> 00:10:15,001
‫چرا نه؟

48
00:10:25,583 --> 00:10:27,916
‫مرگ چیزی نیست که نگرانش باشی

49
00:10:29,958 --> 00:10:34,957
‫فقط باید باهاش قرار مدار بذاری
‫تا زودتر نیاد سراغت

50
00:10:35,707 --> 00:10:38,582
‫چطوری با مرگ قرار و مدار بذاریم؟

51
00:10:42,040 --> 00:10:45,581
‫اونطوری که شنیدم، میشه
‫اطرافِ کوه روسبرگ پیداش کرد

52
00:10:47,081 --> 00:10:48,123
‫واقعاً؟

53
00:10:50,789 --> 00:10:54,206
‫کشاورز کراوس چند سال پیش
‫اونجا زندگی می‌کرد

54
00:10:54,414 --> 00:10:55,997
‫همه می‌شناختنش

55
00:10:57,122 --> 00:11:01,705
‫یه روز پاییزی، وقتی داشت
‫از کوهستان پایین می‌اومد،

56
00:11:02,455 --> 00:11:06,663
‫از دور یه موجود عجیب رو دید
‫که شنل تیره داشت.

57
00:11:09,288 --> 00:11:13,162
‫اون شخص داشت داسش بین برگ‌هایی که

58
00:11:14,079 --> 00:11:16,912
‫زمین ریخته بود می‌چرخوند

59
00:11:18,037 --> 00:11:20,453
‫همه رو یه جا جمع می‌کرد

60
00:11:22,786 --> 00:11:24,911
‫به اون موجود نزدیک شد

61
00:11:26,453 --> 00:11:30,452
‫و شنید داره با خودش زیر لب حرف می‌زنه

62
00:11:32,036 --> 00:11:36,243
‫«هر برگ یه انسانه.
‫هر برگ یه انسانه.»

63
00:11:40,410 --> 00:11:44,576
‫بعدش یهویی، اون موجود قامت راست کرد

64
00:11:45,784 --> 00:11:50,492
‫کشاورز کراوس فهمید که اون آدم نبود

65
00:11:51,659 --> 00:11:53,617
‫بلکه عزرائیل بوده

66
00:11:55,075 --> 00:11:56,408
‫مرگ

67
00:11:58,866 --> 00:12:03,991
‫مرگ لبخند زد، آروم یه برگ برداشت و گفت

68
00:12:05,033 --> 00:12:10,615
‫«آره، کراوس. این برگی که
‫اینجاست، این تویی.»

69
00:12:12,115 --> 00:12:16,906
‫کشاورز کراوس در حالی که لرزی بر ستون فقراتش
‫افتاده بود با خودش گفت: «خدایا رحم کن.»

70
00:12:17,115 --> 00:12:19,365
‫ولی نمی‌خواست تسلیم بشه

71
00:12:20,531 --> 00:12:22,823
‫پس به مرگ گفت:

72
00:12:24,406 --> 00:12:29,614
‫«تیغه‌ی داست خیلی کُند شده و

73
00:12:30,322 --> 00:12:32,572
‫دیگه نمی‌تونه خوب ببُره

74
00:12:33,488 --> 00:12:34,947
‫باهام بیا

75
00:12:35,780 --> 00:12:39,696
‫برات تیزش می‌کنم تا بتونی برگردی سر کارت.»

76
00:12:40,821 --> 00:12:44,946
‫مرگ یه نگاهی به داسش انداخت و
‫با خودش گفت چه ایرادی داره

77
00:12:45,071 --> 00:12:49,404
‫دوباره یه تیغ تیز داشته باشم،
‫پس با کشاورز کراوس رفت.

78
00:12:50,153 --> 00:12:52,737
‫وقتی رسیدن، کشاورز کراوس گفت

79
00:12:52,862 --> 00:12:56,903
‫باید قبل تیز کردنش یه غذای
‫درست حسابی بخوره

80
00:12:58,486 --> 00:13:04,569
‫کراوس به مرگ گفت: «میشه لطف کنی
‫بری توی آشپزخونه و

81
00:13:05,152 --> 00:13:07,610
‫یکم گوشت برام بیاری؟ من هم یه آبجوی خنک

82
00:13:08,443 --> 00:13:11,777
‫واسمون میارم.
‫بعدش می‌تونیم یه چیزی بخوریم.»

83
00:13:12,901 --> 00:13:19,151
‫ولی به محض اینکه مرگ رفت توی آشپزخونه

84
00:13:19,734 --> 00:13:24,234
‫کشاورز از جا پرید، رفت بیرون و
‫در رو پشت سرش قفل کرد

85
00:13:24,734 --> 00:13:26,317
‫مرگ داخل زندانی شد

86
00:13:27,483 --> 00:13:32,191
‫مرگ التماس می‌کرد و ناله می‌کرد و
‫فریاد می‌کشید، اما هیچ سودی براش نداشت

87
00:13:32,900 --> 00:13:36,899
‫«فقط به یه شرط می‌ذارم
‫بیای بیرون که بهم قول بدی

88
00:13:37,608 --> 00:13:40,816
‫تا بیست سال دیگه سراغم نمیای.»

89
00:13:42,024 --> 00:13:46,190
‫مرگ ناسزا گفت و سعی کرد یه فکری بکنه

90
00:13:47,148 --> 00:13:49,273
‫ولی فایده‌ای نداشت

91
00:13:49,440 --> 00:13:51,190
‫پس قبول کرد

92
00:13:52,981 --> 00:13:57,772
‫ولی از خودش همین سؤال رو
‫پرسید که تو الان پرسیدی:

93
00:13:58,481 --> 00:14:01,230
‫چرا فقط بیست سال؟

94
00:14:01,730 --> 00:14:04,855
‫کشاورز کراوس می‌تونست شرطِ صد سال بذاره

95
00:14:06,480 --> 00:14:12,063
‫وقتی از آشپزخونه بیرون اومد و
‫نون و گوشت رو همراهش آورد

96
00:14:13,771 --> 00:14:18,979
‫از کشاورز کراوس پرسید:
‫«بگو ببینم کراوس، چرا فقط بیست سال؟

97
00:14:20,354 --> 00:14:24,687
‫می‌تونستی صد یا هزار سال بخوای.»

98
00:14:27,936 --> 00:14:30,478
‫حالا نوبت کشاورز کراوس بود که لبخند بزنه

99
00:14:32,186 --> 00:14:37,310
‫یه گاز از گوشت و نون زد،
‫یه جرعه از آبجو خورد

100
00:14:38,227 --> 00:14:39,852
‫و گفت:

101
00:14:40,977 --> 00:14:45,726
‫«دوستِ من، به من نگاه کن

102
00:14:47,810 --> 00:14:52,392
‫به زانوها و دستام نگاه کن

103
00:14:53,851 --> 00:14:55,559
‫به پشتِ خمیده‌ام نگاه کن

104
00:14:56,975 --> 00:14:58,933
‫کل عمرم رو کار کردم

105
00:15:00,808 --> 00:15:02,808
‫واسه این دنیای ظالم

106
00:15:04,475 --> 00:15:07,891
‫بیست سال زیاد هم هست.»

107
00:15:10,974 --> 00:15:14,515
‫بیست سال بعد از اون روز

108
00:15:16,974 --> 00:15:20,223
‫کشاورز کراوس وقتی آفتاب
‫طلوع کرد، دیگه بیدار نشد

109
00:15:32,805 --> 00:15:34,055
‫حالا بخواب

110
00:17:56,667 --> 00:17:58,751
‫اینو امضاء کن، جوزف

111
00:18:01,875 --> 00:18:03,209
‫چی نوشته؟

112
00:18:04,082 --> 00:18:07,458
‫نوشته حضانتش رو واگذار می‌کنی

113
00:18:15,416 --> 00:18:17,582
‫گمونم بلدی اسمت رو بنویسی؟

114
00:18:21,499 --> 00:18:23,498
‫اگه نه، فقط یه صلیب بکش

115
00:18:24,998 --> 00:18:32,998
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

116
00:19:04,286 --> 00:19:05,578
‫چطوری؟

117
00:19:07,161 --> 00:19:08,244
‫چطوری؟

118
00:19:26,243 --> 00:19:27,576
‫می‌تونی بخوریش

119
00:19:33,534 --> 00:19:35,075
‫من کشاورز سایلوالد هستم

120
00:19:36,492 --> 00:19:37,908
‫من فرانزم

121
00:19:38,950 --> 00:19:40,950
‫من توی زال‌فلدن مزرعه‌ی بزرگی دارم

122
00:19:44,074 --> 00:19:45,158
‫نشونت میدم

123
00:19:47,574 --> 00:19:49,907
‫ولی اونجا خیلی دوره

124
00:19:52,407 --> 00:19:55,448
‫کارگرم پایین تپه با یه ارابه منتظره

125
00:19:56,073 --> 00:19:57,198
‫عجله کن

126
00:20:01,573 --> 00:20:05,822
‫دیگه پیش من می‌‌مونی. پیش پدرت بمونی
‫از زمستون بعدی جون سالم به در نمی‌بری

127
00:20:07,364 --> 00:20:09,155
‫من کلی غذا دارم!

128
00:20:09,989 --> 00:20:11,905
‫حتی می‌تونی بری مدرسه

129
00:20:13,197 --> 00:20:14,155
‫یالا

130
00:20:18,155 --> 00:20:20,029
‫مامان! باز کن!

131
00:20:20,696 --> 00:20:22,404
‫دیگه دارم عصبانی میشم!

132
00:20:28,987 --> 00:20:30,237
‫بابا!

133
00:20:33,612 --> 00:20:37,195
‫من نمی‌خوام برم. قول میدم
‫دیگه هیچ‌وقت مریض نشم

134
00:20:38,611 --> 00:20:40,319
‫بگیر ببرش دیگه

135
00:20:43,027 --> 00:20:43,861
‫بسه!

136
00:20:46,777 --> 00:20:48,985
‫ولم کن!

137
00:20:49,152 --> 00:20:50,652
‫بابا!

138
00:21:35,064 --> 00:21:38,814
‫«روباه»

139
00:21:52,812 --> 00:21:54,812
‫«سالزبورگ، سال 1937»

140
00:21:54,813 --> 00:21:56,812
‫به اطلاع می‌رساند:

141
00:21:57,646 --> 00:22:01,520
‫امروز، من کارگر مزرعه، فرانز استرایتبرگر
‫رو از مزرعه‌ام آزاد می‌کنم

142
00:22:02,270 --> 00:22:05,395
‫اون ده سال با وظیفه‌شناسی اینجا کار کرد

143
00:22:05,895 --> 00:22:11,436
‫اون خوندن و نوشتن یاد گرفت و هر یکشنبه
‫توی مراسم اعتراف دینی حاضر شده

144
00:22:13,019 --> 00:22:17,519
‫حالا که به این سن رسیده،
‫خواسته از نوکری آزاد بشه.

145
00:22:18,435 --> 00:22:21,935
‫من آزادش کردم، در حالی که
‫بهش خوب غذا دادم و کاملاً سلامته.

146
00:22:24,143 --> 00:22:27,976
‫هرچند کارش توی مزرعه باب میلم بوده،

147
00:22:28,143 --> 00:22:32,184
‫اونقدری که حقم بود ازم قدردانی نکرد.

148
00:22:33,309 --> 00:22:39,475
‫امضاء شده در این روز،
‫دوم آپریل 1937، ماتیاس سایوالد.

149
00:22:44,266 --> 00:22:46,600
‫جماعت، یه لحظه گوش کنید

150
00:22:47,516 --> 00:22:51,099
‫باید صبر کنید.
‫داریم بازم سوپ می‌پزیم.

151
00:22:51,516 --> 00:22:53,349
‫نیم ساعت دیگه برگردید

152
00:23:32,054 --> 00:23:33,637
‫«به ارتش ملحق شوید»

153
00:23:34,512 --> 00:23:37,803
‫مرد جوان، تو چطور؟ بیا اینجا

154
00:23:42,886 --> 00:23:44,344
‫شغلت چیه؟

155
00:23:47,302 --> 00:23:49,219
‫- کارگر مزرعه بودم
‫- کارگر مزرعه؟

156
00:23:49,344 --> 00:23:53,635
‫خب، ما حقوق می‌دیم، جای خواب و
‫سه وعده غذایی در روز.

157
00:23:56,510 --> 00:23:58,301
‫- اهل کجایی؟
‫- زال‌فلدن

158
00:23:58,593 --> 00:24:00,676
‫زال‌فلدن؟ عالیه

159
00:24:01,343 --> 00:24:05,842
‫پس بگو ببینم، چرا واسه
‫خدمت به کشورت دودلی؟

160
00:24:08,425 --> 00:24:11,217
‫اسم، تاریخ تولد و محل زندگی

161
00:24:12,092 --> 00:24:13,633
‫استرایتبرگر، فرانز

162
00:24:16,508 --> 00:24:18,466
‫2 آپریل 1919

163
00:24:20,591 --> 00:24:23,341
‫- محل زندگی؟
‫- فعلاً جایی ندارم

164
00:24:23,674 --> 00:24:24,924
‫سوار شید!

165
00:24:31,548 --> 00:24:33,548
‫بالأخره یه کاری گیرت اومد، نه؟

166
00:24:34,798 --> 00:24:39,423
‫یعنی، غذا دادن به مرغ‌ها کار خوبیه،
‫ولی من کشاورز نیستم...

167
00:24:41,714 --> 00:24:45,297
‫- گفتی اهل حومۀ شهری
‫- آره، ولی قفل‌سازم

168
00:24:48,172 --> 00:24:49,005
‫چطوری؟

169
00:24:50,297 --> 00:24:52,297
‫من تونی دیلینگر هستم. انتون

170
00:24:53,005 --> 00:24:54,338
‫استرایتبرگر، فرانز

171
00:24:54,796 --> 00:24:56,796
‫- اهل کجایی؟
‫- زال‌فلدن

172
00:24:58,879 --> 00:25:00,629
‫یه نفر دیگه از منطقه‌ی پینزگائو

173
00:25:00,796 --> 00:25:03,337
‫- دکر هم اهل اونجاست
‫- من چی؟

174
00:25:03,546 --> 00:25:05,504
‫هیچی. با تو نبودم

175
00:25:05,795 --> 00:25:07,295
‫من اهل بیشوفس‌هوفن هستم

176
00:25:07,795 --> 00:25:11,711
‫پدرم کفش‌دوزه.
‫کارش تعریفی نداره.

177
00:25:12,586 --> 00:25:14,586
‫ببینیم اوضاع ارتش چطوره

178
00:25:15,253 --> 00:25:18,128
‫اینطور که فهمیدم، آموزش پایه
‫توی لوفر انجام میشه

179
00:25:18,419 --> 00:25:23,127
‫سه سال رو اونجا می‌گذرونیم،
‫بعدش تا آخر عمر یه شغل تضمین شده داریم

180
00:25:23,585 --> 00:25:24,835
‫باورت میشه؟

181
00:25:25,669 --> 00:25:26,877
‫باورنکردنیه

182
00:25:29,043 --> 00:25:31,210
‫می‌دونید که قرار کارمند دولت بشیم دیگه؟

183
00:25:31,335 --> 00:25:35,959
‫معلومه، هدف همینه. سه سال
‫طاقت بیارید بعدش دیگه خلاصیم

184
00:26:02,040 --> 00:26:03,748
‫- فرانز، چطوری؟
‫- چطوری؟

185
00:26:04,332 --> 00:26:08,040
‫- هیچ اتفاق خاصی نیفتاده؟
‫- هیچی. البته که نه

186
00:26:08,956 --> 00:26:11,414
‫پس، دوباره. محدوده‌ی مشاهده:

187
00:26:11,789 --> 00:26:14,872
‫از چپ، لبه‌ی جنگل.
‫از راست، بلندترین درخت صنوبر.

188
00:26:14,997 --> 00:26:17,539
‫تمرکز اصلی: خط حرکت توی راهروی جنگل

189
00:26:17,747 --> 00:26:20,455
‫تمام حرکات مشکوک توی این
‫محدوده رو گزارش بده

190
00:26:20,664 --> 00:26:23,288
‫افسر بوسن داره توی اردوگاه ناهار می‌خوره

191
00:26:23,580 --> 00:26:27,496
‫سه ساعت دیگه شیفتت تموم میشه.
‫کلمه رمز پایان شیفت: گارد مرزی. فهمیدی؟

192
00:26:27,621 --> 00:26:28,871
‫فهمیدم

193
00:26:31,829 --> 00:26:34,787
‫حالا اینجا می‌شینیم و آلمان‌ها رو
‫زیر نظر می‌گیریم

194
00:26:45,620 --> 00:26:47,744
‫فرانز، یه چیزی بگو، لطفاً

195
00:26:48,703 --> 00:26:49,786
‫چی؟

196
00:26:50,619 --> 00:26:52,244
‫هر چیزی. که وقت بگذره

197
00:26:52,786 --> 00:26:54,327
‫من خیلی حوصله‌ام سر رفته

198
00:27:02,535 --> 00:27:03,910
‫اهل حرف زدن نیستی؟

199
00:27:10,576 --> 00:27:12,867
‫نمی‌دونم چی باید بهت بگم

200
00:27:13,950 --> 00:27:15,784
‫هر خاطرۀ چرند قدیمی‌ای

201
00:27:17,367 --> 00:27:19,700
‫اوضاع منطقه‌ی پینزگائو چطوره؟

202
00:27:20,325 --> 00:27:23,200
‫دخترهاش اونقدری خوب هستن که بیام سر بزنم؟

203
00:27:23,700 --> 00:27:25,449
‫چطوریاست؟

204
00:27:35,948 --> 00:27:37,198
‫نمی‌دونم

205
00:27:43,406 --> 00:27:44,239
‫باشه

206
00:27:46,322 --> 00:27:47,447
‫سعیم رو کردم

207
00:27:48,864 --> 00:27:52,239
‫می‌تونم با خودم حرف بزنم.
‫همینطوری خوش و بش کنم.

208
00:28:21,236 --> 00:28:22,611
‫- دیلینگر!
‫- چیه؟

209
00:28:22,736 --> 00:28:23,944
‫گوش کن!

210
00:28:25,361 --> 00:28:27,069
‫- کیه؟
‫- نمی‌دونم

211
00:28:28,694 --> 00:28:29,735
‫یالا

212
00:29:41,020 --> 00:29:44,270
‫«مرز غربی، دورن، مِی 1940»

213
00:29:44,395 --> 00:29:50,061
‫♪ توی گامپندورف، یه خونه ♪
‫♪ سه طبقه هست که مالِ بابامه ♪

214
00:29:50,811 --> 00:29:54,519
‫♪ توی یکی از اتاق‌ها یه گاوصندوق هست ♪

215
00:29:54,811 --> 00:29:58,727
‫♪ و مامان کلیدش رو داره ♪

216
00:29:59,727 --> 00:30:03,935
‫♪ واسه همین هیچ موقع از سال پول کم نمیاریم ♪

217
00:30:04,477 --> 00:30:06,810
‫♪ متولد شدیم تا اون پول رو حروم کنیم... ♪

218
00:30:06,935 --> 00:30:09,976
‫دیلینگر، چند بار اون نامه رو می‌خونی؟

219
00:30:10,726 --> 00:30:13,351
‫پدرم برام نوشته که بهم افتخار می‌کنه

220
00:30:14,309 --> 00:30:16,809
‫اصلاً باورم نمیشه!

221
00:30:18,600 --> 00:30:20,975
‫- پسش بده!
‫- بررسی پست میدانی

222
00:30:21,100 --> 00:30:23,392
‫- آره، بخونش
‫- فقط مطمئن میشم که جاسوس نیستی

223
00:30:23,433 --> 00:30:29,349
‫«پسر عزیزم، باعث افتخارم بود که
‫از نامه‌ی آخرت پی بردم

224
00:30:29,516 --> 00:30:33,766
‫بعد از اشغال لهستان،
‫به سمت مرزهای غربی رفتی.

225
00:30:34,516 --> 00:30:37,015
‫از ته دلم بهت تبریک میگم

226
00:30:37,140 --> 00:30:40,473
‫هیچ‌وقت اینقدر سربلند نبودم...

227
00:30:40,682 --> 00:30:43,306
‫که همچین پسری بار آوردم.»

228
00:30:44,640 --> 00:30:46,223
‫من هم بهت افتخار می‌کنم

229
00:30:46,931 --> 00:30:50,306
‫«با جراحاتی که فرانسوی‌ها بهمون
‫وارد کردن، آشنایی داری.

230
00:30:50,431 --> 00:30:53,056
‫حالا این به عهده‌ی توئه که انتقام بگیری و

231
00:30:53,181 --> 00:30:56,472
‫عدالت رو برامون اجرا کنی.»
‫آره، چشم انتظارش هستیم!

232
00:30:56,889 --> 00:31:00,222
‫«وقتی با فرانسوی‌ها رو در رو شدی،
‫حرفای من یادت باشه.»

233
00:31:00,472 --> 00:31:01,555
‫چه مهربون

234
00:31:02,638 --> 00:31:05,721
‫انگار پدرت می‌خواد خودش برگرده خط مقدم

235
00:31:06,638 --> 00:31:07,888
‫اصلاً و ابداً

236
00:31:08,429 --> 00:31:12,429
‫یه عمر توی سنگرها بود و هر چی
‫توان داشت گذاشت. آخرش مریض شد.

237
00:31:13,720 --> 00:31:16,678
‫- زمانِ اون مثل ما راحت نبود
‫- آهای، نگاه کنید

238
00:31:16,845 --> 00:31:18,720
‫بالأخره رسیدیم؟

239
00:31:19,303 --> 00:31:22,386
‫به این میگن قلعه؟
‫توی وین، زندان محسوب میشه

240
00:31:23,095 --> 00:31:25,136
‫اونقدری که فکرش رو می‌کردم بزرگ نیست

241
00:31:51,717 --> 00:31:53,050
‫پیاده شید!

242
00:32:16,131 --> 00:32:17,465
‫توجه!

243
00:32:19,798 --> 00:32:24,589
‫چشمم روشن. سربازای مزدور گلوک!

244
00:32:25,672 --> 00:32:29,839
‫گروهبان یکم، ما توی لهستان تجربه‌ی جنگ
‫داشتیم، بعدش به اینجا منتقل شدیم

245
00:32:32,713 --> 00:32:36,171
‫می‌دونم سروان گلوک گفته
‫شما عوضی‌های آلپی بیاید اینجا

246
00:32:37,213 --> 00:32:39,463
‫ولی فکر می‌کردم
‫سربازهای واقعی برامون بفرستن

247
00:32:40,879 --> 00:32:43,379
‫اگه خیال کردید به خاطر چند روز خاله‌بازی

248
00:32:44,004 --> 00:32:49,462
‫با فرمانده گردان توی کراکوف، براتون
‫پارتی‌بازی می‌کنیم، سخت در اشتباهید!

249
00:32:56,503 --> 00:33:00,377
‫آذوقه‌ی تو یکی رو باید
‫با توپ شلیک کنیم به دهنت!

250
00:33:00,919 --> 00:33:03,086
‫گروهبان یکم، من شنسل می‌خوام با...

251
00:33:03,210 --> 00:33:05,460
‫گوشاتو وا کن، دِیلاق!

252
00:33:05,585 --> 00:33:06,835
‫توجه!

253
00:33:07,793 --> 00:33:11,293
‫سربازان اعزامی از لهستان
‫طبق درخواست اینجا هستن

254
00:33:11,418 --> 00:33:13,710
‫ممنون، گروهبان یکم.
‫آزاد باش.

255
00:33:15,168 --> 00:33:17,626
‫- میترگر
‫- چطوری؟

256
00:33:17,751 --> 00:33:19,209
‫- ستلر
‫- خوبی؟

257
00:33:19,542 --> 00:33:20,917
‫- استرایتبرگر
‫- سروان

258
00:33:21,042 --> 00:33:23,709
‫دکر. خوشحالم دوباره می‌بینمت.
‫به راینلند خوش اومدید.

259
00:33:23,834 --> 00:33:26,125
‫- ممنون
‫- سفر راحتی داشتید؟

260
00:33:26,292 --> 00:33:28,375
‫- بله!
‫- راستش رو بخواید، خوشحالیم

261
00:33:28,500 --> 00:33:31,500
‫بدون شما حوصله‌مون سر رفت،
‫ولی همیشه آماده‌ی نبرد بودیم

262
00:33:31,625 --> 00:33:35,124
‫قول داده بودم وقتی فرماندهی یه گردان رو
‫بهم بدن، شما رو هم بیارم

263
00:33:35,374 --> 00:33:38,999
‫- پس حالا شدیم سربازای مزدور خوش‌شانس گلوک؟
‫- البته که آره!

264
00:33:39,374 --> 00:33:41,790
‫هرچند دکر بیشتر شبیه یه شاهدخت خوش‌شانسه

265
00:33:41,915 --> 00:33:44,998
‫- شلیک!
‫- اینجا مثل ووچ یا کراکوف نیست

266
00:33:45,207 --> 00:33:47,665
‫ولی سربازها حرف ندارن

267
00:33:47,998 --> 00:33:49,831
‫به لطف شما، سروان

268
00:33:49,956 --> 00:33:52,623
‫باور کنید، سروان،
‫توی لهستان چیزی نیست که حسرتش رو بخورید

269
00:33:52,748 --> 00:33:55,164
‫بی‌نهایت کسل‌کننده بود

270
00:33:56,622 --> 00:33:58,039
‫حمله هوایی! بخوابید روی زمین!

271
00:33:59,539 --> 00:34:07,539
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

272
00:34:24,162 --> 00:34:26,286
‫بلیت‌های اُپرای پاریس!

273
00:34:30,411 --> 00:34:33,452
‫سربازها از راه دوری اومدن و
‫یه نوشیدنی بهشون می‌رسه

274
00:34:33,577 --> 00:34:34,536
‫بله، قربان

275
00:34:39,202 --> 00:34:41,868
‫1917: پیروزی در شرق
‫1918: بازگشت به بدبختی

276
00:34:41,993 --> 00:34:44,410
‫1939: دوباره پیروزی در شرق
‫1940: ؟

277
00:34:56,867 --> 00:34:59,492
‫- یه لیوان دیگه بهت بدم گروهبان یکم؟
‫- آره

278
00:35:01,575 --> 00:35:03,283
‫و تو، سرجوخه؟

279
00:35:04,450 --> 00:35:06,574
‫تو به هم‌نشینی علاقه‌ای نداری؟

280
00:35:06,908 --> 00:35:08,158
‫به صف!

281
00:35:10,241 --> 00:35:11,824
‫مایر، دخالت نکن

282
00:35:13,240 --> 00:35:15,240
‫این فقط واسه عوضی‌های آلپی‌مونه

283
00:35:16,823 --> 00:35:18,865
‫- به سلامتی نبردی پر از شانش
‫- نوش

284
00:35:19,198 --> 00:35:20,490
‫نوش

285
00:35:28,739 --> 00:35:30,113
‫برو با هم‌رزم‌هات ملاقات کن

286
00:35:30,780 --> 00:35:32,322
‫- یالا
‫- قربان!

287
00:35:35,321 --> 00:35:36,738
‫نمی‌شینی؟

288
00:35:36,863 --> 00:35:40,446
‫- ودکای آشغال لهستانی‌ها هست
‫- فکر نمی‌کردم اینقدر بد باشه

289
00:35:42,112 --> 00:35:44,195
‫پنیر کجاست؟ رد کن بیاد

290
00:35:47,487 --> 00:35:48,696
‫خیلی خوشمزه‌ست

291
00:35:48,821 --> 00:35:50,029
‫- جدی؟
‫- امتحانش کن

292
00:35:58,361 --> 00:36:01,278
‫- چند وقته اینجایی، مایر؟
‫- هشت ماه شده

293
00:36:02,611 --> 00:36:05,236
‫هشت ماه بگذره لهجه‌ام خوب میشه؟

294
00:36:05,361 --> 00:36:07,236
‫کل روز بیکار نشستیم

295
00:36:07,444 --> 00:36:09,819
‫- من تا خرخره خوردم!
‫- مشروب بزن!

296
00:36:11,027 --> 00:36:13,110
‫به من که خیلی خوش گذشت

297
00:36:13,235 --> 00:36:15,984
‫- به نظر خوبه
‫- خوشمزه‌ست

298
00:36:16,193 --> 00:36:17,651
‫شراب داریم؟

299
00:36:17,818 --> 00:36:21,651
‫- بیا
‫- خدا کنه اوضاع اینقدر کسل‌کننده نمونه

300
00:36:22,109 --> 00:36:25,109
‫نگاه، پنیرش اونقدر خوبه که
‫اشکِ مایر رو در آورده

301
00:36:26,734 --> 00:36:28,442
‫مزخرف نگید و مشروب‌تون رو بخورید

302
00:36:29,067 --> 00:36:31,358
‫- استرایتبرگر؟
‫- این کارا چیه؟

303
00:36:31,483 --> 00:36:32,692
‫استرایتبرگر!

304
00:36:33,608 --> 00:36:36,025
‫- چیکار کردی؟
‫- نگه داشتم واسه بعداً

305
00:36:36,358 --> 00:36:39,108
‫منظورت چیه که نگه داشتی واسه بعداً؟
‫احمقی؟

306
00:36:39,233 --> 00:36:42,357
‫- رد کن بیاد
‫- هر چی هست می‌خوریم

307
00:36:44,149 --> 00:36:46,357
‫پس وقتی دست‌خالی هستیم کِیف‌مون کوکه؟

308
00:36:46,607 --> 00:36:49,148
‫دست‌خالی؟ خیال کردی هیچی گیرمون نمیاد؟

309
00:36:50,232 --> 00:36:51,523
‫بذارش سر جاش

310
00:36:52,481 --> 00:36:55,898
‫- پنیر کوفتی رو رد کن بیاد
‫- تو که گفتی تا خرخره خوردی

311
00:36:56,439 --> 00:36:59,064
‫خیال کردی کی هستی؟
‫پنیر رو رد کن بیاد!

312
00:36:59,731 --> 00:37:00,939
‫آروم باش

313
00:37:01,356 --> 00:37:03,689
‫- بپا
‫- این کار درست نیست

314
00:37:05,814 --> 00:37:07,063
‫ردش کن بیاد

315
00:37:07,188 --> 00:37:09,897
‫استرایتبرگر، اگه غذایی هست، واسه خوردنه

316
00:37:11,896 --> 00:37:14,396
‫ما یه خانواده‌ایم و همه چی رو تقسیم می‌کنیم

317
00:37:14,604 --> 00:37:17,021
‫یه خانواده، ولی عضوی از
‫یه ارگان بزرگتر هم هستیم

318
00:37:17,188 --> 00:37:20,229
‫اصلاً می‌دونی خانواده چیه؟

319
00:37:20,729 --> 00:37:24,020
‫- حالیته؟
‫- حس کن خونه‌ی خودته

320
00:37:25,103 --> 00:37:26,103
‫کافیه

321
00:37:26,228 --> 00:37:29,061
‫- استرایتبرگر، با توئم!
‫- فهمیدی، فرانز؟

322
00:37:30,978 --> 00:37:34,936
‫- حالیت شد، استرایتبرگر؟
‫- نمیشه. درست نیست

323
00:39:35,592 --> 00:39:37,008
‫بهت صدمه نمی‌زنم

324
00:39:43,466 --> 00:39:44,883
‫گازت گرفتن؟

325
00:40:01,548 --> 00:40:02,506
‫مایر!

326
00:40:02,798 --> 00:40:04,047
‫اینجا رو نگاه

327
00:40:04,464 --> 00:40:05,714
‫یه بچه روباه

328
00:40:08,005 --> 00:40:09,672
‫نگاه کن، این چیه؟ جای گاز گرفتگی؟

329
00:40:12,922 --> 00:40:14,297
‫می‌تونی کمکش کنی؟

330
00:40:16,213 --> 00:40:19,754
‫من خوب حیوانات رو می‌شناسم.
‫این روباه قرمزه.

331
00:40:23,921 --> 00:40:25,379
‫خوب میشه

332
00:40:26,004 --> 00:40:29,878
‫توله روباه توی این سن، خیلی سریع
‫رشد می‌کنه. اینجاشو فشار بده.

333
00:40:35,670 --> 00:40:38,836
‫حالا اینجا، بعدش تمومه

334
00:40:47,918 --> 00:40:49,668
‫تقریباً تمومه

335
00:40:54,126 --> 00:40:55,459
‫انگشتت رو بکش اون طرف

336
00:40:56,209 --> 00:40:57,584
‫این میره روش

337
00:40:58,459 --> 00:41:00,376
‫گردان، به صف!

338
00:41:02,167 --> 00:41:03,792
‫- من ردیفش می‌کنم
‫- یالا!

339
00:41:06,750 --> 00:41:08,542
‫فرانز، باید بریم!

340
00:41:10,500 --> 00:41:11,583
‫باید به خط شیم

341
00:41:12,291 --> 00:41:13,749
‫- عجله کن!
‫- الان میام!

342
00:41:24,665 --> 00:41:26,040
‫توجه!

343
00:41:28,082 --> 00:41:30,873
‫سرها به چپ رو به فرمانده گردان!

344
00:41:49,996 --> 00:41:51,788
‫«سربازان جبهه‌ی غربی،

345
00:41:53,329 --> 00:41:58,412
‫زمان نبرد سرنوشت‌ساز برای
‫آینده‌ی ملت آلمان فرا رسیده است

346
00:41:59,870 --> 00:42:04,620
‫برای 300 سال، هدف حاکمان بریتانیا و فرانسه

347
00:42:05,370 --> 00:42:08,703
‫جلوگیری از تحکیم واقعی اروپا بوده است

348
00:42:09,369 --> 00:42:13,744
‫و مهم‌تر از همه، ضعیف و ناتوان
‫نگه داشتنِ امپراتوری آلمان

349
00:42:16,577 --> 00:42:22,618
‫سربازان جبهه‌ی غرب،
‫زمان شما فرا رسیده است.

350
00:42:24,285 --> 00:42:27,701
‫نبردی که فردا آغاز می شود،
‫سرنوشت ملت آلمان را

351
00:42:27,826 --> 00:42:29,493
‫برای هزار سال آینده رقم خواهد زد.

352
00:42:29,909 --> 00:42:31,367
‫به وظایف‌تان عمل کنید

353
00:42:31,867 --> 00:42:35,617
‫پیشوا و صدراعظم رایش، آدولف هیتلر.»

354
00:42:42,325 --> 00:42:43,700
‫آزاد باش!

355
00:42:45,866 --> 00:42:51,491
‫سپیده دم، ساعت 5:30 صبح، گردان‌مون
‫وارد جنگ با فرانسه میشه

356
00:42:54,199 --> 00:42:55,449
‫افراد

357
00:42:56,657 --> 00:42:59,115
‫توقع دارم هر چی در توان دارید رو بذارید

358
00:43:01,073 --> 00:43:02,865
‫- شیرفهم شد؟
‫- بله، قربان!

359
00:43:03,948 --> 00:43:05,989
‫گروهبان یکم، افراد رو مرخص کن

360
00:43:06,114 --> 00:43:08,239
‫بله، سروان.
‫افراد، مرخص هستید.

361
00:44:02,943 --> 00:44:04,442
‫یه چیزی بهت میدم

362
00:44:14,317 --> 00:44:15,608
‫حالا همینجا بمون

363
00:44:34,356 --> 00:44:35,690
‫توجه!

364
00:44:36,231 --> 00:44:40,647
‫سربازان مزدور خوش‌شانس، پنج دقیقه‌ی دیگه
‫توی گاراژ به فرمانده‌تون گزارش بدید

365
00:44:41,064 --> 00:44:42,647
‫- بجنبید
‫- بله قربان!

366
00:44:50,063 --> 00:44:54,521
‫ماموریت ما حفظ ارتباط با پیش‌قراول ارتشه،
‫به هر قیمتی.

367
00:44:55,396 --> 00:44:59,437
‫استقرار شما به‌عنوان رانندگان موتورسیکلت
‫به دلیل سکوت رادیویی الزامیه

368
00:44:59,562 --> 00:45:01,771
‫به دو جوخه تقسیم می‌شید:

369
00:45:02,062 --> 00:45:04,937
‫دیلینگر و استرایتبرگر،
‫میترگر و دکر

370
00:45:06,270 --> 00:45:08,603
‫اهداف روزانه به شرح زیر مشخص شدن:

371
00:45:08,978 --> 00:45:10,353
‫جوخه‌ی دیلینگر

372
00:45:10,811 --> 00:45:12,186
‫جوخه‌ی میترگر

373
00:45:15,269 --> 00:45:16,436
‫به سمت دریا!

374
00:45:17,144 --> 00:45:19,811
‫- تابحال نرفتم دریا
‫- من هم همینطور

375
00:45:20,602 --> 00:45:23,560
‫به وقتش اخبار و گزارش لازم رو
‫بهتون می‌رسونم. فهمیدید؟

376
00:45:23,810 --> 00:45:24,893
‫بله، قربان!

377
00:45:25,185 --> 00:45:27,768
‫امدادگرها بهتون چندتا قرص میدن.
‫لازم‌تون میشن.

378
00:45:27,935 --> 00:45:29,935
‫- سؤالی هست؟
‫- خیر، قربان!

379
00:45:31,101 --> 00:45:33,601
‫توی جنگ جهانی اول، من جای شما بودم

380
00:45:34,309 --> 00:45:40,017
‫اگه بتونیم الان فرانسوی‌ها رو به زانو
‫در بیاریم، همه‌ی تلاش‌هامون ارزش پیدا می‌کنن

381
00:45:40,934 --> 00:45:45,267
‫وقتشه انتقام بیست سال
‫فقر و ظلم و گرسنگی رو بگیریم

382
00:45:45,975 --> 00:45:49,516
‫جایی که پدران‌تون شکست خوردن،
‫حالا شما می‌تونید موفق بشید

383
00:45:49,808 --> 00:45:51,516
‫اونا رو سربلند کنید

384
00:45:52,266 --> 00:45:53,308
‫آقایون

385
00:46:18,222 --> 00:46:19,264
‫دیلینگر

386
00:46:21,597 --> 00:46:23,180
‫پاکت داری؟

387
00:46:26,763 --> 00:46:28,846
‫البته. بیا

388
00:46:45,345 --> 00:46:48,803
‫«پدر، نمی‌دونم هنوز زنده‌ای یا نه

389
00:46:50,927 --> 00:46:53,594
‫چند ساعت دیگه حمله به فرانسه
‫شروع میشه.»

390
00:46:53,802 --> 00:46:57,093
‫استرایتبرگر، چه خبرا؟
‫تو هم نامه می‌نویسی؟

391
00:46:57,218 --> 00:47:01,301
‫بذار نامه‌شو بنویسه، احمق.
‫ساکت باش.

392
00:47:01,426 --> 00:47:04,134
‫اون واسه اولین بار
‫نامه می‌نویسه بعد من احمقم؟

393
00:47:04,176 --> 00:47:05,843
‫خب، رفقا

394
00:47:06,134 --> 00:47:07,884
‫محموله‌ی ویژه از آزمایشگاه

395
00:47:09,259 --> 00:47:12,967
‫- چیه؟
‫- قرص‌های معجزه‌گر. معجزه‌ می‌کنن

396
00:47:13,175 --> 00:47:16,758
‫برای مقابله با خستگی،
‫گرسنگی یا سرما استفاده میشن

397
00:47:17,008 --> 00:47:19,341
‫- پِرویتین؟
‫- چی توشون هست؟

398
00:47:19,591 --> 00:47:21,216
‫ویتامینی چیزی

399
00:47:21,758 --> 00:47:24,258
‫خیلی‌خب، رفقا.
‫نبرد به کام!

400
00:47:24,508 --> 00:47:27,299
‫- توی بیمارستان می‌بینم‌تون
‫- آره، درسته، عوضی

401
00:47:27,424 --> 00:47:30,174
‫من نمیرم بیمارستان، میرم جنده‌خونه

402
00:47:32,132 --> 00:47:34,132
‫فرانز، به کمکت نیاز دارم

403
00:47:35,007 --> 00:47:37,923
‫قبل اینکه لهستان رو ترک کنیم،
‫واسه «اتحادیه دختران آلمان» نامه نوشتم

404
00:47:38,048 --> 00:47:42,714
‫که من، یه سرباز جوان خوش‌تیپ،
‫می‌خوام یه دوست مکاتبه‌ای داشته باشم

405
00:47:43,423 --> 00:47:46,089
‫حالا یکی‌شون جواب داده.
‫اسمش الیزابته.

406
00:47:46,214 --> 00:47:49,422
‫حالا سؤال اینه:
‫کدوم عکسم رو براش بفرستم؟

407
00:47:55,630 --> 00:47:58,713
‫اگه براش یه عکس بفرستم
‫در حالی که اون نخواسته،

408
00:47:58,838 --> 00:48:02,046
‫خودش رو موظف می‌دونه که
‫بهم جواب بده. به این میگن تاکتیک

409
00:48:09,420 --> 00:48:12,753
‫- این یکی
‫- همین رو می‌فرستم پس. خوبه، نه؟

410
00:48:13,628 --> 00:48:17,295
‫زودتر نامه‌ها رو بنویسید.
‫پست پادگان می‌خواد اونا رو بفرسته.

411
00:48:18,628 --> 00:48:19,711
‫استرایتبرگر؟

412
00:48:20,669 --> 00:48:21,711
‫نه؟

413
00:48:23,461 --> 00:48:24,669
‫باشه

414
00:48:27,627 --> 00:48:29,377
‫چرا نمی‌فرستیش؟

415
00:48:30,002 --> 00:48:31,710
‫هنوز تمومش نکردم

416
00:49:09,456 --> 00:49:11,915
‫فرانسوی‌ها بهترین ارتش دنیا رو دارن

417
00:49:12,623 --> 00:49:13,831
‫اینطور میگن

418
00:49:15,331 --> 00:49:17,039
‫برام مهم نیست چی میگن

419
00:49:17,831 --> 00:49:21,455
‫بهترین تانک‌ها و هواپیماها رو ما داریم،
‫مثل همونایی که توی لهستان دیدی

420
00:49:21,705 --> 00:49:24,663
‫تازه یادت نره، ما بیشترین
‫اراده رو برای پیروزی داریم

421
00:49:24,830 --> 00:49:27,122
‫اون فرانسوی‌ها رو به زانو در میاریم

422
00:49:28,871 --> 00:49:30,496
‫بالأخره داره شروع میشه

423
00:49:31,954 --> 00:49:33,079
‫بالأخره

424
00:49:33,103 --> 00:49:35,103
سینمافریک

425
00:49:39,912 --> 00:49:41,287
‫اونا مال ما هستن

426
00:49:47,453 --> 00:49:50,036
‫چیکار می‌کنی؟
‫ده دقیقه‌ی دیگه حرکت می‌کنیم

427
00:49:50,328 --> 00:49:51,661
‫باید برم بشاشم

428
00:49:53,161 --> 00:50:01,161
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

429
00:50:16,325 --> 00:50:19,034
‫- با موتورم چیکار داری؟
‫- استرایتبرگر؟

430
00:50:20,158 --> 00:50:24,450
‫فکرشو بکن! توی اتاقکِ بغلی موتورت
‫یه توله‌ روباه پیدا کردم

431
00:50:25,033 --> 00:50:27,824
‫- کجاست؟
‫- برش داشتم. بیا اینجا، بچه جون

432
00:50:28,449 --> 00:50:30,949
‫- استرایتبرگر...
‫- استرایتبرگر، چیکار داری می‌کنی؟

433
00:50:45,031 --> 00:50:46,948
‫سرجوخه، همونجا وایسا!

434
00:51:31,277 --> 00:51:32,569
‫واقعاً دیرمون شده!

435
00:51:44,317 --> 00:51:46,026
‫استرایتبرگر، احمقی چیزی هستی؟

436
00:51:46,034 --> 00:51:47,192
‫وسایل خودمه!

437
00:51:47,317 --> 00:51:50,859
‫به خاطر تو به من سرکوفت می‌زنن!

438
00:51:52,692 --> 00:51:55,108
‫برو برس به دیلینگر. یالا!

439
00:54:40,135 --> 00:54:44,885
‫- اونا کی هستن؟
‫- انگلیسی، فرانسوی... کل روز همینطور بوده

440
00:54:45,509 --> 00:54:48,051
‫جوری که اینا تسلیم میشن،
‫باید واسه نگهداری‌شون آگهی کمک بزنیم

441
00:54:48,176 --> 00:54:50,467
‫چی؟ داریم پیروز می‌شیم؟

442
00:54:53,925 --> 00:54:55,217
‫مأمورت تو چیه؟

443
00:54:55,884 --> 00:54:58,842
‫باید خودم رو به یکی از هم‌رزم‌ها برسونم.
‫اون جلوتر رفته.

444
00:54:59,008 --> 00:55:00,425
‫اسمش چیه؟

445
00:55:00,841 --> 00:55:04,091
‫سرجوخه دیلینگر، هنگ اول،
‫گردان اول، گروهان 38 توپ‌خانه.

446
00:55:04,216 --> 00:55:07,924
‫- دیلینگر؟ اینجا بود. چند ساعت پیش
‫- جدی؟

447
00:56:42,624 --> 00:56:44,082
‫الان بهتر شد؟

448
00:57:05,497 --> 00:57:06,913
‫می‌گیرمت!

449
00:57:12,455 --> 00:57:13,413
‫چقدر سریعی!

450
00:57:16,871 --> 00:57:18,537
‫یالا، منو بگیر!

451
00:57:36,369 --> 00:57:40,077
‫نمی‌ذارم یه تار مو ازت کم شه.
‫قول میدم.

452
00:59:37,650 --> 00:59:38,733
‫چطوری؟

453
00:59:54,523 --> 00:59:55,856
‫اینجایی پس

454
00:59:57,940 --> 00:59:59,606
‫آره، اینجام

455
01:00:08,355 --> 01:00:10,355
‫گزارش رو رسوندی؟

456
01:00:11,147 --> 01:00:15,521
‫آره. یکی هم گرفتم.
‫باهامون برگرد کمبره.

457
01:00:19,188 --> 01:00:20,646
‫برگردم کمبره...

458
01:00:25,854 --> 01:00:27,645
‫این حیوون از کجا اومده؟

459
01:00:28,812 --> 01:00:30,687
‫اومد پیشم

460
01:00:32,978 --> 01:00:35,519
‫منظورت چیه، اومد پیشت؟

461
01:00:40,102 --> 01:00:41,936
‫مادرش مُرد

462
01:00:44,935 --> 01:00:46,227
‫خب حالا چی؟

463
01:00:49,727 --> 01:00:51,351
‫با تو می‌مونه؟

464
01:00:53,518 --> 01:00:54,893
‫گمونم آره

465
01:00:59,767 --> 01:01:01,809
‫فرانز، بهم بگو کجا بودی

466
01:01:06,475 --> 01:01:08,267
‫دنبال تو می‌گشتم؛ تونی

467
01:01:10,516 --> 01:01:12,183
‫چی داری میگی؟

468
01:01:14,141 --> 01:01:15,516
‫تو همینطوری غیب شدی

469
01:01:18,016 --> 01:01:20,182
‫جوکش گفت از سربازخونه زدی بیرون

470
01:01:21,849 --> 01:01:23,473
‫فکر کردم فرار کردی

471
01:01:25,182 --> 01:01:26,890
‫من هیچ‌وقت فرار نمی‌کنم

472
01:01:28,890 --> 01:01:30,265
‫رفتم داخل جنگل

473
01:01:34,514 --> 01:01:38,014
‫چرا رفتی داخل جنگل
‫وقتی داشتیم حمله می‌کردیم؟

474
01:01:39,889 --> 01:01:41,430
‫ترسیده بودی؟

475
01:01:47,555 --> 01:01:48,971
‫نترسیده بودم

476
01:01:55,762 --> 01:01:57,054
‫من ترسیده بودم

477
01:02:03,970 --> 01:02:07,886
‫اگه با مرگ قرار و مدار بذاری،
‫تا وقتی آماده نباشی سراغت نمیاد

478
01:02:17,135 --> 01:02:19,593
‫تا ابد زندگی کردن هم وحشتناکه

479
01:02:24,468 --> 01:02:26,468
‫تا ابد زندگی کردن هم وحشتناکه

480
01:02:44,841 --> 01:02:46,091
‫مزه‌اش رو بچش

481
01:03:41,336 --> 01:03:45,044
‫«نورماندی»
‫«چهار هفته بعد»

482
01:04:14,000 --> 01:04:15,041
‫فرانز؟

483
01:04:26,374 --> 01:04:27,415
‫چطوری؟

484
01:04:27,624 --> 01:04:28,665
‫چطوری؟

485
01:04:33,790 --> 01:04:36,456
‫- ردیفی؟
‫- آره

486
01:04:37,748 --> 01:04:38,664
‫تو چی؟

487
01:04:40,747 --> 01:04:41,706
‫خوبم

488
01:04:44,872 --> 01:04:46,163
‫خیلی زود گذشت

489
01:04:48,163 --> 01:04:49,247
‫آره

490
01:04:50,371 --> 01:04:52,163
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

491
01:04:53,288 --> 01:04:56,163
‫- دریا رو دیدی؟
‫- آقایون، داره شروع میشه

492
01:04:56,871 --> 01:04:58,037
‫آره

493
01:04:59,537 --> 01:05:07,537
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

494
01:05:49,699 --> 01:05:53,032
‫«فرماندهی عالی ورماخت» از مقر پیشوا

495
01:05:53,157 --> 01:05:55,241
‫بیانیه‌ی ویژه‌ی ذیل را صادر کرد:

496
01:05:56,949 --> 01:06:00,532
‫«شکست کامل جبهه‌ی فرانسه

497
01:06:00,657 --> 01:06:04,448
‫بین کانال انگلیسی و بخش مونتمدی
‫از خط دفاعی ماژینو،

498
01:06:04,865 --> 01:06:11,114
‫تلاش رهبری فرانسه برای دفاع
‫از پایتخت را ناکام گذاشت.

499
01:06:12,739 --> 01:06:16,030
‫در نتیجه، پاریس به‌عنوان
‫یک شهر بی‌دفاع اعلام شد

500
01:06:17,780 --> 01:06:21,488
‫نیروهای پیروزِ آلمان
‫هم‌اکنون وارد پاریس شدند.»

501
01:06:27,863 --> 01:06:29,654
‫با گوش‌های خودتون شنیدید

502
01:06:29,779 --> 01:06:34,404
‫دستاوردی که طی چند هفته‌ی اخیر
‫داشتید، فرا بشریه.

503
01:06:35,070 --> 01:06:40,611
‫برای قدردانی از این دستاورد بزرگ،
‫سه روز آینده خدمتِ راحتی خواهید داشت.

504
01:06:41,945 --> 01:06:47,444
‫آقایون، یه وقت‌هایی باید جنگید و
‫یه وقت‌هایی هم باید دور هم عشق و حال کرد

505
01:06:47,777 --> 01:06:49,861
‫وقتِ جنگیدن تموم شد

506
01:06:51,610 --> 01:06:55,735
‫من و افرادم چند لحظه دیگه حرکت می‌کنیم
‫تا اطراف رو دیده‌بانی کنیم

507
01:06:56,068 --> 01:06:59,818
‫گمونم تا سپیده دم طول بکشه

508
01:07:00,693 --> 01:07:03,443
‫سرجوخه فریچ، لطفاً بنواز

509
01:07:03,651 --> 01:07:05,401
‫«هم‌رزم، به غرب لشگرکشی می‌کنیم!»

510
01:07:05,484 --> 01:07:06,692
‫بله، قربان!

511
01:07:10,067 --> 01:07:13,942
‫♪ هم‌رزم، به غرب لشگرکشی می‌کنیم ♪

512
01:07:14,067 --> 01:07:17,025
‫♪ همراه با گردان هوایی ♪

513
01:07:17,983 --> 01:07:21,733
‫♪ هرچند مردانِ خوب زیادی خواهند مُرد ♪

514
01:07:21,899 --> 01:07:24,608
‫♪ ما دشمن رو به خاک و خون می‌کشیم ♪

515
01:07:47,939 --> 01:07:50,272
‫ما پادشاهانِ اروپا هستیم!

516
01:08:03,812 --> 01:08:06,479
‫اونجا چی داری، استرایتبرگر؟
‫نشونم بده

517
01:08:09,562 --> 01:08:10,895
‫کجا میری؟

518
01:08:12,020 --> 01:08:13,686
‫دوباره به زودی همدیگه رو می‌بینیم!

519
01:09:12,056 --> 01:09:13,514
‫چیکار داری می‌کنی؟ وایسا!

520
01:09:18,347 --> 01:09:19,555
‫باز کن!

521
01:09:23,972 --> 01:09:26,888
‫چیکار داری می‌کنی؟ ولشون کن!
‫گفتم بس کن!

522
01:09:34,179 --> 01:09:36,971
‫- مرغ‌ها رو بذار زمین و گم شو!
‫- داشتم نجات‌شون می‌دادم

523
01:09:37,096 --> 01:09:39,220
‫گفتم مرغ‌ها رو بذار زمین و گم شو!

524
01:09:39,470 --> 01:09:40,970
‫مرغ رو از دستش گرفتم

525
01:09:41,220 --> 01:09:42,262
‫برو!

526
01:09:48,178 --> 01:09:49,344
‫دیوونه‌ شدی؟

527
01:09:53,802 --> 01:09:55,052
‫روباه؟

528
01:09:56,677 --> 01:09:58,052
‫روباه!

529
01:11:53,667 --> 01:11:54,791
‫سلام!

530
01:11:58,458 --> 01:11:59,749
‫چطوری؟

531
01:12:01,707 --> 01:12:03,166
‫چطوری کوچولو؟

532
01:12:04,832 --> 01:12:07,249
‫سلام. دنبالت می‌گشتم

533
01:12:13,415 --> 01:12:14,872
‫کجا بودی؟

534
01:12:16,039 --> 01:12:18,831
‫ترسیدی؟ ترسوندت؟

535
01:12:21,622 --> 01:12:23,039
‫من هم ترسیدم

536
01:12:24,204 --> 01:12:25,747
‫که گذاشتی رفتی

537
01:13:28,908 --> 01:13:30,908
‫دروازه رو تعمیر کردم

538
01:13:39,907 --> 01:13:41,282
‫اسمت چیه؟

539
01:13:46,948 --> 01:13:50,198
‫اسمت. اسم من ماریه

540
01:13:52,822 --> 01:13:54,656
‫- تو چی؟
‫- استرایتبرگر

541
01:13:58,405 --> 01:13:59,613
‫فرانز

542
01:14:11,112 --> 01:14:12,112
‫خداحافظ

543
01:14:17,654 --> 01:14:18,820
‫فرانز

544
01:14:22,528 --> 01:14:23,486
‫آب؟

545
01:14:25,028 --> 01:14:25,944
‫نوشیدن

546
01:14:31,402 --> 01:14:32,361
‫بیا داخل

547
01:14:58,566 --> 01:14:59,400
‫واسه اون

548
01:15:00,900 --> 01:15:01,775
‫که بخوره

549
01:15:07,482 --> 01:15:09,024
‫این هم واسه تو

550
01:15:17,315 --> 01:15:18,648
‫تو هم گرسنه‌ای؟

551
01:15:20,315 --> 01:15:21,314
‫نمی‌خوری؟

552
01:15:21,439 --> 01:15:25,564
‫نه، معده‌ام درد می‌کنه. ممنون

553
01:15:34,938 --> 01:15:36,188
‫بگیرش

554
01:15:37,105 --> 01:15:38,230
‫واقعاً؟

555
01:15:51,103 --> 01:15:52,228
‫یه دقیقه

556
01:15:55,686 --> 01:15:58,103
‫برمی‌گرده. نگران نباش

557
01:16:20,142 --> 01:16:21,184
‫مشکلی نیست

558
01:16:31,391 --> 01:16:33,058
‫گمونم اون هم گرسنه‌ست

559
01:16:41,849 --> 01:16:42,849
‫ممنون

560
01:16:45,348 --> 01:16:46,807
‫از کجا پیداش کردی؟

561
01:16:50,765 --> 01:16:52,598
‫این غذا

562
01:16:53,348 --> 01:16:55,973
‫پیداش کردی؟ کجا؟

563
01:16:57,431 --> 01:16:58,681
‫رفتم گرفتمش

564
01:17:00,014 --> 01:17:01,555
‫از قعله

565
01:17:22,512 --> 01:17:24,470
‫- بله؟
‫- صبح بخیر، خانم

566
01:17:25,095 --> 01:17:29,636
‫من آئور هستم. مسئول ثبت
‫اطلاعاتِ خونه‌های این منطقه.

567
01:17:30,511 --> 01:17:32,469
‫میشه بیام داخل؟ ممنون

568
01:17:34,552 --> 01:17:40,052
‫همونطور که احتمالاً می‌دونید،
‫فرانسه الان تحت کنترل رایش آلمانه.

569
01:17:40,635 --> 01:17:43,010
‫خب... اسم شما چیه؟

570
01:17:43,968 --> 01:17:46,260
‫- ماری روزیه
‫- روزی...

571
01:17:46,385 --> 01:17:49,301
‫- آخرش «ز» داره
‫- با «ز»

572
01:17:51,343 --> 01:17:54,301
‫شما یهودی هستید یا
‫والدین‌تون یهودی هستن؟

573
01:17:54,592 --> 01:17:55,550
‫نه

574
01:17:56,675 --> 01:17:59,050
‫چند تا سرباز رو می‌تونید جا بدید؟

575
01:18:00,050 --> 01:18:01,217
‫سرباز؟

576
01:18:02,800 --> 01:18:04,008
‫نمی‌دونم

577
01:18:06,549 --> 01:18:08,883
‫گروهبان! سرجوخه استرایتبرگر هستم

578
01:18:09,091 --> 01:18:11,674
‫هنگ اول، گردان اول،
‫گروهان 38 توپ‌خانه

579
01:18:13,091 --> 01:18:16,840
‫این خونه توسط سروانِ هنگ اول مصادره شده

580
01:18:20,090 --> 01:18:22,465
‫این زن رخت‌چرک‌های سروان رو می‌شوره

581
01:18:25,173 --> 01:18:27,381
‫رخت‌چرک‌های سروان. که اینطور

582
01:18:28,589 --> 01:18:31,922
‫پس گمونم اینجا برای
‫سرباز دیگه‌ای جا نباشه

583
01:18:32,422 --> 01:18:34,339
‫این خونه تصرف شده، گروهبان

584
01:18:37,838 --> 01:18:39,380
‫- نوشتی؟
‫- بله

585
01:18:40,755 --> 01:18:42,546
‫پس بحثی باقی نمی‌مونه

586
01:18:43,963 --> 01:18:45,796
‫سرجوخه، خانم

587
01:18:47,629 --> 01:18:49,004
‫روز بخیر

588
01:18:49,504 --> 01:18:50,879
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

589
01:18:56,670 --> 01:18:58,045
‫آلمانی‌های لعنتی

590
01:19:41,333 --> 01:19:42,582
‫روباه کوچولو

591
01:20:07,747 --> 01:20:09,330
‫یالا! بگیرش! بگیرش!

592
01:20:10,830 --> 01:20:12,330
‫یالا، بگیرش

593
01:20:13,830 --> 01:20:21,830
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

594
01:20:25,912 --> 01:20:27,412
‫- آره!
‫- خوب بود

595
01:20:28,370 --> 01:20:29,412
‫گرفتش

596
01:20:32,203 --> 01:20:33,745
‫از طعمه‌های کوچیک خوشش میاد

597
01:20:39,911 --> 01:20:46,035
‫گوش کن، اگه بخوای، می‌تونم کمکت کنم
‫تا با زیستگاه طبیعیش عادتش بدی

598
01:20:47,077 --> 01:20:48,951
‫- روباهت...
‫- ببخشید؟

599
01:20:50,118 --> 01:20:52,368
‫- روباه. روباهت
‫- روباه کوچولوم؟

600
01:20:53,409 --> 01:20:55,951
‫بهش غذا نده. نه

601
01:20:57,242 --> 01:21:00,117
‫دوباره به طبیعت عادتش بده، به جنگل

602
01:21:01,909 --> 01:21:03,783
‫- چی؟
‫- روباه رو

603
01:21:05,408 --> 01:21:06,867
‫خونه، نه

604
01:21:07,825 --> 01:21:09,991
‫روباه، جنگل

605
01:21:10,824 --> 01:21:12,199
‫طبیعت

606
01:21:14,449 --> 01:21:16,324
‫می‌فهمی چی میگم؟

607
01:21:17,991 --> 01:21:19,282
‫گرفتی؟

608
01:21:22,115 --> 01:21:25,781
‫روباهت. نمی‌تونه با تو زندگی کنه

609
01:21:32,864 --> 01:21:34,739
‫نمی‌فهمم. نه

610
01:21:35,947 --> 01:21:38,155
‫بعداً بهت میگم. مشکلی نیست

611
01:21:38,179 --> 01:21:48,179
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

612
01:21:53,946 --> 01:21:56,862
‫«در حال حاضر، توی نورماندی
‫فارغ از خدمت هستیم.

613
01:21:58,445 --> 01:22:00,403
‫پاریس تصرف شده

614
01:22:02,486 --> 01:22:04,570
‫تصور می‌کردم به کل طور دیگه‌ای باشه

615
01:22:06,444 --> 01:22:10,736
‫توی خونه‌ی کشاورز سایوالد،
‫شکمم سیر می‌شد، ولی همش همین بود

616
01:22:12,736 --> 01:22:16,819
‫پدر، هر روز منتظر بودم که بیای پیشم

617
01:22:19,027 --> 01:22:20,360
‫فرانز.»

618
01:24:22,849 --> 01:24:30,140
‫♪ خورشید رفته زیر قله ♪

619
01:24:32,723 --> 01:24:38,181
‫♪ درّه‌ی پایینش داره تاریک میشه ♪

620
01:24:41,930 --> 01:24:49,430
‫♪ اینجا، هوا صاف و آرومه ♪

621
01:24:53,304 --> 01:24:58,554
‫♪ آخرین پرتو هم داره محو میشه ♪

622
01:25:48,508 --> 01:25:50,258
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

623
01:25:58,007 --> 01:26:03,215
‫آره، من نامه‌ات رو می‌گیرم.
‫بعداً میرم اداره پست.

624
01:26:03,548 --> 01:26:04,881
‫اداره پست

625
01:26:07,756 --> 01:26:11,047
‫- ببخشید؟
‫- نامه فرستاده نمیشه

626
01:26:32,337 --> 01:26:34,295
‫ولی جوزف استرایتبرگر کیه؟

627
01:26:35,587 --> 01:26:36,920
‫هیچکس

628
01:26:42,753 --> 01:26:43,753
‫باز کنید!

629
01:26:46,711 --> 01:26:47,752
‫استرایتبرگر

630
01:26:49,252 --> 01:26:50,960
‫گفتم این خونه تصرف شده

631
01:26:51,127 --> 01:26:53,710
‫باید فوراً به فرمانده گردانت گزارش بدی

632
01:26:56,210 --> 01:26:58,626
‫- تا فردا هیچ دستوری نیست
‫- نه. الان

633
01:26:59,335 --> 01:27:00,751
‫«فوراً» دستور بود

634
01:27:02,126 --> 01:27:03,584
‫چیکار کردی؟

635
01:27:14,292 --> 01:27:15,417
‫تو. روباه

636
01:27:20,124 --> 01:27:21,833
‫زود برمی‌گردم

637
01:27:41,706 --> 01:27:44,247
‫سروان، سرجوخه استرایتبرگر گزارش میده

638
01:27:45,455 --> 01:27:47,289
‫می‌دونی چرا اینجایی؟

639
01:27:47,705 --> 01:27:48,955
‫خیر، سروان

640
01:27:49,372 --> 01:27:50,747
‫گروهبان یکم

641
01:27:52,955 --> 01:27:58,454
‫استرایتبرگر، در دهم مِی، به تو و سرجوخه
‫دیلینگر دستور اکید داده شد که

642
01:27:58,579 --> 01:28:03,412
‫که ابلاغیه‌های مهمی رو
‫به واحدهای خط مقدم برسونید.

643
01:28:04,745 --> 01:28:07,537
‫- درسته؟
‫- بله، گروهبان یکم

644
01:28:11,911 --> 01:28:15,244
‫با این‌حال، بلافاصله قبل از شروع حمله

645
01:28:15,369 --> 01:28:19,619
‫گاراژ موتورسیکلت‌ها رو ترک کردی و
‫رفتی به جنگل مجاور

646
01:28:21,369 --> 01:28:26,327
‫وقتی در دهم مِی، ساعت 5:20 اومدم
‫سراغت و دستوراتت رو بهت یادآوری کردم

647
01:28:26,660 --> 01:28:28,827
‫از دستوراتِ من هم سرپیچی کردی

648
01:28:30,243 --> 01:28:34,284
‫تو از عمد خودت رو از گردان جدا کردی.
‫درسته؟

649
01:28:36,701 --> 01:28:39,992
‫- قصدم این نبوده، گروهبان یکم
‫- خودت رو از جدا کردی، درسته یا نه؟

650
01:28:43,034 --> 01:28:43,992
‫درسته!

651
01:28:45,242 --> 01:28:48,991
‫سرجوخه دیلینگر، استرایتبرگر
‫کِی دوباره بهت ملحق شد؟

652
01:28:49,908 --> 01:28:52,283
‫بعد از چند روز. توی ساحل

653
01:28:53,491 --> 01:28:55,824
‫یادم نمیاد دقیقاً کِی، گروهبان یکم

654
01:28:56,991 --> 01:28:58,282
‫بعد از چند روز

655
01:29:02,240 --> 01:29:04,073
‫چرا سربازخونه رو ترک کردی؟

656
01:29:08,615 --> 01:29:11,406
‫سروان، من هیچ‌وقت سرباز فراری نمیشم

657
01:29:12,573 --> 01:29:14,614
‫پس چطور این رفتارت رو توجیه می‌کنی؟

658
01:29:20,655 --> 01:29:24,155
‫زبون وا کن!
‫وگرنه سکوتت گواهِ همینه

659
01:29:25,738 --> 01:29:28,613
‫سروان، من یکی از اون قرص‌های
‫معجزه‌آسا رو خوردم که...

660
01:29:28,779 --> 01:29:32,029
‫سرجوخه مایر به من و سرجوخه دیلینگر داد

661
01:29:32,946 --> 01:29:36,445
‫- از هوش رفتم...
‫- بلند آلمانی حرف بزن، یه کلمه هم نمی‌فهمم!

662
01:29:36,945 --> 01:29:38,945
‫از هوش رفتم

663
01:29:40,528 --> 01:29:44,195
‫به سرعت برگشتم به اردوگاه،
‫ولی گردان رفته بود

664
01:29:47,736 --> 01:29:51,527
‫همین حرف‌ها رو به تو هم زد، دیلینگر؟

665
01:29:54,819 --> 01:29:56,277
‫بله، گروهبان یکم

666
01:29:58,652 --> 01:30:00,818
‫چیز دیگه‌ای واسه گفتن داری، دیلینگر؟

667
01:30:01,277 --> 01:30:02,318
‫نه

668
01:30:06,359 --> 01:30:09,484
‫من خودم هم یه بار سر
‫یه چیز مزخرف حبس کشیدم. مست بودم.

669
01:30:10,817 --> 01:30:12,567
‫زمان سریع می‌گذره. می‌بینی خودت

670
01:30:13,567 --> 01:30:15,359
‫روزی سه وعده غذا

671
01:30:17,983 --> 01:30:19,317
‫کمربندت

672
01:30:20,441 --> 01:30:23,316
‫چند تا کتاب بخونی
‫ده روز مثل برق و باد می‌گذره

673
01:30:24,649 --> 01:30:25,983
‫بیا

674
01:30:28,691 --> 01:30:29,774
‫دست‌ها بالا

675
01:30:30,982 --> 01:30:32,232
‫کلین!

676
01:30:33,857 --> 01:30:35,857
‫به اون زنی که توی
‫خونه‌اش بودم خبر بده، لطفاً

677
01:30:36,232 --> 01:30:37,648
‫دستت رو بکش تن لش!

678
01:30:38,773 --> 01:30:40,356
‫پس برو گلوک رو بگو بیاد

679
01:32:57,594 --> 01:32:59,260
‫فرانز، بلند شو خبردار وایسا

680
01:33:00,427 --> 01:33:01,635
‫استرایتبرگر!

681
01:33:02,219 --> 01:33:06,301
‫تو همیشه الگو بودی.
‫شجاع و با اراده.

682
01:33:06,426 --> 01:33:08,843
‫واسه وظایف و کارهای ویژه داوطلب بودی

683
01:33:09,093 --> 01:33:12,426
‫حالا میری توی جنگل می‌خوابی،
‫عین جنازه‌ی متحرک شدی!

684
01:33:13,759 --> 01:33:16,259
‫چرا همش سراغ منو می‌گیری؟
‫جواب بده!

685
01:33:16,509 --> 01:33:18,592
‫سروان، فکر کردم...

686
01:33:19,009 --> 01:33:20,675
‫مزخرف، مزخرف!

687
01:33:21,925 --> 01:33:23,508
‫- سروان!
‫- چیه؟

688
01:33:23,925 --> 01:33:26,216
‫یه زن توی یه خونه‌ی داخل دهکده هست

689
01:33:27,508 --> 01:33:29,341
‫میشه یکی رو بفرستید اونجا؟

690
01:33:30,008 --> 01:33:32,174
‫امان از شما پسرها و دخترهای فرانسوی!

691
01:33:32,549 --> 01:33:34,632
‫اونا ذهن شما رو به هم ریختن

692
01:33:35,299 --> 01:33:36,757
‫این زن جوان کیه؟

693
01:33:37,715 --> 01:33:38,799
‫ماری

694
01:33:39,590 --> 01:33:44,090
‫اون نمی‌دونه من اینجام و خیلی مهمه که
‫بدونه پنج روز دیگه برمی‌گردم

695
01:33:44,215 --> 01:33:45,673
‫چرا مهمه؟

696
01:33:50,256 --> 01:33:51,839
‫روباهم پیششه

697
01:33:53,839 --> 01:33:55,339
‫جان؟

698
01:33:56,422 --> 01:33:58,213
‫روباهم پیش اونه

699
01:34:00,047 --> 01:34:00,963
‫روباهت؟

700
01:34:02,296 --> 01:34:04,546
‫- منظورت یه حیوونه؟
‫- توله روباه

701
01:34:05,005 --> 01:34:07,754
‫سروان، اون خیلی کوچیکه.
‫نمی‌دونه من اینجام.

702
01:34:07,921 --> 01:34:11,337
‫و من قول دادم که... ازش مراقبت...

703
01:34:11,462 --> 01:34:12,629
‫کافیه!

704
01:34:13,587 --> 01:34:15,379
‫انگار توهم زدی

705
01:34:16,170 --> 01:34:18,712
‫یه روباه... مالِ توهم و خیاله

706
01:34:19,045 --> 01:34:21,128
‫مثل یه سرباز مجازاتت رو بپذیر

707
01:35:36,121 --> 01:35:37,746
‫چه اتفاقی افتاد؟

708
01:35:39,079 --> 01:35:40,454
‫توی بازداشتگاه بودم

709
01:35:42,537 --> 01:35:43,537
‫زندان

710
01:35:47,704 --> 01:35:48,912
‫روباه کوچولوم کجاست؟

711
01:35:50,703 --> 01:35:52,953
‫- روباه، روباه
‫- توی حیاطه

712
01:36:01,994 --> 01:36:03,202
‫چطوری؟

713
01:36:09,118 --> 01:36:10,202
‫خوبی؟

714
01:36:19,826 --> 01:36:21,700
‫دیگه هیچ‌وقت تکرار نمیشه

715
01:36:28,908 --> 01:36:29,991
‫هیچ‌وقت

716
01:36:31,491 --> 01:36:39,491
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

717
01:36:53,573 --> 01:36:56,864
‫حال...تو...چطوره؟

718
01:36:58,739 --> 01:36:59,780
‫چی؟

719
01:37:02,197 --> 01:37:05,572
‫اسم...من...ماری‌ه

720
01:37:13,196 --> 01:37:14,321
‫ممنون

721
01:37:26,236 --> 01:37:27,695
‫چی شده؟

722
01:37:33,236 --> 01:37:34,652
‫نامه رو فرستادم

723
01:37:37,860 --> 01:37:38,902
‫چی؟

724
01:37:39,568 --> 01:37:41,902
‫نمی‌دونستم برمی‌گردی یا نه

725
01:37:58,608 --> 01:38:00,358
‫فرانز، هدفم از فرستادنش کمک به تو بود

726
01:38:02,691 --> 01:38:03,941
‫نامه کجاست؟

727
01:38:05,858 --> 01:38:07,691
‫نامه؟ کجاست؟

728
01:38:08,524 --> 01:38:09,357
‫رفته

729
01:38:12,357 --> 01:38:13,482
‫ارسال شده

730
01:38:15,774 --> 01:38:17,148
‫اداره پست

731
01:38:43,938 --> 01:38:44,979
‫متأسفم

732
01:38:47,646 --> 01:38:48,646
‫برو بیرون!

733
01:38:49,062 --> 01:38:51,270
‫وسایلت رو بردار و برو بیرون!

734
01:39:28,767 --> 01:39:33,267
‫« یک سال بعد، 1941 »

735
01:39:53,848 --> 01:39:55,015
‫بیا، روباهک

736
01:39:57,931 --> 01:39:58,973
‫بیا

737
01:41:02,175 --> 01:41:03,342
‫یه لقمه می‌خوای؟

738
01:41:23,965 --> 01:41:26,256
‫موندم کجا می‌فرستن‌مون

739
01:41:28,131 --> 01:41:29,798
‫شاید بریم خونه

740
01:41:33,339 --> 01:41:35,255
‫عاشق پینزگائو میشی

741
01:41:44,921 --> 01:41:46,088
‫برو داخل

742
01:41:47,171 --> 01:41:50,379
‫می‌دونم، ولی مجبوری

743
01:42:08,377 --> 01:42:09,211
‫تونی؟

744
01:42:09,544 --> 01:42:12,252
‫- دوباره دوست‌دخترت رو می‌بینی؟
‫- البته!

745
01:42:12,627 --> 01:42:14,752
‫توافق کردیم مرتب برای هم نامه بنویسیم و

746
01:42:15,335 --> 01:42:18,460
‫چند ماه دیگه عزیز دلم میاد به بیشوفس‌هوفن

747
01:42:18,585 --> 01:42:22,293
‫دیلینگر، شرمنده، ولی اوضاع بیشوفس‌هوفن
‫خیلی خرابه، حتی تسا هم حقش نیست اونجا باشه

748
01:42:22,626 --> 01:42:25,376
‫تازه تو به هر حال بوسه‌ی مرگ هستی

749
01:42:25,668 --> 01:42:27,417
‫یه بارم که شده ساکت باش

750
01:42:27,709 --> 01:42:30,667
‫اقلاً من یکی رو پیدا کردم
‫که حاضره با من باشه

751
01:42:31,000 --> 01:42:34,500
‫- منظورت چیه حاضره؟
‫- با آدمایی مثل شما که میرن جنده‌خونه نمی‌پلکه

752
01:42:34,625 --> 01:42:38,375
‫جندگی قدیمی‌ترین شغل تاریخه.
‫پس لطفاً یه‌کم احترام بذار.

753
01:42:38,500 --> 01:42:42,374
‫حالا که ما رفتیم،
‫فرانسوی‌ها دارن جشن می‌گیرن

754
01:42:42,708 --> 01:42:45,291
‫خب. تسلیت میگم

755
01:42:45,707 --> 01:42:47,707
‫- درود بر هیتلر
‫- درود بر هیتلر، سروان

756
01:42:47,957 --> 01:42:50,540
‫سروان، یه مقدار دوای روح بدم بهتون؟

757
01:42:50,665 --> 01:42:54,373
‫مالِ زیباترین شهر دنیاست.
‫داریم با فرانسوی‌ها وداع می‌کنیم.

758
01:42:54,498 --> 01:42:58,123
‫ممنون، آقایون. حق‌تونه.
‫ولی لطفاً زیاده روی نکنید.

759
01:42:59,081 --> 01:43:03,039
‫ما دقیقاً به این دلیل که تسلیم خواسته‌های
‫دنیوی نشدیم، پیروز از اینجا می‌ریم.

760
01:43:03,622 --> 01:43:06,456
‫- نه، سروان، ما نه
‫- ما حتی نمی‌دونیم اون خواسته‌ها چی هستن

761
01:43:06,706 --> 01:43:08,372
‫- نوش، آقایون
‫- نوش!

762
01:43:15,080 --> 01:43:17,330
‫سروان، می‌گید کجا قراره بریم؟

763
01:43:18,205 --> 01:43:19,996
‫مگه اونجا رنگِ آسمونش فرق داره؟

764
01:43:21,038 --> 01:43:24,871
‫- من نگرانِ این دیلاق‌مون هستم
‫- مِن باب ادب می‌پرسیدم

765
01:43:25,537 --> 01:43:28,704
‫- کجا داریم می‌ریم؟
‫- خونه دیگه

766
01:43:30,078 --> 01:43:31,120
‫«دیلاق»؟

767
01:43:34,745 --> 01:43:35,911
‫دکر؟

768
01:43:36,703 --> 01:43:39,203
‫رسیدی خونه اولین کاری که می‌کنی چیه؟

769
01:43:39,994 --> 01:43:43,786
‫با خواهر برادرهام یه کاری می‌کنم.
‫مثلاً می‌ریم کوه‌نوردی.

770
01:43:43,994 --> 01:43:45,994
‫مامانم نوشته بود که دل‌تنگم هستن

771
01:43:48,118 --> 01:43:50,452
‫می‌دونید برگردم وین چیکار می‌کنم؟

772
01:43:54,493 --> 01:43:59,451
‫♪ حتی توی مدرسه هم ♪
‫♪ یه جفت پسر شیطونیم ♪

773
01:44:00,076 --> 01:44:04,659
‫♪ هیچ‌وقت واسه تفریح کمبود نداشتیم و ♪
‫♪ همیشه خوش گذروندیم ♪

774
01:44:04,700 --> 01:44:09,783
‫♪ فقط معلم گفت: ♪
‫♪ «امیدی به شما دو تا نیست» ♪

775
01:44:10,200 --> 01:44:14,699
‫♪ «از شما آدم حسابی در نمیاد...» ♪

776
01:45:08,153 --> 01:45:09,194
‫سروان؟

777
01:45:09,653 --> 01:45:10,736
‫استرایتبرگر؟

778
01:45:11,528 --> 01:45:13,361
‫- میشه یه سؤال بپرسم؟
‫- سریع بپرس

779
01:45:17,235 --> 01:45:19,194
‫نمی‌ریم خونه، مگه نه؟

780
01:45:24,110 --> 01:45:26,110
‫سروان، داریم به کجا منتقل می‌شیم؟

781
01:45:27,609 --> 01:45:28,734
‫شرق

782
01:45:32,109 --> 01:45:33,692
‫برمی‌گردیم لهستان؟

783
01:45:37,650 --> 01:45:40,400
‫شب کریسمس رو توی مسکو جشن می‌گیریم

784
01:45:42,650 --> 01:45:43,483
‫مسکو؟

785
01:45:43,816 --> 01:45:46,274
‫این یکی رو جلو و
‫اون یکی رو عقب بار بزنید

786
01:47:13,225 --> 01:47:15,016
‫حالا یه‌کم می‌تونی بیای بیرون

787
01:48:09,928 --> 01:48:11,595
‫به خط شید!

788
01:48:25,093 --> 01:48:26,052
‫گم شو!

789
01:48:36,384 --> 01:48:38,634
‫گم شو! بهت میگم گم شو!

790
01:48:42,759 --> 01:48:43,967
‫بزن به چاک!

791
01:48:48,883 --> 01:48:50,133
‫گم شو!

792
01:48:59,132 --> 01:49:00,257
‫سوار شید!

793
01:49:04,090 --> 01:49:05,756
‫یالا، یالا، سریع!

794
01:49:06,131 --> 01:49:07,465
‫سریع!

795
01:49:09,256 --> 01:49:10,589
‫یالا!

796
01:49:11,548 --> 01:49:12,631
‫بپر بالا

797
01:49:14,172 --> 01:49:15,464
‫کجا بودی؟

798
01:49:35,129 --> 01:49:38,170
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- ولم کنید!

799
01:49:39,503 --> 01:49:41,212
‫ولم کن!

800
01:49:42,336 --> 01:49:43,711
‫ولم کن!

801
01:49:43,795 --> 01:49:46,794
‫ببخشید! متأسفم!

802
01:49:48,836 --> 01:49:50,502
‫شرمنده‌ام!

803
01:50:11,959 --> 01:50:13,084
‫خیلی متأسفم...

804
01:51:23,161 --> 01:51:24,327
‫تونی

805
01:51:32,743 --> 01:51:34,326
‫ممنون که منو از پشت گرفتی

806
01:51:35,826 --> 01:51:43,826
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

807
01:51:52,658 --> 01:51:54,283
‫می‌خوام برم خونه

808
01:54:10,729 --> 01:54:14,687
‫«جوزف استرایتبرگر که
‫در 58 سالگی فوت کرد...»

809
01:54:44,601 --> 01:54:47,226
‫«پدر، نمی‌دونم هنوز زنده‌ای یا نه

810
01:54:47,767 --> 01:54:50,600
‫حمله به فرانسه فردا آغاز میشه...»

811
01:54:50,725 --> 01:54:54,392
‫«توی مزرعه‌ی سیوالد غذای کافی
‫واسه خوردن داشتم. فرانز.»

812
01:55:03,766 --> 01:55:05,474
‫«داستان‌های ساده برای کودکان»

813
01:55:10,015 --> 01:55:13,515
‫«جزو اموال مدرسه‌ی سالفلدن»
‫«پانزدهم ژوئن 1940، جوزف استرایتبرگر»

814
01:55:51,053 --> 01:55:52,886
‫«فرانز عزیز...»

815
01:56:04,219 --> 01:56:06,635
‫«فرانز عزیز...»

816
01:57:01,800 --> 01:57:11,800
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

817
01:57:23,128 --> 01:57:28,211
‫روباه، اون روباه...
‫یه روباه کوچولو پیداش شد

818
01:57:29,753 --> 01:57:32,794
‫اولش فکر کردم سگه

819
01:57:35,210 --> 01:57:37,835
‫بعدش اومد پیشم

820
01:57:38,168 --> 01:57:42,418
‫پنجه‌اش رو روی زمین می‌کشید.
‫با خودم گفتم، چی شده؟

821
01:57:42,835 --> 01:57:48,626
‫پس رفتم پیش افسر امدادگر،
‫که فهمید پنجه‌اش شکسته

822
01:57:49,417 --> 01:57:53,709
‫- چه مدت اون روباه پیشت بود؟
‫- احتمالاً یه سال

823
01:57:53,834 --> 01:57:57,208
‫- و همیشه به خواست خودش پیشت بود؟
‫- من هیچ‌وقت مجبورش نمی‌کردم

824
01:57:57,333 --> 01:57:59,292
‫انگار پیش من براش مثل خونه بود

825
01:58:01,583 --> 01:58:03,666
‫مال خودم بود
