1
00:00:28,373 --> 00:00:44,015
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:47,221 --> 00:00:51,318
[ «وست اِند»، «لندن» ]
[ سال ۱۹۵۳ ]
(«بخش باختری شهر «لندن)

3
00:00:52,818 --> 00:01:00,196
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

4
00:01:01,696 --> 00:01:05,487
<i>.«نمایش «تله موش» از «آگاتا کریستی</i>

5
00:01:05,667 --> 00:01:11,111
<i>.از نظر من، یه معمای قتل درجۀ دوئه</i>

6
00:01:11,138 --> 00:01:13,349
<i>.البته، من که ندیدمش</i>

7
00:01:13,473 --> 00:01:15,383
<i>.ولی یه داستان پلیسیِ ساده‌ست</i>

8
00:01:15,409 --> 00:01:17,873
<i>،یه دونه‌شون رو ببینی
.انگار همه‌شون رو دیدی</i>

9
00:01:20,147 --> 00:01:21,581
<i>.خودتون می‌دونین دیگه</i>

10
00:01:21,583 --> 00:01:22,949
<i>یه گفتار آغازینِ خسته کننده</i>

11
00:01:22,951 --> 00:01:26,151
<i>که داخلش تمام شخصیت‌های اصلی
.رو معرفی می‌کنن</i>

12
00:01:26,153 --> 00:01:28,821
<i>به یه فهم کلی از دنیایی که
.داخلش هستن می‌رسین</i>

13
00:01:28,823 --> 00:01:32,457
<i>.و بعدش منفورترین شخصیت یهو کشته میشه</i>

14
00:01:32,459 --> 00:01:34,660
یه قتل رُخ داده؟

15
00:01:34,662 --> 00:01:37,730
<i>که علامتیه برای ورود یه
بازرسِ از دنیا بیزار</i>

16
00:01:37,732 --> 00:01:41,366
<i>.که میاد و تو همه‌چی سرک می‌کشه</i>

17
00:01:41,368 --> 00:01:44,630
<i>.با شاهدین صحبت می‌کنه
.یه چندتا تصمیم اشتباه می‌گیره</i>

18
00:01:43,875 --> 00:01:45,756
[ پیغام از پتولا اسپنسر، تئتار امبسدورز ]

19
00:01:44,839 --> 00:01:48,574
<i>بعدش همۀ مظنونین رو
توی اتاق پذیرایی جمع می‌کنه</i>

20
00:01:48,576 --> 00:01:51,188
<i>و انگشت اتهام رو به سمت کسی که
.احتمال قاتل بودنش از همه کمتره می‌گیره</i>

21
00:01:51,211 --> 00:01:53,411
<i>،به‌خاطر اینکه طرف</i>

22
00:01:53,413 --> 00:01:54,914
<i>،نمی‌دونم</i>

23
00:01:54,916 --> 00:01:56,760
<i>.به‌خاطر طرز بستن بند کفشش</i>

24
00:01:56,762 --> 00:02:01,358
،حالا که نمایش ما رو دیدین
.شما هم یک شریک جرم توی قتل هستین

25
00:02:01,360 --> 00:02:04,784
از این رو، ازتون می‌خوایم
به یاد داشته باشین

26
00:02:04,786 --> 00:02:07,705
شدیداً به نفع‌تونه

27
00:02:07,707 --> 00:02:12,472
به‌ هیچکس بیرون از این تئاتر نگید
.که قاتل کی بود

28
00:02:13,874 --> 00:02:15,550
<i>ولی من چی می‌دونم؟</i>

29
00:02:15,663 --> 00:02:18,480
<i>.انگلیسی‌های خرفت، همه‌شون ذوق می‌کنن</i>

30
00:02:18,482 --> 00:02:20,664
<i>.نمایش یه موفقیت بزرگه</i>

31
00:02:20,666 --> 00:02:23,014
<i>.تازه صرف نظر از گاو شیرده بودنش</i>

32
00:02:23,016 --> 00:02:27,213
<i>.درست همونجا شیردوشِ اصلی، پتولا اسپنسره</i>

33
00:02:27,261 --> 00:02:30,328
.تصمیم گرفتم به مهمونی نیام ]
[ .«یکم کیک برام بفرستین. از طرف «آگاتا

34
00:02:45,315 --> 00:02:50,652
<i>این مراسم پرخرج برای جشن گرفتن
.صدمین اجراست</i>

35
00:02:50,677 --> 00:02:52,656
<i>،تعجبی نداره که تهیه کننده، جان ولف</i>

36
00:02:52,681 --> 00:02:56,203
<i>می‌خواست نمایش‌نامه رو به
.یه فیلم سینماییِ بزرگ تبدیل کنه</i>

37
00:02:56,228 --> 00:03:00,322
<i>.الآن درست اینجاست، توی آغوش زن کمی شکاکش</i>

38
00:03:00,347 --> 00:03:03,223
.حس می‌کنم یکی قراره بمیره

39
00:03:03,246 --> 00:03:05,364
.احتمالاً به خاطر نمایشیه که دیدی

40
00:03:05,725 --> 00:03:07,620
<i>.اینجاست که من وارد میشم</i>

41
00:03:07,622 --> 00:03:09,796
<i>.اسمم «لئو کوپرنیک»ه</i>

42
00:03:09,798 --> 00:03:12,697
<i>.کارگردان کله گندۀ هالیوودی</i>

43
00:03:12,699 --> 00:03:14,942
<i>استخدام شدم تا فیلم رو</i>

44
00:03:14,944 --> 00:03:18,705
<i>.نسبت به نمایش کمتر خسته‌کننده بسازم</i>

45
00:03:18,707 --> 00:03:23,472
<i>گفتنش آسون‌تره وقتی نویسنده
.یه عوضیِ از خود راضیه</i>

46
00:03:23,474 --> 00:03:25,889
<i>.«مروین کاکر نوریس»</i>

47
00:03:25,891 --> 00:03:27,686
.باید بگم که، قدت خیلی بلنده

48
00:03:27,688 --> 00:03:30,311
.جدی؟ راستش زیاد بهش فکر نکردم

49
00:03:30,313 --> 00:03:32,451
واسه همین اینجات اینجوری شده؟

50
00:03:32,453 --> 00:03:34,835
یه جورایی. پشت صحنه
.یه حادثه برام پیش اومد

51
00:03:34,837 --> 00:03:39,083
<i>خیلی‌خب، تحصیل کرده‌ست
.و قلمبه سلمبه حرف می‌زنه</i>

52
00:03:39,085 --> 00:03:41,155
<i>،ولی انگار تا حالا فیلم ندیده</i>

53
00:03:41,181 --> 00:03:42,831
<i>.چه برسه به اینکه یکی بنویسه</i>

54
00:03:42,857 --> 00:03:44,621
<i>!از اینجا گمشو</i>
(ایتالیایی)

55
00:03:46,326 --> 00:03:47,500
<i>ایشون کی بود؟</i>
(ایتالیایی)

56
00:03:47,962 --> 00:03:49,432
.شخص مهمی نبود

57
00:03:49,564 --> 00:03:51,982
<i>!زن یا هیولا، فقط نفس آدمو می‌گیرن</i>
(ایتالیایی)

58
00:03:52,007 --> 00:03:55,501
ببین، بعضی وقتا بیش از حد
.اون خویِ ناپلی‌ات رو نشون میدی
(از شهرهای ایتالیا)

59
00:03:56,090 --> 00:03:58,006
.چه کت قشنگی

60
00:04:00,325 --> 00:04:04,255
میگم، چرا برام یه نوشیدنی
واقعی نمیاری بچه‌جون، ها؟

61
00:04:04,297 --> 00:04:09,305
،مثلاً یکم چاودار یا بوربون
.یا اگه اینا نبود موتور اویل

62
00:04:09,849 --> 00:04:11,830
آره. زود باش، خب؟

63
00:04:12,193 --> 00:04:15,318
<i>راستش توی انگلیس
.به این میگن خدمات خوب</i>

64
00:04:15,398 --> 00:04:17,413
<i>.من در طول جنگ اینجا مستقر بودم</i>

65
00:04:17,438 --> 00:04:20,529
<i>و بر خلاف تصور، آدمای اینجا
الآن زندگی سخت‌تری</i>

66
00:04:20,554 --> 00:04:23,005
<i>نسبت به وقتی که نیروی هوایی آلمان
.بالا سرشون پرواز می‌کرد</i>

67
00:04:23,030 --> 00:04:24,426
مروین؟

68
00:04:25,748 --> 00:04:26,836
نباید الآن خونه باشی؟

69
00:04:26,862 --> 00:04:28,393
فکر می‌کردم باید کارِت رو
.سر وقتش تموم کنی

70
00:04:28,419 --> 00:04:29,644
.منم همین فکر رو می‌کردم

71
00:04:29,670 --> 00:04:32,530
ولی بعدش کارگردان گرامی‌مون
فیلم‌نامه رو پاره کرد

72
00:04:32,556 --> 00:04:34,940
.و گفت از اول شروع کنم

73
00:04:34,965 --> 00:04:38,031
اعتقاد داره که مخاطبای امروزی
به نشانۀ اعتراض سینما رو ترک می‌کنن

74
00:04:38,057 --> 00:04:42,077
اگه توی همون لحظات ابتدایی
.حداقل یک مرگ خشن اتفاق نیفته

75
00:04:42,103 --> 00:04:45,172
.همینقدر بگم که، کار از صحبت کردن گذشته

76
00:04:45,385 --> 00:04:47,323
!مرو

77
00:04:47,488 --> 00:04:50,937
.زودرنج‌ترین نویسندۀ لندن

78
00:04:50,962 --> 00:04:52,605
از «تله‌موش» چه خبر، ها؟

79
00:04:52,630 --> 00:04:54,074
قاتل رو گرفتن؟

80
00:04:54,099 --> 00:04:56,431
.اینجا نمی‌مونم بهم توهین کنن

81
00:04:58,127 --> 00:05:00,077
.فکر کنم میره اونجا که بهش توهین کنن

82
00:05:00,102 --> 00:05:01,908
.ها

83
00:05:01,910 --> 00:05:05,720
<i>.چه چیزایی امروزه جذاب حساب میشن</i>

84
00:05:05,722 --> 00:05:08,810
<i>.شیلا سیم و دیکی اتنبرا</i>

85
00:05:08,812 --> 00:05:11,439
<i>.طرف فکر می‌کنه خیلی آدم مهمیه</i>

86
00:05:11,441 --> 00:05:13,510
<i>.شرط می‌بندم سخنرانی می‌کنه</i>

87
00:05:13,512 --> 00:05:15,581
.گمونم باید چند کلام صحبت کنم

88
00:05:15,583 --> 00:05:16,513
.زیاد نشه

89
00:05:16,514 --> 00:05:19,119
من کی زیاد صحبت کردم؟ -
عروسی‌مون، یادته؟ -

90
00:05:19,121 --> 00:05:20,330
.نزدیک بود از ماه عسل‌مون جا بمونیم

91
00:05:20,331 --> 00:05:21,485
.آره

92
00:05:21,487 --> 00:05:23,656
.عزیزان، خیلی لطف دارین

93
00:05:23,658 --> 00:05:27,893
می‌خوام لیوان‌هاتون رو به نشانۀ حمایت

94
00:05:27,895 --> 00:05:29,913
.از نمایشگاه قدیمی بالا بیارین

95
00:05:29,916 --> 00:05:33,334
،تله‌موش» به صد اجرا رسید»
.و این پایان ماجرا نیست

96
00:05:33,337 --> 00:05:35,047
!سلامتی -
!سلامتی -

97
00:05:35,073 --> 00:05:37,984
<i>بهتون میگم دیگه چی به صد رسیده
.و پایان ماجراش هم نیست</i>

98
00:05:38,010 --> 00:05:40,224
<i>.مادرِ پتولا</i>

99
00:05:40,250 --> 00:05:44,367
<i>.پیرزنۀ اسکل دیوونۀ غذاهای دریاییه</i>

100
00:05:44,393 --> 00:05:46,878
.همین الآن یکم دیگه لابستر آوردن

101
00:05:47,108 --> 00:05:50,992
.ببخشید، باید به این رسیدگی کنم

102
00:05:51,018 --> 00:05:52,290
،مامان! لطفاً

103
00:05:52,316 --> 00:05:53,896
.به اندازۀ کافی خوردی -
.سلام -

104
00:05:53,922 --> 00:05:56,797
<i>.خب، من آدمی نیستم که شایعه پراکنی کنم</i>

105
00:05:56,823 --> 00:05:58,627
<i>،ولی دخترای اینجا</i>

106
00:05:58,653 --> 00:06:00,967
<i>دلشون واسه یه لحجۀ آمریکایی</i>

107
00:06:00,992 --> 00:06:03,383
<i>.و قولِ یه جفت جوراب شلواری ضعف میره</i>

108
00:06:03,666 --> 00:06:05,055
<i>...ولی شوهراشون</i>

109
00:06:05,185 --> 00:06:08,040
خیلی‌خب، به نظرم وقتشه
.یکی بهت یه درسی بده

110
00:06:08,102 --> 00:06:10,137
<i>.خیلی راحت نمیشه متقاعد شون کرد</i>

111
00:06:10,163 --> 00:06:13,480
باید بگم من توی نیروی هوایی انگلیس
.بوکس یاد گرفتم

112
00:06:13,505 --> 00:06:17,051
جدی؟ منم توی باشگاه گلیسون
.یاد گرفتم چطور یه هواپیما رو بلند کنم

113
00:06:21,015 --> 00:06:25,994
<i>که همۀ اینا به طرز مسلماً
پر پیچ و خمی توضیح میده</i>

114
00:06:26,020 --> 00:06:28,998
<i>چطور سر از پشت صحنۀ یه تئاتر در آوردم</i>

115
00:06:29,023 --> 00:06:29,974
<i>.و لازمه که لباس‌هام رو عوض کنم</i>

116
00:06:43,938 --> 00:06:45,117
آهای؟

117
00:07:17,538 --> 00:07:18,706
آهای؟

118
00:08:06,038 --> 00:08:07,049
[ خروج ]

119
00:08:17,098 --> 00:08:18,450
.اه، خدایا

120
00:08:20,868 --> 00:08:23,646
<i>.گمونم باید انتظار اینو می‌داشتم</i>

121
00:08:23,671 --> 00:08:26,919
<i>.همیشه منفورترین شخصیته که می‌میره</i>

122
00:08:29,310 --> 00:08:31,123
<i>.یه داستان پلیسیِ ساده‌ست</i>

123
00:08:31,145 --> 00:08:33,672
<i>،یه دونه‌شون رو ببینی
.انگار همه‌شون رو دیدی</i>

124
00:08:33,688 --> 00:08:38,005
« ببین چگونه فرار می‌کنند »

125
00:08:43,794 --> 00:08:47,945
[ نمایش «تله‌موش» نوشتۀ آگاتا کریستی با بازی ریچارد اتنبرا ]

126
00:09:10,885 --> 00:09:11,836
.بسته‌ایم

127
00:09:14,055 --> 00:09:16,474
.از اینجا برو

128
00:09:19,326 --> 00:09:20,588
.بیخیال دیگه

129
00:09:24,172 --> 00:09:27,146
.خیلی معذرت می‌خوام، قربان
.بازرس استاپرد، قربان

130
00:09:27,147 --> 00:09:29,830
ببخشید، بهم دستور داده بودن
.نذارم کسی وارد شه

131
00:09:29,832 --> 00:09:30,961
.فقط در رو باز کن

132
00:09:30,963 --> 00:09:32,902
.بله، قربان. حتماً
.شرمنده نشناختم‌تون، قربان

133
00:09:32,903 --> 00:09:35,175
.راستش تازه به اینجا انتقالی گرفتم

134
00:09:35,199 --> 00:09:38,321
فکر کردم امشب شیفت
.لیک و پریستلیه

135
00:09:38,345 --> 00:09:40,254
.مراقب باشین، قربان

136
00:09:40,280 --> 00:09:41,505
.بفرمایین

137
00:09:48,479 --> 00:09:50,286
.پاسبان -
.استاکر هستم، قربان -

138
00:09:51,444 --> 00:09:53,522
.خدای من، عین موشک آب کشیده شدین، قربان

139
00:09:53,547 --> 00:09:55,590
.امیدوارم بعدش سرما نخورین

140
00:09:55,616 --> 00:09:56,776
.بله، بعد از شما، قربان

141
00:10:00,435 --> 00:10:03,603
.اسم قربانی لئو کوپرنیکه، قربان
همون کارگردان معروف

142
00:10:03,629 --> 00:10:05,911
،مظنون به کمونیست
،و توی لیست سیاهِ هالیوود

143
00:10:05,937 --> 00:10:09,684
واسه همین اومده اینجا
.یه فیلم برای جان ولف کارگردانی کنه

144
00:10:09,710 --> 00:10:11,678
،می‌دونین، جان ولف
.همون تهیه کنندۀ معروف

145
00:10:11,703 --> 00:10:14,122
«فیلم «ملکۀ آفریقایی
.با «همفری بوگارت» رو ساخته
(محصول سال ۱۹۵۱)

146
00:10:14,148 --> 00:10:15,761
،طبیعت، آقای آلنات»

147
00:10:15,786 --> 00:10:18,979
چیزیه که ما به این دنیا فرستاده شدیم
«.تا بهش چیره بشیم

148
00:10:19,004 --> 00:10:20,930
.اصلاً شبیه «بوگارت» نبود

149
00:10:20,956 --> 00:10:23,441
.نه، این تقلیدِ «کاترین هپبرن» بود، قربان
.اونم توی فیلمه

150
00:10:23,467 --> 00:10:24,965
.بازیگر فوق‌العاده‌ایه

151
00:10:24,990 --> 00:10:27,141
.راستش من زیاد سینما میرم

152
00:10:27,166 --> 00:10:28,543
.یه فرار از دنیای بیرونه، به گمونم

153
00:10:28,569 --> 00:10:29,978
.رابطه‌های توی فیلم‌ها

154
00:10:30,003 --> 00:10:30,873
.بله، ممنون، پاسبان

155
00:10:30,898 --> 00:10:32,033
.البته، قربان

156
00:10:55,367 --> 00:10:58,270
.اِه، نشونه‌هایی از درگیری

157
00:10:58,295 --> 00:11:00,097
راستش، قربان، فکر کنماینا وقتی اتفاق افتاد

158
00:11:00,122 --> 00:11:01,455
.که خانم بویل کشته شد

159
00:11:01,480 --> 00:11:02,912
...خانم بویل؟ خانم بویل دیگه

160
00:11:02,937 --> 00:11:05,039
...بله، قربان. آم

161
00:11:05,065 --> 00:11:06,480
.اون خانم توی ردیف اول

162
00:11:09,397 --> 00:11:11,267
.خب، حالش که به نظر خوب میاد

163
00:11:11,878 --> 00:11:13,112
.اوه

164
00:11:13,137 --> 00:11:16,240
.ببخشید، قربان. نه، توی نمایش کشته شد
.اون هم خفه شد

165
00:11:16,486 --> 00:11:18,455
،نه که نمایش رو دیده باشم
.اگرچه دوست دارم ببینم

166
00:11:18,481 --> 00:11:21,684
،نمایش آگاتا کریستیه
.و منم از معمای قتل خوب خوشم میاد

167
00:11:21,709 --> 00:11:23,711
.بله، ممنون، پاسبان

168
00:11:24,049 --> 00:11:25,084
.بله، قربان

169
00:11:34,058 --> 00:11:36,260
.با چوب اسکی اینجوری شده، قربان

170
00:11:36,348 --> 00:11:38,350
ظاهراً توی نمایش ازشون
.استفاده می‌کنن

171
00:11:38,375 --> 00:11:40,692
.و قبلاً هم گفتم، نمایش رو ندیدم

172
00:11:40,717 --> 00:11:44,254
و اون فرورفتیگه بزرگ روی جمجمه
.به خاطر چرخ خیاطیه

173
00:11:44,280 --> 00:11:46,749
.ظاهراً اول اتاق گریم کشته شده

174
00:11:46,774 --> 00:11:48,419
.بعد آوردنش اینجا

175
00:11:50,088 --> 00:11:52,036
.یه طور دیگه بخوام بگم، صحنه‌سازی کردن

176
00:11:54,301 --> 00:11:55,601
.ببخشید، قربان

177
00:12:03,734 --> 00:12:06,065
آره، همون چوب اسکیه
.که خورده توی صورتش، قربان

178
00:12:06,090 --> 00:12:08,789
.و ظاهراً از اونجا با چوب اسکی فرود اومده

179
00:12:09,764 --> 00:12:11,694
.اوه. ببخشید، قربان

180
00:12:11,975 --> 00:12:13,739
.دست خودم نبود

181
00:12:21,756 --> 00:12:22,918
ظاهراً اومده اینجا

182
00:12:22,943 --> 00:12:23,968
.لباس عوض کنه

183
00:12:26,247 --> 00:12:27,291
چرا؟

184
00:12:29,335 --> 00:12:32,317
[ 10مین اجرا ]

185
00:12:33,254 --> 00:12:36,799
.شب جشن صدمین اجرا بوده، قربان

186
00:12:36,824 --> 00:12:38,050
...اون یکی صفرش حتماً

187
00:12:38,076 --> 00:12:41,061
.حتماً وقتی قربانی روی کیک افتاده گم شده

188
00:12:41,087 --> 00:12:45,569
.و بعدشم روی میز لابسترها افتاده

189
00:12:51,927 --> 00:12:55,843
.بهم گفتن سگ مست کرده بوده، قربان

190
00:12:55,868 --> 00:12:58,757
.راستش از اونی که فکر می‌کردم باحال‌تر بود

191
00:13:05,034 --> 00:13:07,887
بعدشم رفته. کسی ندیدتش
.تا وقتی جسدش پیدا شده

192
00:13:07,913 --> 00:13:09,042
.درسته، قربان

193
00:13:11,032 --> 00:13:13,355
احتمال داره همه‌شون دستشون
تو یه کاسه باشه، قربان؟

194
00:13:17,197 --> 00:13:18,324
.هوم

195
00:13:30,216 --> 00:13:33,129
انگار قاتل سعی کرده
.زبون قربانی رو بکشه بیرون

196
00:13:33,154 --> 00:13:35,837
چرا یکی باید همچین کاری بکنه؟

197
00:13:35,862 --> 00:13:38,378
.ببخشید، سر بازرس

198
00:13:38,403 --> 00:13:39,561
.فقط «بازرس» خالی

199
00:13:39,586 --> 00:13:41,902
.بله. البته. بازرس

200
00:13:41,928 --> 00:13:43,583
.دوست ندارم مزاحم بشم، جدی میگم

201
00:13:43,608 --> 00:13:44,693
...چیزی بدتر از

202
00:13:44,718 --> 00:13:47,241
.پتولا اسپنسر، قربان
.مدیرِ برجستۀ تئاتر

203
00:13:47,266 --> 00:13:48,715
.بله، ممنون، پاسبان

204
00:13:48,740 --> 00:13:52,779
بهم بگید چقدر دیگه قصد دارید
ما رو اینجا گروگان نگه دارید؟

205
00:13:52,966 --> 00:13:54,198
یا قصدتون همینه؟

206
00:13:54,200 --> 00:13:56,902
«.بذار مجرم خودش رو لو بده»
(دیالوگی از نمایش‌نامۀ «هملت» از شکسپیر)

207
00:13:56,904 --> 00:13:58,236
همۀ مظنونین رو یه جا جمع کنین

208
00:13:58,238 --> 00:14:01,239
و به نوبت ازمون بازجویی کنین
تا معما حل بشه؟

209
00:14:01,241 --> 00:14:03,341
،مروین کاکر نوریس
.نمایش‌نویس مغرور

210
00:14:03,343 --> 00:14:05,045
.نمایش‌نویسِ مشهور درسته

211
00:14:05,945 --> 00:14:07,211
.ببخشید، قربان

212
00:14:07,213 --> 00:14:09,014
.نمی‌تونم دست‌خط خودمو بخونم

213
00:14:09,016 --> 00:14:11,217
البته به این معنی نیست
.که حتماً ما مظنونیم

214
00:14:13,921 --> 00:14:15,080
ما مظنونیم؟

215
00:14:16,489 --> 00:14:18,523
فقط اشاره‌ای بود به آگاتا کریستی

216
00:14:18,525 --> 00:14:20,491
،و تمایلش برای پایان داستان‌هاش

217
00:14:20,493 --> 00:14:23,063
...که کارآگاه تمام مظنونین رو

218
00:14:23,964 --> 00:14:26,197
...به جرئت می‌تونم بگم، اینطور نیست

219
00:14:26,199 --> 00:14:28,299
.لطفاً ادامه بدین -
.بله، ممنون، مروین -

220
00:14:28,301 --> 00:14:30,235
.بازرس، می‌خوام بدونین

221
00:14:30,237 --> 00:14:33,171
من خیلی برای پلیس متروپولیتن
(پلیس لندن)

222
00:14:33,173 --> 00:14:35,207
.احترام قائلم

223
00:14:35,209 --> 00:14:37,442
ولی، فکر می‌کنین تا فردا شب قبل نمایش

224
00:14:37,444 --> 00:14:39,111
بتونین کارتون رو تموم کنین؟

225
00:14:39,113 --> 00:14:40,245
.اوه، محض رضای خدا

226
00:14:40,247 --> 00:14:42,080
.جان ولف، تهیه کنندۀ محترم

227
00:14:42,082 --> 00:14:43,382
.بله، ممنون، پاسبان

228
00:14:43,385 --> 00:14:45,350
.دارن در مورد قتل تحقیق می‌کنن

229
00:14:45,352 --> 00:14:48,988
،مسلماً این اولویت داره
.حالا همۀ بلیت‌ها فروخته شده باشن یا نه

230
00:14:48,990 --> 00:14:51,210
،آره، همه‌چی برای تو طبق برنامه پیش میره
مگه نه، ولفی؟

231
00:14:51,235 --> 00:14:52,457
.می‌خوای اجراها تموم شن

232
00:14:52,459 --> 00:14:55,026
.اصلاً همچین چیزی نمی‌خوام

233
00:14:55,028 --> 00:14:56,562
.فقط شایسته‌ست این کارو بکنیم، همین

234
00:14:56,564 --> 00:14:59,231
.به احترامِ لئو تئاتر رو ببندیم

235
00:14:59,233 --> 00:15:00,533
.عجب مرگ غم‌انگیزی

236
00:15:00,536 --> 00:15:06,204
بازرس، التماس‌تون می‌کنم بیش از حد
.واکنش نشون ندین

237
00:15:06,206 --> 00:15:09,141
دوست ندارم اوضاع رو برات سخت کنم

238
00:15:09,143 --> 00:15:11,645
.و مستقیماً با مافوقت صحبت کنم

239
00:15:11,647 --> 00:15:13,513
،اصلاً دلمون نمی‌خواد اینجوری بشه
مگه نه خانم؟

240
00:15:13,515 --> 00:15:15,548
،ولی متأسفانه با توجه به شرایط موجود

241
00:15:15,550 --> 00:15:17,620
...دست احتیاط -
احتیاط؟ -

242
00:15:18,452 --> 00:15:20,051
.اون همین الآنشم مُرده

243
00:15:20,053 --> 00:15:21,587
.بله، خانم

244
00:15:21,589 --> 00:15:24,122
ولی تا وقتی که
،انگیزه‌ای برای قتل پیدا نکنیم

245
00:15:24,124 --> 00:15:26,291
کی می‌تونه بگه قضیه تمومه؟

246
00:15:26,293 --> 00:15:28,293
منظورت چیه؟

247
00:15:28,295 --> 00:15:31,063
.ما صرفاً مظنون نیستیم

248
00:15:31,065 --> 00:15:34,002
.قربانیِ بالقوه هم هستیم

249
00:15:35,469 --> 00:15:36,672
.اوه

250
00:15:37,271 --> 00:15:38,249
.هوم

251
00:15:38,706 --> 00:15:41,680
خدایا، توی عکس که نبودم، بودم؟
.حتماً افتضاح افتادم

252
00:15:49,485 --> 00:15:52,948
[ اسکاتلند یارد ]
[ ادارۀ مرکزی پلیس لندن ]

253
00:15:54,448 --> 00:16:02,448
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

254
00:16:07,034 --> 00:16:08,135
.ببخشید، قربان

255
00:16:17,679 --> 00:16:19,144
!استاپرد

256
00:16:19,146 --> 00:16:21,146
.بیا دفترم

257
00:16:20,760 --> 00:16:22,285
{\an۸}[ کمیسر ]

258
00:16:21,148 --> 00:16:23,281
.سلام، قربان

259
00:16:23,283 --> 00:16:24,550
چی فکر می‌کردی با خودت

260
00:16:24,552 --> 00:16:26,384
که سالن‌نمایش «امبسدورز» رو بستی؟

261
00:16:26,386 --> 00:16:28,086
.آه، روند انجام کار، قربان. صحنۀ جرمه

262
00:16:28,088 --> 00:16:31,389
نه، چیزی که هست
.یه فاجعۀ عمومیه

263
00:16:31,391 --> 00:16:32,525
چیِ عمومی قربان؟

264
00:16:32,527 --> 00:16:33,793
!استاکر -
.قربان -

265
00:16:33,795 --> 00:16:35,761
...بخوام رک ب

266
00:16:35,763 --> 00:16:36,829
.بله، لطفاً -
.بفرمایین -

267
00:16:36,831 --> 00:16:38,731
،بخوام رک بگم، بازرس

268
00:16:38,733 --> 00:16:42,400
.آخرین اشتباهت صفحۀ اول روزنامه‌هاست

269
00:16:40,884 --> 00:16:42,141
{\an۸}[ .مردک روانی کل «وست ‌اند» رو زیر نظر داره ]

270
00:16:42,165 --> 00:16:43,696
{\an۸}[ .مرگ مشکوک کارگردان هالیوودی ]

271
00:16:42,402 --> 00:16:43,669
،خیابون فلیت پر شده از اینا

272
00:16:43,671 --> 00:16:45,605
مثل مربای داغی که میریزی
.روی کلوچه‌های بخش دون
(در جنوب غربی انگلیس)

273
00:16:45,607 --> 00:16:49,283
.تو الآن مورد هدف خشم مردمی

274
00:16:49,309 --> 00:16:50,776
.حالا باید هرکاری می‌تونیم بکنیم

275
00:16:49,559 --> 00:16:51,449
{\an۸}[ همون نمایش پلیسیِ سادۀ خودمون رو بستن؟ ]

276
00:16:50,778 --> 00:16:53,679
.که گلوله‌ از تو رد نشه بیاد بخوره به من

277
00:16:53,681 --> 00:16:55,648
.آره، البته، قربان. بله -
.خوبه -

278
00:16:55,650 --> 00:16:57,617
.پس برو به تئاتر هم خبر بده

279
00:16:57,619 --> 00:16:59,384
...خب، با خودم گفتم دست احتیاط، بهتره

280
00:16:59,386 --> 00:17:00,786
وزیر کشور

281
00:17:00,788 --> 00:17:03,656
.یکی از دوستان نزدیک آگاتا کریستیه

282
00:17:03,658 --> 00:17:06,091
.برادر زنش رکس هریسون‌ه

283
00:17:06,093 --> 00:17:07,158
.بازیگر فوق‌العاده‌ایه

284
00:17:07,160 --> 00:17:08,693
.بله، ممنون، پاسبان -
.قربان -

285
00:17:08,696 --> 00:17:11,363
راستش به نفع‌مون شد که مطبوعات
.اینجوری حواس‌شون پرته

286
00:17:11,365 --> 00:17:14,767
یعنی می‌تونیم قتل‌های
.ریلینگتون پلیس» رو تحت کنترل بگیریم»

287
00:17:14,769 --> 00:17:17,837
.«قتل‌های «ریلینگتون پلیس
بله. چی هستش؟

288
00:17:17,839 --> 00:17:19,658
.پشمام

289
00:17:19,660 --> 00:17:21,514
نشنیدی؟

290
00:17:21,516 --> 00:17:23,601
.یه قاتل زنجیره‌ایِ فراری داریم

291
00:17:23,603 --> 00:17:26,086
فکر که نکردی همه این کارها
برای توئه، مگه نه؟

292
00:17:27,710 --> 00:17:29,298
.نه، نه

293
00:17:29,300 --> 00:17:31,584
.البته که نه

294
00:17:31,587 --> 00:17:35,280
همۀ نیروها‌مون به این تحقیقات دیگه
اختصاص داده شدن؟

295
00:17:35,282 --> 00:17:37,767
.نه، همه‌شون نه

296
00:17:37,769 --> 00:17:40,860
فهمیدم که دیشب با
خانم پاسبان استاکر آشنا شدی؟

297
00:17:40,862 --> 00:17:42,319
.آشنا شدم، بله

298
00:17:42,321 --> 00:17:43,849
.پاسبان -
.بازرس -

299
00:17:43,851 --> 00:17:47,993
.یه افسر بسیار قابله

300
00:17:47,996 --> 00:17:50,680
یا حداقل وقتی درست راهنمایی بشه
.اینجوری میشه

301
00:17:51,270 --> 00:17:52,967
...ببخشید، قربان، مطمئن نیستم که

302
00:17:52,993 --> 00:17:54,247
...نمی‌خواین که با

303
00:17:54,272 --> 00:17:56,996
چرا، می‌خوام. می‌خوام راه و چاه کار
.رو بهش یاد بدی

304
00:17:57,022 --> 00:18:00,724
امیدوارم یکم از اشتیاقش به کار
.به تو هم سرایت کنه

305
00:18:00,749 --> 00:18:03,090
.ولی، گلوله، قربان
...برای اونه که

306
00:18:03,116 --> 00:18:05,518
.دیگه بحث نکن، استاپرد

307
00:18:05,543 --> 00:18:08,463
.من واسه خودم به عنوان یه نوگرا شهرتی دارم

308
00:18:08,488 --> 00:18:10,536
.باید همینطور حفظش کنم

309
00:18:10,562 --> 00:18:13,446
من ملا عام اعلام کرده‌ام

310
00:18:13,472 --> 00:18:16,605
.که زنان آیندۀ نیروی پلیس هستن

311
00:18:16,631 --> 00:18:19,479
.قطعاً، قربان، موافقم

312
00:18:19,504 --> 00:18:20,601
ولی ما که دنبال

313
00:18:20,626 --> 00:18:22,121
...شکلات گم‌شده -
شکلات -

314
00:18:22,146 --> 00:18:23,745
.یا یه دوچرخه غراضۀ گم‌شده نیستیم که

315
00:18:23,770 --> 00:18:26,334
،تحقیقات قتله
.و اونم بی‌تجربه‌ست

316
00:18:26,360 --> 00:18:30,213
اونا توی جنگ بی‌تجربه بودن

317
00:18:30,238 --> 00:18:31,980
.از جری بپرس تهش چی شد

318
00:18:32,005 --> 00:18:33,501
...بله، قربان. ولی، آه

319
00:18:33,742 --> 00:18:34,815
...می‌تونی -
ها؟ -

320
00:18:34,840 --> 00:18:37,969
.که بری...
.ممنون

321
00:18:38,901 --> 00:18:40,508
.کمیسر -
.بازرس -

322
00:18:41,247 --> 00:18:43,202
.پاسبان -
.بازرس -

323
00:18:44,425 --> 00:18:46,412
.کمیسر -
.پاسبان -

324
00:18:46,815 --> 00:18:49,157
.بازم به خاطر دیشب معذرت می‌خوام، قربان

325
00:18:49,182 --> 00:18:50,288
...با اون بارون و اون قضایا

326
00:18:50,313 --> 00:18:52,239
.کاریه که شده، پاسبان. عیبی نداره

327
00:18:58,806 --> 00:18:59,889
حالتون خوبه؟

328
00:18:59,915 --> 00:19:04,122
آره. آدرس قربانی رو داریم؟

329
00:19:04,148 --> 00:19:09,327
،آره. «لورل کانیون
.«هالیوود، ایالات متحده آمریکا

330
00:19:10,069 --> 00:19:12,698
توی انگلستان کجا اقامت داشته، پاسبان؟

331
00:19:14,543 --> 00:19:16,259
...اوه. آم

332
00:19:16,285 --> 00:19:17,902
.صحیح

333
00:19:38,385 --> 00:19:41,013
،صادقانه بگم آقای کوپرنیک
(لهجۀ فرانسوی داره و از کلمات فرانسوی استفاده می‌کنه)

334
00:19:41,225 --> 00:19:42,812
.مهمونِ خیلی خوبی نبود

335
00:19:42,838 --> 00:19:44,062
قسط عقب افتاده داشت، مگه نه؟

336
00:19:44,088 --> 00:19:47,897
.نه، ولی اجارۀ اتاقش رو نداد

337
00:19:47,923 --> 00:19:49,230
.آقای ولف پولشو داد

338
00:19:49,256 --> 00:19:50,366
.هوم

339
00:19:51,878 --> 00:19:53,802
اهل کدوم قسمت فرانسه هستی، جناب؟

340
00:19:54,656 --> 00:19:55,752
.بلژیک
(در بلژیک ۴۰ درصد مردم فرانسوی صحبت می‌کنن)

341
00:19:56,030 --> 00:19:57,748
.صحیح

342
00:20:04,878 --> 00:20:06,638
.ماشالله

343
00:20:08,004 --> 00:20:10,457
.عجب خوک‌دونیِ کثیفی

344
00:20:10,482 --> 00:20:13,136
توی هتل «ساووی» اتاق‌ها رو تمیز نمی‌کنن؟

345
00:20:13,162 --> 00:20:15,153
.با احترام، این یکی رو نه

346
00:20:15,750 --> 00:20:16,817
.هوم

347
00:20:16,842 --> 00:20:19,236
.خدمتکارها، از این کار امتناع می‌کنن

348
00:20:19,402 --> 00:20:23,170
،بهشون پول بیشتر پیشنهاد دادیم
.ولی بازم گفتن نه

349
00:20:23,931 --> 00:20:25,064
حادثه‌ای

350
00:20:26,004 --> 00:20:28,561
.رُخ داده بود

351
00:20:28,563 --> 00:20:32,399
با وجود آقای کوپرنیک
.همیشه یه حادثه رخ می‌داد

352
00:20:38,271 --> 00:20:39,306
.هوم

353
00:20:39,436 --> 00:20:43,541
[ نویسنده مروین کارکر نوریس ]

354
00:20:51,384 --> 00:20:52,419
.اوه

355
00:20:53,320 --> 00:20:54,771
.ممنون، پاسبان

356
00:20:54,774 --> 00:20:56,913
.اوه. ببخشید، قربان

357
00:20:56,915 --> 00:20:59,424
هیچکدوم از این حادثه‌ها به خشونت ختم نشد؟

358
00:20:59,927 --> 00:21:02,174
.چرا. یک بار
(فرانسوی)

359
00:21:04,031 --> 00:21:05,831
!چطور جرئت می‌کنی بهم بگی نویسندۀ بد

360
00:21:05,833 --> 00:21:07,133
.اینو نگفتم
.گفتم فیلم‌نامۀ بدیه

361
00:21:07,135 --> 00:21:09,902
با این محدودیت‌های این ژانر
،از این بهتر نمی‌تونستم

362
00:21:09,904 --> 00:21:11,504
!و ولف هم خیلی خوشش اومده بود

363
00:21:11,506 --> 00:21:13,973
ولف فرق بین فیلم‌نامۀ
.خوب و بد رو تشخیص نمیده

364
00:21:13,975 --> 00:21:16,675
!کصشره -
!نه نیست! همش نه -

365
00:21:16,677 --> 00:21:18,011
!خیلی‌خب، چیزی که من خوندم کصشره

366
00:21:18,036 --> 00:21:20,846
داری میگی اصلاً تا تهش رو هم نخوندی؟

367
00:21:20,848 --> 00:21:21,954
،به اندازۀ کافی خوندم، رفیق

368
00:21:21,956 --> 00:21:23,769
!که بفهمم توی ده صفحۀ اول کسی نمی‌میره

369
00:21:23,771 --> 00:21:25,952
!مردک حقه‌باز! بدش به من

370
00:21:25,954 --> 00:21:27,565
!گوش کن. گوش کن. گوش کن -
...بدش -

371
00:21:27,567 --> 00:21:29,512
!ما باید مسیرمون رو به کل عوض کنیم

372
00:21:36,392 --> 00:21:39,987
،به خاطر این کار می‌کشمت، کوپرنیک
!مردک حروم‌زاده

373
00:21:43,824 --> 00:21:46,732
.خب تموم شد دیگه، قربان
.همین حرف خودش مثل اعتراف می‌مونه

374
00:21:46,757 --> 00:21:49,443
.بیا زود قضاوت نکنیم، پاسبان

375
00:21:49,677 --> 00:21:50,987
.نه، قربان

376
00:21:51,012 --> 00:21:53,541
حداقل کاری که می‌تونیم بکنیم
.اینه با اون سمت ماجرا هم صحبت کنیم

377
00:21:53,614 --> 00:21:55,521
.بله، قربان
.کاکر نوریس، قربان

378
00:21:56,083 --> 00:21:57,926
[ .زود قضاوت نکن ]

379
00:21:57,952 --> 00:21:59,604
گو ببینم، همه‌چیو توی همون

380
00:21:59,630 --> 00:22:01,747
دفترچۀ کوچولو یادداشت می‌کنی؟

381
00:22:01,772 --> 00:22:03,856
.فقط اگه مهم باشه، قربان

382
00:22:03,994 --> 00:22:05,716
از کجا می‌فهمی مهمه؟

383
00:22:06,918 --> 00:22:08,604
،خب

384
00:22:08,630 --> 00:22:12,766
آه، یه جورایی همینطور که پیش میریم
،همه‌چیز رو می‌نویسم

385
00:22:12,768 --> 00:22:15,018
و وقتی که بفهمم چی مهمه
،زیرش رو خط می‌کشم

386
00:22:15,020 --> 00:22:17,372
اینجوری می‌دونیم که چیزهای مهم رو
.از قبل توی دفترچه نوشتم

387
00:22:19,953 --> 00:22:21,507
.پس همه‌چیو می‌نویسی

388
00:22:21,509 --> 00:22:22,782
.آره، همه‌چیز

389
00:22:23,410 --> 00:22:24,952
.منم همین فکرو می‌کردم

390
00:22:37,124 --> 00:22:38,557
.فکر کنین خونۀ خودتونه

391
00:22:38,559 --> 00:22:40,785
.دقیقاً موقع چاشت رسیدین

392
00:23:02,016 --> 00:23:03,473
.اوه

393
00:23:13,594 --> 00:23:14,615
!اوه

394
00:23:21,538 --> 00:23:24,103
،بابت این به‌هم ریختگی عذر می‌خوام

395
00:23:24,128 --> 00:23:26,396
.تحقیقاتم برای یک فیلمه

396
00:23:26,421 --> 00:23:29,380
،بیانیه‌های پلیس، گزارش‌های دادگاه
.تیکه‌های روزنامه

397
00:23:29,405 --> 00:23:31,954
تله‌موش» در حقیقت»
.بر اساسِ یک پروندۀ واقعیه

398
00:23:32,848 --> 00:23:34,459
چاییِ گزنه می‌خواین؟

399
00:23:34,484 --> 00:23:37,004
متوجهم که وقت کافی نداشتین

400
00:23:37,029 --> 00:23:38,783
...تا با مرگ آقای کوپرنیک کنار بیاین، ولی

401
00:23:38,808 --> 00:23:40,714
درسته که زبونش رو کشیدن بیرون؟

402
00:23:40,739 --> 00:23:42,581
متأسفانه نمی‌تونم جزئیات

403
00:23:42,606 --> 00:23:43,715
.تحقیقات جاری رو فاش کنم

404
00:23:43,740 --> 00:23:44,924
.حال به‌هم زن بود

405
00:23:44,926 --> 00:23:47,591
<i>خسته شدم اینقدر کار کردم</i>

406
00:23:47,828 --> 00:23:49,224
چی؟

407
00:23:49,830 --> 00:23:51,695
<i>!دارم دیوونه میشم</i>

408
00:23:59,147 --> 00:24:03,712
.اون جیوه. برادرزاده‌امه. خیلی کله خره

409
00:24:03,738 --> 00:24:05,370
.با خودم میگم شاید به خاطر این همه بخاره

410
00:24:05,413 --> 00:24:06,978
.می‌دونی، بخارِ موادِ شیمیایی

411
00:24:06,980 --> 00:24:09,027
.یه آکنده‌سازِ تازه‌کاره
(کندن پوست جانوران، دباغی و پر کردن آنان)

412
00:24:09,053 --> 00:24:12,274
.خیلی به مرگ‌های اینجوری علاقه داره

413
00:24:12,299 --> 00:24:14,777
.بهش میگم کلکسیون پرنده‌های استومفالیسی
(پرنده‌های افسانه‌ای)

414
00:24:15,013 --> 00:24:16,005
.هوم

415
00:24:16,030 --> 00:24:19,846
.این علاقه به مرگش فقط وابسته به پرنده‌هاست

416
00:24:22,561 --> 00:24:24,360
می‌خواستین در مورد لئو ازم بپرسین؟

417
00:24:24,385 --> 00:24:26,751
شنیدیم توی «ساووی» با هم بحث کردین

418
00:24:26,776 --> 00:24:28,865
.و متوجه شدم نصفۀ دیگۀ این دست توئه

419
00:24:34,454 --> 00:24:37,979
.بازرس، اون یه دعوای ساده بود
.چیز خاصی نبود

420
00:24:37,981 --> 00:24:40,411
.اون بخش رو بخون. آره

421
00:24:40,413 --> 00:24:43,814
،به خاطر این کار می‌کشمت، کوپرنیک »
« !مردک حروم‌زاده

422
00:24:46,887 --> 00:24:48,130
...خب، معلومه که، من

423
00:24:48,155 --> 00:24:50,066
...اشتباه برداشت کردین، من

424
00:24:50,091 --> 00:24:54,804
وقتی اون حرف‌ها رو زدم حسابی
.عصبانی و تحریک شده بودم

425
00:24:54,829 --> 00:24:57,453
.فقط یکم با هم اختلاف نظر داشتیم، همین

426
00:24:57,898 --> 00:24:59,542
.هوم

427
00:24:59,567 --> 00:25:01,403
تله‌موش» رو دوست داشتی؟»

428
00:25:02,144 --> 00:25:03,849
اوه، آره، نمایش رو میگی؟ -
.آره -

429
00:25:03,874 --> 00:25:06,051
.آره، آ... هنوز ندیدمش

430
00:25:06,053 --> 00:25:07,113
،خب، اگه دوست داری

431
00:25:07,115 --> 00:25:08,308
...می‌تونم خلاصه‌شو -
.نه، نه، نه -

432
00:25:08,310 --> 00:25:10,997
.کلیت ماجرا رو می‌دونم
یه داستان پلیسیِ ساده‌ست دیگه، درسته؟

433
00:25:10,999 --> 00:25:14,649
،پس، یه جنازه داری، یه کارآگاه

434
00:25:14,651 --> 00:25:17,569
بعدش همینجوری کشکی کشکی

435
00:25:17,571 --> 00:25:19,962
همۀ مظنونین توی یه خونه دور از شهر
.دور هم جمع میشن

436
00:25:19,987 --> 00:25:21,343
.خلاصه‌اش همینه

437
00:25:21,368 --> 00:25:24,580
کارِ ما اینه که این سری وقایع بعید رو

438
00:25:24,606 --> 00:25:26,326
برای مخاطب‌هایی با درجۀ هوشیِ متوسط

439
00:25:26,351 --> 00:25:28,999
جوری به نمایش بذاریم
.که زیاد به کسی برنخوره

440
00:25:29,113 --> 00:25:30,701
،کاری نداره

441
00:25:30,726 --> 00:25:31,886
.فلش‌بک

442
00:25:32,066 --> 00:25:33,686
.نه

443
00:25:34,077 --> 00:25:35,497
نه چی؟

444
00:25:35,633 --> 00:25:37,107
.فلش‌بک نمی‌ذاریم

445
00:25:37,132 --> 00:25:39,406
،فلش‌بک‌ها نشونۀ حماقت و تنبلیه
و به جریان داستان هم

446
00:25:39,431 --> 00:25:40,503
.لطمه وارد می‌کنن

447
00:25:40,625 --> 00:25:44,262
از نظر من، اونا آخرین سنگرِ
.یه ذهن با خلاقیت رو به افول هستن

448
00:25:44,712 --> 00:25:45,624
بعدش چی؟

449
00:25:45,646 --> 00:25:48,486
یه نوشته که روی صفحه بنویسه
سه هفته بعد»؟»

450
00:25:48,511 --> 00:25:50,805
[ سه هفته بعد ]

451
00:25:51,752 --> 00:25:54,219
.مرو. مرو، بیخیال شو دیگه

452
00:25:54,221 --> 00:25:55,765
.مسخره بازیه. در رو باز کن

453
00:25:55,767 --> 00:25:57,608
.تا ولف نیاد از اینجا نمیام بیرون

454
00:25:59,903 --> 00:26:01,178
اینبار چی شده؟

455
00:26:01,203 --> 00:26:02,815
.بهت میگم چی شده

456
00:26:02,841 --> 00:26:04,099
،یه پایان بندیِ جدید نوشتم

457
00:26:04,101 --> 00:26:06,953
کاکامیمی ناویس» اینجا واسه ما»
.خودشو توی دستشویی حبس کرده

458
00:26:06,979 --> 00:26:08,777
جایگزین تعقیب و گریز با ماشین؟

459
00:26:08,803 --> 00:26:09,968
.یه چیزی اضافه بر اونه

460
00:26:09,970 --> 00:26:14,006
«به گمونم فکر می‌کنه «دنومان(پایان بندی)
.همون «تیراندازی» به انگلیسیه
(کلمۀ فرانسوی)

461
00:26:14,008 --> 00:26:15,674
،میشه حداقل اول به حرفم گوش کنی

462
00:26:15,676 --> 00:26:18,043
و بعد بگی خوشت نیومده؟

463
00:26:18,045 --> 00:26:21,847
.بیخیال، واسه‌ات طراحی‌شون کردم
.یالا، بگیر بشین

464
00:26:21,849 --> 00:26:25,050
چرا نمیشه کارآگاه همه رو
توی اتاق پذیرایی جمع کنه

465
00:26:25,052 --> 00:26:27,386
بعد بگه قاتل کی بوده؟

466
00:26:27,388 --> 00:26:30,655
.چرا؟ چون قدیمی شده، سناریو خسته‌است

467
00:26:30,657 --> 00:26:32,024
.هزار بار اتفاق افتاده

468
00:26:32,026 --> 00:26:35,194
پس کی به مخاطب‌ها توضیح میده
چه اتفاقی داره میفته؟

469
00:26:35,196 --> 00:26:36,299
.هیچکس

470
00:26:36,301 --> 00:26:38,273
.نمی‌دونم. قاتل

471
00:26:38,275 --> 00:26:39,947
حالا می‌بینی مجبورم با چی
سر و کله بزنم؟

472
00:26:39,949 --> 00:26:41,832
میشه لطفاً بشینین؟

473
00:26:41,858 --> 00:26:44,507
،خب، یه خونۀ دور از شهر

474
00:26:44,533 --> 00:26:48,082
همۀ مظنونین توی اتاق پذیرایی جمع شدن، صحیح؟

475
00:26:48,084 --> 00:26:50,458
،تا اینجاش خیلی خواب‌آوره

476
00:26:50,460 --> 00:26:52,869
،ناگهان، برق‌ها قطع میشه

477
00:26:53,871 --> 00:26:57,913
قهرمان‌مون کُلت مخصوصش رو به دست می‌گیره
،و به سالن میره

478
00:26:59,625 --> 00:27:02,010
،قاتل گروگان داره
.نمی‌تونه درست شلیک کنه

479
00:27:02,980 --> 00:27:04,384
!یهو، بووم

480
00:27:04,386 --> 00:27:06,125
اتاق میره رو هوا

481
00:27:07,128 --> 00:27:08,188
!شترق! شترق

482
00:27:08,231 --> 00:27:09,990
.قهرمان‌مون به قاتل شلیک می‌کنه

483
00:27:10,055 --> 00:27:11,316
!یکی توی شکم

484
00:27:11,318 --> 00:27:13,109
!یکی توی زانو

485
00:27:13,111 --> 00:27:14,273
...بعدش، یهویی

486
00:27:16,367 --> 00:27:18,194
.تفنگ لعنتیش گیر می‌کنه

487
00:27:18,196 --> 00:27:19,357
.بی‌دفاع میشه

488
00:27:21,152 --> 00:27:22,287
.شرمنده، این یکی نبود

489
00:27:23,278 --> 00:27:24,341
.واقعاً معذرت می‌خوام

490
00:27:25,272 --> 00:27:26,333
.بی‌دفاع میشه

491
00:27:27,730 --> 00:27:30,321
،قاتل داره می‌میره ولی نمُرده

492
00:27:31,318 --> 00:27:32,419
،نشونه می‌گیره

493
00:27:33,154 --> 00:27:35,087
.بووم! شلیک می‌کنه

494
00:27:35,089 --> 00:27:36,455
،یهو از آسمون

495
00:27:36,457 --> 00:27:39,358
همکارِ پلیسِ قهرمان‌مون به صورت
!صحنه آهسته شیرجه می‌زنه

496
00:27:39,360 --> 00:27:40,394
!یه گلوله می‌خوره

497
00:27:42,396 --> 00:27:48,367
قهرمان‌مون همکارش رو مثل بچه‌اش
.در آغوش می‌گیره

498
00:27:48,368 --> 00:27:51,172
.صورتش مخلوطی از احساساته

499
00:27:52,573 --> 00:27:55,042
،دوربین رو روی این جهنم نگه می‌داریم

500
00:27:56,852 --> 00:27:59,388
بعدش با یه پَن رو می‌بریم
.روی یه پیش‌خدمتِ مُرده
(حرکت افقی دوربین)

501
00:28:01,639 --> 00:28:03,642
.هنک ویلیامز ما رو ترک می‌کنه

502
00:28:04,919 --> 00:28:05,952
<i>.من نور رو دیدم</i>

503
00:28:13,929 --> 00:28:16,397
.بدت اومد -
.نه، نه، بدم نیومد -

504
00:28:16,422 --> 00:28:18,633
.ولی خوشت هم نیومد -
!معلومه که خوشش نیومد -

505
00:28:18,658 --> 00:28:19,931
،مضحکه

506
00:28:19,933 --> 00:28:22,401
.و اصلاً با بقیۀ فیلم هم‌خونی نداره

507
00:28:22,403 --> 00:28:23,503
کی اهمیت میده؟

508
00:28:23,505 --> 00:28:25,505
.مخاطب‌ها فقط ۲۰ دقیقۀ آخر یادشون می‌مونه

509
00:28:25,507 --> 00:28:27,072
.پاپی‌کاکی‌ه
(چرت و پرت)

510
00:28:27,074 --> 00:28:28,840
.هیچکاکی‌ه، درواقع

511
00:28:28,842 --> 00:28:30,244
از کجا تفنگ میاره؟

512
00:28:30,518 --> 00:28:31,644
!طرف پلیسه

513
00:28:31,646 --> 00:28:34,146
.پلیس‌های انگلیس مسلح نیستن

514
00:28:34,148 --> 00:28:36,248
چی؟ چطور آدم بدا رو می‌کشن؟

515
00:28:36,250 --> 00:28:37,282
.نمی‌کشن

516
00:28:37,284 --> 00:28:40,520
.ازشون می‌خوان به نام قانون وایستن

517
00:28:40,522 --> 00:28:42,131
.ها

518
00:28:42,133 --> 00:28:43,475
،خب، طرف توی جنگ بوده

519
00:28:43,477 --> 00:28:45,882
.پس هفت‌تیرِ اون دورانش رو نگه‌داشته

520
00:28:45,908 --> 00:28:48,830
.لعنتی، باید یه وقت دیگه ادامه‌اش بدیم

521
00:28:50,432 --> 00:28:52,815
.بگو ببینم، مرو

522
00:28:52,927 --> 00:28:55,914
اتاقت رو بهم قرض میدی؟

523
00:28:56,085 --> 00:28:57,863
.فقط واسه امشب

524
00:28:57,888 --> 00:29:01,043
یه کد بانو (دیم) الآن بیرون منتظره که
.می‌خوام تحت تأثیر قرار بدمش
(در پانتومیم به مردی که نقش زن بازی می‌کنه میگن)

525
00:29:01,078 --> 00:29:03,160
.واقعاً یه کد بانوئه

526
00:29:04,144 --> 00:29:06,850
،و، خب، می‌دونی

527
00:29:06,876 --> 00:29:09,448
.اتاقِ من که توی هتل «ساووی» نیست

528
00:29:09,483 --> 00:29:11,981
فکر می‌کردم که دقیقاً
.اتاقش توی هتل «ساووی» هست

529
00:29:12,007 --> 00:29:15,013
.نه، تا یه ماه بعد اونجا اقامت نداشت

530
00:29:15,155 --> 00:29:18,296
و وقتی که این کارو کرد
.کمپانی تهیه کنندۀ فیلم پول اتاقش رو داد

531
00:29:18,321 --> 00:29:20,596
هیچ‌وقت نمی‌فهمم چطور
.با زرنگی به همچین چیزی رسید

532
00:29:21,203 --> 00:29:24,012
،یا باید مدیر برنامه‌هام رو عوض کنم
.یا از ولف آتو داشته

533
00:29:24,360 --> 00:29:25,463
.هوم

534
00:29:29,550 --> 00:29:31,421
تا به‌حال اون زن‌ها رو دیدی؟

535
00:29:31,511 --> 00:29:33,058
کی بودن؟

536
00:29:33,083 --> 00:29:35,189
,دخترایی که در دوران جنگ ملاقات کرده بود

537
00:29:35,214 --> 00:29:37,318
.که سطح توقع پایین و عزت نفسِ پایین‌تر داشتن

538
00:29:37,344 --> 00:29:38,915
.هیچ‌وقت ندیدم‌شون

539
00:29:41,188 --> 00:29:42,226
.صبر کن ببینم

540
00:29:43,642 --> 00:29:44,744
.اشتباه کردم

541
00:29:47,087 --> 00:29:48,508
.مرو! بیخیال

542
00:29:48,740 --> 00:29:50,556
،وقتی گفتم باید فیلم‌نامه رو پاره کنیم

543
00:29:50,558 --> 00:29:52,135
!منظورم این نبود واقعاً پاره کنیم

544
00:29:55,661 --> 00:29:56,883
.سلام، لئو

545
00:29:57,042 --> 00:29:58,251
اون اینجا چیکار می‌کنه؟

546
00:29:59,383 --> 00:30:01,035
!اون پسرِ کوپرنیک بوده

547
00:30:01,060 --> 00:30:02,284
.انگار سیب رو از وسط نصف کنی

548
00:30:02,478 --> 00:30:03,634
مادرش چی؟

549
00:30:03,660 --> 00:30:07,210
.خیلی خوب ندیدمش
.یه دختر ساده، خیلی صمیمانه

550
00:30:08,088 --> 00:30:09,773
موهای سیاه، یه عینک

551
00:30:09,798 --> 00:30:10,857
با فریم‌های بزرگ

552
00:30:11,879 --> 00:30:13,922
.خب، با هم رابطه داشتن، قربان
<i>.شرشِی له فِم</i>

553
00:30:13,947 --> 00:30:14,889
چی؟

554
00:30:14,915 --> 00:30:16,549
:به فرانسوی بود، قربان. یعنی
.«دنبال زنه بگردین»

555
00:30:16,551 --> 00:30:18,942
.می‌دونم یعنی چی، پاسبان
کدوم زن؟

556
00:30:18,968 --> 00:30:21,521
.مادرِ پسرِ نامشروعِ کوپرنیک

557
00:30:21,523 --> 00:30:23,422
،کاکر نوریس اسمش یادش نبود

558
00:30:23,424 --> 00:30:25,123
ولی شرط می‌بندم توی اون
.دفترچۀ سیاهِ کوچولو هست

559
00:30:25,125 --> 00:30:27,292
.همونی که توی اتاق هتل پیدا کردین، قربان

560
00:30:27,294 --> 00:30:29,027
.پیداش کنیم، به جواب می‌رسیم

561
00:30:29,029 --> 00:30:30,962
باید یه نفر رو برای چهره‌نگاری بفرستیم

562
00:30:30,964 --> 00:30:32,314
.قبل از اینکه همه‌چی یادش بره

563
00:30:34,979 --> 00:30:37,711
دوباره دارم همون کار رو
می‌کنم، مگه نه، قربان؟

564
00:30:37,713 --> 00:30:39,702
.دارم زود قضاوت می‌کنم -
.بله، پاسبان -

565
00:30:39,704 --> 00:30:40,983
.یکم

566
00:30:40,985 --> 00:30:42,031
.ببخشید

567
00:30:42,343 --> 00:30:43,384
.پاسبان

568
00:30:45,659 --> 00:30:47,698
.مأموریتِ خیلی مهمی برات دارم

569
00:30:47,700 --> 00:30:49,012
.اوهوم

570
00:30:49,014 --> 00:30:51,316
می‌خوام که یه باجۀ تلفن پیدا کنی

571
00:30:51,318 --> 00:30:52,657
زنگ بزنی به مرکز

572
00:30:52,659 --> 00:30:55,613
آدرسِ جان ولف، تهیه کنندۀ فیلم رو بگیری

573
00:30:55,615 --> 00:30:56,714
.و من همینجا منتظرت می‌مونم

574
00:30:56,716 --> 00:30:59,604
،«کمپانی رومولوس فیلمز، خیابان سوهو»
.از قبل نوشتمش، قربان

575
00:31:00,413 --> 00:31:02,029
جدی؟ -
.اوهوم -

576
00:31:04,485 --> 00:31:05,894
.صحیح

577
00:31:06,266 --> 00:31:07,693
.آفرین -
.ممنون -

578
00:31:08,969 --> 00:31:10,191
بریم؟

579
00:31:15,066 --> 00:31:18,571
[ استودیویِ شپرتون ]

580
00:31:21,982 --> 00:31:23,361
.پیغام براتون اومده

581
00:31:26,019 --> 00:31:27,522
خبر بده؟

582
00:31:27,556 --> 00:31:28,770
.از طرف استودیوئه

583
00:31:28,796 --> 00:31:30,765
گریس کلی توی یکی از فیلم‌های هیچکاک
.برای کمپانی وارنر بازی می‌کنه

584
00:31:30,767 --> 00:31:32,637
.پس «ام» رو بگیر برای ایشالا دفعۀ بعد
(«اشاره به فیلم «ام را به نشانه مرگ بگیر)

585
00:31:32,639 --> 00:31:34,114
گریس کلی؟ -
.بله -

586
00:31:34,140 --> 00:31:35,577
توی نقشی که قولش رو به شیلا دادین؟

587
00:31:35,579 --> 00:31:37,549
.آره، درسته

588
00:31:37,575 --> 00:31:40,289
.واسه همین این خبر خیلی خوبیه

589
00:31:42,403 --> 00:31:44,014
اَن؟

590
00:31:44,040 --> 00:31:45,050
عزیزم، چی شده؟

591
00:31:45,076 --> 00:31:47,305
.می‌دونی که آدم باید سر قول‌هاش بمونه

592
00:31:47,374 --> 00:31:48,387
منظورت چیه؟

593
00:31:48,412 --> 00:31:49,949
منظورم اینه چند ماه قبل بهم قول دادی
.یه شب منو ببری بیرون

594
00:31:49,974 --> 00:31:51,396
.اخیراً خیلی سرم شلوغ بوده

595
00:31:51,398 --> 00:31:52,507
.آره، می‌دونم. خودم دستیارتم

596
00:31:52,509 --> 00:31:54,373
قول میدم به محض اینکه
...وقت خالی داشته باشم

597
00:31:54,375 --> 00:31:55,781
.خب، چهارشنبه که وقتت خالیه

598
00:31:55,783 --> 00:31:57,481
جدی؟ مطمئنی؟ -
.اوهوم. آره -

599
00:31:57,483 --> 00:31:59,216
...فکر می‌کردم که -
.نه -

600
00:31:59,218 --> 00:32:00,689
.نه، البته که تو بهتر می‌دونی

601
00:32:00,691 --> 00:32:02,522
.هرچی نباشه دستیارمی

602
00:32:02,524 --> 00:32:04,322
.خب پس مشخص شد. یه قراره

603
00:32:04,324 --> 00:32:05,490
.قول میدم ببرمت بیرون

604
00:32:05,492 --> 00:32:07,325
متأسفانه آقای ولف
،دیگه باید برین

605
00:32:07,327 --> 00:32:08,461
.وگرنه دیرتون میشه

606
00:32:08,462 --> 00:32:10,230
.درسته. ممنون -
.اوهوم -

607
00:32:11,331 --> 00:32:12,297
.نه، جدی میگم

608
00:32:12,299 --> 00:32:13,566
.واقعاً باید برگردی به رومیلس

609
00:32:13,568 --> 00:32:15,019
.اوه، صحیح. آره. باشه -
.آره -

610
00:32:17,258 --> 00:32:20,561
[ رومیلس فیلمز ]

611
00:32:24,077 --> 00:32:27,022
خیلی هیجان‌انگیزه، مگه نه، قربان؟

612
00:32:27,047 --> 00:32:28,287
به گمونم این مدل چیزها بود

613
00:32:28,289 --> 00:32:30,458
که باعث شد بخوای پلیس بشی، مگه نه؟

614
00:32:33,625 --> 00:32:37,933
.من؟ راستش قصدش رو نداشتم همینجوری شد

615
00:32:38,251 --> 00:32:39,885
،بعد از جنگ نیرو لازم داشتن

616
00:32:39,910 --> 00:32:41,512
...منم پول لازم داشتم، پس

617
00:32:43,253 --> 00:32:45,459
نه، راست میگم. ساعات کاری کم معاشرتی داره

618
00:32:45,485 --> 00:32:48,150
،ولی من تایپ بلد نیستم و تو خونم نیست

619
00:32:48,176 --> 00:32:50,679
.واسه همین نمی‌تونستم منشی بشم

620
00:32:50,705 --> 00:32:51,734
.هوم

621
00:32:56,736 --> 00:32:58,328
اشکالی نداره چندتا سؤال بپرسم، قربان؟

622
00:32:58,353 --> 00:33:00,343
فقط اینکه چند ماهِ دیگه
،امتحان گروهبانی دارم

623
00:33:00,368 --> 00:33:02,987
و یکی دو تا سؤال دارم که دوست دارم
.جواب‌تون رو بدونم

624
00:33:03,040 --> 00:33:04,141
،راستش، پاسبان

625
00:33:04,166 --> 00:33:06,324
...الآن یادم اومد که

626
00:33:06,350 --> 00:33:08,472
.وقت دندون ‌پزشکی دارم

627
00:33:08,498 --> 00:33:11,038
.ببخشید، قربان. نمی‌دونستم درد دندون دارین

628
00:33:11,064 --> 00:33:12,275
.یه معاینۀ معمولیه

629
00:33:12,301 --> 00:33:14,023
من چیکار کنم قربان؟ -
.همینجا بمون -

630
00:33:14,205 --> 00:33:16,521
ولی اگه ولف بیاد اینجا چی، قربان؟

631
00:33:16,547 --> 00:33:19,165
...زود میام. تو هم

632
00:33:19,366 --> 00:33:20,491
.دفترچه‌ات رو داری

633
00:33:22,827 --> 00:33:25,288
.چهار چشمی حواست باشه -
.بله، قربان -

634
00:33:26,788 --> 00:33:34,788
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

635
00:33:55,223 --> 00:33:56,287
.جین -
جین؟ -

636
00:33:56,313 --> 00:33:57,891
.بله، لطفاً

637
00:34:08,746 --> 00:34:10,528
.شوخیت گرفته

638
00:34:13,855 --> 00:34:15,211
.نه

639
00:34:20,695 --> 00:34:22,309
.خدایا

640
00:34:40,615 --> 00:34:42,663
.بعد از این یکی دیگه هم می‌خوام، لطفاً

641
00:35:00,678 --> 00:35:03,222
[ .نورمن گیل. دندون پزشک ]

642
00:35:04,195 --> 00:35:05,523
[ .ویلیام هرن. دندون پزشک ]

643
00:35:25,727 --> 00:35:27,231
.پس اینجایی، پاسبان

644
00:35:28,696 --> 00:35:30,825
.همه‌جا رو دنبالت گشتم

645
00:35:33,725 --> 00:35:36,292
اینطور که فهمیدم شما بودین که پولِ

646
00:35:36,318 --> 00:35:39,900
.اتاقِ تجملاتیِ آقای کوپرنیک رو دادین

647
00:35:39,925 --> 00:35:42,482
.اینکه چیز غیرمعمولی‌ای نیست، بازرس

648
00:35:42,507 --> 00:35:47,188
متأسفانه از یه تهیه کننده انتظار میره
.خواسته‌های افراد مستعد رو فراهم کنه

649
00:35:47,214 --> 00:35:50,092
.مخصوصاً وقتی آمریکایی باشن

650
00:35:50,116 --> 00:35:52,707
،ولی بازم، ولخرجی کردین
.و توی «ساووی» اتاق گرفتین

651
00:35:52,731 --> 00:35:53,998
.کار همیشگی‌مونه

652
00:35:54,022 --> 00:35:57,443
«وقتی برای فیلم «ملکۀ آفریقایی
.رفته بودم به کنگو

653
00:35:57,468 --> 00:36:01,528
.هیوستون و بوگارت آب نمی‌خوردن

654
00:36:01,554 --> 00:36:04,734
،فقط بوربون استفاده می‌کردن
.حتی برای مسواک زدن

655
00:36:04,759 --> 00:36:07,980
بهتون اطمینان میدم دسترسی بهش
.توی جنگل کار واقعاً سختیه

656
00:36:08,087 --> 00:36:11,780
ها. می‌دونی، پاسبان استاکر
.خیلی اون فیلم رو تحسین می‌کنه

657
00:36:11,806 --> 00:36:13,206
مگه نه، پاسبان؟

658
00:36:15,421 --> 00:36:17,112
.فیلم فوق‌العاده‌ایه، قربان

659
00:36:17,137 --> 00:36:19,090
.خیلی ممنونم، پاسبان

660
00:36:19,370 --> 00:36:20,966
.دایره المعارف

661
00:36:20,968 --> 00:36:22,823
.توی کله‌اش دایره المعارفِ سینمایی داره

662
00:36:22,825 --> 00:36:24,550
.نه اینطور نیست -
.چرا -

663
00:36:24,552 --> 00:36:25,682
.صحیح

664
00:36:25,708 --> 00:36:27,395
.تواضع به خرج میده

665
00:36:27,397 --> 00:36:28,818
.نه خیرم

666
00:36:28,820 --> 00:36:31,361
پس درست نیست که کوپرنیک
ازت آتو داشته؟

667
00:36:37,226 --> 00:36:38,783
کی به شما گفته؟

668
00:36:59,924 --> 00:37:02,699
خب خب، اینجا چی داریم؟

669
00:37:04,573 --> 00:37:06,603
ها، ولفی؟

670
00:37:06,789 --> 00:37:08,380
گرفتی یه گوشه

671
00:37:08,406 --> 00:37:10,337
.خیلی خوب و صمیمی نشستی

672
00:37:10,565 --> 00:37:11,974
ها؟

673
00:37:12,500 --> 00:37:14,902
مشکلی که نیست بهتون ملحق شم، نه؟

674
00:37:15,049 --> 00:37:16,843
.نه اصلاً، رفیق قدیمی

675
00:37:16,845 --> 00:37:18,255
.آها

676
00:37:18,257 --> 00:37:21,655
و شما هم باید خانم ولف باشین، ها؟

677
00:37:21,657 --> 00:37:23,644
.از آشنایی باهاتون خوشحالم

678
00:37:23,646 --> 00:37:26,466
.نه، نه. لئو، ایشون اَن هستن

679
00:37:26,468 --> 00:37:27,813
.دستیارمه

680
00:37:27,815 --> 00:37:28,850
.اه

681
00:37:29,983 --> 00:37:31,217
تا دیروقت کار می‌کنی، ها؟

682
00:37:33,721 --> 00:37:34,854
...منو ببخشید

683
00:37:34,856 --> 00:37:36,591
.متأسفم

684
00:37:39,018 --> 00:37:40,319
.شب خوبی داشته باشی

685
00:37:43,631 --> 00:37:45,352
.چه بد شد

686
00:37:46,030 --> 00:37:49,067
.توی وضعیت سختی قرار گرفتم

687
00:37:51,534 --> 00:37:54,234
که متأسفانه قراره ازش
.سوءاستفاده کنم

688
00:37:56,794 --> 00:37:59,629
،خواست توی «ساووی» بهش اتاق بدیم
.منم قبول کردم

689
00:38:00,225 --> 00:38:02,622
.می‌دونستم واسه مدت طولانی‌ای نیست

690
00:38:02,648 --> 00:38:05,381
فقط تا وقتی که لحظۀ مناسبش
...رو پیدا کنم که

691
00:38:07,096 --> 00:38:08,413
.به زنم بگم

692
00:38:10,150 --> 00:38:12,749
،که اینطور. خب

693
00:38:12,774 --> 00:38:14,893
اگه اتفاق دیگه‌ای بیفته
.بهت زنگ می‌زنم

694
00:38:15,730 --> 00:38:16,859
...آه

695
00:38:17,651 --> 00:38:18,949
.پاسبان

696
00:38:19,822 --> 00:38:20,920
بریم دیگه؟

697
00:38:28,094 --> 00:38:30,684
ولی، قربان، ولف کوپرنیک رو کشته
.تا رابطه‌اش رو مخفی نگه‌داره

698
00:38:30,710 --> 00:38:31,838
.پرونده بسته شد

699
00:38:31,863 --> 00:38:33,390
،اگه مسئله این بود

700
00:38:33,415 --> 00:38:34,910
.خودش اینا رو بهمون نمی‌گفت

701
00:38:35,811 --> 00:38:38,202
خب، پس یعنی بی‌گناهه؟

702
00:38:38,227 --> 00:38:39,390
.نه، نه لزوماً

703
00:38:39,415 --> 00:38:41,475
.ممکنه به یه دلیل دیگه کوپرنیک رو کشته باشه

704
00:38:42,389 --> 00:38:44,883
،باید اعتراف کنم

705
00:38:44,909 --> 00:38:48,534
عمراً تا موقعِ امتحان
.راه و چاه کار رو یاد بگیرم

706
00:38:53,715 --> 00:38:54,810
،پاسبان، در مورد یکم قبل‌تر

707
00:38:54,835 --> 00:38:57,762
می‌دونم اینطور به نظر میومد
.انگار از میخونه اومدم بیرونم

708
00:38:57,787 --> 00:38:59,782
.دقیقاً از میخونه اومدی بیرون

709
00:38:59,807 --> 00:39:01,488
.درسته

710
00:39:01,513 --> 00:39:02,897
ولی فقط به خاطر این رفتم اونجا

711
00:39:02,922 --> 00:39:04,673
.که مزۀ دهان‌شویه از بین بره

712
00:39:04,698 --> 00:39:06,513
.واسه همین جین خوردین، قربان

713
00:39:07,611 --> 00:39:09,622
.ضدعفونی‌کننده‌ست
.دندونم رو پُر کردم

714
00:39:09,647 --> 00:39:11,627
.فکر کردم گفتین یه معاینۀ معمولیه

715
00:39:13,345 --> 00:39:16,547
.می‌بینم که درس‌های بازجویی‌ات رو خوب خوندی

716
00:39:17,558 --> 00:39:19,583
،قربان

717
00:39:19,608 --> 00:39:22,073
می‌دونم هنوز کاری نکردم که
،تحت تأثیر قرار بگیرین

718
00:39:22,075 --> 00:39:26,358
...کاری هم نکردم بهم اعتماد پیدا کنین، و

719
00:39:26,384 --> 00:39:28,611
.می‌دونم ترجیح میدین من سر پرونده نبودم

720
00:39:28,637 --> 00:39:31,978
.ولی منم نخواستم که سر پرونده باشم، قربان

721
00:39:32,139 --> 00:39:34,877
،دست‌پاچه بودم و هنوزم هستم

722
00:39:34,903 --> 00:39:36,803
.و احتمالاً دارم یکم زیادی تلاش می‌کنم

723
00:39:36,829 --> 00:39:39,498
ولی می‌دونین، اگه اشتباهی هم بکنم

724
00:39:39,524 --> 00:39:40,859
.یا اگه زود قضاوت کنم

725
00:39:40,884 --> 00:39:43,697
،یا یکم زیادی حرف بزنم
،با این وجود

726
00:39:43,723 --> 00:39:47,831
فقط می‌خوام بدونین که می‌تونین
.بهم اعتماد کنین

727
00:39:48,823 --> 00:39:49,896
.قربان

728
00:39:53,828 --> 00:39:56,628
...باشه. خوبه. آم

729
00:40:08,339 --> 00:40:11,517
[ باوریل ]
[ جلوی حس دلشوره‌تون رو می‌گیره ]
(عصارۀ گوشتِ غلیظ و شور)

730
00:41:17,011 --> 00:41:19,249
.اوه، شوخیت گرفته

731
00:41:20,081 --> 00:41:22,056
.پاسبان -
.کمیسر -

732
00:41:22,183 --> 00:41:23,326
خبری از استاپرد داری؟

733
00:41:23,351 --> 00:41:25,532
.نه، قربان. امروز صبح هنوز نیومده

734
00:41:25,557 --> 00:41:26,864
.ساعت نزدیک یازدهه

735
00:41:26,889 --> 00:41:29,696
.وقت دندون پزشکی داشت، قربان

736
00:41:29,721 --> 00:41:31,519
.به گمونم گفت که می‌خواد دندونش رو پُر کنه

737
00:41:31,544 --> 00:41:32,618
.احتمالاً دندون آسیابش بوده

738
00:41:32,643 --> 00:41:35,265
.من به دفترِ وزیر کشور احضار شدم

739
00:41:35,290 --> 00:41:36,929
.ازم می‌خواد که جواب پس بدم

740
00:41:36,931 --> 00:41:38,649
.گفتم خبرای خوبی دارم

741
00:41:45,639 --> 00:41:48,175
نمایش رو دیدین، قربان؟ -
ها؟ -

742
00:41:48,188 --> 00:41:49,284
[ «تله‌موش» ]

743
00:41:49,310 --> 00:41:51,123
.اوه. بله

744
00:41:51,178 --> 00:41:53,188
.همسرم رو برای تولدش بردم

745
00:41:53,214 --> 00:41:54,239
.اوه

746
00:41:54,265 --> 00:41:56,147
.یه لحظه هم فریب نخوردم

747
00:41:56,173 --> 00:41:57,385
.از اول می‌دونستم قاتل کیه

748
00:41:58,239 --> 00:42:01,098
.اگرچه اون کل نمایش همینجوری مونده بود

749
00:42:01,156 --> 00:42:03,812
حتی بعد از اینکه طرف همه‌چیز
.رو توضیح داد

750
00:42:03,838 --> 00:42:07,003
.برای هر دوتامون شب پر تلاشی بود

751
00:42:07,028 --> 00:42:08,219
.اوهوم

752
00:42:08,495 --> 00:42:10,085
.در آینده همون گُل می‌خرم

753
00:42:10,110 --> 00:42:11,998
.آره، همیشه یه انتخاب مطمئنه، قربان

754
00:42:13,924 --> 00:42:15,282
.شرمنده

755
00:42:15,603 --> 00:42:16,884
.پلیس

756
00:42:17,043 --> 00:42:19,105
.لطفاً بیشتر مراقب باشید، قربان

757
00:42:26,100 --> 00:42:28,194
.صبح بخیر

758
00:42:28,432 --> 00:42:30,162
.کمیسر -
.بازرس -

759
00:42:31,729 --> 00:42:33,090
خوردن این همه قرص نعنا کار درسته؟

760
00:42:33,187 --> 00:42:34,866
برای چی، قربان؟

761
00:42:34,892 --> 00:42:38,384
خب، مگه تازگی نرفتی دندون پزشکی؟

762
00:42:39,921 --> 00:42:41,645
.چرا، درسته، قربان

763
00:42:41,647 --> 00:42:43,293
.آره. فقط یه معاینۀ معمولی بود

764
00:42:44,927 --> 00:42:47,303
.اگرچه دندونم رو هم پُر کردم

765
00:42:47,697 --> 00:42:49,645
.چون رفته بودم اونجا بالأخره

766
00:42:49,670 --> 00:42:51,516
.اومدم اینجا واسه اخبار جدید، بازرس

767
00:42:51,670 --> 00:42:53,082
.خبرای خوبی داریم، قربان

768
00:42:53,107 --> 00:42:54,636
جدی؟ -
جدی؟ -

769
00:42:54,661 --> 00:42:56,615
بله، قربان. مگه همین رو به وزیر نگفتین؟

770
00:42:56,640 --> 00:42:58,986
چرا، همین رو به وزیر گفتم

771
00:42:59,010 --> 00:43:00,670
.پشت تلفن

772
00:43:00,695 --> 00:43:02,163
.اومدم که خبرای خوب رو بگیرم

773
00:43:03,475 --> 00:43:05,025
پس خبرای خوبی نداریم؟

774
00:43:05,050 --> 00:43:06,328
.ولی یه شاهد داریم، قربان

775
00:43:06,353 --> 00:43:07,471
شاهد برای قتل؟

776
00:43:07,496 --> 00:43:09,530
آره، اگه اینطور بود خیلی خوب میشد، مگه نه؟

777
00:43:09,556 --> 00:43:12,967
آم، نه. یکی از سینماچی‌ها
.یه فرد مشکوک رو دیده

778
00:43:12,992 --> 00:43:15,085
.داخل منتظرمونه

779
00:43:15,111 --> 00:43:16,775
.خیلی‌خب

780
00:43:16,801 --> 00:43:20,166
به وزیر میگم یه سرنخ نوید بخش داریم

781
00:43:20,192 --> 00:43:22,810
.و بهت اطمینان می‌کنم که من رو دروغگو نکنی

782
00:43:23,737 --> 00:43:25,121
.پاسبان -
.کمیسر -

783
00:43:25,239 --> 00:43:26,979
.بازرس

784
00:43:27,005 --> 00:43:28,043
.کمیسر

785
00:43:30,669 --> 00:43:31,805
.پاسبان

786
00:43:31,831 --> 00:43:32,870
.بازرس

787
00:43:36,138 --> 00:43:37,945
،خب، دنیس، آم

788
00:43:37,970 --> 00:43:40,214
.متوجه شدم که اون شب یه چیزی دیدی

789
00:43:40,239 --> 00:43:42,281
.آره -
چی دیدی؟ -

790
00:43:42,306 --> 00:43:45,218
خب، رفتم برای مرد مُرده
.یه بطری اسکاچ بیارم

791
00:43:45,244 --> 00:43:49,330
.آم... این واسه قبل از این بود که بمیره

792
00:43:49,355 --> 00:43:51,062
،آم... و بعد برگشتی

793
00:43:51,088 --> 00:43:52,808
و اون شخص مشکوک رو دیدی؟

794
00:43:52,833 --> 00:43:53,973
.دقیقاً

795
00:43:53,999 --> 00:43:56,113
.خب، یه جورایی

796
00:43:56,138 --> 00:43:59,025
.راستشو بخواین، خیلی خوب نتونستم ببینمش

797
00:43:59,050 --> 00:44:02,508
.یه چیزی، مثل یه پالتویِ تیره تنش بود

798
00:44:02,534 --> 00:44:05,186
که اینطور. دیگه؟

799
00:44:06,535 --> 00:44:09,018
.یه شلوار

800
00:44:09,044 --> 00:44:10,725
و یه کلاه

801
00:44:10,911 --> 00:44:12,795
.روی سرش بود

802
00:44:13,371 --> 00:44:15,152
.صحیح. آره

803
00:44:15,178 --> 00:44:17,700
.آره. یه کلاه نرمِ نمدی

804
00:44:17,725 --> 00:44:18,913
.اوهوم

805
00:44:19,075 --> 00:44:20,566
توصیف فیزیکی نمی‌تونی بکنی؟

806
00:44:20,591 --> 00:44:23,531
قدش بلند بود؟ کوتاه بود؟ درشت هیکل بود؟

807
00:44:23,621 --> 00:44:25,767
.همه‌چیزش متوسط بود

808
00:44:25,791 --> 00:44:27,893
قد متوسط یا هیکل متوسط؟

809
00:44:27,918 --> 00:44:29,142
...آم

810
00:44:29,654 --> 00:44:31,041
هر دوش؟

811
00:44:31,776 --> 00:44:32,997
.نه، از من نپرس

812
00:44:33,022 --> 00:44:35,039
.من نمی‌دونم. از تو دارم می‌پرسم

813
00:44:36,621 --> 00:44:38,240
،قد متوسط

814
00:44:38,946 --> 00:44:40,215
.هیکل متعادل

815
00:44:40,478 --> 00:44:42,583
یه جورایی مثل بازرس؟

816
00:44:42,609 --> 00:44:43,743
.آره

817
00:44:43,768 --> 00:44:45,048
.گمونم. تقریباً

818
00:44:45,073 --> 00:44:48,382
خب پس چیکار کرد که مشکوک بود؟

819
00:44:48,578 --> 00:44:50,717
،به خاطر کاری که کرد نبود

820
00:44:50,742 --> 00:44:53,753
.به خاطر طرز رفتارش بود

821
00:44:54,160 --> 00:44:56,232
صحیح. طرز رفتارش چطور بود؟

822
00:44:56,471 --> 00:44:58,912
...خب، یه جورایی

823
00:44:59,770 --> 00:45:01,175
.مشکوک بود

824
00:45:05,427 --> 00:45:07,066
.خب صحبت عالی‌ای بود

825
00:45:07,695 --> 00:45:08,966
.می‌تونی بری

826
00:45:09,918 --> 00:45:11,187
.ممنون -
.ممنون -

827
00:45:11,212 --> 00:45:12,381
.ممنون

828
00:45:14,081 --> 00:45:14,704
.خوب بود

829
00:45:15,216 --> 00:45:17,784
‫به نظرت خوب پیش نرفت؟

830
00:45:19,119 --> 00:45:20,519
‫فکر می‌کنم وقتشه تا با اون بازیگر

831
00:45:20,521 --> 00:45:21,787
‫که با کوپرنیک درگیری داشته صحبت کنیم.

832
00:45:21,789 --> 00:45:23,154
‫آقای اتنبرا، قربان؟

833
00:45:23,156 --> 00:45:25,290
‫خودشه.
‫معروفه؟

834
00:45:25,292 --> 00:45:28,360
‫حتماً سر به سرم می‌زارید قربان.
‫تاحالا اسم دیکی به گوشتون نخورده؟

835
00:45:28,362 --> 00:45:29,461
‫ریچارد اتنبرا؟

836
00:45:29,463 --> 00:45:32,497
‫پیکی براون؟ صخره برایتون؟
‫حتماً می‌شناسید.

837
00:45:32,499 --> 00:45:34,333
‫«تو از من خواستی که صدام رو ضبط کنم.

838
00:45:34,335 --> 00:45:35,367
‫خب، اینم از این.

839
00:45:35,369 --> 00:45:36,537
‫ازم خواستی که بگم‫ دوستت دارم»

840
00:45:36,539 --> 00:45:40,405
‫این رو یادت باشه که ما
برای انجام یک مصاحبه

841
00:45:40,407 --> 00:45:41,608
‫که قسمتی از یک تحقیقات قتل هست اینجاییم،

842
00:45:41,610 --> 00:45:44,510
‫نه یک مقاله برای مجلۀ «سایت اند ساوند»، باشه؟

843
00:45:44,512 --> 00:45:45,813
‫بله قربان.

844
00:45:47,047 --> 00:45:48,882
‫بیا داخل عزیزم.

845
00:45:51,218 --> 00:45:52,884
‫بازرس استاپرد.

846
00:45:52,886 --> 00:45:55,921
‫عه وای، یه کاراگاه واقعی.

847
00:45:55,923 --> 00:45:58,023
‫از «اسکاتلندیارد» و اینا.
‫(نام مرکز پلیس شهر لندن)

848
00:45:58,025 --> 00:45:59,126
‫و شما؟

849
00:46:03,197 --> 00:46:05,264
‫ایشون...

850
00:46:05,266 --> 00:46:07,199
‫- پاسبان استاکر هستن.
‫- استاکر.

851
00:46:08,970 --> 00:46:11,103
‫عاشق جوری شدم که اون کار رو کردی.

852
00:46:11,105 --> 00:46:12,838
‫خیلی طبیعیه.

853
00:46:12,840 --> 00:46:16,141
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه آقا،
‫اما می‌خواستم بگم آفرین.

854
00:46:16,143 --> 00:46:19,344
‫دوباره!

855
00:46:19,346 --> 00:46:20,412
‫خیلی‌خب، ممنون پاسبان.

856
00:46:20,414 --> 00:46:21,881
‫بله، ممنونم پاسبان.

857
00:46:21,883 --> 00:46:23,315
‫تو عاشق تئاتر هستی؟

858
00:46:23,317 --> 00:46:24,853
‫اگه دوست داشته باشی می‌تونم
‫برات یه بلیت بگیرم.

859
00:46:26,021 --> 00:46:28,954
‫دوست دارم، آقا.
‫بله. خیلی دوست دارم.

860
00:46:28,956 --> 00:46:31,223
‫خوب میشه که برداشت
‫یک حرفه‌ای رو ببینم.

861
00:46:31,225 --> 00:46:32,292
‫آره.

862
00:46:32,294 --> 00:46:33,892
‫کلی سؤال دارم.

863
00:46:33,894 --> 00:46:35,460
‫منم یکی دوتا دارم.

864
00:46:35,462 --> 00:46:38,130
‫به جرئت می‌تونم بگم که دارید.

865
00:46:38,132 --> 00:46:40,999
‫می‌دونم که شما و کوپرنیک

866
00:46:41,001 --> 00:46:43,035
‫در اون شب مورد نظر
.با هم دعوا کردید

867
00:46:43,037 --> 00:46:45,904
‫این خصومت دلیل خاصی داشته؟

868
00:46:45,906 --> 00:46:48,544
‫جناب بازرس، توی جنگ
پاتون لنگ شده؟

869
00:46:51,378 --> 00:46:52,444
‫خیلی جزئی هست.

870
00:46:52,446 --> 00:46:54,046
‫اون شب که روی صحنه بودید

871
00:46:54,048 --> 00:46:56,248
‫متوجه‌اش شدم.‫ من...

872
00:46:56,250 --> 00:46:59,051
‫داشتم فکر می‌کردم اگه اشکالی نداشته باشه
.ازش استفاده کنم

873
00:46:59,053 --> 00:47:02,354
‫همیشه برای بازیگر اصلی خوبه
‫که یه نقص فیزیکی داشته باشه.

874
00:47:02,356 --> 00:47:05,424
‫بیانگر یک روح آسیب دیده‌ست.

875
00:47:05,426 --> 00:47:08,628
‫کار من بوده بازرس.
‫دیگه لازم نیست جستجو کنید.

876
00:47:08,630 --> 00:47:09,896
‫من تو رو دستگیر می‌کنم

877
00:47:09,898 --> 00:47:11,129
‫- به‌خاطر قتل لئو...
‫- نه، نه، نه.

878
00:47:11,131 --> 00:47:12,364
‫نه. هنوز نه.

879
00:47:12,366 --> 00:47:13,499
‫اوه شرمنده قربان.

880
00:47:13,501 --> 00:47:16,502
‫دلیل خاص برای خصومت من بودم.

881
00:47:16,504 --> 00:47:19,237
‫بله خب، لئو چشمش دنبال شیلا بود.

882
00:47:19,239 --> 00:47:20,306
‫و منم اعتراض کردم.

883
00:47:20,308 --> 00:47:22,209
‫اون واقعاً آدم منفوری بود، بازرس.

884
00:47:26,046 --> 00:47:27,979
‫بیخیال، خوب رفتار کن.

885
00:47:27,981 --> 00:47:29,016
‫شاید بتونم بهت کمک کنم.

886
00:47:29,651 --> 00:47:31,016
‫کمکم کنی؟

887
00:47:31,018 --> 00:47:32,518
‫چه کمکی؟

888
00:47:32,520 --> 00:47:35,022
‫نقش اصلی فیلم «تله‌موش» میشه مال تو.

889
00:47:36,457 --> 00:47:37,923
‫دستمزد بالا.

890
00:47:37,925 --> 00:47:39,024
‫تبدیل میشی به یک ستاره.

891
00:47:39,026 --> 00:47:41,426
‫اما الآنش هم نقش اصلی رو گرفتم.

892
00:47:41,428 --> 00:47:43,129
‫کی بهت گفته؟ ‫ولفی؟

893
00:47:43,130 --> 00:47:44,996
‫اون تهیه کننده‌ست.

894
00:47:44,999 --> 00:47:46,932
‫عسلم، اون فقط چک‌ها رو می‌کشه.

895
00:47:46,934 --> 00:47:47,999
‫کارگردان منم.

896
00:47:48,001 --> 00:47:50,570
‫بدون من فیلمی در کار نیست.
‫متوجه‌ای؟

897
00:47:50,572 --> 00:47:52,439
‫مشکلی داری رفیق؟

898
00:47:53,941 --> 00:47:56,108
‫بقیه‌اش مال خودت.
‫لیوان هم همینطور.

899
00:47:56,110 --> 00:47:58,544
‫استودیو چی؟
اونا توی این تصمیم دخیل نیستن؟

900
00:47:58,546 --> 00:48:01,980
‫شایعه‌ها میگن می‌خوان
‫از یه چهره تو فیلم استفاده کنن

901
00:48:01,982 --> 00:48:04,349
‫که مردم بشناسنش.

902
00:48:04,351 --> 00:48:06,952
‫یه ستارۀ هالیوود واقعی.

903
00:48:06,954 --> 00:48:09,423
‫از گریس کلی خوششون میاد.
‫اسمش به گوشت خورده؟

904
00:48:13,093 --> 00:48:14,361
‫نگران نباش.

905
00:48:15,329 --> 00:48:16,997
‫میشه نظرشون رو تغییر داد.

906
00:48:18,097 --> 00:48:21,335
‫من زبون خیلی چربی دارم.

907
00:48:26,473 --> 00:48:27,472
‫دروغ نمیگم بازرس.

908
00:48:27,474 --> 00:48:29,642
‫اونقدا از مرگش ناراحت نشدم،

909
00:48:29,644 --> 00:48:31,677
‫اما نقشی توی مرگش نداشتم.

910
00:48:31,679 --> 00:48:34,212
‫درست همونطور که به نظر می‌رسه
‫توی فیلم «تله‌موش» هم نقشی ندارم.

911
00:48:34,214 --> 00:48:35,681
‫بس کن دیگه عزیزم،
‫تو که هنوز نمی‌دونی.

912
00:48:35,683 --> 00:48:37,717
‫ولف قول نقش رو بهت داده.

913
00:48:37,719 --> 00:48:40,051
‫آدم خوش قولیه.
‫رفته به ایتون.

914
00:48:40,053 --> 00:48:41,587
‫بیدار شو دیکی.

915
00:48:41,589 --> 00:48:43,589
‫اون هرکاری که برای ساختن
‫فیلمش لازم باشه رو می‌کنه.

916
00:48:43,591 --> 00:48:47,459
‫و اون قرارداد کاری با چوو
‫هم داره از هم می‌پاشه.

917
00:48:47,461 --> 00:48:49,161
‫- چوو؟
‫- آفیت باشه قربان.

918
00:48:49,163 --> 00:48:51,531
‫نه، پیتولا اسپنسر رو
.اینطوری صدا می‌کنن

919
00:48:51,533 --> 00:48:53,733
‫اون حق ساخت فیلم رو
.به ولف فروخته

920
00:48:53,736 --> 00:48:55,467
‫خب بریم سراغ اون بلیت‌ها.

921
00:48:55,469 --> 00:48:56,636
‫کدوم روز راحت‌تری؟

922
00:48:56,639 --> 00:49:00,005
‫سه‌شنبه و چهارشنبه کاملاً آزادم.

923
00:49:00,007 --> 00:49:00,840
‫و پنج‌شنبه.

924
00:49:00,842 --> 00:49:03,074
‫خب، ممنون جناب.
‫ممنون خانم.

925
00:49:03,077 --> 00:49:04,710
‫نه، نه، خواهش می‌کنم
‫حتماً اگه چیز جدیدی

926
00:49:04,712 --> 00:49:06,612
‫به ذهنمون رسید اطلاع می‌دیم.

927
00:49:06,614 --> 00:49:09,481
‫مطمئن همیشه همین جزئیات ناچیز هستن

928
00:49:09,483 --> 00:49:11,584
‫که در نهایت دست قاتلو رو می‌کنن.

929
00:49:11,586 --> 00:49:12,720
‫اینطور نیست بازرس؟

930
00:49:16,390 --> 00:49:20,258
‫آخر‌هفته‌ها هم معمولاً سرم شلوغ نیست.

931
00:49:20,260 --> 00:49:22,727
‫یا دوشنبه‌ها. بابت...
‫بابت بلیت‌ها.

932
00:49:22,730 --> 00:49:24,029
‫- پاسبان.
‫- قربان.

933
00:49:24,031 --> 00:49:25,096
‫درسته.

934
00:49:26,596 --> 00:49:34,596
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

935
00:49:59,266 --> 00:50:00,535
‫می‌تونید برید پیشش.

936
00:50:02,202 --> 00:50:04,336
‫پس شما صاحب این
‫سالن تئائر هستید؟

937
00:50:04,338 --> 00:50:06,371
‫آره.
‫به کم راضیم.

938
00:50:07,642 --> 00:50:09,174
‫باید مادرم رو ببخشید.

939
00:50:09,176 --> 00:50:11,644
‫از وقتی که پدرم توی
اولین جنگ جهانی مُرد

940
00:50:11,646 --> 00:50:13,779
‫دیگه مثل قبل نشد.

941
00:50:13,781 --> 00:50:16,448
‫سی سال سختی بوده.

942
00:50:16,450 --> 00:50:18,383
‫چه خوب که بهش یه کار دادی.

943
00:50:18,385 --> 00:50:20,820
‫خب اگه نمی‌دادم چطوری می‌خواست
‫اجاره خونه‌اش رو بده؟

944
00:50:20,822 --> 00:50:23,656
‫الآنشم اتاق مهمان رو با
‫تخفیف بهش اجاره دادم.

945
00:50:23,658 --> 00:50:26,124
‫آره، نه.
‫دیگه بسه.

946
00:50:26,126 --> 00:50:29,193
.با کلیت کار آشنا شدیم. آفرین

947
00:50:29,196 --> 00:50:30,830
‫متوجه شدم که حق ساخت

948
00:50:30,832 --> 00:50:33,197
‫فیلم «تله‌موش» رو به
جان ولف فروختید؟

949
00:50:33,200 --> 00:50:35,603
‫بله، درسته.
‫همینطوره، وایستا... چی؟

950
00:50:36,504 --> 00:50:37,672
‫چی داره پشت سرم میگه؟

951
00:50:38,506 --> 00:50:41,139
‫اوه، عجیب بچه ننه‌ایه.

952
00:50:41,141 --> 00:50:44,175
‫یجوری رفتار می‌کنه انگار
‫اسلحه گذاشتم رو سرش.

953
00:50:46,848 --> 00:50:48,280
‫اوه!

954
00:50:48,282 --> 00:50:50,247
‫یه دقیقه وایسا.
‫این مهمه؟

955
00:50:50,250 --> 00:50:51,716
‫شک دارم.
‫چی نوشته؟

956
00:50:51,719 --> 00:50:54,352
‫«تا زمانی که حداقل شش ماه
از پایانِ اولینِ ریسۀ اجراهای

957
00:50:54,354 --> 00:50:55,688
،‫تئاتر «تله‌موش» نگذشته باشد

958
00:50:55,690 --> 00:50:57,790
‫هیچ فیلمی بر اساس این تئاتر

959
00:50:57,792 --> 00:50:59,825
‫نمی‌تواند وارد مرحله تولید شود.»

960
00:50:59,827 --> 00:51:01,727
‫اوه، لازم نیست بابت اون نگران باشی.

961
00:51:01,729 --> 00:51:02,695
‫از اون داستان‌هاست که آخرش
‫مشخص میشه که قاتل کیه.

962
00:51:02,697 --> 00:51:04,296
‫به محض این که خبرش بپیچه ‫که قاتل کیه

963
00:51:04,298 --> 00:51:05,866
‫مخاطب‌ها ریزش می‌کنن.

964
00:51:05,867 --> 00:51:09,769
‫زودباش، روی نقطه‌چین‌ها امضا بزن
‫تا بریم سراغ جشن.

965
00:51:14,174 --> 00:51:16,542
‫ان، عزیزکم، قرارداد
‫بعدی‌ای که امضا می‌کنم

966
00:51:16,544 --> 00:51:18,476
‫سند ازدواجمون خواهد بود.

967
00:51:18,478 --> 00:51:21,212
‫خب، البته اول برگه‌های طلاق.

968
00:51:21,214 --> 00:51:23,383
‫اما بعدش سند ازدواجمون.

969
00:51:25,352 --> 00:51:27,287
‫ادانا، عزیزکم.

970
00:51:28,288 --> 00:51:29,154
‫چه سوپرایز دلنشینی.

971
00:51:29,156 --> 00:51:31,791
‫چوو رو که می‌شناسی، و...

972
00:51:31,793 --> 00:51:32,892
‫- ...ان.
‫- می‌شناسمش.

973
00:51:32,894 --> 00:51:34,860
‫دختر عزیزم، اون پایین چه
‫غلطی می‌کردی؟

974
00:51:34,862 --> 00:51:38,263
‫افتادم.
‫شرمنده.

975
00:51:38,265 --> 00:51:41,200
‫راستش حس می‌کنم دستیارم
‫«باستر کیتون» هست.
‫(کمدین معروف)

976
00:51:41,202 --> 00:51:42,803
‫خب، دارم از پیش مادام زینا میام...

977
00:51:42,805 --> 00:51:44,805
‫عزیزم امیدوارم اون رو ندیده باشی...

978
00:51:44,807 --> 00:51:46,171
‫لطفاً بهش نگو شارلاتان.

979
00:51:46,173 --> 00:51:47,274
‫می‌خواستم بگم «خل».

980
00:51:51,278 --> 00:51:53,279
‫- این چیه؟
‫- یه ورق تاروته.

981
00:51:53,281 --> 00:51:54,849
‫اون رو که می‌بینم.
‫معنیش چیه؟

982
00:51:55,617 --> 00:51:56,683
‫خیانت.

983
00:52:02,558 --> 00:52:03,623
‫اوه.

984
00:52:03,625 --> 00:52:06,358
‫خیانت توی رابطه عشقیش،
‫نه قرارداد.

985
00:52:06,360 --> 00:52:08,661
‫مشخص بود.
‫مشخص هست.

986
00:52:08,663 --> 00:52:11,296
‫آگاتا روی اون بند اصرار داشت، نه من.

987
00:52:11,298 --> 00:52:14,700
‫نه، اون داره به شدت از کارش
‫محافظت می‌کنه، چون...

988
00:52:14,702 --> 00:52:16,636
‫باید همین کار رو هم بکنه.

989
00:52:16,638 --> 00:52:18,571
‫مردم خیلی زود خشمگین میشن.

990
00:52:18,572 --> 00:52:20,437
‫می‌دونی، آگاتا تهدید به مرگ شده بود.

991
00:52:20,439 --> 00:52:23,474
‫زن بیچاره حتی اگه بخواد
‫یه نامه به مجله تایمز هم بده

992
00:52:23,477 --> 00:52:25,276
‫باید کلی روند قانونی رو طی کنه

993
00:52:25,278 --> 00:52:28,714
‫و حالا ادعاهای الکی‌ای که میگن اون
‫داستان و شخصیت رو دزدیده بماند.

994
00:52:28,716 --> 00:52:30,650
‫خب مگه همینطور هم نیست؟

995
00:52:30,652 --> 00:52:34,285
‫مگه «تله‌موش» بر اساس
یک داستان واقعی نیست؟

996
00:52:34,287 --> 00:52:38,223
‫بله. خب، اساساً.
‫منظورم به نوعیه.

997
00:52:38,225 --> 00:52:39,424
‫به‌هرحال به همین دلیل بود

998
00:52:39,426 --> 00:52:42,795
که ولف انقد مشتاق تعطیل شدن
.تئاتر بود

999
00:52:42,797 --> 00:52:44,329
‫چون تا زمانی که نمایش تئاتر توی

1000
00:52:44,331 --> 00:52:46,932
‫سالن وست اند تموم نشه،
‫اون نمی‌تونه فیلمش رو بسازه.

1001
00:52:46,934 --> 00:52:50,368
‫از اونجایی که این نمایش
‫موفقیت بزرگی داشته،

1002
00:52:50,370 --> 00:52:53,405
‫ولف توی یه برزخ تئاتری گیر کرده.

1003
00:52:53,407 --> 00:52:54,273
‫اوهوم.

1004
00:52:54,275 --> 00:52:56,915
‫ولف یه مشتری بی‌رحم هست.

1005
00:52:56,918 --> 00:52:59,626
‫برای ساخت فیلمش از انجام
‫هیچ کاری امتناع نمی‌کنه.

1006
00:53:05,778 --> 00:53:07,414
‫قطعاً کار ولفه، قربان.

1007
00:53:08,285 --> 00:53:10,408
‫حالا نه صد در صد.

1008
00:53:10,410 --> 00:53:14,694
‫طرفای ۷۳ یا ۷۴ درصد.

1009
00:53:14,696 --> 00:53:18,531
‫اون کوپرنیک رو توی سالن تئاتر کشته
‫تا نمایش رو بیاره پایین

1010
00:53:18,533 --> 00:53:20,432
‫تا بتونه فیلمش رو بسازه.

1011
00:53:20,434 --> 00:53:22,500
‫تا بتونه با معشوقه‌اش ازدواج کنه.

1012
00:53:22,502 --> 00:53:24,402
‫و بعدش بتونه از شر یک
‫اخاذ خلاص بشه.

1013
00:53:24,404 --> 00:53:26,271
‫کار ولف نیست.
‫زیادی پیچیده‌ست.

1014
00:53:26,273 --> 00:53:28,306
‫اگه همچین چیزی می‌خواست،
‫سالن تئاتر رو می‌سوزوند.

1015
00:53:28,308 --> 00:53:31,611
‫گذشته از این، مگه برای ساخت فیلمش
‫به یه کارگردان نیاز نداره؟

1016
00:53:31,612 --> 00:53:33,279
‫پس قتل کار کاکر نوریس هست.

1017
00:53:33,281 --> 00:53:34,582
‫مراحل حذف.

1018
00:53:35,382 --> 00:53:36,749
‫نه، کار مروین نیست.

1019
00:53:36,751 --> 00:53:39,451
‫آره، اما قضیه زبون رو
‫که یادته.

1020
00:53:39,453 --> 00:53:41,421
‫و کاملاً مشخصه که از
‫لئو خوشش نمی‌اومده، نه؟

1021
00:53:44,291 --> 00:53:45,890
‫مردم به‌خاطر تفاوت میزان خلاقیت

1022
00:53:45,893 --> 00:53:47,325
‫زبون همدیگه رو نمی‌کشن بیرون.

1023
00:53:47,327 --> 00:53:49,729
‫این کار رو به‌خاطر انتقام می‌کنن،

1024
00:53:49,731 --> 00:53:51,530
‫یا به‌خاطر خشم از دست دادن یک عزیز.

1025
00:53:51,532 --> 00:53:52,631
‫وقتی نمی‌تونن ببخشن یا فراموش کنن

1026
00:53:52,633 --> 00:53:55,300
‫واسه همین توی تاریکی کمین می‌کنن
‫و زیر نظر می‌گیرن

1027
00:53:55,302 --> 00:53:56,501
تا زمان مناسبش برسه

1028
00:53:56,504 --> 00:53:58,906
‫و در یک لحظه حرکت
‫دیوانه‌وارِ خشونت آمیزشون رو انجام میدن.

1029
00:54:04,579 --> 00:54:06,377
چرا لنگ شدید، قربان؟

1030
00:54:06,379 --> 00:54:07,847
‫اگه اشکالی نداره بپرسم.

1031
00:54:07,849 --> 00:54:10,916
‫مال جنگه. توی رشته‌ کوه‌های
‫آلپ ایتالیا تیر خوردم.

1032
00:54:10,918 --> 00:54:11,953
‫اهم.

1033
00:54:13,554 --> 00:54:14,756
‫بنظر دردناک میاد.

1034
00:54:16,323 --> 00:54:18,356
‫چی گفتی...

1035
00:54:18,358 --> 00:54:20,659
‫شرمنده قربان.

1036
00:54:20,661 --> 00:54:22,830
‫نه، بامزه بود.

1037
00:54:24,565 --> 00:54:27,431
شوهر داری؟

1038
00:54:27,434 --> 00:54:29,704
‫متأسفانه اون توی جنگ
‫مُرده قربان.

1039
00:54:31,606 --> 00:54:32,738
‫بچه‌ داری؟

1040
00:54:32,740 --> 00:54:34,339
‫یه پسر و یه دختر.

1041
00:54:34,341 --> 00:54:36,441
‫حتماً سخته.

1042
00:54:36,443 --> 00:54:39,044
‫شما چی؟
‫شما خانواده‌ای دارید قربان؟

1043
00:54:39,046 --> 00:54:41,847
‫یبار خیلی به خانواده داشتن
‫نزدیک بودم.

1044
00:54:41,849 --> 00:54:43,749
‫آره، یه زن بی‌وفا داشتم.

1045
00:54:43,751 --> 00:54:45,585
‫اوه.

1046
00:54:45,587 --> 00:54:46,819
‫وقتی بهم گفت بچه مال من نیست

1047
00:54:46,821 --> 00:54:48,421
‫هشت ماهه حامله بود.

1048
00:54:50,558 --> 00:54:52,661
‫گهواره و اینا هم درست کرده بودم.

1049
00:54:53,728 --> 00:54:55,930
‫خیلی وحشتناکته، قربان.
‫ متأسفم.

1050
00:54:59,366 --> 00:55:01,000
‫- صاحب‎بار.
‫- بله جناب؟

1051
00:55:01,002 --> 00:55:02,500
‫یه دور دیگه.

1052
00:55:02,502 --> 00:55:03,569
‫مطمئن نیستم.

1053
00:55:03,571 --> 00:55:05,805
‫شاید دیگه باید بریم قربان؟

1054
00:55:05,807 --> 00:55:07,438
‫فردا باید بریم سرکار.

1055
00:55:09,977 --> 00:55:12,745
‫برو، تا زنگ نزدم به پلیس
‫شرت رو کم کن!

1056
00:55:14,649 --> 00:55:17,082
‫بازم ببخشید.
‫ممنون.

1057
00:55:17,084 --> 00:55:19,084
‫مطمئن هستید می‌تونید
‫رانندگی کنید، قربان؟

1058
00:55:19,086 --> 00:55:20,451
‫کاملاً.

1059
00:55:20,453 --> 00:55:21,452
‫اوه!

1060
00:55:21,454 --> 00:55:23,624
‫اگه بخوای می‌تونم برسونمت خونه.

1061
00:55:37,605 --> 00:55:41,574
‫خب.
‫حالا همینجا وایسا.

1062
00:55:41,576 --> 00:55:43,511
‫از اینجا به بعدش رو خودم
‫می‌تونم برم پاسبان.

1063
00:55:47,014 --> 00:55:48,514
‫اوه.

1064
00:55:48,516 --> 00:55:49,551
‫قربان.

1065
00:55:56,023 --> 00:55:57,058
‫اینم از این.

1066
00:56:19,702 --> 00:56:22,396
[ .«زن مرموز در «ساووی ]
[ مادر پسر کوپرنیک؟ ]

1067
00:56:24,625 --> 00:56:27,760
،زن سادۀ، خیلی صمیمانه ]
[ .موی سیاه، عینک با فریم بزرگ

1068
00:57:13,134 --> 00:57:14,501
‫صبح بخیر قربان.

1069
00:57:15,569 --> 00:57:17,202
‫چی می‌خوای؟

1070
00:57:17,204 --> 00:57:20,806
‫اون شب، قربان.
‫شب قتل اون آمریکایی.

1071
00:57:20,808 --> 00:57:23,878
‫با بازرس استاپرد تماس گرفته شد،
‫نه لیک یا پریستلی.

1072
00:57:24,779 --> 00:57:25,813
‫خب؟

1073
00:57:35,589 --> 00:57:37,856
‫لیک برای ماه عسلش
،رفته بود به اسگنس

1074
00:57:37,858 --> 00:57:39,927
و پریستلی هم سر
.پروندۀ «ریلینگتون پلیس» بود

1075
00:57:42,096 --> 00:57:43,130
‫چه ساعتی؟

1076
00:57:44,798 --> 00:57:47,935
‫یازده و نیم.
‫داشت برنامۀ «قصۀ قبل خواب» پخش میشد.

1077
00:57:53,774 --> 00:57:56,110
‫شما تا حالا همسر استاپرد ‫رو دیدید، قربان؟

1078
00:57:56,911 --> 00:57:57,910
‫بله.

1079
00:57:57,912 --> 00:57:59,980
‫احیاناً یادتون نیست ‫اسمش چیه؟

1080
00:58:07,088 --> 00:58:08,222
‫اسمش...

1081
00:58:10,257 --> 00:58:12,026
‫خانم استاپرد بود.

1082
00:58:14,762 --> 00:58:15,796
‫عالی.

1083
00:58:33,180 --> 00:58:34,849
‫سلام، ابیگل؟

1084
00:58:36,916 --> 00:58:38,150
‫سلام، بریل؟

1085
00:58:38,152 --> 00:58:40,319
‫من یکی از دوستان
‫لئو کوپرنیک هستم.

1086
00:58:41,856 --> 00:58:42,889
‫بریل؟

1087
00:58:44,592 --> 00:58:46,293
‫احیاناً جرالدین اونجا هست؟

1088
00:59:00,166 --> 00:59:02,979
[ .زود قضاوت نکن ]

1089
00:59:13,754 --> 00:59:15,754
‫- اوه، پاسبان.
‫- قربان.

1090
00:59:15,756 --> 00:59:18,090
‫دیکی اون بلیت‌های تئاتر
‫روی جور کرد؟

1091
00:59:18,092 --> 00:59:21,660
‫یهو به ذهنم رسید شاید این تئاتر

1092
00:59:21,662 --> 00:59:25,096
‫با پروندۀ ما به‌هم ربط داشته باشن.
‫دوست داری باهام بیای؟

1093
00:59:25,098 --> 00:59:26,666
‫بله قربان.
‫آم...

1094
00:59:28,702 --> 00:59:30,135
‫بله پاسبان؟

1095
00:59:30,137 --> 00:59:31,905
‫هیچی قربان.

1096
00:59:32,807 --> 00:59:35,740
‫یه فنجون چایی می‌خواید؟

1097
00:59:35,742 --> 00:59:38,310
‫ببین چی میگم استاکر.

1098
00:59:38,312 --> 00:59:42,313
‫اگه عین این خانم‌ها
‫که همش چایی میارن رفتار کنی

1099
00:59:42,315 --> 00:59:44,083
‫هیچکس به عنوان یه پاسبان پلیس
‫جدی نمی‌گیرتت.

1100
00:59:44,085 --> 00:59:45,717
‫بله قربان.
‫ممنون قربان.

1101
00:59:45,719 --> 00:59:47,154
‫شیر و دوتا قاشق شکر هم داشته باشه.

1102
00:59:51,725 --> 00:59:52,791
.کمیسر

1103
01:00:00,201 --> 01:00:01,733
‫پرسیدم، چی می‌خوای؟

1104
01:00:01,735 --> 01:00:04,403
‫آگاتا کریستی رو یا
‫مروین کاکر نوریس رو؟

1105
01:00:04,405 --> 01:00:07,306
‫هرکسی می‌تونه کار اون رو بکنه،
‫اما فقط من می‌تونم کار خودم رو بکنم.

1106
01:00:07,308 --> 01:00:09,742
‫احمق.

1107
01:00:09,744 --> 01:00:13,345
‫«تله‌موش» متن خاصی داره.

1108
01:00:13,347 --> 01:00:15,180
‫من ساختار کلی داستان که یه
‫چیز پیش پا افتاده درمورد

1109
01:00:15,182 --> 01:00:19,086
‫تجاوز به یه بچه‌ست رو برمی‌دارم
‫و مال خودم می‌کنمش.

1110
01:00:22,957 --> 01:00:24,656
‫بفرما.

1111
01:00:24,658 --> 01:00:27,126
‫اینا کنار هم نیستن قربان.

1112
01:00:27,128 --> 01:00:28,327
‫اوه.

1113
01:00:28,329 --> 01:00:30,396
‫خب اینطوری محیط بیشتری رو
‫زیر نظر می‌گیریم.

1114
01:00:30,398 --> 01:00:31,730
‫چشات رو باز نگه دار.

1115
01:00:31,732 --> 01:00:33,298
‫بله قربان.

1116
01:00:43,144 --> 01:00:44,278
‫به سلامتی.

1117
01:00:57,091 --> 01:00:58,124
‫آهای؟

1118
01:01:01,395 --> 01:01:03,195
‫آهای؟

1119
01:01:03,197 --> 01:01:05,464
‫کسی هست؟

1120
01:01:05,466 --> 01:01:07,968
‫کی داره این وقت شب
‫زنگ می‌زنه؟

1121
01:01:09,103 --> 01:01:10,137
‫بله؟

1122
01:01:10,771 --> 01:01:11,805
‫باشه پس.

1123
01:01:12,840 --> 01:01:14,740
‫اسکاتلند یارد بود.

1124
01:01:14,742 --> 01:01:16,808
‫دارن یه بازرس می‌فرستن.

1125
01:01:16,810 --> 01:01:19,845
‫توی این کولاک نابه‌هنگام؟

1126
01:01:19,847 --> 01:01:22,080
‫به چه دلیل؟

1127
01:01:22,082 --> 01:01:23,782
‫خدای بزرگ.

1128
01:01:25,449 --> 01:01:26,748
‫بازرس.

1129
01:01:26,751 --> 01:01:27,818
‫ممنون.

1130
01:01:29,187 --> 01:01:30,221
‫عصر بخیر.

1131
01:01:32,356 --> 01:01:34,859
‫من سر بازرس تراتر هستم.

1132
01:01:35,493 --> 01:01:37,127
‫بابت لنگ زدنم عذر می‌خوام.

1133
01:01:37,129 --> 01:01:40,097
‫زخم جنگ کهنه در سرما
‫باز بیدار میشه.

1134
01:01:40,099 --> 01:01:42,769
‫فکر می‌کنم خبر اومدن من رو
‫بهتون داده بودن؟

1135
01:01:44,102 --> 01:01:47,405
‫منطقی نیست، من یک قاضی هستم.

1136
01:01:47,407 --> 01:01:50,341
‫به‌علاوه این، خیلی برای
‫بازرس بودن جوونه.

1137
01:01:50,343 --> 01:01:53,513
‫خب، اونقدر پیر هستم که
‫پروندۀ کوریگان رو به‌خاطر داشته باشم.

1138
01:01:53,515 --> 01:01:57,115
‫بله، یک اتفاق وحشتناک.

1139
01:01:57,117 --> 01:02:01,820
‫دو برادر به خدمات اجتماعی بریتانیا
‫اعتماد کردند.

1140
01:02:01,822 --> 01:02:04,925
‫یک داستان ناگوارِ سوءاستفاده
‫که به یک تراژدی ختم شد.

1141
01:02:06,327 --> 01:02:08,060
‫بله، در تمام روزنامه‌ها بود.

1142
01:02:08,062 --> 01:02:09,861
‫گیو، دوباره نمی‌تونم بشینم
‫این رو ببینم.

1143
01:02:09,863 --> 01:02:11,862
‫ متأسفم.
‫میشه اجازه بدی؟

1144
01:02:11,865 --> 01:02:16,802
‫یکیشون مُرد و دیگری
‫دچار آسیب روحی شد.

1145
01:02:16,804 --> 01:02:19,203
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫چنین مصیبتی

1146
01:02:19,206 --> 01:02:21,073
‫چی به روز یک روان آسیب‌پذیر میاره،
‫به خودم می‌لرزم.

1147
01:02:21,075 --> 01:02:21,940
‫یه لحظه.

1148
01:02:21,942 --> 01:02:23,842
‫برم ببینم مروین رو می‌بینم.

1149
01:02:23,844 --> 01:02:25,545
‫اوه برادر.
‫چایی رو فراموش کردم.

1150
01:02:25,547 --> 01:02:27,846
‫خدا، این بدترین چایی‌ای هست

1151
01:02:27,848 --> 01:02:30,349
‫که تاحالا خوردم.

1152
01:02:31,952 --> 01:02:34,186
‫موافقم.

1153
01:02:34,188 --> 01:02:37,824
‫تو قوری دمش دادی یا توی گونی؟

1154
01:02:37,826 --> 01:02:38,824
‫عذر می‌خوام.

1155
01:02:38,826 --> 01:02:40,159
‫- ببخشید. ممنون. شرمنده.
‫- اوه عزیزم.

1156
01:02:40,161 --> 01:02:41,327
‫عذر می‌خوام. ببخشید.
‫شرمنده.

1157
01:02:41,328 --> 01:02:44,496
‫یه مصیبت دیگه هم توی
‫آشپزخونه داشتم.

1158
01:02:44,498 --> 01:02:48,002
‫تیکه‌های استیک رو انداختم
‫توی کیکم.

1159
01:02:49,270 --> 01:02:50,536
‫دستکش‌ها.

1160
01:02:52,574 --> 01:02:54,273
‫ببخشید. شرمنده.
‫عذر می‌خوام.

1161
01:02:54,275 --> 01:02:55,476
‫ببخشید.
‫خیلی شرمنده‌ام.

1162
01:02:56,544 --> 01:02:58,410
‫دستکش‌های درحال خونریزی.
‫خیلی شرمنده.

1163
01:02:58,412 --> 01:03:00,112
‫اونجان.
‫ممنون.

1164
01:03:00,114 --> 01:03:01,947
‫ببخشید. ببخشید.
‫خیلی شرمنده.

1165
01:03:04,084 --> 01:03:05,287
‫ببخشید.

1166
01:03:45,125 --> 01:03:47,593
‫ما برنامۀ «قصۀ قبل خواب» رو قطع می‌کنیم

1167
01:03:47,595 --> 01:03:51,363
‫تا به ساکنین منطقۀ «کنی‌ هچ» لندن هشدار بدیم

1168
01:03:51,365 --> 01:03:54,900
‫که مراقب یک دیوانۀ فراری باشند.

1169
01:04:00,207 --> 01:04:01,543
‫اوهوم.

1170
01:04:11,519 --> 01:04:14,386
‫زهره ترکم کردی.

1171
01:04:14,388 --> 01:04:16,556
‫زهره ترکم کردی.

1172
01:04:52,426 --> 01:04:53,960
‫چراغ‌ها رو روشن کنید.

1173
01:04:55,460 --> 01:05:03,460
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1174
01:05:19,186 --> 01:05:21,321
‫به نام قانون، ایست!

1175
01:05:31,331 --> 01:05:33,167
‫به خشکی شانس!

1176
01:05:37,171 --> 01:05:39,004
‫خب چیز خوبیه.

1177
01:05:39,006 --> 01:05:40,306
‫لنگیش زیاد بود؟

1178
01:05:41,675 --> 01:05:43,474
‫اوه.
‫اوه خدا.

1179
01:05:43,476 --> 01:05:45,645
‫ متأسفم آقا.
‫فکر کردم یکی دیگه‌ای.

1180
01:05:45,647 --> 01:05:47,211
‫نه، نه اشکالی نداره.

1181
01:05:47,213 --> 01:05:48,614
‫و ممنون بابت بلیت‌ها.

1182
01:05:48,616 --> 01:05:49,684
‫خواهش می‌کنم.

1183
01:06:39,701 --> 01:06:41,232
‫بفرما.

1184
01:06:41,235 --> 01:06:42,467
‫برو بالا.

1185
01:06:42,469 --> 01:06:43,505
‫به سلامتی.

1186
01:06:48,610 --> 01:06:50,408
‫چی تو رو کشونده به این جنگل؟

1187
01:06:50,410 --> 01:06:52,477
‫تحقیق درمورد یک قتل.

1188
01:06:52,479 --> 01:06:54,682
‫آره؟
‫قتل کسی که من می‌شناسمش؟

1189
01:06:56,083 --> 01:06:57,182
‫خودت.

1190
01:07:00,655 --> 01:07:01,821
‫ متأسفم، فکر می‌کردم...

1191
01:07:01,823 --> 01:07:04,291
‫نه، نه، نه. چیزی نیست.
‫اشکالی نداره.

1192
01:07:05,726 --> 01:07:07,562
‫بگو ببینم بازرس.

1193
01:07:08,830 --> 01:07:11,497
‫بگو کسی...

1194
01:07:13,266 --> 01:07:15,637
‫به‌خاطر مرگ من ناراحت بود؟

1195
01:07:19,741 --> 01:07:20,775
‫آه.

1196
01:07:22,209 --> 01:07:23,242
‫منطقیه.

1197
01:07:31,418 --> 01:07:33,285
‫ متأسفم جناب، شما نمی‌تونید
‫برید اون داخل.

1198
01:07:33,287 --> 01:07:34,219
‫آه...

1199
01:07:34,221 --> 01:07:35,821
‫فقط اگه بلیت داشته باشید
‫می‌تونید برید داخل.

1200
01:07:35,823 --> 01:07:38,423
‫یه بلیت داشتم.
‫توی جیبم بود.

1201
01:07:38,425 --> 01:07:42,193
‫می‌تونم قسم بخورم که یه
‫شلوار پام بود.

1202
01:07:42,195 --> 01:07:43,430
‫شلوار پام بود.

1203
01:07:45,232 --> 01:07:46,331
‫بلیتم کجاست؟

1204
01:07:46,333 --> 01:07:47,733
‫ متأسفم جناب.

1205
01:07:47,735 --> 01:07:49,435
‫اگه بلیت نداشته باشید
‫نمی‌تونم بذارم برید داخل.

1206
01:07:49,437 --> 01:07:51,804
‫یه بلیت داشتم.
‫فقط همراهم نیست.

1207
01:07:51,806 --> 01:07:54,139
‫بذار برم تو!
‫بیا الکی بحث نکنیم.

1208
01:07:54,141 --> 01:07:55,508
‫- من باید برم داخل.
‫- نه خواهش می‌کنم جناب.

1209
01:07:58,479 --> 01:07:59,747
‫تو.
‫من تو رو می‌شناسم.

1210
01:08:01,415 --> 01:08:02,548
‫داری چیکار می‌کنی؟

1211
01:08:04,251 --> 01:08:06,183
‫قربان.
‫قربان.

1212
01:08:06,185 --> 01:08:07,421
‫من یه بلیت دارم!

1213
01:08:12,560 --> 01:08:14,161
‫چه خبره؟

1214
01:08:17,599 --> 01:08:18,800
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

1215
01:08:19,734 --> 01:08:21,465
‫شلوارم چی شده؟

1216
01:08:21,467 --> 01:08:22,902
‫ازم خواستید که اتوش کنم، قربان.

1217
01:08:22,904 --> 01:08:24,168
‫جداً؟

1218
01:08:24,170 --> 01:08:25,439
‫بله قربان.
‫مصمم بودید.

1219
01:08:28,342 --> 01:08:29,711
‫چه مدته اینجام؟

1220
01:08:30,310 --> 01:08:31,411
‫هجده ساعت.

1221
01:08:35,248 --> 01:08:37,516
‫سرم داره می‌ترکه.

1222
01:08:37,518 --> 01:08:39,286
‫چقد اینجا سرده.

1223
01:08:41,321 --> 01:08:42,489
‫کسی رو دستگیر کردید؟

1224
01:08:43,891 --> 01:08:45,658
‫کردیم.

1225
01:08:45,660 --> 01:08:47,560
‫کی بود؟
‫جیو؟

1226
01:08:47,562 --> 01:08:49,294
‫جیو؟

1227
01:08:49,296 --> 01:08:52,665
‫آره جیو. همون پسر ایتالیاییه،
‫قاتل.

1228
01:08:52,667 --> 01:08:55,601
‫همون که یه پالتو تیره پوشیده بود،
‫کلاه نمدی داشت...

1229
01:08:55,603 --> 01:08:57,334
‫تا بیرون سالن دنبالش کردم.

1230
01:08:57,336 --> 01:08:59,239
‫بازرس، اون مرد شما بودید.

1231
01:08:59,507 --> 01:09:00,840
‫چی؟

1232
01:09:00,842 --> 01:09:03,943
‫شما همونی بودید که
‫پالتوی تیره داشتید

1233
01:09:03,945 --> 01:09:07,780
‫با یک کلاه نمدی و
‫پاسبان استاکر

1234
01:09:07,782 --> 01:09:09,449
‫شما رو تا بیرون سالن تعقیب کردن.

1235
01:09:10,618 --> 01:09:13,552
‫شرمنده، متوجه نمیشم.

1236
01:09:13,554 --> 01:09:15,521
‫ممکنه ضربه مغزی شده باشم.

1237
01:09:15,523 --> 01:09:16,659
‫یا متزلزل؟

1238
01:09:21,763 --> 01:09:23,529
‫نه، این مسخره‌ست.

1239
01:09:23,531 --> 01:09:25,731
‫به چه دلیلی ممکنه

1240
01:09:25,733 --> 01:09:27,667
‫من یه نمایش‌نامه‌نویس رو
‫خفه کرده باشم؟

1241
01:09:27,669 --> 01:09:30,235
‫هیچ‌کدوم از کارهاش رو ندیدم.

1242
01:09:30,237 --> 01:09:33,841
‫نه، اما مروین زنی رو که کوپرنیک
‫توی «ساووی» ملاقات کرده بود رو دیده بود.

1243
01:09:34,776 --> 01:09:36,542
‫خب؟

1244
01:09:36,544 --> 01:09:40,515
‫بازرس، اخیراً با جویس صحبت کردید؟

1245
01:09:40,982 --> 01:09:42,409
‫جویس؟

1246
01:09:42,411 --> 01:09:43,544
‫همسرتون.

1247
01:09:43,546 --> 01:09:44,478
‫همسر سابق.

1248
01:09:44,480 --> 01:09:46,949
‫بله. یه بار توی اداره پلیس دیدمش.

1249
01:09:46,951 --> 01:09:49,820
‫یه دختر معمولی.

1250
01:09:49,822 --> 01:09:50,821
‫خیلی صمیمانه.

1251
01:09:50,823 --> 01:09:53,526
‫جویس چه ربطی به این داستان داره؟

1252
01:09:53,528 --> 01:09:56,762
‫اسمش توی دفترچۀ سیاه ‫لئو بود قربان.

1253
01:09:56,764 --> 01:09:57,930
‫اوه بیخیال.
‫شما که...

1254
01:09:57,932 --> 01:10:00,000
‫شما که فکر نمی‌کنید که لئو و...

1255
01:10:00,002 --> 01:10:02,736
‫مگه همسرت به‌خاطر یه
‫آمریکایی ولت نکرد؟

1256
01:10:02,738 --> 01:10:05,605
‫لئو یه سرباز آمریکایی بود.

1257
01:10:05,607 --> 01:10:08,409
‫میشه ببینید چی دارید می‌گید؟
‫خودتون می‌فهمید چی دارید می‌گید؟

1258
01:10:09,644 --> 01:10:10,678
‫پاسبان.

1259
01:10:16,383 --> 01:10:18,751
‫« این کار رو به‌خاطر انتقام می‌کنن،

1260
01:10:18,753 --> 01:10:23,354
‫یا به‌خاطر خشم از دست دادن یک عزیز.
‫وقتی نمی‌تونن ببخشن یا فراموش کنن.

1261
01:10:23,356 --> 01:10:25,726
‫واسه همین توی تاریکی کمین می‌کنن
‫و زیر نظر می‌گیرن تا زمان مناسبش برسه.

1262
01:10:25,728 --> 01:10:29,496
‫و در یک لحظه حرکت
‫دیوانه‌وارِ خشونت آمیزشون رو انجام میدن. »

1263
01:10:32,265 --> 01:10:33,834
‫این رو نوشتی.

1264
01:10:36,970 --> 01:10:40,506
‫اون یه گفتگوی خصوصی بود.

1265
01:10:40,508 --> 01:10:42,610
‫خب، فکر کردم ممکنه مهم باشه قربان.

1266
01:10:43,911 --> 01:10:45,445
‫باور نکردنیه.

1267
01:10:47,949 --> 01:10:49,414
‫ما پیداش کردیم.

1268
01:10:49,416 --> 01:10:50,816
‫- کی رو؟
‫- جویس.

1269
01:10:50,818 --> 01:10:52,618
‫جویس.
‫جویس اینجاست؟

1270
01:10:52,620 --> 01:10:53,654
‫پاسبان.

1271
01:11:12,439 --> 01:11:13,708
‫اون همسر من نیست.

1272
01:11:15,342 --> 01:11:17,744
‫- جان؟
‫- گفتم اون همسر من نیست.

1273
01:11:17,746 --> 01:11:20,345
‫اما همسر سابقتون که هست.

1274
01:11:20,347 --> 01:11:22,784
‫تاحالا این زن رو توی
‫زندگیم ندیدم.

1275
01:11:24,852 --> 01:11:26,353
‫اما شما اسمت جویس هست؟

1276
01:11:26,521 --> 01:11:27,853
‫آه...

1277
01:11:27,855 --> 01:11:29,891
‫خب، اسم رایجیه.

1278
01:11:31,391 --> 01:11:32,660
‫- معلومه که هست.
‫- آره.

1279
01:11:34,427 --> 01:11:35,663
‫معلومه که هست.

1280
01:11:37,832 --> 01:11:40,732
‫خب بازرس، در این صورت
‫فکر می‌کنم...

1281
01:11:40,734 --> 01:11:42,435
‫یه عذر خواهی بهتون بدهکاریم.

1282
01:11:44,605 --> 01:11:46,673
‫پاسبان.

1283
01:11:48,408 --> 01:11:50,876
‫آه... بله، قربان.
‫البته.

1284
01:11:50,878 --> 01:11:52,978
‫من خیلی متأسفم قربان.
‫من فقط...

1285
01:11:52,980 --> 01:11:57,049
‫من دچار سوءتفاهم شدم،
‫عذری ندارم. من فقط...

1286
01:11:57,051 --> 01:11:59,854
‫دوباره زود قضاوت کردم.
‫خیلی متأسفم.

1287
01:12:05,058 --> 01:12:08,126
‫پاسبان، چرا برنمی‌گردید به دفتر

1288
01:12:08,128 --> 01:12:09,829
‫و حساب‌های فصلی رو بررسی نمی‌کنید.

1289
01:12:09,831 --> 01:12:11,997
‫تحقیق قتل رو بسپر به من.

1290
01:12:11,999 --> 01:12:13,400
‫بازرس.

1291
01:12:16,537 --> 01:12:17,637
‫شرمنده.

1292
01:12:25,101 --> 01:12:30,267
[ والینگفورد، بارکشر ]

1293
01:12:52,139 --> 01:12:53,973
‫دیکی و شیلا هستن.

1294
01:12:53,975 --> 01:12:57,012
‫سلام ولف. انتظار نداشتم
‫اینجا ببینمت.

1295
01:13:00,915 --> 01:13:03,115
‫شاید اون...

1296
01:13:03,117 --> 01:13:05,851
‫خانم رامز باشه.

1297
01:13:05,853 --> 01:13:08,122
‫این...

1298
01:13:14,962 --> 01:13:16,493
‫اگه ماشینتون خراب شده

1299
01:13:16,496 --> 01:13:19,531
‫۲۴ کیلومتری اینجا یه تعمیرگاه هست.

1300
01:13:19,533 --> 01:13:21,499
‫نه، برای شام اومدیم.

1301
01:13:21,501 --> 01:13:23,068
‫اینطور فکر نمی‌کنم جناب.

1302
01:13:23,070 --> 01:13:26,471
‫اینجا خونۀ وینتربروک هست؟

1303
01:13:26,473 --> 01:13:27,742
‫اقامتگاه کریستی؟

1304
01:13:28,643 --> 01:13:29,742
‫همینطوره.

1305
01:13:29,744 --> 01:13:30,809
‫ما دعوت‌نامه داریم.

1306
01:13:30,811 --> 01:13:31,973
‫بله همینطوره.

1307
01:13:33,781 --> 01:13:35,914
‫ریچارد اتنبرا هستم.
‫دوستام دیکی صدام می‌کنن.

1308
01:13:35,920 --> 01:13:38,765
[ .دعوت‌نامه از طرف آگاتا کریستی ]

1309
01:13:43,824 --> 01:13:46,028
‫امیدوارم مسافت طولانی‌ای
‫رو نیومده باشید.

1310
01:13:49,997 --> 01:13:52,064
‫فیلوز!
‫کیه؟

1311
01:13:52,066 --> 01:13:54,900
‫هیچکس آقا.
‫عشایر هستن.

1312
01:13:54,902 --> 01:13:57,169
‫چی، توی این کولاک نابه‌هنگام؟

1313
01:13:57,171 --> 01:13:59,738
‫زودباش مرد.
‫برو کنار.

1314
01:13:59,740 --> 01:14:01,640
‫ریچارد اتنبرا هستم.
‫دوستام دیکی صدام می‌کنن.

1315
01:14:01,642 --> 01:14:03,842
‫مکس مالوان،
‫باستان‌شناس برجسته.

1316
01:14:03,844 --> 01:14:05,110
‫یا خدا مرد،
‫یخ زدی.

1317
01:14:05,112 --> 01:14:06,745
‫- سرده.
‫- آره سرده. بیا داخل.

1318
01:14:06,747 --> 01:14:08,747
‫- سلام، شیلا سیم هستم.
‫- سلام.

1319
01:14:08,749 --> 01:14:10,516
‫- جان ولف هستم.
‫- احوال شما.

1320
01:14:10,518 --> 01:14:11,550
‫ان ساویل.

1321
01:14:11,552 --> 01:14:13,520
‫ما دوستان پتولا اسپنسر هستیم.

1322
01:14:13,522 --> 01:14:15,854
‫اوه آره.
‫چوو رو می‌شناسم.

1323
01:14:15,856 --> 01:14:18,590
‫فکر می‌کردیم برای شام دعوت شدیم.

1324
01:14:18,592 --> 01:14:21,026
‫بله، این رو دریافت کردیم

1325
01:14:21,028 --> 01:14:23,262
‫اما ظاهراً از طرف شما نبوده.

1326
01:14:23,264 --> 01:14:25,230
‫خارق‌العاده‌ست.

1327
01:14:25,232 --> 01:14:28,068
‫می‌دونید کی قرار عاشق این بشه؟
‫آگاتا.

1328
01:14:28,070 --> 01:14:30,035
‫این یکی از صفات شیرینشه.

1329
01:14:30,037 --> 01:14:31,170
‫الآن توی آشپزخونه‌ست

1330
01:14:31,172 --> 01:14:33,005
‫داره سعی می‌کنه یه پایان
‫جدید پیدا کنه.

1331
01:14:33,007 --> 01:14:35,942
‫ظاهراً شستن ظرف‌ها
‫کمکش می‌کنه.

1332
01:14:39,613 --> 01:14:42,948
‫اوه آهای. دیگه کی رو
‫برای شام دعوت نکردیم؟

1333
01:14:42,950 --> 01:14:44,283
‫پتولاست.

1334
01:14:44,285 --> 01:14:45,720
‫قطعاً همینطوره.

1335
01:14:46,620 --> 01:14:48,020
‫بیا داخل، بیرون سرده چوو!

1336
01:14:48,022 --> 01:14:49,825
‫کی اونجاست؟

1337
01:14:50,891 --> 01:14:52,024
‫مادرت که نیست، نه؟

1338
01:14:52,026 --> 01:14:53,594
‫متأسفانه خودشه.

1339
01:14:53,861 --> 01:14:55,728
‫اوه خدا.

1340
01:14:55,730 --> 01:14:56,929
‫بهتره برای هشت نفر
‫شام تدارک ببینی فیلوز،

1341
01:14:56,931 --> 01:14:58,697
‫- و به آگاتا هم خبر بده.
‫- بله قربان.

1342
01:14:58,699 --> 01:14:59,931
‫و یه پارو هم برای مسیر بیار.

1343
01:14:59,933 --> 01:15:01,000
‫بله قربان.

1344
01:15:01,002 --> 01:15:02,134
‫به اندازه کافی زغال داریم؟

1345
01:15:02,136 --> 01:15:03,868
‫بله قربان.
‫سه کیسۀ پر داریم قربان.

1346
01:15:03,870 --> 01:15:05,805
‫- سلام مکسی.
‫- سلام عزیزم.

1347
01:15:06,307 --> 01:15:08,633
‫چقد آدم.

1348
01:15:08,635 --> 01:15:09,898
‫بله.

1349
01:15:09,900 --> 01:15:10,933
‫مادر.

1350
01:15:10,935 --> 01:15:13,036
‫بفرمایید داخل.
‫مستقیم برید سمت اتاق پذیرایی.

1351
01:15:13,038 --> 01:15:14,571
‫- بیا.
‫- خب...

1352
01:15:14,573 --> 01:15:17,875
‫من یه مشروب بین‌النهرینی
‫نسبتاً قوی دارم

1353
01:15:17,877 --> 01:15:19,778
‫که سریعاً گرمتون می‌کنه.

1354
01:15:45,311 --> 01:15:48,047
‫بازم متأسفم به‌خاطر این که
‫اینطوری متوجه شدید.

1355
01:15:48,049 --> 01:15:50,651
‫اوه، نمی‌تونم بگم سوپرایز شدم.

1356
01:15:51,619 --> 01:15:53,320
‫لئو آدم بد ذاتی بود.

1357
01:15:54,155 --> 01:15:56,822
‫همیشه برای خودش دردسر
‫درست می‌کرد.

1358
01:15:56,824 --> 01:15:58,792
‫اون شبی که ما رو برد بیرون
‫یه دعوا راه انداخت.

1359
01:15:58,793 --> 01:16:00,995
‫با مروین کاکر نوریس توی هتل.

1360
01:16:01,796 --> 01:16:03,696
‫نه.
‫تو سینما.

1361
01:16:03,931 --> 01:16:04,965
‫اوه.

1362
01:16:09,651 --> 01:16:10,992
[ مرگ غم‌انگیزِ یک بچه در بهزیستی ]

1363
01:16:11,017 --> 01:16:13,149
[ برادرانی که مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتند ]

1364
01:16:13,174 --> 01:16:15,974
‫یهو برگشت طرف یکی که
‫دنبال ما میومد

1365
01:16:15,976 --> 01:16:17,376
‫و داد زد.

1366
01:16:17,378 --> 01:16:19,346
‫«برای چی داری دنبال ‫ما میای رفیق؟»

1367
01:16:20,114 --> 01:16:21,814
‫و...

1368
01:16:21,816 --> 01:16:22,881
‫یه دندون پزشک خوب می‌شناخت

1369
01:16:22,883 --> 01:16:24,853
‫چون داشت دندون‌هاش
‫رو از دست می‌داد.

1370
01:16:26,654 --> 01:16:27,719
‫اوهوم.

1371
01:16:27,721 --> 01:16:30,022
‫خب، بازم نوشیدنی می‌خواید؟

1372
01:16:30,024 --> 01:16:31,123
‫خیر.

1373
01:16:31,125 --> 01:16:32,724
‫پیر دختر کجاست؟

1374
01:16:32,726 --> 01:16:34,693
قصد گوشه‌نشینی که نداره؟

1375
01:16:34,695 --> 01:16:36,862
‫اوه، نه، نه، نه.
‫خیلی زود میاد پایین.

1376
01:16:39,133 --> 01:16:40,799
‫این فلوز بود.

1377
01:16:40,801 --> 01:16:42,236
‫مرتیکۀ احمق.

1378
01:16:46,774 --> 01:16:49,009
‫گفتی یه آدم قد بلند؟

1379
01:16:49,777 --> 01:16:51,278
‫یه لهجۀ خنده‌دار داشت.

1380
01:16:53,114 --> 01:16:54,246
‫ایتالیایی؟

1381
01:16:54,248 --> 01:16:55,747
‫نه، اونقد خنده‌دار نه.

1382
01:16:55,749 --> 01:16:56,984
‫بیشتر مثل...

1383
01:16:58,919 --> 01:17:00,287
‫یه روستایی احمق بود.

1384
01:17:04,792 --> 01:17:06,225
‫شرمنده‌ام، اما باید پیاده بشید.

1385
01:17:08,929 --> 01:17:11,864
‫اوه. نه. خدای بزرگ.
‫نه.

1386
01:17:11,866 --> 01:17:13,932
‫چی شده؟

1387
01:17:13,934 --> 01:17:15,267
‫پلیس.

1388
01:17:15,269 --> 01:17:16,768
‫تلفن، لطفاً.

1389
01:17:16,770 --> 01:17:18,137
‫- تلفن؟
‫- بله. بله.

1390
01:17:18,139 --> 01:17:19,705
‫- اونجاست.
‫- تشکر.

1391
01:17:22,109 --> 01:17:24,343
‫اسکاتلند یارد، گروهبان بیکول
‫صحبت می‌کنه.

1392
01:17:24,345 --> 01:17:25,713
‫بله، استاپرد هستم.

1393
01:17:30,986 --> 01:17:32,718
‫پلیس، عقب وایسا.

1394
01:17:32,720 --> 01:17:34,419
‫اون یه کلید...

1395
01:17:34,421 --> 01:17:35,756
‫زیر پادری نگه می‌داره.

1396
01:17:40,226 --> 01:17:42,161
‫بذار حدس بزنم بازرس.

1397
01:17:42,163 --> 01:17:44,062
‫دنبال یه آدرس هستی.

1398
01:17:44,064 --> 01:17:45,197
‫از کجا می‌دونستی؟

1399
01:17:45,199 --> 01:17:46,231
‫پاسبان استاکر، قربان.

1400
01:17:46,233 --> 01:17:48,369
‫همین الآن برای گرفتن همین
‫اطلاعات زنگ زد.

1401
01:17:49,737 --> 01:17:50,839
‫استاکر؟

1402
01:17:55,296 --> 01:17:57,998
[ .دعوت‌نامه از طرف آگاتا کریستی ]

1403
01:17:59,780 --> 01:18:00,879
‫آگاتا؟

1404
01:18:00,881 --> 01:18:02,247
‫خدایا، اون خوبه؟

1405
01:18:34,982 --> 01:18:37,117
‫آگاتا کجاست؟
‫باهاش چیکار کردی؟

1406
01:18:44,925 --> 01:18:46,491
‫- کار سینماچی بوده، قربان.
‫- می‌دونم.

1407
01:18:46,493 --> 01:18:48,227
‫تمام مدت بیخ گوشمون بود.

1408
01:18:48,229 --> 01:18:50,429
‫- اون داخله؟
‫- نه قربان. اما این رو پیدا کردم.

1409
01:18:50,431 --> 01:18:51,964
‫قربان، اگه همین حالا حرکت کنیم
‫می‌تونیم...

1410
01:18:51,966 --> 01:18:53,232
‫از اینجا به بعدش رو
‫بسپر به من پاسبان.

1411
01:18:53,234 --> 01:18:54,866
‫اوه درسته. و...
‫و من چیکار کنم قربان؟

1412
01:18:54,868 --> 01:18:56,103
‫برگرد به ایستگاه.

1413
01:18:57,271 --> 01:18:58,370
‫بله قربان.

1414
01:18:58,372 --> 01:18:59,505
‫و پاسبان؟

1415
01:18:59,507 --> 01:19:01,173
‫بله قربان؟

1416
01:19:01,175 --> 01:19:03,010
‫کاغذبازیا رو شروع کن.

1417
01:19:04,979 --> 01:19:06,278
‫بله قربان.

1418
01:19:19,326 --> 01:19:22,361
‫فقط به نظر من اینطوریه یا
‫اون خیلی آشنا به نظر میاد؟

1419
01:19:22,363 --> 01:19:25,833
.‫دنیسه. یکی از سینماچی‌‌های امبسدورزه

1420
01:19:26,433 --> 01:19:28,200
‫اوه دنیس!

1421
01:19:28,202 --> 01:19:29,568
‫خیلی از دیدنت خوشحالم.

1422
01:19:29,570 --> 01:19:31,336
‫چه اتفاق عجیبی.

1423
01:19:31,338 --> 01:19:32,405
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1424
01:19:33,373 --> 01:19:34,541
‫خب، من دعوت‌تون کردم.

1425
01:19:35,576 --> 01:19:37,308
‫اوه خدای من.

1426
01:19:37,310 --> 01:19:39,046
‫تو لئو و مروین رو کشتی!

1427
01:19:39,847 --> 01:19:41,280
‫همینطوره.

1428
01:19:41,282 --> 01:19:43,915
‫می‌خواستم فیلم و تئاتر
‫رو متوقف کنم.

1429
01:19:43,917 --> 01:19:45,484
‫کدوم فیلم؟
‫کدوم تئاتر؟

1430
01:19:45,486 --> 01:19:46,885
‫«تله‌موش»!

1431
01:19:46,887 --> 01:19:47,953
‫ببین چی میگم دنیس.

1432
01:19:47,955 --> 01:19:50,556
‫ما همه دیدگاه‌های مختلفی
‫نسبت به تئاتر داریم.

1433
01:19:50,558 --> 01:19:52,859
‫به تعبیری اصلاً واسه همین
‫تئاتر وجود داره،

1434
01:19:52,860 --> 01:19:54,860
‫تا احساسات رو تحریک کنه.

1435
01:19:54,862 --> 01:19:57,497
‫و این که علاقه‌ای به «تله‌موش»
‫نداشته باشی رو درک می‌کنم.

1436
01:19:57,499 --> 01:20:01,099
‫اصلاً خودم اولین نفر اعتراف می‌کنم
.به اندازه هملت درخشان نیست

1437
01:20:01,101 --> 01:20:03,902
‫اما باید بدونی

1438
01:20:03,904 --> 01:20:05,905
‫دیگه داری یه‌خورده ‫زیاده‌روی می‌کنی.

1439
01:20:05,907 --> 01:20:07,607
‫قضیه این نیست.

1440
01:20:07,609 --> 01:20:10,510
‫پس...
‫پس چیه؟

1441
01:20:10,512 --> 01:20:13,178
‫این داستان شما نیست، مگه نه؟
‫داستان منه.

1442
01:20:13,180 --> 01:20:14,515
‫باید می‌دونستم.

1443
01:20:14,517 --> 01:20:15,981
‫یه نویسندۀ بدخلق.

1444
01:20:15,983 --> 01:20:18,384
‫نگو که این اول ایدۀ تو بوده.

1445
01:20:18,386 --> 01:20:20,852
‫نه.
‫این اتفاق برای من افتاد.

1446
01:20:20,854 --> 01:20:22,087
‫شرمنده، من کاملاً گیج شدم.

1447
01:20:22,089 --> 01:20:23,889
‫زیاد از تئاتر سر در نمیارم.

1448
01:20:23,891 --> 01:20:26,226
‫تو که دنیس کوریگان نیستی، نه؟

1449
01:20:30,331 --> 01:20:31,999
‫پسر بیچاره.

1450
01:20:32,600 --> 01:20:33,864
‫منظورت چیه؟

1451
01:20:33,866 --> 01:20:36,301
‫اون برادرش رو توی دنیای
‫واقعی از دست داد.

1452
01:20:36,303 --> 01:20:38,303
‫حادثۀ وحشتناکی بود.

1453
01:20:38,305 --> 01:20:40,606
‫مال سال‌ها پیشه.
‫درموردش بهت گفتم.

1454
01:20:40,608 --> 01:20:43,041
‫این همون پرونده‌ای هست
‫که «تله‌موش» بر اساسش ساخته شده.

1455
01:20:43,043 --> 01:20:45,977
‫ازش الهام گرفته، مادر.
‫تا حدودی.

1456
01:20:45,979 --> 01:20:47,647
‫اوه، اما تو یه سینماچی هستی.

1457
01:20:47,649 --> 01:20:50,382
‫مجبور بودی هرشب اون
‫نمایش رو تماشا کنی.

1458
01:20:50,384 --> 01:20:52,051
‫حتماً برات شکنجه بوده.

1459
01:20:53,087 --> 01:20:55,655
‫فکر می‌کردم کمک می‌کنه.

1460
01:20:55,657 --> 01:20:57,623
‫وقتی برادرم مُرد فقط
‫شش سال داشت.

1461
01:20:57,625 --> 01:21:00,526
تله‌موش» در حقیقت»
.بر اساسِ یک پروندۀ واقعیه

1462
01:21:00,528 --> 01:21:02,993
‫آدم‌هایی که قرار بود از ما
‫مراقبت کنن از ما غفلت کردن

1463
01:21:02,995 --> 01:21:05,364
‫و رهامون کردن تا بمیریم.

1464
01:21:05,366 --> 01:21:09,301
‫کلی از روزنامه‌ها به‌خاطرش فروش رفتن،
‫اما هیچکس به ما اهمیتی نداد.

1465
01:21:11,438 --> 01:21:13,939
‫فکر می‌کردم نمایش قراره
‫متفاوت باشه.

1466
01:21:13,941 --> 01:21:16,508
‫یه نویسندۀ معروف قرار بود
‫داستان ما رو بگه.

1467
01:21:16,510 --> 01:21:20,078
‫دو برادر که به خدمات اجتماعی
‫بریتانیا اعتماد کردند.

1468
01:21:20,079 --> 01:21:23,048
‫اما وقتی دیدم که آگاتا کریستی چیکار کرده

1469
01:21:23,050 --> 01:21:26,985
‫از درد و رنج ما به عنوان انگیزۀ
‫یه قاتل دیوانه استفاده کرده...

1470
01:21:28,490 --> 01:21:30,656
‫و مرگ برادرم رو در حد یه
‫موضوع فرعیِ کم‌ارزش پایین آورده...

1471
01:21:30,658 --> 01:21:32,457
یه قتل رُخ داده؟

1472
01:21:32,459 --> 01:21:34,025
‫می‌دونستم که برادر...

1473
01:21:34,027 --> 01:21:36,294
‫تا زمانی که نمایش به پایان نرسیده،
‫در آرامش نخواهد بود.

1474
01:21:36,296 --> 01:21:38,964
‫اما به پایان نرسید.

1475
01:21:38,966 --> 01:21:42,000
‫دائم ادامه پیدا کرد.

1476
01:21:42,002 --> 01:21:44,337
،تله‌موش» به صد اجرا رسید»
.و این پایان ماجرا نیست

1477
01:21:44,339 --> 01:21:46,304
‫وقتی درمورد اقتباس سینمایی شنیدم

1478
01:21:46,306 --> 01:21:48,340
‫کنترلم رو از دست دادم.

1479
01:21:48,342 --> 01:21:51,143
‫بدون من فیلمی هم وجود نداره.
‫متوجه‌ای؟

1480
01:21:51,145 --> 01:21:52,411
‫مشکلی داری رفیق؟

1481
01:21:52,413 --> 01:21:55,147
‫کارگردان رو کشتم تا
‫جلوی فیلم رو بگیرم،

1482
01:21:55,149 --> 01:21:58,283
‫و فکر می‌کردم گذاشتن جسد روی
‫صحنه، نمایش رو تموم می‌کنه.

1483
01:22:00,154 --> 01:22:02,187
‫اما اونا حتی سالن تئاتر رو تعطیل نکردن.

1484
01:22:02,189 --> 01:22:03,690
‫فکر می‌کنید کارتون به موقع

1485
01:22:03,691 --> 01:22:05,257
‫برای نمایش فردا شب تموم میشه؟

1486
01:22:05,259 --> 01:22:07,160
‫و ایده‌های جدید مروین برای فیلم

1487
01:22:07,162 --> 01:22:08,695
‫تا مغز استخونم رو سوزوند.

1488
01:22:08,697 --> 01:22:10,968
‫من ساختار کلی داستان که یه
‫چیز پیش پا افتاده

1489
01:22:10,993 --> 01:22:14,634
‫در مورد تجاوز به یه بچه‌ست رو برمی‌دارم
‫و مال خودم می‌کنمش.

1490
01:22:14,636 --> 01:22:16,067
‫اون چاره‌ای برام نذاشت.

1491
01:22:17,137 --> 01:22:19,070
‫زهره ترکم کردی.

1492
01:22:19,072 --> 01:22:20,509
‫مجبور بودم اون رو هم بکشم.

1493
01:22:23,277 --> 01:22:25,612
‫فکر می‌کردم این قضیه رو تموم می‌کنه.

1494
01:22:25,614 --> 01:22:28,182
‫اما شما کارتون رو ادامه دادید،
‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

1495
01:22:29,685 --> 01:22:31,116
.خجالت بکشین

1496
01:22:33,053 --> 01:22:36,458
‫شاید اگه خود آگاتا کریستی رو بکشم
‫توجه نشون بدید.

1497
01:22:40,595 --> 01:22:42,194
‫فکر می‌کنم داره سعی می‌کنه
‫یه چیزی بگه.

1498
01:22:42,196 --> 01:22:43,663
‫محض رضای خدا بذار بیاد بیرون.

1499
01:22:43,665 --> 01:22:44,730
‫من فیلم رو متوقف می‌کنم.

1500
01:22:44,732 --> 01:22:46,766
‫و نمایش رو.
‫این بی‌ادبیه.

1501
01:22:46,768 --> 01:22:48,035
‫باشه.

1502
01:22:55,275 --> 01:22:57,209
‫ادانا؟

1503
01:22:57,211 --> 01:22:59,377
‫عزیزم، اینجا چیکار می‌کنی؟

1504
01:22:59,379 --> 01:23:01,313
‫تعقیبت کردم.

1505
01:23:01,315 --> 01:23:03,348
.‫قرار بود بیام داد و قشقرق به پا کنم

1506
01:23:03,350 --> 01:23:05,283
‫سلام ان.

1507
01:23:05,285 --> 01:23:08,721
‫بعد این نردبون بهم حمله کرد،
‫و توی یه فرش به هوش اومدم.

1508
01:23:08,723 --> 01:23:11,557
‫اگه تو آگاتا کریستی نیستی،
‫پس اون کدوم گوریه؟

1509
01:23:11,559 --> 01:23:13,390
‫خدای بزرگ. منظورت اینه
‫نمی‌دونی؟

1510
01:23:13,393 --> 01:23:16,228
‫تو دیگه چطور کودن
‫خل و روانی‌ای هستی؟

1511
01:23:16,230 --> 01:23:18,298
‫میشه ساکت شی!
‫خواهش می‌کنم!

1512
01:23:18,733 --> 01:23:20,600
‫بذار فکر کنم!

1513
01:23:20,602 --> 01:23:22,400
‫بله البته. البته.
‫چرا...

1514
01:23:22,402 --> 01:23:25,370
‫چرا نمیای بشینی، دنیس؟

1515
01:23:25,372 --> 01:23:27,172
‫آره، آره، آره.

1516
01:23:27,174 --> 01:23:29,542
‫یه لحظه به خودت وقت بده.

1517
01:23:31,042 --> 01:23:39,042
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1518
01:24:17,919 --> 01:24:20,749
[ مرگ موش ]

1519
01:24:39,681 --> 01:24:40,715
‫چی؟

1520
01:25:02,637 --> 01:25:05,403
‫خب...

1521
01:25:05,405 --> 01:25:08,473
‫من به شخصه باور دارم

1522
01:25:08,475 --> 01:25:10,809
‫ما به دنیس یه عذرخواهی بدهکاریم.

1523
01:25:10,811 --> 01:25:12,210
‫بله.

1524
01:25:12,212 --> 01:25:14,346
‫البته که حق با اونه.

1525
01:25:14,348 --> 01:25:15,881
‫حقیقت حقیقته.

1526
01:25:15,883 --> 01:25:18,818
‫نمیشه دستکاریش کرد
‫یا باهاش بازی کرد

1527
01:25:18,820 --> 01:25:20,620
‫و قطعاً برای سرگرمی هم نیست.

1528
01:25:20,622 --> 01:25:22,287
‫- نه، نه.
‫- نه، نه، نه.

1529
01:25:22,289 --> 01:25:24,590
‫هنر باید حقیقت رو فاش کنه...

1530
01:25:24,592 --> 01:25:25,658
‫- بله.
‫- آره.

1531
01:25:25,660 --> 01:25:27,693
‫نه اینکه ازش سوءاستفاده کنه.

1532
01:25:27,695 --> 01:25:29,895
‫خود آگاتا کریستی خوشش میاد

1533
01:25:29,897 --> 01:25:31,864
‫اگه کسی یکی از داستان‌هاش رو برداره

1534
01:25:31,866 --> 01:25:34,432
‫و تغییرش بده و خرابش کنه

1535
01:25:34,434 --> 01:25:36,569
‫فقط برای سرگرمی؟

1536
01:25:36,571 --> 01:25:38,638
‫عمراً خوشش بیاد.

1537
01:25:38,640 --> 01:25:41,206
‫فکر می‌کنیم که همه ما باید

1538
01:25:41,208 --> 01:25:42,742
‫برای خودمون متاسف باشیم.

1539
01:25:42,744 --> 01:25:45,343
‫اینم از این.
‫چایی برای همه.

1540
01:25:45,345 --> 01:25:46,545
‫اومدی عزیزم.

1541
01:25:46,547 --> 01:25:48,446
‫ببخشید که منتظر گذاشتم‌تون.

1542
01:25:48,448 --> 01:25:50,484
‫نه نه، تو رو خدا به‌خاطر من پا نشید.

1543
01:25:50,918 --> 01:25:52,217
‫بفرما، بفرما.

1544
01:25:52,219 --> 01:25:53,284
‫نه، نه، نه.

1545
01:25:53,286 --> 01:25:54,587
‫نه، نه، چیزی نیست.
‫مراقب باش.

1546
01:25:54,589 --> 01:25:58,289
‫بذار همونطوری بمونه.
‫فکر می‌کنی اینطوری بود.

1547
01:25:58,291 --> 01:26:00,225
‫چقد خوشحالم که دوباره
‫می‌بینمت آگاتا

1548
01:26:00,227 --> 01:26:01,527
‫با وجود این شرایط.

1549
01:26:01,529 --> 01:26:02,728
‫نه، نه، نه،
‫اون یکی نه.

1550
01:26:02,730 --> 01:26:04,699
‫نه، اون مال دنیسه.

1551
01:26:07,902 --> 01:26:09,436
‫ایشون دنیسه، نه؟

1552
01:26:10,738 --> 01:26:12,370
‫بفرما.

1553
01:26:12,372 --> 01:26:14,940
‫یه قند اضافه هم انداختم توش.

1554
01:26:14,942 --> 01:26:16,474
‫ممنون.

1555
01:26:16,476 --> 01:26:18,577
‫بقیه از خودشون پذیرایی کنن.

1556
01:26:20,414 --> 01:26:22,414
‫خب دنیس.

1557
01:26:22,416 --> 01:26:23,616
‫چطور می‌تونم کمک کنم؟

1558
01:26:23,618 --> 01:26:25,450
‫چرا نشینیم و چایی‌مون رو نخوریم

1559
01:26:25,452 --> 01:26:28,456
‫و مثل آدم‌های متمدن درمورد
‫موضوع صحبت نکنیم؟

1560
01:26:29,924 --> 01:26:31,957
‫من می‌خوام «تله‌موش» رو متوقف کنم.

1561
01:26:31,959 --> 01:26:35,326
‫ متأسفم، اما نمی‌تونم این کار
‫رو بکنم. نه.

1562
01:26:35,328 --> 01:26:38,764
‫متأسفانه این خلاف تمام چیز‌هایی هست
‫که توی زندگی برام عزیز بودن.

1563
01:26:38,766 --> 01:26:41,267
‫بله. من یه نویسنده هستم.

1564
01:26:41,269 --> 01:26:44,570
‫نمیشه بهم گفته بشه که
‫چی بنویسم و چی ننویسم.

1565
01:26:44,572 --> 01:26:47,542
‫اینطوری آزادی‌ام تکذیب میشه.

1566
01:26:48,543 --> 01:26:52,580
‫متوجه‌ای دنیس؟
‫چایی‌ات رو بخور.

1567
01:27:17,839 --> 01:27:19,306
‫اوه خدای بزرگ، فلوز.

1568
01:27:20,775 --> 01:27:22,307
‫پاشو. پاشو.

1569
01:27:22,309 --> 01:27:23,776
‫اینجا رو نگاه کن مرد جوان،
‫من...

1570
01:27:23,778 --> 01:27:25,612
‫مکس!

1571
01:27:46,868 --> 01:27:48,567
‫- بله، فکر خوبیه...
‫- بله.

1572
01:27:48,569 --> 01:27:51,470
‫اوه خدای من.
‫حالا چی شد؟

1573
01:28:06,821 --> 01:28:08,489
‫اوه.

1574
01:28:09,490 --> 01:28:10,525
‫دنیس.

1575
01:28:12,627 --> 01:28:14,929
‫لطفاً نویسندۀ محبوب رو
‫ول کن، دنیس.

1576
01:28:15,530 --> 01:28:16,798
‫نه.

1577
01:28:20,868 --> 01:28:23,569
‫شیلا، عزیزم، الآن وقتش نیست.

1578
01:28:23,571 --> 01:28:25,538
‫دیکی، یه فندک می‌خوام.

1579
01:28:25,540 --> 01:28:26,907
‫اما من سیگار نمی‌کشم.

1580
01:28:27,708 --> 01:28:29,010
‫دیکی.

1581
01:29:04,444 --> 01:29:05,545
‫مراقب باش!

1582
01:29:06,781 --> 01:29:07,879
‫نه، دنیس.

1583
01:29:07,881 --> 01:29:10,518
‫لطفاً این کار رو نکن!

1584
01:29:16,423 --> 01:29:18,090
‫عزیزم!

1585
01:29:18,092 --> 01:29:20,593
‫چیزی نیست.

1586
01:29:20,595 --> 01:29:22,763
‫اون مُرده.
‫تموم شد.

1587
01:29:26,433 --> 01:29:27,435
‫قربان...

1588
01:29:28,669 --> 01:29:29,804
‫خونریزی دارم.

1589
01:29:32,940 --> 01:29:35,174
‫طاقت بیار پاسبان.

1590
01:29:35,176 --> 01:29:37,442
‫آزمون گروهبانی ماه آینده‌ست.

1591
01:29:37,444 --> 01:29:39,645
‫جالبه قربان. راستش...
‫چیزی احساس نمی‌کنم.

1592
01:29:39,647 --> 01:29:41,013
‫ممکنه فقط یه خراش باشه.

1593
01:29:41,016 --> 01:29:43,582
‫آره. من که میگم آرامش
‫قبل از طوفانه.

1594
01:29:43,584 --> 01:29:44,919
.خوب گفتی

1595
01:29:44,921 --> 01:29:48,193
‫ متأسفم پاسبان.

1596
01:29:48,195 --> 01:29:50,566
‫من به عنوان یک همکار
‫رو هم رفته باهات صادق و روراست

1597
01:29:50,568 --> 01:29:53,205
‫و یک‌رنگ و منصف نبودم.

1598
01:29:53,207 --> 01:29:57,583
‫راستش اصلاً یه شریک نبودم.

1599
01:29:57,585 --> 01:29:58,786
‫قربان، لازم نیست این رو بگید.

1600
01:29:58,788 --> 01:30:00,723
‫نه، می‌خوام که بدونی...

1601
01:30:00,725 --> 01:30:02,055
‫که بهت اعتماد دارم.

1602
01:30:02,057 --> 01:30:04,485
‫ممنون قربان.
.خیلی برام باارزشه

1603
01:30:04,487 --> 01:30:06,750
‫اما وقتی میگم که چیزی
‫احساس نمی‌کنم،

1604
01:30:06,752 --> 01:30:09,513
‫فکر می‌کنم منظورم این باشه که

1605
01:30:09,515 --> 01:30:11,911
‫فکر نمی‌کنم تیر به من
‫خورده باشه، قربان.

1606
01:30:11,913 --> 01:30:12,980
‫منظورت چیه؟

1607
01:30:13,982 --> 01:30:15,182
‫تو...

1608
01:30:16,617 --> 01:30:18,717
‫- متوجه شدم.
‫- نه، آره.

1609
01:30:18,719 --> 01:30:20,753
‫خب دوباره حق با توئه پاسبان.

1610
01:30:20,755 --> 01:30:21,855
‫حالتون خوبه قربان؟

1611
01:30:21,857 --> 01:30:23,188
‫فکر می‌کنم بهتره زنگ بزنی
‫به آمبولانس.

1612
01:30:23,190 --> 01:30:24,424
‫بله.

1613
01:30:25,793 --> 01:30:27,828
‫بله، خیلی حالم خوب نیست.

1614
01:30:29,697 --> 01:30:31,931
‫تیراندازی و یه انفجار بزرگ.

1615
01:30:31,933 --> 01:30:35,102
‫خوب شد مروین زنده نیست که ببینه.

1616
01:30:36,170 --> 01:30:37,204
‫واقعاً.

1617
01:30:54,815 --> 01:31:03,294
‫مترجمین: ‫«حسین هیدن» و «علی محمدخانی»

1618
01:31:04,239 --> 01:31:07,567
[ پایان ]

1619
01:31:08,135 --> 01:31:10,972
‫همگی، چیزی نیست،
‫من خوبم.

1620
01:31:16,077 --> 01:31:20,549
<i>‫خب، به این میگن ‫یک پایان لئو کوپرنیکی.</i>

1621
01:31:22,049 --> 01:31:24,650
<i>‫اما قبل از اینکه هرکدوم
‫بریم پیِ کار خودمون</i>

1622
01:31:24,652 --> 01:31:28,589
<i>‫حتماً دلتون می‌خواد بدونید
‫چه بر سر قهرمانان داستان‌مون اومده.</i>

1623
01:31:31,259 --> 01:31:33,692
<i>‫همانطور که اعلام شد،
‫پاسبان استاکر</i>

1624
01:31:33,694 --> 01:31:37,296
<i>‫در بهار سال ۱۹۵۳ آزمون گروهبانی‌اش رو داد.</i>

1625
01:31:40,101 --> 01:31:41,869
<i>‫امتحانش موفقیت آمیز بود.</i>

1626
01:31:43,938 --> 01:31:47,239
<i>‫سربازرس جورج استاپرد.</i>

1627
01:31:47,241 --> 01:31:49,641
<i>‫بازرس استاپرد جایزۀ</i>

1628
01:31:49,643 --> 01:31:53,045
<i>‫پلیس سلطنتی و مدال خدمتگزاری
‫را دریافت کرد.</i>

1629
01:31:53,047 --> 01:31:54,146
‫اوه.

1630
01:31:54,147 --> 01:31:56,982
<i>‫هارولد اسکات مقام شوالیه رو دریافت کرد.</i>

1631
01:32:00,721 --> 01:32:03,822
<i>‫نمایش،
‫اگه باورتون بشه،</i>

1632
01:32:03,824 --> 01:32:07,860
<i>‫هنوز هم با قدرت درحال اجرا
‫در سالن «وست اند» لندن هست.</i>

1633
01:32:07,862 --> 01:32:11,930
<i>‫بیش از ده میلیون آدم «تله‌موش» رو دیدن.</i>

1634
01:32:11,932 --> 01:32:13,699
‫دو برادر به خدمات اجتماعی

1635
01:32:13,701 --> 01:32:15,237
‫بریتانیا اعتماد کردند.

1636
01:32:16,605 --> 01:32:19,874
‫یک داستان سوءاستفاده که
‫به یک تراژدی ختم شد.

1637
01:32:22,243 --> 01:32:24,743
،حالا که فیلم ما رو دیدین

1638
01:32:24,745 --> 01:32:27,213
.شما هم یک شریک جرم توی قتل هستین

1639
01:32:27,215 --> 01:32:30,249
از این رو، ازتون می‌خوایم
به یاد داشته باشین، شدیداً به نفع‌تونه

1640
01:32:30,251 --> 01:32:32,084
...به‌ هیچکس بیرون از این

1641
01:32:32,086 --> 01:32:34,186
‫ هیس. قربان.
‫ شرمنده.

1642
01:32:34,188 --> 01:32:36,755
‫اما الانشم هم یک دفعه
‫پایان این نمایش رو از دست دادم.

1643
01:32:36,757 --> 01:32:38,190
‫دوباره نمی‌خوام از دستش بدم.

1644
01:32:38,192 --> 01:32:40,928
‫نه، معلومه که نه.
‫ متأسفم. شرمنده.

1645
01:32:40,952 --> 01:32:49,029
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
