1
00:00:28,361 --> 00:00:36,351
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:37,700 --> 00:00:43,700
مترجم
Poemsani

3
00:00:49,517 --> 00:00:51,687
‫وقت خوابه دخترا

4
00:00:51,721 --> 00:00:53,856
‫جولیا تیستلویت، سلینا دالتون
‫ با شما دوتا هم هستم

5
00:00:53,889 --> 00:00:55,825
‫ساکت باشید!

6
00:00:55,858 --> 00:00:58,493
‫سریع باشید خانم‌های جوان
‫اینقدر وقت کشی نکنید

7
00:00:58,526 --> 00:01:00,796
‫حالا پای راست

8
00:01:00,830 --> 00:01:04,566
‫و پای چپ
‫و بعدش باز از اول

9
00:01:04,600 --> 00:01:06,334
‫اینکه تمام روز سرت رو بندازی توی کتاب‌ها

10
00:01:06,368 --> 00:01:08,571
‫برات یه ذهنی که به درد ازدواج بخوره نمیسازه

11
00:01:08,604 --> 00:01:11,373
‫من به هر حال چیز خاصی ندارم که به همسرم بدم

12
00:01:11,406 --> 00:01:14,409
‫و منم یه پدر دلسوز ندارم
‫که برام همسر پیدا کنه

13
00:01:14,442 --> 00:01:15,778
‫چقدر بهم میایم

14
00:01:15,811 --> 00:01:19,582
‫اوه سلینا..من خیلی ناراحتم
‫که قراره از هم جدا بشیم

15
00:01:19,615 --> 00:01:21,516
‫باید بهم قول بدی که هر
‫هفته برام نامه مینویسی

16
00:01:21,549 --> 00:01:23,753
‫قول میدم، توام هر هفته
‫برای من نامه میفرستی؟

17
00:01:23,786 --> 00:01:27,590
‫سعیم رو میکنم، ولی تضمین نمیکنم
‫که بتونم منظم باهات در ارتباط باشم

18
00:01:27,623 --> 00:01:30,258
‫وقتی که وارد اجتماع بشم
‫خیلی سرم شلوغ میشه

19
00:01:30,259 --> 00:01:30,267
‫(دوران‌های قدیم دخترها وقتی وارد
‫اجتماع میشدن که بخوان همسر پیدا کنن)

20
00:01:30,291 --> 00:01:32,828
‫واقعا فکر میکنی یه روز
‫میتونم برای دیدنت به لندن بیام؟

21
00:01:32,862 --> 00:01:33,863
‫البته

22
00:01:33,896 --> 00:01:35,296
‫بعد از اینکه عاشق شدم

23
00:01:35,330 --> 00:01:36,531
‫و برای خودم یک همسر مناسب پیدا کردم

24
00:01:36,564 --> 00:01:38,366
‫بعدش برای تو یه همسر پیدا میکنم

25
00:01:38,400 --> 00:01:41,536
‫همیشه حواسمون به همدیگه
‫خواهد بود سلینای عزیزم

26
00:01:41,570 --> 00:01:43,438
‫شمع‌ها رو خاموش کنید دخترها

27
00:01:43,471 --> 00:01:46,441
‫اوه سلینا! اینقدر ترسو نباش

28
00:01:47,941 --> 00:01:55,252
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

29
00:01:56,752 --> 00:01:58,186
‫صبح بخیر

30
00:02:31,654 --> 00:02:34,724
‫اوه خانم
‫چقدر زیبا شدید

31
00:02:34,757 --> 00:02:36,726
‫حالا برای موهاتون چه آرایشی میخواید؟

32
00:02:39,527 --> 00:02:40,830
‫پَر

33
00:02:58,047 --> 00:03:02,051
‫مهمترین شخصی که در سال
‫1818 میشد دل از او ربود

34
00:03:02,084 --> 00:03:05,688
‫جناب جرمی مالکولم محترم بود

35
00:03:05,721 --> 00:03:08,023
‫درسته که اون از خودش هیچ مقام و منصبی نداشت

36
00:03:08,057 --> 00:03:10,558
‫و فقط پسر کوچکتر یک ارل بود
‫(عنوان اشرافی در انگلیس که از ویسکنت بالاتر و از مارکس پایین تر است)

37
00:03:10,593 --> 00:03:14,830
‫اما به او از خاله‌اش ثروت
‫قابل توجهی به علاوه‌ی

38
00:03:14,864 --> 00:03:17,900
‫یک عمارت بزرگ در شهر کنت به ارث رسیده بود

39
00:03:17,933 --> 00:03:20,803
‫شنیدم دیشب با امیلیا جیمز بیرون بوده

40
00:03:20,836 --> 00:03:22,905
‫اما امشب با جولیا تیستلویت قرار داره

41
00:03:22,938 --> 00:03:25,641
‫آقای مالکولم به دنبال همسر میگشت

42
00:03:25,674 --> 00:03:27,977
‫ولی نه هر همسری

43
00:03:28,010 --> 00:03:32,447
‫او با چشم‌های زیبا و یا
‫لبخندی دلربا وسوسه نمیشد

44
00:03:32,480 --> 00:03:33,414
‫ایشون آقای مالکولمه

45
00:03:33,448 --> 00:03:35,584
‫درآمدش در سال بیست هزار دلاره

46
00:03:35,618 --> 00:03:40,522
‫او هیچ علاقه‌ای به شکارچی‌های
‫ثروت و مگس‌های دور شیرینی نداشت

47
00:03:40,555 --> 00:03:44,359
‫آقای مالکولم مردی مهربان بود و با
‫حالت چهره جدی‌ای که به خودش میگرفت

48
00:03:44,392 --> 00:03:46,796
‫میخواست قلب گرمش رو مخفی کنه

49
00:03:46,829 --> 00:03:50,666
‫قلبی که مشتاق بود به یک
‫خانم جوان مناسب هدیه بده

50
00:03:53,636 --> 00:03:57,840
‫درواقع او یک روش خاص برای به
‫دست آوردن عشق واقعی پیش گرفته بود

51
00:03:57,873 --> 00:04:01,744
‫که باعث شد به شهرت برسه

52
00:04:07,116 --> 00:04:09,051
‫اون جولیا تیستلویته

53
00:04:10,986 --> 00:04:14,690
‫جولیا تیستلویت با آقای مالکولمه

54
00:04:14,723 --> 00:04:15,925
‫اینا به زوج سال تبدیل میشن

55
00:04:18,160 --> 00:04:22,798
‫مگه چهار سال نیست که
‫تیستلویت به اجتماع اومده؟

56
00:04:22,832 --> 00:04:24,934
‫شاید وقتشه که کنار بکشه

57
00:04:24,967 --> 00:04:27,570
‫و اجازه بده خانم‌های جوانتر
‫شانسشون رو امتحان کنن

58
00:04:27,603 --> 00:04:29,470
‫آقای مالکولم یه بار جای خودش رو به من داد

59
00:04:30,105 --> 00:04:32,041
‫نزدیک بود غش کنم!

60
00:04:36,045 --> 00:04:39,949
‫برام باعث تعجبه که چرا
‫اینهمه اوپراهای خارجی میسازن

61
00:04:39,982 --> 00:04:41,717
‫ناسلامتی توی انگلستان هستیم

62
00:04:42,985 --> 00:04:44,820
‫قبول دارید آقای مالکولم؟

63
00:04:44,854 --> 00:04:48,456
‫شما طرفدار روسینی نیستید خانم تیستلویت؟
‫(آهنگساز ایتالیایی)

64
00:04:48,489 --> 00:04:50,593
‫منظورتون اون مرد قد کوتاه و فربه‌ست؟

65
00:04:50,626 --> 00:04:52,695
‫نه نه اون یه آهنگسازه

66
00:04:54,763 --> 00:04:55,898
‫اوه

67
00:04:56,699 --> 00:04:57,800
‫من چقدر خنگم

68
00:04:59,168 --> 00:05:00,970
‫حتما فکر میکنید من آدم نادانی هستم

69
00:05:01,003 --> 00:05:03,138
‫نه، اصلا

70
00:05:03,172 --> 00:05:05,875
‫احتمالا توی مسائل دیگه اطلاعاتتون بیشتره

71
00:05:08,143 --> 00:05:12,581
‫نظرتون درمورد قانون غله چیه؟
‫(قانون منع واردات غله به انگلیس که در سال 1846 لغو شد)

72
00:05:14,116 --> 00:05:16,484
‫- قانون غله؟
‫- بله

73
00:05:16,517 --> 00:05:19,487
‫اوه، بذارید فکر کنم

74
00:05:20,455 --> 00:05:21,790
‫قانون غله!

75
00:05:24,559 --> 00:05:26,996
‫خب قطعا موافق این قانون هستم

76
00:05:27,029 --> 00:05:29,698
‫- واقعا؟
‫- اوهوم

77
00:05:29,732 --> 00:05:32,701
‫میتونم بپرسم چرا موافقید؟

78
00:05:32,735 --> 00:05:37,573
‫خب من باور دارم که..

79
00:05:37,606 --> 00:05:42,645
‫وقتی یک آدم توی رژیم غذاییش یه سری محدودیت
‫ایجاد کنه، توی سلامتش تاثیر مثبت میذاره

80
00:05:49,785 --> 00:05:53,622
‫حیف شد که شما نمیتونید
‫توی پارلمان سخنرانی کنید

81
00:05:53,656 --> 00:05:57,693
‫دیدگاه‌های شما میتونه وجه‌ی
‫سیاست‌مدارها رو تغییر بده

82
00:05:59,061 --> 00:06:01,496
‫و یا کلا از بیخ و بن ابهتشون رو

83
00:06:08,203 --> 00:06:10,906
‫دیدی خمیازه کشید؟

84
00:06:12,574 --> 00:06:13,976
‫چقدر خجالت آور!

85
00:06:50,946 --> 00:06:53,015
‫یواش!

86
00:06:54,917 --> 00:06:58,587
‫یه مهمون داری
‫دوباره!

87
00:06:58,620 --> 00:07:00,222
‫ولی من گفتم که مهمون قبول نمیکنم

88
00:07:00,255 --> 00:07:02,858
‫خب من میدونم ولی سعی کن این رو به

89
00:07:02,891 --> 00:07:06,028
‫کسی حالی کنی که فکر میکنه
‫بیشتر از کل انگلستان عقل داره

90
00:07:06,061 --> 00:07:07,663
‫اوه مامان!

91
00:07:14,169 --> 00:07:16,672
‫آقای وودبری

92
00:07:16,705 --> 00:07:20,309
‫خیلی محبت دارید که هی پشت
‫سر هم به دیدار بنده میاید

93
00:07:20,342 --> 00:07:21,944
‫خانم دالتون

94
00:07:21,977 --> 00:07:23,979
‫پدرم به عیادت کشیش که بیمار هستن رفتن

95
00:07:24,013 --> 00:07:25,748
‫درست مثل هر سه شنبه

96
00:07:25,781 --> 00:07:28,250
‫فکر نمیکنم ایرادی داشته
‫باشه که فقط همین یک بار

97
00:07:28,283 --> 00:07:30,619
‫بدون حضور ایشون باهم صحبت کنیم خانم دالتون

98
00:07:31,820 --> 00:07:35,591
‫بعد از مرگ ناگهانی و ناخجسته‌ی کارفرمای شما

99
00:07:35,624 --> 00:07:40,095
‫جسارت به خرج دادم تا به دیدار شما بیام

100
00:07:40,129 --> 00:07:44,133
‫چون شما بدون هیچگونه ثروت
‫و  دارایی‌ای در این دنیا تنها شدید

101
00:07:44,166 --> 00:07:48,837
‫متوجه هستم که شاید یه
‫چند سالی ازتون بزرگتر باشم

102
00:07:48,871 --> 00:07:52,041
‫ولی همیشه حس میکنم که یک
‫خانم میتونه از یک مرد بالغ‌تر

103
00:07:52,074 --> 00:07:53,942
‫سودهای زیادی ببره

104
00:07:53,976 --> 00:07:58,013
‫کسی که بتونه بهش درس زندگی بده

105
00:07:58,047 --> 00:07:59,982
‫منظورتون مثل یک پدره؟؟

106
00:08:00,015 --> 00:08:03,118
‫شما خیلی شوخ طبعید خانم دالتون

107
00:08:04,620 --> 00:08:09,992
‫اوه..سلینا، میخوام رک و راست بگم

108
00:08:10,025 --> 00:08:13,762
‫حتما میدونی که چقدر دوستت دارم

109
00:08:13,796 --> 00:08:14,562
‫و چقدر..

110
00:08:16,065 --> 00:08:21,070
‫بزرگترین خواسته‌ی من اینه که
‫تورو به عنوان همسر خودم داشته باشم

111
00:08:21,103 --> 00:08:26,008
‫پیشنهاد شما واقعا مایه
‫افتخار منه، اما نمیتونم قبول کنم

112
00:08:26,675 --> 00:08:27,743
‫اوه

113
00:08:28,944 --> 00:08:30,179
‫اوه

114
00:08:30,212 --> 00:08:33,148
‫اینقدر با عجله جواب ندید خانم دالتون

115
00:08:33,182 --> 00:08:38,087
‫دیگه همه میدونن که وضع مالی پدر شما متوسطه

116
00:08:39,721 --> 00:08:42,925
‫و توام یکی از فرزندهای زیاد اونی

117
00:08:42,958 --> 00:08:47,729
‫اگه بهم اجازه بدی میخوام بهشون کمک کنم

118
00:08:47,763 --> 00:08:53,368
‫ولی اگه قبول نکنی، وضعیتتون
‫از همینی هم که هست بدتر میشه

119
00:08:56,405 --> 00:09:01,110
‫خب درسته که وضعیت خانواده
‫من کاملا به بنده بستگی داره

120
00:09:01,143 --> 00:09:04,279
‫ولی من بازم باید پیشنهاد
‫مهربانانه شما رو رد کنم

121
00:09:04,313 --> 00:09:07,149
‫این رفتارهای شما برای من غیر قابل درکه

122
00:09:07,182 --> 00:09:10,619
‫باید بهتون هشدار بدم که پیشنهاد
‫من برای بار دوم تکرار نمیشه

123
00:09:11,286 --> 00:09:12,921
‫بهتره بگید برای بار سوم!

124
00:09:12,955 --> 00:09:15,124
‫من عواقب تصمیمم رو کاملا

125
00:09:15,157 --> 00:09:16,692
‫میپذیرم و بهش آگاهم

126
00:09:16,725 --> 00:09:18,026
‫و حالا..

127
00:09:18,060 --> 00:09:20,963
‫باید ازتون محترمانه
‫خواهش کنم که منو تنها بذارید

128
00:09:20,996 --> 00:09:21,830
‫من..

129
00:09:22,798 --> 00:09:24,967
‫خداحافظ آقای وودبری

130
00:09:26,401 --> 00:09:28,770
‫از سر راهم برید کنار پرنده‌های احمق

131
00:09:31,140 --> 00:09:32,407
‫صبح بخیر جان

132
00:09:51,460 --> 00:09:53,362
‫اوه

133
00:09:53,395 --> 00:09:56,431
‫شنیدی که لرد کریستوفر جونز

134
00:09:56,465 --> 00:09:59,168
‫بالاخره همسر مناسب خودش رو پیدا کرد؟

135
00:10:02,104 --> 00:10:04,973
‫نمیخوای بدونی با کی میخواد ازدواج کنه؟

136
00:10:05,007 --> 00:10:07,276
‫به نظر میرسه چاره‌ای به جز دونستنش ندارم

137
00:10:07,309 --> 00:10:10,279
‫خانم مارجوری نوتکات

138
00:10:10,312 --> 00:10:12,681
‫عالیه!

139
00:10:16,485 --> 00:10:19,288
‫- نامه از طرف سلیناست عزیزم؟
‫- بله

140
00:10:19,321 --> 00:10:22,791
‫خیلی پشت سر هم نامه مینویسه
‫به سختی میتونم همشونو بخونم

141
00:10:22,824 --> 00:10:26,061
‫اوه خدا! آقای وودبری
‫دوباره ازش خواستگاری کرده

142
00:10:26,094 --> 00:10:29,164
‫متوجه شدم که خبری از آقای مالکولم نشده

143
00:10:29,198 --> 00:10:32,234
‫من بیشتر از یک جنتلمن خواستگار دارم

144
00:10:32,267 --> 00:10:37,940
‫اگه نتونستی توجه اون رو
‫جلب کنی اصلا ناراحت نشو

145
00:10:37,973 --> 00:10:41,143
‫بعضیا میگن اون هیچوقت
‫نمیتونه یه زن انتخاب کنه

146
00:10:41,176 --> 00:10:43,212
‫من اصلا ناراحت نیستم!

147
00:10:46,915 --> 00:10:48,750
‫یه نامه از طرف خانم برک اومده

148
00:10:51,320 --> 00:10:54,923
‫برام یکی از اون کاریکاتورهای شرورانه

149
00:10:54,957 --> 00:10:56,491
‫که معروف هستن رو فرستاده

150
00:10:58,060 --> 00:11:00,963
‫به نظر میرسه کاریکاتور آقای مالکولمه

151
00:11:01,964 --> 00:11:03,966
‫و منم توشم!

152
00:11:03,990 --> 00:11:05,410
‫"بعدی"
‫(یعنی مالکولم جولیا رو دیده و نپسندیده و گفته نفر بعدی)

153
00:11:05,434 --> 00:11:06,501
‫نه!

154
00:11:09,572 --> 00:11:11,240
‫این نمیتونه واقعی باشه!

155
00:11:25,020 --> 00:11:26,221
‫اوه جولیا!

156
00:11:33,328 --> 00:11:36,298
‫- درمورد آقای مالکولم شنیدی؟
‫- نه

157
00:11:36,331 --> 00:11:39,067
‫خب اون خانم تیستلویت رو نپسندیده

158
00:11:39,101 --> 00:11:40,469
‫بیا داخل!

159
00:11:40,502 --> 00:11:41,970
‫سریع!

160
00:11:43,505 --> 00:11:46,508
‫هیچوقت داخل نیومده بودم
‫چه دنجه!

161
00:11:49,612 --> 00:11:51,913
‫همشون اینان؟

162
00:11:51,947 --> 00:11:54,950
‫- هرچی برای فروش بود، آره
‫- یه سریاش اینجا پشت ویترینن

163
00:11:54,983 --> 00:11:57,486
‫- نمیفهمم
‫- خانم تیستلویت

164
00:11:57,519 --> 00:11:59,855
‫- چه خجالت آور!
‫- اوه خدای من!

165
00:12:04,092 --> 00:12:05,360
‫مداد داری؟

166
00:12:05,394 --> 00:12:07,362
‫چقدر وحشتناک!

167
00:12:07,396 --> 00:12:10,966
‫حتما آبروش رفته

168
00:12:10,999 --> 00:12:15,237
‫کسی، لطفا برو تحقیق کن و بفهم که من
‫چیکار کردم که سزاوار همچین آبروریزی هستم

169
00:12:17,139 --> 00:12:20,442
‫اینو ببر پیش پسرعموم
‫توی کلابش میتونه پیداش کنی

170
00:12:22,010 --> 00:12:23,613
‫سریع باش!

171
00:12:29,885 --> 00:12:31,320
‫بیچاره شدم!

172
00:12:33,221 --> 00:12:36,158
‫به نظرم هیچوقت نمیتونه شوهر پیدا کنه

173
00:12:37,559 --> 00:12:39,595
‫آروم!

174
00:12:51,239 --> 00:12:52,507
‫نوشیدنی میل دارید جناب؟

175
00:12:58,113 --> 00:12:59,114
‫ممنونم

176
00:13:00,315 --> 00:13:01,350
‫عصر بخیر جناب

177
00:13:06,188 --> 00:13:09,558
‫خدای من! باید بیشتر به اینجا بیام

178
00:13:12,094 --> 00:13:14,996
‫عصر بخیر
‫از دیدنتون خوشحالم

179
00:13:28,611 --> 00:13:31,947
‫- مثل همیشه بازی خوبی بود سرورم
‫- خیلی متقلبی

180
00:13:31,980 --> 00:13:34,082
‫متقلب به تمام معنا
‫به سلامتی

181
00:13:36,686 --> 00:13:38,420
‫اوه چقدر مشروبش قویه

182
00:13:46,561 --> 00:13:47,630
‫یا خدا!

183
00:13:50,966 --> 00:13:52,401
‫دیگه ی اینو دیده؟

184
00:13:54,236 --> 00:13:57,506
‫به خانم تیستلویت بگو که من قضیه رو حل میکنم

185
00:13:57,539 --> 00:13:58,674
‫آقای مالکولم

186
00:13:58,708 --> 00:14:00,676
‫عذرمیخوام

187
00:14:00,710 --> 00:14:04,446
‫کارت رقص من برای مراسم
‫رقص میلرز هفته بعد جای خالی داره

188
00:14:04,447 --> 00:14:04,455
‫(هر خانم مجردی یه کاغذ داشت که توش اسم مردهایی که میخوان باهاش
‫برقصن رو مینوشت تا نشون بده که چقدر خواهان داره و از این چرت و پرتا)

189
00:14:04,479 --> 00:14:05,715
‫اگه مایل باشید..

190
00:14:05,748 --> 00:14:07,416
‫باید منو ببخشید

191
00:14:07,449 --> 00:14:10,051
‫به دلیل کسالتی که از اسب سواری
‫پیدا کردم نمیتونم برقصم خانم..

192
00:14:10,085 --> 00:14:11,621
‫خانم گوینیث امبرتون

193
00:14:11,654 --> 00:14:13,088
‫خانم امبرتون

194
00:14:13,121 --> 00:14:15,023
‫دختر ارل و کنتس امبرتون هستم

195
00:14:15,056 --> 00:14:16,124
‫البته

196
00:14:16,158 --> 00:14:17,959
‫چقدر عجیب

197
00:14:17,993 --> 00:14:20,495
‫کنجکاوم بدونم چطور یک نفر میتونه
‫بدون رقصیدن احساساتش رو ابراز کنه

198
00:14:20,529 --> 00:14:23,432
‫- مالکولم
‫- لرد کسیدی، ایشون خانم امبرتون هستن

199
00:14:23,465 --> 00:14:26,201
‫سلام، حالتون چطوره؟حالتون
‫چطوره؟ حالا لطفا ما رو ببخشید

200
00:14:28,069 --> 00:14:32,675
‫مالکولم، تو داری یه شهرت خاصی کسب میکنی

201
00:14:32,708 --> 00:14:35,377
‫- واقعا؟
‫- بله واقعا

202
00:14:35,410 --> 00:14:37,979
‫اسمت رو دزد قلب‌ها

203
00:14:38,013 --> 00:14:42,083
‫دل شکننده، و نابود کننده‌ی
‫رویاهای خانم‌های جوان گذاشتن

204
00:14:43,285 --> 00:14:45,086
‫- شوخی میکنی؟
‫- نه

205
00:14:45,120 --> 00:14:46,188
‫چه مزخرفاتی!

206
00:14:47,522 --> 00:14:49,424
‫خب شاید این شایعات واقعیت دارن

207
00:14:51,694 --> 00:14:56,097
‫تو به دخترعموی من جولیا یه
‫توجه خیلی خاص نشون دادی

208
00:14:56,131 --> 00:14:57,700
‫و حالا نمیخوای ازش خواستگاری کنی؟

209
00:14:59,702 --> 00:15:02,270
‫من فقط یه بار دخترعموت
‫رو توی اوپرا همراهی کردم

210
00:15:02,304 --> 00:15:04,774
‫هیچ توجه خاصی نسبت بهش نشون ندادم

211
00:15:04,807 --> 00:15:06,742
‫نه قضیه این نیست

212
00:15:06,776 --> 00:15:10,412
‫قضیه اینه که حرفای مردم اهمیت داره

213
00:15:10,445 --> 00:15:14,182
‫و همه دارن میگن حتما جولیا مشکلی داشته

214
00:15:14,216 --> 00:15:16,686
‫خب متاسفم که دخترعموی
‫تو هدف شایعات قرار گرفته

215
00:15:16,719 --> 00:15:20,088
‫ولی من قصد ندارم فقط چون یه زن
‫رو به اوپرا بردم باهاش ازدواج کنم

216
00:15:20,121 --> 00:15:21,423
‫نه کسی نمیگه مجبور به این کاری

217
00:15:21,456 --> 00:15:23,024
‫ولی مردم همینو میخوان، مگه نه؟

218
00:15:24,594 --> 00:15:27,229
‫و من رویای کی رو خراب کردم؟

219
00:15:27,262 --> 00:15:30,065
‫رویای اینکه فقط بخاطر ثروت زیادم
‫با "بهترین شکار سال" ازدواج کنن؟

220
00:15:30,098 --> 00:15:31,500
‫اصلا همچین چیزی رو قبول نمیکنم

221
00:15:31,533 --> 00:15:33,636
‫- شرط بندی کنید
‫- هستی؟

222
00:15:33,669 --> 00:15:36,204
‫نه نه من تمام پول‌هام رو خرج کردم

223
00:15:39,441 --> 00:15:40,676
‫اوه عالی شد

224
00:15:40,710 --> 00:15:42,410
‫چرا فقط یه دختر رو انتخاب نمیکنی

225
00:15:42,444 --> 00:15:44,379
‫و به این چیزا خاتمه نمیدی؟

226
00:15:44,412 --> 00:15:46,649
‫تهش ازدواج برای تولید مثل و این چیزاست دیگه

227
00:15:46,682 --> 00:15:48,651
‫فکر کردی امشب چرا به اینجا اومدم؟

228
00:15:48,684 --> 00:15:51,520
‫خیلی مضطربم که یک همسر
‫مناسب برای خودم پیدا کنم

229
00:15:54,289 --> 00:15:56,057
‫پس چرا جولیا رو رد کردی؟

230
00:15:56,091 --> 00:15:58,126
‫همه میگن که اون زن خوش قیافه‌ایه

231
00:15:58,159 --> 00:15:59,829
‫ممنونم

232
00:15:59,862 --> 00:16:02,698
‫آره به اندازه کافی زیباست
‫ولی مناسب من نیست

233
00:16:02,732 --> 00:16:05,433
‫- نه
‫- شرط بندی کنید

234
00:16:05,467 --> 00:16:06,836
‫چرا نیست؟

235
00:16:06,869 --> 00:16:08,236
‫نمیدونم..اون..

236
00:16:09,639 --> 00:16:12,775
‫مُژه‌هاش رو زیادی تکون میده

237
00:16:14,877 --> 00:16:16,244
‫مالکولم، به این کار میگن پلک زدن!

238
00:16:17,412 --> 00:16:19,414
‫این..دلیلت اینه؟!

239
00:16:19,447 --> 00:16:21,651
‫نه، خیلی دلیل بیخودیه

240
00:16:21,684 --> 00:16:23,586
‫خیلی حواس آدم رو پرت میکرد

241
00:16:23,619 --> 00:16:25,420
‫اون شب هزار بار فکر کردم که

242
00:16:25,453 --> 00:16:27,289
‫الاناست که خوابش ببره

243
00:16:27,322 --> 00:16:29,558
‫اینجوری نگام نکن!

244
00:16:29,592 --> 00:16:32,662
‫تنها دلیلی که از خانم
‫تیستلویت خوشم نیومد، این نبود

245
00:16:32,695 --> 00:16:33,729
‫ببین

246
00:16:33,763 --> 00:16:35,397
‫شماره‌ی چهار

247
00:16:35,430 --> 00:16:37,600
‫"به شیوه‌ای معقول صحبت کند"

248
00:16:37,633 --> 00:16:40,670
‫حتی صحبت کردن با خیاطم هیجان
‫انگیزتر از صحبت کردن با دخترعموی توئه

249
00:16:40,703 --> 00:16:44,239
‫سعی کردم باهاش درمورد قانون غله صحبت کنم

250
00:16:44,272 --> 00:16:46,776
‫و اون فکر میکرد دارم درمورد
‫یه جور رژیم غذایی حرف میزنم

251
00:16:46,809 --> 00:16:49,645
‫این چیه؟ این یه لیسته؟

252
00:16:49,679 --> 00:16:50,613
‫بله، یه لیسته

253
00:16:52,615 --> 00:16:55,585
‫یه لیست از خصوصایت
‫همسر مناسب درست کردی؟

254
00:16:55,618 --> 00:16:57,485
‫بله، که چی؟

255
00:17:00,488 --> 00:17:03,258
‫تو چقدر خودبزرگ بینی!

256
00:17:03,291 --> 00:17:05,160
‫تعجبی هم نداره که نمیتونی با کسی کنار بیای

257
00:17:05,193 --> 00:17:06,696
‫میخوای همه‌ی زن‌ها با خصوصیات
‫مورد نظر تو جور در بیان

258
00:17:08,731 --> 00:17:11,366
‫انگار میخوای یه دونه اسب برای درشکه‌ت بخری!

259
00:17:11,399 --> 00:17:13,368
‫دقیقا!
‫دقیقا همینه

260
00:17:13,401 --> 00:17:15,638
‫من حتی وقتی که میخوام اصطبلم رو
‫پر کنم کلی خصوصیات در نظر میگیرم

261
00:17:15,671 --> 00:17:18,641
‫پس چرا وقتی که میخوام زن انتخاب
‫کنم بیشتر از این حرفا سختگیری نکنم؟

262
00:17:18,674 --> 00:17:20,508
‫کسی که قراره صبح و..

263
00:17:20,542 --> 00:17:22,544
‫عصر و شب ببینمش؟

264
00:17:22,578 --> 00:17:25,246
‫کم مونده سرعتشونو بسنجی

265
00:17:25,280 --> 00:17:26,816
‫و دندوناشون رو هم چک کنی!

266
00:17:26,849 --> 00:17:29,384
‫- افتضاحه!
‫- یادم باشه اینو به لیست اضافه کنم

267
00:17:29,417 --> 00:17:30,753
‫بدشانسی آوردین قربان

268
00:17:30,786 --> 00:17:32,387
‫- یکی دیگه؟
‫- نه نمیخورم

269
00:17:32,420 --> 00:17:33,455
‫یکی دیگه بیارید

270
00:17:39,194 --> 00:17:41,731
‫گازت نمیگیره، میدونی؟

271
00:17:41,764 --> 00:17:45,300
‫ادب و تربیتت در حد زن‌های ماهی فروش‌هاست!

272
00:17:45,333 --> 00:17:47,302
‫من که اونا رو نمیشناسم

273
00:17:47,335 --> 00:17:50,505
‫چون مثل تو با افراد قشر
‫پایین جامعه نمیپلکم پسرعمو

274
00:17:52,340 --> 00:17:56,679
‫نامه از طرف دوستم سلیناست

275
00:17:58,380 --> 00:18:02,384
‫به نظر میرسه خبرها به ساسکس هم رسیده

276
00:18:02,417 --> 00:18:04,386
‫فردا کل انگلستان خبردار میشن

277
00:18:06,689 --> 00:18:07,690
‫تو..

278
00:18:08,958 --> 00:18:10,660
‫با آقای مالکولم حرف زدی؟

279
00:18:11,727 --> 00:18:12,728
‫آره

280
00:18:14,764 --> 00:18:16,464
‫درمورد من چی گفت؟

281
00:18:16,498 --> 00:18:19,902
‫خب قبول داشت که

282
00:18:19,935 --> 00:18:22,805
‫تو زن زیبایی هستی

283
00:18:22,838 --> 00:18:25,340
‫واقعا؟
‫خب این خبر خوبیه!

284
00:18:25,373 --> 00:18:29,210
‫ولی ان یه لیست داره، میدونی..

285
00:18:30,980 --> 00:18:33,949
‫متاسفانه با مورد چهارم لیستش مطابقت نداشتی

286
00:18:33,983 --> 00:18:36,819
‫والا منم اگه بودم مطابقت نداشتم
‫چون هیچ علاقه‌ای به سیاست ندارم

287
00:18:36,852 --> 00:18:38,788
‫و همیشه به نظرم قانون غله چیز گیج کننده‌ایه

288
00:18:38,821 --> 00:18:39,922
‫اون یه لیست از..

289
00:18:42,424 --> 00:18:43,759
‫خصوصیات مورد نیاز..

290
00:18:45,527 --> 00:18:46,361
‫برای همسرش داره؟

291
00:18:46,394 --> 00:18:48,396
‫بله

292
00:18:48,430 --> 00:18:52,868
‫منم اولش از این ایده خوشم نیومد

293
00:18:52,902 --> 00:18:57,338
‫ولی وقتی برام توضیح داد، متوجه این کارش شدم

294
00:18:57,372 --> 00:18:59,541
‫اگه دختره یه مشکل دردسرساز داشته باشه چی؟

295
00:18:59,575 --> 00:19:01,677
‫- عالی شد!
‫- خب برادرش، وایکانت

296
00:19:01,711 --> 00:19:04,647
‫فریب خورد و دچار یک ازدواج
‫خیلی افتضاح و بدبخت شد

297
00:19:04,680 --> 00:19:06,882
‫باورم نمیشه!

298
00:19:06,916 --> 00:19:09,551
‫چقدر از خود راضی!

299
00:19:09,585 --> 00:19:11,821
‫دوست دارم بدونم توی اون لیست چی هست

300
00:19:13,756 --> 00:19:14,757
‫کسی

301
00:19:16,025 --> 00:19:18,393
‫لیست رو دیدی؟

302
00:19:18,426 --> 00:19:19,427
‫نه

303
00:19:21,529 --> 00:19:22,932
‫آره

304
00:19:22,965 --> 00:19:25,567
‫ولی این لیست به درد تو نمیخوره
‫اصلا!

305
00:19:25,601 --> 00:19:27,803
‫هیچکس نمیتونه با اون توقعات بالا زندگی کنه

306
00:19:27,837 --> 00:19:30,305
‫تازه حتی اگه آزمون قانون
‫غله رو هم قبول میشدی

307
00:19:30,338 --> 00:19:32,942
‫اون از مُژه‌های تو خوشش نیومده

308
00:19:33,976 --> 00:19:35,611
‫مُژه‌هام؟

309
00:19:37,046 --> 00:19:40,315
‫- این یارو روانی چیزیه؟
‫- نه معلومه که نیست

310
00:19:40,348 --> 00:19:43,551
‫فقط نمیتونی با اون دلبری‌ کردنات گولش بزنی

311
00:19:43,586 --> 00:19:44,887
‫از این بازی‌های دلربایی خیلی بدش میاد

312
00:19:45,855 --> 00:19:48,556
‫یه گستاخ تمام عیاره

313
00:19:49,692 --> 00:19:50,960
‫چقدر متکبره!

314
00:19:52,628 --> 00:19:54,395
‫اینجا یکم گرم نیست؟

315
00:19:56,932 --> 00:20:00,335
‫یه جورایی میخوام مطمئن بشم

316
00:20:00,368 --> 00:20:02,571
‫که آقای مالکولم خیلی محترم

317
00:20:03,739 --> 00:20:06,441
‫دقیقا به سزای کارش برسه

318
00:20:08,711 --> 00:20:10,679
‫نمیذارم از این قضیه قصر در بره

319
00:20:12,081 --> 00:20:13,281
‫آره

320
00:20:15,450 --> 00:20:17,019
‫آره، خب بهتره من برم دیگه

321
00:20:17,052 --> 00:20:19,554
‫و توام باید به من کمک کنی

322
00:20:21,590 --> 00:20:22,557
‫نه

323
00:20:23,525 --> 00:20:25,293
‫جولیا، حتی فکرشم نکن!

324
00:20:25,895 --> 00:20:26,996
‫جولیا! نه!

325
00:20:30,099 --> 00:20:31,934
‫جولیا، داری چیکار میکنی؟

326
00:20:35,403 --> 00:20:36,705
‫جولیا! نکن!

327
00:20:39,708 --> 00:20:43,779
‫سلینای عزیزم..

328
00:20:46,048 --> 00:20:48,784
‫ممنونم که بابت اون کاریکاتور خیلی ظالمانه

329
00:20:48,818 --> 00:20:51,821
‫برای من با مهربونی نامه نوشتی

330
00:20:51,854 --> 00:20:54,690
‫توی این فکر بودم که دیدن
‫تو بعد از تمام این اتفاقات

331
00:20:54,723 --> 00:20:58,027
‫حال منو بسیار بهتر میکنه

332
00:20:58,060 --> 00:21:01,030
‫برای پایان این فصل (ازدواج)
‫برای دیدن من به لندن میای؟

333
00:21:02,698 --> 00:21:05,601
‫بهت قول میدم اینجا خیلی بهت خوش میگذره

334
00:21:08,403 --> 00:21:10,139
‫ظاهرا از روستا اومده

335
00:21:10,172 --> 00:21:12,842
‫میشه فقط یه بار ساکت شی جان؟

336
00:21:12,875 --> 00:21:13,809
‫درست وایسا!

337
00:21:17,980 --> 00:21:19,081
‫وایسا حیوون!

338
00:21:20,581 --> 00:21:28,581
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

339
00:21:32,995 --> 00:21:34,395
‫سلینا!

340
00:21:34,429 --> 00:21:36,065
‫جولیا!

341
00:21:37,498 --> 00:21:39,168
‫- رسیدی!
‫- آره

342
00:21:39,201 --> 00:21:42,905
‫- چند سال گذشته؟
‫- عزیز من! چقدر زیبا شدی!

343
00:21:42,938 --> 00:21:45,741
‫- خودتم خیلی عالی به نظر میرسی
‫- خیلی خوشحالم که اینجایی

344
00:21:47,643 --> 00:21:50,012
‫حتما خیلی گرمت شده، بیا داخل

345
00:21:50,045 --> 00:21:53,148
‫جان، سریع چمدون‌های سلینا رو به اتاقش ببر

346
00:21:53,182 --> 00:21:56,619
‫پسرعموی عزیزم، لرد کسیدی
‫بی صبرانه منتظر دیدن توئه

347
00:21:59,755 --> 00:22:03,192
‫خب برامون تعریف کن
‫که توی اون روستای زیبا

348
00:22:03,225 --> 00:22:05,460
‫چطور وقتت رو میگذروندی؟

349
00:22:05,493 --> 00:22:07,596
‫زندگی شهری خیلی متفاوته

350
00:22:07,630 --> 00:22:10,165
‫- بله
‫- همونطور که توی نامه‌هام اشاره کردم

351
00:22:10,199 --> 00:22:14,003
‫به شهر باث انگلستان رفته بودم و به عنوان
‫ندیمه‌ی خانم آساری در سال‌های آخر زندگیش

352
00:22:14,036 --> 00:22:15,104
‫بهش خدمت میکردم

353
00:22:15,137 --> 00:22:17,072
‫آره، خانم آساری

354
00:22:17,106 --> 00:22:18,674
‫حتما خیلی خسته کننده بوده

355
00:22:18,707 --> 00:22:21,176
‫نه نه اصلا آزاردهنده نبود

356
00:22:21,210 --> 00:22:24,479
‫هرچند من بیشتر دنبال این بودم
‫که ندیمه‌ی یه نفر همسن خودم بشم

357
00:22:24,512 --> 00:22:27,883
‫ولی شهر باث به مقصدی
‫برای هفتاد ساله‌ها تبدیل شده

358
00:22:27,917 --> 00:22:31,020
‫اوه عزیزم، کاملا درک میکنم چی میگی

359
00:22:31,053 --> 00:22:33,989
‫منم از خارجی‌ها اصلا خوشم نمیاد!

360
00:22:36,592 --> 00:22:38,526
‫خب نامه‌ی تو خیلی به موقع به دستم رسید

361
00:22:38,559 --> 00:22:40,129
‫چون من خودم دنبال یه شغل دیگه میگردم

362
00:22:42,698 --> 00:22:44,900
‫سلینای عزیزم

363
00:22:44,934 --> 00:22:47,770
‫اگه دنبال شغل میگردی

364
00:22:47,803 --> 00:22:50,139
‫من ممکنه برات یه چیز
‫خیلی خوب تو چنته داشته باشم

365
00:22:51,941 --> 00:22:55,878
‫البته بهتره اسمش رو "شغل" نذاریم

366
00:22:57,179 --> 00:23:00,916
‫بیشتر شبیه یه پروژه و شوخی کردنه

367
00:23:02,517 --> 00:23:04,687
‫میدونی

368
00:23:04,720 --> 00:23:07,923
‫یه آقایی هست به اسم آقای مالکولم

369
00:23:07,957 --> 00:23:10,558
‫که به غرور و تکبرش مشهوره

370
00:23:10,592 --> 00:23:12,895
‫همونی که توی اون کاریکاتور وحشتناک بود؟

371
00:23:12,928 --> 00:23:14,462
‫خودشه

372
00:23:15,731 --> 00:23:18,600
‫همونطور که میدونی

373
00:23:18,634 --> 00:23:21,837
‫اون جلوی چشم‌های همه به من توجه نشون داد

374
00:23:21,870 --> 00:23:24,640
‫و بعدش با عقب کشیدن منو
‫مسخره‌ی عام و خاص کرد

375
00:23:24,673 --> 00:23:26,942
‫جولیا! چقدر برات سخت بوده پس!

376
00:23:26,976 --> 00:23:28,744
‫خیلی متاسفم

377
00:23:29,745 --> 00:23:31,613
‫خیلی آزاردهنده بود

378
00:23:31,647 --> 00:23:33,182
‫مخصوصا وقتی که فهمیدم

379
00:23:33,215 --> 00:23:36,051
‫که اون یه لیست داره و طبق
‫همون لیست منو قضاوت کرده

380
00:23:36,085 --> 00:23:37,720
‫و فهمیده که منو نمیخواد

381
00:23:37,753 --> 00:23:39,288
‫چه جور لیستی؟

382
00:23:39,321 --> 00:23:41,123
‫یک لیست از خصوصیات مورد نیازی که

383
00:23:41,156 --> 00:23:42,758
‫که همسرش باید داشته باشه

384
00:23:42,791 --> 00:23:44,760
‫و اونقدری متکبره و فقط نوک دماغش رو میبینه

385
00:23:44,793 --> 00:23:46,862
‫که خصوصیات مورد نظرش غیرقابل برآورده شدنه

386
00:23:48,063 --> 00:23:51,100
‫خیلی دوست دارم که آقای مالکولم

387
00:23:51,133 --> 00:23:53,836
‫به سزای عملش برسه

388
00:23:55,137 --> 00:23:57,239
‫ولی به کمک تو نیاز دارم

389
00:23:57,272 --> 00:24:00,042
‫کمک من؟

390
00:24:04,980 --> 00:24:08,150
‫اگه ما تو رو به عنوان زن بی نقصی که

391
00:24:08,183 --> 00:24:11,286
‫اون دنبالش میگرده معرفی کنیم

392
00:24:11,320 --> 00:24:15,991
‫و بعدش بذاریم بفهمه که
‫تو خودتم یه لیست داری

393
00:24:16,025 --> 00:24:19,728
‫و اون خصوصیات مورد نظر داخل لیست تورو نداره

394
00:24:19,762 --> 00:24:25,300
‫خب به نظرم همچین چیزی یک
‫اجرای عدالت به صورت شاعرانه‌ست

395
00:24:31,073 --> 00:24:34,542
‫نمیدونم..این بیشتر..

396
00:24:36,779 --> 00:24:37,846
‫موذیانه به نظر میرسه

397
00:24:37,880 --> 00:24:40,749
‫سلینای عزیزم!

398
00:24:40,783 --> 00:24:43,786
‫اینقدر ترسو نباش!

399
00:24:43,819 --> 00:24:46,221
‫من به اون مرد اجازه نمیدم آبروی
‫یک نفر دیگه رو هم خدشه دار کنه

400
00:24:46,255 --> 00:24:49,625
‫ولی اگه اینقدری که میگی خودپسند و سخت گیره

401
00:24:49,658 --> 00:24:51,894
‫چطور میتونم توجهش رو جلب کنم؟

402
00:24:51,927 --> 00:24:54,163
‫اگر آقای مالکولم جذب تو نشده

403
00:24:54,196 --> 00:24:56,965
‫قطعا حتی به من نگاه هم نمیکنه

404
00:24:56,999 --> 00:24:58,901
‫اوه سلینا

405
00:25:00,169 --> 00:25:02,671
‫چه ارزیابی دقیقی از من داشتی

406
00:25:03,839 --> 00:25:07,609
‫بگذریم، با اینکه ظاهر تو

407
00:25:07,643 --> 00:25:10,079
‫با مُد کلاسیک روز همراه نیست

408
00:25:10,112 --> 00:25:14,383
‫ولی بیشتر از من و یا هر
‫زن دیگه‌ای اطلاعات داری

409
00:25:14,416 --> 00:25:17,619
‫تو درمورد لیست میدونی

410
00:25:17,653 --> 00:25:20,956
‫و با یه سری آموزش‌ها از طرف من و پسرعموم..

411
00:25:21,810 --> 00:25:24,226
‫شانس خیلی بالایی داری که
‫خصوصیات لازم رو داشته باشی

412
00:25:26,929 --> 00:25:29,832
‫پسر..پسر عموت میخواد به من کمک کنه

413
00:25:29,865 --> 00:25:33,268
‫که چطور یک مرد پیچیده با
‫سلیقه‌ی خاص رو جذب خودم کنم؟

414
00:25:38,240 --> 00:25:40,075
‫ظا..ظاهرا بله!

415
00:25:41,210 --> 00:25:43,679
‫من..من فکر نمیکنم که..

416
00:25:43,712 --> 00:25:45,380
‫سلینای عزیزم

417
00:25:47,683 --> 00:25:51,053
‫امیدوارم قبول کنی که به من کمک بدی

418
00:25:51,086 --> 00:25:54,189
‫گذشته از همه‌ی این‌ها، من و تو
‫همیشه هوای هم رو داشتیم، نداشتیم؟

419
00:25:56,125 --> 00:25:57,359
‫تازه خیلی هم خوش میگذره

420
00:26:03,732 --> 00:26:06,135
‫دقیقا میخوای من چیکار کنم؟

421
00:26:10,072 --> 00:26:11,173
‫ممنونم

422
00:26:13,942 --> 00:26:15,677
‫آیتم شماره یک:

423
00:26:15,711 --> 00:26:18,247
‫"خوشگل و خوش هیکل باشه"

424
00:26:27,089 --> 00:26:30,025
‫اوه! خیلی زیباست مالی!

425
00:26:30,058 --> 00:26:31,193
‫یقه‌ش رو بازتر کن

426
00:26:31,226 --> 00:26:33,061
‫جولیا!

427
00:26:33,095 --> 00:26:36,899
‫آیتم شماره دو:
‫"با وقار و مودب باشه"

428
00:26:36,932 --> 00:26:39,868
‫یکم سینه رو بده جلو سلینا

429
00:26:39,902 --> 00:26:41,770
‫دستور دادیم که یقه‌ی لباست باز باشه

430
00:26:41,803 --> 00:26:43,338
‫نمیخوایم با قوز کردنت سینه‌هات رو نبینه

431
00:26:43,372 --> 00:26:45,240
‫جولیا! خیلی شرم آوره!

432
00:26:45,274 --> 00:26:47,075
‫و حالا...

433
00:26:47,109 --> 00:26:48,777
‫یک دو سه
‫یک دو سه

434
00:26:48,810 --> 00:26:50,279
‫یک دو سه
‫یک دو سه

435
00:26:50,312 --> 00:26:53,849
‫واینستا
‫اینجوری کسی رو میندازی زمین

436
00:26:53,882 --> 00:26:57,853
‫یک دو سه، یک دو سه
‫حالا مثل یک پرنده پرواز کن!

437
00:26:57,886 --> 00:26:58,987
‫حالا بچرخ!

438
00:26:59,021 --> 00:27:00,422
‫آیتم شماره سه:

439
00:27:00,455 --> 00:27:03,325
‫"با مطالعات زیاد به خودش اگاهی بده"

440
00:27:03,358 --> 00:27:07,863
‫تبدیل شدن به یک همسر مناسب چقدر سخته

441
00:27:07,896 --> 00:27:10,866
‫احساس میکنم خودمم دارم
‫به یک زن مناسب تبدیل میشم

442
00:27:10,899 --> 00:27:11,366
‫میدونم

443
00:27:13,435 --> 00:27:16,772
‫خداروشکر هیچکس نمیخواد
‫با عشق و علاقه ازدواج کنه!!

444
00:27:16,805 --> 00:27:18,173
‫چه حرف حقی زدی!

445
00:27:19,474 --> 00:27:23,445
‫باید ظرافت ذهنی داشته باشی

446
00:27:23,478 --> 00:27:25,814
‫و درمورد همه چیز بدونی

447
00:27:25,847 --> 00:27:30,052
‫و در عین حال باید اون ساده لوحی که
‫مردها خیلی دوست دارن رو حفظ کنی

448
00:27:30,085 --> 00:27:32,821
‫- چیزی درمورد قانون غله میدونی؟
‫- معلومه میدونم

449
00:27:32,854 --> 00:27:34,456
‫خیلی مهمه که بدونی

450
00:27:34,489 --> 00:27:36,491
‫یه سری تراکت‌های مربوط
‫به این قانون رو آوردم بخونی

451
00:27:36,525 --> 00:27:40,495
‫خیلی وقتت رو روی این تراکت‌ها تلف نکن سلینا

452
00:27:40,529 --> 00:27:44,299
‫یه جنتلمن خوشش نمیاد که
‫یک زن از خودش باهوش‌تر باشه

453
00:27:44,333 --> 00:27:48,070
‫همسری که از عقلش استفاده میکنه؟
‫خدا به دور!

454
00:27:48,103 --> 00:27:51,840
‫و خیلی عمیق فکر کردن
‫باعث ایجاد چروک پیشونی میشه

455
00:27:51,873 --> 00:27:55,043
‫ایده خوبیه که کنار اقیانوس مدیتیشن کنی

456
00:27:55,077 --> 00:27:57,079
‫من وقتی خودم به دریا فکر میکنم...

457
00:27:58,581 --> 00:28:00,816
‫کمتر اخم میکنم

458
00:28:02,150 --> 00:28:04,019
‫اوه! داشت یادم میرفت
‫نباید پلک بزنی

459
00:28:04,052 --> 00:28:05,454
‫عذرمیخوام؟؟

460
00:28:05,487 --> 00:28:08,190
‫مالکولم از حقه‌های دلبری خوشش نمیاد

461
00:28:08,223 --> 00:28:10,425
‫خب کسی

462
00:28:10,459 --> 00:28:12,861
‫اگه یه ذره توجه میکردی

463
00:28:12,894 --> 00:28:15,897
‫میفهمی که من همین الانش
‫به سلینا توضیح دادم که

464
00:28:15,931 --> 00:28:18,967
‫وقتی داره تظاهر میکنه که میخواد
‫آقای مالکلوم رو جذب خودش کنه

465
00:28:19,001 --> 00:28:22,204
‫هیچ تظاهر و ادایی نباید توی رفتارهاش باشه

466
00:28:22,237 --> 00:28:25,140
‫این چیزی که گفتی اصلا
‫ربطی به حرفی که من زدم نداشت

467
00:28:25,173 --> 00:28:29,411
‫خب باید ببخشی که مثل تو
‫از کلمات کمتری استفاده نکردم

468
00:28:31,213 --> 00:28:33,815
‫اگه تو خودت اینقدر باهوش و عقل کلی

469
00:28:33,849 --> 00:28:36,251
‫چطور نتونستی آزمون مالکولم رو قبول بشی؟

470
00:28:36,285 --> 00:28:38,220
‫الان سال چهارمیه که دنبال شوهر میگردی؟

471
00:28:38,253 --> 00:28:39,554
‫اگه قبلش بهم هشدار داده
‫بودی شاید اینجوری نمیشد

472
00:28:39,589 --> 00:28:41,390
‫من نمیخواستم هیچ کاری
‫با این قضیه داشته باشم

473
00:28:41,423 --> 00:28:43,125
‫منم نمیخوام هیچ کاری با تو داشته باشم

474
00:28:43,158 --> 00:28:44,393
‫بسه!

475
00:28:47,296 --> 00:28:50,232
‫من باور دارم که خودم
‫میدونم آقای مالکولم دنبال چیه

476
00:28:52,067 --> 00:28:55,270
‫خب، شما برنامه دارید
‫ما دوتا کجا باهم آشنا بشم؟

477
00:28:57,506 --> 00:28:59,975
‫سلینا، خیلی توی نقش خودت فرو فتی

478
00:29:02,077 --> 00:29:03,345
‫حالا باید قایم بشی

479
00:29:05,615 --> 00:29:08,317
‫به نطر من که کارمون حرف نداشته

480
00:29:08,350 --> 00:29:10,052
‫جولیا، من یکم استرس دارم

481
00:29:10,085 --> 00:29:12,187
‫نگران نباش
‫همینجا منتظر بمون

482
00:29:15,658 --> 00:29:17,259
‫برمیگردم

483
00:29:36,078 --> 00:29:38,146
‫باید توی همون ساسکس میموندم

484
00:29:42,951 --> 00:29:44,086
‫عذرمیخوام؟

485
00:29:45,554 --> 00:29:49,224
‫من..متاسفم که مزاحمتون شدم آقا

486
00:29:49,257 --> 00:29:51,293
‫فکر میکردم اینجا خالیه

487
00:29:54,296 --> 00:29:55,530
‫عیبی نداره

488
00:29:57,299 --> 00:29:59,101
‫از رقصیدن فرار کردین؟

489
00:30:01,136 --> 00:30:03,338
‫آره یه همچین چیزی، من..

490
00:30:06,341 --> 00:30:08,343
‫داشتم به بیهودگی یک رویا فکر میکردم

491
00:30:11,213 --> 00:30:13,949
‫مگه رویا میتونه بیهوده باشه؟

492
00:30:16,318 --> 00:30:19,622
‫رویا به ما امید میبخشه
‫و امید چیز خوبیه

493
00:30:19,655 --> 00:30:20,857
‫نظر شما اینه

494
00:30:22,224 --> 00:30:24,627
‫بقیه‌ی ما، طبق گفته‌ی
‫یک شاعر، عقیده داریم که:

495
00:30:24,660 --> 00:30:27,429
‫"امید، نا امید کننده‌ترین چیز دنیاست"

496
00:30:29,431 --> 00:30:31,433
‫چه اعتقاد غم انگیزی!

497
00:30:33,636 --> 00:30:36,606
‫من ترجیح میدم طبق گفته‌ی
‫جانسون باور داشته باشم که

498
00:30:36,639 --> 00:30:40,676
‫"امید همون خوشبختی
‫اصلیه که به دنیا بخشیده شده"

499
00:30:40,710 --> 00:30:43,613
‫ولی احتمالا..

500
00:30:43,646 --> 00:30:46,348
‫شما به یک چیز بی ارزش امید بستید

501
00:30:46,381 --> 00:30:48,684
‫پس در این صورت سزاوار
‫این هستید که امیدتون نا امید بشه

502
00:30:49,518 --> 00:30:51,453
‫اعتراف کنید جناب

503
00:30:51,486 --> 00:30:54,556
‫شما امید داشتید که توی
‫قماربازی برنده بشید، ولی باختید

504
00:30:54,590 --> 00:30:57,559
‫و حالا دارید به صورت افراطی
‫بخاطر رنجشتون این حرفا رو میزنید

505
00:30:57,593 --> 00:31:00,028
‫من به همچین رفتار بچه‌گانه‌ای اعتراف نمیکنم

506
00:31:03,265 --> 00:31:06,368
‫البته اگه واقعا بازی کرده
‫بودم، امید داشتم که برنده بشم

507
00:31:08,069 --> 00:31:10,706
‫پس ادعا میکنید که به
‫یک چیز با ارزش امید بستید؟

508
00:31:10,740 --> 00:31:12,240
‫بله البته

509
00:31:12,274 --> 00:31:15,243
‫پس منم امیدوارم که بهش برسید

510
00:31:15,277 --> 00:31:16,244
‫باعث افتخاره

511
00:31:18,079 --> 00:31:21,450
‫احتمالا اشتباه از من بوده که به
‫چیزای به درد نخور امید میبندم

512
00:31:30,593 --> 00:31:32,728
‫عذرمیخوام

513
00:31:32,762 --> 00:31:36,164
‫من متاسفم که مزاحم شما شدم

514
00:31:36,198 --> 00:31:38,099
‫- بهتره برم
‫- نه

515
00:31:38,133 --> 00:31:41,536
‫نه بهتره من برم

516
00:31:41,571 --> 00:31:44,473
‫به اندازه کافی اینجا وقت گذروندم

517
00:31:53,048 --> 00:31:56,318
‫خیلی خوشحال میشم وقتی
‫که به سالن رقص برگردید

518
00:31:56,351 --> 00:31:57,753
‫به صورت مناسب معرفی بشیم

519
00:32:13,803 --> 00:32:15,504
‫بگذریم، مادرم همیشه میگه که

520
00:32:15,537 --> 00:32:18,273
‫من یه رقاص به دنیا اومدم
‫واقعا همینطوره

521
00:32:18,306 --> 00:32:20,041
‫- یعنی رقصیدن توی خانواده ما ارثیه
‫- کسی

522
00:32:20,075 --> 00:32:21,611
‫عذرمیخوام

523
00:32:21,644 --> 00:32:24,312
‫کجا بودی؟
‫یه مورد مناسب برات پیدا کردم

524
00:32:24,346 --> 00:32:26,348
‫جوان، سینه‌های بزرگ، پاهای بلند

525
00:32:26,381 --> 00:32:28,250
‫مگه داری اسب معرفی میکنی!

526
00:32:28,283 --> 00:32:29,785
‫نه به نظرم از این یکی خوشت میاد

527
00:32:29,819 --> 00:32:31,353
‫این دختره یکم راز آلوده

528
00:32:31,386 --> 00:32:33,188
‫این هشدار دهنده به نظر میرسه

529
00:32:33,221 --> 00:32:35,591
‫من ترجیح میدم از خانم‌های
‫جوان مرموز دوری کنم

530
00:32:35,625 --> 00:32:40,228
‫درضمن، فکر میکنم که خودم
‫مورد مناسبم رو پیدا کردم

531
00:32:40,262 --> 00:32:42,430
‫فقط نمیدونم چقدر میخواد توی باغ نارنج بمونه

532
00:32:43,666 --> 00:32:46,334
‫عذرمیخوام؟
‫چی گفتی الان؟

533
00:32:46,368 --> 00:32:49,404
‫گفتی که همین الان با یه
‫نفر توی باغ نارنج آشنا شدی؟

534
00:32:49,437 --> 00:32:53,341
‫آره، البته احتمالا متاهله
‫یا یه مورد نامناسب داره

535
00:32:57,780 --> 00:33:00,515
‫عذرمیخوام
‫الان برمیگردم

536
00:33:00,549 --> 00:33:02,284
‫- لرد کسیدی
‫- عذرمیخوام

537
00:33:02,317 --> 00:33:05,420
‫کجا داره میره؟

538
00:33:13,596 --> 00:33:17,566
‫سلینا..تو الان..تو الان
‫اینجا با یه جنتلمن آشنا شدی؟

539
00:33:17,600 --> 00:33:19,334
‫آره، خیلی دلپذیر بود

540
00:33:19,367 --> 00:33:20,736
‫عالیه!

541
00:33:20,770 --> 00:33:22,605
‫نمیدونم کجاش عالیه

542
00:33:22,638 --> 00:33:24,372
‫جولیا میگه نباید این اتاق رو ترک کنم

543
00:33:24,406 --> 00:33:25,507
‫میگه باید یه فضای

544
00:33:25,540 --> 00:33:27,777
‫پر رمز و راز درمورد من ایجاد کنه

545
00:33:27,810 --> 00:33:31,546
‫مهم نیست جولیا چی گفته،
‫همین الان باید به سالن رقص بریم

546
00:33:31,581 --> 00:33:33,481
‫چرا؟ اون مرده رو میشناسی؟

547
00:33:34,617 --> 00:33:36,518
‫فکر میکنم که میشناسم
‫بریم

548
00:33:38,186 --> 00:33:39,689
‫سریع
‫سریع

549
00:33:42,324 --> 00:33:45,260
‫دختر عزیزم، کجا بودی؟

550
00:33:45,293 --> 00:33:47,697
‫میبینم که کارت رقصت خالیه

551
00:33:47,730 --> 00:33:50,766
‫لازم نیست اینقدر سختگیر باشی

552
00:33:50,800 --> 00:33:52,167
‫- نوشیدنی میخوای؟
‫- نه

553
00:33:52,200 --> 00:33:53,201
‫جولیا

554
00:33:56,606 --> 00:33:59,374
‫اینجا چیکار میکنی؟

555
00:33:59,407 --> 00:34:03,278
‫همه‌ی افراد اینجا مسحور زن ناشناس
‫و مرموزی شدن که من تعریفشو کردم

556
00:34:03,311 --> 00:34:05,848
‫یه سری پیشرفت‌های جالب اتفاق افتاده

557
00:34:05,881 --> 00:34:07,549
‫آقای مالکولم

558
00:34:07,583 --> 00:34:10,620
‫میخوام یه نفر رو بهتون معرفی کنم

559
00:34:12,855 --> 00:34:14,489
‫آ..آقای مالکولم؟

560
00:34:15,290 --> 00:34:15,858
‫درسته

561
00:34:17,827 --> 00:34:20,596
‫آقای مالکولم! چقدر خوبه که میبینمتون

562
00:34:20,630 --> 00:34:22,564
‫و چقدر هم خوب به نظر میرسید

563
00:34:24,734 --> 00:34:28,571
‫خانم تیستلویت
‫دوشیزه تیستلویت

564
00:34:30,606 --> 00:34:32,307
‫آقای مالکولم

565
00:34:32,340 --> 00:34:35,578
‫هرچند من هنوز اسم شما رو نمیدونم

566
00:34:35,611 --> 00:34:40,950
‫آقای جرمی مالکولم، میتونم خانم
‫سلینا دالتون رو بهتون معرفی کنم؟

567
00:34:40,983 --> 00:34:42,752
‫خانم دالتون

568
00:34:42,785 --> 00:34:46,789
‫خوشحالم که ایندفعه به
‫صورت شایسته باهاتون آشنا شدم

569
00:34:48,891 --> 00:34:51,292
‫خب آقای مالکولم، بگید ببینم

570
00:34:51,326 --> 00:34:54,897
‫مادر گرامیتون هم امسال به ما ملحق میشن؟

571
00:34:54,930 --> 00:34:56,799
‫"ایندفعه"؟

572
00:34:56,832 --> 00:34:59,434
‫یکم پیش به صورت اتفاقی
‫توی باغ بهم برخورد کردن

573
00:34:59,467 --> 00:35:01,737
‫- چقدر غیرمنتظره!
‫- عالیه!

574
00:35:01,771 --> 00:35:05,941
‫خانم دالتون امیدوار بودم
‫که شاید فردا برای دیدار

575
00:35:05,975 --> 00:35:08,410
‫گالری عکس دولویچ به من ملحق بشید؟

576
00:35:11,513 --> 00:35:14,717
‫ممنونم
‫ایده خوبیه

577
00:35:14,750 --> 00:35:15,885
‫پس فردا میبینمتون

578
00:35:18,754 --> 00:35:19,789
‫لرد کسیدی

579
00:35:20,656 --> 00:35:21,657
‫ب..بله

580
00:35:22,524 --> 00:35:23,525
‫آفرین!

581
00:35:34,837 --> 00:35:37,573
‫آقای مالکولم باز داره با خانم‌ها میگرده

582
00:35:37,606 --> 00:35:39,875
‫هیس! صدات رو میشنوه

583
00:35:42,510 --> 00:35:47,248
‫خب، مشخصه که شما شهرت خاصی دارید

584
00:35:47,282 --> 00:35:48,718
‫به چه عنوانی؟

585
00:35:49,551 --> 00:35:50,753
‫رباینده قلب‌ها؟

586
00:35:52,420 --> 00:35:53,756
‫بله

587
00:35:54,790 --> 00:35:55,958
‫شکننده دل‌ها؟

588
00:35:57,325 --> 00:35:59,394
‫به نظرم میشه همچین چیزی گفت

589
00:36:01,362 --> 00:36:03,599
‫نابود کننده‌ی رویای خانم‌های جوان؟

590
00:36:06,669 --> 00:36:09,404
‫این دیگه یک اغراق چرنده

591
00:36:09,437 --> 00:36:12,608
‫ولی بله یه سری شایعات این چنینی شنیدم

592
00:36:14,877 --> 00:36:15,878
‫و شما؟

593
00:36:17,479 --> 00:36:19,682
‫شما این توصیفاتی که
‫درموردم کردن رو باور دارید؟

594
00:36:23,085 --> 00:36:27,022
‫من هنوز برای قضاوت کردن شما آماده نیستم

595
00:36:27,056 --> 00:36:29,959
‫خب خوشحالم که اینو گفتید خانم دالتون

596
00:36:29,992 --> 00:36:34,630
‫چون باور دارم که سزاوار
‫این شهرتی که کسب کردم نیستم

597
00:36:34,663 --> 00:36:36,832
‫مخصوصا درمورد قضیه‌ی خانم تیستلویت

598
00:36:36,866 --> 00:36:38,701
‫من خودم رو مقصر نمیدونم

599
00:36:38,734 --> 00:36:42,905
‫اون بهم گفت که شما بهش یه
‫توجه خیلی خاص نشون دادید

600
00:36:42,938 --> 00:36:45,306
‫من فقط یه بار اونو در اوپرا همراهی کردم

601
00:36:45,340 --> 00:36:48,510
‫متوجهم، اوپرای جذابی بود؟

602
00:36:51,446 --> 00:36:53,883
‫نه، نه نبود

603
00:36:53,916 --> 00:36:56,085
‫خواننده سوپرانو بیشتر
‫نوت‌هاش رو اشتباه خوند

604
00:36:56,118 --> 00:37:00,321
‫و خانم تیستلویت یه سری پر به موهاشون وصل
‫کرده بودن که هی به بینی من میخورد

605
00:37:00,355 --> 00:37:01,957
‫پس در طول شب زیاد پیش میومد که

606
00:37:01,991 --> 00:37:03,726
‫عطسه‌م میگرفت

607
00:37:03,759 --> 00:37:07,963
‫خب شما و خانم تیستلویت قربانی‌های

608
00:37:07,997 --> 00:37:10,065
‫یه سری شرایط فاجعه بار شدید!

609
00:37:10,099 --> 00:37:12,701
‫پرها و یک سوپرانوی گوش خراش

610
00:37:12,735 --> 00:37:14,369
‫برانگیزنده‌ی عشق و علاقه نیستن

611
00:37:18,974 --> 00:37:22,578
‫پس شما من رو از بی ارزش کردن

612
00:37:22,611 --> 00:37:24,814
‫محبت‌های خانم تیستلویت مبری میکنید؟

613
00:37:29,118 --> 00:37:31,687
‫متاسفانه نمیتونم

614
00:37:33,122 --> 00:37:35,490
‫خیلی سریع عقب کشیدین

615
00:37:37,126 --> 00:37:40,095
‫یک جنتلمن واقعی قبل از اینکه یک زن رو

616
00:37:40,129 --> 00:37:43,565
‫جلوی چشم بقیه کنار بذاره،
‫برای بار دوم هم پیش قدم میشه

617
00:37:43,599 --> 00:37:46,769
‫شاید بهتر بود اونو به یک
‫کنسرت موسیقی دعوت میکردید

618
00:37:46,802 --> 00:37:49,370
‫ولی بعد از مراسم اوپرا میدونستم که

619
00:37:49,404 --> 00:37:50,639
‫علاقه‌ای به خانم تیستلویت ندارم

620
00:37:50,673 --> 00:37:52,473
‫در این صورت اگه بازم پیگیر ایشون میشدم

621
00:37:52,507 --> 00:37:54,677
‫اونموقع لایق تمام حرف‌هایی
‫که پشت سرم میزنن، میشدم

622
00:37:56,579 --> 00:38:00,049
‫پس در این شرایط توقع داشتید من چیکار کنم؟

623
00:38:00,082 --> 00:38:02,718
‫جرمی؟

624
00:38:02,751 --> 00:38:03,619
‫عذرمیخوام

625
00:38:03,652 --> 00:38:05,588
‫جرمی مالکولم!

626
00:38:05,621 --> 00:38:08,724
‫هنری آساری! بالاخره چشمم به جمالت روشن شد
‫اینجا چیکار میکنی؟

627
00:38:08,757 --> 00:38:10,926
‫فکر میکردم با هنگ خودت توی شمال مستقر شدی

628
00:38:10,927 --> 00:38:10,936
‫(هر هنگ معمولاً از ۲٬۰۰۰ تا
‫۴٬۰۰۰ سرباز تشکیل شده است)

629
00:38:10,960 --> 00:38:14,697
‫فقط برای مراسم یادبود سرهنگ
‫دوم دونوگوم به شهر اومدم

630
00:38:14,730 --> 00:38:16,732
‫ولی توی این فکرم که استعفا بدم

631
00:38:16,765 --> 00:38:19,735
‫و به جمع شما آقایون بیکار و تنبل ملحق بشم

632
00:38:19,768 --> 00:38:21,036
‫طمئنی میخوای این کار رو بکنی؟

633
00:38:21,070 --> 00:38:23,072
‫میتونه خیلی خسته کننده باشه
‫خب..

634
00:38:23,105 --> 00:38:27,977
‫عذرمیخوام خانم دالتون، میتونم کاپیتان
‫هنری آساری رو بهتون معرفی کنم؟

635
00:38:28,010 --> 00:38:29,745
‫خانم دالتون؟

636
00:38:29,778 --> 00:38:31,580
‫کاپیتان آساری؟

637
00:38:31,614 --> 00:38:33,548
‫خانم سلینا دالتون؟

638
00:38:33,582 --> 00:38:35,117
‫بله

639
00:38:35,150 --> 00:38:37,820
‫به نظر میرسه شما دوتا
‫همدیگه رو از قبل میشناسید

640
00:38:37,853 --> 00:38:40,689
‫بله، خانم دالتون یکی از دوستان
‫نزدیک همسر عموی من بود

641
00:38:40,723 --> 00:38:43,125
‫میخواستم از محبت‌های
‫شما نسبت به عمه‌م تشکر کنم

642
00:38:43,158 --> 00:38:44,559
‫متوجهم

643
00:38:44,593 --> 00:38:46,996
‫چه تصادف خوبی

644
00:38:47,029 --> 00:38:48,429
‫که اینقدر غیرمنتظره باهاتون برخورد کردم

645
00:38:48,463 --> 00:38:49,732
‫چه فرصت خوبی!

646
00:38:49,765 --> 00:38:51,634
‫از دیدنتون خیلی خوشحالم کاپیتان

647
00:38:51,667 --> 00:38:53,869
‫عمه‌ی شما برای من خیلی محترم بودن

648
00:38:53,903 --> 00:38:55,905
‫و خیلی وقت پیش میخواستم بهتون تسلیت بگم

649
00:38:55,938 --> 00:38:57,873
‫مچکرم

650
00:38:57,907 --> 00:39:01,143
‫من به عنوان ندیمه‌ی عمه‌ی کاپیتان
‫آساری در سال‌های آخر عمرشون

651
00:39:01,176 --> 00:39:02,645
‫به شهر باث رفته بودم

652
00:39:02,678 --> 00:39:04,046
‫چقدر مهربان!

653
00:39:06,514 --> 00:39:10,920
‫خب بهتره اجازه بدم شما دوتا
‫به گالری گردی خودتون برسید

654
00:39:10,953 --> 00:39:13,589
‫ولی اگه آدرستون رو بهم بدید تا بتونم

655
00:39:13,622 --> 00:39:15,556
‫بهتون سر بزنم، خیلی خوشحال میشم

656
00:39:15,591 --> 00:39:17,826
‫من خونه‌ی تیستلویت‌ها
‫در میدان بارکلی میمونم

657
00:39:17,860 --> 00:39:20,796
‫خب آقای مالکولم

658
00:39:20,829 --> 00:39:21,730
‫آساری

659
00:39:22,530 --> 00:39:23,531
‫خانم دالتون

660
00:39:26,769 --> 00:39:32,574
‫راستی یادتون نره تصویر "ونوس
‫و آدونیس"رو هم ببنید، خیلی زیباست

661
00:39:33,943 --> 00:39:34,944
‫خدانگهدار

662
00:39:36,045 --> 00:39:37,813
‫چه دیدار تصادفی و خوبی!

663
00:39:38,847 --> 00:39:39,882
‫بله!

664
00:39:39,915 --> 00:39:41,516
‫آقای مالکلوم رو ببین

665
00:39:41,549 --> 00:39:45,087
‫به نظر راضی نمیاد، میاد؟

666
00:39:50,592 --> 00:39:52,094
‫شب بخیر مالی
‫به کارت برس

667
00:39:52,127 --> 00:39:54,163
‫عذرمیخوام خانم؟

668
00:39:54,196 --> 00:39:56,999
‫- سلینا حتما خیلی گرسنه‌ست
‫- شب بخیر مالی

669
00:39:57,032 --> 00:39:58,901
‫یه چیزی بیارم بخوریم

670
00:39:58,934 --> 00:40:00,169
‫خیلی زیباست

671
00:40:03,906 --> 00:40:04,940
‫خب..

672
00:40:05,941 --> 00:40:07,876
‫درموردم چی بهت گفت؟

673
00:40:07,910 --> 00:40:11,714
‫گفت فقط یه بار تو رو توی اوپرا همراهی کرده

674
00:40:11,747 --> 00:40:16,018
‫باید قبول کنم جولیا، همچین چیزی
‫جرم غیرقابل بخشودنی ای نیست

675
00:40:16,051 --> 00:40:18,620
‫درمورد مُژه‌هام چیزی نگفت؟

676
00:40:18,654 --> 00:40:19,621
‫مُژه‌هات؟

677
00:40:21,690 --> 00:40:25,160
‫فقط صبر کن تا با اون لیست
‫مسخره‌ش تو رو قضاوت کنه

678
00:40:25,194 --> 00:40:28,163
‫اونموقع میبینی که چقدر
‫میتونه آزاردهنده باشه

679
00:40:28,197 --> 00:40:29,832
‫اوه سلینا!

680
00:40:33,569 --> 00:40:36,605
‫باید بهم کمک کنی

681
00:40:36,638 --> 00:40:38,874
‫امکان نداره بتونم باهاش کاری کنم

682
00:40:38,907 --> 00:40:41,610
‫کل لندن توی مشتشه

683
00:40:41,643 --> 00:40:45,614
‫من مطمئن نیستم اونجوری که
‫تو شیطانی تصورش میکنی، باشه

684
00:40:47,049 --> 00:40:50,152
‫میخوام مثل من مسخره‌ی مردم بشه

685
00:40:51,987 --> 00:40:56,625
‫و بیش از هرچیزی..میخوام آبروی خودم احیا بشه

686
00:40:58,327 --> 00:41:00,062
‫و..

687
00:41:00,095 --> 00:41:03,599
‫خواستگارهای من در حال کم شدنن

688
00:41:03,632 --> 00:41:07,136
‫کاملا درک میکنم ولی شاید..

689
00:41:07,169 --> 00:41:11,306
‫من تقریبا به اندازه تمام عمرم تو رو میشناسم

690
00:41:11,340 --> 00:41:16,278
‫و تو مالکولم رو چقدر
‫میشناسی؟ کمتر از یه روز؟

691
00:41:16,311 --> 00:41:19,181
‫اون روی همه‌ی زن‌ها این تاثیر رو میذاره

692
00:41:19,214 --> 00:41:22,751
‫انگار یه جور تسلط و
‫قدرت نسبت بهشون پیدا میکنه

693
00:41:24,119 --> 00:41:26,822
‫اون هیچ تسلطی نسبت به من پیدا نکرده

694
00:41:28,157 --> 00:41:30,659
‫مطمئنی؟

695
00:41:30,692 --> 00:41:35,330
‫یعنی هیچ چیز مسحور کننده‌ای درونش ندیدی؟

696
00:41:37,966 --> 00:41:43,605
‫نمیتونم انکار کنم که یکم..

697
00:41:43,639 --> 00:41:45,974
‫جذابه!

698
00:41:46,008 --> 00:41:46,909
‫میدونستم!

699
00:41:48,777 --> 00:41:53,115
‫توام داری توسط صحبت‌های عاقلانه‌ش

700
00:41:53,148 --> 00:41:56,885
‫و قیافه‌ی بسیار خوبش کور میشی

701
00:41:56,919 --> 00:42:00,255
‫ولی از من به تو نصیحت
‫این رابطه به جایی نمیرسه

702
00:42:01,755 --> 00:42:09,755
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

703
00:42:12,167 --> 00:42:14,636
‫امروز حالت بهتره جولیا؟

704
00:42:15,237 --> 00:42:17,005
‫آره خوبم

705
00:42:18,941 --> 00:42:20,175
‫کاپیتان آساری

706
00:42:21,910 --> 00:42:24,980
‫من کاپیتان آساری رو نمیشناسم

707
00:42:25,013 --> 00:42:26,248
‫تو میشناسی جولیا؟

708
00:42:26,281 --> 00:42:28,383
‫کاپیتان آساری یکی از آشناهای منه

709
00:42:29,718 --> 00:42:32,187
‫اوه، بگو بیاد داخل پس

710
00:42:41,096 --> 00:42:43,966
‫میتونم کاپیتان آساری رو
‫بهتون معرفی کنم خانم؟

711
00:42:43,999 --> 00:42:47,169
‫کاپیتان آساری، خانم
‫تیستلویت و دوشیزه تیستلویت

712
00:42:47,202 --> 00:42:50,806
‫خدمت گذار شما خانم
‫تیستلویت و دوشیزه تیستلویت

713
00:42:50,839 --> 00:42:53,075
‫لطفا بفرمایید بشینید کاپیتان

714
00:42:53,108 --> 00:42:55,844
‫ممنونم خانم ولی راستش به اینجا اومدم

715
00:42:55,878 --> 00:42:58,247
‫تا خانم دالتون رو به یک پیاده
‫روی لذت بخش دعوت کنم

716
00:42:59,047 --> 00:43:00,682
‫یکی دیگه!

717
00:43:00,716 --> 00:43:03,018
‫باعث خوشحالیمه!

718
00:43:03,051 --> 00:43:05,287
‫لطف منو ببخشید تا برم وسایلم رو بیارم

719
00:43:05,320 --> 00:43:06,421
‫البته

720
00:43:20,769 --> 00:43:23,438
‫خب، کاپیتان آساری؟

721
00:43:23,472 --> 00:43:24,673
‫بله

722
00:43:26,742 --> 00:43:30,012
‫خبر نداشتم سلینا توی شهر آشنا داره

723
00:43:30,045 --> 00:43:32,881
‫بله، خانم دالتون یکی از
‫دوستان عزیز عمه‌ی من بودن

724
00:43:34,483 --> 00:43:37,819
‫خیلی عجیبه
‫سلینا هیچوقت درمورد شما چیزی نگفته بود

725
00:43:37,853 --> 00:43:39,021
‫حیف!

726
00:43:41,089 --> 00:43:44,493
‫توی شهر مستقر شدید یا
‫فقط برای دیدار اومدین؟

727
00:43:44,526 --> 00:43:48,830
‫به تازگی مستقر شدم، امیدوارم از اینکه
‫سرزده به اینجا اومدم ناراحت نشده باشید

728
00:43:48,864 --> 00:43:53,168
‫دوست سلینا، دوست ما هم هست

729
00:43:55,270 --> 00:43:57,339
‫از هردوی شما ممنونم
‫خیلی لطف دارید

730
00:43:58,974 --> 00:44:00,842
‫- بریم؟
‫- بله

731
00:44:02,177 --> 00:44:04,346
‫خانم تیستلویت
‫دوشیزه تیستلویت

732
00:44:04,379 --> 00:44:06,081
‫از دیدارتون خیلی خوشحال شدم

733
00:44:07,849 --> 00:44:08,850
‫البته

734
00:44:18,026 --> 00:44:18,894
‫چیه؟

735
00:44:20,529 --> 00:44:22,998
‫مطمئن نیستم که خبر داشته باشید خانم دالتون

736
00:44:23,031 --> 00:44:26,034
‫ولی عمه‌م توی نامه‌هاش
‫بهم خیلی اسم شما رو میاورد

737
00:44:26,068 --> 00:44:28,904
‫عمه‌تون از شما پیش من هم زیاد صحبت میکردن

738
00:44:28,937 --> 00:44:32,040
‫خیلی خوشحالم که فرصتش
‫پیش اومد تا با شما آشنا بشم

739
00:44:32,074 --> 00:44:34,309
‫بله، منم همینطور

740
00:44:34,343 --> 00:44:37,980
‫باید اعتراف کنم که یه دلیل
‫دیگه هم برای آشنایی با شما داشتم

741
00:44:39,114 --> 00:44:41,149
‫به لندن اومدم تا شما رو ببینم

742
00:44:41,183 --> 00:44:45,020
‫چون باور دارم که عمه‌م
‫میخواست من و شما باهم ازدواج کنیم

743
00:44:48,023 --> 00:44:50,492
‫چرا همچین فکری میکنید؟

744
00:44:50,525 --> 00:44:52,995
‫خب توی نامه‌ای که قبل از مرگش برام نوشت

745
00:44:53,028 --> 00:44:56,365
‫گفته بود که "خواسته‌ی قلبی من
‫اینه که تو و خانم دالتون باهم ازدواج کنید"

746
00:44:56,398 --> 00:45:00,502
‫متوجهم، پس به نظر میرسه شما
‫حرفشون رو به درستی برداشت کردین

747
00:45:00,535 --> 00:45:01,870
‫بله، بله

748
00:45:01,903 --> 00:45:03,905
‫خیلی رک و راست گفته بود

749
00:45:03,939 --> 00:45:06,275
‫البته شاید داشته درمورد
‫بازی کریبج حرف میزده

750
00:45:06,308 --> 00:45:08,543
‫شاید منظورش این بوده که من
‫و شما باید باهم کریبج بازی کنیم

751
00:45:08,578 --> 00:45:11,513
‫یا شطرنج، ممکن نیست که
‫منظورشون شطرنج بوده باشه؟

752
00:45:11,546 --> 00:45:15,117
‫متاسفانه نه، ایشون میدونست
‫که من خیلی خیلی شطرنجم ضعیفه

753
00:45:16,385 --> 00:45:20,555
‫روز بخیر هنری
‫خانم دالتون

754
00:45:20,590 --> 00:45:22,924
‫- جرمی
‫- روز بخیر آقای مالکولم

755
00:45:22,958 --> 00:45:26,228
‫به نظر میرسه مزاحم صحبت‌های خنده‌دارتون شدم

756
00:45:26,261 --> 00:45:28,363
‫چیز مهمی نبود

757
00:45:28,397 --> 00:45:33,035
‫داشتیم درمورد نامه‌ای که کاپیتان آساری
‫از عمه‌شون دریافت کرده بودن، حرف میزدیم

758
00:45:33,068 --> 00:45:34,369
‫چه جالب

759
00:45:35,103 --> 00:45:36,572
‫خوبه

760
00:45:36,606 --> 00:45:39,441
‫خب میخواستم بدونم که شما هفته‌ی بعد

761
00:45:39,474 --> 00:45:41,476
‫در مراسم رقص لیدی هارتلی شرکت میکنید؟

762
00:45:41,510 --> 00:45:44,246
‫- بله فکر میکنم
‫- عالیه

763
00:45:44,279 --> 00:45:48,618
‫چه جالب منم قراره توی این مهمونی شرکت کنم

764
00:45:48,651 --> 00:45:50,952
‫میتونیم اون روز باهم برقصیم؟

765
00:45:50,986 --> 00:45:53,855
‫- البته
‫- عالیه

766
00:45:53,889 --> 00:45:56,191
‫خب، بریم؟

767
00:45:56,224 --> 00:45:57,492
‫اول شما

768
00:46:09,304 --> 00:46:10,472
‫روز بخیر قربان

769
00:46:13,643 --> 00:46:16,211
‫شنیدم اهل ساسکسه

770
00:46:16,244 --> 00:46:18,547
‫چی شده سلینای عزیز؟

771
00:46:18,581 --> 00:46:20,349
‫ساسکس کجاست اصلا؟

772
00:46:20,382 --> 00:46:24,519
‫یه نامه از طرف مادرم دریافت کردم

773
00:46:24,553 --> 00:46:27,889
‫ازم خواسته حالا که توی شهرم
‫به دیدار زن پسرعموی مرحومم

774
00:46:27,923 --> 00:46:29,391
‫خانم کاوینگتون برم

775
00:46:29,424 --> 00:46:30,859
‫مشکلش چیه؟

776
00:46:31,594 --> 00:46:33,495
‫وقتی دفعه پیش دیدمش

777
00:46:33,528 --> 00:46:36,932
‫قبول نمیکرد که من هیچ معشوقی ندارم

778
00:46:36,965 --> 00:46:39,167
‫قبل از اینکه یه شوهر برام پیدا کنه

779
00:46:39,201 --> 00:46:41,604
‫بیست دقیقه داشت سوال پیچم میکرد

780
00:46:41,637 --> 00:46:43,305
‫اصلا دوست ندارم بدونم چه برخوردی خواهد داشت

781
00:46:43,338 --> 00:46:46,007
‫وقتی که بفهمه من هنوز مجردم

782
00:46:46,041 --> 00:46:49,544
‫اون وقتی همسن ما بود ازدواج کرده بود،
‫شوهرش مُرده بود و دوباره ازدواج کرده بود!

783
00:46:49,579 --> 00:46:50,580
‫چه بی کلاس!

784
00:46:52,648 --> 00:46:54,282
‫سلینا، هرکاری که میکنی

785
00:46:54,316 --> 00:46:56,184
‫به آقای مالکولم نگو

786
00:46:56,218 --> 00:46:59,121
‫که همچین فامیل بی کلاسی داری

787
00:46:59,154 --> 00:47:01,990
‫یکی از موردهای توی لیستش اینه که:

788
00:47:02,023 --> 00:47:05,026
‫"خانواده‌اش از قشر بافرهنگ و اشرافی جامعه باشد"

789
00:47:05,060 --> 00:47:09,431
‫به هر حال خانواده دالتون
‫از قشر اشرافی جامعه نیستن

790
00:47:09,464 --> 00:47:13,502
‫ولی سلینا تو دختر یک روحانی هستی

791
00:47:13,535 --> 00:47:17,573
‫این یعنی یه خانواده درجه
‫چهار داری، یا حتی درجه سه!

792
00:47:17,607 --> 00:47:19,141
‫در بهترین حالت!

793
00:47:19,174 --> 00:47:22,244
‫اوه و حالا که بحثش شد..

794
00:47:22,277 --> 00:47:24,479
‫توی مهمونی شام باید پیانو بزنی

795
00:47:24,513 --> 00:47:26,481
‫چی؟

796
00:47:26,515 --> 00:47:29,719
‫داشتن استعداد موسیقی یکی
‫دیگه از موارد لیست مالکولمه

797
00:47:29,752 --> 00:47:32,154
‫مالکولم عاشق موسیقیه

798
00:47:32,187 --> 00:47:35,056
‫ولی من که پیانو بلد نیستم!

799
00:47:35,090 --> 00:47:37,559
‫موندم آقای مالکولم چرا میخواد زن پیدا کنه

800
00:47:37,593 --> 00:47:41,263
‫وقتی میتونه به راحتی یه
‫خرس بازیگر استخدام کنه

801
00:47:41,296 --> 00:47:45,467
‫نگران نباش سلینای عزیزم
‫من یه نقشه دارم

802
00:47:47,369 --> 00:47:50,573
‫آقای بانبری، همسرتون چطورن؟

803
00:47:50,606 --> 00:47:53,542
‫خب، بگید ببینم کاپیتان آساری

804
00:47:53,576 --> 00:47:56,612
‫تا الان زندگی در شهر و
‫بین اجتماع چطور بوده؟

805
00:47:56,646 --> 00:47:59,548
‫به نظر میرسه دائما توی
‫خواسته‌هام ناکام میمونم

806
00:47:59,582 --> 00:48:03,151
‫میتونم بپرسم چه خواسته‌هایی داشتید؟

807
00:48:04,152 --> 00:48:05,353
‫هنر خواستگاری کردن

808
00:48:06,488 --> 00:48:08,423
‫خب، خانم‌ها؟

809
00:48:08,457 --> 00:48:10,258
‫نظرتون چیه؟

810
00:48:10,292 --> 00:48:13,361
‫به اندازه کافی قابل تحمله؟ به اندازه
‫کافی خوش قیافه هست که گولش بزنید؟

811
00:48:13,395 --> 00:48:18,467
‫به نظر من که یک شغل مناسب داشتن
‫هنر بهتری نسبت به خواستگاری کردنه

812
00:48:18,500 --> 00:48:20,770
‫شما توی یک شبه جزیره خدمت میکردین

813
00:48:20,803 --> 00:48:22,638
‫درسته کاپیتان آساری؟

814
00:48:22,672 --> 00:48:25,575
‫بله، توی هنگ هیجدهم لایت دراگونز

815
00:48:25,608 --> 00:48:28,176
‫اونجا هیچ عملیات نظامی‌ای هم دیدی کاپیتان؟

816
00:48:28,210 --> 00:48:30,212
‫بله، توی واترلو

817
00:48:30,245 --> 00:48:33,749
‫اونجا بیش از حد مرگ و میر به چشم خودم دیدم
‫ولی در نهایت پیروزی بزرگی کسب کردیم

818
00:48:33,783 --> 00:48:35,317
‫چقدر شجاعانه!

819
00:48:36,686 --> 00:48:39,421
‫پس میدون جنگ رو به مراسم‌های رقص فروختید

820
00:48:39,454 --> 00:48:41,523
‫چه جالب!

821
00:48:41,556 --> 00:48:43,258
‫شاید

822
00:48:43,291 --> 00:48:45,427
‫هرچند اینجا هم توسط یه مشت مرد بوگندو

823
00:48:45,460 --> 00:48:48,396
‫که هلاک همنشینی با خانم‌ها هستن، احاطه شدم

824
00:48:51,099 --> 00:48:54,102
‫خانم دالتون، چطور با
‫خانم تیستلویت آشنا شدید؟

825
00:48:54,135 --> 00:48:56,471
‫- فکر میکنم توی مدرسه آشنا شدین؟
‫- بله ما..

826
00:48:56,505 --> 00:49:01,109
‫هردوی ما در مدرسه شبانه
‫روزی خانم فینچ ثبت نام کردیم

827
00:49:01,142 --> 00:49:04,246
‫من درواقع با واسطه یکی از دوستان
‫خیر پدرم تونستم اونجا ثبت نام کنم

828
00:49:04,279 --> 00:49:08,250
‫اونجا به صورت وحشتناکی منو اذیت
‫میکردن، ولی جولیا با من مهربون بود

829
00:49:09,719 --> 00:49:11,787
‫خانم دالتون، کنجکاوم بدونم

830
00:49:11,821 --> 00:49:14,322
‫نظر شما درمورد قانون ساخت کلیسا چیه؟

831
00:49:16,358 --> 00:49:19,394
‫چه سوال سنگینی حین خوردن سوپ پرسیدین!

832
00:49:20,529 --> 00:49:23,265
‫به نظرم کار درستی نیست که

833
00:49:23,298 --> 00:49:27,202
‫قبل از صرف شام درمورد سیاست صحبت کنیم

834
00:49:27,235 --> 00:49:28,771
‫احتمالا حق با شماست

835
00:49:28,804 --> 00:49:31,406
‫هرچند، دوست دارم نظر خانم دالتون رو بدونم

836
00:49:35,410 --> 00:49:37,345
‫خب،

837
00:49:37,379 --> 00:49:39,180
‫به عنوان دختر یک روحانی

838
00:49:39,214 --> 00:49:41,316
‫مشخصا برام مهمه که

839
00:49:41,349 --> 00:49:43,819
‫مکان‌هایی مخصوص عبادت
‫برای همگی وجود داشته باشه

840
00:49:43,853 --> 00:49:45,554
‫هرچند،

841
00:49:45,588 --> 00:49:47,823
‫به نظرم میلیون‌ها پوندی که
‫برای این عمل کنار گذاشته شده

842
00:49:47,857 --> 00:49:49,792
‫بیش از حده

843
00:49:49,825 --> 00:49:52,662
‫معتقدم که دولت ما قصد
‫داره با استفاده از این اقدام

844
00:49:52,695 --> 00:49:55,163
‫تندروها رو سرکوب کنه
‫و جلوی هرج و مرج رو بگیره

845
00:49:55,196 --> 00:49:56,766
‫در صورتی که میتونست از بخشی از این پول

846
00:49:56,799 --> 00:49:58,266
‫برای کمک به تعداد زیادی از فقرا استفاده کنه

847
00:49:58,300 --> 00:50:00,168
‫و در عین حال به هدفی هم که داره برسه

848
00:50:00,201 --> 00:50:02,337
‫میتونستن به ما حقوق بهتری بدن

849
00:50:04,574 --> 00:50:07,877
‫باریکلا!

850
00:50:07,910 --> 00:50:09,477
‫عالی بود

851
00:50:09,511 --> 00:50:10,780
‫عذرمیخوام که رفتم بالای منبر

852
00:50:10,813 --> 00:50:13,114
‫ولی خودتون نظر منو خواستید

853
00:50:13,148 --> 00:50:16,217
‫مطمئنم حتی خود پدرتون هم
‫نمیتونستن بهتر از این صحبت کنن

854
00:50:16,251 --> 00:50:17,620
‫و شما آقای مالکولم

855
00:50:17,653 --> 00:50:19,689
‫نظر خودتون در این باره چیه؟

856
00:50:19,722 --> 00:50:22,625
‫هرچند شک دارم بتونید به
‫این خوبی نظرتون رو بیان کنید

857
00:50:24,459 --> 00:50:26,494
‫راستش نظر من هم کاملا شبیه به ایشونه

858
00:51:07,202 --> 00:51:08,771
‫ضربه خوبی بود خانم تیستلویت!

859
00:51:19,815 --> 00:51:22,350
‫حتما چشم‌های من نزدیک بینن

860
00:51:22,384 --> 00:51:23,819
‫سلینا

861
00:51:23,853 --> 00:51:26,856
‫باخت رو خیلی خوب میپذیری

862
00:51:26,889 --> 00:51:29,157
‫چقدر دوست داشتنی و ملیح هستی تو آخه!

863
00:51:33,228 --> 00:51:35,163
‫یه ضربه دیگه بزن عزیزم

864
00:51:35,798 --> 00:51:37,332
‫میتونم کمکتون کنم؟

865
00:51:38,433 --> 00:51:39,434
‫بله

866
00:51:42,270 --> 00:51:47,308
‫خب، شونه‌هاتون رو با
‫هدف در یک راستا قرار بدید

867
00:51:49,310 --> 00:51:51,446
‫یکم پاهاتون رو بیشتر از هم باز کنید

868
00:51:52,815 --> 00:51:54,182
‫دست‌ها ثابت

869
00:51:57,887 --> 00:52:00,956
‫نفس عمیق

870
00:52:03,826 --> 00:52:06,227
‫ممنونم

871
00:52:06,261 --> 00:52:07,462
‫عالی بود

872
00:52:07,495 --> 00:52:09,899
‫خیلی خب، کاپیتان آساری

873
00:52:09,932 --> 00:52:12,735
‫نوبت ضربه شما برای پیروزیه

874
00:52:12,768 --> 00:52:16,772
‫باد از سمت شرق میوزه
‫پس یکم به سمت راست هدف بگیرید

875
00:52:21,877 --> 00:52:23,946
‫- باریکلا
‫- عالی بود

876
00:52:23,979 --> 00:52:27,315
‫خیلی شرم آور میبود اگه همچین
‫ضربه آسونی رو از دست میدادید

877
00:52:27,348 --> 00:52:28,884
‫- میشه اون پتو رو بدی بهم؟
‫- البته

878
00:52:28,918 --> 00:52:31,887
‫- پاهام یخ زدن
‫- باد از سمت غرب میوزه

879
00:52:31,921 --> 00:52:33,989
‫اگه به حرفتون گوش کرده بودم، حتما میباختم

880
00:52:34,023 --> 00:52:37,660
‫اوه کاپیتان! تقریبا مطمئنم که باد شرقیه

881
00:52:37,693 --> 00:52:39,895
‫موندم با این توانایی جهت یابی ضعیفتون

882
00:52:39,929 --> 00:52:41,764
‫چطور تونستید مدت زمان
‫طولانی توی نظام باقی بمونید

883
00:52:41,797 --> 00:52:45,500
‫درضمن، من هیچوقت نمیبازم

884
00:52:46,569 --> 00:52:47,737
‫منم همینطور

885
00:52:55,044 --> 00:52:57,545
‫خانم‌ها و آقایان
‫میشه به من توجه کنید لطفا؟

886
00:52:57,580 --> 00:53:00,583
‫شماره هفت، یک مادیان هشت ساله ایرلندی

887
00:53:00,616 --> 00:53:02,383
‫170 قدشه

888
00:53:02,417 --> 00:53:05,453
‫به خوبی تربیت شده و رام هست
‫توی روستا هم مسابقه میده

889
00:53:05,487 --> 00:53:06,889
‫میخوام مزایده رو از 150 پوند شروع کنم..

890
00:53:06,922 --> 00:53:08,591
‫مامانم همیشه میگفت

891
00:53:08,624 --> 00:53:10,425
‫هیچوقت هیچوقت هیچوقت نزدیک اسب نشو

892
00:53:10,458 --> 00:53:12,628
‫اینقدر راجع به اسب‌ها حرف نزن!

893
00:53:12,661 --> 00:53:14,764
‫بگو ببینم نظر مالکولم درمورد دختر ما چیه

894
00:53:14,797 --> 00:53:17,633
‫نه لطفا! دوباره نه

895
00:53:17,666 --> 00:53:21,871
‫بهم گفت که اولش با شوخ طبیعی و بذله گوییش

896
00:53:21,904 --> 00:53:24,874
‫تحت تاثیر قرار گرفته

897
00:53:24,907 --> 00:53:27,643
‫ولی نگران بود که به اندازه
‫کافی دختر جدی ای نباشه

898
00:53:27,676 --> 00:53:30,679
‫ولی بعد از اون مهمونی شبانه
‫این نگرانیش هم رفع شد

899
00:53:30,713 --> 00:53:33,015
‫به اندازه کافی جدی نباشم؟

900
00:53:33,048 --> 00:53:35,316
‫چقدر زود آدم رو قضاوت میکنه!

901
00:53:35,350 --> 00:53:36,652
‫بهت که گفتم سلینا

902
00:53:36,685 --> 00:53:38,087
‫هیچ جوره نمیشه این مرد رو راضی کرد

903
00:53:38,120 --> 00:53:40,623
‫نه نه، شاید من درست حرفش رو نگفتم

904
00:53:40,656 --> 00:53:42,658
‫خیلی خیلی ازت تعریف کرد

905
00:53:42,691 --> 00:53:45,995
‫گفت تقریبا با تمام خصوصیات
‫توی لیستش مطابقت داری

906
00:53:46,028 --> 00:53:46,862
‫که چیز خوبیه

907
00:53:46,896 --> 00:53:48,931
‫اوه عزیزم!

908
00:53:48,964 --> 00:53:52,400
‫میدونم شنیدن این حرفا برات سخته
‫ولی به زودی کارمون تموم میشه

909
00:53:52,433 --> 00:53:55,037
‫- جولیا! من که اینو نمیگم
‫- سلینا!

910
00:53:55,070 --> 00:53:56,806
‫سلینا دالتون!

911
00:53:56,839 --> 00:53:59,608
‫- چه بی ادب!
‫- بالاخره چشمم به جمالت روشن شد

912
00:53:59,642 --> 00:54:02,611
‫زن پسرعمو گرتی!
‫چه سوپرایزی!

913
00:54:02,645 --> 00:54:04,479
‫میتونم دوست عزیزم

914
00:54:04,512 --> 00:54:06,115
‫خانم تیستلویت رو بهت معرفی کنم؟

915
00:54:06,148 --> 00:54:08,884
‫خانم تیستلویت

916
00:54:08,918 --> 00:54:10,119
‫چه اسم دهن پر کنی!

917
00:54:10,152 --> 00:54:12,121
‫خانم تیستلویت

918
00:54:12,154 --> 00:54:13,989
‫بیست بار پشت هم بگو

919
00:54:14,023 --> 00:54:16,892
‫خانم تیستلویت، خانم تیستلویت خانم..

920
00:54:16,926 --> 00:54:20,629
‫بگو! امتحانش کن!
‫خانم تیستلویت، نمیشه اصلا..

921
00:54:20,663 --> 00:54:24,700
‫عزیزم تو به یک شوهر نیاز داری

922
00:54:24,733 --> 00:54:28,137
‫تا بتونی این فامیلی عجیب
‫و طولانی رو تغییر بدی

923
00:54:30,005 --> 00:54:33,374
‫خانم کاوینگتون میتونم لرد
‫کسیدی رو بهتون معرفی کنم؟

924
00:54:33,408 --> 00:54:36,745
‫- حالتون چطوره؟
‫- اوه! لرد!

925
00:54:36,779 --> 00:54:38,379
‫هی مالکولم
‫مالکولم

926
00:54:38,413 --> 00:54:41,083
‫این همون آقای مالکولم معروفه؟

927
00:54:41,116 --> 00:54:43,652
‫تو میشناسیش؟
‫چند هفته پیش یه کاریکاتور خیلی

928
00:54:43,686 --> 00:54:45,120
‫خنده دار ازش دیدم

929
00:54:45,154 --> 00:54:46,822
‫ نمیدونستم توام اینجایی

930
00:54:46,856 --> 00:54:49,457
‫آقای مالکولم
‫کاپیتان آساری

931
00:54:50,491 --> 00:54:52,427
‫چه سوپرایز معرکه‌ای!

932
00:54:52,460 --> 00:54:54,663
‫از دیدن دوباره‌تون خوشحالم خانم تیستلویت

933
00:54:56,765 --> 00:54:58,801
‫خانم کاوینگتون

934
00:54:58,834 --> 00:55:03,471
‫میتونم  جناب آقای مالکولم و کاپیتان
‫آساری رو بهتون معرفی کنم

935
00:55:03,504 --> 00:55:06,474
‫از آشنایی با شما خیلی
‫خوشبختم خانم کاوینگتون

936
00:55:06,507 --> 00:55:07,610
‫خانم کاوینگتون

937
00:55:07,643 --> 00:55:10,846
‫نه جناب، درواقع من از آشنایی با شما خوشبختم

938
00:55:13,582 --> 00:55:19,822
‫من تا حالا هیچوقت با یک کاپیتان
‫و لرد و یک جناب توی یک اتاق نبودم

939
00:55:19,855 --> 00:55:21,891
‫هرچند خیلی مطمئن نیستم

940
00:55:21,924 --> 00:55:24,492
‫که "جناب" بودن دقیقا چه معنایی داره؟

941
00:55:24,525 --> 00:55:27,196
‫بعد از لرد مقام جناب میاد، درست میگم؟

942
00:55:27,229 --> 00:55:28,864
‫ایشون کوچیکترین پسر یک ارل هستن

943
00:55:30,465 --> 00:55:32,668
‫چه حیف شد!

944
00:55:32,701 --> 00:55:35,638
‫چون شما ظاهر یک لرد رو دارید

945
00:55:35,671 --> 00:55:39,108
‫خیلی بیشتر از این جنتلمنی که اینجا ایستاده

946
00:55:39,141 --> 00:55:41,810
‫میدونین..آقای مالکولم

947
00:55:41,844 --> 00:55:44,479
‫ظاهر موقرانه‌تری دارن

948
00:55:44,512 --> 00:55:46,715
‫کسی

949
00:55:46,749 --> 00:55:51,587
‫به نظرم خانم کاوینگتون حتما
‫دوست دارن که توسط یک لرد

950
00:55:51,620 --> 00:55:52,988
‫به خونه رسونده بشن

951
00:55:53,022 --> 00:55:55,724
‫مطمئنم ایشون برای سپری کردن باقی شب

952
00:55:55,758 --> 00:55:56,524
‫برنامه‌های خودشون رو دارن

953
00:55:58,093 --> 00:56:00,796
‫نه، نه ایشون هیچ برنامه‌ای ندارن

954
00:56:00,829 --> 00:56:01,697
‫- جولیا! دارم
‫- نخیر نداری

955
00:56:02,932 --> 00:56:06,602
‫دارم..نه..نه ندارم

956
00:56:06,635 --> 00:56:08,837
‫ممنونم، باعث افتخاره

957
00:56:08,871 --> 00:56:11,173
‫خوشحالم امروز خیلی خوب لباس پوشیدم

958
00:56:11,206 --> 00:56:13,541
‫این کلاه خیلی بهم نمیاد؟

959
00:56:13,575 --> 00:56:15,044
‫- البته
‫- البته

960
00:56:16,078 --> 00:56:17,913
‫پس بریم؟

961
00:56:17,947 --> 00:56:20,481
‫البته البته

962
00:56:20,515 --> 00:56:23,484
‫با دوتا ازدواج قبلیم یاد گرفتم که

963
00:56:23,518 --> 00:56:28,489
‫هیچ مردی دوست نداره منتظر بمونه

964
00:56:28,523 --> 00:56:33,561
‫اوه آره! اصلا صبر ندارن! آره

965
00:56:33,595 --> 00:56:38,600
‫سلینا، جولیا تیستلویت
‫به زودی میام دیدنتون

966
00:56:42,871 --> 00:56:46,942
‫شما چه نسبتی با خانم کاوینگتون دارید؟

967
00:56:46,976 --> 00:56:48,711
‫اون..اون..

968
00:56:48,744 --> 00:56:50,245
‫دخترعموی منه!

969
00:56:52,915 --> 00:56:54,950
‫- دختر عموی شماست؟
‫- بله

970
00:56:54,984 --> 00:56:58,087
‫- که اینطور
‫- هفت نسل فاصله داریم

971
00:56:58,120 --> 00:57:00,689
‫سلینا عزیزم، اگه قرار نیست بخریم
‫پس بهتره بریم

972
00:57:00,723 --> 00:57:02,725
‫خب قبل از اینکه برید

973
00:57:02,758 --> 00:57:06,228
‫میخواستم بدونم خانم دالتون فردا
‫برای اسب سواری به من ملحق میشن؟

974
00:57:08,263 --> 00:57:11,033
‫من..من..

975
00:57:11,066 --> 00:57:13,736
‫باعث افتخارشه که با شما به
‫اسب سواری بیاد آقای مالکولم

976
00:57:15,137 --> 00:57:16,972
‫پس قرار گذاشته شد

977
00:57:17,006 --> 00:57:21,310
‫خب ما خانم‌ها شما آقایون
‫رو با اسب‌هاتون تنها میذاریم

978
00:57:21,343 --> 00:57:22,578
‫عصر بخیر

979
00:57:24,847 --> 00:57:26,015
‫خانم

980
00:57:32,321 --> 00:57:35,657
‫سلینای عزیزم! نقشه‌مون داره جواب میده!

981
00:57:35,691 --> 00:57:38,559
‫و به لطف من توی مورد
‫شماره 6 هم شکست نمیخوری

982
00:57:39,995 --> 00:57:42,563
‫فکر میکردم که بخاطر این
‫قضیه گفتی که از فامیل‌های توئه

983
00:57:42,598 --> 00:57:45,234
‫امکان نداره که یهویی دلت
‫بخواد اون از فک و فامیلت بشه

984
00:57:45,267 --> 00:57:46,769
‫اه!

985
00:57:47,736 --> 00:57:48,804
‫نه!

986
00:57:50,339 --> 00:57:52,540
‫فقط منو نا امید نکن

987
00:57:54,043 --> 00:57:55,978
‫نمیکنم جولیا

988
00:57:56,011 --> 00:57:59,048
‫قول میدم هرچیزی که توی
‫یک زن دنبالشه رو داشته باشم

989
00:57:59,081 --> 00:58:02,718
‫بانمک، شوخ طبع، جدی، مهربون

990
00:58:02,751 --> 00:58:05,687
‫اهل موسیقی، اهل مُد روز،
‫فقط فامیل‌های باکلاس و درجه یک

991
00:58:05,721 --> 00:58:07,790
‫و همشون در آن واحد!

992
00:58:08,357 --> 00:58:09,591
‫عالیه!

993
00:58:15,864 --> 00:58:16,698
‫سلینا!

994
00:58:18,901 --> 00:58:21,003
‫فکر کردم شاید دوست داشته باشی اینو بپوشی

995
00:58:23,205 --> 00:58:26,842
‫اوه این..این خیلی زیباست

996
00:58:27,843 --> 00:58:28,877
‫ولی نمیتونم قبولش کنم

997
00:58:28,911 --> 00:58:30,079
‫چرت و پرت نگو

998
00:58:35,384 --> 00:58:41,123
‫باید اعتراف کنم، خیلی بهت میاد

999
00:58:44,693 --> 00:58:45,894
‫دیگه مال توئه

1000
00:58:47,196 --> 00:58:48,363
‫ممنونم جولیا

1001
00:58:49,698 --> 00:58:50,365
‫قابلی نداشت

1002
00:58:51,700 --> 00:58:53,368
‫- امشب میبینمت
‫- میبینمت

1003
00:58:54,868 --> 00:59:02,868
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1004
00:59:12,287 --> 00:59:14,089
‫این کلاه خیلی بهتون میاد

1005
00:59:15,390 --> 00:59:16,925
‫امروز خیلی ساکتید

1006
00:59:18,727 --> 00:59:21,330
‫لطفا حس نکنید که مجبورید یه حرفی بزنید

1007
00:59:21,363 --> 00:59:25,400
‫سکوت رو به کسایی که الکی جیغ جیغ میکنن
‫و هیچ حرف خاصی ندارن بزنن ترجیح میدم

1008
00:59:25,434 --> 00:59:27,269
‫مثل اون خانم کاوینگتون

1009
00:59:27,302 --> 00:59:30,272
‫خیلی آدم عجیبی بود، نه؟

1010
00:59:30,305 --> 00:59:33,108
‫باید بگم خیلی خوشحالم که قرار
‫نیست از خانم تیستلویت خواستگاری کنم

1011
00:59:34,376 --> 00:59:35,711
‫عذرمیخوام؟؟

1012
00:59:36,778 --> 00:59:38,247
‫منظورتون چیه؟

1013
00:59:38,280 --> 00:59:39,848
‫خب منظورم اینه که..

1014
00:59:41,183 --> 00:59:43,118
‫مشخصه منظورم دیگه، نیست؟

1015
00:59:43,152 --> 00:59:45,087
‫میخوام فامیل‌های همسر آینده‌م

1016
00:59:45,120 --> 00:59:46,421
‫موقر و ملایم باشن

1017
00:59:46,455 --> 00:59:48,357
‫و اگه نباشن؟

1018
01:00:08,410 --> 01:00:11,146
‫عذرمیخوام که بحثش رو پیش کشیدم

1019
01:00:11,180 --> 01:00:13,015
‫به هر حال بحث بیخودی هم بود

1020
01:00:13,048 --> 01:00:15,284
‫من که قرار نیست از خانم
‫تیستلویت خواستگاری کنم، قراره از...

1021
01:00:17,019 --> 01:00:18,020
‫خب..

1022
01:00:20,222 --> 01:00:23,225
‫فکر کنم مشخصه که قراره
‫از کی خواستگاری کنم، نه؟

1023
01:00:29,298 --> 01:00:33,202
‫ولی اگه قرار بود از جولیا خواستگاری
‫کنید و بعدش با خانم کاوینگتون آشنا میشدید

1024
01:00:33,235 --> 01:00:35,070
‫نظرتون در مورد جولیا تغییر میکرد؟

1025
01:00:35,103 --> 01:00:37,339
‫خب باید تغییر میکرد، مگه نه؟

1026
01:00:39,508 --> 01:00:42,945
‫جایی که من متولد شدم یه
‫ضرب المثل معروف هست که میگه

1027
01:00:47,249 --> 01:00:50,485
‫وقتی مردی با یک زن ازدواج میکنه، درواقع
‫با تمام فامیل‌ها و آشنایانش هم ازدواج میکنه

1028
01:00:55,290 --> 01:00:57,492
‫عذر میخوام، من..

1029
01:00:57,526 --> 01:00:58,860
‫خیلی حرف زدم

1030
01:01:00,262 --> 01:01:02,164
‫درک میکنم که این قضیه برای شما دشواره

1031
01:01:06,401 --> 01:01:09,204
‫و چی برای شما دشواره آقای مالکولم؟

1032
01:01:13,075 --> 01:01:15,110
‫این مراسم‌های رقص مردم

1033
01:01:15,143 --> 01:01:16,812
‫فنجان‌های چای لبه طلایی

1034
01:01:16,845 --> 01:01:20,382
‫بستن کراوات‌های ابریشمی
‫اینا خیلی آسونن

1035
01:01:20,415 --> 01:01:23,218
‫قوانین رو یاد میگیری و ازشون پیروی میکنی

1036
01:01:23,252 --> 01:01:25,254
‫و اگه یه لحظه‌ای رسید
‫که هیچ قانونی وجود نداشت

1037
01:01:25,287 --> 01:01:26,888
‫پس خودت یه قانون میسازی
‫و بعدش از اون پیروی میکنی

1038
01:01:29,458 --> 01:01:31,994
‫هرچیزی بجز اینا برای من سخته

1039
01:01:38,400 --> 01:01:40,936
‫چرا به لندن اومدید خانم دالتون؟

1040
01:01:42,871 --> 01:01:44,172
‫چون تنها بودم

1041
01:01:45,575 --> 01:01:47,542
‫منم قبل از اینکه شما بیاید، تنها بودم

1042
01:01:53,982 --> 01:01:59,254
‫من..من قراره که توی خونه‌ام
‫در کنت یه مهمونی برگزار کنم

1043
01:01:59,288 --> 01:02:01,490
‫و خیلی خوشحال میشم اگه به
‫عنوان مهمون من به اونجا بیاید

1044
01:02:03,125 --> 01:02:04,926
‫از دعوتتون خیلی ممنونم

1045
01:02:04,960 --> 01:02:06,895
‫ولی من خودم مهمون خونه‌ی تیستلویت‌هام

1046
01:02:06,928 --> 01:02:09,197
‫اونا رو هم دعوت میکنم
‫و همچنین کسی رو

1047
01:02:09,231 --> 01:02:11,433
‫اگه بخواید آساری رو هم دعوت میکنم

1048
01:02:13,468 --> 01:02:15,504
‫مادرم به عنوان میزبان قراره بیاد

1049
01:02:15,537 --> 01:02:19,474
‫و فکر کردم شاید پدر و مادر شما هم
‫تمایل داشته باشن که حضور پیدا کنن

1050
01:02:23,011 --> 01:02:24,146
‫ممنونم

1051
01:02:24,179 --> 01:02:26,281
‫براشون نامه مینویسم و دعوتشون میکنم

1052
01:02:28,350 --> 01:02:30,085
‫فکر کنم بهتره برگردیم

1053
01:02:35,324 --> 01:02:36,558
‫خانم دالتون خیلی خیلی متاسفم

1054
01:02:36,592 --> 01:02:38,060
‫به نظر میرسه لباستون رو پاره کردم

1055
01:02:38,093 --> 01:02:39,294
‫عیبی نداره آقای مالکولم

1056
01:02:39,328 --> 01:02:41,029
‫به راحتی میشه درستش کرد

1057
01:02:42,030 --> 01:02:45,000
‫لطفا منو جرمی صدا بزن

1058
01:02:47,202 --> 01:02:48,270
‫جرمی

1059
01:03:01,049 --> 01:03:05,887
‫آقای مالکولم نگفت که
‫کاپیتان آساری هم دعوته یا نه؟

1060
01:03:05,921 --> 01:03:07,590
‫آره، گفت که اونم جزء مهمون‌ها هست

1061
01:03:07,623 --> 01:03:11,393
‫اه! این مرد به چه عذابی تبدیل شده

1062
01:03:11,426 --> 01:03:14,563
‫باید حواس اونو هم پرت کنم

1063
01:03:14,597 --> 01:03:18,567
‫عزیزم تا حالا به ازدواج با
‫کاپیتان آساری فکر کردی؟

1064
01:03:18,601 --> 01:03:19,968
‫مامان نه!

1065
01:03:23,972 --> 01:03:26,174
‫اون همسر خیلی خوبی میشه

1066
01:03:26,208 --> 01:03:30,011
‫ولی در مقایسه با ما، سطحش خیلی پایینه

1067
01:03:34,149 --> 01:03:37,018
‫رسیدیم!

1068
01:03:43,392 --> 01:03:45,927
‫خیلی تحسین برانگیز به نظر میرسه

1069
01:04:00,275 --> 01:04:05,414
‫خانم تیستلویت، دوشیزه
‫تیستلویت و دوشیزه دالتون

1070
01:04:06,649 --> 01:04:08,417
‫سلینای عزیزم!

1071
01:04:10,018 --> 01:04:12,421
‫مامان!
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود

1072
01:04:12,454 --> 01:04:14,423
‫نخود کوچولوی من!

1073
01:04:14,456 --> 01:04:16,726
‫خیلی خوب به نظر میرسی

1074
01:04:16,759 --> 01:04:18,560
‫به هادلی هال خوش اومدید

1075
01:04:18,594 --> 01:04:21,096
‫ممنونم
‫خیلی زیباست

1076
01:04:22,264 --> 01:04:24,099
‫از نزدیک یکم کوچیکه

1077
01:04:26,401 --> 01:04:30,740
‫میتونم مادرم الیزابت مالکولم
‫کنتس کیلبورن رو بهتون معرفی کنم؟

1078
01:04:30,773 --> 01:04:33,141
‫همون خانم کیلبورن صدا بزنید کافیه

1079
01:04:33,175 --> 01:04:35,310
‫خانم هاورد اتاق‌هاتون رو بهتون نشون میده

1080
01:04:35,343 --> 01:04:38,180
‫فکرکردم شاید تمایل داشته باشید قبل از اینکه
‫برای صرف چای بهمون ملحق بشید یکم استراحت کنید

1081
01:04:38,213 --> 01:04:39,514
‫خیلی خوب میشه

1082
01:04:41,049 --> 01:04:43,118
‫کیتی چطوره؟

1083
01:04:43,151 --> 01:04:46,254
‫یکم میلنگه، ولی خوب میشه

1084
01:04:48,323 --> 01:04:49,592
‫خانم دالتون...

1085
01:04:53,028 --> 01:04:54,463
‫خیلی خوشحالم که اینجایی

1086
01:04:55,665 --> 01:04:57,399
‫منم خوشحالم که اینجام

1087
01:05:03,706 --> 01:05:05,507
‫اصطبل‌ها سمت شرقن

1088
01:05:08,210 --> 01:05:10,512
‫میتونم به اینجا عادت کنم

1089
01:05:12,280 --> 01:05:14,349
‫یه روزی منم یه همچین خونه‌ای میخرم

1090
01:05:14,382 --> 01:05:16,485
‫نه با این حقوقی که میگیری!

1091
01:05:20,590 --> 01:05:24,459
‫پسرم گفته که شما در
‫ساسکس بزرگ شدید دوشیزه دالتون

1092
01:05:24,493 --> 01:05:25,695
‫بله بانوی من

1093
01:05:26,662 --> 01:05:28,631
‫کدوم قسمت ساسکس؟

1094
01:05:28,664 --> 01:05:29,665
‫چیلی

1095
01:05:33,335 --> 01:05:38,139
‫و آقای دالتون،فکر میکنم
‫شما هنوز اونجا کشیش هستید؟

1096
01:05:38,173 --> 01:05:41,276
‫بله بانوی من، داره نزدیک 20 سالی میشه

1097
01:05:41,309 --> 01:05:44,714
‫و خانم دالتون، شما هم اهل ساسکس هستید؟

1098
01:05:44,747 --> 01:05:48,216
‫فامیلی من کینگزواتره

1099
01:05:48,818 --> 01:05:50,452
‫کینگزواتر

1100
01:05:53,555 --> 01:05:57,225
‫متاسفانه من هیچ کینگواترزی نمیشناسم

1101
01:06:07,536 --> 01:06:10,338
‫خانم تیستلویت نمیدونیم چطور ازتون تشکر کنیم

1102
01:06:10,372 --> 01:06:12,040
‫که از سلینای ما مراقبت کردید

1103
01:06:13,375 --> 01:06:14,543
‫اصلا قابلی نداشت

1104
01:06:16,311 --> 01:06:19,214
‫سلینا، یادم رفت ازت بپرسم
‫که خانم کاوینگتون چطوره

1105
01:06:19,247 --> 01:06:21,283
‫همونطور که بهت گفتم به دیدنش رفتی؟

1106
01:06:21,316 --> 01:06:25,688
‫خانم کاوینگتون همسر پسر عموی
‫مرحوم منه، توی شهر زندگی میکنه

1107
01:06:28,791 --> 01:06:30,760
‫باهاش برخورد داشتم

1108
01:06:30,793 --> 01:06:32,394
‫خوبه، خوشحالم

1109
01:06:34,429 --> 01:06:39,534
‫شوهرش درواقع نوه‌ی عموی
‫من بود، ولی خودش بیوه‌ست

1110
01:06:39,569 --> 01:06:43,538
‫خانم دالتون و من همیشه به سلینا
‫یاد دادیم که نسبت به کسایی که

1111
01:06:43,573 --> 01:06:46,241
‫شرایط سخت‌تری دارن، مهربون باشه

1112
01:06:46,274 --> 01:06:51,546
‫عذرمیخوام من میرم اون طرف اتاق

1113
01:06:51,581 --> 01:06:55,116
‫توی واترلو کشته شد
‫یک مرگ قهرمانانه

1114
01:06:55,150 --> 01:06:58,186
‫وقتی که داشت از جناح ولینگتون
‫دفاع میکرد، با توپ جنگی کشته شد

1115
01:06:59,554 --> 01:07:01,624
‫چیزی ازش باقی نموند که دفنش کنیم

1116
01:07:01,657 --> 01:07:05,595
‫پس مجبور شدیم بدون جسد
‫مراسم ختمش برگزار کنیم

1117
01:07:05,628 --> 01:07:06,829
‫چقدر غم انگیز!

1118
01:07:06,862 --> 01:07:08,664
‫خانم دالتون

1119
01:07:08,698 --> 01:07:10,833
‫برام اهمیتی نداره که خانم
‫کاوینگتون فامیل شماست

1120
01:07:10,866 --> 01:07:12,534
‫و خیلی متاسفم که جوری
‫نشون دادم که برام مهمه

1121
01:07:12,567 --> 01:07:14,202
‫من کسی هستم که باید عذرخواهی کنم

1122
01:07:14,235 --> 01:07:16,404
‫فکر میکنم شما نگران بودید که نظر من عوض بشه

1123
01:07:16,438 --> 01:07:19,709
‫و فکر کردید اگه حقیقت رو
‫بگید، همه چیز خراب میشه

1124
01:07:19,742 --> 01:07:21,877
‫تقصیر خودمه

1125
01:07:21,911 --> 01:07:25,413
‫خیلی خودخواهانه صحبت کردم و
‫از اونموقع چندین بار پشیمون شدم

1126
01:07:25,447 --> 01:07:27,683
‫من میخواستم حقیقت رو بهتون بگم ولی...

1127
01:07:27,717 --> 01:07:28,684
‫باورت میکنم!

1128
01:07:30,485 --> 01:07:33,321
‫پس بیاید این اتفاق مسخره رو فراموش کنیم

1129
01:07:33,355 --> 01:07:35,591
‫برای هیچکدوممون فایده‌ای
‫نداره که درموردش بحث کنیم

1130
01:07:38,393 --> 01:07:42,163
‫خانم و آقای دلتون شاید بهتره
‫برای زن پسرعموتون نامه بنویسید

1131
01:07:42,197 --> 01:07:44,499
‫و برای مراسم رقص هفته بعد دعوتشون کنید

1132
01:07:44,532 --> 01:07:47,235
‫ایده خیلی خوبیه!

1133
01:07:47,268 --> 01:07:49,839
‫- قبول داری آقای دالتون؟
‫- بله

1134
01:07:49,872 --> 01:07:53,676
‫مطمئنم اون فسق و فوجور
‫هایی که در مهمونی‌های شهری

1135
01:07:53,709 --> 01:07:57,647
‫اتفاق میفتن، اینجا اجازه‌ی رخداد ندارن

1136
01:07:57,680 --> 01:08:01,182
‫آفای مالکولم به نظر فردی
‫بسیار قابل اطمینان میان

1137
01:08:03,251 --> 01:08:05,621
‫سلینا؟

1138
01:08:07,790 --> 01:08:09,157
‫میتونم بیام داخل؟

1139
01:08:13,294 --> 01:08:14,295
‫سلینا، من..

1140
01:08:16,231 --> 01:08:18,266
‫فکر میکنم که وقتشه

1141
01:08:18,299 --> 01:08:21,436
‫اگه فکر میکنی وقت خوابه
‫قبول دارم

1142
01:08:21,469 --> 01:08:23,939
‫نه

1143
01:08:23,973 --> 01:08:28,711
‫فکر میکنم وقتشه به آقای
‫مالکولم لیستت رو نشون بدی

1144
01:08:38,988 --> 01:08:41,624
‫جولیا..

1145
01:08:41,657 --> 01:08:45,828
‫من میدونم آقای مالکولم احساساتت رو
‫جریحه‌دار کرده و خیلی بابتش متاسفم

1146
01:08:45,861 --> 01:08:47,429
‫چی داری میگی؟

1147
01:08:47,462 --> 01:08:49,364
‫دارم میگم که

1148
01:08:49,397 --> 01:08:53,268
‫فکر نمیکنم آقای مالکولم اون
‫آدمی باشه که تو فکر میکنی

1149
01:08:53,803 --> 01:08:54,704
‫متوجهم

1150
01:08:56,672 --> 01:09:00,576
‫حالا که هادلی هال رو دیدی
‫و فهمیدی واقعا چقدر پولداره

1151
01:09:00,609 --> 01:09:02,912
‫فکر میکنی میتونی کاری کنی
‫که باهات ازدواج کنه، مگه نه؟

1152
01:09:02,945 --> 01:09:04,680
‫اون اگه یه کارگر فقیر از یورکشایر بود

1153
01:09:04,714 --> 01:09:08,483
‫بازم اینقدر دوسش داشتی؟

1154
01:09:08,516 --> 01:09:10,853
‫نه اینطور نیست!

1155
01:09:10,886 --> 01:09:13,856
‫من بخاطر مال و اموال آقای
‫مالکولم نیست که بهش علاقه دارم

1156
01:09:15,891 --> 01:09:18,994
‫اون خیلی با من مهربون بوده

1157
01:09:21,563 --> 01:09:24,466
‫تو قبول کردی که به من کمک بدی

1158
01:09:25,668 --> 01:09:27,368
‫باهم وارد این راه شدیم

1159
01:09:27,402 --> 01:09:30,505
‫فکر نمیکنم آقای مالکولم
‫لایق همچین رفتاری باشه

1160
01:09:30,538 --> 01:09:32,808
‫و من چی؟

1161
01:09:32,842 --> 01:09:35,343
‫فکر میکنی من لایق همچین رفتاری بودم؟

1162
01:09:36,979 --> 01:09:40,816
‫جلوی تمام افراد طبقه‌ی
‫اشرافی سکه‌ی یه پول شدم

1163
01:09:40,850 --> 01:09:42,618
‫یعنی تو خودت تا حالا به کسی توهین نکردی؟

1164
01:09:44,053 --> 01:09:45,721
‫این چیزا پیش میاد

1165
01:09:45,755 --> 01:09:46,454
‫پشت سرهم!

1166
01:09:48,456 --> 01:09:51,359
‫هیچکس نمیخواد با کسی
‫دوست باشه که اینقدر کینه‌ایه

1167
01:09:51,392 --> 01:09:54,496
‫و منم نمیخوام دختر یه کشیش
‫کسل کننده دوست من باشه!

1168
01:10:00,468 --> 01:10:01,570
‫این مال منه!

1169
01:10:08,711 --> 01:10:10,579
‫صدای چی بود؟

1170
01:10:10,613 --> 01:10:12,748
‫احتمالا دوشیزه تیستلویت بود

1171
01:10:12,782 --> 01:10:14,850
‫به نظرم از ایناست که در رو میکوبه

1172
01:10:18,120 --> 01:10:19,320
‫ممنونم

1173
01:10:21,090 --> 01:10:24,927
‫باعث تعجبه که برات تور پهن نکرده

1174
01:10:24,960 --> 01:10:28,664
‫اولش کرد
‫ولی سریع تموم شد

1175
01:10:29,899 --> 01:10:30,833
‫چه اتفاقی افتاد؟

1176
01:10:32,101 --> 01:10:37,573
‫یک بار اونو به اوپرا بردم و..

1177
01:10:37,606 --> 01:10:39,809
‫دیگه نرفتم سراغش

1178
01:10:39,842 --> 01:10:41,509
‫به صورت طبیعی همه چیز تموم شد

1179
01:10:41,543 --> 01:10:44,113
‫پس اینطوری فکر میکنی

1180
01:10:44,146 --> 01:10:48,017
‫من شک دارم اون همچین پس زده
‫شدنی رو به راحتی فراموش کنه

1181
01:10:48,050 --> 01:10:52,721
‫قطعا خوشش نمیاد که در درجه
‫دوم نسبت به خانم دالتونت قرار گرفته

1182
01:10:53,989 --> 01:10:56,659
‫اون خانم دالتون من نیست

1183
01:10:56,692 --> 01:10:57,927
‫هنوز نیست

1184
01:10:57,960 --> 01:10:59,795
‫بله میدونم

1185
01:11:02,397 --> 01:11:04,700
‫ای کاش زودتر این قضیه رو تموم میکردی

1186
01:11:04,733 --> 01:11:07,837
‫خودت میدونی چقدر از این
‫دنگ و فنگ‌های قبل ازدواج بدم میاد

1187
01:11:07,870 --> 01:11:10,773
‫پس به این ازدواج راضی هستی؟

1188
01:11:12,540 --> 01:11:14,375
‫اگه دست من بود

1189
01:11:14,409 --> 01:11:17,580
‫دوست داشتم با یک دختر
‫ساده لوح و احمق ازدواج کنی

1190
01:11:17,613 --> 01:11:20,381
‫کسی که در مقابلش نباید سر و کله میزدم

1191
01:11:20,415 --> 01:11:22,718
‫یه کسی مثل زن برادرت

1192
01:11:26,521 --> 01:11:28,891
‫مادر، من با هرکسی ازدواج
‫بکنم شما باهاش سر و کله میزنی

1193
01:11:30,159 --> 01:11:32,595
‫و قطعا تا الان باید فهمیده باشی که

1194
01:11:32,628 --> 01:11:35,898
‫رابطه‌ ازدواج برای این ساخته
‫شده که شخصیت آدم بهبود پیدا کنه

1195
01:11:37,166 --> 01:11:38,701
‫سلینا..

1196
01:11:40,169 --> 01:11:43,672
‫سلینا در این مورد یک موهبتی از سمت خداست

1197
01:11:43,706 --> 01:11:46,642
‫من کی باشم که موهبت خدا رو زیر سوال ببرم

1198
01:11:46,675 --> 01:11:49,410
‫آقای دالتون اگه باشه اصلا
‫از این کار خوشش نمیاد

1199
01:11:50,713 --> 01:11:51,780
‫کیش و مات

1200
01:11:51,814 --> 01:11:53,849
‫بله مادر
‫میدونم

1201
01:12:01,590 --> 01:12:04,593
‫آفرین!

1202
01:12:04,627 --> 01:12:05,828
‫ممنونم جناب

1203
01:12:05,861 --> 01:12:09,497
‫سلینا!
‫کاپیتان آساری!

1204
01:12:09,530 --> 01:12:11,867
‫به نظرم بهتره که یک مهمونی بالماسکه باشه
‫خیلی مُد شدن

1205
01:12:11,901 --> 01:12:13,836
‫آره ولی من باید یه ماسک بپوشم

1206
01:12:13,869 --> 01:12:16,437
‫این تصمیمیش با تو نیست
‫اینجا خونه‌ی آقای مالکولمه

1207
01:12:16,471 --> 01:12:18,207
‫معلومه که هست ولی..

1208
01:12:18,240 --> 01:12:21,176
‫داشتیم درمورد مراسم رقص هفته بعد حرف میزدیم

1209
01:12:21,210 --> 01:12:24,647
‫آره، جولیا میخواد مراسم رقص بالماسکه باشه

1210
01:12:24,680 --> 01:12:26,181
‫نظرت چیه؟

1211
01:12:26,215 --> 01:12:29,550
‫من تا حالا هیچوقت به مهمونی بالماسکه نرفتم

1212
01:12:29,585 --> 01:12:31,186
‫دیدید آقای مالکولم؟

1213
01:12:31,220 --> 01:12:34,555
‫حتما باید بالماسکه باشه
‫سلینا تا حالا همچین مهمونی‌ای نرفته

1214
01:12:34,590 --> 01:12:35,925
‫پس قبوله

1215
01:12:35,958 --> 01:12:37,826
‫بالماسکه‌ست

1216
01:12:37,860 --> 01:12:40,195
‫فکرمیکنم یه سری لباس مخصوص
‫توی اتاق زیرشیروانی هست قربان

1217
01:12:40,229 --> 01:12:42,031
‫عالیه
‫ممنونم ریوز

1218
01:12:42,064 --> 01:12:45,100
‫- همگی راحت باشید و از لباس‌ها استفاده کنید
‫- ممنون

1219
01:12:45,134 --> 01:12:47,736
‫حتما توی خیاطی‌ها لباسی
‫که میخوام رو پیدا میکنم

1220
01:12:47,770 --> 01:12:49,772
‫میخوای به عنوان یک خانم لباس بپوشی؟

1221
01:12:50,773 --> 01:12:52,540
‫معلومه که نه!
‫میخوام مثل یونانی‌ها لباس بپوشم

1222
01:12:53,508 --> 01:12:55,476
‫چه جور یونانی‌ای؟

1223
01:12:55,510 --> 01:12:57,179
‫هر یونانی‌ای باشه خوبه

1224
01:12:57,212 --> 01:12:59,214
‫جولیا سزار مثلا

1225
01:12:59,248 --> 01:13:01,549
‫جولیا سزار اهل رم بود

1226
01:13:01,583 --> 01:13:03,252
‫رم..یونان
‫چه فرقی داره

1227
01:13:03,285 --> 01:13:04,787
‫میخوام یه لباس بلند سفید بپوشم

1228
01:13:04,820 --> 01:13:06,789
‫و چندتا برگ هم پشت گوشام میذارم

1229
01:13:06,822 --> 01:13:09,191
‫یه بار به عنوان هنری هشتم به
‫یکی از این مراسم‌های نمایشنامه رفتم

1230
01:13:09,224 --> 01:13:10,726
‫تقریبا خفه شدم تو اون لباس

1231
01:13:10,759 --> 01:13:11,927
‫یادمه

1232
01:13:11,961 --> 01:13:14,196
‫تو چی میخوای بپوشی سلینا؟

1233
01:13:15,297 --> 01:13:18,167
‫هیچ نظری ندارم

1234
01:13:18,200 --> 01:13:22,204
‫میخواستم وقتی لباس‌های زیرشیروانی
‫رو چک کردم یه ایده‌ای بگیرم

1235
01:13:22,237 --> 01:13:24,239
‫چرا طبق اسمت لباس نمیپوشی؟

1236
01:13:24,273 --> 01:13:25,774
‫منظورت چیه؟

1237
01:13:25,808 --> 01:13:28,243
‫سلین، الهه‌ی ماه

1238
01:13:30,179 --> 01:13:32,848
‫کسی همین الانش لباس من رو دزدیده

1239
01:13:32,881 --> 01:13:35,784
‫گفتم که
‫نمیخوام مثل یه زن لباس بپوشم

1240
01:13:35,818 --> 01:13:37,953
‫میخوام یکی از این..

1241
01:13:37,987 --> 01:13:42,691
‫فیلسوف‌ها بشم
‫مثلا افلاطون یا سقراط

1242
01:13:42,725 --> 01:13:45,794
‫پسرعموی من میخواد به عنوان یکی
‫از پرمغزترین افراد تاریخ ظاهر بشه

1243
01:13:45,828 --> 01:13:47,629
‫همچین چیزی مغز آدم رو میترکونه!

1244
01:13:49,098 --> 01:13:52,234
‫پس قراره مثل سلین لباس بپوشی؟

1245
01:13:52,267 --> 01:13:55,604
‫مخالفتی ندارم که خودم
‫رو به شکل یه الهه در بیارم

1246
01:13:58,040 --> 01:13:59,708
‫این سلین کی هست؟

1247
01:13:59,742 --> 01:14:01,577
‫سلین الهه‌ی ماه بود

1248
01:14:01,610 --> 01:14:03,612
‫و هرشب آسمون رو به وجود میاورد

1249
01:14:03,645 --> 01:14:06,547
‫و در ادامه‌ی داستان
‫عاشق یک انسان فانی میشه

1250
01:14:06,582 --> 01:14:09,852
‫که هم استعاره‌ای و هم
‫واقعی خیلی از هم دور بودن

1251
01:14:12,221 --> 01:14:14,123
‫نمیدونستم مردهای ارتش

1252
01:14:14,156 --> 01:14:16,592
‫اینقدر از اسطوره شناسی سر در میارن

1253
01:14:16,625 --> 01:14:19,695
‫اوه به نظرم خیلی چیزا هست
‫که درمورد مردهای ارتش نمیدونید

1254
01:14:22,765 --> 01:14:27,036
‫سلینا، خیلی خوشحال میشم
‫درمورد لباست بهت کمک کنم

1255
01:14:27,069 --> 01:14:30,272
‫میتونم وقتی به شهر برگشتم طرح‌های
‫مورد نظرمون رو پیش خیاطم ببرم

1256
01:14:31,673 --> 01:14:34,009
‫ممنونم جولیا

1257
01:14:35,911 --> 01:14:39,014
‫خیلی خب خانم تیستلویت
‫بیا یکم شکار کنیم

1258
01:14:42,618 --> 01:14:45,120
‫با اجازه

1259
01:14:46,755 --> 01:14:48,357
‫جنتلمن

1260
01:14:48,390 --> 01:14:52,861
‫خب قلقش اینه که باید قنداق
‫تفنگ رو سفت به سینه‌ت بچسبونی

1261
01:14:52,895 --> 01:14:56,331
‫و به اون جایی که پرنده قراره بره شلیک
‫میکنی، نه جایی که خود پرنده هست، باشه؟

1262
01:14:58,667 --> 01:14:59,768
‫ممنونم

1263
01:15:01,268 --> 01:15:09,268
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1264
01:15:14,049 --> 01:15:16,785
‫فکر کنم خودم بلد بودم!

1265
01:15:18,720 --> 01:15:20,823
‫هیچوقت ندیده بودم یه زن اینکارو بکنه!

1266
01:15:20,856 --> 01:15:23,292
‫به نظر میرسه که این یه تعریف بود

1267
01:15:23,325 --> 01:15:24,893
‫بله قطعا هست

1268
01:15:52,121 --> 01:15:55,858
‫آقای دالتون، واقعا این بهترین
‫لباسی بود که میتونستی بپوشی؟

1269
01:16:00,262 --> 01:16:02,331
‫اوه آقای مالکولم

1270
01:16:02,364 --> 01:16:07,236
‫چه افتخاری که به خونه‌ی بسیار
‫تحسین برانگیز شما دعوت شدم

1271
01:16:07,269 --> 01:16:10,772
‫حتما خیلی تشنه هستید خانم کاوینگتون
‫اجازه بدید همراهیتون کنم تا کمی پانچ بنوشید

1272
01:16:10,806 --> 01:16:14,009
‫چقدر محترم هستید آقای مالکولم!

1273
01:16:14,042 --> 01:16:16,979
‫شما..به عنوان میزبان

1274
01:16:17,012 --> 01:16:19,982
‫میدونستم چیزهایی که پشت
‫سرشون میگن نمیتونه واقعی باشه

1275
01:16:20,015 --> 01:16:21,917
‫- بریم؟
‫- اوه بله

1276
01:16:21,950 --> 01:16:23,118
‫مادر

1277
01:16:34,930 --> 01:16:36,798
‫- کسی
‫- بله؟

1278
01:16:36,832 --> 01:16:38,300
‫باید باهات حرف بزنم

1279
01:16:38,333 --> 01:16:40,435
‫میدونی جولیا
‫باید بگم که

1280
01:16:40,469 --> 01:16:43,172
‫نمیدونم چرا خانم‌ها از اینکه باید
‫لباس‌های زنونه بپوشن شکایت میکنن

1281
01:16:43,205 --> 01:16:44,473
‫اینا از شلوارهای مردونه

1282
01:16:44,506 --> 01:16:46,275
‫خیلی راحت ترن

1283
01:16:46,308 --> 01:16:48,710
‫وقتی راه میرم نسیم خیلی
‫خنکی از پایین میوزه..

1284
01:16:48,744 --> 01:16:52,881
‫پسرعمو، نیومدم اینجا تا درمورد
‫خوبی‌های پیراهن زنونه حرف بزنیم!

1285
01:16:52,915 --> 01:16:54,149
‫این پیراهن نیست!

1286
01:16:56,251 --> 01:16:59,254
‫باید باهات درمورد سلینا و مالکولم حرف بزنم

1287
01:17:01,056 --> 01:17:03,926
‫اوه متوجهم

1288
01:17:03,959 --> 01:17:05,427
‫بالاخره به این حقیقت پی بردی که

1289
01:17:05,460 --> 01:17:07,229
‫تمام نقشه‌هات بی دلیل بودن

1290
01:17:08,363 --> 01:17:10,465
‫خب من اینو از قبل میدونستم

1291
01:17:10,499 --> 01:17:12,834
‫میدونستم اون دوتا کاملا برای هم ساخته شدن

1292
01:17:14,236 --> 01:17:17,372
‫تصور میکنم این قضیه یکم برای تو سخته

1293
01:17:17,406 --> 01:17:19,808
‫چون فکر میکردی قراره مالکولم رو مسخره کنی

1294
01:17:19,841 --> 01:17:23,011
‫ولی تهش همسر بی نقصی که دنبالش بود رو
‫گذاشتی توی بشقاب نقره و بهش تقدیم کردی

1295
01:17:27,516 --> 01:17:28,884
‫یه دزد دریایی!

1296
01:17:28,917 --> 01:17:31,720
‫میدونی جولیا، تو و مالکولم..

1297
01:17:33,322 --> 01:17:35,390
‫بیشتر از چیزی که فکرشو میکنی بهم شبیهید

1298
01:17:35,424 --> 01:17:38,894
‫نباید اینقدر در انتخاب همسر سختگیر باشی

1299
01:17:38,927 --> 01:17:41,163
‫وگرنه شانست رو از دست میدی

1300
01:17:46,268 --> 01:17:48,337
‫من میرم

1301
01:17:48,370 --> 01:17:51,506
‫تقریبا نشناختمون خانم تیستلویت

1302
01:17:51,540 --> 01:17:54,042
‫کاپیتان آساری، خودتی؟

1303
01:17:54,076 --> 01:17:56,011
‫لباستون اصلا به شخصیتتون نمیخوره

1304
01:17:56,044 --> 01:17:57,813
‫نمیدونم از این حرفتون چه برداشتی بکنم

1305
01:17:57,846 --> 01:18:01,383
‫منو کسل کننده و بی روح میبینید

1306
01:18:01,416 --> 01:18:05,053
‫یا اونقدر مرد نیستم که بتونم مثل یه دزد
‫دریایی به ماجراجویی‌های شجاعانه برم؟

1307
01:18:05,087 --> 01:18:07,256
‫نه

1308
01:18:08,490 --> 01:18:10,492
‫نه، اتفاقا به نظرم به اندازه کافی مرد هستید

1309
01:18:12,894 --> 01:18:16,565
‫مطمئن نیستم چطور به این بحث رسیدیم

1310
01:18:18,500 --> 01:18:20,802
‫کاملا تقصیر خودم بود

1311
01:18:20,836 --> 01:18:24,273
‫البته بابت این تعریف ناخواسته‌ای
‫که از من کردید پشیمون نیستم

1312
01:18:28,310 --> 01:18:30,979
‫برقصیم؟

1313
01:18:36,551 --> 01:18:40,489
‫جولیا تیستلویت داره با یه ارتشی
‫میرقصه؟ هیچوقت تصورشو نمیکردم!

1314
01:18:50,432 --> 01:18:54,403
‫راستی، منم
‫جان

1315
01:18:54,436 --> 01:18:56,538
‫تقریبا ازش خوشش اومده، مگه نه؟

1316
01:19:01,410 --> 01:19:02,578
‫بالاخره!!

1317
01:19:04,346 --> 01:19:07,015
‫دخترم، داره با کاپیتان میرقصه

1318
01:19:07,049 --> 01:19:09,017
‫چقدر خوب!

1319
01:19:19,561 --> 01:19:21,530
‫مادر، سلینا رو ندیدی؟

1320
01:19:21,563 --> 01:19:25,167
‫عزیزم توی همچین مهمونی‌ای
‫پیدا کردنش کار راحتی نیست

1321
01:19:46,455 --> 01:19:49,324
‫آیا به عنوان یک انسان فانی میتونم

1322
01:19:49,358 --> 01:19:51,893
‫افتخار رقصیدن با الهه‌ی سلن رو داشته باشم؟

1323
01:19:53,128 --> 01:19:54,129
‫میتونید

1324
01:20:10,212 --> 01:20:11,947
‫ماسکش زیبا نیست؟

1325
01:20:11,980 --> 01:20:14,349
‫- اون سلینا دالتونه
‫- اوه خدا!

1326
01:20:14,383 --> 01:20:16,918
‫زیباست

1327
01:20:16,952 --> 01:20:19,488
‫آقای مالکولم داره میرقصه

1328
01:20:19,521 --> 01:20:21,691
‫اون دوست جولیا تیستلویته؟

1329
01:20:21,724 --> 01:20:23,925
‫اون هیچ مقام و منصبی نداره

1330
01:20:23,959 --> 01:20:26,294
‫باباش یه کشیش روستاییه

1331
01:20:26,328 --> 01:20:28,598
‫اون بهم گفته بود که نمیتونه برقصه!

1332
01:20:34,536 --> 01:20:37,272
‫آقای دالتون
‫ببین

1333
01:20:51,286 --> 01:20:53,188
‫سلام آقا

1334
01:20:54,990 --> 01:20:57,359
‫به نظر میرسه به زودی
‫عروسی در پیش خواهیم داشت

1335
01:21:06,535 --> 01:21:09,037
‫ممنونم از همراهیتون
‫ولی من واقعا باید برم

1336
01:21:09,070 --> 01:21:10,238
‫صبرکن، جول...

1337
01:21:11,406 --> 01:21:12,941
‫جولیا!

1338
01:22:22,678 --> 01:22:23,713
‫سلینا، من..

1339
01:22:23,746 --> 01:22:25,347
‫خانم دالتون!

1340
01:22:25,380 --> 01:22:27,082
‫خانم تیستلویت همین الان بهتون نیاز دارن

1341
01:22:27,617 --> 01:22:29,417
‫بیا

1342
01:22:29,451 --> 01:22:31,654
‫آقای مالکولم لطفا من رو ببخشید

1343
01:22:31,687 --> 01:22:33,421
‫چی شده؟

1344
01:22:43,532 --> 01:22:45,367
‫مالی، داری منو کجا میبری؟

1345
01:22:45,400 --> 01:22:47,637
‫ایشون همینجا منتظرتونن خانم

1346
01:22:56,746 --> 01:22:57,813
‫مالی!

1347
01:22:59,548 --> 01:23:00,549
‫مالی!

1348
01:23:12,394 --> 01:23:14,630
‫برای آقای مالکولم

1349
01:23:14,664 --> 01:23:16,599
‫اون زیادی برای تو خوبهف میدونی؟

1350
01:23:16,632 --> 01:23:18,768
‫اینو از ته قلبم مطمئنم

1351
01:23:18,801 --> 01:23:20,803
‫ممنونم ریوز

1352
01:23:27,777 --> 01:23:30,312
‫من با یک خانم خاص توی کتابخونه قرار دارم

1353
01:23:31,246 --> 01:23:32,815
‫برام آرزوی موفقیت کن پسر!

1354
01:23:32,848 --> 01:23:35,116
‫دفعه بعد که منو میبینی
‫امیدوارم که متاهل باشم

1355
01:23:35,150 --> 01:23:37,887
‫برات آرزوی موفقیت میکنم
‫ولی فکر نمیکنم بهش نیازی داشته باشی

1356
01:23:37,920 --> 01:23:40,656
‫توام حواست رو به کار بنداز
‫شب طولانیه

1357
01:23:50,900 --> 01:23:52,100
‫جولیا!

1358
01:24:13,421 --> 01:24:15,323
‫اینجا منو یاد اولین باری
‫که باهم آشنا شدیم میندازه

1359
01:24:16,659 --> 01:24:18,460
‫یادته چی بهم گفتی؟

1360
01:24:19,929 --> 01:24:23,565
‫من گفتم که فکر میکنم امید یه چیز بیهوده‌ست

1361
01:24:23,599 --> 01:24:25,133
‫و تو باهام مخالفت کردی

1362
01:24:26,936 --> 01:24:32,240
‫ولی با این حال بهم گفتی که
‫امیدواری به چیزی که میخوام برسم

1363
01:24:34,342 --> 01:24:38,781
‫هیچ ایده‌ای نداشتی که
‫چیزی که من دنبالش بودم

1364
01:24:40,548 --> 01:24:42,685
‫تو بودی!

1365
01:24:42,718 --> 01:24:46,287
‫میخواستم حداقل تا پایان جشن امشب صبرکنم

1366
01:24:46,321 --> 01:24:49,491
‫ولی فکر نمیکنم دیگه بیشتر از این

1367
01:24:49,524 --> 01:24:51,226
‫بتونم از تو مطمئن‌تر بشم

1368
01:24:54,429 --> 01:24:55,765
‫سلینا..

1369
01:24:57,767 --> 01:25:01,403
‫بهم این افتخار بزرگ رو میدی که همسرم بشی؟

1370
01:25:02,872 --> 01:25:04,305
‫این چیه؟

1371
01:25:05,941 --> 01:25:08,343
‫"خصوصیات مورد نیاز یک شوهر"

1372
01:25:08,376 --> 01:25:12,414
‫"به بقیه این حس رو نده که هیچوقت با
‫استانداردهای غیرممکن مطابقت پیدا نمیکنن"

1373
01:25:13,314 --> 01:25:14,817
‫نه سلینا

1374
01:25:14,850 --> 01:25:16,484
‫سلینا، صبرکن!

1375
01:25:16,518 --> 01:25:17,519
‫سلینا!

1376
01:25:24,627 --> 01:25:25,828
‫جولیا!

1377
01:25:29,965 --> 01:25:32,935
‫سلینا، مگه الان نباید توی کتابخونه باشی؟

1378
01:25:32,968 --> 01:25:34,737
‫چی؟

1379
01:25:34,770 --> 01:25:36,972
‫مالکولم گفت که قراره اونجا تورو ببینه

1380
01:25:37,006 --> 01:25:39,207
‫من هیچ قراری با آقای مالکولم نذاشته بودم!

1381
01:25:42,410 --> 01:25:43,679
‫ببخشید من باید برم

1382
01:25:44,980 --> 01:25:46,782
‫همه چیز رو به راهه؟

1383
01:25:46,816 --> 01:25:47,850
‫نمیدونم

1384
01:25:51,020 --> 01:25:52,220
‫جولیا!

1385
01:25:57,960 --> 01:26:00,996
‫این کارا یعنی چی؟

1386
01:26:01,030 --> 01:26:02,397
‫سلینا! صبرکن!

1387
01:26:07,469 --> 01:26:09,504
‫این..این چیه؟

1388
01:26:09,537 --> 01:26:11,941
‫فکر کنم بهتره توضیح بدی جولیا

1389
01:26:13,008 --> 01:26:14,342
‫خانم تیستلویت؟

1390
01:26:15,745 --> 01:26:17,847
‫پس الان تو بودی که پیشنهاد من رو رد کردی

1391
01:26:17,880 --> 01:26:18,948
‫پیشنهاد؟

1392
01:26:21,851 --> 01:26:22,852
‫خب؟

1393
01:26:23,886 --> 01:26:25,386
‫تقصیر خودشه!

1394
01:26:28,057 --> 01:26:32,862
‫تو آبروی منو جلوی همه بردی

1395
01:26:32,895 --> 01:26:37,666
‫فقط بخاطر اینکه با یکی ازخصوصیات
‫اون لیست ظالمانه‌ت مطابقت نداشتم

1396
01:26:41,003 --> 01:26:43,773
‫پس بله، تصمیم گرفتم

1397
01:26:43,806 --> 01:26:46,976
‫که بهت نشون بدم قضاوت شدن و به
‫اندازه افی خوب نبودن چه حسی داره

1398
01:26:48,944 --> 01:26:51,412
‫نمیتونی منو برای کمک
‫خواستن از سلینا سرزنش کنی..

1399
01:26:51,446 --> 01:26:53,414
‫سلینا؟

1400
01:26:56,118 --> 01:26:59,054
‫بهم نگو که توی این بازی نقش داشتی؟

1401
01:26:59,088 --> 01:27:01,590
‫جولیا داستان رو برام تعریف کرد

1402
01:27:01,624 --> 01:27:03,626
‫- ولی نباید فکر کنی که..
‫- لطفا!

1403
01:27:03,659 --> 01:27:05,895
‫دیگه نیازی نیست وانمود کنی

1404
01:27:05,928 --> 01:27:08,931
‫من هیچوقت به چیزی وانمود نکردم

1405
01:27:08,964 --> 01:27:12,367
‫پس بهم دروغ نگفتی و نگفتی که
‫خانم کاوینگتون فامیل تو نیست؟

1406
01:27:14,637 --> 01:27:17,807
‫خدای من! چقدر احمق بودم!

1407
01:27:17,840 --> 01:27:20,341
‫باید از همون موقع میفهمیدم

1408
01:27:23,045 --> 01:27:24,412
‫ج..جرمی

1409
01:27:24,445 --> 01:27:27,049
‫باید منو آقای مالکولم صدا بزنی!

1410
01:27:29,118 --> 01:27:33,055
‫آ..آقای مالکولم، لطفا قبل از اینکه
‫منو محکوم کنید به حرفم گوش بدید

1411
01:27:33,088 --> 01:27:36,491
‫چطور میتونم یک کلمه از حرفات رو باور کنم؟

1412
01:27:36,524 --> 01:27:38,828
‫به نظر میرسه از همون
‫اولش داشتی منو فریب میدادی

1413
01:27:38,861 --> 01:27:41,030
‫مالکولم شاید بهتره به حرفاش گوش بدی

1414
01:27:41,063 --> 01:27:43,364
‫فکر نمیکنم تو آدم مناسبی
‫برای مشاوره دادن به من باشی

1415
01:27:43,398 --> 01:27:45,100
‫کاملا مشخصه که سر تورو هم شیره مالیدن

1416
01:27:48,737 --> 01:27:52,507
‫حالا اگه منو ببخشید
‫وسط میزبانی یک مراسم رقص هستم

1417
01:27:53,676 --> 01:27:55,744
‫درواقع یک مراسم بالماسکه!

1418
01:28:01,750 --> 01:28:05,420
‫دیدی؟
‫دیدی چقدر متکبره؟

1419
01:28:05,453 --> 01:28:07,089
‫چطور تونستی اونجا وایسی و هیچی نگی؟

1420
01:28:08,924 --> 01:28:11,827
‫خب اگه بازم میخوای منو تو اتاق زندونی کنی

1421
01:28:11,861 --> 01:28:15,430
‫بهت اطمینان میدم که امشب
‫دیگه قرار نیست از اتاقم بیام بیرون

1422
01:28:15,463 --> 01:28:16,832
‫- سلینا..
‫- هیچی نگو!

1423
01:28:21,103 --> 01:28:24,106
‫الان از کارات راضی هستی جولیا؟

1424
01:28:25,174 --> 01:28:26,842
‫معلومه که نه

1425
01:28:29,011 --> 01:28:31,379
‫حس میکنم الاناست که بالا بیارم

1426
01:28:35,150 --> 01:28:37,518
‫فکر کنم بهتره منم به سالن رقص برگردم

1427
01:29:17,492 --> 01:29:19,560
‫شونه‌هات رو بیار پایین

1428
01:29:19,595 --> 01:29:22,563
‫اینقدر پام رو لگد نکن

1429
01:29:30,572 --> 01:29:33,008
‫دیشب خیلی زود ناپدید شدی

1430
01:29:33,042 --> 01:29:34,643
‫واقعا؟

1431
01:29:38,546 --> 01:29:40,582
‫میدونی سلینا

1432
01:29:40,616 --> 01:29:43,752
‫با اینکه با توجه به شناختی
‫که از آقای مالکولم پیدا کردم

1433
01:29:43,786 --> 01:29:44,820
‫به نظر میرسه قلب پاکی داره

1434
01:29:46,722 --> 01:29:51,727
‫ولی با این حال اون از یک
‫طبقه اجتماعی کاملا متفاوته

1435
01:29:54,063 --> 01:29:58,499
‫تصمیمی که باور دارم میخوای بگیری

1436
01:29:58,533 --> 01:30:02,237
‫میخوایم بدونی که فقط و
‫فقط به خودت بستگی داره

1437
01:30:02,271 --> 01:30:08,911
‫حتی اگه تو و آقای مالکولم
‫تصمیم بگیرید که باهم ازدواج نکنید

1438
01:30:08,944 --> 01:30:13,582
‫خب، خوب بود که به این واسطه
‫ما به یک تعطیلات کوچولو اومدیم

1439
01:30:15,751 --> 01:30:16,752
‫بابا!

1440
01:30:18,252 --> 01:30:26,252
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1441
01:30:29,331 --> 01:30:30,966
‫تو رو تنها میذارم

1442
01:30:59,128 --> 01:31:00,996
‫با اینکه قبول کردنش برام دردناکه

1443
01:31:02,297 --> 01:31:06,602
‫ولی باید اعتراف کنم که حق با تو بود

1444
01:31:06,635 --> 01:31:07,803
‫و من..

1445
01:31:09,638 --> 01:31:11,206
‫کاملا حق با من نبود

1446
01:31:12,775 --> 01:31:14,943
‫این حالتون رو خوب میکنه قربان

1447
01:31:14,977 --> 01:31:15,944
‫ممنونم

1448
01:31:16,912 --> 01:31:18,714
‫اوه باید یه کاری بکنیم

1449
01:31:18,747 --> 01:31:21,950
‫کل افتضاح قبلی با
‫همین جمله‌ی تو شروع شد

1450
01:31:21,984 --> 01:31:24,153
‫کاپیتان آساری

1451
01:31:24,186 --> 01:31:28,657
‫اگه شما تظاهر به خواستگاری
‫کردن از سلینا بکنید چی؟

1452
01:31:28,690 --> 01:31:32,961
‫فکر کنم قبلا آقای مالکولم به شما
‫حسودی میکرد، شاید دوباره نتیجه بده

1453
01:31:32,995 --> 01:31:36,298
‫فکر نمیکنم، ترجیح میدم
‫خودشون مسائل بینشون رو حل کنن

1454
01:31:36,331 --> 01:31:39,334
‫خب به نظر نمیرسه توی این کار خیلی خوب باشن

1455
01:31:41,036 --> 01:31:43,705
‫مالکولم هم از دیشب کاملا غیبش زده

1456
01:31:45,407 --> 01:31:47,342
‫کسی؟

1457
01:31:47,376 --> 01:31:49,745
‫میشه یکم ما رو تنها بذاری؟

1458
01:31:49,778 --> 01:31:51,814
‫آره البته

1459
01:31:51,847 --> 01:31:54,016
‫به هر حال باید برم دنبال مالکولم بگردم

1460
01:31:59,054 --> 01:32:02,991
‫کاپیتان آساری
‫این کار هیچ ضرری نداره که

1461
01:32:05,094 --> 01:32:09,731
‫فقط میخوام مطمئن بشم مالکولم اونقدری
‫که باید برای سلینا ارزش قائل میشه

1462
01:32:11,433 --> 01:32:14,803
‫به نظرم تا الان به اندازه
‫کافی نقشه‌های احمقانه کشیدین

1463
01:32:14,837 --> 01:32:16,305
‫ااینطور فکر نمیکنید خانم تیستولیت؟

1464
01:32:16,338 --> 01:32:19,174
‫ولی مجبور نیستید کار خاصی بکنید

1465
01:32:19,208 --> 01:32:22,778
‫البته فکر خوبیه اگه شما یکم بیشتر
‫از حد معمول به سلینا توجه نشون بدید

1466
01:32:22,811 --> 01:32:24,947
‫نمیخوام به علاقه‌ای که
‫وجود نداره وانمود کنم

1467
01:32:24,980 --> 01:32:27,382
‫و یه جا وایسم و بذارم تو اون
‫علاقه‌ای که واقعا دارم رو نادیده بگیری

1468
01:32:27,416 --> 01:32:33,722
‫ولی شما به لندن اومدین
‫تا با سلینا ازدواج کنید

1469
01:32:33,755 --> 01:32:36,992
‫پس حالا حتی اجازه ندارم
‫تصمیم بگیرم که به کی علاقه دارم؟

1470
01:32:39,728 --> 01:32:43,132
‫همچین چیزی حس اینو بهت میده
‫که من به خانم دلتون علاقه دارم؟

1471
01:32:52,841 --> 01:32:53,610
‫خب؟

1472
01:32:55,077 --> 01:32:58,280
‫شاید من لرد یا جناب نباشم

1473
01:32:58,313 --> 01:33:01,016
‫ولی عاشقتم جولیا

1474
01:33:01,049 --> 01:33:03,051
‫و میخوام بقیه عمرم رو

1475
01:33:03,085 --> 01:33:06,822
‫صرف کنترل کردن این عادت‌های زشت تو بکنم

1476
01:33:09,958 --> 01:33:11,960
‫درواقع مشتاق این کار هستم

1477
01:33:14,897 --> 01:33:16,265
‫اوه هنری

1478
01:33:47,963 --> 01:33:50,899
‫جرمی، میشه بیرون صحبت کنیم؟

1479
01:33:50,933 --> 01:33:52,401
‫میدونی که از اسب‌ها خوشم نمیاد

1480
01:33:54,436 --> 01:33:58,207
‫خیلی رو داری که بعد از
‫گول زدن من به اینجا اومدی

1481
01:33:59,508 --> 01:34:00,909
‫داشتم کمکت میکردم

1482
01:34:02,778 --> 01:34:04,313
‫کاش فقط شعورش رو داشتی و اینو میدیدی

1483
01:34:05,981 --> 01:34:08,517
‫درسته که جولیا میخواست تو رو به سخره بگیره

1484
01:34:08,550 --> 01:34:11,053
‫ولی از طرف دیگه، من از همون اولش مطمئن بودم

1485
01:34:11,086 --> 01:34:12,754
‫که خانم دالتون برای تو مناسبه

1486
01:34:12,788 --> 01:34:15,224
‫چه تو میخوساتی به من کمک بدی یا نه

1487
01:34:15,257 --> 01:34:18,026
‫خانم دالتون از اطلاعاتی
‫که تو بهش دادی استفاده کرد

1488
01:34:18,060 --> 01:34:21,363
‫تا به اون زنی که من دنبالش میگشتم تبدیل بشه

1489
01:34:21,396 --> 01:34:24,066
‫من هیچ ایده‌ای ندارم که
‫اون واقعا چطور آدمیه!

1490
01:34:24,099 --> 01:34:27,102
‫این اصلا حقیقت نداره

1491
01:34:27,135 --> 01:34:31,006
‫اون اصلا به چیزایی که
‫ما بهش میگفتیم توجهی نمیکرد

1492
01:34:31,039 --> 01:34:34,843
‫فقط بجز..بجز اون قسمت استعداد موسیقی

1493
01:34:34,876 --> 01:34:36,378
‫که مجبور شد وانمود کنه بلده

1494
01:34:36,411 --> 01:34:39,881
‫منظورم اینه که اگه واقعا
‫به حرف ما گوش کرده بود

1495
01:34:39,915 --> 01:34:43,285
‫احتمالا اصلا توجه تو رو به خودش جلب نمیکرد

1496
01:34:43,318 --> 01:34:46,021
‫پس داری میگی اون از تو و جولیا باهوش تره؟

1497
01:34:46,054 --> 01:34:48,323
‫نه، نه حرف من این نیست

1498
01:34:48,357 --> 01:34:50,859
‫آره البته اون از من و جولیا باهوش‌تره ولی..

1499
01:34:50,892 --> 01:34:52,327
‫محض رضای خدا کسی!

1500
01:34:52,361 --> 01:34:53,996
‫لامصب داری حرفم رو بد برداشت میکنی

1501
01:34:54,029 --> 01:34:57,833
‫چیزی که میخوام بگم اینه که جرمی..

1502
01:34:57,866 --> 01:35:00,836
‫سلینا دالتون همون زنیه که مناسب توئه

1503
01:35:00,869 --> 01:35:03,305
‫و اگه این رو خراب
‫کنی، تا آخر عمرت پشیمون میشی

1504
01:35:03,338 --> 01:35:05,474
‫اگه من خرابش کنم؟

1505
01:35:05,507 --> 01:35:07,876
‫خب لرد کسیدی از نگرانیتون مچکرم

1506
01:35:07,909 --> 01:35:10,112
‫ولی توی لیست من که حالا بدنام شده

1507
01:35:10,145 --> 01:35:12,981
‫هیچ جا نوشته نشده که
‫بهم دروغ بگه یا توطئه بچینه

1508
01:35:13,015 --> 01:35:15,083
‫دیگه هیچ علاقه‌ای به خانم دالتون ندارم

1509
01:35:15,117 --> 01:35:17,452
‫و فقط پشیمونم که چرا گول
‫این بازی کوچولوش رو خوردم

1510
01:35:17,486 --> 01:35:19,388
‫حالا هم از اینجا برو

1511
01:36:29,191 --> 01:36:31,293
‫فکرکنم باید بابت این از شما تشکر کنم؟

1512
01:36:32,427 --> 01:36:33,195
‫عذرمیخوام؟

1513
01:36:35,163 --> 01:36:39,301
‫اگه میخواستین یه ملاقات
‫برای آشتی کردن جور کنین

1514
01:36:39,334 --> 01:36:42,904
‫باید اعتراف کنم که فکر میکردم
‫باهوش‌تر از این کارا باشین

1515
01:36:42,938 --> 01:36:47,175
‫برای من یه دعوتنامه فرستاده
‫شد برای تور باغ گردی

1516
01:36:47,209 --> 01:36:49,444
‫فکر میکردم یه تور گروهی باشه

1517
01:36:49,478 --> 01:36:52,247
‫قطعا هیچ برنامه‌ای نریختم
‫که تنهایی اینجا شما رو ببینم

1518
01:36:52,280 --> 01:36:54,950
‫پس تصادفیه که من هم
‫یه دعوتنامه به دستم رسیده

1519
01:36:54,983 --> 01:36:57,486
‫و داخلش یه مزخرفاتی مثل

1520
01:36:57,519 --> 01:37:00,088
‫"گفت و گویی که نوید بخش یک سود بزرگ در اینده‌ست" نوشته

1521
01:37:02,557 --> 01:37:05,227
‫حالا که بهش فکر میکنم خیلی اغراق آمیز بود

1522
01:37:06,495 --> 01:37:09,064
‫شما قابل تحسین هستید خانم دالتون

1523
01:37:09,097 --> 01:37:13,201
‫من از تعداد زیادی تلاش برای به
‫دام انداختن من در ازدواج اجتناب کردم

1524
01:37:13,235 --> 01:37:15,504
‫ولی هیچوقت با کسی رو به رو نشده بودم

1525
01:37:15,537 --> 01:37:19,341
‫که به اندازه شما از قبل برنامه ریخته باشه

1526
01:37:22,578 --> 01:37:27,215
‫ای آدم غیرقابل تحمل، از خود راضی

1527
01:37:27,249 --> 01:37:29,351
‫تازه به دوران رسیده‌ی خودنما!

1528
01:37:29,384 --> 01:37:35,090
‫من هیچوقت دلم نمیخواد با مردی ازدواج
‫کنم که همچین دیدگاه منفی‌ای نسبت بهم داره

1529
01:37:35,123 --> 01:37:38,093
‫خب خداروشکر که اصلا همچین اتفاقی نیفتاده

1530
01:37:48,571 --> 01:37:52,274
‫الان آرزو میکنم که ای کاش توی نقشه‌ی
‫نفرت انگیز جولیا برای فروتن کردن تو

1531
01:37:52,307 --> 01:37:54,610
‫نقش بزرگتری بازی کرده بودم

1532
01:37:56,378 --> 01:37:59,047
‫هرچند الان میبینم که هیچ نتیجه‌ای نمیداد

1533
01:38:01,283 --> 01:38:04,654
‫اون توقع داشت که تو عاشق من بشی

1534
01:38:06,087 --> 01:38:07,422
‫ولی حالا میبینم که..

1535
01:38:08,758 --> 01:38:11,059
‫تو اصلا قابلیت عاشق شدن رو نداری آقا

1536
01:38:14,262 --> 01:38:16,097
‫البته شاید اینطوری برای همه بهتر باشه

1537
01:38:17,566 --> 01:38:19,468
‫چون در هر حال لیاقت عشق رو هم نداری!

1538
01:38:23,038 --> 01:38:25,273
‫خدانگهدار آقای مالکولم!

1539
01:38:25,307 --> 01:38:29,244
‫برای شما و لیستتون بهترین‌ها رو آرزو میکنم

1540
01:38:31,146 --> 01:38:32,347
‫خانم دالتون!

1541
01:38:49,331 --> 01:38:50,700
‫سلینا

1542
01:38:50,733 --> 01:38:51,767
‫برو بیرون

1543
01:38:56,137 --> 01:38:58,574
‫کاملا حق داری از من متنفر باشی

1544
01:38:58,608 --> 01:39:00,141
‫من خودمم از خودم بدم میاد

1545
01:39:02,143 --> 01:39:05,046
‫- خوبه
‫- حقمه

1546
01:39:05,080 --> 01:39:09,752
‫سلینا، من نمیدونم چرا همچین کاری کردم

1547
01:39:12,187 --> 01:39:16,324
‫اولش میخواستم از آقای مالکولم انتقام بگیرم

1548
01:39:16,358 --> 01:39:20,663
‫خیلی عصبانی بودم که چطور یک مرد
‫میتونه کل زندگی من رو زیر و رو کنه

1549
01:39:21,697 --> 01:39:23,799
‫و بعدش میخواستم

1550
01:39:23,833 --> 01:39:27,068
‫که شانس تو رو هم خراب کنم

1551
01:39:28,804 --> 01:39:30,038
‫سلینا

1552
01:39:32,675 --> 01:39:35,277
‫جفتمون رویای اینو داشتیم
‫که با عشق ازدواج کنیم

1553
01:39:36,846 --> 01:39:40,315
‫و بعد از تمام سال‌هایی
‫که نتونستم ازدواج کنم

1554
01:39:41,584 --> 01:39:43,084
‫دیگه امیدم رو از دست دادم

1555
01:39:46,722 --> 01:39:49,592
‫تو بدون ذره‌ای تلاش قلب
‫مالکولم رو به دست آوردی

1556
01:39:53,261 --> 01:39:55,564
‫و من خیلی بهت حسودیم میشد

1557
01:39:58,734 --> 01:40:02,705
‫نمیتونستم تحمل کنم جایی که
‫من شکست خوردم، تو موفق بشی

1558
01:40:03,873 --> 01:40:05,641
‫الان همه‌ی اون چیزا
‫خیلی احمقانه به نظر میرسه

1559
01:40:07,175 --> 01:40:09,377
‫اگه یک لحظه فقط دست برمیداشتم میدیدم که

1560
01:40:10,880 --> 01:40:13,481
‫تنها کسی که داشتم از
‫خودم نا امید میکردم تو بودی

1561
01:40:14,884 --> 01:40:18,086
‫سلینا، تو میتونی منو ببخشی؟

1562
01:40:29,164 --> 01:40:30,900
‫لطفا! لطفا نرو!

1563
01:40:30,933 --> 01:40:33,501
‫ما باید تورو با مالکولم آشتی بدیم

1564
01:40:33,535 --> 01:40:37,272
‫فکر میکنم تو بهتر از من شخصیت
‫واقعی آقای مالکولم رو شناخته بودی

1565
01:40:37,305 --> 01:40:39,709
‫خیلی لطف داری سلینا

1566
01:40:41,443 --> 01:40:44,145
‫ولی واقعا اینو میخوای؟

1567
01:40:51,519 --> 01:40:54,356
‫به جان میگم کالسکه‌م رو برات آماده کنه

1568
01:40:58,393 --> 01:40:59,461
‫ممنونم

1569
01:41:06,201 --> 01:41:07,837
‫- جولیا
‫- بله؟

1570
01:41:11,641 --> 01:41:13,876
‫قبل از اینکه برم میخوام ازت تشکر کنم

1571
01:41:15,711 --> 01:41:18,814
‫اگه بخاطر نقشه‌ی تو نبود..

1572
01:41:20,983 --> 01:41:24,620
‫هیچوقت عاشق شدن رو تجربه نمیکردم

1573
01:41:26,822 --> 01:41:29,391
‫و این به تنهایی منو خیلی خوشحال میکنه

1574
01:41:35,263 --> 01:41:36,732
‫برات خوشحالم

1575
01:41:38,333 --> 01:41:39,802
‫منظورت چیه؟

1576
01:41:40,903 --> 01:41:44,305
‫هنری
‫مرد خوبیه

1577
01:41:45,975 --> 01:41:47,409
‫از کجا میدونستی؟

1578
01:41:48,844 --> 01:41:50,278
‫کسی بهم گفت دیگه

1579
01:41:52,414 --> 01:41:56,184
‫هیچوقت فکر نمیکردم عاشق مردی مثل هنری بشم

1580
01:41:57,318 --> 01:41:58,821
‫اون فقط خیلی..

1581
01:42:02,424 --> 01:42:03,491
‫مهربونه!

1582
01:42:04,994 --> 01:42:06,595
‫اوه جولیا!

1583
01:42:07,763 --> 01:42:10,432
‫اینقدر ترسو نباش!

1584
01:42:47,970 --> 01:42:49,004
‫راه بیفت

1585
01:42:59,447 --> 01:43:03,284
‫شبیه مردی نیستی که به تازگی نامزد کرده

1586
01:43:03,318 --> 01:43:05,921
‫چون نامزد نکردم

1587
01:43:05,955 --> 01:43:06,922
‫خانم دالتون رفت

1588
01:43:08,523 --> 01:43:11,359
‫همه چیز رو خراب کردی مگه نه؟

1589
01:43:11,392 --> 01:43:13,763
‫بعد از تمام زحمت‌های من!

1590
01:43:16,866 --> 01:43:18,701
‫چی..چی گفتی؟

1591
01:43:18,734 --> 01:43:23,338
‫دارم میگم ساعت 3 یه قرار
‫ملاقات توی باغ گل‌های رز

1592
01:43:23,371 --> 01:43:24,673
‫براتون ترتیب دیدم

1593
01:43:24,707 --> 01:43:27,375
‫فکر میکردم اینجوری زمان کافی

1594
01:43:27,408 --> 01:43:30,579
‫برای تنها باهم بودن رو پیدا و آشتی میکردین

1595
01:43:30,613 --> 01:43:31,479
‫چرا بهم..

1596
01:43:32,815 --> 01:43:34,817
‫چرا اینو زودتر بهم نگفتی؟

1597
01:43:34,850 --> 01:43:38,754
‫اگه میدونستم اینقدر برای
‫خراب کردن همه چیز عجله داری

1598
01:43:38,788 --> 01:43:42,625
‫مطمئن باش که صبر نمیکردم و بهت میگفتم

1599
01:43:43,959 --> 01:43:46,829
‫چیکار کردی که خانم دالتون ناراحت شده؟

1600
01:43:46,862 --> 01:43:50,966
‫کار خاصی نکردم، فقط بهش تهمت زدم که
‫میخواست منو توی دام ازدواج با خودش بندازه

1601
01:43:51,000 --> 01:43:53,769
‫باید اعتراف کنم جرمایاه

1602
01:43:53,803 --> 01:43:56,705
‫ازت نا امید شدم

1603
01:43:56,739 --> 01:44:00,810
‫- مادر..
‫- خیلی خوب میدونم که یه لیست داری

1604
01:44:00,843 --> 01:44:03,612
‫وقتی اولش اینو فهمیدم، نگران بودم که

1605
01:44:03,646 --> 01:44:06,816
‫به یک آدم از خود راضی و قضاوت گر تبدیل شدی

1606
01:44:06,849 --> 01:44:12,387
‫ولی بعدش متوجه شدم که این لیست
‫درواقع مثل یک سپر محافظ عمل میکنه

1607
01:44:13,889 --> 01:44:17,358
‫اینقدر زن‌های زیادی بخاطر
‫ثروتت میخواستن بهت نزدیک بشن

1608
01:44:17,392 --> 01:44:21,396
‫که نمیخواستی قلبت رو به
‫کسی ببخشی که لیاقتش رو نداره

1609
01:44:23,398 --> 01:44:27,870
‫ولی تا به حال زنی به بی ریایی
‫خانم دالتون توی زندگیم ندیدم

1610
01:44:27,903 --> 01:44:32,473
‫برات سخته که اجازه بدی
‫یک نفر از اون سپری که

1611
01:44:32,507 --> 01:44:35,077
‫دور قلبت کشیدی، عبور کنه

1612
01:44:35,110 --> 01:44:40,983
‫ولی اگه اینکارو کردی، احتمالش هست
‫که کلا خانم دالتون رو از دست بدی

1613
01:44:41,016 --> 01:44:45,020
‫عشق نمیتونه هیچ جوره اینقدر
‫دقیق از قبل برنامه ریزی بشه عزیزم

1614
01:44:45,054 --> 01:44:47,022
‫همیشه کمی اوضاع رو به هم میریزه

1615
01:44:48,123 --> 01:44:50,659
‫بخشی از جذابیتش هم به همینه

1616
01:44:54,096 --> 01:44:56,131
‫باید برم دنبالش

1617
01:44:56,165 --> 01:44:59,134
‫لازم نیست اینقدر مضطرب باشی
‫نمیخورتت

1618
01:45:00,669 --> 01:45:03,471
‫عصبانیتش رو ندیدی!

1619
01:45:03,504 --> 01:45:04,907
‫ترسناک میشه

1620
01:45:06,008 --> 01:45:08,543
‫و زیباتر از همیشه!

1621
01:45:11,546 --> 01:45:13,481
‫جوری که بهم نگاه میکنی

1622
01:45:13,514 --> 01:45:15,050
‫منو یاد عمو ویوان بزرگ میندازی

1623
01:45:15,084 --> 01:45:16,986
‫آره جولیا! اون توسط یه اسب کشته شد!

1624
01:45:21,690 --> 01:45:22,791
‫میدونید کجا رفته؟

1625
01:45:24,693 --> 01:45:27,796
‫برگشت به ساسکس
‫فردا هم پدر و مادرش برمیگردن

1626
01:45:27,830 --> 01:45:29,131
‫ممنونم

1627
01:45:29,164 --> 01:45:32,167
‫و از تو ممنونم کسی
‫حق با تو بود

1628
01:45:32,201 --> 01:45:33,602
‫حق..حق با من بود؟

1629
01:45:33,636 --> 01:45:35,638
‫معلومه!
‫حق با من بود!

1630
01:45:41,744 --> 01:45:42,778
‫خانم تیستلویت

1631
01:45:43,579 --> 01:45:45,047
‫معذرت میخوام

1632
01:45:45,080 --> 01:45:46,181
‫منم همینطور

1633
01:45:47,850 --> 01:45:49,718
‫- بریم
‫- برو مالکولم! برو!

1634
01:45:49,752 --> 01:45:52,021
‫برو!

1635
01:45:53,521 --> 01:46:01,521
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1636
01:46:49,611 --> 01:46:51,246
‫داری چیکار میکنی؟

1637
01:47:04,559 --> 01:47:07,796
‫میخوای جفتمونو به کشتن بدی؟؟

1638
01:47:07,830 --> 01:47:10,599
‫قبل از اینکه بری یادم رفت یه چیزی بهت بدم

1639
01:47:13,102 --> 01:47:13,736
‫چیه؟

1640
01:47:15,771 --> 01:47:20,042
‫بهم نگو که اون لیست منفورته!

1641
01:47:20,075 --> 01:47:21,944
‫نه

1642
01:47:21,977 --> 01:47:24,713
‫یه لیست جدیده که تازه نوشتمش

1643
01:47:27,149 --> 01:47:28,250
‫لطفا؟

1644
01:47:37,059 --> 01:47:40,696
‫میخوام برات توضیح بدم که چرا از وقتی نقشه‌ی

1645
01:47:40,729 --> 01:47:43,732
‫خانم تیستلویت رو فهمیدم و

1646
01:47:43,766 --> 01:47:47,002
‫دوباره امروز عصر توی باغ
‫رزها، باهات بدرفتاری کردم

1647
01:47:49,038 --> 01:47:51,740
‫با اینکه اعترافش برام دردناکه

1648
01:47:51,774 --> 01:47:54,977
‫ولی وقتی یه بهونه برای رد کردن
‫صلاحیت تو پیدا کردم، خیالم راحت شد

1649
01:47:56,945 --> 01:47:59,114
‫آدم بهش حس

1650
01:48:00,816 --> 01:48:01,917
‫نا امنی دست میده

1651
01:48:03,719 --> 01:48:05,154
‫وقتی میفهمه که داره عاشق میشه

1652
01:48:07,756 --> 01:48:11,927
‫و فقط امیدوارم که بتونی منو
‫بخاطر رفتارهای احمقانه‌م ببخشی

1653
01:48:14,229 --> 01:48:15,798
‫خانم سلینا دالتون

1654
01:48:17,232 --> 01:48:22,337
‫از همون موقع که توی نور
‫مهتاب اون باغ نارنج دیدمت

1655
01:48:22,371 --> 01:48:25,808
‫عمیقا عاشقت شدم

1656
01:48:27,176 --> 01:48:28,877
‫تو تمام چیزی هستی

1657
01:48:30,279 --> 01:48:32,247
‫که من همیشه آرزو میکردم

1658
01:48:34,116 --> 01:48:37,352
‫تو همون "خوشبختی‌ای
‫هستی که به دنیا بخشیده شده"

1659
01:48:37,386 --> 01:48:39,354
‫حرف جانسون رو یکم عوض کردم

1660
01:48:41,690 --> 01:48:43,258
‫و من به خوشبخت‌ترین و متواضع‌ترین

1661
01:48:43,292 --> 01:48:45,828
‫مرد جهان تبدیل میشم

1662
01:48:47,362 --> 01:48:48,964
‫اگه همسرم بشی

1663
01:49:21,163 --> 01:49:22,998
‫هنوز جوابم رو ندادی

1664
01:49:27,002 --> 01:49:28,303
‫بگو ببینم...

1665
01:49:30,873 --> 01:49:33,208
‫نظرت درمورد قانون غله چیه؟

1666
01:49:36,445 --> 01:49:39,381
‫تمام حرف‌ها و کارهای احمقانه من

1667
01:49:39,414 --> 01:49:41,116
‫رو تمام جهان فهمیدن؟

1668
01:49:42,317 --> 01:49:45,220
‫جرمی! معلومه باهات ازدواج میکنم!

1669
01:49:45,244 --> 01:49:54,244
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
