1
00:00:41,750 --> 00:01:01,930
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:01:03,430 --> 00:01:11,430
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

3
00:01:15,600 --> 00:01:19,300
‫سلام. لطفا یه بلیت برای جزیره‌ی آلیس بدین.

4
00:01:19,310 --> 00:01:20,640
‫یک‌طرفه یا رفت و برگشت؟

5
00:01:20,640 --> 00:01:23,610
‫رفت و برگشت. ممنون.

6
00:02:29,180 --> 00:02:32,480
‫من عاشق بوی کتابم. تو نیستی؟

7
00:02:33,410 --> 00:02:35,920
‫باید یه عطر ازش بسازن.

8
00:02:37,220 --> 00:02:40,190
‫کتاب جدید مونرو! چطوره؟

9
00:02:40,720 --> 00:02:42,190
‫واسه مدرسه‌ست.

10
00:02:42,190 --> 00:02:43,520
‫من عاشق مونرو هستم،

11
00:02:43,520 --> 00:02:45,760
‫ولی تنها زمانی که واسه سرگرمی خوندن دارم،

12
00:02:45,760 --> 00:02:47,890
‫وقتی‌ه که تو مسافرتم.

13
00:02:47,900 --> 00:02:49,930
‫من واسه انتشارات نایتلی کار می‌کنم.

14
00:02:50,600 --> 00:02:52,560
‫من نماینده‌ی فروش جدیدشون هستم.

15
00:02:52,570 --> 00:02:54,200
‫آها.

16
00:02:55,300 --> 00:02:58,770
‫راستش، واسه ملاقات
‫ با ای.جی فیکری اومدم اینجا.

17
00:03:16,690 --> 00:03:17,720
تو دیگه کی هستی؟

18
00:03:17,720 --> 00:03:22,430
‫سلام. من.. آمیلیا لومن هستم.

19
00:03:25,730 --> 00:03:28,300
‫آقای فیکری،

20
00:03:29,240 --> 00:03:30,670
‫لطفا جلدش رو بی‌خیال بشین.

21
00:03:30,670 --> 00:03:34,270
‫این محبوب‌ترین کتاب منه.

22
00:03:34,270 --> 00:03:35,270
‫این یه شرح‌حال...

23
00:03:35,280 --> 00:03:38,280
‫نوشته‌ی یه بچه‌ی
‫ هشت ساله‌ست که بار اوله می‌نویسه.

24
00:03:38,280 --> 00:03:40,850
‫عاشقش نیستی؟

25
00:03:43,420 --> 00:03:47,520
‫خب، لئون فریدمن
‫ برای اولین بار تو سن 78 سالگی...

26
00:03:47,520 --> 00:03:48,350
‫ازدواج می‌کنه.

27
00:03:48,360 --> 00:03:51,390
‫عروسش، سه سال بعد به خاطر سرطان می‌میره.

28
00:03:51,390 --> 00:03:53,560
‫می‌دونم توضیحاتش به نظر خیلی احساساتی میاد،

29
00:03:53,560 --> 00:03:55,930
‫ولی نثرش، دقیق...

30
00:03:55,930 --> 00:03:57,930
‫و خنده‌داره و...

31
00:03:57,930 --> 00:04:01,270
‫اقرار می‌کنم مثل ابر بهار، تو قطار...

32
00:04:01,270 --> 00:04:04,340
‫از نیویورک تا پراویدنس، اشک ریختم.

33
00:04:04,500 --> 00:04:06,300
‫می‌دونم ممکنه کتاب کوچکی به نظر بیاد،

34
00:04:06,310 --> 00:04:07,570
‫ولی خواننده‌ها می‌تونن عاشقش بشن،

35
00:04:07,570 --> 00:04:10,380
‫همونجور که عاشق کتاب خاکستر آنجلا شدن،

36
00:04:10,380 --> 00:04:13,450
‫یا، سه‌شنبه‌ها با موری.

37
00:04:15,980 --> 00:04:17,950
‫چیزی شده؟

38
00:04:18,590 --> 00:04:20,590
‫این به درد من نمی‌خوره.

39
00:04:20,590 --> 00:04:21,620
‫منم دقیقا همین فکر رو می‌کردم.

40
00:04:21,620 --> 00:04:24,460
‫ولی اگه فصل اول رو بخونی، می‌فهمی...

41
00:04:24,460 --> 00:04:25,920
‫این به درد من نمی‌خوره.

42
00:04:25,930 --> 00:04:29,460
‫باشه. ولی شاید به درد
‫ بعضی از خواننده‌هاتون بخوره؟

43
00:04:29,460 --> 00:04:30,860
‫روز مادر خیلی نزدیکه.

44
00:04:30,860 --> 00:04:34,530
‫به درد من نمی‌خوره.

45
00:04:35,340 --> 00:04:36,900
‫مشکلی نیست.

46
00:04:36,940 --> 00:04:40,970
‫باشه. درباره‌ی یه کتاب دیگه برات میگم.

47
00:04:40,970 --> 00:04:43,540
‫فایده‌ش چیه؟

48
00:04:45,880 --> 00:04:47,350
‫آقای فیکری...

49
00:04:47,350 --> 00:04:50,450
‫درسته که هنوز همدیگه رو
‫ به اون خوبی نمی‌شناسیم.

50
00:04:50,450 --> 00:04:53,290
‫پس، قبل از اینکه سعی کنم
‫یه چیز دیگه بهت بفروشم،

51
00:04:53,290 --> 00:04:56,590
‫چرا بهم نمی‌گی چی دوست داری؟

52
00:05:00,960 --> 00:05:02,630
‫دوست دارم؟

53
00:05:02,630 --> 00:05:03,400
‫آره.

54
00:05:03,400 --> 00:05:06,030
‫دوست دارم بدونم سلیقه‌ت چیه.

55
00:05:07,500 --> 00:05:10,400
‫چطوره بهت بگم چی دوست ندارم؟

56
00:05:10,800 --> 00:05:13,710
‫حتما، چرا که نه؟

57
00:05:16,040 --> 00:05:20,050
‫از پست مدرن خوشم نمیاد،
‫فضای پسا آخرالزمانی،

58
00:05:20,050 --> 00:05:23,080
‫راویان پس از مرگ،
‫یا جادوی رئالیسم.

59
00:05:23,080 --> 00:05:24,950
‫کتاب بچه‌ها رو دوست ندارم،

60
00:05:24,950 --> 00:05:26,050
‫خصوصا اونایی که توش یتیم هستن،

61
00:05:26,050 --> 00:05:29,520
‫و ترجیح میدم قفسه‌هام رو
‫ با کتاب‌های مخصوص جوانان پر کنم.

62
00:05:29,520 --> 00:05:32,090
‫حالم از رمان‌های اجاره‌ای که توسط...

63
00:05:32,090 --> 00:05:33,830
‫ستاره‌ی تلویزیون واقع گرا
‫نوشته شده، به هم می‌خوره،

64
00:05:33,830 --> 00:05:35,660
‫آلبوم عکس سلبریتی‌ها، شرح حال ورزشی،

65
00:05:35,660 --> 00:05:38,830
‫کتاب‌های بر اساس فیلم
‫و ترجیح میدم مجموعه کتاب رو تلنبار نکنم،

66
00:05:38,830 --> 00:05:41,070
‫ولی تقاضا برای
‫ کتاب‌های جیبیم من رو مجبور می‌کنه.

67
00:05:41,070 --> 00:05:45,500
‫بالاتر از همه‌چی، خانم لومن،
‫از نظر من، شرح‌حال‌های ادبی آبکی...

68
00:05:45,510 --> 00:05:47,010
‫در مورد پیرمردها که زن‌های پیرشون...

69
00:05:47,010 --> 00:05:49,940
‫به خاطر سرطان مردن،
‫ به شدت غیر قابل تحمل‌ه.

70
00:05:49,940 --> 00:05:54,050
‫صرف نظر از اینکه نماینده‌‌های فروش
‫ ادعا کنن چقدر خوب نوشته شده.

71
00:05:54,050 --> 00:05:56,580
‫صرف نظر از اینکه قول بدی چند نسخه...

72
00:05:56,580 --> 00:05:58,890
‫تو روز مادر بفروشم.

73
00:06:01,420 --> 00:06:02,790
‫هوم.

74
00:06:04,420 --> 00:06:05,560
‫کتاب‌فروشی جزیره داره تعطیل میشه.

75
00:06:05,560 --> 00:06:09,500
‫لطفا همین حالا خریدتون
‫که اصلا نمی‌کنین رو انجام بدین.

76
00:06:13,100 --> 00:06:15,440
‫آقای فیکری.

77
00:06:16,940 --> 00:06:18,910
‫شب بخیر، خانم کلاک.

78
00:06:19,940 --> 00:06:22,810
‫فکر کنم یه نفر دستشویی رو بند آورده.

79
00:08:13,090 --> 00:08:17,090
[تیمور لنگ و اشعار دیگر]
[چاپ ۱۸۲۷]

80
00:08:17,090 --> 00:08:21,190
‫نوش، آشغال.

81
00:09:27,290 --> 00:09:28,160
‫لعنتی!

82
00:09:28,160 --> 00:09:30,600
‫گمشو از سر راهم برو کنار، دختر کوچولو!

83
00:09:36,000 --> 00:09:37,200
‫لطفا یکی کمکم کنه!

84
00:09:40,610 --> 00:09:43,140
‫ازم دزدی کردن!

85
00:09:46,250 --> 00:09:49,810
‫خیلی‌خب، آقای فیکری.
‫بگین چی شده.

86
00:09:49,820 --> 00:09:51,720
‫یه نفر تیمور لنگ رو دزدیده.

87
00:09:51,720 --> 00:09:52,580
‫تیمور لنگ چیه؟

88
00:09:52,590 --> 00:09:56,290
‫یه کتابه.
‫کتاب خیلی باارزشی‌ه.

89
00:09:56,290 --> 00:09:57,920
‫باشه. محض شفاف‌سازی،

90
00:09:57,920 --> 00:09:59,820
‫یه نفر یه کتاب رو از تو مغازه‌ت دزدیده.

91
00:09:59,830 --> 00:10:03,030
‫نه، این کتاب مال مجموعه‌ی شخصیم‌ه.

92
00:10:03,030 --> 00:10:07,270
‫یه مجموعه‌ی خیلی کمیاب از اشعار...

93
00:10:07,270 --> 00:10:08,930
‫ادگار آلن پوئه.

94
00:10:08,940 --> 00:10:10,300
‫پس، اون کتاب مجبوبت‌ه؟

95
00:10:10,300 --> 00:10:12,800
‫نه، اصلا ازش خوشم نمیاد. آشغاله.

96
00:10:12,810 --> 00:10:14,110
‫کتاب مزخرف الکی‌ه.

97
00:10:14,110 --> 00:10:15,670
‫فقط می‌خوام درک کنم چی شده.

98
00:10:15,680 --> 00:10:19,240
‫پس، از اون کتاب خوشت نمیاد،
‫ولی ارزش احساسی داره؟

99
00:10:19,250 --> 00:10:20,140
‫هیچ ارزش احساسی نداره!

100
00:10:20,150 --> 00:10:23,310
‫ارزش مالی بالایی داره.

101
00:10:23,320 --> 00:10:25,380
‫قصد داشتم چند سال دیگه...

102
00:10:25,390 --> 00:10:26,320
‫اون رو به حراج بذارم،

103
00:10:26,320 --> 00:10:28,920
‫وقتی که اقتصاد فرصت بهبود پیدا کرد.

104
00:10:28,920 --> 00:10:32,690
‫برنامه داشتم مغازه رو ببندم،

105
00:10:32,690 --> 00:10:34,760
‫تا به خاطرش بازنشسته بشم.

106
00:10:34,760 --> 00:10:35,960
‫اگه از سوالم ناراحت نمیشی، چرا...

107
00:10:35,960 --> 00:10:39,000
‫اون کتاب رو تو خونه‌ت
‫ گذاشته بودی و نه تو خزانه‌ی بانک؟

108
00:10:39,000 --> 00:10:43,170
‫اون رو تو یه
‫ صندوق شیشه‌ای رمزدار گذاشته بودم.

109
00:10:43,170 --> 00:10:44,400
‫فکر می‌کردم جاش امنه.

110
00:10:44,400 --> 00:10:46,840
‫خب، کسی اون صندوق رو شکست یا...

111
00:10:46,840 --> 00:10:49,670
‫- نه، من...
‫- کسی رمز رو بلد بود؟

112
00:10:49,680 --> 00:10:50,780
‫هیچکدومش.

113
00:10:50,780 --> 00:10:54,780
‫می‌خواستم دیشب مست کنم.

114
00:10:54,980 --> 00:10:57,980
‫کتاب رو آوردم بیرون تا نگاش کنم.

115
00:10:57,980 --> 00:10:59,280
‫تا نگاش کنم!

116
00:10:59,290 --> 00:11:02,160
‫می‌دونم بهونه‌ی خوبی واسه همدم نیست.

117
00:11:04,760 --> 00:11:07,030
‫دیگه کی از کتاب خبر داشت؟

118
00:11:07,890 --> 00:11:09,260
‫همه.

119
00:11:10,000 --> 00:11:11,930
‫همه خبر داشتن.

120
00:11:12,230 --> 00:11:16,400
‫خواهر زنم ایزمی،
‫تو دبیرستان تدریس می‌کنه.

121
00:11:16,400 --> 00:11:17,340
‫آره، ایزمی رو می‌شناسم.

122
00:11:17,340 --> 00:11:21,070
‫آره، نگران منه از وقتی که نیک...

123
00:11:24,280 --> 00:11:25,440
‫بگذریم،

124
00:11:25,450 --> 00:11:26,680
‫ایزمی فکر کرد واسه...

125
00:11:26,680 --> 00:11:28,680
‫کسب و کار یا مقاصد آموزشی یا یه مزخرف دیگه،

126
00:11:28,680 --> 00:11:31,820
‫خوب میشه اگه
‫ تو مغازه اون رو در معرض دید بذارم.

127
00:11:32,390 --> 00:11:33,690
‫پس، من...

128
00:11:33,690 --> 00:11:37,060
‫واسه همین، صندوق رو بردم تو مغازه...

129
00:11:37,790 --> 00:11:40,460
‫تمام تابستون گذشته.

130
00:11:40,460 --> 00:11:43,900
‫خیلی‌ها اومدن تو مغازه.

131
00:11:45,200 --> 00:11:48,400
‫- آقای فیکری؟
‫- فکر کنم دارم می‌میرم.

132
00:11:49,440 --> 00:11:51,940
‫آقای فیکری.

133
00:11:51,940 --> 00:11:55,340
‫چیزی که امروز
‫ تجربه کردی، یه حمله‌ی اضطرابی بود.

134
00:11:55,340 --> 00:11:57,810
‫واقعا حس کردم دارم می‌میرم.

135
00:11:58,310 --> 00:12:00,850
‫چرا یه کم راجع به
‫سبک زندگیت برام تعریف نمی‌کنی؟

136
00:12:00,850 --> 00:12:01,880
‫بهترینش رو دارم.

137
00:12:03,050 --> 00:12:04,820
‫من 39 سالمه.

138
00:12:04,820 --> 00:12:06,780
‫در حد الکلی ها نیستم،

139
00:12:06,790 --> 00:12:08,350
‫ولی دوست دارم حداقل هفته‌ای یکبار،

140
00:12:08,350 --> 00:12:09,450
‫تا سرحد بیهوش شدن شراب بخورم.

141
00:12:09,460 --> 00:12:13,020
‫رژیمم رو خوردن غذای اصلی‌ه.

142
00:12:13,030 --> 00:12:15,790
‫قبلا یه دونده‌ی متوسط مسیر طولانی  بودم،

143
00:12:15,800 --> 00:12:18,960
‫ولی حالا اصلا ورزش نمی‌کنم.

144
00:12:18,970 --> 00:12:19,500
‫تنها زندگی می‌کنم،

145
00:12:19,500 --> 00:12:23,070
‫و کمبود روابط شخصی معنادار دارم.

146
00:12:23,070 --> 00:12:27,440
‫و از وقتی زنم مرده،
‫از کارم متنفرم.

147
00:12:27,770 --> 00:12:30,240
‫داری زمان سختی رو می‌گذرونی.

148
00:12:30,940 --> 00:12:32,340
‫با ورزش شروع کن.

149
00:12:32,350 --> 00:12:34,050
‫حالت بهتر میشه.

150
00:12:36,020 --> 00:12:37,350
‫باشه.

151
00:12:39,950 --> 00:12:41,990
‫میشه لطفا امضا کنید؟

152
00:12:42,190 --> 00:12:44,090
‫با کمال میل.
‫اسمت چیه؟

153
00:12:44,090 --> 00:12:46,490
‫جیل، مثل جک و جیل، خوردن آجیل.

154
00:12:46,490 --> 00:12:47,960
‫میسی، مثل همون مغازه معروف.

155
00:12:49,400 --> 00:12:53,130
‫همه‌ی کتاب‌هاتون رو خوندم،
‫ولی از این یکی بیشتر از همه خوشم میاد.

156
00:12:53,130 --> 00:12:55,370
‫خب، این نظر اکثریت‌ه،

157
00:12:55,370 --> 00:12:56,830
‫جیل که خورده آجیل.

158
00:12:57,970 --> 00:12:59,870
‫هر چی از تاثیرش رو خودم بگم، کم گفتم.

159
00:12:59,870 --> 00:13:02,240
‫این باعث شد که بخوام یه پرستار بشم.

160
00:13:02,240 --> 00:13:03,240
‫هوم.

161
00:13:03,240 --> 00:13:04,780
‫دن،

162
00:13:05,180 --> 00:13:07,280
‫فکر کردم زنت قراره بیاد.

163
00:13:07,280 --> 00:13:09,550
‫ایزمی خیلی حالش خوب نبود.

164
00:13:10,780 --> 00:13:11,980
‫حالت چطوره، پیرمرد؟

165
00:13:11,990 --> 00:13:15,560
‫سرمایه‌م رو از دست دادم،
‫دکتر هم میگه قراره بمیرم.

166
00:13:16,290 --> 00:13:18,820
‫بریم نوشیدنی بخوریم، آره.

167
00:13:18,830 --> 00:13:20,430
‫هوم.

168
00:13:23,100 --> 00:13:24,160
‫عاشق لباستم.

169
00:13:24,160 --> 00:13:27,060
‫بی‌شوخی، عاشق لباستم!

170
00:13:27,800 --> 00:13:30,400
‫اون رو دیدی؟ مسخره‌ست.

171
00:13:30,400 --> 00:13:32,170
‫آره، دیدم.

172
00:13:32,570 --> 00:13:34,170
‫آلن پو یه نویسنده‌ی مزخرفه، می‌دونی؟

173
00:13:34,170 --> 00:13:36,370
‫و تیمور لنگ، از همه بدتره.

174
00:13:36,380 --> 00:13:37,940
‫یه کلاهبرداری کسل کننده از لرد بایرن‌ه.

175
00:13:37,940 --> 00:13:40,080
‫اگه نسخه‌ی اول یه کتاب خوب بود،

176
00:13:40,080 --> 00:13:42,250
‫میشد یه چیزی گفت، ولی...

177
00:13:42,250 --> 00:13:43,580
‫به نظرم خوشحال میشی که از شرش خلاص شدی.

178
00:13:43,580 --> 00:13:46,880
‫می‌دونی که به کل
‫ از کتاب‌های کلکسیونی بدم میاد.

179
00:13:46,890 --> 00:13:51,960
‫و مردم به خاطر یه
‫کاغذ کهنه‌ی بخصوص، از خود بیخود میشن.

180
00:13:51,960 --> 00:13:53,560
‫چیزی که مهمه، ایده‌ست.

181
00:13:53,560 --> 00:13:55,890
‫کلمات. ها؟

182
00:13:55,900 --> 00:13:57,900
‫تو یه احمقی.

183
00:13:57,900 --> 00:13:59,060
‫هوم.

184
00:14:02,570 --> 00:14:04,870
‫بخش کتاب‌های کمیاب کریستی.

185
00:14:04,870 --> 00:14:08,110
‫بله، من از اداره‌ی پلیس
‫جزیره‌ی آلیس زنگ میزنم.

186
00:14:08,110 --> 00:14:10,880
‫دنبال یه نسخه از تیمور لنگ می‌گردیم.

187
00:14:10,880 --> 00:14:15,550
‫تو و تمام کلکسیونرهای
‫ کتاب‌های کمیاب دنبالشین.

188
00:14:17,380 --> 00:14:19,020
‫لعنتی!

189
00:14:19,020 --> 00:14:21,020
‫تا حالا از این وسایل استفاده نکردم.

190
00:14:21,020 --> 00:14:23,120
‫یه نفر یه جاروبرقی بیاره.

191
00:14:23,290 --> 00:14:26,220
‫اصلا کیه که یه کتاب قدیمی بخواد؟

192
00:14:26,230 --> 00:14:27,590
‫مگه همه کتاب الکترونیکی نمی‌خونن؟

193
00:14:32,970 --> 00:14:34,330
‫من یه مظنونم؟

194
00:14:34,330 --> 00:14:38,000
‫نه، ولی تو یکی از تنها دوست‌هاشی.

195
00:14:38,000 --> 00:14:40,040
‫فقط سعی دارم از...

196
00:14:40,040 --> 00:14:42,940
‫وضعیت ذهنی ای.جی فیکری مطلع بشم.

197
00:14:42,940 --> 00:14:45,140
‫خب، از نظر من، خیلی خوب نیست.

198
00:14:45,140 --> 00:14:48,510
‫اون افسرده‌ست و عملا
‫هر شب اونقدر الکل می‌خوره...

199
00:14:48,510 --> 00:14:49,550
‫که از هوش میره.

200
00:14:49,550 --> 00:14:52,120
‫آدم‌ها وقتی مست باشن،
‫کارهای عجیبی می‌کنن.

201
00:14:52,120 --> 00:14:55,450
‫یعنی، ممکنه کتاب رو آتیش زده باشه.

202
00:14:55,460 --> 00:14:56,620
‫به نظرت این کار رو کرده؟

203
00:14:56,620 --> 00:14:59,590
‫من یه رمان‌نویسنم، پس
‫کارم اینه که تمام احتمالات رو...

204
00:14:59,590 --> 00:15:01,930
‫در نظر بگیرم، نه فقط ممکن‌ها.

205
00:15:01,930 --> 00:15:04,230
‫مثلا، تو پرفروش‌ترین کتابم تو نیویروک تایمز،

206
00:15:04,230 --> 00:15:06,400
‫بچه‌های درخت سیب، شخصیت پرستار...

207
00:15:06,400 --> 00:15:08,430
‫صبر کن، می‌خوای اسپویل کنی؟

208
00:15:08,430 --> 00:15:10,270
‫یه اسپویل کوچیکه،
‫ولی می‌خوام منظورم رو برسونم.

209
00:15:10,270 --> 00:15:13,170
‫شاید یه وقت بخوام بخونمش، پس...

210
00:15:14,070 --> 00:15:15,440
‫متوجه شدم.

211
00:15:25,080 --> 00:15:26,650
‫ایزمی اوانر.

212
00:15:26,650 --> 00:15:29,020
‫این نام خانوادگی پدریمه. می‌شناسمت؟

213
00:15:29,020 --> 00:15:30,520
‫با همدیگه رفتیم مدرسه.

214
00:15:30,520 --> 00:15:34,360
‫تو یه حال و هوا نبودیم.

215
00:15:35,190 --> 00:15:38,260
‫من سرکار لامبیاسی هستیم.
‫نیک لامبیاسی.

216
00:15:38,260 --> 00:15:40,630
‫بچه‌ها نیکو صدام می‌کردن.

217
00:15:40,630 --> 00:15:41,230
‫هوم.

218
00:15:41,230 --> 00:15:45,340
‫داشتم با شوهرت راجع به
‫کتاب ای.جی فیکری حرف میزدم.

219
00:15:45,340 --> 00:15:47,470
‫خب، نمی‌تونم بگم خیلی تعجب کردم.

220
00:15:47,470 --> 00:15:49,240
‫- نه؟
‫- اون از وقتی خواهرم مرد،

221
00:15:49,240 --> 00:15:50,440
‫خیلی بی‌دقت بوده.

222
00:15:50,440 --> 00:15:53,210
‫رفتارش هم با مردم شهر خیلی خوب نیست.

223
00:15:53,210 --> 00:15:54,180
‫منظورت اینه که دشمن داره؟

224
00:15:54,180 --> 00:15:56,980
‫فقط میگم دوستان خیلی زیادی نداره.

225
00:15:56,980 --> 00:15:58,380
‫نگرانشم.

226
00:15:58,720 --> 00:16:01,050
‫من و دنیل هردومون نگرانشیم.

227
00:16:01,990 --> 00:16:03,350
‫بچه‌ت کی به دنیا میاد؟

228
00:16:03,360 --> 00:16:04,960
‫ژانویه.

229
00:16:06,260 --> 00:16:07,730
‫گمونم خیلی واضحه.

230
00:16:07,730 --> 00:16:09,660
‫خب، به نظر عالی میای.

231
00:16:11,400 --> 00:16:12,060
‫صبر کن!

232
00:16:12,070 --> 00:16:15,600
‫به نظرت چه اتفاقی واسه کتاب افتاده؟

233
00:16:15,600 --> 00:16:20,200
‫ای.جی موقع خوردن الکل از حال میره،
‫و خیلی خود آزار‌ه.

234
00:16:20,210 --> 00:16:22,640
‫نمی‌دونم، شاید تو خواب راه میرفته و...

235
00:16:22,640 --> 00:16:25,010
‫کتاب رو انداخته تو اقیانوس.

236
00:16:33,250 --> 00:16:35,990
‫کتاب گم شده. متاسفم.

237
00:16:36,590 --> 00:16:39,160
‫صندوق شیشه‌ای می‌خوای؟

238
00:16:39,160 --> 00:16:39,590
‫چی؟

239
00:16:39,590 --> 00:16:41,460
‫قبلا کتاب رو اون تو نگه میداشتم.

240
00:16:41,460 --> 00:16:43,060
‫خب، شاید یه چیز بهتر پیدا کنی،

241
00:16:43,060 --> 00:16:43,760
‫که اون تو بذاری.

242
00:16:43,760 --> 00:16:48,600
‫آره. یه کتاب دیگه
‫که 650 هزار دلار قیمت داره؟

243
00:16:48,600 --> 00:16:50,370
‫واقعا بعید می‌دونم.

244
00:16:50,370 --> 00:16:53,010
‫تا بیرون همراهت میام.

245
00:16:54,510 --> 00:17:02,510
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

246
00:17:18,530 --> 00:17:20,530
‫چیکار می‌کنی؟

247
00:17:20,530 --> 00:17:22,770
‫به نظر 26 دلار خیلی گرونه.

248
00:17:22,770 --> 00:17:25,540
‫می‌دونی که تو اینترنت
‫ ارزونتر گیرم میاد، نه؟

249
00:17:25,540 --> 00:17:26,470
‫آره، می‌دونم.

250
00:17:26,470 --> 00:17:28,140
‫اگه می‌خوای رقابت کنی،

251
00:17:28,140 --> 00:17:30,370
‫باید قیمت‌هات رو بیاری پایین‌تر.

252
00:17:30,380 --> 00:17:33,310
‫قیمت‌هام رو بیارم پایین‌تر.

253
00:17:33,310 --> 00:17:36,480
‫قبلا این رو در نظر نگرفته بودم؟

254
00:17:36,480 --> 00:17:37,750
‫داری تیکه میندازی؟

255
00:17:37,750 --> 00:17:38,650
‫نه، سپاسگزارم.

256
00:17:38,650 --> 00:17:41,790
‫و تو جلسه‌ی بعدی سهامدارن کتاب‌فروشی جزیره،

257
00:17:41,790 --> 00:17:46,360
‫حتما این پیشنهاد نوآورانه‌ی تو رو...

258
00:17:46,360 --> 00:17:47,060
‫مطرح می‌کنم.

259
00:17:47,060 --> 00:17:49,730
‫بین خودمون بمونه، اون اوایل یه زمانی،

260
00:17:49,730 --> 00:17:51,130
‫رقابت رو گذاشته بودیم کنار.

261
00:17:51,130 --> 00:17:52,200
‫که فکر می‌کردم یه اشتباهه،

262
00:17:52,200 --> 00:17:54,830
‫ولی هیئت مدیره‌م تصمیم گرفت
‫ که بهتره رقابت رو بسپاریم...

263
00:17:54,830 --> 00:17:57,740
‫به قهرمانان المپیک، بچه‌ها تو مسابقات هجی،

264
00:17:57,740 --> 00:17:59,400
‫و تولیدکنندگان نوشیدنی.

265
00:17:59,410 --> 00:18:02,540
‫این روزها، با خوشحالی اعلام می‌کنم
‫که کتاب‌فروشی جزیره، حتما...

266
00:18:02,540 --> 00:18:05,340
‫دوباره تو کسب و کار رقابت شرکت می‌کنه.

267
00:19:20,220 --> 00:19:21,920
تو دیگه کی هستی؟

268
00:19:21,920 --> 00:19:23,460
‫مایا.

269
00:19:24,360 --> 00:19:25,760
‫چند سالته؟

270
00:19:26,690 --> 00:19:28,390
‫دو سال.

271
00:19:28,390 --> 00:19:29,800
‫تو دو سالته؟

272
00:19:30,760 --> 00:19:32,500
‫مادرت کجاست؟

273
00:19:32,500 --> 00:19:33,400
‫فیل.

274
00:19:33,400 --> 00:19:34,530
‫فیل؟

275
00:19:36,440 --> 00:19:38,200
‫آره، فیل.

276
00:19:40,840 --> 00:19:43,340
‫برای مالک کتابفروشی...

277
00:19:44,240 --> 00:19:44,740
‫لعنتی!

278
00:19:44,740 --> 00:19:48,680
‫برای مالک کتابفروشی. این مایاست.

279
00:19:48,680 --> 00:19:50,850
‫اون خیلی باهوش‌ه،
‫برای یه بچه‌ی 25 ماهه،

280
00:19:50,850 --> 00:19:53,520
‫زیادی حرف میزنه و دختر خوب و شیرینی‌ه.

281
00:19:53,520 --> 00:19:55,620
‫می‌خوام تو جایی کنار کتاب بزرگ بشه،

282
00:19:55,620 --> 00:19:59,560
‫و بین کسایی که به اینجور چیزها اهمیت میدن.

283
00:19:59,560 --> 00:20:00,820
‫خیلی دوستش دارم،

284
00:20:00,830 --> 00:20:02,930
‫ولی دیگه نمی‌تونم ازش مراقبت کنم.

285
00:20:02,930 --> 00:20:03,960
‫پدرش نمی‌تونه تو زندگیش حضور داشته باشه،

286
00:20:03,960 --> 00:20:06,560
‫و خانواده‌ای ندارم که کمکم کنه.

287
00:20:06,570 --> 00:20:10,470
‫در به درم.
‫با احترام، مادر مایا.

288
00:20:10,470 --> 00:20:12,270
‫مادره این رو برات گذاشته.

289
00:20:12,270 --> 00:20:13,800
‫خصوصا واسه من نذاشته.

290
00:20:13,810 --> 00:20:16,470
‫نامه رو.. عموما گذاشته.

291
00:20:16,480 --> 00:20:17,910
‫برای مالک مغازه.

292
00:20:17,910 --> 00:20:19,950
‫که.. تویی.

293
00:20:20,510 --> 00:20:24,680
‫جریان اینه. الان 9 شب جمعه‌ست.

294
00:20:24,680 --> 00:20:26,850
‫می‌تونی به سازمان کودک و خانواده زنگ بزنی،

295
00:20:26,850 --> 00:20:28,620
‫با برف و آخر هفته...

296
00:20:28,620 --> 00:20:30,860
‫و برنامه‌ی کشتی...

297
00:20:32,390 --> 00:20:34,660
‫بعید می‌دونم تا دوشنبه بتونن بیان اینجا.

298
00:20:34,660 --> 00:20:38,400
‫یکی باید این آخر هفته مراقب مایا باشه.

299
00:20:38,400 --> 00:20:41,730
‫- من و چند تا پلیس...
‫- نه، عیبی نداره. عیبی نداره.

300
00:20:41,730 --> 00:20:44,470
‫درست نیست یه بچه رو...

301
00:20:44,470 --> 00:20:46,270
‫تو اداره پلیس نگه داری.

302
00:20:46,270 --> 00:20:47,840
‫راجع به مراقبت از بچه چی می‌دونی؟

303
00:20:47,840 --> 00:20:50,710
‫خب، فقط واسه آخر هفته‌ست.
‫چقدر سخت می‌تونه باشه؟

304
00:21:04,890 --> 00:21:07,790
‫- ای.جی؟
‫- سلام. ببخشید که مزاحمت شدم،

305
00:21:07,790 --> 00:21:10,030
‫هیچ می‌دونی چی باید...

306
00:21:10,030 --> 00:21:12,460
‫به یه بچه 25 ماهه بدم؟

307
00:21:15,800 --> 00:21:17,870
‫تو این فرصت کوتاه،
‫بهترین کاری بود که از دستم برمیومد.

308
00:21:17,870 --> 00:21:21,440
‫عالیه. آشپزخونه‌م خیلی به هم ریخته‌ست.

309
00:21:21,440 --> 00:21:24,340
‫در هر صورت بیدار بودم.
‫نمی‌تونستم بخوابم.

310
00:21:33,020 --> 00:21:34,590
‫حتما دلش واسه مامانش تنگ شده.

311
00:21:34,590 --> 00:21:36,350
‫می‌دونم.

312
00:21:38,460 --> 00:21:40,520
‫چرا تو اداره پلیس نذاشتیش؟

313
00:21:40,530 --> 00:21:42,030
‫به نظر کار درستی نمیومد.

314
00:21:42,930 --> 00:21:45,830
‫تو که نمی‌خوای این موجود رو
‫ پیش خودت نگه داری، مگه نه؟

315
00:21:46,430 --> 00:21:50,570
‫این دختر، نه خیر، معلومه که نه.

316
00:21:50,670 --> 00:21:52,810
‫فقط تا دوشنبه ازش مراقبت می‌کنم.

317
00:21:54,470 --> 00:21:58,310
‫فکر کنم مامانش
‫ تا اون موقع سر و کله‌ش پیدا بشه،

318
00:21:58,310 --> 00:21:59,810
‫و نظرش رو عوض کنه.

319
00:22:02,350 --> 00:22:03,510
‫آره.

320
00:22:33,880 --> 00:22:35,410
‫بپوشونش.

321
00:22:39,690 --> 00:22:41,490
‫سلام!

322
00:22:41,490 --> 00:22:42,350
‫سبیل.

323
00:22:42,360 --> 00:22:43,820
‫به نظرت باید بزنمش؟

324
00:22:43,820 --> 00:22:44,420
‫نه.

325
00:22:44,420 --> 00:22:46,690
‫شاید بدون سبیل جوونتر به نظر بیام؟

326
00:22:46,690 --> 00:22:47,790
‫نه.

327
00:22:47,790 --> 00:22:49,130
‫باشه.

328
00:22:51,600 --> 00:22:53,000
‫مادرش رو پیدا کردیم.

329
00:22:55,600 --> 00:22:57,000
‫کی بود؟

330
00:22:57,970 --> 00:22:59,100
‫بچه‎ی هاروارد.

331
00:22:59,110 --> 00:23:00,700
‫پس، باهوش بود؟

332
00:23:00,710 --> 00:23:02,770
‫فقط چند تاشون باهوشن.

333
00:23:02,780 --> 00:23:04,780
‫من خودم پرینستون درس خوندم.

334
00:23:05,910 --> 00:23:09,880
‫بورسیه بود. قهرمان ایالتی شنا.

335
00:23:09,880 --> 00:23:11,980
‫عشق کتابفروشی و کتابخونی.

336
00:23:12,820 --> 00:23:14,850
‫فقیر. بدون خانواده.

337
00:23:14,850 --> 00:23:16,590
‫بچه پرورشگاهی.

338
00:23:16,590 --> 00:23:19,490
‫بیست و دو ساله با یه بچه‌ی 25 ماهه.

339
00:23:19,590 --> 00:23:23,130
‫برام عجیبه اصلا از اول چرا اومده...

340
00:23:23,130 --> 00:23:24,460
‫جزیره‌ی آلیس؟

341
00:23:24,460 --> 00:23:27,700
‫اومدن به اینجا یه کم سخته، می‌دونی؟

342
00:23:27,870 --> 00:23:30,000
‫واقعا فکر می‌کنی واسه دیدن یه شخص خاص،

343
00:23:30,000 --> 00:23:31,970
‫اینجا نیومده بود؟

344
00:23:31,970 --> 00:23:34,670
‫به این مورد هم فکر کردم.

345
00:23:34,670 --> 00:23:38,080
‫شاید برنامه‌ای واسه اینگه کجا بره، نداشته؟

346
00:23:38,080 --> 00:23:39,880
‫بی‌خیال، لامبیاسی.

347
00:23:40,550 --> 00:23:41,150
‫تو یه پلیسی.

348
00:23:41,150 --> 00:23:42,710
‫واقعا این حرف رو باور نداری.

349
00:23:42,720 --> 00:23:43,610
‫نظریه‌ی تو چیه؟

350
00:23:43,620 --> 00:23:45,580
‫خب، هیچ نظریه‌ای ندارم.

351
00:23:45,580 --> 00:23:47,090
‫ولی کتابخونم.

352
00:23:47,120 --> 00:23:50,620
‫به عنوان یه کتاب‌خون،
‫به ساخت روایت باور دارم.

353
00:23:50,620 --> 00:23:52,620
‫اگه تو پرده‌ی اول، یه اسلحه پیدا بشه،

354
00:23:52,630 --> 00:23:54,560
‫بهتره اون اسلحه تو پرده‌ی سوم شلیک بشه.

355
00:23:54,560 --> 00:23:55,890
‫هیچی اتفاقی نیست.

356
00:23:55,900 --> 00:23:58,100
‫خب، این مال قصه‌هاست.

357
00:23:58,130 --> 00:24:00,870
‫تو زندگی واقعی،
‫حوادث اتفاقی زیاد میفته.

358
00:24:01,630 --> 00:24:02,030
‫هوم.

359
00:24:02,030 --> 00:24:06,000
‫مامور سازمان کودک و خانواده،
‫ روز دوشنبه میاد دنبال مایا.

360
00:24:06,010 --> 00:24:08,070
‫و از اونجایی که
‫ مادرش هیچ خانواده‌ای نداشته،

361
00:24:08,070 --> 00:24:11,580
‫و پدرش هم نمی‌دونیم کیه،

362
00:24:12,780 --> 00:24:14,750
‫باید بذارنش تو پرورشگاه.

363
00:24:14,750 --> 00:24:17,850
‫گفتی مادرش تو پرورشگاه بزرگ شده؟

364
00:24:18,920 --> 00:24:22,990
‫گمونم فکر کرده بچه‌ش تو یه کتابفروشی،

365
00:24:22,990 --> 00:24:24,220
‫شانس بهتری داره؟

366
00:24:25,020 --> 00:24:26,860
‫سخت میشه گفت.

367
00:24:29,030 --> 00:24:30,130
‫جای بحث داره، نه؟

368
00:24:30,130 --> 00:24:32,630
‫آخه من نمی‌تونم
‫ یه بچه رو به فرزندی قبول کنم.

369
00:24:32,900 --> 00:24:35,670
‫به زور ار پس خودم بر میام.

370
00:24:35,940 --> 00:24:38,500
‫و دو شبه نخوابیدم.

371
00:24:38,540 --> 00:24:41,010
‫قیافه‌ش مهربونه ولی یه پا تروریسته واسه خودش.

372
00:24:41,240 --> 00:24:42,740
‫سلیقه‌ی بدی تو انتخاب کتاب داره.

373
00:24:42,740 --> 00:24:45,710
‫کمترین چیز اینه که مهارت گفتگو نداره.

374
00:24:45,710 --> 00:24:47,610
‫حتی اگه اون...

375
00:24:48,580 --> 00:24:49,250
‫آیرا گلس بود،

376
00:24:49,250 --> 00:24:51,880
‫مهم نبود چون من فقیرم.

377
00:24:53,750 --> 00:24:56,090
‫نمیشه یه بچه رو فقط با کتاب بزرگ کرد.

378
00:24:56,820 --> 00:24:59,720
‫نمی‌خوام تو رو مثل یه مینیاتور...

379
00:24:59,730 --> 00:25:02,900
‫تحویل ایالت ماساچوست بدم، بانو هاویشام.

380
00:25:03,560 --> 00:25:06,860
‫ببخشید، اون یه شخصیت تو کتاب دیکنزه.

381
00:25:06,870 --> 00:25:08,100
‫دیکنز.

382
00:25:08,100 --> 00:25:10,100
‫خیلی خوبه.

383
00:25:10,200 --> 00:25:13,800
‫محض اطلاعت، دیکنز خیلی احساساتی بود.

384
00:25:13,810 --> 00:25:18,240
‫بابت نوشتن بهش پول می‌دادن، معلومه.

385
00:25:18,240 --> 00:25:19,680
‫واو.

386
00:25:22,750 --> 00:25:26,920
‫خب، بگو ببینم، جنی،

387
00:25:26,950 --> 00:25:29,890
‫چطور یه خانواده که می‌خوان بچه رو
‫به فرزندی قبول کنن، پیش تایید میشن؟

388
00:25:29,890 --> 00:25:30,790
‫به آسونی...

389
00:25:30,790 --> 00:25:33,690
‫کارت اعتباری یه مغازه‌ست؟

390
00:25:33,690 --> 00:25:34,830
‫البته که نه.

391
00:25:34,830 --> 00:25:36,990
‫مراحلش بیشتر از اینه.

392
00:25:37,000 --> 00:25:38,300
‫درخواست‌ها، بازدیدهای خونگی...

393
00:25:38,300 --> 00:25:40,900
‫چیزی که می‌خوام بگم،

394
00:25:40,900 --> 00:25:43,930
‫اینه که، جنی، چطور مطمئن می‌شین...

395
00:25:43,940 --> 00:25:45,700
‫یه بچه‌ی بیگناه رو...

396
00:25:45,700 --> 00:25:48,570
‫به دستان یه روانی تمام‌عیار نمی‌سپارین؟

397
00:25:48,570 --> 00:25:49,270
‫آقای فیکری، مسلما...

398
00:25:49,280 --> 00:25:51,540
‫از دیدگاهی شروع نمی‌کنیم که...

399
00:25:51,540 --> 00:25:53,280
‫من نگرانم، چون مایا هیلی باهوش‌ه،

400
00:25:53,280 --> 00:25:55,750
‫ولی در ضمن، زود هم اعتماد می‌کنه.

401
00:25:55,920 --> 00:25:57,180
‫تمام متقاضیان فرزندخواندگی فرایند ...

402
00:25:57,180 --> 00:26:00,150
‫- درخواست رو گذروندن...
‫- من یه مجوعه از...

403
00:26:00,150 --> 00:26:01,620
‫دانشگاه‌های رقابتی آیوی لیگ رو...

404
00:26:01,620 --> 00:26:03,590
‫با روال درخواست‌های سخت گذروندم،

405
00:26:03,590 --> 00:26:06,720
‫و اینجور نبود که اون
‫ درخواست‌ها مانع ورود احمق‌ها بشه.

406
00:26:06,730 --> 00:26:08,030
‫پرورشگاه فقط موقتیه و...

407
00:26:08,030 --> 00:26:12,160
‫می‌دونی، قضیه اینه که
‫مادرش برام یه یادداشت گذاشت.

408
00:26:15,030 --> 00:26:18,600
‫می‌خواست من ازش مراقبت کنم، پس...

409
00:26:21,140 --> 00:26:22,710
‫به نظرم باید پیش خودم نگهش دارم.

410
00:26:22,710 --> 00:26:25,910
‫ولی آقای فیکری، تو اون نامه
‫خصوصا به شما اشاره نمی‌کنه.

411
00:26:25,910 --> 00:26:29,310
‫کلی نوشته، صاحب کتابفروشی.

412
00:26:29,320 --> 00:26:31,680
‫که منم.

413
00:26:32,920 --> 00:26:34,280
‫ای.جی.

414
00:26:34,290 --> 00:26:36,960
‫بله، ای.جی

415
00:26:47,730 --> 00:26:51,000
‫بابا، بابا.

416
00:26:52,200 --> 00:26:53,670
‫ای.جی.

417
00:26:55,070 --> 00:26:56,280
‫ای.جی!

418
00:26:57,680 --> 00:26:59,780
‫ای.جی! ای.جی! ای.جی!

419
00:26:59,780 --> 00:27:02,180
‫بیدار شو!
‫طبقه پایین!

420
00:27:02,350 --> 00:27:06,080
‫باشه.

421
00:27:06,090 --> 00:27:07,320
‫خیلی‌خب، بچه‌ها.

422
00:27:07,320 --> 00:27:08,220
‫آروم باشین.

423
00:27:08,220 --> 00:27:09,690
‫نوشیدنی‌هاتون رو خوردین؟

424
00:27:09,690 --> 00:27:11,050
‫باشه.

425
00:27:11,060 --> 00:27:15,930
‫امروز به مناسبت اینکه مایا، رسماُ
‫عضوی از خانواده‌ی «فیکری» شده رو جشن بگیریم.

426
00:27:17,260 --> 00:27:19,700
‫این ۱۴ ماه، مثل یه عمر گذشت.

427
00:27:19,700 --> 00:27:21,060
‫می‌دونین، ای.جی نمی‌خواست جشن بگیره.

428
00:27:21,070 --> 00:27:23,230
‫می‌گفت: پسر، چیز مهمی نیست.

429
00:27:23,240 --> 00:27:25,640
‫میری فروشگاه کاتسکو.
‫چند تا کیک بزرگ می‌گیری.

430
00:27:25,640 --> 00:27:28,870
‫- چند تا شیه شامپاین.
‫- چیز مهمی نیست.

431
00:27:28,870 --> 00:27:30,140
‫می‌دونین، در ضمن،

432
00:27:30,140 --> 00:27:31,640
‫من پدرخونده‌ش هستم.

433
00:27:31,640 --> 00:27:34,380
‫پس، می‌دونین که بدون جشن اصلا نمیشد.

434
00:27:35,680 --> 00:27:38,080
‫دلم می‌خواد گیلاسی به سلامتی ایزمی بلند کنم.

435
00:27:38,080 --> 00:27:41,020
‫مادرخونه‌ش ایزمیه، ممنون.

436
00:27:41,020 --> 00:27:41,950
‫به سلامتی ایزمی.

437
00:27:41,950 --> 00:27:44,420
‫خب، حالا که همه‌تون اینجایین
‫بیاین یه باشگاه کتابخوانی راه بندازیم

438
00:27:44,420 --> 00:27:45,860
‫چطوره؟
‫خوبه.

439
00:27:45,860 --> 00:27:47,260
‫به سلامتی افسران پلیس.

440
00:27:47,260 --> 00:27:50,290
‫یا کسایی که از پلیس‌ها خوششون میاد.

441
00:27:50,300 --> 00:27:50,990
‫درش رو به همه بازه.

442
00:27:51,000 --> 00:27:54,100
‫کتاب «خارج از دید» نوشته‌ی
‫المور لئونارد رو می‌خونیم.

443
00:27:54,100 --> 00:27:55,900
‫پس، یه کتاب از مغازه بگیرین.

444
00:27:55,900 --> 00:27:59,400
‫ای.جی یه پدره،
‫ باید کتاب‌فروشی جزیره رو سرپا نگه داریم.

445
00:28:00,440 --> 00:28:02,710
‫برای مایا!

446
00:28:04,140 --> 00:28:07,280
‫یک، دو، سه، چهار،

447
00:28:07,280 --> 00:28:12,020
‫پنج، شش، هفت، هشت، نه!

448
00:28:13,450 --> 00:28:16,290
‫صبح بخیر، درخت گیلاس!

449
00:28:16,290 --> 00:28:18,420
‫صبح بخیر، مجله‌ها!

450
00:28:18,420 --> 00:28:20,360
‫صبح بخیر، کتاب‌ها!

451
00:28:21,060 --> 00:28:23,300
‫صبح بخیر، کتابفروشی!

452
00:28:32,940 --> 00:28:35,010
‫- سلام، ایمی.
‫- سلام.

453
00:28:35,010 --> 00:28:36,740
‫زود اومدی، خانم لومن.

454
00:28:36,740 --> 00:28:38,040
‫برات چند تا کتاب تصویری آوردم.

455
00:28:38,040 --> 00:28:40,080
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

456
00:28:40,080 --> 00:28:41,110
‫هنوز اینا رو نخوندم،

457
00:28:41,110 --> 00:28:43,310
‫پس خیلی دوست دارم نظرت رو بدونم، باشه؟

458
00:28:43,320 --> 00:28:44,820
‫باشه.

459
00:28:44,820 --> 00:28:47,720
‫خب، واسه صحبت در مورد لیست بهاره حاضری؟

460
00:28:47,720 --> 00:28:49,920
‫ای خدا، به همین زودی وقت لیست بهاره شد؟

461
00:28:49,920 --> 00:28:51,760
‫هر سال میاد.

462
00:28:51,760 --> 00:28:53,020
‫آره، بیا تو.

463
00:28:57,330 --> 00:28:58,730
‫اوه.

464
00:29:01,900 --> 00:29:03,200
‫اخیرا چیز خوبی خوندی؟

465
00:29:03,200 --> 00:29:05,800
‫راستش، از وقتی بابا شدم، وقت زیادی...

466
00:29:05,800 --> 00:29:07,270
‫واسه خوندن نداشتم.

467
00:29:35,230 --> 00:29:37,070
‫تو چطور اومدی این بالا؟

468
00:29:40,070 --> 00:29:45,140
‫اولین باری که ستاره‌ی
‫ دنباله‌دار هالی رو تو سال 1986 دیدم،

469
00:29:45,140 --> 00:29:47,280
‫پیر بودم.

470
00:29:51,780 --> 00:29:55,220
‫دنباله‌دار هالی سال 2061 برمی‌گرده،

471
00:29:55,220 --> 00:29:58,160
‫و دانشمندان پیش‌بینی‌ می‌کنن، ظاهر....

472
00:29:58,160 --> 00:30:01,560
‫بهتر و روشن‌تری به نسبت سال 1986 داره.

473
00:30:02,390 --> 00:30:05,360
‫نیازی به گفتن نیست که من اون موقع مرده‌م.

474
00:30:05,360 --> 00:30:07,000
‫این چیز غم‌انگیزی نیست.

475
00:30:07,000 --> 00:30:09,930
‫خیلی از شماها هم مردین.

476
00:30:09,940 --> 00:30:10,570
‫زندگی همینه.

477
00:30:10,570 --> 00:30:12,840
‫بسته به زمانی که به دنیا اومدین،

478
00:30:12,840 --> 00:30:15,540
‫شانس این رو دارین که دو بار تو زندگی،

479
00:30:15,540 --> 00:30:16,940
‫دنباله‌دار هالی رو ببینین.

480
00:30:16,940 --> 00:30:20,080
‫ولی من در زمان مناسبی
‫ واسه دیدنش به دنیا نیومدم.

481
00:30:20,080 --> 00:30:22,450
‫بعضی‌هامون تو زندگی‌مون
‫یه بار ستاره‌ی دنباله‌دار رو می‌بینیم.

482
00:30:22,450 --> 00:30:26,120
‫و گمونم، همین باید کافی باشه.

483
00:30:41,970 --> 00:30:44,070
‫چرا گریه می‌کنی؟

484
00:30:46,170 --> 00:30:47,910
‫داشتم می‌خوندم.

485
00:30:52,540 --> 00:30:54,340
‫- الو؟
‫- سلام.

486
00:30:54,350 --> 00:30:57,480
‫آمیلیا، ای.جی فیکری از جزیره هستم.

487
00:30:57,480 --> 00:30:59,980
‫انتظار نداشتم جواب بدی.

488
00:30:59,990 --> 00:31:02,220
‫ملاقاتمون واسه دو هفته دیگه برقراره،

489
00:31:02,220 --> 00:31:03,990
‫یا مجبوری لغوش کنی؟

490
00:31:03,990 --> 00:31:06,220
‫نه، نمی‌خواستم در این مورد حرف بزنم. من...

491
00:31:06,230 --> 00:31:08,260
‫راستش می‌خواستم برات یه پیام بذارم.

492
00:31:08,260 --> 00:31:12,360
‫سلام، شما با
‫صندوق صوتی آمیلیا لومن تماس گرفتین.

493
00:31:12,360 --> 00:31:14,130
‫بوق.

494
00:31:14,130 --> 00:31:14,870
‫آم...

495
00:31:14,870 --> 00:31:16,430
‫بوق. بگو.

496
00:31:16,440 --> 00:31:18,470
‫پیامت رو بذار.

497
00:31:18,470 --> 00:31:21,370
‫باشه، سلام، آمیلیا.

498
00:31:21,370 --> 00:31:22,640
‫ای.جی فیکری هستم.

499
00:31:22,640 --> 00:31:27,110
‫تازه خوندن کتابی که
‫پیشنهاد کرده بودی رو تموم کردم.

500
00:31:27,110 --> 00:31:29,210
‫جدی، کدوم یکی؟

501
00:31:29,210 --> 00:31:30,250
‫خیلی عجیبه.

502
00:31:30,250 --> 00:31:33,620
‫ظاهرا صندوق صوتی داره جوابم رو میده.

503
00:31:33,620 --> 00:31:35,890
‫مال چند سال پیش بود.

504
00:31:35,890 --> 00:31:38,290
‫کتاب «شکوفایی دیرهنگام» اثر لئون فریدمن.

505
00:31:38,290 --> 00:31:39,960
‫قلبم رو نشکن، ای.جی.

506
00:31:39,960 --> 00:31:43,460
‫اون کتاب محبوبم
‫ مال لیست چهار زمستون قبل بود.

507
00:31:43,460 --> 00:31:44,560
‫هیچکس نمی‌خواست اون رو بخونه.

508
00:31:44,560 --> 00:31:47,030
‫نمی‌دونم یادته یا نه، ولی...

509
00:31:47,070 --> 00:31:50,330
‫شکوفایی دیرهنگام رو بار اولی
‫که همدیگه رو دیدیدم، بهم دادی.

510
00:31:50,340 --> 00:31:51,170
‫واقعا؟

511
00:31:51,170 --> 00:31:53,900
‫باید مال زمانی باشه که
‫ کارم رو تو نایتلی شروع کردم.

512
00:31:53,910 --> 00:31:55,540
‫خب، می‌دونی که من از شرح حال‌های ادبی...

513
00:31:55,540 --> 00:31:56,970
‫خیلی خوشم نمیاد،

514
00:31:56,980 --> 00:31:59,640
‫ولی این یکی به شیوه‌ی کوچیکی...

515
00:31:59,650 --> 00:32:02,350
‫شکوهمند بود.

516
00:32:02,350 --> 00:32:03,280
‫اوهوم. ادامه بده.

517
00:32:03,280 --> 00:32:08,550
‫هر کلمه درست استفاده شده بود
‫و درست همونجایی که باید باشه.

518
00:32:08,550 --> 00:32:09,990
‫اوه، گندش بزنن.

519
00:32:09,990 --> 00:32:11,620
‫چیه؟

520
00:32:11,620 --> 00:32:13,060
‫پیچ رو رد کردم.

521
00:32:13,060 --> 00:32:14,060
‫خب، فقط همین. من...

522
00:32:14,060 --> 00:32:15,660
‫مزاحم رانندگیت نمی‌شم.

523
00:32:15,660 --> 00:32:17,530
‫ببخشید که این همه طول کشید تا بخونمش.

524
00:32:17,530 --> 00:32:20,100
‫به تمام کسایی که
‫ می‌شناختم التماس کردم بخوننش،

525
00:32:20,100 --> 00:32:22,400
‫ولی هیچکس جز مادرم، بهم گوش نداد.

526
00:32:22,400 --> 00:32:25,000
‫حتی به اونم به زور قبولوندم.

527
00:32:25,040 --> 00:32:27,540
‫بعضی‌وقت‌ها کتاب‌ها تا زمان درست،
‫پیدامون نمی‌کنن.

528
00:32:27,540 --> 00:32:31,210
‫دلگرمی زیادی واسه آقای فریدمن نیست.

529
00:32:31,210 --> 00:32:33,250
‫فکر نکنم.

530
00:32:33,950 --> 00:32:36,950
‫خب، آمیلیا،

531
00:32:37,120 --> 00:32:39,220
‫گمونم دو هفته دیگه می‌بینمت.

532
00:32:39,220 --> 00:32:41,480
‫شاید دفعه دیگه که بهت گفتم...

533
00:32:41,490 --> 00:32:43,590
‫یه چیزی بهترین کتاب تو لیست زمستانه‌ست،

534
00:32:43,590 --> 00:32:44,490
‫بهم گوش بدی.

535
00:32:44,490 --> 00:32:48,160
‫آره، حتمالا نه. من پیرم،
‫افکارم قدیمی‌ه، متضادم.

536
00:32:48,160 --> 00:32:49,630
‫اونقدرا پیر نیستی.

537
00:32:49,630 --> 00:32:52,000
‫فکر کنم به اندازه آقای فریدمن پیر نباشم.

538
00:32:52,000 --> 00:32:54,330
‫شاید دفعه بعد که تو شهر بودی،

539
00:32:54,330 --> 00:32:58,240
‫- با هم شامی چیزی بخوریم.
‫- آقا، می‌خوام این رو بخرم.

540
00:32:58,500 --> 00:33:01,040
‫یه لحظه اجازه بده.

541
00:33:01,740 --> 00:33:04,010
‫ببخشید، مشتری‌ه.

542
00:33:04,010 --> 00:33:04,640
‫مغازه که داشته باشی، همینه.

543
00:33:04,640 --> 00:33:08,110
‫آره، بعضی‌وقت‌ها.
‫واقعا رومخ‌ه.

544
00:33:08,580 --> 00:33:11,580
‫خب، شام؟

545
00:33:11,580 --> 00:33:13,020
‫صحیح.

546
00:33:13,020 --> 00:33:16,750
‫می‌تونیم در مورد
‫لیست جدید زمستانه حرف بزنیم.

547
00:33:16,760 --> 00:33:17,520
‫البته.

548
00:33:17,520 --> 00:33:19,420
‫بله، البته. سفر دور و درازی از آلیس‌ه.

549
00:33:19,420 --> 00:33:23,260
‫گشنه‌ت میشه. خیلی
‫ بی‌ادبی‌ه که قبلا پیشنهاد ندادم.

550
00:33:23,600 --> 00:33:24,630
‫پس بکنیمش یه ناهار دیروقت.

551
00:33:24,630 --> 00:33:28,470
‫باید به آخرین کشتی برای هاینس برسم.

552
00:33:29,970 --> 00:33:37,970
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

553
00:33:43,080 --> 00:33:46,250
‫رستوران پیکواد، مثل موبی دیک.

554
00:33:46,650 --> 00:33:48,520
‫از موبی دیک خوشت میاد؟

555
00:33:49,490 --> 00:33:51,190
‫ازش متنفرم.

556
00:33:51,190 --> 00:33:53,220
‫این حرف رو راجع به خیلی چیزها نمیزنم.

557
00:33:53,230 --> 00:33:55,760
‫معلم‌ها این کتاب رو تعیین می‌کنن،
‫پدر و مادرها خوشحالن...

558
00:33:55,760 --> 00:33:57,730
‫آخه بچه‌هاشون یه چیز باکیفیت می‌خونن.

559
00:33:57,730 --> 00:33:59,460
‫ولی مجبور کردن بچه‌ها
‫به خوندن همیچین کتاب‌هایی،

560
00:33:59,460 --> 00:34:02,100
‫باعث میشه فکر کنن از کتاب خوندن متنفرن.

561
00:34:02,100 --> 00:34:03,130
‫تعجب کردم وقتی اسم...

562
00:34:03,140 --> 00:34:04,670
‫ رستوران رو دیدی، قرار رو لغو نکردی.

563
00:34:04,670 --> 00:34:06,810
‫بهش فکر کردم.

564
00:34:08,210 --> 00:34:09,540
‫خیلی‌خب!

565
00:34:09,540 --> 00:34:11,040
‫سلام، دریاندیده‌ها.

566
00:34:11,040 --> 00:34:13,380
‫کوکتل تم‌دار می‌خورین؟

567
00:34:13,380 --> 00:34:16,110
‫لطفا یه دونه »کوئی‌کوئک» بدین.
‫[شخصیتی در کتاب موبی‌دیک]

568
00:34:16,110 --> 00:34:17,650
‫باشه.

569
00:34:17,650 --> 00:34:18,250
‫آقا؟

570
00:34:18,250 --> 00:34:22,650
‫یه لیوان از هر چی که
‫اسمش رو گذاشتین نوشیدنی قرمز.

571
00:34:23,660 --> 00:34:25,090
‫باشه.

572
00:34:25,620 --> 00:34:27,190
‫چه غم‌انگیز.

573
00:34:27,190 --> 00:34:28,460
‫شرط می‌بندم کل عمرت...

574
00:34:28,460 --> 00:34:30,790
‫یه دونه کوئی‌کوئگ هم نخوردی،
‫علیرغم این حقیقت که...

575
00:34:30,800 --> 00:34:32,660
‫اینجا زندگی می‌کنی و کتاب می‌فروشی،

576
00:34:32,660 --> 00:34:36,070
‫و حتی احتمالا از موبی‌دیک خوشت میاد.

577
00:34:36,500 --> 00:34:38,570
‫تو آشکارا خیلی از من بالغ‌تری.

578
00:34:38,570 --> 00:34:40,300
‫آره، متوجهم.

579
00:34:40,310 --> 00:34:44,340
‫بعد از اینکه این نوشیدنی رو خوردم،
‫کل زندگیم قراره تغییر کنه.

580
00:34:44,340 --> 00:34:46,580
‫یه کوئی‌کوئگ برای خانم.

581
00:34:46,580 --> 00:34:48,680
‫یه لیوان نوشیدنی قرمز...

582
00:34:48,680 --> 00:34:50,620
‫برای آقا.

583
00:34:54,090 --> 00:34:55,520
‫ممنون.

584
00:34:56,120 --> 00:35:00,290
‫نگاه، یه میگوی کوچیک وسط یه لنگر پلاستیکی.

585
00:35:00,290 --> 00:35:04,160
‫این یه لذت غیر منتظره‎ست.

586
00:35:05,160 --> 00:35:08,830
‫به سلامتی.

587
00:35:10,840 --> 00:35:12,570
‫اوه.

588
00:35:15,340 --> 00:35:17,110
‫خب...

589
00:35:18,240 --> 00:35:20,450
‫بیا در مورد کتاب حرف بزنیم.

590
00:35:22,750 --> 00:35:24,550
‫کتاب.

591
00:35:29,790 --> 00:35:32,320
‫خب، بازم بابت ناهار ممنون.

592
00:35:32,320 --> 00:35:34,790
‫دفعه‌ی بعد من حساب می‌کنم.

593
00:35:37,900 --> 00:35:40,670
‫نظرت چیه تا کشتی همراهت بیام؟

594
00:35:42,370 --> 00:35:43,600
‫باشه.

595
00:35:43,600 --> 00:35:45,240
‫اگه از سوالم ناراحت نمی‌شی،

596
00:35:45,240 --> 00:35:46,440
‫چرا کتاب شکوفایی دیرهنگام،

597
00:35:46,440 --> 00:35:49,210
‫کتاب محبوبت از تو لیست بود؟

598
00:35:49,240 --> 00:35:52,710
‫- تو یه زن جوونی...
‫- نه، نه، نه. اونقدرها هم جوون نیستم.

599
00:35:53,150 --> 00:35:57,480
‫منظورم اینه که احتمالا
‫بیشتر چیزی که اقای فریدمن...

600
00:35:57,480 --> 00:36:00,450
‫توصیف می‌کنه رو تجربه نکردی.

601
00:36:00,890 --> 00:36:03,820
‫یه نگاه بهت میندازم و بعد از خوندن کتاب،

602
00:36:03,820 --> 00:36:05,690
‫با خودم میگم چی
‫ باعث شده بهش واکنش نشون بدی.

603
00:36:05,690 --> 00:36:10,390
‫آقای فیکری، این سوال خیلی شخصی‌ه.

604
00:36:10,400 --> 00:36:11,390
‫ببخشید.

605
00:36:11,400 --> 00:36:12,860
‫دلیل اصلی که عاشق اون کتاب بودم،

606
00:36:12,860 --> 00:36:16,770
‫کیفیت نوشتار بود، البته.

607
00:36:18,240 --> 00:36:19,370
‫البته.

608
00:36:19,370 --> 00:36:21,340
‫ولی این کافی نیست.

609
00:36:21,440 --> 00:36:24,910
‫بهتره بگیم وقتی کتاب شکوفایی دیرهنگام اومد رو میزم،

610
00:36:24,910 --> 00:36:28,280
‫سر قرارهای خیلی خیلی بدی رفته بودم.

611
00:36:28,280 --> 00:36:30,280
‫من یه آدم رمانتیکم،

612
00:36:30,280 --> 00:36:35,450
‫ولی اینا همیشه
‫ به نظرم اوقات رمانتیکی نمیاد.

613
00:36:35,520 --> 00:36:38,560
‫شکوفایی دیرهنگام یه کتاب راجع به احتمال...

614
00:36:38,560 --> 00:36:42,590
‫پیدا کردن عشق والا تو هر سنی‌ه.

615
00:36:43,960 --> 00:36:46,500
‫به نظر کلیشه میاد، می‌دونم.

616
00:36:47,200 --> 00:36:50,370
‫تو چی؟ تو چرا خوشت اومد؟

617
00:36:50,970 --> 00:36:51,870
‫کیفیت نثرش.

618
00:36:51,870 --> 00:36:53,400
‫نه، فکر کردم اجازه نداریم این رو بگیم.

619
00:36:53,410 --> 00:36:55,770
‫دوست نداری داستان‌های غم‌انگیز من رو بشنوی.

620
00:36:55,770 --> 00:36:59,580
‫معلومه که می‌خوام.
‫عاشق داستان‌های غم‌انگیزم.

621
00:37:04,880 --> 00:37:08,990
‫زنم چند سال پیش فوت کرد،

622
00:37:09,790 --> 00:37:12,990
‫و فریدمن در مورد یه چیز خاص صحبت می‌کنه،

623
00:37:12,990 --> 00:37:15,630
‫که از دست دادن یکی چه حسی داره.

624
00:37:16,460 --> 00:37:18,600
‫اینکه چطور یه چیز نیست.

625
00:37:18,830 --> 00:37:23,500
‫راجع به این می‌نویسه که
‫ چطور مرتب و مرتب می‌بازی.

626
00:37:26,370 --> 00:37:28,570
‫می‌تونست کتاب محبوبی باشه.

627
00:37:29,740 --> 00:37:31,310
‫می‌دونم.

628
00:37:33,510 --> 00:37:36,710
‫به این فکر می‌کنم
‫یه نفر یه پاراگراف ازش رو...

629
00:37:36,720 --> 00:37:38,720
‫تو عروسیم بخونه.

630
00:37:39,550 --> 00:37:42,490
‫داری ازدواج می‌کنی، آمیلیا.

631
00:37:42,490 --> 00:37:44,990
‫تبریک میگم!
‫اون مرد خوش‌شانس کیه؟

632
00:37:44,990 --> 00:37:47,590
‫اسمش برت بروئره.

633
00:37:47,590 --> 00:37:51,830
‫دیگه داشتم تسلیم می‌شدم
‫ که تو اینترنت باهاش آشنا شدم.

634
00:37:51,830 --> 00:37:52,600
‫بیشتر برام تعریف کن.

635
00:37:52,600 --> 00:37:56,300
‫اون تو ارتش‌ه،
‫خارج از کشور تو افغانستان خدمت می‌کنه.

636
00:37:56,300 --> 00:37:59,840
‫آفرین. داری با
‫یه قهرمان آمریکایی ازدواج می‌کنی.

637
00:37:59,840 --> 00:38:01,510
‫گمونم همینطوره.

638
00:38:01,840 --> 00:38:03,710
‫از اون آدم‌ها متنفرم.

639
00:38:03,710 --> 00:38:05,010
‫خب، باعث میشن حس کنم خیلی بی‌لیاقتم.

640
00:38:05,010 --> 00:38:07,440
‫یه چیز بد ازش
‫ برام تعریف کن تا حالم بهتر بشه.

641
00:38:07,450 --> 00:38:08,750
‫خب، اون زیاد خونه نیست.

642
00:38:08,750 --> 00:38:10,750
‫آره، باید دلت براش تنگ شده باشه.

643
00:38:10,750 --> 00:38:12,050
‫همینطوره.

644
00:38:12,050 --> 00:38:14,050
‫ولی کلی کتاب خوندم.

645
00:38:14,050 --> 00:38:16,950
‫خیلی خوبه.
‫اونم کتاب می‌خونه؟

646
00:38:16,960 --> 00:38:18,420
‫نه راستش.

647
00:38:18,420 --> 00:38:20,620
‫نه، اون خیلی اهل کتاب خوندن نیست.

648
00:38:20,630 --> 00:38:21,860
‫یه جورایی جالبه.

649
00:38:21,860 --> 00:38:25,600
‫یعنی، جالبه با کسی باشی که...

650
00:38:25,600 --> 00:38:27,530
‫علایقش خیلی با خودم فرق می‌کنه.

651
00:38:27,530 --> 00:38:30,930
‫نمی‌دونم چرا همه‌ش میگم، جالب.

652
00:38:30,940 --> 00:38:32,670
‫منظورم اینه که اون مرد خوبیه.

653
00:38:32,670 --> 00:38:34,500
‫اون رفتارش با تو خوبه،
‫این چیزیه که مهمه.

654
00:38:34,510 --> 00:38:36,010
‫هوم.

655
00:38:36,470 --> 00:38:37,440
‫بگذریم، هیچکس کامل نیست.

656
00:38:37,440 --> 00:38:39,780
‫احتمالا یکی مجبورش کرده
‫ تو دبریستان موبی‌دیک بخونه.

657
00:38:42,710 --> 00:38:46,320
‫زنت چی، اون کتابخون بود؟

658
00:38:46,320 --> 00:38:47,980
‫آره.

659
00:38:47,990 --> 00:38:49,620
‫نویسنده هم بود.

660
00:38:49,620 --> 00:38:50,850
‫هوم.

661
00:38:50,860 --> 00:38:52,460
‫ولی من بودم، نگرانش نمی‌شدم.

662
00:38:52,460 --> 00:38:53,760
‫دیگه زیادی شور کتاب خوندن رو در آوردن.

663
00:38:53,760 --> 00:38:56,060
‫ببین تلویزیون چه برنامه‌های خوبی داره.

664
00:38:56,060 --> 00:38:57,390
‫هوم.

665
00:38:57,400 --> 00:39:01,000
‫گندش بزنن!
‫فکر کنم اون کشتی منه.

666
00:39:01,600 --> 00:39:03,400
‫از حرف زدن باهات خوشحال شدم، ای.جی.

667
00:39:03,400 --> 00:39:04,970
‫ماه مارس می‌بینمت!

668
00:39:04,970 --> 00:39:05,870
‫بی‌صبرانه منتظرم.

669
00:39:05,870 --> 00:39:10,710
‫راستی، دفعه‌ی بعد چهار سال
‫ صبر نکن تا کتاب‌هام رو بخونی!

670
00:39:10,710 --> 00:39:11,440
‫نمی‌کنم!

671
00:39:11,440 --> 00:39:14,340
‫ای.جی، کتابفروش بودن...

672
00:39:14,350 --> 00:39:15,680
‫یه خاصیت قهرمانانه داره.

673
00:39:15,680 --> 00:39:17,450
‫در ضمن به فرزندی قبول کردن کسی هم...

674
00:39:17,450 --> 00:39:19,120
‫یه خاصیت قهرمانانه داره!

675
00:39:19,120 --> 00:39:20,850
‫ممنون، آمیلیا.

676
00:39:20,850 --> 00:39:23,490
‫دوستام ایمی صدام می‌کنن!

677
00:39:31,700 --> 00:39:33,100
‫فکر کنم با یکی آشنا شدم.

678
00:39:33,100 --> 00:39:33,860
‫چه خبر خوبی.

679
00:39:33,870 --> 00:39:37,100
‫آره. مشکل اینه که
‫ اون با یکی دیگه نامزد کرده.

680
00:39:37,100 --> 00:39:38,630
‫- زمانبندی بد.
‫- آره.

681
00:39:38,640 --> 00:39:41,670
‫می‌دونی، من 20 ساله پلیسم.

682
00:39:41,670 --> 00:39:43,570
‫تقریبا هر چیز بدی تو زندگی،

683
00:39:43,580 --> 00:39:44,970
‫نتیجه‌ی زمانبندی بده.

684
00:39:44,980 --> 00:39:48,480
‫و هر چیز خوبی، نتیجه‌ی زمانبندی خوبه.

685
00:39:49,010 --> 00:39:50,480
‫به نظر خیلی خام میاد.

686
00:39:50,480 --> 00:39:53,020
‫ببین، خوبه که بدونی قلبت هنوز کار می‌کنه.

687
00:39:53,020 --> 00:39:54,780
‫می‌خوای ترتیب قرار با یه نفر رو برات بدم؟

688
00:39:54,790 --> 00:39:55,450
‫نه.

689
00:39:55,450 --> 00:39:56,590
‫بی‌خیال، من همه رو تو شهر می‌شناسم.

690
00:39:56,590 --> 00:39:59,660
‫آره، متاسفانه اینجا شهر خیلی کوچیکی‌ه.

691
00:40:09,770 --> 00:40:13,870
‫خب، لامبیاسی میگه
‫تو صاحب کتابفروشی هستی؟

692
00:40:13,870 --> 00:40:15,440
‫هوم.

693
00:40:15,870 --> 00:40:18,610
‫کتاب می‌خونی؟

694
00:40:18,610 --> 00:40:19,740
‫راستش، کلی هم می‌خونم.

695
00:40:19,740 --> 00:40:21,440
‫عالیه.

696
00:40:21,450 --> 00:40:23,580
‫بیشتر شرح حال ورزشی می‌خونم.

697
00:40:24,580 --> 00:40:25,880
‫آره، این علاقه‌ی منه.

698
00:40:25,880 --> 00:40:27,920
‫می‌دونی که همه رو
‫یه نویسنده‌ی اجاره‌ای نوشته؟

699
00:40:28,620 --> 00:40:30,190
‫آره، خب که چی؟

700
00:40:30,190 --> 00:40:32,420
‫این کتاب‌ها، اونا...

701
00:40:32,520 --> 00:40:35,830
‫ببین، منظورم اینه که اونا اساسا دروغ هستن.

702
00:40:35,960 --> 00:40:38,430
‫کل زندگی تو یه شرح حال ورزشی هست.

703
00:40:38,430 --> 00:40:39,730
‫سخت تمرین می‌کنی، موفق میشی،

704
00:40:39,730 --> 00:40:43,470
‫و بعد در آخر بدنت کم میاره و کارت تمومه.

705
00:40:43,540 --> 00:40:46,540
‫مثل رمان فیلیپ راث‌ه.

706
00:40:47,110 --> 00:40:50,670
‫این یکی از اون حرف‌هایی‌ه که
‫ میزنی تا باهوش به نظر بیای، درسته؟

707
00:40:50,680 --> 00:40:52,080
‫ولی در واقع،

708
00:40:52,140 --> 00:40:55,210
‫سعی داری
‫ شخص مقابلت حس کنه احمق‌ه،

709
00:41:02,750 --> 00:41:05,620
‫فکر نمی‌کنم بخوام دوباره ببینمت

710
00:41:08,730 --> 00:41:12,160
‫ببخشید که اون موقعی
‫به احساساتت آسیب زدم.

711
00:41:12,630 --> 00:41:15,070
‫این زندگی‌نامه‌ها... فقط...

712
00:41:15,800 --> 00:41:17,500
‫بی‌خیالش.

713
00:41:17,770 --> 00:41:19,840
‫تو رو که نمی‌تونم تغییر بدم.

714
00:41:26,880 --> 00:41:29,050
‫مایا، می‌دونی من چند سالمه؟

715
00:41:29,050 --> 00:41:30,250
‫نه.

716
00:41:30,250 --> 00:41:31,680
‫من 43 سالمه.

717
00:41:31,680 --> 00:41:33,120
‫اوه.

718
00:41:33,490 --> 00:41:36,050
‫تو تمام این مدت، یاد گرفتم که...

719
00:41:36,050 --> 00:41:38,890
‫بهتره که دوست بداری و از دست بدی...

720
00:41:38,890 --> 00:41:39,890
‫و بهتره که تنها باشی،

721
00:41:39,890 --> 00:41:43,190
‫تا با کسی باشی که واقعا ازش خوشت نمیاد.

722
00:41:43,190 --> 00:41:44,860
‫موافقی؟

723
00:41:47,230 --> 00:41:50,270
‫ولی بعضی وقت‌ها،
‫ از درس عبرت گرفتن خسته میشم.

724
00:41:53,070 --> 00:41:55,070
[نویسندگان محلی]
[نویسنده: دنیل پریش]

725
00:41:55,070 --> 00:41:56,610
‫یه سوال دارم.

726
00:41:56,610 --> 00:41:57,640
‫بله، خوشگلم.

727
00:41:57,640 --> 00:41:59,580
‫تو اصلا میری سر کار؟

728
00:41:59,580 --> 00:42:01,080
‫الان سر کارم.

729
00:42:01,080 --> 00:42:02,580
‫به نظر نمیاد کار کنی.

730
00:42:02,580 --> 00:42:04,550
‫انگار داری کتاب می‌خونی.

731
00:42:04,550 --> 00:42:07,120
‫جایی نداری بری که...

732
00:42:07,120 --> 00:42:08,020
‫اونجا محل کارت باشه؟

733
00:42:08,020 --> 00:42:11,120
‫بیا اینجا. می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

734
00:42:11,120 --> 00:42:12,560
‫خیلی‌خب، این رو ببین.

735
00:42:12,560 --> 00:42:15,760
‫می‌بینی، اینی که اینجاست...

736
00:42:15,760 --> 00:42:17,100
‫اون کیه؟

737
00:42:17,730 --> 00:42:19,630
‫دنیل پریش.

738
00:42:19,630 --> 00:42:20,930
‫اوهوم.

739
00:42:20,930 --> 00:42:22,730
‫تو یه نویسنده‌ای.

740
00:42:22,730 --> 00:42:23,770
‫این کتاب درباره‌ی چیه؟

741
00:42:23,770 --> 00:42:25,700
‫در مورد حماقت انسان‌ه.

742
00:42:25,700 --> 00:42:28,870
‫یه داستان عشقی و غم‌انگیزه.

743
00:42:28,870 --> 00:42:31,270
‫این خیلی کلی‌ه.

744
00:42:31,280 --> 00:42:33,540
‫صحیح، باشه، راجع به...

745
00:42:33,550 --> 00:42:35,080
‫یه پرستاره که کل عمرش رو صرف...

746
00:42:35,080 --> 00:42:36,150
‫مراقبت از دیگران می‌کنه.

747
00:42:36,150 --> 00:42:37,180
‫با ماشین تصادف می‌کنه،

748
00:42:37,180 --> 00:42:39,220
‫و حالا تا آخر عمرش، دیگران باید...

749
00:42:39,220 --> 00:42:40,980
‫ازش مراقبت کنن.

750
00:42:40,990 --> 00:42:43,750
‫شبیه چیزی نیست که دوست داشته باشم بخونم.

751
00:42:43,760 --> 00:42:46,020
‫خب، این بیشتر از یه سال
‫تو لیست پرفروش‌ترین...

752
00:42:46,020 --> 00:42:47,890
‫کتاب نیویورک تایمز بود.

753
00:42:51,930 --> 00:42:54,600
‫دنیل پریش نویسنده‌ی خوبیه؟

754
00:42:54,800 --> 00:42:58,300
‫نویسنده‌ی خوبیه،
‫ولی مورد علاقه‌ی من نیست.

755
00:42:58,870 --> 00:43:00,740
‫منم همین فکر رو می‌کردم.

756
00:43:01,110 --> 00:43:03,840
‫- بذار من جواب بدم.
‫- باشه.

757
00:43:05,040 --> 00:43:06,880
‫کتاب‌فروشی جزیره، مایا صحبت می‌کنه.

758
00:43:06,880 --> 00:43:08,280
‫سلام، مایا.

759
00:43:08,280 --> 00:43:08,910
‫سلام، ایمی!

760
00:43:08,910 --> 00:43:11,050
‫کتابی که برات فرستادم رو خوندی؟

761
00:43:11,050 --> 00:43:12,050
‫هی!

762
00:43:12,050 --> 00:43:12,980
‫آمیلیا. آمیلیا، سلام.

763
00:43:12,980 --> 00:43:16,890
‫سلام، ای.جی. مایلم ملاقات بعدیمون
‫رو از طریق تماس تصویری انجام بدیم.

764
00:43:16,890 --> 00:43:18,250
‫- عیبی نداره؟
‫- نه...

765
00:43:18,260 --> 00:43:21,660
‫نه، مشکلی نیست.
‫هفته‌ی بعد چطوره؟

766
00:43:21,660 --> 00:43:24,890
‫عالیه. جزئیات رو برات می‌فرستم.

767
00:43:24,900 --> 00:43:26,200
‫چیه؟

768
00:43:26,200 --> 00:43:27,660
‫وقت لیست تابستونی‌ه.

769
00:43:27,670 --> 00:43:29,770
‫خیلی‌خب، نایتلی نه یکی...

770
00:43:29,770 --> 00:43:32,170
‫بلکه دو مجموعه
‫داستان کوتاه در مورد تابستون...

771
00:43:32,170 --> 00:43:33,840
‫عصا؟

772
00:43:35,110 --> 00:43:35,740
‫آره.

773
00:43:35,740 --> 00:43:38,270
‫آره، به همین خاطر
‫جلسه‌مون رو اینطوری برگزار کردیم.

774
00:43:38,280 --> 00:43:40,280
‫احمقانه قوزکم رو شکستم،

775
00:43:40,280 --> 00:43:44,110
‫و حالا تا شش یا هفت
‫ هفته‌ی بعد اینجا گیر افتادم.

776
00:43:44,120 --> 00:43:45,080
‫متاسفم.

777
00:43:45,080 --> 00:43:46,720
‫تقصیر خودمه.

778
00:43:46,720 --> 00:43:50,360
‫چکمه پلاستیکی واسه بارون بهتره تا برف.

779
00:43:50,960 --> 00:43:53,760
‫خب، برگردیم سر لیست.

780
00:43:53,760 --> 00:43:55,630
‫عروسی کیه؟

781
00:43:55,630 --> 00:43:57,930
‫یا قبلا عروسی کردی؟

782
00:43:58,930 --> 00:44:01,730
‫راستش، لغو شد.

783
00:44:01,730 --> 00:44:03,170
‫آمیلیا، خیلی متاسفم.

784
00:44:03,170 --> 00:44:06,040
‫یه مدت پیش تو کریسمس اتفاق افتاد.

785
00:44:06,040 --> 00:44:09,270
‫چه اتفاقی افتاد؟
‫اگه از سوالم ناراحت نمی‌شی.

786
00:44:09,770 --> 00:44:12,170
‫برت مرد خوبیه،
‫ولی حقیقت تلخ اینه که...

787
00:44:12,180 --> 00:44:15,780
‫خیلی با هم تفاهم نداریم.

788
00:44:16,410 --> 00:44:19,820
‫درک مشترک چیز مهمی‌ه.

789
00:44:20,720 --> 00:44:23,750
‫باشه، یه داستان که خیلی دوست دارم.

790
00:44:23,760 --> 00:44:26,190
‫یه عنصر قتل مرموز تو خودش داره، ولی...

791
00:44:26,190 --> 00:44:27,020
‫اون چه کتابی‌ه؟

792
00:44:27,030 --> 00:44:28,820
‫- کدوک کتاب؟
‫- اون... اون کتاب.

793
00:44:28,830 --> 00:44:32,290
‫به لامپ تکیه داده شده،
‫رو میز پشت سرت.

794
00:44:32,300 --> 00:44:35,770
‫خیلی دوست داری بدونی. کتاب محبوبمه.

795
00:44:35,770 --> 00:44:39,200
‫یه هدیه از طرف پدرم
‫واسه فارغ‌التحصیلی از دانشگاه بود.

796
00:44:39,200 --> 00:44:41,070
‫خب، چی هست؟

797
00:44:41,070 --> 00:44:45,040
‫هر وقت اومدی پراویدنس، نشونت میدم.

798
00:44:56,790 --> 00:44:59,920
‫اینکه یه قرار نیست، مگه نه؟

799
00:44:59,920 --> 00:45:01,230
‫آه...

800
00:45:01,960 --> 00:45:05,300
‫سر به سرت میذارم. بیا تو.

801
00:45:17,180 --> 00:45:20,740
‫نه، لطفا بشین. بذار من جمع کنم.

802
00:45:20,750 --> 00:45:22,080
‫اوهوم.

803
00:45:24,150 --> 00:45:27,420
‫بار اولی که همدیگه رو دیدیم،
‫خیلی باهام بد رفتار کردی.

804
00:45:27,420 --> 00:45:30,450
‫هنوز نبخشیدمت، می‌دونی؟

805
00:45:30,460 --> 00:45:32,350
‫آره، امیدوار بودم یادت رفته باشه.

806
00:45:32,360 --> 00:45:33,960
‫نرفته.

807
00:45:33,960 --> 00:45:37,130
‫حافظه‌م خیلی قویه، ای.جی.

808
00:45:38,300 --> 00:45:39,460
‫رفتارم خیلی بد بود.

809
00:45:39,460 --> 00:45:44,170
‫ولی در دفاع از خودم باید بگم،
‫داشتم دوران بدی رو پشت سر میذاشتم.

810
00:45:47,270 --> 00:45:49,770
‫به مادرم راجع به تو گفتم.

811
00:45:50,480 --> 00:45:52,740
‫گفت به نظر خیلی از توش...

812
00:45:52,740 --> 00:45:55,280
‫دوست‌پسر خوبی در نمیاد.

813
00:45:55,280 --> 00:45:57,950
‫می‌دونم، نیستم.
‫از این بابت متاسفم.

814
00:45:57,950 --> 00:46:00,490
‫چون خیلی ازت خوشم میاد.

815
00:46:08,890 --> 00:46:11,090
‫دوست داری بدونی اون چه کتابی‌ه؟

816
00:46:11,100 --> 00:46:12,230
‫کدوم کتاب؟

817
00:46:12,230 --> 00:46:14,930
‫همون کتاب تو دفترم که ازم پرسیدی.

818
00:46:14,930 --> 00:46:18,300
‫مگه نیومدی اون رو ببینی؟

819
00:46:20,270 --> 00:46:25,140
‫در ضمن، دفترم از تو اتاق خوابم رد میشه.

820
00:46:28,950 --> 00:46:30,780
‫هوم.

821
00:46:42,560 --> 00:46:45,500
‫صبح کتاب رو نشونت میدم.

822
00:46:50,200 --> 00:46:52,230
‫قوزکم درد می‌کنه، پس...

823
00:46:52,240 --> 00:46:54,170
‫ببخشید که...

824
00:46:54,170 --> 00:46:57,570
‫باید هنوز یه کم دیگه صبر کنی.

825
00:48:23,490 --> 00:48:26,030
‫ای.جی عزیز، مادرم دوست داره بگه...

826
00:48:26,030 --> 00:48:29,530
‫که رمان ها من رو واسه مردهای واقعی زهر مار کرده.

827
00:48:29,630 --> 00:48:32,470
‫از نظر من این
‫توهین آمیزه، چون تلویحا میگه که...

828
00:48:32,470 --> 00:48:33,470
‫من فقط کتاب‌هایی می‌خونم که...

829
00:48:33,470 --> 00:48:36,540
‫که قهرمانان رمانتیک کلاسیک داره.

830
00:48:37,310 --> 00:48:38,570
‫بدم نمیاد هرازگاهی رمانی بخونم...

831
00:48:38,580 --> 00:48:41,340
‫که یه قهرمان رمانتیک داشته باشه،
‫ولی همونجور که تا حالا می‌دونی،

832
00:48:41,350 --> 00:48:44,650
‫سلایق من خیلی متنوع‌تر از اینه.

833
00:48:44,650 --> 00:48:46,150
‫یک طرفه یا دو طرفه؟

834
00:48:46,150 --> 00:48:46,920
‫دو طرفه.

835
00:48:46,920 --> 00:48:50,150
‫مثلا، من عاشق شخصیت هامبرت هامبرت هستم،

836
00:48:50,150 --> 00:48:51,620
‫در حالیکه این حقیقت رو قبول دارم...

837
00:48:51,620 --> 00:48:53,660
‫اون می‌تونه یه دوست‌پسر خیلی بد،

838
00:48:53,660 --> 00:48:56,130
‫یا حتی یه آشنای معمولی باشه.

839
00:48:56,130 --> 00:48:58,190
‫این حقیقت در مورد هولدن کالفیلد،

840
00:48:58,200 --> 00:49:00,560
‫با مسترز راچستر و دارسی هم صدق می‌کنه.

841
00:49:00,560 --> 00:49:04,000
‫ولی به نظرم منظورم مادرم اینه که،

842
00:49:04,000 --> 00:49:05,700
‫دیدگاه من در مورد قضایا...

843
00:49:05,700 --> 00:49:09,200
‫بیش از حد رمانتیک‌ه.

844
00:49:09,210 --> 00:49:11,240
‫و این یعنی به این معروفم که...

845
00:49:11,240 --> 00:49:15,240
‫علائمی که نشون‌دهنده‌ی
‫ عدم موفقیت رابطه‌ست رو نادیده می‌گیرم.

846
00:49:15,250 --> 00:49:17,510
‫پس، با وجود اینکه این چند ماه اخیر...

847
00:49:17,520 --> 00:49:20,280
‫یکی از رمانتیک ترین...

848
00:49:21,290 --> 00:49:23,290
آخ که یه عمر گذشت!

849
00:49:23,290 --> 00:49:24,020
همه‌ش یه هفته بود.

850
00:49:24,020 --> 00:49:26,960
پس با وجود اینکه
احساس وجود یه پیوند واقعی رو می‌کنم...

851
00:49:30,130 --> 00:49:33,630
‫پس، با وجود
‫لذت بردن از زمانی که با هم بودیم،

852
00:49:33,630 --> 00:49:36,730
‫و عاشق شناختن مایا بودم،

853
00:49:37,440 --> 00:49:39,740
‫حقیقت اینه که پنج ساعت طول می‌کشه...

854
00:49:39,740 --> 00:49:42,640
‫تا به جزیره‌ی آلیس بیام،
‫به شرطی که خیلی ترافیک نباشه،

855
00:49:42,640 --> 00:49:43,510
‫که به ندرت اینطوره.

856
00:49:43,510 --> 00:49:47,550
‫و اگه کشتی در حال حرکت باشه،
‫که بیشتر مواقع اینطور نیست،

857
00:49:48,050 --> 00:49:49,210
‫نمی‌تونم از پراویدنس نقل مکان کنم،

858
00:49:49,210 --> 00:49:52,310
‫تو هم نمی‌تونی از جزیره‌ی آلیس نقل مکان کنی.

859
00:49:52,320 --> 00:49:55,250
‫این موقعیت قابل حل نیست.

860
00:49:58,760 --> 00:50:00,290
‫شاید در حق مایا انصاف نباشه،

861
00:50:00,290 --> 00:50:03,430
‫یا در حق تو یا من که چیزی رو ادامه بدیم...

862
00:50:03,430 --> 00:50:05,730
‫که محکوم به شکست‌ه.

863
00:50:05,730 --> 00:50:09,300
‫به قول مادرم: آمیلیا، تو 34 سالته.

864
00:50:09,300 --> 00:50:11,330
‫وقت زیادی نداری که صرف...

865
00:50:11,340 --> 00:50:13,240
‫روابط غیرممکن بکنی.

866
00:50:13,240 --> 00:50:16,770
‫در ضمن، منظورش خودش نیست.

867
00:50:19,740 --> 00:50:21,480
‫گفتنش هر کدوم از این حرف‌ها...

868
00:50:21,480 --> 00:50:24,520
‫وقتی کنار هم هستیم، برام سخته.

869
00:50:33,290 --> 00:50:35,290
‫کی برمی‌گردی؟

870
00:50:35,560 --> 00:50:39,530
‫در این مورد، احتمالا این تابستون...

871
00:50:39,530 --> 00:50:41,600
‫زیاد نتونم ببینمت.

872
00:50:41,600 --> 00:50:42,500
‫سفر کاری می‌کنم،

873
00:50:42,500 --> 00:50:45,200
‫مادرم تو آگوست میره پراویدنس.

874
00:50:45,200 --> 00:50:48,500
‫من می‌تونم بیام دیدنت؟

875
00:50:48,510 --> 00:50:51,380
‫راستش خیلی نیستم.

876
00:50:52,610 --> 00:50:54,480
‫آمیلیا، متاسفم.

877
00:50:55,610 --> 00:50:56,310
‫واسه چی؟

878
00:50:56,310 --> 00:50:58,780
‫که بیشتر بار سفر رو نمی‌تونم انجام بدم.

879
00:51:00,120 --> 00:51:01,620
‫دوستت دارم.

880
00:51:03,090 --> 00:51:04,760
‫منم دوستت دارم.

881
00:51:06,260 --> 00:51:14,260
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

882
00:51:19,270 --> 00:51:22,170
‫اون عاشقش میشه،
‫خدا کنه بگه بله.

883
00:51:22,170 --> 00:51:25,440
‫خب، حتی اگه بگه نه،
‫بازم دوستمون می‌مونه.

884
00:51:25,440 --> 00:51:26,480
‫چرا نه بگه؟

885
00:51:26,480 --> 00:51:29,710
‫به کلی دلیل.
‫بابات همچین آش دهن سوزی نیست.

886
00:51:31,220 --> 00:51:32,480
‫هی.

887
00:51:34,720 --> 00:51:37,290
‫تو با این قضیه راحتی؟

888
00:51:40,560 --> 00:51:42,860
‫باشه. بیا.

889
00:51:47,100 --> 00:51:49,830
‫خیلی ذوق و شوق دارم.
‫تا حالا با یه نویسنده ملاقات نکردم.

890
00:51:50,770 --> 00:51:52,300
‫دنیل پریش.

891
00:51:52,300 --> 00:51:54,440
‫آره. دنیل پریش.

892
00:51:54,440 --> 00:51:56,810
‫همیشه یادم میره اون یه نویسنده‌ست.

893
00:51:57,310 --> 00:52:01,640
‫لئون فریدمن.
‫نابغه‌ی رمان نویس.

894
00:52:01,650 --> 00:52:03,180
‫از دیدنت خوشحالم.

895
00:52:03,180 --> 00:52:05,210
‫تو باید ای.جی فیکری باشی.

896
00:52:05,220 --> 00:52:08,180
‫راستش، این ای.جی فیکری‌ه.

897
00:52:08,190 --> 00:52:09,590
‫تو باید ای.جی فیکری باشی!

898
00:52:10,490 --> 00:52:12,390
‫اون دختره تو نایتلی میگه تو عاشق کتابمی.

899
00:52:12,390 --> 00:52:15,820
‫تو این مراسم شراب هم هست، درسته؟

900
00:52:15,830 --> 00:52:19,660
‫خب، الان عصره و برنامه‌ای براش نداشتیم،

901
00:52:20,300 --> 00:52:23,800
‫ولی مطمئنم می‌تونم کاریش بکنم.

902
00:52:26,700 --> 00:52:29,470
‫فکر می‌کردم شاید یه جورایی فرق داشته باشه.

903
00:52:30,370 --> 00:52:33,680
‫نویسنده‌ها هیچوقت
‫ شبیه عکس نویسندگیشون نیستن.

904
00:52:42,290 --> 00:52:46,220
‫من 81 سالمه و
‫اگه به لحاظ آماری بخوایم بگیم،

905
00:52:46,220 --> 00:52:49,790
‫باید 4 سال و 7 ماه پیش می‌مردم.

906
00:52:52,300 --> 00:52:54,530
‫خدای من، این خیلی افسرده کننده‌ست.

907
00:52:56,700 --> 00:52:59,500
‫شماها واقعا از این خوشتون میاد؟

908
00:53:01,210 --> 00:53:02,810
‫هوم.

909
00:53:17,450 --> 00:53:19,590
‫اوه.

910
00:53:20,360 --> 00:53:22,260
‫ممنون.

911
00:53:25,660 --> 00:53:28,230
‫هوم.

912
00:53:28,530 --> 00:53:29,970
‫کتاب محبوبت چیه؟

913
00:53:29,970 --> 00:53:32,400
‫فکر نکنم کتاب محبوبی داشته باشم.

914
00:53:32,400 --> 00:53:33,340
‫چرا در عوض بهم نمیگی...

915
00:53:33,340 --> 00:53:35,870
‫واسه کریسمس چی دوست داری؟

916
00:53:35,870 --> 00:53:38,940
‫کریسمس؟ کریسمس چهار ماه دیگه‌ست.

917
00:53:40,740 --> 00:53:42,910
‫خب...

918
00:53:43,280 --> 00:53:45,510
‫وای، واقعا از دیدنتون خوشحالم.

919
00:53:45,520 --> 00:53:46,650
‫احتمالا من و دوست‌پسرم اگه...

920
00:53:46,650 --> 00:53:50,890
‫به خاطر شما نبود، الان با هم نبودیم.

921
00:53:50,890 --> 00:53:53,360
‫بیا بغلم پس.

922
00:53:56,890 --> 00:53:58,800
‫به به!

923
00:53:59,700 --> 00:54:03,270
‫این قدرت داستانی بود، تقدیم به تو.

924
00:54:03,270 --> 00:54:03,900
‫آره، گمونم.

925
00:54:03,900 --> 00:54:08,440
‫فقط اینکه واقعا
‫ داستان نیست، درسته؟ واقعا اتفاق افتاده.

926
00:54:08,440 --> 00:54:10,370
‫آره، عزیزم. معلومه.

927
00:54:10,370 --> 00:54:12,440
‫شاید، منظور اقای فریدمن این بود که...

928
00:54:12,440 --> 00:54:14,640
‫این قدرت روایت‌گری‌ه.

929
00:54:14,650 --> 00:54:16,810
‫و شاید آقای فریدمن سعی داشت بگه...

930
00:54:16,810 --> 00:54:19,650
‫که یه رابطه بر اساس دوست داشتن یه کتاب،

931
00:54:19,650 --> 00:54:22,650
‫احتمالا نمی‌تونه رابطه‌ی خوبی باشه.

932
00:54:23,320 --> 00:54:24,620
‫مارگارت لومن.

933
00:54:24,620 --> 00:54:27,420
‫همسر منم چند سال پیش فوت کرد.

934
00:54:27,420 --> 00:54:30,030
‫دخترم، آمیلیا، مجبورم کرد کتابت رو...

935
00:54:30,030 --> 00:54:32,530
‫واسه باشگاه کتابخوانی
‫ بیوه‌های چارلستون‌م بخونم.

936
00:54:32,530 --> 00:54:33,730
‫همه عاشقش شدن.

937
00:54:33,730 --> 00:54:36,000
‫چه خوب.

938
00:54:36,000 --> 00:54:38,370
‫چه خوب...

939
00:54:38,370 --> 00:54:39,840
‫چه...

940
00:54:39,840 --> 00:54:41,310
‫بله؟

941
00:54:45,680 --> 00:54:46,940
‫وای خدا!

942
00:54:47,440 --> 00:54:50,410
‫ظاهرا شراب...

943
00:54:50,410 --> 00:54:52,010
‫زیاد خوردم.

944
00:54:52,020 --> 00:54:53,720
‫معلومه.

945
00:54:56,790 --> 00:54:59,590
‫فریدمن رو می‌برم فرودگاه.

946
00:54:59,590 --> 00:55:00,490
‫ایزمی گفت اون می‌برتش،

947
00:55:00,490 --> 00:55:01,660
‫ولی به نظرم تنها کار شرافتمندانه...

948
00:55:01,660 --> 00:55:04,430
‫- اینه که من همراهش برم.
‫- مرد خوب.

949
00:55:04,430 --> 00:55:07,330
‫من از مایا
‫مراقبت می‌کنم و اینجا رو تمیز می‌کنم.

950
00:55:10,300 --> 00:55:12,700
‫فکر می‌کردم امروز رمانتیک از...

951
00:55:12,700 --> 00:55:13,800
‫چیزی که بود، باشه.

952
00:55:13,800 --> 00:55:15,940
‫نه، این خیلی رمانتیک‌ه.

953
00:55:15,940 --> 00:55:18,810
‫رمانتیک تر از یه پیرمرد مست...

954
00:55:18,810 --> 00:55:20,410
‫که رومون بالا آورد.

955
00:55:20,410 --> 00:55:21,940
‫ای.جی، باید بریم.

956
00:55:21,950 --> 00:55:23,380
‫با منه.

957
00:55:23,380 --> 00:55:25,710
‫راستی، فکر نکنم
‫ تونسته باشم خیلی مادرت رو...

958
00:55:25,720 --> 00:55:27,080
‫تحت تاثیر قرار داده باشم.

959
00:55:27,080 --> 00:55:28,350
‫هیچکس نمی‌تونه.

960
00:55:28,350 --> 00:55:30,790
‫جات بودم، زیاد نگرانش نبودم.

961
00:55:33,020 --> 00:55:34,060
‫دوستت دارم.

962
00:55:34,060 --> 00:55:35,820
‫ای.جی؟

963
00:55:43,830 --> 00:55:45,800
‫من می‌تونم کمک کنم.

964
00:55:45,800 --> 00:55:46,500
‫ممنون.

965
00:55:46,500 --> 00:55:49,770
‫می‌تونی لیوان‌های یکبارمصرف
‫ و دستمال‌ها رو جمع کنی.

966
00:55:54,910 --> 00:55:57,480
‫نویسنده مشکلی داشت؟

967
00:55:58,680 --> 00:56:00,120
‫مثل همیشه.

968
00:56:01,420 --> 00:56:02,720
‫ببخشید.

969
00:56:02,720 --> 00:56:07,420
‫نمی‌تونم بگم اون
‫ دقیقا همونی بود که توقع داشتم.

970
00:56:07,420 --> 00:56:09,090
‫چه توقعی داشتی؟

971
00:56:09,090 --> 00:56:11,560
‫فکر کنم یکی که خردمندتر باشه.

972
00:56:11,560 --> 00:56:13,360
‫به نظر خیلی پر افاده‌ای میاد.

973
00:56:13,360 --> 00:56:15,430
‫احتمالا این کلمه‌ی درستش نیست.

974
00:56:15,430 --> 00:56:16,630
‫نه، نه، من...

975
00:56:16,630 --> 00:56:17,900
‫می‌دونم منظورت چیه.

976
00:56:17,900 --> 00:56:20,670
‫احتمالا توقعات من زیادی بالا بودن.

977
00:56:20,670 --> 00:56:23,540
‫من واسه ناشرش کار می‌کنم.

978
00:56:23,610 --> 00:56:27,680
‫راستش، اون برام محبوبت‌ترین
‫ چیزی بود که تا حالا فروخته بودم.

979
00:56:27,680 --> 00:56:29,650
‫چرا مورد محبوبت بود؟

980
00:56:29,910 --> 00:56:32,780
‫درست قبلش، بابام رو از دست داده بودم،

981
00:56:32,780 --> 00:56:34,580
‫و فکر کنم یه چیزی تو صداش...

982
00:56:34,590 --> 00:56:35,880
‫من رو یاد اون مینداخت.

983
00:56:35,890 --> 00:56:39,820
‫در ضمن، کلی چیزهای واقعی داخلش هست.

984
00:56:39,820 --> 00:56:43,860
‫ناشرین رو مجبور می‌کنن
‫بعد از کتابخوانی، تمیزکاری کنن؟

985
00:56:44,800 --> 00:56:49,100
‫نه، من دوست‌دختر صاحب کتابفروشی هم هستم.

986
00:56:49,100 --> 00:56:51,000
مرتب اینجا سر می‌زنم

987
00:56:51,000 --> 00:56:52,430
‫اون باید از طرفداران بزرگ کتاب باشه...

988
00:56:52,440 --> 00:56:54,800
‫که بعد از این همه سال،
‫لئون فریدمن رو بیاره اینجا.

989
00:56:54,810 --> 00:56:56,540
‫آره.

990
00:56:56,840 --> 00:57:00,010
‫راستش، این کار رو واسه من کرد.

991
00:57:00,010 --> 00:57:03,550
‫این اولین کتابی بود که
‫ با همدیگه عاشقش بودیم.

992
00:57:04,110 --> 00:57:04,850
‫چقدر ناز.

993
00:57:04,850 --> 00:57:06,420
‫یه جورایی مثل اولین رستورانی که میری،

994
00:57:06,420 --> 00:57:09,120
‫یا اولین آهنگی که
‫ باهاش می‌رقصی یا همچین چیزی.

995
00:57:09,120 --> 00:57:12,020
‫آره، دقیقا.

996
00:57:13,720 --> 00:57:16,530
‫به نظرت چرا کتاب، فروش نداشت؟

997
00:57:16,960 --> 00:57:19,200
‫- شکوفایی دیرهنگام؟
‫- هوم.

998
00:57:20,130 --> 00:57:22,130
‫اون بیرون فضا خیلی رقابتی‌ه.

999
00:57:22,570 --> 00:57:24,470
‫بعضی‌وقت‌ها حتی وقتی یه کتاب خوبه،

1000
00:57:24,470 --> 00:57:27,570
‫بازم فایده نداره.

1001
00:57:28,110 --> 00:57:30,910
‫باید خیلی سخت باشه.

1002
00:57:31,710 --> 00:57:34,180
‫داری کتابی چیزی می‌نویسی؟

1003
00:57:34,780 --> 00:57:37,180
‫سعی کردم، آره.

1004
00:57:40,720 --> 00:57:42,990
‫آمیلیا لومن.

1005
00:57:43,820 --> 00:57:45,650
‫لئونور فریس.

1006
00:57:45,660 --> 00:57:46,520
‫اهل آلیس هستی؟

1007
00:57:46,520 --> 00:57:49,590
‫نه. فقط واسه امروز اومدم. واسه کتابخوانی.

1008
00:57:49,590 --> 00:57:52,860
‫تو هم باید طرفدار بزرگ کتاب باشی.

1009
00:57:52,860 --> 00:57:54,100
‫از روی تجربه می‌دونم که آلیس...

1010
00:57:54,100 --> 00:57:56,800
‫آسون‌ترین جای دنیا برای رفت و آمد نیست.

1011
00:57:57,940 --> 00:57:59,640
‫نه، نیست.

1012
00:58:00,740 --> 00:58:03,570
‫هیچکس بدون هدف سفر نمی‌کنه.

1013
00:58:03,570 --> 00:58:06,840
‫انهایی که گم شدند،
‫آرزو دارند گم شوند.

1014
00:58:07,540 --> 00:58:09,910
‫داری از شکوفایی دیرهنگام نقل قول می‌کنی.

1015
00:58:10,550 --> 00:58:11,850
‫واقعا کتاب محبوبت بود.

1016
00:58:11,850 --> 00:58:13,680
‫بود.

1017
00:58:14,950 --> 00:58:17,690
‫وقتی جوان بودم،
‫هرگز حس جوانی نکردم.

1018
00:58:17,690 --> 00:58:18,620
‫یه همچین چیزی.

1019
00:58:18,620 --> 00:58:21,230
‫بقیه‌ی اون نقل قول رو یادته؟

1020
00:58:22,690 --> 00:58:23,230
‫نه.

1021
00:58:23,230 --> 00:58:26,500
‫نویسنده‌ها تک‌تک چیزهایی که
‫ می‌نویسن رو یادشون نمی‌مونه.

1022
00:58:26,500 --> 00:58:28,170
‫چطور می‌تونن؟

1023
00:58:29,500 --> 00:58:31,130
‫خوشحال شدم باهات حرف زدم.

1024
00:58:31,130 --> 00:58:36,170
‫تو خودشی، مگه نه؟
‫تو لئون فریدمنی.

1025
00:58:39,040 --> 00:58:40,840
‫نه حقیقتا.

1026
00:58:41,580 --> 00:58:43,780
‫منظورت چیه؟

1027
00:58:44,050 --> 00:58:46,080
‫خیلی وقت پیش،
‫دختری یه رمان نوشت،

1028
00:58:46,080 --> 00:58:50,520
‫و سعی کرد اون رو بفروشه،
‫ولی هیچکس نمی‌خواستش.

1029
00:58:50,520 --> 00:58:52,190
‫واسه همین با خودش گفت براش راحت‌تره که...

1030
00:58:52,190 --> 00:58:55,560
‫اسم کتاب رو عوض کنه و بذاره شرح حال.

1031
00:58:55,990 --> 00:58:57,630
‫اون مرد کی بود؟

1032
00:58:57,630 --> 00:59:00,030
‫من به یه دفتر استخدام بازیگر زنگ زدم.

1033
00:59:00,030 --> 00:59:02,760
‫اون معمولا نقش بابانوئل رو بازی می‌کنه.

1034
00:59:03,270 --> 00:59:05,630
‫متوجه نمی‌شم.
‫چرا کتابخوانی رو انجام دادی؟

1035
00:59:05,640 --> 00:59:07,740
‫چرا به خودت زحمت دادی و هزینه کردی؟

1036
00:59:07,740 --> 00:59:08,870
‫چرا ریسک کردی؟

1037
00:59:08,870 --> 00:59:11,610
‫نه، کتاب از قبل شکست خورده بود.

1038
00:59:11,610 --> 00:59:14,210
‫و بعضی وقت‌ها دوست داری بدونی...

1039
00:59:15,210 --> 00:59:17,250
‫تا با چشم خودت ببینی که اثرت،

1040
00:59:17,250 --> 00:59:21,150
‫برای یکی ارزش داشته.

1041
00:59:23,750 --> 00:59:26,020
‫حس می‌کنم سرم کلاه رفته.

1042
00:59:30,060 --> 00:59:33,860
‫تو نویسنده‌ی خوبی هستی، می‌دونی؟

1043
00:59:38,240 --> 00:59:39,970
‫می‌دونم.

1044
01:00:20,110 --> 01:00:21,840
‫رانندگی چطور بود؟

1045
01:00:21,850 --> 01:00:22,840
‫بهترین چیزی که می‌تونم بگم اینه که...

1046
01:00:22,850 --> 01:00:26,320
‫آقای فریدمن، بیشتر مسیر رو بیهوش بود.

1047
01:00:30,150 --> 01:00:31,990
‫باید برگردم هتل.

1048
01:00:31,990 --> 01:00:34,090
‫من و مادرم باید فردا صبح زود بریم.

1049
01:00:34,090 --> 01:00:37,790
‫نه. نه. بمون! یه کم بمون!
‫سریع فکر کن!

1050
01:00:37,790 --> 01:00:38,730
‫آخ!

1051
01:00:38,730 --> 01:00:40,100
‫آخ! ای.جی، این چه کاریه؟

1052
01:00:40,100 --> 01:00:42,260
‫ببخشید، می‌خواستم کاری کنم نری.

1053
01:00:42,270 --> 01:00:43,400
‫فکر می‌کردم می‌گیریش.

1054
01:00:43,400 --> 01:00:45,800
‫یه کم بالا نشونه گرفتی.

1055
01:00:45,800 --> 01:00:49,710
‫واسه... واسه تو بود!

1056
01:00:55,980 --> 01:00:58,020
‫بیا ازدواج کنیم.

1057
01:00:59,420 --> 01:01:02,120
‫می‌دونم تو این جزیره گیر افتادم.

1058
01:01:02,120 --> 01:01:04,750
‫می‌دونم فقیرم،
‫یه پدر مجردم.

1059
01:01:04,760 --> 01:01:07,390
‫و کارم جوری‌ه که سود خیلی کمی داره.

1060
01:01:07,390 --> 01:01:08,860
‫می‌دونم مادرت ازم متنفره،

1061
01:01:08,860 --> 01:01:11,130
‫که معلومه بلد نیستم جلسات
‫میزبانی از نویسنده رو درست برگزار کنم...

1062
01:01:11,130 --> 01:01:12,930
‫صبر کن، این خواستگاری عجیبی‌ه.

1063
01:01:12,930 --> 01:01:16,100
‫از خوبی‌هات بگو، ای.جی.

1064
01:01:18,000 --> 01:01:22,170
‫تنها چیزی که می‌دونم
‫اینه که وقتی یه کتاب می‌خونم،

1065
01:01:22,240 --> 01:01:25,210
‫می‌خوام تو هم همزمان بخونیش.

1066
01:01:26,140 --> 01:01:28,080
‫دوست دارم بدونم نظر آمیلیا...

1067
01:01:28,080 --> 01:01:29,910
‫درباره‌ش چیه.

1068
01:01:34,920 --> 01:01:36,220
‫باشه.

1069
01:01:37,150 --> 01:01:38,890
‫باشه؟

1070
01:01:39,420 --> 01:01:41,060
‫باشه.

1071
01:01:41,060 --> 01:01:43,930
‫باشه. باشه.

1072
01:01:47,060 --> 01:01:50,700
‫در آخر کار، انسان حس می‌کنه
‫ مجبوره چیزی که تو عمرش...

1073
01:01:50,700 --> 01:01:53,000
‫یاد گرفته رو به اشتراک بذاره.

1074
01:01:53,000 --> 01:01:56,040
‫این ترس مخفیه
‫ که دوست داشتنی نیستیم،

1075
01:01:56,040 --> 01:01:57,310
‫که ما رو گوشه‌گیر می‌کنه،

1076
01:01:57,310 --> 01:02:00,080
‫ولی فقط به این دلیل گوشه‌گیر شدیم...

1077
01:02:00,080 --> 01:02:02,710
‫که فکر می‌کنیم دوست داشتنی نیستیم.

1078
01:02:03,080 --> 01:02:06,020
‫پس، این آرزو رو براتون دارم.

1079
01:02:06,480 --> 01:02:08,850
‫روزی، نمی‌دونی کی،

1080
01:02:08,850 --> 01:02:11,190
‫توی جاده می‌رونی.

1081
01:02:11,190 --> 01:02:14,220
‫و روزی، نمی‌دونی کی،

1082
01:02:14,220 --> 01:02:15,920
‫اشتباه می‌پیچی.

1083
01:02:15,930 --> 01:02:20,230
‫در پایان مسیر،
‫وقتی که اصلا انتظارش رو نداری،

1084
01:02:20,230 --> 01:02:22,230
‫شخصی اونجا ایستاده.

1085
01:02:22,230 --> 01:02:26,270
‫و اون شخص، برات یک شهر میشه.

1086
01:02:26,900 --> 01:02:30,310
‫و تو این شهر، عشق وجود خواهد داشت.

1087
01:02:30,310 --> 01:02:33,340
‫تو این شهر،
‫غم وجود خواهد داشت.

1088
01:02:33,340 --> 01:02:36,480
‫تو این شهر،
‫بیماری وجود خواهد داشت،

1089
01:02:36,480 --> 01:02:39,410
‫به همراه سلامتی، خوبی و بدی.

1090
01:02:39,420 --> 01:02:42,250
‫و تمام چیزهای دیگه زیر نور خورشید.

1091
01:02:59,200 --> 01:03:00,870
‫ایزمی!

1092
01:03:01,370 --> 01:03:03,840
‫واسه شنا کردن یه کم هوا سرده.

1093
01:03:07,780 --> 01:03:10,350
‫آره، یه کم. فقط...

1094
01:03:12,050 --> 01:03:14,350
‫اومدم ذهنم رو خالی کنم.

1095
01:03:19,390 --> 01:03:23,160
‫باید سخت باشه ببینی
‫ ای.جی با کسی غیر از خواهرت...

1096
01:03:23,160 --> 01:03:24,860
‫ازدواج کرده.

1097
01:03:24,860 --> 01:03:29,970
‫آره، ولی آمیلیا
‫به نظر دوست داشتنی میاد.

1098
01:03:33,970 --> 01:03:36,470
‫جریان عروسی‌ها اینه که...

1099
01:03:37,270 --> 01:03:40,840
‫می‌تونه به آدم حس تنهایی القا کنه.

1100
01:03:41,910 --> 01:03:45,580
‫بیا.

1101
01:03:57,390 --> 01:04:00,160
‫یه کم زود پیچیدی.

1102
01:04:00,960 --> 01:04:02,460
‫دیگه دوستت ندارم.

1103
01:04:02,470 --> 01:04:05,000
‫همیشه تو عروسی‌ها اینطوری میشی.

1104
01:04:05,340 --> 01:04:07,600
‫تو مرد خوبی نیستی.

1105
01:04:07,600 --> 01:04:08,340
‫من پیچیده‌م.

1106
01:04:08,340 --> 01:04:11,980
‫شاید خوب نباشم،
‫ولی مسلما بدترین نیستم.

1107
01:04:18,580 --> 01:04:20,450
‫بدون که بدی.

1108
01:04:20,520 --> 01:04:23,990
‫چیزی که بدتره اینه که من رو بد کردی.

1109
01:04:23,990 --> 01:04:26,050
‫ایزمی، اینجا جای بدی واسه پارک کردن‌ه.

1110
01:04:26,060 --> 01:04:29,890
‫هر بار اون رو با ای.جی و آمیلیا می‌بینم،

1111
01:04:29,890 --> 01:04:31,290
‫حالم بد میشه.

1112
01:04:31,290 --> 01:04:33,960
‫چون باید مال ما می‌بود.

1113
01:04:33,960 --> 01:04:34,460
‫چی؟

1114
01:04:34,460 --> 01:04:36,900
‫اگه کار درست رو انجام داده بودی،

1115
01:04:37,900 --> 01:04:39,570
‫اون مال ما بود.

1116
01:04:41,610 --> 01:04:45,010
‫می‌دونم ماریان والاس دوست‌دخترت بوده.

1117
01:04:45,010 --> 01:04:45,570
‫این حقیقت نداره.

1118
01:04:45,580 --> 01:04:48,210
‫و می‌دونم اون مایا رو واسه تو گذاشت!

1119
01:04:48,210 --> 01:04:51,980
‫اگه فکر می‌کردی این حقیقت داره،
‫پس چرا هیچ کاری نکردی؟

1120
01:04:52,520 --> 01:04:54,890
‫من حامله بودم.

1121
01:04:55,390 --> 01:04:59,120
‫بچه رو از دست دادم، ولی حامله بودم.

1122
01:04:59,120 --> 01:05:00,920
‫و اگه میومدی پیشم،

1123
01:05:00,920 --> 01:05:02,360
‫اون رو به فرزندی قبول می‌کردم، دنیل.

1124
01:05:02,360 --> 01:05:05,090
‫می‌بخشیدمت و اون رو به خونه‌م راه میدادم.

1125
01:05:05,100 --> 01:05:06,460
‫و اون مال ما میشد.

1126
01:05:06,460 --> 01:05:09,100
‫ولی ماریان والاس دوست‌دخترم نبود.

1127
01:05:09,100 --> 01:05:11,030
‫فکر کردی من چقدر احمقم؟

1128
01:05:11,030 --> 01:05:12,570
‫اون یه دختر بود که
‫ به یه جلسه‌ی کتابخوانی اومد،

1129
01:05:12,570 --> 01:05:16,440
‫و فقط یک بار باهاش خوابیدم.

1130
01:05:16,440 --> 01:05:19,940
‫آخه، از کجا باید
‫مطمئن می‌شدم اون دختر منه؟ ها؟

1131
01:05:20,080 --> 01:05:23,680
‫آخرین ذره‌ی عشقی
‫که برات داشتم، از بین رفته.

1132
01:05:25,050 --> 01:05:26,550
‫من هنوز دوستت دارم.

1133
01:05:28,650 --> 01:05:30,250
‫فکر کنم حالم خوبه.

1134
01:05:30,250 --> 01:05:31,920
‫تو خوبی؟

1135
01:05:32,090 --> 01:05:35,290
‫پام! فکر کنم شکسته.

1136
01:05:35,290 --> 01:05:37,130
‫خیلی بده...

1137
01:05:38,300 --> 01:05:40,530
‫ایزمی، باید برونی!

1138
01:05:42,170 --> 01:05:43,670
‫تو کتاب بچه‌های درخت سیب،

1139
01:05:43,670 --> 01:05:47,100
‫شخصیت اصلی یه تصادف مرگبار با ماشین می‌کنه.

1140
01:05:47,100 --> 01:05:48,340
‫واسه نوشتنش تقلا کردم.

1141
01:05:48,340 --> 01:05:50,570
‫هر چی در مورد
‫ تصادفات مرگبار با ماشین می‌دونستم،

1142
01:05:50,570 --> 01:05:51,670
‫از تو کتاب‌هایی بود که خونده بودم.

1143
01:05:51,680 --> 01:05:55,010
‫و اصلا از چیزی که نوشته بودم، راضی نبودم.

1144
01:05:55,480 --> 01:05:58,620
‫متن به اون بدی که فکر می‌کردم، نبود.

1145
01:06:02,690 --> 01:06:04,490
‫دنیل.

1146
01:06:23,330 --> 01:06:25,600
[هفت سال بعد]

1147
01:06:27,100 --> 01:06:35,100
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1148
01:06:45,330 --> 01:06:48,100
‫فکر می‌کردم قراره اون لباس رو بپوشی.

1149
01:06:49,200 --> 01:06:52,770
‫شرمنده، ایمی.
‫به نظر زیادی شیک بود.

1150
01:06:56,340 --> 01:07:00,270
‫دوستان و همکاران عاشق ادبیات‌م، به...

1151
01:07:00,280 --> 01:07:02,480
‫پنجاه و پنجمین رقابت سالانه‌ی داستان کوتاه...

1152
01:07:02,480 --> 01:07:04,380
‫دبیرستانی جزیره، خوش اومدید.

1153
01:07:05,350 --> 01:07:07,650
‫امشب همه‌تون به یک ضیافت دعوتید!

1154
01:07:07,650 --> 01:07:10,420
‫مایلم به ده شرکت کننده‌ی
‫ نیمه‌نهایی‌مون تبریک بگم،

1155
01:07:10,420 --> 01:07:14,220
‫که نماینده‌ی بهترین
‫ ذهن‌های جوان جزیره هستن.

1156
01:07:14,220 --> 01:07:17,460
‫حالا، بریم سروقت سه فینالیستمون.

1157
01:07:17,460 --> 01:07:20,430
‫از دبیرستان جزیره‌ی آلیس،

1158
01:07:20,600 --> 01:07:22,760
‫«دستان مادربزرگم»
‫نوشته‌ی جان فرنس.

1159
01:07:29,670 --> 01:07:32,380
‫دستان مادربزرگم.

1160
01:07:32,710 --> 01:07:36,710
‫وقتی بچه بودم،
‫نمی‌دانستم آدم‌ها پیر می‌شوند.

1161
01:07:36,780 --> 01:07:38,610
‫فکر می‌کردم بعضی‌ها
‫فقط پیر به دنیا می‌آیند و...

1162
01:07:38,620 --> 01:07:40,350
‫بعضی‌ها جوان به دنیا می‌آیند...

1163
01:07:42,450 --> 01:07:44,250
‫«سفر» نوشته‌ی ویرجینیا کیم.

1164
01:07:49,060 --> 01:07:50,660
‫سفر.

1165
01:07:50,690 --> 01:07:54,130
‫دختر نمی‌دانست این آخرین باری‌ست که...

1166
01:07:54,130 --> 01:07:58,400
‫مادرش را می‌بیند، تا اینکه سوار هواپیما شد.

1167
01:07:58,670 --> 01:08:02,170
‫تا حالا سوار هواپیما نشده بود.

1168
01:08:04,370 --> 01:08:05,470
‫فینالیست آخرمون،

1169
01:08:05,480 --> 01:08:08,840
‫اونم از دبیرستان جزیره‌ی آلیسه.

1170
01:08:10,710 --> 01:08:13,410
‫«روزی در ساحل» نوشته‌ی مایا تی. فیکری.

1171
01:08:15,320 --> 01:08:19,090
‫آره! اون دختر خونه‌ی منه.

1172
01:08:20,160 --> 01:08:21,820
‫اسمش در واقع «سفری به ساحل»ه.

1173
01:08:21,830 --> 01:08:23,190
‫ببخشید، من چی گفتم؟

1174
01:08:23,190 --> 01:08:25,190
‫گفتین « روزی در ساحل»
‫که نزدیکه،

1175
01:08:25,200 --> 01:08:27,430
‫ولی معنی کاملا متفاوتی داره.

1176
01:08:27,430 --> 01:08:29,530
‫حرفم رو تصحیح می‌کنم.

1177
01:08:32,300 --> 01:08:34,270
‫سفری به ساحل.

1178
01:08:35,440 --> 01:08:36,670
‫مری دیرش شده.

1179
01:08:36,670 --> 01:08:39,610
‫یه اتاق خصوصی داره،
‫ولی حموم رو با شش نفر دیگه...

1180
01:08:39,610 --> 01:08:41,240
‫مشترکا استفاده می‌کنه.

1181
01:08:44,380 --> 01:08:47,720
‫انگار همیشه یه نفر ازش استفاده می‌کنه.

1182
01:08:49,390 --> 01:08:51,120
‫اون بدهکار بود.

1183
01:08:51,120 --> 01:08:53,860
‫از فکر به مقدار بدهکاریش می‌ترسید.

1184
01:08:56,330 --> 01:08:57,660
‫حس می‌کرد انگار بهترین لحظات...

1185
01:08:57,660 --> 01:09:00,360
‫دو سال گذشته رو در حال فرار بوده.

1186
01:09:01,460 --> 01:09:04,430
‫همه‌ی قسمت‌های بدنش خسته بود.

1187
01:09:04,500 --> 01:09:08,540
‫و بله، مری می‌دونست مایه‌ی سرافکندگی‌ه.

1188
01:09:08,540 --> 01:09:11,270
‫می‌تونست این رو تو چشمان مهربون و...

1189
01:09:11,270 --> 01:09:13,180
‫بی‌علاقه‌ی پروفسور ببینه...

1190
01:09:13,880 --> 01:09:16,510
‫چی باقی می‌موند؟ هیچی.

1191
01:09:16,510 --> 01:09:20,580
‫با ته مونده‌ی یه کارت اعتباری
‫ می‌تونست خوار و بار بخره...

1192
01:09:20,820 --> 01:09:24,290
‫اینقدر پست شده بود که برگرده جایی...

1193
01:09:24,290 --> 01:09:25,390
‫پیش زنی که...

1194
01:09:25,390 --> 01:09:27,590
‫بار اول، به زحمت فرار کرده بود.

1195
01:09:27,590 --> 01:09:31,730
‫این خانه‌ی دلگیر خاکستری رنگ،
‫حس یک تله را داشت.

1196
01:09:33,600 --> 01:09:38,370
‫فکر کرد بچه، چیزهای کمی داشت...

1197
01:09:38,370 --> 01:09:39,730
‫و چیزهای زیادی داشت.

1198
01:09:39,740 --> 01:09:43,470
‫و هر سال، چیزهای بیشتری نیاز داشت.

1199
01:09:43,770 --> 01:09:47,380
‫مطمئن نبود کارت اعتباری جوابگوش باشه،

1200
01:09:48,580 --> 01:09:50,280
‫ولی بود.

1201
01:09:50,280 --> 01:09:51,350
‫درست قبل از کریسمس بود،

1202
01:09:51,350 --> 01:09:53,410
‫و ایسگاه قطار پر از خانواده‌ها...

1203
01:09:53,420 --> 01:09:56,250
‫- و هدایا و...
‫- بیدار شو. تقریبا تمومه.

1204
01:09:56,250 --> 01:09:57,620
‫و مری هرگز حس نکرده بود...

1205
01:09:57,620 --> 01:09:59,620
‫من خواب نبودم.

1206
01:09:59,620 --> 01:10:03,220
‫فقط تصور می‌کنم. خیلی واضح‌ه.

1207
01:10:03,230 --> 01:10:05,330
‫مری، به روشنی لبخند میزنه.

1208
01:10:05,330 --> 01:10:08,730
‫با خودش میگه:
‫به نظرم بهتره یه سفر برم ساحل.

1209
01:10:09,200 --> 01:10:11,500
‫بچه عاشق ساحل‌ه.

1210
01:10:11,600 --> 01:10:15,340
‫دختر پرسید: واسه ساحل رفتن یه کم سرد نیست؟

1211
01:10:15,810 --> 01:10:16,900
‫وقتی به آلیس ایلند رسید،

1212
01:10:16,910 --> 01:10:20,680
‫اولین جایی که مری می‌بینه، یک کتابفروشی‌ه.

1213
01:10:20,680 --> 01:10:23,240
‫میره داخل تا خودش و بچه...

1214
01:10:23,250 --> 01:10:24,710
‫گرم بشن.

1215
01:10:25,850 --> 01:10:27,850
‫یک مرد تو پیشخوان نشسته.

1216
01:10:28,590 --> 01:10:30,280
‫اون تویی!

1217
01:10:30,290 --> 01:10:32,590
‫اون خیلی آدم بداخلاقی‌ه.

1218
01:10:32,590 --> 01:10:35,590
‫دنبال یه چیز واسه خوندن می‌گردم.

1219
01:10:35,590 --> 01:10:36,960
‫چه جور کتابی دوست داری؟

1220
01:10:36,960 --> 01:10:38,390
‫همه جور.

1221
01:10:38,390 --> 01:10:40,460
‫عملا کتاب‌ها رو از آدم‌ها بیشتر دوست دارم.

1222
01:10:42,470 --> 01:10:43,830
‫منم همینطور.

1223
01:10:43,830 --> 01:10:44,730
‫محبوبترین نوع کتابی که دوست دارم...

1224
01:10:44,730 --> 01:10:47,570
‫اونایی هستن که
‫ شخصیتش با سختی مواجه میشه،

1225
01:10:47,570 --> 01:10:49,910
‫ولی در آخر بر اونا غلبه می‌کنه.

1226
01:10:50,470 --> 01:10:52,370
‫احتمالا احمقانه‌ست.

1227
01:10:52,380 --> 01:10:53,840
‫می‌دونم زندگی اینطوری نیست.

1228
01:10:53,840 --> 01:10:56,480
‫شاید به همین خاطر مورد علاقت‌ه؟

1229
01:10:57,850 --> 01:10:59,420
‫شاید.

1230
01:10:59,520 --> 01:11:03,820
‫دقیقا کتابی که...
‫تازه اومده. یه لحظه صبر کن.

1231
01:11:12,760 --> 01:11:14,560
‫خانم؟

1232
01:11:17,300 --> 01:11:18,630
‫او کتاب را روی پیشخوان می‌گذارد،

1233
01:11:18,640 --> 01:11:22,470
‫شاید یک وقت مری تصمیم گرفت برگردد.

1234
01:11:23,640 --> 01:11:28,780
‫مری رفته به ساحل،
‫ولی بچه با او نیست.

1235
01:11:28,780 --> 01:11:31,380
‫قبلا تو تیم شنا، شنا می‌کرد.

1236
01:11:31,410 --> 01:11:33,780
‫آنقدر زرنگ بود که
‫ جایزه‌ی ایالتی را در دبیرستان...

1237
01:11:33,780 --> 01:11:35,720
‫برنده شود.

1238
01:11:35,720 --> 01:11:38,650
‫آن روز، آب سرد بود،

1239
01:11:38,660 --> 01:11:41,320
‫و مری تمرین نداشت.

1240
01:11:41,890 --> 01:11:45,060
‫با شنا از فانوس دریایی می‌گذره،

1241
01:11:45,060 --> 01:11:48,030
‫و نمی‌خواهد برگردد.

1242
01:11:58,540 --> 01:12:00,780
‫آفرین، مایا!

1243
01:12:09,420 --> 01:12:12,920
‫اون لوح رو قاب می‌گیرم.

1244
01:12:14,090 --> 01:12:16,990
‫حالا هر چی. رتبه سوم‌ه.

1245
01:12:18,030 --> 01:12:20,630
‫داستانت شگفت انگیز بود.

1246
01:12:21,400 --> 01:12:22,900
‫جدی میگم.

1247
01:12:24,430 --> 01:12:26,040
‫ممنون، ایمی.

1248
01:12:27,540 --> 01:12:29,040
‫مگه نه، ای.جی؟

1249
01:12:54,660 --> 01:12:56,560
‫- صبر کن.
‫- بابا، من واقعا...

1250
01:12:56,570 --> 01:12:57,830
‫اینجور چیزها هیچوقت عادلانه نیستن.

1251
01:12:57,830 --> 01:13:01,870
‫مردم چیزی رو دوست دارن
‫ که دلشون بخواد و این چیز خوب...

1252
01:13:01,870 --> 01:13:03,740
‫و بدی‌ه.

1253
01:13:03,740 --> 01:13:05,010
‫در مورد سلیقه‌ی شخصی‌ه،

1254
01:13:05,010 --> 01:13:07,980
‫و یه گروه خاص از آدم‌ها تو یه روز خاص.

1255
01:13:07,980 --> 01:13:11,580
‫مثلا، دو نفر از سه فینالیست، زن بودن،

1256
01:13:11,580 --> 01:13:14,750
‫که ممکنه کفه‌ی ترازو رو
‫ به سمت مرد کج کرده باشه.

1257
01:13:14,750 --> 01:13:17,450
‫شاید مادربزرگ یکی از داورها،

1258
01:13:17,450 --> 01:13:18,490
‫هفته‌ی پیش مرده،

1259
01:13:18,490 --> 01:13:21,460
‫که باعث شده
‫ اون داستان، خصوصا تاثیرگذار بشه.

1260
01:13:21,460 --> 01:13:22,890
‫آدم هرگز نمی‌دونه.

1261
01:13:22,890 --> 01:13:25,130
‫ولی این چیزیه که می‌دونم.

1262
01:13:25,960 --> 01:13:31,430
‫سفری به ساحل، نوشته‌ی مایا تیمور لنگ فیکری،

1263
01:13:33,140 --> 01:13:35,840
‫ یه نویسنده اون رو نوشته.

1264
01:13:44,710 --> 01:13:46,580
‫می‌دونم احمقانه‌ست،

1265
01:13:47,020 --> 01:13:49,520
‫فقط خیلی دوست داشتم برنده بشم.

1266
01:13:51,590 --> 01:13:53,020
می‌دونم

1267
01:14:05,000 --> 01:14:09,100
‫آره، باشه، ولی چه اتفاقی واسه ویولون افتاد؟

1268
01:14:09,110 --> 01:14:12,180
‫آخه، من اینجا متوجه چیزی نشدم؟

1269
01:14:12,480 --> 01:14:15,480
‫یه ویولون گرونقیمت که همینطوری...

1270
01:14:15,480 --> 01:14:16,840
‫دود نمیشه بره هوا.

1271
01:14:16,850 --> 01:14:18,110
‫شاید منظور نویسنده همینه،

1272
01:14:18,110 --> 01:14:20,210
‫که منظور، ویولون نیست؟

1273
01:14:21,480 --> 01:14:22,950
‫معلومه که منظور اونه.

1274
01:14:22,950 --> 01:14:24,990
‫شاید منظور اینه که چطور ویولون...

1275
01:14:24,990 --> 01:14:26,750
‫رو زندگی همه تاثیر میذاره؟

1276
01:14:26,760 --> 01:14:28,560
‫هوی.

1277
01:14:28,560 --> 01:14:30,660
بی خیال

1278
01:14:30,660 --> 01:14:31,990
‫ازم دفاع کن، ای.جی.

1279
01:14:31,990 --> 01:14:34,160
‫لازم نیست همیشه بدونی کی ویولون رو دزدیده.

1280
01:14:34,160 --> 01:14:36,900
‫پسر، طبق تجربه‌ی من، اگه این رو بدونی،
‫کتاب همیشه...

1281
01:14:36,900 --> 01:14:37,800
‫راضی کننده تره.

1282
01:14:37,800 --> 01:14:38,970
‫- اوه!
‫- ممنون!

1283
01:14:38,970 --> 01:14:42,100
‫هر چند البته خودم از ابهام بدم نمیاد.

1284
01:14:42,100 --> 01:14:43,610
‫خائن!

1285
01:14:43,910 --> 01:14:47,740
‫لامبیاسی، تو اصلا کتاب رو خوندی؟

1286
01:14:47,910 --> 01:14:49,840
‫آره، این کتاب رو دو بار خوندم.

1287
01:14:49,850 --> 01:14:51,750
‫یه بار، گذاشتمش تو...

1288
01:14:51,750 --> 01:14:52,680
‫- سلام!
‫- سلام.

1289
01:14:52,680 --> 01:14:55,550
‫پنجاه نسخه از «شهر ما» لازم دارم.

1290
01:14:55,550 --> 01:14:56,650
‫یه کتاب کلاسیک‌ه.

1291
01:14:56,650 --> 01:14:58,950
‫دوستش داشتم. بدون قضاوت.

1292
01:14:58,960 --> 01:15:01,590
‫اگه به عکسش نگاه کنی،
‫به صورت واضح داره میگه،

1293
01:15:01,590 --> 01:15:03,990
‫هیچوقت نمی‌فهمی اون ویولون لعنتی کجاست.

1294
01:15:03,990 --> 01:15:05,860
‫ولی یه پوزخند تو صورتش داره.

1295
01:15:05,860 --> 01:15:06,960
‫درسته، درسته.

1296
01:15:07,930 --> 01:15:09,600
‫گفتی این چه گروهی‌ه؟

1297
01:15:09,600 --> 01:15:11,500
‫انتخاب رئیس.

1298
01:15:17,110 --> 01:15:20,610
‫خب، وقتی پلیس نیستی، چیکار می‌کنی؟

1299
01:15:20,610 --> 01:15:22,980
‫خب، باور بکنی یا نه،
‫کتاب زیاد می‌خونم.

1300
01:15:22,980 --> 01:15:27,080
‫یعنی، شاید از نظر تو اونقدر زیاد نباشه.

1301
01:15:27,080 --> 01:15:28,880
‫می‌دونم انگلیسی درس میدی.

1302
01:15:28,890 --> 01:15:30,020
‫چی می‌خونی؟

1303
01:15:30,020 --> 01:15:31,290
‫یه ذره از همه‌چی.

1304
01:15:31,290 --> 01:15:34,160
‫با رمان‌های جنایی شروع کردم.

1305
01:15:34,960 --> 01:15:37,590
‫این خیلی قابل پیش‌بینی‌ه.

1306
01:15:37,590 --> 01:15:39,530
‫آخه من یه پلیسم.

1307
01:15:39,530 --> 01:15:42,000
‫هیچکدوم از کتاب‌های دنیل رو خوندی؟

1308
01:15:42,000 --> 01:15:44,100
‫یکی. اولیش.

1309
01:15:44,100 --> 01:15:45,100
‫ازش خوشت اومد؟

1310
01:15:45,100 --> 01:15:47,000
‫سلیقه‌ی من نبود.

1311
01:15:47,000 --> 01:15:49,710
‫ولی خیلی خوب نوشته شده بود.

1312
01:15:51,310 --> 01:15:53,110
‫دلت واسه شوهرت تنگ میشه؟

1313
01:15:53,110 --> 01:15:56,680
‫بهترین بخش‌های اون، تو کتاب‌هاش بودن.

1314
01:15:58,250 --> 01:15:59,950
‫تو دوست داری چی بخونی؟

1315
01:15:59,950 --> 01:16:02,750
‫نمایشنامه‌ها، اشعار غیر عادی.

1316
01:16:02,750 --> 01:16:05,050
‫کتاب‌هایی که هر سال درس میدم.

1317
01:16:05,050 --> 01:16:06,820
‫مثل دوستان قدیمیم هستن.

1318
01:16:06,820 --> 01:16:09,220
‫ولی، اگه بخوام یه چیزی رو
‫ فقط واسه خودم انتخاب کنم،

1319
01:16:09,230 --> 01:16:10,860
‫یه چیز جدید...

1320
01:16:11,730 --> 01:16:14,960
‫میگم شخصیت مورد علاقه‌م...

1321
01:16:14,960 --> 01:16:18,070
‫زنی در یه جای دوردست‌ه.

1322
01:16:18,070 --> 01:16:20,830
‫مثل هند یا بانکوک.

1323
01:16:20,840 --> 01:16:22,600
‫تازه شوهرش رو ترک کرده،

1324
01:16:22,610 --> 01:16:24,070
‫یا شاید اصلا شوهر نداشته،

1325
01:16:24,070 --> 01:16:25,710
‫چون از روی خرد می‌دونسته،

1326
01:16:25,710 --> 01:16:27,910
‫که زندگی متأهلی به درد اون نمی‌خوره.

1327
01:16:27,910 --> 01:16:30,710
‫خوشم میاد وقتی که چند تا دوست داره.

1328
01:16:31,050 --> 01:16:33,210
‫و خوشم میاد وقتی که کلاه رو سرش میذاره،

1329
01:16:33,220 --> 01:16:35,980
‫تا از پوستش در بابر آفتاب محافظت کنه.

1330
01:16:35,990 --> 01:16:39,120
‫من عاشق توصیفات هتل‌ها و...

1331
01:16:39,760 --> 01:16:41,760
‫و چمدون‌های برچسب‌دار هستم.

1332
01:16:41,760 --> 01:16:45,790
‫با یه کم داستان عاشقانه، ولی نه زیاد.

1333
01:16:45,800 --> 01:16:47,290
‫داستان مال یه دوره‌ست.

1334
01:16:47,300 --> 01:16:49,630
‫شاید یه جنگ،
‫ولی تو پس زمینه.

1335
01:16:49,630 --> 01:16:50,900
‫خونریزی زیاد نباشه.

1336
01:16:50,900 --> 01:16:54,170
‫با یه کم رابطه جنسی،
ولی نه جوری که خیلی طول و تفصیل داشته باشه

1337
01:16:55,070 --> 01:16:56,170
‫و بدون بچه.

1338
01:16:56,170 --> 01:16:59,840
‫چون معمولا داستان رو برام خراب می‌کنن.

1339
01:16:59,840 --> 01:17:00,670
‫من بچه ندارم.

1340
01:17:00,680 --> 01:17:02,080
‫بدم نمیاد تو زندگی واقعی بچه داشته باشم.

1341
01:17:02,080 --> 01:17:04,350
‫فقط نمی‌خوام درباره‌شون بخونم.

1342
01:17:05,350 --> 01:17:07,180
‫پایان داستان می‌تونه شاد یا غم‌انگیز باشه.

1343
01:17:07,180 --> 01:17:11,290
‫به شرطی که شایستگیش
‫ رو داشته باشه، برام مهم نیست.

1344
01:17:11,890 --> 01:17:14,220
‫بعد می‌تونه آروم بگیره و...

1345
01:17:14,220 --> 01:17:16,960
‫کسب و کار کوچیکش رو راه بندازه،

1346
01:17:18,130 --> 01:17:21,060
‫یا می‌تونه خودش رو تو اقیانوس غرق کنه.

1347
01:17:34,810 --> 01:17:36,110
‫سلام.

1348
01:17:39,320 --> 01:17:41,850
‫می‌خوام برات صبحونه درست کنم.

1349
01:17:55,160 --> 01:17:58,300
‫تا حالا به سبیل نداشتن فکر کردی؟

1350
01:17:58,300 --> 01:18:01,270
‫اگه اذیتت می‌کنه، میزنمش.

1351
01:18:02,940 --> 01:18:05,910
‫نه، ازش خوشم میاد.

1352
01:18:11,880 --> 01:18:15,180
‫تقریبا 30 سال پلیس بودم.

1353
01:18:17,020 --> 01:18:20,890
‫بعضی‌وقت‌ها پلیس نبودن سخته.

1354
01:18:20,890 --> 01:18:24,290
‫من بیش از حد رو چیزها تمرکز می‌کردم.

1355
01:18:24,290 --> 01:18:27,230
‫نویسنده‌ها و پلیس‌ها
‫ از این جهت مثل هم هستن.

1356
01:18:27,230 --> 01:18:28,860
‫کتاب خوب، کتاب بد.

1357
01:18:28,860 --> 01:18:31,830
‫این جزئیات‌ه که داستان رو بیان می‌کنه.

1358
01:18:32,300 --> 01:18:34,230
‫پز نمیدم ولی همیشه می‌تونم یه داستان رو...

1359
01:18:34,240 --> 01:18:36,770
‫قبل از تموم شدنش، حل کنم.

1360
01:18:36,770 --> 01:18:39,940
‫شاید کتابخوان بهتری باشم تا پلیس بهتر.

1361
01:18:41,010 --> 01:18:42,040
‫معماها رو حل می‌کنه.

1362
01:18:42,040 --> 01:18:45,210
‫معمولا، چیزی که سر جاش نیست.

1363
01:18:48,980 --> 01:18:51,490
‫ولی بعضی وقت‌ها چیزهایی جلوی چشمت‌ه،

1364
01:18:51,490 --> 01:18:54,150
‫که به خودت اجازه‌ی دیدنش رو نمیدی.

1365
01:18:54,160 --> 01:18:57,320
‫خوبه یکی رو داشته باشی که براش آشپزی کنی.

1366
01:18:57,330 --> 01:18:59,330
‫بوی خوبی داره.

1367
01:19:00,230 --> 01:19:02,360
‫تفاوت بین یک پلیس و یک نویسنده،

1368
01:19:02,360 --> 01:19:05,300
‫اینه که پلیس‌ها باید همه‌چی رو ببینن.

1369
01:19:06,300 --> 01:19:09,310
‫نویسنده‌ها می‌تونن انتخاب کنن چی رو ببینن،

1370
01:19:10,270 --> 01:19:12,140
‫و چی رو نادیده بگیرن.

1371
01:20:11,830 --> 01:20:14,940
‫سلام، میشه برگشتنی خونه بری خرید؟

1372
01:20:14,940 --> 01:20:16,940
‫مایع لباسشویی می‌خوایم...

1373
01:20:16,940 --> 01:20:18,070
‫- مایع لباسشویی.
‫- اسکاج...

1374
01:20:18,070 --> 01:20:20,040
‫- اسکاج.
‫- با انگور، اگه داشتن.

1375
01:20:20,040 --> 01:20:20,840
‫انگور.

1376
01:20:20,840 --> 01:20:22,380
‫باشه، اگه داشتن می‌خرم.

1377
01:20:22,380 --> 01:20:24,010
‫- باشه.
‫- دوستت دارم.

1378
01:20:24,010 --> 01:20:25,580
‫منم دوستت دارم.

1379
01:20:26,520 --> 01:20:28,320
‫اوه...

1380
01:20:46,270 --> 01:20:49,100
‫میشه برام هجیش کنی؟

1381
01:20:50,470 --> 01:20:53,010
‫دوست دارم تو گوگل سرچ کنم.

1382
01:21:12,030 --> 01:21:13,530
‫یه داستان پلیسی خوب برام تعریف کن.

1383
01:21:13,530 --> 01:21:15,260
‫منظورت یه داستان راجع به یه پلیس خوبه،

1384
01:21:15,260 --> 01:21:18,170
‫یا یه داستان جالب در مورد یه افسر پلیس.

1385
01:21:18,170 --> 01:21:19,600
‫دست خودته.

1386
01:21:19,640 --> 01:21:23,870
‫می‌خوام یه چیز سرگرم کننده
‫بشنوم تا حواسم رو از مشکلاتم پرت کنه.

1387
01:21:23,870 --> 01:21:27,040
‫چه مشکلاتی؟ تو یه زن عالی داری.

1388
01:21:27,040 --> 01:21:30,350
‫یه بچه‌ی بی‌نظیر.
‫کاسبی خوب.

1389
01:21:32,010 --> 01:21:33,880
‫بعد داستانت بهت میگم.

1390
01:21:34,880 --> 01:21:36,250
‫بذار فکر کنم.

1391
01:21:37,990 --> 01:21:39,350
‫حدود 15 سال پیش،

1392
01:21:39,360 --> 01:21:41,290
‫یه بچه میره آلیس‌تاون.

1393
01:21:41,290 --> 01:21:43,420
‫یه ماه مدرسه نرفته بود.

1394
01:21:43,430 --> 01:21:45,030
‫پدر و مادرش خیلی نگران بودن.

1395
01:21:45,030 --> 01:21:47,960
‫واسه همین تصمیم گرفتم
‫ یه روز اون بچه رو تعقیب کنم.

1396
01:21:47,960 --> 01:21:49,600
‫بعد یه مدت، رسیدیم به ساختمونی...

1397
01:21:49,600 --> 01:21:51,000
‫که تا حالا داخلش نرفته بودم.

1398
01:21:51,000 --> 01:21:53,430
‫درست جنب تقاطع مین و پارکر.

1399
01:21:53,440 --> 01:21:54,500
‫می‌دونی کجام؟

1400
01:21:54,500 --> 01:21:56,200
‫تو کتابخونه‌ای.

1401
01:21:56,210 --> 01:21:57,240
‫زدی تو خال!

1402
01:21:57,240 --> 01:21:59,040
‫اون موقع زیاد کتاب نمی‌خوندم.

1403
01:21:59,040 --> 01:22:03,280
‫اون رو تا بالای پله‌ها تا داخل
‫ یه کابین کتابخونه تو پشت دنبال کردم،

1404
01:22:03,280 --> 01:22:05,110
‫با خودم گفتم، حتما اون پشت...

1405
01:22:05,110 --> 01:22:06,050
‫داره مواد می‌کشه، درسته؟

1406
01:22:06,050 --> 01:22:08,220
‫بهترین جاست. خلوته.

1407
01:22:08,220 --> 01:22:09,280
‫ولی می‌دونی اون چی داشت؟

1408
01:22:09,290 --> 01:22:12,990
‫فکر کنم کتاب.
‫آخه خیلی تابلوئه.

1409
01:22:12,990 --> 01:22:13,550
‫یه کتاب قطور.

1410
01:22:13,560 --> 01:22:16,060
‫وسط خوندن کتاب «شوخی بی‌پایان» بود.

1411
01:22:16,060 --> 01:22:17,560
‫تا حالا خوندیش؟

1412
01:22:17,560 --> 01:22:18,690
‫داری از خودت در میاری.

1413
01:22:18,690 --> 01:22:20,390
‫داشت شوخی بی‌پایان رو می‌خوند.

1414
01:22:20,400 --> 01:22:22,400
‫گفت تو خونه نمی‌تونه بخونه،

1415
01:22:22,400 --> 01:22:24,630
‫چون باید از پنج خواهر و برادرش مراقبت کنه.

1416
01:22:24,630 --> 01:22:26,130
‫تو مدرسه نمی‌تونه بخونه، چون...

1417
01:22:26,140 --> 01:22:27,270
‫دوستاش مسخره‌ش می‌کنن.

1418
01:22:27,270 --> 01:22:29,940
‫واسه همین، مدرسه نمیرفت تا در آرامش بخونه.

1419
01:22:29,940 --> 01:22:32,310
‫این کتاب تمرکز زیادی می‌طلبه.

1420
01:22:32,310 --> 01:22:33,370
‫اون گفت: گوش کن، اومبره(مرد)،

1421
01:22:33,380 --> 01:22:37,080
‫تو مدرسه واسه من هیچی نیست.

1422
01:22:37,080 --> 01:22:38,250
‫همه چی تو این کتابه.

1423
01:22:38,250 --> 01:22:42,180
‫حدس زدم اون اسپانیایی باشه،
‫آخه از کلمه اومبره استفاده کرد.

1424
01:22:42,180 --> 01:22:43,320
‫منم برش گردوندم مدرسه.

1425
01:22:43,320 --> 01:22:46,450
‫مدیر مدرسه پرسید تنبیهش چی باشه.

1426
01:22:46,460 --> 01:22:48,160
‫منم ازش پرسیدم چقدر طول می‌کشه...

1427
01:22:48,160 --> 01:22:50,660
‫تا کتابش رو تموم کنه؟
‫اون گفت: دو هفته.

1428
01:22:50,660 --> 01:22:51,660
‫پس منم پیشنهاد دادم،

1429
01:22:51,660 --> 01:22:55,500
‫دو هفته تعلیق از کتابخانه به خاطر تخلف.

1430
01:22:57,200 --> 01:22:57,660
‫تو...

1431
01:22:57,670 --> 01:23:00,600
‫صد در صد داری این رو از خودت در میاری.

1432
01:23:00,600 --> 01:23:02,170
‫قبول کن.

1433
01:23:02,170 --> 01:23:03,040
‫چی...

1434
01:23:03,040 --> 01:23:05,140
‫اون بچه‌ی دردسرساز از مدرسه جیم نزد...

1435
01:23:05,140 --> 01:23:07,540
‫تا «شوخی بی‌پایان» رو بخونه.

1436
01:23:07,540 --> 01:23:10,140
‫از خودم در نمیارم، ای.جی.

1437
01:23:10,150 --> 01:23:11,710
‫آره، جدی میگم.

1438
01:23:11,710 --> 01:23:13,310
‫شوخی می‌کنی؟

1439
01:23:13,320 --> 01:23:14,550
‫بخدا قسم.

1440
01:23:17,590 --> 01:23:18,690
‫ای خدا...

1441
01:23:18,690 --> 01:23:19,450
‫من...

1442
01:23:19,460 --> 01:23:20,720
‫می‌خواستم...
‫به نظر افسرده میومدی.

1443
01:23:20,720 --> 01:23:24,360
‫می‌خواستم یه داستان برات
‫تعریف کنم که روحیه‌ت باز بشه.

1444
01:23:24,360 --> 01:23:26,390
‫ممنون، مرد.

1445
01:23:26,400 --> 01:23:28,130
‫خیلی ممنون.

1446
01:23:28,760 --> 01:23:32,230
‫راستی، چی می‌خواستی بهم بگی؟

1447
01:23:33,730 --> 01:23:41,730
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1448
01:23:43,350 --> 01:23:45,450
می‌خوام بدونی که دوستت دارم

1449
01:23:45,450 --> 01:23:46,710
‫و اگه توی گذشته‌ت
‫کاری هم کرده باشی،

1450
01:23:46,720 --> 01:23:49,250
‫بابتش قضاوت و پیش‌داوری نمی‌کنم.

1451
01:23:51,320 --> 01:23:54,390
‫از کیف توی کمد باخبرم.

1452
01:23:57,460 --> 01:24:00,230
‫می‌دونم کتاب اون توئه.

1453
01:24:01,500 --> 01:24:05,730
‫نمی‌دونم چطور رفته اونجا
‫و نمی‌خوام هم بدونم.

1454
01:24:07,500 --> 01:24:09,410
‫کتاب داغون شده.

1455
01:24:10,510 --> 01:24:16,110
‫ولی حتی یه تیمور لنگ داغون
‫هنوز هم باید کلی قیمتش باشه.

1456
01:24:16,680 --> 01:24:19,180
‫ای.جی و ایمی به پول نیاز دارن.

1457
01:24:22,280 --> 01:24:24,390
‫پول رو واسه چی لازم دارن؟

1458
01:24:25,650 --> 01:24:27,620
‫ای.جی سرطان داره.

1459
01:24:29,060 --> 01:24:32,560
‫از نظر من، اثر انگشت رو
‫ از رو کتاب پاک می‌کنیم،

1460
01:24:32,800 --> 01:24:35,430
‫تو یه پاکت میذاریم و پس می‌فرستیمش.

1461
01:24:35,430 --> 01:24:39,200
‫لازم نیست هیچکس بدونه
‫ از کجا یا از طرف کی اومده.

1462
01:24:45,410 --> 01:24:47,510
‫چند وقته می‌دونی؟

1463
01:24:47,680 --> 01:24:51,210
‫از اولین باری که اومدم خونه‌ت.

1464
01:24:51,250 --> 01:24:53,250
‫ناراحت نبودی؟
‫من رو تحویل ندادی؟

1465
01:24:53,250 --> 01:24:55,820
‫به من ربطی نداره، ایزی.

1466
01:24:56,450 --> 01:25:00,190
‫من به عنوان
‫ یه افسر پلیس، نیومده بودم تو خونه‌ت.

1467
01:25:00,190 --> 01:25:02,390
‫نباید وسایلت رو می‌گشتم.

1468
01:25:02,390 --> 01:25:05,230
‫گفتم حتما یه داستانی پشتش داره.

1469
01:25:12,300 --> 01:25:14,540
‫می‌خوام بهت بگم چی شد.

1470
01:25:15,140 --> 01:25:17,110
‫لازم نیست بدونم.

1471
01:25:17,840 --> 01:25:20,180
‫می‌خوام بدونی.

1472
01:25:29,550 --> 01:25:30,820
‫اولین باری که ماریان والاس...

1473
01:25:30,820 --> 01:25:34,160
‫اومد دیدنم، پنج ماهه حامله بودم.

1474
01:25:34,290 --> 01:25:37,560
‫مایا همراهش بود،
‫بچه حدودا دو سالش بود.

1475
01:25:37,560 --> 01:25:41,160
‫و گفت: مایا دختر دنیل‌ه.

1476
01:25:41,160 --> 01:25:44,600
‫منم گفتم، به حرفم هم هم افتخار نمی‌کنم،

1477
01:25:44,600 --> 01:25:45,770
‫از کجا بدونم دروغ نمیگی؟

1478
01:25:45,770 --> 01:25:47,470
‫فکر می‌کنی اولین نفری هستی که میای اینجا،

1479
01:25:47,470 --> 01:25:50,470
‫و میگی بچه‌ی دنیل رو داری؟

1480
01:25:50,470 --> 01:25:52,240
‫همه‌ش عذرخواهی می‌کرد.

1481
01:25:52,240 --> 01:25:54,510
‫گفت: لازم نیست بچه، بخشی از...

1482
01:25:54,510 --> 01:25:56,340
‫زندگی دنیل پریش باشه.

1483
01:25:56,350 --> 01:25:58,680
‫همه‌ش دنیل رو با اسم و فامیل صدا می‌کرد.

1484
01:25:58,680 --> 01:26:00,350
‫آخه اون یه طرفدار بود، می‌دونی.

1485
01:26:00,350 --> 01:26:03,320
‫لازم نیست بچه،
‫بخشی از زندگی دنیل پریش باشه.

1486
01:26:03,320 --> 01:26:05,920
‫دیگه هرگز مزاحمتون نمی‌شیم، قسم می‌خورم.

1487
01:26:05,920 --> 01:26:07,490
‫فقط واسه شروع، یه کم پول لازم داریم.

1488
01:26:07,490 --> 01:26:08,920
‫مامان، مامان.

1489
01:26:08,920 --> 01:26:10,290
‫تا بریم دنبال زندگیمون.

1490
01:26:10,290 --> 01:26:12,930
‫دنیل گفت کمک می‌کنه
‫ولی حالا هیچ جا پیداش نمی‌کنم.

1491
01:26:12,930 --> 01:26:14,430
‫مامان، مامان، مامان...

1492
01:26:14,430 --> 01:26:16,300
‫تو مسافرت‌ه.

1493
01:26:17,270 --> 01:26:20,340
‫باهاش حرف میزنم ببینم چیکار می‌تونم بکنم.

1494
01:26:20,570 --> 01:26:22,870
‫اون شب تلفنی با دنیل حرف زدم.

1495
01:26:22,870 --> 01:26:26,840
‫تماس خوبی بود، واسه همین
‫اسم ماریان والاس رو نیاوردم.

1496
01:26:27,240 --> 01:26:31,410
‫وقتی اون بچه به دنیا بیاد،
‫من یه مرد دیگه میشم.

1497
01:26:31,850 --> 01:26:33,650
‫این رو قبلا شنیده بودم.

1498
01:26:33,650 --> 01:26:35,320
‫نه، جدی میگم.

1499
01:26:35,320 --> 01:26:36,950
‫صد در صد کمتر مسافرت می‌کنم.

1500
01:26:36,950 --> 01:26:39,390
‫خونه می‌مونم، بیشتر می‌نویسم،

1501
01:26:39,390 --> 01:26:41,420
‫درست همون موقع و همونجا تصمیم گرفتم...

1502
01:26:41,420 --> 01:26:44,830
‫که مشکل ماریان والاس رو خودم حل کنم.

1503
01:26:45,590 --> 01:26:48,600
‫یه راه برای خریدنش پیدا می‌کردم.

1504
01:26:49,330 --> 01:26:52,430
‫اون پایین، خواهرم بیشتر از
‫یه سال بود که فوت کرده بود،

1505
01:26:52,430 --> 01:26:56,570
‫و شوهرش به طور یکنواخت
‫ داشت خودش رو با نوشیدن می‌کشت.

1506
01:26:56,570 --> 01:26:57,500
‫سلام، زن مرده.

1507
01:26:57,510 --> 01:27:02,610
‫به خاطر وظیفه‌ای که در قبال خواهرم داشتم،
‫بعضی شب‌ها به ای.جی سر میزدم.

1508
01:27:03,610 --> 01:27:04,680
‫بیا.

1509
01:27:12,550 --> 01:27:14,690
‫مردم همیشه فکر می‌کردن ما پولدار بودیم.

1510
01:27:14,690 --> 01:27:17,990
‫ولی دنیل هر دلاری که
‫ در میاوردیم رو خرج می‌کرد.

1511
01:27:18,530 --> 01:27:21,860
‫اون شب تیمور لنگ رو دیدم. با خودم گفتم...

1512
01:27:23,270 --> 01:27:25,630
‫این می‌تونه همه‌چی رو حل کنه.

1513
01:27:26,540 --> 01:27:28,940
‫روز بعد، همه داشتن دنبال تیمور لنگ می‌گشتن.

1514
01:27:28,940 --> 01:27:32,010
‫سلام، با ماریان والاس کار دارم.

1515
01:27:32,840 --> 01:27:34,240
‫ممنون.

1516
01:27:34,240 --> 01:27:36,750
‫ولی رفته بودم کمبریج.

1517
01:27:40,450 --> 01:27:41,880
‫بیا.

1518
01:27:44,420 --> 01:27:47,350
‫می‌تونی بفروشیش. کلی پولشه.

1519
01:27:47,360 --> 01:27:47,850
‫چیز دندون گیری‌ه؟

1520
01:27:47,860 --> 01:27:50,820
‫نه، ولی مال دنیل‌ه
‫ و اون می‌خواد مال تو باشه،

1521
01:27:50,830 --> 01:27:53,560
‫ولی هرگز نباید بگی از کجا آوردیش.

1522
01:27:53,560 --> 01:27:55,030
‫می‌تونی ببریش تو یه سالن حراج،

1523
01:27:55,030 --> 01:27:56,660
‫یا پیش فروشنده‌های کتاب‌های کمیاب.

1524
01:27:56,670 --> 01:28:00,800
‫فقط بگو تو قفسه‌ی
‫ کتاب‌های دست دوم پیداش کردی.

1525
01:28:01,540 --> 01:28:04,440
‫یه مدت خبری از ماریان والاس نشنیدم،

1526
01:28:04,440 --> 01:28:08,310
‫و فکر کردم شاید همه‌چی تموم شد.

1527
01:28:08,880 --> 01:28:10,380
‫ولی البته اینطور نبود.

1528
01:28:10,380 --> 01:28:12,350
‫گفت پیش تک‌تک سالن‌های حراج ...

1529
01:28:12,350 --> 01:28:14,350
‫و فروشنده‌های کتب کمیاب
‫ تو منطقه‌ی بوستون رفته،

1530
01:28:14,350 --> 01:28:15,880
‫ولی هیچکدومشون
‫ حاضر نبودن کتاب رو ازش بگیرن،

1531
01:28:15,880 --> 01:28:18,620
‫چون سرمنشاء نداشت.

1532
01:28:18,620 --> 01:28:19,720
‫و پلیس‌ها بابت...

1533
01:28:19,720 --> 01:28:22,460
‫یه نسخه‌ی دزدی تیمور لنگ، زنگ زده بودن.

1534
01:28:22,460 --> 01:28:24,860
‫با این چیکار کنم؟

1535
01:28:25,730 --> 01:28:29,330
‫تا حالا تیمور لنگ رو خوندین، خانم پریش؟

1536
01:28:29,330 --> 01:28:30,700
‫خیلی غم‌انگیزه.

1537
01:28:30,700 --> 01:28:32,900
‫در مورد یه فاتح ترک‌ه که...

1538
01:28:32,900 --> 01:28:34,630
‫که عشق زندگیش،
‫یه دختر بیچاره‌ی روستایی رو...

1539
01:28:34,640 --> 01:28:37,010
‫یه دختر بیچاره‌ی روستایی،
‫اونم به خا...

1540
01:28:37,440 --> 01:28:39,770
‫به خاطر قدرت، معامله می‌کنه.

1541
01:28:39,780 --> 01:28:41,710
‫منم اون زن بدجنسی‌ام که تو رو...

1542
01:28:41,710 --> 01:28:44,040
‫از عشق زندگیت دور نگه داشته؟

1543
01:28:44,050 --> 01:28:45,480
‫نه.

1544
01:28:46,320 --> 01:28:51,020
‫بدترین بخشش اینه که،
‫می‌دونستم دارم چیکار می‌کنم.

1545
01:28:51,790 --> 01:28:54,350
‫اون واسه کتابخوانی اومد دانشگاهمون.

1546
01:28:54,360 --> 01:28:57,890
‫من عاشق کتابش بودم، وقتی باهاش خوابیدم،

1547
01:28:57,890 --> 01:29:01,060
‫زندگینامه‌ش رو صد بار خونده بودم،

1548
01:29:01,060 --> 01:29:03,800
‫و می‌دونستم که زن داره.

1549
01:29:05,770 --> 01:29:08,400
‫من اشتباهات زیادی کردم.

1550
01:29:10,940 --> 01:29:12,870
‫نمی‌تونم کمکت کنم.

1551
01:29:15,580 --> 01:29:18,610
‫با خودم فکر کردم فردا
‫یواشکی میرم تو خونه‌ی ای.جی،

1552
01:29:18,610 --> 01:29:21,050
‫یا روز بعدش و کتاب رو میذارم سر جاش.

1553
01:29:21,050 --> 01:29:23,550
‫همون موقع بود که متوجه شدم...

1554
01:29:38,830 --> 01:29:40,000
‫اونجوری که من می‌بینم،

1555
01:29:40,000 --> 01:29:45,410
‫تو با دزدیدن اون دست‌نوشته،
‫ زندگی ای.جی فیکری رو نجات دادی.

1556
01:29:46,640 --> 01:29:48,810
‫تو چه جور پلیسی هستی؟

1557
01:29:50,110 --> 01:29:51,950
‫مدل قدیمیش.

1558
01:29:55,720 --> 01:29:57,020
‫سلام.

1559
01:29:57,590 --> 01:29:59,620
‫این به در تکیه داده شده بود.

1560
01:29:59,620 --> 01:30:01,920
‫ممکنه از طرف یه آشپزخونه‌ دیگه باشه.

1561
01:30:01,920 --> 01:30:05,060
‫این رو نگو.
‫ممکنه چیز مهمی باشه.

1562
01:30:05,490 --> 01:30:08,090
‫خب، کتاب جنایی خوب چی داری؟

1563
01:30:08,100 --> 01:30:10,530
‫یه چیز جدید واسه «انتخاب رئیس» می‌خوام.

1564
01:30:10,530 --> 01:30:12,470
‫هوم.

1565
01:30:12,470 --> 01:30:14,800
‫شاید این؟

1566
01:30:17,510 --> 01:30:19,810
‫هوشمندانه، جذاب و جالب.

1567
01:30:19,810 --> 01:30:21,180
‫آره.

1568
01:30:22,080 --> 01:30:23,440
‫قلم شماره 2200.

1569
01:30:23,450 --> 01:30:25,880
‫موردی که دقیقه نود به حراج امشب اضافه شد،

1570
01:30:25,880 --> 01:30:26,910
‫و یه موقعیت نادر...

1571
01:30:26,920 --> 01:30:28,720
‫برای خبره‌های کتب نفیس.

1572
01:30:28,720 --> 01:30:31,680
‫تیمور لنگ و دیگر اشعار، اثر ادگار آلن پو.

1573
01:30:31,690 --> 01:30:35,620
‫وقتی پو 18 ساله بوده
‫نوشته شده و منتسب به یک بوستونیه.

1574
01:30:35,620 --> 01:30:38,120
‫اون موقع فقط 50 نسخه چاپ شده.

1575
01:30:38,130 --> 01:30:39,930
‫تیمور لنگ یک جواهر سلطنتی...

1576
01:30:39,930 --> 01:30:42,160
‫تو هر مجموعه کتب کمیابی می‌تونه باشه.

1577
01:30:42,160 --> 01:30:44,030
‫پشت این نسخه کمی فرسوده شده،

1578
01:30:44,030 --> 01:30:46,170
‫و رو جلدش علائم ماژیک مشاهده میشه.

1579
01:30:46,170 --> 01:30:49,040
‫این صدمات نباید به هیچ وجه
‫ تاثیری روی از بین بردن زیباییش داشته باشه،

1580
01:30:49,040 --> 01:30:50,970
‫یا از کمیابی اون بکاهه،

1581
01:30:50,970 --> 01:30:53,070
‫و این غلو نیست.

1582
01:30:53,070 --> 01:30:55,780
‫مزایده رو با 20 هزار دلار شروع می‌کنیم.

1583
01:30:55,780 --> 01:30:57,880
‫کسی 20 هزار تا می‌خواد؟
‫بله، 20 هزار تا.

1584
01:30:57,880 --> 01:31:00,050
‫کسی 25 تا نبود؟ 25، 25، 25...

1585
01:31:00,050 --> 01:31:01,050
‫25می‌بینم!

1586
01:31:01,050 --> 01:31:03,650
‫کسی 30 تا می‌خواد؟ 30، 30، 30...

1587
01:31:05,050 --> 01:31:08,960
‫شکوفایی دیرهنگام واقعا یه مشت چرند بود.

1588
01:31:09,760 --> 01:31:10,920
‫اونجا رو یادته که فریدمن نوشته...

1589
01:31:10,930 --> 01:31:14,530
‫به واقع نمی‌تونی
‫ اتاق یه بیمارستان رو توصیف کنی؟

1590
01:31:14,930 --> 01:31:16,000
‫وقتی شخصی که دوستش داری، اون توئه،

1591
01:31:16,000 --> 01:31:19,470
‫توصیف کردنش خیلی دردناکه؟

1592
01:31:19,470 --> 01:31:21,800
‫چطور به نظرمون این شاعرانه بود؟

1593
01:31:21,800 --> 01:31:24,640
‫نه، جدی میگم،
‫حالم از خودمون به هم می‌خوره.

1594
01:31:24,640 --> 01:31:27,240
‫تو این مرحله از زندگیم،
‫پیش تمام کسانی هستم...

1595
01:31:27,240 --> 01:31:28,710
‫که هرگز نمی‌خواستن اون کتاب رو بخونن.

1596
01:31:28,710 --> 01:31:30,510
‫پیش طراحی هستم که رو جلد...

1597
01:31:30,510 --> 01:31:32,810
‫عکس گل و پا گذاشته.
‫چون می‌دونی چیه؟

1598
01:31:32,810 --> 01:31:34,710
‫می‌تونی اتاق یه بیمارستان رو توصیف کنی.

1599
01:31:34,720 --> 01:31:36,520
‫خاکستری‌ه.

1600
01:31:36,820 --> 01:31:39,790
‫و هنرش، بدترین هنری‌ه که تا حالا دیدی.

1601
01:31:39,790 --> 01:31:42,020
‫و بوی همه‌چی جوریه که انگار سعی داری...

1602
01:31:42,020 --> 01:31:43,890
‫بوی کثافت رور بپوشونی.

1603
01:31:43,890 --> 01:31:45,630
‫ایمی...

1604
01:31:46,130 --> 01:31:49,000
‫تو عاشق «شکوفایی دیرهنگام» بودی.

1605
01:31:49,600 --> 01:31:52,830
‫آره، ولی دوست نداشتم تو
‫ یه جور نسخه‌ی نمایشنامه‌ایش...

1606
01:31:52,830 --> 01:31:54,940
‫تو دهه‌ی 40 سالگیم باشم.

1607
01:31:58,670 --> 01:32:00,280
‫هی.

1608
01:32:07,280 --> 01:32:10,720
‫واقعا فکر می‌کنی باید این عمل رو انجام بدم؟

1609
01:32:11,890 --> 01:32:13,990
‫آره، همینطوره.

1610
01:32:13,990 --> 01:32:15,190
‫ولی ارزشش رو داره؟

1611
01:32:15,190 --> 01:32:18,990
‫واسه دو سال بیشتر
‫ که به احتمال زیاد، مزخرف باشه؟

1612
01:32:20,100 --> 01:32:22,830
‫- آره.
‫- آقای فیکری...

1613
01:32:23,700 --> 01:32:25,000
‫فقط...

1614
01:32:28,170 --> 01:32:29,910
‫دوستت دارم.

1615
01:32:32,740 --> 01:32:33,970
‫می‌خوام با یه چیز هوشمندانه‌تری...

1616
01:32:33,980 --> 01:32:37,810
‫از پیشت برم،
‫ولی فقط همین رو بلدم.

1617
01:32:41,150 --> 01:32:44,190
‫آقای فیکری، وقتشه.

1618
01:32:52,860 --> 01:32:54,260
‫بابا.

1619
01:33:17,620 --> 01:33:20,890
‫در آخرین روزهای عمر کتابفروش،

1620
01:33:20,890 --> 01:33:23,790
‫خواندن مشکل شد.

1621
01:33:23,790 --> 01:33:26,790
‫رمان‌ها غیر ممکن شده بودند.

1622
01:33:26,800 --> 01:33:27,990
‫اگه خیل سخت سعی می‌کرد،

1623
01:33:28,000 --> 01:33:31,130
‫می‌تونست یه داستان کوتاه رو بخونه.

1624
01:33:31,630 --> 01:33:35,270
‫دختر ازش پرسید می‌ترسه یا نه.

1625
01:33:35,800 --> 01:33:37,640
‫او گفت: از مرگ نه،

1626
01:33:37,640 --> 01:33:40,280
‫ولی کمی از این بخشی
‫که توش هستم، ترس دارم.

1627
01:33:41,140 --> 01:33:43,880
‫هر روز، از وجودم کمتر میشه.

1628
01:33:44,850 --> 01:33:50,090
‫ولی تو حالا اینجایی،
‫پس منم خوشحالم که اینجام.

1629
01:33:51,220 --> 01:33:53,150
‫حتی بدون کتاب.

1630
01:34:02,330 --> 01:34:04,270
‫برات بخونم، بابا؟

1631
01:34:05,330 --> 01:34:07,200
‫هوم.

1632
01:34:09,900 --> 01:34:13,680
‫دالی با وقاری آرامبخش گفت: آه.

1633
01:34:13,840 --> 01:34:18,140
‫شب و روز گفت، و خوابیدن و راه رفتن،

1634
01:34:18,150 --> 01:34:20,380
‫و باران در خرمن.

1635
01:34:20,380 --> 01:34:22,820
‫یکی میرود و آن یکی می‌آید.

1636
01:34:22,820 --> 01:34:26,290
‫ولی ما نمی‌دانیم چطور و کجا.

1637
01:34:33,090 --> 01:34:34,700
‫بابا؟

1638
01:34:36,200 --> 01:34:37,830
‫بابا...

1639
01:34:47,340 --> 01:34:49,240
تو دیگه کی هستی؟

1640
01:34:49,240 --> 01:34:51,280
‫مایا.

1641
01:34:51,910 --> 01:34:54,820
‫صبح بخیر، درخت گیلاس!

1642
01:34:55,150 --> 01:34:58,050
‫صبح بخیر، کتابفروشی!

1643
01:35:02,690 --> 01:35:05,030
‫چرا گریه می‌کنی؟

1644
01:35:06,160 --> 01:35:08,000
‫داشتم کتاب می‌خوندم.

1645
01:35:13,370 --> 01:35:18,970
‫سفری به ساحل، نوشته‌ی مایا تیمور لنگ فیکری.

1646
01:35:20,310 --> 01:35:23,140
‫و یه نویسنده اون رو نوشته.

1647
01:35:26,050 --> 01:35:30,120
‫با وجود اینکه نمی‌تونم بگم
‫ تا آخر با خوبی و خوشی زندگی کردن،

1648
01:35:31,350 --> 01:35:33,490
‫این پایان بود.

1649
01:35:50,310 --> 01:35:52,440
‫نیستم.

1650
01:36:02,280 --> 01:36:05,950
‫باید نظرت رو راجع به یه چیز بپرسم.

1651
01:36:08,120 --> 01:36:11,190
‫دارم به گرفتن یه شغل جدید فکر می‌کنم.

1652
01:36:12,530 --> 01:36:15,800
‫اینجوری باید خیلی کمتر سفر کنم،

1653
01:36:16,260 --> 01:36:18,370
‫با یه کم پول بیشتر.

1654
01:36:18,500 --> 01:36:21,200
‫و می‌تونیم زمان بیشتری رو با هم بگذرونیم،

1655
01:36:21,200 --> 01:36:23,970
‫چون زیاد تو جاده نیستم.

1656
01:36:24,370 --> 01:36:26,810
‫منظورت اینه از آلیس بریم؟

1657
01:36:27,280 --> 01:36:29,280
‫اونقدرها دور نیست.

1658
01:36:30,280 --> 01:36:31,140
‫نیویورک‌ه.

1659
01:36:31,150 --> 01:36:34,780
‫هر وقت دوست داشته باشیم، می‌تونیم برگردیم.

1660
01:36:34,980 --> 01:36:38,120
‫می‌دونم اومدن به اینجا غیر ممکنه.

1661
01:36:38,120 --> 01:36:40,020
‫واقعا غیر ممکنه.

1662
01:36:44,130 --> 01:36:47,800
‫اگه دوست نداشته باشی،
‫اون شغل رو قبول نمی‌کنم.

1663
01:36:49,000 --> 01:36:52,130
‫می‌دونم چقدر اینجا رو دوست داری.

1664
01:36:53,300 --> 01:36:55,540
‫منم عاشق اینجام.

1665
01:36:57,170 --> 01:36:58,870
‫باشه.

1666
01:37:05,280 --> 01:37:07,850
‫باید قیافه‌ت رو ببینم.

1667
01:37:13,390 --> 01:37:15,020
‫باشه؟

1668
01:37:17,430 --> 01:37:20,130
‫مغازه چی میشه؟

1669
01:37:32,170 --> 01:37:34,140
‫پایان یک عصر.

1670
01:37:34,140 --> 01:37:35,070
‫آره.

1671
01:37:35,080 --> 01:37:38,410
‫آمیلیا گفت سعی کرده
‫یه نفر واسه اداره‌ش پیدا کنه، ولی...

1672
01:37:39,180 --> 01:37:40,610
‫یه فکر عجیب دارم.

1673
01:37:40,620 --> 01:37:43,050
‫نظرت چیه من و تو اونجا رو اداره کنیم؟

1674
01:37:44,450 --> 01:37:48,190
‫تو این اقتصاد،
‫این واقعا فکر عجیبی‌ه.

1675
01:37:49,060 --> 01:37:50,560
‫احتمالا همینطوره.

1676
01:37:51,130 --> 01:37:53,230
‫می‌خوای بریم یه چیزی بخوریم؟

1677
01:37:53,230 --> 01:37:55,030
‫آره.

1678
01:38:01,140 --> 01:38:02,570
‫ولی اگه این کار رو بکنیم چی؟

1679
01:38:02,570 --> 01:38:04,140
‫آخه، من پس‌انداز دارم...

1680
01:38:04,140 --> 01:38:06,410
‫و حقوق بازنشستگی خوبی قراره بیاد به حسابم،

1681
01:38:06,410 --> 01:38:07,310
‫تو هم همینطور.

1682
01:38:07,310 --> 01:38:11,150
‫ای.جی گفت کسایی که تابستون میومدن،
‫کلی کتاب می‌خریدن.

1683
01:38:11,350 --> 01:38:15,210
‫کسایی که تابستون میان،
‫حالا کتابخوان الکترونیکی دارن.

1684
01:38:15,220 --> 01:38:16,320
‫درسته.

1685
01:38:16,320 --> 01:38:18,890
‫- ممنون.
‫- درسته.

1686
01:38:25,060 --> 01:38:27,160
‫می‌تونیم یه کافه هم باز کنیم.

1687
01:38:27,160 --> 01:38:30,430
‫این احتمالا تو دخل و خرج کمکمون کنه.

1688
01:38:31,030 --> 01:38:33,600
‫ای.جی همیشه در این مورد حرف میزد.

1689
01:38:33,600 --> 01:38:35,970
‫زیرزمین رو تبدیل به سالن تئاتر کنیم.

1690
01:38:35,970 --> 01:38:37,940
‫اینجوری، جلسه با نویسنده‌ها، لازم نیست...

1691
01:38:37,940 --> 01:38:39,210
‫وسط مغازه برگزار بشه.

1692
01:38:39,210 --> 01:38:42,140
‫پس‌زمینه‌ی معلمیت واسه این کار خیلی عالیه.

1693
01:38:46,410 --> 01:38:49,350
‫مطمئنی واسه این کار آماده‌ای؟

1694
01:38:49,350 --> 01:38:51,380
‫ما خیلی جوون نیستیم.

1695
01:38:51,390 --> 01:38:54,160
‫ولی هنوز پیر هم نشدیم.

1696
01:38:57,090 --> 01:38:58,460
‫من تمام عمرم تو آلیس زندگی کردم.

1697
01:38:58,460 --> 01:38:59,960
‫تنها جایی‌ه که تا حالا شناختم.

1698
01:38:59,960 --> 01:39:03,500
‫جای خوبیه،
‫می‌خوام همینطور نگهش دارم.

1699
01:39:04,500 --> 01:39:08,240
‫جایی که کتابفروشی
‫ نداشته باشه، جا نیست، ایزی.

1700
01:39:09,740 --> 01:39:17,740
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1701
01:40:11,600 --> 01:40:14,400
‫سلام. لطفا یه بلیت واسه جزیره‌ی آلیس بدین.

1702
01:40:14,400 --> 01:40:16,400
‫- یک طرفه یا دو طرفه؟
‫- دو طرفه.

1703
01:40:16,400 --> 01:40:19,140
‫- عالیه، خیلی ممنون!
‫- ممنون.

1704
01:41:04,220 --> 01:41:05,790
‫خوش اومدی.

1705
01:41:05,790 --> 01:41:07,790
‫آقای لامبیاسی.

1706
01:41:09,620 --> 01:41:12,430
‫یه کتاب براتون دارم!

1707
01:41:15,690 --> 01:41:19,440
[زندگی داستانی ای.جی.فیکری]

1708
01:41:19,464 --> 01:41:31,464
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
