WEBVTT

1
00:00:01.311 --> 00:00:26.311
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:27.811 --> 00:00:35.811
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

3
00:00:49.311 --> 00:00:54.279
‫[گزارش فرانسوی]

4
00:00:54.363 --> 00:01:02.227
‫[آرتور هویتزر جونیور]

5
00:01:02.301 --> 00:01:07.409
‫[انوی-سر-بلاس، فرانسه]

6
00:01:11.404 --> 00:01:13.437
‫با یک تعطیلات شروع شد.

7
00:01:13.931 --> 00:01:16.431
‫[میخانه، دخانیات، مجلات]

8
00:01:17.638 --> 00:01:20.237
‫«آرتور هویتزر جونیور»،
‫دانشجوی سال اول دانشکده،

9
00:01:20.304 --> 00:01:23.104
‫با اشتیاق برای فرار از آینده‌ای روشن
‫در "دشت‌های بزرگ"،

10
00:01:23.170 --> 00:01:26.671
‫پدر خود که مالک "لیبرتی، آفتاب غروب کانزاس"
‫بود را متقاعد کرد

11
00:01:26.738 --> 00:01:30.471
‫که هزینه های لازمه برای ادامه تحصیل وی
‫در آن‌سوی اقیانوس را فراهم سازد،

12
00:01:30.538 --> 00:01:32.273
‫که با نوشتن سفرنامه‌‌هایی،

13
00:01:32.297 --> 00:01:34.771
‫بتواند کسب و کار
‫خانوادگی را بیاموزد،

14
00:01:34.838 --> 00:01:38.758
‫تا برای مخاطبین مجله
‫"پیک‌نیک یکشنبه" منتشر شود.

15
00:01:51.371 --> 00:01:53.956
‫در طول ده سال بعد،
‫گروهی را جمع آوری کرد

16
00:01:53.980 --> 00:01:56.504
‫که متشکل از بهترین روزنامه‌نگاران
‫مهاجر زمان خودش بود.

17
00:01:56.571 --> 00:02:01.104
‫و "پیک‌نیک" را به
‫"گزارش فرانسوی" تغییر نام داد.

18
00:02:01.170 --> 00:02:05.137
‫گزارش‌های هفتگی واقعی
‫در مورد سیاست‌های جهانی،

19
00:02:05.204 --> 00:02:07.167
‫انواع و اقسام هنر ها، پوشاک،

20
00:02:07.191 --> 00:02:09.437
‫غذا های باکلاس، نوشیدنی های خوب،

21
00:02:09.504 --> 00:02:11.926
‫و داستان‌های متعدد
‫در مورد اشتیاق افراد

22
00:02:11.950 --> 00:02:13.604
‫در محله‌های دور و متفاوت.

23
00:02:15.671 --> 00:02:18.237
‫جهان را به کانزاس آورده بود.

24
00:02:23.104 --> 00:02:26.671
‫نویسندگان او تمام پایه و اساس
‫کتاب‌خانه های خوب آمریکایی بودند.

25
00:02:28.237 --> 00:02:29.504
‫«برنسن».

26
00:02:30.504 --> 00:02:32.137
‫«سازرک»،

27
00:02:33.170 --> 00:02:34.504
‫«کرمنتز»،

28
00:02:36.070 --> 00:02:37.648
‫و «روبیک رایت».

29
00:02:38.804 --> 00:02:41.265
‫یک خبر نگار که به عنوان بهترین نویسنده زنده

30
00:02:41.289 --> 00:02:43.691
‫از نظر کیفیت جملات در دقیقه تلقی می‌شود.

31
00:02:44.170 --> 00:02:46.861
‫دیگری نویسنده‌ای که
‫حتی یک مقاله هم ننوشته،

32
00:02:46.885 --> 00:02:49.575
‫اما سه دهه است که مکررا
‫مشغول رفت و آمد است.

33
00:02:50.137 --> 00:02:52.339
‫نویسنده‌ای نابینا که زیرکانه

34
00:02:52.363 --> 00:02:54.091
‫از دید دیگران می‌نوشت.

35
00:02:55.471 --> 00:02:57.618
‫با تجربه ترین زن جهان

36
00:02:57.642 --> 00:02:59.070
‫در دستور زبان.

37
00:03:01.070 --> 00:03:04.304
‫تصاویر روی جلد، آثاری از «هرمس جونز».

38
00:03:04.371 --> 00:03:06.371
‫«آرتور جونیور»، در عین خوش‌رفتاری...

39
00:03:06.437 --> 00:03:07.808
‫با نویسنده های خودش،

40
00:03:07.832 --> 00:03:10.170
‫با دیگر کارکنان مجله آنقدر محترم نبود.

41
00:03:10.237 --> 00:03:11.500
‫این دیگه چیه؟

42
00:03:11.524 --> 00:03:13.571
‫گفتم بوقلمون می‌خوام!

43
00:03:13.638 --> 00:03:15.320
‫گفتم کبابی و شکم پر باشه،

44
00:03:15.344 --> 00:03:17.026
‫کنارش هم چاقو و زائر باشه!

45
00:03:17.111 --> 00:03:18.612
‫سیستم مدیریت مالی او

46
00:03:18.636 --> 00:03:20.137
‫پیچیده، اما مؤثر بود.

47
00:03:20.222 --> 00:03:22.744
‫به مدت 15 سال هفته‌ای 150 فرانک بهش بده.

48
00:03:22.768 --> 00:03:26.070
‫با نرخ کلمه‌ای 5 سنت آمریکا،
‫بدون احتساب هزینه‌ها.

49
00:03:26.137 --> 00:03:28.340
‫متداول ترین و شاید سوال بر انگیز ترین

50
00:03:28.364 --> 00:03:30.137
‫توصیه ادبیاتی وی این بود که؛

51
00:03:30.204 --> 00:03:31.729
‫فقط یه جوری وانمود کن

52
00:03:31.753 --> 00:03:33.571
‫انگار عمدا اینطوری نوشتی.

53
00:03:33.638 --> 00:03:38.204
‫دقیقا پس از پنجاه سال غیبتش،
‫به "لیبرتی، کانزاس" بازگشت...

54
00:03:38.204 --> 00:03:40.170
‫...به مناسبت مراسم ختم خودش.

55
00:03:40.237 --> 00:03:42.590
‫که تا آن زمان تیراژ مجله

56
00:03:42.614 --> 00:03:45.425
‫ از نیم میلیون مشترک در
‫پنجاه کشور فراتر رفت.

57
00:03:46.041 --> 00:03:49.804
‫یک سبد حاوی از سنجاق‌ها،
‫نقاشی ها و نقل‌قول های رسمی

58
00:03:49.871 --> 00:03:51.643
‫همراهش به خاک سپرده شد.

59
00:03:51.667 --> 00:03:54.137
‫در کنار یک ماشین تحریر "آندرتی"،

60
00:03:54.204 --> 00:03:57.271
‫همچنین سه دسته از اوراق تحریر مصری.

61
00:04:01.604 --> 00:04:04.604
‫وی در قطعه تحریریه دفن شد.

62
00:04:07.137 --> 00:04:10.079
‫در وصیت‌نامه‌اش مقرر کرده بود

63
00:04:10.103 --> 00:04:12.027
‫که فورا پس از مرگش؛

64
00:04:12.112 --> 00:04:14.906
‫چاپخانه‌ها از بین رفته و منحل خواهند شد.

65
00:04:14.930 --> 00:04:17.437
‫تحریریه‌ها تخلیه و فروخته می‌شوند.

66
00:04:17.504 --> 00:04:20.771
‫پاداش‌های کلانی به کارکنان تعلق می‌گیرد
‫و از بند قراردادشان معاف می‌شوند.

67
00:04:20.838 --> 00:04:24.025
‫و این مجله برای همیشه متوقف خواهد شد.

68
00:04:24.504 --> 00:04:25.892
‫بنابراین،

69
00:04:25.916 --> 00:04:30.104
‫آگهی ترحیم این ناشر
‫همانند آگهی ترحیم این نشریه بود.

70
00:04:31.504 --> 00:04:35.137
‫با توجه به بخش‌های پر نشده قرارداد مشترکین،

71
00:04:35.222 --> 00:04:37.504
‫تمام هزینه‌های تحویل درب منزل
‫به آنها پس داده می‌شود.

72
00:04:40.271 --> 00:04:45.638
‫وفاتنامه او بر روی تخته‌ای نگارش شده
‫که بالای در دفترش است.

73
00:04:45.704 --> 00:04:47.604
‫مقاله «برنسن»؛ شاهکار بتنی.

74
00:04:47.671 --> 00:04:51.504
‫فقط توی جمله اولش سه تا فاعل،
‫دو تا فعل بدون صرف و نُه تا غلط املایی هست.

75
00:04:51.571 --> 00:04:53.237
‫بعضی‌هاشون عمدی بوده.

76
00:04:54.479 --> 00:04:56.471
‫داستان «کرمنتز»؛ تفسیر یک بیانیه.

77
00:04:56.580 --> 00:04:59.558
‫ما ازش 2500 کلمه خواستیم،
‫واسمون 14000 تا نوشت.

78
00:04:59.643 --> 00:05:01.784
‫به اضافه یادداشت‌های پایانی،
‫واژه‌نامه اصطلاحات و دو تا نتیجه‌گیری.

79
00:05:01.784 --> 00:05:03.404
‫یکی از بهترین داستان‌هاشه.

80
00:05:04.638 --> 00:05:06.571
‫- «سازرک»؟
‫- اینو که کلا نمی‌شه راستی‌آزمایی کرد.

81
00:05:06.638 --> 00:05:09.671
‫همه اسم‌ها رو که عوض می‌کنه،
‫فقط هم از ولگرد و دلال و معتاد می‌نویسه.

82
00:05:09.738 --> 00:05:11.404
‫خوراکش همین کاره.

83
00:05:12.671 --> 00:05:13.921
‫«روبیک رایت» چی؟

84
00:05:14.006 --> 00:05:15.788
‫در دفترش قفله، ولی صدای
‫ماشین تحریرش میاد.

85
00:05:15.927 --> 00:05:17.359
‫هولش نکن.

86
00:05:18.137 --> 00:05:19.404
‫سوال اینه مال کی چاپ نشه؟

87
00:05:19.471 --> 00:05:21.593
‫حتی هزینه چاپ دو تا مقاله
‫توی یکی هم زیاد می‌شه.

88
00:05:21.617 --> 00:05:23.738
‫که یعنی عمرا از پس هزینه‌هاش بر بیاییم.

89
00:05:26.337 --> 00:05:29.237
‫یه پیام از سرپرست دارم؛
‫یک ساعت تا رسیدن مطبوعات مونده.

90
00:05:30.070 --> 00:05:31.604
‫اخراجی.

91
00:05:32.311 --> 00:05:36.037
‫- جدی؟
‫- تو دفتر من گریه نکن.

92
00:05:37.391 --> 00:05:41.410
‫[گریه نکنید]

93
00:05:43.237 --> 00:05:45.039
‫سرتیترها رو کوتاه کنید،
‫تبلیغات رو کمتر کنید.

94
00:05:45.063 --> 00:05:47.104
‫به سرپرست بگید صفحات بیشتری می‌خواییم.

95
00:05:47.170 --> 00:05:49.104
‫قرار نیست مقاله کسی چاپ نشه.

96
00:05:50.571 --> 00:05:55.704
‫او نویسنده‌های خوب را لوس می‌کرد،
‫ترغیب می‌کرد و از آن‌ها محافظت می‌کرد.

97
00:05:56.471 --> 00:05:59.070
‫- نظرت چیه؟
‫- نظر من؟

98
00:05:59.838 --> 00:06:02.571
‫من بودم با آقای «سازرک» شروع می‌کردم.

99
00:06:02.638 --> 00:06:04.504
‫برایش مثل خانواده بودند.

100
00:06:14.972 --> 00:06:20.910
‫[خبرنگاری سوار بر دوچرخه]
‫[به قلم هرپسن سازرک]

101
00:06:22.548 --> 00:06:25.447
‫دوشنبه‌های "انوی" بی‌خبر صبح می‌شود.

102
00:06:51.981 --> 00:06:56.414
‫بیایید گشت و گذاری از طریق
‫ماشین‌زمان جواز شعر داشته باشیم،

103
00:06:56.481 --> 00:07:00.581
‫یک روز در "انوی" در طول 250 سال.

104
00:07:00.648 --> 00:07:04.514
‫شهر بزرگ در ابتدا صرفا
‫چند دهکده تجاری بود.

105
00:07:04.581 --> 00:07:07.381
‫فقط نام‌ها دست نخورده باقی ماندند.

106
00:07:07.447 --> 00:07:09.481
‫محله "واکس‌زن".

107
00:07:12.447 --> 00:07:14.481
‫میدان مسکونی "آجرکار".

108
00:07:17.381 --> 00:07:18.915
‫دالان "کشتارگاه".

109
00:07:22.381 --> 00:07:24.481
‫بن‌بست "جیب‌بُر".

110
00:07:27.738 --> 00:07:32.704
‫در این طرف شهر فروشگاه افسانه‌ای
‫مواد خوراکی و غذایی را...

111
00:07:32.771 --> 00:07:36.771
‫زیر یک سایبان وسیع از
‫شیشه و چدن را مشاهده می‌کنید،

112
00:07:36.838 --> 00:07:38.938
‫که البته اکنون تخریب شده،

113
00:07:39.005 --> 00:07:43.105
‫به لطف یک مرکز خرید چند طبقه
‫و پارکینگ اختصاصی.

114
00:07:44.105 --> 00:07:49.171
‫مانند هر شهر زنده دیگری، "انوی" خانه
‫حیوانات موذی بسیاری است.

115
00:07:51.604 --> 00:07:55.038
‫راه‌آهن زیرزمینی تحت استعمار موش‌ها است،

116
00:07:55.105 --> 00:07:59.463
‫بام خانه‌ها تحت استعمار گربه‌ها،

117
00:08:00.238 --> 00:08:03.871
‫کرم‌ها هم کانال‌های زهکشی
‫کم‌عمق را مستعمره کردند.

118
00:08:05.971 --> 00:08:08.871
‫پس از رسیدن میزبان‌ها،
‫پسران غارتگر گروه کُر،

119
00:08:08.938 --> 00:08:14.000
‫نیمه‌مست از خون عیسی مسیح، به قصد تخریب،
‫بازنشستگان بی‌احتیاط را تعقیب می‌کردند.

120
00:08:15.871 --> 00:08:21.537
‫و در بلوک "فلاپ"، دانش آموزان آنجا
‫گرسنه، مضطرب و بی‌پروا هستند.

121
00:08:22.038 --> 00:08:24.938
‫سالمندان هم در محله "هاول" زندگی می‌کنند.

122
00:08:28.804 --> 00:08:31.638
‫افراد مسن شکست خورده.

123
00:08:34.638 --> 00:08:35.958
‫"ماشین".

124
00:08:36.671 --> 00:08:38.941
‫نوعی نعمت محسوب می‌شود.
‫از یک طرف بوق می‌زند،

125
00:08:38.965 --> 00:08:41.771
‫می‌لغزد، سریع و قوی است و دنده عقب می‌رود.

126
00:08:41.838 --> 00:08:46.771
‫ولی از طرفی دودهای سمّی ساطع می‌کند
‫و باعث تصادفات خطرناک می‌شود،

127
00:08:46.838 --> 00:08:48.905
‫ترافیک شهری را بالا برده...

128
00:08:49.504 --> 00:08:51.404
‫ای کیر!

129
00:08:51.471 --> 00:08:53.171
‫اداره آمار محلی.

130
00:08:52.968 --> 00:08:56.398
‫{\a6} [زندان و آسایشگاه]

131
00:08:53.238 --> 00:08:56.604
‫میانگین بارندگی؛ 750 میلی‌متر.

132
00:08:56.671 --> 00:09:00.504
‫میانگین بارش برف؛ 190،000 دانه.

133
00:09:00.571 --> 00:09:03.938
‫هر هفته 8.5 جسد در
‫رودخانه "بلز" پیدا می‌شود.

134
00:09:04.005 --> 00:09:09.300
‫که این رقم همچنان با رشد جمعیت
‫و پیشرفت در بهداشت تغییری نکرده.

135
00:09:10.071 --> 00:09:13.471
‫مغازه‌داران و پسران پیک روزانه،

136
00:09:13.537 --> 00:09:17.571
‫حین غروب تبدیل به دلال
‫روسپی‌های ثبت‌نشده می‌شوند،

137
00:09:17.638 --> 00:09:21.105
‫و آرامشی بی‌وقفه بر فضای شهر حاکم می‌شود.

138
00:09:22.671 --> 00:09:25.000
‫سکوت شب‌ها با چه صدایی شکسته می‌شود؟

139
00:09:25.829 --> 00:09:28.138
‫و این صداها قرار است
‫به چه معماهایی تبدیل شوند؟

140
00:09:29.125 --> 00:09:31.704
‫شاید این ضرب‌المثل قدیمی
‫و مشکوک راست می‌گفت؛

141
00:09:35.038 --> 00:09:39.804
‫"در زیبایی بسیار، رازهای بسیار نهفته."

142
00:09:44.771 --> 00:09:48.005
‫«موش»، «حشره»، «دلال»، «روسپی».

143
00:09:48.071 --> 00:09:50.804
‫فکر نمی‌کنی این بار
‫یه مقدار زیاده رویه؟

144
00:09:50.871 --> 00:09:52.671
‫- واسه آدم‌های شایسته.
‫- اصلا نیست.

145
00:09:52.738 --> 00:09:54.437
‫اتفاقا باید واسشون جذاب باشه.

146
00:09:54.504 --> 00:09:57.504
‫«جیب‌بر»، «جنازه»، «زندان»، «ادرار»...

147
00:09:57.571 --> 00:10:00.771
‫- حالا نمی‌شه یه گل‌فروشی هم اضافه کنی؟
‫- نه، اصلا.

148
00:10:00.838 --> 00:10:04.038
‫- حداقل یه جای قشنگ؟
‫- از گل بدم میاد.

149
00:10:08.604 --> 00:10:12.437
‫در ضمن می‌تونی نیمه دوم
‫بند دوم رو از متن حذف کنی،

150
00:10:12.504 --> 00:10:14.404
‫یه جای دیگه تکرارش کردی.

151
00:10:14.971 --> 00:10:16.138
‫خیلی‌خب.

152
00:10:22.735 --> 00:10:28.634
‫[هنر و هنرمندان]

153
00:10:28.718 --> 00:10:34.593
‫[شاهکار بتنی]
‫[به قلم جی.کی.ال برنسن]

154
00:12:41.138 --> 00:12:46.504
‫بحث سخنرانی امروز درمورد نقاش بزرگی است

155
00:12:46.571 --> 00:12:49.504
‫که قلب تپنده هنرهای تجسمی
‫میان هنرمندان فرانسوی است،

156
00:12:49.571 --> 00:12:51.871
‫آقای «موزس روزنتالر».

157
00:12:51.938 --> 00:12:55.804
‫شهرتش بخاطر سبک جسورانه و دراماتیک

158
00:12:55.871 --> 00:13:00.005
‫و همچنین تولیدات عظیمش در میان‌سالی است،

159
00:13:00.071 --> 00:13:02.638
‫و البته اثر تابلو چندگانه معروفش ملقب به...

160
00:13:02.704 --> 00:13:05.838
‫"ده نقاشی دیواری بر یک سطح سیمانی".

161
00:13:05.905 --> 00:13:08.704
‫از نظر من ایشون یکی از مبتکرترین،

162
00:13:08.771 --> 00:13:14.067
‫و مسلما جنجالی ترین هنرمند نسل خودش است.

163
00:13:15.138 --> 00:13:18.138
‫اما چطوری این قطعه هنری بسیار مهم

164
00:13:18.205 --> 00:13:23.437
‫راه خودش رو به یک موقعیت دائمی و انحصاری
‫به اینجا، در مجموعه "کلمپت" پیدا می‌کنه؟

165
00:13:24.762 --> 00:13:27.129
‫داستانش در یک سالن غذاخوری شروع می‌شه.

166
00:13:31.362 --> 00:13:34.262
‫نمایشگاه زیرسیگاری، گلدان و دست‌بافت،

167
00:13:34.329 --> 00:13:40.296
‫مجموعه‌ای از صنایع دستی زندانیان تازه‌کار
‫در آسایشگاه روانی "انوی".

168
00:13:40.362 --> 00:13:43.828
‫هرچند علت اینکه این آثار
‫در تاریخ هنر ماندگار شدند

169
00:13:43.895 --> 00:13:47.462
‫این بود که نقاشی‌های کوچک آقای «روزنتالر»

170
00:13:47.529 --> 00:13:53.296
‫که در آن زمان به جرم دو فقره قتل
‫به پنجاه سال حبس محکوم شده بود،

171
00:13:53.381 --> 00:13:56.396
‫توسط یک دلال آثار هنری...

172
00:13:56.462 --> 00:13:59.396
‫به نام آقای «جولین کادازیو» دیده شد،

173
00:13:59.462 --> 00:14:03.396
‫که دست بر قضا، ایشون هم به جرم
‫فرار از مالیات فروش درجه دو

174
00:14:03.462 --> 00:14:05.196
‫محکوم و زندانی شده بود.

175
00:14:06.196 --> 00:14:07.329
‫نگهبان.

176
00:14:11.929 --> 00:14:13.862
‫کی این رو کشیده؟

177
00:14:19.196 --> 00:14:21.158
‫شهروند "7524"

178
00:14:22.296 --> 00:14:26.962
‫مطمئنا هم بخش روانی
‫بالاترین سطح امنیتی رو داره.

179
00:14:27.029 --> 00:14:31.695
‫بنظرت می‌تونی من رو برای یه
‫بازدید دوستانه و کوتاه همراهی بکنی؟

180
00:14:54.095 --> 00:14:57.062
‫نقاشی «سیمون برهنه»
‫سلول جی، اتاق سرگرمی.

181
00:14:57.129 --> 00:14:58.229
‫می‌خوام بخرمش.

182
00:14:59.095 --> 00:15:00.258
‫چرا؟

183
00:15:00.795 --> 00:15:01.929
‫چون ازش خوشم میاد.

184
00:15:02.895 --> 00:15:04.396
‫فروشی نیست.

185
00:15:04.853 --> 00:15:05.920
‫معلومه که هست.

186
00:15:06.962 --> 00:15:08.728
‫نه خیر، نیست.
‫- چرا، هست.

187
00:15:08.795 --> 00:15:09.962
‫- نه خیر، نیست.
‫- چرا، هست.

188
00:15:10.029 --> 00:15:11.762
‫نه خیر، نیست.
‫- هست، مطمئنم هست.

189
00:15:11.828 --> 00:15:13.470
‫تمام هنرمند ها کارهاشون رو می‌فروشن.

190
00:15:13.470 --> 00:15:16.384
‫واسه همین هنرمند می‌شن.
‫که بفروشنش.

191
00:15:16.408 --> 00:15:18.229
‫اگه نخوای بفروشی که نمی‌کشی.

192
00:15:18.296 --> 00:15:20.728
‫سوال اینه؛ قیمت چقدره؟

193
00:15:23.881 --> 00:15:25.032
‫پنجاه تا سیگار.

194
00:15:25.056 --> 00:15:27.214
‫نه اصلا... بکنش 75 تا سیگار.

195
00:15:28.682 --> 00:15:30.749
‫چرا به اون نگهبانه نگاه می‌کنی؟

196
00:15:36.315 --> 00:15:37.914
‫«سیمون» خودشه.

197
00:15:47.348 --> 00:15:49.515
‫نمی‌خوام این اثر مهم رو
‫با پنجاه تا سیگار بخرم.

198
00:15:49.581 --> 00:15:51.847
‫- گفتم 75.
‫- یا 75 تا سیگار. یا اصلا با پول زندان.

199
00:15:51.914 --> 00:15:55.048
‫می‌خوام 250،000 فرانک
‫به صورت قانونی پرداخت کنم،

200
00:15:55.114 --> 00:15:56.415
‫سر قیمتش توافق داریم؟

201
00:16:03.947 --> 00:16:09.843
‫برای ودیعه هم الآن فقط 83 سنت،
‫یه شکلات بلوطی و چهار نخ سیگار دارم.

202
00:16:09.928 --> 00:16:11.914
‫درحال حاضر فقط همین همراهم هست.

203
00:16:11.999 --> 00:16:15.515
‫البته اگه بخوای می‌تونم یه چک
‫به مبلغ قرارمون بنویسم

204
00:16:15.600 --> 00:16:19.196
‫که پولش ظرف 90 روز به حسابت واریز بشه.
‫حساب بانکی‌ات مال کجاست؟

205
00:16:19.281 --> 00:16:20.481
‫ولش کن.

206
00:16:21.981 --> 00:16:29.981
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

207
00:16:44.248 --> 00:16:45.836
‫حالا از کجا یاد گرفتی؟

208
00:16:45.860 --> 00:16:47.448
‫که اینطوری نقاشی بکشی.

209
00:16:47.515 --> 00:16:51.148
‫و اینکه کی رو کشتی؟
‫اصلا چقدر وضعت خرابه؟

210
00:16:51.214 --> 00:16:54.181
‫یه سری اطلاعات ازت می‌خوام
‫که بتونیم یه کتاب درموردت بنویسیم.

211
00:16:54.248 --> 00:16:56.014
‫اینطوری آدم مهم‌تری می‌شی.

212
00:16:56.081 --> 00:16:57.348
‫اسمت چیه...؟

213
00:16:59.914 --> 00:17:01.448
‫«موزس روزنتالر»؟

214
00:17:04.448 --> 00:17:06.650
‫در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمد‎

215
00:17:06.674 --> 00:17:09.381
‫و فرزند یک پرورش‌دهنده
‫اسب یهودی مکزیکی بود.

216
00:17:09.448 --> 00:17:13.214
‫«میگل سبسشن ماریا موزس دی‌روزنتالر»

217
00:17:13.281 --> 00:17:17.315
‫با پشتوانه مالی بالا از جانب خانواده
‫در دانشکده باستان‌شناسی تحصیل کرد.

218
00:17:17.381 --> 00:17:22.081
‫اما تا اواخر جوانی‌اش، تمام صفات نیک
‫خانوادگی خودش را از دست داد،

219
00:17:22.148 --> 00:17:25.214
‫و صفاتی که جایگزین آن‌ها شدند این بود؛

220
00:17:26.081 --> 00:17:29.848
‫فضاحت.

221
00:17:30.014 --> 00:17:33.987
‫عطش.

222
00:17:34.114 --> 00:17:38.495
‫تنهایی.

223
00:17:38.615 --> 00:17:41.205
‫خطر آسیب جسمانی.

224
00:17:44.881 --> 00:17:49.080
‫بیماری روانی.

225
00:17:49.181 --> 00:17:50.581
‫و مسلما...

226
00:17:52.618 --> 00:17:54.084
‫جنایت خشونت‌آمیز.

227
00:18:13.981 --> 00:18:18.481
‫در ده سال اول حبس طولانی مدتش،
‫حتی یک بار هم دست به قلم نشد.

228
00:18:54.712 --> 00:18:56.923
‫[اولین روز یازدهمین سال حبس]

229
00:19:15.014 --> 00:19:17.548
‫اجازه ثبت نام دارم، نگهبان؟

230
00:19:17.632 --> 00:19:20.847
‫- نامه ثبت نام داری؟
‫- اینو می‌گی؟

231
00:19:23.752 --> 00:19:26.572
‫حواستون رو جمع کنید.
‫امروز یه زندانی جدید داریم.

232
00:19:27.048 --> 00:19:28.947
‫شهروند 7524، بفرما توضیح بده.

233
00:19:29.014 --> 00:19:31.214
‫- یعنی چی؟
‫- درمورد خودت به گروه بگو.

234
00:19:31.281 --> 00:19:33.148
‫- نمی‌خوام بگم.
‫- اجباریه.

235
00:19:33.214 --> 00:19:34.981
‫- خودشون من رو می‌شناسن.
‫- مسئله این نیست.

236
00:19:35.048 --> 00:19:37.248
‫- من هیچ متنی آماده نکردم.
‫- فقط یه چیزی بگو.

237
00:19:45.615 --> 00:19:50.577
‫من 3،647 شبانه روزه که اینجام.

238
00:19:52.248 --> 00:19:55.943
‫و 14،603 شبانه روز هم مونده تا برم.

239
00:19:56.548 --> 00:20:00.515
‫من هفته‌ای 7 لیتر دهانشویه می‌خورم.

240
00:20:01.315 --> 00:20:03.448
‫با این اوصاف...

241
00:20:03.515 --> 00:20:08.381
‫فکر کنم قبل اینکه دوباره آزاد بشم،
‫خودم رو تا سر حد مرگ مسموم می‌کنم.

242
00:20:09.548 --> 00:20:12.148
‫که باعث می‌شه...

243
00:20:12.981 --> 00:20:14.181
‫خیلی ناراحت بشم.

244
00:20:14.981 --> 00:20:17.515
‫باید یه تغییری به زندگی‌ام بدم.

245
00:20:17.581 --> 00:20:19.667
‫باید مسیرم رو عوض کنم.

246
00:20:20.348 --> 00:20:24.515
‫حاضرم هرکاری بکنم که
‫فقط سرم رو گرم بکنه.

247
00:20:26.448 --> 00:20:28.114
‫وگرنه...

248
00:20:29.448 --> 00:20:32.281
‫فکر کنم دست به خودکشی می‌زنم.

249
00:20:38.914 --> 00:20:43.181
‫واسه همین هم اومدم برای کلاس‌های
‫سفالگری و دست‌بافت ثبت نام کردم.

250
00:20:45.214 --> 00:20:46.881
‫اسمم «موزس»ه.

251
00:20:48.148 --> 00:20:49.515
‫بفرما بشین.

252
00:21:02.914 --> 00:21:04.515
‫نگهبان، اسمت چیه؟

253
00:21:05.281 --> 00:21:06.415
‫«سیمون».

254
00:21:13.248 --> 00:21:16.814
‫برخی از زنان جذب
‫مردهای زندانی می‌شن.

255
00:21:16.881 --> 00:21:19.415
‫توی این شکی نیست.

256
00:21:19.481 --> 00:21:25.481
‫در اسارت احساسی هست که تجربه آزادی را
‫برای زندانیان افزایش می‌ده.

257
00:21:25.548 --> 00:21:28.114
‫و مطمئن باشید که احساس شهوانی‌ایه.

258
00:21:28.181 --> 00:21:29.847
‫اصلا خودتون ببینیدش.

259
00:21:29.914 --> 00:21:33.448
‫توی خانواده فقیر به دنیا اومد،
‫شونزده تا خواهر و برادر داشت.

260
00:21:33.515 --> 00:21:35.381
‫تا 20 سالگی سوادی نداشت،

261
00:21:35.448 --> 00:21:37.914
‫اکنون شده زنی با دارایی قابل توجه،

262
00:21:37.981 --> 00:21:39.181
‫درخشان...

263
00:21:39.248 --> 00:21:41.415
‫ای وای.
‫اشتباه شد، عکس خودمه.

264
00:21:43.281 --> 00:21:47.847
‫البته که «سیمون» تمام پیشنهادهای
‫«روزنتالر» برای ازدواج رو رد کرد.

265
00:21:47.914 --> 00:21:52.377
‫که تا جایی که ما خبر داریم، مشتاقانه
‫و مکررا از او درخواست ازدواج می‌کرد.

266
00:21:53.048 --> 00:21:56.014
‫می‌خوام به ساده‌ترین شکل ممکن بگم.

267
00:21:56.081 --> 00:21:58.381
‫دارم سعی می‌کنم جمله مناسب رو پیدا کنم.

268
00:21:59.114 --> 00:22:01.110
‫که احساساتم رو بیان کنم.

269
00:22:01.615 --> 00:22:03.881
‫- دوستت ندارم.
‫- دوستت دارم.

270
00:22:03.947 --> 00:22:06.148
‫- چی؟
‫- دوستت ندارم.

271
00:22:07.076 --> 00:22:09.609
‫- به این زودی؟
‫- چی به این زودی؟

272
00:22:09.675 --> 00:22:11.076
‫چطوری انقدر زود فهمیدی؟

273
00:22:11.142 --> 00:22:12.876
‫چطوری مطمئنی حس واقعیه؟

274
00:22:12.942 --> 00:22:14.375
‫مطمئنم.

275
00:22:16.909 --> 00:22:18.442
‫ناراحتم کردی.

276
00:22:18.508 --> 00:22:21.842
‫ظالمانه بودن حرفت،
‫سرد بودنت ناراحتم کرد.

277
00:22:21.909 --> 00:22:24.809
‫حرفی که می‌خواستی بزنی رو زدی،
‫منم خواستم جلوت رو بگیرم. همین.

278
00:22:24.876 --> 00:22:27.109
‫گفتم یه بخشی از حرفیه که می‌خواستم بزنم،

279
00:22:27.176 --> 00:22:29.508
‫هنوز وسطش بودم، ادامه داشت.

280
00:22:29.742 --> 00:22:30.876
‫نه.

281
00:22:31.709 --> 00:22:33.976
‫- چی نه؟ دوست داری...
‫-نه.

282
00:22:33.976 --> 00:22:35.042
‫- زن من بشی؟
‫- نه.

283
00:22:35.126 --> 00:22:38.471
‫لازمه لباس‌هات رو تنت کنم، ببرمت داخل
‫سلول و دوباره زندانی‌ات کنم؟

284
00:23:02.042 --> 00:23:03.775
‫ابزار نقاشی لازم دارم.

285
00:23:05.042 --> 00:23:08.109
‫پارچه، قاب، قلم‌مو، روغن تربانتین.

286
00:23:08.176 --> 00:23:11.642
‫- می‌خوای چی رو بکشی؟
‫- آینده رو.

287
00:23:15.742 --> 00:23:17.508
‫آینده یعنی تو.

288
00:23:19.076 --> 00:23:22.109
‫هرچند که کسی «جولین کادازیو»
‫رو یک حرفه‌ای تلقی نمی‌کنه،

289
00:23:22.176 --> 00:23:25.375
‫بهرحال یک رویا و تصوری در سر داشت.

290
00:23:25.442 --> 00:23:30.976
‫و لطف بزرگش به ما رو، درست در ساعتی
‫که از زندان آزاد شد انجام داد.

291
00:23:31.060 --> 00:23:34.443
‫[گالری کادازیو]

292
00:23:36.642 --> 00:23:39.408
‫دوره گل و کاسه‌های میوه گذشته.

293
00:23:39.475 --> 00:23:42.076
‫دوره ساحل و دریا هم گذشته.

294
00:23:42.142 --> 00:23:44.775
‫از زره و فرش و لوازم داخلی هم که متنفریم.

295
00:23:45.475 --> 00:23:46.742
‫من یه چیز جدید پیدا کردم.

296
00:23:57.642 --> 00:23:58.842
‫هنر مدرن؟

297
00:23:58.909 --> 00:24:01.408
‫هنر مدرن. تخصص جدید ما از همین لحظه.

298
00:24:01.475 --> 00:24:02.876
‫- درکش نمی‌کنم.
‫- معلومه که نمی‌کنی.

299
00:24:02.942 --> 00:24:04.142
‫- انقدر پیر شدم؟
‫- معلومه که شدی.

300
00:24:04.227 --> 00:24:06.475
‫- چرا انقدر خوبه؟
‫- اصلا خوب نیست، اشتباه نکن.

301
00:24:06.542 --> 00:24:07.642
‫این که نشد جواب.

302
00:24:07.709 --> 00:24:09.709
‫منظور من اینه؛ دختره رو توش می‌بینین؟

303
00:24:09.775 --> 00:24:12.909
‫- نه.
‫- باور کن، یه دختر توی نقاشیه.

304
00:24:15.176 --> 00:24:17.775
‫یک راهی که بشه باهاش فهمید
‫یه هنرمند سر از هنر مدرن در میاره

305
00:24:17.842 --> 00:24:21.375
‫اینه که از بخوای یه اسب، یا گل،
‫یا کشتی جنگی در حال غرق شدن رو نقاشی کنه.

306
00:24:21.442 --> 00:24:25.575
‫یا چیزی که قراره شبیه چیزی باشه
‫که توی دنیای واقعی هست.

307
00:24:25.642 --> 00:24:28.508
‫از پسش بر اومد؟
‫این رو ببین.

308
00:24:28.575 --> 00:24:30.942
‫با چوب کبریت سوخته، جلوی چشم خودم
‫توی 45 ثانیه این رو کشید.

309
00:24:31.009 --> 00:24:33.375
‫گنجشک عالی.
‫واقعا محشره.

310
00:24:33.442 --> 00:24:34.508
‫می‌شه نگهش دارم؟

311
00:24:34.575 --> 00:24:35.934
‫چرت نگو.
‫معلومه که نه.

312
00:24:36.019 --> 00:24:39.592
‫مسئله اینه اگه دلش بخواد
‫می‌تونه اینطوری نقاشی کنه،

313
00:24:39.616 --> 00:24:41.038
‫ولی بنظرش این بهتره.

314
00:24:41.508 --> 00:24:43.976
‫و منم یه‌جورایی باهاش موافقم.

315
00:24:44.042 --> 00:24:47.609
‫نقاشی «سیمون برهنه» اتاق سرگرمی
‫سلول جی، احتمالا یک شاهکاره

316
00:24:47.675 --> 00:24:50.642
‫که ارزش یک مبلغ قابل توجه،
‫و یا حتی گزاف رو داره.

317
00:24:51.542 --> 00:24:52.742
‫ولی فعلا نه.

318
00:24:53.629 --> 00:24:55.742
‫میلش باید ایجاد بشه.

319
00:24:58.076 --> 00:24:59.675
‫چقدر از حبسش مونده؟

320
00:25:02.597 --> 00:25:08.544
‫یک هفته بعد، دادخواستی جدید برای هیئت منصفه
‫از طرف شهروند 7524 در رابطه با...

321
00:25:08.544 --> 00:25:11.052
‫حمله، ضرب و جرح،
‫و تکه‌تکه کردن خشونت آمیز.

322
00:25:11.076 --> 00:25:16.171
‫آقای «روزنتالر»،
‫چرا ما باید شما رو آزاد کنیم؟

323
00:25:17.109 --> 00:25:19.575
‫چون تصادفی پیش اومد، عالی‌جناب.

324
00:25:20.508 --> 00:25:22.610
‫من قصد کشتن کسی رو نداشتم.

325
00:25:23.609 --> 00:25:26.675
‫تو گردن دو تا متصدی‌بار رو
‫با ارّه گوشتی بُریدی.

326
00:25:31.508 --> 00:25:33.575
‫اولین متصدی که اتفاقی بود.

327
00:25:34.609 --> 00:25:36.704
‫دومی هم دفاع از خود بود.

328
00:25:37.508 --> 00:25:39.942
‫فرض بگیریم که همینطوره،

329
00:25:40.009 --> 00:25:43.965
‫چه اقدامی می‌تونید برای ابراز پشیمانی،
‫یا حداقل غم و اندوه نسبت به...

330
00:25:43.989 --> 00:25:45.809
‫بریدن سر این افراد انجام بدید؟

331
00:25:50.341 --> 00:25:52.341
‫خودشون خواستن.

332
00:25:52.408 --> 00:25:54.503
‫- چی فرمودین؟
‫- ببخشید! اِم...

333
00:25:56.341 --> 00:26:01.241
‫توی آئین‌های دادگاهی یه بخشی هم هست که
‫اگه کسی اعتراض داشت اعلام بکنه؟

334
00:26:01.308 --> 00:26:02.740
‫مثل توی عروسی‌ها.

335
00:26:02.807 --> 00:26:04.807
‫- نه!
‫- خلاصه می‌کنم.

336
00:26:09.174 --> 00:26:11.807
‫هممون می‌دونیم ایشون یه قاتل هستن.

337
00:26:11.874 --> 00:26:15.374
‫مقصر قتل درجه یک،
‫یا هرچیزی که شما بگید هست،

338
00:26:15.441 --> 00:26:16.647
‫توی اونش بحثی نیست.

339
00:26:16.732 --> 00:26:20.234
‫هرچند، ایشون از اون دسته آدم‌هاییه
‫که در هر نسل یک بار متولد می‌شه،

340
00:26:20.258 --> 00:26:23.807
‫اما کم پیش میاد این آدم رو از نزدیک ببینیم.

341
00:26:24.874 --> 00:26:26.603
‫یه نابغه هنری.

342
00:26:27.707 --> 00:26:30.841
‫حتما باید برای همچین شرایطی
‫یک سری تبعیض‌هایی هم باشه دیگه.

343
00:26:30.907 --> 00:26:34.874
‫حالا چه روانی باشه، چه نباشه.
‫تقصیر خودش که نیست.

344
00:26:34.941 --> 00:26:37.274
‫با کمال احترام، پیشنهاد می‌کنم...

345
00:26:39.108 --> 00:26:41.670
‫می‌شه راه‌های دیگه‌ای رو برای
‫مجازاتش در نظر گرفت؟

346
00:26:42.774 --> 00:26:47.607
‫حق «روزنتالر» برای آزادی مشروط
‫در طی دوران محکومیتش رد شد.

347
00:26:49.003 --> 00:26:50.907
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

348
00:26:50.974 --> 00:26:54.907
‫با این حال، «کادازیو»
‫و عموهایش به اتفاق آرا

349
00:26:54.974 --> 00:26:59.774
‫با تبلیغ هنرمند به عنوان رسانه انحصاری او
‫در سراسر جهان موافقت کردند.

350
00:26:59.858 --> 00:27:01.975
‫[کادازیو و روزنتالر]

351
00:27:02.108 --> 00:27:05.007
‫«سیمون» کل جهان را سفر کرد.

352
00:27:06.874 --> 00:27:08.374
‫گالری انوی.

353
00:27:10.907 --> 00:27:12.870
‫گالری سلطنتی.

354
00:27:14.141 --> 00:27:17.074
‫غرفه بین‌المللی نمایشگاه "لیبرتی" کانزاس.

355
00:27:17.141 --> 00:27:19.774
‫که نزدیک بود با خاک یکسان بشه.

356
00:27:19.841 --> 00:27:22.607
‫به طور خلاصه، اون نقاشی
‫سر و صدای زیادی به پا کرد.

357
00:27:24.740 --> 00:27:27.208
‫حتی کار های سابق این هنرمند،
‫که تقریبا فراموش شده بودند،

358
00:27:27.274 --> 00:27:31.041
‫در بازار به فروش خوبی رسیدند.

359
00:27:32.674 --> 00:27:36.807
‫در همین حین، «روزنتالر»
‫به کارش در زندان ادامه داد.

360
00:27:36.874 --> 00:27:40.341
‫شایان ذکر است که این هنرمند ترجیح داد،

361
00:27:40.408 --> 00:27:43.208
‫که مواد اولیه کار خودش را
‫در همان آسایشگاه روانی تهیه کند.

362
00:27:43.974 --> 00:27:45.469
‫تخم‌های له شده.

363
00:27:46.141 --> 00:27:48.007
‫خون گنجشک.

364
00:27:48.074 --> 00:27:49.707
‫روغن دستبند.

365
00:27:49.774 --> 00:27:51.674
‫ذغال‌سنگ، چوب‌پنبه و کود.

366
00:27:51.740 --> 00:27:53.674
‫و البته آتش.

367
00:27:53.740 --> 00:27:55.607
‫صابون ظرف‌شویی زرد و روشن.

368
00:27:55.674 --> 00:27:58.341
‫و کرم ارزان تازه، به عنوان عامل رنگ‌دانه.

369
00:27:59.807 --> 00:28:02.174
‫«سیمون» دوست داشت که ثابت بایستد.

370
00:28:02.241 --> 00:28:05.462
‫درواقع او استعداد زیادی در ثابت ماندن داشت.

371
00:28:05.486 --> 00:28:08.707
‫حتی به مدت بسیار زیاد، در یک شرایط دشوار.

372
00:28:08.774 --> 00:28:12.341
‫او کمتر به گرما و سرما حساس بود.

373
00:28:12.408 --> 00:28:15.308
‫حتی پس از نامطلوب ترین
‫شرایطی که در آن قرار می‌گرفت،

374
00:28:15.374 --> 00:28:19.640
‫نه دچار سوزش پوست می‌شد،
‫نه لکه و نه تاول.

375
00:28:20.050 --> 00:28:21.284
‫از طرف دیگر؛

376
00:28:21.369 --> 00:28:26.174
‫به قدری از بوی روغن تربانتین لذت می‌برد،
‫که سال‌ها بعد آن را به خودش می‌زد.

377
00:28:29.341 --> 00:28:31.374
‫«سیمون» بیش از یک منبع الهام بود.

378
00:28:36.374 --> 00:28:37.974
‫کلید رو بزن.

379
00:28:46.341 --> 00:28:49.141
‫کلید رو بزن، پدرسگ.

380
00:28:54.640 --> 00:28:56.874
‫چه مرگت شده؟
‫برگرد سر کارت.

381
00:28:57.807 --> 00:28:59.074
‫نمی‌تونم.

382
00:28:59.941 --> 00:29:01.907
‫برنمی‌گردم.
‫خیلی سخته.

383
00:29:02.974 --> 00:29:04.470
‫شکنجه‌ست.

384
00:29:05.041 --> 00:29:08.274
‫من واقعا یه هنرمند درحال شکنجه‌ام.

385
00:29:11.208 --> 00:29:12.807
‫الهی بمیرم.

386
00:29:13.341 --> 00:29:14.374
‫برو بیرون.

387
00:29:31.141 --> 00:29:32.807
‫همین رو می‌خواستی؟

388
00:29:40.953 --> 00:29:42.609
‫من توی مزرعه بزرگ شدم.

389
00:29:44.466 --> 00:29:47.303
‫ما شعر نمی‌نوشتیم.
‫موسیقی نمی‌ساختیم.

390
00:29:47.387 --> 00:29:50.703
‫مجسمه نمی‌تراشیدیم
‫یا نقاشی نمی‌کشیدیم.

391
00:29:51.232 --> 00:29:55.103
‫من تکنیک‌های هنر رو از کتاب‌های
‫داخل همین زندان یاد گرفتم.

392
00:29:55.187 --> 00:29:57.303
‫و به عنوان داوطلب
‫به اون‌ها آموزش دادم.

393
00:29:57.754 --> 00:30:00.470
‫نمی‌دونم چی می‌دونی،
‫فقط می‌دونم چی می‌خوای.

394
00:30:00.554 --> 00:30:03.970
‫می‌بینم زجر می‌کشی،
‫می‌بینم واست سخته،

395
00:30:04.054 --> 00:30:06.054
‫ممکنه حتی بدتر هم بشه...

396
00:30:06.138 --> 00:30:07.820
‫ولی بعدش قراره بهتر بشه.

397
00:30:07.922 --> 00:30:09.470
‫قراره هر مشکلی که داری رو درست کنی.

398
00:30:10.740 --> 00:30:12.241
‫مشکلت چیه؟

399
00:30:14.007 --> 00:30:17.170
‫- نمی‌دونم چی بکشم.
‫- می‌فهمی چی بکشی.

400
00:30:17.433 --> 00:30:19.036
‫و به خودت ایمان میاری،

401
00:30:19.378 --> 00:30:20.579
‫و تلاش و تقلا می‌کنی.

402
00:30:22.657 --> 00:30:24.013
‫و بعدش...

403
00:30:24.816 --> 00:30:25.903
‫در فصل بهار،

404
00:30:25.987 --> 00:30:29.403
‫یا شاید هم تابستان،
‫شاید هم پاییز،

405
00:30:29.666 --> 00:30:33.336
‫در کمترین حالتش زمستان،
‫این کار جدیدت تموم می‌شه.

406
00:30:35.224 --> 00:30:36.944
‫دقیقا قراره اینطوری باشه.

407
00:30:41.654 --> 00:30:43.670
‫اگه نری همین الآن کلید رو می‌زنم.

408
00:30:57.174 --> 00:31:00.174
‫گروه هنرمندان پلاستیک فرانسه.

409
00:31:00.241 --> 00:31:04.007
‫گروهی از افراد با نگرش،
‫با استعداد، کثیف، الکلی

410
00:31:04.074 --> 00:31:06.674
‫و مشتی آدم خشن و خلاق.

411
00:31:07.874 --> 00:31:10.974
‫اون‌ها الهام بخش همدیگه بودن،

412
00:31:11.041 --> 00:31:14.607
‫و شخصا به مدت دو دهه یا بیشتر
‫ به همدیگه حمله می‌کردند.

413
00:31:14.674 --> 00:31:16.041
‫دیگه باید نوشیدنی‌ام رو بخورم.

414
00:31:21.174 --> 00:31:24.074
‫یادتون نره، همونطور که می‌دونید

415
00:31:24.141 --> 00:31:28.208
‫در اون زمان از نظر اجتماعی پذیرفته بود
‫که یک نقاش یا مجسمه‌ساز،

416
00:31:28.274 --> 00:31:31.740
‫با صندلی یا آجر به همکار خودش حمله کنه.

417
00:31:31.807 --> 00:31:36.403
‫یا با چشم‌های کبود و دندون‌های شکسته
‫اطراف پرسه بزنن و از این حرف‌ها.

418
00:31:37.241 --> 00:31:40.774
‫البته ممکنه انتقاد تند و تیزی کرده باشم،
‫ولی با توجه به تجربیات خودم،

419
00:31:40.841 --> 00:31:44.308
‫«روزنتالر» به طرز غیر منتظره‌ای
‫هیجانی عمل می‌کرد.

420
00:31:44.374 --> 00:31:49.607
‫البته دارم به کمد خودش در زیر
‫استودیو بلوار "دو پلومبه" اشاره می‌کنم،

421
00:31:49.674 --> 00:31:52.241
‫که یک بار من رو گرفت و گذاشت اونجا،

422
00:31:52.308 --> 00:31:56.007
‫و به طرز نامناسبی، در گوشه اون کابین

423
00:31:56.074 --> 00:31:58.374
‫سعی کرد من رو بکنه.

424
00:31:58.441 --> 00:32:01.774
‫اصلا در دیوانه بودنش شکی نیست.

425
00:32:11.374 --> 00:32:14.707
‫البته که «کادازیو»ها،
‫نماینده تمام اونها بودند.

426
00:32:22.243 --> 00:32:24.383
‫[زندان و آسایشگاه روانی]

427
00:32:25.041 --> 00:32:26.874
‫سه سال گذشته.

428
00:32:26.941 --> 00:32:31.841
‫ما تو رو با یه نقاشی کوچیک و اغراق شده
‫تبدیل به بزرگترین هنرمند جهان کردیم.

429
00:32:31.907 --> 00:32:35.007
‫آثارت برای بقیه تدریس می‌شه.
‫وارد دایره‌المعارف شدی.

430
00:32:35.074 --> 00:32:37.974
‫حتی شاگردهای تو هم موفق شدن
‫و ثروت زیادی رو به فنا دادن.

431
00:32:38.041 --> 00:32:40.874
‫با این حال، طی تمام این مدت

432
00:32:40.941 --> 00:32:44.108
‫حتی به ما یه اثر جدید از خودت نشون ندادی.

433
00:32:44.174 --> 00:32:45.841
‫چقدر دیگه باید صبر کنیم؟

434
00:32:45.907 --> 00:32:47.941
‫حالا جواب نده، چون سوال نپرسیدم.

435
00:32:48.907 --> 00:32:51.007
‫دعوت‌نامه ها رو چاپ کردیم.

436
00:32:51.007 --> 00:32:54.874
‫همه قراره بیان.
‫همه منتقدان، جمع آوری کنندگان.

437
00:32:54.941 --> 00:32:57.607
‫حتی مقلدهای درجه دو که از تو تقلید کردن

438
00:32:57.674 --> 00:33:00.341
‫و احتمالا به جا های بهتری از تو رسیدن.

439
00:33:00.408 --> 00:33:03.907
‫حتی میزان رشوه‌ای که به نگهبان‌ها
‫داده شده مبلغ گزافیه.

440
00:33:03.974 --> 00:33:05.374
‫ولی ما پولش رو می‌دیم.

441
00:33:05.441 --> 00:33:07.674
‫پس هرکاری که داری می‌کنی،
‫فقط تمومش کن.

442
00:33:07.740 --> 00:33:09.074
‫نمایش دو هفته دیگه‌ست.

443
00:33:17.308 --> 00:33:19.274
‫راستی به نظر اون که آماده‌ست.

444
00:33:19.841 --> 00:33:20.941
‫آماده‌ست.

445
00:33:23.674 --> 00:33:25.907
‫یه سال وقت داشته باشم بهتر می‌شه.

446
00:33:28.441 --> 00:33:30.308
‫کارفرمای من در اون دوره،

447
00:33:30.374 --> 00:33:34.640
‫دعوت‌نامه جذاب رو با
‫اولویت سریع دریافت کرد.

448
00:33:34.707 --> 00:33:38.174
‫البته که منظورم «آپشر ماو کلمپت»ه.

449
00:33:39.341 --> 00:33:43.341
‫یک کلکسیونر ماهر.
‫دوست‌دار بزرگ هنر آوانگارد.

450
00:33:43.408 --> 00:33:46.479
‫مجموعه او حتی در روزهای ابتدایی خودش،
‫همانند محل سکونتش،

451
00:33:46.503 --> 00:33:48.341
‫به اهمیت و شهرت بالایی رسیده بود.

452
00:33:48.408 --> 00:33:50.740
‫اولین کمیسیون آمریکایی برای «اینگو استین»،

453
00:33:50.807 --> 00:33:54.103
‫که به طور غیررسمی با نام
‫"دورستاپ هاوس" شناخته می‌شد.

454
00:33:54.674 --> 00:34:00.640
‫وظیفه من، یا به گویی امتیاز من این بود
‫که تحقیق، ضبط و مشاوره رو انجام بدم.

455
00:34:00.707 --> 00:34:04.103
‫هرچند که ایشون هر کاری که خودش
‫دلش می‌خواست انجام می‌داد.

456
00:34:05.108 --> 00:34:09.503
‫بنابراین، سفر طولانی ما از "لیبرتی"
‫به "انوی" آغاز شد.

457
00:34:10.674 --> 00:34:13.607
‫خانم «کلمپت» عزیز،
‫اگر اجازه هست صدا کنم «ماو»،

458
00:34:13.674 --> 00:34:16.316
‫لطفا با ما همراه باشید تا اولین
‫کار جدید و بسیار هیجان انگیز

459
00:34:16.340 --> 00:34:18.308
‫آقای «موزس روزنتالر»
‫را به نمایش در بیاوریم.

460
00:34:18.374 --> 00:34:20.807
‫که هنوز اجازه دیدنش به خود من داده نشده.

461
00:34:20.874 --> 00:34:25.041
‫ممکن است برای تسهیل دیدار
‫از این نمایشگاه ضروری باشد

462
00:34:25.126 --> 00:34:29.336
‫که ما به صورت مخفیانه
‫به محل استقرار این هنرمند برویم.

463
00:34:29.740 --> 00:34:34.208
‫لطفا برای سازماندهی مقدمات بازدید
‫به جزئیاتی که عرض می‌کنم توجه کنید.

464
00:34:34.699 --> 00:34:38.784
‫احتیاط کنید، کبریت، فندک و هیچ‌گونه
‫اشیاء تیزی همراه خود نیاورید.

465
00:34:39.155 --> 00:34:42.088
‫امیدوارانه چشم به انتظار تأیید شما هستیم.

466
00:34:42.155 --> 00:34:46.189
‫با احترام زیاد،
‫گالری "عمو و عموزاده‌های کادازیو".

467
00:34:49.622 --> 00:34:54.155
‫کالسکه بلافاصله درست در ساعت سه صبح،
‫و پس از آخرین تحویل دختران کار

468
00:34:54.240 --> 00:34:56.988
‫به مرکز مشروبات الکلی به دنبال ما آمد.

469
00:34:58.488 --> 00:35:06.488
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

470
00:35:43.322 --> 00:35:45.389
‫«موزس»، اینجایی؟

471
00:35:48.622 --> 00:35:50.422
‫می‌خوای اول معرفی کنی؟

472
00:35:50.489 --> 00:35:54.477
‫یا نمی‌خوای یه خوش‌آمد گویی به
‫مهمون‌های ما که از مسیر طولانی

473
00:35:54.501 --> 00:35:56.489
‫برای دیدن کارهای تو اومدن بگی؟

474
00:35:56.622 --> 00:35:59.389
‫یا اصلا نمی‌دونم...

475
00:36:00.088 --> 00:36:01.122
‫هنوز هستی؟

476
00:36:04.252 --> 00:36:06.218
‫سکوت، لطفا!

477
00:36:07.022 --> 00:36:08.522
‫سکوت، لطفا!

478
00:36:12.422 --> 00:36:14.988
‫موفق شدم، خیلی خوبه!
‫تاریخ‌ساز می‌شه.

479
00:36:15.055 --> 00:36:16.622
‫شامپاین رو باز کنید!
‫موفق شدم.

480
00:36:16.689 --> 00:36:18.088
‫موسیقی!

481
00:36:23.689 --> 00:36:25.622
‫چرا مثل معلول ها نشستی روی ویلچیر؟

482
00:36:25.689 --> 00:36:27.656
‫باید پا شی برقصی!
‫موفق شدیم!

483
00:36:27.740 --> 00:36:29.650
‫هفته پیش قصد داشت با
‫چاقو خودش رو فلج کنه،

484
00:36:29.674 --> 00:36:31.884
‫ ولی خوشبختانه توی درمانگاه
‫تونستن شریان‌اش رو متصل کنن.

485
00:36:32.722 --> 00:36:34.289
‫خوشت اومد؟

486
00:36:35.389 --> 00:36:36.656
‫خوشم اومد؟

487
00:36:37.389 --> 00:36:38.798
‫آره.

488
00:36:38.931 --> 00:36:41.373
‫عکس خانم رو واست کشیدن.

489
00:36:45.122 --> 00:36:47.155
‫«ماو» رو ببین.
‫مجذوبش شده.

490
00:36:49.489 --> 00:36:51.289
‫نقاشی دیواریه، درسته؟

491
00:36:51.355 --> 00:36:54.222
‫دقیقا. ایشون بالا رتبه ترین
‫استاد آثار رنسانسیه.

492
00:36:54.289 --> 00:36:57.322
‫اون همون ریشه‌های «پیپرنو پیرلویجی» رو داره
‫درست در زمانی که...

493
00:36:57.389 --> 00:37:00.522
‫«مسیح در مذبح خداوند» را
‫در سال 1565 درخشان ساخت.

494
00:37:00.589 --> 00:37:05.522
‫هیچ‌کسی در جهان مثل «ماو کلمپت» از کانزاس
‫قادر نیست چیزی که جلوی چشمش هست رو درک کنه.

495
00:37:05.589 --> 00:37:08.122
‫اصلا باید مایه خجالت ما باشه
‫که در حضور او جمع شدیم.

496
00:37:08.189 --> 00:37:09.622
‫چرا گفت نقاشی دیواری؟

497
00:37:11.022 --> 00:37:13.355
‫توی دیوار نقاشی شده؟

498
00:37:14.222 --> 00:37:16.422
‫ای وای. یعنی چی؟

499
00:37:17.122 --> 00:37:19.155
‫اسکل پلشت.

500
00:37:19.222 --> 00:37:20.456
‫تو هم می‌بینی؟
‫نگاه کن!

501
00:37:20.625 --> 00:37:22.589
‫- بنظر من که خیلی محشره.
‫- حیاتیه!

502
00:37:22.758 --> 00:37:25.289
‫ممکنه یه نقطه عطف توی تکامل
‫هنر های تصویرنگاری انسانی باشه.

503
00:37:25.355 --> 00:37:28.589
‫که روی سیمان در سالن ورزشی حکاکی شده.

504
00:37:28.656 --> 00:37:30.189
‫حتی روی رادیاتور هم کشیده.

505
00:37:30.255 --> 00:37:34.122
‫شاید یکی از مرمتگرهای بنیاد هنر کلاسیک

506
00:37:34.189 --> 00:37:36.222
‫بتونه راهی برای استخراج نقاشی پیدا کنه.

507
00:37:36.289 --> 00:37:39.470
‫این زندان حداکثرهای امنیتی رو داره، «ماو».
‫جزو اموال فدرالیه.

508
00:37:39.555 --> 00:37:42.022
‫حتی اگه کلی کاغذبازی هم راه بندازیم،

509
00:37:42.107 --> 00:37:45.322
‫سال‌ها باید با گروهی از وکلای متکبر و
‫نفرت انگیز و گرون‌قیمت مذاکره کنیم.

510
00:37:45.407 --> 00:37:47.551
‫اصلا مطمئن نیستم بشه جداش کرد،
‫نقاشی دیواریه.

511
00:37:48.088 --> 00:37:51.055
‫هی! این که نقاشی دیواریه!

512
00:37:52.200 --> 00:37:53.289
‫که چی؟

513
00:37:53.355 --> 00:37:55.589
‫اصلا توی خیالاتت می‌گنجه
‫که ما چه هزینه گزافی رو

514
00:37:55.656 --> 00:37:59.022
‫متحمل شدیم که به این
‫نقطه بدون بازگشت برسیم؟

515
00:37:59.088 --> 00:38:00.155
‫نگاهشون کن!

516
00:38:01.589 --> 00:38:02.656
‫ما رو نابود کردی!

517
00:38:02.722 --> 00:38:04.489
‫اصلا می‌فهمی یعنی چی؟

518
00:38:04.556 --> 00:38:06.122
‫تو که گفتی دوستش داری.

519
00:38:06.189 --> 00:38:09.522
‫الآن می‌گم کثافته!

520
00:38:09.589 --> 00:38:14.155
‫از روی صندلی بلند شو تا توی همین
‫اتاق سرگرمی بزنم لهت کنم!

521
00:38:16.222 --> 00:38:19.222
‫واسه من غرّش نکن، قاتل لعنتی.

522
00:38:19.289 --> 00:38:23.722
‫مرتیکه قاتلِ خودآزارِ
‫روانیِ دائم‌الخمرِ بی‌استعداد!

523
00:38:48.322 --> 00:38:50.355
‫چرا بهم نگفتی، نگهبان؟

524
00:38:51.355 --> 00:38:53.489
‫چون جلوش رو می‌گرفتی.

525
00:39:00.355 --> 00:39:02.055
‫باید باهاش کنار بیاییم.

526
00:39:02.122 --> 00:39:06.955
‫نیاز اون برای شکست خوردن قدرتمند تر
‫میل ما برای کمک به موفقیت خودشه.

527
00:39:07.022 --> 00:39:08.851
‫کم آوردم. شکست خوردم.

528
00:39:08.936 --> 00:39:11.389
‫- شکست خوردیم.
‫- حیف شد، ولی واقعیته.

529
00:39:13.022 --> 00:39:16.322
‫بهرحال، حداقل کس‌شعرش رو کشید.

530
00:39:17.689 --> 00:39:22.722
‫احتمالا جالب‌ترین تصویر
‫محیطیه که تو عمرم دیدم.

531
00:39:30.622 --> 00:39:32.222
‫کارت خوب بود، «موزس».

532
00:39:41.689 --> 00:39:45.751
‫آفرین، «موزس».
‫کار بزرگی کردی.

533
00:39:47.122 --> 00:39:49.656
‫اگه عمیق گچ‌کاری بشه،
‫می‌تونه بیشتر سالم بمونه.

534
00:39:51.022 --> 00:39:55.022
‫سر فرصت دوباره میام ببینمش.
‫اگه خدا بخواد.

535
00:39:55.088 --> 00:39:57.389
‫البته تو که قرار نیست جایی بری.

536
00:39:59.722 --> 00:40:01.456
‫همشون «سیمون»ه.

537
00:40:16.522 --> 00:40:17.999
‫در اون لحظه،

538
00:40:18.084 --> 00:40:21.556
‫هردوی آن‌ها از تصمیم «سیمون»
‫برای استعفا از جایگاه خودش

539
00:40:21.641 --> 00:40:23.988
‫در زندان و آسایشگاه روانی "انوی"
‫در روز بعد آگاه شدند.

540
00:40:24.073 --> 00:40:26.522
‫غرامتی هم از جانب خانواده «کادازیو»

541
00:40:26.589 --> 00:40:30.556
‫به منظور ادامه همکاری به عنوان
‫مدل و منبع الهام «روزنتالر» پرداخت شد.

542
00:40:31.622 --> 00:40:36.189
‫او به پیش کودکی که در نوجوانی
‫به دنیا آورده بود بازگشته بود

543
00:40:36.602 --> 00:40:38.965
‫و آن‌ها دیگر از هم جدا نبودند.

544
00:40:40.069 --> 00:40:44.769
‫او و «روزنتالر»، تا آخر عمر هنرمند
‫با هم مکاتبات منظمی داشتند.

545
00:40:50.335 --> 00:40:52.736
‫خانم «کلمپت» مایل هستن
‫قطعه رو پیش‌خرید کنن.

546
00:40:54.036 --> 00:40:56.636
‫- همین قطعه؟
‫- بله، لطفا.

547
00:40:56.702 --> 00:41:00.969
‫اگه بخوان خرید رو نهایی کنن، این مبلغ
‫برای عموها و شما قابل قبوله؟

548
00:41:04.736 --> 00:41:06.298
‫پیش‌پرداخت هم می‌دین؟

549
00:41:07.003 --> 00:41:09.803
‫«ماو»؟ چقدر از مبلغ کلی بدیم؟

550
00:41:11.602 --> 00:41:14.869
‫به اون فرانسوی خسیس بگو
‫هیچ قولی بابتش نمی‌دم.

551
00:41:14.936 --> 00:41:17.836
‫"ده نقاشی دیواری بر یک سطح سیمانی"،

552
00:41:17.921 --> 00:41:22.936
‫تا بیست سال بعد متعلق
‫به نام «آپشر کلمپت» باقی ماند.

553
00:41:23.003 --> 00:41:24.069
‫آقای «کادازیو»؟

554
00:41:25.112 --> 00:41:28.119
‫- زندانی‌ها هم رشوه می‌خوان.
‫- کدوم زندانی‌ها؟

555
00:41:28.204 --> 00:41:31.031
‫همشون. اون بیرون یه گروه
‫عصبانی جمع شدن.

556
00:41:31.115 --> 00:41:32.876
‫ادعا می‌کنن این فرد نماینده اون‌هاست.

557
00:41:32.961 --> 00:41:35.836
‫بهشون بگو ما به جیب‌بر و متجاوز
‫رشوه نمی‌دیم. اخلاقی نیست.

558
00:41:35.920 --> 00:41:38.736
‫تازه، منم که توی جیبم
‫شیش میلیون فرانک ندارم.

559
00:41:45.602 --> 00:41:47.069
‫چطوری اومدین بیرون؟

560
00:41:47.390 --> 00:41:48.701
‫چی کار کنیم؟

561
00:41:48.725 --> 00:41:50.036
‫در رو قفل کن.

562
00:41:59.502 --> 00:42:02.069
‫در نتیجه، 72 تن از زندانیان

563
00:42:02.136 --> 00:42:04.402
‫و شش نفر از اعضای گروه
‫هنرمندان پلاستیک فرانسه

564
00:42:04.469 --> 00:42:06.431
‫کشته و یا شدیدا زخمی شدند.

565
00:42:06.836 --> 00:42:14.402
‫برای شجاعت «موسی روزنتالر» و نجات 9 نگهبان
‫و 22 بازدید کننده برجسته،

566
00:42:14.469 --> 00:42:17.141
‫و همچنین وزیر فرهنگ و انکشاف محلی،

567
00:42:17.165 --> 00:42:19.836
‫آزادی خود را با ضمانت
‫مادام‌العمر به دست آورد.

568
00:42:21.903 --> 00:42:25.098
‫و با نام "قلمرو شیر در قفس" از او یاد شد.

569
00:42:31.569 --> 00:42:35.469
‫پس از آن، طبق گفته های «ماو کلمپت»

570
00:42:35.536 --> 00:42:39.636
‫«کادازیو» و عموهایش ترتیبی دادند تا
‫کل اتاق سرگرمی در درون یک...

571
00:42:39.702 --> 00:42:44.435
‫هواپیمای 12 موتوره حمل و نقل "جالوت"،

572
00:42:44.502 --> 00:42:47.402
‫مستقیما از "انوی" به "لیبرتی" ببرند.

573
00:42:51.702 --> 00:42:53.998
‫به این شکل بود که هنر آوانگارد،

574
00:42:54.022 --> 00:42:57.702
‫جای خودش را در دل دشت‌های
‫کانزاس مرکزی پیدا کرد.

575
00:43:01.015 --> 00:43:07.015
‫[مجموعه کلمپت]

576
00:43:10.103 --> 00:43:14.965
‫مداد، خودکار، پاک‌کن، سنجاق،
‫تعمیر ماشین تحریر...

577
00:43:15.636 --> 00:43:19.736
‫چرا باید من هزینه هتل توی
‫سواحل اقیانوس اطلس شمالی رو بدم؟

578
00:43:19.803 --> 00:43:21.798
‫چون مجبور بودم اونجا بنویسمش.

579
00:43:22.536 --> 00:43:25.435
‫صبحانه، ناهار، شام، لباس‌شویی،
‫مشروب، میان‌وعده شبانه.

580
00:43:25.502 --> 00:43:30.903
‫مشکلت با همین میز و اتاقی که اینجا،
‫از طرف نشریه واست فراهم شده چیه؟

581
00:43:30.969 --> 00:43:33.936
‫امیدوارم که نخوای فراموش کنم بیست سال پیش

582
00:43:34.003 --> 00:43:36.569
‫بین من و «موزس» توی خوابگاه ساحلی
‫چه اتفاق‌هایی افتاد. عاشق بودیم.

583
00:43:36.636 --> 00:43:38.335
‫واسه تجدید خاطره رفتم اونجا.

584
00:43:38.669 --> 00:43:41.335
‫- به حساب من!
‫- آره، لطف کردی.

585
00:43:43.456 --> 00:43:44.856
‫اینم اضافه کن.

586
00:43:53.326 --> 00:43:59.271
‫[سیاست و شعر]

587
00:43:59.355 --> 00:44:05.269
‫[تفسیر یک بیانیه]
‫[به قلم لوسیندا کرمنتز]

588
00:44:06.822 --> 00:44:08.123
‫یکم ماه مارچ.

589
00:44:09.423 --> 00:44:12.590
‫مذاکرات بین دانشجویان و
‫مدیریت دانشگاه به طور ناگهانی

590
00:44:12.657 --> 00:44:17.789
‫در ساعات اولیه صبح پس از
‫یک بحث بلند و عصبانیت بسیار آغاز شد.

591
00:44:17.856 --> 00:44:20.852
‫و در نهایت با یک قمار پایان یافت.

592
00:44:20.937 --> 00:44:24.952
‫آن هم به شرط حقوق دسترسی آزاد پسران
‫به تمام خوابگاه‌های دانشجویان دختر.

593
00:44:25.756 --> 00:44:27.889
‫این اعتراض که به غایت موفقیت آمیز نبود...

594
00:44:27.973 --> 00:44:31.171
‫- «زفیرلی» داره جای فیلش رو تنگ می‌کنه.
‫- باید با رخ حمله کنه.

595
00:44:31.256 --> 00:44:36.023
‫...ظاهری سطحی به تلاشی مغرورانه
‫برای کرم ضد جوش و خواب‌های شهوانی داد.

596
00:44:39.323 --> 00:44:42.756
‫اما درواقع، جنسیت‌ها
‫به طور برابر شرکت کردند.

597
00:44:42.822 --> 00:44:44.056
‫خانم جوان!

598
00:44:44.822 --> 00:44:45.856
‫کفش‌هات!

599
00:44:47.390 --> 00:44:51.023
‫و تمام شرکت کنندگان به
‫محرومیت امیالشان تأکید داشتند،

600
00:44:51.089 --> 00:44:54.123
‫البته بیشتر می‌توان گفت
‫حقوق بیولوژکی آنها،

601
00:44:54.956 --> 00:44:57.656
‫حقوق آزاد بودن.
‫نقطه، سر خط.

602
00:44:58.390 --> 00:45:02.123
‫این اتفاق نمادین شد،
‫و بر سر زبان‌ها افتاد.

603
00:45:05.456 --> 00:45:06.989
‫پنجم مارچ.

604
00:45:07.056 --> 00:45:08.856
‫شام دیرهنگام در خانه "بی".

605
00:45:08.923 --> 00:45:11.751
‫پسر بزرگشان 19 ساله،
‫و از دیروز به خانه برنگشته بود.

606
00:45:11.835 --> 00:45:13.110
‫رادیو رو کم کن!

607
00:45:13.195 --> 00:45:16.356
‫پدرش در نیمه‌های شب که مشغول رژه رفتن
‫با هم‌رزمانش بود، اتفاقی او را دید.

608
00:45:16.651 --> 00:45:20.156
‫شعار آن‌ها؛
‫"کودکان غر می‌زنند"

609
00:45:20.654 --> 00:45:21.693
‫ممنون.

610
00:45:21.778 --> 00:45:24.356
‫البته یک مهمان شام
‫موفق نشد حضور پیدا کند.

611
00:45:24.677 --> 00:45:28.290
‫و از این بابت ممنونم. از ابتدا هم
‫به او اطلاعی نداده بودند.

612
00:45:28.356 --> 00:45:30.590
‫البته قصد توهین نداشتیم.

613
00:45:30.675 --> 00:45:34.789
‫فکر می‌کردیم اگه بهتون می‌گفتیم
‫ممکن بود دعوت ما رو رد کنید.

614
00:45:34.856 --> 00:45:36.218
‫درست فکر می‌کردین.

615
00:45:36.303 --> 00:45:40.924
‫طبق گزارشات اخبار محلی، میزان خشونت در
‫روش‌های کنترل جمعیت بیشتر شده است.

616
00:45:41.008 --> 00:45:43.956
‫حالا یه فرصتی بهش بده.
‫واقعا مرد باهوشیه.

617
00:45:44.041 --> 00:45:47.256
‫- چند وقته این فلانی رو می‌شناسی؟
‫- می‌دونم قصد خوبی دارین.

618
00:45:47.341 --> 00:45:50.423
‫با یک سوزن‌سوزن شدن
‫بر روی پوست شروع می‌شود.

619
00:45:55.156 --> 00:45:57.223
‫من ترشیده نیستم.

620
00:45:57.290 --> 00:46:00.243
‫- بنظر ما هم نیستی.
‫- معلومه که نیستی.

621
00:46:00.328 --> 00:46:03.889
‫سپس، قرمزی و تورم
‫ماهیچه‌های بیرونی چشم.

622
00:46:03.956 --> 00:46:07.390
‫گوش کن چی می‌گم،
‫من عمدا تنها زندگی می‌کنم.

623
00:46:07.456 --> 00:46:09.822
‫ترجیح من روابطی هستن که تموم می‌شن.

624
00:46:09.889 --> 00:46:12.856
‫من با انتخاب خودم نخواستم که
‫نه شوهر و نه بچه‌دار بشم.

625
00:46:12.923 --> 00:46:17.323
‫این دو تا چیز بزرگترین دلایل منع یک زن
‫برای نویسندگی هستن.

626
00:46:17.390 --> 00:46:19.889
‫- چرا گریه می‌کنین؟
‫- چون ناراحت شدیم.

627
00:46:19.956 --> 00:46:22.722
‫- نمی‌خواییم تنها باشی.
‫- تنهایی مثل فقره.

628
00:46:22.789 --> 00:46:24.023
‫من ناراحت نیستم،
‫فقط چشم‌هام می‌سوزه.

629
00:46:24.089 --> 00:46:26.185
‫خونه شما یه مشکلی داره.

630
00:46:26.270 --> 00:46:28.932
‫در نهایت، درد سوزشی
‫باعث می‌شود که مخاط زیادی

631
00:46:28.956 --> 00:46:31.618
‫از سوراخ‌های بینی خارج شود
‫و گلودرد ایجاد شود

632
00:46:31.703 --> 00:46:32.785
‫نفس نکش.

633
00:46:45.756 --> 00:46:47.285
‫من لختم، خانم «کرمنتز».

634
00:46:47.856 --> 00:46:49.156
‫متوجه شدم.

635
00:46:49.223 --> 00:46:51.190
‫- چرا گریه می‌کنین؟
‫- گاز اشک آور.

636
00:46:51.256 --> 00:46:52.256
‫و اینکه...

637
00:46:53.323 --> 00:46:55.056
‫گمونم ناراحت باشم.

638
00:46:57.822 --> 00:47:00.089
‫می‌شه لطفا برین؟
‫از عضلات جدیدم خجالت می‌کشم.

639
00:47:04.889 --> 00:47:07.123
‫به ننه بابات بگو خونه‌ای.
‫نگرانت شدن.

640
00:47:07.190 --> 00:47:10.889
‫- پشت موانع منتظر من هستن.
‫- من که مانعی ندیدم.

641
00:47:10.956 --> 00:47:13.256
‫خب، هنوز دارن می‌سازنش.

642
00:47:14.390 --> 00:47:17.023
‫- چی می‌نویسی؟
‫- یه بیانیه.

643
00:47:17.089 --> 00:47:19.089
‫راستی، من بهشون گفتم
‫که «پال» رو دعوت نکنن.

644
00:47:19.156 --> 00:47:21.789
‫ممکنه ناراحت باشی،
‫ولی بنظر من حس تنهایی نمی‌کنی.

645
00:47:21.856 --> 00:47:22.977
‫دقیقا!

646
00:47:23.062 --> 00:47:25.789
‫دیدم توی اعتراضات داشتی
‫درمورد ما یادداشت برداری می‌کردی.

647
00:47:25.884 --> 00:47:28.689
‫درمورد ما یه داستانی داری؟
‫مردم اهل کانزاس.

648
00:47:28.756 --> 00:47:29.789
‫ممکنه.

649
00:47:29.874 --> 00:47:32.822
‫پس باید قطعنامه ما رو بخونی.

650
00:47:32.907 --> 00:47:34.423
‫خانواده‌ام فکر می‌کنن نویسنده خوبی هستی.

651
00:47:36.073 --> 00:47:37.107
‫بده ببینم.

652
00:47:46.323 --> 00:47:47.822
‫یه مقدار نم داره.

653
00:47:48.956 --> 00:47:50.323
‫واقعا می‌گی یا استعاره بود؟

654
00:47:50.390 --> 00:47:53.089
‫جفتش. با توجه به جلد و چهار جمله اول.

655
00:47:53.156 --> 00:47:56.256
‫- بیانیه من رو نقد نکن.
‫- بازخورد من رو نمی‌خوای؟

656
00:47:56.323 --> 00:47:58.085
‫بازخورد لازم ندارم، دارم؟

657
00:47:58.236 --> 00:48:01.423
‫علت اینکه دادم بخونی این بود که
‫از خوب بودنش تحت تأثیر قرار بگیری.

658
00:48:01.767 --> 00:48:03.442
‫با غلط املایی ها شروع می‌کنیم.

659
00:48:04.223 --> 00:48:07.789
‫اگه دانش‌آموز ها شکست بخورن،
‫دانشکده موفق می‌شه؟

660
00:48:07.856 --> 00:48:09.789
‫فعلا که مشخص نیست.

661
00:48:09.856 --> 00:48:11.889
‫- «پال دوال».
‫- «لوسیندا کرمنتز».

662
00:48:11.956 --> 00:48:13.552
‫حال شما؟

663
00:48:14.089 --> 00:48:15.818
‫ریش‌هات صورتم رو می‌خارونه.

664
00:48:16.889 --> 00:48:20.390
‫مهمان ناخوانده هم سر رسید.
‫چه حیف شد.

665
00:48:20.456 --> 00:48:22.423
‫از ماجرا هایش در شهر می‌گفت.

666
00:48:22.490 --> 00:48:27.356
‫قطار و اتوبوس‎های متوقف شده، شیشه‌های شکسته،
‫و سنگفرش هایی که در همه جهات پرواز می کنند.

667
00:48:28.456 --> 00:48:30.989
‫بگذریم، اومدم دیگه.

668
00:48:31.056 --> 00:48:33.400
‫«لوسیندا»ی معروف. سلام.

669
00:48:33.989 --> 00:48:36.089
‫نمی‌دونستم قراره بیای.
‫بهم چیزی نگفته بودن.

670
00:48:36.156 --> 00:48:38.123
‫این یه قرار رسمی نیست.

671
00:48:44.123 --> 00:48:45.156
‫عصر بخیر.

672
00:48:54.490 --> 00:48:55.822
‫شما شروع کنید.

673
00:49:09.889 --> 00:49:11.121
‫دهم مارس.

674
00:49:11.206 --> 00:49:13.756
‫خدمات شهری یک هفته متوقف شده.
‫شاید بیشتر هم شود.

675
00:49:13.841 --> 00:49:16.056
‫حمل و نقل عمومی، در حالت تعلیق.

676
00:49:16.123 --> 00:49:19.223
‫انبوه زباله‌ها؛ جمع نشده.
‫اعتصاب در مدارس.

677
00:49:19.290 --> 00:49:21.056
‫نه پست، نه شیر.

678
00:49:21.123 --> 00:49:22.190
‫منم.

679
00:49:22.275 --> 00:49:23.789
‫کی اوضاع به روال عادی برمی‌گردد؟

680
00:49:23.874 --> 00:49:27.852
‫هفته بعد؟ ماه بعد؟ چه زمانی
‫دوباره شرایط زندگی متعادل می‌شود؟

681
00:49:27.989 --> 00:49:29.156
‫کسی نمی‌دونه.

682
00:49:29.222 --> 00:49:30.689
‫این چیه؟

683
00:49:30.756 --> 00:49:32.223
‫یه ضمیمه اضافه کردم.

684
00:49:32.290 --> 00:49:33.722
‫- شوخی می‌کنی.
‫- شوخی ندارم.

685
00:49:33.789 --> 00:49:35.523
‫بیانیه من رو تموم کردی؟ اونم بدون من؟

686
00:49:35.523 --> 00:49:37.390
‫یه جوری نوشتم انگار مال خودته، گمونم.

687
00:49:37.456 --> 00:49:40.318
‫فقط از کلمات واضح‌تر، مختصر تر،
‫و کمتر شاعرانه استفاده کردم.

688
00:49:40.520 --> 00:49:43.789
‫اینطور بگم؛ این اولین
‫بیانیه‌ای نیست که من بررسی کردم.

689
00:49:48.739 --> 00:49:53.485
‫تصورش غیرممکن است که این
‫دانش‌آموزان به وجد آمده، خام و شجاع...

690
00:49:54.794 --> 00:49:56.860
‫...قرار است به کلاس‌هایشان برگردند.

691
00:50:05.390 --> 00:50:07.089
‫کی بود؟

692
00:50:07.156 --> 00:50:08.789
‫- مامانت.
‫- مامانم!

693
00:50:08.856 --> 00:50:10.423
‫مامانم؟

694
00:50:10.490 --> 00:50:12.156
‫چی می‌خواست؟
‫بهش گفتی اومدم اینجا؟

695
00:50:12.223 --> 00:50:13.989
‫- آره.
‫- چرا؟

696
00:50:14.056 --> 00:50:15.985
‫خودش پرسید. من که دروغ نمی‌گم.

697
00:50:16.223 --> 00:50:18.722
‫- ناراحت شد؟
‫- فکر نکنم.

698
00:50:18.789 --> 00:50:20.689
‫- چی گفت؟
‫- سر تکون داد.

699
00:50:20.756 --> 00:50:21.823
‫تو چی گفتی؟

700
00:50:21.908 --> 00:50:24.770
‫گفتم دارم درمورد تو و دوست‌هات
‫یه مقاله می‌نویسم.

701
00:50:25.341 --> 00:50:28.789
‫- جدی؟
‫- هزار کلمه اولش هم نوشتم.

702
00:50:28.856 --> 00:50:30.223
‫ازش خواستم باهاش مصاحبه کنم.

703
00:50:30.290 --> 00:50:32.689
‫- موافقت کرد؟
‫- آره، معلومه.

704
00:50:35.117 --> 00:50:38.076
‫حالا دیگه ناراحتم!
‫اصلا نمی‌دونم چه حسی دارم.

705
00:50:38.551 --> 00:50:41.150
‫تو دردسر افتادم؟
‫چرا مامانم انقدر آروم برخورد کرد؟

706
00:50:41.217 --> 00:50:42.613
‫اصلا کار درستیه؟

707
00:50:43.117 --> 00:50:45.617
‫اینا رو اصلا ثبت نمی‌کنی.
‫همه چیز زندگی منه.

708
00:50:48.284 --> 00:50:49.717
‫حالا چه خاکی به سرم بریزم؟

709
00:50:51.217 --> 00:50:53.946
‫من باید بی‌طرفی
‫روزنامه‌نگاری رو حفظ کنم.

710
00:51:03.217 --> 00:51:05.584
‫بی‌رحم بودنت رو دوست دارم.

711
00:51:05.651 --> 00:51:07.684
‫گمونم یکی از زیبایی‌هات باشه.

712
00:51:09.584 --> 00:51:12.117
‫هیچی نشده هزار کلمه هم نوشتی؟

713
00:51:14.551 --> 00:51:16.117
‫کار پسره بود.

714
00:51:16.381 --> 00:51:20.317
‫قدرت هزار ساله جمهوری‌خواهان رو
‫توی دو هفته از بین بردند.

715
00:51:20.384 --> 00:51:22.150
‫چرا و چطوری؟

716
00:51:22.217 --> 00:51:24.713
‫قبل از شروع از کجا شروع شد؟

717
00:51:29.600 --> 00:51:30.798
‫[کافه له‌سان بلگ]

718
00:51:30.798 --> 00:51:33.865
‫دوره دیگری بود.
‫"انوی" دیگری بود.

719
00:51:33.932 --> 00:51:38.398
‫فکر کنم شیش ماه پیش بود.
‫هنوز خواهر هام 12 سالشون بود.

720
00:51:44.331 --> 00:51:46.765
‫با ترانه‌های "کریز" و "لی‌شو" رقصیدی.

721
00:51:49.231 --> 00:51:52.832
‫با همون مدل‌مو توی پمپیدو بودی،
‫یا کروتون، یا فروت‌دی‌مر.

722
00:51:54.264 --> 00:51:58.398
‫با ادبیات محاوره‌ای و اصطلاحات فلسفی
‫و حرکت دست صحبت می‌کنی.

723
00:52:00.264 --> 00:52:04.665
‫تا جایی که می‌تونی سر مسائل مختلف
‫بحث می‌کنی که مکالمه رو گرم کنی.

724
00:52:04.749 --> 00:52:07.231
‫با تمام چیزهایی که گفتی مخالفم.

725
00:52:07.598 --> 00:52:09.431
‫هر دسته یک رقیب داشت.

726
00:52:12.484 --> 00:52:15.598
‫پیچ‌ها، با مهره‌ها درگیر بودن.
‫چوب‌ها با سنگ‌ها.

727
00:52:15.665 --> 00:52:17.765
‫ما کتاب‌خون‌ها هم علیه ورزشکار ها بودیم.

728
00:52:17.832 --> 00:52:22.131
‫تا اینکه «میچ‌میچ» سال آخر شکست خورد
‫و مجبور شد برای خدمت بره.

729
00:52:22.198 --> 00:52:24.231
‫به مدت سه ماه توی منطقه "ماسترد".

730
00:52:25.731 --> 00:52:33.731
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

731
00:52:50.957 --> 00:52:52.679
‫[احضار اجباری برای خدمت سربازی]

732
00:52:52.764 --> 00:52:55.076
‫[یک ماه بعد]

733
00:52:55.160 --> 00:52:59.102
‫اصول اخلاقی‌اش وقتی قبول کرد طرف یک ارتش
‫امپریالیست توی جنگ نابرابر تمامیت خواهی بجنگه کجا رفت؟

734
00:52:59.187 --> 00:53:02.531
‫واسه خدمت فرستادنش "ماسترد".

735
00:53:02.615 --> 00:53:04.615
‫- اجباریه.
‫- فرقی نمی‌کنه.

736
00:53:05.698 --> 00:53:07.531
‫- ببخشید؟
‫- گفتم فرقی نمی‌کنه.

737
00:53:08.398 --> 00:53:09.598
‫با چه جرأتی؟

738
00:53:09.665 --> 00:53:11.469
‫کی بهت اجازه داده
‫دوست ما رو تحقیر کنی؟

739
00:53:11.469 --> 00:53:14.573
‫به این فکر کردی الآن احتمالا
‫داره یه جایی تنهایی توی شب رژه می‌ره؟

740
00:53:14.658 --> 00:53:17.704
‫با یه کیسه 22 و نیم کیلویی باروت
‫و سیب‌زمینی هایی که باید پوست بکنه،

741
00:53:17.789 --> 00:53:20.365
‫درحالی که زیر بارون داره
‫توی یه قوطی حلبی مدفوع می‌کنه؟

742
00:53:20.431 --> 00:53:22.164
‫دلش نمی‌خواد توی ارتش باشه.

743
00:53:22.248 --> 00:53:25.102
‫- ولی اجباریه.
‫- باید نشانش رو آتیش بزنه و پستش رو ترک کنه

744
00:53:26.295 --> 00:53:29.307
‫حداقل مجازات: شش ماه حبس
‫و علامت سیاه با جوهر دائمی

745
00:53:29.465 --> 00:53:33.164
‫گفتنش درحالی که توی
‫کافه دنج "سان‌بلگ" لم دادی آسونه.

746
00:53:34.217 --> 00:53:35.441
‫فرقی نمی‌کنه.

747
00:53:37.587 --> 00:53:40.402
‫این یه بار حق با اونه.

748
00:53:40.665 --> 00:53:42.598
‫«میچ‌میچ»، اینجا چی کار می‌کنی؟

749
00:53:42.665 --> 00:53:45.283
‫قرار بود تا دو ماه دیگه
‫توی واحد ماسترد باشی.

750
00:53:45.368 --> 00:53:49.732
‫پنج سال بعد، من بودم که
‫تفسیر شاعرانه «میچ‌میچ سیمکا» رو

751
00:53:49.817 --> 00:53:52.080
‫از خدمت سربازی ترجمه کردم.

752
00:53:52.120 --> 00:53:55.471
‫[بدرود، زیفرلی]
‫[نویسنده: میچ‌میچ سیمکا]

753
00:53:55.565 --> 00:53:58.798
‫صحنه فلش‌بک پرده دوم
‫اجرای "بدرود، زیفرلی".

754
00:53:58.865 --> 00:54:01.602
‫در آفریقای شمالی تیر خورده بودم.

755
00:54:02.198 --> 00:54:05.969
‫در آمریکای جنوبی یک ترکش انفجاری
‫با دست چپم اصابت کرد.

756
00:54:06.264 --> 00:54:09.498
‫در آسیای شرقی، من به یک انگل
‫میکروبیولوژیکی نادر در ناحیه

757
00:54:09.565 --> 00:54:14.569
‫تحتانی شکم مبتلا شدم و
‫تا امروز همچنان با من هست.

758
00:54:15.598 --> 00:54:18.535
‫ولی از پوشیدن این یونیفرم پشیمون نیستم.

759
00:54:19.398 --> 00:54:22.164
‫و تا شونزده سال دیگه،
‫مستمری هم می‌گیرم.

760
00:54:23.565 --> 00:54:25.798
‫خب اینم داستان قبل خواب، خانم‌ها. خاموشی!

761
00:54:26.296 --> 00:54:28.698
‫چراغ‌ها خاموش! زیر پتو!

762
00:54:28.765 --> 00:54:30.565
‫دعاهاتون رو بخونید!

763
00:54:35.264 --> 00:54:37.602
‫- آمین.
‫- آمین.

764
00:54:45.531 --> 00:54:47.732
‫«میچ‌میچ».

765
00:54:47.798 --> 00:54:50.498
‫«میچ‌میچ»، می‌خوای چی‌کاره بشی؟

766
00:54:50.565 --> 00:54:53.602
‫- چی؟
‫- می‌خوای چی‌کاره بشی، «میچ‌میچ»؟

767
00:54:54.187 --> 00:54:57.231
‫با نمره‌ای که آوردم،
‫می‌تونم دستیار داروخانه بشم.

768
00:54:57.298 --> 00:54:59.398
‫حالا از کارش راضی هستی؟

769
00:54:59.465 --> 00:55:02.231
‫ناراضی هم نیستم.
‫باید بیشتر درس می‌خوندم.

770
00:55:02.298 --> 00:55:05.164
‫- تو چی، «روبوشون»؟
‫- من انتخاب دیگه‌ای ندارم.

771
00:55:05.231 --> 00:55:06.898
‫باید توی کارخونه شیشه‌سازی پدرم کار کنم.

772
00:55:06.965 --> 00:55:09.798
‫- باید جاش رو پر کنم.
‫- طبیعیه.

773
00:55:09.865 --> 00:55:11.798
‫«وژرارد»، برنامه تو چیه؟

774
00:55:11.865 --> 00:55:15.832
‫گمونم مثل بقیه پسرهای فامیل
‫یه پسر ولخرج جذاب بشم.

775
00:55:15.898 --> 00:55:17.698
‫- پسر های فامیلتون عالی‌ان.
‫- واقعا دوستشون دارم.

776
00:55:17.765 --> 00:55:19.798
‫تو چی، «مورسو»؟

777
00:55:21.765 --> 00:55:23.632
‫«مورسو»، تو می‌خوای چی‌کاره بشی؟

778
00:55:26.264 --> 00:55:27.465
‫معترض.

779
00:55:28.765 --> 00:55:31.531
‫- چی گفت؟
‫- گفت "معترض".

780
00:55:31.598 --> 00:55:33.565
‫- یعنی چی؟
‫- چه بدونم.

781
00:55:33.632 --> 00:55:37.198
‫من فکر می‌کردم «مورسو» می‌خواد
‫پروفسور ژئوشیمی بشه.

782
00:55:37.264 --> 00:55:38.698
‫«مورسو» گریه می‌کنه.

783
00:55:38.765 --> 00:55:40.269
‫- هیس!
‫- کی گفت هیس!

784
00:55:40.798 --> 00:55:41.865
‫دیگه نمی‌خوام.

785
00:55:43.665 --> 00:55:47.131
‫«مورسو»، فقط هشت هفته مونده
‫که دوره رو تموم کنیم.

786
00:55:47.198 --> 00:55:48.698
‫منظورم دوره نبود.

787
00:55:50.665 --> 00:55:56.431
‫یعنی تا وقتی بریم خونه، و تا سن بازنشستگی،
‫اون دوره 48 ساله زندگی خودم...

788
00:55:56.498 --> 00:55:58.298
‫اون رو نمی‌خوام.

789
00:55:59.298 --> 00:56:03.598
‫من نمی‌تونم خودم رو به عنوان
‫یه مرد بالغ توی دنیای والدینمون تصور کنم.

790
00:56:12.498 --> 00:56:14.798
‫«مورسو»! از پنجره پرید!

791
00:56:16.598 --> 00:56:18.398
‫- مُرد؟
‫- نمی‌دونم.

792
00:56:18.465 --> 00:56:19.665
‫ارتفاعش چقدره؟

793
00:56:19.732 --> 00:56:21.133
‫پنج طبقه با سقف بلند.

794
00:56:21.218 --> 00:56:23.665
‫دیروز بارون اومده بود.
‫شاید گِل هنوز نرم باشه.

795
00:56:23.732 --> 00:56:24.798
‫تکون نمی‌خوره.

796
00:56:26.465 --> 00:56:27.798
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

797
00:56:29.465 --> 00:56:30.765
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

798
00:56:32.198 --> 00:56:33.465
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

799
00:56:34.498 --> 00:56:35.832
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

800
00:56:36.665 --> 00:56:37.865
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

801
00:56:38.798 --> 00:56:40.331
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

802
00:56:41.070 --> 00:56:42.415
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

803
00:56:51.514 --> 00:56:53.295
‫دیگه نمی‌تونم به این نشان درود بفرستم.

804
00:57:10.221 --> 00:57:14.054
‫صبح روز بعد، «میچ‌میچ» به اتهام
‫فرار از خدمت و هتک حرمت دستگیر شد.

805
00:57:14.121 --> 00:57:20.121
‫کافه "سان‌بلگ" به مقر جنبش انقلابی برای
‫سرنگونی جامعه ارتجاعی نئولیبرال تبدیل شد.

806
00:57:20.206 --> 00:57:21.188
‫چی کار می‌کنی؟

807
00:57:21.890 --> 00:57:23.789
‫«فرانسوا ماری شاروی» رو
‫جای «تیپ‌تاپ» گذاشتم.

808
00:57:23.954 --> 00:57:27.577
‫می‌تونن با هم کنار بیان.
‫«تیپ‌تاپ» و «شاروی».

809
00:57:27.662 --> 00:57:30.287
‫«تیپ‌تاپ» یه کالا ست که توسط
‫یه انتشارات موسیقی منتشر می‌شه

810
00:57:30.371 --> 00:57:32.491
‫متعلق به یک مجموعه
‫که توسط یه بانک کنترل می‌شه

811
00:57:32.575 --> 00:57:34.182
‫که توسط یک بوروکراسی
‫یارانه‌ای دریافت می‌کنه

812
00:57:34.206 --> 00:57:35.925
‫که رهبری دست نشانده
‫یه دولت اقماری رو حفظ کنه.

813
00:57:36.009 --> 00:57:39.125
‫با هر نُتی که اون می‌خونه، یه روستایی
‫توی آفریقای غربی باید بمیره.

814
00:58:08.787 --> 00:58:14.221
‫در ادامه، نزاع غیرقابل پیش‌بینی
‫بین بزرگان و جوانان "انوی" همراه شد.

815
00:58:15.620 --> 00:58:16.782
‫"آگوست".

816
00:58:16.883 --> 00:58:20.121
‫محکومیت جنبش دانشجویی "نجوای جامعه".

817
00:58:20.887 --> 00:58:21.891
‫"سپتامبر"

818
00:58:22.000 --> 00:58:24.987
‫لغو مجوز کافه "سان‌بلگ"
‫طی یک دستور رسمی.

819
00:58:26.987 --> 00:58:28.288
‫"اکتبر"

820
00:58:28.373 --> 00:58:32.254
‫کمیته تبلیغات سیاسی یک برج
‫جاسوسی رادیویی بر بام گروه فیزیک برپا کرد.

821
00:58:33.754 --> 00:58:34.804
‫"نوامبر"

822
00:58:34.889 --> 00:58:37.954
‫محدودیت برنامه غذایی برای
‫کافه‌تریا مقطع کارشناسی.

823
00:58:38.854 --> 00:58:40.025
‫"دسامبر"

824
00:58:40.110 --> 00:58:42.821
‫اعتراض بررسی در کتاب‌خانه مرکزی.

825
00:58:42.906 --> 00:58:48.758
‫ممنوعیت قانونی هرگونه گردش، تا پنج دقیقه
‫پیش از جریمه کتاب‌های به عمل آمده.

826
00:58:49.054 --> 00:58:50.091
‫"ژانویه"

827
00:58:50.176 --> 00:58:52.254
‫«میچ‌میچ» به حضانت والدین آزاد شد.

828
00:58:53.887 --> 00:58:55.321
‫"فوریه"

829
00:58:55.388 --> 00:58:57.088
‫طغیان خوابگاه دختران.

830
00:58:58.720 --> 00:59:00.987
‫که در نهایت منجر شد به...

831
00:59:01.821 --> 00:59:02.887
‫"مارچ"

832
00:59:02.954 --> 00:59:04.587
‫انقلاب صفحه شطرنج.

833
00:59:07.261 --> 00:59:09.025
‫[سفید]

834
00:59:22.371 --> 00:59:24.098
‫[اسب به QB3]

835
00:59:26.237 --> 00:59:29.225
‫اسب به QB3

836
00:59:39.856 --> 00:59:42.525
‫جناب شهردار،
‫حرکت کرد.

837
00:59:52.083 --> 00:59:55.529
‫اسب، اسب رو می‌زنه.

838
01:00:01.854 --> 01:00:03.188
‫کدوم صفحه‌ای؟

839
01:00:03.272 --> 01:00:05.272
‫- فصل نهم.
‫- پاراگراف نهایی.

840
01:00:06.088 --> 01:00:08.025
‫تو به این می‌گی بیانیه؟

841
01:00:09.785 --> 01:00:11.161
‫- تو کی هستی؟
‫- گمون کنم.

842
01:00:11.245 --> 01:00:12.527
‫معنی‌اش همینه.

843
01:00:16.144 --> 01:00:18.125
‫صفحه دوم، بیانیه هفتم.

844
01:00:21.321 --> 01:00:26.254
‫با وجود خلوص آرمان خود،
‫که تمدنی آزاد و بدون مرز ایجاد کنند؛

845
01:00:26.321 --> 01:00:30.754
‫با این‌حال، دانش‌آموزان پیش از همبستگی،
‫به چند گروه تقسیم شدند.

846
01:00:32.864 --> 01:00:34.991
‫صفحه پنج، حکم 1(ب)

847
01:00:36.358 --> 01:00:40.021
‫اکنون یک مسئله مشخص است،
‫می‌خواهند جواب والدینشان را بدهند.

848
01:00:40.106 --> 01:00:42.821
‫دنبال چه هستند؟
‫که از خیال‌های خود محافظت کنند.

849
01:00:42.887 --> 01:00:44.221
‫یک ایده مبهم.

850
01:00:46.658 --> 01:00:49.525
‫صفحه یازده، ضمیمه شماره رومی 3.

851
01:00:51.821 --> 01:00:54.054
‫من متقاعد شده‌ام که آن‌ها بهتر از ما هستند.

852
01:00:56.623 --> 01:01:01.391
‫کی بودجه غیررسمی برای تولید انبوه این

853
01:01:01.475 --> 01:01:05.825
‫سند مبهم و احمقانه و به طرز
‫ناجوری شاعرانه رو داده؟

854
01:01:05.909 --> 01:01:07.909
‫من صندوق‌دار بودم خیر سرم!
‫اصلا کی گفت ضمیمه بنویسید؟

855
01:01:10.654 --> 01:01:13.088
‫راستش پیشنهاد خانم «کرمنتز» بود.
‫درواقع ضمیمه.

856
01:01:13.172 --> 01:01:17.121
‫- خانم «کرمنتز» این رو نوشته؟
‫- فقط چند تا بند رو اصلاح کرد.

857
01:01:19.627 --> 01:01:22.791
‫اصلا چرا اقدامی انجام داد؟
‫باید بی‌طرفی روزنامه‌نگاری رو حفظ می‌کرد.

858
01:01:26.375 --> 01:01:28.991
‫ما نخواستیم تو یا خانم «کرمنتز»
‫جای ما صحبت کنید.

859
01:01:29.075 --> 01:01:31.075
‫کار تو شطرنج بازی کردنه.

860
01:01:33.687 --> 01:01:35.054
‫اون رو واسه تو نوشتم.

861
01:01:38.723 --> 01:01:42.391
‫من این رو یادگاری نگه می‌دارم، ولی درکل؛
‫با هر حرفی که زدی مخالفم.

862
01:01:42.821 --> 01:01:46.188
‫به خودم یادآوری می‌کنم،
‫من در این مانیفست یک میهمان‌ام.

863
01:01:46.254 --> 01:01:49.921
‫مسئله‌ی من نیست. دخالت نکن، «لوسیندا».
‫دهنت رو باز نکن.

864
01:01:49.987 --> 01:01:51.325
‫باید یه چیزی بگم.

865
01:01:52.121 --> 01:01:54.787
‫تو واقعا دختر باهوشی هستی، «جولیت».

866
01:01:54.854 --> 01:01:57.620
‫امکانش هست فقط یه دقیقه
‫لوازم آرایشت رو بذاری کنار

867
01:01:57.687 --> 01:01:59.787
‫و امکانش هست فقط یک دقیقه
‫جای کس دیگه فکر نکنی؟

868
01:01:59.854 --> 01:02:02.054
‫بعدش شاید متوجه بشید
‫شما توی یک جناح هستین.

869
01:02:02.121 --> 01:02:03.620
‫حتی پلیس ضد شورش.

870
01:02:04.813 --> 01:02:07.558
‫من با شما موافق نیستم، خانم «کرمنتز»
‫من فقط به خودم فکر می‌کنم.

871
01:02:07.578 --> 01:02:08.591
‫مثل بقیه.

872
01:02:08.594 --> 01:02:10.461
‫- اینطوری هم نیست.
‫- بعضی‌ها اینطوری نیستن.

873
01:02:11.654 --> 01:02:12.787
‫حرکت بعدی.

874
01:02:12.980 --> 01:02:16.163
‫فکر کردی من خودم نمی‌دونم؟
‫و مسائل مهم رو جدی نمی‌گیرم؟

875
01:02:16.397 --> 01:02:17.870
‫مطمئن باشید مسئله این نیست.

876
01:02:17.954 --> 01:02:20.221
‫واقعا بی‌احترامی کردم.

877
01:02:20.288 --> 01:02:22.054
‫یادداشتم رو پس می‌گیرم.

878
01:02:23.427 --> 01:02:24.482
‫هرطور راحتی.

879
01:02:24.954 --> 01:02:27.558
‫- عذرخواهی می‌کنم.
‫- آفرین.

880
01:02:28.522 --> 01:02:29.555
‫ببخشید.

881
01:02:30.154 --> 01:02:32.321
‫- گرفتم.
‫- ممنون.

882
01:02:33.720 --> 01:02:36.291
‫- مطمئنی؟
‫- بله.

883
01:02:39.033 --> 01:02:41.921
‫- از چی مطمئنم؟
‫- مطمئنی بچه نیستی؟

884
01:02:42.822 --> 01:02:44.005
‫شک ندارم.

885
01:02:44.354 --> 01:02:47.479
‫پس یاد بگیر عذرخواهی رو قبول کنی.
‫درس مهمیه.

886
01:02:47.563 --> 01:02:50.620
‫این جنگه! آمریکایی پیر
‫درمقابل نوجوان‌های انقلابی فرانسوی.

887
01:02:50.704 --> 01:02:52.391
‫برای کی مهمه؟

888
01:02:53.254 --> 01:02:54.321
‫آدم بزرگ‌ها.

889
01:02:57.623 --> 01:02:59.290
‫حرکت بعدیمون.
‫شهردار منتظره.

890
01:03:01.710 --> 01:03:04.458
‫خوشم نمیاد باهاش می‌خوابی، خانم «کرمنتز».

891
01:03:04.831 --> 01:03:06.291
‫ما هممون آزادی داریم.

892
01:03:06.291 --> 01:03:08.601
‫اصلا واسه همون داریم می‌جنگیم.

893
01:03:08.685 --> 01:03:12.525
‫اعتراض من به اینه که؛
‫فکر می‌کنم عاشق «زیفرلی» شدی.

894
01:03:12.609 --> 01:03:15.058
‫اشتباهه، یا در کمترین حالت مبتذله!

895
01:03:15.142 --> 01:03:16.658
‫زنیکه ترشیده!

896
01:03:19.987 --> 01:03:22.088
‫به حیثیت من رحم کن.

897
01:03:23.787 --> 01:03:26.273
‫ایشون ترشیده نیست.
‫عاشق من هم نیست.

898
01:03:26.297 --> 01:03:28.121
‫دوست ما ست.
‫منم دوستشم.

899
01:03:28.188 --> 01:03:30.609
‫اون گیج شده. اونم می‌خواد کمکمون کنه.

900
01:03:30.633 --> 01:03:33.054
‫اون عصبانیه.
‫اونم خیلی نویسنده خوبیه.

901
01:03:34.620 --> 01:03:37.088
‫احساس تنهایی داره، مگه نه؟

902
01:03:38.654 --> 01:03:39.688
‫بعضی‌وقت‌ها.

903
01:03:41.188 --> 01:03:45.754
‫راست می‌گه. باید بی‌طرفی ژورنالیستی رو
‫حفظ می‌کردم. اگه همچین چیزی باشه.

904
01:03:47.787 --> 01:03:50.288
‫لطفا، منو ببخشید خانم «کرمنتز».

905
01:03:55.598 --> 01:03:57.058
‫هنوز جوابی نیست.

906
01:03:58.344 --> 01:04:01.091
‫گلوله‌های پلاسکی
‫و گاز اشک‌آور.

907
01:04:04.520 --> 01:04:05.891
‫وقت تموم!

908
01:04:07.091 --> 01:04:08.758
‫کیش و مات فنی.

909
01:04:16.254 --> 01:04:18.687
‫فقط آتیش بازیه.

910
01:04:18.754 --> 01:04:20.720
‫اون بهترینه.

911
01:04:20.787 --> 01:04:23.610
‫انقدر بحث نکنید،
‫برید عشق‌بازی کنید.

912
01:04:26.118 --> 01:04:27.191
‫من باکره‌ام.

913
01:04:28.188 --> 01:04:30.587
‫منم همینطور.
‫به جز خانم «کرمنتز».

914
01:04:31.954 --> 01:04:33.154
‫حدس می‌زدم.

915
01:04:46.121 --> 01:04:47.621
‫پانزدهم مارچ.

916
01:04:51.054 --> 01:04:55.488
‫یک پاراگراف عجولانه‌ای
‫در ابتدای کتابم پیدا کردم.

917
01:04:55.554 --> 01:04:58.187
‫دقیق نمی‌دونم «زیفرلی» کِی
‫فرصت کرد این رو بنویسه.

918
01:04:58.254 --> 01:05:00.854
‫آخر همون شب، که خواب بودم؟

919
01:05:00.920 --> 01:05:03.187
‫شاعرانه‌ست، اما لزوما بد نیست.

920
01:05:03.254 --> 01:05:04.791
‫همچین چیزی نوشته؛

921
01:05:08.954 --> 01:05:11.288
‫پس‌نویس یک ضمیمه.

922
01:05:11.354 --> 01:05:15.081
‫من یک ستاره دنباله‌دار سریع و سرکش هستم
‫که در فضا و زمان کیهانی به سمت...

923
01:05:15.105 --> 01:05:17.123
‫...قسمت‌های بیرونی کهکشان حرکت می‌کنم.

924
01:05:17.488 --> 01:05:19.221
‫انگیزه ما چه بود؟

925
01:05:21.354 --> 01:05:23.521
‫یادآور شدن دو خاطره.

926
01:05:23.588 --> 01:05:26.187
‫تو، با بوی شامپوهای معمولی داروخانه،

927
01:05:26.254 --> 01:05:29.625
‫درکنار بوی خاکستر سیگار،
‫و نان سوخته.

928
01:05:30.121 --> 01:05:32.288
‫او، با بوی بنزین ارزان‌قیمت،

929
01:05:32.354 --> 01:05:36.454
‫بوی قهوه بسیار شیرین در دهان،
‫کرم کره کاکائو.

930
01:05:36.521 --> 01:05:37.987
‫تابستان‌هایش را کجا می‌گذراند؟

931
01:05:39.521 --> 01:05:41.954
‫می‌گویند این عطرها را نمی‌شود فراموش کرد.

932
01:05:42.021 --> 01:05:43.388
‫مغز انسان اجازه‌اش را نمی‌دهد.

933
01:05:44.454 --> 01:05:46.388
‫هیچ‌وقت کتاب مادرم را نخواندم.

934
01:05:46.473 --> 01:05:49.820
‫به من می‌گفتند پدرم در طی آخرین جنگ
‫واقعا ستودنی بود.

935
01:05:49.887 --> 01:05:51.154
‫بهترین پدر و مادر.

936
01:05:52.887 --> 01:05:54.558
‫خوابگاه دختران.

937
01:05:54.987 --> 01:05:56.191
‫اولین بار بود که واردش می‌شدم،

938
01:05:56.191 --> 01:05:58.588
‫به جز موقع شورش که برای خراب
‫کردنش آمده بودم داخل.

939
01:05:59.282 --> 01:06:03.266
‫گفتم؛ از بیانیه من انتقاد نکن.
‫او گفت؛

940
01:06:03.351 --> 01:06:04.925
‫لباس‌هات رو دربیار.

941
01:06:05.388 --> 01:06:07.791
‫از عضلات جدیدم خجالت می‌کشیدم.

942
01:06:08.488 --> 01:06:11.655
‫چشم‌های مسخره و بزرگش
‫مرا موقع شاشیدن تماشا می‌کرد.

943
01:06:15.488 --> 01:06:17.488
‫و بعد هزاران بوسه،

944
01:06:17.573 --> 01:06:20.854
‫آیا مزه لب‌های من
‫بر نوک زبانش در خاطرش می‌ماند؟

945
01:06:22.454 --> 01:06:26.288
‫عذر می‌خوام، خانم «کرمنتز».
‫می‌دونم از ادبیات جنسی خوشت نمیاد.

946
01:06:32.588 --> 01:06:37.454
‫جمله اضافی در پایین صفحه به دلیل
‫فونت کاملا نامفهوم شده.

947
01:06:42.851 --> 01:06:46.920
‫بازنگری یک مانیفست.
‫صفحه چهارم، ستاره اول.

948
01:06:48.920 --> 01:06:50.221
‫ترویجِ...

949
01:06:52.781 --> 01:06:53.242
‫[درحال پخش]

950
01:07:10.054 --> 01:07:11.187
‫زود برمی‌گردم.

951
01:07:18.908 --> 01:07:20.388
‫«زیفرلی»!

952
01:07:50.220 --> 01:07:53.038
‫او ستاره سریع و سرکشی نیست...

953
01:07:53.123 --> 01:07:56.833
‫...که به سمت بیرون از کهکشان
‫در فضازمان کیهانی می‌رود.

954
01:08:00.121 --> 01:08:02.787
‫بلکه پسری است که در جوانی خواهد مُرد.

955
01:08:04.321 --> 01:08:06.987
‫در این سیاره غرق خواهد شد.

956
01:08:07.054 --> 01:08:09.887
‫آن هم در جریان دائمی رودی عمیق و کثیف...

957
01:08:09.954 --> 01:08:14.021
‫که شبانه روز در رگ‌ها و شریان
‫شهر کهن او جاری است.

958
01:08:16.154 --> 01:08:18.554
‫با والدینش نیمه‌شب تماس خواهند گرفت،

959
01:08:18.621 --> 01:08:20.554
‫فورا حاضر می‌شوند،

960
01:08:20.621 --> 01:08:25.087
‫یکی از آن‌ها برای تاکسی دست تکان می‌دهد،
‫که بروند جنازه پسرشان را شناسایی کنند.

961
01:08:27.488 --> 01:08:30.854
‫تصویر او، به مقادیر زیاد...

962
01:08:30.920 --> 01:08:33.388
‫مانند آدامس به یاد این
‫قهرمان فروخته می‌شود.

963
01:08:33.454 --> 01:08:36.325
‫به کسانی که امیدوار هستند
‫یک روزی همچین چیزی شوند.

964
01:08:37.021 --> 01:08:39.054
‫خودشیفتگی تأثیرگذار نوجوانانه.

965
01:08:39.138 --> 01:08:42.510
‫[مرگ پسر با استعداد شطرنج باز
‫و فعال جنبش جوانان]

966
01:08:49.414 --> 01:08:52.867
‫[کافه له‌سان بلگ]

967
01:08:55.354 --> 01:08:56.854
‫سی‌ام مارچ.

968
01:09:01.421 --> 01:09:04.187
‫آن طرف خیابان استعاره‌ای خیره کننده است.

969
01:09:04.254 --> 01:09:08.625
‫زنگ به صدا در می‌آید
‫و بچه‌ها با عجله به کلاس برمی‌گردند.

970
01:09:13.954 --> 01:09:17.154
‫تابی کهنه در محیط
‫متروکه مدرسه تاب می‌خورد.

971
01:09:18.654 --> 01:09:26.654
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

972
01:09:28.588 --> 01:09:29.820
‫بیا تو!

973
01:09:55.176 --> 01:10:00.981
‫[طعم و عطر]

974
01:10:01.307 --> 01:10:07.073
‫[اتاق غذاخوری کمیسر پلیس ویژه]
‫[به قلم روبیک رایت]

975
01:10:18.621 --> 01:10:22.421
‫یکی بهم گفت شما حافظه تصویری دارید.

976
01:10:22.488 --> 01:10:25.154
‫- واقعیت داره؟
‫- درست نیست.

977
01:10:25.221 --> 01:10:27.454
‫من حافظه نوشتاری دارم.

978
01:10:27.521 --> 01:10:31.121
‫من کلمات نوشته شده را
‫با دقت و جزئیات به خاطر دارم.

979
01:10:31.187 --> 01:10:35.425
‫حافظه من در بقیه زمینه‌ها
‫بیشتر حالت گمان زدن داره.

980
01:10:35.954 --> 01:10:39.087
‫نزدیکان خودم من رو به چشم
‫یک آدم فراموشکار می‌بینن.

981
01:10:39.154 --> 01:10:42.087
‫با این حال، شما تمام کلماتی
‫که تا حالا نوشتید رو یادتون هست.

982
01:10:42.154 --> 01:10:44.488
‫رمان، مقاله، شعر، نمایش‌نامه...

983
01:10:44.554 --> 01:10:47.354
‫و عشق‌های نافرجام، بله.
‫متأسفانه خاطرم هست.

984
01:10:48.221 --> 01:10:50.854
‫- می‌شه امتحان کنم؟
‫- اگه لازمه.

985
01:10:50.920 --> 01:10:57.891
‫مگر اینکه مخاطب‌ها و بیننده‌های شما
‫بخوان تبلیغ پودر دندان جمنای رو ببینن.

986
01:10:58.521 --> 01:11:02.987
‫اثر مورد علاقه خودم اونیه که درمورد آشپزه،
‫همونی که آدم‌ربا ها توش مسموم می‌شن.

987
01:11:03.054 --> 01:11:05.854
‫آیا دانش‌آموزان
‫رویای طعم‌ها را می‌بینند؟

988
01:11:05.920 --> 01:11:09.354
‫این اولین سوال خبرنگار برای این مجله بود

989
01:11:09.421 --> 01:11:13.920
‫که پیش از دیدار با
‫ستوان «نسکافیه» آماده کرده بود.

990
01:11:13.987 --> 01:11:17.254
‫سرآشپز عالی رتبه در دفتر مرکزی منطقه
‫در شبه جزیره رودخانه باریک

991
01:11:17.321 --> 01:11:20.254
‫که با نام "رانیر دونگله" شناخته می‌شد.

992
01:11:20.321 --> 01:11:24.321
‫تمام این سوالات در آن
‫عصر پر ماجرا بی‌پاسخ می‌ماند.

993
01:11:25.488 --> 01:11:27.254
‫ادامه بدم؟

994
01:11:27.987 --> 01:11:29.087
‫بفرمایید.

995
01:11:29.754 --> 01:11:32.988
‫[اداره پلیس]

996
01:11:34.752 --> 01:11:37.185
‫به اندازه کافی زود رسیدم.

997
01:11:39.485 --> 01:11:41.485
‫اگر چه گروه اتاق‌ها در طبقه ماقبل آخر...

998
01:11:41.570 --> 01:11:44.218
‫از عمارت بزرگ به طور پیش فرض
‫در پلان طبقه مشخص شده بود

999
01:11:44.284 --> 01:11:47.356
‫که در پشت یک "برگه مزه" نوشته شده بود.

1000
01:11:47.556 --> 01:11:49.686
‫[دعوتنامه شام با کمیسر
‫سرآشپز: نسکافیه]

1001
01:11:49.686 --> 01:11:53.686
‫تقریبا یافتن آن غیرممکن بود.
‫حداقل برای این خبرنگار.

1002
01:11:53.752 --> 01:11:57.852
‫در نقشه‌خوانی کارش خوب نیست؛
‫از نفرین‌های همجنسگرایی.

1003
01:12:03.299 --> 01:12:05.652
‫آقای «نسکافیه» برای خودش
‫نام و آوازه‌ای ساخته.

1004
01:12:05.719 --> 01:12:08.478
‫سرآشپزها، پلیس‌ها و رؤسا
‫از ایشون تمجید می‌کنن.

1005
01:12:08.502 --> 01:12:11.676
‫دیگه از دزدان و خائنان و خبرچین‌ها که نگم.

1006
01:12:11.761 --> 01:12:17.285
‫این یک نمونه عالی از آشپزی است
‫که با نام "هنر پلیسی" شناخته می‌شود.

1007
01:12:21.852 --> 01:12:25.485
‫"هنر پلیسی" با یک میان وعده پیک نیک
‫و یک ون پلیس آغاز شد.

1008
01:12:25.552 --> 01:12:28.152
‫اما تکامل یافت و تبدیل به
‫چیزی شدیدا مغذی شد.

1009
01:12:28.218 --> 01:12:33.118
‫و اگر به خوبی درست شود،
‫شدیدا دل‌پذیر است.

1010
01:12:34.385 --> 01:12:35.519
‫مبانی؛

1011
01:12:35.586 --> 01:12:37.619
‫قابل حمل، با پروتئین بالا،

1012
01:12:37.686 --> 01:12:41.852
‫قابل خوردن با یک دست باشد، که دست دیگر
‫بتواند ترتیب اسلحه و مدارک را بدهد.

1013
01:12:50.185 --> 01:12:53.419
‫اکثر غذاها نیم‌پز هستند.
‫نباید ترد باشند.

1014
01:12:53.485 --> 01:12:54.786
‫غذای بی‌صدا.

1015
01:12:57.519 --> 01:13:02.619
‫سس‌ها خشک شده و پودر می‌شوند تا از
‫ریزش و خطر آلوده شدن صحنه جرم جلوگیری شود.

1016
01:13:04.519 --> 01:13:07.652
‫مشتری‌ها باید یک چنگال
‫همراه خود داشته باشند،

1017
01:13:07.719 --> 01:13:12.218
‫که اکثرا روی آن‌ها شعار و یا اطلاعات مربوطه
‫که از کدام بخش آمده‌اند حک شده.

1018
01:13:27.591 --> 01:13:29.224
‫[قفس مرغ شماره 1]

1019
01:13:38.819 --> 01:13:41.485
‫نقشه‌ات برای کشتن من چیه؟

1020
01:13:44.719 --> 01:13:48.752
‫فکر کنم تو این مورد
‫سوء تفاهمی رخ داده باشه.

1021
01:13:52.619 --> 01:13:56.452
‫خیلی وقته توی قفس مرغ هستی؟

1022
01:14:03.385 --> 01:14:04.686
‫عذرخواهی می‌کنم.

1023
01:14:12.629 --> 01:14:14.541
‫[روبیک رایت اینجا بود]

1024
01:14:18.819 --> 01:14:23.152
‫حتی در دوران شاگردی آقای «نسکافیه»
‫در آتش نشانی شهرستان

1025
01:14:23.218 --> 01:14:27.686
‫میل به بلند مرتبه بودن داشت،
‫و هیچ رتبه‌ای بالاتر از...

1026
01:14:27.771 --> 01:14:32.652
‫سرآشپز در اتاق غذاخوری
‫کمیسر ویژه پلیس شهرداری نبود.

1027
01:14:41.719 --> 01:14:43.686
‫بابت تأخیر عذر می‌خوام.

1028
01:14:45.652 --> 01:14:47.586
‫مشکلی نیست.
‫اصلا مشکلی نیست.

1029
01:14:47.670 --> 01:14:50.489
‫- اینجا جای شماست.
‫- خوش اومدین.

1030
01:14:50.586 --> 01:14:55.118
‫آقای «رایت»، مادرم «لویز د لا ویلا» رو
‫معرفی کنم، می‌تونی صداش کنی مامان.

1031
01:14:55.185 --> 01:14:56.989
‫- هممون می‌گیم مامان.
‫- عصر بخیر، جناب.

1032
01:14:56.989 --> 01:14:59.285
‫اینم قدیمی ترین دوست من، «شوفلور»ه.

1033
01:14:59.352 --> 01:15:05.185
‫وقتی باهاش آشنا شدم یه شاگرد جوان بود،
‫یه دسته دندون کامل هم داشت.

1034
01:15:05.252 --> 01:15:07.589
‫الآن شده عینهو جنازه.

1035
01:15:08.552 --> 01:15:12.056
‫خدمتکار هم اون گوشه هستن،
‫«پترولمن موپاسان».

1036
01:15:12.719 --> 01:15:14.552
‫- ککتل.
‫- چشم، قربان.

1037
01:15:18.285 --> 01:15:21.285
‫اینم پسرم «جی‌جی»،
‫با لباس آزمایشگاه جنایی.

1038
01:15:21.352 --> 01:15:24.819
‫چی رو از مدارک شخصی من دزدیدی؟

1039
01:15:24.886 --> 01:15:26.556
‫پرونده‌های حل نشده.

1040
01:15:27.152 --> 01:15:30.285
‫- به آقای «رایت» سلام کن.
‫- سلام آقای «رایت».

1041
01:15:30.352 --> 01:15:31.619
‫سلام «جی‌جی».

1042
01:15:32.156 --> 01:15:34.959
‫اسم کاملش؛ «ایزیدور شریف د لا ویلا»

1043
01:15:37.722 --> 01:15:39.789
‫کمیسر پلیس و تنها پسرش،

1044
01:15:39.961 --> 01:15:42.889
‫مردی بیوه و پسری بی‌مادر،
‫از خانواده‌شان در زادگاه پسر جدا شدند.

1045
01:15:42.974 --> 01:15:45.189
‫و اندوه مشترک خود را تقویت کردند.

1046
01:15:45.256 --> 01:15:46.988
‫«جی‌جی» شش سالش بود.

1047
01:15:47.855 --> 01:15:50.889
‫مدرسه او، اداره و ماشینِ پلیس بود.

1048
01:15:52.122 --> 01:15:55.922
‫وظیفه تدریس او با استادان قانون،
‫در زمینه اجرای قانون بود.

1049
01:15:57.322 --> 01:16:01.026
‫اولین نقاشی‌هایش چهره‌نگاری هایی
‫از شاهدین عینی بودند.

1050
01:16:03.955 --> 01:16:06.336
‫اولین کلماتی که یاد گرفت "کد مورس" بودند.

1051
01:16:07.122 --> 01:16:09.859
‫به گمانم کاملا واضح بود.

1052
01:16:10.256 --> 01:16:13.256
‫او به دنیا آمده بود تا روزی
‫جای کمیسر را بگیرد.

1053
01:16:15.156 --> 01:16:17.555
‫آره، اسم شما رو توی مجله خوندم.

1054
01:16:18.855 --> 01:16:23.022
‫- راضی بودی؟
‫- البته.

1055
01:16:23.089 --> 01:16:24.256
‫نویسنده خوب.

1056
01:16:26.889 --> 01:16:29.955
‫مطمئنا با شهرت و آوازه این نابغه...

1057
01:16:30.022 --> 01:16:33.289
‫نیاز به معرفی نداره؛ ستوان «نسکافیه».

1058
01:16:33.356 --> 01:16:34.688
‫کاملا می‌شناسم.

1059
01:16:47.989 --> 01:16:53.688
‫نوشیدنی، یک عرق شیری و ارغوانی،
‫بسیار معطر و درمانی،

1060
01:16:53.755 --> 01:16:58.622
‫دارویی ضعیف که در لیوانی کوچک خنک شده،

1061
01:16:58.688 --> 01:17:02.922
‫و یک نسخه مینیاتوری از فلاسک مکش‌دار است
‫که در اردوگاه‌ها و مدارس کاربرد دارد.

1062
01:17:02.989 --> 01:17:04.256
‫مثل یک‌جور طلسم...

1063
01:17:04.341 --> 01:17:09.022
‫که در طول 60 ثانیه آینده قرار بود
‫به طرز فجیعی شکسته شود.

1064
01:17:09.089 --> 01:17:13.722
‫در سه خط زمانی هیجان‌انگیز و تلنبار شده،
‫چنین اتفاقاتی رخ داد؛

1065
01:17:17.289 --> 01:17:18.593
‫اول.

1066
01:17:19.822 --> 01:17:22.922
‫آقای «نسکافیه» مراسم
‫عجیب خودش را آغاز کرد.

1067
01:17:22.989 --> 01:17:26.588
‫نه می‌توانم بفهمم، و نه توصیف کنم
‫که پشت درهای آشپزخانه چه می‌گذشت.

1068
01:17:26.655 --> 01:17:29.702
‫من همیشه به اندازه لذت بردن
‫از کار هنرمند راضی بوده‌ام،

1069
01:17:29.787 --> 01:17:33.022
‫بدون اینکه بخواهم اسرار
‫سکنه یا روغن نقاشی را فاش کنم.

1070
01:17:34.089 --> 01:17:35.256
‫دوم.

1071
01:17:40.789 --> 01:17:42.289
‫«پترولمن موپاسان»،

1072
01:17:42.356 --> 01:17:46.622
‫در پاسخ به سیگنالی که به صورت نامنظم
‫روشن می‌شد، تلفن را برای رئیسش آورد.

1073
01:17:54.122 --> 01:17:55.822
‫می‌شنوم.

1074
01:18:00.122 --> 01:18:05.189
‫محض اطلاع باید بگم ما پسر شما رو دزدیدیم،
‫و جایی هستیم که هرگز ما رو پیدا نمی‌کنی.

1075
01:18:05.428 --> 01:18:09.989
‫"چرتکه" رو آزاد و یا اعدام کن،
‫تا پسرت رو سالم و سلامت تحویل بدیم.

1076
01:18:10.074 --> 01:18:13.622
‫وگرنه تا فردا صبح پسرت
‫به طرز وحشتناکی می‌میره.

1077
01:18:20.855 --> 01:18:22.322
‫سوم.

1078
01:18:22.389 --> 01:18:27.256
‫نورگیر یک مهدکودک موقتی که نیمه‎باز بود.

1079
01:18:53.888 --> 01:18:57.810
‫[کلوروفورم]
‫(بی‌هوش کننده)

1080
01:19:01.688 --> 01:19:04.755
‫آخرین تعقیب و گریز با اینکه کمی خیالی بود،

1081
01:19:04.822 --> 01:19:08.622
‫ولی به صورت واضح در یک کمیک استریپ
‫منتشر شده در هفته بعد به تصویر در آمد.

1082
01:19:20.569 --> 01:19:24.757
‫[سه روز پیش]

1083
01:19:43.222 --> 01:19:45.555
‫با وجود جنگ‌های گروهی "انوی"،

1084
01:19:45.622 --> 01:19:49.156
‫"زمستان موج جنایت" تعداد زیادی از
‫اراذل و اوباش را به کام مرگ رساند.

1085
01:19:49.222 --> 01:19:53.855
‫همچنین جان درصد زیادی از
‫شهروندان بی‌گناه را نیز گرفت.

1086
01:19:55.789 --> 01:19:59.855
‫با دستگیری ناگهانی «آلبرت چرتکه»
‫حسابدار محکوم به اخاذی،

1087
01:19:59.940 --> 01:20:04.789
‫به جرم در اختیار داشتن یک کیف حاوی
‫حقوق و دستمزد سه اتحادیه بزرگ شهر،

1088
01:20:04.874 --> 01:20:09.855
‫امیدهای جامعه قانونمند در یافتن
‫راه حلی سریع برای بحران جانی دوباره گرفت

1089
01:20:14.989 --> 01:20:20.555
‫هرچند، این تغییر شرایط قفس ساکنان
‫دنیای جنایتکار را تکان داد.

1090
01:20:26.722 --> 01:20:32.789
‫خودم شخصا موفق نشدم "چرتکه" رو بشناسم،
‫اما قفس مرغ رو می‌شناختم.

1091
01:20:32.855 --> 01:20:34.655
‫اینم بگم که این‌ها رو توی مقاله ننوشتم.

1092
01:20:34.722 --> 01:20:36.922
‫با اسم آقای «هویتزر» آشنایی دارید؟

1093
01:20:36.989 --> 01:20:38.722
‫البته، «آرتور هویتزر جونیور».

1094
01:20:38.789 --> 01:20:40.822
‫بنیانگذار و سردبیر "گزارش فرانسوی".

1095
01:20:40.889 --> 01:20:43.311
‫اولین هفته من توی "انوی" بود که...

1096
01:20:43.396 --> 01:20:47.022
‫منو به دلیل بدشانسی توی
‫یه میخونه دستگیر کردن

1097
01:20:47.089 --> 01:20:49.189
‫نزدیک‌های بلوک آپارتمانی "فلاپ"،

1098
01:20:49.256 --> 01:20:52.822
‫با چند نفر از دوست‌های خودم
‫که تازه آشنا شده بودیم.

1099
01:20:52.889 --> 01:20:54.322
‫به چه جرمی؟

1100
01:20:54.822 --> 01:20:56.000
‫عشق.

1101
01:20:57.089 --> 01:21:02.156
‫می‌دونی، مردم یا از خشم، عصبانیت،
‫غرور شما می‌ترسن و یا نمی‌ترسن...

1102
01:21:02.222 --> 01:21:07.093
‫ولی اگه توی عشق به سمت اشتباه بری،
‫ممکنه بدجور توی دردسر بیفتی.

1103
01:21:07.722 --> 01:21:11.156
‫توی مورد من، شش روز بازداشت همراهش بود.

1104
01:21:11.222 --> 01:21:14.889
‫هیچ‌کس اون‌قدر واسش مهم نبود که
‫نجاتم بده یا سرزنشم کنه.

1105
01:21:14.955 --> 01:21:19.256
‫و تنها شماره‌ای که توی حافظه
‫نوشتاری من موندگار شد...

1106
01:21:19.322 --> 01:21:21.655
‫چاپ بخش 92211 بود.

1107
01:21:21.722 --> 01:21:25.555
‫البته متأسفیم که نمی‌تونیم هیچ‌کدوم
‫از این آثار رو منتشر کنیم.

1108
01:21:25.640 --> 01:21:28.722
‫خوشحال می‌شم در آینده موارد ارسالی
‫بیشتری از شما داشته باشیم.

1109
01:21:28.789 --> 01:21:31.293
‫یا اگه گذرتون به "انوی" افتاد...

1110
01:21:36.688 --> 01:21:38.722
‫تو عمرم ندیده بودمش.

1111
01:21:38.789 --> 01:21:41.955
‫فقط چون دنبال کار بودم،
‫می‌دونستم چطوری بهش نزدیک بشم.

1112
01:21:45.104 --> 01:21:46.526
‫[درخواست شغل]

1113
01:22:00.622 --> 01:22:02.326
‫بذار ببینم...

1114
01:22:03.222 --> 01:22:06.289
‫روزنامه دبیرستان، باشگاه شعر و انجمن تئاتر.

1115
01:22:06.356 --> 01:22:09.289
‫شعر و آهنگ‌سازی ترانه مدرسه.

1116
01:22:09.356 --> 01:22:12.822
‫محقق جوان، گزارشگر جوان، و دستیار سردبیر.

1117
01:22:12.889 --> 01:22:15.322
‫آتیش‌سوزی و قتل.
‫من از اینجا شروع کردم.

1118
01:22:15.389 --> 01:22:17.688
‫البته پدرم صاحب روزنامه بود.

1119
01:22:17.755 --> 01:22:20.289
‫یه‌کم ورزش، یه‌کم جنایت، یه‌کم سیاسی.

1120
01:22:20.356 --> 01:22:22.789
‫دو بار در فهرست نهایی بهترین مقالات.

1121
01:22:22.855 --> 01:22:26.793
‫ساحل شرقی، غرب میانه، و شرق.
‫جای بزرگیه.

1122
01:22:27.622 --> 01:22:29.326
‫بیست سالی هست نرفتم اونجا.

1123
01:22:30.022 --> 01:22:33.293
‫الآن نه. دارم مصاحبه کاری می‌گیرم.

1124
01:22:33.989 --> 01:22:36.889
‫نمونه مقالاتت خوبن.
‫توی تاکسی دوباره می‌خونمشون.

1125
01:22:36.955 --> 01:22:38.588
‫تا حالا نقد کتاب نوشتی؟

1126
01:22:39.789 --> 01:22:40.789
‫اصلا.

1127
01:22:40.874 --> 01:22:43.989
‫تا آزاد شدنت یه چند ساعتی
‫اینجا وقت داری.

1128
01:22:46.089 --> 01:22:48.722
‫این رو بخون،
‫و 300 کلمه بنویس.

1129
01:22:48.789 --> 01:22:53.022
‫بهت 500 فرانک می‌دم، منهای 250 فرانکی
‫که به عنوان وثیقه گذاشتم.

1130
01:22:53.089 --> 01:22:56.289
‫ولی با هزینه‌های دیگه جبرانش می‌کنم.

1131
01:22:56.356 --> 01:23:01.555
‫پیش‌نویس اولت رو فردا واسم بیار.
‫و هرطوری که نوشتی...

1132
01:23:01.622 --> 01:23:04.588
‫فقط یه طوری وانمود کن انگار عمدی بوده.

1133
01:23:12.789 --> 01:23:14.022
‫ممنونم.

1134
01:23:16.622 --> 01:23:17.989
‫گریه نکن.

1135
01:23:26.056 --> 01:23:28.655
‫به "شب هزار حلزون" معروف شد.

1136
01:23:28.722 --> 01:23:29.959
‫برگشتم سر داستان.

1137
01:23:30.522 --> 01:23:33.555
‫چگونه کمیسر و تیم نخبه متشکل از
‫کارشناسان و تحلیلگران او، موفق شدند...

1138
01:23:33.640 --> 01:23:37.056
‫به این سرعت لانه آدم‌ربایان را پیدا کنند؟

1139
01:23:41.397 --> 01:23:42.431
‫خب...

1140
01:23:46.289 --> 01:23:48.056
‫خودم هم نمی‌دونم.

1141
01:23:51.322 --> 01:23:53.722
‫گمونم با ابزار تجارت.

1142
01:23:55.405 --> 01:23:56.926
‫سوال رو تکرار می‌کنم.

1143
01:24:00.322 --> 01:24:02.655
‫ولی موفقیت آمیز بود.

1144
01:24:36.955 --> 01:24:38.256
‫آن‌ها کی بودند؟

1145
01:24:40.089 --> 01:24:41.655
‫هویت آن‌ها بعدها فاش شد.

1146
01:24:42.722 --> 01:24:44.855
‫گروهی از راهزنان و افراد مسلح

1147
01:24:44.922 --> 01:24:47.156
‫که توسط رؤسای مزدور
‫"انوی" استخدام شده بودند.

1148
01:24:47.222 --> 01:24:49.755
‫و شبکه دلالان زیرزمینی آن‌ها.

1149
01:24:51.356 --> 01:24:56.322
‫«جو لفور» راننده، یک نوازنده آینده‌دار.

1150
01:24:56.389 --> 01:25:01.156
‫«استتسون»، «اسپنسر» و
‫«هیرونیموس فون‌آلتمن» مغزهای متفکران هلندی.

1151
01:25:01.222 --> 01:25:04.755
‫«مارکونی بروتلی»،
‫آنارشیست مدیترانه‌ای.

1152
01:25:05.855 --> 01:25:08.688
‫جمعی از ولگردها، عموزاده‌های دور.

1153
01:25:09.922 --> 01:25:13.089
‫گروهی از دختران نمایشی،
‫که همه معتاد هستند.

1154
01:25:15.089 --> 01:25:20.789
‫همچنین یک زندانی مدبر که مصمم به رهایی خود
‫و کاهش هزینه‌های مالیات دهندگان است.

1155
01:25:22.289 --> 01:25:30.122
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1156
01:25:31.622 --> 01:25:32.789
‫صدای چیه؟

1157
01:25:34.595 --> 01:25:37.688
‫حباب‌های داخل رادیاتور. فشرده شده.

1158
01:25:37.755 --> 01:25:39.222
‫شبیه کد مورسه.

1159
01:25:40.722 --> 01:25:42.588
‫ممکنه، شاید.

1160
01:25:44.189 --> 01:25:46.955
‫راستی من «جی‌جی»ام.
‫اسم تو چیه؟

1161
01:25:47.022 --> 01:25:49.523
‫من که اسمم رو نمی‌گم.
‫من مجرمم.

1162
01:25:50.789 --> 01:25:54.156
‫تو که مجرم نیستی. فقط یه
‫دختر نمایشی هستی که گیج شده.

1163
01:25:54.222 --> 01:25:56.655
‫- هه.
‫- هه به خودت.

1164
01:25:57.122 --> 01:25:58.555
‫خفه.

1165
01:25:59.222 --> 01:26:02.089
‫چشم‌هات چه رنگیه؟ آبی؟

1166
01:26:11.622 --> 01:26:12.755
‫سلام.

1167
01:26:14.256 --> 01:26:15.655
‫سلام.

1168
01:26:19.855 --> 01:26:23.156
‫واسم لالایی بخون. می‌ترسم.

1169
01:26:23.763 --> 01:26:26.763
‫[ترانه در چشمه زلال]

1170
01:26:26.903 --> 01:26:30.326
‫♪ تا چشمه زلال ♪

1171
01:26:30.410 --> 01:26:33.326
‫♪ مرا همراهی می‌کند ♪

1172
01:26:33.730 --> 01:26:37.885
‫♪ در نظرم آب زیبا بود ♪

1173
01:26:37.969 --> 01:26:40.559
‫♪ پس درش حمام کردم ♪

1174
01:26:41.760 --> 01:26:45.326
‫♪ از عشق من به تو خیلی می‌گذرد ♪

1175
01:26:45.410 --> 01:26:48.626
‫♪ و هیچ‌گاه فراموشت نمی‌کنم ♪

1176
01:26:52.322 --> 01:26:54.289
‫خوابت برد؟

1177
01:26:55.222 --> 01:26:56.322
‫آها.

1178
01:27:00.289 --> 01:27:03.822
‫کمیسر «جی‌جی» را با
‫تمام وجودش دوست داشت.

1179
01:27:03.889 --> 01:27:09.759
‫هرچند که ذهن او، آن ماشین فوق‌العاده
‫برای کشف و بررسی فعالیت‌های مجرمانه،

1180
01:27:10.955 --> 01:27:14.272
‫- از زمان شام درست کار نمی‌کرد.
‫- مامان، گرسنمه.

1181
01:27:14.356 --> 01:27:16.555
‫شام. شام.

1182
01:27:16.814 --> 01:27:19.289
‫و داشت کالری زیادی می‌سوزاند.

1183
01:27:21.922 --> 01:27:27.922
‫«نسکافیه» که پس از شش سال به میدان
‫بازگشته بود، آماده متأثر کردن بقیه بود.

1184
01:27:30.828 --> 01:27:31.998
‫شام.

1185
01:27:33.161 --> 01:27:35.928
‫تغییری فوری.

1186
01:27:43.728 --> 01:27:44.961
‫«نسکافیه».

1187
01:27:45.028 --> 01:27:50.728
‫حتی زمانی که ضعیف‌ترین رایحه‌ها از آشپزخانه
‫یک آشپز بزرگ به مشام کمیسر می‌رسید،

1188
01:27:50.794 --> 01:27:54.928
‫او مشغول طرح‌ریزی و تنظیم
‫یک نبرد چند جانبه بود.

1189
01:27:54.995 --> 01:27:56.128
‫برای شروع...

1190
01:27:56.213 --> 01:28:00.427
‫تخم‌مرغ قناری فلفلی
‫که با مرنگ سرو می‌شود.

1191
01:28:00.576 --> 01:28:02.576
‫یه واحد کماندو برای ایمن‌سازی
‫تمام نقاط دسترسی جنوب و غرب بفرستید.

1192
01:28:02.661 --> 01:28:04.798
‫بعد...

1193
01:28:04.828 --> 01:28:08.928
‫قلوه‌های آب پز شده با آلو
‫از درخت روی پشت بام خانه شهردار.

1194
01:28:11.661 --> 01:28:12.694
‫و بعد...

1195
01:28:13.794 --> 01:28:16.365
‫رول خمیر پُر شده با گوشت چرخ‌کرده.

1196
01:28:17.891 --> 01:28:19.794
‫سوپ صدف.

1197
01:28:20.281 --> 01:28:23.128
‫یک کبوتر رنده شده
‫فوق‌العاده از پارک شهری

1198
01:28:23.195 --> 01:28:24.461
‫و در نهایت...

1199
01:28:25.164 --> 01:28:27.761
‫پودینگ خامه‌ای.

1200
01:28:30.895 --> 01:28:32.761
‫می‌شه این وسط یه سوالی بپرسم؟

1201
01:28:32.828 --> 01:28:35.728
‫بفرمایید. فقط بذارید صفحه رو
‫توی ذهنم یادداشت کنم.

1202
01:28:35.813 --> 01:28:36.846
‫معذرت می‌خوام.

1203
01:28:37.498 --> 01:28:40.061
‫نوشته‌های شما درمورد متفکرین فرانسوی،
‫سیاه‌پوستان آمریکایی...

1204
01:28:40.128 --> 01:28:42.427
‫- عاشقانه‌های جنوبی...
‫- و ضد سیاه‌پوستان.

1205
01:28:42.494 --> 01:28:44.161
‫ضد سیاه‌پوستان.

1206
01:28:44.228 --> 01:28:49.128
‫کتاب مذهبی، اسطوره‌شناسی، فولکلور،
‫جنایت واقعی و جنایت دروغین

1207
01:28:49.195 --> 01:28:51.728
‫داستان‌های ارواح، پیکارسک، بیلدونگسرومن.
‫(سبک‌های رمان)

1208
01:28:51.794 --> 01:28:55.560
‫ولی طی تمام این سال‌ها،
‫بیشتر درمورد غذا نوشتید.

1209
01:28:55.828 --> 01:28:57.128
‫چرا؟

1210
01:28:58.461 --> 01:29:00.295
‫کی؟ چی؟ کجا؟ کِی؟ چطوری؟

1211
01:29:00.380 --> 01:29:05.895
‫سوالات درستی هستن، ولی من به عنوان دستیار
‫ویراستار یاد گرفتم که تحت هیچ شرایطی

1212
01:29:05.961 --> 01:29:11.232
‫اگه در توانم برای مقابله با انگیزه‌ام هست،
‫هیچ‌وقت از یک مرد نپرسم "چرا".

1213
01:29:11.794 --> 01:29:14.095
‫روی طرف فشار می‌ذاره.

1214
01:29:14.161 --> 01:29:15.394
‫عذرخواهی می‌کنم ولی...

1215
01:29:15.461 --> 01:29:16.794
‫- شکنجه.
‫- می‌خوام جوابم رو بگیرم.

1216
01:29:16.861 --> 01:29:17.995
‫...اگه مایل باشید.

1217
01:29:18.080 --> 01:29:21.661
‫خود اندیشی رذیله‌ای هست که بهتره
‫توی خلوت انجام بشه یا اصلا انجام نشه.

1218
01:29:22.761 --> 01:29:23.865
‫خب...

1219
01:29:24.961 --> 01:29:27.761
‫من از فرط خستگی
‫جواب سوال شما رو می‌دم.

1220
01:29:29.661 --> 01:29:32.394
‫ولی راستش رو بگم
‫حتی نمی‌دونم قراره چی بگم.

1221
01:29:35.761 --> 01:29:39.498
‫یک زیبایی غمین بخصوصی...

1222
01:29:39.995 --> 01:29:44.061
‫برای مهاجرهای بی‌همدمی است که در شهر
‫غریبی که ماه در آن کامل است قدم می‌زند.

1223
01:29:44.128 --> 01:29:47.794
‫که برای من می‌شه "انوی" فرانسه.

1224
01:29:48.761 --> 01:29:50.557
‫همدم من...

1225
01:29:51.228 --> 01:29:54.828
‫همدم من در به اشتراک گذاشتن
‫روزهای درخشانم با...

1226
01:29:57.561 --> 01:29:58.937
‫...با هیچ‌کس نبود.

1227
01:29:59.694 --> 01:30:05.561
‫اما همیشه، جایی در امتداد خیابان یا بلوار،
‫میزی برای من بود.

1228
01:30:06.694 --> 01:30:10.761
‫آشپز، پیشخدمت، بطری، لیوان، آتش.

1229
01:30:12.828 --> 01:30:14.928
‫خودم این زندگی رو انتخاب کردم.

1230
01:30:17.118 --> 01:30:23.430
‫انزوا همراه و مونس من بود
‫که به من قوت قلب می‌داد.

1231
01:30:25.527 --> 01:30:27.965
‫یادتون هست که کجای داستان بودیم؟

1232
01:30:28.961 --> 01:30:31.594
‫معلومه که می‌دونم، خنگول.
‫"در همان حین..."

1233
01:30:31.661 --> 01:30:33.928
‫"در همان حین، آن طرف خیابان..."

1234
01:30:35.026 --> 01:30:36.026
‫[اطلاعات...]

1235
01:30:36.110 --> 01:30:39.465
‫اطلاعات جدید: لانه مظنونین در
‫طبقه بالایی است،

1236
01:30:39.549 --> 01:30:41.498
‫افسران پلیس در منطقه حاضر هستند.

1237
01:31:26.761 --> 01:31:30.095
‫شلیک نکنید!
‫شلیک نکنید!

1238
01:31:38.902 --> 01:31:41.694
‫در آرامش میان زد و خورد،
‫یک سرایدار پیری بود...

1239
01:31:41.779 --> 01:31:45.995
‫که کهنه سرباز دو جنگ بود. آن طرف خیابان
‫لنگ می‌زد، تا پیغام مرموزی را برساند.

1240
01:31:46.079 --> 01:31:48.009
‫[آشپز را خبر کن]

1241
01:31:48.093 --> 01:31:50.960
‫[یک ساعت بعد]

1242
01:31:58.964 --> 01:32:03.095
‫روی صحبتم با رهبر آدم‌ربا های طبقه بالاییه.

1243
01:32:03.161 --> 01:32:05.828
‫توی لونه خودتون آشپزخونه دارید؟

1244
01:32:05.895 --> 01:32:07.694
‫پسرم با غذا بخوره!

1245
01:32:07.761 --> 01:32:12.694
‫بذارید یه آشپز بفرستیم اونجا،
‫به همراه لوازم و آذوقه.

1246
01:32:12.761 --> 01:32:17.928
‫ایشون غذای کافی برای شما
‫و همه همدست‌هاتون درست می‌کنه.

1247
01:32:18.828 --> 01:32:20.494
‫ما غذامون رو خوردیم.

1248
01:32:26.961 --> 01:32:31.095
‫پلیس مخفیه؟ یا خود «نسکافیه»ه؟

1249
01:32:59.028 --> 01:33:00.828
‫پای مرغ سیاه.

1250
01:33:13.128 --> 01:33:18.895
‫از آنجا که خواستند آشپز پیش‌مرگ شود،
‫او سم کشنده را وارد دهانش کرد.

1251
01:33:24.645 --> 01:33:26.212
‫برای پسره می‌برم.

1252
01:33:28.046 --> 01:33:29.445
‫وایستید.

1253
01:33:31.146 --> 01:33:32.879
‫طرز تهیه‌اش رو بنویس.

1254
01:33:35.171 --> 01:33:36.921
‫[پس از شام]

1255
01:33:44.612 --> 01:33:45.745
‫کمک...

1256
01:33:48.845 --> 01:33:52.745
‫اما «نسکافیه» به لطف
‫پوستِ کلفتش زنده ماند.

1257
01:33:52.812 --> 01:33:54.979
‫تقویت شده و توان‌مند،
‫فصل به فصل...

1258
01:33:55.046 --> 01:33:56.979
‫...با غنی‌ترین و قوی‌ترین
‫ظروف و ماهیتابه‌ها...

1259
01:33:57.046 --> 01:34:01.879
‫و ظرف‌های سس در معده‌اش،
‫که فراتر از معده معمولی انسان‌ها بود.

1260
01:34:02.979 --> 01:34:04.645
‫البته او خبر داشت...

1261
01:34:04.730 --> 01:34:09.879
‫«جی‌جی» نفرت عمیقی نسبت به
‫هر شکل و شمایلی از تربچه داشت...

1262
01:34:09.946 --> 01:34:15.779
‫و حتی در تمام دوران کودکی‌اش
‫یک بار هم به تربچه‌ای دست نزد...

1263
01:34:15.845 --> 01:34:17.712
‫اما دست بر قضا...

1264
01:34:18.912 --> 01:34:21.212
‫...راننده هم از تربچه متنفر بود.

1265
01:36:25.912 --> 01:36:27.445
‫فرمون رو بگیر!

1266
01:36:51.179 --> 01:36:53.645
‫شاید هیجان انگیز ترین اتفاقی که

1267
01:36:53.712 --> 01:36:57.549
‫در تمام طول آن قرار شام
‫شاهدش بودم این بود...

1268
01:37:09.879 --> 01:37:11.779
‫شوخ‌طبعی دل‌نشین.

1269
01:37:11.845 --> 01:37:17.578
‫آقای «آلبرت»، حسابداری که از
‫تمام ماجراها به دور بود...

1270
01:37:17.645 --> 01:37:20.946
‫فراموش کرده بودند در قفس مرغ است،
‫و نزدیک بود از شب پنج‌شنبه تا صبح دوشنبه

1271
01:37:21.012 --> 01:37:23.712
‫در سلول خودش از گشنگی تلف شود.

1272
01:37:23.779 --> 01:37:27.883
‫البته این مورد بخشی از شخصیت
‫مدبر آقای «نسکافیه» بود

1273
01:37:27.968 --> 01:37:31.212
‫که یک املت پلیسی برای زندانی درست کرد،
‫که داغِ داغ تحویلش داد.

1274
01:37:31.279 --> 01:37:33.645
‫که در یک حکم بازرسی قدیمی پیچیده بودش.

1275
01:37:35.478 --> 01:37:37.612
‫در آن روز "چرتکه" حسابی غذا خورد.

1276
01:37:40.578 --> 01:37:42.745
‫و می‌رسیم به پودر دهان "جمنای".

1277
01:37:45.745 --> 01:37:47.812
‫قرار بود مقاله‌ات درمورد
‫یه آشپز بزرگ باشه.

1278
01:37:47.879 --> 01:37:48.879
‫یه بخشی ازش هست.

1279
01:37:49.424 --> 01:37:50.957
‫تو بخش "طعم و عطرها".

1280
01:37:51.042 --> 01:37:53.495
‫خودم می‌دونم. مأموریت من واضح بود.

1281
01:37:54.046 --> 01:37:56.912
‫شاید متوجه نشدی که...

1282
01:37:56.979 --> 01:38:00.445
‫من برخلاف میل خودم مورد اصابت
‫گلوله و نارنجک قرار گرفتم.

1283
01:38:00.979 --> 01:38:05.249
‫من فقط قرار بود شام به اونجا برم،
‫و به همون خوبی بود که شرح دادم.

1284
01:38:05.779 --> 01:38:08.478
‫کلا یه جمله از خود «نسکافیه» نوشتی.

1285
01:38:11.224 --> 01:38:15.361
‫خب، یه بخشی از حرف‌هاش رو ننوشتم.
‫چون خیلی ناراحتم کرد.

1286
01:38:16.157 --> 01:38:17.890
‫اگه دوست داری می‌تونم بنویسمش.

1287
01:38:19.391 --> 01:38:21.457
‫مگه چی گفت؟

1288
01:38:41.195 --> 01:38:45.561
‫«مارتین»... «مارتین»...
‫«گیوم مارتین».

1289
01:38:55.024 --> 01:38:56.624
‫یه طعمی داشت.

1290
01:38:58.558 --> 01:39:00.191
‫ببخشید؟

1291
01:39:01.491 --> 01:39:07.424
‫نمک‌های مسموم تربچه یه طعمی داشتن.

1292
01:39:08.458 --> 01:39:11.495
‫یه طعمی که برای من هم آشنا نبود.

1293
01:39:12.024 --> 01:39:16.157
‫مثل یه جور خاک تلخ...

1294
01:39:17.024 --> 01:39:19.957
‫تند و کپک زده...

1295
01:39:21.057 --> 01:39:22.128
‫و روغنی.

1296
01:39:23.291 --> 01:39:26.091
‫تو عمرم همچین طعمی رو نچشیده بودم.

1297
01:39:26.990 --> 01:39:28.957
‫طعم خوبی نداشت...

1298
01:39:29.424 --> 01:39:31.990
‫فوق‌العاده سمی هم بود،

1299
01:39:32.057 --> 01:39:34.424
‫ولی همچنان طعم جدیدی بود.

1300
01:39:35.458 --> 01:39:37.924
‫عجیبه که توی این سن
‫همچین چیزی تجربه کردم.

1301
01:39:40.024 --> 01:39:42.458
‫شجاعتت رو تحسین می‌کنم، ستوان.

1302
01:39:43.124 --> 01:39:45.091
‫من شجاع نیستم.

1303
01:39:45.591 --> 01:39:47.424
‫من فقط...

1304
01:39:47.491 --> 01:39:49.391
‫حوصله نداشتم که...

1305
01:39:49.458 --> 01:39:51.458
‫بقیه رو از خودم ناامید کنم.

1306
01:39:53.291 --> 01:39:55.024
‫می‌دونی که... من یه خارجی‌ام.

1307
01:39:56.324 --> 01:39:58.524
‫این شهر پر شده از
‫کسایی مثل ما، مگه نه؟

1308
01:39:59.524 --> 01:40:01.424
‫منم خارجی‌ام.

1309
01:40:03.491 --> 01:40:05.591
‫دنبال یک چیز گم شده‌ام.

1310
01:40:07.491 --> 01:40:09.990
‫چیزی که فراموش کردم.

1311
01:40:13.124 --> 01:40:15.291
‫شاید اگه شانس بیاریم...

1312
01:40:15.358 --> 01:40:18.291
‫چیزی که یک زمانی...

1313
01:40:18.358 --> 01:40:20.924
‫بهش می‌گفتیم خونه رو پیدا کنیم.

1314
01:40:29.658 --> 01:40:33.057
‫بهترین بخشش همینه.

1315
01:40:33.124 --> 01:40:35.358
‫علت نوشتنش همین بوده.

1316
01:40:37.491 --> 01:40:39.424
‫اصلا موافق نیستم.

1317
01:40:41.424 --> 01:40:44.624
‫خب، بگذریم... این بخش رو حذف نکن.

1318
01:40:46.124 --> 01:40:54.124
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1319
01:40:59.560 --> 01:41:05.500
‫[افول و مرگ]

1320
01:41:14.615 --> 01:41:16.152
‫همه اومدن؟

1321
01:41:16.748 --> 01:41:19.248
‫فکر کنم خودتون می‌دونید،
‫حمله قلبی بود.

1322
01:41:21.315 --> 01:41:22.348
‫معذرت می‌خوام.

1323
01:41:34.615 --> 01:41:35.815
‫گریه نکن.

1324
01:41:42.848 --> 01:41:47.348
‫- کسی نمیاد جنازه رو ببره؟
‫- توی سردخونه اعتصاب کردن.

1325
01:41:50.848 --> 01:41:53.648
‫- کی همراهش بود؟
‫- تنها بود.

1326
01:41:53.715 --> 01:41:55.815
‫تلگرام‌های تولدش رو می‌خوند.

1327
01:41:58.114 --> 01:42:00.782
‫شمع‌ها رو روشن نکن. مُرده.

1328
01:42:01.815 --> 01:42:03.515
‫من یه تیکه می‌خوام.

1329
01:42:04.148 --> 01:42:05.352
‫منم همینطور.

1330
01:42:06.448 --> 01:42:09.148
‫باید یه چیزی بنویسیم.
‫کی پایه‌ست؟

1331
01:42:09.214 --> 01:42:11.548
‫- ما یه مورد داریم.
‫- طراحی جلدش هم با من.

1332
01:42:14.448 --> 01:42:16.181
‫خودشه.

1333
01:42:20.248 --> 01:42:22.081
‫با هم می‌نویسیم.

1334
01:42:22.148 --> 01:42:24.748
‫- چی رو بنویسیم؟
‫- آگهی درگذشت.

1335
01:42:26.448 --> 01:42:29.415
‫«آرتور هویتزر جونیور» در شمال کانزاس...

1336
01:42:29.481 --> 01:42:32.715
‫در 16 کیلومتری مرکز جغرافیایی
‫ایالات متحده آمریکا متولد شد.

1337
01:42:32.782 --> 01:42:34.248
‫در پنج سالگی مادرش را از دست داد.

1338
01:42:34.333 --> 01:42:37.152
‫فرزند ناشر روزنامه و مؤسس این مجله.

1339
01:42:37.237 --> 01:42:39.485
‫"گزارش فرانسوی"، که سابقا
‫نامش "پیک‌نیک" بود.

1340
01:42:39.570 --> 01:42:43.281
‫یک مکمل عمدتا خوانده نشده
‫از"لیبرتی، آفتاب غروب کانزاس"

1341
01:42:43.348 --> 01:42:46.148
‫- با یک تعطیلات شروع شد.
‫- واقعیت داره؟

1342
01:42:46.214 --> 01:42:47.248
‫یه جورایی.

1343
01:42:49.548 --> 01:42:51.281
‫بعدش چی؟

1344
01:42:51.305 --> 01:43:16.305
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
