1
00:01:15,000 --> 00:01:20,000
ترجمه شده توسط
حامی مغیثی

2
00:01:26,200 --> 00:01:32,200
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

3
00:01:33,396 --> 00:01:37,886
‫[لندن، سال 1914]

4
00:01:41,917 --> 00:01:42,958
‫مخاطب است...

5
00:01:43,000 --> 00:01:45,792
‫که گوش روشن‌فکر را تیز می‌کند.

6
00:01:45,833 --> 00:01:49,208
‫کنسرت استراوینسکی بهترین نمایش سال است.

7
00:01:49,250 --> 00:01:52,125
‫علی‌رغم هیاهویی که به‌پا کرده‌اند،

8
00:01:52,167 --> 00:01:55,292
‫مخاطب است که گوش روشن‌فکر را تیز می‌کند.

9
00:01:56,542 --> 00:01:58,792
‫قره‌نی بم می‌نوازد،

10
00:01:58,833 --> 00:02:02,167
‫طنینش گوش‌های معصوم ما را در بر می‌گیرد.

11
00:02:02,208 --> 00:02:05,042
‫که بایستی اعتراف کنم برای من،

12
00:02:05,083 --> 00:02:10,125
‫انعکاسی از خالق و بدویات و رشادت است؛

13
00:02:11,750 --> 00:02:15,333
‫از مردانی قایق‌ران به دور از هنلی،

14
00:02:15,375 --> 00:02:18,583
‫از دخترانی با پوششی از جنس
‫تافتۀ صورتی یا آبی.

15
00:02:18,625 --> 00:02:20,042
‫یادم است در آن تابستان طولانی،

16
00:02:20,083 --> 00:02:23,333
‫شکار می‌رفتم و کریکت بازی می‌کردم،
‫اما تنیس را فقط تماشا می‌کردم.

17
00:02:24,333 --> 00:02:25,667
‫خداوند در بهشتش نشسته بود،

18
00:02:25,708 --> 00:02:27,917
‫و صبحانه‌اش سوسیس بود.

19
00:02:33,042 --> 00:02:35,125
‫و در دفاتر نام‌نویسی ارتش،

20
00:02:35,167 --> 00:02:40,000
‫درحالی مردان جوان و ابله
‫به انتظار نشسته بودند،

21
00:02:40,042 --> 00:02:42,875
‫تا نام زندگان و مردگان را
‫در برگه‌هایی پر کنند.

22
00:02:44,125 --> 00:02:45,333
‫آقای ساسون.

23
00:02:48,417 --> 00:02:49,417
‫بله.

24
00:02:51,042 --> 00:02:52,667
‫من زیگفرید هستم.

25
00:02:52,708 --> 00:02:54,500
‫بنده برادر کوچیکه‌اش، هامو هستم.

26
00:02:54,542 --> 00:02:55,942
‫جفتمون برای اندازه‌گیری اومدیم.

27
00:02:56,375 --> 00:02:58,208
‫بسیارخب، قربان.

28
00:02:58,250 --> 00:03:00,208
‫گمونم بهتره با پیرهن شروع کنیم.

29
00:03:01,542 --> 00:03:03,500
‫نباید پیرهن تیره تن کنید، قربان.

30
00:03:04,167 --> 00:03:07,042
‫آها، جنگه! باید شیک پوشید!

31
00:03:09,833 --> 00:03:12,000
‫نتوانستم با او خدانگهداری کنم.

32
00:03:13,500 --> 00:03:21,500
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

33
00:03:39,333 --> 00:03:41,833
‫در فراغ و آسایش تابستان،

34
00:03:41,875 --> 00:03:44,083
‫خواب‌آلود با جریان جویبار،

35
00:03:44,917 --> 00:03:47,417
‫نوایی از طبل به گوشم رسید،

36
00:03:47,458 --> 00:03:50,625
‫نوایی که آزرد رویای خوش را.

37
00:03:50,667 --> 00:03:53,708
‫چه دور و نزدیک، چه زیر و بم،

38
00:03:53,750 --> 00:03:56,250
‫می‌گذرند از هر گوشه و کناری.

39
00:03:56,292 --> 00:03:59,583
‫با یکدیگر رفیق و همه طعام باروت‌اند؛

40
00:03:59,625 --> 00:04:02,708
‫رژۀ سربازان، به آغوش مرگ است.

41
00:04:04,583 --> 00:04:07,000
‫از شرق و غرب در میدان‌های بی‌نام،

42
00:04:07,042 --> 00:04:09,042
‫پاک می‌کنند گوشت هم‌رزمان را
‫از روی استخوان‌هایشان.

43
00:04:10,051 --> 00:04:13,200
‫چه جوانک‌هایی که مردند و پوسیدند؛

44
00:04:13,710 --> 00:04:15,627
‫درگذشته‌اند آنانی که از در گذشته‌اند.

45
00:04:16,835 --> 00:04:19,293
‫چه دورتر نوازند شیپور جنگ،

46
00:04:19,523 --> 00:04:22,648
‫رساتر شود پاسخ نی‌انبان‌نواز.

47
00:04:22,729 --> 00:04:24,825
‫صف‌هایی از سربازان شادکام که می‌خوانند:

48
00:04:25,570 --> 00:04:28,606
‫از زنان سیرم، قیام خواهم کرد.

49
00:04:56,317 --> 00:04:59,375
‫مشتاق بودم بدونم چی اذیتت می‌کنه.

50
00:05:00,723 --> 00:05:02,890
‫صرفاً تب خندقه، قرار نیست کشنده باشه.

51
00:05:03,950 --> 00:05:05,242
‫فقط من رو از کار انداخته.

52
00:05:14,245 --> 00:05:15,703
‫دیگه از هرچیزی وحشت می‌کنم.

53
00:05:18,097 --> 00:05:19,180
‫از تلفن...

54
00:05:21,039 --> 00:05:22,122
‫از تلگرام.

55
00:05:24,375 --> 00:05:25,434
‫مادر، فقط یک چیز...

56
00:05:25,458 --> 00:05:26,958
‫از موندن توی گذشته بدتره،

57
00:05:27,000 --> 00:05:28,667
‫اونم دلواپس آینده بودنه.

58
00:05:31,417 --> 00:05:33,625
‫آینده‌ای که بدون پسرهام باشه،

59
00:05:33,667 --> 00:05:36,250
‫مایۀ دلواپسیه، نه لذت.

60
00:05:41,551 --> 00:05:43,500
‫با کمال پیشمانی دارم برایتان...

61
00:05:43,542 --> 00:05:46,375
‫این نامۀ خصوصی را می‌نویسم.

62
00:05:46,417 --> 00:05:49,250
‫به اطلاعتان می‌رسانم که دیگر قصد ندارم...

63
00:05:49,292 --> 00:05:52,375
‫وظایف ارتشی خود را به جا آورم.

64
00:05:53,129 --> 00:05:55,167
‫این اقدام من نماد اعتراضی،

65
00:05:55,208 --> 00:05:57,000
‫بر سیاست‌های دولت است،

66
00:05:57,042 --> 00:05:58,417
‫که جنگ را به طول انجامیده،

67
00:05:58,458 --> 00:06:01,417
‫و در برقرار کردن صلح ناتوان است.

68
00:06:02,583 --> 00:06:05,167
‫اظهارنامه‌ای از دلایلم را نوشته‌ام،

69
00:06:05,208 --> 00:06:07,125
‫که نسخه‌ای را ضمیمۀ همین نامه می‌کنم.

70
00:06:08,083 --> 00:06:09,750
‫اظهارنامه‌ای که مطرح می‌کنم،

71
00:06:09,792 --> 00:06:13,000
‫اقدامی عامدانه در جهت مخالفت
‫با اقتدار نظامی است،

72
00:06:13,042 --> 00:06:14,583
‫چرا که به عقیدۀ من این جنگ،

73
00:06:14,625 --> 00:06:16,375
‫تعمداً توسط کسانی که...

74
00:06:16,417 --> 00:06:19,000
‫می‌توانند موجب اتمام جنگ شوند،
‫به طول انجمیده.

75
00:06:19,958 --> 00:06:22,125
‫من سربازی هستم،

76
00:06:22,167 --> 00:06:26,292
‫که این اقدامم به نمایندگی
‫از دیگر سربازان است.

77
00:06:26,333 --> 00:06:28,583
‫باور دارم جنگی که من درش وارد شدم،

78
00:06:28,625 --> 00:06:31,750
‫که قرار بود جنگی بر سر دفاع و آزادی باشد،

79
00:06:31,792 --> 00:06:35,875
‫اکنون به جنگی با مقصد تهاجم و تصرف بدل شده.

80
00:06:35,917 --> 00:06:38,833
‫به عقیدۀ من علتی که من و سربازان هم‌رزم،

81
00:06:38,875 --> 00:06:40,125
‫داوطلبانه وارد این جنگ شده‌ایم،

82
00:06:40,167 --> 00:06:42,292
‫بایستی به اندازه‌ای واضح باشد،

83
00:06:42,333 --> 00:06:45,417
‫که هیچ عاملی موجب تغییر این علت نشود.

84
00:06:45,458 --> 00:06:49,583
‫و اگر این امر انجام شده بود،
‫اهدافی که ما با آن وارد جنگ شدیم،

85
00:06:49,625 --> 00:06:53,250
‫با مذاکره قابل دستیابی می‌بود.

86
00:06:53,292 --> 00:06:57,833
‫من دردی که سربازان متحمل شده‌اند را
‫دیده و چشیده‌ام،

87
00:06:57,875 --> 00:06:59,667
‫و دیگر نمی‌توانم در جناحی باشم،

88
00:06:59,708 --> 00:07:01,458
‫که از نظر من به طرز ناعادلانه و شرورانه‌ای،

89
00:07:01,500 --> 00:07:04,583
‫موجب طولانی شدن چنین مصائبی می‌شود.

90
00:07:06,625 --> 00:07:09,708
‫من به روند جنگ اعتراضی ندارم،

91
00:07:09,750 --> 00:07:11,833
‫اعتراض من فقط به اشتباهات سیاسیون،

92
00:07:11,875 --> 00:07:13,292
‫و عدم صداقتی است،

93
00:07:13,333 --> 00:07:16,333
‫که موجب فدا شدن سربازان می‌شود.

94
00:07:17,708 --> 00:07:19,708
‫من به نمایندگی از کسانی که
‫درگیر این رنجش شده‌اند،

95
00:07:19,750 --> 00:07:22,083
‫اعتراض خود را نسبت به فریبکاری،

96
00:07:22,125 --> 00:07:24,500
‫که بر سربازان انجام شده، اعلام می‌کنم.

97
00:07:25,792 --> 00:07:28,792
‫همچنین به عقیدۀ من این اعتراض،

98
00:07:28,833 --> 00:07:30,375
‫در جهت روشن‌سازی اکثریت،

99
00:07:30,417 --> 00:07:32,542
‫که شامل مردم خانه‌نشین هستند،

100
00:07:32,583 --> 00:07:34,917
‫و رضایتی نسبت به تداوم این رنجش دارند،

101
00:07:34,958 --> 00:07:36,833
‫که نه درش سهیم هستند،

102
00:07:36,875 --> 00:07:40,542
‫و نه در مخلیه‌شان می‌گنجد، کمک می‌کند.

103
00:08:06,125 --> 00:08:07,750
‫گمونم این رو خودت نوشتی.

104
00:08:08,750 --> 00:08:11,167
‫آره، با ادی مارش نوشتیمش.

105
00:08:11,208 --> 00:08:13,500
‫خیلی کار مریضیه، رابی.

106
00:08:14,667 --> 00:08:18,208
‫چرا پای مارش رو کشیدی وسط؟

107
00:08:18,250 --> 00:08:20,833
‫چون منشی خصوصی وینستون چرچیله،

108
00:08:20,875 --> 00:08:22,042
‫و می‌خواد بهمون کمک کنه.

109
00:08:23,792 --> 00:08:25,250
‫توی گرفتن معاینه هیئت پزشکی،

110
00:08:25,292 --> 00:08:27,458
‫جای اینکه درگیر دادگاه نظامی بشی
‫نقش بسزایی داشت.

111
00:08:31,750 --> 00:08:33,226
‫اگه دادگاه نظامی رو می‌باختی،

112
00:08:33,250 --> 00:08:34,375
‫ممکن بود اعدام بشی.

113
00:08:34,417 --> 00:08:36,125
‫از قبل آمادۀ چنین خطراتی بودم.

114
00:08:36,167 --> 00:08:37,582
‫ولی بحث کسانیه که واسشون مهمی؛

115
00:08:37,625 --> 00:08:38,625
‫و کسانی که نیستی.

116
00:08:40,625 --> 00:08:42,542
‫دادگاه نظامی برای من سکویی بود،

117
00:08:42,582 --> 00:08:45,125
‫که مخالفت خودم رو با روند جنگ بیان کنم،

118
00:08:45,167 --> 00:08:47,917
‫جنابعالی موجب جلوگیری از این امر شدی.

119
00:08:49,208 --> 00:08:51,125
‫نه‌تنها قرار بود توی روزنامۀ تایمز چاپ بشه،

120
00:08:51,167 --> 00:08:52,667
‫بلکه قرار بود اظهارنامۀ من...

121
00:08:52,708 --> 00:08:53,833
‫توی مجلس خونده بشه.

122
00:08:56,167 --> 00:08:57,917
‫دستم رو کاملاً بستی، رابی.

123
00:08:57,958 --> 00:09:00,458
‫آبروی من رو بردی.

124
00:09:00,500 --> 00:09:02,083
‫بهتر از این بود که اعدام بشی.

125
00:09:02,125 --> 00:09:03,833
‫اینش دیگه نظر خودته.

126
00:09:05,375 --> 00:09:06,917
‫از من عصبانی نشو، زیگفرید.

127
00:09:10,250 --> 00:09:11,875
‫نیّت من شرافتمندانه بود.

128
00:09:26,354 --> 00:09:30,354
‫[ستوان دوم، زیگفرید لورن ساسون]

129
00:09:44,583 --> 00:09:46,542
‫در روزی پر مشقت و بادخیز،

130
00:09:46,583 --> 00:09:50,250
‫گاوبازی به بیرون رفت.

131
00:09:50,292 --> 00:09:54,292
‫در حین مسیرش بر روی
‫یال کوهی استراحت کرد.

132
00:09:56,083 --> 00:10:00,083
‫یکباره گله‌ای گاو با چشمان قرمز دید.

133
00:10:00,125 --> 00:10:03,875
‫که در آسمانِ تیکه و پاره،

134
00:10:03,917 --> 00:10:08,208
‫و بر فراز تصویری از ابرها شخم می‌زدند.

135
00:10:16,417 --> 00:10:22,417
‫گله‌ای از ارواح که در آسمان بودند.

136
00:10:24,458 --> 00:10:26,125
‫رد نشان‌هایشان همچنان داغ،

137
00:10:26,167 --> 00:10:28,792
‫و سم‌هایشان فولادین بود.

138
00:10:30,333 --> 00:10:32,083
‫شاخ‌هایشان سیاه و براق بود،

139
00:10:32,125 --> 00:10:36,042
‫و گاوباز گرمای نفس‌هایشان را حس می‌کرد.

140
00:10:36,083 --> 00:10:37,667
‫با صدای مهیبی از آسمان،

141
00:10:37,708 --> 00:10:40,000
‫وحشتی به جانش افتاد.

142
00:10:40,042 --> 00:10:43,833
‫دید که سوارکارانی از دور می‌آمدند،

143
00:10:43,875 --> 00:10:48,708
‫و مرد گاوباز فریاد
‫غم‌انگیز آن‌ها را می‌شنید.

144
00:10:56,875 --> 00:11:03,917
‫فریاد روح سوارانی که در آسمان بودند.

145
00:11:03,958 --> 00:11:06,250
‫حینی که سوارکاران اطرافش
‫جست و خیز می‌کردند،

146
00:11:06,292 --> 00:11:10,083
‫شنید که یکی از آنان نامش را بر زبان آورد:

147
00:11:10,125 --> 00:11:12,000
‫اگر می‌خواهی به جهنم نروی،

148
00:11:12,042 --> 00:11:15,750
‫همراه ما سوارکاری کن.

149
00:11:15,792 --> 00:11:17,875
‫پس گاوچران، یا از امروز
‫تحولی در خودت ایجاد کن،

150
00:11:17,917 --> 00:11:19,833
‫یا همراه ما سوارکاری کن.

151
00:11:19,875 --> 00:11:23,542
‫به دنبال گلۀ شیطان،

152
00:11:23,583 --> 00:11:28,042
‫در سراسر این آسمان بی‌کران.

153
00:11:36,583 --> 00:11:43,625
‫روح سوارانی که در آسمان بودند.

154
00:11:56,458 --> 00:12:00,542
‫حقیقتاً من با هر شکلی از
‫تغییر مذهب مخالفم.

155
00:12:01,625 --> 00:12:03,125
‫مثل امید بستن به خیال واهیه.

156
00:12:05,167 --> 00:12:06,750
‫بماند که در شعر...

157
00:12:08,500 --> 00:12:09,625
‫به‌نظر میاد اصلاً...

158
00:12:09,667 --> 00:12:11,250
‫هیچ حرف جالبی بلد نیست بزنه.

159
00:12:11,292 --> 00:12:13,417
‫گفتم صرفاً دارم در نظر می‌گیرمش.

160
00:12:13,458 --> 00:12:15,542
‫واقعاً که دنبال پیدا کردن خدا که نیستی؟

161
00:12:17,208 --> 00:12:18,625
‫این‌جوری هم می‌شه گفتش.

162
00:12:22,083 --> 00:12:25,958
‫خب، اگه بخوام در جایگاه کسی که
‫معنویات رو قبول نداره بگم؛

163
00:12:26,000 --> 00:12:28,583
‫اگه خدا رو پیدا کردی،
‫مطمئن شو که هنوز انگلیسیه،

164
00:12:28,625 --> 00:12:30,625
‫که جا و مکان خودش رو گم نکرده.

165
00:12:35,042 --> 00:12:37,333
‫این حرفت قرار بود خنده‌دار باشه؟

166
00:12:43,375 --> 00:12:45,167
‫آخه پدر، چرا مذهب کاتولیک؟

167
00:12:48,542 --> 00:12:50,083
‫دنبال چیزی دائمی هستم؛

168
00:12:52,125 --> 00:12:53,167
‫که تغییر نکنه.

169
00:12:54,583 --> 00:12:57,042
‫می‌تونی توی درساژ هم چنین چیزی پیدا کنی،
‫تازه بدون احساس گناه.

170
00:12:59,958 --> 00:13:02,083
‫لازم نیست انقدر نیش و کنایه بزنی.

171
00:13:04,792 --> 00:13:05,976
‫اگه فقط مسخره کردن بلدی،

172
00:13:06,000 --> 00:13:07,750
‫همون بهتر کلاً صحبت نکنی.

173
00:13:10,000 --> 00:13:12,250
‫اصلاً برو بیرون توی ماشین منتظر بمون.

174
00:13:25,958 --> 00:13:28,458
‫خب، تا لندن که کلی راهه.

175
00:13:28,500 --> 00:13:30,417
‫پس هرچه زودتر شروع کنیم بهتره.

176
00:13:33,167 --> 00:13:34,917
‫زیگفرید،

177
00:13:34,958 --> 00:13:37,292
‫خواستۀ تو از درگاه خداوند چیست؟

178
00:13:38,083 --> 00:13:39,500
‫ایمان.

179
00:13:39,542 --> 00:13:41,792
‫ایمان چه چیزی عایدت می‌کند؟

180
00:13:41,833 --> 00:13:44,625
‫زندگی ابدی.

181
00:13:44,667 --> 00:13:47,792
‫اگر می‌خواهی وارد آن زندگی شوی،

182
00:13:47,833 --> 00:13:49,667
‫از احکام خداوند پیروی کن.

183
00:13:49,708 --> 00:13:53,167
‫«با تمام قلب خود خداوند را
‫که خدای توست، دوست داشته باش؛

184
00:13:53,208 --> 00:13:56,750
‫و با تمام وجودت، و تمام ذهنت.»

185
00:13:59,583 --> 00:14:02,708
‫زیگفرید، آیا از شیطان دوری می‌کنی؟

186
00:14:04,042 --> 00:14:05,417
‫ازش دوری می‌کنم.

187
00:14:06,292 --> 00:14:08,708
‫از وسوسه‌های پلیدش؟

188
00:14:08,750 --> 00:14:10,875
‫دوری می‌کنم.

189
00:14:10,917 --> 00:14:12,333
‫و از تمام جاه‌نمایی‌اش؟

190
00:14:13,792 --> 00:14:15,583
‫دوری می‌کنم.

191
00:14:20,542 --> 00:14:22,583
‫این شمع سوزان را بگیر،

192
00:14:22,625 --> 00:14:26,833
‫و تعمید خود را پاک و منزه نگه دار.

193
00:14:26,875 --> 00:14:28,917
‫پیروی فرمان خداوند باش،

194
00:14:28,958 --> 00:14:31,625
‫تا وقتی خداوند به عروسی بیاید،

195
00:14:31,667 --> 00:14:33,000
‫او را همراه با...

196
00:14:33,042 --> 00:14:35,917
‫همه مقدسین در صحن آسمانی ملاقات کنید،

197
00:14:35,958 --> 00:14:39,708
‫و تا ابدالآباد زندگی جاودانی داشته باشید.

198
00:14:41,458 --> 00:14:46,292
‫زیگفرید، باشد که در زندگی سالم
‫و نزد خداوند باشید.

199
00:14:54,417 --> 00:14:59,042
‫احمق در دل خود خواند که خدایی نیست.

200
00:15:03,375 --> 00:15:05,875
‫در احساساتی فراتر از درک خود،

201
00:15:05,917 --> 00:15:07,625
‫کشیده خواهید شد،

202
00:15:07,667 --> 00:15:10,000
‫به درخشندگی تاریکی الهی...

203
00:15:10,042 --> 00:15:12,250
‫که فراتر از تمام مخلوقات است.

204
00:15:13,583 --> 00:15:17,292
‫ای مسیح، روح مرا بپذیر.

205
00:15:17,333 --> 00:15:20,417
‫و مرا از بند شک و شبهه‌ها رهایی ده.

206
00:15:22,042 --> 00:15:23,625
‫و برایم آرامش به ارمغان بیاور.

207
00:15:29,042 --> 00:15:31,458
‫شدیداً از این اقدامت وحشت کرده‌ام.

208
00:15:31,500 --> 00:15:33,125
‫فقط می‌تونم فرمانده‌ات توی لیورپول رو...

209
00:15:33,167 --> 00:15:35,042
‫راضی کنم تا این نامه رو نادیده بگیره.

210
00:15:35,083 --> 00:15:37,958
‫نگرانی من بابت دستگیری خودته.

211
00:15:39,792 --> 00:15:43,542
‫اظهارنامۀ شما رو خوندیم، جناب ستوان.
‫البته با کمی نگرانی.

212
00:15:43,583 --> 00:15:46,000
‫می‌تونید بشینید، ستوان.

213
00:15:46,042 --> 00:15:47,042
‫ممنون قربان.

214
00:15:50,375 --> 00:15:51,667
‫چرا چنین چیزی نوشتید؟

215
00:15:52,958 --> 00:15:54,417
‫در جهت اینکه جناح خودم رو...

216
00:15:54,458 --> 00:15:56,333
‫نسبت به روند جنگ اعلام کنم.

217
00:15:56,375 --> 00:15:58,958
‫شما در جایگاهی نیستید که بخوایید...

218
00:15:59,000 --> 00:16:01,250
‫روند جنگ رو زیر سوال ببرید.

219
00:16:01,292 --> 00:16:04,417
‫وظیفۀ شما اجرای دستوراته.

220
00:16:04,958 --> 00:16:06,042
‫«وظیفه»؟

221
00:16:07,792 --> 00:16:10,250
‫گناهان زیادی پشت این کلمه خوابیده.

222
00:16:11,292 --> 00:16:12,667
‫در مقابل چنین کشتاری،

223
00:16:12,708 --> 00:16:15,500
‫آدم روی وجدان خودش اختیاری نداره.

224
00:16:15,542 --> 00:16:17,208
‫آدم می‌تونه کلی کار دیگه بکنه.

225
00:16:17,958 --> 00:16:20,083
‫می‌تونه چشم‌پوشی کنه.

226
00:16:20,125 --> 00:16:22,750
‫این جوابتون به قدری بی‌شرفانه بود
‫که پیشنهاد می‌کنم سیاستمدار بشید.

227
00:16:22,792 --> 00:16:25,125
‫گستاخی نکنید، جناب ستوان.

228
00:16:27,458 --> 00:16:30,250
‫شما در جناح آلمان هستید؟

229
00:16:30,292 --> 00:16:31,875
‫نه، من در جناح انسانم.

230
00:16:31,917 --> 00:16:33,917
‫بحث ما درمورد انسانیت نیست،

231
00:16:33,958 --> 00:16:36,583
‫جای چنین بحثی در حوزه‌های مذهبیه.

232
00:16:36,625 --> 00:16:37,750
‫اخلاقیات چی؟

233
00:16:37,792 --> 00:16:39,542
‫اخلاقیات موارد تجملاتی هستند،

234
00:16:39,583 --> 00:16:41,833
‫که فقط در زمان صلح می‌شه بهشون بها داد.

235
00:16:41,875 --> 00:16:43,875
‫اگه امکانش هست لطف کنید و...

236
00:16:43,917 --> 00:16:47,375
‫با این لحن تهاجمی با من صحبت نکنید.

237
00:16:47,417 --> 00:16:50,417
‫لحن تهاجمی صرفاً منجر به تداوم جنگ می‌شه.

238
00:16:50,458 --> 00:16:54,250
‫و مقاومت منفعلانه صرفاً منجر به شکست می‌شه.

239
00:16:58,792 --> 00:17:00,292
‫به‌طور خلاصه نمی‌تونم در مقابل...

240
00:17:00,333 --> 00:17:02,083
‫چنین تلفاتی سکوت اختیار کنم.

241
00:17:04,041 --> 00:17:07,083
‫شخصی بابت این تلفات باید قضاوت بشه.

242
00:17:07,125 --> 00:17:09,041
‫مرد جوان، مسئلۀ تلفات...

243
00:17:09,083 --> 00:17:12,000
‫مرتبط با ستاد کل امپراتوریه.

244
00:17:12,041 --> 00:17:16,083
‫اظهارات شما، و البته کل نگرش شما،

245
00:17:16,125 --> 00:17:17,291
‫هم توهین آمیز،

246
00:17:17,333 --> 00:17:19,500
‫و هم برای انضباط نظامی زیان‌آوره.

247
00:17:19,541 --> 00:17:20,833
‫همکار بنده درست می‌گن.

248
00:17:20,875 --> 00:17:23,041
‫شما در جایگاهی نیستید که
‫مافوقان خودتون رو زیر سوال ببرید،

249
00:17:23,083 --> 00:17:26,375
‫بماند که اون‌ها رو مورد هتاکی قرار بدید.

250
00:17:26,416 --> 00:17:28,583
‫اگر شما قربان، یا هرکدوم از شما،

251
00:17:28,625 --> 00:17:30,750
‫خواستید سری به خط مقدم بزنید،

252
00:17:30,792 --> 00:17:32,226
‫حداقل فکری به حال...

253
00:17:32,250 --> 00:17:35,500
‫خانواده‌های داغدار و رنج‌کشیده بکنید.

254
00:17:35,542 --> 00:17:39,167
‫شما دیگه از حد گذروندی، جناب!

255
00:17:39,208 --> 00:17:42,625
‫مگه به همین دلیل نبود
‫که من رو احضار کردن پیش شما؟

256
00:17:42,667 --> 00:17:43,875
‫داریم الکی طولش می‌دیم.

257
00:17:45,625 --> 00:17:47,542
‫آره مسلماً.

258
00:17:49,417 --> 00:17:50,708
‫آره، موافقم.

259
00:17:53,167 --> 00:17:54,750
‫من و افسران همکارم احساس می‌کنیم،

260
00:17:54,792 --> 00:17:56,458
‫که ذهن شما همچنان دچار آشفتگیه،

261
00:17:56,500 --> 00:18:00,125
‫و شما صلاحیت قبول کردن
‫مسئولیت جان سربازان رو ندارید.

262
00:18:00,167 --> 00:18:01,559
‫بنابراین به دستور کمیته،

263
00:18:01,583 --> 00:18:02,934
‫شما رو به بیمارستانی در اسکاتلند،

264
00:18:02,958 --> 00:18:05,042
‫که مخصوص بیماری‌های عصبیه می‌فرستیم.

265
00:18:06,708 --> 00:18:09,708
‫به همین سبب دستور می‌دیم
‫که گزارش این تصمیم رو...

266
00:18:09,750 --> 00:18:11,625
‫به کرگهارت در ادینبورگ بفرستید.

267
00:18:40,708 --> 00:18:42,292
‫صبح بخیر، ستوان.

268
00:18:42,333 --> 00:18:44,958
‫می‌تونید کت و چمدونتون رو بذارید اینجا.

269
00:18:45,000 --> 00:18:47,292
‫باربر وسایل شما رو تا اتاقتون میاره.

270
00:18:48,792 --> 00:18:56,792
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

271
00:18:59,250 --> 00:19:00,542
‫اسم؟

272
00:19:00,583 --> 00:19:01,875
‫ساسون، زیگفرید.

273
00:19:01,917 --> 00:19:03,167
‫درجه؟

274
00:19:03,208 --> 00:19:05,000
‫- ستوان دوم.
‫- سن؟

275
00:19:05,042 --> 00:19:06,375
‫سی ساله.

276
00:19:06,417 --> 00:19:08,625
‫سال‌های خدمت؟

277
00:19:08,667 --> 00:19:10,250
‫دو سال و یازده ماه.

278
00:19:10,292 --> 00:19:11,500
‫ماه‌های خدمت...

279
00:19:11,542 --> 00:19:13,042
‫در خارج از مرکز؟

280
00:19:13,083 --> 00:19:15,083
‫سیزده ماه.

281
00:19:15,125 --> 00:19:16,292
‫بیماری؟

282
00:19:18,583 --> 00:19:20,375
‫دچار نوعی فروپاشی روانی شدم.

283
00:19:21,708 --> 00:19:23,500
‫ناتوانی عصبی دارید؟

284
00:19:24,875 --> 00:19:27,042
‫بله، گمونم اسمش همینه.

285
00:19:27,083 --> 00:19:28,750
‫تو بنویس بیماری نوراستنی، ماترون.

286
00:19:31,292 --> 00:19:33,042
‫قربان، وقتی وارد شدیم متوجه افرادی شدم،

287
00:19:33,083 --> 00:19:34,917
‫که روی صورتشون نقطه‌های آبی بود.

288
00:19:34,958 --> 00:19:36,250
‫مورفین.

289
00:19:37,250 --> 00:19:38,417
‫مورفین؟

290
00:19:38,458 --> 00:19:40,875
‫نقطه‌های برای یادآوریه که
‫دوز مورفین رو مصرف کردن،

291
00:19:40,917 --> 00:19:44,458
‫که تا زمان مصرف دوز بعدی،
‫کسی نتونه مورفین بیشتری مصرف کنه.

292
00:19:44,500 --> 00:19:46,750
‫چه کسی به ایشون رسیدگی می‌کنه؟

293
00:19:46,792 --> 00:19:50,500
‫- دکتر ریورز.
‫- مطب ریور هم همین بغله.

294
00:19:50,542 --> 00:19:52,833
‫گمونم محترمانه‌اش اینه که
‫خودت رو بهش معرفی کنی.

295
00:19:52,875 --> 00:19:54,000
‫چشم، قربان.

296
00:19:54,042 --> 00:19:55,125
‫توی اتاقت...

297
00:19:55,167 --> 00:19:56,250
‫بازوبندی قرار دادیم.

298
00:19:56,292 --> 00:19:58,208
‫باید همیشه دستت باشه،

299
00:19:58,250 --> 00:20:00,667
‫خصوصاً موقع گردش توی حیاط.

300
00:20:00,708 --> 00:20:04,333
‫نشون‌دهندۀ اینه که شما
‫سرباز مشمولی هستی که در بیمارستانه،

301
00:20:04,375 --> 00:20:06,875
‫نه یک معترض سخت‌کوش.

302
00:20:08,125 --> 00:20:10,167
‫ما که نمی‌خواییم شما در خیابان پرنس...

303
00:20:10,208 --> 00:20:12,750
‫مورد حمله قرار بگیرید، می‌خواییم؟

304
00:20:14,042 --> 00:20:16,458
‫روی کدوم بازوم ببندمش، قربان؟

305
00:20:16,500 --> 00:20:18,667
‫ستوان، لذت حق انتخاب در این خصوص،

306
00:20:18,708 --> 00:20:21,292
‫تماماً از آن خودتونه.

307
00:20:21,333 --> 00:20:23,000
‫اتاقتون طبقۀ بالا،

308
00:20:23,042 --> 00:20:24,875
‫انتهای راهرو هست.

309
00:20:28,292 --> 00:20:29,458
‫مرخصی.

310
00:20:37,417 --> 00:20:39,333
‫هوم؟

311
00:20:39,375 --> 00:20:41,708
‫ساسون، زیگفرید، ستوان.

312
00:20:45,542 --> 00:20:48,167
‫اسم و آوازه‌ات به گوشم رسیده.

313
00:20:49,708 --> 00:20:51,917
‫خیلی از اشعار «شکارچی پیر» خوشم اومد.

314
00:20:54,500 --> 00:20:55,667
‫شاید خبر نداشته باشی،

315
00:20:55,708 --> 00:20:59,708
‫ولی ما مجلۀ داخلی به اسم هایدرا داریم،

316
00:20:59,750 --> 00:21:01,958
‫مطمئنم خوشحال می‌شن باهات همکاری کنن.

317
00:21:03,833 --> 00:21:05,042
‫خب، من...

318
00:21:06,333 --> 00:21:08,875
‫سعی می‌کنم شعری جالب و
‫سرگرم‌کننده بنویسم.

319
00:21:08,917 --> 00:21:11,667
‫حالا لازم نیست انقدر روش حساس بشی.

320
00:21:11,708 --> 00:21:14,125
‫قرارمون ساعت 10:30 صبحه.

321
00:21:44,500 --> 00:21:45,792
‫مادر عزیزم،

322
00:21:46,958 --> 00:21:49,125
‫به مقصدم در داتی‌ویل رسیده‌ام.

323
00:21:53,417 --> 00:21:54,417
‫کاش اینجا بودی.

324
00:22:02,500 --> 00:22:03,500
‫صبح بخیر، دکتر.

325
00:22:04,792 --> 00:22:06,917
‫صبح بخیر، ساسون.

326
00:22:06,958 --> 00:22:09,667
‫خواهشاً بشین. لازم نیست رسمی باشی.

327
00:22:17,875 --> 00:22:19,143
‫هرچند که ظاهراً ما با...

328
00:22:19,167 --> 00:22:21,375
‫خیلی از افسران پزشکی سر و کله می‌زنیم،

329
00:22:22,958 --> 00:22:24,625
‫بعضی‌ها از بقیه منعطف‌تر هستن.

330
00:22:24,667 --> 00:22:26,250
‫بعد شخصی میاد جای اون‌ها...

331
00:22:26,292 --> 00:22:29,500
‫که می‌خواد همه‌چیز در حد
‫شهر آلدرشات سختگیرانه باشه.

332
00:22:29,542 --> 00:22:30,833
‫بعد یکی دیگه میاد جای اون‌ها رو می‌گیره.

333
00:22:32,125 --> 00:22:33,375
‫نظر شما چیه؟

334
00:22:34,625 --> 00:22:37,417
‫راستش من میزانی از لغزش رو ترجیح می‌دم.

335
00:22:38,792 --> 00:22:40,292
‫آدم که تا ابد نمی‌تونه تحت مراقبت باشه.

336
00:22:40,333 --> 00:22:42,000
‫اعصاب و روانش بهم می‌ریزه.

337
00:22:50,833 --> 00:22:53,250
‫با اطلاع کمی که از نحوۀ درمان شما دارم،

338
00:22:53,292 --> 00:22:56,583
‫متوجه‌ام که من هر حرفی بزنم،

339
00:22:56,625 --> 00:22:57,684
‫شما می‌تونید استنباط کنید...

340
00:22:57,708 --> 00:23:00,000
‫که مادربزرگم دائم‌الخمر بوده یا نه.

341
00:23:00,542 --> 00:23:01,833
‫مگه بوده؟

342
00:23:01,875 --> 00:23:03,583
‫متأسفانه نبوده، خیر.

343
00:23:03,625 --> 00:23:06,625
‫فقط توی جشن تولد و سال نو
‫مقدار کمی شراب شری می‌خوره.

344
00:23:06,667 --> 00:23:07,958
‫آفرین به مادربزرگت.

345
00:23:09,458 --> 00:23:11,458
‫نمی‌دونست چی رو از دست نداده.

346
00:23:18,208 --> 00:23:20,018
‫فقط بگید چه خواسته‌ای از من دارید،

347
00:23:20,042 --> 00:23:22,250
‫تا من گفته‌های شما رو عملی کنم.

348
00:23:22,292 --> 00:23:23,833
‫مسئله چیزی که من می‌خوام نیست.

349
00:23:25,375 --> 00:23:28,125
‫مسئله چیزیه که به‌نظر خودت بهش نیاز داری.

350
00:23:29,625 --> 00:23:32,292
‫من باید شروع کنم، یا شما؟

351
00:23:33,542 --> 00:23:35,458
‫چیزی هست که دوست داشته باشی بگی؟

352
00:23:38,667 --> 00:23:41,542
‫احساسات من نه بازگو شدنی هستن،
‫نه می‌شه توی سکوت غرقشون کرد.

353
00:23:42,667 --> 00:23:43,667
‫چرا؟

354
00:23:45,667 --> 00:23:46,958
‫کلی انسان مرده‌ان.

355
00:23:48,375 --> 00:23:49,958
‫خرابی وحشتناکی به بار دادیم.

356
00:23:53,417 --> 00:23:56,583
‫ولی می‌شه دردها رو تسکین داد.

357
00:23:58,625 --> 00:24:00,875
‫به مرحلۀ پذیرش وقایع رفت.

358
00:24:00,917 --> 00:24:02,500
‫دردش تنها وحشتش نیست.

359
00:24:03,500 --> 00:24:04,667
‫کلی مسائل دیگه هست.

360
00:24:06,250 --> 00:24:08,000
‫می‌تونی نام ببریشون؟

361
00:24:08,042 --> 00:24:10,667
‫اگه می‌تونستم نام ببرم
‫که دیگه وحشتی ازشون نداشتم.

362
00:24:10,708 --> 00:24:13,458
‫راه قشنگی برای طفره رفتن از سوال پیدا کردی.

363
00:24:13,500 --> 00:24:14,792
‫تمام طفره رفتن‌ها راه قشنگی هستن.

364
00:24:14,833 --> 00:24:17,000
‫مثلاً توی سیاست.

365
00:24:17,042 --> 00:24:18,583
‫من همیشه فکر می‌کردم سیاسون،

366
00:24:18,625 --> 00:24:21,000
‫انقدر احمقن که ظرافت سرشون نمی‌شه.

367
00:24:21,042 --> 00:24:23,958
‫شاید توی بی‌ظرافت بودن ظرافت دارن.

368
00:24:42,542 --> 00:24:44,167
‫خودت رو سرباز خوبی می‌دونی؟

369
00:24:45,792 --> 00:24:47,083
‫قابل قبولم.

370
00:24:48,667 --> 00:24:49,708
‫تک‌تیرانداز خوبی نبودم.

371
00:24:49,750 --> 00:24:51,667
‫حتی نمی‌دونستم کدوم چشمم رو باید ببندم.

372
00:24:51,708 --> 00:24:53,750
‫شنیدم جایزۀ صلیب ارتشی رو بردی.

373
00:24:53,792 --> 00:24:56,000
‫بله.

374
00:24:56,042 --> 00:24:57,917
‫قرار بوده به معنای دلاوری باشه.

375
00:25:00,292 --> 00:25:02,250
‫شجاعت به معنی بزدلی افراطیه.

376
00:25:03,792 --> 00:25:05,917
‫ریشۀ شجاعت از وحشت میاد.

377
00:25:06,833 --> 00:25:08,708
‫و ترس از وحشت.

378
00:25:08,750 --> 00:25:11,625
‫ولی تو برای شجاعتت شناخته می‌شدی.

379
00:25:14,792 --> 00:25:17,208
‫چرا صلیب ارتش رو انداختی دور؟

380
00:25:19,167 --> 00:25:21,250
‫بابت انزجار از معیارهای
‫رو به نزول خودم بود،

381
00:25:22,708 --> 00:25:24,292
‫و مردانی که به‌نظرم بهشون خیانت کردم.

382
00:25:24,333 --> 00:25:25,917
‫واسم معنایی جز دورویی نداشت.

383
00:25:25,958 --> 00:25:27,375
‫ولی همچنان من شنیدم،

384
00:25:27,417 --> 00:25:29,625
‫سربازان زیردست شما خیلی
‫به شما ارادت دارن.

385
00:25:29,667 --> 00:25:30,917
‫منم به اونا ارادت دارم.

386
00:25:32,667 --> 00:25:33,726
‫چون برای من مثل...

387
00:25:33,750 --> 00:25:35,333
‫تنها انسان‌های حقیقی و خوب دنیا هستن.

388
00:25:39,375 --> 00:25:41,042
‫دنبال حقیقت می‌گردی؟

389
00:25:41,083 --> 00:25:42,125
‫مگه همه دنبالش نیستن؟

390
00:25:44,042 --> 00:25:45,167
‫وقتی که پیداش کردی...

391
00:25:47,417 --> 00:25:48,542
‫بعدش به چی می‌رسی؟

392
00:25:51,542 --> 00:25:54,875
‫احساس آرامش، رضایت از خود.

393
00:25:58,625 --> 00:26:00,833
‫دیگه دلتنگ از دست داده‌ها نیستم.

394
00:26:19,417 --> 00:26:26,417
‫♪ تویی زیباترینِ درختان ♪

395
00:26:28,000 --> 00:26:32,292
‫♪ اکنون درخت گیلاس، ♪

396
00:26:32,333 --> 00:26:36,708
‫♪ در امتداد شاخه‌هایش، ♪

397
00:26:36,750 --> 00:26:43,167
‫♪ شکوفه‌هایش را آویخته ♪

398
00:26:45,792 --> 00:26:49,875
‫♪ و درست در کنار... ♪

399
00:26:49,917 --> 00:26:56,917
‫♪ مسیری جنگلی ایستاده ♪

400
00:27:00,208 --> 00:27:07,167
‫♪ و به مناسبت دوران پاک ♪

401
00:27:07,208 --> 00:27:13,708
‫♪ لباس سفیدش را بر تن کرده ♪

402
00:27:15,667 --> 00:27:17,042
‫بیا تو.

403
00:27:21,875 --> 00:27:23,667
‫شما ستوان ساسون هستین؟

404
00:27:24,875 --> 00:27:25,875
‫بله.

405
00:27:26,792 --> 00:27:29,542
‫من ویلفرد اوون هستم.

406
00:28:00,375 --> 00:28:01,875
‫دیشب صدای فریاد می‌شنیدم.

407
00:28:06,875 --> 00:28:08,500
‫مثل فریاد گرگ بود.

408
00:28:09,833 --> 00:28:12,083
‫گرگ‌ها به‌اصطلاح دقیق زوزه می‌کشن.

409
00:28:13,542 --> 00:28:14,958
‫ولی می‌شه بهش فریاد هم گفت.

410
00:28:15,000 --> 00:28:18,000
‫دکتر مسئله رو به حاشیه نبر، خواهشاً.

411
00:28:18,042 --> 00:28:19,292
‫من چنین قصدی ندارم.

412
00:28:20,792 --> 00:28:23,083
‫صرفاً دارم منطقی باهاش برخورد می‌کنم.

413
00:28:24,917 --> 00:28:27,375
‫ببخشید اگه حس کردی اهمیت نمی‌دم.

414
00:28:32,917 --> 00:28:34,375
‫صدای جیغش خیلی بد بود.

415
00:28:38,167 --> 00:28:39,583
‫بدتر از جیغ حیوانات بود.

416
00:28:42,500 --> 00:28:43,833
‫داشت عذاب می‌کشید.

417
00:28:51,667 --> 00:28:54,208
‫چرا بدترین ترس‌های آدم
‫شب میان سراغش؟

418
00:28:57,833 --> 00:29:00,875
‫گمونم چون که شب...

419
00:29:02,708 --> 00:29:03,833
‫ناخودآگاه آدم رو دوست داره.

420
00:29:06,500 --> 00:29:10,125
‫تمام روز منتظر می‌مونه،
‫که لحظه‌ای در تاریکی گیرت بندازه.

421
00:29:19,292 --> 00:29:21,583
‫جوری می‌گید انگار خوش‌خیمه.

422
00:29:23,375 --> 00:29:24,375
‫شاید باشه.

423
00:29:47,250 --> 00:29:48,458
‫شنیدم ویلفرد اوون...

424
00:29:48,500 --> 00:29:50,750
‫دیروز خودش رو بهت معرفی کرد.

425
00:29:51,417 --> 00:29:52,417
‫بله.

426
00:29:55,375 --> 00:29:56,500
‫ظاهراً پسر خوبیه.

427
00:29:58,000 --> 00:29:59,667
‫نسبت بهش احساس محافظه‌کارانه‌ای دارم.

428
00:30:01,208 --> 00:30:03,833
‫احیاناً چنین محافظه‌کاری
‫مسئلۀ عمیق‌تری رو مخفی نمی‌کنه؟

429
00:30:06,167 --> 00:30:07,167
‫چرا.

430
00:30:09,333 --> 00:30:10,833
‫تمام روابط دوستانۀ من همین هستن.

431
00:30:13,500 --> 00:30:16,125
‫ولی اجازه ندادم احساساتم موجب
‫خدشه یا نابودی روابطم بشن،

432
00:30:16,167 --> 00:30:17,167
‫بلکه کنش‌پذیر موندم.

433
00:30:19,000 --> 00:30:20,500
‫این‌جوری باهاش کنار میام.

434
00:30:21,917 --> 00:30:23,667
‫تا حالا تصمیمات آنی نگرفتی؟

435
00:30:23,708 --> 00:30:26,250
‫نه. هیچ‌وقت نگرفتم.

436
00:30:29,333 --> 00:30:30,917
‫توی خطر کردن ناتوانم.

437
00:30:33,208 --> 00:30:34,417
‫بابت حس قهرمانانۀ درونیمه.

438
00:30:35,500 --> 00:30:36,750
‫مگه چی می‌شه؟

439
00:30:37,833 --> 00:30:39,000
‫چون خیلی می‌ترسم،

440
00:30:40,708 --> 00:30:42,000
‫خیلی خودم رو مهار می‌کنم،

441
00:30:44,250 --> 00:30:46,083
‫از فساد درونی احساس شرم می‌کنم.

442
00:30:49,042 --> 00:30:50,792
‫یا به طور ساده علتش...

443
00:30:52,375 --> 00:30:53,458
‫به قول گفتنی:

444
00:30:53,500 --> 00:30:55,917
‫«عشقی که حتی نمی‌شود از آن نام برد» هست.

445
00:31:01,708 --> 00:31:03,625
‫خیلی‌های دیگه چنین احساسی دارن.

446
00:31:12,667 --> 00:31:14,500
‫راستش رو بگم دکتر، مایۀ تعجبه.

447
00:31:17,708 --> 00:31:18,708
‫چرا؟

448
00:31:20,833 --> 00:31:22,667
‫دنیا پر از افراد هنجارگریزه.

449
00:31:27,125 --> 00:31:30,083
‫خب، از اونجا که جفتمون هنجارگریز هستیم،

450
00:31:30,125 --> 00:31:31,750
‫شما چطوری با قانون کنار میایید؟

451
00:31:36,000 --> 00:31:38,625
‫واسش احترام کمتری از صداقت قائلم.

452
00:31:44,042 --> 00:31:48,083
‫پس طفره رفتن لزوماً
‫مختص به ستوان‌های دوم نیست؟

453
00:31:48,125 --> 00:31:51,458
‫نه، مختص به تمام درجات هست.

454
00:31:56,125 --> 00:31:59,167
‫امیدوارم بعد این جلسات، بااحتیاط بشی.

455
00:32:01,292 --> 00:32:02,958
‫اصلاً من رو «احتیاط» صدا می‌زنن.

456
00:32:04,792 --> 00:32:07,208
‫باز خوبه «اتل» صدات نمی‌کنن.

457
00:32:36,542 --> 00:32:41,125
‫جوری تمرین می‌کنید انگار
‫هدف مهمی پشت این نمایشتون هست.

458
00:32:42,125 --> 00:32:43,792
‫آخه قربان، گمونم چنین نمایشی...

459
00:32:43,833 --> 00:32:46,208
‫باعث فراموش کردن وضعیت خط مقدم می‌شه.

460
00:32:46,250 --> 00:32:47,833
‫شک دارم.

461
00:32:47,875 --> 00:32:49,375
‫اگر برداشت دشمن...

462
00:32:49,417 --> 00:32:52,500
‫این باشه که ارتش بریتانیا
‫برای رقص تانگو تمرین می‌کنه،

463
00:32:52,542 --> 00:32:54,250
‫جنگ رو باختیم.

464
00:32:55,250 --> 00:32:58,500
‫بماند ظاهر اینکه آقایون...

465
00:32:58,542 --> 00:33:01,958
‫با آقایون برقصن، اصلاً دل‌نشین نیست.

466
00:33:02,000 --> 00:33:04,042
‫خیال می‌کردم موجوداتی که
‫چنین کارهایی می‌کنن،

467
00:33:04,083 --> 00:33:05,458
‫می‌رن توی کتابخونه و...

468
00:33:05,500 --> 00:33:08,333
‫با هفت‌تیر خدمتشون کار درست رو می‌کنن.

469
00:33:12,167 --> 00:33:16,792
‫روند درمان شما چطور پیش میره، ستوان؟

470
00:33:16,833 --> 00:33:19,250
‫گاهی اوقات به‌طرز بی‌نظیری خوبه، قربان.

471
00:33:19,292 --> 00:33:21,625
‫خب، امیدوارم این بی‌نظیر بودنش...

472
00:33:21,667 --> 00:33:24,833
‫به اندازۀ کافی باشه که
‫زودتر بتونی برگردی سر خدمتت،

473
00:33:24,875 --> 00:33:27,375
‫و مثل سابق برای جنگ مناسب باشی.

474
00:33:27,417 --> 00:33:28,750
‫قربان، ولی مگه مسئله این نیست...

475
00:33:28,792 --> 00:33:31,000
‫که جنگیدن برای چه چیزی مناسبه؟

476
00:33:31,042 --> 00:33:32,625
‫یا شاید من سندروماتیک برخورد می‌کنم.

477
00:33:33,875 --> 00:33:36,375
‫یا نکنه دچار لغزش زبانی شدم؟

478
00:33:36,417 --> 00:33:37,917
‫چی فرمودین؟

479
00:33:37,958 --> 00:33:39,500
‫عرض کردم لغزش زبانی، قربان.

480
00:33:40,333 --> 00:33:41,375
‫یعنی خطای لفظی.

481
00:33:41,417 --> 00:33:43,833
‫خودم می‌دونم معنیش چیه، ستوان.

482
00:33:43,875 --> 00:33:45,708
‫شاید همۀ ما نتونیم...

483
00:33:45,750 --> 00:33:47,625
‫اشعار بیوولف رو به زبان اصلی بخونیم،

484
00:33:47,667 --> 00:33:50,792
‫ولی همۀ ما هم یک مشت فلسطینی نیستیم.

485
00:33:50,833 --> 00:33:52,208
‫معلومه که نیستید، قربان.

486
00:33:59,542 --> 00:34:00,542
‫ادامه بدین.

487
00:34:08,208 --> 00:34:09,917
‫- حاضری؟
‫- آره.

488
00:34:11,417 --> 00:34:19,417
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

489
00:34:25,833 --> 00:34:27,708
‫«گند دهان»!

490
00:34:27,750 --> 00:34:29,750
‫«گند دهان»!

491
00:34:29,792 --> 00:34:31,667
‫اولین شعرت توی هایدرا چاپ شده.

492
00:34:31,708 --> 00:34:33,542
‫زنده باد ویراستار شعر!

493
00:34:33,583 --> 00:34:34,917
‫ویراستار که خودمم.

494
00:34:34,958 --> 00:34:37,208
‫درود بر جانشین‌پروری!

495
00:34:39,042 --> 00:34:41,667
‫نظرت درمورد بخش من چیه، زیگفرید؟

496
00:34:43,417 --> 00:34:44,792
‫انگاری سبکت زیادی...

497
00:34:44,833 --> 00:34:46,417
‫به اشعار قرن نوزدهمی وابسته‌ست.

498
00:34:47,250 --> 00:34:48,333
‫جوری می‌گی انگار...

499
00:34:48,375 --> 00:34:49,833
‫مثل «خواستگاری مایلز استندیش» بوده.

500
00:34:49,875 --> 00:34:51,917
‫نه بابا. هیچ شعری در حد اون بد نیست.

501
00:34:53,125 --> 00:34:56,833
‫ولی فکر می‌کنی کار من
‫اقتباس از کار دیگران بوده؟

502
00:35:00,917 --> 00:35:02,917
‫موقعی که توی شهرستان کلر بودم،

503
00:35:02,958 --> 00:35:06,167
‫کلی وقتم رو هدر می‌دادم که
‫اشعار سوینبرن رو بخونم.

504
00:35:06,208 --> 00:35:08,667
‫خیلی بد روی کارم تأثیر می‌ذاشت.

505
00:35:08,708 --> 00:35:12,792
‫باید مستقیماً از خودت اومده باشه،
‫نه از شخص دیگه‌ای.

506
00:35:18,042 --> 00:35:20,875
‫ببین، کار اول تمام شاعران برگرفته شده‌ست.

507
00:35:20,917 --> 00:35:23,667
‫باید از جایی شروع کرد دیگه.

508
00:35:23,708 --> 00:35:25,375
‫جدای سوینبرن، زمانی که کمبریج بودم،

509
00:35:25,417 --> 00:35:28,542
‫کارم شده بود توی قایق بشینم
‫کارهای ویلیام موریس رو بخونم،

510
00:35:28,583 --> 00:35:31,083
‫و یکی در میون اشعار «ماد» رو می‌خوندم.

511
00:35:35,625 --> 00:35:39,083
‫شاید آخرین شعری که نوشتم...

512
00:35:39,125 --> 00:35:40,458
‫رضایتت رو جلب کنه.

513
00:35:42,833 --> 00:35:44,250
‫اسمش ناتوانه.

514
00:36:39,792 --> 00:36:41,000
‫محشره.

515
00:36:45,250 --> 00:36:46,750
‫قلب آدم رو هدف می‌گیره.

516
00:36:51,125 --> 00:36:52,458
‫چقدر تو بااستعدادی.

517
00:36:59,042 --> 00:37:01,667
‫کمیتۀ پزشکی...

518
00:37:01,708 --> 00:37:05,250
‫من رو واجد شرایط فعالیت نظامی دونسته.

519
00:37:16,583 --> 00:37:19,167
‫کی قراره برگردی به هنگت؟

520
00:37:19,208 --> 00:37:20,333
‫ماه دسامبر.

521
00:37:21,583 --> 00:37:22,792
‫دقیقاً قبل کریسمس.

522
00:37:30,083 --> 00:37:31,083
‫آها.

523
00:37:34,375 --> 00:37:38,292
‫♪ برای خودم توی کلیسا منتظر بودم ♪

524
00:37:38,333 --> 00:37:42,042
‫♪ توی کلیسا، توی کلیسا ♪

525
00:37:42,083 --> 00:37:45,958
‫♪ که فهمیدم ولم کرده و رفته ♪

526
00:37:46,000 --> 00:37:50,208
‫♪ خدایا، چقدر دلم شکست ♪

527
00:37:50,250 --> 00:37:53,750
‫♪ ناگهان واسم نامه‌ای فرستاد ♪

528
00:37:53,792 --> 00:37:55,708
‫♪ اصلاً نامه‌اش همراهم هست ♪

529
00:37:55,750 --> 00:37:58,167
‫♪ توش نوشته بود: ♪

530
00:37:58,208 --> 00:38:01,667
‫♪ دل تو دلم نیست که امروز عروسی بگیریم ♪

531
00:38:01,708 --> 00:38:06,250
‫♪ ولی زنم اجازه نمی‌ده ♪

532
00:38:06,292 --> 00:38:08,292
‫♪ برای خودم... ♪

533
00:38:08,333 --> 00:38:10,083
‫♪ توی کلیسا منتظر بودم ♪

534
00:38:10,125 --> 00:38:14,167
‫♪ توی کلیسا، توی کلیسا ♪

535
00:38:14,208 --> 00:38:18,083
‫♪ که فهمیدم ولم کرده و رفته ♪

536
00:38:18,125 --> 00:38:22,083
‫♪ خدایا، چقدر دلم شکست ♪

537
00:38:22,125 --> 00:38:26,083
‫♪ ناگهان نامه‌ای واسم فرستاد ♪

538
00:38:26,125 --> 00:38:28,000
‫♪ اصلاً نامه‌اش همراهم هست ♪

539
00:38:28,042 --> 00:38:29,875
‫♪ توش نوشته بود: ♪

540
00:38:29,917 --> 00:38:33,875
‫♪ دل تو دلم نیست که امروز عروسی بگیریم ♪

541
00:38:33,917 --> 00:38:36,958
‫♪ ولی زنم اجازه نمی‌ده ♪

542
00:38:44,375 --> 00:38:47,083
‫چی شده، زیگفرید؟

543
00:38:48,583 --> 00:38:49,583
‫هیچی.

544
00:38:54,167 --> 00:38:57,292
‫ویلفرد قراره برگرده خدمت.

545
00:38:58,083 --> 00:38:59,083
‫می‌دونم.

546
00:39:08,417 --> 00:39:09,625
‫بعدش چی کار می‌کنی؟

547
00:39:10,667 --> 00:39:11,667
‫هیچی.

548
00:39:14,917 --> 00:39:17,708
‫نمی‌خوام کاری کنم که
‫درد جدایی رو بیشتر کنه.

549
00:39:26,583 --> 00:39:28,250
‫حاضرم هرچی دارم رو بدم...

550
00:39:28,292 --> 00:39:30,708
‫که فقط یک ساعت بیشتر اینجا بمونه.

551
00:39:31,792 --> 00:39:33,000
‫حتی یک دقیقه بیشتر.

552
00:39:40,083 --> 00:39:43,458
‫توی رنجش عجولم،
‫ولی توی عشق از همه عقبم.

553
00:39:49,583 --> 00:39:51,292
‫اولین بار که دیدمش،

554
00:39:52,500 --> 00:39:54,125
‫لکنت زبان داشت.

555
00:39:56,625 --> 00:39:59,042
‫و گمونم حرف زدنش با
‫لهجۀ بچه‌های دبستانی بود.

556
00:40:02,583 --> 00:40:04,000
‫چرا من انقدر احمقم؟

557
00:40:07,792 --> 00:40:09,292
‫واقعاً مرد دوست‌داشتنی‌ایه.

558
00:40:12,833 --> 00:40:14,458
‫و به‌نظرم حتی شاعر بهتریه.

559
00:40:22,083 --> 00:40:23,792
‫اشعار خودت چی؟

560
00:40:27,000 --> 00:40:28,417
‫همه‌شون خودپسندی خودم هستن.

561
00:40:31,708 --> 00:40:33,917
‫یه‌کم داری تلخ بهش نگاه می‌کنی.

562
00:40:33,958 --> 00:40:35,167
‫حقیقت معمولاً تلخه.

563
00:40:44,667 --> 00:40:46,792
‫حتی نمی‌دونم چرا اومدم اینجا.

564
00:40:53,833 --> 00:40:55,458
‫واقعاً هیچ سودی واسم نداشته.

565
00:40:59,167 --> 00:41:01,917
‫فرض کن نوعی پاکسازی روح بوده.

566
00:41:05,000 --> 00:41:07,208
‫چرا باید انقدر زیبا بیانش کنی؟

567
00:42:37,417 --> 00:42:42,333
‫می‌شه چند لحظه بیشتر بمونی؟

568
00:42:42,917 --> 00:42:43,917
‫آره.

569
00:43:06,333 --> 00:43:07,667
‫اگه حاضرید بریم، قربان.

570
00:43:40,542 --> 00:43:41,958
‫ویلفرد کشته شد،

571
00:43:42,000 --> 00:43:44,083
‫آن هم در هفته‌ای پیش از اتمام جنگ.

572
00:43:51,542 --> 00:43:55,500
‫چه ناقوس مرگی می‌نوازند
‫برای آنانی که همچو چهارپایان می‌میرند،

573
00:43:55,542 --> 00:43:57,917
‫جز صدای هولناک گلوله؟

574
00:43:59,458 --> 00:44:02,250
‫تنها دعایی که پشت سرشان می‌خوانند،

575
00:44:02,292 --> 00:44:04,750
‫ریتم‌های تند شلیک سلاح‌هاست.

576
00:44:06,125 --> 00:44:09,792
‫نه مراسمی برایشان هست، نه دعا و ناقوسی.

577
00:44:09,833 --> 00:44:12,375
‫هیچ صدایی برایشان ماتم نمی‌گیرد،

578
00:44:12,417 --> 00:44:13,833
‫جز آواز گروه کُر.

579
00:44:15,250 --> 00:44:19,958
‫بانگ و هیاهوی توپخانه‌های ارتش،

580
00:44:20,000 --> 00:44:24,917
‫با صدای شیپور، مردان جوان را
‫از زادگاه ماتم‌زده‌شان بیرون می‌کرد.

581
00:44:24,958 --> 00:44:29,167
‫چه شمعی می‌سوزد تا با زندگی وداع کنند؟

582
00:44:29,208 --> 00:44:33,000
‫شمعی که در دستشان نیست،
‫بلکه در چشمانشان...

583
00:44:33,042 --> 00:44:36,208
‫حین وداع با زندگی با نوری مقدس می‌درخشد.

584
00:44:36,250 --> 00:44:39,833
‫تابوتشان چیزی نیست جز
‫چهره‌های غم‌زدۀ زنان و دختران.

585
00:44:39,875 --> 00:44:44,000
‫و باشد که گل‌های مزارشان،
‫شکیبایی و شفقت مردم باشد.

586
00:44:44,042 --> 00:44:48,917
‫و به‌هنگام هر غروبی،
‫پردۀ خانه‌ای کشیده می‌شود.

587
00:44:53,375 --> 00:44:58,333
‫اون خانمی که ژست گرفته،
‫و ظاهراً بادبان سه‌گوش تنش کرده،

588
00:44:58,375 --> 00:45:01,333
‫لیدی اوتولین مورله.

589
00:45:01,375 --> 00:45:05,208
‫می‌شه گفت خانم هوس‌بازیه،
‫ولی خام هرکسی هم نمی‌شه.

590
00:45:05,250 --> 00:45:06,458
‫این که انگاری...

591
00:45:06,500 --> 00:45:08,292
‫از زمان جنگ بوئر لبخند به لبش نیومده.

592
00:45:08,333 --> 00:45:10,667
‫کل جنگ بوئر واسه اوتولین خنده‌داره.

593
00:45:11,750 --> 00:45:13,042
‫سلام اوتولین!

594
00:45:13,083 --> 00:45:15,000
‫دوروتی، می‌شه تا عضلاتم تجزیه نشدن،

595
00:45:15,042 --> 00:45:17,792
‫- چند لحظه توقف کنیم؟
‫- حتماً، اوتولین.

596
00:45:22,083 --> 00:45:26,083
‫این پسرک شدیداً خوش‌تیپی که
‫همراهت اومده کیه، رابی؟

597
00:45:26,125 --> 00:45:27,708
‫ساسون، زیگفرید هستن.

598
00:45:27,750 --> 00:45:30,125
‫چه اسم واگنری داره.

599
00:45:30,167 --> 00:45:32,833
‫متأسفانه انگلستانی هستم.

600
00:45:32,875 --> 00:45:36,000
‫یعنی جنابعالی نور چشم
‫سالن اپرای بایرویت نیستی؟

601
00:45:36,042 --> 00:45:38,417
‫نه، نه. متأسفانه خیر.

602
00:45:38,458 --> 00:45:40,875
‫پس از چه موزیکال‌هایی خوشت میاد؟

603
00:45:40,917 --> 00:45:48,333
‫راول، آلبنیس، شوسون، یا حتی اسکریابین.

604
00:45:48,375 --> 00:45:50,042
‫سزار فرانک هم گاهی دوست دارم.

605
00:45:50,083 --> 00:45:51,917
‫بارتوک چی؟

606
00:45:51,958 --> 00:45:53,583
‫نه، بارتوک که هیچ‌وقت. اصلاً.

607
00:45:54,708 --> 00:45:55,768
‫موسیقیش برای من جوریه که...

608
00:45:55,792 --> 00:45:57,708
‫انگار یه روانی داره زیلوفون می‌زنه.

609
00:45:57,750 --> 00:45:59,375
‫اتفاقاً برعکس.

610
00:46:00,875 --> 00:46:03,708
‫یک بار رفتم اجرای بارتوک از
‫پادرفسکی توی تانبریج ولز،

611
00:46:03,750 --> 00:46:05,375
‫ولی خیلی اجرای ناامیدکننده‌ای بود.

612
00:46:05,417 --> 00:46:07,208
‫مگه چه انتظاری داشتی، رابی؟

613
00:46:08,083 --> 00:46:09,792
‫سطح سالن تانبریج ولز همینه.

614
00:46:11,750 --> 00:46:16,500
‫اگه مایلید به صرف چای وارد عمارت اصلی بشیم.

615
00:46:16,542 --> 00:46:18,458
‫امکانش هست منم بیام، اوتولین؟

616
00:46:18,500 --> 00:46:20,083
‫معلومه، دوروتی.

617
00:46:20,125 --> 00:46:23,208
‫تو که خادم نیستی، مهمون مایی.

618
00:46:24,333 --> 00:46:27,375
‫از این طرف بیایید آقای باسون.

619
00:46:27,417 --> 00:46:32,958
‫بگید ببنیم دقیقاً چرا
‫از آقای بارتوک خوشتون نمیاد.

620
00:46:33,000 --> 00:46:35,417
‫مسئلۀ خاصی نیست.
‫صرفاً از موسیقیش خوشم نمیاد.

621
00:46:35,458 --> 00:46:38,375
‫آها، راستی اینم بگم...

622
00:46:38,417 --> 00:46:41,208
‫قراره ازت بخواد که شب بمونی.

623
00:46:41,250 --> 00:46:44,333
‫همیشه از مردان جوانی و جذاب
‫می‌خواد که شب بمونن.

624
00:46:44,375 --> 00:46:47,375
‫پس، یا در اتاقت رو قفل کن،

625
00:46:47,417 --> 00:46:50,375
‫یا پوشش خشک و جدی‌ای داشته باش.

626
00:47:00,875 --> 00:47:04,875
‫گفتم شاید از شکلات داغ قبل خواب
‫بیشتر باب طبعت باشم.

627
00:47:08,625 --> 00:47:10,667
‫متأسفانه شکلات داغ رو ترجیح می‌دم.

628
00:47:12,542 --> 00:47:13,750
‫امیدوارم نتونی بخوابی.

629
00:47:27,625 --> 00:47:32,958
‫«دیکی. لعنت به جنگل! بایستی برویم.

630
00:47:33,000 --> 00:47:36,375
‫خدایا، آخر به چه قیمتی؟

631
00:47:36,417 --> 00:47:41,417
‫درنهایت که چیزی عایدمان نیست،
‫بارش نیز تمامی ندارد.

632
00:47:41,458 --> 00:47:42,875
‫تیرهایشان سر ما آوار شد!

633
00:47:42,917 --> 00:47:45,333
‫آخ دیکی، زنده بمان!»

634
00:48:17,417 --> 00:48:19,125
‫خوابم برد.

635
00:48:19,167 --> 00:48:21,792
‫روز بعد که بیدار شدم، تمام کرده بود.

636
00:48:21,833 --> 00:48:26,167
‫جایش چند زخم خفیف و خندان
‫بر روی تخت مانده بود.

637
00:48:43,542 --> 00:48:44,958
‫آیوور نوولو...

638
00:48:46,458 --> 00:48:48,875
‫خوانندۀ «شومینه‌ها را روشن نگه دار».

639
00:48:48,917 --> 00:48:50,208
‫هوم، آره.

640
00:48:50,250 --> 00:48:52,000
‫با اون صدای نفرت‌انگیزش.

641
00:48:52,042 --> 00:48:55,250
‫همیشه هم با صدای بلند ترانه می‌نویسه،

642
00:48:55,292 --> 00:48:57,250
‫ولی مجبوریم رفتار پسندیده‌ای داشته باشیم.

643
00:48:57,292 --> 00:49:00,167
‫سیبل، واقعاً خجالت بکش.

644
00:49:00,208 --> 00:49:01,500
‫با این موسیقی رگتایم.

645
00:49:01,542 --> 00:49:03,083
‫آره، می‌دونم.

646
00:49:03,125 --> 00:49:07,375
‫ولی آقای نوولو جوری می‌نوازه
‫که تقریباً می‌شه گفت هنر محسوب می‌شه.

647
00:49:07,417 --> 00:49:10,583
‫تازه، درحال حاضر قراره در نمایشی...

648
00:49:10,625 --> 00:49:13,958
‫به اسم «موش» توی سالن وست‌اند بازی کنن.

649
00:49:14,000 --> 00:49:15,500
‫می‌دونم.

650
00:49:15,542 --> 00:49:17,958
‫یکی ازم پرسید این نمایش رو
‫کی از روی زندگیش نوشته؟

651
00:49:18,000 --> 00:49:20,083
‫منم گفتم خبر ندارم.

652
00:49:20,125 --> 00:49:23,625
‫رابی، روزی رو می‌بینم که
‫با این زبونت کار دست خودت می‌دی.

653
00:49:23,667 --> 00:49:26,417
‫سیبل جان، یک روز همه‌مون
‫کار دست خودمون می‌دیم.

654
00:49:28,167 --> 00:49:30,542
‫لطف کردین اومدین، آقای ساسون.

655
00:49:30,583 --> 00:49:34,417
‫همه‌مون خیلی مشتاقیم که قطعۀ شما رو بشنویم.

656
00:49:34,458 --> 00:49:37,167
‫ممنونم، لیدی کولفاکس.

657
00:49:42,917 --> 00:49:47,250
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً به احترام...

658
00:49:47,292 --> 00:49:52,292
‫یکی از بهترین شاعران ما سکوت اختیار کنید:
‫آقای زیگفرید ساسون.

659
00:49:53,792 --> 00:50:01,792
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

660
00:50:05,083 --> 00:50:06,875
‫زمانی که در میان شعله‌های نور هستم،

661
00:50:08,458 --> 00:50:11,292
‫با موسیقی مبتذل و سیگار در دست،

662
00:50:12,708 --> 00:50:15,375
‫و زنانی که مشغول عیش و نوش هستند،

663
00:50:16,583 --> 00:50:18,792
‫و مأمورانی که به دنبال جرعه‌ای شرابند،

664
00:50:20,042 --> 00:50:22,208
‫گاهی به یاد شب‌های باغ میفتم؛

665
00:50:24,250 --> 00:50:26,583
‫درختان نارونی که سر تأیید
‫به ستارگان تکان می‌دهند.

666
00:50:28,583 --> 00:50:30,875
‫رویای اتاقی کوچک با نور شمع را می‌بینم،

667
00:50:32,208 --> 00:50:34,333
‫با شمع‌های زردی که درش می‌سوزند،

668
00:50:35,792 --> 00:50:37,750
‫و تصاویر روی دیوار را روشن می‌سازند،

669
00:50:38,750 --> 00:50:41,083
‫و کتاب‌های محبوبم که
‫خواب را از چشمانم می‌گیرند.

670
00:50:43,417 --> 00:50:45,083
‫زمانی که به یاد چنین چیزهایی باشم،

671
00:50:45,125 --> 00:50:46,708
‫هیچ‌گاه احساس تنهایی نمی‌کنم.

672
00:50:49,125 --> 00:50:51,417
‫آنگاه شخصی می‌گوید: نوشیدنی دیگری بده!

673
00:50:52,750 --> 00:50:55,750
‫و آنی قلب سرزندۀ مرا به سنگ بدل می‌کند.

674
00:51:09,167 --> 00:51:10,750
‫ممنونم، آقای ساسون.

675
00:51:11,500 --> 00:51:13,833
‫واقعاً خیلی تأثیرگذار بود.

676
00:51:13,875 --> 00:51:15,208
‫ما هم ازت ممنونیم، سیبل.

677
00:51:15,250 --> 00:51:17,083
‫الآنم برمی‌گردیم پیش لیدی کونارد،

678
00:51:17,125 --> 00:51:18,917
‫قبل اینکه بزنه چیزی رو منفجر کنه.

679
00:51:31,167 --> 00:51:35,000
‫فکر کنم یه زمان بلد بود مثلث بنوازه.

680
00:51:35,042 --> 00:51:37,208
‫ولمون کن.

681
00:51:37,250 --> 00:51:41,333
‫♪ به‌نظر که قربانی شوخی
‫بی‌رحمانه‌ای شده‌ام ♪

682
00:51:42,833 --> 00:51:48,333
‫♪ که مدام به‌دنبال من و دختری که
‫عاشقش هستم می‌آمد ♪

683
00:51:48,375 --> 00:51:54,625
‫♪ آن دختر شیرین‌ترین
‫چیزی بود که در این دنیا شناختم ♪

684
00:51:54,667 --> 00:52:00,792
‫♪ اما فرصتی برای خلوت کردن نداشتیم ♪

685
00:52:00,833 --> 00:52:05,833
‫♪ با ماشین می‌رفتم به دنبالش،
‫مادرش هم می‌آمد ♪

686
00:52:07,250 --> 00:52:12,542
‫♪ هرچند که ماشینم دو در است،
‫اما مادرش همچنان می‌آمد ♪

687
00:52:12,583 --> 00:52:18,292
‫♪ در اوقات بی‌کاری‌ام،
‫حین شام و عصرانه و صرف چای ♪

688
00:52:18,333 --> 00:52:21,583
‫♪ دوست دارد با من برقصد ♪

689
00:52:21,625 --> 00:52:23,333
‫♪ مادرش نیز دوست دارد ♪

690
00:52:24,750 --> 00:52:30,417
‫♪ به مزون عروسی که می‌رفتیم،
‫مادرش هم می‌آمد ♪

691
00:52:30,458 --> 00:52:36,583
‫♪ از او خواستم که دیگر نیاید،
‫اما همچنان می‌آمد ♪

692
00:52:36,625 --> 00:52:42,500
‫♪ تحمل سرزنش برایش زیادی است،
‫من می‌روم و زانوی غم بغل می‌گیرم ♪

693
00:52:42,542 --> 00:52:47,167
‫♪ سپس می‌روم تا حمام کنم،
‫که نگهان برادرش هم می‌آید ♪

694
00:52:48,750 --> 00:52:53,667
‫♪ بازی گلف را شروع کردیم،
‫مادرش مثل همیشه آمد ♪

695
00:52:54,458 --> 00:52:56,750
‫♪ وقتی مادرش آمد ♪

696
00:52:57,750 --> 00:53:00,667
‫♪ سه کیف گلف برداشتم ♪

697
00:53:00,708 --> 00:53:03,792
‫♪ در نقطۀ شروع از حال رفت ♪

698
00:53:03,833 --> 00:53:07,208
‫♪ دلبرم در گوشم زمزمه کرد: ♪

699
00:53:07,250 --> 00:53:10,708
‫♪ «جک عزیزم، بالأخره تنها شدیم» ♪

700
00:53:12,125 --> 00:53:13,583
‫♪ ولی مادرش باز آمد ♪

701
00:53:19,583 --> 00:53:22,125
‫مردم می‌گن خیلی خوش‌قیافه‌ست.

702
00:53:22,167 --> 00:53:23,875
‫شونه‌ها رو داشته باش.

703
00:53:24,750 --> 00:53:27,792
‫آره، شونه‌های پسره هم قشنگه.

704
00:53:34,875 --> 00:53:36,583
‫دیگه می‌ریم، آیوور؟

705
00:53:36,625 --> 00:53:38,292
‫نه، عزیزم.

706
00:53:38,333 --> 00:53:41,125
‫مشتاقم با مهمان فاخرمون آشنا بشم.

707
00:53:41,167 --> 00:53:43,000
‫سلام آقای ساسون.

708
00:53:43,042 --> 00:53:45,208
‫مشتاقم نظر شما رو درمورد
‫موزیکال جدیدم بشنوم.

709
00:53:45,250 --> 00:53:48,292
‫می‌خوام به سبک ترزاریما بنویسم.

710
00:53:48,333 --> 00:53:50,208
‫اینی که گفتی حوالی ناپله، نه؟

711
00:53:51,208 --> 00:53:52,708
‫رابی عزیز،

712
00:53:52,750 --> 00:53:56,417
‫سکوتت همیشه از گفتارت شیرین‌تره.

713
00:54:09,417 --> 00:54:11,750
‫رابی تا خونه همراهیت می‌کنه، گلن.

714
00:54:22,500 --> 00:54:24,458
‫«زندگی همینه دیگه».

715
00:54:25,375 --> 00:54:26,417
‫«مثل جنگه».

716
00:54:52,542 --> 00:54:54,667
‫ای وای.

717
00:54:54,708 --> 00:54:59,208
‫کلیدها رو بذار روی کمد، گلن.

718
00:55:00,792 --> 00:55:04,792
‫خودت که می‌دونی چقدر فراموش‌کارم.

719
00:55:37,958 --> 00:55:39,750
‫گمونم هنوز عاشقته.

720
00:55:40,625 --> 00:55:42,667
‫مشکل اصلی عشق،

721
00:55:42,708 --> 00:55:44,500
‫اینه که خیلی سریع...

722
00:55:44,542 --> 00:55:45,875
‫تبدیل به مالکیت‌خواهی می‌شه.

723
00:55:52,000 --> 00:55:54,583
‫واقعاً چیز خسته‌کننده‌ایه.

724
00:55:58,083 --> 00:55:59,625
‫کلیدها رو کجا بذارم؟

725
00:55:59,667 --> 00:56:02,208
‫عه، برای خودته دیگه.

726
00:56:34,583 --> 00:56:36,292
‫هامو خیلی دور از اینجا از دنیا رفت.

727
00:56:37,500 --> 00:56:40,417
‫مادامی که شمشیرش پیشم باشه،
‫انگاری خودش پیشمه.

728
00:56:42,708 --> 00:56:45,250
‫فرصت نشد واسش درست‌حسابی
‫سوگواری کنیم، مادر.

729
00:56:46,583 --> 00:56:48,542
‫چون بیشتر خشمگینیم، تا سوگوار.

730
00:56:56,417 --> 00:57:00,667
‫تو را نظاره می‌کنم،
‫که در راه همیشگی‌ات هستی.

731
00:57:00,708 --> 00:57:03,417
‫که حین خدمات فداکارانه، موهایت سفید می‌شود.

732
00:57:04,875 --> 00:57:06,042
‫با خود می‌گویم،

733
00:57:06,083 --> 00:57:08,750
‫عمری سپری کرده‌ام تا بفهمم،

734
00:57:08,792 --> 00:57:12,167
‫که تو را چه چیزی از این
‫زندگی بی‌توقع عاید می‌شود؟

735
00:57:12,208 --> 00:57:16,000
‫هالۀ نوری مقدس که در یاد دل،

736
00:57:16,042 --> 00:57:17,667
‫آنگاه که مغرورانی...

737
00:57:17,708 --> 00:57:20,500
‫حق انتخاب مردم را به دام می‌اندازند،

738
00:57:20,542 --> 00:57:24,250
‫هادی و سوزان است.

739
00:57:24,292 --> 00:57:27,542
‫چرا که در اندیشۀ من زنده‌ای،

740
00:57:27,583 --> 00:57:31,375
‫زیرا به دنبال پاداشی نبوده‌ای
‫که بتوان آن را خرید.

741
00:57:33,000 --> 00:57:35,875
‫بنابراین وقتی به یادت می‌افتم،

742
00:57:35,917 --> 00:57:38,458
‫به یاد تمام چیزهای غنی و حقیقی،

743
00:57:38,500 --> 00:57:40,750
‫که درو کرده و ساخته‌ام، می‌افتم.

744
00:57:44,792 --> 00:57:46,542
‫خداروشکر که تو زنده موندی.

745
00:57:57,542 --> 00:57:58,542
‫شب بخیر، عزیزدلم.

746
00:57:59,708 --> 00:58:00,708
‫شب بخیر، مامان.

747
00:58:12,583 --> 00:58:14,917
‫ای برادر، دستانم را بگیر.

748
00:58:15,833 --> 00:58:17,167
‫چهره‌ام را بررسی کن.

749
00:58:18,708 --> 00:58:21,542
‫بنگر به چشمانم که مبادا شرم را ببینم.

750
00:58:22,875 --> 00:58:25,542
‫چرا که پایانی به تمام حقارت‌ها بخشیده‌ایم.

751
00:58:26,708 --> 00:58:29,167
‫چرا که برمی‌گردیم از مسیری که آمده‌ایم.

752
00:58:30,583 --> 00:58:34,625
‫سهم تو با ارواح سربازان شهید است،

753
00:58:34,667 --> 00:58:37,083
‫سهم من نیز در میدانی‌ست
‫که مردان درش می‌جنگند.

754
00:58:38,875 --> 00:58:41,292
‫اما در تاریکی ظلمات،
‫سر سرافراز تو را می‌بینم.

755
00:58:41,333 --> 00:58:45,083
‫و با پیروزی توست که امید می‌گیرم.

756
00:59:12,042 --> 00:59:18,750
‫♪ باشد این خواب در آرامشی بهشتی ♪

757
00:59:25,458 --> 00:59:28,583
‫سه هزار و پونصد نسخه
‫از کتاب «ضدحمله» فروخته شده.

758
00:59:29,583 --> 00:59:31,750
‫شهرت روزافزونی پیدا کردی، زیگفرید.

759
00:59:32,875 --> 00:59:34,042
‫یعنی مثل ویروس؟

760
00:59:34,083 --> 00:59:35,167
‫انقدر یک‌دنده نباش.

761
00:59:36,708 --> 00:59:38,083
‫پس بیدار که شدم دیدم مشهورم.

762
00:59:38,708 --> 00:59:39,792
‫عین بایرون.

763
00:59:40,833 --> 00:59:44,059
‫شنیدم خوبان و بزرگان بهت سر زدن.

764
00:59:44,083 --> 00:59:45,125
‫هوم...

765
00:59:45,167 --> 00:59:48,875
‫ماسین، لیدیا لوپوکووا، کینز،

766
00:59:48,917 --> 00:59:51,042
‫وینستون چرچیل و مادرش.

767
00:59:52,125 --> 00:59:54,208
‫حتی نوئل کوارد، بازیگر کوچولو.

768
00:59:55,500 --> 00:59:56,958
‫کسی رو از قلم ننداختم؟

769
00:59:57,000 --> 00:59:59,792
‫پاپ رو یادت رفت.

770
00:59:59,833 --> 01:00:01,625
‫آفرین زیگفرید، خودت رو دست‌کم بگیر.

771
01:00:03,292 --> 01:00:04,917
‫آقای چرچیل چه رفتاری داشت؟

772
01:00:06,333 --> 01:00:07,958
‫باشکوه بود.

773
01:00:08,000 --> 01:00:09,042
‫آقای کوارد چی؟

774
01:00:10,417 --> 01:00:11,917
‫احساساتی.

775
01:00:11,958 --> 01:00:15,417
‫اگه خاندان سلطنتی بیاد عیادتت چی؟

776
01:00:15,458 --> 01:00:16,809
‫اون موقع مجبورم حالت نشسته...

777
01:00:16,833 --> 01:00:18,375
‫ادای احترام کنم.

778
01:00:19,917 --> 01:00:21,677
‫خوب شد گفتم خاندان سلطنتی،

779
01:00:21,708 --> 01:00:25,500
‫دستوری از علیاحضرت ادیت سیتول آوردم.

780
01:00:25,542 --> 01:00:26,601
‫قراره بری نمایشی...

781
01:00:26,625 --> 01:00:28,167
‫توی میدان کارلایل،

782
01:00:28,208 --> 01:00:30,208
‫که اجرای «تظاهر»اش رو ببینی.

783
01:00:31,583 --> 01:00:33,833
‫شعرش از خود ادیته،
‫موسیقی‌اش کار ویلی والتونه.

784
01:00:34,917 --> 01:00:35,976
‫خیلی زور زدم جورش کنم،

785
01:00:36,000 --> 01:00:37,280
‫پس روم رو زمین ننداز.

786
01:00:38,542 --> 01:00:39,917
‫اگه نخوای شرکت کنی،

787
01:00:39,958 --> 01:00:41,333
‫خانوادۀ سیتول تهدید کرده،

788
01:00:41,375 --> 01:00:42,708
‫که میاد خونه‌ات توی خیابون هف‌مون،

789
01:00:42,750 --> 01:00:45,250
‫و کل اپرای تنهوزر رو واست زمزمه می‌کنه.

790
01:00:46,917 --> 01:00:48,250
‫دیگه از ما گفتن بود.

791
01:00:50,083 --> 01:00:51,125
‫آها، راستی...

792
01:00:51,167 --> 01:00:53,167
‫اوتولین مورل بهم سر زد،

793
01:00:53,208 --> 01:00:54,667
‫گفت دیدمت سلام برسونم.

794
01:00:55,208 --> 01:00:56,208
‫چطور بود؟

795
01:00:57,667 --> 01:00:59,583
‫فقط بگم افرادی که سبز لیمویی می‌پوشن،

796
01:00:59,625 --> 01:01:01,208
‫همیشه در نظرم افراد کینه‌جویی جلوه کردن.

797
01:01:03,167 --> 01:01:04,917
‫اوتولین بی‌چاره.

798
01:01:04,958 --> 01:01:06,958
‫توی قبر هم با لباس شیک می‌ذارنش.

799
01:01:09,958 --> 01:01:12,458
‫مایلم با مادرت آشنا بشم.

800
01:01:13,167 --> 01:01:14,542
‫جان؟

801
01:01:14,583 --> 01:01:17,667
‫گفتم مایلم با مادرت آشنا بشم.

802
01:01:19,333 --> 01:01:21,792
‫از نظرم مادران، چه خوب باشن چه بد،

803
01:01:21,833 --> 01:01:23,333
‫شخصیت‌های جالبی دارن.

804
01:01:25,250 --> 01:01:26,917
‫هرچند موقعی که خواستم مادرم رو آتیش بزنم،

805
01:01:28,250 --> 01:01:29,958
‫مشخص شد از جنس پنبۀ نسوزه.

806
01:01:32,542 --> 01:01:33,792
‫عجله کن دیگه!

807
01:01:33,833 --> 01:01:36,625
‫اگه همین‌جوری لفتش بدی
‫عمراً به کنت برسیم.

808
01:01:36,667 --> 01:01:39,917
‫آها، این نامه‌ات رو روی زمین پیدا کردم.

809
01:01:39,958 --> 01:01:41,458
‫عه، گمونم از طرف رابی راس باشه.

810
01:01:43,333 --> 01:01:45,292
‫چرا انقدر ازش بیزاری؟

811
01:01:45,333 --> 01:01:48,417
‫چون از نحوۀ صحبت کردنش خوشم نمیاد.

812
01:01:48,458 --> 01:01:50,750
‫انگار مدام می‌خواد من رو بنشونه سر جام.

813
01:01:52,375 --> 01:01:54,309
‫تنها مشکل نشوندن مردم سر جاهاشون،

814
01:01:54,333 --> 01:01:56,375
‫اینه که انگار اون شخص
‫جایگاه خودش رو نمی‌دونه.

815
01:01:58,167 --> 01:02:00,542
‫موافقم بدخلقی می‌کنه، ولی بددل که نیست.

816
01:02:01,583 --> 01:02:04,042
‫خیلی هم دوست ثابت‌قدمیه.

817
01:02:04,083 --> 01:02:05,625
‫اون موقعی رابی راس علناً از...

818
01:02:05,667 --> 01:02:07,625
‫اسکار وایلد حمایت کرد،
‫خطرات زیادی به جون خرید.

819
01:02:07,667 --> 01:02:09,875
‫از همون موقع لرد آلفرد داگلاس
‫سایه‌اش رو با تیر می‌زنه.

820
01:02:09,917 --> 01:02:12,875
‫آخ بی‌خیال، بوزی که کینه‌جویی تو ذاتشه.

821
01:02:12,917 --> 01:02:14,393
‫مقصر رابیه که عواقبش رو نمی‌دونست.

822
01:02:14,417 --> 01:02:16,000
‫واقعاً تنها مقصر خودشه.

823
01:02:16,042 --> 01:02:17,750
‫این دیگه انصاف نیست.

824
01:02:17,792 --> 01:02:19,208
‫وفاداری رابی به وایلد شایان تقلیده.

825
01:02:19,250 --> 01:02:22,792
‫باشه، قبول. رابی قدیسه.

826
01:02:22,833 --> 01:02:24,917
‫حالا می‌شه بحث رو عوض کنیم؟

827
01:02:30,625 --> 01:02:32,125
‫چه شمشیر قشنگی.

828
01:02:33,125 --> 01:02:34,542
‫شمشیر برادرم بود.

829
01:02:34,583 --> 01:02:35,625
‫هوم...

830
01:02:35,667 --> 01:02:37,708
‫توی نبرد چناق‌قلعه کشته شد.

831
01:02:44,667 --> 01:02:45,750
‫ای خدا.

832
01:02:46,333 --> 01:02:47,833
‫چی شد؟

833
01:02:47,875 --> 01:02:50,000
‫امشب اولین اجرای «تظاهر»ئه،

834
01:02:50,042 --> 01:02:52,083
‫منم قرار بود شرکت کنم.

835
01:02:52,125 --> 01:02:54,458
‫کجا قراره اجرا بشه؟

836
01:02:54,500 --> 01:02:57,667
‫سالن تئاتر شخصی توی کارلایله.

837
01:02:58,042 --> 01:02:59,583
‫پس توی چلسیه.

838
01:02:59,625 --> 01:03:00,976
‫حتی اگه با سرعت باد بری،

839
01:03:01,000 --> 01:03:02,167
‫عمراً اگه بهش برسی.

840
01:03:02,208 --> 01:03:04,083
‫رابی بفهمه خیلی عصبانی می‌شه.

841
01:03:04,125 --> 01:03:05,708
‫ادیت سیتول هم همین‌طور.

842
01:03:07,208 --> 01:03:09,917
‫مخاطبان نمایش رو گزینش کرده بودن.

843
01:03:09,958 --> 01:03:11,708
‫مطمئنم وقتی علتش رو توضیح بدی،

844
01:03:11,750 --> 01:03:13,292
‫درک می‌کنه که چرا نتونستی بری.

845
01:03:13,333 --> 01:03:15,292
‫نه، فکر نکنم درک کنه مادر.

846
01:03:15,333 --> 01:03:17,167
‫ادیت خیلی خانم بهونه‌گیریه.

847
01:03:17,208 --> 01:03:18,542
‫خانم که نیست.

848
01:03:18,583 --> 01:03:20,208
‫عملاً کیک میوۀ متحرکه.

849
01:03:21,042 --> 01:03:22,292
‫با اون دندون‌هاش...

850
01:03:22,333 --> 01:03:24,833
‫دیگه زشته آیوور.

851
01:03:24,875 --> 01:03:26,434
‫گمونم دندون‌هاش مشکلی...

852
01:03:26,458 --> 01:03:28,042
‫به اسم عقب‌رفتگی لثه دارن.

853
01:03:28,083 --> 01:03:29,250
‫انقدر خانم زورگوییه...

854
01:03:29,292 --> 01:03:31,125
‫که نمی‌دونم لئه‌هاش چطوری
‫جرأت کردن عقب برن.

855
01:03:33,625 --> 01:03:35,083
‫خب، پس راه بیفتیم.

856
01:03:35,125 --> 01:03:37,792
‫شاید به آخرهای نمایش رسیدیم.

857
01:03:37,833 --> 01:03:39,833
‫ببخشید که مجبورم با عجله برم، مادر.

858
01:03:39,875 --> 01:03:41,000
‫مهم نیست.

859
01:03:45,333 --> 01:03:48,333
‫اینم یکی دیگه از اون روابطت
‫با پسرهای خوشگله؟

860
01:03:49,625 --> 01:03:53,042
‫نه، این یکی رابطۀ عمیق‌تریه. خیلی عمیق‌تره.

861
01:03:55,833 --> 01:03:58,083
‫ازش خوشت نمیاد، مگه نه مادر؟

862
01:03:58,125 --> 01:04:00,792
‫خوش‌صحبته، ولی پسر موجه‌ای نیست.

863
01:04:02,042 --> 01:04:04,164
‫گمونم به‌خاطر بی‌رحمی‌ایه...

864
01:04:04,188 --> 01:04:05,542
‫که توی چشم‌هاشه.

865
01:04:11,417 --> 01:04:12,917
‫شب بخیر مادر.

866
01:04:12,958 --> 01:04:14,167
‫شب بخیر زیگفرید.

867
01:04:22,625 --> 01:04:23,625
‫نیومدی نمایشم.

868
01:04:24,667 --> 01:04:26,292
‫خواهش می‌کنم من رو ببخش ادیت.

869
01:04:27,583 --> 01:04:28,917
‫سعی می‌کنم.

870
01:04:29,792 --> 01:04:31,083
‫مقصر فقط خودمم.

871
01:04:31,125 --> 01:04:33,208
‫رفتیم به مادرم توی کنت سر زدیم،

872
01:04:33,250 --> 01:04:34,500
‫این‌جوری شد که زمان از دستم در رفت.

873
01:04:36,167 --> 01:04:37,917
‫- «زدین»؟
‫- اوهوم.

874
01:04:39,583 --> 01:04:41,417
‫من و آیوور نوولو.

875
01:04:42,875 --> 01:04:45,583
‫اونم آدمی که کمترین درک از شعر رو داره.

876
01:04:48,083 --> 01:04:49,667
‫امیدوارم من رو ببخشی ادیت،

877
01:04:49,708 --> 01:04:52,292
‫چون خودم خیلی از بابت
‫سهل‌انگاریم شرمنده‌ام.

878
01:04:53,167 --> 01:04:54,875
‫واکنش بیننده‌ها چی بود؟

879
01:04:55,625 --> 01:04:56,625
‫پوزخند زدن.

880
01:04:57,875 --> 01:04:58,958
‫پوزخند؟

881
01:04:59,000 --> 01:05:00,042
‫پوزخند.

882
01:05:01,583 --> 01:05:05,958
‫شنیدم یکی از حضار به
‫نفرت‌انگیزترین شکل ممکن گفت:

883
01:05:06,000 --> 01:05:07,208
‫«از اون دسته موسیقیه...

884
01:05:07,250 --> 01:05:09,375
‫که در حالت نیمه‌هشیار می‌شه تحملش کرد.»

885
01:05:10,583 --> 01:05:14,500
‫- واقعاً بهم برخورد.
‫- هوم...

886
01:05:14,542 --> 01:05:18,458
‫شعر من هم‌خوانی و
‫ناهماهنگی فوق‌العاده‌ای داره.

887
01:05:18,500 --> 01:05:20,542
‫گزینش کلمات من بر اساس رنگ و لعابشونه،

888
01:05:20,583 --> 01:05:24,333
‫نه صرفاً بر اساس معنایی که دارن.

889
01:05:24,375 --> 01:05:27,208
‫ادیت، آثار هنری بزرگ گاهی
‫به‌قدری از زمانۀ خودشون جلو هستن،

890
01:05:27,250 --> 01:05:28,583
‫که توی بازخورد اولیه،

891
01:05:28,625 --> 01:05:31,250
‫عموم مردم متوجه اهمیتش نمی‌شن.

892
01:05:32,583 --> 01:05:33,708
‫مثل آثار استراوینسکی.

893
01:05:35,167 --> 01:05:37,667
‫ولی دوست ندارم شبیه استراوینسکی باشم.

894
01:05:42,875 --> 01:05:46,542
‫هفتۀ آینده قراره «تظاهر» رو
‫توی سالن ائولین اجرا کنیم.

895
01:05:46,583 --> 01:05:48,167
‫مایلم حضور به عمل برسونی.

896
01:05:48,208 --> 01:05:49,583
‫شک نکن، ادیت.

897
01:05:49,625 --> 01:05:52,792
‫به سرعت هزار غزال خودم رو می‌رسونم.

898
01:05:52,833 --> 01:05:54,667
‫لازم نیست گزافه‌گویی کنی، زیگفرید.

899
01:05:55,875 --> 01:05:56,958
‫صرفاً تاکسی بگیر.

900
01:06:00,708 --> 01:06:04,875
‫در اوایل بهار پس از صرف چایشان،

901
01:06:04,917 --> 01:06:09,042
‫از میان مزارع جوان بوهیا،

902
01:06:09,083 --> 01:06:12,750
‫جمیما، جوکستا، دینه و دب،

903
01:06:12,792 --> 01:06:16,583
‫با پدرشان، جناب جاشوا جب،
‫مشغول قدم زدن بودند.

904
01:06:16,625 --> 01:06:19,458
‫دریاسالار قرمزی که تنها اندیشه‌اش،

905
01:06:19,500 --> 01:06:22,833
‫پروانه‌ایست که روی اقیانوسی
‫همچو گیس بافته، ایستاده است.

906
01:06:22,875 --> 01:06:26,292
‫از همان دریایی پرآب است که طوفانش،

907
01:06:26,333 --> 01:06:30,042
‫بر روی صخره‌های بی‌گل جهنم آوار می‌شود.

908
01:06:30,083 --> 01:06:33,792
‫زیرا جهنم به همان اندازه مناسب است،

909
01:06:33,833 --> 01:06:37,917
‫که گرینویچ، یا باث، یا جوپا هستند!

910
01:06:37,958 --> 01:06:39,458
‫خدایا!

911
01:06:39,500 --> 01:06:41,000
‫باید برم پشت‌صحنه ببینمش.

912
01:06:41,042 --> 01:06:43,000
‫فقط انتظار نداشته باش منم بیام.

913
01:06:44,833 --> 01:06:46,125
‫آها.

914
01:06:46,750 --> 01:06:47,875
‫پسر ولخرج اومده.

915
01:06:47,917 --> 01:06:51,500
‫ادیت جان، دوباره موفق شدی!

916
01:06:53,000 --> 01:07:01,000
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

917
01:07:39,375 --> 01:07:41,583
‫مشتی آدم‌خوار جوان جمع شدن.

918
01:07:43,250 --> 01:07:45,750
‫جوری می‌گی انگار مجلس جنگ و نزاعه.

919
01:07:45,792 --> 01:07:46,792
‫مگه نیست؟

920
01:07:52,125 --> 01:07:53,750
‫استیون تنانت هم اومده.

921
01:08:02,917 --> 01:08:04,083
‫بنده...

922
01:08:04,125 --> 01:08:07,250
‫بله، می‌شناسیمت استیون.

923
01:08:07,292 --> 01:08:09,292
‫ولی این خانم رویایی...

924
01:08:09,333 --> 01:08:11,250
‫که خاکستری صدفی پوشیده کیه؟

925
01:08:11,292 --> 01:08:13,167
‫هستر گتی هستم.

926
01:08:13,208 --> 01:08:14,917
‫دختر بانو گتی؟

927
01:08:14,958 --> 01:08:16,832
‫بله.

928
01:08:16,875 --> 01:08:19,250
‫یه بار به دعوت ایشون
‫اومده بودین تراس عمارت کارلتون.

929
01:08:20,167 --> 01:08:21,582
‫ولی فرصت آشنایی به من ندادید.

930
01:08:22,667 --> 01:08:26,125
‫پس بابت فقدان سلیقه‌ام معذرت می‌خوام.

931
01:08:26,167 --> 01:08:28,750
‫ما از طرفداران پروپاقرص
‫اشعارت هستیم، زیگفرید.

932
01:08:30,707 --> 01:08:33,332
‫آیوور، قبل اینکه ناراحت بشی
‫بگم کار تو رو هم دوست داریم.

933
01:08:33,375 --> 01:08:34,500
‫تند نرو، استیون.

934
01:08:34,542 --> 01:08:36,707
‫نزدیک بود یه لحظه باور کنم.

935
01:08:39,542 --> 01:08:42,332
‫شاید یکی از ترانه‌های
‫شما رو اجرا کنن، آقای نوولو.

936
01:08:42,375 --> 01:08:44,375
‫که بعدش همراهش برقصیم.

937
01:08:45,375 --> 01:08:47,000
‫هرچند استیون اهل رقص نیست.

938
01:08:47,042 --> 01:08:48,457
‫اون‌وقت چرا؟

939
01:08:48,500 --> 01:08:52,750
‫چون من فقط والیتا می‌رقصم،
‫اونم در شرایطی که توی مضیقه باشم.

940
01:08:55,500 --> 01:08:56,667
‫من عاشق رقصیدنم.

941
01:08:57,167 --> 01:08:58,500
‫منم همین‌طور.

942
01:08:58,542 --> 01:09:00,000
‫پس بیایید دیگه.

943
01:09:13,292 --> 01:09:14,292
‫یوهو!

944
01:09:44,167 --> 01:09:47,042
‫خبر نداشتم شاعر جماعت
‫بلدن چارلستون برقصن.

945
01:09:47,082 --> 01:09:49,667
‫منم نمی‌دونستم چارلستون چنین تأثیری
‫روی جوانان سرخوش می‌ذاره.

946
01:09:49,707 --> 01:09:51,457
‫کاش همه این شکلی سرخوش بودن، مگه نه؟

947
01:09:51,953 --> 01:09:54,011
‫صرفاً به معنای عام کلمه.
‫(گی = سرخوش، همجنس‌گرا)

948
01:09:56,875 --> 01:09:58,583
‫این مرد جوان کی باشن؟

949
01:09:59,833 --> 01:10:00,958
‫الکساندر فنتون هستم.

950
01:10:03,458 --> 01:10:04,542
‫این اسم جوری نیست...

951
01:10:04,583 --> 01:10:06,458
‫که انگار باید مقامی هم کنارش بیاد؟

952
01:10:06,500 --> 01:10:08,208
‫درستش سر الکساندر فنتونه.

953
01:10:09,750 --> 01:10:12,417
‫برای خدماتی که به هنرهای نمایشی ارائه دادن.

954
01:10:12,458 --> 01:10:14,000
‫فعلاً که چیزی ارائه داده نشده.

955
01:10:14,042 --> 01:10:15,167
‫به‌زودی می‌شه، آیوور.

956
01:10:16,375 --> 01:10:17,375
‫به‌زودی می‌شه.

957
01:10:27,375 --> 01:10:29,583
‫می‌بینم که کم‌پیدا شدی، آیوور.

958
01:10:30,625 --> 01:10:31,625
‫حالت چطوره؟

959
01:10:32,583 --> 01:10:33,833
‫منظورم توی حالت عمودی بود.

960
01:10:34,833 --> 01:10:36,375
‫سرم حسابی شلوغه، رفیق قدیمی.

961
01:10:37,292 --> 01:10:39,375
‫حسابیِ حسابی شلوغه.

962
01:10:39,417 --> 01:10:41,250
‫سرت گرم جمع کردن شکوفه‌های یاس بنفشه؟

963
01:10:41,292 --> 01:10:43,542
‫این‌جوری هم می‌شه گفت.

964
01:10:43,583 --> 01:10:45,417
‫هرموقع از گیاه‌شناسی خسته شدی،

965
01:10:45,458 --> 01:10:46,500
‫برای حرفۀ بعدی می‌تونی...

966
01:10:46,542 --> 01:10:48,500
‫مبارزات خونین رو درنظر بگیری.

967
01:10:48,542 --> 01:10:50,625
‫شنیدم مردانی که توی این حیطه هستن،

968
01:10:50,667 --> 01:10:52,875
‫اندام خیلی خیلی ورزیده‌ای دارن.

969
01:10:54,000 --> 01:10:55,792
‫درست نمی‌گم، آقای ساسون؟

970
01:10:56,875 --> 01:10:57,934
‫راستش گمونم...

971
01:10:57,958 --> 01:10:59,917
‫از بین تمام خصوصیاتت،

972
01:10:59,958 --> 01:11:02,000
‫دلم برای شوخ‌طبعیت تنگ بشه.

973
01:11:09,500 --> 01:11:11,833
‫خودت این چند وقت مشغول چه کاری بودی؟

974
01:11:11,875 --> 01:11:13,542
‫کلی نمایش موزیکال می‌دیدم.

975
01:11:13,583 --> 01:11:15,250
‫اوهوم، مثل چی؟

976
01:11:15,292 --> 01:11:17,917
‫مثل «رزماری»، خیلی نمایش جذابی بود.

977
01:11:17,958 --> 01:11:20,167
‫آره، ولی خیلی شبیه آثار رودولف فریمله.

978
01:11:20,208 --> 01:11:21,458
‫ولی خودش که اثر رودولف فریمله.

979
01:11:21,500 --> 01:11:23,542
‫مزاح کردم، زیگفرید جان.

980
01:11:27,375 --> 01:11:28,667
‫امشب برنامه‌ات چیه؟

981
01:11:29,333 --> 01:11:30,750
‫«خانم خوب باش!»

982
01:11:30,792 --> 01:11:34,208
‫به ترانه‌سرایی گرشوین. یک نابغۀ تمام عیار.

983
01:11:35,375 --> 01:11:37,958
‫پس بهتره بیشتر وقتت رو نگیریم، گلن.

984
01:11:49,250 --> 01:11:50,292
‫ولی اعتراف کن؛

985
01:11:50,333 --> 01:11:52,000
‫گرشوین واقعاً هنرمند بااستعدادیه.

986
01:11:52,042 --> 01:11:53,958
‫من مجبور نیستم به چیزی اعتراف کنم.

987
01:11:54,708 --> 01:11:55,708
‫چی شده؟

988
01:11:56,292 --> 01:11:57,458
‫بلند شو بریم.

989
01:11:57,500 --> 01:11:58,684
‫مگه شام نمی‌خواستی؟

990
01:11:58,708 --> 01:11:59,875
‫ولی دیگه گرسنه‌ام نیست!

991
01:12:09,708 --> 01:12:11,292
‫اسمتون جناب؟

992
01:12:12,625 --> 01:12:13,833
‫آقای ساسون هستم.

993
01:12:14,375 --> 01:12:15,667
‫فرمودید ساسون؟

994
01:12:16,167 --> 01:12:17,167
‫- بله.
‫- آها.

995
01:12:20,500 --> 01:12:21,750
‫هوم...

996
01:12:21,792 --> 01:12:23,632
‫امکانش هست هجی‌اش کنید جناب؟

997
01:12:25,083 --> 01:12:30,083
‫س-ا-س-و-ن.

998
01:12:30,125 --> 01:12:32,125
‫هوم...

999
01:12:32,167 --> 01:12:34,250
‫متأسفانه اسمتون توی فهرست نیست، جناب.

1000
01:12:36,958 --> 01:12:38,292
‫در هر صورت که می‌رم بالا.

1001
01:12:45,750 --> 01:12:48,000
‫چند روز دیگه باهام تماس بگیر، باشه؟

1002
01:13:15,708 --> 01:13:17,625
‫عملاً مجبور شدم به زور...

1003
01:13:17,667 --> 01:13:18,958
‫از دست نگهبان سالن بیام داخل.

1004
01:13:19,000 --> 01:13:20,625
‫هوم، شانس آوردی.

1005
01:13:20,667 --> 01:13:23,292
‫دستور داره اگه اسم کسی
‫توی فهرست نبود با تیر بزنش.

1006
01:13:23,333 --> 01:13:24,375
‫ولی چرا اسم من توی فهرست نبود؟

1007
01:13:24,417 --> 01:13:25,708
‫ولم کن دیگه!

1008
01:13:25,750 --> 01:13:28,458
‫ببین، مدت زیادی کنار هم بودیم، زیگفرید.

1009
01:13:28,500 --> 01:13:30,625
‫دیگه بسمه؛ دیگه خسته شدم.

1010
01:13:40,167 --> 01:13:41,792
‫- هنوز می‌خوای شام بخوریم؟
‫- آره!

1011
01:13:49,875 --> 01:13:51,333
‫جا خوردم فنتون رو اینجا دیدم.

1012
01:13:51,667 --> 01:13:52,667
‫چرا؟

1013
01:13:53,375 --> 01:13:55,125
‫من کلی آدم می‌شناسم.

1014
01:13:55,167 --> 01:13:57,083
‫- فنتون هم صرفاً یکی از...
‫- ستاینده‌هاته.

1015
01:13:58,208 --> 01:13:59,208
‫...طرفدارهامه.

1016
01:14:01,167 --> 01:14:02,767
‫ظاهراً بعد اون آشنایی کوتاه،

1017
01:14:02,792 --> 01:14:04,500
‫حسابی با هم جور شدین.

1018
01:14:04,542 --> 01:14:06,000
‫راستش شدیداً چنین حسی دارم،

1019
01:14:06,042 --> 01:14:07,500
‫که انگار دارم بازجویی می‌شم.

1020
01:14:07,542 --> 01:14:10,458
‫حس می‌کنم هر لحظه‌ست طوفان به‌پا بشه.

1021
01:14:12,500 --> 01:14:14,750
‫ببخشید، نمی‌خواستم بی‌ملاحظه باشم. ولی...

1022
01:14:16,667 --> 01:14:18,542
‫آخه خیلی بهت حسودیم می‌شه.

1023
01:14:18,583 --> 01:14:21,875
‫آره خب، روابط گذرا همیشه آشفته‌ان.

1024
01:14:23,083 --> 01:14:25,667
‫کیه که اسرار قلب آدم رو بدونه؟

1025
01:14:27,667 --> 01:14:29,875
‫معمولاً اونی که خودش قلبی نداره.

1026
01:14:29,917 --> 01:14:32,500
‫ای وای، هوا سرد نشده؟

1027
01:14:37,083 --> 01:14:38,500
‫ولی من دوستت دارم.

1028
01:14:43,167 --> 01:14:44,167
‫می‌دونم،

1029
01:14:45,417 --> 01:14:46,417
‫قبلاً هم گفتی.

1030
01:15:05,458 --> 01:15:06,500
‫آیوور.

1031
01:15:09,958 --> 01:15:10,958
‫آیوور.

1032
01:15:28,208 --> 01:15:29,292
‫بذار رد بشم.

1033
01:15:29,333 --> 01:15:31,000
‫شرمنده جناب، اجازه ندارم بذارم برید بالا.

1034
01:15:31,542 --> 01:15:33,458
‫چرا؟

1035
01:15:33,500 --> 01:15:36,083
‫آقای نوولو بعد نمایش
‫با کسی ملاقات نمی‌کنن.

1036
01:15:42,375 --> 01:15:44,375
‫پس می‌شه به اطلاع آقای نوولو برسونی،

1037
01:15:44,417 --> 01:15:45,917
‫که واسه ساعت هشت
‫میز شام رزرو کردم،

1038
01:15:45,958 --> 01:15:48,417
‫و مایلم که حضور به عمل برسونن!

1039
01:15:50,250 --> 01:15:51,375
‫چشم جناب.

1040
01:15:51,417 --> 01:15:52,417
‫چشمت بی‌بلا.

1041
01:15:57,667 --> 01:15:59,333
‫پای یکی دیگه وسطه؟

1042
01:16:00,625 --> 01:16:03,250
‫همیشه پای یکی دیگه وسطه.

1043
01:16:05,875 --> 01:16:07,833
‫چطوری این رفتارت رو توجیه می‌کنی؟

1044
01:16:07,875 --> 01:16:09,417
‫با پرسیدن سوالاتی...

1045
01:16:09,458 --> 01:16:11,333
‫که از قبل جوابشون رو می‌دونم.

1046
01:16:11,375 --> 01:16:12,559
‫تازه مهم‌تر از همه اینکه،

1047
01:16:12,583 --> 01:16:16,625
‫هیچ‌کسی یا هیچ‌چیزی
‫از حرفۀ کاری من مهم‌تر نیست.

1048
01:16:18,792 --> 01:16:19,792
‫آثار من...

1049
01:16:20,917 --> 01:16:23,083
‫به اندازۀ خودم محبوب هستن.

1050
01:16:23,125 --> 01:16:25,792
‫می‌دونستی مکتب فکری وجود داره،
‫که نمایش موزیکال رو...

1051
01:16:25,833 --> 01:16:27,917
‫هنر درجه‌دو خطاب می‌کنه؟

1052
01:16:27,958 --> 01:16:30,708
‫زیگفرید، قبل اینکه کار بقیه رو نقد کنی،

1053
01:16:30,750 --> 01:16:33,333
‫مطمئن بشو که آثار خودت بی‌نقص باشن.

1054
01:16:33,375 --> 01:16:35,542
‫- این حرف یعنی چی؟
‫- فقط همین:

1055
01:16:35,583 --> 01:16:38,792
‫که اشعار تو از سال 1918،

1056
01:16:38,833 --> 01:16:42,000
‫از آثار باشکوه، تبدیل به
‫آثار جزئی‌نگرانه شدن.

1057
01:16:42,042 --> 01:16:43,083
‫ببخشید جناب نوولو،

1058
01:16:43,125 --> 01:16:45,250
‫شما توی دوران جنگ چی کار می‌کردین؟

1059
01:16:45,292 --> 01:16:48,083
‫استعدادم رو وقف کشورم می‌کردم.

1060
01:16:48,125 --> 01:16:51,375
‫من با اجرای توی تمام سالن‌های کشور
‫روحیۀ مردمی رو زنده نگه داشتم!

1061
01:16:51,417 --> 01:16:52,875
‫آخ که چقدرم زحمت کشیدی!

1062
01:16:52,917 --> 01:16:55,750
‫ما توی خندق سُم بودیم،
‫جنابعالی توی سالن رایل!

1063
01:17:03,250 --> 01:17:06,333
‫خب، ظاهراً که فایده‌ای نداره...

1064
01:17:06,375 --> 01:17:07,917
‫این بحث ناخوشایند رو ادامه بدیم.

1065
01:17:07,958 --> 01:17:10,625
‫نداره.

1066
01:17:10,667 --> 01:17:11,851
‫ای وای، انتظار نداشتم بعد این بحث،

1067
01:17:11,875 --> 01:17:13,351
‫بخوای لطف کنی و شام رو حساب کنی.

1068
01:17:13,375 --> 01:17:16,125
‫نه که از شخصیت بویی بردی، زیگفرید؟

1069
01:17:16,167 --> 01:17:17,708
‫از توی بی‌سروپا بیشتر بو بردم.

1070
01:17:19,667 --> 01:17:21,542
‫پس گمونم قراره خداحافظی کنیم.

1071
01:17:21,583 --> 01:17:23,292
‫کاش حداقل بگی «به امید دیدار».

1072
01:17:23,333 --> 01:17:25,708
‫خواهشاً غرورت رو زیرپا نذار، زیگفرید جان.

1073
01:17:25,750 --> 01:17:27,333
‫این وظیفۀ دوست‌های آدمه.

1074
01:17:27,375 --> 01:17:29,875
‫اگه خواستی دوباره ببینیم توی آپارتمانمم.

1075
01:17:31,083 --> 01:17:32,143
‫باز خوبه اونقدر غرور داری...

1076
01:17:32,167 --> 01:17:33,583
‫که نری خونۀ مادرت.

1077
01:17:48,583 --> 01:17:50,250
‫تَرَق.

1078
01:17:54,292 --> 01:17:56,125
‫امکانش هست بشینم؟

1079
01:17:56,167 --> 01:17:57,417
‫آره، حتماً.

1080
01:18:00,333 --> 01:18:01,750
‫هنوز واسه شام میای اینجا؟

1081
01:18:02,625 --> 01:18:04,583
‫- معلومه.
‫- آخه چرا؟

1082
01:18:06,792 --> 01:18:10,292
‫خلاصه بگم از تجدید خاطرات خوشم میاد.

1083
01:18:18,250 --> 01:18:19,417
‫بعدش چی؟

1084
01:18:23,417 --> 01:18:27,750
‫گمونم اگه زندگی داستان عاشقانۀ بدی بود،
‫بعدش خودم رو می‌کشتم.

1085
01:18:27,792 --> 01:18:30,375
‫و اگه خیلی داستان بدی بود،
‫می‌زدی آیوور رو می‌کشتی.

1086
01:18:34,958 --> 01:18:36,542
‫جدا از شوخی، حالت خوبه؟

1087
01:18:38,708 --> 01:18:40,708
‫لحظات می‌گذرن، ولی درد جایی نمی‌ره.

1088
01:18:46,417 --> 01:18:47,934
‫و اینکه قرار بود برم پیش مادرم،

1089
01:18:47,958 --> 01:18:49,375
‫ولی از قطار جا موندم.

1090
01:18:49,417 --> 01:18:51,083
‫چرا با ماشین نمی‌ری؟

1091
01:18:51,125 --> 01:18:52,625
‫ماشین ندارم، رانندگی بلد نیستم.

1092
01:18:55,333 --> 01:18:57,667
‫راستش می‌خواستم با ماشین برم سمت ساحل.

1093
01:18:58,792 --> 01:19:00,458
‫مایلی برسونمت؟

1094
01:19:02,542 --> 01:19:03,875
‫واقعاً لطف می‌کنی.

1095
01:19:03,917 --> 01:19:05,167
‫خونه‌اش کجاست؟

1096
01:19:06,167 --> 01:19:07,417
‫کنت.

1097
01:19:08,208 --> 01:19:09,708
‫پس راه بیفتیم دیگه.

1098
01:19:24,958 --> 01:19:27,917
‫دیگه حتی نمی‌دونم کجا اومدیم.

1099
01:19:40,750 --> 01:19:42,125
‫هرچند که...

1100
01:19:44,000 --> 01:19:45,708
‫از این چهارچرخی‌ها واسه خودم ندارم،

1101
01:19:47,833 --> 01:19:49,395
‫ولی می‌شه بازم همدیگه رو ببینیم؟

1102
01:19:51,958 --> 01:19:53,250
‫خونه من مارگیته.

1103
01:19:54,458 --> 01:19:55,458
‫عه.

1104
01:19:57,417 --> 01:19:59,167
‫چه حیف که مارگیت انقدر دوره.

1105
01:20:01,917 --> 01:20:03,125
‫الآن که نیست.

1106
01:20:12,333 --> 01:20:13,333
‫پس آیوور چی؟

1107
01:20:14,792 --> 01:20:15,792
‫عه...

1108
01:20:16,917 --> 01:20:19,083
‫آیوور دیگه کوپن مارگیتش تموم شده.

1109
01:20:25,125 --> 01:20:28,917
‫به‌هنگام سپیده‌دم،
‫انبوهی از کوه‌های غبارآلود،

1110
01:20:28,958 --> 01:20:31,875
‫نمایان می‌شوند با چهرۀ
‫ارغوانی و عبوس خورشید،

1111
01:20:31,917 --> 01:20:34,750
‫که می‌روید از میان توده‌های دودهایی،

1112
01:20:34,792 --> 01:20:37,333
‫که همچون کفنی بر تن زخمین زمین افتاده.

1113
01:20:38,000 --> 01:20:39,750
‫و یکی پس از دیگری،

1114
01:20:39,792 --> 01:20:42,917
‫تانک‌های جنگ چون خزندگانی
‫تا سیم خاردار را می‌خزند.

1115
01:20:43,750 --> 01:20:46,917
‫مسلسل‌ها می‌غرند و قد علم می‌کنند.

1116
01:20:46,958 --> 01:20:49,542
‫سپس، مردانی خام‌دستانه با دستانی...

1117
01:20:49,583 --> 01:20:51,083
‫پر از بمب و تفنگ و سلاح جنگی،

1118
01:20:51,125 --> 01:20:55,917
‫یکدیگر را تنه می‌زنند تا تنشان
‫با تندی آتش سوزان دیدار کند.

1119
01:20:55,958 --> 01:21:00,667
‫که با زمزمه‌های همراه لکنت،
‫صورت‌های رنگ‌پریده و ترس‌پوشیده،

1120
01:21:00,708 --> 01:21:04,458
‫سنگرهای امین‌شان را رها کرده،
‫و از آن‌ها بالا روند.

1121
01:21:04,500 --> 01:21:08,089
‫آن هم در زمانی که زمان
‫سرش با گذشتن گرم است،

1122
01:21:08,114 --> 01:21:12,010
‫و امید است که به مثابۀ ماهی پهنی
‫آویخته به قلاب و با چشمانی هراسان،

1123
01:21:12,035 --> 01:21:14,362
‫دست و پا می‌زند در میان گل و لای.

1124
01:21:15,933 --> 01:21:18,833
‫خداوندا، تمام کن این درد را.

1125
01:21:30,583 --> 01:21:31,583
‫مهمون داریم.

1126
01:21:35,875 --> 01:21:37,250
‫ایشون که مهمون نیست.

1127
01:21:38,125 --> 01:21:39,708
‫صرفاً خاطره‌ای از گذشته‌ست.

1128
01:21:44,083 --> 01:21:46,542
‫ایشون همسرمه، بابی اندروز.

1129
01:21:46,583 --> 01:21:48,750
‫بابی، ایشون زیگفریده.
‫زیگفرید، ایشون بابیه.

1130
01:21:50,167 --> 01:21:52,000
‫چرا جا خوردی؟

1131
01:21:52,042 --> 01:21:53,917
‫عشق که به معنی تک‌همسری نیست.

1132
01:21:54,958 --> 01:21:56,625
‫نکنه از اون دسته افراد متعهدی؟

1133
01:21:58,208 --> 01:21:59,292
‫گمونم لابد هستم.

1134
01:22:00,625 --> 01:22:02,776
‫زیگفرید جان، اگه وفاداری می‌خوای،

1135
01:22:02,800 --> 01:22:04,208
‫برو حیوان خانگی بخر.

1136
01:22:05,792 --> 01:22:07,708
‫خوب صداش رو درنیاوردی.

1137
01:22:07,750 --> 01:22:10,323
‫چون نمی‌خواستم یه‌وقت کسی اذیتش کنه.

1138
01:22:11,833 --> 01:22:13,917
‫واقعاً حروم‌زاده‌ای، می‌دونستی؟

1139
01:22:13,958 --> 01:22:15,250
‫کاریه که از دستم بر میاد.

1140
01:22:17,958 --> 01:22:19,333
‫الآنم لطفاً ما رو عفو کن.

1141
01:22:20,833 --> 01:22:22,792
‫طاس‌کبابمون از دهن میفته.

1142
01:22:26,375 --> 01:22:27,375
‫آها.

1143
01:22:32,167 --> 01:22:34,250
‫کلیدهات رو کجا بذارم؟

1144
01:22:34,292 --> 01:22:35,583
‫دوباره بندازش زمین.

1145
01:22:37,083 --> 01:22:45,083
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1146
01:22:55,167 --> 01:22:58,292
‫تا قبل یازده صبح نمی‌تونم چای بخورم.

1147
01:22:58,333 --> 01:23:00,292
‫باید بخوری، مردک مصیبت.

1148
01:23:03,958 --> 01:23:05,875
‫برای هرکسی چای درست نمی‌کنم‌ها.

1149
01:23:07,417 --> 01:23:09,167
‫یادت رفته اونی که مریضه منم؟

1150
01:23:10,583 --> 01:23:11,583
‫عین چخوف.

1151
01:23:16,250 --> 01:23:19,042
‫راستی موهام رو چی کار کنم؟

1152
01:23:19,083 --> 01:23:20,917
‫می‌خوای عین بته هرسش کنی؟

1153
01:23:24,083 --> 01:23:25,375
‫گمونم رنگ کنم.

1154
01:23:27,625 --> 01:23:29,667
‫یا بذارم رنگ طبیعیش بمونه.

1155
01:23:31,792 --> 01:23:37,000
‫وقتی آفتاب‌سوخته می‌شم،
‫حالت فر طلایی می‌شه.

1156
01:23:49,292 --> 01:23:50,500
‫الآن میام پایین.

1157
01:23:58,292 --> 01:23:59,458
‫گلن بایم شاو اومده.

1158
01:24:00,333 --> 01:24:02,250
‫همین رو کم داشتیم.

1159
01:24:07,708 --> 01:24:09,708
‫یه‌کوچولو دیگه زیگی میاد پایین.

1160
01:24:11,333 --> 01:24:12,833
‫آخه لباسش ناجوره.

1161
01:24:15,648 --> 01:24:17,890
‫اتفاقاً درمورد تو حرف می‌زدیم.

1162
01:24:18,583 --> 01:24:20,625
‫امیدوارم سوزش گوش گرفته باشی،

1163
01:24:20,313 --> 01:24:22,602
‫{\an8}(عقیده‌ای مربوط به زمانی که پشت کسی صحبت می‌کنید،)

1164
01:24:20,667 --> 01:24:21,875
‫هر سه‌تا گوش‌هات.

1165
01:24:22,609 --> 01:24:24,296
‫{\an8}(گوش راست یا چپ آن شخص شروع به سوزش می‌کند)

1166
01:24:24,578 --> 01:24:26,600
‫معمولاً استیون انقدر زننده‌ست؟

1167
01:24:26,625 --> 01:24:28,083
‫یا کلاس خصوصی می‌ره؟

1168
01:24:28,125 --> 01:24:29,333
‫شنیدم چی گفتی‌ها!

1169
01:24:29,375 --> 01:24:30,500
‫گفتم که بشنوی.

1170
01:24:42,500 --> 01:24:45,042
‫زیگی! زیگی!

1171
01:24:51,917 --> 01:24:53,042
‫شرمنده.

1172
01:24:55,458 --> 01:24:57,333
‫چی بگم راستش؟

1173
01:24:57,375 --> 01:24:58,833
‫چیزی هم نمی‌شه گفت.

1174
01:25:00,458 --> 01:25:03,292
‫جزوی از دردسرهای زندگی مخفیانۀ امثال ماست.

1175
01:25:04,625 --> 01:25:07,458
‫ممکنه دوستی پیدا کنی،
‫ممکنه دوستی رو از دست بدی.

1176
01:25:08,917 --> 01:25:11,208
‫دشمنان که همیشه وفادارن.

1177
01:25:14,833 --> 01:25:15,917
‫حال آیوور چطوره؟

1178
01:25:18,208 --> 01:25:20,167
‫اصلاً نمی‌دونم، دیگه ندیدمش.

1179
01:25:23,958 --> 01:25:25,375
‫درمورد بابی می‌دونستی؟

1180
01:25:27,958 --> 01:25:29,583
‫آره.

1181
01:25:29,625 --> 01:25:31,417
‫کاش بهم هشدار داده بودی.

1182
01:25:31,458 --> 01:25:32,917
‫نمی‌خواستم آدم کینه‌جویی به‌نظر برسم.

1183
01:25:33,625 --> 01:25:34,625
‫که بخوام روی کسی عیب بذارم.

1184
01:25:41,125 --> 01:25:43,792
‫می‌خواستم حضوری بهت بگم،

1185
01:25:43,833 --> 01:25:45,417
‫که قراره ازدواج کنم.

1186
01:25:47,854 --> 01:25:50,166
‫خانمم بازیگره، گمونم بازیگر خوبی هم باشه،

1187
01:25:50,191 --> 01:25:53,566
‫خیلی هم همدیگه رو دوست داریم.

1188
01:25:57,042 --> 01:25:58,667
‫کی تصمیم گرفتی ازدواج کنی؟

1189
01:25:58,708 --> 01:26:00,167
‫همین چند ماه پیش.

1190
01:26:01,667 --> 01:26:03,107
‫گمونم بهتره تو هم درنظر بگیریش.

1191
01:26:04,875 --> 01:26:06,417
‫نه، اگه هدف ازدواج خالصانه نباشه،

1192
01:26:06,458 --> 01:26:09,875
‫گمونم نمی‌تونم باهاش کنار بیام.

1193
01:26:11,000 --> 01:26:13,375
‫خلوص مثل باکرگیه.

1194
01:26:13,417 --> 01:26:15,333
‫همین که بهش دست بزنی، دیگه فاسد می‌شه.

1195
01:26:20,542 --> 01:26:22,458
‫واسه جفتتون آرزوی خوشبختی می‌کنم.

1196
01:26:23,708 --> 01:26:25,417
‫ممنون، زیگفرید.

1197
01:26:27,437 --> 01:26:29,162
‫سعی‌ام رو می‌کنم که خوشبخت بشیم.

1198
01:26:55,292 --> 01:26:57,458
‫- چی شده‌ات؟
‫- سل دارم دیگه.

1199
01:26:59,167 --> 01:27:00,667
‫کاش بهم می‌گفتی.

1200
01:27:00,708 --> 01:27:01,792
‫چرا؟

1201
01:27:01,833 --> 01:27:03,143
‫اگه می‌گفتم بلد بودی درستش کنی؟

1202
01:27:03,167 --> 01:27:04,226
‫می‌تونستم ببرمت جایی که...

1203
01:27:04,250 --> 01:27:06,083
‫آب‌وهواش گرم و خشک باشه.

1204
01:27:10,958 --> 01:27:12,833
‫پس یعنی فرینتون منتفی می‌شد.

1205
01:27:14,500 --> 01:27:16,100
‫جایی هست که حالت بهتر باشه؟

1206
01:27:18,167 --> 01:27:19,750
‫آره.

1207
01:27:19,792 --> 01:27:21,167
‫قبلاً رفتم اونجا.

1208
01:27:21,875 --> 01:27:23,333
‫آلمان.

1209
01:27:23,375 --> 01:27:25,792
‫«چوپان خانه» توی بایرن.

1210
01:27:25,833 --> 01:27:29,667
‫با اون زنگوله‌ها و شلوارهای
‫چرم آلمانی و ران‌های ضخیمشون.

1211
01:27:31,000 --> 01:27:33,417
‫انقدر خوش‌منظره‌ست
‫که آدم می‌خواد جیغ بکشه.

1212
01:27:34,333 --> 01:27:37,500
‫تازه مردهای آلمانی که بماند... خیلی جیگرن.

1213
01:27:39,167 --> 01:27:42,000
‫واسم سواله اسم جمع‌شون چی می‌شه.

1214
01:27:50,292 --> 01:27:51,750
‫الکی اخم نکن دیگه، زیگی.

1215
01:27:51,792 --> 01:27:53,375
‫نخواستم که عضو جوانان هیتلری بشم.

1216
01:28:03,542 --> 01:28:05,000
‫بله، شما کی هستین؟

1217
01:28:05,042 --> 01:28:06,917
‫سلام زیگفرید. منم، الکساندر.

1218
01:28:06,958 --> 01:28:09,208
‫استیون اونجاست؟

1219
01:28:09,250 --> 01:28:10,667
‫- الو؟
‫- دیگه زنگ نزن.

1220
01:28:14,083 --> 01:28:15,083
‫فنتون بود.

1221
01:28:16,875 --> 01:28:19,125
‫اصلاً از این قضیه خوشم نیومد.

1222
01:28:19,167 --> 01:28:22,417
‫اتفاقی همدیگه رو توی پیکادیلی دیدیم.

1223
01:28:22,458 --> 01:28:24,542
‫خیلی عادی با هم نوشیدنی خوردیم و
‫شماره‌ات رو بهش دادم.

1224
01:28:24,583 --> 01:28:25,875
‫دیگه چنین کاری نکن!

1225
01:28:25,917 --> 01:28:28,000
‫اگه محترمانه گفتی، شاید روش فکر کنم.

1226
01:28:28,042 --> 01:28:30,625
‫ولی اگه دستور دادی،
‫از همین الآن بگم سرپیچی می‌کنم!

1227
01:28:35,792 --> 01:28:36,917
‫حالا گلن چی می‌خواست؟

1228
01:28:44,250 --> 01:28:46,625
‫قراره ازدواج کنه.

1229
01:28:47,625 --> 01:28:49,917
‫اینم تهش تسلیم شد.

1230
01:28:52,125 --> 01:28:53,625
‫شک ندارم خوشبخت می‌شن.

1231
01:28:54,792 --> 01:28:57,333
‫لابد دختره هم عین خودش آدم سطحی‌ایه.

1232
01:28:58,958 --> 01:29:00,292
‫بعدشم خودت قراره ازدواج کنی.

1233
01:29:31,458 --> 01:29:34,292
‫یهویی دلم خواست نقاشی با آبرنگ بکشم.

1234
01:29:34,333 --> 01:29:37,083
‫- هوم.
‫- نقاشی مناظر و اشیاء.

1235
01:29:37,125 --> 01:29:38,125
‫روحیاتم مثل رنه ماگریته.

1236
01:29:39,375 --> 01:29:41,083
‫محض اطلاعت بگم این پیپ نیست.

1237
01:29:41,125 --> 01:29:42,542
‫واقعاً رنه رو سربلند کردی.

1238
01:29:43,917 --> 01:29:45,250
‫سبک نقاشیت چطوریه؟

1239
01:29:46,125 --> 01:29:47,708
‫حالت نامنظم.

1240
01:29:47,750 --> 01:29:50,458
‫ولی این برای دوستیه که خیلی ازش متنفرم.

1241
01:29:57,417 --> 01:29:59,208
‫اصلاً من رو یادت نیست، مگه نه؟

1242
01:30:01,500 --> 01:30:02,500
‫مراسم رو یادته؟

1243
01:30:04,000 --> 01:30:07,125
‫آیوور نوولو؟ استیون تنانت؟

1244
01:30:08,417 --> 01:30:09,708
‫عه آره، معلومه که یادمه.

1245
01:30:10,542 --> 01:30:11,542
‫آره.

1246
01:30:12,250 --> 01:30:14,250
‫لباس خاکستری صدفی.

1247
01:30:16,292 --> 01:30:18,625
‫درستش اینه اسمم یادت بمونه، نه لباسم.

1248
01:30:30,083 --> 01:30:32,333
‫قبل آشناییمون تصورم این بود که...

1249
01:30:32,375 --> 01:30:35,625
‫آدم دمدمی‌مزاج یا منفی‌نگری هستی.

1250
01:30:37,500 --> 01:30:39,083
‫کدومش هستم؟ دمدمی یا منفی؟

1251
01:30:39,667 --> 01:30:40,667
‫هیچ‌کدوم نیستی.

1252
01:30:41,833 --> 01:30:43,625
‫گمونم بیشتر مبهمی.

1253
01:30:46,708 --> 01:30:48,208
‫چی شد اومدین اینجا؟

1254
01:30:49,292 --> 01:30:53,250
‫دوست دارم بگم به‌خاطر مناظر زیباش،

1255
01:30:53,958 --> 01:30:55,167
‫ولی واقعیتش این نیست.

1256
01:30:58,375 --> 01:31:00,583
‫به امید اینکه دوباره ببینمت اومدم.

1257
01:31:01,875 --> 01:31:03,500
‫نقاشی رو بهونه کردم.

1258
01:31:05,500 --> 01:31:06,500
‫آها.

1259
01:31:07,458 --> 01:31:08,625
‫راستش تحت تأثیر قرار گرفتم.

1260
01:31:11,042 --> 01:31:14,292
‫تا حالا نشده بود کسی
‫برای دیدنم دنبال بهونه باشه.

1261
01:31:14,333 --> 01:31:17,833
‫دنیای امروزی این شکلیه دیگه،
‫خانم‌های مدرن چنین کارهایی می‌کنن.

1262
01:31:26,958 --> 01:31:29,292
‫خوشحال می‌شم واسه ناهار دعوتم کنی.

1263
01:31:32,583 --> 01:31:34,708
‫بنده خوشحال می‌شم که شما قبول کنید.

1264
01:32:04,833 --> 01:32:06,125
‫خیلی دوست‌داشتنی هستی.

1265
01:32:08,917 --> 01:32:09,917
‫می‌شه ببوسمت؟

1266
01:32:12,750 --> 01:32:14,208
‫لازم نیست قبلش بگی.

1267
01:32:48,292 --> 01:32:50,042
‫تا حالا با زنی رابطه نداشتم.

1268
01:32:53,417 --> 01:32:54,417
‫فقط با آقایون داشتم.

1269
01:32:59,000 --> 01:33:01,208
‫گفتنی‌ها رو استیون بهم گفته.

1270
01:33:17,292 --> 01:33:18,500
‫تمام عمرم حس می‌کردم...

1271
01:33:18,542 --> 01:33:21,625
‫در انتظار فاجعه‌ای نشستم.

1272
01:33:21,667 --> 01:33:25,167
‫عجب، خیلی خوش‌بینی‌ها.

1273
01:33:27,958 --> 01:33:30,000
‫ممکنه تمام آیندۀ من به تو وابسته باشه.

1274
01:33:31,833 --> 01:33:33,708
‫باید کاری کنی زندگیم برگرده، هستر.

1275
01:33:36,125 --> 01:33:38,333
‫یکی ندونه فکر می‌کنه ازم خواستگاری کردی.

1276
01:33:40,458 --> 01:33:42,750
‫اگه اونقدر خودخواه بودم،
‫ازت می‌خواستم باهام ازدواج کنی.

1277
01:33:51,500 --> 01:33:52,917
‫منم اگه اونقدر احمق بودم،

1278
01:33:54,917 --> 01:33:55,917
‫قبول می‌کردم.

1279
01:34:03,958 --> 01:34:06,958
‫شبیه پیرمردهای پونصد ساله شدم.

1280
01:34:12,458 --> 01:34:14,417
‫بعضی‌ها می‌گن من خوشگلم.

1281
01:34:15,833 --> 01:34:17,208
‫به‌عنوان کسی عاشق زیباییه،

1282
01:34:18,333 --> 01:34:20,708
‫حس می‌کنم زیبایی جاودانه‌ست.

1283
01:34:23,917 --> 01:34:28,333
‫زیبایی رو در چشم کسانی که
‫عاشق ما هستن می‌بینیم.

1284
01:34:32,125 --> 01:34:34,958
‫هرچند مادرم فکر می‌کنه...

1285
01:34:35,000 --> 01:34:37,917
‫چشم‌های من مثل آب خنک دریاست.

1286
01:34:42,958 --> 01:34:47,458
‫باسن و شونه‌های من خیلی خوش‌فرم هستن.

1287
01:34:48,833 --> 01:34:54,792
‫بهترین ویژگی من زیبایی دست‌هامه.

1288
01:34:54,833 --> 01:34:58,458
‫شیر بادام و کرم لیمو
‫بهترین مراقبت از پوست دسته.

1289
01:34:59,750 --> 01:35:02,958
‫و آدم نباید زیاد بخنده.

1290
01:35:04,042 --> 01:35:06,167
‫باعث زمخت شدن پوست صورت می‌شه،

1291
01:35:06,208 --> 01:35:09,083
‫مخصوصاً اگه قهقهۀ شادی باشه.

1292
01:35:09,125 --> 01:35:12,333
‫استیون تو چطوری انقدر عاشق خودتی؟

1293
01:35:12,375 --> 01:35:15,417
‫واکنش دفاعی من نسبت به
‫پوچ‌گرایی و ابتذاله.

1294
01:35:15,458 --> 01:35:17,417
‫با این چیزها که نمی‌شه زندگی دست‌وپا کرد.

1295
01:35:17,458 --> 01:35:18,500
‫معلومه که شدنیه.

1296
01:35:19,250 --> 01:35:20,958
‫زندگی من، هنر منه.

1297
01:35:21,000 --> 01:35:23,083
‫هنر تو فوقش سرگرمی‌ات باشه.

1298
01:35:23,125 --> 01:35:24,792
‫خیلی حرفت زشت بود.

1299
01:35:24,833 --> 01:35:27,417
‫می‌دونم آدم بهتره
‫در کنار صداقت، مهربون باشه.

1300
01:35:27,458 --> 01:35:29,583
‫ولی تو کلاً زندگی‌ات رو...

1301
01:35:29,625 --> 01:35:31,375
‫گذاشتی پای پماد و پودر آرایشی.

1302
01:35:33,083 --> 01:35:34,250
‫اگه هم باورت نمی‌شه،

1303
01:35:34,292 --> 01:35:36,125
‫برو از کسی بپرس که عاقله و
‫نسبت بهت احساسی نداره.

1304
01:35:36,167 --> 01:35:38,792
‫کاملاً ضدیت خودت رو واسم روشن کردی.

1305
01:35:38,833 --> 01:35:40,667
‫نیازی نیست برم از کسی بپرسم.

1306
01:35:42,208 --> 01:35:44,042
‫قراره آخرهفته برم سالزبری.

1307
01:35:46,125 --> 01:35:47,250
‫ادیت الیور توی تفون مگنا،

1308
01:35:47,292 --> 01:35:48,958
‫واسم کلبۀ اجاره‌ای پیدا کرده.

1309
01:35:51,042 --> 01:35:53,042
‫گفتم اگه می‌خوای آخر هفته بریم اونجا.

1310
01:35:55,417 --> 01:35:56,667
‫باهام میای؟

1311
01:35:56,708 --> 01:35:59,042
‫از منم جایی دعوت شده.

1312
01:36:00,250 --> 01:36:01,542
‫کی دعوت کرده؟

1313
01:36:01,583 --> 01:36:05,042
‫یه شاهزاده آلمانی که گمونم
‫خوب بدونی منظورم کیه.

1314
01:36:07,375 --> 01:36:09,292
‫شاهزاده فیلیپ از هِسِن. می‌شناسم.

1315
01:36:09,333 --> 01:36:11,125
‫همچنین یکی از شاگردان ادیت سیتول.

1316
01:36:12,250 --> 01:36:15,417
‫نوازنده پیانویی به اسم چلیچو.

1317
01:36:15,458 --> 01:36:20,583
‫خیلی سریلیکیه. خیلی روس و خیلی خوشگله.

1318
01:36:21,750 --> 01:36:23,917
‫دقیقاً قراره کجا برید؟

1319
01:36:23,958 --> 01:36:26,333
‫اول می‌ریم پاریس.

1320
01:36:26,375 --> 01:36:29,333
‫بعد از راه جاده‌ای می‌ریم بایرن،
‫که دوباره سلامتی خودم رو...

1321
01:36:29,375 --> 01:36:30,375
‫از زندگی بگیرم.

1322
01:36:32,750 --> 01:36:34,833
‫بعد بایرن می‌خوان برن ونیز.

1323
01:36:36,000 --> 01:36:37,059
‫فیلیپ گفت یک بار می‌خواست...

1324
01:36:37,083 --> 01:36:38,500
‫توی قایق گندولا سکس کنه،

1325
01:36:38,542 --> 01:36:39,893
‫ولی جای خلوت پیدا نکرد.

1326
01:36:39,917 --> 01:36:41,417
‫جای ثابت پیدا نکرد.

1327
01:36:43,458 --> 01:36:45,375
‫آها.

1328
01:36:45,417 --> 01:36:48,792
‫پس نکنه با تو می‌خواست سکس کنه، شیطون؟

1329
01:36:48,833 --> 01:36:51,083
‫انگار خیلی یهویی عوض شدی.

1330
01:36:51,125 --> 01:36:52,750
‫آره، احتمالاً شدم. مگه نه؟

1331
01:36:53,667 --> 01:36:56,917
‫ولی اول و آخر زندگی خودمه.

1332
01:36:59,667 --> 01:37:00,875
‫مدام درحال حرکتم.

1333
01:37:05,708 --> 01:37:09,125
‫از خدا هم پیرترم، ولی ذره‌ای شکسته نمی‌شم.

1334
01:37:38,917 --> 01:37:40,583
‫اجازه هست بیام داخل، هستر؟

1335
01:37:43,833 --> 01:37:45,667
‫خودت بیا و ببین.

1336
01:37:47,167 --> 01:37:55,167
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1337
01:37:59,167 --> 01:38:00,792
‫سلام زیگفرید.

1338
01:38:00,833 --> 01:38:02,333
‫سلام استیون.

1339
01:38:06,083 --> 01:38:07,750
‫چقدر ظاهرمون وحشتناک شده.

1340
01:38:10,625 --> 01:38:13,625
‫ولی گمونم هنوزم دست‌هام خوشگلن.

1341
01:38:18,875 --> 01:38:20,375
‫می‌رم چای دم کنم.

1342
01:38:30,625 --> 01:38:33,167
‫گمونم خبر فوت آیوور به گوشت رسیده.

1343
01:38:34,500 --> 01:38:35,500
‫آره.

1344
01:38:38,708 --> 01:38:42,375
‫می‌گن هزار نفر واسه تشییع جنازه‌اش رفتن.

1345
01:38:44,625 --> 01:38:47,458
‫احتمالاً بیشترش کسانی بودن
‫که قبلاً باهاشون خوابیده.

1346
01:38:54,333 --> 01:38:56,958
‫هرچند هنوز علاقۀ خاصی به آثار آیوور دارم.

1347
01:38:57,000 --> 01:39:00,625
‫تمام اون شاهدخت‌ها و معشوق‌های رنجوری،

1348
01:39:00,667 --> 01:39:03,542
‫که جیب‌هاشون خالیه،
‫ولی پر از میل جنسی هستن.

1349
01:39:03,583 --> 01:39:06,208
‫تمام آثارش مزخرفات احساسی بودن.

1350
01:39:07,708 --> 01:39:09,708
‫دست رو هرچیزی می‌ذاشت
‫ازش چیز سطحی می‌ساخت.

1351
01:39:09,750 --> 01:39:12,500
‫همیشه فکر می‌کردم افراطش توی احساسات،

1352
01:39:12,542 --> 01:39:14,042
‫نوعی احساس کاتارسیس برای...

1353
01:39:14,083 --> 01:39:18,250
‫افراد احمقی که بین ما بودن، داشته.

1354
01:39:18,292 --> 01:39:19,476
‫به‌خاطر اینه که جنابعالی...

1355
01:39:19,500 --> 01:39:20,708
‫فرق این دو تا رو نفهمیدی.

1356
01:39:20,750 --> 01:39:22,750
‫همۀ ما که مثل تو افکار بی‌آلایش نداریم.

1357
01:39:22,792 --> 01:39:25,542
‫مسئله بی‌آلایش بودن نیست.

1358
01:39:25,583 --> 01:39:27,917
‫مسئله درک و بصیرته.

1359
01:39:27,958 --> 01:39:31,833
‫که جنابعالی اصلاً توی این مورد موفق نبودی.

1360
01:39:34,375 --> 01:39:37,083
‫راستش حرفت خیلی زننده بود.

1361
01:39:37,125 --> 01:39:40,250
‫بهتره جای زننده بگی «نیش‌دار» بود.

1362
01:39:46,750 --> 01:39:48,667
‫هنوز از دستم عصبانی هستی؟

1363
01:39:49,708 --> 01:39:50,708
‫می‌خواستی نباشم؟

1364
01:39:51,875 --> 01:39:52,917
‫با نامه‌ای دکترت...

1365
01:39:52,958 --> 01:39:54,583
‫برگشتی رابطه‌مون رو تموم کردی.

1366
01:39:56,375 --> 01:39:58,250
‫می‌خواستی چه حسی داشته باشم؟

1367
01:39:58,292 --> 01:40:00,667
‫ظاهراً هنوز ازم دلگیری.

1368
01:40:00,708 --> 01:40:03,208
‫به امید این اومدم که حداقل...

1369
01:40:03,250 --> 01:40:04,583
‫یه‌خرده بخشنده‌تر شده باشی.

1370
01:40:04,625 --> 01:40:08,417
‫اگه من جوری باهات رفتار می‌کردم،
‫که تو باهام رفتار کردی،

1371
01:40:08,458 --> 01:40:10,333
‫چقدر بخشندگی نشون می‌دادی؟

1372
01:40:11,875 --> 01:40:14,333
‫تازه، بماند که وقتی رژه تموم شد،

1373
01:40:14,375 --> 01:40:15,768
‫باید اونقدری شعور داشته باشی،

1374
01:40:15,792 --> 01:40:17,458
‫که بفهمی دیگه جزوی ازش نیستی.

1375
01:40:17,500 --> 01:40:19,125
‫می‌خواستم عذرخواهی کنم.

1376
01:40:19,167 --> 01:40:21,750
‫ولی سی سال دیر اومدی!

1377
01:40:27,167 --> 01:40:28,917
‫نمی‌شه دوباره آشتی کنیم؟

1378
01:40:29,792 --> 01:40:30,792
‫نه.

1379
01:40:32,750 --> 01:40:36,625
‫زمانی خیلی واسم مهم بودی،
‫ولی الآن پشیزی اهمیت نداری.

1380
01:40:36,667 --> 01:40:38,208
‫- زیگ...
‫- نمی‌خواد با چرب‌زبونی،

1381
01:40:38,250 --> 01:40:40,833
‫جوری قلمداد کنی انگار مسئلۀ کم‌اهمیتیه.

1382
01:40:40,875 --> 01:40:42,917
‫می‌شه بعداً ببینمت؟ مثلاً لندن؟

1383
01:40:42,958 --> 01:40:44,292
‫نه‌خیر!

1384
01:40:45,083 --> 01:40:46,500
‫دیگه زیاد نمی‌رم لندن.

1385
01:40:59,250 --> 01:41:00,875
‫جورج چطوره؟

1386
01:41:02,792 --> 01:41:03,792
‫جوان.

1387
01:41:04,833 --> 01:41:06,083
‫پرنشاط.

1388
01:41:06,125 --> 01:41:07,875
‫مثل باقی بچه‌های دنیاست.

1389
01:41:07,917 --> 01:41:09,917
‫بدترین خصوصیات پدر و مادرش رو به ارث برده.

1390
01:41:11,417 --> 01:41:13,208
‫از فضیلت‌هاشون چی به ارث برده؟

1391
01:41:13,250 --> 01:41:15,125
‫با فضیلت‌هاشون هم نفرین شده.

1392
01:41:19,542 --> 01:41:22,000
‫من...

1393
01:41:23,583 --> 01:41:25,708
‫...خیلی تنهام، زیگی.

1394
01:41:26,625 --> 01:41:28,125
‫داری عذاب می‌کشی؟

1395
01:41:29,083 --> 01:41:30,708
‫خدا کنه این‌جوری باشه.

1396
01:41:32,708 --> 01:41:34,208
‫جورج ذهنیت مستقلی داره،

1397
01:41:34,250 --> 01:41:36,875
‫که گاهی‌اوقات زیگفرید هم ازش جا می‌خوره.

1398
01:41:36,917 --> 01:41:38,542
‫اسمش استقلال نیست، بلکه اراده‌ست.

1399
01:41:45,458 --> 01:41:46,917
‫باز کی مرده؟

1400
01:41:46,958 --> 01:41:48,750
‫همه‌مون مردیم.

1401
01:41:48,792 --> 01:41:51,292
‫جورج، کاش سمت پیپ کشیدن نمی‌رفتی.

1402
01:41:51,333 --> 01:41:53,000
‫انگاری پیپ داره تو رو می‌کشه.

1403
01:41:53,042 --> 01:41:54,875
‫پیرمرد زبون‌باز.

1404
01:41:54,917 --> 01:41:56,667
‫لطف می‌کنی بذاریش کنار.

1405
01:41:57,500 --> 01:41:58,500
‫چای می‌خوری، عزیزم؟

1406
01:41:59,250 --> 01:42:00,708
‫نه، دستت درد نکنه مادر.

1407
01:42:04,625 --> 01:42:06,125
‫بابت چای ممنون.

1408
01:42:07,333 --> 01:42:08,750
‫جورج تا بیرون همراهیت می‌کنه.

1409
01:42:11,917 --> 01:42:14,625
‫- خدانگهدار.
‫- خداحافظ.

1410
01:42:21,792 --> 01:42:23,917
‫مثل همیشه تودل‌برو.

1411
01:42:23,958 --> 01:42:25,726
‫ولی هنوز توی حرف زدنش
‫بدخواهی حس می‌شه،

1412
01:42:25,750 --> 01:42:26,750
‫که از قدیم‌الایام همین بوده.

1413
01:42:28,208 --> 01:42:30,292
‫زیگفرید، گاهی اوقات انسانی‌تره...

1414
01:42:30,333 --> 01:42:32,167
‫که آدم جای صداقت، مهربانی رو انتخاب کنه.

1415
01:42:33,542 --> 01:42:36,208
‫طرف مدام حسادت من رو تحریک می‌کرد.

1416
01:42:36,250 --> 01:42:38,417
‫مثل مرگ تدریجی بود.

1417
01:42:40,708 --> 01:42:42,833
‫یادمه بهم گفته بود هیچکس مثل تو نیست.

1418
01:42:44,792 --> 01:42:49,000
‫آدم فقط برای کسی که ازش متنفره،
‫موجود منحصر به‌فردیه.

1419
01:42:50,958 --> 01:42:53,792
‫واسه شام میای خونۀ مادرم؟

1420
01:42:53,833 --> 01:42:56,250
‫اگه دست خودش بود که
‫حتی خدا رو هم دعوت می‌کرد.

1421
01:42:58,792 --> 01:43:00,750
‫نسبت به چنین مشتقاتی
‫احساس راحتی نمی‌کنم.

1422
01:43:02,208 --> 01:43:03,268
‫اصلاً آدم روشن‌فکری نیستم،

1423
01:43:03,292 --> 01:43:05,083
‫از قضاء خیلی هم افکار طاقت‌فرسایی دارم.

1424
01:43:06,583 --> 01:43:09,375
‫توروخدا بیا دیگه.

1425
01:43:10,625 --> 01:43:13,042
‫مکس بیربوم گفته شاید به صرف نوشیدنی بیاد.

1426
01:43:13,708 --> 01:43:15,375
‫هوم...

1427
01:43:15,417 --> 01:43:18,000
‫دیگه اصلاً زشته که نیام.

1428
01:43:18,042 --> 01:43:19,792
‫حیفه شایعات دلپذیر مکس رو نشنوم.

1429
01:43:21,875 --> 01:43:23,833
‫می‌دونستی...

1430
01:43:23,875 --> 01:43:25,875
‫یک بار درمورد تی‌اس الیوت گفته بود:

1431
01:43:25,917 --> 01:43:27,792
‫«تام بی‌چاره‌ای که یک گوشه نشسته و...

1432
01:43:27,833 --> 01:43:30,703
‫واسه خودش کنسرو ساردین خالی رو
‫تجزیه و تحلیل می‌کنه.»

1433
01:43:33,000 --> 01:43:35,500
‫خب، بیشتر معطل کنی دیرت می‌شه.

1434
01:43:35,542 --> 01:43:37,750
‫منم برم سراغ بیدخوردگی‌های لباس پلوخوریم.

1435
01:43:58,083 --> 01:44:00,083
‫زیاد دلتنگم نشین‌ها، باشه؟

1436
01:44:00,125 --> 01:44:01,583
‫خداحافظ!

1437
01:44:02,333 --> 01:44:04,083
‫خداحافظ عشق‌های من!

1438
01:44:34,125 --> 01:44:35,375
‫خوش‌آمدگویی نمی‌کنی؟

1439
01:44:37,583 --> 01:44:38,792
‫قربون‌صدقه نمی‌ری؟

1440
01:44:40,958 --> 01:44:44,125
‫حتی نمی‌گی «وحشتناک خوشگل شدی، استیون»؟

1441
01:44:49,917 --> 01:44:52,750
‫قراره کلاً توی سکوت رفتار کنی؟

1442
01:44:52,792 --> 01:44:55,833
‫یا قراره ادامۀ این گفت‌گو رو...

1443
01:44:55,875 --> 01:44:58,083
‫کاملاً با خط بریلی انجام بدیم؟

1444
01:44:58,125 --> 01:45:00,458
‫«مراقب خشم مرد صبور باش.»

1445
01:45:00,500 --> 01:45:01,583
‫کی اینو گفته؟

1446
01:45:03,292 --> 01:45:04,708
‫گمونم جملۀ کنفوسیوس بود.

1447
01:45:07,625 --> 01:45:10,000
‫زمانی که هنوز خشمگین نبود.

1448
01:45:10,042 --> 01:45:13,542
‫خب، اگه قراره واسم نطق‌های عمیق بکنی،

1449
01:45:13,583 --> 01:45:16,625
‫می‌شه برای جایزه واسم
‫ترانۀ «رودخانۀ پیرمرد» رو بذاری؟

1450
01:45:17,458 --> 01:45:19,125
‫بایرن چه خبر بود؟

1451
01:45:19,625 --> 01:45:21,625
‫مثل بایرن بود.

1452
01:45:21,667 --> 01:45:23,500
‫مهمون‌هات زیاد پیشت موندن؟

1453
01:45:24,042 --> 01:45:25,958
‫اونقدری که می‌خواستم موندن.

1454
01:45:26,000 --> 01:45:27,417
‫دیگه چیکارها کردی، استیون؟

1455
01:45:28,708 --> 01:45:30,625
‫جز اینکه مدام سرفه کردی؟

1456
01:45:31,458 --> 01:45:34,625
‫من... به قول گفتنی:

1457
01:45:35,875 --> 01:45:38,833
‫به معنی واقعی زندگی کردم.

1458
01:45:38,875 --> 01:45:41,167
‫- سه نفری با هم؟
‫- بله.

1459
01:45:41,208 --> 01:45:43,375
‫گمونم بهش می‌گن مقاربت سه‌نفره.

1460
01:45:43,417 --> 01:45:45,625
‫- مهمونی جنسی هم می‌گن.
‫- آره.

1461
01:45:45,667 --> 01:45:50,958
‫احتمالاً این اصطلاح درست‌تر باشه.
‫ولی جزئیاتش دیگه بماند.

1462
01:45:51,000 --> 01:45:53,375
‫تو که می‌دونی من چقدر توی این مسائل محتاطم.

1463
01:45:56,667 --> 01:46:01,667
‫کلاغ‌ها خبر رسوندن زیاد می‌ری پیش هستر گتی.

1464
01:46:01,708 --> 01:46:03,792
‫درواقع هستر گتی زیاد پیش من میاد.

1465
01:46:04,833 --> 01:46:06,583
‫کم‌کم داره واسم روشن می‌شه.

1466
01:46:08,083 --> 01:46:10,958
‫که جدیداً چقدر مرموز شدی.

1467
01:46:11,708 --> 01:46:13,333
‫نکنه حسودی می‌کنی؟

1468
01:46:13,375 --> 01:46:14,833
‫معلومه که نمی‌کنم.

1469
01:46:16,167 --> 01:46:18,167
‫الآن دیگه می‌تونیم با هم
‫کارهای دخترونه بکنیم.

1470
01:46:19,333 --> 01:46:21,208
‫عین مدرسۀ دخترونه رودین.

1471
01:46:25,083 --> 01:46:26,750
‫با هم رابطه داشتین؟

1472
01:46:26,792 --> 01:46:28,667
‫نه.

1473
01:46:28,708 --> 01:46:31,125
‫رابطۀ ما همونقدر که عمیقه،
‫همونقدر هم آداب و نزاکت داره.

1474
01:46:33,583 --> 01:46:36,750
‫حتی واسه خودم چند تا پیژامۀ سرسنگین گرفتم.

1475
01:46:36,792 --> 01:46:37,851
‫می‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

1476
01:46:37,875 --> 01:46:39,625
‫آره، گمونم احتمالاً بکنم.

1477
01:46:39,667 --> 01:46:41,958
‫مطمئنم شریک زندگی رذلی می‌شی، زیگی.

1478
01:46:42,000 --> 01:46:45,375
‫شاید بشم، ولی استادم خودت بودی.

1479
01:46:45,417 --> 01:46:47,958
‫داری بدجوری خطر می‌کنی.

1480
01:46:48,000 --> 01:46:49,760
‫من همون خطری رو می‌کنم
‫که توی رابطه‌ام با تو کردم،

1481
01:46:49,792 --> 01:46:52,917
‫از اون که بدتر نمی‌شه، شاید حتی بهترم بود.

1482
01:46:52,958 --> 01:46:56,458
‫از الآن سال‌های زندگیتون جلوی چشممه.

1483
01:46:56,500 --> 01:46:59,333
‫زندگی پر از سکوت و بی‌اشتیاقی.

1484
01:46:59,375 --> 01:47:02,375
‫با فنجون شکلات داغ‌های زورکی
‫که قبل خواب می‌خورید.

1485
01:47:03,625 --> 01:47:06,292
‫آها، یادم رفت بگم.

1486
01:47:06,333 --> 01:47:08,167
‫از اونجا که قصد داریم همینجا بمونیم،

1487
01:47:08,208 --> 01:47:10,417
‫قراره دیگه واسه اینجا اجاره ندم.

1488
01:47:11,833 --> 01:47:14,667
‫نمی‌خواستم الکی بی‌خبر بذارمت.

1489
01:47:14,708 --> 01:47:18,833
‫ولی خونه که پیدا کردیم، تو هم مجبوری بری.

1490
01:47:18,875 --> 01:47:20,625
‫تقریباً عین تهدید گفتی.

1491
01:47:20,667 --> 01:47:22,500
‫پس شاید تقریباً تهدیده.

1492
01:47:22,542 --> 01:47:23,684
‫پس می‌خوای بدن کوچولوی...

1493
01:47:23,708 --> 01:47:27,417
‫یه پسر بچه رو بندازی
‫توی برف و سرمای خیابون؟

1494
01:47:27,458 --> 01:47:29,125
‫نه، الآن که نمی‌ندازم.

1495
01:47:30,750 --> 01:47:33,042
‫صبر می‌کنیم هوا گرم بشه.

1496
01:47:42,792 --> 01:47:44,750
‫قبل اینکه برم چیزی نمی‌خوایید؟

1497
01:47:44,792 --> 01:47:45,792
‫نه.

1498
01:47:53,958 --> 01:47:56,500
‫رسیدم اسکاتلند واست نامه می‌نویسم.

1499
01:48:00,500 --> 01:48:01,958
‫گفتم رسیدم اسکاتلند...

1500
01:48:02,000 --> 01:48:04,208
‫شنیدم چی گفتی، حواسم به رادیوئه.

1501
01:48:09,708 --> 01:48:11,792
‫- تماس بگیرم؟
‫- نه!

1502
01:48:24,583 --> 01:48:25,917
‫قطارت ساعت چنده، مادر؟

1503
01:48:25,958 --> 01:48:27,833
‫یک ساعت دیگه‌ست.

1504
01:48:27,875 --> 01:48:29,715
‫کلی وقت داریم برسیم ایستگاه.

1505
01:48:37,000 --> 01:48:38,417
‫بعداً میام دنبالت.

1506
01:48:45,333 --> 01:48:49,500
‫یادت نره، با عجله ازدواج کردن
‫همیشه پشیمونی داره.

1507
01:48:50,583 --> 01:48:52,208
‫خیلی جا خوردم خودت ازدواج کردی،

1508
01:48:52,250 --> 01:48:54,792
‫که دقیقاً هم علتش همین بود.

1509
01:48:54,833 --> 01:48:56,333
‫حالا نوبت منه جا بخورم.

1510
01:49:04,750 --> 01:49:06,790
‫از این کارم مقداری تعجب کردین، نه؟

1511
01:49:10,292 --> 01:49:13,542
‫- عاقد کیه؟
‫- کنون گی.

1512
01:49:13,583 --> 01:49:15,000
‫آها.

1513
01:49:19,375 --> 01:49:22,500
‫معذرت می‌خوام، لارنس،
‫با گلن بایم شاو آشنا شدی؟

1514
01:49:22,542 --> 01:49:24,167
‫گلن ایشون تی‌ای لارنس هستن.

1515
01:49:25,792 --> 01:49:26,958
‫لارنس عربستان؟

1516
01:49:27,000 --> 01:49:28,542
‫اخیراً که اونجا نبودم.

1517
01:49:30,917 --> 01:49:32,542
‫واقعاً از تصمیمت مطمئنی؟

1518
01:49:35,667 --> 01:49:36,667
‫گمونم باشم.

1519
01:49:37,750 --> 01:49:40,375
‫در نهایت، ما چند نفر...

1520
01:49:40,417 --> 01:49:43,417
‫عده‌ای خوشبخت هستیم
‫که برون‌ازدواجی کردیم.

1521
01:49:43,458 --> 01:49:45,417
‫ای خدا، الآن این یعنی چی؟

1522
01:49:45,458 --> 01:49:48,333
‫یعنی با کسی ازدواج کردیم
‫که از گروه یا قبیلۀ خودمون نبودن.

1523
01:49:48,375 --> 01:49:50,882
‫متخصص این هستی کلماتی استفاده کنی
‫که هیچ‌کس بلد نیست؟

1524
01:49:50,907 --> 01:49:53,490
‫بله، این شکلی می‌رم رو مخ کسایی...

1525
01:49:53,515 --> 01:49:55,390
‫که معنی «برون‌همسری» رو نمی‌دونن.

1526
01:50:01,583 --> 01:50:02,792
‫ترتیب موسیقی مراسم رو دادین؟

1527
01:50:04,000 --> 01:50:05,542
‫نه.

1528
01:50:05,583 --> 01:50:07,750
‫عه، چه حیف شد.

1529
01:50:07,792 --> 01:50:10,250
‫می‌گفتم کاش موسیقی انگلیسی
‫و غم‌انگیزی ترتیب بدن.

1530
01:50:23,833 --> 01:50:24,833
‫تو واسه چی اومدی؟

1531
01:50:26,208 --> 01:50:27,417
‫هستر دعوتم کرد.

1532
01:50:36,500 --> 01:50:38,292
‫ساقدوشش منم.

1533
01:50:39,958 --> 01:50:42,250
‫پیمانی که با یکدیگر می‌بندید،

1534
01:50:42,292 --> 01:50:45,208
‫در حضور خداوند با یکدیگر پیوند می‌خورند.

1535
01:50:45,250 --> 01:50:47,417
‫خداوندی که قاضی عالی‌مقام،

1536
01:50:47,458 --> 01:50:51,292
‫و آگاه به اسرار قلب‌هایمان است.

1537
01:50:51,333 --> 01:50:55,083
‫بدین ترتیب، اگر هر یک از شما دلیلی برای...

1538
01:50:55,125 --> 01:50:57,792
‫عدم ازدواج قانونی خود می‌دانید،

1539
01:50:57,833 --> 01:51:00,792
‫بایستی در همین لحظه اعلام کنید.

1540
01:51:30,625 --> 01:51:31,625
‫حالت چطوره؟

1541
01:51:34,333 --> 01:51:35,833
‫صرفاً خسته‌ام.

1542
01:51:39,708 --> 01:51:41,125
‫چیزی می‌خوای واست بیارم؟

1543
01:51:58,000 --> 01:51:59,833
‫اسمی به ذهنت رسید؟

1544
01:52:01,167 --> 01:52:02,167
‫نه.

1545
01:52:06,625 --> 01:52:08,833
‫داشتم فکر می‌کردم
‫اسمش رو بذاریم جورج.

1546
01:52:11,250 --> 01:52:12,250
‫آره.

1547
01:52:19,167 --> 01:52:21,167
‫کل آیندۀ من بهش وابسته‌ست.

1548
01:52:24,500 --> 01:52:26,375
‫یه زمان این حرف رو به من می‌زدی.

1549
01:52:34,958 --> 01:52:36,167
‫می‌خوای بغلش کنی؟

1550
01:52:38,250 --> 01:52:41,083
‫♪ تمام خانه‌ها را کرایه کرده بودند ♪

1551
01:52:41,125 --> 01:52:45,250
‫♪ این شد که من خانه‌ای برای خود ساختم ♪

1552
01:52:45,292 --> 01:52:49,250
‫♪ دلبندم، این خانه واحۀ معشوق است ♪

1553
01:52:49,292 --> 01:52:53,958
‫♪ که درش زندگی همچون
‫جست‌جویی طاقت‌فرسا است ♪

1554
01:52:54,000 --> 01:52:55,708
‫واقعاً خوشحالم.

1555
01:52:57,292 --> 01:52:59,125
‫دلیلش هم توی بغلمه.

1556
01:53:02,458 --> 01:53:04,833
‫♪ جای دنجی‌ست برای پنهان شدن ♪

1557
01:53:04,875 --> 01:53:06,875
‫♪ تا که درش کنار یکدیگر زندگی کنیم ♪

1558
01:53:06,917 --> 01:53:10,500
‫♪ کاری کن این رویا محقق شود ♪

1559
01:53:13,167 --> 01:53:17,125
‫♪ تصور کن روی پایت نشسته‌ام ♪

1560
01:53:17,167 --> 01:53:21,250
‫♪ که دو فنجان برای دو نفر،
‫و دو نفر برای دو فنجان ♪

1561
01:53:21,292 --> 01:53:25,542
‫♪ که من برای تو، و تو برای من ♪

1562
01:53:25,583 --> 01:53:30,000
‫♪ تک و تنها هستیم ♪

1563
01:53:30,042 --> 01:53:33,792
‫♪ در نزدیکی‌مان کسی نیست،
‫که ما را ببیند یا صدایمان را بشنود ♪

1564
01:53:33,833 --> 01:53:37,750
‫♪ نه مهمانِ دوست و اقوام داریم،
‫نه آخر هفته و تعطیلات ♪

1565
01:53:37,792 --> 01:53:39,875
‫♪ دلبندم، شمارۀ خانه‌مان را... ♪

1566
01:53:39,917 --> 01:53:46,000
‫♪ به احدی نخواهیم داد ♪

1567
01:53:46,042 --> 01:53:50,083
‫♪ سپیده‌دم می‌شود و من بیدار می‌شوم ♪

1568
01:53:50,125 --> 01:53:54,125
‫♪ و برایت کیک و شیرینی درست می‌کنم ♪

1569
01:53:54,167 --> 01:54:01,167
‫♪ که همراه خود ببری و
‫جلوی همکارانت پز بدهی ♪

1570
01:54:02,458 --> 01:54:06,542
‫♪ فرزندانی بزرگ خواهیم کرد ♪

1571
01:54:06,583 --> 01:54:10,667
‫♪ پسری برای تو، و دختری برای من ♪

1572
01:54:10,708 --> 01:54:13,208
‫♪ آخ، مگر نمی‌بینی... ♪

1573
01:54:13,250 --> 01:54:20,250
‫♪ که چقدر خوشبخت خواهیم شد؟ ♪

1574
01:54:24,125 --> 01:54:26,292
‫چه زیباست آسمان آبی.

1575
01:54:27,292 --> 01:54:29,750
‫بالا می‌روند لیوان‌هایمان.

1576
01:54:30,792 --> 01:54:33,000
‫باشد که در این راه، امیدی باشد.

1577
01:54:34,083 --> 01:54:36,375
‫آسمان بارید، هرچند که دیروز بود.

1578
01:54:37,375 --> 01:54:39,375
‫شاید فردا باری دیگر ببارد.

1579
01:54:40,500 --> 01:54:42,792
‫این سرزمین به بارشش محتاج است.

1580
01:54:44,625 --> 01:54:46,750
‫و منی که در کنار مردگان ایستاده‌ام.

1581
01:54:48,292 --> 01:54:50,375
‫آنگاه که سینه‌ام را نفسی نیست،

1582
01:54:50,417 --> 01:54:53,000
‫از آسمان به دیدنم بیا.

1583
01:54:53,042 --> 01:54:55,542
‫که در میان طبل کوبندۀ مرگ،

1584
01:54:55,583 --> 01:54:57,458
‫راه فرارم را با قدم‌های نامتعادل طی می‌کنم،

1585
01:54:58,792 --> 01:55:01,458
‫تا که دری به سوی صحبی دیگر پیدا کنم،

1586
01:55:01,500 --> 01:55:03,458
‫که شاید بتوانم در هوای سپیده‌دم،

1587
01:55:03,500 --> 01:55:05,208
‫در دره‌ای کم‌نور،

1588
01:55:05,250 --> 01:55:08,417
‫مملو از زمزمۀ درختان،
‫باری دیگر هوایی را تنفس کنم.

1589
01:55:09,917 --> 01:55:12,667
‫در حالی که سحر در حاشیۀ افق شب،

1590
01:55:12,708 --> 01:55:14,375
‫در دریاچه‌های آتش جاریست،

1591
01:55:15,458 --> 01:55:17,542
‫از تپۀ درخشان بهشت پایین بیا،

1592
01:55:17,583 --> 01:55:19,250
‫ای مقصود ترانۀ من.

1593
01:55:20,750 --> 01:55:22,250
‫ای دلبند وفادارم،

1594
01:55:22,292 --> 01:55:25,542
‫به روح من بیاموز که در
‫گلزارهایی بیدار شود،

1595
01:55:25,583 --> 01:55:27,292
‫که با گل‌هایی که درخشانند،

1596
01:55:27,333 --> 01:55:30,625
‫مسیرم را به سمت و سوی تو پر کرده‌ باشند.

1597
01:55:31,875 --> 01:55:33,625
‫در نگاه چشمانت،

1598
01:55:33,667 --> 01:55:36,958
‫بیداری مغلوب روزگارم را نشانم ده.

1599
01:55:37,000 --> 01:55:41,042
‫بی‌صدا در آن سکوت تمام‌عیارت در باغی سبز،

1600
01:55:41,083 --> 01:55:44,000
‫از بهشت به نزد من بیا و در چشمانت،

1601
01:55:44,042 --> 01:55:47,292
‫سوغات یادآور زیبایی‌هایی که
‫در دنیا بوده است را برایم بیاور،

1602
01:55:47,333 --> 01:55:50,292
‫و فترت حوض‌های بهشت را نشانم ده.

1603
01:55:55,125 --> 01:55:57,000
‫برخیز،

1604
01:55:57,042 --> 01:56:00,958
‫برخیز از میان صدای گرفتۀ مردگان.

1605
01:56:10,667 --> 01:56:12,125
‫می‌خوای کل روز،

1606
01:56:12,167 --> 01:56:13,375
‫همین‌جوری ساکت بمونی؟

1607
01:56:20,667 --> 01:56:22,292
‫علت اینکه آوردمت لندن،

1608
01:56:22,333 --> 01:56:23,559
‫این بود که نگران حالت بودم!

1609
01:56:23,583 --> 01:56:26,417
‫- من خوبم.
‫- اصلاً هم نیستی!

1610
01:56:26,458 --> 01:56:28,792
‫تو خونه‌ات نه یه لقمه پیدا می‌شه،
‫نه شومینه و بخاری!

1611
01:56:28,833 --> 01:56:31,708
‫عین کشیش‌های پروتستانی
‫واسه خودت نشستی توی تاریکی!

1612
01:56:31,750 --> 01:56:34,500
‫- خودم از پس زندگیم بر میام!
‫- اصلاً هم نمیای!

1613
01:56:42,292 --> 01:56:45,042
‫اگه می‌خوای اوقات‌تلخی کنی،
‫من می‌رم طبقۀ بالا.

1614
01:56:46,542 --> 01:56:54,250
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1615
01:56:55,750 --> 01:56:57,625
‫اون خزعبل رو خاموش کن!

1616
01:56:57,667 --> 01:57:00,667
‫هرکاری دلم بخواد می‌کنم!
‫خونۀ خودمه!

1617
01:57:00,708 --> 01:57:03,083
‫- موسیقی خودمه!
‫- این اسمش موسیقی نیست!

1618
01:57:03,125 --> 01:57:05,500
‫یک مشت چرندیات تبلیغاتیه،

1619
01:57:05,542 --> 01:57:09,083
‫که آدم‌های احمق، برای مخاطبان احمق می‌سازن!

1620
01:57:09,125 --> 01:57:11,208
‫آخ، انقدر متعصب نباش!

1621
01:57:35,208 --> 01:57:36,417
‫ارقام رسمی کشته‌شدگانی...

1622
01:57:36,458 --> 01:57:39,792
‫که در زمان جنگ جهانی اول از دنیا رفتند:

1623
01:57:39,833 --> 01:57:42,583
‫بریتانیای کبیر و مهاجرنشینانش:

1624
01:57:42,625 --> 01:57:47,833
‫1,225,914 تن.

1625
01:57:48,667 --> 01:57:55,500
‫فرانسه: 1,697,798 تن.

1626
01:57:56,333 --> 01:58:03,708
‫آلمان: 2,476,897 تن.

1627
01:58:03,750 --> 01:58:10,708
‫اتریش-مجارستان: 1,567,202 تن.

1628
01:58:11,625 --> 01:58:17,458
‫روسیه: 3,311,251 تن.

1629
01:58:22,667 --> 01:58:26,250
‫این آمار و ارقامِ فاجعه‌ست.

1630
01:58:26,292 --> 01:58:32,042
‫همچنان از دعای سحر، تا دعای شب،
‫زندگی به آرامی می‌گذرد.

1631
01:58:51,917 --> 01:58:53,875
‫مشغول افکار عمیق بودی؟

1632
01:58:53,917 --> 01:58:55,042
‫نه.

1633
01:58:57,333 --> 01:58:58,542
‫با افکار پیش‌پاافتاده‌ام نشسته بودم.

1634
01:59:01,583 --> 01:59:06,000
‫سعی می‌کردم رفتار نامتعارف بقیه رو درک کنم.

1635
01:59:13,333 --> 01:59:14,542
‫کلی آدم مردن؛

1636
01:59:20,167 --> 01:59:21,208
‫کلی آدم.

1637
01:59:27,167 --> 01:59:29,333
‫اکثر مردم در لحظه زندگی می‌کنن،

1638
01:59:29,375 --> 01:59:30,875
‫ولی تو برای ابدیت زندگی می‌کنی.

1639
01:59:30,917 --> 01:59:32,625
‫- چنین حرفی نزن.
‫- چرا نزنم؟

1640
01:59:32,667 --> 01:59:34,147
‫چون می‌ترسم باورش کنم.

1641
01:59:45,542 --> 01:59:47,708
‫ولی بد نمی‌شد آدم سرشناسی بشم.

1642
01:59:49,292 --> 01:59:52,667
‫که از طریقی بابت اشعارم شناخته بشم.

1643
01:59:56,125 --> 02:00:01,500
‫الیوت نشان لیاقت و جایزۀ نوبل برد.

1644
02:00:03,500 --> 02:00:06,542
‫منم مجبور بودم به جایزۀ شعر ملکه بسنده کنم.

1645
02:00:12,083 --> 02:00:16,500
‫ولی بد نمی‌شد اسمم بشه:
‫«سر زیگفرید ساسون».

1646
02:00:17,833 --> 02:00:20,917
‫- هرچند خیلی واج‌آرایی «س» داره.
‫- آخه بابا.

1647
02:00:23,833 --> 02:00:27,458
‫چرا تو انقدر شیفتۀ این
‫آرمان‌شهر خیالی روریتانی هستی؟

1648
02:00:29,625 --> 02:00:31,000
‫بزرگترین استدلال علیه...

1649
02:00:31,042 --> 02:00:32,750
‫مقام شوالیه‌ای که به زنان و مردان می‌دن،

1650
02:00:34,083 --> 02:00:36,500
‫خود اون کسانی هستن که
‫این مقام رو دریافت کردن.

1651
02:00:42,375 --> 02:00:44,833
‫چرا از دنیای امروزی متنفری، پدر؟

1652
02:00:44,875 --> 02:00:46,500
‫چون از من خیلی جوان‌تره.

1653
02:00:47,750 --> 02:00:50,333
‫خب، الآن باید بری حموم و لباس عوض کنی.

1654
02:00:51,750 --> 02:00:53,417
‫قرار بود بریم تئاتر، یادت رفته؟

1655
02:00:54,292 --> 02:00:55,333
‫مجبورم بیام؟

1656
02:00:55,375 --> 02:00:57,292
‫آره، قول دادی دیگه.

1657
02:00:58,542 --> 02:01:01,083
‫تازه‌شم، موسیقی موزون و بامزه‌ای داره.

1658
02:01:02,292 --> 02:01:04,250
‫حتی شاید به دل تو هم بشینه.

1659
02:01:09,958 --> 02:01:11,083
‫ببخشید سرت داد زدم.

1660
02:01:12,833 --> 02:01:14,792
‫منم... معذرت می‌خوام.

1661
02:01:20,583 --> 02:01:21,875
‫آشتی؟

1662
02:01:24,750 --> 02:01:26,125
‫آشتی.

1663
02:01:33,292 --> 02:01:36,167
‫♪ مادرم گفته بود که هیچ‌وقت نباید ♪

1664
02:01:36,208 --> 02:01:39,125
‫♪ با اون پسرک توی جنگل بازی کنم ♪

1665
02:01:39,167 --> 02:01:41,708
‫♪ اگر بازی می‌کردم، بهم می‌گفت: ♪

1666
02:01:41,750 --> 02:01:45,417
‫♪ «دختر کوچولوی سرکش» ♪

1667
02:01:48,833 --> 02:01:51,083
‫♪ من دختر زیبای کلیشه‌ای انگلیسی هستم، ♪

1668
02:01:51,125 --> 02:01:54,083
‫♪ از نسلی انگلیسی و کلیشه‌ای، ♪

1669
02:01:54,125 --> 02:01:59,292
‫♪ با دودمانی آنگلوساکسونی و کلیشه‌ای ♪

1670
02:01:59,333 --> 02:02:04,583
‫♪ مثل دیگر دختران انگلیسی و کلیشه‌ای ♪

1671
02:02:04,625 --> 02:02:09,167
‫♪ در فرهنگسرای دخترانه‌ای
‫کلیشه‌ای و انگلیسی تحصیل کرده‌ام ♪

1672
02:02:12,333 --> 02:02:15,000
‫♪ من تنیس انگلیسی و کلیشه‌ای، ♪

1673
02:02:15,042 --> 02:02:17,500
‫♪ در باشگاهی انگلیسی
‫و کلیشه‌ای بازی می‌کنم ♪

1674
02:02:17,542 --> 02:02:22,708
‫♪ با تمایلی انگلیسی و کلیشه‌ای
‫به بازی منصفانه ♪

1675
02:02:22,750 --> 02:02:25,583
‫♪ کیک انگلیسی و کلیشه‌ای می‌خورم، ♪

1676
02:02:27,792 --> 02:02:29,500
‫♪ در کنار چای انگلیسی و کلیشه‌ایم، ♪

1677
02:02:29,542 --> 02:02:34,958
‫♪ آن هم در پایان هر روزی از
‫این عمر انگلیسی و کلیشه‌ایم ♪

1678
02:02:35,000 --> 02:02:40,250
‫♪ پدرم سرهنگ انگلیسی و کلیشه‌ایست ♪

1679
02:02:40,292 --> 02:02:44,042
‫♪ خانه‌مان در روستایی
‫انگلیسی و کلیشه‌ایست ♪

1680
02:02:45,583 --> 02:02:49,458
‫♪ من و مادرم کارت‌بازی‌های
‫انگلیسی و کلیشه‌ای بازی می‌کنیم، ♪

1681
02:02:49,500 --> 02:02:54,250
‫♪ در حالی که باران انگلیسی و
‫کلیشه‌ای از آسمان می‌بارد ♪

1682
02:02:55,542 --> 02:02:57,917
‫♪ با سگی پشمالوی انگلیسی و کلیشه‌ای، ♪

1683
02:02:57,958 --> 02:03:00,542
‫♪ که عاشق قدم‌زدن‌های
‫انگلیسی و کلیشه‌ایست ♪

1684
02:03:00,583 --> 02:03:04,583
‫♪ چرا که اطراف بوته‌ها، مملو از
‫درختان انگلیسی و کلیشه‌ایست ♪

1685
02:03:06,042 --> 02:03:08,167
‫♪ و اگر کسی از من بپرسد، ♪

1686
02:03:08,208 --> 02:03:11,042
‫♪ که احساسم نسبت به این
‫زندگی انگلیسی و کلیشه‌ایم چیست، ♪

1687
02:03:11,083 --> 02:03:15,875
‫♪ می‌گویم از چای انگلیسی
‫و کلیشه‌ایم زده شده‌ام ♪

1688
02:03:35,875 --> 02:03:37,500
‫تاکسی بگیریم؟

1689
02:03:42,917 --> 02:03:43,917
‫نه، پیاده می‌رم خونه.

1690
02:03:48,167 --> 02:03:49,917
‫مطمئنی؟

1691
02:03:49,958 --> 02:03:52,792
‫هوا داره خنک می‌شه.

1692
02:03:59,417 --> 02:04:00,417
‫ترجیح می‌دم پیاده برم.

1693
02:05:17,333 --> 02:05:19,333
‫شاید آخرین شعری که نوشتم
‫رضایتت رو جلب کنه.

1694
02:05:20,333 --> 02:05:21,875
‫اسمش ناتوانه.

1695
02:05:28,833 --> 02:05:29,917
‫یه‌کم دیگه میام دنبالت.

1696
02:05:29,958 --> 02:05:30,958
‫ممنون.

1697
02:05:33,708 --> 02:05:35,833
‫مرد بر صندلی چرخ‌داری نشسته بود؛

1698
02:05:35,875 --> 02:05:37,958
‫به انتظار خاموشی.

1699
02:05:38,000 --> 02:05:41,917
‫و می‌لرزید در کت و شلوار شومش، بدون پا،

1700
02:05:42,750 --> 02:05:44,500
‫که از زانو به بعدش نیست.

1701
02:05:46,042 --> 02:05:47,250
‫از سمت و سوی پارک،

1702
02:05:47,292 --> 02:05:50,542
‫صدای پسران جوانی را می‌شنوید
‫که برایش همچون سرودی غم‌انگیزند.

1703
02:05:50,583 --> 02:05:53,792
‫صدای بازی و سرگوشی دم غروبشان.

1704
02:05:53,833 --> 02:05:56,458
‫تا زمانی که خواب همانند
‫مادری دلسوز به دنبالش بیاید.

1705
02:05:57,708 --> 02:05:58,958
‫در همین ساعات بود،

1706
02:05:59,000 --> 02:06:00,833
‫که در قدیم این شهر، شاد و سرخوش بود.

1707
02:06:00,875 --> 02:06:03,833
‫با چراغانی که همچون گل
‫از درختان آبی‌رنگ آویزان بودند.

1708
02:06:03,875 --> 02:06:05,945
‫و دخترانی که با تاریک شدن هوا،

1709
02:06:05,970 --> 02:06:07,810
‫نگاه‌های عشوه‌گرانه می‌انداختند.

1710
02:06:08,902 --> 02:06:10,835
‫که دیگر آن دوران،

1711
02:06:11,597 --> 02:06:13,680
‫و زانوهایش را نخواهد دید.

1712
02:06:15,348 --> 02:06:19,640
‫اکنون دیگر دستانش دور کمر
‫باریک دختری نخواهند پیچید،

1713
02:06:19,769 --> 02:06:22,727
‫و گرمای مهربان دستانشان را حس نخواهد کرد.

1714
02:06:22,916 --> 02:06:26,416
‫رفتار دختران با او جوری‌ست
‫که انگار بیماری عجیبی دارد.

1715
02:06:28,390 --> 02:06:30,750
‫زمانی هنرمندی بود که مجذوب چهرۀ او بود.

1716
02:06:31,870 --> 02:06:34,328
‫چرا که همین پارسال بود،
‫که چهره‌اش جوان‌تر از سنش می‌زد.

1717
02:06:36,074 --> 02:06:41,241
‫اکنون که دیگر پیر شده است،
‫اکنون که کمرش رمق سابق را ندارد.

1718
02:06:41,354 --> 02:06:44,562
‫اکنون که در نقطه‌ای دور از اینجا
‫جوانی رنگارنگش را از دست داده.

1719
02:06:44,705 --> 02:06:47,455
‫جوانی‌اش را تا قطرۀ آخر،
‫درون حفره‌ای از برخورد خمپاره ریخته بود.

1720
02:06:47,512 --> 02:06:50,596
‫و گویی که نیمی از عمرش در آن جریان بود:

1721
02:06:50,637 --> 02:06:53,179
‫خون ارغوانی که از ران‌هایش فوران می‌کرد.

1722
02:06:54,754 --> 02:06:57,629
‫زمانی از رد خون روی پایش لذت می‌برد،

1723
02:06:57,805 --> 02:07:00,388
‫که پس از بازی فوتبال،
‫رفقان شانه‌هایش را می‌گرفتند تا راه برود.

1724
02:07:01,723 --> 02:07:04,432
‫یکی از همان روزهای فوتبالش بود،
‫که شدیداً مست کرد و...

1725
02:07:04,457 --> 02:07:06,374
‫خواست که جزو ارتش شود.

1726
02:07:06,401 --> 02:07:07,817
‫اکنون حسرت آن روز را می‌خورد.

1727
02:07:08,999 --> 02:07:11,578
‫شاید کسی به او گفته بود
‫که یونیفرم به تنش می‌آید.

1728
02:07:12,411 --> 02:07:13,870
‫شاید به این دلیل بود.

1729
02:07:14,059 --> 02:07:16,434
‫شاید هم برای جلب توجه
‫دختری به نام مگ بود.

1730
02:07:16,468 --> 02:07:18,468
‫بله، دلیلش این بود.

1731
02:07:18,518 --> 02:07:21,684
‫برای توجه دختران بی‌وفا و هوسباز بود
‫که در ارتش نام‌نویسی کرد.

1732
02:07:21,709 --> 02:07:23,584
‫مقامات که از خدایشان بود،

1733
02:07:23,609 --> 02:07:25,427
‫با لبخند دروغش را در برگه نوشتند:

1734
02:07:25,913 --> 02:07:27,913
‫«نوزده ساله».

1735
02:07:29,604 --> 02:07:33,104
‫به ندرت نگران آلمانی‌ها بود،
‫نگران جنایتشان بود،

1736
02:07:33,129 --> 02:07:35,379
‫اتریش نیز برایش اهمیتی نداشت.

1737
02:07:36,669 --> 02:07:39,128
‫و هنوز ترس از وحشت، به جانش نیفتاده بود.

1738
02:07:41,294 --> 02:07:44,520
‫فکرش پیش خنجر دسته‌نگینی‌اش در
‫جوراب چهارخانه‌اش بود؛

1739
02:07:44,545 --> 02:07:47,070
‫پیش احترام‌های نظامی تجملاتی،

1740
02:07:47,125 --> 02:07:48,492
‫پیش اسلحۀ در دستش،

1741
02:07:49,077 --> 02:07:51,945
‫پیش بازگشت به خانه و باقی ماندۀ حقوقش،

1742
02:07:52,071 --> 02:07:53,336
‫پیش روحیۀ رفقات،

1743
02:07:53,602 --> 02:07:55,641
‫و نصایح‌اش به سربازان آینده بود.

1744
02:07:57,492 --> 02:08:00,492
‫کمی بعد، با صدای طبل و هلهله
‫به خط مقدم اعزام شد.

1745
02:08:02,312 --> 02:08:04,883
‫زمانی که بازگشت چند نفر تشویقش کردند،

1746
02:08:04,985 --> 02:08:07,500
‫اما آن کجا و تشویق بعد از گل کجا؟

1747
02:08:08,458 --> 02:08:12,328
‫ولی فقط یک مرد که برایش میوه آورد،
‫بابت خدمتش تشکر کرد.

1748
02:08:12,505 --> 02:08:15,089
‫و سپس، جویای روح او شد.

1749
02:08:17,544 --> 02:08:21,378
‫اکنون این سرباز چند سالی را
‫در موسسات مختلف، بیمار خواهد گذراند.

1750
02:08:21,598 --> 02:08:24,723
‫و باید هر کاری که قوانین می‌گویند
‫برای سلامتی‌اش خوب است، انجام دهد،

1751
02:08:24,835 --> 02:08:27,252
‫و پذیرای ترحم دیگران باشد.

1752
02:08:28,609 --> 02:08:30,338
‫در این شب بود که متوجه شد نگاه زنان...

1753
02:08:30,363 --> 02:08:33,363
‫چگونه از او، به سمت مردانی
‫که کامل بودند معطوف شد.

1754
02:08:36,057 --> 02:08:38,223
‫چقدر سرد و  دیروقت شده است.

1755
02:08:39,792 --> 02:08:42,370
‫چرا کسی نمی‌آید تا کمک کند به تختش بازگردد؟

1756
02:08:44,578 --> 02:08:46,203
‫چرا کسی نمی‌آید؟

1757
02:08:49,700 --> 02:08:55,700
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
