WEBVTT

1
00:00:00.800 --> 00:00:15.800
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:17.300 --> 00:00:25.300
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

3
00:00:49.834 --> 00:00:52.094
یه فیلم جدید در بعضی از سینماهای
.کشور در حال اکرانه

4
00:00:52.118 --> 00:00:55.497
.اسم این یکی فیلم "بچه‌ها"ست
...به نظر یه فیلم خوب و معصومانه میاد

5
00:00:55.632 --> 00:00:59.017
ولی این فیلم "بچه‌ها" هیچ ربطی به
.معصومانه بودن نداره

6
00:01:02.574 --> 00:01:05.691
موقعی که این فیلم ترکوند رو یادم میاد»
«.و یه طوفان جنجالی حسابی به پا کرد

7
00:01:05.715 --> 00:01:06.925
«.واقعاً شوکه کننده بود»

8
00:01:07.238 --> 00:01:08.700
«!بی‌اندازه کلاسیک بود»

9
00:01:09.105 --> 00:01:10.315
«نقد و بررسی فیلم بچه‌ها محصول سال 1995»

10
00:01:10.474 --> 00:01:12.477
داستان نوجوون‌هایی که
،فکر و ذکرشون رابطه‌ی جنسی

11
00:01:12.557 --> 00:01:15.218
.خوردن مشروب، مواد زدن و بی‌هدف بودنه

12
00:01:15.400 --> 00:01:16.656
«.این بچه‌ها دیگه رو به تباهی رفتن»

13
00:01:16.680 --> 00:01:17.878
«.به خاطرهمین دلم بچه نمی‌خواد»

14
00:01:17.902 --> 00:01:19.034
«.نیویورک واقعاً می‌تونه حال به هم زن باشه»

15
00:01:19.058 --> 00:01:19.967
«****فقط یه شاهکار کی»

16
00:01:20.066 --> 00:01:21.361
«.این فیلم زندگیم رو عوض کرد»

17
00:01:21.437 --> 00:01:23.567
....یه فیلم عمیقاً تکون‌دهنده و دلخراشه

18
00:01:23.597 --> 00:01:25.194
.که واقعاً آدم حس می‌کنه واقعیه

19
00:01:25.263 --> 00:01:26.223
این واقعیه؟

20
00:01:26.247 --> 00:01:27.436
«.خیال می‌کردم مستنده»

21
00:01:27.460 --> 00:01:28.461
«.کارگردان فیلم بچه‌ها 1995»

22
00:01:28.485 --> 00:01:29.410
«جستجو»

23
00:01:29.434 --> 00:01:31.693
«لری کلارک - کارگردان فیلم بچه‌ها»
،من واقعاً با بچه‌ها صمیمی شدم
.به همدیگه اعتماد کردیم

24
00:01:31.717 --> 00:01:33.211
«.این یه بازگشت چشمگیر به دهه‌ی 90 بود»

25
00:01:33.235 --> 00:01:35.118
.پرفروش‌ترین فیلم ساله

26
00:01:35.232 --> 00:01:37.454
«.این فیلم مدونا رو به هم ریخت»

27
00:01:37.478 --> 00:01:39.802
بیش‌ترین فیلمی که امسال در موردش
.صحبت شده، فیلمیه به اسم بچه‌ها

28
00:01:39.826 --> 00:01:41.810
«از کجا بازیگرا رو پیدا کرده بودن؟»

29
00:01:43.169 --> 00:01:44.491
.نه، من اصلاً بازیگر نبودم

30
00:01:44.515 --> 00:01:46.388
تو پارک میدان واشنگتن
اسکیت‌بازی می‌کردم

31
00:01:46.412 --> 00:01:48.267
«.چه شخصیت‌های کثیفی»

32
00:01:48.366 --> 00:01:50.656
«والدین‌شون کجا بودن؟»

33
00:01:50.794 --> 00:01:52.431
«چه بلای کوفتی‌ای سر این بچه‌ها اومده؟»

34
00:01:54.318 --> 00:01:57.051
.اسم من همیلتون چانگو هریسه

35
00:01:57.168 --> 00:01:59.513
من همونی بودم که تو فیلم
.حشیش رو لول کردم

36
00:01:59.606 --> 00:02:03.760
«همیلتون هریس»
.فقط می‌تونم تجربه‌م رو واسه‌تون تعریف کنم

37
00:02:03.918 --> 00:02:07.260
،من تو نیویورک بزرگ شدم
.متولد نیویورکم

38
00:02:07.394 --> 00:02:08.989
.تو فقر و نداری بزرگ شدم

39
00:02:09.013 --> 00:02:10.336
«نیویورک - 1970»

40
00:02:10.360 --> 00:02:13.277
،وقتی میگم فقر
...فقط در مورد فقر

41
00:02:13.394 --> 00:02:16.588
از دیدگاه اقتصادی صحبت نمی‌کنم
...منظورم فقری

42
00:02:16.715 --> 00:02:20.565
.از دیدگاه روانی و عاطفیه

43
00:02:20.718 --> 00:02:22.134
...به خونه‌های سازمانی اسباب‌کشی کردیم

44
00:02:22.158 --> 00:02:24.448
...که واقعاً مثل نسخه‌ی مجللی

45
00:02:24.472 --> 00:02:26.088
.از ساختار زندانه

46
00:02:26.152 --> 00:02:28.374
...می‌دونید، شرایط تو کشوری بی‌رحمانه بود

47
00:02:28.398 --> 00:02:31.168
...که قرار بود آزاد و پذیرا باشه

48
00:02:31.192 --> 00:02:33.583
.و یه عالمه فرصت توش وجود داشته باشه

49
00:02:33.678 --> 00:02:36.559
.من اون فرصت‌های مادی رو تجربه نکردم

50
00:02:39.400 --> 00:02:41.434
.همه‌چی سوخت و خاکستر شد

51
00:02:42.357 --> 00:02:45.138
انگار که واقعاً تو اون سن کم
.به آخر خط رسیده بودم

52
00:02:45.717 --> 00:02:49.336
...پس کنار خانواده‌م از خواب بیدار شدم

53
00:02:49.480 --> 00:02:51.414
...بعد از نیمه‌شب بود و همه داشتن

54
00:02:51.438 --> 00:02:53.536
:در خونه‌ی همدیگه رو می‌زدن و می‌گفتن
...آتیش‌سوزی شده" و همه"

55
00:02:53.560 --> 00:02:55.598
به همدیگه کمک می‌کردن
.تا از ساختمون خارج بشن

56
00:02:56.517 --> 00:02:58.288
...چون ساختمون رو به آتیش کشیده بودن

57
00:02:58.312 --> 00:03:00.666
.تا پول بیمه رو بگیرن

58
00:03:00.760 --> 00:03:02.575
.قضیه کلاهبرداری بود

59
00:03:04.274 --> 00:03:06.833
بچه‌ها، انعطاف‌پذیرن
.سریع به مشکلات غلبه می‌کنن

60
00:03:07.998 --> 00:03:10.611
...تو بچگی تشک‌های کهنه و کج و کوله‌ای رو

61
00:03:10.715 --> 00:03:12.256
که دیگران دور انداخته بودن رو
...می‌کشیدیم بیرون و ازشون به عنوان

62
00:03:12.280 --> 00:03:14.080
تخته‌ی شیرجه استفاده می‌کردیم
.و روشون پشتک می‌زدیم

63
00:03:14.152 --> 00:03:17.734
پس همیشه یه راهی پیدا می‌کردیم
.تا از محدودیت‌مون یه چیز خلاقانه و ارزشمند بسازیم

64
00:03:17.877 --> 00:03:20.342
هر چی آدم بزرگ‌تر می‌شه
...واقعاً واسش سخت‌تر می‌شه

65
00:03:20.440 --> 00:03:24.161
.اون حالت مثبت بودن رو حفظ کنه

66
00:03:26.277 --> 00:03:29.508
برداشتی که
...به طور ناخودآگاه یادش گرفته بودم

67
00:03:29.637 --> 00:03:31.825
...در مورد فقیر و بدبخت بودن سیاه‌پوستان

68
00:03:31.912 --> 00:03:34.809
.و برتر بودن سفیدپوستان و موارد دیگه بود

69
00:03:35.560 --> 00:03:39.513
آخه چطور می‌شه همچین
طبقه‌بندی بزرگی رو درک کرد؟

70
00:03:41.877 --> 00:03:44.342
...یه چندتا مسیر بود که محیط

71
00:03:44.440 --> 00:03:48.091
،آدم رو به سمتش سوق می‌داد
.که آنچنان هم سالم نبودن

72
00:03:49.835 --> 00:03:52.411
و اگه آدم به قدرکافی
...باهوش باشه که متوجه‌ی جریان بشه

73
00:03:52.514 --> 00:03:54.785
.باید یه راهی واسه بیرون اومدن ازش پیدا کنه

74
00:03:59.240 --> 00:04:01.989
«.یه زمانی "بچه‌ها" بودیم»

75
00:04:04.200 --> 00:04:07.106
«نیویورک - 1980»

76
00:04:08.392 --> 00:04:10.614
وقتی کم کم جرئت پیدا کردم
...تا از محله بزنم بیرون

77
00:04:10.638 --> 00:04:12.402
.اسکیت‌بردهایی رو دور و برم می‌دیدم

78
00:04:12.472 --> 00:04:15.362
:پیش خودم می‌گفتم
.برگام، باحال به نظر می‌رسه

79
00:04:15.477 --> 00:04:18.188
:یکی از دوستام گفت
هی، چطوره همه‌مون اسکیت‌بُرد بگیریم؟

80
00:04:18.232 --> 00:04:19.456
چطوره همه‌مون اسکیت‌بُرد بگیریم؟

81
00:04:19.480 --> 00:04:22.979
منم گفتم: آره، بریم تو کارش
.بریم تو کارش

82
00:04:23.118 --> 00:04:26.156
می‌دونستم که نمی‌تونم
.یهویی اسکیت‌بُرد بگیرم

83
00:04:26.277 --> 00:04:28.659
غیرممکن بود
.چون خیلی گرون بود

84
00:04:28.754 --> 00:04:31.985
هر ماه به مدت شش ماه
...تک تک قطعاتش رو ‌گرفتم

85
00:04:32.114 --> 00:04:35.809
تا تونستم یه اسکیت‌بُرد کامل
.واسه خودم جور کنم

86
00:04:37.518 --> 00:04:40.288
.تموم فکر و ذکرم شده بود اسکیت‌بُرد‌

87
00:04:40.398 --> 00:04:42.937
اسم من همیلتون هریسه
.و عاشق اسکیت بازی کردن هستم

88
00:04:43.038 --> 00:04:44.330
...من رو از دردسر دور نگه می‌داره

89
00:04:44.354 --> 00:04:45.858
.چون تو هارلم زندگی می‌کنم

90
00:04:45.918 --> 00:04:48.226
می‌خوام برم کالج و این صحبتا، می‌دونید؟

91
00:04:48.318 --> 00:04:50.968
...یه اسکیت‌بُرد چیزیه که سوارش می‌شدم

92
00:04:51.074 --> 00:04:55.616
و می‌تونستم از مشکلاتی که
.تو خونه در جریان بود دور بشم

93
00:04:55.797 --> 00:04:58.991
.اون مشکلات رو قال می‌ذاشتم

94
00:04:59.118 --> 00:05:02.313
.تا جایی که می‌تونستیم دور می‌شدیم

95
00:05:02.440 --> 00:05:04.748
سوار قطار می‌شدیم
...می‌رفتیم به اسکیتِ اِن وای سی

96
00:05:04.840 --> 00:05:07.185
.یه فروشگاه اسکیت در لوور ایست ساید

97
00:05:07.278 --> 00:05:09.199
.اونجا پر از بچه بود

98
00:05:09.275 --> 00:05:10.970
...تنها چیزی که بین‌مون مشترک بود

99
00:05:10.994 --> 00:05:12.093
.اسکیت‌بُرد بود

100
00:05:12.117 --> 00:05:14.372
.و تنها چیزی که اهمیت داشت هم همین بود

101
00:05:15.569 --> 00:05:19.530
بعد اونا از خیابون تا پارک رو
.اسکیت‌سواری می‌کردند

102
00:05:19.758 --> 00:05:24.605
و همه‌شون از بالای سطل‌زباله
.هنرنمایی می‌کردند

103
00:05:24.798 --> 00:05:28.364
کم کم یه کم داشتم پیشرفت می‌کردم
.ولی باز هم دور از چشم بقیه بازی می‌کردم

104
00:05:29.358 --> 00:05:32.044
یه چندتایی پسر اونجا بودن
.ولی هارولد داشت خودنمایی می‌کرد

105
00:05:33.794 --> 00:05:36.452
از اون طرف خیابون من رو دید
.و صدام زد

106
00:05:36.558 --> 00:05:40.980
هی، هی، بیا اینجا"
".هی، بیا، بیا اینجا

107
00:05:41.157 --> 00:05:43.234
...با قیافه‌ای که به خودش گرفته بود

108
00:05:43.317 --> 00:05:45.693
آدم نمی‌تونست چشم ازش برداره
،آدم نمی‌تونست روش رو برگردونه

109
00:05:45.717 --> 00:05:48.985
...آدم حس می‌کرد که

110
00:05:49.107 --> 00:05:51.719
یه روحی احضارت کرده، می‌دونی؟

111
00:05:51.832 --> 00:05:54.066
...انگار داشت می‌گفت: "چرا نمیای

112
00:05:54.155 --> 00:05:55.974
"چرا نمیای اینجا باهامون وقت بگذرونی؟"

113
00:05:55.998 --> 00:05:58.076
".تو هم می‌تونی بخشی از ما باشی"

114
00:05:58.158 --> 00:06:00.079
".تو هیچ فرقی با من نداری"

115
00:06:00.155 --> 00:06:02.195
...و همون‌موقع فهمیدم که

116
00:06:02.277 --> 00:06:06.535
.با یه آدم بسیار ارزشمند آشنا شدم

117
00:06:08.680 --> 00:06:12.557
فروشگاه اسکیت تبدیل شده بود
...به پناهگاه بچه‌هایی که

118
00:06:12.712 --> 00:06:14.700
.دلشون نمی‌خواست برگردن خونه

119
00:06:14.958 --> 00:06:16.611
«جمال سیمونز»
.مثل یه حس صمیمیت بود

120
00:06:16.677 --> 00:06:19.326
.به همدیگه جذب شده بودیم

121
00:06:19.432 --> 00:06:23.549
عجب، این آدما هم زندگی دارن"
".و اونا هم دارن سختی می‌کشن

122
00:06:24.034 --> 00:06:25.181
«رایان هیکی»
...همه‌ی دار و دسته‌ی ما

123
00:06:25.240 --> 00:06:27.174
وضعیت دیوونه‌کننده و
.داستان‌های دیوونه‌کننده‌ای داشتن

124
00:06:27.198 --> 00:06:31.196
فکر کنم به خاطرهمین
.با همدیگه جور شدیم

125
00:06:31.355 --> 00:06:34.476
ولی به محض اسکیت بازی کردن
.دیگه هیچی واسه‌مون اهمیت نداشت

126
00:06:34.600 --> 00:06:37.056
...اسکیت بازی کردن واسه‌مون یه راهی بود

127
00:06:37.154 --> 00:06:41.275
.تا بتونیم از واقعیت فرار کنیم

128
00:06:42.837 --> 00:06:45.837
...سفیدپوست، سیاه‌پوست، چینی

129
00:06:45.957 --> 00:06:48.920
بچه‌های متفاوتی که باهمدیگه
اسکیت بازی می‌کردن، می‌دونید؟

130
00:06:49.038 --> 00:06:51.197
.من شاهد آزادی بودم

131
00:06:52.759 --> 00:06:55.557
...نیویورک در دهه‌ی هشتاد

132
00:06:58.481 --> 00:07:01.400
موادمخدر اون‌موقع، کوکائین بود و
.بعد تبدیل به کراک شد

133
00:07:03.074 --> 00:07:09.970
یه همه‌گیری اساسی
.که جامعه رو به نابودی کشونده بود

134
00:07:09.995 --> 00:07:13.494
و در حالی که مصرف موادمخدر غیرقانونی
...در هر جامعه‌ای پیدا می‌شه

135
00:07:13.634 --> 00:07:17.751
ولی خانه‌های سازمانی عمومی
.بدترین جامعه‌ی درگیره

136
00:07:17.915 --> 00:07:19.919
...یادمه یه روز هارولد بهم گفت

137
00:07:19.998 --> 00:07:22.879
هی، می‌خواید همه‌تون بیاید خونه‌م؟

138
00:07:22.994 --> 00:07:26.510
با اسکیت تا خونه‌ش تو مجتمع کامپوس پلازا
.رفت و آمد می‌کرد

139
00:07:27.477 --> 00:07:30.440
وقتی رفتیم خونه‌شون
.مادربزرگش روی مبل نشسته بود

140
00:07:30.558 --> 00:07:33.134
،دایی‌هاش اونجا بودن
.همه‌شون دور هم جمع بودن

141
00:07:33.237 --> 00:07:37.696
.مادربزرگش رو مامان صدا می‌زد
"هی، مامان، هی مامان؟"

142
00:07:37.874 --> 00:07:40.705
.بعد یهو دوزاریم افتاد

143
00:07:41.320 --> 00:07:43.014
مادربزرگش بزرگش کرده
.والدینش پیشش نبودن

144
00:07:43.038 --> 00:07:45.217
،اون و داییش، می‌تونستم بفهمم
...آره، داییش

145
00:07:45.275 --> 00:07:46.288
.معتاد به موادمخدر بود

146
00:07:46.312 --> 00:07:47.968
می‌تونستم چون یه مصرف‌کننده
.تو خونه‌ی خودمون داشتیم

147
00:07:47.992 --> 00:07:50.614
.خواهرام و مامانم مصرف می‌کردن
.فهمیدنش واسم آسون بود

148
00:07:50.718 --> 00:07:53.137
:پس پیش خودم گفتم
...آره، خیلی‌خب، همینه"

149
00:07:53.225 --> 00:07:55.243
".به خاطرهمین باهاش جور شدم"

150
00:07:55.634 --> 00:07:57.616
«رونالد هانتر - برادر هارولد»
.خونه‌مون انگار جنگل بود

151
00:07:57.640 --> 00:07:59.296
،فقط از چیزایی که می‌دیدیم خبر داشتیم

152
00:07:59.320 --> 00:08:01.859
...مثلاً می‌رفتیم داخل اتاق خواب

153
00:08:01.960 --> 00:08:03.530
مردایی رو می‌دیدیم
،که دارن تزریق می‌کنن

154
00:08:03.554 --> 00:08:05.853
اونجا باهاشون وقت می‌گذروندیم
.در حال تزریق کردن تماشاشون می‌کردیم

155
00:08:05.877 --> 00:08:07.053
"و آدم پیش خودش می‌گفت: "پشمام

156
00:08:07.077 --> 00:08:09.080
...مادربزرگم ازشون پول می‌گرفت

157
00:08:09.160 --> 00:08:10.413
.انگار یه مکان واسه تزریق بود

158
00:08:10.437 --> 00:08:13.936
مثل یه شرکت اربی‌ان‌بی
.مختص موادمخدر بود

159
00:08:14.075 --> 00:08:16.919
.می‌دونم مادرم به خاطر موادمخدر مُرد

160
00:08:17.032 --> 00:08:21.112
.می‌دونم پدرم به خاطر مواد سکته کرد

161
00:08:21.275 --> 00:08:24.894
.و بعدش خاله و داییم رو می‌دیدم

162
00:08:25.038 --> 00:08:27.529
.ما همچین نگرشی به آینده‌ی خودمون داشتیم

163
00:08:31.320 --> 00:08:34.482
«نیویورک - 1990»

164
00:08:37.758 --> 00:08:43.104
در سال 1991 و 1992
.جریانات زیادی پیش اومد

165
00:08:43.317 --> 00:08:45.468
،بچه‌ها به یه پناهگاه نیاز داشتن

166
00:08:45.554 --> 00:08:47.668
.چون فروشگاه اسکیت‌ بسته شده بود

167
00:08:47.752 --> 00:08:49.718
.اسکیت‌سواری دیگه باحال نبود

168
00:08:49.797 --> 00:08:52.142
.دیگه فرصتی برای کسب درآمد وجود نداشت

169
00:08:52.235 --> 00:08:54.617
.همه‌ی اسکیت‌بازها از اسکیت‌سواری دست کشیدن

170
00:08:54.712 --> 00:08:59.268
به جز ما، کسایی که
.اختلال سنگین داشتن

171
00:08:59.992 --> 00:09:02.994
پس ما همیشه تو خیابون‌ها
.اسکیت‌سواری می‌کردیم

172
00:09:03.880 --> 00:09:05.815
.و اونجا بود که با جاستین آشنا شدم

173
00:09:06.520 --> 00:09:07.936
.اون‌موقع در حال سیگار کشیدن بود

174
00:09:07.960 --> 00:09:10.332
سیگار می‌کشید و
مشروب زیاد می‌خورد، می‌دونید؟

175
00:09:10.360 --> 00:09:12.829
:که من با خودم می‌گفتم
"لعنتی، مثل یه پیرمردِ کم‌سن می‌مونه"

176
00:09:12.914 --> 00:09:14.455
می‌دونید؟

177
00:09:14.517 --> 00:09:16.825
بعدش فهمیدم که
...از خونه‌شون فرار کرده

178
00:09:16.917 --> 00:09:18.726
پس بی‌خانمان بود، درست؟

179
00:09:18.798 --> 00:09:21.762
.از این خونه به اون خونه سرگردون بود
.پیش دوستاش می‌موند

180
00:09:21.880 --> 00:09:27.299
:و من بهش گفتم
".پشمام، تو بی‌خانمانی؟ دیوونه‌کننده‌س"

181
00:09:27.515 --> 00:09:29.651
هیچ‌کس به طور دقیق نمی‌دونه
...با چه تعداد افراد بی‌خانمان

182
00:09:29.675 --> 00:09:31.180
.در شهر نیویورک طرف هستیم

183
00:09:31.240 --> 00:09:34.194
طبق تخمین مقامات رسمی
...پنجاه و شش هزار مرد و زن و

184
00:09:34.312 --> 00:09:36.934
بچه‌ی بی‌خانمان در خیابان‌های نیویورک
.سرگردان هستن

185
00:09:37.038 --> 00:09:39.830
پس تو پارک میدان واشنگتن
.پلاس بودیم

186
00:09:40.994 --> 00:09:43.846
و یه سری دختر بودن که
.اون دور و بر ول می‌گشتن

187
00:09:43.960 --> 00:09:46.305
از این مدل دخترایی که
...تیپ سرکشانه داشتن

188
00:09:46.398 --> 00:09:48.162
و مثل دخترای سبک موسیقی پانک راک
.تیپ می‌زدن

189
00:09:48.232 --> 00:09:51.122
«هایلیان کراسنو»
من یه دافِ سبک پانک راکی
.از محله‌ی لوور ایست ساید بودم

190
00:09:51.237 --> 00:09:53.351
.تو سن 14 سالگی با جاستین آشنا شدم

191
00:09:53.435 --> 00:09:54.928
.اوایل دهه‌ی نودِ نیویورک بود

192
00:09:54.952 --> 00:09:57.011
اون دهه بزرگ‌ترین آمار
...جرم و جنایت رو داشتیم

193
00:09:57.035 --> 00:09:57.885
.بزرگ‌ترین میزان قتل رو داشتیم

194
00:09:57.918 --> 00:09:59.574
.اون‌موقع شهر اصلاً جالب نبود

195
00:09:59.598 --> 00:10:02.137
همه جا پر از معتادان کراکی و
.مصرف‌کننده بود

196
00:10:02.238 --> 00:10:04.279
.مدام استرس داشتیم بریزن سرمون

197
00:10:04.360 --> 00:10:06.016
...یادمه یه بار یه یارو گنده‌بکه

198
00:10:06.040 --> 00:10:07.533
...از خیابون برادوی داشت سر به سرمون می‌ذاشت

199
00:10:07.557 --> 00:10:10.173
خیابونی که مسیر برگشت‌مون بود
...و یهویی جاستین از ناکجاآباد سروکله‌ش پیدا شد

200
00:10:10.197 --> 00:10:12.957
و اسکیت‌بُردش رو محکم کوبید زمین
.و با مشت زد به دیوار

201
00:10:13.000 --> 00:10:14.656
:انگار می‌خواست بگه
،می‌خوای یه دیوونه رو ببینی؟ سرویست می‌کنم

202
00:10:14.680 --> 00:10:16.757
فقط سعی داشت از ما
.در برابر این یارو محافظت کنه

203
00:10:16.840 --> 00:10:19.379
وفادارترین دوستی بود
.که می‌تونستید تصورش رو بکنید

204
00:10:19.480 --> 00:10:21.973
به عنوان یه شخص به شدت
...پرشور و حرارت و دیوونه بود

205
00:10:22.072 --> 00:10:24.149
.منظورم در بهترین حالت ممکنه

206
00:10:24.232 --> 00:10:25.663
ویژگی‌هایی داشت که
.فراتر از حدمعمول بود

207
00:10:25.720 --> 00:10:27.871
،وقتی فروشگاه اسکیت تعطیل شد

208
00:10:27.957 --> 00:10:31.382
می‌رفتیم به خونه‌ی هایلیان و
.با همدیگه وقت می‌گذروندیم

209
00:10:31.518 --> 00:10:33.251
می‌دونید، هارولد همین حوالی
...زندگی می‌کرد

210
00:10:33.275 --> 00:10:34.198
...و به خاطرهمین یه جورایی

211
00:10:34.235 --> 00:10:37.079
.همه‌مون دور هم جمع می‌شدیم

212
00:10:37.192 --> 00:10:39.463
.انگار برادر و خواهر همدیگه بودیم

213
00:10:39.554 --> 00:10:42.942
می‌خواستیم واقعیتی رو ایجاد کنیم
.که موثر باشه

214
00:10:43.077 --> 00:10:44.416
.هر روز رو باهمدیگه بودیم

215
00:10:44.440 --> 00:10:45.770
،باهمدیگه مست و پاتیل می‌شدیم

216
00:10:45.794 --> 00:10:48.646
الکل دهه‌ی چهل می‌خوردیم
...سیگاری می‌کشیدیم، کُل شب رو

217
00:10:48.760 --> 00:10:50.837
جلوی پلکان خونه و
.بالای پشت‌بوم لم می‌دادیم

218
00:10:50.920 --> 00:10:54.880
دست برنمی‌داشتیم، بیست و چهار ساعت
.شبانه روز باهمدیگه بودیم

219
00:10:55.038 --> 00:10:56.922
.اونا تبدیل به خانواده‌ی من شده بودن

220
00:10:56.997 --> 00:10:58.211
.جوون بودیم، آه در بساط نداشتیم

221
00:10:58.235 --> 00:10:59.971
.زندگی بخور نمیری داشتیم

222
00:11:00.040 --> 00:11:01.293
حتی نمی‌دونم موقع اسکیت‌سواری
...چطوری طاقت میاوردیم

223
00:11:01.317 --> 00:11:02.493
.چون اصلاً غذا نمی‌خوردیم

224
00:11:02.517 --> 00:11:05.056
وقتی گرسنه‌مون می‌شد
...عادت داشتیم بریم سوپرمارکت

225
00:11:05.080 --> 00:11:06.040
.و یه نقشه‌ای سرهم کنیم

226
00:11:06.078 --> 00:11:08.128
:مثلاً قبل از رفتن می‌گفتیم
"خیلی‌خب، تو نون می‌دزدی"

227
00:11:08.152 --> 00:11:10.854
تو کالباس می‌دزدی، تو این رو می‌دزدی"
".تو اون رو می‌دزدی

228
00:11:10.878 --> 00:11:12.890
...و بعدش رسماً می‌رفتیم یه جایی

229
00:11:12.914 --> 00:11:13.936
.و یه جورایی پیک‌نیک راه می‌انداختیم

230
00:11:13.960 --> 00:11:16.840
اینکه می‌تونستیم با هم باشیم
...و اینکه می‌تونستیم

231
00:11:16.955 --> 00:11:18.890
باهمدیگه غذامون رو شریک بشیم
...و هر کاری رو باهمدیگه انجام بدیم

232
00:11:18.914 --> 00:11:22.145
مسئله‌ی بزرگی واسه‌مون بود
...و واسه همه‌مون اهمیت داشت که

233
00:11:22.274 --> 00:11:25.007
همین‌جوری نگهش داریم، به نظرم
.سلامت روانی‌مون رو به رشد بود

234
00:11:27.400 --> 00:11:29.411
.برای جاستین مثل یه محل استقرار بود

235
00:11:29.435 --> 00:11:31.171
...می‌دونید، همیشه می‌تونست بیاد اینجا

236
00:11:31.240 --> 00:11:35.237
.و همیشه هم محبوبیت داشت

237
00:11:35.397 --> 00:11:37.216
.ما سیستم پشتیبانی همدیگه بودیم

238
00:11:37.240 --> 00:11:40.010
هوای همدیگه رو داشتیم
،و از همدیگه مراقبت می‌کردیم

239
00:11:40.120 --> 00:11:43.730
بدون اینکه هیچ حمایتی
.از طرف خانواده‌هامون داشته باشیم

240
00:11:43.874 --> 00:11:46.844
و در حال حمایت از همدیگه
.بزرگ شدیم و قد کشیدیم

241
00:11:53.714 --> 00:11:55.888
باهمدیگه می‌رفتیم اسکیت‌سواری
:و بعدش من می‌گفتم

242
00:11:55.912 --> 00:11:56.687
".خیلی‌خب، من می‌خوام برم خونه"

243
00:11:56.718 --> 00:11:59.488
...و اون تا محله‌ی برانکس همراهم میومد

244
00:11:59.598 --> 00:12:03.254
تا خیابونی که یه سری افراد خاص
...اونجا می‌پلکیدن

245
00:12:03.400 --> 00:12:07.240
.ساقی‌های کراک که اسلحه داشتن

246
00:12:07.394 --> 00:12:10.052
...و میومد تو راهروی خونه‌های سازمانی و

247
00:12:10.158 --> 00:12:13.500
سیگاری دود می‌کرد و
.با ریتم رپ می‌خوند و از این صحبتا

248
00:12:13.634 --> 00:12:16.134
مثلاً می‌گفت: "هی، به خاطر این
".جتی که دارم، به تخمم هم نیست

249
00:12:16.158 --> 00:12:17.776
:و قیافه‌ی اونا جوری بود که انگار می‌گفتن

250
00:12:17.800 --> 00:12:20.413
".هی، از این پسره خوشمون میاد"

251
00:12:20.517 --> 00:12:22.936
چه خبر، جاستین؟

252
00:12:23.032 --> 00:12:24.611
!همینه، جمال

253
00:12:24.674 --> 00:12:26.483
...این اولین تصویر ویدیویی

254
00:12:26.555 --> 00:12:29.094
.تو سیاه‌چاله‌ی کوفتی‌مونه

255
00:12:29.195 --> 00:12:33.774
اون بچه‌ای بود
.که هیچی به تخمش نبود

256
00:12:33.957 --> 00:12:35.690
...و وقتی میگم هیچی به تخمش نبود

257
00:12:35.714 --> 00:12:37.717
.واقعاً هیچی به تخمش نبود

258
00:12:37.797 --> 00:12:40.289
.آدم بی‌پروایی بود

259
00:12:41.915 --> 00:12:44.611
....دستت رو بذار روی بطری

260
00:12:44.718 --> 00:12:46.528
.و برعکسش کن و برش‌گردون

261
00:12:46.600 --> 00:12:47.985
!وای، نگو که اینکار رو کردی

262
00:12:48.040 --> 00:12:50.750
.همینه

263
00:12:52.600 --> 00:12:55.443
.دیگه کله‌خری رو از حد گذروندی

264
00:12:55.557 --> 00:12:59.375
کله‌خر بازی درآوردی
!کله‌خر بازی درآوردی

265
00:13:03.995 --> 00:13:06.885
زیاد باهمدیگه مشروب خوردیم
،زیاد با هم مواد زدیم

266
00:13:07.000 --> 00:13:09.262
،خیلی باهمدیگه خوش می‌گذروندیم

267
00:13:09.352 --> 00:13:10.857
.ولی مشکلات زیادی هم داشتیم

268
00:13:10.917 --> 00:13:13.686
می‌دونی، من آدمایی رو
...جلوی چشمم دیدم

269
00:13:13.797 --> 00:13:15.376
.که چاقو می‌خوردن و کشته می‌شدن

270
00:13:15.400 --> 00:13:16.816
آدمایی رو دیدم که تیر می‌خوردن
،و از پنجره به بیرون پرتاب می‌شدن

271
00:13:16.840 --> 00:13:19.877
.قشنگ جلوی جشمم
...و حس می‌کردم

272
00:13:19.998 --> 00:13:23.497
،از نظر عاطفی رمقی برام نمونده
.از نظر عاطفی ضربه خوردم

273
00:13:23.637 --> 00:13:26.212
با وجود اون مشکلات
...به همدیگه تکیه می‌کردیم

274
00:13:26.315 --> 00:13:29.074
.تا از پس احساسات‌مون بربیایم

275
00:13:30.194 --> 00:13:33.619
...در بطن همه‌ی این رفتارها

276
00:13:33.755 --> 00:13:37.337
.هر دومون به نوعی خلاق بودیم

277
00:13:37.480 --> 00:13:38.694
♪ وقتی من میام بقیه پیداشون می‌شه ♪

278
00:13:38.718 --> 00:13:40.048
♪ و روی زمین می‌رقصن ♪

279
00:13:40.072 --> 00:13:42.343
♪ این جماله که داره می‌رقصه ♪

280
00:13:42.434 --> 00:13:43.533
♪ اونا برنمی‌گردن ♪

281
00:13:43.557 --> 00:13:45.011
♪ و کُل زمین رقص واسه خودم می‌شه ♪

282
00:13:45.035 --> 00:13:46.540
...وقتی خودمون تنها بودیم

283
00:13:46.600 --> 00:13:48.631
.با جاستین در مورد ادبیات حرف می‌زدم

284
00:13:48.712 --> 00:13:50.835
...یه آبجو می‌خوردم و

285
00:13:50.920 --> 00:13:52.305
.و بحث رو باز می‌کردم

286
00:13:52.360 --> 00:13:58.278
و این علاقه به نوآوری و ابتکار رو
.باهمدیگه به اشتراک می‌ذاشتیم

287
00:13:58.514 --> 00:14:02.705
انگار پیمان بسته بودیم
...تا سعی کنیم یه راهی پیدا کنیم

288
00:14:02.872 --> 00:14:08.411
که تو زندگی رو به جلو پیش بریم
.به امید اینکه اوضاع بهتر بشه

289
00:14:11.915 --> 00:14:14.989
،و اون موقع من همش ماری‌جوانا می‌‌کشیدم

290
00:14:15.112 --> 00:14:16.250
چون دور و بر ماری‌جوانا بزرگ شده بودم، درست؟

291
00:14:16.274 --> 00:14:17.574
.بابام همش ماری‌جوانا رول می‌کرد

292
00:14:17.598 --> 00:14:19.676
پس یه تعلق‌خاطری نسبت به
.ماری‌جوانا داشتم

293
00:14:19.758 --> 00:14:21.799
.ولی هارولد دودی نبود

294
00:14:21.880 --> 00:14:23.776
،معلومه که نبود
...هروئین

295
00:14:23.800 --> 00:14:26.985
پدر و مادرش رو ازش گرفته بود
.دوتا از داییاش معتاد به موادمخدر بودن

296
00:14:27.112 --> 00:14:29.540
.اون ضد مواد بود

297
00:14:29.637 --> 00:14:32.212
باهامون شوخی می‌کرد
...مثلاً ادای نشئه‌گیمون رو درمیاورد

298
00:14:32.315 --> 00:14:35.546
.و دودی بودن‌مون رو مسخره می‌کرد

299
00:14:35.675 --> 00:14:38.906
...رایان کشید بعد داداش به من

300
00:14:39.035 --> 00:14:42.230
من شروع کردم به کشیدن
...و اون گفت

301
00:14:43.154 --> 00:14:46.929
،لعنت بهت همیلتون"
".همیشه اون کوفتی رو می‌کشی

302
00:14:47.080 --> 00:14:49.305
".از اون کوفتی متنفرم، مرد"

303
00:14:49.394 --> 00:14:53.660
و سیگاری رو تو دستم
...نگه‌داشته بودم و این شکلی بودم

304
00:14:55.672 --> 00:15:00.103
وقتی این حرف رو بهم زد
.مطمئن بودم که از سر نگرانیشه

305
00:15:00.280 --> 00:15:02.608
:و می‌دونستم پیش خودش فکر می‌کنه
"الان داری ماری‌جوانا می‌کشی"

306
00:15:02.632 --> 00:15:03.654
"بعدی میری سراغ این یکی مواد"

307
00:15:03.678 --> 00:15:04.854
"بعدش به اون یکی مواد کشیده می‌شی"

308
00:15:04.878 --> 00:15:07.491
"می‌دونم چون مامانم دیگه پیشم نیست"

309
00:15:07.595 --> 00:15:10.060
.همه‌ی این حرفا رو می‌تونستم بشنوم

310
00:15:10.158 --> 00:15:13.583
مجبور نبود حرفی بزنه
.چون من می‌دونستم که حرفش چیه

311
00:15:13.720 --> 00:15:16.490
قسمت سخت عشق همین‌جاس، مگه نه؟

312
00:15:16.600 --> 00:15:19.660
همون‌موقع متوجه‌ی یه جنبه‌ی دیگه‌ای
.از هارولد شدم

313
00:15:20.478 --> 00:15:25.050
...که عشق و دلسوزی و نگرانیش

314
00:15:25.874 --> 00:15:27.800
.تو یه سطح کاملاً متفاوتی بود

315
00:15:28.754 --> 00:15:31.182
.فقط می‌خواست از خونه‌های سازمانی بزنه بیرون

316
00:15:31.278 --> 00:15:33.480
می‌تونستم درکش کنم، می‌دونید؟

317
00:15:34.754 --> 00:15:36.371
«پریسیلا فورسایت»
.قبلاً همیشه با اسکیت‌بازها می‌گشتم

318
00:15:36.395 --> 00:15:39.516
و یه سیگاری حشیش داشتیم که
...من یه کم ازش دود می‌گرفتم

319
00:15:39.640 --> 00:15:41.671
...و یادمه یه بار واقعاً نشئه بودم و

320
00:15:41.752 --> 00:15:44.411
،و هارولد واقعاً نگرانم بود

321
00:15:44.517 --> 00:15:47.480
نه به خاطر مواد کشیدنم
ولی نگران بود که حالم خوبه یا نه؟

322
00:15:47.598 --> 00:15:52.787
و یادمه پیاده تا خونه همراهم اومد
.و حسابی با هم صمیمی شده بودیم

323
00:15:52.994 --> 00:15:54.729
،باهمدیگه می‌رفتیم کلاب

324
00:15:54.798 --> 00:15:57.316
،و کُل شب رو بیدار می‌موند
.شب زنده‌دار بود

325
00:15:57.352 --> 00:16:00.546
همیشه‌ی خدا می‌خواست
.از خونه رفتن طفره بره

326
00:16:00.674 --> 00:16:02.520
...خیلی از دستم عصبانی می‌شد

327
00:16:02.594 --> 00:16:05.557
چون غر می‌زدم که باید
.سر یه ساعت مشخصی برم و بیام

328
00:16:05.675 --> 00:16:07.909
...هرموقع درمورد والدینم یا

329
00:16:07.998 --> 00:16:12.808
قوانینی که باید رعایت می‌کردم غر می‌زدم
...اون بی‌معطلی بهم یادآوری می‌کرد که

330
00:16:13.000 --> 00:16:15.456
داشتن همچین قوانینی
.چه امتیاز بزرگی تو زندگیه

331
00:16:15.554 --> 00:16:17.814
می‌دونی، اون جوری در مورد
...خونه‌ش حرف نمی‌زد که

332
00:16:17.838 --> 00:16:19.850
انتظار داشته باشیم
.یه نفر در مورد خونه‌ش حرف بزنه

333
00:16:19.874 --> 00:16:22.527
.درنهایت اون احساس ناامنی می‌کرد

334
00:16:24.280 --> 00:16:26.128
،تو اون دوران در پارک میدان واشنگتن

335
00:16:26.152 --> 00:16:27.814
.همه دور هم جمع می‌شدن

336
00:16:27.880 --> 00:16:31.065
پس واقعاً جالب بود که
،هم ساقی‌های ماری‌جوانا اونجا بودن

337
00:16:31.192 --> 00:16:33.925
و هم بچه‌هایی که طرفدار موسیقی
...سبک راک پانک بودن، هم اسکیت‌بازها

338
00:16:34.034 --> 00:16:36.000
...و موسیقی‌دان‌ها و هم بچه‌هایی که

339
00:16:36.078 --> 00:16:38.728
،می‌رفتن کلاب
.همه اونجا وقت می‌گذروندن

340
00:16:38.834 --> 00:16:41.640
ما اسکیت سواری می‌کردیم
...و یهو یه آدم غریبه

341
00:16:41.752 --> 00:16:43.792
‌اومد و ‌گفت: هی، هارولد؟

342
00:16:43.874 --> 00:16:46.182
.اونجا با اینجور آدما آشنا می‌شدی

343
00:16:46.274 --> 00:16:49.080
«هارمونی کورین»
،پس این بچه اومد پیشمون
.همراه هارولد اومد

344
00:16:49.192 --> 00:16:51.389
.اهل تنسی بود

345
00:16:51.477 --> 00:16:53.334
"هارولد گفت: " هی، این دوستم هارمونیه

346
00:16:53.358 --> 00:16:56.700
میره مدرسه فیلم دانشگاه نیویورک"
".و از این صحبتا

347
00:16:56.834 --> 00:16:59.492
،تو محل زندگی ما می‌موند

348
00:16:59.598 --> 00:17:01.014
.ولی نمی‌دونستیم اصلاً کی هست

349
00:17:01.038 --> 00:17:03.491
.اون و هارولد تو یه اتاق می‌خوابیدن

350
00:17:03.515 --> 00:17:05.288
...فکر می‌کردیم بچه فراریه، چون که

351
00:17:05.358 --> 00:17:06.774
.برادرم قبلاً همش فرار می‌کرد

352
00:17:06.798 --> 00:17:08.733
پس فکر می‌کردیم یکی از
.دوستاشه که از خونه فرار کرده

353
00:17:08.757 --> 00:17:11.296
هارولد انواع و اقسام آدما رو
.میاورد خونه‌مون

354
00:17:11.320 --> 00:17:13.628
هرکسی رو که فکر می‌کرد
...معرکه و دوست داشتنیه

355
00:17:13.720 --> 00:17:16.490
انگار که می‌خواست اونا رو
.با ما هم سهیم بشه

356
00:17:16.600 --> 00:17:19.554
اون خیلی هیجان‌زده بود
...چون واقعاً می‌دید که

357
00:17:19.672 --> 00:17:22.405
...تا چه حد هارمونی بااستعداده و

358
00:17:22.514 --> 00:17:24.286
.خیلی مجذوب هارمونی شده بود

359
00:17:24.357 --> 00:17:26.454
اون و هارولد به نظر می‌رسید
.واقعاً همدیگه رو دوست دارن

360
00:17:26.478 --> 00:17:27.365
...پس همون‌موقع و همون‌جا

361
00:17:27.400 --> 00:17:29.094
انگار هارولد واسه این بچه
.ریش گرو می‌ذاشت

362
00:17:29.118 --> 00:17:30.208
.و همین یه روش عالی واسه آشنایی باهاش بود

363
00:17:30.232 --> 00:17:31.571
.منظورم اینه که اون خیلی محشر به نظر می‌رسید

364
00:17:31.595 --> 00:17:33.562
،چون هارولد واسش ریش گرو گذاشته بود

365
00:17:33.640 --> 00:17:35.865
،و هارولد بهش مهر تایید زده بود

366
00:17:35.954 --> 00:17:39.683
با خودم گفتم: "باشه، خب حالا
"اون هم باهامون وقت می‌گذرونه، ردیفه

367
00:17:39.832 --> 00:17:42.029
.انگار که به آدمای کوفتی مقام می‌داد

368
00:17:42.117 --> 00:17:44.090
.آره، مثل یه موجود الهی بود

369
00:17:44.114 --> 00:17:46.772
من بهت مقام دادم، تموم شد"
".تو پذیرفته شدی

370
00:17:46.878 --> 00:17:48.992
.هیچ‌کس در موردش بحث نمی‌کنه، تمومه

371
00:17:49.077 --> 00:17:50.803
.ولی به همه اعتماد می‌کرد

372
00:17:50.872 --> 00:17:55.645
.و همیشه به همه فرصت می‌داد

373
00:17:55.835 --> 00:17:57.491
...اولین برداشتی که از لری داشتم

374
00:17:57.515 --> 00:18:00.177
وقتی اون رو اون دور و بر
:در حال عکس گرفتن دیدم این بود

375
00:18:00.232 --> 00:18:03.195
"اون پدربزرگ کیه؟"
"اون پیری دیگه کیه؟"

376
00:18:03.314 --> 00:18:05.456
"این یارو دیگه کیه؟"

377
00:18:10.514 --> 00:18:11.891
دارید چه غلطی می‌کنید؟

378
00:18:11.915 --> 00:18:13.561
آخه دارید چه غلطی می‌کنید؟

379
00:18:13.595 --> 00:18:15.792
!اون یه آدم کوفتیه
به تخم هیچ‌کدومتون نیست؟

380
00:18:15.880 --> 00:18:18.493
هی، لاشی بازی رو تموم کنید
.بزنید به چاک

381
00:18:18.597 --> 00:18:20.323
.نفر به نفر دعوا کنید

382
00:18:20.392 --> 00:18:21.629
نفر به نفر؟

383
00:18:21.678 --> 00:18:23.373
...و اون‌ دوران که لباسای گشاد مُد بود

384
00:18:23.397 --> 00:18:26.046
...اون تی‌شرت‌های با طرح اسکیت می‌پوشید

385
00:18:26.152 --> 00:18:28.811
.موهای بلندی داشت

386
00:18:28.917 --> 00:18:31.068
،میومد تا با این بچه‌های جوون وقت بگذرونه

387
00:18:31.154 --> 00:18:33.194
...و خودش رو شبیه اونا کرده بود

388
00:18:33.275 --> 00:18:36.469
.تا قبولش کنن

389
00:18:36.597 --> 00:18:38.905
این یارو دیگه کدوم خریه؟

390
00:18:38.997 --> 00:18:40.262
اون پیری دیگه کیه؟

391
00:18:40.312 --> 00:18:43.857
.نمی‌دونم
.رُک ازش پرسیدم

392
00:18:43.998 --> 00:18:46.134
:یادمه هارولد بهمون گفت
"هی، این لری کلارکه"

393
00:18:46.158 --> 00:18:48.371
،می‌دونی، کتاب تولسا رو نوشته"
"...شهوت نوجوونی

394
00:18:48.395 --> 00:18:49.900
.فلان و بهمان و این صحبتا

395
00:18:49.960 --> 00:18:51.806
:من پیش خودم می‌گفتم
"آخه این از کجا خبر داره؟"

396
00:18:51.880 --> 00:18:55.804
و کاشف به عمل اومد
.که توبین به همه گفته بود

397
00:18:55.960 --> 00:18:58.185
...وقتی با لری آشنا شدم

398
00:18:58.274 --> 00:18:59.613
.سال سوم دبیرستان بودم

399
00:18:59.637 --> 00:19:03.099
«توبین یلاند»
...و کلاسی بود که در زمینه‌ی

400
00:19:03.237 --> 00:19:05.120
.عکاسی مستند ارائه می‌شد

401
00:19:05.195 --> 00:19:08.694
من تو اون کارگاه آموزشی
.جوون‌ترین دانش‌آموز بودم

402
00:19:08.834 --> 00:19:11.105
.و تو خونه‌ی لری می‌موندم

403
00:19:11.195 --> 00:19:13.042
.مرد، کلاژت (تکه‌چسبانی) رو دوست دارم

404
00:19:13.115 --> 00:19:17.159
داشت در مورد اسکیت‌بُرد تحقیق می‌کرد
.تا یه فیلمی ازش بسازه

405
00:19:17.320 --> 00:19:18.611
...ازم سوالاتی می‌پرسید از قبیل

406
00:19:18.635 --> 00:19:20.906
موادی که اسکیت‌بُرد سوارها
مصرف می‌کنن چیه؟

407
00:19:20.997 --> 00:19:23.609
و منم می‌گفتم: "نمی‌دونم، لری
".فکر کنم هر موادی رو مصرف کنن

408
00:19:23.714 --> 00:19:27.600
و می‌پرسید: "همیشه‌ی خدا
"رابطه‌ی جنسی دارن؟

409
00:19:27.755 --> 00:19:29.214
.می‌خواست با این و اون آشنا بشه

410
00:19:29.272 --> 00:19:31.811
.هیچ‌کس نمی‌دونست اون کیه

411
00:19:31.912 --> 00:19:33.952
.هیچ‌کس با هنر آشنایی نداشت

412
00:19:34.034 --> 00:19:36.655
:پس منم مجبور بودم بگم
"نه، اون مرد خوبیه"

413
00:19:36.760 --> 00:19:38.449
"یه عکاس معرکه‌س"

414
00:19:38.517 --> 00:19:43.982
که باعث شد اسکیت‌بُردها
.تو جمع‌شون اون رو قبول کنن

415
00:19:44.200 --> 00:19:45.852
.می‌دونید، کتابش رو که دیدید

416
00:19:45.918 --> 00:19:47.608
،عکس ملت که دارن مواد تزریق می‌کنن

417
00:19:47.675 --> 00:19:50.371
.یه زن حامله در حال تزریق مواده

418
00:19:50.478 --> 00:19:52.556
:و من با خودم می‌گفتم
"برگام، یه جورایی دیوونه‌کننده‌س"

419
00:19:52.638 --> 00:19:55.094
لری، اشکالی نداره ازت فیلم بگیرم؟ -
.نه -

420
00:19:55.192 --> 00:19:56.660
الان بابات کجاس، مرد؟

421
00:19:56.718 --> 00:19:58.869
.بابام اطراف شهر زندگی می‌کنه، رفیق

422
00:19:58.955 --> 00:20:00.016
دوست داری باهاش حرف بزنی؟

423
00:20:00.040 --> 00:20:02.128
آره، باهاش حرف میزنم
.کارت پستال و از این چرندیات واسش می‌فرستم

424
00:20:02.152 --> 00:20:04.275
بابای باحالیه؟ -
.آره بابا، بدجور -

425
00:20:04.360 --> 00:20:06.705
.من رو بهش معرفی کن، رفیق

426
00:20:06.798 --> 00:20:08.026
.در مورد من بهش بگو

427
00:20:08.075 --> 00:20:09.414
.اون نمیاد نیویورک

428
00:20:09.438 --> 00:20:11.783
.خب واسش یه چندتا عکس بفرست

429
00:20:11.877 --> 00:20:13.571
می‌تونم یه رازی رو
در مورد آلن بهت بگم؟

430
00:20:13.595 --> 00:20:14.325
.آره بگو

431
00:20:14.354 --> 00:20:19.053
.آلن خیلی از نظر جنسی به گاس

432
00:20:19.240 --> 00:20:21.853
.آره -
.فقط دلش می‌خواد بچه‌ها رو بکنه -

433
00:20:21.957 --> 00:20:23.415
.آره -
.خیلی کارش خرابه، مرد -

434
00:20:23.474 --> 00:20:24.397
...ولی ببین

435
00:20:24.434 --> 00:20:28.514
اینجوریه که باهات آشنا می‌شه
"و باهات دست میده و میگه "سلام توبین

436
00:20:28.677 --> 00:20:31.097
بعدش خیلی سریع سعی می‌کنه
.خودش رو برسونه داخل شلوارت، رفیق

437
00:20:31.154 --> 00:20:33.491
.بدجور حشریه -
.می‌دونی چیه؟ چشم و چالش کبود می‌شه -

438
00:20:33.515 --> 00:20:35.325
.واقعاً از نظر روانی مشکل داره

439
00:20:35.397 --> 00:20:37.742
می‌دونی چیه؟
...تروفی

440
00:20:37.835 --> 00:20:40.448
.پرخاش‌گره
.یه پرخاش‌گره هم‌جنس‌بازه

441
00:20:40.552 --> 00:20:41.574
خب، می‌دونی چرا؟
...چون اون

442
00:20:41.598 --> 00:20:43.168
ولی دلپذیرترین مرد ممکنه، مرد
.مرد فوق‌العاده‌ایه

443
00:20:43.192 --> 00:20:44.416
.اصلاً آدم عاشقش می‌شه

444
00:20:44.440 --> 00:20:45.400
.آره

445
00:20:45.438 --> 00:20:47.248
...مرد خوبیه، ولی

446
00:20:47.320 --> 00:20:48.012
.ولی اهمیتی نداره

447
00:20:48.040 --> 00:20:50.302
.ولی بدجور پرخاشگری جنسی داره، رفیق

448
00:20:50.392 --> 00:20:50.848
می‌دونی چیه؟

449
00:20:50.872 --> 00:20:52.250
.فقط می‌خواد کیرت رو ساک بزنه

450
00:20:52.274 --> 00:20:53.776
.چه چندش -
.فقط همین رو می‌خواد، رفیق -

451
00:20:53.800 --> 00:20:57.068
ولی به خدا که وقتی خیلی حشریه
.همین رو می‌خواد، رفیق

452
00:20:57.198 --> 00:20:58.211
.عجب آدم خل وضعیه

453
00:20:58.235 --> 00:21:00.931
.سعی می‌کنه همین‌الان کیرت رو ساک بزنه

454
00:21:01.038 --> 00:21:02.922
.من قاتی این چیزا نمی‌شم

455
00:21:02.997 --> 00:21:05.037
!گورباباش

456
00:21:05.118 --> 00:21:08.386
پس یه مرد 49 ساله پیشمون بود، درست؟

457
00:21:08.517 --> 00:21:11.979
.که یه عکاس معروف هم بود

458
00:21:12.117 --> 00:21:13.428
.هیچ‌کدوم‌مون نمی‌شناختیمش

459
00:21:13.480 --> 00:21:15.772
.واسه اکثرمون حتی مهم هم نبود

460
00:21:16.754 --> 00:21:19.412
ولی اون ماری‌جوانا تو دست و بالش بود
.و ماری‌جوانای مرغوبی هم داشت

461
00:21:19.518 --> 00:21:21.632
.واقعاً خوب موادی بود

462
00:21:21.717 --> 00:21:23.600
،از وقت گذروندنِ ما عکس می‌‌گرفت

463
00:21:23.675 --> 00:21:26.057
خب یه معامله‌ی پایاپای بود، درسته؟

464
00:21:26.152 --> 00:21:29.660
من رو متقاعد می‌کرد
.خودم هم خوشم میومد

465
00:21:29.800 --> 00:21:31.216
،خیلی‌خب، می‌تونی باهامون وقت بگذرونی"

466
00:21:31.240 --> 00:21:34.157
چون می‌دونم قراره
"مواد خوبی دود کنیم، نه؟

467
00:21:34.274 --> 00:21:35.695
.استدلالم این بود

468
00:21:35.752 --> 00:21:38.448
از این حقیقت که لری
...وارد جمع‌مون شده بود خوشم میومد

469
00:21:38.555 --> 00:21:44.519
به عنوان یه آدم سن بالاتر
...که بی‌خانمان نبود

470
00:21:44.757 --> 00:21:47.951
...فقیر نبود و به نظر

471
00:21:48.078 --> 00:21:50.728
.یه جورایی منابع مالی خودش رو هم داشت

472
00:21:50.834 --> 00:21:52.730
انگار می‌گفتیم خیلی‌خب، حالا چطوری
از این حرومزاده استفاده کنیم؟

473
00:21:52.754 --> 00:21:54.333
من هرگز به همچین آدمایی
اعتماد نمی‌کردم، می‌دونید؟

474
00:21:54.357 --> 00:21:55.815
.آدمای بزرگسال

475
00:21:55.874 --> 00:21:57.568
آخه چرا این یارو باید بخواد
با این همه بچه وقت بگدرونه؟

476
00:21:57.592 --> 00:21:59.210
همیشه با خودم فکر می‌کردم
.یه کمی عجیب و غریبه

477
00:21:59.234 --> 00:22:02.354
،پس همیشه جوانب احتیاط رو رعایت می‌کردم

478
00:22:02.478 --> 00:22:03.208
...همیشه پیش خودم می‌گفتم

479
00:22:03.237 --> 00:22:05.210
"لری، چرا می‌خوای ازمون عکس بگیری؟"

480
00:22:05.234 --> 00:22:06.813
چرا به بچه‌ها میگه برن خونه‌ش؟

481
00:22:06.837 --> 00:22:07.797
،ملت رو می‌برد به آپارتمانش

482
00:22:07.835 --> 00:22:10.337
و واسه‌شون آبجو و حشیش
.و از این‌جور چیزا می‌خرید

483
00:22:10.437 --> 00:22:13.049
.همیشه فکر می‌کردم عجیب غریبه

484
00:22:13.154 --> 00:22:15.157
...این گروه که شامل

485
00:22:15.237 --> 00:22:16.816
بچه‌های اسکیت‌بُرد سوار
.خارق‌العاده می‌شد رو دیده بود

486
00:22:16.840 --> 00:22:18.333
ما جلوی این آدما
.بدجور خوش می‌درخشیدیم

487
00:22:18.357 --> 00:22:20.739
یه انرژی فوق‌العاده‌ای داشتیم
متوجه‌ی منظورم می‌شید؟

488
00:22:20.834 --> 00:22:22.096
...جوری که بقیه بهمون نگاه می‌کردن، جوری که

489
00:22:22.120 --> 00:22:23.690
،بین همه‌مون یه تنوع و تفاوتی وجود داشت

490
00:22:23.714 --> 00:22:25.486
.ولی باز هم همه باهمدیگه بودیم

491
00:22:25.557 --> 00:22:28.437
.والدین‌مون هم هیچ‌وقت پیشمون نبودن

492
00:22:28.552 --> 00:22:31.709
.حس می‌کنم بوی پول به مشامش خورده بود

493
00:22:31.835 --> 00:22:34.180
.کار آدمایی مثل اون همینه

494
00:22:34.274 --> 00:22:36.665
.همین‌جوری پول درمیارن

495
00:22:36.760 --> 00:22:38.934
هارولد می‌گفت: "هی، قراره
"تو یه فیلم باشیم

496
00:22:38.958 --> 00:22:42.337
هی، دارن یه فیلم می‌سازن"
".و ما هم قراره توش باشیم

497
00:22:42.472 --> 00:22:44.863
،لری می‌خواست یه فیلم بسازه

498
00:22:44.958 --> 00:22:47.497
و ما هم قراره توش نقش داشته باشیم؟

499
00:22:47.598 --> 00:22:49.906
و هارمونی قراره نویسنده‌ی این فیلم باشه؟

500
00:22:49.998 --> 00:22:52.731
".و من گفتم: "آره، خیلی‌خب، بی‌خیال بابا

501
00:22:52.840 --> 00:22:54.131
.این یارو می‌خواست یه فیلم بسازه

502
00:22:54.155 --> 00:22:56.426
.فقط به نظر من انگار واقعی نمیومد

503
00:22:56.517 --> 00:22:59.008
به نظر نمی‌رسید هیچ‌وقت
.به جایی ختم بشه

504
00:22:59.032 --> 00:23:00.688
بعضی‌هاشون هیجان‌زده بودن
...و احتمالاً با خودشون فکر می‌کردن

505
00:23:00.712 --> 00:23:02.531
"اوه، من قراره بدجور پولدار بشم"

506
00:23:02.555 --> 00:23:05.629
"و میلیونر بشم"

507
00:23:05.752 --> 00:23:07.734
.و به نظرم یه سری هیجانات اولیه بود

508
00:23:07.758 --> 00:23:09.986
،و اکثر ما تو فقر و نداری بزرگ شده بودیم

509
00:23:10.072 --> 00:23:12.054
:به این قضیه اینجوری فکر می‌کردم
"اوه، الان قراره یه کسی واسه خودم بشم"

510
00:23:12.078 --> 00:23:14.695
"راه گریزم از این وضعیته"

511
00:23:15.554 --> 00:23:17.021
جاستین همیشه می‌خواست
...ژست بگیره

512
00:23:17.080 --> 00:23:18.333
.و از این‌جور اداها دربیاره

513
00:23:18.357 --> 00:23:20.702
...هیچ‌وقت به زبون نمیاورد

514
00:23:20.795 --> 00:23:23.371
ولی همیشه دلش می‌خواست
.از اینکارا بکنه

515
00:23:23.474 --> 00:23:25.818
و شخصیت انجامش رو هم داشت، می‌دونید؟

516
00:23:25.912 --> 00:23:27.770
...اولین‌باری که لری رو دیدم

517
00:23:27.794 --> 00:23:29.677
.جاستین آورده بودش به این خونه

518
00:23:29.752 --> 00:23:32.411
...اون‌موقع پونزده، شونزده ساله بودم

519
00:23:32.517 --> 00:23:34.594
پس هنوز کم‌سن و سال بودم
...و یهویی

520
00:23:34.677 --> 00:23:37.096
...بعد یهویی یه یاروی 60 ساله

521
00:23:37.192 --> 00:23:38.810
،تو اتاق پذیرایی من نشسته بود

522
00:23:38.834 --> 00:23:41.954
سعی می‌کرد باهامون
،سیگاری دود کنه

523
00:23:42.078 --> 00:23:43.773
جاستین توضیح داد که
.می‌خواد ازمون یه فیلم بسازه

524
00:23:43.797 --> 00:23:45.856
جاستین خیلی هیجان‌زده بود
...و از نظر اون

525
00:23:45.880 --> 00:23:48.456
همه چی ردیف بود
...ولی خاطره‌ای که من ازش دارم

526
00:23:48.558 --> 00:23:50.416
یه ترکیبی از زاغ سیاه چوب زدن
،و حضور در پشت‌صحنه بود

527
00:23:50.440 --> 00:23:52.528
یه جورایی انگار زیرنظرمون داشت
...و پیشمون بود

528
00:23:52.552 --> 00:23:55.285
همیشه با خودم فکر می‌کردم
.یه کمی غیرعادیه

529
00:23:55.394 --> 00:23:57.453
فکر کنم یه بار هم
.بهم سلام نکرده بود

530
00:23:57.477 --> 00:23:59.517
.یا حتی باهام حرف هم نزده بود

531
00:23:59.598 --> 00:24:01.168
من خیلی تحت‌تاثیر این ایده
.قرار نگرفته بودم

532
00:24:01.192 --> 00:24:02.041
متوجه‌ی منظورم می‌شید؟

533
00:24:02.075 --> 00:24:05.343
راستش هیچی من رو
.به همین راحتی تحت‌تاثیر قرار نمی‌داد

534
00:24:05.474 --> 00:24:08.363
.می‌خواست اسکیت بازی کنم
.باید هر روز اسکیت بازی می‌کردم

535
00:24:08.478 --> 00:24:10.048
...من واقعاً اون دوران

536
00:24:10.072 --> 00:24:11.845
در مورد اسکیت کردن جدی بودم، می‌دونید؟

537
00:24:11.915 --> 00:24:13.936
...انگار تو سرم یه هدفی داشتم

538
00:24:13.960 --> 00:24:17.191
انگار می‌خواستم یه اسکیت‌باز
.حرفه‌ای بشم

539
00:24:17.320 --> 00:24:18.936
،من فقط با جریان پیش می‌رفتم

540
00:24:19.000 --> 00:24:21.382
ولی واقعاً حضور رایان و
،هایلیان واسش خوب شد

541
00:24:21.477 --> 00:24:22.691
:و بعضی‌هامون با خودمون می‌گفتیم

542
00:24:22.715 --> 00:24:25.143
"پسر، این یارو؟ نه، ردیف نیست"

543
00:24:25.240 --> 00:24:27.733
،پس این تعادل به خوبی حفظ شده بود

544
00:24:27.832 --> 00:24:31.451
اونا یه توازن و چشم‌انداز خوبی
:نسبت بهش داشتن که می‌گفتن

545
00:24:31.595 --> 00:24:33.251
"عجب! این فرصت خوبی می‌تونه باشه"

546
00:24:33.275 --> 00:24:34.485
و واسه ما جوری بود
:که انگار با خودمون می‌گفتیم

547
00:24:34.514 --> 00:24:39.332
"شاید نباید انقدر زودباور باشیم"

548
00:24:44.114 --> 00:24:48.268
.سال 1994، سوپریم افتتاح می‌شه

549
00:24:48.434 --> 00:24:50.825
.حالا یه فروشگاه اسکیت جدید داریم

550
00:24:50.920 --> 00:24:53.228
پس سوپریم جایگزین
.فروشگاه اسکیت نیویورک می‌شه

551
00:24:53.320 --> 00:24:54.972
دوباره خونه‌دار شدیم
.برگشتیم به خونه

552
00:24:55.038 --> 00:24:57.771
می‌خوام یه پرش چرخشی و
.فرود سریع انجام بدم

553
00:24:57.880 --> 00:25:00.031
.باید فرود بیام، یه چیزی مثل این

554
00:25:00.117 --> 00:25:01.843
...واسه ما محشر بود چون که

555
00:25:01.912 --> 00:25:03.011
...همه‌مون باهمدیگه بودیم

556
00:25:03.035 --> 00:25:06.996
و فروشگاه اسکیت چیزای مجانی
.زیادی بهمون می‌داد. باحال بود

557
00:25:07.154 --> 00:25:10.468
کُل گروه اسکیت بازی می‌کردیم
...لری دور و برمون بود

558
00:25:10.600 --> 00:25:13.831
در حال شکل دادن داستانش
...در مورد یه گروه از این بچه‌ها بود

559
00:25:13.960 --> 00:25:16.416
که از طریق اسکیت‌سواری
.باهمدیگه وقت می‌گذروندن

560
00:25:16.514 --> 00:25:19.216
فکر کنم می‌تونستیم حس کنیم
.قضیه یه چیزی فراتر از ماست

561
00:25:19.240 --> 00:25:21.659
.ولی فقط داشتیم با جریان پیش می‌رفتیم

562
00:25:21.755 --> 00:25:22.931
!تاکسی! تاکسی رو بگیر

563
00:25:22.955 --> 00:25:26.285
!آتیش‌بازی

564
00:25:26.600 --> 00:25:28.972
«فراخوان آزمون بازیگری»

565
00:25:30.105 --> 00:25:31.457
«بچه‌ها»

566
00:25:31.595 --> 00:25:33.054
...پس دقیقاً همون‌جایی که پارک بود

567
00:25:33.112 --> 00:25:35.332
.در حال چسبوندن آگهی انتخاب بازیگران بودن

568
00:25:36.914 --> 00:25:41.880
.اول هارولد و جاستین رفتن دفتر مربوطه

569
00:25:42.078 --> 00:25:45.845
:وقتی دفتر رو دیدم با خودم گفتم
"برگام، واقعاً داره اتفاق میفته"

570
00:25:45.995 --> 00:25:49.420
.برگه‌ی فراخوان بازیگرا رو بهمون داده بودن

571
00:25:49.557 --> 00:25:52.206
"عجب، برگه‌ی فراخوان بازیگرها"

572
00:25:52.312 --> 00:25:55.857
همون‌موقع فهمیدم که
.داریم یه فیلم می‌سازیم

573
00:25:55.998 --> 00:25:59.654
وقتی واسه انتخاب بازیگرها رفتم
.شخصیت موردنظر هم اسم خودم بود

574
00:25:59.800 --> 00:26:03.834
:پیش خودم گفتم
"چی شد؟ نقش خودم رو بازی می‌کنم؟"

575
00:26:03.995 --> 00:26:06.229
شخصیتم، هم‌اسم خودمه؟

576
00:26:06.318 --> 00:26:10.473
"با خودم می‌گفتم: "چی شد؟

577
00:26:10.638 --> 00:26:13.639
.پس نقشم رو خوندم
.نقش رو گرفتم

578
00:26:13.758 --> 00:26:16.177
.جاستین نقشش رو گرفت
.هارولد نقشش رو گرفت

579
00:26:16.274 --> 00:26:18.333
وقتی شنیدم که این فیلم
...قراره ساخته بشه

580
00:26:18.357 --> 00:26:19.734
،و قراره یه آزمون بازیگری برگزار بشه

581
00:26:19.758 --> 00:26:21.971
...من گفتم: "گورباباش، من که واسه هیچی

582
00:26:21.995 --> 00:26:23.962
".آزمون نمیدم، مسخره‌س

583
00:26:24.040 --> 00:26:27.308
.هارولد خیلی بابتش هیجان‌زده بود

584
00:26:27.438 --> 00:26:31.510
اون عاشق اجرا کردن بود
.عاشق تحسین شدن بود

585
00:26:31.672 --> 00:26:33.088
.عاشق خندوندن مردم بود

586
00:26:33.112 --> 00:26:36.002
.هارولد داره چرت و پرت میگه

587
00:26:36.117 --> 00:26:37.936
،باید بازی کنی، باید بری تو کارش"

588
00:26:37.960 --> 00:26:39.731
".باید اینکار رو بکنی
.انگار مامانم داشت بهم دستور می‌داد

589
00:26:39.755 --> 00:26:43.217
آخه اون خیلی خیلی
.به خاطر فیلم هیجان‌زده بود

590
00:26:43.355 --> 00:26:46.199
پس واقعاً هارولد بود که
...یه جورایی من رو کشوند

591
00:26:46.312 --> 00:26:50.817
تا برم صحبت کنم
".پس منم گفتم: "خیلی‌خب بابا، باشه

592
00:26:50.997 --> 00:26:55.419
...هارولد و جاستین می‌رفتن به اون دفتر

593
00:26:55.595 --> 00:26:59.823
هر کسی رو که می‌دیدن با خودشون
"می‌بردن اونجا و مثلاً می‌گفتن: "این رفیقم پیتره

594
00:26:59.992 --> 00:27:02.614
این رفیقمه، این هم"
"باید توی فیلم باشه

595
00:27:02.718 --> 00:27:05.171
«پیتر بیچی»
یه جوری من رو می‌بردن اونجا
که انگار صاحبش بودن، می‌دونی؟

596
00:27:05.195 --> 00:27:06.688
...اسکیت‌بُرد به بغل وارد اونجا می‌شدن

597
00:27:06.712 --> 00:27:08.176
و منم دنبال‌شون پله‌ها رو
.می‌رفتم بالا

598
00:27:08.200 --> 00:27:09.568
"و پیش خودم می‌گفتم: "واو، واقعیه

599
00:27:09.592 --> 00:27:10.866
:پس رفتم داخل و اونا گفتن

600
00:27:10.917 --> 00:27:12.611
"این پیته، اون رو هم تو فیلم جا بدید"

601
00:27:12.635 --> 00:27:14.810
جاستین این رو گفت و هارولد هم
"پشت سرش گفت: "آره، آره، آره

602
00:27:14.834 --> 00:27:17.834
.من این شکلی بودم
.و اینجوری شد که منم رفتم تو فیلم

603
00:27:17.954 --> 00:27:21.185
«خاویر نونیز»
،هارولد تو استر با هارمونی بود

604
00:27:21.314 --> 00:27:23.742
"و می‌گفت: "هارمونی، هارو رو بذار تو فیلم

605
00:27:23.838 --> 00:27:24.976
:هارمونی هم می‌گفت
.خیلی‌خب، باشه" و همین و بس"

606
00:27:25.000 --> 00:27:26.846
...و بعدش کم کم با این بچه‌ها

607
00:27:26.920 --> 00:27:28.951
.رفتیم به آزمون بازیگری و خوندن دیالوگ

608
00:27:29.032 --> 00:27:30.976
بعد می‌خواست واسه نقش دخترها
.بازیگر انتخاب کنه

609
00:27:31.000 --> 00:27:32.896
پس فیلمنامه رو دست هارمونی دیدم
...و خیلی با هارمونی

610
00:27:32.920 --> 00:27:35.488
:رُک حرف می‌زدم و بهش گفتم
"این شخصیت‌ها دیگه کین؟"

611
00:27:35.512 --> 00:27:39.712
"خط داستانی چیه؟"
"با دخترا که فقط دارن رابطه جنسی برقرار می‌کنن"

612
00:27:39.880 --> 00:27:42.686
...این بچه‌ها خشن هستن و"

613
00:27:42.798 --> 00:27:44.330
"و می‌خوان کار باکره‌های کوفتی رو بسازن؟"

614
00:27:44.354 --> 00:27:46.237
"بدجوری چندشه"

615
00:27:46.312 --> 00:27:47.814
...می‌دونید، هارمونی همیشه می‌گفت

616
00:27:47.838 --> 00:27:49.243
...جریان داستان به من داده شده"

617
00:27:49.278 --> 00:27:51.011
".و من باید یه فیلمنامه واسش بنویسم

618
00:27:51.035 --> 00:27:53.263
،از دیدگاه یه دختر
...نقش ما به طور کامل

619
00:27:53.320 --> 00:27:54.705
.نادیده گرفته شده بود

620
00:27:54.760 --> 00:27:55.936
...آخه این بچه‌ها

621
00:27:55.960 --> 00:27:57.453
.مثل اعضای خانواده‌ی ما بودن

622
00:27:57.477 --> 00:27:58.363
.جاستین برادر من بود

623
00:27:58.398 --> 00:28:01.436
به چشم من این داستان
...نسبت به داستانی با موضوع

624
00:28:01.557 --> 00:28:04.132
.تجاوز و زن‌ستیزی بسیار تاثیرگذارتر بود

625
00:28:04.235 --> 00:28:05.450
ما ترجیح دادیم انجامش ندیم
...فقط به خاطر اینکه

626
00:28:05.474 --> 00:28:07.556
.چیزی نبود که باهاش راحت باشیم

627
00:28:07.634 --> 00:28:08.810
...بعد کم کم افراد دیگه‌ای

628
00:28:08.834 --> 00:28:11.991
.از خارج از گروه وارد این جریان شدن

629
00:28:12.117 --> 00:28:14.886
«جان آبراهامز»
...با دوستم تو ویلج در حال قدم زدن بودیم

630
00:28:14.997 --> 00:28:18.920
...که هارمونی و لری اومدن سمتم

631
00:28:19.077 --> 00:28:21.422
"و یهو گفتن" اوه، داریم این فیلم رو می‌سازیم

632
00:28:21.515 --> 00:28:23.749
"شما می‌خواید یه تست بازیگری بدید؟"

633
00:28:23.838 --> 00:28:25.879
"ما یه تست بازیگری عمومی برگزار کردیم"

634
00:28:25.960 --> 00:28:27.414
...می‌دونید، تو فیلمنامه نوشته بود که استیون

635
00:28:27.438 --> 00:28:30.356
یه بچه‌ی پورتوریکویی تبار
با دندون‌های طلاس، درسته؟

636
00:28:30.472 --> 00:28:33.472
استیون کالیس، به اتهام سرقت مسلحانه"
"رفته زندان

637
00:28:33.592 --> 00:28:34.768
"نقش اون رو می‌خوای؟"

638
00:28:34.792 --> 00:28:37.014
خب، همه‌مون می‌دونستیم
که لری مشکوکه، درسته؟

639
00:28:37.038 --> 00:28:40.233
با این حال باز هم
.بهمون پیشنهاد پول داده بود

640
00:28:40.360 --> 00:28:42.742
پول زیادی نبود
...ولی اون زمان واسه ما

641
00:28:42.837 --> 00:28:44.840
...پول خیلی زیادی بود و

642
00:28:44.920 --> 00:28:46.096
پیش خودمون می‌گفتیم
دیگه می‌خوایم چه غلطی بکنیم؟

643
00:28:46.120 --> 00:28:48.003
.همه‌مون به شدت گرسنه‌ایم

644
00:28:48.078 --> 00:28:50.497
من نمی‌خوام به جاستین
...برای گیر آوردن یه فرصت خرده بگیرم

645
00:28:50.594 --> 00:28:52.134
.یا به هارولد خرده بگیرم

646
00:28:52.158 --> 00:28:54.395
.از هر فرصتی باید استفاده کرد

647
00:29:00.194 --> 00:29:01.370
دونفر از بهترین دوستانت
...یعنی هارولد هانتر

648
00:29:01.394 --> 00:29:03.491
و جاستین پیرس
.نقش‌های اصلی فیلم بودن

649
00:29:03.515 --> 00:29:04.576
من همین‌جام، می‌دونی؟

650
00:29:04.600 --> 00:29:06.054
آره. امشب میری بیرون؟

651
00:29:06.078 --> 00:29:07.925
...پیش خودم می‌گفتم، اون نقش اصلیه

652
00:29:07.998 --> 00:29:10.374
پس من هم نقش اصلیم
.چون اون رفیق خودمه، پس منم ردیفم

653
00:29:10.398 --> 00:29:11.891
.همچین دیدی بهش داشتیم

654
00:29:11.915 --> 00:29:13.408
،که اگه یه نفر کارش رو خوب انجام بده

655
00:29:13.432 --> 00:29:15.048
همه‌مون کارمون رو
درست انجام دادیم، می‌دونید؟

656
00:29:15.112 --> 00:29:17.466
...با عقل جور درنمیومد، پسر

657
00:29:17.560 --> 00:29:19.286
ولی هیجان‌انگیز هم بود، می‌دونید؟

658
00:29:19.355 --> 00:29:20.973
اولین سکانس‌هایی که
...فیلمبرداری کردیم تو پارک میدون واشنگتن

659
00:29:20.997 --> 00:29:22.730
...اطراف فواره و این چیزا بود و

660
00:29:22.754 --> 00:29:24.410
.و جمع تک تک بچه‌های لعنتی اونجا جمع بود

661
00:29:24.434 --> 00:29:26.253
.می‌دونید، یه گروه دوستانه‌ی صمیمی بود

662
00:29:26.277 --> 00:29:27.971
...وقتی در مورد کسایی که

663
00:29:27.995 --> 00:29:29.488
فیلم در موردشون نوشته شده بود
...حرف می‌زدیم

664
00:29:29.512 --> 00:29:32.328
،و اون دار و دسته‌ی بچه‌های اسکیت‌سوار

665
00:29:32.440 --> 00:29:35.126
.یه انجمن برادری واقعی بودن

666
00:29:35.234 --> 00:29:36.701
.اونا نسبت به من محتاط بودن

667
00:29:36.760 --> 00:29:38.985
چرا این حرومزاده داره"
"نقش دوست ما رو بازی می‌کنه؟

668
00:29:39.074 --> 00:29:40.846
"چرا خودمون نقش دوست‌مون رو بازی نکنیم؟"

669
00:29:40.917 --> 00:29:43.760
:می‌دونید، انگار می‌خواستن بگن
"هی؟ آخه تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟"

670
00:29:43.874 --> 00:29:45.453
...ولی بعدش یکی مثل هارولد رو داشتیم

671
00:29:45.477 --> 00:29:47.133
:که میومد جلو و می‌گفت
"هی، این دوستم جانیه"

672
00:29:47.157 --> 00:29:49.926
و شما حتماً باید با جانی آشنا بشید"
".و جانی باحاله و از این حرفا

673
00:29:50.037 --> 00:29:51.290
...و درنهایت یه جورایی

674
00:29:51.314 --> 00:29:53.622
.با همیلتون و جاستین جور شدیم

675
00:29:53.714 --> 00:29:55.754
.بعد نوبت سکانس من رسید

676
00:29:55.835 --> 00:29:58.531
.باید یه سیگاری رول می‌کردم، یه بلانت

677
00:29:58.638 --> 00:30:00.863
.و مثل همیشه می‌خواستم انجامش بدم

678
00:30:00.952 --> 00:30:03.574
...ولی بعدش یهو بهم تلنگر خورد که

679
00:30:03.678 --> 00:30:06.522
«ای وای،ما سر صحنه‌ی فیلمبرداری یه فیلمیم»

680
00:30:06.635 --> 00:30:11.251
،یه دوربین اونجاس"
"!خیلی‌خب، بی‌خیالش

681
00:30:11.435 --> 00:30:15.202
.و بعدش مثل یه بادبادک رفتم بالا

682
00:30:15.352 --> 00:30:17.245
...و غیرعاقلانه بود چون لری

683
00:30:17.320 --> 00:30:18.972
.با اینجور کارا همکاری می‌کرد

684
00:30:19.038 --> 00:30:20.330
به عنوان یه بچه‌ی کم سن و سال
...پیش خودت میگی

685
00:30:20.354 --> 00:30:22.662
"پسر، این یارو بدجور باحاله"

686
00:30:22.754 --> 00:30:25.523
ولی اون یک و نیم میلیون دلار بودجه
...گذاشته بود وسط

687
00:30:25.634 --> 00:30:27.894
.و هنوز داشت با اعتیاد به هروئین مبارزه می‌کرد

688
00:30:27.918 --> 00:30:30.531
و این بچه‌های به شدت دیوونه
.تو فیلمش بازی می‌کردن

689
00:30:30.635 --> 00:30:32.749
.همیشه یه اتفاقی در حال وقوع بود

690
00:30:32.834 --> 00:30:35.105
.انگار مثل یه سری گربه اسیر شده بودیم

691
00:30:35.195 --> 00:30:36.410
هیچ‌کدوم‌مون نمی‌دونستیم
.داریم چه غلطی می‌کنیم

692
00:30:36.434 --> 00:30:39.144
هیچ‌کدوم‌مون شناختی نسبت به فیلم‌ها نداشتیم
.هیچ‌کدوم‌مون پیوستگی رو درک نمی‌کردیم

693
00:30:39.198 --> 00:30:41.239
کات، خیلی‌خب"
"امشب رو استراحت کنید

694
00:30:41.320 --> 00:30:42.160
...و روز بعدش

695
00:30:42.194 --> 00:30:44.123
.جاستین با دست شکسته اومد سر صحنه

696
00:30:44.200 --> 00:30:46.048
.نقش اصلی، یهویی دستش رو گچ گرفته بود

697
00:30:46.072 --> 00:30:48.294
آخه چطور می‌خواید این رو قایمش کنید؟

698
00:30:48.318 --> 00:30:49.456
نمی‌دونستم تو چه مقیاسی
،داره فیلمبرداری می‌شه

699
00:30:49.480 --> 00:30:51.363
.نمی‌دونستم در مورد چیه

700
00:30:51.438 --> 00:30:54.706
ما رو وارد این ماجرا کرده بودن و
.دوربین‌ها همه‌جا بودن

701
00:30:54.837 --> 00:30:58.068
.واقعاً اون دورنمای کُلی رو نمی‌دیدم

702
00:30:58.197 --> 00:30:59.969
،اون سکانس مهمونی رو فیلمبرداری ‌کردیم

703
00:31:00.040 --> 00:31:01.886
،که تو خونه‌ی شخصیت من بود

704
00:31:01.960 --> 00:31:04.037
.جایی که اتفاقات مهم اونجا رخ میده

705
00:31:04.120 --> 00:31:07.037
همه‌ی این بچه‌ها تو یه آپارتمان
...به شدت کوچولو دور هم جمع می‌شدیم

706
00:31:07.154 --> 00:31:09.388
...و شب‌ها فیلمبرداری می‌کردیم و

707
00:31:09.477 --> 00:31:11.554
یه جورایی انگار تو فضا
.مدام از اینور به اونور می‌شدیم

708
00:31:11.637 --> 00:31:14.056
"خیلی‌خب این رو بگیر، این رو بگیر"

709
00:31:14.152 --> 00:31:15.328
"و بعدش می‌گفتن: "خیلی‌خب، می‌دونید چیه؟

710
00:31:15.352 --> 00:31:16.275
"باید الان این رو فیلمبرداری کنیم"

711
00:31:16.312 --> 00:31:18.534
مثلا می‌گفتن: "خیلی‌خب جانی
"تو باید بری اونجا بشینی

712
00:31:18.558 --> 00:31:19.696
"و با میشل ماچ و بوسه راه بندازی"

713
00:31:19.720 --> 00:31:20.597
...باید دستت رو ببری"

714
00:31:20.632 --> 00:31:22.691
"لای پاهاش
...و مثلاً اینجوری

715
00:31:22.715 --> 00:31:24.294
...لری سرم داد می‌کشید که

716
00:31:24.318 --> 00:31:25.331
"لای پاهاش رو محکم‌تر بمال، پسر"

717
00:31:25.355 --> 00:31:27.328
"یالا دیگه، واقعاً لای پاهاش رو بمال"

718
00:31:27.352 --> 00:31:29.094
"و من پیش خودم می‌گفتم "وای خدای من

719
00:31:29.118 --> 00:31:31.925
می‌دونید؟
.همچین‌چیزی طبیعی نیستش

720
00:31:32.037 --> 00:31:33.957
...همچین‌چیزی طبیعی نیستش و می‌دونید

721
00:31:34.034 --> 00:31:36.923
...یادمه که یه کم اونجا احساس فشار کردم و

722
00:31:37.038 --> 00:31:39.577
زبونم اون وسط بود و دوربین هم
،داشت ازش فیلمبرداری می‌کرد

723
00:31:39.678 --> 00:31:42.485
.و واقعاً قابل‌توجه بود

724
00:31:42.597 --> 00:31:43.811
...آخه وقتی یه بچه‌ی شونزده ساله‌ای

725
00:31:43.835 --> 00:31:45.856
خبر نداری چی به چیه
.و بدجور تو عالم هپروتی

726
00:31:45.880 --> 00:31:47.606
...و انگار که این مدلی هستی

727
00:31:47.675 --> 00:31:49.091
.واقعاً در مورد اینجور چیزا فکر نمی‌کنی

728
00:31:49.115 --> 00:31:50.001
...انگار که

729
00:31:50.037 --> 00:31:53.305
"خب، من فقط با جریان پیش میرم"
می‌دونید؟

730
00:31:53.435 --> 00:31:54.201
...می‌دونی یهو میومدن می‌گفتن

731
00:31:54.232 --> 00:31:56.272
"بعدش قراره این سکانس رو بگیریم، بچه‌ها"

732
00:31:56.354 --> 00:31:58.052
.و مثلاً تو مهمونی هستیم و از این صحبتا

733
00:31:58.120 --> 00:32:01.074
،مجبورمون کردن لباسامون رو دربیاریم
...و بهمون گفتن

734
00:32:01.192 --> 00:32:03.657
"فقط باید سیگار بکشید و حرف بزنید"

735
00:32:03.755 --> 00:32:05.759
.سیگار بکشید و حرف بزنید

736
00:32:05.838 --> 00:32:09.836
یه سینی از سیگاری‌های از قبل آماده شده
.و رول شده داشتن

737
00:32:09.995 --> 00:32:12.959
...میومدن، دود می‌کردیم، کات می‌دادن

738
00:32:13.077 --> 00:32:14.305
.بعد یه سیگاری دیگه روشن می‌کردیم

739
00:32:14.354 --> 00:32:16.468
،روندش این‌جوری بود: کات می‌دادن
،یه سیگاری دیگه روشن می‌شد

740
00:32:16.552 --> 00:32:18.294
...چون هر بار که فیلمبرداری شروع می‌شد

741
00:32:18.318 --> 00:32:19.814
.مجبور می‌شدیم یه سیگاری جدید روشن کنیم

742
00:32:19.874 --> 00:32:21.572
،یادمه داشتیم له می‌شدیم

743
00:32:21.640 --> 00:32:24.483
،ماری‌جوانا می‌کشیدیم و فقط حرف می‌زدیم

744
00:32:24.597 --> 00:32:28.945
فقط به مدت یک ساعت حرف می‌زدیم
.و اونا ازمون فیلمبرداری می‌کردند

745
00:32:29.118 --> 00:32:33.147
چیزی حدود 10 تا سیگاری کشیدیم
،مثل چی نشئه بودیم

746
00:32:34.274 --> 00:32:37.699
اون شب یه سکانس دیگه رو
.هم فیلمبرداری کردیم و من واقعاً خوابم برده بود

747
00:32:37.835 --> 00:32:40.760
.و تو سکانس من رو می‌بینید که خوابم بُرده

748
00:32:45.995 --> 00:32:48.146
.خوابیده بودم، واقعاً از حال رفته بودم

749
00:32:48.232 --> 00:32:51.426
ساعت 6 صبح از خواب بیدار شدم
"و اونا گفتن: "خب فیلمبرداری تموم شد

750
00:32:51.554 --> 00:32:53.751
"منم گفتم: "لعنت، خیلی‌خب، کارمون تموم شد؟
"رواله"

751
00:32:53.838 --> 00:32:54.725
...انقدر کم‌ سن و سال بودم

752
00:32:54.760 --> 00:32:57.446
که حتی نمی‌تونستم کُل شب رو
بیدار بمونم، می‌دونید؟

753
00:32:57.554 --> 00:33:01.541
سعی می‌کردم، سعی می‌کردم
.تحمل کنم، ولی نشدنی بود

754
00:33:05.752 --> 00:33:08.522
.یادمه در حال فیلمبرداری اون سکانس استخر بودیم

755
00:33:08.632 --> 00:33:12.214
یادمه واقعاً هارولد رو
.شیر کرده بودن

756
00:33:12.357 --> 00:33:14.291
...تو فیلمنامه باید آلتش رو درمیاورد

757
00:33:14.315 --> 00:33:17.620
،آلت تناسلی یه سیاه‌پوست
،پس یه سکانس از پیش تعیین شده بود

758
00:33:17.752 --> 00:33:20.605
...ولی یادمه که خودش این شکلی بود

759
00:33:20.718 --> 00:33:24.374
حتی هارولد هم یه کمی
.با این قضیه راحت نبود

760
00:33:24.520 --> 00:33:26.733
...و یادمه اونا یه جورایی شیرش می‌کردند

761
00:33:26.757 --> 00:33:29.369
و یه جورایی تحریکش می‌کردند
...تا یه حدی عصبی بشه

762
00:33:29.474 --> 00:33:32.243
...تا بتونه این‌کار رو به انجام برسونه

763
00:33:32.354 --> 00:33:35.899
...و یه جورایی با این سکانس جور بشه

764
00:33:36.040 --> 00:33:38.034
.و از این صحبتا

765
00:33:38.114 --> 00:33:41.077
ولی یادمه لری کاملاً
.هارولد رو داشت عصبی می‌کرد

766
00:33:41.195 --> 00:33:44.546
انگار لری می‌دونست که
...چطوری باید اون بازی رو

767
00:33:44.680 --> 00:33:45.908
.از هارولد دربیاره

768
00:33:45.957 --> 00:33:48.459
...انگار که نقطه‌ی مقابلِ

769
00:33:48.558 --> 00:33:51.596
.هر گونه استاندارد و آموزه‌ها بود

770
00:33:51.717 --> 00:33:52.970
...و یادمه که من

771
00:33:52.994 --> 00:33:54.371
یه جورایی برگام ریخته بود، می‌دونید؟

772
00:33:54.395 --> 00:33:56.629
...چون من از پیش مامانی اومده بودم که

773
00:33:56.718 --> 00:33:59.913
،بهم می‌گفت دوتا لباس‌زیر روی هم بپوشم

774
00:34:00.040 --> 00:34:03.502
...و یهویی هارولد با آلتش میاد بیرون

775
00:34:03.640 --> 00:34:06.253
...اون هم دقیقاً جلوی صورت من

776
00:34:06.357 --> 00:34:08.166
و من با خودم می‌گفتم
"لعنت بهش، این واقعیه"

777
00:34:08.238 --> 00:34:09.933
...خیلی‌خب، این همون چیزیه که"

778
00:34:09.957 --> 00:34:11.729
"مامانم در موردش صحبت می‌کرد

779
00:34:11.800 --> 00:34:13.332
.واکنش همه واقعی بود

780
00:34:13.394 --> 00:34:15.414
:یادمه من گفتم
"وای، آلتش رو ببینید"

781
00:34:15.438 --> 00:34:18.208
می‌دونید؟
.و همه‌ی دخترا برگاشون ریخته بود

782
00:34:18.318 --> 00:34:20.359
.واقعاً هیجان‌انگیز بود

783
00:34:20.440 --> 00:34:22.434
.هنوز هم شوکه‌کننده‌س

784
00:34:22.514 --> 00:34:25.865
جاستین خیلی طبیعی بازی می‌کرد
.واسش خیلی راحت بود

785
00:34:25.998 --> 00:34:28.288
و همه‌ی افراد سر فیلمبرداری
.همیشه این موضوع رو می‌گفتن

786
00:34:28.312 --> 00:34:29.281
"پسر، چقدر طبیعی بازی می‌کنه"

787
00:34:29.320 --> 00:34:30.694
هی، هام؟

788
00:34:31.758 --> 00:34:34.676
.همچین توجهی اون رو برد بالا

789
00:34:34.792 --> 00:34:38.411
...از همه‌ی اون تجربیات روانی که

790
00:34:38.555 --> 00:34:41.094
.تو بچگی حس کرده بود دورش کرد

791
00:34:41.195 --> 00:34:42.650
...یادم میاد اواخر فیلمبرداری

792
00:34:42.674 --> 00:34:45.600
.جاستین تو دردسر افتاده بود

793
00:34:45.717 --> 00:34:48.754
به گمونم جاستین فهمیده بود
...که دیگه آخرای فیلمیم

794
00:34:48.875 --> 00:34:51.303
.و دلش نمی‌خواس تموم بشه

795
00:34:51.400 --> 00:34:54.631
.در پارک میدان واشنگتن دستگیر شد

796
00:34:54.760 --> 00:34:56.523
...پلیس‌ها دستگیرش کردند و بعدش

797
00:34:56.594 --> 00:34:59.677
تولیدکنندگان فیلم مجبور شدن
.واسش وثیقه بذارن

798
00:34:59.800 --> 00:35:01.168
...فکر کنم غیرمستقیم می‌خواست بگه که

799
00:35:01.192 --> 00:35:03.490
"نمی‌خوام این فیلمبرداری تموم بشه"

800
00:35:04.754 --> 00:35:06.738
.جاستین یه وجه دیگه‌ای هم داشت

801
00:35:06.798 --> 00:35:10.565
چون وقتی تو خوردن مشروب
...زیاده‌روی می‌کرد

802
00:35:10.715 --> 00:35:16.217
.همیشه‌ی خدا به یه دعوا ختم می‌شد

803
00:35:16.437 --> 00:35:20.822
و ما همیشه مجبور بودیم
.حرومزاده رو از این موقعیت بد نجات بدیم

804
00:35:20.997 --> 00:35:26.074
ترسناک بود و نگرانی‌مون رو
زیاد می‌کرد، می‌دونی؟

805
00:35:26.277 --> 00:35:27.808
برادرها و خواهرات
...وقت افتادنت باید پیشت باشن

806
00:35:27.832 --> 00:35:31.377
بگیرنت، حواس‌شون بهت باشه، درسته؟

807
00:35:31.518 --> 00:35:35.867
یه چیزی داشت کم می‌شد
.و اذیت‌کننده بود

808
00:35:36.040 --> 00:35:40.499
بعدش متوجه شدم که
.پدر واقعیش پیشش نیست

809
00:35:40.677 --> 00:35:45.487
جاستین با مادرش بزرگ شده بود
...و وقتی که مادرش ازدواج مجدد می‌کنه

810
00:35:45.678 --> 00:35:49.482
.ارتباط بین‌شون از بین میره

811
00:35:49.634 --> 00:35:54.443
.و اون با مشروب با این قضیه کنار اومده بود

812
00:35:54.635 --> 00:35:59.325
پس وقتی بهم گفت که
...احساس رهاشدگیش چطوریه

813
00:35:59.512 --> 00:36:02.208
.کاملاً همه چی منطقی شد

814
00:36:02.315 --> 00:36:03.654
...یادمه یه بار در موردش حرف می‌زدیم

815
00:36:03.678 --> 00:36:06.365
:و بهش گفتم
"مرد، من هم بابا ندارم"

816
00:36:06.472 --> 00:36:08.512
"بابام زنده‌س ولی پیشم نیست"

817
00:36:08.594 --> 00:36:10.010
"منظورم رو می‌فهمی؟ جفتمون همینیم"

818
00:36:10.034 --> 00:36:12.803
"اون گفت: "ولی حداقل خبر داری کجاست

819
00:36:12.914 --> 00:36:16.228
.با این حرفش خیلی ناراحت شدم

820
00:36:16.360 --> 00:36:19.314
...واقعاً واسه یه پسر چهارده

821
00:36:19.432 --> 00:36:23.402
،پونزده ساله این مسئله قابل‌توجهه
،پسری که هیچ‌وقت پدر واقعیش رو نشناخته

822
00:36:23.560 --> 00:36:26.865
مادرش دوباره ازدواج کرده
.و حالش از ناپدریش به هم می‌خوره

823
00:36:26.997 --> 00:36:30.339
.باهاش جور نمی‌شه چون یارو بدرفتار بود

824
00:36:30.472 --> 00:36:33.205
.خطرِ واضح و حی و حاضر، ماری‌جوانا بود

825
00:36:33.314 --> 00:36:37.588
من بدرفتاری رو درک می‌کنم
.و به چشم خودم دیدم

826
00:36:37.758 --> 00:36:40.722
وقتی مامانم به کراک و کوکائین
.اعتیاد پیدا کرد

827
00:36:40.840 --> 00:36:43.914
هرگز متوجه‌ی خشونت بین اون
.و پدرم نشده بودم

828
00:36:44.037 --> 00:36:46.769
تا حدود نُه سالگی
.این مسئله واسم روشن نشده بود

829
00:36:46.878 --> 00:36:47.968
.تا وقتی که به چشم دیدم

830
00:36:47.992 --> 00:36:51.962
اومدم تو آشپزخونه و
...بابام رو دیدم که داره مامانم رو میزنه

831
00:36:52.120 --> 00:36:57.613
و یه چاقوی آشپزخونه رو برداشتم
.و به بابام گفتم تمومش کنه

832
00:36:57.832 --> 00:36:59.531
.می‌تونم اون شرایط رو درک کنم

833
00:36:59.598 --> 00:37:02.211
می‌تونم درد و رنجی که
.کشیده رو درک کنم

834
00:37:02.315 --> 00:37:04.743
چیز دیگه‌ای واسه گفتن نیست
.ما همدیگه رو داشتیم

835
00:37:04.840 --> 00:37:10.841
...انگار که

836
00:37:11.080 --> 00:37:14.348
.طرفای تابستون فیلمبرداری رو تموم کردیم

837
00:37:14.478 --> 00:37:20.008
...و یه کم بعد، لری کُل عوامل رو

838
00:37:21.275 --> 00:37:24.543
به یه استودیوی نمایش خصوصی
،در ترایبکا دعوت کرد

839
00:37:24.674 --> 00:37:28.099
و قبل از انتشار فیلم
باید اونجا تماشا می‌کردیم، درسته؟

840
00:37:28.235 --> 00:37:31.540
...و به نحو مثبتی ما رو هیجان‌زده کرد

841
00:37:31.672 --> 00:37:35.826
.چون واسه من یکی که نیروبخش بود

842
00:37:35.992 --> 00:37:37.696
...و نیروبخش بود چون کُل سینما

843
00:37:37.720 --> 00:37:39.179
.با خودمون پُر شده بود

844
00:37:39.237 --> 00:37:42.080
هردفعه که یکی از ما
...واسه اولین‌بار

845
00:37:42.194 --> 00:37:45.231
روی صفحه ظاهر می‌شد
...کُل گروه

846
00:37:45.352 --> 00:37:47.198
.جیغ می‌زدن و تشویق می‌کردند

847
00:37:47.272 --> 00:37:49.494
و راستش رو بخواید
.بهترین قسمتش همین بود

848
00:37:49.518 --> 00:37:51.863
چون حس می‌کردیم
.تو این جریان با همیم

849
00:37:51.957 --> 00:37:54.532
...حتی اگه تنها دیالوگ من توی فیلم

850
00:37:54.635 --> 00:37:57.104
:این بوده باشه
"سکس کردم و عاشق گاییده شدنم"

851
00:37:57.160 --> 00:37:59.542
"به هیچ‌جام هم نیست"
...که معروفیتی نیست که

852
00:37:59.637 --> 00:38:01.871
.بخوام بابتش هیجان‌زده بشم

853
00:38:01.960 --> 00:38:05.837
پس حتی اگه به خاطر احساس خجالت
،و شرم عمیق مو به تنم سیخ شده باشه

854
00:38:05.992 --> 00:38:08.882
.لااقل تو این جریان تنها نبودم

855
00:38:08.997 --> 00:38:11.133
همه‌مون با هم بودیم و یه‌جورایی
.همدیگه رو حمایت می‌کردیم

856
00:38:11.157 --> 00:38:12.333
.و واقعاً باحال بود

857
00:38:12.357 --> 00:38:13.648
.و بعدش رفتیم غذا بخوریم

858
00:38:13.672 --> 00:38:16.368
.و یه سلف‌سرویس خفن به پا بود

859
00:38:16.475 --> 00:38:20.288
.سور و سات خارق‌العاده‌ای بود

860
00:38:20.440 --> 00:38:23.126
من و هارولد خیلی خوشحال بودیم
.حسابی می‌خوردیم

861
00:38:23.234 --> 00:38:26.003
.غذا، میوه‌ی تازه و همه چی

862
00:38:26.114 --> 00:38:27.655
.انگار اونجا بهشت بود

863
00:38:27.717 --> 00:38:30.643
...بعدش اومدن پیشمون و

864
00:38:30.760 --> 00:38:33.299
اومدن پیش‌مون و پول پاداش‌مون رو
.بهمون دادن

865
00:38:33.400 --> 00:38:35.708
و به نظرم به خاطر این بود
...که اونا می‌دونستن

866
00:38:35.800 --> 00:38:38.025
...این فیلم قراره منتشر بشه

867
00:38:38.114 --> 00:38:40.772
و حسابی بترکونه و
...یه‌جورایی بهمون حق سکوت دادن

868
00:38:40.878 --> 00:38:41.682
.یه همچین حس و حالی داشت

869
00:38:41.714 --> 00:38:43.449
...اسکناس‌های صد دلاری دستش بود

870
00:38:43.518 --> 00:38:45.530
...و هزار دلار شمرد

871
00:38:45.554 --> 00:38:46.329
.و گذاشت تو دستم

872
00:38:46.360 --> 00:38:48.548
و منم با خودم گفتم
!چه دست و دلباز

873
00:38:48.635 --> 00:38:50.675
.ولی یادمه یه چیزی رو امضا کردیم

874
00:38:50.757 --> 00:38:52.134
:یادمه با خودم می‌گفتم
"این چه مفهومی داره؟"

875
00:38:52.158 --> 00:38:53.515
"و می‌گفتم "عجیبه

876
00:38:53.560 --> 00:38:55.942
...یادمه هارولد حسابی بابت پاداشش

877
00:38:56.037 --> 00:38:59.037
هیجان‌زده بود و رفت و
.یه کفش ایرمکس 95 نایکی خرید

878
00:38:59.157 --> 00:39:04.040
که تازه اومده بود بیرون
.و همه دلشون می‌خواست

879
00:39:04.235 --> 00:39:05.891
عملاً بعد از فیلم
...اوضاع اینجوری بود که

880
00:39:05.915 --> 00:39:11.648
خیلی‌خب، برگردیم سر اسکیت بازی‌مون"
".برگردیم سر کاری که بلدیم

881
00:39:11.877 --> 00:39:13.455
این یارو استیون کالینزه؟

882
00:39:13.518 --> 00:39:16.251
.خوبه، نه خوبه

883
00:39:16.360 --> 00:39:21.890
استیون کالینز و جف پینگ
.که داره می‌ترکونه

884
00:39:23.080 --> 00:39:24.093
.موافقم

885
00:39:24.117 --> 00:39:25.695
!اسکیت‌بازهای محبوب خودم

886
00:39:25.758 --> 00:39:26.562
چیکار می‌کنی؟

887
00:39:26.594 --> 00:39:28.403
.آیوِن، بی‌بروبرگرد آیون

888
00:39:28.475 --> 00:39:29.241
.رایان هیکی

889
00:39:29.272 --> 00:39:30.777
.رایان هیکی رو که معلومه

890
00:39:32.997 --> 00:39:37.077
فقط نگران برطرف کردن نیازهای اولیه
.واسه زنده موندن بودیم

891
00:39:37.240 --> 00:39:39.003
دفعه بعدی از کجا غذا پیدا کنیم؟

892
00:39:39.074 --> 00:39:41.114
سقف بالای سرمون کجا باشه؟

893
00:39:41.195 --> 00:39:43.392
می‌گفتیم بعدش چی؟

894
00:39:43.480 --> 00:39:46.536
.دوباره برمی‌گشتیم سر خونه‌ی اول

895
00:39:49.874 --> 00:39:53.917
.بعد از اون دیگه لری رو ندیدم

896
00:39:54.078 --> 00:39:57.153
لری هر روز، به مدت چندین سال
...با ماها می‌چرخید

897
00:39:57.275 --> 00:39:59.923
.و بعد یه دفعه غیبش زد

898
00:40:03.918 --> 00:40:05.534
...و بعد شنیدم قراره

899
00:40:05.598 --> 00:40:08.977
.جشنواره کن برگزار بشه، که عالی هم بود

900
00:40:09.112 --> 00:40:13.192
،هیچ‌کس دعوت نشده بود
.حتی جاستین

901
00:40:13.355 --> 00:40:15.779
.هیچ‌کدوم از بچه‌ها دعوت نشده بودن

902
00:40:19.240 --> 00:40:21.622
.این قضیه خیلی واسمون سنگین بود

903
00:40:21.717 --> 00:40:23.489
...وقتی پای مراسم جوایز

904
00:40:23.560 --> 00:40:25.822
،و تعریف و تمجیدها اومد وسط

905
00:40:25.912 --> 00:40:29.943
.همه سکوت کردن، سکوت مطلق

906
00:40:30.875 --> 00:40:37.181
لری و هارمونی به نمایندگی از بچه‌ها
.اونجا حضور داشتن

907
00:40:40.638 --> 00:40:44.903
...نشست خبری بعد از فیلم بچه‌ها

908
00:40:45.074 --> 00:40:46.284
...که مطمئنم امروز صبح

909
00:40:46.312 --> 00:40:47.549
.تماشاش کردین

910
00:40:47.598 --> 00:40:48.946
،هر کدوم می‌تونید یه سوال بپرسید

911
00:40:49.000 --> 00:40:51.650
.لطفاً قبلش دستتون رو بالا ببرید

912
00:40:51.755 --> 00:40:53.675
.بفرمایید

913
00:40:53.752 --> 00:40:56.337
.آقای کلارک، کارلوس بالارد هستم از کلمبیا

914
00:40:57.678 --> 00:41:01.607
...آیا جز رابطه جنسی، ارزش و علایق دیگه‌ای

915
00:41:02.594 --> 00:41:04.098
واسه جوونای نیویورکی وجود داره؟

916
00:41:04.158 --> 00:41:06.410
،خُب، فکر کنم تو یه دوره‌ای از سن پایین

917
00:41:06.434 --> 00:41:07.283
...همه فکر و ذکر آدما

918
00:41:07.317 --> 00:41:08.656
.داشتن رابطه جنسی هست

919
00:41:08.680 --> 00:41:10.490
ریچارد بروکس هستم
.از روزنامه آبزرور لندن

920
00:41:10.514 --> 00:41:12.093
میشه یه سوال از آقای کلارک بپرسم؟

921
00:41:12.117 --> 00:41:14.305
بازیگرای فیلم چند سالشون هست؟

922
00:41:14.392 --> 00:41:16.054
خُب، فیلم رو دیدی؟ -
.آره -

923
00:41:16.120 --> 00:41:18.890
.هر کدوم سنشون با اون یکی فرق داره

924
00:41:19.000 --> 00:41:20.733
تو برخی از صحنه‌هایی که
،همه چیز رو واضح نشون میدن

925
00:41:20.757 --> 00:41:24.099
جوون‌ترین بازیگرها چند سالشون هست؟

926
00:41:24.232 --> 00:41:25.081
کدوم صحنه؟

927
00:41:25.115 --> 00:41:26.896
.خُب، صحنه‌هایی که همه چیز رو افشا می‌کردن

928
00:41:26.920 --> 00:41:30.336
،گفتین نوجوون‌ها فقط به سکس فکر می‌کنن

929
00:41:30.472 --> 00:41:31.648
.همینطور خشونت

930
00:41:31.672 --> 00:41:33.290
.و خشونت، ولی بیشتر به سکس فکر می‌کنن

931
00:41:33.314 --> 00:41:35.373
.و به نظرم همه ما یه زمانی نوجوون بودیم

932
00:41:35.397 --> 00:41:37.331
...بنابراین همه‌مون می‌دونیم که تو دوران مسخره نوجوونی

933
00:41:37.355 --> 00:41:38.454
.به سکس فکر می‌کردیم

934
00:41:38.478 --> 00:41:39.245
.صحیح

935
00:41:39.275 --> 00:41:42.506
حالا هدف فیلم چی بوده؟

936
00:41:42.635 --> 00:41:44.980
اینکه یه فیلم خوب بسازیم
.و سرگرمتون کنیم

937
00:41:45.074 --> 00:41:47.188
واقعاً؟ -
.واقعاً -

938
00:41:47.272 --> 00:41:50.623
منظور از سن مناسب چیه؟

939
00:41:50.757 --> 00:41:52.215
...منظور اینه که

940
00:41:52.274 --> 00:41:54.508
،سنشون واسه بازی تو فیلم مناسب بود

941
00:41:54.597 --> 00:41:55.557
.منظورت رو نمی‌فهمم

942
00:41:55.595 --> 00:41:57.977
معنیش چیه؟

943
00:41:58.002 --> 00:41:59.521
چه سنی مناسبه؟

944
00:42:03.275 --> 00:42:04.810
آره، اونا زیر سن قانونی بودن؟

945
00:42:05.560 --> 00:42:08.173
دقیقاً منظورت کدوماشونه؟

946
00:42:08.277 --> 00:42:09.638
.خُب

947
00:42:11.080 --> 00:42:15.188
بازیگرا موقع فیلمبرداری
،واقعاً مواد می‌کشیدن

948
00:42:15.352 --> 00:42:18.396
یا فقط وانمود می‌کردن دارن مواد می‌زنن؟

949
00:42:20.920 --> 00:42:22.134
از من پرسیدی؟

950
00:42:22.158 --> 00:42:23.460
.موادی در کار نبود

951
00:42:23.512 --> 00:42:25.866
،هیچ موادی استفاده نشد
.نه، اصلاً استفاده نشد

952
00:42:25.952 --> 00:42:28.036
حتی از گاز نیترو هم استفاده نکردین؟

953
00:42:29.080 --> 00:42:32.727
...جناب، چیدن یه گروه بازیگری در کنار هم

954
00:42:32.872 --> 00:42:35.568
که دخترای سن پایین هم توش باشن
...و لخت جلوی دوربین ظاهر بشن

955
00:42:35.675 --> 00:42:37.485
کار آسونی بود؟

956
00:42:37.557 --> 00:42:40.048
،گوش کنید، اگه صدام عصبانی به نظر میاد
،امیدوارم عصبانی به نظر نرسم

957
00:42:40.072 --> 00:42:41.171
.ولی مسئله اینه که قبلاً از این کارا نکردم

958
00:42:41.195 --> 00:42:43.254
و بعضی از این سوال‌ها چالش‌برانگیز هستن، می‌دونین؟

959
00:42:43.278 --> 00:42:45.290
مثلاً چرا این کار رو کردی؟
چرا اون کار رو کردی؟

960
00:42:45.314 --> 00:42:47.197
.لعنت بهش، خودمم نمی‌دونم

961
00:42:47.272 --> 00:42:48.371
...خُب -
.این یه فیلمه، رفیق -

962
00:42:48.395 --> 00:42:51.977
.می‌دونی، همون فیلمِ خودمونه

963
00:42:52.120 --> 00:42:54.382
.خانم‌ها و آقایون، ممنون از شما

964
00:43:02.152 --> 00:43:04.250
.یه فیلم جدیدی تو سینماهای سراسر کشور اکران شده

965
00:43:04.274 --> 00:43:05.741
.اسمش هست بچه‌ها

966
00:43:05.800 --> 00:43:07.734
...آخر هفته گذشته، فیلم بچه‌ها در سینماهای شهرهای بزرگ کشور

967
00:43:07.758 --> 00:43:08.682
.اکران شد

968
00:43:08.718 --> 00:43:11.368
.این فیلم توسط برادران واینستین انتخاب و اکران شده

969
00:43:11.474 --> 00:43:14.437
.هزینه ساخت این فیلم کوچک یک میلیون دلار است

970
00:43:14.555 --> 00:43:16.789
،و داستان بچه‌ها رو در اواسط دوره نوجوانی روایت می‌کنه

971
00:43:16.878 --> 00:43:18.872
...و نشون میده زندگی بدون بزرگتر و چارچوب

972
00:43:18.952 --> 00:43:20.761
.در شهر نیویورک چطور هست

973
00:43:20.834 --> 00:43:23.298
،انگار داشت زندگی خودم رو نشون میداد
.اینکه چطوری بزرگ شدم

974
00:43:23.397 --> 00:43:24.855
.کارشون واقعاً درست بود

975
00:43:24.914 --> 00:43:26.416
،اولین باری که مقاله مجله چاپ شد

976
00:43:26.440 --> 00:43:28.096
.جاستین اینجا بود

977
00:43:28.120 --> 00:43:32.044
«.هی می‌گفت «اوه، اینو ببین، اینجا رو ببین

978
00:43:32.200 --> 00:43:33.290
.و خیلی خفن بود

979
00:43:33.314 --> 00:43:35.094
می‌دونستیم همه این چیزا
،به خاطر اون اتفاق افتادن

980
00:43:35.118 --> 00:43:37.039
.و یه جورایی خودش هم فهمیده بود

981
00:43:37.115 --> 00:43:38.330
.واقعاً واسه‌ش هیجان‌زده بودم

982
00:43:38.354 --> 00:43:41.936
تحسین روزنامه‌ها
.و نقدایی که فیلم دریافت کرد، دیوونه‌کننده بود

983
00:43:42.078 --> 00:43:44.497
.این فیلم سندیت داره -
.آره، درسته -

984
00:43:44.594 --> 00:43:47.520
...کلی از فیلمای دیگه رو

985
00:43:47.637 --> 00:43:48.366
.به حاشیه کشونده

986
00:43:48.395 --> 00:43:50.971
اخبار این روزای آمریکا چیه؟
.فیلم بچه‌ها

987
00:43:51.074 --> 00:43:53.575
...این فیلم غیرمنتظره‌ترین فروش سال رو داشته و این آخر هفته

988
00:43:53.675 --> 00:43:56.482
.در 160 نقطه کشور به اکران دراومده

989
00:43:56.594 --> 00:43:59.400
«.ولی با خودم می‌گفتم «عجب، ملت می‌خوان این فیلم رو ببینن

990
00:43:59.512 --> 00:44:00.611
«.حتماً خیلی کارش درسته»

991
00:44:00.635 --> 00:44:02.330
...ملت کم‌کم شروع کردن به گفتن اینکه

992
00:44:02.354 --> 00:44:03.894
«.تو همون دختره‌ای که تو اون فیلمه بازی کرده»

993
00:44:03.918 --> 00:44:06.069
«.و یادمه به خودم می‌گفتم «خدای من

994
00:44:06.155 --> 00:44:07.370
«.انگار واقعاً ترکوندیم»

995
00:44:07.394 --> 00:44:09.136
.روی جلد مجله نیوزویک بودیم

996
00:44:09.160 --> 00:44:11.373
...و یادمه ملت می‌گفتن

997
00:44:11.397 --> 00:44:13.533
«می‌دونی روی جلد مجله نیوزویک هستی؟»

998
00:44:13.557 --> 00:44:14.868
.فیلممون گرفت

999
00:44:14.920 --> 00:44:18.262
،به خاطر همین رفتیم فیلم رو ببینیم
...و یه صف طولانی تو خیابون بود

1000
00:44:18.395 --> 00:44:22.088
.و این اولین بار بود که تو ملاعام ظاهر شدم

1001
00:44:22.235 --> 00:44:25.429
،و اونجا نشستم و همه با هم بودیم

1002
00:44:25.557 --> 00:44:28.916
...فیلم رو تماشا کردم و با خودم فکر کردم

1003
00:44:29.954 --> 00:44:35.068
.نمی‌دونستم، نمی‌دونستم باید چه فکری بکنم

1004
00:44:35.272 --> 00:44:41.162
خودم رو روی پرده سینما می‌دیدم که داشتم آموزش می‌دادم
...چطور یه سیگار رو برداریم

1005
00:44:41.397 --> 00:44:44.240
...و تنباکوش رو دربیاریم و اون رو

1006
00:44:44.354 --> 00:44:47.936
.با ماریجوانا جایگزین کنیم

1007
00:44:48.078 --> 00:44:50.051
:و هر کسی که از سینما میومد بیرون می‌گفت

1008
00:44:50.075 --> 00:44:52.309
«.وای، اونا خودشونن. خودشونن»

1009
00:44:52.398 --> 00:44:54.650
«.می‌گفتن «هی، همونایی که تو فیلم بودن

1010
00:44:54.674 --> 00:44:56.810
...واکنش اولیه افرادی که

1011
00:44:56.834 --> 00:45:00.065
تازه این فیلم رو دیدن، جالب بود. چون
....جوری باهاش ارتباط گرفتن

1012
00:45:00.194 --> 00:45:01.773
.که انگار فیلم یه مستند بوده

1013
00:45:01.797 --> 00:45:03.693
.آره -
.باورشون نمی‌شده که اونا واقعاً بازیگر بودن -

1014
00:45:03.717 --> 00:45:04.893
.و کل حرفاشون از روی دیالوگ بوده

1015
00:45:04.917 --> 00:45:07.188
.اکثر آدما فکر کردن مستند بوده

1016
00:45:07.278 --> 00:45:08.008
.اکثر آدما

1017
00:45:08.037 --> 00:45:09.763
.خیلی ترسناکه، واقعاً ترسناکه

1018
00:45:09.832 --> 00:45:11.641
.اصلاً تصاویر خوبی نیستن

1019
00:45:11.714 --> 00:45:15.369
،اونا با هم می‌گردن، حرف می‌زنن
.اسکیت‌بازی می‌کنن، بی‌هدف می‌چرخن

1020
00:45:15.515 --> 00:45:18.552
،مشروب می‌خورن، فحش میدن
.ماریجوانا می‌کشن، سکس می‌کنن

1021
00:45:18.674 --> 00:45:20.656
،واقعاً فیلم شوکه‌کننده و آزاردهنده‌ایه

1022
00:45:20.680 --> 00:45:22.277
.و همین باعث میشه آدم به دید یه فیلم واقعی بهش نگاه کنه

1023
00:45:22.312 --> 00:45:25.008
.و باعث بحث و جدال تو همه جا شده

1024
00:45:25.115 --> 00:45:25.845
اینکه آیا این فیلم واقعیه؟

1025
00:45:25.874 --> 00:45:27.877
می‌خواین این فیلم رو بکوبید؟

1026
00:45:27.957 --> 00:45:29.960
.آره، حرفای ملت رو شنیدم

1027
00:45:30.040 --> 00:45:34.961
.احساس کردم یه جورایی در معرض دید هستم

1028
00:45:35.157 --> 00:45:36.966
.ولی نه از روی جنبه مثبتش

1029
00:45:37.038 --> 00:45:38.802
.و احساس راحتی هم نداشتم

1030
00:45:38.872 --> 00:45:42.916
شاید احساس ناامنی داشتم، باشه؟

1031
00:45:43.077 --> 00:45:44.535
.همچین چیزی واسه من مناسب نبود

1032
00:45:44.594 --> 00:45:46.366
.خُب، از اینجا ببرینش

1033
00:45:46.437 --> 00:45:48.246
.من کنترلی ندارم

1034
00:45:48.318 --> 00:45:49.777
هی، چیه، چیه، چیه؟

1035
00:45:49.835 --> 00:45:50.758
.هی، هی، هی، هی

1036
00:45:50.795 --> 00:45:53.210
.وایستا، وایستا، وایستا، وایستا -
.از اینجا برید، کافیه -

1037
00:45:53.234 --> 00:45:54.410
،اسکیتت رو بردار

1038
00:45:54.434 --> 00:45:55.283
.از اینجا برو

1039
00:45:55.317 --> 00:45:58.104
.حس می‌کردم دارم مورد قضاوت قرار می‌گیرم

1040
00:45:59.397 --> 00:46:02.203
،احساس کردم همینطور که می‌گذره

1041
00:46:02.315 --> 00:46:03.894
.دارم خشن و خشن‌تر می‌شم

1042
00:46:03.957 --> 00:46:07.345
داشتم عصبی می‌شدم
،و نمی‌خواستم عصبی باشم

1043
00:46:07.480 --> 00:46:09.280
.ولی همیشه تو وجودم بود

1044
00:46:09.352 --> 00:46:10.768
...داشتم وارد مسیری می‌شدم

1045
00:46:10.792 --> 00:46:12.808
.که نمی‌تونستم ازش برگردم

1046
00:46:13.835 --> 00:46:15.645
.باید فرار می‌کردم

1047
00:46:15.717 --> 00:46:17.450
چه مشکلی داره؟
مشکلش چیه؟

1048
00:46:17.474 --> 00:46:19.865
.نه، اینطور نیست. من اینجا زندگی می‌کنم

1049
00:46:19.960 --> 00:46:23.034
،ولی هارولد می‌خواست تو خاطر بقیه بمونه

1050
00:46:23.157 --> 00:46:25.539
.اینکه به یادش باشن و ازش حرف بزنن

1051
00:46:25.634 --> 00:46:28.486
.هی، فیلم قشنگی بود -
.خیلی ممنون -

1052
00:46:28.600 --> 00:46:30.132
.کارت عالی بود

1053
00:46:30.194 --> 00:46:34.043
.اینجا رو نگاه

1054
00:46:34.197 --> 00:46:35.849
.درسته، می‌شناسمت

1055
00:46:35.915 --> 00:46:36.571
.آفرین

1056
00:46:36.597 --> 00:46:39.530
ولی مشخصاً طوری که اون تو رو می‌شناسه
.تو اون رو نمی‌شناسی

1057
00:46:39.554 --> 00:46:41.094
اشکالی نداره، بهش بگو چه خبرا؟

1058
00:46:41.118 --> 00:46:41.613
.باشه

1059
00:46:41.637 --> 00:46:44.013
،تو رو تو محله دیدم
.و میگه تو توی اون فیلمه بازی کردی

1060
00:46:44.037 --> 00:46:44.692
.خودم هنوز ندیدم فیلمو

1061
00:46:44.718 --> 00:46:45.411
.درسته

1062
00:46:45.438 --> 00:46:46.854
چطوری تونستی بازیگر بشی؟

1063
00:46:46.878 --> 00:46:48.799
.دوستم واسم جورش کرد

1064
00:46:48.875 --> 00:46:50.013
هارولد؟

1065
00:46:50.037 --> 00:46:51.265
.نه، اسم من کریسه

1066
00:46:51.314 --> 00:46:52.451
هی، تلی کجاست، رفیق؟

1067
00:46:52.475 --> 00:46:53.690
.آره، تو تو اون فیلم خفنه بازی کردی

1068
00:46:53.714 --> 00:46:56.051
«!با خودم گفتم «هی، این که هارولد لامصب خودمونه

1069
00:46:56.075 --> 00:46:56.656
.خیلی‌خب

1070
00:46:56.680 --> 00:46:59.639
شماها امشب چیکاره‌اید؟

1071
00:47:03.112 --> 00:47:06.389
.تو هارولدی -
.اون هارولده -

1072
00:47:06.413 --> 00:47:08.253
.اینجا آمریکاست

1073
00:47:08.277 --> 00:47:10.048
...به اندازه لندن و ژاپن و این چیزا

1074
00:47:10.072 --> 00:47:11.728
.بزرگه -
.درست میگی -

1075
00:47:11.752 --> 00:47:13.829
...نمی‌دونم، فکر می‌کنم تو هر فیلمی بودم

1076
00:47:13.912 --> 00:47:17.337
.موفق می‌شدم، می‌تونستم بترکونم

1077
00:47:17.474 --> 00:47:19.588
.می‌تونم مثل ساموئل حکسون خفن باشم

1078
00:47:19.672 --> 00:47:21.334
.رک و راست میگم

1079
00:47:21.400 --> 00:47:22.893
.می‌تونستم، می‌دونم که می‌تونم

1080
00:47:22.917 --> 00:47:24.606
،می‌دونم می‌تونم یه کاری کنم مردم دوستم داشته باشن

1081
00:47:24.674 --> 00:47:26.603
....توجه تموم مردم آمریکا

1082
00:47:26.680 --> 00:47:29.865
.و سراسر دنیا رو به خودم جلب کنم

1083
00:47:33.352 --> 00:47:34.576
.بفرما، همین الانش هم تونستی

1084
00:47:34.600 --> 00:47:35.891
...من یه جور دشمنی با این فیلم دارم

1085
00:47:35.915 --> 00:47:37.014
...یه بخشیش به خاطر اینه که خیلی از بازیگرا

1086
00:47:37.038 --> 00:47:39.725
..به خاطر این فیلم دست از اسکیت‌بازی برداشتن

1087
00:47:39.832 --> 00:47:42.565
و بیشتر رفتن دنبال خوش‌گذرونی، می‌دونید چی میگم؟

1088
00:47:42.674 --> 00:47:44.973
،دوستام زیاد بیرون می‌رفتن، زیاد مهمونی و بیرون می‌رفتن

1089
00:47:44.997 --> 00:47:47.840
.و شروع کردن به رفتن به کلاب و این حرفا

1090
00:47:47.954 --> 00:47:50.051
حاضر بودن تو یه چشم به هم زدن
....وسایلشون رو بفرشون

1091
00:47:50.075 --> 00:47:52.576
تا واسه بیرون رفتن شبانه‌شون
پول جور کنن، می‌دونین؟

1092
00:47:52.600 --> 00:47:54.093
...من از آدمایی که تو دایره دوستی نبودن

1093
00:47:54.117 --> 00:47:55.850
و اسکیت بازی نمی‌کردن، خوشم نمیومد
.و اونا هم درکم نمی‌کردن

1094
00:47:55.874 --> 00:47:57.654
،همه‌مون خانواده‌های داغونی داشتیم

1095
00:47:57.678 --> 00:48:00.486
و یه جورایی همه اون مزخرفای فیلم
.در مورد ما صدق می‌کرد

1096
00:48:00.520 --> 00:48:01.811
...اونا دیدشون مثل

1097
00:48:01.835 --> 00:48:03.530
،آدم باحالای کوفت تو فیلما بود

1098
00:48:03.554 --> 00:48:05.520
.و اهمیتی به دنیا نمی‌دادن

1099
00:48:05.598 --> 00:48:06.485
...به نظر می‌رسید همه‌شون

1100
00:48:06.520 --> 00:48:08.172
،همه‌ش در حال گندکاری بودن

1101
00:48:08.238 --> 00:48:09.817
.و تاثیر بدی گرفته بودن

1102
00:48:09.880 --> 00:48:11.412
.در حالی که من هنوز می‌خواستم اسکیت‌بازی کنم

1103
00:48:11.474 --> 00:48:13.283
.آدما تغییر می‌کنن، رفیق

1104
00:48:20.200 --> 00:48:22.814
مهمون بعدیمون کسیه که تو 19 سالگی
...فیلمنامه‌ای نوشت

1105
00:48:22.840 --> 00:48:24.534
...که الان بیشتر از همه فیلمای امسال

1106
00:48:24.558 --> 00:48:26.013
.نقل مجالس شده، یعنی فیلم بچه‌ها

1107
00:48:26.037 --> 00:48:28.732
،خانم‌ها و آقایون
.این شما و این هارمونی کورین

1108
00:48:28.840 --> 00:48:30.976
هارمونی، بیا بیرون
.و به دوستان سلام کن

1109
00:48:31.000 --> 00:48:32.569
.یه شایعه شنیدم

1110
00:48:32.632 --> 00:48:34.576
.اینکه هارمونی برای ساخت سه تا فیلم قرارداد بسته بود

1111
00:48:34.600 --> 00:48:37.517
.خیلی خفن بود، به موفقیت رسیده بود

1112
00:48:37.634 --> 00:48:40.048
،می‌دونم اون رو تو 19 سالگی نوشتی

1113
00:48:40.072 --> 00:48:41.814
و چطوری تبدیلش کردی به یه فیلمنامه؟

1114
00:48:41.838 --> 00:48:44.340
چطوری تونستی تبدیل به فیلمش کنی؟

1115
00:48:44.440 --> 00:48:46.009
.خُب، مطمئن نیستم -
.آره -

1116
00:48:47.877 --> 00:48:51.108
.هارمونی یه جایی نزدیک مغازه زندگی می‌کرد

1117
00:48:51.237 --> 00:48:55.659
هر از چندگاهی می‌دیدیم که
.از جلومون رد میشه و سلام می‌کنه

1118
00:48:55.835 --> 00:48:58.679
.حس می‌کردم مخصوصاً از بچه‌های فیلم فاصله می‌گیره

1119
00:48:58.792 --> 00:49:00.728
،اینطور نبود که بیاد تو پارک واشینگتن اسکوئر

1120
00:49:00.760 --> 00:49:03.336
و باهامون بچرخه
.و کل روز اسکیت‌بازی کنه

1121
00:49:03.438 --> 00:49:06.402
.یه سلام می‌کرد و می‌رفت

1122
00:49:06.520 --> 00:49:09.899
...یادمه هارمونی رو می‌دیدم که داره تغییر می‌کنه

1123
00:49:10.034 --> 00:49:15.573
.و تبدیل به کسی میشه که دیگه نمی‌شناختمش

1124
00:49:18.318 --> 00:49:20.737
.اوایل این قضیه رو به دل گرفته بودم

1125
00:49:20.834 --> 00:49:23.686
،احساس می‌کردم ازم سوءاستفاده شده
،بهم خیانت شده

1126
00:49:23.800 --> 00:49:26.270
.ما با بقیه اینطوری رفتار نمی‌کردیم

1127
00:49:28.235 --> 00:49:31.356
،بعداً گفتم اصلاً هرچی
.من کار خودم رو می‌کنم

1128
00:49:31.480 --> 00:49:35.284
،می‌گفتم من که داداشای خودم رو دارم
.اصلاً هر کاری لازمه می‌کنم

1129
00:49:35.435 --> 00:49:36.496
می‌دونی؟

1130
00:49:36.520 --> 00:49:38.013
،مدت زیادی تو محله‌ی فقیرنشینا بودیم

1131
00:49:38.037 --> 00:49:41.536
،ولی داریم پیشرفت می‌کنیم
.داریم خوب جلو میریم

1132
00:49:48.480 --> 00:49:50.747
«مراسم جایزه ایندیپندنت اسپیریت سال 1996»

1133
00:49:59.358 --> 00:50:02.091
،خانم‌ها و آقایان

1134
00:50:02.200 --> 00:50:05.662
.امروز اینجاییم تا از فیلمای مستقل تمجید کنیم

1135
00:50:05.800 --> 00:50:09.604
بازی تو نقش اصلی
.یه فرصت واسه اونا ساخت

1136
00:50:09.755 --> 00:50:11.528
...انگار یه جاده ساخت

1137
00:50:11.598 --> 00:50:14.599
.تا بتونن تو شغل بازیگری پیشرفت کنن

1138
00:50:14.718 --> 00:50:17.294
....و جایزه اسپیریت تعلق می‌گیره به

1139
00:50:17.397 --> 00:50:18.782
.جاستین پیرس برای فیلم بچه‌ها

1140
00:50:20.282 --> 00:50:28.282
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1141
00:50:42.597 --> 00:50:46.326
.باید یه چیزی بگم... ممنون

1142
00:50:46.475 --> 00:50:49.974
.مشخصاً دلم می‌خواد اول از همه از مامانم تشکر کنم -
.معلومه -

1143
00:50:50.114 --> 00:50:53.151
،از لری کلارک
،هارمونی کورین که این فیلم رو ساخت

1144
00:50:53.272 --> 00:50:55.700
.کسی که حقشه این جایزه رو بگیره

1145
00:50:55.797 --> 00:50:58.211
،چون اگه این فیلم رو ننوشته بود
.حرفی واسه گفتن نداشتم

1146
00:50:58.235 --> 00:51:00.894
.حالا نوبت هارولده که حرف بزنه

1147
00:51:01.000 --> 00:51:02.128
.می‌خوام از مامانم تشکر کنم

1148
00:51:02.152 --> 00:51:05.645
.از بابام که تو زندان لس‌آنجلسه

1149
00:51:06.821 --> 00:51:11.213
.همینطور از خانواده‌م ممنونم

1150
00:51:14.680 --> 00:51:17.153
.راهم رو درست رفتم

1151
00:51:18.503 --> 00:51:19.846
.بدرود

1152
00:51:21.229 --> 00:51:22.241
.ممنون

1153
00:51:29.714 --> 00:51:31.254
،یادمه در موردش باهام حرف زده بود

1154
00:51:31.278 --> 00:51:33.136
...اینکه دلش می‌خواد به لس‌آنجلس نقل مکان کنه

1155
00:51:33.160 --> 00:51:35.966
.و از اینجور حرفا

1156
00:51:36.078 --> 00:51:37.331
....چون می‌خواست ببینه

1157
00:51:37.355 --> 00:51:39.820
چه واکنشی نشون میدیم، می‌دونید؟

1158
00:51:39.918 --> 00:51:41.959
،اولش یه جورایی اضطراب داشت

1159
00:51:42.040 --> 00:51:43.536
ولی همه دوستاش بهش گفتن

1160
00:51:43.595 --> 00:51:47.094
«نه رفیق، باید بری، باید انجامش بدی»

1161
00:51:47.234 --> 00:51:49.311
.چون خودش دوست نداشت بره

1162
00:51:49.394 --> 00:51:50.416
.دوست نداشت از نیویورک بره

1163
00:51:50.440 --> 00:51:51.616
.از پیش خانواده‌ش بره

1164
00:51:51.640 --> 00:51:53.373
..واقعاً میگم، مثل ایواندر هویفیلد

1165
00:51:53.397 --> 00:51:55.317
.پُز همه رو به خاک بمال

1166
00:51:55.394 --> 00:51:57.323
.ببینیم دفعه بعدی چی میشه

1167
00:51:57.400 --> 00:51:59.772
باید چیکار می‌کرد تا از نقطه الف
به نقطه ب برسه؟

1168
00:51:59.800 --> 00:52:02.874
...و نقطه ب این بود که غذا و لباس و سرپناهی

1169
00:52:02.997 --> 00:52:07.613
،داشته باشه، امنیت و یه زندگی عادی داشته باشه

1170
00:52:07.797 --> 00:52:09.985
،فکر می‌کنم این رو تو شغل بازیگری پیدا کرده بود

1171
00:52:10.072 --> 00:52:12.463
...اینکه بره غرب آمریکا

1172
00:52:12.558 --> 00:52:14.013
.تا همه اینا رو داشته باشه

1173
00:52:14.037 --> 00:52:17.342
«لس آنجلس - 1997»
.صد و بیست تا گلچین داری که باهاشون حال می‌کنم

1174
00:52:17.474 --> 00:52:19.902
.من تو نیویورک هستم، بلیت دارم

1175
00:52:19.998 --> 00:52:21.491
.همچین چیز خوبی تو نیویورک گیر نمیاد

1176
00:52:21.515 --> 00:52:25.900
.جاستین قبل از بقیه اومد اینجا

1177
00:52:26.075 --> 00:52:28.272
.یه جورایی جاستین پیشگام محسوب می‌شد

1178
00:52:28.360 --> 00:52:29.968
جاستین، آماده‌ای که بترکونی؟

1179
00:52:29.992 --> 00:52:31.370
.آماده‌م رفیق، بی‌صبرانه منتظرم

1180
00:52:31.394 --> 00:52:33.414
،اومدم اینجا، با دوست‌دخترم می‌گشتم

1181
00:52:33.438 --> 00:52:34.730
و برمی‌گشتم نیویورک، می‌دونی؟

1182
00:52:34.754 --> 00:52:35.603
.هارولد هم همینطور

1183
00:52:35.637 --> 00:52:38.102
یه جور شغل مردونه چیزی داری؟

1184
00:52:38.200 --> 00:52:38.966
....مثلاً یه چیزی تو مایه‌های

1185
00:52:38.997 --> 00:52:40.880
،یه جورایی از این آزادی خوشم میومد

1186
00:52:40.955 --> 00:52:42.922
.از حال و هوای سفر از نیویورک به لس‌آنجلس خوشم میومد

1187
00:52:43.000 --> 00:52:44.570
سلام، حالت چطوره؟

1188
00:52:44.594 --> 00:52:47.536
همه کسایی که اینجان، اهل نیویورک هستن
.جز دو نفر

1189
00:52:47.560 --> 00:52:49.331
،بعد یه مدت
.به این گند عادت می‌کنی

1190
00:52:49.355 --> 00:52:51.238
.چقدر داغون

1191
00:52:51.314 --> 00:52:53.094
.حرفمو جدی بگیر، بزن به چاک

1192
00:52:53.118 --> 00:52:55.343
.حاضر نیستم باهاش دربیفتم، بچه جون

1193
00:52:55.432 --> 00:52:59.014
،یادمه هارولد می‌رفت جلوی همه و می‌گفت

1194
00:52:59.157 --> 00:53:01.889
هی، من تو فیلم بچه‌ها بازی کردم، چه خبرا؟

1195
00:53:01.998 --> 00:53:05.036
،بیا با هم کار کنیم
.من رو ببر تو فیلمت

1196
00:53:05.157 --> 00:53:06.573
.اوه از دیدنت خوشبختم

1197
00:53:06.597 --> 00:53:07.936
،عجب چیزی بود اون فیلمه

1198
00:53:07.960 --> 00:53:09.376
.باید در مورد کار کردن با هم حرف بزنیم

1199
00:53:09.400 --> 00:53:10.730
آدم با خودش می‌گفت، چی؟

1200
00:53:10.754 --> 00:53:12.138
اینجا چه خبره؟

1201
00:53:12.194 --> 00:53:15.194
.از این یکی فیلم بگیر، از این یکی

1202
00:53:16.715 --> 00:53:19.097
...یه نبوغ و استعداد خام

1203
00:53:19.192 --> 00:53:23.199
.و دست‌نخورده‌ای تو اون زندگی وجود داشت

1204
00:53:23.358 --> 00:53:26.700
...هارولد واسه آزمون بازیگری می‌رفت و من هم

1205
00:53:26.834 --> 00:53:30.259
بهش کمک می‌کردم، مثلاً متن شخصیت آزمون رو
.با هم تمرین می‌کردیم

1206
00:53:30.395 --> 00:53:33.626
،چون تو یادگیری ضعیف بود

1207
00:53:33.755 --> 00:53:35.891
من کمکش می‌کردم، کمک می‌کردم
.دیالوگ‌هاش رو حفظ کنه

1208
00:53:35.915 --> 00:53:39.414
.کمک می‌کردم متنش رو مرور کنه

1209
00:53:39.554 --> 00:53:42.175
.مشخصاً خیلی از توجه‌ها روی جاستین بود

1210
00:53:42.280 --> 00:53:44.699
،جاستین می‌تونست تو خیلی از فیلما بازی کنه

1211
00:53:44.795 --> 00:53:47.639
.و یه دفعه‌ای معروف شد

1212
00:53:47.752 --> 00:53:49.091
.همه تقریباً درست میگن، همه نماینده‌ایم

1213
00:53:49.115 --> 00:53:52.540
.قراره نماینده جنوب شرقی کشور باشیم

1214
00:53:52.677 --> 00:53:53.728
.نماینده نیویورک

1215
00:53:53.752 --> 00:53:57.565
.در واقع سانفرانسیسکو

1216
00:53:57.717 --> 00:53:59.728
.الان که یه جنوبی ریلکس هستم

1217
00:54:01.480 --> 00:54:04.554
،کم‌کم تماسای جاستین شروع شد
.از کالیفرنیا زنگ می‌زد

1218
00:54:04.677 --> 00:54:06.366
.بهم زنگ می‌زد

1219
00:54:06.434 --> 00:54:09.360
با همدیگه حرف می‌زدیم
.و حال و احوال می‌کردیم

1220
00:54:09.477 --> 00:54:12.551
«می‌گفت «چه خبر؟ من که اوضاعم خوبه

1221
00:54:12.674 --> 00:54:17.871
.می‌تونستم... می‌تونستم متوجه بشم که تنهاست

1222
00:54:18.078 --> 00:54:19.731
.هی -
چه خبرا؟ -

1223
00:54:19.797 --> 00:54:21.985
هی، رئیس. قضیه چیه؟

1224
00:54:22.072 --> 00:54:26.079
همه‌مون می‌دونستیم تنهاست
.چون خودش بهمون می‌گفت

1225
00:54:26.238 --> 00:54:29.617
.الکل هم کمکش نمی‌کرد

1226
00:54:29.752 --> 00:54:34.183
.خشم و افکار بدش رو تحریک می‌کرد

1227
00:54:34.360 --> 00:54:38.007
آره، من تو سن دوازده و نیم سالگی
.بابام رو از دست دادم، ولی می‌شناختمش

1228
00:54:38.152 --> 00:54:39.649
.جاستین پدرش رو نمی‌شناخت

1229
00:54:40.638 --> 00:54:43.414
.همیشه احساس تنهایی می‌کرد

1230
00:54:43.960 --> 00:54:46.235
...آدم چه حسی داره وقتی می ‌فهمه دوستش که

1231
00:54:46.312 --> 00:54:49.663
...از بدبختی خودش رو کشیده بیرون و کم‌کم

1232
00:54:49.797 --> 00:54:51.491
...داره یه زندگی بهتر واسه خودش می‌سازه

1233
00:54:51.515 --> 00:54:53.728
...و کلی فرصت پیشرفت داره و یه دفعه بهت میگه

1234
00:54:53.752 --> 00:54:55.792
«به شدت حوصله‌م سر میره»

1235
00:54:55.874 --> 00:54:58.288
«.و دیگه هیچ کدوم از این مزخرفا رو نمی‌خوام»

1236
00:54:58.312 --> 00:54:59.739
.خیلی واسه آدم سنگینه

1237
00:55:03.237 --> 00:55:05.932
...لری با همه عکسایی که قبل از ساخته شدن بچه‌ها گرفته بود

1238
00:55:06.040 --> 00:55:09.188
.یه نمایشگاه زد

1239
00:55:09.314 --> 00:55:11.280
.به نمایشگاهش تو خیابون پرینس رفتم

1240
00:55:11.358 --> 00:55:14.045
..یادمه وارد اونجا شدم و یه عکس

1241
00:55:14.152 --> 00:55:16.229
،از خودم و یه عکس از هارولد دیدم

1242
00:55:16.312 --> 00:55:19.238
.عکسای همه‌مون اونجا بود، همه

1243
00:55:19.355 --> 00:55:22.392
.انگار عکسامون روی دیوار به صف شده بودن

1244
00:55:22.514 --> 00:55:26.289
.فکر کنم 51 تا عکس رو شمردم

1245
00:55:26.440 --> 00:55:29.320
.همه‌شون تابلوی فروخته شده کنارشون زده شده بود

1246
00:55:29.435 --> 00:55:32.971
«.گفتم «وای، چقدر خفن

1247
00:55:33.112 --> 00:55:37.543
.قیمتاشون 3100 تا، 2800 تا اینا بود

1248
00:55:37.720 --> 00:55:43.102
«.پیش خودم گفتم «لعنتی، رفیقمون داره می‌ترکونه

1249
00:55:43.317 --> 00:55:45.834
...فکر می‌کردم هیچ عکسی از من نباشه

1250
00:55:45.918 --> 00:55:47.411
.چون یادم نمیومد ازمون عکس گرفته باشه

1251
00:55:47.435 --> 00:55:48.813
و وقتی رفتیم اونجا
،و عکسا رو نگاه کردیم

1252
00:55:48.837 --> 00:55:52.493
.دیدیم یه عالمه عکس ازمون هست

1253
00:55:52.638 --> 00:55:54.131
:و خیلی جالب بود چون با خودم می‌گفتم

1254
00:55:54.155 --> 00:55:55.610
«.عجب، من اصلاً هیچی یادم نیست»

1255
00:55:55.634 --> 00:55:57.748
هیچ‌وقت نمیومد جلو بگه

1256
00:55:57.832 --> 00:55:59.909
.چه عکس خوبی شد»

1257
00:55:59.992 --> 00:56:01.974
...شماها تو پروژه هستین

1258
00:56:01.998 --> 00:56:04.731
.موهاتون اینجا اینطوریه

1259
00:56:04.840 --> 00:56:06.016
«.یه کم اینجوری ژست بگیرید

1260
00:56:06.040 --> 00:56:07.609
.نه، هیچ‌وقت از این کارا نمی‌کرد

1261
00:56:07.654 --> 00:56:09.481
.هر چیزی می‌خواست رو به دست میاورد

1262
00:56:09.554 --> 00:56:11.252
...خیلی‌خب، این احساس رو داشتیم

1263
00:56:11.320 --> 00:56:15.013
.که آره... ایولا!» عالی بود، خوشمون میومد»

1264
00:56:15.160 --> 00:56:18.696
،واسم لذتبخش بود

1265
00:56:18.837 --> 00:56:21.145
.ولی یه جنبه معکوس هم داشت

1266
00:56:21.237 --> 00:56:23.471
.دیگه فیلممون گرفته بود

1267
00:56:23.560 --> 00:56:27.029
.بیست و دو میلیون دلار فروش داشت

1268
00:56:28.235 --> 00:56:32.814
یک و نیم میلیون خرجش شده بود
و 22 میلیون فروش کرد؟

1269
00:56:32.997 --> 00:56:34.849
.یه نفر حسابی حال کرده بود

1270
00:56:35.877 --> 00:56:38.599
.پول خیلی خیلی خیلی زیادی بود

1271
00:56:40.437 --> 00:56:45.967
،انگار یکی گفته بود «بیا این هزار دلارتون
«.حالا ما صاحب فیلم هستیم

1272
00:56:47.234 --> 00:56:51.933
کاملاً مشخص بود یه آدم باتجربه
...نشسته بوده حساب و کتاب کرده

1273
00:56:52.120 --> 00:56:57.659
...تا گولمون بزنه و کلی پول دربیاره

1274
00:56:57.880 --> 00:57:03.410
چون ما سطح پایین بودیم
.و از خیلی چیزا سردرنمیاوردیم

1275
00:57:05.915 --> 00:57:09.036
.هضم همچین چیزی واسمون راحت نبود

1276
00:57:09.160 --> 00:57:10.451
...اون موقع بود که

1277
00:57:10.475 --> 00:57:13.596
کم‌کم کینه‌ای شدیم، می‌دونی؟

1278
00:57:16.360 --> 00:57:18.223
یعنی چی؟

1279
00:57:19.998 --> 00:57:21.992
...ما تو -
حالتون چطوره؟ -

1280
00:57:22.072 --> 00:57:23.688
.لانگ‌‌بیچ کالیفورنیا هستیم

1281
00:57:23.752 --> 00:57:26.176
هارولد ناامید شده بود
.و چیزای مختلف رو امتحان می‌کرد

1282
00:57:26.200 --> 00:57:28.351
.چیزایی که جواب نمی‌داد

1283
00:57:28.437 --> 00:57:30.611
.اوضاع هارمونی، رزاریو و کلوئی خوب بود

1284
00:57:30.635 --> 00:57:32.214
.اونا کارشون راه افتاده بود

1285
00:57:32.277 --> 00:57:33.681
،اونا حامی داشتن

1286
00:57:33.717 --> 00:57:35.369
.ولی ما نه

1287
00:57:35.435 --> 00:57:37.091
،لزوماً بهشون حسادت نمی‌کرد

1288
00:57:37.115 --> 00:57:38.851
...می‌خواست مثل اونا

1289
00:57:38.920 --> 00:57:40.173
پیشرفت کنه، می‌دونی؟

1290
00:57:40.197 --> 00:57:42.929
سایه‌ی فیلم بچه‌ها
...تا ابد

1291
00:57:43.038 --> 00:57:43.999
.بالای سرمون بود

1292
00:57:44.037 --> 00:57:47.148
آخرش می‌گفتن اونا همون بچه‌هایی هستن
.که تو فیلم بچه‌ها بازی کردن

1293
00:57:47.272 --> 00:57:50.355
.برچسبمون همین بود

1294
00:57:50.478 --> 00:57:51.245
...اون همیشه در حال بیرون رفتن بود

1295
00:57:51.275 --> 00:57:52.928
.فقط همین کار رو می‌کرد

1296
00:57:52.994 --> 00:57:55.228
...به مهمونیایی می‌رفتیم

1297
00:57:55.317 --> 00:57:56.733
...که لئوناردو دی‌کاپریو

1298
00:57:56.757 --> 00:57:58.576
.و کله‌گنده‌ها می‌رفتن

1299
00:57:58.600 --> 00:58:01.456
لئونارد دی‌کاپریو می‌گفت
«.هی، اون فیلم رو خیلی دوست داشتم»

1300
00:58:01.518 --> 00:58:04.980
...و هارولد شیفته لئوناردو و اطرافیانش

1301
00:58:05.118 --> 00:58:06.079
.شده بود

1302
00:58:06.117 --> 00:58:09.385
.پسر، لئوناردو دی‌کاپریو طبقه پایینه

1303
00:58:09.515 --> 00:58:10.528
.می‌خوایم با هم وقت بگذرونیم

1304
00:58:10.552 --> 00:58:14.060
...میلیون‌ها آدم چاپلوس دور و بر آدم بودن

1305
00:58:14.200 --> 00:58:15.530
...همشون می‌گفتن

1306
00:58:15.554 --> 00:58:17.613
«.می‌دونی، تو رو به بالا بالاها می‌رسونم»

1307
00:58:17.637 --> 00:58:19.014
«.تو رو به آرزوهات می‌رسونم»

1308
00:58:19.038 --> 00:58:21.845
...و مطمئناً هارولد دنبال همچین چیزی بود

1309
00:58:21.957 --> 00:58:23.094
و از این حرفا خوشش میومد، می‌دونی؟

1310
00:58:23.118 --> 00:58:24.697
.هارولد از این چیزا خوشش میومد

1311
00:58:24.760 --> 00:58:27.336
.اینجا یه جای باکلاس کوفتیه

1312
00:58:27.438 --> 00:58:28.860
.دارن مواد و اینجور چیزا می‌زنن

1313
00:58:28.917 --> 00:58:30.294
...دارن مواد می‌زنن و نمی‌خوان

1314
00:58:30.318 --> 00:58:31.494
.حرفی ازشون زده بشه

1315
00:58:31.518 --> 00:58:35.174
.کم‌کم به مواد و الکل رو آورد

1316
00:58:35.320 --> 00:58:36.936
.شب بدی بود

1317
00:58:37.000 --> 00:58:40.000
.آدم از این کثافتا ضربه می‌خوره

1318
00:58:40.120 --> 00:58:41.651
...چون پدر و مادر نداشت

1319
00:58:41.675 --> 00:58:43.826
.تا بفرستنش بازپروری و پاک بشه

1320
00:58:43.912 --> 00:58:48.555
.و همین عامل خیلی از مشکلاتش بود

1321
00:58:52.120 --> 00:58:54.963
،وقتی سال 1998 به لس‌آنجلس نقل مکان کردم

1322
00:58:55.077 --> 00:58:57.088
...می‌خواستم تو یه موسسه

1323
00:58:57.112 --> 00:58:58.921
.و کامپتون آموزش ببینم

1324
00:58:58.994 --> 00:59:02.188
...به یه پارتی در هالیوود هیلز رفتیم

1325
00:59:02.315 --> 00:59:04.282
.و جاستین اونجا بود

1326
00:59:04.360 --> 00:59:08.164
.و جاستین با دوست‌دخترش جینا اونجا بود

1327
00:59:08.315 --> 00:59:10.697
.دختر خیلی خیلی خوبی بود

1328
00:59:10.792 --> 00:59:12.721
،یادمه خیلی واسش خوشحال شدم

1329
00:59:12.798 --> 00:59:15.605
.و به نظر میومد خودش هم خوشحال باشه

1330
00:59:15.717 --> 00:59:18.366
.در نهایت خونه‌ای که گرفتم، خونه روبرویی اونا بود

1331
00:59:18.472 --> 00:59:21.555
...جاستین و جینا خیلی مهمون‌نواز بودن

1332
00:59:21.678 --> 00:59:24.341
و یه خونه خیلی قشنگ
.با حیاط پشتی داشتن

1333
00:59:24.395 --> 00:59:25.669
.خیلی تو فاز هم بودن

1334
00:59:25.720 --> 00:59:27.453
...انگار یه زندگی عاشقانه داشتن

1335
00:59:27.477 --> 00:59:30.440
.کنار هم خوشبخت بودن

1336
00:59:30.558 --> 00:59:33.011
،من خیلی اسکیت بازی می‌کردم
.و زیاد هم می‌رفتم لس‌آنجلس

1337
00:59:33.035 --> 00:59:35.232
.و همیشه خونه جاستین می‌موندم

1338
00:59:35.320 --> 00:59:36.928
.حتی بعضی وقتا دیالوگا رو با هم می‌خوندیم

1339
00:59:36.952 --> 00:59:40.146
من حسابی حمایتش می‌کردم
.یه فیلم با آیس کیوب بازی کرده بود

1340
00:59:40.274 --> 00:59:41.613
.در تلاش بود تو ارباب حلقه‌ها بازی کنه

1341
00:59:41.637 --> 00:59:42.736
«می‌گفتم «هی، ارباب حلقه‌ها

1342
00:59:42.760 --> 00:59:43.683
«.هی، ارباب حلقه‌ها»

1343
00:59:43.720 --> 00:59:44.848
«.وای، اینکه خیلی خفنه»

1344
00:59:44.872 --> 00:59:47.955
«پیش خودم می‌گفتم «این بچه داره پیشرفت می‌کنه

1345
00:59:48.078 --> 00:59:50.192
«.داره پیشرفت می‌کنه و هیچی جلودارش نیست»

1346
00:59:50.277 --> 00:59:51.126
چطوری اینطوری شد؟

1347
00:59:51.160 --> 00:59:52.691
.یه روزی داشتی تو پارک واشینگتن می‌گشتی

1348
00:59:52.715 --> 00:59:54.562
.داشتی اسکیت‌بازی می‌کردی

1349
00:59:54.635 --> 00:59:57.213
،بعد تو یه فیلم بازی کردی
...و الان تو هالیوود هستی

1350
00:59:57.237 --> 00:59:58.490
و دوتا فیلم هم پیش رو داری؟

1351
00:59:58.514 --> 00:59:59.968
.فیلم بوسه برادر پاییز اکران میشه

1352
00:59:59.992 --> 01:00:01.654
.پس یعنی الان دیگه یه بازیگری

1353
01:00:01.720 --> 01:00:02.597
.آره، هستم

1354
01:00:02.632 --> 01:00:03.251
آها

1355
01:00:04.120 --> 01:00:05.043
.بازیگری واسش ارزش داشت

1356
01:00:05.080 --> 01:00:06.851
.همیشه به خاطر بازیگری اذیتش می‌کردم

1357
01:00:06.875 --> 01:00:08.952
...چون یه ثانیه می‌نشست

1358
01:00:09.035 --> 01:00:10.336
،و یه دفعه وارد شخصیتش میشد و می‌گفت

1359
01:00:10.360 --> 01:00:11.450
«.مادرقحبه به‌دردنخور»

1360
01:00:11.474 --> 01:00:12.688
....من همیشه به خاطر همین چیزا

1361
01:00:12.712 --> 01:00:15.758
.مسخره‌ش می‌کردم ولی بازیگری واسش ارزشمند بود

1362
01:00:15.880 --> 01:00:18.054
پنج سال دیگه خودت رو کجا می‌بینی؟

1363
01:00:18.078 --> 01:00:19.850
به نظرت اون موقع هم بازیگر هستی؟

1364
01:00:19.874 --> 01:00:22.145
.معلومه که آره، معلومه

1365
01:00:22.235 --> 01:00:24.848
فکرام رو کردم
.و نمی‌خوام تسلیم بشم

1366
01:00:24.952 --> 01:00:26.493
...فکر کنم ساعت 4 و 5 صبح بود

1367
01:00:26.517 --> 01:00:28.474
.یه چیزی تو همین مایه‌ها

1368
01:00:28.552 --> 01:00:31.054
...جینا و جاستین یه کم گیج بودن

1369
01:00:31.154 --> 01:00:32.493
.فکر کنم مست و شنگول چیزی بودن

1370
01:00:32.517 --> 01:00:36.902
:زنگ خونه‌م رو زدن و گفتن

1371
01:00:37.077 --> 01:00:39.856
هی، باهامون میای وگاس؟»
«.می‌خوایم بریم ازدواج کنیم

1372
01:00:39.880 --> 01:00:42.188
خیلی هیجان‌زده بودن
...نه تنها کنار هم خوش بودن

1373
01:00:42.280 --> 01:00:45.086
.بلکه انگار از بودن با همدیگه ذوق‌زده ‌بودن

1374
01:00:45.198 --> 01:00:48.310
.معلوم شد جینا حامله‌س

1375
01:00:48.434 --> 01:00:49.850
«.جاستین می‌گفت «خیلی عالیه

1376
01:00:49.874 --> 01:00:53.262
«.منم گفتم «عالیه، چقدر هیجان‌انگیز

1377
01:00:53.397 --> 01:00:56.240
،جاستین می‌دونست به همچین چیزی احتیاج داره
.خودش می‌دونست

1378
01:00:56.354 --> 01:01:00.046
...پدر شدن باعث میشد به یه چیزی مشغول بشه

1379
01:01:00.194 --> 01:01:01.505
...و از این قضیه خوشحال بود چون

1380
01:01:01.557 --> 01:01:06.367
.کم‌کم زندگیش داشت به یه ثباتی می‌رسید

1381
01:01:06.558 --> 01:01:08.746
...به نظر می‌رسید تو زندگی روزمره‌ش

1382
01:01:08.834 --> 01:01:12.296
...چیزای آرامش‌بخش زیادی

1383
01:01:12.434 --> 01:01:14.705
...وجود داره

1384
01:01:14.795 --> 01:01:16.642
.که قبلاً وجود نداشت

1385
01:01:16.715 --> 01:01:19.872
.اونا در کنار هم واقعاً معرکه بودن

1386
01:01:19.998 --> 01:01:24.808
.و بعد جینا بچه رو از دست داد

1387
01:01:25.000 --> 01:01:28.231
.اونا داغون شدن

1388
01:01:28.360 --> 01:01:33.013
.یه روز جینا بهم زنگ زد و واقعا ترسیده بود

1389
01:01:33.198 --> 01:01:34.854
.بهم گفت می‌تونم برم خونه‌شون

1390
01:01:34.878 --> 01:01:36.531
گفت «می‌تونی بیای اینجا؟

1391
01:01:36.597 --> 01:01:39.016
،واقعاً باید با جاستین صحبت کنی

1392
01:01:39.112 --> 01:01:40.543
«.من خیلی می‌ترسم

1393
01:01:40.600 --> 01:01:42.208
...فکر کنم جاستین به روش چاقو کشیده بود

1394
01:01:42.232 --> 01:01:43.155
.یه چیزی تو همین مایه‌ها

1395
01:01:43.192 --> 01:01:44.330
.و جینا هم فرار کرده بود

1396
01:01:44.354 --> 01:01:45.166
«گفت «میشه بری پیش جاستین؟

1397
01:01:45.198 --> 01:01:46.962
.واقعاً نگران جاستین بود

1398
01:01:47.032 --> 01:01:50.383
...و رفتم اونجا و دیدم جاستین خیلی ناراحته

1399
01:01:50.517 --> 01:01:52.751
.از دست خودش ناراحت بود

1400
01:01:52.840 --> 01:01:54.054
.همچین حسی ازش گرفتم

1401
01:01:54.078 --> 01:01:55.611
،گفت «لعنتی، گند زدم

1402
01:01:55.672 --> 01:01:58.257
«.مخم قاتی کرد و گند زدم

1403
01:01:58.360 --> 01:02:01.545
...یادمه بهش گفتم «بعضی وقتا، تو یه لحظه

1404
01:02:01.672 --> 01:02:03.414
همه چیز واسه آدم سخت به نظر می‌رسه
..ولی بعد، می‌دونی

1405
01:02:03.438 --> 01:02:06.513
...اگه بری بخوابی و فرداش بیدار بشی

1406
01:02:06.635 --> 01:02:08.057
«.می‌بینی حالت بهتره

1407
01:02:08.114 --> 01:02:10.458
..واقعاً از این می‌ترسید

1408
01:02:10.552 --> 01:02:12.518
.که زندگیش درست پیش نره

1409
01:02:12.597 --> 01:02:16.945
...و به معنای واقعی غم و اندوه جاستین

1410
01:02:17.118 --> 01:02:19.039
.و دردی که می‌کشید رو می‌تونستم حس کنم

1411
01:02:19.115 --> 01:02:22.383
.اون درد زیادی رو متحمل شده بود

1412
01:02:22.514 --> 01:02:25.255
.رابطه‌ش از هم پاشیده بود

1413
01:02:29.714 --> 01:02:31.025
...حالا باید به تنهایی

1414
01:02:31.077 --> 01:02:34.003
با تاریکی‌های درونش مقابله می‌کرد
.و از پسش برنمیومد

1415
01:02:34.120 --> 01:02:35.883
.یادمه در موردش باهام حرف زد

1416
01:02:35.954 --> 01:02:39.572
گفت «هی، پسر، حس می‌کنم
«.دلم می‌خواد خودم رو بکشم

1417
01:02:39.717 --> 01:02:43.714
«.منم گفتم «خیلی خودخواهی

1418
01:02:43.874 --> 01:02:44.834
«می‌دونی چی میگم؟»

1419
01:02:44.872 --> 01:02:47.056
چون داری از چیزی فرار می‌کنی»
«.که نمیشه ازش فرار کرد

1420
01:02:47.080 --> 01:02:49.656
،نمیشه از مشکلات فرار کرد»
«.باید باهاشون روبرو بشیم

1421
01:02:49.758 --> 01:02:52.130
«کجا می‌خوای فرار کنی؟»

1422
01:02:53.320 --> 01:02:57.585
...و یادمه که جلوش ایستادم

1423
01:02:57.755 --> 01:03:00.792
.همون‌طور که هارولد جلوی من ایستاد

1424
01:03:00.914 --> 01:03:03.044
.چون از روی دوست داشتن خیرش رو می‌خواستم

1425
01:03:03.074 --> 01:03:04.096
...و اونجا بود که گفتم

1426
01:03:04.120 --> 01:03:07.037
هی، رفیق، هر کاری که تا الان انجام دادی»

1427
01:03:07.154 --> 01:03:08.963
«.عالی بوده، رفیق

1428
01:03:09.035 --> 01:03:14.574
«.تو آدم محکمی هستی»

1429
01:03:16.955 --> 01:03:19.799
«.به خودت بیا، داداش. به خودت بیا»

1430
01:03:19.912 --> 01:03:22.451
«.همه‌مون باید به خودمون بیایم»

1431
01:03:22.552 --> 01:03:26.439
«.رفیق توانایی‌های تو اصلاً تو یه سطح دیگه‌ن»

1432
01:03:26.594 --> 01:03:29.297
«.باید خودت رو جمع و جور کنی، پسر»

1433
01:03:45.400 --> 01:03:47.357
....جنازه جاستین پیرس که با بازی در نقش نوجوون اسکیت‌باز خلافکار

1434
01:03:47.435 --> 01:03:50.362
...در فیلم بچه‌ها در سال 1995 به شهرت رسیده بود

1435
01:03:50.478 --> 01:03:53.940
.دوشنبه غروب، در اتاق هتلش در لاس‌وگاس، پیدا شد

1436
01:03:54.078 --> 01:03:55.648
...ران فلاد، پزشک قانونی شهر تایید کرد

1437
01:03:55.672 --> 01:03:57.712
،که علت مرگ خفگی ناشی از حلق‌آویز شدن بوده

1438
01:03:57.794 --> 01:04:00.794
.و مرگ بر اثر خودکشی صورت گرفته

1439
01:04:00.914 --> 01:04:03.601
.پیرس 25 سال داشت

1440
01:04:19.595 --> 01:04:21.537
«.پیتر، تلفن کارت داره»

1441
01:04:22.514 --> 01:04:25.483
«.و بعد بهم گفت «جاستین مُرده

1442
01:04:31.397 --> 01:04:33.537
.و این قضیه نابودم کرد، پسر

1443
01:04:34.514 --> 01:04:35.651
.قصد نداشت این کار رو بکنه

1444
01:04:35.675 --> 01:04:37.696
.فقط داشته نقش بازی می‌کرده، همین

1445
01:04:37.720 --> 01:04:41.874
،من می‌شناختمش
.واقعاً از این کارا نمی‌کرد

1446
01:04:42.040 --> 01:04:44.385
...از اون دسته آدمایی نبود که تنهاش بذارن، مخصوصاً

1447
01:04:44.478 --> 01:04:46.614
،وقتایی که حالش داغون بود
.مخصوصاً وقتایی که ضربه خورده بود

1448
01:04:46.638 --> 01:04:48.530
.واقعاً خیلی حالمون رو بد کرد

1449
01:05:02.238 --> 01:05:06.430
،به نظرم اگه جاستین به لس‌آنجلس نمی‌رفت
.مشکلی واسش پیش نمیومد

1450
01:05:06.597 --> 01:05:08.531
...ما خیلی وقت بود حامی همدیگه بودیم

1451
01:05:08.555 --> 01:05:11.489
.و بعد از رفتن جاستین، این حمایت‌ها از بین رفت

1452
01:05:14.315 --> 01:05:16.466
،به نظرم اگه اون فیلم ساخته نشده بود

1453
01:05:16.552 --> 01:05:18.747
.جاستین الان زنده بود

1454
01:05:19.445 --> 01:05:21.770
.ای کاش هیچ‌وقت اون فیلم ساخته نمی‌شد

1455
01:05:26.354 --> 01:05:27.894
....فکر می‌کردم هدف از همه این‌ها

1456
01:05:27.918 --> 01:05:30.568
ساختن یه زندگی بهتر واسه ما
،و پولدار شدن ما بود

1457
01:05:30.674 --> 01:05:33.369
.اینکه بتونیم پیشرفت کنیم

1458
01:05:33.477 --> 01:05:37.511
.همه اون شهرت و معروفیت‌ها تموم شد

1459
01:05:37.672 --> 01:05:42.906
.همه این حرفا که «ما اینم، ما اونیم» تموم شد

1460
01:05:43.115 --> 01:05:44.951
.تموم شد بچه‌ها

1461
01:05:45.640 --> 01:05:47.623
.رفت

1462
01:05:51.918 --> 01:05:55.732
.این رو نشونه‌ای از بلوغ فرض می‌کنم

1463
01:06:02.200 --> 01:06:05.740
.هارولد زد به چاک

1464
01:06:06.674 --> 01:06:10.136
...و از اون لحظه به بعد، نمی‌دونم چی بود

1465
01:06:10.274 --> 01:06:13.274
،ولی فهمیدم این دوستمون

1466
01:06:13.394 --> 01:06:17.169
،از اون به بعد هر کاری بکنه

1467
01:06:17.320 --> 01:06:20.318
.یه کار احمقانه خواهد بود

1468
01:06:27.918 --> 01:06:30.374
!هی، هارولد

1469
01:06:34.600 --> 01:06:35.828
چه خبرا، پسر؟

1470
01:06:35.877 --> 01:06:39.107
.هی، پسر -
چه خبرا؟ -

1471
01:06:41.397 --> 01:06:45.514
،خودم رو از هر چیزی که به اون مسائل مربوط می‌شد
...جدا کردم

1472
01:06:45.678 --> 01:06:48.615
.چون دیگه یه خانواده و یه زندگی جدید داشتم

1473
01:06:49.758 --> 01:06:55.990
.و اون دوران، دوران سخت و دردسرسازی واسم بود

1474
01:06:56.238 --> 01:06:59.119
...اینکه تو سن پایین روابط ناسالمی داشته باشی

1475
01:06:59.234 --> 01:07:02.373
.و اون روابط رو تو خانواده‌ت هم بیاری

1476
01:07:03.794 --> 01:07:06.225
.واقعاً گرخیده بودم

1477
01:07:09.755 --> 01:07:15.876
هارولد دیگه کمتر اسکیت‌بازی می‌کرد
.و بیشتر مهمونی می‌رفت

1478
01:07:16.120 --> 01:07:20.248
،بیشتر الکل می‌خورد
.بیشتر مواد مصرف می‌کرد

1479
01:07:22.034 --> 01:07:24.268
.کار پیدا نمی‌کرد

1480
01:07:24.357 --> 01:07:27.662
.منظورم کار بازیگریه

1481
01:07:27.794 --> 01:07:29.853
....حسابی به معروفتیش می‌نازید

1482
01:07:29.877 --> 01:07:34.760
.و ملت رو تهدید می‌کرد

1483
01:07:34.955 --> 01:07:37.420
...بنابراین وقتی دچار فروپاشی روانی شد و به یه مکانیزم جدید

1484
01:07:37.518 --> 01:07:42.014
،برای تحمل مشکلاتش داشت
.انجام این کارا واسش منطقی به نظر میومد

1485
01:07:43.514 --> 01:07:51.514
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1486
01:07:53.118 --> 01:07:56.654
.من یه دانشجوام، یه دانشجوی تخمی

1487
01:07:56.795 --> 01:07:59.260
به نظر افسرده میاد، نه؟

1488
01:07:59.358 --> 01:08:00.928
انگار خیلی افسرده‌س، مگه نه؟

1489
01:08:00.952 --> 01:08:03.343
.الان یه آبجوی کوفتی لازم دارم

1490
01:08:03.438 --> 01:08:05.956
.به نظرم مردم از اون شرایط سوءاستفاده کردن

1491
01:08:06.040 --> 01:08:08.385
...چنان تر و تمیز این کار رو کردن

1492
01:08:08.478 --> 01:08:10.592
.که هارولد فکر کرد داره پیشرفت می‌کنه

1493
01:08:10.677 --> 01:08:14.213
ماهی 15 تا، می‌تونم باهاش کنار بیام، درسته؟

1494
01:08:14.354 --> 01:08:16.173
می‌تونم با این پول کم زندگیم رو جور کنم، درسته؟

1495
01:08:16.197 --> 01:08:18.043
.چون آموزش ندیده بود

1496
01:08:18.117 --> 01:08:21.491
اگه نفهمی داری چه غلطی می‌کنی
.جامعه ازت سوءاستفاده می‌کنه

1497
01:08:21.515 --> 01:08:23.666
،این یارو موادیه از میلواکی

1498
01:08:23.752 --> 01:08:25.293
،ازم می‌خواد واسه شرکتش بنویسم

1499
01:08:25.317 --> 01:08:27.770
،و یکی از اون شرکت‌هاشون اسپانسرم میشه

1500
01:08:27.794 --> 01:08:29.334
چون کارشون خوب پیش نمیره، درسته؟

1501
01:08:29.358 --> 01:08:30.813
....فکر کرد بالاخره یکی پیدا شده که یه جوری

1502
01:08:30.837 --> 01:08:33.182
.و به یه دلیلی می‌خواد روش سرمایه‌گذاری کنه

1503
01:08:33.275 --> 01:08:35.450
.ملت زدن داغونش کردن و خیلی تمیز هم این کار رو کردن

1504
01:08:35.474 --> 01:08:38.437
.قراره کار اون شرکتا رو ردیف کنم

1505
01:08:38.555 --> 01:08:39.368
حالا چی هست؟

1506
01:08:39.400 --> 01:08:41.133
...از اون شرکتای داغون مثل اون یارو که

1507
01:08:41.157 --> 01:08:42.367
.همه‌ش مواد میزد

1508
01:08:42.395 --> 01:08:43.623
بعد چی شد؟

1509
01:08:43.672 --> 01:08:45.371
یه یارو بود که انقدر کوکائین میزد

1510
01:08:45.438 --> 01:08:47.322
.که همه پول کوفتیش رو صرف مواد کرد

1511
01:08:47.397 --> 01:08:50.822
،به جای اینکه بهش پول بدن
،پولی که حقش بود

1512
01:08:50.958 --> 01:08:52.096
.بهش یه بسته کوکائین دادن

1513
01:08:52.120 --> 01:08:52.960
.خفه‌خون بگیر

1514
01:08:52.994 --> 01:08:57.037
و من از دست برادرم خیلی عصبانی شدم
.چون دیگه بزرگ شده بودیم

1515
01:08:57.198 --> 01:08:58.777
.دیگه چندتا بچه‌ی کوفتی نبودیم

1516
01:08:58.840 --> 01:09:01.840
،و اون مادرقحبه‌هایی که از این کارا می‌کنن
.همیشه برنده‌ن

1517
01:09:01.960 --> 01:09:04.683
.می‌خوام بهم پول بدن، گور باباشون

1518
01:09:04.792 --> 01:09:07.755
اون چیزا رو با کسی می‌نویسی؟

1519
01:09:07.874 --> 01:09:10.911
.یه بار جلوی فروشگاه سوپرمی بودیم

1520
01:09:11.032 --> 01:09:13.848
«هارولد گفت «هی، پنج دلار داری؟

1521
01:09:13.960 --> 01:09:15.530
«گفتم «واسه چی می‌خوای از من پول بگیری؟

1522
01:09:15.554 --> 01:09:17.557
«.خودت که تو جیبت پول داری»

1523
01:09:17.637 --> 01:09:18.597
...آره، چون می‌خوای کوکائین بخری»

1524
01:09:18.635 --> 01:09:20.416
«می‌خوای ازم 5 دلار بگیری؟

1525
01:09:20.440 --> 01:09:22.240
.چون معتاد کوکائین شده بود

1526
01:09:22.312 --> 01:09:27.011
،بعد یه دفعه اون موقع که تو پارک سرم داد زد رو یادم اومد

1527
01:09:27.198 --> 01:09:28.451
،اینکه می‌خواست جلوی من رو بگیره

1528
01:09:28.475 --> 01:09:29.703
.منم می‌تونستم این کار رو بکنم

1529
01:09:29.752 --> 01:09:32.416
نه بهت نمیدم»
.چون این چیزا آشغاله

1530
01:09:32.440 --> 01:09:34.451
....چون هم با این آدما می‌چرخی

1531
01:09:34.475 --> 01:09:37.088
...و هم با خانواده‌مون، و باید بهت بگم

1532
01:09:37.192 --> 01:09:40.737
،جلوت وایمیستم
«حالا می‌خوای چیکار کنی؟

1533
01:09:40.878 --> 01:09:42.208
.و حق دارم این حرف رو بزنم»

1534
01:09:42.232 --> 01:09:44.623
،این حق رو دارم که حرفم رو بزنم

1535
01:09:44.718 --> 01:09:46.288
...درست مثل خودت که فکر کردی این حق رو داری

1536
01:09:46.312 --> 01:09:50.199
و حرفی رو بهم زدی
«.که زندگیم رو درست کرد

1537
01:09:50.354 --> 01:09:54.556
اینطوری بهش فهموندم
.که واقعاً واسم اهمیت داری، داداش

1538
01:09:55.797 --> 01:09:57.830
هارولد کاری رو می‌کرد
.که دلش می‌خواست

1539
01:09:57.880 --> 01:09:59.994
.اصلاً این خصوصیتش معروف بود

1540
01:10:00.078 --> 01:10:03.771
.می‌دونم که می‌دونست من از کجا اومدم

1541
01:10:03.918 --> 01:10:07.685
ولی این قضیه درست مثل اسکیت‌بازی
.و بازیگری، از ذهنش پاک شده بود

1542
01:10:07.835 --> 01:10:10.217
.دیگه هیچی حالیش نبود

1543
01:10:10.312 --> 01:10:12.620
،هارولد هانتر هستم، حالتون چطوره

1544
01:10:12.712 --> 01:10:14.948
.شبکه زیربغل رو مشاهده می‌کنید

1545
01:10:21.515 --> 01:10:25.245
،مجبور بود برگرده اونجا
،به کامپوس پلازا

1546
01:10:25.394 --> 01:10:29.354
،در خیابون سیزدهم
.بین بلوار بی و سی

1547
01:10:29.512 --> 01:10:35.051
.همیشه کارش به اونجا ختم می‌شد

1548
01:10:38.277 --> 01:10:40.413
یادمه که می‌گفت

1549
01:10:40.437 --> 01:10:41.814
«.دلم نمی‌خواد تو خونه دولتی بمیرم»

1550
01:10:41.838 --> 01:10:43.648
«.نمی‌خوام بمیرم، دلم نمی‌خواد بمیرم»

1551
01:10:43.672 --> 01:10:46.137
.و اون یه چرخه‌ی معیوب بود

1552
01:10:46.235 --> 01:10:48.333
،یه روزی آدم تو اوجه، یه روزی تو قهقهرا
...و هارولد به قهقرا رفته بود

1553
01:10:48.357 --> 01:10:49.936
.و دوست نداشت تو قهقهرا باشه

1554
01:10:49.960 --> 01:10:52.222
.قبلاً راحت قبولش می‌کرد

1555
01:10:52.312 --> 01:10:54.546
.می‌دونم دیگه دوستم نیست

1556
01:10:54.635 --> 01:10:56.906
.لعنتی -
.به نظرم یه کم دیوونه شده -

1557
01:10:56.997 --> 01:10:59.613
رفیق، اجازه نده هیچ‌کسی تو دنیا
ازت سوءاستفاده کنه، باشه؟

1558
01:10:59.637 --> 01:11:02.332
.کم‌کم کینه به دل گرفت

1559
01:11:02.440 --> 01:11:07.167
.رفیقمون هارولد، این قضیه رو نشون می‌داد

1560
01:11:07.355 --> 01:11:08.814
.خیلی واضح نشون می‌داد

1561
01:11:08.872 --> 01:11:10.875
.اکشن

1562
01:11:10.955 --> 01:11:16.799
،من هارولد هانتر هستم
.و این هم داستان زندگی منه

1563
01:11:17.032 --> 01:11:18.650
..با وجود همه روابطی که با

1564
01:11:18.674 --> 01:11:20.771
دست‌اندرکارای فیلم بچه‌ها
،و کسایی که باهاشون کار کردی داری

1565
01:11:20.795 --> 01:11:21.808
بازم نمی‌تونی کار گیر بیاری؟

1566
01:11:21.832 --> 01:11:23.968
یعنی هیچ‌کدوم از این روابطت به کارت نمیان؟ -
.اونا فقط دارن احتیاط می‌کنن -

1567
01:11:23.992 --> 01:11:25.974
.فقط هوای خودشون رو دارن

1568
01:11:25.998 --> 01:11:28.768
،بعد از تموم شدن کار فیلم
،خیلی عجیب بود

1569
01:11:28.878 --> 01:11:33.070
.ما ستاره فیلم بودیم، ولی هیچی نداشتیم

1570
01:11:33.237 --> 01:11:36.625
.من هزار دلار از فیلم درآوردم، یه فیلم مستقل بود

1571
01:11:36.760 --> 01:11:38.493
فقط همین‌قدر بهت دادن؟ -
.آره، هزار دلار -

1572
01:11:38.517 --> 01:11:40.825
«اون موقع گفتم «وای، هزار دلار؟

1573
01:11:40.917 --> 01:11:42.650
...درسته، ولی همچین پولی واسه بازی تو فیلم خیلی کمه

1574
01:11:42.674 --> 01:11:44.982
.اصلاً پولی نبود، رفیق

1575
01:11:45.074 --> 01:11:48.000
،و اون موقع من و دوستم همیلتون اینطوری بودیم

1576
01:11:48.117 --> 01:11:50.886
«.پسر، نمی‌تونم، امروز هیچی نخوردم»

1577
01:11:50.997 --> 01:11:53.840
«میشه یه پولی پیدا کنم تا غذا بخورم؟»

1578
01:11:53.954 --> 01:11:56.612
.اون همیشه امید داشت

1579
01:11:56.718 --> 01:11:57.971
«.اونا من رو فراموش نمی‌کنن»

1580
01:11:57.995 --> 01:12:00.208
،من رو به خاطر می‌سپارن»
«.بهم کمک می‌کنن

1581
01:12:00.232 --> 01:12:02.854
«.اونا دوستای من هستن»

1582
01:12:02.958 --> 01:12:04.491
.ولی همچین کاری نکردن

1583
01:12:04.552 --> 01:12:06.681
اونجا چه خبره؟

1584
01:12:21.160 --> 01:12:23.411
،هربار که سعی می‌کردم درباره مواد باهاش حرف بزنم

1585
01:12:23.435 --> 01:12:26.325
«.می‌گفت «سرت به کار خودت باشه

1586
01:12:26.440 --> 01:12:28.691
«.داداش، تو هم مواد می‌زنی»
می‌فهمید چی می‌گم؟

1587
01:12:28.715 --> 01:12:31.374
،ولی واسه من درس عبرت شده بود

1588
01:12:31.480 --> 01:12:33.936
چرا باید کاری می‌کردم که حال مامانم رو بد کنه؟

1589
01:12:34.034 --> 01:12:36.425
.نمی‌خواستم برادرم رو از دست بدم

1590
01:12:36.450 --> 01:12:38.296
منظورم رو می‌فهمید؟

1591
01:12:38.440 --> 01:12:40.522
.من و برادرم یه دعوای بزرگ کردیم

1592
01:12:40.552 --> 01:12:42.774
،باید بگم می‌خواستیم همدیگه رو بکشیم

1593
01:12:42.798 --> 01:12:44.656
،و بعد پسرم وارد اتاق نشیمن شد

1594
01:12:44.680 --> 01:12:46.490
:و شروع کرد به بازی با پسرم و گفت

1595
01:12:46.514 --> 01:12:48.785
«.آروم باش، ران، بچه‌ت اینجاست»

1596
01:12:48.875 --> 01:12:50.771
.من هنوز از دستش عصبانی بودم، ولی پسرم رو انداخت بالا

1597
01:12:50.795 --> 01:12:53.602
.داشتن می‌خندیدن

1598
01:12:53.714 --> 01:12:55.523
،پیش خودم گفتم داداش، ما همین الان

1599
01:12:55.595 --> 01:12:57.285
.همین الان داشتیم با هم دعوا می‌کردیم

1600
01:12:57.352 --> 01:12:59.198
.قضیه جدیه

1601
01:12:59.272 --> 01:13:01.705
.و از اتاق رفتم

1602
01:13:02.958 --> 01:13:07.626
اون رفت مهمونی و یادمه حدودای

1603
01:13:08.594 --> 01:13:11.790
،ساعت 10:30، 11 شب برگشت

1604
01:13:16.274 --> 01:13:17.891
،و بهم گفت «هی، رونالد، عاشقتم

1605
01:13:17.915 --> 01:13:20.048
«.عاشقتم، عاشقتم

1606
01:13:28.970 --> 01:13:30.892
...آره، خُب

1607
01:13:33.678 --> 01:13:35.759
...به نظرم

1608
01:13:37.998 --> 01:13:39.568
...یادمه بهش سر می‌زدم و بعد

1609
01:13:39.592 --> 01:13:41.126
.دیگه گورم رو گم کردم

1610
01:13:42.232 --> 01:13:43.254
منظورم رو می‌فهمید؟

1611
01:13:43.278 --> 01:13:45.236
.وقتی صداش کردم که مُرده بود

1612
01:13:54.861 --> 01:13:56.733
.غسالخانه گایدتی
.مراسم یادبود در کلیسای کرست‌وود

1613
01:13:56.757 --> 01:13:58.837
گفتم دارید سر به سرم می‌ذارید؟

1614
01:14:01.038 --> 01:14:03.119
.احساس گناه و غم داشتم

1615
01:14:04.437 --> 01:14:05.776
.و بعدش فهمیدیم باید چیکار کنیم

1616
01:14:05.800 --> 01:14:08.985
،همه دور هم جمع می‌شیم، نوشیدنی می‌خوریم
...گریه می‌کنیم

1617
01:14:09.112 --> 01:14:11.540
.و همه بیدار میشیم و دفنش می‌کنیم

1618
01:14:11.637 --> 01:14:15.062
،دوباره همون اتفاق دوباره
.دوباره همون‌جا بودیم

1619
01:14:15.198 --> 01:14:18.854
.همون موقعش هم زیادی بدبختی کشیده بودیم

1620
01:14:19.000 --> 01:14:21.077
.اون تو خونه‌ی دولتی مُرد

1621
01:14:21.160 --> 01:14:23.572
.همین خیلی واسم سخت بود

1622
01:14:28.840 --> 01:14:31.142
.خیلی سخته

1623
01:14:34.552 --> 01:14:37.866
،همه اینا واسه احترام بهش اومدن

1624
01:14:37.998 --> 01:14:40.186
.اومدن تا هارولد رو ببینن

1625
01:14:40.274 --> 01:14:45.813
.تعداد زیادی هستن، فوق‌العاده‌س

1626
01:14:52.274 --> 01:14:57.434
...هارولد چی تو وجودش داشت که تونست

1627
01:14:57.640 --> 01:15:00.179
با این همه آدم ارتباط برقرار کنه؟

1628
01:15:00.280 --> 01:15:02.274
چه چیزی تو وجودش بود؟

1629
01:15:02.354 --> 01:15:06.776
چه چیز خاصی بود؟

1630
01:15:06.952 --> 01:15:09.343
...با خودم گفتم هارولد حتماً خفن‌ترین خلافکاری بودی

1631
01:15:09.438 --> 01:15:13.703
....که تو یه فیلمی بازی کرده که

1632
01:15:13.874 --> 01:15:17.105
.به یه فیلم کلاسیک فرهنگی تبدیل شده

1633
01:15:17.234 --> 01:15:20.963
،آخرش هم عاقبتت به خیابون سیزدهم ختم شد

1634
01:15:21.112 --> 01:15:26.651
به آپارتمان 5سی
،که بین بلوار بی و سی قرار داشت

1635
01:15:28.475 --> 01:15:30.857
،با این حال باز هم لبخند به لب داری

1636
01:15:30.952 --> 01:15:32.881
،بازم می‌خوای مردم رو خوشحال کنی

1637
01:15:32.958 --> 01:15:36.190
.بازم می‌خوای از دردسر دور بمونی

1638
01:15:36.318 --> 01:15:39.525
.همچین کاری یه عالمه انرژی از آدم می‌بره

1639
01:15:42.395 --> 01:15:46.001
.با این وجود، بازم این اتفاق افتاد

1640
01:15:47.560 --> 01:15:49.228
،گریزی نیست

1641
01:15:52.398 --> 01:15:55.142
.چون کسی رو نداشتی تا راهنماییت کنه

1642
01:15:56.267 --> 01:15:57.994
.تو بی‌دفاعی

1643
01:16:04.878 --> 01:16:08.751
،اینا اشکای چندین ساله
.دارم اشکای چندین سال رو از صورتم پاک می‌کنم

1644
01:16:10.312 --> 01:16:14.181
.دردای چندین سال رو، درسای عبرت چندین سال رو

1645
01:16:17.157 --> 01:16:20.813
،بی‌دفاع بودن خیلی سخته
منظورم رو می‌فهمید؟

1646
01:16:20.958 --> 01:16:24.447
.و این دنیا با بی‌دفاعی رابطه خوبی نداره

1647
01:16:29.397 --> 01:16:31.742
،اگه این اتفاق برای هارولد افتاده

1648
01:16:31.835 --> 01:16:34.447
پس بقیه ماها قراره چی بشیم؟

1649
01:16:37.480 --> 01:16:39.631
،باید تمام این دردا رو درمان کنم

1650
01:16:39.717 --> 01:16:41.637
.اون همه آسیب رو درمان کنم

1651
01:16:41.714 --> 01:16:44.982
،باید درستش کنم

1652
01:16:45.112 --> 01:16:46.921
.هی، کازمو، انقدر فیلم نبین

1653
01:16:46.994 --> 01:16:47.806
.چون الان پدر شدم

1654
01:16:47.838 --> 01:16:49.334
.کازمو

1655
01:16:49.394 --> 01:16:53.668
،یه وظیفه‌ای در قبال پسرام دارم
.اینکه همیشه کنارشون باشم

1656
01:16:53.838 --> 01:16:56.109
،باید چیزایی رو که یاد گرفتم بهشون یاد بدم

1657
01:16:56.200 --> 01:16:59.311
.اینا درسای عبرتی هست که از هارولد و جاستین یاد گرفتم

1658
01:16:59.435 --> 01:17:01.658
.ادامه بده -
.باشه -

1659
01:17:02.354 --> 01:17:04.126
.ادامه میدم

1660
01:17:04.197 --> 01:17:08.158
.چیزایی که نتونستن از پدراشون یاد بگیرن

1661
01:17:12.520 --> 01:17:14.790
.خیلی‌خب، یه ثانیه

1662
01:17:15.352 --> 01:17:16.986
.خُب، هر وقت آماده بودی شروع کن

1663
01:17:18.117 --> 01:17:21.117
اسم من مایکل هیز هست
...و اهل کانبرا هستم

1664
01:17:21.237 --> 01:17:24.237
...من استرالیایی و پدر خونی

1665
01:17:24.357 --> 01:17:26.434
.جاستین پیرس هستم

1666
01:17:26.517 --> 01:17:32.711
...سی و پنج سال از زمان به دنیا اومدن جاستین  گذشته بود

1667
01:17:32.958 --> 01:17:37.034
.که فهمیدم جاستین واقعاً به دنیا اومده

1668
01:17:38.517 --> 01:17:41.554
.داستان برمی‌گرده به دهه 70

1669
01:17:41.675 --> 01:17:46.328
در ماه می سال 1974
.در خونه‌ای در لندن شرقی زندگی می‌کردم

1670
01:17:46.514 --> 01:17:49.551
قبل از اینکه بفهمم
...با یه دختر ولزی جوون

1671
01:17:49.672 --> 01:17:52.432
.به اسم مریل وارد رابطه شدم

1672
01:17:53.195 --> 01:17:55.078
.مریل دختر ساکتی بود

1673
01:17:55.154 --> 01:17:58.505
،عاشق آواز خوندن بود
.دوست داشت به مهمونیای خوب بره

1674
01:17:58.638 --> 01:18:03.510
.چند ماهی با هم خوش بودیم و بعد جدا شدیم

1675
01:18:04.312 --> 01:18:07.128
...گفتم «برمی‌گردم استرالیا و میرم دانشگاه

1676
01:18:07.240 --> 01:18:10.010
«.و یه شغل پیدا می‌کنم

1677
01:18:10.120 --> 01:18:12.659
،برگشتم اونجا و دقیقاً همین کار رو کردم

1678
01:18:12.760 --> 01:18:15.018
.و دیگه خبری از مریل نداشتم

1679
01:18:16.034 --> 01:18:17.604
.زمان گذشت

1680
01:18:18.357 --> 01:18:21.979
ازدواج کردم
.و الان هم دوتا فرزند دارم

1681
01:18:24.558 --> 01:18:27.300
،جشن تولد شصت سالگیم بود

1682
01:18:28.072 --> 01:18:30.463
.و یه زوجی بودن که دیر به مهمونی اومدن

1683
01:18:30.558 --> 01:18:32.810
...و این زوج یک سال بعد از اینکه من برگشتم

1684
01:18:32.834 --> 01:18:35.834
.از لندن اومدن اینجا

1685
01:18:35.954 --> 01:18:38.649
،داشتیم درباره گذشته‌ها حرف می‌زدیم

1686
01:18:38.757 --> 01:18:42.985
.و گفتن که مریل شیش سال پیش فوت کرده

1687
01:18:43.154 --> 01:18:46.080
«.گفتم «اوه، خبر نداشتم. چقدر بد

1688
01:18:46.197 --> 01:18:49.197
...و ناراحتیم وقتی دوبرابر شد که

1689
01:18:49.317 --> 01:18:54.699
...گفتن چند سال قبلش پسرش رو از دست داد

1690
01:18:54.914 --> 01:18:57.148
..و نظرشون این بود که شاید از غم مرگ پسرش

1691
01:18:57.237 --> 01:18:59.296
...دق کرد، چون به خاطر این قضیه

1692
01:18:59.320 --> 01:19:02.699
.حسابی داغون شده بود

1693
01:19:02.834 --> 01:19:05.492
«گفتم «از پسره چی می‌دونید؟

1694
01:19:05.598 --> 01:19:07.980
...و مرده گفت «دقیقاً چیز زیادی نمی‌دونم

1695
01:19:08.075 --> 01:19:10.614
....جز اینکه قیافه‌ش

1696
01:19:10.715 --> 01:19:12.562
«.به شدت شبیه تو بود

1697
01:19:12.635 --> 01:19:14.251
«.گفتم «هی، باشه

1698
01:19:14.315 --> 01:19:17.085
«اصلاً اسمش رو می‌دونی؟»

1699
01:19:17.195 --> 01:19:20.232
آره، یه راست رفتم تو اینترنت
...و اسم جاستین پیرس رو

1700
01:19:20.354 --> 01:19:22.818
...سرچ کردم و یه عکس اومد بالا

1701
01:19:22.917 --> 01:19:27.190
که می‌تونم قسم بخورم
.قیافه‌ش درست شبیه وقتی بود که تو اون سن بودم

1702
01:19:28.235 --> 01:19:30.312
...و همینطور بهش زل زدم و زل زدم و با خودم گفتم

1703
01:19:30.395 --> 01:19:32.168
.امکان نداره

1704
01:19:32.238 --> 01:19:34.814
،به محض اینکه زمان تولدش رو فهمیدم

1705
01:19:34.917 --> 01:19:36.375
،سریع متوجه شدم

1706
01:19:36.434 --> 01:19:39.393
.به احتمال خیلی زیاد، اون پسر منه

1707
01:19:41.234 --> 01:19:43.237
،قبل از مرگ مادرش

1708
01:19:43.317 --> 01:19:46.474
.برگشت ولز تا با خانواده‌ش باشه

1709
01:19:46.600 --> 01:19:50.099
.می‌دونست که به خاطر سرطان داره میمیره

1710
01:19:50.238 --> 01:19:52.078
،و کمی قبل از مرگش گفت

1711
01:19:52.120 --> 01:19:54.256
«.اوه، ببین، می‌خوام یه کاری واسم بکنی»

1712
01:19:54.280 --> 01:19:57.197
،اگه یه وقت مایکل رو دیدی»

1713
01:19:57.314 --> 01:20:00.665
«.لطفاً بهش بگو که اون یه پسر داشت

1714
01:20:00.798 --> 01:20:04.737
.این راز، زندگی دو نفر رو داغون کرد

1715
01:20:06.635 --> 01:20:08.639
،یه تراژدی انسانی وحشتناک بود

1716
01:20:08.718 --> 01:20:11.018
.اینکه هیچ‌وقت نتونست پدرش رو ببینه

1717
01:20:13.077 --> 01:20:15.117
.البته مریل دلایل خاص خودش رو داشت

1718
01:20:15.198 --> 01:20:16.375
...فکر می‌کنم می‌خواست

1719
01:20:16.399 --> 01:20:18.582
.از پسر کوچولوش محافظت کنه

1720
01:20:19.765 --> 01:20:23.167
.احتمالاً هر چقدر تلاش کنم تا دلیلش رو بفهمم، بازم چیزی دستگیرم نمیشه

1721
01:20:25.154 --> 01:20:26.658
،من اون موقع دوتا از برادرام رو از دست داده بودم

1722
01:20:26.718 --> 01:20:29.214
،و بعد فهمیدم پسرم رو از هم از دست دادم

1723
01:20:29.806 --> 01:20:32.925
.انگار خنجر به قلبم زده بودن

1724
01:20:46.652 --> 01:20:50.042
،فکر اینکه هیچ‌وقت کنارش نبودم
.به شدت داغونم می‌کنم

1725
01:20:51.678 --> 01:20:55.737
.فقط ای کاش اون تو زندگیم بود

1726
01:20:58.636 --> 01:21:00.018
،ولی می‌دونین

1727
01:21:01.317 --> 01:21:03.057
.خیلی سخته

1728
01:21:05.272 --> 01:21:07.487
دیگه چی بگم؟

1729
01:21:22.513 --> 01:21:24.901
،وقتی می‌خواین یه عادتی رو عوض کنین

1730
01:21:26.478 --> 01:21:29.221
.تنها راه خروج از اون اینه که از وسطش بگذرید

1731
01:21:30.194 --> 01:21:33.495
.جز این راه دیگه‌ای نیست

1732
01:21:36.837 --> 01:21:38.656
چون آدما فکر می‌کنن
،مردمی که تو خونه‌های دولتی زندگی می‌کنن

1733
01:21:38.680 --> 01:21:43.407
،تو رده پست جامعه هستن
...چون فقیرن

1734
01:21:43.595 --> 01:21:45.967
،و می‌دونی اگه پدر و مادر نداشته باشی

1735
01:21:45.995 --> 01:21:49.956
...ممکنه در اختیار آدم‌هایی قرار بگیرید

1736
01:21:50.114 --> 01:21:54.813
.که از لحاظ اجتماعی و اقتصادی بالاتر هستن

1737
01:21:55.000 --> 01:21:57.456
.خوشحالم که همچین چیزی رو تجربه کردم

1738
01:21:57.554 --> 01:22:00.942
...و همچنین خوشحالم که دیگه همچین چیزی رو تجربه نمی‌کنم

1739
01:22:01.077 --> 01:22:04.806
.و تونستم با آرامش ازش فاصله بگیرم

1740
01:22:04.955 --> 01:22:07.688
...ترک نیویورک و رفتن به هلند

1741
01:22:07.797 --> 01:22:09.108
.کار آسونی نیست

1742
01:22:09.160 --> 01:22:11.542
.نباید اشتباه کنی و کار سختیه

1743
01:22:11.637 --> 01:22:14.637
.جاستین و هارولد ابرقهرمان‌های من هستن

1744
01:22:14.757 --> 01:22:17.028
.اونا قهرمان‌های من هستن

1745
01:22:17.118 --> 01:22:20.885
.باعث شدن به راهم ادامه بدم

1746
01:22:24.914 --> 01:22:28.800
،من دوران تاریک زیادی داشتم
.همه داشتیم

1747
01:22:28.955 --> 01:22:34.494
،سال‌ها درد کشیدم
.و آدمایی هستن که هنوز درد می‌کشن

1748
01:22:36.837 --> 01:22:40.566
...جاستین رو به عنوان پسری به یاد دارن که خودش رو

1749
01:22:40.591 --> 01:22:43.065
.تو اتاق هلش در لاس‌وگاس دار زد و کشت

1750
01:22:43.112 --> 01:22:45.432
«شنیدم جاستین تو شیفت شب قبرستون کار می‌کرده»

1751
01:22:45.832 --> 01:22:49.876
میراث هارولد اینه که به عنوان
.بازیگر فیلم بچه‌ها تو اذهان مونده

1752
01:22:50.043 --> 01:22:51.988
«...به خاطر حمله قلبی ناشی از مصرف مواد مُرد»
«.اوردوز کرد»

1753
01:22:52.012 --> 01:22:53.012
«.به خاطر مصرف کوکائین اوردوز کرد»

1754
01:22:53.073 --> 01:22:55.682
.کوکائین باعث شد سکته کنه»
«.چقدر ناراحت‌کننده

1755
01:22:56.555 --> 01:22:59.440
پس تجربه بقیه چی؟

1756
01:23:01.038 --> 01:23:04.039
،چون دوست آدم دیگه تحملش رو نداشته

1757
01:23:04.158 --> 01:23:05.853
،و دلش نمی‌خواسته تو این دنیا باشه

1758
01:23:05.877 --> 01:23:07.954
.دلیل نمیشه که تو هم شکست خورده باشی

1759
01:23:08.037 --> 01:23:10.686
.اون آدم انعکاسی از بقیه ماست

1760
01:23:10.792 --> 01:23:14.106
.این یه فرصته که بهت داده شده

1761
01:23:14.238 --> 01:23:17.737
.اونا تقریباً خودشون رو به خاطر تو فدا کردن

1762
01:23:17.877 --> 01:23:19.917
.این میراثشونه

1763
01:23:19.998 --> 01:23:24.153
...بیایم به زمان حال، خیلی از ما خانواده داریم

1764
01:23:24.318 --> 01:23:27.974
...و این آدمایی که تربیت درست و حسابی نداشتن

1765
01:23:28.120 --> 01:23:31.000
الان دارن خوب عمل می‌کنن، می‌دونی؟

1766
01:23:31.115 --> 01:23:33.497
...و یه آگاهی‌ای دارن

1767
01:23:33.592 --> 01:23:37.182
که می‌تونن به بچه‌هاشون منتقل کنن، می‌دونی؟

1768
01:23:38.315 --> 01:23:40.282
میراث اونا چه خواهد بود؟

1769
01:23:40.360 --> 01:23:44.357
.اینکه اینجا رو به یه جای بهتر واسه بچه‌هامون تبدیل کنیم

1770
01:23:44.517 --> 01:23:48.042
این خاطرات و تجربیات هستن
.که ما رو رشد دادن

1771
01:23:49.835 --> 01:23:54.635
،تا جایی که می‌دونم
میراث جاستین و هارولد ما هستیم

1772
01:23:57.400 --> 01:24:04.300
لری کلارک و هارمونی کورین»
«.از حضور در این مستند سر باز زدند

1773
01:24:05.397 --> 01:24:09.126
هی لری، چه خبرا؟
.منم همیلتون

1774
01:24:09.275 --> 01:24:10.336
شما؟

1775
01:24:10.360 --> 01:24:11.662
.منم، همیلتون

1776
01:24:11.690 --> 01:24:13.096
.بذار بهت زنگ می‌زنم

1777
01:24:13.280 --> 01:24:17.667
«.مایکل هیز با دوستان جاستین در ارتباطه»

1778
01:24:26.600 --> 01:24:38.600
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
