1
00:00:00,361 --> 00:00:10,351
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:10,360 --> 00:00:20,350
« دانلود فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده »
[ CinemaFreak.Net ]

3
00:00:20,362 --> 00:00:30,352
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

4
00:00:38,543 --> 00:00:41,246
‫خیلی خب، تا وقتی که حاضر میشیم...

5
00:00:41,280 --> 00:00:43,448
‫به هر چیزی که میخواید اضافه کنیم، فکر کنید.

6
00:00:43,482 --> 00:00:46,852
‫تا یه دقیقۀ دیگه برای شروع آماده میشیم.

7
00:00:46,885 --> 00:00:48,287
‫خیلی خب.

8
00:00:50,689 --> 00:00:53,692
‫چیزی از والدینش میدونید؟

9
00:00:53,725 --> 00:00:55,594
‫یه چیزایی میدونم.

10
00:00:55,627 --> 00:00:59,698
‫خوبه، چون ما نتونستیم چیزی پیدا کنیم.

11
00:00:59,731 --> 00:01:03,969
‫در ضمن نتونستیم سوابق نظامیِ «میکی کلی» رو
‫پیدا کنیم.

12
00:01:06,538 --> 00:01:10,208
‫آره.
‫خب، این موضوع یه دلیلی داره.

13
00:01:11,443 --> 00:01:13,345
‫چه دلیلی؟

14
00:01:13,378 --> 00:01:15,747
‫چقدر وقت دارید؟

15
00:01:15,781 --> 00:01:17,582
‫هر چقدر که بخواید!

16
00:01:18,817 --> 00:01:20,686
‫داریم فیلم میگیریم.

17
00:01:20,719 --> 00:01:23,922
‫خیلی خب، با این شروع کنید که
‫شما دوتا چطور با هم آشنا شدید.

18
00:01:26,425 --> 00:01:30,996
‫من میکی کلی رو سال 1991...

19
00:01:31,029 --> 00:01:33,632
‫وقتی که تازه از جنگ خلیج فارس برگشته بود، دیدم.

20
00:01:33,665 --> 00:01:35,701
‫بازنشستۀ نیروی دریایی شده بود.

21
00:01:36,034 --> 00:01:38,937
‫من توی یه رستوران به اسم «ال پاتیو» کار میکردم.

22
00:01:39,471 --> 00:01:41,640
‫ماشین ها رو تمیز میکردم.

23
00:01:41,673 --> 00:01:43,608
میک یه مشتری ساده بود،

24
00:01:43,642 --> 00:01:45,577
که ‫یه عوضی اومد زد تو صف،

25
00:01:45,610 --> 00:01:47,746
‫و بهم دستور داد تا اول ماشین اون رو تمیز کنم.

26
00:01:47,980 --> 00:01:50,782
‫وقتی بهش گفتم نه، شروع کرد فحش دادن.

27
00:01:51,283 --> 00:01:53,919
‫چیزایی مثل «بی ارزش» و «تاکو».
‫(تاکو: اسپانیاییِ لعنتی)

28
00:01:55,320 --> 00:01:56,722
‫یه درگیری کوچیک اتفاق افتاد.

29
00:01:58,657 --> 00:02:02,027
‫تا به خودم اومدم، میک اومد وسط و
‫یارو رو از من دور کرد،

30
00:02:02,060 --> 00:02:03,829
‫ولی اون یارو با دوستاش اومده بود.

31
00:02:03,862 --> 00:02:06,798
‫سعی کردم کمک کنم ولی...
‫عجب!

32
00:02:06,832 --> 00:02:09,634
‫میک کنترل اوضاع رو به دست گرفته بود.

33
00:02:09,668 --> 00:02:11,703
‫خیلی قشنگ همشون رو شکست داد.

34
00:02:13,338 --> 00:02:16,074
‫نکتۀ باور نکردنیش اینه که
‫یه دونه مُشت هم نزد.

35
00:02:23,715 --> 00:02:25,917
‫و همین!

36
00:02:25,951 --> 00:02:27,686
‫تموم شد.

37
00:02:28,720 --> 00:02:29,921
‫ازش تشکر کردم.

38
00:02:30,155 --> 00:02:31,690
‫بعدش رفتم و...

39
00:02:31,723 --> 00:02:34,693
‫ماشین مزخرفش رو برداشتم و براش بردمش.

40
00:02:35,727 --> 00:02:38,063
‫بعدش اون زُل زد توی چشمام...

41
00:02:38,096 --> 00:02:41,466
‫و گفت: «خیلی ممنون، تاکو!»
‫(تاکو: اسپانیاییِ لعنتی)

42
00:02:43,835 --> 00:02:45,971
‫حالا من دیده بودم این یارو
‫چه کارهایی ازش بر میاد...

43
00:02:46,004 --> 00:02:47,806
‫ولی خوره ش به جونم افتاده بود که بپرسم:

44
00:02:47,839 --> 00:02:50,108
‫«الان منو چی صدا کردی؟»

45
00:02:50,142 --> 00:02:53,578
‫و فکر کنم یه ذره به خاطر لحنم غافلگیر شد
‫ولی گفت:

46
00:02:53,612 --> 00:02:55,714
‫«ببخشید رفیق».

47
00:02:55,747 --> 00:02:57,916
‫فکر میکردم اونا دوست های تو بودن...

48
00:02:58,350 --> 00:03:00,419
‫و اونا «تاکو» صدات میکردن.
‫(تاکو: اسپانیاییِ لعنتی)

49
00:03:04,556 --> 00:03:06,992
‫بعد از اون، یه پوزخند خیلی مشخص زد...

50
00:03:11,696 --> 00:03:13,698
‫و بهترین دوستی شد که توی زندگیم داشتم.

51
00:03:16,268 --> 00:03:19,571
‫واقعاً میکی کلی مبارز فوق العاده ای بود؟

52
00:03:22,207 --> 00:03:25,444
‫به نظر، مردم فکر میکنن بی نظیرترین
‫ویدیوهای «ام ام ای»...
‫(هنرهای رزمی ترکیبی)

53
00:03:25,477 --> 00:03:28,080
‫مبارزۀ «ریکسون گریسی» در برابر «یوجی اَنجو» ه.

54
00:03:29,481 --> 00:03:31,383
‫ولی نیست.

55
00:03:32,617 --> 00:03:34,486
‫مبارزۀ کِلی در برابر بلین ه.

56
00:03:36,054 --> 00:03:37,923
‫مردم فکر میکنن این اتفاق نیوفتاده؟

57
00:03:37,956 --> 00:03:40,125
‫واقعاً این موضوع خنده ام میندازه.

58
00:03:41,893 --> 00:03:43,161
‫چون من اونجا بودم.

59
00:03:48,100 --> 00:03:49,901
‫همۀ اینا اوایل دهۀ 90 اتفاق افتاد...
‫(سال 1992)

60
00:03:49,935 --> 00:03:51,903
‫که هنوز این ورزش اسمی نداشت.

61
00:03:51,937 --> 00:03:53,505
‫- آره.
‫- آب؟

62
00:03:53,538 --> 00:03:55,440
‫- ممنونم.
‫- خواهش میکنم.

63
00:03:55,474 --> 00:03:57,042
‫این مقاله رو دیدی؟

64
00:03:58,577 --> 00:04:00,979
‫دارم به این فکر میکنم که
‫شاید صورتی یا آبیش خوب باشه.

65
00:04:01,012 --> 00:04:02,881
‫اینم آب شما.

66
00:04:03,215 --> 00:04:05,150
‫وقتی رسیدیم فرودگاه،

67
00:04:05,183 --> 00:04:07,786
‫- بهمون گفتن بلیت ما بیش از حد ظرفیت ه.
‫- ممنون.

68
00:04:07,819 --> 00:04:11,156
‫به خاطر همین فقط یه صندلی خالی
‫توی ردیفِ درجه یک باقی مونده بود.

69
00:04:11,189 --> 00:04:13,859
‫و من میخواستم اونجا مال شوهرم باشه،

70
00:04:14,493 --> 00:04:16,761
‫چون اونجا کمرش کمتر اذیت میشه.

71
00:04:16,895 --> 00:04:19,030
‫خب، باید این سؤال رو میپرسیدم چون یه لحظه...

72
00:04:19,064 --> 00:04:21,466
‫فکر کردم به خاطر این ناراحت هستید که
‫من همنشین خوبی نیستم.

73
00:04:21,700 --> 00:04:24,970
‫نه، شاید به نظر خیلی احمقانه بیاد...

74
00:04:25,003 --> 00:04:27,639
‫ولی دلم براش تنگ شده.

75
00:04:27,639 --> 00:04:31,042
‫داریم میریم دبی
‫تا 50 سالگرد ازدواجمون رو جشن بگیریم.

76
00:04:31,076 --> 00:04:33,512
‫- اونجا با هم آشنا شدیم.
‫- عه، عجب!

77
00:04:33,545 --> 00:04:36,214
‫عجب، 50 سال!
‫تبریک میگم.

78
00:04:36,248 --> 00:04:38,850
‫از زمانیکه آخرین بچه مون رفت دانشگاه،

79
00:04:38,884 --> 00:04:42,154
‫بیشتر از چهار پنج ساعت پشت سر هم
‫ از هم دور نبودیم.

80
00:04:42,187 --> 00:04:44,556
‫عجب!

81
00:04:44,589 --> 00:04:47,559
‫شاید کسی که بغلش نشسته حاضر باشه که
‫صندلیش رو باهاتون عوض کنه.

82
00:04:48,894 --> 00:04:50,095
‫ببخشید.

83
00:04:57,102 --> 00:04:59,237
‫ببخشید آقا!
‫احیاناً نمیدونید که...

84
00:04:59,271 --> 00:05:01,173
‫کی روی صندلی بغل شما میشینه؟

85
00:05:01,406 --> 00:05:03,108
‫یه خانم جوانِ واقعاً خوش برخورد...

86
00:05:03,141 --> 00:05:04,976
‫که داره اونطرفی میره.

87
00:05:05,010 --> 00:05:06,044
‫جداً؟

88
00:05:06,278 --> 00:05:08,213
‫تشکر میکنم آقا!
‫ممنونم.

89
00:05:12,517 --> 00:05:14,853
‫- سلام.
‫- سلام.

90
00:05:14,886 --> 00:05:16,588
‫من...

91
00:05:17,122 --> 00:05:19,124
‫گندش بزنن...

92
00:05:19,157 --> 00:05:21,059
‫تو روی صندلی 5F میشینی، درسته؟

93
00:05:21,092 --> 00:05:22,561
‫آره.

94
00:05:22,594 --> 00:05:24,196
‫ببین، میدونم...
‫میدونم که احتمالش خیلی کمه...

95
00:05:24,229 --> 00:05:26,998
‫ولی امکانش هست که حاضر باشی صندلیت رو با...

96
00:05:27,032 --> 00:05:30,235
‫آروم باش!
‫خودم به خانم میلر گفتم حاضرم صندلیم رو بهش بدم.

97
00:05:31,735 --> 00:05:39,179
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

98
00:05:40,679 --> 00:05:42,681
‫آقایون و خانم ها،

99
00:05:42,714 --> 00:05:44,716
‫ما شام رو خدمتتون میاریم...

100
00:05:44,749 --> 00:05:46,785
‫خب، شماها...

101
00:05:46,818 --> 00:05:49,221
‫شماها توی یه جور مسابق باحالا هستید؟

102
00:05:49,254 --> 00:05:50,922
‫نه، نه.
‫ما...

103
00:05:50,956 --> 00:05:52,691
‫میخوایم یه فیلمبرداری مدلینگ...

104
00:05:52,724 --> 00:05:54,593
‫برای یه شرکت جدید لباس خزِ دارِ توی دبی بگیریم.

105
00:05:54,626 --> 00:05:56,761
‫پس مدلِ لباسی!

106
00:05:56,795 --> 00:05:58,897
‫نه، خب...
‫این اولین بارمه.

107
00:05:58,930 --> 00:06:00,765
‫دفتر حقوقی ای که توش کار میکنم،

108
00:06:00,799 --> 00:06:02,734
‫یه نمایندۀ مدلینگ دارن...

109
00:06:02,767 --> 00:06:04,736
‫و اون لطف کرد و این فرصت رو بهم داد.

110
00:06:04,769 --> 00:06:05,937
‫عه، خیلی خب.

111
00:06:07,839 --> 00:06:09,941
‫پس تو وکیلی؟

112
00:06:10,075 --> 00:06:11,743
‫در واقع یه دستیار حقوقی ام.

113
00:06:11,776 --> 00:06:15,013
‫ولی یه جورایی مثل یه نقشۀ دوم می مونه.

114
00:06:15,046 --> 00:06:16,881
‫- نقشۀ دوم!
‫- اوهوم.

115
00:06:16,915 --> 00:06:19,784
‫پس نقشۀ اولت چیه؟

116
00:06:20,785 --> 00:06:23,688
‫تا یه مامانِ خانه دار باشم.

117
00:06:23,722 --> 00:06:26,157
‫خب البته وقتی که شوهرم رو ببینم.

118
00:06:28,760 --> 00:06:30,562
‫چیه؟ چرا اونجوری نگاهم میکنی؟

119
00:06:30,562 --> 00:06:31,997
‫نه، نه، آخه...

120
00:06:32,030 --> 00:06:33,965
‫خیلی کم پیش میاد کسی این حرف رو بزنه.

121
00:06:35,200 --> 00:06:37,269
‫به نظر خوب میاد.

122
00:06:37,302 --> 00:06:39,170
‫خب حالا تو چی؟

123
00:06:39,204 --> 00:06:40,405
‫تو چرا داری میری دبی؟

124
00:06:40,438 --> 00:06:42,774
‫دارم میرم تا درس بدم.

125
00:06:42,807 --> 00:06:43,975
‫چیو درس بدی؟

126
00:06:44,109 --> 00:06:46,678
‫مبارزه!
‫مثل هنرهای رزمی می مونه.

127
00:06:46,711 --> 00:06:48,380
‫دقیق تر بخوام بگم، هنر رزمی ای که
‫اسمش جوجوتسو ه.

128
00:06:48,413 --> 00:06:51,383
‫یه نوعِ برزیلیش ه.

129
00:06:51,416 --> 00:06:53,318
‫مثل کاراته ست؟

130
00:06:53,351 --> 00:06:55,086
‫نه خانم، اصلاً شبیه کاراته نیست.

131
00:06:55,120 --> 00:06:57,889
‫برای آدمای عادی شبیه به...

132
00:06:57,922 --> 00:06:59,591
‫- کشتی گیریِ المپیک می مونه.
‫- آهان!

133
00:06:59,591 --> 00:07:01,393
‫تنها فرقش اینه که کاری میکنی تا حریفت...

134
00:07:01,426 --> 00:07:03,361
‫چه با گفتن چه با حرکاتش تسلیم بشه...

135
00:07:03,395 --> 00:07:06,898
‫و برای این کار خفه ش میکنی، مفاصلش رو میچرخونی،
‫به استخوونش فشار میاری و اینجور چیزا!

136
00:07:07,832 --> 00:07:09,200
‫خدای من، چقدر وحشتناک!

137
00:07:09,234 --> 00:07:11,870
‫نه، نه، نه، وحشتناک نیست.

138
00:07:11,903 --> 00:07:14,105
‫آسونه.
‫یعنی اگه چیزی درست پیش نره،

139
00:07:14,139 --> 00:07:16,141
‫- میزنن روی تشک و بازی تموم میشه.
‫- آها.

140
00:07:16,174 --> 00:07:19,277
‫- نسبتاً بی خطره. اینجوری...
‫- خداییش؟ بی خطره؟

141
00:07:19,311 --> 00:07:22,247
‫خب پس...
‫پس چشمت چی شده؟

142
00:07:22,280 --> 00:07:24,382
‫خب، اون یه اتفاق بود.

143
00:07:24,416 --> 00:07:26,951
‫یعنی در حالت عادی همچین اتفاقاتی نمیوفته.

144
00:07:27,285 --> 00:07:30,355
‫پس مبارزۀ واقعی یاد میدی، آره؟

145
00:07:30,388 --> 00:07:31,356
‫آره خانم.

146
00:07:31,790 --> 00:07:34,025
‫میدونی، باید بگم که...

147
00:07:34,059 --> 00:07:37,062
‫از مبارزه کردن خوشم نمیاد.
‫از دیدنش هم خوشم نمیاد.

148
00:07:37,095 --> 00:07:39,097
‫بچه که بودم،

149
00:07:39,130 --> 00:07:41,066
‫پسر خاله ام با یه پسره ای دعواش شد،

150
00:07:41,099 --> 00:07:45,036
‫و آخرش جفتشون خونی مالی شدن و وحشتناک بود.

151
00:07:45,070 --> 00:07:46,671
‫هیچوقت از ذهنم نمیره.

152
00:07:49,541 --> 00:07:51,509
‫خب اگه اینجوری یه کم نسبت بهش
‫حس بهتری پیدا میکنی،

153
00:07:51,543 --> 00:07:56,147
‫باید بگم که من آموزش نمیدم تا دعوا شروع کنن،
‫فقط برای اینکه در صورت الزام تمومش کنن.

154
00:07:58,216 --> 00:08:00,885
‫به گمونم اینجوری یه کم
‫احساس بهتری نسبت بهش پیدا میکنم. آره.

155
00:08:02,287 --> 00:08:04,089
‫خب، خوبه! خوبه!

156
00:08:05,490 --> 00:08:07,158
‫راستی من میکی ام.

157
00:08:07,592 --> 00:08:09,327
‫- لیلا!
‫- لیلا!

158
00:08:09,461 --> 00:08:11,096
‫خیلی خوشوقتم لیلا!

159
00:08:11,129 --> 00:08:12,664
‫منم خوشوقتم.

160
00:08:23,074 --> 00:08:25,443
‫[فرودگاه بین المللی دبی]

161
00:08:36,492 --> 00:08:39,228
.اوه، خدای من
آب دهنم ریخت رو شونت؟

162
00:08:39,261 --> 00:08:40,362
.خیلی متاسفم

163
00:08:40,396 --> 00:08:43,065
.این... اشکالی نداره
.مشکلی نیست

164
00:08:43,098 --> 00:08:45,467
...من دلم نیومد که بیدارت کنم، پس

165
00:08:46,936 --> 00:08:48,262
‫وای خدا، به این زودی فرود اومدیم؟

166
00:08:49,271 --> 00:08:50,839
‫آره همینطوره.

167
00:08:50,872 --> 00:08:53,041
‫باید...باید برگردم پیش گروه.

168
00:08:53,074 --> 00:08:54,409
‫یه اتوبوس میاد دنبالمون.

169
00:08:54,442 --> 00:08:57,879
‫من توی هتل «اسکورپیونه» هستم.
‫«لیلا بودریو»!

170
00:08:57,913 --> 00:09:00,949
‫- دنبالم بگرد.
‫- حتماً.

171
00:09:00,982 --> 00:09:02,884
‫گندش بزنن.

172
00:09:03,318 --> 00:09:05,053
‫بنویسش!

173
00:09:05,086 --> 00:09:06,888
‫به این فرصتت گند نزن، پسرم!

174
00:09:10,992 --> 00:09:12,494
‫خوش اومدید.

175
00:09:12,527 --> 00:09:14,229
‫اول از همه میخواستم از همگی تشکر کنم...

176
00:09:14,262 --> 00:09:15,497
‫که امروز در اینجا بهم ملحق شدید.

177
00:09:15,530 --> 00:09:18,099
‫و یه تشکر ویژه از...

178
00:09:18,133 --> 00:09:21,269
‫پدر امین میکنم که ترتیب این جلسه رو داده.

179
00:09:21,303 --> 00:09:25,340
‫اون منو از ایالات متحدۀ آمریکا
‫با پرواز کِشونده اینجا...

180
00:09:25,373 --> 00:09:27,876
‫تا در مورد چیزی صحبت کنم
‫که خیلی بهش اشتیاق دارم.

181
00:09:27,909 --> 00:09:30,345
‫شاید اون اشتیاق به شما هم منتقل بشه...

182
00:09:30,378 --> 00:09:33,815
‫و شماها هم مثل من، اونو در زندگی خودتون بپذیرید.

183
00:09:33,848 --> 00:09:37,986
‫من این فرصت رو داشتم تا جوجوتسوی برزیلی رو
‫مستقیماً از منبعش یاد بگیرم.

184
00:09:38,019 --> 00:09:41,256
‫پس نهایت تلاشم رو میکنم تا استاد خودم...

185
00:09:41,289 --> 00:09:43,425
‫پروفسور «هنزو گریسی» رو مفتخر کنم.

186
00:09:43,458 --> 00:09:45,293
‫حالا بیاید شروع کنیم.

187
00:09:45,327 --> 00:09:47,362
‫خب من یه داوطلب میخوام.

188
00:09:47,395 --> 00:09:48,830
‫کی میخواد کمکم کنه؟

189
00:09:48,830 --> 00:09:51,433
‫امین، لطفاً بیا جلو پیشِ من.

190
00:09:53,435 --> 00:09:54,903
‫واقعاً قدر این فرصت رو میدونم، آقا!

191
00:09:54,903 --> 00:09:56,404
‫پس ممنون.
‫خیلی ممنون!

192
00:09:56,438 --> 00:09:58,006
‫باید از پسرم تشکر کنی.

193
00:09:58,039 --> 00:09:59,507
‫اون بود که منو با این...

194
00:09:59,541 --> 00:10:01,977
‫جوجوتسوی برزیلی آشنا کرد.

195
00:10:02,010 --> 00:10:03,979
‫خب اون شاگرد عالی ایه.

196
00:10:04,012 --> 00:10:05,313
‫خیلی هم مشتاق به یادگیری ه.

197
00:10:05,347 --> 00:10:06,982
‫مشتاقه چون میخواد از خودش در برابرِ...

198
00:10:07,015 --> 00:10:08,250
‫پسر عموی بزرگش دفاع کنه.

199
00:10:08,283 --> 00:10:09,985
‫صحیح!

200
00:10:10,018 --> 00:10:12,087
‫آقای کلی، بگید ببینم،
‫اگه شما به اون خوبی ای که...

201
00:10:12,120 --> 00:10:13,021
‫پسرم میگه هستید...

202
00:10:13,054 --> 00:10:14,823
‫چرا مبارزه نمیکنید؟

203
00:10:15,991 --> 00:10:17,425
‫خب همینجوریش توی زندگی خیلی بارها...

204
00:10:17,459 --> 00:10:18,994
‫مجبور میشی بجنگی.

205
00:10:19,027 --> 00:10:20,795
‫میدونید، من نهایت تلاشم رو میکنم...

206
00:10:20,829 --> 00:10:23,265
‫تا دیگه بیشتر از این توی زندگیم نجنگم!
‫میدونید چی میگم؟

207
00:10:23,798 --> 00:10:25,700
‫پس اصلاً چرا اومدید توی این رشته؟

208
00:10:26,501 --> 00:10:28,203
‫بهم کمک کرد.

209
00:10:28,236 --> 00:10:29,938
‫حتی تغییرم داد.

210
00:10:29,971 --> 00:10:34,009
‫از جهات مختلفی برام مثل یه جور درمان بود.

211
00:10:34,943 --> 00:10:37,078
‫- متوجهم.
‫- تازه، فکر میکنم همه...

212
00:10:37,112 --> 00:10:40,849
‫یه مقدار شایسته سالاری توی زندگی هاشون نیاز دارن.

213
00:10:40,882 --> 00:10:42,917
‫مبارزۀ جوجوتسو هم دقیقاً همینه.

214
00:10:42,951 --> 00:10:46,021
‫وقتی با حریفت دست میدی و شروع میکنی
‫دیگه قایم شدنی در کار نیست.

215
00:10:46,054 --> 00:10:48,857
‫اون تاتامی تک تک دروغ ها رو برملا میکنه،

216
00:10:48,890 --> 00:10:51,293
‫و با هر چرخی که میزنی
‫تک تک حقیقت ها رو تأیید میکنه.

217
00:10:52,560 --> 00:10:54,229
‫واقعاً یه آینه جلوت میگیره...

218
00:10:54,262 --> 00:10:57,065
‫که هر روز جلوی صورتته.

219
00:10:57,098 --> 00:10:58,792
‫و من این جنبه ش رو دوست دارم.

220
00:11:01,937 --> 00:11:05,007
‫هممم...ببخشید آقا!

221
00:11:05,040 --> 00:11:06,909
‫یهویی یکی از دوستام رو دیدم.

222
00:11:06,942 --> 00:11:09,311
‫میشه...
‫اشکالی نداره برم یه سلام مختصر بهش بکنم؟

223
00:11:09,344 --> 00:11:10,579
‫البته! بفرمایید!

224
00:11:10,612 --> 00:11:12,381
‫الان برمیگردم آقا!

225
00:11:14,049 --> 00:11:15,184
‫لیلا!

226
00:11:15,217 --> 00:11:18,253
‫- سلام.
‫- میکی! سلام.

227
00:11:18,287 --> 00:11:21,056
‫سلام، خوش...

228
00:11:21,089 --> 00:11:23,392
‫خوشحالم که یه چهرۀ دوستانه میبینم.

229
00:11:23,425 --> 00:11:24,560
‫خب، من...

230
00:11:24,593 --> 00:11:25,894
‫توی هتل دنبالت گشتم...

231
00:11:25,928 --> 00:11:27,329
‫ولی اسمت ثبت نشده بود.

232
00:11:27,362 --> 00:11:30,265
‫آره، همه مون رو به اسم میزبانمون زدن.

233
00:11:30,299 --> 00:11:33,235
‫اون یه کله گُندۀ یونانیِ صنعت خز ه.

234
00:11:33,268 --> 00:11:34,970
‫واقعاً نمیتونم اسمش رو تلفظ کنم.

235
00:11:35,070 --> 00:11:36,338
‫همه چیز روبراهه؟

236
00:11:36,371 --> 00:11:37,339
‫- چون به نظر ناراحت میای.
‫- خب...

237
00:11:37,372 --> 00:11:38,507
‫لیلا خانم!

238
00:11:40,042 --> 00:11:42,377
‫باید برگردی سر میز و فوراً عذرخواهی کنی.

239
00:11:42,411 --> 00:11:43,946
‫- حقش بود!
‫- لیلا خانم، توی دبی...

240
00:11:43,979 --> 00:11:46,215
‫زن ها به مردها دست نمیزنن،
‫چه برسه بخوان بزننشون!

241
00:11:46,215 --> 00:11:48,350
‫ولی اون میتونه هر چی خواست...

242
00:11:48,383 --> 00:11:50,319
‫- بهم بگه؟
‫- رسوم اینجا رو درست نفهمیدی.

243
00:11:50,319 --> 00:11:52,120
‫باعث شدی کُلی شرمنده بشه.

244
00:11:52,120 --> 00:11:54,256
‫برام مهم نیست شرمنده شده یا نه.
‫حقش بود!

245
00:11:54,289 --> 00:11:57,526
‫اگه آقای کاستوپولوس میخواد به صرف نوشیدنی
‫بحث کارهای مدلینگ رو بکنه...

246
00:11:57,559 --> 00:11:59,027
‫پس تو باید وفق پیدا کنی.

247
00:11:59,061 --> 00:12:01,196
‫لطفاً همین الان برگرد سرِ میز،

248
00:12:01,230 --> 00:12:02,664
‫وگرنه قرارداد رو نقض کردی.

249
00:12:02,698 --> 00:12:05,267
‫گوش کن رفیق، مطمئنم میتونیم یه جوری
‫با هم کنار بیایم.

250
00:12:07,035 --> 00:12:08,537
‫شما کی هستید آقا؟

251
00:12:10,672 --> 00:12:12,441
‫یکی از دوستاش! چطور؟

252
00:12:12,474 --> 00:12:14,476
‫توی دبی چیکار میکنی؟

253
00:12:15,477 --> 00:12:17,246
‫برای شیخ بن خلید کار میکنم.

254
00:12:17,246 --> 00:12:20,382
‫آها! پس کارمندِ اعلیحضرتی.

255
00:12:20,415 --> 00:12:22,050
‫چیکاره ای؟

256
00:12:22,084 --> 00:12:25,187
‫ناظر آشپزخانه؟
‫سگ گردان؟

257
00:12:25,220 --> 00:12:26,388
‫منشی؟

258
00:12:26,989 --> 00:12:28,190
‫نه آقا.

259
00:12:28,523 --> 00:12:30,425
‫جوجوتسو درس میدم.

260
00:12:30,459 --> 00:12:32,661
‫آها، باشه.

261
00:12:32,694 --> 00:12:34,730
‫این آلوا که اینجاست، از جوجوتسو خوشش نمیاد.

262
00:12:35,163 --> 00:12:38,066
‫چرا خوشت نمیومد؟ یادم رفت!

263
00:12:38,100 --> 00:12:41,036
‫برای آدمای...
‫شما توی زبونتون چی میگید؟

264
00:12:41,069 --> 00:12:42,271
‫...بزدل ه!

265
00:12:47,342 --> 00:12:49,077
‫ببین میکی...

266
00:12:49,111 --> 00:12:51,480
‫نگران من نباش، خودم از پسش بر میام.

267
00:12:51,513 --> 00:12:53,115
‫نمیخوام برات دردسر درست کنم، باشه؟

268
00:12:53,115 --> 00:12:56,618
‫آره آقای میکی، لطفاً برو!

269
00:12:56,652 --> 00:13:00,455
‫اجازه بده یه صحبتی با کارمند خودم داشته باشم.

270
00:13:03,458 --> 00:13:06,662
‫میخوای با این یارو حرف بزنی؟

271
00:13:06,695 --> 00:13:08,030
‫مشکلی برام پیش نمیاد.

272
00:13:10,565 --> 00:13:12,434
‫من اونجا میشینم.

273
00:13:15,637 --> 00:13:18,173
‫لیلا، لطفاً بیا بشین.

274
00:13:18,206 --> 00:13:19,574
‫باید با هم صحبت کنیم.

275
00:13:24,046 --> 00:13:26,348
‫میبینم که با دیمیتری کاستوپولوس آشنا شدی.

276
00:13:27,849 --> 00:13:30,786
‫پسر خاله ام بهش کمک کرد
‫تا یه بازارِ خزِ کوچولو راه بندازه.

277
00:13:31,320 --> 00:13:33,689
‫الان عملاً کل این صنعت رو خودش میگردونه.

278
00:13:33,722 --> 00:13:36,758
‫یکی از پولدارترین غیر اماراتی های شهر!

279
00:13:37,359 --> 00:13:38,727
‫دختره رو میشناسی؟

280
00:13:38,760 --> 00:13:43,398
‫بله آقا!
‫همین تازگی توی هواپیمای تا اینجا دیدمش ولی...

281
00:13:43,432 --> 00:13:44,833
‫اون فاحشه‌ست!

282
00:13:44,866 --> 00:13:47,736
‫- نه آقا. با کمال احترام...
‫- حقیقت داره.

283
00:13:47,769 --> 00:13:50,105
‫دیمیتری خوشش میاد که
‫غربی هارو استخدام کنه...

284
00:13:50,138 --> 00:13:55,143
‫و بهشون 50 هزار دلار پول بده تا بیان اینجا
‫و برای خط تولید خزش مدل بشن.

285
00:13:55,177 --> 00:13:57,713
‫وقتی میان اینجا ازشون میخواد که
‫کارای بیشتری هم بکنن...

286
00:13:57,746 --> 00:13:59,281
‫و اونا هم همیشه موافقت میکنن.

287
00:14:01,183 --> 00:14:02,784
‫اون بادیگاردش، آلوا، رو میبینی؟

288
00:14:04,086 --> 00:14:05,821
‫عضو سابق «اسپتسناز» بوده.
‫(نیروی ویژه روسیه)

289
00:14:05,854 --> 00:14:10,726
‫در ضمن متخصص هنرهای رزمیِ اسرائیلیِ کراو ماگوئه.

290
00:14:10,759 --> 00:14:12,661
‫درستش کراو ماگاست، آقا!

291
00:14:12,694 --> 00:14:16,732
‫- ببخشید؟
‫- درستش...کراو ماگا ه.

292
00:14:17,466 --> 00:14:21,036
‫دیمیتری میگه هشت نفر رو دست خالی کُشته.

293
00:14:22,371 --> 00:14:24,373
‫یه بار دیگه منو ببخشید، الان میام، آقا!

294
00:14:24,506 --> 00:14:25,774
‫عذر میخوام.

295
00:14:31,913 --> 00:14:33,548
‫خب روال کارمون اینطوری میشه:

296
00:14:33,582 --> 00:14:36,485
‫اگه از آقای کاستوپولوس عذرخواهی نکنی...

297
00:14:36,518 --> 00:14:38,387
‫و یه جوری از دلش در نیاری...

298
00:14:38,420 --> 00:14:40,355
‫پول بلیتت رو پس میگیریم،

299
00:14:40,389 --> 00:14:42,691
‫و بعدش میتونی برگردی به ایالات متحده.

300
00:14:43,125 --> 00:14:44,893
‫میدونی آقا،

301
00:14:44,926 --> 00:14:48,296
‫دست خودم نیستم ولی حس میکنم که
‫احتمالاً شما میخواستید بهم توهین کنید.

302
00:14:48,330 --> 00:14:51,500
‫با اون چیزایی که در مورد سگ گردان و
‫ناظر آشپزخانه گفتید.

303
00:14:51,533 --> 00:14:53,568
‫یا اینکه من بد برداشت کردم؟

304
00:14:53,602 --> 00:14:56,405
‫چون اگه میخواید بهم توهین کنید،
‫جرات داشته باشید و مثل مرد بکنید، آقا!

305
00:14:56,438 --> 00:14:58,673
‫پشت کلماتی که میشه ازشون برداشت های مختلفی کرد
‫قایم نشید!

306
00:14:58,707 --> 00:14:59,808
‫ببین، نمیدونم...

307
00:14:59,841 --> 00:15:01,676
‫- که فکر میکنی کدوم خری هستی...
‫- استلیوس!

308
00:15:02,611 --> 00:15:04,179
‫میدونی من کی ام؟

309
00:15:04,713 --> 00:15:06,748
‫نه آقا، نمیدونم!

310
00:15:06,782 --> 00:15:09,684
‫فقط میدونم خیلی ازتون خوشم نمیاد.

311
00:15:09,718 --> 00:15:12,587
‫لیلا، میخوای بریم؟

312
00:15:14,423 --> 00:15:16,726
تو منو خیلی ناراحت می‌کنی

313
00:15:16,759 --> 00:15:20,228
،و وقتی ناراحت میشم
آلوا خیلی عصبانی میشه

314
00:15:20,262 --> 00:15:22,297
.و اون هر لحظه ممکنه بیاد اینجا

315
00:15:22,331 --> 00:15:25,534
‫نه آقا.
‫فکر نکنم برگرده.

316
00:15:27,669 --> 00:15:29,238
‫سریع زنگ بزنید دکتر!

317
00:15:36,011 --> 00:15:38,480
‫سلام علیکم آقای کاستوپولوس!

318
00:15:39,681 --> 00:15:41,617
‫دوستم مزاحمتون شده؟

319
00:15:42,151 --> 00:15:43,519
‫نه.

320
00:15:44,720 --> 00:15:46,789
‫فکر کنم دیگه وقتش باشه بریم، مگه نه میکی؟

321
00:15:47,022 --> 00:15:49,391
‫لطفاً یه لحظه منو تنها بذار،
‫بعدش دمِ در میبینمت.

322
00:15:49,424 --> 00:15:50,559
‫باشه آقا!

323
00:15:56,498 --> 00:15:59,334
‫حالا من نمیشنیدم که داشتی چی میگفتی...

324
00:15:59,568 --> 00:16:02,638
‫ولی اون قیافه رو میشناسم.

325
00:16:02,771 --> 00:16:04,640
‫پس بذار اینو بهت بگم.

326
00:16:04,673 --> 00:16:07,342
‫آقای کِلی دوستِ منه!

327
00:16:07,376 --> 00:16:09,511
‫و میدونم تو دوستِ پسر خاله ام هستی...

328
00:16:09,545 --> 00:16:10,546
‫ولی اون دوست زیاد داره.

329
00:16:11,547 --> 00:16:12,548
‫من ندارم!

330
00:16:13,782 --> 00:16:15,918
‫تو اینجا یه مهمونی!

331
00:16:15,951 --> 00:16:17,786
‫اینو یادت نره.

332
00:16:26,361 --> 00:16:28,730
‫عالیجناب، باور کنید جدی میگم...

333
00:16:28,764 --> 00:16:30,566
‫قصد نداشتم اینجا توی خونه تون
‫هیچ بی احترامی ای...

334
00:16:30,599 --> 00:16:31,700
‫بس کن، میکی!

335
00:16:31,733 --> 00:16:33,769
‫اصرار دارم یه هفتۀ دیگه اینجا بمونی...

336
00:16:33,802 --> 00:16:36,338
‫و بهم جوجوتسوی برزیلی یاد بدی.

337
00:16:37,673 --> 00:16:40,509
‫خیلی خوشحال میشم که راهتون بندازم، آقا!

338
00:16:40,542 --> 00:16:41,810
‫در واقع ممنون میشم!

339
00:16:42,244 --> 00:16:45,347
‫ولی امکانش هست یه لطف خیلی بزرگ بهم بکنید؟

340
00:16:45,380 --> 00:16:47,482
‫میشه اون رو با اولین پرواز برگردونید خونه؟

341
00:16:47,816 --> 00:16:49,151
‫حله!

342
00:16:59,595 --> 00:17:03,065
‫[کالیفرنیا، سن پدرو]

343
00:17:28,023 --> 00:17:29,057
‫سلام.

344
00:17:30,058 --> 00:17:31,526
‫سلام، عصر بخیر.

345
00:17:33,695 --> 00:17:35,964
‫تو دوستِ میکی کِلی هستی؟

346
00:17:37,432 --> 00:17:38,767
‫شاید!

347
00:17:39,001 --> 00:17:40,535
‫شما کی باشید؟

348
00:17:41,436 --> 00:17:43,005
‫من لیلا هستم.

349
00:17:43,038 --> 00:17:45,507
‫چند هفتۀ پیش توی دبی دیدمش.

350
00:17:45,741 --> 00:17:47,376
‫امیدوار بودم بتونم بهش دسترسی پیدا کنم.

351
00:17:47,409 --> 00:17:49,011
‫ولی...ولی شماره ش رو نگرفتم.

352
00:17:49,044 --> 00:17:52,681
‫ولی اون به این مغازه اشاره کرد.

353
00:17:52,714 --> 00:17:54,583
‫و راجع به تو بهم گفت.

354
00:17:54,616 --> 00:17:56,551
‫دقیقاً راجع به کی بهت گفت؟

355
00:17:56,585 --> 00:17:59,721
‫تو! میدونی، گفتش که تو دوست صمیمیشی!

356
00:17:59,755 --> 00:18:01,523
‫بهت اسمی نگفت؟

357
00:18:04,326 --> 00:18:08,196
‫خیلی خب، اون گفتش اسمت اینه:

358
00:18:08,964 --> 00:18:10,966
‫«تاکو»؟
‫(تاکو: اسپانیاییِ لعنتی)

359
00:18:11,633 --> 00:18:14,002
‫وای خدا. من...من خیلی متأسفم.

360
00:18:14,036 --> 00:18:15,604
‫نباید...نباید میومدم اینجا.

361
00:18:15,637 --> 00:18:16,905
‫آهای، دارم شوخی میکنم.

362
00:18:16,939 --> 00:18:18,607
‫واقعاً داشتم شوخی میکردم.
‫من تاکو هستم.

363
00:18:18,740 --> 00:18:20,042
‫- عه!
‫- آره.

364
00:18:20,075 --> 00:18:22,044
‫دیروز بهم زنگ زد.
‫انگار پرواز زده شده بود.

365
00:18:22,077 --> 00:18:23,412
‫قرار بود یه ساعت پیش اینجا باشه،

366
00:18:23,445 --> 00:18:25,113
‫ولی هنوز نیومده.

367
00:18:25,647 --> 00:18:26,748
‫عه!

368
00:18:27,149 --> 00:18:28,784
‫حرفی از من نزد؟

369
00:18:29,785 --> 00:18:31,420
‫هممم...نه!

370
00:18:31,653 --> 00:18:33,021
‫خیلی خب، باشه.

371
00:18:33,055 --> 00:18:36,525
‫من شماره ام رو بهش دادم ولی به گمونم...

372
00:18:36,558 --> 00:18:38,860
‫به گمونم نباید فرض میکردم که اون...

373
00:18:38,894 --> 00:18:40,996
‫بهش نگو اومدم اینجا، باشه؟

374
00:18:41,029 --> 00:18:43,732
‫یه کم از این قضایا احساس شرمساری میکنم.

375
00:18:43,765 --> 00:18:45,133
‫اوناهاشش!
‫دیگه اومد.

376
00:18:47,069 --> 00:18:49,738
‫وای خدا، حالا فکر میکنه هر جا میره
‫من میوفتم ردش!

377
00:18:49,771 --> 00:18:52,908
‫چی؟ نه! قضیه چیه؟

378
00:18:52,941 --> 00:18:55,010
‫اگه میخواست باهام حرف بزنه، زنگ میزد.

379
00:18:55,043 --> 00:18:56,611
‫فکر میکنم کلاً اشتباه برداشت کردم.

380
00:18:56,645 --> 00:18:58,580
‫- فقط خواهشاً بهش نگو من اینجام.
‫- تاکو؟

381
00:18:58,613 --> 00:18:59,948
‫- خواهش میکنم!
‫- همینجا وایستا!

382
00:18:59,982 --> 00:19:01,683
‫- سلام رفیق.
‫- سلام!

383
00:19:01,717 --> 00:19:02,851
‫چه عجب بالاخره اومدی!

384
00:19:03,485 --> 00:19:06,388
‫ببخشید دیر کردم، پسر!
‫خواب موندم.

385
00:19:06,421 --> 00:19:08,123
‫هنوز به خاطر سفر...

386
00:19:08,156 --> 00:19:09,891
‫- خیلی سفر زده ام.
‫- سفرت چطور بود؟

387
00:19:11,893 --> 00:19:13,095
‫با یه دختره ای آشنا شدم.

388
00:19:13,228 --> 00:19:14,363
‫دختر عرب؟

389
00:19:14,363 --> 00:19:16,631
‫نه، نه، نه، اون بچۀ کارولینای شمالیه.

390
00:19:16,665 --> 00:19:18,100
‫- اون...
‫- یه سفید پوست!

391
00:19:18,133 --> 00:19:20,635
‫آره، اون خیلی خوبه، پسر!

392
00:19:20,669 --> 00:19:23,538
‫و...شماره تلفنش رو گرفتم.

393
00:19:23,572 --> 00:19:24,973
‫میدونی، شماره ش رو برام نوشت...

394
00:19:25,007 --> 00:19:27,242
‫و روی کِشوی هتل بود...

395
00:19:27,275 --> 00:19:29,811
‫و هر شب قبل از خواب بهش نگاه میکردم.

396
00:19:29,845 --> 00:19:31,913
‫بعدش شبِ قبل از اینکه پرواز کنم بیام خونه...

397
00:19:31,947 --> 00:19:34,049
‫دیگه نبودش! میفهمی؟

398
00:19:34,082 --> 00:19:35,517
‫ولی از تو بهش گفتم.

399
00:19:35,550 --> 00:19:37,419
‫- جداً؟
‫- آره، از مغازه بهش گفتم.

400
00:19:37,452 --> 00:19:39,621
‫- هممم...
‫- ولی آخه...

401
00:19:39,654 --> 00:19:42,691
‫گندش بزنن! احتمالاً...احتمالاً منتظر باشه
‫تا من بهش زنگ بزنم. میدونی؟

402
00:19:42,724 --> 00:19:45,460
‫- آره شاید!
‫- میدونی تاکو، هیچوقت به...

403
00:19:45,494 --> 00:19:49,731
‫این چرندیاتِ عشق در نگاه اولی که توی فیلم ها
‫صحبتش رو میکنن اعتقاد نداشتم.

404
00:19:49,765 --> 00:19:53,068
‫مثل موسیقی ای می مونه که به دل آدم میشینه.

405
00:19:53,702 --> 00:19:55,670
‫- آره.
‫- داداش، اون کنارم بود...

406
00:19:55,704 --> 00:19:57,839
‫و پنج ساعت همینجوری خوابش بُرد!

407
00:19:57,839 --> 00:19:59,207
‫نمیتونستم تکون بخورم.

408
00:19:59,241 --> 00:20:00,776
‫ولی قلبش رو حس میکردم، داداش!

409
00:20:00,809 --> 00:20:02,144
‫حس قوی ای بود، پسر!

410
00:20:02,177 --> 00:20:03,779
‫همون بیس موسیقی ای که تو میگی رو داشت...

411
00:20:04,012 --> 00:20:05,647
‫آروم باش داداش!

412
00:20:05,680 --> 00:20:08,150
‫الان مثل یه احمق از خود بی خود شده شدی!

413
00:20:08,150 --> 00:20:10,185
‫هر دختری این حرفایی که میزنی رو بشنوه،

414
00:20:10,285 --> 00:20:11,820
‫دیگه نمیذاره نفس بکِشی!

415
00:20:12,120 --> 00:20:14,156
‫تاکو، من حاضرم با این دختره ازدواج کنم.

416
00:20:14,189 --> 00:20:16,058
‫- هِی...
‫- حاضرم باهاش ازدواج کنم، قسم میخورم!

417
00:20:16,091 --> 00:20:18,627
‫بعد از ده دقیقه آشنایی، اینو فهمیدم!

418
00:20:18,660 --> 00:20:21,129
‫میدونی، بعضیا صحبت از نیمۀ گُمشده میکنن.

419
00:20:21,163 --> 00:20:22,664
‫- خیلی خب...
‫- اون مالِ منه!

420
00:20:22,697 --> 00:20:24,766
‫بیا بریم غذا بخوریم، پسر!
‫دارم از گرسنگی میمیرم.

421
00:20:24,800 --> 00:20:26,168
‫اصلاً گوش نمیدی چی میگم.

422
00:20:26,168 --> 00:20:28,737
‫قشنگ گوش دادم، داداش!
‫بذار برم کیف پولم رو بردارم.

423
00:20:28,770 --> 00:20:30,872
‫- اوه، بابت این موضوع متأسفم.
‫- میرم توی ماشین.

424
00:20:30,872 --> 00:20:33,775
‫انتظار نداشتم انقدر نازک نارنجی بازی در بیاره.

425
00:20:35,544 --> 00:20:39,014
‫هِی، حالت خوبه؟

426
00:20:40,549 --> 00:20:42,584
‫آره، آره.

427
00:20:42,617 --> 00:20:43,685
‫من...

428
00:20:44,686 --> 00:20:46,121
‫هیچوقت...

429
00:20:46,154 --> 00:20:48,824
‫هیچوقت نشنیده بودم کسی چیزایی رو در موردم بگه،

430
00:20:48,857 --> 00:20:50,959
‫که دقیقاً حس من نسبت به اون شخصه! میفهمی؟

431
00:20:52,494 --> 00:20:53,963
اون شمارش رو گذاشت

432
00:20:53,996 --> 00:20:55,698
.و روز بعد اون رو بهش دادم

433
00:21:04,206 --> 00:21:05,174
.سلام

434
00:21:06,674 --> 00:21:14,674
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

435
00:21:18,087 --> 00:21:19,855
فکر کردم که
...دلم برات تنگ شده

436
00:21:19,889 --> 00:21:21,824
.همین بود

437
00:21:21,857 --> 00:21:24,760
اون دوتا احمق
بعد از اون جدا نشدنی بودن

438
00:21:27,061 --> 00:21:29,831
‫لیلا یه کارِ دستیار حقوقی گرفت.

439
00:21:29,864 --> 00:21:31,533
‫ببخشید بچه ها، عذر میخوام!

440
00:21:31,566 --> 00:21:34,002
‫میکی همچنان به کار حراست
‫توی یه کافۀ محلی ادامه داد،

441
00:21:34,035 --> 00:21:35,937
‫و هر وقت میتونست آموزش میداد.

442
00:21:35,970 --> 00:21:38,807
‫اونموقع مدارس جوجوتسوی مجزا نبود.

443
00:21:38,840 --> 00:21:41,976
‫پس میک و چند نفر دیگه،
‫یه جایی رو اجاره کردن «مک دوجو» کنن.

444
00:21:42,010 --> 00:21:43,978
‫- مک دوجو؟
‫آره، میدونی...

445
00:21:44,012 --> 00:21:46,514
‫یه سری جاها هستن میری تا ناگت مرغ سفارش بدی،

446
00:21:46,548 --> 00:21:48,082
‫ولی بهت مرغ واقعی میدن،

447
00:21:48,116 --> 00:21:51,085
‫ولی وقتی میری کلاس های میکی، چیزی که یادت میدن...

448
00:21:51,119 --> 00:21:53,721
‫- واقعی نیست!
‫- فهمیدم!

449
00:21:53,788 --> 00:21:56,324
‫سخن مترجم:
‫[منظورش اینه که فقط برای پول در آوردن کلاس زده]

450
00:21:59,994 --> 00:22:02,897
‫عقدشون رو خودم توی...

451
00:22:03,165 --> 00:22:04,700
.بخش شماره دو مغازم خوندم

452
00:22:04,734 --> 00:22:08,004
بنابراین در حال حاضر، با این قدرتی
که در اختیار من قرار داده شده

453
00:22:08,037 --> 00:22:10,039
به نام
،عیسی‌مسیح

454
00:22:10,072 --> 00:22:12,574
من شما رو
.زن و شوهر اعلام میکنم

455
00:22:12,607 --> 00:22:14,509
میتونی عروس رو ببوسی -
.باشه -

456
00:22:29,657 --> 00:22:31,227
.فقط خودمون بودیم

457
00:22:31,260 --> 00:22:33,095
...هیچکدومشون -
ممنون -

458
00:22:33,129 --> 00:22:35,131
مثل خانواده های واقعی
.که دربارشون حرف میزنیم نبودن

459
00:22:35,164 --> 00:22:37,833
من برای شما
.این کار رو کردم بچه ها

460
00:22:43,072 --> 00:22:44,940
.برات یه سورپرایز دارم

461
00:22:44,974 --> 00:22:46,574
واقعا؟

462
00:22:46,608 --> 00:22:47,609
چی؟

463
00:22:47,642 --> 00:22:48,844
.چشمات رو ببند

464
00:22:48,878 --> 00:22:51,680
.باشه

465
00:22:51,714 --> 00:22:53,015
.دستت رو بیار جلو

466
00:22:53,049 --> 00:22:55,751
...باشه، چرا -
.چشمات رو بسته نگه دار -

467
00:22:55,785 --> 00:22:57,987
.چشمات رو بسته نگه دار -
.باشه، باشه، باشه، باشه -

468
00:23:09,298 --> 00:23:10,699
واقعا؟ -
.آره -

469
00:23:19,742 --> 00:23:21,911
‫میدونی، هیچوقت واقعاً نمیدونستم چی میخوام.

470
00:23:23,546 --> 00:23:24,847
‫ولی الان میدونم.

471
00:23:26,115 --> 00:23:29,319
‫میخوام پسرم همه چیزایی که هیچوقت نداشتم رو
‫داشته باشه.

472
00:23:29,352 --> 00:23:32,288
‫اولین کارم هم اینه که مطمئن بشم
‫پدر خونده داشته باشه!

473
00:23:39,295 --> 00:23:43,232
‫- من؟
‫- معلومه که تو، پسر!

474
00:23:43,266 --> 00:23:45,635
‫بیخیال، تو بهترین دوستی هستی که
‫روی این سیاره دارم.

475
00:23:47,203 --> 00:23:49,105
‫میکی توی یتیم خونه ها بوده...

476
00:23:49,138 --> 00:23:52,875
‫پس میخواست خاطر جمع بشه که هیچ جوره...

477
00:23:52,909 --> 00:23:55,178
‫این اتفاق برای بچه ش نیوفته.

478
00:23:57,347 --> 00:23:58,281
‫الو؟

479
00:23:58,314 --> 00:23:59,983
‫چند ماه بعد،

480
00:24:00,016 --> 00:24:02,018
‫دوستش توی دبی بهش زنگ زد،

481
00:24:02,151 --> 00:24:04,554
‫چون دیده بود یه رویداد یو اف سی نزدیکه.

482
00:24:04,554 --> 00:24:06,055
‫خوشحالم اینو از شما میشنوم.

483
00:24:06,089 --> 00:24:07,323
‫کیه؟

484
00:24:07,757 --> 00:24:09,892
‫ولی این دیگه یه گلاویز شدنِ ساده نیست، درسته؟

485
00:24:09,926 --> 00:24:13,062
‫مثل یه جور مبارزۀ واقعیِ خطرناک می مونه.
‫مثل اونایی که توی تلویزیونه؟

486
00:24:14,897 --> 00:24:18,101
‫خب آره، یعنی هیچ محدودیتی وجود نداره.

487
00:24:18,134 --> 00:24:19,769
‫فقط نمیفهمم که چرا...

488
00:24:19,802 --> 00:24:22,138
‫چرا تا حالا توی این مسابقات مبارزه نکرده بودی؟

489
00:24:22,271 --> 00:24:25,441
‫عزیزم، تا حالا دلیلی برای این کار نداشتم، میفهمی؟

490
00:24:25,475 --> 00:24:28,044
‫ولی الان 25 هزار تا فقط برای اینکه
‫برم اونجا بهم میدن.

491
00:24:28,378 --> 00:24:31,114
‫این برای ما میشه پول پیش یه خونه!

492
00:24:31,547 --> 00:24:33,783
‫اگه برنده بشم هم 75 هزارتای دیگه میدن.

493
00:24:33,816 --> 00:24:36,886
‫عزیزم، نمیدونم...
‫نمیدونم که...

494
00:24:36,919 --> 00:24:40,089
‫عزیزم، میتونم برنده بشم.

495
00:24:41,424 --> 00:24:43,359
‫به میکی این پیشنهاد رو داده بودن که...

496
00:24:43,393 --> 00:24:45,361
‫در یه تورنمنت هشت نفری رقابت کنه،

497
00:24:45,561 --> 00:24:47,063
‫که «مارکو بلین» هم توش هست.

498
00:24:50,800 --> 00:24:54,203
‫مارکو به خاطر کمربند قهرمانی «والی تودو»
‫و اینکه یکی از بهترین ضربه زن های دنیاست...

499
00:24:54,237 --> 00:24:56,873
‫یکی از مدعیان قهرمانی این تورنمنت بود.

500
00:25:11,754 --> 00:25:15,958
‫میکی صرفاً اعجوبه ای در مبارزۀ روی زمین بود.

501
00:25:16,092 --> 00:25:19,796
‫تا حالا ندیده بودم ضربۀ تسلیم شدن بزنه،
‫و تازه با بهترین های این حرفه مبارزه میکرد.

502
00:25:19,796 --> 00:25:22,832
‫مثلاً پیت!
‫اون یارو توی المپیکِ کوفتی بود.

503
00:25:22,865 --> 00:25:24,801
‫خوبی؟

504
00:25:24,834 --> 00:25:28,004
‫ولی این مبارزه قرار نبود توی تلویزیون پخش بشه.
‫(تری پیتمن، ملقب به پیت)

505
00:25:28,037 --> 00:25:29,472
‫حالا اگه یادتون باشه، اون قدیما...

506
00:25:29,505 --> 00:25:32,175
‫اکثر ایالت ها، مبارزات «ام ام ای» رو
‫ممنوع کرده بودن، چون...

507
00:25:32,308 --> 00:25:34,077
‫جان مک کین و چند تا سناتور دیگه...

508
00:25:34,110 --> 00:25:37,080
‫فکر میکردن خیلی خشن ه.

509
00:25:37,113 --> 00:25:39,649
‫در واقع یکی از برگزار کننده های اصلی مسابقات
‫یعنی «دیک میسون»...

510
00:25:39,315 --> 00:25:41,383
.رفت و در واشنگتن شهادت داد

511
00:25:45,955 --> 00:25:48,290
شما دارین وقتتون رو
.شهادت دادن تلف می‌کنید

512
00:25:48,324 --> 00:25:51,060
حتی نمیتونم زنگ بزنم
.و بگم که این مزخرفات یه ورزشه

513
00:25:51,093 --> 00:25:53,195
جهان در حال حاضر
.ورزشکار های واقعی داره

514
00:25:55,231 --> 00:25:59,268
بشر همیشه کنجکاو بوده
.تا بهترین ورزش‌کاران رو پیدا کنه

515
00:25:59,301 --> 00:26:02,037
.ما یک سبک رقابتی هستیم

516
00:26:02,071 --> 00:26:05,207
به جهنم، ما حتی
بازی‌های ابداع شده

517
00:26:05,241 --> 00:26:08,244
.برای اندازه گیری قدرت یه مرد رو داریم

518
00:26:08,277 --> 00:26:12,381
مگوایر و سوسا بیشتر از
بقیه افراد این ساره میتونن

519
00:26:12,414 --> 00:26:14,083
.توپ رو به نرده میدون مرکزی پرتاب ‌کنن

520
00:26:14,116 --> 00:26:17,019
شاک میتونه
.بالای سر هر کسی اسلم دانک بزنه

521
00:26:17,052 --> 00:26:22,524
مایک تایسون میتونه بینی هر کسی رو لمس کنه
.بدونه اینکه کسی متوجه تکون خوردنش بشه

522
00:26:24,126 --> 00:26:27,263
.تحت‌تاثیر قرار گرفتم، از همه‌شون

523
00:26:27,296 --> 00:26:32,368
.ولی، اه، اشتباه نکن

524
00:26:32,401 --> 00:26:34,303
...بیرون از قانون

525
00:26:35,871 --> 00:26:38,807
ورزشکار های من
.این کار ها رو انجام میدن

526
00:26:38,841 --> 00:26:42,278
‫در این ورزش هیچ کلاه محافظ یا دستکشی وجود نداره.

527
00:26:42,311 --> 00:26:45,481
‫زانوهای بدونِ زانوبند میان میخورن بغل صورتتون!

528
00:26:45,514 --> 00:26:47,783
‫دستکش ها فقط برای محافظت از دست هستند،

529
00:26:47,816 --> 00:26:51,453
‫و در واقع فقط باعث میشن تا
‫مُشت زنی ها ادامه پیدا کنن.

530
00:26:51,487 --> 00:26:54,289
‫و در مورد کلاه محافظ هم باید بگم
‫با اینکه جلوی زخمی شدن رو میگیره،

531
00:26:54,323 --> 00:26:56,925
‫اما بدیش اینه که باعث میشه...

532
00:26:56,959 --> 00:26:59,128
‫تا ضربات مغزی مکرری به مغز وارد بشن.

533
00:26:59,161 --> 00:27:01,997
‫ممنوعیتِ مبارزات «ام ام ای» مثل این می موند...

534
00:27:01,997 --> 00:27:04,600
‫که برای ما جای پیشرفتی وجود نداشت ولی...

535
00:27:04,600 --> 00:27:06,635
‫وقتی این سد از سر راه برداشت شد...

536
00:27:09,104 --> 00:27:11,073
‫مردم عطش اون رو داشتن.

537
00:27:15,077 --> 00:27:17,112
‫پس این عرب های پولدار شروع کردن به...

538
00:27:17,146 --> 00:27:20,816
‫برگزاری تورنمنت های خودشون در صحرا!
‫به سبکِ گلادیاتورها!

539
00:27:20,816 --> 00:27:24,853
‫عملاً فقط میگفتن:
‫«میخوام این یارو و این یارو مبارزه کنن».

540
00:27:24,887 --> 00:27:27,189
‫بهشون پیشنهاد پول میدادن،
‫با پرواز جابجاشون میکردن.

541
00:27:36,465 --> 00:27:39,101
‫ما برای یه رویداد به دبی سفر کردیم و من...

542
00:27:39,535 --> 00:27:41,904
‫قرار بود گوشۀ رینگ...

543
00:27:41,904 --> 00:27:43,439
‫پیش بهترین دوستم باشم.

544
00:27:43,472 --> 00:27:45,307
‫برای من هوا رو بده تو.

545
00:27:46,608 --> 00:27:47,943
‫بده بیرون.

546
00:27:47,976 --> 00:27:49,511
‫اون آماده تر از آماده بود!

547
00:27:49,545 --> 00:27:51,480
‫و من هیچ شک و تردیدی نداشتم...

548
00:27:51,513 --> 00:27:53,248
‫که اگه قرار بود با بلین مبارزه کنه...

549
00:27:53,282 --> 00:27:55,250
‫و اگه میتونست بندازتش روی زمین...

550
00:27:55,284 --> 00:27:57,086
‫قشنگ میتونست نابودش کنه.

551
00:28:02,391 --> 00:28:04,193
‫همه چیز ردیفه.

552
00:28:04,226 --> 00:28:06,895
‫- خیلی خب، خیلی ممنون، دکتر!
‫- خواهش میکنم.

553
00:28:14,903 --> 00:28:17,172
‫آهای دکتر.

554
00:28:17,306 --> 00:28:19,041
‫دیدم الان ابروهات رو انداختی بالا.

555
00:28:19,274 --> 00:28:21,510
‫چرا ابروهات رو انداختی بالا؟

556
00:28:21,643 --> 00:28:24,046
‫تا الان هشت نفر توی این تورنمنت هستن.

557
00:28:24,279 --> 00:28:28,117
‫هفت تاشون ضربان قلبشون روی 85 ه.

558
00:28:29,485 --> 00:28:33,122
‫یکیشون ضربان قلبش 42 ه.

559
00:28:34,356 --> 00:28:37,392
‫دوستت یا خیلی اعتماد به نفس داره...

560
00:28:37,426 --> 00:28:39,828
‫یا خیلی ساده لوح ه.

561
00:28:40,062 --> 00:28:43,465
‫و مارکو بلین، برنده میشه!

562
00:28:48,303 --> 00:28:52,307
‫نفر بعدی، میکی کلی از ایالات متحده رو داریم.

563
00:28:57,246 --> 00:29:00,949
.و تاداشی یاماموتو از ژاپن

564
00:29:06,455 --> 00:29:08,857
‫آقایون، میتونید شروع کنید.

565
00:29:31,947 --> 00:29:33,615
‫آفرین!

566
00:29:33,649 --> 00:29:35,250
‫خوبه، ادامه بده!

567
00:29:37,819 --> 00:29:40,923
‫و با تسلیم حریف در مدت زمانِ...

568
00:29:40,956 --> 00:29:45,160
‫54 ثانیه، میکی کلی برنده میشه!

569
00:29:51,400 --> 00:29:54,336
‫برای اولین مبارزۀ نیمه نهایی ما...

570
00:29:54,369 --> 00:29:57,339
‫میکی کلی از ایالات متحده رو داریم.

571
00:29:59,908 --> 00:30:02,311
‫و رزاق از نیجریه!

572
00:30:05,013 --> 00:30:07,449
‫آقایون، شروع کنید!

573
00:30:19,428 --> 00:30:21,196
‫ایول!

574
00:30:25,200 --> 00:30:27,035
‫همینه!

575
00:30:27,069 --> 00:30:28,270
‫بندازش زمین! بندازش زمین!

576
00:30:31,940 --> 00:30:33,575
‫همینه!

577
00:30:37,145 --> 00:30:39,214
‫ایول!

578
00:30:39,247 --> 00:30:44,052
‫برنده با اعلام تسلیم شدن حریف، میکی کلی ه!

579
00:30:44,086 --> 00:30:47,389
‫همه امیدوار بودن که
‫مارکو و میکی با هم رو در رو بشن.

580
00:30:47,923 --> 00:30:49,424
‫و به خواسته شون رسیدن.

581
00:30:49,658 --> 00:30:51,426
‫بعد از دو مبارزۀ اول میکی...

582
00:30:51,460 --> 00:30:53,362
‫به شدت انتظار قهرمانیش میرفت.

583
00:30:53,395 --> 00:30:55,163
‫نه فقط از طرفِ من!

584
00:31:02,871 --> 00:31:06,942
‫در رویداد اصلی مون،
‫میکی کلی رو داریم از ایالات متحده!

585
00:31:10,112 --> 00:31:12,981
‫و مارکو بلین از برزیل!

586
00:31:15,651 --> 00:31:17,853
‫آقایون، شروع کنید.

587
00:31:29,064 --> 00:31:31,633
‫میکی فوراً افتاد زمین،

588
00:31:31,667 --> 00:31:35,470
‫و با دست هاش هنوز دنبال این بود
‫که با حریفش دستی رو بده که هیچوقت اتفاق نیوفتاد.

589
00:31:38,273 --> 00:31:40,442
‫ما یه قراری گذاشتیم...

590
00:31:40,475 --> 00:31:43,245
‫که تا وقتی بیهوش نشده، حوله پرت نکنم وسط رینگ.
‫(علامت تسلیم شدن)

591
00:31:47,816 --> 00:31:49,284
‫میک، الان حوله رو پرت میکنم.

592
00:31:52,688 --> 00:31:55,123
‫توی چشم هاش یه نگاه عاجزانه ای بود که انگار...

593
00:32:00,696 --> 00:32:02,397
‫ولی باید به حرف زنش گوش میکردم.

594
00:32:03,532 --> 00:32:05,367
‫یکی از وحشیانه ترین کتک خوردن هایی بود...

595
00:32:05,400 --> 00:32:06,635
‫که در طول زندگیم دیدم.

596
00:32:06,668 --> 00:32:08,036
‫اون اصلاً توی اون مبارزه نبود.

597
00:32:53,081 --> 00:32:56,184
‫کاسۀ چشم میکی شکست و شبکیۀ چشمش جدا شد.

598
00:32:58,687 --> 00:33:01,490
‫همچنین یه انفصالِ جزئی توی چشم راستش داشت...

599
00:33:01,523 --> 00:33:05,160
‫و احتمال این وجود داشت که بیناییش رو
‫به کلی از دست بده.

600
00:33:05,193 --> 00:33:08,563
‫دیگه هیچوقت نمیتونست از نظر پزشکی
‫برای مبارزه کردن آماده باشه.

601
00:33:13,335 --> 00:33:18,140
‫پسرش یک ماه بعد، در تولد 40 سالگیش به دنیا اومد.

602
00:33:20,275 --> 00:33:23,545
‫شاید عجیب باشه ولی زمانی بهتر از اون
‫برای به دنیا اومدنش وجود نداشت.

603
00:33:24,279 --> 00:33:27,048
‫همۀ درد و افسردگی ای که باهاش سر و کله میزد،

604
00:33:27,082 --> 00:33:30,652
‫با به دنیا اومدنِ «کید» ناپدید شد.

605
00:33:31,686 --> 00:33:35,223
‫چند سال بعدی، دیگه صحبتی از مبارزه کردن نبود.

606
00:33:35,557 --> 00:33:39,427
‫مشغول یه کار جدید شد و روی پدر بودن تمرکز کرد.

607
00:33:40,395 --> 00:33:41,930
‫داشتن با زندگیشون سر میکردن.

608
00:33:43,698 --> 00:33:46,101
‫تا اینکه حول و حوشِ اواخر سال 1998...

609
00:33:46,134 --> 00:33:49,771
‫«ام ام ای» داشت تلاش میکرد تا
‫توی ایالات متحده مجوز بگیره.

610
00:33:50,405 --> 00:33:52,474
‫دوجوی اژدهای سرخ!

611
00:33:52,507 --> 00:33:53,675
‫بله خانم.

612
00:33:55,310 --> 00:33:58,480
‫بله خانم، الان بهشون خبر میدم.
‫یه لحظه صبر کنید.

613
00:33:58,513 --> 00:34:01,483
‫ورزشمون داشت به خودش قانون میدید و قانونی میشد،

614
00:34:01,716 --> 00:34:04,319
‫و خیلی سریع داشت به جهان عرضه میشد.

615
00:34:04,352 --> 00:34:05,687
‫ولی میدونستم که دیر یا زود...

616
00:34:05,687 --> 00:34:07,455
‫وقتی میکی، کسی که خیلی چیزا ازش گرفت رو...

617
00:34:07,489 --> 00:34:09,391
‫روی کاور همۀ مجله ها میدید...

618
00:34:09,424 --> 00:34:12,260
‫کم کم میرفت روی مُخش.

619
00:34:22,304 --> 00:34:24,439
‫بیشتر دل و جون بذار، ورونیکا!

620
00:34:25,073 --> 00:34:26,141
‫آفرین چلسی!

621
00:34:26,141 --> 00:34:27,576
‫هِی جیمی...

622
00:34:28,510 --> 00:34:30,145
‫همینه مایکل!
‫بله؟

623
00:34:30,178 --> 00:34:32,347
‫نامزدت کارِت داره.

624
00:34:32,380 --> 00:34:34,182
‫چه کوفتی میخواد؟

625
00:34:34,216 --> 00:34:36,384
‫خیلی خب بچه ها، ادامه بدید.
‫من الان برمیگردم.

626
00:34:37,385 --> 00:34:39,321
‫چیه؟

627
00:34:39,354 --> 00:34:40,856
‫میکی بعد از اینکه صبح ها جارو میکِشید،

628
00:34:40,889 --> 00:34:42,591
‫بعد از ظهرها با کلاس های خصوصیش...

629
00:34:42,624 --> 00:34:44,593
‫پول بیشتری در میاورد.

630
00:34:44,593 --> 00:34:46,528
‫خب، فقط همون چیزایی که تا الان بهت یاد دادم.

631
00:34:46,528 --> 00:34:47,863
‫فقط میخوام به صورت تصادفی اجراشون کنم.

632
00:34:47,896 --> 00:34:50,198
‫یه ذره سرعتش رو میبرم بالا، باشه؟
‫حاضری؟

633
00:34:52,567 --> 00:34:54,836
‫اول مُچ رو تا کن.

634
00:34:54,870 --> 00:34:56,471
‫کارِت خوب بود.
‫اول تا کن!

635
00:34:58,607 --> 00:35:00,208
‫کف دستت نزدیک قوزک، آرنج ها نزدیک هم.

636
00:35:00,242 --> 00:35:02,677
‫آره! قشنگ بود، قشنگ بود، قشنگ بود.

637
00:35:06,481 --> 00:35:09,751
‫آفرین! عالی بود، عالی بود، عالی بود.

638
00:35:23,365 --> 00:35:25,767
‫[باشگاه کاراته]

639
00:35:40,415 --> 00:35:43,318
‫- بابا اومده!
‫- سلام.

640
00:35:49,025 --> 00:35:50,458
.سلام

641
00:35:57,666 --> 00:36:00,002
...فکر کنم یه پسر داشتم

642
00:36:00,036 --> 00:36:02,071
.وقتی برای کار رفتم

643
00:36:02,104 --> 00:36:04,406
.نمیدونم اون کجاست

644
00:36:04,439 --> 00:36:08,077
.شاید رفته دانشگاه

645
00:36:10,813 --> 00:36:12,682
کجایی؟
گه کوچولو؟

646
00:36:14,182 --> 00:36:22,182
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

647
00:36:41,911 --> 00:36:45,482
‫بابایی، میتونی قصۀ مرغ معروف مامان رو بهم بگی؟

648
00:36:45,715 --> 00:36:47,750
‫میخوای بابایی دوباره اون قصه رو برات بگه؟

649
00:36:47,784 --> 00:36:48,885
‫- اوهوم.
‫- قصۀ خوبیه!

650
00:36:49,786 --> 00:36:51,855
‫میگیم سال 1492 بود.

651
00:36:51,888 --> 00:36:54,023
‫عه، خیلی وقت پیش بوده.

652
00:36:54,057 --> 00:36:57,160
‫مامانی و بابایی داشتن با رفیقشون کریس
‫توی اقیانوس آبی سفر میکردن.

653
00:36:57,293 --> 00:37:00,930
‫- کلمبوس؟ اونو میگی؟
‫- فکر کنم اسمش آشنا باشه!
‫(کلمبوس: کاشف آمریکا)

654
00:37:00,964 --> 00:37:02,932
‫دنبال یه جایی به اسم آمریکا میگشتیم...

655
00:37:02,966 --> 00:37:04,434
‫چون اونجا مسابقاتِ قهرمانی...

656
00:37:04,467 --> 00:37:06,870
‫فیلۀ مرغ رو برگزار میکردن.

657
00:37:06,903 --> 00:37:10,306
‫ولی ما یه مرغ بیشتر نداشتیم.

658
00:37:10,340 --> 00:37:13,510
‫- مامانی میگه حقیقت نداره.
‫- حقیقت داره!

659
00:37:13,543 --> 00:37:15,778
‫مامانی نمیخواد ریا بشه!

660
00:37:15,812 --> 00:37:19,048
‫یادته بابایی چی گفت؟
‫«هیچوقت نمیذاریم دنیا ببینه که قلبمون گرفته».

661
00:37:19,682 --> 00:37:20,683
‫مامانی هم همینجوریه.

662
00:37:20,817 --> 00:37:24,821
‫خب، مامانی ممنونه که بابایی انقدر از
‫دست پختش خوشش میاد.

663
00:37:24,854 --> 00:37:28,057
‫ولی اون داستان...نه!

664
00:37:28,091 --> 00:37:30,760
‫ولی اونا بهترین فیله های مرغ دنیان!

665
00:37:32,295 --> 00:37:34,364
‫- شامت رو تموم کن رفیق!
‫- باشه.

666
00:37:35,565 --> 00:37:38,101
‫- دوستت دارم رفیق!
‫- دوستت دارم.

667
00:37:47,343 --> 00:37:48,778
‫هِی!

668
00:37:49,112 --> 00:37:50,747
‫چی شده؟

669
00:37:52,949 --> 00:37:54,617
‫امشب میری سرِ کار، آره؟

670
00:37:57,053 --> 00:37:58,188
‫آره.

671
00:38:08,064 --> 00:38:10,166
‫دوباره از اون برام میگی؟

672
00:38:10,600 --> 00:38:13,002
‫- سنت سباستین؟ (قدیسی مسیحی)
‫- آره، مُرده؟

673
00:38:13,336 --> 00:38:14,971
‫خب، نمُرده.

674
00:38:15,004 --> 00:38:17,674
‫ولی یه عالمه تیر بهش زدن و ولش کردن بمیره.

675
00:38:17,707 --> 00:38:21,244
‫ولی به خاطر شکیبایی و مقاومت باورنکردنیش...

676
00:38:21,578 --> 00:38:23,213
‫زنده موند.

677
00:38:23,246 --> 00:38:26,182
‫به خاطر همین قدیسِ حافظِ سربازها و ورزشکارهاست.

678
00:38:26,516 --> 00:38:28,218
‫چون اون یه بار هم تسلیم نشد.

679
00:38:29,586 --> 00:38:31,721
‫- خیلی باحاله، مگه نه؟
‫- اوهوم.

680
00:38:33,223 --> 00:38:35,058
‫بیا دعاهامون رو بخونیم و شب بخیر بگیم، باشه؟

681
00:38:35,091 --> 00:38:36,025
‫باشه.

682
00:38:39,262 --> 00:38:41,998
‫فرشتۀ خدا، عزیزِ نگهبان من!

683
00:38:42,031 --> 00:38:44,434
‫که به خاطر عشق خداوند اینجا در کنارم هستی،

684
00:38:44,534 --> 00:38:46,970
‫تا صبح مراقب من باش...

685
00:38:47,003 --> 00:38:49,739
‫و با بصیرت خودت منو در امان نگه دار.

686
00:38:49,772 --> 00:38:50,640
‫آمین!

687
00:38:51,841 --> 00:38:53,309
‫آمین، رفیق!

688
00:39:06,656 --> 00:39:09,092
‫جروم!

689
00:39:16,232 --> 00:39:17,800
‫- نه!
‫- آقایون!

690
00:39:17,834 --> 00:39:19,836
‫- بهم دست نزن!
‫- اینجا کسی مشکلی نداره؟

691
00:39:19,869 --> 00:39:21,804
‫مشکلی نداریم.
‫حالا چه کمکی از دستم بر میاد؟

692
00:39:21,838 --> 00:39:24,574
‫میشه از شما آقایون بخوام تا
‫برید اون طرفِ دیگۀ کافه؟

693
00:39:24,607 --> 00:39:26,309
‫خوشحال میشم چند دور نوشیدنی مهمونتون کنم.

694
00:39:26,409 --> 00:39:27,977
‫فکر میکنم همینجا خیلی راحت تر باشیم.

695
00:39:28,044 --> 00:39:29,345
‫- آره!
‫- درک میکنم.

696
00:39:29,379 --> 00:39:31,014
‫ولی اگه نتونم ببرمتون اون طرفِ دیگۀ کافه،

697
00:39:31,047 --> 00:39:33,116
‫باید ازتون بخوام که برید بیرون.
‫نمیخوام این کار رو بکنم.

698
00:39:33,149 --> 00:39:35,718
‫میخوایم همگی خوش باشن!

699
00:39:35,952 --> 00:39:37,287
‫- ممنونم.
‫- خانم!

700
00:39:37,320 --> 00:39:38,988
‫- دست از سر نامزد من برنمیدارن!
‫- خانم!

701
00:39:39,022 --> 00:39:40,223
‫- خفه شو، عوضی!
‫- وایستا، وایستا، وایستا!

702
00:39:40,256 --> 00:39:41,824
‫نه، نه، نه...

703
00:40:08,217 --> 00:40:09,886
‫گندت بزنن، جروم!

704
00:40:09,919 --> 00:40:11,688
‫- ببخشید میک!
‫- بندازشون بیرون.

705
00:40:16,793 --> 00:40:18,127
‫لعنتی!

706
00:40:18,161 --> 00:40:19,729
‫میدونستم دیر یا زود اینجوری میشه.

707
00:40:19,762 --> 00:40:21,731
‫هیچوقت نمیخواستم برگردی سراغ اون کار.

708
00:40:21,764 --> 00:40:24,033
‫عزیزم، اونا دوتا بودن اونوقت جرومِ لعنتی
‫اصلاً حواسش نبود.

709
00:40:24,067 --> 00:40:26,636
‫اینش مهم نیست.
‫میدونی که همۀ دکترها چی گفتن؟

710
00:40:26,669 --> 00:40:27,937
‫ممکنه اون چشمت رو از دست بدی.

711
00:40:27,970 --> 00:40:30,606
‫تنها دفعه ایه که توی دو سال اخیر
‫این اتفاق افتاده.

712
00:40:31,040 --> 00:40:32,275
‫باید همینطوری کار کنم...

713
00:40:32,308 --> 00:40:33,776
‫تا بتونم یه جا برای کلاس هام بگیرم.

714
00:40:33,810 --> 00:40:35,845
‫راه دیگه ای برای دادنِ پول کید نیست.

715
00:40:35,878 --> 00:40:37,180
‫خب کُلی پیش دبستانی دیگه هستن که...

716
00:40:37,213 --> 00:40:38,848
‫آره، ارزون ترن ولی بهتر نیستن!

717
00:40:40,650 --> 00:40:42,652
‫میخوام به شماها بهترین چیزا رو بدم.

718
00:40:44,587 --> 00:40:48,057
‫ببین عزیزم، پس اگه لازم باشه
‫منم میتونم برگردم به دفتر حقوقی!

719
00:40:48,057 --> 00:40:50,293
‫چی؟ یعنی بریم پول در بیاریم که
‫بدیم یکی دیگه باید کید رو بزرگ کنه؟

720
00:40:50,326 --> 00:40:51,761
‫- نه، همچین کاری نمیکنیم.
‫- کار توی حراست...

721
00:40:51,794 --> 00:40:52,895
‫ریسک خیلی بزرگیه!

722
00:40:52,929 --> 00:40:54,931
‫هر روز سوار ماشین میشم، مگه نمیشم؟

723
00:40:54,964 --> 00:40:56,766
‫اونم ریسکه؟ بیخیال!

724
00:40:56,799 --> 00:40:58,034
‫با هم فرق دارن.

725
00:40:58,067 --> 00:40:59,702
‫نه، این حرف رو نزن.

726
00:41:03,139 --> 00:41:06,542
‫قضیه فقط پولش نیست.

727
00:41:06,976 --> 00:41:08,111
‫از قیافه ت معلومه.

728
00:41:08,144 --> 00:41:10,146
‫قضیه اینه که تو میخوای این...

729
00:41:10,179 --> 00:41:12,782
‫نیازِ به رقابتت رو برطرف کنی...

730
00:41:12,815 --> 00:41:14,784
‫یا هر چی که اسمش رو گذاشتی!

731
00:41:14,817 --> 00:41:16,352
‫تو یه مبارزه میخوای.

732
00:41:16,386 --> 00:41:18,354
‫دنبالِ مبارزه میگشتی!

733
00:41:29,899 --> 00:41:31,367
‫نرو! کوتاه بیا!

734
00:41:35,304 --> 00:41:36,372
‫دوباره؟

735
00:41:40,276 --> 00:41:41,411
‫آره.

736
00:41:45,181 --> 00:41:47,049
‫میفهمم.
‫الان میام!

737
00:41:50,686 --> 00:41:52,388
‫آخه اگه چند تا شاگرد خصوصی دیگه میداشتم،

738
00:41:52,422 --> 00:41:55,158
‫مجبور نبودم کار حراست بکنم.

739
00:41:55,792 --> 00:41:57,026
‫ولی اونا فقط یه استاد میخوان...

740
00:41:57,059 --> 00:41:58,961
‫که هر از گاهی باهاشون کُشتی سنگین بگیره، میفهمی؟

741
00:41:58,995 --> 00:42:00,863
‫و واقعاً مُشت بزنه.

742
00:42:00,897 --> 00:42:03,366
‫زنم با این قضیه کنار نمیاد.

743
00:42:03,399 --> 00:42:05,401
‫خب، میک، دکتر گفتش که دیگه نباید این کار رو بکنی.

744
00:42:05,435 --> 00:42:08,938
‫بیخیال، دکترها همیشه پیاز داغش رو زیاد میکنن،
‫میدونی چی میگم؟

745
00:42:09,172 --> 00:42:11,274
‫فقط میخوان یه موقع کسی ازشون شکایت نکنه.

746
00:42:11,307 --> 00:42:14,544
‫اون روز مُشت خوردم ولی چیزی نشد.
‫بیخیال بابا!

747
00:42:14,977 --> 00:42:17,146
‫یه ذره کُشتی سنگین به چیزی آسیب نمیزنه.

748
00:42:18,881 --> 00:42:20,450
‫شاید بهتر باشه کاری رو امتحان کنی...

749
00:42:20,483 --> 00:42:22,819
‫که در طول روز، توی صورتت مُشت نخوره!

750
00:42:22,852 --> 00:42:25,321
‫من فقط جوجوتسو بلدم، تاکو!

751
00:42:27,390 --> 00:42:30,326
‫تنها چیزیه که توش خوبم، پسر!

752
00:42:30,560 --> 00:42:33,329
‫کل زندگیم رو صرف این کردم که
‫برای جامعه ارزشی داشته باشم...

753
00:42:33,362 --> 00:42:35,398
‫به امید اینکه یه روز بتونم در عوض یه چیزی بگیرم.

754
00:42:35,431 --> 00:42:38,501
‫مثلاً یه پولی بگیرم که یه روزی
‫یه خانواده ای تشکیل بدم،

755
00:42:38,534 --> 00:42:40,870
‫و نمیتونم اینو از دست بدم!

756
00:42:43,906 --> 00:42:46,809
‫بدونِ اون دیگه یه آدم عادی ام، پسر!

757
00:42:47,710 --> 00:42:50,246
‫و خیلی از عادی بودن میترسم.

758
00:43:05,160 --> 00:43:06,996
.اون دوتا خیلی خنده دار بودن

759
00:43:07,029 --> 00:43:08,831
میک حتی نمیتونست
.تا نیمه شب بیرون بمونه

760
00:43:08,864 --> 00:43:11,133
چون هر دفعه
.لیلا می‌اومد و پیداش میکرد

761
00:43:13,302 --> 00:43:17,039
اونا هیچ وقت بیشتر از
.چند ساعت نمیتونستن از هم عصبانی باشن

762
00:43:17,072 --> 00:43:19,074
.بیا بریم خونه

763
00:44:04,253 --> 00:44:06,455
‫آقای کلی؟

764
00:44:06,488 --> 00:44:07,356
‫بله.

765
00:44:08,357 --> 00:44:10,292
‫توی تلویزیون یه مبارزه دیدیم،

766
00:44:10,326 --> 00:44:13,195
‫و یه یارو بود که یه حرکتی زد.

767
00:44:13,929 --> 00:44:16,198
‫میخواستم بدونم میتونید بهمون اون حرکت رو
‫نشون بدید یا نه.

768
00:44:20,903 --> 00:44:23,372
‫آره، آره حتماً.

769
00:44:24,373 --> 00:44:27,509
‫وقتی گردنتون داخل این مثلثِ اینجا باشه...

770
00:44:27,543 --> 00:44:29,411
‫وقتی فشار بیارم...

771
00:44:29,445 --> 00:44:31,247
‫در واقع به سرخرگ کاروتید فشار میاره...

772
00:44:31,280 --> 00:44:32,681
‫و گردش خون در مغز رو محدود میکنه،

773
00:44:32,715 --> 00:44:35,317
‫و شریک تمرینی تون یا باید ازتون بخواد که
‫بس کنید...

774
00:44:35,351 --> 00:44:37,386
‫یا اینکه بیهوش میشه.

775
00:44:37,419 --> 00:44:39,021
‫پس حالا دستت رو آماده کن،

776
00:44:39,054 --> 00:44:41,523
‫- و وقتی حسش کردی، ضربه بزن. باشه؟
‫- باشه.

777
00:44:41,557 --> 00:44:43,592
‫- حاضری؟
‫- آره.

778
00:44:43,626 --> 00:44:45,261
‫خیلی خب، برو بریم.

779
00:44:47,129 --> 00:44:48,898
‫- خوبی؟
‫- آره.

780
00:44:48,931 --> 00:44:50,432
‫یه موقع آسیب مغزی نمیزنه؟

781
00:44:50,466 --> 00:44:52,201
‫نه، یعنی فقط در صورتیکه حالت خفگی رو...

782
00:44:52,234 --> 00:44:53,669
‫کُلی وقت بعد از بیهوشی شریکت نگه داری،

783
00:44:53,702 --> 00:44:56,872
‫ولی ما آدمای متشخصی هستیم.
‫یعنی همچین کاری رو نمیکنیم.

784
00:44:56,872 --> 00:44:58,140
‫وحشتناکه!

785
00:44:58,173 --> 00:45:00,609
‫اگه شکمت پایین باشه بدتر هم هست.

786
00:45:09,551 --> 00:45:11,020
‫اینجوری دست هاش رو میذاری زیر بدنش.

787
00:45:11,053 --> 00:45:12,254
‫اونوقت دیگه شریک تمرینیت...

788
00:45:12,288 --> 00:45:14,089
‫حتی فرصت اینو نداره که ضربۀ تسلیم شدن بزنه.

789
00:45:14,623 --> 00:45:17,126
‫اصلاً کار قشنگی نیست ولی خب...

790
00:45:17,159 --> 00:45:21,163
‫دفعۀ بعدی که یه نفر رو داشتم میزدم زمین
‫باید این حرکت رو یادم باشه!

791
00:45:21,297 --> 00:45:22,932
‫«جاش»، چیکار میکنی؟

792
00:45:23,565 --> 00:45:25,401
‫دارم به این فکر میکنم که
‫گلاویز شدن یاد بگیرم.

793
00:45:25,434 --> 00:45:27,736
‫یعنی همۀ مبارزهای «ام ام ای»
‫یه نوع ازش رو استفاده میکنن.

794
00:45:27,770 --> 00:45:29,705
‫حداقل کسایی که برنده میشن میکنن.

795
00:45:29,738 --> 00:45:31,740
‫قوانین اونا به نفع مبارزین روی زمین ه.

796
00:45:32,074 --> 00:45:36,378
‫خیلی از تکنیک ها توی «ام ام ای» اجازه داده نمیشه.
‫مثلاً گاز گرفتن یا فشردن چشم ها...

797
00:45:36,412 --> 00:45:38,480
‫که خیلی راحت میشه باهاشون
‫یه حملۀ گلاویز شدنی رو متوقف کنه.

798
00:45:38,514 --> 00:45:40,349
‫گوش کن جیمی، اون ازم خواست...

799
00:45:40,382 --> 00:45:41,850
‫تا یه حرکت بهش نشون بدم.
‫قصد بی احترامی نداشتم.

800
00:45:41,884 --> 00:45:43,519
‫نمیدونم چرا انقدر وقت خودتو با...

801
00:45:43,585 --> 00:45:45,354
‫یه نوع کُشتی گیری مسخره هدر میدی.

802
00:45:46,255 --> 00:45:47,222
‫بچه ها، بیاید بریم.

803
00:45:47,222 --> 00:45:49,191
‫چیزی که من بهشون یاد میدم،
‫اونا رو سر پا نگه میداره...

804
00:45:49,191 --> 00:45:50,793
‫و حریف هاشون رو روی زمین نگه میداره.

805
00:45:50,793 --> 00:45:52,161
‫میدونم، متوجهم!

806
00:45:55,798 --> 00:45:59,435
‫آره، ولی اگه یه نفر از پشت غافلگیرت کنه
‫و بزنت زمین چی؟

807
00:45:59,468 --> 00:46:02,972
‫خب جاش، بستگی داره چطوری بهت حمله ور شده باشه.

808
00:46:04,907 --> 00:46:07,509
‫اگه از پشت بیاد، آرنج هام رو میزنم توی صورتش.

809
00:46:07,543 --> 00:46:09,611
‫یا اگه بخواد از جلو بیوفته روم،

810
00:46:09,645 --> 00:46:12,748
‫ آرنج هام رو میخوابونم کفِ ستون فقراتش،
‫یا دو دستی میزنم توی گوشش!

811
00:46:13,082 --> 00:46:14,216
‫حالا هر چی!

812
00:46:14,650 --> 00:46:16,452
‫آره، اون...

813
00:46:16,685 --> 00:46:18,253
‫اون احتمالاً درد داشته باشه.

814
00:46:21,156 --> 00:46:22,257
‫عه...

815
00:46:24,360 --> 00:46:26,295
‫فکر میکنی اینجوری نمیتونم از خودم دفاع کنم؟

816
00:46:26,428 --> 00:46:28,630
‫- همچین حرفی نزدم، جیمی!
‫- ها؟ پیرمرد؟

817
00:46:28,664 --> 00:46:31,333
‫بیا امتحانش کنیم!
‫هممم؟ بیا امتحانش کنیم!

818
00:46:31,467 --> 00:46:33,335
‫زود باش.

819
00:46:33,369 --> 00:46:34,703
‫میخوای اونجا وایسی و به شاگردهام بگی...

820
00:46:34,737 --> 00:46:36,305
‫که تکنیک هام فایده ندارن؟

821
00:46:36,338 --> 00:46:37,740
‫دستکش هات رو دستت کن و ثابتش کن.

822
00:46:37,873 --> 00:46:40,342
‫من چیزی به شاگردهات نگفتم، جیمی!

823
00:46:40,376 --> 00:46:42,511
‫- فهمیدی؟
‫- هِی، لازم نیست کسی آسیب ببینه.

824
00:46:42,544 --> 00:46:45,481
‫به محض اینکه خواستی تمومش کنم،
‫میدونی، فقط ضربه بزن!

825
00:46:45,614 --> 00:46:47,583
‫به ضربۀ تسلیم شدن عادت داری دیگه؟

826
00:46:54,556 --> 00:46:56,358
‫آقایون، وقتشه برید.

827
00:46:56,392 --> 00:46:58,427
‫قبل از کلاس فردا یه عالمه تمیز کاری دارم.
‫برید!

828
00:46:58,460 --> 00:47:01,363
‫- یالا میک!
‫- همین الان! یالا!

829
00:47:02,898 --> 00:47:04,266
‫حالت خفگی!

830
00:47:05,200 --> 00:47:07,036
‫- برید بچه ها.
‫- بیخیال میک!

831
00:47:07,069 --> 00:47:09,138
‫یعنی از یه نمایش کوچولو میترسی؟

832
00:47:09,138 --> 00:47:10,739
‫فردا میبینمتون.

833
00:47:20,315 --> 00:47:22,418
‫چیکار میکنی؟

834
00:47:22,451 --> 00:47:24,119
‫میخوای بدونی چی یاد میدم؟

835
00:47:24,253 --> 00:47:25,788
‫بهت نشون میدم چی یاد میدم.

836
00:47:26,121 --> 00:47:27,623
‫میخوای بدونی چرا فکر میکنم...

837
00:47:27,623 --> 00:47:29,792
‫- چیزی که یاد میدی آشغاله؟ اونم بهت نشون میدم.
‫- آهای بچه ها!

838
00:47:29,825 --> 00:47:31,160
‫اصلاً همین الان بهت میگم...

839
00:47:31,193 --> 00:47:32,728
‫که قراره چه اتفاقی بیوفته.

840
00:47:34,263 --> 00:47:35,631
‫انقدر فاصله رو کم میکنم تا بغلت کنم...

841
00:47:35,664 --> 00:47:36,865
‫و یه دونه خش هم برنمیدارم.

842
00:47:36,899 --> 00:47:39,101
‫میندازتم روی زمین، روت سوار میشم،

843
00:47:39,134 --> 00:47:40,469
‫میچرخونمت، کمرت رو میگیرم،

844
00:47:40,502 --> 00:47:42,137
‫و بیهوشت میکنم.

845
00:47:42,171 --> 00:47:43,806
‫و فقط برای اینکه فکر نکنی شانسی بوده،

846
00:47:43,839 --> 00:47:45,474
‫دوباره هم انجامش میدیم.

847
00:47:45,507 --> 00:47:47,209
‫و بعدش دقیقاً همون کار رو...

848
00:47:47,242 --> 00:47:48,777
‫به همون ترتیب قبلی انجام میدم.

849
00:47:48,777 --> 00:47:51,447
‫و هیچ غلطی نمیتونی در مقابلم بکنی.

850
00:47:52,181 --> 00:47:53,615
‫باشه.

851
00:47:53,649 --> 00:47:55,184
‫فقط بدون اگه خیلی نزدیک بشی...

852
00:47:55,217 --> 00:47:56,318
‫واقعاً ضربه میزنم.

853
00:47:56,452 --> 00:47:57,453
‫چه خبره؟

854
00:47:57,453 --> 00:47:58,754
‫محکم ضربه میزنم!

855
00:47:58,754 --> 00:48:00,122
‫باشه رفیق!

856
00:48:00,155 --> 00:48:01,423
‫برو بریم!

857
00:48:04,493 --> 00:48:05,727
‫کثافت!

858
00:48:21,477 --> 00:48:23,679
‫- لعنت بهت!
‫- وای! دیدید؟

859
00:48:23,679 --> 00:48:25,681
‫لعنت بهت! دوباره بیا رفیق! یالا!

860
00:48:25,714 --> 00:48:27,616
‫برو بریم! یالا! شروع کن!

861
00:48:38,260 --> 00:48:40,696
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی!

862
00:49:14,864 --> 00:49:16,799
!بابایی اومده خونه

863
00:49:16,833 --> 00:49:19,635
.سلام، بابایی -
.سلام، رفیق -

864
00:49:25,674 --> 00:49:28,543
.من مسلح هستم

865
00:49:28,577 --> 00:49:31,179
.نه، نیستی، تو غیر مسلحی

866
00:49:31,213 --> 00:49:33,281
چه بلایی سرت اومده؟

867
00:49:36,953 --> 00:49:39,287
.داره تلویزیون نگاه می کنه

868
00:49:48,330 --> 00:49:50,465
تنها کاری که باید می‌کردم این بود که
.به یکی از اون انجمن‌ها دسترسی پیدا می‌کردم

869
00:49:50,499 --> 00:49:52,501
‫ولی اون زمان هیچکس آنلاین نبود.

870
00:49:52,535 --> 00:49:56,205
‫یعنی اصلاً اگه یادتون بیاد اونموقع هنوز
‫اینترنت «دیال آپ» داشتیم.

871
00:49:57,206 --> 00:49:59,475
‫بگذریم...

872
00:49:59,508 --> 00:50:03,045
‫از قضا چند ماه قبل اتفاقات جالبی
‫توی دبی افتاده بوده.

873
00:50:04,513 --> 00:50:06,415
‫خب فکر میکنی کی حریف خوبی براته؟
‫[اقامتگاه شیخ بن خلید]

874
00:50:06,448 --> 00:50:08,918
‫اون بیرون هیچکس حریفم نیست.

875
00:50:08,951 --> 00:50:10,653
‫من این واحد رو میگردونم.

876
00:50:10,653 --> 00:50:14,189
‫همۀ مبارزاتم مثل هم می مونه:
‫برنده میشم، برنده میشم، برنده میشم.

877
00:50:14,623 --> 00:50:16,158
‫این یارو سعی نمیکنه برنده بشه.

878
00:50:16,392 --> 00:50:18,460
‫- فقط سعی میکنه تا جایی که میتونه زنده بمونه.
‫- گور بابات، پسر!

879
00:50:18,494 --> 00:50:21,430
‫- اوه اوه!
‫- همین الان نفله ت میکنم. بیا ببینم!

880
00:50:21,463 --> 00:50:24,466
‫- همین الان!
‫- گورت رو از صحنۀ من گُم کن بیرون!

881
00:50:34,343 --> 00:50:38,280
‫خب، شاید آقای میسون حریف خوبی باشه...

882
00:50:38,314 --> 00:50:40,549
‫ولی اینکه با رئیست مبارزه کنی،
‫ هیچوقت فکر خوبی نیست.

883
00:50:45,354 --> 00:50:46,989
‫از چی انقدر عصبانی ای، امین؟

884
00:50:47,022 --> 00:50:49,158
‫اون بهترینه.
‫بهش احترام بذار!

885
00:50:49,158 --> 00:50:51,460
‫تبانی میکنن تا اون پیروزی های راحتی داشته باشه.

886
00:50:55,698 --> 00:50:57,566
‫پس چرا با «میلتیک» مبارزه نمیکنه؟
‫(پت میلتیک)

887
00:50:58,901 --> 00:51:00,436
‫میلتیک له و لورده ش میکنه.

888
00:51:00,469 --> 00:51:03,238
‫نه، مُشت های بلین خیلی خطرناکن، رفیق!

889
00:51:03,472 --> 00:51:05,975
‫حالا هر چی!
‫در کل اون متقلب ه.

890
00:51:06,008 --> 00:51:08,877
‫عه، پس حال دیگه شد متقلب! آره؟

891
00:51:09,311 --> 00:51:10,646
‫نشونت میدم.

892
00:51:21,490 --> 00:51:22,958
‫وایستا ببینم، چی؟!

893
00:51:22,992 --> 00:51:24,760
‫بابات از تورنمنت هاش فیلم میگیره؟

894
00:51:24,760 --> 00:51:27,262
‫آره، چند ماه پیش پیداشون کردم.
‫قبلاً توی گاوصندوق نگهشون میداشت...

895
00:51:27,296 --> 00:51:29,398
‫ولی الان...
‫- این گُنده بک کیه؟ (سیاهه رو میگم)

896
00:51:29,632 --> 00:51:31,200
‫به نظر خفن میاد.

897
00:51:31,233 --> 00:51:32,768
‫الان اون سفیده خاکشیر میشه!

898
00:51:32,801 --> 00:51:36,005
‫خداییش؟
‫بچه که بودم اون استادم بود.

899
00:51:45,748 --> 00:51:46,815
‫اوه!

900
00:51:48,784 --> 00:51:50,486
‫گندش بزنن!

901
00:51:54,623 --> 00:51:56,659
‫فکر میکنی اون یارو بتونه بلین رو شکست بده؟

902
00:51:56,692 --> 00:51:58,327
‫میکی کلی!

903
00:52:02,665 --> 00:52:04,299
‫دوباره نگاه کن.

904
00:52:10,606 --> 00:52:14,009
‫ما میکی کلی از ایالات متحده رو داریم.

905
00:52:16,478 --> 00:52:18,781
‫- و مارکو بلین از برزیل!
‫- نه بابا!

906
00:52:19,214 --> 00:52:20,482
‫مال کِی بوده؟

907
00:52:20,916 --> 00:52:23,118
‫آقایون، شروع کنید.

908
00:52:28,757 --> 00:52:30,159
‫یه لحظه وایستا ببینم.

909
00:52:31,393 --> 00:52:33,495
‫- داشت به حریفش تعظیم میکرد؟
‫- آره.

910
00:52:33,829 --> 00:52:35,564
‫رفیق، باید اینو به برادرم نشون بدیم.

911
00:52:35,798 --> 00:52:37,466
‫اون فکر میکنه مارکو خداست!

912
00:52:38,867 --> 00:52:40,302
‫کِی از لندن برمیگرده؟

913
00:52:40,335 --> 00:52:42,104
‫الان آپلودش کردم روی سایتم.

914
00:52:44,473 --> 00:52:45,741
‫حتی نگاه هم نمیکرد!

915
00:52:45,774 --> 00:52:48,410
‫- چی؟ مزخرفه!
‫- برش گردون.

916
00:52:56,452 --> 00:52:58,320
‫لعنت بهش!

917
00:52:58,320 --> 00:53:00,022
‫باید توی فروم پُستش کنم.
‫(اصطلاحات اینترنتی)

918
00:53:00,055 --> 00:53:01,824
‫شرط میبندم حدود هزارتا بازدید بخوره.

919
00:53:09,598 --> 00:53:11,600
‫[شما بازدیدکنندۀ شمارۀ 10 هستید]

920
00:53:16,171 --> 00:53:19,208
‫[اینو نگاه کنید،
‫ بلین بی هوا به یه نفر ضربه میزنه]

921
00:53:21,376 --> 00:53:23,245
‫[شما بازدیدکنندۀ شمارۀ 1109 هستید]

922
00:53:28,984 --> 00:53:31,820
‫- پاکش کن!
‫- فایده ای نداره.

923
00:53:31,954 --> 00:53:34,490
‫ده ها بار توی اینترنت آپلود و کپی شده.
‫[سال 2000]

924
00:53:34,523 --> 00:53:36,458
‫ولمون کن بابا!

925
00:53:36,492 --> 00:53:38,293
‫از فاصلۀ این ویدیو...

926
00:53:38,327 --> 00:53:39,795
‫به زور میشه چهره هاشون رو دید.

927
00:53:39,828 --> 00:53:40,929
‫این میتونه ساختگی باشه.

928
00:53:40,963 --> 00:53:42,397
‫ساختگی نبود.

929
00:53:42,631 --> 00:53:43,799
‫این یارو کارش خوبه!

930
00:53:44,133 --> 00:53:45,768
‫و اون قطعاً مبارزِ توئه!

931
00:53:46,268 --> 00:53:47,770
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.

932
00:53:49,204 --> 00:53:52,941
‫همیشه یه مبارزِ فرضی خارج از گود هست...

933
00:53:52,975 --> 00:53:54,877
‫که فکر میکنه میتونه حرفه ای ها رو شکست بده.

934
00:53:54,910 --> 00:53:56,645
‫اونا هیچوقت موفق نمیشن.

935
00:53:56,645 --> 00:53:58,514
‫هیچوقت نمیشن!

936
00:53:58,547 --> 00:54:01,650
‫پس بجز یه آدم معمولیِ کوفتی،
‫یه نفر دیگه برام بیار.

937
00:54:02,651 --> 00:54:04,186
‫مدعی اصلی قهرمانیت...

938
00:54:04,219 --> 00:54:05,821
‫شش ماه تعلیق آسیب رسانی گرفته.

939
00:54:05,854 --> 00:54:09,324
‫ازم پرسیدی که فکر میکنم کی بیشتر از همه
‫توجه ها رو به خودش جلب میکنه.

940
00:54:09,458 --> 00:54:11,660
‫حالا اگه به هر کدوم از این فروم ها وارد بشی...

941
00:54:11,693 --> 00:54:13,796
‫میبینی که کلی حرف و حدیث در مورد این ویدیو هست.

942
00:54:13,829 --> 00:54:17,166
‫پس میخوای به یه ناشناس فرصت قهرمانی بدی...

943
00:54:17,499 --> 00:54:19,268
‫چون بلین شش سال قبل...

944
00:54:19,301 --> 00:54:20,903
‫بی هوا بهش ضربه زده؟

945
00:54:20,936 --> 00:54:23,839
‫بیخیال! اون دلقک خوش شانس بوده که
‫بلین انقدر سریع کارش رو تموم کرده.

946
00:54:23,872 --> 00:54:26,175
‫باید کل ویدیو رو ببینی.

947
00:54:26,208 --> 00:54:27,709
‫چون این یارو آدم عادی ای نیست.

948
00:54:27,743 --> 00:54:30,412
‫اون اصل مطلب ه.

949
00:54:30,646 --> 00:54:33,315
‫- عه؟ کی میگه؟
‫- مردم! مردمی که میدونن!

950
00:54:33,348 --> 00:54:35,551
‫و میگن ادعای مارکو برای شکست نخوردن تو خالیه!

951
00:54:35,584 --> 00:54:37,953
‫اونم به خاطر این مبارزه!

952
00:54:37,986 --> 00:54:41,590
‫به محض اینکه این قضیه به مجله ها راه پیدا کنه،
‫دیگه حتمی میشه.

953
00:54:41,623 --> 00:54:43,692
‫همه دلشون میخواد یه مسابقۀ مجدد ببینن.

954
00:54:45,427 --> 00:54:46,662
‫غیر از اینه؟

955
00:54:46,695 --> 00:54:47,796
‫این یه داستان ه.

956
00:54:47,830 --> 00:54:49,531
‫این از اون داستان هاست...

957
00:54:49,565 --> 00:54:51,733
‫که مبارزه های رؤیایی ازشون ساخته شدن.

958
00:54:52,067 --> 00:54:54,570
‫من روی رؤیاهای آدما سرمایه گذاری نمیکنم.

959
00:54:54,603 --> 00:54:56,371
‫روی کارهاشون سرمایه گذاری میکنم.

960
00:54:56,705 --> 00:54:57,940
‫باشه.

961
00:54:58,273 --> 00:54:59,975
‫خب، این رؤیای اون نیست.

962
00:55:00,108 --> 00:55:02,578
‫حتی ازش خبر نداره.

963
00:55:02,611 --> 00:55:04,680
‫حتی نمیدونم مبارزه رو قبول میکنه یا نه.

964
00:55:04,713 --> 00:55:08,317
‫یارو یهویی یه روز، دیگه کلاً غیبش زده.

965
00:55:10,853 --> 00:55:11,987
‫اون کیه؟

966
00:55:13,956 --> 00:55:16,425
‫اسمش میکی کلی ه.

967
00:55:16,558 --> 00:55:18,527
‫پیت میشناستش.

968
00:55:18,527 --> 00:55:20,529
‫به شخصه دلم براش میسوخت!

969
00:55:20,529 --> 00:55:23,532
‫آخه...
‫آخه وقتی دوباره دیدمش...

970
00:55:23,565 --> 00:55:25,834
‫فکر کنم حدود چهل سالی سن داشت...

971
00:55:25,934 --> 00:55:27,536
‫و نمیشه با این سن و سال...

972
00:55:27,603 --> 00:55:31,306
‫بدونِ تمرینات سطح بالا انتظار داشته باشی که
‫بتونی رقابت کنی.

973
00:55:31,340 --> 00:55:33,742
‫میدونی، یعنی حداقل با کسانی که خوبن
‫نمیشه رقابت کرد. پس...

974
00:55:35,010 --> 00:55:36,545
‫میدونی...

975
00:55:36,578 --> 00:55:39,314
‫جوجوتسو دائماً پیشرفت میکنه...

976
00:55:39,348 --> 00:55:41,316
‫و من به میسون دقیقاً همینو گفتم.

977
00:55:41,350 --> 00:55:43,785
‫ولی میدونی، اون اصرار میکرد.

978
00:55:49,024 --> 00:55:50,926
‫سلام!

979
00:55:51,260 --> 00:55:52,427
‫میک!

980
00:55:52,661 --> 00:55:53,829
‫پیت تویی؟

981
00:55:53,862 --> 00:55:55,430
‫آره.

982
00:55:59,701 --> 00:56:01,303
‫حالت چطوره؟

983
00:56:01,336 --> 00:56:02,771
‫خوبم داداش.
‫تو چطوری پسر؟

984
00:56:02,804 --> 00:56:04,907
‫- خوبم. خوشحالم میبینمت.
‫- منم همینطور رفیق!

985
00:56:06,642 --> 00:56:08,543
‫اینجا چه غلطی میکنی رفیق؟

986
00:56:08,577 --> 00:56:10,712
‫میدونی خرجم رو در میارم!

987
00:56:10,746 --> 00:56:12,381
‫- میدونی؟
‫- آره، خیلی خب.

988
00:56:12,414 --> 00:56:14,049
‫سلام، قضیۀ باشگاه جدید رو شنیدم.

989
00:56:14,082 --> 00:56:15,784
‫و بهت افتخار میکنم پسر.

990
00:56:15,817 --> 00:56:16,919
‫ممنونم، ممنونم، ممنونم!

991
00:56:16,919 --> 00:56:18,487
‫میدونستم با کُشتی به یه جایی میرسی.

992
00:56:18,487 --> 00:56:20,489
‫چی بگم پسر!

993
00:56:21,523 --> 00:56:23,458
‫خب...حالا چه خبره؟

994
00:56:23,492 --> 00:56:25,894
‫- تراویس، این میک ه. میک با تراویس آشنا شو.
‫- حالت چطوره رفیق؟

995
00:56:25,894 --> 00:56:27,329
‫- چه خبر رفیق؟ خوشوقتم.
‫- خیلی خوشوقتم.

996
00:56:27,362 --> 00:56:28,664
‫اون یه ذره باهام تمرین کرده.

997
00:56:28,697 --> 00:56:30,399
‫میخواستم یه چند تا مبارزه براش جور کنم.

998
00:56:30,432 --> 00:56:33,068
‫میخواستم سبک های بیشتری یاد بگیره و
‫داشتم بهش میگفتم...

999
00:56:33,101 --> 00:56:35,671
‫که قبلنا خیلی راحت از زیر دست آدم لیز میخوردی.

1000
00:56:35,704 --> 00:56:36,972
‫خب، تشکر میکنم رفیق.

1001
00:56:37,005 --> 00:56:38,740
‫فقط میخواستم بدونم اگه...

1002
00:56:38,774 --> 00:56:40,575
‫اشکالی نداره یه ذره باهاش کُشتی بگیری؟

1003
00:56:40,609 --> 00:56:41,810
‫ببین چطوره.

1004
00:56:42,144 --> 00:56:44,913
‫- باشه.
‫- باشه؟

1005
00:56:45,147 --> 00:56:46,615
‫یعنی همین الانِ الان؟

1006
00:56:46,648 --> 00:56:48,717
‫- وسایلم رو آوردم. حاضرم!
‫- اگه اشکالی نداشته باشه.

1007
00:56:51,720 --> 00:56:53,155
‫آره، میتونیم...

1008
00:56:53,188 --> 00:56:55,624
‫میخوای جارو بردارم یا...

1009
00:56:55,657 --> 00:56:57,492
‫- نه، لازم نیست.
‫- خیلی خب، باشه.

1010
00:56:57,526 --> 00:56:58,860
‫- بریم.
‫- خیلی خب، بریم.

1011
00:56:58,894 --> 00:57:00,495
‫- خوبی؟
‫- آره.

1012
00:57:00,529 --> 00:57:02,030
‫خب، برو بریم.
‫برو بریم!

1013
00:57:02,064 --> 00:57:03,432
‫برو بریم.

1014
00:57:08,003 --> 00:57:09,404
‫مراقب گردنت باش، مراقب گردنت باش.
‫مراقب...

1015
00:57:09,438 --> 00:57:11,039
‫گردن! گردن! گردن!

1016
00:57:12,741 --> 00:57:14,109
‫- خوبی؟
‫- آره خوبم. خوبم.

1017
00:57:14,543 --> 00:57:16,511
‫دست گرمیِ خوبی بود.

1018
00:57:16,545 --> 00:57:17,679
‫- آره، آره، آره.
‫- خوبی؟

1019
00:57:21,850 --> 00:57:22,784
‫هِی!

1020
00:57:23,785 --> 00:57:25,620
‫آرنجت رو ببند!
‫هِی، آرنج...

1021
00:57:25,654 --> 00:57:27,022
‫آرنجت رو ببند دیگه.

1022
00:57:29,091 --> 00:57:30,525
‫مراقب گردنت باش...
‫گردن، گردن!

1023
00:57:30,559 --> 00:57:32,160
‫میخواد گردنت رو بگیره.

1024
00:57:36,898 --> 00:57:37,933
‫حالا مبارزه کنید!

1025
00:57:39,267 --> 00:57:41,003
‫مراقب تعادلت باش.
‫اونجا فایده نداره، اونجا فایده نداره.

1026
00:57:41,036 --> 00:57:43,138
‫یه ذره با دستت بازی کن.

1027
00:57:43,171 --> 00:57:45,040
‫آهان. خیلی خب.

1028
00:57:45,073 --> 00:57:46,742
‫آهان!

1029
00:57:46,775 --> 00:57:48,210
‫ضربۀ قشنگی بود، تراویس!

1030
00:57:48,243 --> 00:57:49,644
‫بیشتر به خودت فضا بده.
‫همینه!

1031
00:57:49,678 --> 00:57:51,079
‫آهان، آره.

1032
00:57:51,113 --> 00:57:54,049
‫میخواد زیر دو خمت رو بگیره!
‫میخواد زیر دو خمت رو بگیره!

1033
00:57:54,783 --> 00:57:55,951
‫لعنت...

1034
00:57:58,053 --> 00:58:00,422
‫برو سمت گوشه!

1035
00:58:00,722 --> 00:58:01,857
‫مراقب دستت باش.

1036
00:58:01,890 --> 00:58:03,558
‫مراقب دستت باش...
‫برگرد سمتش!

1037
00:58:03,592 --> 00:58:05,594
‫رو کن سمتش.

1038
00:58:06,028 --> 00:58:08,864
‫نه، نفس بکِش!
‫نه، نه، فایده نداره. میخواد دستت رو بگیره.

1039
00:58:15,070 --> 00:58:16,505
‫خوبی؟

1040
00:58:16,538 --> 00:58:17,806
‫آره، خوبم پسر.

1041
00:58:19,775 --> 00:58:21,009
‫خیلی خب، میک!

1042
00:58:21,143 --> 00:58:22,177
‫رُک باهاش حرف بزن.

1043
00:58:22,611 --> 00:58:23,678
‫ببین، فکر کنم میدونی...

1044
00:58:23,712 --> 00:58:25,547
‫که روی اون ضربه گردنت رو آزاد گذاشته بودی.

1045
00:58:25,580 --> 00:58:28,583
‫میدونی وقتی پا رو گرفتی، سریع بزن زمین...

1046
00:58:28,617 --> 00:58:32,587
‫آرنج هات رو جمع کن تا یه موقع نتونم
‫تکنیک کیمورا، حالت چهارم رو روت اجرا کنم.

1047
00:58:32,621 --> 00:58:34,089
‫یعنی این چیزی نیست که پیت...

1048
00:58:34,122 --> 00:58:37,092
‫- چیز خاصی نیست.
‫- ...نتونه درستش کنه، این...

1049
00:58:37,125 --> 00:58:38,760
‫یعنی اگه اینا رو درست کنی...

1050
00:58:38,794 --> 00:58:41,797
‫خطرناک میشی، رفیق!
‫بهت قول میدم.

1051
00:58:41,830 --> 00:58:44,132
‫آره، شاید همین کار رو کردم.

1052
00:58:44,266 --> 00:58:46,568
‫- ممنونم رفیق، تشکر میکنم.
‫- خواهش میکنم.

1053
00:58:46,601 --> 00:58:47,936
‫- پیت، بیرون میبینمت.
‫- بله.

1054
00:58:47,969 --> 00:58:49,071
‫باشه.

1055
00:58:56,178 --> 00:58:57,245
‫خوبی «تی پی»؟
‫(تراویس پرینس)

1056
00:58:57,279 --> 00:58:59,848
‫آره، تمرین خوبی بود.

1057
00:59:01,183 --> 00:59:03,151
‫- مشکلی نبود؟
‫- واقعاً نمیدونی که...

1058
00:59:03,218 --> 00:59:05,287
‫اون بیرون توی جهان چه خبره، نه؟

1059
00:59:05,821 --> 00:59:06,988
‫از چی حرف میزنی؟

1060
00:59:07,022 --> 00:59:08,490
‫داداش، اون تراویس پرینس ه.

1061
00:59:08,523 --> 00:59:10,225
‫تازگی توی برزیل قهرمان شده.

1062
00:59:13,261 --> 00:59:14,629
‫همونطور که قبلش ازت پرسیدم...

1063
00:59:15,864 --> 00:59:17,933
‫اینجا چه غلطی میکنی؟

1064
00:59:22,804 --> 00:59:24,639
‫بهم اعتماد کن، هنوزم میتونه.

1065
00:59:24,673 --> 00:59:26,141
‫به شخصه مصدومیتی ندیدم.

1066
00:59:26,174 --> 00:59:28,777
‫واقعاً؟
‫فعلاً چیزی بهش نگو.

1067
00:59:28,810 --> 00:59:30,245
‫نه، بهش نمیگم.

1068
00:59:30,278 --> 00:59:31,913
‫در واقع میخوام یه کاری بهش پیشنهاد بدم،

1069
00:59:31,947 --> 00:59:34,316
‫چون نمیخوام وقتی بهش گفتم
‫یهویی فکر کنه خبریه!

1070
00:59:34,549 --> 00:59:35,917
‫منظورت چیه؟

1071
00:59:35,951 --> 00:59:37,619
‫فکر میکنی یارو انقدر خوبه؟

1072
00:59:37,652 --> 00:59:39,054
‫خب، بذار اینجوری بهت بگم...

1073
00:59:39,087 --> 00:59:40,755
‫اگه ترتیب این مبارزه رو دادی...

1074
00:59:40,789 --> 00:59:42,090
‫من روی مبارز تو شرط نمیبندم.

1075
00:59:42,124 --> 00:59:44,059
‫چی؟ شوخی میکنی؟

1076
00:59:44,092 --> 00:59:45,927
‫خب...بذار اینجوری بگم.

1077
00:59:45,961 --> 00:59:49,798
‫اگه مبارزه به روی زمین کِشیده بشه
‫مبارزِت کارش تمومه!

1078
00:59:52,601 --> 00:59:54,236
‫خودت میدونی که همینطوره، پسر!

1079
00:59:55,937 --> 00:59:57,139
‫آره.

1080
00:59:58,974 --> 01:00:00,041
‫سلام.

1081
01:00:00,075 --> 01:00:01,076
‫چه خبره؟

1082
01:00:01,109 --> 01:00:02,878
‫پس...میدونی، بذار...

1083
01:00:02,911 --> 01:00:05,814
‫بذار درباره ش با لیلا حرف بزنم،
‫بعدش فردا بهت زنگ میزنم.

1084
01:00:05,847 --> 01:00:08,316
‫باشه؟
‫خیلی خب، به زودی حرف میزنیم.

1085
01:00:08,650 --> 01:00:09,951
‫کی بود؟

1086
01:00:11,286 --> 01:00:13,722
‫پیت رو یادت میاد دیگه؟

1087
01:00:13,755 --> 01:00:15,257
‫تری؟ آره.
‫(اسم اصلیش تری ه)

1088
01:00:15,590 --> 01:00:18,860
‫خب، چند وقت پیش
‫یه مرکز آموزشِ «ام ام ای» راه انداخته...

1089
01:00:18,894 --> 01:00:21,129
‫و دوست داره من برم گلاویز شدن یاد بدم.

1090
01:00:23,031 --> 01:00:25,200
‫عزیزم، دیگه اونجوری لازم نیست توی حراست...

1091
01:00:26,700 --> 01:00:34,700
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1092
01:00:47,890 --> 01:00:50,125
.خیلی متاسفم

1093
01:00:50,159 --> 01:00:51,527
.منم همینطور

1094
01:00:51,560 --> 01:00:53,395
فقط بهم قول بده
.که مراقب خودت باشی

1095
01:00:53,429 --> 01:00:56,065
.حتما -
.خوبه -

1096
01:01:43,412 --> 01:01:45,014
‫مراقب پا باش.
‫مراقب پا باش!

1097
01:01:45,047 --> 01:01:46,048
‫سلام پیت!

1098
01:01:48,150 --> 01:01:49,151
‫پیت!

1099
01:01:51,387 --> 01:01:54,323
‫پس اومدی! پس اومدی!

1100
01:01:54,356 --> 01:01:56,659
‫چه خبرا داداش؟

1101
01:01:56,692 --> 01:01:57,960
‫عجب!

1102
01:01:57,993 --> 01:02:00,629
‫به خونه خوش اومدی عزیزم!
‫به خونه خوش اومدی.

1103
01:02:00,663 --> 01:02:02,231
‫وقتی حریفتون موضعش رو عوض میکنه...

1104
01:02:02,264 --> 01:02:05,067
‫برای سر، اگه روتون افتاده باشه
‫دو تا گزینه دارید.

1105
01:02:05,100 --> 01:02:06,335
‫سر حریف بالا ه.

1106
01:02:06,368 --> 01:02:08,070
‫پس میتونید حریف رو بچرخونید؟

1107
01:02:08,103 --> 01:02:09,405
‫حالا وقتی حاضر بودم...

1108
01:02:09,438 --> 01:02:10,939
‫از زیرش فرار میکنم،

1109
01:02:10,973 --> 01:02:12,608
‫و شرایط رو مساوی میکنم.

1110
01:02:12,641 --> 01:02:14,276
‫بعدش که شرایط مساوی میشه...

1111
01:02:15,411 --> 01:02:17,079
‫میام روی موضع بالا!

1112
01:02:17,112 --> 01:02:19,515
‫آره، آره، آره.

1113
01:02:19,548 --> 01:02:20,549
‫زیبا بود.

1114
01:02:20,582 --> 01:02:22,051
‫این دستاش کجا میره؟

1115
01:02:22,084 --> 01:02:23,085
‫توی صورتش!

1116
01:02:23,118 --> 01:02:25,187
‫این دست فقط برای این اینجاست...

1117
01:02:25,220 --> 01:02:28,157
‫تا جلوی منو بگیره که به تو نزدیک نشم.

1118
01:02:28,190 --> 01:02:29,591
‫وایستا، وایستا، وایستا، وایستا!

1119
01:02:29,625 --> 01:02:30,693
‫برای صورتت نه!

1120
01:02:31,635 --> 01:02:33,303
‫بچه ها، یه لحظه عذر میخوام.

1121
01:02:33,996 --> 01:02:35,964
.اون درست اونجاست

1122
01:02:35,998 --> 01:02:37,132
.هِی، میک

1123
01:02:37,166 --> 01:02:39,435
‫بچه ها، یه لحظه عذر میخوام.

1124
01:02:39,468 --> 01:02:41,904
‫- بابا!
‫- رفیق!

1125
01:02:43,372 --> 01:02:46,041
‫انتظار نداشتم روز اول کارم، مهمون داشته باشم.

1126
01:02:46,075 --> 01:02:47,910
‫الان اینجا چه خبره؟

1127
01:02:47,943 --> 01:02:51,480
‫- آخ، خفه شدم! ضربۀ تسلیم! بابایی تسلیم میشه!
‫- خیلی خب، خیلی خب!

1128
01:02:51,513 --> 01:02:55,084
‫خب، میخواستیم بیایم دفتر جدید بابایی رو ببینیم.

1129
01:02:56,251 --> 01:02:57,219
‫ممنونم.

1130
01:02:59,321 --> 01:03:00,923
‫اینجا فوق العاده ست.

1131
01:03:00,956 --> 01:03:02,524
‫بابایی هم همین فکر رو میکنه.

1132
01:03:02,758 --> 01:03:04,893
‫بابت اینجا خیلی هیجان زده ام.

1133
01:03:04,927 --> 01:03:07,029
‫بابا، من کِی میتونم مبارزه کنم؟

1134
01:03:07,262 --> 01:03:09,732
‫خب، اگه همه چیز طبق نقشه پیش بره، هیچوقت!

1135
01:03:10,532 --> 01:03:13,769
‫- چرا؟
‫- ببین...

1136
01:03:13,802 --> 01:03:16,972
‫بابا از قبل بهت جنبۀ دفاعی جوجوتسو رو یاد داده.

1137
01:03:17,006 --> 01:03:19,508
‫و اگه هر مشکلی برات پیش بیاد
‫با اون میتونی از پسش بر بیای.

1138
01:03:19,642 --> 01:03:22,845
‫ولی قرار نیست وارد رینگ یا قفس بشی.

1139
01:03:22,878 --> 01:03:25,047
‫بابایی میخواد گزینه های دیگه ای
‫توی زندگیت داشته باشی.

1140
01:03:25,381 --> 01:03:26,982
‫من فقط مبارزه کردن رو یاد گرفتم.

1141
01:03:27,316 --> 01:03:29,151
‫ایکاش منم اون گزینه ها رو میداشتم.

1142
01:03:29,184 --> 01:03:32,388
‫ولی میخوام تو فرق کنی.

1143
01:03:32,521 --> 01:03:36,025
‫آقای پیت میگه بچه های سن من میتونن مبارزه کنن.

1144
01:03:36,058 --> 01:03:38,127
‫عه آقای پیت همچین حرفی زده؟

1145
01:03:38,160 --> 01:03:42,164
‫من که اصلاً یادم نمیاد همچین گفتگویی
‫با تو داشته باشم.

1146
01:03:42,197 --> 01:03:44,733
‫آخه یادم میاد یه گفتگویی با آقای پیت داشتم...

1147
01:03:44,767 --> 01:03:46,435
‫و بهش گفتم:
‫«دور بچۀ منو خط بکِش».

1148
01:03:46,468 --> 01:03:49,038
‫- این بچه هیچوقت مبارزه نمیکنه.
‫- اون...هیچوقت!

1149
01:03:49,071 --> 01:03:52,307
‫آره، خب وقتی داشتیم حرف میزدیم که ما...

1150
01:03:52,341 --> 01:03:54,076
‫نباید این حرف رو اینجا میزدی، پسر!

1151
01:03:54,309 --> 01:03:55,844
‫باید میگفتم دیگه.

1152
01:03:55,878 --> 01:03:58,113
‫بذار بگم چیکار میخوام بکنم.

1153
01:03:58,147 --> 01:03:59,915
‫- پیت، دستکش رو بنداز.
‫- بیا.

1154
01:04:00,349 --> 01:04:02,051
‫دستتو بده من.

1155
01:04:02,084 --> 01:04:04,286
‫بذارش اینجا.
‫دقیقاً همینجا.

1156
01:04:04,319 --> 01:04:06,321
‫نگاه کن.

1157
01:04:06,355 --> 01:04:08,891
‫وقتی این اندازه ت شد،
‫با هم صحبت میکنیم.

1158
01:04:09,124 --> 01:04:11,160
‫- میفهمی؟
‫- بله آقا!

1159
01:04:11,493 --> 01:04:13,362
‫و برای یه لحظۀ کوتاه...

1160
01:04:13,395 --> 01:04:14,897
‫همه چیز به نظر خوب میومد.

1161
01:04:14,930 --> 01:04:18,367
‫ولی بالاخره اون ویدیو گریبان گیرش شد.

1162
01:04:18,500 --> 01:04:21,470
‫[شکست نخورده؟]

1163
01:04:28,243 --> 01:04:31,046
‫[سؤال اینجاست که «کلی» این مبارزه را قبول می کند؟]

1164
01:04:44,259 --> 01:04:46,195
‫منم!

1165
01:04:46,228 --> 01:04:47,262
‫خیلی خب.

1166
01:04:48,263 --> 01:04:49,531
‫به مدیر برنامه هاش زنگ بزن.

1167
01:04:51,066 --> 01:04:53,268
‫البته اگه مدیر برنامه ها داشته باشه!

1168
01:05:23,065 --> 01:05:24,266
‫حالا میزنتش زمین.

1169
01:05:29,705 --> 01:05:31,473
‫حرکت کتاب!

1170
01:05:39,214 --> 01:05:43,218
‫برنده با اعلام تسلیم شدن حریف، میکی کلی ه!

1171
01:05:43,218 --> 01:05:46,555
‫همون روز «برایان برکمن» باهام تماس گرفت.

1172
01:05:46,588 --> 01:05:48,957
‫اون یه حریف جور کنِ بزرگه!

1173
01:05:49,191 --> 01:05:51,727
‫یه چند تا فرم بهم داد تا نگاهشون کنم.

1174
01:05:51,760 --> 01:05:55,397
‫قشنگ مطمئن شدم که همه داشتن از این صحبت میکردن
‫که میکی تنها مبارزی ه...

1175
01:05:55,430 --> 01:05:57,466
‫که میتونه بلین رو شکست بده.

1176
01:05:57,900 --> 01:06:00,969
‫ملت درخواست یه مبارزۀ مجدد داده بودن.

1177
01:06:01,003 --> 01:06:03,672
‫ولی میکی 46 سالش بود و تمرین نداشت.

1178
01:06:03,806 --> 01:06:07,376
‫ولی بلین 31 سالش بود و توی اوجش بود.

1179
01:06:07,509 --> 01:06:09,211
‫حالا مشکل دیگه به کنار!

1180
01:06:09,444 --> 01:06:11,113
‫رفیقت داره اسطوره میشه.

1181
01:06:11,146 --> 01:06:13,282
‫اگه از این فرصت استفاده نکنه، احمقه!

1182
01:06:13,315 --> 01:06:16,351
‫آره ولی شاید از نظر جسمانی مشکل داشته باشه.

1183
01:06:16,385 --> 01:06:18,053
‫یکی از چشماش مشکل داره.

1184
01:06:18,053 --> 01:06:19,755
‫نگران نباش، اگه بخواد مبارزه کنه...

1185
01:06:19,988 --> 01:06:22,391
‫یه دکتر مناسب خودش دارم.

1186
01:06:22,424 --> 01:06:23,992
‫ببین، مهم نیست من چی میگم.

1187
01:06:24,026 --> 01:06:26,562
‫میدونم که میخواد مبارزه کنه.

1188
01:06:26,628 --> 01:06:28,330
‫مشکلمون اون نیست.

1189
01:06:28,363 --> 01:06:31,834
‫عزیزم، 75 هزار دلار
‫فقط برای وارد شدن به رینگ میدن.

1190
01:06:31,967 --> 01:06:33,635
‫بیشتر از درآمد یکسال منه!

1191
01:06:33,669 --> 01:06:36,572
‫اگه یه میلیون دلار هم باشه برام مهم نیست.
‫نمیتونم بذارم این کار رو بکنی.

1192
01:06:36,605 --> 01:06:38,740
‫- خیلی خب، فقط بذار...
‫- نه، پنج سال...

1193
01:06:38,774 --> 01:06:41,677
‫عذاب وجدان داشتم که بهت اجازه دادم
‫همچین کار احمقانه ای بکنی.

1194
01:06:41,710 --> 01:06:43,345
‫خب جوون بودم.

1195
01:06:43,545 --> 01:06:45,080
‫فکر میکردم میتونم ببرم.

1196
01:06:45,113 --> 01:06:47,382
‫الان مسن تر شدم، میدونم نمیتونم بِبَرم.

1197
01:06:47,716 --> 01:06:50,052
‫میرم اونجا و یه ذره حرکت میزنم...

1198
01:06:50,085 --> 01:06:51,920
‫و به محض اینکه احساس کردم مشکلی هست
‫تسلیم میشم.

1199
01:06:51,920 --> 01:06:54,289
‫بعدش با یه مقدار پول میریم خونه.

1200
01:06:54,323 --> 01:06:57,259
‫واقعاً انتظار داری باور کنم که وقتی میری اونجا،

1201
01:06:57,292 --> 01:06:59,795
‫با اون آشغال عوضی وارد یه رینگ میشی...

1202
01:06:59,828 --> 01:07:01,663
‫و میتونی در برابر تمایل به کتک زدنی که...

1203
01:07:01,697 --> 01:07:03,465
‫سزاوارشه، مقاومت کنی؟

1204
01:07:03,498 --> 01:07:06,635
‫واقعاً؟ واقعاً؟ خیلی خب، باشه حله.

1205
01:07:06,668 --> 01:07:09,304
‫توی چشمام نگاه کن و اینو بهم بگو.

1206
01:07:13,742 --> 01:07:15,010
‫نمیتونم.

1207
01:07:16,645 --> 01:07:18,614
‫خب وقتی با من آشنا شدی...

1208
01:07:18,747 --> 01:07:21,516
‫توی یه چیزی عالی بودم.

1209
01:07:21,550 --> 01:07:23,752
‫اعتماد به نفس داشتم و به خودم افتخار میکردم.

1210
01:07:23,785 --> 01:07:27,189
‫و استعدادی داشتم که همه جا با خودم میبُردمش.

1211
01:07:28,857 --> 01:07:32,327
‫اگه اینو ازم بگیری، دیگه مثل قبل نمیشم.

1212
01:07:33,996 --> 01:07:36,465
...من حتی

1213
01:07:36,498 --> 01:07:38,233
.حتی دیگه یه مرد نیستم

1214
01:07:41,070 --> 01:07:44,874
یه همچین کسی رو به
.عنوان یک پدر داشتم

1215
01:07:44,907 --> 01:07:47,542
و فقط میخوام
.دور و بر همین بشم

1216
01:07:55,617 --> 01:07:57,419
.باید باه‌اش روبرو بشم

1217
01:08:01,057 --> 01:08:02,058
.انجامش میدم

1218
01:08:02,091 --> 01:08:04,326
.نه، نه

1219
01:08:23,578 --> 01:08:25,813
‫با همین جلسات خصوصیش هم به زور موافقت کردم،

1220
01:08:25,846 --> 01:08:27,915
‫ولی این...این دیگه...

1221
01:08:28,149 --> 01:08:31,619
‫دیوونگی ه؟
‫میدونم.

1222
01:08:33,421 --> 01:08:35,356
‫توی جلسات خصوصی همیشه سعی نمیکنن
‫بهت آسیب بزنن،

1223
01:08:35,389 --> 01:08:38,659
‫ولی توی هر قفسی، عملاً تنها کاری که
‫میخوان بکنن همینه!

1224
01:08:45,399 --> 01:08:47,001
‫- شاید من بتونم...
‫- ولی عاشقشم.

1225
01:08:48,703 --> 01:08:51,772
‫و این سؤالیه که اون به دنبال جوابشه، پس...

1226
01:08:52,840 --> 01:08:55,042
‫اگه نذارم انجامش بده...

1227
01:08:55,076 --> 01:08:57,411
‫تا ابد مثل خوره به جونش میوفته.

1228
01:08:57,445 --> 01:09:00,748
‫آخرش از دست من ناراحت میشه و
‫به هر حال از دستش میدم.

1229
01:09:02,350 --> 01:09:05,052
‫حالا میفهمم چرا شما دوتا ازدواج کردید.

1230
01:09:05,086 --> 01:09:07,622
‫تو هم دقیقاً مثل اون خُل و چِلی!

1231
01:09:18,901 --> 01:09:21,603
به من قول بده
که بخاطر پسر خوندت

1232
01:09:21,636 --> 01:09:24,073
هروقت بهت گفتم

1233
01:09:24,106 --> 01:09:26,742
.مبارزه رو متوقف کنی

1234
01:09:36,118 --> 01:09:37,352
.ممنونم

1235
01:09:48,430 --> 01:09:50,132
.هِی

1236
01:09:50,166 --> 01:09:51,533
.باشه

1237
01:09:53,002 --> 01:09:54,502
باشه؟

1238
01:10:00,542 --> 01:10:01,978
.دوستت دارم

1239
01:10:03,212 --> 01:10:06,816
.خیلی -
.می دونم، منم همینطور -

1240
01:10:10,552 --> 01:10:13,988
‫میکی قبل از اینکه قراردادی ببنده
‫شروع کرد مثل چی تمرین کردن!

1241
01:10:16,057 --> 01:10:18,593
‫یالا شروع کنیم.
‫برو بریم، میک!

1242
01:10:18,626 --> 01:10:20,194
‫- تو میتونی، عزیزم!
‫- قشنگ تلاش کن، عزیزم!

1243
01:10:20,228 --> 01:10:22,397
‫نهایت تلاشت رو بکن.

1244
01:10:22,931 --> 01:10:24,232
‫آهان!

1245
01:10:24,265 --> 01:10:25,800
‫بازم تلاش کن.

1246
01:10:28,336 --> 01:10:30,772
‫خیلی خب، قضیه از این قراره، میک!

1247
01:10:30,805 --> 01:10:33,775
‫اگه جلوی این یارو دووم بیاری،
‫کلاً 60 ثانیه میتونی سر پا باشی، خب؟

1248
01:10:33,808 --> 01:10:37,011
‫هر چی بیشتر سر پا باشی،
‫احتمال اینکه ضربه بخوری بیشتر میشه.

1249
01:10:37,145 --> 01:10:38,146
‫خیلی خب داداش؟

1250
01:10:38,279 --> 01:10:39,847
‫افزایش قدرت،

1251
01:10:40,281 --> 01:10:42,083
‫افزایش سرعت!

1252
01:10:42,116 --> 01:10:44,886
‫- خیلی خب عزیزم! همینطوری فشار بیار.
‫- یالا!

1253
01:10:45,320 --> 01:10:46,955
‫باید سریعتر از هر زمان فاصله ت رو کم کنی،

1254
01:10:46,988 --> 01:10:50,191
‫و به زمین بزنیش.

1255
01:10:50,224 --> 01:10:52,126
‫و وقتی روی زمین ه...

1256
01:10:52,160 --> 01:10:54,295
‫مثل قدیما زمان نامحدود نداری، پسر!

1257
01:10:54,362 --> 01:10:55,697
‫راندهای پنج دقیقه ای داری،

1258
01:10:55,730 --> 01:10:57,865
‫پس باید قبل از اینکه زنگ رو بزنن،
‫کاری کنه تسلیم بشه.

1259
01:10:57,899 --> 01:11:00,201
‫علاوه بر اینا، مارکو روی حرکات روی زمینش کار کرده

1260
01:11:00,234 --> 01:11:01,903
‫پس دیگه اون آدم ناشی به جوجوتسو نیست.

1261
01:11:03,271 --> 01:11:04,639
‫بهت قدرت سر شاخ شدنِ...

1262
01:11:04,706 --> 01:11:05,974
‫یه گوریل لعنتی رو میدیم.

1263
01:11:06,007 --> 01:11:07,342
‫پسر، میشنوی چی میگم؟

1264
01:11:08,076 --> 01:11:09,777
‫تا وقتی روی زمینی...

1265
01:11:09,811 --> 01:11:11,679
‫بزنی مثل عروسک «گامپی» با زمین یکیش کنی.

1266
01:11:13,781 --> 01:11:15,984
‫روی تکنیک هایی کار میکردیم که
‫به بخش چپ بدنش...

1267
01:11:16,017 --> 01:11:17,852
‫کمک میکرد که تا حد ممکن از خودش مراقبت کنه...

1268
01:11:17,885 --> 01:11:19,287
‫حرکت هیل دراپ رو فراموش کن، باشه؟

1269
01:11:19,320 --> 01:11:21,055
‫به گرفتنِ پشتش و این چیزا فکر نکن.

1270
01:11:21,089 --> 01:11:23,891
‫بلین میدونه که گلاویزش میشی.
‫انتظارش رو داره!

1271
01:11:23,925 --> 01:11:25,994
‫از بالا بگیرش.

1272
01:11:26,027 --> 01:11:28,196
‫سوپلکس بزن!

1273
01:11:28,229 --> 01:11:31,299
‫...و در عین حال روی استراتژی های جدید
‫کار میکردیم که بلین رو بترسونیم.

1274
01:11:44,012 --> 01:11:45,413
‫ولی همه ش بی فایده بود.

1275
01:11:52,420 --> 01:11:54,122
‫شروع کنید.

1276
01:11:58,326 --> 01:12:00,928
‫میسون خیلی تلاش کرده بود...

1277
01:12:00,962 --> 01:12:02,797
‫تا این ورزش رو به جهان عرضه کنه...

1278
01:12:05,199 --> 01:12:08,970
‫که نمیتونست ریسکش رو بپذیره که
‫یه مبارز توی تلویزیون کُشته بشه.

1279
01:12:09,103 --> 01:12:11,739
‫پس قبل از اینکه رسماً مبارزه اعلام بشه...

1280
01:12:11,773 --> 01:12:14,409
‫یه دکتر واقعی برای وضعیت جسمانی میکی آورد.

1281
01:12:20,348 --> 01:12:23,885
‫میکی همه چیز رو با بهترین نمرات گذروند
‫تا اینکه کار به تست بینایی رسید.

1282
01:12:42,336 --> 01:12:45,173
‫امکان نداشت که به میک گیر نده.

1283
01:12:45,406 --> 01:12:49,143
‫اون قضیه مال هشتم مارس سال 2001 بود.

1284
01:12:51,913 --> 01:12:54,115
‫کاربراتور ماشینش خراب شده بود
‫و ماشینش توی مغازۀ من بود،

1285
01:12:54,148 --> 01:12:56,317
‫پس من رسوندمش مطب دکتر.

1286
01:13:00,822 --> 01:13:02,990
‫قرار بود لیلا بره دنبالش.

1287
01:13:11,299 --> 01:13:14,168
‫من و کید داشتیم از «هابی شک» برمیگشتیم.
‫(فروشگاه اسباب بازی)

1288
01:13:14,202 --> 01:13:16,337
‫مامان بزرگ! مامان بزرگ تاکو!
‫(مامانِ تاکوئه)

1289
01:13:16,370 --> 01:13:17,939
‫ببین عمو برام چی گرفت.

1290
01:13:21,075 --> 01:13:22,810
‫- ...از یک تابلوی توقف رد شد...
‫- ساعت 6 بعد از ظهر!

1291
01:13:22,844 --> 01:13:24,312
‫...و با «فولکس واگن بیتل» تصادف کرد.

1292
01:13:24,345 --> 01:13:25,613
‫در واقع توی اخبار دیدمش.

1293
01:13:25,747 --> 01:13:27,215
‫نیروی امدادی در صحنه حاضره.

1294
01:13:31,919 --> 01:13:32,920
‫آره.

1295
01:13:42,163 --> 01:13:43,431
‫مرگِ لیلا...

1296
01:13:44,932 --> 01:13:46,434
‫میک رو جوری عوض کرد که...

1297
01:13:48,002 --> 01:13:50,004
‫هیچوقت نمیتونم تشریحش کنم.

1298
01:13:52,406 --> 01:13:53,808
‫هیچوقت نگفت ولی...

1299
01:13:56,511 --> 01:13:58,980
‫احساس میکرد تقصیر اونه.

1300
01:14:00,882 --> 01:14:03,584
‫قشنگ از قیافه ش معلوم بود.

1301
01:14:03,718 --> 01:14:06,254
‫اگه اون این کار رو نمیکرد...

1302
01:14:43,891 --> 01:14:46,093
‫آهای آشغال! دارم باهات حرف میزنم!

1303
01:14:46,627 --> 01:14:48,062
‫هِی رفیق، حالت خوبه؟

1304
01:14:48,095 --> 01:14:50,064
‫- نه، خوبم. الان میرم.
‫- خوبی داداش؟

1305
01:14:50,097 --> 01:14:52,200
‫همه چیز روبراهه؟

1306
01:14:59,941 --> 01:15:02,443
‫فکر میکنم تنها چیزی که زنده نگهش میداشت کید بود.

1307
01:15:07,448 --> 01:15:09,884
‫یادت باشه به مامانت بگی دانش آموز ممتاز شدی،
‫باشه؟

1308
01:15:09,917 --> 01:15:11,986
‫- باشه.
‫- اینجوری خیلی بهت افتخار میکنه.

1309
01:15:13,921 --> 01:15:15,990
‫بهش بگو بهت سوشی دادم امتحان کنی.

1310
01:15:16,023 --> 01:15:19,093
‫- باشه.
‫- ولی لازم نیست بهش بگی مزخرف بود.

1311
01:15:19,126 --> 01:15:20,828
‫اونو توی دلت نگه دار.

1312
01:15:26,767 --> 01:15:29,136
‫- هِی رفیق!
‫- عه، ممنون.

1313
01:15:33,708 --> 01:15:35,276
‫تو نمیای؟

1314
01:15:35,309 --> 01:15:39,113
‫نه، میدونی من...
‫اول صبح اومدم.

1315
01:15:39,747 --> 01:15:42,483
‫- آها.
‫- پس الان...

1316
01:15:42,516 --> 01:15:45,119
‫- الان نوبت توئه. تو برو. باشه؟
‫- باشه.

1317
01:15:46,754 --> 01:15:49,290
‫در ضمن بهش بگو این تابستون قراره
‫موج سواری یاد بگیری. خب؟

1318
01:15:49,724 --> 01:15:51,959
‫و اینکه دوستش داری.
‫که ما...

1319
01:15:58,366 --> 01:16:00,368
‫که ما دوستش داریم، رفیق!

1320
01:16:01,868 --> 01:16:09,868
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1321
01:16:13,347 --> 01:16:15,449
‫- شب بخیر، رفیق!
‫- شب بخیر.

1322
01:16:15,883 --> 01:16:16,918
‫دعاهامون چی؟

1323
01:16:19,720 --> 01:16:21,455
‫آره.

1324
01:16:21,489 --> 01:16:23,124
‫آره میتونیم بخونیم.

1325
01:16:28,729 --> 01:16:31,499
‫فرشتۀ خدا، عزیزِ نگهبان من!

1326
01:16:31,532 --> 01:16:34,568
‫که به خاطر عشق خداوند اینجا در کنارم هستی،

1327
01:16:34,602 --> 01:16:37,138
‫تا صبح مراقب من باش...

1328
01:16:37,171 --> 01:16:39,440
‫و با بصیرت خودت منو در امان نگه دار.

1329
01:16:39,473 --> 01:16:40,541
‫آمین!

1330
01:16:43,177 --> 01:16:44,779
‫میدونی، واقعاً ممنونم که تو و مامانت...

1331
01:16:44,812 --> 01:16:46,647
‫اینقدر توی مسائل مربوط به کید
‫بهم کمک کردید.

1332
01:16:48,215 --> 01:16:49,350
‫بیخیال داداش!

1333
01:16:50,518 --> 01:16:52,019
‫تو هم جزو خانواده مونی.

1334
01:16:53,554 --> 01:16:54,622
‫حال و احوالت چطوره؟

1335
01:16:56,157 --> 01:16:58,526
‫انگار یه یخچال افتاده روی سینه ام، پسر!

1336
01:16:58,859 --> 01:17:01,329
‫انگار وقتی نفس میکِشم، ریه هام...

1337
01:17:01,362 --> 01:17:04,398
‫درست و حسابی هوا داخل نمیکنن.

1338
01:17:04,532 --> 01:17:08,135
‫و نمیخوام کید منو اینجوری ببینه.
‫میدونی چی میگم؟

1339
01:17:09,403 --> 01:17:11,372
‫واقعاً داری به خودت سخت میگیری.

1340
01:17:13,341 --> 01:17:15,343
‫داری وضعیت سختی رو پشت سر میذاری.

1341
01:17:16,711 --> 01:17:18,579
‫اونموقع رو یادته که راجع به...

1342
01:17:19,814 --> 01:17:21,315
‫راجع به بابام بهت گفتم؟

1343
01:17:22,416 --> 01:17:24,018
‫آره، اون گذاشتت و رفت.

1344
01:17:24,051 --> 01:17:25,119
‫خودشو کُشت.

1345
01:17:26,187 --> 01:17:28,723
‫درست بعد از اینکه مامانم رو کُشت.

1346
01:17:28,756 --> 01:17:30,257
‫زندگی چند تا سختی بهش داد...

1347
01:17:30,291 --> 01:17:32,693
‫و اون سر ما خالیش کرد.

1348
01:17:34,595 --> 01:17:37,732
‫به گمونم نمیتونست نیازهامون رو برطرف کنه.
‫میدونی؟

1349
01:17:37,765 --> 01:17:41,168
‫بعدش...بعدش یهویی تسلیم شد.

1350
01:17:41,202 --> 01:17:43,070
‫مامانم هم با خودش بُرد.

1351
01:17:45,106 --> 01:17:46,173
‫و من...

1352
01:17:47,508 --> 01:17:49,110
‫واقعاً خجالت میکِشم که اون مرد بابامه.

1353
01:17:50,378 --> 01:17:51,679
‫وقتی از ارتش اومدم بیرون،

1354
01:17:51,712 --> 01:17:56,117
‫رفتم به صورت قانونی،
‫فامیلی مامانم رو گذاشتم روی خودم.

1355
01:17:56,350 --> 01:18:00,221
‫میخواستم همه چیزهای مربوط به
‫اون فامیلیِ «اوسالیوان» لعنتی بریزم دور.

1356
01:18:00,454 --> 01:18:03,124
‫نمیخواستم هیچ ربطی به هیچ چیز اون داشته باشم.

1357
01:18:06,527 --> 01:18:08,396
‫چرا الان داری اینا رو بهم میگی؟

1358
01:18:08,429 --> 01:18:10,498
‫چون میخوام بدونی کی هستم.

1359
01:18:10,831 --> 01:18:12,767
‫و نمیخوام کید همون شکست رو...

1360
01:18:12,800 --> 01:18:15,736
‫توی چشم های من ببینه، میدونی؟

1361
01:18:15,770 --> 01:18:18,439
‫میخوام بدونه که خانوادۀ کِلی،
‫دست از مبارزه بر نمیدارن!

1362
01:18:19,573 --> 01:18:20,775
‫ما دست نمیکِشیم.

1363
01:18:23,411 --> 01:18:24,412
‫میدونی...

1364
01:18:25,880 --> 01:18:28,849
‫یه پدر خوب نباید به پسرش بگه...

1365
01:18:28,883 --> 01:18:30,451
‫چطور زندگی کنه. میدونی؟

1366
01:18:30,484 --> 01:18:32,787
‫اون باید خودش زندگیش رو درست زندگی کنه...

1367
01:18:32,820 --> 01:18:34,422
‫و بذاره پسرش تماشا کنه.

1368
01:18:39,427 --> 01:18:41,429
‫میدونم اون داره تماشا میکنه، پسر!

1369
01:18:44,732 --> 01:18:47,334
‫فقط هیچوقت...

1370
01:18:47,368 --> 01:18:50,638
‫برنامه نداشتم بدونِ مادرش این کار رو بکنم.
‫میدونی؟

1371
01:18:58,879 --> 01:19:00,247
‫گوش کن...

1372
01:19:03,751 --> 01:19:05,519
‫از پس این قضیه بر میای.

1373
01:19:07,188 --> 01:19:08,689
‫بهت قول میدم.

1374
01:19:12,693 --> 01:19:15,329
‫- خدا به آدم بیشتر از اونی که...
‫- نگو پسر!

1375
01:19:15,362 --> 01:19:18,232
‫فقط بحث خدا رو نکِش وسط.

1376
01:19:20,201 --> 01:19:22,236
‫خیلی از دستش ناراحتم.

1377
01:19:25,406 --> 01:19:27,541
‫اگه لیلا اینجا بود، همین حرف منو میزد.

1378
01:19:33,981 --> 01:19:37,518
‫اون دفعه رو یادته که گریه کنان
‫اومد دم در خونۀ من...

1379
01:19:39,253 --> 01:19:40,888
‫چون بهش گفته بودی میخوای مبارزه کنی؟

1380
01:19:48,629 --> 01:19:50,231
‫میدونی بهم چی گفت؟

1381
01:19:50,264 --> 01:19:51,899
‫نه، چی؟

1382
01:19:53,501 --> 01:19:56,737
‫بهم گفت به محض اینکه وارد اون رینگ بشی...

1383
01:19:56,770 --> 01:20:00,241
‫و توی چشم های اون عوضی نگاه کنی...

1384
01:20:00,274 --> 01:20:03,911
‫اون میدونه که میتونه برنده بشه
‫و تا وقتی که برنده نشه، دست بردار نیست.

1385
01:20:26,834 --> 01:20:30,404
‫بچه ها، دستکش ها و کمربندها رو بپوشید.
‫کلاس تا پنج دقیقه دیگه شروع میشه.

1386
01:20:34,708 --> 01:20:36,177
‫سلام، میک!

1387
01:20:38,345 --> 01:20:39,346
‫ببین...

1388
01:20:40,814 --> 01:20:42,750
‫گوش کن، من...

1389
01:20:42,783 --> 01:20:44,451
‫قضیۀ همسرت رو شنیدم.

1390
01:20:45,452 --> 01:20:46,687
‫متأسفم پسر!

1391
01:20:47,821 --> 01:20:49,156
‫واقعاً متأسفم.

1392
01:20:51,325 --> 01:20:53,627
‫ببین، اگه یه موقع چیزی لازم داشتی...
‫(جمله ش ناقص موند)

1393
01:20:54,328 --> 01:20:55,896
‫جدی میگم!

1394
01:20:55,930 --> 01:20:57,798
‫ازت ممنونم.

1395
01:21:00,434 --> 01:21:03,304
‫باشه، خیلی خب.

1396
01:21:07,474 --> 01:21:08,576
‫جیمی!

1397
01:21:10,511 --> 01:21:12,146
‫اینجا چیکار میکنی؟

1398
01:21:14,615 --> 01:21:16,784
‫خب، این چند سال اخیر داشتم
‫به اون کاری که روی تشک...

1399
01:21:16,817 --> 01:21:19,420
‫باهام کردی فکر میکردم و من...

1400
01:21:20,988 --> 01:21:23,624
‫خب، نمیتونم ازش سر در بیارم.

1401
01:21:24,892 --> 01:21:26,894
‫پس اومدم توی کلاس عصرت ثبت نام کردم.

1402
01:21:29,430 --> 01:21:30,931
‫میبینمت.

1403
01:21:34,969 --> 01:21:36,904
‫آهای میک، تماس داری!

1404
01:21:38,706 --> 01:21:40,574
‫پیت، میتونی خودت ببینی چیکار داره؟

1405
01:21:40,608 --> 01:21:43,577
‫خب، میگه مهمه.
‫یه یارویی از دبی ه.

1406
01:21:44,578 --> 01:21:46,547
‫یه تاریخی در اواخر ژولای...

1407
01:21:46,580 --> 01:21:49,016
‫میک تماسی از دوست قدیمیش در دبی دریافت کرد.

1408
01:21:49,049 --> 01:21:52,820
‫از قضا دیمیتری از مبارزۀ مجددی که
‫صورت نگرفت، با خبر شده بود.

1409
01:21:52,853 --> 01:21:55,656
‫و پیشنهاد داد تا با همون مقدار پاداش
‫خودش ترتیبش رو بده.

1410
01:21:55,689 --> 01:21:58,325
‫هفتاد و پنج هزارتا فقط برای اینکه بیاد اونجا.

1411
01:21:58,359 --> 01:22:01,028
‫و 150 هزارتای دیگه برای برنده!

1412
01:22:01,061 --> 01:22:02,663
‫یه مبارزه داریم.

1413
01:22:04,999 --> 01:22:07,668
‫هِی! وقتی بابا نیست، کی مرد خونه ست؟

1414
01:22:07,701 --> 01:22:09,670
‫- منم!
‫- درسته.

1415
01:22:09,703 --> 01:22:13,707
‫پس اگه یه موقع مامان بزرگ تاکو چیزی خواست
‫حواست باشه انجامش بدی.

1416
01:22:13,741 --> 01:22:14,808
‫باشه آقا!

1417
01:22:14,842 --> 01:22:16,010
‫و مرد متشخصی باش...

1418
01:22:16,043 --> 01:22:17,711
‫و حواست بهش باشه، خب؟

1419
01:22:17,745 --> 01:22:20,314
‫- باشه.
‫- فقط پنج روز ه.

1420
01:22:20,347 --> 01:22:22,283
‫پس تا چشم به هم بزنی برمیگردم.

1421
01:22:22,316 --> 01:22:24,485
‫و میدونی چیه؟
‫بابایی دوباره میخواد پرواز کنه.

1422
01:22:24,518 --> 01:22:25,986
‫پس شاید رفتم با خلبان صحبت کردم...

1423
01:22:26,020 --> 01:22:28,222
‫تا ببینم میتونم چند تا بال با خودم بیارم یا نه.

1424
01:22:31,928 --> 01:22:33,428
.دوستت دارم، رفیق

1425
01:22:33,462 --> 01:22:34,897
.منم دوست دارم

1426
01:22:38,433 --> 01:22:39,936
،نیازی به گفتن نیست

1427
01:22:39,969 --> 01:22:41,704
،بعد از ۳۰ روز آموزش سخت

1428
01:22:41,738 --> 01:22:44,406
ما توی یک هواپیما بودیم
.که به سمت دبی می‌رفت

1429
01:22:45,942 --> 01:22:47,210
‫باورم نمیشد که میسون...

1430
01:22:47,243 --> 01:22:48,711
‫قبول کرده بود که بذاره بلین مبارزه کنه.

1431
01:22:48,745 --> 01:22:51,247
‫ولی به گمونم در اعماق وجودش...

1432
01:22:51,281 --> 01:22:52,615
‫اونم مثل بقیۀ ماها یه طرفداره.

1433
01:22:52,649 --> 01:22:54,617
‫و میدونی...

1434
01:22:54,651 --> 01:22:56,252
‫میخواسته ببینه کی برنده میشه.

1435
01:23:00,757 --> 01:23:05,728
‫خب، برای اینکه بی سر و صدا نگهش داره
‫گفتش حداکثر 100 نفر شاهدِ خوش شانس باشن.

1436
01:23:05,762 --> 01:23:09,999
‫و اینکه هیچ کدوم از حضار نباید هیچوقت
‫حرفی از این قضیه بزنن.

1437
01:23:10,333 --> 01:23:12,001
‫بازگشتت به دبی رو خوش آمد میگم.

1438
01:23:12,001 --> 01:23:14,337
‫از فرصتی که بهم دادید ممنونم، آقای کاستوپولوس!

1439
01:23:14,370 --> 01:23:16,239
‫خوشحالم دوباره میبینمت، دوستِ من!

1440
01:23:16,673 --> 01:23:18,541
‫من هم خیلی از دیدنتون خوشحالم آقا!

1441
01:23:18,574 --> 01:23:20,610
‫دوباره تشکر میکنم که برای دوستم
‫مهمون نوازی کردید.

1442
01:23:20,643 --> 01:23:23,246
‫اصلاً بهش فکر نکن، میکی!
‫اگه میدونستم هنوز به مبارزه علاقه داری...

1443
01:23:23,279 --> 01:23:24,547
‫خودم ترتیبش رو میدادم.

1444
01:23:24,580 --> 01:23:26,215
‫شوخی میکنی؟

1445
01:23:26,249 --> 01:23:27,817
‫اون کله شق ه.

1446
01:23:27,850 --> 01:23:29,519
‫هفت سال قبل اینو دیدم.

1447
01:23:29,552 --> 01:23:31,487
‫نمیدونم کِی شکست خورده!

1448
01:23:31,521 --> 01:23:35,825
‫حالا فقط برای 75 هزار دلار اومده اینجا
‫تا سلامتش رو به خطر بندازه.

1449
01:23:35,925 --> 01:23:38,661
‫ارزش سلامت یه مرد توی آمریکا، همین قدره؟

1450
01:23:38,895 --> 01:23:42,632
‫تو جوری به یه دلار اهمیت میدی
‫که من به یه میلیون اهمیت میدم.

1451
01:23:42,665 --> 01:23:45,335
‫حداقل مارکو یه ذره باهام چونه زد.

1452
01:23:45,368 --> 01:23:47,070
‫اونو با 100 هزارتا آوردم.

1453
01:23:47,103 --> 01:23:48,905
‫و وقتی 150 هزارتای دیگه رو برنده بشه...

1454
01:23:48,938 --> 01:23:51,941
‫میخواد یه «فراریِ مارانلو» بخره.

1455
01:23:51,975 --> 01:23:54,143
‫تو برای اون صرفاً همین هستی:

1456
01:23:54,177 --> 01:23:55,645
‫یه ماشین جدید!

1457
01:23:57,947 --> 01:23:59,782
‫عه، اونم آماده ست.

1458
01:24:09,392 --> 01:24:10,760
‫میک، خوبی؟

1459
01:24:12,729 --> 01:24:14,330
‫آره، خوبم.

1460
01:24:14,364 --> 01:24:18,034
‫با وزنِ 76 کیلوگرم...

1461
01:24:18,034 --> 01:24:20,303
‫میکی کِلی!

1462
01:24:21,437 --> 01:24:22,438
‫آره پسر!

1463
01:24:22,472 --> 01:24:24,874
‫و حریف اون...

1464
01:24:27,877 --> 01:24:32,315
‫با وزنِ 77.5...

1465
01:24:32,348 --> 01:24:34,951
‫مارکو بلین!

1466
01:24:36,919 --> 01:24:38,521
‫دارن از تو حرف میزنن، پهلوون!

1467
01:24:42,592 --> 01:24:43,860
‫- خیلی خب.
‫- نه!

1468
01:24:43,893 --> 01:24:47,296
‫اینا قوانینی هستن که
‫ هر دو طرف باهاش موافقت کردن.

1469
01:24:47,630 --> 01:24:52,502
‫اول از همه، گاز گرفتن و سر زدن نداریم.

1470
01:24:52,535 --> 01:24:54,637
‫اگه خیلی از برنده مطمئن هستید...

1471
01:24:54,670 --> 01:24:56,372
‫آقای کاستوپولوس شرط بندی میکنه، آقایون!

1472
01:24:56,706 --> 01:25:00,476
‫- من که خیلی مطمئنم. تو چی؟
‫- آره.

1473
01:25:00,510 --> 01:25:03,513
‫....حریف دستی رو تشک داشته باشه.

1474
01:25:03,546 --> 01:25:05,014
‫چیز دیگه ای نیاز نداری شازده خانم؟

1475
01:25:05,048 --> 01:25:06,716
‫مثلاً زانوبند؟
‫چی شد؟

1476
01:25:09,819 --> 01:25:12,422
‫خیلی خب آقایون، امشب میبینیمتون.

1477
01:25:14,057 --> 01:25:16,893
‫بن خلید فکر میکنه تو شجاعی!

1478
01:25:17,226 --> 01:25:19,395
‫ولی من حقیقت رو میدونم.

1479
01:25:19,429 --> 01:25:20,963
‫تو شجاع نیستی،

1480
01:25:21,197 --> 01:25:22,732
‫احمقی!

1481
01:25:22,765 --> 01:25:25,935
‫واقعاً چرا فکر میکنی که میتونی برنده بشی؟

1482
01:25:26,069 --> 01:25:28,504
‫کاری میکنم کنار بکِشه.

1483
01:25:28,538 --> 01:25:31,541
‫ببین، خدا یا الله...

1484
01:25:31,574 --> 01:25:33,042
‫یا هر چی که میخوای اسمش رو بذاری...

1485
01:25:33,076 --> 01:25:34,710
‫پیامی برای همۀ ورزشکارهایی داره...

1486
01:25:34,744 --> 01:25:36,112
‫که قشنگ به خودشون فشار میارن.

1487
01:25:36,245 --> 01:25:37,947
‫و از طریق اسید لاکتیک پیامش رو تحویل میده.

1488
01:25:37,947 --> 01:25:39,782
‫اون نتیجۀ استفاده از عضلات ه.

1489
01:25:39,816 --> 01:25:42,118
‫اصلاً حتی ایستادن رو هم
‫تقریباً غیرقابل تحمل میکنه.

1490
01:25:42,251 --> 01:25:43,886
‫از این طریق به آدم میگه که اگه...

1491
01:25:43,920 --> 01:25:46,589
‫باز هم به خودت فشار بیاری،
‫اندام هات از کار میوفتن.

1492
01:25:46,622 --> 01:25:49,459
‫خب وقتی خدا با مبارزِ تو حرف میزنه...

1493
01:25:49,492 --> 01:25:50,993
‫شرط میبندم به حرفش گوش میده.

1494
01:25:52,028 --> 01:25:53,096
‫اونوقت تو چی؟

1495
01:25:57,633 --> 01:25:59,569
‫من از شش ماه قبل، دیگه به هیچ حرفی گوش ندادم.

1496
01:26:01,304 --> 01:26:03,339
‫- حاضرید؟
‫- آره بیا از اینجا بریم بیرون.

1497
01:26:07,877 --> 01:26:11,013
‫میبینیش؟ من که میبینمش.

1498
01:26:14,083 --> 01:26:16,419
‫چی شده؟

1499
01:26:16,452 --> 01:26:17,653
‫کِلی...

1500
01:26:19,021 --> 01:26:20,456
‫فامیلیش این نیست.

1501
01:26:26,596 --> 01:26:30,633
‫و حالا متولدِ ایالات متحده...

1502
01:26:30,666 --> 01:26:33,569
‫که این فقط چهارمین مبارزۀ حرفه ایش محسوب میشه،

1503
01:26:33,603 --> 01:26:36,606
‫تکاور دریایی، کهنه سرباز و مربی جوجوتسو...

1504
01:26:36,639 --> 01:26:38,908
‫میکی کِلی!

1505
01:27:07,170 --> 01:27:08,771
‫حالت چطوره پسر؟

1506
01:27:10,907 --> 01:27:12,808
‫بشین، بگیر بشین!

1507
01:27:13,142 --> 01:27:14,744
‫قراره بری سرِ کار!

1508
01:27:15,878 --> 01:27:18,481
‫من دیک میسون هستم.

1509
01:27:18,514 --> 01:27:19,982
‫من کسی ام که...

1510
01:27:20,016 --> 01:27:22,485
‫بار اول سعی کرد ترتیب این مبارزه رو بده.

1511
01:27:22,518 --> 01:27:23,886
‫از راهِ درستش!

1512
01:27:25,254 --> 01:27:26,822
‫عذر میخوام.

1513
01:27:26,856 --> 01:27:30,026
‫تست پزشکی رو کاریش نمیتونستم بکنم.

1514
01:27:31,227 --> 01:27:33,496
‫نیروی دریایی، آره؟

1515
01:27:33,529 --> 01:27:36,399
‫توی جنگ ، خودم افسر فرمانده بودم.

1516
01:27:37,800 --> 01:27:42,004
‫از اول تا آخر، تحت نظارت من
‫فقط یه دونه تکاور از دست دادم.

1517
01:27:44,207 --> 01:27:47,777
‫ولی اون رقم پایین حالم رو بهتر نمیکرد.

1518
01:27:47,810 --> 01:27:51,881
‫تانک آبرامزِ اون نزدیک کرکوک از روی
‫یه بمب لعنتیِ کنار جاده ای رد شد...

1519
01:27:51,914 --> 01:27:54,116
‫چرخ ممتد، بدون فرمون!

1520
01:27:54,150 --> 01:27:57,853
‫اونم مثل وقتی که من توی ارتش ثبت نام کردم،
‫مهندس بود!

1521
01:27:58,287 --> 01:28:00,256
‫کارش رو بی نقص انجام داد.

1522
01:28:00,289 --> 01:28:02,525
‫از تانک اومد بیرون.

1523
01:28:02,925 --> 01:28:04,660
‫تقریباً اون لعنتی رو درست کردش...

1524
01:28:05,928 --> 01:28:07,730
‫تا اینکه یه تک تیر انداز پیداش کرد.

1525
01:28:10,233 --> 01:28:11,867
‫گوش تا گوش!

1526
01:28:14,203 --> 01:28:16,205
‫جسدش همونجا افتاد.

1527
01:28:18,641 --> 01:28:20,876
‫بهترین دوستش از اول سربازیش...

1528
01:28:20,910 --> 01:28:23,546
‫توی تانک پیشش بود.
‫یه نفر به اسم «اوسالیوان»!

1529
01:28:25,615 --> 01:28:29,085
‫به گروه دستور تخلیه دادن،
‫کل گردان تغییر مسیر داد.

1530
01:28:30,920 --> 01:28:34,190
‫وقتی کار به شلیک تفنگ و خمپاره کِشیده شد،

1531
01:28:34,523 --> 01:28:37,093
‫همه بجز اوسالیوان از دستورات پیروی کردند.

1532
01:28:38,094 --> 01:28:39,729
‫میدونی، معلوم شد...

1533
01:28:39,762 --> 01:28:42,198
‫تا وقتی که توی چشم یه نفر نگاه نکنی...

1534
01:28:42,231 --> 01:28:44,133
‫نمیفهمی که قادر به انجام چه کارهایی ه.

1535
01:28:45,901 --> 01:28:48,104
‫ولی اون دو روز اونجا منتظر موند،

1536
01:28:48,137 --> 01:28:51,440
‫و از جسد دوست صمیمیش مراقبت میکرد
‫تا بتونن از اونجا خارجش کنن.

1537
01:28:51,874 --> 01:28:56,779
‫همۀ این کارها رو با یه سلاح کمری،
‫یا بهتر بگم، یه هفت تیر انجام داد!

1538
01:28:58,247 --> 01:29:00,216
‫یه هفت تیرِ لامصب!

1539
01:29:00,449 --> 01:29:03,052
‫بعد از تموم شدنِ جریان، وقتی ازش پرسیدن
‫که چرا این کار رو کردی...

1540
01:29:03,085 --> 01:29:06,722
‫جلوی کسانی که گزارش دریافت میکردن وایستاد...

1541
01:29:06,756 --> 01:29:10,326
‫که داشتن تهدیدش میکردن از خدمت اخراجش کنن،
‫ولی اون بهشون گفت:

1542
01:29:10,760 --> 01:29:13,095
‫«چون کار هنوز انجام نشده بود».

1543
01:29:14,664 --> 01:29:17,099
‫واقعاً دوست داشتم قبل از اینکه دستور اخراجِ
‫اون طرف رو بدم،

1544
01:29:17,133 --> 01:29:18,934
‫توی چشماش نگاه کنم.

1545
01:29:21,137 --> 01:29:22,938
‫حالا وقتی قصه ش پخش شد،

1546
01:29:22,972 --> 01:29:24,840
‫همۀ گردن کلفت های واشینگتن...

1547
01:29:24,874 --> 01:29:27,243
‫میخواستن بهش یه مدال بدن.

1548
01:29:27,276 --> 01:29:30,012
‫من به دلایل خودم میخواستم ببینمش.

1549
01:29:31,247 --> 01:29:33,816
‫ولی نتونستیم پیداش کنیم.

1550
01:29:33,849 --> 01:29:36,385
‫ظاهراً فامیلیش رو عوض کرده بوده.

1551
01:29:37,687 --> 01:29:39,922
‫تا حالا این قصه رو شنیده بودی، پسرم؟

1552
01:30:04,780 --> 01:30:07,683
‫همیشه دلم میخواست مردی که...

1553
01:30:07,717 --> 01:30:10,152
‫پسرم رو از اون میدان نبرد کِشوند بیرون ببینم.

1554
01:30:18,194 --> 01:30:21,897
‫«همیشه وفادار خواهیم بود»،  گروهبان اوسالیوان!

1555
01:30:26,435 --> 01:30:27,970
‫خدا به همراهت.

1556
01:31:03,038 --> 01:31:04,607
‫برو بریم!

1557
01:31:08,010 --> 01:31:09,211
‫ما میتونیم! مشکلی نداریم!

1558
01:31:10,711 --> 01:31:18,555
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1559
01:31:20,055 --> 01:31:22,992
‫یوهو! انگار سر حاله! انگار سر حاله!

1560
01:31:23,726 --> 01:31:25,027
‫با شرط بندی علیهِ...

1561
01:31:25,060 --> 01:31:27,163
‫این احمق ها کلی پول در میاریم.

1562
01:31:27,196 --> 01:31:29,432
‫اصلاً لاس وگاس با این احتمالات میمیره!

1563
01:31:32,201 --> 01:31:35,438
‫تاکو نگاه کن، یه کاپشن شرپای کوفتی پوشیده!

1564
01:31:42,378 --> 01:31:43,946
‫این فوق العاده ست، داداش!

1565
01:31:43,946 --> 01:31:45,247
‫بازی مجدد قرن!

1566
01:31:45,281 --> 01:31:47,383
‫خانم ها و آقایون، به مبارزه ای که...

1567
01:31:47,416 --> 01:31:49,819
‫همه درخواستش رو داده بودن خوش اومدید.
‫این مبارزه فقط...

1568
01:31:49,852 --> 01:31:52,154
‫به خاطر پاپِ میدان النصر...

1569
01:31:52,188 --> 01:31:54,423
‫یعنی اقای دیمیتری کاستوپولوس محقق شد.

1570
01:31:58,928 --> 01:32:01,297
‫حالا بدونِ هیچگونه اتلاف وقتی...

1571
01:32:01,530 --> 01:32:04,300
‫مردی که هیچ معرفی ای نیاز نداره:

1572
01:32:04,333 --> 01:32:09,438
‫از برزیل، قهرمان بدون شکستِ
‫سَبُک وزنِ «والی تودو»...

1573
01:32:09,472 --> 01:32:11,707
‫مارکو بلین!

1574
01:32:20,416 --> 01:32:21,784
‫- از ذهنت استفاده کن.
‫- وقتشه عزیزم!

1575
01:32:21,817 --> 01:32:23,052
‫از ذهنت استفاده کن، خب؟

1576
01:32:23,085 --> 01:32:24,220
‫وقت اجرا کردنه!

1577
01:32:29,491 --> 01:32:30,759
‫یالا!

1578
01:32:32,261 --> 01:32:36,065
‫حریف اون، متولد ایالات متحده،

1579
01:32:36,098 --> 01:32:39,234
‫برای اکثریت ناشناخته ست
‫اما خیلی ها ازش تجلیل میکنن...

1580
01:32:39,268 --> 01:32:43,806
‫یه مبارز جوجوتسو و تکاور نیروی دریایی آمریکا
‫و مربی مبارزات رزمی،

1581
01:32:43,839 --> 01:32:48,911
‫که فقط سه تا مبارزۀ شناخته شده داره
‫که دو بُرد و یک شکست براش ثبت شده:

1582
01:32:48,944 --> 01:32:51,380
‫میکی کلی!

1583
01:33:01,924 --> 01:33:04,093
‫- برو بریم تو کارش عزیزم!
‫- خیلی خب، گوش کن، میک!

1584
01:33:04,126 --> 01:33:06,895
‫تو بهتر از این یارویی.
‫من اینو میدونم. تو هم میدونی!

1585
01:33:06,929 --> 01:33:08,097
‫لازم نیست چیزی رو ثابت کنی.

1586
01:33:08,130 --> 01:33:09,398
‫اگه حس میکردی یه مشکلی هست...

1587
01:33:09,431 --> 01:33:11,100
‫در امن و امان از اونجا بیا بیرون، باشه؟

1588
01:33:17,172 --> 01:33:18,841
‫حالا مراقب اون جمجمۀ ضخیمت باش.

1589
01:33:20,943 --> 01:33:23,078
‫من میرم اونجا تا بهش سلام کنم.

1590
01:33:24,079 --> 01:33:26,281
‫میک، میک، میک!

1591
01:33:26,315 --> 01:33:27,516
‫سلام میکی!

1592
01:33:27,549 --> 01:33:29,017
‫نمیخواستم این مبارزه رو از دست بدم.

1593
01:33:29,051 --> 01:33:31,353
‫موفق باشی، پسر!
‫خوشحالم که اینجام.

1594
01:33:33,422 --> 01:33:35,557
‫پروفسور هنزو!

1595
01:33:45,067 --> 01:33:46,201
‫خوبم!

1596
01:33:46,235 --> 01:33:48,537
‫بچرخ، میک!
‫وقتشه. برو بریم!

1597
01:33:50,506 --> 01:33:51,940
‫آقایون!

1598
01:33:57,613 --> 01:33:59,214
‫قوانین رو بلدید.

1599
01:33:59,548 --> 01:34:01,383
‫همیشه حرف داور رو گوش کنید.

1600
01:34:01,617 --> 01:34:03,852
‫همیشه از خودمون محافظت کنید.

1601
01:34:04,086 --> 01:34:07,222
‫یه مبارزۀ تر و تمیز میخوام. فهمیدید؟

1602
01:34:07,556 --> 01:34:09,558
‫اگه میخواید دست بدید، همین الان بدید.

1603
01:34:10,926 --> 01:34:12,394
‫برید گوشه های خودتون.

1604
01:34:12,428 --> 01:34:13,862
‫سی ثانیه، داداش!

1605
01:34:13,896 --> 01:34:15,431
‫اگه بعد از 30 ثانیه مارکو رو زمین نزنه،

1606
01:34:15,464 --> 01:34:16,799
‫اصلاً خوب نیست.

1607
01:34:16,832 --> 01:34:18,300
‫- برو عزیزم!
‫- خیلی خب.

1608
01:34:18,333 --> 01:34:20,068
‫- برو شروع کن.
‫- ظاهراً سر حاله.

1609
01:34:22,905 --> 01:34:24,373
‫حاضرید؟

1610
01:34:26,508 --> 01:34:27,576
‫شروع کنید.

1611
01:34:35,984 --> 01:34:37,386
‫- آره!
‫- تو همینو میخوای!

1612
01:34:37,419 --> 01:34:40,155
‫همینو میخوای، پسر!
‫آره همینه!

1613
01:34:40,189 --> 01:34:41,523
‫بندازش زمین!

1614
01:34:43,392 --> 01:34:44,626
‫دفاع کن، پسر! دفاع کن!

1615
01:34:44,660 --> 01:34:46,261
‫آره، همینه!

1616
01:34:46,295 --> 01:34:48,530
‫همینه، بندازش زمین!
‫بندازش زمین!

1617
01:34:48,564 --> 01:34:50,732
‫دوازده ثانیه!
‫در عرض دوازده ثانیه زدش زمین!

1618
01:34:50,766 --> 01:34:52,100
‫دیگه اومد توی حیطۀ تخصصیت پسر!

1619
01:34:54,203 --> 01:34:55,404
‫کاری کن تقاصش رو پس بده!

1620
01:34:58,173 --> 01:34:59,308
‫ایول!

1621
01:34:59,341 --> 01:35:00,576
‫همینه!

1622
01:35:00,609 --> 01:35:03,412
‫برو بریم! برو بریم!

1623
01:35:03,445 --> 01:35:05,147
‫- همینه میک!
‫- بزنش! بزنش!

1624
01:35:06,682 --> 01:35:08,450
‫بزنش!

1625
01:35:08,484 --> 01:35:10,319
‫آره! آره، این همون قسمت تکنیک ه. آره!

1626
01:35:10,352 --> 01:35:12,087
‫- همینه!
‫- آره، آره!

1627
01:35:12,120 --> 01:35:14,323
‫فشار بده! فشار بده!
‫- قفلش کن! قفلش کن!

1628
01:35:14,356 --> 01:35:15,991
‫برو! برو! برو!
‫برو! برو! فشار بده!

1629
01:35:18,360 --> 01:35:19,995
‫تو چنگته!

1630
01:35:21,463 --> 01:35:22,865
‫نمیتونه تکون بخوره! وقت استراحت!

1631
01:35:23,365 --> 01:35:24,433
‫وقت استراحت!

1632
01:35:24,466 --> 01:35:26,468
‫چیکار میکنی؟ کارش تموم بود!

1633
01:35:26,502 --> 01:35:29,104
‫- چیکار میکنی؟
‫- ضربه با سر نداریم.

1634
01:35:29,137 --> 01:35:30,272
‫گندت بزنن، مبارزه تموم شده بود.

1635
01:35:30,305 --> 01:35:31,507
‫برید گوشه های خودتون.

1636
01:35:32,508 --> 01:35:34,610
‫- مزخرفه!
‫- برو پیشِ مردِ کنار رینگت!

1637
01:35:34,643 --> 01:35:36,678
‫- بیا اینجا! آشغال ترسو...
‫- تو چنگش بود!

1638
01:35:36,712 --> 01:35:38,247
‫بیخود نیست نمیخواستن فیلمبرداری بشه.
‫بذار صورتت رو ببینم.

1639
01:35:38,280 --> 01:35:39,515
‫- هِی، فقط یه هشدار!
‫- چیزیت نیست.

1640
01:35:39,548 --> 01:35:40,949
‫چیزیت نیست.
‫خوبه! خوبه!

1641
01:35:40,983 --> 01:35:42,451
‫- خوبی!
‫- چیزیت نیست، میک!

1642
01:35:42,484 --> 01:35:45,120
‫یه خطای دیگه کنی، از دور مسابقه خارج میشی.

1643
01:35:49,491 --> 01:35:51,193
‫مبارزها، حاضرید؟

1644
01:35:51,226 --> 01:35:52,528
‫نه! از روی زمین شروع کن!

1645
01:35:53,996 --> 01:35:55,664
‫- مبارزها شروع کنید!
‫- روی زمین!

1646
01:35:55,697 --> 01:35:58,166
‫نه! نه! نه!

1647
01:36:02,371 --> 01:36:03,372
‫لعنتی!

1648
01:36:03,405 --> 01:36:05,207
‫- کاری کن تقاصش رو پس بده.
‫- صورتت رو بگیر، میک!

1649
01:36:05,240 --> 01:36:06,642
‫پاشو پسر! پاشو!

1650
01:36:06,675 --> 01:36:08,010
‫پاشو!

1651
01:36:08,143 --> 01:36:09,945
‫فاصله بگیر!

1652
01:36:09,978 --> 01:36:11,246
‫همینه!

1653
01:36:12,748 --> 01:36:13,715
‫- یالا!
‫- پاشو!

1654
01:36:14,049 --> 01:36:16,118
‫- پاشو!
‫- خداییش؟

1655
01:36:16,652 --> 01:36:17,819
‫وایستا روی پاهات!

1656
01:36:19,121 --> 01:36:20,455
‫مبارزه کنید!

1657
01:36:20,489 --> 01:36:22,524
‫- دفاع کن!
‫- جلوش رو بگیر، میک!

1658
01:36:22,558 --> 01:36:24,359
‫جلوش رو بگیر، میک!
‫میک، سرت پایین باشه!

1659
01:36:24,393 --> 01:36:25,460
‫سرت پایین باشه، میک!

1660
01:36:27,796 --> 01:36:29,031
‫گارد بگیر، پسر! گارد بگیر!

1661
01:36:31,300 --> 01:36:33,769
‫داره میزنه، پسر!

1662
01:36:38,073 --> 01:36:40,275
‫- آره، آره!
‫- همینه پسر!

1663
01:36:43,812 --> 01:36:46,048
‫- اون آسیب دیده پسر! آسیب دیده!
‫- آره! آره!

1664
01:36:48,417 --> 01:36:49,618
‫برو بریم!

1665
01:36:53,255 --> 01:36:54,723
‫حالا میخواد مبارزه رو بکِشونه روی زمین؟

1666
01:36:54,756 --> 01:36:56,124
‫قفل پاهاش رو میبینی؟
‫قفلش کرده، پسر!

1667
01:36:56,158 --> 01:36:57,492
‫آره، حیطۀ تخصصی توئه! درستش کن!

1668
01:36:57,526 --> 01:36:59,027
‫گاردت رو بیار بالا! همینه!

1669
01:36:59,061 --> 01:37:02,364
‫- گاردت رو بیار بالا!
‫- صورتت رو بگیر، میک!

1670
01:37:02,397 --> 01:37:04,533
‫- کنترلش کن! حالت بگیر!
‫- جلو صورتت رو بگیر! جلو صورتت رو بگیر!

1671
01:37:04,566 --> 01:37:05,567
‫حالت بدنش رو کنترل کن، میک!

1672
01:37:05,601 --> 01:37:07,369
‫کنترلش کن!

1673
01:37:09,438 --> 01:37:10,439
‫- جلوش رو بگیر، میک!
‫- دفاع کن!

1674
01:37:10,472 --> 01:37:11,707
‫جلوش رو بگیر، میک!

1675
01:37:11,740 --> 01:37:14,610
‫نرو! نرو!

1676
01:37:14,643 --> 01:37:17,412
‫دفاع کن!

1677
01:37:17,446 --> 01:37:20,182
‫سرت رو بچرخون! قلاب کن!

1678
01:37:20,215 --> 01:37:21,750
‫دستش رو بگیر! دستش رو بگیر!

1679
01:37:21,783 --> 01:37:23,418
‫دستش رو بگیر!
‫همینه!

1680
01:37:23,452 --> 01:37:25,153
‫همینجوری ادامه بده! تو میتونی!

1681
01:37:25,187 --> 01:37:26,388
‫بچرخونش!

1682
01:37:29,558 --> 01:37:31,460
‫برو! برو! برو!

1683
01:37:31,493 --> 01:37:32,694
‫همینجوری سفت باش!

1684
01:37:43,538 --> 01:37:44,406
‫یالا!

1685
01:37:47,209 --> 01:37:48,310
‫مثلث! همینه!

1686
01:37:48,343 --> 01:37:49,845
‫- بگیرش!
‫- خودشه!

1687
01:37:49,878 --> 01:37:52,080
‫- بچرخونش!
‫- آره!

1688
01:38:00,355 --> 01:38:01,657
‫- همینه!
‫- برو بریم!

1689
01:38:01,690 --> 01:38:03,492
‫- عالیه! عالیه!
‫- خیلی عالیه!

1690
01:38:15,704 --> 01:38:18,373
‫- لعنت بهتون!
‫- وقت استراحت!

1691
01:38:26,481 --> 01:38:27,849
‫انگار حالش خیلی بَده.

1692
01:38:28,850 --> 01:38:30,218
‫گندش بزنن.

1693
01:39:10,459 --> 01:39:12,527
‫چیزیت نیست.

1694
01:39:12,861 --> 01:39:16,131
‫- چی شده؟
‫- اصلاً نمیتونه جایی رو ببینه.

1695
01:39:16,164 --> 01:39:18,867
‫فقط خط های سفید میبینم.

1696
01:39:18,934 --> 01:39:21,169
‫میک، باید حوله رو بندازیم وسط!

1697
01:39:21,203 --> 01:39:22,170
‫نمیتونیم.

1698
01:39:22,204 --> 01:39:24,139
‫منظورت چیه نمیتونیم؟

1699
01:39:26,041 --> 01:39:27,542
‫ آقای کاستوپولوس...

1700
01:39:28,376 --> 01:39:30,078
‫میدونی، به اون چیزی که گفتی فکر کردم...

1701
01:39:30,145 --> 01:39:32,447
‫میدونی، اینکه مارکو یه ماشین میخواد.

1702
01:39:32,481 --> 01:39:34,382
‫خب، منم یه چیزی میخوام.

1703
01:39:34,416 --> 01:39:37,319
‫یه خونه و تحصیلات برای بچه ام میخوام.

1704
01:39:37,552 --> 01:39:40,255
‫قشنگه ولی نمیتونی برنده بشی.

1705
01:39:40,288 --> 01:39:44,192
‫میدونی، میگی یه دلار برای من
‫مثل یه میلیون برای تو می مونه.

1706
01:39:44,226 --> 01:39:46,361
‫با این حرفت مخالفتی ندارم.

1707
01:39:46,394 --> 01:39:48,864
‫پس یه پیشنهادی برات دارم.

1708
01:39:48,897 --> 01:39:50,866
‫اون 75 هزار دلارت رو نگه دار.

1709
01:39:51,199 --> 01:39:53,568
‫فردا مجانی میام توی رینگ!

1710
01:39:53,602 --> 01:39:55,771
‫ولی اگه یه موقع برنده شدم...

1711
01:39:56,204 --> 01:39:57,773
‫اون یه میلیون رو بهم بده.

1712
01:40:01,576 --> 01:40:03,445
‫به گمونم زیر حرفت نمیزنی دیگه؟

1713
01:40:07,516 --> 01:40:10,685
‫بن خلید فکر میکنه تو شجاعی...

1714
01:40:10,719 --> 01:40:12,420
‫ولی من حقیقت رو میدونم.

1715
01:40:12,854 --> 01:40:14,689
‫تو شجاع نیستی،

1716
01:40:14,689 --> 01:40:16,424
‫احمقی!

1717
01:40:16,458 --> 01:40:18,860
‫واقعاً چرا فکر میکنی که میتونی برنده بشی؟

1718
01:40:19,194 --> 01:40:20,428
‫یا همه چیز یا هیچی ه.

1719
01:40:20,462 --> 01:40:22,597
‫نفهمِ کودنِ لعنتی! میک!

1720
01:40:22,631 --> 01:40:25,233
‫شاید مجبور بشم چند تا مُشت بخورم
‫تا بهش برسم...

1721
01:40:25,467 --> 01:40:28,870
‫ولی اگه بتونید بهم بگید کجاست،
‫میتونم کاری کنم تسلیم بشه.

1722
01:40:28,904 --> 01:40:30,705
‫- میک...
‫- گوش کن چی میگم.

1723
01:40:31,039 --> 01:40:32,641
‫سرم رو روی سینه ش گذاشته بودم.

1724
01:40:32,974 --> 01:40:34,276
‫صداش ضعیف بود.

1725
01:40:34,309 --> 01:40:35,610
‫بیسی توش نبود.

1726
01:40:36,611 --> 01:40:38,213
‫میکِشه کنار!

1727
01:40:38,246 --> 01:40:40,415
‫به خدا قسم میکِشه کنار!

1728
01:40:40,448 --> 01:40:42,717
‫خیلی خب بچه ها دیگه پاشید!

1729
01:40:42,751 --> 01:40:44,886
‫من توی این مبارزه هدایتت میکنم.

1730
01:40:45,120 --> 01:40:47,489
‫ولی باید به صدام گوش کنی، باشه؟

1731
01:40:47,522 --> 01:40:49,891
‫لیلا میشه برای سمت چپ،
‫کید میشه برای سمت راست!

1732
01:40:49,925 --> 01:40:50,959
‫باشه؟

1733
01:40:52,227 --> 01:40:54,229
‫[راند دوم]

1734
01:40:54,462 --> 01:40:56,097
‫سه قدم مستقیم!

1735
01:40:56,097 --> 01:40:58,600
‫حاضرید؟ شروع کنید!

1736
01:40:59,134 --> 01:41:01,203
‫دست ها بالا پسر!
‫دست ها بالا! برو بریم!

1737
01:41:02,470 --> 01:41:03,471
‫دست ها بالا، دست ها بالا، دست ها بالا!

1738
01:41:03,505 --> 01:41:04,439
‫دست ها بالا، پسر! دست ها بالا!

1739
01:41:04,472 --> 01:41:05,874
‫لیلا، لیلا، لیلا!

1740
01:41:05,907 --> 01:41:07,809
‫لیلا، لیلا، لیلا!

1741
01:41:07,843 --> 01:41:09,411
‫لیلا، لیلا، لیلا!

1742
01:41:09,444 --> 01:41:10,779
‫- فاصله رو کم کن پسر!
‫- همینه!

1743
01:41:12,247 --> 01:41:14,216
‫- گندش بزنن.
‫- یه ضربۀ دیگه میزنه.

1744
01:41:16,551 --> 01:41:18,954
‫فاصله! فاصله!

1745
01:41:18,987 --> 01:41:21,323
‫فاصله رو نزدیک کن پسر!
‫اون نزدیکته! حمله کن! حمله کن!

1746
01:41:22,724 --> 01:41:23,959
‫دست هات رو بیار بالا، پسر!

1747
01:41:23,992 --> 01:41:25,260
‫- بیارشون بالا، مراقب باش!
‫- کید، کید، کید، کید!

1748
01:41:25,293 --> 01:41:27,963
‫دست ها بالا، میک!

1749
01:41:27,996 --> 01:41:28,997
‫حمله کن!

1750
01:41:30,565 --> 01:41:32,934
‫دست هات رو بیار بالا، میک!

1751
01:41:32,968 --> 01:41:34,870
‫مراقب باش، میک!
‫دست ها بالا! دست ها بالا!

1752
01:41:34,903 --> 01:41:36,705
‫نزدیک شو!
‫داره فاصله رو کم میکنه!

1753
01:41:40,408 --> 01:41:41,843
‫جلوش رو بگیر! جلوش رو بگیر!

1754
01:41:41,877 --> 01:41:45,814
‫خیلی خب، اشکالی نداره.
‫کید، کید، کید، کید!

1755
01:41:46,114 --> 01:41:47,616
‫یالا، یالا میک!

1756
01:41:47,649 --> 01:41:48,917
‫- پاشو، پاشو، پاشو!
‫- برو بریم، پسر! دو متر فاصله داره!

1757
01:41:49,150 --> 01:41:51,286
‫- دو متر فاصله داره.
‫- بلند شو!

1758
01:41:51,319 --> 01:41:52,621
‫- نفس بکِش پسر، نفس بکِش!
‫- دقیقاً جلوته!

1759
01:41:52,654 --> 01:41:55,390
‫لیلا! لیلا، میک!
‫لیلا! لیلا، میک!

1760
01:42:11,573 --> 01:42:13,041
‫یالا، میکی!

1761
01:42:31,861 --> 01:42:34,764
‫پاشو، میک!

1762
01:42:34,797 --> 01:42:36,032
‫میک، اگه بلند نشی مجبور میشم...

1763
01:42:36,065 --> 01:42:37,066
‫حوله رو بندازم وسط!
‫پاشو!

1764
01:42:37,099 --> 01:42:38,167
‫باید بلند بشی، میک!

1765
01:42:43,005 --> 01:42:44,573
‫خیلی دوستت دارم.

1766
01:42:44,607 --> 01:42:45,975
‫تو منو دوست داری.

1767
01:42:50,079 --> 01:42:51,414
‫دعاهامون چی؟

1768
01:42:52,882 --> 01:42:55,117
‫فرشتۀ خدا، عزیزِ نگهبان من!

1769
01:42:55,151 --> 01:42:57,653
‫که به خاطر عشق خداوند اینجا در کنارم هستی،

1770
01:42:57,687 --> 01:43:00,122
‫تا صبح مراقب من باش...

1771
01:43:00,156 --> 01:43:02,124
‫و با بصیرت خودت منو در امان نگه دار.

1772
01:43:02,124 --> 01:43:04,326
‫ازت میخوام تمومش کنی، میک!

1773
01:43:06,162 --> 01:43:07,763
‫خدا قوت، میک!

1774
01:43:13,903 --> 01:43:15,104
‫بیا ببینم!

1775
01:43:15,137 --> 01:43:16,772
‫- جلوی صورتت رو بگیر، میک!
‫- برو بریم!

1776
01:43:16,806 --> 01:43:18,641
‫یالا!

1777
01:43:18,674 --> 01:43:19,542
‫آره!

1778
01:43:28,751 --> 01:43:30,986
‫پشتش رو بگیر!
‫چرا پشتش رو نمیگیره؟

1779
01:43:32,621 --> 01:43:34,156
‫داره از بالا میگیرتش!

1780
01:43:39,395 --> 01:43:41,030
‫آره!

1781
01:43:42,998 --> 01:43:44,967
‫یالا میک، خودشه!

1782
01:43:46,669 --> 01:43:48,170
‫کارش رو تموم کن، میک!

1783
01:43:51,107 --> 01:43:53,309
‫چرا تمومش نمیکنه؟

1784
01:43:53,843 --> 01:43:55,811
‫دست هاش رو کرده زیرش تا نتونه ضربۀ تسلیم بزنه.

1785
01:43:55,845 --> 01:43:57,279
‫آره، این یارو رو نفله کن، میک!

1786
01:44:06,088 --> 01:44:07,623
‫نفله ش کن! آره!

1787
01:44:15,965 --> 01:44:18,000
‫بیهوش شد! تمومه!

1788
01:44:18,033 --> 01:44:21,971
‫برنده میکی کِلی ه!

1789
01:44:22,004 --> 01:44:23,739
‫آره!

1790
01:44:44,393 --> 01:44:45,694
‫تو چرا انقدر خوشحالی؟

1791
01:44:46,495 --> 01:44:48,130
‫صبر کن ببینم، شرطت رو عوض کردی؟

1792
01:44:48,464 --> 01:44:50,266
‫توی چشم هاش نگاه کردم!

1793
01:44:50,299 --> 01:44:54,770
‫از مبارزۀ زئیرِ سال 1974 به بعد،
‫همچین مبارزه ای ندیده بودم!
‫(مبارزۀ محمد علی)

1794
01:44:54,804 --> 01:44:56,238
‫برید اونجا، برید سراغِ مبارزهاتون!

1795
01:44:58,007 --> 01:44:59,942
‫میک، موفق شدی!

1796
01:45:04,380 --> 01:45:09,318
‫مارکو برگشت برزیل و دیگه هیچوقت مبارزه نکرد.

1797
01:45:09,351 --> 01:45:14,223
‫میکی...میکی فوراً به بیمارستان بُرده شد.

1798
01:45:14,256 --> 01:45:17,459
‫به خاطر ضرباتی که خورد
‫دکترها تشخیص دادن ورم عروقی داره.

1799
01:45:18,460 --> 01:45:20,763
‫مجبور شدن به حالت کُما ببرنش.

1800
01:45:29,738 --> 01:45:31,273
‫باباییم کجاست؟

1801
01:45:34,043 --> 01:45:36,245
‫تنهایی بیرون اومدن از اون تاکسی...

1802
01:45:36,278 --> 01:45:38,447
‫یکی از سخت ترین کارهایی بود...

1803
01:45:38,480 --> 01:45:40,449
‫که تو زندگیم کرده بودم.

1804
01:45:51,060 --> 01:45:53,729
‫اگه واقعاً این اتفاق افتاده...

1805
01:45:54,063 --> 01:45:56,966
‫پس چرا ما هیچوقت چیزی ازش نشنیدیم؟

1806
01:45:56,999 --> 01:46:01,070
‫مبارزه در تاریخ یک سپتامبر 2001 اتفاق افتاد.

1807
01:46:05,674 --> 01:46:08,210
‫ده روز بعد از اون،
‫دیگه واقعاً هیچی اهمیت نداشت.

1808
01:46:17,887 --> 01:46:20,256
‫میدونی، ما رفتیم قبرستون کارول...

1809
01:46:20,289 --> 01:46:22,524
‫و قبر لیلا رو دیدیم...

1810
01:46:22,558 --> 01:46:25,361
‫ولی قبر میکی رو ندیدیم.

1811
01:46:26,861 --> 01:46:34,861
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1812
01:46:52,121 --> 01:46:53,222
‫آهای میک!

1813
01:46:53,255 --> 01:46:55,858
‫مهمون داری!
‫برو پسر!

1814
01:46:59,828 --> 01:47:01,263
‫اندازۀ دستم شدن.

1815
01:47:12,508 --> 01:47:14,610
‫خیلی خب.

1816
01:47:14,643 --> 01:47:16,679
‫ولی هیچوقت شروعشون نمیکنیم.
‫(دعوا و مبارزه رو)

1817
01:47:18,180 --> 01:47:19,882
‫ما فقط تمومشون میکنیم.

1818
01:47:24,053 --> 01:47:27,523
‫دوستان عزیز،
‫ لطفاً این نامۀ عاشقانه را به جوجوتسو برسانید

1819
01:47:27,523 --> 01:47:32,127
‫و به او بگویید که او زندگی من و خانواده ام را
‫از جهات بسیاری که نمی توانم بشمارم، بهتر کرده.

1820
01:47:32,161 --> 01:47:36,365
‫و فقط بدان که بدونِ تو...عشق ما به این چیزی که
‫امروز هست، شکوفا نمیشد.

1821
01:47:36,665 --> 01:47:41,203
‫ممنون و خدا به همراهتان.
‫«شان»

1822
01:47:41,227 --> 01:48:06,227
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
