WEBVTT

1
00:00:00.000 --> 00:00:10.000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:11.500 --> 00:00:19.500
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

3
00:01:58.234 --> 00:01:59.667
بیاین اینجا!

4
00:01:59.969 --> 00:02:02.938
بیاین اینجا!

5
00:02:12.382 --> 00:02:14.077
حتما گرگ ها گرفتنشون

6
00:02:16.252 --> 00:02:19.847
گرگ ها نگرفتنشون،خودشان دخل همدیگرو آوردن

7
00:02:28.231 --> 00:02:29.721
افراد!

8
00:02:29.866 --> 00:02:32.266
افراد!
جمع شید!

9
00:02:32.402 --> 00:02:36.202
توجهتون کاملا به حرف های ژنرال کرنی باشه

10
00:02:42.212 --> 00:02:45.704
ارتش ایالات متحده از شما قدردانی میکند

11
00:02:45.882 --> 00:02:48.248
بخاطر انجام وظایف بیش از حد معمول که شما انجام داده اید

12
00:02:49.252 --> 00:02:51.914
ما باقی مانده آنها رو هم نابود خواهیم کرد

13
00:02:52.055 --> 00:02:55.286
شما آزاد خواهید بود که سفرتان به مشرق را ادامه دهید

14
00:02:56.726 --> 00:02:58.660
- سرباز سوج
- بله،قربان

15
00:02:58.795 --> 00:03:02.231
سوزاندن را آغاز کن

16
00:03:06.369 --> 00:03:09.236
سرباز سوج

17
00:03:10.707 --> 00:03:14.643
کاملا متوجه ام،شما از خدمت معافیت

18
00:03:14.777 --> 00:03:17.268
اما داوطلب شده اید برای این جرئیات

19
00:03:17.413 --> 00:03:21.747
مطمئن باشید شما از دستورات مستقیم دارید سرپیچی میکنید

20
00:03:23.720 --> 00:03:26.280
قربان؟

21
00:03:26.422 --> 00:03:29.255
ما فکر میکنیم بهتر قبل از سوزاندن براشون دعا بکنیم،قربان

22
00:03:30.994 --> 00:03:32.052
یک دعا؟

23
00:03:33.363 --> 00:03:34.091
بله ،قربان

24
00:03:35.465 --> 00:03:38.332
شما واقا فکرمیکنید دعا کردن هیچ فایده ای براشون داره؟

25
00:03:38.468 --> 00:03:41.130
ما روی رفتارهاشون کنترلی نداریم،قربان

26
00:03:41.271 --> 00:03:44.263
اما روی رفتار خودمان داریم

27
00:04:02.258 --> 00:04:04.249
پروردگار عزیز

28
00:04:05.261 --> 00:04:08.355
برای همه چیزمان از تو متشکریم

29
00:04:09.766 --> 00:04:14.760
ما برای روح آنها در این آرامگاه ابدی شان دعا میکنیم

30
00:04:16.906 --> 00:04:20.706
لطفا آنها را به خاطر ورود غیر قانونی شان ببخش

31
00:04:20.843 --> 00:04:25.280
وضعیت آنها وخیم بوده

32
00:04:26.115 --> 00:04:29.812
به نام مسیح
آمین

33
00:04:29.953 --> 00:04:33.013
- آمین.
- آمین.

34
00:04:43.333 --> 00:04:48.396
<i>اینها آدم های معمولی بودند
با امیدی به آینده,</i>

35
00:04:48.538 --> 00:04:50.972
<i>اما من باور دارم که ترس
و وضعیت وخیم</i>

36
00:04:51.107 --> 00:04:54.941
<i>بدترین روی انسان ها را نشان میدهد</i>

37
00:04:59.349 --> 00:05:03.149
<i>ما را فرستاده اند
که اینجا را پاک سازی کنیم.</i>

38
00:05:03.286 --> 00:05:07.916
<i>اما در فکر من,
کارهای آنها زنده خواهد بود.</i>

39
00:06:27.036 --> 00:06:30.028
پدر جزف اسمیت به ما یاد داد که

40
00:06:30.173 --> 00:06:35.543
فداکاری و از خودگذشتگی آمرزش و بهشت را به ثمر می آورد

41
00:06:35.878 --> 00:06:38.278
برادران و خواهران من

42
00:06:38.414 --> 00:06:42.908
این افرادی که خوانده میشوند وظایف را به عهده خواهند گرفت.

43
00:06:43.486 --> 00:06:45.351
آلن لودینگتون...

44
00:06:46.122 --> 00:06:48.249
جنسی دبیلیو وایت...

45
00:06:49.459 --> 00:06:52.019
بنجامین اف دووی...

46
00:06:53.062 --> 00:06:55.292
و لوی سوجر.

47
00:06:55.431 --> 00:07:00.266
بدین وسیله اعلام میشود که آماده ماموریت در کشور سیام در آسیا باشید.

48
00:07:01.003 --> 00:07:03.528
برادران عزیز,

49
00:07:03.673 --> 00:07:07.234
تلاش های شما در قلب ماست.

50
00:07:07.376 --> 00:07:10.539
در این سفری که دنبال میکنید

51
00:07:10.680 --> 00:07:14.514
ما از خدا میخواهیم که شما و عزیزان شما را آمرزیده و مورد عنایت قرار دهد.

52
00:07:23.526 --> 00:07:26.359
اون مادرش رو از دست داده.

53
00:07:27.497 --> 00:07:32.434
و حالا هم من رو برای سه سال یا بیشتر از دست میده.

54
00:07:34.637 --> 00:07:37.435
تو یک خواهر خوب برام بودی.

55
00:07:39.509 --> 00:07:43.206
تو مرد خوبی هستی لویی.

56
00:07:48.484 --> 00:07:51.385
مواظبش باش،هانا

57
00:07:51.521 --> 00:07:52.715
و لطفا بهش بگو

58
00:07:53.055 --> 00:07:57.014
هر اتفاقی بیفته من پیشش بر میگردم.

59
00:07:57.160 --> 00:07:59.993
باشه.

60
00:08:12.441 --> 00:08:14.432
خداحافظ.

61
00:08:16.679 --> 00:08:18.510
دوست دارم،جونیر

62
00:08:33.029 --> 00:08:36.055
<i>بزرگان اسرائیل</i>

63
00:08:36.199 --> 00:08:39.498
<i>بیایید و به من بپیوندید</i>

64
00:08:39.635 --> 00:08:43.127
<i>و به دنبال حق و حقیقت بروید</i>

65
00:08:43.272 --> 00:08:46.537
<i>هر کجا که باشید</i>

66
00:08:46.676 --> 00:08:50.305
<i>در کوه،یا صحرا</i>

67
00:08:50.446 --> 00:08:53.745
<i>در خشکی یا دریا</i>

68
00:08:54.083 --> 00:08:57.416
<i>و برای بهشت بیایید</i>

69
00:08:57.553 --> 00:09:01.080
<i>پاک و آزاد</i>

70
00:09:01.224 --> 00:09:04.352
<i>اوه بابیلون،اوه بابیلون</i>

71
00:09:04.493 --> 00:09:05.619
حتی 6 سال قبل

72
00:09:05.761 --> 00:09:09.026
بیشتر از سی هزار مورمون
اینجا در انگلستان بودند

73
00:09:09.165 --> 00:09:12.066
و فقط 11000 تا در یوتا

74
00:09:12.201 --> 00:09:14.135
و در میان آنهایی که میخواستند بدور از زیون باشند

75
00:09:14.270 --> 00:09:17.569
فقط تعداد کمی این امکان رو پیدا کردند

76
00:09:17.707 --> 00:09:19.607
برادران و خواهران
رستگاری با صلیب

77
00:09:19.742 --> 00:09:22.108
فقط در زیون پیدا و مستجاب خواهد شد

78
00:09:22.245 --> 00:09:25.043
این یک تصمیم و یا یک نظر نیست
این دستور خداوند است

79
00:09:26.415 --> 00:09:29.475
به نام نجات دهنده ما،آمین

80
00:09:29.619 --> 00:09:31.644
- آمین.
- آمین.

81
00:09:33.322 --> 00:09:36.758
برادر ویلی.

82
00:09:37.093 --> 00:09:40.085
برادر ویلی،این پایین.

83
00:09:40.229 --> 00:09:42.356
آها،برادر آلبرت.

84
00:09:42.498 --> 00:09:44.329
تو برای من جوابی داری؟

85
00:09:44.467 --> 00:09:46.435
ما میتونیم تو رو تا آخر این خط ببریم

86
00:09:46.569 --> 00:09:50.096
اما ممکن که برای یک واگن یک سال معطل شی

87
00:09:50.239 --> 00:09:51.331
عالی!

88
00:09:52.441 --> 00:09:54.375
توی خونه میبینمت

89
00:09:54.510 --> 00:09:56.375
تامار.

90
00:09:56.512 --> 00:09:59.106
ما باید صحبت کنیم

91
00:09:59.282 --> 00:10:01.807
با اینکه میخوام ،اما این برای من ممکن نیست

92
00:10:02.151 --> 00:10:03.584
من نمیتونم تو این سهیم باشم

93
00:10:03.719 --> 00:10:05.584
چستر،این مسلم

94
00:10:05.721 --> 00:10:07.086
ما میریم.

95
00:10:07.223 --> 00:10:10.351
تو ممکن بری
اما من نه

96
00:10:10.493 --> 00:10:15.089
تو انتخاب خودت رو کردی و من هم انتخاب خودم رو

97
00:10:18.634 --> 00:10:21.296
اوه خواهر نفس نفس میزنی، کجا داری میری؟

98
00:10:21.437 --> 00:10:22.802
بمون و کمی اختلاط کن

99
00:10:23.139 --> 00:10:25.130
آه،متاسفم
من باید برم

100
00:10:25.274 --> 00:10:26.332
آه

101
00:10:39.655 --> 00:10:40.417
الیزابت!

102
00:10:40.556 --> 00:10:42.251
با من آواز بخون،کریستفر

103
00:10:42.391 --> 00:10:45.360
<i>ما آنجا را پیدا خواهیم کرد</i>

104
00:10:45.494 --> 00:10:47.621
<i>آنجایی که خداوند برایمان مقدر کرده است</i>

105
00:10:47.763 --> 00:10:49.822
اون کیه که با خودت آوردی؟

106
00:10:50.166 --> 00:10:52.361
<i>به دور دست</i>

107
00:10:52.501 --> 00:10:54.526
<i>در غرب.</i>

108
00:10:54.670 --> 00:10:56.297
تو بازم با اون مورمون ها بودی؟

109
00:10:56.439 --> 00:10:57.770
<i>از هیچ خواهند آمد...</i>

110
00:10:57.907 --> 00:11:00.205
اگر باز من تو رو با اون وحشی ها بگیرم

111
00:11:00.343 --> 00:11:02.811
کمکم کن،من...

112
00:11:03.145 --> 00:11:07.548
<i>... انجا قدیس ها
آمرزیده خواهند شد.</i>

113
00:11:07.683 --> 00:11:11.380
<i>ما فضا را با نوای موسیقی میسازیم</i>

114
00:11:11.520 --> 00:11:13.750
<i>با آهنگ موسیقی...</i>

115
00:11:13.889 --> 00:11:17.586
و تو باید بمن رسیدگی کنی،نه این که بذاری بری
وگرنه من تو رو میکشم

116
00:11:17.727 --> 00:11:19.922
<i>... خدای ما و شاه ما.</i>

117
00:11:20.262 --> 00:11:23.231
<i>بالای همه</i>

118
00:11:23.366 --> 00:11:26.494
<i>این کلمات که خواهیم گفت,</i>

119
00:11:26.635 --> 00:11:29.627
<i>همه خوبند</i>

120
00:11:29.772 --> 00:11:32.741
<i>همه خوبند</i>

121
00:11:35.378 --> 00:11:39.246
<i>اگر چه تصمیم ترک همسر
سنگین و سخت</i>

122
00:11:39.382 --> 00:11:40.906
<i>تو آن را با دعا و نیایش انجام بده</i>

123
00:11:41.250 --> 00:11:45.448
و به خاطر این ما تو را دعا میکنیم
برای شجاعت و قدرت

124
00:11:45.588 --> 00:11:48.785
و این دانستن که تو مهم هستی و ثابت قدم

125
00:11:48.924 --> 00:11:50.516
هم تو و هم فرزاندانت

126
00:11:50.659 --> 00:11:53.890
به جلگه دریاچه نمک به سلامت خواهید رسید

127
00:11:54.230 --> 00:11:57.757
و ما این را به نام عیسی مسیح انجام میدهیم

128
00:11:57.900 --> 00:11:58.832
آمین

129
00:11:58.968 --> 00:12:01.334
- آمین
- آمین

130
00:12:06.442 --> 00:12:08.205
مامان،ما داریم کجا میریم؟

131
00:12:08.344 --> 00:12:10.778
آروم باش ،هیس...

132
00:12:10.913 --> 00:12:14.474
ما میریم به زیون

133
00:12:14.617 --> 00:12:18.280
بعدش میتونیم برگردیم به تخت هامون؟

134
00:12:36.939 --> 00:12:38.531
الیزابت!

135
00:13:11.807 --> 00:13:13.775
بلیط
بلیط،لطفا

136
00:13:13.909 --> 00:13:15.877
بلیط هاتون رو حاظر کنید،لطفا

137
00:13:16.011 --> 00:13:17.410
بلیط ها

138
00:13:17.546 --> 00:13:19.377
بلیط ها!
بلیط ها،لطفا،

139
00:13:19.548 --> 00:13:22.346
بلیط هاتون رو حاظر کنید،لطفا

140
00:13:26.322 --> 00:13:27.619
بلیط ها،بلیط ها

141
00:13:28.557 --> 00:13:32.755
بلیط،لطفا
بلیط هاتون رو حاظر کنید،لطفا

142
00:14:02.091 --> 00:14:03.615
عذر میخوام خانوم،خانم...

143
00:14:03.759 --> 00:14:04.817
ببخشید که مزاحمتون شدم

144
00:14:04.960 --> 00:14:07.019
اما شوهرم منو به مرگ تهدید کرده

145
00:14:07.363 --> 00:14:08.489
و الان هم توی این قطار

146
00:14:14.370 --> 00:14:18.500
عزیزم،تو باید بازرس قطار رو صدا کنی

147
00:14:21.110 --> 00:14:22.008
اوناهاش،اونجاست

148
00:14:22.344 --> 00:14:24.005
آه،لطفا نگاه نکن

149
00:14:24.346 --> 00:14:25.540
حالا،من چیکار میتونم بکنم؟

150
00:14:54.944 --> 00:14:57.378
تا،تا،بچرخ

151
00:14:57.513 --> 00:14:58.673
- تا-تا.
- تا-تا.

152
00:14:58.814 --> 00:15:00.441
- تا-تا.
- تا-تا.

153
00:15:00.583 --> 00:15:01.675
تا-تا

154
00:15:01.817 --> 00:15:03.114
چرا؟
تا-تا

155
00:15:03.452 --> 00:15:04.919
تا-تا
بچرخ؟

156
00:15:05.821 --> 00:15:07.482
- تا-تا.
- تا-تا.

157
00:15:07.656 --> 00:15:09.385
- تا-تا.
- تا-تا.

158
00:15:27.109 --> 00:15:31.409
<i>اون مستقیم به من و بچه هاش نگاه کرد</i>

159
00:15:31.547 --> 00:15:34.983
<i>و هیچکدام مان رو تشخیص نداد</i>

160
00:15:35.117 --> 00:15:37.711
چی شده؟

161
00:15:38.921 --> 00:15:40.411
یک معجره

162
00:15:41.590 --> 00:15:44.753
مامان،حالا میریم خونه؟

163
00:15:44.893 --> 00:15:47.487
آره
آره،ما میریم خونه

164
00:15:49.164 --> 00:15:53.191
ما میریم به زیون

165
00:15:54.691 --> 00:16:02.691
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

166
00:16:10.719 --> 00:16:13.711
<i>بعد از 3 سال در آسیا
ماموریت گروه ما کامل شده</i>

167
00:16:13.856 --> 00:16:16.825
<i>و من بالاخره
بر میگردم به خونه</i>

168
00:16:16.959 --> 00:16:18.950
<i>تعهد ها و قرارداد هایی که دارم</i>

169
00:16:19.094 --> 00:16:22.188
<i>هیچ کدام نمیتواند
من رو از پسرم دور کنه</i>

170
00:16:22.531 --> 00:16:25.227
لویل!

171
00:16:25.567 --> 00:16:27.592
لویل سوج!

172
00:16:28.170 --> 00:16:32.539
با شما کار دارن برادر لویل سوج!

173
00:16:33.475 --> 00:16:35.875
کاپیتان ویلی،من...

174
00:16:36.011 --> 00:16:39.208
من از این استواری و محکم بودن شما قدر دانی میکنم

175
00:16:39.548 --> 00:16:41.641
اما امیدوار بودم که معطل نشم

176
00:16:41.784 --> 00:16:44.514
من باید برم خونه پیش پسرم

177
00:16:44.653 --> 00:16:48.145
این افراد به توان و تجربه تو احتیاج دارن، برادر سوج

178
00:16:49.258 --> 00:16:51.021
اگر به آنها کمک کنی خدا به تو کمک خواهد کرد

179
00:16:51.160 --> 00:16:54.095
و مواظب پسرت نیز خواهد بود

180
00:16:57.666 --> 00:17:00.499
اینها کشاورزان و تاجرانی ساده اند

181
00:17:00.636 --> 00:17:01.967
نه مثل افراد مناطق تازه یافت شده

182
00:17:02.104 --> 00:17:04.072
<i>من رو به عنوان معاون کاپیتان منصوب کردن</i>

183
00:17:04.206 --> 00:17:09.542
<i>بیست گاری دستی و
صد نفر تحت فرمان من شدن</i>

184
00:17:26.562 --> 00:17:30.293
تا بحال گاری دستی دیدی؟

185
00:17:34.837 --> 00:17:36.065
این دخترت هست؟

186
00:17:37.606 --> 00:17:39.938
این بودیل هست

187
00:17:41.310 --> 00:17:44.507
والدین اون پول کافی برای سفر نداشتند

188
00:17:44.646 --> 00:17:49.606
بنا براین از ما درخواست کردن که ما اونو پیش خواهرش توی زیون ببریم

189
00:17:51.987 --> 00:17:56.117
<i>برای قدیسیان اولیه فرستادن
افراد تک به تک معمول بود</i>

190
00:17:56.258 --> 00:17:59.557
<i>که فقط پای دختر یا پسرشون
به زیون برسه </i>

191
00:17:59.695 --> 00:18:03.825
<i>موهبتی بوده
که لایق این فداکارای بوده</i>

192
00:18:03.966 --> 00:18:04.762
و شما،دانمارکی هستید؟

193
00:18:05.868 --> 00:18:07.563
<i>بله</i>

194
00:18:07.703 --> 00:18:10.797
تو هم دانمارکی هستی؟

195
00:18:13.809 --> 00:18:15.606
و تو سوئدی هستی؟

196
00:18:18.847 --> 00:18:20.212
دانمارکی!

197
00:18:26.221 --> 00:18:29.156
جلوی پاتون رو مواظب باشید
از این طرف برادران و خواهران

198
00:18:29.291 --> 00:18:33.591
جلوی پاتون رو مواظب باشید
از این طرف برادران و خواهران

199
00:18:35.898 --> 00:18:39.095
<i>بیست و هشتم ژوئن 1856</i>

200
00:18:39.234 --> 00:18:43.295
<i>در کلیولند ما یک اصطبل را
برای گذراندن شبی امن آماده کردیم</i>

201
00:18:44.273 --> 00:18:46.264
<i>خیلی از این افراد
جراحات برداشتند ولی نجات یافتند</i>

202
00:18:46.608 --> 00:18:50.135
<i>تقریبا حدود 20 سال
که بتوانند در این سفر توفیق پیدا کنند</i>

203
00:18:50.279 --> 00:18:54.807
<i>گرچه بسیار طاقت فرساست
آنها بسیار سر خوش هستند که اینجااند</i>

204
00:18:54.950 --> 00:18:57.111
این باعث ناراحتی تو،شیرینم؟

205
00:18:57.252 --> 00:18:59.220
نه،نه
حالم خوب میشه

206
00:18:59.354 --> 00:19:01.379
حالا از زور بازوم استفاده میکنم

207
00:19:01.723 --> 00:19:06.626
آه،عزیزم
بنظرم یک مشکل جدیی برامون پیش اومده

208
00:19:19.308 --> 00:19:22.835
آنها چی میخوان؟
چه کسانی اون بیرون هستن؟

209
00:19:27.416 --> 00:19:29.714
آنها چی میخوان؟

210
00:19:30.719 --> 00:19:32.710
آنها حتما جزو گروه خیر مقدم هستن

211
00:19:34.256 --> 00:19:35.985
هی،مورمن ها!

212
00:19:38.360 --> 00:19:41.261
یک شب در شهرمان
آیا یک شب خیلی طولانی هست؟

213
00:19:41.396 --> 00:19:42.385
بیا پیشم!

214
00:19:42.731 --> 00:19:45.097
آماستا!
جوزف!

215
00:19:45.234 --> 00:19:47.134
ما دنبال دردسر نیستیم

216
00:19:47.269 --> 00:19:48.759
دست نگهدار

217
00:19:48.904 --> 00:19:50.201
آره،ما انجام میدیم

218
00:20:04.419 --> 00:20:08.947
<i>سه شب پشت هم در کلیولند
تولدو و شیکاگو</i>

219
00:20:09.091 --> 00:20:11.753
<i>ما مورد آزار مردمانی قرار گرفتیم که
که حتی نمیتونستن ما رو در فکرشون هم تحمل کنن</i>

220
00:20:11.894 --> 00:20:14.385
<i>که نکبتی هایی مثل ما
از شهرشون عبور کنن</i>

221
00:20:16.131 --> 00:20:18.725
<i>اما بخاطر دست قادر و حمایت کننده خداوند</i>

222
00:20:18.867 --> 00:20:22.132
<i>ما آسیبی ندیدیم</i>

223
00:20:25.374 --> 00:20:25.941
- اینو بگیر.
- بله.

224
00:20:25.941 --> 00:20:26.373
- اینو بگیر.
- بله.

225
00:20:28.343 --> 00:20:32.780
<i>ریل در شهر آیووا پایان یافت</i>

226
00:20:32.915 --> 00:20:35.179
<i>برادر ویلیام درست گفتن</i>

227
00:20:37.819 --> 00:20:40.720
ماریا!

228
00:20:40.856 --> 00:20:44.815
<i>این خانواده ها به هر کمکی که باشه نیاز دارن</i>

229
00:20:48.997 --> 00:20:52.160
لطفا کمکم کن تا درست متوجه بشم

230
00:20:52.301 --> 00:20:56.465
ما میخوایم از این در پخت غذا استفاده کنیم؟

231
00:20:56.805 --> 00:20:58.500
دوباره،بله

232
00:20:58.807 --> 00:21:02.038
و ،دوباره
این از بوفالو آمده؟

233
00:21:02.177 --> 00:21:04.907
بله!
این مال بوفالو!

234
00:21:05.047 --> 00:21:09.040
شبیه ماهی سرخ شده و سبزمینی هستش؟

235
00:21:13.121 --> 00:21:14.520
بیسکوئیت

236
00:21:18.493 --> 00:21:20.222
آه
عزیزم!

237
00:21:20.829 --> 00:21:22.956
خواهر پیترسن!

238
00:21:23.799 --> 00:21:26.063
آه
عزیز من!

239
00:21:26.201 --> 00:21:27.998
خواهر پیترسن!

240
00:21:28.136 --> 00:21:31.128
یک مشکلی هست!

241
00:21:31.907 --> 00:21:34.137
<i>دوازده جولای 1856</i>

242
00:21:34.276 --> 00:21:35.504
<i>اردوگاه مذهبیان</i>

243
00:21:35.844 --> 00:21:38.210
<i>طبق برنامه 2 هفته پیش باید حرکت میکردیم</i>

244
00:21:38.347 --> 00:21:40.747
<i>اما گاری ها آماده نشدند</i>

245
00:21:40.916 --> 00:21:44.283
<i>این تعویق میتواند بعدا برایمان دردسر ساز شود</i>

246
00:21:44.419 --> 00:21:45.886
متاسفم
جورج

247
00:21:46.021 --> 00:21:48.319
من دیگه چوبی ندارم

248
00:21:48.457 --> 00:21:51.051
اما کاپیتان میگه تو باید تا فردا تمومش کنی

249
00:21:51.193 --> 00:21:53.559
با هر چی که دم دستت هست

250
00:21:56.398 --> 00:21:58.366
مواد لازم کافی نیست

251
00:21:58.500 --> 00:22:01.799
اما تو باید کار رو هر جوری هست تموم کنی؟

252
00:22:01.937 --> 00:22:03.962
این تو رو دیوانه نمیکنه؟

253
00:22:04.106 --> 00:22:05.801
نه

254
00:22:05.941 --> 00:22:08.842
این منو دیونه نمیکنه

255
00:22:09.945 --> 00:22:13.381
تو منو دیونه میکنی

256
00:22:19.154 --> 00:22:22.817
<i>سیزده جولای 1856</i>

257
00:22:22.958 --> 00:22:24.050
<i>با رای موافق شورا</i>

258
00:22:24.192 --> 00:22:29.129
<i>ما تمام اثاثیه مون رو فروختیم و یا از دست دادیم
هفده پوند به هر نفر رسید</i>

259
00:22:29.264 --> 00:22:35.294
<i>این کار ما رو بینوا کرد</i>

260
00:22:35.971 --> 00:22:37.461
حاظرید؟

261
00:22:37.606 --> 00:22:40.404
برادر سوج
شما موظبید؟

262
00:22:41.877 --> 00:22:44.437
آماده،حاظر
حرکت

263
00:23:17.479 --> 00:23:20.846
بسیار خوب
من به یک کودک تازه راه افتاده هم باختم

264
00:23:24.453 --> 00:23:26.284
لطفا منو یک سال دیگه منتظر نذار

265
00:23:26.421 --> 00:23:28.582
من باید برم زیون

266
00:23:28.924 --> 00:23:31.893
من قول دادم که تمام مسیر پیاده برم

267
00:23:33.495 --> 00:23:36.328
تو از من میخوای که سوار واگن بیماران بشم؟

268
00:23:38.533 --> 00:23:40.501
هرگز؟

269
00:23:43.638 --> 00:23:45.902
من باورت دارم آلبرت

270
00:23:46.041 --> 00:23:47.201
بذار آمادت کنم که بریم

271
00:23:47.342 --> 00:23:49.207
عالیه

272
00:23:49.344 --> 00:23:54.008
حالا یک جا برام تو واگن بیماران بذار

273
00:23:54.182 --> 00:23:57.549
شوخی کردم!
من فقط شوخی کردم!

274
00:23:57.686 --> 00:24:01.019
به هر حال هر مردی بی میل به زن ها نیست

275
00:24:04.693 --> 00:24:08.356
و حالا شما اینجا در آستانه زناشویی هستید

276
00:24:08.497 --> 00:24:11.364
- در حال انجام شدن ...
- او بسیار دوست داشتنی.

277
00:24:11.500 --> 00:24:18.269
اون خیلی دوست داشتنی
اونها واقا عاشق همدیگه هستن

278
00:24:18.406 --> 00:24:22.399
دوباره بمن بگو چرا باید صبر کنیم؟

279
00:24:22.544 --> 00:24:27.208
که در زیون باشیم
مکان رویاهامون

280
00:24:27.349 --> 00:24:31.115
و شاید همراه خود پیامبر

281
00:24:32.587 --> 00:24:36.956
اما اگه اتفاقی بیفته چی؟

282
00:24:37.092 --> 00:24:39.185
هرگز
جورج

283
00:24:39.327 --> 00:24:42.694
هیچ وقت این حرف رو بزبون نیار
هرگز به این موضوع فکر نکن

284
00:24:43.031 --> 00:24:45.659
همه این کار ها ارزشش رو داره

285
00:24:46.001 --> 00:24:49.459
خواهی دید

286
00:24:49.604 --> 00:24:52.664
من باورت دارم سارا

287
00:24:53.008 --> 00:24:58.105
<i>اسرائیل،اسرائیل-خدا صدا میکند</i>

288
00:24:58.246 --> 00:25:00.737
<i>مورمینیزم چه کرد؟</i>

289
00:25:01.082 --> 00:25:03.642
<i>شاهد چه نمایش کمیابی بود</i>

290
00:25:03.785 --> 00:25:07.414
<i>مثل دیدن آنها که در زندگی ثروتمند و والامقام بودند</i>

291
00:25:07.556 --> 00:25:11.390
<i>بیایید در کنار هم جمع شید با فقیر ترین فقرا</i>

292
00:25:11.526 --> 00:25:17.431
<i>خداوند تمام بناهایشان را...</i>

293
00:25:17.566 --> 00:25:23.766
<i>به زیون بیایید،به زیون بیایید</i>

294
00:25:24.105 --> 00:25:29.509
<i>دیوار های زیون با نیایش استوار خواهد شد</i>

295
00:25:30.645 --> 00:25:37.676
<i>به زیون بیایید،به زیون بیایید</i>

296
00:25:37.819 --> 00:25:46.022
<i>دیوار های زیون با نیایش استوار خواهد شد</i>

297
00:26:45.720 --> 00:26:47.620
<i>پانزدهم جولای 1856</i>

298
00:26:49.124 --> 00:26:51.422
<i>ما آغاز کردیم</i>

299
00:26:51.559 --> 00:26:53.493
<i>خیلی زود معلوم شد که بعضی از مذهبیون</i>

300
00:26:53.628 --> 00:26:56.256
<i>راحت تر بود براشون که آواز بخونن در مورد رفتن به زیون</i>

301
00:26:56.398 --> 00:26:59.390
<i>به جای اینکه واقا به سفر بیان</i>

302
00:27:00.902 --> 00:27:03.166
احمقانه!
اون فکر میکنه کیه

303
00:27:03.305 --> 00:27:05.136
اگه میدونستم هرگز انگلستان رو ترک نمیکردم

304
00:27:05.273 --> 00:27:06.467
این واقا مزخرف

305
00:27:06.608 --> 00:27:10.339
تو میدونی
من هرگز بصورت داوطلب نیومدم

306
00:27:10.478 --> 00:27:13.208
چرا انها دارن میرن؟

307
00:27:13.348 --> 00:27:19.480
خوب ،بعضی ها ضعیفند ولی ما باید قوی باشیم

308
00:27:44.346 --> 00:27:47.213
<i>یازدهم اگوست 1856</i>

309
00:27:47.382 --> 00:27:50.374
<i>فلورنس،منطقه ایالتی نبرسکا</i>

310
00:27:50.518 --> 00:27:53.248
<i>آخرین استگاه ممکن قبل از زمستان</i>

311
00:27:53.388 --> 00:27:57.449
<i>این نگرانی وجود دارد که
حتما در هوای زمستانی گیر میکنیم</i>

312
00:27:57.592 --> 00:28:01.619
<i>با میلان اتوو صحبت کردم
یکی دیگه از معاون های کاپیتان</i>

313
00:28:01.763 --> 00:28:04.823
چونکه از اعضای این کلیسا بودم

314
00:28:04.966 --> 00:28:09.335
با تمام تجربه ای که داشتم
هیچ وقت توی چنین موقعیتی قرار نگرفته بودم

315
00:28:09.471 --> 00:28:14.408
که همه چیز به نظر تیره و تار باشد

316
00:28:14.542 --> 00:28:18.478
خیلی این گروه رو در آخر فصل حرکت دادن

317
00:28:21.316 --> 00:28:23.181
ترسم از این که...

318
00:28:23.885 --> 00:28:27.582
موقعی که با فشار و ترس و گرسنگی روبرو بشن

319
00:28:29.257 --> 00:28:33.887
حتی افراد خوب هم عوض بشن
بشن یک چیزی

320
00:28:34.229 --> 00:28:36.595
شبیه گرگ تا انسان

321
00:28:39.534 --> 00:28:42.401
من دیده ام

322
00:28:50.712 --> 00:28:53.272
کلمات مورونی را بیاد بیارید که به ما آموخت...

323
00:28:53.415 --> 00:28:55.883
<i>نزدیک های غروب
ما یک جلسه داشتیم</i>

324
00:28:56.017 --> 00:28:58.679
<i>برادر ویلی راهبان را ترغیب کرد
که به جلو حرکت کنند</i>

325
00:28:58.820 --> 00:29:00.685
<i>بی توجه به زجرو فشار ها حتی به سوی مرگ</i>

326
00:29:02.624 --> 00:29:05.218
<i>او به من فرصت صحبت کردن را داد</i>

327
00:29:05.360 --> 00:29:09.694
ما باید ایمانمان را قوی تر کنیم
تا تصمیم هایمان شکست نخورد

328
00:29:09.831 --> 00:29:14.461
برادر سوج،شما زحمت بکشید
که ما را مورد خطاب قرار بدید

329
00:29:18.339 --> 00:29:25.643
بگذارید من صحبت کنم، باید آنچه که در ذهن دارم را بگم

330
00:29:31.453 --> 00:29:33.318
برادران و خواهران

331
00:29:33.455 --> 00:29:37.516
برای ادامه سفر پیشنهاد میکنم که
تا بهار صبر کنیم

332
00:29:39.661 --> 00:29:42.459
احساس میکنم که اگر در این اخر فصل ادامه بدیم

333
00:29:43.565 --> 00:29:47.626
با مشکلات زیادی روبرو خواهیم شد

334
00:29:47.769 --> 00:29:51.637
ما مجبور خواهیم شد که تا زانو توی برف فرو بریم

335
00:29:51.773 --> 00:29:54.264
ما پتو های نازک رو به هم وصل میکنیم

336
00:29:54.409 --> 00:29:57.344
و روی زمین یخ زده به عنوان بستر دراز میکنیم

337
00:29:57.479 --> 00:29:59.470
ما لباس های زیادی نداریم

338
00:30:00.782 --> 00:30:03.512
و اگر هم داشتیم نمیتونستیم حملشون کنیم

339
00:30:04.352 --> 00:30:08.482
سیستم گاری دستی رو من محکم نمیکنم

340
00:30:12.460 --> 00:30:17.420
اگر پیرها،ناتوان ها و مریض ها در این
آخر فصل ادامه بدن راه رو

341
00:30:17.565 --> 00:30:21.331
استخان هایشان تمام راه را خواهد پوشاند

342
00:30:27.509 --> 00:30:33.744
خدایی که ما بنده اش هستیم ما را در بدترین شرایط حفظ خواهد کرد

343
00:30:33.882 --> 00:30:38.546
لوی سوج مخالف کسانیه که بالا دست خودش قرار داده شدن

344
00:30:38.686 --> 00:30:41.883
و من او را صدا میکنم که توجه کنه

345
00:30:43.358 --> 00:30:47.954
حالا اون هایی که علاقه دارن به سمت زیون حرکت کنن

346
00:30:48.096 --> 00:30:49.688
دستهاشون رو بلند کنن

347
00:31:17.959 --> 00:31:19.893
متشکرم

348
00:31:23.531 --> 00:31:27.490
میدانم آنچه که گفته ام حقیقت است

349
00:31:29.637 --> 00:31:35.576
اما چون که میبینم تو پیشرو هستی و همه باهات موافق هستن من هم با تو خواهم آمد

350
00:31:36.411 --> 00:31:38.902
تا آنجایی که بتوانم کمک خواهم کرد

351
00:31:39.914 --> 00:31:43.645
با تو کار میکنم و با تو سختی خواهم کشید

352
00:31:43.785 --> 00:31:48.984
و اگر لازم باشد
با تو خواهم مرد

353
00:31:52.760 --> 00:31:55.160
انشالله خداوند...

354
00:31:55.496 --> 00:31:58.556
در رحمت خود را...

355
00:31:58.700 --> 00:32:02.932
بر ما بگشاید و ما را از گزند دور بدارد

356
00:32:11.746 --> 00:32:15.147
<i>هفدهم آگوست 1856</i>

357
00:32:15.483 --> 00:32:18.884
<i>این بعد از ظهر اولین و دومین گروه صد نفره حرکت میکنند</i>

358
00:32:20.384 --> 00:32:28.384
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

359
00:32:39.240 --> 00:32:40.400
<i>و اگر چه آنها</i>

360
00:32:40.541 --> 00:32:43.169
<i>کمترین مهارتی را هم در پیش آهنگ بودن ندارن</i>

361
00:32:43.511 --> 00:32:46.071
<i>اما آنها مریدان خداوند هستن</i>

362
00:32:46.214 --> 00:32:51.618
<i>و آنچه که برای قهرمان بودن رو لازم دارن</i>

363
00:33:01.496 --> 00:33:04.488
نوبت کیه؟

364
00:33:06.901 --> 00:33:08.198
بودیل!

365
00:33:16.778 --> 00:33:20.111
اینجا، 1
تمام!

366
00:33:37.665 --> 00:33:41.829
<i>اگر چه مسیر بسیار سخت بود</i>

367
00:33:41.969 --> 00:33:45.871
<i>اما لحظاتی در راه بود که بسیار باشکوه تر از</i>

368
00:33:46.007 --> 00:33:51.138
<i>هر چه بود که تا بحال تجربه کرده بودم</i>

369
00:33:52.180 --> 00:33:53.841
بودیل!

370
00:33:53.981 --> 00:33:55.915
<i>گناه کار درخت سنجد!</i>

371
00:33:56.718 --> 00:33:58.879
<i>بله آقا</i>

372
00:33:59.020 --> 00:34:02.512
<i>زمان در حال سپری شدن
ولی هیچ وقت،وقت کافی نبود</i>

373
00:34:02.657 --> 00:34:04.818
<i> در این میان از گروه گاری دستی گرفته</i>

374
00:34:04.959 --> 00:34:08.690
<i>تا یک بچه کوچک هم وظایفی بر عهدشون بود</i>

375
00:34:36.324 --> 00:34:36.915
بله؟

376
00:34:37.992 --> 00:34:40.153
کاپیتان ویلی من مایلم که از عنوان معاونی خودم استفا بدم

377
00:34:42.630 --> 00:34:43.619
دنیل.

378
00:34:43.765 --> 00:34:45.790
قربان،شما به تصمیم من اطمینان ندارید

379
00:34:45.933 --> 00:34:48.231
همچین چیزی نیست
برادر سوج

380
00:34:48.369 --> 00:34:51.338
تو چیزی رو گفتی که بهش اطمینان داشتی

381
00:34:51.672 --> 00:34:55.608
اما واقا نقشه ات رو بازنگری هم کردی؟
که تمام زمستان رو اینجا بمونی

382
00:34:55.743 --> 00:34:58.007
ما حدود 500 نفریم

383
00:34:58.146 --> 00:35:00.011
و تا 300 مایلی اطرافمان شهری نیست

384
00:35:00.148 --> 00:35:02.582
ما تدارکات کافی نداریم که بتونیم توی زمستان حرکت کنیم

385
00:35:02.717 --> 00:35:05.584
حتی اگر تدارکات کافی هم داشته باشیم

386
00:35:05.720 --> 00:35:07.153
باز هم ما به گرسنگی میفتیم

387
00:35:08.022 --> 00:35:09.819
- کاپیتان ویلی من با قاطعیت...
- برادر سوج،نه.

388
00:35:11.025 --> 00:35:15.962
ما از بابیلون فرار کردیم و نمیتونیم به اونجا برگردیم

389
00:35:30.244 --> 00:35:31.711
جورج؟

390
00:35:31.846 --> 00:35:34.337
تو شروع به نوشتن رویدادهای روزانه کردی؟

391
00:35:34.682 --> 00:35:37.310
شاید

392
00:35:37.652 --> 00:35:39.677
شاید هم درباره تو

393
00:35:41.289 --> 00:35:43.257
آه ، واقا؟

394
00:35:43.391 --> 00:35:45.382
ممکن ببینمش؟

395
00:35:46.894 --> 00:35:49.658
بعدا

396
00:36:52.226 --> 00:36:54.057
تو پسر خوبی هستی؟

397
00:36:58.232 --> 00:36:59.426
پس این مال تو

398
00:37:34.936 --> 00:37:37.029
برادران ،گرگ ها و سرخ پوست ها

399
00:37:37.171 --> 00:37:39.799
به نظر میاد که این اطراف زیاد باشن

400
00:37:39.941 --> 00:37:42.068
واقا متاسفم که چنین درخواستی رو میکنم

401
00:37:42.209 --> 00:37:46.873
اما به داوطلبان بیشتری برای نگهبانی امشب نیاز داریم

402
00:37:53.020 --> 00:37:54.510
من نگهبانی میدم
برادر سوج

403
00:37:54.855 --> 00:37:57.824
کی صحبت کرد؟

404
00:37:57.959 --> 00:38:00.052
کی داره صحبت میکنه

405
00:38:02.830 --> 00:38:04.229
این بالا بهتر میبینی

406
00:38:05.800 --> 00:38:07.495
ممنونم
آلبرت

407
00:38:07.835 --> 00:38:09.462
تو یک جوان خوبی هستی

408
00:38:09.804 --> 00:38:11.772
ما باید هر کاری که از دستمون بر میاد بکنیم

409
00:38:11.906 --> 00:38:14.875
من هر چی که دارم رو مدیون این فرقه هستم

410
00:38:15.009 --> 00:38:18.103
قبلا من آدم بدی بودم
که مورد خنده و تمسخر دیگران بودم

411
00:38:18.245 --> 00:38:21.009
اما این گروه مذهبی به من آموخت که
من آدم بی اهمییتی نیستم

412
00:38:21.115 --> 00:38:24.983
و یک روز من بهترین خواهم بود

413
00:38:26.253 --> 00:38:27.311
خوب باید برای گرگها متاسف باشم

414
00:38:27.455 --> 00:38:29.355
که امشب جرات کنن نزدیک تو بشن
آلبرت

415
00:38:29.490 --> 00:38:32.152
اگر بیان من خورد و خمیرشون میکنم

416
00:38:32.293 --> 00:38:33.419
همین کار رو بکن

417
00:38:33.561 --> 00:38:39.397
حالا بلدی از این استفاده کنی؟

418
00:38:39.533 --> 00:38:40.898
مسلما!

419
00:38:41.102 --> 00:38:42.899
این اسلحه مورد علاقه من!

420
00:38:43.037 --> 00:38:45.164
صد بار باهاش شلیک کردم!

421
00:38:51.479 --> 00:38:54.107
به نظرم یک یادآوریی بشه بد نباشه!

422
00:38:58.853 --> 00:39:01.549
کمک!
یک نفر کمک کنه!

423
00:39:12.266 --> 00:39:15.429
آلبرت!

424
00:39:15.569 --> 00:39:18.402
<i>گرگ ها آلبرت رو آنشب اذیت نکردن</i>

425
00:39:18.539 --> 00:39:19.597
<i>اما روز بعد</i>

426
00:39:19.907 --> 00:39:24.173
<i>خیلی زود راه افتاد و راه رو اشتباهی رفت</i>

427
00:39:24.311 --> 00:39:27.303
آلبرت!

428
00:39:27.448 --> 00:39:29.541
آلبرت!

429
00:39:29.884 --> 00:39:31.545
- آلبرت!
- آلبرت!

430
00:39:31.886 --> 00:39:33.012
کمک!

431
00:39:33.154 --> 00:39:34.086
کمکم کنید
لطفا!

432
00:39:34.221 --> 00:39:36.246
از این طرف!

433
00:39:41.128 --> 00:39:43.187
یکی لطفا به من کمک کنه!

434
00:39:43.330 --> 00:39:45.321
برو،برو
سگ بد

435
00:39:45.466 --> 00:39:46.490
بد،سگ بد

436
00:39:57.945 --> 00:40:00.379
آلبرت!
زخمی شدی؟

437
00:40:00.514 --> 00:40:01.845
حالت خوبه؟

438
00:40:02.016 --> 00:40:03.278
کجایی؟

439
00:40:03.417 --> 00:40:04.509
چی معطلت کرده؟

440
00:40:04.652 --> 00:40:07.314
من ساعت هاست که اینجام
پاهام دیگه مال خودم نیست

441
00:40:07.455 --> 00:40:10.481
من عصرونه اونها بودم!

442
00:40:13.094 --> 00:40:14.561
تو حالت خوب میشه
آلبرت

443
00:40:14.695 --> 00:40:16.356
صبر کن،نه،من نمیتونم سوار شم

444
00:40:16.497 --> 00:40:18.590
من قول دادم که همه مسیر رو تا زیون پیلده برم

445
00:40:18.933 --> 00:40:20.366
بله،بله

446
00:40:20.501 --> 00:40:22.230
آلبرت نگران نباش

447
00:40:22.369 --> 00:40:24.064
من  به برادر سوج نمیگم

448
00:40:24.205 --> 00:40:25.069
لازم نیست بدون؟

449
00:40:25.206 --> 00:40:27.367
همونی که گاری دستی رو میکشی

450
00:40:27.508 --> 00:40:30.170
تو از گرگ ها هم بدتری

451
00:40:30.311 --> 00:40:33.212
اولش ترسیده بودم
اما فکر کنم اونا از من ترسیدن!

452
00:40:33.347 --> 00:40:35.645
با عصای خودم توی چشم یکیشون کردم

453
00:40:35.983 --> 00:40:37.610
باید بدونی که خون از چشمش راه افتاد

454
00:40:37.952 --> 00:40:40.352
و اگر یک گرگ یک چشم دیدی

455
00:40:40.488 --> 00:40:42.388
باید بدونی همونی هست که من کورش کردم
فکر کنم بدجوری ترسیدن!

456
00:40:42.523 --> 00:40:45.321
فکر نمیکنم دیگه به این زودی ها پیداشون بشه

457
00:40:45.459 --> 00:40:47.359
دقیقا توی تخم چشمش فرو کردم

458
00:40:54.969 --> 00:40:57.164
برادر لین فورد؟

459
00:40:58.973 --> 00:41:01.441
برادر لین فورد؟

460
00:41:02.977 --> 00:41:04.467
نوبت شماست

461
00:41:07.548 --> 00:41:09.243
سه شب پشت هم؟

462
00:41:10.718 --> 00:41:13.152
خیلی متاسفم

463
00:41:13.287 --> 00:41:16.279
<i>احتیاج مدام برای  وظیفه نگهبانی و بی خوابی</i>

464
00:41:16.423 --> 00:41:18.391
<i>باعث فشار روی افراد و شکایت آنها شد</i>

465
00:41:18.526 --> 00:41:20.323
حواست بشه که چشمات رو باز نگه داری و نخوابی

466
00:41:20.461 --> 00:41:24.659
صبح یک ساعت فرصت داری که استراحت کنی

467
00:41:27.067 --> 00:41:31.265
واقا؟
یک ساعت کامل؟

468
00:41:40.414 --> 00:41:41.278
کاپیتان ویلی

469
00:41:42.483 --> 00:41:46.579
الان به زنم گفتم که همه چی عالی میشه

470
00:41:46.720 --> 00:41:48.210
واقا میشه؟

471
00:41:48.355 --> 00:41:50.687
یا اینکه به زنم دروغ گفتم؟

472
00:41:51.025 --> 00:41:53.585
برادر ویلی!
من جواب میخوام!

473
00:41:53.727 --> 00:41:55.991
همه ما همین میخواهیم

474
00:41:58.766 --> 00:41:59.664
هوا رو ببین

475
00:41:59.800 --> 00:42:02.291
این احمقانه است
هوا سرد و مرطوب

476
00:42:02.436 --> 00:42:04.666
واسه مشغول شدن

477
00:42:04.805 --> 00:42:06.466
چرا به یک چیز دیگه فکر نمیکنی؟

478
00:42:06.607 --> 00:42:08.074
مرد،هر هر کدام از افراد این گروه
خسته و هلاک و گرسنه هست

479
00:42:08.209 --> 00:42:09.403
گوش کن
من نمیتوانم ادامه بدم

480
00:42:09.543 --> 00:42:11.636
با این غرغر و شکایت های مداوم

481
00:42:11.779 --> 00:42:13.679
آها
تو میخواهی رهبر و لیدر باشی؟

482
00:42:14.014 --> 00:42:14.446
فقط راهت رو بکش و برو

483
00:42:14.582 --> 00:42:17.380
اره
شما دو تا سر گروه هستین و هر چی میگین باید بشه

484
00:42:17.518 --> 00:42:20.214
حالا برو سر کارت و شروع کن به کشیدنش

485
00:42:20.354 --> 00:42:22.185
ما همه شروع میکنیم به کشیدن

486
00:42:22.323 --> 00:42:24.791
تو چطور انتظار داری که مردم ادامه بدن؟

487
00:42:25.125 --> 00:42:29.289
نگاهشون کن
بزحمت میتوانند که انگشت هاشون رو حرکت بدن

488
00:42:44.078 --> 00:42:45.306
برادران!

489
00:42:45.446 --> 00:42:48.279
برادران!

490
00:42:48.415 --> 00:42:53.114
تنها کاری که از دستمون بر میاد اینه که ادامه بدیم

491
00:42:53.254 --> 00:42:55.518
کمک خواهد رسید

492
00:42:59.693 --> 00:43:03.754
برادر اتوود
ممکن کمک کنی؟

493
00:43:03.778 --> 00:43:10.778
سینمافریک

494
00:43:15.242 --> 00:43:18.473
<i>پدر داره دیگه سلامتیش رو از دست میده</i>

495
00:43:18.612 --> 00:43:23.140
<i>توی حالت اغما رفته</i>

496
00:43:23.284 --> 00:43:26.082
<i>کاپیتان ویلی گفت که بذارنش توی گاری مریض ها</i>

497
00:43:26.220 --> 00:43:31.123
<i>اما اون هیچ کسی رو نداره که مواظبش باشه و ازش پرستاری کند</i>

498
00:43:34.395 --> 00:43:37.296
<i>برادرها اومدن که وضع پدر رو نگاه کنن</i>

499
00:43:38.265 --> 00:43:39.391
<i>آنها میدانند که داره میمیره</i>

500
00:43:39.533 --> 00:43:42.696
ما پدر لودر رو به خدا میسپاریم

501
00:43:42.836 --> 00:43:46.272
ما کاری نیست که نکرده باشیم

502
00:43:46.407 --> 00:43:49.103
خداوند مستحق پذیرش اوست

503
00:43:49.243 --> 00:43:51.370
او کارش را به اتمام رسانده بود

504
00:43:51.512 --> 00:43:54.276
یک خادم با وفای کلیسا بود

505
00:43:54.415 --> 00:43:58.545
و ما بندگان خداوند او را به خالقمان میسپاریم

506
00:43:58.686 --> 00:44:04.386
<i>در ساعت 11 پدر درگذشت</i>

507
00:44:04.525 --> 00:44:07.323
<i>پیرمردی کم جثه و ظریف بود</i>

508
00:44:07.461 --> 00:44:09.827
<i>قبل از سفر،نگران این بود </i>

509
00:44:10.164 --> 00:44:11.791
<i>که آیا میتونیم گاری ها رو بکشیم؟</i>

510
00:44:11.932 --> 00:44:13.490
<i>در مسافرت طولانی به سرزمین موعود </i>

511
00:44:14.535 --> 00:44:19.131
<i>چونکه این حرف ها رو زده بود بعضی ها اون رو به کفر گویی متهم کرده بودن</i>

512
00:44:19.707 --> 00:44:22.642
<i>این عمیقا پدر رو رنجانده بود</i>

513
00:44:22.776 --> 00:44:25.301
چرا بندگان خداوند بر نمی خیزند

514
00:44:25.446 --> 00:44:28.847
و بگویند که شما و خانواده هایتان خدمتگذار پروردگار هستید

515
00:44:29.183 --> 00:44:32.152
و با همه مخاطرات به سرزمین موعود خواهید رفت؟

516
00:44:36.857 --> 00:44:39.257
به آنها نشان خواهیم داد ،مادر

517
00:44:39.393 --> 00:44:41.623
<i>ما به سرزمین موعود میرویم</i>

518
00:44:41.762 --> 00:44:47.166
و گاری خود را میکشیم
حتی اگر در مسیر از بین برویم

519
00:44:49.670 --> 00:44:55.438
<i>پدر دین خود را ادا کرد</i>

520
00:45:01.849 --> 00:45:04.818
<i>ما با 16 اونس در روز شروع کردیم</i>

521
00:45:04.952 --> 00:45:08.183
<i>حالا به 10 تا در روز رسیدیم</i>

522
00:45:08.322 --> 00:45:13.385
آنها خیلی میخوان و خیلی کم نم پس میدن

523
00:45:13.527 --> 00:45:15.961
این رفتار خیلی خشکی که دارن

524
00:45:16.296 --> 00:45:17.763
رفتاری بدون عاطفه و محبت

525
00:45:18.399 --> 00:45:19.764
چطور انتظار دارن که یک آدم بالغ

526
00:45:19.900 --> 00:45:21.868
بتونه گاری رو با این جیره غذایی بگشه؟

527
00:45:22.002 --> 00:45:24.334
- این روزی برای همه ماست؟
- این چندش آور

528
00:45:24.471 --> 00:45:26.939
این خیلی کم!
ما آدم های بالغ هستیم!

529
00:45:27.241 --> 00:45:29.766
به این سهمیه ها نگاه کنید!

530
00:45:35.315 --> 00:45:37.249
<i>ریچارد و چند تا رهبر دیگر</i>

531
00:45:37.384 --> 00:45:39.409
<i>از گروه بریطانیا،از از ارودوگاه ما عبور کردن</i>

532
00:45:39.553 --> 00:45:41.919
<i>و به سرعت رفتن تا به زوار نزدیک دریاچه نمک </i>

533
00:45:42.256 --> 00:45:44.850
<i>نزدیک شدن ما رو  خبر بدن</i>

534
00:45:44.992 --> 00:45:47.324
<i>مجمع عمومی تشکیل شد</i>

535
00:45:47.461 --> 00:45:49.486
<i>بزرگان گروه ها در مورد نظارات من مطلع شده بودن</i>

536
00:45:49.630 --> 00:45:52.690
<i>در مورد صبر کردن تا آمدن بهار</i>

537
00:45:52.833 --> 00:45:56.496
<i>من بر این باورم او در مورد گفتار من فکر کرد که باعث نفاق میشود</i>

538
00:45:56.637 --> 00:45:58.935
آنهایی که مسلم میدانند مشورت با پروردگار را

539
00:45:59.273 --> 00:46:03.869
و خدمتگذاران منصوب شده او را میتوانند
بر این باور باشند اگر میخواهند

540
00:46:05.479 --> 00:46:07.811
اما آنها توفیقی نخواهند یافت

541
00:46:08.715 --> 00:46:11.878
ما باید بر خوبی و خیر خداوند تکیه کنیم

542
00:46:12.019 --> 00:46:18.288
و نه بر خرد انسان،لوی سوج

543
00:46:20.494 --> 00:46:23.930
خوبی و خیر خداوندگار
ما را به جلو هدایت خواهد کرد

544
00:46:35.742 --> 00:46:39.644
من از برادر ریچار خواستم

545
00:46:39.780 --> 00:46:44.308
و بقیه زوار طلب بخشش میکنم

546
00:46:46.653 --> 00:46:49.520
برای تمام کار ها و چیزهایی که به غلط گفته و یا انجام دادم

547
00:48:28.488 --> 00:48:30.854
<i>یکی ار محبوب ترین کلک های</i>

548
00:48:30.991 --> 00:48:33.516
<i>بچه ها بود که از گروه جلوتر بیافتیم</i>

549
00:48:33.660 --> 00:48:37.960
<i>این به ما وقت میداد تا بازی کنیم تا زمانی که دیگران به ما برسند</i>

550
00:48:38.966 --> 00:48:41.992
راه را برای ملکه انگلیس باز کنید!

551
00:48:42.135 --> 00:48:44.000
گفتم راه را باز کنید!

552
00:48:44.137 --> 00:48:48.005
راه را برای ملکه انگلیس باز کنید!

553
00:48:49.676 --> 00:48:51.075
تمام شراب ها تمام شده

554
00:48:52.412 --> 00:48:54.710
بیا مال تو رو قسمت کنیم

555
00:48:55.882 --> 00:49:00.785
<i>اما تنهایی بهتر،چیز خوبی نیستش!</i>

556
00:49:06.126 --> 00:49:08.060
چی؟

557
00:49:16.103 --> 00:49:17.627
<i>بیسبو</i>

558
00:49:23.477 --> 00:49:24.603
سریع تر!

559
00:49:24.745 --> 00:49:27.771
یک دعا بخون!

560
00:49:34.855 --> 00:49:35.947
آمین

561
00:49:40.127 --> 00:49:41.788
چرا زیر لب حرف میزنی؟

562
00:49:41.928 --> 00:49:46.194
من نمیخوام که مارها نقشه ما رو بشنون

563
00:49:55.942 --> 00:49:57.500
آماده

564
00:49:58.845 --> 00:50:00.005
سر جاهاتون

565
00:50:01.248 --> 00:50:03.113
حرکت!

566
00:50:03.250 --> 00:50:05.912
<i>ما احساس کردیم که ادامه حرتمون رو بجلو تاثیر داره...</i>

567
00:50:06.053 --> 00:50:08.248
<i>- حرکت!
- ... درست از بین آنها.</i>

568
00:50:08.588 --> 00:50:10.647
بپر!

569
00:50:10.791 --> 00:50:12.019
بپر!

570
00:50:12.159 --> 00:50:15.185
<i>اینطور به نظرم آمد که ما حدود یک مایل رو پریدیم</i>

571
00:50:15.529 --> 00:50:17.019
فکر میکنم که ما میتونیم این کار رو بکنیم!

572
00:50:17.164 --> 00:50:22.124
<i>به خاطر قدرت و حمایت پروردگار خطری ما رو تهدید نخواهد کرد</i>

573
00:50:22.269 --> 00:50:23.497
حرکت!

574
00:50:23.637 --> 00:50:27.937
آه
اون یکی از گنده ترین هاست!

575
00:50:29.437 --> 00:50:37.437
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

576
00:50:57.738 --> 00:50:59.069
خواهر کوپر.

577
00:50:59.206 --> 00:51:01.766
امیدوار بودم که فرصتی پیش بیاد تا بتونیم صحبت کنیم

578
00:51:01.908 --> 00:51:04.570
به نظر میاد که هر بار که شما رو میبینم

579
00:51:04.711 --> 00:51:07.839
یک اتفاقی میافته
مثل آمدن یک حشره!

580
00:51:07.981 --> 00:51:12.941
یک حشره بود که رفته بود توی دماغ من،من باید...

581
00:51:16.857 --> 00:51:20.918
و این یکمی...

582
00:51:21.061 --> 00:51:25.657
برادر لوی
ممکن با شما خصوصی مشورت کنم؟

583
00:51:26.800 --> 00:51:30.099
مسلما،کاپیتان

584
00:51:31.037 --> 00:51:33.801
گروه اسکاتلندی ها به دژ لارامی رسیدند

585
00:51:33.940 --> 00:51:37.876
هیچ آذوقه ای برای ما اونجا نیست

586
00:51:38.011 --> 00:51:40.070
ما به مشکل برخوردیم

587
00:51:40.814 --> 00:51:43.339
این حق مسلم شماست که همه این ها رو تقصیر من بدونید

588
00:51:43.683 --> 00:51:46.083
همچین چیزی نیست
کاپیتان

589
00:51:46.219 --> 00:51:49.746
من بر علیه شما خیلی تند گویی کردم که بتونم گروه رو متحد کنم

590
00:51:49.890 --> 00:51:53.951
من باید مطمئن باشم

591
00:51:54.094 --> 00:51:56.756
حالا توی سرتون چی میگذره؟

592
00:51:56.897 --> 00:52:01.596
با این سرعت کم 12 مایل در روزی که ما حرکت میکنیم

593
00:52:01.735 --> 00:52:03.293
ما به کمبود آرد بر میخوریم

594
00:52:03.637 --> 00:52:07.004
حدود 300 مایل قبل از رسیدن به کوه پایه

595
00:52:07.140 --> 00:52:12.635
ظرف 10 روز غذای ما تمام خواهد شد

596
00:52:12.779 --> 00:52:13.939
چه میشه کرد؟

597
00:52:17.651 --> 00:52:19.744
جیره رو کمتر کنید

598
00:52:19.886 --> 00:52:21.911
دوباره.

599
00:52:28.028 --> 00:52:29.859
پس همین کار رو میکنیم

600
00:52:39.306 --> 00:52:42.139
<i>ما در مورد مسئله زمستان در دژ لارامی صحبت کردیم</i>

601
00:52:42.275 --> 00:52:46.871
<i>اما،حالا که اینجا چیزی برامون وجود نداره تصمیم به رفتن گرفتیم</i>

602
00:52:47.013 --> 00:52:48.947
<i>ترسم از این که ظرف 2 هفته </i>

603
00:52:49.082 --> 00:52:52.051
<i>بیشتر گروه مان تلف بشه</i>

604
00:52:52.185 --> 00:52:55.120
<i>تا اونجایی که میتونم خواهم نوشت</i>

605
00:52:55.255 --> 00:53:00.090
<i>شاید فرصتی نشه که به پسرم توضیح بدم...</i>

606
00:53:10.370 --> 00:53:13.669
<i>گرچه جین خیلی بیمار  بود و به مراقبت من احتیاج داشت</i>

607
00:53:13.807 --> 00:53:17.971
<i>من این جرات رو نداشتم که درجا بزنم و متوقف بشم</i>

608
00:53:18.111 --> 00:53:21.945
کریستوفر؟

609
00:53:22.048 --> 00:53:24.107
اون مرده؟

610
00:53:34.928 --> 00:53:39.831
<i>من باید با گروه حرکت رو ادامه بدم</i>

611
00:53:59.486 --> 00:54:01.420
برادر؟

612
00:54:08.828 --> 00:54:11.126
سارا؟

613
00:54:11.264 --> 00:54:14.097
عزیزم؟

614
00:54:14.234 --> 00:54:16.099
میتونی واسه نهار بشینی؟

615
00:54:19.005 --> 00:54:20.302
<i>مثل خیلی های دیگه,</i>

616
00:54:20.440 --> 00:54:25.901
<i>سارا فرنک لرز کرده و تب داره.</i>

617
00:54:26.046 --> 00:54:30.915
خدا عوضت بده جرج
من خیلی کشنم

618
00:54:31.051 --> 00:54:33.110
نوبت من

619
00:54:34.254 --> 00:54:37.246
پدر مقدس که در بهشت است

620
00:54:37.390 --> 00:54:40.450
به ما عوض بدهد و غذای  امروزما را تبرک دهد

621
00:54:40.794 --> 00:54:44.491
و برای این شانس که در جمع زوار هستسم

622
00:54:45.465 --> 00:54:47.490
لطفا این غذای ساده را تبرک کنید

623
00:54:48.401 --> 00:54:51.234
و ما  رو هم  دعا کنید که معتقد و با ایمان باشیم

624
00:54:51.371 --> 00:54:57.207
و قدرت  تحمل داشته باشیم که به مقصد برسیم و اونجا اسکان کنیم

625
00:54:57.344 --> 00:55:00.336
و دعا میکنیم به نام عیسی مسیح

626
00:55:00.480 --> 00:55:02.072
آمین.

627
00:55:02.215 --> 00:55:05.116
آمین.

628
00:55:20.533 --> 00:55:22.865
ناهارت رو خوردی؟

629
00:55:26.406 --> 00:55:29.102
نمیتونستم صبر کنم

630
00:55:31.411 --> 00:55:32.901
صبرو تحمل،جورج

631
00:55:33.847 --> 00:55:36.907
شاید فردا تو برای ما صبر کنی که باهم نهار بخوریم

632
00:55:37.050 --> 00:55:40.315
خیلی خوشحال میشم

633
00:55:46.860 --> 00:55:48.589
<i>خواهر میور هنوز از وضع حمل دوقولو هاش خسته وضعیف شده</i>

634
00:55:48.928 --> 00:55:52.523
<i>همون دوقولوهایی که  از سختی راه مردند</i>

635
00:55:52.866 --> 00:55:56.825
<i>سرانجام برید و گفت که دیگه نمیتونه ادامه بده</i>

636
00:55:56.970 --> 00:55:58.597
<i>گروه نمیتونست منتظرش بشه</i>

637
00:55:58.938 --> 00:56:01.236
<i>بنا بر این فرزندانش را یکی یکی بوسید </i>

638
00:56:01.374 --> 00:56:04.935
<i>روی تخته سنگ نشست و گریست</i>

639
00:56:05.078 --> 00:56:09.515
<i>شوهرش تصمیم داشت برگرده دنبالش</i>

640
00:56:09.649 --> 00:56:11.173
برای مواظبت از خانواده

641
00:56:11.317 --> 00:56:13.114
من با مادر میمانم

642
00:56:13.253 --> 00:56:14.413
چی؟
نه!

643
00:56:15.655 --> 00:56:18.385
نه هر دوتان رو نمیدم دست گرگ ها!

644
00:56:18.525 --> 00:56:20.220
اون نمیشه اینجا تنها بمونه

645
00:56:20.360 --> 00:56:25.992
حالا برو ساکت باش
من سعی میکنم که اون رو سر عقل بیارم

646
00:57:08.241 --> 00:57:14.976
ای خدای بهشت و آسمان ها لطفا بهش کمک کن

647
00:57:15.915 --> 00:57:21.319
اون کاملا خل شده
نمدونم چیکار کنم

648
00:57:22.455 --> 00:57:28.553
میخوام کاری که درست رو انجام بدم
اما نمیدونم چیکار باید بکنم

649
00:57:29.529 --> 00:57:32.054
لطفا گرگ ها رو دور کن

650
00:57:32.198 --> 00:57:36.066
و موقعیتی رو درست کن تا بتونیم خودمان را به کمپ برسونیم

651
00:57:37.604 --> 00:57:40.698
به نام مسیح مقدس دعا میکنم

652
00:57:41.541 --> 00:57:43.566
آمین

653
00:58:34.527 --> 00:58:36.518
مادر؟

654
00:58:42.368 --> 00:58:47.101
ببین خدا چی برامون فرستاد

655
00:59:13.466 --> 00:59:15.093
<i>بارها بعد ار آن</i>

656
00:59:15.235 --> 00:59:18.170
<i>خواهر میلور گفته بود که این احساس رو داشته که همه چی رو ول کنه</i>

657
00:59:18.304 --> 00:59:21.034
<i>اما بعدش به خاطر آورد که خداوند بزرگ و باشکوه</i>

658
00:59:21.174 --> 00:59:23.005
<i>که بارها اون رو نجات داده</i>

659
00:59:23.142 --> 00:59:27.670
<i>و در ازای اون دعای شکر خوانده</i>

660
00:59:35.822 --> 00:59:38.154
<i>با قلبی گرفته انگلستان رو ترک کردم</i>

661
00:59:38.291 --> 00:59:40.191
<i>چون مرد جوانی راکه عاشقش بودم</i>

662
00:59:40.326 --> 00:59:43.159
<i>صمیم گرفت که به کلیسای مورمون ها نپیونده</i>

663
00:59:45.565 --> 00:59:47.795
<i>بخاطر مریض شدن خیلی  دلسرد شده بودم </i>

664
00:59:48.134 --> 00:59:51.126
<i>و همینطور بخاطر مردی که از دست داده بودم</i>

665
00:59:53.106 --> 00:59:56.041
<i>در پایین ترین وضع جسمی و روحی بودم</i>

666
00:59:56.175 --> 00:59:57.301
تامار،تامار

667
00:59:57.443 --> 01:00:01.402
<i>خواب دیدم عشقم اومد و کنارم ایستاده</i>

668
01:00:04.117 --> 01:00:05.311
<i>اون واقعی و زنده به نظر میومد</i>

669
01:00:10.490 --> 01:00:12.788
<i>اما اون تنها نبود</i>

670
01:00:13.126 --> 01:00:15.856
<i>مرد دیگری باهاش بود</i>

671
01:00:22.135 --> 01:00:24.797
<i>در خوابم عشق من محو شد</i>

672
01:00:25.138 --> 01:00:27.231
<i>اما اون مرد دیگر باقی نماند</i>

673
01:00:37.917 --> 01:00:40.681
<i>یک بعد از ظهر که من داشتم میرفتم کمی مدفوع گاو وحشی جم کنم</i>

674
01:00:40.887 --> 01:00:42.411
<i>که آتش کوچکی بر پا کنم</i>

675
01:00:42.555 --> 01:00:47.185
<i>و غذای کمی رو که داشتم برای خودم و بچه ها گرم کنم</i>

676
01:00:58.638 --> 01:01:00.765
وضعیت گروه چطوری؟

677
01:01:01.808 --> 01:01:04.402
ما بسیار محتاجیم

678
01:01:04.544 --> 01:01:05.841
ما گرسنه هستیم

679
01:01:07.780 --> 01:01:09.839
شاید من بتونم کمی کمک کنم

680
01:01:10.183 --> 01:01:13.346
دنبالم بیا

681
01:02:09.742 --> 01:02:13.178
بخور

682
01:02:16.783 --> 01:02:18.580
دامنتو نگه دار

683
01:02:29.495 --> 01:02:34.660
<i>فقط تونستم فکر کنم که این چه معنایی برای فرزندان من داره</i>

684
01:02:44.310 --> 01:02:47.609
با دیگران قسمت کنید

685
01:03:06.599 --> 01:03:08.260
راهت رو گم نکن

686
01:03:16.776 --> 01:03:18.471
تو کی هستی؟

687
01:03:21.647 --> 01:03:24.980
مثل خودت،یک مسافرم

688
01:03:47.540 --> 01:03:49.735
<i>متوجه شدم که حتی ازش تشکر هم نکردم</i>

689
01:03:49.876 --> 01:03:52.504
<i>جای پا هام رو دنبال کردم و دنبال غار بودم...</i>

690
01:03:58.784 --> 01:04:00.843
برادر؟

691
01:04:02.788 --> 01:04:04.949
برادر؟

692
01:04:12.932 --> 01:04:17.062
<i>... اما نمیتونستم هیچ اثری ازش پیدا کنم</i>

693
01:04:19.872 --> 01:04:21.567
<i>برگشتم به کمپ</i>

694
01:04:21.707 --> 01:04:25.404
<i>و گوشت رو بین آنهایی که خیلی احتیاج داشتن قسمت کردم</i>

695
01:04:25.545 --> 01:04:29.743
<i>شکی ندارم که این کار جون خیلی ها رو نجات داد</i>

696
01:04:35.087 --> 01:04:37.351
<i>پانزدم اکتبر 1856</i>

697
01:04:39.392 --> 01:04:43.021
<i>مهاجرین خیلی ضعیف شدند و تند تند دارن از پای در میان</i>

698
01:04:43.162 --> 01:04:45.426
<i>شمار بسیاری مریض هستند</i>

699
01:05:04.450 --> 01:05:08.853
از برادر لینفرد خبری داری که بمن بگی؟

700
01:05:21.033 --> 01:05:22.728
<i>کل کمپ باید رو بیاره</i>

701
01:05:22.868 --> 01:05:25.166
<i>به جویدن هر چیزی که قابل خوردن!</i>

702
01:05:26.973 --> 01:05:29.840
<i>برای خواهر رولی واقا زجر اور بود.</i>

703
01:05:31.410 --> 01:05:34.470
<i>که ببین فرزندانش انقدر گرسنه هستن</i>

704
01:05:34.680 --> 01:05:37.581
<i>او دید که آنها چرم و پوست های آویزان شده به گاری رو
کندند و موهای چرم رو سوزوندن و چرم را جویدند</i>

705
01:05:39.452 --> 01:05:41.818
پدر مقدس...

706
01:05:43.723 --> 01:05:49.593
...بخاطر آمرزش انجیل ما همیشه قدر دانیم

707
01:05:51.631 --> 01:05:56.534
اما حالا من باید همه رو به زیون برسونم

708
01:05:56.669 --> 01:05:59.934
و دین خودم رو به آنها ادا کنم

709
01:06:01.073 --> 01:06:04.668
دعا میکنم که غذای کافی داشته باشیم

710
01:06:04.810 --> 01:06:08.405
تا بتونیم این سفر رو کامل کنیم

711
01:06:09.905 --> 01:06:17.124
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

712
01:06:18.624 --> 01:06:20.524
<i>او به یاد آورد 2 تا بیسکوئیت سفت شده از موقعی که توی کشتی بود </i>

713
01:06:20.660 --> 01:06:23.720
<i>که برای سفر کنار گذاشته بود</i>

714
01:06:24.897 --> 01:06:28.094
<i>آنها خیلی بزرگ نبودن
ولی خیلی سفت شده بودن و نمیشد تکه تکشون کرد</i>

715
01:06:47.053 --> 01:06:51.114
مسلما 2 تا بیسکوئیت سفت شده برای 8 نفر کافی نیست

716
01:06:51.257 --> 01:06:53.088
اما پنج تا نان و 2 تا ماهی

717
01:06:53.225 --> 01:06:56.888
برای سیر کردن 5000 نفر کافی نیست

718
01:06:57.029 --> 01:06:59.623
ما میدانیم که از طریق قدرت تو

719
01:06:59.765 --> 01:07:06.796
چیزی که کوچک و کم میتواند عظیم و قابل توجه شود

720
01:07:37.703 --> 01:07:40.069
<i>برای اولین بار بعد از هفته های متوالی</i>

721
01:07:40.206 --> 01:07:44.870
<i>خوانواده رولی گرسنه به خواب نرفتند</i>

722
01:07:45.945 --> 01:07:48.277
<i>او داره به ما نگاه میکنه!</i>

723
01:07:54.587 --> 01:07:56.987
<i>نوزدهم اکتبر 1856</i>

724
01:07:58.090 --> 01:08:01.992
<i>زمستان یک دفعه و سریع آمد</i>

725
01:08:08.667 --> 01:08:11.158
<i>در شرایط آخر هفته سخت</i>

726
01:08:11.303 --> 01:08:12.793
<i>عبور های بسیاری از رودخانه بود</i>

727
01:08:12.938 --> 01:08:16.931
<i>خطر ناک و به ظاهر غیر ممکن</i>

728
01:08:20.279 --> 01:08:24.113
<i>نامزد من روزش رو به عنوان نجات دهنده گذروند</i>

729
01:08:24.250 --> 01:08:27.219
<i>کمک به آنهایی که نیاز داشتند</i>

730
01:08:33.058 --> 01:08:34.855
<i>من متعجبم که اون چطوری تحمل کرد</i>

731
01:08:35.661 --> 01:08:38.960
<i>تمام روز رو از میان آب تند و سرد راه رفتن</i>

732
01:08:44.170 --> 01:08:47.367
<i>بعدش در این فکرم که چرا من انقدر میتوانم ضعیف باشم</i>

733
01:08:47.706 --> 01:08:48.832
<i>که اجازه میدم که اینطور باشه</i>

734
01:08:51.110 --> 01:08:53.772
چی میشه اگر ما از پای در بیایم؟

735
01:08:53.913 --> 01:08:56.040
هیچ وقت اجازه نمیدم که تو شکست بخوری

736
01:08:57.383 --> 01:08:59.010
<i>جورج تنها کسی نبود</i>

737
01:08:59.151 --> 01:09:02.746
<i>که از خودش اون روز انقدر مایه گذاشت</i>

738
01:09:02.888 --> 01:09:07.985
<i>اما اون تنها کسی بود که من خیلی عاشقش بودم</i>

739
01:10:07.820 --> 01:10:09.378
<i>سرما و آب یخ زده</i>

740
01:10:09.722 --> 01:10:13.852
<i>تنها دلیل از پای درآمدن مهاجرین نبود</i>

741
01:10:15.794 --> 01:10:18.991
اون داره جیره غذایی خودش رو به ما میده

742
01:10:21.300 --> 01:10:25.760
اون داره از گرسنگی میمیره

743
01:11:09.748 --> 01:11:14.378
خدا تو را بیامرزد لوی سوج

744
01:11:14.520 --> 01:11:17.011
تو چی میخوری؟!

745
01:11:27.800 --> 01:11:31.167
<i>بیستم اکتبر 1856</i>

746
01:11:31.303 --> 01:11:32.395
<i>بعد از خوردن عصرانه</i>

747
01:11:32.538 --> 01:11:37.441
<i>بهترین دوستم جان لین فور درگذشت</i>

748
01:11:52.024 --> 01:11:54.993
دست نگه دار!
از اونجا دور شو

749
01:12:03.535 --> 01:12:04.797
<i>وقتی امروز صبح داشتم میرفتم</i>

750
01:12:04.937 --> 01:12:09.533
<i>گرگها سر گوری بودن که تازه دفنش کرده بودیم</i>

751
01:12:09.875 --> 01:12:14.505
<i>سعی کردم دورشون کنم،اما دخل منو داشتن میاوردن</i>

752
01:12:21.253 --> 01:12:22.345
بتسی!

753
01:12:23.222 --> 01:12:26.919
ما باید حاظر و آماده باشیم

754
01:12:27.059 --> 01:12:28.822
بتسی!

755
01:12:28.961 --> 01:12:32.897
برادران
باید چادر ها رو برپا کنید

756
01:12:57.289 --> 01:12:59.553
آه،بتسی

757
01:12:59.892 --> 01:13:02.622
آه،نه

758
01:13:02.961 --> 01:13:04.588
ما چی کار باید بکنیم؟

759
01:13:04.930 --> 01:13:06.955
آه،نه

760
01:13:07.099 --> 01:13:10.193
<i>فقط یک کار هست که اونا میتونن بکنن</i>

761
01:13:10.335 --> 01:13:15.204
<i>زمین خیلی سفت رو بکنن</i>

762
01:13:15.340 --> 01:13:21.870
خوب بخواب،دخترکم

763
01:14:02.521 --> 01:14:05.490
اون در مکان بهتری هست،الیزابت

764
01:14:05.624 --> 01:14:08.593
واقا اینطور

765
01:14:13.265 --> 01:14:14.527
الیزابت!

766
01:14:14.666 --> 01:14:16.361
- الیزابت!
- با من بیا،جیمز

767
01:14:16.502 --> 01:14:18.129
- چی؟
- ما فراموش کردیم!

768
01:14:18.270 --> 01:14:20.033
چطور میتونیم فراموش کنیم؟

769
01:14:20.172 --> 01:14:21.139
چی فراموش کردین؟

770
01:14:21.273 --> 01:14:24.401
من نه،
ما

771
01:14:24.543 --> 01:14:26.010
ما فراموش کردیم!

772
01:14:26.145 --> 01:14:28.545
یکی از کشیش هم به ما قول داده بود

773
01:14:28.680 --> 01:14:29.908
که اگه ما انجیل رو بشارت بدیم

774
01:14:30.048 --> 01:14:35.452
همه خانواده ما به سلامت به زیون میرسن

775
01:14:35.587 --> 01:14:37.555
صبر کن!
بایست!

776
01:14:37.689 --> 01:14:40.681
با من حرف بزن،الیزابت
وایستا!

777
01:14:41.026 --> 01:14:45.725
اون در آرامش

778
01:14:46.064 --> 01:14:48.328
اون به سوی دیگر رفته

779
01:14:48.467 --> 01:14:51.334
همه افراد خانواده مان،جیمز

780
01:14:51.470 --> 01:14:55.304
همه افراد خانواده مان،جیمز

781
01:14:59.611 --> 01:15:02.944
مارگارت!جرج!

782
01:15:28.040 --> 01:15:30.201
بیایید پیش ما

783
01:15:30.776 --> 01:15:33.472
توی این وضعیت اون جاش از ما بهتر

784
01:15:33.612 --> 01:15:36.046
نه!

785
01:15:41.587 --> 01:15:45.648
خداوند عزیز ،ما همه چیزمان را دادیم

786
01:15:46.692 --> 01:15:50.788
میدونم که بوسیله پسرت (مسیح)همه چیز ممکن

787
01:15:51.129 --> 01:15:52.721
لطفا،پدر

788
01:15:53.065 --> 01:15:55.033
لطفا

789
01:15:55.167 --> 01:15:56.725
لطفا،پدر

790
01:15:58.804 --> 01:16:02.740
کمی آب به پاهاش بزن
ما گردنش رو گرم میکنیم

791
01:16:18.357 --> 01:16:19.790
اون زنده میمونه

792
01:16:20.859 --> 01:16:23.794
شیرینم زنده میمونه

793
01:16:34.439 --> 01:16:35.098
<i>وقتی به من گفته شد</i>

794
01:16:35.240 --> 01:16:38.607
<i>در مورد بهبودی معجزه آسای بتسی کانیگهام</i>

795
01:16:38.744 --> 01:16:43.181
<i>نمیتونستم جلوی اشک هام رو بگیرم</i>

796
01:16:51.323 --> 01:16:54.292
<i>مورتنسن مامور شد که از نیلز مراقبت کنه</i>

797
01:16:54.426 --> 01:16:56.587
<i>در حالی که گروه بسختی در میان طوفان حرکت میکرد</i>

798
01:16:56.728 --> 01:16:59.094
<i>همه روز تا نیمه های شب</i>

799
01:16:59.231 --> 01:17:02.200
<i>بدنبال سرپناهی در طوفان بود</i>

800
01:17:02.334 --> 01:17:03.801
<i>اون کاملا از توان افتاده بود</i>

801
01:17:04.136 --> 01:17:07.367
<i>با این حال باید هیزم هم جمع میکرد</i>

802
01:17:07.506 --> 01:17:10.634
<i>اون آنچه که در توان یک انسان بود رو تحمل کرد</i>

803
01:17:10.776 --> 01:17:14.177
<i>بعدش نشست تا استراحت کنه</i>

804
01:17:16.415 --> 01:17:22.320
<i>این آخرین استراحت اون بود...</i>

805
01:17:45.911 --> 01:17:48.573
<i>جین نیلسون از پا درآمد</i>

806
01:17:48.714 --> 01:17:50.113
<i>تنها کاری که خواهر نیلسون میتونست انجام بده</i>

807
01:17:50.248 --> 01:17:56.278
<i>این بود که اون رو در گاری بذار و خودش آن را بکشه</i>

808
01:17:56.421 --> 01:17:59.356
<i>عاقبت وقتی که آنشب به کمپ رسیدن</i>

809
01:17:59.491 --> 01:18:02.892
<i>فهمیدن فرزندشان نیل یخ یزده</i>

810
01:18:03.228 --> 01:18:04.388
<i>و چند ساعت بعد</i>

811
01:18:04.963 --> 01:18:11.198
<i>او را همراه با 12 نفر دیگه دفن کردن</i>

812
01:18:11.336 --> 01:18:14.499
<i>در سرمای سخت شب</i>

813
01:18:14.639 --> 01:18:18.302
<i>سیزده نفر از اعضای گروه از دست رفتن</i>

814
01:18:18.443 --> 01:18:23.278
<i>مردان گروه قوت نداشتن برای همین گور های کم عمقی کندند</i>

815
01:18:23.415 --> 01:18:30.344
<i>پدرم من رو بالا نگه داشت تا بتونم هم بازی خودم بودیل مورتنسن </i>

816
01:18:30.489 --> 01:18:36.724
<i>را ببینم که در میان مردگان آرامیده همینطور نیل نلسون</i>

817
01:18:38.363 --> 01:18:43.824
<i>حتی حالا نیم قرن بعد</i>

818
01:18:43.969 --> 01:18:48.633
<i>تصورش روحم رو آزار میده</i>

819
01:18:52.744 --> 01:18:54.644
<i>در طول این سفر</i>

820
01:18:54.780 --> 01:18:57.510
<i>سخت نبود که پیش بینی کنیم چه کسی بزودی میمیره</i>

821
01:18:59.918 --> 01:19:02.648
<i>چشم ها گود افتادن و صورت ها فرو رفتن</i>

822
01:19:02.788 --> 01:19:05.313
<i>به همراه ضعف تدریجی ذهن</i>

823
01:19:05.457 --> 01:19:11.623
<i>این نوع از هم پاشیدگی از قبل بصورت واضحی پیش بینی شده بود</i>

824
01:19:15.033 --> 01:19:17.558
<i>مرگ به صورت گوناگونی اتفاق میافته</i>

825
01:19:17.702 --> 01:19:21.365
<i>بعضی ها در کنار هم دراز کشیده بودند و دست هایشان در دست هم جمع شده بود</i>

826
01:19:21.506 --> 01:19:24.270
<i>که نشان دهنده آخرین زجری بود که کشیدن</i>

827
01:19:24.409 --> 01:19:27.344
<i>بعضی ها با عشق و علاقه مشغول دعا کردن بودن</i>

828
01:19:31.716 --> 01:19:35.675
<i>و روحشان در حال دعا کردن از بدنشان جدا شده و باسمان رفت</i>

829
01:19:35.821 --> 01:19:39.018
<i>بعضی ها در حال خواندن سرود</i>

830
01:19:39.357 --> 01:19:44.920
<i>و بعضی ها در حال خوردن نان های خشک شده</i>

831
01:19:45.063 --> 01:19:50.592
<i>و بعضی ها هم مثل آلبرت این سفر رو با کمترین بخت و شانس شروع کرده بودند</i>

832
01:19:50.735 --> 01:19:53.898
<i>و این که اون تونست توی این سفر 300 مایلی زنده بمونه خودش یک معجره بود</i>

833
01:19:56.608 --> 01:19:58.303
من همیشه یک بدن قوی میخواستم

834
01:20:00.278 --> 01:20:02.974
و حالا این رو دارم

835
01:20:03.315 --> 01:20:08.548
وقتی تو به زیون برسی

836
01:20:10.322 --> 01:20:12.790
یک چیزی رو میدونی آلبرت؟

837
01:20:12.924 --> 01:20:16.052
تو فوق الاده هستی

838
01:20:20.665 --> 01:20:23.725
<i>خیلی از اون هایی که روحشان در حال جدا شدن بود</i>

839
01:20:23.869 --> 01:20:26.667
<i>ما رو با جملات و حرف هایی پر معنا ترک کردند</i>

840
01:20:26.805 --> 01:20:29.933
این ها همه ارزشش رو داره

841
01:20:30.075 --> 01:20:33.442
اگر آیندگان من ایمانشون رو نگه دارن

842
01:20:33.912 --> 01:20:41.478
به پسرم بگو که من در حالی که سمت زیون بودم مردم

843
01:20:44.656 --> 01:20:46.817
<i>دیدم که مردم برای برادرانشان گور میکندند</i>

844
01:20:46.958 --> 01:20:49.950
<i>و قبل از اتمام روز</i>

845
01:20:50.095 --> 01:20:55.055
<i>خودشان در گوری که کنده بودند دفن شدن</i>

846
01:21:01.606 --> 01:21:03.403
<i>نجات دهنده</i>

847
01:21:03.542 --> 01:21:11.506
<i>روحم را به یاد آور</i>

848
01:21:11.650 --> 01:21:15.381
<i>آنکه دستان نیرومندش</i>

849
01:21:15.520 --> 01:21:19.889
<i>مرا بوجود آورد</i>

850
01:21:21.092 --> 01:21:25.051
<i>که قدرت شگفت آورش</i>

851
01:21:25.397 --> 01:21:31.063
<i>مرا پرورش داده</i>

852
01:21:31.403 --> 01:21:35.100
<i>با شهد و شیرنی اکنده ساخته است</i>

853
01:21:35.407 --> 01:21:38.843
<i>طرف تلخ وجودم را</i>

854
01:21:41.079 --> 01:21:47.951
<i>در قدر دانی اش از زبان من چه بر می آید</i>

855
01:21:48.086 --> 01:21:51.078
<i>که بگوید</i>

856
01:21:51.423 --> 01:21:55.416
<i>آه،خداوند بخشنده</i>

857
01:21:55.560 --> 01:22:04.559
<i>آه، خداوند اسرائیل</i>

858
01:22:06.059 --> 01:22:14.059
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

859
01:22:29.961 --> 01:22:33.453
<i>هیچ خردی قادر به توصیف تو نیست</i>

860
01:22:33.598 --> 01:22:37.830
<i>قابل درک نیستی </i>

861
01:22:37.969 --> 01:22:40.665
<i>برای انسان های این دنیا</i>

862
01:22:40.805 --> 01:22:46.539
<i>جز آنهایی که در راه تو قدم بر میدارند</i>

863
01:22:50.749 --> 01:22:58.087
<i>تنها چیزی که من خواهانش بودم اطاعت از خداوند و در کنار پسرم بودن</i>

864
01:22:58.223 --> 01:23:03.217
<i>بارها این رو از خدا خواستم</i>

865
01:23:10.101 --> 01:23:13.070
<i>از 500 نفر اعضای این گروه</i>

866
01:23:13.204 --> 01:23:17.504
<i>شصت و پنج نفر از دنیا رفتن</i>

867
01:23:35.794 --> 01:23:40.527
خواهر پنتینگ
ایا فرزندانت ادامه میدن؟

868
01:23:40.665 --> 01:23:45.568
برادر سوج
خداوند کجاست؟

869
01:23:45.704 --> 01:23:48.264
و خدمتگذاران او کجایند؟

870
01:23:49.107 --> 01:23:52.543
ما هر کاری که گفته بود انجام دادیم

871
01:23:52.677 --> 01:23:54.474
پس چرا اینجوری شده؟

872
01:23:57.282 --> 01:24:01.946
جواب رو نمیدونم

873
01:24:02.787 --> 01:24:06.985
برادر سوج ،آیا کمک میرسه؟

874
01:24:18.303 --> 01:24:22.034
<i>مردان خیلی ضعیف شدن که بتوانند چادر ها رو برپا کنن</i>

875
01:24:22.173 --> 01:24:25.734
<i>از آخرین رودی که گذشتیم خیلی هاشون هنوز صدمات وارد شده رو جبران نکردن</i>

876
01:24:25.877 --> 01:24:30.041
میتونی صدای منو بشنوی جرج؟

877
01:24:30.181 --> 01:24:32.547
تو باید استراحت کنی

878
01:24:32.984 --> 01:24:35.976
وقتی که ما زیون برسیم
از این آزمایش سربلند بیرون میایم

879
01:24:39.958 --> 01:24:41.949
این سختی ها ما رو قوی تر خواهد کرد

880
01:24:45.063 --> 01:24:47.827
جرج،با من بمون!

881
01:24:48.867 --> 01:24:53.031
عزیزم تو باید با من بمونی

882
01:24:53.171 --> 01:24:55.537
منو ترک نکن!

883
01:24:56.808 --> 01:24:59.709
ما هنوز کارمون تموم نشده!

884
01:24:59.844 --> 01:25:05.111
خیلی دوست دارم

885
01:25:25.003 --> 01:25:27.870
<i>فکر کن سارا</i>

886
01:25:28.006 --> 01:25:33.308
<i>آیا قلبش رو داری عزیزم که براحتی رها کنی؟</i>

887
01:25:33.645 --> 01:25:39.982
<i>نه،نه شرمنده باش و نه نگران</i>

888
01:25:40.118 --> 01:25:42.848
<i>عشق قدرتی داره که هیچ چیزی نمیتونه جلوش رو بگیره</i>

889
01:25:42.987 --> 01:25:46.115
<i>حتی مرگ هم نمیتونه جداش کنه</i>

890
01:25:46.257 --> 01:25:52.890
<i>اما من نمیخوام دست تو رو بگیرم مگر اینکه قلبت با من باشه</i>

891
01:25:56.868 --> 01:25:58.802
<i>هر چی که مال من به تو میدم</i>

892
01:25:58.937 --> 01:26:01.838
<i>هیچ چیزی رو دریغ نمیکنم</i>

893
01:26:01.973 --> 01:26:04.669
<i>دیگه چی کار میتونم بکنم سارا</i>

894
01:26:04.809 --> 01:26:07.141
<i>که قلبت رو بدست بیارم؟</i>

895
01:26:07.679 --> 01:26:09.840
صبر کن،جرج

896
01:26:09.981 --> 01:26:12.347
شاید فردا منتظر ما بشی که با هم غذا بخوریم

897
01:26:20.291 --> 01:26:22.054
<i>گفته میشد که مردان دیگر</i>

898
01:26:22.193 --> 01:26:26.152
<i>فرشتگان رو دیدهاند که از بالای سراشیبی پرتگاه نگاه میکنند</i>

899
01:26:26.297 --> 01:26:28.697
<i>من هم اونارو دیم</i>

900
01:26:28.833 --> 01:26:33.668
<i>و عزیزم برای من هنرهای تو کافی هست</i>

901
01:27:02.500 --> 01:27:04.730
برادران

902
01:27:07.205 --> 01:27:09.833
راه دیگه ای برای دفن کردن جرج میشه پیدا کرد

903
01:27:21.085 --> 01:27:22.017
راه دیگری هست

904
01:27:22.153 --> 01:27:25.384
نه
این تنها راه

905
01:27:25.523 --> 01:27:30.392
نمیتونم قبول کنم که بدن شخصی پاک مثل جرج توسط گرگ ها پاره بشه

906
01:27:32.096 --> 01:27:34.223
اما شما هیچی ندارین

907
01:27:35.099 --> 01:27:36.862
و حالا بدون شال گردنت

908
01:27:37.001 --> 01:27:39.902
او آنچه را که نجات دهنده خواسته بود انجام داد

909
01:27:40.038 --> 01:27:42.871
او همه چیز را به دیگران داد

910
01:27:43.007 --> 01:27:46.966
او به من همه چی داد

911
01:27:47.111 --> 01:27:50.308
من میتونم شالم رو به اون بدم

912
01:27:59.324 --> 01:28:04.227
من دوست دارم،جرج

913
01:28:04.362 --> 01:28:09.129
این ها همه ارزشش رو داره

914
01:28:28.052 --> 01:28:33.888
بدون هیچ غذایی و امکانی حرکت کردن...

915
01:28:34.025 --> 01:28:37.927
آیا همه اینها برای هیچ بود؟

916
01:28:38.062 --> 01:28:42.294
اگر ما همه چیزمان رو دادیم پس برای چیزی بوده

917
01:28:52.110 --> 01:28:54.305
یکی داره میاد

918
01:28:54.445 --> 01:28:56.345
یک مرد رو میبینم

919
01:28:58.282 --> 01:28:59.408
من هم اونو میبینم

920
01:29:04.055 --> 01:29:07.354
یک فرشته میبینم!

921
01:29:19.203 --> 01:29:21.228
<i>آنها اومدن</i>

922
01:29:21.372 --> 01:29:24.273
<i>از میان این طوفان برف سهمگین</i>

923
01:29:24.409 --> 01:29:27.003
<i>از 300 مایل راه سرد و یخبندان</i>

924
01:29:27.879 --> 01:29:33.249
<i>آنها جان خودشان رو به خطر انداختن و برای ما اومدن</i>

925
01:29:37.488 --> 01:29:41.356
<i>ژوزف آپانگ،فرزند پیامبر اولین نفر بود</i>

926
01:29:41.492 --> 01:29:44.484
<i>واگن های تدارکات به دنبال او</i>

927
01:29:44.629 --> 01:29:48.087
<i>واقا این بهترین زمان برای رسیدن گروه نجات بود</i>

928
01:29:48.232 --> 01:29:50.325
<i>در تاریخ میمونه</i>

929
01:29:50.468 --> 01:29:53.869
<i>حتی اگر گروه نجات یک روز دیرتر میرسید</i>

930
01:29:54.005 --> 01:29:57.372
<i>تعداد مرگ و میر افزایش پیدا میکرد</i>

931
01:30:08.286 --> 01:30:09.913
مادر،اون مرده

932
01:30:10.054 --> 01:30:11.885
کدام مرده؟

933
01:30:12.023 --> 01:30:13.888
مرد توی رویاهای من

934
01:30:23.301 --> 01:30:25.599
<i>اگر چه گروه نجات رسید</i>

935
01:30:25.937 --> 01:30:27.666
<i>واگن های تدارکات 2 روز عقب بودن</i>

936
01:30:29.273 --> 01:30:33.607
<i>و هنوز کلی سختی در انتظار ما بود</i>

937
01:30:33.945 --> 01:30:37.005
<i>تعداد بیشتری قبل از رسیدن ما به جلگه خواهند مرد</i>

938
01:30:37.148 --> 01:30:39.412
<i>اما قسمت اصلی سختی ها و مشکلات ما تموم شده</i>

939
01:30:40.151 --> 01:30:42.119
<i>نبردی که هر کدام از ما باید درگیرش بشیم</i>

940
01:30:42.954 --> 01:30:46.947
<i>نبرد ایمان بر ترس</i>

941
01:30:49.160 --> 01:30:51.924
<i>در خلال سفرم دریافتم که مهاجرین مذهبی</i>

942
01:30:52.063 --> 01:30:55.191
<i>بر خلاف گروه های دیگر در شرایط وخیم</i>

943
01:30:55.333 --> 01:31:01.397
<i>میتونن خوبی خودشان رو حفظ کنن و عیسی وار باقی بمونن</i>

944
01:31:45.049 --> 01:31:47.347
پیتر!

945
01:31:52.757 --> 01:31:54.486
نه!

946
01:31:55.493 --> 01:31:57.984
هرگز برنگرد!

947
01:31:59.096 --> 01:32:01.587
الان در امنیت هستی

948
01:32:04.468 --> 01:32:05.628
عزیزم!

949
01:32:10.007 --> 01:32:13.568
<i>ما در پناه و تحت مراقبت بودیم</i>

950
01:32:13.711 --> 01:32:15.303
<i>دیگران به ما کمک کردن</i>

951
01:32:19.283 --> 01:32:23.219
<i>خیلی موقع ها برمیگشتم ببینم کی داره گاری منو هل میده</i>

952
01:32:23.354 --> 01:32:27.017
<i>اما کسی رو نمیدیدم</i>

953
01:32:27.158 --> 01:32:32.186
<i>اینجا بود که حس میکردم فرشتگان همراه ما هستن</i>

954
01:33:47.000 --> 01:33:57.000
<font color="gold">امی لودر، کسی که به همراه همسرش مطمئن بودند که برای سفر خیلی ضعیفند
تبدیل به یکی از بی باک ترین مثال های استقامت شدند</font>

955
01:33:57.500 --> 01:34:07.000
<font color="gold">او در سن 83 سالگی در حالی که همچنان بیوه بود مرد
او هیچ وقت نتوانست باور کند که در دنیا مردی مانند همسرش جیمز وجود دارد</font>

956
01:34:10.000 --> 01:34:22.000
<font color="gold">تامر لودر و توماس ای ریکس  سال بعد ازدواج کردند
آنها در ایالت آیداهو اقامت کردند
کالج ریکس به نام آنها نامگذاری شده است</font>

957
01:34:26.000 --> 01:34:35.000
<font color="gold">دعا های خیری که بدرقه کانیگ هام ها شد باعث شد که آنها به سلامت به جلگه برسند
بتی مادر 14 فرزند شد</font>

958
01:34:38.500 --> 01:34:48.000
<font color="gold">جنز و الی نیلسون در شش شهر اقامت کردند و سرانجام در بلوف ایالت یوتا ساکن شدند
جنز به مدت 26 سال کشیش آنجا بود</font>

959
01:34:48.400 --> 01:34:58.000
<font color="gold">بخاطر مشکلاتی که حمل گاری دستی برای او بوجود آورده بود
بقیه عمرش را در حالی که یک پایش نسبت به پای دیگرش زاویه قائمه پیدا کرده بود میلنگید</font>

960
01:34:58.400 --> 01:35:03.500
<font color="gold">او دعا کرده بود که اگر آنقدر زنده بماند که زیون را ببیند
تمام روزهای زندگیش به سودمندی خواهد گذراند
در زیر حمایت و هدایت حرفه مقدس کشیش بودن

961
01:35:05.000 --> 01:35:11.000
<font color="gold">قول ویلفرد وودرف به حقیقت پیوست
الیزابت پانتینگ و دو فرزندش به سلامتی به جلگه رسیدند</font>

962
01:35:11.500 --> 01:35:15.000
<font color="gold">اما بعد از مرگ الیزابت دخترش جین به داستان مادرش در مورد غار شک کرد</font>

963
01:35:15.500 --> 01:35:20.000
<font color="gold">در ادامه یکی از برادرانش در کلیسا در مورد رسیدنش به یوتا با گروه ویلی هندکارت سخنرانی کرد</font>

964
01:35:21.000 --> 01:35:32.000
<font color="gold">او به آنها گفت که موقعی که در قعطی و گرسنگی بودند یکی از خواهران گروه
گوشت خشک شده ای را به صورت معجزه آسایی بدست آورد و آن را با من و بقیه تقسیم کرد

965
01:35:35.000 --> 01:35:41.000
<font color="gold">مری هارن وقتی به جلگه رسید
صورتش از سرما سیاه شده بود
دو پزشک گفتند ،اگر پاهای او را از زیر زانو قطع نشود او خواهد مرد</font>

966
01:35:41.500 --> 01:35:46.000
<font color="gold">پدرش به آنها گفت که دخترش 1600 کیلومتر را نیامده که پاهایش قطع شود</font>

967
01:35:46.500 --> 01:35:52.000
<font color="gold">بوسیله ایمان و مراقبت های مداوم
بعد از سه سال مری توانست دوباره راه برود
او مادر 13 بچه شد</font>

968
01:35:55.000 --> 01:36:00.000
<font color="gold">اگر چه رفتار کاپیتان جمز جی ویلی منزبت و خشک بود
اما او یک رهبر بزرگ بود ،که همیشه به فکر کسانی بود که زیر فرمان او بودند</font>

969
01:36:00.500 --> 01:36:09.000
<font color="gold">بر اثر صدمات و مخاطرات پیش آمده و تحلیل قوایی که بخاطر کمک به دیگران در طول سفر برای او بوجود آمده بود
او برای 2 ماه بعد از نجات یافت در بین مرگ و زندگی دست و پا میزد</font>

970
01:36:11.000 --> 01:36:19.000
<font color="gold">وقتی که او در سال در سال 1895 در گذشت تمام مردم شهر یوتا
جایی که او در آنجا به عنوان کشیش خدمت کرده بود
مغازه های خود را بستند و کشاورزان از مزارع آمدند تا از او تقدیر کنند</font>

971
01:36:22.000 --> 01:36:27.000
<font color="gold">لوی سوج یک قهرمان بود،نه فقط برای کارهایی که انجام داد بلکه حتی برای کارهایی که انجام نداد</font>

972
01:36:27.500 --> 01:36:33.000
<font color="gold">بی آبرو کردن  او در جلو عموم بخاطر توجه نکردن به توصیه مقامات بالا
او را بسیار ناراحت کرد</font>

973
01:36:34.000 --> 01:36:40.000
<font color="gold">اما او هرگز شکوه نکرد
و همچنان بی آلایش در خدمت فرمانده های خودش باقی ماند</font>

974
01:36:42.000 --> 01:36:46.000
<font color="gold">دو سال بعد او با ان کوپر از شرکت ویلی ازدواج کرد</font>

975
01:36:46.500 --> 01:36:50.000
<font color="gold">او در سال 1910 در حالی که هنوز بر عقاید خود استوار بود درگذشت</font>

976
01:36:52.500 --> 01:37:00.000
<font color="gold">با تمام سختی هایی که بر آنان گذشت در صد مرگ و میردر گروه های ویلی و مارتین خیلی بالاتر از کاروان های دیگری که در مسیر ایالت ارگان سفر نمودند نبود</font>

977
01:37:00.500 --> 01:37:06.000
<font color="gold">با در نظر گرفتن تمام تمام چیزهایی که بر آنها گذشت،باید گفت که این تقریبا بزرگترین
تمام معجزاتی بود برای آنها اتفاق افتاد</font>

978
01:37:16.881 --> 01:37:20.009
<i>هنگامی که مرد ها در بهار آینده برگشتند</i>

979
01:37:20.351 --> 01:37:24.014
<i>آنها شال را که همچنان از درخت آویزان بود را پیدا کردند</i>

980
01:37:24.355 --> 01:37:26.880
<i>نه پاره شده بود نه کنده</i>

981
01:37:27.024 --> 01:37:31.461
<i>اما اثری از بدن جرج پدلی نبود</i>

982
01:37:31.595 --> 01:37:33.688
<i>بعضی ها اینجور برداشت کردن که دعاهای سارا</i>

983
01:37:33.831 --> 01:37:37.790
<i>برای نجات و حمایت عزیزش بی جواب نماند</i>

984
01:37:37.935 --> 01:37:41.029
<i>و جرج به آسمان عروج کرده بود</i>

985
01:37:44.000 --> 01:37:49.000
<font color="gold">وقتی داستان جرج و سارا را به رئیس جمهور جیمز ای فاست گفتند او گریست</font>

986
01:37:49.500 --> 01:37:54.000
<font color="gold">او داستان عشق آنها را یکی از باشکوه ترین حکایت های عشقی  تاریخ مهاجرت های غرب نامید</font>

987
01:37:56.000 --> 01:38:04.000
<font color="gold">و در سال 1977 او درخواست کرد که آنها را در معبدی به خاک بسپارند
برای تمام زمان و تا ابدیت...</font>

988
01:38:07.000 --> 01:38:17.000
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »
[ CinemaFreak.Net ]
