1
00:00:36,001 --> 00:00:46,001
« ارائه شده توسط رسانه بزرگ سینمافریک »

2
00:00:47,094 --> 00:00:54,380
:. اسرارِ لیزبون .:

3
00:00:55,880 --> 00:01:03,880
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

4
00:01:07,912 --> 00:01:12,614
.. "بر اساس رمان "اسرار لیزبون ..
.. اثر کامیلو کاستلو برانکو ..

5
00:01:54,615 --> 00:01:58,961
.این داستان دختر من یا دختر تعمیدی من نیست"
".و یک افسانه هم نیست. این خاطرات درد و رنج است

6
00:02:05,751 --> 00:02:10,097
... اینجا در کامپو گراند شایعاتی از آشوب بوده

7
00:02:10,881 --> 00:02:13,007
!داستانهایی از آتش و خون

8
00:02:13,008 --> 00:02:18,640
آشوب برای اعتراض به ورود سربازان انگلیسیِ
.حامیِ دوون پدرو

9
00:02:19,514 --> 00:02:24,018
این درست نیست! من، خودم، رفتم و دیدم
،و همه چی آروم بود

10
00:02:24,019 --> 00:02:26,693
.نه خبری از خونریزی بود و نه آشوب

11
00:02:27,272 --> 00:02:35,453
منابع موثق تأیید کردند که اغتشاش سربازان
.دون پدرو در مینهو ست

12
00:02:36,073 --> 00:02:40,470
حتی بیشتر شاهد های عینی معتمد هم اعلام کردند
،که هیچ اتفاق جدی نیوفتاده

13
00:02:41,661 --> 00:02:44,292
و نیروی دریایی هم ناچار شده که
.به آزورس برگرده

14
00:02:53,226 --> 00:02:56,179
الیزابت کجا می تونه قایم شده باشه؟ -
.اون گفت که همینجاهاست -

15
00:02:57,466 --> 00:02:59,185
.این طور به نظر نمی رسه -

16
00:03:07,184 --> 00:03:08,658
!همینجا وایسا -

17
00:03:13,246 --> 00:03:15,164
!به این پسر نگاه کنید -

18
00:03:15,625 --> 00:03:17,515
فکر کنم بیشتر از یک ساعت
هست که دارم ازش نقاشی می کشم

19
00:03:17,684 --> 00:03:20,637
!و اون انگار نه انگار که من رو می بینه
شاید کورِ -

20
00:03:20,971 --> 00:03:22,541
.فکر نمی کنم -

21
00:03:29,466 --> 00:03:32,536
.. به اون دستها نگاه کن -
مثل پَر لطیفن

22
00:03:34,256 --> 00:03:36,179
من چهارده سالم بود و نمی دونستم که -
... کی هستم

23
00:03:36,466 --> 00:03:39,185
!بچه ها! همه بیایین داخل! نهار

24
00:04:02,284 --> 00:04:05,788
بعضی وقتها دیگران ازم می پرسیدند که
.آیا من پسرِ پدر دنیس هستم

25
00:04:06,246 --> 00:04:08,164
.من نمی دونستم چطوری جواب اونها رو بدم

26
00:04:08,165 --> 00:04:11,715
.اونها همه اسم کنیه هاشون رو داشتند
.چهار کنیه یا جد مادری و بعضی ها حتی بیشتر

27
00:04:12,294 --> 00:04:13,967
.من فقط اسمم ژوا بود
(در زبان پرتغالی "یوحنا" ، "ژوا" تلفظ می شود)

28
00:04:24,681 --> 00:04:28,481
،شبیه دیگران نبودم، تعطیلات نداشتم
هیچ وقت بیرون نمی رفتم، هیچ هدیه ای برام نمی رسید

29
00:04:59,466 --> 00:05:03,346
تو فکر می کنی که پدرت رو تو چند تا -
کتاب پبدا می کنی، ژوا؟

30
00:05:04,221 --> 00:05:08,307
..برای اینکه کتابها در مورد کفاش ها، یا دزدها

31
00:05:08,308 --> 00:05:11,528
.یا حرومزاده ها حرف نمی زنند
!و تو یه حرومزاده ای

32
00:05:12,062 --> 00:05:17,114
!پسر یه دزد یا یه کفاش
اگر نه، پس چرا اونها بهت می گن ژوا؟

33
00:05:17,484 --> 00:05:18,906
!فقط ژوا

34
00:05:26,076 --> 00:05:28,420
تو درست می گی. و می تونی کتاب رو -
.به عنوان هدیه از من، پیش خودت نگه داری

35
00:05:29,079 --> 00:05:33,004
.تو بیشتر از من به اون احتیاج داری
.ممکنه با خوندنش یه چیزایی یاد بگیری

36
00:06:01,111 --> 00:06:03,737
نمی دونم چه مدت طول کشید از -
.. زمانی که بیهوش شدم

37
00:06:03,738 --> 00:06:07,788
.تا زمانی که دوباره چشمهام رو باز کردم
.من فکر می کردم که داشتم رویا می دیدم

38
00:06:46,781 --> 00:06:50,001
.به نظرم یکی رو توی تمام رویاهای هذیان گونه تبم می دیدم

39
00:06:52,037 --> 00:06:55,337
..و برام جالب بود که در تمام مدت رویا، به نظر طبیعی بود

40
00:06:56,458 --> 00:06:57,710
.صبح بخیر -

41
00:07:00,295 --> 00:07:01,512
بهتری؟

42
00:07:03,798 --> 00:07:05,266
.آره، به نظر بهتر میایی

43
00:07:08,970 --> 00:07:11,180
داری به چی فکر می کنی؟

44
00:07:11,181 --> 00:07:13,183
.درباره پسری که به پدرم آسیب رسونده -

45
00:07:14,809 --> 00:07:17,358
داری راجع به آنتونیو سانتوس حرف می زنی؟ -

46
00:07:19,189 --> 00:07:22,316
.من پدرش رو خوب می شناختم
.اون توی زندانِ

47
00:07:22,317 --> 00:07:23,864
.یه اسب دزدید

48
00:07:25,862 --> 00:07:27,364
.فکر کن

49
00:07:28,823 --> 00:07:31,451
.آنتونیو پسر غمگینیِ

50
00:07:32,869 --> 00:07:34,462
.من نمی تونم ببخشمش -

51
00:07:35,205 --> 00:07:36,297
تو نمی تونی؟ -

52
00:07:36,706 --> 00:07:38,333
مطمئنی؟

53
00:07:39,209 --> 00:07:41,587
.تو گفته بودی که هیچ وقت دروغ نگم -

54
00:07:43,088 --> 00:07:45,682
.من از پسری که پدرم رو اذیت کرده متنفرم

55
00:07:46,466 --> 00:07:47,467
.درسته

56
00:07:50,595 --> 00:07:53,348
:فراموش نکن من چی بهت می گم

57
00:07:55,350 --> 00:08:00,481
ما باید با خدا خالص باشیم، و
.در میان مردم، باید صادق باشیم

58
00:08:02,983 --> 00:08:08,035
،ژوا به آنتونیو صدمه می زنه
...و اون در جواب تلافی می کنه

59
00:08:11,282 --> 00:08:13,250
.من این رو پیش خودم نگه می دارم

60
00:08:13,868 --> 00:08:15,336
.حالا غذات رو بخور

61
00:08:22,127 --> 00:08:23,424
این چیه؟

62
00:08:24,004 --> 00:08:26,848
.یک خانم امشب برات یه هدیه آورده

63
00:08:27,382 --> 00:08:28,677
کدوم خانم ؟

64
00:08:28,678 --> 00:08:30,143
.یکی از دوستانِ پدر دنیس

65
00:08:31,678 --> 00:08:33,351
این رو می شناسی؟

66
00:08:41,771 --> 00:08:43,023
یه اسبِ؟

67
00:09:38,578 --> 00:09:39,921
.. پسرم

68
00:09:59,224 --> 00:10:02,023
.دیر وقته، کنتس
.ما باید بریم

69
00:10:04,229 --> 00:10:06,197
.عجله کن و شجاع باش، فرزندم

70
00:10:08,733 --> 00:10:11,031
.و راحت استراحت کن، اون پرستارهای خوبی داره

71
00:10:37,762 --> 00:10:40,264
اون مادرمه، مگه نه؟

72
00:10:40,265 --> 00:10:42,142
.یه دوست خانوم

73
00:10:43,268 --> 00:10:44,685
... اما تو به من گفتی

74
00:10:44,686 --> 00:10:47,735
!تو نباید حرف بزنی، ژوا
...نباید حرف بزنی

75
00:10:48,273 --> 00:10:49,490
.. اما اون

76
00:10:50,650 --> 00:10:52,698
.یادت باشه دکتر چی گغت

77
00:10:54,195 --> 00:10:58,371
.حالا استراحت کن، بعداً صحبت می کنیم

78
00:10:58,908 --> 00:11:02,411
نه دونا آنتونیا و نه پدر دنیس هیچ کدوم برای
.پرطرف کردن شک هام به من کمک نکردند

79
00:11:02,412 --> 00:11:04,665
.فقط میومدند و به من سر می زدند
.انگار از من فرار می کردند و توی حرف زدن محتاط بودند

80
00:11:27,187 --> 00:11:35,789
چه کسی برای اولین بار در مورد فیزیک دینامیک
تحقیق کرد و اون رو به وجود آورد؟

81
00:11:37,197 --> 00:11:38,289
ژوا؟

82
00:11:39,699 --> 00:11:40,791
.گالیله

83
00:11:42,577 --> 00:11:45,000
فیزیک دینامیک چیه؟

84
00:11:45,705 --> 00:11:47,582
دینامیک شاخه ای از مکانیک هست که

85
00:11:47,583 --> 00:11:50,711
که در مورد اجبارها بحث می کنه و حرکتهایی
.که اونها از خودشون تولید می کنند

86
00:11:51,127 --> 00:11:52,836
و اجبار چیه؟

87
00:11:52,837 --> 00:11:56,887
اجبار می تونه اتحاد بین حرکت و سکون رو ایجاد
.کنه یا اینکه اون رو منحرف کنه

88
00:11:59,719 --> 00:12:00,686
!دیکته

89
00:12:00,970 --> 00:12:02,971
.پدر دنیس نمی خواست که من فکر کنم

90
00:12:02,972 --> 00:12:05,098
،به محض اینکه من بهبود پیدا کردم
.اون درسهای من رو زیاد کرد

91
00:12:05,099 --> 00:12:07,643
،اون من رو مجبور می کرد که علت و علم

92
00:12:07,644 --> 00:12:11,319
..حواسم رو از فکر کردن در مورد معمای زندگیم پرت کنه

93
00:12:11,648 --> 00:12:13,232
در 1593

94
00:12:13,233 --> 00:12:19,206
... اون

95
00:12:22,242 --> 00:12:23,664
.زندگی می کرد

96
00:12:26,663 --> 00:12:28,040
!رافائل، ساکت

97
00:12:28,748 --> 00:12:31,297
... چهار سال اون رفت

98
00:12:36,047 --> 00:12:39,221
یک روز به من گفت که لباس بپوشم و با
.اون برم پیاده روی

99
00:12:39,550 --> 00:12:42,019
این درخواست اون من رو متعجب کرد برای
.اینکه اون روز مدرسه باز بود

100
00:12:42,020 --> 00:12:45,106
.. و هیچ وقت قبلاً اینطوری به من توجه نمی کرد

101
00:12:51,771 --> 00:12:53,819
می خوای بیایی یه چیزی رو ببینی؟

102
00:12:55,149 --> 00:12:56,446
!بیا، بیا

103
00:13:04,409 --> 00:13:05,911
...این پدر منِ

104
00:13:09,539 --> 00:13:12,292
.ژوا، کافیه

105
00:13:14,043 --> 00:13:16,295
نمی خوای با من بازی کنی؟

106
00:13:16,296 --> 00:13:17,263
.نمی تونم

107
00:13:18,798 --> 00:13:20,015
.خداحافظ

108
00:14:22,236 --> 00:14:23,704
.احترام بذار

109
00:14:26,282 --> 00:14:28,876
!اون خودشه
!همون خانمی که اون شب اومده بود

110
00:14:29,243 --> 00:14:30,210
!ساکت

111
00:14:38,753 --> 00:14:40,379
چیزی می خواستین؟

112
00:14:40,380 --> 00:14:42,381
.نه، آقا. فقط داشتیم استراحت می کردیم

113
00:14:42,382 --> 00:14:45,056
،اما اگه باعث مزاحمت شما می شیم
.الان میریم

114
00:14:47,261 --> 00:14:48,808
اون خانم کی بود؟

115
00:14:49,180 --> 00:14:50,147
چرا اومد تا من رو ببینه؟

116
00:14:50,148 --> 00:14:51,890
.اون خانم مادر توِ

117
00:14:51,891 --> 00:14:55,145
می دونستم، همون وقتی که دیدمش
!فهمیدم! من مطمئن بودم

118
00:14:57,688 --> 00:14:59,907
.نه. اون پدر تو نیست
.پدرت خیلی وقته که زنده نیست

119
00:14:59,908 --> 00:15:01,566
.اون مرد شوهرِ مادرِ توست

120
00:15:01,567 --> 00:15:04,195
،حالا هم دیگه بیشتر از این سئوال نکن
.چون بهت جواب نمی دم

121
00:15:06,322 --> 00:15:08,448
چند روز بعد، اونها به من خبر دادند

122
00:15:08,449 --> 00:15:11,794
که اون مردی که توی ورودی اون قصر
.بود، اومده تا من رو ببینه

123
00:15:23,548 --> 00:15:29,430
آقای ژوا، پسر خانم عزیزِ من و
!پسر اون شیطان

124
00:15:30,596 --> 00:15:32,598
ببخشید، ولی شما کی هستین؟

125
00:15:33,349 --> 00:15:36,523
.من برناردو هستم، نوکرِ کنتس

126
00:15:38,438 --> 00:15:40,782
،اومدم تا یه نامه برسونم

127
00:15:41,107 --> 00:15:43,451
،اما وقتی همسرم گفت که تو اینجایی

128
00:15:43,985 --> 00:15:46,613
نتونستم که جلوی خودم رو بگیرم و
.. نبینمت

129
00:15:48,322 --> 00:15:49,665
"قهرمان کوچک من"

130
00:15:51,576 --> 00:15:54,955
اگه تو فقط می دونستی که چقدر
..برای پیدا کردنت زحمت کشیدم

131
00:15:56,205 --> 00:15:59,926
!پس شما باید اون رو خوب بشناسین
.می تونی همه چی رو به بگی

132
00:16:01,002 --> 00:16:04,381
.بیا. بریم اتاق من
.اونجا راحت تر هستیم

133
00:16:11,721 --> 00:16:13,815
.اون مرد یک ببر بود

134
00:16:16,100 --> 00:16:19,400
.اون برای 8 سال کنتس رو اسیر کرده بود

135
00:16:21,647 --> 00:16:23,775
!بدون اینکه بذار ماه و خورشید اون رو ببینند

136
00:16:24,358 --> 00:16:25,575
.. هشت سال

137
00:16:26,235 --> 00:16:28,488
.پس چرا الان میاد و من رو می بینه

138
00:16:28,988 --> 00:16:31,281
چرا کنت اون رو آزاد کرده؟

139
00:16:31,282 --> 00:16:33,000
!این خوبه

140
00:16:33,409 --> 00:16:35,377
!این به خاطر تو بوده

141
00:16:37,663 --> 00:16:39,381
!برای من؟

142
00:16:40,166 --> 00:16:42,000
.. اما اون که من رو نمی شناسه

143
00:16:42,001 --> 00:16:43,543
.هیچ وقت من رو ندیده

144
00:16:43,544 --> 00:16:45,467
.اما اون می دونه که تو این بیرونی

145
00:16:46,506 --> 00:16:49,885
.اون فهمید، یا یه کسی بهش گفت

146
00:16:50,551 --> 00:16:53,350
که کنتس یه مرد کوچک دیگه هم
.به دنیا آورده

147
00:16:54,263 --> 00:16:56,265
!و این برای اون کافی بود
!اون دیوِ

148
00:16:57,934 --> 00:16:59,106
..و این مرد

149
00:17:01,020 --> 00:17:02,146
.. پدرم

150
00:17:03,397 --> 00:17:04,614
اون رو می شناختی؟

151
00:17:05,274 --> 00:17:07,117
من هیچ وقت سعادت آشنایی با اون
.رو نداشتم

152
00:17:08,152 --> 00:17:09,903
اما تو می دونی اون کی بوده؟

153
00:17:09,904 --> 00:17:15,001
دوباره، نه. کسی که همه چیز رو می دونه
.پدر دنیسِ

154
00:17:17,912 --> 00:17:19,539
!شما اینجایین

155
00:17:20,331 --> 00:17:22,049
.من چند ساعتی هست که دنبالتون می گردم

156
00:17:22,542 --> 00:17:23,917
.من اون رو اینجا آوردم

157
00:17:23,918 --> 00:17:25,591
.مهم نیست. فراموش کن

158
00:17:26,420 --> 00:17:28,593
این جواب نامه کنتسِ

159
00:17:29,674 --> 00:17:30,971
!احتیاط کن

160
00:17:31,926 --> 00:17:34,395
مطمئن شو که بعد از خوندن اون
.رو آتیش بزنه

161
00:17:34,679 --> 00:17:36,852
.تو برو. خدا به همراهت

162
00:17:37,431 --> 00:17:39,349
.خدای من پشت و پناهت، فرزندم

163
00:17:39,350 --> 00:17:40,850
کی برمیگردی؟

164
00:17:40,851 --> 00:17:42,811
برمی گردی، مگه نه؟

165
00:17:42,812 --> 00:17:44,187
...اگر پدر اجازه بدن

166
00:17:44,188 --> 00:17:45,485
.بعداً صحبت می کنیم

167
00:17:46,190 --> 00:17:49,319
.تو باید بری، کنتس منتظر جواب هستن

168
00:17:50,945 --> 00:17:52,162
.خداحافظ بچه

169
00:17:52,738 --> 00:17:54,456
.خدا حفظتون کنه، پدر

170
00:17:58,578 --> 00:17:59,795
.بیا

171
00:18:01,998 --> 00:18:03,464
.این یه نامه از طرف مادرتِ

172
00:18:03,465 --> 00:18:05,835
این یه نشونی برات نیست، اما
فکر می کنم وقتشِ بود که بدونی

173
00:18:05,836 --> 00:18:07,837
.که چه زندگیِ تلخی رو داره

174
00:18:09,463 --> 00:18:13,513
این رو بخون و از خدا بخواه که برای
.کسی که این رو نوشته، رحمت ارزانی کنه

175
00:18:15,013 --> 00:18:23,013
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

176
00:18:26,230 --> 00:18:27,823
.کنت مشکوک شده بود

177
00:18:28,524 --> 00:18:30,777
.از دو نفر خواسته بود که سر از کار من دربیارن

178
00:18:30,778 --> 00:18:32,778
.اون از پنجره دیده بود

179
00:18:33,613 --> 00:18:35,536
.در رو از پشت روی من قفل کرد

180
00:18:37,033 --> 00:18:39,331
.بعد هم یه خنجر به سمت قلبم نشونه گرفت

181
00:18:40,369 --> 00:18:42,292
.مطمئن بودم که من رو می کشه

182
00:18:42,293 --> 00:18:44,632
.التماسش کردم که بذاره زنده بمونم

183
00:18:46,000 --> 00:18:49,254
،اون توی صورت من تف کرد
.وقتی که تصمیم گرفت که من رو نکشه

184
00:18:50,296 --> 00:18:51,889
این کار بزدلی بود؟

185
00:18:52,548 --> 00:18:54,846
از دیدن عذاب من لذت می برد؟

186
00:19:04,143 --> 00:19:06,144
کی بهت گفت که بری؟

187
00:19:06,145 --> 00:19:08,523
من بهت گفتم بری؟
من بهت نگفتم، گفتم؟

188
00:19:08,524 --> 00:19:10,440
کی گفت از اینجا بری؟

189
00:19:10,441 --> 00:19:12,901
می خوای همینجا خفه ات کنم، می خوای؟

190
00:19:12,902 --> 00:19:15,278
این چیزیِ که می خوای؟
این رو ترجیح می دی؟

191
00:19:15,279 --> 00:19:17,075
این رو ترجیح می دی دیگه، مگه نه؟

192
00:19:17,076 --> 00:19:19,292
!بخواب روی زمین، همین الان
!روی زمین، بجنب

193
00:19:19,293 --> 00:19:20,580
!روی زمین

194
00:19:22,703 --> 00:19:24,162
!من رو بکش

195
00:19:24,163 --> 00:19:25,289
!من رو بکش

196
00:19:25,290 --> 00:19:26,915
!من رو بکش

197
00:19:26,916 --> 00:19:28,291
تو این رو می خواستی، درسته؟

198
00:19:28,292 --> 00:19:29,416
می خوای بکشمت، درسته؟

199
00:19:29,417 --> 00:19:30,214
!التماس می کنم

200
00:19:30,711 --> 00:19:32,212
.. التماست می کنم

201
00:19:32,213 --> 00:19:33,590
!تو نباید از اینجا بری

202
00:19:33,591 --> 00:19:36,388
!تو نباید بیرون می رفتی
!من رو بکش

203
00:19:36,801 --> 00:19:39,725
!وایسا

204
00:19:40,221 --> 00:19:41,805
!این کار رو نکن

205
00:19:41,806 --> 00:19:43,023
!ولم کن

206
00:19:52,066 --> 00:19:54,160
و تو، اینجا چه غلطی می کنی؟

207
00:19:54,694 --> 00:19:56,361
!برو گمشو! برو از اینجا بیرون

208
00:19:56,362 --> 00:19:59,081
!گمشو از اینجا بیرون! برو بیرون

209
00:20:07,957 --> 00:20:11,257
تو هنوزم سر حرف خودتی که از خونه
!بیرون نرفتی

210
00:20:12,712 --> 00:20:16,433
!خواهش می کنم
!التماست می کنم

211
00:20:17,633 --> 00:20:19,718
لحظه ای که نامه مادرم رو خوندم

212
00:20:19,719 --> 00:20:21,767
.روح من خودش را در پیراهنی از غم پوشاند

213
00:20:22,722 --> 00:20:25,974
هر روز صبح من از پدر دنیس خواهش
.می کردم که در نماز صبح برای اون دعا کنه

214
00:20:25,975 --> 00:20:29,570
.برای ماهها، هیچ خبری نشد، نه خوب و نه بد

215
00:20:40,740 --> 00:20:41,957
!برناردو

216
00:20:42,742 --> 00:20:45,211
چه خبر؟
چیزی شده؟

217
00:20:45,995 --> 00:20:52,549
.. خانم، مادرت ... کنت، شاه .. کنتس

218
00:20:53,294 --> 00:20:56,889
چی؟ .. مادرم چی؟ ... کنت چی کار کرد؟

219
00:20:57,256 --> 00:21:01,306
.برناردو، آروم باش و بهش بگو
.مادرت می خواد تو رو ببینه

220
00:21:01,886 --> 00:21:05,561
منو ببینه؟ کجا؟ کنت اجازه داد اون بره؟

221
00:21:06,015 --> 00:21:08,643
.کنت رفت. اون با پادشاه رفت
.با سربازها رفت

222
00:21:08,934 --> 00:21:12,437
.به نظر میاد ارتش دون پدرو به شمال رفتند
.در مینهو

223
00:21:12,438 --> 00:21:15,023
.علیحضرتشون اونها رو به وسط دریا برده

224
00:21:15,024 --> 00:21:18,278
... کنت
رفت؟ کنت رفت؟

225
00:21:19,945 --> 00:21:22,197
اما پس چرا مادرم با شما نیومد؟

226
00:21:22,198 --> 00:21:24,164
.اون هیچ چیزی رو به جز اومدن نمی خواست

227
00:21:24,165 --> 00:21:25,205
.. اگه اون مریض نبود

228
00:21:25,206 --> 00:21:26,293
اون مریضه؟

229
00:21:27,036 --> 00:21:29,289
.زیاد جدی نیست. نگران نباش

230
00:21:30,539 --> 00:21:34,209
در هر صورت، اون توی تخت بیماری بود و
.می خواد که تو بری اونجا

231
00:21:34,210 --> 00:21:35,585
!من الان می رم

232
00:21:35,586 --> 00:21:38,055
.آروم باش. آروم باش، ژوا
.عجله نکن

233
00:21:39,089 --> 00:21:41,842
.آنتونیا، کالسکه رو آماده می کنه

234
00:21:43,219 --> 00:21:47,816
من رو برای برگشتن عفو کنی، این خوب نیست
.که گریه یک پیشخدمت رو ببینی

235
00:22:31,517 --> 00:22:35,645
وقتی که کالسکه به قصر کوچک
،سانتا باربارا رسید

236
00:22:35,646 --> 00:22:40,322
من بین ترسی که از اون ساختمان شیطانی
در وجودم پر شده بود و

237
00:22:40,609 --> 00:22:43,453
.و شوق دیدار مجدد مادرم گیر کرده بودم

238
00:22:45,489 --> 00:22:49,414
اما این فکر که ممکنه خودم رو در آغوش
،او پناه بدم

239
00:22:50,035 --> 00:22:52,834
.تمام ترس ها رو از بین می برد

240
00:23:29,408 --> 00:23:30,455
.بنشینید

241
00:24:24,838 --> 00:24:26,135
.ممکنه با من بیاین

242
00:24:48,612 --> 00:24:51,832
.پدر دنیس، بنشینید خواهش می کنم

243
00:25:05,295 --> 00:25:08,094
.این برای من عجیبه که مهمان داشته باشم

244
00:25:08,757 --> 00:25:10,384
...من معمولاً

245
00:25:11,760 --> 00:25:14,513
.می ترسم که کنت یکهو پیداش بشه

246
00:25:15,389 --> 00:25:18,391
اگه سربازها همونطور که عده زیادی به
،من گفتند باشند

247
00:25:18,392 --> 00:25:21,144
این خوشایند نیست که کنت خیلی
.زود برگرده

248
00:25:21,145 --> 00:25:25,023
اونها راجع به 3 تا کشتی که پر از
.سربازهای انگلیسی و فرانسوی صحبت می کردند

249
00:25:25,024 --> 00:25:27,994
جنگ ممکنِ بیشتر از اونی که ما
.تصور می کنیم، طول بکشه

250
00:25:29,278 --> 00:25:30,621
... خدا از دهنتون بشنوه

251
00:25:33,657 --> 00:25:38,288
به هرحال، من سالهای زیادی رو
..بدون پسرم از دست داذم

252
00:25:41,040 --> 00:25:47,093
!برناردو! برناردو
!ببین اونه؟ عجله کن

253
00:25:48,297 --> 00:25:49,765
اون"؟"

254
00:25:50,174 --> 00:25:53,223
اون" کیه، کنتس، اگه فضولی نیست؟"

255
00:25:55,596 --> 00:25:59,351
.اوژنیا. خدمتکاری که با کنت زندگی می کنه

256
00:26:00,684 --> 00:26:03,107
کنت با یه خدمتکار زندگی می کنه؟

257
00:26:06,607 --> 00:26:09,110
،من می گم خدمتکار اما

258
00:26:09,985 --> 00:26:11,953
،در حقیقت، من خدمتکارم

259
00:26:12,946 --> 00:26:14,573
.و اون خانم خونه

260
00:26:15,324 --> 00:26:18,669
.اون کنت رو اداره می کنه
.اون برای همه چی تصمیم می گیره

261
00:26:20,079 --> 00:26:23,956
.اون نبود، کنتس
.دو تا دخترای تو اشپزخنه دعواشون شده بود

262
00:26:23,957 --> 00:26:26,710
.از وقتی کنت رفته، اون از اتاق کنت بیرون نرفته

263
00:26:27,377 --> 00:26:28,424
... چه بهتر

264
00:26:34,468 --> 00:26:39,190
حدس می زنم یکی دو روزی رو بتونم
.نفس راحت بکشم

265
00:26:41,642 --> 00:26:43,142
،بعد از اون چیزهایی که من دیدم و شنیدم

266
00:26:43,143 --> 00:26:45,566
.نمی تونم تو این خونه تنهات بذارم

267
00:26:46,355 --> 00:26:47,948
!اما اینجا خونه منِ

268
00:26:50,109 --> 00:26:51,656
.تنها چیزی که دارم

269
00:26:52,778 --> 00:26:55,201
کجا می تونم برم، پدر دنیس؟

270
00:26:55,614 --> 00:26:58,584
.پناهگاه فرزند خدا، جاییِ که مادرش هست

271
00:27:01,411 --> 00:27:07,043
.پدر دنیس، لطف شما من رو گیج کرده

272
00:27:09,670 --> 00:27:11,388
.من شرمنده ام . من لیاقتش رو ندارم

273
00:27:11,922 --> 00:27:15,347
اجازه بده من راجع به لیاقت و شایستگی
.قضاوت کنم

274
00:27:17,427 --> 00:27:19,270
اما تا آخر عمر می تونید این رو بگید؟

275
00:27:19,930 --> 00:27:22,274
الان فکر می کنید از روی بی حرمت کردن دینِ؟

276
00:27:22,275 --> 00:27:25,143
.تا آخر عمر تحت قلمرو من نیست، کنتس

277
00:27:25,144 --> 00:27:27,738
.من مسئول فکر کردن به یک قدرت بالاتر هستم

278
00:27:28,313 --> 00:27:32,363
.خواهش می کنم، مامان، قبول کن
.اینجوری ما هر روز همدیگه رو می بینیم

279
00:27:39,783 --> 00:27:41,831
فکر می کنید این ممکنه؟
فکر می کنید کا می تونیم این کار رو بکنیم؟

280
00:27:41,832 --> 00:27:43,170
.فکر می کنم باید بتونیم

281
00:27:50,294 --> 00:27:51,544
کی؟

282
00:27:51,545 --> 00:27:52,592
.همین الان

283
00:27:56,925 --> 00:27:58,017
!برناردو

284
00:28:02,347 --> 00:28:04,270
.لطفاً شنل من رو بیار

285
00:28:06,685 --> 00:28:07,982
ممکنه یه صندوق با خودم بیارم؟

286
00:28:08,437 --> 00:28:09,905
.حتماً

287
00:28:10,814 --> 00:28:12,236
.آوردمش

288
00:28:12,566 --> 00:28:13,863
.ممنون

289
00:28:15,819 --> 00:28:17,036
.بریم

290
00:28:40,219 --> 00:28:42,220
،برای اینکه اتفاقات من کامل بشه

291
00:28:42,221 --> 00:28:45,065
باید نیمه دیگه داستان
پزندگیم رو هم می دیدم

292
00:28:46,099 --> 00:28:50,104
من شهامت نداشتم از مادرم راجع به پدرم که

293
00:28:50,604 --> 00:28:52,322
،که به قول پدر دنیس "دیگه زندگی نمی کنه" بپرسم

294
00:28:53,398 --> 00:28:57,824
من نمی خواستم با یادآوری عذابهایی که
کشیده بود، ناراحتش کنم

295
00:29:13,126 --> 00:29:15,595
... راستش وقتی دیدمش وحشت کردم

296
00:29:25,889 --> 00:29:30,395
.به کسی نگو که من اینجام
.اون نباید بدونه

297
00:29:39,569 --> 00:29:42,413
،من خیلی خوشحالم، می تونم بدون ترس بمیرم

298
00:29:44,283 --> 00:29:48,208
.مامان. راجع به مرگ حرف نزن
.قول بده

299
00:29:51,665 --> 00:29:55,215
.درست می گی، پسرم. قول می دم

300
00:29:58,964 --> 00:30:04,141
اما بالاخره تو این دنیای لعنتی برای
،همه این روز پیش میاد

301
00:30:05,929 --> 00:30:09,024
امید به مرگ برای کسی که خوشحال
.نیست، مثل بودن توی بهشتِ

302
00:30:09,308 --> 00:30:10,685
!اما تو گفتی که خوشحالی

303
00:30:11,310 --> 00:30:12,357
.و هستم

304
00:30:12,686 --> 00:30:14,279
پس از چی می ترسی؟

305
00:30:18,108 --> 00:30:21,612
.از گذشته، پدرو

306
00:30:29,202 --> 00:30:30,954
!وای، خدای من

307
00:30:32,080 --> 00:30:35,004
چه بدبختی ای در انتظار ماست؟

308
00:30:49,598 --> 00:30:51,771
.کنت برگشتندریال کنتس

309
00:31:26,885 --> 00:31:28,432
.تأخیرم رو ببخشید

310
00:31:30,889 --> 00:31:32,106
.برناردو

311
00:31:42,275 --> 00:31:43,902
کنت من رو انداختن تو خیابون

312
00:31:45,028 --> 00:31:48,999
اون مجبور نشد که دو بار هم بگه. من
.وسایلم رو جمع کردم و بلافاصله اومدم بیرون

313
00:31:49,449 --> 00:31:51,784
،اگه دوست داشته باشی، می تونی اینجا بمونی
.برناردو

314
00:31:51,785 --> 00:31:54,254
.ممنون، پدر دنیس، من یه جا برای موندن دارم

315
00:31:55,163 --> 00:31:57,962
،دیدی، کنتس
.همه چی رو به راه شد

316
00:31:58,291 --> 00:32:02,922
شوهرت با اون خدمتکار به زودی لیزبون
.رو ترک می کنند. تو بالاخره آزاد میشی

317
00:32:03,797 --> 00:32:05,344
شما واقعاً اینظوری فکر می کنی؟

318
00:32:07,300 --> 00:32:09,927
شما فکر می کنید اون مرد از نفوذش
استفاده نمی کنه

319
00:32:09,928 --> 00:32:12,147
برای اینکه پسر من رو از آغوشم جدا کنه؟

320
00:32:12,722 --> 00:32:16,600
او ممکنه سعی کنه. اما اول اون باید
.بگرده تا تو رو پیدا کنه، کنتس

321
00:32:16,601 --> 00:32:17,727
.این برای اون آسون نیست

322
00:32:17,728 --> 00:32:19,104
و اگه موفق شد؟

323
00:32:19,813 --> 00:32:24,108
،اگه اون موفق شد، معنیش اینه
،که لااقل تو این خونه محقر

324
00:32:24,109 --> 00:32:27,864
،دست اون به خوبی به تو و پسرت نمی رسه

325
00:32:29,322 --> 00:32:31,825
.دویست نفر مسافر از لیزبون می رن

326
00:32:33,452 --> 00:32:39,676
خوب استراحت کن، کنتس: خدا پشت و
.پناهِ بی پناهان هست

327
00:32:41,501 --> 00:32:47,349
.فرزندم، به اندازه کافی گریه کردی
.الان دیگه وقت خنده اس

328
00:32:49,259 --> 00:32:51,136
.به پسرت فکر کن

329
00:32:52,137 --> 00:32:54,686
.به آینده ات فکر کن

330
00:32:59,644 --> 00:33:04,356
،پدر دنیس همیشه توی حرف زدن محتاط بود
.من این رو حس می کردم

331
00:33:04,357 --> 00:33:06,734
.. اما من خیلی پافشاری مب کردم تا یک روز

332
00:33:06,735 --> 00:33:07,861
!پدرو

333
00:33:09,779 --> 00:33:11,031
!آنجلا

334
00:33:17,537 --> 00:33:20,623
پدرو، صدات کردم برای اینکه مادرت اجازه داده
که یه چیزی رو بهت بگم

335
00:33:20,624 --> 00:33:23,844
،که تو خیلی وقته منتظری بدونی
.چیزی رو که تو روی فهمیدنش پافشاری می کردی

336
00:33:24,252 --> 00:33:25,628
.بریم توی دفترم

337
00:33:25,629 --> 00:33:29,975
!آنجلا

338
00:33:32,552 --> 00:33:35,396
.به نظرم مادرت حالش خوب نیست

339
00:33:40,018 --> 00:33:41,019
!آنجلا

340
00:33:42,519 --> 00:33:50,519
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

341
00:33:57,827 --> 00:34:02,378
من قبلاً بهت نگفته بودم چون این
.داستان فقط مربوط به من نیست

342
00:34:03,166 --> 00:34:06,796
.و دارم الان به تو می گم، چون مربوط به تو هم هست

343
00:34:08,171 --> 00:34:12,472
اون سالی که تو به دنیا اومدی، یه مرد
... به خونه من اومد و خواست که من رو ببینه

344
00:34:12,926 --> 00:34:15,770
ژوا، چرا نمی نویسی؟ -
.دیگه جوهر ندارم -

345
00:34:17,055 --> 00:34:21,856
.جوهر، ژوا، باید از خونه می اوردی
.بیا اینجا، تو باید تنبیه شی

346
00:34:26,815 --> 00:34:31,412
اون خیلی لاغر و رنگ پریده بود. به نظر
.مثل یه جنازه میومد

347
00:34:31,987 --> 00:34:34,240
... با یک بینی کشیده و لاغر

348
00:34:34,573 --> 00:34:36,951
!پدر، به مهمون اون بیرونه

349
00:34:38,076 --> 00:34:39,248
!از جاتون بلند نشید

350
00:34:40,870 --> 00:34:42,417
!ژوا، برو بشین

351
00:34:46,084 --> 00:34:47,210
.اینجا کمک می خوام

352
00:35:02,601 --> 00:35:03,818
!ساکت باشین

353
00:35:24,247 --> 00:35:25,965
.اسم من پدرو دا سیلوا ست

354
00:35:26,625 --> 00:35:28,719
.من پسرِ دومِ کنتِ آلواکوس هستم

355
00:35:29,002 --> 00:35:31,004
.در واقع، یه مرد بیچاره ام

356
00:35:35,925 --> 00:35:39,600
من یه جورایی حرومزاده هستم، اما حاصلِ
.یک ازدواج مشروع هستم

357
00:35:41,640 --> 00:35:46,612
.مثل اینه که من پسر یه کفاش و یا خوک چرون بودم

358
00:35:47,562 --> 00:35:51,487
اما بدبختی من از جایی شروع شد
.که یک زن شوم رو دیدم

359
00:35:54,152 --> 00:35:57,247
.که یک روز یه زنِ شوم رو دیدم

360
00:36:05,705 --> 00:36:13,089
یه جورایی کسی که اولین عشقِ، هم پر مخاطره اس و
.هم واقعاً خفت آور

361
00:36:22,931 --> 00:36:27,277
.زنی که کن عاشقش شدم، دخترِ مارکز از موتِزیلوس

362
00:36:28,228 --> 00:36:30,229
.فرزند دوم، درست مثلِ من

363
00:36:30,230 --> 00:36:33,325
.و بدبختی رو برای خودم رقم زدم

364
00:37:10,228 --> 00:37:12,151
!دوییلیندا

365
00:37:12,772 --> 00:37:14,069
!ترسیدم

366
00:37:21,114 --> 00:37:22,036
.بیا تو

367
00:37:28,663 --> 00:37:30,122
این چیه؟

368
00:37:30,123 --> 00:37:31,750
.اینجا بازش نکنید، خانم

369
00:37:32,167 --> 00:37:35,592
این رو اون نجیب زاده که
.دیروز توی کلیسا بود، به من داد

370
00:37:38,131 --> 00:37:39,256
کِی؟

371
00:37:39,257 --> 00:37:41,680
.. امروز صبح، توی فروشگاه

372
00:38:00,904 --> 00:38:05,205
مواظب باشید، خانم. مارکوس الان از
.انجمن برمی گرده

373
00:38:20,048 --> 00:38:21,675
خانم بسیار محترم

374
00:38:22,801 --> 00:38:25,600
گستاخیِ من رو از این که نامه رو
.براتون فرستادم، ببخشید

375
00:38:26,429 --> 00:38:30,182
اما هیچ چیزی نمی تونست دیروز من رو از
.خیره شدن به شما، باز داره

376
00:38:30,183 --> 00:38:31,730
و رویایی که امروز داشتم

377
00:38:33,061 --> 00:38:34,984
حتی از وقتی که توی کلیسا دیدمتون

378
00:38:36,189 --> 00:38:40,035
،تا زمانی که زنی که من رو سِحر کرده رو بشناسم
.نمی تونم آروم بگیرم

379
00:38:40,985 --> 00:38:42,908
دقیقه ها به اندازه ساعت طولانی هستند

380
00:38:43,696 --> 00:38:45,744
،ساعتهام مثل روزها

381
00:38:46,366 --> 00:38:48,869
این قضیه به همین منوال ادامه خواهد داشت
.تا زمانی که زحمت بکشید و جواب من رو بدید

382
00:38:49,202 --> 00:38:52,923
بی هیچ دلیل، بدون هیچ حساب و کتابی و
،با تمام پاکی و صداقت

383
00:38:54,582 --> 00:38:56,835
من به خودم جرأت می دم که ازت بخوام من
.رو از این عذاب و رنج نجات بدی

384
00:38:57,752 --> 00:38:59,004
،برای تو

385
00:38:59,879 --> 00:39:01,677
.پدرو دا سیلوا

386
00:39:59,689 --> 00:40:04,568
پدر، اولش مثل رویا بود، بدون هیچ واکنشی

387
00:40:04,569 --> 00:40:08,745
یک آدم از مستی بیدار شده، بدون
.هیچ هذیان احساسی

388
00:40:09,282 --> 00:40:11,909
،یه صحرای سوزان مشتاق برای نشاط و آبادی

389
00:40:11,910 --> 00:40:14,789
بدون هیچ تصوری که ممکنه چه اتفاقی
... برامون بیوفته

390
00:40:20,585 --> 00:40:22,633
.می خوای به لحظه استراحت کنی

391
00:40:23,421 --> 00:40:27,551
.ببخشید، نه. چیزی نیست. نگران نباشید

392
00:40:29,052 --> 00:40:30,599
،ترجیح می دم داستانم رو تموم کنم

393
00:40:30,929 --> 00:40:32,977
.من دوست ندارم که وقتت رو تلف کنم

394
00:40:41,314 --> 00:40:47,242
.بعدش، یه خجالتی توی رابطه مون بود
.بی هیچ دلیلی سرخ می شدیم

395
00:40:47,570 --> 00:40:50,289
.جفتمون سرمون رو می نداختیم پایین

396
00:40:53,242 --> 00:40:57,964
،و آخر هم، یک جنگ بین قلب و عقل

397
00:40:58,331 --> 00:41:00,299
.بین عشق و منطق

398
00:41:01,084 --> 00:41:05,760
.بین تقدس احساساتمون و شیطان هوس

399
00:41:09,217 --> 00:41:12,687
.ما هر روز همدیگه رو توی یه مکان مشخص می دیدیم

400
00:41:15,390 --> 00:41:19,987
این برای اینکه مطمئن شیم که بقیه عمرمون
.رو می خوایم با هم زندگی کنیم، کافی بود

401
00:41:21,229 --> 00:41:24,654
.آره

402
00:41:26,484 --> 00:41:29,078
من قبل از اینکه تو ازم بخوای
.این سوگند (سوگند ازدواج) رو خورده بودم

403
00:41:30,780 --> 00:41:32,282
.می خوام مال تو باشم

404
00:41:33,616 --> 00:41:36,711
.در یک روح و یک جسم

405
00:41:38,913 --> 00:41:40,836
.در زندگی و مرگ

406
00:41:41,624 --> 00:41:44,298
من امشب از پدرت می خوام که هم رو
.برای آشنایی ملاقات کنیم

407
00:41:46,254 --> 00:41:49,131
.من می ترسم، پدرو، من می ترسم

408
00:41:49,132 --> 00:41:50,679
ترس از چی، عشقمون؟

409
00:41:51,426 --> 00:41:52,769
ترس از چی؟

410
00:41:55,805 --> 00:41:59,685
،وقتی که ما عاشق همدیگه هستیم
!دلیلی برای ترس وجود نداره

411
00:42:00,518 --> 00:42:01,440
درسته؟

412
00:42:14,198 --> 00:42:15,996
... خیلی دوست دارم

413
00:43:37,365 --> 00:43:38,708
... سِر مارکوس

414
00:43:43,246 --> 00:43:44,623
.دون پدرو

415
00:43:45,873 --> 00:43:47,045
.بیا

416
00:43:56,259 --> 00:43:58,853
.تو می خواستی یه حرفی بزنی

417
00:43:59,262 --> 00:44:03,108
و من هم به خواسته ات احترام گذاشتم
،و برای این اینجا هستم

418
00:44:03,891 --> 00:44:06,269
بنابراین من فکر می کنم بهتر باشه
.بری سر اصل مطلب

419
00:44:09,313 --> 00:44:10,897
.. اما، سِر مارکوس

420
00:44:10,898 --> 00:44:12,150
.باور کن، این بهترین راهه

421
00:44:12,151 --> 00:44:15,026
ما هر دو می تونیم به یک اندازه
.از خجالت دست برداریم

422
00:44:15,027 --> 00:44:20,329
تو، می خوای که دختر من رو بگیری و
.من، مخالفت می کنم

423
00:44:22,410 --> 00:44:27,289
من فقط دخترم رو به کسی می دم که
.دو ویژگی و شرط رو داشته باشه

424
00:44:27,290 --> 00:44:31,459
اول: اون باید به من ثابت کنه که
.مثل دختر من اشراف زاده و نجیب زاده است

425
00:44:31,460 --> 00:44:34,713
و دوم: باید به اندازه کافی ثروت داشته باشه

426
00:44:34,714 --> 00:44:38,344
که هرچیزی که من تا الان به اون دادم
.رو بتونه براش فراهم کنه

427
00:44:39,844 --> 00:44:44,099
.شما احتماً شرط اول رو دارید

428
00:44:44,807 --> 00:44:47,401
.هر چند که، شرط دوم رو نداری

429
00:44:48,936 --> 00:44:54,067
.دختر من فقیرِ، دون پدرو دا سیلوا
.شما هم قطعاً فقیر هستید

430
00:44:56,194 --> 00:45:01,416
و هیچ کدوم از ما، یعنی من و پدر شما نمی تونیم
که از فرزندان اول خودمون

431
00:45:02,700 --> 00:45:04,577
.منفعت رو بزدیم و به فرزندان دوم بدیم

432
00:45:08,247 --> 00:45:11,251
.خداحافظ، دون پدرو. ملاقات خوبی بود

433
00:46:08,432 --> 00:46:11,652
.بهتره تو مدام توی باغ بگردی
.هیچ کس نفهمه

434
00:46:13,771 --> 00:46:14,897
.همین

435
00:46:17,400 --> 00:46:18,822
.معذرت می خوام

436
00:46:25,157 --> 00:46:26,283
!آنجلا، دخترم

437
00:46:26,284 --> 00:46:27,376
!مامان

438
00:46:29,287 --> 00:46:30,630
.چیزی نیست

439
00:46:32,415 --> 00:46:33,962
.فقط سرم گیج رفت، همین

440
00:46:35,418 --> 00:46:37,091
.برای هیجانیِ که دارم

441
00:46:39,839 --> 00:46:41,512
.خواهش می کنم ادامه بدید، پدر

442
00:46:43,175 --> 00:46:45,644
.نگران من نباشید. لطفاً ادامه بدید

443
00:46:46,804 --> 00:46:50,104
.خیلی خب، ادامه می دیم، اما توی اتاق شما

444
00:46:50,683 --> 00:46:52,058
.به نظر خسته میایی

445
00:46:52,059 --> 00:46:53,560
.میخوام که استراحت کنی

446
00:46:53,561 --> 00:46:56,314
.بیا، بریم، کنتس. بریم

447
00:46:58,357 --> 00:47:02,986
اینجای داستان، دون پدرو واقعاً
.حالش بد شد

448
00:47:02,987 --> 00:47:04,989
من اون رو روی یه همچین
.کاناپه ای خوابوندم

449
00:47:06,699 --> 00:47:11,170
.اما قبول نکرد که تا داستانش تموم نشده، بخوابه

450
00:47:12,997 --> 00:47:15,170
من واقعاً از خودم خجالت می کشیدم

451
00:47:16,250 --> 00:47:18,173
.من وسوسه شده بودم که انتقام بگیرم

452
00:47:18,836 --> 00:47:23,717
اون صورتش از شرم قرمز شده بود که
.پدرش من رو خجالت زده کرده بود

453
00:47:26,344 --> 00:47:29,598
اما مبارزه بین غرور و رسوایی مدت
.زیادی طول نکشید

454
00:47:30,973 --> 00:47:34,477
من تصمیم گرفتم برم آمریکا و اونجا
،طلا پیدا کنم

455
00:47:35,102 --> 00:47:37,776
جایی که رویای اروپایی ها از جاهای مختلف
.دنیا موفق شده بودند

456
00:47:39,982 --> 00:47:42,650
.جایی که حتی انسان رو هم معامله می کردند

457
00:47:42,651 --> 00:47:46,622
جایی که تو اونجا رو برای مرد خدا شدن در
.پرتغال رها کردی

458
00:47:52,536 --> 00:47:54,038
.من دارم می رم آمریکا

459
00:47:59,126 --> 00:48:00,002
.من خودم رو می کشم

460
00:48:00,378 --> 00:48:02,972
!آنجلا -
.اگه بری، خودم رو می کشم -

461
00:48:08,260 --> 00:48:11,685
.پدرم من رو به زور وادار به ازدواج با کسی دیگه می کنه

462
00:48:14,642 --> 00:48:15,894
.ترجیح می دم بمیرم

463
00:48:16,769 --> 00:48:19,272
.آنجلا، صبر کن، آنجلا

464
00:48:48,717 --> 00:48:50,593
تو داری تو تب می سوزی

465
00:48:50,594 --> 00:48:53,973
.چیزی نیست. من ماههاست که اینجوری ام
.نگران نباش

466
00:49:00,688 --> 00:49:03,783
،من همه نقشه هام به هم ریخت

467
00:49:05,985 --> 00:49:07,703
.البته

468
00:49:08,571 --> 00:49:10,869
.من نمی تونستم اونجوری رهاش کنم

469
00:49:12,116 --> 00:49:15,370
من مطمئن بودم که اون برای این کارهاش
.داره تهدید میشه

470
00:49:17,455 --> 00:49:19,831
نتیجه همدستیِ دولیندا این شد که

471
00:49:19,832 --> 00:49:23,837
آنجلا هروقت پدرش سفر بود من رو می برد خونه

472
00:49:24,712 --> 00:49:29,382
ما با هم بازیهای احمقانه با همدیگه می کردیم و
.رویاهای غیرمنتظره برای آینده مون می بافتیم

473
00:49:29,383 --> 00:49:31,181
... و از در دیگه خارج می شدیم

474
00:49:32,219 --> 00:49:36,019
!خانم جوان! دون پدرو! عجله کنید
!مارکوس اومد

475
00:49:37,519 --> 00:49:45,519
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

476
00:49:54,783 --> 00:49:59,254
.اولش، ملاقات های ما ساده و دوستانه بودند

477
00:50:00,498 --> 00:50:04,173
.اما کم کم، فرشته بی گناهی ما رو ترک کرد

478
00:50:05,878 --> 00:50:08,927
.و صدای حرف زدنمون بلندتر و بی پرواتر می شد

479
00:50:09,882 --> 00:50:13,307
.و نه آجل و نه من مخالف این قضیه نبودیم

480
00:52:02,661 --> 00:52:08,088
.حرومزاده

481
00:52:39,281 --> 00:52:40,573
.نه

482
00:52:40,574 --> 00:52:41,664
.. گریه نکن، مامان

483
00:52:41,665 --> 00:52:43,036
.بیا، دخترم. تو باید قوی باشی

484
00:52:43,037 --> 00:52:45,379
... متأسفم. این خیلی برای من سخته

485
00:52:46,205 --> 00:52:49,165
،وقتی صدای شلیک گلوله رو شنیدم
!فکر کردم الانه که بمیرم

486
00:52:49,166 --> 00:52:52,418
.پدرم دولیندا رو اخراج کرد و در اتاق رو روی من قفل کرد

487
00:52:52,419 --> 00:52:55,046
.برای امشب کافیه. بذار اون استراحت کنه

488
00:52:55,047 --> 00:52:57,766
،نه! خواهش می کنم، پدر
.التماس می کنم ادامه بدید

489
00:52:58,050 --> 00:53:00,144
.التماس می کنم ادامه بده، خواهش می کنم

490
00:53:00,594 --> 00:53:03,063
.می خوام پسرم بدونه که پدرش کی بوده

491
00:53:04,848 --> 00:53:07,433
.می دونم که این عجیبه که خودم بهش بگم

492
00:53:07,434 --> 00:53:11,564
لطفاً ادامه بدید پدر. التماس می کنم ادامه
.بدید، به خاطر من

493
00:53:28,205 --> 00:53:29,627
.صبح بخیر

494
00:53:31,959 --> 00:53:33,586
چه بلایی سر من اومده؟

495
00:53:33,961 --> 00:53:35,884
.تو هوشیاریت رو از دست داده بودیف دوست من

496
00:53:37,589 --> 00:53:39,387
.نه، نه، نه! تکون نخور

497
00:53:40,634 --> 00:53:43,137
.تو توی موقعیتی نیستی که بلند شی

498
00:53:45,848 --> 00:53:47,350
می تونی بازوت رو تکون بدی؟

499
00:53:50,269 --> 00:53:51,361
.نه

500
00:53:52,479 --> 00:53:53,947
.تو خون زیادی رو از دست ندادی

501
00:53:54,648 --> 00:53:58,027
.دکتر بعدازظهر دوباره میاد تا معاینه ات کنه

502
00:53:58,736 --> 00:54:01,489
.حالا، بخور. تو دوباره باید قوت بگیری

503
00:54:10,873 --> 00:54:17,044
هفته هایی که من بین مرگ و زندگی
،دست و پا می زدم

504
00:54:17,045 --> 00:54:19,468
مارکوس مونتزلوس، آنجلا رو مجبور کرد
.که بری به صومعه

505
00:54:21,049 --> 00:54:24,679
تو باید استراحت کنی که مطمئن باشی که
.حداقل می تونی از اون حمایت کنی

506
00:54:26,263 --> 00:54:30,393
.شکی نیست پدر، اما یه محافظت موقتی

507
00:54:32,519 --> 00:54:35,271
پدرش قصد داره که اون رو از اونجا منتقل کنه

508
00:54:35,272 --> 00:54:37,821
.به زودیِ زود هم شوهرش میده

509
00:54:38,776 --> 00:54:40,028
کدوم صومعه؟

510
00:54:42,404 --> 00:54:45,157
.صومعه علتی هست که من اومدم که شما رو ببینم

511
00:54:46,074 --> 00:54:48,668
من شنیده بودم که شما به خواهر تو
.همچین جایی دارید

512
00:54:50,037 --> 00:54:51,835
...صومعه نازری

513
00:54:59,588 --> 00:55:02,137
بدبختانه من دیر به اونجا رسیدم

514
00:55:03,467 --> 00:55:05,640
.مارکوس دو روز پیش اومد و بردش

515
00:55:07,346 --> 00:55:10,395
.چند هفته ای که اینجا بود خیلی حال بدی داشت

516
00:55:10,974 --> 00:55:13,193
.طفلکی تمام روز رو گریه می کرد

517
00:55:14,478 --> 00:55:16,813
.و به هیچ کدوم از ما هم اعتماد نداشت

518
00:55:16,814 --> 00:55:19,363
حتی کشیش ارشد هم نتونست به
.اون نزدیک بشه

519
00:55:19,733 --> 00:55:21,692
می دونی اون رو کجا برد؟

520
00:55:21,693 --> 00:55:23,411
.حدس می زنم، بردش خونه

521
00:55:23,695 --> 00:55:25,863
.اما اگه بخوای مطمئن می شم

522
00:55:25,864 --> 00:55:27,116
.پس پیداش کن

523
00:55:29,201 --> 00:55:30,919
.من از بدتر از این می ترسم، انتونیا

524
00:55:31,745 --> 00:55:35,124
برای اون، و برای یه نفر دیگه که اون
.رازش رو در سینه نگه داشته

525
00:55:37,000 --> 00:55:38,593
.بیش از همه، به خاطر مریم مقدس

526
00:55:44,758 --> 00:55:46,351
!ممکنه خدا ازش محافظت کنه

527
00:55:55,853 --> 00:55:58,072
.این از طرف خانم آنتونیاس
.اون گفت که این فوریِ

528
00:55:58,397 --> 00:55:59,444
.ممنون

529
00:56:01,024 --> 00:56:02,492
.می تونی بری

530
00:56:07,906 --> 00:56:10,830
خواهر آنتونیا به من گفته لود که مارکوس مونتزلوس

531
00:56:11,869 --> 00:56:16,625
به صورت مخفیانه اون رو به یه مزرعه فرستاده که
.حدود 120 کیلومتر از لیزبون فاصله داره

532
00:56:22,880 --> 00:56:24,678
!صبح بخیر، برادر

533
00:56:26,133 --> 00:56:30,052
ممکنه اینجا یه خورده آب برای این حیوونها
پیدا بشه؟

534
00:56:30,053 --> 00:56:31,896
.البته، ما پولش رو می دیم

535
00:56:33,891 --> 00:56:36,058
.اونها از طلوع آفتاب تا حالا آب نخوردن

536
00:56:36,059 --> 00:56:37,777
.ممکنه از تشنگی بمیرن

537
00:56:38,770 --> 00:56:41,023
.این یه آبخوری عمومی نیست

538
00:56:43,191 --> 00:56:45,364
.و من هم برادر هیچ کولی ای نیستم

539
00:56:46,820 --> 00:56:48,868
.برو، راهت رو ادامه بده

540
00:56:54,161 --> 00:56:57,290
اونجا یه نهر اون پایین هست. کمتر
.از 9 کیلومتر اونطرف تر

541
00:56:58,165 --> 00:57:00,666
.اون آب مجانیِ، مثل این اطلاعاتی که دادم

542
00:57:00,667 --> 00:57:01,543
.خوبه

543
00:57:01,544 --> 00:57:03,136
.ممنون، برادر

544
00:57:20,562 --> 00:57:22,360
.یه خورده از این بنوش، به جبران زحمتی که کشیدی

545
00:57:22,981 --> 00:57:24,358
.این چیز خوبیه

546
00:57:24,983 --> 00:57:28,032
ممکنه نتونه تشنگی ات رو برطرف کنه اما
.اما یه خورده حالت رو جا میاره

547
00:57:30,697 --> 00:57:34,201
.اگه نخورم، شما ممکنه فکر کنید که من گستاخم

548
00:57:44,753 --> 00:57:46,630
!چیز خوبیه

549
00:57:47,589 --> 00:57:49,683
.اگه بیشتر می خوای، پیشِ ما بیا

550
00:57:50,092 --> 00:57:53,938
،من اون بالا هستم، کوه مول
.بعد از بیشه

551
00:57:54,846 --> 00:57:57,269
.فقط کافیه سراغ من رو بگیری : سابین کابرا

552
00:57:58,517 --> 00:58:00,440
... ممکنه بیام به دیدنت، تو هیچ وقت نمی فهمی

553
00:58:01,603 --> 00:58:03,822
..اگه من تشنه ام شد و کاری عجله داشتم

554
00:58:05,524 --> 00:58:09,495
اسم من هیلودورِ اما همه به اسمِ چاقو خور
.من رو می شناسن

555
00:58:10,487 --> 00:58:14,082
این اسم خوبی نیست اما این چیزیِ
.که مردم به من نسبت دادند

556
00:58:15,867 --> 00:58:18,370
.من اونجا می بینمتون. در آرامش باشی

557
00:58:27,170 --> 00:58:31,141
.وای، تویی! ترسوندیم، مرد. نشنیدم که اومدی

558
00:58:32,134 --> 00:58:35,058
.مردم وقتی می شنون من میام که من بخوام

559
00:58:37,681 --> 00:58:38,853
.بشین

560
00:58:39,891 --> 00:58:41,143
و تنهایی؟

561
00:58:42,019 --> 00:58:43,487
..تنهایی بهترِ

562
00:58:44,521 --> 00:58:45,818
.درسته

563
00:58:49,192 --> 00:58:51,445
من داشتم یه چیزی می خورم. تو هم می خوری؟

564
00:58:52,404 --> 00:58:54,279
.این گوشته. بیشتر مردم دوست ندارن

565
00:58:54,280 --> 00:58:56,033
.تنها چیزی که من نمی خورم سنگِ

566
00:59:11,173 --> 00:59:14,222
اما این که اسبِ خوب کار می کنه یا نه؟

567
00:59:16,428 --> 00:59:17,803
.کار می کنه

568
00:59:17,804 --> 00:59:20,056
.. با من صادق باش، دوست من هیلودرو

569
00:59:20,057 --> 00:59:21,559
!به من بگو چاقو خور

570
00:59:22,100 --> 00:59:24,685
از طرفی من فکر کنم تو داری با یکی
.دیگه حرف می زنی

571
00:59:24,686 --> 00:59:26,780
.چاقو خور، دوستِ من

572
00:59:27,314 --> 00:59:33,242
بذار بگم که اگه من فقط یکی رو بفروشم
،یکی می خرم و یه دونه بهشون اضافه می کنم

573
00:59:34,696 --> 00:59:36,198
.تو ممکنه بگی که من از گشنگی می میرم

574
00:59:37,741 --> 00:59:40,494
،اما من روی دیگران حساب می کنم
.نمی تونم شکایتی بکنم

575
00:59:41,244 --> 00:59:42,703
دیگران" کی هستند؟"

576
00:59:42,704 --> 00:59:43,956
.. من آخرین آدمم

577
00:59:43,957 --> 00:59:44,922
کجا؟

578
00:59:45,707 --> 00:59:47,084
.. هر جایی

579
00:59:48,126 --> 00:59:49,753
!تنها کسی که پیدا می کنی

580
00:59:52,964 --> 00:59:54,637
تو چی؟

581
00:59:56,093 --> 00:59:57,845
.کم و بیش مثل تو

582
00:59:59,971 --> 01:00:01,063
مثل من؟

583
01:00:03,100 --> 01:00:08,479
.. مثل این: من اون پایین با مارکوس یه قرارداد دارم

584
01:00:08,480 --> 01:00:09,982
.یک نفر با یک مزرعه

585
01:00:11,775 --> 01:00:15,325
.هر وقت مشکلی پیش بیاد، من حلش می کنم

586
01:00:20,367 --> 01:00:21,710
.آره

587
01:00:21,993 --> 01:00:26,043
بهتر از اینه که دور و بر تخم های کاشته شده
.تو زمین ها پرسه بزنم

588
01:00:26,748 --> 01:00:28,546
.. کاری که قبلاً می کردم

589
01:00:29,626 --> 01:00:31,344
.همین الان هم من یه شغل مخصوص به خودم دارم

590
01:00:32,796 --> 01:00:34,844
.. و اینم یه شغل واقعی، جدی می گم

591
01:00:35,298 --> 01:00:36,515
.. یه شغل ویژه

592
01:00:38,510 --> 01:00:40,137
.این دخترِ مارکوسِ

593
01:00:40,428 --> 01:00:41,554
!نه

594
01:00:43,014 --> 01:00:44,812
دختر واقعیش؟

595
01:00:45,267 --> 01:00:46,484
..دخترِ .. می دونی

596
01:00:50,522 --> 01:00:51,944
.و پدرِ مجهول

597
01:00:54,276 --> 01:00:56,825
.اونها خوبن، مثل بز می مونن

598
01:00:58,280 --> 01:01:00,328
.. مگر اینکه .. توهین در کار باشه

599
01:01:00,782 --> 01:01:01,783
و بعدش؟

600
01:01:03,410 --> 01:01:05,333
و بعدش؟
!بچه یه حرومزاده داره، مرد

601
01:01:06,913 --> 01:01:09,382
.اما تقریباٌ داره به دنیا میاد، تقریباً

602
01:01:10,917 --> 01:01:15,263
و وقتی به دنیا بیاد، دو تا بیل خاک
.می ریزم و چالش می کنم

603
01:01:16,673 --> 01:01:19,175
.و تو اون سن، آخه سنی هم نداره

604
01:01:19,176 --> 01:01:21,679
!نه اندازه داره! نه حتی روحی داره

605
01:01:23,180 --> 01:01:25,854
..فقط یه ذره خاکِ
.. تو این بیابون هم از این خاک هست

606
01:01:26,308 --> 01:01:30,859
.وقتی که بیرون بیاد: سریع، می فرستمش جهنم

607
01:01:44,701 --> 01:01:47,750
این منم؟ این حرومزاده منم؟

608
01:01:48,580 --> 01:01:52,926
از نظر خداوند، این نه حرومزادگیِ و نه
،فرزند دوم

609
01:01:53,835 --> 01:01:55,712
.ما همه اولین فرزندیم و هیچ فرقی با هم نداریم

610
01:01:56,087 --> 01:01:58,340
اما من کسی بودم که باید کشته می شد؟

611
01:02:03,511 --> 01:02:05,434
تو اینجا چی کار می کنی؟

612
01:02:06,223 --> 01:02:08,476
.مارکوس دوست نداره که کسی اینجا بیاد

613
01:02:09,351 --> 01:02:11,518
،خوش شانسی که اینجا نیست
.ممکن بود باشه

614
01:02:11,519 --> 01:02:13,237
.صبح بخیر، برادر

615
01:02:13,647 --> 01:02:16,482
.من بهت گفته بودم که برادری ندارم

616
01:02:16,483 --> 01:02:19,652
این که دو تا لیوان با هم مشروب خوردیم که
.با هم هم خون نشدیم

617
01:02:19,653 --> 01:02:20,905
چی می خوای؟

618
01:02:20,906 --> 01:02:23,077
.اومدم اینجا یه موقعیت شغلی برات پیدا کردم

619
01:02:24,115 --> 01:02:25,367
موقعیت شغلی؟

620
01:02:26,368 --> 01:02:28,041
چه شغلی؟

621
01:02:28,536 --> 01:02:31,622
من خرید و فروش اسب می کنم و
.نمی دزدمشون

622
01:02:31,623 --> 01:02:32,875
چه خبر از حرومزاده؟

623
01:02:34,376 --> 01:02:37,129
تو چی گفتی؟
از کجا می دونی؟

624
01:02:37,796 --> 01:02:40,299
.دیشب، خودت بهم گفتی

625
01:02:40,757 --> 01:02:42,384
.تو نباید مشروب می خوردی

626
01:02:43,551 --> 01:02:48,182
!صدات رو بیار پایین، احمق
من دیگه چی گفنم؟

627
01:02:49,891 --> 01:02:53,395
اینجا جایی نیست که بتونیم در آرامش
با هم حرف بزنیم؟

628
01:02:53,687 --> 01:02:56,611
.پیشنهادی که برات دارم اینجا نمی شه مطرح کرد

629
01:02:58,400 --> 01:02:59,777
.پس بیا

630
01:03:00,318 --> 01:03:02,320
.ممنون، برادر

631
01:03:09,286 --> 01:03:10,629
.بشین اونجا

632
01:03:21,965 --> 01:03:23,182
چیه؟

633
01:03:24,092 --> 01:03:25,264
.بازش کن

634
01:03:51,870 --> 01:03:53,213
.بشمُر

635
01:03:55,081 --> 01:03:57,083
.من یه خورده بیشتر از بهت می دم

636
01:03:59,711 --> 01:04:03,761
،این بیشتر چیزیِ که مارکوس بهت می ده
.پس اون حرومزاده مالِ منه

637
01:04:10,472 --> 01:04:13,271
حرومزاده مال توِ؟

638
01:04:15,352 --> 01:04:17,275
چرا اونو می خوای؟

639
01:04:17,604 --> 01:04:19,447
اون به چه دردت می خوره؟

640
01:04:20,273 --> 01:04:22,617
.این به خودم ربط داره. نگران نباش

641
01:04:24,110 --> 01:04:26,454
.. اما اگه برات جالب نیست

642
01:04:27,864 --> 01:04:29,537
!هی، دست نزن

643
01:04:31,910 --> 01:04:33,753
کی گفت که برام جالب نیست؟

644
01:04:46,257 --> 01:04:48,851
!این باید 40 تا سکه ای باشه

645
01:04:49,177 --> 01:04:51,851
.80 تا، بقیش رو بعداً می دم

646
01:04:54,933 --> 01:04:56,856
!اما این خیلی پولِ

647
01:04:59,145 --> 01:05:00,988
اون چقدر ارزش داره؟

648
01:05:01,523 --> 01:05:03,446
.برای تو، اون ارزشش همین قدرِ

649
01:05:04,526 --> 01:05:07,530
.و از نظر وجدانت هم یه جرم بهت اضافه نمی شه

650
01:05:11,324 --> 01:05:14,077
!یالا، تصمیم بگیر
.اسبها منتظرن

651
01:05:16,538 --> 01:05:17,755
.تصمیم گرفتم

652
01:05:25,713 --> 01:05:28,933
.پس چهل تای دیگه بعداً، برادر

653
01:05:30,433 --> 01:05:38,433
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

654
01:05:46,568 --> 01:05:50,289
.نون، سوسیس، برادر

655
01:05:51,448 --> 01:05:54,116
اون من رو به پدر دنیس فروخت، درسته؟

656
01:05:54,117 --> 01:05:55,325
کی؟

657
01:05:55,326 --> 01:05:57,077
.اون کولی. اون حیوون

658
01:05:57,078 --> 01:05:58,454
...اون زندگی من رو نجات داد

659
01:05:58,455 --> 01:06:00,583
اون من رو از قاتل خرید و به پدر
.دنیس داد

660
01:06:00,584 --> 01:06:02,459
همینطوری بود، مگه نه؟

661
01:06:02,876 --> 01:06:05,095
.نه، اینجوری نبود

662
01:06:05,587 --> 01:06:08,431
اما داستان خیلی طولانی هست و الان دیگه
.دیر وقته

663
01:06:09,090 --> 01:06:12,845
.مادرت هم خیلی خسته اس. بیا
.بذاریم استراحت کنه

664
01:06:17,348 --> 01:06:18,850
.خوب بخوابی، مامان

665
01:06:20,894 --> 01:06:22,567
.شک دارم، پسرم

666
01:06:25,482 --> 01:06:29,407
اما همینکه می دونم نزدیک تو هستم
.باعث می شه که بی خوابی برام قابل تحمل بشه

667
01:06:33,156 --> 01:06:34,990
.شب بخیر، پدر دنیس

668
01:06:34,991 --> 01:06:36,493
.شب بخیر، کنتس

669
01:06:47,629 --> 01:06:49,381
می تونم یه سئوال دیگه بپرسم، پدر؟

670
01:06:49,382 --> 01:06:51,132
.قسم می خورم آخری باشه

671
01:06:53,259 --> 01:06:54,511
پدرم چی شد؟

672
01:06:57,180 --> 01:07:01,026
خداوند به اون اجازه داد که قبل از رفتن
.پسرش رو ببینه و اون رو ببوسه

673
01:07:02,894 --> 01:07:05,818
اون دو روز بعد از اینکه تو رسیدی به این
.خونه، مرد

674
01:07:07,649 --> 01:07:10,275
،اون یه نامه برای کنتس گذاشت

675
01:07:10,276 --> 01:07:13,530
که اظهار کرد که پسرشون سالم و سلامتِ

676
01:07:15,406 --> 01:07:19,411
.اون درحالی مرد که نام مادرت روی لبش بود

677
01:07:20,912 --> 01:07:25,258
اون یه مرد سالم و پاکدامن بود که
.بدبخت بود

678
01:07:27,418 --> 01:07:30,297
.ار اینکه پسر اون هستی خجالت زده نباش

679
01:07:31,214 --> 01:07:33,674
.حالا برو بخواب

680
01:07:33,675 --> 01:07:36,176
.فردا ساعت 8 صبح. گیاه شناسی

681
01:07:36,177 --> 01:07:37,554
.می دونی که دوست ندارم دیر کنی

682
01:07:37,555 --> 01:07:39,306
.فردا می بینمتون، پدر

683
01:07:39,931 --> 01:07:42,229
،قبل از اینکه لیزبون رو با اینژونیا ترک کنم

684
01:07:42,559 --> 01:07:44,851
کنتِ سانتا باربارا به همه گفت

685
01:07:44,852 --> 01:07:46,946
که مادرم اون رو به خاطر یه مرد
.دیگه ترک کرده

686
01:07:48,189 --> 01:07:49,907
،در جامعه طبقه بالای لیزبون

687
01:07:50,191 --> 01:07:53,193
مادرم تبدیل به یک آدم پست و کثیف
برای بحثهای اونها شد

688
01:07:53,194 --> 01:07:55,162
.در سالن ها و میدانهای شهر

689
01:07:56,573 --> 01:07:59,167
،اون حتی دخترخاله من بود
!تصور کن

690
01:07:59,826 --> 01:08:05,174
.. دو یا سه بار حقیقتاً دیده بودمش، اما با این وجود

691
01:08:06,332 --> 01:08:12,010
.من شنیدم که مردِ یه کشیشِ
.خدای من! چه شرم آور

692
01:08:12,338 --> 01:08:15,308
به نظر می رسه که حتی قبل از اینکه
.. ازدواج بکنه اون

693
01:08:15,633 --> 01:08:19,386
،افسوس، پدرش چی می کشیده

694
01:08:19,387 --> 01:08:23,390
،مارکوس مونتزلوسِ بیچاره
.عمو زاده دور پدرم هست

695
01:08:23,391 --> 01:08:27,441
مجبور شده بفرستتش صومعه، قبل از
.اینکه براش شوهر پیدا کنه

696
01:08:29,272 --> 01:08:31,149
فکر می کنی دلیلش چی بوده؟

697
01:08:31,858 --> 01:08:33,826
.. دلیلش این بوده که
.. می دونی

698
01:08:35,278 --> 01:08:38,739
.. کنت سانتا باربارا خودش به شوهر من گفته

699
01:08:38,740 --> 01:08:40,157
.مرد بیچاره

700
01:08:40,158 --> 01:08:44,413
.آدم اشکش درمیاد. واقعاً قاطی کرده

701
01:08:44,871 --> 01:08:47,624
.من حتی شنیدم اونها لیزبون رو با هم ترک کردند

702
01:08:48,750 --> 01:08:52,794
.اون به  سربازان پادشاه دون میگلو در مینهو پیوسته

703
01:08:52,795 --> 01:08:54,012
،در این شرایط من دیدمش

704
01:08:54,013 --> 01:08:56,804
اگه کار احمقانه ای انجام می داد من
.غافلگیر نمی شدم

705
01:08:57,884 --> 01:09:01,138
اون جنتلمنِ قد بلند کیه، مارکِزِ؟

706
01:09:01,512 --> 01:09:03,764
.من قبلاً هیچ وقت اینجا ندیده بودمش

707
01:09:03,765 --> 01:09:05,392
.و اون شکل خارجی هاست

708
01:09:05,767 --> 01:09:07,110
.مثل برزیلی ها

709
01:09:07,393 --> 01:09:09,936
.اسمش البرتو دی ماگالهاسِ

710
01:09:09,937 --> 01:09:14,113
می گن اون پسرِ حرومزاده پادشاه
دون ژوا پنجمِ

711
01:09:14,776 --> 01:09:17,199
.و به شاهزاده دونا ماریا توجه می کنه

712
01:09:17,695 --> 01:09:22,075
،اگه تو قیافش دقت کنی، راستش
.لب پایینیِ اون شبیه براگانشازِ

713
01:09:23,534 --> 01:09:27,162
چه احتمالی هست که مدتها
قبل از برزیل نیومده باشه

714
01:09:27,163 --> 01:09:30,007
.و اومده پولاش رو آتیش بزنه

715
01:09:30,291 --> 01:09:34,637
.به نظر من، می تونم بگم، اون یه روشنفکرِ
.یه جاسوس از طرف دون پدرو

716
01:09:35,672 --> 01:09:38,298
و اینکه شانس باهاش بوده

717
01:09:38,299 --> 01:09:41,052
.و ابراز عشق کرده و نونش رفته تو روغن

718
01:09:41,344 --> 01:09:44,268
این چیزی که اونها به شوهر من گفتند از
.یه منبع موثق

719
01:09:44,722 --> 01:09:49,398
نه حرومزاده، نه جاسوس روشنفکر، خانمهای عزیز

720
01:09:50,311 --> 01:09:54,612
متأسفم که ناامیدتون می کنم، اما
.اطلاعات شما کاملاً غلطه

721
01:09:55,942 --> 01:10:02,826
آقای مورد نظر شما آلبرتو دی ماگاهاس تو
.کار کثیف خرید و فروش برده به ثروت رسیده

722
01:10:03,825 --> 01:10:08,203
.و این روزها، از دزدان دریایی حمایت می کنه

723
01:10:08,204 --> 01:10:10,753
!چقدر وحشتناک
می تونه امکان داشته باشه؟

724
01:10:11,582 --> 01:10:15,428
.منم این شایعات رو شنیده بودم، دون مارتینو

725
01:10:15,753 --> 01:10:17,255
.و باورم نشد

726
01:10:17,588 --> 01:10:22,310
شوهر من هرگز قبول نمی کنه که
.یه مرد از اون دسته اینجا باشه

727
01:10:29,642 --> 01:10:32,361
،این لطف شما رو می رسونه دون مارتینو
.اگه دستمال من رو برام بیارین

728
01:10:32,770 --> 01:10:34,647
.من اون رو روی میز جا گذاشتم

729
01:10:35,022 --> 01:10:36,239
.قطعاً

730
01:10:42,363 --> 01:10:44,284
به چی لبخند می زدید، آقای آلبرتو
دی ماگالهس؟

731
01:10:44,285 --> 01:10:45,534
می شه به من بگید؟

732
01:10:45,992 --> 01:10:48,118
.به برتری های شما، کنتس

733
01:10:48,119 --> 01:10:49,211
به من؟

734
01:10:50,747 --> 01:10:53,540
.یا مردم عوام که شما ترجیح می دید، کنتس

735
01:10:53,541 --> 01:10:55,000
.نمی فهمم

736
01:10:55,001 --> 01:10:56,378
.منم همینطور

737
01:10:58,296 --> 01:11:00,422
من فکر می کردم درباره اینکه برتری های
شما چیه یه دقیقه پیش

738
01:11:00,423 --> 01:11:02,391
درباره کنتسِ سانتا باربارا صحبت می کردید؟

739
01:11:03,384 --> 01:11:05,182
و شما رو به خنده انداخته بود؟

740
01:11:08,139 --> 01:11:10,312
اون کنتس سانتا باربارای بیچاره

741
01:11:11,142 --> 01:11:13,395
الان شده "شرم نجیب زاده های پرتغال"؟

742
01:11:14,520 --> 01:11:17,774
فکر می کنید ما چه برتری نسبت به اون
داریم به صورت جدی؟

743
01:11:19,025 --> 01:11:20,447
... من از شما نخواستم

744
01:11:29,577 --> 01:11:31,750
.من نظر شما رو نخواستم، آقا

745
01:11:33,039 --> 01:11:36,009
من فقط پرسیدم برای احترام به نظرات من
.لبخند زدید یا نه

746
01:11:37,794 --> 01:11:40,263
.شما از من خیلی چیز بزرگی خواستید، سرکار خانم

747
01:11:41,297 --> 01:11:44,141
این خیلی سخته به چیزی نخندی که
.خیلی خنده داره

748
01:11:44,550 --> 01:11:46,018
!این توهین آمیزه

749
01:11:47,470 --> 01:11:49,438
.به کنتس ها، من می گم نیست

750
01:11:50,556 --> 01:11:54,186
به شما عالیجناب، من اونجور که
.شما دوست دارید تفسیر می کنم

751
01:11:58,105 --> 01:12:00,107
!این کارت من رو عصبانی می کنه

752
01:12:00,483 --> 01:12:03,193
و من حس می کنم که حق دارم
.توضیح بخوام

753
01:12:03,194 --> 01:12:06,038
تو نباید به من دست بزنی، دون مارتینو
.دی آلمیدا

754
01:12:09,867 --> 01:12:13,087
به اندازه ای که پشت دیگران حرف زدن
.یاوه هست، این کار یاوه نیست

755
01:12:24,090 --> 01:12:26,092
،من رو ببخشید، سرکار خانم

756
01:12:27,844 --> 01:12:30,097
.اما شما یه نوشته زیر پاتونِ

757
01:12:32,223 --> 01:12:34,021
،این از طرف همسرتون نیست

758
01:12:34,725 --> 01:12:37,649
این ممکنه برای انسان مبادی آداب مثل شما
.افشا شدنش، بی حرمتی باشه

759
01:12:48,865 --> 01:12:51,366
.دوست عزیز، بی صبرانه منتظر یک لحظه هستم

760
01:12:51,367 --> 01:12:53,210
.وقتی که بتونم دوباره محکم در آغوشم بفشارمت

761
01:13:13,639 --> 01:13:17,642
دون مارتینو دی آلمیدا به ما گفتن که
:از شما عالیجناب بپرسیم

762
01:13:17,643 --> 01:13:20,687
با چه کسی برای شرایط دوئل
.باید مذاکره کنیم

763
01:13:20,688 --> 01:13:21,814
.با من

764
01:13:24,400 --> 01:13:27,694
عالیجناب، من رو ببخشید، اما این
.یک تمرین استاندارد نیست

765
01:13:27,695 --> 01:13:30,405
شما باید خودتون هم شرایطی رو
داشته باشید که اون رو تحمیل می کنید

766
01:13:30,406 --> 01:13:32,407
.به وسیله دو جنتلمن قابل اعتماد

767
01:13:32,408 --> 01:13:34,661
این همون دلیلی که من کسی رو
.تصدیق نمی کنم

768
01:13:35,536 --> 01:13:38,164
من کسی هستم که باید شرایط رو
.تحمیل کنم

769
01:13:39,040 --> 01:13:41,042
.من ظرفیتم پر شده

770
01:13:41,417 --> 01:13:43,920
.من به خودم جواب می دم: نمی جنگم

771
01:13:45,046 --> 01:13:47,720
نمی جنگین؟
نمی جنگین؟

772
01:13:48,174 --> 01:13:49,596
.نه

773
01:13:51,552 --> 01:13:54,226
راجع به عواقبِ این تصمیمتون به طور جدی فکر کردین؟

774
01:13:54,597 --> 01:13:56,099
چه عواقبی؟

775
01:13:57,433 --> 01:14:01,233
،رویارو شدن با یک حادثه غیرمنتظره
.. که می تونه مهلک باشه

776
01:14:03,189 --> 01:14:04,657
.من به این ریسک هم فکر کردم

777
01:14:06,442 --> 01:14:07,318
همین؟

778
01:14:07,319 --> 01:14:08,535
.نه، نه

779
01:14:09,236 --> 01:14:11,739
.هنوز براتون آرزوی روز خوش رو نکردم

780
01:14:19,956 --> 01:14:21,253
.صبح بخیر، رئیس

781
01:14:21,254 --> 01:14:22,707
.صبح بخیر، ژوا

782
01:14:22,708 --> 01:14:24,301
.آقای پائولو، آقای رائول

783
01:14:25,211 --> 01:14:27,430
.این یه مورد با پدر دنیس نبود

784
01:14:27,713 --> 01:14:30,933
اون شایعاتی شنیده بود که توب
.لیزبون پیچیده بود

785
01:14:32,093 --> 01:14:34,469
،بدون اینکه یه کلمه هم به مادرم چیزی بگه

786
01:14:34,470 --> 01:14:36,222
اون یه پرونده بر علیه کنت سانتا باربارا آماده کرد

787
01:14:36,223 --> 01:14:40,272
،که در دادگاه به دلیل بد رفتاری محاکمه بشه
.و به خاطر تهمت مجازات بشه

788
01:14:40,977 --> 01:14:45,073
اون به دادگستری رفت و دادگاه تهمت های اون
.رو ثابت کرد و یا اینکه تکذیب بشه

789
01:14:46,983 --> 01:14:49,776
این در حالی بود که خبر رسید که کنت
در طول سفر بیمار شده

790
01:14:49,777 --> 01:14:52,112
و توی مسافرخانه ای در سانتارم داره دوران
،نقاهتش رو می گذرونه

791
01:14:52,113 --> 01:14:55,031
،پدر دنیس در سفر به اونجا درنگ نکرد

792
01:14:55,032 --> 01:14:58,118
یک قاضی و یک مدیر اداره ثبت هم
.با اون همراه شدند

793
01:14:58,119 --> 01:15:01,246
اون اصرار داشت که بدون هیچ تعللی

794
01:15:01,247 --> 01:15:03,841
توهین های صدمه آور رو به نجابت
.کسی که تحت حمایتش هست رو تموم کنه

795
01:15:17,555 --> 01:15:21,307
متأسفم، آقا، اما کنت در شرایطی
.نیستند که بتونن کسی رو ببینن

796
01:15:21,308 --> 01:15:23,143
.این ملاقات نیست آقای عزیز

797
01:15:23,144 --> 01:15:25,647
.این ملاقات جنبه قضایی داره

798
01:15:26,564 --> 01:15:29,524
من رو ببخشید پدر، اما بهتر نیست

799
01:15:29,525 --> 01:15:32,152
صبر کنیم تا زمان مناسبتری پیش بیاد؟

800
01:15:32,153 --> 01:15:33,653
.نه، جناب مدیر

801
01:15:33,654 --> 01:15:36,203
این شخص کسی هست که من خیلی وقته
.براش صبر کردم

802
01:16:15,821 --> 01:16:16,993
،جناب کنت

803
01:16:17,823 --> 01:16:20,366
،این آقا مدیر ثبت از طبقه سوم جامعه

804
01:16:20,367 --> 01:16:21,869
.و ایشون هم دادستان هستند

805
01:16:22,453 --> 01:16:24,203
اونها سعی می کنند که لیاقت داشتن

806
01:16:24,204 --> 01:16:26,173
.لقب شما رو بررسی کنند

807
01:16:27,208 --> 01:16:30,382
!سعی؟! طبقه سوم؟
در مورد چی؟

808
01:16:31,337 --> 01:16:32,837
.من به کسی چیزی بدهکار نیستم

809
01:16:32,838 --> 01:16:35,182
.در این مورد شکی نیست، جناب کنت

810
01:16:36,383 --> 01:16:40,604
.عالیجناب، من رو ببخشید
.من اومدم تا به صورت غیر ارادی این مسئولیت رو دارم

811
01:16:41,013 --> 01:16:45,484
من به اینجا فرستاده شدم تا درخواست
.کنتس سانتا باربارا رو اجرا کنم

812
01:16:53,150 --> 01:16:55,073
اون زن از من چی خواسته؟

813
01:16:55,611 --> 01:16:58,160
اون خواسته تا جناب کنت به نجانت
.ایشون احترام بذارن

814
01:17:02,910 --> 01:17:08,292
شما کسی هستین، آقا؟
!من شما رو می شناسم. یه بار دیگه هم دیده بودمتون

815
01:17:10,126 --> 01:17:11,918
.درسته، من رو دیده بودید

816
01:17:11,919 --> 01:17:14,379
اما کجا؟
کجا دیده بودمت؟

817
01:17:14,380 --> 01:17:16,553
.تو من رو جلوی خونه ات دیدی. توی باغ

818
01:17:16,554 --> 01:17:19,425
... آره، آره، با اون پسر بچه
خوب یادم اومد. اما قبل از اون؟

819
01:17:19,426 --> 01:17:21,144
... قبل تر، خیلی قبل تر

820
01:17:22,179 --> 01:17:23,476
.ممکنه

821
01:17:26,934 --> 01:17:28,561
.بالاخره یادم میاد

822
01:17:30,437 --> 01:17:31,984
.یادم میاد

823
01:17:34,525 --> 01:17:35,651
.نمی فهمم

824
01:17:36,068 --> 01:17:39,197
تو توی این قضیه چی کاره ای، تو این
دادگاهی، و تو این حوزه قضایی؟

825
01:17:39,822 --> 01:17:44,784
من اینجام چون صلاحیت این رو دارم که
.پشتیبان کنتس سانتا باربارا باشم

826
01:17:44,785 --> 01:17:48,329
من کسی هستم که از نجابت ایشون حمایت می کنم و
،می تونم اشاره کنم

827
01:17:48,330 --> 01:17:52,709
بدون هیچ تعللی، که من از نجابت
.ایشون محافظت می کنم، عالیجناب

828
01:17:52,710 --> 01:17:55,509
!برای نجابت
.من رو دست انداختین، پدر

829
01:17:55,921 --> 01:17:57,639
.نه، نه. من دستتون ننداختم

830
01:17:57,923 --> 01:18:00,216
می دونم که عالیجناب تنها کسی نبودند

831
01:18:00,217 --> 01:18:03,178
.که مسئول بدبختیِ کنتس هستند

832
01:18:03,179 --> 01:18:05,471
و من همچنین می دونم که شما یک
.دست نشانده و عروسک خیمه شب بازی بودید

833
01:18:05,472 --> 01:18:08,683
.در دستان پدر ایشون، مارکوس مانتیزولوس

834
01:18:08,684 --> 01:18:11,654
می دونی؟ می دونی؟

835
01:18:13,564 --> 01:18:15,441
.پس، من حق داشتم

836
01:18:15,983 --> 01:18:17,576
.ما همدیگه رو قبلاً دیدیم

837
01:18:18,194 --> 01:18:19,537
!می شناسمت

838
01:18:20,196 --> 01:18:21,493
.ممکنه

839
01:18:24,825 --> 01:18:27,499
.آگنیا. آقایون

840
01:18:29,705 --> 01:18:33,505
خواهش می کنم چند لحظه من رو با این
.کشیش تنها بگذارید

841
01:18:33,959 --> 01:18:35,552
.آگنیا، برو

842
01:18:36,754 --> 01:18:38,095
.هر چیزی رو که بخواین امضا می کنم

843
01:18:38,096 --> 01:18:40,090
.اما اول، باید با اون تنها صحبت کنم

844
01:18:40,091 --> 01:18:41,842
میشه برید، لطفاً؟

845
01:18:52,853 --> 01:18:54,105
.بشین

846
01:19:08,535 --> 01:19:12,381
.ببخشید. من احساس خفگی می کنم

847
01:19:15,125 --> 01:19:16,798
دکتر چی گفته؟

848
01:19:18,879 --> 01:19:23,675
که این مورد شگفت انگیزیِ، و
،توی تشخیصش دست دست می کنه

849
01:19:23,676 --> 01:19:25,517
.برای اینکه می خواد با همکاراش مشورت کنه

850
01:19:25,518 --> 01:19:26,763
.از طرفی هم می گه که نمی دونه

851
01:19:28,639 --> 01:19:30,266
.اما اینا رو ولش کن

852
01:19:31,392 --> 01:19:33,815
این عجیبه، یه حس عجیبی دارم که
،می شناسمت

853
01:19:33,816 --> 01:19:35,813
.اما نمی تونم به یاد بیارم

854
01:19:39,900 --> 01:19:44,872
تو منظورت اینه که بگی اطلاع داری که
مارکوس مانتیزلوس استاد من بوده؟

855
01:19:45,447 --> 01:19:46,824
.بله

856
01:19:50,661 --> 01:19:55,292
حق داری، درسته. اون من رو
.مثل یه عروسک آموزش داده بود

857
01:19:57,293 --> 01:20:00,888
.من مثل یه بچه بودم. احمق، بی پروا

858
01:20:03,048 --> 01:20:06,473
.فقط در مورد مسابقات سگها و اسبها فکر می کردم

859
01:20:07,428 --> 01:20:09,146
.اون با من درمورد دخترش صحبت کرد

860
01:20:10,180 --> 01:20:12,308
.اون خواست که خودش رو به من معرفی کنه

861
01:20:13,058 --> 01:20:16,028
من یه داستانهای مبهمی در مورد یه صومعه
... شنیده بودم

862
01:20:16,687 --> 01:20:18,189
.من در برابرش مقاومت کردم

863
01:20:18,564 --> 01:20:20,692
.من یه عذر از خودم ساختم

864
01:20:21,817 --> 01:20:24,536
آخرین چیزی که به ذهنم رسید این
.بود که بگم من دارم ازدواج می کنم

865
01:20:25,487 --> 01:20:28,991
یک روز من رو توی مهمونی باله
.کنت کالرس دید

866
01:20:30,826 --> 01:20:35,204
،اون یه وسوسه جادویی بود
تلفیقی از زیبایی و ثروت که

867
01:20:35,205 --> 01:20:36,707
.من رو کاملاً گیج کرده بود

868
01:20:38,207 --> 01:20:45,968
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

869
01:20:47,468 --> 01:20:52,764
.اینجا سالن آخرین مدها ست
.رقص آفریقاییِ لاندونس

870
01:20:52,765 --> 01:20:55,234
همچنین یه سالن مد که همه انگشتهاشون
به سمت هم می چرخه؟

871
01:20:55,235 --> 01:20:57,477
.پیشخدمت من متهمِ، اون یه کر و لالِ

872
01:20:57,478 --> 01:20:59,822
مرد بیچاره نمی تونست چیزی بگه پس
.به جاش با دست اشاره می کرد

873
01:21:00,397 --> 01:21:03,900
حالا، همه با دست نشون می دن. به نظر
.میاد که این مد شده

874
01:21:03,901 --> 01:21:05,401
اما خیلی زشته، نه؟

875
01:21:05,402 --> 01:21:06,779
.اگه مد شده باشه، خب مدِ

876
01:21:06,780 --> 01:21:08,998
پس تو واقعاً این فکر رو می کنی؟

877
01:21:11,742 --> 01:21:14,494
تو می تونی بهترین رو ببینی، فقط
،برای یک شب

878
01:21:14,495 --> 01:21:18,545
سگ ها و اسبها رو آموزش می دند برای مردها در
.لباسهای شیک و زنان زیبا

879
01:21:41,772 --> 01:21:44,524
چیزی شده؟
همه چیز رو به راهه؟

880
01:21:44,525 --> 01:21:48,945
اون زنی که داره با اون دو تا خانم اونجا صحبت
می کنه، کیه؟

881
01:21:48,946 --> 01:21:50,072
اون رو می شناسی؟

882
01:21:50,073 --> 01:21:52,621
اون دخترِ منِ، آنجلا، قبلاً ندیده بودیش؟

883
01:21:53,158 --> 01:21:54,626
.فکر نمی کنم

884
01:21:55,160 --> 01:21:57,787
حداقل با اون چشمی که امروز دیدمش
.ندیده بودمش

885
01:21:57,788 --> 01:22:00,917
.من الان با هم آشناتون می کنم، بیا

886
01:22:13,303 --> 01:22:15,397
.من احساس خوبی ندارم، پدر

887
01:22:16,432 --> 01:22:18,683
.. من می خوام که اجازه بدید، برم

888
01:22:18,684 --> 01:22:20,732
.آنجلا! تو به من قول دادی

889
01:22:22,688 --> 01:22:25,815
.تو حس خوبی نداری برای اینکه اینجا تنهایی

890
01:22:25,816 --> 01:22:28,484
.من برات یه شریک خوب آوردم

891
01:22:28,485 --> 01:22:30,069
.کنتِ سانتا باربارا

892
01:22:30,070 --> 01:22:32,823
.یه دوست خوب و یک نفر که ستایشت می کنه

893
01:22:35,075 --> 01:22:38,494
.خوبه. خب، من می رم و شما همدیگه رو بشناسید

894
01:22:38,495 --> 01:22:41,669
.همنشین های پیر برای جوونها مناسب نیستند

895
01:22:42,958 --> 01:22:44,585
.نذار که رفتارم رو بد کنم

896
01:22:46,211 --> 01:22:47,929
.وقت زیاده. از مصاحبت هم لذت ببرید

897
01:22:50,841 --> 01:22:52,559
شما دوست ندارید برقصید؟

898
01:22:55,137 --> 01:22:57,231
.تو واقعاً با من حرف نمی زنی

899
01:23:01,602 --> 01:23:03,477
.من حتی نمی دونم که چطور اینجا موندم

900
01:23:03,478 --> 01:23:04,696
.. منم نمی دونستم

901
01:23:08,609 --> 01:23:12,028
اما می دونم چطوری یه گراز وحشی رو شکار
.. کنم و ازش سواری بگیرم

902
01:23:12,029 --> 01:23:16,240
تو اسبها رو دوست داری؟
.من دو تا اسب اصیل دارم

903
01:23:16,241 --> 01:23:19,243
.اونها رو از مراکش خریدم
.اونها به من قیمتِ یک دست و یک پا دادند

904
01:23:19,244 --> 01:23:22,293
.اونها زیباترین اسبهای تمام لیزبون هستند

905
01:23:23,123 --> 01:23:26,093
من دوست دارم تو اونها رو ببینی، اما
.اجازه نمی دم کسی با اونها سواری کنه

906
01:23:32,382 --> 01:23:34,510
اما برای تو، بانوی جوان، ممکنه
.استثنا قائل بشم

907
01:23:34,511 --> 01:23:36,979
.الیته اگه خودت بخوای

908
01:23:46,522 --> 01:23:49,321
.تو نباید از من خوشت بیاد، کنت

909
01:23:50,817 --> 01:23:52,569
.تو نباید این کار رو بکنی

910
01:23:55,781 --> 01:23:57,374
.قلبِ من مرده

911
01:24:03,080 --> 01:24:05,297
دیر شده، آنجلا. قلبم دیگه به تو
.تعلق پیدا کرده

912
01:24:05,298 --> 01:24:07,463
.از وقتی که برای اولین بار دیدمت
.این رو نگو

913
01:24:08,418 --> 01:24:09,465
.این کار رو نکن

914
01:24:15,551 --> 01:24:16,928
... تو نمی تونی

915
01:24:19,054 --> 01:24:23,776
!نمی تونم. نمی تونم

916
01:24:26,812 --> 01:24:28,938
وقتی که از نزدیک دیدمش، قلبم ارزشش
رو بالاتر برد

917
01:24:28,939 --> 01:24:31,692
.چیزی رو که من توی چشمهای اون گم کرده بودم

918
01:24:32,693 --> 01:24:36,448
اون زنی بود که من دیده بودم، اما
.. اون درگیر عشق دیگه ای بود

919
01:24:39,741 --> 01:24:41,914
خب، حرف زدی؟

920
01:24:42,369 --> 01:24:45,589
.دختر تو، مارکوس، برای مصاحبت خوب نیست

921
01:24:56,967 --> 01:24:59,093
.بهم نگو که باهات حرف نزد

922
01:24:59,094 --> 01:25:00,596
.در واقع، من به نظرش جالب نیومدم

923
01:25:01,138 --> 01:25:03,106
!این مزخرفه
.تو که خوشت اومده

924
01:25:03,849 --> 01:25:06,147
.من می رم بیارمش اینجا

925
01:26:03,158 --> 01:26:05,877
.اون روحش درگیر یک عشق گم شده

926
01:26:07,079 --> 01:26:09,582
..و اونها برات نقشه کشیدند

927
01:26:10,791 --> 01:26:11,963
چی؟

928
01:26:16,213 --> 01:26:19,968
،من دارم راجع به آنجلا دی لیما حرف می زنم
.کنت سانتا باربارا

929
01:26:20,926 --> 01:26:24,931
اونها عشقی رو که اون توی روحش داره
.رو ناکارش کردند

930
01:26:26,056 --> 01:26:30,482
تو می خوای جای اون رو توی قلب یه
دختر غمگین پر کنی؟

931
01:26:31,186 --> 01:26:32,904
.اون رو رها کن، کنت

932
01:26:34,064 --> 01:26:39,568
اولین خاطره عشق اون، جنازه ای هست
،که اولین عشق زندگیش بوده

933
01:26:39,569 --> 01:26:43,995
اون مرد چنان عشقی در قلب اون داره که
.رقابتِ تو نمی تونه کاری از پیش ببره

934
01:26:45,575 --> 01:26:47,748
.اون رو رها کن، برای حس دلسوزی هم که شده

935
01:26:49,579 --> 01:26:53,459
اون رو از پدرش نخر، برای اینکه تو
.یه برده مرده رو می خری

936
01:26:55,210 --> 01:26:56,803
،ولی تو کی هستی

937
01:26:58,630 --> 01:26:59,927
تو از کجا می دونی؟

938
01:27:01,466 --> 01:27:05,221
.اهمیت نداره. یک دوست

939
01:27:20,986 --> 01:27:23,487
.همه چیز آماده اس، کنت عزیز

940
01:27:23,488 --> 01:27:26,162
.یه مرحله سخت رو می گذرونه. یک سوتفاهم

941
01:27:26,533 --> 01:27:29,493
.برو. اون منتظرِ تا از شما عذرخواهی کنه

942
01:27:29,494 --> 01:27:32,498
!اون رو منتظر نذار
.اون فکر می کنه تو تلخی

943
01:28:34,059 --> 01:28:35,434
.کنت. پدر

944
01:28:35,435 --> 01:28:37,904
ببخشید، ولی این برای شرایط بیمار
.. اصلاً خوب نیست که

945
01:28:38,188 --> 01:28:39,688
.برو بیرون

946
01:28:39,689 --> 01:28:41,566
.بهش بگو ما رو راحت بذاره

947
01:28:46,488 --> 01:28:47,580
.خواهش می کنم، دکتر

948
01:28:47,581 --> 01:28:49,323
.اگه من احتیاج داشتم، صداتون می کنم

949
01:28:49,324 --> 01:28:51,042
.خواهش می کنم، دکتر

950
01:29:01,253 --> 01:29:06,009
وقتی من پیش آنجلا برگشتم، اون
.مطیع و خنده رو شده بود

951
01:29:06,967 --> 01:29:10,221
اما خنده اون اجباری بود و مطیع بودنش
.واقعاً برای این بود که می خواست دور باشه

952
01:29:11,263 --> 01:29:14,107
من نمی خواستم بعدش ببینمش، اما
.دیدم دیگه خیلی آشکار شده بود

953
01:29:14,850 --> 01:29:17,399
اون ابراز عشق من رو با یک
.لجبازی واضح قبول می کرد

954
01:29:21,273 --> 01:29:24,197
من می خواستم من رو با کمال آسودگی
،قبول کنه

955
01:29:24,484 --> 01:29:26,655
و به خاطر ترس از دستان آهنین پدرش
،وانمود نکنه

956
01:29:26,656 --> 01:29:28,200
.کسی اجبار نداشته باشه

957
01:29:29,406 --> 01:29:32,205
،من تنها صدای احساس خودم رو میشنیدم

958
01:29:33,368 --> 01:29:34,995
،خودخواهی خودم

959
01:29:36,037 --> 01:29:38,210
،به جای اینکه گوشهام رو به روی اون مرد باز کنم

960
01:29:39,249 --> 01:29:42,344
مرد ناشناسی که تو مراسم باله خودش رو
.به من رسوند

961
01:29:45,297 --> 01:29:47,345
دیگه اون رو ندیدی؟

962
01:29:49,384 --> 01:29:52,183
.یک بار. فقط یک بار

963
01:29:53,305 --> 01:29:56,479
.اونم عصر روز ازدواج با آنجلا دی لیما

964
01:29:59,269 --> 01:30:02,563
من مقدمات جشن رو فراهم کرده بودم

965
01:30:02,564 --> 01:30:05,149
وقتی که من هنوز به صورت غیرمعمول
،جلوی انگیزه خودم رو نگرفته بودم

966
01:30:05,150 --> 01:30:09,155
.از خدا خواستم که همه ما رو حفظ کنه

967
01:30:10,155 --> 01:30:12,624
.و من ناگهان صدای اون رو شناختم

968
01:30:25,420 --> 01:30:28,799
،می بینم که تو به پیشنهاد من گوش ندادی
.کنت سانتا باربارا

969
01:30:30,592 --> 01:30:32,139
.من تأسف می خورم

970
01:30:33,345 --> 01:30:35,939
.برای تو و مخصوصاٌ برای اون

971
01:30:37,599 --> 01:30:41,194
این ازدواج باعث رسوایی آنجلا دی لیما و
.همینطور شما می شه

972
01:30:42,312 --> 01:30:47,068
اگه تو نتونستی خوشحالی رو در
،به دست آوردن اون پیدا کنی

973
01:30:47,943 --> 01:30:49,365
سینمافریک

974
01:30:50,570 --> 01:30:52,196
.یک رسوایی بدون علاج

975
01:30:52,197 --> 01:30:53,574
اما شما کی هستید، آقا؟

976
01:30:54,074 --> 01:30:55,701
چطوری می تونی اینطور صحبت کنی؟

977
01:30:56,242 --> 01:30:57,915
اسمت چیه؟

978
01:31:19,975 --> 01:31:22,353
... هرچیزی رو که اون بهم گفته بود، اتفاق افتاد

979
01:31:24,521 --> 01:31:26,774
.. من سعی کردم بفهمم اون کیه

980
01:31:28,900 --> 01:31:33,622
اونها به من گفتند اسمش سباستیانو
.دی میلو هست

981
01:31:36,533 --> 01:31:40,037
.اونها بهم گفتند بدترین تناقضها رو در مورد اون گفتند

982
01:31:42,998 --> 01:31:44,545
.من دنبالش گشتم

983
01:31:45,291 --> 01:31:47,464
.اما دیگه هییچ وقت اون رو ندیدم

984
01:31:49,671 --> 01:31:53,096
.اون به طرز عجیبی ناپدید شده بود

985
01:31:59,264 --> 01:32:01,016
.در واقع، اون مرده

986
01:32:03,685 --> 01:32:06,859
.نه، اون نمرده. اما با مرده فرقی نداره

987
01:32:07,689 --> 01:32:10,317
اون رو می شناسی؟

988
01:32:14,654 --> 01:32:15,780
می شناسیش؟

989
01:32:22,787 --> 01:32:24,255
!ممکن نیست

990
01:32:25,790 --> 01:32:27,383
.همه چیز ممکنه

991
01:32:29,669 --> 01:32:31,046
!اون نگاه

992
01:32:33,048 --> 01:32:34,766
!اون صدا

993
01:32:36,342 --> 01:32:38,344
!می دونستم قبلاً تو رو دیدم

994
01:32:39,929 --> 01:32:41,431
!سباستیانو دی میلو

995
01:32:43,933 --> 01:32:46,482
.پدر دنیس راملا ای سوسا

996
01:32:47,062 --> 01:32:49,781
.دنیا دیگه با این اسم من رو می شناسه

997
01:32:51,066 --> 01:32:53,285
،من ازت خواستم بیایی، آگنیا

998
01:32:54,694 --> 01:32:59,074
.برای اینکه من برای توبه به شاهد نیاز دارم

999
01:33:03,328 --> 01:33:07,583
:این اظهار نامه رو برای امضا آماده کن، آقای مدیر

1000
01:33:11,377 --> 01:33:18,886
من با خودم روراست نبودم موقعی که به همسرم
.کنتس سانتا بابارا تهمت زدم

1001
01:33:21,846 --> 01:33:25,020
.من می خواستم روحش رو از پدرش بخرم

1002
01:33:25,725 --> 01:33:27,819
،مارکوس مانتیزولوس

1003
01:33:28,728 --> 01:33:32,824
،و خب من هم روحم رو به او دادم، برای 15 سال
.یک جهنم باورنکردنی

1004
01:33:35,902 --> 01:33:41,830
من روشهای شکنجه زیادی رو برای
،حقیر کردن شخصیت اون ابداع کردم

1005
01:33:44,536 --> 01:33:46,834
.و به وقار اون صدمه زدم

1006
01:33:50,917 --> 01:33:55,013
وقتی دیدم داره فرار می کنه، به قبرستون
،نزدیکش کردم

1007
01:33:55,380 --> 01:33:59,550
من عصبانی شدم که قربانی به من اجازه نداد که
،آخرین شیون هاش رو دربیارم

1008
01:33:59,551 --> 01:34:01,770
.بدون اینکه جامعه صداش رو بشنون

1009
01:34:05,181 --> 01:34:08,767
کنتس سانتا باربارا چند روز پیش از خونه اش
.فرار کرد

1010
01:34:08,768 --> 01:34:11,436
من احتمال دادم که اون یادش رفته که
،جای شلاقهاش رو بشمره

1011
01:34:11,437 --> 01:34:13,647
.که هیچ کس نمی تونست تصور کنه

1012
01:34:13,648 --> 01:34:15,901
من خواستم تأیید کنم که رسوایی اون
.با یکی دیگه اس

1013
01:34:17,277 --> 01:34:22,579
،من اون رو به زنا متهم کردم
،که عزت اون رو لکه دار کنم

1014
01:34:23,283 --> 01:34:25,409
،این ناشی از انحراف خودم هست

1015
01:34:25,410 --> 01:34:27,411
و رابطه ای که مجبورش کردم با یک مرد باشه

1016
01:34:27,412 --> 01:34:31,758
از روی غریزه فاسدی که نیاکانم هم داشتند

1017
01:34:34,544 --> 01:34:36,387
!آقای آلبرتو دی ماگالهات

1018
01:34:36,796 --> 01:34:38,672
من بهت گفته بودم روز دیگه

1019
01:34:38,673 --> 01:34:41,893
که اصول اخلاقی باید به مأموریت شما اعمال نفوذ کنه

1020
01:34:42,844 --> 01:34:44,303
.شما به من گفته بودید

1021
01:34:44,304 --> 01:34:48,275
.من دو دفعه برات نفر فرستادم
.تو از قبول پیشنهاد دوئل سرباز زدی

1022
01:34:49,100 --> 01:34:50,397
.من سرباز زدم

1023
01:34:53,563 --> 01:34:56,940
،من این رو نمی فهمم، در عوض

1024
01:34:56,941 --> 01:34:59,865
تو فکر می کنی این حالت رو بهتر می کنه؟

1025
01:35:00,820 --> 01:35:02,288
.تو اشتباه فهمیدی

1026
01:35:07,452 --> 01:35:09,796
،در این مورد، آقای آلبرتو دی ماگلاهاس

1027
01:35:10,330 --> 01:35:13,209
.من باید به توی ترسو فکر کنم

1028
01:35:21,966 --> 01:35:23,343
!تو یه بزدلی

1029
01:35:24,886 --> 01:35:27,095
!یه بزدلی، آقای آلبرتو دی ماگالهاس

1030
01:35:27,096 --> 01:35:28,769
!تو یه ترسویی

1031
01:35:29,224 --> 01:35:31,943
!آقای آلبرتو دی ماگالهاس یه ترسوی بزدلِ

1032
01:35:32,852 --> 01:35:34,479
!تو یه بزدلی! آقای آلبرتو دی ماگالهاس

1033
01:35:34,480 --> 01:35:35,604
!آروم

1034
01:35:35,605 --> 01:35:37,105
!آروم! آروم
!تو یه بزدلی

1035
01:35:37,106 --> 01:35:40,155
!تو یه احمق ترسویی! تو ترسویی
!آقای آلبرتو دی ماگالهاس

1036
01:35:41,655 --> 01:35:49,655
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1037
01:36:14,686 --> 01:36:17,439
!چی شده، آقا؟

1038
01:36:18,189 --> 01:36:20,658
.یک بلوا بین دو نجیب زاده

1039
01:36:21,025 --> 01:36:25,496
یکی از اونها به اون یکی گفت بزدل و
.سعی کرد بهش شلیک کنه

1040
01:36:26,698 --> 01:36:30,033
اون یکی پیش دستی کرد و اون یکی
.دیگه رو مثل پر فرستاد هوا

1041
01:36:30,034 --> 01:36:31,627
!اما چه منظره ای

1042
01:36:32,036 --> 01:36:34,288
و می دونی راجع به چی بود؟

1043
01:36:34,289 --> 01:36:36,957
یکی از نجیب زاده ها با اون یکی

1044
01:36:36,958 --> 01:36:42,089
سر بعضی از کنتس ها یا کنتس
.فاسد سانتا باربارا دعواشون شده بود

1045
01:36:43,298 --> 01:36:45,924
گفتی کنتس سانتا باربارا؟

1046
01:36:45,925 --> 01:36:47,973
.یا کنتس فاسد، من احتمالاً دقیق نگفتم

1047
01:36:48,678 --> 01:36:52,222
تو اسم هیچ کدوم از اونها رو شنیدی؟
این نجیب زاده های جنگجو؟

1048
01:36:52,223 --> 01:36:55,523
.یکی از اونها گفت .. البرتو دی ماگلاهاس

1049
01:36:56,436 --> 01:37:00,063
... و این یکی، آلبرتو، .. شبیه اون یکی بود

1050
01:37:00,064 --> 01:37:03,409
.من نشنیدم که اونها دقیقاً چی می گفتند

1051
01:38:02,126 --> 01:38:05,045
،مرد ناشناسی که از شرافت مادرت دفاع کرد

1052
01:38:05,046 --> 01:38:08,220
که مکاتبات مرموز خودش رو به نام آلبرتو
.دی ماگلاهاس می نامید

1053
01:38:08,758 --> 01:38:11,056
اون سعی می کرد که درباره آشکار کردن
.قضیه پسر به انحراف کشیده بشه

1054
01:38:11,386 --> 01:38:13,559
.کسی که از لحظه تولد اون رو در آغوش داشت

1055
01:38:14,514 --> 01:38:17,643
و این تبدیل به معمایی ترین جشن در
.لیزبون شد

1056
01:38:18,643 --> 01:38:21,522
و هنوز، پدر دنیس این معمای حل نشده
.رو رها نکرده بود

1057
01:38:26,526 --> 01:38:29,528
.چیزی که داشت میومد خودش رفت
دیدی؟

1058
01:38:29,529 --> 01:38:31,196
.رسوایی خودش داره از پا میوفته

1059
01:38:31,197 --> 01:38:33,199
.ممنون، ممنون پدر دنیس

1060
01:38:34,534 --> 01:38:37,786
من نمی تونم هیچ وقت این لطفی رو که در
.حق من و پسرم کردی رو جبران کنم. هیچ وقت

1061
01:38:37,787 --> 01:38:40,540
.نه، فرزندم. من هیچ دِینی به گردن تو ندارم

1062
01:38:41,457 --> 01:38:45,043
من یه چیزای کوچیکی رو دوباره درست کردم

1063
01:38:45,044 --> 01:38:47,170
.که شیطان دنیوی که این کار رو با تو کرده بود

1064
01:38:47,171 --> 01:38:48,547
و کنت؟

1065
01:38:48,548 --> 01:38:50,424
،حالا که اون توبه کرده بود

1066
01:38:50,425 --> 01:38:51,927
نمی خواد که مادرم به خونه برگرده؟

1067
01:38:52,802 --> 01:38:54,928
.نه، نه. جای نگرانی نیست

1068
01:38:54,929 --> 01:38:58,432
کنت در موقعیتی نیست که دیگه
.چیزی رو بتونه درخواست کنه

1069
01:38:58,433 --> 01:39:01,061
.اون عاجزانه از تو خواسته که اون رو ببخشی

1070
01:39:01,978 --> 01:39:04,982
،اگه اون مجبورم نکنه که برگردم
!اون رو می بخشم

1071
01:39:05,356 --> 01:39:07,609
!همه چی رو از صمیم قلبم می بخشم

1072
01:39:08,067 --> 01:39:11,162
موافقی که این رو توی سانتارم بگی؟

1073
01:39:12,447 --> 01:39:14,448
.موقعیت اون یه جورایی داغونه

1074
01:39:14,449 --> 01:39:16,950
اون می ترسه که دیگه نتونه به
.لیزبون برگرده

1075
01:39:16,951 --> 01:39:19,578
و اون ناامیدانه داره به مرگ فکر می کنه

1076
01:39:19,579 --> 01:39:22,298
بدون اینکه از لبهای خودت بخشش رو
.بشنوه

1077
01:39:23,207 --> 01:39:25,709
!نه مامان، موافق نیستم! نرو

1078
01:39:25,710 --> 01:39:27,586
.من باید با پسرم موافقت کنم

1079
01:39:27,587 --> 01:39:29,760
.از طرفی هم، تمام زندگیم رو هم حسرتش رو خواهم خورد

1080
01:39:30,214 --> 01:39:31,682
تو نمی خوای با من بیایی؟

1081
01:39:32,008 --> 01:39:33,260
.این واقعاً سوتفاهمِ

1082
01:39:33,261 --> 01:39:34,593
کی؟

1083
01:39:34,594 --> 01:39:36,517
..فردا

1084
01:39:54,363 --> 01:39:56,957
،من خواستم ازتون بپرسم، کنتس

1085
01:39:58,117 --> 01:39:59,618
،آلبرتو دی ماگالهاس

1086
01:39:59,619 --> 01:40:01,246
این اسم معنایی برای شما نداره؟

1087
01:40:01,247 --> 01:40:03,464
بله، من یه بار این اسم رو توی یه نوشته دیده بودم

1088
01:40:03,748 --> 01:40:05,123
کجا؟

1089
01:40:05,124 --> 01:40:08,924
یک نوشته که یک جنتلمن به برناردو داده
.بود تا برای من بیاره

1090
01:40:10,129 --> 01:40:13,224
چی توش نوشته بود، اگه فضولی نباشه؟

1091
01:40:15,384 --> 01:40:18,684
.. چیزی در مورد راز تولد پسرم

1092
01:40:19,931 --> 01:40:22,891
من اعتراف می کنم، اون موقع زیاد
.برام مهم نبود

1093
01:40:22,892 --> 01:40:26,738
فکر می کردم این یکی از دسیسه های کنت
.هست که برای آزار من به کار برده

1094
01:40:28,564 --> 01:40:31,989
من اون رو انداختم توی صندوق و دیگه هیچ وقت
.بهش فکر نکرده بودم

1095
01:40:32,443 --> 01:40:34,662
... اما اسمی که توی اون امضا بود، بله

1096
01:40:35,530 --> 01:40:39,535
... بله. این آلبرتو دی ماگالهاس بود

1097
01:40:40,409 --> 01:40:42,036
چرا می پرسید پدر دنیس؟

1098
01:40:43,412 --> 01:40:46,081
برای اینکه من دیروز اسم این مرد رو شنیدم

1099
01:40:46,082 --> 01:40:48,416
.که به خاطر حیثیت شما، دعوا کرده بود

1100
01:40:48,417 --> 01:40:51,296
دفاع از من؟ برای چی؟

1101
01:40:52,797 --> 01:40:55,298
.نمی دونم، کنتس. اما ما اون رو پیدا می کنیم

1102
01:40:55,299 --> 01:40:58,348
شما باید این نامه رو وقتی برگشتیم به لیزبون
.به من نشونش بدی

1103
01:41:19,991 --> 01:41:24,167
کنتس، دنبال من بیایید تا قاضی سیرکوت رو
.به شما معرفی کنم

1104
01:41:25,705 --> 01:41:30,208
،می دونم که دیر شده، کنتس
اما اگه عالیجناب مایل باشند

1105
01:41:30,209 --> 01:41:34,504
.. می تونم اگه بخوایین شاهد ها رو احظار کنم

1106
01:41:34,505 --> 01:41:37,975
.نه، عالیجناب، خواهش می کنم چشم پوشی کنید

1107
01:41:38,593 --> 01:41:43,520
.می فهمم. هر جور مایلید
.من در خدمتم

1108
01:42:10,791 --> 01:42:13,135
.من راهب بالتازار دی انکارناژوا هستم

1109
01:42:14,545 --> 01:42:17,469
.و آخرین لحظات رو در کنار کنت بودم

1110
01:42:18,007 --> 01:42:20,931
.من یه نامه برای کنتس دارم

1111
01:42:23,262 --> 01:42:24,935
.کنتس

1112
01:42:31,687 --> 01:42:33,772
راهب بالتازار دی انکارناژوا

1113
01:42:33,773 --> 01:42:36,492
.ایشون آخرین لحظات رو در کنار کنت بودند

1114
01:42:38,444 --> 01:42:41,072
... اگه شما اجازه بدید توضیح می دم، عالیجناب

1115
01:42:41,530 --> 01:42:44,283
من به شوهر شما قول دادم

1116
01:42:45,409 --> 01:42:48,083
.که این نامه رو شخصاٌ به دستتون برسونم

1117
01:42:49,038 --> 01:42:51,757
ایشون این نامه رو در نفسهای آخرشون به
،من دیکته کردند

1118
01:42:52,541 --> 01:42:56,136
و اون با آخرین توانی که براش مونده
.بود، امضاش کرد

1119
01:43:41,716 --> 01:43:44,592
قلبم به من می گوید که دیر میرسی"

1120
01:43:44,593 --> 01:43:49,190
،و وقتی که تو می آیی، اگر بیایی
،تخت من سرد خواهد بود

1121
01:43:49,765 --> 01:43:51,599
،چشمانم نیز بسته خواهد بود

1122
01:43:51,600 --> 01:43:54,524
و گوشهایم برای شنیدن بخشش از لبان تو
.کر خواهد بود

1123
01:43:55,479 --> 01:43:57,573
.مرا نفرین نکن، آنجلا

1124
01:43:58,357 --> 01:44:01,486
مردی که بخشش تو را به من وعده داده
در کنار من است

1125
01:44:02,111 --> 01:44:05,832
و مردی است که به تو خواهد گفت که
.مرا ببخشی در کنار توست

1126
01:44:06,240 --> 01:44:07,958
!به هر دوی آنها گوش کن

1127
01:44:08,492 --> 01:44:14,170
مرا نجات بده و شاید دنیا خاطره کنت سانتا باربارا
.را نفرین نکند

1128
01:44:15,416 --> 01:44:18,044
".من با چهره حک شده در قلبم از تو می میرم

1129
01:44:47,531 --> 01:44:49,704
.من در مورد سفر اونها حق داشتم

1130
01:44:50,326 --> 01:44:53,250
.وقتی که مادرم برگشت، انسان دیگه ای بود

1131
01:45:01,462 --> 01:45:05,012
چی شده؟
چرا با من صحبت نکرد؟

1132
01:45:06,926 --> 01:45:08,803
.کنت مرد، پسرم

1133
01:45:10,346 --> 01:45:11,971
.مادرت احساسات بزرگی داره

1134
01:45:11,972 --> 01:45:13,269
.اون به سختی خوابید

1135
01:45:14,308 --> 01:45:17,312
.بیا. من باید یه مطلب جدی رو بهت بگم

1136
01:45:19,980 --> 01:45:23,985
چیزی که می خوام بهت بگم ممکنه اذیتت کنه ولی

1137
01:45:25,694 --> 01:45:27,492
.به مادرت فکر کن

1138
01:45:28,447 --> 01:45:32,793
تو می تونی احتمال بدی که این زجر و ناراحتی
.که برای تو هست برای اون خیلی بیشتره

1139
01:45:33,452 --> 01:45:34,920
.به اون فکر کن

1140
01:45:37,873 --> 01:45:41,594
کنت سانتا باربارا مادرت رو تنها وارث و جانشین
.خودش کرده

1141
01:45:41,961 --> 01:45:43,929
.اون میراث رو نپذیرفت

1142
01:45:45,339 --> 01:45:47,757
اون فکر می کنه که برای آینده درست نیست

1143
01:45:47,758 --> 01:45:50,887
از مردی که هیچ وقت بهش فکر نکرده
.حتی به عنوان شوهرش قبولش نکرده، ارثی داشته باشه

1144
01:45:51,387 --> 01:45:52,513
!اون کار درستی کرده

1145
01:45:52,972 --> 01:45:55,598
.این ارثیه ننگینِ

1146
01:45:55,599 --> 01:45:57,475
.اون هم همین فکر رو می کنه

1147
01:45:57,476 --> 01:46:00,395
به سادگی رفت، سرپیچی های اون حالا
بدون معنا از بین رفت

1148
01:46:00,396 --> 01:46:02,444
.زندگی با شرایط آشنای اون جور شده

1149
01:46:02,857 --> 01:46:05,233
،مثل پدر بزرگت، مارکوس ماتیزیلوس

1150
01:46:05,234 --> 01:46:07,908
.اون به پدرت گفته بود که مادرت فقیرِ

1151
01:46:08,237 --> 01:46:10,738
یک خانم با اون سابقه قبلی بدون هیچ آینده ای

1152
01:46:10,739 --> 01:46:14,789
.و بدون شوهر، اون می دونسته که جایی توی دنیا نداره

1153
01:46:15,369 --> 01:46:18,213
!اما، حسرت چرا، اون من رو داره. اون یه پسر داره

1154
01:46:18,998 --> 01:46:22,127
... از یک سال یا دو سال دیگه تا آخر زندگی یه

1155
01:46:23,377 --> 01:46:25,628
!نمی دونم، یه مربی

1156
01:46:25,629 --> 01:46:28,098
.. می تونم یه مربی باشم! می تونم درس بدم

1157
01:46:29,008 --> 01:46:32,638
... از یک سال یا دو سال دیگه، ممکنه

1158
01:46:34,054 --> 01:46:36,898
..سه یا چهار سال، درست تر باشه

1159
01:46:37,308 --> 01:46:40,059
اما ضمناً، تو باید بپذیری که تو یه یه بار مسئولیت بزرگی

1160
01:46:40,060 --> 01:46:41,686
.برای مادرت هستی از هر چیز دیگه

1161
01:46:41,687 --> 01:46:42,779
و بعدش؟

1162
01:46:44,064 --> 01:46:48,285
یعدش هم که مادرت تصمیم گرفته که
.به صومعه بره

1163
01:46:49,028 --> 01:46:49,779
!نه

1164
01:46:49,780 --> 01:46:51,872
.این تنها راه حل منطقیِ

1165
01:46:52,781 --> 01:46:55,283
و ار سوی دیگه، این با خواسته مادرت برابری می کنه

1166
01:46:55,284 --> 01:46:58,036
که از رنجهایی که در دنیا متحمل شده
،بازنشسته بشه

1167
01:46:58,037 --> 01:47:00,788
.. و به خاطره کنت سانتا باربارا احترام بگذاره

1168
01:47:00,789 --> 01:47:01,756
من چی؟

1169
01:47:05,169 --> 01:47:08,469
من تازه مادرم رو پیدا کردم، دوباره
از دستش بدم؟

1170
01:47:10,174 --> 01:47:12,222
.می دونم این عادلانه نیست پسرم

1171
01:47:12,927 --> 01:47:14,929
اما می تونم دوباره همون حرفهایی که الان
.زدم رو تکرار کنم

1172
01:47:14,930 --> 01:47:16,226
.بهش فکر کن

1173
01:47:16,972 --> 01:47:18,473
،به روح اون فکر کن

1174
01:47:18,474 --> 01:47:21,353
بعد از تمام اون آزارهایی که دیده

1175
01:47:22,978 --> 01:47:24,651
.به مادرت فکر کن

1176
01:47:58,722 --> 01:48:00,019
.خداحافظ بانوی من

1177
01:48:01,350 --> 01:48:02,727
.خدا به همراهتون

1178
01:48:04,520 --> 01:48:05,897
.موفق باشی

1179
01:48:49,940 --> 01:48:52,614
!پدرو .. پدرو

1180
01:49:11,795 --> 01:49:13,297
.بی خیال

1181
01:49:14,923 --> 01:49:17,972
.سرور من سه تا کشتی اسپانیایی رسیده

1182
01:49:18,427 --> 01:49:22,227
.سیلک و ظروف چینی
.هیج مقاومتی در کار نبود

1183
01:49:23,557 --> 01:49:26,606
من حساب کردم توی هر کدوم یکصد و بیست
!هزار چوق کالا هست

1184
01:49:27,436 --> 01:49:29,154
.سیلک کمیاب شده

1185
01:49:31,065 --> 01:49:32,565
و دریای بالتیک؟

1186
01:49:32,566 --> 01:49:34,318
.هیچ خبرب نیست. به زودی خبر میشه

1187
01:49:34,818 --> 01:49:36,194
پاناما؟

1188
01:49:36,195 --> 01:49:38,196
.یک غنیمت گرفیتم ولی زیاد جالب نبوده

1189
01:49:38,197 --> 01:49:40,541
.تجارت با پرو هم تقریباً تموم شده

1190
01:49:42,076 --> 01:49:43,703
.بفرما. می تونی بیایی تو

1191
01:49:47,706 --> 01:49:50,960
.کشیش اومده اینجا تا شما رو ببینه، عالیجناب

1192
01:49:52,336 --> 01:49:55,590
من همیشه فکر می کردم تو هیچ
!دینی نداری

1193
01:49:56,465 --> 01:49:58,308
.به اون بگو بیاد سالن

1194
01:49:59,635 --> 01:50:01,010
تو اینجا منتظرم می مونی؟

1195
01:50:01,011 --> 01:50:02,602
.مطلب دیگه ای نیست. من کارم تموم شده

1196
01:50:02,603 --> 01:50:04,519
.اونها تو انجمن منتظر من هستند

1197
01:50:04,520 --> 01:50:07,018
.. از وسط باغ برو. می دونی که

1198
01:50:42,136 --> 01:50:45,766
افتخار آشنایی با آقای آلبرتو دی ماگالیس
رو دارم؟

1199
01:50:47,516 --> 01:50:49,109
شما من رو نمی شناسین؟

1200
01:50:50,644 --> 01:50:51,770
باید بشناسم؟

1201
01:50:53,522 --> 01:50:55,069
.خب، من شما رو می شناسم

1202
01:51:00,070 --> 01:51:01,788
.. انگار همین دیروز بود

1203
01:51:03,407 --> 01:51:06,877
حتی بعد از این همه سال و با
.. این لباس کشیشی

1204
01:51:10,289 --> 01:51:11,882
،به هر حال

1205
01:51:13,709 --> 01:51:15,882
تو کشیش واقعی هستی؟

1206
01:51:16,920 --> 01:51:18,593
یا بیشتر تغییر قیافه اس؟

1207
01:51:19,798 --> 01:51:21,550
متأسفم، منظور شما رو از این فکر سنگین
.نمی فهمم

1208
01:51:21,551 --> 01:51:23,177
منظورتون از تغییر قیافه چیه؟

1209
01:51:25,804 --> 01:51:27,226
.تغییر قیافه از یک کولی

1210
01:51:30,100 --> 01:51:31,693
... اسمش سابین کابرا بود

1211
01:51:32,186 --> 01:51:33,483
چطور می شناسی؟

1212
01:51:33,484 --> 01:51:34,900
از کجا شنیدی؟

1213
01:51:35,314 --> 01:51:36,734
.فقط دو مرد اون اسم رو می شناسن

1214
01:51:36,735 --> 01:51:38,200
... یکی مرده و دیگری

1215
01:51:38,201 --> 01:51:41,412
!اون یکی اسمش چاقو خور بود

1216
01:51:47,826 --> 01:51:50,796
خیلی تغییر کردم، آقای سابین کابرا؟

1217
01:51:56,084 --> 01:51:57,882
!گربه جاش اونجاست

1218
01:52:01,215 --> 01:52:02,637
!یالا، بجنب

1219
01:52:05,844 --> 01:52:09,064
!می خوام زود این کار رو انجام بدین
!حالا برید

1220
01:52:14,394 --> 01:52:15,737
.ببخشید

1221
01:52:19,233 --> 01:52:21,235
.پولی که تو به من دادی، زندگیم رو عوض کرد

1222
01:52:23,987 --> 01:52:25,705
.من روحم رو آزاد کردم

1223
01:52:27,241 --> 01:52:29,335
.این دانش من رو بالا برد

1224
01:52:31,995 --> 01:52:34,373
.راهی به سوی علم و دانش

1225
01:52:36,500 --> 01:52:38,298
!با آینده ای آزاد

1226
01:52:47,886 --> 01:52:50,981
!این کوزه رو ببر اونور
!یالا، سریع

1227
01:52:54,017 --> 01:52:57,897
!می خوام همتون کار کنین
!یالا! بی عرضه

1228
01:53:07,030 --> 01:53:08,282
.ببخشید

1229
01:53:11,285 --> 01:53:12,832
!اما سخنرانی کردن کافیه

1230
01:53:14,705 --> 01:53:16,914
بهت نگفتم چطور چاقو خور

1231
01:53:16,915 --> 01:53:19,259
.خودش رو تبدیل کرد به آلبرتو دی ماگالهاس

1232
01:53:20,294 --> 01:53:22,388
.خیلی طولانی و خسته کننده اس

1233
01:53:22,796 --> 01:53:29,179
اما من هم نمی پرسم چطوری یک کولی
.خودش رو تبدیل کرد به یه کشیش

1234
01:53:34,975 --> 01:53:36,475
اما من کنجکاوم

1235
01:53:36,476 --> 01:53:38,945
.بدونم که آیا پسر آنجلا دی لیما هنوز زنده اس

1236
01:53:39,354 --> 01:53:41,527
.بله، خدا رو شکر. زنده اس

1237
01:53:43,066 --> 01:53:44,318
.خیالم راحت شد

1238
01:53:46,820 --> 01:53:48,322
.جداً خیالم راحت شد

1239
01:53:49,323 --> 01:53:50,916
.دوست دارم ببینمش

1240
01:53:51,575 --> 01:53:52,747
.میشه

1241
01:53:55,329 --> 01:53:57,673
.اما ترجیحاً بدون اینکه دیده بشم

1242
01:53:58,957 --> 01:54:01,208
من دوست ندارم براش توضیح بدم

1243
01:54:01,209 --> 01:54:03,336
.که من آخرین بار کی دیدمش

1244
01:54:03,337 --> 01:54:04,429
.می فهمم

1245
01:54:06,214 --> 01:54:07,261
... می فهمی

1246
01:54:10,719 --> 01:54:14,474
واقعاً وقتی فکر می کنم من چه
.کاری می خواستم بکنم

1247
01:54:16,475 --> 01:54:18,523
.عرق سرد به تنم میشینه

1248
01:54:22,105 --> 01:54:24,106
.من هیچ وقت نمی تونم تلافی کنم، پدر

1249
01:54:24,107 --> 01:54:26,485
.من اجرم رو بردم، آقای آلبرتو دی ماگالهاس

1250
01:54:26,486 --> 01:54:28,861
.ما امروز همه حسابمون رو پرداخت کردیم

1251
01:54:28,862 --> 01:54:30,990
!حساب، بله، حساب

1252
01:54:32,032 --> 01:54:35,502
من دوست دارم همه پولی رو که برای
.نجات زندگی اون پسر دادی رو بهت پرداخت کنم

1253
01:54:36,370 --> 01:54:38,662
.خوب تو می تونی از سود اون استفاده کنی

1254
01:54:38,663 --> 01:54:42,918
.این ارزش خون اون رو داشت
.این عادلانه اس که بهش برگرده

1255
01:54:49,007 --> 01:54:50,179
!مواظب اون مجسمه باش

1256
01:54:50,180 --> 01:54:51,848
!برو ببینم، زود باش

1257
01:54:52,803 --> 01:54:54,931
.اون شمعدون ها رو ببر اونظرف

1258
01:54:55,889 --> 01:54:58,017
!باید همه کارا رو تموم کنین

1259
01:55:01,144 --> 01:55:02,487
!امروز

1260
01:55:12,280 --> 01:55:15,079
این مأموریت من رو خوشحال می کنه و
.من می پذیرم

1261
01:55:16,579 --> 01:55:24,579
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1262
01:55:34,094 --> 01:55:35,812
اینجا چی کار می کنی؟

1263
01:55:37,180 --> 01:55:37,976
!برو بیرون

1264
01:55:39,558 --> 01:55:40,775
!سریع

1265
01:56:02,456 --> 01:56:04,174
،آقایون

1266
01:56:07,627 --> 01:56:09,004
.امروز کارمون تموم شد

1267
01:56:09,713 --> 01:56:11,010
.خیلی ممنون

1268
01:56:12,090 --> 01:56:13,637
... ممنون

1269
01:56:16,970 --> 01:56:21,724
من فراموش کردم! همه کارها به خواست
.شوهرتون انجام شد

1270
01:56:21,725 --> 01:56:25,195
.همه دارایی های اون به آنگینیا، خدمتکارش رسید

1271
01:56:26,104 --> 01:56:27,151
چرا؟

1272
01:56:27,731 --> 01:56:29,273
.اون نمی خواست قبول کنه

1273
01:56:29,274 --> 01:56:31,697
اون به من گفت که خودش رو به کنت سانتا باربارا نفروخته

1274
01:56:31,985 --> 01:56:34,454
وقتی که زنده بود، اجازه بدید بعد از
.مردنش به حال خودش باشه

1275
01:56:39,868 --> 01:56:41,415
.این رو ازش انتظار نداشتم

1276
01:56:44,498 --> 01:56:46,375
من در موردش اشتباه می کردم؟

1277
01:56:54,758 --> 01:56:57,551
.چند روز بعد، اون رو توی یه کالسکه دیدم

1278
01:56:57,552 --> 01:57:00,262
،اون اسبها رو نگه داشت و من رو از پنجره صدا زد

1279
01:57:00,263 --> 01:57:03,057
.و  آدرسش رو در پارسا دی آلگریا بهم داد

1280
01:57:03,058 --> 01:57:05,106
.ازم دعوت کرد به دیدنش برم

1281
01:57:05,769 --> 01:57:06,986
و تو می ری؟

1282
01:57:07,270 --> 01:57:08,771
،یکی از همین روزها

1283
01:57:08,772 --> 01:57:10,740
... رازی هست که تحریکم می کنه

1284
01:57:18,657 --> 01:57:20,908
.آ، یه چیز دیگه، فردا من نمی تونم بیام

1285
01:57:20,909 --> 01:57:22,627
.من دارم می رم سانتارم

1286
01:57:23,411 --> 01:57:25,584
برای کارهایِ مرگ کنت؟

1287
01:57:26,414 --> 01:57:30,135
غیر مستقیم. اعتراف گیرنده کنت، یادتونه؟
راهب؟

1288
01:57:30,418 --> 01:57:33,718
.اون ارم خواسته به دیدنش برم

1289
01:57:34,047 --> 01:57:36,141
میشه به خواهرم بگید؟

1290
01:57:37,968 --> 01:57:40,642
خواهرتون؟ دونا آنتونیا؟

1291
01:57:44,933 --> 01:57:46,435
،تا جایی که من می دونم

1292
01:57:48,937 --> 01:57:51,281
.. سباستیانو دی ملو خواهری نداشت

1293
01:57:53,108 --> 01:57:55,110
نداشت؟

1294
01:57:57,612 --> 01:57:58,955
یه راز دیگه؟

1295
01:58:01,199 --> 01:58:02,792
.بعداً جوابتون رو می دم

1296
01:58:08,707 --> 01:58:11,836
.خواهش می کنم مراقب خواهرم باشید

1297
01:58:13,378 --> 01:58:14,595
به اون می گید؟

1298
01:58:15,839 --> 01:58:17,341
.خیالتون راحت

1299
01:58:19,634 --> 01:58:26,188
... پایان قسمت اول ...

1300
01:58:33,690 --> 01:58:36,910
... قسمت دوم ...

1301
01:58:38,403 --> 01:58:39,780
!پدر. پدر

1302
01:58:40,655 --> 01:58:44,705
اگه تو می دونستی چقدر خسته و
!بی طاقت بودم برای دیدنت

1303
01:58:47,329 --> 01:58:50,959
... من برای نامه نوشتن به کنتس دودل بودم

1304
01:58:51,541 --> 01:58:53,043
به چه منظوری؟

1305
01:58:54,169 --> 01:58:56,888
به خاطر اینکه چندین ساعت رو به

1306
01:58:57,297 --> 01:58:59,720
.راهب پیر کمک کنم

1307
01:59:02,969 --> 01:59:08,223
اما هی دارم راه میرم و تو داری از
گرسنگی و تشنگی می میری

1308
01:59:08,224 --> 01:59:10,898
!بعد از همچین سفری، پدر

1309
01:59:11,186 --> 01:59:13,530
!بیا! بیا

1310
01:59:17,442 --> 01:59:22,323
راهب ما رو از ناخنک زدن به قفس جوجه هاش
.محروم کرده

1311
01:59:23,615 --> 01:59:24,832
!یه مهمان ویژه

1312
01:59:26,201 --> 01:59:28,545
... یه خروس معرکه هست، خواهی دید

1313
01:59:29,621 --> 01:59:33,251
.پخته شده با سیب زمینی های ریز

1314
01:59:35,335 --> 01:59:37,212
و شراب دست ساز صومعه؟

1315
01:59:37,837 --> 01:59:39,589
.عالیه! خواهی دید

1316
01:59:40,340 --> 01:59:43,217
.من زیاد اهل خوردن و نوشیدن نیستم

1317
01:59:43,218 --> 01:59:47,940
.بودم، اما می ترسم که کنترل خوردن رو از دست بدم

1318
01:59:48,348 --> 01:59:50,771
.بده! این بده

1319
01:59:52,102 --> 01:59:53,977
اینها نعمات خداوند هستند

1320
01:59:53,978 --> 01:59:55,696
.که به ما ارزانی داشته

1321
01:59:56,606 --> 02:00:02,659
.. ما، بیشتر از هر کس دیگه ای، خادمان حقیقیِ او

1322
02:00:07,033 --> 02:00:09,502
،اما در مورد هدیه

1323
02:00:10,620 --> 02:00:13,248
باید اعتراف کنم که کتاب دوم من

1324
02:00:15,375 --> 02:00:16,752
.لیست غذاها هستند

1325
02:00:18,545 --> 02:00:19,888
منظورتون چیه؟

1326
02:00:26,511 --> 02:00:27,683
.داستانِ من

1327
02:00:29,764 --> 02:00:31,687
.که تا به حال به کسی نگفتم

1328
02:00:34,144 --> 02:00:38,564
مطمئناً از خودت می پرسی

1329
02:00:38,565 --> 02:00:40,738
.که چرا من اینها رو بهت می گم

1330
02:00:47,449 --> 02:00:50,168
.ولی متوجه میشی، یک بار و برای همیشه

1331
02:00:52,203 --> 02:00:54,831
.و قبول می کنی که چرا من الان ساکت نگهت می دارم

1332
02:00:59,711 --> 02:01:01,304
.من در مینهو به دنیا اومدم

1333
02:01:01,921 --> 02:01:06,347
پدرم از خانواده ای نجیب زاده بود، قدیم تر
... از اینکه شاهِ این سرزمین باشه

1334
02:01:07,177 --> 02:01:10,556
.من با تربیتی آزاد و غریزه ای بد به دنیا اومدم

1335
02:01:11,806 --> 02:01:15,184
اونها در خرج کردن به من اختیار تام داده بودند

1336
02:01:15,185 --> 02:01:18,439
با اینکه من به طور حیرت آوری
.در بی بند و باری افراط می کردم

1337
02:01:22,192 --> 02:01:23,409
همه اینها وقتی تموم شد که

1338
02:01:23,818 --> 02:01:26,913
.برای اولین بار کنتس ویزو رو دیدم

1339
02:01:28,573 --> 02:01:32,201
.پائولو، پسر عموی من بود
،بهترین دوستم و باوفاترین رفیقم

1340
02:01:32,202 --> 02:01:33,670
،که مثل برادر من بود

1341
02:01:34,078 --> 02:01:36,955
،یک شب من رو به یک مهمونی با شکوهِ کنت برد

1342
02:01:36,956 --> 02:01:38,299
... شوهرش

1343
02:02:09,489 --> 02:02:12,115
.. همسر بارون اگه می تونست می خوردت

1344
02:02:12,116 --> 02:02:13,743
با اون چی کار کردی؟

1345
02:02:14,160 --> 02:02:15,878
نتونستم بیشتر ادامه بدم

1346
02:02:16,371 --> 02:02:17,871
یکهو تمومش کردم

1347
02:02:17,872 --> 02:02:19,374
.اون بی خیال نمی شد

1348
02:02:19,749 --> 02:02:24,255
.گریه، جیغ و فریاد
.غیر قابل تحمل بود

1349
02:02:26,756 --> 02:02:28,758
.من به شوهرش نامه نوشتم

1350
02:02:30,760 --> 02:02:33,809
بهش نامه نوشتی؟ چی گفتی؟

1351
02:02:35,390 --> 02:02:37,516
.که من معشوقه همسرش هستم

1352
02:02:37,517 --> 02:02:38,313
و دروغ که من

1353
02:02:40,186 --> 02:02:42,530
به هم زدم برای اینکه فهمیدم که
فریب دادن اون کار سختیِ

1354
02:02:43,189 --> 02:02:44,690
!تو اینها رو نوشتی؟

1355
02:02:44,691 --> 02:02:45,774
.به طور واضح

1356
02:02:45,775 --> 02:02:49,194
و من نگران بودم که اون زن اجازه نده
،من برم

1357
02:02:49,195 --> 02:02:51,698
،و این دیگه بستگی به خودش داره
.شوهرش اون رو تو دستش گرفته

1358
02:02:53,032 --> 02:02:55,450
نه! اون چی کار کرد؟

1359
02:02:55,451 --> 02:02:58,705
.نمی دونم، ولی با صلح و صفا ترکم کرد

1360
02:03:02,417 --> 02:03:05,717
!آلوارو، تو واقعاً بی نظیری

1361
02:03:08,548 --> 02:03:10,391
.نه، پائولو، نیستم

1362
02:03:15,597 --> 02:03:17,315
.من از خودم خسته شدم

1363
02:03:18,474 --> 02:03:21,318
خسته، چرا؟

1364
02:03:22,103 --> 02:03:25,403
.من بیست و سه سالمه، پائولو
!بیست و سه

1365
02:03:27,442 --> 02:03:32,790
و تو این بیست و سه سال هیچ وقت
.از یک احساس اصیل به هیجان نیومدم

1366
02:03:37,327 --> 02:03:38,795
!احساسِ اصیل

1367
02:03:39,704 --> 02:03:42,080
.که حتی مثل احساس تو باشه، پسرعمو

1368
02:03:42,081 --> 02:03:43,207
... با همه زنهایی که بودی

1369
02:03:43,208 --> 02:03:45,500
.با همه زنهایی که بودم، به رسوایی کشوندمشون

1370
02:03:45,501 --> 02:03:47,845
نه، تو اونها رو به رسوایی نکشوندی، خودشون
.این کار رو کردند

1371
02:03:48,463 --> 02:03:50,966
بهم نگو که احساس پشیمونی می کنی، درسته؟

1372
02:03:51,591 --> 02:03:52,966
... نه، این که

1373
02:03:52,967 --> 02:03:56,136
.هیچ کدوم از اونها روی دل من اثری نذاشتند

1374
02:03:56,137 --> 02:04:02,270
اثری که نذاشتن هیچ، که هیچکدوم
.احساس واقعی رو به من القا نکردند

1375
02:04:53,027 --> 02:04:55,904
... مراقب باش، کنت مردِ خیلی حسودیه

1376
02:04:55,905 --> 02:04:57,373
!و یک مردِ با قدرت

1377
02:04:57,824 --> 02:05:00,953
و کنتس هرچیزی رو که یه مرد رو
.از خود بی خود کنه رو داره

1378
02:05:02,412 --> 02:05:06,133
بله، مثل یک پرنده مهاجرِ زیبا، و
.مردم می گن که روح بسیار قدرتمندی هم داره

1379
02:05:08,918 --> 02:05:12,170
برای عشقِ همچین زنی، من می تونم
...قاتلِ دوستم هم باشم

1380
02:05:12,171 --> 02:05:14,640
.اگر شرایط به من این قدرت رو بده

1381
02:05:17,218 --> 02:05:18,470
!چه نگاهی

1382
02:05:19,303 --> 02:05:23,149
نگاهی که می گه ، اگر عقب نشینی
!کنی، مرد بدبختی هستی

1383
02:05:25,184 --> 02:05:28,311
.. فقط کنتس نیست که داره تو رو می پاد

1384
02:05:28,312 --> 02:05:30,313
بهت نگفته بودم اون حسوده؟

1385
02:05:30,314 --> 02:05:31,486
.کنت

1386
02:05:33,735 --> 02:05:37,195
اونها به من می گن که ما نسبت به
،آدمها احساس مشترکی داریم

1387
02:05:37,196 --> 02:05:38,823
.دون آلوارو دی آلباکورک

1388
02:05:41,701 --> 02:05:44,995
.همیشه نمی شه به حرف مردم اعتقاد داشت، کنت

1389
02:05:44,996 --> 02:05:46,122
چطور مگه؟

1390
02:05:46,998 --> 02:05:49,332
پدر شما کسی نبود که

1391
02:05:49,333 --> 02:05:52,836
در زندانِ قلعه اس.ژاو دا فوز، در نزدیکیِ
اینجا، مُرد؟

1392
02:05:52,837 --> 02:05:55,839
حدود ده سال پیش؟

1393
02:05:55,840 --> 02:05:58,842
.یازده سالِ پیش بود، جناب کنت. یازده سال پیش

1394
02:05:58,843 --> 02:06:00,140
.یازده سال پیش

1395
02:06:00,636 --> 02:06:02,730
.پس اونها بهم اطلاعات غلط ندادند

1396
02:06:03,014 --> 02:06:04,389
.نه در این مسائل

1397
02:06:04,390 --> 02:06:05,607
... من رو ببخشید

1398
02:06:05,608 --> 02:06:08,399
.اما، در حقیقت، متأسفم، جناب کنت

1399
02:06:09,896 --> 02:06:12,991
کسی این کار رو کرده که فکر می کرده ما
نسبیتی با هم داریم؟

1400
02:06:13,900 --> 02:06:17,905
شما پدر من رو می شناختین؟
.نه. متأسفانه

1401
02:06:18,905 --> 02:06:20,532
.من افتخارش رو نداشتم

1402
02:06:21,741 --> 02:06:24,790
.من از مردی شنیدم که مسئول مرگ اون بود

1403
02:06:27,622 --> 02:06:29,340
کنتِ اویراس؟

1404
02:06:30,666 --> 02:06:35,968
این خبر با شکنجه از خدمتکار بک مرد به
دست نیومده

1405
02:06:37,507 --> 02:06:39,509
که منجر به این شده که پدرت رو از دست بدی؟

1406
02:06:42,637 --> 02:06:49,771
اون همچنین به خاطر دسیسه ای
.که با عالیجنابش چیده بود، ازش تشکر هم شده بود

1407
02:06:50,895 --> 02:06:52,238
.من از کاخ بیرونش کردم

1408
02:06:54,440 --> 02:06:56,283
.هیچ وقت اون رو نمی بخشم

1409
02:06:56,651 --> 02:06:58,779
.هیچ کدومشون رو، باور کنید

1410
02:07:00,947 --> 02:07:03,573
من یازده سال منتظر چنین لحظه
شادی بودم

1411
02:07:03,574 --> 02:07:05,702
جایی که بتونم کینه خودم رو با ریختن خونِ

1412
02:07:05,703 --> 02:07:07,327
.مارکوس پامبلا آروم کنم

1413
02:07:07,328 --> 02:07:11,083
!کلمات مقدسی بود دوست من، مقدس

1414
02:07:17,797 --> 02:07:20,715
!دوستان سراسر زندگی و سراسر مرگ

1415
02:07:20,716 --> 02:07:22,218
.این خونه متعلق به توست

1416
02:07:23,219 --> 02:07:27,019
من با افتخار تمام در این خونه رو
،به روی تو باز می کنم

1417
02:07:27,849 --> 02:07:30,944
!هر روز و هر شب

1418
02:07:34,939 --> 02:07:36,691
.موزیک، موزیک

1419
02:07:37,066 --> 02:07:41,319
رابطه دوستی با کنت هیچ تغییری بر روی سردی
.اخلاق کنتس ایجاد نکرد

1420
02:07:41,320 --> 02:07:49,125
بی تفاوتی اون، آرامی و انعطاف ناپذیری اون مثل یه
... ضربه خنجر به غرور من بود

1421
02:07:50,746 --> 02:07:52,498
،اون اولین کسی بود که قلبم برایش تپید

1422
02:07:54,333 --> 02:07:57,177
.و من با سخاوت برای اون اشک می ریختم

1423
02:07:59,380 --> 02:08:00,632
... آلوارو

1424
02:08:03,634 --> 02:08:05,636
،بعد از اون قضیه اسمم تغییر کرد

1425
02:08:07,722 --> 02:08:10,140
.اما اجازه ندارم که بیشتر از این ادامه بدم

1426
02:08:10,141 --> 02:08:13,145
.به وقتش همه چیز رو برات می گم

1427
02:08:14,770 --> 02:08:18,775
،تا اونروز بعدازظهر، من هیچ وقت کنتس رو
.رو در رو ندیده بودم

1428
02:08:35,374 --> 02:08:38,376
چی شده؟
کی داره میره سفر؟

1429
02:08:38,377 --> 02:08:41,472
جناب کنت، قربان. اعلیحضرتشون
.دیروز فوت کردند

1430
02:08:44,050 --> 02:08:45,677
.دون آلوارو

1431
02:08:47,511 --> 02:08:49,639
.می خواستم یکی رو بفرستم بهت خبر بده

1432
02:08:50,681 --> 02:08:54,777
باید توی بازیِ کوچیکمون یه سری
.تغییرات بدیم

1433
02:08:56,270 --> 02:08:57,738
.دون خوزه مرد

1434
02:08:59,148 --> 02:09:03,568
پرنسسِ ایشون، دونا ماریا من رو به قصر احضار کردند

1435
02:09:03,569 --> 02:09:08,416
که لقب وحشتناکِ شوالیه بارگاه سلطنتی رو
!به من بده

1436
02:09:08,783 --> 02:09:10,911
... خوبه، این به این معنیِ که مارکوس

1437
02:09:11,786 --> 02:09:13,709
.حالا باید سماق بمکه

1438
02:09:16,916 --> 02:09:21,012
!زنش بیشتر از ما دو تا با همدیگه، ازش متنفره، مرد

1439
02:09:22,296 --> 02:09:24,839
کجا می ری اینقدر با عجله؟

1440
02:09:24,840 --> 02:09:27,307
دارم می رم یه شراب بیارم که 15 ساله تو
،خونه دارمش

1441
02:09:27,308 --> 02:09:28,598
!یه خورده برای این قضیه صبر کنیم

1442
02:09:28,599 --> 02:09:31,179
.ما برای این کار وقت زیاد داریم، مرد

1443
02:09:31,180 --> 02:09:33,854
.اول اینکه، من ازت خواستم یه لطفی بکنی
... خواسته یک دوست از یک دوست دیگه

1444
02:09:35,184 --> 02:09:37,185
... بگو، هر کاری از دستم بربیاد

1445
02:09:37,186 --> 02:09:38,859
.از دستت برمیاد. فقط باید دلت بخواد

1446
02:09:38,860 --> 02:09:42,691
..من دوست دارم با کنتس صحبت کنی و آرومش کنی

1447
02:09:42,692 --> 02:09:44,535
کنتس با شما نمیان؟

1448
02:09:44,819 --> 02:09:46,662
!چه فکری کردی، دون آلوارو

1449
02:09:46,988 --> 02:09:51,744
.می دونی که زنها، مسائل سیاسی براشون جذاب نیست

1450
02:09:53,369 --> 02:10:00,002
.. کنتس نشسته اونجا و دلخوره. خب، می دونی

1451
02:10:01,752 --> 02:10:04,504
کی بهتر از رفیق خودم می تونه براش توضیح بده؟

1452
02:10:04,505 --> 02:10:07,090
می دونی من یه جورایی نه وقتش رو دارم و
.نه استعدادش رو که توضیح بدم

1453
02:10:07,091 --> 02:10:08,591
،من یه مرد ارتشی هستم، حرفی ندارم

1454
02:10:08,592 --> 02:10:10,890
.من به هیچ وجه مهارت سخنوری رو ندارم

1455
02:10:11,262 --> 02:10:13,972
خب، اما کنتس به حرف من گوش می دن؟

1456
02:10:13,973 --> 02:10:16,601
اون گوش میدهف خب چرا که گوش نده؟

1457
02:10:17,393 --> 02:10:20,693
.زنها با زبون خوش رام می شن

1458
02:10:22,982 --> 02:10:24,325
.ممنون، رفیق

1459
02:10:24,734 --> 02:10:27,652
و اجازه نده که کنتس خودش رو بیشتر از
.این اذیت کنه

1460
02:10:27,653 --> 02:10:30,122
.تا تنور داغِ بچسبون

1461
02:10:33,617 --> 02:10:37,212
من  دارم برای اینکه قیافه مارکوس رو
ببینم، می میرم

1462
02:10:38,539 --> 02:10:43,170
!می خوام تا قصر بدوم و با لق بزنم وسط دو تا پاش

1463
02:10:44,670 --> 02:10:52,670
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1464
02:10:59,268 --> 02:11:00,770
!خب اونها اشتباه می کنند

1465
02:11:01,896 --> 02:11:05,526
.کنت و وکلیش هر دو اشتباه می کنند

1466
02:11:10,780 --> 02:11:12,532
.این بالاتر از غرور نیست

1467
02:11:12,823 --> 02:11:14,996
حتی ارزش این رو نداره که شهرت خودش
.صدمه ای بزنه

1468
02:11:15,576 --> 02:11:18,420
.این که من رو اذیت کنه، بی ملاحظگی نیست

1469
02:11:19,163 --> 02:11:20,915
...این رفتار مثلِ

1470
02:11:22,708 --> 02:11:24,927
.مثل یه مانعِ مسخره

1471
02:11:28,798 --> 02:11:31,392
.من خوشحالم که شما من رو برای سرگرم کردن انتخاب کردید
دون آلوارو.

1472
02:11:32,968 --> 02:11:35,687
مخصوصاً وقتی که من سعی نمی کنم خوشحال باشم.

1473
02:11:36,347 --> 02:11:38,932
من شرمنده ام، شما من رو اشتباهی گرفتید، .کنتس

1474
02:11:38,933 --> 02:11:40,560
.من وکیل کنت نیستم

1475
02:11:40,935 --> 02:11:43,688
.و نیومدم تا لبخند رو به روی لبان شما بیارم

1476
02:11:43,979 --> 02:11:46,903
.این کلمات شما مانع می شه که من بخندم

1477
02:11:47,191 --> 02:11:49,694
.این همون حرفیِ که کنت هم الان زدند

1478
02:11:53,072 --> 02:11:55,073
اون به من لقب "مانع" رو داد؟

1479
02:11:55,074 --> 02:11:56,451
.نه، نه به این معنا

1480
02:11:56,742 --> 02:11:58,451
.اون راجع به همه زن ها به طور کلی صحبت کرد

1481
02:11:58,452 --> 02:12:01,922
.می دونید که جناب کنت قلب و زبونشون یکیِ. اون یه سربازِ

1482
02:12:02,331 --> 02:12:06,677
ایشون یک سرباز جسور و صادق هستند. هیچ
.قصدی ندارند. هیچ تظاهری هم ندارند

1483
02:12:07,211 --> 02:12:08,463
.که اینطور

1484
02:12:11,632 --> 02:12:14,101
،اما حقیقت اینه که، ژنرال یا خاص بودن

1485
02:12:14,102 --> 02:12:16,972
فکر می کنید نقش من این نیست که در کنار
،اون به قصر برم

1486
02:12:17,263 --> 02:12:19,857
!اما اینجا مثل یک خدمتکار به این قصر تبعید شدم

1487
02:12:25,855 --> 02:12:27,778
.شما هم مطمئناً مثل اون فکر می کنید

1488
02:12:28,107 --> 02:12:29,700
.نه. به هیچ وجه

1489
02:12:30,651 --> 02:12:32,986
.من فکر نمی کنم جای شما اینجا باشه

1490
02:12:32,987 --> 02:12:34,580
.و درضمن شما خدمتکار هم نیستید

1491
02:12:37,032 --> 02:12:38,079
چطور؟

1492
02:12:40,661 --> 02:12:42,083
.شما من رو کاملاً می شناسی

1493
02:12:42,621 --> 02:12:45,716
،من به اندازه کافی می شناسمت، سیلویا

1494
02:12:48,043 --> 02:12:50,592
،حدس زدن و دیدن باطنِ آدمها

1495
02:12:51,005 --> 02:12:53,474
.همه اشتیاق و آرزوی شماست

1496
02:12:54,049 --> 02:12:55,925
... کنتس می تونید بگید

1497
02:12:55,926 --> 02:12:57,178
...رویاهاتون رو پنهان کردید

1498
02:12:57,179 --> 02:12:59,556
... اون می دونست تنها چیزی که خیلی خوبه
.اینه که من اون رو ستایش می کنم

1499
02:13:00,139 --> 02:13:04,235
،اون داشت با قلبش مبارزه می کرد
... داشت انگیزه قلبیش رو انکار می کرد

1500
02:13:05,019 --> 02:13:06,271
.اما اون ضعیف بود

1501
02:13:06,272 --> 02:13:08,021
آیا من واقعاً اینقدر شفاف بودم؟

1502
02:13:08,022 --> 02:13:11,526
به ضعیفیِ هر زن دیگه ای که با دو تا دشمن
: قدرتمند می جنگه

1503
02:13:12,193 --> 02:13:14,287
... خونسردیِ شوهرش

1504
02:13:15,029 --> 02:13:17,407
.و عشق گرمی که آرزوشو داشت

1505
02:13:19,283 --> 02:13:20,785
.اون تسلیم میشد

1506
02:13:22,578 --> 02:13:28,458
،اونها همه تسلیم می شند، پدر دنیس
وقتی که شکیبایی عشق

1507
02:13:28,459 --> 02:13:31,554
.جای خونسردی شوهرشون رو بگیره

1508
02:13:58,948 --> 02:14:01,997
!وای خدا! صبح شده

1509
02:14:04,203 --> 02:14:06,547
!آلوارو! آلوارو

1510
02:14:07,248 --> 02:14:09,876
!محض رضای خدا، بیدار شو
!صبح شده

1511
02:14:13,629 --> 02:14:17,099
!آلوارو! آلوارو

1512
02:14:25,599 --> 02:14:27,021
.خجالت آوره

1513
02:14:27,351 --> 02:14:29,228
.تو باید من رو اینجا پنهان کنی تا شب بشه

1514
02:14:29,229 --> 02:14:30,770
!غیر ممکنه

1515
02:14:30,771 --> 02:14:32,614
...اونها می خوان اینجا رو تمیز کنند

1516
02:14:37,361 --> 02:14:39,489
!وای خدای من! یکی داره میاد

1517
02:14:46,745 --> 02:14:48,246
بله، چیه؟

1518
02:14:48,247 --> 02:14:51,342
معذرت می خوام، کنتس، یه نامه از
.طرف کنت اومده. ضروریِ

1519
02:14:53,544 --> 02:14:55,253
حالتون خوب نیست، کنتس؟

1520
02:14:55,254 --> 02:15:00,351
نه، خوب نخوابیدم. هیچ کس مزاحمم نشه
.دیگه، مگه اینکه صداتون کنم

1521
02:15:13,397 --> 02:15:16,276
.. آلوارو! خواهش می کنم

1522
02:15:28,412 --> 02:15:29,880
.اون خواسته تو بری پیشش

1523
02:15:30,205 --> 02:15:33,755
"همین الان. امروز. "سریع بیا

1524
02:15:36,337 --> 02:15:37,837
عجله برای چیه؟

1525
02:15:37,838 --> 02:15:39,172
.. اون نگفته

1526
02:15:39,173 --> 02:15:43,519
،اما این رو خواسته، یکهو
... بعد از سه ماه

1527
02:15:45,679 --> 02:15:46,805
.اون فهمیده

1528
02:15:50,309 --> 02:15:53,108
.غیرممکنه. ما خیلی مواظب بودیم

1529
02:15:56,565 --> 02:15:57,940
چطوری فهمیده؟

1530
02:15:57,941 --> 02:15:58,442
.فهمیده

1531
02:15:59,318 --> 02:16:01,662
.یکی بهش گفته. یکی باید ما رو دیده باشه

1532
02:16:18,128 --> 02:16:19,721
نه آلوارو! حق با توِ.

1533
02:16:20,130 --> 02:16:21,848
...من نمی تونم برم پیشش

1534
02:16:22,216 --> 02:16:25,259
!بهتره که بمیرمو بهتره خودم رو بکشم

1535
02:16:25,260 --> 02:16:26,102
نه!

1536
02:16:27,262 --> 02:16:28,434
بهتره که زنده بمونی!

1537
02:16:29,223 --> 02:16:36,857
هر دومون. خیلی دور تر از اینجا. فرانسه یا
.ایتالیا. این مهم نیست

1538
02:16:39,233 --> 02:16:41,076
.اما هردومون. با هم

1539
02:16:41,527 --> 02:16:42,744
فرار؟

1540
02:16:45,239 --> 02:16:47,082
با چی؟ چه جوری؟

1541
02:16:49,284 --> 02:16:50,251
کی؟

1542
02:16:51,120 --> 02:16:53,168
.من هر چی دارم رو می فروشم

1543
02:16:53,622 --> 02:16:55,420
.دو روز بهم وقت بده

1544
02:16:56,417 --> 02:16:58,511
.دو روز دیگه این موقع تو اسپانیا هستیم

1545
02:16:59,545 --> 02:17:01,673
.سه روز دیگه هم می تونیم، ونیز باشیم

1546
02:17:02,297 --> 02:17:04,766
!اما دو تایی! آزاد

1547
02:18:10,365 --> 02:18:13,744
.ما نصف اروپا رو گشتیم مثل چیزی که در رویامون بود

1548
02:18:14,453 --> 02:18:19,459
.اسپانیا، فرانسه، شمال ایتالیا

1549
02:18:20,125 --> 02:18:22,503
.ما فقط در ونیز توقف کردیم

1550
02:18:23,086 --> 02:18:26,340
.الان ماهها از اون اتفاق گذشته

1551
02:18:28,217 --> 02:18:33,144
اما در سایه، و بدون هیچ نشانی که
.بشه رد پامون رو بگیرن

1552
02:18:33,764 --> 02:18:35,266
.ما هیچ کشوری نداشتیم

1553
02:18:35,641 --> 02:18:40,613
.همه چیز رو پنهان کردیم، به جز هویتمون به عنوان یک خارجی

1554
02:18:40,896 --> 02:18:44,901
.تا زمانی که سیلوینا بهم گفت که بچه دار شدیم

1555
02:18:46,360 --> 02:18:51,867
زود بود. به هرحال، برای این اتفاق
.از خوشحالی فریاد کشیدم

1556
02:18:52,908 --> 02:18:55,752
.حالا دیگه مهم وجود اون بود

1557
02:18:56,662 --> 02:18:57,995
حالت خوبه؟

1558
02:18:57,996 --> 02:18:59,213
اون چطوره؟

1559
02:18:59,623 --> 02:19:01,341
توقع داری چطور باشه؟

1560
02:19:08,382 --> 02:19:09,679
.نمی فهمم

1561
02:19:10,133 --> 02:19:12,511
...می دونستی که فرار شما ریسک بود

1562
02:19:12,803 --> 02:19:16,103
ریسک؟ چه ریسکی دکتر؟

1563
02:19:19,017 --> 02:19:20,690
اون بهت نگفته بود؟

1564
02:19:21,395 --> 02:19:24,194
چی باید بهم می گفته؟

1565
02:19:25,774 --> 02:19:27,447
.اون بهت نگفته بود

1566
02:19:28,151 --> 02:19:30,903
...پزشکان توصیه کرده بودند تو این شرایط که

1567
02:19:30,904 --> 02:19:33,657
که چی؟ اون چه مشکلی داره؟ چه شرایطی؟

1568
02:19:34,157 --> 02:19:35,955
...دکترها بهش توصیه کردند

1569
02:19:37,327 --> 02:19:38,920
اونها هیچی به تو نگفتند؟

1570
02:19:42,583 --> 02:19:48,966
:وقتی اون ازدواج کرده، اونها بهش اخطار دادند
...بچه دار شدن برای اون می تونه خطرناک باشه

1571
02:19:54,177 --> 02:19:55,394
خطرناک!!؟

1572
02:20:01,935 --> 02:20:07,189
.نگران نباش. خیلی چیزها توی علم پیشرفت کردند

1573
02:20:07,190 --> 02:20:09,284
.با من بیا، بیا اون رو ببین

1574
02:20:21,955 --> 02:20:25,710
.آلوارو

1575
02:20:28,754 --> 02:20:30,427
!خدای من، من دارم می میره

1576
02:20:33,091 --> 02:20:35,264
!نه. من نمی خوام بری، سیلوینا

1577
02:20:36,845 --> 02:20:38,438
چرا به من نگفته بودی؟

1578
02:20:39,473 --> 02:20:40,770
...نمی خواستم

1579
02:20:43,894 --> 02:20:46,397
!تو باید به من می گفتی
...من نمی خواستم بترسونمت

1580
02:20:56,406 --> 02:21:00,456
...فکر می کنم، با این زمان که گذشته ممکنه

1581
02:21:18,136 --> 02:21:19,979
!بیا، قوی باش

1582
02:21:21,890 --> 02:21:23,938
.از اینجا برو. بذار کارمون رو بکنیم

1583
02:23:33,814 --> 02:23:34,531
!قوی باش

1584
02:24:08,932 --> 02:24:12,186
.فکر کردم دارم میمیرم، اما نمردم

1585
02:24:14,312 --> 02:24:15,689
.من به خودکشی فکر کردم

1586
02:24:16,982 --> 02:24:18,315
،به اطرافم نگاه کردم

1587
02:24:18,316 --> 02:24:22,071
...دنبال یه چاقویی، خنجری، یه تیغی

1588
02:24:27,826 --> 02:24:32,252
ظاهراً، مذهبی که باهاش متولد شده بودم، در
.یک لحظه از بین رفت

1589
02:24:33,623 --> 02:24:36,718
.بدون خدا، این زخمها درمان ناپذیر هستند

1590
02:24:37,711 --> 02:24:40,464
مجبور شده بودم خودم رو متقاعد کنم، داشتم
با خدا منازعه می کردم

1591
02:24:40,881 --> 02:24:46,229
کفری که قلبم رو گرفته بود، باعث می شد که
.دست از جان خودم بردارم

1592
02:25:10,785 --> 02:25:13,746
.نمی تونستم جنازه سلوینا رو توی ونیز ترک کنم

1593
02:25:13,747 --> 02:25:15,090
.با خودم بردمش

1594
02:25:16,374 --> 02:25:21,253
.پسر عموم پائولو تو وزارت بازرگانیِ پرتغال توی روم بود

1595
02:25:21,254 --> 02:25:22,972
.اون تنها امید من بود

1596
02:27:10,238 --> 02:27:11,410
.آلوارو

1597
02:27:20,415 --> 02:27:21,792
.خبر وحشتناکی بود

1598
02:27:25,879 --> 02:27:27,176
.دوست بیچاره من

1599
02:27:31,509 --> 02:27:32,726
.بشین

1600
02:27:34,226 --> 02:27:42,226
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1601
02:27:50,278 --> 02:27:52,121
.زندکی همینه دیگه

1602
02:27:53,031 --> 02:27:54,032
ظالم

1603
02:27:55,325 --> 02:27:56,918
.و غیر عادلانه

1604
02:27:59,913 --> 02:28:01,335
.بدون شک، ظالمِ

1605
02:28:02,665 --> 02:28:05,384
...غیرعادلانه، نمی دونم

1606
02:28:06,836 --> 02:28:10,306
.من با خودم حرف زدم
.من تاوانِ کاری رو که کردم رو پس دادم. من قصاص شدم

1607
02:28:12,801 --> 02:28:13,973
!اما اون، وای خدای من

1608
02:28:17,722 --> 02:28:19,019
!اون به خاطرِ من تاوان داد

1609
02:28:20,600 --> 02:28:23,435
.برای اینکه اون کاری نکرده بود که تاوان بده

1610
02:28:23,436 --> 02:28:28,067
بسه. تو نمی تونی همینطوری خودت رو
.اینجوری عذاب بدی

1611
02:28:29,067 --> 02:28:30,319
.ببخشید، پائولو

1612
02:28:32,195 --> 02:28:34,118
.الان دارم تو رو اذیت می کنم

1613
02:28:36,449 --> 02:28:37,450
.حق با توست

1614
02:28:39,494 --> 02:28:40,962
.گریه و زاری بسه

1615
02:28:47,460 --> 02:28:49,963
.من می خوام توی صومعه تاریک دنیا بشم

1616
02:28:54,717 --> 02:28:55,934
تو؟

1617
02:28:58,221 --> 02:29:00,848
نه به خاطر مذهب از عشقم دست می کشم

1618
02:29:00,849 --> 02:29:03,016
.نه برای عطش عشقم احساس حقارت می کنم

1619
02:29:03,017 --> 02:29:06,191
...نه برای سخت گیری ها و تعلیم دیدن

1620
02:29:10,608 --> 02:29:12,235
،نه. این راهه من برای ترک زندگیِ

1621
02:29:12,861 --> 02:29:16,613
بدون اینکه احتیاج باشه از یه آدم
.ترسو بخوام که من رو بکشه

1622
02:29:16,614 --> 02:29:18,366
.بدن خودم رو می کشم

1623
02:29:18,867 --> 02:29:20,665
.و با این کار به دنبال طوفان درون خودم می گردم

1624
02:29:20,666 --> 02:29:23,630
...بله ،اما، گذشته از همه چی، تو یه پسر داری

1625
02:29:24,497 --> 02:29:25,248
.درسته

1626
02:29:31,504 --> 02:29:34,383
تو می تونی مسئولیت تربیت و نگهداری اون
.رو بپذیری

1627
02:29:37,552 --> 02:29:39,011
!من؟

1628
02:29:39,012 --> 02:29:40,104
.آره، تو، پائولو

1629
02:29:43,808 --> 02:29:46,152
.تو تنها دوستی هستی که برام موندی

1630
02:30:17,425 --> 02:30:18,051
.آلوارو

1631
02:31:32,250 --> 02:31:33,968
تو اون رو توی رم ترک کردی؟

1632
02:31:35,044 --> 02:31:36,762
.دیگه هیچ وقت دوباره ندیدمش

1633
02:31:39,048 --> 02:31:40,300
برای چه مدت؟

1634
02:31:41,884 --> 02:31:43,978
.پنجاه و چهار سال

1635
02:31:44,762 --> 02:31:46,638
.این ممکن نیست! ونیز، رم

1636
02:31:46,639 --> 02:31:48,232
!پنجاه و چهار سال

1637
02:31:49,392 --> 02:31:52,271
.پسرعموی من پائولو دو سال بعد مرد

1638
02:31:53,271 --> 02:31:55,524
.اون بچه رو به یکی از دوستانش سپرده بود

1639
02:31:56,816 --> 02:31:58,409
.مارکوس لوسو

1640
02:31:59,652 --> 02:32:02,656
.توسط دولت در فرانسه با گیوتین اعدام شد

1641
02:32:04,657 --> 02:32:06,751
.من ردپای تو رو در اونجا پیدا کردم

1642
02:32:07,910 --> 02:32:11,130
.نمی دونستم که مردی یا زنده ای

1643
02:32:12,457 --> 02:32:18,180
من رو رایموند دی مونتفورت انتخاب کرده بود، یک
.یک مستخدم از لوییسِ ششم

1644
02:32:19,297 --> 02:32:22,642
اون من رو به آنگولومه برد و
.مثل پسر خودش بزرگم کرد

1645
02:32:23,926 --> 02:32:29,979
چه مسیر پر پیچ و خم داری رو سپری کردیم
.تا دوباره همدیگه رو دیدیم، پسرم

1646
02:32:33,227 --> 02:32:34,729
از کجا می دونستی؟

1647
02:32:37,065 --> 02:32:39,691
از همون لحظه ای که وارد اقامتگاه کنت سانتا باربارا

1648
02:32:39,692 --> 02:32:41,694
.شدی، شناختمت

1649
02:32:44,322 --> 02:32:46,745
.چراش رو نمی دونم. ازم نپرس

1650
02:32:48,826 --> 02:32:51,204
.جوری که خودت متوجه نمی شی، قطعاً

1651
02:32:53,247 --> 02:32:54,248
... نگاهش

1652
02:32:56,834 --> 02:32:57,926
.سلیوینا

1653
02:32:59,754 --> 02:33:01,472
...نگاهت مثل نگته مادرتِ

1654
02:33:05,259 --> 02:33:06,351
...و نگاه اون

1655
02:33:07,261 --> 02:33:08,057
مادرم؟

1656
02:33:20,274 --> 02:33:24,120
.نگاه اون هر لحظه با منه، هر لحظه

1657
02:33:43,881 --> 02:33:45,554
.این رو به تو میدم، پسرم

1658
02:33:51,639 --> 02:33:53,312
...زمان من داره می رسه

1659
02:34:07,905 --> 02:34:11,409
.یک در قفل شده توی مدرسه پدر دنیس وجود داشت

1660
02:34:11,826 --> 02:34:14,124
...و هیچ کس اجازه نداشت اون رو باز کنه

1661
02:35:17,350 --> 02:35:20,103
مطمئنم که خوب می دونی که
.هیچ کس اجازه نداره اینجا بیاد

1662
02:35:20,520 --> 02:35:22,113
،ببخشید، پدر دنیس
نمی دونستم

1663
02:35:22,114 --> 02:35:23,897
!می دونستی! ساکت شو

1664
02:35:23,898 --> 02:35:26,367
!مواظب باش که برای اعتراف چی می گی

1665
02:35:29,737 --> 02:35:32,707
... اما حالا که اینجایی من برات توضیح می دم

1666
02:35:38,621 --> 02:35:41,750
این اونیفورم من بود وقتی که
.سرباز امپراطور بودم

1667
02:35:47,505 --> 02:35:51,351
.این کلاه رو وقتی "انسان دنیوی" بودم سرم می ذاشتم

1668
02:35:56,806 --> 02:35:58,558
.این هم وقتی که کولی بودم، سابین کابرا

1669
02:36:02,061 --> 02:36:03,233
،و ایتجا

1670
02:36:09,652 --> 02:36:11,029
.جمجمه مادرم

1671
02:36:16,909 --> 02:36:17,956
.حالا تو می دونی

1672
02:36:21,289 --> 02:36:22,336
:و فراموش نکن

1673
02:36:26,711 --> 02:36:28,338
.همبستگی با همه مردم

1674
02:36:31,048 --> 02:36:33,551
.این پرستگاه من برای صلح و صفاست

1675
02:36:37,346 --> 02:36:38,313
.همین

1676
02:36:48,482 --> 02:36:51,076
!پدر دنیس! پدر دنیس

1677
02:37:03,623 --> 02:37:04,749
.متأسفم

1678
02:37:17,720 --> 02:37:22,191
..و حالا دوستان من، بذارید بگم

1679
02:38:42,346 --> 02:38:45,270
پدر دنیس تصمبم گرفت که من رو
.برای تحصیل به فرانسه بفرسته

1680
02:38:45,599 --> 02:38:47,308
،یک شب قبل از حرکت

1681
02:38:47,309 --> 02:38:49,687
رفتم تا مادرم رو ببینم، از بین میله های
.در صومعه

1682
02:38:52,690 --> 02:38:54,613
.هر دوی ما حرفی به ذهنمون نمیومد

1683
02:38:55,693 --> 02:38:59,487
،ما تا آخر ملاقات فقط به هم نگاه می کردیم

1684
02:38:59,488 --> 02:39:01,573
انگار می دونستیم ممکنه آخرین باری
باشه که همدیگه رو می بینیم

1685
02:39:01,574 --> 02:39:03,121
.ممکن بود دیگه هیچ وقت هم رو نبینیم

1686
02:39:54,627 --> 02:39:58,046
وقتی که من توی بندرگاه نشسته بودم تا
،به فرانسه برم

1687
02:39:58,047 --> 02:40:01,722
متوجه مردی شدم که نمی تونست چشم از
.من برداره

1688
02:40:02,635 --> 02:40:04,886
نمی تونستم تصور کنم که اون

1689
02:40:04,887 --> 02:40:06,855
.توی گدشته من نقش مهمی رو ایفا می کرده

1690
02:40:07,181 --> 02:40:10,151
.و در آینده من هم نقشی داشته باشه

1691
02:41:08,117 --> 02:41:11,578
در زندگی، اتفاقات و رویدادهای زیادی اتفاق میوفته

1692
02:41:11,579 --> 02:41:14,082
..که هیچ رمان نویسی نمی تونه اون رو بنویسه

1693
02:41:15,082 --> 02:41:18,835
این یکی از همون وقایع غیرمحتملی بود که
باعث شد آلبرتو دی ماگاهاس

1694
02:41:18,836 --> 02:41:23,012
با آگینا ازدواج کنه، معشوقه کشاورزِ کنت سانتا باربارا

1695
02:41:25,843 --> 02:41:27,220
!جل الخالق

1696
02:41:28,095 --> 02:41:31,097
مواظب باش، پیرمرد، شوهر اون مثل
یه ببر حسوده

1697
02:41:31,098 --> 02:41:32,725
.و همونقدر هم وحشی

1698
02:41:33,392 --> 02:41:34,860
... شیطونِ می گه

1699
02:41:39,148 --> 02:41:40,365
.اما من اون رو می شناسم

1700
02:41:41,108 --> 02:41:43,026
کی؟ آلبرتو دی ماگلاهاس؟

1701
02:41:43,027 --> 02:41:45,280
اون همون اسمیِ که اینجا خودش رو معرفی کرده؟

1702
02:41:45,654 --> 02:41:48,239
در پاریس، اسمش لئوپولدو ساوردا بود

1703
02:41:48,240 --> 02:41:50,783
!و در بروسل، تابیاس ناوارو

1704
02:41:50,784 --> 02:41:52,744
جدی می گی؟ کِی؟

1705
02:41:52,745 --> 02:41:54,713
.حدود سه یا چهار سال پیش

1706
02:41:54,997 --> 02:41:57,665
ببین، اونها دارن می رن. به نظر میاد که
.دوست نداشتند که تأتر رو ببینند

1707
02:41:57,666 --> 02:41:59,589
.اونها حتی نموندن تا نمایش شروع بشه

1708
02:42:00,669 --> 02:42:03,504
... نه، دوست من، نمایش برای اونها چیزی نیست که

1709
02:42:03,505 --> 02:42:09,057
به نظر میاد آلبرتو دی ماگلاهاسِ عزیز ما
.یه روح دیده

1710
02:42:10,930 --> 02:42:14,140
چه باشکوه، بله ولی اون کیه؟

1711
02:42:14,141 --> 02:42:17,268
.الیسا دی مونتفورت
.دوشز کلیتون

1712
02:42:17,269 --> 02:42:19,145
... کلینتون، یه زن فرانسوی

1713
02:42:19,146 --> 02:42:20,739
.به تمام معنا فرانسوی

1714
02:42:21,023 --> 02:42:22,195
اون یه روحِ؟

1715
02:42:22,650 --> 02:42:24,118
.یک روح در گوشت و خون

1716
02:42:24,526 --> 02:42:27,245
دوست ما وقتی اون رو اینجا دید
.کلی لاغر شد

1717
02:42:27,655 --> 02:42:29,407
چرا، بین اونها چیزی هست؟

1718
02:42:29,823 --> 02:42:32,793
...در پاریس می گفتند که عاشق و معشوق هستند

1719
02:42:34,328 --> 02:42:38,708
به نظر میاد که این مرد دوست داره یک
... نجیب زاده رام نشدنی باشه

1720
02:42:39,667 --> 02:42:41,965
.اونجا آوازه تیره و بدنامی داشت

1721
02:42:41,966 --> 02:42:45,340
.داستان مشکوکی درمورد پول
.می گفتند که پول اون پولِ خونِ

1722
02:42:45,673 --> 02:42:48,517
.از دوئل با یکی از بستگانش

1723
02:42:49,051 --> 02:42:52,806
چیزی که احتمالاً لئوپولدو ساوردا به خاطرش
،ترجیح داد ناپدید بشه

1724
02:42:53,097 --> 02:42:55,850
.و به نام تابیاس ناوارو بره به بروسل

1725
02:42:57,726 --> 02:42:59,979
.و خانم دوشز هم ترکش کنه

1726
02:43:03,107 --> 02:43:05,735
بارون دی سیِ عزیز، رازِ شما چیه؟

1727
02:43:06,110 --> 02:43:09,320
خانم خوشگلی نیست که از دست
.شما رد نشده باشه

1728
02:43:09,321 --> 02:43:12,245
شما کجا این الهه رو پیدا کردید؟

1729
02:43:12,700 --> 02:43:15,419
!راستش، اون به ملاقات من اومد

1730
02:43:15,703 --> 02:43:18,204
... و مثل اینکه اولین بار نبوده، در این مورد

1731
02:43:18,205 --> 02:43:19,956
!اون می گفت ما هم رو تو پاریس دیدیم

1732
02:43:19,957 --> 02:43:22,426
... راستش من یادم نمیاد

1733
02:43:22,710 --> 02:43:25,179
!من با زنان زیبای زیادی زمان صرف کردم

1734
02:43:25,462 --> 02:43:28,181
اون بهتون نزدیک شد، بدون هیچ زمینه ای؟

1735
02:43:28,465 --> 02:43:30,217
!من منظورش رو از این کار نمی فهمم

1736
02:43:30,843 --> 02:43:33,642
اون اومد و ازم درخواست کرد که برای
!دیدنش به ایزیدرو برم

1737
02:43:34,221 --> 02:43:35,763
.اونجا ساکن هست

1738
02:43:35,764 --> 02:43:38,267
بهونه اش هم برای این درخواست این
... بود که خاطرات گذشته رو مرور کنیم

1739
02:43:38,642 --> 02:43:40,895
"خاطره، خاطره"

1740
02:43:41,603 --> 02:43:45,403
!اما برای من، کار مناسبی نیست
.یه چیزایی مشکوکِ

1741
02:43:45,899 --> 02:43:49,027
... اظهار عشق، خانواده سلطنتی، ورسای

1742
02:43:49,028 --> 02:43:50,871
،اون می خواد آوازه مادام کیلیتون رو داشته باشه

1743
02:43:50,872 --> 02:43:52,786
.اون مثل افراد "بورژوا" رفتار می کنه

1744
02:43:53,490 --> 02:43:57,870
.باید عجله کنم! الان ممکنه یه درگیری پیش بیاد
.بعداً صحبت می کنیم

1745
02:43:59,370 --> 02:44:06,421
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1746
02:44:07,921 --> 02:44:09,762
فکر می کنم همه اینجا توی تاتر

1747
02:44:09,763 --> 02:44:11,259
.سائو کارلوس، هنرپیشه های خوبی هستند

1748
02:44:11,260 --> 02:44:13,509
.برزیل باید به این استعدادها بها بده

1749
02:44:13,510 --> 02:44:15,887
.نقش دوم هم هنرپیشه خوبیِ

1750
02:44:15,888 --> 02:44:18,389
.بله، اما متأسفانه من نمی خوام که بمونم

1751
02:44:18,390 --> 02:44:20,609
شما هنرپیشه اصلی رو می شناسید؟

1752
02:44:20,934 --> 02:44:24,312
.بله، همه شون خیلی خوب هستند

1753
02:44:24,313 --> 02:44:25,735
!تعدادشون زیاده

1754
02:44:26,398 --> 02:44:28,149
... برزیل شایستگی اونها رو داره

1755
02:44:28,150 --> 02:44:29,993
.این زن داره به تو نگاه می کنه

1756
02:44:30,652 --> 02:44:32,495
.اون خیلی وقته که داره ما رو تعقیب می کنه

1757
02:44:33,072 --> 02:44:34,415
.منم متوجه شده بودم

1758
02:44:34,823 --> 02:44:37,167
من اون رو خیلی وقت پیش می شناختم، اما
.دیگه چیزی یادم نمیاد

1759
02:44:38,702 --> 02:44:39,828
.باید بریم

1760
02:44:40,287 --> 02:44:41,413
.باید از اینجا بریم

1761
02:44:42,915 --> 02:44:43,916
.عصر بخیر
.عصر بخیر

1762
02:44:44,541 --> 02:44:45,713
.عصر بخیر

1763
02:45:53,861 --> 02:45:55,113
.. هزاران بار معذرت می خوام

1764
02:45:55,114 --> 02:45:57,865
.به من گفتند که بیام طبقه بالا
.این چیزی بود که من خواسته بودم

1765
02:45:58,615 --> 02:46:00,492
.نمی تونستم برای دیدنتون منتظر بمونم

1766
02:46:03,036 --> 02:46:04,787
،من زودتر نیومدم

1767
02:46:04,788 --> 02:46:07,248
.برای اینکه ترسیدم که مزاحمتون بشم

1768
02:46:07,249 --> 02:46:10,001
.من از دیشب تا حالا بی قرار بودم

1769
02:46:10,002 --> 02:46:14,098
.شما دارید اغراق می کنید، مطمئنم
.ولی من تملق کردم

1770
02:46:15,007 --> 02:46:17,635
.از شما ممنونم که به اینجا اومدید

1771
02:46:19,261 --> 02:46:21,929
من خیلی خوشحال می شم که چهره های آشنا رو ببینم

1772
02:46:21,930 --> 02:46:24,274
.در شهری که واقعاً کسی رو نمی شناسم

1773
02:46:25,058 --> 02:46:28,733
.این افتخار برای من هست که راهنمای شما باشم

1774
02:46:29,188 --> 02:46:31,898
.لطفاً فکر کنید من مثل خدمتکار شما هستم

1775
02:46:31,899 --> 02:46:33,401
.من هم همین قصد رو داشتم

1776
02:46:36,153 --> 02:46:38,654
اما این باعث افتخاره که من

1777
02:46:38,655 --> 02:46:41,283
.راهنمایی به این خوبی رو داشته باشم

1778
02:46:43,327 --> 02:46:45,536
یک راهنمای شیک پوش

1779
02:46:45,537 --> 02:46:49,041
که قدر و ارزش زیبایی و فریبندگی رو می دونه درخدمت شماست

1780
02:46:49,458 --> 02:46:51,256
.الان وقت چای منِ

1781
02:46:54,588 --> 02:46:57,262
.. من روی ملاقات با شما حساب می کنم

1782
02:46:59,092 --> 02:47:03,142
بهتون اطمینان می دم مادام، در پرتقال
... یه گفتگوی کوچیک

1783
02:47:04,431 --> 02:47:07,935
.ما اسیر کلماتی هستیم که به گوشمون می خوره

1784
02:47:08,560 --> 02:47:11,234
.مخصوصاً خانمهای پرتقالی

1785
02:47:12,064 --> 02:47:15,989
که به هیچ عنوان نمی شه با خانمهای
.فرانسوی مقایسه شون کرد

1786
02:47:16,360 --> 02:47:21,867
!بدون روح، بدون طعمِ شامپاین

1787
02:47:22,574 --> 02:47:24,367
!من عاشق فرانسه هستم

1788
02:47:24,368 --> 02:47:26,086
!پاریسیِ خوش شانس

1789
02:47:26,703 --> 02:47:30,253
با گرمی و حرارتی که تو داری
.اونجا خیلی موفق می شدی

1790
02:47:31,083 --> 02:47:34,303
،اگه شما به من اجازه بدید، مادام

1791
02:47:34,878 --> 02:47:39,006
من می تونم بهتون بدون غرور بگم که

1792
02:47:39,007 --> 02:47:43,353
من با این قلعه ای که دارم دست از
همه چیز برمیدارم

1793
02:47:46,139 --> 02:47:47,436
.من بیشتر متقاعد شدم

1794
02:47:47,724 --> 02:47:50,694
متقاعد شدم که شما رو ببینم و
.باهاتون صحبت کنم

1795
02:47:51,103 --> 02:47:53,854
،اما بذارید در عوض یه سئوالی بپرسم

1796
02:47:53,855 --> 02:47:56,732
... همه پرتقالی ها اونجوری که شما گفتید هستند

1797
02:47:56,733 --> 02:48:00,111
برای مثال، خانمی که من دیدم دیروز باهاش صحبت می کردید

1798
02:48:00,112 --> 02:48:01,159
... توی اپرا

1799
02:48:02,739 --> 02:48:05,866
.آ، بله. آنگینا دی ماگلاهاس

1800
02:48:05,867 --> 02:48:07,744
... انگینا. اسم قشنگیه

1801
02:48:10,539 --> 02:48:11,461
و اسم اون آقا؟

1802
02:48:11,748 --> 02:48:12,840
اسم اون؟

1803
02:48:15,127 --> 02:48:16,003
... اسم اون

1804
02:48:17,296 --> 02:48:21,017
.آ، آلبرتو . آلبرتو دی ماگلاهاس

1805
02:48:21,300 --> 02:48:22,142
.آلبرتو

1806
02:48:23,010 --> 02:48:24,353
.آنگینا و آلبرتو

1807
02:48:25,887 --> 02:48:27,638
.. اونها ازدواج کردند، درسته

1808
02:48:27,639 --> 02:48:28,806
... البته

1809
02:48:28,807 --> 02:48:30,104
چند وقته؟

1810
02:48:31,393 --> 02:48:33,144
.حدود یک سالِ

1811
02:48:33,145 --> 02:48:34,937
.می خوام ببینمش

1812
02:48:34,938 --> 02:48:35,689
اون زوج رو؟

1813
02:48:35,690 --> 02:48:37,282
نه، فقط اون (مرد) رو

1814
02:48:38,650 --> 02:48:40,568
!آلبرتو دی ماگلاهاس؟

1815
02:48:40,569 --> 02:48:42,242
امکانش هست؟

1816
02:48:43,530 --> 02:48:45,953
برای مردی مثل من، مادام، هیچ چیزی
.غیرممکن نیست

1817
02:48:45,954 --> 02:48:47,747
.اما شما ناراحت شدید

1818
02:48:48,785 --> 02:48:51,037
،از حضرتعالی

1819
02:48:51,038 --> 02:48:53,587
.ناراحتی غیرممکنه

1820
02:48:53,915 --> 02:48:59,422
... اما شاید جالب باشه که بگم، این مرد

1821
02:49:01,173 --> 02:49:02,766
چطوری بگم؟

1822
02:49:06,970 --> 02:49:08,347
!خب، من فریب خوردم. همین

1823
02:49:09,556 --> 02:49:10,478
!جالبه؟

1824
02:49:11,725 --> 02:49:13,272
.بذارید اغراق نکنیم

1825
02:49:13,560 --> 02:49:16,234
.چیزی که برای من جالبه صمیمیت شماست عالیجناب

1826
02:49:16,688 --> 02:49:19,032
.برای اون، من فقط کنجکاو شدم

1827
02:49:20,984 --> 02:49:24,488
اگه این شما رو خوشحال می کنه، من برای
.فردا ترتیب این ملاقات رو می دم

1828
02:49:25,072 --> 02:49:27,700
.من ترجیح می دم اون رو تنها ببینم

1829
02:49:28,700 --> 02:49:32,796
دوست ندارم مسائل خصوصیمون رو با
... آشناهای مبتذل قاطی کنم

1830
02:49:33,455 --> 02:49:35,628
.هر چی شما دستور بدید

1831
02:50:27,134 --> 02:50:31,981
.فراموش کرده بودم، چند لحظه دیگه باید برم
.اما روی حمایت شما حساب می کنم

1832
02:50:32,681 --> 02:50:34,228
.شما من رو مفتخر کردید، مادام

1833
02:50:36,518 --> 02:50:37,770
.من رو منور کردید

1834
02:50:39,646 --> 02:50:42,024
.منور کردید
!فهمیدم

1835
02:50:42,899 --> 02:50:44,651
!پول توی دریاهای بزرگِ

1836
02:50:49,656 --> 02:50:50,748
!سلام، آلبرتو

1837
02:50:51,283 --> 02:50:54,002
،معذرت می خوام که مزاحم شدم
.فقط چند لحظه

1838
02:50:56,079 --> 02:50:57,376
.البته، بارون

1839
02:51:02,461 --> 02:51:04,179
.راحت باشید، بنشینید

1840
02:51:04,180 --> 02:51:08,051
.نمی خوام زیاد وقتتون رو بگیرم
.اونها اونجا منتظر من هستند

1841
02:51:09,468 --> 02:51:13,939
اصل مطلب! یکی از من خواسته که
...یه پیغام به شما بدم

1842
02:51:14,556 --> 02:51:16,308
.یک دعوت، در واقع

1843
02:51:17,309 --> 02:51:20,358
.یکی از دوستان من، دوستِ خیلی صمیمی

1844
02:51:20,729 --> 02:51:24,404
.یک خانم از طبقه بالای اجتماعی ... فرانسوی

1845
02:51:25,358 --> 02:51:28,737
.یک آشنا از پاریس
.مادام کلیتون

1846
02:51:34,951 --> 02:51:35,918
دوشز؟

1847
02:51:39,080 --> 02:51:40,332
اون رو می شناسی؟

1848
02:51:40,874 --> 02:51:45,377
.. دوشز؟ بله، البته
!بله، دوشز

1849
02:51:45,378 --> 02:51:48,131
!خیلی هم صمیمی
!اون رو از نزدیک می شناسم

1850
02:51:49,591 --> 02:51:52,720
اما بهم نگو، که تو هم اون رو میشناسی؟

1851
02:51:54,221 --> 02:51:55,848
.من اسمش رو شنیدم

1852
02:51:56,973 --> 02:51:58,350
... می فهمم، البته

1853
02:51:59,351 --> 02:52:01,524
.خب، من باهاش راجع به شما صحبت کردم

1854
02:52:02,229 --> 02:52:04,698
.من اون رو کنجکاو کردم، فکر کنم

1855
02:52:05,148 --> 02:52:08,402
.خلاصه، اون دوست داره شما رو ببینه

1856
02:52:08,985 --> 02:52:11,989
.یک کنجکاویِ ساده. خیال بدی نداره

1857
02:52:12,405 --> 02:52:17,662
.می دونی که فرانسوی ها، آزاد، رک و بدون تعصب هستند

1858
02:52:19,287 --> 02:52:23,633
.خب اونجا، اون توی ایزیدرو هست
.از ساعت 5 تا 7 منتظر شماست

1859
02:53:24,436 --> 02:53:26,609
.مسیو ماگلاهاس رسیدند

1860
02:53:30,609 --> 02:53:31,656
.ممکنه برید داخل

1861
02:53:34,571 --> 02:53:36,790
.می خواستی من رو ببینی. من اینجام

1862
02:53:37,949 --> 02:53:39,576
.ازم چی می خوای

1863
02:53:42,454 --> 02:53:44,297
می خوام بدونم چقدر بهت مدیونم؟

1864
02:53:50,378 --> 02:53:51,220
.هیچی

1865
02:53:53,465 --> 02:53:54,887
.تو هیچی به من مدیون نیستی

1866
02:53:56,343 --> 02:53:57,890
.منم به تو چیزی مدیون نیستم

1867
02:53:58,720 --> 02:54:01,849
.ما هر دو توی رابطه مون به هم احترام گذاشتیم

1868
02:54:02,223 --> 02:54:04,016
.تعادل همه چی کامل بود

1869
02:54:04,017 --> 02:54:06,941
.نه. هنوز برابر نیستیم

1870
02:54:09,731 --> 02:54:12,484
.انگشتان من و روحم برای سالیان سوخت

1871
02:54:12,776 --> 02:54:14,244
.این هم به خاطر توست

1872
02:54:23,745 --> 02:54:24,962
همین؟

1873
02:54:25,413 --> 02:54:26,505
اون می دونه؟

1874
02:54:26,790 --> 02:54:28,087
کی؟

1875
02:54:28,541 --> 02:54:30,669
آنگینا. اسمش همینه دیگه؟

1876
02:54:31,252 --> 02:54:36,008
.می بینم که بارون رو خیلی خوب گول زدی

1877
02:54:36,424 --> 02:54:40,429
.اما نه، اون نمی دونه
.و من هم نمی خوام که بفهمه

1878
02:54:41,054 --> 02:54:44,139
!مواظب خودت باش که اون چیزی نفهمه

1879
02:54:44,140 --> 02:54:49,442
من خودم لب پرتگاه هستم، نمی خوام
.اون رو هم بندازم تو پرتگاه

1880
02:54:52,148 --> 02:54:56,824
.این حسیِ که تو نمی تونی بفهمی

1881
02:54:59,322 --> 02:55:02,826
.برو الیسا، برگرد به فرانسه

1882
02:55:04,911 --> 02:55:08,165
.اینکه سعی کنی هم رو ببینیم بی فایده اس

1883
02:55:09,040 --> 02:55:13,011
.من رو فراموش کن، همونطور که من فراموشت کردم

1884
02:55:14,212 --> 02:55:19,139
گذشته هیچ وقت برنمی گرده و
.مرده هیچ وقت زنده نمی شه

1885
02:56:53,269 --> 02:56:55,771
شما که نمی خواین من رو برای نهار
تنها بگذارید؟

1886
02:56:55,772 --> 02:56:58,273
این چه طور نیکوکاری از طرف یک مسیحی هست؟

1887
02:56:58,274 --> 02:57:00,818
.بیشتر از این زحمت نمی دم، فرزندم

1888
02:57:00,819 --> 02:57:02,787
متأسفانه، کنتس سانتا باربارا

1889
02:57:02,788 --> 02:57:05,072
.توی صومعه آدویلاس منتظر من هستند

1890
02:57:05,073 --> 02:57:08,293
من تنها ملاقات کننده ایشون هستم از
.وقتی که پسرشون به فرانسه رفتند

1891
02:57:10,787 --> 02:57:14,508
یه خانم خارجی پایین هستند و می خوان
.شما رو ببینند

1892
02:57:15,291 --> 02:57:18,710
خارجی؟ اسمش رو نگفت؟

1893
02:57:18,711 --> 02:57:21,046
.اگه هم می گفت، من نمی فهمیدم، بانوی من

1894
02:57:21,047 --> 02:57:22,840
.اون به زبون خودشون حرف می زنه

1895
02:57:22,841 --> 02:57:26,391
اما من می دونستم که اون یکی از
.دوستان آقای آلبرتو هستند

1896
02:57:27,971 --> 02:57:29,018
دوست؟

1897
02:57:30,807 --> 02:57:31,974
.بیارش بالا

1898
02:57:31,975 --> 02:57:34,148
.بله، مادام، معذرت می خوام

1899
02:57:37,856 --> 02:57:38,982
.. چقدر عجیب

1900
02:57:40,233 --> 02:57:43,235
این اولین آشنایی هست که من
... از طرف آلبرتو می بینم

1901
02:57:43,236 --> 02:57:45,989
.به غیر از شما، البته، پدر

1902
02:57:46,865 --> 02:57:49,539
... خب، من دارم می رم

1903
02:57:49,951 --> 02:57:52,204
.شما رو با ایشون تنها می ذارم

1904
02:58:46,007 --> 02:58:47,304
.بنشینید خواهش می کنم

1905
02:58:49,802 --> 02:58:51,770
.اون بامزه اس، خدمتکارتون

1906
02:58:52,805 --> 02:58:57,106
.مرد بیچاره، اون مریضه
.آلبرتو اون رو زیر بال و پر خودش گرفته

1907
02:58:57,894 --> 02:58:59,396
.مثل پسرش می مونه

1908
02:59:00,271 --> 02:59:03,241
... امیدوارم این ملاقات بدون هماهنگیِ رو ببخشید
.. با یک غریبه

1909
02:59:03,775 --> 02:59:05,275
...زیاد هم غریبه نیستید

1910
02:59:05,276 --> 02:59:06,693
!شما می دونید من کی هستم؟

1911
02:59:06,694 --> 02:59:08,992
.نه. اما قبلاً شما رو دیدم

1912
02:59:09,906 --> 02:59:13,251
.البته، پریروز در اپرا

1913
02:59:14,661 --> 02:59:17,079
..من فکر کردم شما متوجه من نشدید

1914
02:59:17,080 --> 02:59:19,299
.ممکن نیست که متوجه شما نشده باشم

1915
02:59:19,666 --> 02:59:21,792
این رو باید حمل بر تعریف بکنم؟

1916
02:59:21,793 --> 02:59:23,887
... هر طور دوست دارید برداشت کنید، مادام

1917
02:59:24,712 --> 02:59:28,048
... اما من رو ببخشید، من اسم شما رو

1918
02:59:28,049 --> 02:59:29,642
.الیزا دی مونفورت

1919
02:59:30,927 --> 02:59:33,303
... و دوست آلبرتو هستید

1920
02:59:33,304 --> 02:59:37,104
خیلی عجیبه! اون هیچ وقت راجع به
!شما با من صحبت نکرده بود

1921
02:59:37,850 --> 02:59:40,103
،هیچ دلیلی برای نگرانی وجود نداره

1922
02:59:40,603 --> 02:59:42,854
.رابطه ما کاملاً تجاری بوده

1923
02:59:42,855 --> 02:59:47,452
.من نگران نیستم، مادام دی مونتفارت
.من کاملاً به شوهرم اعتماد دارم

1924
02:59:48,111 --> 02:59:52,582
من شکی ندارم. اون توی جلب اعتماد خانمها
... کاملاً مهارت داره

1925
02:59:55,243 --> 02:59:58,588
.شما هنوز دلیلتون رو برای ملاقات با من نگفتید

1926
03:00:00,873 --> 03:00:02,708
.من اومدم یه بدهی رو پرداخت کنم

1927
03:00:05,086 --> 03:00:06,258
.به شوهرتون

1928
03:00:07,213 --> 03:00:09,131
من فکر کردم که شما با هم زندگی نمی کنید

1929
03:00:09,132 --> 03:00:11,009
.یه مدت از هم جدا زندگی می کنیم

1930
03:00:11,010 --> 03:00:14,011
.من ترجیح می دم که شما با من روراست باشید

1931
03:00:14,012 --> 03:00:16,390
.من قبلاً توی مسائل عشقی اون فضولی نکردم

1932
03:00:17,223 --> 03:00:19,396
.اگه من درست فهمیده باشم، اون دور از شماست

1933
03:00:20,393 --> 03:00:23,854
به هرحال، من کنجکاو بودم شما رو ببینم، از نزدیک

1934
03:00:23,855 --> 03:00:26,483
.زنی رو که آلبرتو ازش محافظت می کنه

1935
03:00:27,650 --> 03:00:28,993
.من پشیمون نیستم

1936
03:00:30,111 --> 03:00:34,082
.زیبایی شما انصافاً به آوازه اون در اروپا اضافه می کنه

1937
03:00:35,033 --> 03:00:38,118
.براتون متأسفم که این تنها آوازه و شهرت اون نیست

1938
03:00:38,119 --> 03:00:41,038
.اما اون نمی خواست که شما این رو بفهمی

1939
03:00:41,039 --> 03:00:42,632
... اگه شما پیش از این نفهمیدین

1940
03:00:43,875 --> 03:00:46,501
.از الان می تونید روی غمخواریِ من حساب کنید

1941
03:00:46,502 --> 03:00:47,845
.خداحافظ مادام

1942
03:00:49,005 --> 03:00:50,928
!مادام! کیفتون

1943
03:00:52,550 --> 03:00:55,224
.اون رو بردارید. من نمی تونم قبولش کنم

1944
03:00:56,012 --> 03:00:57,685
.شما مجبورید قبولش کنید

1945
03:00:58,639 --> 03:01:00,141
مگر اینکه شما

1946
03:01:01,017 --> 03:01:02,769
... به زور بندازیدش به گردنِ من

1947
03:01:04,269 --> 03:01:12,269
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

1948
03:01:30,838 --> 03:01:34,968
.بیا اینجا، دوشز، بیا

1949
03:01:36,177 --> 03:01:37,975
.از من نترس

1950
03:01:38,971 --> 03:01:40,473
.بهت آسیبی نمی رسونم

1951
03:01:45,561 --> 03:01:48,314
.من اینجام به خاطرِ بلانش دی مونتفورت

1952
03:01:52,568 --> 03:01:53,785
... مادرم

1953
03:01:54,570 --> 03:01:57,949
.دوست من. بنشین دخترم

1954
03:02:05,248 --> 03:02:08,798
شما اون رو می شناسید؟
شما مادرم رو می شناسید؟

1955
03:02:10,253 --> 03:02:15,054
.من خیلی بهش نزدیک بودم
.اون توی دستان من مرد

1956
03:02:16,592 --> 03:02:19,845
!اما من شما رو می شناسم
!امروز صبح دیدمتون

1957
03:02:19,846 --> 03:02:22,139
... من توی خونه اون مرد دیدمتون

1958
03:02:22,140 --> 03:02:26,270
... آلبرتو دی ماگلاهاس
... یا لئوپودلو ساودرا، اگه اینطور ترجیح می دی

1959
03:02:26,978 --> 03:02:29,354
شما قضیه رو می دونید؟

1960
03:02:29,355 --> 03:02:33,326
.من همه چی رو می دونم، دوشز
.من خیلی می دونم

1961
03:02:34,485 --> 03:02:37,329
... اما ترجیح می دادم که خیلی چیزا رو نمی دونستم

1962
03:02:37,864 --> 03:02:39,241
اما شما کی هستی؟

1963
03:02:40,116 --> 03:02:43,285
.به من می گن پدر دنیس، خانم جوان

1964
03:02:43,286 --> 03:02:46,165
.منم مثل آلبرتو دی ماگلاهاس اسمهای دیگه داشتم

1965
03:02:46,998 --> 03:02:49,626
.منم مردهای دیگه ای بودم، اما اونها همه مردند

1966
03:02:50,418 --> 03:02:54,045
..اونها مردند وقتی که چیز با ارزش تری رو به دست آوردم

1967
03:02:54,046 --> 03:02:56,640
.مثل مادر تو. مثل بلانش دی مونتفورت

1968
03:03:03,306 --> 03:03:06,276
.. من رو ببخشید، یک لحظه

1969
03:03:08,060 --> 03:03:11,405
... من حالم خوب نیست
... سرم گیج می ره

1970
03:03:12,064 --> 03:03:17,912
.الان خوب می شم. فقط یه لحظه
.سریع برمی گردم

1971
03:04:30,101 --> 03:04:32,727
اون بهت چی گفته؟
چه حرفی بهت زده؟

1972
03:04:32,728 --> 03:04:34,896
!هیچی، همون چیزایی رو که بهت گفتم، هیچی

1973
03:04:34,897 --> 03:04:38,358
اون اومده بود که بدهی رو بده، نگفت
.چرا و چطور

1974
03:04:38,359 --> 03:04:39,734
.اون می خواست فضولی کنه

1975
03:04:39,735 --> 03:04:41,487
... من واقعاً نمی دونم منظورش چی بود

1976
03:04:41,488 --> 03:04:43,154
!اما خیلی طعنه می زد

1977
03:04:43,155 --> 03:04:46,157
!از اینکه حرفاش یادم بیاد متنفرم
!هم به نفعِ توِ و هم من

1978
03:04:46,158 --> 03:04:48,001
!احتمالاً می خواست بینمون رو بهم بزنه

1979
03:05:00,298 --> 03:05:03,051
.من اشتباه کردم، من باید همه چی رو بهت می گفتم

1980
03:05:03,384 --> 03:05:04,258
.من باید همه چی رو بهت می گفتم

1981
03:05:04,259 --> 03:05:05,807
!نه، نمی خوام چیزی بدونم
!من نمی خوام هیچی بدونم

1982
03:05:05,808 --> 03:05:08,263
!به من هیچی نگو، علاقه ای ندارم بشنوم

1983
03:05:08,264 --> 03:05:11,766
.این ربطی به زندگی ما نداره

1984
03:05:11,767 --> 03:05:13,565
.اگه به من می گفتی هم اهمیتی نداشت

1985
03:05:13,566 --> 03:05:15,186
.اهمیتی هم نخواهد داشت

1986
03:05:15,187 --> 03:05:17,022
.به من هیچی نگو

1987
03:05:17,023 --> 03:05:18,445
.از طرفی، اون می بره

1988
03:05:20,067 --> 03:05:21,568
.ترس من باعث می شه که اون به تو آسیب برسونه

1989
03:05:21,569 --> 03:05:23,367
!نه، صبرکن! نترس

1990
03:05:24,196 --> 03:05:26,119
.اون هیچ کاری نمی تونه با من بکنه

1991
03:05:26,407 --> 03:05:29,035
... و با تو هم نمی تونه کاری بکنه

1992
03:05:38,044 --> 03:05:39,216
.می خوام بکشمش

1993
03:05:44,175 --> 03:05:45,472
!می خوام بکشمش

1994
03:06:13,496 --> 03:06:15,169
.من در ونیز به دنیا اومدم

1995
03:06:16,374 --> 03:06:18,208
والدین من اونجا پناهنده بودند

1996
03:06:18,209 --> 03:06:20,712
.برای فرار از دست ازدواج اشتباه مادرم

1997
03:06:22,713 --> 03:06:28,095
اما فرار اونها برای اینکه از تنبیه پروردگار دور
.بشن کافی نبود

1998
03:06:28,844 --> 03:06:32,144
،دو سال بعد، قبل از مرگ اون

1999
03:06:33,265 --> 03:06:36,394
من رو به دون پائولو سپردند، تغییر کردم
،به نام مارکوس لوسو

2000
03:06:36,769 --> 03:06:38,362
،اون من رو به فرانسه برد

2001
03:06:38,646 --> 03:06:43,277
جایی که اون یک مسئولیت دیپلماتیک
.شهری رو از کان داشت

2002
03:06:44,110 --> 03:06:47,330
وقتی که باستیل به سرکار اومد، ما
شگفت زده شدیم

2003
03:06:47,738 --> 03:06:51,032
.. و خونریزی ها شروع شد

2004
03:06:51,033 --> 03:06:54,412
،روابط اون با شهروندان کان، شارلوت کوردی

2005
03:06:54,745 --> 03:06:57,914
و حرارت شدید انقلاب باعث شد که اون
تحریک بشه و

2006
03:06:57,915 --> 03:07:00,750
.مارکوس به سمت اعدام پیش رفت

2007
03:07:00,751 --> 03:07:04,881
یکی از دوستان قدیمی
.مارکوس لوسو از من مراقبت کرد

2008
03:07:05,548 --> 03:07:09,769
... پدربزرگت، مادام دوشز، رایموند دی مونتفورت

2009
03:07:12,304 --> 03:07:13,806
... کسی که من هیچ وقت نمی شناختمش

2010
03:07:15,266 --> 03:07:17,064
.اون مثل پسرش به من محبت داشت

2011
03:07:17,768 --> 03:07:20,145
،و پدرت، بنیوت دی مونتفورت

2012
03:07:20,146 --> 03:07:21,398
... مثل یک برادر

2013
03:07:21,772 --> 03:07:24,566
.بنیوت و من با هم بزرگ شدیم

2014
03:07:24,567 --> 03:07:27,527
،ما کم کم همدیگه رو شناختیم

2015
03:07:27,528 --> 03:07:29,446
.بازی روزگار

2016
03:07:29,447 --> 03:07:33,543
.ما هر دو در یک روز عاشق یک بانوی جوان شدیم

2017
03:07:34,160 --> 03:07:36,788
،بلانش دب کلرمونت
،از نوادگانِ پادشاه

2018
03:07:37,163 --> 03:07:39,791
... اون بی نهایت مدرن و زیبا بود

2019
03:07:40,166 --> 03:07:43,670
.. مادرم، بلانش دی مونتفورت
.من اون رو هم هرگز ندیدم

2020
03:07:44,420 --> 03:07:48,050
.. اون زیباترین و خوش لباس ترین بود

2021
03:07:48,466 --> 03:07:51,515
برای ما، اون مثل یک فرشته بود که
،از آسمان به روی زمین اومده بود

2022
03:07:52,178 --> 03:07:55,148
... مردها جلوی اون زبونشون بند میومد
.. تکه ای از بهشت در کلامش بود

2023
03:07:55,806 --> 03:08:00,310
،هر دوی ما یک دستمال از اون دزدیده بودیم
.به صورت پنهانی، بدون اینکه اون یکی بفهمه

2024
03:08:00,311 --> 03:08:02,814
،اونها همیشه با ما بودند، نزدیک قلبمون

2025
03:08:03,189 --> 03:08:07,365
.هر جایی که جنگ می شد ما در ارتش امپراطور بودیم

2026
03:08:07,985 --> 03:08:12,081
... مونتوبلو، مالتا، الکساندری، ابوکی

2027
03:08:12,865 --> 03:08:16,415
.. شمال پرتقال، حتی بوکاو و ماسینا

2028
03:08:16,702 --> 03:08:20,332
.. ما هر دو جون یک نفر رو نجات داده بودیم

2029
03:08:20,748 --> 03:08:24,252
.مردی که اتفاقاً باعث ویرانی بیونت و بلانش شد

2030
03:08:24,710 --> 03:08:26,712
.کلنل ارنست کالورز

2031
03:08:32,134 --> 03:08:34,182
!پرچمها برافراشته، به جلو

2032
03:08:36,472 --> 03:08:37,644
!ایست

2033
03:08:38,224 --> 03:08:39,567
!به چپ چپ

2034
03:08:40,392 --> 03:08:42,190
!مارش

2035
03:08:50,027 --> 03:08:50,949
!ایست

2036
03:08:51,403 --> 03:08:52,825
!به چپ چپ

2037
03:09:25,771 --> 03:09:27,273
!تفنگ ها آماده

2038
03:09:29,275 --> 03:09:30,367
!هدف

2039
03:09:31,652 --> 03:09:32,574
!آتش

2040
03:10:17,239 --> 03:10:18,411
!آماده

2041
03:10:21,994 --> 03:10:23,086
!هدف

2042
03:10:24,705 --> 03:10:26,082
!زنده باد امپراطور

2043
03:10:48,228 --> 03:10:50,981
.کلنل ارنست لاکورز، از محافظان امپرایل

2044
03:10:51,357 --> 03:10:55,863
پنج دقیقه دیرتر حرکت می کردید الان
.به جای من یه تیکه گوشت استیک بود

2045
03:10:56,612 --> 03:10:59,707
من زندگیم رو به شما مدیونم، آقایون و
... من هرگز فراموش نمی کنم

2046
03:11:03,494 --> 03:11:06,998
!پرستار، عجله کن
!بجنب، پرستار

2047
03:11:40,656 --> 03:11:43,825
.اون بین مرگ و زندگی بود

2048
03:11:43,826 --> 03:11:48,002
،در اون زمان سربازها داشتند از پرتقال عقب نشینی می کردند

2049
03:11:49,081 --> 03:11:52,381
.. بعد از شکست از بواکو و تورس ورداس

2050
03:11:53,585 --> 03:11:58,432
بنیوت دی مونتفورت، هر زمان آزادی
... رو که داشت در کنار اون سپری می کرد

2051
03:11:59,717 --> 03:12:01,970
... برای اینکه نشون بده من حسودم

2052
03:12:03,053 --> 03:12:06,222
اون در آخر ما رو متقاعد مرد که با اون به قصرش بریم

2053
03:12:06,223 --> 03:12:07,816
.تا زمانی که اون بهبود پیدا کنه

2054
03:12:09,226 --> 03:12:14,323
اینطور شد که با دستان خودش، باعث شد تراژدی
.. سریعتر اتفاق بیوفته

2055
03:12:17,568 --> 03:12:18,615
!بنیوت، دنبالم بیا

2056
03:12:31,832 --> 03:12:35,336
.شکل جاسوسی شدی که توی ابوکی دستگیر کردیم

2057
03:12:36,962 --> 03:12:39,255
!با چشمان گناهکارِ یک قاتل

2058
03:12:39,256 --> 03:12:42,842
مهمان تو می خواد مهمان نوازیت رو جبران کنه

2059
03:12:42,843 --> 03:12:44,891
!اون روزهاش رو با بلانش می گذرونه

2060
03:12:45,512 --> 03:12:47,731
.به زودی، شبهاش رو هم با اون خواهد گذروند

2061
03:12:48,223 --> 03:12:52,319
!این چه فکریه! یاوه نگو
.اون داره بهش محبت می کنه از روی مهربونی

2062
03:12:53,103 --> 03:12:54,821
.تو واقعاً نمک نشناسی

2063
03:12:55,856 --> 03:12:57,483
!چقدر ساده ای، بنیوت

2064
03:12:57,983 --> 03:13:00,651
!چقدر احمقانه و ساده لوح فکر می کنی

2065
03:13:00,652 --> 03:13:02,575
!به خاطر خدا بیدار شو

2066
03:13:03,155 --> 03:13:06,375
!چشمات رو باز کن، احمق، چشمات رو باز کن

2067
03:13:17,920 --> 03:13:19,137
.احمق

2068
03:13:40,651 --> 03:13:41,994
بنیوت کجا رفت؟

2069
03:13:43,529 --> 03:13:44,826
.فکر کنم رفت اونجا

2070
03:14:35,330 --> 03:14:37,458
تو داشتی حسادت می کردی، پدر؟

2071
03:14:37,958 --> 03:14:41,586
.من نسبت به اون حسودتر بودم

2072
03:14:41,587 --> 03:14:43,715
...خونِ من لاسیتانیانی هست، شک نداشتم

2073
03:14:45,090 --> 03:14:48,640
اما زیاد طول نکشید که بنیوت توی حسودی
.از من پیشی گرفت

2074
03:14:49,761 --> 03:14:53,723
این درست بود من هیچ وقت شانس اینکه
توجه اون رو به رفتارهای بلانش و ارنست

2075
03:14:53,724 --> 03:14:56,193
.جلب کنم رو از دست نداده بودم

2076
03:15:07,362 --> 03:15:09,490
... من مادمازل بلانش رو نمی بینم

2077
03:15:10,157 --> 03:15:12,501
من نمی خواستم بدون خداحافظی با اون
برم. متوجهی؟

2078
03:15:12,868 --> 03:15:15,369
.من بهش گفته بودم که داری می ری، آره

2079
03:15:15,370 --> 03:15:17,748
.اما اون می ترسید که نتونه بیاد

2080
03:15:18,165 --> 03:15:20,964
یه سری لباس سفارش داده بود توی آنگولیمی

2081
03:15:21,668 --> 03:15:22,840
!از دست این زنها

2082
03:15:24,004 --> 03:15:26,923
.اون باید امروز صبح با پدرش می رفت

2083
03:15:26,924 --> 03:15:29,973
.اما اینها مهم نیست. من احترام تو رو بهش می رسونم

2084
03:15:30,302 --> 03:15:31,269
!چه بد

2085
03:15:32,304 --> 03:15:34,639
در واقع، من یه یادداشت کوچیک رو تند تند نوشتم

2086
03:15:34,640 --> 03:15:36,267
،که اگه اون رو ندیدم

2087
03:15:36,558 --> 03:15:38,184
برای تشکر از مهربونی

2088
03:15:38,185 --> 03:15:40,938
.از اون و مهماننوازی و مصاحبتش

2089
03:15:43,023 --> 03:15:44,400
لطف می کنی؟

2090
03:15:45,192 --> 03:15:47,661
.البته، می تونی رو من حساب کنی

2091
03:15:49,279 --> 03:15:52,249
.ممنون، رفیق. برای همه چی ممنون

2092
03:15:53,784 --> 03:15:57,129
من هیچ وقت باکاو رو فراموش نمی کنم و
.همیشه به یادت خواهم بود مونتفورت

2093
03:16:00,082 --> 03:16:03,928
.کم کم، حس حسادت بنیوت قوی تر می شد

2094
03:16:05,087 --> 03:16:06,837
،به بهانه کمک کردن

2095
03:16:06,838 --> 03:16:09,182
اون سعی می کرد که امپراطور رو
.قانع کنه تا کلونل لاکورز رو ببره

2096
03:16:09,183 --> 03:16:13,224
برای فرماندهی یک پادگان دور افتاده در
.کالابریا

2097
03:16:13,971 --> 03:16:17,225
.. دور از همه چیز و همه کس، دور از بلانش

2098
03:16:18,725 --> 03:16:26,725
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

2099
03:17:05,897 --> 03:17:09,151
!مواظب باش جورمو، قصر رو به آتیش نکشی

2100
03:17:10,861 --> 03:17:12,862
.خطرناک نیست قربان

2101
03:17:12,863 --> 03:17:15,036
.حتی در انگلیس، نتونستند آتش رو کنترل کنند

2102
03:17:15,657 --> 03:17:17,867
.این یه روش قدیمیِ

2103
03:17:17,868 --> 03:17:19,290
.من نمی ذارم آتیش بگیره

2104
03:17:20,245 --> 03:17:20,837
.. بلانش

2105
03:17:21,747 --> 03:17:24,498
رفتنِ ارنست لاکورز تأثیر زیادی

2106
03:17:24,499 --> 03:17:26,249
... رو رابطه من با بلانش دی کلرمونت نداشت

2107
03:17:26,250 --> 03:17:26,877
.بیا

2108
03:17:27,919 --> 03:17:31,005
،فقط اینکه بعد از رفتن اون، بجای کلنل

2109
03:17:31,006 --> 03:17:33,930
.. بنیوت بود که مصاحبت با اون رو مختص خودش کرده بود

2110
03:17:37,637 --> 03:17:39,310
اون داره جاسوسی ما رو می کنه

2111
03:17:41,183 --> 03:17:42,480
تو باید من رو ببوسی

2112
03:17:43,769 --> 03:17:45,692
.فقط برای اینکه از حسودی بترکه

2113
03:17:47,522 --> 03:17:48,739
!بیا نزدیک تر

2114
03:17:57,407 --> 03:17:59,080
.من نمی خوام اون بمیره

2115
03:17:59,910 --> 03:18:01,753
.و نمی خوام تو رو هم ببوسم

2116
03:18:02,537 --> 03:18:04,580
من کم کم خودم رو کنار کشیدم، در حقیقت

2117
03:18:04,581 --> 03:18:06,549
.اونها ممکن بود ازدواجشون به خطر بیوفته

2118
03:18:07,167 --> 03:18:09,044
،و فکر می کردند که من مقصرم

2119
03:18:09,336 --> 03:18:13,011
این رو بیشتر می شد تحمل کرد تا اینکه
.اون بره و با کسی دیگه ازدواج کنه

2120
03:18:13,340 --> 03:18:14,557
.یک خارجی

2121
03:18:15,050 --> 03:18:17,098
!مثل ارنست لاکورز یا بدتر

2122
03:18:37,072 --> 03:18:38,415
.شما خسته اید پدر

2123
03:18:39,449 --> 03:18:41,076
می خواید استراحت کنید؟

2124
03:18:41,827 --> 03:18:44,330
... نه، دخترم. این خستگی نیست

2125
03:18:46,206 --> 03:18:48,925
..این درد یادآوریِ اون لحظاتِ

2126
03:18:49,835 --> 03:18:55,012
وقتی که بنیوت دی مونتفورت روحش رو
..برای معامله با بلانش دی کلرمونت داد

2127
03:18:57,592 --> 03:19:00,266
.اون روز همه چیز تغییر کرد

2128
03:19:01,346 --> 03:19:04,850
.وقتی که اون تصمیم گرفت همه چیز رو قربانی کنه

2129
03:19:05,892 --> 03:19:11,774
دوستش، افتخارش رو با یک پیشنهاد فروخت: داشتنِ بلانش

2130
03:19:12,649 --> 03:19:15,985
بعدش من فهمیدم که اون جلوی همه نامه هایی

2131
03:19:15,986 --> 03:19:18,785
.که از کلنل لاکورز به بلانش میومد رو می گرفت

2132
03:19:20,157 --> 03:19:22,366
خبری از کلنل لاکورز نداری؟

2133
03:19:22,367 --> 03:19:23,334
.نه

2134
03:19:24,035 --> 03:19:26,413
عجیبه. این طور فکر نمی کنی؟

2135
03:19:27,247 --> 03:19:28,965
چی عجیبه؟

2136
03:19:29,875 --> 03:19:31,877
.زندگی ارتشی همینجوری، می دونی

2137
03:19:32,544 --> 03:19:34,638
.به هم خوردن ملاقات ها و جدایی

2138
03:19:35,797 --> 03:19:37,765
.امروز اینجا، فردا یه جای دیگه

2139
03:19:39,676 --> 03:19:42,761
از جنگی به جنگ دیگه، از پادگانی به
.. پادگانی دیگه، از کشوری به کشور دیگه

2140
03:19:42,762 --> 03:19:44,514
.برای اونها بهترین کار اینه که به هیچ چیز دل نبندند

2141
03:19:47,642 --> 03:19:50,895
.این جوری نبود که من اون رو دیدم
.اون کاملاً برعکس این قضیه بود

2142
03:19:50,896 --> 03:19:54,025
اون خاطره من رو به عنوان یک مرد
،وفادار در دوستی ترک کرده

2143
03:19:54,566 --> 03:20:00,539
... بخشنده، صادق، مواظب و مسئول

2144
03:20:04,910 --> 03:20:08,162
!بسه، تمومش کن. کافیه

2145
03:20:08,163 --> 03:20:10,541
.این تشریح تو از یک مرد نیست
!این "شاهزاده طلسم" هست که تو میگی

2146
03:20:12,209 --> 03:20:14,837
.در عوض، قبول کن که مودبانه تو رو رها کرده

2147
03:20:16,421 --> 03:20:17,217
،این چیزی که

2148
03:20:17,218 --> 03:20:20,559
اون نقش بازی می کرده تا تو رو
.از راه به در کنه

2149
03:20:22,719 --> 03:20:24,720
.درسته، اون به من ابراز عشق کرده بود

2150
03:20:24,721 --> 03:20:26,689
.اما برای من نقش بازی نمی کرد

2151
03:20:27,682 --> 03:20:28,649
.اون صادق بود

2152
03:20:30,101 --> 03:20:31,899
.می دونم که صادق بود

2153
03:20:32,562 --> 03:20:35,907
.چطور صادقی بود که قبل از اینکه تو رو ببینه رفت

2154
03:20:37,734 --> 03:20:40,203
بدون حتی یه کلمه خداحافظی؟

2155
03:20:45,367 --> 03:20:46,334
،بلانش

2156
03:20:49,246 --> 03:20:50,418
بین شما اتفاقی افتاده؟

2157
03:20:50,705 --> 03:20:52,548
.من خودم رو فریب داده بودم

2158
03:20:53,708 --> 03:20:56,086
.امپراطور به بنیوت لقب دوک رو داده بود

2159
03:20:56,461 --> 03:20:57,838
.یه چیزایی اتقاق افتاده بود

2160
03:20:58,129 --> 03:20:59,255
.من فقط یه یتیم بودم

2161
03:20:59,256 --> 03:21:02,100
.بدون پدر، مادر و حتی بدون کشور

2162
03:22:16,583 --> 03:22:19,462
،پدر بلانش، ریچارد دی کلرمونت

2163
03:22:19,836 --> 03:22:23,047
اون رو برای گرفتن تصمیم خسته کرده بود

2164
03:22:23,048 --> 03:22:26,518
و حتی امپراطور، به اونها گفته بود که
.می خواد با هم ازدواج کنند

2165
03:22:41,858 --> 03:22:43,485
.امروز هوا گرم نیست

2166
03:22:55,580 --> 03:22:58,749
،لجاجت و سرسختیِ بنیوت
،پافشاری و سمجات پدرش

2167
03:22:58,750 --> 03:23:03,221
،و خواسته امپراطور شخصاً
.باعث شد که خلاف میل بلانش اونها ازدواج کنند

2168
03:23:05,340 --> 03:23:09,186
اما خبر خودکشی لاکورز باعث شد که
.یه تغییراتی توی تصمیمش بده

2169
03:23:10,345 --> 03:23:13,138
از سر لج بازی، مادرت یک شرط گذاشت

2170
03:23:13,139 --> 03:23:16,860
.که جشن باید بدون هیچ زرق و برقی باشه
.و در صمیمیت

2171
03:23:17,977 --> 03:23:20,651
... نه مهمانی و نه ماه عسل

2172
03:23:36,996 --> 03:23:41,126
!بلانش

2173
03:23:41,668 --> 03:23:43,215
!برگرد! بلانش

2174
03:23:46,131 --> 03:23:48,054
بلانش، کجا داری میری؟

2175
03:23:48,925 --> 03:23:50,973
.دارم می رم خونه جنگلی

2176
03:23:51,761 --> 03:23:52,978
می خوتم تنها باشم

2177
03:23:53,263 --> 03:23:54,264
!بلانش

2178
03:23:54,639 --> 03:23:55,931
.عروسی فقیرانه

2179
03:23:55,932 --> 03:23:57,015
.مادر بیچاره من

2180
03:23:57,016 --> 03:23:58,768
.خانواده بیچاره من

2181
03:23:59,269 --> 03:24:01,770
با اینکه همه چی داشتند، هیچ هیجانی نداشتند

2182
03:24:01,771 --> 03:24:04,445
.که همه زندگی آهن شیطان رو داغ می کردند

2183
03:24:04,816 --> 03:24:07,317
.اون آهن سرنوشت همه بود، دخترم

2184
03:24:07,318 --> 03:24:08,615
.درسته پدر

2185
03:24:09,028 --> 03:24:11,907
.اما بعدش، کش دادن این قضیه عادلانه نبود

2186
03:24:14,784 --> 03:24:17,536
بعد از ازدواج اون رو زیاد نمی دیدی؟

2187
03:24:17,537 --> 03:24:19,130
با اون حرف می زدی؟

2188
03:24:19,581 --> 03:24:20,753
.بدبختانه، نه

2189
03:24:21,207 --> 03:24:23,630
.من همون روزها قصر مونتفورت رو ترک کردم

2190
03:24:24,294 --> 03:24:26,795
.چیزی برای اینکه بمونم دیگه وجود نداشت

2191
03:24:26,796 --> 03:24:30,471
.بنیوت مثل قدیم ها نبود و رایموند هم پیر شده بود

2192
03:24:31,718 --> 03:24:35,097
،من به این نتیجه رسیدم که برگردم به پرتقال

2193
03:24:36,181 --> 03:24:38,682
،خودم رو در سرزمین نیاکانم قدرتمند کنم

2194
03:24:38,683 --> 03:24:40,685
.چیزی که تا الان، یه نگاه سطحی بوده

2195
03:24:41,811 --> 03:24:43,484
.اما من عجله ای نداشتم

2196
03:24:44,564 --> 03:24:47,158
.من این فرصت رو داشتم که فرانسه رو بهتر بشناسم

2197
03:24:48,234 --> 03:24:51,408
و چند تا موقعیت برای خودم در اینجا و اونجا
... به وجود بیارم

2198
03:24:54,949 --> 03:24:56,121
.ماهها گذشت

2199
03:24:57,452 --> 03:24:59,369
،خودم رو توی بروداکس پیدا کردم

2200
03:24:59,370 --> 03:25:02,920
.وقتی که بهم خبر رسید که بلانش یک دو قلو به دنیا آورده

2201
03:25:03,208 --> 03:25:07,338
.تو، مادام دوشز و برادرت آرتور

2202
03:25:08,838 --> 03:25:11,387
.من نمی تونستم جلوی وسوسه ام رو بگیرم که برنگردم

2203
03:25:43,748 --> 03:25:45,625
!سباستیو ی پیرِ خوب

2204
03:25:49,754 --> 03:25:51,347
.می دونستم برمیگردی

2205
03:25:54,551 --> 03:25:57,145
.همه دیر یا زود برمی گردند

2206
03:26:00,265 --> 03:26:01,562
.اونم خوب می شه، می بینی

2207
03:26:06,521 --> 03:26:09,991
.اتاقت همونجوریِ که رفته بودی
.برو وسایلت رو بذار

2208
03:26:11,276 --> 03:26:13,699
.اما بهتر اینه که تو خودت کیفت رو برداری

2209
03:26:14,904 --> 03:26:16,497
... ما هیچ خدمتکاری نداریم

2210
03:26:22,829 --> 03:26:24,706
.ریموند پیر فوت کرد

2211
03:26:26,332 --> 03:26:29,711
.توی خواب. هیچ دردی نکشید

2212
03:26:33,214 --> 03:26:34,966
.من این کاناپه اش رو به ارث بردم

2213
03:26:35,717 --> 03:26:38,311
.یه جورایی به درد می خوره
.بعداً امتحانش کن

2214
03:26:39,804 --> 03:26:40,851
و بلانش؟

2215
03:26:42,724 --> 03:26:43,976
بچه ها؟

2216
03:26:46,686 --> 03:26:49,064
.مادام مونتفورت خونه شون رو از من جدا کردند

2217
03:26:49,065 --> 03:26:50,440
.اون با بچه ها

2218
03:26:51,941 --> 03:26:55,991
.وقتی حامله شد رفت خونه جنگلی

2219
03:26:57,488 --> 03:26:59,456
.به نظر میاد این براش خیلی دردآور بود

2220
03:27:00,491 --> 03:27:02,459
.خب، این چیزی بود که خودش گفت

2221
03:27:03,077 --> 03:27:06,547
.. اما من می دونم که دلیل اصلی چی بود

2222
03:27:08,708 --> 03:27:10,335
.که اونها رو اونجا ببینه

2223
03:27:11,377 --> 03:27:12,344
کی؟

2224
03:27:14,881 --> 03:27:17,725
.اون با اون مرد مرده زندگی می کنه
.من دیدمش

2225
03:27:19,093 --> 03:27:21,687
ولی کی؟ کی رو دیدی؟

2226
03:27:23,139 --> 03:27:24,686
.کلنل شجاع

2227
03:27:26,351 --> 03:27:27,477
لاکورز؟

2228
03:27:29,520 --> 03:27:31,488
.خودکشی جسورانه

2229
03:27:35,860 --> 03:27:37,112
!من اون رو زنده دیدم

2230
03:27:38,488 --> 03:27:39,655
کجا؟

2231
03:27:39,656 --> 03:27:42,785
.درست اینجا. امشب نشونت می دم

2232
03:27:44,744 --> 03:27:46,291
.بشین، بشین

2233
03:27:47,538 --> 03:27:49,336
... داستان رو بهت می گم

2234
03:27:50,124 --> 03:27:51,091
.بعداً

2235
03:27:56,547 --> 03:27:57,512
.برمی گردم

2236
03:27:57,513 --> 03:27:58,802
!آره، بفرما

2237
03:27:58,803 --> 03:28:00,097
.برو، برو ببینشون

2238
03:28:04,764 --> 03:28:05,890
!سباستیو

2239
03:28:13,898 --> 03:28:14,899
.بیا

2240
03:28:24,784 --> 03:28:27,037
.می تونی یه لطف بزرگ بهم بکنی

2241
03:28:32,542 --> 03:28:34,167
.کفشام رو برام در بیار

2242
03:28:34,168 --> 03:28:35,090
چی؟

2243
03:28:36,045 --> 03:28:37,092
.کفشام

2244
03:30:39,919 --> 03:30:41,842
.صبح بخیر

2245
03:30:42,171 --> 03:30:43,718
... من یکی از دوستان مادام مونتفورت هستم

2246
03:30:43,719 --> 03:30:46,550
.مادام اینجا نیستند. رفتن دیدنِ پدرشون

2247
03:30:46,551 --> 03:30:48,098
.امشب بر می گردند

2248
03:30:49,053 --> 03:30:50,305
این یکی از دو قلوهاست؟

2249
03:30:50,306 --> 03:30:54,025
.نه، این مال خودمه. بچه ها با مادام هستند

2250
03:30:57,186 --> 03:30:58,353
.ممنون

2251
03:30:58,354 --> 03:31:00,072
.خداحافظ
.خداحافظ

2252
03:31:16,998 --> 03:31:19,922
!بنیوت! بنیوت

2253
03:31:22,628 --> 03:31:24,004
مادام؟ اون کجاست؟

2254
03:31:24,005 --> 03:31:26,006
.آقا! اون خونه اس
.. من ندیدمش

2255
03:31:26,007 --> 03:31:26,974
بچه ها؟

2256
03:31:26,975 --> 03:31:29,765
!بچه ها پیش پدرِ مادام موندند

2257
03:31:31,265 --> 03:31:39,265
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

2258
03:33:20,705 --> 03:33:24,082
.اون توی بغل من مرد، اون دیگه بهوش نیومد

2259
03:33:24,083 --> 03:33:27,053
.کوچکترین اثری از سوختگی روی تنش نبود

2260
03:33:32,133 --> 03:33:37,310
.اگه یه بار دیگه با همسر من حرف بزنی
.مثل یه کرم لهت می کنم

2261
03:33:51,360 --> 03:33:52,612
!چاقو خور

2262
03:33:55,156 --> 03:33:57,875
.یادت بیاد چاقو خور، آلبرتو دی ماگلاهاس

2263
03:33:58,993 --> 03:34:00,495
!یادت بیاد آدمکشی رو

2264
03:34:03,247 --> 03:34:04,624
.. برادر

2265
03:34:14,508 --> 03:34:16,226
... خیلی خب، برادر

2266
03:34:25,936 --> 03:34:27,233
.ممنون، برادر

2267
03:34:28,314 --> 03:34:29,736
.خواهش می کنم، برادر

2268
03:34:37,656 --> 03:34:39,784
.من هیچ برادر جوجه کشیشی ندارم

2269
03:34:56,175 --> 03:34:58,098
این کلمه معجزه آسا چی بود، پدر؟

2270
03:34:59,929 --> 03:35:02,648
.منکرِ انتقامت شو، دوشز

2271
03:35:04,558 --> 03:35:07,311
.ممکنه تو رو به ناامیدی بکشه

2272
03:35:09,188 --> 03:35:10,360
.برگرد فرانسه

2273
03:35:11,482 --> 03:35:13,029
.ببخش و فراموش کن

2274
03:35:14,693 --> 03:35:17,071
.من هر کاری بخوای می کنم، پدر دنیس

2275
03:35:18,239 --> 03:35:21,083
.فردا برمی گردم به فرانسه

2276
03:35:21,742 --> 03:35:23,585
.اما نمی بخشم

2277
03:35:25,204 --> 03:35:28,708
.نمی بخشم
.منکر هم نمی شم

2278
03:35:58,362 --> 03:36:00,113
،به محض برگشتم به لیزبون

2279
03:36:00,114 --> 03:36:02,082
،من یک ملاقات با همسایه ام داشتم
،ویسکونت آرماگناگ

2280
03:36:02,867 --> 03:36:05,618
به امید اینکه حواس خودم رو از

2281
03:36:05,619 --> 03:36:08,213
.عقده ای که داشت زجرم می داد، پرت کنم

2282
03:36:08,497 --> 03:36:11,291
متأسفانه، من به یکی از

2283
03:36:11,292 --> 03:36:14,377
،دوستان جوان اون معرفی شده بودم
پدرو دا سیلوا

2284
03:36:14,378 --> 03:36:18,303
یک نجیب زاده پرتقالی که ممکن بود من رو حتی
برای پیشرفت در رفاه غوطه ور کنه

2285
03:36:31,520 --> 03:36:34,364
.ویسکونت عزیز، من فکر می کردم در پاریس موندید

2286
03:36:35,399 --> 03:36:38,027
.من تازه دو روز پیش رسیدم، دوشز

2287
03:36:39,653 --> 03:36:40,745
.خواهش می کنم

2288
03:36:46,452 --> 03:36:49,412
من قصد داشتم امروز برای عرض احترام
... خدمت برسم حتی

2289
03:36:49,413 --> 03:36:51,131
.من باید خدمت می رسیدم

2290
03:36:52,541 --> 03:36:53,417
.بنشینید

2291
03:36:53,418 --> 03:36:54,918
.آ، نه. وقت ندارم

2292
03:36:54,919 --> 03:36:57,172
من اومدم به هر حال برای یک چای دعوتتون کنم، ممکنه؟

2293
03:36:57,173 --> 03:36:58,671
.من این فرصت رو از دست نمی دم

2294
03:36:58,672 --> 03:37:00,970
.دوستتون هم باعث خوشبختی که تشریف بیارن

2295
03:37:05,304 --> 03:37:06,556
اون کیه؟

2296
03:37:07,806 --> 03:37:12,061
.الیزا دی مونتفورت. دوشز دی کلیتون. همسایه ام

2297
03:37:16,857 --> 03:37:19,943
اون مثل یک آدم منزوی از سه سال پیش
.توی ملک مونفورت زندگی می کنه

2298
03:37:19,944 --> 03:37:22,195
.اون تقریباً هیچ وقت قصر رو ترک نمی کنه

2299
03:37:22,196 --> 03:37:24,369
.این اولین باریه که اون رو بیرون می بینم

2300
03:37:25,491 --> 03:37:27,075
.اون هیچ کس رو نمی بینه

2301
03:37:27,076 --> 03:37:28,919
.اون با یه روح زندگی می کنه

2302
03:37:30,704 --> 03:37:33,457
... و اون زن سیاهپوش
رمانتیکه؟

2303
03:37:35,209 --> 03:37:37,303
من می گم اون بیشتر مالیخولیا داره
.. تا اینکه رمانتیک باشه

2304
03:37:38,128 --> 03:37:39,596
مالیخولیا؟ چرا؟

2305
03:37:41,257 --> 03:37:45,353
.یه رازی در این زن مغرور و آسیب دیده هست

2306
03:37:47,763 --> 03:37:49,722
یک احساس کشنده؟

2307
03:37:49,723 --> 03:37:53,142
،دیگران می گن که اون توی جوونی اش

2308
03:37:53,143 --> 03:37:55,737
.یکی از مدلهای سالن چالرزبوده

2309
03:37:56,105 --> 03:37:59,154
... امپراطور خودشون شخصاٌ اون رو به عقد دوک کلینون

2310
03:38:00,234 --> 03:38:01,736
اون ازدواج کرده؟

2311
03:38:02,111 --> 03:38:03,203
.نه، به اون شکل

2312
03:38:04,363 --> 03:38:06,991
.دوک بلافاصله بعد از اینکه بیوه اش ترکش کرد خراب شد

2313
03:38:07,992 --> 03:38:11,917
،اونها می گن که اون یه معشوق محرمانه داره
.یه خارجی

2314
03:38:12,788 --> 03:38:17,589
و یه داستان مبهم با مرگ برادر دوقلوی اون در دوئل
.ارتباط پیدا می کنه

2315
03:38:19,503 --> 03:38:24,134
... بعد از اون، اون اومده اینجا
.این شکلی. تنها

2316
03:38:24,550 --> 03:38:25,972
.همیشه ناراحته

2317
03:38:29,805 --> 03:38:32,649
.مثل شخصیت رمان رادکلیفت

2318
03:38:35,644 --> 03:38:37,521
.من نمی تونم صبر کنم تا اون رو دوباره ببینم

2319
03:38:38,814 --> 03:38:40,782
.پس بیا بریم، آقای پدرو

2320
03:38:42,026 --> 03:38:44,199
.. من نمی خوام از بی فایدگی بمیره

2321
03:39:00,085 --> 03:39:01,052
.ممنون

2322
03:39:05,090 --> 03:39:06,512
!نه، نه، نه! نه

2323
03:39:22,316 --> 03:39:23,568
!بارون میاد

2324
03:39:24,693 --> 03:39:28,243
از وقتی شما به من قول دادی
من فکر می کردم آسمون آبی

2325
03:40:08,362 --> 03:40:09,363
.ببخشید

2326
03:40:55,659 --> 03:40:57,081
... ببخشید

2327
03:41:00,164 --> 03:41:01,837
.می رم ببینم چی شده

2328
03:41:20,559 --> 03:41:21,902
.. من رو ببخشید

2329
03:41:24,813 --> 03:41:26,315
.متأسفم

2330
03:41:27,441 --> 03:41:29,239
.من حالم خیلی خوب نیست

2331
03:41:30,194 --> 03:41:32,037
.مجبورم که ترکتون کنم

2332
03:42:10,400 --> 03:42:11,652
.ما باید بریم

2333
03:42:21,995 --> 03:42:22,666
بریم؟

2334
03:42:26,750 --> 03:42:28,218
.بعداً برات توضیح می دم

2335
03:42:57,906 --> 03:42:59,448
.خودت رو اذیت نکن

2336
03:42:59,449 --> 03:43:03,035
..من مطمئنم که اون من رو کوته فکر، زشت و بی دل و جرات

2337
03:43:03,036 --> 03:43:04,954
.برعکس، دوست عزیزم پدرو

2338
03:43:04,955 --> 03:43:07,540
.من متقاعدت می کنم که اون حسابی مجذوبت شده

2339
03:43:07,541 --> 03:43:08,836
اون نگاهش به تو بود

2340
03:43:08,837 --> 03:43:10,300
،اوم موقع هایی که تو نگاه نمی کردی
!اونا خیلی مکار هستند

2341
03:43:10,301 --> 03:43:11,045
.بیا

2342
03:43:13,046 --> 03:43:15,298
.اون منحصراً طرف سخنش به من بود

2343
03:43:15,299 --> 03:43:17,301
.دقیقاً. داشت تحریکت می کرد

2344
03:43:18,093 --> 03:43:20,812
این چیزی نیست که وانمود کنی که خونسردی

2345
03:43:21,096 --> 03:43:23,394
.از یک زن که ازش خوشت اومده

2346
03:43:27,436 --> 03:43:32,784
.. من چشمای تو رو توی شب مهتابی دیدم

2347
03:43:33,233 --> 03:43:34,610
... کثافت

2348
03:43:37,446 --> 03:43:44,876
.من چشمان تو را در گرمای مهتاب دیدم

2349
03:43:45,329 --> 03:43:46,421
.. لعنتی

2350
03:43:51,835 --> 03:43:54,463
.به مدت یک هفته مدام بارون می بارید

2351
03:43:54,838 --> 03:43:59,685
،و هیچ خبری از دوشز کلیون نبود
...در صورتی که من شب و روز به اون فکر می کردم

2352
03:44:00,469 --> 03:44:03,598
!چرا خنگ شدم ... نه، نه

2353
03:44:11,355 --> 03:44:13,107
.پولیکارپو، کمکم کن

2354
03:44:29,790 --> 03:44:35,342
،من چشمان تو را در سرمای مهتاب دیدم
در آن شب غمگین و قصر وحشتناک

2355
03:44:37,798 --> 03:44:39,548
،بالای آن پلکان

2356
03:44:39,549 --> 03:44:41,643
یک روز وقتی تمام هوش و حواسم رفته بود

2357
03:44:42,052 --> 03:44:43,520
.همه چیز را در نگاه عبوس تو دیدم

2358
03:44:45,263 --> 03:44:46,810
،اما چه نگاه زیبایی

2359
03:44:47,182 --> 03:44:51,686
.چشمان زلال تو رو در آن شب در قصر دیدم

2360
03:44:51,687 --> 03:44:57,149
در بستر آبی کبود، من خیره به چشمانت مانده بودم

2361
03:44:57,150 --> 03:45:00,027
.از غمی که در نی نیِ چشم تو خوابیده بود

2362
03:45:00,028 --> 03:45:04,532
.ناگهان دیدم که خستگی ماه در چشمانت موج زد

2363
03:45:04,533 --> 03:45:09,289
.که بلند، باوقار و نجیب تر از آب بود

2364
03:45:10,330 --> 03:45:13,049
من ساعتها اونجا موندم به امید اینکه
اون رو ببینم

2365
03:45:13,834 --> 03:45:16,836
.. نمی دونستم که جرات رویارویی باهاش رو ندارم

2366
03:45:16,837 --> 03:45:19,681
..و یارای اینکه در خونه اش رو بزنم رو هم ندارم

2367
03:45:20,465 --> 03:45:22,092
،بالاخره نتونستم ایستادگی کنم

2368
03:45:22,551 --> 03:45:26,055
شعری که براش گفته بودم رو برداشتم و
.تصمیم گرفتم تا بهش نشون بدم

2369
03:45:28,682 --> 03:45:33,153
.این کاریِ که همه جوونهای خام و گستاخ انجام می دن

2370
03:45:50,871 --> 03:45:53,624
...اون یک روز شعرم رو با یک یادداشت کوتاه بهم برگردوند

2371
03:45:54,082 --> 03:45:56,083
... من شعرت رو بهت برمی گردونم

2372
03:45:56,084 --> 03:45:58,085
اون رو به کسی بده که همسن تو باشه

2373
03:45:58,086 --> 03:46:00,009
.کی بیشتر از من سزاوار تو باشه

2374
03:46:00,010 --> 03:46:03,132
من برای هر مردی غیر طبیعی هستم

2375
03:46:03,133 --> 03:46:05,807
روح من به اندازه کافی پاک و زلال هست
.که اونها بفهمنش

2376
03:46:06,219 --> 03:46:08,642
.. درد، تحقیر، این برام غیرقابل تحمل بود

2377
03:46:09,222 --> 03:46:10,222
!بیا تو

2378
03:46:10,223 --> 03:46:12,817
... می خواستم بمیرم، یا فرار کنم و از همه جا ناپدید بشم

2379
03:46:13,894 --> 03:46:15,362
.مادام دی مونتفورت

2380
03:46:18,148 --> 03:46:20,947
.من رو ببخش! من نابخشودنی هستم

2381
03:46:21,735 --> 03:46:25,490
.من نمی خواستم برنجونمت. قسم می خورم
.من رو ببخش

2382
03:46:26,281 --> 03:46:29,410
.چطور تونستم این کار رو باهات بکنم
.به من بگو که من رو می بخشی

2383
03:46:30,368 --> 03:46:31,460
بخشش، تو؟

2384
03:46:32,913 --> 03:46:35,873
من کسی نیستم که شما ازش طلب
!بخشش کنید

2385
03:46:35,874 --> 03:46:37,249
.فکر کنم لایق نیستم

2386
03:46:37,250 --> 03:46:38,793
... من نمی خواستم، باور کنید

2387
03:46:38,794 --> 03:46:39,670
!من نباید این کار رو می کردم

2388
03:46:39,671 --> 03:46:43,094
!نه، نه. من تنهام
.من باید بخشیده بشم

2389
03:46:43,632 --> 03:46:45,634
!این رو نگو، التماست می کنم

2390
03:46:46,885 --> 03:46:48,432
!تو خیس شدی

2391
03:46:49,012 --> 03:46:53,813
چقدر زیر بارون بودی؟
.بیاف بشین، خواهش می کنم

2392
03:46:54,643 --> 03:46:55,986
.نه، نمی تونم

2393
03:46:57,521 --> 03:47:00,695
خب، اینجا شعرهات رو می نویسی؟

2394
03:47:03,902 --> 03:47:05,279
.. چقدر خوب

2395
03:47:08,156 --> 03:47:09,578
این چیه؟

2396
03:47:10,784 --> 03:47:12,661
.یک هدیه از مادرم

2397
03:47:13,453 --> 03:47:14,545
.قشنگِ

2398
03:47:17,040 --> 03:47:18,462
!صبر کن! من یه فکری دارم

2399
03:47:19,543 --> 03:47:21,386
.امروز بعدازظهر بیا به قصر من

2400
03:47:21,670 --> 03:47:25,095
.هر وقت خواستی. من منتظرت می مونم

2401
03:47:25,924 --> 03:47:28,222
... همه چی رو برات توضیح می دم، می بینی

2402
03:47:28,844 --> 03:47:30,471
.و شعرهات رو هم بیار

2403
03:47:30,804 --> 03:47:33,683
.التماس می کنم. برام بیارشون

2404
03:47:34,558 --> 03:47:36,686
.. بهم فرصت بده تا بخشیده بشم

2405
03:47:42,482 --> 03:47:43,950
.آقای دا سیلوا رسیدند

2406
03:47:43,951 --> 03:47:45,034
.ممنون

2407
03:47:46,069 --> 03:47:47,321
.من باید برم

2408
03:47:48,238 --> 03:47:49,831
.اون فکر می کنه که من آنگولومی هستم

2409
03:47:50,824 --> 03:47:52,201
.بیا برو اونجا

2410
03:47:53,701 --> 03:48:01,701
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

2411
03:48:33,408 --> 03:48:35,627
من اون بیرون دیدمت، توی بارون

2412
03:48:36,369 --> 03:48:38,963
.. و داشتم از میل صدا کردنت آتیش می گرفتم

2413
03:48:39,623 --> 03:48:42,752
... که پیدات کنم، که توی بازوهام پناهت بدم

2414
03:48:46,922 --> 03:48:48,595
چرا این کار رو نکردی؟

2415
03:48:49,758 --> 03:48:51,305
چرا صدام نکردی؟

2416
03:48:52,802 --> 03:48:55,555
برای اینکه من نمی دونستم چه
... کاری درسته

2417
03:48:57,432 --> 03:48:58,934
کی از این بدش میاد؟

2418
03:49:00,268 --> 03:49:02,737
.تو آزادی الیسا
.مثل من که آزادم

2419
03:49:03,063 --> 03:49:06,067
.نه، پدرو. من آزاد نیستم

2420
03:49:07,776 --> 03:49:11,280
من یه زندانی هستم که اسیر وجدان خودم هستم

2421
03:49:12,697 --> 03:49:14,825
.و قلب من لکه دار شده

2422
03:49:16,660 --> 03:49:18,708
.تو مجبور نیستی به من حق بدی

2423
03:49:20,705 --> 03:49:23,549
.من درکت نمی کنم. تو چرا مرموز حرف می زنی

2424
03:49:24,668 --> 03:49:25,840
!تو خیلی جوونی

2425
03:49:27,212 --> 03:49:29,180
،تو بی گناهی

2426
03:49:29,798 --> 03:49:31,971
،خیلی صادقی

2427
03:49:34,094 --> 03:49:35,812
.. این چیزهای حس بدی به من می ده

2428
03:49:36,846 --> 03:49:38,848
بد؟ چرا؟

2429
03:49:40,433 --> 03:49:42,356
... اینها که معنی خوبی داره

2430
03:49:42,936 --> 03:49:46,986
اونها من رو به زمانی می بره که
،پاک و خالص بودم

2431
03:49:47,691 --> 03:49:48,988
.. خوب و شاد

2432
03:49:52,445 --> 03:49:56,871
.قبل از اینکه غمگین و گناهکار بشم

2433
03:49:58,493 --> 03:50:00,086
!الیسا! تو گناهکار نیستی

2434
03:50:01,079 --> 03:50:03,831
.یکی ممکنه غمگینت کرده باشه
!ولی گناهی نداری

2435
03:50:03,832 --> 03:50:07,553
!پدرو بیچاره من، اگه تو می دونستی

2436
03:50:09,879 --> 03:50:12,589
،اگه تو می دونستی که تحمل مرگ

2437
03:50:12,590 --> 03:50:15,719
!تشنگی برای خونی که وجود من رو شبها پر می کنه

2438
03:50:17,721 --> 03:50:20,816
خفه کردن آرزوی انتقام توی قلبم

2439
03:50:21,141 --> 03:50:23,851
،اینها همه جلوی تپش قلبم رو می گیره

2440
03:50:23,852 --> 03:50:26,895
.. یا من رو روزها بی حال می کنه

2441
03:50:26,896 --> 03:50:30,241
... تاریک ترین نا امیدی که خشم من رو ناتوان کرده

2442
03:50:33,903 --> 03:50:36,827
.این زندگی هست که من سالها دارم می کنم، پدرو

2443
03:50:38,241 --> 03:50:42,087
،ار وقتی که روزها رو از من دزدیدند

2444
03:50:42,746 --> 03:50:44,999
.و زندگی تنها برادرم رو گرفتند

2445
03:50:47,876 --> 03:50:48,718
..این مرد

2446
03:50:50,128 --> 03:50:51,380
همون مرد خارجیِ؟

2447
03:50:53,923 --> 03:50:56,927
.اونها راجع بهش حرف می زنند
... بهت گفتند

2448
03:50:57,802 --> 03:50:58,894
.مبهم

2449
03:50:59,387 --> 03:51:01,890
اونها گفتند که اون پرتقالیِ مثل تو؟

2450
03:51:02,766 --> 03:51:03,608
!نه

2451
03:51:06,519 --> 03:51:08,021
اسمش چیه؟

2452
03:51:08,938 --> 03:51:10,531
.اون چند تا اسم داره

2453
03:51:11,316 --> 03:51:14,026
الان، اون خودش رو آلبرتو دی ماگلاهاس معرفی کرده

2454
03:51:14,027 --> 03:51:15,778
،با وجود اصرار من

2455
03:51:15,779 --> 03:51:18,405
الیسا قاطع بود که اطلاعات بیشتری به من نده

2456
03:51:18,406 --> 03:51:21,200
در مورد داستان مبهمی که زندگی اون رو
.خراب کرده بود

2457
03:51:21,201 --> 03:51:23,035
،هنوز شب نشده بود

2458
03:51:23,036 --> 03:51:26,955
هر لحظه برای من روشن تر می شد که اون مرد

2459
03:51:26,956 --> 03:51:29,291
... سد راه و مانع عشق ماست

2460
03:51:29,292 --> 03:51:31,966
،وقتی روز شد، تصمیم رو گرفتم

2461
03:51:32,796 --> 03:51:36,215
من باید می رفتم لیزبون تا انتقام دوشز کلیتون رو بگیرم

2462
03:51:36,216 --> 03:51:38,344
... و همینطور انتقام مرگ تنها برادرش رو

2463
03:51:39,427 --> 03:51:42,429
برگشتم به قصرم، یه نامه از پرتقال برام رسیده بود

2464
03:51:42,430 --> 03:51:44,899
،که خبر مرگ مادرم رو نوشته بود

2465
03:51:45,600 --> 03:51:49,355
قربانی شیوع وبا شده بود که توی تمام
.کشور گسترده شده بود

2466
03:51:50,230 --> 03:51:54,441
این خبر هم آتش برگشتم رو تند تر کرد

2467
03:51:54,442 --> 03:51:57,036
.حالا توجیه دردآوری بود

2468
03:52:16,589 --> 03:52:17,681
بله؟

2469
03:52:17,966 --> 03:52:20,342
یه آقایی با یک ظاهر خارجی اومده

2470
03:52:20,343 --> 03:52:23,345
،و من بهش گفتم که شما کسی رو نمی پذیرید
.اما اون نشسته

2471
03:52:23,346 --> 03:52:27,226
.اون می گفت که فرستاده آرتور دی مونتفورتِ

2472
03:52:27,600 --> 03:52:29,193
... اسمش رو اینجا نوشته

2473
03:52:34,107 --> 03:52:36,030
چه شوخی بدی؟

2474
03:52:47,537 --> 03:52:50,962
شما فرستاده آرتور دی مونتفورت هستید؟

2475
03:52:52,125 --> 03:52:53,217
.بله

2476
03:52:54,544 --> 03:52:56,763
!آرتور دی مونتفورت

2477
03:52:57,130 --> 03:52:58,723
!اون نه سال پیش مرده

2478
03:52:59,507 --> 03:53:00,724
!درسته

2479
03:53:02,886 --> 03:53:05,981
!خب مگه از اون دنیا اومده باشی

2480
03:53:07,056 --> 03:53:08,979
اینجا از این اتفاقا نمی یوفته؟

2481
03:53:11,561 --> 03:53:14,064
.. اونجا مرده ها استراحت می کنند

2482
03:53:15,273 --> 03:53:18,152
... اینجا، مرده ها منتظر ساعت مرگشون هستند

2483
03:53:21,070 --> 03:53:25,871
من اومدم تا طلب مرگ آرتور دی مونتفورت رو بگیرم

2484
03:53:26,534 --> 03:53:29,913
.جوابم رو می تونی با یک اسلحه تو دستت بدی

2485
03:53:32,040 --> 03:53:33,041
!طلب

2486
03:53:39,422 --> 03:53:40,674
با چه حقی؟

2487
03:53:45,428 --> 03:53:47,977
.تو احتمالاً هیچ وقت آرتور بیچاره رو نمی شناختی

2488
03:53:51,226 --> 03:53:55,072
تو نمی تونستی بیشتر از ده سال داشته باشی
... اون موقع که اون مرد

2489
03:53:58,066 --> 03:53:59,909
،اما احتمالاً از خواهرش شنیدی

2490
03:54:01,861 --> 03:54:03,363
،الیسا دی مونفورت

2491
03:54:06,324 --> 03:54:07,997
.. دوشز کلیتون

2492
03:54:11,955 --> 03:54:13,081
اشتباه می کنم؟

2493
03:54:14,207 --> 03:54:18,587
.من مجبور نیستم که در مورد آشنایی های شخصی ام حرف بزنم

2494
03:54:20,588 --> 03:54:22,590
.من دارم می گم که چرا اومدم

2495
03:54:23,716 --> 03:54:25,968
.. من حق انتخاب اسلحه رو بهت می دم

2496
03:54:25,969 --> 03:54:27,095
.و منتظر جوابتون می مونم

2497
03:54:28,263 --> 03:54:29,014
!خیلی خوبه

2498
03:54:31,849 --> 03:54:33,396
!اگه سماجت کنی

2499
03:54:36,729 --> 03:54:39,232
.می تونم برات شاهد بفرستم

2500
03:54:41,109 --> 03:54:44,534
.فقط ادرست رو به من بده

2501
03:54:46,281 --> 03:54:49,000
.. روی کارتی که براتون فرستادم نوشته

2502
03:54:51,536 --> 03:54:56,918
.. اسیدرو، هتل خوبیه! انتخابت عالیه

2503
03:55:19,397 --> 03:55:20,444
!بیا اینجا

2504
03:58:39,347 --> 03:58:40,439
!تفنگ ها

2505
03:58:41,474 --> 03:58:43,897
،هیچ کدوم از ما جراحتی برنداشته بود

2506
03:58:43,898 --> 03:58:46,988
با وجود اینکه من اصرار و کینه من برای ایستادگی آلبرتو بود

2507
03:58:47,271 --> 03:58:50,115
.. تصمیم گرفتیم که با تفنگ ادامه بدیم

2508
03:59:19,387 --> 03:59:20,934
،متأسفم دوست من

2509
03:59:23,558 --> 03:59:26,402
.نمی تونه تیراندازی تو مثل شمشیربازیت باشه

2510
03:59:31,899 --> 03:59:34,322
.یکی از ما از اینجا زنده بیرون می ره

2511
03:59:36,654 --> 03:59:38,201
فکر بدی نیست؟

2512
03:59:43,411 --> 03:59:44,754
.در تئوری، بله

2513
03:59:47,039 --> 03:59:51,761
.من نمی تونم از کاری که شروع کردم منصرف بشم

2514
03:59:54,964 --> 03:59:56,798
من مجبورم که یه پیشنهادی کنم

2515
03:59:56,799 --> 03:59:58,972
.که به جای اسلحه از اون استفاده کنیم

2516
03:59:59,844 --> 04:00:01,141
.نمی فهمم

2517
04:00:02,680 --> 04:00:03,897
... می فهمی

2518
04:00:07,059 --> 04:00:09,728
من دارم راجع به پول باهات حرف می زنم

2519
04:00:09,729 --> 04:00:11,447
.که از طریق پدر دنیس، باید به نو برسه

2520
04:00:13,816 --> 04:00:15,534
مال من؟

2521
04:00:17,695 --> 04:00:19,493
پدر دنیس .. رو می شناسی؟

2522
04:00:21,741 --> 04:00:23,493
... عجیبه، یه چیزایی  تو زندگی

2523
04:00:25,077 --> 04:00:26,329
.پدر دنیس رو می شناختم

2524
04:00:28,706 --> 04:00:30,800
.و تو رو هم می شناسم، دون پدرو

2525
04:00:33,461 --> 04:00:35,509
.. من در زمان تولد تو دیدمت

2526
04:00:46,724 --> 04:00:48,226
.. من ترسیدم نجیب زاده عزیز

2527
04:00:51,354 --> 04:00:55,109
.. من فکر می کنم باید دستور رو عوض کنیم

2528
04:00:58,611 --> 04:01:01,535
..من دارم بر خلاف شجاعتم حرف می رنم

2529
04:01:04,492 --> 04:01:05,209
و بهش چیزهای رو گفتم

2530
04:01:06,661 --> 04:01:11,508
.که در مورد ادامه دوئل نظرش رو تغییر بده

2531
04:01:13,125 --> 04:01:17,926
اگه اون موافق باشه، من تاریخ دوئل رو
.به زمان دیگه ای نغییر می دم

2532
04:01:26,931 --> 04:01:29,025
.. اگه من به این بخش توجه نکنم

2533
04:01:31,060 --> 04:01:33,279
.. نه. به هیچ وجه

2534
04:01:33,813 --> 04:01:35,281
این درست نیست، آقابون؟

2535
04:01:48,953 --> 04:01:50,671
.از اینجا برو، دون پدرو

2536
04:01:51,539 --> 04:01:53,712
.بکهو احساس کردم که گم شدم

2537
04:01:54,333 --> 04:01:57,507
،انگار یک بار دیگه شدم ژائو توی مدرسه پدر دنیس

2538
04:01:57,795 --> 04:02:00,639
قبل از اینکه مادرم رو پیدا کنم و
اسم و شجره بگیرم

2539
04:02:01,799 --> 04:02:04,973
یک عروسک خیمه شب بازی با دستان بسته

2540
04:02:05,302 --> 04:02:07,646
.. که طلب بخشش از دیگران می خواد

2541
04:02:08,472 --> 04:02:12,602
نمی دونستم چی کار کنم یا چه
تصمیمی بگیرم

2542
04:02:58,397 --> 04:03:01,649
همه چیزهایی که اون به من گفته بودف متقاعدم کرد

2543
04:03:01,650 --> 04:03:04,779
که اون کسی هست که لحظه به لحظه از من خبر داره

2544
04:03:05,112 --> 04:03:08,207
از شفاعت پدر دنیس برای حفظ زندگیِ من

2545
04:03:08,532 --> 04:03:11,159
تا نقشی که برای آلبرتو بازی کردم

2546
04:03:11,160 --> 04:03:15,131
.. در دفاع از آبروی مادرم در برابر تهمت ها

2547
04:03:16,123 --> 04:03:19,667
،اما با وجود اینکه اصرار من
اون رو وادار به افشای راز کرد

2548
04:03:19,668 --> 04:03:23,923
از شانسی که داشت راجع به حقی حرف
.رد که برای پدر دنیس بود

2549
04:03:31,138 --> 04:03:34,563
.من الیسا دو مونتفورت رو دز پاریس دیدم

2550
04:03:37,520 --> 04:03:41,400
در اون لحظه هیچ چیزی نمی تونست
.هوس من رو سرکوب کنه

2551
04:03:45,653 --> 04:03:49,408
اون تاره همسرش رو از دست دارده بود و
.خواستگارهای زیادی داشت

2552
04:03:50,199 --> 04:03:52,826
اون، تو اون روزها، زن خطرناکی بود

2553
04:03:52,827 --> 04:03:55,954
کسی که جوری که می خواست با زندگیت بازی می کرد

2554
04:03:55,955 --> 04:03:59,380
و ضربه عشقی زیادی به چند تا مرد زده بود

2555
04:04:00,084 --> 04:04:01,802
.و چند تا زن

2556
04:04:02,169 --> 04:04:04,763
.اون 6 نفر رو برای دوئل تحریک کرده بود

2557
04:04:05,548 --> 04:04:09,303
اون غیر قابل رقابت بود

2558
04:04:10,803 --> 04:04:15,684
اون بازی بیهوده رو شروع کرده بود و در آخر
.. هم مثل یک هرزه تموم شد

2559
04:04:17,184 --> 04:04:25,184
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

2560
04:04:47,089 --> 04:04:48,636
چیزی می خواستین از من؟

2561
04:04:49,383 --> 04:04:51,135
.من در خدمتم

2562
04:04:51,719 --> 04:04:55,519
فقط، من شنیدم که هر مردی قیمتی داره

2563
04:04:56,098 --> 04:04:57,600
تو این رو باور داری؟

2564
04:04:58,225 --> 04:04:59,693
بله، باور دارمو

2565
04:05:00,603 --> 04:05:02,150
کجاش خنده داره؟

2566
04:05:02,730 --> 04:05:06,232
بناپارت هم اینجوری فکر می کرد که
.هیچی براش خوب پیش نرفت

2567
04:05:06,233 --> 04:05:07,655
.من راجع به سیاست صحبت نمی کنم

2568
04:05:07,656 --> 04:05:08,735
.جنگ نبودی

2569
04:05:08,736 --> 04:05:10,111
.خیلی کم

2570
04:05:10,112 --> 04:05:11,284
خب، پس راجع به چی حرف بزنیم؟

2571
04:05:11,989 --> 04:05:13,865
.من درمورد تجارت حرف می زتم

2572
04:05:13,866 --> 04:05:15,083
.و عشق

2573
04:05:15,367 --> 04:05:17,410
بله .. عشق

2574
04:05:17,411 --> 04:05:19,996
منظورت اینه که بگم منم قیمت دارم؟

2575
04:05:19,997 --> 04:05:21,340
.بله مادام

2576
04:05:21,916 --> 04:05:23,293
چند؟

2577
04:05:23,626 --> 04:05:25,001
.پنجاه هزار

2578
04:05:25,002 --> 04:05:28,381
آره؟
... این فقط پول یک روزه

2579
04:05:29,757 --> 04:05:31,174
.یک شب

2580
04:05:31,175 --> 04:05:32,392
.یکصد هزار

2581
04:05:32,393 --> 04:05:33,681
هشتاد

2582
04:05:34,386 --> 04:05:35,558
!قبول

2583
04:05:36,138 --> 04:05:38,812
.من امروز بعدازظر قرارداد رو می فرستم

2584
04:05:39,183 --> 04:05:42,268
حتی الان، من از خودم می پرسم که
اون چرا قبول کرد

2585
04:05:42,269 --> 04:05:44,562
که پا توی یک بازی واقعی بذاره

2586
04:05:44,563 --> 04:05:46,565
.با صرفاً برای پول بود

2587
04:05:48,150 --> 04:05:51,780
.من قرارداد رو براش نوشتم و فرستادم

2588
04:05:53,656 --> 04:05:56,125
.. اون شب اومد توی اتاق هتل من

2589
04:06:12,591 --> 04:06:14,013
.لطفاً بشینید، مادام

2590
04:06:23,060 --> 04:06:24,937
.قرارداد. امضا کن

2591
04:07:33,505 --> 04:07:36,007
،اون قرارداد رو امضا کرد و برگردوند

2592
04:07:36,008 --> 04:07:38,885
صبح روز بعد با 80 هزار فرانک

2593
04:07:38,886 --> 04:07:40,888
.رفت که من توی کیفش گذاشته بودم

2594
04:07:43,432 --> 04:07:44,979
.بازی اینجا باید تموم می شد

2595
04:07:48,771 --> 04:07:50,899
،اما شب بعد هم برگشت

2596
04:07:53,525 --> 04:07:55,118
،و شب بعد از اون

2597
04:07:55,903 --> 04:07:57,371
... و شب بعدش

2598
04:08:00,199 --> 04:08:04,420
.بعد از یک هفته اون خواست که پولم رو برگردونه

2599
04:08:05,954 --> 04:08:08,831
،برای اون این بازی طولانی تر بود

2600
04:08:08,832 --> 04:08:11,961
.من جدی شدم ... طردش کردم

2601
04:08:14,171 --> 04:08:15,172
،اون موقع

2602
04:08:17,049 --> 04:08:19,893
.. جدی ترین چیز ابن بازی دقیق بود

2603
04:08:21,804 --> 04:08:23,647
.من هتلم رو عوض کردم، پیدام کرد

2604
04:08:24,848 --> 04:08:27,809
،ازش خواستم که دنبالم نیاد

2605
04:08:27,810 --> 04:08:30,063
،و اون 80 هزار فرانک برام گذاشت روی میز رزرو هتل

2606
04:08:30,064 --> 04:08:34,158
.با یک نوشته که هیچ وقت نخوندمش
،و برش گردوندم

2607
04:08:35,567 --> 04:08:38,946
اون موقع شبونه به یک مسافرخونه
.مبهم رفتم

2608
04:08:43,325 --> 04:08:44,872
!صبر کن، لطفاً

2609
04:08:53,961 --> 04:08:55,554
.از اینجا پیاده می رم

2610
04:09:43,135 --> 04:09:46,435
در کمال ناامیدی، برادرش رو فرستاده بود

2611
04:09:48,056 --> 04:09:49,433
آرتور دی مونتفورتف

2612
04:09:50,267 --> 04:09:52,810
و از اون زمان، مرتب کسانی رو می فرسته

2613
04:09:52,811 --> 04:09:55,897
،که براش هیچ اهمیتی ندارند
.با هدف انتقام

2614
04:09:55,898 --> 04:09:59,368
آخرین دفعه، اون خودش اومد من می دونستم که میاد

2615
04:09:59,651 --> 04:10:02,871
.. تشنه انتقام که تنها دلیل زندگیش بود

2616
04:10:06,283 --> 04:10:09,285
و سر قبرش، من حتی نتونستم برای
،مادرم گریه کنم

2617
04:10:09,286 --> 04:10:11,454
کسی که من مدت کوتاهی از زندگیش
،باهاش بودم

2618
04:10:11,455 --> 04:10:14,916
،آنگیلا دیلیما، کنتس یانتا باربارا

2619
04:10:14,917 --> 04:10:19,086
توی همون قبرستون بی نام و نشان
خفته بود با کمال بدبختی

2620
04:10:19,087 --> 04:10:21,636
.. قربانی مثل خودش، از شیوع وبا

2621
04:10:22,174 --> 04:10:23,925
کسی اینجاست؟

2622
04:10:23,926 --> 04:10:26,224
.اسم اون هیچ جا دیده نمی شد

2623
04:10:28,472 --> 04:10:29,644
می تونم کمکت کنم؟

2624
04:10:31,058 --> 04:10:32,310
.. آقا، خواهش می کنم

2625
04:10:39,107 --> 04:10:42,077
ما توی قسمت شرقی گورستان هستیم؟

2626
04:10:43,445 --> 04:10:47,075
.بله... ما درست همونجاییم

2627
04:10:47,950 --> 04:10:49,202
.خیلی ممنونم

2628
04:10:50,118 --> 04:10:53,292
.. من دنبال قبر دخترم می گردم

2629
04:10:55,457 --> 04:10:56,674
آرامگاه؟

2630
04:10:57,459 --> 04:11:01,009
.دوستم به من اطمینان داده که حتماً آرامگاهی داره

2631
04:11:01,880 --> 04:11:05,305
.. دوستم می گفت که با شکوه ترین مراسم ختم رو داشته

2632
04:11:07,135 --> 04:11:08,387
من نمی تونم ببینم

2633
04:11:09,471 --> 04:11:13,474
،با آخرین پولی که برام مونده بود

2634
04:11:13,475 --> 04:11:16,604
... این ارامگاه رو ساختم

2635
04:11:17,479 --> 04:11:20,904
می تونی اینجا رو برام توصیف کنی؟

2636
04:11:21,483 --> 04:11:23,030
قسنگه، نه؟

2637
04:11:25,112 --> 04:11:27,285
.. نمی دونم اگه بتونم می گم

2638
04:11:29,366 --> 04:11:33,291
.من مارکوس مونتزلوس هستم
اسم تو چیه؟

2639
04:11:36,790 --> 04:11:39,213
... من یه دانش آموز ساده هستم، مارکوس

2640
04:11:40,377 --> 04:11:43,129
.. مادرم مرده و اومدم ببینمش

2641
04:11:43,130 --> 04:11:46,225
مادر تو هم آرامگاه داره، درسته؟

2642
04:11:47,509 --> 04:11:51,059
... نه، مارکوس. مادر من توی قبرستان عمومی دفن شده

2643
04:11:52,180 --> 04:11:53,477
.زن بیچاره

2644
04:11:55,058 --> 04:11:57,527
ممکنه بگی که من چه پدر بدی هستم؟

2645
04:11:58,270 --> 04:11:59,613
.نه، نیستم

2646
04:12:00,939 --> 04:12:06,537
من برای خودم کسی بودم ولی همینطور
،که می بینی، الان افتادم به گدایی

2647
04:12:08,155 --> 04:12:11,375
،و حالا که ما داریم با هم حرف می زنیم

2648
04:12:11,783 --> 04:12:14,411
میشه محض رضای خدا یه سکه کوچیک به من بدی؟

2649
04:12:16,663 --> 04:12:17,789
.. البته

2650
04:12:19,958 --> 04:12:21,210
.. خیلی ممنونم

2651
04:12:21,211 --> 04:12:23,962
.. مارکوس، دوستت منتظرته

2652
04:12:28,175 --> 04:12:29,051
.مارکوس بیچاره

2653
04:12:31,553 --> 04:12:33,304
.. اون عقلش رو از دست داده

2654
04:12:33,305 --> 04:12:34,602
.. تصادف

2655
04:12:35,182 --> 04:12:36,557
تصادف کرده؟

2656
04:12:36,558 --> 04:12:40,404
.. تصادف که نه
.. در واقع خودکشیِ نافرجام

2657
04:12:42,064 --> 04:12:43,782
.. دخترش بی آبرو شد

2658
04:12:45,067 --> 04:12:50,665
.. زندگی همینه، یک تراژدیِ بزرگ

2659
04:12:53,075 --> 04:12:55,624
اون تیرش به خطا رفت

2660
04:12:57,829 --> 04:13:00,207
.نتونست خودش رو بکشه، اما کور شد

2661
04:13:00,957 --> 04:13:05,838
اون این طرف و اون طرف می چرخه و
.مردم دلشون براش می سوزه

2662
04:13:07,839 --> 04:13:11,810
و وقتی می فهمن که مارکوسِ و اینطوری
.شده، بهش پول می دن

2663
04:13:12,969 --> 04:13:15,017
.. با گدایی زنده می مونه

2664
04:13:17,099 --> 04:13:18,225
،حتی توی داستانها هم

2665
04:13:18,600 --> 04:13:20,227
.به ننگ و بی آبرویی اهمیت داده نمی شه

2666
04:13:22,104 --> 04:13:23,321
و آرامگاه؟

2667
04:13:23,605 --> 04:13:27,030
.. آرامگاهی وجود نداره
.. این رو مارکوس از خودش درآورده

2668
04:13:29,236 --> 04:13:30,738
مانوئل، کجایی؟

2669
04:13:31,238 --> 04:13:33,366
.اینجام، مارکوس

2670
04:13:34,741 --> 04:13:36,539
!الان میام

2671
04:13:37,369 --> 04:13:39,087
.. من رو ببخشید

2672
04:14:37,179 --> 04:14:41,309
.شنیدم که حال آلبرتو دی ماگلاهاس عالیه

2673
04:14:43,477 --> 04:14:45,696
.تو جرات نداشتی عزیزم

2674
04:14:47,439 --> 04:14:50,318
..و من، بهت لطمه نمی زنم

2675
04:15:04,581 --> 04:15:06,504
زندگی من مدت زیادی بدون احساس نموند

2676
04:15:07,209 --> 04:15:11,635
،تنها فکری که می کردم ناپدید شده بود
.من خودم رو سریع گم کردم. کاملاً

2677
04:15:11,963 --> 04:15:13,510
.. و بدون هیچ ردپایی

2678
04:15:16,009 --> 04:15:19,388
،من یه قایق گرفتم که من رو به تانگیر ببره

2679
04:15:20,347 --> 04:15:23,977
.و با خودم تنها چند سکه در جیبم رو بردم

2680
04:15:26,853 --> 04:15:29,104
یکی به زودی می فهمید که این سخت نبود

2681
04:15:29,105 --> 04:15:30,982
،که از دید دیگران ناپدید شی

2682
04:15:31,358 --> 04:15:34,328
اما چشمان ما به دنبال چیزی که به
.اون تعلق داره باید بره

2683
04:15:37,155 --> 04:15:41,001
،من به صورت اتفاقی به مسافرت می رفتم
بدون مقصد، خودم رو گم کردم

2684
04:15:42,911 --> 04:15:44,128
،نمی دونم چطور

2685
04:15:44,412 --> 04:15:46,255
اما آلبرتو ماگلاهاس

2686
04:15:46,256 --> 04:15:47,873
.هیچ وقت من رو گم نکرد

2687
04:15:47,874 --> 04:15:51,219
.و به پول فرستادنش برای من ادامه می داد

2688
04:15:54,422 --> 04:15:56,891
.و بالاخره پام به اینجا رسید

2689
04:15:58,510 --> 04:16:00,512
.فکر نمی کنم بتونم آبنده ای داشته باشم

2690
04:16:01,638 --> 04:16:04,312
.شرایطم بهم اجازه نمی داد که فریب بخورم

2691
04:16:05,433 --> 04:16:06,517
،معذرت می خوام

2692
04:16:06,518 --> 04:16:10,944
می تونید به من بگید که کجا
یک مسافرخونه دور از شهر می تونم پیدا کنم؟

2693
04:16:11,815 --> 04:16:16,992
.زیاد آسون نیست. بیشتر مسافرخونه ها داخل شهر هستند

2694
04:16:19,281 --> 04:16:22,330
.پس من مجبورم یه چهار دیواری پیدا کنم

2695
04:16:44,055 --> 04:16:46,023
.اینم یه چهار دیواری

2696
04:16:47,309 --> 04:16:48,356
.ممنون

2697
04:18:55,186 --> 04:18:58,565
من الان پنجاه سال دارم و نمی دونم که چه کسی بودم

2698
04:19:04,863 --> 04:19:08,743
بعضی وقتها، اونها فکر می کنند من پسر پدر دنیس هستم

2699
04:19:11,369 --> 04:19:13,588
.من نمی دونم به اونها چی بگم

2700
04:19:17,625 --> 04:19:19,548
.. همه اسم فامیل دارند

2701
04:19:21,463 --> 04:19:25,764
.. چهار تا، پنج تا، حتی بیشتر

2702
04:19:30,221 --> 04:19:31,768
.من فقط "ژوا" هستم

2703
04:19:39,397 --> 04:19:40,865
،نه مثل دیگران

2704
04:19:45,111 --> 04:19:50,163
،من دیگه سفر نمی رم

2705
04:19:51,618 --> 04:19:55,088
نه تعطیلاتی، نه خانواده ای

2706
04:19:56,588 --> 04:20:04,588
سینمافریک در همه پلتفرم ها همراه شما. با اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید, مک, لینوکس و اندرویدتیوی, دنیایی از فیلم و سریال در دستان شما.

2707
04:20:06,758 --> 04:20:10,979
.. من نمی دونم چقدر طول کشید تا بهوش اومدم

2708
04:20:13,306 --> 04:20:16,276
.. و تونستم دوباره چشمام رو باز کنم

2709
04:20:21,147 --> 04:20:23,115
.من فکر می کنم همه اینها رویا بود

2710
04:20:43,795 --> 04:20:51,475
.. دون آنتونیو

2711
04:20:58,810 --> 04:21:00,278
.کمکش کن درست بخوابه

2712
04:21:08,361 --> 04:21:09,908
!پدر دنیس

2713
04:21:14,200 --> 04:21:15,292
.اون سرده

2714
04:21:17,994 --> 04:21:37,994
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]
